جمعیت شهر طبق منابع رسمی 2008م.، 411,44 نفر است. فاصله شهر امالقوین تا شارجه 32 کیلومتر و تا دبی 45 کیلومتر است (جناب، همان: 304).
امارت امالقوین همچون دیگر امارات عمان متصالح از خورهای کمعمق با سواحلی مرجانی و شنی تشکیل شده است. عمق بسیار اندک و وجود جزایری که مانع از ورود کشتیهای بزرگ تجاری به این منطقه میشود، تأثیر بسیار در زندگی مردم دارد. 23 کیلومتر ساحل این امارت در میانه شارجه و رأسالخیمه قرار دارد و طول داخلی آن حدود 32 کیلومتر است. امارت مزبور با حدود 777 کیلومتر مربع 1% کل وسعت امارات عربی متحده را دربر میگیرد و از این لحاظ ششمین امارت و تنها شیخنشین سواحل عمان است که از محدوده جغرافیایی یکپارچه برخوردار است. آبوهوای آن خشک و بیابانی و دمای هوا بسیار بالا است و گاه به ˚60 سانتیگراد میرسد. در زمستان نیز متوسط دمای آن ˚25 است (مجتهدزاده، [بیتا]: 103).
تعداد ساکنان امالقوین در زمان تأسیس کشور امارات عربی متحده 10 هزار نفر برآورد شده بود که در 1354ش./1975م به 000,15 نفر و در 1365ش./ 1986م. به 000,29 نفر رسید (اسدی، 1366: 210؛ اقتداری، 1370: 343؛ کتاب سبز، 1368: 4). این تعداد در 1379ش./ 2000م. حدود 000,40 نفر و در 1382ش./ 2003م. حدود 000,49 نفر برآورد شده است. طبق اعلام منابع رسمی این تعداد در 1387ش./ 2008م. به 253,56 نفر افزایش یافت. اهالی این امارت بیش از همه عرب و ایرانی هستند؛ وضعیتی که از چند قرن پیش چنین بوده است (مجتهدزاده، [بیتا]: 103 و 166). زبان رسمی آنها عربی است و مذهب اسلام مالکی در آن رایج است. حرفه اصلی اهالی، ماهیگیری است.
وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم امالقوین تا پایان دهه 1950م. مطلوب نبود. از دهه 1960م. به بعد، بهسبب اعطای امتیازاتی به نمایندگان و تجار انگلیسی ازجمله امتیاز انتشار تمبر و حقالامتیاز اکتشاف نفت به اضافه 30% از امتیاز نفت شارجه و همچنین دریافت کمک مالی از شیوخ دبی و ابوظبی، درآمد آن شیخنشین اندکی بهبود یافت (جناب، 1342: 305) نخستین امتیاز نفت امالقوین در 1969م. به شرکت شل فرانسه اعطا شد. شرکت اکسیدنتال نیز در همان سال امتیاز نفت فلات قاره امالقوین را با حق انحصاری اکتشاف، استخراج و فروش نفت بهدست آورد. اما این دو شرکت پس از سالها مطالعه به نفت دست پیدا نکردند. اختلاف شارجه و امالقوین بر سر مرزهای دریایی نیز یکی از مهمترین موانع در اکتشافات نفتی بود. شرکت نفتی بوتس، که امتیازی مشابه را از شارجه گرفته بود، با اختلافات میان شارجه و امالقوین مواجه شد.
