دانشنامه: دانشنامه جامع علوم انسانی، دایرةالمعارف آموزش عالی- جلد 1
تعداد مدخل: 56
نظام آموزش عالی آرژانتین
Argentina Higher Education System
پایتخت: بوئنوسآیرس نوع حکومت: جمهوری فدرال زبان رسمی: اسپانیایی مساحت: 2780400 کیلومترمربع جمعیت: 43024374 نفر (2014م) تعداد دانشجویان: 1537310 (2014م) تعداد اعضای هیئتعلمی: 195776 نفر (2014م) تولید ناخالص ملی: 7/578 میلیارد دلار (2015م) هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 3/5% (2013م) هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 1/15% (2013م) ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی آرژانتین در نیمکرة جنوبی قارة امریکا قرار دارد. ازنظر مساحت، چهارمین کشور این قاره است. آبوهوای آن بهدلیل نزدیکی به خط استوا در شمال و نزدیکی به قطب در جنوب، بسیار متفاوت است. اگرچه این کشور نزدیک منطقة معتدل است، ولی نقاط مختلف آن، بر پایه عرض جغرافیایی و فاصله از دریا، آبوهوای متفاوتی دارند. میزان بارندگی نیز از شرق به غرب این کشور کاهش مییابد. این کشور در بخش جنوبی امریکای جنوبی هممرز با اقیانوس اطلس جنوبی بین شیلی و اورگوئه واقع شده است. مساحت آن 2780400 کیلومترمربع و مرز آبی آن 43710 کیلومترمربع است. آبوهوا عمدتاً معتدل و خشک در جنوبشرقی و شبهقطب جنوبگان در جنوبغربی است. منابع طبیعی شامل دشتهای حاصلخیز از گیاه پامپاس، سرب، روی، قلع، مس، سنگ آهن، منگنز، نفت خام و اورانیوم است. زمین قابل کشت، حدود 68/13% کل اراضی کشور است (2011م). مسائل زیستمحیطی بهطور خاص مشکلات خاص اقتصاد در حال صنعتیشدن همچون جنگلزدایی، فرسایش خاک و آلودگی آبوهوا را شامل میشود.
گروههای نژادی 97% سفیدپوست (اکثریت اسپانیایی و ایتالیاییتبار) و 3% باقیمانده هندویان امریکاییتبار یا سایر گروههای قومی غیرسفیدپوست هستند. زبان رسمی، اسپانیولی است؛ ولی زبانهای ایتالیایی، انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و اندونزیایی نیز رواج دارند. 92% از جمعیت دارای مذهب کاتولیک، 2% پروتستان، 2% یهودی و 4% سایر ادیان هستند (2014م). نوع حکومت جمهوری و پایتخت آن بوئنوسآیرس است و دارای 23 ایالت و 1 منطقه خودمختار است. در سال 1810 روز بیستوپنجم ماه می را روز ملی نامیدند و قانون اساسی آن اولینبار در سال 1853 به تصویب رسید و آخرین بار در سال 1994 بازنگری شد. ریاست حکومت و دولت با رئیسجمهور است و رئیسجمهور، شورای وزیران را مشخص میکند. رئیسجمهور و معاون او براساس آرای عمومی برای یک دوره چهارساله انتخاب میشوند. کنگره آرژانتین مشتمل بر دو مجلس است: مجلس سنا با 72 عضو که اعضای آن با رأی مستقیم مردم انتخاب میشوند و یکسوم اعضای آن هر دو سال یکبار جایگزین میشوند؛ و مجلس نمایندگان با 257 عضو که با رأی مستقیم انتخاب میشوند. قوه قضائیه از دادگاه عالی متشکل از هفت قاضی عالیرتبه و دادگاههای فدرال و ایالتی است. رئیسجمهور، قاضیهای دیوان عالی را تعیین و مجلس سنا آنها را تأیید میکند. وزیر دادگستری سایر قضات در سایر مراتب شغلی را تعیین میکند. جمعیت آرژانتین بهطور مستمر افزایش مییابد، اما نرخ رشد جمعیت آن کندتر شده که بهواسطه کاهش نرخ تولد است. در دهة 1950، کاهش باروری در این کشور نسبت به سایر کشورهای امریکای لاتین زودتر شروع شد. جمعیت این کشور در جولای 2014 برابر با 43024374 نفر بود که ساختار سنی آن به شرح زیر است: 14-0 سال 9/24%، 24-15 سال 7/15%، 54-25 سال 9/38%، 64-55 سال 4/11 % و 65 سال و بالاتر 3/11%. نرخ رشد جمعیت در سال 2014، برابر 95/0% و نرخ مهاجرت صفر است. 92% از جمعیت کل کشور در مناطق شهری سکونت دارند و نسبت جمعیتی آن 97 مرد در مقابل 100 زن است. در سال 2014 امید به زندگی در این کشور 5/77 بوده است. تا قبل از رکود اقتصادی در 1929م، آرژانتین با داشتن ذخیرههای سرشار طبیعی، جمعیت کم و تولید ابزارها و محصولات کشاورزی، ازلحاظ درآمد سرانه، ازجمله کشورهایی بود که مردم آن بالاترین سطح زندگی را داشتند. بعد از بحران اقتصادی یادشده، بر اثر افول بخش کشاورزی و افت صنایع و در نتیجه، کاهش رقابت در این زمینه، رشد اقتصادی این کشور به 4% کاهش یافت و در مقایسه با سایر کشورهای منطقه، در جایگاه پایینتری قرار گرفت. به دنبال آن، در دوران حاکمیت نظامیان، اقتصاد این کشور، برای رهایی از کسادی و افت موجود، بر پایة سیاست بازار آزاد پیریزی شد. ازاینرو، برنامة کاهش محدودیتهای گمرکی اجرا شد که باتوجهبه افراط در واردات، صدمههای جبرانناپذیری بر صنایع داخلی وارد کرد. در ادامة سیاستهای اقتصادی دهة چهل و پنجاه میلادی، ژنرال خوان دومینگو پرون، که در 1946م به حکومت رسید، نجات صنایع کشور را در اولویت کار خود قرار داد و باعث مهاجرت بسیاری از کشاورزان از روستاها به شهرها شد. این امر خسارتهای شدیدی به صادرات کشاورزی آرژانتین وارد کرد. جنگ آرژانتین با انگلستان در 1982م بر سر مالکیت جزایر مالویناس (فالکلند)، کشور را با بحران جدی دیگری روبهرو کرد؛ بهطوریکه سیاست محدودیتهای ارزی به اجرا درآمد و موجب کاهش شدید واردات و افزایش شدید تورم شد؛ در نهایت، عوارض سوء باقی ماند و شرایط بینالمللی خروج نظامیان از صحنة سیاسی این کشور را به همراه داشت. در دورة حکومت غیرنظامیان، با همکاری نهادهای مالی بینالمللی، تلاشهای وسیعی برای ثبات اقتصادی و کاهش نرخ تورم صورت گرفت؛ بهطوریکه بخش بیشتر بدهیهای خارجی کشور نیز تا 1992م بازپرداخت شد و از آغاز 1995م به بعد، آرژانتین در مسیر رونق اقتصادی قرار گرفت. هماکنون، صنایع فولاد، پتروشیمی، پلاستیک و حملونقل پیشرفت کرده و جایگاه مستحکمی بهدست آورده است. بخش کشاورزی یکی از مهمترین بخشهای اقتصادی است که در مجموع، 55% از صادرات این کشور را تشکیل میدهد. آرژانتین پنجمین صادرکنندة محصولات کشاورزی جهان است. تولیدات کشاورزی این کشور دربرگیرنده دانه آفتابگردان، لیمو، دانههای روغنی، انگور، ذرت، تنباکو، چای و گندم است. صنایع این کشور عبارتاند از: وسایل نقلیه موتوری، پارچهبافی، فلزگری و فولاد. در سال 2010 نرخ رشد تولیدات صنعتی برابر 7/6% بوده است که در مقایسه با کشورهای دیگر جهان، مقام 49 را داشته است. آرژانتین از منابع طبیعی غنی، جمعیت باسواد زیاد، بخش کشاورزی مبتنیبر صادرات و پایه صنعتی متنوع برخوردار است. اگرچه یکی از ثروتمندترین کشورها در صد سال گذشته بوده است، در بیشتر سالهای سده بیستم با بحران شدید اقتصادی، تورم بالا، بدهیهای خارجی فراوان و نبود سرمایه کافی روبهرو بود. از سال 2002 با اجرای برنامه اصلاحات اقتصادی، ضمن کاهش نرخ تورم به افزایش ارزش پول ملی کشور اقدام کردند. در سال 2013 میزان تولید ناخالص داخلی برابر با 771 میلیارد دلار بود که کشور بیستوسوم جهان بود. نرخ رشد واقعی در همان سال برابر با 5/3% و درآمد سرانه معادل 16600 دلار بود. تولید ناخالص داخلی نیز براساس بخشهای مختلف کشاورزی 3/9 %، صنعت 7/29 % و خدمات 61% بود. محصولات کشاورزی شامل آفتابگردان، مرکبات، سویا، انگور، ذرت، تنباکو، چای، گندم و احشام هستند. صنایع فراوری غذا، تولید وسایل اتومبیل، کالاهای مصرفی بادوام، منسوجات، فولاد، چاپ و محصولات شیمیایی و پتروشیمی در آرژانتین فعالیت دارند. در سال 2013 نرخ رشد محصولات صنعتی 7/2% بوده و نیروی کار در بخشهای کشاورزی 5%، صنعت 23% و خدمات 72% بوده است. در سال 2013 نرخ بیکاری حدود 5/7% بوده و جمعیت زیر خط فقر در سال 2010 حدود 30% بوده است. میزان درآمدهای بودجه سال 2013 معادل 129 میلیارد دلار و هزینههای آن 145 میلیارد دلار بوده است که کسری بودجه معادل 2/3% از تولید ناخالص داخلی است ( Central Intelligence Agency, 2015, pp. 1-9). شریکهای عمده تجاری این کشور برزیل، ایالات متحده امریکا، چین، شیلی و آلمان هستند.
ساختار نظام آموزشی آموزش اجباری در آرژانتین از ششسالگی شروع میشود و در چهاردهسالگی پایان مییابد. ساختار نظام آموزشی این کشور از مرحلههای زیر تشکیل شده است:
دورة پیشدبستانی این دوره برای کودکان پنج تا ششساله و در مدارس ابتدایی برگزار میشود و طول دورة آن یک سال است.
دورة آموزش پایة عمومی طول این دوره نُه سال است و از ششسالگی شروع میشود و تا پانزدهسالگی ادامه دارد. در پایان این دوره، به دانشآموزان مدرک آموزش پایة عمومی داده میشود. از سال ۱۹۸۹ وضع درسی دانشآموزان با نمرات ۳-1 سنجیده میشود (عالی، رضایتبخش، غیررضایتبخش) و اعتقاد کلی آن است که این روش موجب پایین آمدن استانداردهای آموزش شده است؛ درحالیکه بسیاری معتقدند شیوه نمرهگذاری گذشته، که با اعداد ۱۰-1 مشخص میشد، نتیجه بهتری داشت و شیوه جدید باید مورد تجدیدنظر قرار گیرد.
دورة میانی عمومی طول این دوره سه سال است و افراد 18-15 سال را دربر میگیرد. در پایان این دوره، مدرک دیپلم دبیرستان داده میشود. به موازات آموزش میانی عمومی، دورة آموزشهای فنیوحرفهای نیز عرضه میشود. در پایان این دورهها، به دانشآموزان مدرک فنورز داده میشود. برخی از مدارس، دورهای عرضه میکنند که یک سال بیشتر طول میکشد و در پایان آن، مدرک دیپلم تخصصی به دانشآموزان داده میشود.
آموزش عالی این دوره، در مؤسسات خصوصی و عمومی، در دو سطح دانشگاهی و غیردانشگاهی، در قالب رشتههای هنرهای زیبا یا تحصیلات فنیوحرفهای و تربیت آموزشگر عرضه میشود. آموزش عالی فنی یا آموزش عالی غیردانشگاهی در مؤسسات فنی عرضه میشود و طول دوره، باتوجهبه سازماندهی تحصیلات، متفاوت است. رشتههای حرفهای نیز در شاخههای گوناگونی عرضه میشوند. ساختار نظام آموزشی در نگاره 1 نشان داده شده است. سال تحصیلی از ماه مارس آغاز و تا نوامبر ادامه دارد. تعطیلات بلندمدت نیز از ماه دسامبر تا فوریه است. زبان آموزش، در این کشور، اسپانیایی است.
تحصیلات دانشگاهی دوره نخست تحصیلات دانشگاهی، دورة کارشناسی حرفهای است. نخستین دوره تحصیل دانشگاهی بین دو تا شش سال طول میکشد. در پایان این دوره، مدرک کارشناسی یا یک مدرک کارشناسی حرفهای داده میشود. در این مرحله، عنوانهای کاردان یا کاردان دانشگاهی، کارشناسی دانشگاهی، متخصص، تحلیلگر، آموزشگر دبستان و آموزشگر دبیرستان، بعد از یک دورة تحصیلی که حداقل به مدت دو سال طول میکشد، داده میشود. در نخستین مرحلة تحصیل، دروس پایه و تجربة عملی در یک موضوع خاص عرضه میشود. در رشتههایی ازقبیل معماری، حقوق و پزشکی، اولین مدارک حرفهای بعد از پنج تا شش سال تحصیل داده میشود. عنوان استاد دوره ابتدایی یا میانی بعد از یک دورة سه تا چهارونیمساله به افراد تعلق میگیرد. تعداد دورههای کارشناسی چهارساله نیز رو به افزایش است. دوره دوم تحصیلات دانشگاهی، دورة تخصصی یا کارشناسی ارشد است. دورة کارشناسی تخصصی دربرگیرندة آموزش ژرفتر حرفهای است. مدرک کارشناس ارشد بعد از گذراندن دو سال تحصیل، بعد از دورة کارشناسی، در یک رشته یا حوزة میانرشتهای، داده میشود. آموزش در این مرحله شامل انجام یک طرح پژوهشی زیر نظر استاد راهنما و دفاع از آن در برابر هیئت داوران است که حداقل یک عضو خارج از دانشگاه باید در بین آنها باشد. در پایان این دوره، عنوان پژوهشگر ارشد به دانشجو داده میشود. دوره سوم تحصیلات دانشگاهی دورة دکتری است که بالاترین مدرک دانشگاهی است. داوطلبان این دوره باید پایاننامهای را تدوین کنند. ازآنجاییکه این پایاننامه برای شروع کار حرفهای الزامی نیست، هیچ محدودیت زمانی برای آن وجود ندارد.
امتحانات و شرایط ارتقا در دوره آموزش پایه در آرژانتین حداقل استانداردهای مورد نیاز برای ارتقا به کلاس بالاتر ازسوی وزارت آموزش تعیین میشود و آموزشگران مشخص میکنند که آیا دانشآموزی به سطح مورد نظر رسیده است یا نه. تکرار پایه در پایه اول دبستان حدود 25% و در بقیه پایههای ابتدایی بین 10 تا 20% است.
پذیرش دانشجو در کل، ورود به دورههای آموزش عالی براساس امتیازات دانشآموزان یا مدرک دانشآموختگی آنان در دورة میانی انجام میشود. پذیرش دانشجو در بخش غیردانشگاهی آموزش عالی، مشروط به داشتن گواهینامة دورة میانی و در برخی موارد، گذراندن آزمون ورودی است.
شرط پذیرش برای تحصیل در دانشگاه داشتن گواهینامة دورة میانی و در برخی موارد، گذراندن آزمون ورودی است. شرط پذیرش دانشجویان خارجی داشتن مدرک آموزش میانی یا معادل آن و شرکت در امتحان ورودی دانشکده یا مؤسسه است. برای پذیرش در دورههای تحصیلات تکمیلی، داوطلبان باید یک رشتة تحصیلی را در یکی از دانشگاههای خارجی گذرانده و تأیید مؤسسة برگزارکننده تحصیلات تکمیلی را کسب کرده باشند. دانشجویان خارجی باید روادید و مجوز اقامت داشته و به زبان اسپانیایی تسلط کافی داشته باشند.
اعضای هیئتعلمی در دانشگاههای آرژانتین، کار تدریس را بیشتر کارکنان آموزشی نیمهوقت و درعینحال، معتبر و صاحبنام برعهده دارند. نظام تماموقت در دانشگاههای عمومی در دهة 1950 رواج یافت، اما بهرغم رشد سریع در سالهای اولیه، از آن زمان به بعد، تعداد اعضای هیئتعلمی تماموقت افزایش چندانی نداشته است. تعداد اعضای هیئتعلمی تماموقت در حدود 10% در نوسان بوده و بیشترین تعداد آنها به گروه استادان اختصاص یافته است (10% استادیاران، 20% دانشیاران و استادان، در مقایسه با افزایش دستیاران تدریس تماموقت که 5% بوده است). این نسبت در دانشگاههای کوچک استانی، در مقایسه با دانشگاههای بزرگتر، تا حدودی بیشتر بوده است. در دهههای اخیر، از زمانیکه تعداد اعضای هیئتعلمی نیمهوقت دو برابر شده است، نسبت اعضای هیئتعلمی تماموقت 70% افزایش یافته است. دانشگاههای خصوصی نسبت کمتری از اعضای هیئتعلمی تماموقت را دارند. بازآرایی دانشگاههای عمومی در 1984م منجر به انتصاب اعضای هیئتعلمی همة رتبهها ازطریق رقابت آزاد شد. هیئت داوران براساس مدرک تحصیلی، تجربة تدریس، کتابها و مقالات و عملکرد آموزشی برای عرضة پیشنهاد مناسب به شوراهای دانشکدهها انتخاب شدند. افراد منصوبشده، وضعیت استخدام رسمی محدودی داشتند. تعداد بسیار زیادی از اعضای هیئتعلمی هنوز هم با قراردادهای سالیانه کار میکنند. دورة اول تحصیلات دانشگاهی به اعضای هیئتعلمی با رتبههای مختلف نیاز دارد. رتبههای اعضای هیئتعلمی (استادیار، دانشیار و استاد) براساس تجربة آموزشی و تا حدی تجربة حرفهای و تعداد کتابها و مقالات منتشرشدة آنها تعیین میشود. مسیر شغلی، جز در مدارس عالی تخصصی سنتی، روشن و مشخص نیست، زیرا مدتهای طولانی، بیشتر انتصابات را مقامات دانشگاه بهصورت قراردادی و بدون هیچگونه نظام بررسی علمی انجام میدادند؛ بنابراین، ارتقا و پیشرفت تا حدود زیادی باتوجهبه ارشد بودن، صورت میگرفت و بیثباتی، بیشتر عاملی برای ازکارافتادگی بهشمار میآید. ازطرفی، تدریس پارهوقت نیز مانعی برای نهادینه شدن این امر بوده است. فرایند قاعدهمند کردن نظام دانشگاهی منجر به گرایش کمتر بهسمت معیارهای علمی جهانی مربوط به مسیر شغلی در دانشگاههای عمومی شده بود. اگرچه دانشگاههای خصوصی از رتبههای مشابه دانشگاههای عمومی استفاده میکنند، اما معیارهای خود را رسمی نکردهاند. مؤسسات غیردانشگاهی توجه بسیار زیادی به ارشد بودن دارند و رتبهها بهوضوح در آنها تعریف نشدهاند. هیئتعلمی نیمهوقت برای تدریس در کلاسهای مشخصی منصوب میشوند و هر مؤسسه، باتوجهبه رتبه و وضعیت هیئتعلمی، حجم کاری وی را مشخص میکند. هیچ قاعدة کلی دانشگاهی در این خصوص وجود ندارد.
آموزشهای غیرسنتی در آرژانتین، یک دورة آموزش از دور ایجاد شده که دروس اصلی آموزش دانشگاهی از رادیو و تلویزیون پخش میشود. دانشجویان باید در کلاسهای حضوری نیز شرکت کنند. دورههای دیگر آموزش از دور عبارتاند از: دورههای تحصیلات تکمیلی، دورههای مهارتی و دورههای پیشرفته.
دیگر اَشکال آموزش عالی غیرسنتی عبارتاند از: آموزشهای حرفهای لازم برای دستیاران پزشکی، فنورزان آزمایشگاهها، گردانندگان رادیو و تلویزیون، هواشناسان، کتابداران، مددکاران اجتماعی و... .
آموزش بزرگسالان و آموزش غیررسمی سازمان ملی خدمات آموزش بزرگسالان که واحدهای نظارتی در سطح استانها دایر کرده است، مسئولیت عرضة آموزش به این گروه از آحاد جامعه را برعهده دارد. دولت یارانههایی را به مؤسسات آموزش بزرگسالان بخش خصوصی در سطح ملی و ایالتی پرداخت میکند و بر عملکرد آنها نیز نظارت دارد.
گروههای اصلی هدف را کمسوادان دوره ابتدایی یا بیسوادان تجربی بالاتر از 14 سال تشکیل میدهند که مایل به دریافت مدرک ابتدایی باشند، یا بزرگسالانی که مدرک ابتدایی دارند و مایل به گرفتن مدرک میانی هستند. انواع متفاوتی از برنامههای آموزش غیررسمی وجود دارد که از آن جمله میتوان به برنامههای مدون عرضهشده برای اتحادیههای کارگری، زندانها، شهروندان سالمند و دورههای ویژة زنان (شامل آشپزی، خیاطی، بهداشت و غیره) اشاره کرد.
مؤسسات بخش خصوصی، همچون اینکوپو، در ایالتهای شمالی و کروزا داپا توجنیکا، در جنوب، طیف گستردهای از امور مربوط به آموزش، خدمات اجتماعی و توسعة اقتصادی را پوشش میدهند. اینکوپو یکی از بزرگترین مدارس رادیویی در امریکای لاتین است که بالغ بر 1200000 شنونده را تحت پوشش دارد. درحالحاضر، بیشتر تلاشهای این مؤسسه معطوف بر توسعة اجتماعی است. مراکز و مؤسسات آموزش عالی آموزش عالی، در آرژانتین، در سه نوع مؤسسه عرضه میشود: دانشگاههای عمومی و ایالتی و دانشگاههای خصوصی، مؤسسات غیردانشگاهی که به تحصیلات عالی در زمینة هنرهای زیبا یا تحصیلات فنیوحرفهای اختصاص دارند و دانشکدههای تربیت آموزشگر. در آرژانتین، 26 دانشگاه عمومی وجود دارد که همگی خودگردان هستند. نظام دانشگاههای عمومی طبق قانون شمارة 84/23068 اداره میشود که باعث عادیسازی و بههنجارسازی محیط آنها شده است. قوانین استقلال دانشگاهها ازطریق قانون 88/23569 تصویب شده است. دانشگاههای عمومی دورههایی را عرضه میکنند که به گرفتن مدرک کارشناسی و بالاتر میانجامد. این دانشگاهها به دو دسته تقسیم میشوند: دانشگاههایی که آموزش در رشتههای خاص را برای فنورزها عرضه میکنند و در پایان دوره، به افراد گواهینامهای میدهند که میتواند برای ورود به سطح بالاتر مورد استفاده قرار گیرد. دستة دوم دانشگاههایی هستند که آموزشهای تخصصی برای گرفتن مدرک کارشناسی، دکتری یا مدارک معادل را عرضه میکنند و برای تدریس در دوره آموزش عالی استفاده میشوند. دورههای تحصیلات تکمیلی برای آموزش کارکنان و دانشآموختگان دانشگاهی و همچنین فعالیتهای علمی در سطوح بالاتر طراحی شدهاند و به گرفتن مدرک دکتری منجر میشوند. دانشگاههای خصوصی، مستقل عمل میکنند، اما دولت باید این دانشگاهها و قوانین آنها را به رسمیت بشناسد و دورهها و برنامههایشان را تصویب کند. درصورتیکه دولت این دانشگاهها را به رسمیت بشناسد، میتوانند مدارکی را صادر و ارزیابی کنند که اعتبار ملی دارند. نوع دیگری از مؤسسات آموزش عالی وجود دارند که دانشجویان آنها باید در آزمون ورودی پذیرفته شوند تا اجازة ثبتنام بیابند. دانشگاههای عمومی دورههای آموزش حرفهای لازم را برای مراکز عالی تربیت استادان عرضه میکنند. همچنین، مؤسسات تربیت آموزشگر کاتولیک و نیز مؤسسات آموزش عالی تربیت آموزشگر در زمینة هنرهای زیبا و تربیتبدنی فعالیت میکنند. استادان دورههای تحصیلات تکمیلی در دانشگاه آموزش میبینند. مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی در 1983م که حکومت مشروطه برقرار شد، حل بحران در 26 دانشگاه آغاز شد. یک سال بعد، یعنی در 1984م، قانون جدیدی به تصویب کنگره رسید که حل بحران در مؤسسات آموزش عالی را ازطریق برگزاری انتخابات آزاد برای تعیین اعضای هیئتمدیره از میان سه گروه هیئتعلمی، دانشآموختگان و دانشجویان مدّنظر قرار داد. در همگی دانشگاهها، نمایندگان این سه گروه از بیشترین اختیار برخوردار بودند. پس از حل بحران و تشکیل انجمن دانشگاهها، این انجمن رؤسایی را بهجای رؤسای قبلی- که دولت تعیین کرده بود- منصوب کرد و نظامی به وجود آمد که براساس آن رئیس دانشگاه از بین اعضای هیئتعلمی انتخاب میشد، بهگونهای که تمام رؤسای انتخابشده قبلاً در انجمنهای دانشگاه نیز عضویت داشته باشند. وزارت آموزش، ازطریق یک بخش ویژه، بر روابط میان بخشهای عمومی و دانشگاههای مستقل نظارت میکند. وظیفة اصلی بخش فوق، نظارت بر اجرای قوانین در هریک از مؤسسات و بحث و تبادلنظر درباره بودجة سالانه است. طبق قانون، انجمنی با نام انجمن روابط بیندانشگاهی تأسیس شد، که امور مربوط به هماهنگی سیاستهای دانشگاهی در بخش عمومی را برعهده داشت. این انجمن متشکل از رؤسای کلیة دانشگاهها و نمایندگانی از وزارتخانه بود. انجمن در ایجاد هماهنگی بین برنامهها و مدارک اعطاشده و همچنین روابط مؤسسات خصوصی و عمومی اختیارات فراوانی دارد، اما درباره مؤسسات مستقل هیچ اختیاری ندارد. بسیاری از مؤسسات بخش غیردانشگاهی مؤسسات تربیت آموزشگر هستند که ازلحاظ اداری وابسته به مناطقی هستند که آموزش ویژه در آنجا عرضه میشود. وزارت آموزش تقسیماتی را در بودجة دبیرستانها، مدارس فنی و آموزش بزرگسالان، آموزش هنر و تربیتبدنی در نظر گرفته است. مؤسسات تربیت آموزشگر مسئولیتهای اداری مناطق مربوط به خود را به عهده دارند؛ اما همه آنها وابسته به وزاتخانه نیستند. بسیاری از آنها به ادارات استانی و همچنین مدارس عالی نظامی، دانشکدههای مربوط به رشتههای کتابداری، مهندسی هوا و فضا و بسیاری مؤسسات تخصصی دیگر وابستهاند. مؤسسات غیردانشگاهی مستقل نیستند و حیطة عمل، برنامهها و میزان بودجة آنها در سازمانی که آنها را دایر کرده است، تعیین میشود. فقط تعداد معدودی از مؤسسات صاحبنام و قدیمی، استقلال عمل زیادی دارند. دانشگاههای خصوصی مشمول قوانین دانشگاههای عمومی نیستند. دانشگاههای خصوصی سازمانهایی غیرانتفاعی هستند، که از آزادی عمل علمی، اداری و فنی برخوردارند. آنها کارکنان خود را بدون هیچ قید و شرطی انتخاب میکنند، برنامة درسی خود را (که باید وزارت آموزش آن را تأیید کند)، تعیین میکنند و مدارک تخصصی را طبق نظام آزمونهای تحت نظارت اعطا میکنند. دولت حق دارد رویههای اداری و مالی آنها را بازرسی و در امور مؤسساتی که از قوانین و مقررات پیروی نمیکنند، مداخله کند.
ادارة مؤسسات بین الگوهای ادارة سازمانهای عمومی و خصوصی تفاوت آشکاری وجود دارد. در بخش عمومی نیز بین ادارة دانشگاهها و سایر سازمانها تفاوت بسیاری است. شوراهای دانشگاه که از نمایندگان منتخب تشکیل شدهاند دانشگاههای عمومی را اداره میکنند. ازآنجاییکه نهادهای قانونی بهندرت میتوانند بر عملیات روزمرة مؤسسات بسیار پیچیده نظارت کنند، شوراهای دانشگاه یک مدیر اجرایی را با اختیارات بسیار منصوب میکنند. ازطرفدیگر، دانشکدهها و مدارس عالی- بهویژه مؤسسات سنتی- استقلال فراوانی دارند. بسیاری از ناظران به دانشگاههای عمومی آرژانتین بهمثابة کنفدراسیونهای پراکندهای از مدارس حرفهای نگاه میکنند. مدارس عالی یا دانشکدهها، اصلیترین واحدهایی هستند، که زندگی دانشگاهی در آنها سازمان مییابد. شوراهای منتخب در دانشکدهها به درجهای از قدرت رسیدهاند که رئیس دانشکده را منصوب و بر کار وی نظارت میکنند. مداخلههای دولت مرکزی و بزرگ شدن مؤسسات موجب استقلال اداری آنها شده است. شوراها همچنین کمیتههایی مرکب از اعضای هیئتعلمی و دانشجویان منصوب کردهاند تا بر بخشهای ویژهای نظیر برنامههای دانشآموختگان، برنامة آموزشی و بودجه نظارت کنند. در محدودة هر مؤسسه، گروههای آموزشی و مدیر گروهها مهمترین واحدهای آموزشی هستند و در برخی از آنها رئیس گروه از استقلال اداری و آموزشی فراوان برخوردار است، اما روند امور بهسمت هماهنگی بیشتر گروه بوده است. مؤسسات غیردانشگاهی، همانند سایر مؤسسات خصوصی، سازمان و تشکیلات عمودی دارند. هیئتمدیرة دانشگاه رؤسای دانشگاههای خصوصی را انتخاب میکند و ترکیب اعضای آن هیئت، انعکاسی از جهتگیری سازمان بنیادگذار (مثل کلیسا، دستورات مذهبی، یا علایق شغلی) است. اختیارات اعضای هیئتعلمی بسیار محدود است و رؤسای دانشگاهها، رئیس دانشکدهها و رؤسای گروهها را منصوب میکنند. هیچ سازوکار رسمی برای نمایندگی دانشجویان در بیشتر دانشگاههای خصوصی وجود ندارد. مؤسسات غیردانشگاهی بخش عمومی را مقاماتی اداره میکنند که بخشهای عمومی مربوط آنها را منصوب کردهاند و بهندرت پذیرای مشارکت دانشجو و هیئتعلمی در امر تصمیمگیری هستند. نهادهایی که در مدیریت بخشهای مختلف آموزش عالی مشارکت دارند عبارتاند از:
شورای ملی بیندانشگاهی این شورا تنظیم سیاستهای ملی دانشگاهها، هماهنگسازی روابط آنها با نهادهای عمومی، خصوصی، ملی و خارجی، عرضة طرحهایی برای تأیید و پذیرش ملی تحصیلات کامل یا جزئی و مدارک و گواهینامههای تحصیلی و اعتبارسنجی مدارک خارجی را برعهده دارد. هماهنگ کردن فعالیتهای دانشگاه، عرضة پیشنهاد برای تأسیس دانشکدهها، مشارکت در تدوین سیاستهای دانشگاه و عرضة پیشنهاد به وزیر نیز از وظایف این شورا است.
کمیسیون ملی ارزشیابی و اعتبارسنجی از 1997م، مرکز ملی اعتباربخشی دانشگاهها بر ارزشیابیهای کلیة دانشگاهها نظارت دارد و مجوز تأسیس دانشگاههای جدید را صادر میکند. در رشتههایی مانند پزشکی و مهندسی که با حفظ منافع عمومی مرتبط هستند، این مرکز به ارزشیابی برنامههای دورة تحصیلات تکمیلی و برخی از برنامههای کارشناسی و تأیید اعتبار آنها اقدام میکند.
شورای دانشگاهها رئیس این شورا وزیر آموزش است. سایر اعضای آن را کمیتة اجرایی، شورای ملی بیندانشگاهی، کمیسیون مدیریت شورای رؤسای دانشگاههای خصوصی، یک نماینده از هر شورای محلی برنامهریزی آموزش عالی و یک نماینده از شورای فدرال فرهنگ و آموزش تشکیل میدهند. شورای دانشگاهها پیشنهاد سیاستها و توسعة دانشگاهی و ارتقای همکاری بین دانشگاهها را برعهده دارد.
شورای رؤسای دانشگاههای خصوصی این شورا هماهنگ کردن فعالیتهای دانشگاههای خصوصی را برعهده دارد.
منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی قانون آموزش عالی آرژانتین، از 1955م، پیوسته در حال تغییر بوده است. در سالهای 1955، 1958، 1966، 1973، 1976 و 1984، با تغییر نظامهای حکومتی، قوانین نیز تغییر کردهاند؛ اما، دولت همواره بودجة مورد نیاز آموزش عالی را تأمین کرده و بر عملکرد آن نظارت داشته است. دولت مرکزی منبع اصلی و تقریباً تنها منبع فراهم ساختن بودجة دانشگاههای ملی است و مخارج اصلی آموزش عالی از این طریق (بودجة عمومی) تأمین میشود، زیرا هیچ یارانهای به دانشگاههای خصوصی تعلق نمیگیرد. هزینة آموزش عالی غیردانشگاهی که بسیار کمتر است، تا حدودی، با مشارکت دولتهای ایالتی تأمین میشود. ازلحاظ نظری، هر دانشگاه بودجة خود را تشریح میکند و وزارت آموزش آن را در بودجة آموزشی در نظر میگیرد و وزارت دارایی بودجة درخواستی را برای تصویب به مجلس تقدیم میکند، اما، در عمل، دولت مرکزی، ازطریق وزارت دارایی، امور بودجة مالی را انجام میدهد و درباره میزان بودجه با وزارت آموزش مشورتهایی میکند؛ اگرچه برخی مشورتها بین رؤسای دانشگاهها و بخش امور دانشگاهی وزارتخانه انجام میگیرد، اما دانشگاهها، درباره میزان بودجهای که از وزارت آموزش دریافت میکنند، کمتر نظر میدهند.
کتابشناسی مؤسسة جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی. (1379). اطلس کامل گیتاشناسی: سیاسی، طبیعی و اقتصادی. تهران: مؤسسة جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی. Balan, J. (1992). “Argentina”. The Encylopedia of Higher Eduction. Oxford: Pergamon. Central Intelligence Agency. (2015). “Argentina”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/library/ publications/the-world-factbook/geos/ar.html EP-Nuffic. (2015). Education System Argentina: Described and Compared with the Dutch System. Retrieved from: https://www.nuffic.nl/en/publications/find-a-publication/ education-system-argentina.pdf/view Ministry of Education. (2008). Education Enolution: National Report of Argentina. Retrieved from: http://www.ibe. unesco.org/National_Reports/ICE_2008/argentina_NR08.pdf. OECD. (2014). Education at a Glance 2014: OECD Indicators. Retrieved from: http://www.oecd.org/education/Education-at-a-Glance-2014.pdf. Unesco. (1996). World Guide to Higher Eduacation: A Comparative Survey of Systems, Degrees, and Qualifications. Paris: Unesco. http://portal.educacion.gov.ar/ http://www.me.gov.ar/sistemas/turnos_validez/inicio.html?usuario%5Bmenu%5D=1&usuario%5Bsubmenu%5D=1&trmt=1
نویسندگان: شهرام هاشمنیا؛ سولماز بایرامی
نظام آموزش عالی آلبانی
Albanian Higher Education System
پایتخت: تیرانا
نوع حکومت: جمهوری
زبان رسمی: آلبانیایی
مساحت: 28748 کیلومترمربع
جمعیت: 3196000 نفر (2015 م)
تعداد دانشجویان: 162875 (2013 م)
تعداد اعضای هیئتعلمی: 10652 (2013 م)
تولید ناخالص ملی: 59/11 میلیارد دلار (2015م)
هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 5/3% (2013م)
هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 1/12% (2013م)
ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی
آلبانی (Shqipëria یا Shqipnij)، در جنوبشرقی قاره اروپا و در غرب شبهجزیره بالکان قرار گرفته و با دریای آدریاتیک، دریای ایونی، یونان، مقدونیه، کوزوو، و مونتهنگرو همسایه است. پایتخت این کشور تیرانا است (EP-Nuffic, 2015, p. 5). مساحت آلبانی برابر با 28748 کیلومترمربع است که 27398 کیلومترمربع آن خشکی و 1350 کیلومتر را آب پوشانیده است (Countries of the World, 2015). جمعیت آلبانی در 2015م، برابر با 3196000 نفر بوده است (Population Pyramid, 2015). مردم آلبانی از تیره آلبانیایی هستند و به زبان آلبانیایی سخن میگویند که شاخهای مستقل از زبان هند- اروپایی است. 70% مردم این کشور مسلمان و 30% مابقی مسیحی هستند. براساس قانون اساسی مصوب سال ۱۹۹۸، هیچ دینی دین رسمی این کشور نیست و همه ادیان مساوی هستند. باوجوداین، همه مذهبهای موجود در کشور آلبانی هریک خواستار درجه بالاتری برای به رسمیت شناختهشدن ازسوی دولت این کشور هستند. آلبانی در دهههای 1940، دارای حکومت مرکزی و کمونیستی بود و تلاش دولت برای خودکفایی باعث شد این کشور به یکی از ایالتهای ستمدیده و جداگانه و منفک آن زمان تبدیل شود. تغییرات سیاسی در سال 1990، سبب تغییر حکومت آلبانی از قوانین دولت مرکزی و حکومت مردمسالار شد. دولت بهوجودآمده اصلاحاتی را در حوزه اقتصادی شروع کرد که مهمترین آنها عبارت بود از: آزادسازی نرخ ارز و قیمتها، تثبیت مالی، سیاست تعدیل پولی و درآمد ثابت، خصوصیسازی، اصلاحات بخشهای ملی و سازمانی، ایجاد ساختار قانونی برای اقتصاد بازار و فعالیت بخش خصوصی (مؤسسه آیندهپژوهی جهان اسلام، 1394). تغییرات سیاسی سبب پارهای اصلاحات و تغییر در نظام آموزشی شد (Xhaferri and Branković, 2013, p. 8). رهبران آلبانیایی و سازمانهای بینالمللی به نیاز کشور برای سرمایهگذاری در سرمایه اجتماعی و بهبود نظام آموزشی پی بردند (Top Channel, 2014). آموزش در آلبانی به ابزاری مهم برای توسعه جمعیت و رشد اقتصادی کشور تبدیل شد (Bekteshi, 2015, p. 158). در 1945م، حدود 80% از جمعیت آلبانی بیسواد بودند. در سال 2001، بیسوادی تقریباً ریشهکن شد و نزدیک به 93% از افراد بالای 9 سال از سواد خواندن و نوشتن برخوردار شدند. تحصیل در مدرسه برای افراد بین سن 15-7 سال اجباری است (Hagelund, 2001, p. 8). آلبانی یکی از فقیرترین کشورهای اروپایی است. آلبانی از اعضای ناتو، ملل متحد، سازمان امنیت و همکاری در اروپا و سازمان تجارت جهانی است (EP-Nuffic, 2015, p. 5). محصولات عمده کشاورزی آلبانی شامل گندم، ذرت، سیبزمینی، سبزیجات، میوهجات، چغندرقند، انگور، گوشت، محصولات لبنی، و گوسفند است. منابع عمده معدنی این کشور شامل نفت، گاز طبیعی، زغالسنگ، بوکسیت، مس و آهن است (اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران، 1394). اقلام عمده صادراتی آلبانی به جهان عبارتاند از: پارچه و کفش، آسفالت، فلزات و سنگ معدن فلزی، نفتخام، سبزیجات، میوهها، و تنباکو. ایتالیا 9/31%، یونان 8/9%، چین 4/6%، آلمان 6%، و ترکیه 7/5%، از کشورهای واردکننده جنسهای عمده از آلبانی هستند. اقلام عمده وارداتی از جهان شامل ماشینآلات و تجهیزات، مواد غذایی، منسوجات و مواد شیمیایی است. کشورهای عمدة صادرکننده به آلبانی عبارتاند از: ایتالیا 1/51%، اسپانیا 2/9%، ترکیه 3/6%، و یونان 4/4% (اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران، 1394). اقلام عمده صادراتی ایران به آلبانی شامل انواع پسته، فیلترهای مخصوص ماشینآلات داروسازی و یا آزمایشگاهی و طبی، پاککنندههای صنعتی، انگور بیدانه، سایر استرلیزهکنندههای طبی و جراحی یا آزمایشگاهی و پیاز و موسیر است. اقلام عمده وارداتی ایران از آلبانی شامل دستگاههای برقی تشخیص بیماری، کیسه و ساک ازجمله کیسههای قیفی از کاغذ یا مقوا، جعبه، صندوق، قفسه و اشیای ساختهشده از مواد پلاستیکی است (اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران، 1394). اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی نظام آموزش در جمهوری آلبانی در قلمرو قدرت مجلس آلبانی است. نظام آموزش و حق تحصیل مبتنیبر قانون اساسی آلبانی است که بیان میدارد: «آموزش، یک اولویت ملی است». در قانون اساسی آلبانی چنین بیان شده است: «شهروندان جمهوری آلبانی از حق برابری برای تحصیل در همه دورههای آموزشی که بهوسیله این قانون بیان شده است- بدون در نظر گرفتن وضعیت اجتماعی، ملیت، زبان، جنسیت، قومیت، وضعیت سیاستی، سطح اقتصادی و سلامت- برخوردارند (ماده 3، قانون نظام آموزش پیشدانشگاهی). مطابق با قانون، آموزش در مدرسه به مدت هشت سال تحصیلی برای افراد اجباری است و دانشآموزان باید تا سن شانزدهسالگی در مدرسه تحصیل کنند (ماده 8 قانون)». «با موافقت قانون، اقلیت ملی این امکان را خواهند داشت تا به زبان رسمی خود تدریس و یادگیری داشته باشند و در چهارچوب برنامه درسی مدرسه درخصوص تاریخ و فرهنگ خود آموزش ببینند (ماده 10 قانون)» (Gaber, 2000, p. 129). اهداف خدمات آموزش ملی عبارتاند از: تجهیز شهروندان آینده آلبانی با دانش مناسب، مهارت و شایستگیهای کافی تا بتوانند برنامههای ملی اقتصادی و توسعهای را اجرا کنند. این نظام که دارای هدف پاسخ به نیازهای بومی نیروی کار و آرزوهای اجتماعی- فرهنگی افراد است، یک پیششرط برای رشد اقتصادی و توسعه پایدار کشور بهشمار میآید (International Bureau of Education, 2011, p. 2). اصول و اهداف کلی آموزش شامل موارد زیر است: · حق برابر برای آموزش همه شهروندان، شامل آموزشهای ابتدایی، عمومی و حرفهای؛ · ایجاد شرایط برای توسعه شخصی و ایجاد فرصتهای مناسب آموزشی برای پیشرفت جوانان؛ · ارتقا و نوسازی محتوای آموزشی مطابق با الزامات اجتماعی شامل موفقیت و پیشرفتهای علمی و فنّاوری اطلاعات در آموزش؛ · مطابق بودن آموزشهای حرفهای با راهبردهای توسعه اجتماعی و تغییرات در بخش کار و تولید؛ · فراهم کردن شرایط برای آموزشهای مادامالعمر؛ · افزایش کیفیت و اثربخشی آموزش (Ecker, 2003, p. 135). چشمانداز آموزشهای پیشدانشگاهی عبارت است از تضمین نظام آموزش ملی نوین که سبب برانگیختن رشد اقتصادی پایدار، افزایش رقابت ملی و منطقهای و کمک به تقویت آگاهی شهروندان میشود. آموزش عالی و نظام پژوهش سبب خلق، توسعه، انتقال دانش ازطریق آموزش، پژوهشهای مرتبط و عرضه خدمات میشود (International Bureau of Education, 2011, p. 2). مطابق با قانون آموزش عالی آلبانی، اصول اساسی آموزش عالی عبارتاند از: 1. مؤسسات آموزش عالی از خودمختاری و استقلال برخوردارند. 2. خودمختاری مؤسسات آموزش عالی ازطریق موارد زیر تصریح میشود: الف) خودمدیریتی بهمعنی حق انتخاب مدیران دانشگاه، حق سازماندهی ساختارهای درونی و تنظیم مقررات مربوط به فعالیتهای دانشگاه، حق انتخاب استادان و کارمندان مطابق با قانون؛ ب) حق توسعه و اجرای برنامه درسی و طرحهای پژوهشی بهصورت مستقل؛ ج) حق تعیین صلاحیتهای دانشجویان برای برنامههای آموزشی؛ د) حق امضای توافقنامه با دیگر مؤسسات آموزشی، شرکتهای کسبوکار و یا دیگر سازمانهای محلی یا خارجی. 3. استقلال مؤسسات آموزش عالی به مفهوم برخورداری از استقلال در شیوههای آموزش و استقلال در پژوهشهای علمی است. 4. آموزش عالی در جمهوری آلبانی با پیروی از قانون و اصول آموزش در قلمرو اروپا اجرا میشود. 5. مؤسسات آموزش عالی بهصورت عمومی و خصوصی وجود دارد. 6. دولت اعتبار مؤسسات آموزش عالی را تضمین میکند (Republic of Albania Parliament, 2007, p. 2). ساختار نظام آموزشی ساختار نظام آموزشی آلبانی شامل آموزش پیشدبستانی (که ازسوی مهدهای کودک عرضه میشود)، آموزش ابتدایی (پایه 9-1، آموزشهای رایگان و اجباری)، آموزش میانی و آموزش عالی است. مطابق با دادههای وزارت آموزش در سال 2009، تعداد 1680 مرکز پیشدبستانی به تعداد 80000 کودک و تعداد 1725 مدرسه ابتدایی به تعداد 475500 دانشآموز خدمترسانی کردند؛ همچنین، تعداد 376 مرکز آموزش میانی (316 مرکز مخصوص آموزشهای میانی عمومی، 20 مرکز ویژه آموزشهای هنری و 40 مرکز ویژه آموزش حرفهای) وجود داشت (Berdo, 2010, p. 73). آموزش پیشدبستانی آموزش پیشدبستانی (مهدکودک) آموزشهای اختیاری است که مسئول مراقبت از کودکان سنین 5-3 سال است (International Bureau of Education, 2011, p. 6). فعالیتهای آموزشی در مهدهای کودک بهمنزله آموزشهای تکمیلی عرضهشده ازسوی خانوادهها و نیز آمادگی برای ورود به مدرسه در نظر گرفته میشود. اهداف آموزش پیشدبستانی، دربرگیرنده تربیت و پرورش افراد هوشیار، برای مشارکت در زندگی اجتماعی؛ کسب صلاحیتها و تواناییهای منطقی، ارتباطی، و عملیاتی و توسعه تواناییهای شناختی، احساسی، اجتماعی و اخلاقی است (International Bureau of Education, 2011, p. 9). آموزش ابتدایی آموزش ابتدایی (آموزش پایه) در سن ششسالگی شروع میشود و تا هشت سال تحصیلی طول میکشد. این آموزش، اجباری است. بعد از پایان آموزش ابتدایی، به دانشآموزان گواهی پایان دوره ابتدایی که (گواهی یادگیری در دورة ابتدایی) نام دارد، داده میشود. طول دوره ابتدایی از سال تحصیلی 2009-2008 از هشت سال تحصیل به نُه سال تغییر یافت (EP-Nuffic, 2015, p. 5). هدف آموزشهای ابتدایی عبارتاند از: توسعه مهارتهای عقلانی، خلاق، عملی و فیزیکی، توسعه شخصیت دانشآموزان، ارتقای توسعه شخصی، و آمادهسازی برای آموزشهای عمومی سطح بالاتر، آموزشهای حرفهای و شهروندی (International Bureau of Education, 2007, p. 11). آموزش میانی این آموزشها در دبیرستانها، مدارس فنیوحرفهای، مدارس هنر، ورزش، و زبانهای خارجی عرضه میشود. طول آموزش میانی برابر سه سال تحصیلی (طول آموزش میانی تا قبل از سال 2008 برابر چهار سال تحصیلی بود) است (International Bureau of Education, 2011, p. 14). اهداف آموزشهای میانی بهمنظور پرورش و آمادهسازی دانشآموزان برای ورود به بازار کار و آموزشهای آینده، عبارت است از: عرضه دانش و مهارت و عادتهای ضروری عمومی، تخصصی و حرفهای برمبنای موفقیت و پیشرفتهای علمی، فنی، فرهنگی، هنری، توسعه تواناییها و ویژگیهای ذهنی، اخلاقی، و زیباییشناسی، برای ایجاد عشق و علاقه به حرفه و به کشور و همچنین، توانایی و آمادگی برای دفاع از استقلال کشور (International Bureau of Education, 2007, p. 14). برنامه درسی دوره آموزش میانی ازسوی وزارت آموزش و علوم به تصویب میرسد. برنامه درسی از دورههای اجباری و اختیاری تشکیل شده است. موضوعهای اختیاری شامل زبانهای خارجی و علوم کامپیوتر است (International Bureau of Education, 2011, p. 14). درصورتیکه دانشآموز در پایان سال تحصیلی حداقل سه نمره مردودی در موضوعهای اجباری به دست آورد و یا درصورتیکه دانشآموز در امتحان پایان سال شرکت نکند و یا نمره مردودی بگیرد، باید پایه تحصیلی را دوباره در سال بعد بگذراند. به دانشآموزانی که موفق به گذراندن سال تحصیلی شوند، گواهینامه پایان آن دوره تحصیلی داده میشود. در پایان دوره آموزش میانی به دانشآموزان موفق دیپلم پایان تحصیلات میانی داده میشود (International Bureau of Education, 2007, p. 15). آموزش عالی در آموزش عالی آلبانی، دورههای تحصیلی به سه صورت تماموقت، پارهوقت، و از دور به متقاضیان عرضه میشود. در دورههای آموزشی تماموقت، هر سال تحصیلی به دو نیمسال تقسیم میشود، بهگونهای که هر نیمسال حدود پانزده هفته طول میکشد. نیمسال اول در ماه اکتبر و نیمسال دوم در ماه مارس شروع میشود. طول دورههای تحصیل در آلبانی بهصورت زیر است: · دوره اول تحصیل (دوره کارشناسی)، حداقل سه سال طول میکشد. · دوره دوم تحصیل (کارشناسی ارشد علوم و هنر)، حدود دو سال طول میکشد. · دوره تحصیلی یکپارچه دوره دوم (رشتههای پزشکی، داروسازی، دندانپزشکی، دامپزشکی، و معماری)، حداقل پنج سال طول میکشد. · دوره دکتری حدود سه سال طول میکشد. برای دورههای آموزش در سراسر زندگی، مؤسسات آموزش عالی درخصوص طول مدت آموزش تصمیمگیری میکنند. برای دورههای از دور و پارهوقت، وزارت آموزش و علوم درخصوص مدت تحصیل- مطابق با مقررات- تصمیمگیری میکنند (EACEA, 2012, p. 15). نگاره 1 ساختار نظام آموزش آلبانی را نشان میدهد. انواع مؤسسات آموزش عالی
در قانون آموزش عالی (پذیرفتهشده در 2007م، بازبینیشده در 2011م) پنج نوع مؤسسه آموزش عالی در آلبانی مشخص شده است که عبارتاند از: دانشگاه، آکادمی، مدرسه آموزش عالی، مرکز بیندانشگاهی، و کالج حرفهای. مطابق با ماده 5 قانون، دانشگاهها بر پایه پژوهشهای صورتگرفته به دانشجویان آموزش میدهند و در توسعه دانش کمک میکنند. در دانشگاهها سه دوره تحصیلی شامل کارشناسی، کارشناسی ارشد، و دکتری وجود دارد. آکادمی (ماده 6 قانون) آموزشهای حرفهای و فعالیتهای آفرینشگرانه را در زمینههای هنر، ورزش، امنیت و دفاع، و دیگر حوزههای فعالیت حرفهای عرضه میکند. این مرکز برنامههای آموزشی را در سه دوره تحصیلی مختلف عرضه میکند. مدارس آموزش عالی (ماده 6 قانون)، آموزش عالی را اساساً در دوره کارشناسی و یا دوره کارشناسی ارشد عرضه میدهند و همچنین، پژوهشهای علمی کاربردی را نیز انجام میدهند. مراکز بیندانشگاهی (ماده 6 قانون) برنامههای مطالعاتی پیشرفته (مبتنیبر تکمیل دوره کارشناسی) را برای دانشجویان فراهم میکنند و به انجام پژوهش نیز میپردازند. کالجهای حرفهای (ماده 7 قانون) آموزش و کارآموزی را در حوزههای گوناگون آموزشهای حرفهای دانشگاهی و یا غیردانشگاهی در دوره تحصیلی کارشناسی عرضه میکنند (Xhaferri and Branković, 2013, p. 10). دستیابی به آموزش عالی در آلبانی، قبولی و ورود به مؤسسات آموزش عالی نیاز به مدرک دیپلم (Dëftesë Pjekurie) دارد که پس از قبولی دانشآموز در آزمون به وی داده میشود. برای پذیرش در نهادهای آموزش عالی عمومی، متقاضیان باید در ریاضیات، ادبیات و دو بخش اختیاری قبول شوند. قبول شدن در بخشهای انتخابی برای پذیرش در مؤسسات خصوصی مورد نیاز نیست؛ هرچند که بیشتر مؤسسات افزون بر مدرک دیپلم، خود نیز آزمون ورودی برگزار میکنند (EP-Nuffic, 2015, p. 6). برنامه درسی محتوای برنامه درسی در آموزش عالی آلبانی ازسوی متخصصهای دپارتمان آموزش تنظیم میشود و مسئولان تعیین محتوای برنامه درسی، مواردی ازقبیل ساعتهای مورد نیاز هر درس برای تدریس، انجام تمرینات درسی، و کار آزمایشگاهی را برمبنای ECTs مشخص میکنند. مطابق با مقررات برنامه آموزشی، لازم است تا موارد زیر تعیین شود: · برنامه تدریس، به تفکیک هر واحد درسی و دیگر فعالیتهای مورد نیاز درس؛ · اهداف اختصاصی هر برنامه و فعالیت درسی؛ · شیوه ارزیابی و سازماندهی آزمونهای درسی؛ · تعداد واحد هر برنامه درسی؛ · شیوه و چگونگی انتقال و جابهجایی دانشجو (EACEA, 2012, p. 15). نظام ارزیابی در آلبانی، معمولاً از نظام نمرهدهی عددی 1 تا 10 در آموزش عالی استفاده میشود و حداقل نمره قبولی 5 است (جدول 1). جدول 1. نظام ارزیابی در آموزش عالی
نمره عددی
نمره حروفی
توصیف
4-1
Kater, tre, dy, një
مردود
5
Pesë
نمره قبولی
6
Gjashtë
رضایتبخش
7
Shtatë
متوسط
8
Tetë
خوب
9
Nëntë
خیلی خوب
10
Dhjetë
عالی
(EP-Nuffic, 2012) آموزش الکترونیکی بخشی از راهبردهای دولت آلبانی درخصوص آموزش عالی، مربوط به راهبردهای توسعه و استفاده از فنّاوریهای اطلاعات و ارتباطات و یادگیری الکترونیکی- بهمنزله ابزار مهم حمایت از فرایند تدریس و یادگیری- در دانشگاهها است. عواملی که سبب برانگیختن استفاده از فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در دانشگاههای آلبانی میشود، عبارتاند از: · سیاستهای آموزش در آلبانی، که بر مواردی ازجمله نقش مهم و روزافزون آموزش در فرایند رشد اقتصادی کشور، کاهش فقر، و آمادهسازی نیروی کار متناسب با شرایط جدید اقتصاد رقابتی جهانی تأکید دارد؛ · رقابت افزاینده در بخش آموزش؛ · افزایش تعداد دانشجویان؛ · افزایش کیفیت تدریس و مطالعه؛ · ارتقای کیفیت مدیریت دانشجویان- از زمان ثبتنام در دانشگاه، شرکت در برنامهها و کلاسهای درسی، ارزیابی تدریجی، تا تکمیل دوره آموزشی؛ · کاهش هزینههای مدیریت: نظام اطلاعات توانایی سادهسازی شیوههای اداره و شفافسازی امور مالی- اقتصادی را دارد؛ · ارتقای مدیریت دانشگاه: نظام اطلاعات به مدیران دانشگاهی در تصمیمسازی و افزایش اعتبار دانشگاهی کمک میرساند؛ · جمعآوری دادهها در یک بسته پایگاه اطلاعات؛ · سهولت در تمرکززدایی فعالیتها به گروههای آموزشی مختلف؛ · اجرای فعالیتهای بهتر مربوط به فرایندهای اصلی دانشگاه؛ · سهولت استفاده از نظام اطلاعات ازسوی کاربران: شامل دانشجویان، استادان، و کارکنان اداری (Bekteshi, 2015, p. 159). برایناساس، یادگیری الکترونیکی بهعنوان عامل ضروری برای حذف موانع زمانی و جغرافیایی بین دانشجویان و استادان و افزایش تعامل بین آنها در دانشگاههای آلبانی استفاده میشود (Bekteshi, 2015, p. 159). دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالی آموزش عالی در آلبانی از دانشگاهها و دیگر مؤسسات آموزش عالی تشکیل شده است. در سال 2013، تعداد 15 مؤسسه آموزش عالی عمومی و 44 مؤسسه آموزش عالی خصوصی در آلبانی وجود داشت. در مجموع 162875 دانشجوی تماموقت و پارهوقت (بهجز دانشجوی دوره دکتری) در مؤسسات آموزش عالی عمومی و خصوصی (135593 دانشجو در مؤسسات عمومی و 27282 دانشجو در مؤسسات خصوصی) در سال تحصیلی 2013-2012 ثبتنام کردند؛ همچنین، تعداد استادان در این سال تحصیلی برابر با 10652 نفر بود (Mora et al., 2015, p. 3). آلبانی سریعترین رشد دانشجو را در میان کشورهای اروپایی دارا است، بهگونهای که تعداد دانشجویان از سال تحصیلی 2004-2003 تا سال تحصیلی 2010-2009، 129% افزایش داشته است (Eurydice, 2012). جدول 2 تعداد دانشجویان آموزش عالی (بهجز در دوره دکتری) در سال تحصیلی 2008-2007 تا 2013-2012 را نشان میدهد. جدول 2. تعداد دانشجویان آموزش عالی آلبانی
سال تحصیلی
تعداد دانشجو
2008-2007
90606
2009-2008
93139
2010-2009
122326
2011-2010
134877
2012-2011
160839
2013-2012
162875
(Xhaferri and Branković, 2013, p. 17) جدول 3 تعداد استادان در سال تحصیلی 2008-2007 تا 2012-2011 را نشان میدهد. جدول 3. تعداد استادان در سال تحصیلی 2008-2007 تا 2012-2011
سال تحصیلی
تعداد استادان
2008-2007
5707
2009-2008
6633
2010-2009
8476
2011-2010
9865
2012-2011
10652
(Xhaferri and Branković, 2013, p. 14) مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی مدیریت آموزش در آلبانی بهطور سنتی بهصورت متمرکز و با کنترل شدید همراه بود. قبل از سال 1991، مدیریت آموزش در تمام سطوح تحصیلی بهصورت ملی و مرتبط با برنامهریزی اقتصادی تعیین میشد. امروزه، موضوعهای مربوط به مدیریت، کارکنان، موارد مالی، ساختمان و تعمیر و نگهداری مدارس تا حد زیادی زیر نظر حکومت مرکزی و شعب منطقهای است. دولت و مجلس سیاستهای مربوط به آموزش را تعیین میکنند و وزارت آموزش و علوم، مسئول مدیریت نظام آموزش در سطح ملی است (Technopolis, 2010, p. 1). مطابق با قانون اساسی، دولت و قدرتهای مجلسی مسئول تعیین سیاستهای آموزشی هستند و قوانین و مقررات حوزه آموزش را تنظیم و ابلاغ میکنند. علاوهبراین وزارت آموزش و علوم و قدرتهای شهری از در نظر گرفتن احتیاجات مشخص شهروندان در حوزه آموزش اطمینان حاصل میکنند. از وظایف وزارت آموزش و علوم میتوان به موارد زیر اشاره کرد: · اجرای قوانین و مقررات که ازسوی مجلس و دولت به تصویب رسیده است؛ · تصمیمگیری درخصوص موضوعات قانونی؛ · مدیریت و نظارت حرفهای؛ · تصویب اساسنامهها (EACEA, 2012, p. 11). قانون آموزش عالی، فعالیتهای دانشگاهها و دانشکدهها، استقرار و وظایف مدیران، شیوه بهکارگماری استادان، و غیره را روشن میکند. نقش دانشگاه، اهداف کاری، و شرایط بنیادین عملکردی ازسوی قانون تنظیم میشود. ریاست دانشگاه وظیفه سکانداری دانشگاه را بر عهده دارد، درحالیکه هیئتامنا از نمایندگان بنیانگذار نهاد آموزش عالی و اعضای علمی تشکیل شده است (EACEA, 2012, p. 12). مطابق با ماده 13 قانون آموزش عالی، مدیریت و اعضای اداری مؤسسات عمومی آموزش عالی دربرگیرنده کمیته علمی، رئیس دانشگاه، انجمن مدیران و انجمن اخلاق و انجمن استادان است. مؤسسات عمومی آموزش عالی از این حق برخوردارند که اعضا را مسئول وظایف خاص، همراستا با وظایف مؤسسه به کار بگمارند (Republic of Albania Parliament, 2007, p. 7). دفتر اعتبارسنجی آموزش عالی که مؤسسهای عمومی و مرتبط با وزارت آموزش و علوم است، معیارها و شیوههای ارزیابی بیرونی مؤسسات آموزش عالی عمومی و خصوصی و نیز، اعتبارسنجی مؤسسات را تبیین میکند (International Bureau of Education, 2011, p. 4). انجمن آموزش عالی و علوم، بدنه مشورتی وزارت آموزش و علوم است و نظرات و مشاورههایی درخصوص سیاستهای آموزش عالی و توسعه و ارتقای کیفیت آموزش عالی عرضه میکنند (International Bureau of Education, 2011, p. 4). همکاریهای بینالمللی همکاریهای بینالمللی در مؤسسات آموزش عالی ازسوی اداره روابط بینالملل مدیریت میشود. این ادارات در همه مؤسسات آموزش عالی عمومی و در برخی از مؤسسات آموزش عالی خصوصی مستقر هستند. از وظایف ادارههای روابط بینالملل در همکاری با مؤسسات آموزش عالی خارجی شامل، شناسایی دانشجویان بینالمللی، قانونی کردن اسناد، و امضای توافقنامههای دوطرفه است (EACEA, 2012, p. 16). اعتباربخشی و تضمین کیفیت در آموزش عالی در آلبانی، نظام اعتباربخشی آموزش عالی در 1999م، آغاز شد. این نظام عهدهدار ارزیابی و اعتبارسنجی مؤسسات آموزش عالی، ارزیابی و اعتبارسنجی برنامهها و دورههای جدید عرضهشده ازسوی مؤسسات آموزش عالی است (EACEA, 2005, p. 4). قانون آموزش عالی شماره 9741 ماه می، در سال 2007، چهارچوبهای قانونی برای تضمین کیفیت و اعتبارسنجی در آموزش عالی را تنظیم کرده است. این قانون بین تضمین کیفیت درونی، تضمین کیفیت بیرونی، و اعتباربخشی تفاوت قایل شده است. سه طبقه تضمین کیفیت عبارتاند از: · نظام تضمین کیفیت درونی زیر نظر مؤسسات آموزش عالی است و هم همگام بهوسیلة فرایندهای تضمین کیفیت بیرونی تنظیم میشود. · ارزیابیهای بیرونی ازسوی دفتر اعتباربخشی آموزش عالی صورت میگیرد. · اعتباربخشی، فرایند به رسمیت شناختن مؤسسات آموزش عالی و برنامههای عرضهشده ازسوی مؤسسات است (Xhaferri and Branković, 2013, p. 22). مؤسسات آموزش عالی آلبانی ازسوی دفتر اعتباربخشی آموزش عالی عمومی - که بخشی از وزارت آموزش و علوم است- اعتبارسنجی و به رسمیت شناخته میشوند. اعتباربخشی، زمانی صورت میگیرد که مؤسسات آموزش عالی به درجهای از استانداردهای کیفیت که ازسوی دفتر اعتبارسنجی تنظیم شده است، دست یابند. در راستای اعتبارسنجی، مؤسسات آموزش عالی در فرایند خودارزیابی و ارزیابی ازسوی همتایان بیرونی (نه تنها برای دستیابی به استانداردها، بلکه برای ارتقای مداوم کیفیت آموزش و کارآموزی) متعهد میشوند. اهداف نظام اعتباربخشی مؤسسات آموزش عالی آلبانی عبارتاند از: · استفاده از استانداردهای ارزیابی برای اطمینانیابی از عرضه آموزشهای کیفی؛ · تشویق مؤسسات برای ارتقای کیفیت آموزش؛ · اطمینان نسبت به حسابرسی مؤسسات آموزشی؛ · ایجاد اعتماد عمومی در مؤسسات آموزشی (EACEA, 2012, p. 14). زمانیکه گزارش تهیهشده ازسوی دفتر اعتبارسنجی، دارای نکات منفی درخصوص مؤسسات آموزش عالی غیرعمومی باشد، وزارت آموزش درخصوص عدم تصویب دوره عرضهشده و یا به رسمیت نشناختن مؤسسه آموزش عالی تصمیمگیری میکند (EACEA, 2005, p. 4). منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی در آلبانی، بخش عمومی، تأمینکننده اصلی بودجه برای خدمات آموزشی در همه سطوح تحصیلات است. در سال تحصیلی 2003-2002، مدارس خصوصی کمتر از 4/3% دانشآموزان کل ثبتنامشده در تحصیلات پیشدانشگاهی را شامل میشدند (The World Bank, 2005). این میزان برای آموزش عالی بسیار کمتر بوده است که از این نظر میتوان گفت منابع مالی بخش بزرگی از آموزش عالی آلبانی ازسوی دولت فراهم میشود (Malaj et al., 2005, p. 1). منابع مالی آموزش عالی آلبانی ازسوی مالیاتدهندگان (ازطریق بودجه دولت) و شهریه تحصیل، فراهم میشود. نظام ملی شهریه مبتنیبر سطح اقتصادی کشور است و دو نوع نظام پرداخت شهریه وجود دارد که یکی از آنها مربوط به دانشجویان تماموقت و دیگری، دانشجویان پارهوقت است. برای دانشجویان تماموقت، شهریه کمتر است و برای تمام دانشجویان- بدون توجه به دوره آموزشی، ملیت، و غیره- یکسان است. این نظام، اندک اندک در حال تغییر است، بهگونهای که باتوجهبه خدمات گوناگونی که ازسوی مؤسسات آموزش عالی عرضه میشود، مقادیر متفاوتی شهریه از دانشجویان دریافت میشود. نظام دیگر، دریافت شهریه از دانشجویان پارهوقت است که باتوجهبه دانشکدههای مختلف مقدارهای گوناگونی شهریه گرفته میشود (Malaj et al., 2005, p. 3). ماده 75 قانون آموزش عالی، درخصوص شهریه مؤسسات آموزش عالی، موارد زیر را بیان کرده است: · شهریه تحصیل شامل شهریه ثبتنام و شهریه آموزش است. · شهریه ثبتنام برای همه دورههای تحصیلی ازسوی مؤسسه آموزش عالی پیشنهاد و ازسوی وزارت آموزش و علوم تصویب میشود. · شهریه آموزش برای نظام آموزش دوره اول تماموقت ازسوی وزارت آموزش و علوم پیشنهاد و ازسوی انجمن وزیران تصویب میشود. · شهریه آموزش برای دوره اول پارهوقت، از دور و یا دیگر اشکال نظام آموزش، ازسوی مؤسسات آموزش عالی پیشنهاد و بهوسیله قانون ویژه وزارت آموزش و علوم و وزارت دارایی تصویب میشود. · دانشجویان برتر، از پرداخت شهریه برای سال تحصیلی آینده معاف هستند (Republic of Albania Parliament, 2007, p. 43). برنامهها و اصلاحات پیشرو اصلاحات در نظام آموزش آلبانی در سالهای 1999-1992 روی داد و مواردی مانند نوآوریهای ویژه در برنامه درسی، عرضه راهکارهای جدید در حوزه یادگیری زبانهای خارجی، مدیریت مدرسه، سال تحصیلی، ارزیابی عملکرد آموزشگران و غیره را دربر میگرفت. در بخش آموزش عالی، قوانین جدید به ایجاد دانشگاههای محلی بسیاری در شهرهای اصلی آلبانی انجامید (International Bureau of Education, 2011, p. 8). راهبرد ملی آموزش برای سالهای 2015-2004 بر تحصیلات پیشدانشگاهی تمرکز داشته و بهمنظور کمک به تقویت عملکرد بخش آموزش و بهبود بازده یادگیری در حالت منصفانه و اثربخش طراحی شد. این راهبرد چهار اولویت را بیان میدارد که عبارتاند از: · اصلاح و تقویت ظرفیت مدیریت؛ · بهبود کیفیت فرایند تدریس و یادگیری؛ · سرمایهگذاری برای آموزشهای پیشدانشگاهی؛ · ظرفیتسازی و توسعه منابع انسانی (International Bureau of Education, 2007, p. 4). آلبانی در 18 سپتامبر 2003 بیانیه بلونیا را پذیرفت و برایناساس نظام آموزش عالی خود را بازسازی کرد. همسو با این اصلاحات، آلبانی نظام آموزشی که مدارک تحصیلی کارشناسی بعد از چهار سال، تحصیل تماموقت، ارشد سطح دو پس از یک سال تحصیل تکمیلی، و دکتری را کنار گذاشت و برنامههای تحصیلی به شیوه محتوا و ساختار اروپایی سازماندهی شدند. از سال تحصیلی 2009-2008 برنامه آموزشی به شیوه نظام سهچرخهای (کارشناسی، کارشناسی ارشد، و دکتری) سازماندهی شدند (Duda and Xhaferri, 2013, p. 19). در 2008م، دولت آلبانی راهبردی ملی برای آموزش عالی 2013-2008م منتشر کرد. بحث اصلی این راهبرد این بود که آموزش عالی و پژوهشهای علمی در آلبانی هنوز فاصله زیادی با استانداردهای بینالمللی دارد. بر پایة این راهبرد ملی قانون جدید آموزش عالی در سال 2007، به تصویب رسید که گام مهمی برای پیشرفت در نظام آموزش ایجاد کرده است. اصول اصلی قانون نوین آموزش عالی سبب افزایش جابهجایی دانشجو و استاد، هماهنگی میان تدریس و پژوهشهای علمی و یا کارهای هنری بر پایه نظام آموزش عالی اروپا، تضمین کیفیت و اثربخشی مطالعات، مشارکت دانشجویان در مدیریت و تصمیمگیری و بهویژه تضمین کیفیت آموزش شده است (Mora et al., 2015, p. 3). این قانون مسیرهای جدیدی برای مسئولیتپذیری بیشتر و خودمختاری دانشگاههای آلبانی ایجاد کرده است (The World Bank, 2012). راهبرد ملی آموزش عالی، همسو با گرایشهای اصلی توسعه آموزش عالی در اروپا و دیگر کشورهای جهان تدوین شده است. هدف اصلی این راهبرد ارتقای آموزش عالی آلبانی در ردة آموزش عالی اروپا بود. اولویتها و اهداف آموزش عالی در آموزش عالی آلبانی، همانگونه که در راهبرد ملی بیان شده، عبارتاند از: · توسعه جامعه و ارتقای استانداردهای مردمسالار از رهگذر آموزش دانشجویان، برای توانمندسازی آنها برای زندگی اجتماعی مؤثر؛ · توسعه اقتصادی کشور بهطورکلی، و در مناطق ویژه از رهگذر آموزش نیروی کار شایسته و توانمند؛ · برآورده کردن نیازهای توسعهای نسل جوان؛ · توسعه و تحکیم پایههای دانش نامحدود و کافی همسو با منافع ملی (Ministry of Education and Science, 2008). راهبرد ملی به برخی از نقاط ضعف مؤسسات آموزش عالی آلبانی اشاره کرده است که عبارتاند از: · بیتوجهی به موضوعهای توسعه مدرن؛ · بیتوجهی به نیازهای آینده جامعه و اقتصاد کشور؛ · یکنواختی آموزش عالی و عدم تشویق مؤسسات آموزش عالی به انجام فعالیتهای گوناگون دیگر (Mora et al., 2015, p. 3). چالشهای آموزش عالی امروزه نظام آموزش آلبانی با چالشهایی ازجمله: فلسفه جدید زندگی، اقتصاد آزاد بازار کار، و پیوستن به کشورهای اروپایی روبهرو است. نظام آموزش آلبانی باید دانشجویان را بهگونهای آموزش دهد تا به شهروندانی مردمسالار بدل شوند، بهگونهای اثربخش با بازار کار همکنشی داشته باشند و سبب افزایش رقابتپذیری آلبانی شوند (Laze, 2011, p. 13). برخی از چالشهایی که آموزش عالی آلبانی با آن روبهرو است، عبارتاند از: · فراهم ساختن امکانات برای شمار روزافزون دانشجویان؛ · عرضه مطالب علمی و فنی روزآمد؛ · خودمختاری مالی دانشگاهها؛ · پی نهادن دانشگاههای خصوصی؛ · سازماندهی خصوصی دانشگاههای عمومی و خصوصی، مطابق با قوانین نوین آموزش (Laze, 2011, p. 12 ). کتابشناسی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران. (1394). اطلاعات کشورهای جهان. بازیابیشده از: http://www.tccim.ir مؤسسه آیندهپژوهی جهان اسلام. (1394). اقتصاد آلبانی. بازیابیشده از: http://iiwfs.com Bekteshi, L. (2015). “Albanian Universities and E-learning”. European Journal of Social Sciences, Education and Research, 4(1), 157-169. Berdo, S. (2010). “Education factor and human resources development- Albania case”. Academicus International Scientific Journal, MMX (1), 72-79. Countries of the World. (2015). Albania Geography 2015. Retrieved from: http://www.theodora.com/wfbcurrent/ albania/albania_geography.html Duda, A. and Xhaferri, E. (2013). Teacher Education and Training in the Western Balkans. Luxembourg: Office of the European Union. EACEA. (2005). Higher Education in the Republic of Albania. Retrieved from: http://eacea.ec.europa.eu/tempus/ participating_countries/higher/albania.pdf. EACEA. (2012). “Overview of the Higher Education Systems in the Tempus Partner Countries: Western Balkans”. A Tempus Study. Ecker, A. (2003). Initial Training for History Teachers: Structures and Standards in 13 Member States of the Council of Europe. Strasbourg: Council of Europe. EP-Nuffic. (2015). Onderwijssysteem Albanië Beschreven en Vergeleken met het Nederlandse Systeem. Retrieved from: https://www.nuffic.nl/documents/497/education-system-albania.pdf. Eurydice. (2012). The European Higher Education Area in 2012: Bologna Process Implementation Report. Retrieved from: media.ehea.info/file/2012_Bucharest/79/5/Bologna_ Process_Implementation_Report_607795.pdf.
Gaber, S. (2000). “Strategies of Educational Reform in the Countries of South Eastern Europe: Final Report”. In Sergij Gabršček and Neli Dimc. (eds), Strategies of Educational Reform in South East Europe Countries (pp. 109-113). Ljubljana : Open Society Institute Slovenia.
Hagelund, B. (2001). Higher Education in Albania (unpublished paper). University of Copenhagen, Faculty of Social Sciences, Copenhagen, Denmark. International Bureau of Education. (2007). “Albania”. World Data on Education (6th edition). Geneva: Unesco. International Bureau of Education. (2011). “Albania”. World Data on Education (7th edition). Geneva: Unesco. Laze, J. (2011). “The Challenges of the Albanian Universities to the European Space”. European Scientific Journal, 14(Special edition), 4-27. Malaj, A., Mema, F. and Hida, S. (2005). “Albanian Financial Management in the Education System: Higher Education”. BERG Working Paper, (54). Ministry of Education and Science. (2008). National Strategy for Higher Education 2008-2013. Retrieved from: http://erawatch.jrc.ec.europa.eu Mora, J. G., Ferreira, C., Vidal, J. and Vieira, M. J. (2015). “Higher Education in Albania: Developing Third Mission Activities”. Tertiary Education and Management. Retrieved from: http://dx.doi.org/10.1080/13583883.2014. 994556 Population Pyramid. (2015). Albania 2015. Retrieved from: http://populationpyramid.net/albania/2015 Republic of Albanian Parliament. (2007). Law on the Higher Education in the Republic of Albania. Retrieved from: http://www.erisee.org Technopolis. (2010). Study on the Organization of Doctoral Studies in EU Neighbouring Countries: Albania. Retrieved from: www.technopolis-group.com The World Bank. (2005). Albania Poverty and Education in Albania: Who Benefits from Public Spending? Washington,DC: Author. The World Bank. (2012). Albania - Tertiary Education: University Governance Under the Higher Education Law (2007), Guidelines for Strategic Planning (Policy Brief No. 3). Washington, DC: Author. Top Channel. (2014). BERZH Mbështet Marrëveshjen me FMN-në (EBRD Supports the Agreement with IMF). Retrieved from: http://www.top-channel.tv/artikull.php Xhaferri, E. and Branković, J. (2013). Overview of Higher Education and Research Systems in the Western Balkans: Albania. Retrieved from: http://www.herdata.org/public/ HE_and_Research_in_Albania_FINAL1.pdf.
نویسندگان: مهتاب پورآتشی
نظام آموزش عالی آلمان
German Higher Education System
پایتخت: برلین نوع حکومت: جمهوری فدرال زبان رسمی: آلمانی مساحت: 357022 کیلومترمربع جمعیت: 5/82 میلیون (2015م) تعداد دانشجویان: 2698910 نفر (2014م) تعداد اعضای هیئتعلمی: 45631 نفر (2014م) تولید ناخالص ملی: 371/3 تریلیون دلار (2015م) هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 9/4% (2012م) هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 2/11% (2012م) ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی آلمان با نام رسمی جمهوری فدرال آلمان، کشوری است در قاره اروپا و پایتخت آن برلین است. زبان رسمی این کشور آلمانی است. جمهوری فدرال آلمان از شمال با دریای شمال، دانمارک و دریای بالتیک، از شرق با لهستان و جمهوری چک، از جنوب با اتریش و سوئیس و از غرب با فرانسه، بلژیک، لوکزامبورگ و هلند هممرز است. مساحت آلمان برابر با 357022 کیلومترمربع است که 348672 کیلومترمربع آن خشکی و 8350 کیلومترمربع را آب فرا گرفته است. این کشور با داشتن 5/82 میلیون نفر (2015م)، پرجمعیتترین کشور در اتحادیه اروپا و شانزدهمین کشور جهان بهشمار میرود (WPR, 2015). در جمهوری فدرال آلمان، برای هر 226 فرد یک کیلومترمربع میتوان اختصاص داد و از این نظر، این کشور در رتبه پنجاهوهشتم جهانی قرار دارد (WPR, 2015). آلمان دارای ۱۶ ایالت است که عبارتاند از: بادن- وورتمبرگ، بایرن، برلین، براندنبورگ، برمن، هامبورگ، راینلاند- فالتز، هسن، مکلنبورگ- فورپومرن، ساکسن، نیدرزاکسن، زارلاند، نوردراین- وستفالن، ساکسن- آنهالت، اشلسویگ- هولشتاین، و تورینگن. این ایالتها میتوانند در برخی مسائل مستقل عمل کنند. در میان کشورهای اتحادیه اروپا، آلمان دارای بیشترین درصد افراد مهاجر در جمعیت خود است. بیشترین مهاجران از کشورهای اروپایی، بهویژه ترکیه، روسیه، لهستان، و ایتالیا آمدهاند. این کشور، پس از امریکا، محبوبترین مقصد برای مهاجران است (WPR, 2015). بیشتر افراد دین مسیحی دارند (کاتولیک: حدود 30% و پروتستان: حدود 9/29%). همچنین، در حدود 6/1% جمعیت ارتودوکس هستند (WPR, 2015). توزیع سنی جمعیت در آلمان، از دو عامل کاهش تعداد زاد و ولد و افزایش امید به زندگی تأثیر میپذیرد که نتیجه آن، افت سهم جوانان و افزایش سهم جمعیت مسن است. در سال 2011، تنها 15 میلیون نفر در آلمان در گروه سنی زیر 20 سال قرار داشتند که برابر با 2/18% جمعیت بود. این در حالی است که در همان سال، تعداد افراد با سن بیشتر از 60 سال برابر با 6/26% بود (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 19). در آلمان، آموزشهای رسمی به مدت سیزده سال طول میکشد و در پایان تحصیلات، امتحان پیشدانشگاهی برگزار میشود که صلاحیتهای دانشآموز برای پذیرش در دانشگاه را میسنجد. دانشآموزانی که دارای 12 سال آموزش رسمی باشند و شرایط ورود به آموزش عالی را نیز داشته باشند، قادرند دانشگاه علوم کاربردی را برای ادامه تحصیلات خود انتخاب کنند (Kappel et al., 2002, p. 2). آلمان یکی از کشورهایی است که درصد بالایی از افراد بین 64-25 سال حداقل تا سطح آموزشهای پسا میانی تحصیل کردهاند؛ بهگونهای که تعداد افراد تحصیلکرده تا سطح آموزشهای پسا میانی در کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه بهطور متوسط برابر 75% و در کشور آلمان برابر 86% است. تحصیل در دورههای حرفهای نیز در آلمان مرسوم است؛ بهگونهای که تقریباً نیمی از جمعیت دانشآموزان پسا میانی (48%) در برنامههای آموزش حرفهای (با نام نظام دوگانه شناخته میشود) که تحصیل و کار را با هم ترکیب میکند، ثبتنام میکنند (این رقم در کشورهای اتحادیة اروپا بهطور متوسط برابر 46% است) (OECD, 2014a, p. 1). در بین سالهای 2011-2008 نرخ بیکاری برای کارگران آلمانی، در تمام سطوح تحصیلی، کاهش داشته است؛ بهگونهای که در میان کشورهای عضو اتحادیة اروپا، نرخ بیکاری در میان بزرگسالانی که تا سطح میانی تحصیل کردهاند، بهطور متوسط، در طی سالهای 2008 تا 2011 از 8/8% تا 6/12% افزایش داشته است. این در حالی است که در آلمان، این میزان از 5/16% تا 9/13% کاهش نشان داده است (OECD, 2013, p. 1). آلمان در دو جنگ جهانی اول و دوم، نقش گستردهای داشت و در پی این دو جنگ، خسارتهای زیادی را متحمل شد. پس از پایان جنگ، با وامهایی که از کشورهای متفق گرفت، کشور بازسازی شد. آلمان پس از جنگ، به دو بخش آلمان شرقی و آلمان غربی تقسیم شد. جمهوری فدرال آلمان براساس اصل 20 قانون اساسی این کشور، دولت فدرال دموکراتیک و سوسیالیست است. در رأس دولت، رئیسجمهور قرار دارد که نقش وی نمادین است و برای دورهای پنجساله از سوی مجمع ایالات آن کشور تعیین میشود. رئیس دولت، صدراعظم و تعیینکنندة سیاست کلی است و در دولت آلمان حرف اول را میزند (ثابتنژاد و همکاران، 1389، ص 12). از 31 دسامبر 2011 برای دستیابی به اهداف مدیریتی، آلمان به 16 ایالت، 22 منطقه مدیریتی، 402 ناحیه، و 11292 بخش تقسیم شد (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 17). جمهوری فدرال آلمان هماکنون از اعضای سازمان ملل متحد، ناتو، سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه، کشورهای گروه هشت، و گروه پنج بوده و از بنیادگذاران اتحادیه اروپا است. آلمان پس از امریکا و ژاپن، سومین قدرت صنعتی جهان است. بهبود اقتصادی این کشور پس از جنگ جهانی دوم «معجزه اقتصادی آلمان» خوانده شدهاست. اقتصاد آلمان در حد زیادی، متکی بر صادرات است. آلمان همزمان، به واردات خصوصاً در حوزه انرژی (نفتخام و گاز طبیعی) وابسته است. مهمترین صادرات آلمان شامل اتومبیل، قطعات اتومبیل، ماشینآلات، تولیدات شیمیایی و الکتروتکنیکی و مواد غذایی است (ثابتنژاد و همکاران، 1389، ص 15).
اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی
آموزش بهطور روزافزون، نقش اساسی دارد که عبارتاند از: راهنمایی و هدایت افراد در جهان پیچیده، توانمندسازی افراد برای مشارکت و شکلدهی زندگی اجتماعی، و ایجاد پایههایی برای توسعه اقتصادی (International Bureau of Education, 2007, p. 2). مسئولیت نظام آموزشی در جمهوری فدرال آلمان بهوسیلة ساختار دولت فدرال تعیین میشود. علاوهبر اینکه قانون اساسی قدرت قانونگذاری را به دولت فدرال واگذار کرده، ایالت نیز از این حق برخوردار است. در نظام آموزش، این مورد شامل بخش مدارس، آموزش عالی، آموزش بزرگسالان و آموزش پیاپی است (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 23). قانون اساسی، تنها مقررات محدود مربوط به آموزش، فرهنگ، و علوم- ازجمله مواردی مانند آزادی هنر، پژوهش و تدریس، آزادی اعتقاد و عقیده، آزادی انتخاب حرفه و محل کار، تساوی حقوق و قانون والدین- را بیان کرده است. نظام مدرسه تحت نظارت ایالت است (International Bureau of Education, 2007, p. 1). مسئولیت دولت فدرال در بخش آموزش، شامل حیطههای زیر است: تنظیم مقررات مربوط به آموزشهای پایه و حرفهای، کمکهای مالی برای دانشآموزان و دانشجویان، ارتقای پژوهشهای علمی و دانشگاهی، چهارچوب مقررات برای اصول کلی آموزش عالی، ارتقای پژوهشها و توسعه فنّاوری غیردانشگاهی، مقررات مربوط به خدمات رفاه جوانان، مقررات مربوط به پذیرش برای آموزش و پیشنیازهای آموزشی برای حرفه پزشکی، و ارتقای سنجههای مربوط به استخدام، پژوهشهای شغلی و نیروی کار (International Bureau of Education, 2007, p. 1). در قانون آموزش عالی آلمان، اصول آموزش عالی بهصورت زیر بیان شده است: - مشارکت در توسعه علوم و هنر ازطریق پژوهش، تدریس، مطالعه، و آموزشهای پیاپی؛ - ارتقای نیروهای مستعد در علوم و هنر؛ - تشویق آموزش پیاپی کارکنان آموزش عالی؛ - بهبود وضعیت اجتماعی دانشجویان؛ - اطمینان نسبت به استفاده دانشجویان معلول از امکانات و تسهیلات مؤسسات آموزش عالی- در صورت امکان بدون نیاز به کمک دیگران؛ - ارتقای همکاریهای بینالمللی در بخش آموزش عالی و انتقال دانشجو و استاد بین آلمان و مؤسسات آموزش عالی خارجی؛ - ارتقای همکاری مؤسسات آموزش عالی با یکدیگر؛ - ارتقای نشر دانش و فنّاوری؛ - اطلاعرسانی به عموم درخصوص نحوه انجام کارکردهای آموزش عالی (HRG, 2005, p. 3). اهداف کلی آموزش عالی در جمهوری فدرال آلمان به صورت زیر است:
دانشگاه
تدریس و یادگیری بهمنظور آمادهسازی دانشجویان، برای اشتغال در حرفه مشخص؛ ارائه دانش، مهارت و روشهای مورد نیاز هر درس برای توانمندسازی دانشجویان در انجام مسئولانه کار علمی یا هنری.
دانشگاه هنر و موسیقی
این دانشگاهها، دانشجویان را برای حرفه هنری و تدریس موسیقی و هنر تربیت میکنند. تدریس و مطالعه با دیگر کارکردهای دانشگاههای هنر و موسیقی- ازجمله ارتقای هنر ازطریق توسعه اشکال هنری و ابزارهای تجلی و حرفههای آزاد هنری- ارتباط دارند.
دانشکده علوم کاربردی
ویژگیهای دورههای تحصیلی در دانشکدههای علوم کاربردی، بهطور مشخص بر کاربردهای عملی و ارتباطات نزدیک، با الزامات جهان حرفهای تأکید دارد. استادان و محتوای درسی در این دانشکدهها، با پژوهشهای کاربردی و طرحهای توسعهای ارتباط دارد (Studentnews, 2015). همزمان با تغییرات در آلمان و نیازهای فزاینده به نیروی کار مهارتی، این توافق حاصل شد که باید در نظام آموزش آلمان تغییر ایجاد شود. بهمنظور توسعة بیشتر، ازطریق آموزش، دولت فدرال و ایالتها، در اکتبر سال 2008 مجموعه اهدافی را که به همة بخشهای آموزش- از آموزش دوران کودکی تا آموزش حرفهای پیاپی- اشاره داشت، مورد توافق قرار داد. این موارد عبارتاند از: - آموزش باید بیشترین اولویت را در آلمان داشته باشد؛ - هر کودکی باید بهترین امکانات برای شروع آموزش را داشته باشد؛ - هریک از افراد، باید در کسب صلاحیتهای آموزشی و حرفهای توانا باشند؛ - هریک از افراد، باید فرصت کسب موفقیت ازطریق آموزش را داشته باشند؛ - بیشتر جوانان باید دورهای را که به کسب مدرک منتهی میشود بگذرانند؛ - بیشتر افراد باید برای حرفه علمی و فنی اشتیاق داشته باشند؛ - بیشتر افراد باید از مزایای آموزشهای پیاپی سود ببرند (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 273). بر این اساس، هدف دولت فدرال و ایالتها، تا سال 2015 کاهش تعداد جوانانی که بدون بهدست آوردن توانمندیها از ادامه تحصیل منصرف میشوند از 8% به 4% و کاهش تعداد بزرگسالان بدون توانمندیهای حرفهای از 17% به 5/8% بوده است. همچنین، آنها بر افزایش 40 درصدی نرخ دانشجویان جدید تأکید کردند. علاوهبراین، دولت فدرال و ایالتها بر افزایش تخصیص دولت به بخش آموزش و پژوهش تا 10% تولید ناخالص ملی تا سال 2015 توافق کردهاند. در سال 2011، دولت 5/9% از تولید ناخالص ملی را صرف آموزش و پژوهش کرده است (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 273).
ساختار نظام آموزشی
ساختار نظام آموزشی آلمان شامل آموزش دوران کودکی، ابتدایی، میانی، آموزش عالی، و آموزش پیاپی بهشرح زیر است:
آموزش و مراقبتهای دوران کودکی
آموزش دوران کودکی را نهادهایی عرضه میکنند که از کودکان چند ماه تا 6 سال که سن شروع مدرسه کودکان است، مراقبت میکنند. کودکان در سن مدرسه که هنوز آمادگی کافی برای رفتن به مدرسه را پیدا نکردهاند، گزینة دیگری با عنوان پیشدبستانی و کلاسهای پیش از مدرسه دارند. رفتن به این مراکز آموزشی اختیاری است، هرچند که بیشتر ایالتها، این مراکز را اجباری کردهاند (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 25).
آموزش ابتدایی
هدف آموزش ابتدایی، فراهم کردن پایههای یادگیری برای سطوح آتی آموزش و یادگیری مادامالعمر است (Eurydice, 2010, p. 80). در جمهوری فدرال آلمان، ورود به مدارس ابتدایی دبستان برای همه کودکانی که به ششسالگی میرسند، اجباری است. آموزش ابتدایی دارای 4 پایه تحصیلی است؛ بهجز در براندنبورگ و برلین، که در این دو ایالت آموزش ابتدایی 6 پایه تحصیلی را شامل میشود (Kaulisch and Huisman , 2007, p. 7). نقش آموزشهای ابتدایی، هدایت دانشآموزان از اَشکال یادگیری بازیمحور در سطح پیشدبستانی به اَشکال یادگیری نظاممند در مدرسه است. از کارکردهای مدارس ابتدایی، میتوان به پرورش کودکان با زمینه و توانایی متفاوت یادگیری برای توسعه بنیانهای تفکر، یادگیری و عمل، و فراهم کردن تجارب همکنشی با دیگر افراد اشاره کرد (Eurydice, 2010, p. 81).
