اگرچه شیخ ذیاببن عیسی تلاشی گسترده در تقویت بنییاس و آبادی ابوظبی کرد، اما مدت زمان زیادی دوام نیاورد و خیلی زود فوت کرد. جانشین او، شخبوطبن ذیاب، (حک. 1816-1793م.) در ادامه سیاستهای پدر سعی کرد مانع از تقویت اتحادیه قواسم شود. او به مسقط نزدیک شد. در دوره ریاست او، شاخههای بنییاس در خاندان نهیان نسبت به شاخههای بوفلاح نفوذ بیشتری پیدا کردند. با تلاشهایی که شخبوط بهعمل آورد در نهایت نهتنها موقعیت خاندان نهیان در میان قبیله بنییاس تقویت شد بلکه شاخه بوفلاح ریاست دائمی بنییاس را بهدست آورد. در دورة شیخ شخبوط، از یک طرف رشد اقتصادی در خلیج فارس و افزایش پیوند سیاسی میان ابوظبی با حکام مسقط و درعیه و ازطرف دیگر آغاز عصری جدید در توسعه و ترقّی تجارت و صید مروارید، به تقویت خاندان نهیان در عمان متصالح انجامید (Carter, 2005: 138-142, 183-185). چرا که خاندان نهیان مهمترین صیدگاههای مروارید در سواحل میانی دبی و شبهجزیره قطر را در دست داشت. ازطرف دیگر اهمیت روزافزون تجارت مروارید در خلیج فارس موجب توجه تجار ایرانی، هندی و عمانی به این منطقه و به تبع آن افزایش منافع تجاری انگلیسیها و در نهایت تقویت نفوذ آنان در محدوده نفوذ خاندان نهیان شد. این وضعیت نقشی تعیینکننده در جایگاه خاندان نهیان در سیاست انگلستان داشت. در 1231ق./ 1816م.، شخبوط ریاست را به فرزندش شیخ محمد سپرد و از ریاست خاندان کنارهگیری کرد. هرچند که محمد نتوانست مدت زیادی در این مقام باقی بماند و در 1818م. جای خود را به برادرش، طحنونبن شخبوط داد. طحنونبن شخبوط به تقویت روابط ابوظبی با مسقط پرداخت. شیخ محمد سالها زنده بود و فرزند خود را در انجام کارهای حکومتی و تصمیمات مهم یاری میرساند. شیخ خود در دورة پدر در بسیاری از امور او را یاری میکرد. او همچنین بهعنوان یکی از فرماندهان پدر در منازعات قبیلهای میان بنییاس با دیگر قبایل این منطقه مشارکت داشت و تا 1249ق./1833م. توانست پایههای قدرت خاندان نهیان را در ابوظبی پیریزی کند. در 1833م. خاندان نهیان در حدود 400 نیروی نظامی را در اختیار داشتند و در مناطق داخلی نجد و بهخصوص در بریمی و لیوا جای پایی بهدست آوردند (Lorimer, 1970: 692-694). همزمان دو قبیله مشهور مناصیر و ظواهرییون بریمی پیروی از بنییاس را پذیرفتند. در 1833م.، شیخ خلیفهبن شخبوط (حک. 1845-1833م.) همزمان با مهاجرت بوفلاسه به دبی به ریاست خاندان نهیان رسید (هاولی، 1377: 220). در این زمان، موضوع بریمی بهصورت یک مسئلة مورد اختلاف میان خاندان نهیان و امرای نجد سر برآورد و یکصد سال ادامه داشت. با قتل خلیفه در 1845م. میان فرزندان او رقابت شدیدی درگرفت و سعید بر دیگر رقبا غلبه کرد. شیخ سعید از 1262-1272ق./1855-1845م. حاکم ابوظبی و دیگر قبایل تابع بنییاس بود (همان: 232). ازجمله حکام معتبر و بانفوذ آل نهیان، که توانست آرامش و امنیت را بین طوایف بنییاس برقرار سازد و قلمرو ابوظبی را در حدود جغرافیایی امروز آن وسعت بخشد، شیخ زائد اول (1327-1272ق./1909-1855م.)