مجموعهای از آبزیان دارای رفتارهای مخاطرهآمیز برای سلامت و حیات بشر و با پراکنش در آبهای خلیج فارس و دریای عمان.گونههای متعدد جانوری در خلیج فارس و دریای عمان نظیر انواع کوسهماهیان، سفرهماهیان و همچنین انواع ماهیان استخوانی سمی در کنار بیمهرگان دریایی نظیر اسفنجها و مرجانها، کرمها، نرمتنان و سختپوستان در زمرة انواع جانوران خطرناک دریایی محسوب میشوند (Bruce and Halstead, 1980: 22-189; Abu Shelebi et al., 1985: 11-35؛ حسینزاده صحافی، 1380: 145-35). بنابراین، ساحلنشینان، فعالین بخشهای اقتصادی، نظامی و گردشگری طبیعی در معرض آسیبهای احتمالی قرار دارند؛ چرا که تجاوز به قلمروی زیستی اینگونه جانوران دریایی پرخاشگری و حمله آنها را در پی دارد. برخی گزارشها حاکی از مرگ سالانه 10 نفر بر اثر سم ناشی از نیش نوعی حلزون مخروطی دریایی و 200 نفر در اثر برخورد با هشتپا و خوردن ماهیها و صدفهای آلوده به ترکیبات سمی است(Shukla and Tyagi, 2002: 27-29).
پرورش مصنوعی آبزیان در سواحل خلیج فارس و دریای عمان. پرورش ماهی در دنیا از قدمتی بیش از 3000 سال برخوردار است. پرورش انواع آبزیان از اواخر دهه 1970م. بهسبب کاهش نرخ رشد صید از دریاها، بهصورت روزافزون مورد توجه قرار گرفت. آبزیپروری طی دهه 2009-1990م. بدون در نظر گرفتن گیاهان آبزی از رشد سالیانه 5 تا 10 درصد برخوردار بوده است.
مجموعهای از صخرهها و ساختارهای آهکی بهوجود آمده از تجمع و فشردگی ترشحات کربنات کلسیمی ناشی از فعالیتهای زیستی انواع مرجانها در خلیج فارس. وجود آبسنگهای مرجانی در بسیاری از آبهای اقیانوسی و دریاهای بزرگ نظیر خلیج فارس و دریای عمان منشأ تشکیل سازههای رسوبی متنوع تحت عنوان تپههای مرجانی است. بالاترین تنوع زیستی در مناطق و زیستگاههای مرجانی ثبت شده است. منطقه آسیای جنوب شرقی بهعنوان مرکز تنوع زیستی مرجانها حداقل 700 گونه مرجانی دارد. حدود 230 هزار کیلومتر مربع از آبهای دریاها پوشیده از آبسنگهای مرجانی است که حدود 2 درصد کل اقیانوسها را دربر میگیرد (امینیراد، 1386: 18). باوجوداین، صخرههای مرجانی در کل جهان ازجمله آبهای خلیج فارس و دریای عمان در سالهای اخیر بهصورت گسترده آسیب دیده و تخریب شدهاند که عوامل اصلی آن تغییرات آبوهوایی، آلودگیهای زیستمحیطی و فعالیتهای انسانی است .
گونهای از جانوران متعلق به تونیکاتها دارای تنوع زیستی، زیستگاه و پراکنش در خلیج فارس و دریای عمان. آبفشانهای دریایی ازجمله طنابداران هستند که زندگی دریایی را برای ادامه حیات خود برگزیدهاند. این گروه از جانوران به تونیکاتها/ Tunicates تعلق داشته و از مناطق کمعمق ساحلی تا مناطق عمیق دریا بهصورت غیرمتحرک دیده میشوند. همچنین، گونههای پلاژیک این جانوران در دریاها و اقیانوسها وجود دارد. تاکنون 150 گونه پلاژیک و بیش از 1200 گونه چسبیده به بستر و در مجموع بیش از 2200 گونه از این آبزیان شناخته شده است. وجه تسمیة نامگذاری تونیکات به این گروه از جانوران بهسبب دارا بودن پوشش کوتیکولی به نام Tunic و یا Test است. درعینحال، آبفشان بودن این جانوران تحت شرایط استرس و فشار از مجرای خروجی آب به اثبات رسیده است. گرچه تنوع گونهای آبفشانهای دریایی در مجموعه آبهای اقیانوسی اندک است، لکن در دریای عمان و خلیج فارس نیز وجود تعدادی از انواع آنها گزارش شده است (Jones, 1986: 163-166).
روستایی از توابع شهرستان جاسک در استان هرمزگان.نام روستایی از دهستان پیوشک بخش لیردف شهرستان جاسک که در شرق استان هرمزگان، در موقعیت جغرافیایی ً4: َ25:˚25 عرض جغرافیایی و ً6: َ7:˚59 طول جغرافیایی واقع شده است (فرهنگ جغرافیایی آبادیهای استان هرمزگان، 1383: 235؛ نقشة سیاسی و تاریخی خلیج فارس، [بیتا]، شمارة 192). براساس نقشههای توپوگرافی، شکل ظاهری پستی و بلندیها و ویژگیهای ساختمانی و مورفولوژیک، بخش عمدهای از مساحت استان هرمزگان را مناطق کوهستانی دربرگرفته که ادامه رشتهکوههای زاگرساند و بهتدریج از شمال غربی تا جنوب شرقی ادامه مییابند و سپس همراه با کاهش ارتفاع به تپهماهورهای آهکی، گچی و شنی منتهی شده و به زمینهای پست ساحلی خلیج فارس و دریای عمان متصل میشوند. این روستا، همانند سایر مراکز جمعیتی استان در بخش ساحلی جای گرفته است. زبان مردم هرمزگان عموماً از لهجههای گوناگون گویش بندری است که از زیرشاخههای زبان فارسی و پیوندهایی با زبان مردم لارستان استان فارس دارد. در نواحی شرقی مانند شهرستان جاسک و روستای آبکوهی زبان بلوچی نیز رایج است (زندهدل و همکاران، 1377: 13).
ماهیت حقوقی آبهای آزاد در حقوق بینالملل دریاها و چگونگی اعمال آن در خلیج فارس فاقد آبهای بینالمللی.آبهای آزاد به آن قسمت از دریاها و اقیانوسها اطلاق میشود که ماورای منطقه اقتصادی انحصاری، دریای سرزمینی یا داخلی یک دولت و همچنین فراتر از آبهای مجمعالجزایری یک کشور مجمعالجزایری قرار گرفته باشد. دریای آزاد فضای مشترک بینالمللی است که برای استفادههای قانونی همه دولتها و شهروندان آنان در اختیار است. هیچ دولتی نمیتواند بخشی از دریای آزاد را به تملک درآورد یا بهنحوی دیگر تابع حاکمیت خویش کند (مواد 86 و 89 کنوانسیون حقوق دریاها 1982). براساس حقوق بینالملل کلاسیک، پهنة دریاها و اقیانوسها تابع دو رژیم بود: دریای سرزمینی تحت سلطة ساحلی و دریای آزاد که ماورای حاکمیت ملی دول قرار داشت (ممتاز، 1354: 11). ازنظر تاریخی، ماهیت حقوق دریای آزاد با دو گرایش عمده روبهرو بوده است. گرایش سنتی حول دو مفهوم «مال مشاع یا مشترک»/ Res Communise و «مال بلاصاحب»/ Res Nullius شکل گرفته بود. درحالیکه گرایش جدید بر نظریه «قانونمندی»، «معقولیت» و «مصالح عامه» تکیه دارد (موسیزاده، 1376: 92).
نواری باریک از آب با حداکثر 12 مایل دریایی از خط مبدأ دولت ساحلی بهطرف دریا در آبهای بینالمللی مثل خلیج فارس.پهنة دریاها و اقیانوسها براساس حقوق بینالملل کلاسیک تابع دو رژیم بود: دریای سرزمینی که تحت سلطة دولت ساحلی است و دریای آزاد که ماورای حاکمیت ملی دول قرار دارد (ممتاز، 1354: 11). واژة دریای سرزمینی نخستینبار بهوسیلة گالیانی/ Galianiحقوقدان ایتالیایی در قرن هجدهم بهکار برده شد و از مفاهیمی است که موضوع مطالعات و مباحثات طولانی کمیسیون حقوق بینالملل و نیز یکی از مواد عمدة دستور کار کنفرانس ژنو در سالهای 1958 و 1960م. بوده است (O’connell, 1965: 523). سرانجام در سومین کنفرانس حقوق دریاها در 1982م. عرض دریای سرزمینی 12 مایل تعیین شد (پورنوری، 1383: 36). تحدید دریای سرزمینی بین دو کشور مقابل زمانی پیش میآید که دو کشور مقابل ازطریق قسمتی از دریا، مثلا تنگه که عرض آن کمتر از مجموع دریای سرزمینی آنها باشد، از هم جدا شده باشند. بنابراین، اگر عرض تنگه بیشتر از دریای سرزمینی دو کشور باشد، تحدید حدود پیش نمیآید (همان: 36). دولت ساحلی با رعایت حق عبور بیضرر از دریای سرزمینی و حقهای ویژه عبور از تنگهها و آبهای مجمعالجزایری از همان حاکمیتی بر دریای سرزمینی، هوای فوقانی، بستر و زیربستر آن برخوردار است که در قلمرو خشکی خود از آن بهرهمند است (ماده 2 کنوانسیون حقوق دریاها 1982م.). حق عبور بیضرر از دریای سرزمینی بهعنوان استثنایی بر اصل حاکمیت دول ساحلی تلقی میشود که از دیرباز بهعنوان اصل کلی درحقوق بینالملل به رسمیت شناخته شد ( Philips, 1927: 120). البته عبور، بیضرر است مادام که: «مخل صلح، امنیت و نظم دولت ساحلی نباشد» (ماده 19«1» کنوانسیون حقوق دریاها 1982). دولت ساحلی حق دارد تشخیص دهد که آیا عبور، بیضرر است یا خیر و میتواند در دریای سرزمینی خود اقدامات لازم را اتخاذ کند، برای جلوگیری از عبوری که بیضرر نیست (ماده 25«1» کنوانسیون حقوق دریاها 1982).
کتابی به زبان عربی در باب جغرافیای جهان و خلیج فارس. آثارالبلاد و اخبارالعباد متنی جغرافیایی از قرن هفتم هجری قمری تألیف زکریابن محمدبن محمود قزوینی دانشمند و جغرافیدان ایرانی است. زکریای قزوینی در حدود سال 605 ق. در قزوین چشم به جهان گشود و در 682 ق.، درحالیکه حدود 30 سال قاضی شهر واسط در عراق بود، در این شهر درگذشت و در بغداد دفن شد (قزوینی، 1373: 11). او کتاب آثارالبلاد را در 674 ق. به پایان رساند (همان: 13). کتاب دارای سه مقدمه و هفت فصل در معرفی هفت اقلیم است. مقدمه نخست درباره نیاز به پدید آوردن شهرها، مقدمه دوم درباره خواص بلاد و مقدمه سوم دربارة اقلیمهای زمین است. پس ازآن، در قالب اقلیمهای هفتگانه به معرفی بلاد مربوط به هر اقلیم به شیوه الفبایی میپردازد. گستردگی دانش جغرافیایی و تاریخی قزوینی تا آنجا بود که به او «هرودوت قرون وسطی» و «پلینی عرب» یا «پلینی قرون وسطی» گفتهاند (القزوینی، 1380ق./1960م.: 4؛ قزوینی، همان: 11).
سرزمین و تمدنی باستانی در شمال بینالنهرین و در غرب دامنههای زاگرس. قلمرو آن از شمال تا سوریه، فلسطین و دریای مدیترانه، از مغرب تا مصر و از مشرق و جنوب تا کوه دماوند و کویر لوت امتداد داشت (بیانی، 1381: 48؛ مشکور، 1367: 126). آشور ناحیه کوهستانی شمال بینالنهرین، کردستان فعلی ایران و ولایت موصل عراق را دربر میگرفت (اقبال آشتیانی، 1318: 41). پایتخت آشور در آغاز، شهر آشور بود و سپس به کاله و نینوا انتقال یافت (مشکور، همان: 125) . کیش، الاحمیر، بابل، سیپار و... از شهرهای مهم آن بهشمار میرفتند. در این میان، شهرهای حوزه خلیج فارس و سواحل آن برای آشور از اهمیت فراوان برخوردار بوده و همواره صحنه رقابت و حشمت و شوکت اقوام سامینژاد یعنی رعایای دول کلدانی، آشوری و فنیقی بودند (حمیدی، 1387: 197).
