علی با مرگ مردآویج در 323 ق. در حکومت فارس استقلال یافت (فرای، همان: 223-222) و ولایت اصفهان و کرمان را بهطور موقت بهدست آورد. در 324 ق.، ابوعبدالله بریدی، حاکم خوزستان که در مبارزه با دستگاه خلافت عباسی بود، از راه دریا به فارس آمده و به علیبن بویه پناهنده شد (همان). وی متعهد شد در ازای دریافت کمک نظامی از علی بویه، بخشهایی از عراق را به نام او تصرف و همچنین خراج اهواز را برای وی ارسال کند. علی بویه برادرش احمد را همراه با سپاهی به یاری ابوعبدالله بریدی فرستاد (ابنمسکویه، 1376: 468-467). احمد بویه و ابوعبدالله بریدی در 326 ق. اهواز و مناطق شمالی خلیج فارس را به تصرف درآوردند (همان: 501-494). سپس در 334 ق. بغداد را گرفتند و خلیفه را تحت نفوذ شیراز درآوردند (ابناثیر، همان: 4992). خلیفه نیز دستور داد که القاب و کنیت ایشان [آل بویه] بر سکههای دینار و درم زده شود (ابنمسکویه، همان: 119).
علی بویه از آغاز فرمانروایی بر فارس بهصورت طبیعی بر بخشهایی عمده از خلیج فارس و جزایری سیطره داشت که تابع ایالت بزرگ فارس بودند. بهنظر میرسد انگیزه اصلی علی بویه در اعزام برادرش احمد برای فتح ایالت کرمان که تا تنگه هرمز امتداد داشت، علاوهبر گسترش قلمرو آل بویه، چیرگی بر تنگه هرمز بهعنوان دروازة خلیج فارس بوده است. فتح عمان را نیز میتوان دلیلی بر این انگیزه دانست. در صورت تصرف کامل ایالت کرمان و سلطه بر تنگه هرمز، نهتنها امنیت خلیج فارس و جزایر آن و نیز نواحی ساحلی ایالت فارس تأمین میشد بلکه درآمد ناشی از دریافت حق عبور از کشتیهای تجاری، قدرت اقتصادی آل بویه را بهصورتی چشمگیر افزایش میداد. هرچند احمد بویه در مأموریت خویش برای فتح کرمان توفیق کامل نیافت، اما با تصرف خوزستان و سلطه بر بخشهای ساحلی آن ولایت، که در مجاورت خلیج فارس قرار داشتند، قلمرو آبی آل بویه را گستردهتر کرد.
معزالدوله احمد، که با فتح بغداد افتخار سیاسی و نظامی بسیار ارزنده برای آل بویه بهدست آورده بود، با تصرف سرزمین عمان در اعتلای قدرت آن سلسله نقشی ویژه داشت. یوسفبن وجیه، حاکم عمان، در 340 و 341ق. به بصره یورش برد (همان: 186-184) این موضوع بهانهای به دست معزالدوله داد تا به عمان لشکرکشی کند. وی ابتدا در 352ق. سپاهی به فرماندهی ابومحمد مهلبی، وزیر خویش، به عمان فرستاد که با مرگ مهلبی به جایی نرسید (همان: 247-245). در 354ق. کردکنقیب به عمان رهسپار شد و موفق شد نافع، جانشین یوسف، را به پذیرش تابعیت شیراز- بغداد وادار کند، به فرمان معزالدوله گردن نهد و خطبه به نام او خواند و نامش بر سکه درم و دینار گذارد (همان: 266-265). اما بهزودی اهالی عمان نافع را از آن سرزمین بیرون کردند. در 355ق. معزالدوله برای فتح عمان به گردآوری سازوبرگ جنگ دریایی پرداخت. به دستور وی یکصد کشتی برای حمل سپاهیان ترک و دیلمی به مقصد عمان، به فرماندهی ابوالفرج محمدبن عباس، آماده و به عمان اعزام شدند (همان: 270-268). ازسویدیگر، امیر عضدالدوله فرزند حسن و جانشین علی در شیراز (ابناثیر، 1383: 5024-5023)، هنگامیکه سپاه معزالدوله به سیراف- مهمترین بندر ایالت فارس که در ساحل شمالی خلیج فارس قرار داشت- رسید، نیروی دریایی خود را به یاری آنان فرستاد (ابنمسکویه، همان: 270). بدینترتیب، ابوالفرج محمد با سپاهیانی توانمند عمان را فتح کرد و در آنجا به نام معزالدوله خطبه خواند (ابناثیر، همان: 5108).
