دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

اهواز

Ahvāz
نویسنده

     ازنظر جغرافیایی طبیعی، اهواز در دامنه غربی جبال زاگرس واقع شده و در دورة سوم زمین‌شناسی شکل گرفته و ارتفاعات آن از میوسن و پلیوسن تشکیل یافته است. اکوسیستم‌های وسیع آبرفتی، نتیجة مخروطِ افکنه رودخانه‌های دز، کارون و جراحی است. خاک‌های منطقه خوزستان عمدتاً از رسوبات آبرفتی دورة چهارم زمین‌شناسی تشکیل شده که منشأ اصلی آن مواد تخریبی و انتقال‌یافته کوه‌های زاگرس است. پستی بلندی در شهر اهواز به‌جز در ارتفاعات و بستر رود کارون از خصوصیات عمومی پست خوزستان تبعیت می‌کند و از 4/0 تا 6/0 در هزار از شمال شرقی به جنوب غربی است. بخش مرتفع این جلگة هموار ارتفاعات کارون است که ارتفاع آن حداکثر در شهر اهواز به 900 متر می‌رسد. در کنارة غربی بیرون شهر تپه‌های فولی‌آباد تا 60 متر ارتفاع قرار دارند (افشار سیستانی، 1373: 80).

     آن‌چنان‌که در توپوگرافی شهر اهواز مشاهده می‌شود در قسمت‌های شمال مرکزی این شهرستان، جلگه‌ای هموار و نسبتاً هموار قرار دارد. در حاشیه‌های شرقی و غربی شهرستان نیز تپه‌های ماسه‌ای و شنی قرار دارند که جهت آنها به موازات ارتفاعات زاگرس جنوبی و از سمت شمال غرب به سمت جنوب شرق امتداد یافته‌اند. همچنین در قسمت جنوبی و جنوب شرقی این شهرستان، جلگه خشک و بی‌حاصل مارون قرار دارد که دارای منابع عظیم نفت و گاز است.

     یکی از مهم‌ترین عوارض طبیعی این شهر، رودخانة کارون است. این رودخانه از ارتفاعات زاگرس سرچشمه گرفته و در مسیر خود پس از دریافت جریانات پرآب فرعی در مخزن سد شهید عباسپور ذخیره و تنظیم می‌شود. سپس وارد شهرستان شوشتر شده و پس از گذشتن از این شهر در شمال شهرستان اهواز در محلی به نام بندقیر وارد این شهرستان می‌شود و پس از مشروب کردن اراضی شمال به‌سوی اهواز جریان می‌یابد و از سمت جنوب شهر به سمت خرمشهر جاری می‌شود. این رودخانه شهر را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم می‌کند و به شکل یک لبه برای شهر عمل می‌کند.

     ازنظر ویژگی اقلیمی، شهر اهواز دارای تابستان‌های بسیار گرم و طولانی و زمستان‌های کوتاه و معتدل است. فصل گرما در این شهر معمولاً از اوایل اردیبهشت آغاز و تا مهر ادامه می‌یابد و در طول چهار ماه از این دوره، هوا کاملاً خشک و گرم است. در این ماه‌ها میزان رطوبت به حداقل ممکن می‌رسد و حدود سه ماه از این دوره، گرمای هوا توأم با گرد و غبار است. بررسی‌های آماری دمای شهر نشان می‌دهد که سردترین ماه‌های سال، ژانویه و فوریه/ دی و بهمن و گرم‌ترین ماه‌ها ژوئن، ژوئیه و اوت/ خرداد، تیر، مرداد است. سردترین ماه سال، ژانویه/ دی با حداقل ˚9/6 سانتی‌گراد و گرم‌ترین ماه سال در جولای/ تیر با ˚9/46 سانتی‌گراد است. دامنه گرمایی ˚40 نشان‌دهنده شرایط سخت آب‌وهوایی منطقه برای سکونت است. رطوبت نسبی این ناحیه تقریباً معادل 43% و حداکثر رطوبت نسبی در ژانویه/ دی برابر 69% و در تابستان زیر 30% است. با بررسی میزان بارندگی ماهیانه و سالیانه اهواز در یک دورة ‌49 ساله 2000- 1952، میزان بارندگی سالانه اهواز به‌طور متوسط 3/213 میلی‌متر بوده است. همچنین بیشترین مقدار بارندگی در ژانویه/ 11 دی تا 11 بهمن رخ می‌دهد. ماه ژوئیه/ 1 تیر تا 9 مرداد با متوسط ماهانه ˚6/38 سانتی‌گراد گرم‌ترین و ماه ژانویه از 11 دی تا 10 بهمن با متوسط ˚4/12 سانتی‌گراد سردترین ماه سال در ایستگاه اهواز به‌شمار می‌آید. کم‌ترین متوسط دمای حداقل مربوط به ژانویه با ˚2/7 سانتی‌گراد و بیشترین متوسط دمای حداکثر مربوط به ژوئیه با ˚2/46 سانتی‌گراد است.