آموزش میانی
آموزشهای میانی، به دو گروه تقسیم میشود: سطح میانی پایه که آموزش پایههای 5 تا 10 (و یا 7 تا 10) برای دانشآموزان در گروه سنی 10 تا 16 سال را شامل میشود؛ و سطح پسا میانی که دروس آموزشی باتوجهبه پیشنیازهای عرضهشده در سطح میانی، پایه را به دانشآموزان بین 16 تا 19 سال ارائه میدهد (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 113). دانشآموزان در هر دو گروه سنی ذکرشده لازم است به مدرسه بروند؛ به این صورت که دانشآموزان گروه اول (سطح میانی پایه) بهصورت تماموقت و دانشآموزان گروه دوم (سطح پسا میانی) بهصورت تماموقت یا پارهوقت میتوانند در مدرسه تحصیل کنند (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 7). یکی از ویژگیهای نظام آموزشی آلمان، این است که آموزشهای میانی پایه، در انواع مدارس مختلف ارائه میشوند که اصلیترین آنها با نامهای مدرسه بعد از دبستان، مدرسه متوسطه، مدرسه جامع و دبیرستان شناخته میشوند. این نظام آموزش، نظام متمایز نام دارد. یکی از مشخصات منحصربهفرد نظام آموزش آلمان تصمیمگیری و انتخاب از میان انواع مدارس میانی ذکرشده است که این تصمیمگیری بعد از پایان پایه چهارم و یا زمانی است که دانشآموزان به دهسالگی رسیدهاند (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 7). تصمیمگیری و انتخاب یکی از انواع مدارس، سبب ایجاد تفاوت بزرگ بر عملکرد تحصیلی و موفقیتهای آتی دانشآموزان میشود (Prenzel et al., 2004).
آموزش میانی پایه
آموزشهای میانی پایه، در ادامه آموزشهای ابتدایی عرضه میشود. این آموزشها، بهصورت پایه و اساسی برای آموزش پسا میانی هستند و تکمیل آموزشهای پسا میانی نیز برای ورود به آموزش عالی و یا آموزش پیاپی ضروری است. این آموزشها بهشرح زیر هستند: مدرسه بعد از دبستان: به دانشآموزان آموزشهای عمومی پایه عرضه میکنند و معمولاً پایههای پنجم تا نهم را شامل میشوند. مطالب آموزشی عرضهشده در این مدارس، اساساً شبیه مطالبی است که در انواع مدارس دیگر تدریس میشود، با این تفاوت که سرعت آموزش این مدارس، کمتر از سرعت آموزش در مدارس دیگر است و محتوای آموزشی نیز پایهایتر است (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 8). مدرسه متوسطه: این مدارس آموزشهای عمومی تکمیلی و گستردهتری را عرضه میکنند و پایههای تحصیلی پنجم تا دهم را پوشش میدهند. در بسیاری از ایالتها، این مدارس به دو دسته سطح پایین و سطح پیشرفته (هریک 3 سال تحصیلی) تقسیم میشوند. در برلین، بایرن، براندنبورگ، و هامبورگ، مدارس استاندارد متوسطه دارای 4 سال تحصیلی هستند. علاوهبراین، دانشآموزان میتوانند بعد از سال ششم یا هفتم تحصیلی، از مدرسه بعد از دبستان به این مدارس منتقل شوند (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 8). دبیرستان: این مدارس آموزشهای لیبرال را عرضه میکنند. دبیرستان معمولاً پایههای 5 تا 13 (در ایالاتی که طول تحصیل در مدرسه ابتدایی شش سال بهطول بینجامد، پایههای 7 تا 13) را شامل میشود. علاوهبر استاندارهای معمول دبیرستان، انواع مخصوصی از این مدارس وجود دارد که دانشآموزان مدارس بعد از دبستان میتوانند برای ادامه تحصیل از پایه 7 به این مدارس وارد شوند. پس از تکمیل پایه 10 دبیرستان، دانشآموزانی که حداقل نمره قبولی را کسب کرده باشند، به سطح پسا میانی وارد میشوند که دبیرستان پیشرفته نام دارد (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 8). مدرسه جامع: در این مدارس چندین دوره آموزش در موضوعات مشخص و برای پایههای معین به دانشآموزان عرضه میشود (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 8).
آموزش پسا میانی
زمانیکه دانشآموزان دوره آموزش میانی پایه را تکمیل کردند، وارد دوره آموزش پسا میانی میشوند. دانشآموزان باتوجهبه شایستگیها و صلاحیتهای کسبشده در پایان آموزش میانی پایه، میتوانند در یکی از انواع مدارس پسا میانی ادامه تحصیل دهند. این مدارس بهشرح زیر هستند: دبیرستان پیشرفته: این مدارس سطح بالاتر دبیرستان است و پایههای 11 تا 13 (در بعضی ایالات، پایههای 10 تا 12 و یا 11 تا 12) را شامل میشود و معمولاً به مرحله آموزش مقدماتی یکساله و مرحله آموزش صلاحیتها که دو سال طول میشود، تقسیم میشود. در پایان این مدارس آزمون نهایی برگزار میشود و به کسانی که موفق به قبولی در این آزمون شوند، گواهینامه صلاحیت ورود به آموزش عالی عمومی داده میشود (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 10). دبیرستانهای حرفهای تماموقت: این مدارس شامل بروفاچ اسکول، فاچوبراسکول، بروفلیچ ژیمناسیوم، و فاچ اسکول است. بروفاچ اسکول، مدارس تماموقت هستند که دانشآموزان، خود را برای اشتغال و همچنین، گسترش آموزشهای عمومی آماده میکنند. فاچوبراسکول به دانشآموزان دانش و مهارتهای تئوری و عملی عمومی و تخصصی ارائه میکند. فاچوبراسکولهایی برای فنّاوری، کسبوکار و مدیریت، علوم تغذیه، کشاورزی، علوم اجتماعی، طراحی، و غیره وجود دارد. بروفلیچ ژیمناسیوم سطح بالاتر دبیرستان با سوگیری بهسمت علوم فنّاوری است. فاچ اسکول، آموزشهای پیاپی عرضه میکند و هدف این مدارس، توانمندسازی کارگران مهارتی ازطریق تجارب شغلی برای انجام مسئولیتهای محوله در سطح مدیریت متوسطه است (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 10). آموزشهای حرفهای پارهوقت، نظام دوگانه: این نظام به نظام دوگانه معروف است زیرا آموزشها در دو مکان شامل محل کار و در دبیرستانهای حرفهای به دانشآموزان عرضه میشوند. هدف از آموزش در نظام دوگانه، فراهم کردن آموزشهای پایه و مهارتی و ارائه دانش و مهارت مورد نیاز ازطریق دورههای سازمانیافته است (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 11).
آموزش عالی
ریشه دانشگاههای آلمان، به موضوع توسعه دانشگاههای اروپایی در قرون وسطا برمیگردد. قدیمترین دانشگاه آلمان، دانشگاه هیدلبرگ است که در اواخر سده چهاردهم میلادی تأسیس شد (NIAD-UE, 2014, p. 2). در جمهوری فدرال آلمان، سال تحصیلی به دو دوره 6 ماه به نام نیمسال تحصیلی، تقسیم میشود. نیمسال زمستانی، در ماه اکتبر و نیمسال تابستانی در ماه آوریل شروع میشود (DAAD, 2006, p. 14).
انواع مؤسسات آموزش عالی
مؤسسات آموزش عالی در جمهوری فدرال آلمان به انواع (الف) دانشگاه، (ب) دانشکدههای علوم کاربردی، و (ج) دانشگاههای هنر و موسیقی، بهشرح زیر تقسیم میشوند: الف) دانشگاه: شامل مؤسسات تخصصی گوناگون که حوزههای مختلف رشتههای تحصیلی عرضه میکنند. بهصورت سنتی، در آلمان دانشگاهها، بیشتر بر انجام پژوهشهای بنیانی تأکید دارند. ب) دانشکدههای علوم کاربردی: دانشکدههای علوم کاربری بهوسیلة ایالتهای فدرال در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970، بهمثابة نوع جدیدی از مؤسسات در نظام آموزش عالی آلمان، در پاسخ به بهبود پیشرفتهای علمی و فنی تأسیس شدند. هدف این دانشکدهها پر کردن خلأ بین دانشگاه و محیط کار، ازطریق آموزشهای دانشگاهی دقیق و ژرف بود که جنبههای عملی زندگی حرفهای را دربر میگرفت (DAAD, 2006, p. 20). دانشکدههای علوم کاربردی، تعداد محدودی رشته تحصیلی دارند. برخی از رشتههای تحصیلی، عبارتاند از: علوم مهندسی، قانون و علم اقتصاد، طراحی، ریاضیات، علوم اجتماعی، علوم رایانه و فنّاوری اطلاعات، و پرستاری. علاوهبر آموزش، این مراکز به پژوهشهای کاربردی و توسعه نیز میپردازند (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 14). ج) دانشگاههای هنر و موسیقی: این دانشگاهها، دروسی در زمینه هنر، اجرای هنر و موسیقی در زمینههایی مانند کارگردانی، تولید، تئاتر، فیلم، و دیگر رسانهها، و در حیطههای مختلف طراحی، معماری، رسانه و ارتباطات عرضه میکنند (Anonymous, 2015, p. 1).
دورههای تحصیلی در آلمان
کارشناسی: دوره تحصیلی کارشناسی، معمولاً اولین دوره تحصیلی در آموزش عالی است که به کسب شایستگیهای لازم برای حرفه کاری میانجامد. برای کسب مدرک کارشناسی، دانشجویان باید باتوجهبه رشته تحصیلی، بین 240-180 واحد درسی را بگذرانند که در حدود سه تا چهار سال، بهطول میانجامد (DAAD, 2006, p. 16). مدرک تحصیلی کارشناسی در یکی از گروههای کارشناسی هنر، کارشناسی علوم، کارشناسی مهندسی، کارشناسی حقوق، کارشناسی هنرهای زیبا، یا کارشناسی موسیقی ارائه میشود (Sternberg, 2007, p. 3). کارشناسی ارشد: دوره کارشناسی ارشد، دومین دوره آموزش عالی است. این دوره بیشتر سوگیری عملی و جهتگیری پژوهشی دارد. دانشجویان برای به پایان رساندن دوره خود و اخذ مدرک تحصیلی، باید پایاننامه بدهند. اعتبار دروس دوره ارشد مطابق با بنیاد اعتباربخشی برنامههای درسی آلمان صورت میگیرد. مدرک تحصیلی ارشد در یکی از گروههای ارشد هنر، ارشد علوم، ارشد مهندسی، ارشد حقوق، ارشد هنرهای زیبا، یا ارشد موسیقی داده میشود (Sternberg, 2007, p. 4). برنامههای یکپارچه: برنامههای یکپارچه، بهصورت تکرشتهای و یا ترکیبی از دو یا چند رشته تحصیلی است. اولین گام برنامههای تکرشتهای، به مدت یکونیم تا دو سال بهطول میانجامد و بر بنیادهای رشتة تحصیلی تمرکز دارد. برای دریافت مدرک تحصیلی، دانشجو باید پایاننامهای را در طی حدود 6 ماه تدوین کند و نیز آزمون نهایی که بهصورت کتبی و شفاهی برگزار میشود، را با موفقیت بگذراند. برنامههای یکپارچه به سه نوع شامل مدرک دیپلم، ارشد هنر و آزمون دولتی تقسیم میشود. - تحصیل یکپارچه در دانشگاهها، حدود چهار تا پنج سال (برای اخذ مدرک دیپلم و مدرک ارشد هنر) یا حدود سه تا ششونیم سال طول میکشد. مدرک دیپلم به رشتههای تحصیلی مهندسی، علوم طبیعی، اقتصاد، و کسبوکار اعطا میشود. در علوم انسانی، مدرک اعطاشده ارشد هنر است. به رشتههایی که در زمینه حقوق، پزشکی، داروسازی و تدریس است، پس از آزمون دولتی مدرک ارائه میشود. سه نوع مدرک ذکرشده ازنظر تحصیلی، معادل و دارای ارزش یکسان هستند و برای پذیرش در دوره دکتری بهکار میروند. - تحصیل یکپارچه در دانشکدههای علوم کاربردی به مدت چهار سال بهطول میانجامد و به مدرک دیپلم منتهی میشود و دانشآموختگان شایسته، میتوانند برای پذیرش دکتری اقدام کنند. - تحصیل یکپارچه در دانشگاههای هنر و موسیقی، باتوجهبه زمینه و اهداف فردی متنوعتر است. علاوهبر اعطای مدرک دیپلم و ارشد، برنامههای تحصیلات یکپارچه، گواهینامههایی برای حیطههای تخصصی و حرفهای نیز اعطا میکنند (Sternberg, 2007, p. 4). دکتری: درجه دکتری عالیترین مرتبه تحصیلات دانشگاهی میباشد و بهعنوان مدرک و محکی است که نشان میدهد دریافتکنندة این مدرک قادر به انجام پژوهشهای علمی بهصورت مستقل است (DAAD, 2006, p. 17). دانشگاهها، مؤسسات آموزش عالی تخصصی، و برخی از دانشگاههای هنر و موسیقی، ازجمله مؤسساتی هستند که دوره دکتری برای متقاضیان برگزار میکنند. پیشنیاز رسمی برای پذیرش در دوره دکتری، شامل مدرک ارشد یا مدرک معادل است که از کشورهای دیگر اخذ شده باشد. برای کسب مدرک دکتری، دانشجویان لازم است تا رساله پژوهشی را به انجام برسانند (Sternberg, 2007, p. 5). باتوجهبه رشته تحصیلی، طول دوره دکتری بین دو تا پنج سال است و پس از کسب درجه دکتری، گیرنده مدرک با عنوان «دکتر» نامیده میشود (DAAD, 2006, p. 17). جدول 1 تعداد مراکز آموزشی در آلمان را نشان میدهد. جدول 1. تغییرات در تعداد مراکز آموزشی بین سالهای 1999-1998 و 2013-2012
مراکز خصوصی
1999-1998 2013-2012 مؤسسات آموزش عالی 81 203 مدارس فنیوحرفهای 1619 2151 مدارس عمومی 2206 3500 مهدکودک 28116 35254 مراکز عمومی 1999-1998 2013-2012 مؤسسات آموزش عالی 382
372
مدارس فنیوحرفهای
6958
6700
مدارس عمومی
40121
30868
مهدکودک
20087
17230
(Authoring Group Educational Reporting, 2014)
پذیرش در آموزش عالی
افرادی که دارای شرایط عمومی ورود به آموزش عالی بعد از 12 یا 13 سال تحصیل در مدرسه باشند، میتوانند در آموزش عالی پذیرش بگیرند. افراد دارای مدرک تحصیلی تخصصی اجازه پذیرش در رشتههای تحصیلی خاصی را دارند. ورود به دانشکدههای علوم کاربردی نیز با دارا بودن مدرک تحصیلی، که بعد از 12 سال تحصیل در دبیرستانهای حرفهای کسب میشود، مقدور است. پذیرش و تحصیل در دانشگاههای هنر و موسیقی نیز بر استعداد و شایستگی متقاضیان مبتنی است (Anonymous, 2015, p. 4).
نظام نمرهدهی در آموزش عالی
نظام نمرهدهی در آلمان معمولاً از 5 سطح تشکیل شده است که عبارتاند از: (1) Sehr Gut = خیلی خوب (2) Gut = خوب (3) Befriedigend = رضایتبخش (4) Ausreichend = قابل قبول (5) Nicht ausreichend = مردود حداقل رتبه برای قبولی سطح 4 است (Anonymous, 2015, p. 4). علاوهبراین، مؤسسات ممکن است از نظام نمرهدهی ECTS استفاده کنند که شامل: سطح A (حدود 10%)، سطح B (حدود 25%)، سطح C (حدود 30%)، سطح D (حدود 25%)، و سطح E (حدود 10%) است (Sternberg, 2007, p. 5).
آموزش پیاپی
آموزشهای پیاپی، بر پایه دانش، مهارت، و تجربه موجود فرد استوار است. اَشکال جدید یادگیری، برای مثال بخشی از یادگیری غیررسمی، در آموزشهای پیاپی اهمیت چشمگیری دارد. باتوجهبه تقاضای گسترده برای آموزش پیاپی، ساختار تمایزیافتهای برای این نوع آموزشها توسعه داده شده است. آموزشهای پیاپی بهوسیلة مؤسسات مختلف مانند مؤسسات خصوصی، اتحادیههای بازرگانی، اتاقهای صنعت و تجارت، احزاب سیاسی، شرکتها و مقامات دولتی، مراکز آموزش خانوادگی، دانشگاهها، مؤسسات آموزش عالی، و مؤسسات یادگیری از دور عرضه میشوند. شرکتهای رادیو و تلویزیون نیز برنامههای آموزش پیاپی ارائه میکنند (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 28). مؤسسات ارائهدهنده آموزش پیاپی، دروس و دورههای آموزشی متنوعی را شامل آموزشهای عمومی، حرفهای، و سیاسی ارائه میدهند. هدف اصلی یادگیری عبارت از پاسخگویی به نیازهایی که برخاسته از تقاضای دولت، جامعه، و صنعت است. از دیگر اهداف آموزش پیاپی میتوان به موارد زیر اشاره کرد: - افزایش تمایل افراد به یادگیری مادامالعمر؛ - کسب صلاحیتهای مورد نیاز برای یادگیری مادامالعمر؛ - استفاده از امکانات و توانمندیها برای یادگیری در شغل و در زندگی فردی (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 173). فعالیتهای دولت در زمینه آموزش پیاپی، محدود به وضع قوانین و مقررات سازمانی و منابع مالی است. قوانین و مقررات وضعشده در قانون دولت فدرال و ایالت درج شده است. هدف از مقررات دولتی، ایجاد شرایط مناسب برای بهینهسازی و گسترش فعالیتها از آموزش پیاپی بهسوی یادگیری مادامالعمر است. مسئولیت مشترک دولت فدرال و ایالت شامل انجام پژوهش و طرحهای آزمایشی در همه بخشهای آموزش پیاپی است؛ همچنین، آنها مسئولیت آمارگیری و ارائه گزارشدهی درخصوص آموزشهای پیاپی در مناطق مربوط به مسئولیت خود را برعهده دارند (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 173). علاوهبراین، ازجمله وظایف مخصوص ایالت میتوان به تنظیم و ارتقای موارد زیر اشاره کرد: - آموزشهای عمومی پیاپی؛ - آموزش پیاپی که به اخذ مدارک دانشآموختگی منجر میشود؛ - آموزش دانشگاهی پیاپی در مؤسسات آموزش عالی؛ - آموزش فرهنگی پیاپی؛ - برخی عناصر آموزش سیاسی پیاپی؛ - برخی عناصر آموزش حرفهای پیاپی (Eurydice, 2010, p. 180). مسئولیتهای مخصوص دولت فدرال عبارت است از: - آموزش حرفهای پیاپی در خارج از مدارس؛ - تنظیم و ارائه آموزشهای حرفهای بیشتر؛ - مقررات پایه برای حفاظت از افرادی که در دورههای یادگیری از دور شرکت کردهاند؛ - برخی از آموزشهای سیاسی حرفهای؛ - همکاریهای بینالمللی در آموزش پیاپی (در اتحادیه اروپا) (Eurydice, 2010, p. 180). نگاره 1 ساختار نظام آموزش آلمان را نشان میدهد.
آموزشهای آزاد و از دور
در جمهوری فدرال آلمان، آموزش و یادگیری از دور روشی برای کسب صلاحیتهای آموزشی در بخش عمومی و حرفهای است و با استفاده از نظام پستی یا برخط ارائه میشود. در آلمان، دانشگاههای آزاد و برنامههای پژوهشی مجازی وجود دارد که همة دروس دوره بهصورت برخط ارائه میشوند. برخی از دانشگاهها مانند دانشگاه لوبک و یا آکادمی یادگیری از دور در دانشگاه فورتوانگن تعدادی برنامه آموزشی مجازی و آزاد به متقاضیان ارائه میدهند. علاوهبراین، تعدادی دوره آموزش حرفهای بهصورت آزاد و برخط برای افراد و یا شرکتهای متقاضی وجود دارد (FMER, 2015). دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالی تعداد دانشجویان شاغل به تحصیل در مؤسسات آموزش عالی آلمان، در سال تحصیلی 2015-2014 برابر با 2698910 نفر است. تعداد دانشجویان شاغل به تحصیل در مؤسسات آموزش عالی، به تفکیک رشتة تحصیلی زبان و هنر؛ تربیتبدنی؛ منطق، اقتصاد، علوم اجتماعی؛ ریاضیات، علوم طبیعی؛ پزشکی؛ دامپزشکی؛ کشاورزی، جنگلداری، تغذیه؛ مهندسی؛ هنر؛ و رشتههای دیگر- در سالهای تحصیلی 2013-2012 تا 2015-2014 - در جدول 2 نشان داده شده است. جدول 2. تعداد دانشجویان شاغل به تحصیل در مؤسسات آموزش عالی براساس رشته تحصیلی
رشته تحصیلی
نیمسال زمستان
2013-2012
2014-2013
2015-2014
زبان و هنر
476958
491327
499561
تربیتبدنی
27367
28063
28098
منطق، اقتصاد، علوم اجتماعی
759610
797243
822745
ریاضیات، علوم طبیعی
449758
472840
490433
پزشکی
139422
147764
157166
دامپزشکی
8230
8161
8154
کشاورزی، جنگلداری، تغذیه
47766
50329
52900
مهندسی
499419
528420
545408
هنر
88329
89956
91388
رشتههای دیگر
2550
2778
3057
(DESTATIS, 2015) تعداد کارکنان دانشگاهی تماموقت در سال 2014 برابر 236126 نفر است که از این تعداد، 45631 نفر استاد، 3451 نفر مدرس و دستیار، 177411 نفر کارکنان هنرهای خلاق و علمی، و 9633 نفر آموزشیاران دروس خاص هستند (DESTATIS, 2015).
مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی
مطابق قانون اساسی، مسئولیتهای مشخص در بخش آموزش بر عهده دولت فدرال است. برایناساس، دولت فدرال، مسئولیت تنظیم و تصویب قوانین مربوط به موارد آموزشی، علمی، و پژوهشی ذیل را دارد: - آموزشهای حرفهای؛ - پذیرش مؤسسات آموزش عالی؛ - کمکهای مالی برای دانشآموزان و دانشجویان؛ - ارتقای پژوهشهای علمی و دانشگاهی و توسعه فنّاوری؛ - آسایش و رفاه جوانان؛ - مقررات مربوط به شغلهای قانونی؛ - مقررات مربوط به شغلهای پزشکی؛ - معیارهای ارتقای شغلی و همچنین، پژوهشهای شغلی و بازار کار (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 23). علاوهبراین، قانون اساسی انواع مشارکتهای بین دولت فدرال و ایالت که وظایف مشترک نام دارد را در موارد ذیل بیان کرده است: - طرحها و تسهیلات پژوهشی خارج از مؤسسات آموزش عالی؛ - طرحها و پژوهشهای علمی در مؤسسات آموزش عالی؛ - ایجاد تسهیلات در مؤسسات آموزش عالی (Lohmar and Eckhardt, 2014) در هر دولت ایالتی، وزارت آموزش، علوم، پژوهش، و فنّاوری- که در 1969م تأسیس شد- عهدهدار انجام مسئولیتهای مربوط به حوزه ایالت است (International Bureau of Education, 2007, p. 8). وزارت آموزش در ایالتها، عالیترین مقام مسئول برای امور آموزشی، علمی و فرهنگی هستند. برخی از وظایف این وزارتخانه عبارتاند از: توسعه راهبردها در زمینه آموزش، علوم و هنر، اتخاذ قوانین و مقررات اداری، همکاری با عالیترین قدرت در سطح ملی و ایالت، و نظارت بر فعالیتهای مؤسسات و مراکز آموزشی (Kaulisch and Huisman , 2007, p. 46). وزارت آموزش بهوسیلة وزیر (در برلین، برمن، و هامبورگ: ازسوی سناتور) رهبری میشود (International Bureau of Education, 2007, p. 8). نظارت بر نظام آموزش (شامل آموزش عمومی و فنیوحرفهای) از مسئولیتهای وزارتخانه آموزش، امور فرهنگی و علوم است. اداره مدارس، در بسیاری از موارد، بهصورت نظام سه سطحی است؛ بهاینصورت که وزارتخانه آموزش، امور فرهنگی و علوم در بالاترین سطح، مقامات منطقهای مدارس در سطح میانی، و مقامات محلی مدارس در پایینترین سطح این نظام قرار دارند. در برخی از ایالتها نیز مدیریت مدارس بهصورت نظام دو سطحی است. دبیرستانها، مجتمعهای آموزشی، مدارس حرفهای و معمولاً مدارس متوسطه، مستقیماً به مقامات منطقهای سطح دو و یا مقامات نظارتی بالاترین سطح (وزارت آموزش) پاسخگو هستند، درحالیکه بیشتر مدارس ابتدایی، مدارس بعد از دبستان، مدارس استثنایی، و در برخی ایالتها، مدارس متوسطه به مقامات سطح پایین باید پاسخگو باشند (International Bureau of Education, 2007, p. 9). مؤسسات آموزش عالی، وضعیتی مشابه شرکتهای حقوقی دولتی دارند و بنابراین، این مؤسسات مراکز عمومی تحت نظارت ایالت هستند. مؤسسات آموزش عالی از حق خودمدیریتی، در چهارچوب قانون برخوردار هستند. اصول کلی برای سازماندهی و مدیریت مؤسسات آموزش عالی، کارکنان و اعضای هیئتعلمی- شامل مشارکت همه اعضای این مؤسسات، در خودمدیریتی- در چهارچوب قانون آموزش عالی تصریح شده است. براساس این اصول، سازماندهی و مدیریت مؤسسات آموزش عالی، به تفصیل در مقررات ایالت برای مؤسسات آموزش عالی در هر حوزه ایالت بیان شده است. در مباحث مدیریتی، ارتباطات و همکاری بین وزارت مسئول و مؤسسات آموزش عالی وجود دارد. در مدیریت واحد این عملکرد شامل موضوعات آموزشی و موضوعات دولتی مانند کارکنان، مدیریت اقتصادی، مالی و بودجه است؛ علاوهبراین، نظارت قانونی و تا حدی، نظارت آموزشی، قدرت استقرار و سازماندهی و نفوذ بر موضوعات مربوط به کارکنان و موضوعات مالی، از مسئولیتهای وزارت و یا دولت است (International Bureau of Education, 2007, p. 10). در سال 2006، نظام فدرال اصلاحات گستردهای را در نظام آموزش به وجود آورد که سبب انتقال مسئولیت از دولت فدرال به ایالت، مخصوصاً در بخش آموزش عالی، بود. در درجه نخست، اصلاحات بر کیفیت و چگونگی تخصیص منابع تأثیرگذار است، بهاینصورت که بودجه مطابق با توافق، بر اهداف و پارامترهای عملکرد محور تخصیص مییابد. در توافق مشترک بر روی اهداف، دولت و مؤسسات آموزش عالی خدماتی را که باید فراهم شود، تعیین میکنند. این توافقنامهها بهعنوان راهنمای عملکردی در مؤسسات، مورد استفاده قرار میگیرد. براساس اصلاحات صورتگرفته، مؤسسات آموزش عالی، از حق مضاعفی در فرایند انتخاب دانشجو بهرهمند میشوند. علاوهبراین، ایالت اختیار دارد تا از دانشجویان، هزینة ثبتنام دریافت کند. برایناساس، نخستینبار در نیمسال زمستانی 2007- 2006م شهریه ثبتنام نزدیک به 500 یورو از دانشجویان گرفته شد. به موازات این مورد، نظام پرداخت وام توسعه یافت که امکان بازپرداخت وام پس از دانشآموختگی و کسب درآمد کافی وجود دارد (International Bureau of Education, 2007, p. 11). براساس قانون توسعة مؤسسات آموزش عالی (1969م)، کمیته برنامهریزی برای پی نهادن نهادهای آموزش عالی، بهمنظور هماهنگ کردن بین دولت فدرال و ایالت در وظایف مشترک «ایجاد و گسترش مؤسسات آموزش عالی، شامل کلینیکهای دانشگاهی» ایجاد شده است. این کمیته مسئول برنامهریزیهای میانمدت برای گسترش بخش آموزش عالی است. وزیر آموزش، علوم، پژوهش، و فنّاوری دولت فدرال، وزیر امور مالی دولت فدرال، و یک وزیر یا سناتور از هر ایالت، از اعضای این کمیته هستند (International Bureau of Education, 2007, p. 13). براساس توافقنامه بین دولت فدرال و ایالت، شورای علوم در 1957م تأسیس شد و وظیفه تنظیم پیشنهادهایی برای توسعه محتوایی و ساختاری آموزش عالی، علوم و پژوهش را بر عهده دارد. این شورا از دانشمندان و نمایندگان دولت فدرال و ایالت، تشکیل شده است (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 47). براساس تقسیم مسئولیتها بین دولت فدرال و ایالت برای آموزشهای حرفهای در مدارس و مهارتآموزی در شرکت، کمیته هماهنگی مقررات آموزشی و چهارچوب برنامة درسی تحت توافقنامه 1972 ایجاد شد. وظایف این کمیته، شفافسازی موضوعات اساسی در زمینه مهارتآموزی در شرکت و آموزشهای حرفهای در مدارس، در شغلهایی که نیازمند آموزشهای رسمی در چهارچوب مقررات آموزشی هستند، میباشد (International Bureau of Education, 2007, p. 13).
منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی
در سال 2009 سرمایهگذاری آلمان در همه سطوح آموزشی حدود 3/5% تولید ناخالص داخلی بوده است. این رقم، از متوسط کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه که حدود 2/6% بود، کمتر است. بیشتر پرداختها به مؤسسات آموزشی منابع دولتی بوده است (9/85% در سال 2010، که این میزان نزدیک به متوسط کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه است که برابر 6/83% است). سهم پرداختهای خصوصی، برابر 1/14% در سال 2010 (کمتر از متوسط کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه که برابر 4/16% است) بوده است (OECD, 2014b, p. 16). در جمهوری فدرال آلمان، مدارس ابتدایی و میانی عمومی بهصورت رایگان هستند. مسئولیت تأمین منابع مالی، برای مدارس عمومی بین ایالت (برای استخدام و پاداشدهی) و قدرتهای محلی (نوعاً برای کارکنان غیرآموزشی و هزینة مواد آموزشی) تقسیم میشود. در سال 2009، ایالت حدود 2/72% هزینههای آموزش ابتدایی، میانی، و بالاتر بهجز آموزش عالی را برعهده داشت. قدرتهای محلی، حدود 5/17% و سطح فدرال حدود 3/10% هزینهها را برعهده داشتند. هزینههای آموزش خارج از مدرسه در نظام دوگانه بهطور غالب ازسوی شرکتها تأمین میشود، درحالیکه مدارس حرفهای ازطریق ایالت تأمین بودجه میشود. مدارس خصوصی، حمایت مالی خود را از ایالت و باتوجهبه مجموع تخصیصها دریافت میدارد. درعینحال نیز این مدارس کمکهایی ازطرف قدرتهای دولتی دریافت میکنند (OECD, 2014b, p. 16). بخش بزرگی از منابع مالی در آموزش عالی آلمان، از منابع دولتی تأمین میشود. ازآنجاکه مؤسسات آموزش عالی در آلمان، مؤسسات عمومی ایالتی هستند، در نتیجه، هزینههای تدریس و پژوهش (شامل هزینههای مربوط به حقوق، مواد آموزشی و اجرا) اساساً ازطریق بودجة ایالت فراهم میشود. در گذشته، هزینههای مربوط به سرمایهگذاریهای وسیعتر مانند ساختمان و تجهیزات علمی بزرگمقیاس بهوسیلة دولت فدرال و ایالت با نسبت 50% فراهم میشد. اخیراً، اصلاحات فدرالیسم با هدف تقسیم ظرفیتها بین دولت فدرال و ایالت در مجلس مورد پذیرش قرار گرفته است که در نتیجة آن، ایالت هیچ مبلغی برای هزینههای بزرگمقیاس از دولت فدرال دریافت نمیکند (OECD, 2006, p. 1). سرمایهگذاریهای دیگر بهوسیلة سازمانهایی مانند بنیاد پژوهشهای آلمان که برای ارتقای پژوهش، از اهمیت زیادی برخوردار است، تأمین میشود. علاوهبراین، مؤسسات آموزش عالی، بودجههایی از شرکتها برای انجام امور پژوهشی و توسعهای دریافت میکنند (OECD, 2014b, p. 16). در سالهای اخیر، بهتدریج ایده مدیریت نوین دولتی در آموزش عالی آلمان، مورد پذیرش واقع شده است. مدیریت نوین دولتی بر مدلی از مدیریت تمرکز دارد که خودمختاری را در سطح غیرمتمرکز تشویق میکند، اما درعینحال بر اهداف مرکزی که ازطریق ابزارهای رقابتی قابل دستیابی هستند توجه دارد (OECD, 2006, p. 1).
برنامهها و اصلاحات پیشرو
انجمن آموزش، در سال 2001 توصیههایی برای اصلاح آموزش ارائه کرد که برطبق آن، کیفیت و پایداری آموزش در آلمان را تضمین میکرد. این توصیهها بر موضوعات کلی که بر دولت فدرال و ایالت اثر میگذاشت، متمرکز بود (International Bureau of Education, 2007, p. 2). توصیههای انجمن آموزش بر دوازده حیطه متمرکز بود که مهمترین حیطهها شامل پیشرفت کودکان در سنین خردسالی، حمایت و پشتیبانی از افراد، بهکارگیری اصول یادگیری مادامالعمر برای همه افراد، مسئولیتپذیر کردن کودکان، و اصلاح آموزشهای پیش از خدمت و حین خدمت آموزشگران بود (Forum Bildung, 2001). توافقنامه مابین دولت فدرال و ایالت، باتوجهبه برنامه سرمایهگذاری «آینده آموزش و مدارس تماموقت» اولین گام مهم در راستای اصلاحات مهم آموزشی، بهشمار میرود. براساس این برنامه، دولت در حدود چهار بیلیون یورو را برای گسترش مدارس در همه مناطق آلمان هزینه میکند و اولین پرداخت برابر 300 میلیون یورو در سال 2003 بود. براساس پژوهشی که بهوسیلة برنامه ارزیابی دانشجویان بینالمللی انجام شد، آلمان در جایگاه «قهرمان جهانی در گزینش» بهشمار آمد، اما پشتیبانی کافی از کودکان خود را فراهم نمیکند و ازاینرو، موفقیت در آموزش، به میزان زیادی وابسته به زمینة اجتماعی افراد دارد. این نقطهای است که اصلاحات باید از آنجا شروع شود (International Bureau of Education, 2007, p. 2). «اروپای 2020» راهبرد ده سالة اتحادیه اروپا برای افزایش رشد و پیشرفت هوشمندانه و پایدار و دارای پنج هدف کلی شامل: افزایش استخدام و بهکارگیری نیروی کار؛ بهبود شرایط نوآوری، پژوهش، و توسعه؛ دستیابی به اهداف مربوط به حفاظت انرژی و محیطزیست؛ بهبود دستیابی به آموزش و ارتقای بهرهمندی اجتماعی- مخصوصاً ازطریق کاهش فقر است (NRP, 2011, p. 1). اهداف کلی در بخش آموزش که لازم است تا سال 2020 حاصل شوند، عبارتاند از: 1. کاهش سهم ترککنندگان زودهنگام آموزش به کمتر از 10% (سهم این افراد در سال 2012 در اتحادیه اروپا برابر 8/12% بود)؛ و 2. افزایش سهم تعداد افراد در گروه سنی 34-30 سال که آموزشهای عالی و یا آموزشهای معادل را به پایان رساندهاند، به حداقل 40% (این رقم در سال 2012 در اتحادیه اروپا برابر با 8/35% بود) (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 274). آلمان بهمثابة یکی از ایالات عضو اتحادیه اروپا، این دو هدف کلی را به اهداف مشخص ملی ترجمه و اهداف زیر را تعیین کرد: - کاهش تعداد دانشآموزانی که آموزشهای مدرسهای را ترک میکنند؛ برای مثال، کاهش تعداد افراد بین 18 تا 24 سال که مدرسه را بدون تحصیل در سطح آموزش پسا میانی ترک کردهاند، در جایگاه شاگرد و کارآموز فعالیت نکردهاند، و در آموزشهای غیررسمی شرکت نکردهاند؛ به میزان کمتر از 10%. - افزایش سهم افراد بین 34-30 سال با درجة آموزش عالی یا درجه معادل به میزان 42% (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 274). راهبردهای بلندمدت در بخش آموزش عبارتاند از: 1. اصالت بخشیدن به یادگیری مادامالعمر؛ 2. بهبود کیفیت و کارایی آموزش؛ 3. افزایش تساوی و پیوستگی اجتماعی؛ و 4. افزایش خلاقیت و نوآوری، شامل کارآفرینی، در همه سطوح آموزش و یادگیری (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 278).
اصالتبخشی به یادگیری مادامالعمر
در جمهوری فدرال آلمان، بر افزایش ارتباطات و همکاریها بین بخشهای آموزشی، گسترش مشاورههای آموزشی، اثربخش کردن همکنشیها ازطریق آموزش، تشخیص و شناسایی صلاحیتهای کسبشده در خارج از کشور، و به رسمیت شناختن صلاحیتهای کسبشده بهصورت غیررسمی، تمرکز میشود. آموزش پیاپی، باید برای افراد در هر گروه سنی جذاب باقی بماند و افراد را برای حمایت و توسعة دانش و مهارت و همچنین، فعالیت کامل در جامعه قادر سازد (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 278). در چهارچوب یادگیری مادمالعمر، موارد زیر مورد اندازهگیری و سنجش قرار میگیرد: - بهبود فرصتهای آموزشی برای کودکان زیر 6 سال؛ - بهبود موقعیتهای آموزشی؛ - کمک به افراد محروم برای شرکت در بازار کار؛ - تسهیل گذر از مدرسه به آموزش عالی و دسترسی به آموزش عالی بدون داشتن دیپلم متوسطه برای متقاضیان دارای صلاحیت حرفهای؛ - منعطفتر کردن مسیرهای یادگیری؛ - افزایش علاقه به ریاضیات و علوم طبیعی؛ - بهبود فرصتهای یادگیری برای زنان؛ - بهبود فرصتها برای افراد مهاجر؛ - توجه به علایق افراد معلول برای مشارکت در یادگیری مادامالعمر؛ - بهبود ساختاری فعالیتهای آموزشی در همه مراحل زندگی در سطح منطقه (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 279).
بهبود کیفیت و کارایی آموزش
مهارتهای پایه در دسامبر 2011 دولت فدرال و ایالت، راهبردی ملی برای سوادآموزی و آموزشهای پایه برای بزرگسالان در آلمان عرضه کردند. این راهبرد بهمنظور بهبود مهارتهای خواندن و نوشتن افرادی بود که از سطح کافی این مهارتها، برای مشارکت کامل در جامعه برخوردار نبودند. برای اجرایی کردن این راهبرد، ایالت وظایف زیر را برعهده دارد: - تشکیل نمایندگیهای هماهنگ، برای سوادآموزی و آموزشهای پایه؛ - مشارکت فعال با دولت فدرال و دیگر شرکا برای مبارزه با بیسوادی؛ - فعالیت در زمینه سرمایهگذاریهای فردی افراد برای موضوع سواد و آموزشهای پایه؛ - گزارش سالیانه در زمینه وضعیت اجرایی فعالیتها (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 282). توسعه حرفهای آموزشگران در همه ایالتها، برای اصلاح تربیت آموزشگر در همه انواع مدارس، تلاشهایی صورت گرفته است. این تلاشها بر موارد زیر تأکید دارند: - جهتگیری عملیاتی گستردهتر در طول دوران تربیت آموزشگر؛ - تقویت ارتباطات بین مراحل تئوری و عملی تربیت آموزشگر؛ - برگزاری آزمون همزمان با عرضة آموزشها (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 285). نوسازی آموزش عالی و افزایش سطح دسترسی به آموزش عالی دولت فدرال و ایالت برای گسترش آموزش عالی، با همکاری یکدیگر تلاشهای چشمگیری انجام دادهاند؛ برای مثال، در چهارچوب معاهده آموزش عالی 2020م، دولت فدرال و ایالت در جهت خلق فرصتهای یادگیری برای 624000 داوطلب جدید در دوره 2011م تا 2015م تلاش کردهاند. در چهارچوب معاهده کیفیت تدریس، دولت فدرال حدود 2 بیلیون یورو تا پایان سال 2020 برای مواردی ازجمله ارتقای کارکنان، تربیت استاد و توسعه کیفیت تدریس در مؤسسات آموزش عالی اختصاص داده است. ایالت نیز دربارة سرمایهگذاری در این زمینه تضمین کرده است (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 286). در سالهای گذشته، بحثهای گستردهای در زمینة تضمین کیفیت در آموزش عالی، مطرح شده است. ارزیابی آموزش عالی که هم به موضوعات پژوهشی و هم تدریس میپردازد، یکی از عناصر مهم تضمین کیفیت است. اولین فعالیتها برای ارزیابی آموزش عالی در اواسط دهه 1990 و با هدف شفافسازی، تقویت مسئولیت مؤسسه، حمایت و پشتیبانی از مؤسسات آموزش عالی، و افزایش رقابت بین مؤسسات آموزش عالی آلمان آغاز شد. شیوههای ارزیابی، اساساً سه عنصر را دربردارد که عبارتاند از: خودارزیابی، ارزیابی خارجی ازسوی همتایان، و پیگیری و این شیوهها در چرخة 8-5 سال تکرار میشوند. خودارزیابی بر موارد زیر تأکید دارد: - ساختار و سازماندهی گروه آموزشی؛ - اهداف تدریس و یادگیری؛ - برنامههای آموزشی؛ - منابع و کارکنان آموزشی؛ - دانشجویان؛ - تدریس و یادگیری؛ - نظرها و دیدگاههای دانشجویان و کارکنان به تدریس و یادگیری؛ - وضعیت اشتغال دانشآموختگان (Kaulisch and Huisman , 2007, p. 50).
افزایش تساوی و پیوستگی اجتماعی
هدف این راهبرد، کاهش معنیدار تعداد دانشآموزانی است که حداقل صلاحیتهای مورد نیاز را در پایان هر دوره آموزش کسب نکردهاند. یکی از مواردی که در این راهبرد به آن توجه میشود، کودکان و جوانان مهاجر است. راهبردهای افزایش تساوی و پیوستگی اجتماعی عبارتاند از: - حمایت فردی در تدریس متناسب با استانداردهای آموزشی؛ - تسهیل و حمایت برای دورههای یادگیری طولانیتر؛ - برنامهریزی درسی منظم؛ - حمایت وسیعتر از دانشآموزان دارای سابقه مهاجرت؛ - کمک به دانشآموزان دارای نیازهای آموزشی خاص برای کسب گواهینامه مدرسه پس از دبستان؛ - تقویت مشارکتهای آموزشی؛ - توسعه تربیت آموزشگر؛ - ارزیابی نتایج (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 288). پیش از این، در ایالت رویکردهای متنوعی برای ارتقای دانشآموزان با عملکرد ضعیف استفاده میشد. این رویکردها را میتوان در پنج حیطه راهبرد بهصورت زیر طبقهبندی کرد: - بهبود حمایت و پشتیبانی از افراد؛ - احیا و بازسازی یادگیری: توسعه و بهبود روشهای تدریس، اشکال جدید کسب مهارت و صلاحیتها؛ - تسهیل کسب صلاحیتها؛ - ایجاد ارتباط بین شرکا، شبکهسازی و همکاری؛ - تقویت تضمین کیفیت و توسعه کیفیت. رویکردهای یادشده در سالهای آتی نیز باید ادامه یابد و همزمان نیز باید راهبردهای بیانشده نیز مدنظر قرار گیرند (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 289).
افزایش خلاقیت و نوآوری، شامل کارآفرینی، در همه سطوح آموزش و یادگیری
در این راهبرد برنامههای زیر برای حمایت از جوانان در زمینه شغلی، در نظر گرفته شده است: - همکاری با شرکتها برای مدارس مدرسه علاقهمند؛ - کمک به جوانان برای کسب بینش در زمینه شغلی؛ - حمایت از برنامههای حمایتی و نظارتی که به جوانان در انتقال از مدرسه بهسمت مهارتآموزی کمک میکنند؛ - حمایت از آموزشهای پیاپی آموزشگران (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 294).
کتابشناسی
ثابتنژاد، حمیدرضا؛ حاتمزاده، علیرضا؛ فلاح وحدتی جو؛ مجید و محمد هاشمی، زهرا. (1389). بررسی تطبیقی آموزشهای فنیوحرفهای در کشورهای آلمان و ایران. تهران: سازمان آموزش فنیوحرفهای کشور. Anonymous. (2015). German Higher Education System. Retrieved from: http://www.hrk.de/uploads/media/ german_higher_education_system.pdf. Authoring Group Educational Reporting. (2014). Education in Germany 2014: An Indicator-Based Report Including an Analysis of the Situation of People with Special Educational Needs and Disabilities. Germany: Federal Ministry of Education and Research. DAAD. (2006). Studying in Germany: A Guide for International Students. Germany: Federal Foreign Office. DESTATIS. (2015). Institutions of Higher Education. Retrieved from: https://www.destatis.de/EN/FactsFigures/ Society State/Education Research Culture/Institutions Higher Education.html Eurydice. (2010). Organization of the Education System in Germany 2009/10. Brussels: Author. FMER. (2015). Lifelong Learning. Retrieved from: http://www.bmbf.de/ en/lebenslangeslernen.php, accessed Forum bildung. (2001). Bildung und Qualifikationsziele von Morgen (Materialien bd.5). Bonn: Author. HRG. (2005). Framework Act for Higher Education. Retrieved from: www.bmbf.de International Bureau of Education. (2007). “Albania”. World Data on Education (6th edition). Geneva: Unesco. Kappel, H., Lehmann, B. and Loeper, J. (2002). “Distance Education at Conventional Universitiesin Germany”. International Review of Research in Open and Distance Learning, 2(2), 1-21. Kaulisch, M. and Huisman, J. (2007). Higher Education in Germany: Country Report. Netherlands: Universiteit Twente. Lohmar, B. and Eckhardt, T. (2014). The Education System in the Federal Republic of Germany 2012/2013. A Description of the Responsibilities, Structures and Developments in Education Policy for the Exchange of
Information in Europe. Bonn: Secretariat of the Standing Conference of the Ministers of Education and Cultural Affairs (KMK). NIAD-UE. (2014). Overview, Quality Assurance System in Higher Education, Germany. Retrieved from: http://www.niad.ac.jp NRP. (2011). Germany National Reform Program. Retrieved from: http://ec.europa.eu/europe2020/pdf/nrp/nrp_germany _en.pdf. OECD. (2006). Funding Systems and Their Effects on Higher Education Systems: Country Study–Germany. Retrieved from: https://www.oecd.org/germany/38308008.pdf. OECD. (2013). “Germany”. Education at a Glance 2013: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary.org/docserver/eag-2013-49-en.pdf?expires= 1535278872&id=id&accname=guest&checksum=AAC4C2D3214C7EB4DD108079C8D979DB OECD. (2014a). “Germany”. Education at a Glance 2014: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary.org/docserver/eag-2014-53-en.pdf?expires= 1535278675&id=id&accname=guest&checksum=285AAE12EDA9DF31ACF0CD9865EE28B2 OECD. (2014b). Education Policy Outlook: Germany. Retrieved from: http://www.oecd.org/education/ EDUCATION%20POLICY%20OUTLOOK%20GERMANY_EN.pdf. Prenzel, M., Baumert, J., Blum, W., Lehmann, R., Leutner, D., Neubrand, M., Pekrun, R., Rost, J. and Schiefele, U. (2004). PISA 2003: Der Zweite Vergleich der Länder in Deutschland– Was wissen und können Jugendliche? (S. 323-365). Münster: Waxmann. Sternberg, H. (2007). Geomatics Bachelor and Master Education at the Hafencity University, Hamburg. Hamburg: HafenCity University. Studentnews. (2015). Tertiary Education, Germany - General Objectives. Retrieved from: http://tertiary-education. studentnews.eu WPR. (2015). Germany Population 2015. Retrieved from: http://worldpopulationreview.com https://www.hausrissen.org/ نویسندگان: مهتاب پورآتشی
نظام آموزش عالی اتریش
Austrian Higher Education System
پایتخت: وین
نوع حکومت: جمهوری فدرال
زبان رسمی: آلمانی
مساحت: 83871کیلومترمربع
جمعیت: 8223062نفر (2014م)
تعداد دانشجویان: 240480 نفر (2014م)
تعداد اعضای هیئتعلمی: 42682 نفر (2014م)
تولید ناخالص ملی: 6/372 میلیارد دلار (2015م)
هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 5/5% (2012م)
هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 7/10% (2012م)
ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی
اتریش در نیمکرة شمالی و در مرکز قارة اروپا واقع شده و بخش مهمی از ناحیة آلپ شرقی و منطقة دانوب را اشغال کرده است. این کشور از شمال به آلمان و جمهوری چک، از شرق به اسلوواکی و مجارستان، از جنوب به اسلوونی و ایتالیا و از غرب به سوئیس و لیختناشتاین محدود است. اتریش به سه منطقة جغرافیایی متمایز تقسیم میشود: منطقة کوهستانی آلپ که تقریباً سراسر کشور را شامل میشود، زمینهای پست اطراف رود دانوب و دشت وین. رودهای مهم اتریش از آلپ سرچشمه میگیرند. رودهای آلپ عبارتاند از: دانوب، اُنس، این، دراو. بزرگترین دریاچة آن، به نام نویزیدلر، 320 کیلومترمربع مساحت دارد. آبوهوای اتریش، در زمستانها، سرد با بارش مکرر باران در برخی مناطق پاییندست و در تابستانها ملایم و مطبوع است. منابع طبیعی شامل زغالسنگ، نفت، لیگنیت، چوب، سنگ آهن، مس، روی، آنتیمون (سنگ سرمه)، مگنزیت، تنگستن، گرانیت و نصک است. منابع طبیعی، این کشور را در ردیف کشورهای صنعتی قرار داده است و کشاورزی و مرغداری در اتریش در درجه دوم اهمیت قرار دارد. این کشور در اروپای مرکزی و شمال ایتالیا و اسلوانیا قرار گرفته است. مساحت آن 83871 کیلومترمربع بوده و 1426 کیلومترمربع مرز آبی دارد. زمین قابل کشت 25/16% از مساحت کل کشور (2011م) را شامل میشود. مخاطرات طبیعی شامل رانش زمین و زمینلرزه است. ازجمله مسائل زیستمحیطی آن جنگلزدایی بهواسطه آلودگی آبوهوا، آلودگی خاک بهواسطه استفاده از آفتکشهای کشاورزی، آلودگی هوا بهواسطه آلایندههای ناشی از سوخت زغالسنگ و نیز آلودگی ناشی از سوختهای فسیلی و کارخانجات است. نشر گازهای سمی کارخانههای صنعتی و ترافیک انبوه شهری و استفاده از کودهای شیمیایی به آلودگی محیط منجر شده و شرایط زیستمحیطی را در خطر قرار داده است. نرخ رشد جمعیت 01/0% در سال 2014 بوده که در مقیاس جهانی صدونودویکمین کشور بهشمار میرود. 68% از کل جمعیت کشور در شهرها زندگی میکنند و مهمترین منطقه شهری، وین- پایتخت کشور- با جمعیت 72/1 میلیون نفر (2011م) است. نسبت جمعیتی 95 مرد در مقابل 100 زن میباشد. 6/88% از مردم اتریش به زبان آلمانی صحبت میکنند، 3/2% ترکی، 2/2% صربی، 6/1% کرواتی (در ایالت بورگنلند) و 3/5% بقیه شامل اسلونی (در ایلت کارینتیا) و مجار (در ایالت بورگنلند) به زبان مادری سخن میگویند. نظام اقتصادی اتریش نظام اقتصاد آزاد است و سیاست اقتصادی آن بر پایة عدم دخالت دولت در امور اقتصادی استوار است، ولی بههرحال دولت در تصمیمات اقتصادی نقش ارشادی و اساسی را برعهده دارد. اقتصاد اتریش بهعلت موقعیت خاص جغرافیایی و منابع طبیعی به کشاورزی، بهرهبرداری از معادن، صنایع، جنگلداری و جهانگردی وابسته است. صنایع اتریش، بهترتیب اهمیت، عبارتاند از: ماشینسازی، فولادسازی، صنایع فلزی و مکانیکی، خودروسازی، برق، ریختهگری، پوست و چرم، پارچهبافی و پتروشیمی. نرخ رشد تولیدات صنعتی این کشور در سال 2010 برابر 3% است که در مقایسه با دیگر کشورهای جهان دارای رتبه صدوششم است. به دنبال چندین سال رشد فزاینده خارجی برای صادرات اتریش و تجربه رشد اشتغال، وقوع بحران مالی بینالمللی و رکود اقتصاد جهانی در سال 2008 به رکود اقتصادی این کشور تا سه ماهه سوم 2009م انجامید. پیشبینی میشود نرخ رشد تولیدات ناخالص داخلی به بالاتر از 2% در سال 2010 برسد. بیکاری در اتریش بهشدت سایر کشورهای اروپایی گسترده نشده است، زیرا دولت تقدیم یارانهها را به طرحهای کاهش ساعت کاری افزایش داد تا به شرکتها اجازه حضور در صحنه رقابت را بدهد. درآمد سرانه اتریش 40300 دلار (2010م) است که نسبت به سال گذشته 25/1% رشد داشته است. سهم بخشهای گوناگون در تولیدات ناخالص داخلی بهترتیب، کشاورزی 5/1%، صنعت 4/29% و خدمات 1/69% در سال 2010 است. 67% از نیروهای کار شاغل در بخش خدمات اشتغال دارند و نرخ بیکاری در سال 2010، 6/4% بوده است. جهانگردی ازجمله بخشهای پردرآمد اقتصاد اتریش بهشمار میآید و ارزش افزوده مستقیم و غیرمستقیم بخش جهانگردی معادل 6/43 میلیارد یورو در سال 2007 بود که 3/16% از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد. کشور اتریش بهمنزله یک کشور با گرایش صادرات، یک شبکه گسترده متنوع از تجارت خارجی را طرحریزی کرده است که روابط تجاری با 150 کشور دارد و 3/2% روابط تجاری آن با کشورهای اتحادیه اروپا است. ملیتهای مختلفی که در کشور اتریش زندگی میکنند شامل، اتریشی 91%، یوگسلاوی سابق 4%، ترکتبار 6/1%، آلمانی 1% و سایر اقوام 4/2% برآورد شده است. مذهب کاتولیک 6/73%، پروتستان 7/4%، مسلمان 2/4% و سایر ادیان 5/5% و نامشخص 12% برآورد شده است (2011م). در سال 2014 امید به زندگی معادل 2/80 سال در کل جمعیت و نرخ باروری 43/1 فرزند بهازای هر زن بوده است. در سال 2010 هزینههای آموزشی 9/5% از تولید ناخالص داخلی و نرخ باسوادی 98% بوده است. در سال 2011 طول دوره تحصیلات عمومی در این کشور شانزده سال است. حکومت اتریش جمهوری فدرال است که از 9 ایالت تشکیل میشود. روز استقلال آن دوازده نوامبر 1918 است که نخستین قانون اساسی آن در اول اکتبر 1920 به تصویب رسید و آخرین بازنگری در آن طی سال 2008 انجام شد. ریاست حکومت با رئیسجمهور بوده و ریاست دولت با صدراعظم است. شورای وزیران ازسوی رئیسجمهور با مشورت صدراعظم انتخاب میشوند. رئیسجمهور برای یک دوره ششساله با رأی مستقیم مردم انتخاب میشود و انتخاب دوباره او برای دوره دوم بلامانع است. صدراعظم براساس انتخاب رئیسجمهور از بین حزب دارای اکثریت با ائتلاف پیروز برگزیده میشود و با تأیید مجلس منصوب میشود. قوه مقننه شامل دو مجلس است: مجلس فدرال متشکل از 62 عضو که ازسوی مجلسهای ایالتی به نسبت جمعیت هر ایالت بین 3 تا 12 عضو انتخاب میکند؛ مجلس ملی با 183 عضو که اعضای آن با رأی مستقیم مردم برای مدت پنج سال انتخاب میشوند. قوه قضائیه متشکل از دادگاه عالی با 85 قاضی که در 17 حوزه تخصصی با 5 قاضی در هر حوزه سازماندهی شده است. قضات دادگاه عالی ازسوی شوراهای اجرایی تخصصی پیشنهاد شده و ازسوی رئیسجمهور منصوب میشوند. دادگاههای محلی، ایالتی، منطقهای و بازنگری در ساختار این قوه با وظایف مشخص نقشآفرینی میکنند. اتریش با اقتصاد بازار توسعهیافته، نیروی کار ماهر و استاندارد زندگی بالا رابطه نسبتاً نزدیکی با دیگر کشورهای عضو اتحادیه بهخصوص آلمان دارد. اقتصاد آن با یک بخش خدمات بزرگ، بخش صنعتی قابل توجه و یک بخش کشاورزی کوچک اما بسیار پیشرفته متمایز میشود. میزان بیکاری در اتریش مانند سایر بخشهای اروپا بسیار گسترده نشد، بهدلیل آنکه دولت به شرکتها برای کاهش ساعت کار یارانه میپردازد تا شرکتها مجبور به تعدیل نیرو نشوند. در سال 2012 نرخ بیکاری در اتریش 4/3% بود که کمترین میزان در اتحادیه اروپا است. سیاستهای تثبیت قیمتها، افزایش هزینههای مصرفی و اصلاح مالیات بر درآمد میزان کسری بودجه را از 5/4% در سال 2010 به 6/2% در سال 2011 کاهش داد. دولت برای حمایت از نظام بانکی در بحران مالی بینالمللی اقدامات مؤثری همچون تأکید بر حمایت از صنایع داخلی و ثبات سیاستهای بانکی کرده است. میزان تولید ناخالص داخلی اتریش در سال 2013 برابر با 361 میلیارد دلار بود که در مقیاس جهانی سیوهشتمین کشور است. نرخ رشد تولید ناخالص داخلی، در سال 2013، 4/0% بوده است و درآمد سرانه 426000 دلار در همان سال اعلام شد. ترکیب تولید ناخالص داخلی براساس بخشهای مختلف در سال 2013 بهشرح زیر است: کشاورزی 6/1%، صنعت 6/28% و خدمات 8/69%. محصولات کشاورزی مانند غلات، گوجهفرنگی، میوهها، محصولات لبنی، محصولات دامی و چرم است. صنایع ساختمانسازی، ماشینآلات اتومبیل و قطعات، محصولات غذایی، فلزات، شیمیایی و فراوری چوب و کاغذ، تجهیزات ارتباطی و توریسم از صنایع عمده آن بهشمار میرود. نرخ رشد محصولات صنعتی در سال 2013، 5/0% است که نیروی کار 3737000 نفر با ترکیب بخش کشاورزی 5/5%، صنعت 26% و خدمات 5/68%، را شامل میشود. نرخ بیکاری نیز در سال 2013، برابر با 9/4% است. بودجه سال 2013 ازنظر درآمدها 200 میلیارد دلار و مخارج آن 212 میلیارد دلار بوده است. در سال 2015 سهم مالیاتها و سایر منابع درآمدی 9/47% از تولید ناخالص داخلی بوده است (Central Intelligence Agency, 2015, pp. 1-9).
اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی
برنامههای کاری دولت اتریش در سال 2018-2013 تأکید زیادی بر روی بخشهای استخدام، آمادگی برای آینده، آموزشی و دیگر مسائل ملی مانند بهداشت دارد. این نوع سیاستها در محتوای آموزشی گنجانده شده است (Central Intelligence Agency, 2015, pp. 1-9).
اهداف اصلی مربوط به آموزشهای پیشدبستانی و مدارس ابتدایی
1. مراقبتهای ویژه از کودکان و آموزش ابتدایی با کیفیت دولت فدرال برنامهریزی جدیدی برای بودجهبندی در این قسمت کرده است. البته شروع آن از سال 2017 خواهد بود. اولویتهایی که برای این موضوع در نظر گرفته شده شامل چهار بخش است: توسعه مراقبت از بچههای سهساله، توسعه و بهروزرسانی کیفی مهدکودکها و پشتیبانیهای زبانی (Intetnational Bureau of Education, 2007). 2. تقویت خودمختاری مدارس افزایش تفاوتها در مدارس با تشکیل ساختارهای زمانی، مدارس را از انعطافپذیری بیشتری برخوردار میسازد و این کار باعث بهتر شدن توانایی مدیر و یا سرمربیان آموزش میشود که بتوانند آموزشگران مناسبتری را برگزینند. البته وظیفه سرمربیان همکاری و نظارت در آموزشهای مستمر آموزشگران است که این امر با سنجش کیفیت و ترویج مفهومی مسئولیتپذیری، امکانپذیر است (Intetnational Bureau of Education, 2007).
ساختار نظام آموزشی
آموزش دوران اولیه کودکی و مراقبت مهدکودک یک فرم سنتی از آموزش پیشدبستانی یا پیشآمادگی بهشمار میآید که برای بچههای سه تا ششساله در کشور اتریش در نظر گرفته شده است. بااینحال مهدکودک و کودکستان بخش رسمی نظام مدرسهای بهشمار نمیآید. در برخی از استانهای اتریش مقرراتی برای اجرای این امر در نظر گرفته شده است، یعنی حدود 60% امکانات را برای مراقبت از کودکان در اختیار مهدکودکها قرار میدهند که این امر از طرف شهرداری حمایت میشود (Intetnational Bureau of Education, 2007 آموزش اجباری مدرسهای بهصورت کلی، این نوع آموزش برای همه کودکان با سن 9-6 در نظر گرفته شده است. تقریباً 90% از بچههای مقیم اتریش زمانی که به سن 15-6 سال میرسند باید از این نوع آموزش برخوردار شوند، البته این موضوع بدون در نظر گرفتن نژاد و ملیت آنهاست. فقط حضور آنها در مدرسه و برخوردار شدن از این نوع آموزش اهمیت دارد، بچهها مطابق با نیازهای آموزشیشان در مدارس حضور پیدا میکنند و باید این نوع آموزش اجباری را به پایان برسانند. بهطورکلی والدین، آموزشگران و دانشآموزان بالای پنج سال باید ناظر مدرسه داشته باشند.
آموزش ابتدایی و میانی
مدارس ابتدایی نوعی آموزش پایه و متداولی دارند، که این نوع آموزش اختصاص به بچههایی با پایه چهارم دارد و این امر با در نظر گرفتن ادغام آنها براساس نیازهای خاص آنان است. مدارس خاص، مدارسی هستند که مطابق با نیاز دانشآموزان درست شدهاند و بچهها براساس نیازهای آموزشی خود در طول دوره آموزشهای اجباریشان باید در این کلاسها شرکت کنند؛ البته این مدارس برای بچههایی با سنین 15-6 سال در نظر گرفته شده است. در ادامه آموزش ابتدایی همه بچهها براساس توانمندیهایی که دارند باید در پایههای اول و چهارم در کلاسها حاضر شوند. اولین انتقال در مسیرهای مختلف آموزشی رخ میدهد. انواع مختلف مدارس برای حضور بچهها باتوجهبه دریافت مدرک و یا گواهینامه یا واجد شرایط بودنشان در نظر گرفته شده است (www.european-agency.org).
آموزش عالی
دانشجویان در این دوره از بین نهادهای آموزشی ثالث انتخاب میشوند که این امر شامل موارد زیر است: · دانشگاهها (دانشگاههای عمومی و خصوصی)؛ · دانشگاه علوم کاربردی؛ · مراکز دانشگاهی آموزشوپرورش آموزشگران (www.european-agency.org). آزمون ورودی پذیرش برای ورود به دورههای آموزشی دانشگاه و گذراندن برنامههای درسی دانشگاهی ضروری است. این آزمون ورودی به شرکتکنندگان مجوز ثبتنام در رشتههای تحصیلی مورد نظرشان را بدون هیچ محدودیتی میدهد. در بعضی از رشتههای تحصیلی، لازم است آزمونهای دیگری نیز در موضوعات مربوطه برگزار شود. برای بعضی از رشتهها، شرکتکنندگان باید خلاقیت هنری، مهارتهای عملی و استعدادهای بدنی خود را علاوهبر آزمون ورودی پذیرش نشان دهند. افرادی که شرایط لازم برای شرکت در آزمون پذیرش ندارند، ولی صلاحیت لازم را برای بعضی از رشتهها- بهعلت طبیعت کار در آنها- دارند، میتوانند در آزمون ورودی دانشگاه شرکت کنند. نوع خاصی از امتحان پذیرش که دسترسی بدون محدودیت را برای رسیدن به دانشگاه فراهم میکند در سال 1997 به اجرا درآمد. با جانشینی این آزمون بهجای آزمون پذیرش، شکل جدیدی از دسترسی به انواع رشتهها برای افرادی فراهم میشود که آموزش شغلی را با موفقیت طی کردهاند. برای پذیرفته شدن تماموقت در دانشگاه هنر، لازم است متقاضیان برای نشان دادن شایستگی خود، آزمون سنجش خلاقیت را پشت سر گذارند. برای بعضی از رشتهها، دانشجویان باید در آزمون ورودی پذیرش شرکت کنند. پایینترین سن برای یک دانشجوی تماموقت، 17 سال و در رشتههای موسیقی، 15 سال است (OECD, 2013). اتریش دارای 22 دانشگاه عمومی است، 6 دانشگاه هنری، 3 دانشگاه علوم پزشکی و 1 دانشگاه خاص تحصیلات تکمیلی و سایر دانشگاهها، دانشگاههای فراگیر هستند و 11 دانشگاه خصوصی معتبر دارد. براساس قانون دانشگاهها مصوب 2002م کلیه برنامههای آموزش عالی در بیشتر رشتهها- بهجز تربیت آموزشگر، پزشکی و رشتههای وابسته- براساس دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد با رویکرد کاربردی و حرفهای تنظیم میشوند. براساس این قانون مراکز آموزش عالی از اختیارات کامل برای طرحریزی، اجرا و اعتباربخشی دورههای برنامهریزیشده، برخوردار هستند. در سال تحصیلی 2009-2008، دانشگاههای اتریش حدود 298 برنامه کارشناسی، 455 برنامه کارشناسی ارشد، 160 برنامه دکتری بهعلاوه 718 دوره آموزشی مستمر عرضه کردهاند. اعضای هیئتعلمی در انتخاب شیوه تدریس، محتوا و نوع منابع درسی در کلاسهای خود در چهارچوب اصول استقلال و آزادی علمی دارای اختیار تام هستند. علاوهبر شیوههای سنتی تدریس از آموزش مجازی و از دور بهطور گسترده استفاده میشود. پذیرش در یک رشتة تحصیلی دانشگاهی مشروط به داشتن مدرک پایان دورة میانی و موفقیت در آزمون نهایی است. پذیرش در دانشگاههای هنر و موسیقی نیازمند قبول شدن در آزمون ورودی- در برخی از رشتهها- است که در آن استعداد هنری فرد بررسی میشود. داوطلبانی که مدرک پایان دورة میانی را نداشته باشند، در صورت شرکت در آزمون ورودی ویژة دانشگاه، ملزم به انتخاب رشتههای دانشگاهی در طیف محدودی از موضوعات هستند. در مقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر، اتریش هیچگونه محدودیتی برای پذیرش شهروندان خود در رشتههای تحصیلی خاص ندارد. از بیست سال پیش، تحصیلات در دانشگاهها و کالجهای آموزش عالی برای شهروندان اتریشی رایگان بوده است. در ضمن، دانشجویان نیازمند به کمک مالی، کمکهزینههایی دریافت میکنند. ولی دانشجویان خارجی، بهجز آنهایی که از کشورهای درحالتوسعه بدون تابعیت دولت خاص یا تحت حمایت پناهندگی معاهدة ژنو هستند، باید هزینة دانشگاه را پرداخت کنند. در چهارچوب اروپای متحد، دانشجویان دیگر کشورهای اتحادیة اروپا، شهریهای نمیپردازند. در سال 1990، دولت تصمیم به تأسیس مؤسسات آموزش عالی جدیدی گرفت که «مدرسة عالی فنی» نامیده میشد. این مؤسسات برنامههای آموزشی کوتاهتر و حرفهای را آموزش میدهند. قانونی که بر بخش جدید نظارت میکند بهتازگی به تصویب رسیده است. این قانون با مقررات سنتی در آموزش عالی اتریش تفاوت دارد. تأسیس حوزهها و رشتههای تحصیلی دیگر از مسئولیتهای مدیران فدرال نیست، بلکه این دورهها و رشتهها را آموزشگاههایی گسترش میدهند که قصد تأسیس آنها را دارند. رشتهها، قبل از بهوجود آمدن، باید یک هیئت ویژه، با عنوان «مدرسة عالی هنرهای زیبا»، آنها را تصویب کند و به دورههای نظری و عملی تقسیم میشوند. هیئت در حکم شورای تضمین کیفیت عمل میکند، همچنین مسئولیت ارزیابیهای بعدی را نیز برعهده دارد. بهعلاوه، یک نظام تأمین مالی مرکب برای بخش جدید تعیین شده است. وزارت علوم و پژوهش فدرال فقط مسئول مجاز عمومی برای کل بخش آموزش عالی بهجز آموزشکدههای تربیت آموزشگر در اتریش است. ایالتها هیچگونه صلاحیت حقوقی در حوزة مسائل دانشگاهی ندارند. آموزش عالی در دانشگاههای عمومی و خصوصی و دانشگاه علوم کاربردی طبق قانون فدرال اداره میشوند و عمدتاً بهصورت خودگردان زیر نظارت هیئتامنای مستقل کار میکنند. براساس قانون دانشگاهها مصوب سال 2002، اتریش یک بخش دانشگاهی با چهارچوب حقوقی برای عرضه برنامههای کارشناسی و کارشناسی ارشد کاربردی، راهاندازی دورههای مشترک و برنامههای تحصیل همهنگام در دو رشته با سایر دانشگاهها و گسترش دورههای دکتری تخصصی ایجاد کرده است. طبق آییننامه اجرایی در سال 2006 قانون دانشگاهها حداقل دوره استاندارد برای دورههای دکترای تخصصی سه سال همراه با بهرهگیری از اعتبارات تخصیصیافته اتحادیه اروپا شد. در سال 2009-2008، در نیمسال اول، برنامههای آموزش دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد، حدود 4/84% از کل برنامههای مصوب در دانشگاهها را تشکیل میداد و برنامههای دوره دکترای تخصصی حدود 5/7% از دورههای قابل اجرا در دانشگاهها را شامل میشد. معرفی دورههای جدید کارشناسی و تحصیلات تکمیلی (ارشد) در حوزه خدمات عمومی از اقدامهای بعدی بود. کاربردی کردن دروس عرضهشده بهویژه در دورههای کارشناسی با هدف کاهش زمان مورد نیاز برای اطمینان از شاغل شدن دانشآموختگان بود.
دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالی
با بررسی تعداد دانشجویان ثبتنامشده در دانشگاههای اتریش، رابطة توازن بین دانشجویان مرد و زن آشکار میشود. اگرچه سهم زنان کمی بیش از 50% است، تلاشهای فراوانی برای غلبه بر تأثیر نقش ویژه سنت آموزش و اشتغال صورت گرفته، که درحالحاضر نخستین نتایج مثبت خود را نشان داده است. باوجوداین، تعداد دانشجویان مرد و زن در رشتههای متفاوت هنوز نابرابریهایی را نشان میدهد. برای مثال، سهم دانشجویان زن در رشتههای ترجمه و تفسیر مطالعات 83%، داروسازی 77%، علوم انسانی 67%، دامپزشکی 67% و پزشکی 55% است. بهعلاوه در رشتة حقوق سهم زنان به 45% افزایش یافته است. ولی در رشتههای فنی (مهندسی مکانیک و مهندسی برق) حضور زنان حدود 3% کاهش مستمر را نشان میدهد. جدول 1. تعداد دانشآموزان و دانشجویان اتریش (2013م)
دانشگاهها
کل
زنان
مردان
مدارس ثانویه دانشگاهی
203000
110210
92790
مدارس عالی فنی
43593
20605
22988
(OECD, 2013) همانطورکه در جدول 3 بیان شده است درصد جمعیت شاغل به تحصیل در آموزش عالی اتریش طی سال 2012 بسیار کمتر از میانگین کشورهای سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعهای و اتحادیه اروپا است. نرخ ثبتنام در آموزش عالی در سال 2012، 41% است که کمتر از میانگین اتحادیه اروپا است. درصد دانشآموختگان آموزش میانی در سال 2012 حدود 3/2 میانگین اتحادیه اروپا (83%) بوده است، ولی درصد دانشآموختگان دانشگاهی کمی بیشتر از میانگین اتحادیه اروپا (38%) بوده است.
مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی
اجرا و نظارت بر روی کل نظامهای آموزشی در کشور اتریش در سه سطح انجام میشود: · سطح فدرال و مرکزی: وزارت فدرال، آموزش، کار یا اشتغال زنان و اعضای هیئتمدیره ارشد آموزش منطقهای؛ · سطح استانی شامل 9 استان؛ · سطح محلی شهرداری.
در سطح فدرالی دو وزارتخانه وظیفه طراحی و برنامهریزی سیاستهای پیشدبستانی را برعهده دارند. دولت استانی یا محلی هم مسئولیت قوانین مهدکودکها و یا کودکستانها را عهدهدار است. در واقع شهرداریها، کلیساها و سایر بخشهای خصوصی هم مسئول ساخت و مراقبت از مهدکودکها و کودکستانها هستند. تقریباً 60% آنها از امکانات و تسهیلات و نظارت دولتی برخوردارند.
مدیریت اجرایی دانشگاهها
کلیة دانشگاهها و کالجهای اتریش مؤسسات عمومی هستند و وزارت علوم و پژوهش بهصورت متمرکز، زیر نظر قانون فراگیر آموزش عالی، بر آنها نظارت میکند. برخی از مقامات ایالتی برای ایجاد مؤسسات آموزش عالی در مراکز ایالت، از دانشگاهها و کالجهای خود با کمکهای فراوان حمایت میکنند؛ اما، درعینحال، بههیچوجه حق دخالت در روند سیاستگذاری آموزش عالی را ندارند؛ زیرا در قانون توازنی از قدرت بین حوزة وزارتی و استقلال سازمان رایج دانشگاهی تعریف شده است. حوزة عملکرد وزارتخانهها شامل این موارد است: تصمیمگیری درباره ساختار دانشگاهی و تأسیس مؤسسات آموزشی جدید؛ تخصیص بودجهها و ایجاد پستهای سازمانی جدید؛ تأسیس و نگهداری ساختمانهای دانشگاهی؛ تدوین ساختار و سازماندهی رشتههای تحصیلی و امتحانات؛ تدوین حدود رشتههای پیشنهادی به دانشگاههای بخش خصوصی. استقلال دانشگاه بهوضوح تعریف شده است. دانشگاهها در مقابل مداخلة وزارتخانه در موضوعات آموزشی و پژوهشی ازجمله انتخاب و استخدام استادان استقلال دارند. مقررات کالجها بسیار مشابه هم است، اما بخش غیردانشگاهی، مراکز تربیت آموزشگر بهصورت خودمختار اداره نمیشود، بلکه وزارت آموزش، هنر و ورزش بر آنها نظارت دارد. چهارچوب حقوقی رشتههای تحصیلی به درجهای از پیچیدگی رسیده است که بهصورت فزاینده دیوانسالارانه و انعطافناپذیر شده است. این چهارچوب شامل نظام چهارگانة تصویب قوانین در ارتباط با اصول سازماندهی، رویههای ثبتنام، ساختار رشتهها، امتحانات، مدارک و نظایر آن است و رشتهها همگی تحت نظارت قانون عمومی رشتههای دانشگاهی قرار دارند. در سطح بعدی، یک رشته از قوانین مشابه ویژگیهای مشترک برخی از رشتههای عمدة دانشگاهی همچون داروسازی، حقوق و علوم اجتماعی را مشخص میکنند. احکام وزارتی، در شرایط کلی، برنامههای تحصیلی لازم را برای هر رشتة مجزا به همة دانشگاهها پیشنهاد میکند. سرانجام «گروههای مطالعاتی» رسماً سلسلهمراتب قوانین رایج (ازجمله برنامة درسی رسمی) را به گروه دانشگاهی عرضه میکند.
مدارس
وزارت آموزش، کار و اشتغال هم در حوزه عالی اجرایی در همه موضوعات مدارس وابسته به آموزشوپرورش مرتبط با زنان مسئول هستند. طبق ماده قانونی 14a از قانون اساسی فدرال بخشی از مسئولیتها برای مدارس کشاورزی و جنگلداری بین سطوح فدرال و سطوح استانی یا منطقهای است. وزارت فدرال برای آموزش، ریاست سیاسی وزارت آموزش، کار و اشتغال زنان را برعهده دارد.
آموزش سطح عالی یا دانشکدهها
آموزش دانشگاهی در دانشگاههای عمومی شامل دانشگاههای علوم کاربردی و دانشگاههای خصوصی انجام میشود. این دانشگاه مطابق قوانین فدرال اداره میشوند. اگرچه همه آنها بهمنزلة یک نهاد مستقل عمل میکنند؛ اما دانشگاهها دارای قوانینی هستند که بهوسیله وزارت علوم و پژوهش نظارت میشوند. در واقع نظارت وزیر براساس مفاد قانونی شوراهای دانشگاهها ازطریق نظارت مدیریت مالی تکمیل میشود.
مدیریت و ادارة دانشگاه
درکل، خودگردانی دانشگاههای اتریش امکان وجود مدیریت مشارکتی را در هر سطح (دانشگاه، دانشکده، گروه) ازطریق گسترش توانمندیهای ساختار فراهم میآورد. قانون سازماندهی دانشگاهها در سال 1993 و قانون سازماندهی دانشگاههای هنر موجب گسترش این الگو بودند. قانون دانشگاهها در سال 2002، اختیارات تصمیمگیری را در مدیریت دانشگاه متمرکز میکند، که این امر به زیان مجموعههای خودگردان پیشین است. اکنون مدیریت دانشگاه دربرگیرندة شورای هیئتعلمی دانشگاه، هیئترئیسه و رئیس است. مجموعههای دانشکدهای غیرمتمرکز- چه اختیار تصمیمگیری داشته باشند و چه نداشته باشند- ممکن است ازسوی شورای هیئتعلمی دانشگاه تأسیس شوند و ضروری است تصمیمات صادرشده ازسوی این مجموعهها را تأیید کنند. شورای دانشگاه مسئول انتصاب و عزل رئیس دانشگاه و دستیاران وی است و در ضمن، عملکردی راهبردی و نظارتی دارد. عملکرد راهبردی، بیشتر در زمینة طرح توسعه، تشکل سازمانی داخلی، تنفیذ موافقتنامههای اجرایی با دولت فدرال، قانونی کردن ارزیابیهای بیرونی و اظهارنظر دربارة طرح برنامهها و مشاوره در زمینة تصمیمگیریهای مربوط به برنامههای درسی است و عملکرد نظارتی شامل نظارت قانونی و بودجهای (ازجمله گزارش نظارت و گزارشهای مالی) است. اعضای هیئترئیسه براساس طرحی که از طرف شورای هیئتعلمی دانشگاه، رئیس دانشگاه و معاونان وی عرضه میشود، انتخاب میشوند. وظایف دیگر شورای هیئتعلمی دانشگاه بهشرح زیر است: 1. تأسیس گروهها در دانشکدهها با اختیارات تصمیمگیری یا بدون آن و تنفیذ تصمیمات آنها؛ 2. انتخاب نیمی از اعضای شورای دانشگاه؛ 3. پذیرش برنامههای عرضهشده ازسوی کمیسیون مطالعات؛ 4. تنفیذ اساسنامه؛ 5. شرکت در مسائل مربوط به هیئترئیسه و شورای دانشگاه. همچنین وظایف اصلی هیئترئیسه به قرار زیر است: · آماده کردن تصمیمات برای شورای دانشگاه و شورای هیئتعلمی دانشگاه؛ · انتصاب کارکنان درون دانشگاهی؛ · تعیین سهم بودجة کارکنان؛ · تعیین اهداف درون دانشگاهی؛ · تقدیم گزارش. رئیس دانشگاه- که هیئترئیسه را سرپرستی میکند- نمایندة دانشگاه در ارتباط با دولت فدرال است که استادان دانشگاه را براساس پیشنهاد کمیسیون منصوب و قراردادهای کارکنان را لغو میکند و عالیترین رتبه را در دانشگاه دارد. در هر مدرسة عالی فنی، یک هیئت دانشکدهای بر پا میشود که وظیفة آن سازماندهی تدریس و برگزاری امتحانهاست. این هیئت متشکل از نمایندگان اعضای هیئتعلمی و دانشجویانی است که در یک دورة تحصیلی در مدارس عالی فنی مشارکت داشتهاند. هیئتهای دانشکدهای یک رئیس و یک نایب رئیس را از بین یک فهرست کوتاه انتخاب میکنند و پیشنهادهای مربوط به تغییر رشتههای تحصیلی را به شورا و تقاضای بودجة مالی را به تهیهکننده عرضه میدهند، همچنین پیشنهاد جذب کارکنان تدریس را میدهند و محتویات آزمون را ارزیابی میکنند.
اجرای مقررات در سطح ملی
وزارت فدرال آموزش و پژوهش در وین مرجع عالی اجرای کلیة موضوعات مربوط به آموزش است. براساس قانون اساسی اتریش، قانونگذاری و اجرای امور دانشگاهها و مراکز آموزش عالی برعهدة دولت فدرال و آزادی علم و تدریس و آزادی هنر تضمین شده است.
منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی
امور مالی و بودجه آموزشی دانشگاهها دانشگاهها فقط ازطریق بودجة ملی تأمین مالی میشوند. مجلس هر ساله بودجة مورد نیاز دانشگاه را در لایحة مالی فدرال میگنجاند. براساس قانون دانشگاهها، بودجة دانشگاه برای یک دورة سهساله تعیین میشود که در دو مرحله، وزیر آموزش فدرال این بودجه را بین دانشگاهها تقسیم میکند. 20% از این مبلغ براساس دستورالعملی بر پایة نشانگرهای عملکردی و نشانگرهای مربوط به اهداف اجتماعی است و 80% بقیة آن، پس از مباحثات، براساس معیارهای توافقشده بین دانشگاههای مختلف تقسیم میشود. این معیارها نیاز، تقاضا، عملکرد و اهداف اجتماعی دانشگاه را دربر میگیرند. بنابراین، بودجة سهسالة کلی هر دانشگاه شامل یک بخش فرمولی و یک بخش مذاکرهای است. علاوهبر بودجهبندی دولتی، دانشگاهها به منابع مالی دیگری نیز دسترسی دارند. اکنون که اختیارات کامل قانونی به آنها داده شده است، دانشگاهها مجاز هستند داراییهایی را کسب یا اقدام به انجام پژوهشهایی کنند که ازسوی ادارات دیگر دریافت میشود و از این درآمدها برای عرضة خدمات خود استفاده کنند. علاوهبراین، بخش بزرگی از بودجة خاصی که برای ارتقای پژوهشهای علمی در نظر گرفته شده است از بودجة ملی تأمین و بین دانشگاهها تقسیم میشود. ساخت و نگهداری ساختمانهای دانشگاه برعهدة دفتر نمایندگی مسکن فدرال است. وزارت آموزش فدرال و وزارت امور مالی، براساس مشاوره با دانشگاه مورد نظر، بهطور مشترک تصمیم به ایجاد ساختمانهای جدید میگیرند و بودجة این کار ازسوی دفتر نمایندگی فدرال تأمین میشود. بعضی اوقات شهرداریها در هزینة ساخت ساختمانهای جدید به دانشگاهها کمک میکنند. جدول 4. هزینه نهادهای آموزشی بهعنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی (2010م)
اتریش
میانگین سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعهای
آموزش پیشدبستانی (برای کودکان سهساله به بعد)
6/0
6/0
آموزش ابتدایی و میانی
3/2
3/2
آموزش عالی غیردانشگاهی
3/1
3/1
تحصیلات تکمیلی
نامشخص
نامشخص
کل آموزش دانشگاهی
5/1
5/1
کل سطوح آموزش ترکیبی
8/5
3/6
(OECD, 2010) جدول 5. هزینه دانشگاههای عمومی و مدارس عالی فنی در اتریش (میلیارد یورو)، 2013م
هزینه برعهده دانشگاههای عمومی و مدارس عالی فنی
3786
کل هزینه فدرال
75567
هزینه بر عهده دانشگاههای عمومی و مدارس عالی فنی بهعنوان درصد کل هزینه فدرال
501
محصول خام خانگی، مارس 2014
313197
هزینه بر عهده دانشگاههای عمومی و مدارس عالی فنی بهعنوان یک درصد از تولید ناخالص داخلی
121
(OECD, 2013)
نظامهای ملی حمایت و شهریه دانشجو
کل دانشجویان اتریشی، اتحادیه اروپا و دیگر دانشجویان با وضعیت همسان در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی تربیت آموزشگر از پرداخت شهریه معاف هستند. اما اگر مدت تحصیل آنان بیشتر از حداقل دوره تحصیل تعیینشده شود، باید مبلغ 3634 یورو بهازای هر نیمسال تحصیلی پرداخت کنند. سایر دانشجویان شاغل به تحصیل در مراکز آموزش عالی تربیت آموزشگر باید شهریه 3634 یورو را برای هر نیمسال تحصیلی پرداخت کنند. دانشجویان بینالمللی در دانشگاهها معمولاً باید شهریههایی را معادل 72607 یورو برای هر نیمسال تحصیلی پرداخت کنند. دانشجویان کشورهای درحالتوسعه ممکن است از پرداخت شهریهها براساس تصمیم هیئترئیسه دانشگاه معاف شوند. در نهادهای علمی- کاربردی هزینههای تحصیل حداکثر تا مبلغ 3634 یورو برای هر نیمسال تحصیلی برای دانشجویان اتریشی و اتحادیه اروپا است؛ درحالیکه این شهریه برای دانشجویان بینالمللی غیراروپایی معمولاً بالاتر است. بورسهای دانشجویی فدرال میتواند بهطور منظم به دو بخش تقسیم شوند: کمکهای مستقیم مالی بهصورت وجه نقد و کمکهای مالی غیرمستقیم که دانشجو میتواند بهصورت پرداخت انتقالی به والدین یا ازطریق مزایای غیرنقدی دریافت کند. حمایتهای مستقیم دانشجویی بهصورت صورتحسابهای ماهانه حداکثر تا 8952 یورو در سال است. این مبلغ برمبنای درآمد و تعداد اعضای خانواده دانشجو و یا سرپرست او تعیین میشود. وامهای دانشجویی نیاز به بازپرداخت ندارد مگر در زمانیکه قبولی در امتحانات بعد از دو نیمسال تحصیلی حاصل نشود (European Commission, 2015, p. 30). در سال 2011 هزینه سالانه هر دانشآموز (دانشجو) در کل دورههای تحصیلی بالاتر از میانگین اتحادیه اروپا است و طی همان سال سهم هزینههای آموزشی از تولید ناخالص داخلی برابر با 6% بود که با میانگین کشورهای اتحادیه اروپا برابری میکند. اما سهم هزینههای بخش خصوصی در مؤسسات آموزشی در همان بازه زمانی بهجز دوره پیشدبستانی 28% و در سایر دورهها کمتر از میانگین اتحادیه اروپا است. نسبت دانشآموز به آموزشگر در سال 2012 در آموزش پیشدبستانی بیشتر از میانگین اتحادیه اروپا و در دوره ابتدایی و میانی کمتر از آن بوده است. تعداد ساعتهای آموزشی برای آموزشگران در مؤسسات عمومی طی همان سال در کل دورههای آموزش عمومی کمتر از میانگین اتحادیه اروپا است. بودجه آموزشی در سال 2013 معادل 11334482000 یورو بود که در سال 2014 کاهش دو درصدی داشته است. بودجه آموزش پیشدبستانی، نامشخص است؛ زیرا این
دورة آموزشی ازسوی مقامات محلی و منطقهای تأمین مالی میشود. هزینههای پرسنلی آموزش ابتدایی، در هزینههای پرسنلی آموزش میانی، منظور شده است. بودجه سطح آموزش عالی غیردانشگاهی، در بودجه آموزش میانی پایه دوم منظور شده است. دادههای مربوط به آموزش و مهارتآموزی در رشتههای پزشکی قابل دسترس نیست چون مسئولیت آن برعهده ایالتهاست. بودجه خاص برای حمایت از برنامههای خاص آموزشی بهویژه دانشجویان شاغل در دانشگاهها و مراکز آموزش علمی کاربردی در سال 2013 اختصاص یافت که مبلغ آن 192900000 یورو بوده است.
برنامهها و اصلاحات پیشرو
بینالمللیسازی نظام آموزشی اتریش در سطح دانشگاه و آموزش عالی، همکاریهای بینالمللی و طرحها بهعنوان راه مؤثر و پر اهمیت برای رشد و پیشرفت دانشجویان بهشمار میآید؛ زیرا حتی در بین آموزشگران رقابت به وجود میآورد؛ البته در این عرصه مشارکت در اروپا و برنامههای آموزشی همکاری گسترده وجود دارد، همچنین همکاری در طرحهای مشارکتی یکی از سیاستهای توسعه برنامههای آموزشی اتریش در خارج از کشور است، ازاینرو اهداف بیشتر به موارد زیر تقسیم میشود: - آموزش سیاسی برای همه دانشجویان در دوره میانی سطح I ؛
- تقویت دستیابی به رسانههای الکتریکی برای مدارس و دانشجویان؛ - ادغام کلاسها و توسعه آنها برای بهبودی در آموزش فراگیر؛ - ممارست و انجام تمرینات ارزشمند و توجه ویژه به ورزش (OECD, 2014b). کتابشناسی Central Intelligence Agency. (2015). “Austria”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/library/ publications/the-world-factbook/ European Commission. (2014). National Sheets on Education Budgets in Europe 2014. Retrieved from: https://publications.europa.eu/cs/publication-detail/-/ publication/ce3406cb-3143-49c6-8463-c6998be93do2/ language-eu European Commission. (2015). National Sheets on Education Budgets in Europe 2015. Eurydice Facts and Figures. Luxembourg: Office of the European Union. Eurydice. (2008). The Education System in Austria (2008/2009). Retrieved from: http://www.eurydice.org/ documents/eurbase_full reports/ At-en.pdf. Federal Ministry of Science, Research and Economy. (2016). Higher Education in Austria. Austria: Vienna.
