دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه: دانشنامه جامع علوم انسانی، دانشنامه خلیج‌ فارس- جلد 1 
تعداد مدخل: 20

آب شیرین (اَهرَم)

Āb Shirin (Ahram)
رودخانه‌ای در حوزه آبریز خلیج فارس واقع در استان بوشهر.

مهدی رمضان‌زاده لسبوئی

آبزی‌پروری دریایی

Marine Aquaculture
پرورش مصنوعی آبزیان در سواحل خلیج فارس و دریای عمان. پرورش ماهی در دنیا از قدمتی بیش از 3000 سال برخوردار است. پرورش انواع آبزیان از اواخر دهه 1970م. به‌سبب کاهش نرخ رشد صید از دریاها، به‌صورت روزافزون مورد توجه قرار گرفت. آبزی‌پروری طی دهه 2009-1990م. بدون در نظر گرفتن گیاهان آبزی از رشد سالیانه 5 تا 10 درصد برخوردار بوده است.

علی بحرانی‌پور، علی موحد، مهدی رمضان‌زاده لسبوئی، همایون حسین‌زاده صحافی، منوچهر رئوفی

آبسنگ‌های مرجانی

Coral Reefs
مجموعه‌ای از صخره‌ها و ساختارهای آهکی به‌وجود آمده از تجمع و فشردگی ترشحات کربنات کلسیمی ناشی از فعالیت‌های زیستی انواع مرجان‌ها در خلیج فارس.
وجود آبسنگ‌های مرجانی در بسیاری از آب‌های اقیانوسی و دریاهای بزرگ نظیر خلیج فارس و دریای عمان منشأ تشکیل سازه‌های رسوبی متنوع تحت عنوان تپه‌های مرجانی است. بالاترین تنوع زیستی در مناطق و زیستگاه‌های مرجانی ثبت شده است. منطقه آسیای جنوب شرقی به‌عنوان مرکز تنوع زیستی مرجان‌ها حداقل 700 گونه مرجانی دارد. حدود 230 هزار کیلومتر مربع از آب‌های دریاها پوشیده از آبسنگ‌های مرجانی است که حدود 2 درصد کل اقیانوس‌ها را دربر می‌گیرد (امینی‌راد، 1386: 18). باوجوداین، صخره‌های مرجانی در کل جهان ازجمله آب‌های خلیج فارس و دریای عمان در سال‌های اخیر به‌صورت گسترده آسیب دیده و تخریب شده‌اند که عوامل اصلی آن تغییرات آب‌وهوایی، آلودگی‌های زیست‌محیطی و فعالیت‌های انسانی است .

همایون حسین زاده صحافی، حمزه غفاری

آب‌فشان‌های دریایی

Sea Squirt
گونه‌ای از جانوران متعلق به تونیکات‌ها دارای تنوع زیستی، زیستگاه و پراکنش در خلیج فارس و دریای عمان. آب‌فشان‌های دریایی از‌جمله طناب‌داران هستند که زندگی دریایی را برای ادامه حیات خود برگزیده‌اند. این گروه از جانوران به تونیکات‌ها/ Tunicates تعلق داشته و از مناطق کم‌عمق ساحلی تا مناطق عمیق دریا به‌صورت غیر‌متحرک دیده می‌شوند. همچنین، گونه‌های پلاژیک این جانوران در دریاها و اقیانوس‌ها وجود دارد. تا‌کنون 150 گونه پلاژیک و بیش از 1200 گونه چسبیده به بستر و در مجموع بیش از 2200 گونه از این آبزیان شناخته شده است. وجه تسمیة نام‌گذاری تونیکات به این گروه از جانوران به‌سبب دارا بودن پوشش کوتیکولی به نام Tunic و یا ‌Test است. در‌عین‌حال، آب‌فشان بودن این جانوران تحت شرایط استرس و فشار از مجرای خروجی آب به اثبات رسیده است. گرچه تنوع گونه‌ای آب‌فشان‌های دریایی در مجموعه آب‌های اقیانوسی اندک است، لکن در دریای عمان و خلیج فارس نیز وجود تعدادی از انواع آنها گزارش شده است (Jones, 1986: 163-166).

