در بین مورخین در این خصوص که اردشیر خُرّه یکی از نواحی ایالت پارس بوده است اتفاقنظر وجود دارد، اما در باب معنا و مفهوم واژه اردشیرخُرّه و نواحی وابسته به آن اختلافنظر دیده میشود. به استناد منابع موجود، شهرهای گور، شیراز و سیراف از مهمترین نواحی اردشیرخُرّه محسوب میشدند. شهر گور مرکز کورة اردشیرخُرّه بود که در زمان شاهنشاهی عضدالدوله دیلمی (372-338ق) به فیروزآباد تغییر نام یافت. زیرا برای عضدالدوله خوشایند نبود که هنگام حضور در آن شهر گفته شود: «ملک به گور رفت» (مقدسی، 1361: 644). شهر گور، آبادیهای فراوان داشت و بهوسیلة بارو و خندق محافظت میشد. این شهر چهار دروازه داشت و در نزدیکی برکهای در آن، آتشکدهای با نام بارین ساختهشده بود (اصطخری، 1373: 105، 110). ابنحوقل از ساختمانی که به فرمان اردشیر بر مکانی مرتفع در مرکز شهر گور احداث شده بود، با عنوان عربی «طربال»/ برج یا عمارت برجسته یاد کرده است (ابنحوقل، 1366: 48). به نوشته مقدسی، گور «شهری خوش و زیبا و دلگشا و فرحزا و مرکز گل است» (مقدسی، همان: 644) و در کتاب حدود العالم من المشرق الی المغرب در قرن چهارم هجری قمری آمده است که از شهر گور/ جور «گلاب جوری خیزد کی به همه جهان ببرند» (حدود العالم من المشرق الی المغرب، 1372: 374). انواع عرقیات گیاهی و عطری از گل سرخ در شهر گور تولید میشد که بسیار مشهور بود (لسترنج، همان: 315-314).
شیراز نیز یکی دیگر از شهرهای مهم کورة اردشیر خُرّه بهشمار میرفت. اصطخری بنای شیراز را منسوب به محمدبن قاسمبن ابی عقیل- پسر عموی حجّاجبن یوسف- دانسته است که حکومت فارس را برعهده داشت. به نوشتة اصطخری «شیراز به زبان اهل فرس یعنی شکم شیر؛ جهت آنکه تمامت شهرها که در آن ناحیت و اقلیم است، مالهای ایشان جمله به شیراز نقل میشود» (اصطخری، همان: 111). اما به نوشتة فارسنامه ناصری، این شهر در 74ق. به دستور محمدبن یوسف (برادر حجاجبن یوسف ثقفی) پی افکنده شد (حسینی فسائی، بیتا: 8). در کتاب حدود العالم من المشرق الی المغرب راجع به شیراز نیز چنین آمده است: «شهری بزرگ است و خرّم و با خواسته و مردمان بسیار و دارالملک است... و اندر وی یکی قهندزست قدیم، سخت استوار آن را قلعه شه موبد خوانند» (حدود العالم من المشرق الی المغرب، همان: 373).
سیراف نیز ازجمله شهرهای پراهمیت کوره اردشیر خُرّه بود که در ساحل خلیج فارس قرار داشت و «جای بازرگانان و بارگاه پارس» بود (همان: 374). این بندر بسیار بزرگ بود و بهلحاظ بازرگانی اهمیّت فراوان داشت و محصولاتی مانند غله و خرما در آن تولید میشد(حمدالله مستوفی، 1362: 117). شهرکهای «نجیر» و «جم» (حدود العالم من المشرق الی المغرب، 1372: 375-374) و دهستان حورشی/ خوراشی (ابنبلخی، همان: 340-339) در حوزة سیراف قرار داشتند. جزایر «کشم»/ قشم/ لافت/ ابرکافان؛ «اوال»/ بحرین، «کیش»/ قیس از مهمترین جزایر خلیج فارس بودند که در حوزه کوره اردشیرخُرّه واقع بودند (لسترنج، همان: 282-281). بعضی منابع جغرافیایی جزیره خارک معروف به «درّ یتیم» را نیز جزء کوره مزبور آوردهاند (جیهانی، 1368: 110، 125).
بخشهای ساحلی کوره اردشیر خُرّه را «سیف» یعنی کناره میخواندند و محل سکونت اعرابی بود که از جنوب خلیج فارس به سواحل شمالی مهاجرت کرده بودند (لسترنج، همان: 277-276). اصطخری؛ سیف بنیالصفار، سیف آل ابی زهیر و سیف عماره را از نواحی کوره اردشیرخُرّه دانسته است (اصطخری، همان: 95-94).
