دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

آق‌قویونلو

Āq Qoyunlu
نویسنده

     اوزون حسن، برادر دیگر جهانگیر، در 857 ق. با تصرف دیار بکر به فرمانروایی آق‌قویونلوها رسید. وی ابتدای حکومت در بکر کلید شهر را به جَقْمَق، مملوک مصر، فرستاد و علاقه‌مندی خود را به داشتن روابط و مناسبات با مصر ابراز داشت (پارسادوست، 1375: 96). بااین‌حال، اوزون حسن با بزرگان صفویه نیز روابط نزدیک برقرار کرد. او شیخ‌جنید صفوی را به‌عنوان متحد طبیعی و به امید بهره‌مندی از موقعیت اجتماعی و کثرت مریدانش به گرمی پذیرفت. سلطان محمد ثانی، پادشاه عثمانی، در 857ق. استانبول را فتح کرد و قصد حمله به دیگر نواحی مسیحی‌نشین را داشت. حسن بیگ که در برابر پادشاهان مسیحی طرابوزان متعهد بود که از آنها در برابر سلطان عثمانی دفاع کند، به سلطان عثمانی پیغام داد که از تصرف ناحیه تحت فرمانروایی خویشاوند او خودداری کند، اما سلطان اعتنایی نکرد. سلطان عثمانی و امیر آق‌قویونلو مدتی در نبرد و جنگ بودند تااینکه میانشان مصالحه‌ای موقت برقرار شد (مشکور، 1363: 260).

     حسن بیگ بعد از آسودگی از این ناحیه متوجه حدود شرقی قلمرو خود، یعنی ممالک جهانشاه قراقویونلو، شد. اوزون حسن در این جنگ جهانشاه را کشته و سرش را برای متحد او، ابوسعید تیموری و سر فرزند جهانشاه را برای سلطان عثمانی فرستاد. ابوسعید تیموری که از این اقدام حسن بیگ بسیار خشمگین شده بود، خود را برای جنگی تمام‌عیار با اوزون حسن آماده کرد. اما به‌سبب کمبود آذوقه و نیز پیوستن سران لشکرش به سپاه اوزون حسن مجبور به عقب‌نشینی شد و تقاضای صلح کرد که به‌وسیله امیر آق‌قویونلوها پذیرفته نشد. در جنگ نیز امیر تیموری کشته شد و با کشته شدن او، حسن بیگ بر سرتاسر ماوراء‌النهر و خراسان و مازندران و دامغان استیلا یافت (اقبال آشتیانی، 1385: 156).

     بعد از آن، امیر اوزون حسن به فکر انتقام از تحقیری افتاد که سلطان محمد عثمانی در دست‌اندازی به ممالک طرابوزان بر او روا داشته بود. البته دلیل دیگر حمله حسن بیگ تشویق و ترغیب امرای عیسوی مغرب مخصوصاً دولت ونیز بود که از تهاجم پی‌درپی سلطان محمد عثمانی به تنگ آمده بودند. سلطان محمد عثمانی در 876 ق. لشکری انبوه به آناتولی فرستاد و ترکمانان را شکست داد. اما چند ماه بعد، اوزون حسن با یک‌صد هزار سپاهی او را عقب راند. سلطان عثمانی بار دیگر با تدبیر و منظم ساختن سپاهیانش توانست اوزون حسن را شکست دهد. اوزون حسن پسر خود را در این جنگ از دست داد و تا آخر عمر میل لشکرکشی به آناتولی در او پیدا نشد و به تبریز پایتخت خود بازگشت.

