دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

اختلافات مرزی

Boundary Disputes
نویسنده

     در منطقۀ خلیج فارس اختلافات سرزمینی بسیار وجود دارند که می‌توان آنها را به دو دسته تقسیم‌بندی کرد: میان اعراب و میان اعراب و ایران. درخصوص دستۀ اول، موارد زیر قابل توجه هستند: اختلاف سرزمینی میان عراق و کویت که درحال‌حاضر حل‌شده فرض می‌شود؛ اختلاف کویت و عربستان سعودی بر سر جزایر قاروه و ام‌المرادم؛ اختلاف عربستان سعودی و قطر بر سر نواحی مرزی فی‌مابین که در اواخر سپتامبر و اوایل اکتبر 1992 منجر به برخورد مرزی و کشته و زخمی شدن تعدادی از نیروهای طرفین شد (مجتهدزاده، 1390: 169)؛ اختلاف قطر و بحرین بر سر مجمع‌الجزایر حوار؛ اختلاف عربستان سعودی و امارات متحده عربی (ابوظبی) بر سر نواحی منطقۀ دیبا. درخصوص اختلافات دستۀ دوم، دو اختلاف اصلی سرزمینی میان ایران و دولت‌های عربی منطقه وجود دارد: اختلاف مرزی ایران- عراق و موضوع ادعاهای امارات عربی متحده نسبت به ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک (Abdel Monem & Hassan, 1995: 195-210).

     گسترش بهره‌برداری از منابع نفتی دریایی در دهۀ 1960م. فوریت تعیین بسیاری از مرزهای دولتی را قبل از وقوع درگیری ایجاب کرد (Mojtahed-Zadeh, 1991: 59). ایران در 1965م. برای تعیین مرزهای خود در خلیج فارس با بریتانیا مذاکراتی را آغاز کرده بود، اما مذاکراتِ موفقیت‌آمیز در اواخر دهۀ 1960 و 1970م. انجام شد. در مذاکرات بین دو کشور، خط منّصف خلیج فارس به‌عنوان اصلی برای تقسیم فلات قاره میان ایران و همسایگان عربش در دریا تعیین شد. ایران حق خود را برای استخراج نفت از فلات قاره در 19 مارس 1949 اعلام کرد. در پی این اعلام، دولت‌های عربی جنوب خلیج فارس از ایران تأسّی جسته و هریک اعلامیه‌ای مشابه منتشر کردند: عربستان در 29 مه 1949، قطر در 8 ژوئن 1949، ابوظبی در 10 ژوئن 1949، کویت در 12 ژوئن 1949، دبی در 14 ژوئن 1949 و ام‌القوین و عمان در 20 ژوئن 1949 (مجتهدزاده، 1349: 22). ایران در 18 مه 1955 مدعی منابع واقع در بستر آب‌های فلات قارۀ خود در خلیج فارس، تنگۀ هرمز و خلیج عمان شد. همچنین در 22 آوریل 1959 محدودۀ آب‌های سرزمینی خود را از 6 مایل به 12 مایل دریایی در خلیج فارس و خلیج عمان گسترش داد و بعدها خواستار منطقه‌ای در کنار دریای سرزمینی خود به‌عنوان منطقۀ مجاور شد که حد خارجی آن 24 مایل دریایی از خط مبدا است (اسناد وزارت خارجه ایران، 1345: 104-97).

