[یونانی آنantanáklasis، به معنای انعکاس، پژواک) این واژه در دو یا چند معنا بهکار میرود از جمله دو سطر پایانی شعری از رابرت فراست تحت عنوان«توقف در جنگل در شبی که برف میبارید» (Stopping by Woods on a Snowy Evening): The woods are lovely, dark, and deep, But I have promises to keep, And miles to go before I sleep, And miles to go before I sleep. «جنگل دوستداشتنی، تاریک و بیانتهاست، اما من باید به راه ادامه دهم؛ و پیش از آنکه خواب بر من مستولی شود فرسنگها بپیمایم؛ و پیش از آنکه خواب بر من مستولی شود فرسنگها بپیمایم.» خواب اول به معنای همان استراحت شبانه است و خواب دوم به معنای مرگ است.