همایون حسین زاده صحافی، همایون حسین‌زاده صحافی، حمزه غفاری

آبکوهی

Ābkuhi
روستایی از توابع شهرستان جاسک در استان هرمزگان. نام روستایی از دهستان پی‌وشک بخش لیردف شهرستان جاسک که در شرق استان هرمزگان، در موقعیت جغرافیایی ً‌4:‌ َ‌25:˚25 عرض جغرافیایی و ً‌6:‌ َ‌7:‌˚59 طول جغرافیایی واقع شده است (فرهنگ جغرافیایی آبادی‌های استان هرمزگان، 1383: 235؛ نقشة سیاسی و تاریخی خلیج فارس، [بی‌تا]، شمارة 192). براساس نقشه‌های توپوگرافی، شکل ظاهری پستی و بلندی‌ها و ویژگی‌های ساختمانی و مورفولوژیک، بخش عمده‌ای از مساحت استان هرمزگان را مناطق کوهستانی دربرگرفته که ادامه رشته‌کوه‌های زاگرس‌اند و به‌تدریج از شمال غربی تا جنوب شرقی ادامه می‌یابند و سپس همراه با کاهش ارتفاع به تپه‌ماهورهای آهکی، گچی و شنی منتهی شده و به زمین‌های پست ساحلی خلیج فارس و دریای عمان متصل می‌شوند. این روستا، همانند سایر مراکز جمعیتی استان در بخش ساحلی جای گرفته است. زبان مردم هرمزگان عموماً از لهجه‌های گوناگون گویش بندری است که از زیرشاخه‌های زبان فارسی و پیوندهایی با زبان مردم لارستان استان فارس دارد. در نواحی شرقی مانند شهرستان جاسک و روستای آبکوهی زبان بلوچی نیز رایج است (زنده‌دل و همکاران، 1377: 13).

مهران مقصودی

آب‌های آزاد

International Waters
ماهیت حقوقی آب‌های آزاد در حقوق بین‌الملل دریاها و چگونگی اعمال آن در خلیج فارس فاقد آب‌های بین‌المللی. آب‌های آزاد به آن قسمت از دریاها و اقیانوس‌ها اطلاق می‌شود که ماورای منطقه اقتصادی انحصاری، دریای سرزمینی یا داخلی یک دولت و همچنین فراتر از آب‌های مجمع‌الجزایری یک کشور مجمع‌الجزایری قرار گرفته باشد. دریای آزاد فضای مشترک بین‌المللی است که برای استفاده‌های قانونی همه دولت‌ها و شهروندان آنان در اختیار است. هیچ دولتی نمی‌تواند بخشی از دریای آزاد را به تملک درآورد یا به‌نحوی دیگر تابع حاکمیت خویش کند (مواد 86 و 89 کنوانسیون حقوق دریاها 1982). براساس حقوق بین‌الملل کلاسیک، پهنة دریاها و اقیانوس‌ها تابع دو رژیم بود: دریای سرزمینی تحت سلطة ساحلی و دریای آزاد که ماورای حاکمیت ملی دول قرار داشت (ممتاز، 1354: 11). ازنظر تاریخی، ماهیت حقوق دریای آزاد با دو گرایش عمده روبه‌رو بوده است. گرایش سنتی حول دو مفهوم «مال مشاع یا مشترک»/ Res Communise و «مال بلاصاحب»/ Res Nullius شکل گرفته بود. درحالی‌که گرایش جدید بر نظریه «قانون‌مندی»، «معقولیت» و «مصالح عامه» تکیه دارد (موسی‌زاده، 1376: 92).

