دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

ابوعلاء حضرمی

Abu A’lā Hadhrami
نویسنده

     در دورة پیامبر اسلام، ابوعلاء حضرمی به‌عنوان نماینده و سفیر به بحرین فرستاده شد تا مردم آن نواحی را به اسلام دعوت کند. ابوعلاء توانست مردم منطقه را با برقراری صلح و پرداخت جزیه به حکومت اسلامی، تحت لوای اسلام درآورد. به نوشته ابن‌سعد واقدی، پیامبر به ابوعلاء حضرمی گفته بودند با 20 مرد از قبیله عبدالقیس به حضور ایشان شرفیاب شود. ابوعلاء با 20 مرد، که عبدالرحمان‌بن عوف یکی از اینان بود، به خدمت پیامبر رسید و پیامبر نیز او را جانشین خود در بحرین قرار داد که با شکایت آن افراد پیامبر ازنظر خود صرف‌نظر کرد (ابن‌سعد واقدی، همان: 323). حمدالله مستوفی نیز می‌نویسد: ابوعلاء‌بن عبدالله حضرمى از حضرموت و مردى شجاع بود که فتوح بسیار کرد و یکى از هشت تن فرستادگان رسول خدا به نواحى مختلف بود. او به نزد منذر در بحرین فرستاده شد (مستوفی، 1364: 239؛ ابن‌بلخی، 1374: 271). به نوشته حموی، پیامبر نامه‏اى براى منذر‌بن ساوى و سى‌بخت مرزبان هجر فرستاد و ایشان را به اسلام یا جزیه دعوت کرد. آن دو تن اسلام آوردند و همراه ایشان همه اعراب آن دیار و برخى از عجمان مسلمان شدند. اما اهل سرزمین بحرین مجوس و یهود و نصارى بودند؛ آنان با علاء صلح کردند و بین او و ایشان عهدنامه‏اى نوشته شد. ابو علاء مبلغ 80 هزار دینار از مالی را که در بحرین جمع کرده بود، برای پیامبر فرستاد. بعد از وفات پیامبر اسلام و بروز خلأ در ساختار رهبری جهان اسلام، قبایل متعدد در حوزه و قلمرو حکومت اسلامی سر به شورش برداشتند. ابوبکر، خلیفه اول، ابوعلاء حضرمی را به امیری بحرین منسوب کرد (ابن‌اثیر، 1381: 325). وی در منطقه بحرین با برخی از قبایل به نبرد پرداخت که یکی از این اقوام، قوم ربیعه بود (یاقوت حموی، 1380: 445). چون این خبر به خلیفه اول رسید، او خالدبن ولید را، که در یمامه انجام وظیفه می‌کرد، احضار و به او دستور داد تا برای کمک به ابوعلاء حضرمی به بحرین لشکرکشی کند (ابن‌اثیر، همان: 1260). خالد به بحرین رفت و سمره‌بن عمرو عنبرى جانشین او در یمامه شد. یعقوبی در این باره می‌نویسد: «ابوبکر، ابوعلاء را با لشکری گسیل داشت. پس زاره و ناحیه آن را از زمین بحرین گشود و غنیمت به نزد ابوبکر فرستاد و آن نخستین مالی بوده است که ابوبکر آن را میان مردم سرخ و سیاه آزاد یا برده تقسیم کرد و به هر نفر از آنان یک دینار رسید» (یعقوبی، 1378: 14).

 
  Text Box:  

حمله به سواحل خلیج فارس [اطلس تاریخ ایران، 1384: 57]


     ابوعلاء حضرمی شهر دارین در بحرین را تصرف کرد (ابن‌اثیر، همان: 1255-1254). سیف‌ابن ‌عمر ذکر می‌کند که «مسلمانان با علاء حضرمى بر شهر دارین در بحرین چیره شدند (طبری، 1362: 1439-1438) و از آنجا پیاده بر شنزارى آبدار رو به خلیج- خلیج فارس- روان شدند. این شنزار آن اندازه آب داشت که پاى شتران در آن فرو مى‏رفت و از دارین تا کرانه دریا/ خلیج فارس یک شبانه‌روز راه دریایى بود و در راه به مردم برخورده، کشتند و اسیر کردند. از سواران شش هزار و از پیادگان دو هزار تن به آنجا رسیدند» (ابن‌اثیر، همان: 1256).

     ابوعلاء حضرمی برای لشکرکشی از بحرین قوای خود را به دو دسته تقسیم کرد. ابن‌بلخی می‌نویسد: «گروهى را به سردارى جارود‌بن معلّى و گروهی دیگر را به فرماندهى خلیدبن منذر با کشتى به‌سوى ایران فرستاد و این سپاه تا استخر پیش رفتند، اما هر دو فرمانده کشته شدند» (ابن‌بلخی، همان: 271). ابوعلاء در 14ق. بعد از صلح در زاره به دارین رفت و با قبایل متعدد به جنگ پرداخت و جنگجویان بسیار را به قتل رساند و زنان و فرزندان این قبایل را به اسیری گرفت. از همان‌جا، عرفجه‌بن هرثمه را به سواحل فارس گسیل داشت و او با کشتی‌هایش به سواحل فارس حمله کرد و نخستین کسی بود که جزیره‌ای از جزایر فارس را گشود و در آن مسجدی ساخت و سپس به باریخان و اسباف حمله کرد (ابن‌سعد واقدی، همان: 325).

     بعد از فوت خلیفه اول، عمر عهده‌دار حکومت اسلامی شد. خلیفه دوم به مانند پیامبر و خلیفه اول، ابوعلاء حضرمی را به‌عنوان امیر و ولایت‌دار مسلمین در بحرین قرار داد (ابن‌بلخی، همان: 271). بعد از مدتی، ابوعلاء از سمت خود خلع و شخصی دیگر به نام قدامه‌بن مظعون به‌جای وی منصوب شد (ابن‌اثیر، همان: 1460)، اما برحسب نیاز دوباره ازطرف خلیفه به منصب خود بازگشت. ابن‌بلخی می‌نویسد: «ابوعلاء‌بن حضرمى را در 14ق. از ایالت بحرین معزول داشتند و عثمان‌ابن ‌ابى‌العاص ثقفى را به‌جاى وى گماشتند (ابن‌بلخی، همان: 272). اما در سال 16ق.، ابوعلاء‌بن حضرمی بار دیگر به حکومت بحرین رسید و در 17ق. خود را به فارس رساند. هربد، داماد یزدجرد و سپهسالار فارس، در یکى از شهرهاى کناره دریاى فارس به‌دنبال سپاه اعراب رفت و حایل میانه اعراب و ساحل دریا شد. در این نبرد سوار‌بن همام و جارود‌بن معلّى کشته شدند و خالد از استخر، که از نواحى فارس بود، قصد عزیمت به بصره را داشت (همان: 273). عمر پس از شنیدن این خبر، طی دستوراتی به ابوعلاء حضرمی وی را به پشتیبانی از پیشروی نیروهای مسلمان در خاک ایران واداشت (ابن‌بلخی، همان: 271؛ حافظ ابرو، 1375: 102-101).

     ابوعلاء حضرمی تا 20ق. زنده بود و در این سال و سه سال پیش از درگذشت خلیفه دوم، فوت کرد (یاقوت حموی، همان: 445؛ ابن‌اثیر، همان: 1524). ابن‌ثیر محل وفوت او را جایی به نام ساس از سرزمین بنی‌تمیم می‌داند. عمر در 20ق. ابو هریرة دوسى را به‌جای ابوعلاء بر بحرین گمارد. یاقوت حموی می‌نویسد: «عمر ابو هریره را پیش از مرگ علاء بدانجا فرستاد، پس علاء به توّج، که در سرزمین فارس است، آمد تا در آنجا بماند؛ اما به بحرین بازگشت و در آنجا بماند تا درگذشت» (یاقوت حموی، همان).

 

کتاب‌شناسی

ابن‌اثیر، ابن‌محمد. 1381، الکامل فی تاریخ. ترجمه حمید آژیر، ج3. تهران: اساطیر.

ابن‌بلخی. 1374، فارسنامه. براساس متن گایا لسترنج و نیکلسن، با توضیح و تحشیة منصور رستگار فسایی. شیراز: بنیاد فارس‌شناسی.

ابن‌سعد واقدی، محمدبن سعد. 1375، طبقات. ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ج4. تهران: فرهنگ و اندیشه.

اطلس تاریخ ایران. 1384، تهران: سازمان نقشه‌برداری کشور.

بیهقی، علی‌بن زید. 1345، تاریخ بیهق. تصحیح و تعلیقات احمد بهمنیار، با مقدمه میرزا محمد‌بن عبدالوهاب قزوینی. تهران: کتابفروشی فروغی.

حافظ ابرو. 1375، جغرافیای حافظ ابرو. تصحیح و تحقیق صادق سجادی، ج1. تهران: میراث مکتوب.

رامیار، محمود. 1380، تاریخ قرآن. تهران: امیرکبیر.

طبری، محمدبن جریر. 1362، تاریخ الرسل و الملوک. ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: امیرکبیر.

مستوفی، حمدالله. تاریخ گزیده. 1364، به اهتمام عبدالحسین نوایی. تهران: امیرکبیر.

یاقوت حموی، یاقوت‌بن عبدالله. 1380، معجم‌البلدان. ترجمة علینقی منزوی، ویراستار محمد جوزی و نادر کریمیان سردشتی، ج 1. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور.

یعقوبی، احمدبن اسحاق. 1378، تاریخ یعقوبی. ترجمه محمدابراهیم آیتی. تهران: وزارت فرهنگ و آموزش عالی و علمی و فرهنگی.