دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

ارجان

Arjān
نویسنده

     لغت‌شناسان واژه ارجان را ارزش و احترام معنا کرده‌اند (شبانه، همان: 50). برخی تشابه لفظی انشان/ انزان با ارجان باستانی را دلیلی بر آن گرفته‌اند که باید انزان تاریخی را همان ارّجان دورۀ اسلامی یا در حوالی آن جست‌وجو کرد (مصدر، همان: 21) هرچند برخی منابع باستان‌شناسی مناطقی دیگر را ازجمله در لرستان و ایذه با انشان یا انزان قدیم مطابقت داده‌اند (محمدی و شهریاری، 1388: 41). درهرصورت، ارّجان نام یکی از مهم‌ترین مناطق مرتبط با عیلامی‌ها است که در ادامۀ سیر تاریخی ایران در دورة ساسانی و اسلامی همچنان نقش و اهمیت خود را به‌عنوان یکی از شهرهای مهم منطقه حفظ کرده است. این نام، که برای نخستین‌بار بر مهرهای دورۀ ساسانی دیده شده (Frye, 1973: 60-63) و ازاین‌طریق وارد متون تاریخی می‌شود، به‌صورت ا.ر.گ.ا.ن (Gaube, 1973: 85) نوشته شده است. در سکه‌های عرب- ساسانی نیز ارجان به‌صورت ا.ر.ج.ن (Walker, 1967: 85) و در منابع دورة اسلامی به‌صورت‌های الرجان و ارگان (طبری، 1352: 94) آمده است. به نوشتۀ برخی نویسندگان دورۀ اسلامی این شهر همان شهر قباد خُره است که قباد ساسانی (531-488م.) بعد از پیروزی بر رومیان، بین فارس و خوزستان بنا کرد (ابن‌بطریق، 1905: 191). برخی از نویسندگان دورة اسلامی برقباد بر کرانۀ شرقی دجله را (یاقوت حموی، 1380: 194) با قباد خره/ ارجان اشتباه گرفته (دینوری، 1960: 66) و آن را ارجان باستان دانسته‌اند. طبری نیز از این منطقه به نام رامقباد (طبری، همان: 94) و حمزه اصفهانی به نام «به‌ازآمدکواد» (حمزه اصفهانی، 1304: 55) یاد کرده است. در نتیجۀ اختلاط نام ارجان با نام یکی از شهرهای ساخته‌شده به‌دست قباد در متون دورة اسلامی، مارکوارت و شوارتس «وه‌ازآمدکواد» را ارجان باستان دانسته‌اند (Marquart, 1901: 41-42؛ Schwarz, 1969: 112). نولدکه به‌ازآمدکواد را به‌جای ارجان استفاده کرده (نولدکه، 1388: 167) و واکر ارجان را حاکم‌نشین برمقباد مفروض گرفته است (Walker, Ibid: 108). درهرصورت، یافت شدن سکه‌هایی با تاریخ ضرب همزمان در ارجان و برمقباد در 54 ق. به نام عبدالرحمن‌بن زیاد و سکه‌هایی در 56 ق. در ارجان و 58 ق. در برمقباد به نام حکم‌بن ابی‌العاص، حدس اطلاق دو شهر فوق به یک مکان واحد را تقریباً غیرممکن می‌کند (Walker, Ibid: 1967: 85-87).