     با توجه به شرایط آب‌وهوایی، تنوع درختان مثمر و غیرمثمر و نیز درختچه‌ها نسبت به مناطق دیگر فوق‌العاده کم و غلبه درختانی ازقبیل کُنار، کهور و اکالیپتوس در سطح شهر و حومه آن کاملاً مشهود است (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی خوزستان، 1384: 10).

     ازنظر جغرافیای انسانی، اهواز جمع عربی کلمه هوز- به‌جای خوز- است که همان هوزایه/ Hûzaya سریانی است. این وجه تسمیه در آغاز فقط به قبیلة ساکن این ناحیه اطلاق می‌شد و ایرانیان تحت نام سوزیان آن را به‌عنوان ایالتی برای تعیین ناحیة قدیم ایلام به‌کار می‌بردند (عمادی، 1388: 274). در زمان ساسانیان، سرزمینی را که منطبق با ایلام باستان و خوزستان امروزی است، هجوستان یا خوجستان می‌خواندند که به معنی سرزمین خوزهاست. در سده‌های نخستین اسلامی نام اهواز به سرتاسر منطقة خوزستان اطلاق و از شهر اهواز با نام سوق‌الاهواز یاد می‌شد (قائم‌مقامی، همان: 177-176). بعضی از نویسندگان، اهواز را با شهر آگی نیس که استرابوس از آن نام برده تطبیق می‌دهند، اما به احتمال زیاد اهواز در محل قدیم شهر تاریانا بنا شده است. نئارخوس هنگام مسافرت به خلیج فارس در کنار آن لنگر انداخت. اردشیر بابکان، مؤسس سلسلة ساسانی، تاریانا را از نو ساخت و آن را هرمز اردشیر نامید. در دورة جانشینانش این شهر بسیار رونق یافت و پایتخت سوزیانا/ خوزستان شد. طبری می‌نویسد: شهر اهواز را اردشیر بابکان بنا کرد و بر آن نام هرمز اردشیر نهاد (طبری، 1989م.، ج 2: 41).

     هنگامی‌که خوزستان به تصرف مسلمانان درآمد، هرمز اردشیر را سوق‌الاهواز نامیدند که به معنی بازار هوزی‌ها یا خوزی‌هاست. شهر اهواز در سده‌های نخستین اسلامی به‌واسطة سدی که بر کارون بسته شده بود، از بزرگ‌ترین و آبادترین شهرهای خوزستان به‌شمار می‌آمد (میراحمدی و ورهرام، 1372: 138). این شهر تا 256 ق./870‌م. شهری پررونق و آباد بود، اما در این سال به تصرف سپاهیان صاحب‌الزنج درآمد (طبری، همان، ج 9: 473-472). اهواز پس از پایان فتنة زنگیان رونق و آبادانی گذشتة خود را از دست داد، اما در زمان عضدالدولة دیلمی بار دیگر اهمیت پیشین خود را به‌عنوان مرکزی تجاری به‌دست آورد (همان: 284-283؛ مقدسی، 1386: 411). عضدالدوله پل هندوان را که دو بخش اهواز را به هم متصل می‌کرد و مسجد زیبای کنار آن را بازسازی و مرمت کرد. شهر اهواز از پایگاه‌های عمدة مذهب تشیع در ایران به‌شمار می‌آمد و به گفتة مقدسی نیمی از مردم آنجا شیعه بودند و پیوسته میان شیعیان/ مروشیان و سنیان/ فضلیان درگیری و کشاکش وجود داشت. در دورة خلفای اموی و عباسی، اهواز آباد و پررونق و یکی از مراکز مهم کشت نیشکر بود. به نوشته مقدسی در فتنة صاحب‌الزنج، که در قرن سوم هجری به وقوع پیوست، پیشوای شوشیان چندی اهواز را مقر خود قرار داد و به این شهر آسیب زیاد وارد شد (همان: 417-415). یک قرن بعد، عضدالدوله دیلمی قسمتی از اهواز را تجدید بنا کرد. محلة خاوری واقع در ساحل رودخانة کارون که محله عمده شهر بود و بازارهای بزرگ و مسجد جامع در آن قرار داشت. این محله به‌وسیله پلی به جزیره‌ای متصل می‌شد که در میان رودخانه دجیل کارون قرار داشت و محله باختری شهر در آن واقع بود. این پل آجری به پل هندوان معروف بود که به فرمان عضدالدوله دیلمی خراب و از نو بنا شد. وی روی آن مسجد بنا کرد که مشرف به رودخانه بود. کمی پایین‌تر از اهواز سدی بزرگ روی صخره‌ها ساخته‌شده بود. آب کارون پشت این سد جمع می‌شد و بر اثر آن سطح آب رودخانه بالا می‌آمد و آب از سه نهر به زمین‌های اطرف رودخانه جاری می‌شد و مزارع و کشتزارها را مشروب می‌کرد. سد دارای دریچه‌هایی بود که هنگام زیاد شدن آب، آنها را باز می‌کردند در غیر این‌صورت اهواز را آب فرا می‌گرفت. این سد در اواسط قرن نهم هجری از بین رفت و همین امر علت اساسی خرابی شهر شد و اهمیت و اعتبار خود را از دست داد تا جایی که در اوایل قرن بیستم میلادی بیش از دو هزار سکنه نداشت. اما با پیدا شدن نفت در خوزستان بار دیگر رو به آبادی نهاد (تیموری، 1363: 166-165).

