دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

اشکانیان

(Parthian (Arsacid
نویسنده

     مهرداد اول اشکانی بین سال‌های 140-140پ.م. با جنگ‌هایی شدید ماد، الیمایید کرمانشاه، ایلام و خوزستان، پارس، خاراسن در مصب اروندرود و سراسر سواحل خلیج فارس و دریای عمان تا مکران را فتح کرد. وی پادگانی در ساحل چپ دجله بنا کرد که بعدها تیسفون نام گرفت و پایتخت اشکانیان شد (گیرشمن، 1385: 238).

     مهرداد اول (اشک ششم) در گسترش فتوحات خود در جنوب به عمان نیز دست یافت و آن را جزء قلمرو پارتیان قرار داد (هاولی، 1377: 38). اشکانیان بر اهمیت راه‌های بازرگانی واقف بودند و درصدد دستیابی به مناطق خلیج فارس و راه‌های تجاری آن برآمدند. مهرداد اول توانست پادشاهی الیمایید را، که بخشی مهم از تجارت خلیج فارس را در اختیار داشت، ضمیمة سرزمین خود سازد (مشکور، 1350: 135-134). بدین‌ترتیب دولت پارت در دورة مهرداد یکم از دریای خزر تا خلیج فارس وسعت یافت (Arberry, 1968: 24). در راستای تصرفات مهرداد اول و تلاش‌های وی برای تسلط بر خلیج فارس و راه‌های دریایی، نخستین نبرد دریایی ایران و سلوکی‌ها در سواحل کرمان در این دوره درگرفت. ازآنجا‌که در منابع تاریخی از دورة حکمرانی و اقدامات پادشاهان اشکانی اطلاعات چندانی در دست نیست، نمی‌توان سیر تحولات خلیج فارس در دورة پانصدسالة اشکانیان را به‌صورت دوره‌ای دنبال کرد.

     اشکانیان همواره درصدد امنیت بخشیدن به راه‌های سواحل خلیج فارس و مصب این دریا بودند. در زمان اردوان دوم/ ارتبان (اشک هشتم) هیمروس، «نایب‌السلطنة پارتی» در بابل با پادشاه عربی که در یکی از شهرهای سلوکی، دولتی به نام «خاراکس- خاراسن یا مسن» تشکیل داده بود به جنگ پرداخت. این دولت در 129پ.م. در شهر انطاکیه در نزدیکی دهانة خلیج فارس به‌دست هیسپائوسینس بنیان‌گذاری شده بود و هیمروس ازسوی پارتیان برای تفوق بر این دولت و دستیابی مستقیم به سواحل خلیج فارس پیوسته در جنگ و ستیز بود (دوبواز، 1342: 28). پس از ارتبان، مهرداد دوم (123-124پ.م.) توانست بر خاراکس چیره شود و به نام خود در بابل و خاراکس سکه ضرب کند (همان: 29).

     در 115پ.م. مهرداد دوم سفیری ازجانب امپراتور چین را به حضور پذیرفت و قراردادی بین دو دولت منعقد شد که طبق آن برای گسترش تجارت بین دو سرزمین اقدام‌هایی صورت می‌گرفت (گیرشمن، همان: 242). همزمان رومیان به‌جای یونانیان نه فقط به قسمت‌هایی مهم از آسیای صغیر بلکه به میراث سلوکیان در همسایگی ایران نیز دست یافتند و به رقابت نظامی و تجاری با اشکانیان در بین‌النهرین و ارمنستان و حتی خلیج فارس پرداختند.

     بازرگانی و دریانوردی ایرانیان در عصر اشکانیان پیشرفت چشمگیر کرد. راه دریایی بازرگانی، که از خلیج فارس آغاز می‌شد، اهمیت فوق‌العاده‌ داشت و کشتی‌هایی که در خلیج فارس آمدورفت می‌کردند، تا جزیرة سیلان و جزایر هند شرقی حتی سواحل چین پیش می‌رفتند (رایین، 2536: 228؛ نشات، 1344: 61). اشکانیان در تجارت جهانی کماکان به‌منزلة پل ارتباطی شرق و غرب عمل می‌کردند و در تشکیلات دریانوردی به‌حدی پیشرفت داشتند که به‌عقیدة گیرشمن در هیچ عصری به اندازة عصر پارت‌ها از راه‌های تجاری مراقبت نمی‌شد (گیرشمن، همان: 277).

