اتابکان فارس به دو دسته بزرگ تقسیم میشوند: اول، اتابکان سلجوقی فارس که در حقیقت نواب سلجوقیان در این ایالت بودهاند. دوم، اتابکان سلغری فارس که متأخر هستند و بهنحوی مستقل بر فارس حکم راندهاند.
شروع کار اتابکان سلجوقی فارس با جدال درونی میان سلجوقیان بر سر فارس آغاز شد. به روزگار آلبارسلان هنگامیکه قاورد سلجوقی، حاکم کرمان، به فارس دستاندازی کرد، آلبارسلان نیروهایی را به فارس اعزام کرد. در آن هنگام، دولت آل بویه فارس بهدست شبانکارگان، ساقط شده و شیراز در تصرف آنان بود. سرداران سلجوقی با درهمشکستن شبانکارگان، آنان را در جهت جنوب شرقی فارس به هزیمت راندند. ادامه این نبردها به فرگ/ Forg، تارم/ Tarom و سرانجام تا فارغان/ Farghan در استان هرمزگان کنونی کشیده شد. نیروهای قاورد نیز از کرمان در حال پیشروی بودند. نتیجه این کشمکش، برتری اتابکان سلجوقی و دستیابی آنان بر نواحی ساحلی فارس بود. اگرچه بعدها سلجوقیان کرمان تابع دولت مرکزی سلجوقی در روزگار ملکشاه شدند، اما سراسر سواحل فارس تا نزدیکی تنگه هرمز در دست اتابکان سلجوقی قرار داشت. این تحولات در اواسط قرن پنجم رخ داد و اتابکانی به نامهای چاولی/ Chavoli، منکوبرس/ Menkubars و بوزابه/ Buzabeh بلندآوازه شدهاند. در این احوال، تغییراتی در ساحل خلیج فارس رخ داد. در اواخر قرن چهارم و در پی وقوع زلزله و عوامل دیگر، سیراف مهمترین بندر خلیج فارس و راه تجاری معروف آن از فیروزآباد به شیراز، رو به زوال نهاد و در عوض کیش رونق گرفت. دولتِ جدیدِ بنیقیصر یا ملوک کیش وارث ثروت و تجارت سیراف شدند؛ رویدادی که ثروت حاصل از تجارت دریای پارس را از دست اتابکان سلجوقی و جانشین آل بویه فارس خارج میکرد. حال آنکه آل بویه بهرة فراوان از تجارت دریایی خلیج فارس میبردند. برای فایق آمدن بر این مشکل، خمارتکین، از اتابکان سلجوقی فارس، در صدد برآمد سیراف را احیا کند. به نوشتة فارسنامه ابنبلخی، خمارتکین چند نوبت لشکر بهطرف سیراف برد و چنین بهنظر میآید که احیای سیراف با مقابله با بنیقیصر امکانپذیر خواهد بود. اما با تدبیرهایی که حاکم کیش میاندیشد، خمارتکین هر نوبت با دریافت سلتی بازمیگشت. بدینترتیب، اتابکان سلجوقی فارس، که سخت درگیر مسائل سیاسی و نظامی نواحی داخلی ایران و شریک در جنگ قدرت میان شاهزادگان سلجوقی بودند، توجهی بیش از این به خلیج فارس کردند و بنیقیصر نیز بخش اعظم سواحل و جزایر خلیج فارس به علاوه تجارت و دریانوردی آن را از آن خود کردند.