International Bureau of Education. (2007). “Austria”. World Data on Education (6th edition). Geneva:Unesco. OECD. (2010). “Austria”. Education at a Glance 2010: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary. org/docserver/eag-2010-en.pdf?expires= 1535279875&id= id&accname=guest&checksum=01A7D9730EDF338B5B3D41698BD298CE OECD. (2013). “Austria”. Education at a Glance 2013: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary.org/docserver/eag-2013-37-en.pdf?expires= 1535279698&id=id&accname=guest&checksum=CD5C2549AEE48C33BE4ED42811F7EB0C OECD. (2014a). “Austria”. Education at a Glance 2014: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary.org/docserver/eag-2014-42-en.pdf?expires= 1535281127&id=id&accname=guest&checksum=E0523A6CF797D341A48C23D6C8A346BF OECD. (2014b). Education Policy Outlook: Austria. Retrieved from: http://www.oecd.org/education/Education-Policy-Outlook-Country-Profile-Austria.pdf. Unesco. (1996). World Guide to Higher Education: A Comparative Survey of Systems, Degrees and Qualification. Paris:Unesco. https://webgate.ec.europa.eu/fpfis/mwikis/eurydice/index.php https://www.european-agency.org نویسندگان: شهرام هاشمنیا سولماز بایرامی
Jordanian Higher Education System
پایتخت: اماننوع حکومت: مشروطه سلطنتیزبان رسمی: عربیمساحت: 89342 کیلومترمربعجمعیت: 7930491 نفر (2014م)تعداد دانشجویان: 284132 نفر (2013م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 8038 نفر (2014م)تولید ناخالص ملی: 21/38 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 9/3% (2016م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 5/13% (2016م) ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیاردن، در جنوبغربی آسیا واقع شده است و با چهار کشور همجوار خود، یعنی سوریه در شمال، عراق در شمالشرقی، عربستان سعودی در شرق و جنوب و فلسطین اشغالی در غرب، جمعاً 1635 کیلومتر مرز خاکی دارد. تنها راه این کشور به دریا ازطریق بندر عقبه در خلیج عقبه است. مهمترین رود اردن، با 300 کیلومتر طول، رود اردن یا «نهرالاردن» است که از کوههای شرقی سرچشمه گرفته و از بههم پیوستن سه رود الحاصبانی (لبنان) و اللدان و بانیاس (سوریه) تشکیل میشود. این رود، پس از عبور از فلسطین اشغالی، بهطرف جنوب جاری شده و در 396 متر پایینتر از سطح دریا به بحرالمیت (دریای مرده) میریزد.این کشور در خاورمیانه و شمالغربی عربستان سعودی، بین فلسطین اشغالی (در غرب) و عراق قرار گرفته است. مساحت آن 89342 کیلومترمربع و مرز آبی آن 540 کیلومترمربع است. منابع طبیعی کشور اردن شامل فسفات، پتاس و نفت خام است. خطرهای طبیعی اردن شامل خشکسالیها و زمینلرزه، دورهای است و مسائل زیستمحیطی آن، کمبود منابع آبی سالم، جنگلزدایی، فرسایش خاک، چرای دام بیش از اندازه و گسترش صحراها است.اردن، ازنظر جمعیت، صدودومین کشور جهان است. جمعیت این کشور در سال 2014 معادل 7930491 نفر است. ساختار سنی جمعیت بهشرح زیر است: 14-0 سال 8/35%، 24-15 سال 4/20%، 54-25 سال 7/35%، 64-55 سال 9/3% و 65 سال و بالاتر 1/5%.در سال 2014 نرخ رشد جمعیت 86/3% بود که چهارمین نرخ رشد جمعیت در جهان است. همچنین نرخ خالص مهاجرت در همان سال 22/17 نفر بهازای هر 1000 نفر جمعیت است. در سال 2011، 7/82% کل جمعیت، شهرنشین هستند. در سال 2014 نسبت جنسیتی 103 نفر دختر بهازای هر 100 پسر است و امید به زندگی 1/74 سال برآورد میشود.هزینههای بهداشتی در سال 2011 معادل 4/8% از تولید ناخالص داخلی بوده است و نرخ باسوادی جمعیت 9/95% بوده است. میزان بیکاری در بین جوانان پانزده تا بیستوچهارساله در سال 2012 حدود 3/29% بوده است.اقتصاد اردن در میان کوچکترین اقتصادهای خاورمیانه قرار دارد. این کشور ازنظر منابع طبیعی یکی از فقیرترین نواحی جهان و دارای منابع محدود آب و نفت است. بهطورکلی دولت، اتکای زیادی بر کمک خارجی داشته و با چالشهای اقتصادی شامل نرخ بالای فقر، بیکاری، تورم و کسر بودجه درگیر است.بخشهای مهم اقتصادی این کشور، معادن، کشاورزی و انرژی هستند. در بخش معادن، مراکز عمدة صنایع کشور در حومة امان قرار دارد. بیش از نیمی از کل کارخانههای اردن به تولید مواد غذایی و پوشاک اختصاص یافته است؛ درحالیکه درآمد عمدة صنایع از استخراج فسفات، پتاس، تولید سیمان و تصفیة نفت تأمین میشود. «شرکت فسفات عرب» مهمترین مجتمع صنعتی اردن است که 64% از سهام آن به دولت تعلق دارد. اردن، بعد از امریکا، روسیه، مراکش و چین، پنجمین کشور بزرگ صادرکنندة فسفات بهشمار میرود.صنایع این کشور شامل پوشاک، کودها، پتاس، استخراج فسفات، صنایع دارویی، پالایش نفت، سیمان، مواد معدنی، صنایع روشنایی و توریسم و محصولات کشاورزی آن شامل مرکبات، گوجهفرنگی، خیار، زیتون، توتفرنگی، میوههای هستهدار، گوسفند، ماکیان و لبنیات است.کشاورزی، از مهمترین بخشهای اقتصادی اردن بهحساب میآید که 20% از تولید ملی کشور را تشکیل میدهد و حدود 34% از نیروی کار کشور را به خود جذب کرده است. باوجوداین، حدود یکسوم از نیاز این کشور به مواد غذایی ازطریق واردات تأمین میشود. از مشکلات کشاورزی در اردن میتوان به کمبود باران، محدودیت اراضی قابل کشت و فراهم نبودن وسایل و تجهیزات کشاورزی اشاره کرد. محصولات کشاورزی شامل مرکبات، گوجهفرنگی، زیتون، خیار، توتفرنگی، پرورش گوسفند، ماکیان و لبنیات است.حکومت اردن، پادشاهی مشروطه و پایتخت آن امان است. ساختار اداری کشور شامل 12 استان بوده و روز ملی آن 25 ماه می است. پادشاه، رئیس حکومت و نخستوزیر، رئیس دولت است. نخستوزیر ازسوی پادشاه انتخاب میشود و رئیس مجلس ازسوی نخستوزیر با تأیید مجلس تعیین میشود، همچنین انتخابات براساس رقابت چندحزبی است.قوه مقننه شامل مجلس سنا (خبرگان) با 60 عضو که ازسوی پادشاه برای چهار سال منصوب میشوند و مجلس نمایندگان با 150 عضو منتخب که با رأی مستقیم مردم انتخاب میشوند.قوه قضائیه مشتمل بر دادگاه عالی با هفت قاضی عالیرتبه، شورای قضایی با ریاست رئیس قوه قضائیه که منصوب پادشاه است و سایر قضات به پیشنهاد شورای قضایی و تأیید پادشاه منصوب میشوند.هزینههای آموزشوپرورش از تولید ناخالص داخلی در سال 2011 معادل 4/20% بوده است، که این رقم در بین کشورهای جهان عرب بسیار بالا است. تولید ناخالص داخلی سال 2013 معادل 2/40 میلیارد دلار بوده و میزان درآمد سرانه 6100 دلار برمبنای سال 2013 اعلام شده است. ترکیب تولید ناخالص داخلی در سال 2013 بهترتیب 67% در بخش خدمات، 8/29% مربوط به صنعت و 2/3% در بخش کشاورزی است.نرخ تورم نیز 9/5% در سال 2013 بود. این کشور با نرخ رشد واقعی تولید ناخالص داخلی برابر 2/3% در سال 2013 حائز رتبه صدویازدهم در مقایسه با دیگر کشورهای جهان است.نرخ رشد تولید صنعتی در سال 2013 معادل 8/2% است. ترکیب نیروی کار شاغل در بخشهای مختلف کشاورزی 7/2%، صنعت 20% و خدمات 3/77% است.نرخ بیکاری، در سال 2013 معادل 14% بوده است. منابع درآمدی بودجه در همین سال معادل 9/6 میلیارد دلار و هزینههای آن 7/10 میلیارد دلار بوده است. نرخ تورم نیز 9/5% در سال 2013 بود (Alafi et al., 2014).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیوزارت آموزش اردن مسئول اجرای اهداف کلی آموزش در این کشور است. این اهداف عبارت است از:·فعالیتهای آموزشی گوناگون برای دانشآموزان و اجرای برنامه آموزشی در باشگاههای فرهنگی و اجتماعی؛·اجبار کردن دانشآموزان و دانشجویان به انجام آموزشهای فیزیکی و فعالیتهای فرهنگی در محیط آموزشی؛·فراهم کردن سرویسهای عالی برای دانشآموزان؛·راهنمایی و جهتیابی هرچه بهتر دانشآموزان و دانشجویان.قانون آموزش در سال 1994 وظایف این وزارتخانه را بهشرح زیر تعریف میکند:1. تأسیس مؤسسات آموزش عمومی و نظارت بر آنها؛2. نظارت بر مؤسسات آموزش خصوصی؛3. فراهم کردن ساختمانهای آموزشی مناسب و تجهیزات آموزشی لازم؛4. تشویق فعالیتهای دانشجویی، عرضه مشاوره و خدمات بهداشتی به آنها؛5. تشویق پژوهشهای علمی؛6. تقویت روابط آموزشی بین اردن و کشورهای دیگر؛7. تأسیس مراکز آموزش بزرگسالان و تقویت روابط با جامعه.مطابق قانون مصوب در سال 1995 وزارت آموزش از واحدهای زیر تشکیل شده است:حوزه ستادیاین بخش مسئول سیاستگذاری، برنامهریزی و اجرای اهداف آموزشی است و دفتر وزیر، دبیرکل، مدیران اجرایی و کارشناسان را شامل میشود.مدیران کل آموزشیآنان در دفاتر فرمانداری در سطح استانها، نظارت و طراحی سیاستها و برنامههای آموزشی و اجرای آنها را برعهده دارند. در هر هیئتمدیرة عمومی که ازسوی مدیرکل، سرپرستی میشود، یک کمیتة هماهنگی تشکیل میشود که شش نفر عضو دارد.مدیران کل ناحیههاآنها در سطح مناطق وظیفة نظارت بر سیاست آموزشی در سطح نواحی و تلاش برای بهبود وضعیت آموزش را برعهده دارند. هریک از هیئتمدیران ناحیه را مدیر آموزش با همیاری مدیران امور اجرایی و فنی سرپرستی میکند. در سطح ناحیه، 26 نفر مشغول به کار هستند.دو نهاد مشاورة عمومی شورای آموزش و کمیتة برنامهریزی، ستادهای تخصصی هستند که وزیر آموزش را یاری میدهند. وزارت آموزش، خدمات آموزش شغلی را نیز عرضه میکند؛ اما طرحهای کارآموزی رسمی را شورای آموزش حرفهای، در قالب برنامههای آموزش ضمن خدمت و پیش از خدمت، برای بزرگسالان عرضه میکند. در 1992م، شورای آموزش حرفهای، برای توسعة توانایی تولید، سودآوری و کیفیت در صنایع و عرضة خدمات مشاورة فنی و اجرایی به آنها، اقدام به تأسیس بخش مشاوره صنعتی کرد (International Association of Universities, 2011).ساختار نظام آموزشیدر اردن، سال آموزشی در سپتامبر شروع میشود و با ژوئن پایان مییابد. سن رسمی ورود به مدرسه ابتدایی 6 سال است. نظام بهنحوی تعیین شده است که دوره مدرسه ابتدایی شش سال، آموزش پایه اول چهار سال و آموزش پایه دوم دو سال طول میکشد.نظام آموزشی اردن به مراحل زیر تقسیم شده است:پیشدبستانیدر اول ژانویه 1999، نوع جدیدی از آموزش پیشدبستانی به ساختار نظام آموزشی کشور اضافه شد. دوره پیشدبستانی، جانشین فعالیتهای ویژه آموزشی مختص کودکان رده سنی 4 و 5 سال شد که در چهارچوب آموزش پیشدبستانی به آنها عرضه میشود. هدف از اعمال چنین اصلاحاتی، مراقبت از کودکان اردنی بود. تمام کودکان باید به مدت دو سال در کلاسهای پیشدبستانی شرکت کنند. دورۀ پیشدبستانی از دو پایه یک و دو تشکیل شده است، که کودکان چهار و پنجساله را شامل میشود. مطابق مقررات آموزشی کشور، کلیه کودکان و نوجوانان اردنی باید بهطور یکسان و بدون توجه به جنسیت، محل سکونت و شرایط اقتصادی و اجتماعی از نظام آموزشی یکسان برخوردار شوند.ازجمله مهمترین اهداف مراکز آموزش پیشدبستانی و مراکز ویژه خاص کودکان اردنی میتوان به رشد ذهنی کودکان ازطریق تشویق و تهییج آنها به مشارکت در فعالیتهای گروهی آموزشی و ایجاد شرایط مناسب برای رشد سطح یادگیری کودکان اشاره کرد (Badran, 2014).آموزش پایهآموزش پایه، در نظام آموزشی اردن به دو پایه قابل تقسیم است: آموزش میانی عمومی و آموزش میانی فراگیر (علمی و حرفهای). دانشآموزان از سنین ششسالگی وارد آموزش میانی عمومی میشوند و پس از گذراندن دروس مورد نظر از سن شانزدهسالگی وارد مدارس میانی عمومی میشوند. در زیر بهشرح مختصر این دو پایه میپردازیم (Badran, 2014).آموزش میانی عمومیطول مدت این دوره که در مدارس پایه برگزار میشود دوازده سال است و دانشآموزان شش تا هفدهساله را دربر میگیرد. دانشآموزان پس از گذراندن دوره پیشدبستانی از سن ششسالگی وارد دوره پایه اول شده و پس از گذراندن دروس پایه اول، از سن شانزدهسالگی وارد مدارس میانی فراگیر میشوند.به همه دانشآموزان در دوره ابتدایی و میانی موضوعات درسی یکسانی را عرضه میکنند. آموزش زبان انگلیسی از سال سوم اجباری است. در دوره سوم یا نهایی، گزینههای محدودی از موضوعات درسی اختیاری به دانشآموزان داده میشود.قوانین یادشده همچنین به بهرهمندی کودکان و نوجوانان اردنی از نظام مدارس ملی تأکید دارد. این درحالی است که در صورت توافق والدین، کودکان از حق آموزش در سن ششسالگی برخوردار میشوند. طبق آخرین آمار به دست آمده در سال 1998 بالغ بر 7% از دانشآموزان دوره آموزش ابتدایی کشور اردن در رده سنی 6 سال قرار داشتهاند. علاوهبراین در شرایط خاص ازقبیل گواهی پزشکی، سفر و غیره میتوان دوره آموزش کودکان را تا رده سنی 8 سال به تعویق انداخت. دورههای آموزش پایه ابتدایی بهطور رسمی از سال 1879 در اردن برگزار شد (Badran, 2014).آموزش میانی فراگیر (علمی و حرفهای)این دوره، در مدارس میانی فراگیر عرضه میشود، که دو سال طول میکشد و دانشآموزان 18-16 سال را دربر میگیرد. در پایان دوره، گواهینامة آموزش میانی عمومی اعطا میشود. دانشآموزانی که وارد این مرحله میشوند، میتوانند دو مسیر را طی کنند:1. آموزش فراگیر که میتواند بهصورت علمی یا حرفهای باشد. افرادی که این دوره را میگذرانند واجد صلاحیت برای ورود به دانشگاه میشوند؛ درحالیکه دانشآموختگان دورههای فنیوحرفهای میتوانند به دانشکدههای دوساله راه یابند.2. آموزش میانی کاربردی که دورههای فشردة مهارتآموزی و کارورزی را به دانشآموزان عرضه میکنند و به اعطای گواهینامة تکمیل دوره منتهی میشوند. این نوع آموزشها در مؤسسات مهارتآموزی حرفهای تحت نظارت وزارت کار عرضه میشوند.این دوره در راستای بهبود نظام آموزش میانی طراحی شده است و به برقراری تطبیق میان نیازهای بازار کار و تحصیلات عالیه و اهداف و نیازمندیهای جوانان منتهی میشود. طبق قوانین آموزشی کلیه مناطق، موظف به فراهم کردن شرایط ورود به مراکز آموزش میانی فراگیر برای کلیه دانشآموزان دانشآموخته دوره آموزش پایه شدهاند. تسهیلات فوق به کلیه دانشآموزان زیر رده سنی 20 سال و آن دسته از افرادی که در شش ماه اول بیستمین سال زندگی خود قرار دارند، تعلق میگیرد. کلیه مراکز میانی اردنی مختلط و رایگان هستند و این در حالی است که مراکز مستقل نیز فعالیت دارند. بیشتر مدارس میانی بزرگ، برنامههای مطالعاتی گوناگونی را عرضه میکنند. برنامههای ویژهای ازقبیل تربیتبدنی نیز به همه دانشآموزان سراسر کشور عرضه میشود (Badran, 2014).آموزش عالیدارندگان گواهینامة آموزش میانی میتوانند دانشکدههای دوساله خصوصی یا عمومی و دانشگاهها را انتخاب کنند. نظام واحدهای درسی در دانشگاهها دانشجویان را ملزم میکند تا طبق برنامههای تحصیلی، درسهای خود را انتخاب کنند. آموزش عالی اردن در دو سطح، توسعه یافته است: تحصیلات دانشگاهی (سنتی) و تحصیلات غیردانشگاهی (دانشکدههای دوساله).تحصیلات حرفهای و غیردانشگاهی در دانشکدههای دوساله عرضه میشود و همة دارندگان گواهینامههای آموزش میانی عمومی میتوانند به آن دسترسی داشته باشند. برنامههای دو تا سهساله رشتههایی نظیر مطالعات بانکداری و تجارت عمومی، تربیت آموزشگر و برق را دربر میگیرد. یک دانشکدة تربیت آموزشگر، دختران دورههای منشیگری، اقتصاد خانواده و مدیریت اداری را عرضه میکند. در پایان یک دورة دو تا سهساله، دانشجویان در یک امتحان فراگیر شرکت میکنند و به کسانی که دوره را با موفقیت بگذرانند دیپلم میانی داده میشود (Badran, 2014).تحصیلات دانشگاهی به سه دوره تقسیم میشود:·دوره نخست: در برخی دانشگاهها، بعد از دو سال تحصیل، مدرک کاردانی اعطا میشود. مدرک کارشناسی معمولاً چهار سال طول میکشد؛ اما در رشتههای دندانپزشکی، داروسازی و مهندسی طول این دوره پنج سال و در پزشکی، شش سال است. مدرک کارشناسی، بسته به رشته، بین 223-132 واحد درسی است (Badran, 2014).·دوره دوم: در این مرحله، دانشگاههای عمومی بعد از یک دورة تحصیل دوساله بعد از کسب مدرک کارشناسی، مدرک کارشناسی ارشد اعطا میکنند (تنها دانشگاه خصوصی که مدرک کارشناسی ارشد و دکتری اعطا میکند دانشگاه امان عرب است). مدرک کارشناسی ارشد را ازطریق تدوین یک رساله (گذراندن 24 واحد درسی و 9 واحد پژوهشی) یا گذراندن واحدهای درسی (33 واحد درسی) و امتحان فراگیر میتوان دریافت کرد. داوطلبان این دوره باید مدرک کارشناسی با حداقل رتبة خوب داشته باشند.·دوره سوم: در این مرحله، بعد از سه تا پنج سال تحصیل بعد از پایان دورة کارشناسی ارشد و نگارش رساله، مدرک دکتری اعطا میشود. هر دوره، باتوجهبه رشته، شامل 24 واحد درسی و 24 واحد پژوهشی است. داوطلبان این دوره باید مدرک کارشناسی ارشد با حداقل رتبة بسیار خوب داشته باشند.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالی حدود 2/5% از کل جمعیت اردن در دانشگاهها ثبتنام کردهاند. درحالحاضر، 10 دانشگاه عمومی و 16 دانشگاه خصوصی وجود دارد. تعداد دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاههای اردن در سال تحصیلی 2014-2013 حدود 236000 نفر بوده است که 28000 نفر از آنان دانشجویان خارجی از ملیتهای عربی و سایر کشورها هستند. جدول 1 تعداد دانشجویان مؤسسات غیردانشگاهی در سال 2013-2012 را نشان میدهد. گروههای آموزش اداری و مالی، مهندسی و هنرهای زیبا بیشترین تعداد دانشجویان را داشتهاند.از میان اعضای هیئتعلمی دانشگاهی، 90% دکتری و بقیه کارشناسی ارشد هستند. بالاترین مرتبه دانشگاهی (استاد) 1253 نفر دارند که از این تعداد 1184 نفر مرد و 67 نفر زن هستند. 403 نفر پایینترین مرتبه دانشگاهی (دستیار آموزشی) را دارند که تعداد زنها بیشتر است. مطابق جدول 2 تعداد کل اعضای هیئتعلمی 8038 نفر است که از این تعداد 6298 نفر مرد و 1740 نفر زن هستند. تصدی و ارتقا، به تجربه، کیفیت سرویس و ثبت انتشار پژوهشی، با ارزیابی مربوطه بستگی دارد. در دانشگاههای خصوصی، باید قراردادهای سهساله بسته شود (Alafi et al., 2014, p. 15).جدول 1. تعداد دانشجویان مؤسسات غیردانشگاهی برحسب گروههای آموزشی و جنسیت در سال 2013- 2012جنسیتگروه آموزشیمرد زنجمعزبان76592668تعلیموتربیت13031043234مهندسی35374563993کشاورزی13448182پیراپزشکی154438665410اداری و مالی3613645610069علوم اطلاعرسانی4537001153مدیریت هتلداری506112618هنرهای زیبا198418613845علوم کاربردیـــعلوم اسلامی و شرعی30212242جمع کل120051740929414
(Alafi et al., 2014, p. 15)
جدول 2. تعداد اعضای هیئتعلمی براساس جنس و مرتبه دانشگاهی طی سال 2014-2013جنسیتمرتبه دانشگاهیمرد زنجمعاستاد1184671253دانشیار13691231492استادیار26845813265مربی8757501625دستیار آموزشی188215403جمع کل629817408038
(Alafi et al., 2014, p. 17)
مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیوزارت آموزش عالی- که هماکنون جدا از وزارت آموزش فعالیت میکند- نظارت کلی بر بخشهای عمومی و خصوصی آموزش عالی را برعهده دارد و برنامهریزی مؤسسات آموزش عالی را بهمنظور تعیین میزان بودجه و همچنین تصویب آن انجام میدهد. این وزارتخانه بخش غیردانشگاهی (دانشگاههای عمومی و خصوصی) را مستقیماً هدایت میکند تا این بخش، کارکنان متخصص را برای تداوم برنامههای توسعة ملی تربیت کند. آزادی عمل بخش غیردانشگاهی بسیار محدود است؛ اما دانشگاهها از آزادی عمل فراوانی برخوردار هستند.شورای آموزش عالی که در سال 1985 به دنبال تغییر ساختار وزارتخانه و تبدیل آن به وزارت آموزش عالی به وجود آمد، مهمترین بخشی است که با دانشگاهها همکاری میکند. ریاست شورای آموزش عالی را نخستوزیر برعهده دارد. اعضای آن را وزرای آموزش، فرهنگ و برنامهریزی، رؤسای دانشگاههای اردن، نمایندة دانشکدههای دوسالة خصوصی و عمومی و 6 عضو دیگر تشکیل میدهند. وظایف اصلی این شورا، صدور مجوز تأسیس مؤسسات آموزش عالی خصوصی و تصویب برنامههای تحصیلی آنها است. شورا از آزادی عمل فراوان برخوردار است و با کلیة دانشگاهها در سطح وسیعی همکاری میکند.رئیس کل دانشگاههای عمومی اردن با حکم سلطنتی و به پیشنهاد شورای آموزش عالی تعیین میشود و معاون رئیس دانشگاه نیز، پس از معرفی ازسوی رئیس دانشگاه، با تصویب این شورا منصوب میشود.این شورا تأسیس و تشکیل مؤسسات جدید آموزش عالی، رشتههای تخصصی و همچنین دورههای جدید را تصویب و موافقت خود را با لغو دورههای دایر اعلام میکند و توزیع منابع مالی و سیاستهای سرمایهگذاری را تعیین میکند. افزونبراین، شرط حداقل نمره را برای ورود به دانشگاه تعیین و موفقیت مؤسسات را ارزیابی میکند.هر دانشگاه هیئتامنایی دارد که شورای آموزش عالی، آن را تأیید میکند. ادارة امور داخلی دانشگاه برعهدة هیئتامنا است که کاملاً مستقل از وزارت عمل میکند.شورای تحصیلی (شامل تعداد برابری از اعضای هیئتعلمی و دانشجویان) برای هر برنامة تحصیلی تشکیل میشود. شورای تحصیلی دربارة همة موضوعات مربوط به محتوای دورهها و سازماندهی آموزش و امتحانات دارای اختیار قانونی است.فعالیتهای آموزشی و پژوهشی در گروههای مختلف طبقهبندی میشوند و هر گروه یک مدیر یا رئیس گروه دارد. بهعلاوه، در هر گروه، یک شورای گروه نیز فعالیت میکند.دانشجویان نمایندگانی در نهادهای ادارهکنندة مؤسسات و مراکز آموزش عالی دارند. رأیگیری و انتخاب نمایندگان ازطریق سازمانهای سیاسی دانشجویان انجام میشود که در سطح ملی با سازمانهای بزرگتر در ارتباط هستند. بزرگترین این سازمانها شورای مشترک دانشجویان اردنی، اتحادیة ملی دانشجویان میانهرو و شورای ملی دانشجویان مدارس عالی علوم تربیتی هستند.وزارت آموزش، بهمنظور تضمین کیفیت آموزش عالی، مؤسسة مستقلی بهنام مرکز ارزشیابی آموزش عالی را تأسیس کرده است. وظایف این مرکز عبارتاند از: ·ارزشیابی آموزش عالی در اردن؛ ·تدوین روشهای مناسب برای ارزیابی برنامهها؛·هدایت مؤسسات آموزش عالی در جنبههای مربوط به ارزشیابی و کنترل کیفیت؛ ·جمعآوری تجربیات ملی و بینالمللی در ارزشیابی نظامهای آموزشی و توسعة کیفیت آن.بخش اساسی کار مرکز ارزشیابی آموزش عالی، ارزشیابی منظم و نظاممند برنامهها بهصورت دورهای است که طی آن کلیة برنامهها در یک دورة پنج تا هفتساله ارزشیابی میشوند. بهعلاوه، همة برنامههای جدید بعد از دورة اولیة اجرا ارزشیابی میشوند.وزارت آموزش عالی راهبردی را اتخاذ کرده است که شامل مؤلفههای زیر است:1. اداره و مدیریت دانشگاه، خودمختاری دانشگاه، رهبری، مدیریت منابع انسانی و مالی، امکان و اقتصاد آموزش و پژوهش کیفیت؛2. سیاست پذیرش، شایستگیها، روشنفکری، مبتنی بر رقابت؛3. گواهی دادن و بیمه کیفیت، استانداردها، کیفیت عرضه، کیفیت هیئت، اصلاح مسائل دانشگاهی؛4. پژوهش و توسعه و مطالعات تکمیلی، سرمایهگذاری پژوهش و توسعه، محیط استنباطی، رابطه پژوهش و توسعه با اولویتهای پیشرفت، ایجاد فرهنگ پژوهش و توسعه، پل میان صنعت و کاربران؛5. آموزش عالی فنی و فنّاورانه، اصلاحها در راستای دانشکدههای فنّاورانه؛6. ایجاد فرهنگ فنی و فنّاورانه (Badran, 2014).منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیمنابع مالی آموزش عمومی بهطور عمده ازطریق بودجة عمومی دولت و براساس اهداف و اولویتهای آموزشی تأمین میشود.بخش آموزش، در اردن، تنها ازطریق دولت عرضه نمیشود. مؤسسات عمومی و سازمانهای داوطلب خدمات آموزشی به تأمین منابع مالی آموزش گروههای خاص مانند معلولان میپردازند. همچنین بخش خصوصی نقش عمدهای در سطوح آموزش عالی و حرفهای ایفا میکند. شورای آموزش عالی عهدهدار تأمین منابع مالی دانشگاههای عمومی است. منابع تأمین بودجة دانشگاههای عمومی عبارتاند از: بودجة عمومی دولت، شهریة دانشجویان، عوارض گمرکی و مالیات اخذشده ازسوی شهرداریها (مالیات سهم دانشگاه)، سرمایهگذاریهای بخش خصوصی، هدایا و کمکهای خارجی.تحصیل در بخشهای دانشگاهی اردن رایگان نیست؛ اما به دانشجویان موفق، بورسیه اعطا میشود. شهریة دانشجویان، در دانشکدههای فراگیر عمومی معمولاً، کمتر از نصف هزینههای آموزشی را شامل میشود.دانشکدههای خصوصی شهریهها را بهمنظور تأمین کلیة هزینهها دریافت میکنند. علاوهبراین، دانشگاههای عمومی درآمدی را بهصورت منظم از مالیات ویژة یک درصدی دارند که از تمام کالاهای وارداتی به اردن دریافت میشود.اعتبارات مالی دانشگاههای خصوصی از منابع اصلی زیر تأمین میشود:1. شهریة دانشجویان که در دانشگاههای مختلف متناسب با رشته و تخصص متفاوت است.2. سهامداران (اعم از حقیقی یا حقوقی) که مایل به تأسیس چنین دانشگاههایی هستند.3. کمکهای مالی داخلی و خارجی از مؤسسات یا اشخاص داوطلب نیز دریافت میشود.کل مخارج سالیانه آموزش عالی در سال 2013 عبارت است از:·666 میلیون دلار در دانشگاههای عمومی؛·240 میلیون دلار در دانشگاههای خصوصی؛·کل سرمایه آموزشی در سال 2013، 906 میلیون دلار (Badran, 2014).کتابشناسی
Alafi, K. K., Alshaar, Q. I. and Alkayed, W. (2014). “Business Education in the World Islamic Sciences and Education University and Jordan University - a Case Study from the Arab”. European Journal ofBusinessand Management, 6(15), 48-55.
Badran, A. (2014). New Trends in Higher Education in Jordan 2014. Retrieved from: https://www.uop.edu.jo/En/News/ Documents/New%20Trends%20in%20Higher%20Education%20in%20Jordan%202014.pdf.
Central Intelligence Agency. (2011). “Jordan”. The World Factook. Retrieved from: http://www.cia.gov/ Library/Publications/the-world-Fact Book/goes/jo.html
EPDC. (2014). Jordan, National Education Profile. Retrieved from: https://www.epdc.org/sites/default/files/documents/ EPDC%20NEP_Jordan.pdf.
International Bureau of Education. (2007). “Jordan”. World Data on Education (6th edition). Geneva:Unesco.
International Association of Universities. (2011). “Jordan-Education System.” Higher Education Systems. Retrieved from: http://www.unesco.org/iau
Kanaan, T. H., Al-Salamat, M. N. and Hanania, M. D. (2011). “Political Economy of Cost Sharing in Higher Education: The Case of Jordan”. Prospects, 44(1), 23-45.
Ministry of Higher Education and Scientific Research. (2010). Brief on Higher Education Sector in Jordan. Retrieved from: http://www.mohe.gov.jo/en/pages/BriefMohe2.aspx
UNESCO. (1996). World Guide to Higher Education: A Comparative Survey of Systems, Degrees and Qualifications. Paris: Unesco.
نویسمدگان:شهرام هاشمنیا سولماز بایرامی
شهرام هاشمنیا، سولماز بایرامی
نظام آموزش عالی استرالیا
Australian Higher Education System
پایتخت: کانبرانوع حکومت: مشروطه سلطنتیزبان رسمی: انگلیسیمساحت: 7686850 کیلومترمربعجمعیت: 23714300 (2015م)تعداد دانشجویان: 1373230 (2014م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 48325 (2011م)تولید ناخالص ملی: 241/1 تریلیون دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 2/5% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 4/10% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیاسترالیا بسان بزرگترین جزیره یا کوچکترین قاره جهان شناخته میشود. مساحت استرالیا 7686850 کیلومترمربع است. وسعت زیاد استرالیا، موجب تنوع جغرافیایی و آبوهوایی شده است. استرالیا از غرب، با اقیانوس هند، از شرق با اقیانوس آرام، از جنوب با اقیانوس جنوبی و ازطرف شمال با تامور، آرافدرا و دریای کورال هم مرز است. بیشترین بخشهای این سرزمین را صحرا، شنزارها و نمکزارها پوشانده است. بیشتر مناطق استرالیا، بهخصوص نواحی مرکزی، بهعلت وجود صحرای بزرگ شن، صحرای گیبسون و صحرای ویکتوریا، خالی از سکنه است. این کشور حکومت فدرالی دارد و به 6 ایالت و 2 منطقه تقسیم شده است که ایالتها، بهصورت فدرال و مناطق بهوسیله حکومت مرکزی، اداره میشوند. استرالیا در 1901م مستقل شد و در 1945م به عضویت سازمان ملل درآمد. بیستوششم ژانویه، روز ملی استرالیا است. اگرچه استرالیا کشور واحدی است، ولی هر ایالت قلمرو دولتی خاص خود را دارد و این ایالتها، بهطور جداگانه عمل میکنند، اما هنوز به دولت فدرال وابستهاند. استرالیاییها در 1999م در یک همهپرسی شرکت کردند تا به برقراری جمهوری رأی دهند، اما 55% از آنان، به باقی ماندن سلطنت پادشاهی رأی دادند. از مهمترین عوارض طبیعی استرالیا، میتوان به فلات کیمبرلی و فلات بارکلی در شمال، کوههای هامرزلی و دارلینگ در غرب، کوههای مکدانل در مرکز، جلگه نلاربر در جنوب و کوههای آلپ استرالیا و گریتدیواید در شرق اشاره کرد. ماری (مورای)، دارلینگ، لاکن، آشبرتن، ویکتوریا، روپر و فیشروی رودهای مهم استرالیا هستند. آبوهوای بیشتر نقاط استرالیا، گرموخشک و کمباران است. قله کازیسکو با 2230 متر ارتفاع بلندترین نقطه استرالیا، دریاچه ار با 9910 کیلومترمربع وسعت، بزرگترین دریاچة استرالیا و جزیره تاسمانی با 68332 کیلومترمربع وسعت، بزرگترین جزیره استرالیا هستند. فولاد، اتومبیلسازی، کشتیسازی، پارچهبافی، شیمیایی و وسایل برقی و نفت، مهمترین صنایع و پشم (رتبه اول جهان)، فراوردههای شیر و گوشت و غلات مهمترین محصولات کشاورزی و دامپروری استرالیا هستند. از مهمترین معادن استرالیا نیز میتوان به معادن زغالسنگ، اورانیوم، آهن، بوکسیت، مس، سرب، روی و نیکل اشاره کرد.استرالیا در جایگاه کشور نوآوری در جهان شناخته میشود که باکیفیتترین مؤسسات علمی و دانشگاهی در جهان و سرمایهگذاری زیاد در پژوهش و توسعه، زیرساختهای فناوریهای جدید اطلاعاتی و ارتباطاتی و حمایت قوی از سرمایه فکری را دارد. استرالیا کشوری است که راهاندازی کسبوکار در آن، آسان است و نظام مقرراتی کارآمد و شفاف محیط امنی را برای این کار فراهم میکند. ثبات سیاسی و چهارچوبهای اداری و مدیریتی درست آن محیط امن و پایداری برای کسبوکارها فراهم میکند (Australian Trade Commission, 2015).در آگوست 2015، تعداد افراد شاغل در استرالیا 11763400 نفر و تعداد بیکاران 776800 نفر و نرخ بیکاری این کشور 2/6% بوده است. نرخ خالص مهاجرت خارج از کشور در سال منتهی به 13 مارس 2015، 16% (173100 نفر) بوده که 33000 نفر کمتر از مدت مشابه در سال گذشته (13 مارس 2014) بوده است. رشد جمعیت استرالیا در سال منتهی به 31 مارس 2015، 4/1% بوده است. رشد طبیعی و مهاجرت خارجی، بهترتیب 45 و 55% از کل رشد جمعیت را در سال منتهی به 31 مارس 2015 به خود اختصاص دادهاند. در 2015م همة ایالتها و مناطق، رشد مثبت داشتهاند و ایالت ویکتوریا در بین ایالتها و مناطق، بالاترین رشد جمعیت (7/1%) را داشته است. در 12 ماه منتهی به ژوئن 2010، خانوارهای استرالیایی بهطور متوسط 1236 دلار در هفته برای کالاها و خدمات پرداخت کردهاند. بیشترین هزینههای خانوار، در سال 2010-2009 به موارد زیر اختصاص داشته است:- هزینههای جاری خانه، با متوسط هزینة خانوار 223 دلار در هفته، که 18% از کل هزینههای خانوار برای کالاها و خدمات را به خود اختصاص داده است؛- غذا و نوشیدنیهای غیرالکلی، 204 دلار در هفته و 17% از کل هزینهها؛- حملونقل، 193 دلار در هفته و 16% از کل هزینهها.در سال 2015-2014، رشد تولید ناخالص داخلی استرالیا 4/2% و در سال مالی 2015-2014م رشد تولید ناخالص داخلی اسمی این کشور، 8/1% بوده است که ضعیفترین رشد تولید ناخالص داخلی اسمی از سال 1962-1961 تاکنون بوده است. در 2015-2014م، معدن، خدمات غذایی و منزل، اطلاعات، رسانه و ارتباطات و خدمات مالی و بیمهای، جزء مشاغل موفق بودهاند. در 2011م، امید به زندگی در بین مردان 9/79 سال و در بین زنان 3/84 سال بوده است که از این نظر استرالیا در بین کشورهای دارای امید به زندگی بسیار بالا در جهان قرار دارد (www.abs.gov.au). در 2014-2013م، استرالیا 2/331 میلیارد دلار صادرات و 338 میلیارد دلار واردات داشته است. پنج کالا و خدمات اصلی صادرشده از استرالیا، شامل سنگ آهن و کنسانتره، زغالسنگ، گاز طبیعی، خدمات آموزشی و جهانگردی و پنج کالا و خدمات اصلی واردشده بهوسیله این کشور، شامل جهانگردی، مواد نفتی خام، مواد نفتی پالایش شده، وسایل نقلیه مسافربری و خدمات باربری بوده است (Australian Trade Commission, 2015). اهداف و اصول کلی آموزش و آموزش عالیاصل حاکم بر آموزش در استرالیا، برابری دستیابی به کلیه دورههای آموزشی است. تأکید اصلی در دورة آموزش پایه، کمک به رشد ابعاد فردی و جامعهپذیری عمومی است. در دوره تکمیلی متوسطه و آموزش عالی اهداف اقتصادی و اجتماعی از اهمیت بیشتری برخوردار میشوند. شهروندان استرالیایی میپندارند آموزش، بخشی از حقوق حیاتی فرزندان آنهاست و ازاینرو دولت استرالیا، پافشاری زیادی بر فرایند نظارت بر استانداردهای سطح بالای آموزشی دارد. برخورداری دختران و پسران، از فرصتهای برابر آموزشی از دیگر سیاستهای آموزشی اصلی استرالیاست. مهمترین اولویتها و علائق آموزشی در استرالیا عبارتاند از:- پاسخگو بودن آموزش، به نیازهای در حال تغییر نیروی کار؛- پرورش نیروی کار برای جامعه مبتنی بر فناوری؛- برقراری ارتباط بین آموزش و کارآموزی؛- تداوم بخشی به آموزش حرفهای و حرفهآموزی بهصورت یادگیری مادامالعمر؛- برگزیدن رویکرد شایستهمحوری در حرفهآموزی. اهداف عمدة آموزش عالی، در این کشور عبارتاند از:- توانمندسازی افراد، برای ارتقا و رشد فردی، مشارکت مؤثر در نیروی کار، و مشارکت سازنده در جامعه؛- کمک به کاربرد دانش و اطلاعات، برای بهرهبرداری اقتصادی و اجتماعی؛- توانمندسازی افراد برای سازگاری و یادگیری متناسب با نیازهای اقتصاد دانشمحور در سطح محلی، منطقهای و ملی؛- توانمندسازی افراد به مشارکت در جامعة مردمسالار و متمدن، و تقویت بردباری و تأمل که لازمة استحکام آن است.- توسعة دانش و دانستنیها (حیدری، 1383).از 2000م، سه اقدام سیاسی خاص برای آموزش عالی استرالیا تعیین شد:- چهارچوب تضمین کیفیت ملی، برای افزایش کیفیت؛- اصلاحات در بودجه پژوهش و مهارتآموزی پژوهشی؛- افزایش بیشتر در حقوق کارکنان، مشروط به اصلاحات مدیریتی و انعطافی که در صنعت حاصل میشود. مقاصد مهم آموزش عالی استرالیا، در طول این دوره عبارت بودند از:- توانا ساختن افراد، برای توسعة قابلیتهای آنها به بالاترین توان ممکن در طول زندگیشان؛- پیشبرد فهم و دانش و کمک به بهکارگیری این فهم و دانش برای سود بردن اقتصاد و جامعه؛- توانا ساختن افراد برای همسویی و یادگیری، با هدف سازگاری با نیازهای اقتصاد دانشبنیان در سطوح محلی، منطقهای و ملی؛- تواناساختن افراد برای سهیم بودن در جامعهای مردمسالار و انسانی و افزایش قدرت بحث و بردباری برای رسیدن به آن. اهداف سیاستهای دولت برای آموزش عالی عبارت بودند از:- گسترش فرصتها؛- تضمین کیفیت؛- بهبود پاسخگویی دانشگاهها در برابر نیازهای متنوع دانشجویان و تقاضاهای صنعت؛- پیشبرد بنیان دانش و کمک دانشگاهها به نوآوری ملی؛- اطمینان از پاسخگو بودن عموم برای استفاده هزینه اثربخش از منابع عمومی (Department of Education, 2015).چشمانداز آموزش عالی استرالیا در سال 2020 نظامی است که:- دانشآموختگانی را تربیت میکند با دانش، مهارت و درک برای مشارکت کامل در اجتماع؛ بهگونهای که نیازهای استرالیا و بازار کار بینالمللی را پیشبینی و فراهم کنند؛- فرصتهایی را برای انسانهای شایسته فراهم میکند تا از همه توان نهفته خود استفاده کنند و از آنان برای این امر حمایت میکند؛- تجربة مهیج و سودمند در آموزش عالی را برای دانشجویان فراهم میکند؛- با تولید و نشر دانش جدید و آموزش، مهارتآموزی و تربیت پژوهشگران با شهرت جهانی، نقش اساسی در نظام نوآوری و پژوهش ملی ایفا میکند؛- با جابهجایی و نقل مکان اعضای هیئتعلمی و دانشجویان و مبادلة دانش و ایدهها در جامعة جهانی، شرکت میکند؛- به فهم و توسعة ساختارهای فرهنگی و اجتماعی استرالیا و اقتصاد ملی و منطقهای آن کمک میکند؛- با دیگر بخشهای آموزش و مهارتآموزی در استرالیا همکاری میکند تا فرصتهای یادگیری پیاپی و باکیفیت را در طول زندگی افراد، فراهم کند؛- ازنظر مشارکت و عملکرد، جایگاه بالایی در بین کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی خواهد داشت. برای اطمینان از اینکه شهروندان استرالیایی بتوانند به اجتماع کمک کنند و استرالیا میتواند با چالشهای پیچیدهای که در آینده اتفاق میافتد روبهرو شود، اهداف بخش آموزش عالی باید موارد زیر باشد:·نظام آموزشی باکیفیت بالا که ازنظر موفقیت در بروندادهای یادگیری، با بهترین کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی قابل مقایسه باشد:- افزایش فزاینده بودجة دولت برای آموزش عالی برای تثبیت استرالیا، در جایگاه بالا در بین کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی ازنظر بودجه کل؛- دسترسی تضمینشده به آموزش عالی برای همة دانشجویان دارای صلاحیت با نرخ دسترسی 40% دانشجویان سنین 25 تا 34 سال در سطح ملی تا سال 2020؛- دسترسی همة دانشجویان بومی که در دورههای معتبر و دارای شرایط آموزش عالی در مؤسسات آموزش عالی معتبر در برنامه حمایتی دولت مرکزی پذیرفته میشوند؛- فرایند تضمین کیفیت و اعتبارسنجی قوی، برای اطمینان از اینکه دانشجویان بهترین آموزش ممکن را دریافت میکنند.·نظام باکیفیت ازنظر عملکرد ملی پژوهش، در مقایسه با بهترین کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی تا سال 2020:- بودجة کافی دولتی برای دانشگاهها بهمنظور انجام پژوهش و فعالیتهای نشر دانش، به انضمام بودجة منابع صنعتی برای اطمینان از اینکه سرمایهگذاری استرالیا، در پژوهش دانشگاهی و نشر دانش در بین کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی، در جایگاه بالایی قرار دارد.·نظام آموزش عالی ملی که دسترسی تمام افرادی را که صلاحیت دارند، حمایت میکند:- حمایت مالی بهتر از دانشجویان برای اطمینان از اینکه آنان از زمان و منابع برای تحصیل برخوردارند؛- حمایت بهتر از مؤسسات برای کمک به دانشجویان با زمینههای گوناگون بهخصوص دانشجویان بومی، دانشجویان با جایگاه اقتصادی و اجتماعی پایین و دانشجویان نواحی حاشیهای و منطقهای.·نظام آموزش عالی ملی که در طول زمان پایدار، و در سطح مؤسسه پویا باشد:- بخشی متمایز که مؤسسات را قادر میسازد تا تواناییهای خود را به نمایش گذارند؛- نظام تأمین بودجهای که تقاضامحور و بر مبنای تقاضای دانشجویان است و رقابت و قدرت انتخاب آنان را تشویق میکند؛- ایجاد قانون کارآمدتر در بخش آموزش عالی بین دولت استرالیا و ایالتها و مناطق؛- نظام آموزش عالی درهم تنیدهتری که بر کیفیت آموزش بیش از مبنای قانونی یا حق مالکیت عرضهکننده آموزش پا میفشارد (Bradley et al., 2008).دو هدف ملی مهم نظام آموزش عالی استرالیا، افزایش نرخ مشارکت و نرخ دستیابی به آموزش عالی و بهبود برابری در آموزش عالی، بهویژه برای افراد با پایگاه اقتصادی اجتماعی پایین است که بر پایة این اهداف، تا سال 2025 باید 40% از افراد سنین 25 تا 34 سال دستکم دارای مدرک کارشناسی باشند و تا سال 2020 باید 20% از آموزش عالی به افرادی با پایگاه اجتماعی و اقتصادی پایین اختصاص یابد (Centre for the Study of Higher Education, 2013).ساختار نظام آموزشیبهطورکلی، نظام آموزشی استرالیا، به سه دوره مهم تقسیم میشود: آموزش ابتدایی، آموزش میانی و آموزش عالی.آموزش ابتدایی و میانینظام آموزش استرالیا، همانند نظام آموزش انگلستان است. مدارس در استرالیا به دو دسته خصوصی و عمومی تقسیم میشوند. ثبتنام کودکان در مدارس عمومی یا خصوصی محل سکونت آنان، بدون هیچ مشکلی انجام میشود. تحصیل در مدرسه در کل استرالیا، ساختار همگونی دارد و تفاوتهای اندکی در این زمینه در بین ایالتها و مناطق وجود دارد. تحصیل در مدرسه در استرالیا سیزده سال است که به بخشهای زیر تقسیم میشود:آموزش ابتدایی: هفت یا هشت سال، کودکستان/آمادگی، سالهای ششم یا هفتم؛آموزش مقدماتی میانی: سه یا چهار سال، سالهای هفتم تا دهم یا هشتم تا دهم؛آموزش تکمیلی میانی: دو سال، سالهای یازدهم و دوازدهم.سال تحصیلی مدارس در استرالیا، از فوریه تا دسامبر است. مدارس بیشتر ایالتها و مناطق براساس نظام چهار نیمسال در سال کار میکنند، اما برخی نیز بهصورت سه نیمسال در سال هستند. سن پانزدهسالگی پایان آموزش اجباری است. در برخی ایالتها، سال هفتم جزئی از آموزش ابتدایی است، درحالیکه در ایالتهای دیگر، بخشی از آموزش میانی است. نظام تحصیلی به دو دوره تفکیک شده است: آموزش ابتدایی و آموزش میانی. آموزش ابتدایی، ویژه دانشآموزان در شش تا دوازدهسالگی و آموزش میانی برای دانشآموزان بین 13 تا 18 سال است. مدرسه برای کودکان در 6 تا 15 سال اجباری است که پس از آن ممکن است دانشآموزان، آموزش میانی را برگزینند (تا سن هجده سالگی)، یا آموزش میانی را رها کنند و وارد بازار کار شوند و یا در دورههای آموزش حرفهای ثبتنام کنند. نظام آموزشی و مقررات انضباطی در مؤسسات آموزشی استرالیا، با دیگر نقاط جهان متفاوت است. در نظام آموزشی این کشور، اهمیت چندانی به یادگیری حفظی داده نمیشود، بلکه بر خودآموزی، یادگیری ازطریق پژوهش، پرسشگری و تشویق جوانان به سوادآموزی فردی تأکید میشود. بیشتر مدارس انجمن اولیاء و مربیان دارند که نقش پویایی در زندگی مدرسه، جمعآوری کمکهای مالی و کمک به تصمیمگیری درباره چگونگی برنامهریزی تحصیلی ایفا میکنند. بیشتر مدارس خصوصی کشور، به دو دسته تقسیم میشوند: مدارس خصوصی با مدیریت کلیسای کاتولیک و مدارس خصوصی با مدیریت هیئتامنای دیگر گرایشهای مذهبی. مدارس خصوصی، علاوهبر دریافت شهریه از دانشآموزان، از یارانه آموزشی دولتهای فدرال و محلی نیز بهرهمند میشوند. تحصیل در مدارس عمومی رایگان است، اما در برخی موارد، برای تأمین بودجة فعالیتهای فوقالعاده، شهریه ناچیزی در طول سال، دریافت میشود. دانشآموزان موظف به تهیه کتب و ابزار کمک آموزشی و لباس مدرسه خود هستند. اغلب مدارس عمومی استرالیا مختلطاند و دختران و پسران، در کنار یکدیگر تحصیل میکنند. انگلیسی زبان رسمی استرالیا و زبان اصلی آموزش در این کشور است. تدریس در برخی مدارس بهصورت دو زبانه انجام میشود و در برخی مناطق، زبانهای بومی نیز ممکن است استفاده شوند (Department of Education and Training, 2013). مدارس استرالیا از محیط یادگیری مثبت، رهبری آموزشی قوی و معلمان خوبی برخوردارند (OECD, 2013). دولت استرالیا، نقش رهبری ملی در آموزش در مدرسه را زیر نظامات قانونی فدرال دارد و 8 ایالت و مناطق مسئول ارائه آموزش ابتدایی، ازجمله مدیریت و اداره مدارس را در قلمرو قدرت خود بر دوش دارند. مؤسساتی مانند مؤسسة برنامه درسی استرالیا، مؤسسه سنجش و گزارشدهی، مؤسسه آموزش و رهبری مدرسه و خدمات آموزشی استرالیا، نقش مهمی در بهبود کیفیت آموزش در مدارس ایفا میکنند. در 2008م همة بخشهای آموزشی استرالیا، با بیانیه ملبورن دربارة اهداف آموزش برای جوانان استرالیا موافقت کردند که دو هدف زیر را برای تحصیل در مدرسه مشخص کرد:- مدارس استرالیا، برابری و کیفیت بالا را ارتقاء میدهند؛- همة جوانان استرالیا یادگیرندگان موفق، افراد آفرینشگر و مطمئن و شهروندانی کوشا و مطلع خواهند بود.از اول ژانویه 2014، بودجة دولت استرالیا به همة مدارس و نظامها، بر اساس نیازهای مدارس و دانشآموزان که در قانون آموزش سال 2013 استرالیا آمده، پرداخت میشود (Department of Education, 2015).آموزش عالیآموزش عالی در استرالیا، دو بخش آموزش عالی و مهارتآموزی و آموزش حرفهای را دربر میگیرد. ورود به آموزش عالی، معمولاً ازطریق موفقیت در آزمون رتبهبندی ورود به آموزش عالی براساس ارزیابی در دوره متوسطه دوم، گذراندن آموزش ورودی بزرگسالان یا دورههای واسط یا تأیید تجربه و یادگیری پیشین فرد در مشاغلی صورت میگیرد که با رشته تحصیلی انتخابشده مرتبط هستند. ورود به تحصیلات کارشناسی، براساس صلاحیت علمی است که با آزمونهای مدارس تکمیلی متوسطه که بهوسیلة دولتهای ایالتی برگزار میشود و عملکرد دانشآموزان در آزمون ویژة ورود به آموزش عالی تعیین میشود. در سالهای اخیر، ارزیابیهای نوشتاری مدارس و مصاحبه با دانشآموزان نیز معیار مهمی است که بر تصمیم به پذیرش در دانشگاهها تأثیرگذار است. دانشگاه عالیترین دوره تحصیل در استرالیا است. تحصیل در دانشگاه، در دوره کارشناسی و یا تحصیلات تکمیلی (گواهینامة تحصیلات تکمیلی، دیپلم تحصیلات تکمیلی، کارشناسی ارشد، دکتری) صورت میگیرد. مؤسسات آموزش حرفهای، دورههای آموزشی مهارتآموزی ارائه میکنند که ارتباط نزدیکی با صنایع خاص دارند و مهارتهای عملی و تجربههای صنعتی در اختیار دانشجویان قرار میدهند. این دورهها هم بهوسیلة مؤسسات خصوصی و هم مؤسسات آموزش فنی عمومی که بودجه آنها ازطریق دولت تأمین میشود، ارائه میشوند (www.australia.idp.com). نخستین دانشگاههای استرالیا در چهار شهر بزرگ (دانشگاه سیدنی در سال 1850، دانشگاه ملبورن در سال 1853، دانشگاه آدلاید در سال 1874 و دانشگاه تاسمانیا در سال 1890) احداث شدند. دانشگاههای کوئیزلند و استرالیای جنوبی نیز پس از تشکیل فدراسیون استرالیا، در سال 1901 پی نهاده شدند. نخستین دانشگاه خصوصی استرالیا نیز در 1987م گشایش یافت. کالجها و دانشگاههای دیگر کشور نیز در فاصله جنگهای جهانی اول و دوم به وجود آمدند.همة کشورها دارای یک بخش آموزش عالی هستند که در آن، افراد معمولاً با دانشگاهها ارتباط برقرار میکنند، اما استرالیا، یکی از اندک کشورهایی است که دارای بخش آموزش حرفهای است که در آن فراگیران براساس توانمندیهایی که به دست میآورند، ارزیابی میشوند و بر رشد مهارتهایی که مناسب تجارت یا یک زمینه مهارتی خاص است تمرکز میشود. بخش مهارتآموزی و آموزش حرفهای استرالیا بهعلت فراهم کردن بهترین آموزش حرفهای در سطح جهان شناخته شده است. این بخش، شامل مؤسسات مهارتآموزی عمومی و خصوصی است. مؤسسات مهارتآموزی عمومی، بهمثابة آموزشکدهها یا مؤسسات آموزش فنی و جبرانی شناخته میشوند که گواهینامههای مختلف و دیپلم عالی ارائه میکنند و اکنون تعداد چشمگیری از آنها مدرک کارشناسی نیز ارائه میکنند. درحالیکه مؤسسات آموزش فنی و جبرانی عمومی، طیفی از موضوعات استاندارد مهارتآموزی را ارائه میکنند، بسیاری از این مؤسسات مهارتآموزی در زمینههای تخصصیتر را نیز برعهده دارند که بیشتر پاسخگوی نیازهای مهارتی ویژه بازار کار در قلمرو مؤسسات است. یکی از ویژگیهای بخش مهارتآموزی و آموزش حرفهای استرالیا، مؤسسات بیشمار و گوناگون مهارتآموزی خصوصی است که مانند مؤسسات عمومی، دورههای آموزشی استاندارد ارائه میکنند، هرچند بسیاری از آنها، تخصصهایی را نیز در حوزهای خاص آموزش میدهند (www.myqual.com.au). سال تحصیلی در بخش مهارتآموزی و آموزش حرفهای، از پایان ژانویه شروع میشود و تا اواسط دسامبر ادامه مییابد. این آموزش، در برخی مناطق و ایالتها در دو نیمسال عرضه میشود، اما در مناطق دیگر، بهصورت نظام ثلثی است.در استرالیا 40 دانشگاه وجود دارد که دربرگیرنده 37 دانشگاه عمومی و 3 دانشگاه خصوصی است. دانشگاهها، با قانون ایالت و منطقه یا حکومت مرکزی گشایش یافتهاند. همة دانشگاهها باید خود-اعتبار باشند، دورههای کارشناسی و تحصیلات تکمیلی ارائه کنند، پژوهش انجام دهند، در بروندادهای آموزش عالی سهم داشته باشند، در تدریس و یادگیری، خوب عمل کنند، در اجتماع مشارکت داشته باشند و آموزش عالی باکیفیت ارائه کنند. پنج دسته دانشگاه در استرالیا وجود دارد که عبارتاند از:- دانشگاه استرالیایی: که طیف جامعی از دورههای کارشناسی و تحصیلات تکمیلی را ارائه میکنند؛- پردیس استرالیایی: مجموعه دورههای آموزشی کارشناسی و تحصیلات تکمیلی را که مجوز آنها صادر شده، برگزار میکنند و بر آناند تا در پنج سال، معیارهای دانشگاه استرالیایی را کسب کنند؛- دانشگاه تخصصی استرالیایی: دورههای کارشناسی و تحصیلات تکمیلی در یک یا دو رشته تخصصی ارائه میکنند؛دانشگاه برونمرزی: این دانشگاهها در کشور خود بهعنوان دانشگاه شناخته و با ضوابط دانشگاه استرالیایی اداره میشوند؛- دانشگاه تخصصی برونمرزی از کشور: این دانشگاهها در کشور خود بهعنوان دانشگاه شناخته و با ضوابط دانشگاه تخصصی استرالیایی اداره میشوند (Department of Education and Training, 2013).براساس رتبهبندی علمی دانشگاههای جهان در 2014م، دانشگاه ملبورن، دانشگاه ملی استرالیا، دانشگاه کوئیزلند و دانشگاه استرالیای غربی بهترتیب در رتبههای 44، 74، 85 و 88 قرار گرفتهاند (Australian Trade Commission, 2015).دانشگاههای استرالیا، ازنظر اندازه با هم متفاوتاند. تعداد ثبتنام در آنها از 2000 تا 40000 دانشجو متفاوت است. بسیاری از دانشگاهها، در شهرهای اصلی واقع شدهاند، اما برخی هم در مراکز منطقهای کوچکتر قرار دارند. دانشگاههای بزرگتر، معمولاً چند پردیس دارند. اکثر دانشگاهها براساس دانشکدهها یا گروهها سازماندهی شدهاند، اما ممکن است چند مؤسسه یا مرکز پژوهشی تخصصی نیز داشته باشند. دانشگاهها مؤسسات چندرشتهای و خودمختار هستند که خود مسئول ساختار مدیریت، بودجه، کارکنان، ثبتنام، اعتبارسنجی دورهها، تضمین کیفیت و ایجاد برنامة درسی هستند. در استرالیا، دیگر مؤسسات آموزش عالی خود-اعتبار نیز وجود دارند که دانشگاه نیستند و برپایة قانون منطقهای و ایالتی گشایش یافتهاند یا به رسمیت شناخته شدهاند و خود، میتوانند صلاحیت خود را تأیید کنند. این مؤسسات خود-اعتبار، برنامههای آموزشی خود را تأیید میکنند و باید ازطریق مؤسسه استاندارد و کیفیت آموزش عالی ثبت شوند و شرایط لازم را برای مؤسسه خود-اعتبار احراز کنند. آنها فرایندی داخلی برای اعتبارسنجی دورههای جدید دارند که شامل مشورت با دستگاههای تخصصی یا صنعت مربوط و بررسی رسمی و تأیید بهوسیلة هیئتعلمی هستند. دورهها، معمولاً هر پنج سال برای اعتبارسنجی مجدد بررسی میشوند. استرالیا حدود 160 مؤسسة آموزش عالی دارد که بهوسیلة مقامات ایالتی و منطقهای یا مؤسسه استاندارد و کیفیت آموزش عالی ثبت شدهاند تا دورههای آموزشی خاص را برگزار کنند. این مؤسسات، دورههای معتبری در حوزههایی مانند کسبوکار و فناوری اطلاعات، طراحی و مطالعات مرتبط با سلامت عرضه میکنند (Department of Education and Training, 2013).آموزش عالی در استرالیا را میتوان به تماموقت و پارهوقت تقسیم کرد. سال تحصیلی در آموزش عالی، از فوریه تا نوامبر است. بیشتر مؤسسات از نظام نیمسالی تبعیت میکنند. برخی مؤسسات نظام سهماهه یا کلاسهای تابستانی و زمستانی دارند که افزون بر دو نیمسال اصلی است.استرالیا در سطح ملی نظام واحدی ندارد، در عوض صلاحیتها در چهارچوب تخصصهای استرالیا، تعریف و مدت زمان استاندارد یادگیری که برای کسب مدرک لازم است، برحسب سالهای تحصیل تماموقت مشخص میشود. هر مؤسسه نظام واحدی ویژه خود را دارد که حجم کمّی برنامة تحصیلی را مشخص میکند؛ برای مثال، ممکن است دوره کارشناسی در مؤسسهای 24 واحد و در مؤسسه دیگر 600 واحد باشد؛ این بدان معنی نیست که مدرک کارشناسی با 600 واحد طولانیتر یا معتبرتر از مدرک کارشناسی با 24 واحد است، بلکه با روش متفاوتی سنجیده میشوند. واحدها برای نشان دادن بار (حجم) تحصیل بهصورت تماموقت است و نه ساعات حضور و ممکن است ارزش یک مبحث 1 یا 25 واحد باشد و ساعات آموزش متفاوتی را میطلبد، اما هر مبحث جایگاهی یکسان در حجم آموزش تماموقت دارد.دورههای تحصیلیدوره کارشناسی، شامل سهساله، چهارساله، مدارک تخصصی و مدارک ترکیبی است. همة دورههای کارشناسی جدا از مدت زمان یا پیشنیازهای خاص دوره، باید شرایطی را که در چهارچوب تخصصهای استرالیا یاد شدهاند، داشته باشند. برنامههای دوره کارشناسی در حوزههای تخصصی، معمولاً شامل چهار سال تحصیل تماموقت یا بیشتر است. برای آمادگی حرفهای به مدت زمان بیشتری نیاز است. در دوره کارشناسی، این امکان برای دانشجویان وجود دارد تا در دو رشته یا برنامههای آموزش ترکیبی شرکت کنند و دو مدرک کارشناسی دریافت کنند. این موضوع بیشتر در هنر، تجارت، حقوق و علوم طبیعی رایج است. چنین برنامههای آموزشی، دستکم به چهار سال تحصیل تماموقت نیاز دارد. دانشآموختگان دوره کارشناسی میتوانند شاغل شوند یا در دوره تحصیلات تکمیلی به تحصیل بپردازند.آموزش دوره کارشناسی، بسته به موضوع تخصصی، بخش و یا دانشکده و مؤسسه با هم تفاوت دارد. در برنامههای دوره کارشناسی، آموزش عمومی سهم چندانی ندارد و از سال اول به بعد، بر رشتة تحصیلی تخصصی تمرکز میشود. این برنامهها، شامل دروس اصلی الزامی، دروس تخصصی و دروس اختیاری هستند. در بیشتر دانشگاهها قوانینی وجود دارد که کمینه و بیشینه شمار واحدهایی را که باید در هر سال گذرانده شوند، مشخص میکند. آموزش در دوره کارشناسی ممکن است از رهگذر سخنرانی، سمینار، کار آزمایشگاهی، کار عملی میدانی یا نظارتشده و آموزش خصوصی صورت گیرد. تعداد ساعات کلاسهایی که باید در هفته بهصورت حضوری برگزار شوند، بر حسب ماهیت برنامة آموزشی متفاوت است. ارزیابی معمولاً دربرگیرندة آزمون، بررسی عملکرد، سمینار و کار آزمایشگاهی، انجام تکالیف، کار عملی یا میدانی و پژوهش فردی یا گروهی است (Department of Education and Training, 2013). در جدول 1 به همه سطوح تحصیلی در استرالیا و توصیف هر سطح، اشاره شده است.برنامههای دوره ارشد برای کسب تخصص یا مهارت بالاتر طراحی شدهاند که عموماً به یک نیمسال تحصیلی تماموقت نیاز دارند. دانش و مهارتها در این سطح، بر دانش فنی و نظری تخصصی در یک رشته یا حوزة تخصصی موجود یا جدید، تأکید دارد. از دانشآموختگان انتظار میرود در مجموعهای از وظایف تخصصی دارای ابتکار عمل باشند و تجزیهوتحلیل، برنامهریزی و ارزشیابی را انجام دهند. سه نوع برنامة آموزشی در دوره کارشناسی ارشد وجود دارد: آموزشی، پژوهشی و گسترده. بیشتر برنامههای دورههای کارشناسی ارشد، در 18 ماه یا 2 سال تحصیل تماموقت پس از اخذ مدرک کارشناسی سهساله یا یکسال تحصیل تماموقت پس از اخذ مدرک کارشناسی در چهار سال یا اخذ مدرک کارشناسی افتخاری، به پایان میرسند. دانش و مهارتهای کسبشده در سطح کارشناسی ارشد، شامل تجزیهوتحلیل و ارزشیابی اطلاعات پیچیده، توانایی تولید و ارزیابی ایدهها و مفاهیم پیچیده و مهارتهای ارتباطی و پژوهشی، برای ارائه دانش به متخصصان و غیرمتخصصان است و از دانشآموختگان انتظار میرود دانش و مهارتها را در موقعیتهای جدید بهکار گیرند، استقلال و مسئولیتپذیری سطح بالایی را از خود نشان دهند و طرحهای پژوهشی را انجام دهند.برنامههای دوره دکتری بر درک انتقادی از یک قلمرو یادگیری پیچیده و مهارتهای پژوهشی تخصصی متمرکز است. از دانشآموختگان انتظار میرود پژوهشهایی انجام دهند که سهم اساسی در تولید دانش اصیل بهصورت دانش جدید یا تطبیق، بهکارگیری و تفسیر بدیع از دانش موجود داشته باشند. برنامههای دوره دکتری، معمولاً سه تا چهار سال را بهصورت تماموقت به خود اختصاص میدهند. در همة برنامههای دکتری، باید رساله یا پایاننامه انجام شود که دو یا سه متخصص دانشگاهی با شهرت بینالمللی آن را مورد آزمون قرار میدهند که دستکم دو نفر از آنها باید خارجی باشند (Department of Education and Training, 2013).ورود به تحصیلات تکمیلی، معمولاً براساس مدرک کارشناسی صورت میگیرد، اما استثناءهایی هم در این زمینه وجود دارد که به تجربههای کاری مناسب مربوط میشود که به مؤسسه و رشتة تحصیلی بستگی دارد. آموزش از دورآموزش از دور و برخط نیز در آموزش عالی استرالیا رایج است و پیشرفت در فناوری اطلاعات، به گسترش فرصتهای آموزش از دور در این کشور، انجامیده است. دورههای تخصصی بسیاری را میتوان یافت که به راحتی امکان گذراندن آنها در منزل وجود دارد. آموزش از دور، به دانشجویان بینالمللی امکان میدهد بدون ترک کشور خود، از آموزش استرالیا بهرهمند شوند. دورههای زیادی در آموزش عالی و آموزش حرفهای و مهارتآموزی وجود دارند که بهصورت از دور عرضه میشوند و گزینههای مختلفی هم برای تحصیل در منزل و از دور وجود دارد که میتوان بهصورت ترکیبی از آنها بهرهمند شد. دورههای برخط و از دور در این کشور، به روشهای گوناگون مانند تحصیل در دورههای برخط که ازطریق اینترنت برگزار میشوند، تحصیل با آموزش از دور که مواد آموزشی بهصورت پستی ارسال میشوند، تحصیل در منزل، همراه با کلاسهایی که با همکاری مؤسسات خارجی برگزار میشوند، تحصیل در منزل، به همراه دیدار از مراکز آموزشی (پردیسهای ساحلی) که مؤسسات استرالیایی در کشورهای دیگر گشودهاند، و غیره برگزار میشوند. بعضی مؤسسات، آزمونها را بهصورت برخط و برخی در مراکز آموزشی برگزار میکنند. آموزش از دور در استرالیا نرمشپذیر است و امکان تحصیل پارهوقت و نیز بهصورت نیمسالی و ثلثی وجود دارد و فرد میتواند پیش از اینکه به این کشور سفر کند، تحصیلات خود را در منزل آغاز کند. دورههای از دور و برخط اغلب با کمک فناوری مانند گفتوگوی برخط دانشجویی، کلاسهای مجازی، منابع کتابخانهای الکترونیکی و غیره پشتیبانی میشود و افراد فرصت دارند تا با دانشجویان دیگر همکنشی داشته باشند؛ به سخنرانیها گوش دهند، از مربیان مشاوره بگیرند و تکالیف را بفرستند. کمکهای فنی، توصیه و مشاوره علمی نیز به آنان ارائه میشود (www.studiesinaustralia.com). آموزش از دور در استرالیا، بسیاری از رشتههای علمی را دربرمیگیرد و از دورههای آموزش ذوقی و سرگرمی تا ارائه گواهینامه و مدرک رسمی و تحصیلات تکمیلی مانند MBA و DBA و دورههای تکمیلی دیگر را پوشش میدهد (www.australianuniversities.com).ثبتنام در آموزش عالیدر جدول 2 تعداد کل دانشجویان دانشگاههای استرالیا، در فاصلة سالهای 2005 تا 2014 نشان داده شده است. در سال 2014، 1373230 دانشجوی داخلی و بینالمللی در مؤسسات آموزش عالی استرالیا ثبتنام کردهاند که در مقایسه با سال 2013، 5/4% افزایش داشته است. در سال 2014، 1025670 دانشجوی داخلی (7/74%) و 347560 دانشجوی بینالمللی در مؤسسات آموزش عالی استرالیا، ثبتنام کردهاند. در همین سال، تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاههای استرالیا 376055 نفر و تعداد دانشجویان دوره کارشناسی 952280 نفر بوده است که در مقایسه با سال 2013 بهترتیب 4/8% و 9/2% رشد داشتهاند. بیش از نیمی از دانشجویان ثبتنام شده (4/55%) زن بودهاند و بیش از 70% دانشجویان (8/70%) بهصورت تماموقت تحصیل میکردند (www.education.gov.au).در جدول 3 شمار ثبتنامشدگان دانشگاههای استرالیا، در فاصلة سالهای 2005 تا 2014 نشان داده شده است. در سال 2014، تعداد دانشجویان ورودی جدید 569064 نفر بوده است که در مقایسه با سال 2013، 8/5% افزایش داشته است. دانشجویان ثبتنامشدگان داخلی 6/71% (407522 نفر) از کل دانشجویان را دربر میگیرد که در مقایسه با سال قبل، 42/4% افزایش داشته است، درحالیکه ثبتنامشدگان بینالمللی، در مقایسه با سال قبل 6/9% افزایش داشته و به 161542 نفر رسیده است. بیش از نیمی از کل ثبتنامشدگان زن بودهاند. تعداد دانشجویان بومی در همة حوزههای تحصیلی افزایش داشته، بهجز معماری و ساختمان که 8% کاهش یافته است. بیشترین افزایش، مربوط به مدیریت و بازرگانی (بیش از 7/18%) بوده است. مهمترین رشتههای تحصیلی که دانشجویان داخلی در آنها ثبتنام کردهاند، شامل فرهنگ و جامعه (4912 دانشجو یا 5/32% از کل دانشجویان داخلی)، بهداشت (2946 دانشجو یا 5/19%) و تعلیموتربیت (2494 دانشجو یا 5/16%) بوده است. بین سالهای 2014-2013، تعداد کل دانشجویان با پایگاه اقتصادی و اجتماعی پایین 4/5% افزایش داشته و از 156977 نفر به 165517 نفر رسیده است (www.education.gov.au). نگاره 2 تعداد دانشجویان بومی و بینالمللی در دانشگاههای استرالیا در فاصله سالهای 2014-2005 را نشان میدهد. در سال 2005، 717682 دانشجوی داخلی، در دانشگاههای استرالیا ثبتنام کردهاند که این رقم در سال 2014 به 1025670 نفر رسیده است. تعداد دانشجویان بومی، در مقایسه با سال2013 (985374 نفر)، 1/4% و در مقایسه با سال 2005 حدود 30% افزایش یافته است. در سال 2005 تعداد دانشجویان بینالمللی 239495 نفر بوده است که این رقم در سالهای 2013 و 2014 بهترتیب به 328402 و 347560 نفر رسیده است. تعداد دانشجویان بینالمللی در سال 2014، در مقایسه با سال قبل از آن، 8/5% افزایش داشته است. هرچند تعداد دانشجویان بینالمللی، در سالهای 2011 و 2012 بهترتیب 8/0- و 7/2- رشد داشته است.نگاره 3 تعداد کل دانشجویان داخلی در دوره کارشناسی و تعداد دانشجویان ورودی جدید داخلی، در این دوره در فاصله سالهای 2005 تا 2014 را نشان میدهد. در سال 2005 تعداد دانشجویان ورودی جدید 175712 نفر بوده است که این رقم در سال 2014 به 272229 نفر افزایش یافته است. تعداد کل دانشجویان داخلی، در دوره کارشناسی در سال 2005، 528981 نفر بوده است که این رقم در سال 2014 به 751446 نفر افزایش یافته است. میزان رشد دانشجویان ورودی جدید دوره کارشناسی در سال 2014 در مقایسه با سال قبل از آن 5/3% و میزان رشد کل دانشجویان دوره کارشناسی در سال 2014 در مقایسه با سال قبل از آن 8/3% بوده است.جدول 4 تعداد کل دانشجویان براساس رشتة تحصیلی در فاصله سالهای 2005 تا 2014 در استرالیا را نشان میدهد. خدمات غذایی، مهمانداری و شخصی، دورههای بدون مدرک، رشتههای ترکیبی و فنّاوری اطلاعات بیشترین درصد تغییر را در مقایسه با سال 2013 داشتند و با رشد مثبت روبهرو بودهاند، درحالیکه رشتههای معماری و ساختمان و کشاورزی، محیطزیست و علوم مربوط در مقایسه با سال قبل، با رشد منفی مواجه شدهاند (www.education.gov.au). تعداد کارکناندر سال 2011 در مؤسسات آموزش عالی استرالیا، 48325 عضو هیئتعلمی و 61199 عضو غیرهیئتعلمی مشغول به کار بودند (جدول 5). درحالیکه در سال 2011 دوسوم از کارکنان غیرهیئتعلمی (66%) زن بودند، بیش از نیمی از اعضای هیئتعلمی (56%) مرد بودند. در سال 2011 بیشتر دانشیاران (58%) و سهچهارم (73%) از اعضای هیئتعلمی بالاتر از دانشیار، مرد بودند (www.abs.gov.au). جدول 5. تعداد کارکنان (هیئتعلمی و غیرهیئتعلمی) مؤسسات آموزش عالی استرالیا در سال 2011کل (تعداد)مرد (درصد)زن (درصد)اعضای هیئتعلمی483254/566/43بالاتر از دانشیار125747/723/27دانشیار (سطح C)111498/572/42مربی (سطح B)163165/485/51پایینتر از مربی (سطح A)82861/459/54اعضای غیرهیئتعلمی611994/346/65کل1095241/449/55مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیدر بیست سال گذشته، بخش آموزش عالی در استرالیا تغییرات شگرفی را برحسب سازماندهی، نظارت، مشارکت و تأمین مالی متحمل شده است. از اوایل دهة 1970 تا 1988، آموزش عالی استرالیا، از سه بخش مجزا تشکیل شده بود: دانشگاهها، آموزشکدههای آموزش عالی و آموزشگاههای آموزش جبرانی و فنی و زیر نظارت کمیسیون آموزش عالی کشور بود. در سال 1988 جهتگیریهای سیاسی جدیدی در گزارش هیئت دولت اعلام شد و دوگانگی بین دانشگاهها و آموزشکدههای آموزش عالی، از بین رفت و واحد جدیدی به نام نظام یکپارچة ملّی آموزش عالی شکل گرفت که ترکیبی از دو بخش یادشده بود. این نظام آموزش عالی، به همراه مهارتآموزی و آموزش حرفهای، بخش آموزش عالی استرالیا را تشکیل میدهند. با برچیدن نظام دوپایه و افزایش قدرت مقامات فدرال، برای ارتباط مستقیم با هریک از مؤسسات آموزش عالی، نقش ایالتها و مناطق در آموزش عالی، علیرغم فعالیت دانشگاهها زیر قانون ایالت یا منطقه، کاهش یافت. ایالتها، عموماً فعالیتهای قانونی یا هیئتهای مشورتی خود را کاهش دادند یا با هیئتهای مشورتی کوچک جانشین کردند. کمیتههای مشترک برنامهریزی ملی ایالتی گشایش یافتند تا وسیلهای برای گفتوگو بین مقامات فدرال و ایالت باشند. کمیته مشترک آموزش عالی نیز شکل گرفت تا محلی برای رایزنی چندجانبه بین دولت مرکزی، ایالتها و مناطق باشد که این کمیته، گزارش خود را به شورای اداری آموزش، اشتغال، مهارتآموزی و امور جوانان ارائه میکرد. ایالتها نقش مدیریتی خود را در بخشهای مهارتآموزی و آموزش عالی حفظ کردند (www.australia.idp.com).اکنون، نظام آموزشی استرالیا، بهصورت غیرمتمرکز اداره میشود و دولت مرکزی استرالیا و دولتهای ایالتی و منطقهای، بهطور مشترک مدیریت آموزش را برعهده دارند. ماهیت نظامات بین آنها، به بخش آموزش و مسئولیتهای قانونی بستگی دارد. دولت مرکزی و دولتهای ایالتی و منطقهای با هم در سطح وزارت برای پیشبرد برنامهریزی و سیاست آموزشی، همکاری دارند. این امر از رهگذر شورای دائمی آموزش عالی، مهارتها و اشتغال به دست میآید. این شورا با حمایت دبیرخانة ملی مشورتی آموزش عالی، مهارتها و اشتغال گزارشی را برای هیئت دولت استرالیا تهیه میکند. در سال 2011 شورای دائمی آموزش عالی، مهارتها و اشتغال جانشین شورای وزارتی برای آموزش عالی و اشتغال شد (OECD, 2013).دولت استرالیا مسئول اصلی سیاستگذاری آموزش عالی است. مسئولیت عمده قانونگذاری، برعهدة دولتهای ایالتی و منطقهای است. در سطح فدرال بخش صنعت، نوآوری، علم، پژوهش و آموزش عالی سیاستها و برنامههای آموزش عالی را اداره میکند. این مسئولیت تا دسامبر سال 2011 برعهدة بخش آموزش، اشتغال و روابط کار بود. ایالتها و مناطق مهمترین تصمیمهای آموزشی برای مدارس و آموزش حرفهای و مهارتآموزی را اتخاذ میکنند. اهداف آموزشی، ازطریق یکسری اقدامات منظم بین دولتی و بین دولتهای ایالتی و ملی و بهوسیله توافقی ملی مشخص میشود. اکثر برنامهریزیها، تصمیمهای ساختاری و فراهم ساختن منابع، ازجمله، مدیریت کارکنان بهوسیلة ایالتها انجام میشود. مسئولیت سیاستگذاری و سرمایهگذاری برای آموزش حرفهای و مهارتآموزی بهصورت مشترک با دولت استرالیا، ایالتها و مناطق است. تصمیمگیری در آموزش عالی بهطور مشترک برعهده دولت استرالیا و مؤسسات آموزش عالی است که مسئولیت سیاستگذاری برعهده دولت استرالیا است و دانشگاهها اجازه دارند تا دورههای خود را اعتبارسنجی کنند و نیز مسئول استانداردهای علمی و تضمین کیفیت هستند (OECD, 2013).تضمین کیفیت، در بخش آموزش عالی استرالیا بر پایه همکاری قوی بین دولت استرالیا، دولتهای ایالتی و منطقهای و بخش آموزش عالی بنا نهاده شده است. مؤسسه استاندارد و کیفیت آموزش عالی، در جولای سال 2011 تأسیس و در 29 ژانویه 2012 بهطور کامل عملیاتی شد. این مؤسسه، مؤسسة تضمین کیفیت و ناظم ملی برای بخش آموزش عالی استرالیاست. رویکرد تضمین کیفیت، به خطرپذیری استوار است و ازاینرو مؤسساتی بیشتر در کانون توجه قرار دارند که احتمال عدم تأمین استانداردها در آنها بیشتر است. این مؤسسه، توافق ملی در زمینة آموزش عالی را تضمین و شهرت استرالیا در کیفیت بالای آموزش را حفظ میکند. چهارچوب استانداردهای آموزش عالی معیاری است که مؤسسة استاندارد و کیفیت آموزش عالی، براساس آن، مؤسسات آموزش عالی را ثبت و ارزشیابی میکند. این چهارچوب، استانداردهای ثابتی را در کل استرالیا با اجرای موارد زیر اعمال میکند:1. تدوین استانداردهای ثبت، دستهبندی و اعتبارسنجی دورهها؛2. استانداردهای کیفیت؛3. استانداردهای تدریس و یادگیری؛4. استانداردهای پژوهش؛5. استانداردهای اطلاعات (Department of Education and Training, 2013).منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیدولت استرالیا مسئول اصلی بودجه آموزش عالی است. تمام دانشگاههای عمومی، برخی دانشگاههای خصوصی و مؤسسات آموزش عالی دیگر از حمایت دولت مرکزی برخوردارند. این بودجه بیشتر ازطریق برنامه گرانت جمهوری فراهم میشود. نظام آموزش عالی استرالیا بعد از جنگ جهانی دوم، شاهد سه دوره مهم اصلاح و توسعه بوده است: دورة نخست دهة در پی جنگ جهانی دوم است که با ایجاد و گشایش دانشگاههای جدید، مشخص میشود. در دوره دوم، دهههای 1960 تا 1980، شاهد رشد پیاپی آموزش عالی با نظام دوتایی یعنی دانشگاهها و آموزشکدههای آموزش پیشرفته، با توان اعطای مدرک و لغو شهریة دانشگاهها در اوایل دهه 1970 هستیم. دوره سوم از اواخر دهه 1980 آغاز شد، زمانی که وزیر وقت، جان داوکینز اصلاحاتی را در همگانیکردن آموزش با حذف تقسیمبندی دوپایه و معرفی «طرح مشارکتی آموزش عالی» آغاز کرد که طرح پرداخت مدتدار شهریه و متناسب با درآمد از رهگذر وضع مالیات بر درآمد بود. 25 سال پس از اصلاحات داوکینز، که این اصلاحات تا حد زیادی ماهیت آموزش عالی استرالیا را تا به امروز شکل داده است، در 2008م، پیشرفت مهم دیگری در آموزش عالی رخ داد که بهطور حتم، متفاوت با دورههای قبل است. این دوره نه بر پایه سرمایهگذاری در زیرساختها، نه بازسازی نظاممند و نه روشهای بنیادی جدید برای تأمین مالی است، بلکه این اصلاحات، اعتماد به ظرفیت نظام دانشگاهی برای توسعه، ازطریق سازوکار تأمین بودجه است که مؤسسات را تشویق میکند تا در قالب مدل عمومی تخصیص منابع، برای جذب دانشجو باهم رقابت کنند و این رقابت، براساس برداشت دانشجویان از ارزش ویژة دانشگاهها و دورههای آموزشی است. سال 2012 هم با آغاز رویکرد جدید در اختصاص صندلیهای دانشگاه به دانشجویان کارشناسی، نقطه عطفی در آموزش عالی استرالیا است. در سیاست جدید بودجه، تعداد صندلیهای دانشگاه که قبلاً ازطریق مذاکره سالانه بین هر مؤسسه و دولت فدرال مشخصمیشد، حذف و در اختیار دانشگاه قرار گرفت. دانشگاههای استرالیا از 2012م به اینسو میتوانند هر تعداد دانشجویی را که مایلاند (بسته به واجد شرایط بودن یا آمادگی دانشجویان برای رشته تحصیلی خاص که در دانشگاهها تعیین میشود) ثبتنام کنند و هر فرد ثبتنامشده، منابع دولتی و دانشجویی یکسانی را برای دانشگاه، به ارمغان میآورد و فقط اختصاص بودجه براساس رشتهای که آنان ثبتنام میکنند، متفاوت است. این سیاست جدید با هدف تقاضامحور کردن نظام آموزش عالی بر پایه تقاضاهای دانشجویان و پاسخگویی مؤسسات شکل گرفته است تا دانشگاه به فرصتهای بازار پاسخگو باشد که در آن کیفیت و مناسببودن و نه قیمت، بهمثابة عوامل پیشبرنده هستند. از اول ژانویه 2016 هم ارائهکنندگان آموزش عالی نظیر دانشگاهها، آموزشکدهها و غیره خود میتوانند شهریهها را برای دورههایی که برگزار میکنند، تنظیم کنند (Centre for the Study of Higher Education, 2013).تأمین بودجه آموزش، در قانون سال 2003 حمایت از آموزش عالی طرحریزی شد. دولت استرالیا، بودجة عمده مؤسسات آموزش عالی را تأمین میکند. شرط فراهم ساختن بودجه آن است که مؤسسات آموزش عالی، باید شرایط لازم را برای کیفیت و پاسخگویی که در قانون حمایت از آموزش عالی آمده است، داشته باشند. براساس این قانون، مؤسسات باید:- از سطح کیفیت مناسبی برخوردار باشند؛- از مرجع معتبر اعتبارسنجی پیروی کنند؛- توسط یک مؤسسه مستقل کیفیت مانند مؤسسه استاندارد و کیفیت آموزش عالی بازرسی شوند (Department of Education and Training, 2013).دانشجویان هم در پرداخت هزینه آموزش عالی سهیماند. مقدار و زمان پرداخت هزینه به چگونگی ثبتنام و رشته تحصیلی دانشجویان بستگی دارد. دولت استرالیا رشتههای تحصیلی مختلف را دستهبندی و بیشینه مبلغی را که مؤسسات مورد تأیید میتوانند برای هر سال تحصیل تماموقت در هر دسته مطالبه کنند مشخص کرده است که در جدول 6 نشان داده شده است (Australian Government, 2013).جدول 6. سهم دانشجو برای هر سال تحصیل تماموقتدستههادامنه سهم دانشجودستة اولعلوم انسانی، علوم رفتاری، علوم اجتماعی، تعلیموتربیت، روانشناسی بالینی، زبانهای خارجی، هنرهای نمایشی، پرستاری5868-0 دلاردستة دومرایانه، محیطزیست ساختمان، بهداشت و تخصصهای وابسته به بهداشت، مهندسی، نقشهبرداری، کشاورزی، ریاضیات، آمار، علوم8363-0 دلاردستة سومحقوق، دندانپزشکی، پزشکی، دامپزشکی، حسابداری، مدیریت، اقتصاد، تجارت9792-0 دلاردانشجویان میتوانند بهعنوان دانشجوی زیر حمایت دولت مرکزی یا دانشجوی پولی و با پرداخت شهریه ثبتنام کنند. بیشتر دانشجویان کارشناسی، زیر حمایت دولت مرکزی قرار دارند که مزایای فراوانی برای آنان دارد:1. هزینه تحصیل آنها کمتر و ارزانتر است؛ زیرا وقتی از حمایت مالی دولت مرکزی برخوردارند، یارانه میگیرند و آنها باید فقط سهم دانشجو و نه هزینه کامل تحصیل را پرداخت کنند؛2. اگر دانشجویی دارای شرایط برای دریافت حمایت دولت مرکزی باشد، میتواند برای پرداخت سهم دانشجو نیز وام یا 10% تخفیف بگیرد؛3. لازم نیست تا زمانیکه درآمدشان به بیش از کمینه آستانه بازپرداخت نرسیده است (این آستانه در سال 2013-2012، 49095 دلار بوده است)، بازپرداخت را شروع کنند. دانشجویان میتوانند درخواست خود را از رهگذر مرکز پذیرش آموزش عالی در ایالت یا مناطقی که مؤسسات مورد تأیید واقع شدهاند، ارائه دهند. در برخی موارد دانشجو میتواند درخواست خود را بهطور مستقیم به مؤسسة مجاز ارائه دهد که باید ازسوی آنان تأیید شود (Australian Government, 2013). شهروندان استرالیا، شهروندان نیوزلند و کسانی که ویزای اقامت دائم دارند، هم شرایط حمایت دولت مرکزی برخوردار هستند. دانشجویان زیر حمایت دولت مرکزی از یارانه دولتی برخوردارند؛ به این معنی که دولت استرالیا، ازطریق طرح گرانت دولت مرکزی، کمک مالی به مؤسسه آموزش عالی میکند. سهم دانشجو میتواند بهطور مستقیم به مؤسسه آموزش عالی پرداخت شود یا دانشجویان دارای شرایط میتوانند با استفاده از برنامه پرداخت وام برای آموزش عالی از وام برای تأمین مالی استفاده کنند. این دانشجویان بدهکار میشوند و لازم نیست وام خود را تا زمانی که درآمد شخصی آنها از کمینه آستانه اجباری بازپرداخت بالاتر نرود، پرداخت کنند. وقتی درآمد شخصی از این آستانه گذشت، وام بهتدریج ازطریق سامانه مالیات، بازپرداخت میشود. دانشگاههای عمومی در دوره کارشناسی مجازند با دریافت شهریه، صندلیهایی را به دانشجویان خارجی و نه دانشجویان داخلی اختصاص دهند. برای بیشتر دورههای تحصیلات تکمیلی در دانشگاههای عمومی، باید شهریه پرداخت شود. مؤسسات آموزش عالی خصوصی عموماً دورههای کارشناسی و تحصیلات تکمیلی را با دریافت شهریه برگزار میکنند. دانشجویان در نظام پرداخت شهریه، تمام هزینة آموزش را خود پرداخت میکنند؛ بدون اینکه دولت یارانهای به آنان بپردازد، درحالیکه دانشجویان زیر حمایت مالی دولت مرکزی از گزینههای مالی برای پرداخت هزینه برخوردارند. دولت استرالیا چندین طرح دیگر نیز برای کمک مالی به دانشجویان دارد؛ برای نمونه، دانشجویان دارای شرایط، هزینه خدمات و تسهیلات را نیز دریافت میکنند. افزونبراین، دانشجویان دارای شرایطی که میخواهند بخشی از تحصیل خود را در خارج از کشور بگذرانند نیز کمک مالی دریافت میکنند. دانشجویان دکتری و کارشناسی ارشد پژوهشمحور نیز در صورت داشتن شرایط از کمک مالی بهرهمند میشوند (Department of Education and Training, 2013). در 2012م، کل درآمد عملیاتی 39 مؤسسه ارائهکننده آموزش عالی، شامل مؤسسات آموزش حرفهای و مهارتآموزی 2/25 میلیارد دلار (6/24 میلیارد دلار مختص فعالیتهای آموزش عالی) بوده است (جدول 7). دولت استرالیا 7/14 میلیارد دلار پرداخت کرده است که 11 میلیارد دلار آن، برای گرانت و 7/3 میلیارد دلار برای کمکهای مالی دولت مرکزی، کمک به پرداخت شهریه و غیره بوده است. 6/0 میلیارد دلار سهم دانشجوست و مابقی به مواردی مانند شهریه و مطالبات (6/5 میلیارد دلار)، قراردادها و مشاورهها (1 میلیارد دلار)، درآمد سرمایهای (9/0 میلیارد دلار)، دولت ایالتی و محلی (8/0 میلیارد دلار) و منابع دیگر (6/1 میلیارد دلار) اختصاص داشته است (Department of Education, 2013).در 2012م، کل هزینه عملیاتی 39 مؤسسه ارائهکننده آموزش عالی 3/23 میلیارد دلار بوده است که 7/22 میلیارد دلار به آموزش عالی اختصاص داشته است. در جدول 8 هزینههای مؤسسات آموزش عالی جداگانه نشان داده شده است. در همین سال، کل داراییهای 39 مؤسسة آموزش عالی 5/59 میلیارد دلار بوده است که از این مقدار، 5/3 میلیارد دلار داراییهای نقدی، 8/7 میلیارد دلار سرمایهگذاری، 9/37 میلیارد دلار داراییها، تأسیسات و تجهیزات، 8 میلیارد دلار داراییهای قابل وصول و 3/2 میلیارد دلار، داراییهای دیگر بوده است. کل بدهی این مؤسسات در 2012م، 6/16 میلیارد دلار بود که 5/1 میلیارد دلار آن قابل پرداخت و 8/2 میلیارد دلار وام بوده است. 7/10 میلیارد دلار مربوط به مواد و تدارکات و 6/1 میلیارد دلار به بدهیهای دیگر مربوط بوده است (Department of Education, 2013). نگاره 4 هزینة آموزش در سه بخش مدرسه، آموزش حرفهای و مهارتآموزی و آموزش عالی، در فاصلة سالهای 2004-2003 تا 2014-2013 را نشان میدهد. همانطور که در نمودار مشخص است، هزینة آموزش عالی در طول 11 سال تا سال 2014-2013 رشد چشمگیری داشته است و در این دوره، در شرایط واقعی بیش از 40% افزایش یافته است. در سالهای 2011-2010 و 2012-2011 شیب بودجه شروع به رشد کرده است؛ زیرا دانشگاهها افزایش ثبتنام را آغاز کردند. در سالهای گذشته، رشد بودجه تا حدودی افت کرده است (Noonan et al., 2015). برنامهها و اصلاحات پیشرواصلاحات دولت در آموزش عالی عبارتاند از:- افزایش فرصت برای دانشجویان؛- تضمین اینکه استرالیا در رقابت جهانی بین دانشگاهها عقب نمانده، درحالیکه دانشگاههای جهان عملکرد خود را افزایش میدهند؛- حمایت بیشتر از دانشجویان با شرایط نامساعد از رهگذر طرح جدید کمکهزینه دانشجویی؛- حمایت از دورههای آموزشی بیشتر، تنوع بیشتر و مهارتهای بیشتر برای نیروی کار؛- اطمینان از اینکه نظام آموزش عالی استرالیا در آینده پایدار خواهد بود (Commonwealth of Australia, 2014). کتابشناسیحیدری، علیاحسان. (1383). «نظام آموزش عالی استرالیا».دایرةالمعارف آموزش عالی (ج. 2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.Australian Government. (2013). HECS-HELP: Commonwealth Supported Places Information for 2013. Retrieved from: www.studyassist.gov.auAustralian Qualifications Framework Council. (2013). Australian Qualifications Framework. Adelaide, South Australia: Author.Australian Trade Commission. (2015). Why Australia: benchmark report 2015. [Canberra]: Author.Bradley, D., Noonan, P., Nugent, H. and Scales, B. (2008). Review of Australian Higher Education: Final Report. Retrieved from: https://www.mq.edu.au/__data/assets/ pdf_file/0013/135310/bradley_review_of_australian_higher_education.pdf.Centre for the Study of Higher Education. (2013). Tertiary Education Policy in Australia. Retrieved from: https://melbourne-cshe.unimelb.edu.au/_data/assets/pdf_ file/0007/1489174/Tert_Edu_Policy_Aus.pdf.Commonwealth of Australia. (2014). Budget 2014-15: Higher Education. Retrieved from:https://www.budget.gov.au/ 2014-15/content/glossy/education/download/Budget_ Glossy_education_web.pdf.Department of Education. (2013). Finance 2012: Financial Reports of Higher Education Providers. Retrieved from: https://docs.education.gov.au/system/files/doc/other/finance2012.pdf.Department of Education. (2015). Education for All: Australia's National 2015 Review. Retrieved from: http://unesdoc.unesco.org/images/0023/002310/231060e.pdf.Department of Education and Training. (2013). Country Education Profiles Australia. Retrieved from: https://internationaleducation.gov.au/Documents/ED15-0091_INT_Australia_Country_Education_Profile_2015_ACC.pdf.Noonan, P., Burke, G., Wade, A. and Pilcher, S. (2015). “Expenditure on Education and Training in Australia”. Mitchell Policy Paper, (8). Retrieved from: http://www.mitchellinstitute.org.au/wp-content/uploads/ 2015/08/Expenditure_on_education_and_training_in_Australia_2015_Update_and_analysis.pdf.OECD. (2013). Education Policy Outlook: Australia. Retrieved from: http://www.oecd.org/education/EDUCATION %20POLICY%20OUTLOOK%20AUSTRALIA_EN.pdf.http://www.abs.gov.au/http:// www.australia.idp.com/getting_started.aspxhttp://www.australianuniversities.com.auhttp://www.education.gov.auhttp://www.myqual.com.au/index.php?id=4048http://www.studiesinaustralia.com
مسعود رضایی
نظام آموزش عالی اسلواکی Slovak Higher Education System
Slovak Higher Education System
دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیدر سال 2002، در اسلواکی 22 مؤسسة آموزش عالی وجود دارد که به رسمیت شناخته شده است. در این کشور، 4 دانشگاه بزرگ مرکزی فعالیت دارند که عبارتاند از: براتیسلاوا با 516880 دانشجو، نیترا با 18497 دانشجو، کوزیگ با 16287 دانشجو، بانسکز بایستیریکا با 15146 دانشجو. این در حالی است که تعداد دانشگاهها در سال 2015 به 36 دانشگاه افزایش یافته است (20 دانشگاه عمومی، 13 دانشگاه خصوصی و 3 دانشگاه ایالتی). آموزش عالی در کشور اسلواکی دو آکادمی نظامی و یک آکادمی پلیس را نیز شامل میشود. 7 دانشگاه بسیار قدیمی، 4 دانشگاه فنیوصنعتی، 3 فرهنگستان هنر و موسیقی، 1 دانشگاه اقتصاد، 1 دانشگاه دامپزشکی و 1 دانشگاه کشاورزی از مؤسسات آموزش عالی این کشورند. در مؤسسات آموزش عالی اسلواکی سه سطح وجود دارد (Nemec, 2007).در سال 2012، آمار نشان میدهد در اسلواکی 36 مؤسسة آموزش عالی وجود داشته و به رسمیت شناخته شده است. در این کشور 36 مرکز آموزش عالی، 132 واحد دانشگاهی وجود دارد. 4 دانشگاه بزرگ مرکزی فعالیت دارند که عبارتاند از: براتیسلاوا، نیترا، کوزیگ و بانسکز بایستیریکا. از این 36 مرکز 20 دانشگاه عمومی، 13 دانشگاه خصوصی و 3 دانشگاه ایالتی هستند. فرایند تکامل نظام آموزش عالی اسلواکی ازنظر تعداد دانشجو در دو شکل تماموقت و نیمهوقت با 132 واحد دانشگاهی دارای 135336 دانشجو است. تعداد دانشآموختگان تماموقت و پارهوقت در سال تحصیلی 2013-2012 بر حسب نفر 66704 نفر بوده است. باتوجهبه اینکه تعداد دانشگاهها و واحدهای دانشگاهی افزایش یافته است؛ اما آمار و ارقام جدول 1 نشان میدهد که پذیرش دانشجو و تعداد دانشآموختگان نسبت به سالهای قبل کاهش داشته است. میزان استخدام افراد با تحصیلات دانشگاهی در سال 2012 برابر با 4655 نفر بوده است که نسبت به سال 2011 با تعداد 4598 فقط 57 نفر افزایش داشته است. نرخ بیکاری افراد با تحصیلات دانشگاهی در سال 2012 برابر با 8/34% بوده است که نسبت به سال 2011 با نرخ 6/28% افزایش 6 درصدی را نشان میدهد. کشور اسلواکی در سال 2012 به 28743 نفر از دانشجویان دانشگاهها و واحدهای دانشگاهی بورس تحصیلی داده است که نسبت به سال قبل حدود 4400 نفر افزایش داشته است. در زمینه امکانات رفاهی این کشور توانسته است ظرفیت خوابگاههای خود را سالانه به 47714 برساند؛ اما 43896 نفر در خوابگاهها پذیرش شدهاند و این نشان میدهد تعداد پذیرش دانشجوی خوابگاهی کمتر از ظرفیت موجود است.مؤسسات آموزش عالی، واحدهای دانشگاهی، تعداد دانشجویان با ملیت اسلواکی، تعداد دانشجویان خارجی، زنان دانشجو، ورودی جدید و دانشآموختگان در دو شکل تحصیلات تماموقت و نیمهوقت به همراه تعداد استادان، دانشیاران و کارکنان ارشد در جدول 1 نشان داده شده است (Statistical Office of the Slovak Republic, 2013).هرچند تعداد دانشگاهها در سالهای اخیر افزایش یافته است؛ اما به نظر میرسد اثربخشی آنها به نسبت گذشته افزایش نیافته بهطوریکه از بین دانشآموختگان 2748 در سال 2013 بیکار بودهاند. این ورود به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی باتوجهبه آزمون ورودی و نتیجة عملکرد تحصیلی فرد در دوران میانی است. البته برخی از دانشگاهها برای پذیرش دانشجو فقط عملکرد فرد را در آزمون ورودی در نظر میگیرند. رئیس دانشگاه دربارة پذیرش متقاضی تحصیل تصمیم میگیرد.در سال 2012، 7/4% دانشجویان در رشتههای علوم طبیعی، 8/19% در رشتههای علوم فنی، 4/3% در رشتههای علوم کشاورزی، جنگلداری و دامپزشکی، 6/7% در رشتههای علوم دارویی و پزشکی، 4/2% در رشتههای علوم فرهنگ و هنر، 2/3% در رشتههای علوم امنیتی، نظامی و انتظامی، و بیشترین دانشجو به میزان 59% در رشتههای علوم اجتماعی تحصیل میکنند.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیبودجة کودکستانها، مدارس ابتدایی و میانی و همچنین مؤسسات آموزش عالی اساساً از بودجة عمومی کشور فراهم میشود. هزینههای صرفشده با دریافتهای فوقالعاده از بودجه شامل 7/1% از کل هزینهها میشود.تأمین بودجه برای مؤسسات آموزش عالی و سازمانهای پشتیبان در آموزش (مانند مراکز آموزشهای تکمیلی آموزشگران، مؤسسة آموزش ایالتی، آکادمی آموزش بزرگسالان، مؤسسة همکاری بینالمللی و نگهداری دانشآموزان خارجی، مؤسسة عرضهکنندة فعالیتهای فوق برنامه و خارج از مدرسه برای کودکان و نوجوانان و مؤسسات مسئول فعالیتهای آموزشی) در نمودار وزارت آموزش گنجانده شده است.گذشته از این منابع پولی، مؤسسات آموزش عالی و سازمانهای فوق ممکن است بودجة مازادی را ازطریق هدایای خارجی و داخلی یا کمکهایی فراهم کنند که برای اهداف خاص دریافت میشود.نظام تأمین بودجة آموزش عالی، بهموجب قانون 1990م، بهصورت جزئی و کلی معین شده است. منابع مالی آموزش عالی از بودجة عمومی فراهم میشود. بهعلاوه، برای کمک به فعالیتهای مؤسسات آموزش عالی، ممکن است سرمایههایی از منابع داخلی و خارجی بهدست آید. این سرمایهها مشمول مالیات نمیشوند و وزارت آموزش منابع را با نظارت خود به مؤسسات اختصاص میدهد. مؤسسات آموزش عالی محدودیتهای فراوانی در هزینه کردن منابع خصوصی خود برای سرمایهگذاری، پرداخت حقوق و دیگر هزینههای تحصیلی (تدریس، مطالعه و پژوهش) دارند. انتقال متقابل منابع ملی بین طبقات گوناگون هزینهها در صلاحیت مؤسسات نیست و منابع مالی استفادهنشده در طول سال تحصیلی را مؤسسات نمیتوانند به سالهای بعد منتقل کنند و باید به بودجة ملی بازگردانند. این در حالی است که هزینههای جاری آموزش عالی اسلواکی 7/12% از بودجة 26559000000 کرونی این کشور را شامل میشود.ازنظر تأمین هزینهها و امور مالی، سه نوع سازمان در اسلواکی وجود دارد:1. سازمانهای بودجهگیر هدفدار: تا حدود زیادی بودجة خود را به شکل کمکها و مساعدتها از بودجة ایالتی فراهم میکنند و میتوانند منابع مالی بیشتری بهدست آورند. مدارس خصوصی و وابسته به کلیسا و مؤسساتی که بهوسیلة مراجع ناحیهای یا مستقیماً ازطرف وزارتخانه اداره میشوند از این دستهاند.2. سازمانهای بودجهگیر: با بودجة ایالتی حمایت میشوند و کلیة مدارس عمومی و بخشی از سازمانهایی که بهوسیلة بخش آموزش و مراجع ناحیهای اداره میشوند از این نوعاند.3. کمک سازمانهای غیرانتفاعی و مؤسساتی که با آموزش سروکار دارند. اوقات فراغت و فعالیتهای خارج از مدرسه را برای کودکان و نوجوانان تدارک میبینند.منابع مالی مدارس خصوصی با کمک بودجة عمومی فراهم میشود که به اندازة 75%-70% بودجة مدارس عمومی است و در کل، برای پرداخت حقوق آموزشگران و خرید وسایل عملیاتی طراحی شده است.بهعلاوه، مدارس خصوصی کمکهایی را- که بین 2500-500 کرون اسلواکی است- به شکل شهریه از اولیای دانشآموزان، در هر ماه، بر طبق نوع مدرسه و ناحیة آموزشی، دریافت میکنند. این مقرری میتواند به خانوادههایی کمک کند که درآمدی جز کمکهای اجتماعی ندارند. کمکهای دولت به مدارس خصوصی بالغ بر 8000056 کرون در سال 1996 و 9000980 کرون در سال 1997 بوده است.دانشجویان با کمکهزینههای تحصیلی حمایت میشوند. بورسهای تحصیلی فقط به دانشجویان آموزش عالی تعلق میگیرد، چرا که درآمد خانوادهها از محدودة معینی تجاوز نمیکند و برای تأمین هزینههای دورة دکتری و تکمیلی کافی نیست.شهریة آموزشدانشجویان دانشگاههای عمومی از پرداخت شهریه معاف هستند. ازطرفی، بودجههای ایالتی هم کافی نیست (Nemec, 2007).در نظام بدون شهریة فعلی، هزینههای آموزش عالی اسلواکی کاملاً از مالیات تأمین میشود. باور عمومی مردم در اسلواکی این است که نظام بدون شهریه تنها راه مطمئن دسترسی به خدمات آموزش عالی است و این نظام فکری شهرت سیاسی دارد. دانشجویان دانشگاههای اسلواکی میتوانند از امکاناتی چون حق بیمه، خوابگاه و انجام کار قانونی بهرهمند شوند؛ همچنین دانشجویان برای تأمین منابع مالی زندگی در دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری بهترتیب میتوانند 10، 20 و 30 ساعت در هفته کار دولتی و قانونی انجام دهند (Statistical Office of the Slovak Republic, 2013).طبق قانون اساسی اسلواکی، هر شهروندی حق تحصیل در یک رشتة آموزش عالی مورد علاقة خود را دارد، مشروط بر آنکه دورة میانی را به پایان رسانده باشد و بتواند توانمندیهای خود را برای طی کردن دوره نشان دهد. اگرچه هزینههای مستقیم آموزش عالی، در بیشتر زمینهها، در اسلواکی ناچیز است، ولی در سالهای اخیر هزینههای غیرمستقیم، بهعلت فشار تورم و کاهش کمکهای دولت به دانشجویان برای کتاب، رفتوآمد، غذا و تسهیلات زندگی، بهسرعت افزایش یافته است. این هزینههای رو به افزایش برای دانشجویان غیربومی سرسامآورتر است. دانشجویان نواحی روستایی، بهخاطر هزینههای اقتصادی انتقال به مناطق دیگر، بیشتر آسیب میبینند و هزینههای آموزشی (شهریه) در بعضی دانشگاههای خصوصی و یا عمومی، ورود روستاییان را به نظام آموزش عالی غیرممکن میکند. بهخاطر این معضل پیچیده، دولتمردان محلی اسلواکی نیز رویة تأسیس مؤسسات آموزش عالی عمومی جدید را در مناطق خارج از پایتخت دنبال کردهاند. ازطرفی، این خطمشی بهمنظور افزایش نرخ ثبتنام در دانشگاههای موجود اجرا شده است و کشور را دقیقتر به نشانگرهای دنیای توسعهیافته میرساند (Caplanova, 2000).در 1996م، به درخواست وزیر آموزشوپرورش اسلواکی، برنامة راهبردی دانشگاهها برای گسترش و توسعة این بخش تدوین شد. در 1998م نیز، بعد از انتخابات جدید مجلس جمهوری اسلواکی، بر افزایش دانشگاههای خارجی در کشور اسلواکی تأکید شد (Malova and Lastic, 2000).برنامهها و اصلاحات پیشرواصل یادگیری در سراسر زندگی موضوعی بسیار مهم برای افزایش کیفیت آموزش است. محیط اجتماعی، قوانین و مدلها، فرصتهای واقعی را برای آگاهی اقتصادی هر فرد ایجاد کرده است. برایناساس اسلواکی اهداف جدیدی را برای آموزش طراحی کرده است و قوانین قبلی آموزشی تا حدی تغییر یافته است. باتوجهبه این اهداف، دولت اسلواکی درصدد است، تا پایان سال 2020، سهم آموزشی از تولید خالص داخلی را به 7/7% و تا سال 2024 آن را به 17% برساند.کتابشناسیجعفری، عباس. (1382). گیتاشناسی نوین کشورها. تهران: مؤسسة جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی.