برخی دیگر از شهرها و آبادیهای کوره اردشیر خُرّه عبارت بودند از: «خبر»/ خفر، شهری با هوایی معتدل، آبی گوارا، غله و میوههای سردسیری و گرمسیری ازجمله ترنج، لیمو و شمامه (نوعی خربزه خوشبو موسوم به دستنبو)؛ «کوار» شهرکی سرسبز و خرّم با توابع بسیار که غله و میوه بهویژه انار و بادام فراوان داشت و کرباس و حصیر از مصنوعات آنجا بود (ابنبلخی، همان: 324-323)؛ «میمند» شهری کوچک و گرمسیری با محصولاتی مانند غله، انگور و سایر میوهجات (حمدالله مستوفی، همان: 119)؛ «صیمکان»/ سیمکان در شمال قیر و کارزین و ابرز و هیرک از توابع سیمکان از دیگر توابع اردشیرخوره بودند (لسترنج، همان: 274-273)؛ «قیر»، «کارزین» و «ابرز» از شهرهای متوسط و کوچک گرمسیری محسوب میشدند و «لاغر» و «کهرجان» از نواحی مربوط به کارزین بهشمار میرفتند (حمدالله مستوفی، همان: 119-118)؛ «خنیفقان»/ خنافگان روستایی بزرگ که بر سر راه فیروزآباد قرار داشت؛ «سروستان» و «کوهنجان» شهرکهایی واقع در میان شیراز و فسا بودند که علاوهبر انگور و میوههای سردسیری، شکارگاهی معروف داشتند (ابنبلخی، همان: 337-324). به نوشته حافظ ابرو، «بوشکانات» نامی بود که برای «جمله نواحی گرمسیرات» نزدیک به دریا در کوره اردشیرخُرّه بهکار میرفت و بوشکان، سانا/ شنان، هرمو، همجان، کبرنی/ کبرین از توابع بوشکانات بودند و خرما از عمده محصولات آنجا بهشمار میرفت (حافظ ابرو، 1378: 124). «ماندستان» نیز از دیگر نواحی کوره اردشیرخُرّه بود. به نوشته ابنبلخی «حتیزیر» از نواحی گرمسیری بود که در نزدیکی ایراهستان قرار داشت. «هزو» و «ساویه» نیز در نواحی ساحلی خلیج فارس واقع بودند و در محدوده اداری جزیره کیش قرار داشتند (ابنبلخی، همان: 341-326). در بعضی منابع جغرافیایی، «توّز»/ توّج که پارچههای کتانی آن با نام توّزی شهرت بسیار داشت (مقدسی، همان: 648) از نواحی گرمسیری کوره اردشیرخُرّه محسوب شده است (حافظ ابرو، همان: 126).
ازلحاظ جغرافیای انسانی، در ایالت فارس قبایلی کوچنشین میزیستند که ابنحوقل از 33 قبیله مشهور آنان نام برده و جمعیت آنها را بیشتر از 000,500 خانوار ذکر کرده است (ابنحوقل، همان: 40). این قبایل ازطریق دامداری روزگار میگذراندند و از آنان با عنوان «کرد» به معنای اقوام چادرنشین
یاد شده است. قلمرو این قبایل را «زم» یا «رم» به معنی «رمه» میخواندند. در فارس پنج زم وجود داشت که زم اللوالجان و
زم کاریان در کوره اردشیرخُرّه قرار گرفته بودند (اصطخری، همان: 100).
دریاچه ماهلویه/ جمکان، جنکان یا مهارلو در کوره اردشیرخُرّه قرار داشت. رودخانه یا نهر سکان/ صکان، ثکان یا زکان نیز در آن کوره جاری بود و از حوالی گویم/ جویم در شمال غرب شیراز سرچشمه میگرفت (لسترنج، همان: 272). رود سکان پس از آبیاری برخی از روستاهای شیراز، بهسوی کوار جریان داشت و خفر، سیمکان، کارزین، قیر، ابرز، لاغر و بعضی از نواحی سیراف و سرانجام روستای ثکان را سیراب میکرد و سپس به خلیج فارس میریخت. نهر برازه/ برزه یا تیرزه که آن را «برازه حکیم» نیز میگفتند و از روستای خنیفقان (سر راه فیروزآباد) سرچشمه میگرفت؛ پس از آبیاری شهر و نواحی فیروزآباد به رودخانه ثکان میپیوست (ابنبلخی، همان: 364-362).
کتابشناسی
ابنبلخی. 1374، فارسنامه. با توضیح و تحشیه منصور رستگار فسایی. شیراز: بنیاد فارسشناسی.
ابنحوقل، محمدبن حوقل. 1366، سفرنامه ابنحوقل (ایران در صورةالارض). ترجمه و توضیح جعفر شعار. تهران: امیرکبیر.
اصطخری، ابراهیمبن محمد. 1373، مسالک و ممالک. ترجمه محمدبن اسعدبن عبدالله، به کوشش ایرج افشار. تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی.
تبریزی، محمدبن حسینبن خلف. 1357، برهان قاطع. به اهتمام محمد معین، ج 2. تهران: امیرکبیر.
جیهانی، ابوالقاسمبن احمد. 1368، اشکال العالم. ترجمه علیبن عبدالله کاتب، با مقدمه و تعلیقات فیروز منصوری. تهران: بهنشر.
حافظ ابرو، عبداللهبن لطفالله. 1378، جغرافیای حافظ ابرو. به تصحیح صادق سجادی، ج 2. تهران: دفتر نشر میراث مکتوب و آئینة میراث.
حدود العالم من المشرق الی المغرب. 1372، با تعلیقات ولادیمیر فئودو رویچ مینورسکی و بارتولد ولادیمیرویچ، به تصحیح میراحمدی و غلامرضا ورهرام. تهران: دانشگاه الزهرا.
حسینی فسائی، حسن. [بیتا] تاریخ فارسنامه ناصری. تهران: سنایی.
حمدالله مستوفی، حمدالله ابیبکر. 1362، نزههالقلوب. به تصحیح گای لسترنج. تهران: دنیای کتاب.
حمزه اصفهانی، حمزه بنیحسن. 1367، تاریخ پیامبران و شاهان (تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیا). ترجمه جعفر شعار، چ 2. تهران: امیرکبیر.
لسترنج، گای. 1364، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی. ترجمه محمود عرفان. تهران: علمی و فرهنگی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی.
مقدسی، محمدبن احمد. 1361، احسنالتقاسیم فی معرفهالاقالیم. ترجمه علینقی منزوی. تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران.