دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

ابوظبی

     ابوظبی با سه کشور مرز مشترک دارد: از غرب به قطر و عربستان سعودی و از جنوب به عمان محدود است. سواحل آن، با وجود وسعت زیاد، به‌سبب عمق کم و وجود صخره‌های دریایی، از موقعیت مناسب جهت لنگر انداختن کشتی‌ها برخوردار نیست؛ به‌همین‌سبب طی یکی دو دهة اخیر شیخ ابوظبی طرح‌هایی گسترده را به‌منظور ساخت جزایر مصنوعی ازطریق بهره‌گیری از جزایر موجود و توسعة ارضی آنها به اجرا درآورده است. در نتیجه، وضعیت جغرافیایی مناطق ساحلی امارت‌‌نشین ابوظبی در دهه‌های اخیر شاهد تغییرات فراوان بوده تا جایی‌که اکثر جزایر موجود حالت طبیعی خود را از دست داده‌اند. توسعة سریع شهر‌نشینی در سه دهة اخیر نیز در تغییر ساختار جغرافیایی سواحل ابوظبی نقش داشته است. از مزیت‌های مهم ابوظبی نسبت به دیگر شیخ‌نشین‌های سواحل جنوبی خلیج فارس وسعت آن است که تعیین‌کنندة جایگاه سیاسی و اقتصادی آن نیز هست. ازآنجا‌که این شیخ‌نشین به تنهایی بیش از سه برابر وسعت کل شش شیخ‌نشین دیگر امارات عربی متحده را دربر می‌گیرد، در تقسیم قدرت سیاسی و نظامی در سواحل جنوبی خلیج فارس نقش تعیین‌کننده دارد. بخشی از وسعت سرزمین ابوظبی را حدود 200 جزیرة کوچک و بزرگ به‌وجود آورده که در مجاورت ساحل طولانی آن امتداد دارند. تعداد زیادی از این جزیره‌ها صخره‌ای و بعضی شنی است. تعدادی معدود از این جزایر در گذشته سکونتگاه طبیعی صیادان مروارید از ایران و عمان بود (عیسوی، 1362: 413-412).

     مهم‌ترین جزیره‌های ابوظبی به قرار ذیل است: 1. ابوظبی به وسعت 60 کیلومتر مربع که پایتخت امیرنشین در آن قرار دارد؛ 2. داس با 3 کیلومتر مربع مساحت در فاصلة 170 کیلومتری شمال غرب پایتخت که ازلحاظ صنعت نفت اهمیت دارد؛ 3. مبرّز که آن نیز از اهمیت نفتی برخوردار است؛ 4. صیر بنی‌یاس که در 180 کیلومتری غرب پایتخت واقع شده و دارای بندرگاه صادرات نفت است؛ 5. سعدیات که در مشرق پایتخت واقع شده و دارای مرکز تحقیقات کشاورزی است؛ ‌6. ام‌النار که مرکز پالایشگاه نفتی است (الکتاب السنوی، همان: 15؛ جناب، 1349: 159)؛ 7. دَلما که در زمان‌های قدیم مرکز صید مروارید بوده است و اکنون ساکنان آن به ماهیگیری اشتغال دارند. در این جزیره زمانی تنها یک درخت انجیر وجود داشت و اکنون تصفیه‌خانه‌ای که در روز 250.000 لیتر آب تصفیه می‌کند آن را به یکی از مراکز مسکونی مهم خلیج فارس تبدیل کرده است (عیسوی، همان: 415).

     بخشی مهم از ابوظبی از سرزمین‌های خشک و بی‌آب و علف تشکیل شده است (الکتاب السنوی، همان: 15-14). زمین‌های بخش ساحلی با حدود 2% از کل وسعت آن، بیشتر شوره‌زار است. با‌وجوداین، نزدیک به 90% از اقتصاد ابوظبی به همین 2% سرزمین‌های ساحلی و جزایر نزدیک به آن وابسته است. در داخل مناطق اصلی ابوظبی دو منطقة لیوا و العین به‌دلیل وجود باغات نخل و بخشِ اندک زمین‌های کشاورزی اهمیت خاص دارند (Hay, 1959: 116).