نرگس آرین‌فر

آب‌های سرزمینی

Territorial Sea
نواری باریک از آب با حداکثر 12 مایل دریایی از خط مبدأ دولت ساحلی به‌طرف دریا در آب‌های بین‌المللی مثل خلیج فارس. پهنة دریاها و اقیانوس‌ها براساس حقوق بین‌الملل کلاسیک تابع دو رژیم بود: دریای سرزمینی که تحت سلطة دولت ساحلی است و دریای آزاد که ماورای حاکمیت ملی دول قرار دارد (ممتاز، 1354: 11). واژة دریای سرزمینی نخستین‌بار به‌وسیلة گالیانی/ Galiani حقوقدان ایتالیایی در قرن هجدهم به‌کار برده شد و از مفاهیمی است که موضوع مطالعات و مباحثات طولانی کمیسیون حقوق بین‌الملل و نیز یکی از مواد عمدة دستور کار کنفرانس ژنو در سال‌های 1958 و 1960م. بوده است (Oconnell, 1965: 523). سرانجام در سومین کنفرانس حقوق دریاها در 1982م. عرض دریای سرزمینی 12 مایل تعیین شد (پورنوری، 1383: 36). تحدید دریای سرزمینی بین دو کشور مقابل زمانی پیش می‌آید که دو کشور مقابل ازطریق قسمتی از دریا، مثلا تنگه که عرض آن کمتر از مجموع دریای سرزمینی آنها باشد، از هم جدا شده باشند. بنابراین، اگر عرض تنگه بیشتر از دریای سرزمینی دو کشور باشد، تحدید حدود پیش نمی‌آید (همان: 36). دولت ساحلی با رعایت حق عبور بی‌ضرر از دریای سرزمینی و حق‌های ویژه عبور از تنگه‌ها و آب‌های مجمع‌الجزایری از همان حاکمیتی بر دریای سرزمینی، هوای فوقانی، بستر و زیربستر آن برخوردار است که در قلمرو خشکی خود از آن بهره‌مند است (ماده 2 کنوانسیون حقوق دریاها 1982م.). حق عبور بی‌ضرر از دریای سرزمینی به‌عنوان استثنایی بر اصل حاکمیت دول ساحلی تلقی می‌شود که از دیرباز به‌عنوان اصل کلی در حقوق بین‌الملل به رسمیت شناخته شد ( Philips, 1927: 120). البته عبور، بی‌ضرر است مادام که: «مخل صلح، امنیت و نظم دولت ساحلی نباشد» (ماده 19«1» کنوانسیون حقوق دریاها 1982). دولت ساحلی حق دارد تشخیص دهد که آیا عبور، بی‌ضرر است یا خیر و می‌تواند در دریای سرزمینی خود اقدامات لازم را اتخاذ کند، برای جلوگیری از عبوری که بی‌ضرر نیست (ماده 25«1» کنوانسیون حقوق دریاها 1982).

نرگس آرین فر

آثارالبلاد و اخبارالعباد

Āthār ul- Belād va Akhbār ul- Ebād
کتابی به زبان عربی در باب جغرافیای جهان و خلیج فارس. آثارالبلاد و اخبارالعباد متنی جغرافیایی از قرن هفتم هجری قمری تألیف زکریابن ‌محمدبن محمود قزوینی دانشمند و جغرافی‌دان ایرانی است. زکریای قزوینی در حدود سال 605 ق. در قزوین چشم به جهان گشود و در 682 ق.، درحالی‌که حدود 30 سال قاضی شهر واسط در عراق بود، در این شهر درگذشت و در بغداد دفن شد (قزوینی، 1373: 11). او کتاب آثارالبلاد را در 674 ق. به پایان رساند (همان: 13). کتاب دارای سه مقدمه و هفت فصل در معرفی هفت اقلیم است. مقدمه نخست درباره نیاز به پدید آوردن شهرها، مقدمه دوم درباره خواص بلاد و مقدمه سوم دربارة اقلیم‌های زمین است. پس ازآن، در قالب اقلیم‌های هفت‌گانه به معرفی بلاد مربوط به هر اقلیم به شیوه الفبایی می‌پردازد. گستردگی دانش جغرافیایی و تاریخی قزوینی تا آنجا بود که به او «هرودوت قرون وسطی» و «پلینی عرب» یا «پلینی قرون وسطی» گفته‌اند (القزوینی، 1380ق./1960م.: 4؛ قزوینی، همان: 11).

