صورتی از نقد ادبی که ناظر به کشف و تحلیل الگوی کهن موضوعات، مضمونها و شخصیتها در شعر و نثر است. این رویکرد به ادبیات مبتنی بر این اندیشه است که روایات برطبق الگوی کهن ساختاربندی میشوند و شکل میگیرند: شخصیتها و پیرنگ روایت تا آنجا اهمیت دارند که به شخصیت یا الگویی کهن، تلمیح داشته باشند و یا ناظر به طرحهایی باشند که به کرّات در تاریخ حیات انسانی تکرار شده باشند؛ برای مثال، منتقد کهنالگو در بررسی داستان کترین ان پورتر با عنوان «ارغوان پرگل» متوجه میشود که این داستان انعکاس و برگردان طنزگونهای از افسانه سنتی مسیحی یهودای اسخریوطی است. نقد کهنالگو با انتشار اثر چندجلدی «شاخه طلایی» (The Golden Bough) اثر باستانشناس و فرهنگنگار انگلیسی جیمز، جی. فریزر آغاز شد. نظریههای کارل یونگ روانشناس نیز به مبانی این نقد کمک کرد. سایر آثار مهم درباره این نقد «کهنالگوها در شعر» (Archetypal Patterns in Poetry, 1934)؛ اثر مود باکینو «کالبدشناسی نقد ادبی» (Anatomy of Criticism, 1957) اثر نورتروپ فرای نام دارند.