در صورت ضبط و تصرف این گونه کشتیها، مصادره آنها مجاز است و در حقوق بینالملل این قاعده پذیرفته و در قوانین مربوط به غنائم جنگی کشورها به آن تصریح شده است. بااینحال، در نظر برخی از کشورها، تحت اسکورت نظامی دشمن قرار گرفتن، خدمت بیطرفانه تلقی میشود، اما در نزد اغلب دولتها این گونه نیست. ازجمله در رویة دولت انگلیس، اسکورت کشتی بیطرف بهوسیلة ناوگان دولت در حال جنگ محکوم است. در نوع سوم و چهارم عملیات اسکورت، قاعده پذیرفته شدة بینالمللی درخصوص مصونیت کشتی بیطرف تحت اسکورت نظامی کشور بیطرف بازرسی و تفتیش وجود ندارد. مواد 61 و 62 اعلامیه 1909 لندن از نادر قوانین پیشبینی شده برای عملیات اسکورت دریایی است که هرگز به تصویب نهایی نرسید. براساس این مواد، کشتیهای بیطرف تحت اسکورت نظامی کشور بیطرف از بازدید و تفتیش معاف هستند مشروط بر اینکه به درخواست فرماندة کشتی متحارب، کشتی نظامی اسکورتکننده بهطور کتبی تمام اطلاعات لازم دربارة کشتیهای تحت اسکورت و کالاهای آنها را ارائه دهد. چنانچه فرماندة کشتی متحارب دلیلی مبنی سوءاستفادة فرماندة کشتی اسکورتدهنده از اعتماد موجود داشته باشد، نمیتواند به بازدید و تفتیش بپردازد بلکه باید مراتب را به فرماندة کشتی اسکورتدهنده اطلاع دهد. دراینصورت، فرماندة کشتی اسکورتدهنده باید موضوع را بررسی کرده و نسخهای از گزارش خود را به کشتی دولت متحارب تسلیم کند. اگر بهنظر فرماندة کشتی متحارب، واقعیات موجود توقیف یک یا چند کشتی تحت اسکورت را توجیه کند، کشتی اسکورتدهنده باید از حمایت چشمپوشی کرده و کشتی متحارب میتواند نسبت به توقف کشتی متخلف اقدام کند. در صورت بروز اختلاف بین فرماندة کشتی اسکورتدهنده و فرماندة کشتی متحارب درخصوص مطلق یا نسبی بودن برخی از کالاهای قاچاق یا اینکه بندر مقصد کشتی اسکورتشونده بندری تجاری یا پایگاهی برای نیروهای مسلح است و موادی از این قبیل، فرمانده کشتی متحارب هیچگونه اختیاری برای نادیده گرفتن تصمیم فرمانده اسکورتدهنده ندارد و تنها میتواند اعتراض کرده و موضوع را به دولت خود گزارش کند تا موضوع ازطریق دیپلماتیک رسیدگی شود. باوجوداین، در رویه بینالمللی درخصوص مصونیت کشتیهای بازرگانی بیطرف تحت اسکورت نظامی یک دولت بیطرف دیگر، تردید وجود دارد. رویه دولت انگلیس بر این است که اینگونه کشتیها نمیتوانند مصون از بازرسی و تفتیش باشند. در آراء قضایی ازجمله رأی دیوان داوری مختلط آلمان و یونان در طول جنگ جهانی اول نیز این نظریه پذیرفته شد که «اگر یک کشتی بیطرف خواستار حمایت نظامی باشد، تنها باید از دولت خود تقاضای اسکورت کند». جمهوری اسلامی ایران نیز حمایت کشتی بیطرف بهوسیله ناوگان نظامی دولتهای بیطرف را مغایر با اصول بیطرفی دانسته و از شناسایی این حق برای کشتیهای نظامی دول بیطرف اجتناب دارد. علیرغم وجود این تردیدها درخصوص وجاهت قانونی مصونیت کشتیهای بیطرف تحت اسکورت دولت بیطرف و نبود هیچگونه سابقه و رویهای در حقوق بینالملل، قدرتهای بزرگ دریایی چون امریکا، انگلیس، شوروی و غیره در کوران جنگ ایران و عراق در نیمه دوم دهه 1980م. به اسکورت کشتیها و نفتکشهای ثالث- بیطرف یا متخاصم- در خلیج فارس اقدام کردند و رویهای جدید را در دریانوردی بینالمللی بنیان گذاشتند (فنگلان، 1379: 654؛ ممتاز، 1372: 11؛ فروتن، 1366: 101-100؛ همو، 1368: 282، 285؛ Encyclopedia of Pup. Int. Law, 1989, Vol. 4: 12).