همایون حسین‌زاده صحافی، حمزه غفاری، مهران مقصودی، جواد عباسی

آشور

Āshur
سرزمین و تمدنی باستانی در شمال بین‌النهرین و در غرب دامنه‌های زاگرس. قلمرو آن از شمال تا سوریه، فلسطین و دریای مدیترانه، از مغرب تا مصر و از مشرق و جنوب تا کوه دماوند و کویر لوت امتداد داشت (بیانی، 1381: 48؛ مشکور، 1367: 126). آشور ناحیه کوهستانی شمال بین‌النهرین، کردستان فعلی ایران و ولایت موصل عراق را دربر می‌گرفت (اقبال آشتیانی، 1318: 41). پایتخت آشور در آغاز، شهر آشور بود و سپس به کاله و نینوا انتقال یافت (مشکور، همان: 125) . کیش، الاحمیر، بابل، سیپار و... از شهرهای مهم آن به‌شمار می‌رفتند. در این میان، شهرهای حوزه خلیج فارس و سواحل آن برای آشور از اهمیت فراوان برخوردار بوده و همواره صحنه رقابت و حشمت و شوکت اقوام سامی‌نژاد یعنی رعایای دول کلدانی، آشوری و فنیقی بودند (حمیدی، 1387: 197).

حمید کاویانی پویا

آق‌قویونلو

Āq Qoyunlu
دودمانی از ترکمن‌های اهل سنت و آخرین دولت ملوک‌الطوایفی در مرکز و غرب ایران تا خلیج فارس قبل از پیدایش دولت صفوی (914-798ق.) آق‌قویونلوها به معنای «دارندگان گوسفندان سفید» آمده است. آنها متشکل از چند قبیله ترکمنی بودند که پس از دورۀ مغول، در قرن چهاردهم میلادی در دیار بکر و شرق آناتولی به‌وجود آمدند و تا 1502م. ادامه داشتند. آق‌قویونلوها اهل تسنن بودند و مثل همه ترکمانان زندگی شبانی و کوچ‌رو داشتند (زرین‌کوب، 1378: 179). آق‌ها با ضعیف شدن مغولان در آسیای صغیر در قرن هشتم از فرصت استفاده کردند و با کاردانی رهبرشان قره عثمان حکومتی را بنیان گذاشتند. هنگامی‌که امیر تیمور گورکانی در 804 ق. بر ایلدرم بایزید عثمانی شورید و سوریه را به تصرف درآورد، قره عثمان همراه و ملازم امیر گورکانی بود. دلاوری و جنگاوری‌های او در این جنگ‌ها باعث شد تا امیر تیمور حکومت ارمنستان و عراق عرب را به او بدهد. قره عثمان پس از تثبیت قدرت خود به ارزروم دست‌اندازی کرد و در جنگی با اسکندربیگ، حاکم آن نواحی، مجروح شد و سرانجام در 839 ق. در ارزروم درگذشت. بعد از قره عثمان که بر دیار بکر، ماردین و ارزنجان حکومت می‌کرد، علی بیگ فرزند او امیر آق‌ها شد. اما چندی بعد، علی بیگ به‌دست برادرش، حمزه از قدرت کنار زده شد و به سلطان عثمانی پناه برد. حمزه نیز در 848 ق. درگذشت و برادرش جهانگیر جانشین او شد.

سیده زهرا زارعی

آل ابی‌ظهیر

Āl Abi Zoheir
از قبایل عرب مهاجر به سواحل شمالی خلیج فارس در اعصار گذشته. آل ابی‌ظهیر به‌همراه دو قبیله دیگر عرب، آل بنی‌عماره و آل مظفر، به کرانه‌های شمالی خلیج فارس و مناطق جنوبی ایران کوچیدند و در آنجا استقرار یافتند (وثوقی، 1384: 99). درباره تاریخ استقرار این قبایل در سواحل ایران اطلاعات دقیق در دست نیست. به نوشته اصطخری، بنی‌ظهیر از فرزندان ساقه‌بن لوی، پادشاهان شمشیر بودند و ابوساره که در پارس خروج کرد، از ایشان بود و پارس را نیز بگرفت تااینکه مأمون خلیفه از خراسان محمدبن الاشعث را فرستاد و در صحرای شبر مصاف کردند و لشکر ابوساره شکست خورد و پراکنده شد و ابوساره در آنجا کشته شد. پس متصرفات او از حد جنابه تا نجیرم به تصرف بنی‌عباس درآمد (اصطخری، 1340: 123). ابن‌بلخی نیز از سیف آل ابی‌ظهیر به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مناطق عرب‌نشین یاد کرده و محل سکونت آنها را در باختر سیف عماره و در امتداد ساحل دریا در محلی به نام شهر کران دانسته و آن را شهر عمده و مهم این سیف نامیده و سیراف و نایبند را نیز دو لنگرگاه معروف آن ذکر کرده است (ابن‌بلخی، 1374: 337).

