اللهوردیخان علاوهبر سپهسالاری، مدتی در مقام حاکم فارس و نواحی جنوبی، سواحل، بنادر و جزایر خلیج فارس در دستگاه اداری شاهعباس ایفای نقش کرد (سفرنامه ونیزیان در ایران، 1349: 81-75) و به عمران و آبادی کشور همت گماشت. از اقدامات مهم او ساخت بنای سیوسهپل روی زایندهرود در اصفهان بود که هنوز پابرجاست (منجم، 1366: 83-80). از کارهای عمرانی وی در حوزة حکومتش در فارس ساخت مدرسة خان در شیراز است. ساخت این بنا در دورة او آغاز شد و در دورة جانشینش امامقلیخان به پایان رسید. ملاصدرا پس از بازگشت از کَهَک قم، مدتها تحت حمایت اللهوردیخان در این مدرسه به تدریس مشغول بود (سیوری، همان: 217).
اللهوردیخان در 1022ق. درگذشت. شاهعباس بهسبب علاقهای که به وی داشت مراسمی باشکوه ترتیب داد و پسرش امامقلیخان را جانشین وی کرد. دورة حکومت خاندان اللهوردیخان بر فارس دورة رونق، شکوه و آبادانی فارس بود (سفرنامه ونیزیان در ایران، همان: 78؛ وثوقی، 1380: 393-392). حکومت این پدر و پسر بر فارس با حوادثی مهم در خلیج فارس همراه بود. از مدتها پیش پرتغالیها بر مناطق گوناگون خلیج فارس سلطه یافته بودند. سیاست شاهعباس بر رفع این سلطه استوار بود و عوامل پیشبرندة آن اللهوردیخان حاکم فارس و پسرش امامقلیخان امیرالأمرای فارس بودند (همان: 111-110؛ منجم، همان: 243-242). فیروز شاه، امیر هرمز، وزارت آنجا را در 1010ق. به رئیس شرفالدین فالی واگذار کرد. این فرد به خاندان رؤسای فال تعلق داشت که اهل بلوک فال در جنوب فارس بودند و قرنها در حوزة اداری بنادر و جزایر خلیج فارس و در مرکز فارس صاحب نفوذ بودند. شرفالدین وزارت بحرین را، که زیر نظر هرمز بود، به برادر خود رکنالدین سپرد. رکنالدین با تشخیص ضعف خاندان ملوک هرمز به فکر افتاد بحرین را از پرتغالیها بازپس گیرد و به این منظور وضعیت بحرین را ازطریق یکی از اقوام متنفذ خود به نام معینالدین فالی در مرکز فارس به اطلاع اللهوردیخان رساند. وی نیز به امامقلیخان دستور داد تا بحرین را فتح کند. با دستور امامقلیخان، معینالدین نیرویی را از زادگاه خود فال فراهم آورد و بهسوی بحرین راهی شد و با تلاش بسیار بحرین را فتح کرد. معینالدین در این جنگ جان خود را از دست داد، اما امامقلیخان فتوحات او را پیگرفت و بندر جرون را در 1022ق. فتح کرد. سپس قشم نیز از سلطة پرتغالیها آزاد شد. آخرین و مهمترین اقدام این سردار در تداوم رفع سلطة پرتغالیها فتح جزیرة هرمز در 1031ق. بود (وثوقی، همان: 393-389).
خاندان اللهوردیخان، که در دورة شاهعباس اول به اوج رسیده بود (اسکندر منشی، 1350: 729-694)، در دورة شاهصفی در سراشیب افول قرار گرفت. شاهصفی، که از قدرتیابی آنها نگران بود، امامقلیخان و فرزندانش را در 1042ق. از شیراز فراخواند. سرانجام امامقلیخان و سه پسرش در قزوین به دستور شاهصفی به قتل رسیدند.
کتابشناسی
اسکندر منشی. 1350، تاریخ عالمآرای عباسی. ج 2. تهران: امیرکبیر.
سفرنامه ونیزیان در ایران (شش سفرنامه). 1349، ترجمه منوچهر امیری. تهران: خوارزمی.
سیوری، راجر مروین. 1372، ایران عصر صفوی. ترجمة کامبیز عزیزی. تهران: مرکز.
منجم، ملاجلالالدین. 1366، تاریخ عباسی یا روزنامه ملاجلال: شامل وقایع دربار شاهعباس صفوی، به کوشش سیفالله وحیدنیا. تهران: وحید.
وثوقی، محمدباقر. 1380، تاریخ مهاجرت اقوام در خلیج فارس. شیراز: دانشنامه فارس.