     موقعیت جغرافیایی خاص ارجان و قرارگیری آن بر سر راه‌های مهم ارتباطی و نقش حائل این منطقه بین استان‌های فارس و خوزستان به‌همراه مسیرهای ارتباطی این شهر به بیشاپور، شوش، تخت جمشید، بغداد و مناطق ساحلی جنوب ایران (جیهانی، 1368: 107) نشان از نقش و اهمیت ویژه ارجان در منطقه دارد. وجود سه بندر مهم تجاری گناوه، مهروبان و سینیز در ارجان (مستوفی، 1913: 131) خود دلیل قاطع بر اهمیت تجاری-اقتصادی ارجان در منطقه است. به گواهی متون تاریخی به واسطۀ موقعیت جغرافیایی خاص ارجان و دارا بودن آب کشاورزی کافی انواع محصولات کشاورزی سردسیری و گرمسیری ازجمله انگور، ترنج، لیمو، گردو، انار، انجیر و زیتون در این منطقه کشت می‌شده است (مسعودی، 1964: 54). علاوه بر کشاورزی، صنعت بافندگی ارجان- به گواه اصطخری (اصطخری، همان: 154) و مقدسی (مقدسی، همان: 422)- در منطقه شهره بوده است. از دیگر صنایع و فعالیت‌های مردمان ارجان می‌توان به تولید صابون و ماهیگیری اشاره کرد (همان). به‌واسطۀ همین ثروت و درآمدهای اقتصادی ارجان است که به گواه مقدسی، عضدالدوله دیلمی به جمع‌آوری دقیق مالیات منطقه ارجان اهمیت بسیار می‌داده است (همان). این موارد به‌خوبی در این جملۀ مقدسی نمود یافته است که ارجان را انبار فارس و عراق و بارانداز خوزستان و اصفهان می‌داند (همان). به گواهی متون تاریخی، ارجان شهری پرآب بوده که این خود در تقویت اقتصادی این شهر بسیار مؤثر بوده است. رودخانۀ طاب که مرز دو ایالت خوزستان و فارس را تشکیل می‌داد. در دورۀ ساسانی شهر ارجان را مشروب می‌کرد (ابن‌حوقل، همان: 274). امروزه شاخه‌های این رودخانه را مارون و جراحی می‌نامند (مینورسکی، 1342: 49). مقدسی و ناصر خسرو نیز به نهری در ارجان اشاره می‌کنند که از این شهر می‌گذشته و اهالی محل از آن برای آبیاری باغات خود استفاده می‌کردند (مقدسی، همان: 425). ابن‌حوقل نیز به استفاده شهروندان ارجان از قنات و انتقال آب به سردابه‌ها اشاره می‌کند (ابن‌حوقل، همان: 415). برخی این سردابه‌ها را به‌خاطر آسایش مردم از گرمای تابستان می‌دانند (ناصرخسرو، همان: 116) و برخی دیگر آنها را کلیسا یا دیر مسیحی ساخته‌شده در دورۀ ساسانی می‌شناسند (مصدر، همان: 120). ابن‌حوقل در جایی راجع به آب منطقه ارجان اشاره می‌کند که آب ارجان خوش و گوارا نیست (ابن‌حوقل، همان: 269).

     شهر ارجان به نوشتۀ برخی نویسندگان دورۀ اسلامی در دورۀ ساسانی به‌دست قباد، پسر فیروز، در 502‌م. ساخته شد (ابن‌بلخی، همان: 203). هرچند، برخی دیگر از نویسندگان به‌وجود این شهر قبل از قباد و همزمان با اردشیر اول (224-241م.) (طبری، همان: 40) و شاپور اول (227-241م.) (ثعالبی غنی، 1900: 527) اشاره می‌کنند. درهرصورت، با کاوش‌های انجام‌گرفته به‌وسیلة میرعابدین کابلی و احسان یغمایی در ارجان، نشانه‌هایی از سکونت در این منطقه همزمان با عیلام جدید (743-642 پ.م.) در دست است (توحیدی و خلیلیان، 1361: 290-232). از آثار کشف‌شده در این منطقه که در تاریخ‌گذاری ارجان کمک فراوانی کرده، جام معروف به ارجان، حلقه قدرت، تابوت مفرغی، خنجر، دگمه‌های طلایی و ظروف فلزی است که همگی از درون آرامگاه یکی از شاهان عیلامی موسوم به کیدین هوتران به‌دست آمده است (مداری و کیکاوسی، 1381: 5).

