احمدخان دشتی در زندگی شخصی هم خوشاقبال نبود. گویا در جوانی به دختر حیدرخان، عموی خود، دلبسته بود و از او خواستگاری کرد، اما این تقاضا در نظر جمالخان، برادر دختر و پسرعموی احمد، خوش نیامد و به دستور وی احمدخان دشتی به دهستان «لاور» تبعید شد. وی تا پایان عمر خود- از تاریخ مرگ وی اطلاع دقیقی در دست نیست- در تبعیدگاه به سرودن ترانههای دلانگیز و پرسوز و گداز پرداخت (حمیدی، همان؛ زنگوئی، 1364: 189).
کتابشناسی
حمیدی، جعفر. 1380، فرهنگنامة بوشهر. تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
زنگوئی، عبدالمجید. 1364، شعر دشتی و دشتستان. دفتر اول و دوم. تهران: امیرکبیر.