دودمانی از ترکمنهای اهل سنت و آخرین دولت ملوکالطوایفی در مرکز و غرب ایران تا خلیج فارس قبل از پیدایش دولت صفوی (914-798ق.)آققویونلوها به معنای «دارندگان گوسفندان سفید» آمده است. آنها متشکل از چند قبیله ترکمنی بودند که پس از دورۀ مغول، در قرن چهاردهم میلادی در دیار بکر و شرق آناتولی بهوجود آمدند و تا 1502م. ادامه داشتند. آققویونلوها اهل تسنن بودند و مثل همه ترکمانان زندگی شبانی و کوچرو داشتند (زرینکوب، 1378: 179). آقها با ضعیف شدن مغولان در آسیای صغیر در قرن هشتم از فرصت استفاده کردند و با کاردانی رهبرشان قره عثمان حکومتی را بنیان گذاشتند. هنگامیکه امیر تیمور گورکانی در 804 ق. بر ایلدرم بایزید عثمانی شورید و سوریه را به تصرف درآورد، قره عثمان همراه و ملازم امیر گورکانی بود. دلاوری و جنگاوریهای او در این جنگها باعث شد تا امیر تیمور حکومت ارمنستان و عراق عرب را به او بدهد. قره عثمان پس از تثبیت قدرت خود به ارزروم دستاندازی کرد و در جنگی با اسکندربیگ، حاکم آن نواحی، مجروح شد و سرانجام در 839 ق. در ارزروم درگذشت. بعد از قره عثمان که بر دیار بکر، ماردین و ارزنجان حکومت میکرد، علی بیگ فرزند او امیر آقها شد. اما چندی بعد، علی بیگ بهدست برادرش، حمزه از قدرت کنار زده شد و به سلطان عثمانی پناه برد. حمزه نیز در 848 ق. درگذشت و برادرش جهانگیر جانشین او شد.
از قبایل عرب مهاجر به سواحل شمالی خلیج فارس در اعصار گذشته.آل ابیظهیر بههمراه دو قبیله دیگر عرب، آل بنیعماره و آل مظفر، به کرانههای شمالی خلیج فارس و مناطق جنوبی ایران کوچیدند و در آنجا استقرار یافتند (وثوقی، 1384: 99). درباره تاریخ استقرار این قبایل در سواحل ایران اطلاعات دقیق در دست نیست. به نوشته اصطخری، بنیظهیر از فرزندان ساقهبن لوی، پادشاهان شمشیر بودند و ابوساره که در پارس خروج کرد، از ایشان بود و پارس را نیز بگرفت تااینکه مأمون خلیفه از خراسان محمدبن الاشعث را فرستاد و در صحرای شبر مصاف کردند و لشکر ابوساره شکست خورد و پراکنده شد و ابوساره در آنجا کشته شد. پس متصرفات او از حد جنابه تا نجیرم به تصرف بنیعباس درآمد (اصطخری، 1340: 123). ابنبلخی نیز از سیف آل ابیظهیر بهعنوان یکی از بزرگترین مناطق عربنشین یاد کرده و محل سکونت آنها را در باختر سیف عماره و در امتداد ساحل دریا در محلی به نام شهر کران دانسته و آن را شهر عمده و مهم این سیف نامیده و سیراف و نایبند را نیز دو لنگرگاه معروف آن ذکر کرده است (ابنبلخی، 1374: 337).
سلسله شیعهمذهب و ایرانینژادِ حاکم بر سرزمینهای پیرامونی خلیج فارس در قرون چهارم و پنجم ه.. ق. علی، پسر بویه، بنیادگذار سلسلة مشهور آل بویه است. بویه، پدر علی، از اهالی روستای کیاکلیش (مستوفی، 1364: 409) در ناحیة دیلم گیلان بود (فقیهی، 1366: 40-38 و 88). علی در حدود 278ق. به دنیا آمد و از جوانی در لشکر امیرنصر سامانی (حک. 331-301 ق.) به خدمت پرداخت. سپس همراه دو برادرش، حسن و احمد، از فرماندهان تحت فرمان ماکان کاکی شد (فرای، 1363: 220). در 316 ق. سه برادر به سپاه مردآویجبن زیار- فرمانده شورشیان ضد علویان و مؤسس آل زیار- پیوستند (ابناثیر، 1382: 4767-4750). علی ازسوی مردآویج به حکومت کرج/ کره، نزدیک اراک کنونی، گماشته شد. اما بهزودی میان آنان به تیرگی گرایید و علی بهسوی اصفهان و سپس به ارجان فارس رفت و با همکاری یکی از بزرگان محلی، شیراز را در 322 ق. از دست خلیفه عباسی خارج و منشور حکومت فارس را از خلیفه، راضیبالله 329-322ق.، دریافت کرد. وی برای جلوگیری از درگیری با مردآویج برادر خود، حسن، را بهعنوان گروگان به دربار او فرستاد (همان: 4845-4827).
سلسله حاکم بر سلطاننشین عمان از نیمه نخست سدة دوازدهم هجری قمری تاکنون. خاندان بوسعید سلسلهای اباضی مذهب هستند که از اواسط سده دوازدهم هجری قمری/ هجدهم میلادی بر مسقط و سراسر سواحل شرقی شبهجزیره عربستان و بخشهایی از مسندم حکمرانی داشتند. این سلسله پس از بروز منازعات داخلی عمان، در پی سقوط خاندان «یعربی»ها بر برخی از بنادر و وادیهای داخلی عمان تسلط یافت (Miles, 1966: 237). منازعه مزبور از 1130 یا 1131ق./ 1718 یا 1719م. با مرگ سلطان یعربی آغاز شد و کشمشهای قبیلهای سیساله را بهدنبال داشت. مهمترین کشمکش در این دوره، منازعات هیناوی- غافری بود. هیناویها به رهبری خاندان و روحانیون اباضی موفق به عقب راندن محمدبن ناصر رهبر غافریها شده، در مرحله بعد هم نیروهای نادرشاه افشار را از مناطق ساحلی عمان در سالهای 1162-1155ق./1749-1743م. به عقب راندند. با خروج نیروهای دولتی ایران و مرگ نادرشاه افشار، بستر برای تسلط همهجانبه خاندان اباضی بر عمان فراهم شد و احمدبن سعید بهعنوان امام اباضیهای عمان موفق به برکناری محمدبن ناصر، آخرین مدعی قدرت در عمان، شد و در نتیجه در 1162ق.، احمدبن سعید بهعنوان نخستین امام بوسعیدی به امامت رسید (Ibid: 282-284).
خاندان حاکم بر کشور قطر از حدود 200 سال قبل تاکنون، و تأثیرگذار بر تحولات منطقه خلیج فارس.آل ثانی از اخلاف ثانیبن محمد از شیوخ عتوبی هستند که در اواسط قرن سیزدهم هجری قمری در شبهجزیره قطر مستقر شدند. آل ثانی به تیره مَعازیْدْ، یکی از شاخههای قبیله بنیتمیم، منصوب است (حمزه، 1388ق.:140). این خاندان با محمد عبدالوهاب جد مشترک دارند. عمربن مداد دوازدهمین جد ثانیبن محمد است که همراه با دیگر شاخههای بنیتمیم در شرق نجد ساکن بودند. این قبیله در قرن یازدهم قمری در آبادی عشیقر در وادی الوَشْم- بخش شرقی نجد- ساکن بودند. اما در اوایل قرن دوازدهم قمری، به جنوب غرب شبهجزیره قطر و به منطقهای مشهور به وادی یِبْرین مهاجرت کردند. آنان پس از مدتی سکونت در این منطقه، در اثر منازعه با دیگر قبایل اطراف، به منطقه السکک و رباله نقل مکان کردند که هر دو در شبهجزیره قطر قرار دارند. (Abu Nab, 1977: 84-86).
خاندان حاکم بر بحرین و از تیرههای عتوبیان خلیج فارس.سکونتگاه اولیه خاندان خلیفه در نجد و در میان وادیهایی واقع شده بود که بهطور سنتی در مسیر راههای فرعی قرار داشتهاند. آنان از تیره عتوبیان قبیله عنزه هستند (Abu Hakima, 1965: 37, 50). قبیله عنزه در اواخر قرن یازدهم قمری/ هفدهم میلادی بهسبب خشکسالی و اختلافات قبیلهای به مناطق دیگر کوچ کرد (Ibid: 50). عتوبیها نیز بهدنبال دیگر شاخههای قبیله خود تاب مقاومت در برابر خشکسالی یا تهاجم سایر قبایل بدوی را نیاوردند و در 1128ق./1716م. به مناطق گوناگون ازجمله کویت کوچ کردند. در آنجا اختلاف بر سر تقسیم مسئولیتها در ساختار قبیله موجب شد تا شاخهای از آنها بهخاطر داشتن قدرت اقتصادی بیشتر، کنترل امور منطقه را در دست بگیرد. در نتیجه با بروز اختلافات داخلی، خاندان خلیفه از عتوبیان جدا شدند. قسمت اصلی عتوبیان مهاجر در کویت باقیماندند که درحالحاضر، امرای کویت معروف به خاندان آل صباح بخشی از آنان را تشکیل میدهند. خلیفه بهخاطر منازعه با آل صباح در 1179ق./1765م. به قطر مهاجرت کردند (Ibid: 65-66). آنان پس از ساخت قلعة مریز، به صید مروارید و ماهی در سواحل قطر پرداختند (Ibid: 70).
خاندان حاکم بر عربستان سعودی در 250 سال اخیر.آل سعود، همچون دیگر شیوخ حاکم بر سواحل جنوبی خلیج فارس، جزءِ آن دسته از سلاطین قبیلهای بهشمار میآیند که بهدنبال رو به اضمحلال گذاشتن دو قدرت بزرگ جهان اسلام یعنی ایران و عثمانی، در شبهجزیره عربستان ظاهر شدند (هالیدی، 1360: 226). جد بزرگ این خاندان، سعودبن محمدبن مقرن بود که از 1148ق./1735م. بر بخشی از شبهجزیره عربستان حکمرانی داشت (آقایی، 1368: 25-23). در این دوره، ضعف سیاسی و اقتصادی دو کشور مهم جهان اسلام، یعنی ایران و عثمانی، شرایط لازم را برای قدرتیابی قبایل محلی شبهجزیره عربستان فراهم کرده بود (جعفری ولدانی، 1374: 19-11). آل سعود یکی از این قبایل بود که بهویژه بعد از مرگ نادرشاه موقعیت خود را در درعیه و مناطق اطراف آن تقویت کرد. همزمان با ضعف دولت عثمانی، خاندان شرفای هاشمی اداره شبهجزیره عربستان را در اختیار داشتند. آنان نیز بهنوبة خود گرفتار ضعف بودند و همین امر موجب آزادی عمل قبایل این منطقه شده بود (Hopwood, 1972: 54-56).
خاندان سلطنتی حاکم بر کویت از اواخر قرن نوزدهم میلادی تاکنون.صباح نام رسمی و خانوادگی خاندان مالکیمذهب حاکم بر کشور کویت است که از 1762م. تاکنون حکومت امارتنشین کویت را در اختیار دارد (حمدی، 2005: 53). برخیٍ، آنان را وابسته به قبیله عتوبیان (همان: 32) و برخی دیگر از شَمْلانْ یکی از شاخههای تیره جمیله میدانند (ریحانی، 1967: 173؛ حمزه، 1968: 179-175).آنها بهعلت کشمکش با قبایل دیگر و همچنین خشکسالی (Dickson, 1956: 26-28) در اوایل قرن دوازدهم قمری/ هجدهم میلادی از منطقه افلاج، در وادی هدار در شبهجزیره عربستان (رشید، 1978: 34)، به سواحل کنونی کویت مهاجرت کردند که در آن زمان با نام قُرَیْن شناخته میشد (الحمدی، 2005: 33-32). لوریمر معتقد است که آنان ابتدا به زُبارِهْ واقع در شبهجزیره قطر رفتند، اما بهسبب درگیری با خاندان مُسَلِمْ به کویت مهاجرت کردند (رشید، همان: 36-35؛ Lorimer, 1970: 1000؛ Dickson, Ibid: 26-27).
خاندان ساکن در آخرین ناحیه ساحلی در ولایت اردشیر خره در مرز غربی دارابجرد.بر پایة نگاشتههای جغرافینویسان قرن چهارم هجریقمری/ نهم میلادی (اصطخری و ابنحوقل)، در آغاز این قرن، در سواحل شمالی خلیج فارس قبایل عربِ قدرتمندی ساکن بودند که از سواحل جنوبی این خلیج نیلگون (شبهجزیرة عربستان) مهاجرت کرده و در ساحل شمالی آن از میناب تا آبادان ساکن شده بودند. این قبایل از چنان قدرتی برخوردار بودند که سواحل محل اقامتشان با نام سیف (به معنای کناره) به نام آنها خوانده میشد (مثلاً سیف بنیعُماره) این در حالی بود که حکومتهای قدرتمندی در نواحی داخلی ایران برقرار بودند. این چهار عشیرة عرب، از جانب شرقِ ساحل شمالی خلیج فارس به جانب غربِ این ساحل، بهترتیب عبارت بودند از: «بنیصَفاق» (بنیصفار)، «آل عُماره»، «آل ابیزُهیر» و «بنیمظفر» (ن.ک. نقشه). براساس شواهد، آل عُماره در حد فاصل بندر لنگه، ساحل روبهروی جزیرة کیش، تا نزدیک بندر سیراف ساکن بودند (یاقوت حموی، 1990، ج2: 543؛ لسترنج، 1377: 271). این کرانه به نام ساکنان آن سیف عُماره نامیده میشد (اصطخرى، 2004: 105)
خاندان حکومتی بوشهر و مناطق اطراف آن از سقوط صفویان تا دوران ناصرالدینشاه قاجار.خاندان مذکور از قبایل عرب تابع دولت ایران در عمان بودند که با عنوان کلی مکاریش (مطاریش) شناخته میشدند. در اوایل قرن هجدهم میلادی، از عمان به کرانههای شمالی خلیج فارس مهاجرت و در اطراف بندر بوشهر ساکن شدند (سیوری و کلی، 1377: 166). شیخ ناصر آل مذکور و تمام خاندانش به مذهب تشیع گراییدند (لاریمر، 1379: 27). این خاندان حدود 120سال بر بوشهر حاکمیت داشتند (فتوت،1383: 432). از این خاندان پنج نفر به قدرت رسیدند. شیخ ناصرخان، شیخ نصیر اول (کبیر)، شیخ نصیر دوم، شیخ عبدالرسول و شیخ نصیر سوم حکومت کردند (البته در منابع مختلف به نامهای نصر و نصیر خوانده میشوند).
