دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

اُبُلّه

Obolla

     در روایات اساطیری بنای این شهر را به بهمن‌اردشیر کیانی مشهور به اردشیر درازدست نسبت می‌دهند. ازاین‌رو این منطقه و نیز رودی بزرگ را، که از به هم پیوستن دو رود دجله و فرات در این منطقه به‌وجود می‌آید، بهمنشیر گفته‌اند. دربارة وجه تسمیه ابلّه از دیرباز اختلاف نظر بوده است. شرق‌شناسان ازجمله لسترنج، مأخذ این نام را بندر آپولوگوس/ Apologos یونانی دانسته‌اند که در متون جغرافیایی عرب به ابلّه تغییر شکل داده است(Bosworth, Ibid) . ظاهراً این نام یونانی را نخستین‌بار نئارک/ نئارخوسِ دریانورد، که همراه با اسکندر از این سرزمین بازدید کرد، در سفرنامه خود ذکر کرده است. اما برخی پژوهشگران بر آن هستند که هم نام آپولوگوس و هم نام ابلّه هردو ترجمه نام ایرانی آن بوده و نظیر این‌گونه نام‌گذاری درباره دیگر نام‌های ایرانی مانند کارون نیز اتفاق افتاده است (محمدی ملایری، 1375: 359). اصمعی روایت کرده که اعراب نام ابلّه را از کلمه فارسی «هوبلت» معرب ساخته‌اند و ایرانیان نیز این نام را از نبطیان گرفته‌اند (همان: 360).

     ابلّه برای سده‌های متوالی مرکز تجاری، نظامی و فرهنگی ایرانیان بود و در 408ق. مرکز تجارت ابریشم به‌شمار می‌رفت (صنعتی‌زاده، 1388: 376). هم استرابو و هم دیودور سیسلی به اهمیت تجاری میشان در عهد سلوکی و اشکانی و ساسانی اشاره کرده‌اند (همان: 375). در سده ششم میلادی، خسرو انوشیروان به قصد تسخیر عربستان، نیروی دریایی بزرگ در ابلّه تجهیز کرد و پس از عبور از رأس‌الحد/ عمان و سواحل جنوبی عربستان به عدن رسید (دینوری، 1366: 92).

     ابلّه، که از مراکز مهم نظامی ساسانی به‌شمار می‌رفت، سرانجام در 14ق. به‌وسیلۀ عتبة‌بن غروان المازنی گشوده شد و به‌عنوان اردوگاه نظامی بصره درآمد. عتبة پس از آن نافع‌بن حارث ثقفی را به‌عنوان حاکم آن معین کرد (طبری، 1380: 453؛ یعقوبی، 1378: 26؛ Bosworth, 2002). از همین طریق، اعراب تجارت خود را به بحرین، عمان، هند و چین گسترش دادند (بلاذری، 1367: 479؛ ابن‌خردادبه، همان: 129). به نوشتة مورخین اسلامی، ابلّه در این عهد، علاوه‌بر مرکز مهم نظامی از مراکز پر‌اهمیت اقتصادی و تجاری به‌شمار می‌رفت و پارچه‌های مرغوب کتانی از تولیدات مهم آن محسوب بود. به‌همین‌سبب، تلاش‌های بسیار صورت گرفت تا دریانوردی در این ناحیه رونق یابد و عبور کشتی‌های تجاری از ابلّه با سهولت بیشتر انجام گیرد (لسترنج، 1337: 89-88). مسعودی گزارش می‌دهد که در نزدیکی ابلّه، گردابی به نام جراره قرار داشت که موجب شوری آب نهرهای بصره بود و خطری بزرگ برای کشتی‌ها ایجاد می‌کرد. بنابراین، در دهانۀ دریا چوب‌بست‌ها ساختند و افرادی بر آن می‌نشستند و آتش روشن می‌کردند تا کشتی‌هایی که از عمان، سیراف و غیره می‌آمدند به گرداب جراره نیفتند (مسعودی، 1370: 103).

     در دورة اسلامی، ابلّه با طبیعتی سرسبز و باغ‌های سرشار از مراکز دیدنی و با شکوه بود. حتی تا دیرزمانی آب آشامیدنی بصره را تأمین می‌کرد (بلاذری، همان: 518). ناصرخسرو قبادیانی در سده پنجم هجری می‌نویسد: «شهر ابلّه بر کنار نهر است. شهری آبادان دیدم با قصرها و بازارها و مساجد و اربطه که آن را حد و وصف نتوان کرد و اصل شهر بر جانب شمال شهر بود» (قبادیانی، 1354: 159). افزون بر این، بسیاری از مورخین و جهانگردان نظیر ابن‌حوقل در سده چهارم از آن دیدن کرده‌اند. قزوینی از بوبکر خوارزمی نقل می‌کند که ابلّه یکی از چهار بهشت دنیاست (قزوینی، 1373: 245). خود وی نیز، که در سده هفتم هجری از ابلّه بازدید کرد، شرق آن را آباد توصیف می‌کند که به‌وسیلة رود دجله آبیاری می‌شود و باغ‌های بسیار با انواع میوه در آن یافت می‌شود‌. ابلّه یک‌بار در عهد خلافت مهتدی عباسی به‌وسیلۀ یاغیان غارت و ویران شد (یعقوبی، همان: 539). هنگامی‌که ابن‌بطوطه در سدة هشتم هجری به آنجا رسید، جز باغ‌های سرسبز اثری از شهر باستانی ابلّه باقی نبود. وی گزارش می‌دهد که از ابلّه تا بصره ده میل فاصله است. در میان این راه فروشندگان، نان و ماهی و خرما و شیر و میوه عرضه می‌کنند. مسافران هنگامی‌که به این ناحیه می‌رسند، دعا می‌خوانند و از آب آن برای تبرک می‌نوشند (ابن‌بطوطه، 1376: 232). در واقع، ابلّه در حدود سده هفتم هجری به مرور از صحنه تاریخ ناپدید شد (محمدی ملایری، 1372: 353-352).

 

کتاب‌شناسی

ابن‌بطوطه، محمد‌بن عبدالله. 1376، سفرنامه. ترجمۀ محمدعلی موحد، 2ج، چ6. تهران: آگه.

ابن‌خردادبه، ابوالقاسم عبیدالله‌بن عبدالله. 1370، المسالک و الممالک. ترجمۀ حسین قره‌جانلو. تهران: مؤلف.

بلاذری، احمدبن یحیی‌بن جابر. 1367، فتوح البلدان. ترجمۀ محمد توکل. تهران: قطره.

دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود. 1366، اخبارالطوال. ترجمۀ محمود مهدوی دامغانی. تهران: نی.

صنعتی‌زاده، همایون. 1388، جغرافیای اداری ایران باستان. تهران: انتشارات موقوفات محمود افشار.

طبری، محمدبن جریر. 1380، تاریخنامۀ طبری منسوب به ابوعلی بلعمی. تصحیح و تحشیۀ محمد روشن، ج3. تهران: انتشارات سروش.

قبادیانی، ناصر‌خسرو. 1354، سفرنامه حکیم ناصرخسرو قبادیانی مروزی. به تصحیح سید‌محمد دبیرسیاقی. تهران: انجمن آثار ملی.

قزوینی، زکریا‌بن محمدبن محمود. 1373، آثارالبلاد و اخبارالعباد. ترجمه جهانگیر میرزا قاجار، تصحیح میرهاشم محدث. تهران: امیرکبیر.

لسترنج، گای. 1337، جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی: بین‌النهرین، ایران و آسیای مرکزی از زمان فتوحات مسلمین تا ایام تیمور. ترجمه محمود عرفان. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

محمدی ملایری، محمد. 1372، تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی. ج1، تهران: یزدان.

محمدی ملایری، محمد. 1375، تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، ج2. تهران: توس.

مسعودی، ابوالحسن علی‌بن حسین. 1370، مروج الذهب. ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، ج1، چ4. تهران: علمی و فرهنگی.

یعقوبی، احمدبن ابی‌یعقوب. 1378، تاریخ یعقوبی، ج1 و 2. ترجمۀ محمدابراهیم آیتی. تهران: علمی و فرهنگی.

Bosworth, Edmund C. 2002, UBOLLA. Encyclopedia Iranica, ed. Ehsan. Yarshater. London: Routledge.