معصومه اسدی

آل بویه

Āl Buye
سلسله شیعه‌مذهب و ایرانی‌نژادِ حاکم بر سرزمین‌های پیرامونی خلیج فارس در قرون چهارم و پنجم ه‍.. ق. علی، پسر بویه، بنیادگذار سلسلة مشهور آل بویه است. بویه، پدر علی، از اهالی روستای کیاکلیش (مستوفی، 1364: 409) در ناحیة دیلم گیلان بود (فقیهی، 1366: 40-38 و 88). علی در حدود 278ق. به دنیا آمد و از جوانی در لشکر امیرنصر سامانی (حک. 331-301 ق.) به خدمت پرداخت. سپس همراه دو برادرش، حسن و احمد، از فرماندهان تحت فرمان ماکان کاکی شد (فرای، 1363: 220). در 316 ق. سه برادر به سپاه مردآویج‌بن زیار- فرمانده شورشیان ضد علویان و مؤسس آل زیار- پیوستند (ابن‌اثیر، 1382: 4767-4750). علی ازسوی مردآویج به حکومت کرج/ کره، نزدیک اراک کنونی، گماشته شد. اما به‌زودی میان آنان به تیرگی گرایید و علی به‌سوی اصفهان و سپس به ارجان فارس رفت و با همکاری یکی از بزرگان محلی، شیراز را در 322 ق. از دست خلیفه عباسی خارج و منشور حکومت فارس را از خلیفه، راضی‌بالله 329-322ق.، دریافت کرد. وی برای جلوگیری از درگیری با مردآویج برادر خود، حسن، را به‌عنوان گروگان به دربار او فرستاد (همان: 4845-4827).

لیلا مولایی، سید ابوالقاسم فروزانی

آل ثانی

Āl Thāni
خاندان حاکم بر کشور قطر از حدود 200 سال قبل تاکنون، و تأثیرگذار بر تحولات منطقه خلیج فارس. آل ثانی از اخلاف ثانی‌بن محمد از شیوخ عتوبی هستند که در اواسط قرن سیزدهم هجری قمری در شبه‌جزیره قطر مستقر شدند. آل ثانی به تیره مَعازیْدْ، یکی از شاخه‌های قبیله بنی‌تمیم، منصوب است (حمزه، 1388ق.:140). این خاندان با محمد عبدالوهاب جد مشترک دارند. عمربن مداد دوازدهمین جد ثانی‌بن محمد است که همراه با دیگر شاخه‌های بنی‌تمیم در شرق نجد ساکن بودند. این قبیله در قرن یازدهم قمری در آبادی عشیقر در وادی الوَشْم- بخش شرقی نجد- ساکن بودند. اما در اوایل قرن دوازدهم قمری، به جنوب غرب شبه‌جزیره قطر و به منطقه‌ای مشهور به وادی یِبْرین مهاجرت کردند. آنان پس از مدتی سکونت در این منطقه، در اثر منازعه با دیگر قبایل اطراف، به منطقه السکک و رباله نقل مکان کردند که هر دو در شبه‌جزیره قطر قرار دارند. (Abu Nab, 1977: 84-86).

سلمان قاسمیان

آل خلیفه

Āl Khalifah
خاندان حاکم بر بحرین و از تیره‌های عتوبیان خلیج فارس. سکونتگاه اولیه خاندان خلیفه در نجد و در میان وادی‌هایی واقع شده بود که به‌طور سنتی در مسیر راه‌های فرعی قرار داشته‌اند. آنان از تیره عتوبیان قبیله عنزه هستند (Abu Hakima, 1965: 37, 50). قبیله عنزه در اواخر قرن یازدهم قمری/ هفدهم میلادی به‌سبب خشک‌سالی و اختلافات قبیله‌ای به مناطق دیگر کوچ کرد (Ibid: 50). عتوبی‌ها نیز به‌دنبال دیگر شاخه‌های قبیله خود تاب مقاومت در برابر خشک‌سالی یا تهاجم سایر قبایل بدوی را نیاوردند و در 1128ق./1716م. به مناطق گوناگون ازجمله کویت کوچ کردند. در آنجا اختلاف بر سر تقسیم مسئولیت‌ها در ساختار قبیله موجب شد تا شاخه‌ای از آنها به‌خاطر داشتن قدرت اقتصادی بیشتر، کنترل امور منطقه را در دست بگیرد. در نتیجه با بروز اختلافات داخلی، خاندان خلیفه از عتوبیان جدا شدند. قسمت اصلی عتوبیان مهاجر در کویت باقی‌ماندند که در‌حال‌حاضر، امرای کویت معروف به خاندان آل صباح بخشی از آنان را تشکیل می‌دهند. خلیفه به‌خاطر منازعه با آل صباح در 1179ق./1765م. به قطر مهاجرت کردند (Ibid: 65-66). آنان پس از ساخت قلعة مریز، به صید مروارید و ماهی در سواحل قطر پرداختند (Ibid: 70).