خاندان حاکم بر مناطقی از استان بوشهر در سدههای 12 تا 14ق. / 16 تا 20م. نام طایفه نصور در منابع به هر دو صورت نصور مفرد نصر و نسور به معنای کرکس آمده است. بهنظر نویسنده فارسنامه ناصری و دکتر باستانی پاریزی نسور صحیحتر است. آل نصور از قبیله جبور جزیره عربی هستند و نسب آنان به قبیله بنیخالد از ساکنین اصلی منطقه الاحساء در عربستان میرسد که به ریاست شیخ خالدبن مهنا الجبری ازطریق زباره/ قطر به جنوب ایران مهاجرت کردند (صدیق، 1419ق.: 103). شیخ یاسر، جد اعلای مشایخ آل نصور در زمان دولت صفوی تا 1132ق. حکومت بحرین را داشت (حمیدی، همان: 61). وی چهار فرزند به نامهای جباره، منصور، مذکور و حاتم داشت. دورة شیخ جباره همزمان با آخر دوره صفوی و افشاریه بود. وی فردی دوراندیش، شجاع، دارای حسن سیاست، کرم و اخلاق پسندیده بود. با قبایل بنیمالک، آل بسفر و آل مرة پیمانی برای ایجاد روابط دوستانه و دفاع مشترک و تأیید قدرت خویش بر بندر طاهری و اطراف منعقد کرد. با آشکار شدن ضعف دولت صفوی، وی توانست مناطق جم، گلهدار و بعضی از روستاهای دشتستان را به زیر سلطه خود درآورد. در 1150ق. و در زمان نادرشاه افشار، بیگلربیگی فارس به بحرین حمله کرد و بحرین از آل نصور منتزع شد. وی خانواده شیخ جباره را به طاهری منتقل کرد. شیخ جبور نیز از راه قطیف به طاهری آمد و تا 1187ق. در آنجا بود تا فوت کرد. در زمان شیخ حاتم اول و در 1191ق.، کریمخان زند از وی برای مقابله با میرمهنا بندر ریگی کمک خواست و خواستار قطع ارتباط وی با میرمهنا شد، اما شیخ حاتم پاسخ مساعد نداد. بنابراین، زکیخان به دستور کریمخان، کنگان، میلوه و عینات را ویران کرد. بعدها با ضعف دولت زندیه، فرزند شیخ حاتم به نام محمد برای مدتی از دولت مرکزی اعلام استقلال کرد. این مسئله باعث شد تا ازطرف پدرش از حکومت کنگان و طاهری برکنار شود (صدیق، همان: 111-106).در اوایل دوره قاجار، شیخ منصور، برادر جباره اول، برای فرار از دست مأموران مالیاتی از راه دریا به بوشهر/ جفره کوچ کرد و پس از مدتی عبدالله حاجی نصوری، کدخدای سالمآباد، به جرم تهیه اسلحه برای خوانین ضد انگلیسی، کشتیاش مصادره و عمارتش به توپ بسته میشود. بعدها با مهاجرت خواهرزاده وی به خرمشهر این عمارت را وقف آموزش و پرورش کرد (نورزاده بوشهری، 1325: 112).
خاندان حاکم بر شیخنشین ابوظبی از گذشتههای دور تاکنون.نام خاندان نهیان برگرفته از رئیس نخستین دسته از این خاندان است. اما از نخستین افراد این خاندان و مدت زمان ریاست آنها اطلاعات تاریخی وجود ندارد (جناب، 1349: 160). رهبری قبیله بنییاس در 1729م. با شیخ عیسیبن نهیانبن فلاح بود. فرزندش شیخ ذیاببن عیسی آل نهیان و شیخ سعیدبن راشدبن شرازه قریبالوجیه بطیبن سهیل، جد بزرگ خاندان مکتوم بود. در 1172ق./1759م. قبیله بنییاس از اتحادیه غافریها خارج شد و خود را متحد هیناویها دانست. همزمان در 1761م.، با وقوع این تغییر، رهبری قبیله بنییاس نیز از دست اولاد زائدبن محمدبن فلاح خارج شد و در اختیار اولاد عیسیبن نهیانبن فلاح قرار گرفت. بدینترتیب، ظهور خاندان نهیان را باید مربوط به آغاز دهه هفتاد قرن هجدهم میلادی دانست، یعنی زمانیکه شیخ عیسیبن نهیان به جزیره ابوظبی پا گذاشت. او در 1174ق./ 1761م.، همزمان با کشف آب در جزیره ابوظبی و استقرار بخشی از قبایل در آن توانست مقدمات قدرت و نفوذ خاندان نهیان را در بنییاس فراهم کند. اما از اقدامات او اطلاعِ چندانی در دست نیست. با مرگ او، شیخ ذیاببن عیسی به ریاست خاندان نهیان رسید. ذیاببن عیسی (حک. 1761-1793م.) نخستین فرد از خاندان نهیان بود که موجب تثبیت این خاندان در ابوظبی شد. فرزند ارشد او، شیخ شخبوط، نخستین شیخ از روستای کوچک ابوظبی، حدود 23 سال از 1209ق./1793م. تا 1231ق./1816م. (حک. 1231-1207ق.)، ریاست خاندان نهیان را برعهده داشت (جناب، همان: 165-164). دراینزمان، بنییاس بخشی از اتحادیه قواسم بود که با ضعف دولت مرکزی ایران شکل گرفته بود (عقیل الخطیب، 1994: 84-81).
منابع آلودهکننده و میزان آلودگی آبهای خلیج فارس و اقدامات انجام شده برای مبارزه با این آلودگی.خلیج فارس دریایی نیمهبسته با زهکشی و تخلیه آب شیرین محدود است که بههمینسبب نفت ریخته شده در آبهای آن بهسمت آبهای آزاد اقیانوسها جریان نمییابد و در همین دریا انباشته میشود. الگوی عمومی چرخش و جریان آب و جهت بادهای غالب باعث میشود نفت در طول سواحل جنوب غرب حرکت کرده و در این مناطق انباشته شود. در نتیجه، محیط زیست دریا خصوصاً گونهها و اجتماعات ساحلی حساستر، مثل صخرههای مرجانی و مانگروها تحت فشارهای ناشی از آلودگی قرار میگیرند. بسیاری از نقاط خلیج فارس و بهخصوص سواحل جنوبی آن از نشت شدید تودههای قیر آسیب میبینند. تخلیه آب بالانس کشتیها نیز عامل دیگر آلودگی دریایی خلیج فارس است.
رقابت دو ابرقدرت ایالات متحده امریکا و اتحاد شوروی در خلیج فارس در قرن بیستم میلادی و تأثیر آن بر تحولات امنیتی منطقه. جایگاه ژئوپولیتیک و ژئواکونومیک خلیج فارس در رقابتهای سیاسی دو ابرقدرت در دورة جنگ سرد و در معادلات راهبردی بین آنها اهمیت بسیار داشته است. بههمینسبب، آسیای جنوب غربی با محوریت خلیج فارس، بعد از اروپا بزرگترین عرصه رقابت و نمایش نظامی دو ابرقدرت بوده است. ایالات متحده امریکا حضور نظامی در خلیج فارس را ملاحظهای دفاعی اعلام و اشاره میکرد که اتحاد شوروی در مرزهای جنوبی خود حدود 30 لشکر متمرکز کرده است که منافع غرب در خلیج فارس را تهدید میکند (Entesar, 1988: 1427-1451).
رقابت دو ابرقدرت ایالات متحده امریکا و اتحاد شوروی در خلیج فارس در قرن بیستم میلادی و تأثیر آن بر تحولات امنیتی منطقه.جایگاه ژئوپولیتیک و ژئواکونومیک خلیج فارس در رقابتهای سیاسی دو ابرقدرت در دورة جنگ سرد و در معادلات راهبردی بین آنها اهمیت بسیار داشته است. بههمینسبب، آسیای جنوب غربی با محوریت خلیج فارس، بعد از اروپا بزرگترین عرصه رقابت و نمایش نظامی دو ابرقدرت بوده است. ایالات متحده امریکا حضور نظامی در خلیج فارس را ملاحظهای دفاعی اعلام و اشاره میکرد که اتحاد شوروی در مرزهای جنوبی خود حدود 30 لشکر متمرکز کرده است که منافع غرب در خلیج فارس را تهدید میکند (Entesar, 1988: 1427-1451).
شهر و بندری تاریخی در دهانة خلیج فارس و در مصب رود بهمنشیر. دیرینگی این بندر به دورة هخامنشیان میرسد. در عهد ساسانی، یکی از پایگاههای مهم نظامی و دریایی ایران بود. به استناد منابع عهد ساسانی، ایران در تقسیمات کشوری به شش ناحیه تقسیم میشد که یکی از این شش ناحیه، ناحیه ربع غرب بود. میشان و شهر ابلّه، مرکز بازرگانی آن در سده اول میلادی در این قسمت قرار داشتند (Bosworth, 2002: 765-766). مؤلفِ المسالک و الممالک در تشریح سرزمین سواد، که دل ایرانشهر خوانده میشد، ابلّه را از میشان و در زمرۀ استان شادبهمن میشمارد (ابنخردادبه، 1370: 6).
از عرفای شافعیمذهب قرن چهارم و پنجم قمری و صاحب طریقت در فراسوی سواحل خلیج فارس. ابراهیمبن شهریاربن زادان فرخبن خورشید ملقب به ابواسحاق کازرونی در 352ق. زاده شد و در 426ق. از دنیا رفت. طریقت او برای چند سده مکتب عمده دینی در گسترهای وسیع از کشورهای اسلامی ازجمله سرزمینهای ساحلی خلیج فارس و حتی در هندوچین بود.
از نویسندگان و تجار مشهور بندر سیراف در قرن چهارم هجری قمری و نگارنده کتابسلسلةالتواریخ. ابوزید حسن سیرافی، عموزادة مزیدبن محمدبن ابردبن بستاشه، فرمانروای سیراف بود (مسعودی، 1370: 143). از سال تولد و وفات او اطلاعی در دست نیست و فقط به تاریخ نگارش کتابش اشاره شده است. مسعودی نیز، که بخشی از زندگی خود را با او سپری کرد، دربارة حیات و ممات او مطلبی ذکر نکرده است. در قرن چهارم، تجارت دریایی سیراف رونق فراوان داشت و مردم از مکنت مالی فراوان برخوردار بودند (اصطخری، 1368: 121). به سال 330 ق.، ابوزید سیرافی، که از سیراف به بصره رفته بود، با مسعودی دیدار کرد. نویسنده مروجالذهب او را اهل دقت و تحقیق یافت (مسعودی، همان: 143). ابوزید سیرافی 60 سال پس از سلیمان تاجر سیرافی، گزارش او را با گفتههای دیگر دریانوردانی تحریر کرده است که به چین و ماچین سفر کرده بودند. علت آنکه ابوزید نام کتاب سلیمان را «سلسلةالتواریخ» گذاشت آن بود که ابوزید حسن سیرافی، گزارش سفرهای سلیمان را با گزارشهای شفاهی دریانوردان دیگر روزگار و زمان او که در «تواریخ» آمده بود مطابقت داده و چون سلسلة این روایات را مستند و مطمئن و مستمر یافت نام کتاب را سلسلةالتواریخ گذاشت (حسن، 1371: 180). بنابراین، سلسلةالتواریخ شامل دو رساله یا دو بخش است : بخش اول که گزارش سلیمان تاجر سیرافی است و بخش دوم که دربرگیرنده گزارش حکایات و اخباری است که ابنوهب و دیگر دریانوردان بیان کردهاند (اصطخری، همان: 121).
وسیعترین امارت در امارات عربی متحده واقع در جنوب شرقی خلیج فارس و مرکز سیاسی این کشور. شیخنشین ابوظبی با وسعت 340/67 کیلومتر مربع یکی از هفت شیخنشین امارات عربی متحده است و تقریباً 87% از خاک امارات را شامل میشود (الکتاب السنوی، 1981: 14). ازنظر موقعیت جغرافیایی، این شیخنشین در بین خط عرض 5/22 شمالی و خط طول 51 و 55 شرقی از نصفالنهار مبدأ قرار دارد. این منطقه در میانة مناطق خشک و بیآب و علف ربعالخالی در مناطق جنوبی شبهجزیرة عربستان، شبهجزیرة قطر و مسندم ازیکطرف و سواحل خلیج فارس ازطرفدیگر قرار گرفته و از این جهت در میان شیخنشینهای عربی حوزة خلیج فارس از موقعیت ویژه برخوردار است. مرز دریایی آن 450 کیلومتر و پهنای شمالی- جنوبی آن بین 150 تا 300 کیلومتر است. انتهای غربی ابوظبی به خورالعُدَید در جنوب شرقی شبهجزیرة قطر منتهی میشود. مناطق اطراف خورالعدید دربرگیرندة بسیاری از جزایر مسکونی و مصنوعی ابوظبی است که برخی از آنها در گذشته بهعنوان مراکز صید مروارید شهرت جهانی داشتهاند. انتهای شرقی ابوظبی به منطقة تجاری جبلعلی دبی منتهی میشود (اقتداری، 1345: 159).