Caplanova, A.N. (2000). The Reform of the System of Higher Education in Slovakia. Retrieved from: https://core.ac.uk/ download/pdf/11869694.pdf.
EP-Nuffic. (2015). Education System Slovakia: Described and Compared with the Dutch System. Retrieved from: https://www.nuffic.nl/en/publications/find-a-publication/ education-system-slovakia.pdf/view
Malova, D. and Lastic, E. (2000). “Higher Education in Slovakia: a Complicated Restoration of Liberal Rules”. East European Constitutional Review, 9(3), 100-104.
Nemec, J. (2007). “Performance Management in the Slovak Higher Education System: Preliminary Evaluation”. Central European Journal of Public Policy, 1(1), 64-78.
OECD. (2013). “Slovak Republic: Overview of the Education System”. OECD Education GPS. Retrieved from: http://gpseducation.oecd.org/Content/MapOfEducationSystem/SVK/SVK_2011_EN.pdf.
Unesco. (2009). Statistical Yearbook. Paris: Author.
Statistical Office of the Slovak Republic. (2009). Statistical Yearbook of the Slovak Republic. Retrieved from: https://researchguides.library.wisc.edu/c.php?g=177700&p=1170855
Statistical Office of the Slovak Republic. (2013). Statistical Yearbook of the Slovak Republic. Veda: Publishing House of the Slovak Academy of Sciences.
The World Bank. (2010). Slovakia Republic Education. Retrieved from: https://data.worldbank.org/topic/ education?locations=SK
https://data.worldbank.org/indicator/NY.GDP.MKTP.CD?view=map
https://www.auswaertiges-amt.de/en/aussenpolitik/laenderinformationen/slowakei-node/slovakia/218906 http://www.Statista.com/statistic/gross domestic product.
نظام آموزش عالی افریقای جنوبی
South African Higher Education System
پایتخت: پرتوریانوع حکومت: جمهوری چندحزبیزبان رسمی: انگلیسی، افریکانسمساحت: 1219090 کیلومترمربعجمعیت: 54002000نفر (2014م)تعداد دانشجویان: 2139204 نفر (2014م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 47257 نفر (2014م)تولید ناخالص ملی: 3/317 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 1/6% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 1/19% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیافریقای جنوبی، واقع در انتهای جنوبی قارة افریقا، از شمال به کشورهای نامیبیا، بوتسوانا و زیمباوه، از خاور به موزامبیک و سوازیلند و اقیانوس هند، از جنوب به اقیانوس هند و از غرب به اقیانوس اطلس محدود است و کشور کوچک لسوتو در درون بوم خاوری آن جای دارد. قسمت عمدة این سرزمین فلات مرتفعی است و کوههای دراکن در قسمت خاوری آن واقع است. بلندترین نقطة این سرزمین قلة اینجاسوتی است که 3408 متر ارتفاع دارد و مهمترین رودهای آن اورانژ، وال، لیمپوپو و کالدون هستند. آبوهوای این کشور، ملایم و خشک است و بیشتر اراضی آن نیازمند آبیاری و استفاده از منابع آب زیرزمینی است. ذرت، غلات، توتون، پنبه، پستة زمینی، میوه و نیشکر از فراوردههای کشاورزی آن است. نوار ساحل خاوری آن گرمومرطوب است و کشتزارهای وسیع نیشکر و تاکستانهای بیشمار دارد. حدود 40% از سطح کشور را منطقة نیمه کمآب کارو در غرب کشور دربر گرفته و بخشهایی از آن به دامداری (بهویژه پرورش گوسفند) اختصاص یافته است. علاوهبر نواحی یادشده، منطقة هایولد که بهسمت شمال ممتد است، ازنظر منابع زیرزمینی و کشاورزی، بسیار غنی است و در منطقة مسکونی و صنعتی ترانسوال که یکی از شهرهای بزرگ است، کارخانههای صنعتی در آن متمرکز است و بیشتر جمعیت کشور را در خود جای داده است. کشور افریقای جنوبی بزرگترین تولیدکنندة طلا و الماس است و دومین کشور ازنظر تولید منگنز بهشمار میآید. ازلحاظ تولید زغالسنگ نیز در ردیف هشتم جهانی جای دارد. برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی باعث شور شدن زمین، بهویژه در نواحی خشک، شده است و فرسایش خاک مسئلهای جدّی بهویژه برای بومیان است.نرخ رشد جمعیت در این کشور در 2005م برابر 1/1% است. 6/79% از جمعیت این کشور در شهرها زندگی میکنند. 1/9% از جمعیت این کشور افریقایی سفیدپوست، 9/8% رنگینپوستان و 5/2% آسیاییهای هندیتبار هستند. 4/66% جمعیت این کشور مسیحی و بقیه دارای ادیان هندو، اسلام، یهودی و اعتقادات بومی هستند.رشد سالانة تولید ناخالص ملی این کشور 7/1% است. 1/5% از کل نیروی کار این کشور در بخش کشاورزی، 44% در بخش صنعت و 9/50% در بخش خدمات مشغول بهکار هستند.صادرات این کشور شامل طلا، فلزات و مصنوعات فلزی، الماس و غذا است (جعفری، 1382).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیآموزش عالی در افریقای جنوبی، در سده نوزدهم میلادی با تعلیم استادان، کشیشان و کارکنان هیئتهای اعزامی در مؤسسات مذهبی مختلف شروع شد. از نیمة دوم سده، تعدادی از مدارس میانی در مستعمرة کیپ، امکانات لازم برای سطحی از مطالعات پیشرفته را فراهم کردند که تعدادی از دانشآموزان آنها قادر به گذراندن امتحانهای ورودی دانشگاه لندن و ورود به این دانشگاه شدند. سپس دانشگاه گودهوپ در 1873م در کیپ تأسیس شد. در زمان تشکیل اتحادیة افریقای جنوبی در 1910م، 8 مؤسسة وابسته، در مقام اجزای سازندة کالجهای دانشگاه گودهوپ، دایر شدند.امروزه، دانشگاههای افریقای جنوبی با مدارج مختلف علمی، با این هدف فعالیت میکنند که دانشمندانی را بپرورانند تا بتوانند دانشجویان را آموزش دهند. کالجهای آموزش آموزشگران، مسئول آموزش آموزشگران برای مدارس ابتدایی هستند و مؤسسات دیگر در حال آماده کردن دانشجویان برای اشتغال در مشاغل ویژه هستند. این مؤسسات عبارتاند از: کالجهای پرستاری، کشاورزی، استخراج معدن و کالجهای پلیس (Steyn, 1992, p. 635).ساختار نظام آموزشیآموزش رسمی به سه سطح طبقهبندی میشود:- آموزش پایه؛- آموزش میانی تکمیلی؛- آموزش عالی.آموزش پایه خود دربرگیرنده دوره پیشدبستانی، دوره ابتدایی، دوره میانی، و دوره میانی تکمیلی است.آموزش برای کودکان هفت تا پانزدهساله اجباری است و حدود 97% از کودکان در سن آموزش اجباری در مدارس ثبتنام میکنند (2011م). شروع آن از سن هفتسالگی است و هفت سال طول میکشد. آموزش ابتدایی خود به دو بخش دوره اول ابتدایی و دوره دوم ابتدایی تقسیم میشود. دوره اول، سه سال و دوره دوم، چهار سال است. آموزش پیشدبستانی یک دورة یکساله است، که از ششسالگی آغاز میشود. در سال 2011، 220950 نفر آموزشگر (که از این تعداد، 74% زنان) در این دوره مشغول بهکار هستند که 79% از آنان آموزشهای لازم را دیدهاند. نسبت دانشآموز به آموزشگر برابر 30 به 1 است.آموزش دوره میانی از چهاردهسالگی شروع میشود و طول این دوره پنج سال است. 10% از دانشآموزانی که این دوره را میگذرانند در دوره آموزش میانی تکمیلی، در برنامههای آموزشی مهارتهای فنیوحرفهای شرکت میکنند. تعداد کل آموزشگران دورة میانی برابر 149046 نفر است که 67185 نفر (49% زنان) در دوره میانی و 81861 نفر (51% زنان) در دوره میانی تکمیلی تدریس میکنند، که از این تعداد 89% از آنان تعلیمهای لازم را دیدهاند. نسبت دانشآموز به آموزشگر در دورة میانی 28 به 1 و در دورة میانی تکمیلی 31 به 1 است (2011م) (Education International, 2011).در جدول 1 تعداد دانشآموزان ابتدایی و میانی و تعداد کل دانشآموزان و تعداد مدارس و نسبت تعداد دانشآموزان به مدارس بین سالهای 2014-2011 آورده شده است (Department of Basic Education ,2015).در برنامههای آموزش عمومی افریقای جنوبی، برنامة آموزشوپرورش پایة بزرگسالان نیز قرار دارد و مسئولیت نظارت بر بهبود کیفیت یادگیری و حصول اطمینان از کیفیت پایدار آموزش در بخش آموزش را بهعهده دارد.وزارت آموزش عمومی رهبری، سیاستگذاری و ادارة آموزش افریقای جنوبی، را با همکاری ادارات آموزش استانی انجام میدهد و بخش گستردهای از خدمات آموزشی را برای آن دسته از دانشآموزانی که دارای مشکلها و نیازهای ویژهای هستند (ازجمله ناتوانان جسمی، ناتوانان ذهنی، دانشآموزان دارای بیماریهای جسمی و روحی و کودکان بزهکار) فراهم کرده است.وزارت آموزش در کنار وزارت بهداشت برای اجرای برنامههای آموزشی مبارزه با ایدز (اچ.آی.وی) تلاش میکند که این تلاشها عبارتاند از:·محدود کردن گسترش ایدز ازطریق آموزشهای مربوط به مهارتهای زیستی؛·پشتیبانی اجتماعی از آموزشگران و دانشآموزانی که مبتلا به این ویروس هستند؛·کنترل اثر ایدز بر روی نظام آموزشی.افریقای جنوبی دارای نظام آموزش ملی واحدی است که بهوسیلة ادارة ملی آموزش- و نه ادارة استانی- سازماندهی و مدیریت میشود. طبق قانون سیاست آموزش ملی، مصوبة 1996م، اختیاراتی در زمینة تعیین استانداردهای ملی برای برنامهریزی آموزشی، شیوة اجرا، ارزیابی و نظارت آموزشی به وزیر آموزش داده شد. اصول تصمیمگیری مردمسالارانه باید بهصورت همهجانبه در درون اهداف سیاسی اجرا شود. وزیر آموزش باید، در تعیین سیاستهای آموزشی، صلاحیت مجالس استانی و شرایط مربوط به قوانین و امور آموزشی هر استان را در نظر بگیرد. قانون اساسی افریقای جنوبی اختیارهای وسیعی را به مجالس قانونگذاری و حکومتهای استانی داده است، تا امور آموزشی خود را (به غیر از امور دانشگاهها و دانشگاههای فنی) در چهارچوب سیاست ملی و براساس برنامة ملی اداره کنند. شورای وزرای آموزش- که دربرگیرنده وزیر آموزش، معاون وزیر آموزش و نه عضو استانی شورای اجرای آموزش است- معمولاً جلسههایی برای بحث و گفتوگو در زمینة ارتقای سیاست آموزش ملی و عرضه اطلاعات مهم و دیدگاهها بر روی همه جنبههای برنامههای آموزش در افریقای جنوبی و هماهنگسازی موضوعهایی که به نفع طرفین باشد، برگزار میکند. طبق قانون، بسیاری از مسئولیتها به نهادهای آموزشی واگذار شده است. با این واگذاری شیوة اجرایی مدارس پایه به نمایندهای سپرده میشود که از رهگذر انتخابات مردمسالارانه ازسوی انجمن اولیا، آموزشگران، کارمندان و دانشآموزان انتخاب میشود. در سال 2011 حدود 10370 آموزشگر جدید واجد شرایط از دانشگاههای عمومی دانشآموخته شدند که افزایش 5/74% طی چهار سال گذشته را نشان میدهد و انتظار میرود که این رقم در سال 2014 به بیش از 14000 آموزشگر جدید واجد شرایط برسد.طرحهای مالی ادارة ملی آموزش در چهارچوب هزینههای میانمدت دولت صورت میگیرد که از رهگذر طرح سهساله در زمینة درآمدها و هزینههای دولت، تجزیهوتحلیل طرحها و برنامههای دولت و با در نظر گرفتن اولویت طرحها و هزینهها، برنامهریزیهای مالی را امکانپذیر میسازد. کمکهزینههای تحصیلی بهعهدة ادارههای آموزش استانی است که در قالب برنامههای مبارزه با ایدز اهدا میشوند و در مناطق محروم و غیررسمی مسکونی، این کمکهزینهها ازطریق آموزشکدههای آموزشی دورة میانی اهدا میشوند. شهریة مدارس را انجمن اولیا و مربیان مدارس سالانه تعیین میکنند و والدینی که قادر به پرداخت همه یا بخشی از این شهریه نباشند از پرداخت شهریه معاف و یا از تخفیف برخوردار میشوند و همچنین راهکارهای مبارزه با فقر، برنامه تغذیه ملی مدارس و تخصیص بودجه برای گسترش توزیع کتابهای درسی انجام میشود.آموزش عالی در افریقای جنوبی دربرگیرنده آموزشکدهها، دانشگاههای فنی و دانشگاهها است، که دارای دورههای گوناگون تحصیلی از کاردانی تا کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری است (South African Consulat General, 2014).نقشهای سهگانه آموزش عالی در نظام آموزشی افریقای جنوبی عبارتاند از:توسعة منابع انسانیبسیج استعدادهای انسانی ازطریق آموزش پیاپی برای کمک به جامعه، اقتصاد، فرهنگ و زندگی منطقی در یک جامعة متغیر.آموزش مهارتها در سطح بالاآموزش و ایجاد نیروی فردی برای تقویت و استحکام بخش سرمایهگذاری کشور و بخش خدمات و ارتباطات که البته این امر به توسعه و پرورش متخصصان همگام با مهارتهای جهانی نیاز دارد.تولید و بهدست آوردن و بهکارگیری دانش جدیدرقابتها و رشد ملی و توان کشور برای رقابت با سایر کشورها وابسته به ادامة اصلاحات و نوآوریهای فنی است و این امر با بهرهگیری ناشی از نظام پژوهشی و توسعهیافته و سازماندهیشده ممکن است، که دستاورد پژوهشها و آموزشهایی است که آموزش عالی باتوجهبه نیازهای صنعتی و بهبود اجتماعی انجام میدهد.لازم بود در نظام آموزش عالی افریقای جنوبی- باتوجهبه قانون دوران تبعیض نژادی در بخش آموزش عالی- اصلاح و بازسازی جدی انجام گیرد تا نیازهای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور را در یک نظام اجتماعی جدید برآورده سازد و یک نظام آموزش عالی هماهنگ را ایجاد کند. در طرح ملی آموزش عالی که در مارس 2001 عرضه شد، اهداف شاخص در ابعاد و اشکال نظام آموزش عالی فراهم شد که عبارتاند از: مشارکت و رشد فراگیر در آموزش، همکاری و تلفیق برنامههای آموزشی مؤسسات آموزش عالی و داشتن اهداف مؤثر و مطلوب در آن. این طرح چهارچوب و فرایند کلی اصلاح نظام را فراهم میکند و پیشنهادهایی برای توسعة طرحهای مربوط به مؤسسات آموزشی دارد (South African Consulate General, 2014).در سال 2005 اعلام شد که شرط ورود به دانشگاهها و مراکز آموزش عالی افریقای جنوبی داشتن گواهینامة ملی دبیرستان است. انتخاب دانشجویان برعهدة خود مؤسسات آموزش عالی است و برخی مؤسسات، امتیازات تحصیلی کسبشده را برای پذیرش دانشجویان لحاظ میکنند.باتوجهبه تنوع آموزشکدهها و دانشگاههای فنی، نوع گواهینامهای که این آموزشکدهها و دانشگاهها به دانشآموختگان میدهند نیز متنوع است. آموزشکدههای کشاورزی، گواهینامهایبرای دورة یکساله، گواهینامه عالی برای دورة تحصیلی دوساله و گواهینامه دیپلم را به دورههای تحصیلی سهساله میدهند. آموزشکدههای فنی آموزش فنیوحرفهای پیشرفتة دبیرستانی، برنامههای آموزشی را در هفت زمینة شغلی عرضه میدهند که عبارتاند از: مهندسی، دانش کسبوکار، زبان کسبوکار، هنر، کشاورزی، صنایع عمومی و خدمات اجتماعی. گواهینامههای این دورههای آموزشی را شورای گواهینامة افریقای جنوبی صادر میکند. آموزشکدههای پرستاری و مدارس بیمارستانی پرستاری پس از طی دورة تحصیلی چهارساله گواهینامة دیپلم میدهند. بیشتر آموزشکدههای آموزش آموزشگران، یک دورة تحصیلی سهساله عرضه میکنند و به دانشجویان پس از طی این دوره گواهینامة دیپلم میدهند و اگر دورة چهارسالة تحصیلی را طی کنند، به آنها گواهینامة دیپلم عالی داده میشود. برخی از این آموزشکدهها که زیر نظر دانشگاههاست، گواهینامة کارشناسی آموزش آموزشگران ابتدایی را به دانشجویان، پس از طی دورة تحصیلی چهارساله، میدهند.دانشگاههای فنی (تکنونها) دورههای تحصیلی گوناگونی در زمینههای فنی و تخصصی عرضه میکنند و گواهینامههایی که به دانشجویان دانشآموخته میدهند؛ عبارتاند از: گواهینامة ملی (با دورة تحصیلی یکساله)، گواهینامة عالی ملی (با دورة تحصیلی دوساله)، دیپلم ملی (با دورة تحصیلی سهساله)، دیپلم عالی ملی (با دورة تحصیلی چهارساله)، مدرک کارشناسی (دورة تحصیلی چهارساله)، مدرک کارشناسی ارشد و دکتری فنی. مدرک کارشناسی ارشد معمولاً نیاز به طی کردن حداقل یک دورة تحصیلی یکساله و دکتری (نخبگان فنی/ دکتری فنی) نیاز به طی کردن حداقل یک دورة تحصیلی دوساله دارد.دانشگاهها معمولاً مدرک کارشناسی را پس از طی کردن یک دورة تحصیلی سهساله یا چهارساله (که این دوره شامل پنج سال در رشتههای دامپزشکی و معماری و شش سال در رشتههای پزشکی و الهیات است) میدهند. مدرک ممتاز به افرادی داده میشود که یک دورة تحصیلی یکساله یا بیشتر را بگذرانند. مدرک کارشناسی ارشد پس از یک دورة تحصیلی یک یا دوساله داده میشود. حداقل زمان برای تکمیل دورة تحصیلی دکتری نیز دو سال است (The Concil on Higher Education, 2007; International Bureau of Education, 2011; The Concil on Higher Education, 2013).دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیاین آمار مربوط به بخش آموزش پس از پایان دبیرستان میشود که شامل مؤسسات آموزش عالی، آموزشکدهها و مراکز آموزش کارگران و صنعتگران است.در سال 2012 تعداد 23 مؤسسه آموزش عالی عمومی، 119 مؤسسه آموزش عالی خصوصی، 50 آموزشکده عمومی، 536 آموزشکده خصوصی، 3150 مرکز آموزش کارگران و صنعتگران عمومی، و 150 مرکز آموزش کارگران و صنعتگران خصوصی در افریقای جنوبی وجود داشت که بیش از دو میلیون نفر در این مؤسسات مشغول به تحصیل بودند.از این تعداد بیش از یک میلیون دانشجو در مؤسسات آموزش عالی عمومی و خصوصی مشغول به تحصیل بودند، 770000دانشجو در آموزشکدههای عمومی و خصوصی و نزدیک به 300000 دانشجو در مراکز آموزش کارگران و صنعتگران مشغول به تحصیل بودند. 49% از دانشجویان در مؤسسات آموزش عالی، 36% از دانشجویان در آموزشکدهها و 15% از آنها در مراکز آموزش کارگران و صنعتگران مشغول به تحصیل بودند. در افریقای جنوبی 23 مؤسسه آموزش عالی عمومی وجود دارد که از این تعداد 11 دانشگاه سنتی، 6 دانشگاه فنی (که قبلاً با عنوان تکنون شناخته میشد) و 6 دانشگاه فراگیر (حاصل ادغام دانشگاههای سنتی و تکنون) و بقیه مؤسسات آموزش خصوصی هستند.در سال 2012، تعداد دانشجویان تماموقت 566239 نفر بود، که از این تعداد 58% از آنها زن بودند و تعداد دانشجویان نیمهوقت 387134 نفر بودند، که از این تعداد 64% از آنها زن بودند. از 500430 دانشجو در مؤسسات آموزش عالی عمومی، 281280 دانشجو در دورة کارشناسی، 49561 دانشجو در دورة کارشناسی ارشد و 13964 دانشجو در دوره دکتری مشغول به تحصیل بودند. 38% از دانشجویان تماموقت در رشتههای علوم، مهندسی و فنّاوری، 23% در رشته مدیریت و بازرگانی، 10% در رشتههای آموزش آموزشگر و 29% از دانشجویان در سایر رشتههای علوم انسانی و اجتماعی ثبتنام کردهاند.در سال 2012، 13% از دانشجویان ثبتنام شده با مدرک دکتری از مؤسسات آموزش عالی دانشآموخته شدهاند. بیش از 17000 نفر عضو هیئتعلمی تماموقت در مؤسسات آموزش عالی عمومی، 12981 نفر هیئتعلمی در آموزشکدهها و 16825 نفر آموزشگر در مراکز آموزش کارگران و صنعتگران مشغول به کار هستند. در جدول 2 آمار 2013-2010م آموزش عالی افریقای جنوبی آورده شده است (Department of Higher Education and Training, 2016).مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی قانون آموزش عالی، در 1997م، برای ایجاد یک نظام ملی و یکپارچة آموزش عالی و تغییر شکل نظام آموزش تهیه و از 1998م اجرا شد. در 1998م، «شورای آموزش عالی»، طبق قانون آموزش عالی سال 1997 همچون یک نهاد قانونی مستقل، برای مشاوره به وزیر آموزش در همه زمینههای آموزش عالی ایجاد شد. این شورا همچنین مسئول نظارت بر برنامههای آموزشی ازطریق کمیسیون کیفی آموزش عالی است؛ همچنین، در 1998م، ادارة آموزش، فرایند ادغام آموزشکدههای آموزش آموزشگران کشاورزی و پرستاری در نظام آموزش عالی را شروع کرد. وظایف شورای آموزش عالی عبارتاند از:·مشاوره با وزیر آموزش، بنا به درخواست وی و یا اعطای نظر مشورتی اختیاری دربارة تمام موضوعهای مرتبط با آموزش عالی؛·پرداختن به این مطلب که آیا اصول و اهداف آموزش عالی ازجمله، چگونگی وضعیت آموزش عالی در افریقای جنوبی مورد ارزیابی و نظارت قرار گرفته است یا خیر؛·مسئولیت اجرایی دربارة نظارت بر کیفیت برنامههای آموزش عالی، شامل به رسمیت شناختن برنامههای آموزشی، بازرسی از مؤسسات، ارزیابی برنامهها و ارتقای سطح کیفیت برنامهها؛·همکاری در توسعة آموزش عالی، مدیریت و نظارت در رابطه با اهمیت ملی آموزش و موضوعهای اصولی، انتشار کتابها، برگزاری کنفرانسها، پژوهش و بررسی برای تشویق دولت و مسئولان در رابطه با پرداختن به چالشهای مهم و ضروری آموزش عالی و مشاوره با مسئولان، دربارة برنامههای آموزش عالی.در آغاز 2004م، کمیسیون کیفی آموزش عالی، نخستین دورة ششسالة بررسی و نظارت بر مؤسسات آموزش عالی خصوصی و عمومی را شروع کرد که این بررسیها بر چگونگی و کیفیت عملکرد هستهای این مراکز (ازجمله یادگیری، پژوهش و اجتماع علاقهمند موجود در مؤسسات آموزش عالی) متمرکز است. این شورا، در 2004م، بهمثابة بخشی از فرایند اعتبارگذاری مجدد، در برنامة کارشناسی ارشد مدیریت کسبوکار را ایجاد کرد، که 37 برنامة پیشنهادشده به بخش کمیسیون کیفی آموزش عالی ازسوی 18 مؤسسة آموزش عالی عمومی و 9 مؤسسة خصوصی ملی طی یک فرایند بازبینی دقیق مورد ارزیابی قرار گرفتند. دانشگاهها و دانشگاههای فنی، مؤسسات مستقلی هستند که ازسوی شورای دانشگاهی مدیریت میشوند. شرایط عرضه خدمات به استادان در دانشگاهها و دانشگاههای فنی را دولت تعیین نمیکند و دانشگاهها با قوانین خاص استانها برقرار هستند. در 2011م، کمیته وزارتی تأسیس شد که به بررسی چهارچوب بودجه دانشگاهها باتوجهبه نیاز دانشگاهها طی پانزده سال آینده میپردازد و در آن راههای بهبود کیفیت در نظر گرفته میشود و چهارچوب کمکهای مالی برای تقویت نهادهای روستایی بررسی میشود و اطمینان از عملکرد نظام پشتیبانی از دانشجویان کمدرآمد به عمل میآید و همچنین این کمیته به بررسی فراهم ساختن مسکن دانشجویی میپردازد (Mcdonald and Horst, 2007, p.1; South African Consulate General, 2014).منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیطرحهای مالی ادارة آموزش در چهارچوب هزینههای میانمدت دولت انجام میگیرد که ازطریق پژوهش سهساله بودجه، حمایتها و برنامهریزیهای مالی امکانپذیر میشود. در 1996م، تقریباً 85% از بودجة اختصاصی آموزش، به آموزش در سطح استانها و 15% به آموزش در سطح ملی اختصاص یافت. بخش اعظم بودجة آموزش به آموزش عالی اختصاص دارد. در سال 1997-1996، 5/7% از تولید ناخالص ملی داخلی به امر آموزش اختصاص داشته است. ادارة آموزش استانها مسئول تقسیم بودجة آموزشی در سطح استانها است و وزیر آموزش مستقیماً در تخصیص بودجة آموزشی دخالت ندارد. درحالحاضر کمتر از 1% از تولید ناخالص داخلی به آموزش عالی اختصاص دارد که امید میرود طی 15-10 سال آینده به 5/1% افزایش یابد (Higher Education South Africa, 2010).بخش برنامة ملی کمکهزینههای آموزشی دانشجویان، مسئول برنامههای زیر است:·اختصاص وام و بورس به دانشجویان واجد شرایط در دوره آموزش عالی عمومی؛·توسعة معیارها و شرایط درخصوص واگذاری وام و بورس به دانشجویان واجد شرایط با صلاحدید وزیر آموزش؛·افزایش بودجه، وامهای وصولی، نگهداری و تجزیهوتحلیل بانک اطلاعاتی و مسئولیت پژوهش در بهرهبرداری منابع مالی؛·مشاوره با وزیر آموزش در موضوعهای مربوط.همچنین طرح ملی آموزش عالی ازطریق یک مسیر جداگانه و براساس نتایج پژوهش، بخشی از بودجه را به بخش پژوهش اختصاص میدهد. خروجی پژوهش در دانشگاهها طی سالهای اخیر در مقایسه با سالهای قبل به حداکثر مقدار خود رسیده است. در 2012م، 21% از هزینه دولت به بودجه آموزشوپرورش اختصاص یافت. سرشماری آموزش عالی نشان میدهد که در 1996م، 1/7% از دانشجویان آموزش عالی را به پایان رساندهاند، که در 2011م، این رقم به 8/11% رسیده است. این افزایش در نتیجه پشتیبانی از دانشجویان ازطریق دادن بورس و وام انجام گرفته است و بیشتر به دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری که برای گذراندن این دورهها نیاز به کمک مالی داشتهاند، اختصاص یافته است (South African Consulate General, 2014).برنامهها و اصلاحات پیشرودر سال 2009، هئیتمدیره آموزش عالی افریقای جنوبی جلسهای برای برنامهریزی راهبردی تشکیل داد که در آن اهداف راهبردی آموزش عالی در افریقای جنوبی برای ده سال آینده بیان شده است. در این برنامهریزی راهبردی مسیر روشنی برای نظام آموزش عالی افریقای جنوبی معین شده است که در آن آموزش عالی افریقای جنوبی متعهد به انجام چهار هدف راهبردی زیر است:ارتقای سطح کیفیت آموزش عالی افریقای جنوبی تا دستیابی به بهترینهای جهانآموزش عالی افریقای جنوبی بهخوبی از همة نظامهای آموزش عالی و دانشگاهی حمایت میکند تا زمینههای ارتقای سطح کیفیت ازنظر چشمانداز و دستیابی به بیشینههای عملکردی دانشگاهها در سه مورد: آموزش و یادگیری، پژوهش و خدمات اجتماعی فراهم شود. بهعلاوه چنین نظامی باید به بالاترین نسبت دانشجویان و موفقیت دانشجویان دست یابد.سطوح بالای نهادهای علمی گوناگون براساس وجه تمایز نهادهای علمیسیاستگذاران آموزش عالی افریقای جنوبی بر این باورند که نظام آموزش عالی متنوع، میتواند متناسب با انواع سندهای چشمانداز سازمانی باشد و مأموریت آموزش عالی نیز برای پاسخگویی به همة نیازهای متنوع با تأکید بر اولویتهای ملی خواهد بود. چنین تنوعی میتواند، بهصورت پویا ازنظر سند چشمانداز سازمانی و مأموریت، تکامل یابد، هرچند ممکن است ازنظر ساختاری ثابت نباشد.تحولهای ویژه، انسجام اجتماعی، عدم تبعیض، آزادی بیان و گردهمایینظام آموزش عالی افریقای جنوبی بهگونهای تحول یافته است که دانشجویان و کارکنان مؤسسات بازتابدهندة تنوع و انسجام اجتماعی هستند که در آن همة حالتهای تبعیض براساس قانون اساسی افریقا و منشور حقوق، منع و حذف شده و آزادی بیان ارزشمند است و از آن حمایت میشود. با این تحول باید تغییرات ویژهای در عملکردهای هستههای آموزش و یادگیری، پژوهش و خدمات اجتماعی مؤسسات آموزش عالی ایجاد شود.سطح بالای پاسخگویی و ارتباطنظام آموزش عالی افریقای جنوبی ازنظر سند چشمانداز متفاوت بوده و مأموریت دانشگاهها پاسخگویی است و از پیشرفت تکتک دانشجویان و بهطورکلی افراد جامعه و منطقه، حمایت میکند (South Africa Consulate General, 2014).کتابشناسیجعفری، عباس. (1382). گیتاشناسی نوین کشورها. تهران: مؤسسة جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی.
Department of Basic Education. (2015). Annual Report (2015-2016). Retrieved from: https://www.education.gov.za/ Portals/0/Documents/Reports/Annual%20Report%20201516.pdf?ver=2016-10-07-161606-860
Department of Higher Education and Training. (2016). Statistics on Post-School Education and Training in South Africa: 2014 Retrieved from: http://www.dhet.gov.za/ DHET%20Statistics%20Publication/Statistics%20on%20Post-School%20Education%20and%20Training%20in %20South%20Africa%202014.pdf.
Education International. (2011). Barometer of Human and Trade Rights in Education. Retrieved from: https://www.ei-ie.org/ barometer/en/home
Higher Education South Africa. (2010). Pathways to a Diverse and Effective South African Higher Education System: Strategic Framework (2010-2020). Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/south_africa_hesa_strategic_framework_2010_2020.pdf.
International Bureau of Education. (2011). “South Africa”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
Mcdonald, R. and Horst, H. V. D. (2007). “Curriculum Alignment, Globalization and Quality Assurance in South African Higher Education”. Journal of Curriculum Studies, 39(1), 1-9.
South African Consulate General. (2014). South Africa Yearbook (2013-2014). Retrieved from: http://www. southafrica-newyork.net/consulate/Yearbook_ 2014/2013-4Education.pdf.
Steyn, H.J. (1992). “South Africa”. The Encyclopedia of Higher Education (Vol. 1). New York: Pergamon.
The Council on Higher Education. (2007). “Higher Education Qualification Descriptors”. The Higher Education Qualifications Framework. Retrieved from: http://www.saqa.org.za/docs/pol/2007/not0928.pdf.
The Council on Higher Education. (2013). CHE Annual Report (2012-2013). Retrieved from: http://www.che.ac.za/sites/ default/files/publications/CHE%20Annual%20Report%202012_2013.pdf.
http://www.che.ac.za/search/node/south%20africa
گلدسته زارعی
نظام آموزش عالی امارات متحده عربی
United Arab Emirates Higher Education System
پایتخت: ابوظبینوع حکومت: شورایی- فدرالیزبان رسمی: عربیمساحت: ۸۳۶۰۰ کیلومترمربعجمعیت: ۹۳۴۶۰۰۰ نفر (۲۰۱۳م)تعداد دانشجویان: ۴۲۶۳۸ (2013م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 5909تولید ناخالص ملی: 1/339 میلیارد دلار (2015م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیامارات متحده عربی در جنوبشرقی جزیره عرب در خلیج فارس واقع شده است و از سمت شرق و جنوبشرقی با عمان و از جنوب، غرب و جنوبغربی با عربستان سعودی هممرز است. امارات متحدة عربی از شمالغربی با قطر و از شمال با ایران نیز مرز دریایی مشترک دارد. مساحت کل امارات متحدة عربی حدود ۸۳۶۰۰ کیلومترمربع برآورد شده است؛ اما مساحت دقیق آن بهدلیل نامشخص بودن مرزهای این کشور و جزایر کوچک واقعشده در خلیج فارس که بر سر مالکیت آن توافق حاصل نشده است و همچنین مرزهای نامشخص با عربستان سعودی قابل برآورد نیست.آبوهوای امارات متحده عربی گرموخشک است و در طول ماههای جولای و آگوست به گرمترین دمای خود میرسد. میانگین بیشینه دما در ماههای گرم سال، به بالاتر از ۴۰ درجه سانتیگراد میرسد و میانگین دمای کمینه در ماههای ژانویه و فوریه بین ۱۰ تا ۱۴ درجه سانتیگراد است. بخش بیشینة زمین آن کویری، بیثمر و بایر است که به تپههای شن و ماسهای ختم میشود. تنها بخش کوچکی از سواحل شرقی امارات بهسمت عمان، کوهستانی و سردتر است که به رشته کوه حجر شهرت دارد. جدول 1. نسبت جمعیتی براساس سن و جنسیترده سنیزنمردمجموعبه درصدنسبت جنسیتی جمعیت14-0 سال5702755974767/20%05/1 مرد به زن24-15 سال3116734576477/13%47/1 مرد به زن54-25 سال82091526390185/61%22/3 مرد به زن64-55 سال436241327181/3%19/2 مرد به زنبالای 65 سال20388350711%77/1 مرد به زنجمع کل17668753861930100%19/2 مرد به زن
(Central Intelligence Agency, 2014)
امارات متحده عربی، حاصل اتحاد هفت شیخنشین ابوظبی، دبی، شارجه، عجمان، فجیره، رأسالخیمه و امالقوین است که در 2 دسامبر ۱۹۷۱، پس از استقلال از بریتانیا شکل گرفت. هرکدام از شیخنشینها ازسوی یک امیر اداره میشود و این هفت امیر، شورای عالی حکام را تشکیل میدهند و فقط یکی از امیران بهمنزله حاکم کشور انتخاب میشود. شورای عالی حکام، رئیس دولت و کابینه را تعیین میکنند.امارت ابوظبی پایتخت امارات متحده عربی است. ازنظر بافت جمعیتشناختی، ۱۹% جمعیت عرب اماراتی، ۲۳% سایر عربها و ایرانیان، ۵۰% از ساکنان آسیای جنوبی و ۸% جمعیت امارات از بقیه مهاجران از غرب و آسیای شرقی هستند. زبان رسمی عربی و بقیة زبانهای رایج در امارات فارسی، انگلیسی، هندی و اردو است. دین رسمی امارات متحده عربی، اسلام است که ۷۶% از ساکنان آن را شامل میشود. 9% از جمعیت آن مسیحی و باقیمانده به مذاهب دیگری چون هندو، بودایی و مذاهب دیگر باور دارند. نرخ رشد امارات متحده عربی براساس برآورد سال 2014، 2/71% است.در سال 2012، امارات متحده عربی، رتبة دوم را ازنظر اقتصادی (بعد از عربستان سعودی) در اقتصاد کشورهای عرب خلیج فارس با تولید ناخالص داخلی به ارزش ۳۳۷ میلیارد دلار داشته است. اقتصاد امارات از سال ۱۹۷۱، پس از استقلال از بریتانیا، رشدی دویست برابر داشته است. امارات متحده عربی در سال ۲۰۱۱، ازسوی بانک جهانی رتبة چهاردهم ازنظر سرمایهگذاری تجاری را دریافت کرد. اگرچه این کشور یکی از متنوعترین نظامهای اقتصادی در کشورهای خلیج فارس را دارد، همچنان درصد بالایی از اقتصاد این کشور وابسته به نفت است. نفت خام و گاز طبیعی نقش اصلی را در اقتصاد امارات دارند. در سال ۲۰۰۹ ۸۵% و در سال ۲۰۱۱، ۷۷% از درآمد امارات از صادرات نفت و محصولات نفتی بوده است. گردشگری نیز یکی از صنایع درحال رشد امارات بهشمار میآید و دبی بالاترین رتبة گردشگری درخاورمیانه را دارد.ساکنان امارات متحده عربی قبایل شیخنشینی بودند که در جنوب خلیج فارس و شمالغربی خلیج عمان زندگی میکردند. این قبایل در سده هفتم میلادی به اسلام روی آوردند. بیشینة ساکنان فعلی امارات از دو قبیلة قواسم و بنییاس هستند. از سده هفدهم تا نوزدهم میلادی این منطقه منطقهای برای دزدان دریایی عرب و اروپایی بود. در سال ۱۸۱۸، بریتانیا برای حفظ مسیرهای دریایی خود بهسمت شرق هندوستان گروهی به این منطقه اعزام کرد.در سال ۱۸۳۵، بریتانیا و شیخنشینها به توافقی دال بر آتشبسی دائمی در منطقه دست یافتند. پس از این آتشبس در سالهای واپسین سده نوزدهم کشورهایی همچون فرانسه، آلمان و روسیه به منطقة خلیج، علاقهمندی جدیدی نشان دادند و در نتیجه بریتانیا به محکم کردن روابط و آتشبس خود با شیخنشینان در توافقنامهای جدید و انحصاری پرداخت که این توافقنامه تا سال ۱۹۷۱ و استقلال امارات از بریتانیا ادامه داشت.در سال ۱۹۵۲، حاکمان هفت شیخنشین به پیشنهاد بریتانیا به سیاستگذاریهای همخوان برای ادارة امارتها پرداختند. در سال ۱۹۵۸ برای نخستینبار نفت در آبهای ساحلی ابوظبی کشف شد. حفاریها و بهرهبرداریهای بیشتر به کشف نفت در دبی در سال ۱۹۶۶ انجامید. درنهایت در سال ۱۹۶۸ بریتانیا تصمیم خود را مبنیبر قطع روابط انحصاری با هفت شیخنشین و خروج نیروهای نظامی اعلام کرد و این تصمیم تا سال ۱۹۷۱ قطعی و در نتیجه هفت شیخنشین به استقلال دست یافتند. در سال ۱۹۷۲ و در پی پیوستن شیخنشین هفتم، رأسالخیمه به دیگر شیخنشینان، کشور امارات متحده عربی پایهگذاری شد و حاکم وقت ابوظبی، شیخ زاید ابن سلطان النحیان در حکم رئیسجمهور امارات متحده عربی انتخاب شد. حاکم وقت دبی، شیخ مکتوم ابن رشید المکتوم نیز در حکم معاون رئیسجمهور برگزیده شد.نشانگر توسعة انسانی امارات متحدة عربی در سال 2013، 827/0 است که نسبت به سال 1980 رشد 29/2 درصدی داشته است. گرچه امارات با داشتن چنین نشانگری در دستهبندی کشورهای بسیار توسعهیافته قرار میگیرد، همچنان این رقم پایینتر از میانگین این نشانگر در کشورهای توسعهیافته است. البته باید یادآوری شود که نشانگر توسعه انسانی امارات 682/0، یعنی بالاتر از میانگین نشانگر توسعه انسانی در کشورهای عربی است.ساختار نظام آموزشینرخ باسوادی در امارات متحدة عربی طبق آمار عرضهشده در سال 2005، 90% در دستهبندی سنی بالاتر از 15 سال و 95% در رده سنی 24-15 سال است. نرخ باسوادی براساس جنسیت در سال 2005 در جدول 2 آمده است.جدول 2. نرخ باسوادی در سال 2005درصدزنمردکل (درصد)بالای 15 سال5/915/8990%15 تا 24 سال976/935/95%
(uis.unesco.org)
نظام آموزشی در امارات متحده عربی از خدمات عمومی دولت است که از ردههای نخستین آموزشی تا دورههای آموزش عالی را شامل میشود. دورههای آموزشی امارات هماهنگ با استانداردهای بینالمللی طرحریزی شده است. آموزش پایه شامل دورههای ابتدایی و میانی است که در چهار مرحله تعریف میشود و شرکت در این دورة دوازدهساله برای همگان اجباری است. دوره نخست، دوره کودکستان است که دو سال در نظر گرفته شده است. دوره بعدی دورة ابتدایی که پنج سال طول میکشد. دوره راهنمایی (دوره نخست میانی) سه سال، از سالهای ششم تا نهم و دوره دوم میانی نیز سه سال، از سالهای دهم تا دوازدهم را پوشش میدهد. دوره دوم میانی میتواند با آموزش فنیوحرفهای جایگزین شود که سه سال طول میکشد. به غیر از دورة مهدکودک و پیشدبستانی، آموزش دوازدهسالة پایه برای همگان اجباری است. آموزش پایه براساس ردة سنی بهصورت زیر تعریف میشوند:مهدکودک و پیشدبستانیکودکان چهار و پنجساله میتوانند در کودکستان ثبتنام کنند؛ اما این دوره برای همگان اجباری نیست. اهداف آموزش کودکستان از این قرار است:·توسعة ادراک و شهود و نظارت بر رشد اخلاقی، هوشی و بدنی کودکان هماهنگ با اصول دین اسلام؛·کمک به کودکان در یادگیری مفاهیم نخستین متناسب با نیازهای سنی آنها؛·کمک به کودکان در یادگیری و دستیابی به رفتار اخلاقمدار متناسب با سن آنها؛·توسعة حس ملیگرایی با درگیر کردن کودکان در فعالیتهای اجتماعی و ملی؛·آشناسازی کودکان با نظام آموزشی و زندگی اجتماعی در مدرسه و آموزش پیش زمینههای لازم برای یادگرفتن خواندن و نوشتن؛·پرمایه ساختن فرهنگ واژگان کودکان از راه آموزش دستور بیان متناسب با محیط اجتماعی و زندگی کودکان؛·توسعة ذهنی و تشویق کودکان به کاوش، کشف و ابداع؛·تشویق کودکان به تصمیمگیری، بیان احساسات، ابتکار و پرسش (Unesco, 2000).در امارات متحده عربی دو نوع کودکستان عمومی و خصوصی وجود دارد. فقط کودکان اماراتی و برخی از عربزبانان میتوانند در مراکز عمومی ثبتنام کنند. ازآنجاکه بیشینة جمعیت مهاجران در امارت دبی ساکن هستند، مراکز پیشدبستانی خصوصی بیشتری نیز در همین امارت قرار دارند. مراکز خصوصی، مجاز هستند که برنامة درسی ویژه خود را داشته باشند.دوره ابتداییتا سال ۲۰۰۰، آموزش ابتدایی شش سال نخستین از شش تا یازدهسالگی را پوشش میداد. در نظام سابق سه سال نخست (از اول تا سوم ابتدایی) با شکل «یک کلاس و یک آموزگار» و سه سال دوم (از چهارم تا ششم ابتدایی) بهصورت «هر موضوع درسی یک آموزگار» ادامه مییافت. از سال تحصیلی ۲۰۰1-۲۰۰0، دورة ابتدایی به پنج سال کاهش یافت و سن پذیرش کودکان نیز شش سال اعلام شد.دوره راهنمایی یا دوره نخست میانیدر نظام پیشین آموزشی امارات، آموزش دوره نخست میانی، سه سال (از دوازده تا چهاردهسالگی) را پوشش میداد و دانشآموزان برای دوره میانی عمومی و یا فنیوحرفهای آماده میشدند. در نظام نوین آموزشی امارات، دوره دوم آموزش میانی چهار سال است که از پایة ششم تا نهم را پوشش میدهد.اهداف دورة آموزش پایه·ساخت شخصیتی فراگیر و انسانی در بعدهای مختلف رفتاری، مهارتی و اجرایی، استحکام بخشیدن به ایمان مسلمانی در متعالیترین شکل آن، آموزش وظایف دینی به کودکان متناسب با ردة سنی آنها؛·تقویت احساسات ملی، اسلامی و فرهنگی عرب، تأکید بر وظایف ملی و استحکام بخشیدن به هویت فرهنگی؛·برگزیدن زبان عربی در حکم زبان آموزشی و همچنین بهمنزله وسیلة ارتباطی با سایر فرهنگهای عرب با در نظر گرفتن فرهنگ عربی اسلام؛·فعالیت منظم و پایدار برای چیره شدن بر موانع احتمالی، دستیابی به اطلاعات و دانش دقیق و متعالی در سطحی گسترده در زمینه زندگی اجتماعی؛·ایجاد شور و اشتیاق در کودکان برای یادگیری و کسب دانش، توسعة مهارتها و انگیزشهای آنان و هماهنگسازی مدارس؛·کمک به کودکان برای یادگیری تفکر علمگرا متناسب با ردة سنی، فراهم آوردن شرایط برای امنیت روانی و رویارویی با واقعیتهای زندگی؛·آموزش و ترویج عشقورزی و تقدیر از طبیعت و امکانات زیستی، تقویت و تشویق مهارتهای مشاهدهای، قوة تخیل و ابداع کودکان متناسب با توانمندیها و استعدادها؛·توسعة مهارتهای گوناگون و آفرینشگری کودکان، آگاهسازی کودکان نسبت به حقوق و وظایف (Unesco, 2000).براساس آمار سالهای 2009-2008 حدود ۴۰% کودکان به مدارس خصوصی میرفتند. مدارس خصوصی دربرگیرنده مدارسی با آموزش زبان خارجی (غیرعربی) و شهروندان مهاجر امارات میشود. بنابر دادههای وزارت آموزش امارات در سال ۲۰۰۸-۲۰۰۹، ۱۱۸۳ مدرسه در امارات متحده عربی وجود دارد که از این تعداد ۷۲۱ مدرسه، عمومی و ۴۶۲ مدرسه، خصوصی بودهاند. در مجموع هفده برنامة درسی متفاوت در امارات متحده عربی برای آموزش در مدارس استفاده میشود. بسیاری از مدارس همزمان به عرضه دروس ابتدایی و میانی میپردازند. مهمترین خطمشی عمومی در بخش آموزش پایه، بهبود کیفیت آموزشی مدارس و دانشآموزان برای برآورده ساختن نیازهای جامعه و هماهنگی با استانداردهای بینالمللی و درعینحال، بالا بردن استقلال مدیریت آموزشی برمبنای نیاز دانشآموزان است.نمونهای از موضوعهای عرضهشده در برنامة درسی ابتدایی و راهنمایی امارت ابوظبی بهشرح زیر است: دروس اسلامی، زبان عربی، زبان انگلیسی، علوم، ریاضیات، دروس اجتماعی، تاریخ، جغرافیا، دروس مدنی، آموزش سلامت و ورزش، هنر، موسیقی، مهارتهای زندگی (اقتصاد خانواده)، فنّاوری دادهها.دوره دوم میانیدر نظام نوین آموزش پایه که در سال 2010 معرفی شد، دوره دوم میانی سه سال، از پانزده تا هفدهسالگی را پوشش میدهد. در سال نخست به دروس عمومی پرداخته میشود که دانشآموزان فرصت انتخاب بین یادگیری علم و یا هنر را داشته باشند. در سال دوم دانشآموزان باید گرایش خود را بین علم یا هنر انتخاب کنند. علاوهبرآن آموزش فنی میانی نیز شامل سه سال آموزشی و سه شاخة آموزشی میشود: فنی، کشاورزی، بازرگانی. پس از پایان این دوره و پس از گذراندن آزمونهای عمومی به دانشآموزان گواهینامة پایان دوران میانی و یا دیپلم میانی فنی داده میشود. برنامة آموزشی دوره میانی امارت ابوظبی برای مثال شامل: آموزش اسلامی، زبان عربی، زبان انگلیسی، ریاضیات، فیزیک، شیمی، زیستشناسی، زمینشناسی، تاریخ، جغرافیا، اقتصاد، روانشناسی، فنّاوری دادهها، آموزش سلامت و ورزش میشود.اهداف نظام آموزش پایههدفگذاری نظام آموزشی بر پایة اصول زیر دنبال شده است:·آموزش، یک سرمایهگذاری ملی بهشمار میآید و حکومت، امکانات آموزشی را برای شهروندان مقیم و مهاجر فراهم میکند؛·آموزش، مهمترین عامل برای دستیابی به پایداری و امنیت ملی است؛·آموزش باید با نیازهای ملی، اجتماعی و توسعهای سازگار باشد؛·بهرهوری نهادهای آموزشی، میزان کارایی و استفاده از منابع آموزشی باید بهبود یابد و طرحهای توسعة آموزش باید گسترش یابند و آموزش باید فرصتی برابر برای همگان باشد؛·سیاستگذاری آموزشی باید بر پایه اصول علمی و هدفمند و برای پرورش روندی خلاق تحت یک برنامهریزی فراگیر باشند. در چنین شرایطی، استعدادها در همه زمینهها پدیدار میشود.در این نظام آموزشی اهداف زیر مورد ملاحظه قرار گرفتهاند:·نهادینهسازی ارزشهای اخلاقی و انسانی ایمان به خدا و پیامبرانش؛·نهادینهسازی غرور و ملیگرایی عربی، مردمان و سرزمینهایش؛·اطمینان از توسعه جسمی، ذهنی و روانی دانشآموزان؛·آموزش وظایف شهروندی و مشارکت سیاسی به افراد؛·نهادینه کردن ارزشها و ارزشهای کار، تولید و کمال؛·پرورش و آمادهسازی انسانها برای آینده (اقدام، نوآوری، برنامهریزی و سازماندهی)؛·همبخشی در دستیابی به توسعة فراگیر و جبران شکافها در دستاوردهای فنّاوری؛·توسعه تفکر روشمند، انتقادی و عقلایی؛·برتر قرار دادن مبارزه با بیسوادی باتوجهبه اینکه بیسوادی اثر چشمگیری در جامعه و رشد دارد؛·تأکید بر آموزش بسان فرایندی در سراسر زندگی.جدول 3. تعداد مدرسهها، کلاسها، کارکنان آموزشی و دانشآموزان در آموزش پایه در سال 2014-2013ممدرسهها1206کلاسها41482کارکنان آموزشیعمومی30922خصوصی57798کل88720دانشآموزاندختر495248پسر472242کل967490
(www.moe.gov.ae)
دوره سوم (آموزش عالی)آموزش عالی در امارات متحده عربی زیر نظر وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمی است و در دانشگاهها، دانشکدههای عالی فنّاوری و دیگر مؤسسات آموزش عالی عرضه میشود. این وزارت کمیسیونی برای اعتباربخشی علمیبنا نهاده است و این کمیسیون به صدور مجوز برای مؤسسات آموزش عالی میپردازد. مأموریت این کمیسیون ترویج و تعالی آموزشی برای همسویی با استانداردهای بینالمللی در مؤسسات آموزش عالی در سراسر امارات متحده عربی است. مؤسسات آموزش عالی برای داشتن پروانة رسمی فعالیت در امارات باید ده اصل این کمیسیون را برآورده سازند.اهداف راهبردی وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمی از قرار زیر است:·فراهم آوردن فرصت تحصیل و امکان برخورداری از بورسیه تحصیلی در دانشگاههای معتبر جهان برای اماراتیها؛·بهبود سطح و کارکرد آموزش عالی در امارات؛·بهبود کارایی و کارآمدی مؤسسات خصوصی آموزش عالی در امارات؛·بهروزرسانی و ارتقای سامانه معادلسازی مدارک تحصیلی در سطح استانداردهای جهانی؛·حمایت از پژوهش علمی و تشویق به نوآوری؛·بهبود کارایی خدمات مدیریتی آموزش عالی باتوجهبه استانداردهای کیفی و بهرهوری.مؤسسات آموزش عالی امارات متحده عربی را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: مؤسسات عمومی، مؤسسات خصوصی و مؤسسات عالی با مشارکت جهانی.شهروندان اماراتی میتوانند در مؤسسات عمومی بهصورت رایگان به تحصیل بپردازند. چند نمونه از دانشگاههای عمومی به این شرح است: دانشگاه امارات متحده عربی که در سال ۱۹۷۷ بنا نهاده شد و ۷۹% از دانشجویان آن را زنان تشکیل میدهند؛ دانشگاه زاید، که تا چندی پیش دانشگاه ویژه زنان بود و زبان آموزشی در آن انگلیسی است؛ و دانشکده عالی فنّاوری که بزرگترین مؤسسه آموزش عالی در امارات بهشمار میآید.دانشگاههای خصوصی نیز زیر نظر کمیسیون رسمی صدور پروانه علمی هستند. ازجملة آنها دانشگاه امریکایی دبی، دانشگاه علم و فنّاوری عجمان، دانشگاه ابوظبی، دانشگاه مصدر. دانشگاههای خصوصی نقش مهمی را در آموزش عالی امارات بازی میکنند. براساس آمار عرضهشده در سال 2011 ازسوی مرکز آمار وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمی بیش از نیمی از دانشجویان امارات در دانشگاههای خصوصی مشغول تحصیل هستند. (جدول 4)جدول 4. تعداد دانشجویان دانشگاهها در سال 2011دانشگاههای عمومی40433دانشگاههای خصوصی69509کل109942
(Center for Higher Education Data and Statistics, 2012)
مؤسسات عالی با مشارکت جهانی در حقیقت دانشگاههای بینالمللی هستند که شعبههایی در امارات متحده عربی دارند و برخی از آنها در مناطق ویژه مانند دهکدة دانش دبی و شهر علمی قرار دارند. دولت و شهروندان امارات در مشارکت با مؤسسات آموزش عالی امریکا به تعریف برنامههای درسی میپردازند، برای مثال مدرسة سلامت عمومی دانشگاه جان هاپکینز بلومبرگ در برگزاری دوره دکتری در زمینه سلامت عمومی با دولت امارات مشارکت میکند.برای ورود به دانشگاههای داخلی مانند دانشکدههای عالی فنّاوری، دانشگاه امارات متحده عربی و دانشگاه زاید، آزمونی عمومی ازسوی وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمی برگزار میشود که دربرگیرنده دو آزمون اصلی ریاضیات و زبان انگلیسی است. آزمون زبان انگلیسی برای دانشآموزانی است که خواهان شرکت در دورههای کارشناسی و گواهینامههای عالی هستند. دانشکدههای عالی فنّاوری دو دوره یکساله و دوساله دارند که در نخستین دوره گواهینامة پایان دوره میانی و در دوره دوساله گواهینامة عالی پس از میانی اعطا میشود. دورههای کارشناسی عموماً چهار سال و دورههای کارشناسی داروسازی، پزشکی و جراحی شش سال طول میکشد. دوره کارشناسی ارشد دو سال و دوره دکتری دستکم سه سال برای دریافت مدرک و تکمیل دروس طول میکشد.آموزش آموزشگراندارا بودن مدرک دانشگاهی و تجربة تدریس برای همه آموزشگران نظام آموزشی امارات ضروری است. آموزشگران مهاجر نیز باید در آزمونی با دو بخش نوشتاری و مصاحبة شفاهی شرکت کنند که صلاحیت آنها را برای تدریس و همچنین مشخص شدن سطح تدریس تأیید کند.نخستین دانشکده تربیت آموزشگر در امارات، دانشکده آموزش پیشرفتة امارات است که در سال ۲۰۰۷ در ابوظبی بنا نهاده شد. این دانشکده دورهای در پایة کارشناسی عرضه میکند. شرکتکنندگان در این دوره کارشناسی به یادگیری مباحثی چون زبان انگلیسی، ریاضیات و علوم میپردازند. دانشکده آموزش پیشرفته دورههایی نیز در زبان انگلیسی برای آموزشگران دارد.دانشکده عالی آموزش نیز دورهای در پایه کارشناسی عرضه میکند که دربرگیرنده یک سال دروس عمومی و سپس گرایش تخصصی از سال دوم دوره است. گرایشهای این دوره کارشناسی، دربرگیرنده آموزش پیشدبستانی، آموزش زبان انگلیسی، آموزش ابتدایی و فنّاوری آموزشی است.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیدانشجویان اماراتی بیشتر به تحصیل در رشتههای مرتبط با بازرگانی علاقهمندی نشان میدهند. گرایش به رشتههای هنری و علوم انسانی بسیار کمتر است. رشتههای مورد علاقة دانشجویان اماراتی از این قرار است:تجارت، مهندسی، داروسازی، خبرنگاری، طراحی (طراحی گرافیک، طراحی داخلی، معماری)، حقوق.جدول 5. تعداد مؤسسات آموزش عالی عمومی در 2013-2012مفراگیردانشکدهمؤسسهابوظبی220دبی110شارجه010عجمان000امالقوین000راسالخیمه010فجیره010جمع کل360
(www.mohesr.gov.ae)
جدول 6. تعداد مؤسسات آموزش عالی خصوصی در 2013-2012مامارتفراگیردانشکدهمؤسسهابوظبی10127دبی12123شارجه222عجمان220امالقوین010راسالخیمه300فجیره110جمع کل303012
(www.mohesr.gov.ae)
جدول 7. تعداد دانشجویان در بخش عمومی در 2013-2012مامارتپسراندخترانکلابوظبی76891876520907دبی268161408821شارجه76321892952عجمان000امالقوین000راسالخیمه42712071634فجیره28815021790جمع کل118482980341651
(www.mohesr.gov.ae)
جدول 8 . تعداد دانشجویان در بخش خصوصی در 2013-2012مامارتپسراندخترانکلابوظبی11079100530دبی14771995024727شارجه80351064018675عجمان414744378578امالقوین000راسالخیمه4889471435فجیره97213902362جمع کل394923741776909
(www.mohesr.gov.ae)
جدول 9. تعداد و گرایش تحصیلی دانشجویان اماراتی در 2013-2012مگرایش تحصیلی پسراندخترانکلهنر و طراحی29260289مهندسی199216803672فنّاوری دادهها8335691402اقتصاد و تجارت5876427810154آموزش138640778زبانهای خارجی85187272بهداشت و محیطزیست69524593علوم پزشکی79625704علوم ارتباطات و رسانهها272317284451علوم94453حقوق و شریعت612625248650علوم انسانی و اجتماعی5428791421علوم پایه11356721807دیگر رشتهها16925جمع کل196521461934271
(www.mohesr.gov.ae)
جدول 10. تعداد و گرایش تحصیلی دانشجویان غیراماراتی در 2013-2012مگرایش تحصیلیپسراندخترانکلهنر و طراحی32812021530مهندسی568126888369فنّاوری دادهها13498182167اقتصاد وتجارت7033600013033آموزش24715811821زبانهای خارجی29284313بهداشت و محیطزیست44025172957علوم پزشکی104422423286علوم ارتباطات و رسانهها85315602413علوم50101151حقوق و شریعت185715273384علوم انسانی و اجتماعی43819362374علوم پایه423271694دیگر رشتهها6871139جمع کل198402279842638
(www.mohesr.gov.ae)
جدول 11. استادان خارجی در مؤسسات عالی فدرال در 2013-2012ممردزنکلاستاد202دانشیار707استادیار30838آموزشگر01414جمع کل392261
(www.mohesr.gov.ae)
جدول 12. استادان اماراتی در مؤسسات عالی فدرال در 2013-2012ممردزنکلاستاد303دانشیار271037استادیار8348131آموزشگر41620جمع کل11774191
(www.mohesr.gov.ae)
جدول 13. استادان اماراتی در مؤسسات عالی عمومی در 2013-2012ممردزنکلاستاد13316149دانشیار234363270استادیار203113316آموزشگر8466131459جمع کل14167782194
(www.mohesr.gov.ae)
جدول 14. استادان اماراتی در مؤسسات عالی خصوصی در 2013-2012ممردزنکلاستاد44051491دانشیار624116740استادیار9293351264آموزشگر577391968جمع کل25708933463
(www.mohesr.gov.ae)
جدول 15. دانشآموختگان اماراتی مؤسسات عمومی در سال 2012-2011گرایش تحصیلیپسراندخترانکلهنر و طراحی04747مهندسی609204813فنّاوری دادهها2688061074اقتصاد و تجارت74418072551آموزش4328332زبانهای خارجی0117117بهداشت و محیطزیست10172182علوم پزشکی143246علوم ارتباطات و رسانهها54209263علوم13104117حقوق و شریعت251944علوم انسانی و اجتماعی62202264علوم تغذیه و کشاورزی61622جمع کل180940635872
(www.mohesr.gov.ae)
جدول 16. دانشآموختگان خارجی مؤسسات عمومی در 2012-2011مگرایش تحصیلیپسراندخترانکلهنر و طراحی04747مهندسی402363فنّاوری دادهها35760اقتصاد و تجارت100329429آموزش18283زبانهای خارجی03434بهداشت و محیطزیست85462علوم پزشکی011علوم ارتباطات و رسانهها5120125علوم123749حقوق و شریعت6511علوم انسانی و اجتماعی7125132علوم تغذیه و کشاورزی101جمع کل1839141097
(www.mohesr.gov.ae)
جدول 14: استادان خارجی در مؤسسات عالی خصوصیمردزنکلاستاد
440
51
491
دانشیار
624
116
740
استادیار
929
335
1,264
مدرس
577
391
968
کل
2,570
893
3,463
منبع: وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمی 2012-2013مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیوزارت آموزش مسئولیت رسیدگی به آموزش پایه، وضعیت سواد و آموزش بزرگسالان (سوادآموزی) را دارد. هر امارت مسئولیت صدور مجوز و نظارت بر مدارس منطقة خود را دارد و وزارت آموزش بر عملکرد شوراها و مقامات آموزشی هر امارت نظارت میکند. آموزش استثنایی، شیرخوارگاهها و مراکز نگهداری روزانه و کودکستانها زیر نظر وزارت امور اجتماعی هستند. وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمی بر آموزش عالی کشور نظارت دارد.در سال ۲۰۱۰، ساختاری نو، برای وزارت آموزش امارات به تصویب رسید. در این ساختار فراهم آوردن امکانات آموزشی برای همة اماراتیها، توسعه و تهیة برنامههای آموزشی و نظام آزمونها و آموزش بزرگسالان، پایهریزی مدارس و مؤسسات آموزش و نظارت بر عملکردشان بردوش وزارت آموزش است. وزارت آموزش در این ساختار نو، به پنج سازمان گوناگون تقسیم شده است که هرکدام وظایف و فعالیتهای مشخصی دارند و موظفاند بر فعالیتها و عملکردهای معین نظارت کنند. این فعالیتها دربرگیرنده پنج گروه است: آموزش خصوصی، سیاستهای آموزشی، فضای مدارس و فعالیتهای مرتبط، فرایندهای آموزشی و خدمات پشتیبانی.همهنگام، بخشهای دیگری از دولت نیز در مسائل آموزشی وظایف و فعالیتهایی را برعهده دارند. ازجملة آنها کمیسیون اعتباربخشی علمیاست که زیر نظر وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمی فعالیت میکند. این کمیسیون نمایندة دولت در تضمین کیفی آموزش در همه مؤسسات آموزش عالی است که با صدور پروانة فعالیت مؤسسات آموزش عالی و اعتباربخشی به دورههای آموزشی مستقل بر عملکرد و سطح کیفی آموزش نظارت میکند.دفتر ملی پذیرش و انتصابها یکی دیگر از این سازمانها است، که در سال ۱۹۹۶ بهمنظور بهبود فرایند گذار از دوران متوسطه به دوران عالی پایهگذاری شد. این دفتر بهبررسیدرخواستهای مرتبط با دریافت بورسیه و یا آموزش خارج از کشور، تحصیل در دانشگاه امارات، دانشکدههای عالی فنّاوری و دانشگاه زاید میپردازد. دانشآموزانی که میخواهند ازطریق این دفتر به دانشگاه راه یابند، باید در آزمون عمومی ارزیابی مهارتهای آموزشی شرکت کنند که شامل دو آزمون زبان انگلیسی و ریاضیات است.شورای آموزشی ابوظبی که در سال ۲۰۰۵ بنا نهاده شد یک سازمان مستقل برای توسعة نوآورانه سیاستها، برنامهها و دورههای آموزشی است. این شورا درعینحال مسئولیت رسمی کارمندان آموزشی در سه منطقه از ابوظبی را در زمینههای مدیریتی و مالی برعهده دارد. نهاد دانش و توسعة انسانییکیازبخشهایدولتامارتدبیاستکهدرسال۲۰۰۶ بنا نهاده شد که مسئولیت نظارت بر بخشهای آموزشی و منابع انسانی در دبی را دارد. خطمشی اصلی این سازمان تضمین کیفیت و بهبود دسترسی به آموزش، یادگیری و توسعة انسانی و درگیر کردن جامعه با آموزش است. این سازمان اهداف مشخصی ازجمله توسعة انسانی، همکاری با بخشهای مرتبط دولتی برای توسعة آموزش، پایهریزی و مدیریت تمام مؤسسات آموزشی و فنیوحرفهای در امارات، سیاستگذاری مالی، بورسیه، اعتباربخشی به مدارس و مؤسسات خصوصی در دبی و نظارت بر خدمات و مؤسسات آموزشی در منطقة آزاد دبی را دنبال میکند.مؤسسه ملی آموزش فنیوحرفه اییکیدیگرازسازمانهاینظارتیآموزشیاستکهدرسال۲۰۰۶پایهگذاریشد. هدفاینمؤسسه فراهم آوردن فرصتهای شغلی و بهبود شرایط اشتغال است. این مؤسسه خودگردان با نهاد دانش و توسعة انسانی دبی همکاری دارد. مأموریت این سازمان فراهم آوردن آموزش فنیوحرفهای با کیفیت بالا و هماهنگ با استانداردهای جهانی برای نیازهای کاری و شغلی جامعه، دولت و مؤسسات استخدامی در امارات و منطقة خلیج است.بورد تخصصی تضمین کیفیت دانشگاهها، یکی دیگر از بخشهایی است که در سال ۲۰۰۸ ازسوی نهاد دانش و توسعة انسانی دبی بنا نهاده شد که به ارزیابی و اعتباربخشی به مؤسسات و مناطق آموزشی دبی میپردازد. وزارت دفاع نیز در آموزش، نقش مهمی دارد. این وزارت نهادهای آموزشی ویژه خود را دارا است. گرچه از برنامههای درسی وزارت آموزش پیروی میکند و در زمینه نظارت، ارزیابی، آزمونها و جزوههای درسی با وزارت آموزش همکاری دارد.انجمن زنان یکی دیگر از سازمانهایی است که در آموزش، نقش مهمی دارد. این انجمن از رهگذر مراکز اجتماعی، تاریخی و دورههای خود به فرایندهای آموزشی، سیاستگذاری و توسعة فراگیر زنان در زمینة آموزش کمک میکند. اتحادیه عمومی زنان در سال ۲۰۰۸ بنا نهاده شد که دربرگیرنده انجمنهای زنان در دبی، شارجه، عجمان، راسالخیمه و امالقوین است.کشورهای خاورمیانه در اختصاص بودجة آموزشی در رتبة نسبتاً پایینی قرار داشتهاند، اما امروزه برخی از کشورهای منطقة عرب برای بالا بردن بودجة تخصیصی آموزشی میکوشند. در امارات متحده عربی نیز وزارت آموزش براساس راهبردهای جدید آموزشی ساختار جدیدی برای تقویت نقش وزارت و افزایش فعالیتهای علمی داده است. در بودجة تعریفی سال ۲۰۱۰، بخش آموزش بیشترین اهمیت را دارا است و حدود 22/5% از کل بودجه، معادل 43/6 میلیون درهم را در اختیار دارد. براساس پیشبینیهای این برنامة راهبردی تعداد دانشآموزان امارات از 9/5 میلیون در سال ۲۰۱۰ به 11/3 میلیون در سال ۲۰۲۰ خواهد رسید که نرخ رشد 1/8% دارد.براساس دادههای سال ۲۰۰۹ حدود 99/0% تولید ناخالص داخلی صرف مخارج عمومی آموزشی شده است. اما باتوجهبه برنامه آموزشی مصوب که رشد و توسعة آموزش را در نظر دارد، بودجه آموزش در سال 2014 باید به 21% از بودجه عمومی دولت برسد.جدول 17. تولید ناخالص داخلیتولید ناخالص داخلی امارات برآورد سال 2013رتبه جهانی39000000000032برنامهها و اصلاحات پیشرواز سال ۱۹۷۱ تاکنون برنامههای فراگیر درسی دوره آموزش پایه در نظام آموزشی امارات متحده عربی دستخوش تغییرات و بازنگریهای چندی شده است. وزارت آموزش امارات بین سالهای ۱۹۷7-۱۹۷1 از برنامههای درسی کویت استفاده میکرد، پس از این دوره اصلاحاتی در برنامههای آموزشی برای هماهنگسازی دروس براساس نیازهای جامعه و هویت کشور امارات صورت گرفت. پس از آن در سال ۱۹۸۳ شورای وزارتخانههای آموزش کشورهای عرب خلیج فارس (امارات متحده عربی، عمان، کویت، بحرین، قطر و عربستان سعودی) به تنظیم برنامهای فراگیر و همسان برای ریاضیات و علوم و همچنین دروسی در زمینة زبان عربی و پژوهشهای اجتماعی در دورههای ابتدایی و راهنمایی پرداخت. در سال ۱۹۸۸ شورای آموزشی خلیج فارس با مشاورة متخصصانی از یونسکو در برنامههای آموزشی، کتابهای درسی و کتابهای کمک درسی آموزشگران بازنگری کرد. در سال ۱۹۹۱، درس زبان انگلیسی به پایة نخست ابتدایی افزوده شد و هماکنون این درس در همه دورههای آموزشی تدریس میشود. در سال ۱۹۹۱، شورای آموزشی خلیج فارس باتوجهبه تغییرات فنّاوری و دگرگونیهای درون جامعهای ازجمله چندفرهنگی و ورود فرهنگهای خارجی به فضای جامعه به بازنگری و اصلاح دوبارة برنامه فراگیر درسی پرداخت. این اصلاح و بازنگری اساسی از سال ۱۹۹۱ تا سال ۲۰۰۰ در چهار مرحله صورت گرفت. در گام نخست به بررسی و ارزیابی برنامه و منابع درسی و همچنین به کاوش نیازهای آموزشگران و دانشآموزان پرداخت. در گام دوم در سال ۱۹۹۲، کمیتة توسعه به تشکیل زیرمجموعههایی برای توسعة برنامة آموزشی در زمینههای مختلف دست زد. آموزش اسلامی (در همه دورههای آموزشی)، زبان عربی (در همه دورههای آموزشی)، پژوهشهای علوم اجتماعی (از کلاس چهارم تا ششم)، جغرافیا (از کلاس هفتم تا دوازدهم)، فلسفه، جامعهشناسی و روانشناسی (در کلاسهای یازدهم و دوازدهم) زمینههای مورد بررسی بودند. در گام سوم (سال ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۸) برنامة جدید آموزشی دربرگیرنده کتابهای درسی و کمکآموزشی و راهنماهای آموزشگران معرفی شد. در دوره آخر برنامة جدید، مورد بررسیهای آماریای چون گزارشهای مدارس و سرپرستان آموزشی، تحلیل نتایج آزمونها و مشاهدههای میدانی بهمنظور آزمایش اثرگذاری قرار گرفت. نوآوریها و اصلاحات چشمگیری در زمینة آموزش در دهه ۹۰ صورت گرفت. ازجملة این تغییرات عبارتاند از:۱. گنجاندن علوم رایانهای در دورههای راهنمایی و متوسطه؛۲. معرفی دورههای مهارتهای زندگی که به آموزش موقعیتهای واقعی زندگی و مهارتهای مواجهه با آنها به دانشآموزان پایه چهارم تا نهم میپردازد. در سال ۲۰۱۰ وزارت آموزش امارات متحده عربی برنامة آموزشی جدیدی را به نام راهبرد وزارت آموزش امارات متحده عربی در سال ۲۰2۰-۲۰1۰ شامل ده راهبرد و پنجاه راهکار نوین عرضه کرد. این راهبردهای آموزشی عبارتاند از:·تضمین اجرای با کیفیت برنامه درسی در مدارس عمومی و خصوصی بهنحوی که دانشآموزان در بهترین موقعیت آموزشی برای آموزش عالی آماده شوند؛·اطمینان از کیفیت عالی تدریس برای همه دانشآموزان؛·گسترش آموزش ابتدایی و میانی در سراسر امارات متحده عربی برای کاهش ترک تحصیل؛·اطمینان از فراهم آوردن امکانات و فضای مناسب و عالی برای برآورده کردن نیازهای دانشآموزان؛·ایجاد و اجرای یک طرح هماهنگ ارزشیابی برای اطمینان از دستیابی به استانداردهای مورد نظر آموزشی و فراهم آوردن موقعیتهای برابر آموزشی برای همه شهروندان امارات؛·اطمینان از رسیدگی و حمایت فردی و اختصاصی و جذب دانشآموزان با نیازهای خاص در نظام آموزشی؛·اطمینان از فراهم آوردن خدمات آموزشی با کیفیتی عالی و هزینة مناسب در مدارس عمومی و خصوصی برای همه دانشآموزان؛·ترویج هویت ملی و تقویت حس تعلق خاطر در دانشآموزان؛·واریز مستقیم کمکهای والدین به فضای مدرسه؛·ترویج آموزش و تربیت و توسعة نسل آیندة آموزگاران و مسئولان آموزشی اماراتی (Ministry of Education, 2010).کتابشناسی
Dokoupil, M. (2013). UAE Approves Slightly Higher Federal Spending for 2014: PM. Retrieved from: https://www.reuters.com/article/us-emirates-budget/uae-approves-slightly-higher-federal-spending-for-2014-pm-idUSBRE99Q09O20131027
Center for Higher Education Data and Statistics. (2012). Indicators of the UAE Higher Education Sector. Retrieved from: https://studylib.net/ doc/5858163/center-for-higher-education-data-and-statistics--cheds-
Central Intelligence Agency. (2014). “United Arab Emirates”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/ library/publications/the-world-factbook/geos/ ar.html
International Bureau of Education. (2011). “United Arab Emirates”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
Library of Congress – Federal Research Division. (2007).Country Profile: United Arab Emirates. Retrieved from: https://www.loc.gov/rr/frd/ cs/profiles/UAE-new.pdf.
Ministry of Education. (2010). The Ministry of Education Strategy 2010–2020: Aiming in Accomplishing a Score of 10/10 in All of its Initiatives. Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ resources/united_arab_emirates_strategy_2010-2020.pdf.
Unesco. (2000). The Education for All 2000 Assessment: Report United Arab Emirates. Retrieved from: http:// unesdoc.unesco.org/images/0021/002199/219938eo .pdf.