پس از تسلط او بر عمان، آل بویه بخشهایی بزرگ از کرانههای جنوبی خلیج فارس و تنگه هرمز و قسمتی از دریای عمان را در اختیار گرفتند. معزالدوله در ربیعالآخر 356 ق. درگذشت و فرزندش عزالدوله بختیار بهجای وی بر تخت نشست و ابوالفرج محمد پس از آگاهی از مرگ معزالدوله امور حکومت عمان را به نمایندگان امیر عضدالدوله سپرد و خود بهسوی بغداد رهسپار شد (ابنمسکویه، همان: 291-284). عضدالدوله، که از اهمیت تجاری کرمان بهخوبی آگاهی داشت، در 357 ق. آن ایالت را به تصرف درآورد (همان: 309-304). عابدبن علی، فرمانده عضدالدوله، به [بندر] هرمز رسید و آنجا را زیر فرمان گرفت و بر سرزمینهای تیز و مکران نیز چیره گشت و قبایل حرومیه و حاسکیه را که در دریا و خشکی راه میزدند سرکوب کرد (ابناثیر، 1383: 5152-5151). این پیروزی برای عضدالدوله اهمیت فراوان داشت. زیرا در اختیار داشتن سرزمین عمان در سواحل جنوبی دریای عمان و تصرف مکران در جنوب بلوچستان در ساحل شمالی دریای عمان و تیز/ تیس یکی از بندرگاههای آن موجب چیرگی کامل وی بر دریای عمان شد. به نوشته مقدسی علاوهبر عمان، در یمن و سرزمین سند نیز به نام عضدالدوله خطبه میخواندند (مقدسی، 1361: 669). چیرگی کامل عضدالدوله بر سرزمینهای دو سوی خلیج فارس و دریای عمان موجب شد تا او با اقتدار دریای عمان و خلیج فارس را به زیر فرمان گیرد. عضدالدوله با برقراری امنیت در پهنة وسیع آبی قلمرو خود، تجارت دریایی آنجا را تحت نظارت خویش درآورد و از محل دریافت حق عبور از کشتیهای تجاری و همچنین از محل حقوق گمرکی بنادر سیراف و مهروبان و عمان درآمدی سرشار کسب کرد. (ابنبلخی، 1374: 401). ابنحوقل درباره قدرت بیرقیب آل بویه در حوزه گستردة آبی جنوب ایران اطلاعاتی ارزشمند عرضه کرده است. او اشاره کرده که فرمانروایان فارس (آل بویه) به همه کرانههای دور و نزدیک این دریا مسلط هستند و در همه بلاد دیگر، کشتیهایی که در دریای فارس حرکت میکنند و از حدود مملکت خود خارج میشوند و با جلال و مصونیت برمیگردند، همه متعلق به فارس هستند (ابنحوقل، 1366: 46).
بندر سیراف در زمان عضدالدوله بندری تجاری، بسیار مشهور، زیبا و باشکوه بوده است که مردمش ثروت فراوان داشتند (مقدسی، همان: 652-636). برای نمونه، یکی از اهالی بسیار ثروتمند آنجا علاوهبر مالکیت بسیاری از کشتیهایی که میان ایران، چین، هند و زنگبار تردد داشتند، در برخی دیگر نیز سهیم بود (فقیهی، همان: 433). خلاصه آنکه بندر سیراف در دوره فرمانروایی آل بویه در تجارت بینالمللی مقامی برجسته داشت. هرچند، از میان رفتن ثبات سیاسی در قلمرو آل بویه پس از عضدالدوله بر فعالیتهای بازرگانی و پیشرفت اقتصادی آنجا اثر نامساعد داشت، بااینهمه از تأثیر رونق عهد عضدالدوله در پایان این دوره هنوز نشانههایی داشت (زرینکوب، 1367: 514-513).
سلسله آل بویه تا اواخر حکومت خویش بر بخشهایی بزرگ از خلیج فارس چیره بود. فرمانروایان آن سلسله از محل تجارت در بندر سیراف درآمد بسیار داشتند و تا آخر روزگار دیلم هم برین جملت بود و تنها پس از آل بویه، سیراف موقعیت تجاری خود را از دست داد و آن دخل، کی سیراف را میبود، بریده گشت (ابنبلخی، همان: 330-328).
کتابشناسی
ابناثیر، علیبن محمد. 1382، تاریخ کامل. ترجمة حسین روحانی و حمیدرضا آژیر، ج 11. تهران: اساطیر.
____. 1383، تاریخ کامل. ترجمة حسین روحانی و حمیدرضا آژیر، ج 12. تهران: اساطیر.
ابنبلخی. 1374، فارسنامه ابنبلخی. با توضیح و تحشیه منصور رستگار فسایی. شیراز: بنیاد فارسشناسی.
ابنحوقل. 1366، سفرنامه ابنحوقل (ایران در صورهالارض). ترجمه و توضیح جعفر شعار. تهران: امیرکبیر.
ابنمسکویه، احمدبن محمد. 1376، تجارب الامم. ترجمه علینقی منزوی، ج 5 و 6. تهران: توس.
زرینکوب، عبدالحسین. 1367، تاریخ مردم ایران از پایان ساسانیان تا پایان آل بویه. تهران: امیرکبیر.
فرای، ریچارد نلسون (گردآورنده). 1363، تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه. ترجمة حسن انوشه. تهران: امیرکبیر.
فقیهی، علیاصغر. 1366، آل بویه نخستین سلسله قدرتمند شیعه با نمونهای از زندگی جامعه اسلامی در قرنهای چهارم و پنجم. تهران: صبا.
مستوفی، حمداللهبن ابیبکر. 1364، تاریخ گزیده. به اهتمام عبدالحسین نوائی. تهران: امیرکبیر.
مقدسی، محمدبن احمد. 1361، احسنالتقاسیم فی معرفه الاقالیم. ترجمه علینقی منزوی. تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران.