رود کارون در بخشی از شمال ایذه جاری است و بههمراه رودخانه زرد، رود آلا و رود فصلی هلایجان در توسعه کشاورزی این منطقه نقشی مهم دارد. میزان باران سالانه شهرستان ایذه بهطور متوسط 400 میلیمتر است و در فصل زمستان گاهی در ارتفاعات بهصورت برف نازل میشود. متوسط حرارت در شهرستان ایذه ˚24 است. قلة دهذر با 257 متر و کوه گژگرد با 2.172 متر از ارتفاعات مهم این شهرستان بهشمار میروند (جعفری، 1379: 124؛ اقتداری، همان: 831؛ خادمیان، 1381).
آبوهوای شهرستان ایذه در ارتفاعات، معتدل تا معتدل مایل به سرد و در نواحی مرکزی و غربی معتدل تا معتدل مایل به گرم است و ازنظر میزان بارندگی جزء نواحی نیمهخشک بهشمار میرود (جعفری، همان: 124). شهرستان ایذه در ارتفاع 835 متری از سطح دریا قرار گرفته است و ازایننظر آبوهوایی معتدل، کوهستانی و مایل به گرم دارد (اقتداری، همان: 831؛ جعفری، همان: 124).
شرایط آبوهوایی مطلوب سبب شده است تا حدود 180.000 هکتار جنگل طبیعی در این منطقه وجود داشته باشد که بزرگترین منطقه جنگلی خوزستان است. همچنین بهسبب وجود مراتع غنی دامپروری، این شهرستان از زمانهای قدیم از اهمیتی خاص برخوردار بوده است (خادمیان، 1381). ایذه محل ییلاق ایل بختیاری است (پیرنیا، 1384: 1692).
شهرستان ایذه 3 بخش به نام دهذر و بخش مرکزی و بخش سوسن، 2 شهر ایذه و دهذر، 10 دهستان و 491 آبادی دارد. شهر ایذه مرکز شهرستان ایذه است (سرشماری نفوس و مسکن، 1375؛ جعفری، همان: 124). امروزه شهرستان ایذه در استان خوزستان با پهنهای حدود 20 کیلومتر مربع در دشتی بیضیشکل در شمال شرقی استان خوزستان قرار دارد. این منطقه در َ50:˚31 طول شمالی و َ52:˚49 عرض شرقی نسبت به گرینویچ قرار دارد و این شهرستان با مساحت 61898 کیلومتر مربع در شرق استان خوزستان و در فاصله 190 کیلومتری جنوب غربی اصفهان و 125 کیلومتری شمال شرقی اهواز قرار گرفته است (جعفری، همان: 124؛ خادمیان، 1381). شهرستان ایذه بین استان چهارمحال و بختیاری و استان کهکیلویه و بویراحمد و شهرستانهای مسجد سلیمان و رامهرمز قرار دارد و از شمال شرقی به شهرستان فارسان، از شرق به شهرستانهای اردل و لردگان، از جنوب شرقی به شهرستان کهکیلویه، از جنوب به شهرستان باغملک و از غرب و شمال غربی به شهرستان مسجد سلیمان محدود میشود. جمعیت شهرستان ایذه طبق سرشماری 1390ش. 621,203 نفر ثبت شده است. ساکنان ایذه از طوایف هپارتیپ یا هپیرتیپ بودند که ظاهراً همان قوم دلیر و شجاعی است که یونانیان از آنها با نام امردیان یا مردیان یاد کردهاند و سایکس از آنان بهعنوان مردمی استقلالطلب یاد میکند (سایکس، 1370: 66). ساکنان ایذه از نژاد بختیاری هستند و فرهنگ، زبان و موسیقی بختیاری دارند و مسلمان و شیعه هستند (پیرنیا، 1384: 1692).
بهعلت شرایط مناسب منطقه 3/54% از مردم ایذه به کشاورزی و دامپروری اشتغال دارند. 3/20% در مشاغل تولیدی و 1/5% از آنها در مشاغل علمی و تخصصی مشغول بهکارند (سرشماری عمومی نفوس و مسکن، همان).