     حفاظت از راه‌ها و نقش واسطه‌ای پارت‌ها بین شرق و غرب مورد اعتراض حکومت چین و روم شد که هر دو همواره درصدد ارتباط مستقیم با یکدیگر بودند. برای تحقق این هدف، رومی‌ها لشکرکشی‌ها و نبردهایی علیه پارتیان کردند. به‌طوری‌که، نبرد ارد اول (55 پ.م.) با کراسوس رومی در بین‌النهرین و در کنار رود فرات و نبرد فرهاد چهارم (37 پ.م.) با آنتونیوس بر سر سواحل فرات به‌منظور استفاده از راه‌های بازرگانی این منطقة بازرگانی بوده است. اشکانیان در نهایت راه‌های بازرگانی سواحل فرات و مصب اروندرود را به‌دست گرفتند (حسن، 1371: 422).

     حکومت چین نیز برای تسهیل در تجارت و ایجاد روابط مستقیم تجاری با رومیان دومین سفیر خود به نام کان یینگ را در 97 م. به ایران فرستاد. به‌نظر می‌رسد که دولت پارت در آن زمان نمی‌خواسته چینی‌ها راه‌های دریایی را بدانند (آذری، 1367: 26). سفیر چینی در این‌باره نوشت که تاتسن/ رومی‌ها می‌خواهند از راه ایران با چین تجارت کنند ولی آنسیه/ پارتی‌ها ممانعت می‌کنند و می‌خواهند آنها تجارت ابریشم چین را انجام دهند (حورانی، 1338: 19-18).

     در 101م.، پادشاه اشکانی پاکور برای ابراز مود‌ّت سفرایی به چین فرستاد. این سفرا حامل هدایایی مانند شیر و شترمرغ و سایر حیوانات کمیاب بودند. این مال‌التجاره‌ها گذشته از راه ابریشم ازطریق دریا یعنی اقیانوس هند، دریای عمان، خلیج فارس، دریای سرخ تا شبه‌جزیرة عربستان و از آن طرف تا مصر و دریای مدیترانه می‌رسید (آذری، همان: 27).

     پارت‌ها دو جادة مهم تجارتی را تحت نظارت خویش داشتند: یکی جادة کنار فرات که از آسیای صغیر آغاز شده و از سوریه و شمال بین‌النهرین می‌گذشت و به خلیج فارس منتهی می‌شد و دیگری جادة شمالی که از فرات آغاز شده، از خاک ماد و پارت عبور کرده و به‌سوی شرق و ترکستان چین می‌رفت. شاخة دیگر این جادة شمالی سرزمین پارت را ازطریق خلیج فارس به هندوستان متصل می‌کرد (دیاکونوف، 1380: 73؛ یارشاطر، 1377: 139). کالاهای بازرگانی خلیج فارس از راه جنوبی و ازطریق مرکز تجارتی سلوکیه و تیسفون عبور می‌کردند و به شام حمل می‌شدند (دوبواز، همان: 184).

     دولت ملوک‌الطوایفی اشکانیان در بازرگانی همواره به‌طور مستقیم وارد عمل نمی‌شد و در برخی مناطق ازطریق ایالات خود بر امور تجاری و راه‌های بازرگانی نظارت می‌کرد که ازجملة این ایالات الیمایید در جنوب غرب ایران بود. الیمایی‌ها همانند دولت همسایة خود خاراسن با ادارة بنادر جنوب و شمال خوزستان و تنظیم جریان کارها از عربستان و هندوستان به شوش پیشرفت کرده بودند (Alizadeh, 1985: 184).

     حادثه‌ای مهم، که هدف رومیان در دستیابی به آب‌های خلیج فارس را آشکار ساخت، حملة تراژان به قلمرو اشکانیان بود. تراژان در 116م. در بین‌النهرین کشتی‌هایی ساخت و در دجله انداخت و شهرهای آدیابن و هاترا/ الحضر را تسخیر کرد. سپس از فرات به بابل رفت و بدون مشکل چندانی سلوکیه و تیسفون را تصرف کرد (سایکس، 1323: 519؛ دیاکونوف، همان: 107). قیصر از تیسفون و از روی دجله سایر شهرهای سواحل دجله را متصرف شد و با کشتی‌هایی که افزون‌تر از پنجاه بود به‌سوی خلیج فارس رفت و پس از رسیدن به خلیج فارس در مصب دجله مجسمة خود و پرچم روم را برافراشت (دوبواز، همان: 210؛ سایکس، همان: 519). فرمان تراژان تا راه بازرگانیِ بین‌النهرین و بابل و بوشهر و «خاراکس اسپاسینو» گسترده شد (کالج،1380: 48).