     برخی از اختلافات مرزی کشورهای حاشیه خلیج فارس به این شرح است:

     اختلافات ایران و عراق به زمانی بازمی‌گردد که عراق جزئی از امپراتوری عثمانی بود. مرز مشترک دو کشور ابتدا با عهدنامۀ ارزروم در 1847م. بدون ذکر دقیق مالکیت بر اروندرود تعیین شد. در پی اختلافات به‌جا مانده، دو کشور در اواخر 1914م. توافق کردند با انتخاب میانۀ رود/ خط‌القعر به‌عنوان مرز، اختلاف خود را حل کنند. ایران، که نسبت به این توافق معترض بود، به مخالفت خود تا 1934م. ادامه داد و در این سال عراق موضوع را به جامعۀ ملل ارجاع داد. در 4 ژوئیه 1937 دو دولت به توافق رسیده و معاهده‌ای جدید را امضا کردند. در دسامبر 1959 بار دیگر اختلافات از سر گرفته شد و ژنرال قاسم، رهبر نظامی عراق، موافقت‌نامۀ 1937م. را محکوم و اعلام کرد که شط‌العرب تحت حاکمیت عراق است. در 15 آوریل 1969 وزارت امور خارجۀ عراق به سفیر ایران در بغداد اطلاع داد که کشتی‌هایی که پرچم ایرانی برافراشته‌اند باید پرچم خود را پایین آورند وگرنه همة کشتی‌هایی که به مقصد ایران در حال حرکتند، متوقف خواهند شد (The Times, 1969: 1-3). عراق در 12 فوریۀ 1974 به شورای امنیت سازمان ملل شکایت برد و تقاضای تشکیل جلسه فوری کرد (s/11216؛ ربیعی، 1391: 189) که با پاسخ ایران همراه شد (SIPV, 1762؛ ربیعی، همان: 189). در 6 مارس 1975 رهبران ایران و عراق در جریان اجلاس اوپک در الجزایر با یکدیگر ملاقات و یادداشت تفاهمی امضا کردند که براساس آن «ایران و عراق سرحدات خود را براساس پروتکل 1913 قسطنطنیه و طبق خط تالوگ تعیین خواهند کرد». این توافق به قرارداد 1975 الجزایر منتهی شد که براساس آن دو کشور همة اختلافات مرزی خود را حل‌وفصل کردند. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، عراق معاهدۀ 1975 را یک‌جانبه فسخ کرد و نیروهای عراقی وارد خاک ایران شدند؛ جنگی که به مدت 8 سال طول کشید. پس از پذیرش قطعنامة 598، در 1990م. زمان تهاجم عراق به کویت، صدام حسین طی نامه‌ای به هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور ایران، تأیید کرد که عراق حل‌وفصل اختلافات مرزی براساس قرارداد 1975 الجزایر را پذیرفته است (مجتهدزاده، 1379: 552).

     بحرین و عربستان سعودی نخستین دولت‌هایی بودند که در خلیج فارس مرزهای دریایی خود را مشخص کردند. این توافق مرزی در 22 فوریۀ 1958 امضاء شد و در 26 فوریۀ همان سال به اجرا در آمد (مجتهدزاده، 1390: 90). بحرین مدت‌ها ادعا می‌کرد که منطقۀ دریایی و جزایر لوبیانۀ بزرگ و کوچک متعلق به آن کشور است. شرکت نفت بحرین در 1941م. فعالیت خود را در این جزایر آغاز کرد، اما این فعالیت‌ها پس از اعتراض عربستان در 1941م. معلق ماند. چند سال بعد، دو طرف در آستانۀ توافق بر سر تقسیم بستر دریایی بوصعانه بودند که پیچیدگی‌های سرحدات انگلیس- سعودی آن را با بن‌بست روبه‌رو کرد. حاکم بحرین در دیدار از عربستان موافقت کرد که در مقابلِ نصف سهم درآمدهای نفتی حوزه‌های بوصعانه، این منطقه را به منطقۀ مشترک سعودی- بحرینی تبدیل کند. تعیین مرزهای بحرین و عربستان در 1958م. همچنین نخستین موافقت‌نامه‌ای بود که تقسیم درآمدهای حاصله از منابع بستر دریا را شامل می‌شد (Limits in the Sea, 1981: 3).