مورّخانی چون بلاذری بارها از شهر ایذج نام بردهاند (بلاذری، 1346: 251) و نشانهها و قرائن فراوان گویای آن است که شهر مزبور در دوره ساسانیان نیز وجود داشته است. عدهای از مورخین، برخی ایل راههای فعلی بختیاری را یادگار آن دوره دانستهاند. با توجه به اینکه تمدن عیلام در منطقه کوهستانی فعلی بختیاری قرار داشته، ارت و ایدیده از شهرهای مهم آن بودهاند و ایدیده به معنای شهر کنار آب آمده است. با قرار داشتن ایذه کنونی در کنار تالاب/ شط منگر میتوان گفت که ایدیده همان ایذه کنونی بوده است (آمیه، 1380: 52). شباهت بین حروف ایدیده با حروف ایذه نیز میتواند دلیل بر این مدعا باشد. آثار بهدست آمده از ایذه شامل نگارهها و نقشبرجستههای عیلامی- نخستین حجاریهای ایران باستان پیش از هخامنشیان- است که با وجود آنها میتوان نتیجه گرفت ایذه مرکزی مهم در زمان عیلامیها بوده است. این آثار به دو دستة قدیم و جدید تقسیم میشوند:
1. دوره عیلام قدیم. این دوره به سلسله سیمشکی تعلق دارد که چندینبار حاکم اور آن را نابود کرده است (آموزگار، 1380: 152).
2. دوره عیلام نو. ایذه در دوره عیلام نو آیاپیر نامیده میشد و پادشاهان آن بهصورت مستقل زیر نظر سوخالماهو وزیر اعظم عیلام حکومت میکردند. حکومت عیلام در این دوره اتحادیهای متشکل از تعدادی حکومتهای محلی بود که مستقل اداره میشد (آمیه، همان: 45). اسم ایذج در دورة خلفای عباسی بر این شهر گذاشته شد و در دورة مغول به مالمیر یا مال امیر معروف شد. در زمان اتابکان لر بزرگ، ایذج به منتهای رونق خود رسید و پایتخت این سلسله شد. حتی امرای بویه و اتابکان در ایذج به نام خود سکه ضرب کردهاند (بلاذری، همان: 251). شهر ایذج ظاهراً پس از اتابکان لر بزرگ رو به ویرانی نهاد و تقریباً از بین رفت بهطوریکه خرابههای آن هماکنون به شکل تل خاکی به ارتفاع 15 متر در کنار شهر فعلی ایذه دیده میشود (شوشتری، 1331: 20
و 210).
کتابشناسی
آموزگار، ژاله. 1380، تاریخ ایران باستان. تهران: سمت.
آمیه، پیر. 1380، تاریخ عیلام. ترجمه شیرین بیانی. تهران: دانشگاه تهران.
ابنبطوطه. 1359، سفرنامه ابنبطوطه. ترجمه علی موحد. تهران: بنگاه نشر و ترجمه.
ابنبلخی. 1374، فارسنامه ابنبلخی. براساس متن لسترنج و نیکلسن، منصور رستگار فسایی. شیراز: بنیاد فارسشناسی.
افشار سیستانی، ایرج. 1372، ایلام و تمدن دیرینه آن. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات.
اقتداری، احمد. 1375، خوزستان و کهکیلویه و مسنی: جغرافیای تاریخی و آثار باستانی. ج 3. در مجموعه آثار خوزستان. تهران: انجمن آثار ملی.
بلاذری، احمدبن یحیی. 1346، فتوح البلدان بخش مربوط به ایران. ترجمه آذرتاش آذرنوش. تهران: بنیاد فرهنگ ایران با همکاری سازمان برنامه و بودجه.
پیرنیا، حسن. 1384، تاریخ ایران باستان (تاریخ مفصل ایران قدیم). تهران: نگاه.
جعفری، عباس. 1384-1379، گیتاشناسی ایران. ج 3. تهران: مؤسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی.
خادمیان، کاظم. 1381، فرهنگ جغرافیایی ایران. مشهد: آستان قدس رضوی.
سایکس، پرسی. 1370، تاریخ ایران. ترجمه محمدتقی فخر داعی گیلانی، ج 1. تهران: دنیای کتاب.
شوشتری، امام. 1331، تاریخ جغرافیایی خوزستان. ج 1. تهران: امیرکبیر.
مرکز آمار ایران. 1375، سرشماری عمومی نفوس و مسکن، نتایج تفضیلی. تهران: مرکز آمار ایران.
مصاحب، غلامحسین. 1358، دایرةالمعارف فارسی. ج 3. تهران: فرانکلین.
www.Amar.org.ir