جنبش اجتماعی و ادبی امریکایی که در دهة 1950 آغاز شد و مرکز آن جمعیتهایی از هنرمندان غیرسنتی و تکرو بود که در نورث بیچِ سنفرانسیسکو، ونیس وستِ کالیفرنیای جنوبی و گرینویچ ویلیجِ نیویورکسیتی گرد هم آمده بودند. هواداران این جنبش خود را «بیت» نامیدند (در اصل به معنی «دلزدگی، ذلهشدگی»، اما بعدها دارای معنای ضمنی مرتبط با موسیقی یعنی معنویت «فرخنده» و معانی دیگر نیز شد) و بهطور تمسخرآمیزی «بیتنیکس» (جوانان عصیانگر یا هیپی) نامیده شدند که ازخودبیگانگی آنها از جامعة عرفی و «سنتی» اغلب با انتخاب لباس متحدالشکل، لباس پاره و ژنده، رفتارهای «سرد»- وانهاده، تنها، مسخره، عجیب – و «هیپ» واژهای که از موزیسینهای جاز اقتباس شده است، بیان میشد؛ آنها معمولاً نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی بیتفاوت بودند و از آزادی فردی، تزکیه و روشنگری با تشدید حس آگاهی که میتواند از طریق مواد مخدر، جاز، سکس و یا اصول فلسفة ذن بودیسم ایجاد شوند، حمایت و دفاع میکردند. شاعران بیت - شامل گرگوری کورسو، لارنس فرلینگتی، الن گینزبرگ، گری سنایدر، و فیلیپ والن - برای آزاد کردن شعر از تکلف و تصنع آکادمیک و بازگرداندن آن به زبان عموم مردم تلاش میکردند. شعر آنها غالباً بینظم و در آن حرفهای زشت و رکیک بسیار زیادی وجود داشت، اما گاهیاوقات همچون شعر «فریاد» (Howl, 1956)، اثر گینزبرگ، کاملاً قوی و تکاندهنده بود. گینزبرگ و دیگر شخصیتهای مهم این جنبش، همچون جک کرواکِ رماننویس از نگارشی آزاد و بدون ساختار دفاع میکرد که در آن تفکرات و احساسات بدون برنامه یا بازنگری «به منظور انتقال حس آنی تجربه» بیان میشد، رویکردی که منجر به تولید اطاله کلامهای نامنظم و غیرمنسجم بهوسیلة تعدادی از مقلدینشان میشد. تا 1960 جنبش بیت راه را برای پذیرش نویسندگان غیرارتدوکس و کسانی که قبلاً به آنها توجه نشده بود، هموار کرده بود از آن جمله بَلک ماونتن و ویلیام باروزِ رماننویس.