نماینده و کارگزار حکومت اسلامی در منطقه خلیج فارس ازجمله بحرین و احسا در سالهای هشتم تا بیستم قمری. ابوعلاء حضرمی صحابه پیامبر اسلام (ص) بود که در سال هشتم هجری قمری بهمنظور دعوت اهالی بحرین و احسا به دین جدید به این منطقه اعزام شد و تا دورة خلافت عمربن خطاب، عامل حکومت اسلامی و مأمور تبلیغ و توسعه اسلام در سواحل خلیج فارس بود. در باب تاریخ و محل تولد ابوعلاء اطلاعی در دست نیست. وجه تسمیة حضرمی گویا از منطقة حضرموت در یمن و بنا به روایتی از نام یکی از بازماندگان حضرت نوح (ع) مشتق شده است. در تاریخ بیهقی آمده است: بعد از مهاجرت اعراب قحطانی به منطقة شمالی عربستان، کسانی که به منطقة حضرموت متعلق بودند با وجه تسمیة حضرمی شناخته شدند (بیهقی، 1345: 349). خاندان ابوعلاء حضرمی در این دوره از خاندان باسواد عرب بهحساب میآمدند و از آنان بهعنوان کاتبان عرب یاد شده است. گفته میشود هنگام ظهور اسلام در قریش، 17 مرد مىتوانستند خط بنویسند که علاءبن حضرمی یکی از آنها بود (رامیار، 1380: 263؛ ابنسعد واقدی، 1375: 324-323).
فرمانروایان ترکمن سواحل خلیج فارس پس از آل بویه تا اواخر قرن هفتم هجری. اتابکان یا سلغریان در اصل سرداران ترک حاکم بر نواحی مختلف بودند و شعبات مختلف در سراسر ایران داشتهاند. لقبِ اتابک به معنای پدربزرگ بهخاطر نگهداری از شاهزادهای سلجوقی به آنها داده شده بود. اما با گذشت زمان هرچند دیگر شاهزادهای در کار نبود، لقب اتابک به معنای فرمانروای قسمتی از کشور بهکار میرفت که زیرِ دستِ سلطان بود. حتی بعضی از اتابکان و ازجمله اتابکان فارس بهطور کامل مستقل بودند. اتابکان فارس، که بخش اعظم فارس منهای شبانکاره را در دست داشتند، بهطور معمول نواحی ساحلی فارس در شمال خلیج فارس را نیز دارا بودند. اما این موقعیت که از آل بویه به آنان رسیده بود، سخت در تلاطم بود. علت آن نیز دگرگونی موقعیت سیراف در ساحل خلیج فارس بود.
پهناورترین کشور جهان و ابرقدرت بلوک شرق در قرن بیستم میلادی و دارای علائق سیاسی، اقتصادی، نظامی و راهبردی در منطقه خلیج فارس.اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی/ Union of Soviet Socialist Republics در 1922م. از به هم پیوستن روسیه و 15 جمهوری مستقل در بخشی بزرگ از شرق اروپا و شمال آسیا تشکیل شد و در 1991م. فرو پاشید. این ابرقدرت جهانی پس از جنگ دوم جهانی و آغاز جنگ سرد بین دو بلوک شرق و غرب، به بزرگترین رقیب امریکا در مسائل بینالمللی تبدیل شد و تقابل دو ابرقدرت تعیینکنندة سرنوشت تحولات جهانی، منطقه خاورمیانه و خلیج فارس در سرتاسر قرن بیستم میلادی بوده است.
همگراییهای سیاسی و نظامی کشورهای حوزه خلیج فارس با هدف تأمین منافع و امنیت ملی و جمعی.بین اتحاد و ائتلاف تفاوت وجود دارد. اتحادها در زمان صلح و ائتلافها عمدتاً در دوره جنگ تشکیل میشوند (Snyder, 1990: 106). اتحاد را مجموعهای از اعضاء قلمداد میکنند که در زمان X دربارة مسائلی از یک تا بینهایت در اقدام هماهنگ بهسر میبرند (Fedder, 1968: 80). به عبارتی، توافق میان دولتها تنها زمانی معنای واقعی دارد که منافع مشترک در میان باشد (Kann, 1976: 612). دو راهبرد دیگر وجود دارد که به فهم نحوه کنش یا واکنش اتحادها در مواقع حساس کمک میکند: راهبرد اقدام دستهجمعی زنجیرهوار به پویایی موازنهبخش چندقطبی اشاره دارد که تعهدات اتحاد بههم پیوسته به جایی ختم میشود که دولتها را به جنگی میکشاند که احتمالاً از آن خودداری میکردند. اتحادها به اشکال گوناگون با یکدیگر تفاوت دارند. ازلحاظ شرایطی که تحت آن عملیاتی شدهاند؛ نوع تعهد؛ درجه همکاری و دامنه آن که شامل ایدئولوژی، اندازه، توانمندیها، رهبری و غیره میشود. واقعیت غیرقابل انکار این است که تصور روابط و سیاست بینالملل بدون بحث اتحادها تقریباً غیرممکن است (Liska, 1962: 3).
نهادی فراملی متشکل از 27 کشور اروپایی و دارای سیاستها و رویکردهای سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی تأثیرگذار بر حوزة خلیج فارس.رابرت شومان، وزیر خارجة وقت فرانسه، در 9 می 1950 پیشنهادی برای تشکیل جامعة ذغال و فولاد اروپا/European Coal and Steel Community مطرح کرد که نهادی اقتصادی بود، اما به ملاحظات سیاسی هم توجه داشت. ترس از نارساییهای اقتصادی که در اروپا رکود، تورم و بدهی زیادی به بار آورده بود و نیز شرایط جنگ سرد و ترس از امکان جنگی دیگر با آلمان سبب شد که شومان برای حفظ صلح در اروپا به این ابتکار روی آورد. جامعة ذغال و فولاد اروپا براساس معاهدة پاریس در 18 آوریل 1951 به امضای شش کشور بلژیک، فرانسه، آلمان غربی، ایتالیا، لوکزامبورگ و هلند رسید و رسماً متولد شد. شومان در نطق افتتاحیة خود ابراز امیدواری کرد که این ابتکار «نه تنها جنگ را غیرقابل تصور بلکه آن را اساساً غیرعملی کند» (Wistrich, 1994: 29; Europa. Eu (1), 2012)
منطقه و شهری ساحلی متعلق به عربستان سعودی در ساحل جنوب شرقی خلیج فارس.احسا به منطقهای شنزار اطلاق میشود که آب در آن نفوذ کرده باشد. وجود منابع آب شیرین در منطقه گویای صحتِ این نام است. این منطقه با شهری به همین نام، در طول تاریخ نامهای متعدد داشته است. ازجمله، گرهه (Potts, 1990: 5-7)، هجر با شهری به همین نام، قطیف با شهری به همین نام، و گاهی همراه با جزیرة اوال به بحرین شهرت داشته است. با اهمیت یافتن این شهر، نام آن بر کل منطقه احسا اطلاق شده است. محدوده ساحلی این منطقه از شبهجزیره کویت تا شبهجزیره قطر و گاهی تا خورالعدید امتداد دارد. وجود منابع عظیم نفت و گاز در احسا که بزرگترین منابع نفت جهان برآورد میشود، این منطقه را به یکی از قطبهای انرژی جهان تبدیل کرده است (لیسی، 1374: 10). همچنین وجود مزارع و نخلستانهای وسیع، آن ولایت را به منطقهای کشاورزی و مهم تبدیل کرده است. در دوره پیش از کشف نفت و توسعه نفوذ خاندان سعود تا دهه 30م.، عنوان رسمی این خاندان امیر نجد و احسا بود (زرکلی، 1984: 66-64؛ Philby, 1968: 5-8).
کتابی در باب جغرافیای مناطق مجاور خلیج فارس در قرن چهارم هجری.این کتاب از معروفترین و ارزشمندترین کتابهای جغرافیایی سده چهارم هجری است که شمسالدین ابوعبدالله محمدبن احمد مقدسی آن را به زبان عربی تألیف کرده است. احسنالتقاسیم فی معرفةالاقالیم نیکوترین تقسیمبندی برای شناخت سرزمینها است.
مؤسس خاندان خلیفه در بحرین و نخستین حاکم نیمهمستقل این شبهجزیره.احمدبن محمد (حک. 1211-1196ق./1796-1782م.) از حاکمان ایرانی بحرین در دورة زندیه بود. در دورة حکومت پدرش، شیخ محمد، فرماندة نیروهای مستقر در بندر زباره بود و مسئولیت مقابله با حملات بدویان ساکن در شبهجزیرة قطر را برعهده داشت. از همان زمان، با خاندان مذکور در بوشهر و وغاییان در بندر ریگ دشمنی داشت که این دشمنی به درگیریهایی در 1195-1193ق. و تضعیف موقعیت دو خاندان مزبور در بحرین انجامید. او با مرگ محمدبن خلیفه در 1196ق. ریاست خاندان خلیفه را در اختیار گرفت و حکومت مستقل خود را در زباره اعلام کرد (زرینقلم، 1337: 109). وی از مرگ کریمخان زند و آشفتگی اوضاع ایران استفاده کرد و از پرداخت مالیات سر باز زد و با خاندان صباح و خاندان جلاهمه در 28 ذیقعده 1196/ 4 نوامبر 1782 بر بحرین تاخت و سربازان ایرانی مستقر در قلعة نادری را به قتل رساند. تلاش شیخ نصر بوشهری، والی بوشهر، برای گردآوری نیرو و تسخیر بحرین به جایی نرسید. تصرف بحرین سبب دشمنی میان شیخ نصر و خاندان خلیفه را فراهم آورد (Adamiyat, 1955: 34-55).
نام چند روستا در استان هرمزگان.احمدی به تعدادی از آبادیهای حوزه شهرستان حاجیآباد در استان هرمزگان گفته میشود که با عناوین پوراحمدی، سراح احمدی، بُن گود احمدی، سرگز احمدی، لایگزان احمدی، یا شیخ احمدی شناخته میشوند. در فارسنامة ناصری، رودان و احمدی یکجا مورد مطالعه قرار گرفته و دربارة آن چنین آمده است که رودان و احمدی از گرمسیرات فارس است. در اصل، دو بلوک بوده و سالهاست تحت کلانتری و ضابطی یکنفر برقرار و میانة شرق و جنوب شیراز افتاده است. از جانب مشرق به بلوک بَشاکرد، از شمال به نواحی جیرفت کرمان، و از جانب مغرب به نواحی سبعه و از سمت جنوب به بندر عباس محدود است (حسینی فسائی، 1367: 1348).
مناقشات کشورهای همسایه در حوزه خلیج فارس درخصوص تعیین حدود قلمرو زمینی، هوایی، دریایی و تحتالارضیاصطلاح فراگیر اختلافات مرزی چهار نوع متفاوت قلمروخواهی، موقعیتی، کارکردی و بهرهبرداری را دربر میگیرد. نخستین نوع آن اختلافی است که در نتیجۀ علاقهمندی کشوری به تصاحب بخشی از سرزمینهای مرزی کشور همسایه ایجاد میشود (Prescott, 1987: 93).
شهری باستانی در پسکرانههای خلیج فارس.ارجان، اوراجان، ارگان، ارکران و ارغون همگی نام شهری در جنوب شرقی استان خوزستان و 12 کیلومتری شمال بهبهان است (مصدر، 1387: 21). بنا به نوشتۀ برخی مورّخان اوایلدوره اسلامی، ارجان نام یکی از کورههای ساسانی در غربیترین ناحیۀ فارس، در حد فاصل استانهای خوزستان و فارس بوده است (ابنفقیه، 1302: 198). این کوره از شمال و شمال شرق به اصفهان، از جنوب به خلیج فارس، از جنوب غرب به دورق، از غرب و شمال غرب به رامهرمز، از شرق به بیشاپور و از جنوب شرق به اردشیر خوره محدود میشده است (مقدسی، 1906: 422-421). در سدههای دوم و سوم هجری این منطقه گستردهتر شده و گناوه و سینیز به آن افزوده میشود. این گسترش به گواهی متون تاریخی باعث تقویت اقتصادی ارجان میشود (اصطخری، 1927: 113). ارجان در دورۀ ساسانی یکی از مهمترین شهرهای این امپراتوری و یکی از ایالات پنجگانۀ فارس محسوب میشد. این شهر بر سر راههای اصلی منطقه قرار داشت. ازیکطرف به بیشاپور میرسید و ازطرفدیگر شوش را ازطریق دربند پارس به تخت جمشید متصل میکرد (شبانه، 1388: 48). از سویی دیگر، ارجان در ابتدای دو مسیر مهم ارتباطی با بغداد قرار داشته و استانهای فارس و خوزستان ازطریق این شهر به مرکز خلافت اسلامی مربوط میشدند (ابنحوقل، 1938: 258). بهعلاوه، مسیر مهروبان به ارجان ارتباط این شهر با مناطق ساحلی را نشان میداد (ناصرخسرو، 1367: 163). بین سه بندر مهم ارجان به نامهای گناوه، مهروبان و سینیز نیز مسیرهای ارتباطی وجود داشت که به شیراز منتهی میشد (ابنبلخی، 1363: 162). به نوشتة مقدسی، شهر ارجان شش دروازه به نامهای اهواز در شمال غربی، ریشهر در جنوب غربی، شیراز در جنوب شرقی، رصافه در شرق یا شمال شرق، میدان در ناحیۀ علیای شهر و کیالان در کنار بازار گندمفروشان داشته است (مقدسی، همان: 425).