از اواسط قرن ششم هجری و به روزگار اتابک، سنقرین مودود و سلسله اتابکان سلغری در فارس به قدرت رسید. این خاندان برای بیش از نیمقرن درگیر تعارضات داخلی خود بود. هرچند در پی زوال تدریجی دولت سلجوقیان، اتابکان سلغری در عمل مستقل شده بودند. تا آنکه در اوایل قرن هفتم هجری، به روزگار فرمانروایی اتابک سعد زنگی، اوضاع فارس تثبیت شد. او تلاشهایی را برای دستیابی بیشتر به خطوط تجاری و ارتباطی فارس ازجمله سیرجان آغاز کرد. در زمان وی، حملات مغولان به ایران آغاز شد و توجه همگان را به مرزهای شمالی کشور معطوف کرد، اما با تحول عمومی در راههای تجاری آسیا از راه ابریشم به اقیانوس هند، دورهای تازه از رونق تجارت در خلیج فارس آغاز شد. در نتیجه به روزگار فرمانروایی اتابک ابوبکربن سعد، دولت سلغریان توجه جدی به خلیج فارس نشان داد. تا حدود 630ق. مغولان بر بخش اعظم ایران مسلط شده بودند و چون اتابکان سلغری فارس ناچار به اطاعت شدند، کمکم کشمکشهای قدرت در مرکز ایران میان مدعیان قدرت رو به افول نهاد. در همان حال، اطاعت از مغول ایجاب میکرد منابع درآمد جدید برای دربار اتابکان در شیراز جستوجو شود. بدینمنظور، اتابک ابوبکر به تصرف جزیره کیش و انهدام دولت بنیقیصر اقدام کرد. در نتیجه، بخش میانی خلیج فارس، جزیره کیش و ساحل مقابل آن، که امروزه با بندر لنگه مطابقت دارد، صحنه لشکرکشی شد. نیروهای سلغریان در این ساحل مستقر شدند و نسبت به تثبیت موقعیت خود در سراسر سواحل اقدام کردند. اتابک ابوبکر از نیروی دریایی تازهنفس ملوک هرموز برای در هم شکستن قیصر یاری جست. نیروی جنگی سلغریان، با کمک کشتیهای ملوک هرموز، کیش را تصرف کردند و به ثروتی هنگفت دست یافتند. از آن پس، دولت سلغریان کیش را «دولتخانه» نامید. در همان ایام، جزیرة بحرین و ساحل مقابل آن در شبهجزیره عربستان نیز تصرف شد. بدینترتیب، بخش اعظم خلیج فارس زیر فرمان اتابک ابوبکر قرار گرفت و پادشاه بر و بحر خوانده شد. چنین تحرکاتی بیشتر به معنای محدود کردن بنیعباس در خلیج فارس بود. در آن سالها، که آخرین نفسهای دولت عباسیان بود و تهدید مغولان برای آن فزونی مییافت، خلیج فارس پنجرة امیدی برایشان محسوب میشد. سهمِ ملوک هرموز نیز از خلیج فارس در پی همکاری با سلغریان مشخص بود. آنان با استقرار در دهانه خلیج فارس- تنگه هرمز- و گرفتن جا و مقام تجاری بنیقیصر به اصل خواستههای خود رسیده بودند. اما این امر برای دولت اتابکان سلغری فارس بهصورت نقض غرض درآمد، زیرا ملوک هرموز با تسلط بر تجارت خلیج فارس، سلغریان را با ناکامی روبهرو کردند که چند دهه بعد به جدال میان نیروهای فارس با ملوک هرموز انجامید. ملوک هرموز، که با اتکای به سلاطین قراختایی کرمان موقعیتی محکم در برابر سلغریان یافته بودند، به کیش نیز دستاندازی کردند. دولت سلغریان، که پس از اتابک ابوبکر بهشدت ضعیف شده بود، با کمک نماینده دولت ایلخانی مستقر در شیراز توانست طی سلسله جنگهایی در خشکی و دریا با ملوک هرموز مقابله کند. سلغریان با درک اهمیت اقتصادی خلیج فارس سرسختانه در صدد حفظ کیش و مقام تجاری آن بودند. اما این یگانه علت اهمیت خلیج فارس برای آنها بود. اتابک ابوبکر حتی کوشید با بهبود وضع راهها و ساختن رباط و آبانبار، رفتوآمد کاروانها میان شیراز و ساحل را تسهیل کند.