سلمان قاسمیان

آل سعود

Āl Saūd
خاندان حاکم بر عربستان سعودی در 250 سال اخیر. آل سعود، همچون دیگر شیوخ حاکم بر سواحل جنوبی خلیج فارس، جزءِ آن دسته از سلاطین قبیله‌ای به‌شمار می‌آیند که به‌دنبال رو به اضمحلال گذاشتن دو قدرت بزرگ جهان اسلام یعنی ایران و عثمانی، در شبه‌جزیره عربستان ظاهر شدند (هالیدی، 1360: 226). جد بزرگ این خاندان، سعودبن محمدبن مقرن بود که از 1148ق./1735م. بر بخشی از شبه‌جزیره عربستان حکمرانی داشت (آقایی، 1368: 25-23). در این دوره، ضعف سیاسی و اقتصادی دو کشور مهم جهان اسلام، یعنی ایران و عثمانی، شرایط لازم را برای قدرت‌یابی قبایل محلی شبه‌جزیره عربستان فراهم کرده بود (جعفری ولدانی، 1374: 19-11). آل سعود یکی از این قبایل بود که به‌ویژه بعد از مرگ نادرشاه موقعیت خود را در درعیه و مناطق اطراف آن تقویت کرد. همزمان با ضعف دولت عثمانی، خاندان شرفای هاشمی اداره شبه‌جزیره عربستان را در اختیار داشتند. آنان نیز به‌نوبة خود گرفتار ضعف بودند و همین امر موجب آزادی عمل قبایل این منطقه شده بود (Hopwood, 1972: 54-56).

سلمان قاسمیان

آل صباح

Āl Sabāh
خاندان سلطنتی حاکم بر کویت از اواخر قرن نوزدهم میلادی تاکنون. ‌صباح نام رسمی و خانوادگی خاندان مالکی‌مذهب حاکم بر کشور کویت است که از 1762م. تاکنون حکومت امارت‌نشین کویت را در اختیار دارد (حمدی، 2005: 53). برخیٍ، آنان را وابسته به قبیله عتوبیان (همان: 32) و برخی دیگر از شَمْلانْ یکی از شاخه‌های تیره جمیله می‌دانند (ریحانی، 1967: 173؛ حمزه، 1968: 179-175).آنها به‌علت کشمکش با قبایل دیگر و همچنین خشک‌سالی (Dickson, 1956: 26-28) در اوایل قرن دوازدهم قمری/ هجدهم میلادی از منطقه افلاج، در وادی هدار در شبه‌جزیره عربستان (رشید، 1978: 34)، به سواحل کنونی کویت مهاجرت کردند که در آن زمان با نام قُرَیْن شناخته می‌شد (الحمدی، 2005: 33-32). لوریمر معتقد است که آنان ابتدا به زُبارِهْ واقع در شبه‌جزیره قطر رفتند، اما به‌‌سبب درگیری با خاندان ‌مُسَلِمْ به کویت مهاجرت کردند (رشید، همان: 36-35؛ Lorimer, 1970: 1000؛ Dickson, Ibid: 26-27).