     امیرنشین ابوظبی یک بیابان صاف و یکدست است به این معنی که در سرتاسر آن از ربع‌الخالی تا کوه‌های الهجر در مناطق شرقی ناهمواری به‌چشم نمی‌خورد و تنها می‌توان به یک سلسله وادی‌هایی اشاره کرد که به‌صورت پراکنده در بخش‌هایی از مناطق داخلی به‌ویژه در بریمی و لیوا وجود دارند. در این شیخ‌نشین به‌جز در مناطق شرقی، کوهستانِ مهم وجود ندارد؛ ارتفاع کوه‌های شرقی از 300 تا 2000 متر در نوسان است (Ibid: 118). از باریکة ساحلی به‌سمت جنوب، تپه ماسه‌های متعدد و پردامنه یکی بعد از دیگری واقع شده‌اند که تا 160 کیلومتری ساحل، خشک و بایر است. در آنجا در امتداد جنوب غربی ابوظبی مراتع ظفره و آبادی‌های لیوا و الجو واقع شده‌اند که از 60 روستا با نخلستان‌های فراوان تشکیل یافته‌اند. در حدود 160 کیلومتری مشرق ابوظبی، واحة معروف بریمی قرار دارد که از 9 روستا تشکیل شده است. بریمی واحه‌ای وسیع در مشرق عربستان است که شهر عمدة آن نیز به همین نام خوانده می‌شود. شهر حَماسا در مغرب شهر بریمی است و هر دو بر حاشیة نخلستان قرار گرفته‌اند. تنها مرکز این واحه، که به‌سبب بازارش می‌توان نام شهر به آن داد، العَیْن در جنوبی‌ترین منطقة مسکونی است. مساحت این واحه حدود 9 کیلومتر در 6 کیلومتر است و دهکده‌های صَعری، هیلی، القَطّاره، القیمی (تلفظ محلی: دْزیمی) و المعترض را دربر می‌گیرد. کشت در منطقة الجاهلی از نو احیا شده است و افراد آل بوفَلاح- خاندان حاکم بر ابوظبی- در المویقع آب و ملک دارند. آب این واحه از قنات‌هایی تأمین می‌شود که از کوه‌های الحَجَر و جبل حفیت، که تنها برآمدگی جنوب این دشت‌اند، سرچشمه می‌گیرند.

     شبکة قنات‌های جاری در زیر سکونتگاه‌ها موجب وابستگی دهکده‌ها به یکدیگر شده است، چنان‌که بعضی از آنها در وضعی هستند که بر مصرف آب سایر مناطق نظارت دارند. از این واحه، که بندر عمدة آن دبی است، انواع خرما، یونجه، سبزی و میوه- ازجمله انبه و پرتقال و نارنج- صادر می‌شود. بازار شهرها از حیث تجارت دام حائز اهمیت است و مرکز مبادلة کالا برای قبایل و اقوام داخلی عربستان به‌شمار می‌رود.