اسکورت کشتیهای تجاری و نفتکشها در طول دو جنگ جهانی نقشی کلیدی در پیروزی نهایی متفقین بر دولتهای محور داشت، اما پس از جنگ جهانی دوم، جامعه بینالمللی بهندرت شاهد عملیات اسکورت نظامی ناوگان تجاری یا نفتکشها بود. ازجمله نادرترین عملیات اسکورت کشتیها با ناوگان جنگی به دسامبر 1959/ آذر 1338 در اروندرود باز میگردد. در این سال، دولت ناسیونالیست عراق به رهبری عبدالکریم قاسم با نادیده گرفتن قرارداد 1937م./1316ش. از رفتوآمد کشتیهای تجاری به بندر تازهتأسیس خسروآباد ایران جلوگیری بهعمل آورد. در مقابل، دولت ایران به ناوگان جنگی متوسل شد و کشتیها را از دهانه اروندرود تا بندر خسروآباد تحت اسکورت نظامی عبور داد (فروتن، 1368: 282، 285؛ جعفری ولدانی، 1367: 273). این حادثه، حدود دو دهه بعد تکرار شد و اینبار صدام حسین، رئیس جمهوری وقت عراق، با فسخ بیانیه الجزایر در 17 سپتامبر1980/26 شهریور 1359 تجدید حاکمیت مطلق عراق بر اروندرود را خواستار شد. متعاقب آن، سازمان دولتی بنادر عراق با اعلام بازگشت حاکمیت اروندرود به قوانین قبل از 6 مارس 1975 و انحلال دفتر مشترک هماهنگی تأمین امنیت و تداوم کشتیرانی در اروندرود، برافراشتن پرچم عراق بر کشتیهای عبوری، لزوم تماس با ایستگاه راهنمای عراق، واریز مستقیم عوارض بندری به حساب سازمان دولتی بنادر عراق و لازمالاجرا بودن مقررات مزبور از 17 سپتامبر1980 را ابلاغ کرد. در جهت اجرای این فرامین، چهار ناوچه نیروی دریایی عراق در دهانه فاو مستقر شدند تا حاکمیت مطلق آن کشور را بر اروندرود اعمال کنند. در واکنش به این اقدامات، نیروی دریایی ایران با برقراری حالت جنگی در اروندرود، ستاد عملیاتی مشترک اروند را به فرماندهی پایگاه دریایی خرمشهر تشکیل داد و در 29 شهریور 1359/20 سپتامبر1980 به آن پایگاه مأموریت داد همه کشتیهای تجاری را که به مقصد بنادر خرمشهر و آبادان در رفتوآمد هستند تحت اسکورت از اروندرود خارج و به بنادر دیگر ایران همراهی و راهنمایی کند. متعاقب این دستور، یگان دریایی خرمشهر در20 سپتامبر1980/29 شهریور 1359، کشتی آرژانتینی «ریوایگوز» و کشتی «ایران بدر» را تحت اسکورت از اروندرود خارج کرد. این اقدام با عکسالعمل طرف عراقی مواجه شد و رئیس سازمان دولتی بنادر آن کشور طی یادداشتی خطاب به مدیرکل بندر خرمشهر، ایران را به نقض مقررات بینالمللی و مصوبه دولت عراق دربارة کشتیرانی در شطالعرب متهم کرد و مسئولیت عواقب چنین اقداماتی را متوجه آن دانست (حسینی و جوادیپور، 1377ش. : 66-61؛ تاورنیه، 1368ش. :132).
با شروع رسمی جنگ ایران و عراق در 22 سپتامبر 1980 / 31 شهریور 1359، دولت بعث با هدف جلوگیری از تردد کشتیها به بنادر ایران بهویژه بندر امام خمینی- بزرگترین بندر وارداتی ایران با 36 اسکله و محل بزرگترین سیلوی گندم- سواحل جمهوری اسلامی در خلیج فارس را در 7 اکتبر1980/15 مهر 1359 منطقه جنگی و تحت محاصره دریایی اعلام کرد. در مقابل، نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران پس از انهدام بخش عمده نیروی دریایی عراق در همان روزهای نخستین شروع جنگ، عملیات اسکورت را- که پیش از این در اروندرود آغاز کرده بود- در خلیج فارس ادامه داد. اسکورت ناو لاوان حامل مهمات و تدارکات ازجمله نخستین عملیات اسکورت علیه هدفهای سطحی و هوایی پس از شروع جنگ بود که بهوسیله ناوچههای پیکان و گردونه نیروی دریایی ایران انجام شد. با استمرار جنگ، سازمان کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران بهمنظور کاهش ضریب آسیبپذیری، حرکت کاروانی کشتیها از تنگه هرمز تا بنادر ایران و بالعکس را تحت اسکورت ناوچههای نیروی دریایی سازماندهی و به اجرا گذاشت. این عملیات اسکورت، پس از آنکه عراق مرحله نخست جنگ نفتکشها را با گسترش منطقه ممنوعه دریایی به شمال و شرق خلیج فارس در 12 اوت 1982/ 21 مرداد1361 و محاصره جزیره خارک آغاز کرد، اهمیتی دو چندان یافت. در این مقطع از جنگ، نیروی دریایی ایران- با اجتناب از هرگونه عملیات تلافیجویانه علیه حملات عراق در دریا- همچنان به اسکورت کاروان کشتیهای تجاری و نفتکشهای در تردد به بنادر جنوبی ایران ادامه داد. لیکن بهتدریج تردیدهایی درباره مثبت بودن این نوع عملیات همراهی ازنظر تاکتیکی و ارائه پوشش کامل بروز کرد. چراکه عملیات اسکورت معمولاً بدون سازماندهی و برنامهریزی منسجم و دقیق انجام میشد و اغلب بسیار کماثر بود. ناوچههای نیروی دریایی در سایه کشتیهای غولپیکر تجاری یا نفتکشها حرکت میکردند تا از حملات هوایی و موشکی عراق در امان باشند. استدلال این بود که انهدام یک ناوچه یا شناور نیروی دریایی برای عراق مهمتر از انهدام یک نفتکش یا کشتی تجاری است. علیرغم تردیدها و کاستیهای موجود، سازمان کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران با همکاری نیروی دریایی، سازمان صلیب سرخ و غیره عملیات اسکورت کاروان کشتیهای تجاری و نفتکشهای در تردد به بنادر ایران را کموبیش تا پایان جنگ ایران و عراق ادامه داد. ازآنجاکه این نوع عملیات اسکورت، اسکورت نوع اول و دوم محسوب میشد، کشتیهای اسکورتشونده طبق قواعد حقوق بینالملل جزیی از نیروی دریایی ایران تلقی شده و بنابراین حمله، ضبط، تصرف و مصادره محموله آنها مجاز بود. اما دولت بعث عراق، که نیروی دریایی خود را در نخستین روزهای جنگ در مواجهه با نیروی دریایی ایران از دست داده بود، فقط از حملات هوایی و موشکی علیه کاروان کشتیهای تحت اسکورت نیروی دریایی ایران استفاده میکرد. تعداد حملات ثبت شده عراق علیه کشتیهای ایرانی از نخستین مراحل جنگ در سپتامبر1980/ شهریور 1359 تا ژانویه 1984/ دی 1362- سرآغاز مرحله دوم و اصلی جنگ نفتکشها- 23 حمله در مقابل 5 حمله ایران بوده است (ممتاز، همان: 49؛ گاتری و رونزیتی، 1374: 69، 76، 165؛ پارسادوست، 1386: 633؛ پلهای تسخیرناپذیر [تقویم تاریخ دفاع مقدس]، 1385: 276-277؛ فروتن، 1368ش. :283؛ Guttry & Ronzitti, 1989: 61, 136; Karsh, 2002: 50; Facts on File
Yearbook, 1982: 645-646).