، ملقب به زائد کبیر بود. وی 54 سال با قدرت بر ابوظبی حکومت کرد و این امارت را بهصورت شیخنشینی مطرح در سواحل جنوب شرقی خلیج فارس به فرزندان خود سپرد. روابط نزدیک با دربار ایران برقرار کرد و نمایندگانی با هدایا بین آنان مبادله میشد، اما انگلیسیها بهشدت از ادامه این روند جلوگیری کرده و شیخ را از رابطه با دربار ایران منع کردند. در 1272ق./ 1855م.، شیوخ آل نهیان شیخ زایدبن خلیفه را در سن 50 سالگی به ریاست برگزیدند. او سیاست پسر عم خود را در دوستی با دیگر شیوخ دنبال کرد و موفق شد آل نهیان را به قدرتمندترین خاندان حاکم بر سواحل جنوب شرقی خلیج فارس تبدیل کند. او بهدنبال کسب مقام برتر در عمان متصالح سعی کرد تا با قبایل ساکن در این منطقه روابط نزدیک برقرار کند. با همین هدف با خاندان مکتوم در دبی و قواسم شارجه روابط دوستانه به هم زد. این وضع، همراه با تلاش قواسم در تجدید اتحادیه، موجب توجه بیشتر شیوخ عمان متصالح به خاندان نهیان شد. شیخ همزمان به مسقط نزدیک شد و روابط دوستانه با سلطان مسقط برقرار کرد (Abdollah, 1987: 96-98). در این دوره، افزایش چشمگیر تجارت مروارید در سواحل ابوظبی، که با رشد و توسعه این تجارت در بازارهای جهانی همراه بود، موجب شد تا جزایر ابوظبی و بهخصوص دلما موقعیتی ویژه در سواحل جنوبی خلیج فارس بهدست آورد (Carter, 2005: 184).
شیخ در 1317ق./1898م. قلعه الجاهلی را بنا کرد که همچنان بهعنوان یکی از نمادهای خاندان نهیان در این منطقه شهرت دارد. پس از مرگ شیخ زائد بزرگ در 1327ق./ 1909م.، چهار تن از فرزندان او هریک بهمدت کوتاهی در کسوت شیخ برگزیده شدند (در مجموع 19 سال). از 1330-1327ق./1912-1909م. خلیفهبن زائد و طحنونبن زائد هریک برای مدتی کوتاه ریاست خاندان نهیان را برعهده داشتند. در این مدت خاندان نهیان در حدود 410 کشتی و قایق مخصوص صید مروارید را در اختیار داشت و 20% کل تجارت مروارید در خلیج فارس در اختیار آنان بود. جمعیت جزیره دلما نیز در همین مدت کوتاه بهسبب توجه تجار و صیادان دیگر مناطق افزایش چشمگیر داشت. بخشی از این موقعیت را باید ناشی از حمایت انگلستان از بنییاس در مقابل قواسم دانست (Kelly, 1968: 383-385; Saldanha, 1986: 196-198). با مرگ او شیخ طحنونبن زائد بار دیگر به ریاست رسید، اما به همان دلایل پیشین بار دیگر مجبور به کنارهگیری شد. با عزل او خاندان آل نهیان بر ریاست شیخ حمدانبن زائد (حک. 1922-1912م.) به توافق رسیدند و در نتیجه او برای مدت 10 سال انتخاب شد. در دورة ریاست او، ابوظبی با آرامش داخلی و خارجی مواجه شد. تجارت مروارید علیرغم وقوع جنگ جهانی و قحطی چندساله به رشد خود ادامه داد و راههای تجاری همچنان برقرار ماند و ابوظبی سالهایی از رونق و توسعه را به خود دید. همچنین در این دوره بر اثر درآمدهای مالی و کمکهایی که شیخ در بعد اقتصادی به قبایل داخلی بریمی و لیوا داشت (هاولی، همان: 234-233)، موقعیت و نفوذ شیخ در میان قبایل این منطقه افزایش یافت. البته باید به نقش اسلحه در این تقویت اشاره کرد (برومند، 1386: 86-75). ازآنجاکه، شیخ حمدانبن زائد به صلحطلبی شهرت داشت، این وضع به افزایش وجهه او در میان قبایل عمان متصالح انجامید. با قتل شیخ حمدان در 1922م.