دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

آماتِراسو

نویسنده
چکیده
شکل کامل آن آماتراسو اومیکامی («خدای بزرگ روشنی‌بخش آسمان») در اساطیر ژاپنی، خدای آسمانی خورشید که خاندان امپراتوری ژاپن ادعا دارند از نسل او هستند، و همچنین یک خدای مهم شینتو. او از چشم چپ پدرش، ایزاناگی، به‌ دنیا آمد و از سوی او ریاست تاکاماگاها (دشت آسمانی بلندمرتبه)، جایگاه همه کامی‌ها (خدایان) را به‌عهده گرفت. یکی از برادران او سوسانو، خدای توفان، فرستاده شد تا بر عرصه دریا حکومت کند. سوسانو قبل از عزیمت، به حضور خواهرش رفت تا از او اجازه بگیرد. آنها از روی حسن نیّت به این شکل بچه‌دار شدند، آماتراسو با جویدن و تف‌کردن تکه‌هایی از شمشیری که سوسانو به او داد و سوسانو با انجام همین کار در مورد جواهرات آماتراسو. بعد از این کار، سوسانو گستاخانه رفتار کرد؛ او تقسیمات مزرعه‌های برنج را بر هم زد، محل زندگی خواهرش را آلوده و بی‌حرمت کرد و سرانجام یک اسب شلاق‌خورده را به داخل تالار بافندگی خواهرش انداخت. آماتاراسو، که خشمگین شده بود، به نشانه اعتراض به درون غاری رفت و جهان تیره و تار شد.
خدایان دیگر با هم شور کردند تا بفهمند چگونه باید او را به بیرون آمدن از غار راضی کرد. آنها خروس‌هایی جمع‌آوری کردند که سحرگاه می‌خواندند و آینه‌ای را بر درختی مقابل غار آویزان کردند. ایزدبانو امنوزوم شروع به رقصیدن کرد و در این رقص تقریباً، نیمه‌عریان شد و چنان خدایان جمع‌شده در آنجا را سر ذوق آورد که آنها قهقهه زدند. آماتراسو کنجکاو شد که بداند چگونه خدایان می‌توانند با وجود فرورفتن جهان در ظلمت، خوشحال باشند. به او گفته شد که بیرون از غار، خدایی نورانی‌تر از او وجود دارد. او به بیرون نگاهی انداخت. تصویر خود را در آینه دید، بانگ خروس‌ها را شنید و به این شکل از غار بیرون آمد.