     به نوشتة تاریخ‌نگاران یونانی و رومی، اشکانیان به بازرگانی توجه داشته و روشی جدید در ادارة آن به‌کار بردند و به‌منظور نگه‌داری از مزایای این روش با دولت روم مبارزه کردند. کار بزرگ اشکانیان پاسداری از خلیج فارس و بین‌النهرین در برابر یورش بیگانگان به‌ویژه رومیان بود. ناوگان اشکانی، که در خلیج فارس سیر می‌کرد، تا جزیرة سیلان و هند خاوری پیش رفت و ملوانان و ناخدایان ایرانی چنان استادی و چیرگی در کشتیرانی یافتند که از پیشینیان خود یعنی مصری‌ها و فنیقی‌ها پیشی گرفتند و سنن دریانوردی‌شان تا دورة اسلامی ماند. به‌طوری‌که در روزگار خلفای اسلامی کشتیرانان عرب و مصری را همه‌جا «ناخدا» می‌نامیدند (افشار سیستانی، 1381: 37 و 181).

     از نواحی پس‌کرانه‌ای خلیج فارس، شهر کران در ارتفاعات شمال‌شرقی سیراف است. زمین‌های حاصلخیز و آب مناسب و شرایط جغرافیایی ویژة آن باعث شد تا در دورة اشکانی به‌عنوان پناهگاه مورد توجه پادشاهان محلی فارس قرار گیرد (وثوقی، 1384: 2). جزیرة خارک واقع در 57 کیلومتری شمال غرب بوشهر و 38 کیلومتری بندر گناوه نیز به‌واسطة سواحل عمیق خود مزایای ویژه‌ای برای ایجاد لنگرگاه دارد و در دورة اشکانی، دریانوردان خلیج فارس برای پهلو گرفتن کشتی‌های خود از آن استفاده می‌کرده‌اند. این جزیره یکی از شمالی‌ترین جزایر خلیج فارس است و جنوبی‌ترین پایگاهی بوده که پالمیریان در آن تجارت کرده‌اند. در گورمعبدهای خارک، برخی از اصول معماری پارتی و ساسانی رعایت شده و ستون‌ها و سرستون‌های آنها کاملاً شبیه سرستون‌های پارتی ساسانی است که بر این اساس تاریخ احتمالی استفاده از آنها اواخر دورة پارتی است (آل‌احمد، 1353: 162-161؛ میرفتاح، 1382: 32). در قرن دوم میلادی احتمالاً 148-128م.، پادشاه اشکانی با جابه‌جایی کانون تجارت بین‌النهرین از خاراکس به نواحی جنوبی آن یعنی بندر ابله (اپولوگوس یونانی) شرایطی بهتر برای دریانوردان خلیج فارس به‌وجود آورد.

     قلمرو اشکانیان تا حوالی «دورا- اروپوس» نیز رسیده و تجارت دورا- اروپوس از راه رود فرات و سپس اروندرود تا خلیج فارس گسترش یافته بود و بازرگانان ایرانی در آن شهر به فعالیت‌های تجاری می‌پرداختند. حفاری‌هایی که در دورا و در کنار فرات انجام شده نشان می‌دهد که دورة پارتی‌ها درخشان‌ترین ادوار تاریخ این شهر است و نقشی که دورا- اروپوس در امر تجارت ازطریق پالمیرا/ تدمر عهده‌دار بوده، موجب این موفقیت شده است. شاهد اینکه پارتیان در دورا- اروپوس زندگی می‌کرده و یا به آن شهر رفت‌وآمد داشته‌اند، وجود گورهای پارتی است که گیرشمن به آنها اشاره کرده و نوشته که پارت‌ها اموات خود را با لوازم تدفین در تابوت‌های سفالین دفن کرده‌اند (گیرشمن، همان: 277-275).

     از دیگر جزایر خلیج فارس بحرین است که در دورة هخامنشی، به‌علت وجود نیروی بازرگانی و جنگی، پایگاه دریایی مهم ایران شده بود. این جزیره هنگامی‌که سیاه‌پوستان به سواحل خلیج فارس حمله کردند مورد توجه شاهان اشکانی قرار گرفت. دولت اشکانی ناگزیر شد به مزون/ عمان و مناطق غربی باب‌المندب، مرکز سیاهان، لشکرکشی کند و شرق جزیرة‌العرب را بگشاید و سیاهان را مجبور به عقب‌نشینی از راه سواحل حضرموت و یمن و تنگة باب‌المندب به‌سوی افریقا کند (اقتداری، 1375: 895). طبری می‌نویسد: در زمان اشکانیان عرب‌ها همه‌جا در حجاز و بادیه و مکه و یمن بودند. آن گروه که در حجاز و بادیه بودند دچار تنگی و قحطی شدند و از بیم اشکانیان نتوانستند به عراق بیایند، بنابراین از حجاز به بحرین رفتند و در این زمان بحرین جزء قلمرو ایران بود. طبری همچنین می‌آورد: که در زمان اردشیر بابکان در بحرین حاکمی پارتی سنتروک بود که حصار محکمی داشت. اردشیر به جنگ وی سپاهی فرستاد و او را شکست داد و پس از یک‌سال محاصرة شهر گشوده شد و اردشیر پسر خود شاپور را به فرمانروایی آن سرزمین فرستاد و تاج شاهی آنجا را به او بخشید (طبری، 1375: 584). این امر نشان‌دهندة آن است که تا دورة ساسانی، اشکانیان بر سواحل خلیج فارس تسلط داشته‌اند.