     اوزون حسن در اوج قدرت و مکنت در 822 ق. درگذشت (روملو، 1357: 152). بعد از وی، فرزندش خلیل جای او را گرفت و با کشتن برادر ناتنی خود بر تخت نشست. او بلافاصله برادران و مادر خود را برای کوتاه ماندن دستشان از قدرت روانه دیار بکر کرد. اما در طغیان عموزاده‌اش، مراد بیگ، کشته شد. بعد از حکومت خلیل که شش ماه بیشتر طول نکشید، یعقوب فرزند دیگر اوزون حسن به حکومت رسید. او حاکمی رعیت‌پرور و دادگستر بود. حمله او به خاک گرجستان به پیروزی بزرگی منجر شد. یعقوب در جوانی به‌علت شیوع بیماری طاعون و ابتلاء به آن درگذشت. از یعقوب سه پسر به نام‌های بایسنقر، مراد و حسن بیگ باقی ماند. بعد از درگذشت یعقوب، آق‌قویونلوها دو دسته شدند. سرانجام بایسنقر خردسال، که بازیچه میل و هوس سرداران بود، بر جای پدر تکیه زد. بین بایسنقر و رستم بیگ، نوه اوزون حسن، بر سر جانشینی جنگ درگرفت. بایسنقر به شیروان گریخت و رستم به پادشاهی آق‌قویونلوها رسید. در این زمان اختلاف میان سران و امیران بالا گرفت و احمد بیگ، فرزند اغورلو محمد، به تحریک بایزید دوم عثمانی به آذربایجان لشکر کشید (همان). رستم دستگیر و کشته شد و احمد بیگ به مدت شش ماه پادشاه آق‌ها شد. با مرگ احمد بیگ به‌دست مخالفان، مدعیان جدید از اولاد یعقوب و برادرش یوسف میرزا سر بلند کردند. مراد بیگ فرزند یعقوب و حامی‌اش ایبه سلطان به زندان افتاده و ایبه سلطان کشته شد. بعد از آن، میان محمدبن میرزا و الوند میرزا، پسران یوسف، نزاع در گرفت. بین الوند میرزا و سلطان مراد که از زندان آزاد شده بود صلحی بر قرار شد. لیکن هر دو در مقابل شاه‌اسماعیل پادشاه جوان صفوی و سپاه قزلباش شکست خوردند. الوند میرزا در 910 ق. در دیار بکر درگذشت و سلطان مراد به علاء‌الدوله ذوالقدر، حکمران مرعش، پناه برد. با مرگ او در 921 ق. سلسله آق‌قویونلوها به کلی منقرض شدند.

     در زمان عثمان‌بیگ، نخستین حکمران آق‌قویونلو (حک. 839- 805 ق.)، ممالک عراق عجم با توابعش مثل فارس، کرمان‌، سواحل خلیج فارس و عراق عرب در اختیار رقیب ترکمانش، قرایوسف (حک. 812- 792 ق.) قراقویونلو، بود (طهرانی، 1356: 32-31). اما در 874 ق. حسن‌بیگ/ اوزون حسن (حک. 882-861 ق.) پس از شکست دادن جهان‌شاه و فرزندش حسن‌علی (همان: 429-427، 432، 515-511) و ابوسعید تیموری، تیموریان و قراقویونلوها را از گردونه قدرت خارج کرد (حسینی منشی، 1385: 351-347، 373). او با تصرف ممالک تحت سلطة آنان چون عراق، کرمان، فارس و سواحل خلیج فارس و نیز جزایر کیش، هرموز و دریای عمان جانشین آنان در نیمه غربی و جنوبی ایران شد (سمرقندی، 1383: 960، 984- 976، 1031).

     اوزون ‌حسن در 873 ق. فرزندش، اغورلو‌ محمد، را به فرماندهی سپاهی برای شکست فرزندان جهان‌شاه قراقویونلو، یعنی حسن‌علی در اصفهان و امیر‌یوسف در فارس، روانه آن دو ولایت کرد. آق‌قویونلوها در 874 ق. شیراز را تصرف کردند. اوزون ‌حسن حکومت شیراز را به یکی از فرزندانش به نام سلطان خلیل‌میرزا (طهرانی، همان: 541-540) داد و کرمان، سیرجان تا ساحل بحر عمان را به فرزند دیگرش زینل سپرد (فریدون‌بیگ، 1274ق.: 270). اوزون ‌حسن تلاش می‌کرد تا با ونیزی‌ها علیه دشمن مشترکشان، عثمانی، متحد شود. چنان‌که سه سفیر برای این امر به دربار او آمدند. کاترینو زنو، بازرگان ونیزی در (876- 875 ق./1471م.)، یکی از اینان بود (زنو، 1349: 215- 212 و 233).