عملیات اسکورت کشتیها و نفتکشهای تحت پرچم ایران یا شناورهای بیطرف در تردد به بنادر ایرانی خلیج فارس، که از سپتامبر1980/ شهریور 1359 آغاز شد و تا پایان جنگ عراق علیه ایران (1988م./1367ش.) ادامه یافت، تأثیری تعیینکننده بر روند و خاتمه جنگ عراق علیه ایران نداشت. اما شروع اقدامات موسوم به «جنگ نفتکشها» ازسوی عراق با هدف بینالمللی کردن جنگ در ابتدای 1984م./ زمستان 1362ش. بستر را برای اسکورت کشتیهای بیطرف بهوسیله دولتهای صاحب پرچم یا بیطرف- اسکورت نوع سوم یا چهارم- در آبهای خلیج فارس و تنگه هرمز فراهم آورد که در نهایت به پایان جنگ ایران و عراق انجامید. دولت بعث پس از دریافت دو فروند از پنج فروند هواپیمای سوپر اتاندارد/ Super Etandard مجهز به موشکهای هوا به کشتی اگزوسه/ M-39 Exocet ساخت فرانسه- که در ژوئن 1983/خرداد 1362 درباره اجاره آنها به عراق توافق شده بود- در 9 اکتبر1983/17 مهر1362 اعلام کرد از این هواپیماها علیه تأسیسات تولید و صدور نفت ایران و کشتیرانی آزاد در خلیج فارس استفاده خواهد شد. در همین چهارچوب، منطقة محاصره دریایی را از دهانه اروندرود تا بندر بوشهر در حدود 1126کیلومتر-700 مایل- در 25 نوامبر1983/4 آذر 1362 افزایش داد و همه کشتیهای بازرگانی و نفتکشها را از نزدیک شدن به بنادر ایرانی امام خمینی، ماهشهر و بوشهر در شمال خلیج فارس برحذر داشت. سپس در 29 ژانویه 1984/9 بهمن 1362 منطقة جنگی را به اطراف پایانة نفتی جزیرة خارک تا شعاع 80 کیلومتر گسترش داد و از 1 فوریه 1984/12 بهمن 1362 با استفاده از هواپیماهای سوپر اتاندارد و بالگردهای سوپر فرلون مجهز به موشک اگزوسه کشتیها، نفتکشها و تأسیسات صدور نفت ایران در جزیره خارک را هدف حملات سنگین قرار داد.
با افزایش حملات به چهار حمله در ماه، 59 شناور در سه ماهه نخست 1984م. / زمستان 1362ش. هدف حمله قرار گرفتند که سه برابر مجموع حملات سالهای قبل بود. با تشدید حملات در آوریل 1984/ فروردین 1362، دولت امریکا با اعزام هواپیماهای آواکس و موشکهای استینگر به عربستان، بیسروصدا اسکورت نظامی برخی نفتکشها و کشتیهای عبوری از تنگه هرمز را بنا به درخواست آنها آغاز کرد. ازسویدیگر، جمهوری اسلامی ایران تا 14 مه 1984/ 24 اردیبهشت 1363 در برابر حملات به نفتکشهای در رفتوآمد به پایانه نفتی خارک واکنش نشان نداد و به این هشدار بسنده کرد که اگر صادرات نفت ایران مختل شود، اجازه نخواهد داد کشورهای منطقه نفت خود را صادر کنند. اما با ادامه حملات عراق، ایران نیز سیاست مقابلهبهمثل را در پیش گرفت و چون هیچ کشتی و نفتکشی به بنادر عراق تردد نداشت، کشتیها و نفتکشهای تحت پرچم کویت و عربستان سعودی- بهعنوان حامیان اصلی عراق- را هدف قرار داد تا دو کشور مزبور با اعمال فشار اقتصادی و سیاسی، بغداد را به خاتمه جنگ نفتکشها وادار کنند. کشتی تحت پرچم کویت به نام بهاره/ Baharah در 14 مه 1984/ 24 اردیبهشت 1363 و کشتی ینبوه پراید/ Yanbu Pride با پرچم سعودی در 16 مه 1984/26 اردیبهشت 1363 در حوالی بندر جبالی عربستان هدف موشکهای هواپیماهای اف 4 و اف 5 ایران قرار گرفتند. پیامد این حملات، شکایت کویت و عربستان سعودی همراه با چهار کشور دیگر بحرین، عمان، قطر و امارات عربی متحده به شورای امنیت سازمان ملل و تصویب قطعنامه 552 در 1 ژوئن 1984/11 خرداد 1363 بود که در آن حملات ایران علیه کشتیهای بازرگانی در تردد به بنادر کویت و عربستان سعودی محکوم و آمرانه قطع فوری آن درخواست شده بود. همزمان با پیگیری موضوع در شورای امنیت، عربستان سعودی بهمنظور مقابله با حملات ایران، هواپیماهای پیشرفتة اف 15 خود را برای اسکورت نفتکشهای عبوری از 23 و 24 مه 1984/ 2 و 3 خرداد 1363 به پرواز دائمی درآورد.