     نخستین سنگ بنای اهواز نو در 1306ق. گذاشته شد. همزمان با حفر کانال سوئز و نزدیکی بیشتر ایران به اروپا، ناصرالدین‌شاه اعلامیه آزادی کشتیرانی در کارون را در صفر 1306/ اکتبر 1888 منتشر و مردم را به این کار تشویق کرد. در همان سال، شخصی به نام معین‌التجار بوشهری شرکتی به نام ناصری را برای کشتیرانی/ جهازرانی در کارون تأسیس کرد (همان: 166، 177). همزمان شرکت‌های لینچ و اخوان انگلیسی نیز از دولت اجازه کشتیرانی در کارون را دریافت کردند، اما سد شکسته اهواز مانع عبور مستقیم کشتی از خرمشهر به‌طرف شوشتر می‌شد. به‌ناچار، صاحبان این دو شرکت در جنوب اهواز کنونی، که روستایی عرب‌نشین بود، انبارهایی ساختند و اموال وارد شده از خرمشهر را در آن انبار می‌کردند و سپس به‌وسیله بارکش‌ها در خشکی به بالای سد آورده و از آنجا با کشتی به شوشتر حمل می‌کردند. به‌این‌ترتیب، انبارها و خانه‌هایی در پایین سد ساخته شد. ایجاد کار و حصول امنیت سبب شد که بسیاری از کسبه و تجار شوشتر و دزفول به این مکان روی آورند و معین‌التجار نیز بازارها و کاروانسراهایی بنا کرد و به‌تدریج این مکان شکل و شمایل شهری به خود گرفت و ناصریه نامیده شد (افشار سیستانی، همان:
 113-112).

     این شهر در 1303 ش./ 1343ق. پس از 800 سال، بار دیگر مرکز ایالت خوزستان شد که آبادانی و رشد بسیار سریع شهر را به‌دنبال داشت. در این سال‌ها، اهواز به سه ناحیه تقسیم می‌شد:

1. ناحیه شمالی از خیابان امام تا شمال شهر و قریه عربی اهواز قدیم و مزار علی‌بن مهزیار و عمارت شرکت ملی نفت خرم کوشک)؛

2. ناحیه جنوبی از خیابان امام تا جنوب شهر؛

3. ناحیه غربی که امانیه نامیده می‌شد.

     در ابتدای دهه 30 ش.، شمار ساکنان اهواز 100 هزار نفر بود. با ایجاد شرکت‌های عامل نفت، کارخانه‌های لوله‌سازی، شرکت گاز، کارخانه‌های نورد، تصفیه شکر، داروسازی و مؤسسات زراعی و دامداری بر رشد سریع این شهر افزوده شد.

     ازنظر ویژگی‌های جمعیت، در نخستین سرشماری عمومی کشور در 1335ش. شهر اهواز دارای جمعیتی بالغ بر 120.098 نفر بوده است. این رقم در سرشماری عمومی 1375ش. به 804.980 نفر و در سرشماری 1385ش. به 985.614 نفر افزایش یافت. به‌عبارت‌دیگر، در 1335 ش. اهواز 7/12 درصد و در 1375 ش. 4/21 و در 1385، 31 درصد از جمعیت کل استان را در خود جای داده بود (جدول 1).

