دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

ابوزید سیرافی

Abu Zayd Sirāf

     ابوزید در ابتدای بخش دوم سلسلة‌التواریخ آورده است: پس از تأمل در کتاب سلیمان تاجر، اخبار و اطلاعاتی که در مورد دریاها، پادشاهان و احوال آنان را به کتاب اضافه کرده است. او تاریخ نگارش کتاب را 237‌ق. بیان کرده و اذعان می‌دارد که در این زمان آمد‌و‌شد بازرگانان بین‌النهرین و ایران از خلیج فارس به‌سمت دریای هندوچین رونق فراوان داشته است (سیرافی، 1381: 89). ابوزید ضمن تأیید گزارش رسالة سلیمان تاجر به کاهش روابط تجاری تجار سیراف و خلیج فارس با دریای هندوچین اشاره می‌کند و آن را ناشی از شورش سال 264ق./878 م. چین و پیامدهای آن می‌داند. به گزارش او با وجود سرکوب این شورش، نابسامانی تجارت داخلی به تجارت خارجی نیز سرایت و آن را مختل کرد (سیرافی، همان: 93-90). متن رساله دوم نشان می‌دهد که در این بخش از رساله علاوه‌بر گزارش ابن‌وهب، از حکایات و گزارش دیگر دریانوردان نیز استفاده شده است. اما به‌نظر می‌رسد شاکله اصلی رساله دوم را گزارش ابن‌وهب تشکیل می‌دهد؛ ضمن اینکه توضیحات بعدی نشان می‌دهد ابن‌وهب معاصر ابوزید بوده و او مستقیماً این گزارش‌ها را شنیده است چنان‌که می‌نویسد: «آن‌گاه از ابن‌وهب دربارة شهر خمدان، که پایتخت شاه بود، سؤال کردیم تا آن را وصف کند» (سیرافی، همان: 105). گزارش مسعودی نیز ارتباط مستقیم و دریافت اخبار شفاهی از ابن‌وهب را تقویت می‌کند، با این تفاوت که نام او را «ابن‌هبار قرشی» یاد می‌کند (مسعودی، همان: 143) و در وصف او آورده است: وی مردی خردمند و متمول و از فرزندان «هبار ابن‌اسود» بود که در فتنه صاحب‌الزنج از بصره به سیراف رفت و ازطریق دریا به هندوچین سفر کرده است (مسعودی، همان: 139).

     ابوزید در بخش پایانی رساله دوم، علاوه‌بر مسیر تجاری خلیج فارس با دریای هندوچین به روابط تجاری و مسیر کشتیرانی دریانوردان ایرانی و عرب از خلیج فارس و بندر سیراف به‌سمت غرب و دریای قلزم/ دریای سرخ پرداخته است (سیرافی، همان: 138-137). وی همچنین در بخشی از گفت‌وگوی پادشاه چین با ابن‌وهب دربارة اهمیت چیرگی اعراب مسلمان بر ایران آورده است: «حقا که اعراب بر بزرگ‌ترین مملکت چیره شدند، مملکتی که سرزمین‌هایش از همه‌جا وسیع‌تر و دارائی‌اش بیشتر و مردانش خردمند‌تر و آوازه‌اش عالم‌گیرتر است» (سیرافی، همان: 100). در پایان رساله دوم، ابو‌زید سیرافی به‌صراحت بیان کرده است که آنچه نوشته، گزیده‌ای از اخبار و گزارش‌هایی است که ازطریق مسافران دریایی به‌دست او رسیده است و وی آن را مجموعه‌ای از اخبار و گزارش‌های صحیح‌تر می‌داند که از بین اخبار و حکایات شگفت همراه با دروغ انتخاب کرده است (سیرافی، همان: 143).

     کراچکوفسکی با استناد به گزارش متن کتاب سلسله‌التواریخ آورده است: ابوزید سیرافی در قرن چهارم ق./ دهم م. حکایات سلیمان تاجر و ابن‌وهب را به‌شکلی مدون درآورده که امروزه به‌دست ما رسیده است. به‌نظر او ابوزید سیرافی، جهانگرد یا دانشور نبود بلکه به‌خاطر علاقه‌ای که به حکایات سیاحان داشت به جمع‌آوری این‌گونه حکایات در سیراف و یا در بصره پرداخت که کاری دشوار هم نبود (کراچکوفسکی، 1379: 115).

کتاب‌شناسی

اصطخری، ابراهیم‌بن محمد. 1368، مسالک الممالک. ترجمه فارس قرن پنجم/ ششم هجری، به اهتمام ایرج افشار. تهران: علمی و فرهنگی.

حسن، هادی. 1371، سرگذشت کشتیرانی ایرانیان از دیرباز تا قرن شانزدهم میلادی. ترجمه امید اقتداری، تصحیح احمد اقتداری. تهران: به نشر.

سیرافی، سلیمان. 1381، سلسله‌‌التواریخ، یا، اخبار الصین و الهند. ترجمه حسین قر‌چانلو. تهران: اساطیر.

کراچکوفسکی، ایگناتی یولیانوویچ. 1379، تاریخ نوشته‌های جغرافیایی در جهان اسلامی. ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: علمی و فرهنگی.

مسعودی، ابوالحسن علی‌بن حسین. 1370، مروج‌الذهب. ترجمه ابوالقاسم پاینده. تهران: علمی و فرهنگی.