، شیخ سلطانبن زائد (حک. 1926-1922م.) به ریاست رسید (جناب، همان: 165). او نیز همچون پدر سیاست توسعه نفود در میان قبایل عمان متصالح و بهخصوص نفود در قبایل بریمی و لیوا را ازطریق تقویت دوستی با آنان دنبال کرد (Abdollah, ibid: 102). او در سرتاسر این دوره سعی کرد با میانجیگری به حلوفصل اختلافاتی بپردازد که گهگاه موجب وقوع آشوب در عمان متصالح میشدند. در همین زمان، میان قبایل طرفدار خاندان نهیان با قبایل دیگر مناطق عمان متصالح، درگیریهایی رخ داد که همگی با وساطت او به پایان رسید. این وقایع نقشی تعیینکننده در تثبیت موقعیت خاندان نهیان در این منطقه داشت. شیخ در هنگام وفات پدرش، در 1909م. شروع به ساخت قلعهای در شرق روستای العین کرد. این قلعه، که کار ساخت آن در 1328ق./1910م. به اتمام رسید، یکی از مهمترین قصرهای سلطنتی و از مراکز مهم تفریحی و تاریخی امارت ابوظبی است. او همچنین به توسعه کشاورزی در مناطق لیوا و بریمی توجه داشت و پایههای رشد کشاورزی در دوره 2004-1966م. را بنیان نهاد (Stevens, 1970: 415-418)؛ اگرچه در همین زمان، آب آشامیدنی شهر کوچک ابوظبی از دبی تأمین میشد (Lorimer, 1970: 410). با قتل او در 1926م. صقربن سلطان ریاست خاندان نهیان را برعهده گرفت، اما مدت کوتاهی در این مقام باقی ماند. با حمایت مستقیم نیروهای انگیسی و دیگر شیوخ ارشد خاندان نهیان، ریاست به شخبوطبن سلطان (حک. 1966-1928) رسید (قاسم، 1998: 129-128). او بزرگترین فرد در خانواده شیخ سلطانبن زائد بود و در سن 22 سالگی به این سمت برگزیده شد. در 1928م.، بیوه شیخ سلطان برادران او را قسم داد که تا پایان دورة ریاست شخبوط هیچ توطئهای علیه او به راه نیندازند و همواره تابع سیاستهای او باشند (همان: 130). با این پیمان دوستی میان برادران، شیخ با خیال آسوده به امور حکومتی پرداخت. در دورة شخبوط، فرزندان محمدبن خلیفه نقش بسیار فعال در امور اداری این امارت برعهده داشتند. طی سالهای 1352-1350ش./1971-1973م. این شش تن وزارت آموزشوپروش، نظام امنیتی، بخش کشاورزی، وزارت راه و الکترونیک و بسیاری از دیگر پستهای مهم را در این امارت در اختیار داشتند (همان). شیخ شخبوطبن سلطان حاکمی مقتدر و بااراده بود. از مداخلة دیگر شیوخ در ابوظبی ممانعت بهعمل آورد و با دولت ایران روابطی دوستانه برقرار کرد. ازلحاظ شخصیتی خلقیاتی تند داشت و ازنظر مالی بسیار تنگنظر بود و علاقه بسیار به جمعآوری اموال داشت. اگرچه در این دوره، تجارت مروارید مهمترین منبع درآمد ابوظبی با رکود مواجه شده بود، اما رشد اقتصادی و امتیازات نفتی موجب افزایش درآمدهای خاندان نهیان را فراهم میآورد (اسعدی، 1366: 225-223؛ عیسوی، 1362: 415). جمعیت ابوظبی از 17.000 نفر در آغاز کشف نفت به 70.000 نفر در 1972م. رسید (امامی، 1385: 247).