     اشکانیان نقش خود را به‌منزلة پل ارتباطی شرق و غرب حفظ کردند و در این عرصه چنان رفتار کردند که به نوشته گیرشمن هیچ‌گاه حکومت‌های شرق و غرب تا این اندازه با یکدیگر ارتباط نداشتند و تا پیش از عصر اوگوست، هیچ‌گاه ناوگان‌های تجاری در رفت‌وآمد در مسیر‌های آبی تا این حد در امنیت نبودند (گیرشمن، همان: 276).

 کتاب‌شناسی

آذری، علاءالدین. 1367، تاریخ روابط ایران و چین. تهران: امیرکبیر.

آل‌احمد، جلال. 1353، جزیرة خارک: دُرّ یتیم خلیج فارس. چ 3. تهران: امیرکبیر.

افشار سیستانی، ایرج. 1381، نام خلیج فارس بر پایة اسناد تاریخی و نقشه‌های جغرافیایی. تهران: وزارت امور خارجه.

اقتداری، احمد. 1375، آثار شهرهای باستانی سوحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.

حسن، هادی. 1371، سرگذشت کشتیرانی ایرانیان از دیرباز تا قرن شانزدهم میلادی. ترجمه امید اقتداری. تهران: آستان قدس رضوی.

حورانی، جرج فدلو. 1338، دریانوردی عرب در دریای هند در روزگار باستان و در نخستین سده‌های میانه. ترجمه محمد مقدم. تهران: ابن‌سینا و فرانکلین.

دوبواز، نیلسون کارل. 1342، تاریخ سیاسی پارت «اشکانیان». ترجمه علی‌اصغر حکمت. تهران: کتابخانه ابن‌سینا/ فرانکلین.

دیاکونوف، میخائیل میخائیلوویچ. 1380، تاریخ ایران باستان (اشکانیان). ترجمه روحی ارباب، چ 2. تهران: علمی و فرهنگی.

رائین، اسماعیل. 2536، دریانوردی ایرانیان. ج 1، چ 2. تهران: زیبا.

سایکس، سر پرسی مولزورث. 1323، تاریخ ایران. ترجمه محمدتقی فخر داعی گیلانی. تهران: نگین.

طبری، محمدبن جریر. 1375، تاریخ طبری یا تاریخ الرسل و الملوک. ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج 2. تهران: اساطیر.

کالج، مالکوم. 1380، اشکانیان (پارتیان). ترجمه مسعود رجب‌نیا. تهران: هیرمند.

گیرشمن، رومن. 1385، تاریخ ایران از آغاز تا اسلام. ترجمه محمود بهفروزی، چ 3. تهران: جامی.

مشکور، محمدجواد. 1350، پارتیان یا پهلویان قدیم. تهران: دانشسرای عالی.

میرفتاح، علی‌اصغر. 1383، پیشنهاد حریم بندر تاریخی سیراف. تهران: سازمان میراث فرهنگی و بنیاد ایران‌شناسی.

نشات، صادق. 1344، تاریخ سیاسی خلیج فارس. تهران: شرکت نسبی کانون کتاب.

وثوقی، محمدباقر. 1384، تاریخ خلیج فارس و ممالک همجوار. تهران: سمت.

هاولی، دونالد. 1377، دریای پارس و سرزمین‌های متصالح. ترجمه حسن زنگنه. قم: همسایه.

یارشاطر، احسان. 1377، تاریخ ایران کمبریج (قسمت دوم). ترجمة حسن انوشه، ج 3. تهران: امیرکبیر.

Alizadeh, Abbas. 1985, Elymaean Occupation of Lower Kuzestan during the Selucid: a proposal”. Iranica Antiqua. no. 20.

Arberry, Arthur John. 1968, The Legacy of Persia. Oxford: Clarendon.