     فارس و سواحل خلیج فارس از مهم‌ترین ایالت‌های آن دوره بود. به‌همین‌علت اوزون حسن آنجا را به دلیرترین فرزندش، اغورلو ‌محمد، سپرد. اما او با شنیدن شایعه فوت پدر طمع کرده و با همان لشکر که پدرش برای فتح بغداد با او روانه کرده بود، شیراز را تسخیر کرد. اما با خبر حرکت اوزون حسن به سمت شیراز، اغورلو در 878 ‌ق. به دربار عثمانی پناهنده شد. اوزون حسن سپس شیراز را به شاهزاده‌ای دیگر از آق‌قویونلوها به نام خلیل و مادرش سپرد (باربارو، 1349: 74، 78؛ کنتارینی، 1349: 136-135، 182‌). باربارو ونیزی، سفیر ونیز در ایران، که در این اردوکشی حضور داشت، همچون حسن روملو، شیراز را شهری مهم، آرام و امن برای اقامت تاجران توصیف کرده است (باربارو، همان: 84-83؛ روملو، 1349: 556). شیراز شهری با بازرگانی پررونق و دارای صنایع اسلحه‌سازی، سرّاجی و دوخت و ساخت زین و برگ و دهنه و همه جنگ‌افزارهای آن زمان بود که به سوریه و قسطنطنیه و همه مشرق زمین صادر می‌شد (آنجوللو، 1349: 297). در زمان دیدار باربارو (بعد از 879 ق.) لار از بزرگ‌ترین، ثروتمندترین و پرجمعیت‌ترین شهرهای مسیر جزیره هرموز به شیراز، مرکز دارالتجاره و محل اتراق مسافران خلیج فارس به شیراز بود (بابارو، همان: 89).

     دعوت محمود گاوان، وزیر سلسله بهمنیان دکن، از ابوبکر طهرانی، مورخ دربار اوزون حسن، نشانه روابط فرهنگی میان آق‌قویونلو با هند از‌طریق خلیج فارس بوده است (گاوان، 1948، 76- 175).

     سلطان ‌خلیل به‌تدریج در فارس قدرت بسیار گرفت. چنان‌که‌ در‌ 881 ‌ق. جلال‌الدین دوانی در شیراز وصف سپاهِ گرانِ وی را در رسالة «عرض سپاه اوزون حسن» نگاشته است (دوانی، 1335: ‌62-42). در زمانی‌که اوزون حسن بیمار بود، خلیل از شیراز (کنتارینی، همان: 82- 181‌) ‌به تبریز آمد و جانشین‌ وی شد. او فارس را که مهم‌ترین ایالت ساحلی خلیج فارس بود، به فرزندش الوندمیرزا سپرد و برای او 5000 تومان مقرری تعیین کرد. مدتی بعد سلطان ‌یعقوب (896-883 ‌ق.) پس از شکست دادن سلطان خلیل، بر تخت حکومت فارس نشست. الوند‌میرزا که هنوز والی شیراز بود، با او از در آشتی برآمد. سلطان یعقوب شورش‌های کرمان، سیرجان و دیار بکر را آرام کرد. در زمان وی مسیر حاجیان جنوب ایران از خلیج فارس می‌گذشت.

     پس از او فرزندش بایسنقر (حک. 898-896‌ ق.) که خردسال بود به حکومت رسید. یکی از مهم‌ترین حامیان او مربی‌ و سردارش صوفی خلیل بود که مهم‌ترین مخالفان بایسنقر را از میان برد. در زمان ‌بایسنقر، هرموز درگیر منازعات جانشینی بعد از مرگ شهاب‌الدین بود. چنان‌که بعد از او شاه‌ویس به کمک نجبای هرموز بر تخت نشست. اما بعد از گذشت پنج ماه، سلغرشاه (حک. 910-879 ق.)‌ با حمایت گروهی از اشراف هرموز و افراد قدرتمند و ثروتمند خاندان فالی چون رئیس نورالدین فالی، رئیس کمال‌الدین فالی و خواجه نظام‌الدین فالی که ساکن جلفار بودند، بر شاه‌ویس شورید، او را خلع کرد و خود بر تخت نشست (طبقات محمود شاهی، نسخه خطی، وقایع سال 880 ق.).

     سلغرشاه در 890 ق. به‌علت سرپیچی از تابعیت آق‌قویونلو‌ها و نپرداختن خراج به امیر بایسنقر، که نوعی اعلام استقلال بود، با حمله یکی از امرای معروف او به نام صوفی‌خلیل به هرموز مواجه شد. اما لشکرکشی صوفی‌خلیل به‌علت پناه گرفتن سلغرشاه در جزیرة هرموز بی‌نتیجه ماند. در آن زمان، ملوک هرموز مانند گذشته استقلال نداشتند و فقط بر بخش‌هایی از قلمرو سابق خود در سواحل شمالی خلیج فارس مسلط بودند. آن نواحی قلمرو دو قبیلة جنگجو و نیرومند به نام‌های آمادیش/ یا آمادیز و گاول/ جاول بود که از اتباع ملوک هرموز به‌شمار می‌رفتند. در‌عین‌حال، ملوک هرموز بابت حق عبور کالاها از آنجا به‌سمت مناطق داخلی ایران- قلمرو خلیل‌سلطان- به آق‌قویونلوها مالیات می‌دادند (Teixeira, 1902: 191-192).