از ولایات یا کورههای فارس در دوره باستان و قرون نخستین اسلامی.در زمان ساسانیان، در تقسیمات جغرافیایی ایران از واژهای به نام «خوره» استفاده میشد که بهصورت خُرَّه یا خُرِّه هم بهکار رفته است. این واژه در زبان پهلوی به معنای مطلق نور بود و به افرادی اطلاق میشد که نور ایزدی بر آنان تابیده و قدرتِ ریاست بر دیگران و نیز استعداد صنعتگری مییافتند. البته، این نور بهصورت خاص به پادشاهان بزرگ و عادل تعلق میگرفت. به نوشتة مؤلفِ برهان قاطع، خُرَه یا خوره به معنی «حصه و بخش» هم بهکار رفته است (تبریزی، 1357: 742). واژه ُخرَه یا خوره پس از سقوط ساسانیان و تسلط اعراب بر ایران به «کوره» تبدیل شد که به ولایت بزرگ اطلاق میشد. برای مثال، در دوره اسلامی، ایالت فارس به پنج ولایت بزرگ تقسیم میشد که هرکدام یک کوره بهشمار میآمدند (لسترنج، 1364: 267). به نوشته ابنبلخی، هریک از این کورهها را به اسم پادشاهی مینامیدند که آنجا را بنیاد نهاده بود. کورههای پنجگانه فارس عبارت بودند از: کورة اصطخر/ استخر، کورة دارابجرد/ دارابگرد، کورة اردشیر خوره/ خُرّه، کورة شاپور خوره و کورة قباد خوره (ابنبلخی، 1374: 286). حمزة اصفهانی از اردشیر، بنیانگذار سلسله ساسانی، با عنوان مؤسس شهرهای اردشیرخُرّه، بهاردشیر، بهمناردشیر، راماردشیر و هرمزاردشیر نام برده است (حمزه اصفهانی، 1367: 44).
کشوری تازهتأسیس در قرن بیستم میلادی در خاورمیانه و در حد فاصله مسیر ارتباطی خلیج فارس و مدیترانه.اردن در زمان هخامنشیان جزئی از امپراتوری هخامنشی بود. هجوم اسکندر به شرق سبب شد که این منطقه جغرافیایی میان بینالنهرین و شرق مدیترانه تحت سلطه یونان درآید. با قدرت گرفتن امپراتوری رم و سلطه آن بر اطراف مدیترانه، اردن در قلمرو این امپراتوری قرار گرفت، بهطوریکه هماکنون در اردن آثار و بقایای تمدن رومی وجود دارد. پارتیها و ساسانیان، که بزرگترین دشمن رم در آسیا بهشمار میرفتند، بهکرات سپاهیان رومی را شکست دادند و مانع آن شدند که آنها ازطریق اردن بر میان رودان/بینالنهرین و خلیج فارس سیطره یابند. در واقع، صحرای میان عراق، سوریه و اردن مانع مهم جغرافیایی میان مدیترانه شرقی و مناطق غربی ایران و خلیج فارس بود که جلوی مهاجمان را از دستیابی آسان به بخشهای دیگر غرب آسیا میگرفت. موقعیت اردن در شمال شبهجزیره عربستان و دریای سرخ، در شرق مدیترانه و بر سر راه خلیج فارس، در واقع سرنوشت آن را با سرنوشت خلیج فارس پیوند زده است.
بخش و شهری بندری در کنارة اروندرود در شمالیترین نقطة سواحل ایران در خلیج فارس. بخش اروندکنار در قسمت جنوبی جزیرة آبادان و جنوبیترین بخشِ شهرستان آبادان و استان خوزستان واقع است. این بخش با ارتفاع متوسط یک متر از سطح دریا در َ33:˚48- َ30:˚48 طول و ˚30- َ58: ˚29 عرض شمالی قرار دارد. نام قبلی آن «قصبه» بود که ساده شدة کلمة قصیبه به معنی زمین بلند پوشیده از نیزار است. ازآنجاکه رود اروند در شمال، جنوب و مرکز این بخش جریان دارد، نام اروندکنار را بر آن گذاشتهاند. بخش اروندکنار از موقعیت نسبی جغرافیایی ویژهای برخوردار است چراکه سراسر مغرب آن به اروندرود، هممرزِ با عراق و سراسر جنوب آن به خلیج فارس محدود است. شمال و شرق آن نیز به بخش مرکزی شهرستان آبادان محدود میشود و قسمت اعظم جزیرة آبادان را تشکیل میدهد. این بخش با تجمیع 12 روستا از دهستان «معمره» ایجاد شده که خیابانی سراسری همة آنها را به بخش مرکزی متصل میکند (شناسنامه آبادیهای نوار مرزی استان خوزستان، 1382).
از شهرهای باستانی جنوب عراق واقع در 220 کیلومتری خلیج فارس.بقایای باستانی آن شامل چندین برجستگی تپهمانند است که راولینسن برای نخستینبار آنها را بقایای شهر باستانی اریدو دانست (دانیل، 1363: 66-65). بزرگترین برجستگی را با نام اَبوشَهْرَین/ Abu Shahrain میشناسند که از دورة اسلامی به بعد متداول شده است (Hommel, 1904: 366). این محوطه در جنوب فرات در 40 کیلومتری غرب شهر ناصریه عراق (سفر، 1947: 219) و 15 کیلومتری جنوب غربی شهر باستانی اور/ Ur قرار دارد (مجیدزاده، 1376: 48). اریدو بهعنوان جنوبیترین شهر سومری در حوالی خلیج فارس (مورتگات، 1389: 5) در هزارههای سوم و چهارم پ.م.، بندرگاه سومریان بوده است (Bertman, 2003: 3). در برهه زمانی مزبور، که آب خلیج فارس بالاتر از سطح امروزی بود، اریدو با آن مستقیم در ارتباط بود (وثوقی، 1384: 20). بهدرستی روشن نیست که چه زمانی خلیج فارس از اریدو عقب نشسته (نیستانی، 1378: 649)، اما به گواه اسناد موجود، در جنوب شرقی اریدو بندرگاهی به نام ماه جدید نیز قرار داشته است (سفر، همان: 222). داستانهای اساطیری سومری، پیشینه اریدو را حداقل به هزاره ششم پ.م. میرسانند (Bertman, Ibid: 19) و در باب ساخت آن آوردهاند که سرتاسر زمین دریا بود تا اریدو بر پا شد (مجیدزاده، همان: 48). در لوحه طوفان سومری از اریدو بهعنوان یکی از 5 شهر جهان پیش از طوفان نام برده شده است (Kramer, 1959: 151-2).
کتابی به زبان انگلیسی از هوبارد عضو هیئت تعیین مرزهای سیاسی ایران و عثمانی در سالهای 1916-1913م. با مطالبی دربارة مناطق کرانهای و پسکرانهای خلیج فارس.هوبارد از کارگزاران انگلیسی مستقر در هند و خاورمیانه بود که در سالهای آغازین قرن بیستم میلادی بههمراه هیئتی مأمور تعیین مرزهای سیاسی ایران و عثمانی از خلیج فارس تا کوههای آرارات شد. وی پس از اتمام مأموریت سهسالهاش به نگارش خاطراتش پرداخت.
کتابی از سِر ارل اشتاین باستانشناس انگلیسی.ارل اشتاین در 1862م. در خانوادهای یهودی در بوداپست مجارستان متولد شد. وی بعدها برای کسب موقعیت اجتماعی بهتر مسیحی شد و تابعیت کشور انگلیس را بهدست آورد. او پس از طی دورة تحصیلی، برای اکتشافات باستانشناسی راهی آسیا شد. عمده فعالیتهای باستانشناسی وی در خاورمیانه، هند، افغانستان و چین بود. هدف اصلی او از این تحقیقات کشف رابطة میان تمدن دره سند با تمدن بینالنهرین بود. در همین راستا، فعالیتهای بسیار در ایران انجام داد. علاوه بر این، مقام استادی در دانشگاههای مشهور هند را نیز دارا بود و کتابهای بسیار در رشته خود منتشر کرد. او سرانجام در 1943م.، درحالیکه خود را برای تحقیقات جدید مهیا میکرد، در کابل درگذشت.
کتابی در شرح مسافرت نویسنده از روسیه به ایران و خلیج فارس مربوط به اوایل قرن بیستم میلادی.بنجامین برجس مور در 1915م بهمنظور دیدار از شهرهای ایران و گذر از مسیر مشهد به تهران و بوشهر سفر خود را از مسکو آغاز میکند. اهمیت این سفر بهعلت موقعیت زمانی سفر نویسنده است. در آن هنگام مناطق جنوبی ایران و بهخصوص مسیر شیراز تا بوشهر گرفتار ناامنی و آشوب ناشی از نبود حکومت مرکزی و اوضاع ناشی از رقابت آلمانها، روسها و انگلیسیها بود که خود زمینه را برای ایجاد پلیس جنوب در 1916م فراهم آورد. هدف اصلی او از سفر علاقه به آثار باستانی و طبیعی ایران بوده است. نویسنده در این اثر بهتفصیل مناطقی که از آنها دیدن کرده را شرح داده است. وی حدود 350 صفحه از کتاب را به توصیف مسیر تهران به بوشهر اختصاص داده است و بههمینسبب این اثر در بررسی راههای تجاری شمال به جنوب ایران از اهمیتی خاص برخوردار است.
سفرنامهای به زبان انگلیسی حاوی اطلاعاتی درباره اوضاع جغرافیایی، اقتصادی و سیاسی دریای عمان، خلیج فارس و دریای مدیترانه در آستانه جنگ جهانی اول.این کتاب در 1914م. و در آستانه جنگ اول جهانی نوشته شد. البرت فیشر، نویسنده کتاب، از اهالی نیویورک بود و بهخاطر علاقهای که به سفر به دور دنیا داشت همراه با چند تن دیگر، اقدام به این سفر کرد و به نگارش وقایعی که در مسیر حرکت شنیده و یا دیده پرداخت. آنها پیش از این، سه سفرنامه دیگر به نامهای «سفر از نیویورک به دروازه طلایی»، «از سانفرانسیسکو تا ژاپن» و «از توکیو تا بمبئی» را نوشته بودند و کتاب حاضر مکمل آنها بهشمار میرود. «سفر از هند به منطقه جنگی» شرح سفری است که با هدف مشاهده اوضاع جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی دریای عمان، خلیج فارس و دریای مدیترانه انجام شد. حرکت آنها از بمبئی آغاز شد و در مسیر دریای عمان و سواحل بلوچستان امتداد یافت. آنها پس از طی مسیر سواحل ایران به رود فرات، با گذر از بغداد به صحرای سوریه و با عبور از بحرالمیت و فلسطین به دریای مدیترانه میرسند و در بنادر مختلف مدیترانه بهشرح مشاهدات خود میپردازند. بررسی منطقه بالکان و عوامل بروز جنگ جهانی اول از دیگر بخشهای کتاب است.
قبیلهای ریشهدار از قبایل عرب و تأثیرگذار در تحولات تاریخی منطقه خلیج فارس.ازد از قبایل بزرگ قحطانی بود که در بعضی از سنگنوشتههای سبأیی از آن نام برده شده است (شرفالدین، 1405ق.: 44). نام ازد از نام فردی مشتق شده است که دانشمندان انساب نسب وی را چنین آوردهاند: اَزدبن الغَوثبن نبتبن مالکبن زیدبن کهلانبن سبأبن یَشجُببن یَعرُببن قحطان (ابوعبید، 1410ق.: 267) این قبیله دارای شعبات متعدد و بزرگ بود که بعضی از آنها نقشی مهم در تاریخ اسلام ایفا کردند (همان: 299). محل استقرار ازد در مأرب بود تا زمانیکه با شکاف برداشتن سد مأرب، «عمروبن مُزَیقیاءبن عامر ماء السماء» با گروهی اَزدی مهاجرت کرد. دستهای از آنان در سراة یمن در منطقهای به نام طود و گروهی به مکه و اطراف آن و دستهای به یثرب و گروهی به شام و دستهای به عراق و گروهی به عمان، یمامه و بحرین مهاجرت کردند (یعقوبی، 1362: 249؛ همدانی، 1408ق.: 326؛ ابنهشام، 1375ق.: 91) شاخههای غامد در سراة در دره «دَوقَه» در مسیر مکه و صنعا (یاقوت حموی، [بیتا]: 485) و شاخه دَوس در سراة مشرف بر تهامه (کحاله، 1414ق.: 394) و دستهای از بارِق و بنیراسِب (همان: 111) در سراة ساکن شدند که به «اَزدشَنُوءة» شناخته میشدند (یعقوبی، همان: 249؛ همدانی، همان: 330-326) و مِخلاف آنان را نیز به همین نام مینامیدند.