سلمان قاسمیان

آل عُماره

Āl Omāreh
خاندان ساکن در آخرین ناحیه ساحلی در ولایت اردشیر خره در مرز غربی دارابجرد. بر پایة نگاشته‌های جغرافی‌نویسان قرن چهارم هجری قمری/ نهم میلادی (اصطخری و ابن‌حوقل)، در آغاز این قرن، در سواحل شمالی خلیج فارس قبایل عربِ قدرتمندی ساکن بودند که از سواحل جنوبی این خلیج نیلگون (شبه‌جزیرة عربستان) مهاجرت کرده و در ساحل شمالی آن از میناب تا آبادان ساکن شده بودند. این قبایل از چنان قدرتی برخوردار بودند که سواحل محل اقامتشان با نام سیف (به معنای کناره) به نام آنها خوانده می‌شد (مثلاً سیف بنی‌عُماره) این در حالی بود که حکومت‌های قدرتمندی در نواحی داخلی ایران برقرار بودند. این چهار عشیرة عرب، از جانب شرقِ ساحل شمالی خلیج فارس به جانب غربِ این ساحل، به‌ترتیب عبارت بودند از: «بنی‌صَفاق» (بنی‌صفار)، «آل عُماره»، «آل ابی‌زُهیر» و «بنی‌مظفر» (ن.ک. نقشه). براساس شواهد، آل عُماره در حد فاصل بندر لنگه، ساحل روبه‌روی جزیرة کیش، تا نزدیک بندر سیراف ساکن بودند (یاقوت حموی، 1990، ج2: 543؛ لسترنج، 1377: 271). این کرانه به نام ساکنان آن سیف عُماره نامیده می‌شد (اصطخرى، 2004: 105)

علیرضا محسنی ابوالخیری

آل مذکور

Āl Mazkūr
خاندان حکومتی بوشهر و مناطق اطراف آن از سقوط صفویان تا دوران ناصرالدین‌شاه قاجار. خاندان مذکور از قبایل عرب تابع دولت ایران در عمان بودند که با عنوان کلی مکاریش (مطاریش) شناخته می‌شدند. در اوایل قرن هجدهم میلادی، از عمان به کرانه‌های شمالی خلیج فارس مهاجرت و در اطراف بندر بوشهر ساکن شدند (سیوری و کلی، 1377: 166). شیخ ناصر آل مذکور و تمام خاندانش به مذهب تشیع گراییدند (لاریمر، 1379: 27). این خاندان حدود 120سال بر بوشهر حاکمیت داشتند (فتوت،1383: 432). از این خاندان پنج نفر به قدرت رسیدند. شیخ ناصرخان، شیخ نصیر اول (کبیر)، شیخ نصیر دوم، شیخ عبدالرسول و شیخ نصیر سوم حکومت کردند (البته در منابع مختلف به نام‌های نصر و نصیر خوانده می‌شوند).