در هنگامه این عملیات اسکورت، یک فروند هواپیمای اف 15 سعودی با خدمه امریکایی و با هدایت هواپیماهای آواکس، یک فروند هواپیمای اف 4 ایران را در 5 ژوئن 1984/ 15 خرداد 1363 در آبهای نزدیک جبل در عربستان سعودی سرنگون کرد. پس از این درگیری هوایی، ایران از تعقیب کشتیها و نفتکشهای عازم بنادر عربستان سعودی خودداری کرد و عمدة توجة خود را به آبهای منطقة شمالی و کویت متمرکز کرد که بهشدت نسبت به ادعای بیطرفی آن در جنگ با عراق بیاعتماد شده بود و در10 ژوئن 1984/20 خرداد 1363 سوپر نفتکش کویتی به نام کازیما/ Kazimah را در نزدیکی قطر هدف حمله قرار داد (هوکلند، : 162-160؛ پارسادوست، همان:636-633؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1378ش. : 9، 30؛ اطلاعات جبهه، 4 مرداد 1366: 7-3؛ مار، 1380: 438، 439؛ The Middle East and North Africa, 2006: 202,404; Europa, 1988: 418; Karsh, Ibid: 50-51; Sreedhar and Kaul, 1989: 20, 30; Keesing`s Contemporary Achives, 1983; 32595; Strategic Survey, 1983-1984: 77; Facts on File, 1983: 600, 601, 790; Yearbook of the UN, 1984: 234; S/16594; S/Res/552; S/16574).
جمهوری اسلامی ایران با تمرکز حملات تلافیجویانه خود در جنگ نفتکشها علیه کویت، با اعلام احترام کامل به آزادی رفتوآمد همه کشتیها به مقصد آن کشور، بازرسی و تفتیش منظم کشتیهای بیطرف مشکوک به حمل قاچاق جنگی به مقصد عراق را نیز از ابتدای 1985م./ اواخر 1363ش. آغاز کرد. برهمیناساس، نیروی دریایی ایران کشتی باری کویتی المحرق را در20 ژوئن 1985/30 خرداد 1364 توقیف و نیمی از محموله آن را ضبط کرد که به مقصد عراق بارگیری شده بود. کشتیهای الوطیه و المسیله کویت نیز در6 و 12 سپتامبر 1985/15 و 21 شهریور 1364 رهگیری و بازرسی شدند. ازدیگرسو، جمهوری اسلامی ایران در جنگ نفتکشها تا نوامبر1986/ آبان 1365 فقط از هواپیماهای اف 4 و اف 5 استفاده میکرد که آسیبهای آنها به کشتیها در مقایسه با هواپیماهای سوپر اتاندارد و موشکهای اگزوسه بسیار ناچیز بود. بهعلاوه، چون هواپیماهای مزبور قادر به حملات شبانه نبودند، ناخدایان کشتیها شبها حرکت میکردند تا از حمله در امان باشند. برای جبران این کاستیها، موشک قاتل دریا/Sea Killer ساخت ایتالیا در نوامبر 1986/ آبان 1365 خریداری شد و50 فروند قایق تندروی ساخت سوئد نیز پس از تجهیز به توپ و مسلسل در اختیار نیروی دریایی تازهتأسیس سپاه پاسداران قرار گرفت تا در حملات شبانه از آنها استفاده شود. همچنین با حضور تدریجی ناوگانهای جنگی غرب در خلیج فارس، کاربرد مین دریایی بهعنوان سلاح تاکتیکی در دستور کار قرار گرفت.
این تجهیزات جدید، جنگ نفتکشها را تشدید کرد و مجموع حملات را تا پایان سال 1986 به 107 حمله افزایش داد که 60 حمله علیه کشتیها و نفتکشهای کویتی بود (پولی تاکیس، 1373: 8-7؛ ممتاز، همان: 175؛ درودیان: 1383، 207-206؛ پارسادوست، همان: 646-644؛ The Middle East and North Africa, Ibid: 404-405; S/18480; Yearbook of the U. N, 1986; 235; Sreedhar and Kaul: 11-12). دولت کویت، که در معرض بیشترین آسیب ناشی از جنگ نفتکشها و اقدامات تلافیجویانه ایران قرار گرفته بود، در اول نوامبر1986/10 آبان 1365 به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج (فارس) اطلاع داد که درصدد جلب حمایت بینالمللی برای حفاظت از نفتکشهای خود است. متعاقب آن، شرکت نفتکش کویت در 1 دسامبر 1986/10 آذر 1365 از امریکا رسماّ شرایط ثبتنام کشتیها در مراجع قانونی آن کشور و اهتزاز پرچم امریکا بر نفتکشهای کویتی و اسکورت نظامی آنها را خواستار شد. کویت همزمان درخواستی مشابه را به اتحاد جماهیر شوروی تسلیم داشت که ناوچه موشکانداز «کلاس کریوک» آن چهار کشتی حامل سلاح روسی به عراق را از تنگه هرمز تا کویت در اواسط ژانویه 1987/ بهمن 1365 اسکورت کرده بود. مسکو موافقت خود را با نصب پرچم بر 5 نفتکش کویتی و حفاظت از آنها در فوریه 1987/ بهمن 1365 اعلام کرد. دولت امریکا، که در آخر فوریه 1987/ اسفند 1365 از موافقت مسکو با نصب پرچم روی نفتکشهای کویتی اطلاع یافته بود، نگران از گسترش نفوذ شوروی در خلیج فارس بدون طی تشریفات قانونی، موافقت خود را با نصب پرچم بر همة 11 نفتکش کویتی در 7 مارس 1987/ 16 اسفند 1365 اعلام کرد که کویت آن را پذیرفت. کویت علاوهبر امریکا، کویت از انگلیس، چین و فرانسه نیز برای حفاظت از کشتیهایش دعوت کرد و همزمان به مذاکرات خود با دولت شوروی ادامه داد و موفق شد سه نفتکش تحت پرچم آن کشور را در ازای پرداخت 150 میلیون دلار اجاره کند. دراینحال، نیروهای دریایی انگلستان، فرانسه و امریکا اسکورت برخی کشتیهای حامل سلاح برای عراق و کشورهای منطقه را از آوریل 1987/ فروردین 1366 آغاز کردند.