بهلحاظ تاریخی، امالقوین همچون دیگر مناطق عمان متصالح یکی از مناطق برخاسته از قرارداد 1820م. است. اگرچه منابع رسمی تأسیس این امارت را به 1775م. مربوط میدانند، اما این تاریخ از واقعیت به دور است. تا 1820م. در هیچ منبع عربی و فارسی از آن نامی برده نشده است بهجز در نامههای ارسالی از نمایندگی بوشهر به بمبئی که در آن در ردیف مناطق تحت نفوذ قواسم و از مراکز دزدان دریایی قرار میگیرد؛ مناطقی که لازم است «نیروهای انگلیسی، قایقهای مربوط به دزدان دریایی را در آنجا نابود کنند» (Saldanha, 1986: 410). در 1820م به درخواست جنرال کایر، عبداللهبن راشد، شیخ امالقوین، همراه با شیخ جزیرة الحمرا در اردوگاه کایر در نزدیکی رأسالخیمه، قرارداد صلح عمومی را امضا کرد (قاسم، 1998: 284). کایر در نامهای به هند در توجیه ذکر نام امالقوین و عجمان در قرارداد نوشت: «به گمان من اگر نام آنها در این قرارداد بیاید به ثمراتی دست خواهیم یافت» (Saldanha, Ibid: 126).
در عهد عبداللهبن رشید، اهالی امالقوین همچون دیگر مناطق جنوبی در تجارت محلی نقش فعالی داشتند؛ اگرچه از این راه چندان سودی عاید آنان نمیشد (جناب، همان: 306). در این دوره، پس از 1820م، بهدلیل لزوم نظارت بر سواحل دزدان، نام امالقوین در نامهها و اسناد انگلیسی بارها تکرار شد. این امارت بهطور مستمر در منازعاتی مشارکت داشت که بهسبب درگیری دریایی میان شیوخ قواسم و بنییاس و امام مسقط رخ میداد. امارت مزبور با اتخاذ سیاستی دوسویه از یکطرف در اتحادیههایی مشارکت میکرد که میان شیوخ علیه یکدیگر تشکیل میشد و ازطرف دیگر، خود را در ردیف دشمنان قواسم بهخصوص شیخ شارجه قرار میداد که بهدنبال تجدید اتحادیه قواسم بود. اگرچه قرار گرفتن در میان دو مرکز مهم یعنی شارجه و رأسالخیمه، امالقوین را در موقعیتی قرار میداد که به ناچار خود را در مسیر سیاستهای شارجه بداند. شیخ امالقوین در 1832م./1248ق. تحت فشار شیخ شارجه در اتحادیهای شرکت کرد که علیه ابوظبی تشکیل شده بود و نقشی فعال در این منازعه بازی کرد. در این درگیریها که تا 1834 ادامه یافت، امالقوین تعدادی از قایقهای ابوظبی را غرق و اموال آن را غارت کرد. حملات شیخ امالقوین به قایقهای دیگر شیوخ و غارت آنها تا 1835م. نقش مهمی در انعقاد قرارداد 1835م. داشت. در این قرارداد، شیخ عبدالله متعهد شد در فصول صید مروارید، صلح دریایی را محترم بشمارد.
اما در 1839م./1256ق. شیخ عبدالله بهخاطر دزدی یک قایق با شیخ دبی درگیر شد ((Saldanha, ibid: 197-199 و شارجه به جانبداری از دبی برخاست و هر دو به امالقوین یورش بردند؛ لیکن موقعیت سوقالجیشی خور امالقوین مانع از دستیابی مهاجمین به شهر شد. با طولانی شدن درگیری و افزایش فشارهای سلطانبن صقر برای اعلام تابعیت از شارجه، شیخ عبدالله ساخت چند قلعه در مدخل روستای امالقوین را آغاز کرد. اقدامی که بر شدت درگیریها افزود و به کشته شدن شیخ صقربن سلطان فرزند شیخ شارجه انجامید (Atchinson, 1909: 134). سرانجام با مداخله و وساطت نماینده سیاسی انگلستان، قرارداد صلح شش ماهه میان شارجه و امالقوین به امضا رسید که در آن شیخ عبدالله متعهد شده بود: 1. غرامتِ خسارات وارده به شارجه را بپردازد؛ 2. ساخت قلعه را متوقف کند. در مقابل، شیخ شارجه نیز متعهد شد از درخواست تخریب قلعه کنونی امالقوین خودداری کند (Toye, 1993: 290).