شیخ شخبوط از صرف درآمدهای سرشار نفتی در راه پیشرفت شیخنشین مضایقه داشت (مجتهدزاده، 1382: 183) و همة پول نفت را بهصورت طلا در خزانه شخصی خود نگهداری میکرد (Mann, 1964: 99-103) و دائم بر شرکتهای نفتی فشار میآورد که حقالامتیاز و مالیات بیشتر بپردازند. در تابستان 1345ش./1966م. انگلیسیها، که پایبند نبودن شیخ شخبوط به قراردادهای تحتالحمایگی را به ضرر خود میدیدند، او را برکنار و برادرش شیخ زائدبن سلطان 20 ساله را به ریاست برگزیدند (مسعودی، 1352: 61-60). شیخ شخبوط مخلوع با عیال و اولاد و شماری از خدمة خود به خرمشهر مهاجرت و یکی از مهمانخانههای آن شهر را اجاره کرد و در همانجا اقامت گزید (همان: 61). با به قدرت رسیدن شیخ زائدبن سلطان، عمان متصالح دستخوش تغییرات فراوان در نظام حکومت و همچنین در رشد اقتصادی شد. در عرصة حکومتداری، نظام استبدادی به نوعی مردمسالاری و حکومت قانون گرایش پیدا کرد و با وجود استمرار حکومت خاندان نهیان (هالیدی، 1360: 275)، ادارات و سازمانهای متعدد برای ادارة امور حکومتی بهوجود آمد. بنابر سنن خانوادگی خاندان نهیان، باید بعد از شیخ زائد برادر کوچکتر وی، شیخ سلطان، به حکومت میرسید، اما او به بهانة سالخوردگی، فرزندش خلیفهبن سلطان را معرفی کرد. شیخ زائد نیز خلیفهبن سلطان را بهعنوان قائممقام همیشگی فرزند خود خلیفهبن زائد به ولیعهدی برگزید. در1350ش./ 1971م.، شیوخ خاندان نهیان نهتنها برتری خود را در محدوده تحت نفوذ بنییاس بلکه در کل منطقه عمان متصالح تثبیت کردند و همزمان با اعلام استقلال و تأسیس امارات عربی متحده بسیاری از مهمترین پستهای رسمی و منجمله ریاست اتحادیه را در اختیار خود گرفتند. زائد در سالهای بعد موفق نشد اتحادیه را بهسوی اهداف مورد نظر خود سوق دهد و دیگر شیوخ را به پذیرش رهبری دائمی خود ترغیب کند. باوجوداین، مهمترین مشکل پیش روی او، جریانات مخالف با نظام اتحاد بهخصوص جریاناتی بود که بهدنبال کسب موقعیت بهتر در اتحادیه بودند (مجتهدزاده، همان: 181-180). او در این دوره بهطرق مختلف سعی در تقویت خاندان سلطان در برابر دیگر شاخههای خاندان نهیان داشت. نظام فدرالی در دورة زائد در این کشور تثبیت شد. وی تا 2004م. توانست امارات عربی متحده را از وضعیتی که در آن شیوخ متعدد حاضر به همکاری با نظامی فدرالی نبودند، به کشوری ثروتمند مبتنیبر اقتصاد تجاری تبدیل کند (همان: 138-137). در 2004م.، با مرگ زائد، شیخ خلیفهبن زائد به ریاست خاندان نهیان برگزیده شد. او در1366ق./ 1948م. در شهر العین متولد شد و اصول اداره مملکت را در نزد پدر خود شیخ زائد فرا گرفت و از 1345ش./1966م. بهعنوان حاکم ابوظبی در منطقه شرقیه خدمت کرد و ریاست حاکمان این منطقه را نیز برعهده داشت. از 1348ش./ 1969م. به ولیعهدی رسید و از همان آغاز مورد حمایت دیگر افراد خاندان نهیان قرار گرفت. همزمان در شکلگیری نیروی نظامی ابوظبی با حمایت مستقیم و زیرنظر نیروهای انگلیسی نقشی مهم داشت. بههمینسبب در 1350ش./1971م. به مقام وزارت دفاع و وزارت امور مالی اتحادیه منصوب شد. با تشکیل شورای اتحادیه به نایب رئیسی این اتحادیه برگزیده شد و از 1976-1974م. ریاست مجلس تنفیذی امارات را برعهده داشت. از 1976م. همچنین به نیابت فرماندهی کل نیروهای مسلح و شورای عالی انرژی امارات برگزیده شد (Meri Report, 1985). شیخ خلیفه در 2004م. و بهدنبال مرگ شیخ زائد، رهبری اتحادیه را برعهده گرفت. او همواره خود را دنبالهرو پدرش میداند و معتقد است که این کشور باید در همه مسائل دنبالهرو سیاست شیخ زائد باشد (جعفری ولدانی، 1374: 167-162). باوجوداین، در مسائل مختلف، سیاست مسالمتجویانه را در پیش گرفته است.