 

جدول 1. تحولات جمعیتی بین سال‌های 85- 1335

در شهر اهواز

 

سال سرشماری

تعداد جمعیت

رشد سالانه جمعیت

تعداد خانوار

بعد خانوار

رشد سالانه خانوار

1335

120.098

5/5

23.089

2/5

37/4

1345

206.375

1/5

35.418

8/5

2/5

1355

338.604

5/5

58.663

7/5

7/5

1365

579.826

3/3

102.488

6/5

73/3

1375

804.980

9/1

147.856

4/5

6/3

1385

975.225

 

217.950

5/4

06/3

 

منبع: مرکز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسکن، سال‌های 1335 تا 1385

 

     در آبان 1335 نخستین سرشماری عمومی نفوس و مسکن به‌وسیله دولت وقت ایران انجام گرفت. در این سال، شهر اهواز جمعیتی بالغ بر 120.098 نفر و وسعتی حدود 25 کیلومتر مربع داشت. جمعیت شهر از 1335ش. به بعد رشدی سریع یافت به‌گونه‌ای‌که در 1345ش. به 206.375 نفر رسید. مساحت این شهر نیز به 81 کیلومتر مربع افزایش یافت. طی سال‌های 55- 1345ش. از نرخ رشد جمعیت این شهر اندکی کاسته شد به‌طوری‌که از 6/5 درصد در دهه قبل به 9/4 درصد رسید. در این 10 سال 128.024 نفر به جمعیت شهر افزوده شد به‌طوری‌که جمعیت شهر در 1355ش. به 399‌,334 نفر رسید و مساحت شهر نیز 113 کیلومتر مربع تعیین شد. نرخ رشد جمعیت و مساحت شهر سالیانه به‌ترتیب 9/4 درصد و 3/3 درصد بوده است.

 

جدول 2. جمعیت استان، شهرستان، کلانشهر اهواز

و مناطق 8گانه آن

 

منطقه

نفر

خانوار

منطقه 1 اهواز

159469

37592

منطقه 2 اهواز

74690

17553

منطقه 3 اهواز

148479

33337

منطقه 4 اهواز

165992

35049

منطقه 5 اهواز

58904

11123

منطقه 6 اهواز

173283

34243

منطقه 7 اهواز

148758

31936

منطقه 8 اهواز

56039

11433

شهر اهواز

985614

212266

شهرستان اهواز

1338126

274563

استان خوزستان

4274979

866913

 

منبع: سرشماری عمومی نفوس و مسکن شهرستان اهواز 1385ش.

 

     در 1365ش. جمعیت شهر اهواز به 579.826 نفر (102.488 خانوار) و مساحت آن به 204 کیلومتر مربع رسید. در این دهه 245.427 نفر به جمعیت شهر افزوده شد. نرخ رشد سالیانه جمعیت در این 10 سال به 6/5% و رشد سالیانه مساحت شهر 08/6 درصد رسید. مساحت شهر نیز طی 10 سال دو برابر شد.

     در 1375ش. جمعیت شهر اهواز به 804.980 نفر (147.856 خانوار) و مساحت آن به 220 کیلومتر مربع رسید. با توجه به افزایش جمعیت و رشد شهر طی 10 سال؛ نرخ رشد جمعیت 16/3 درصد و نرخ رشد شهر 8/0 درصد در سال بوده است. در 1385ش. جمعیت شهر به 975.225 نفر (217.950 خانوار) افزایش یافت. درصد باسوادی کل 39/89 درصد، باسوادی مردان 90 درصد و باسوادی زنان 76/88 درصد بود. چنانچه این آمار با درصد باسوادی مردان و درصد باسوادی زنان و باسوادی کل کشور- که به‌ترتیب عبارت‌اند از 61/84، 74/88 و 34/80 درصد- مقایسه شود، مشخص خواهد شد که شهر اهواز نسبت به میانگین کل کشور در موقعیت بالاتر قرار دارد. نتایج سرشماری‌ها نشان می‌دهد که میزان جمعیت فعال از 6/43 در 1335ش. به 3/32 درصد در 1375ش. کاهش یافته که این خود دلیلی بر جوان‌تر شدن جمعیت اهواز در این دوره است.

