دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

اعلاق‌النفیسه

A’lāq an-Nafisah
نویسنده

     این کتاب یگانه کتابی است که در بررسی موقعیت کنونی آبادی‌های ایرانی‌نشین مناطق عربی، به‌وجود برخی شهر‌ها و دیه‌های ایرانی‌نشین در سرزمین‌های عربی اشاره دارد که در ظاهر در قرون نخستین اسلامی از جمعیت‌های ایرانی خالی شده‌اند. او ذکر می‌کند که در مناطق شمالی خلیج فارس در دورة عرب جاهلی دیه‌هایی با سابقة قومی ایرانی وجود داشته است.

     از نکات مهم این کتاب گزارش‌هایی تاریخی است که در دیگر منابع کمتر به آنها اشاره شده است. برای مثال، اشاراتی که ابن‌رسته به ارغنون یا ارگ‌های ایرانی در کلیسا‌های بیزانس کرده در منابع دیگر وجود ندارد. این کتاب همچنین از منابع معتبر درباره موقعیت، ساختمان، تزئینات داخلی و درونی و ویژگی‌های کعبه و مسجدالنبی در قرن سوم هجری است.

     نویسنده به شکلی جامع از روش جغرافیای ریاضی بهره برده و از مطالب تاریخی و جغرافیایی بسیار متنوع و منابع اطلاعاتی دقیق استفاده کرده است. به‌همین جهت می‌توان کتاب وی را دانشنامه جغرافیایی- تاریخی جهان دانست که در آن از خلیج فارس همواره با نام «بحر فارس» یاد شده است. ازاین‌رو، مطالب کتاب اعلاق‌‌النفیسه دربارة خلیج فارس اهمیت بسیار دارد. در واقع، این کتاب انعکاس‌دهنده منابع جغرافیایی و تاریخی قرن سوم جهان است. نگارنده به بررسی دقیقِ فاصله میان جزایر و بنادر خلیج فارس می‌پردازد. در بخش مربوط به دریای پارس، نگارنده با اشاره به ویژگی‌های متفاوت و مشابه خلیج فارس و دریای عمان می‌نویسد: «دریای فارس و اقیانوس هند روی‌هم‌رفته یک دریا هستند، جز آنکه حالات مختلف و متضاد دارند. زمانی‌که دریای هند آرام است، دریای فارس امواجش بیشتر متلاطم‌تر و رفت‌وآمد در آن دشوار می‌باشد، ولی زمانی‌که دریای فارس آرام است، دریای هند متلاطم و طوفانی است» (ابن‌رسته، ‌1365: 98). مؤلف همچنین به دشواری کشتیرانی در این منطقه به‌خاطر وجود صخره‌ها و جزایر مرجانی زیر آب اشاره دارد که موجب شکستگی و غرق کشتی‌هایی می‌شود که ملوانان آن چندان آشنایی با راه‌های دریایی در خلیج فارس ندارند (همان: 102-101).

     نویسنده به این نکته اشاره می‌کند که در خلیج فارس تقریباً در همة فصول سال امکان کشتیرانی وجود دارد، اما در دریای هند در فصولی از سال به‌علت طوفانی بودن دریا امکان سفر وجود ندارد. در بخشی از کتاب دراین‌باره می‌نویسد: «به‌سبب اختلاف حالت این دو دریا و نیز به‌سبب طوفانی بودن یکی در زمانی‌که دیگری آرام است، آن دو را به قیاس طبیعت انسان صفراوی و سوداوی خوانده‌اند. بنابراین دریای فارس را مرة‌السودا نامند، زیرا آغاز هیجانش از اول پاییز است و شدت تلاطمش در آخر همین فصل است و تا پایان زمستان بر همین منوال است» (همان: 99-98).

     نویسنده همچنین در بخش مربوط به تقسیمات دریای هند و فارس می‌نویسد: «این دریا در سرزمین حبش دارای خلیجی است که از ناحیه بربر می‌گذرد و به‌همین‌جهت به خلیج بربری معروف است و طول آن 500 میل و عرض کناره آن 100 میل می‌باشد و خلیج دیگری در جانب ایله از آن جدا می‌شود که طول آن 1400 و عرض آن در دهانه 700 میل است. لکن کناره آن، که به نام دریای احمر است، 200 میل می‌باشد و از این دریا خلیج دیگری به‌طرف ناحیه فارس جدا می‌شود که به خلیج فارس موسوم است. طول آن 1400 میل و عرض آن در دهانه 500 میل و در منتهی‌الیه آن 150 میل می‌باشد و بین این دو خلیج، خلیج ابلّه و خلیج فارس، سرزمین حجاز و یمن و سایر بلاد عرب قرار دارد. که فاصله آنها 1500 میل است» (همان: 97-96).

     نکته قابل توجه آن است که مؤلف، حوزه جغرافیایی خلیج فارس را بسیار وسیع‌تر از محدوده کنونی آن می‌داند و بخش جنوبی شبه‌جزیره عربستان را در سواحل خلیج فارس قرار می‌دهد. به‌عبارت‌دیگر، حد فاصل میان ابلّه- بندر تاریخی کنار اروندرود و در جنب دجله- تا دهانه جنوب شبه‌جزیره عربستان را جزئی از خلیج فارس می‌داند. نکته قابل بررسی دیگر، نام‌گذاری بخشی از منطقه کنونی خلیج فارس به خلیج ابلّه است که در منطقه شمالی خلیج فارس قرار دارد. این رسم به‌ظاهر این گونه‌ بوده است که بازرگانان معروف به‌سبب آشنایی با بنادر تجاری مهمِ سواحل شمالی خلیج فارس نام بنادر را بر بخشی از خلیج فارس می‌گذاشتند و با کاهش اهمیت این بنادر و جایگزینی آن با بنادر دیگر، نام بندر جدید را بر مناطق اطراف آن می‌گذاشته‌اند. همچون خلیج ابلّه، خلیج بصره و خلیج عثمانی که به مقطعی خاص از اهمیت‌یابی بصره و ایله و یا ابلّه در تجارت منطقه مربوط است و به بخش شمالی خلیج فارس حدفاصل خور موسی تا جزایر بوبیان و وربه گفته می‌شد. نویسنده در بخشی دیگر از کتاب با دقت به بنادر و جزایر و راه‌های تجارت دریایی خلیج فارس از سواحل شمالیِ در بصره، ایله و سیراف به‌سمت مسقط و هند می‌پردازد. همچنین توصیفاتی از راه‌های کرانه‌ای و پس‌کرانه‌ای خلیج فارس عرضه می‌کند. درمجموع، کتاب اعلاق‌‌النفیسه به‌سبب اشارات دقیق به برخی بنادر و جزایر منطقه خلیج فارس در قرن سوم هجری از اهمیتی خاص برخوردار است. اگرچه بخش‌هایی مهم از آن در دست نیست و فقط یک جلد از هفت جلد آن به‌دست آمده، اما در همین یک جلد اطلاعات مفید و دست اول دربارة اوضاع اقتصادی و جغرافیایی خلیج فارس عرضه شده است.

 کتاب‌شناسی

ابن‌رسته، احمد‌بن عمر‌بن رسته. 1365، اعلاق النفیسه. ترجمه و تعلیق حسین قرچانلو. تهران: امیرکبیر.