     در منطقة بریمی ناحیة نسبتاً پرجمعیت و حاصلخیز العین با نخلستان‌های وسیع و واحه‌های حاصلخیز وجود دارد (Hay, Ibid: 118). از باریکة ساحلی به‌سمت جنوب و در امتداد جنوب غربی ابوظبی، مراتع ظفره و آبادی‌های لیوا و الجوا واقع است. بعد از آبادی‌های لیوا، تپه‌های شنی قرمزرنگ و عاری از گیاه تمام جنوب ابوظبی را دربر گرفته است که سرانجام به مناظر مشابه ربع‌الخالی در عربستان سعودی می‌پیوندد. عرض جغرافیایی و فقدان ناهمواری‌های مهم و قرار داشتن بین صحرای خشک عربستان و خلیج فارس عواملی هستند که بر آب‌وهوای این امیرنشین تأثیر می‌گذارند. در ماه‌های سرد سال، سرمای شدید سیبری تا سواحل جنوبی خلیج فارس پیش می‌رود و هوای ابوظبی در این ماه‌ها خنک و مطبوع و بیشتر اوقات صاف است (لوریمر، 1971: 1432-1430). در فصل تابستان، هوا به‌شدت گرم می‌شود و باران به‌ندرت می‌بارد. بادهای ابوظبی اغلب در زمستان از شمال غربی به جنوب شرقی همراه با هسته‌های کم‌فشار و احیاناً باران‌زای مدیترانه‌ای است. در این ماه‌ها بادهای ساحلی از جنوب به شمال یعنی از خشکی به دریا با تناوب بیشتر می‌وزد. در ماه‌های تابستان، بادهای موسمی شروع به وزیدن کرده و در برخی مواقع طوفان‌هایی سهمگین را در سواحل مجاور ابوظبی به راه می‌اندازد و گرمای بالاتر از 50 درجه بیشتر مشاهده می‌شود. باران ابوظبی بسیار کم است و میزان متوسط آن از 25 میلی‌متر در داخل تا 125 میلی‌متر در سواحل بیشتر نیست. وجود این باران مختصر به دفعات و روزهای اندک در نیمة سرد سال منحصر است. در چنین شرایطی، کم‌آبی و خشکی در ابوظبی پدیده‌ای معمولی و عادی است (Hay, Ibid: 108).

     در واحه‌های شرقی و جنوبی و مخصوصاً در منطقة العین، خرما به مقادیر معتنابه به‌دست می‌آید. در سال‌های اخیر برنامه‌های ایجاد جنگل مصنوعی در اطراف تپه‌های شنی ناحیة لیوا به اجرا درآمده است. در بعضی بخش‌های ساحلی ابوظبی، گیاهان مردابی از نوع مانگرو دیده می‌شود (Mostyn, 1982: 135).

     زبان رسمی در منطقة ابوظبی عربی است و زبان انگلیسی و فارسی نیز معمول است. زبان انگلیسی به‌عنوان زبان دوم تدریس می‌شود (میریان، 1353: 171). دین رسمی در ابوظبی اسلام و مذهب رایج مالکی است و پیروان مذهب تشیع اثنی‌عشری نیز به تعداد زیاد در این امیرنشین حضور دارند (جناب، همان: 159).

     ابوظبی تا آغاز قرن بیستم میلادی، دهکده‌ای در حدود 140 کیلومتری جنوب غربی شارجه و شامل کلبه‌هایی حصیری با چند بنای سنگی و شماری درخت خرما بود و در حواشی آن بازار سوداگران هندی قرار داشت. در این زمان، آب آشامیدنی دهکده بیشتر با وسایل ابتدایی از دبی تأمین می‌شده است (لوریمر، 1971: 415). این وضع تا سال‌های پایانی دهة 60م.، که نفت کشف شد، ادامه داشت. در 1960م. شمار دکان‌های ابوظبی به 100 واحد رسید. در آن زمان اثری از اصول شهرسازی و خدمات عمومی وجود نداشت (جناب، همان: 157-156).

     مهم‌ترین راه منطقه راه سراسری امارات عربی متحده است که از العدید در مرز قطر آغاز و به عمان منتهی می‌شود. این راه از العدید به جبل‌الظنه و رویس و از آنجا به طریف متصل می‌شود. راه دیگر ابوظبی جادة عریض و آسفالته‌ای است که به موازات لوله‌کشی آب کشیده شده است و شهر ابوظبی را به العین و بریمی متصل می‌کند. سومین راه مهم ابوظبی جاده‌ای است که شاخه‌ای از آن در امتداد جنوب غربی به بوحصا و شاخة دیگر آن در امتداد جنوب به آلماریه و نواحی نسبتاً پرجمعیت لیوا یا الجو، بطین و ظفره منتهی می‌شود. از این راه‌ها چند شعبه به همه طرف کشیده شده که ارتباط بین نواحی مرکزی را با وسایل نقلیه موتوری میسر می‌کند. ارتباط دیگر نواحی داخلی ازطریق راه‌های کاروان‌رو و قافله‌های شتر تأمین می‌شود.

