اجداد ابواسحاق زرتشتی بودند، اما پدر و مادرش به دین اسلام درآمده بودند و وی در خانوادهای نومسلمان زاده شد. از عنفوان جوانی در مسجد جامع شهر کازرون وعظ میگفت، اما همواره مخالفانی در میان موعظهگویان بودند که مانع کار او میشدند (ابنعتصان، 1358: 125). در زمان او هنوز زرتشتیان در کازرون نفوذ داشتند و با طرحهای او برای بنای مساجد جدید مخالفت میکردند. از میان طریقتهای پرنفوذ در کازرون به طریقت ابنحفیف شیرازی روی آورد که مشخصة بارز آن ستاندن از مردم غنی و کمک به مردم نیازمند بود (همان: 18-17؛ عطار، 1366: 764). سرانجام، خرقة شیخی را به وصیت ابنحفیف از حسین آکار دریافت کرد. در زمان او کازرون صحنة درگیریهای کوچک و بزرگ بین زرتشتیان و مسلمانان بود. شیخ ابواسحاق نقشی مهم در این درگیریها ایفا میکرد و تلاش او برای مسلمان کردن زرتشتیان شهره بود. در این ایام، فرمانروایان آل بویه در فارس حکمروایی داشتند و حکمرانان شهر از زرتشتیان بودند. در چنین شرایطی شیخ با تعصب و پشتکارِ چشمگیر به تبلیغ دین اسلام و مسلمان کردن مردم میپرداخت. گفته شده است 24 هزار نفر از مردم شهر بهدست او اسلام آوردهاند (زرکوب شیرازی، 1350: 146). از دیدار و مکاتبه او با ابوسعید ابوالخیر و با ابنسینا سخن رفته است، اما اسناد معتبر دربارة آن وجود ندارد و از جانب سیرتنامهنویسان جدی گرفته نشده است. از کرامات او بسیار گفته شده و حکمرانان مناطق مختلف او را گرامی داشته و به او توجه نشان دادهاند. هممشربانی از لبنان او را به سفر به آن دیار و مصاحبت دعوت کردند که با این سفر بر آنان تأثیر بسیار گذاشت (همان).
طریقت کازرونیه، که شیخ تأسیس کرد، چنان گسترش یافت که خانقاههای آن به شبکهای بزرگ تبدیل شدند و سپاهیانی هم برای جهاد علیه مسیحیان در آناتولی بسیج کردند. گفتهاند شیخ بر شبکهای از خانقاهها نظارت داشت که شمار آنها به 65 میرسید و در بلاد فارس، کرمان، اصفهان، زنجان، گیلان و خراسان پراکنده بودند (دوانی، 1335: 66-26).
ابواسحاق کازرونی در مذهب شافعی و در مشرب اشعری بود. مساجد و خانقاههای پرعظمت به همت او ساخته شد که بهدست شاهاسماعیل صفوی ویران شدند و از آنها اثری باقی نمانده است. از شیخ، آثار مکتوب جز روایتهایی به نوشتة دیگران و اشعاری به لهجه کازرونی و وصیتگونهای خطاب به ابوالفتح عبدالسلامبن احمد در دست نیست.
طریقت شیخ ابواسحاق بعد از مرگ همچنان گسترش یافت و پیروانش آن را در سراسر سرزمینهای جنوبی ایران اشاعه دادند. مقبرة او محل زیارت مریدان و بزرگان بسیار بود و شهرت بسیار داشت. آوردهاند که زائران این مقبره کرامات بسیار دیده تا جاییکه آن را تریاک اکبر نامیدهاند (مستوفی، 1364: 659).
کتابشناسی
ابنبلخی. 1363، فارسنامه. به اهتمام و تصحیح گای لسترنج و رینولد آلن نیکلسون. تهران: دنیای کتاب و علمی.
ابنعتصان، محمود. 1358، فردوس المرشدیه فیاسرارالصمدیه. به کوشش ایرج افشار. تهران: انجمن آثار ملی.
دوانی، جلالالدین. 1335، «عرض سپاه اوزونحسن»، به کوشش ایرج افشار. مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران. ش 2، سال سوم: صص 66-26.
زرکوب شیرازی، احمدبن شهابالدین. 1350، شیرازنامه. به کوشش اسماعیل واعظ جوادی. تهران: بنیاد فرهنگ ایران.
عطار، فریدالدین. 1366، تذکرةالاولیاء. به کوشش محمد استعلامی. تهران: بینا.
مستوفی، حمدالله. 1364، تاریخ گزیده. به اهتمام عبدالحسین نوایی. تهران: امیرکبیر.