United Nations Development Programme. (2014). Human Development Report 2014. Retrieved from:http://hdr. undp.org/sites/default/files/hdr14-report-en-1.pdf.
http://uis.unesco.org/
http://www.moe.gov.ae/
http://www.mohesr.gov.ae
http://www.uaecd.org
آیدا خرسندی
نظام آموزش عالی اندونزی
Indonesian Higher Education System
پایتخت: جاکارتانوع حکومت: جمهوری چندحزبیزبان رسمی: باهاسا اندونزیاییمساحت: 1904433 کیلومترمربعجمعیت: 240000000 نفر (2010م)تعداد دانشجویان: 2500000 نفر (2009م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 208000 نفر (2009م)تولید ناخالص ملی: 6/872 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 6/3% (2015م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 6/20% (2015م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیاندونزی، ازنظر پهناوری، سیزدهمین کشور جهان است که در نیمکرة شرقی زمین، جنوبشرقی آسیا، در اقیانوس هند و دریاهای وابسته به آن قرار دارد. ازنظر جمعیت چهارمین (اکثراً جوان) و بزرگترین مجمعالجزایر جهان با 18000 جزیرة بزرگ و کوچک از شرق به غرب گسترده شده است (WENR, 2014). بسیاری از این جزایر کمتر از یک مایل مربع (5/2 کیلومترمربع) وسعت دارند و خالی از سکنه هستند. بزرگترین جزایر آن، جاوه با وسعت 7% از سرزمین اندونزی و سوماترا نام دارند. سورابایا، باندونگ، مدان، سمارانگ، و پالمینگ از شهرهای مهم اندونزی بهشمار میروند. در سالهای اخیر، حدود 113 میلیون نفر در جزیرة جاوه ساکن بودهاند. اندونزی در جزیرة گینة نو با پاپوا و در جزیرة برونئو با مالزی مرز مشترک دارد (Briney, 2014؛ جعفری، 1390).در سدههای نخست میلادی، اندونزی تحت نفوذ هندوها قرار داشت. در سده هفتم میلادی، امپراتوری بزرگی در اندونزی به وجود آمد که وابسته به آیینهای بودایی و هندو بود. از سده سیزدهم میلادی، دین اسلام به همت بازرگانان هندی به اندونزی راه یافت و رفتهرفته در این سرزمین رواج پیدا کرد. در سده شانزدهم میلادی، اندونزی تحت نفوذ پرتغال درآمد. در اوایل سده هفدهم میلادی، هلندیها اندونزی را تصرف و بیش از سه سده آن را استعمار و استثمار کردند. در آغاز جنگ جهانی دوم، اندونزی نمونة یک مستعمرة کاملاً سرمایهداری بود که منافع هلندیها را فراهم میکرد. از اواسط جنگ جهانی دوم، این کشور به اشغال ارتش ژاپن درآمد. در پایان جنگ، تسلیحات ژاپنی به دست ملّیون، متشکل از دو حزب اسلامی و کمونیست، افتاد. در 1945م، سوکارنو، اعلام استقلال کرد و در 1946م، در مقام اولین رئیسجمهور اندونزی قدرت و حکومت را بهدست گرفت. در 1965م، طی یک کودتای نظامی، سوکارنو برکنار و سوهارتو، که از طرف قدرتهای غربی حمایت میشد، به ریاستجمهوری رسید. سپس حزب کمونیست اندونزی غیرقانونی اعلام شد. در 1968م، ایریان غربی طی یک همهپرسی آمادگی خود را برای پیوستن به اندونزی اعلام کرد و از سلطة هلند خارج شد. بالاخره در 1975م، جزیرة تیمور شرقی که در دست پرتغالیها بود، به اشغال نظامی اندونزی درآمد. بدینترتیب، سلطة متمادی هلندیها و پرتغالیها بر آن خطه به پایان رسید (جعفری، 1390).پایتخت اندونزی شهر جاکارتا (پرجمعیتترین شهر اندونزی)، در جزیرة جاوه قرار دارد. بیشتر مردم اندونزی از نژاد زرد و از تیرههای جاوهای (بیش از 45%)، سوندایی، باهاسا- اندونزیایی و مادورایی هستند. اندونزی بزرگترین کشور مسلماننشین است؛ چنانکه حدود 87% جمعیت آن مسلمان، نزدیک به 10% مسیحی، نزدیک 2% هندو و 1% بوداییاند. زبان ملی این کشور باهاسای اندونزیایی است که ریشه در زبان مالی دارد (WENR, 2014). خط نوشتاری اندونزی لاتین است و زبانهای محلی متعددی، (حدود 250 گویش) در آن رواج دارد. مهمترین صنایع اندونزی عبارتاند از: سیمان، تولیدات نفتی، مواد غذایی، نساجی، استخراج معدن، تولید برق و صنایع سبک. عمدهترین محصولات کشاورزی آن چای، قهوه، موز، نارگیل، برنج، تنباکو، شکر، ادویه، ذرت و روغن است. نوع حکومت اندونزی، جمهوری چندحزبی با دو مجلس قانونگذار است. واحد پول آن روپیة اندونزی است (WENR, 2014؛ جعفری، 1390).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیدر اندونزی، نظام آموزش، شامل دوره ابتدایی، میانی و عالی، برحسب اصولی مبتنیبر رشد علمی، اقتصادی و فرهنگی طرحریزی شده است (Embassy of the Republic Indonesia in London, 2009). در این نظام، سعی بر این است که تبعیض در پذیرش متقاضیان تحصیل صورت نگیرد. طبق قانون مصوب در 1997م و 2003م، عمدهترین اهداف نظام آموزشی اندونزی عبارتاند از:·پرورش افراد توانمند متکی به خود بر پایة ارزشهای ایدئولوژیک اصول جمهوری اندونزی. بدینترتیب هدف آن پرورش افرادی است که: 1. به خداوند باور داشته باشند؛ 2. در حفظ عدالت جامعه تلاش کنند؛ 3. مردمسالاری را رعایت کنند و تصمیمهای نمایندگان مردم را محترم بدارند.·حمایت از جامعة اندونزی، اعم از دولت و مردم، ازجمله: 1. رشد همهجانبة اجتماعی و ملی 2. حفظ سابقة فرهنگی اندونزیایی، ازجمله زبانباهاسای اندونزیایی و ارتقای دانش، مهارت و فنّاوری متناسب با سده 21 میلادی 3. تعمیم خدمات آموزشی 4. رعایت مساوات در پذیرش متقاضیان، بر پایة مردمسالاری از اهداف دیگر آموزش هستند (Embassy of the Republic Indonesia in London, 2009).مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیدر 1960م، برنامة هشتسالهای در اندونزی اعلام شد که به دنبال آن، وزارتخانة مستقلی برای آموزشوپرورش به وجود آمد. امروزه، در این کشور، آموزش قبل از دانشگاه و آموزش دانشگاهی عمومی زیر نظر مقامات دولتی اداره میشوند. بسیاری از مدارس و مؤسسات آموزشی، خصوصی هستند و ادارة آنها با بنیانگذاران است. اداره و مدیریت مراکز آموزشی براساس نظام آموزش ملی 2003م تعیین میشود (Manshur, 2009). گرچه در سالهای اخیر سرمایهگذاری در آموزش افزایش یافته، ولی میزان آن هنوز کمتر از 20% از کل هزینة عمومی کشور است. بنا به نوشتة ویکاکسونو و فریاوان، (2011م)، در مدت 7 سال (بین سالهای 2007-2001م)، سهم هزینة آموزش ملی از تولید ناخالص داخلی از 4/2 تریلیون روپیة اندونزی به 8/3 رسیده است؛ این در حالی است که طبق قانون اساسی دولت موظف است دستکم 20% کل هزینة عمومی را به آموزش اختصاص دهد. افزونبراین، برخی از دانشگاهها نزدیک به 20 مؤسسة پژوهشی و مراکز خدماتی را زیر پوشش دارند که باید ازسوی دانشگاه حمایت مالی شوند. جدول 1 هزینه اختصاصیافته به آموزش بین سالهای 2001 و 2007 در اندونزی، در مقایسه با دو کشور همتا را نشان میدهد. در اینجا، اندونزی از کل هزینههای عمومی 9/16% و از سرانة ناخالص داخلی 8/3% به آموزش اختصاص داده و افراد بین صفر تا چهاردهساله آن 3% کل جمعیت است (Wicaksono and Friawan, 2011).جدول 1. مقایسة هزینه آموزش اندونزی با 2 کشورهمتا (2007-2001م)بالابالاپاییناز کل هزینههای عمومیمالزی27% تایلند27%اندونزی9/16%از سرانة ناخالص داخلیمالزی1/8%تایلند6/4%اندونزی8/3%جمعیت به سن بین 14-0تایلند1/4%اندونزی5/3%مالزی3%
(Wicaksono and Friawan, 2011)
آموزش قبل از دانشگاهدر اندونزی 9 سال آموزش اجباری (ابتدایی و دورة اول میانی) و 12 سال آموزش پیش از دانشگاه وجود دارد (WENR, 2014). کل این دوره دارای سه مرحله است: مرحلة اول، آموزش ابتدایی که شش سال طول میکشد. مرحلة دوم و سوم، آموزش دورة میانی است که گذراندن هریک به سه سال وقت نیاز دارد. دانشآموزان موفق، در پایان هریک از مراحل مزبور، گواهینامهای دریافت میکنند؛ همچنین کودکان از پنجسالگی وارد دورة پیشدبستانی میشوند. هریک از این دورهها میتواند اسلامی یا عادی باشد (Embassy of the Republic Indonesia in London, 2009) (جدول 2). در سال 2010، حدود 2/83% از کل دانشآموزان ابتدایی در مدارس عمومی مشغول تحصیل بودند. در همان سال، 77% از دانشآموختگان دورة اول میانی وارد دورة دوم میانی شدند (WENR, 2014). نسبت آموزشگران به دانشآموزان در اندونزی معمولاً از یک مرکز آموزشی به مرکز آموزشی دیگر متفاوت است. بااینحال، در 1997م، تعداد آموزشگران دورة ابتدایی نسبت به دانشآموزان این دوره یکبیستودوم و نسبت آموزشگران دورة میانی به دانشآموزان این دوره یکچهاردهم، گزارش شده است (واتسن، 1378).جدول 2. سن، و نوع دورة آموزشی در کشور اندونزیسننوع دورهنوع دوره6-5 ساله پیشدبستانی اسلامیپیشدبستانی عادی12-7 سالهدورة ابتدایی اسلامیدورة ابتدایی عادی15-13 سالهدورة اول میانی اسلامیدورة اول میانی عادی18-16 سالهدورة دوم میانی اسلامیدورة دوم میانی عادی22-19 سالهکارشناسی اسلامیکارشناسی عادی22 و بالاترآموزش تکمیلی اسلامیآموزش تکمیلی عادی
(Embassy of the Republic Indonesia in London, 2009)
هزینههای آموزشی از مدرسهای به مدرسة دیگر (و از زمانی به زمان دیگر) متفاوت است. بخش گستردهای هزینههای مراکز آموزشی عمومی را دولت فراهم میکند. مدارس خصوصی را بنیانگذاران آنها اداره میکنند. بااینحال، خانوادهها همواره به پرداخت به مدارس وادار میشوند چنانکه بنا به نوشتة ترنر و همکاران (1997م)، گاهی دانشآموزان اندونزی ناگزیر از پرداخت بیش از 1200 روپیه در ماه به مدرسة محل تحصیل خود میشوند؛ ازاینرو بسیاری از والدین حتی از عهدة پرداخت هزینة مدارس عمومی نیز برنمیآیند و فرزندان خود را بهجای مدرسه راهی بازار کار میکنند (Turner et al., 1997).میزان باسوادی در اندونزیگزارشهای در دسترس نشان میدهند که در پایان جنگ جهانی دوم، در 1945م، کمتر از 10% از مردم اندونزی سواد خواندن و نوشتن داشتند. در 1947م، آموزش ششسالة ابتدایی برای کودکان (از شش تا هفتسالگی) اجباری اعلام شد. در 1993م، آموزش اجباری به نُه سال افزایش یافت. امروزه، حدود 80% از مردم اندونزی آموزش دورة ابتدایی را به پایان میرسانند.در سال 2000، میزان بیسوادی بزرگسالان اندونزی 13% بوده است. در آن سال، بیش از 8% از مردان و نزدیک به 18% از زنان اندونزی بیسواد بودند (Taylor and Francis Group, 2000). بنا به نوشتة یونسکو (2011م)، نرخ باسوادی در اندونزی از حدود 97/86% در 1980م به 81/92% در 2011م رسیده است. این رقم در اندونزی (2013م) بیش از 90%، در آمار یونیسف (2013م) برابر 8/98% و در نشانگر شهری یا نشانگرهای شهرداری (2014م)، حدود 99% اعلام شده است. خدمات آموزش جهان در سال 2014 آن را برای افراد 15 سال و بالاتر 92% گزارش کرده است.نظام آموزش عالیآموزش عالی اندونزی دیرینه چندانی ندارد (Wicaksono and Friawan, 2011). قدیمیترین مؤسسة آموزش عالی در اندونزی، مؤسسة تکنولوژی باندونگ بوده که در سال 1920 تأسیس شده است (Europa Publication, 2009). در سال 1941، فقط مدارس عالی حقوق، کشاورزی (مانند مدرسة عالی کشاورزی شهر بوگور)، پزشکی و فنّاوری در آنجا بودند. اعلام استقلال اندونزی، در سال 1945، تأثیر تعیینکنندهای بر ایجاد دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی این کشور گذاشت. در 1949م، دانشگاه گاجا مادا در یوگیاکارتا و در 1950م، دانشگاه اندونزی در جاکارتا دایر شدند (واتسن، 1378).در دهة 1950، تعداد دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی در اندونزی، با تأکید بیشتر بر کمیت در مقابل کیفیت، افزایش چشمگیری یافت. در دهة 1960، هشت دانشگاه در این کشور تأسیس شد و تعداد دانشجویان از 6000 نفر، در 1950م، به 37750 نفر، در 1960م، رسید. در 1961م، با تصویب قانون جدیدی، دولت موظف شد تا در هریک از 22 استان اندونزی آن زمان، دانشگاهی تأسیس کند (واتسن، 1378). در 1975م، آموزش در دورههای تکمیلی آغاز شد و در 1984م، دانشگاه آزاد ایجاد شد. بهتدریج، تعداد مراکزی که به برگزاری این دورهها اختصاص یافته بودند به بیش از 10 مرکز رسید، که همة آنها، بهجز یک مورد، در جاوه قرار داشتند. در 1989م، تعداد 49 مؤسسة آموزش عالی عمومی و 720 مؤسسة خصوصی در اندونزی فعالیت میکردند. در آن زمان، بیش از یک میلیون دانشجو در آنجا آموزش میدیدند که 6000000 نفر از آنها در مؤسسات عمومی بودند. در سال تحصیلی 1995-1994م، نزدیک 51 دانشگاه و مؤسسة آموزش عالی عمومی و حدود 1000 مرکز آموزش عالی خصوصی با نزدیک دو میلیون نفر دانشجو در این کشور وجود داشتند (واتسن، 1378).در سال 2002، دانشگاههای اسلامی، مسیحی، آکادمیها، پلیتکنیکها و مراکز تربیت آموزشگر در اندونزی دایر بودند. از 2005م، ادارة مسئولیت مراکز آموزش عمومی اندونزی با مدیر کل آموزش عالی و سرپرستی دانشگاههای اسلامی آن با مدیریت آموزش عالی اسلامی بوده است (Europa Publication, 2009).بنا به نوشتة ویکاکسونو و فریاوان (2011م)، در سالهای اخیر بیش از 5/2 میلیون دانشجو در اندونزی مشغول تحصیل بودهاند. از این تعداد، نزدیک یک میلیون نفر در گزارش رسمی دانشگاههای عمومی و خصوصی و مؤسسههای هنری و موسیقی، جهان آموزش اروپا 2010 درج شده است. مابقی یا در خارج از کشور مشغول به تحصیل هستند، یا آموزش مجازی میبینند و یا در دورههای کوتاهمدت و مؤسسهها ثبتنام کردهاند. این در حالی است که کمتر از 3000 دانشجوی بینالمللی (حدود 1/0% دانشجویان مشغول به تحصیل در آنجا) در اندونزی تحصیل میکنند (Irandoust, 2014).باتوجهبه تعداد ثبتنامکنندگان و با دقت در محاسبة نسبت دانشجو به استاد که 12 دانشجو در مقابل یک استاد اعلام شده است (Wicaksono and Friawan, 2011)، میتوان گفت در سال 2009، تعداد 208000 آموزشگر در مراکز آموزش عالی به آموزش و پژوهش مشغول بودهاند؛ این در حالی است که جهان آموزش اروپا 2010 در لیست دانشگاهها، استادان و دانشجویان، تعداد آنها را جمعاً حدود 5000 نفر اعلام کرده است. البته همانگونه که دربارة تعداد دانشجویان بیان شد، این تفاوت کمّی قابل درک است، زیرا بسیاری از مراکز آموزشی کوچک گزارشی به این نهاد بینالمللی عرضه نمیکنند. علاوهبراین، آموزشگران دانشگاههای آزاد و آموزش از دور در فهرست یادشده گنجانده نشدهاند؛ بههمینجهت، تعداد دانشجویان و آموزشگران مشخص شده در این کتاب خیلی کمتر از تعدادی است که نویسندگان و پژوهشگران گزارش میکنند.حدود 23% از مراکز آموزش عالی اندونزی در دهة 1960 ایجاد شدند. این روند و گسترشهای روز افزون بعدی، سبب پایین آمدن کیفیت آموزش در آنجا شد (Nizam, 2006; Welch, 2007). در سال 2005، حدود 2300 مرکز آموزش عالی (که حدود 2200 مورد از آنها خصوصی بود) به بیش از 2 میلیون دانشجو خدمات میدادند. این امر باعث شد تخصص لازم در آموزشگران مورد چشمپوشی قرار گیرد؛ همچنین نسبت دانشجو به استاد، دوازده به یک بود که مانع صرف وقت کافی برای آموزش میشد.رویارویی با بحران اقتصادی وضع را بدتر کرد. ویکاکسونو و فریاوان (2011م)، مطالعات خود را با این عبارات به پایان میبرند که در چند دهة گذشته، گسترش سریعی در بخشهای آموزش عالی اندونزی ایجاد شده ولی این رشد با برنامهریزی طولانیمدت و بودجهبندی مناسب پیگیری نشده است؛ در نتیجه، دانشگاهها در این مدت از کمبودهای داخلی، آموزشگران تازهکار، بهویژه در امور پژوهشی و عدم وجود هماهنگی با نیازهای جامعه رنج بردهاند. بدون شک این مسائل، کیفیت، کارآمدی و ارتباط آموزش عالی با اندونزی را متأثر ساخته است. دولت در مقابله با این مشکلات سعی کرده است تا ازطریق مدیر کل آموزش عالی نقصهای موجود را برطرف و اصلاح کند. برخی از نکات کلیدی این اصلاحات عبارت از اعطای استقلال به دانشگاهها در اداره امور آموزشی، مسائل مالی، ارتباط با دانشگاههای خصوصی و تنظیم برنامة کاری است. با این وصف، پس از نزدیک به دو دهه، دستاندرکاران آموزش عالی همچنان در جستوجوی بهترین چهارچوب کاربردی هستند تا بتوانند بر چالشهای موجود فائق آیند (Wicaksono and Friawan, 2011).بنا به نوشتة منوّر منصور (2009م)، مهمترین اهداف آموزش عالی مدیریت خوب و ارتقای کیفیت بود، ولی بحران اقتصادی در 1997م موجب عدم ثبات سیاسی و اقتصادی شد و رسیدن به این اهداف را ناممکن ساخت؛ در نتیجه، مراکز آموزش عالی خصوصی افزایش یافت و در 2001م بیش از نیمی از دانشجویان جذب این مراکز شدند؛ همچنین روند مزبور، سبب کمرنگ شدن حضور دانشجویانی از طبقات پایین و دوردستنشین جامعه در دانشگاه شد؛ چنانکه در 2006م، فقط 67/2% از دانشجویان کشور اندونزی از چنین خانوادههایی بودند، درحالیکه سهم افراد مرفّه جامعه به بیش از 20% رسیده بود (Wicaksono and Friawan, 2011; Unesco, 2006). دورههای تخصصی در سطح درجة دکتری برگزار میشود. با این وصف، هنوز در بسیاری از دانشگاهها، فقط برای دورة کارشناسی یا کارشناسی ارشد برنامهریزی میشود. قسمت اعظم آموزش دانشگاهی اندونزی در جاوه متمرکز است. روش آموزش عالی براساس قانون نظام آموزش ملی در 2003م انجام میشود. بنا به گزارش خدمات آموزش جهان (2014م) و برحسب قانون مزبور، انواع مراکز آموزش عالی باید در قالب صورتهای زیر باشند.انواع مراکز آموزش عالیبنا به نوشتة خدمات آموزش جهان (2014م)، انواع مراکز آموزش عالی اندونزی شامل موارد زیر هستند. ·دانشگاهها: این نهادهای علمی، آموزش و پژوهش را در برنامه دارند. در 2013م، حدود 25% از جوانان در سن دانشگاهی در این مراکز آموزش عالی ثبتنام کرده بودند.بزرگترین دانشگاههای اندونزی بهترتیب، دانشگاه اندونزی در جارکارتا و دانشگاه گاجا مادا در یوگیاکارتا هستند. تعدادی دانشگاه کوچک نیز خارج از محیط مرکزی قرار دارند. دانشگاه سالاوسی حسنالدین نمونهای از آنها است. دانشگاه اندونزی از با سابقهترین دانشگاههای کشور بوده و در رتبهبندی 2006م، بالاترین مقام را در آنجا بهدست آورده است (Top Universities, 2013). بنا به برخی نوشتهها (www.brantrack.com)، این دانشگاه عمومی در شمار مهمترین دانشگاههای آسیا است که در 2007م مقام 395 و در 2008م رتبه 287 و در 2009م مقام 201 را در رتبهبندی جهانی کسب کرد. در سال تحصیلی 2009-2008، بیش از 38000 دانشجو داشته است که حدود 40% از آنها در دورههای تکمیلی آموزش میدیدند. در سالهای اخیر، دانشگاه اندونزی با بیش از 3 میلیون مترمربع فضا دارای 4814 نفر آموزشگر و کارمند بوده است (www.brantrack.com). بنا به نوشتة خدمات جهان آموزش (2014م)، در رتبهبندی اخیر آسیایی و جهانی مراکز آموزشی- پژوهشی، برخی از دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی اندونزی مورد توجه قرار گرفتهاند. جدول 3 چگونگی مقام برخی از مهمترین آنها در این رتبهبندی را نشان میدهد.جدول 3. رتبة آسیایی، و جهانی مهمترین مراکز آموزش عالی اندونزینام دانشگاهرتبة آسیاییرتبة جهانیدانشگاه اندونزیشصتوچهارمسیصدونُهممؤسسة تکنولوژی باندونگیکصدوبیستونُهمچهارصدوهفتادمدانشگاه گاجامادایکصدوسیوسومپانصدوپنجاهمدانشگاه ایرلانگایکصدوچهلوپنجمهفتصدویکم
(WENR, 2014)
·مؤسسههای تربیت آموزشگر: در 2009م، تعداد 54 مرکز تربیت آموزشگر در اندونزی وجود داشت. هریک از آنها بهمنزلة دانشگاهی بود که به دروس تخصصی تربیتمدرس میپرداخت. این مراکز آموزشگرانی را برای سطوح مختلف، (ابتدایی تا دورههای دانشگاهی) تربیت میکنند.·مراکز آموزش عالی اسلامی: این مراکز به تعداد دانشگاهها هستند، با این تفاوت که مسئولیت ادارة آنها با وزیر امور دینی است.·آموزشکدهها و مدارس پیشرفته: این مراکز، آموزش در سطح آکادمیک و تخصص دانشگاهی در یک رشته را عرضه میکنند. در 2009م، نزدیک به 1306 آموزشکده در اندونزی مشغول فعالیت بودند. ·آکادمیها با یک دانشکده: این مراکز به آموزش علمی یک رشتة خاص مثل مهندسی یا هنر، میپردازند. در سال 2009، حدود 1034 آکادمی در کشور اندونزی وجود داشت.·مراکز پلی تکنیک: این مراکز که معمولاً در جوار دانشگاهها قرار دارند، مربوط به مهارتهای عملی بوده و تکنسین تربیت میکنند. در 2009م، نزدیک به 162 مرکز پلیتکنیک در اندونزی خدمت میکردند.·آموزشکدههای عمومی: این آموزشکدهها یک برنامة دوساله عرضه میکنند که قابل انتقال به دورههای دانشگاهی است (یک مدل آمریکایی). این برنامه جدید است و با هدف تربیت سریع کارگران ماهر برای بازار کار تدوین شده است. دولت درصدد است در چهار سال آینده، 500 آموزشکده مشابه در سراسر اندونزی ایجاد کند.پذیرش در دانشگاههای عمومیدر اندونزی، ورود به دانشگاههای عمومی رقابتی است؛ زیرا تعداد صندلی خالی، خیلی کمتر از تعداد متقاضیان تحصیل است (Manshur, 2009). چنانکه برای مثال، در 2010م، حدود 447000 نفر در آزمون ورودی شرکت کردند، درحالیکه فقط 80000 صندلی وجود داشت (WENR, 2014). داوطلبها باید در آزمون ورودی سراسری شرکت کنند، نمرات خوبی در دورة میانی داشته باشند و از آموزشهای کمکی در مراکز آموزش خصوصی نیز استفاده کرده باشند. باوجوداینکه تعداد مراکز آموزش عالی خصوصی خیلی بیشتر از عمومی است، ولی معمولاً کسانی وارد آنجا میشوند که شرایط دانشگاه عمومی را نمیتوانند فراهم آورند. دانشگاه گاجا مادا، یکی از اولین دانشگاههای عمومی است که از سال 2003 امتحان ورودی خاص خود را دارد و مانند دانشگاههای خصوصی عمل میکند. چنانکه برای مثال، یکی از شرایط ورود به آن، داشتن 100 میلیون روپیه در حساب بانکی برای ورود به رشتة پزشکی است. این رقم برای رشتههای علوم حدود 8 میلیون روپیه است (Manshur, 2009).سال تحصیلیدر دهة 1980، بهمنظور ارتقای اعتبار علمی دانشگاهها، نظام آموزشی پنجساله با الگوی هلندی به نظام چهارسالة واحدی با الگوی امریکایی تبدیل شد (Taylor and Francis Group, 2000؛ واتسن، 1387). امروزه دانشگاهها، مؤسسات و مراکز آموزش عالی اندونزی از نظام نیمسال یا ترمی- واحدی پیروی میکنند. بیشتر آنها، در هر سال، دو نیمسال تحصیلی دارند. در بیشتر این مراکز آموزشی، شروع سال تحصیلی از ماه سپتامبر است. در برخی از دانشگاهها (مانند دانشگاه اندونزی در جاکارتا)، آغاز سال تحصیلی در ماه اوت است و شروع نیمسال در بعضی دیگر از آنها (دانشگاه جامبی در شهر جامبی) در ماه ژوئیه است. بهاینترتیب، پایان سال تحصیلی نیز در آنها قدری با یکدیگر تفاوت دارد؛ چنانکه سال تحصیلی در دانشگاه حسنالدین در شهر پاندانگ از ماه سپتامبر تا فوریه است؛ همچنین، در دانشگاه آندالاس، سال تحصیلی در ماه ژانویه آغاز میشود و در نوامبر پایان مییابد (Europa Publication, 2009; Taylor and Francis Group, 2000).شرایط پذیرش دانشجوشرایط پذیرش دانشجو در دانشگاههای برتر اندونزی در دورة کارشناسی، معمولاً دارا بودن مدرک دیپلم دورة میانی، داشتن نمرههای سطح بالا در دروس رشتة مورد درخواست و موفقیت در آزمون ورودی است. متقاضیان خارجی نیز باید واجد شرایط مشابهی باشند. با وجود این، در برخی از دانشگاههای متوسط، داشتن دیپلم دبیرستان یا مدرک معادل کفایت میکند (Taylor and Francis Group, 2000).گروههای آموزشیدر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی اندونزی، گروههای آموزشی مختلفی از گروه علوم اسلامی تا گروه رایانه و فنّاوری، فعالیت میکنند؛ بااینحال، بهعلت شرایط جغرافیایی و نوع زندگی، در فهرست دورههای عرضهشده در بیشتر این مراکز آموزش عالی، رشتههای کشاورزی، دامپزشکی، علوم دامداری، جنگلداری، پرورش ماهی، فنّاوری کشاورزی و علوم دریایی عمومیت بیشتری دارند. برای نمونه، در دانشگاه بوگور در شهر بوگور، بهجز یک دانشکدة علوم ریاضی و اجتماعی، سایر دانشکدهها گروههای آموزشی مذکور را دارند. دانشگاه بوگور عمومی است و تعداد زیادی مؤسسة پژوهشی و مراکز خدماتی وابسته دارد که آنها نیز در زمینههای مشابه فعالیت میکنند. در بعضی از دانشگاهها مثل دانشگاه ایرلانگا، مرکز بیماریهای استوایی نیز وجود دارد.تسهیلات دانشجویینمونة بارز تسهیلات دانشجویی در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی اندونزی عرضه خدمات بهداشتی و خوابگاه به دانشجویان است. بااینوصف، در برخی از دانشگاهها مانند دانشگاه ایرتانگا، تنها برای دختران خوابگاه در نظر گرفته میشود. بعضی از دانشگاهها نیز این امکانات را در هر نیمسال تحصیلی فقط برای تعداد مشخصی، مثلاً یکهزار نفر، تأمین میکنند (واتسن، 1378).طول دورههای آموزشیطول مدت دورههای آموزشی در بعضی از دانشگاههای اندونزی متفاوت از سایر دانشگاهها است. علاوهبراین، بعضی از رشتههای علمی و فنّاوری بهمدت بیشتری نیاز دارند؛ همچنین، برای شروع و خاتمة آموزش، محاسبات واحدی- ترمی انجام میشود؛ بدینترتیب که در دانشگاههای مزبور، معمولاً سه تا چهار سال برای کارشناسی (8 نیمسال و با 160-144 واحد درس)، دو سال برای کارشناسی ارشد (حداقل 4 نیمسال و با 50-36 واحد درس) و سه سال برای دکتری حرفهای (حداقل 4 نیمسال و با 60-40 واحد درس) برنامهریزی میشود. رشتههای تخصصی (مثل پزشکی، دندانپزشکی، دامپزشکی و مهندسی) یک تا سه سال بیش از دورة کارشناسی وقت لازم دارند. آموزش عالی فنیوحرفهای حدود یک سال طول میکشد (WENR, 2014).منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیبودجة آموزش در اندونزی، نسبت به شروع اجرای برنامههای پنجسالة توسعه، افزایش یافته است؛ چنانکه در برنامة توسعة پنجسالة اول (1973-1969م) حدود 147 میلیارد روپیه به آموزش اختصاص یافت. این بودجه، در برنامة ششم توسعه (1999-1994م)، به 6/4 تریلیون روپیه رسید. با اینوصف سهم آموزش اعم از دورههای عالی یا میانی، چنانکه بیان شد، تفاوت چندانی را نشان نمیدهد (Wicaksono and Friawan, 2011). درهرصورت، دانشگاههای عمومی از کمک مالی دولت و درآمد خصوصی بهرهمند میشوند. بااینحال، بودجة پژوهشی بسیار پایین گزارش شده است؛ چنانکه برای مثال، در 1994م، تنها 2% از بودجة آموزش به پژوهش اختصاص یافت (واتسن، 1378). اگرچه بسیاری از دانشگاههای اندونزی عمومی هستند و بخش بیشتر هزینههای سالیانة آنها و مراکز وابسته را دولت فراهم میکند، ولی دانشجویان این دانشگاهها ناگزیر از برخی پرداختها هستند. میزان شهریه از دانشگاهی به دانشگاه دیگر قدری تفاوت میکند که در آغاز هریک از دو یا سه نیمسال تحصیلی، باید مبالغ تعیینشده پرداخته شوند (واتسن، 1378).گرچه دولت از 80 تا 90% بودجة دانشگاههای عمومی را فراهم میکند، دانشگاهها در برنامهریزی داخلی استقلال دارند. حقوق استادان پایین است، بنابراین آنان شغل دیگری نیز در خارج از دانشگاه دارند. شهریة مراکز آموزش خصوصی بالا است که زمان ثبتنام مشخص میشود. دانشگاههای اسلامی از کمکهای سازمانهای اسلامی هم استفاده میکنند. دولت سالانه تعداد معدودی بورس برای حضور در دانشگاههای خصوصی در نظر میگیرد.برحسب گزارش Jakarta Globe (2013م)، وزیر آموزش و فرهنگ، شهریة یک نیمسال آموزش در دانشکدة پزشکی دانشگاه اندونزی جمعاً به 15 میلیون روپیه میرسد. هزینه برای دورههای مهندسی 9 میلیون روپیه درنظر گرفته شده است. این در حالی است که آموزش در دانشکدة معدن و نفت مؤسسة فنّاوری باندونگ، 13 میلیون روپیه هزینه دربر دارد. معاون دانشگاه عمومی جاکارتا اشاره کرده است که از سال 2012 این افزایش را اعمال میکند (Jakarta Globe, 2013). گزارشی که از وبسایت دانشگاههای اندونزی جمعآوری شده مطالب و ارقامی را در این زمینه نشان میدهد که خلاصهای از آن در جدول 4 نشان داده شده است؛ گرچه احتمال میرود جزئیات آن نیاز به بررسی بیشتری داشته باشد.جدول 4. هزینههای سالانه در دانشگاههای اندونزی (2010-2009)هزینههاعمومیسطح بالاخصوصیسطح بالاشهریه4570000 روپیه1160 دلار امریکا40000000 روپیه10168 دلارسایر لوازم آموزشی900000 روپیه228 دلار900000 روپیه228 دلارجمع هزینههای تحصیل5470000 روپیه1388 دلار40900000 روپیه10396هزینههای زندگی22400000 روپیه5694 دلار23400000 روپیه5948 دلار
(ed.buffalo.edu)
مشکلات نظام آموزش عالی در اندونزیمسائل مهم آموزش عالی اندونزی عبارتاند از: تلاش برای بهبود نظام مدیریت، ارتقای کیفیت آموزش و فراهم ساختن منابع انسانی توانمند. برخلاف بهبود نسبی وضع اقتصادی و جمعیت جوان این کشور در آموزش متقاضیان بیشمار دچار چالش شده است (WENR, 2014). افزایش کمیتها، ضعف مدیریت و عدم کفایت درآمد آموزشگران، کیفیت آموزش را متأثر ساختهاند؛ بههمینجهت گفته میشود نظام آموزش عالی اندونزی، ازنظر کیفی، هنوز به سطح دلخواه نرسیده است (Manshur, 2009).در اینجا، نرخ تبدیل را 3934 روپیه در برابر یک دلار امریکا در نظر گرفتهاند. اصطلاح «سطح بالا» حاکی از آن است که هم دانشگاه موقعیت مناسبی دارد و هم دانشجوهای آن مستقل زندگی میکنند (تحت سرپرستی والدین نیستند).یکی از عمدهترین دلایل دستکم گرفته شدن آموزش عالی اندونزی، درآمد اندک آموزشگران آن است؛ چنانکه در سال 1995 از آموزشگران دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی عمومی این کشور صرفاً 7% دکتر، 23% کارشناس ارشد، و مابقی یعنی 70% کارشناس بودهاند. در همان سال، از تعداد 98732 نفر عضو تماموقت مراکز آموزش عالی خصوصی، 2% مدرک دکتری، 12% کارشناسی ارشد و 86% مدرک کارشناسی داشتهاند. در دانشگاه آزاد، از 788 نفر عضو هیئتعلمی فقط 25 نفر مدرک دکترای تخصصی داشتند. افزونبراین، در این مراکز آموزشی، بهعلت مشکل آشنایی با زبان خارجی، کمتر از منابع بینالمللی استفاده میشود؛ همچنین، آموزشگران و مجریان فضای کافی و راحت در اختیار ندارند. حقوق کارکنان دانشگاههای عمومی نیز کافی گزارش نشده است. همچنین ترک تحصیل در این دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی رایج است؛ چنانکه در 1995م، حدود 16% از دانشجویان دانشگاههای عمومی و نزدیک به 6/10% از دانشجویان مراکز آموزشی خصوصی دانشگاه را ترک کردند (Taylor and Francis Group, 2000).عامل دیگر رتبهبندی پایین دانشگاههای اندونزی، تمرکز دانشگاههای عمومی در شهرهای بزرگ و محرومیت نقاط دورافتاده از این مزایا است؛ چنانکه در برخی از نقاط کشور حتی یک دانشگاه عمومی وجود ندارد. جایی که دارای 18000 جزیرة بزرگ و کوچک است و حدود 700 زبان محلی گوناگون در آن رواج دارد، این تمرکزگرایی اشکال عمدهای بهشمار میآید.یکی دیگر از این عوامل، نبود توان عرضة آموزش به متقاضیان بیشمار است. بنابراین بسیاری از افراد همواره در جستوجوی راهی برای تحصیل در خارج هستند، درحالیکه دانشجویان بینالمللی اندونزی تبار در جهان کمتر از 1% (حدود 7/0%) هستند (WENR, 2014).کتابشناسیجعفری، عباس. (1390). گیتاشناسی نوین کشورها. تهران: مؤسسة جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی.واتسن، سی. دبلیو. (1378). «اندونزی»، ترجمة عبدالحسین نفیسی. گزیدة مقالات دایرةالمعارف آموزش عالی (ج. 2). تهران: مؤسسة پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی.
Briney, A. (2014). Geography of Indonesia: Learn About the World's Largest Archipelago Nation. Retrieved from: https://www.thoughtco.com/geography-of-indonesia-1435052
Embassy of the Republic Indonesia in London (2009). Education System in Indonesia. Retrieved from: http://www.indonesianembassy.org.uk/education_system.html
Europa Publications. (2009) . The Europa World of Learning 2010. London: Routledge.
Facts about Indonesia. (2013). What is the Literacy Rate in Indonesia, a Country in the Continent of Asia? Retrieved from: http://www.country-facts. findthebest.com/Indonesia
Index Mundi. (2014). Indonesia_Literacy Rate. Retrieved from: https://www.indexmundi.com/ facts/indonesia/literacy-rate
Irandoust, S. (2014, January 11). “High Time for Internationalization of Indonesian Higher Learning”. The Jakarta Post. Retrieved from: http://www.thejakartapost. com/news/2014/01/11/high-time-internationalization-indonesian-higher-learning.html
Jakarta Globe. (2013). Indonesia Sets Tuition Fees for State Universities. Retrieved from: http://jakartaglobe.id/news/ government-sets-tuition-fees-for-state-universities/
Manshur, F. M. (2009). Higher Education in Indonesia. Paper Presented at the International Forum for Education 2020, East-West Center, Honolulu, Hawaii.
Nizam. (2006). “The Need for Higher Education Reform”. Higher Education in South-East Asia. Bangkok: Unesco Asia and Pacific Regional Bureau for Education.
Taylor and Francis Group. (2000). The World of Learning 2001. London: Europa Publications Limited.
Top universities. (2013). Universitas of Indonesia. Retrieved from: https://www.topuniversities.com/universities/ universitas- indonesia
Turner, P., Delahunty, B., Greenway, P., Lyon, J., Taylor, C., and Willet, D. (1997). Indonesia. Howthorn, Victoria, Australia: Lonely Planet.
Unesco. (2006). Higher Education in South-East Asia. Bangkok: UNESCO Asia and Pacific Regional Bureau for Education.
Unicef. (2013). At a Glance: Indonesia— Statistics. Retrieved from: http://www.unicef.org/infobycountry/indonesia_ statistics. html
Welch, A. R. (2007). “Blurred vision?: Public and Private Higher Education in Indonesia”. Higher Education, 54(5), 665-687.
WENR. (2014). Education in Indonesiai. Retrieved from: https://wenr.wes.org/2014/04/education-in-indonesia
Wicaksono, T. U. and Friawan, D. (2011). “Recent Developments in Higher Education in Indonesia: Issues and challenges”. In A S. Armstrong and B. Chapman (Eds.), Financing Higher Education and Economic Development in East Asia (pp. 159-188). Canberra: ANU Press.
http://ed.buffalo.edu/
http://uis.unesco.org/country/ID
http:// www.brantrack.com
عصمت فاضلی
نظام آموزش عالی اوکراین
Ukrainian Higher Education System
پایتخت: کییفنوع حکومت: جمهوریزبان رسمی: اوکراینیمساحت: 603700 کیلومترمربعجمعیت: 44291413 (جولای 2014متعداد دانشجویان: 2792012 (2013م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 75974 (در دانشگاههای با اعتبار سطح 3 و 4 در سال 2006م)تولید ناخالص ملی: 14/90 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 9/5% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 1/13% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیاوکراین ازنظر پهناوری، دومین کشور بزرگ اروپا پس از روسیه بهشمار میآید که در سدههای میانی با عنوان روسیه کییف (کیفسکی روس)، هسته مرکزی اسلاوهای شرقی بهشمار میآمد. این سرزمین در پی جنگهایی چند، تجزیه شد و زیر کنترل سایر کشورها بهویژه لهستان و از اواخر سده هجدهم میلادی زیر لوای روسیه درآمد. پس از انقلاب اکتبر 1917 در روسیه، اوکراین ازجمله جماهیر سوسیالیستی اتحاد شوروی بهشمار میآمد. این کشور در تاریخ 24 اوت 1991 و پس از فروپاشی شوروی، به استقلال رسید. سزاوار یادآوری است اوکراین حتی در زمان شوروی هم از حق رأی در سازمان ملل متحد برخوردار بود و از 24 اکتبر 1945 عضو این سازمان بهشمار میآمد. این کشور، یکی از ارکان چهارگانه تشکیلدهنده شوروی بود که در شکلگیری و فروپاشی این امپراتوری سهم بسزایی داشت.اوکراین در شمال دریای سیاه قرار دارد و طول سواحل آن 2782 کیلومتر است. طول مرزهای این کشور با 1355 کیلومتر مرز آبی و 5637 کیلومتر مرز خاکی، مجموعاً 6992 کیلومتر است. دریای آزوف در جنوبشرقی اوکراین، جزئی از دریای سیاه بهشمار میآید که بهوسیله تنگه کرچ به آن متصل است و میان روسیه، شبهجزیرة کریمه و خاک اصلی اوکراین قرار دارد. این کشور از شمال به بلاروس، از شمال شرق و شرق به روسیه، از جنوب و جنوبغربی به رومانی و مولداوی و از غرب به کشورهای لهستان، رومانی و اسلواکی محدود میشود؛ همچنین ازطریق دریای سیاه با ترکیه، بلغارستان و گرجستان دارای مرز مشترک دریایی میباشد (سفارت جمهوری اسلامی ایران در کییف، 2014).آبوهوای کشور اوکراین معتدل است. میانگین درجه حرارت در ماه جولای در حدود 10 درجه سانتیگراد (66 درجة فارنهایت) است. در ماه ژانویه، میانگین درجه حرارت به 6- درجه سانتیگراد (21 درجه فارنهایت) کاهش مییابد. میزان بارش بهطور پراکنده است و بیشترین مقدار آن در غرب و شمال و کمترین میزان آن در شرق و جنوبشرقی است. بااینحال، میانگین بارش با در نظر گرفتن تغییرات در مناطق مختلف، 50 سانتیمتر (20 اینچ) در سال است. دمای زمستان متغیر است؛ بهطوریکه در حاشیه دریای سیاه خنک و در مناطق داخلی کشور، سرد است. تابستان در بخش گستردهای از کشور گرم و فقط در جنوب کشور بسیار گرم (داغ) میشود (Encyclopedia, 2014).براساس آمار منتشرشده در 2014م، نرخ باسوادی در اوکراین، 7/99% است که این نرخ برای مردان 8/99% و برای زنان 7/99% است. ازلحاظ جمعیت در رتبه سیودوم در بین کشورهای جهان قرار دارد و نسبت جمعیت زنان به مردان 937/53% به 063/46% است. براساس گزارشهای 2011م، 9/68% از مردم اوکراین شهرنشین بودند. براساس آمار 2014م، سن 14% از مردم 14 سال و کمتر، 1/70% بین 15 تا 64 سال و 6/15% 65 سال و بالاتر است. میانگین سن زنان 7/43 سال، مردان 3/37 سال و میانگین سن کل جمعیت برابر 6/40 سال است. نرخ رشد جمعیت در این کشور 64/0-% است که از این لحاظ رتبه 226 را در بین کشورهای جهان داراست (Central Intelligence Agency, 2014).نشانگر توسعة انسانی در اوکراین در سال 2012، 74/0 گزارش شده است که نشان میدهد این کشور در گروه توسعه انسانی بالایی قرار دارد و جایگاه آن در بین 187 کشور، 78 است. امید به زندگی هنگام تولد 8/68 سال است و میانگین سالهای تحصیل 3/11 است. نشانگر نابرابری جنسیتی در اوکراین 338/0 است که جایگاه 57 از 148 کشور را در 2012م کسب کرده است. این نشانگر ، مربوط به 3 بعد است: نشانگر سلامت (از هر 100 هزار تولد، 32 زن به علل مربوط به بارداری فوت میشوند، و نرخ باروری بزرگسالان 1/26 بهازای هر 1000 تولد است)؛ نشانگر توانمندسازی (8% صندلیهای مجلس اوکراین در اختیار زنان است؛ 5/91% از زنان بالغ در مقایسه با 1/96% مردان به دورههای آموزشی میانی و یا دانشگاهی دست یافتهاند)؛ و نشانگر بازار کار یا به عبارتی نشانگر فعالیتهای اقتصادی (مشارکت زنان در بازار کار 3/53% در مقایسه با سهم 6/66% مردان است) (United Nations Development Programme, 2013).زبان رسمی کشور، اوکراینی است که از گروه زبانهای اسلاو شرقی است و شباهت زیادی به زبان روسی دارد؛ بهعبارتدیگر، واژگان مورد استفاده در زبان اوکراینی، بیشتر برگرفته از لهستانی است ولی دستور زبان آن، به مانند روسی است. در اوکراین، زبان روسی نیز کاربرد گستردهای دارد و بیشترین رواج را پس از زبان اوکراینی دارد. الفبای زبان اوکراینی، مانند زبان روسی سیریلیک است و تفاوت میان این دو اندک است. دین رسمی کشور، مسیحیت است. حدود 2/96% جمعیت اوکراین مسیحی هستند و پس از آن اسلام با 7/0%، یهودیت 6/0% و سایر ادیان 5/2%، جمعیت این کشور را تشکیل میدهند.از مهمترین منابع معدنی این کشور، میتوان به ذخایر گاز طبیعی، نفت، کانسنگ آهن، زغالسنگ، منگنز، نمک، سولفور، گرافیت، تیتانیم، منیزیم، کائولن، نیکل و جیوه اشاره کرد. از مهمترین صنایع کشور اوکراین نیز میتوان از تجهیزات و ماشینآلات، مواد شیمیایی، فلزات آهنی و غیرآهنی و فراوردههای غذایی نام برد (پایگاه ملی دادههای علوم زمین کشور، 1393).اوکراین ازنظر صنعتی و اقتصادی، دومین جمهوری مهم شوروی پیشین، پس از فدراسیون روسیه بهشمار میرفت. اوکراین نه تنها یکی از بزرگترین تولیدکنندگان غلات بهشمار میآید، بلکه مرکز تولید فولاد، استخراج زغالسنگ و آهن، صنایع شیمیایی و مواد غذایی نیز بوده و هست. در سالهای نخستین فروپاشی شوروی، نبود ساختارهای رسمی و قانونی جدید و نوپایی این کشور در عرصه اقتصاد بینالملل، مانع از بهبود اقتصاد این جمهوری شده بود ولی بهتازگی تحولاتی در اقتصاد آن به چشم میخورد. هواپیماسازی، تانکسازی، کشتیسازی، موشکسازی، صنایع بینایی، ساخت ماشینآلات سنگین، موتورسازی، لولهسازی، توربین، صنایع فولاد، ادوات کشاورزی، صنایع سبک، صنایع شیمیایی، مواد غذایی، الکترونیک، رایانه، پوشاک، سیمان، پارچهبافی و تولید الیاف مصنوعی، در زمرة محصولات صنعتی اوکراین بهحساب میآیند.اوکراین که خاک سیاه یا چرنوزیوم بخش وسیعی از خاک آن را پوشانده است، یکی از غنیترین اراضی کشاورزی شوروی پیشین و منطقه را دارد و انواع گندم، چغندرقند، سیبزمینی، گل آفتابگردان، پنبه، تنباکو، سویا، علوفه، کائوچو، سقز و انواع میوه و سبزی در آن کشت میشود؛ همچنین سالانه در حدود 9/8 میلیون متر مکعب چوب از جنگلهای آن بهدست میآید. اوکراین، در گذشته بهدلیل تولید انبوه غلات به سیلو یا سبد نان اروپا معروف بود. امروزه نیز سالانه بین 45 تا 55 میلیون تن غلات در اوکراین برداشت میشود.حدود 45% از برق مصرفی اوکراین از 5 نیروگاه هستهای این کشور تأمین میشد که با توقف کار نیروگاه هستهای چرنوبیل، تعداد این نیروگاهها به چهار نیروگاه کاهش یافت و بنا به ادعای مقامات اوکراینی 7% از توان تولید الکتریسته نیروگاههای هستهای این کشور کاسته شد. مابقی برق مصرفی و مورد نیاز، ازطریق 32 نیروگاه حرارتی و برق آبی این کشور فراهم میشود؛ همچنین علیرغم اینکه اوکراین 65% منابع زغالسنگ شوروی سابق را در خود جای داده بود ولی ازنظر برخورداری از منابع نفتی کشوری فقیر بهشمار میآید؛ همچنین منابع فقیر گاز طبیعی اوکراین در دریای سیاه و ناحیه سومی واقع شده است (سفارت جمهوری اسلامی ایران در کییف، 2014).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیدر ماده 53 قانون اساسی اوکراین خاطرنشان شده است که همة افراد، حق برخورداری از تحصیل رایگان عمومی را دارند. تحصیل تا پایان دوره میانی (کلاسهای 1 تا 9) در این کشور رایگان و اجباری است. شهروندان همچنین حق برخورداری از تحصیلات دانشگاهی عمومی رایگان را پس از گذراندن آزمونهای رقابتی نیز دارند. مطابق این قانون، شهروندان اقلیتهای ملی حق تحصیل به زبان مادری خود و یا آموزش زبان خود در مراکز آموزش عمومی و شهری و یا در جوامع فرهنگی ملی مخصوص خود را دارند (International Bureau of Education, 2011).دورههای آموزشی با دورة پیشدبستانی شروع میشود. این دوره شامل کودکان سه تا پنجساله میشود و اجباری برای گذراندن آن وجود ندارد. پس از آن، دوره آموزش پایه است. این دوره شامل کلاسهای 1 تا 4 است و سن ورود به این دوره 6 یا 7 سال است. آموزش اجباری از این دوره شروع میشود. دوره تحصیل اجباری، با گذراندن دورة راهنمایی (کلاسهای 5 تا 9) کامل میشود. دانشآموزان پس از گذراندن کلاس نهم و درصورت موفقیت در امتحانات نهایی، موفق به دریافت مدرک پایة دورة آموزش راهنمایی عمومی میشوند. با بهدست آوردن این مدرک، افراد میتوانند به دوره آموزش میانی دوم (کلاسهای 10 و 12)، مدارس تجارت حرفهای، مدارس فنی و یا مدارس مهارتآموزی راه پیدا کنند. درصورتیکه دورة آموزش میانی دوم (کلاسهای 10 و 12) را با گذراندن امتحانات نهایی، به موفقیت طی کنند، مدرک پایان دوره تحصیلی را دریافت خواهند کرد.قانون آموزش در دوره میانی در 1999م تغییرات زیادی را در ساختار، طول مدت و محتوای آموزش دوره اول و دوم میانی ایجاد کرد. تغییرات از سال 2001 شروع شد و پایان آن سال تحصیلی 2013-2012 در نظر گرفته شد. در این قانون، قرار بر این شد که دورة ابتدایی چهارساله شود و شروع سن آن ششسالگی باشد. همچنین دوره اول آموزش میانی 5 سال و دوره دوم سه سال و همراه با گذراندن دورههای مهارتآموزی تخصصی باشد. دوره دوازدهساله تحصیل برای همة دانشآموزان اجباری باشد. براساس این قانون، ساعات آموزشی (به مدت 60 دقیقه) در سال، بایستی بهاینترتیب باشد: 700 ساعت برای کلاسهای 1 و 2؛ 790 ساعت برای کلاسهای 3 و 4؛ 860 ساعت برای کلاس 5؛ 890 ساعت برای کلاسهای 6 و 7؛ 950 ساعت برای کلاسهای 8 و 9؛ و 1030 ساعت برای کلاسهای 10 تا 12. کلاسها از اول سپتامبر (10 شهریور) آغاز میشود و نباید تا پس از اول جولای (10 تیر) ادامه یابد. در دوره دبستان، نباید کمتر از 175 روز کاری و در دورههای دیگر کمتر از 195 روز کاری (بهاستثنای ایام امتحانات) کلاس برگزار شود. مقدار ساعت تدریس کلاسی، بایستی در کلاس اول 35 دقیقه، در کلاسهای دوم تا چهارم 40 دقیقه و برای کلاسهای پنجم تا دوازدهم 45 دقیقه باشد.برنامة درسی در دوره دبستان و راهنمایی، دارای دو بعد است: عمومی و مدرسهای. اجزای درسی در برنامه دولتی شامل سطح و مقدار دانش ضروری برای هر شخص است: زبان (مادری و رسمی کشور، زبان و ادبیات خارجی)؛ ریاضی؛ اطلاعات پایهای و اساسی؛ موضوعات اجتماعی (تاریخ، قانون)؛ جغرافیا؛ علوم طبیعی (فیزیک، شیمی، زیستشناسی)؛ صنایع دستی؛ تربیتبدنی؛ و هنر. مواد درسی مدرسهای شامل موضوعات انتخابی و ترجیحات دانشآموزان و تلاشی بهمنظور رشد تفاوتهای فردی دانشآموزان است.در سال 2007 اوکراین برای اولینبار، در آزمون تیمز شرکت کرد. براساس نتایج بهدست آمده بهخصوص عملکرد بینالمللی، در پایههای تحصیلی 4 و 8، رتبه اوکراین از رقبای منطقهای خود همچون روسیه، قزاقزستان، ارمنستان و کشورهای بالتیک پایینتر بود (International Bureau of Education, 2011). روند ارزیابی بینالمللی در علوم و ریاضی (آزمون تیمز) در 2011م، بیانگر پیشرفت این کشور، در پایة تحصیلی هشتم داشت. بهطوریکه در امتیاز بهدست آمده در علوم، بالاتر از متوسط (501 امتیاز در مقابل 485 در سال 2007) بود و در ریاضی نیز پیشرفت مشاهده میشود (479 در مقابل 462 در سال 2007) (The World Bank Group, 2014).اصول و اهداف عمومی آموزش:اهداف اصلی و خطمشیهای آموزش پایه بهشرح زیر است:·بالا بردن سطح آموزش اوکراین در سطح جهانی؛·احیای ویژگیهای ملی و اصیل کشور؛·بازسازی کامل محتوا، گونهها و روشهای آموزشی همراه با نوسازی ساختاری سازمانی؛·توانمندسازی و غنیسازی ظرفیت ذهنی، فکری و رفاهی شهروندان؛·ارتقاء سطح علوم و اقتصاد به سطوح بالاتر (International Bureau of Education, 2011).پیوستن اوکراین به موافقتنامه بولونیا: اوکراین در 2005م به موافقتنامه بولونیا پیوست؛ موافقتنامهای که با هدف ایجاد محدودهای برای آموزش عالی در اروپا و بهبود کیفیت آموزش در سراسر کشورهای اروپایی، بهمثابة بخشی از فرایند سیاسی اروپایی شدن آموزش عالی ایجاد شده بود (Parusinski, 2010). موافقتنامه بولونیا، منجر به ایجاد اصلاحاتی در برنامههای درسی دانشآموزان، باتوجهبه نیاز کارفرمایان و صنایع در اوکراین شده است و بیش از کمیّت، بر کیفیت آموزش پا میفشارد.بازیگران اصلی موافقتنامه بولونیا به این شرح هستند: وزرای آموزش کشورهای امضاءکنندة بیانیه بولونیا؛ نمایندگان دانشگاههای اروپایی، مؤسسات حرفهای آموزش عالی، دانشجویان، سازمانهای تضمین کیفیت، سازمانهای آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد- مرکز اروپایی برای آموزش عالی، آموزش بینالمللی و کسبوکار اروپا؛ این فرایند همچنین بهوسیلة کمیسیون اروپا و شورای اروپا پشتیبانی میشود (European University Association, 2014).آکادمی ملی علوم اوکراین: این فرهنگستان در 1918م، در شهر کییف پی نهاده شد. نام این سازمان از زمان تشکیل تاکنون پنج بار تغییر یافته است. در 1918م با نام «آکادمی علوم اوکراین» تأسیس شد. از 1936-1921م با نام «آکادمی اوکراین و همه علوم»، از 1991-1936م با نام «آکادمی علوم اوکراین» و از سال 1993-1991م با نام «آکادمی علوم اوکراین» شناخته میشد. از سال 1994 تاکنون با نام «آکادمی ملی علوم اوکراین» شناخته میشود.این آکادمی، بالاترین سطح پژوهشی در کشور اوکراین است. این مؤسسة مهم پژوهشی بههمراه پنج آکادمی تخصصی، در رشتههای گوناگون علمی است. آکادمی ملی علوم اوکراین، متشکل از گروهها، بخشها، مؤسسات پژوهشی، مراکز علمی و دیگر سازمانهای علمی حمایتکننده است. این آکادمی سالیانه به کابینه وزیران اوکراین گزارش میدهد. این سازمان ساختاری مستقل و جدا از دیگر سازمانها و وزارتخانههای اوکراین دارد. این فرهنگستان دانشپژوهان را (اعم از اعضای مکاتبهای و اعضای خارجی و همچنین همه دانشمندانی را که در مؤسسات فرهنگستان فعالاند) به یکدیگر ارتباط میبخشد. خطوط اصلی پژوهشهای انجامشده در این فرهنگستان، علوم کاربردی، علوم انسانی، علوم اجتماعی و علوم مهندسی است. طی سال 2001، دانشمندان این فرهنگستان، بیش از 460 اختراع ثبت شده و بیش از 480 کشف علمی جدید داشتهاند. فرهنگستان علوم اوکراین، مرکز معتبری در زمینه مطالعات مواد است؛ بهویژه در بخشهایی چون جوشکاری برقی و فلزشناسی، فلزشناسی پودر و سرامیک، الماس مصنوعی و دیگر مواد سخت (علینژاد، 1383).آکادمی در سال اول استقرار خود، شامل سه بخش علمی تاریخ و زبانشناسی، فیزیک و ریاضیات، مطالعات اجتماعی و اقتصادی بود که بهنوبة خود، شامل 3 مؤسسه و 15 کمیسیون بودند و 140 دانشمند در آنها کار میکردند (www.nas.gov.ua). در سال 2006 این آکادمی متشکل از 3 واحد، 14 بخش، 6 مرکز علمی منطقهای در سراسر اوکراین و 173 مؤسسه پژوهشی در سطح ملی بود. بیش از 43613 نفر در این مراکز، مشغول به کار بودند که از این تعداد 16813 پژوهشگر و 2493 دارای مدرک دکترای علوم و 7996 نفر دانشجوی دکترای علوم هستند.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیوزارت آموزش و علوم اوکراین، مدیریت نظام آموزشی را برعهده دارد. این وزارتخانه، عهدهدار مسئولیت آموزش و آموزش عالی است. علاوهبر وزارت آموزش و علوم، نهادهای دیگری نیز در مدیریت آموزش عالی نقش دارند که عبارتاند از: شورای عالی ارزشیابی مدارک اوکراین و کمیسیون دولتی صدور اعتبارنامه آموزشی.وظایف وزارت آموزش و علوم اوکراین بهشرح زیر است:·مشارکت در تعیین سیاستهای دولتی در عرصة آموزش، پژوهشهای علمی و تربیت کارکنان متخصص؛·طراحی برنامه توسعة نظام آموزشی اوکراین و تعیین استانداردهای آموزش عمومی؛·برقراری ارتباط با مؤسسات آموزش عالی و سازمانهای حکومتی کشورهای خارجی در محدودة اختیارات وزارتخانه؛·بازرسی و اعتباربخشی به مؤسسات آموزش عالی، صدور مجوز و گواهینامه فعالیت به مؤسسات آموزش عالی؛·ارزشیابی کارکنان آموزشی و علمی- آموزشی دانشگاهها - اعطای درجههای دانشگاهی (مربی، استادیار، دانشیار، استاد) و عنوانهای علمی.شورای ارزشیابی مدارک اوکراین: این شورا که در زمره نهادهای آموزش عالی است، وظایف زیر را برعهده دارد:·ارزیابی کارکنان آموزشی و آموزشی- پژوهشی؛·نظارت بر فعالیتهای مربوط به دفاع از پایاننامههای دکتری و اعطای مدارک علمی (دکتری و پسا دکتری)؛·اعطای عنوانهای علمی.کمیسیون دولتی صدور اعتبارنامه آموزشی: این کمیسیون، از نمایندگان وزارت آموزش و علوم اوکراین و سایر وزارتخانهها و اداراتی تشکیل شده است که مؤسسه آموزش عالی مربوط به آنها تعلق دارد.اختیارات این کمیسیون به این شرح است:·تعیین میزان مطابقت کیفیت آموزش دانشگاه و یا مؤسسه آموزش عالی مورد نظر، با استانداردهای آموزشی عمومی، باتوجهبه رشته تحصیلی و داشتن مجوز صدور مدارک تحصیلی رسمی؛·تعیین سطح اعتبار آموزشگاه و اطلاعرسانی عمومی دربارة کیفیت فعالیتهای آموزشی و علمی در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی.سایر سازمانها و اتحادیههایی که در چهارچوب مقررات آموزش عالی اوکراین در امر آموزش عالی نقش دارند، عبارتاند از:·کنگره سراسری استادان و کارمندان بخش آموزش اوکراین؛·مجمع عمومی استادان دانشگاههای مختلف؛·اتحادیة استادان و کارمندان بخش آموزش در سطح ناحیه، شهر و استان.سازمانهای خودگردان اجتماعی فعال در نظام آموزشی اوکراین میتوانند پیشنهادهای خود را برای تغییر و بهبود سیاستهای آموزشی دولت ارائه کنند (علینژاد، 1383).یکی از چالشهای نظام مدیریت و اداره مؤسسات آموزش عالی اوکراین، ساختار پراکندة آن است. بهطوریکه در آغاز سال تحصیلی 2010-2009، 293 مؤسسه دارای اعتبار سطح یک و دو زیر نظر وزارت آموزش و علوم، 56 مؤسسه زیر نظر وزارت بهداشت، 47 مؤسسه زیر نظر وزارت امور کشاورزی، 35 مؤسسه زیر نظر وزارت جهانگردی و فرهنگ، 20 مؤسسه زیر نظر وزارت حملونقل و ارتباطات، 13 مؤسسه زیر نظر وزارت امور داخلی (وزارت کشور)، 10 مؤسسه زیر نظر وزارت خانواده، جوانان و ورزش و 8 مؤسسه زیر نظر کمیتة دولتی جنگلداری اوکراین قرار داشتند. علاوهبراین، 5 مؤسسه آموزش عالی دارای سطح یک و دو زیر نظر وزارت دفاع اوکراین و وزارت کار و امور اجتماعی اوکراین اداره و 169 مؤسسه آموزش عالی زیر نظارت سایر وزارتخانهها مدیریت میشدند (United Nations Development Programme, 2010).آموزش عالینخستین مؤسسات آموزش عالی در اوکراین در اواخر سده شانزدهم و اوایل سده هفدهم میلادی پدید آمدند که نقش مهمی در توسعه اقتصادی و فرهنگی کشور داشتند. اولین مؤسسة آموزش عالی اوکراین، مدرسة استرزاکا بود که مشابه مؤسسات آموزش عالی اروپای غربی زمان خود بود. در 1576م در شهر استورگ، کالجی بهعنوان نخستین مؤسسة آموزش عالی در سرزمینهای اسلاو شرقی تأسیس شد. قدیمترین دانشگاه، آکادمی موهیلا کییف بود که برای اولینبار، در 1632م تأسیس و در سال 1694 رسماً بهوسیلة دولت امپراتوری روسیه، بهمثابة یک نهاد آموزش عالی به رسمیت شناخته شد. دانشگاه لویو نیز در 1661م تأسیس شد.بیشتر مؤسسات آموزش عالی در سده نوزدهم میلادی ایجاد شدند؛ برای مثال: در خارکف (1805م)، کییف (1834م)، اودسا (1865م)، و چرنیوتسی (1875م) و تعدادی از مؤسسات آموزش عالی و حرفهای مانند مؤسسة واژهشناسی و تاریخی نیژین (1805م)، مؤسسه دامپزشکی (1873م) و مؤسسه فنّاوری (1885م) در خارکف، دانشگاه پلیتکنیک در کییف (1898م) و یک مدرسه عالی معدن (1899م) در کاترینوسلاو نیز در همان سده تأسیس شدند. تا سال 1914م اوکراین 27 مؤسسه آموزش عالی داشت که حدود 25000 دانشجو در آن ثبتنام کرده بودند. بعد از آن در دورة اتحاد جماهیر شوروی، رشد سریعی وجود داشت. در 1988م تعداد مؤسسات آموزش عالی با بیش از 850000 دانشجو به 146 افزایش یافت. بسیاری از مؤسسات آموزش عالی که پس از 1990م پا گرفتهاند، ازسوی بخش خصوصی بنیان نهاده شدهاند.آموزش عالی در اوکراین، دارای دیرینهای طولانی و غنی است و مدتهاست که دانشجویان، دانشآموختگان و دانشگاهیان آن، در سراسر جهان شناخته شده هستند. پیشگامان پژوهش مسائل علمی مانند دیمیترو میکولا ژوکوفسکی، مندلیف، Yeugeny Paton که بخشی از تاریخ جهانی در زمینه پیشرفت علمی بهشمار میآیند، در دانشکدهها و مؤسسات آموزش عالی این کشور، فعالیت داشتهاند (Kremen and Nikolajyenko, 2006).آمار نشان میدهد که اوکراین، دستکم، یکی از وزنههای سنگین آموزشی در اروپا است. تعداد زیادی مؤسسه آموزش عالی دارد، چهارمین گروه بزرگ دانشجویان را در اروپا پس از روسیه، انگلستان و فرانسه داراست و سابقهای طولانی در آموزش عالی دارد که دیرینه آن به سده شانزدهم میلادی باز میگردد. بااینهمه، هنوز هم دارای مشکلات فراوانی است (Parusinski, 2010).ساختار آموزش عالی اوکراین، با ساختار نظام آموزش عالی کشورهای پیشرفته دنیا همسویی دارد. این نظام را یونسکو و سایر سازمانهای بینالمللی تأیید کردهاند. آموزش عالی، بخشی از نظام فراگیر آموزشی اوکراین است که در قانون آموزشی کشور تعریف شده است. براساس این قانون، آموزشکدهها، انستیتوها و دانشگاههای اوکراین، آموزش عالی را در سه سطح عمومی، تکمیلی و عالی ارائه میکنند. هدف از ایجاد مدرسة عالی در اوکراین، رفع نیازهای آموزشی فردی، بازسازی سنتهای ملی، افزایش تجربه، بازسازی منبع فکری و روحی، ارتقای فرهنگ، علم و فنّاوری جامعه به سطح جهانی، ایجاد مردمسالاری و فراهم ساختن بازار کار برای کارشناسان عالی است.سال تحصیلی در دانشگاهها، از دو نیمسال تشکیل شده و بین دو نیمسال، دو هفته همزمان با عید کریسمس (اوایل دی ماه) تعطیل هستند. آموزش بهصورت حضوری (تماموقت) و یا غیرحضوری (نیمهوقت) و یا شبانه انجام میشود. تعداد ساعات تعیینشده برای هر درس، ملاک اندازهگیری آن درس است و نه تعداد واحدهای درسی. در نظام آموزشی اوکراین، واحد درسی وجود ندارد (علینژاد، 1383). لازم به یادآوری است که اعتبار ECTS استانداردی برای مقایسه پیشرفت و عملکرد تحصیلی دانشجویان آموزش عالی در سراسر اتحادیه اروپا و دیگر کشورهای اروپایی همکار است. بعد از پایان موفقآمیز تحصیلات، اعتبار ECTS اهداء میشود. یک سال تحصیلی مطابق با 60 ECTS است که معادل 1800-1500 ساعت آموزش است.براساس آمار سال تحصیلی 2012-2011، اوکراین دارای 2312000 دانشجو است که 24% در دوره تخصصی مرحله اول، 55% در دوره کارشناسی، 15% در دوره تخصصی مرحله دوم و 6% در دوره کارشناسی ارشد در 846 دانشگاه این کشور مشغول به تحصیل هستند. از بین این 846 دانشگاه، 661 دانشگاه عمومی و 185 آن خصوصی هستند (European Commission, 2012). توزیع دانشجویان (در سطح سه و چهار) در سال تحصیلی 2007-2006 به این شرح بوده است: دورة تخصصی مرحله اول 23%، کارشناسی 38%، دورة تخصصی مرحله دوم 32%، و کارشناسی ارشد 7% (Nikolayenko, 2007).توزیع درصدی دانشجویان در انواع مختلف دورههای آموزشی در سال 2007-2006 به این شرح بوده است: 4/12% در مدارس فنی، 9/8% کالجها، 5/12% در آکادمیها، 3/3% در مدارس تخصصی، 9/55% در دانشگاهها، و 7% در انستیتوها (Makogon and Orekhova, 2007).اعتبار مؤسسات آموزش عالی: قانون آموزش عالی اوکراین، مصوب سال 2002 چهار سطح از مؤسسات آموزش عالی دارای اعتبار علمی را تعیین کرده است:·مؤسسات آموزش عالی سطح یک که به آموزش مهارتهای تخصصی سطح اول میپردازند.·مؤسسات آموزش عالی سطح دو که به آموزش دورههای تخصصی سطح اول و یا کارشناسی میپردازند.·مؤسسات آموزش عالی سطح سه که به تربیت دانشجویان دورههای کارشناسی و دورههای تخصصی میپردازند و در برخی از رشتهها نیز دورههای کارشناسی ارشد ارائه میدهند.·مؤسسات آموزش عالی سطح چهار که به تربیت دانشجویان دورهها کارشناسی، متخصصان، کارشناسی ارشد، دوره تخصصی تحصیلات تکمیلی، دکتری و پسا دکتری میپردازند (ایسنا، 1392).تعداد اعضای هیئتعلمی که در دانشگاههای با اعتبار سطح سه و چهار در 2006م مشغول به کار بودند 75974 است. این افراد در حکم آموزشگران آموزشی و پژوهشی شناخته میشوند. از بین آنها 6558 نفر دارای دکترای علوم، 37571 نفر دکترای تخصصی، 6546 نفر استاد و 28540 نفر دانشیار بودند (Kremen and Nikolajyenko, 2006).انواع دانشگاهها (آکادمیها): وزارت آموزش و علوم (ورزش و جوانان) گروههای زیر را بهعنوان مؤسسات آموزش عالی که دارای سطح بالایی از اعتبار هستند، به رسمیت میشناسد:·دانشگاههای کلاسیک؛·دانشگاههای فنی؛·فنّاوری (ساختوساز، ترابری)؛·آموزشی (بشردوستانه، تربیتبدنی و ورزش)؛·فرهنگ (هنر، طراحی)؛·دانشگاههای مراقبتهای بهداشت؛·دانشگاه کشاورزی؛·اقتصاد (امور مالی، اداری، بنگاهداری)؛·قانون (اجرای قانون، پشتیبانی مدنی و ایمنی زندگی)؛·دانشگاههای خصوصی.انواع مؤسسات آموزش عالی: در اوکراین شش نوع مؤسسه آموزش عالی وجود دارد:·دانشگاهها: دانشگاهها دارای اعتبار سطح چهار هستند که ممکن است مؤسسات چندرشتهای (مدل یک دانشگاه کلاسیک) یا واحدی از یک دانشگاه باشند (تمرکز بر برخی از زمینههای حرفهای خاص مانند فنی، پزشکی، کشاورزی، آموزشی، اقتصاد، حقوق و غیره). آنها بهعنوان مراکز پژوهشی و روششناسی پیشرو در هر دو نوع پژوهش بنیادی و کاربردی عمل میکنند.·آکادمیها: آکادمیها دارای اعتبار سطح چهار هستند. آنها بر روی حیطه خاصی از دانش متمرکزند و البته بهعنوان مراکز پژوهشی و روششناسی در هر دو زمینه پژوهش بنیادی و کاربردی نیز فعالیت دارند.·انستیتوها: انستیتوها دارای اعتبار سطح سه و چهار هستند. ضمن آنکه بر روی حیطه خاصی از دانش تمرکز دارند، در حیطه پژوهشهای بنیادی و کاربردی نیز فعالیت دارند. انستیتوها ممکن است بهصورت مستقل و یا واحدی از دانشگاه یا آکادمی باشند.·کنسرواتوآر: کنسرواتوآر دارای اعتبار سطح سه است. آموزش آن در حیطه فرهنگ و هنر و اختصاصاً موسیقی انجام میشود. علاوهبراین، در پژوهشها هم فعالیت دارند و بهعنوان مراکز پیشگام در حیطة فعالیتهای خود هستند.·کالجها: کالجها دارای اعتبار سطح دو هستند. آموزش آنها، منجر به کسب مدارک صلاحیت تحصیلی خاص در سطح آموزش عالی میشود؛ همچنین ممکن است زیر واحدی وابسته به مؤسسات آموزش عالی دارای سطح سه و یا چهار باشند.·مدارس فنی: این مدارس دارای اعتبار سطح یک هستند. این مدارس آموزش و کارورزی را در حیطههای مختلف عرضه میکنند. ممکن است زیر واحد مؤسسات آموزش عالی دارای سطح سه و یا چهار باشند (European Commission, 2012).جدول 1. تعداد مؤسسات آموزش عالی اوکرایننوع مؤسسه آموزش عالیتعداد (2012م)دانشگاه197آکادمی66انستیتو102کنسرواتوآر1کالج238مدارس فنی242
(European Commission, 2012)
مدارک تحصیلی آموزش عالی:در نظام آموزش عالی اوکراین، چهار دوره آموزشی وجود دارد: دوره تخصصی مرحله نخست، کارشناسی، دوره تخصصی مرحله دوم و کارشناسی ارشد. در ادامه به اختصار مشخصات هریک بررسی میشود:دوره تخصصی مرحله اول: دورهای کوتاهمدت مهارتآموزی در آموزش عالی است که پس از پایان تحصیلات متوسطه (بعد از پایان کلاس نهم یا کلاس یازدهم) آغاز میشود. این دورة کوتاهمدت شامل مهارتهای خاص و دانش کافی برای انجام وظایف شغلی مشخص در سطح معینی از فعالیت حرفهای است. طول مدت این دوره، بهطور عادی دوونیم الی سه سال است. افرادی که بعد از سال نهم به این دوره وارد میشوند، میتوانند همزمان تحصیلات دوره میانی خود را کامل کنند.کارشناسی: دورهای از آموزش عالی است که افراد پس از پایان تحصیلات متوسطه، وارد آن میشوند. افراد در این دوره، مهارتها و دانشهای بنیادی و ویژه را برای انجام وظایف در سطح حرفهای (در زمینه اقتصاد، علوم، مهندسی، فرهنگ، هنر و غیره) میآموزند. بهطور معمول، مدت پایان این دوره چهار سال است (240 ECTS credits).دوره تخصصی مرحلة دوم: دورهای از مهارت علمی در سطح آموزش عالی است که افراد دارای مدرک کارشناسی، برای تکمیل تحصیلات خود، وارد این مرحله میشوند. در این دوره نیز مهارتهای علمی و آموزشی، برای انجام فعالیتهای حرفهای (در زمینة اقتصاد، علوم، مهندسی، فرهنگ و هنر و مواردی دیگر) آموزش داده میشود. طول این دوره تحصیلی نیز بهطور عادی، یک سال است (60 (ECTS credits.کارشناسی ارشد: دورهای از تحصیلات عالی است که افراد پس از پایان تحصیلات تکمیلی، در دوره تخصصی مرحله دوم با ورود به دوره کارشناسی ارشد، مهارتهای لازم را برای داشتن شخصیت خلاق در سطوح مختلف حرفهای در فعالیتهایی نظیر مهندسی، مدیریت بازرگانی، تعلیموتربیت، هنر و مواردی دیگر کسب میکنند. پایان این دوره تحصیلی، یک الی یکونیم سال طول میکشد. در طول دورة کارشناسی ارشد، دانشجویان ملزم به تدوین پایاننامه خود درباره موضوع مشخص و ارائة آن هستند؛ همچنین باید قادر به جمعآوری، تجزیهوتحلیل، خلاصه و ارتباط برقرار کردن بین تئوری و عمل باشند. در بیشتر موارد دانستن زبان خارجی نیز مورد نیاز است (90-60 ECTS credits).دورههای تخصصی و کارشناسی ارشد، در رشتههایی نظیر پزشکی، دندانپزشکی و دامپزشکی پس از به پایان رساندن دورة میانی آغاز میشود و پنج الی شش سال طول میکشد (360-301 ECTS credits) (ایسنا، 1392).مدارک تحصیلی دکتری: در سطح دکتری، اوکراین دارای نظام دو مدرکی است.دکترای تخصصی: در اوکراین به Candidate of Sciences معروف است. به شخصی اعطاء میشود که با داشتن مدرک تخصصی و یا کارشناسی ارشد، به تناسب رشتة تحصیلی خود، در دوره دکتری پذیرفته شود و بعد از حداقل سه سال تحصیل و انجام کار پژوهشی در دانشگاههای دارای سطح اعتبار چهارم و یا مؤسسات پژوهشی فرهنگستان ملی علوم اوکراین امتحانات مربوط را با موفقیت بگذراند و از رساله دکتری خود دفاع کند.دکترای علم: بالاترین درجة علمی در کشور اوکراین است. افرادی که مدرک دکترای تخصصی و سابقه پژوهشی و علمی داشته باشند، میتوانند این دوره را بگذرانند و بایستی رساله افراد در این دوره، نقش اصلی و مهمی در زمینه خاصی از یادگیری داشته باشد (علینژاد، 1383).طبقهبندی دانشجویان در مؤسسات آموزش عالیمطابق با قوانین اوکراین، دانشجویان در مؤسسات آموزش عالی بهشرح زیر، طبقهبندی میشوند:·دانشجویان تماموقت: دانشآموختگان دورة میانی که در یک مؤسسه آموزش عالی ثبتنام کرده باشند و به دنبال اخذ مدرک حرفهای تأیید شده هستند.·دانشجوی دانشکدة افسری: افرادی که در یک نهاد آموزش عالی نظامی ثبتنام کردهاند.·دانشجویان از دور: دانشجویانی که در دورههای آموزش از دور، ثبتنام کردهاند.·دستیار-کارآموز: دارندگان مدرک کارشناسی ارشد یا متخصص که در مؤسسات آموزش عالی هنر با هدف بهبود مهارتهای هنری خود ثبتنام کردهاند.·کارورزان پزشکی: دانشآموختگان یکی از مؤسسات آموزش عالی پزشکی و دارندگان مدرک تخصصی که بایستی یک دوره کارآموزی در کار حرفهای را قبل از دریافت مجوز پزشکی یا داروسازی بگذرانند.·همراهان بالینی: متخصص یا دارندگان مدرک کارشناسی ارشد در پزشکی که در مؤسسات آموزش عالی برای اهداف توسعه حرفهای ثبتنام کردهاند (Kremen and Nikolajyenko, 2006).دانشگاههابعضی از دانشگاههای کشور اوکراین عبارتاند از:دانشگاه فنی و مهندسی کییف: این دانشگاه معروفترین دانشگاه فنی و مهندسی اوکراین با بیش از 100 سال قدمت است که در 1870م تأسیس شده است. زبان تدریس در این دانشگاه، روسی است و 24 دانشکده فنی و مهندسی دارد. رشتهها: شیمی، شیمی آلی و پلیمر، مهندسی الکترونیک، کنترل، برق، قدرت، مهندسی رایانه (نرمافزار و سختافزار)، مهندسی مکانیک، تولید، فرایند، طراحی ماشین، ریاضیات کاربردی، طراحی سیستم، ساخت ماشینآلات صنعتی، متالوژی، معدن، راه و ساختمان، سازه، نیمهرساناها، مهندسی پزشکی (تعمیرات، طراحی و ساخت)، مهندسی فیزیک، چاپ، مدیریت، بازاریابی صنعتی و مهندسی ابزار پزشکی و غیره، در دورهها تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری است. دانشگاه فنی کییف با دانشگاههای اروپا در ارتباط است.دانشگاه علوم پزشکی باهمیلت: این دانشگاه، قدمت زیادی دارد و در تخصصهای ارتوپدی و چشمپزشکی بسیار قوی است. رشتههای موجود در این دانشگاه، شامل پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و تخصصهای پزشکی و دندانپزشکی هستند و زبان تدریس در این دانشگاه روسی است.دانشگاه ملی هوایی کییف: این دانشگاه معروفترین دانشگاه علوم هوایی اوکراین است که در 1933م تأسیس شده و عضو ایکائو (نهاد تخصصی سازمان ملل متحد است که وظیفة آن هماهنگسازی استانداردهای بینالمللی پروازی و مدیریت خطوط هوایی در سطح جهان است و باشگاههای هوایی اروپا و کانادا است. رشتههای این دانشگاه، شامل تعمیر و نگهداری هواپیما، مهندسی الکترونیک هواپیما، مهندسی مکانیک هواپیما، برج کنترل، مهندسی پرواز، کنترل رادار، ترافیک هوایی، مدیریت حملونقل هوایی، رایانه (نرمافزار و سختافزار) به زبان انگلیسی و روسی در دورههای تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری میباشد.دانشگاه ملی هوا و فضای خارکف: این دانشگاه در دورههای تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در رشتههای هواپیما و بالگرد، فنّاوری ساخت و تولید هواپیما و بالگرد، سیستمهای روبوتیک، فنّاوری اطلاعات طراحی، شناخت موتورهای هواپیما، فنّاوری کنترل سیستمها، ساخت راکت و فضاپیما، نرمافزارهای سیستمهای اتوماتیک، رادیو الکترونیک، مدیریت مالی، اقتصاد، زیستفنّاوری، فنّاوری ارتباطات، سیستمهای کنترل و اتوماتیک به زبان روسی است.دانشگاه تاراس شفچنکو کییف: دانشگاه تاراس شفچنکو یا دانشگاه سرخ اوکراین، معروفترین دانشگاه اوکراین در رشتههای علوم انسانی در شهر کییف است. یک دانشگاه کلاسیک است که دورههای تخصص سطح اول، کارشناسی، تخصصی، کارشناسی ارشد، دکتری ارائه میشود. بیش از 26000 دانشجو در این دانشگاه مشغول به تحصیل هستند. دارای 14 دانشکده شامل دانشکدههای جغرافیا، تاریخ، سایبرنتیک، ریاضی و مکانیک، جامعهشناسی، فنّاوری اطلاعات، رادیوفیزیک، سیستمهای رایانهای و الکترونیکی، روانشناسی، فیزیک، فلسفه، شیمی، قانون، و اتباع خارجی است. این دانشگاه همچنین دارای 8 مؤسسه، 1 مرکز پژوهشهای آموزشی و 2 کالج است. این دانشگاه در ردهبندی جهانی در سال 2012 در گروه رتبه 550-501، در سال 2013 در گروه رتبه 450-441 و در سال 2014 در بالای گروه رتبه 430-421 قرار گرفت (www.univ.kiev.ua).دانشگاه اروپایی: یکی از بزرگترین دانشگاههای خصوصی کشور اوکراین، با 30000 دانشجوست. در 1991م تأسیس شده و در 2005م این دانشگاه، برندة جایزه دهمین مسابقه ملی کیفیت اوکراین شد و گواهی «شناخت کمال در اوکراین» به آن اهدا شد. این دانشگاه دارای دانشکدههای مدیریت و اقتصاد، حقوق، فنّاوری و نظامهای اطلاعاتی، کارآفرینی، محیطزیست و نگهداری از محیطزیست است؛ همچنین دورههای آموزشی پیش از شروع دانشگاه نیز در آن ارائه میشود (e-u.in.ua).دانشگاه خلبانی کرووگراد: این دانشگاه از معتبرترین دانشگاههای خلبانی عضو ایکائو در شهر کرووگراد اوکراین است. دورههای خلبانی عمومی و تجاری و دورههای تخصصی پروازی با هواپیماهای تکموتوره و چندموتوره، آنتونوف و یاک را آموزش میدهد.دانشگاه علوم پزشکی لویو: این دانشگاه، در سال 1748، بهوسیلة جوزف دوم که بعدها امپراتور اتریش شد، تأسیس شد و قدمت زیادی دارد. درحالحاضر، این دانشگاه دارای 88 استاد و 294 دانشیار و 400 استادیار و بیش از 4400 دانشجوست. این دانشگاه، رتبة دوم دانشگاههای علوم پزشکی بعد از دانشگاه علوم پزشکی کییف را دارد و در آن رشتههای پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و پرستاری، تخصصهای پزشکی و دندانپزشکی تدریس میشود. تخصصهای پزشکی و داروسازی آن، شامل طب داخلی (گوارش، قلب، دستگاه تنفسی)، جراحی، جراحی اعصاب، اطفال، زنان و زایمان، بیماریهای چشم، بیماریهای کودکان، ارتوپدی و اورژانس، بیماریهای عفونی و اپیدمیشناسی، بیماری سل، مغز و اعصاب، بیماریهای پوست و آمیزشی، گوش و حلق و بینی، روانپزشکی، دستگاه ادراری و تناسلی، سرطان و تومورشناسی، غدد داخلی، طب اورژانس، جراحی فک و صورت، بهداشت کودکان، ارتودنسی، فنّاوری تهیه دارو، فنّاوری صنعتی تهیه دارو، اقتصاد دارو، بازاریابی پزشکی و داروسازی است. زبان تدریس دانشگاه انگلیسی و روسی است.دانشگاه دندانپزشکی پولتاوا: این دانشگاه قویترین دانشگاه دندانپزشکی اوکراین است که در آن، به دو زبان انگلیسی و روسی تدریس میشود. رشتههای موجود در این دانشگاه، شامل دندانپزشکی و تخصصهای دندانپزشکی است. تخصصهای دندانپزشکی شامل جراحی فک و صورت، ارتودنسی، دندانپزشکی ارتوپدیک است (پایگاه ملی دادههای علوم زمین کشور، 1393).صلاحیت حرفهای آموزش عالیتأیید گواهینامة آموزش عالی در همة سطوح و در هر دو سطح آموزشی و صلاحیت حرفهای، باتوجهبه بازار ملی و بینالمللی کار است که در آن مدارک حرفهای بهعنوان شایستگی انجام وظایف خاص حرفهای و وظایف تعریفشده، تنظیم میشود. فهرست دستورالعملها و تخصصها، صلاحیتهای حرفهای در نظام آموزش عالی اوکراین را، باتوجهبه شرایط بازارهای ملی و بینالمللی کار مشخص میکند. سطح فعالیت حرفهای در اوکراین بهشرح زیر، تعریف شده است:·سطح کاربر: مهارت برای استفاده از یک نظام تنظیمشده؛·سطح اپراتور: مهارت برای آمادهسازی، تنظیم، و راهاندازی یک نظام؛·سطح عملیاتی: مهارت برای تست و تجزیهوتحلیل نظام عملیات؛·سطح فنی: مهارت برای توسعه نظامها؛·سطح پژوهش: مهارت برای انجام پژوهش نظاممند.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیبودجه مؤسسات آموزش عالی، مطابق با قوانین بودجة کشوری، قوانین اوکراین درخصوص آموزش و آموزش عالی، و قوانین مرتبط با بودجه هر استان برای هر سال تنظیم میشود. علاوهبراین، دیگر منابع بهدست آمده دربرگیرنده منابع خارجی (شهریهها و درآمدهای حاصل از فعالیتهای پژوهشی) است.بودجه آموزشی در اولویت برنامهریزی هزینهای دولت است و پارامترهای اصلی زیر را دارد:·بسط و توسعه نظام بودجة چندمنبعی؛·تحریک و جذب سرمایهگذاریها، حمایتهای مالی و کمکهای خیریه به آموزش؛·بهکارگیری هنجارهای اقتصاد مبتنیبر بازار و نظامهای پرداخت؛·شناسایی اولویتها در بودجه آموزشی؛·معافیت مالیاتی برای فعالیتهای آموزشی، با سرمایهگذاری مجدد از مبالغ بهدست آمده در فرایندهای آموزشی.اوکراین با هدف دستیابی به استانداردهای اروپا، بهتدریج در حال افزایش اعتبارات خود در امور آموزشی است؛ بهگونهای که بتواند تا سال 2015، حداقل 10% از تولید ناخالص داخلی را برای هزینههای آموزشی در نظر بگیرد. تمرکززدایی گامبهگام، جدایی از منابع بودجه، ارتباط بین وجوه اختصاص دادهشده و خدمات آموزشی عرضهشده، و تخصیص صندوق رقابتی، موجب اطمینان برای تضمین کارایی هزینههای آموزشی خواهد شد. بودجة سالیانه اختصاص دادهشده دولت به آموزش، بستگی به هزینههای هر دانشآموز دارد. اشکال مختلف حمایت مالی، شامل تأمین مالی بودجه مستقیماً ازطریق شهریه، کمکهزینة تحصیلی عمومی، کمکهای مالی گوناگون و وامهای شهرداریهاست (Kremen and Nikolajyenko, 2006).وجوه مؤسسات آموزش عالی عمومی از بودجه وزارت آموزش و علوم، جوانان و ورزش کشور اوکراین فراهم میشود. مؤسسات آموزش عالی وابسته به شهرداری نیز با بودجه شهرداریها تأمین اعتبار میشوند. دانشگاههای خصوصی نیز بهوسیلة صاحبان و بنیادگذاران خود تأمین مالی میشوند. مقدار بودجه کل آموزش 5/6% از تولید ناخالص داخلی (2/6% عمومی و 3/0% خصوصی) است، و 9/30% از آن در اختیار آموزش عالی قرار دارد؛ همچنین بخشی از بودجه دانشگاهها را وزارتخانههای مربوطه تأمین میکنند؛ برای مثال بخشی از بودجه دانشگاه کشاورزی را وزارت کشاورزی تأمین میکند و بخشی نیز بهوسیلة شهرداری همان شهری که دانشگاه در آن قرار دارد، فراهم میشود. بودجه دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی خصوصی نیز ازطریق صاحبان حقیقی یا حقوقی آنها فراهم میشود؛ همچنین در اوکراین صندوق پژوهش برای حمایت از فرایند پژوهش وجود دارد که زیر حمایت مستقیم رئیسجمهور است و 8/0% از تولید ناخاص ملی، به آن اختصاص داده میشود.دانشجویانی که در دانشگاههای عمومی، مشغول به تحصیل هستند، هزینهای پرداخت نمیکنند. علاوهبراین، دانشجویان تماموقتی که دستاوردهای تحصیلی خوبی دارند، بورس تحصیلی دریافت میکنند. بورسهای تحصیلی گوناگونی دارد: علمی، اجتماعی و ویژه. مقدار یک بورس معمولی دانشگاهی، در قانون مرتبط با آموزش عالی اوکراین، مشخص شده است و مقدار آن براساس سطح کیفی برنامههای آموزشی و برابر با 70%-60% از کمینه هزینه استانداردهای زندگی در این کشور است، که بهوسیلة مقررات و ازطریق کابینه وزیران اوکراین تعیین میشود.دانشجویانی که در دانشگاههای خصوصی تحصیل میکنند، باید شهریه تحصیلی خود را براساس قراردادها پرداخت کنند. این دانشجویان و یا اولیای آنها، ممکن است از بانکهای تجاری خصوصی یا از دولت، وامهای تحصیلی دریافت کنند؛ همچنین ممکن است اولیای دانشجویان و یا دانشجویان شاغل، متقاضی دریافت تخفیف مالیاتی باشند (European Commission, 2012).برنامهها و اصلاحات پیشروچالشهای سده بیستویکم میلادی، نیاز به نوسازی بنیادی نظام آموزشی و یادگیری مادامالعمر را الزامی ساخت. اولویتهای سیاستهای آموزشی اوکراین به این شرح است:·اطمینان از دسترسی برابر به آموزش عالی؛·تغییر محتوای آموزشی و ساختار نظام آموزشی کشور؛·یادگیری در سراسر زندگی و توسعة آموزش پیاپی؛·ترویج توسعه و رشد زبان اوکراینی؛·برآوردهسازی نیازهای آموزشی اقلیتهای ملی؛·اطمینانیابی از ایجاد وضعیت اقتصادی و اجتماعی بهتر برای کارکنان آموزشی و پژوهشی؛·یکپارچگی آموزش و علم؛·توسعه روانشناسی آموزشی؛·پیادهسازی فنّاوری اطلاعات و ارتباطات؛·تجاریسازی خدمات آموزشی؛·یکپارچهسازی علوم کشور اوکراین در شبکههای پژوهشی اروپایی و بینالمللی (Kremen and Nikolajyenko, 2006).در سال 2010، پیشنویس طرحی مبنیبر ایجاد تحولات گسترده در آموزش عالی اوکراین، در مجلس این کشور، بررسی شد که ازجمله مهمترین آنها، دادن خودمختاری بیشتر به دانشگاهها، حمایت بیشتر دانشجویان ازسوی دولت، فراهم ساختن شرایط کاری دانشآموختگان دانشگاهها و بهبود قوانین و مقررات آموزشی است. همچنین موارد زیر نیز مدنظر قرار گرفت:·بازنگری، اصلاح (یا حذف) هنجارهای تحمیلشده ازسوی وزارت آموزش برای صرف بودجه در سطح تسهیلات و امکانات؛·دادن اختیارات بیشتر به دولتهای محلی دربارة بهینهسازی مدرسهها؛·تا حد امکان، دوری جستن از استخدام دوباره بازنشستگان و بهکارگیری نیروهای جدید با استخدامهای جدید.اولویتهای مهم در توسعة بخش آموزش که بهوسیلة دولت اوکراین مطرح شده است، عبارتاند از:·ارائه کیفیت بهتر خدمات آموزشی به شهروندان اوکراینی؛·انجام ارزیابی خارجی مستقل از دانشآموختگان دوره میانی؛·تضمین استقلال گستردهتر برای دانشگاهها برای تصمیمگیری مستقل در خصوص امور تحصیلی، پژوهشی و مالی؛·پشتیبانی فراگیر برای علوم، پژوهش و توسعه، ازجمله حمایت مالی برای دانشگاههای برجسته و دیگر مؤسسات پژوهشی و همچنین فراهم آوردن تجهیزات پیشرفته؛·بهبود کیفیت کتابهای درسی برای دوره میانی و آموزش عالی (Shynkaruk, 2008).برای رسیدگی به بسیاری از مشکلات، باید دولت و نظام آموزش عالی، هم بهطور مشترک و هم بهطور مستقل تلاش کنند. نظام آموزش عالی با عملکرد خوب، شرط ضروری تحول در صنعت، رقابتیسازی کشاورزی و توسعه بخش خدماتی تکاملیافته است. اوکراین باتوجهبه جمعیت زیاد دانشجویان فنی و مهندسی که میتوانند به توسعة صنایع با فنّاوری بالا کمک کنند، توان نهفته بسیار زیادی دارد. مسائل اساسی به شرح زیر بایستی بررسی شوند:·مؤسسات آموزش عالی، باید موانع همکاری با بازار کار را از میان بردارند. آنها باید نمایشگاهها را سازماندهی کنند، با صنعت محلی همکاری کنند، در طرحهای مشترک فعالیت کنند و بهدنبال حمایتهای مالی شرکتهای بزرگ باشند. بسیار مهم است که نظام آموزش عالی، ارتباط خود را با واقعیتها حفظ کند. برای تشویق این پیوندها، دولت باید مناطق ویژة اقتصادی و پارکهای فنّاوری ایجاد کند تا شرایط مطلوب برای چنین سرمایهگذاریهای مشترک ایجاد شود. بازار کار انتظارات خود را، درباره دولت و آموزش عالی، به شیوهای روشن و متحد تدوین کند.·آموزش عالی، نیازمند چهارچوبی برای تحرک بینالمللی است: دولت بایستی سیاستهای جذب مؤسسات خارجی را در قالب دانشگاههای مشترک و مؤسسات معتبر خارجی داشته باشد. حتی میتوان برای مؤسسات آموزش عالی سطح متوسط بهوسیله معافیتهای مالیاتی، کششی ایجاد کرد.·دولت و مؤسسات آموزش عالی، بهطور یکسان نیاز به توسعة برنامههای تبادل دانشجو بینالمللی دارند که باید با همکاری مستقیم با نهادهای خارجی و تلاشهای انجامگرفته در سطح دولت انجام شود (Parusinski, 2010).کتابشناسیایسنا. (1392). «معرفی نظام آموزش عالی اوکراین». آشنایی با آموزش عالی در کشورهای جهان. بازیابی شده از:https://www.isna.ir/ news/92050100207/پایگاه ملی دادههای علوم زمین کشور. (1393). اوکراین. بازیابی شده از: http://www.ngdir.ir/geoportalinfo/psubjectinfodetail.asp? pid=668&index=0سفارت جمهوری اسلامی ایران در کییف. (2014). اوکراین در یک نگاه. بازیابی شده از: http://kiev.mfa.ir/index.aspx?siteid=30& pageid=7144علینژاد، مهرانگیز. (1383). «نظام آموزش عالی اوکراین». دایرةالمعارف آموزش عالی. تهران:بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.Central Intelligence Agency. (2014). “Ukraine”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/library/ publications/the-world-factbook/fields/2103.htmlEncyclopedia. (2014). Ukraine. Retrieved from: http://www. encyclopedia.com/topic/Ukraine.aspxEuropean Commission. (2012). Overview of the Higher Education System in Ukraine.Retrieved from:http://eacea.ec.europa.eu/tempus/ participating_countries/ overview/ukraine_tempus_country_fiche_final.pdf.European University Association. (2014). What is the Bologna Process? Retrieved from: http://www.eua.be/eua-work-and-policy-area/ building-the-european-higher-education-area/ bologna-basics.aspxInternational Bureau of Education. (2011). “Turkmenistan”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco. Kremen, V. and Nikolajyenko, S. (2006). Higher Education in Ukraine; Monographs on Higher Education. Retrieved from: http://unesdoc.unesco.org/images/0014/001465/ 146552e.pdf.Makogon, Yu. V., and Orekhova, T.V. (2007). “Ukraine Education System Transformation under Conditions of European Integration Processes”. Economics and Organization, 4(1), 1-7.Nikolayenko, S. M. (2007). Higher Education Reform in Ukraine and Bologna Process: Information Materials. Ukraine.Parusinski, J. (2010). “Ukraine’s Higher Education Institutions: Fighting isolation”. European Focus, (7), 1-8.Shynkaruk, V. (2008). Principal Trends of Modernization of Higher Education Structure in Ukraine. Ukraine: Deputy Ministry of Education and Science.The World Bank. (2010). Making Ukraine Stronger Post-Crisis. Washington, DC: Author.The World Bank Group. (2014). Ukraine Partnership: Country Program Snapshot. Retrieved from: http://www. worldbank.orgUnited Nations Development Programme. (2010). Millennium Development Goals: Ukraine– 2010. Retrieved from: http://www.undp.org/content/dam/undp/library/MDG/english/MDG%20Country%20Reports/Ukraine/2010MDGS_UKRAINE2010_REP_eng.pdf.United Nations Development Programme. (2013). Human Development Report 2013. Retrieved from:http://hdr.undp. org/sites/default/files/reports/14/hdr2013_en_complete.pdf.https://e-u.in.ua/en/http://www.nas.gov.ua/EN/Pages/default.aspxhttp://www.univ.kiev.ua/en/geninf/about