بخشی از تاریخ حضور اتابکان فارس در خلیج فارس را میتوان از خلال ماجرای شورش سلجوقشاه سلغری (663ق.) دریافت. سلجوقشاه، برادرزاده اتابک ابوبکر که به فرمانروایی فارس رسیده بود، عاقبت شکیبایی در برابر مداخلات روزافزون مغولان را کنار گذاشت و علیه آنها قیام کرد. اما خیلی زود معلوم شد که تاب ایستادگی ندارد. بههمینجهت به دشتستان در ساحل خلیج فارس رفت و در آنجا شحنه دشتستان را کشت و خود را به خورِ شیف/ Khoore Shief رساند. این خور، که در مجاورت شهر کنونی بوشهر واقع است، در آن زمان ازنظر تجاری و کشتیرانی اهمیت داشت. سلجوقشاه در آنجا مقدمات لازم را برای عقبنشینی به دریا فراهم کرد. جزئیات چنین برنامهای بر ما روشن نیست. سلجوقشاه پس از اطمینان از تدارک لازم در خور شیف به شیراز بازگشت تا آنکه در نبردی هولناک در کازرون کشته شد. حضور در کازرون و برگزیدن آنجا برای دفاع، علاوه بر اندیشه بهرهمندی از حمایت معنویِ تربتِ شیخ ابواسحاق، عارف معروف آن دیار، از آن جهت نیز میتوانست باشد که پیروان شیخ حضوری پررنگ در سواحل خلیج فارس و عرصه تجارت دریایی داشتند. اینکه پس از سرکوب سلجوقشاه، دربار دولت ایلخانان مغول چه اقدامی برای سواحل جنوبی کردند بر ما معلوم نیست.
ازآنجاکه دولت اتابکان سلغری فارس کمکم جای خود را به عوامل دولت ایلخانی سپرد، در نیمه دوم قرن هفتم باید تحولات خلیج فارس را در مجموعه اقدامات آن دولت بررسی کرد. اما تا تحققیافتن چنین امری دو رشته از رویدادها را باید مدنظر قرار داد. اول آنکه با رونق تجارت دریایی در عصر مغول، ثروتی قابل توجه در ساحل شمال خلیج فارس جمع شد که نکوداریان، از مغولان یاغی، را به آن سمت کشاند. به نوشته تاریخ شاهی قراختائیان کرمان، هرچند نیروهای اتابکان سلغری کوشیدند راه نکوداریان را سد کنند، اما موفق نشدند و آنان با غارت اموال بسیار بازگشتند.
دوم آنکه در سالهای پایانیِ دولت سلغری، کمکم این اندیشه شکل گرفت که امور خلیج فارس باید بهنحوی خاص مورد توجه قرار گیرد. در نتیجه، شیخ جمالالدین ابراهیم چلبی، از دیوانسالاران پرنفوذ فارس، در سواحل مستقر شد و مدتها را در جزیره کیش گذراند. او باید با قدرت ملوک هرموز مقابله میکرد که از جانب قراختائیان کرمان حمایت میشدند. هرچند خاندان چلبی تا حدودی در اجرای برنامه خود موفق بودند، اما اقدامات آنان در آمیزهای از منافع شخصی و مصالح دولت اتابکان سلغری تا سیاستهای دولت ایلخانان آشفتگی و سرگردانی بسیار بههمراه داشت و سرانجام ملوک هرموز پیروز نهایی این رقابت بودند. کامیابی نهایی ملوک هرموز موجب تغییراتِ قابل توجه در مسیرهای تجاری فارس از سواحل بهداخل کشور شد. این نشان داد که اقدام اتابک ابوبکر در انقراض ملوک کیش تا چه اندازه بهدور از دوراندیشی بوده است. عوامل دولت ایلخانان نیز که سرانجام بهجای اتابکان سلغری قرار گرفتند، نتوانستند موقعیت ساحلی حکومت شیراز را حفظ کنند. به نوشتة معینالدین نطنزی، ملوک هرموز علاوه بر بخش سفلای خلیج فارس به دشتستان در نواحی شمالی خلیج فارس نیز دست یافتند.
کتابشناسی
شبانکارهای، محمدبن علی. 1364، مجمعالانساب. به تصحیح میرهاشم محدث. تهران: امیرکبیر.
صاحب. 1965، دفتر دلگشا. به کوشش رسول هادیزاده. تاجیکستان.
قاضی بیضاوی، ناصرالدین عمر. [بیتا]، نظامالتواریخ. تصحیح مهین کریمی. تهران: علمی.
کاشانی، ابوالقاسم. 1348، تاریخ الجایتو. تصحیح مهین همبلی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
مؤلف ناشناس. 1355، تاریخ شاهی قراختائیان کرمان. تصحیح محمدابراهیم باستانی پاریزی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
وصافالحضره شیرازی، لطفاللهبن عبدالله. 1269ق.، تجزیهالامصار و تزجیهالاعصار. (تاریخ وصاف). به کوشش محمدمهدی اصفهانی. بمبئی.
همدانی، رشیدالدین فضلالله. جامعالتواریخ. به تصحیح محمد روشن و مصطفی موسوی. تهران: البرز.