کتابشناسی
اسعدی، مرتضی. 1366، جهان اسلام. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
امامی، محمدعلی. 1385، عوامل تأثیرگذار داخلی در خلیج فارس، چ2. تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
برومند، صفورا. 1386، «کنسولگری بوشهر و تجارت اسلحه در خلیج فارس 1890-1914». فصلنامه تاریخ روابط خارجی. نشریة مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، سال سوم، ش 10، بهار.
جعفری ولدانی، اصغر. 1374، تحولات مرزها و نقش ژئوپلتیک آن در خلیج فارس. تهران: قومس.
جناب، محمدعلی. 1349، خلیج فارس، نفوذ بیگانگان و رویدادهای سیاسی 1875-1900. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی.
عقیلالخطیب، مصطفی. 1994، التنافس الدولی فی خلیجالعربی 1763-1622م.، الطبعه الثانیه. الدوحه: المکتب العصریة.
عیسوی، چارلز. 1362، تاریخ اقتصاد ایران. ترجمه یعقوب آژند. تهران: گستره.
قاسم، جمال زکریا. 1998، تاریخ الخلیج العربی الحدیث المعاصر، ج 5. القاهره: دارالحضاره القومی والثقاقه.
مجتهدزاده، پیروز. 1382، کشورها و مرزها در منطقه ژئوپلیتیک خلیج فارس. ترجمه و تنظیم حمیدرضا ملک محمودی نوری. تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
مسعودی، عباس. 1352، خلیج فارس در دوران سربلندی و شکوه. تهران: اطلاعات.
هالیدی، فرد. 1360، عربستانبن سلاطین. ترجمة بهرام افراسیابی، چ 2. تهران: سپهر.
هاولی، دونالد. 1377، دریای پارس و سرزمینهای متصالح. ترجمه حسن زنگنه. بوشهر: بوشهرشناسی.
Carter, Robert. 2005, The History and Prehistory of peorling in the Persian Gulf. Oxford: University of oxford.
Kelly, J.B. 1968, Great Britain and the Persian Gulf, 1795-1880. Oxford: Oxford university press.
Lorimer, John Gordon. 1970, Gazetteer of the Persian Gulf, Oman and central Arabia, Vol. 1 , Part IA Historical ,Calcutta, 1908-1915, WestMead. England: grey.
Mann, C. 1964, Abu Dhabi, Birth of an Oil Sheikhdom. London: Khayats.
Meri Report, 1985, United Arab Emirat. New Hampshire Middle East Research Institute, University of Pennsylvania, London: Croon Helm.
Abdollah, Mohammad Morsy. 1987, The United Arab Emirates A Modern History. London: Croom Helm.
Saldanha. J.a. 1986, Precise of the Persian Gulf, 1870-1904. London: Archive Edition.
Stevens, J.H. 1970, Changing Agricultural Practice in an Arabian Oasis, The Geographical Journal. vol. 136, no. 3. Sep. pp. 410-418.