     پس از بایسنقر، رستم‌بیک آق‌قویونلو (حک. 902-898 ق.) به قدرت رسید. او بر ممالک فارس، عراق عجم، عراق عرب، آذربایجان و دیاربکر مسلط بود (روملو، همان: 15-14). بعد از او احمد‌بیک (حک. 903-902 ق.) و سپس الوند‌بن یوسف و‌ محمد‌بن یوسف در 903 ق. به قدرت رسیدند. محمد در 905 ق. طی نبردهایش در عراق و جنوب ایران به قتل رسید. پس از او، سلطان مراد (914-905 ق.) در فارس و کرمان حکمرانی کرد. اما شاه‌اسماعیل در 905 ق. با او جنگید و شیراز و کازرون را تسخیر کرد و در همان جنگ‌ها نیز سلطان مراد کشته شد (آنجوللو، همان: 311). بعد از او، زین‌العابدین‌بن احمد‌بن اوغورلو محمد (حک. 914-910 ق.) در دیار بکر حکومت کرد. در این سال، صفویان بر آق‌قویونلوها مسلط شدند.

 کتاب‌شناسی

آنجوللو . 1349، «سفرنامة کاترینو زنو»، راموزیو (مصحح)، سفرنامه ونیزیان در ایران. ترجمه منوچهر امیری. تهران: خوارزمی.

اقبال آشتیانی، عباس. 1385، تاریخ کامل ایران قبل از اسلام. تهران: نگاه.

باربارو، جوزفوا. 1349، «سفرنامة کاترینو زنو»، راموزیو (مصحح)، سفرنامه ونیزیان در ایران. ترجمه منوچهر امیری، تهران: خوارزمی.

پارسادوست، منوچهر. 1375، شاه‌اسماعیل اول. تهران: شرکت سهامی انتشار.

حسینی منشی، محمد میرک‌بن مسعود. 1385، ریاض الفردوس خانی. به کوشش ایرج افشار و فرشته صرافان. تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی.

دوانی، جلال‌الدین. 1335، «عرض سپاه اوزون حسن»، به کوشش ایرج افشار، مجله دانشکده ادبیات علوم انسانی دانشگاه تهران. سال سوم، ‌شماره 3؛ 66-26.

روملو، حسن بیک. 1349، احسن‌التواریخ، تصحیح عبدالحسین نوایی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

____.1357، احسن‌التواریخ، به تصحیح عبدالحسن نوایی. تهران: بابک.

زرین‌کوب، عبدالحسین. 1378، روزگاران (تاریخ ایران از آغاز تا سقوط سلطنت پهلوی). تهران: سخن.

زنو، کاترینو. 1349، «سفرنامة کاترینو زنو». راموزیو (مصحح)، سفرنامه ونیزیان در ایران. ترجمه منوچهر امیری. تهران: خوارزمی.

سمرقندی، کمال‌الدین عبدالرزاق. 1383، مطلع سعدین و مجمع البحرین. تصحیح عبدالحسین نوایی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی.

طهرانی، ابوبکر. 1356، کتاب دیار بکریه. تصحیح نجاتی لوغال و فارق سومر. تهران: طهوری.

فریدون بیگ. 1274ق.، منشأت فریدون بیگ. استانبول: بی‌نا.

کنتارینی، آمبروزیو. 1349، «سفرنامة آمبروزیو کنتارینی». راموزیو (مصحح)، سفرنامه ونیزیان در ایران. ترجمه منوچهر امیری. تهران: خوارزمی.

گاوان، خواجه عمادالدین محمود. 1948، ریاض‌الانشاء. تصحیح شیخ چاند. حیدرآباد دکن: بی‌نا.

لاری، محیی‌الدین. 1366، فتوح الحرمین. با تصحیح علی محدث. تهران: اطلاعات.

مشکور، جواد. 1363، تاریخ ایران‌زمین. تهران: اشراقی.

Teixira, Pedro. 1902, The Travels of Pedro Texira with his Kings of Hormuz and Extracts from His “Kings of Persia”. trans and ed. William f. Sinclair. London: Hakluyt Society.