[یونانی آن allēgoría، مشتقی از allēgoreîn، صحبت کردن به صورت تلویحی، گرفته شده از állos به معنی دیگر + ēgorein به معنی صحبت کردن] یک روایت داستانی کموبیش نمادین که یک معنای (یا معانی) ثانویه را منتقل میکند و این معنا بهطور روشن در دلالت تحتاللفظی روایت بیان نشده است. تمثیل قالبهایی همچون حکایت اخلاقی، مثل، و قصه اشیاء بیجان (apologue) را شامل میشود و ممکن است که رویکردی ادبی یا تفسیری داشته باشد. تمثیلهای ادبی نوعاً موقعیتها، وقایع یا اندیشههای انتزاعی را با بهرهگیری از اشیاء، افراد، عملها یا عکسالعملها ارائه میکنند. نویسندگان متقدم همچون افلاطون، سیسرو، آپولیوس و آگوستین از تمثیل استفاده میکردند، اما این قالب بهویژه در روایتهای طولانی قرون اوسطا رواج داشت. احتمالاً تأثیرگذارترین تمثیل این دوره «رمان رز» (Roman de la Rose) است. شعر دیگری با عنوان «نگاه رویایی»(Dream Vision) از صنعت تمثیلی «تشخیص» بهره میگیرد (که در آن یک شخصیت داستانی-برای مثال، در این مورد، دلباخته – به شکلی شفاف نماد یک مضمون یا نوع است). همچون بسیاری از انواع دیگر تمثیل در «تشخیص» سیر وقایع روایت، نماینده موضوعی است که بهصورت مستقیم بیان نمیشود. چیدهشدن گل رز قرمز به دست دلباخته در پایان داستان، نشاندهنده این موضوع است که دلباخته سرانجام معشوقش را به چنگ میآورد. دیگر نمونههای قابل توجه از تمثیل تشخیص عبارتانداز: «سفر زائر» (Pilgrim’s Progress) اثر جان بانیان و نمایشنامه اخلاقی قرون وسطایی «همهکس» (Everyman). در این تمثیلها، تجسم آشکار جنبههایی از طبیعت بشری و مفاهیم انتزاعی با استفاده از شخصیتهایی همچون دانش، زیبایی، قدرت و مرگ در نمایشنامه همهکس و مکانهایی همچون بازار مکاره و باتلاق نومیدی در سفر زائر نمونههایی از صنعت تمثیل تشخیص هستند. نوع دیگری از تمثیل، تمثیل نمادین است که در آن یک شخصیت یا شیء، صرفاً ابزار مشخصی برای بیان یک اندیشه نیست، بلکه صرفنظر از پیامی که منتقل میکند هویتی مستقل یا استقلال روایی دارد؛ برای مثال در «کمدی الهی» (Divine Comedy) دانته، شخصیت ویرژیل هم نام مؤلف سرشناس کتاب انهئید است و هم نماد قوه تفکر بشری. شخصیت بئاتریس نام زنی از آشنایان دانته و همچنین نماد مفهوم وحی الهی است. تمثیل نمادین، که از قصه حیوانات تا حکایات پیچیده و چندلایهای را شامل میشود، مکرراً برای توصیف اوضاع سیاسی و تاریخی استفاده شده و مدتها ابزار هجو بوده است؛ برای مثال جان درایدن در هجو منظوم «ابسلم و اکیتفل»(Absalom and Achitophel) با استفاده از ابیات حماسی، داستانی از کتاب مقدس را نقل میکند که تصویری نمادین از سیاستمدارانی است که تلاش میکنند تاج و تخت انگلستان را به فردی غیرمنتخب بسپارند. نمونه جدید از تمثیل سیاسی «قلعه حیوانات» (Animal Farm) اثر جورج اورول است که در قالب داستان حیواناتی که یک مزرعه را از مالکیت صاحب خود که انسان است خارج میکنند، سرخوردگی نویسنده را از پایان انقلاب بلشویک بیان میکند و نشان میدهد که چگونه یک نظام حکومتی مستبد در روسیه به شکل بیرحمانه، جانشین نظام مستبد پیش از خود میشود. ممکن است که تمثیل، فرایند تفسیری را شامل شود و مجزا از فرایند آفرینش متن باشد؛ یعنی واژه تمثیل میتواند به سبک خاصی از خوانش متن اشاره کند که در آن شخصیتها و روایت یا جزئیات توصیفی بهوسیله خواننده بهمنزله استعارهای پیچیده در مورد چیزی خارج از خود داستان قلمداد میشوند؛ برای مثال، در گذشته، پدران مقدس کلیسا یک شیوه سه لایه (و بعدها چهار لایه) برای تفسیر متون به کار میبردند که معانی تحتاللفظی، اخلاقی، و روحانی را دربر میگرفت. یک نمونه از چنین تفاسیر، خوانش نوعشناختی عهد عتیق است که در آن، شخصیتها و وقایع به صورت نمایش پیشین شخصیتها و وقایع عهد جدید قلمداد میشوند. نیز نکFABLE، PARABLE