ترانه عنایتی
نظام آموزش عالی ایالات متحده امریکا
American Higher Education System
پایتخت: واشنگتن دیسینوع حکومت: جمهوری فدرالزبان رسمی: انگلیسیمساحت: 9826675 کیلومترمربعجمعیت: 318892103 (2014م)تعداد دانشجویان: 21557259 (2011م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 1565504 (2011م)تولید ناخالص ملی: 97/17 تریلیون دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 2/5% (2011م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 1/13% (2011م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیایالات متحده امریکا در نیمکره غربی زمین و در شمال قاره امریکا قرار دارد. این کشور از ۴۸ ایالت همجوار و دو ایالت جدا از دیگران (شبهجزیره آلاسکا در شمال شرق قاره امریکا و مجمعالجزایر هاوایی در اقیانوس آرام) تشکیل شده است. همچنین، در دو منطقه حوزه دریای کارائیب و نیز بخشهایی از اقیانوس آرام، جزایر کوچک و پراکندهای وجود دارند که قلمرو امریکا بهشمار میآیند، ولی بهگونهای خودگردان اداره میشوند. آلاسکا بزرگترین و رود آیلند کوچکترین ایالت امریکا بهشمار میآیند.ایالات متحده امریکا از شمال با کشور کانادا و از جنوب با کشور مکزیک مرز خاکی دارد. این کشور از شمال غرب قاره امریکا و سواحل آلاسکا نیز با روسیه مرزهای مشترک آبی دارد. ۴۸ ایالت بههمپیوسته که خاک اصلی امریکا را تشکیل میدهند، از شرق و جنوبشرقی به اقیانوس اطلس و خلیج مکزیک و از غرب به اقیانوس آرام منتهی میشوند. ایالت آلاسکا نیز از شمال به اقیانوس منجمد شمالی، از غرب به تنگه برینگ و از جنوبغربی به اقیانوس آرام کرانه میگیرد. مجمعالجزایر هاوایی هم در جنوب غرب خاک اصلی امریکا و در اقیانوس آرام واقع شده است. امریکا سومین کشور بزرگ جهان، ازنظر جمعیت و پانزدهمین کشور ثروتمند ازنظر درآمد سرانه در جهان است. درآمد سرانه در ایالات متحده 49601 دلار است.نظام اداره ایالات متحده امریکا فدرالی است. این کشور در سال 1776 استقلال خود را از بریتانیا بهدست آورد و قانون اساسی آن در 17 سپتامبر 1787 به تصویب رسید. مردم، رئیسجمهور و معاون وی را همزمان برای مدت چهار سال انتخاب میکنند. قوه مقننه آن شامل مجلس سنا (100 نماینده برای مدت شش سال) و مجلس نمایندگان (435 نماینده برای مدت دو سال) است. دیوان عالی این کشور 9 عضو دارد که ازسوی رئیسجمهور و بهطور دائم گماشته میشوند.ایالات متحده یکی از قویترین اقتصادهای جهان را دارد، اما اقتصاد آن از ایالتی به ایالت دیگر بسیار متفاوت است. درآمد برخی از ایالتها از کشاورزی، برخی از صنعت، برخی از فنّاوری بالا و برخی از خدمات است. تولید ناخالص داخلی این کشور در سال 2012، پانزده تریلیون دلار بوده که تقریباً دو برابر دومین اقتصاد بزرگ جهان، یعنی کشور چین است. ثروتمندترین ایالت ازنظر متوسط درآمد خانوار در سال 2011، ایالت مریلند با درآمد 70004 دلار و فقیرترین ایالت، ایالت میسیسیپی با 36919 دلار بود. اگرچه ایالات متحده ازنظر وضعیت اشتغال جایگاه خوبی دارد، اما ایالت رودآیلند با 9/9% بیشترین نرخ بیکاری و ایالت داکوتای شمالی با 2/3% کمترین نرخ بیکاری را دارد. در ماه می 2014، نرخ بیکاری در این کشور، 3/6 بوده است. ثروتمندترین ایالت در امریکا، کالیفرنیا است که 34/13% از تولید ناخالص داخلی این کشور که بالغ بر 94/1 تریلیون دلار است را به خود اختصاص داده است. ازنظر برابری درآمدی، ایالت یوتا با ضریب جینی 419/0 در بهترین وضعیت و نیویورک با ضریب جینی 499/0 در پایینترین وضعیت قرار دارد (U.S. Census Bureau, 2014). در سال 2011، مجموع دادوستد کالاها در امریکا، 7/3 تریلیون دلار درآمد داشته است که 2/16% آن با کانادا، 6/13% با چین و 5/12% با مکزیک بوده است (U.S. Census Bureau, 2011).براساس اطلاعات اداره آمار ایالات متحده، 4/6% از جمعیت ایالات متحده در سال 2012، زیر 5 سال، 5/23%، زیر 18 سال و 7/13%، 65 سال و بالاتر بودند. در همین سال 8/50% از جمعیت ایالات متحده را زنان و 2/49% را مردان تشکیل میدادند. در سال 2012 میانگین سنی در امریکا، 1/37 بود. در سال 2011، جمعیت شهری 250 میلیون نفر و جمعیت غیرشهری 63 میلیون نفر بوده است. تعداد خانوارهای امریکا در همین سال 77538296 خانواده و متوسط اندازه خانوار 14/3 بوده است (U.S. Census Bureau, 2014).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیازجمله مهمترین اصول و اهداف آموزشی امریکا میتوان به موارد زیر اشاره کرد:·دستیابی یکسان به آموزش عمومی، حتی برای گروههای اقلیت و معلول؛·پایبندی به باورهای مردمسالارانه و آزادیهای فردی و توجه به تنوع جمعیت؛ ·شکوفا کردن توان نهفته هریک از کودکان تا حد ممکن، تا همچون یک شهروند در جامعهای آزاد، خدمت مؤثر داشته و در بازار دادوستد جهانی رقابتی موفقیتآمیزداشته باشند؛·نظام آموزش تا حد زیادی نامتمرکز بوده و براساس قانون، خطمشیها و برنامهدرسی به عهده ایالت و مناطق واگذار شده است، بههمینخاطر قوانین حاکم بر ساختار، محتوا و برنامههای آموزشی در ایالات و مناطق گوناگون، از تنوع زیادی برخوردار است.ازجمله مهمترین اهداف ملی آموزشی امریکا میتوان به موارد زیر اشاره کرد:·همه کودکان در امریکا آماده باشند که در مدرسه به یادگیری بپردازند؛·نرخ کمینه دانشآموختگان دوره دبیرستان به 90% افزایش یابد؛·دانشآموزان امریکایی پایههای چهار، هشت و دوازده را با توانمندی چشمگیری برای تبادل اطلاعات در موضوعات گوناگون درسی بگذرانند تا برای شهروندی مسئولیتپذیر، یادگیری بیشتر و اشتغالی خلاق در اقتصاد نوین کشور آماده شوند؛·دانشآموزان ایالات متحده در پیشرفت تحصیلی در علوم و در ریاضیات اول شوند؛·هر بزرگسال امریکایی باسواد باشد و دانش و مهارتهای لازم برای رقابت در اقتصاد جهانی را بهدست آورد و به حقوق و مسئولیتهای شهروندی پایبند باشد؛·هریک از مدارس در امریکا از مواد مخدر و خشونت به دور باشد و محیطی قانونمند و مساعد برای یادگیری باشد؛·هر مدرسه مشارکت و دخالت والدین را برای پیشرفت رشد اجتماعی، عاطفی و علمی فرزندان خود افزایش دهد (آراسته، 1383).ساختار نظام آموزشینظام آموزشی ایالات متحده دارای آموزش رسمی در سه دوره (ابتدایی، میانی و عالی) است (نگاره 1). کودکان، سنین 1 تا 3 سال را در شیرخوارگاهها و کودکستانها میگذرانند که ممکن است در آموزشگاههای جداگانه یا در مدارس ابتدایی که دارای پایههای بالاتر هستند، برگزار شود. آنها معمولاً بین 8-6 سال پس از کودکستان را در مدارس ابتدایی میگذرانند و پس از آن، وارد مدارس میانی میشوند که چهار تا شش سال طول میکشد. دانشآموزان، کل این دوره را معمولاً تا سن هجدهسالگی و با پایه دوازده به پایان میرسانند. آموزش ابتدایی و میانی در مؤسسات گوناگونی مانند مدارس ابتدایی (مدارس پیشدبستانی، مدارس راهنمایی و مدارسی که پایههای ابتدایی زیادی دارند)، مدارس میانی (دبیرستانهای مقدماتی، دبیرستان و دبیرستانهای بالاتر) و مدارس ابتدایی- میانی ترکیبی که ازنظر ساختار و از محلی به محل دیگر متفاوت است، عرضه میشود. دانشآموختگان دبیرستانی که تصمیم به ادامه تحصیل میگیرند، ممکن است وارد یک مؤسسه فنیحرفهای تخصصی، یک آموزشکده مقدماتی یا اجتماع دوساله یا یک دانشگاه یا دانشکده چهارساله شوند. آموزشکده دوساله معمولاً دو سال اول برنامه درسی استاندارد چهارساله را عرضه میکند و کسانی که برنامههای آموزشی فنیوحرفهای را انتخاب میکنند، پایان راه است. واحدهای درسی که در آموزشکدههای دوساله گذرانده میشوند معمولاً قابل انتقال به دانشکده یا دانشگاه چهارساله هستند. آموزش فنیوحرفهای، مهارتآموزی فنی با مدت زمان مختلف در آموزش عالی است که به یافتن شغلی خاص میانجامد.دوره کاردانی به دستکم دو سال و دوره کارشناسی به دستکم چهار سال آموزش در دانشگاه نیاز دارد. برای دریافت مدرک کارشناسی ارشد نیاز به دستکم یک سال آموزش پس از دوره کارشناسی است؛ درحالیکه مدرک دکتری به دستکم سه تا چهار سال آموزش پس از دوره کارشناسی نیاز دارد. بین آموزشگاههای تخصصی در زمینه پیشنیازها و طول مدت آموزش، تفاوت بسیار زیادی وجود دارد. برای مثال دانشجویان پزشکی معمولاً دوره مقدماتی پزشکی را که همان برنامه دوره کارشناسی است در یک دانشکده یا دانشگاه و قبل از ورود به برنامه چهارساله یک دانشکده پزشکی میگذرانند. برنامههای آموزشی حقوق معمولاً به سه سال آموزش پس از دوره کارشناسی نیاز دارد (Snyder and Dillow, 2013). مؤسسات آموزش عالی ایالات متحده که مدرک میدهند، را به سه صورت میتوان دستهبندی کرد: عمومی یا خصوصی، دوساله یا چهارساله و انتفاعی یا غیرانتفاعی. مؤسسات آموزش عالی امریکا را میتوان در گروههای زیر دستهبندی کرد:·مؤسسات عمومی دوساله (مانند آموزشکدههای اجتماع که به آموزشکدههای کاردانی نیز شهرت دارند و در آماده کردن دانشجویان بهمنزله نیروی کار دارای گواهینامه یا مدرک کاردانی و آماده کردن آنها برای انتقال به دانشکدهها و دانشگاههای چهارساله مهم هستند)؛·مؤسسات عمومی چهارساله (مانند دانشکدهها و دانشگاهها)؛·مؤسسات خصوصی دوساله (مانند آموزشکدهها)؛·مؤسسات خصوصی چهارساله (مانند دانشگاههای پژوهشی، آموزشکدههای علوم انسانی).مؤسسات آموزش عالی ایالات متحده، با چشمپوشی از اینکه عمومی یا خصوصی باشند، همچون بنگاههای انتفاعی یا غیرانتفاعی، سازماندهی میشوند و مجوز دریافت میکنند. این بنگاهها از سوی هیئتامنا اداره میشوند و هیئتامنا ازسوی فرماندار یا قانونگذار (در مؤسسات عمومی) یا ازسوی خود هیئتامنا (در مؤسسات خصوصی) انتخاب میشوند. درصورتیکه هیئت ادارهکننده مؤسسات عمومی ازسوی مقامات ایالتی، گماشته شوند، این مؤسسات میتوانند هر سال مبلغی از بودجههای ایالت را دریافت کنند. مؤسسات خصوصی، مستقل از کنترل ایالت هستند، حتی اگر مجوز خود را از دولتهای ایالتی دریافت کنند. این مؤسسات ممکن است انتفاعی یا غیرانتفاعی باشند و امکان دارد سکولار باشند یا به یک انجمن مذهبی وابستگی داشته باشند. دولتهای ایالتی ممکن است به برخی مؤسسات خصوصی اجازه دهند وجوهی را از ایالت دریافت و برخی خدمات عمومی را عرضه کنند (National Institution for Academic Degrees and University Evaluation, 2010).آموزش برخط نیز که پدیده نسبتاً جدیدی است، در سالهای گذشته به میزان چشمگیری افزایش یافته است. در سال تحصیلی 2008-2007 در ایالات متحده نزدیک 3/4 میلیون دانشجوی دوره کارشناسی (20% از کل دانشجویان دوره کارشناسی) دستکم یک درس را از راه دور گذراندند که در مقایسه با سال 2004-2003 که 9/2 میلیون نفر بودند (16% از کل دانشجویان دوره کارشناسی)، افزایش یافته است. علاوهبراین، حدود 800000 دانشجو (22%) از کل دانشجویان تحصیلات تکمیلی در سال 2008-2007 دروسی را بهصورت از راه دور گذراندند (National Science Board, 2014). بنیاد کارنگی برای نخستینبار در سال 1973 به دستهبندی مؤسسات آموزش عالی ایالات متحده اقدام کرد. این بنیاد گزارشهایی را در سالهای 1976، 1987، 1994، 2000، 2005 و 2010 منتشر کرد. مؤسسات علمی عمدتاً براساس بالاترین مدرکی که میدهند، دوره مدرک عرضهشده و فعالیت پژوهشی، دستهبندی میشوند. بهطور خلاصه آخرین دستهبندی مؤسسات آموزش عالی ایالات متحده که در سال 2010 ازسوی این بنیاد انجام شد، بهشرح زیر است:1. دانشگاههایی که مدرک دکتری میدهند و دربرگیرنده مؤسساتی هستند که دستکم 20 مدرک دکتری در سال میدهند. این مؤسسات براساس سطح فعالیت پژوهشی به سه گروه تقسیم میشوند: فعالیت پژوهشی بسیار زیاد (108 مؤسسه)، فعالیت پژوهشی زیاد (99 مؤسسه) و دانشگاههای پژوهشی که مدرک دکتری اعطا میکنند (90 مؤسسه)؛2. دانشگاهها و دانشکدههای دارای دورههای کارشناسی ارشد که دربرگیرنده 727 مؤسسه است که دستکم 50 مدرک کارشناسی ارشد و کمتر از 20 مدرک دکتری در سال میدهند؛3. دانشکدههای کارشناسی، دربرگیرنده 808 مؤسسه هستند که در آنها دستکم 10% از همه مدارک تحصیلی در دوره کارشناسی است و در سال، کمتر از 50 مدرک کارشناسی ارشد یا 20 مدرک دکتری میدهد؛4. آموزشکدههای کاردانی شامل 1920 مؤسسه هستند که در آنها فقط مدرک کاردانی داده میشود یا تعداد مدرکهای کارشناسی که این آموزشکدهها میدهند، کمتر از 10% است؛5. مؤسسات با تمرکز خاص دربرگیرنده 851 مؤسسه هستند که در آنها دستکم 75% مدارک در یک رشته خاص یا مجموعهای از رشتههای مرتبط بههم (مانند آموزشگاههای پزشکی و مراکز بهداشتی، آموزشگاههای مهندسی و آموزشگاههای کسبوکار و مدیریت) هستند؛6. آموزشکدههای طایفهای که شامل 32 دانشکده و دانشگاه هستند که عضو کنسرسیوم آموزش عالی امریکا- هند هستند (www.Tc3.edu/global).مدارک تحصیلی مختلفی در مؤسسات آموزش عالی امریکا داده میشوند که در زیر به آنها اشاره میشود:1. مدرک کاردانی: مدرک کاردانی را میتوان بهمنزله مدرکی که با تحصیل تماموقت در دستکم دو سال، اما کمتر از چهار سال یا گذراندن بیش از 60 و کمتر از 120 واحد درسی بهدست میآید، تعریف کرد. مدرک کاردانی در زمینههای علمی یا تخصصی و نیز در پایان برنامههای آموزش فنیوحرفهای داده میشود. این مدرک را آموزشکدههای دوساله (آموزشکده اجتماع) و شمار اندکی از مؤسسات چهارساله میدهند. مدرک کاردانی ممکن است مدرک پایانی در یک زمینه تخصصی باشد یا دانشجویان را برای بهدست آوردن مدرک کارشناسی در یک مؤسسه چهارساله آماده کند. واحدهایی را که در دوره کاردانی گذرانده میشود میتوان زیر شرایط خاص به دوره کارشناسی منتقل کرد که معمولاً براساس توافق بین مؤسسات صورت میگیرد. مدرک کاردانی برخلاف گواهینامه یا دیپلم، مورد تأیید آموزش عالی است.2. مدرک کارشناسی: مدرک کارشناسی را میتوان مدرکی تعریف کرد که معمولاً به دستکم چهار سال تحصیل تماموقت نیاز دارد و نباید تحصیل در این دوره بیش از پنج سال طول بکشد. در ایالات متحده بهگونهای برنامهریزی شده است که بتوان مدرک کارشناسی را با چهار سال تحصیل تماموقت بهدست آورد، هرچند بهدست آوردن این مدرک در بسیاری از رشتهها مانند مهندسی، معماری و رشتههای دیگر بهمدت زمان بیشتری نیاز دارد، درحالیکه بسیاری از دانشجویان باانگیزه و هوشمند این دوره را در کمتر از چهار سال پشت سر میگذراند. برنامة درسی دوره کارشناسی در ایالات متحده معمولاً از دو بخش تشکیل شده است: آموزش عمومی و آموزش تخصصی. هدف آموزش عمومی عرضه دانش کلی به دانشجویان و آماده کردن آنان بهمنزله شهروندی آگاه است. مدرک کارشناسی افتخاری نیز در مؤسسات آموزش عالی ایالات متحده داده میشود که نیازمند گذراندن رساله یا انجام طرحی خاص است و ممکن است شرایط خاصی هم برای پذیرش داشته باشد.3. مدرک کارشناسی ارشد: مدرک کارشناسی ارشد نخستین مدرک در سطح تحصیلات تکمیلی یا دومین دوره در نظام آموزش عالی ایالات متحده است. بهدست آوردن مدرک کارشناسی ارشد معمولاً دو سال طول میکشد، اما این مدت بسته به چگونگی ساختار برنامه تحصیلی، پارهوقت یا تماموقت بودن دانشجو، پیشنیازهای مدرک و آمادگیهای پیشین دانشجو، ممکن است طولانیتر یا کوتاهتر باشد. مدرک کارشناسی ارشد در رشتههای علمی داده میشود که عموماً پژوهشی هستند و علاوهبر گذراندن دروس مورد نیاز و سمینار، نیازمند گذراندن آزمون فراگیر در یک زیررشته اصلی و یک یا بیش از یک زیررشته فرعی و آمادگی و دفاع از پایاننامه با راهنمایی یک عضو هیئتعلمی است. مدرک کارشناسی ارشد که در یک رشته تخصصی داده میشود، ممکن است مدرکی پژوهشی (مانند رشته مهندسی) یا بهگونهای باشد که دانشجو را برای کار عملی در یک زمینه تخصصی در سطح پیشرفته آماده کند (مانند MBA).4. مدرک دکتری: دکترای پژوهشی یا درجة دکتری در علوم نمایانگر بالاترین صلاحیت علمی در نظام آموزشی ایالات متحده است. ساختار برنامههای آموزشی دکتری در ایالات متحده بر مطالعه پیشرفته و پژوهش با نظارت استاد متکی هستند. دانشجویانی که در دکتری پذیرفته میشوند، باید تمام تکالیف مربوط به دانشآموختگی را که برای ورود به دکتری ضروری هستند، گذرانده باشند و در جلسه مصاحبه و سمینار شرکت کنند. دانشجویانی که این شرایط اولیه را در سطح رضایتبخشی (معمولاً نمره معدل A لازم است) بگذرانند، باید آزمون فراگیر کتبی را که دربرگیرنده حوزه تخصصی پژوهشی که انتخاب کردهاند، به اضافه دو یا بیش از دو حوزه تخصصی فرعی که بیشتر مربوط به زمینه پژوهشی آنان است، بگذرانند. دانشجویانی که آزمونها را با موفقیت بگذرانند و توصیهنامه از استادان دریافت کنند، نامزد دکتری تلقی میشوند؛ سپس نامزد دکتری، استاد راهنما و کمیته رساله دکترای خود را انتخاب میکند. استاد راهنما و کمیته، پروپوزال پژوهشی رساله را تأیید میکنند و به راهنمایی رساله میپردازند. زمانیکه داوطلب و استاد راهنما اعلام کنند که پژوهش، پایان یافته و رساله کامل شده است، داوطلب خود را برای آزمون عمومی شفاهی که دفاع از رساله است، آماده میکند. در پایان جلسه دفاع، کمیته رساله درباره اعطای مدرک دکتری رأی میدهند و رساله را امضا میکنند که پس از آن، رساله ازسوی دانشگاه منتشر و بهصورت الکترونیکی در اختیار جامعه علمی قرار میگیرد.5. مدرک تخصصی مقدماتی: این مدرک نشاندهندة صلاحیت در موضوعی تخصصی است که دانشجویان باید در گذشته و قبل از ورود به این دوره، مراتب و یا تکالیف خاص مربوط به دوره کارشناسی را گذرانده باشند. این مدرک در نظام آموزشی ایالات متحده همپایه با تحصیلات تکمیلی است. مدرک تخصصی مقدماتی، زمانی داده میشود که دانشجویان، برنامه آموزشی که تمام معیارهای زیر را داشته باشد، گذرانده باشند:1. انجام پیشنیازهای علمی لازم برای شروع یک حرفه؛ 2. دستکم، دو سال کار دانشگاهی قبل از ورود به دوره؛ 3. در مجموع کار دانشگاهی در دستکم شش سال تحصیلی برای پایان این دوره، که کار دانشگاهی قبلی هم طول این دوره را افزایش میدهد. مدرک تخصصی مقدماتی ممکن است در 10 رشته ازجمله پزشکی، فقه و الهیات داده شود.6. تخصص درجه متوسط: چندین مدرک تخصصی در نظام آموزش عالی ایالات متحده داده میشود که نمایانگر تحصیل و پژوهش در سطحی بالاتر از کارشناسی ارشد هستند؛ اما برابر با دکترای پژوهشی نیستند. بسیاری از این تخصصها در رشتههای تحصیلی تخصصی داده میشوند و ازنظر سطح آموزش، نشاندهندة جایگاه تخصصی پیشرفته هستند (National Institution for Academic Degrees and University Evaluation, 2010).در سال تحصیلی 2013-2012، 993000 مدرک کاردانی، 1812000 مدرک کارشناسی، 756000 مدرک کارشناسی ارشد و 175000 مدرک دکتری داده شد. تعداد مدارک داده شده در همه سطوح افزایش داشته است؛ بهطوریکه تعداد مدرک کاردانی داده شده در سال 2011-2010، 63% بیشتر از 2001-2000 بوده و در همین مدت تعداد مدرک کارشناسی 38%، تعداد مدرک کارشناسی ارشد 54% و تعداد مدرک دکتری 37% افزایش داشته است.در سال تحصیلی 2012-2011، 4706 مؤسسه معتبر، مدرک کاردانی یا بالاتر را اعطا میکردند که شامل 1649 مؤسسه عمومی، 1653 مؤسسه خصوصی غیرانتفاعی و 1404 مؤسسه خصوصی انتفاعی بودند. از 4706 مؤسسه، تعداد 2968 مؤسسه چهارساله بودند که مدرک کاردانی یا بالاتر را اعطا میکردند و تعداد 1738 مؤسسه، دوساله بودند که مدرک کاردانی، بالاترین مدرک آنها بود. در سال 2011-2010، مؤسساتی که مدارک مختلف میدادند، 2955 مدرک کاردانی، 2461 مدرک کارشناسی، 1851 مدرک کارشناسی ارشد و 860 مدرک دکتری اعطا کردند. در بین سالهای 2001-2000 تا 2011-2010، تعداد مدارک کاردانی زنان 67% و تعداد مدارک کاردانی مردان 56% افزایش داشته است. در این مدت تعداد مدارک کارشناسی ارشد و دکترای زنان بهترتیب 59% و 52% و تعداد مدارک کارشناسی ارشد و دکترای مردان بهترتیب 47% و 24% افزایش یافته است. در همین مدت تعداد مدارک کارشناسی داده شده به هر دو جنس، 38% افزایش یافته است. افزونبر مدارکی که در دوره کاردانی و بالاتر داده شده است، در سالهای 2011-2010، شمار 1030000 گواهینامه نیز ازسوی مؤسسات آموزش عالی صادر شده است.از 1716000 مدرک کارشناسی دادهشده در سال 2011-2010، بیشترین شمار مدارک در رشتههای بازرگانی (365000)، علوم اجتماعی و تاریخ (177000)، بهداشت و تخصصهای مربوطه (143000)، آموزش (104000) و روانشناسی (101000) داده شدهاند. در دوره کارشناسی ارشد بیشترین شمار مدارک داده شده در رشتههای بازرگانی (187000) و آموزش (185000) بوده است. در دوره دکتری نیز بیشترین شمار مدارک در رشتههای بهداشت و زمینههای مرتبط (60200)، مطالعات و مشاغل حقوقی (60200)، آموزش (9600)، مهندسی (8400)، علوم زیستشناسی و زیستپزشکی (7700)، روانشناسی (5900) و علوم فیزیکی و فنّاوریهای علمی (5300) اعطا شدهاند (Snyder and Dillow, 2013).مؤسسات آموزش عالی ایالات متحده طیف گستردهای از شیوههای پذیرش را به انتخاب دانشجویان در اختیار آنها قرار میدهند که از دسترسی باز دانشجویان به مؤسسات دوساله و چهارساله که همه دانشجویان را میپذیرند تا دانشگاههای پژوهشی و آموزشکدههای علوم انسانی با گزینش سخت، که تنها شمار اندکی از متقاضیان را پذیرش میکنند، گسترده است. تصمیم به پذیرش در مؤسسات انتخابی براساس مجموعه معیارهای علمی ثابت مانند دروس دوره دبیرستان، معدل و رتبه کلاسی و نمره آزمون پذیرش و نیز ویژگیهای غیرعلمی نرمشپذیرتر مانند قدرت رهبری، آفرینشگری و خدمت اجتماعی صورت میگیرد. تصمیم به پذیرش در مؤسسات با گزینش سخت تاحدودی پیچیده است و عوامل زیادی بررسی میشود. بهدلیل اینکه در ایالات متحده برنامه درسی ملی برای دبیرستان یا آزمون نهایی گذراندن دبیرستان وجود ندارد، دانشگاهها بر دو آزمون پذیرش SAT و ACT که ازسوی بخش خصوصی برگزار میشود، متکی هستند (National Institution for Academic Degrees and University Evaluation, 2010).سال تحصیلی در ایالات متحده معمولاً نُه ماه طول میکشد و بیشتر دانشگاهها از نظام نیمسالی پیروی میکنند که در آن هر سال تحصیلی به دو دوره زمانی مساوی (چهارماهونیم) تقسیم میشود. دو زمان برای پذیرش در دانشگاههای امریکا در سال وجود دارد. دانشجویان معمولاً میتوانند تحصیل خود را در آغاز نیمسال پاییز (اواخر آگوست) یا در آغاز نیمسال بهار (ژانویه) شروع کنند. در طول هر نیمسال میتوان دروس گوناگونی را انتخاب کرد که هر یک براساس تعداد واحد مشخص میشوند. بیشتر دروس سه واحدی هستند، هرچند تعداد واحدها برای کار پروژهای، آزمایشگاه و غیره متفاوت است. دانشگاهها عموماً انتظار دارند که دانشجویان بین 120 تا 130 واحد برای دوره کارشناسی و 30 تا 64 واحد برای دوره کارشناسی ارشد بگذرانند.زمان تحصیل در دانشگاههای ایالات متحده امریکا براساس زمانی که فرد برای گذراندن واحدها و کسب مدرک اختصاص میدهد، مشخص میشود. بیشتر برنامههای تحصیلی دوره کارشناسی بهگونهای طراحی شدهاند که میتوان با چهار سال تحصیل تماموقت، مدرک کارشناسی را دریافت کرد. برنامههای تحصیلات تکمیلی نیز بهگونهای طراحی شدهاند که فرد میتواند با گذراندن دو سال تحصیل تماموقت در دانشگاه، مدرک کارشناسی ارشد را دریافت کند.عملکرد تحصیلی افراد در دانشگاههای ایالات متحده امریکا بهطور مداوم ازسوی آموزشگران ارزیابی میشود. آنها از شیوههای گوناگونی مانند تألیف مقاله، تکالیف نوشتاری، سخنرانیها، کار آزمایشگاهی یا کارگاهی، حضور در کلاس و مشارکت در کلاس برای ارزیابی استفاده میکنند. در پایان نیمسال نیز آزمونهایی برگزار میشود. استاد در پایان هر نیمسال نمرهای را براساس حروف الفبا به هر درس اختصاص میدهد که بهصورت زیر است:A= عالی، بالاترین نمره، B= متوسط به بالا، C= متوسط، D= دستکم نمره قابل قبول و F= مردوددر دانشگاههای امریکا معدل هر دانشجو براساس مقیاس زیر محاسبه میشود:A= 4، B= 3، C= 2، D=1 و F= 0. در بیشتر دانشگاهها باید مجموع معدل دستکم 2 باشد تا فرد بتواند تحصیل خود را در سال بعد ادامه دهد (www.universitiesintheusa.com; U.S. Census Bureau, 2014; U.S. census Bureau, 2009). ثبتنام در آموزش عالیدر طول هفده سال گذشته ثبتنام در مؤسسات آموزش عالی ایالات متحده رشد داشته و از 5/14 میلیون دانشجو در پاییز سال 1994 به 5/21 میلیون نفر در پاییز سال 2011 افزایش یافته است. در سال 2011، 21557259 نفر در مؤسسات زیر پوشش برنامه فصل چهار فدرال ثبتنام کردند. از این شمار، 20994113 نفر در مؤسسات برگزارکننده دوره کاردانی و بالاتر ثبتنام کردهاند که دانشجویان آنها از شرایط لازم برای بهرهمندی از کمکهای مالی فدرال برخوردار هستند. این مؤسسات بهاسثتنای مؤسساتی که برنامههای آموزش فنیوحرفهای در مدت کمتر از دو سال یا برنامههای آموزش مداوم را عرضه میکنند، تقریباً دربرگیرنده همه آموزشکدهها و دانشگاههای دوساله و چهارساله هستند. 563146 نفر در مؤسساتی که مدرک رسمی نمیدهند ثبتنام کردند. از کل ثبتنامشدگان در سال 2011، 15244288 دانشجو در مؤسسات عمومی، 3954529 دانشجو در مؤسسات خصوصی غیرانتفاعی و 2358442 دانشجو در مؤسسات خصوصی انتفاعی ثبتنام کردهاند. از کل ثبتنامشدگان در مؤسسات اعطاکننده مدرک، 15110196 دانشجو در مؤسسات عمومی و 5883917 دانشجو در مؤسسات خصوصی (3927186 دانشجو در مؤسسات خصوصی غیرانتفاعی و 1956731 دانشجو در مؤسسات خصوصی انتفاعی) ثبتنام کردهاند. ازنظر وضعیت حضور، 13001457 دانشجو تماموقت و 7992656 نفر پارهوقت و ازنظر جنسیت، 9026499 دانشجو مرد و 11967614 دانشجو زن بودند. از بین 563146 دانشجوی ثبتنامکننده در مؤسسات غیراعطاکننده مدرک، 134092 دانشجو در مؤسسات عمومی، 27343 دانشجو در مؤسسات خصوصی غیرانتفاعی و 401711 دانشجو در مؤسسات خصوصی انتفاعی ثبتنام کردهاند (Radwin et al., 2013a).ثبتنام در مؤسسات آموزش عالی ایالات متحده که مدرک میدهند بین سالهای 2001-1991، 11% و بین سالهای 2011-2001، 32% افزایش داشته است. بیشتر این افزایش در فاصله سالهای 2011-2001، و دربرگیرنده دانشجویان تماموقت است؛ بهطوریکه شمار دانشجویان تماموقت 38% و شمار دانشجویان پارهوقت 23% افزایش یافته است. در همین زمان شمار زنان 33% و تعداد مردان 30% افزایش یافته است. ثبتنام در دوره کارشناسی بین سالهای 2011-2001، 32% افزایش داشته و از 7/13 میلیون نفر به 1/18 میلیون نفر رسیده است. در همین مدت ثبتنام در تحصیلات تکمیلی 32% افزایش داشته و از 2/2 میلیون نفر به 9/2 میلیون نفر رسیده است. شمار دانشجویان تماموقت مرد در تحصیلات تکمیلی در بین سالهای 2011-2001، حدود 36% و تعداد دانشجویان زن حدود 56% افزایش یافته است. شمار مردان در تحصیلات تکمیلی پارهوقت 14% و شمار زنان 20% افزایش یافته است.در پاییز سال 2011، حدود 42% از مؤسسات، کمتر از هزار دانشجو داشتند و این مؤسسات 4% از کل دانشجویان را ثبتنام کردند؛ درحالیکه 13% از مؤسسات، 10000 دانشجو یا بیشتر را ثبتنام کردند و 59% از کل ثبتنامها در این مؤسسات انجام شده است. پنج مؤسسه آموزش عالی که بیشترین شمار ثبتنامها را در سال 2011 داشتند دربرگیرنده پردیس برخط دانشگاه فونیکس با 307900 دانشجو، دانشگاه آشفورد با 74600 دانشجو، دانشگاه ایالتی آریزونا با 72300 دانشجو، دانشگاه لیبرتی با 64100 دانشجو و آموزشکده میامی- دادی با 63700 دانشجو بودند (Snyder and Dillow, 2013). در جدولهای 1 تا 5 تعداد کل ثبتنامها در مؤسسات آموزش عالی چهارساله و دوساله و تعداد ثبتنامها در دوره کارشناسی و تحصیلات تکمیلی در مؤسسات آموزش عالی عمومی، خصوصی، غیرانتفاعی و انتفاعی اعطاکننده مدرک، با بازشناسی نوع حضور و جنسیت دانشجویان نشان داده شده است (Radwin et al., 2013a).اعضای هیئتعلمی در ایالات متحده سه وظیفه مهم برعهده دارند که عبارتاند از: تدریس، پژوهش و عرضه خدمات به پردیس یا جامعه. هرچند کارهای اعضای هیئتعلمی به هیچوجه یکسان نیست و مدت زمان و توجهی که آنها به این سه وظیفه اختصاص میدهند، به مأموریت مؤسسهای که در آن کار میکنند، رشته علمی و رتبه و مرحله شغلی آنان بستگی دارد.در پاییز سال 2011 حدود 9/3 میلیون نفر در دانشگاهها و آموزشکدهها شاغل بودند که 9/2 میلیون نفر، افراد متخصص و 1 میلیون نفر، کارکنان غیرمتخصص بودند. در همین زمان، 6/1 میلیون عضو هیئتعلمی در مؤسسات آموزش عالی اعطاکننده مدرک کار میکردند که 8/0 میلیون نفر از آنها تماموقت و 8/0 میلیون نفر پارهوقت بودند. در فاصله سالهای 2011-1991، نسبت کارکنان متخصص (شامل متخصصان مدیریتی، اجرایی و اداری، اعضای هیئتعلمی، دستیاران و متخصصان دیگر) از 63% به 76% افزایش یافته است. نسبت کارکنان مدیریتی، اجرایی و اداری در سال 1991، 6% بود که در سال 2011 تغییری نداشته است. نسبت اعضای هیئتعلمی از 33% در سال 1991 به 40% در سال 2011 افزایش یافته است. نسبت متخصصان غیرآموزشی دیگر از 17% در سال 1991 به 21% در سال 2011 افزایش یافته است. نسبت کارکنان غیرمتخصص (شامل کارکنان فنی، شبهحرفهای، منشی و دفتری، استادکار ماهر و کارکنان پشتیبانی و خدماتی) از 37% به 24% کاهش یافته است. نسبت کارکنان تماموقت به دانشجویان تماموقت در دانشگاهها و آموزشکدهها از 9/4 در سال 1991 به 4/5 در سال 2011 افزایش یافته و نسبت اعضای هیئتعلمی تماموقت به دانشجویان تماموقت از 4/16 در سال 1991 به 6/15 در سال 2011 کاهش یافته است.در پاییز سال 2011، حدود 47% کارکنان آموزشکدههای عمومی دوساله بهصورت تماموقت استخدام شده بودند که این رقم در آموزشکدهها و دانشگاههای عمومی چهارساله 67%، در دانشگاهها و آموزشکدههای خصوصی غیرانتفاعی چهارساله 70% و در آموزشکدههای خصوصی غیرانتفاعی دوساله، 61% بود. درصد بیشتری از اعضای هیئتعلمی در دانشگاهها و آموزشکدههای عمومی چهارساله (66%) در مقایسه با دانشگاهها و آموزشکدههای خصوصی غیرانتفاعی چهارساله (56%)، دانشگاهها و آموزشکدههای خصوصی انتفاعی چهارساله (14%)، آموزشکدههای خصوصی غیرانتفاعی دوساله (43%)، آموزشکدههای خصوصی انتفاعی دوساله (40%) یا آموزشکدههای عمومی دوساله (30%) بهصورت استخدام تماموقت بودند. بهطورکلی نرخ رشد کارکنان تماموقت در مقایسه با کارکنان پارهوقت، کندتر بوده است. در فاصله سالهای 2011-2001، شمار کارکنان تماموقت 19% و شمار کارکنان پارهوقت 35% افزایش یافته است. علت افزایش شمار کارکنان پارهوقت در این مدت، بیشتر بهدلیل افزایش شمار اعضای هیئتعلمی پارهوقت (54%) و دستیاران (36%) بوده است. متوسط حقوق اعضای هیئتعلمی در سال 2012-2011، 76600 دلار بوده و متوسط حقوق مردان بالاتر از متوسط حقوق زنان بوده است (Snyder and Dillow, 2013). در جدول 6 شمار کارکنان مؤسسات آموزش عالی ایالات متحده به تفکیک نوع مؤسسه و نوع کارکنان در سال 2011 نشان داده شده است. همانطور که دیده میشود 1523615 عضو هیئتعلمی در مؤسسات اعطاکننده مدرک، شاغل بودند که از این شمار 953230 نفر در مؤسسات عمومی و 570385 نفر در مؤسسات خصوصی (432733 نفر در مؤسسات خصوصی غیرانتفاعی و 137652 نفر در مؤسسات خصوصی انتفاعی) شاغل بودند. تعداد اعضای هیئتعلمی مؤسسات غیراعطاکننده مدرک هم 41889 نفر بود که از این تعداد، 14716 نفر در مؤسسات عمومی و 27173 نفر در مؤسسات خصوصی شاغل بودند (Radwin et al., 2013a).مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیدولت فدرال ایالات متحده هیچ نوع کنترل مستقیم بر آموزش ایالات متحده ندارد. قانون اساسی این کشور آموزش را یک مسئولیت عام نمیداند و دولت فدرال وظیفه محدودی در این زمینه دارد. مؤسسات آموزش عالی عمومی و خصوصی از استقلال بیشتری برخوردار هستند و بیش از مدارس بهصورت درونی و مستقل اداره میشوند؛ بااینحال، دولتهای ایالتی در مقام ناظر و هماهنگکننده مؤسسات آموزش عالی در قلمرو خود عمل میکنند، نمودارهای سازمانی مؤسسات را مشخص میکنند، استانداردها و کیفیت مدارک مختلف را تنظیم میکنند و ممکن است اختیار تنظیم امور گوناگون اجرایی مؤسسات عمومی را داشته باشند. نقش دولت فدرال ایالات متحده، محدود به موارد زیر است:·ایفای نقش رهبری در تشویق سیاستهای آموزشی و تلاشهای اصلاحطلبانه در سطح ملی؛·مدیریت برنامههای کمکی دولت فدرال که ازسوی کنگره، تصویب و مجوز آنها صادر میشود؛·الزام اجرای قوانین حقوق مدنی فدرال که مربوط به آموزش است؛·فراهم کردن اطلاعات و آمار درباره آموزش در سطوح ملی و بینالمللی؛·آموزش نیروی فنی متخصص برای وزارت خارجه و وزارت امنیت داخلی ایالات متحده و دیگر دستگاههای فدرال و معاون اجرایی رئیسجمهور در امور خارجی ایالات متحده که به آموزش مربوط میشود و در حوزه قلمرو دولت فدرال قرار دارد. اما دولت فدرال هیچ نقشی در موارد زیر ندارد:·مالک مدارس و مؤسسات آموزش عالی ایالات متحده نیست و کنترل یا سرپرستی آنها را برعهده ندارد (بهجز مؤسساتی که برای خدمترسانی به پرسنل و خانوادههای آنان تأسیس شدهاند مانند آموزشگاههای نظامی و غیره)؛·از مدارس، مؤسسات آموزش عالی یا دیگر عرضهکنندگان آموزش بازرسی نمیکند و اعتبار آنها را بررسی یا جواز برای آنها صادر نمیکند؛·برنامه درسی یا استانداردهای محتوا را در موضوعات علمی و تخصصی تدوین نمیکند؛·اعضای هیئتعلمی یا متخصصان دیگر در آموزش را استخدام یا برای آنها مجوز صادر نمیکند؛·استانداردهای آموزشی را برای پذیرش، ثبتنام، پیشرفت یا دانشآموختگی دانشجویان در هیچ دورهای تنظیم نمیکند؛·استانداردهای مشاغل تخصصی یا متخصصان شاغل (بهجز پرسنل نظامی و غیرنظامیان فدرال) را تدوین نمیکند و برای آنها مجوز صادر نمیکند؛·بودجههای آموزشی را برای ایالتها، بخشها یا مؤسسات مشخص نمیکند و تخصیص نمیدهد.مدیریت مؤسسات آموزش عالی در سطح دانشگاهها هم، روند مشخصی دارد. هرچند ساختار و سازماندهی درونی مؤسسات آموزش عالی ایالات متحده براساس اندازه و مأموریت با هم متفاوت است؛ اما برخی همگونیها در این زمینه وجود دارد. در دانشگاهها، بیشتر دانشگاهها و دانشکدهها ازسوی هیئتهایامنا که بیشتر غیردانشگاهی هستند، اداره میشوند. هیئتهایامنا نماینده قانونی در مؤسسات و مسئول مراقبت و نظارت بر سلامت مالی مؤسسه هستند و راهبردهای لازم برای دستیابی به این مأموریت را تنظیم و عملکرد رئیس و مؤسسه را ارزیابی میکنند (National Institution for Academic Degrees and University Evaluation, 2010). شمار، ساختار و چگونگی انتخاب اعضای هیئتامنا در مؤسسات گوناگون با هم متفاوت است؛ برای مثال تعداد اعضای هیئتامنای برخی از مؤسسات خصوصی غیرانتفاعی بیش از 50 نفر است؛ اما در مؤسسات عمومی این شمار کمتر است. میانگین شمار اعضای هیئتامنا در مؤسسات عمومی تقریباً 10 نفر و در مؤسسات مستقل 30 نفر است. اعضای هیئتامنا در بیشتر مؤسسات عمومی عموماً ازسوی دولت ایالتی و پس از معرفی فرماندار و تأیید قانونگذار منصوب میشوند، هرچند اعضای هیئتامنا در برخی ایالتها و در بسیاری از آموزشکدهها با انجام انتخابات عمومی، انتخاب میشوند. در مؤسسات خصوصی هیئتامنا خود، اعضایش را انتخاب میکند. مدت همکاری اعضای هیئتامنا از چهار سال تا دوازده سال متغیر است. در برخی موارد میتوان اعضای هیئتامنا را دوباره و برای مدت زمان بیشتری به کار گماشت (Eckel and King, 2003).رئیس مؤسسه در سطح بعد قرار دارد که ازسوی هیئتامنا انتخاب و بیشتر مسئولیتهای اداری برای مدیریت مؤسسه به وی واگذار میشود. رئیس مؤسسه، مسئول هدایت کلی مؤسسه، مدیریت منابع مالی و بودجه، توسعه و اجرای طرح راهبردی مؤسسه و ایجاد نظام پاسخگویی و عملکرد است. بسیاری از کارهای رئیس مؤسسه به بیرون از مؤسسه مربوط میشود. وی نیازهای مؤسسه را مشخص میکند و به دنبال حمایت قانونگذار و دیگر مقامات بیرونی، برگزاری جلسه با دانشآموختگان و دانشجویان تأثیرگذار در آینده، توسعه روابط با شرکتها و گروههای اجتماعی و غیره است. افزونبراین، دیگر مدیران ارشد در بخشهای گوناگون به هدایت مؤسسه
اقدام میکنند. اگرچه رئیس، نخستین مسئول مؤسسه است، اما تصمیمهای مهم مؤسسه بهصورت اشتراکی و ازسوی اعضای هیئتعلمی و مدیران اجرایی گرفته میشود. نخستین ساختار سازمانی برای مدیریت اشتراکی، سنای اعضای هیئتعلمی است. این سنا، مسئول سیاستها و تصمیمهای علمی در زمینههای گوناگون مانند تعیین پیششرطهای گرفتن مدرک، عوامل اثرگذار بر برنامه درسی و دورههای آموزشی جدید و بهکارگیری اعضای هیئتعلمی و تعیین حجم کار آنان است. اعضای سنا دربرگیرندة اعضای هیئتعلمی تماموقت هستند، هرچند گاهی دانشجویان، مدیران، کارکنان و اعضای هیئتعلمی پارهوقت نیز در آن شرکت دارند. در برخی مؤسسات اعضای سنا این قدرت را دارند که تصمیم نهایی را بگیرند؛ اما آنها در مؤسسات دیگر توصیههایی را نیز به هیئتامنا و مدیران میکنند. در مؤسسات کوچکتر معمولاً تمام اعضای هیئتعلمی عضو سنا هستند، اما در مؤسسات بزرگتر انتخاب میشوند. سازمانهای دانشجویی نیز در دانشگاهها و دانشکدهها وجود دارند که پشتیبان دانشجویان و در برخی تصمیمها تأثیرگذار هستند (NIAD-UE, 2010). نگاره 2 سازمان مدیریتی یک دانشگاه بزرگ را نشان میدهد. این ساختار در بیشتر دانشگاهها همسان است؛ هرچند ممکن است تفاوتهای اندکی در این زمینه وجود داشته باشد (Eckel and King, 2003).منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیافزایش هزینه آموزش عالی، مورد توجه بیشتر شهروندان امریکایی قرار گرفته است (Li, 2013). هزینههای مؤسسات آموزشی ایالات متحده در سال تحصیلی 2012-2011، 2/1 تریلیون دلار برآورد شده است که 59% آن مربوط به مدارس ابتدایی و میانی (هفتصد میلیارد دلار) و 41% متعلق به دانشگاهها و آموزشکدهها (483 میلیارد دلار) بوده است. هزینههای مؤسسات آموزشی امریکا در سال تحصیلی 2012-2011، 8/7% از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است (Snyder and Dillow, 2013). بودجه آموزش عالی در بیشتر ایالتها زیاد بوده و بعد از بهداشت و آموزش ابتدایی- میانی، در رتبه سوم قرار گرفته است.مؤسسات آموزش عالی ایالات متحده از منابع گوناگونی برای فراهم ساختن منابع مالی و پوشش هزینههای خود استفاده میکنند که بسته به نوع مؤسسه، متفاوت است؛ درحالیکه دولت، نقش مهمی در فراهم ساختن منابع مالی دانشگاهها ایفا میکند، برای بیشتر مؤسسات دو منبع درآمدی اهمیت ویژهای دارد که عبارتاند از: تخصیصهای ایالتی و شهریهها و ورودیهها. درآمد دانشگاههای خصوصی در ایالات متحده تا حدود زیادی از شهریهها، ورودیهها و منابع خصوصی فراهم میشود؛ درحالیکه درآمد دانشگاههای عمومی بیشتر ازسوی دولتهای ایالتی، محلی و فدرال فراهم میشود. توجه به این نکته، مهم است که برخلاف تفاوت در منابع مالی این دانشگاهها، هزینه هر دوی مؤسسات عمومی و خصوصی غیرانتفاعی بیش از پولی است که از دانشجویان دریافت میکنند (Li, 2013).بیشتر مؤسسات آموزش عالی در ایالات متحده سازمانهای غیرانتفاعی هستند که شهریهها و ورودیههایی که از دانشجویان دریافت میکنند تنها بخش اندکی از کل هزینههای مؤسسات آموزش عالی را پوشش میدهد. مبلغ ورودیهها و شهریهها در دانشگاههای خصوصی غیرانتفاعی تنها 29% از کل درآمد آنان را پوشش میدهد و 71% از کل هزینهها باید از منابع دیگر فراهم شود. درباره دانشگاههای عمومی 6/18% از کل درآمد را ورودیهها و شهریهها پوشش میدهد و 4/81% از کل هزینهها باید از منابع دیگری فراهم شود. بههمیندلیل بیشتر دانشگاهها به دنبال منابع درآمدی دیگر مانند یارانههای دولتی، کمکهای خیرخواهانه دانشآموختگان، گرانت پژوهشی و غیره برای پوشش دادن به هزینههای خود هستند (Eckel and King, 2003). برای مثال، در سال تحصیلی 2011-2010 کل درآمد مؤسسات خصوصی غیرانتفاعی که مدرک میدهند، 2/207 میلیارد دلار بوده است که 29% آن ازطریق شهریهها و ورودیهها، 7/11% ازسوی دولت فدرال، 8/0% ازسوی دولتهای ایالتی، 2/0% ازسوی دولتهای محلی، 7/10% از منابع خصوصی، 1/7% ازسوی بنگاههای کمکدهنده، 5/8% ازسوی بیمارستانها و 32% از فعالیتهای آموزشی، بازگشت سرمایه و غیره فراهم شده است. کل درآمد مؤسسات آموزش عالی عمومی که مدرک اعطا میکنند در مدت یادشده، 8/323 میلیارد دلار بوده است که از این مقدار، 6/18% از شهریهها و ورودیهها، 7/17% ازسوی دولت فدرال، 4/24% ازسوی دولتهای ایالتی، 3/6% ازسوی دولتهای محلی، 3/7% ازسوی بنگاههای کمکدهنده، 6/9% ازسوی بیمارستانها و 1/16% ازطریق بازگشت سرمایهها، هدیهها و غیره فراهم شده است (Snyder and Dillow, 2013).در سال تحصیلی 2011-2010 بیشتر درآمد مؤسسات خصوصی غیرانتفاعی (29%) و مؤسسات خصوصی انتفاعی (89%) از شهریهها و ورودیههای دانشجویان بوده است (Snyder and Dillow, 2013). مبلغ شهریهها و ورودیههای دانشکدهها و دانشگاهها در ایالات متحده در 10 سال گذشته، رشد سریعی داشته و این رشد سریعتر از درآمد متوسط بوده است. در سال تحصیلی 2011-2010 رشد متوسط شهریهها و مبلغ ورودیهها برای دانشکدههای چهارساله سریعتر از نرخ تورم بوده است. درحالیکه نشانگر قیمت مصرفکننده بین ژوئیه سال 2009 تا ژوئیه سال 2010 حدود 2/1% افزایش داشته است، اما متوسط افزایش شهریه در مقایسه با سال تحصیلی قبل برای دانشجویان دانشکدههای عمومی چهارساله ساکن در ایالت (بومی) حدود 9/7%، برای دانشجویان دانشکدههای خصوصی غیرانتفاعی چهارساله 5/4% و برای دانشجویان آموزشکدههای عمومی دوساله 6% افزایش یافته است. نشانگر دیگر تورم، یعنی نشانگر قیمت آموزش عالی در سال مالی 2010 حدود 9/0% افزایش یافته است. همچنین در پنج سال گذشته یعنی از 2006-2005 تا 2011-2010 متوسط شهریه و مبلغ ورودیهها سریعتر از قیمتهای دیگر در اقتصاد افزایش یافته است؛ همانطور که در نگاره 3 نشان داده شده است، مبلغ شهریهها و ورودیهها تا اندازه زیادی از قیمت مسکن و متوسط دستمزد در ساعت، پیشی گرفته است. شهریههای آموزش عالی سریعتر از متوسط توان پرداخت خانواده نیز افزایش یافته است (Li, 2013).در سال تحصیلی 2012-2011، مبلغ سالانه برای شهریه، تغذیه و خوابگاه در دوره کارشناسی در مؤسسات عمومی 14300 دلار، در مؤسسات خصوصی غیرانتفاعی 37800 دلار و در مؤسسات خصوصی انتفاعی 23300 دلار برآورد شده است. بین سالهای تحصیلی 2002-2001 تا 2012-2011، مبلغ شهریه، تغذیه و خوابگاه برای دوره کارشناسی در مؤسسات عمومی 40% و در مؤسسات خصوصی غیرانتفاعی 28% افزایش داشته، درحالیکه در مؤسسات خصوصی انتفاعی 2% کاهش داشته است (Snyder and Dillow, 2013). همچنین در سال 2011، ارزش بازاری وجوه اهدایی به آموزشکدهها و دانشگاهها 416 میلیارد دلار بوده است که در مقایسه با سال 2010 (356 میلیارد دلار)، 17% افزایش را نشان میدهد. در همین سال 120 دانشگاه با بیشترین یارانهها، 308 میلیارد دلار یا سهچهارم از کل یارانهها در سطح ملی را به خود اختصاص دادند. پنج دانشگاه با بالاترین وجوه اهدایی در سال 2011 عبارت بودند از: دانشگاه هاروارد (32 میلیارد دلار)، دانشگاه ییل (19 میلیارد دلار)، دانشگاه پرینستون (17 میلیارد دلار)، دانشگاه استنفورد (17 میلیارد دلار) و دانشگاه تگزاس (15 میلیارد دلار) (Synder and Dillow, 2013).همانطورکه پیشتر یادآوری شد بهدلیل افزایش شهریهها، هزینة تحصیل در ایالات متحده نیز افزایش یافته است. برای مثال، در سال تحصیلی 2011-2010 متوسط هزینه هر دانشجوی تماموقت در دانشگاههای عمومی که مدرک اعطا میکنند، 26900 دلار بوده است. در همین مدت متوسط هزینه کل دانشگاههای عمومی چهارساله و آموزشکدههای عمومی دوساله برای هر دانشجوی تماموقت بهترتیب 36400 و 12400 دلار، کل هزینههای هر دانشجوی تماموقت در دانشگاههای خصوصی غیرانتفاعی 46600 دلار و متوسط هزینه در دانشگاههای خصوصی غیرانتفاعی چهارساله 46700 و آموزشکدههای خصوصی غیرانتفاعی دوساله 17900 دلار بوده است. در همین زمان، هزینه هر دانشجوی تماموقت در مؤسسات خصوصی انتفاعی 13700 دلار و متوسط هزینه هر دانشجوی تماموقت در دانشگاههای خصوصی انتفاعی چهارساله 13700 دلار و در آموزشکدههای خصوصی انتفاعی دوساله 13800 دلار بوده است (Snyder and Dillow, 2013). با در نظر گرفتن کل دانشجویان کارشناسی سال تحصیلی 2012-2011، متوسط بهای حضور در یک مؤسسه عمومی چهارساله (شامل شهریه، ورودیه، کتاب، خوابگاه، غذا، حملونقل و مخارج شخصی) 17900 دلار، درباره مؤسسات خصوصی غیرانتفاعی چهارساله 34400 دلار و برای مؤسسات خصوصی انتفاعی چهارساله 19400 دلار بود. متوسط بهای حضور دانشجویان کارشناسی در مؤسسات عمومی دوساله در مدت همسان، 8700 دلار و برای مؤسسات خصوصی انتفاعی 21100 دلار بود (Radwin et al., 2013a).بههمینعلت دانشجویان ایالات متحده، بیشتر به کمکهای مالی (به خصوص وامها) برای تأمین مالی آموزش خود متکی هستند. سه نوع کمک مالی مهم برای دانشجویان کارشناسی وجود دارد: گرانت، وام و کار در حین تحصیل. منابع مهم تأمین مالی عبارت از دولت فدرال، ایالتها، مؤسسات آموزش عالی، کارفرمایان و مؤسسات خصوصی مستقل هستند. بستة کمک مالی، ممکن است دربرگیرنده یک یا چند نوع از این کمکها باشد. گرانت یا پژوهانه شامل کمکهزینه تحصیلی، چشمپوشی از شهریه، بازپرداخت شهریه ازسوی استخدامکنندگان و گرانت دولت فدرال است. انواع وامهایی که به دانشجویان پرداخت میشود (Radwin et al., 2013b)، عبارتاند از:1. وامهای خصوصی: این وامها، وامهای آموزشی هستند که ازسوی بازرگانان، مؤسسات اعتباری یا مؤسسات مستقل غیرانتفاعی و نه ازسوی دولت فدرال پرداخت میشوند. ضوابط این وامها ازسوی وامدهنده مشخص میشود. نرخ بهره وامهای خصوصی مطابق با نرخ بازار است که معمولاً متغیر بوده و براساس سابقه مالی فرد پرداخت میشود و معمولاً نرخهای بهره و اجرت بالاتری از وامهای دانشجویی فدرال دارند. 2. وام استافورد: این وامهای دانشجویی دارای نرخهای بهره ثابت و شیوههای گوناگون بازپرداخت هستند و دولت فدرال، عهدهدار این وامها است. وام استافورد با شرایط خاصی پرداخت میشود و مقدار وام به وضعیت وابستگی، سطح طبقه، مقدار بدهی کل و عوامل دیگر بستگی دارد. دو نوع وام استافورد وجود دارد: یارانهای و غیریارانهای. وامهای یارانهای براساس نیاز مالی داده میشوند و بهره وام را دولت فدرال، تا زمانیکه دانشجو بازپرداخت وام را پس از فاصله زمانی مجاز شروع کند، پرداخت میکند. وامهای غیریارانهای که براساس نیاز نیست و دانشجویان، عهدهدار بهرة وام هستند؛ هرچند میتوان این وام را به سرمایه تبدیل کرد.3. وامهای مازاد به والدین: این وام را دولت فدرال تنها به والدین دانشجویان وابسته (نیازمند) پرداخت میکند. نرخ بهره این وام در سال 2008-2007 ثابت و 9/7% یا 5/8% بوده است. وامگیرندگان نباید سوءپیشینه مالی داشته باشند و میزان وام به مقدار هزینه خانوار، منهای کمک مالی دیگر بستگی دارد.4. وامهای مازاد به دانشجویان تحصیلات تکمیلی: این وامها ازسوی دولت فدرال به دانشجویان تحصیلات تکمیلی و تخصصهای مقدماتی پرداخت میشود و نخستینبار در سال 2006 پرداخت شد و نرخ بهره آن ثابت است (Woo, 2011).میزان وام دانشجویان دوره کارشناسی برحسب نوع رشته با هم تفاوت ندارد، اما باتوجهبه نوع مؤسسه و ایالت متفاوت است؛ برای مثال، متوسط وام برای دانشآموختگان دانشکدهها و دانشگاههای چهارساله در سال 2009 بین 14739 دلار در ایالت کالیفرنیا تا 29675 دلار در ایالت نیوهامشیر متفاوت بود. متوسط وام برای دانشآموختگان دانشکدهها و دانشگاههای خصوصی بین 11312 دلار در ایالت یوتا تا 32432 دلار در ردایسلند تفاوت داشت (National Science Board, 2014).اشتغال پارهوقت دانشجویان دارای نیاز مالی نیز بخشی از یارانه فدرال برای این دانشجویان است. دانشجویان تحصیلات تکمیلی میتوانند طرحهایی را در قالب همکار پژوهشی از دولت فدرال، ایالتها، مؤسسات و سازمانهای خصوصی مانند کارفرمایان خود بگیرند و ممکن است در صورت دارا بودن شرایط، وامهای یارانهای و غیریارانهای مستقیم و وامهای مازاد مستقیم را دریافت کنند؛ همچنین، این دانشجویان ممکن است با عنوان دستیار پژوهشی یا آموزشی باشند و کمکهایی را در این زمینه از سازمان خودشان یا منابع دیگر دریافت کنند.دانشجویان دوره کارشناسی در سال تحصیلی 2011-2010 انواع کمکهای مالی را دریافت کردند. 71% از کل دانشجویان کارشناسی برخی کمکهای مالی را دریافت کردند. 59% گرانت، 42% وامهای دانشجویی، 6% ازطریق کار در حین تحصیل و 4% از منافع نظامی کمک مالی دریافت کردند و 5% از والدین از وامهای مازاد مستقیم فدرال بهرهمند شدند. متوسط مقدار کل کمک مالی که دانشجویان کارشناسی دریافت کردند 10800 دلار بود. میانگین کل گرانتی که دانشجویان دریافت کردند 6200 دلار و متوسط وامهای دانشجویی دریافتی 7100 دلار بود. شرکتکنندگان در برنامه کار در حین تحصیل بهطور متوسط 2300 دلار دستمزد گرفتند و دریافتکنندگان منافع نظامی بهطور متوسط 7500 دلار دریافت کردند. متوسط وامی که والدین دریافت کردند، 12100 دلار بود.ازنظر منابع کمکهای مالی، 57% از کل دانشجویان کارشناسی از کمکهای دانشجویی فدرال بهرهمند شدند. 42% گرانت فدرال، 15% گرانت از ایالات و 20% گرانت از مؤسسات آموزش عالی دریافت کردند.متوسط مقدار کل کمک دانشجویی فدرال برای دانشجویان کارشناسی 8200 دلار و متوسط گرانت اعطایی به هر فرد برای گرانت فدرال 3500 دلار، برای گرانتهای ایالتی 2600 دلار و در مورد گرانتهای مؤسسات 6400 دلار بود.در سال تحصیلی 2012-2011، 70% از دانشجویان تحصیلات تکمیلی، انواع کمکهای مالی را دریافت کردند. 12% کمکهزینة تحصیلی، 45% وامهای دانشجویی، 43% وامهای مستقیم فدرال و 10% وامهای مازاد مستقیم فدرال را دریافت کردند. متوسط کل کمکی که دانشجویان تحصیلات تکمیلی دریافت کردند، 22000 دلار بود. دانشجویان تحصیلات تکمیلی بهطور متوسط 14600 دلار کمکهزینة تحصیلی و 21400 دلار وام دانشجویی دریافت کردند. متوسط مقدار وام دریافتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی از وامهای مستقیم فدرال 17000 دلار و از وامهای مازاد مستقیم فدرال 18600 دلار بود.اعتبارسنجی آموزش عالیکیفیت دانشگاههای امریکا ازطریق اعتبارسنجی تضمین میشود. در ایالات متحده امریکا انجمنهای آموزشی خصوصی که ازسوی دولت ایالات متحده به رسمیت شناخته شدهاند، استانداردهای آموزشی دانشگاههای امریکا را مشخص و تنظیم میکنند. دانشگاههایی که این استانداردها را داشته باشند، معتبر شناخته میشوند. در ایالات متحده دو نوع اعتبارسنجی وجود دارد: 1. اعتبارسنجی نهادی که مؤسسه آموزشی بهصورت کلی اعتبارسنجی میشود و فرایند اعتبارسنجی، بر ارزشیابی مؤسسه بهمنزله نهادی مستقل تمرکز دارد؛ 2. اعتبارسنجی تخصصی یا برنامهای که برنامه تحصیلی خاص عرضهشده ازسوی یک مؤسسه را اعتبارسنجی میکند و فرایند بررسی اعتبار فقط بر یک بخش، برنامه یا درسی خاص متمرکز میشود (www.universitiesintheusa.com; U.S. Census Bureau, 2014; U.S. Census Bureau, 2009).اعتبارسنجی در آموزش ایالات متحده فرایندی داوطلبانه است که با هدف تضمین کیفیت پایدار، پاسخگویی و اصلاح مؤسسات آموزشی و برنامههای تحصیلی، براساس یک فرایند بررسی مداوم ازسوی ارزیابان خارج از مؤسسه آموزشی، اما عضو جامعه آموزش عالی انجام میشود. اعتبارسنجی در امریکا امری دستوری نیست. مؤسسات و برنامههای آموزشی، خود انتخاب میکنند که در فرایند اعتبارسنجی شرکت کنند و برای مؤسسات آموزشی در تمام دورههای آموزشی انجامشدنی است. ایالات متحده حدود 6500 مؤسسه دارد که ازسوی انجمنهای معتبر اعتبارسنجی، ارزیابی میشوند. اعتبارسنجی نشان میدهد که یک مؤسسه تا چه اندازه از استانداردهای آموزشی برخوردار است.بررسیهای اعتبارسنجی ازسوی تیم اعتبارسنجی که دربرگیرنده آموزشگران و مدیران مؤسسات اعتبارسنجی هستند، انجام میشود. اعضای این تیم داوطلبانه کار میکنند و هیچ پولی دریافت نمیکنند. اعتبارسنجی برای یک دوره زمانی خاص، اعتبار دارد و بسته به قوانین مؤسسه، اعتبارسنجی باید هر 10-5 سال یکبار تکرار شود.اعتبارسنجی در امریکا ازطریق قانون کنترل نمیشود و اقدامی دولتی نیست، اما دولت فدرال میتواند قوانینی را در زمینه چگونگی صرف منابع مالی فدرال در آموزش عالی تصویب کند که گاهی این قوانین بر فرایند اعتبارسنجی تأثیر میگذارند. استانداردهای تضمین کیفیت ازسوی خود جامعه آموزش عالی تنظیم میشود و ازسوی آنها نیز نظارت میشود. اعتبارسنجی نشانهای از پایبندی مؤسسه به اصلاح و پیشرفت مداوم در حوزه آموزش عالی است.در ایالات متحده، دستگاههای اعتبارسنجی را دو سازمان بررسی و در صورت داشتن معیارهای لازم، آنها را تأیید میکنند:1. بخش آموزش ایالات متحده: بخش آموزش ایالات متحده، شعبهای از دولت ایالات متحده است که مسئول نظارت بر برنامههای فدرال (ملی) و توزیع وجوه آموزشی فدرال است. بخش آموزش، مؤسسات را اعتبارسنجی یا تأیید نمیکند، بلکه مؤسسات اعتبارسنجی را با هدف حمایت مالی دولت فدرال از مؤسسات آموزشی و دانشجویان مورد بررسی قرار میدهد. اگر یک سازمان اعتبارسنجی ازسوی بخش آموزش ایالات متحده تأیید شود، مؤسساتی که این سازمان اعتبار آنها را بررسی میکند ممکن است از شرایط برای دریافت کمک مالی از دولت فدرال و دانشجویان آن از شرایط دریافت کمک مالی برخوردار باشند.2. شورای اعتبارسنجی آموزش عالی: این شورا سازمانی غیرعمومی، خصوصی و غیرانتفاعی برای مؤسسات آموزش عالی در ایالات متحده است که حدود 3000 مؤسسه عضو آن هستند. شورای اعتبارسنجی آموزش عالی هم یک سازمان اعتبارسنجی نیست، بلکه اعضای شورای اعتبارسنجی آموزش عالی کمک میکنند تا استانداردهای آموزشی برای انجمنهای اعتبارسنجی مورد تأیید، تعیین شوند و انجمنهای معتبری که این معیارها را دارند، شناسایی شوند. این شورا همچنین اطلاعاتی را درباره اعتبارسنجی و اهمیت اعتبارسنجی به آگاهی مردم میرساند.اعتبارسنجی منطقهای، رایجترین گونة اعتبارسنجی نهادی در بین مؤسسات آموزش عالی ایالات متحده است. در امریکا حدود 2700 مؤسسه اعتبارسنجی منطقهای وجود دارد. هر مؤسسه اعتبارسنجی منطقهای استانداردهای خود را تعیین میکند. استانداردهای اعتبارسنجی زیر درباره تمام مؤسسات اعتبارسنجی منطقهای مشترک هستند. مؤسسه آموزشی باید:·مأموریت و هدف نهایی معینی داشته باشد که مناسب آموزش عالی باشد؛·اهداف مشخصی داشته باشد که در راستای مأموریت و هدف نهایی مؤسسه باشد؛·منابع (مالی، سازمانی و علمی) و نظامهای کارامد و شفاف داشته باشد که پشتیبان مأموریت و اهداف مؤسسه باشد و به دست یافتن به آنها کمک کند؛·نظام ارزشیابی مداوم داشته باشد که پیشرفت مؤسسه را در راستای مأموریت و اهداف، مشخص کند و برای پیشرفت آینده برنامهریزی کند.فرایند اعتبارسنجی منطقهای به شرح زیر است:گام نخست، خود- ارزیابی مؤسسه بر پایة استانداردهای مؤسسه اعتبارسنجی: در این گام مؤسسه آموزش عالی با همکاری مؤسسه اعتبارسنجی، وضعیت خود را بررسی و گزارشی را تهیه میکند که وضعیت استانداردهای اعتبارسنجی در مؤسسه را مشخص میکند. اگر مؤسسه آموزشی، خود برای اعتبارسنجی اولیه درخواست دهد، از مؤسسه بهمنزله نامزد اعتبارسنجی یاد میشود.گام دوم، بررسی همتایان: در این گام یک تیم، گزارش خودارزیابی را بررسی میکنند. این تیم معمولاً متشکل از مدیران و آموزشگران ورزیده مؤسسات آموزش عالی دیگر و حتی ممکن است شامل اعضای دیگر باشند. اعضای تیم معمولاً بهصورت داوطلبانه کار میکنند و حقوقی دریافت نمیکنند.گام سوم، بازدید از محل، براساس خودارزیابی: اعضای تیم از مؤسسه بازدید میکنند تا وضعیت خودارزیابی را در مؤسسه بررسی کنند. این بازدید ممکن است شامل گفتوگو با مدیران، آموزشگران و دانشجویان باشد. بازدید از محل معمولاً برای اعتبارسنجی مداوم و نیز فرایند اعتبارسنجی اولیه ضروری است.گام چهارم، بررسی توصیهها و پیگیریهای تیم: اعضای تیم بعد از بازدید محلی ممکن است به مؤسسه در حوزههایی که لازم به شفافسازی، کار بیشتر یا پیگیری است، توصیههایی را پیشنهاد کنند.گام پنجم،تصمیمگیری مؤسسه اعتبارسنجی: در این گام مؤسسه اعتبارسنجی تصمیمی را درباره وضعیت مؤسسه میگیرد مثل تأیید اعتبارسنجی نخستین، انجام دوباره اعتبارسنجی، تأیید مشروط مؤسسه و غیره. همچنین ممکن است توصیههایی برای اصلاح و پیشرفت در آینده پیشنهاد شود.گام ششم، بررسی پیاپی بر پایه بازه زمانی مؤسسه: اعتبارسنجی برای بررسی اعتبار مؤسسه که معمولاً هر پنج سال یکبار انجام میشود (Koeing et al., 2004). برنامهها و اصلاحات پیشروآموزش عالی ایالات متحده امریکا ازسوی سیاستگذاران، دولتهای فدرال و ایالتی، مطبوعات و عموم مردم مورد موشکافی قرار میگیرد. دو نهاد با نامهای «روزی نو برای یادگیری» و «کمیسیون آیندة آموزش عالی امریکا» برای پاسخگویی به نیازهای مردم برای کار در محیطی رقابتی و مبتنیبر علم در سده بیستویکم، اصلاحاتی را برای آموزش عالی پیشنهاد کردهاند که عبارتاند از:·دسترسی به آموزش عالی:گسترش دسترسی به دانشگاه با افزایش کمک به دانشجویان و بهبود آمادگی علمی دانشجویان؛·قدرت مالی:بازبینی نظام مالی کمک به دانشجویان برای پرداخت کمک بر پایه نیاز و کاستن از پیچیدگیها؛کنترل هزینهها در دانشگاهها و دانشکدهها و بهبود اثربخشی آنها؛·کیفیت و نوآوری:اجرای پیاپی بهبود کیفیت و نوآوری در مؤسسات آموزش عالی؛اصلاح فرصتهای یادگیری در سراسر زندگی برای دانشجویان غیرمتعارف (مانند بزرگسالان)؛·پاسخگویی:ایجاد فرهنگ قوی شفافیت و پاسخگویی در کل نظام آموزش عالی؛·نوآوری:نوآوری در فراهم ساختن منابع مالی، مدلهای ابتکاری تدریس، مشارکت نوآورانه بخشهای خصوصی و عمومی و استفاده از راهبردهای تدریس و یادگیری ابتکاری؛·توسعه مفهوم موفقیت دانشجویان:خواندن ریاضیات و علم برای یک مؤسسه آموزشی قوی، ضروری است، اما باید به مهارتهای کاربردی مانند تفکر انتقادی، حل مسئله و کار تیمی متکی باشد. با آموزش این مهارتها به دانشجویان میتوان اطمینان یافت که آنها برای کامیابی در کار و زندگی آماده میشوند.·استفاده از دانش مبتنیبر پژوهش برای درک اینکه دانشجویان چگونه به بهترین روش یاد میگیرند.آموزشگران و دستاندرکاران اجتماعی باید از دانش مبتنیبر پژوهش برای درک این موضوع که دانشجویان چگونه به بهترین روش یاد میگیرند، استفاده کنند و برنامهها و آموزش خود را بر پایه این رهیافتها شکل دهند (Council of Graduate Schools and Educational Testing Service, 2010; www.Newdaysforlearning.org).چالشهای آموزش عالیبراساس گزارش سال 2010 کمیسیون «آینده تحصیلات تکمیلی در ایالات متحده»، مهمترین چالشهایی که تحصیلات تکمیلی و نظام آموزش ایالات متحده در کل با آن روبهرو هستند، عبارتاند از:·در آینده تعداد بیشماری از کودکانی که وارد مدارس میشوند، از خانوادههایی خواهند بود که از آموزش کمتری برخوردار هستند؛ در نتیجه، ممکن است دانشجویان بومی کمتری از مهارتهای خواندن و علم ریاضی برخوردار باشند که آنها را قادر سازد تا پیگیر آموزش عالی باشند.·براساس آمار اداره آمار ایالات متحده تا سال 2015 بیش از نیمی از رشد جمعیت امریکا مربوط به مهاجران بینالمللی خواهد بود. بیشتر دانشجویان نسل اول از این خانوادهها خواهند بود که احتمالاً بیشتر آنها به آمادگی آموزشی بیشتری نیاز خواهند داشت.·شمار دانشجویان غیرمتعارف (دانشجویان کهنسال، بزرگسالان شاغل و غیره) در حال افزایش است. آنها ممکن است تحصیلات تکمیلی را نه بسان ابزاری برای آمادگی برای شغل، بلکه بسان ابزاری برای تغییر یا بهبود شغل کنونی خود تلقی کنند.·شمار افرادی که پس از مدتی کار کردن برای تحصیلات تکمیلی بازمیگردند، در حال افزایش است. اقتصاد کنونی هم به این روند کمک کرده است. بسیاری از افراد مرخصی میگیرند تا به تحصیلات تکمیلی بپردازند، به امید این که مدرک بالاتر، اشتغالپذیری پیوسته آنان را تضمین و به پیشرفت شغلیشان کمک کند.·برخلاف فرایند گزینشی سختی که برای پذیرش در تحصیلات تکمیلی ایالات متحده وجود دارد، برخی مطالعات نشان میدهند که نرخ خروج از دکتری (ترک تحصیل در دوره دکتری) بالا و بین 40% تا 50% است. در سطح دکتری عواملی مانند تغییر در وضعیت خانواده، ثبتنام پارهوقت یا تماموقت، تعهدات شغلی، نیاز به کار یا نارضایتی از یک برنامه ویژه سد راه به پایان رساندن دوره دکتری میشود؛ برای مثال کمتر از 25% دانشجویان در مدت پنج سال و فقط حدود 45% در هفت سال دوره را به پایان میرسانند.·یکی دیگر از چالشهای آموزش عالی در ایالات متحده آن است که رشد هزینههای آموزش عالی عموماً سریعتر از هزینههای خدمات دیگر است که به افزایش قیمت آموزش عالی در طول زمان میانجامد.ضروری است دانشگاههای ایالات متحده با روشهای زیر به این چالشها پاسخ دهند:·تلاش پیوسته برای شناسایی و جذب دانشجویان توانمند برای تحصیلات تکمیلی؛·بهبود نرخ به پایان رساندن دوره، ازسوی دانشجویان بسیار مهم است. مؤسسات آموزش عالی باید الگوهای به پایان رساندن دوره و خروج از دوره را بازبینی و بازکاوی کنند و مداخلاتی را برای افزایش نرخ تکمیل دوره انجام دهند؛·مسیرهای شغلی غیردانشگاهی باید برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی شفاف شود و گسترش یابد. دانشگاههای دارای تحصیلات تکمیلی باید مهارتآموزی مناسب، نظارت و عرضه اطلاعات درباره فرصتهای شغلی خارج از دانشگاه (مانند کسبوکار، بخش غیرانتفاعی و غیره) را برای دانشجویان فراهم کنند (Baum et al., 2013; Council of Graduate Schools and Educational Testing Service, 2010).کتابشناسیآراسته، حمیدرضا. (1383). «نظام آموزش عالی ایالات متحده امریکا». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج. 2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.
Baum, S., Kurose, C., and McPherson, M. (2013). “An Overview of American Higher Education”. The Future of Children, 23(1), 17-39.
Bureau of Labor Statistics. (2014). Economy at a Glance. Retrieved from: http://www.bls.gov/eag/eag.us.html
Council of Graduate Schools and Educational Testing Service. (2010). The Path Forward: The Future of Graduate Education in the United States. Report from the Commission on the Future of Graduate Education in the United States. Princeton, NJ: Educational Testing Service.
Eckel, Peter D., and King, Jacqueline E. (2003). An Overview of Higher Education in the United States: Diversity, Access, and the Role of the Marketplace. Retrieved from: https://www.acenet.edu/news-room/Documents/Overview-of-Higher-Education-in-the-United-States-Diversity-Access-and-the-Role-of-the-Marketplace-2004.pdf.
Koeing, Ann M., Lofstad, R., and Staab, E. (2004). Higher Education Accreditation in the United States. Retrieved from: https://shelbycearley.files.wordpress.com/2010/06/ american-accreditation.pdf.
Li, Helen. (2013). The Rising Cost of Higher Education: A Supply and Demand Analysis. Retrieved from: https://docplayer.net/1038119-The-rising-cost-of-higher-education-a-supply-demand-analysis.html
National Institution for Academic Degrees and University Evaluation. (2010). Quality Assurance System in Higher Education: United States of America. Tokyo, Japan. Retrieved from: http://www.niad.ac.jp
National Science Board. (2014). Science and Engineering Indicator 2014. Retrieved from: https://www.nsf.gov/ statistics/seind14/content/etc/nsb1401.pdf.
Radwin, D., Wine, J., Siegel, P. and Bryan, M. (2013a). 2011–12 National Postsecondary Student Aid Study (NPSAS:12): Price Estimates for Attending Postsecondary Education Institutions. Retrieved from: https://nces.ed.gov/pubs2014/ 2014166.pdf.
Radwin, D., Wine, J., Siegel, P. and Bryan, M. (2013b). 2011–12 National Postsecondary Student Aid Study (NPSAS:12): Student Financial Aid Estimates for 2011–12. Retrieved from: https://nces.ed.gov/pubs2013/2013165.pdf.
Snyder, Thomas D., and Dillow, Sally A. (2013). Digest of Education Statistics 2012 (NCES 2014-015). Retrieved from: https://nces.ed.gov/pubs2014/2014015.pdf.