ناو امریکایی هدف قرار گرفته بهوسیلة هواپیمای عراقی در آبهای خلیج فارس در خلال جنگ عراق علیه ایران.ناو استارک بیستوسومین ناو از نوع Oliver Hazard Perry Class نیروی دریایی امریکا بود که در 1987م. هدف موشکهای هدایتشونده عراق در خلیج فارس قرار گرفت و بهشدت آسیب دید. در ساعت 12:21 شب 27 اردیبهشت 1366/ 17 مه 1987 (سمیعی، 1382: 491-490) یک فروند هواپیمای میراژ F-1EQ نیروی هوایی عراق در 85 مایلی شمال شرق بحرین و 60 مایلی جنوب منطقه انحصاری اقتصادی ایران به ناوچه استارک مجهز به سیستمهای راداری حمله کرد. هواپیمای فوق دو فروند موشک اگزوست بهطرف ناوچه شلیک کرد که هر دو به کشتی اصابت کرد، اما فقط یکی از آنها منفجر شد (ابوغزاله، 1380: 270). این ناوچه، که برای تعمیر تجهیزات خود در بندر منامه پهلو گرفته بود، پس از 81 روز، خاک بحرین را ترک کرده، وارد آبهای آزاد بینالمللی شده و بهطرف منطقه عملیاتی خود در غرب منطقه انحصاری اقتصادی ایران پیش میرفت. قرار بود این ناوچه همراه با ناوچههای کونتز/ Coontz و لاسال/ La Salle وابسته به نیروی ویژه خاورمیانه و هواپیمای آواکس E-3A با نیروی Elf-1 مستقر در عربستان سعودی در مانوری دو روزه شرکت کند.
چهار قرن حضور استعماری انگلیس در خلیج فارس و خاورمیانه (1971-1600م.).دریانوردان و بازرگانان انگلیسی از اواسط قرن شانزدهم میلادی شرکتهایی را بهمنظور تجارت با کشورهای آسیایی بهویژه هندوستان تأسیس کردند. در آن زمان، با سلطة پرتغالیها بر اقیانوس هند و خلیج فارس، آنها برای رسیدن به اهداف خود ابتدا تصمیم گرفتند از راه شمال اروپا به روسیه تزاری بروند و از آنجا باب تجارت با هندوستان و کشورهای آسیایی را بگشایند. نمایندگان شرکتهای مزبور، پس از رسیدن به مسکو، با تزارهای روسیه ازجمله «ایوان مخوف» وارد مذاکره شدند و شرکتی به نام شرکت مسکوی تشکیل دادند. روسیه به آنها اجازه داد از مسیر رودخانة ولگا و دریای خزر با ایران و شرق وارد تجارت شوند. برخی از نمایندگان انگلیسی این شرکتها نیز در زمان شاهطهماسب صفوی و بعد از شاهمحمد خدابنده به قزوین پایتخت صفویه رفتند و مذاکراتی بهمنظور انعقاد قراردادهای تجاری انجام دادند. یکی از این نمایندگان، آنتونی جنکینسون، در 1561م. با نامهای ازسوی ملکة انگلستان به دربار شاهطهماسب رفت که با توجه به مواضع مذهبی شدید طرفین، مذاکرات نتیجهبخش نبود (اسدی، 1385: 88).
پستترین گونه جانوری و دارای تنوع گونهای خاص در خلیج فارس و دریای عمان.در سلسله جانوران، اسفنجها پستترین شاخه را به خود اختصاص دادهاند. این جانوران از مجاورت چند سلول در محیطی سازمانیافته به نام مزوگلا بهوجود آمده و قادر به حرکت نیستند. شکل ظاهری اسفنجها در اغلب مواقع شبیه به گیاهان است. گونههای مختلف اسفنجها با اشکال مختلف نظیر مسطح، کوزهمانند، گرد، منشعب و یا غیرمنظم هستند و به رنگهای مختلف زرد، قرمز، آبی، خاکستری و قهوهای دیده میشوند. این جانوران بسترزی بوده و به انواع تختهسنگها، مرجانها، سختپوستان و نرمتنان و همچنین دیواره اسکلهها و اجسام سخت میچسبند (Lincoln and Gordon, 1979: 32-87).
اسکورت یا همراهی کشتیهای بازرگانی و نفتکشهای دول بیطرف در حال دریانوردی بهصورت کاروانی یا انفرادی در منطقة جنگی و تحت پرچم کشتی نظامی. در عمل، چهار نوع عملیات اسکورت نظامی برای کشتیهای بازرگانی قابل تصور است: نخست، کشتی بازرگانی دولت در حال جنگ، تحت اسکورت نیروهای خودش قرار گیرد؛ دوم، کشتی تجاری بیطرف، تحت اسکورت نظامی یکی از طرفین متخاصم باشد؛ سوم، کشتی بازرگانی بیطرف، تحت اسکورت دولت بیطرف صاحب پرچم قرار گیرد؛ چهارم، کشتی بازرگانی بیطرف تحت اسکورت دولت بیطرف دیگر قرار گیرد. در اسکورت نوع اول و دوم، این گونه کشتیها جزیی از نیروهای دریایی دول متخاصم تلقی میشوند و ممکن است در معرض هرگونه عملیات نظامی قرار گیرند.
دریاسالار داریوش یکم هخامنشی در سفر اکتشافی از سند به کانال سوئز. اسکیلاکس دریانوردی از اهالی کاریه در جنوب غربی آسیای صغیر بود. کاریه در 545 پ.م جزء قلمرو شاهنشاهی هخامنشی و با نام ساتراپ/ ایالت کرکا مشهور بود. در زمان داریوش یکم (حک. 552-485پ.م)، گروهی از بازرگانان کاریاندی به سواحل خلیج فارس کوچ داده شدند تا در کشتیرانی هخامنشیان را سازماندهی کنند.
سلسلهای ایرانی با طولانیترین دوران حکمرانی بر خلیج فارس در دورة باستان.میراث هخامنشیان در دست اسکندر و جانشینانش سلوکیان دیری نپایید و مجموعهای از حکومتهای کوچک و نیمهمستقل بهوجود آمد که قدرتمندترین آنها پارت بود که در شمال شرق ایران، در اشکآباد/ عشقآباد، قرار داشت.
کتابی در باب جغرافیای تاریخی و طبیعی جهان و خلیج فارس در قرن سوم هجری.ابنرسته، نویسنده کتاب، از مشهورترین جغرافیدانان ایرانی قرن سوم هجری است که کتاب مشهور خود را در هفت جلد تألیف کرد. از تاریخ تولد او اطلاعی در دست نیست، اما معلوم است که در اصفهان متولد شده و ظاهراً در 290ق. در مکه و مدینه میزیسته است. کتاب اعلاقالنفیسه در 290ق. تألیف شد. برخی از محققین معاصر همچون مارکوارت معتقدند تألیف کتاب به 310 ق. مربوط میشود که سال مرگ نویسنده نیز هست. ازآنجاکه مؤلف در بسیاری از بخشهای کتاب از منابع معتبر دیگر همچون کتاب جغرافیای جیهانی بهره گرفته است، ازاینرو تاریخ تألیف این کتاب را میتوان به دورهای متأخرتر یعنی آغاز قرن چهارم هجری مربوط دانست. نویسنده در نگارش کتاب از روشی غیرمتداول بهره گرفته است. در این زمان، جغرافیدانان ایرانی از روش هفت اقلیم استفاده میکردند، اما در نگارش اعلاقالنفیسه از روش یونانی استفاده شده است.
شرایط آبوهوایی درازمدت منطقه خلیج فارس.اقلیم بهطورکلی به شرایط آبوهوایی مناطق جغرافیایی ازقبیل میزان دما، رطوبت، فشار جو، باد، بارش و دیگر مشخصات هواشناسی در درازمدت اشاره دارد.سواحل جنوبی ایراسرزمینهایی هموار هستند که در عرض جغرافیایی پایین قرار گرفتهاند و از شمال عمدتاً به ناهمواریها و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان میرسند. عرض جغرافیایی پایین، زمین کمارتفاع و هموار و همسایگی با آبهای گرم، مهمترین ویژگیهای جغرافیایی این ناحیه است که پیامدهای آبوهوایی شگرف در پی دارد. این بخش از ایران، اقلیمی بسیار مرطوب و گرم و بدون یخبندان دارد. میانگین دمای این ناحیه حدود ˚25 است درحالیکه میانگین دمای ایران، ˚18 سلسیوس است. محتوای رطوبتی جو نیز در این ناحیه دو برابر نواحی دیگر است (مسعودیان و کاویانی، 1385: 144).
سومین اقیانوس بزرگ جهان واقع در حد فاصل میان شبهجزیره عربستان، قاره افریقا، استرالیا، قطب جنوب و آسیای جنوبی و جنوب شرقی و تأثیرگذاری خواص هیدروگرافی آن بر آبهای خلیج فارس.بهلحاظ وسعت، اقیانوس هند سومین اقیانوس بزرگ جهان است. عرض شرقی- غربی و طول شمالی- جنوبی آن حدود 10 هزار کیلومتر است. بهعبارتدقیقتر، فاصله بین سواحل شرقی افریقا و کنارههای غربی استرالیا 7800 کیلومتر و طول شمالی- جنوبی آن از انتهای خلیج بنگال تا سرزمینهای قطب جنوب 9600 کیلومتر برآورد میشود. اقیانوس هند در جنوب قاره آسیا و بین قاره افریقا در غرب و استرالیا در شرق و قاره قطب جنوب واقع است. برخی وسعت آن را 74.060.000 کیلومترمربع نوشتهاند که شامل دریاهای مجاور آن نیز میشود. در برخی منابع وسعت آن 73.600.000 کیلومترمربع آمده است. بهاینترتیب، حدود 52/14% از مساحت کل کره زمین را شامل میشود. دربارة عمق متوسط آن نیز بین 3872 متر تا 3890 متر اختلاف نظر وجود دارد. دربارة عمیقترین نقطة این اقیانوس دو نظر وجود دارد: برخی چاله سوندا/ Sunda با عمق 7450 متر و عدهای نیز نقطة پلانت با عمق 7725 متر در نزدیکی جزیره جاوه اندونزی را عمیقترین نقطه این اقیانوس میدانند. مساحت دریاهای این اقیانوس حدود 3/20% از کل سطح آبهای آن را تشکیل میدهد (Tomczak and Godfrey, 2003: 175-176).
حوزه و میدان نفتی در آبهای خلیج فارس و موضوع مناقشه امارات عربی متحده، عربستان سعودی و قطر.میدان نفتی البندوق میان جزیرة داس و جزیرة شراعوه در آبهای شرق شبهجزیره قطر و غرب ابوظبی در مدار ً25: َ31:˚25 عرض شمالی و ً5: َ2:˚53 طول شرقی واقع است. بهعلت فقدان تحدید مرزهای دریایی قطر و ابوظبی، کشف نفت در این میدان به اختلافات بین آنها دامن زد. در 1964م. بیش از 20 حلقه چاه نفت در این منطقه حفر شد. برای بهرهبرداری از نفت حوزة البندوق، دو امارت ناگزیر شدند مرزهای دریایی خود را در این منطقه تعیین کنند. برایناساس، در 20 مارس 1969 موافقتنامهای بین قطر و ابوظبی به امضاء رسید. به موجب این موافقتنامه، مرزهای دریایی 115 مایلی دو کشور تحدید شد. دربارة حوزة نفتی البندوق نیز قرار شد شرکت نفتی بندوق از این حوزه بهرهبرداری کند و درآمدهای حاصل از آن به تساوی میان طرفین تقسیم شود (جعفری ولدانی، 1374: 201).
کتابی درباره حکومت شیرازیها در شرق افریقا در قرن سیزدهم هجری قمری و حائز اهمیت دربارة تاریخ خلیج فارس.نام نویسنده کتاب السلوة فی اخبار کلوة مشخص نیست. این کتاب به زبان عربی و نسخه خطی موجود آن خلاصهای است که محیالدین زنگباری در 1294ق./1877م. تهیه کرده است. این نسخه را سلطان وقت زنگبار، برغشبن سعیدبن سلطان به سِر جان کرک- کنسول وقت بریتانیا در زنگبار- هدیه داد. سر جان کرک نیز آن را به کتابخانه/ موزه بریتانیا اهدا کرد و اکنون این نسخه به شماره OB 266 در آنجا نگهداری میشود. از نوشتههای دوباروس، مورخ پرتغالی، میتوان فهمید که این کتاب در ابتدا مفصل بوده و تلخیص آن بهدست ما رسیده است. دوباروس از آن با عنوان وقایعنامه شاهان کیلوا نام میبرد. در 1895م. استرانگ، محقق انگلیسی، به تصحیح، ترجمه و چاپ آن در مجلة انجمن آسیایی سلطنتی اقدام کرد.
