شیخ احمد «فاتح» لقب گرفت و حکومت خاندان خلیفه را در بحرین مستقر کرد. او یکی از بستگان خود را در «دیوان» قلعة شهر منامه به حکومت گماشت تا جزیره را در برابر یورش نیروهای ایرانی مستقر در بوشهر و بندر ریگ حفظ کند (Abu Hakima, 1965: 117). شبهجزیرة قطر را نیز به سلطه درآورد و زباره را مرکز خاندان خلیفه قرار داد (مجتهدزاده، 1382: 153). در این زمان، شبهجزیرة قطر و جزیرة بحرین به مرکزیت شهر زباره در رأس شبهجزیره در اختیار خاندان خلیفه بود و زباره مرکزیت هر دو منطقه را داشت. این موضوع زمینهساز اختلافات عمیق میان دو خاندان خلیفه و ثانی در قرون نوزدهم و بیستم میلادی شد. شیخ احمد بحرین را مقر زمستانی و زباره را مقر تابستانی خود قرار داد و به تثبیت قدرت خاندان خلیفه در این دو منطقه پرداخت. او سرانجام در 1211ق./1796م. درگذشت و در منامه دفن شد (Abu Hakima, Ibid: 117).
در زمان حکمرانی شیخ احمد، بحرین بهدست خاندان عتوبی افتاد و از آن زمان تاکنون تحت حکمرانی آن خاندان قرار دارد. شیخ احمد سنت دشمنی با همسایگان بحرین را در میان دیگر اعضای خاندان خلیفه و جانشینان خود برجای گذاشت که بستر را برای نفوذ هرچه بیشتر انگلیسیها در آن شبهجزیره فراهم آورد.
کتابشناسی
زرینقلم، على. 1337، سرزمین بحرین از دوران باستان تا امروز. تهران: سیروس.
مجتهدزاده، پیروز. 1382، کشورها و مرزها در منطقه ژئوپلیتیک خلیج فارس. ترجمه و تنظیم، حمیدرضا ملکمحمودی نوری. تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
Abu Hakima, Ahmad Mustafa. 1965, History of Eastern Arabia 1750-1800: the Rise and Development of Bahrain and Kuwait. Beirut: Khayat.
Adamiyat, Frydoun. 1955, Bahrain Islands: a legal and diplomatic study of the British- Iranian controversy. New York: F.A. Praeger.