     ازنظر ویژگی‌های اقتصادی، شهر اهواز به‌عنوان پایتخت نفتی ایران نقشی مهم در اقتصاد کشور و منطقه دارد. درحال‌حاضر با توجه به بخش‌های اقتصادی موجود در شهر به‌علت سهم نسبتاً بالای بخش تجارت و خدمات در تأمین مشاغل ساکنان شهر، این دو بخش در درجه نخست اهمیت قرار دارند و بخش صنعت و معدن و فعالیت‌های مختلط با توجه به‌وجود 54 واحد استخراج نفت خام و گاز طبیعی و 13 واحد خدمات جانبی استخراج نفت و گاز طبیعی و بخش صنعت با توجه به‌وجود کارخانجات بزرگ و کوچک در درجه بعدی اهمیت قرار می‌گیرد. ازنظر صنعتی، شهرستان اهواز شاهرگ حیاتی استان خوزستان محسوب می‌شود و در آن کارخانه‌های و کارگاه‌های بزرگ صنایع غذایی، معدنی، فلزی، شیمیایی تأسیس شده است. رونق کشاورزی و صنایع در منطقه سبب رونق بازرگانی شده و انواع تولیدات صنعتی ازقبیل ورق آهنی، لوله، پروفیل، پارچه متقال، مخازن تحت فشار و مبدل‌های حرارتی، انواع آهن‌آلات، نفت و تولیدات کشاورزی مانند گندم، جو، تره‌بار، خرما از مهم‌ترین صادرات این منطقه محسوب می‌شوند. اقتصاد شهرستان اهواز براساس صنعت، کشاورزی و دامداری استوار است. از دیرباز کشاورزی در حوالی اهواز رواج فراوان داشت و زمین‌های رسوبی حاصلخیز اهواز به‌وسیله سدهای بزرگ بندقیری و سد اهواز آبیاری می‌شدند. در سالیان اخیر با بستن سد کارون اراضی فراوانی به زیر کشت رفته‌اند. از عمده‌ترین فرآورده‌های کشاورزی اهواز خرما، نیشکر، گندم، جو، برنج، تره‌بار را می‌توان نام برد که از این میان خرما، نیشکر و تره‌بار جنبه صادراتی دارند. دامداری نیز از فعالیت‌های قابل توجه این شهرستان به‌شمار می‌رود که البته از تولیدات دامی، 80 درصد به مصرف نیازمندی‌های محلی می‌رسد و مازاد آن به شهرهای مجاور صادر می‌شود.

     ازلحاظ گردشگری، شهر اهواز مبدا و مقصد گردشگران استان محسوب می‌شود. از مهم‌ترین مکان‌های دیدنی و تاریخی این شهر می‌توان به پل سفید یا پل معلق، پل سیاه پیروزی، هتل قو، کارخانه ریسندگی و بافندگی، مقبره علی‌بن مهزیار اهوازی، ساختمان دانشکده ادبیات (سه‌گوش)، کاروان‌سرا و ساباط معین‌التجار، پل بند شادروان اهواز، بافت قدیمی شهر و خانه قدیمی ماپار اشاره کرد (افشار سیستانی، 1380: 130-125).

     رود کارون پرآب‌ترین و بزرگ‌ترین رودخانه ایران به طول 950 کیلومتر است که با عبور از وسط شهر اهواز جاذبه‌ای بسیار زیبا برای شهر خلق کرده است. سد شادروان در حدود پل سیاه و روی سنگ‌های بستر رودخانه کارون ساخته‌شده بود. این سد به‌علت آبراهه‌های زیاد به نام «100 راه» شهرت داشت. آب انباشته‌شده در پشت این سد از راه سه دریچه به جوی‌های آبیاری زمین‌های کشاورزی کرانه‌های خاوری و باختری رود جاری می‌شده است. تاریخ بنای این سد به روزگار کیانیان می‌رسد. بنابر بررسی‌های باستان‌شناسی، در دوره ساسانیان 7 سد روی کارون ساخته‌شده که آخرین آنها سد شادروان بوده است (افشار سیستانی، همان: 286، 775-769).

     ازنظر تاریخی، به نوشتة طبری، اردشیر اول ساسانی پس از فتح منطقه خوزستان با هدف تمرکز بیشتر امور اداری منطقه، شهر هرمزد اردشیر را بنا کرد. (طبری، همان: 42-39).

     شهر تازه‌تأسیس اهواز از دو منطقة مجزا تشکیل شده بود: نخست، منطقه‌ای که مخصوص بزرگان و اشراف بود و آن را هرمشیر (مجمل التواریخ و القصص، 1318: 61) یا هورمشیر می‌گفتند؛ دوم، منطقه‌ای که آن را هجوستان واجار یا خوجستان بازار (اصفهانی، 1367: 34) به معنی محل داد‌و‌ستد خوزستان نام نهاده بودند. در حملة اعراب، هرمشیر به‌کلی ویران شد. اما خوجستان همچنان پابرجا ماند (همان) و به سوق‌الاهواز/ بازار اهواز معرب هوز یا هوج بازار تغییر نام پیدا کرد (مجمل التواریخ و القصص، همان: 63-62).

     این شهر در عصر ساسانیان یکی از مهم‌ترین مراکز بازرگانی بود. برخی منابع از تولید پارچه‌هایی گرانبها در این شهر خبر می‌دهند (پیگولوسکایا، 1367: 323-321). از واژه خوزستان واجار تا قرار گرفتن این شهر در مسیر با اهمیت‌ترین مراکز سیاسی، مذهبی و اقتصادی و همچنین مهم‌ترین رودهای قابل کشتیرانی نشان می‌دهد که اهواز یکی از ارزشمند‌ترین کانون‌های فعالیت اجتماعی در طول تاریخ ایران بوده است (مساعد، 1352: 185-184).