اگرچه قرارداد 1820م بهطور موقت به درگیریها خاتمه داد و بعدها صلح دریایی 1843م برای ده سال به امضا رسید، اما این قراردادها هرگز نتوانستند مانع ادامه منازعه شوند و شیخ همچنان به ساخت قلعه ادامه داد (قاسم، 1998: 165-158). در این منازعه، که تا 1846م./1263ق. ادامه یافت، امالقوین، شارجه و دبی را به سختی شکست داد (Toye, Ibid: 289; Kelly, 1968: 377). در نهایت، نماینده سیاسی انگلستان در دیدار با شیخ عبدالله بر ضرورت تخریب قلعه تأکید کرد که مغایر با مفاد قرارداد 1820 ساختهشده بود و تضمینهایی راجع به حمایت از امالقوین در مقابل شارجه داد. شیخ نیز پذیرفت ساخت قلعه را متوقف کند (Ibid: 408).
امالقوین پس از آن به ابوظبی روی آورد و در 1847م./ 1264ق. به ائتلاف دبی و ابوظبی علیه شارجه پیوست. این ائتلاف تا 1852م. ادامه یافت و شیخ در جهت بهبود موقعیت خود در مقابل شارجه از آن استفاده کرد. در 1853م. و پیش از انعقاد قرارداد صلح دائم و شکلگیری عمان متصالح نیز بار دیگر میان امالقوین و دبی منازعهای درگرفت که این بار نیز شیخ با حملات شارجه و دبی مواجه شد. با انعقاد معاهده 1853م. تا حدودی آرامش در امالقوین برقرار شد، اما در سالهای پایانی قرن نوزدهم میلادی همراه با دیگر مراکز تحت نفوذ قواسم در موضع ضعف قرار گرفت. در این دوره، با توسعه نفوذ ابوظبی در عمان متصالح، امالقوین نیز به حامیان آن پیوست و امتیازات خود را در مناطق داخلی عمان به نفع شیخ ابوظبی از دست داد. امالقوین در میان قبایل بریمی یعنی بنینعیم، خواطر و بنیکتب نیز نفوذ بسیار داشت اما تا پایان قرن نوزدهم میلادی نفوذ خود را از دست داد (Rush, 1991).
در پایان قرن نوزدهم میلادی، همزمان با تشدید رقابتهای قدرتهای بزرگ در منطقه خلیج فارس، فرانسه تلاشی گسترده را برای نفوذ در امالقوین آغاز کرد. دو فرانسوی به نامهای شاپوی و ترامویه در 1892م. با شیخ امالقوین دیدار کرده و او را به قطع روابط با انگلستان تحریک کردند. شیخ ضمن پذیرش پیشنهاد به آنان قول داد در اسرع وقت روابط خود را با فرانسه آغاز کند (هاولی، 1377: 206، جناب، همان: 163). این واقعه تأثیری مهم بر تصمیم انگلیس برای انعقاد قرارداد انحصاری 1892 داشت (هاولی، همان: 207). در این قرارداد که در 8 مارس 1892م./9 شعبان 1309 ق به امضای احمدبن عبدالله، شیخ امالقوین، رسید، مقرر شد «شیخ از این پس بدون اجازه نماینده سیاسی انگلستان با هیچیک از کشورهای خارجی مذاکره نکند و سرزمین خود را در اختیار آنان قرار ندهد». شیخ همچنین در 1902 م نیز معاهده منع تجارت برده را امضا کرد.