     یکی دیگر از ادوار سکونت در ارجان به دورۀ ساسانی مربوط است. به‌رغم کمبود اطلاعات درباره ارجان دورۀ ساسانی، با توجه به موقعیت جغرافیایی این منطقه و قرار گرفتن آن بر سر راه‌های ارتباطی و در شمار یکی از ایالات پنجگانۀ فارس در این زمان، به‌نظر ارجان منطقه‌ای مهم در دورۀ ساسانی بوده است. بلاذری از فتح ارجان به‌وسیلة مسلمانان به‌دست ابوموسی اشعری و عثمان‌بن ابی العاص در زمان عمر اطلاع می‌دهد (بلاذری، 1865: 388). یافت سکه‌هایی از 54 و 56 هجری در ارجان از قدمت این منطقه در زمان امویان حکایت دارد. حضور خوارج در اوایل دورة اسلامی در ارجان (معمر، 1964: 199) و فراوانی مذاهب در این منطقه به گواهی ناصرخسرو با اکثریت معتزله (ناصرخسرو، همان: 164) دلیلی دیگر بر اهمیت این منطقه در اوایل دوره اسلامی است. ارجان در دورۀ آل بویه به گواهی سکه‌های یافت‌شده و متون تاریخی به اوج شکوفایی خود رسید؛ به‌نحوی‌که برخی آن را اقامتگاه رکن‌الدوله دیلمی دانسته‌اند (ابن‌اثیر، 1381: 63؛ Busse, 1975: 289). این گفتۀ رکن‌الدوله که من بین‌النهرین را به‌خاطر نامش می‌خواهم و ارجان را برای عایداتش (فرای، 1363: 244) گواهی دیگر بر نقش حائز اهمیت ارجان در آن زمان دارد. در ظاهر، دورة انحطاط ارجان از همان نقطۀ اوج آن در اواخر دورة آل بویه شروع می‌شود. درگیری‌های حاکمان آل بویه با سلجوقیان و ویرانی بنادر ارجان (ابن‌اثیر، همان: 145)، وجود بیماری‌های مهلک در منطقه (حمزه اصفهانی، همان: 126)، زلزله‌های ویرانگر قرن 5 هجری (ابن‌اثیر، همان: 145)، هجوم و غارت اسماعیلیان (نیستانی، 1377: 465) و جنگ قدرت بین داعیان ارجان در دوره‌های مختلف سلجوقی، خوارزمشاهی و ایلخانی به‌خصوص جنگ بین اتابکان فارس و لر، این شهر کهن را برای همیشه به نابودی کشاند (شبانه، همان: 48). این ویرانی را حمدالله مستوفی به‌خوبی بازتاب داده است: «به روزگار استیلای ملاحده لعنهم الله خرابی تمام بحال آن راه یافت» (مستوفی، 1913: 147). آخرین کوشش‌ها برای بازسازی ارجان در زمان ایلخانان ناکام ماند و ارجان در نیمه دوم قرن 8 هجری برای همیشه متروک شد (لسترنج، 1364: 291). همزمان در چند کیلومتری ارجان، شهری جدید به نام بهبهان احداث شد و شهروندان ارجان به این شهر تازه‌تأسیس مهاجرت کردند (شبانه، همان: 48).

     مهم‌ترین اثر تاریخی به‌دست‌آمده از کاوش‌های باستان‌شناسی ارجان آرامگاه کیدین هوتران است. در درون این آرامگاه که از سنگ و گچ ساخته شده، جام طلایی، حلقه قدرت با کتیبه‌ای عیلامی، تابوتی مفرغی، خنجر، دگمه‌های طلایی، ظروف فلزی، قطعاتی پارچه و غیره به‌دست آمد (توحیدی، همان: 232؛ مداری و کیکاوسی، همان: 5). براساس این آثار، برخی آرامگاه را به دورۀ عیلام جدید (توحیدی، همان: 254) و برخی نیز به نیمه اول سده 8 پ.م. به پادشاهی محلی نسبت می‌دهند (علیزاده، 1369: 286). از دیگر آثار ملموس باستان‌شناسی ارجان که این‌بار در بررسی‌های باستان‌شناختی منطقه به‌دست آمده است، بقایای دو پل ساخته‌شده از سنگ و گچ از دورۀ ساسانی است (نیستانی، همان: 465؛ دوبد، 1371: 189). به‌نظر، این دو پل همان پل‌هایی هستند که در متون تاریخی از آنها با نام خسروی (ابن‌خردادبه، همان: 43)، ثکان (ابن‌بلخی، همان: 148) و نکار (جیهانی، همان: 113) یاد شده است. دوبد نیز نام این دو پل را بیگم و دختر نامیده است (دوبد، 1371: 189). اصطخری، ابن‌حوقل و ادریسی فاصلۀ پل ارجان تا شهر ارجان را که از سنگ ساخته‌شده (جیهانی، همان: 124) به اندازۀ یک پرتاب تیر دانسته‌اند (ادریسی، 1989: 412). به‌علاوه، برخی مورخین سده‌های نخست اسلامی از آتشکده‌ای مربوط به دورۀ کیانی (شهرستانی، 1361: 437) و قلعه‌ای برای آموزش متون مذهبی زرتشتی (جیهانی، همان: 112) در ارجان یاد می‌کنند. بلاذری نیز به مسجد جامعی اشاره می‌کند که به‌وسیلة حجاج‌بن یوسف در ارجان ساخته‌شده است (بلاذری، همان: 392). اعتمادالسلطنه براساس توصیفات بلاذری، مسجد جامع را از بناهای دورۀ آل بویه قلمداد کرده است (اعتمادالسلطنه، 1363: 125). به‌علاوه کشف سکه‌های عرب ساسانی در ارجان نشان از اهمیت منطقه در سده‌های نخست هجری دارد. این منطقه را یکی از مناطق اصلی ضرب سکه‌های عرب ساسانی می‌دانند (سرفراز و آورزمانی 1379، 139). ضرابخانه شهر در عصر صفاریان همچنان فعال بوده (فرای، همان: 323) و در دورۀ آل بویه جایگاهی ویژه در منطقه داشته است (سرفراز و آورزمانی، همان: 200). کشف سکه‌هایی از این دوره، ضمن تأیید مورد فوق، نشان‌دهندۀ اهمیت ارجان همزمان با دوره آل بویه است (همان).