     به‌علاوه اسقف‌نشین اهواز، که از دوران یزدگرد دوم در این شهر مستقر شد ( کریستین‌سن، 1345: 296)، از مهم‌ترین مراکز مسیحیان ایران بود (همان: 293-291). پس از نبرد فتح‌الفتوح و تمرکز نیروهای مسلمانان در خوزستان و فارس، این شهر نیز سقوط کرد (زرین‌کوب، 1383: 27) و پادگانی از قبایل عرب در این شهر مستقر شد (بلاذری، 1398ق.: 234؛ جعفری، همان: 128). در عصر خلفای راشدین، موالی یا ایرانیان ساکن در اهواز به‌دلیل نارضایتی از وضعیت نابسامان مالیاتی (جعفری، همان: 130) سر به شورش گذاشتند. خوارج اهواز که در این شهر مستقر شده بودند (دینوری، 1364: 270-269؛ جعفری، همان: 131) سر به شورش گذاشتند و در طول قرن اول هجری قمری موجب نابسامانی اداری و اقتصادی اهواز شدند (زرین‌کوب، همان: 35). به‌همین‌دلیل در قرون نخستین اسلامی اهواز مرکز منازعات سیاسی و قبیله‌ای میان سلسله امویان و مخالفان آنان بود (دینوری، همان: 278-275).

     با‌این‌حال، موقعیت ویژه اهواز در نقش پل ارتباطی بین شهرهای دو سوی کارون - به‌دلیل وجود یک پل- این شهر را در زمرة مهم‌ترین مراکز منطقه حفظ کرد (میراحمدی و ورهرام، همان: 138). این وضعیت تا زمانی ادامه یافت ‌که خلافت عباسی در بغداد بااقتدار کنترل اوضاع مناطق تجاری منتهی به بغداد را در دست داشت. در قرن سوم ه‍.ق.، ظهور گروه‌های گریز از مرکز جدید با اندیشه‌های متضاد موجب بروز خلأ قدرت و در نتیجه ناامنی در راه‌های تجاری منتهی به این شهر شد. زنگیان نخستین گروهی بودند که با حمله به کاروان‌های تجاری و ایجاد آشوب رونق را از این شهر گرفتند (دینوری، همان: 287). اگرچه معتمد عباسی در نهایت این گروه را شکست داد، اما رونق اهواز دیگر به آن باز نگشت تا اینکه عضد‌الدوله دیلمی توانست با اقدامات خود به تجدید حیات اقتصادی این شهر به‌طور موقت کمک کند (همان: 286؛ مقدسی، 1906: 412-410). مقدسی ذکر می‌کند که در قرن چهارم ه‍.ق. اهواز مرکز مهم گروه‌هایی از زیدیه و اسماعیلیه بوده است (همان: 416).

     از آغاز قرن چهارم هجری قمری با توسعه تجاری بنادر سواحل میانی خلیج فارس به‌خصوص سیراف و جزیره کیش، تجار به این بنادر روی آوردند. مسیر تجاری ادویه نیز طی قرن چهارم نخست به سیراف و شیراز و سپس به کرمان تغییر یافت و شهرهایی همچون تیز در دورة سلجوقیان کرمان، که جانشینان آل بویه بودند، بخشی مهم از کالاهای تجاری خلیج فارس را به‌سمت خود سوق دادند. در نتیجه، در قرون بعد، به‌‌رغم وجود امنیت نسبی، مسیر کارون از رونق دورة ساسانیان و دو قرن اول اسلامی برخوردار نبود (انصاری، 1377: 175). با کنار رفتن اهواز از آغاز قرن ششم ه‍.ق.، شوشتر نقش مرکزیت خوزستان را برعهده گرفت (شوشتری، 1331: 102-98). رشیدالدین فضل‌الله همدانی همزمان با هجوم مغولان به ایران، اهواز را شهری ویران و خرابه توصیف می‌کند (همدانی، 1945: 182-179). حافظ ابرو، مورخ قرن هفتم هجری قمری، نیز این شهر را بی‌اهمیت می‌بیند و به ذکری مختصر از آن بسنده می‌کند (حافظ ابرو، 1375: 172-170).

     در عصر ناصرالدین‌شاه قاجار، اندیشه ایجاد بستر برای توسعه کشتیرانی و کشاورزی او را به دادن امتیازاتی به‌منظور توسعه اقتصادی این استان واداشت. بنابراین در 1876م. سدی روی کارون ساخته شد تا آب پشت این سد به صرف امور کشاورزی در اطراف اهواز برسد (نجم‌الملک، 1341: 58-56). در 1306ق./1888م. ناصرالدین‌شاه با ترغیب سفیرکبیر انگلستان در تهران با آزادسازی کشتیرانی در کارون موافقت کرد (تیموری، همان: 166).

     همزمان، حاج معین‌التجار بوشهری شرکتی را به نام شرکت امتیاز کشتیرانی ناصری تأسیس کرد (Sykes, 1930: 371). ازآنجا‌که وجود سد اهواز مانع از عبور و مرور کشتی‌های بخاری بود، شرکت ناصری امتیاز تأسیس خط آهنی به طول سه کیلومتر را در مسیر سد اهواز به شوشتر گرفت (انصاری، همان: 179-177). همزمان با توسعه امور تجاری در ایران در 1307ق./1890م. ناصرالدین‌شاه امتیاز تأسیس راه شوسه تهران به اهواز را به بانک شاهنشاهی اعطا کرد (تیموری، همان: 233). اما این جاده تا سال‌های آغازین جنگ اول جهانی راه‌اندازی نشد (همان: 234). جاده‌ای که برادران لینچ در آغاز قرن بیستم میلادی در میانه راه اهواز به اصفهان بنا کردند، ادامه طرح مزبور بود (انصاری، همان: 93).

     با بروز انقلاب مشروطه، شیخ خزعل با ایجاد روابط پنهانی با انگلیسی‌ها سعی داشت تا نمایندگان دولتی ایران را وادار به مداخله نکردن در امور این استان کند (تیموری، همان: 235). البته تحریکات مقامات انگلیسی و به‌خصوص کاکس را نباید ازنظر دور داشت (همان). همزمان، جمعیت اهواز در اثر مهاجرت کارگران به این شهر افزایش یافت (انصاری، همان: 181-179).

     کشف نفت در این استان در 1279ق./1862م. نیز بر اهمیت اهواز افزود و این شهر را در کانون توجه بسیاری از ابرقدرت‌ها طی جنگ اول جهانی قرار داد (آژند و دیگران، 1378: 45-43، 108-102). به‌همین‌علت، انگلستان در مقابل تهاجم آلمان و عثمانی بخش‌هایی مهم از خوزستان و به‌ویژه اهواز را به‌طور موقت در کنترل خود گرفت (انصاری، همان: 217).

     با قدرت‌یابی رضاخان و عزل شیخ خزعل از زمامداری بخش‌هایی مهم از خوزستان در 1303ش. (همان: 235-231)، اهواز بار دیگر مورد توجه دولت مرکزی قرار گرفت. همزمان، شهر اهواز به مرکزیت استان خوزستان انتخاب شد و پس از گذشت نزدیک به هشت قرن زوال اقتصادی و اداری، بار دیگر به کانون مبادلات اقتصادی و اداری این استان تبدیل شد.

     در دورة پهلوی اول و دوم، شهر اهواز قلب اقتصاد ایران تلقی می‌شد و نقش مرکزی در درآمدهای نفتی داشت. توسعه اهواز در این مقطع می‌توانست تأمین‌کننده امنیت ملی ایران باشد. به‌همین‌علت، همزمان با ترقی آبادان، اهواز نیز در کانون توجه دولت قرار گرفت و برنامه‌های متعدد برای توسعه امور اجتماعی و اقتصادی این شهر به انجام رسید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 1357ش. و به‌خصوص در دورة جنگ تحمیلی اهواز به یکی از کانون‌های حملات نظامی صدام و آشوب‌های سیاسی تبدیل و روند رو به رشد توسعه و ترقی آن متوقف شد. با پایان جنگ تحمیلی در 1367ش./1988م.، بازسازی ویرانی‌های این شهر آغاز شد و از دهه 1380 تاکنون برنامه‌های متعدد برای قراردادن این شهر در مسیر توسعه صورت گرفته است تاجایی‌که درحال‌حاضر اهواز به یکی از قطب‌های کشاورزی و صنعتی ایران تبدیل شده است.

 کتاب‌شناسی

آژند، یعقوب و دیگران. 1378، نفت در دوره رضاشاه؛ تجدید نظر امتیازنامة دارسی (قرارداد 1933). تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

اصفهانى‌، حمزه‌بن حسن. 1367، تاریخ‌ سنى‌ ملوک‌ الارض‌ و الانبیاء. ترجمه جعفر شعار. تهران: امیرکبیر.