     موافقت‌نامۀ مرز فلات قاره‌ای میان ایران و عربستان سعودی در 1968م. امضا شد. کارشناسان حقوقی فلات قاره این موافقت‌نامه را نمونه‌ای منحصربه‌فرد از تعیین مرزهای دریایی به شیوۀ جدید تلقی می‌کنند. دو کشور سال‌ها اختلافی پیچیده را در مرزهای دریایی مشترک شامل دو جزیرۀ فارسی و العربیه و حوزه‌های نفتی متداخل تجربه کرده بودند. در 24 اکتبر ،1968 ایران و عربستان سعودی مرز مشترک فلات قاره‌ای خود را با به رسمیت شناختن نکات زیر تعیین کردند (Mojtahed-Zadeh, 1991: 58-59):

1. حاکمیت ایران بر جزیرة فارسی و مالکیت عربستان بر جزیرۀ‌العربیه؛

2. حد پست جزر در جزیرۀ خارک به‌عنوان بخشی از خط ساحلی سرزمین اصلی ایران و تعیین مرز به‌وسیلۀ خط منصف بر مبنای آن؛

3. آب‌های سرزمینی تا 12 مایل دریایی از حد پست جزر در دو جزیرۀ فارسی و العربیه؛ آنجاکه آب‌های سرزمینی در دو جزیره تداخل پیدا می‌کنند از خط منّصف استفاده می‌شود که به فاصلۀ مساوی از هم رسم شده است؛

4. ناحیۀ ممنوعۀ استخراج نفت به طول 1640 پا برای هر دو طرف در امتداد سراسر خط میانی؛ این بند مانع از استخراج نفتِ یکی از طرفین به‌وسیلۀ دیگری از حوزه‌های مشترک می‌شود (اسناد لازم الاجرای ایران با سایر دولت‌ها، 1354: 33).

     سرچشمۀ اختلاف بین دو کشور بحرین و قطر بر سر مالکیت مجمع‌الجزایر حوار و زباره بوده و اختلاف بر سر مجمع‌الجزایر حوار نقش اصلی را در شکل‌گیری اختلافات سرزمینی و مرزی دو کشور دارد (مجتهدزاده، 1390: 140). حوار مجمع‌الجزایری متشکل از 17 جزیره، آبخست و صخره است که در آب‌های میان بحرین و قطر قرار گرفته‌اند. بحرین در 1964م. ادعا کرد که پایاب‌های دیبال و جراده جزایری با آب‌های سرزمینی هستند، اما قطر آن را رد کرد (مجتهدزاده، 1374: 213-212). قطر و بحرین نتوانسته‌اند مرزهای دریایی خود را در آب‌هایی که آنها را از یکدیگر جدا کرده است مشخص کنند. مسئله‌ای که مانع از تحدید مرزی می‌شود پیچیدگی ناشی از وجود چندین پایاب «فشت» و منطقۀ زباره است که بحرین نسبت به آن ادعا دارد. اختلاف بحرین و قطر به حدی بالا گرفت که در 1986م. تا مرز جنگ پیش رفتند و در نتیجۀ مداخلۀ شورای همکاری خلیج (فارس)، که هر دو در آن عضویت دارند، درگیری مرتفع شد. اعلام قطر مبنی بر افزایش آب‌های سرزمینی خود از 3 مایل به 12 مایل دریایی در 16 آوریل 1992 باعث شد تا اختلافات بار دیگر احیاء شود (Mojtahed- Zadeh, 1999, 256).