     از ارجان شخصیت‌های مذهبی و علمی فراوان در دورة اسلامی به پا خواسته است. از این میان می‌توان به برخی اصحاب ائمه معصومین اشاره کرد: عبدالله‌بن بُکیر ارجانی از اصحاب امام صادق (ع)، حسین‌بن عبدالله ارجانی از اصحاب امام صادق (ع)، عبدالله‌بن محمد الارجانی از اصحاب امام صادق (ع) و محمدبن رجاء ارجانی از اصحاب امام جواد (ع) (مصدر، همان: 184-177). از محدثین اهل تشیع و تسنن ارجان می‌توان به ابی اسحاق ارجانی، ابوعلی ارجانی فارسی، عبدالاعلی ارجانی، عبدالله‌بن علا ارجانی و حسن‌بن علی الارجانی از محدثین اهل تشیع و ابواسحاق ابراهیم‌بن احمد‌بن زید ارجانی، ابوالحسن احمد‌بن محمد‌بن احمد‌بن عقبه المضرس ارجانی، ابوبکر محمد‌بن قاسم‌بن زهیر ارجانی، حسن‌بن محمد‌بن حسن‌بن یزداذ‌بن مهران ارجانی، احمدبن ایوب ارجانی و احمد‌بن محمد‌بن سفیان ارجانی از محدثین تسنن اشاره کرد (مصدر، همان: 197-184؛ شبانه، همان: 51). از دیگر مشاهیر ارجان می‌توان به متصوفین این منطقه ازجمله بُندار ارجانی و ابوعبدالله ارجانی، معروف به مانک، از عرفای مشهور ارجان اشاره کرد (مصدر، همان: 250-244). از دیگر مشاهیر منطقه می‌توان به طبیبان (علی‌بن عباس مجوسی ارجانی نویسندۀ کتاب الکامل الصناعه فی الطب، ابوسعید ارجانی، ابوسهل ارجانی)، قضات (ابوبکر‌بن شاهویه، ابوعلی حسن‌بن ابوالقاسم تنوخی، احمدبن محمد فقیه، ابوبکر احمدبن محمد‌بن الحسن) و کاتبان (فرامرز‌بن خداداد ابن‌ عبدالله معروف به کاتب ارجانی صاحب کتاب مشهور سمک عیار) ارجان اشاره کرد (مصدر، همان: 306-282؛ شبانه، همان: 52-51).

 کتاب‌شناسی

ابن‌اثیر. 1381، الکامل. ترجمۀ حمید آژیر، تهران: اساطیر.

ابن‌بطریق، س. 1905، التاریخ المجموع علی التحقیق و التصدیق. بیروت:.

ابن‌بلخی، ع. 1363، فارسنامه. به کوشش گای لسترنج و نیکلسون، تهران: دنیای کتاب.

ابن‌حوقل، م. 1938، صورة الارض. به کوشش دخویه، هلند: لیدن.

ابن‌خردادبه، ع. 1889، المسالک و الممالک. به کوشش دخویه، هلند: لیدن.

ابن‌فقیه. 1302ش.، مختصر کتاب البلدان. به کوشش دخویه، هلند: لیدن.

ادریسی، م. 1989، نزهة المشتاق فی اختراق الآفاق. بیروت.

اصطخری، ا. 1927، المسالک و الممالک. به کوشش دخویه، هلند: لیدن.

اعتماد السلطنه، م. 1363، تعلیقات بر سفرنامۀ جنوب ایران بابن و هوسه. به کوشش هاشم محدث، زیر نظر ایرج افشار، تهران: دنیای کتاب.