جمهوری اسلامی ایران در 15 آوریل 1987/ 26 فروردین 1366 نسبت به اجاره نفتکشهای تحت پرچم شوروی به کویت هشدار داد و به امریکا و شوروی اخطار کرد وارد باتلاق خلیج فارس نشوند. متعاقب آن، نیروهای ایران در 6 مه 1987/16 اردیبهشت 1366 کشتی باری شوروی به نام ایوان کوروتیف/Ivan Korotoyev را هدف حمله قرار دادند. ده روز بعد، نفتکش مارشال چویکوف/Marshal Chuykov ، یکی از سه نفتکش تحت اجاره کویت، در 35 مایلی آبهای ساحلی آن کشور به مین برخورد کرد و به سختی آسیب دید. کرملین در 3 ژوئن 1987/ 13 خرداد 1366 هشدار داد حق خود را برای انجام هر عملی طبق حقوق بینالملل محفوظ نگه میدارد(درودیان، 1383 ب: 231-233؛ همو، 1383 الف: 166؛ هیوم، 1376: 128-127، 147-145، 153؛ یزدانفام. 1381: 40؛ سپاه پاسداران انقلاب، 1378: 8-6؛ همان، 1381: 375، 491؛ فصلنامه بررسی نظامی، ش 12:21-22؛ ارتش جمهوری اسلامی ایران، 1385ش.: 491؛ Cordesman & Wagner, Ibid: 272-273; The Middle East and North Africa, Ibid: 418).
امریکا و کویت پس از توافق اولیه در مارس 1987، مذاکرات را درباره ترتیبات تجدید پرچم 11 نفتکش کویتی و اسکورت آنها در خلیج فارس ادامه دادند. پس از تأخیری دو ماهه، سرانجام دولت امریکا موافقت اصولی خود را با ثبت مجدد نفتکشهای کویتی تحت پرچم آن کشور با دو هدف جلوگیری از افزایش نفوذ شوروی و حفاظت از آزادی کشتیرانی در خلیج فارس در 6 مه 1987/12 اردیبهشت 1366 اعلام کرد. در همان روز، رئیس جمهور وقت ایران تأخیر در برنامه حفاظت از کشتیهای کویتی را یک شکست و عقبنشینی و بزرگترین فضاحت برای ابرقدرت امریکا دانست. سنای امریکا در 19 مه 1987/ 29 اردیبهشت 1366- دو روز پس از اصابت دو موشک اگزوسه عراق به ناو جنگی استارک و کشته شدن 37 نفر از تفنگداران دریایی آن در 17 مه 1987/27 اردیبهشت 1366- با 91 رأی موافق و 5 رأی مخالف خواستار گزارشی جامع دربارة ترتیبات امنیتی قبل از آغاز عملیات اسکورت شد. باوجوداین، پنتاگون در 27 مه 1987/7 خرداد 1366 از تصمیم امریکا برای حمایت از نفتکشهای کویتی تحت پرچم و افزایش حضور دریایی در خلیج فارس خبر داد و ناوهای جنگی آن کشور یک کشتی باری کویتی را حامل تانکهای ام60 هویتزر و مهمات برای بحرین، تحت اسکورت از تنگه هرمز عبور دادهاند. در 2 ژوئن 1987/12 خرداد 1366 تصریح شد افزایش ناوگان جنگی در خلیج فارس صرفاً برای حفاظت از کشتیهای تحت پرچم است و عملیات اسکورت برای کشتیهای تحت پرچم برحسب شرایط و برای کشتیرانی غیرامریکایی در موارد خاص انجام خواهد شد. بهاینترتیب، دولت امریکا پس از گذشت حدود 45 روز از اعلام موافقت اصولی با ثبت مجدد کشتیهای کویتی، در 14 ژوئیه 1987/23 تیر 1366 خبر داد از هفتة آینده اسکورت کشتیهای پرچمگذاری شده کویتی را آغاز خواهد کرد و طولانی شدن پاکسازی مسیر اصلی عبور کشتیهای کویتی از مین و نزدیکی مسیر عبور کشتیها به آبهای ایران و ناامنی آن را علل تأخیر در آغاز عملیات اسکورت برشمرد. سرانجام قانون اعطای پرچم امریکا به کشتیهای کویتی در خلیج فارس در 21 ژوئیه 1987/31 تیر1366 به تصویب کنگره رسید و دولت امریکا این امکان را یافت تا کشتیهای کویتی را در زمرة کشتیهای امریکایی قرار داده و آنها را مشمول قانون حفاظت از کشتیهای امریکایی بهوسیله ناوهای جنگی نیروی دریایی این کشور قرار دهد (گاتری و رونزیتی، همان: 126-124؛ حسین شاه، 1369: 308؛ تهامی و دیگران، 1380: 186-185؛ Sreedhar and Kaul: 56).
برای آغاز عملیات اسکورت، دولت امریکا 35 کشتی جنگی و بیش از 12 کشتی پشتیبانی با مجموع20 هزار نفر در خلیج فارس مستقر کرد که علاوه بر همراهی تانکرهای نفتی، پاکسازی کانالهای عادی کشتیرانی از مین را بهعهده داشتند. بهاینترتیب، پس از حصول اطمینان از برطرف شدن خطر برخورد با مین، عملیات اسکورت از صبح روز 22 ژوئیه 1987/1 مرداد 1366- دو روز پس از تصویب قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل- آغاز شد. در نخستین روز، سه ناو جنگی کید/Kidd، فوکس/ Foox و کروملین/ Crommelin از نیروی دریایی امریکا، دو نفتکش بریجتون/ Bridgeton و گاز پرنس/ Gas Prince- نخستین نفتکشهای کویتی ثبتشده تحت پرچم امریکا- را از تنگه هرمز تا خلیج فارس اسکورت کردند. دو روز نخست عملیات اسکورت بدون حادثهای به پایان رسید، اما در سومین روز، نفتکش 000,400 تنی بریجتون در حدود 190 کیلومتری کویت و در نزدیکی جزیره فارسی- یکی از پایگاههای نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب- در 24 ژوئیه 1987/3 مرداد 1366 با مین برخورد کرد و آسیب دید. باوجوداین، کاروان تحت اسکورت پس از تأخیری کوتاه به حرکت خود بهسوی پایانه بارگیری نفت الاحمدی کویت ادامه داد. جمهوری اسلامی ایران انفجار مین را ضربهای جبرانناپذیر به حیثیت سیاسی و نظامی امریکا توصیف کرد و کار گذاشتن مینها را به «دستهای نامرئی» نسبت داد. اما کاخ سفید اعلام کرد از این پس به هر کشتی ایرانی که در حال مینگذاری در آبهای بینالمللی دیده شود یا در تدارک این کار باشد، بدون هیچگونه اخطار قبلی شلیک خواهد کرد. ازسویدیگر، دولت امریکا از متحدین خود در ناتو برای مینروبی آبهای خلیج فارس درخواست کمک کرد که ابتدا با مخالفت آنها روبهرو شد، چرا که از مواجهه با ایران اجتناب داشتند. باوجوداین، انگلستان و فرانسه در اوت 1987/ مرداد 1366 اعلام کردند مینروب به منطقه خلیج فارس اعزام میکنند و بهدنبال آنها بلژیک، هلند و ایتالیا نیز در سپتامبر 1987/ شهریور 1366 از اعزام کشتیهای مینروب خود به خلیج فارس خبر دادند. متعاقب آن، انگلستان ناو گشتی آرمیلا/Armilla Patrol متشکل از سه رزمناو را به خلیج فارس گسیل داشت تا از کشتیهایی حفاظت کند که تحت پرچم انگلیس حرکت میکردند. فرانسه اسکادران خود را در اقیانوس هند با اعزام ناو هواپیمابر کلمانسو و دو ناوشکن به جیبوتی و آغاز اسکورت کشتیهایش در خلیج فارس تقویت کرد. ایتالیا نیز رزمناوهایش را بههمراه کشتیهای مینروب و پشتیبانی برای اسکورت کشتیهای خود به منطقه فرستاد. بهاینترتیب، بیش از50 کشتی جنگی و پشتیبانی دولتهای غربی در داخل و خارج خلیج فارس تجمع کردند- بزرگترین تجمع نیروهای دریایی از زمان جنگ دوم جهانی- تا از مینگذاری در آبهای منطقه جلوگیری کنند و حفاظت کشتیها و نفتکشهای تحت اسکورت را فراهم آورند (کردزمن، 1382: 54؛ پولی تاکیس، همان: 5؛ Sreedhar and Kaul, Ibid: 15; The Middle East and North Africa, Ibid: 402).
در جبهه مقابل، جمهوری اسلامی ایران، که با سنگینترین ناوگان جنگی چندملیتی در خلیج فارس مواجه بود و تحریکات کویت را عامل آن میدانست، پس از افشای اخبار مربوط به استفاده هواپیماهای عراقی از فضای هوایی کویت در حمله به نفتکشها، سکوها و پایانههای نفتی ایران در خلیج فارس، سیاست «دندان در مقابل دندان» را علیه آن کشور اتخاذ کرد. در تعریف این سیاست گفته شد اگر به تانکری حمله شود، ایران به تانکرها و اگر به پایانه یا چاه نفتی حمله شود، ایران نیز به پایانهها و چاههای نفت حمله خواهد کرد. در همین چهارچوب، ایران در نامهای خطاب به دبیرکل سازمان ملل در 14 اوت 1987/ 23 مرداد 1366 کویت را به اعطای کمک مالی و قرار دادن بنادر و فضای هوایی خود در اختیار عراق متهم کرد و هشدار داد اگر این کشور مقررات بیطرفی را رعایت نکند، با پاسخ مناسب ایران مواجه خواهد شد. در این ایام، ایران سه سلاح برای عملیات تلافیجویانه در اختیار داشت: موشک چینی کرم ابریشم/ Silk Worm، مین دریایی و قایقهای تندرو. از دو ابزار اخیر پیش از این و در آستانه آغاز عملیات اسکورت نفتکشهای کویتی استفاده شده بود، اما از موشک کرم ابریشم نخستینبار پس از آنکه عراق سکوهای نفتی ایران را در خلیج فارس در 29 اوت 1987/7 شهریور 1366 بمباران کرد، استفاده شد و یک فروند موشک کرم ابریشم بهسوی تأسیسات صنعتی جنوب کویت در 4 سپتامبر 1987/13 شهریور1366- شلیک شد. در پی این حمله موشکی دولت امریکا- باوجوداینکه زیر بار تعهد دفاع از خاک کویت در مقابل حملات ایران نرفت- اما اخطار کرد در صورت تهدید عملیات اسکورت، پایگاههای موشکهای کرم ابریشم ایران مستقر در نزدیکی تنگه هرمز را منهدم خواهد کرد. باوجوداین، پس از آغاز اسکورت نفتکشها، نخستین برخورد مسلحانه بین ایران و امریکا در 21 سپتامبر 1987/30 شهریور1366 رخ داد و تفنگداران دریایی آن کشور کشتی ایران- اجر را به اتهام مینگذاری در خلیج فارس هدف حمله قرار دادند و پس از تصرف، منفجر و غرق کردند. دومین درگیری 17 روز بعد اتفاق افتاد و سه بالگرد امریکایی بهسوی سه قایق گشتی ایران در آبهای نزدیک جزیره فارسی در 8 اکتبر1987/ 16 مهر 1366 آتش گشودند و یک قایق را غرق و دو قایق دیگر را تصرف کردند (ولایتی، 1376: 271-268؛ غضنفری، 1380: 158؛ پارسادوست، همان:566، 649، 656-655؛ هیوم، همان:، 178؛ گاهشمار جنگ ایران و عراق، سپاه پاسداران انقلاب، 1377ش.: 207، 234؛ روزنامه اطلاعات، ش18279، :3؛ Karsh, Ibid: 51; Yearbook of the U. N, 1987: 225, 235; Facts on File, 1987: 656; S/19149; S/19153; S/19005; S/19041).