     پس از توافق نوامبر 1971 ایران- شارجه دربارة ابوموسی و متعاقب آن احیای حاکمیت ایران نسبت به این جزیره محدودۀ آب‌های سرزمینی ایران حول آن 12 مایل تعیین شد. آب‌های ساحلی 12 مایلی ابوموسی با آب‌های ساحلی ام‌القوین تداخل داشتند و این مسئله با توافق غیررسمی حل شد که براساس آن 15 درصد سهم دریایی شارجه از این منطقه به ام‌القوین داده شد (Limits in the Sea, Ibid: 3). در 31 اوت 1974، موافقت‌نامه‌ای میان ایران و دبی برای تعیین مرزهای فلات قاره‌ای طرفین به امضا رسید. حدود 24 ساعت قبل از ورود نیروهای نظامی ایران به ابوموسی، شارجه موافقت خود با ایران را اعلام کرد و یادداشت تفاهمی نیز بین طرفین امضا شد که مطابق آن ایران و شارجه از ادعای خود نسبت به ابوموسی دست بر می‌دارند و ادعایی دیگر را به رسمیت نمی‌شناسند (Mojtahed- Zadeh, 1991: 12). شارجه دو روز بعد از امضای این یادداشت تفاهم در 2 دسامبر 1971 در چهارچوب امارات عربی متحده اعلام استقلال کرد، اما اختلاف بین ایران و امارات متحده همچنان بر سر جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک باقی ماند. این اختلاف در 1992م. در پی ممانعت ایران از ورود برخی از افراد غیرتبعۀ ایران به ابوموسی بار دیگر آشکار شد. در پی آن، علی‌اکبر ولایتی، وزیر خارجۀ وقت ایران، اعلام کرد: یادداشت تفاهم 1971 فقط به اتباع شارجه حق اقامت در این جزیره را داده است (Schofield, 1994: 71-72). متعاقباً شورای عالی امارات متحده تشکیل کمیسیون مشترک ایران و امارات متحدۀ عربی را برای حل‌وفصل این اختلافات پیشنهاد داد، اما دولت ایران با اعلام اینکه «مسئله‌ای به نام ابوموسی وجود ندارد» پیشنهاد را رد کرد (Amirahmadi, 1996: 185).

 کتاب‌شناسی

اداره نهم سیاسی. 1345، اسناد وزارت خارجه ایران، تهران.

اسناد لازم الاجرای ایران با سایر دولت‌ها. 1354، مؤسسة چاپ و انتشارات. تهران: وزارت امور خارجه.

ربیعی، حسین. 1391، «تحلیل اختلافات مرزی ایران در خلیج فارس با تأکید بر نقش، رویکرد و رفتار قدرت‌ها»، فصلنامۀ تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی. سال دوازدهم، شماره 26.

مجتهدزاده، پیروز. 1349، شیخ‌نشین‌های خلیج فارس. تهران: عطایی.

____. 1374، کشورها و مرزها در منطقۀ ژئوپلیتیک خلیج فارس. ترجمۀ حمیدرضا ملک‌محمدی نوری، تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.

____. 1379، خلیج فارس؛ کشورها و مرزها. تهران: عطایی.

____. 1390، امنیت و مسائل سرزمینی در خلیج فارس. ترجمۀ امیر مسعود اجتهادی، تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.

Abdel Monem, Said Aly & Hassan, Saleh. 1995, “Conflict in the Gulf: Views From the GCC”. in G. Kemp & J. G. Stein, Powder Keg in the Middle East: the Struggle for Gulf Security, Maryland: Rowman & Littefield Publishers.

Amirahmadi, Hooshang. 1996, Small Island, Big Politics: The Tombs and Abu Musa in the Persian Gulf. St. Martin's Press.

Mojtahed-Zadeh, Pirouz. 1991, Political Geography of the Strait Hormuz. Joint Geography Department and Middle East Center Publication. SOAS: University of London.

Mojtahed-Zadeh, Pirouz. 1999, Security and Territoriality in the Persian Gulf: A Maritime Political Geography. London: Curzon Press.

Prescott, J. R. V. 1987, Political Frontiers and Boundaries. London: Allen and Unwind.

Schofield, Richard N. 1994, Territorial Foundation of the Gulf States. London: UCL Press.

The Times. London, December 17&19, 1969.

US Department of State. Bureau of Intelligence and Research. 1981, Limits in the Sea. No. 94. Continental Shelf Boundaries in the Persian Golf.