دو اسکله و سکوی نفتی عراق در آبهای شمالی خلیج فارس.اسکله العمیه در مختصات جغرافیایی ً45: َ46:˚29 عرض شمالی و ً37: َ48:˚48 طول شرقی و سکوی نفتی البکر در ً36: َ40:˚29 عرض شمالی و ً38: َ48:˚48 طول شرقی قرار دارند. دو اسکله و سکوی نفتی مزبور در جنوب شرق رأسالبیشه با فاصله 12 کیلومتری از یکدیگر و در یک راستا نسبت به خط شمال واقع شدهاند. سواحل جمهوری اسلامی در شمال این اسکلهها و بندر فاو، خور عبدالله و جزیره بوبیان در غرب آنها قرار دارند. محل تعبیه این سکوها، نقطه تلاقی آبهای اروندرود و خور عبدالله با خلیج فارس است. عمق آب در اطراف این اسکلهها در حالت مد 34 متر و در حالت جزر بین 30 تا 31 متر است (برّی دیزجی و دیگران، 1377: 420-419).
نامی برای یک جریان سیاسی- مذهبی افراطی در میان اسلامگرایان معاصر و با مشی تروریستی که درحالحاضر بیش از اینکه دارای سازمان واحدی باشد دارای ایدئولوژی، مشی و منبع الهام مشترک است.جریانی که بعدها به نام القاعده خوانده شد، ابتدا در میان پیکارجویان مسلمانی شکل گرفت که برای مبارزه با نیروهای اتحاد شوروی و دولت مورد حمایت آن وارد افغانستان شده بودند. این نیروها تحت هدایت و حمایت سازمان اطلاعات مرکزی امریکا، (سیا)، عربستان سعودی و پاکستان به افغانستان اعزام شده بودند. بعد از عقبنشینی نیروهای شوروی، گروهی از این پیکارجویان مثل اسامهبن لادن سمتوسوی مبارزه خود را متوجه ایالات متحده و قدرتهای سلطهجوی غربی کردند و مرحلهای تازه از مبارزات سیاسی را بنا نهادند که بسیار گسترش یافت و مبارزان بسیاری را از میان مسلمانان عرب، افریقایی، آسیای میانه و مسلمانان مهاجر در اروپا و ایالات متحده به خود جلب کرد.
سردار گرجی و تازهمسلمان سپاه غیرقزلباش شاهعباس اول و حاکم بنادر و جزایر خلیج فارس.اصلونسب و وقایع بخش اول زندگی اللهوردیخان اوندیلادزه مشخص نیست، اما اینقدر مشخص است که از دستة غلامان گرجی بود که در دورة شاهطهماسب و شاهعباس صفوی در جریان لشکرکشی و فتح گرجستان به ایران و خصوصاً اصفهان کوچ داده شد. در دورة شاهطهماسب وارد خدمات دولتی شد و مثل برخی گرجیها، که به ایران کوچ کردند و اسلام آوردند، جایگاهی مهم در نظام صفوی بهدست آورد. شاهعباس با دستیابی به قدرت سعی کرد از نفوذ قزلباشها بکاهد و به این منظور به اصلاحات فراوان در امور نظامی دست زد و نیرویی جدید از غلامان گرجی، چرکسی، ارمنی و ایرانیهای غیرقزلباش تشکیل داد. اللهوردیخان نخستین و بزرگترین سپهسالار ارتش جدید شاهعباس بود (سیوری، 1372: 79، 90-89). وی بهسبب درایت و فداکاری مورد توجه ویژه شاهعباس قرار گرفت و در پیشبرد اهداف نظامی او نقش تعیینکننده داشت و در جنگ با عثمانیها و ازبکها شرکت جست (همان: 86-84).
کتابی در جغرافیای تاریخی شبهجزیرة عربستان مربوط به قرن هفتم قمری.نام کامل مؤلف کتاب، جمالالدین ابیالفتح یوسفبن یعقوببن محمد الشیبانی الدمشقی، مشهور به ابنالمجاور است (ابنالمجاور، 1951: 2-1). خاندان ابنمجاور دمشقی در اصل از شیراز به دمشق مهاجرت کردند، اما بهسبب اعتکاف و مجاورت نیای آنها در مکه به نام بنیالمجاور شهرت یافتند (الزرکلی، 1989: 237). کتاب المستبصر نخستینبار در 1951م. در لیدن هلند با مقدمهای کوتاه به زبان آلمانی و به تصحیح اُسکار لوفگرین به زبان اصلی عربی و بهصورت دو جلد در یک جلد منتشر شد. کتاب در 626 ق. تألیف شد (وثوقی، 1380: 21). ابنمجاور دربارة هدف از تألیف کتاب نوشته است: «ازآنجاکه مکه امالقری/ مرکز جهان اسلام، ناف آبادیهای زمین و محبوبترین سرزمین خدا برای خدا و رسول اوست و بهواسطة آنکه یمن پربرکتترین و خوشیمنترین همسایة آن است و چون حضرت رسول آنجا را منشأ سه نعمت حکمت، فقه و ایمان دانسته است»، از دو بخش کتاب خود، یکی را به مکه و حجاز و دیگری را به وصف بلاد یمن اختصاص داده است (ابنالمجاور، همان: 2-1). باوجوداین، کتاب در میان محققین، بیشتر با نام تاریخ المستبصر مشهور است. منظور از آن، دیدگاههای کسی است که ازطریق سفر کردن در پی کسب بصیرت در باب سرزمینهای مزبور است (ابنمنظور، 1408: 65).
از حکومتهای محلی ایرانی در خوزستان و ایلام کنونی تا آبهای خلیج فارس در دورة سلوکیان و پارتیان.از سرزمینهاى ایران در دوران سلوکی و اشکانی الیمایى/ الیمایید یا خوزستان امروزی است که به یونانى شوشانک نامیده مىشد. این نام از اسم شهر شوشان یا سوزا/ شوش اخذ شده است که اعراب آن را بره/ بصره مىنامیدند. قسمت غربى آن به دکلت/ دجله، بابل و خوزستان محدود مىشد. قسمت جنوبى آن خلیج فارس و نواحى شمالى آسورستان را دربر مىگرفت. این سرزمین سه رودخانه و پنج استان داشت که شامل شهرهاى اورمشیر، سولوره، شوش، دانیال و گندیر- شاپوه بود. به نوشتة مارکوارت، الیمایی سرزمینى حاصلخیز بود و روبهروى آن دریای فارس و دو جزیره قرار داشت (مارکوارت، 1383: 32-14). الیمایی را کوست خوربرنک نیز مینامیدند (همان: 32). در دورة سلوکیان در قلمرو شهرباننشینهای ایرانی انطاکیه پارس، سه سلوکیه بنیاد شد که نخستین آنها در قسمت حاشیة خلیج فارس یعنی در الیمایی بود (یارشاطر و بویل، 1380: 109). استرابو در مورد مردم این سرزمین مینویسد: «الیماییها در همسایگی سوزیس (بخشی از بابل) هستند که پیش از این به این منطقه سیتاسنه میگفتند، اما حال به آن آپولونیاتیس میگویند» (Strabo, 1924: 309).
بندری کوچک در سواحل شرقی شبهجزیره قطر در خلیج فارس.امالحول در کنار خوری با مختصات جغرافیایی 5:˚25 عرض شمالی و َ5:˚51 طول شرقی در ناحیهای پرجمعیت از کشور قطر قرار دارد و نقاط مسکونی بسیار در اطراف آن واقع است (نقشه سیاسی تاریخی خلیج فارس، [بیتا]: شماره 192). این بندر تا چند دهه قبل روستایی یا «خرابهای قدیمی» بود که در جنوب شهر «وکره» قرار داشت (فرامرزی، 1381: 51).
امارتی از امارات هفتگانه امارات عربی متحده در سواحل شبهجزیره مسندم در خلیج فارس و نیز شهری به همین نام در آن کشور.امالقوین، با علامت اختصاری UQ، یکی از هفت امارتنشین امارات عربی متحده است که در سواحل جنوب شرقی خلیج فارس قرار دارد. امالقوین برگرفته از اصطلاح امالقوه به معنای مادر نیرو است که بعدها بهصورت امالقوین یا امالقیوین درآمده است (جناب، 1342: 306). این امارت در ˚25 و ˚35 عرض شمالی و ˚55 و ˚34 طول شرقی قرار دارد و بیشتر بهصورت واحهای است که از کرانه شمالی شهر امالقوین تا فلج المعلی در جنوب شرقی را دربر گرفته است. در شرق این واحه، وادی مرفق قرار دارد (بشیر، 1402ق.: 206، جناب، همان: 304).
جزیرهای غیرمسکونی در آبهای سرزمینی ایران در غرب بندر دیر در استان بوشهر و دارای اهمیت زیستگاهی حیات وحش.امالکرم جزیرهای نیمدایره با 4/0 کیلومترمربع مساحت در فاصله 35 کیلومتری غرب بندر دیر و 5 کیلومتری ساحل اصلی (پوزه یا دماغه ماشه) قرار دارد. نام رسمی جزیره امالکرم است، اما در محاوره و نزد بومیان محلی نام «گرم» مصطلح و رایج است. جزیره امالکرم ازنظر تقسیمات سیاسی جزء دهستان و بخش بردخون از توابع شهرستان بندر دیر و استان بوشهر است (سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، 1381: 204).
سردار بزرگ صفوی و حاکم مقتدر جنوب ایران و فاتح بحرین، جزیره هرمز و سواحل ایرانی خلیج فارس از اشغال پرتغالیها. امامقلى نوة اللهوردیخان، سپهسالار شاهعباس، از مادری گرجی بود (دلاواله، 1380: 332). پسازآنکه اللهوردیخان در 1004 ق./1596م. بهجای فرهادخان به حکومت فارس رسید، امامقلی هم همراه پدربه فارس رفت. وی در 1006ق. همراه با اللهوردیخان در نبرد کهکیلویه ضد شورشیان لر شرکت جست و هنگامىکه اللهوردیخان در 1010ق./1601م. برای نبرد با ازبکها رهسپار شرق ایران شد، امامقلىخان را بهنیابت از خود به حکومت فارس گمارد. فتح بحرین در 1010ق./ 1601م. ازجمله اقداماتی بود که اللهوردیخان در تعقیب سیاستهای شاهعباس اول علیه پرتغالیها در جنوب ایران بهعمل آورد. امامقلیبیگ در این واقعه شرکت داشت و بهخاطر حسن تدبیر و کاردانی ازسوی شاهعباس اول به لقب خانی ملقب و به امارت لار منصوب شد (خوبنظر، 1380: 73). همزمان، فرخشاه، امیر هرموز درگذشت و فرزند او فیروزشاه به امارت آن ناحیه رسید. در این هنگام، وزارت هرموز، با رئیس شرفالدین لطفالله بود. او حکومت بحرین را به برادر خود، رئیس رکنالدین مسعود سپرد. رکنالدین مسعود نسبت به موقعیت خویش در برابر پرتغالیها دچار نگرانی شد و چون از اهالی فال بود و با خواجه معینالدین، والی فال، خویشاوندی داشت از او طلب یاری کرد (حسینی فسائی، 1382: 444). زمانیکه خبر تسخیر بحرین به فیروزشاه، امیر هرموز و پدرو کوتینهو/ Pedro Coutinho، فرمانده پرتغالی هرموز رسید، در صدد دفع لشکریان فارس برآمدند. رئیس شرفالدین لطفالله، مأمور جنگ در خشکی و فرانچیسکو دو سوتو مایور/ Francico de Soto Mayer با جهازاتی مأمور حمله ازطرف دریا شد. جنگ بین طرفین در خشکی و دریا در گرفت. اللهوردیخان برای اینکه فشار امیر هرموز و پدرو کوتینهو را کاهش دهد، یکی از سران سپاه خود را با لشکری به تسخیر بندر جرون/ گمبرون فرستاد. بعد از فتح لار، اللهوردیخان به فرمان شاهعباس برای نبرد با ازبکان عازم بلخ شد. در ظاهر، دراینزمان، امامقلیبیگ نایبالحکومه اللهوردیخان در فارس بود و در برخوردی که رخ داد، فرماندهی نیروهای ایرانی را علیه پرتغالیها برعهده داشت (خوبنظر، همان: 730).
اعطای مجوزهای انحصاریِ استخراج و تولید نفت از سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس به کشورها و شرکتهای فرامنطقهای از ابتدای کشف نفت تاکنون.امتیاز نفتی نوعی مجوز انحصاری است که کشور میزبان بهمنظور استخراج و تولید نفت در اختیار یک یا چند شرکت نفتی قرار میدهد. شرکتهای نفتی این حق انحصاری را برای اکتشاف و حفر چاه در یک منطقه جغرافیایی خاص و همچنین حق مالکیت قراردادی نفت را در محل بهدست میآورند. براساس این امتیاز، کشور میزبان به شرکت نفتی حقوقی را برای مراحل تولید نفت در ازای پرداخت پاداش، اجاره، حق امتیاز، مالیات و کمکهای مالی اعطاء میکند. موضوع امتیازهای نفتی پس از کشف نفت رواج یافت. در منطقه خلیج فارس با کشف تدریجی نفت، پای شرکتهای نفتی نیز به منطقه باز شد. ایران آغازکننده اعطای امتیازهای نفتی در منطقه خلیج فارس بوده است.
