اهمیت این کتاب بهخاطر اطلاعاتی است که دربارة ماهیت مرزهای سیاسی ایران و عثمانی عرضه میکند. همزمانی اعزام هیئت مزبور با آغاز منازعات انگلیس و عثمانی و سپس وقوع جنگ جهانی اول، اطلاعاتی مهم درخصوص تحولات بینالنهرین، خوزستان تا کردستان و آذربایجان بهدست میدهد.
هیئت همراه هوبارد را تعدادی از شخصیتهای سیاسی و نظامی انگلیسی مستقر در خاورمیانه و هندوستان تشکیل میدادند که برخی از آنها در منطقة خلیج فارس و بینالنهرین سرشناس بودند. برای مثال سر آرنولد ویلسون، از شخصیتهای سیاسی مهم انگلستان در جنوب غرب ایران، همراه هیئت بود و ریاست هیئت برعهدة دریادار دوم سرهنگ بایدر نهاده شده بود. سه هیئت روسی، ترک و ایرانی آنها را برای نقشهبرداری از سرزمینهای مرزی ایران و عثمانی همراهی میکردند. نیابت کمیسیون در این هیئت با کاپیتان آرنولد ویلسون و معاونت فرماندهی هیئت با ژنرال کوی بود و سایر همراهان کاپیتان بروک، کاپیتان رایتسلاو، کاپیتان پیرپوینت و کاپیتان دیر بودند. کاپیتان دیر در این زمان در خرمشهر مشغول پژوهش دربارة زبان و فرهنگ ایرانی بود و همچنین در کسوت افسر سرویس اطلاعاتی انگلستان عمل میکرد. رایتسلاو نیز پیشتر بهعنوان کنسول انگلستان در بصره و تبریز خدمت کرده بود (Hubbard, 1916: 16).
هوبارد تأکید دارد که بسیاری از اطلاعات کتاب خود را از دو منبع معتبر، یکی شخص ویلسون و دیگری اسناد آرشیو هند، دربارة خلیج فارس و کشورهای حاشیة آن بهدست آورده است. ازجمله، اطلاعات نظام اقتصادی شهرها و بنادر ازقبیل کشاورزی، آبیاری و تجارت را مبتنی بر اسناد آرشیو هند میداند. هوبارد یادداشتها و خاطرات آرنولد ویلسون را از مهمترین منابع اطلاعاتی خود ذکر میکند. در کتاب حدود 60 قطعه عکس و تصویر وجود دارد که به نوشتة نویسنده بهوسیلة کاپیتان بروک به وی اعطا شده است.
نویسنده در مقدمه دلایل اعزام هیئت به خلیج فارس را بیان کرده و تأکید میکند که نخستین وظیفة آن بررسی اوضاع مرزها در منطقة اروندرود بوده است. وی در ادامه مینویسد که سفرنامهاش برخلاف سایر سفرنامهها فقط توصیف مشاهدات نیست بلکه مسائل مهم سیاسی و نظامی منطقه را دربر میگیرد. ازجمله، بخشی از جنگ اول جهانی را در ایران و عثمانی در خوزستان تا آرارات، ارمنستان، گرجستان و آذربایجان بررسی میکند (Ibid: VIII).
در فصل نخست کتاب، نویسنده به تاریخچة اختلافات مرزی ایران و عثمانی از عصر صفویه تا 1914م. و شرح مرزهای دو کشور از سواحل خلیج فارس تا آرارات میپردازد که حدود 1780 کیلومتر را دربر میگیرد (Ibid: 1-17). از نکات مطرح در این فصل، بررسی روند مداخلات انگلستان در تعیین مرزهای دو کشور از آغاز تا 1914م. براساس اسناد وزارت هند است. فصل دوم به مشکلات قومی و مذهبی بهخصوص مسئله قبایل مرزی در تعیین مرزها اختصاص یافته است (Ibid: 24).