جمهوری اسلامی به تلافی حملات نیروهای امریکایی به کشتی و قایقهای ایرانی و استفاده هواپیماهای عراقی از فضای هوایی کویت در حمله به پایانههای نفتی در جزایر لارک و لاوان در 5 اکتبر 1987/13 مهر 1366، یک فروند موشک کرم ابریشم در 16 اکتبر 1987/ 24 مهر1366 بهسوی کویت شلیک کرد. موشک به نفتکش کویتی سی آیل سیتی/Sea Isle City تحت پرچم امریکا اصابت کرد و آسیب سختی به آن وارد آورد و 18 نفر از کارکنان آن زخمی شدند. به تلافی این حمله موشکی ایران، چهار ناوشکن امریکایی در 19 اکتبر 1987/27 مهر 1366 پایانه نفتی رشادت در جزیره رستم و میدان نفتی رسالت در حدود 9 کیلومتری شمال جزیره را منهدم کردند. ایران نیز با پرتاب یک فروند موشک کرم ابریشم دیگر بهسوی کویت در 22 اکتبر 1987/30 مهر 1366 واکنش نشان داد؛ موشک به سکوی بارگیری نفت اصابت کرد، سکو آتش گرفت و تعدادی از کارگران مجروح شدند. حمله موشکی در 8 دسامبر 1987/17 آذر 1366 نیز تکرار شد و موشک به نزدیکی تأسیسات نفتی کویت فرود آمد، اما امریکا به این حمله ایران پاسخ نداد و فقط به ایران هشدار داد اگر به حملات ادامه دهد، دست به ریسکی بزرگ میزند چون به حملات پاسخ داده خواهد شد. با آغاز سال 1988م/ دی 1366ش. اسکورت نفتکشها در خلیج فارس همچنان ادامه یافت و در بهار این سال تأثیر تعیینکننده خود را بر جنگ ایران و عراق بر جای گذاشت. در 14 آوریل 1988/ 25 فروردین 1367، ناو جنگی ساموئل رابرتز امریکا، که یک نفتکش کویت را همراهی میکرد، بر اثر اصابت به مین بهسختی آسیب دید. دولت امریکا با اعلام اینکه مدرک قطعی برای اثبات ایرانی بودن مین اصابت کرده به کشتی امریکایی دارد، تصمیم به تلافی گرفت. در صبح 18 آوریل 1988/29 فروردین 1367 شش ناو جنگی امریکا سکوهای نفتی ساسان و نصر ایران در خلیج فارس را با آتشباری سنگین و مواد انفجاری منهدم کردند. در همین روز در درگیری بین یگانهای دریایی ایران و امریکا، ناوچههای سبلان و جوشن نیروی دریایی ایران غرق شدند و در جبهه زمینی نیز عراق با استفاده گسترده از سلاح شیمیایی شبهجزیره فاو را از دست نیروهای ایران خارج کرد. جنگ و گریز بین قایقهای تندرو ایران و ناوهای جنگی امریکا اسکورتکنندة نفتکشها و کشتیهای تجاری در آبهای خلیج فارس در سراسر بهار 1988م/1367ش. ادامه یافت. در هنگامه یکی از این جنگ و گریزها در 3 ژوئیه 1988/ 12 تیر 1367 هواپیمای مسافربری ایرباس ایران با موشکهای ناو امریکایی وینسنز (وینسنس) سرنگون شد و 290 مسافر و خدمه آن کشته شدند. دو هفته بعد، جمهوری اسلامی ایران در نامهای خطاب به دبیرکل سازمان ملل به تاریخ 17 ژوئیه 1988/26 تیر 1367 با اشاره به گسترده شدن دامنه آتش جنگ و فراتر رفتن آن از درگیری بین دو کشور و ورود کشورهای دیگر به صحنة نبرد، رسماً قطعنامه 598 را پذیرفت. متعاقب آن با استقرار آتشبس در جنگ ایران و عراق، ناوگانهای امریکایی و متحدین اروپایی آن بهتدریج از خلیج فارس خارج شدند و مأموریت آنها از اسکورت کشتیهای تحت پرچم به رژیم همراهی/Accompanying Regime تبدیل شد و در نهایت رژیم همراهی نیز به نظام ساده هوشیاری و نظارت/ Simple Monitoring System تغییر یافت (ولایتی، همان: 268-273؛ پارسادوست، همان:662 ؛ گاتری و رونزیتی، همان:145؛ Guttry and Ronzitti, Ibid: 121, 209; S/19215; S/19219; S/19224; S/19227; S/19328; Yearbook of the UN, 1987: 235-236; Facts on File, 1987: 778).