چشمانداز ایجاد نظام امنیتی همگرایانه در خلیج فارس.امنیت مشترک اصطلاحی است که از اوایل دهه 1980م. در عرصه روابط بینالملل بر سر زبانها افتاد. راهبرد امنیت مشترک تمهیدی است که میتواند جای راهبرد توازن قوا را بگیرد. راهبرد امنیت مشترک نخستینبار در کمیسیون مستقل مسائل خلع سلاح و امنیت در 1982م. به ریاست اولُف پالمه، نخستوزیر سوئد، مورد بحث قرار گرفت. کمیسیون یادشده اصولی ششگانه را برای امنیت مشترک صورتبندی کرد: 1. حق مشروع همه کشورها است که از امنیت برخوردار باشند؛ 2. نیروی نظامی وسیلهای مشروع برای حلوفصل اختلافات بین کشورها نیست؛ 3. در بازنمود منافع ملی خویشتنداری امری ضروری است؛ 4. امنیت را نمیتوان ازطریق برتری نظامی تأمین کرد؛ 5. کاهش تسلیحات و محدود کردن توافقی تسلیحات برای حفاظت از امنیت مشترک لازم است؛ 6. باید از برقراری پیوند بین مذاکرات مربوط به تسلیحات با رویدادهای سیاسی پرهیز کرد (Encyclopedia of International Relations and Global Politics, 2005, 98).
از رجال دورة قاجار و مؤسس سازمان بنادر و جزایر خلیج فارس.ابراهیمخان امینالسلطان پسر زال ارمنی از اهالی سلماس بود. در 1263ق.، عموی وی به نام آقا اسکندر متصدی آبدارخانة ناصرالدین میرزای ولیعهد شد و برادرزادة خویش را بههمراه خود به تبریز برد. پس از مرگ محمدشاه در 1264ق.، ناصرالدینشاه به سلطنت رسید و ادارة آبدارخانة سلطنتی را به آقا اسکندر محول کرد. ازآنپس مراتب ترقی آقا ابراهیم بهسبب تدبیر و هوشش آغاز (بامداد، 1384: 389) شد و در 1286ق. به لقب امینالسلطانی و خلعت همایون سرفراز شد. در 1288ق. به منصب صاحب جمعی و در 1294ق. از اجزای دارالشوری کبری یا مجمع وزرای دولت شد. در 1296ق. بنای جدید ضرابخانة دولتی به امر دولت بهوسیلة آقا ابراهیم امینالسلطان دایر و مسکوکات ایران عیار صحیح پیدا کرد. در 1299ق. بهسبب لیاقت و کاردانی امینالسلطان، وزارت گمرک بار دیگر به وی سپرده شد (اعتمادالسلطنه، 1367: 1098، 1924، 1971، 1991، 2031).
نام باستانی شبهجزیره بحرین در بخشی از حوزه سرزمینی و تمدنی ایران.بر پایه اسناد و مدارک تاریخی، بحرین از دیرباز از جهت جغرافیایی، سیاسی و فرهنگی بخشی جداییناپذیر از سرزمین و تمدن ایرانی بوده است. کهنترین حماسه منظوم جهان، که با نام گیلگمش در تمدن سومری در حوالی 3200 پ.م. در منطقة هلال خصیب/ Fertile Crescent- از خلیج فارس تا سرچشمههای دجله و فرات در شمال عراق و ترکیه- سروده شده است، موطن قهرمان نیمهبشری و نیمهخدایی آن حماسه را بحرین یا دیلمون و به زبان آسوری تیلمون میشناساند. دیلمون به معنای بهشت سومری واژهای ایرانی است. بحرین در عصر هخامنشیان با نام «نیدوککی» به زبان اکدی و دیلمون یا تیلمون به زبان آسوری، جزئی از شاهنشاهی بزرگ هخامنشی بوده است. در 539 پ.م.، سال فتح بابل بهدست کورش بزرگ؛ فراریان بابلی به دیلمون آمده و در آنجا تشکیل دولتی به نام گرهه/ Gerrha داده بودند. پس از حمله اسکندر در 331 پ.م. یعنی در زمان حکومت سلوکیان و اشکانیان، قبیلههای مهاجر عرب به این جزیرهها راه یافتند و در سامانه ملوکالطوایفی و غیرمتمرکز اشکانی آزادانه به زندگی بدوی خود ادامه دادند. تا آنکه اردشیر بابکان، مؤسس سلسله ساسانی، در 266م. حاکم محلی بحرین را که سنطرق نام داشت شکست داد و اوال را تحت تصرف گرفت و شهرهای جدید در آنجا بنا نهاد که یکی از آنها خِط/ خِت یا فنیاد اردشیر/ بنیاد اردشیر نام گرفت. ابنبلخی در گزارش کارنامه اردشیر نوشته است: «و از آثار او آن است که به پارس یک کوره ساخته است؛ آن را اردشیر خوره گویند و فیروزآباد ازجمله آن است و چند پارهشهر و نواحی. و در اعمال عراق و بابل چند جایگاه ساخته است و همه را به نام خویش بازخوانده است و شهری به بحرین که آن را خِط/ خِت خوانند و نیزه خطّی/ خِتّی از آنجا خیزد و این جمله او بنا کرده است» (ابنبلخی، 1382: 154).
عنوانی برای مجمع تازهتأسیس کشورهای صادرکنندة گاز با شرکت 12 کشور جهان ازجمله سه کشور ایران، قطر و امارات عربی متحده از حوزة خلیج فارس.مجمع کشورهای صادرکنندة گاز/ Gas Exporter Countries Forum (GECF) سازمان بینالمللی بیندولتی است که مراحل تشکیل آن را چند کشور تولید و صادرکنندة گاز از 2001م. آغاز کردند. با آغاز روند شکلگیری، ساختار داخلی آن با نام مجمع کشورهای صادرکنندة گاز و بهعنوان سازمان بینالمللی بین دولتی در 2008م. بهطور رسمی در سازمان ملل به ثبت رسید (www.Gulftalent.com). کشورهای عضو این مجمع حدود 70 درصد از صادرات گاز و بخش اعظم ذخایر گازی جهان را در اختیار دارند. طرح تشکیل این مجمع ابتدا ازسوی ایران مطرح شد که مورد استقبال روسیه قرار گرفت. هدف، ایجاد بلوکی متشکل از کشورهای صادرکنندة گاز همانند اوپک برای بهرهبرداری بهتر از منابع گازی است. بهتدریج کشورهای دیگر نیز تمایل خود را برای عضویت در آن ابراز داشتند (Learsy, 2011: 97). به گزارش سایت رسمی مجمع، اعضای کنونی آن به 12 کشور رسیده است که عبارتانداز: ایران، روسیه، قطر، الجزایر، بولیوی، مصر، گینه استوایی، لیبی، نیجریه، ترینیداد و توباگو، امارات عربی متحده و ونزوئلا. همچنین چهار کشور قزاقستان، عراق، هلند و نروژ اعضای ناظر هستند (www.Gecf.org.).
خلیج فارس در دورة جنگ جهانی اول و نویسنده کتاب خاطراتی با عنوان در مرز و فراتر از آن؛ گزارش 30 سال خدمت.سرهنگ بازنشسته، سِر ویلیام فردریک اوکانر، نخست در دورة آموزشی پانچه در انگلستان شرکت کرد و سپس دورههای آموزش رزمی را گذراند و پس از دریافت مدارک مربوطه به هند اعزام و در فرمانداری انگلستان در هند مشغول به کار شد. در دورة لرد کرزن، وزیر خارجه وقت انگلستان، سرپرست هیئتهای اعزامی به مناطق داخلی هند و هندوچین بود و تجربیات بسیار کسب کرد. سپس در 1908-1904م. بهعنوان مأمور سیاسی انگلستان عازم سیبری شد. اوکانر در 1912-1909م. سرپرست کنسولگری انگلستان در سیستان و در 1915-1912م. همزمان با دورة نابسامانی ناشی از مبارزهطلبیهای آلمان در جنوب ایران، کنسول انگلستان در شیراز بود. در این دوره، اختلافات سیاسی و اقتصادی انگلستان با دیگر قدرتهای استعماری اروپایی ازجمله آلمان، روسیه و فرانسه به اوج خود رسیده بود. در بحبوحة جنگ جهانی اول، منازعات بینالمللی در بخشهایی مهم از خاورمیانه بهخصوص در خلیج فارس و جنوب ایران بهشدت افزایش یافت. در این زمان، دولت آلمان نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را در مناطق جنوبی ایران افزایش میداد و انگلیسیها ناگزیر به مقابله با آن بودند. در چنین اوضاعی، اوکانر کنسول انگلستان در شیرازبود و وظیفه مقابله با تهدیدهای آلمانیها را بهعهده داشت. از این رو، همواره در مظان سوءظن و تهدید ملیّون ایرانی و آلمانها قرار داشت.
شهرستان و شهری واقع در جنوب غرب ایران و در مجاورت رود کارون و پسکرانه خلیج فارس.شهرستان اهواز، مرکز اداری استان خوزستان، در سواحل رود کارون واقع است. اهواز دومین شهر بزرگ ایران ازلحاظ وسعت پس از تهران و پنجمین شهر بزرگ ایران ازنظر جمعیت است. این شهر ازنظر جغرافیایی در موقعیت َ20:˚31 عرض شمالی و َ40:˚48َ طول شرقی در جلگهای با ارتفاع 18 متر از سطح دریا قرار گرفته است. مساحت شهر اهواز 477,20 هکتار است که 923,6 هکتار آن در بافت شهری قرار گرفته و 16 درصد کل مساحت استان خوزستان است (جعفری، همان: 345-341).
شهرستان و شهری در خوزستان و در سواحل رود کارون. ایذه یا ایزج از شهرستانهای استان خوزستان در جنوب غربی ایران است که در دورة اسلامی ایذج نامیده میشد. ایذج نامی است که پس از فتح ایذه بهدست اعراب مسلمان به این شهر داده شد. بعدها به مالمیر (ابنبطوطه، 1359: 205) و سپس در زمان حکومت پهلوی با تصویب هیئت وزیران دوباره به ایذه تغییرنام داد (مصاحب، 1358: 2607). ایذج، ایذه، ایگه، ایج، الاهوار، مالمیر یا مال امیر در حقیقت نامهای تاریخی و گذشته شهر ایذه در خوزستان است. براساس اسناد و متون تاریخی، وجه تسمیه کلمه ایذه برگرفته از واژه ایجه یا ایگه فارسی به معنای مسکن و محل زندگی است (اقتداری، 1375: 831). بهعلاوه بهسبب وجود ذیجهای بسیار در این ناحیه، این شهر را اریگ یا ایج میخواندند (ابنبلخی، 1374: 27). به باور برخی از محققین، این شهر در نیمه دوم هزاره دوم پیش از میلاد انزان نامیده میشد که مرکز ایالت انزان بوده است. میتوان ایذه را تغییر شکل یافته انزان عیلامی نیز دانست (افشار سیستانی، 1372: 297).
کشتی ایرانی مورد حملة موشکی بالگردهای امریکایی در 1366 در اوج جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در آبهای خلیج فارس.ایران اجر کشتی متعلق به جمهوری اسلامی ایران بود که در 30 شهریور 1366/ 21 سپتامبر 1987 به بهانة مینگذاری در آبهای خلیج فارس به دستور مستقیم رئیسجمهور وقت امریکا، رونالد ریگان، مورد حمله قرار گرفت. بهدنبال پذیرش قطعنامه 598 ازطرف ایران، امریکا در شب- در ساعت 23:35 به وقت محلی و ساعت 4 بعدازظهر به وقت شرق امریکا- دوشنبه 30 شهریور 1366، عملاً با ایران وارد جنگ شد. دو فروند هلیکوپتر نیروی دریایی امریکا، که مجهز به موشک، مسلسل و تجهیزات دید در شب بودند، با پرواز از روی کشتی فرانگین چارت، کشتی هشتصد تنی ایران اجر متعلق به نیروی دریایی ایران را به بهانة مینگذاری، بدون هیچگونه هشدار قبلی، در 80 کیلومتری شمال شرقی بحرین مورد حمله قرار دادند. این حادثه منجر به کشته شدن پنج نفر از کارکنان کشتی و زخمی شدن 25 نفر دیگر شد. پنج روز پس از این حادثه، کشتی مزبور بار دیگر مورد حمله قرار گرفت و غرق شد؛ این اقدام اولین برخورد نظامی بین نیروی دریایی ایران و امریکا در آبهای خلیج فارس بود و میتوان گفت اعلام رسمی جنگ ازطرف امریکا و ورود آن کشور به جنگ ایران و عراق بود (پارسادوست، 1370: 566؛ معاونت تحقیق و پژوهش دانشکده فرماندهی و ستاد، 1377: 207). فرمانده ناوگان امریکایی در خلیج فارس آدمیرال هارولد برنس بود (گاتری و رونزیتی، 1374: 215، پارسادوست، همان: 269-268؛ غضنفری، 1381: 158).