بلاذری، ا. 1865، فتوح البلدان. به کوشش دخویه، هلند: لیدن.

توحیدی، ف. و خلیلیان، ع. 1361، گزارش بررسی اشیاء آرامگاه ارجان-بهبهان، مجلۀ اثر. ش 7-8-9 : 290-232.

ثعالبی مرغنی، حسین. 1900، غرر، اخبار ملوک الفرس و سیرهم. به کوشش زوتنبرگ، پاریس.

جیهانی، م. 1368، اشکال العالم. ترجمۀ علی‌بن عبدالسلام کاتب، به کوشش فیروز منصوری، تهران: انتشارات آستان قدس رضوی.

حدودالعالم من المشرق الی المغرب. 1342، ترجمه میرحسین شاه، حواشی و تعلیقات مینورسکی، کابل: نشر یوهنچی ادبیات.

حمزه اصفهانی. 1304ق.، تاریخ سنی الملوک الارض و الانبیاء. بیروت: منشورات دارمکتبه الحیاة.

دوبد، ب. 1371، سفرنامه لرستان و خوزستان. ترجمۀ محمدحسین آریا، تهران: انتشارات علمی فرهنگی.

دینوری، احمدبن داود. 1960، اخبار الطوال. به کوشش عبدالمنعم عامر، قاهره: مؤسسه احیاء کتب العربیه.

سرفراز، ع. و آورزمانی، فریدون. 1379، سکه‌های ایران. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت).

شبانه، رحیم. 1388، «ارجان دیار فراموش شده»، مجلۀ تاریخ و جغرافیا. ش 142، 53-48.

شهرستانی، م. 1361، توضیح الملل. ترجمۀ مصطفی خالقداد هاشمی، به کوشش محمدرضا جلالی نائینی، تهران: اقبال.

طبری. 1352، تاریخ. ج 2، تهران: نشر بنیاد فرهنگ ایران.

علیزاده، عباس. 1369، آرامگاهی مربوط به دورۀ عیلام نو در ارجان نزدیک بهبهان، ترجمۀ رسول وطن‌دوست، مجله اثر. ش 12، 13، 14، 286-265.

فرای، ر. 1363، تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه. ترجمۀ حسن انوشه، تهران: امیرکبیر.

گردیزی، ع. 1363، تاریخ. به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران: دنیای کتاب.

لسترنج، گای. 1364، جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی. ترجمۀ محمود عرفان، تهران: علمی و فرهنگی.

محمدی، علی و شهریاری، ن. 1388، ایلام نشست و نقد بررسی کتاب شهریاری ایلام، مجلۀ تاریخ و جغرافیا. ش 137: 46-39.

مداری، ا. و کیکاوسی، ع. 1381، نگاهی به توان‌های گردشگری بهبهان. تهران: ایتا.

مستوفی، حمدالله. 1913، نزهة القلوب. به کوشش گای لسترنج، هلند: لیدن.

مسعودی، علی‌بن حسین. 1964، مروج الذهب. به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قاهره: بی‌نا.

مصدر، م. ح. 1387، تاریخ ارجان. تبریز: احرار.

معمر، علی یحیی. 1964، الاباضیه فی موکب التاریخ. قاهره: مکتبه وهبه.

مقدسی، م. 1906، احسن‌التقاسیم. به کوشش دخویه، هلند: لیدن.

ناصرخسرو. 1367، سفرنامه. به کوشش نادر وزین‌پور، تهران: شرکت سهامی کتاب‌های جیبی.

نیستانی، ج. 1377، از ارجان، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی. ج 7. تهران: مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی.

یاقوت حموی. 1380، معجم البلدان. ترجمۀ علینقی منزوی، تهران: سازمان میراث فرهنگی.

Busse, H. 1975, Iran under the Buyids, The Cambridge History of Iran. vol IV, pp. 250-301.

Frye, R.N. 1973, Sasanian Remains from Qasr-i-Abu Nasr: Seals, Sealings, and Coins. Cambridge: Harvard University Press.

Gaube, H. 1973, Arabo Sasanidische Numismatik Braunschweig.

Marquart, J. 1901, Ērānšahr nach der Geographie des Ps. Berlin: Moses Xorenaci.

Schwarz, P. 1969, Iran im Mittelalter nach den arabischen Geographen. New York: Nachdruck Hildesheim.

Walker, J. A. 1967, Catalogue of the Arab-Sassanian Coins. Oxford: Oxford University Press.