     از اواسط دهة 1960م.، که عایدات نفتی به‌صورت مستمر و روزافزون درآمد، پایتخت دستخوش تغییرات شد و اجرای طرح‌های عمرانی متعدد چهرة آن را به‌سرعت دگرگون کرد. در روستای ابوظبی، بناهای عظیم و تأسیسات زیربنایی بسیار ساخته شد و چهرة آن به شهری مجلل بدل شد (Mostyn, Ibid: 139-145). شهرک‌های مسکونی یکی بعد از دیگری به‌وجود آمد. در این شهرک‌ها در اجرای سیاست تشویق بدویان به شهرنشینی، خانه‌های متعدد به رایگان در اختیار اهالی و حتی مهاجرین دیگر مناطق گذاشته شد (مسعودی، 1352: 64). به موازات اقدامات شهرسازی و توسعة جهانگردی و بازرگانی، فرودگاه‌های با قابلیت ویژه در نقاط مختلف شیخ‌نشین ابوظبی تأسیس شد. ازطرف دیگر، بندرگاه بزرگ زائد شامل 17 اسکله (اسعدی، 1366: 255) و چند بندرگاه دیگر ساخته شد که کشتی‌ها و نفتکش‌های عظیم بازرگانی می‌توانند به راحتی در آنها پهلو بگیرند.

     شیخ‌نشین ابوظبی، تا قبل از کشف نفت، از مناطق بسیار کم سکنة جهان بود و محل‌های سکنای دائم آن روستای ابوظبی و چند آبادی دیگر بودند (اقتداری، همان: 159). با کشف نفت و هجوم مهاجران خارجی، جمعیت آن رو به فزونی نهاد. درحال‌حاضر، سکنة امارات عربی متحده ازجمله ابوظبی آمیزه‌ای از نژادهای مختلف است و در حدود 75% آن را مهاجران خارجی تشکیل می‌دهند (همان: 213). جمعیت ابوظبی در 2008م.، 659‌,967‌,1 نفر بوده است.

     عرب‌های غیربومی که کارمندان اداری و دولتی را تشکیل می‌دهند بیشتر فلسطینی، مصری، لبنانی و عراقی هستند. امروزه هجوم تعداد زیادی از اتباع کشور‌های اطراف و همچنین کشورهای دوردست چون بنگلادش، پاکستان، فلسطین و مصر بستر را برای تحول بیش از پیش این شیخ‌نشین فراهم آورده است. انتظار می‌رود در چند دهة آینده، ساختار طبیعی این منطقه به‌طور اساسی دگرگون شود و معیارهایی جدید برای توصیف وضعیت جغرافیایی آن لازم باشد.

 

کتاب‌شناسی

Text Box:  


نقشه مهاجرت قبایل عرب (اطلس تاریخ ایران، 1384: 57)
اسعدی، مرتضی. 1366، جهان اسلام. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

اقتداری، احمد. 1345، خلیج فارس. تهران: ابن‌سینا و فرانکلین.

الکتاب السنوی ( 1981-1979م.). 1981، ابوظبی: وزارة الاعلام والثقاف‍ه.

جناب، محمدعلی. 1349، خلیج فارس. تهران: بی‌نا.

عیسوی، چارلز. 1362، تاریخ اقتصادی ایران (عصر قاجاریه، 1332-1215ه‍.ق). ترجمه یعقوب آژند. تهران: گستره.

لوریمر، ج. ج. 1971، دلیل الخلیج: القسم‌التاریخی. الدوحه، قطر: القسم التاریخی دوحه: طبع علی نفقه شیخ خلیفه‌بن حمد آل ثانی.

مسعودی، عباس. 1352، خلیج فارس در دوران سربلندی و شکوه. تهران: مؤسسه اطلاعات.

میریان، عباس. 1353، جغرافیای تاریخی خلیج و دریای پارس. خرمشهر: بی‌نا.

Hay, Rupert. 1959, The Persian Gulf States. Washington: The Middle East Institute.

Mostyn, Trevor. 1982. UAE: A Meed Practical Guide.  London: Midelle East Economic Digest Ltd.