U.S. Census Bureau. (2009). 2009 Statistical Abstract. Retrieved from: http://www.census.gov/compendia/statab/ cats/education/higher_education_institutions_and_enrollment.html
U.S. Census Bureau. (2011). State and County QuickFacts. Retrieved from: http://quickfacts.census.gov/qfd/states/ 00000.html
U.S. Census Bureau. (2014). Population Data 2005, 2010, 2012, 2015. Retrieved from: http://www.census.gov/topics/ population.html
Woo, Jennei H. (2011). The Expansion of Private Loans in Postsecondary Education. https://nces.ed.gov/pubs2012/ 2012184.pdf.
http://usa-facts.com
http://www.NewDayforLearning.org
http://www.TC3.edu/global/
https://www.universitiesintheusa.com
مسعود رضایی
نظام آموزش عالی ایتالیا
Italian Higher Education System
پایتخت: رمنوع حکومت: جمهوریزبان رسمی: ایتالیاییمساحت: 301230 کیلومترمربعجمعیت: 61142221 نفر (2015م)تعداد دانشجویان: 1809192 (2008م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 62000 (2008م)تولید ناخالص ملی: 819/1 تریلیون دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 1/4% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 4/8% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیایتالیا کشوری در جنوب اروپا و پایتخت آن شهر رم است. ایتالیا شبهجزیرهای چکمهای شکل است که از جنوب اروپا به داخل دریای مدیترانه پیش آمده است. این کشور از غرب با فرانسه، از شمال با سوئیس و اتریش، از شرق با اسلوونی هممرز است. ایتالیا همچنین با دو ایالت مستقل به نامهای سان ماینو و واتیکان هممرز است. مساحت ایتالیا برابر با 301230 کیلومترمربع و خط ساحلی آن برابر 7600 کیلومتر (شامل جزایر سیسیل و ساردینی) است (Encyclopedia of the Nations, 2015).واحد پول این کشور یورو و زبان رسمی آن ایتالیایی است. میلان، ناپل، رم، بولونیا، ونیز، تورین، پالرمو، و فلورانس از شهرهای مهم ایتالیا بهشمار میآیند.جمعیت ایتالیا در سال 2015، برابر با 61142221 نفر بوده است. تراکم جمعیت برابر با 203 نفر در هر کیلومترمربع است. در حدود 69% جمعیت شهرنشین هستند (www.Worldometers.info).بیش از یکپنجم افراد بین سن 15 تا 29 سال، نه آموزش دیدهاند و نه استخدام شدهاند. در سالهای گذشته پرداختهای خصوصی برای دریافت آموزش بیشتر از پرداختهای عمومی شده است (OECD, 2012, p. 1).سهم افراد جوان که وارد تحصیلات دانشگاهی شدهاند از 39% در سال 2000 به 49% در سال 2010 افزایش یافته است. سهم افراد با تحصیلات دانشگاهی در گروه سنی 64-55 سال در حدود 10% و در گروه سنی 34-25 سال در حدود 20% است (OECD, 2012, p. 2). میزان درآمد ملی که سالانه در بخش آموزش هزینه میشود، از 6/4% در 1995م، به میزان 9/4% در 2009م افزایش یافته است (OECD, 2012, p. 5).نرخ استخدام افراد گروه سنی 64-25 سال با تحصیلات آموزش عالی بین سالهای 2010-2002، از 2/82% به 3/78% کاهش یافته است؛ درحالیکه نرخ استخدام بزرگسالان با تحصیلات متوسطه برتر، تقریباً ثابت مانده است (3/72% در 2002م و 6/72% در 2010م) (OECD, 2012, p. 2).ایتالیا تا قبل از سال 1946، بهصورت سلطنتی حکمرانی میشد. در ژوئن 1946، مردم ایتالیا به از میان برداشتن لغو سلطنت رأی دادند و برایناساس، کشور جمهوری دموکراتیک شد. در ژانویه 1948، ایتالیا منشور قانون اساسی را (که آزادیهای سیاسی و مدنی شهروندان و اصول دولت را تبیین میکرد) به تصویب رسانید. دولت ایتالیا شامل رئیسجمهور، نخستوزیر و وزیران است که در مجموع هیئت وزیران را تشکیل میدهد. رئیسجمهور، رئیس دولت و نماینده وحدت کشور است. او نقطه کانونی قوای سهگانه بهشمار میآید. او ازسوی قانونگذاران انتخاب میشود، هیئت اجرایی را برمیگزیند و رئیس قوه قضائیه است. رئیسجمهور همچنین فرمانده ارشد نیروهای مسلح است (JustLanded, 2015).مشکل کلیدی ایتالیا برخوردار نبودن از رشد اقتصادی از پایان دهه 1990 است. رکود اقتصادی سبب شده تا در بسیاری ابعاد ازجمله آموزش و مهارتآموزی، اشتغال و کسبوکار و مسکن عقب بماند. علاوهبراین، ایتالیا در هیچکدام از نشانگرهای زندگی بهتر، در میان پنج کشور برتر سازمان همکاری اقتصادی برای توسعه قرار نگرفته است (OECD, 2015, p. 6).اقلام عمده صادراتی ایتالیا به جهان دربرگیرنده تجهیزات کفپوش، تجهیزات ماشین، مواد شیمیایی و پارچه و لباس است. کشورهای عمده واردکننده از ایتالیا شامل آلمان، فرانسه، هلند، اسپانیا، بلژیک و انگلستان است. اقلام عمده وارداتی از جهان شامل تجهیزات مهندسی، حملونقل، انرژی، مواد غذایی و معدنی است. کشورهای عمده صادرکننده به ایتالیا عبارت از امریکا، آلمان، فرانسه، اسپاینا، و سوئیس هستند (اتاق بازرگانی صنایع، معادن و کشاورزی تهران، 1394).اقلام عمده صادراتی ایران به ایتالیا شامل آهن و استیل، پشم، موی حیوانات و فرش، پلاستیک و مواد پلاستیکی، دیگ بخار، چای و ادویه، محصولات معدنی، پوست خام، محصولات شیمیایی، مس و فراوردههای آن است. اقلام عمده وارداتی ایران از ایتالیا عبارت است از: آهن و استیل، پشم، موی حیوانات، فرش، پلاستیک و مواد پلاستیکی، دیگ بخار، قهوه، چای و ادویه، محصولات معدنی، پوست خام، محصولات شیمیایی، مس و فراوردههای آن، آهن و استیل، مواد شیمیایی ارگانیک، وسایل دباغی، رنگرزی، محصولات شیمیایی، پلاستیک و فراوردههای آن، وسایل نقلیه غیر واگن، وسایل پزشکی و چشمپزشکی، آهن و استیل، وسایل برقی، ماشینآلات و راکتور هستهای (اتاق بازرگانی صنایع، معادن و کشاورزی تهران، 1394).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیاصول اساسی آموزش که ازسوی قانون اساسی ایتالیا (در 1947-1946م توسعه یافته و از اول ژانویه 1948 اجرایی گردیده) تأیید شده است، عبارتاند از:·آزادی آموزش؛·وظیفه دولت در اطمینانیابی از آزاد بودن مدارس برای همه، بدون هیچگونه تمایز؛·حق افراد برای گشایش مدارس بدون درگیری مالی دولت؛·حق دانشگاهها، دانشگاهیان و مؤسسات عالی فرهنگی برای وضع مقررات بهطور مستقل؛·وظیفه والدین نسبت به آموزش فرزندان خود؛·ماهیت رایگان آموزشهای اجباری عرضهشده ازسوی مدارس عمومی؛·آزادی آموزشگران نسبت به عرضه تدریس مطابق با روشها و معیارهای مناسب و حصول اطمینان نسبت به توسعه تواناییهای فردی دانشآموزان؛·حق دستیابی همه دانشآموزان دارا و ندار (حتی اگر از ابزارهای لازم برخوردار نباشند) به بالاترین سطوح آموزش (International Bureau of Education, 2012, p. 1).راهبردهای کلی وزارت آموزش، دانشگاه و پژوهش برای سال 2012 خاطر نشان میکند که در اقتصاد جهانی، بهبود مداوم کیفیت آموزش یکی از اولویتهای کلیدی برای اطمینان از توسعه و رشد اقتصادی و سیاسی است (International Bureau of Education, 2012, p. 1).اهداف کلی آموزش عالی ایتالیا در دو بخش (الف) دانشگاهی و (ب) غیردانشگاهی بهصورت زیر است:الف) بخش دانشگاهیاهداف آموزشی دورههای دانشگاهی دوره نخست و دوم بهصورت زیر است:·هدف دوره دانشگاهی که به مدرک کارشناسی میانجامد، عبارت از پرورش دانشجویان با سطح بالای درک جنبههای روششناسی، فرهنگی و علمی زمینه مطالعاتی و همچنین، هوش حرفهای است.·دورههایی که به ارشد میانجامد، برای تربیت دانشجویان با مهارتهای پیشرفته برای انجام فعالیتهای ویژه در بخشهای مخصوص طراحی شده است.·دورههایی که به دیپلم سطح اول تخصص میانجامد، برای عرضه دانش و تواناییها برای فعالیتهای حرفهای مخصوص به دانشجویانی است که مدرک Laurea specilistica /magistrale گرفتهاند.·هدف دورههای کارشناسی ارشد سطح اول اطمینانیابی از تخصص علمی افراد و کارآموزیهای سطح بالا است.اهداف آموزشی دورههای دانشگاهی رده سوم بهصورت زیر است:·هدف دورههایی که به مدرک دکتری منتهی میشود شامل فراهم کردن شایستگیهای مورد نیاز برای انجام پژوهشهای حرفهای در سطح دانشگاه و در بخشهای عمومی و خصوصی است.·دورههایی که به دیپلم سطح دوم تخصص میانجامد، برای عرضه دانش و شایستگیهای انجام فعالیتهای حرفهای مخصوص است.·هدف دورههایی که به مدرک کارشناسی ارشد سطح دوم میانجامد، تضمین تخصصهای علمی و کارآموزیهای سطح بالا برای افرادی که پیش از این مدرک ارشد کسب کردهاند (Studentnews, 2015).ب) بخش غیردانشگاهی·دورههایی که به دیپلم تحصیلی سطح اول میانجامد، برای اطمینانیابی از تسلط کافی روش و تکنیکهای هنری و کسب صلاحیتهای حرفهای در موضوعهای ویژه طراحی شده است.·دورههایی که به دیپلم تحصیلی سطح دوم میانجامد، برای فراهم کردن آموزشهای سطح بالا برای تسلط دانشجویان به روشها و تکنیکهای هنری و کسب مهارتهای حرفهای سطح بالا طراحی شده است.·هدف دورههای دیپلم تخصصی، عرضه صلاحیتهای حرفهای سطح بالا در بخشهای ویژه و مخصوص است (Studentnews, 2015).ساختار نظام آموزشینظام آموزش ایتالیا بهصورت زیر سازماندهی شده است:·دوره نخست آموزش، بهمدت هشت سال شامل: آموزش ابتدایی و آموزش میانی پایه.·دوره دوم آموزش که دو مسیر متفاوت است؛ شامل: آموزش میانی برتر و دوره کارآموزی حرفهای.·آموزش عالی: آموزش بهمدت ده سال برای دانشآموزان بین سن 6 تا 16 سال اجباری است. آموزش اجباری کل دوره اول آموزش (پنج سال آموزش ابتدایی و سه سال آموزش میانی پایه) و دو سال اول دوره دوم آموزش را پوشش میدهد (Eurydice, 2014, p. 7).آموزش پیشدبستانی: این آموزشها برای کودکان بین 6-3 است. هرچند که آموزشهای پیش از دبستان اجباری نیستند، اما در حدود 96% کودکان این گروه سنی به مدارس پیشدبستانی میروند (EP-Nuffic, 2010, p. 7).اهداف آموزش پیشدبستانی عبارت از ارتقای رشد هویت، خودمختاری و شایستگیها در کودکان است. در آموزشهای پیشدبستانی، پنج حیطه مختلف تجربه، به کودکان آموزش داده میشود تا به نتیجههای یادگیری موفقیتآمیز دست یابند. حیطههای مختلف آموزش شامل: خود و دیگران، بدن و حرکت، تصویر، صدا و رنگ، صحبت و کلمات و دانش جهان است (Eurydice, 2014, p. 19).در آموزشهای پیشدبستانی آموزشگران آزاد هستند تا شیوه تدریس را به انتخاب خود برگزینند؛ البته راهبردهای ملی برنامه درسی نیز معیارهای کلی را برای سازماندهی محیط یادگیری بیان کرده است. در این آموزشها، آموزشگران عملکرد تحصیلی کودکان را بهطور مستقیم ارزیابی نمیکنند، بلکه فعالیت کودکان را مشاهده و تفسیر میکنند و اطلاعات را به اطلاع والدین میرسانند (Eurydice, 2014, p. 20).آموزش ابتدایی: آموزش ابتدایی بهمدت پنج سال تحصیلی طول میکشد (برای کودکان سن 11-6 سال). پس از پایان دوره آموزش به دانشآموزان مدرک ابتدایی عرضه میشود (EP-Nuffic, 2010, p. 7).هدف آموزش ابتدایی عبارت است از تربیت و پرورش دانشآموزان با ابزارها و یادگیری پایه تا بتوانند شهروندان فعالی باشند. موضوعاتی که در پنج سال تحصیل آموزش ابتدایی تدریس میشود شامل زبان ایتالیایی، زبان انگلیسی، تاریخ، جغرافیا، ریاضیات، علوم، فنّاوری، موسیقی، هنر، علوم ورزشی (بدن، حرکت و ورزش هم گفته میشود) و مذهب کاتولیک است. فراگیری مذهب کاتولیک بهصورت اختیاری است (Eurydice, 2014, p. 25). استقلال در تدریس یکی از اصول آموزشی در قانون اساسی ایتالیا بیان شده است (ماده 33). انتخاب روش تدریس و مواد آموزشی باید با هر برنامه آموزشی که ازسوی مدارس پیشنهاد میشود، هماهنگ باشد. علاوهبراین، لازم است تا با اهداف کلی و آموزشی سطوح تحصیل در سطح ملی نیز هماهنگ باشد (Eurydice, 2014, p. 26).آموزش میانی: آموزشهای میانی به دو سطح پایه و برتر تقسیم میشود. آموزش میانی پایه سه سال است و در پایان دوره، به دانشآموزان مدرک متوسطه داده میشود. همانند آموزش ابتدایی، استقلال در تدریس آموزش میانی پایه بهمنزله یک اصل در قانون اساسی ایتالیا بیان شده است. برای ارزیابی دانشآموزان از ارزیابی دورهای و ارزیابی پایانی استفاده میشود. برای ارزیابی دورهای، هر سال تحصیلی به نیمسالهای سه یا چهارماهه تقسیم میشود. ارزیابی پایانی در انتهای هر سال تحصیلی صورت میگیرد. ارزیابی دانشآموزان بر مواردی همچون فرایند یادگیری، رفتار دانشآموزان، و نتایج کلی یادگیری پا میفشارد. آموزشگران مسئولیت انجام ارزیابی دورهای و پایانی و نیز گواهی کردن مهارتهای بهدست آمده ازسوی دانشآموزان را بردوش دارند (Eurydice, 2014, p. 38).آموزش میانی برتر، سه تا پنج سال طول میکشد و یکی از گزینههای زیر را عرضه میکند:1. LiceoScientifico: این دوره پنجسالة میانی اساساً بر آموزشهای آکادمیک تمرکز دارد.2. LiceoClassico: این دوره پنج سال طول میکشد و بر علوم انسانی و زبانهای کلاسیک تأکید دارد.3. LiceoLinguistico: دوره پنجساله، با تأکید بر زبانهای خارجی مدرن، ایتالیایی و لاتین است.4. LiceoArtistico: برنامه چهارساله که دانشآموزان را برای آموزش عالی در حوزه هنر یا با گذراندن یکساله تحصیلی تکمیلی، برای برنامههای دانشگاهی آماده میکند.5. IstitutoTecnico: این دوره پنج سال طول میکشد و به دو بخش تقسیم میشود، شامل دوره دوساله «دروس عمومی» و دوره سهساله «دروس تخصصی» است مانند اداره کسبوکار، مهندسی الکترونیک، علوم رایانه، و... .در پایان هریک از دورههای بیانشده، مدرک دیپلم مربوطه به دانشآموختگان داده میشود (EP-Nuffic, 2010, p. 7).آموزش عالی: نظام آموزش عالی ایتالیا متشکل از بخش دانشگاهی (دانشگاههای عمومی و خصوصی، دانشگاههای ویژه افراد خارجی، مدارس تحصیلات پیشرفته، و دانشگاههای یادگیری برخط یا از دور) و بخش غیردانشگاهی (آکادمیهای ملی در هنر، سینما، موسیقی، مدارس و نهادهای آموزش و کارآموزی حرفهای در زمینههای گوناگون مانند طراحی و غیره) است. بیشتر نهادهای آموزش عالی در ایتالیا بهطور مستقیم، ازسوی بخش عمومی پی نهاده شده است و تعداد اندکی نیز ازسوی نهادهای خصوصی پی نهاده و ازسوی وزارت به رسمیت شناخته شدهاند (DEHEMS, 2010, p. 2). ماده 33 قانون اساسی ایتالیا، حق دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی برای انجام خودگردان فعالیتها و باتوجهبه محدودیتهای بیانشده ازسوی قانون را به رسمیت شناخته است (International Bureau of Education, 2007, p. 23).آموزش بزرگسالان و غیررسمی: مدارس مخصوص افراد بیسواد در سال 1947 گشایش یافت و در سال 1982 بسته شد. جایگزین این مدارس، دورههای سوادآموزی ( که منجر به عرضه گواهینامه آموزش ابتدایی میشد) و دورههایی برای کارگران (که منجر به اعطای گواهینامه پایان تحصیلات متوسطه پایه میشد) عرضه شد. برابر با توافقنامه سال 2000 که بین دولت و مناطق امضا شد، بخشنامه وزارتی شماره 22 (فوریه 2001) انواع خدمات زیر را بیان کرد: دورههای سوادآموزی بزرگسالان (آموزش ابتدایی)، دورههای آموزش میانی پایه (به مدت 150 ساعت)، دورههای آموزش بزرگسالان در سطح متوسطه برتر، دورههای سواد حرفهای، دورههای یکپارچه (آموزش و کارآموزی) و طرحهای راهبر (International Bureau of Education, 2007, p. 28).نظام آموزش عالیدر ایتالیا، دیرینه تحصیلات دانشگاهی به سدههای میانی (سدههای یازدهم و دوازدهم میلادی) باز میگردد که گروهی از دانشپژوهان، مراکزی با نام اونیورسیته استودیاروم را در شهرهایی مانند پاریس بنیان نهادند. این مراکز، نخست برای دادن امتیاز و برتری به گروه دانشپژوهان به یکدیگر پیوستند و سپس، به مراکزی برای بحث و مناظره فرهنگی، مطالعه و پژوهش توسعه یافتند. در طول سدههای پس از آن، دانشگاههای شهرهای گوناگون، اندکاندک به مؤسسات عمومی، زیر کنترل قدرتهای دولتی انتقال یافتند و در نتیجه این فرایند، نظام آموزش عالی ایتالیا بهصورت کاملاً متمرکز درآمد که بهرغم اصلاحات سال 1923، نیز بهطور چشمگیری بدون تغییر باقیماند (CIMEA, 2003, p. 3).دادههای روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیبنابر دادههای کمیته ملی ارزیابی نظام دانشگاهی (Comitato Nazionale per la Valutazione del Sistema Universitaria, 2009)، در سال 2008 تعداد 95 دانشگاه در ایتالیا وجود داشت که رویهمرفته حدود 8/1 میلیون دانشجو در این دانشگاهها ثبتنام کرده بودند و همچنین، 62000 استاد مشغول به کار بودند. تعداد دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاهی به نسبت جمعیت کشور، در مجموع زیاد نبود. بیش از 40% دانشجویان ثبتنام کرده در دانشگاه موفق به تکمیل دوره تحصیلی خود در زمان تعیین شده نمیشدند (Comitato Nazionale per la Valutazione del Sistema Universitaria, 2009). جدول 1 تعداد مؤسسات آموزش عالی، دانشجویان و دانشآموختگان را در سال 2008 نشان میدهد.جدول 1. تعداد مؤسسات آموزش عالی، دانشجویان، و دانشآموختگانتعدادمؤسسات آموزش عالی95دانشجویان ثبتنام کرده در آموزش عالی1809192 (57% را زنان تشکیل دادند)دانشآموختگان300135 (5/57% را زنان تشکیل دادند)
(Comitato Nazionale per la Valutazione del Sistema Universitaria, 2009)
هماکنون، بخش دانشگاهی از 116 مؤسسه دانشگاهی بهصورت زیر تشکیل شده است: 67 دانشگاه عمومی، 29 دانشگاه خصوصی، 3 دانشگاه برای دانشجویان خارجی، 3 مؤسسه دانشگاهی عمومی خاص، 3 مرکز آموزشی برای تحصیلات دانشگاهی پیشرفته تخصصی و 11 دانشگاه برخط (Ca’ Foscari University of Venice, 2015 ).در سال 1991، برای اولینبار در ایتالیا، تعداد دانشجویان دختر در مؤسسات آموزش عالی ایتالیا از تعداد دانشجویان پسر بیشتر شد و از آن تاریخ به بعد این سهم افزایش یافت تا اینکه در سال 2013 در حدود 60% دانشآموختگان را دختران تشکیل میدادند (Cammelli and Gasperoni, 2015, p. 8).نظام ارزیابی دانشجویاننظام نمرهدهی در آموزش عالی ایتالیا برای آموزشهای دانشگاهی و آموزشهای غیردانشگاهی بهصورت زیر است.آموزش دانشگاهی: برای آزمونهای میانی از مقیاس نمرهدهی بین 30-0 استفاده میشود، بهاینصورت که حداقل نمره قبولی 18 است (جدول 2). برای آزمونهای پایانی از مقیاس 110-0 استفاده میشود و فرد برای قبولی لازم است تا حداقل نمره 66 را کسب کند.جدول 2. نظام نمرهدهی آموزش عالیمقیاستوصیف نمره99/17-00/0Respinto (مردود)99/18-00/18Sufficiente (قابل قبول)99/23-00/19Soddisfacente (رضایتبخش)99/26-00/24Buono (خوب)99/28-00/27Molto Buono (خیلی خوب)00/30-00/29Ottimo - Cum Laude (عالی و قابل تقدیر)
(www.scholaro.com/ed/)
آموزش غیردانشگاهی: در آموزشهای غیردانشگاهی، در پایان برنامه آموزشی، آزمون گرفته میشود و هر مؤسسه آموزشی از معیارهای ارزیابی خود برای ارزیابی و نمرهدهی دانشجویان استفاده میکند (EP-Nuffic, 2010, p. 13).آموزش مادامالعمر: قانون اصلاحات شماره 53 (سال 2003)، مفهوم یادگیری مادامالعمر را بهمنزله یکی از اصول اساسی نظام آموزش و کارآموزی معرفی کرد. بهمنظور اجرای یادگیری مادامالعمر، قانون برنامه مالی «مداخلات برای توسعه آموزش بزرگسالان و کارآموزی حرفهای» در نظر گرفت (International Bureau of Education, 2007, p. 29). در سال 2007 مشارکت در آموزشهای مادامالعمر برای جمعیت بزرگسال ایتالیا (64-25 سال) در حدود 2/6% بود که با میزان مشارکت اروپاییان (5/12%) فاصله نشان میداد. برایناساس، ایتالیا در زمینه آموزش مادامالعمر در ردههای پایین بین کشورهای اروپایی قرار دارد (ISFOL, 2009).نظام اعتباربخشی برنامههای آموزشی دانشگاهدر ایتالیا، نظام اعتباربخشی برنامههای دانشگاهی در سال 2001 آغاز شد؛ ازیکسو، دانشگاهها برنامه جدید آموزشی را طراحی و برای فراهم ساختن بودجه به دولت تقدیم کردند؛ ازسویدیگر، برای اختصاص بودجه بهصورت مؤثر، وزارت آموزش از کمیته ملی ارزیابی نظام دانشگاهی تقاضای همکاری میکرد تا نظامی از اعتبار دانشگاهی را تبیین کند که فقط برنامههای آموزشی که فرایند تحصیلی موفقیتآمیزی دارند بتوانند از حمایتهای مالی وزارتخانه بهره ببرند (Finocchietti and Capucci, 2003, p. 7). از وظایف کمیته مواردی مانند تعیین معیارهای ارزیابی دانشگاه، انتشار شیوههای ارزیابی، تعیین شیوهها و معیارهایی برای هماهنگ کردن روشهای خودارزیابی که ازسوی دانشگاهها صورت میگیرد؛ است (EP-Nuffic, 2010, p. 15).اهداف نظام ایتالیایی اعتباربخشی برنامههای آموزشی عبارتاند از:·ایجاد نظام اطلاعرسانی شفاف و قابل تأیید که استانداردهای کیفی برنامههای مطالعاتی فردی را تضمین میکند؛·کمک به ایجاد نظام رقابتی منصفانه که در بافت دانشگاهی از پیشنهادهای گوناگون و گستردهای برخوردار باشد و بهصورت منصفانه عمل کند.·ارتقای فرایند پایدار برای بهبود کیفیت مؤسسات آموزشی از رهگذر درگیر کردن ذینفعان، اختصاص منابع، تعهدات سازمانی و نتایج آموزشی (Finocchietti and Capucci, 2003, p. 8).مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیبهطور سنتی، نظام مدیریت مدارس در ایتالیا متمرکز بوده است. هرچند، از سال 1950 فرایند تمرکززدایی خدمات و عرضه مسئولیتها به سطح محلی شروع شد. در دهه 1970 بسیاری از مسئولیتها- شامل مسئولیتهای آموزشی- از دولت به قدرتهای محلی (شامل مناطق، استانها و شهرداریها) واگذار شد (International Bureau of Education, 2012, p. 7).وزارت آموزش عمومی مسئولیت کلی آموزش، هماهنگی و سازماندهی خدمات آموزشی مدارس عمومی و خصوصی (تا قبل از آموزشهای پیشدانشگاهی) و نظارت بر همه مؤسسات آموزشی را برعهده دارد.در گذشته، نظام دانشگاهی ایتالیا نمونهای از مدل ناپلئونی بود. آموزش عالی و پژوهش، بخشی از خدمات عمومی و دانشگاهها کارگزاران عمومی بهشمار میآمدند. قوانین گوناگونی، مقررات اجرایی را برای مؤسسات تعیین میکردند، بنابراین، فرهنگ سازمانی اداره دانشگاه بسیار قانونی و دیوانسالار بود (Reale and Poti, 2009). بر این اساس، کلارک (Clark, 1983, p. 127) اداره آموزش عالی ایتالیا را بهمنزله «ترکیبی از قدرت دیوانسالاری دولت و دانشگاه در ساختاری قدرتمند که مصلحت دو گروه شامل: مقامات دولتی و استادان ارشد را بیان میکرد» توصیف کرده است. رهبری سازمانی بسیار ضعیف بود و وظیفه اصلی ریاست عبارت از تجمیع نظرات و واسطهگری میان منافع گوناگون و بیشتر متفاوت گروههای داخلی بود (Capano, 2008).نهادهای تصمیمگیری دانشگاه (هیئت اداری، انجمن علمی و شوراهای دانشکده) که بهطور عمده از استادان تشکیل شده بود؛ زیر کنترل اداره داخلی دانشگاه قرار میگرفتند (Donina et al., 2015, p. 217).وزارت دانشگاهها و پژوهشهای علمی و فنی (که در سال 1989 تأسیس شد) تا سال 2000 مسئولیت آموزشهای دانشگاهی را بردوش داشت. در سال 2000 این وزارتخانه بر پایة حکم وزارتی شماره 300 جولای 1999، در وزارت آموزش عمومی تلفیق شد و وزارت آموزش، دانشگاه و پژوهش نام گرفت. در سال 2006 مسئولیت آموزش عالی دوباره به وزارت دانشگاهها و پژوهش انتقال یافت (International Bureau of Education, 2012, p. 7).تا قبل از پایان دهه 1990، ادارات وزارت آموزش در مناطق و در استانها وجود داشت و کارویژههای اصلی این ادارات دربرگیرنده موارد زیر بود: اجرای تصمیمات اداری و سیاسی که ازسوی مرکز تعریف شده بود؛ برقراری ارتباط با دیگر نهادهای محلی؛ و هماهنگی میان فعالیتها و خدماتی که به اجتماعات محلی عرضه میشد. در نتیجه، بر پایه قانون اساسی شماره 3 (اکتبر 2001) که به تغییر مسئولیتهای دولت و مناطق انجامید، و همچنین قانون شماره 131 (ژوئن 2003)، ادارات وزارت آموزش در مناطق و استانها برچیده شدند و جای خود را به دفاتر منطقهای مدارس دادند. این دفاتر مراکزی خودمختار با مسئولیت حقوقی- اداری هستند و با مناطق، قدرتهای محلی، دانشگاهها، و نمایندگیهای آموزشی ارتباط برقرار میکنند (International Bureau of Education, 2012, p. 10).کمیتههای گوناگونی- مانند کمیته کلاس، کمیته آموزشگران و کمیته مدارس- در سال 1974 ایجاد شد و هدف از این کمیتهها، افزایش مشارکت در مدیریت نظام آموزش بود (International Bureau of Education, 2012, p. 10).کمیته ملی ارزیابی نظام دانشگاهی با حکم وزارتی شماره 178 (آوریل 2000) ایجاد شد. این کمیته، مستقل و با دانشگاهها و وزارتخانه در ارتباط است. از وظایف این کمیته عبارتاند از: تعیین معیارهای کلی برای ارزیابی فعالیتهای دانشگاهی، اجرای برنامه سالانه ارزیابی بیرونی مؤسسات آموزش عالی، انجام فعالیتهای مشاورهای و پژوهشی، ارزشیابی، تعریف استانداردها و پارامترها و مقررات برای وزارتخانه (International Bureau of Education, 2012, p. 9).کمیته ملی دانشگاهها، بدنه اصلی مشاوره برای آموزش دانشگاهی را تشکیل میدهد. این کمیته از نمایندگان رؤسای دانشگاهها، اعضای علمی، کارکنان دانشگاه و دانشجویان و انجمن ملی دانشجویان تشکیل شده است (International Bureau of Education, 2012, p. 10).کارکرد این کمیته شامل موارد مشاورهای در موضوعاتی مانند برنامهریزی توسعه دانشگاه، مسائل مالی، تصویب مقررات مربوط به تدریس دانشگاهی، تبیین قلمرو موضوعات اصلی و بهکارگماری استادان و کارکنان پژوهشی است (CIMEA, 2003, p. 20).منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیدر ایتالیا، آموزشهای اجباری بهصورت رایگان عرضه میشود، اما برخی خدمات اضافی وجود دارد که تنها برای خانوادههای با سطح درآمد پایین کاملاً رایگان است. در دورههای آموزشی میانی برتر، به دانشآموزان خانوادههای کمدرآمد، امکاناتی مانند حملونقل عمومی، وعدههای غذایی و کتابهای درسی با تخفیف عرضه میشود و آنها باتوجهبه پیشرفت تحصیلی خود میتوانند از کمکهای مالی نیز برخوردار شوند (International Bureau of Education, 2007, p. 12).تأمین مالی دانشگاهها با بودجه دولتی انجام میگیرد و دانشگاهها سه نوع بودجه دریافت میکنند که دربرگیرنده بودجه منظم و معمول، بودجه برای هزینههای مربوط به ساختمان و تجهیزات علمی ضروری و بودجه برای برنامه توسعه نظام دانشگاه است (International Bureau of Education, 2007, p. 11).افزونبر بودجه دولتی، دانشگاههای عمومی میتوانند برای پژوهش و دیگر فعالیتهای دانشگاهی از منابع دیگر، کمک مالی دریافت کنند. همچنین، از دانشجویان برای دریافت خدمات (مانند آزمایشگاه و کتابخانه) شهریه دریافت کنند. دانشگاههای خصوصی میتوانند از سازمانها و انجمنهای محلی کمک مالی درخواست کنند. دانشگاهها برای هزینهکرد منابع مالی دریافتشده از خودمختاری برخوردار هستند (International Bureau of Education, 2007, p. 25).شهریه تحصیل:مؤسسات آموزش عالی در ابتدای سال تحصیلی مبلغی را برای شهریه تحصیلی مشخص میکنند و بر پایه وضعیت دانشجویان، مانند وضعیت اقتصادی- اجتماعی، رشته تحصیلی، وضعیت تحصیل (تماموقت و یا پارهوقت) و سال ثبتنام، شهریه متفاوتی از دانشجویان میگیرند. برخی از دانشجویان بر پایه شایستگیهای بهدست آورده شهریه پرداخت نمیکنند. مجموع شهریه گرفته شده در پایان سال مالی، نباید بیشتر از 20% سرمایهگذاری عمومی باشد (EACEA, 2015, p. 22).برنامهها و اصلاحات پیشروفرایند اصلاحات عمده در نظام آموزش عالی ایتالیا در سال 1989 آغاز شد و نخستین گام را بهسوی تمرکززدایی بخش دانشگاهی برداشت. وزارت دانشگاهها و پژوهش بهمنزله بدنه مجزایی از وزارت آموزش ملی شکل گرفت که پس از آن، این وزارت مسئول همه دورههای آموزش از ابتدایی تا آموزش عالی را برعهده گرفت. وزارت دانشگاه و علوم از مدیریت خودگردان دانشگاه، مباحث مربوط به بودجه و منابع مالی، تدریس و پژوهش دفاع میکند (CIMEA, 2003, p. 3).حکم وزارتی شماره 509 در سوم نوامبر 1999، معیارهای کلی برای بازسازماندهی دورههای تحصیلی دانشگاهی و انواع درجههای تحصیلی که دانشگاهها میتوانند به دانشآموختگان بدهند را بیان کرد. اهداف این اصلاحات عبارت از: اجرای خودگردانی در تدریس؛ هماهنگی نظام دانشگاهی ایتالیا با مدل دانشگاهی اروپا؛ انتقال نظام دانشگاهی به نظام دانشجو محور و افزایش نرمشپذیری و کیفیت در نظام آموزش عالی ایتالیا (CIMEA, 2003, p. 5). پس از اصلاحات نظام آموزش عالی که از سال 1999 اجرا شد، آموزش دانشگاهی در یک ساختار سه دورهای بهصورت زیر سازماندهی شد: برنامه دوره نخست نزدیک به سه سال تحصیلی طول میکشد، دوره دوم تحصیل، نیازمند دو سال تحصیل تکمیلی است و برنامه دوره سوم که به گرفتن مدرک دکتری میانجامد (دکترای پژوهشی) نیازمند، دستکم، سه سال تحصیل است. برای افرادی که دوره اول و دوره دوم را با کامیابی پشت سر گذاشته باشند، دانشگاه برنامه درجه ارشد را پیشنهاد میدهد که معمولاً نیاز به گذراندن یک سال تحصیل بهصورت تماموقت (برابر با 60 واحد درسی- هر واحد معادل با 25 ساعت کار تحصیلی) است (International Bureau of Education, 2007, p. 23).در سال 2010، قانون شماره 240 ازسوی مجلس به تصویب رسید که خودگردانی و مسئولیتپذیری را بسان اصل اساسی (ماده 1) مورد پذیرش قرار داد و سبب تغییر در سکانداری مؤسسات و سازماندهی درونی دانشگاههای عمومی ایتالیا شد. این قانون، نقش ذینفعان بیرونی در فرایند اداره و تصمیمگیری مؤسسات آموزشی را ازطریق قرار دادن ذینفعان در هیئتامنا مؤسسه، پررنگتر کرد (Donina et al., 2015, p. 216).نظام اعتبارات: اصلاحات دانشگاهی نظام جدیدی از اعتبارات دانشگاهی را با عنوان ایسیتیاس مطرح کرد. اهداف اصلی این نظام عبارتاند از: دانشجو محور کردن مطالعه و یادگیری؛ کاهش شکاف بین مدت زمان رسمی و مدت زمان واقعی دورهها و کاهش نرخ ترک تحصیل بود. ویژگیهای نظام اعتبار دربرگیرنده موارد زیر است:1. اعتبارات، میزان ظرفیت کار دانشجو (زمان کلاس، مطالعات فردی، آمادگی برای آزمون، کار عملی و غیره) را نشان میدهد و هر واحد، برابر 25 ساعت در نظر گرفته میشود.2. متوسط ظرفیت کار برای یک سال تحصیلی برابر با 60 واحد است که برابر با 1500 ساعت در نظر گرفته میشود. دانشگاهها ممکن است این زمان را تا 20% کاهش یا افزایش دهند، اما برای تغییر باید توجیه منطقی داشته باشند.3. بیدرنگ، فردی دوره آموزشی را با موفقیت میگذراند، واحد مربوطه را بهدست میآورد (CIMEA, 2003, p. 8).برنامهریزی راهبردی: برنامهریزی راهبردی رهیافتی برای برنامهریزی آینده دانشگاهها است. ازطریق برنامهریزی راهبردی، اختصاص منابع بهگونهای صورت میگیرد تا منافع بیشتری به ذینفعان گوناگون، مانند دانشجویان، کارکنان و جامعه عرضه شود. تحول قانون دانشگاهها سبب شد تا دانشگاههای ایتالیایی برنامهریزی راهبردی و سازوکارهای کنترلی را مورد پذیرش قرار دهند. مسیر تکاملی ازسوی دو قانون حمایت میشود: 1. قانون دولت ایتالیا 89/03/9 شماره 168- وزارت دانشگاه خودگردانی تدریس، پژوهش، مسائل مالی، سازمان و حسابرسی را واگذار میکند. 2. قانون دولت ایتالیا 97/03/15 شماره 59- معیارهای برنامهریزی نظام آموزش دانشگاهی را به تصویب رساند (Bronzetti et al., 2012, p. 62).در بافت آموزش عالی ایتالیا، برنامهریزی راهبردی از رهگذر قانون (قانون دولت 89/03/168) حمایت میشود. این قانون باتوجهبه استقلال و خودگردانی دانشگاه و چگونگی حل مسئله کمبود منابع تنظیم شده است و امکانات جدید برنامهریزی متناسب با احتیاجات جدید را پیشنهاد میدهد (Rebora and Turri, 2008).کتابشناسیاتاق بازرگانی صنایع، معادن و کشاورزی تهران. (1394). «اطلاعات اساسی کشور ایتالیا». اطلاعات عمومی کشورهای جهان. بازیابی شده از: http://www.tccim.ir/country.aspx?id=59&cName= %D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7Bronzetti, G., Mazzotta, R. and Teresa Nardo, M. (2012). “Strategic Planning Dimensions in Italian Universities”. Business Education and Accreditation, 4(1), 61-72.Ca’Foscari University of Venice. (2015). Italian Higher Education Institutions. Retrieved from: http://www.unive. it/nqcontent.cfm?a_id=160998Cammelli, A. and Gasperoni, G. (2015). “Opportunities and Challenges for Higher Education in Italy”. Almalaurea Working Papers, (74).Capano, G. (2008). “Looking for Serendipity: The Problematic Reform of Government within Italy’s Universities”. Higher Education, 55(4), 481-504.CIMEA. (2003). Italian Higher Education: An International Guide. Rome. Retrieved from: http://www.miur.it/guida/ Italian_Higher_Education.pdf.Clark, B. (1983). The Higher Education System: Academic Organization in Cross-National Perspective. Berkeley, CIA: University of California.Comitato Nazionale per la Valutazione del Sistema Universitario. (2009). Decimo Rapporto Sullo Stato del Sistema Universitario. Retrieved from: http://www.cnvsu. it/_library/downloadfile.asp?id=11668DEHEMS. (2010). HE Review–Country Report About the Higher Education System. Network for the Development of Higher Education Management Systems. Retrieved from: http://www.dehems-project.eu/static/uploaded/files/files/ deliverables/national_reports/HE_system_review_Italy.pdf.Donina, D., Meoli, M. and Paleari, S. (2015). “Higher Education Reform in Italy: Tightening Regulation Instead of Steering at a Distance”. Higher Education Policy, 28(2), 215-234.EACEA. (2015). National Student Fee and Support Systems in European Higher Dducation. Retrieved from: http://eacea.ec.europa. eu/educationEncyclopedia of the Nations. (2015). Italian Republic. Retrieved from: www.nationsencyclopedia.com/ economies/Europe/Italy.htmlEP-Nuffic. (2010). Education System Italy: Described and Compared with the Dutch System. Retrieved from: https://www.nuffic.nl/en/publications/education-system-italy/Eurydice. (2014). The Italian Education System. Retrieved from: http://www.indire.it/lucabas/lkmw_img/eurydice/ quaderno_eurydice_30_per_web.pdf.Finocchietti, C. and Capucci, S. (2003). Accreditation in the Italian University System. Retrieved from: https://docplayer.net/7414974-Accreditation-in-the-italian-university-system.htmlInternational Bureau of Education. (2007). “Italy”. World Data on Education (6th edition). Geneva:Unesco.International Bureau of Education. (2011). “Italy”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.ISFOL. (2009). Rapporto 2009 Sulla Formazione Continua. Retrieved from: http://www.eformazionecontinua.it/ sezioni/RapportiParlamentoZIP/Rapporto_FC_al_Parlamento_2009_DEF.pdf.JustLanded. (2015). Government in Italy: President, Parliament, Political Parties and Elections. Retrieved from: https://www.justlanded.com/english/Italy/Articles/ Culture/Government-in-ItalyOECD. (2012). “Italy”. Education at a Glance: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary. org/docserver/eag-2012-47-en.pdf?expires= 1535535101 &id=id&accname=guest&checksum=6509E55B966C9CCFD2C8E45647256514OECD. (2015). OECD Economic Surveys: Italy. Paris: Author.Reale, E. and Poti, B. (2009). “Italy: Local Policy Legacy and Moving to an ‘In Between’ Configuration”. University Governance: Western European Comparative Perspectives. Dordrecht: Springer.Rebora, G. and Turri, M. (2008). “La Governance del Sistema Universitario in Italia: 1989-2008”. Liuc Papers, (221).Studentnew. (2015). Tertiary Education: Italy. Retrieved from: https://tertiary-education.studentnews.eu/s/2328/57788-Tertiary-education/2904585-Italy-Introduction.htmhttps://www.scholaro.com/ed/http://www.worldometers.info/world-population/italy-population
مهتاب پورآتشی
نظام آموزش عالی ایران
Iranian Higher Education System
پایتخت: تهراننوع حکومت: جمهوریاسلامیزبان رسمی: فارسیمساحت: 1648195 کیلومترمربعجمعیت: 79096181 (سال1394)تعداد دانشجویان: 4802721 (1393)تعداد اعضای هیئتعلمی تماموقت: 76129 (1394)تولید ناخالص ملی: 9/396 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 8/2% (2015م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 6/18% (2015م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیایران در نیمکره شمالی، شرق قاره آسیا و در قسمت غربی فلات ایران واقع شده است و یکی از کشورهای خاورمیانه بهشمار میآید. این کشور از شمال به دریای خزر، روسیه و جمهوریهای ترکمنستان، آذربایجان و ارمنستان، از مشرق به افغانستان و پاکستان، از جنوب به دریای عمان و خلیج فارس و از مغرب به عراق و ترکیه محدود است. بیشتر فلات ایران خشک و کمآب است. نزدیکبه 10% وسعت آن برای کشاورزی و 15% آن برای دامداری مناسب است (خاورشناسان فرانسوی، 1393). آبوهوای ایران گوناگون است، بهگونهای که با مقایسه نقاط گوناگون کشور میتوان آن را به سه دسته عمده تقسیم کرد: نخست، آبوهوای بیابانی و نیمهبیابانی، که بخش گستردهای از سرزمینهای داخلی و کنارههای جنوبی ایران از این آبوهوا برخوردار است؛ دوم، آبوهوای کوهستانی، که خود به دو نوع آبوهوای سرد کوهستانی و آبوهوای معتدل کوهستانی تقسیم میشود؛ دسته سوم مربوط به آبوهوای خزری است که ناحیه باریکی از کنارههای دریای خزر تا رشتهکوه البرز را دربر میگیرد. حدود 5/99% جمعیت ایران مسلماناند و اسلام دین رسمی این کشور است. اقلیتهای دینی ایران را مسیحیان، کلیمیان، زردشتیان و... تشکیل میدهند. زبان و خط رسمی و مشترک مردم، فارسی است. براساس برآوردهای مرکز آمار، جمعیت کشور در سال 1394 بالاتر از 79 میلیون نفر گزارش شده است (www.amar.org.ir).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالییکی از مهمترین اصولی که در قانون اساسی ایران به آن توجه ویژهای شده است، اصل 30 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است، «که بهموجب آن دولت موظف است وسایل آموزشوپرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور بهطور رایگان گسترش دهد» (دبیرخانه مجلس بررسی نهایی قانون اساسی، 1359). در این راستا نظام آموزشی در ایران به دو صورت رسمی و غیررسمی عرضه میشود. نظام آموزشی رسمی شامل دو زیر نظام آموزشوپرورش و آموزش عالی است، باتوجهبه اینکه نوشتار حاضر درخصوص نظام آموزش عالی است؛ ازاینرو اهداف نظام آموزش عالی ایران بهشرح زیر است:1. رشد و گسترش فرهنگ گفتوگو، نقد و مباحثه علمی و اجتماعی و ایجاد فضای سالم و مطمئن برای ارتقای فرهنگ، اندیشه، دانش و بینش در دانشگاهها و جامعه؛2. فراهم آوردن زمینه مشارکت کارشناسانه دانشگاهیان در فرایند تصمیمسازی، تصمیمگیری، نقد و اصلاح امور جامعه و برنامهریزی و مدیریت توسعه کشور؛3. سیاست حمایت از تشکلهای علمی، آموزشی، پژوهشی، فنی، سیاسی و فرهنگی دانشجویان و دانشگاهیان در چهارچوب قوانین و مقررات؛4. فراهم کردن عرصههای فعالیت فکری و علمی دانشجویان در دوران تحصیل برای تجربهاندوزی و آشنایی با افکار، اندیشهها و خواستهای آنان با حمایت و زمینهسازی از انتشارات نشریات دانشجویی(Unesco, 2011).ساختار نظام آموزشیبه نقل از (دفتر اطلاعرسانی و سنجش افکار، 1390) ساختار نظام آموزشی ایران از دو نظام رسمی و غیررسمی تشکیل میشود. آموزشهای رسمی، به آموزشی گفته میشود که در یک نظام آموزش رسمی دارای ساختار سلسلهمراتبی با درجات علمی مشخص و بسیار نهادینه شده، عرضه میشود و از دوره ابتدایی تا دانشگاه را دربر میگیرد.آموزشهای غیررسمی عبارت است از تحصیلات حرفهای و تخصصی که هدف آن مشخص و نتایج آن در مدت زمان نسبتاً کوتاهی دستیافتنی است. در این راستا آموزشهای غیررسمی دربرگیرنده دورههای ضمن خدمت، دورههای آموزشی کوتاهمدت، آموزش بزرگسالان و نهضت سوادآموزی را پوشش میدهد، که با هدف ارائه مهارتآموزی و دانشافزایی بهصورت آزاد و داوطلبانه و با دادن گواهینامه به فراگیران عرضه میشود.ساختار نظام آموزش پایهیکی از متولیان اصلی عرصه آموزش رسمی، نظام آموزشوپرورش است. ساختاری بسیار مشخص، متوالی و مبتنیبر سال یا نیمسال تحصیلی که بهصورت، سلسلهمراتبی از دبستان آغاز شده و تا دانشگاه ادامه دارد. این نظام با دریافت دروندادهایی (دانشآموزان، آموزشگران، منابع مالی و...) در فرایندی خاص (روش تدریس، زمان، ابزار و...) برای هدفی مشخص (آموزش و فراگیری) به برونداد مورد نظر دست مییابد. نظام آموزش پایه زیر نظام کلان آموزش کشور است که در دو بخش عمومی و غیردولتی فعالیت میکند. آموزشهای بخش عمومی، بهصورت رسمی بلندمدت، سلسلهمراتبی و دارای اهداف کلان عرضه میشود. در دورههای پیشدبستانی، دبستان، متوسطه اول و متوسطه دوم اجباری و براساس سرفصل دروس مشخص عرضه میشود (www.mcls.gov.ir). تا سال 1346 نظام آموزشوپرورش به دو دوره تقسیم میشد، شش سال ابتدایی و شش سال متوسطه و سالها همین نظام آموزشی در کشور دایر بود. تغییر اساسی و بنیادین دورههای تحصیلی به سبک آموزش فعلی در سال 1346 آغاز شد و نظام آموزشی 6-6، یعنی شش سال دوره ابتدایی و شش سال دوره متوسطه به نظام آموزشی 4-3-5 یعنی پنج سال ابتدایی، سه سال راهنمایی و چهار سال متوسطه تبدیل شد. این نوع نظام آموزشی پس از انقلاب، در سال 1370، در مدارس کشور اجرا شد. اما در سال 1370، شورای عالی آموزشوپرورش تصمیم گرفت تا دوره پیشدانشگاهی را از دوره متوسطه جدا کند. در این نظام آموزشی که «نظام جدید» نام گرفت، دانشآموزان پنج سال ابتدایی، سه سال دوره نخست متوسطه، سه سال دوره دوم متوسطه و یک سال دوره پیشدانشگاهی را میگذراندند. دانشآموزان در طرح نظام جدید باید برای ورود به پیشدانشگاهی امتحان ورودی میدادند و در صورت گرفتن نمره قبولی، میتوانستند در این دوره شرکت و بعد در آزمون سراسری دانشگاهها ثبتنام کنند. اما پس از گذشت چند سال و کاهش جمعیت داوطلبان دانشگاهی، امتحان ورود به پیشدانشگاهی برداشته شد و دانشآموزان پس از دیپلم و در صورت علاقه میتوانستند در این دوره هم شرکت کنند. تغییرات نظام آموزشی مربوط به سال 1370، تنها در دوره متوسطه انجام شد و در دو دوره ابتدایی و دوره نخست متوسطه تغییر ایجاد نشد. در این تغییر نظام آموزشی، در دو دوره ابتدایی و دوره نخست متوسطه، تغییرات خاصی بهجز کاربست شیوه ارزشیابی توصیفی در دوره ابتدایی؛ تغییرات خاصی ایجاد نشد و فقط دوره متوسطه تبدیل به ترمی واحدی و بعد سالی واحدی یا تفکیک دوره پیشدانشگاهی از مدارس متوسطه شد. در سال 1389 بار دیگر مراکز پیشدانشگاهی که در سال 1383 از مدارس متوسطه جدا شده بودند، به دوره متوسطه پیوستند. در سال 1391 دوباره نظام آموزشوپرورش از 1-3-3-5 به نظام 3-3-6 تغییر یافت (رشد، 1391) نظام آموزشی 3-3-6 نخست در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید و براساس سند تحول آموزشوپرورش اجرای آن برعهده وزارت آموزشوپرورش و شورای عالی آموزشوپرورش گذاشته شده است. از سال 1392-1391 نظام 3-3-6 در آموزشوپرورش اجرا شد. کتابهای درسی نیز نخست در دوره ابتدایی از همان نخستین سال اجرا، تغییر یافت و تغییر کتابهای درسی دورههای بالاتر تحصیلی نیز در دست اقدام است. ساختار نظام آموزش و پایه، در جمهوری اسلامی ایران، براساس سند تحول بنیادین آموزشوپرورش، دربرگیرنده شش سال دوره ابتدایی و شش سال دوره متوسطه (جمعاً دوازده سال) است. دوران تحصیل رسمی و عمومی، باتوجهبه ماهیت و ویژگی برنامههای درسی دربرگیرنده دوره آموزش عمومی (مرکب از دوره ابتدایی و دوره نخست متوسطه) و نیمهتخصصی (دوره دوم متوسطه) خواهد بود و در پایان دوره دوم متوسطه به دانشآموزان مدرک دیپلم داده میشود (وزارت آموزشوپرورش، 1390).ساختار نظام آموزش عالیتاریخچه آموزش عالی در ایرانوزارت علوم در سال 1324، در ایران گشایش یافت. با گشایش این وزارتخانه، بر مسئولیت دولت در امر آموزشوپرورش عمومی افزوده شد و این امر به تقویت دارالفنون، فرستادن دانشجویان به خارج و گشایش مدارس جدید انجامید. وزارت علوم در آغاز کار در تنظیم برنامه، تهیه و تدوین کتابهای درسی و روشهای تدریس در مدارس دخالتی نداشت و آموزشگران و بنیانگذاران مدارس، آزاد بودند تا برنامه کار خود را، تنظیم و کتابهای درسی را تدوین کنند.نخستین مؤسسه آموزش عالی ایران، یعنی مدرسه سیاسی را، وزارت خارجه در سال 1277، پی نهاد. ازاینرو، این مدرسه ازجمله ادارات مستقل این وزارتخانه بهشمار میرفت و ریاست آن را وزیر خارجه بهعهده داشت و برنامه این مدرسه را تنظیم میکرد. بهاینترتیب پیدایش مؤسسات آموزش عالی ایران، بر پایه نیاز دستگاههای اجرایی و خارج از نظارت وزارت علوم صورت میگرفت و تشکیلات اداری حاکم بر آن نیز جزئی از تشکیلات اداری دستگاه اجرایی مربوط بهشمار میرفت. در سالهای بعد، بهتدریج مدرسه حقوق، زیر نظر وزارت عدلیه (1299)، مدرسه عالی فلاحت و صنایع روستایی زیر نظر وزارت فوائد عامه (1301) و مدرسه عالی تجارت زیر نظر وزارت مالیه (1305) گشایش یافتند (محمدنژاد عالیزمینی و روشن، 1387).اداره مؤسسات آموزش عالی در آغاز کار غیرمتمرکز بود. با افزایش شمار اینگونه مؤسسات حکومت، برای کنترل بیشتر آنها، تشکیلات متمرکز و دیوانسالارانهای را پی نهاد. اندیشه گشایش دانشگاه از سال 1307، به وجود آمد و بهدلیل نبود اراده سیاسی و امکانات اندک این کار به دارازا کشید. تا اینکه در سال 1313، اندیشه گشایش مرکزی که دربرگیرندة همه یا بیشتر مدارس عالی باشد به مرحله عمل درآمد و بهموجب قانون مصوب 8 خرداد آن سال، تأسیس دانشگاه تهران از تصویب مجلس شورای ملی گذشت و دانشگاه تهران بسان گرانیگاه آموزش عالی ایران شناخته شد؛ سپس با گشایش وزارت علوم و آموزش عالی در بهمن ماه 1346 و در پی آن تشکیل شورای مرکزی آموزش در سال 1348، نخستین گامها برای تمرکزگرایی بیشتر برداشته شد.نظام آموزش عالی دربرگیرندة دورههای کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای حرفهای و تخصصی است. دورههای نظام آموزش عالی که در دو بخش عمومی و غیردولتی از این ساختار پیروی میکند. دانشگاهها و مؤسساتی که در بخش غیردولتی گشایش یافتند، دربرگیرندة دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی غیرانتفاعی، است. در بخش عمومی نیز، هماکنون، افزونبر دانشگاهها و مراکز آموزش عالی که وابسته به وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فنّاوری، و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی خوانده میشوند، مراکز دیگری نیز با گرفتن مجوز از وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری دانشجو میپذیرند. ازجمله این مراکز، دانشگاه فنیوحرفهای و مراکز تربیت آموزشگر وابسته به وزارت آموزشوپرورش و مؤسسات آموزش عالی وابسته به سایر وزارتخانهها مانند: امور خارجه، پست و تلگراف، راه و ترابری و غیره است. بهگونهایی که، هماکنون گفته میشود 2831 مرکز آموزش عالی در کشور مشغول به فعالیت هستند. این شمار دربرگیرندة شعبههای دانشگاههای آزاد اسلامی، پیام نور و جامع علمی- کاربردی نیز میشود.دوره کاردانی: تعداد واحدهای دوره کاردانی بین 72-68 واحد درسی است و تحصیل در این دوره معمولاً دو سال بهطول میانجامد و به دانشآموختگان این دوره مدرک کاردانی داده میشود.دوره کارشناسی: تعداد واحدهای دوره کارشناسی برحسب رشتههای تحصیلی اندکی متفاوت است. برای مثال، رشتههای فنی و مهندسی 140-130 واحد و تعداد واحدهای عرضهشده در سایر رشتهها 135-130 واحد درسی است. تحصیل در این دوره معمولاً چهار سال بهطول میانجامد و به دانشآموختگان این دوره مدرک کارشناسی داده میشود. بیشتر دانشگاهها در ایران پیرو نظام ترمی/واحدی هستند و با چشمپوشی از مقیاس نمرهدهی فعلی، مشابه با نظام آموزشی ایالات متحده طراحی شدهاند. دوره کارشناسی ارشد: تعداد واحدهای دوره کارشناسی ناپیوسته بین 32-28 واحد و کارشناسی ارشد پیوسته بین 182-172 واحد درسی است. تحصیل در دوره کارشناسی ارشد پیوسته شش سال و در دوره کارشناسی ارشد ناپیوسته دو سال بهطول میانجامد. دانشآموختگان آن مدرک کارشناسی ارشد دریافت میکنند.دوره دکترای حرفهای: دوره تحصیلی ششساله در آموزش عالی است که پس از گذراندن تعداد واحد درسی معین به دریافت مدرک دکترای حرفهای منجر میشود (سعیدی، 1395).دوره دکترای تخصصی: دوره تحصیلی چهارساله در آموزش عالی است که پس از دوره کارشناسی ارشد یا دکترای حرفهای آغاز و پس از گذراندن تعداد واحد درسی معین به دریافت مدرک دکترای تخصصی میانجامد (سعیدی، 1395).آموزش عالی عمومیآموزش عالی عمومی به بخشی از آموزش عالی گفته میشود که هزینههای آن از محل بودجه دولتی یا عمومی دیگر تأمین میشود. بخش عمومی آموزش عالی ایران، دانشگاهها و مؤسسات آمورش عالی وابسته به وزارت علوم تحقیقات و فنّاوری؛ وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی و دیگر وزارتخانهها و سازمانهای دولتی یا عمومی را دربر میگیرد. آموزش عالی در بخش عمومی به دو قسمت آموزش عالی غیرپزشکی و آموزش عالی پزشکی تقسیم میشود (محمدنژاد عالیزمینی، 1383). هرچند، هماکنون بخش گستردهای از هزینههای بسیاری از این نهادهای آموزش عالی با پرداخت شهریه ازسوی دانشجویان فراهم میشود.1. آموزش عالی عمومی غیرپزشکی: آموزش عالی غیرپزشکی بدنه اصلی آموزش عالی عمومی کشور را تشکیل میدهد، بهگونهای که در 84 دانشگاه عمومی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری با تعداد 667661 دانشجو در تمامی دورههای تحصیلی و با تعداد 1911577 دانشجو در تمامی دورههای تحصیلی در دانشگاه پیامنور، جامع علمی کاربردی، دانشگاه فنیوحرفهای و سایر دستگاههای اجرایی مشغول به تحصیل هستند (سعیدی، 1395).2. آموزش عالی عمومی پزشکی: آموزش عالی عمومی پزشکی به آن بخش از آموزش عالی گفته میشود که با تصویب قانون تشکیل وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، در مرداد ماه 1346 به این وازرتخانه واگذار شده است و تاکنون نیز زیر کنترل این وزارتخانه است. در دانشگاههای پزشکی عمومی 170741دانشجو مشغول به تحصیل هستند (سعیدی، 1395).آموزش عالی غیردولتیبرای کاهش بار مالی دولت در زمینه آموزش عالی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، آییننامهای را در تاریخ 23/7/1364 برای گشایش مؤسسات آموزش عالی غیرانتفاعی غیردولتی با 17ماده تصویب کرد. · دانشگاه آزاد اسلامی: دانشگاه آزاد اسلامی بسان مؤسسهای رسمی، غیرانتفاعی و غیردولتی، فعالیت رسمی خود را از اوایل سال 1362 آغاز کرد. بنابر اساسنامه مصوب دانشگاه آزاد اسلامی، گستره فعالیتهای آموزشی و پژوهشی این دانشگاه، بهتناسب رشته، نیازمند گرفتن مجوز از وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری و وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی است. جهتگیریها و حجم فعالیتهای این دانشگاه همانند دیگر مؤسسات آموزش عالی غیردولتی غیرانتفاعی باید با تأیید مراجع و نهادهای ملی و وزارتی انجام گیرد. دانشگاه آزاد اسلامی در طول سالهای نخست فعالیت خود، با استفاده از امکانات عمومی مانند فضاهای آموزشی ازقبیل زمین، ساختمان، تجهیزات و کارگاههایی که ازطرف مسئولان مناطق و افراد نیکوکار در اختیار آنان قرار گرفت؛ گسترش یافت. دانشگاه آزاد اسلامی پس از 30 سال فعالیت هماکنون دارای 20 میلیون مترمربع فضای آموزشی و رفاهی، 304 واحد دانشگاهی و پژوهشی، 121 مرکز آموزشی فعال و 110 آموزشکده سما، 29605عضو هیئتعلمی و 1518167 دانشجو مشغول به امر آموزش و تحصیل است (نوروززاده و مهرپرور، 1391؛ منیعی و همکاران، 1393).مؤسسات آموزش عالی غیردولتی- غیرانتفاعیتقاضای روزافزون برای دسترسی به آموزش عالی و گرایش فزاینده به خصوصیسازی آموزش عالی موجب شد، که در سال 1364 شورای عالی انقلاب فرهنگی آییننامه تأسیس دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی غیردولتی- غیرانتفاعی را تصویب کند. درحالحاضر 345 مؤسسه آموزش عالی غیردولتی- غیرانتفاعی در سطح کشور مشغول به تحصیل هستند (سعیدی، 1395).مؤسساتآموزش عالی غیردولتی- غیرانتفاعی بر پایة نظام آموزشی وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری اداره میشود و به دانشآموختگان مدرک مربوط، برابر ضوابط وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری داده میشود. از پذیرفتهشدگان شهریه دریافت میشود و این مؤسسات هیچگونه تعهدی برای تهیه و تأمین مسکن، خوابگاه و غذای دانشجویان ندارند.دانشجویان این نهادهای آموزش عالی، همچون دیگر دانشجویان از معافیت تحصیلی برخوردارند.دانشجویان این مؤسسات که از معافیت تحصیلی استفاده نمیکنند؛ میتوانند بدون انصراف از تحصیل در آزمون سراسری شرکت کنند، در صورت پذیرش، به هنگام ثبتنام باید انصراف قطعی خود را به محل قبولی جدید ارائه کنند.هرگونه تغییر رشته و انتقال دانشجویان مطابق ضوابط آموزشی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی صورت میپذیرد (www.sanjesh.org).شیوههای پذیرش دانشجوپذیرش دانشجو در آموزش عالی ایران با برگزاری آزمون سراسری دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی جداگانه انجام میشود: آزمون دورههای فراگیر دانشگاه پیامنور، آزمون دورههای آموزش عالی علمی- کاربردی و علمی- کاربردی پودمانی، آزمونهای غیرمتمرکز دورههای دکترای تخصصی، پردیس خودگردان و پژوهشمحور.1. آزمون سراسری دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی: ورود دانشجو به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی چه در بخش عمومی و چه در بخش غیردولتی، در دورههای کاردانی، کارشناسی پیوسته و ناپیوسته، کارشناسی ارشد ناپیوسته، دکترای حرفهای (عمومی) و دکترای تخصصی با آزمون متمرکز و سراسری دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی انجام میشود که بهصورت جداگانه ازسوی سازمان سنجش آموزش کشور و دانشگاه آزاد اسلامی برگزار میشود. برای داوطلبان آزمون دورههای کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد پیوسته، دکترای حرفهای و دکترای تخصصی داشتن مدرک دوره پیشین الزامی است. در این شیوه پذیرش دانشجو بر پایة نمره بهدست آمده و ظرفیت اختصاص یافته به هر رشته، در یکی از دورههای روزانه یا شبانه عمومی، دانشگاه پیامنور، دورههای نیمهحضوری، مراکز تربیت آموزشگر، دانشگاه آزاد اسلامی، مؤسسات آموزش عالی غیردولتی غیرانتفاعی، پردیسهای خودگردان و دورههای پژوهشمحور پذیرفته میشود. البته پذیرش در پارهای از رشتهها شرایط خاصی مانند سلامت جسمانی، توانایی و... را میطلبد. در ضمن افزونبر نمره کتبی آزمون و ظرفیت اختصاص داده شده به آن رشته، اقدامات دیگری مانند معاینه، مصاحبه، آزمون عملی، شرط معدل و سابقه آموزشی و پژوهشی (رزومه علمی) نیز صورت میگیرد (خبرگزاری مهر، 1394).پذیرش دانشجویان بومی برمبنای تقسیمبندی رشتههای دانشگاهی به رشتههای استانی، ناحیهای، قطبی و کشوری و نیز اعمال سیاست سهمیهبندی براساس مناطق سهگانه کشوری و همچنین تعیین سهمیههایی ویژه برای جانبازان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، خانواده شهدا، شاهد، رزمندگان و آزادگان، بورسیه آموزگاران، سهمیه بهیاران، سهمیه مربیان و شرط معدل از دیگر ویژگیهای عمده آزمون سراسری دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی است (aftabnews.ir).2. آزمون دورههای فراگیر دانشگاه پیامنور: در دوره کارشناسی دانشگاه پیامنور، برای هر داوطلب بدون توجه به نوع دیپلم در آزمونهای سراسری سازمان سنجش بهعنوان دانشپذیر، پذیرفته میشود، اما، تحصیل در دیگر دورههای تحصیلی نیازمند گذراندن آزمونهای کارشناسی ارشد یا دکتری است که خود دانشگاه برگزار میکند. داوطلبان ورود به دورههای کارشناسی ارشد و دکتری نیز باید بهترتیب مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد داشته باشند. دانشپذیران در نخستین نیمسال تحصیلی، پس از گذراندن واحدهای درسی مشخص و احراز حد نصابهای تعیینشده، دانشجو بهشمار میآیند. در سال 1372 دانشگاه پیامنور برای نخستینبار ازطریق برگزاری دورههای فراگیر برای دوره تحصیلی کارشناسی دانشجو پذیرفته است. اما، هماکنون دوره کارشناسی ارشد نیز بهصورت فراگیر برگزار میشود. دانشجویان دانشگاه در هر دو شیوه پذیرش فراگیر و آزمون سراسری شهریه یکسانی را متناسب با دورههای تحصیلی خود پرداخت میکنند (www.pnu.ac.ir).3. آزمون دورههای علمی کار بردی و علمی کاربردی پودمانی: داوطلبان ورود به دورههای علمی کاربردی باید در یک آزمون متمرکز شرکت کنند که جداگانه ازسوی سازمان سنجش آموزش کشور برگزار میشود. پذیرفتهشدگان این دوره، در مراکز آموزشی وابسته به دانشگاه جامع علمی کاربردی ادامه تحصیل خواهند داد. پذیرش در دانشگاههای علمی کاربردی ازطریق دو نظام ترمی و پودمانی انجام میگیرد. در نظام ترمی هر سال یک بار پذیرش با آزمون ورودی در دو دوره کاردانی و کارشناسی پیوستهانجاممیگیرد. در دوره کاردانی داشتن دیپلم نظام قدیم (چهارساله، ششساله نظری و هنرستان) یا دیپلم سهساله نظام جدید، دیپلم جدید فنیوحرفهای و یا کار و دانش و همچنین قبولی در آزمون ورودی الزامی است. روش گزینش دانشجو براساس نمره کل حاصل از آزمون ورودی و معدل کل دیپلم با در نظر گرفتن سهمیههای مربوط به شاغلان- متقاضیان بومی و ایثارگر انجام میگیرد. در دوره کارشناسی داشتن مدرک کاردانی معتبر و پذیرش در آزمون ورودی الزامی است. در نظام پودمانی هر سال سه بار پذیرش براساس معدل دیپلم و فقط در دوره کاردانی انجام میگیرد. روش گزینش دانشجو فقط براساس معدل کل دیپلم با در نظر گرفتن سهمیههای مربوط به شاغلان- متقاضیان بومی و ایثارگر انجام میگیرد. 4. آزمونهای نیمه متمرکز دورههای دکترای تخصصی:در آزمونهای دوره دکترای تخصصی، افزونبر نمره کتبی آزمون داوطلب، مصاحبه و ارزیابی آثار علمی او نیز در نظر گرفته میشود. دانشجویان سال آخر دوره کارشناسی ارشد و دارندگان مدرک تحصیلی دکترای حرفهای میتوانند باتوجهبهتناسب رشته تحصیلی خود با رشته مورد نظر در این آزمون شرکت کنند. تا سال 1390 پذیرش در این دوره آموزشی بهاینترتیب انجام میشد، اما از سال 1390 به بعد پذیرش بهصورت نیمه متمرکز تغییر یافت. قرار است، پذیرش دانشجوی دکتری از سال 1395 براساس سیاستهای جدیدی انجام شود. بهگونهای که براساس آییننامه جدید، پذیرش دانشجوی دوره دکتری مستقیماً ازسوی دانشگاه انجام میشود. همچنین یک آزمون عمومی ازسوی سازمان سنجش آموزش کشور برگزار میشود. اما پذیرش دانشجو به دانشگاهها واگذار میشود. این تغییرات با هدف این مهم اعمال خواهد شد که آزمون دکتری براساس یکسری مواد امتحانی شامل آزمون عمومی و استعداد تحصیلی و آزمون تخصصی شامل دروس پایه و اصلی به تعداد بیش از دو بار برگزار شود. آزمون در سال اول آییننامه یعنی سال ۹۵ دو بار برگزار خواهد شد (www.sanjesh.org).5. پذیرش در پردیسهای بینالملل:پذیرش دانشجو برای دورههای تحصیلات تکمیلی تنها با شرکت و قبولی داوطلبان در آزمون امکانپذیر است. پردیسهای دانشگاهها، به استناد قانون برنامه پنجم توسعه، با آزمون سازمان سنجش که بهصورت متمرکز برگزار میشود، دانشجو میپذیرند. براساس بخشنامه وزارت علوم برای سال تحصیلی 95-94 ضروری است تمامی متقاضیان تحصیل در پردیسهای دانشگاهی در آزمونهای سراسری سازمان سنجش در دورههای کارشناسی ارشد و دکتری شرکت کنند و دانشگاهها نیز با رعایت سقف پذیرش 100 درصدی ظرفیت دورههای روزانه، به پذیرش دانشجو بپردازند. هماکنون 42 پردیس دانشگاهی در کشور فعالیت میکنند. به دانشگاههای جامع و مادر استانها اجازه داده شده است پردیس داشته باشند و هماکنون پردیسها در سراسر کشور وجود دارند برای مثال 3-2 پردیس در استان مازندران فعال است و در استان تهران نیز دانشگاههای امیرکبیر، علموصنعت، تهران، شهید بهشتی و... دارای پردیس دانشگاهی هستند. پردیسها تنها میتوانند به پذیرش دانشجو در دورههای کارشناسی ارشد و دکتری بپردازند. در گذشته برخی پردیسها در دوره کارشناسی هم دانشجو میپذیرفتند.6. دورههای پژوهشمحور: دورههای دکتری به دو شیوه «آموزشی- پژوهشی» و «پژوهشی» برگزار میشود. مؤسسههای پژوهشی با داشتن برنامه پنجساله مصوب هیئتامنا و زیرساختهای لازم و تبدیل پژوهشهای مورد نیاز دستگاههای متقاضی به طرحهای پژوهشی میتوانند دوره دکتری پژوهشی را اجرا کنند و دانشگاهها نیز بهازای هر 5 نفر دانشجوی دکترای آموزشی- پژوهشی میتوانند یک دانشجوی دکتری به شیوه پژوهشمحور بپذیرند، مشروط بر اینکه استاد راهنما طرح پژوهشی تقاضا محور داشته باشد. شرط پذیرش در چنین دورهای داشتن شرایط عمومی ورود به آموزش عالی، داشتن مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد مورد تأیید «وزارت»، داشتن صلاحیت علمی و داشتن توانایی در زبان خارجی است. نحوه سنجش صلاحیت علمی و توانایی در زبان خارجی براساس آییننامه آزمونهای نیمهمتمرکز ورودی دکتری مصوب وزارت تعیین میشود. ظرفیت پذیرش دانشجو باتوجهبه تعداد استاد راهنما که حداقل در مرتبه استادیار با حداقل دو سال سابقه تدریس در دورههای تحصیلات تکمیلی و راهنمایی دو پایاننامه کارشناسی ارشد باشد، تعیین میشود و مسئولیت راهنمایی هر دانشجو از ابتدا برعهده استاد راهنما است که به درخواست دانشجو و با موافقت عضو هیئتعلمی و تأیید گروه تعیین میشود. شرایط تعیین استاد راهنما در شیوه پژوهشی بهجای دو سال سابقه تدریس، به پایان رساندن دو طرح پژوهشی بهعنوان مجری است که دستکم باید یک طرح پژوهشی تقاضا محور خاتمه یافته و یا در دست اقدام داشته باشد. مجموع واحدهای دوره دکتری 36 واحد است که در شیوه آموزشی- پژوهشی 18-12 واحد آن واحدهای درسی و 24-18 واحد آن مربوط به رساله است در شیوه پژوهشی 8-3 واحد آن واحدهای درسی و مرتبط با موضوع رساله دانشجو و 33-28 واحد آن مربوط به رساله است که در برنامه درسی مصوب هر رشته تعیین میشود. تعیین کمینه و بیشینه واحدهای درسی در شیوه پژوهشی در هر زمانی از دوره تحصیلی با تشخیص و نظر استاد راهنما و تأیید گروه صورت میپذیرد (شورای عالی برنامهریزی آموزش عالی، 1392).انواع آموزش در نظام آموزش عالیهمانطورکه پیشتر اشاره شد آموزشها باتوجهبه نظامی که فراگیر در آن مشغول به یادگیری است به دو نوع رسمی و غیررسمی تقسیم میشوند؛ اما نوع آموزشها در هر نظام بنا به اقتضای شرایط، امکانات یادگیرنده و نظام آموزشی متفاوت است. در ادامه به اختصار مفهوم هر نوع آموزش در نظام آموزش عالی توضیح داده شده است.·آموزش حضوری:آموزشی که در آن انتقال مفاهیم و یادگیری تنها با برگزاری کلاسهای حضوری نظری و عملی انجام میشود.·آموزش نیمهحضوری: آموزشی که در آن بخشی از انتقال مفاهیم بهصورت کلاس حضوری و بخشی دیگر با استفاده از رسانههای نوشتاری، صوتی- تصویری و الکترونیکی انجام میشود.·آموزش غیرحضوری: آموزشی که در آن انتقال مفاهیم و یادگیری بدون شرکت در کلاس و با استفاده از رسانههای نوشتاری، صوتی- تصویری و الکترونیکی انجام میشود.·آموزش الکترونیکی: آموزشی که در آن انتقال مفاهیم و یادگیری در فضای مجازی بهصورت برخط با استفاده از رسانههای الکترونیکی به بهصورت تعاملی و یا غیرتعاملی انجام میشود (منیعی و همکاران، 1392).انواع دورههای آموزش عالی·دوره روزانه: دوره تحصیلی که پذیرفتهشده آزمون سراسری، بدون پرداخت شهریه و بهصورت حضوری در یکی از مؤسسات آموزش عالی (در نوبت اول کاری) تحصیل میکند. دورهای که دانشجویان بهصورت حضوری و نیمهحضوری (بهاستثنای دانشجویان شبانه و فراگیر) در مؤسسات آموزش عالی عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی و مؤسسات غیردولتی- غیرانتفاعی مشغول به تحصیل هستند.·دوره شبانه: دوره تحصیلی که پذیرفتهشده آزمون سراسری، با پرداخت شهریه و بهصورت حضوری در یکی از مؤسسات آموزش عالی (در نوبت دوم کاری) تحصیل میکند.·دوره فراگیر: دورهای است که افراد علاقمند به آموزش عالی بدون شرکت در آزمون سراسری طبق ضوابط معین در آن پذیرفته و پس از احراز حد نصاب علمی لازم در دروس تعیینشده بهعنوان دانشجو محسوب بهشمار میآیند (منیعی و همکاران، 1393).دادههای آماری روزآمد مربوط به نظامآموزش عالیدر ایران تحت تأثیر روندهای جهانی بهویژه پدیدآیی تحولات جمعیتی و اجتماعی پس از انقلاب اسلامی، یعنی رشد شتابان جمعیت، ترکیب سنی جوان جامعه و افزایش تقاضا برای دسترسی به آموزش متوسطه و آموزش عالی و نیز گرایش زنان برای ورود به دانشگاهها؛ نظام آموزش عالی گسترشی بیرویه یافت. در نتیجه این تحولات شمار دانشجویان از حدود 17000 نفر در سال 1358 به حدود 280000 نفر در سال 1368 افزایش یافت. با آغاز نخستین برنامه توسعه و سپس اجرای برنامه دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سال 1368 تعداد دانشجویان کشور فقط در بخش عمومی و غیرانتفاعی به غیر از دانشگاه آزاد اسلامی به 678652 نفر رسید. براساس گزارش مؤسسة پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی (1384) نرخ نامنویسی متقاضیان بالقوه آموزش عالی از حدود 15% در نخستین سال از اجرای برنامة سوم به حدود 18% در پایان برنامه سوم افزایش یافته است. این نرخ رشد در نخستین سال اجرای برنامة چهارم توسعه (1384) به حدود 20% رسید؛ بهگونهای که در پایان سال تحصیلی (1386-1385) شمار دانشجویان از مرز 8/2 میلیون نفر گذشت و نرخ رشد در سال 1385به 5/22% رسید که نیمی به بخش عمومی و حدود 48% به بخش غیردولتی تعلق دارد. با ادامه روند توسعه کمی آموزش عالی، براساس آخرین داده موجود شمار دانشجویان عمومی و غیردولتی در سال تحصیلی 93-92 نزدیک به 4685386 نفر رسیده است (منیعی و همکاران، 1393).شمار دانشجویان به تفکیک جنسیت نیز سیر صعودی داشته است، بهگونهای که از سال تحصیلی 1385-1384 شمار دختران نزدیک به 1300000 نفر و در سال تحصیلی 1393-1392 به بیش از 2000000 نفر رسیده است. همانطورکه دادههای نگاره 2 نشان میدهد میزان رشد دانشجویان مرد نسبت به دانشجویان زن با شیب بیشتری در طی سالیان گذشته همراه بوده است (منیعی و همکاران، 1393).با نگاهی به جمعیت دانشجویی بر پایه گروههای آموزشی (نگاره 3) در طی سال تحصیلی 1385-1384 مشاهده میشود که گروههای علوم انسانی و فنیوحرفهای با شیب بیشتری دانشجو پذیرفتهاند و در این میان، رشتههای علوم پایه، کشاورزی و دامپزشکی، علوم پزشکی و هنر با شیبی ثابت با ظرفیت زیر 500000 نفر دانشجو پذیرفتهاند. این در حالی است که در سال تحصیلی 1393-1392 شمار دانشجویان رشتههای فنی مهندسی و علوم انسانی بهترتیب نزدیک به 1500000 و بیش از 2000000 نفر رسیده است (منیعی و همکاران، 1393).شمار دانشجویان در سال تحصیلی 1393-1392 بر پایه گروههای تحصیلی در نگاره 4 نشان داده شده است. براساس آخرین دادههای در دسترس، از سال تحصیلی 1385-1384 تاکنون، پذیرش دانشجو در دورههای کارشناسی، بیش از دیگر دورههای آموزشی بوده است. با نگاهی به نگاره 5 میتوان دریافت که در طی این سالها (1385-1384) در دوره کارشناسی نزدیک به 150000 نفر مشغول به تحصیل بودهاند و در سال تحصیلی 1393-1392 این تعداد به 300000 نفر نیز نزدیک شده است (منیعی و همکاران، 1393-1392).نگاره 6 نیز توزیع درصد دانشجویان را در سال تحصیلی 1393-1392 به تفکیک دوره تحصیلی نشان میدهد. در این نگاره نیز دوره کارشناسی با بیشترین درصد (17/65%) و دوره دکترای حرفهای با کمترین درصد (15/0%) پذیرای دانشجویان نظام آموزش عالی بودهاند (منیعی و همکاران، 1393). براساس آمارهای موجود در میان اعضای هیئتعلمی از سال تحصیلی 1385-1384 مرتبه مربی و سپس استادیار نسبت به بقیه مرتبهها رشد بیشتری داشته است. نگاره 7 مقایسه هیئتعلمی تماموقت به تفکیک مرتبه علمی از سال تحصیلی 1385-1384 لغایت سال 1393-1392 را نشان میدهد. تعداد اعضای هیئتعلمی تماموقت در سال تحصیلی 1381-1380 تعداد 34747 نفر بود که 28724 نفر مرد و 6023 نفر زن بودند. این نشانگر در سال 1393-1392 به تعداد 54329 مرد و 16511 زن رسید و در مجموع تعداد اعضای هیئتعلمی تماموقت به 70840 نفر رسید (منیعی و همکاران، 1393).مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالینهادهای سیاستگذار و برنامهریزی در نظام آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران را میتوان در سه سطح ملی (فرابخشی)، بخشی (حوزه ستادی) و دانشگاهی طبقهبندی کرد.الف) نهادهای سیاستگذار در سطح ملی (فرابخشی)1. مجلس شورای اسلامیبراساس اصل 75 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مجلس شورای اسلامی «در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی میتواند قانون وضع کند» کمیسیون آموزش و تحقیقات در مجلس شورای اسلامی، وظیفه بررسی مباحث ویژه آموزش عالی را بهعهده دارد. بنابراین مجلس شورای اسلامی با قانونگذاری (تصویب طرحهای قانونی نمایندگان یا لوایح پیشنهادی دولت)، آموزش عالی، تحقیقات و فنّاوری را به اعمال راهبردها، سیاستها و خطمشیها، اجرای برنامهها و بهکارگیری ضوابط و معیارهای مصوب وا میدارد و یا از پرداختن به اموری خاص باز میدارد (نوروززاده، 1393).2. شورای عالی انقلاب فرهنگی شورای عالی انقلاب فرهنگی یکی دیگر از مراجع سیاستگذاری و برنامهریزی در حوزه آموزش عالی کشور در چهارچوب سیاستهای کلی نظام بهشمار میآید، که اهداف و وظایف عمده آن در زمینه آموزش عالی عبارت است از: گسترش و نفوذ فرهنگ اسلامی و گسترش و تقویت هرچه بیشتر آنها برای کمک به تربیت متخصصان متعهد و اسلامشناس متخصص و مغزهای متفکر وطنخواه و نیروهای فعال ماهر و استادان و مربیان و آموزشگران معتقد به اسلام و استقلال کشور، تعمیم سواد و تقویت بسط روح و تفکر و علمآموزی و پژوهش و... (نوروززاده، 1393).3. هیئتدولت اثرگذاری دولت بر نظام آموزش عالی، تحقیقات و فنّاوری کشور، بهطور عمده تعیین بودجه برای دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی است که همه ساله بهصورت کمک در قالب بودجه کل کشور لحاظ و برای تصویب به مجلس شورای اسلامی عرضه میشود. وجه دیگر تصمیمگیری دولت درخصوص آموزش عالی به تقدیم لوایح قانونی مرتبط با آموزش عالی، تحقیقات و فنّاوری است که برای تصویب به مجلس شورای اسلامی تحویل داده میشود (نوروززاده، 1393).4. شورای عالی علوم تحقیقات و فنّاوری (عتف)وظایف و اختیارات کلی این شورا عبارت است از: اولویتبندی و انتخاب حوزههای اجرایی بلندمدت سرمایهگذاری کلان در بخش آموزشی، پژوهشی و فنّاوری و بررسی و پیشنهاد منابع مالی مورد نیاز در حوزههای علوم، تحقیقات و فنّاوری (نوروززاده، 1393).ب) نهادهای سیاستگذار و برنامهریز در سطح بخشیسیاستگذاری و برنامهریزی برای آموزش عالی در سطح بخشی عموماً در دو وزارتخانة وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری و وزارت بهداشت، درمان انجام میشود. هریک از وزرای علوم، تحقیقات و فنّاوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی علاوهبر اینکه ریاست تصمیمگیریهای ستادی را برعهده دارند و مصوبات مراجع یادشده با تأیید و تنفیذ نهایی ایشان قابلیت اجرایی مییابد. در سطح دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی نیز حسب مورد تأییدکننده نهایی مصوبات هیئتهایامنای دانشگاهها و مؤسسات عالی پژوهشی مربوط هستند. به این لحاظ مصوبات هیئتهایامنا نیز همچون مصوبات مراجع ستادی هنگامی قابلیت اجرایی مییابند که به تأیید وزیر ذیربط رسیده باشد.شورای گسترش آموزش عالیاین شورا درحالحاضر نیز همچنان مرجع تصمیمگیری درخصوص توسعه آموزش عالی است و برنامههای توسعه کلیه دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی در این شورا تصویب میشود.شورای عالی برنامهریزیوظایف این شورا عبارت است از: برنامههای آموزشی و پژوهشی در سطح آموزش عالی، ارائه پیشنهادهای لازم به شورای عالی انقلاب فرهنگی دربارة خطمشی کلی و سیاستهای آموزشی پژوهشی و برنامهریزی درسی تمامی دورههای تحصیلی و رشتههای دانشگاهی و... (نوروززاده، 1393).هیئت عالی جذب اعضای هیئتعلمی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشورمهمترین وظایف این هیئت، در نظر گرفتن سازوکار واحد در هیئت اجرایی جذب، نظارت مستمر بر اجرای صحیح ضوابط و مقررات جذب هیئتعلمی در همه سطوح، بررسی و بازنگری کلیه سیاستها و ضوابط مربوط به جذب هیئتعلمی و تدوین دستورالعمل اجرایی مربوط به جذب عضو هیئتعلمی و... (نوروززاده، 1393).ج) تصمیمگیری در سطح دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی1. هیئتامنادر سطح دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی هیئتامنا عالیترین مرجع تصمیمگیری بهشمار میرود.2. رئیس دانشگاهمهمترین فعالیتهای رئیس دانشگاه تعیین خطمشی اجرایی دانشگاه در قالب سیاستهای علمی، آموزشی و پژوهشی. هدایت فعالیتهای فرهنگی، آموزشی، پژوهشی، اداری و مالی و عمرانی دانشگاه و... .3. هیئترئیسه دانشگاهمهمترین فعالیتهای هیئترئیسه دانشگاه عبارت است از: فراهم کردن زمینههای اجرایی مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، آییننامهها و بخشنامههای صادر شده از وزارت، پیشنهاد نگاره تشکیلاتی و اصلاحات اداری لازم برای اداره امور داخلی دانشگاه به هیئتامنا و... .4. شورای دانشگاهبررسی و تأیید دورهها و رشتههای آموزشی جدید، بررسی و تأیید برنامههای پیشنهادی آموزشی و پژوهشی کوتاهمدت و... .5. شورای تخصصی دانشگاه بهمنظور ایجاد هماهنگی در امور اجرایی و برنامهریزی، همکاری با شورای دانشگاه و هیئترئیسه در هریک از حوزههای معاونتهای دانشگاه، شورای تخصصی فعالیت میکند.6. شورای آموزشی- پژوهشی دانشکدهها و آموزشکدههابررسی و تدوین طرحهای آموزشی و پژوهشی دانشکده یا آموزشکده، بررسی و تدوین طرحهای ارزشیابی فعالیتهای آموزشی و پژوهشی از اهم فعالیتهای این شورا است.7. گروههای آموزشیهماهنگ ساختن فعالیتهای آموزشی و پژوهشی در رشته مربوطه و تنظیم برنامههای آموزشی و پژوهشی از اهم فعالیتهای این گروه است (نوروززاده، 1393).منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیدر یک تقسیمبندی کلی، منابع گوناگون تأمین مالی آموزش عالی براساس افراد ذینفع آن را میتوان به چهار دسته تقسیم کرد. نخستین گروه تأمین هزینههایی دانشجو، دانشجویان و خانوادههای آنها هستند. دومین گروه کارفرمایان سازمانهای مختلف و مؤسسات پژوهشی قرار دارند که با خرید خدمات آموزشی و پژوهشی بخشی از منابع مورد نیاز دانشگاهها را تأمین میکنند. گروه سوم مالیاتدهندگان (دولت) هستند و گروه چهارم افراد خیر و بنگاههای خیریه هستند، که اندکی از هزینههای دانشگاه از این راه فراهم میشود. همانگونه آمار جدول 1 نشان میدهد، سهم وزارت علوم از بودجه فصل آموزش حدود یک به چهار و سهم وزارت علوم از بودجه عمومی دولت حدود یک به بیستوپنج است. جدول 1. سهم وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری از بخشهای بودجهای لایحه 1393بخش بودجهایمیزان اعتبارات در لایحه بودجه 1394به توماننسبت سهم وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوریبودجه وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری3/10 هزار میلیارد -بودجه فصل آموزش4/38 هزار میلیارد 8/26%بودجه عمومی دولت267 هزار میلیارد 9/3%بودجه کل کشور838 هزار میلیارد 2/1%سیاستهای توسعه نظام آموزش عالی مبتنیبر اهداف برنامههای توسعهبا استناد به سیاستهای سند چشمانداز (افق 1404) نظام جمهوری اسلامی ایران و تدوین آن در قالب چهار برنامه توسعه (چهارم، پنجم، ششم و هفتم) برای یک چشمانداز بیستساله در حوزه آموزش عالی به اختصار عبارت است از:الف) در برنامه چهارم توسعه مهمترین سیاستها در حیطه اصلاح نظام آموزشی کشور، شامل: آموزشوپرورش، آموزش فنیوحرفهای، آموزش عالی و کارآمد کردن آن برای تأمین منابع انسانی مورد نیاز در برای تحقق اهداف چشمانداز و همچنین کسب فنّاوری، بهویژه فنّاوریهای نو شامل ریز فنّاوری و فنّاوریهای زیستی، اطلاعات و ارتباطات، زیستمحیطی، هوافضا و هستهای بود.ب) سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه در چهارچوب سند چشمانداز بیستساله و با رویکرد مبنایی پیشرفت و عدالت، مطرح شد. در سرفصل امور علمی و فنّاوری تحول به نظام آموزش عالی و پژوهش را دستیابى به جایگاه دوم علمى و فنّاورى در منطقه و تثبیت آن، با عنایت به افزایش بودجه پژوهش به 3% تولید ناخالص داخلى تا پایان برنامه پنجم و افزایش ورود دانشآموختگان دوره کارشناسى به دورههاى تحصیلات تکمیلى به 20% بیان کردهاند. در این راستا تحول و ارتقای علوم انسانى بههمراه تقویت جایگاه و منزلت این علوم، جذب افراد مستعد و با انگیزه، اصلاح و بازنگرى در متون و برنامهها و روشهاى آموزشى، ارتقای کمّى و کیفى مراکز و فعالیتهاى پژوهشى و ترویج نظریهپردازى، نقد و آزاداندیشى از دیگر اهداف برنامه پنجم توسعه بود (منصور، 1384؛ سلسله ذاکری، 1390).ج) برنامه ششم توسعه براساس این برنامه، مهمترین سیاستهای گرفته شده عبارت است از توسعه و ساماندهی نظام ملی نوآوری، توسعه همکاریها وتعاملات بینالمللی دانشگاهها با تأکید بر صادرات محصولات و خدمات دانشبنیان، حمایت از پژوهشهای مسئله محور و تقویت و توسعه مشارکت بخش غیردولتی و تجاریسازی پژوهش، نوآوری و فنّاوری بود. در رأس موارد ذکر شده آموزش نیروی انسانی ماهر و کارآمد مبتنیبر نیازمندیهای نیروی انسانی کشور و اقتصادی کردن آموزش عالی با تأکید بر سطحبندی و اصلاح و ارتقای مدیریت و برنامهریزی توسعه دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی مورد توجه جدی قرار گرفته است (خامنهای، 1394).با نگاهی به نقشه جامع علمی کشور میتوان تمامی سیاستهای مشروحه در سند چشمانداز بیستساله در حیطه توسعه علم و فنّاوری را مشاهده کرد. برای مثال یکی از اهداف غایی این نقشه، دستیابی به جایگاه نخست علم و فنّاوری در جهان اسلام و احراز جایگاه برجستة علمی و الهامبخشی در جهان با عنایت به استقرار جامعة دانش بنیان، عدالتمحور و برخوردار از انسانهای شایسته، فرهیخته و نخبه برای احراز مرجعیت علمی در جهان است. از هدفهایی که بهصورت کمی نیز در این نقشه به آن اشاره شده است، افزایش سهم تولید محصولات و خدمات مبتنیبر دانش و فنّاوری داخلی به بیش از 50% تولید ناخالص داخلی کشور است (دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1394).کتابشناسیابراهیمآبادی، حسین. (1387). سازگاری نامعقول میان کمیت و کیفیت در نظام آموزش عالی و علومانسانی ایران. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.آزاد، سمانه. (1391). «جهش آموزشی با اجرایی سند تحول بنیادین». رشد آموزش متوسطه، 18(6)، 8-13.آوری، سلیمان. (1393، 29 آذر). نگاهی گذرا بر نظامهای آموزشی (غیررسمی و رسمی) کشور ایران. ارائه شده در همایش نظام آموزشی در بستر تغییرات، مهاباد. پرتال دانشگاهی کشور. (1393). تغییر در نحوه پذیرش دانشجو در پردیس دانشگاهی. بازیابی شده از: https://www.unp.ir/news/ university/international/47460خامنهای، سید علی. (1394). سیاستهای کلی برنامه ششم توسعه. بازیابی شده از : http://farsi.khamenei.ir/news-content? id=30128خاورشناسان فرانسوی. (1393). تمدن ایرانی، ترجمه عیسی بهنام. تهران: علمی و فرهنگی.خبرگزاری مهر. (1394). تمام آنچه باید درباره بومی گزینی بدانید: نحوه پذیرش بومی دانشگاهها/ تغییرات مهم در ظرفیت بومی رشته پزشکی. بازیابی شده از: https://www.mehrnews.com/ news/2870438دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی. (1394). نقشه جامع علمی کشور. تهران: شورای عالی انقلاب فرهنگی.دبیرخانه مجلس بررسی نهایی قانون اساسی. (1359). قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. تهران: مجلس شورای اسلامی.دفتر اطلاعرسانی و سنجش افکار. (1390). نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران. بازیابی از: http://www.talif.sch.ir/files/extract_ file.php?file_id=328روشن، احمدرضا. (اسفند 1392). «رهیافتهایی برای تأمین مالی دانشگاههای دولتی». در مجموعه مقالات کنفرانس بینالمللی توسعه نظام تأمین مالی در ایران. منتشر شده در ششمین کنفرانس توسعه نظام مالی در ایران، دانشگاه صنعتی شریف (صص. 583- 608). تهران: مرکز مطالعات تکنولوژی دانشگاه صنعتی شریف.سلسله ذاکری، امید. (1390). قانون برنامه پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران (1394-1390). تهران: مجد.سعیدی، احمد. (1395). آمار آموزش عالی ایران، سال تحصیلی 94-1393. تهران: مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی.شورای عالی برنامهریزی آموزش عالی. (1392). آییننامه دوره دکتری. بازیابی شده از: http://pnuab.ac.ir/mog/aiin-dr.pdfقارون، معصومه. (1375). «بررسی راههای تأمین منابع مالی دانشگاهها». پژوهش و برنامهریزی در آموزش عالی، 4 (1و2)، 97-142.قدیمی، اسماعیل. (1392). «نقشوتأثیررسانههایهمگانینوین برنظامآموزشوپرورش». کتاب ماه علوم اجتماعی، 17(67)، 33-39.محمدنژاد عالیزمینی، یوسف. (1383). «نظام آموزش عالی ایران». دایرةالمعارف آمورزش عالی (ج. 2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.محمدنژاد عالیزمینی، یوسف و روشن، احمدرضا. (1387). گزارش ملی آموزش عالی، تحقیقات فنّاوری سال 86. تهران: مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی.منصور، جهانگیر. (1384). قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران. تهران: دوران.منیعی، رضا؛ امینی، زینب و جعفری، داوود. (1392). آمار آموزش عالی ایران، سال تحصیلی 92-1391. تهران: مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی.منیعی، رضا؛ امینی، زینب و جعفری، داوود. (1393). آمار آموزش عالی ایران، سال تحصیلی 93-1392. تهران: مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی.نوروززاده، رضا. (1393). گزارش ملی آموزش عالی، تحقیقات فنّاوری سال 1391. تهران: مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی.نوروززاده، رضا و مهرپرور، مژگان. (1391). گزارش ملی آموزش عالی، تحقیقات فنّاوری سال 89. تهران: مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی.وزارت آموزشوپرورش. (1390). سند تحول بنیادین آموزشوپرورش (سند مشهد مقدس). بازیابی شده از: http://oerp.ir/sites/default/ files/sanad-tahavol.pdf
Unesco. (2011). Education for All Global Monitoring Report 2011: The Hidden Crisis: Armed Conflict and Education. Retrieved from: https://reliefweb.int/sites/reliefweb.int/ files/resources/A6A39B9E03FAC7F885257846005CB226-Full_report.pdf.