در آغاز قرن بیستم میلادی، مسئله نفوذ ابوظبی در بریمی موجب شد تا قبایل تحت نفوذ امالقوین شیخ را تحت فشار قرار دهند. شیخ نیز در 1903م تلاش کرد از حمایت بیشتر انگلستان برای تسلط بر قبایل بریمی و ظاهره برخوردار شود، اما لرد کرزن، وزیر خارجه وقت انگلیس، به این خواستههای او توجهی نشان نداد. شیخ احمدبن عبدالله، که از 1873م حکومت امالقوین را در اختیار داشت، در 1904م فوت کرد و راشدبن احمد جانشین او شد و تا 1921 حکومت کرد. وی با انعقاد قولنامهای شفاهی در 1906م قبایل تحت نفوذ خود یعنی بنیکعب، غفاله و بنیکتب را به ابوظبی سپرد. در 1921م. شیخ احمدبن راشد به حکومت رسید و تا 1981 زیربناهای اقتصادی این امارت را بنا نهاد. امالقوین فلات قاره خود را در 1949م اعلام و امتیاز نفت خود را با حقالامتیاز ناچیز در 1964م به خارجیان اعطاء کرد. همزمان حق انتشار تمبر به انگلیسیها اعطا شد. بهاینترتیب، تا پیش از شکلگیری امارات عربی متحده درآمد سالانه این شیخنشین از محل امتیازات به 1200 لیره رسید. با مرگ شیخ احمدبن راشد در 1981م.، شیخ رشیدبن احمد به حکومت رسید و سیاست پدر را در همراهی با سیاستهای ابوظبی و کسب سرمایههای خارجی در جهت رشد شیخنشین در پیش گرفت. هماکنون حاکم امالقوین شیخ راشدبن احمد آل معلا و ولیعهد او شیخ سعودبن راشد آل معلا و نائب حاکم نیز عبداللهبن راشد آل معلا است. شیخ سعود همچنین عضو مجلس اعلای اتحادیه امارات است.
امالقوین درحالحاضر در ساختار سیاسی امارات متحده چندان نقشی ندارد، اما شیخ امالقوین عضو شورای اتحادیه امارات است و چهار کرسی از کرسیهای مجلس ملی امارات در اختیار نمایندگان امالقوین قرار دارد (بشیر، همان: 33، صباح، 1368: 59). جایگاه پایین امالقوین در ساختار سیاسی امارات سبب شده است تا این امارت در تصمیمگیریهای سیاسی، تابع ابوظبی باشد؛ موضوعی که نقشی تعیینکننده در تقسیم قدرت در این کشور در سه دهه اخیر داشته است.
کتاب شناسی
اسدی، فوزی عبدالمجید. 1990م.، التنمیة الزراعیة و دورها فى تحقیق الامن الغذائى فى دوله الامارات العربیه المتحده، دراسات فى مجتمع الامارات، شارجه.
اقتداری، احمد. 1370، حاشیه و تعلیقات بر تاریخ مسقط و عمان، بحرین و قطر و روابط آنها با ایران، محمدعلى سدیدالسلطنة مینابى، تهران.
بشیر، اسکندر. 1402ق./1982، دوله الامارات العربیه المتحده، بیروت.
جناب، محمدعلى. 1342، خلیج فارس، تهران.
صباح، سالم جبیر. 1368، امارات خلیج فارس و مسألة نفت، ترجمة على بیگدلى، تهران.
قاسم، جمال زکریا. 1998، تاریخ الخلیج العربی الحدیث والمعاصر، ج2، قاهره: دار الحضاره القومی و والثقافه.
کتاب سبز (امارات متحدة عربى)، 1368، تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
مجتهدزاده، پیروز. [بیتا]، شیخنشینهای خلیج فارس، تهران: بیجا.
هاولی، دونالد. 1377، دریای پارس و سرزمینهای متصالح، ترجمه حسن زنگنه، تهران: همسایه.
Atchinson.C.U.A. 1909, Collections of Treaties, Engagement and Sunnuds, Relating to India Neighboring Countries, vol. xxi, Calcuta.
Kelly. 1968, Great Britain and the Persian Gulf, 1795-1880, London: Oxford University Press.
Rush, Alan de Lacy. 1991, Ruling Families of Arabia: The United Arab Emirates. vol. 1 and 2. Slough, UK: Archive Editions.
Saldanha. J. A: Precis of the Persian Gulf, 1986, Vol., IV, 1870-1904, Archive Edition, London.
Toye, P.L. 1993, The Lower Gulf Islands: Abu Musa and the Tonbs, London: Archive Edition, vol. 1and 2.