افشار سیستانی، ایرج. 1373، خوزستان و تمدن دیرینة آن. ج 1، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

____. 1380، آثار باستانی و تاریخ خوزستان. تهران: روزنه.

انصاری‌، مصطفى. 1377، تاریخ‌ خوزستان 1925-1878 (دوره شیخ خزعل): مطالعه‌ای در خودمختاری ایالتی و تحول. جواهر کلام، تهران: شادگان.

بلاذری، احمدبن یحیی. 1398، فتوح‌البلدان. تحقیق: رضوان محمد رضوان. رضوان بیروت: مکتب التجاریه الکبری.

پیگولوسکایا، نینا ویکتورینا. 1367، شهرهای‌ ایران‌ در روزگار پارتیان‌ و ساسانیان. ترجمة عنایت‌الله رضا. تهران: علمی و فرهنگی.

تیموری‌، ابراهیم.1363، عصربى‌خبری یا تاریخ امتیازات در ایران. تهران: اقبال.

جعفری، یعقوب. 1371، خوارج در تاریخ. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی تاریخ.

حافظ ابرو، شهاب‌الدین عبدالله خوافی. 1375، جغرافیای حافظ ابرو. تصحیح صادق سجادی. تهران: بنیان.

دینوری، احمد. 1364، الاخبار الطوال. به کوشش عبدالمنعم عامر و جمال‌الدین شیال، ترجمه دکتر محمود مهدی دامغانی، تهران: نی.

زرین‌کوب، عبدالحسین. 1383، تاریخ ایران بعد از اسلام. تهران: امیرکبیر.

سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان خوزستان، 1384. آمارنامه استان خوزستان. اهواز: نشر سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی.

شارپ، رالف نارمن. 1384، فرمان‌های شاهنشاهی هخامنشی. شورای مرکزی جشن‌های شاهنشاهی؛ چاپ دوم، تهران: پازینه.

شوشتری‌، محمدعلى. 1331، تاریخ‌ جغرافیایى‌ خوزستان‌. تهران: امیرکبیر.

طبری، محمدبن جریر. 1989، تاریخ الامم و الملوک. ج 2. بیروت: مؤسسه الاعلمی للمطبوعات.

عمادی، رحمان. 1388، خوزستان در نامواژه‌های آن. تهران: آموت.

قائم‌مقامى‌، جهانگیر. 1347، «تطورات‌ نام‌ سرزمین‌ خوزستان‌». مجله: بررسی‌های‌ تاریخى‌. سال سوم، ش 6.

کریستین‌سن، آرتور. 1345، ایران در زمان ساسانیان. ترجمة رشید یاسمی، تهران: بی‌نا.

لسترنج، گای. 1373، جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی: بین‌النهرین، ایران، آسیای مرکزی از زمان فتوحات مسلمین تا ایام تیمور، ترجمه محمود عرفان، چ 4. تهران: علمی و فرهنگی.

مجمل‌ التواریخ‌ و القصص. 1318، به‌ تصحیح محمدتقى‌ بهار. تهران: کلاله خاور.

مرکز آمار ایران سرشماری عمومی نفوس و مسکن. 1385: نتایج کلی استان خوزستان. تهران: مرکز آمار ایران.

مرکز آمار ایران. 1335، نتایج تفصیلی سرشماری عمومی نفوس و مسکن شهرستان اهواز. تهران: مرکز آمار.

مرکز آمار ایران. 1345، نتایج تفصیلی سرشماری عمومی نفوس و مسکن شهرستان اهواز. تهران: مرکز آمار.

مرکز آمار ایران. 1355، نتایج تفصیلی سرشماری عمومی نفوس و مسکن شهرستان اهواز. تهران: مرکز آمار.

مرکز آمار ایران. 1365، نتایج تفصیلی سرشماری عمومی نفوس و مسکن شهرستان اهواز. تهران: مرکز آمار.

مساعد، علاءالدین. 1352، اهواز. تهران: مجله یغما. شماره 297‌.

مقدسى‌، ابوعبدالله محمدبن احمد. 1906، احسن‌ التقاسیم‌ فی معرفة الاقالیم. لیدن.

مقدسی، محمد. 1386، احسن التقاسیم. تهران: مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی

میراحمدی، مریم و ورهرام، غلامرضا. 1372، تعلیقات بر حدودالعالم من المشرق الی المغرب. با مقدمة بارتولد و. مینورسکی، تهران: دانشگاه الزهرا.

نجم‌الملک، عبدالغفار. 1341، سفرنامة خوزستان. به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران:‌ بی‌نا.

همدانی، رشیدالدین‌ فضل‌الله. 1945، مکاتبات‌ رشیدی. به‌ کوشش‌ محمد شفیع‌. لاهور: کلیه پنجاب.

Sykes, Percy. 1930, A History of Persia. London: Macmillan.