سلمان قاسمیان

آل نصور

Āl Nasour
خاندان حاکم بر مناطقی از استان بوشهر در سده‌های 12 تا 14ق. / 16 تا 20م. نام طایفه نصور در منابع به هر دو صورت نصور مفرد نصر و نسور به معنای کرکس آمده است. به‌نظر نویسنده فارسنامه ناصری و دکتر باستانی پاریزی نسور صحیح‌تر است. آل نصور از قبیله جبور جزیره عربی هستند و نسب آنان به قبیله بنی‌خالد از ساکنین اصلی منطقه الاحساء در عربستان می‌رسد که به ریاست شیخ خالدبن مهنا الجبری ازطریق زباره/ قطر به‌ جنوب ایران مهاجرت کردند (صدیق، 1419ق.: 103). شیخ یاسر، جد اعلای مشایخ آل نصور در زمان دولت صفوی تا 1132ق. حکومت بحرین را داشت (حمیدی، همان: 61). وی چهار فرزند به نام‌های جباره، منصور، مذکور و حاتم داشت. دورة شیخ جباره همزمان با آخر دوره صفوی و افشاریه بود. وی فردی دوراندیش، شجاع، دارای حسن سیاست، کرم و اخلاق پسندیده بود. با قبایل بنی‌مالک، آل بسفر و آل مرة پیمانی برای ایجاد روابط دوستانه و دفاع مشترک و تأیید قدرت خویش بر بندر طاهری و اطراف منعقد کرد. با آشکار شدن ضعف دولت صفوی، وی توانست مناطق جم، گله‌دار و بعضی از روستاهای دشتستان را به زیر سلطه خود درآورد. در 1150‌ق. و در زمان نادرشاه افشار، بیگلربیگی فارس به بحرین حمله کرد و بحرین از آل نصور منتزع شد. وی خانواده شیخ جباره را به طاهری منتقل کرد. شیخ جبور نیز از راه قطیف به طاهری آمد و تا 1187ق. در آنجا بود تا فوت کرد. در زمان شیخ حاتم اول و در 1191ق.، کریم‌خان زند از وی برای مقابله با میرمهنا بندر ریگی کمک خواست و خواستار قطع ارتباط وی با میرمهنا شد، اما شیخ حاتم پاسخ مساعد نداد. بنابراین، زکی‌خان به دستور کریم‌خان، کنگان، میلوه و عینات را ویران کرد. بعدها با ضعف دولت زندیه، فرزند شیخ حاتم به نام محمد برای مدتی از دولت مرکزی اعلام استقلال کرد. این مسئله باعث شد تا ازطرف پدرش از حکومت کنگان و طاهری برکنار شود (صدیق، همان: 111-106). در اوایل دوره قاجار، شیخ منصور، برادر جباره اول، برای فرار از دست مأموران مالیاتی از راه دریا به بوشهر/ جفره کوچ کرد و پس از مدتی عبدالله حاجی نصوری، کدخدای سالم‌آباد، به جرم تهیه اسلحه برای خوانین ضد انگلیسی، کشتی‌اش مصادره و عمارتش به توپ بسته می‌شود. بعدها با مهاجرت خواهرزاده وی به خرمشهر این عمارت را وقف آموزش و پرورش کرد (نورزاده بوشهری، 1325: 112).

فاطمه مومنی

آل نهیان

Āl Nahyan
خاندان حاکم بر شیخ‌نشین ابوظبی از گذشته‌های دور تاکنون. نام خاندان نهیان برگرفته از رئیس نخستین دسته از این خاندان است. اما از نخستین افراد این خاندان و مدت زمان ریاست آنها اطلاعات تاریخی وجود ندارد (جناب، 1349: 160). رهبری قبیله بنی‌یاس در 1729م. با شیخ عیسی‌بن نهیان‌بن فلاح بود. فرزندش شیخ ذیاب‌بن عیسی آل‌ نهیان و شیخ سعیدبن راشد‌بن شرازه قریب‌الوجیه بطی‌بن سهیل، جد بزرگ خاندان ‌مکتوم بود. در 1172ق./1759م. قبیله بنی‌یاس از اتحادیه غافری‌ها خارج شد و خود را متحد هیناوی‌ها دانست. همزمان در 1761م.، با وقوع این تغییر، رهبری قبیله بنی‌یاس نیز از دست اولاد زائد‌بن محمد‌بن فلاح خارج شد و در اختیار اولاد عیسی‌بن نهیان‌بن فلاح قرار گرفت. بدین‌ترتیب، ظهور خاندان نهیان را باید مربوط به آغاز دهه هفتاد قرن هجدهم میلادی دانست، یعنی زمانی‌که شیخ عیسی‌بن نهیان به جزیره ابوظبی پا گذاشت. او در 1174ق./ 1761م.، همزمان با کشف آب در جزیره ابوظبی و استقرار بخشی از قبایل در آن توانست مقدمات قدرت و نفوذ خاندان نهیان را در بنی‌یاس فراهم کند. اما از اقدامات او اطلاعِ چندانی در دست نیست. با مرگ او، شیخ ذیاب‌بن عیسی به ریاست خاندان نهیان رسید. ذیاب‌بن عیسی (حک. 1761-1793م.) نخستین فرد از خاندان نهیان بود که موجب تثبیت این خاندان در ابوظبی شد. فرزند ارشد او، شیخ شخبوط، نخستین شیخ از روستای کوچک ابوظبی، حدود 23 سال از 1209ق./1793م. تا 1231ق./1816م. (حک. 1231-1207ق.)، ریاست خاندان نهیان را برعهده داشت (جناب، همان: 165-164). دراین‌زمان، بنی‌یاس بخشی از اتحادیه قواسم بود که با ضعف دولت مرکزی ایران شکل گرفته بود (عقیل الخطیب، 1994: 84-81).

سلمان قاسمیان