نویسنده در بدو ورود به دهانة خلیج فارس، وزش باد شمال را نشانة ورودشان ذکر میکند. هیئت در 8 دسامبر به مسقط میرسد؛ بندری کوچک که تجارت چندان در آن جریان ندارد و در سواحل آن کشتی مشاهده نمیشود. این وضع نشاندهندة روندی است که از مرگ سید سعید آغاز و به زوال تجارت در عمان تا دهة دوم قرن بیستم میلادی منجر شده است. نویسنده در ادامه به معرفی آثار باستانی شهر از دورة پرتغالیها و امکانات آن میپردازد. در هنگام ورود هیئت به بندر مسقط، سلطان در زنگبار بود و بندر اوضاعی متشنج داشت تاجاییکه کشتی حامل هیئت قادر نبود لنگر بیندازد (Ibid: 26-28). نویسنده همچنین به موضوع مهم حملههای قبایل داخلی نجد به مسقط اشاره دارد که نقشی مهم در زوال سلطاننشین مسقط داشت.
هیئت در ادامة سفر در حوزة خلیج فارس از کرانههای باطنه بهسمت مسندم حرکت میکند و در 9 دسامبر به جزیرة هنگام میرسد؛ نامی از این جزیره ذکر نمیکند، اما به حضور ناو جنگی هارولد در کنار یک جزیره اشاره دارد که بنابراین باید جزیرة هنگام بوده باشد (Ibid: 29). بندر بوشهر محل دیگر حضور هیئت بود. نویسنده با اشاره به وضعیت شهر مینویسد که این بندر آنچنان نبوده که پیشتر تصور میکرده چراکه وضعیتِ آن ازنظر اقتصادی مناسب نبوده است. در بوشهر، نویسنده تا چند کیلومتر در درون خاک ایران پیش رفته و از نزدیک به بررسی وضعیت راههای تجاری آن پرداخته است (Ibid: 30) منطقة دیگر که نویسنده با دقت به توصیف آن میپردازد نواحی شمالی خلیج فارس است. اروندرود را رودی بزرگ توصیف میکند که در دو سوی ساحل آن نخلستانهایی وسیع گسترده است، اما در نزدیکی آن جمعیت زیاد نیست و از قابلیتهایش بهرة کافی گرفته نمیشود. در ادامه با استفاده از یادداشتهای ویلسون به اهمیت نفت در منطقه و سیاستهای روسیه، انگلستان و آلمان برای نفوذ در بینالنهرین و جنوب ایران اشاره دارد. بصره را بندر بینالنهرین توصیف کرده و میافزاید که این بندر مهمترین مرکز اداری و سیاسی متصرفات و مرکز مدیریت فتوحات انگلستان در خاورمیانه است (Ibid: VI).
از نیمة فصل دوم تا فصل چهارم کتاب، که مهمترین بخش سفرنامه را تشکیل میدهد، به موضوعات گوناگون همچون اوضاع سیاسی و اقتصادی بصره، اوضاع بنادر آبادان و محمره، موقعیت و اقدامات شیخ خزعل در منطقه و همکاری او با انگلیسیها، مذاکرات هیئت با شیخ خزعل و بازدید از بندر محمره، اقدامات ویلسون در خوزستان در سالهای منتهی به آغاز جنگ جهانی اول و معرفی قبایل و ساکنان شهرها و روستاهای این مناطق پرداخته شده است (Ibid: 32-60). از فصل چهارم تا پایان کتاب، شرح تفصیلی اقداماتی است که هیئت در مأموریت نقشهبرداری و تعیین مرزها از ناصریه در نزدیکترین نقطة مرزی به اهواز تا کوههای آرارات انجام داده است. سفر هیئت به ایلام و توصیف آن (Ibid: 58-96)، سفر به پشتکوه و شرح مسیر آن به بغداد (Ibid: 104-121) و معرفی بینالنهرین و شهرها و امکانات اقتصادی و اجتماعی آن از مطالب حائز اهمیت این بخش از کتاب است (Ibid: 137-158). نویسنده از فصل هفتم تا نهم کتاب به سفر به قصر شیرین و کرمانشاه میپردازد. از قصر شیرین به بعد، دومین رشته از عملیات نیروهای انگلیسی و همچنین هیئت همراه آغاز میشود. در این بخش از کتاب، نقشهبرداری در منطقة زاب تا شمال کردستان مهمترین موضوع مورد بحث است (Ibid: 264-267). کتاب با بررسی اوضاع سیاسی آذربایجان تا آرارات و مداخلة روسها و انگلیسیها در این مناطق به پایان میرسد (Ibid: 267-272).
کتابشناسی
Hubbard, G. E. 1916, From The [Persian] Gulf to Ārārāt. An Expedition Through Mesopotamia and Kurdistan. Secretary of Delimitation Commission, Edinburgh and London: William Blackwood and Sons.