کتابشناسی
ارتش جمهوری اسلامی ایران. 1385، تقویم تاریخ دفاع مقدس (پلهای تسخیرناپذیر). تهران: مرکز پژوهشهای دفاع مقدس.
«اسکورت نفتکشها و شکست جدید امریکا در خلیج فارس»، اطلاعات جبهه. 4 مرداد 1366.
«به تعویق انداختن حمایت از کشتیهای کویتی، یک شکست و عقبنشینی برای امریکاست». روزنامه اطلاعات. 9 خرداد 1366.
پارسادوست، منوچهر. 1386، ما و عراق. تهران: شرکت سهامی انتشار.
پولی تاکیس، ژرژ پی. 1373، تحلیلی حقوقی از عملکرد امریکا در آخرین سال جنگ تحمیلی. ترجمه مصطفی فروتن، اطلاعات سیاسی-اقتصادی. ش اول و دوم، مهر و آبان 1373.
تاورنیه، پل. 1368ش.، بازشناسی جنبههای تجاوز و دفاع. (ابتکارات دبیرکل سازمان ملل متحد در رویارویی با تهدید علیه صلح و امنیت بینالمللی در جنگ ایران و عراق) تهران: دبیرخانه کنفرانس بینالمللی تجاوز و دفاع.
تهامی، مجتبی [و دیگران]. 1380، سیاست امریکا در قبال ایران طی دوره جنگ تحمیلی. تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
جعفری ولدانی، اصغر. 1367، بررسی اختلافات مرزی ایران و عراق. تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
حسین شاه، موحد. 1369، در لوای پرچم: دیدگاهها حقوقدانان امریکا در مورد جنگ خلیج فارس، ترجمه علیرضا عندلیب، مجله سیاست خارجی. ش3، پاییز.
حسینی، یعقوب و جوادیپور، محمد. 1377، ارتش جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس، ج سوم، اشغال خرمشهر و شکستن حصر آبادان. تهران: چاپخانه ارتش جمهوری اسلامی ایران.
درودیان، محمد. 1383الف، آغاز تا پایان. تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
____. 1383ب، روند پایان جنگ. تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. 1377ش.، گاهشمار جنگ عراق و ایران 1987. تهران: دانشکده فرماندهی و ستاد.
____. 1378ش.، اسکورت نفتکشها. تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.
____. 1381ش.، آخرین تلاشها در جنوب. تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.
غضنفری، کامران. 1380، خلاصهای از امریکا و براندازی جمهوری اسلامی ایران. تهران: بینا.
فروتن، مصطفی. 1366، مسئله بیطرفی و توقیف و بازرسی کشتیهای تجاری (2)، مجله سیاست خارجی. ش1، دی-اسفند.
____. 1368، بازشناسی جنبههای تجاوز و دفاع. (حق بازدید و تفتیش کشتیهای بازرگانی در زمان جنگ). تهران: دبیرخانه کنفرانس بینالمللی تجاوز و دفاع.
فنگلان، گرهارد. 1379، حقوق میان ملتها: درآمدی بر حقوق بینالملل عمومی. تهران: میزان.
کردزمن، آنتونی. 1382، غرب و منازعه دریایی در خلیج فارس، ترجمه پریسا کریمینیا، فصلنامه مطالعات جنگ ایران و عراق (نگین ایران). ش6، پاییز.
گاتری، آندره و رونزیتی، ناتالینو. 1374، جنگ ایران و عراق(1988-1980) و حقوق جنگ دریایی. تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
مار، فب. 1380، تاریخ نوین عراق. ترجمه محمد عباسپور، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی.
ممتاز، جمشید. 1373، حقوق جنگ دریایی و عملکرد جمهوری اسلامی ایران در طول جنگ عراق و ایران، ترجمه حسین شریفی طرازکوهی، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی. ش32.
ولایتی، علیاکبر. 1376، تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
هیوم، کامرون. ر. 1376، سازمان ملل متحد، ایران و عراق. ترجمه هوشنگ راسخی عزمی ثابت، تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
یزدانفام، محمود. 1381، عوامل و دلایل گسترش جنگ ایران و عراق، فصلنامه مطالعات جنگ ایران و عراق (نگین ایران). ش1، تابستان.
Cordesman, Anthony H, Abraham R. Wagner. 1989, The Lessons of Modern War. London: Mansell Publishing Limited.
Encyclopedia of Public International Law. 1989, Vol 11, Amsterdam: N. H.
Facts on File, 1982.
Facts on File, 1983.
Facts on File, 1987.
Guttry, Andrea and Ronzitti, Natalino. 1989, Iran-Iraq War (1980-88) and the Law of Naval Warfare. London: Crotius Publications LTD.
Sreedhar and Kapil Kaul. 1989, Tanker War. New Delhi: ABC Publishing House.
Karsh, Efraim. 2002, The Iran-Iraq War 1980-1988. USA: Osprey.
Keesing΄s Contemporary Archives, 1983.
S/16574, 21 May, 1984.
S/16594, 31 May, 1984.
S/18480, 26 Nov. 1986.
S/19005, 29 Jul. 1987.
S/19041, 13 Aug. 1987.
S/19149, 22 Sep. 1987.
S/19153, Sep. 1987.
S/19215, 16 Oct. 1987.
S/19219, 19 Oct. 1987.
S/19224, 21 Oct. 1987.
S/19227, 22 Oct. 1987.
S/Res/552, 1 Jun, 1984
The International Institute for Stratgic Studies. 1984, Strategic Survey 1983-1984. Printed in great Britain by Spottiswoode Ballantyne.
The Middle East and North Africa. 2006. London: Routledge.
Yearbook of the U. N. , 1984, New York: Unpublication..
Yearbook of the U. N. , 1986, New York: Unpublication..
Yearbook of the U. N. , 1987, New York: Unpublication..