http://aftabnews.ir
http://edu.alzahra.ac.ir/LinkClick.aspx?fileticket=e9FyitV9Q9g%3D&tabid=846
http://rc.majlis.ir/fa
https://www.amar.org.ir
https://www.mcls.gov.ir/
https://www.msrt.ir
http://www.pnu.ac.ir/Portal/Home/
http://www.sanjesh.org/
http://www.uast.ac.ir/fahttp://www.unesco.org/new/en/unesco/worldwide/asia-and-the-pacific/iran-islamic-republic
http://www.worldbank.org
سیده مریم حسینی لرگانی
نظام آموزش عالی ایرلند
Irish Higher Education System
پایتخت: دوبلیننوع حکومت: جمهوریزبان رسمی: آیریش و انگلیسیمساحت: 68895 کیلومترمربعجمعیت: 4470700تعداد دانشجویان: 272560تولید ناخالص ملی: 5/227 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 9/4% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 13% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیجمهوری ایرلند یکی از کشورهای شمال غرب اروپا است که مرزهای کنونی آن کشور پنجششم خاک جزیره ایرلند را دربرمیگیرد. این کشور از شمال با ایرلند شمالی (که بخشی از کشور انگلستان است) از غرب با اقیانوس اطلس شمالی و از شرق با دریای ایرلند همسایه است. این کشور با داشتن مساحتی معادل 68895 کیلومترمربع دارای آبوهوای سرد و مرطوب است.براساس آمار 2013م، جمعیت این کشور 4109086 نفر بوده است که در سالهای گذشته به مقدار زیادی افزایش یافته است. بخش زیادی از این افزایش جمعیت را میتوان به افزایش مهاجرتها و بازگشت برخی مهاجرین ایرلندی از خارج که بهعلت بیکاری سالیان گذشته همراه با فرزندانشان که در خارج متولد شدهاند، مهاجرت کرده بودند، دانست. همچنین میزان زادوولد در ایرلند دوبرابر مرگومیر است و این در میان کشورهای اروپای غربی غیرمعمول است. 10% از جمعیت ایرلند درحالحاضر از مهاجران خارجی تشکیل شده است. میانگین سنی جمعیت در این کشور 34 سال، امید به زندگی برای زنان 80 سال و برای مردان 75 سال است.بیشتر مردم این کشور مسیحی کاتولیک هستند و زبان رسمی آنان براساس اصل هشت قانون اساسی ایرلند زبان آیریش زبان ملی و نخستین زبان رسمی کشور است و زبان انگلیسی بهعنوان دومین زبان رسمی کشور شناخته شده است.ازنظر اقتصادی این کشور در میان کشورهای توسعهیافته، یکی از بهترین عملکردها را در سالهای 2010-1993م داشته است. در این مدت اقتصاد این کشور تقریباً 80% رشد داشت، بهطوریکه فقط در 2010م، اقتصاد این کشور با 7/10% رشد، برای ششمین سال متوالی بین کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی رکوردی بیسابقه از خود برجای گذاشت. اگرچه این نرخ رشد بهتدریج با رکود جهانی، کاهش یافته؛ اما این کشور ازنظر اقتصادی هنوز جایگاه مناسبی دارد. وجود مزارع و مراتع حاصلخیز، شرایط بسیار مساعدی برای دامپروری در این کشور فراهم کرده است. مراکز صنعتی ایرلند عمدتاً در اطراف دوبلین پایتخت این کشور است.ایرلند یکی از کشورهای ثروتمند دنیاست و ازنظر رشد تولید ناخالص داخلی و نشانگرهای توسعه انسانی پنچمین کشور جهان بهشمار میآید و عضو اتحادیه اروپا و سازمان ملل است.ازنظر سیاسی، جمهوری ایرلند دارای یک نظام مجلسی است طبق قانون اساسی، قوانین مبتنیبر عرف و مصوب مجلس است. قانون اساسی، شکل دولت، وظایف هر یک از قوا، رئیسجمهور و مجلسان شورا و سنا را مشخص و تعریف میکند. برطبق قانون رئیسجمهور که رئیس دولت است برای یک دوره هفتساله انتخاب میشود و میتواند برای دو دوره پیوسته نیز انتخاب شود. نخستوزیر و شورای وزیران را نیز مجلس شورا نامزد و رئیسجمهور انتصاب میکند.مجلس سند (سنا) از 60 عضو تشکیل شده است که 11 نفر از آنها ازسوی نخستوزیر، 6 نفر ازسوی دانشگاهها و 43 نفر بقیه بهصورت غیرمستقیم انتخاب میشوند تا برای دورهای پنجساله به نمایندگی منافع ویژه و صنفی بپردازند. دویل (مجلس شورا) متشکل است از 166 عضو که برای دورهای پنجساله با رأی همه افراد بالغ تحت نظام، تعیین میشوند. تعداد نمایندگان به نسبت جمعیت هر منطقه انتخاب میشوند.ازنظر فرهنگی، ایرلند سهم بزرگی در شاخههای گوناگون ادبیات جهان، بهخصوص ادبیات انگلیسی داشته است. شعر به زبان ایرلندی، قدیمیترین نمونه شعر بومی در اروپاست. جاناتان سوییفت که همچنان از وی بهعنوان نخستین هجو نویس در زبان انگلیسی یاد میشود. در عصر خود برای نوشتن آثاری چون سفرهای گالیور و یک پیشنهاد ساده، بسیار معروف بود. همچنین اسکار وایله که از دیگر نویسندگان ایرلندی است که بیش از هرچیز بهخاطر بذلهگوییهایی شناخته میشود.در سده بیستم میلادی، ایرلند چهار برنده نوبل داشت: جرج برناردشاو، ویلیام باتلریتس، ساموئل بکت، سیموس هینی و جیمزجویس (اگرچه برنده جایزه نوبل ادبیات نبود)؛ اما بهطور گستردهای بهمنزله یکی از شاخصترین چهرههای ادبیات سده بیستم میلادی شناخته میشود.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیدولت ایرلند دو هدف عمده آموزشی به شرح زیر را سرلوحه فعالیتهای خود قرار داده است:1. تأمین آموزش فراگیر، مقرون به صرفه و قابل دسترس به بالاترین کیفیت ممکن؛2. ارتقای توانمندیهای افراد بسان عضوی از اعضای جامعه و بهمنزله شهروندان فعال برای مشارکت در توسعه اجتماعی ـ اقتصادی کشور.در این کشور سرمایهگذاری در حوزه آموزشی کشور عامل اصلی رشد اقتصادی بهشمار میآید. بهطوریکه کارشناسان سرمایهگذاری نیروی انسانی را به میزان سرمایهگذاری در زیرساختهای فیزیکی مهم میدانند و اجرای سیاستهایی همچون حمایت از آموزش علوم و فنّاوری و سرمایهگذاریهای لازم در پژوهشهای کاربردی را برای حفظ ظرفیتهای خود، برای باقیماندن در عرصه فنّاوری در اولویت دارند بهطوریکه از اوایل دهه 90 شناسایی ظرفیتهای آموزشی کشور رو به افزایش بوده است. علاوهبراین، پیشرفت چشمگیری نیز در زمینه برطرف ساختن نارساییها و افزایش مشارکت همگانی در حوزه آموزش صورت گرفته است. در این دهه تغییرات عمدهای برای سرمایهگذاری در آموزش و اتخاذ سیاست آموزشی فراگیر اعمال شده است. برای نمونه طرح توسعه آموزش بزرگسالان در نوامبر 1998 به اجرا گذاشته شد.طرح فوق نشانه تغییر نظام سنتی آموزش کشور و اولویت دادن به آموزشهای درازمدت و فراگیر است. چنانچه یافتههای مؤسسه بینالمللی سوادآموزی بزرگسالان ایرلند نشان میدهد طی 1999م، طرح توسعه ملی مبلغی معادل 35/5 میلیارد پوند را صرف تجهیز و تکمیل و پیشرفتهتر کردن امکانات و ابزار آموزشی و مراکز آموزشی کرده است.ساختار نظام آموزشیاز سال 1831، نظام آموزش ملی در کشور ایرلند پایهریزی شد. در این نظام تمامی شهروندان کشور محق فراگیری آموزش دوره ابتدایی شدند. با تصویب ماده قوانین آموزشی طی 1924م، مسئولیت اداره و مدیریت برنامههای آموزشی به عهده وزارت آموزش و علوم واگذار شد که همه جنبههای امور مربوط به آموزش ازجمله برنامههای درسی، تعیین عناوین درسی و برگزاری امتحانات ملی به عهده وزارت فوق است.درحالحاضر، نظام آموزشی کشور ایرلند بسان زنجیری پیوسته از سه دوره تشکیل یافته است که عبارتاند از: نظام آموزش رسمی در ایرلند از دوره پیشدبستانی شروع میشود. این دوره از سن چهارسالگی آغاز میشود. اما نخستین دوره آموزشی کشور ایرلند، آموزش ابتدایی است که هشت سال بهطول میانجامد. این دوره آموزشی سنین 12-4 سال را شامل میشود.دومین دوره آموزشی کشور، پیش دبیرستانی یا دوره نخست میانی است که چهار سال بهطول میانجامد و سنین 16-12 سال را پوشش میدهد.سومین دوره آموزشی کشور، دوره دوم میانی است که پنج تا شش سال بهطول میانجامد و سنین 18-12 سال را پوشش میدهد. در پایان آن به دانشآموزان گواهینامه پایان دوره تحصیلات متوسطه اعطا میشود. مراکز متوسطه فنیوحرفهایی نیز دراین میان به برگزاری دوره دوساله آموزشی برای دانشآموزان علاقهمند مبادرت مینمایند که در پایان دوره به آنان گواهینامه فنیوحرفهای اعطا میشود.انواع مدارس در کشور ایرلنددر کشور ایرلند مراکز آموزشی زیر نظر بخشهای مختلف اداره میشوند که به پنج دسته کلی تقسیم میشوند، که از آن جمله میتوان به مدارس زیر اشاره کرد:- مدارس پروتستان زیر سرپرستی کلیسای پروتستان؛- مدارس کاتولیک زیر سرپرستی کلیسای کاتولیک؛- مدارس تحت تملک کلیسای پروتستان.بهسبب موقعیت کشور ایرلند، جداسازی مذهبی در آموزش ابتدایی و میانی کشور واضحترین مرزبندی نظام آموزشی بهشمار میرود؛ زیرا در این کشور دو فرقه مذهبی کاتولیک و پروتستان با یکدیگر بهشدت رقابت میکنند.- مدارس خصوصیمدارس خصوصی در حوزه مالکیت و ادارة خود، بهصورت کاملاً خودمختار عمل میکنند. مدارس یادشده از محل شهریههای تحصیلی، کمکهای مردمی، بودجه یا داراییهای خصوصی، تأمین اعتبار میشوند.- مدارس عمومیبهطور قانونی، کلیه مدارس عمومی رایگان هستند و بودجة مالی چشمگیری از ادارة کل آموزش دریافت میکنند.در مدارس انتفاعی/شهریهای دولت تقریباً همه حقوق آموزشگران رسمی را پرداخت میکند. در مدارس غیرشهریهای نیز علاوهبر پرداخت حقوق آموزشگران کمکهای مالی خاصی به رؤسای مراکز واگذار میشود.- مدارس فراگیراینگونه مدارس علاوهبر ثبتنام دانشآموزان عادی، از افراد بزرگسالی که پیشتر موفق به گذراندن دورههای آموزشی نشدهاند نیز ثبتنام به عمل میآورد.- مدارس فنیوحرفهای اینگونه مدارس بهطور کامل ازسوی دولت تأمین بودجه شده و ازسوی کمیتههای آموزشی محلی اداره میشوند. همانگونه که از نام این مدارس پیداست؛ آموزش علوم فنیوحرفهای در حیطه فعالیتی آنها میگنجد.آموزش عالی در ایرلندنظام دانشگاهی کشور ایرلند به سبک کشور انگلستان اداره میشود. آموزش عالی در کشور ایرلند ازسوی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی فنیوحرفهای به علاقهمندان تقدیم میشود. بهگونهای که مدرک کارشناسی پس از گذراندن چهار سال، مدرک کارشناسی ارشد پس از دو سال و مدرک دکتری پس از پایان دو سال تحصیلی همراه با ارائه یک رسالة پژوهشی به دانشجویان اعطاء میشود.سال تحصیلی دانشگاههای کشور از ماه سپتامبر آغاز شده و در اواخر ماه جولای پایان مییابد. گفتنی است که زبانهای اصلی آموزش کشور دو زبان انگلیسی و ایرلندی است.سال تحصیلی در اوایل ماه اکتبر آغاز شده و در پایان ماه می، به پایان میرسد. سال تحصیلی در کشور ایرلند به سه دوره زمانی تقسیمبندی و سازماندهی میشود.ساختار اداری نظام آموزش عالیازجمله مهمترین نهادهای دستاندرکار حوزه آموزش عالی کشور ایرلند میتوان به مراکز ذیل اشاره کرد:1. وزارت آموزش ملی؛2. وزارت آموزش عالی که مسئولیت تأسیس دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی و توسعه آنها برای پوشش دادن به نیازهای افراد جامعه را برعهده دارد؛3. انجمن رؤسای دانشگاههای ایرلندی؛4. بخش بینالملل آموزش عالی.پذیرش تحصیلیبا وجود استثنائات جزئی و اندک، ورود به سومین دوره آموزش در کشور ایرلند فقط با پایان موفقیتآمیز دوره آموزش پیشدانشگاهی و قبولی در آزمون ورودی امکانپذیر است.درخواست پذیرش تحصیلی در کلیه مؤسسات آموزش عالی ازطریق ادارة مرکزی درخواستها و تقاضاهای آموزشی با عنوان (CAO) صورت میپذیرد. گفتنی است که اداره یادشده به معرفی مراکزی بر اساس امتیازات و ویژگیهایی تحصیلی دانشآموزان و دانشجویان میپردازد.ازآنجاییکه رقابت برای ورود به مراکز آموزشی بهویژه دانشگاههای ایرلند، بسیار سخت و حساس است؛ ازاینرو از دانشجویانی که به ارسال درخواستهای خود به ادارة مرکزی درخواستهای آموزشی میپردازند، خواسته میشود تا دورههای آموزشی مورد علاقه را برگزینند.دورههای آموزش عالی·دوره کارشناسیعمدهترین مرحله آموزش عالی به درجه کارشناسی ختم میشود که ممکن است در برخی موارد مدرک حرفهای نیز بهشمار میآید. دوره تحصیلی یادشده معمولاً سه تا چهار سال بهطول میانجامد. این رتبه دانشگاهی ممکن است در قالب یک رتبه عمومی، یک درجه افتخاری و یا به شکل درجه ویژه کارشناسی به دانشجویان پایان دوره اعطا گردد. دوره کارشناسی رشتههای معماری و دامپزشکی پنج سال، رشتة دندانپزشکی پنج تا شش سال و رشتة پزشکی شش سال بهطول میانجامد.·کارشناسی ارشددومین دوره آموزش عالی مختص مطالعات پیشرفتهتر بوده و به درجه کارشناسی ارشد ختم میشود. گفتنی است که دانشجویانی که این دوره مطالعاتی را گذرانده و یا موفق به تقدیم یک رساله دانشجویی شوند به دریافت درجه کارشناسی ارشد نائل میآیند. مدرک علمی کارشناسی ارشد پس از گذراندن آموزش سهساله و ازطریق کار دورهای، پژوهشی و یا ترکیبی از این دو به دانشآموختگان داده میشود.·دوره دکتریگذراندن دو سال تحصیلی علاوهبر دوره کارشناسی ارشد برای دریافت درجه دکتری الزامی است.·دوره پسا دکتریدرجه پسا دکتری پس از گذراندن حداقل پنج سال تحصیلی و دریافت درجه دکتری و به دنبال عرضه یک اثر بدیع مطالعاتی به دانشجویان موفق داده میشود.مؤسسات آموزش عالی در ایرلند·دانشگاههاازجمله مهمترین دانشگاههای کشور ایرلند میتوان به دانشگاه ملی ایرلند، دانشگاه دوبلین، دانشگاه LIMERICK، کالج ترینیتی و دانشگاه دوبلین اشاره کرد.دانشگاه ملی ایرلند بر پایه اصول فدرالی سازماندهی شده است و این در حالی است که کالجهای وابسته (کالجهای پایه) مستقر در شهرهای دوبلین، کرک و گال وی از میزان زیادی از استقلال و خودگردانی بهره میبرند. گفتنی است که علاوهبر دانشکدههای فوق دانشکدههای سن پاتریک مایونز، دانشکده سلطنتی و دانشکده آموزش اقتصاد خانواده سن انگلس نیز اخیراً به این دانشگاه پیوستهاند. دانشگاه ملی ایرلند و دانشکدههای وابسته به آن علاوهبر انجام پژوهشهایی درخصوص زمینههای مختلف علمی، در رشتههای علومانسانی، مهندسی و پزشکی درجات کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری اعطا میکنند. مرکز آموزش از دور دانشگاه نیز در این زمینه فعالیت مشابهی را تا دوره کارشناسی ارشد انجام میدهند. از سه کالج دیگر با عناوین کالج STPATRICK، کالج سلطنتی SURGCONS و کالج آموزش اقتصاد خانواده ANGELA، نیز با عنوان کالجهای بازسازی و سازماندهی شده دانشگاه ملی ایرلند یاد میشود. گفتنی است که دانشگاههای سراسر کشور به دادن مدارک علمی خود با استفاده از امتحاندهندگان خارجی (افراد خارج از دانشگاه) بهمنظور تضمین تداوم و انسجام استانداردها مبادرت میکنند.·دانشکده پلیتکنیکدانشکده فنّاوری دوبلین بزرگترین کالج فنی ایرلند با تعداد 22 هزار دانشجو است. این کالج متشکل از 6 دانشکده فنّاوری، آشپزی، طراحی، بازاریابی و تجارت، اقتصاد و موسیقی است.·کالجهای فنی منطقهایکالجهای فنی منطقهای ایرلند که در سال 1970 فعالیت خود را آغاز کرده است و برای ارائه آموزش فنیوحرفهای در کشور تأسیس شدند، هماکنون به یک بخش جداییناپذیر نظام آموزش عالی کشور ایرلند مبدل شدهاند. درحالحاضر بیش از 11 کالج فنی منطقهای در سراسر کشور ایرلند بهصورت تماموقت و یا پارهوقت به برگزاری دورههای دو، سه و چهارساله در زمینههای علمی اقتصاد، تجارت، مهندسی، علوم فنی و پیراپزشکی به ارائه آموزشهای فنیوحرفهای لازم به علاقهمندان مبادرت میکنند که هر دوره دارای گواهینامه ویژه خود است.·دانشکدههای تخصصیدر کشور ایرلند شماری دیگر از مؤسسات آموزش عالی فعالیت دارند که به دانشکدههای تخصصی معروف هستند. این دانشکدهها نیز به دانشجویان موفق؛ درجات مختلف علمی اعطاء میکنند که مورد تأیید شورای ملی مدارک علمی و آموزشی است.نرخ ثبتنام دانشآموزان و دانشجویاندر 14 سال گذشته نرخ ثبتنام در بخش آموزش کشور ایرلند در میان جمعیت ردههای سنی 15-5 سال به بیش از 90% رسیده است. در حقیقت، در این دوره زمانی 6/14% کل جمعیت کشور را دانشآموزان تشکیل میدهند. در سال 2014، نرخ خالص ثبتنام دانشجویان به 35% رسیده است. همچنین خاطر نشان میشود که در این سال 4/31% از جوانان ردههای سنی 21-18 سال به تحصیل در بخش آموزش عالی پرداختهاند. بهطوریکه درحالحاضر جمعیت دانشجویی در این کشور نزدیک به 166088 نفر است. این بدان معنی است که از اوایل 1990م، مشارکت جوانان در بخش آموزش عالی بهطور چشمگیری افزایش یافته است و در سالهای 2014-1990، شمار کل دانشجویان دانشگاههای کشور از مرز 63% گذشت. افزایش تقاضا برای تحصیل در مرکز آموزش عالی کشور در این دوره زمانی مهمترین عامل توسعه دانشگاههای کشور بهشمار میآید. گفتنی است که نرخ دانشآموختگی دانشجویان دانشگاههای کشور ایرلند به 77% رسیده است. در سال 2014 بیشترین مدارک تحصیلی دانشگاهی و بالاترین میزان گواهینامهها و دیپلمهای کاربردی بهترتیب در زمینة علومانسانی و حقوق و بازرگانی به دانشجویان اعطا شد. ازاینرو، ایرلند از کمترین تعداد دانشآموختگان در رشتههای علوم پزشکی برخوردار بوده است. این در حالی است که، در زمینههای علمی مانند علوم طبیعی، ریاضیات و رایانه
جدول 1. تعداد جوانان در حال تحصیل در دورههای گوناگون تحصیلی 2014-2003مسالابتداییمیانیدانشگاه2003444644338679133887200545273433406013671920105074603528551607652014520444360567166088دانشجویان زیادی در این کشور دانشآموخته شدهاند. در این بازه زمانی، زنان ایرلندی در زمینههای علمی یادشده بیشترین مدارک و گواهینامههای علمی بهدست آوردهاند و مردان ایرلندی فقط در رشتههای معماری و مهندسی گوی سبقت را از بانوان ربودند.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیدولت ایرلند همانند همه دولتهای پیشرفته جهان، بخش چشمگیری از بودجه خود را به آموزش اختصاص داده است. بهطوریکه در 2010م، 5/4% از تولید ناخالص داخلی خود را به آموزش تخصیص داده است.نگاره 1، هزینههای آموزشی در ایرلند را در دورههای گوناگون آموزشی با جزئیات بیشتر نشان میدهد. برخی از کارشناسان باور دارند که اگرچه در طی دهههای گذشته سهم بودجه آموزش در ایرلند افزایش یافته است؛ اما نسبت به متوسطه بودجه در اتحادیه اروپا پایینتر است. منابع مالی بخش خصوصی نیز در بخش آموزش ایرلند قابل توجه است، بهطوریکه 7% از کل هزینههای آموزشی ایرلند ازسوی منابع مالی بخش خصوصی تأمین میشود که در مقایسه با اعضای سازمان همکاریهای اقتصادی برای توسعه که نزدیک به 12% و ایالات متحده امریکا 7/27%، سهم اندکی است. عمده سرمایهگذاریهای بخش خصوصی (حدود 2/16% از آن) در بخش آموزش عالی ایرلند (بهدلیل زود بازده بودن این بخش)، صورت میگیرد.بهطورکلی دانشگاهها با کمکهای مالی سالیانه دولت، کمکهای بلاعوض تا سقف 82%-68% شهریههای دانشجویی، کمکهای اهدایی مردمی و کمکهای مالی بخش خصوصی تأمین اعتبار میشوند.تمامی دانشگاهها از هیئتامنا برخوردارند و اداره امور دانشگاهها را بر دوش دارند.برنامهها و اصلاحات پیشروازآنجاییکه نظام آموزشی کشور ایرلند در هر دو صحنه ملی و بینالمللی به فراهمسازی خدمات آموزشی با کیفیت بالا برای اکثریت قریب به اتفاق نوجوانان و جوانان کشور مبادرت نموده است، از این روی طی سالهای اخیر عمده توجه مقامات آموزشی کشور به نیازهای گروه اقلیت محروم از آموزش جامعه معطوف گردیده است. ازجمله ویژگیهای این گروه میتوان به عدم موفقیت آموزشی و یا محدودیت آنان در دستیابی به دستاوردهای آموزشی اشاره کرد. این در حالی است که عملکرد نسبتاً قوی اقتصاد کشور طی سالهای گذشته نیز نتوانسته است این گروه از جامعه را به فعالیت مشغول سازد. در نتیجه این گروه از اقشار جامعه همواره در حاشیه بازار اشتغال کشور باقیماندهاند.گفتنی است که مشکلات این گروه از افراد جامعه در آینده حادتر نیز خواهد شد؛ چراکه بازار کار نیازمند افراد متخصص و ورزیده است. در نتیجه برای بازار کار به افراد تحصیلکرده و برخوردار از مدرک دانشگاهی نیاز است، این افراد به گونة چشمگیری شانس خود را برای یافتن شغل مورد نظر از دست دادهاند و ازاینرو شکاف شغلی در میان این گروه گستردهتر شده است. در این راستا وزارت آموزش و علوم کشور با آگاهی کامل از این موضوع اقدام به مداخله کرده و به جلوگیری از گسترش مشکلات افراد فاقد شغل کشور مبادرت نموده است و سیاستهایی را برای آموزش مادامالعمر بهمنظور دستیابی به اهداف فوق اتخاذ کرده است:1. تأکید بر گسترش آموزش، بهویژه آموزش عالی؛2. حمایت از آموزشهای تکمیلی؛3. گسترش برنامههای آموزش زبان؛4. توسعه کیفیت آموزشی ؛5. عرضه خدمات آموزشی و رفاهی به نوجوانان و جوانان در دورههای مختلف تحصیلی؛6. گسترش پژوهش، فنّاوری، توسعه و نوآوری در حوزه آموزشی.ازجمله مهمترین سیاستهای اجرایی دولت که در سالهای گذشته توجه عمدهای بر آن معطوف شده است، میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:1. گسترش برنامههای مراقبتی کودکان.طی سالهای گذشته، وزارت آموزش و آموزش عالی یکسری برنامهها و طرحهای جدید در حوزه آموزش پیشدبستانی طراحی و راهاندازی کرده است که از میان آنها میتوان، به تهیه و تدارک آموزش پیشدبستانی ویژه خانوادههای دائمالسفر و کودکان استثنایی اشاره کرد.هدف اصلی سیاستهای دولت در این زمینه حمایت همهجانبه از توسعه و گسترش امکانات آموزشی ویژه کودکان ازطریق فراهمسازی آموزش پیشدبستانی با کیفیت بالا و توجه ویژه به گروههای هدف مانند کودکان استثنایی و محروم است.2. دسترسی تمامی شهروندان ایرلندی به آموزش همگانی و فراهمسازی فرصت تکمیل آموزش بهویژه آموزش عالی برای تمامی شهروندان ایرلندی.3. بهبود وضعیت آموزشی دانشآموزان ایرلندی.براساس پژوهشهایی که بهتازگی ازسوی مرکز پژوهش در آموزش کشور به سفارش دولت ایرلند درباره میزان یادگیری دانشآموزان سراسر کشور نسبت به هزینه سرانه دانشآموزی انجام شده است، مشخص شد که عملکرد دانشآموزان ایرلندی در درک مطلب، ریاضیات و علوم نزدیک به نشانگر متوسط کشورهای عضو اتحادیه اروپا نزدیک است. پژوهشگران این مرکز به دولت پیشنهاد کردند که برای بهبود نظام آموزشی کشور به پرداخت هزینه سرانه دانشآموزی بیشتری بپردازد.4. کاهش نرخ بیسوادی در میان بزرگسالان.5. توسعه و گسترش آموزش عالی و آموزش فنیوحرفهای بهمنظور افزایش مهارتهای اساسی مورد نیاز جوانان و بزرگسالان.6. آموزش فردی، اجتماعی و بهداشتی.در 1990م، وزارت آموزش و علوم ایرلند با همکاری وزارت بهداشت و کودکان به اجرای یکسری از برنامههای آموزشی ویژه، ازجمله آموزشهای فردی، اجتماعی و بهداشتی اقدام کرده است. هماکنون، این طرح بهصورت گسترده و اجباری در دورههای ابتدایی و میانی اجرا میشود. ضمن آنکه قبل از این طرح نیز دو برنامه آموزشی با عناوین آموزش روابط جنسی و آموزش عدم استفاده از مواد مخدر بهصورت گسترده و اجباری در این دو دوره آموزشی به اجرا درآمده است.مهمترین هدف طرح یادشده، خشونتزدایی در میان جوانان، برای مرتکب نشدن به هرگونه خشونت علیه خود و دیگران است. لازم به یادآوری است که در طرح آموزش روابط جنسی موضوعات زیر آموزش داده میشوند:·چگونگی برقراری ارتباط با دیگران؛·برخورداری از مناعت طبع؛·ابراز صحیح احساسات و عواطف؛·چگونگی تصمیمگیری بهجا و درست و جایگاه و نقش مردان و زنان در جامعه؛·برخورداری از سلامتی جنسی؛·آموزش قوانین مربوط به تجاوز جنسی که در دوره آموزش میانی بهطور تفصیلی به دانشآموزان آموزش داده میشود.7. آموزش علوماجتماعی و سیاسی.آموزش علوماجتماعی و سیاسی در کلیه مدارس دوره میانی کشور ایرلند اجباری است. در این طرح موضوعاتی مانند حقوق بشر و مسئولیتهای اجتماعی افراد مورد توجه قرار میگیرند.کتابشناسی
http://databank.worldbank.org/data/home
https://ec.europa.eu/eurostat/statistics-explained/index.php/Educational_attainment_statistics
https://en.unesco.org/
https://www.education.ie/en/
سیما بوذری
نظام آموزش عالی ایسلند
Icelandic Higher Education System
پایتخت: ریکیاویکنوع حکومت: جمهوری پارلمانیزبان رسمی: ایسلندیمساحت: 103000 کیلومترمربعجمعیت: 325671 (2014م)تعداد دانشجویان: 19839 نفر (2013م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 2018 نفر (2012م)تولید ناخالص ملی: 74/16 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 8/7% (2013م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 7/17% (2013م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیکشوری جزیرهای در اقیانوس اطلس شمالی که در غرب گرینلند و در جنوب قلمرو شمالگان قرار گرفته است. این کشور که بر روی چینخوردگیهای اطلس میانی واقع است، از انباشت جریانهای آتشفشانی جدید ایجاد شده و پوشیده از تپهها و گسلها است. این کشور دارای کوههای آتشفشانی است که هنوز نیز فعال هستند (کوه هلکا)؛ ازاینرو کشوری زلزلهخیز بهشمار میآید. بهدلیل قرار گرفتن در بخش شمالی کره زمین، از آبوهوایی سرد و مرطوب دارد. میانگین دمای هوای آن از ژانویه حدود صفر درجه و از ژوئیه حدود 6/11 درجه است. نزدیک به 79% این سرزمین را یخچالهای طبیعی، دریاچهها و کوههای گدازهای و زمین بایر پوشاندهاند. نزدیک به 28% زمینهای آن را چراگاهها پوشاندهاند که بیشتر در آنها گوسفند و همچنین گاو و اسب پرورش داده میشود. فقط 1% زمینهای این کشور قابل کشت است. نزدیک به 60% جمعیت اندک این سرزمین، در قسمت جنوبغربی این کشور جای گرفتهاند و بیشتر آنها در ریکیاویک زندگی میکنند که ساکنان آن نیمی از جمعیت کشور را پوشش میدهد.نرخ رشد جمعیت ایسلند در 2014م، 65/0% و نرخ مرگومیر 13/7 به هزار نفر برآورد شده است. 5/85% ایسلندیها مسیحی هستند که در سال 2011، 7/93 آنها شهرنشین بودهاند. نرخ امید به زندگی از زمان تولد 22/81 سال است که زنان 54/83 سال و مردان 98/78 سال، (2014م) برآورد شده است. نرخ باسوادی افراد بالای 15 سال 99% گزارش شده است. شمار مهاجران به ایسلند در 2013م، 25926 نفر یاد شده است که 1/8% جمعیت این کشور را دربر میگیرد.تا سده بیستم میلادی بیشتر جمعیت ایسلند روستانشین بودند. فرایند شهرنشینی کند انجام شد. در سال 1850 ساکنان ریکیاویک، بزرگترین شهر ایسلند، فقط 4/19% جمعیت کشور را تشکیل میدادند؛ اما در 2012م نزدیک به 6/93% جمعیت در اجتماعات با بیش از 200 نفر در 60 محله زندگی میکردند، که 63% در منطقه بزرگ ریکیاویک جای گرفته بودند. در نخستین سرشماری که در سال 1703 انجام شد، جمعیت این کشور 358/50 نفر بودند و شمار زنان بیش از مردان بود (491/27 زن در برابر 867/22 مرد).نظام اقتصادی ایسلند، همانند دیگر کشورهای اسکاندیناوی، آمیختهای از ساختار سرمایهای و بازار آزاد با نظام رفاهی بالا است. گفتوگوها برای پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا در 2010م آغاز شد، اما از نیمه سال 2013 این گفتوگوها ناتمام باقی گذاشته شد. دلیل این کار، نگرانی کشور ایسلند برای از دست دادن کنترل خود بر روی منابع ماهیگیری و نگرانی از بحرانهای مناطق اروپایی است.همهنگام، این کشور میکوشد با توسعه بخش صنعت به تولیدات خود تنوع بخشد. این کشور با بهرهگیری از توان بالقوه انرژی آبی و گرمای زیرزمینی خود بهسوی گسترش فعالیتهایی نظیر کارخانههای ذوب آلومینیوم یا صنعت نساجی گام برمیدارد. افزونبرآن، در دهه گذشته تولید نرمافزار، فنّاوری زیستی و گردشگری را نیز توسعه داده است. اقتصاد ایسلند کوچکترین، در میان کشورهای عضو سازمان اقتصادی همکاری برای توسعه است و از همه ویژگیهای دولت رفاه نوین برخوردار است. بیشترین دادوستد بازرگانی این کشور بر پایه توافقهای تجاری با کشورهای اسکاندیناوی و کشورهای آلمان، بریتانیا، ایالات متحده امریکا و هلند است.ازنظر تاریخی، میتوان گفت که استعمار این کشور در سده نهم میلادی با ورود یکی از رؤسای قبیلههای نروژی آغاز شد که سپس با جریانهای گسترشطلبی وایکینگها دنبال شد. مردم این کشور که در گذشته ازطریق ماهیگیری و دامپروری روزگار میگذراندند به زیر سلطه اقلیت حاکم بر این کشور درآمدند؛ اگرچه گرایش آنها به مسیحیت بدون مقاومت انجام نشد. در سال 1056، ایسلند از قلمرو اسقفی مستقلی برخوردار بود که از آن نروژیها بود، گرچه ازطریق رئیس حکومت مذهبی، حاکون چهارم (1263م) و باتوجهبه اینکه اقتصاد کشور در دست نروژیهای بود، در مقابل این کشور سر تسلیم فرود آورد. هنگامیکه نروژ به تسلیم دانمارکیها درآمد (1380م)، ایسلند که تحت تأثیر اصلاحات لوتر بود، وابستگی بیشتری یافت؛ این وابستگی در سده هجدهم میلادی، با فراگیر شدن قحطی و بلایای طبیعی (آتشفشان) شدت گرفت. در سال 1814 که دانمارک نروژ را از دست داد، ایسلند را همچنان زیر سلطه خود داشت. در این زمان بود که نهضت آزادیبخش ملی به رهبری سیگورسون شکل گرفت و این نهضت در سده نوزدهم میلادی به اوج رسید. در سال 1843 مجلس ملی در این کشور شکل گرفت. در سال 1854، آزادی تجاری برقرار شد. در سال 1903 به موجب قانون اساسی این کشور از استقلال واقعی برخوردار شد. در سال 1918 ایسلند به پادشاهی مستقل دست یافت. در 17 ژوئن 1944 جمهوری ایسلند به ریاست سوین بیورنسون (1952-1881م) رسمیت خود را اعلام کرد. در سال 1946 ایسلند با پذیرش ساخت فرودگاه کفلاویک ازسوی ایالات متحده ارتباطات نظامی و تجاری خود را با این کشور گسترش داد و بر پایه قرارداد نظامی 1951م با ایالات متحده، نیروهای نظامی این کشور در ایسلند جای گرفتند. هرچند که این پایگاه در 2006م بسته شد.بر پایه قانون اساسی، مجلس و ریاستجمهوری بهصورت مشترک قدرت قانونگذاری را در دست دارند. رئیسجمهور، رئیس حکومت است که برای مدت چهار سال با رأی مستقیم مردم برگزیده میشود و محدودیتی برای انتخاب شدن در دورههای بعدی وجود ندارد. انتخابات مجلس نیز هر چهار سال یکبار برگزار میشود. 63 نماینده مجلس نیز با رأی مستقیم مردم برگزیده میشوند. رهبری حزبی و یا رهبر حزب ائتلافی که از بیشینه آرا برخوردار است، نخستوزیر کشور خواهد بود.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیبر پایه قانون اساسی ایسلند، بنیادیترین اصل نظام آموزشی دسترسی برابر به آموزش، بدون در نظر داشتن جنسیت، شرایط اقتصادی، موقعیت جغرافیایی، مذهب و پیشینه فرهنگی و اجتماعی است. آموزش پایه (دوره ابتدایی و دوره نخست میانی) برای همگان از سن شش تا شانزدهسالگی اجباری است؛ همچنین دستیابی به آموزش میانی دوره دوم نیز برای همگان فراهم شده است. هر کسی حق قانونی دارد که بدون در نظر گرفتن نتایج دوره اجباری، به این دوره نیز دستیابی داشته باشد.آموزش پیشدبستانی بر پایه قانون شماره 90 مصوب سال 2000 اداره میشود. این دوره آموزشی که تا سن ششسالگی ادامه دارد، زیر نظر شهرداریها اداره میشود. شهرداریها برنامه زمانی روزانه و سالانه این نهادهای آموزشی را تعیین میکنند. این برنامه زمانی، معمولاً یازده ماه در سال ادامه دارد و فقط یک ماه در تابستان تعطیل است.برنامه درسی این دوره، بر پایه راهنمای برنامه درسی ملی تدوین میشود. این راهنما بر نقش بازی در آموزش، یادگیری و آفرینشگری پافشاری میکند. مدارس پیشدبستانی خصوصی نیز بر پایه همین قانون اداره میشوند و باید برنامههای درسی خود را بر پایه این راهنما تدوین کنند. ارزیابی عملکرد در این دوره انجام نمیشود، مگر درباره افرادی که در هنجار بودن آنها تردید وجود داشته باشد.دوره آموزش پایه براساس قانون مدارس اجباری مصوب سال 2008 اداره میشوند. هدف از این دوره آموزشی آنگونه که در قانون آمده است «برانگیختن دانشآموزان به توسعه عمومی خود و آماده ساختن آنها برای مشارکت پویا در جامعهای مردمسالار و پیوسته در حال توسعه است». اصول حاکم بر سازمان و عملکرد این نهادهای آموزشی عبارتاند از: مدارا، مهرورزی، میراث فرهنگی- مسیحی ایسلند، برابری، کنش مردمسالارانه، مسئولیتپذیری، همبستگی، گذشت و احترام به ارزشهای انسانی. این مدارس باید برنامههای خود را بر پایه موقعیت و نیازهای دانشآموزان و برانگیختن آنها برای توسعه فردی، بهزیستی و آموزش هر فرد به اجرا درآورند.برنامههای درسی دوره پایه، بر پایه راهنمای برنامه درسی ملی که ازسوی وزارت آموزش، علوم و فرهنگ انتشار مییابد و بهصورت منظم بازبینی میشود، تهیه میشود. در این راهنما افزونبر سیاست عمومی در آموزش و ساختار آموزشی، کرانههای هر مدرسه و کارکنانش در زمینه سازمان، اجرا و ارزیابی مشخص شده است. اهداف اصلی آموزشی، موضوعات گوناگون و قلمرو موضوعات آموزشی و چشمداشتهای یادگیری هر موضوع، از دیگر نکاتی است که در راهنمای آموزشی ملی گنجانده میشود. همهنگام، هر نهاد آموزشی میتواند روش آموزشی خود را در هر موضوعی تعیین کند.بر پایه قانون یادشده، موضوعات اصلی که در این دوره میتوانند تدریس شوند عبارتاند از: زبان ایسلندی، ریاضیات، علوم طبیعی، اجتماعی و مطالعات دینی، ورزش، هنر و کاردستی، زبانهای نو، اقتصاد خانوار، فنّاوری اطلاعات و ارتباطات و مهارتهای زندگی. برگزیدن موضوعات انتخابی و قلمرو آموزشی در سالهای هشتم تا دهم با دانشآموزان است که یکسوم زمان تحصیلی آنها را پوشش میدهد.همچنین، کارکنان مدرسه باید راهنمای برنامه درسی و نقشه اجرایی خود را تدوین کنند. این نسخه، در واقع، دربرگیرنده اهداف، محتوا و ارزیابی برنامههای درسی، روشهای اجرای آن و همچنین ارزیابی و کنترل کیفیت دوره آموزشی است.دانشآموزان دوره پایه، پس از پایان هر سال بهطور خودکار به کلاس بالاتر راه مییابند. دانشآموزان برجسته میتوانند بهصورت جهشی به کلاسهای بالاتر راه یابند. برای دانشآموزان ضعیف نیز برنامههای ویژه آموزشی گذاشته میشود تا بتوانند همانند دیگر دانشآموزان به کلاسهای بالاتر راه یابند.دوره دوم میانی که بر پایه قانون شماره 92 مصوب سال 2008 اداره میشود. هدف از این دوره برانگیختن همه دانشآموزان برای توسعه تمامیت فردی آنها و مشارکت آنها در جامعهای مردمسالار است که از رهگذر آموزش مناسب با نیازهای هر دانشآموز دنبال میشود. هدف عملی این دوره آموزشی، آمادهسازی دانشآموزان برای کار و یا ادامه تحصیل است. مهارتیابی در خواندن و نوشتن به زبان ایسلندی، آفرینشگری، اعتمادبهنفس و مدارا از دیگر اهدافی است که دانشآموزان را برای کاربست روشمند روشهای کاری مستقل و اندیشه نقاد آماده میسازد. همچنین در این دوره کوشش میشود به آنها آموخته شود که به ارزشهای فرهنگی احترام بگذارند و در پی دانشاندوزی فزونتر باشند.قانون یادشده که از اوت 2008 به اجرا گذاشته شده است، دبیرستانها را وامیدارد که در یک بازه زمانی سهساله، از زمان به اجرا گذاردن قانون، به تغییرات ساختاری و برنامههای آموزشی خود بپردازند. افزایش تمرکززدایی در برنامههای درسی، توسعه درسها و نرمشپذیری فزاینده در سازمان آموزش و یادگیری ازجمله این تغییرات قانونی بهشمار میآیند. پافشاری بر تقویت آموزشهای فنیوحرفهای و مهارتآموزی و کاهش درسهای عمومی از دیگر سویگیریهای این قانون است. دبیرستانها وظیفه تدوین توصیفی برنامههای درسی خود را دارند که سرانجام برای تأیید به وزارتخانه فرستاده میشود. این تغییرات تا 2011م در بیشتر دبیرستانها به انجام رسیده است.از سال 2003 با تصویب قانون شورای سیاست علم و تکنولوژی، توسعه علوم، پژوهشهای آموزشی و فنی در دستور کار نهادهای آموزش عالی قرار گرفت. بر پایه این قانون همة نهادهای آموزشی باید بر فعالیتهای پژوهشی خود بیفزایند.از سال 2006 با تصویب «قانون نهادهای آموزش عالی»، وضعیت نهادهای آموزش عالی بهصورت قانونی مشخص شده است. این قانون که دارای 10 فصل و 37 ماده است نکات زیر را روشن میسازد:نقش نهادهای آموزش عالی که در این قانون بسان نهادی مستقل شناخته شدهاند، از کارویژههای آموزشی، پژوهشی، دانشپژوهی و آفرینشگری در قلمروهای علمی، آموزشی، فنّاوری یا هنری برخوردار هستند. رسالت نهادهای آموزش عالی مشارکت در تولید و انتقال دانش و مهارت به دانشجویان و جامعه است. همچنین نهادهای آموزش عالی بسان مراکز تولید دانش، بخشی از اجتماع بینالمللی آموزش و دانش برشناخته شدهاند که از استقلال عمل برخوردارند (فصل 1، ماده 2).کنترل کیفیت آموزش و پژوهش، اعتباربخشی به نهادهای آموزش عالی بر پایه ارزیابی بیرونی، ازسوی وزارت آموزش، علوم و فرهنگ انجام میشود.تعیین ساختار اداری نهادهای آموزش عالی که به شورای دانشگاه و رئیس آن واگذار شده است. هرچند ساختار و مفاهیم اساسی سازمانی، ازجمله مجمع دانشگاهی، عنوانهای دانشگاهی، کمیته ارزیابی استادان، شرایط عمومی پذیرش دانشجو در این قانون مشخص شده است (فصل 1، ماده 3 و 4).منابع مالی نهادهای آموزشی در فصل هشتم این قانون گنجانده شده است. بر پایه ماده 21 فصل هشتم به وزارت آموزش، علوم و فرهنگ اجازه داده شده است که تا برمبنای موافقتنامههای سه تا پنجساله منابع مالی نهادهای آموزش عالی را فراهم کند (Ministry of Education, Science and Culture, 2006).در سال 2008 قانون «نهادهای آموزش عالی عمومی» به تصویب رسید. این قانون که در سال 2010 بازنگری شد، دارای 10 فصل و 22 ماده است. سرخط مهمترین اصول این قانون را میتوان چنین چکیده ساخت.فصل یکم، گستره، نقش و استقلال نهادهای آموزش عالی بخش عمومی که بر پایه آن دانشگاههای بخش عمومی زیر نظر وزارت آموزش، علوم و فرهنگ از استقلال عمل در چهارچوب قوانین مصوب برخوردارند.در فصل دوم ساختار سازمانی و اداری درون دانشگاهی، ازجمله سازمان اداری و چگونگی کار آن، شورای دانشگاه و ترکیب اعضای آن و چگونگی انتخاب و انتصاب رئیس دانشگاه مشخص شده است.فصل سوم به معرفی مجمع دانشگاه میپردازد که اصلیترین نهاد رایزنی در دانشگاه بهشمار میرود.فصل چهارم به سازماندهی در سطح دانشکدهها و مدارس و مدیریت آنها میپردازد.فصل پنجم، به عنوانهای اعضای علمی، کمیته ارزیابی آنها و چگونگی انتصاب آنها میپردازد.فصل ششم، شرایط ثبتنام، حقوق و وظایف دانشجویان را دربر میگیرد. تصمیمگیری درباره آنها ازسوی شورای دانشگاه انجام میشود.فصل هفتم، به تدریس، آزمونها و مدارج تحصیلی میپردازد که شورای دانشگاه به تصمیمگیری در بیشتر موارد آن میپردازد.فصل هشتم، به تشریح مسائل مالی دانشگاه میپردازد. در ماده 24 آن خاطرنشان شده است که بودجه مستقل هر دانشگاه خارج از خزانهداری دولت (خارج از شمول) اختصاص مییابد. وزارت آموزش، علوم و فرهنگ، منابع مالی مورد نیاز هر دانشگاه را پیشنهاد میدهد (Ministry of Education, Science and Culture, 2008a).آخرین رهآورد سیاستی در نظام آموزش عالی ایسلند، در سندی با نام «سیاست برای دانشگاههای عمومی» گنجانده شده است. بر پایه آن، برای پاسداری از فعالیتهای دانشگاههای عمومی، «شبکه همکاری» میان این دسته از دانشگاهها از 2012م ایجاد شده است. بهاینترتیب، دانشجویان دانشگاههای ایسلند، آکوریری، دانشگاه کشاورزی ایسلند و کالج دانشگاهی هولار میتوانند برنامههای درسی خود را با گذراندن درسهای خود در هریک از این دانشگاهها، پشت سر بگذارند. هرچند، دیگر دانشگاههای ایسلند نیز بدون در نظر گرفتن شکل قانونی خود، میتوانند به این شبکه همکاری بپیوندند.ساختار نظام آموزشینظام آموزشی ایسلند به چهار دوره تقسیم میشود (نگاره 1)1. پیشدبستانی: (لیک اسکولی) که تا سن ششسالگی ادامه مییابد و از دیدگاهقانونی نخستین دوره نظام آموزشی بهشمار میرود. مسئولیت این دوره آموزش برعهده شهرداریها است. اگرچه چهارچوب و سیاستگذاری این دوره همچنان بردوش وزارت آموزش، علوم و فرهنگ است. خانوارهایی که فرزندان خود را در دوره پیشدبستانی ثبتنام میکنند ناچار به پرداخت شهریه بیشتری هستند. این مبلغ تقریباً 30% از هزینههای عملیاتی مدارس پیشدبستانی را پوشش میدهد. شهریه مدارس پیشدبستانی که ازسوی بخش خصوصی اداره میشوند بهطور معمول 10 تا 20% بیش از مدارس عمومی است. اینگونه مدارس نیز از یارانه دولتی برخوردارند. برنامههای آموزشی این دوره بر پایه راهنمای برنامه درسی ملی تدوین میشود. عملکرد دانشآموزان در این دوره ارزیابی نمیشود؛ مگر در موارد ویژه و درباره دانشآموزانی که با مشکل روبهرو هستند. آموزشگران این دوره از میان دانشآموختگانی که دوره سهساله آموزش را در دانشگاه ایسلند یا دانشگاه آکوریری گذرانده باشند، برگزیده میشوند.2. آموزش پایه اجباری: (گرون اسکولی) در ساختار یگانهای سازماندهی شده است و بیشتر در یک مدرسه تدریس میشود. قانون مربوط به آموزش اجباری، این آموزش را برای کودکان و نوجوانان رده سنی 16-6 سال ضروری اعلام کرده است. آموزش اجباری، رایگان است و 100% کودکان و نوجوانان این رده سنی را دربر میگیرد. برمبنای مقررات، دانشآموزان در نزدیکترین مدرسه محل اقامت خود ثبتنام میشوند و چنانچه در نزدیکی محل اقامت بیش از یک مدرسه وجود داشته باشد، والدین میتوانند مدرسه مورد نظر خود را برگزینند. دانشآموزان دارای ناتوانیهای جسمی و ذهنی نیز در مدارس معمولی ثبت میشوند. حداقل روزهایی که دانشآموزان باید در سال به مدرسه بروند 170 روز بوده که از سال 2001 به 180 روز افزایش یافته است. مدارس، پنج روز در هفته مشغول به کار هستند و حداقل ساعت آموزش سالانه بین 720 (کودکان هفتساله)، 840 (دهسالهها) و 888 ساعت (12 سال به بالا) در تغییر است. در دوره ابتدایی یک آموزشگر، همه موضوعهای درسی را آموزش میدهد. اما در دوره نخست میانی، هر یک از عنوانهای درسی ازسوی یک آموزشگر انجام میشود.آموزشگران در انتخاب روش تدریس خود آزاد هستند. مواد آموزشی که ازسوی مرکز ملی مواد آموزشی تهیه میشود به رایگان در اختیار دانشآموزان قرار میگیرد.ارزیابی از پیشرفت دانشآموزان که ازسوی آموزشگران انجام میشود و استاندارد خاصی ندارد. همهنگام، امتحانهای پایانی هماهنگ ملی، همه ساله، در مواد اصلی یعنی زبان ایسلندی و ریاضیات در سال چهارم و هفتم برگزار میشود. افزونبرآن، امتحانهای همگونی در زبان ایسلندی، ریاضیات، انگلیسی، زبان دانمارکی، علوم طبیعی و اجتماعی در سال آخر برگزار میشود که شرکت در آنها اختیاری است و افراد میتوانند در هیچیک از آنها شرکت نکنند. در پایان این دوره، به دانشآموختگان مدرک این دوره با ریز نمرات امتحانات هماهنگ ملی و دیگر کلاسهایی که در سال پایانی گذراندهاند، داده میشود.بهرغم رایگان بودن این دوره آموزشی، نزدیک به 13% از جمعیت دانشآموزی این دوره در مدارس خصوصی درس میخوانند. بخش گستردهای از هزینههای این مدارس با کمک مالی شهرداریها و بخش دیگری از آن با شهریه دریافتی از دانشآموزان فراهم میشود. برنامه درسی مدارس خصوصی نیز در چهارچوب راهنمای برنامه درسی ملی تدوین میشود و ازنظر حقوقی نیز، قوانین و نظارت همسان مدرسههای عمومی را دنبال میکنند.بنابر قوانین جاری، هر مدرسه میتواند روشی برای ارزیابی عملکرد درونی خود بهکار گیرد. در این ارزیابی، مواردی همچون آموزش، امور اداری، ارتباطات درونی و بیرونی ارزیابی میشوند. ارزیابی بیرونی همه مدارس این دوره بردوش وزارت آموزش، علوم و فرهنگ است. آموزشگران دوره ابتدایی و نخست میانی بهعنوان آموزشگران عمومی، دورههای علمی و عملی خود را در دو دانشگاه ایسلند و
آکوریری میگذرانند. آموزشگران ازسوی شهرداریها بهصورت تماموقت یا پارهوقت استخدام میشوند. هر ساله دورههای آموزشی ضمن خدمت گوناگونی برای آنها برگزار میشود؛ اما شرکت در آنها الزامی نیست. 3. دوره دوم میانی: (فرام هالد اسکولی)، اگرچه الزامی نیست، اما همه کسانیکه آموزش اجباری را پشت سرگذاشتهاند حق ورود به این دوره آموزشی را دارند. این دوره آموزشی افراد در رده سنی 20-16 سال را دربر میگیرد. این دوره آموزشی نیز رایگان است و دانشآموزان فقط حق ثبتنام دارند و هزینه کتابهای آموزشی خود را پرداخت میکنند.دانشآموزان دورههای فنیوحرفهای هزینه بخشی از لوازمی را که مصرف میکنند نیز میپردازند. این دوره در یک بازه زمانی چهارساله پس از گذراندن امتحان پایانی، پایان میپذیرد. طول مدت آموزشهای فنی حرفهای از یک تا ده نیمسال در تغییر است. اما بیشتر آنها چهارساله هستند. برمبنای اصول راهنمای برنامه درسی ملی، اهداف موضوعات درسی و رشته تحصیلی تعریف میشوند. در این دوره آموزشی چهار رشته تحصیلی وجود دارد: علمی (آکادمیک)، فنیوحرفهای، هنرهای ظریف و رشته عمومی کوتاه. هر رشته دربرگیرنده برخی موضوعات اصلی و برخی موضوعات انتخابی است. همه رشتهها به آزمون پایانی میانجامند که دربرگیرنده زبان ایسلندی، زبان خارجی، مطالعات اجتماعی، علوم، ریاضی، مهارتهای زندگی است. بیشتر مدارس نظام واحدی را به اجرا میگذارند. شرکت در آزمون پایانی از شرایط ورود به آموزش عالی بهشمار میرود. برخی موضوعها، برمبنای ارزیابی مستمر و تکالیف عملی ارزیابی میشوند. در رشته فنیوحرفهای نیز ارزیابی بهصورت مستمر و امتحانات پایان هر نیمسال انجام میشود. برای دریافت مدارک حرفهای، امتحانات استادگری برگزار میشود. شماری از رشتههای فنیوحرفهای به دانشآموختگان خود گواهی قانونی یکی از مشاغل را نیز میدهند. بر پایه قانون آموزش دوره دوم میانی، هر نهاد آموزشی به ارزیابی عملکرد آموزشی خود میپردازد. روشهای خود ارزیابی هر پنج سال یکبار ارزیابی بیرونی میشوند.4. آموزش عالی: دیرینه آموزش عالی در ایسلند به بنیان نهادن دانشگاه ایسلند در حوالی 1911م باز میگردد. اگرچه دانشگاه ایسلند همچنان اصلیترین نهاد آموزش عالی این کشور بهشمار میآید، اما طی سه دهه گذشته نهادهای آموزش عالی دیگری با تمرکز بیشتر بر روی تخصصها در این کشور ایجاد شده که تنوع بیشتری به آموزش عالی این کشور بخشیده است. با اجرای قانون مربوط به نهادهای آموزش عالی، چهارچوب کلی فعالیتهای این نهادها مشخص شد. در این سند قانونی واژه «آموزش عالی» دربرگیرنده هر دو نوع دانشگاههای سنتی [دانشگاه پژوهشی] و دیگر نهادهایی است که بیشتر به مهارتآموزی میپردازند، اما، قانونهای جداگانهای، پایبندیهای پژوهشی، ساختار داخلی و مدیریت دانشگاههای خصوصی را روشن میکند. درهرحال، نهادهای عمومی و خصوصی آموزش عالی هر کدام بودجه دولتی ویژه خود را دریافت میکنند.اصلیترین مقررات برای ثبتنام در نهادهای آموزش عالی، گذراندن رضایتبخش آموزش میانی و پشت سرگذاشتن آزمون پایانی، در پایان دوره دوم میانی یا دورههای همسان آن است. تصمیمگیری در این زمینه و تعیین دیگر معیارهای پذیرش بردوش نهادهای آموزش عالی است. دستیابی به آموزش عالی عمومی رایگان است و دانشجویان دانشگاههای بخش عمومی شهریه نمیپردازند. آنها فقط حق ثبتنام به نهاد آموزشی خود پرداخت میکنند. اما دانشجویان بخش خصوصی شهریه نیز پرداخت میکنند. دانشجویان میتوانند از صندوق وام دانشجویی وام دریافت کنند که مبلغ آن به درآمد دانشجو و همسر وی بستگی دارد. بازپرداخت این وامها در سال پس از پایان و یا ترک تحصیل آغاز میشود. همه نهادهای آموزش عالی ایسلند که ازسوی وزارت آموزش، علوم و فرهنگ اعتباربخشی میشوند باید چهارچوب ملی کیفیت را که بر پایه چهارچوب کیفیت اروپایی و همسو با توافقنامه بلونیاست، دنبال کنند. این چهارچوب ساختار تحصیلی، دورههای تحصیلی و دانش و مهارتی را که در پایان هر دوره دانشجو باید از آن برخوردار باشد مشخص میکند. نهادهای آموزش عالی نیز پیامدهای یادگیری هر برنامه تحصیلی را مشخص میکنند. دورههای تحصیلی آموزش عالی، معمولاً دربرگیرنده سه دوره زیر است:·کارشناسی، سه تا چهار سال به درازا میکشد (بین 240-180 واحد درسی) ( هر واحد درسی 30-25 ساعت کار دانشجویی است).·کارشناسی ارشد، یک تا دو سال به درازا میکشد (بین 120-60 واحد درسی).·دکتری که دستکم سه سال به درازا میکشد.هماکنون 8 نهاد آموزش عالی در ایسلند به کار مشغول هستند که بیشتر آنها عمومی هستند. بخش خصوصی نیز در اداره 3 نهاد آموزش عالی با دولت مشارکت دارد.·دانشگاه ایسلند، دانشگاه پژوهشی که بهتازگی بهصورت بینالمللی نوسازی شده است و نزدیک به 15000 دانشجو دارد. این دانشگاه دارای 40 مؤسسه پژوهشی، 5 مدرسه دانشگاهی و 25 دانشکده است که در 1911م گشایش یافته است.·دانشگاه ریکیاریک، دانشگاهی خصوصی در 1998م گشایش یافته و با داشتن بیش از 3000 دانشجو، دومین دانشگاه بزرگ ایسلند است. این دانشگاه دارای 19 نهاد پژوهشی و 5 مدرسه عالی است.·دانشگاه آکوریری در 1987م در ایسلند شمالی بنا شده است. این دانشگاه که ازنظر برتری دانشگاهی و ارتباط با صنعت پرآوازه است، دارای 3 دانشکده و نزدیک به 1500 دانشجو است. بهدلیل عضویت در برنامه نوروپلاس و اراسموس و همکاری با دانشگاههای شمال به شمال در مناطق قطبی، برخی از برنامههای خود را به زبان انگلیسی عرضه میکند.·دانشگاه بیفروست، دانشگاهی خصوصی که در 1918م گشایش یافته است. این دانشگاه که برای آموزش مدیران بازرگانی و اجتماعی بنیان نهاده شده است در سال 1988 اعتبار رسمی یافت. تا سال 2006 با نام مدرسه بازرگانی بیفروست کار میکرد و در 2006م با افزودن 2 دانشکده حقوق (2002م) و علوم اجتماعی (2005م) به دانشگاه تغییر نام یافت.·فرهنگستان (آکادمی) هنر ایسلند که خصوصی است و دارای چهار گروه آموزشی، طراحی، معماری، هنرهای دیداری، تئاتر و موسیقی است.·مدرسه علوم انرژیهای نو شدنی با همکاری با دانشگاه آکوریری و ایسلند و شماری از دانشگاههای فنی در جهان به آموزش دوره کارشناسی ارشد در این قلمرو میپردازد. به دانشآموختگان این مدرسه مدرک کارشناسی ارشد علوم داده میشود.·دانشگاه کشاورزی ایسلند که در 2005م بنیان نهاده شده است، به آموزش و پژوهش در قلمرو کشاورزی میپردازد. شرایط طبیعی ویژه ایسلند همچون، آتشفشان، ویژگیهای خاص کشاورزی در این منطقه قطبی و سرد، وجود گونههای زیستی بیهمتا که در این دانشکده بدان پرداخته میشود، آن را به نهادی یگانه در برخی از زمینهها بدل ساخته است که از اهمیت بینالمللی برخوردار است. گرانیگاه مطالعاتی این دانشگاه بر استفاده از منابع ژنتیک بیهمتا در حیوانات و گیاهان کشتپذیر در ایسلند نهاده شده است.·کالج دانشگاهی هولار، نهادی در حال توسعه است و در دوره کارشناسی و تحصیلات تکمیلی دانشجو میپذیرد. این نهاد دانشگاهی هماکنون در زمینههای بسیار تخصصی همچون کشت آبی، زیستشناسی آبزیان، علوم مربوط به اسب و همچنین گردشگری به آموزش و پژوهش مشغول است و در نظر دارد قلمرو علمی- حرفهای خود را در بخش اقتصادی و فرهنگی مربوط نیز گسترش دهد.آموزش پسا میانی که دوره سوم بهشمار نمیآید: این دوره آموزشی فنیوحرفهای بیشتر در مدارس میانی برگزار میشود. این دسته از آموزشهای فنیوحرفهای، یک تا دو سال (بسته به برنامه آموزشی) به درازا میکشد. شرط ورود به این دوره گذراندن دوره دوم میانی است. این برنامهها برای آمادهسازی برای ورود به گام نخست دوره سوم و ورود مستقیم به بازار کار طراحی شده است. بیشتر این برنامههای این دوره، در دهه گذشته، در قلمرو سلامت، فنّاوری الکترونیکی، رایانه/ فنّاوری رسانهای، حملونقل و گردشگری برگزار شده است (OECD, 2013).کمکهای ویژه به دانشجویاندر نهادهای آموزش عالی ایسلند با راهاندازی مراکز مشاوره در زمینههای زیر به دانشجویان کمک میشود:·عرضه مشاوره در زمینه (انتخاب برنامه و سازماندهی مطالعات)؛·عرضه مشاوره برای حل مشکلات شخصی؛·پذیرش دانشجویان ناتوان جسمی و ذهنی و یاری رساندن به آنها؛·عرضه مشاوره روانشناختی به دانشجویان متقاضی.ارزیابی دانشجویان برمبنای آزمونهای شفاهی، کتبی و تکالیف فردی انجام میشود. درهرحال، مدرک دانشگاهی به دانشجویانی داده میشود که پایاننامه یا طرح پژوهشی خود را به پایان رسانده باشند.بهمنظور کنترل کیفیت آموزشهای دانشگاهی، دانشگاهها به ایجاد نظام رسمی ارزیابی کیفیت داخلی پرداختهاند. ارزیابی بیرونی دانشگاهها و نهادهای آموزش عالی برعهده وزارت آموزش، علوم و فرهنگ است. همچنین اعتبارسنجی دورههای نوین آموزشی را وزارتخانه انجام میدهد.بنا به قانون دانشگاهها، مصوب سال 1997، آموزشگران دانشگاهی لازم است، دستکم، دارای مدرک کارشناسی ارشد باشند و یا دانشگاه و تجربه معادل آن را داشته باشند. بهکارگیری آموزشگران دانشگاهی بهگونههای زیر انجام میشود:استخدام دائم، استخدام نامعین و استخدام موقت.افزونبرآن، برخی از آموزشگران بهصورت قراردادی با دانشگاهها کار میکنند.آموزش بزرگسالان و یادگیری در سراسر زندگیآموزش بزرگسالان در ایسلند در دهه گذشته با به هم آمیختن با مفهوم یادگیری در سراسر زندگی و پیوند تنگاتنگ با جهان کار از اهمیت فزایندهای برخوردار شده و تغییرات ژرفی نیز یافته است. به سخنی دیگر، دولت ایسلند با توسعه سیاست ملی خود در زمینه یادگیری در سراسر زندگی، همسو با سیاستهای آموزشی اروپا، در 2010م قانون آموزش بزرگسالان را به تصویب رساند که در آن عرضهکنندگان آموزش بزرگسالان و آموزش پیاپی و همچنین حمایت مالی دولت از آنها به رسمیت شناخته شده است. بر پایه این قانون، گسترة عملیاتی نهادهای آموزش و خدمات مهارتآموزی، دربرگیرنده اتحادیه کارکنان خدمات مدنی است که همه گستره باز کار را پوشش میدهد؛ بهگونهای که در سال 2010، 70200 نفر افراد رده سنی 74-16، زیر پوشش آموزش پیاپی و مهارتآموزی حرفهای قرار داشتند که 4/31% از این جمعیت سنی را دربر میگرفت. در آخرین مفهومسازی از آموزش حرفهای و مهارتآموزی که ازسوی وزارت آموزش، علوم و فرهنگ انتشار یافته است، این دسته از آموزشها و مهارتآموزیها با هدف دانشاندوزی، چیرهدستی، کارورزی و مهارت مورد نیاز صنایع و بهطورکلی بازار کار بنا نهاده شدهاند. بخشی از آن، آموزشهای غیررسمی در مراکز آموزشی بزرگسالان، مدارس عصرانه و محیطهای کاری را دربر میگیرد. بخش دیگر آن، آموزشهای رسمی در دبیرستانها، آموزش پسادبیرستانی و حتی آموزش دوره سوم را پوشش میدهد (OECD, 2013, pp. 31-45).نهادهایی که به آموزش در دوره دوم میپردازند عبارتاند از: مدارس فراگیر، دبیرستانها، مدارس ویژه فنیوحرفهای/ صنعتی و مدارس موسیقی. دولت همه هزینههای نهادهای آموزشی عمومی که در این زمینه به کار مشغول هستند را فراهم میسازد. افزونبرآن 50% هزینههای عملیاتی نهادهای خصوصی وابسته به دولت و کمتر از 50% هزینههای عملیاتی نهادهای خصوصی مستقل، که فقط 6% از این دسته نهادهای آموزشی را تشکیل میدهند را نیز بر پایه سرانه فراگیران آنها پرداخت میکند.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیاز دیدگاه قانون نهادهای آموزش عالی، مصوب سال 2006، نهادهای آموزش عالی عمومی، نهادهای مستقل ملی بهشمار میآیند که زیر نظر وزارت آموزش، علوم و فرهنگ به کار مشغول هستند. درهرحال، چهارچوب کاری نهادهای آموزش عالی عمومی و خصوصی را قانون یادشده تعیین میکند و این نهادها نیاز به اعتباربخشی ازسوی وزارت دارند.اعتباربخشی به نهادهای آموزش عالی بر پایه معیارهای پذیرفتهشده بینالمللی انجام میشود و دربرگیرنده نکات کلی زیر است:·نقش و اهداف مؤسسههای آموزش عالی؛·امور سازمانی و اداری؛·سازماندهی آموزشوپرورش؛·بایستههای کیفی کارکنان؛·بایستههای پذیرش حقوق و وظایف دانشجوی؛·شرایط کاری آموزشگران و دانشجویان و همچنین ساختارهای حمایتی از آنها، ازجمله پشتیبانی از دانشجویان دارای ناتوانی؛·نظام درونی مدیریت کیفیت؛·تشریح دورههای آموزشی بر پایه پیامدهای یادگیری؛·امور مالی.اعتباربخشی بر پایه دورههای آموزشی در حال اجرا انجام میشود. چنانچه دانشگاهی بخواهد قلمرو علمی تازهای را به فعالیتهای خود بیفزاید، کمیتهای سه نفر از افراد مستقل که ازسوی وزارت تعیین میشود که به بررسی آن خواهند پرداخت (OECD, 2013, pp. 132-133).بهسخنی روشنتر، مدیریت در نظام آموزش عالی بر پایه مسئولیتهایی که در نگاره 1 به تصویر کشیده شده است، به اجرا درمیآید.بهاینترتیب، وزارت آموزش، علوم و فرهنگ مسئول پیادهسازی قوانین مربوط به همه دورههای آموزشی، تدوین مقررات و طراحی اصلاحات آموزشی است (Ministry of Education, Science and Culture, 2008, p. 2).از دیدگاه ساختاری، بنابر آخرین اصلاحات انجام شده و بر پایه قانون 115 مصوب سال 2011 درباره دولت ایسلند، ساختار کلی وزارت آموزش، علوم و فرهنگ، را میتوان چنین به تصویر کشید:مدیریت درونی دانشگاهها، بسان نهادی مستقل بردوش شورای دانشگاه و رئیس آن نهاده شده است. بهاینترتیب، سیاستهای عمومی آموزش، پژوهش و ساختار سازمانی دانشگاه ازسوی این شورا تعیین میشود. برای انجام این کارویژهها، شورا به پایش عمومی همه فعالیتهای دانشگاه و نهادهای زیرمجموعه آن میپردازد و مسئولیت عملکرد دانشگاه بر پایه قوانین و مقررات را بردوش دارد.سرخط مهمترین وظایف شورای دانشگاه را بر پایه قانون سال 2008 میتوان چنین برشمرد:·تصمیمگیری درباره مسائل دانشگاه و نهادهای وابسته به آن؛·مسئولیت کاربست موافقتنامههای دانشگاه با شرکتها و دیگر نهادها؛· مدیریت منابع مالی و همه اموال دانشگاه؛·تعیین رویهها و معیارهای بهکارگیری کارکنان دانشگاه؛·امکان واگذاری قدرت تصمیمگیریهای مربوط به رئیس دانشگاه و دیگر مسائل اجرایی به دیگر افراد اجرایی و کارکنان اداری.اعضای شورای دانشگاه که برای مدت دو سال انتخاب میشوند، عبارتاند از:1. رئیس دانشگاه (رئیس شورا)؛2. دو نماینده از دانشگاه به انتخاب مجمع عمومی دانشگاه؛3. نماینده دانشجویان به انتخاب اتحادیه عمومی دانشجویان؛4. نماینده وزیر آموزش، علوم و فرهنگ؛5. دو نماینده به انتخاب شورای جدید دانشگاه.یادآوری میشود در دانشگاههایی که بیش از پنج هزار دانشجو دارند، شمار اعضای شورای دانشگاه، به جز رئیس، از 6 نفر به 10 نفر افزایش مییابد.رئیس دانشگاه، از دیگر پایههای مدیریت دانشگاهی است که به پیشنهاد شورای دانشگاه ازسوی وزیر منصوب میشود. چگونگی برگزیدن رئیس دانشگاه، از رهگذر برگزاری انتخابات یا اعلام عمومی ازسوی شورای دانشگاه انجام میشود. بهاینترتیب، رئیس دانشگاه که ریاست شورای دانشگاه را نیز بردوش دارد، نماینده اصلی دانشگاه در امور اداری و مالی، درونی و بیرونی دانشگاه بهشمار میآید.مجمع دانشگاه، اصلیترین نهاد رایزنی در زمینه توسعه و پیشرفت و تعیین راهبردهای دانشگاه بهشمار میآید. شورای دانشگاه میتواند همه مسائل درباره فعالیتهای دانشگاه ازجمله مسائل حرفهای و سیاستگذاریهای دانشگاه را در این مجمع به رایزنی بگذارد. اما تصمیمهای شورای دانشگاه، رئیس دانشگاه، رئیسهای دانشکدهها یا مدیران نهادهای دانشگاهی را نمیتواند بازنگری کند.اعضای این مجمع دربرگیرنده، رئیس دانشگاه، رئیسهای دانشکدهها، آموزشگران و متخصصان نمایندگان نهادهای علمی و مدارس وابسته به دانشگاه است. افزونبرآن، 2 نماینده از انجمن آموزشگران دانشگاه و 2 نماینده از کارکنان اداری دانشگاه و در برابر هر 5 نماینده از دانشگاه، یک نماینده از دانشجویان برای دو سال برای شرکت در مجمع برگزیده میشوند. ریاست این مجمع با رئیس دانشگاه است و دستکم باید سالی یکبار برگزار شود. جدول 1. سیر تحول شمار فراگیران پیشدبستانی با گونهشناسی جنسیتی 2013-2000مسالپسردختردرصد دخترجمع کل20007512706248%1457420017937764149%1557820028272801049%1628220038484820149%1668520048551820449%1675520058608825649%1686420068750841349%1716320078928857149%1749920089370890849%1827820099642907448%1871620109783917848%1896120119886927348%19159201210097951849%19615201310154955948%19713(Statistics Iceland, 2013)
دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیشمار کمتر فراگیران دختر از بافت جمعیتی در این کشور سرچشمه میگیرد و به مفهوم دسترسی کم دختران به این دوره آموزشی نیست. بازتاب این نکته را میتوان در جدول 2 (فراگیران دوره پایه) نیز دید که شمار دختران کمی کمتر از پسران است.جدول 2. تحول جمعیتشناختی فراگیران دوره آموزش پایه در سالهای 2013-2000سالپسر دخترکلدرصد دختران دانشآموز به کل2000896688490817457649%2001911688531617648448%2002923728640817878048%2003923728686417923648%2004917448630017804448%2005912928605217734449%2006896488585217550049%2007894288593617536449%2008886648538017404449%2009875528416417171649%2010867488340817015649%2011863448311616946049%2012861408314016928049%2013870968384017093649%(Statistics Iceland, 2013)
اگرچه شمار دختران در دورههای پیشدبستانی و پایه کمتر از پسران است، اما در دورههای پیشرفتهتر، ازجمله دوره دوم میانی شمار دختران اندکی بیشتر یا به برابری میرسد؛ دادههایی که نشاندهنده دسترسی برابر جنسیتی در نظام آموزشی ایسلند است. جدول 3. تحول جمعیتشناختی فراگیران دوره دوم میانی 2012-2000مسالپسردخترکلدرصد دختران به فراگیران20009910104222033251%200110052108112086352%200210274110892136352%200310601112892189052%200410997116062260351%200511173121722334552%200611440130232446353%200711965131252509052%200812189134012559052%200912758136062636452%201012411127572516851%201112968131852615350%201212726127342546050%(Statistics Iceland, 2013)
جدول 4. گونهشناسی دسترسی به آموزش عالی از نگاه روش آموزشی 2011-2001مسالسهم آموزش روزانهسهم آموزش شبانهسهم آموزش از دور200188%1%11%200283%3%14%200384%3%13%200480%3%17%200584%1%15%200685%1%14%200784%0%16%200881%1%19%200977%2%21%201085%2%13%201184%1%15%
(Statistics Iceland, 2013)
سهم اندک دانشجویان غیر روزانه، میتواند نشانگر اولویتهای آموزش عالی این کشور در دورههای روزانه باشد. همچنین یادآوری میشود که دانشجویان دورههای شبانه و از دور، دربرگیرنده افرادی هستند که به هر دلیل توان ادامه تحصیل در دورههای روزانه را ندارند. به سخنی دیگر، این دورهها جایگزینی برای دورههای روزانه بهشمار نمیآیند.شمار دانشجویان در دهه گذشته، در مجموع همواره رو به افزایش بوده است. بهگونهای که شمار آنها در ده سال گذشته نزدیک به دو برابر شده است که باتوجهبه نرخ رشد پایین جمعیت در این کشور، افزایش دسترسی به آموزش عالی در این کشور را نشان میدهد. در میان دورههای آموزشی، فقط شمار دانشجویان دوره کاردانی نهتنها رشدی نداشته بلکه شمار آنها در سال 2013 در برابر سال 2000، نزدیک به 60% کاهش را نشان میدهد. در برابر، شمار دانشجویان، در همین بازه زمانی، در دوره دکتری نزدیک به 10 برابر، کارشناسی ارشد نزدیک به 9 برابر و کارشناسی به 5/1 برابر رسیده است. نسبت دانشجویان بهترتیب در دوره دکتری به جمعیت دانشجویی 5/2%، دوره کارشناسی ارشد 23%، دوره کارشناسی 73% و دوره کاردانی 2/1% را نشان میدهد.از دیدگاه جنسیتی، سهم دختران در تمامیت نظام آموزش عالی، در 2013م، 5/62% است. این سهم در دوره کاردانی 56%، در دوره کارشناسی 5/60%، در دوره کارشناسی ارشد 4/68% و در دوره دکتری 61% را نشان میدهد. این در حالی است که جمعیت فراگیران دختر در دورههای پیشدبستانی و پایه کمتر از پسران است.بهرغم آنکه گشایش مدارس خصوصی در ایسلند آزاد است و اینگونه مدارس از یارانههای دولتی نیز برخور هستند؛ اما شمار اندکی، فقط 5/2% از دانشآموزان در اینگونه مدارس آموزش میبینند. چنین وضعیتی میتواند روشنگر سیاستهای آموزشی در برابر خصوصیسازی در این کشور باشد.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیسرمایهگذاری در آموزش از اولویتهای کشورهای اروپایی و ازجمله راهبردهای کلان این کشورها تا سال 2020 بهشمار میرود. این راهبرد کلان ازجمله، سبب شده است که بیشتر کشورهای این منطقه بودجه سال 2013 خود را در برابر سال 2012، دستکم، 1% به قیمت جاری افزایش دهند (European Commission, 2014a, p. 31). همچنین چهارده کشور اروپایی بودجه آموزشی خود را در همین بازه زمانی بیش از 1%به قیمت ثابت افزایش دادهاند. ازجمله بخش آلمانی زبان بلژیک، نزدیک به 27%، ترکیه 19% و ایسلند 6/8% از تولید ناخالص داخلی خود را به آموزش دادهاند دلیل افزایش بودجه آموزشی در ایسلند، افزایش هزینههای آموزشی و شمار فراگیران یاد شده است (European Commission, 2013, pp. 5-6). شهرداریها در ایسلند مسئولیت ساختوساز و عملیات دورههای پیشدبستانی و آموزش پایه را بردوش دارند. اما بودجه برنامههای دوره دوم میانی، آموزش عالی (یا دوره سوم) و آموزش بزرگسالان ازسوی دولت فراهم و در بودجه سالانهای که هر سال ازسوی مجلس به تصویب میرسد، گنجانده میشود. بودجه این نهادهای آموزشی بر پایه مدلهای ریاضی محاسبه میشود که سرانه فراگیران یکی از عناصر تشکیلدهنده آن است. هر نهاد آموزشی مسئولیت مدیریت بودجه خود را که دربرگیرندۀ حقوق کارکنان، هزینههای عملیاتی و هزینههای ثابت است بردوش دارد. بهاینترتیب، همه نهادهای آموزشی که منابع مالی آنها ازسوی دولت فراهم میشود از خودگردانی مالی برخوردار هستند؛ اما باید در برابر دفتر ممیزی ملی دربارۀ مدیریت مالی خود پاسخگو باشد. دادههای آماری بیانگر آن است که 91% از بودجه بخش آموزش را دولت و بخش خصوصی فقط 9/0% از این هزینهها را فراهم میکند؛ بهگونهای که از بودجه 2/128 میلیارد کرونی (نزدیک به 8/1 میلیارد یورو) بخش آموزش، 7/116 میلیارد کرون آن را دولت و فقط 5/11 میلیارد آن را بخش خصوصی فراهم کرده است. درخور یادآوری است که هزینههای آموزشی در کشور ایسلند از تولید ناخالص داخلی در دو دهه گذشته همواره رو به افزایش بوده است. در نگاره 5 سیر تحول بودجه آموزشی در بازه زمانی یاد شده به تصویر کشیده شده است. از دیگر نکات درنگبرانگیز در فراهم ساختن هزینههای آموزش، سهم اندک خانوارها است که بهرغم مشارکت بخش خصوصی در آموزش، کمتر از 1% تولید ناخالص داخلی است و در دو دهه پیشین تغییر اندکی نیز داشته است. سزاوار یادآوری است که میانگین سهم هزینه آموزش از تولید ناخالص داخلی کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی برای توسعه، در سال 2008، 9/5% بوده است. ایسلند با 9/7% از بالاترین و جمهوری اسلوواک با 4% از کمترین سهم برخوردار بودهاند. ایالات متحده امریکا 2/7% از درآمد سرانه خود را در قلمرو آموزش هزینه میکند. سهم هریک از دورههای آموزشی از هزینههای آموزش در جدول 7 نشان داده شده است. هزینهها در دوره پیشدبستانی و آموزش عالی در بازه زمانی 2010-1998م فرایند فزایندهای را پشت سر گذاشتهاند و در برابر هزینههای دوره پایه و دوره دوم میانی کاهش یافتهاند. این تغییرات که میتواند ناشی از تغییرات بافت جمعیتشناختی کشور باشد، همچنین میتواند نشانگر اهمیتی باشد که ملت و دولت ایسلند برای دورههای پیشدبستانی و آموزش عالی در نظر دارند.بیشترین سرمایهگذاری بخش خصوصی در آموزش، در 2010م، در دوره پیشدبستانی (2/31%) و سپس دوره دوم میانی (75/19%) انجام شده است. دوره آموزش پایه (2/5%) و آموزش عالی (57/14%) کمترین سرمایهگذاری بخش خصوصی را داشتهاند که یکی از دلایل آن میتواند سرمایهگذاری بیشتر بخش عمومی در این دورهها باشد.هزینه سرانه آموزشی برای فراگیران در هریک از دورههای آموزشی در سالهای 2010-1998 در جدول 8 به نمایش گذاشته شده است. همانگونه که در ردیف نخست دیده میشود، میانگین هزینه سرانه فراگیران از 1651 کرون ایسلند در سال 1998 به 304/1 کرون در سال 2010، یا نزدیک به 9/11% افزایش یافته است. دوره پیشدبستانی با 35% بیشترین افزایش را داشته است که میتواند سوگیری در اولویتهای آموزشی و اهمیت این دوره در نظام آموزشی ایسلند را نشان دهد.هزینه سرانه آموزشی فراگیران دوره دوم میانی بهرغم افزایش شمار آنها تا 8/25%، نزدیک به 9/7% به ارزش واقعی کاهش یافته است. در دورههای دانشگاهی نیز با افزایش 7/126% شمار دانشجویان، هزینه سرانه آنها 25% کاهش یافته است.بر پایه آخرین دادههای در دسترس، بودجه دورههای آموزشی بر پایه گونهشناسی هزینهها در جدول 9 نمایش داده شده است.
بودجه نهادهای آموزشی دوره دوم میانی بر پایه موافقتنامه مالی میان نهاد آموزشی و وزارت آموزش، علوم و فرهنگ، هربار، برای بازه زمانی سه تا پنج سال اختصاص مییابد. در این موافقتنامه، فعالیتهایی که باید برمبنای بودجه انجام شود، ازجمله برنامه درسی، برنامه آموزشی، ساختار آموزش، کنترل کیفیت و ارزیابی گنجانده میشود. این موافقتنامه بنا به تشخیص هریک از دو طرف هر سال میتواند بازنگری شود. نهادهای آموزش عالی عمومی و خصوصی نیز بر پایه موافقتنامههای خود با وزارت آموزش، علوم و فرهنگ بودجه خود را دریافت میکنند. بودجه نهادهای آموزش عالی بر پایه هزینه سرانه دانشجویان تماموقت بسته میشود؛ هرچند هزینه سرانه دانشجویی نیز در رشتههای گوناگون متفاوت است. افزونبر بسته بودجه مبتنیبر سرانه دانشجویی، دیگر منابع مالی نهادهای آموزش عالی بر پایه قراردادهای عملکردی میان وزارت و نهاد آموزشی تعیین میشود و دربرگیرنده منابع مالی پژوهشی و توسعه نهادهای آموزشی است. بر پایه قانون نهادهای آموزش عالی، این نهادها از خودگردانی داخلی، مالی و مدیریتی برخوردار هستند. ارتباط رسمی نهادهای عمومی آموزش عالی با وزارت آموزش، علوموفرهنگ در چهارچوب موافقتنامه عملکرد آنها و قرارداد خدمات با نهادهای آموزش عالی خصوصی تعیین میشود.بههرحال، نهادهای آموزش عالی خصوصی نیز بیش از 50% از منابع مالی اصلی خود را از دولت مرکزی دریافت میکنند. افزونبرآن، آنها میتوانند از دانشجویان شهریه دریافت کنند، درحالیکه نهادهای آموزش عالی عمومی حق دریافت شهریه از دانشجویان را ندارند. بودجه پژوهشی نهادهای آموزش عالی خصوصی نیز در چهارچوب موافقتنامههای سهساله بسته میشود که بستگی به فعالیتهای پژوهشی آنها دارد. بهطورکلی همه نهادهای آموزش عالی، بهصورت غیرسودجویانه (غیرانتفاعی) عمل میکنند.برخورداری نهادهای آموزش عالی از خودگردانی به گروههای آموزشی گوناگون اجازه میدهد که شرکتها را برای همکاری بسان رایزن یا شریک پژوهشی دعوت به همکاری کنند.تصمیمگیری درباره حقوق پایه آموزشگران در دورههای آموزش پیش از دانشگاه با مشورت میان اتحادیه دولتمردان محلی و اتحادیه آموزشگران انجام میشود. تعیین حقوق آموزشگران بر پایه ترکیبی از سطح آموزشی، تجربه کاری و سن آنها انجام میشود. آموزشگران بالای 55 سال سن نیز از کاهش ساعتهای موظف کاری برخوردار میشوند. آموزشگران برای انجام کارهای اضافی از اضافه کار ماهانه یا پاداش ویژه برخوردار میشوند.حقوق آموزشگران نهادهای خصوصی آموزشی نیز با روش نهادهای عمومی انجام میشود. حقوق مدیران نهادهای آموزشی نیز همانند آموزشگران تعیین میشود. جدول 10 و 11 بهترتیب حقوق پایه آموزشگران و مدیران نهادهای آموزشی را تا 31 مارس 2014 را نمایش میدهد. یادآوری میشود که تعیین حقوق آموزشگران دورههای عالی ازسوی نهادهای آموزش عالی تعیین میشود و باتوجهبه خودگردانی مالی آنها ارقام ثابتی ندارد.از دههها پیش، دولت، صندوق وام دانشجویی را با هدف فراهم آوردن دسترسی برابر همه فراگیران از ردههای گوناگون اجتماعی- اقتصادی به آموزش را پی نهاده است. برهمینپایه، دانشجویان نهادهای آموزش عالی بخش عمومی که بیش از 80% دانشجویان این کشور را پوشش میدهد، از پرداخت شهریه در امان هستند.اما دانشجویان این نهادهای آموزشی سالانه مبلغ 000/75 کرون برابر 485 یورو برای ثبتنام در دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد پرداخت میکنند. دولت شهریه نهادهای آموزش عالی خصوصی را بر پایه هزینههای ثبتنام و آموزش هر نهاد تعیین کرده است. این شهریه نزدیک به 400 هزار تا یک میلیون کرون (نزدیک به 2600 تا 6500 یورو) است. دانشجویان بینالمللی نیز پیرو همین مقررات هستند.دانشجویان تماموقت میتوانند برای پوشش هزینههای تحصیلی (شهریه، کتاب و لوازم، هزینه سفر و...) و هزینههای زندگی خود از وام دانشجویی استفاده کنند. مبلغ این وام به اندازه و درآمد خانواده و شرایط دانشجو بستگی دارد. مبلغ پایه که برای این وام در 2015-2014م در نظر گرفته شده، ماهانه 867/144 کرون (نزدیک به 950 یورو) است. نزدیک به 50% از دانشجویان از این وام استفاده میکنند.بازپرداخت وام دانشجویی دو سال پس از دانشآموختگی آنها آغاز میشود. بهره این وامها سالانه 1% است و بههرحال به بیش از 3% نخواهد رسید. بازپرداخت این وامها به دو روش انجام میشود: پرداخت ثابت 681 یورو در سال و 75/3% از درآمد وامگیرنده (European Commission, 2014a, p. 42).اگرچه در اصل، کمکهزینه تحصیلی (بورس تحصیلی) در نظام آموزش عالی ایسلند وجود ندارد، اما دانشگاهها و صندوق پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی، برای این دسته از دانشجویان بورسهای شایسته محوری را فراهم میکنند که نیازمند پیشنهاد طرح پژوهشی با مشارکت اعضای علمی است. روشن است که چنین پرداختهایی نیاز به بازپرداخت ازسوی دانشجو ندارد.برنامهها و اصلاحات پیشروآخرین اصلاحات در نظام آموزشی ایسلند را میتوان در اواخر سده بیستم میلادی پی گرفت. پیشنهاد تشکیل کمیته تدوین سیاستهای آموزشی در 1992م شکل گرفت. هدف از پی نهادن این کمیته بازنگری در قوانین آموزشی از دورههای ابتدایی تا دوره دوم میانی بود. در نخستین پیشنویس این کمیته در 1994م خاطرنشان شده که هدف نهادهای آموزشی، آمادهسازی جوانان برای مشارکت در جامعهای مردمسالار است که نیازمند همکاری همراه با برخورداری از فنّاوری اطلاعات، تخصصگرایی و نرمشپذیری است.مهمترین سر خط پیشنهادهای این کمیته را میتوان چنین چکیده ساخت:·تمرکززدایی در آموزش و پشتیبانی از خودگرانی نهادهای آموزشی؛·تمرکز در تدوین اهداف آموزشی و ارزیابی هماهنگ از پیشرفت فراگیران در برخی از دورهها؛·خود ارزیابی نهادهای آموزشی، مدیریت کیفیت و افزایش آگاهیرسانی عمومی از پیشرفت در آموزش؛·استفاده بهینه از زمان با کاستن از زمان برنامهها در دوره دوم آموزش میانی؛·قرار دادن مشاوره آموزشی و شغلی بسان برنامه منظم آموزش اجباری.در قلمرو آموزش فنیوحرفهای نیز کمیته فنیوحرفهای در 2006م پی نهاده شد. در چهارچوب قانون جدید در سالهای 2008-2006 و در پی پیشنهادهای مطالعاتی، شرایط برای تمرکززدایی و استقلال بیشتر نهادهای آموزشی دوره دوم میانی و برای توسعه راهنمای برنامههای درسی و برنامههای آنها فراهم آمد. هرچند که برنامههای درسی نیازمند اعتباربخشی ازسوی وزارت آموزش هستند. درسهای زبان ایسلندی، ریاضی و زبان انگلیسی نیز از موضوعات اصلی آموزشی قرار گرفتند. ایسلند از نخستین کشورهایی بود که برنامه کاری آموزشی و مهارتآموزی اتحادیه اروپا، ازجمله بیانیه بلونیا و کپنهاگ را در برنامههای آموزشی سال 2010 خود گنجاند که دربرگیرنده اصلاحات در ساختار نهادهای آموزشی و مهارتآموزی، ارزیابی و همچنین اولویت بخشیدن به سیاستهای یادگیری در سراسر زندگی بود. گرانیگاه کوششهایی که در این زمینه انجام شد در قلمرو مسائل زیر بود:·روزآمدسازی آموزشگران و مهارتآموزان؛·گنجاندن مهارتهای پایهای، آموزش زبان انگلیسی و کارآفرینی؛·افزایش مشارکت در ریاضیات، علوم و فنّاوری؛·استفاده بهینه از منابع؛·تحرکپذیری و همکاری اروپایی؛·فضای باز آموزشی، مشارکت بیشتر شهروندان و درهمتنیدگی اجتماعی؛·افزایش کشش برای آموزش و پیوند قویتر میان آموزش، اشتغال و جامعه.برنامه برای سال 2020 و پایداریاگرچه این برنامه در همگرایی با دیگر کشورهای اروپایی و دربرگیرنده همه بخشها است؛ اما گرانیگاه سیاستهای آن بر سه گفتمان اصلی یعنی دانش، پایداری و آسایش (رفاه) نهاده شده که پیشرانهای اصلی آن یادگیری و آموزش قلمداد شده است.این برنامه که با مشارکت گسترده هزاران شهروند ایسلندی، اتحادیههای منطقهای، دستاندرکاران محلی، اتحادیههای بازرگانی و گروههای ذینفع اقتصادی تدوین شده، دربرگیرنده 30 کنش و کارویژه است که برای دستیابی به اهداف باید به کار بسته شوند. سر خط مهمترین آنها عبارتاند از:·کاهش شمار شهروندان بیست تا شصتوشش سالهای که به آموزش میانی راه نیافتهاند از 30% به 10%؛·برای پشتیبانی از برنامه فعالیتهای اقتصادی، کاربست سیاستهای پیشروانه آموزشی با پافشاری بر کیفیت و سرمایهگذاری در منابع انسانی، پژوهش و توسعه عناصر کلیدی آن؛·پشتیبانی از شاخههای بازرگانی و سرمایهگذاری در آموزش، علوم و نوآوری؛·پافشاری بر فرصتهای تحصیلی پیشرفته و مهارتآموزی شغلی برای شهروندانی که بهصورت گذرا از بازار کار کنار گذاشته شدهاند؛·پشتیبانی از بخشهای کلان ازجمله پژوهش و توسعه، آموزش و آموزش پیاپی؛·توجه به بازار کار و برنامههای آموزشی بر پایه نیازهای هر دو جنسیت در هر قلمرو.بهطورکلی آموزش بسان عامل کلیدی تلقی شده و برای ایجاد پیوستار با دیگر سیاستگذاریها، از اهمیت بالایی برخوردار است؛دیگر عناصر کلیدی در این سند چنین گزارش شده است:·اقتصاد سبز؛·صنایع آفرینشگر؛·توافق کلی برای گردشگری؛·همکاری شاخهای برای ماهیگیری و صنایع غذایی.سیاست آموزش در سراسر زندگی بر پایه قانون مصوب سال 2010 که چهارچوب اینگونه آموزش را کامل میکند به اجرا درآمده است. در این چهارچوب بر آموزش فنیوحرفهای و یادگیری بزرگسالان پافشاری شده است.برنامه آموزش راهی در حال ساخت از سال 2011 آغاز شده است. هدف از کاربست آن که بر پایه سیاستهای دولت تا 2020م تدوین شده، فرصتسازی برای بازگشت به تحصیل کارجویان است تا بتوانند بر پایه گزینه خود به ادامه تحصیل بپردازند.آخرین قوانینی که در زمینه آموزش در 2012م به تصویب مجلس رسیده است، ایجاد صندوقی برای یادگیری در محل کار است. این صندوق به شرکتها و نهادها برای یادگیری و مهارتآموزی کمک مالی میدهد. نقش این صندوق بهینهسازی وضعیت یادگیری فنیوحرفهای در محل کار، از رهگذر آسانسازی آن برای به پایان رساندن تحصیلات با فراهم ساختن بخشی از هزینههای آموزشی شرکتها و نهادها است. اعضای این صندوق از میان، اتحادیه آموزشگران، سازمانهای دانشجویی و وزارت امور مالی برگزیده شدهاند.کتابشناسی
Central Intelligence Agency. (2015). “Icelan”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/library/ publication/the-world-Factbook/geos/ic.html
Commission Européenne. (2013). Chiffres Clés de l'Europe. Retrieved from: https://ec.europa.eu/eurostat/documents/ 3930297/5969654/KS-EI-13-001-FR.PDF/f10eec2b-7028-48c8-aabc-657bed85d553
European Commission. (2013). National Sheets on Education Budgets in Europ 2013. Luxembourg: Publications Office of the European Union.
European Commission. (2014a). National Student Fee and Support Systems in European Higher Education, 2014/15. Retrieved from: https://publications.europa.eu/en/ publication-detail/-/publication/5fe536a2-c4c8-47cd-b625-ca3c14a5dda2/language-en
European Commission. (2014b). Teachers' and School Heads' Salaries And Allowance in Europe, 2013/14. Retrieved from: http://eacea.ec.europa.eu/education/eurydice/ documents/facts_and_figures/salaries.pdf.
Ministry of Education, Science and Culture. (2005). Ministry of Education, Science and Culture in Iceland No. 8. Reykjavic: Author.
Ministry of Education, Science and Culture. (2006). Higher Education Institutions Act (No. 63). Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/iceland-he_institutions_act_63_2006.pdf.
Ministry of Education, Science and Culture. (2008a). Act on Public Higher Education Institution: Draft Translation (No. 85). Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/ planipolis/files/ressources/iceland_public_he_institutions_ act_85-2008.pdf.
Ministry of Education, Science and Culture. (2008b). Act on the Education and Recruitment of Teachers and Head Teachers in Pre-School, Compulsory School and Upper Secondary School (No. 12-87). Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/iceland_teacher_education_recruitment_act.pdf.
Ministry of Education, Science and Culture. (2008c). Compulsory School Act (No. 91). Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/iceland_compulsory_school_act_2008.pdf.
Ministry of Education, Science and Culture. (2008d). The Upper Secondary School Act (No. 92). Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/iceland_upper_secondary_school_act_2008.pdf.
Ministry of Education, Science and Culture. (2010a). Policy on Public Universities. Retrieved from: http://planipolis.iiep. unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/iceland_policy-on-public_universities_2010.pdf.
Ministry of Education, Science and Culture. (2010b). The Adult Education Act (No. 27). Retrieved from: http://planipolis. iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/iceland-adult_education_act_2010.pdf.
OECD. (2012). “Iceland: Overview of the Education System”. OECD Education GPS. Retrieved from: http://gpseducation. oecd.org/Content/MapOfEducationSystem/ISL/ISL_2011_EN.pdf.
OECD. (2013). OECD Reviews of Vocational Education and Training: a Skills Beyond School Commentray on Iceland. Retrieved from: http://www.oecd.org/education/skills-beyond-school/ASkillsBeyondSchoolCommentary OnIceland.pdf.
Statistics Iceland. (2013). “Population Development 2012”. Statistical Series, 98(10). Retrieved from: http://www.statice.is/lisalib/getfile.aspx?ItemID=14991
The Central Bank of Iceland. (2010). Economy of Iceland. Retrieved from: https://www.cb.is/library/SkraarsafnEN/ Economy-of-Iceland/2012/EOI_2012.pdf.
حمید جاودانی
نظام آموزش عالی برزیل
Brazilian Higher Education System
پایتخت: برازیلیانوع حکومت: جمهوری فدرالزبان رسمی: پرتغالیمساحت:8514877 کیلومترمربعجمعیت: 201103303 نفر (2010م)تعداد دانشجویان: 7037391 نفر (2012م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 141482 نفر (1999م)تولید ناخالص ملی: 8/1 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 9/5% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 7/15% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیبرزیل بزرگترین کشور امریکای جنوبی است که پس از سه سده سلطة پرتغال، در 1822م، استقلال یافت. این کشور با دنبال کردن رشد صنعتی، کشاورزی و توسعة داخلی به مداخلة نظامی بیگانگان در کشور خود پایان داد. کشف منابع عظیم درآمد و سود ناشی از نیروی کار فراوان باعث شد تا برزیل، در مقام رهبری مقتدر، در منطقة امریکای جنوبی، مطرح شود. شکاف درآمدی در این کشور همچنان بهمثابة یک مشکل غیرقابل حل باقیمانده است. برزیل با کشورهای آرژانتین، بولیوی، کلمبیا،گوانا، گویان، پاراگوئه، پرو، سورینام، اروگوئه و ونزوئلا در حدود 14691 کیلومترمربع مرز خاکی دارد. منابع طبیعی و زیرزمینی آن عبارتاند از: بوکسیت، طلا، آهن، منگنز، نیکل، فسفات، پلاتین، اورانیوم، قلع و نفت (Central Intelligence Agency, 2009).ساختار سنی جمعیت برزیل تا آخر سال 2010 بدینترتیب است: 14-0 سال 7/26%، 64-15 سال 8/66% و 65 سال به بالا 4/6%. میانگین سن جمعیت زنان 7/29 و مردان 1/28 سال است. نرخ رشد جمعیت، در 2010م، 166/1%، نرخ تولد 11/18 و نرخ مرگومیر 35/6 در هزار بوده است. جمعیت 15 سال به بالا که توانایی خواندن و نوشتن دارند 6/88% از کل جمعیت را تشکیل میدهند. 6/73% از مردم برزیل کاتولیک رومی هستند و زبان اصلی مردم آن پرتغالی است، اما، به زبانهای اسپانیایی، انگلیسی و فرانسه نیز در این کشور سخن گفته میشود. برزیل 26 ایالت و 1 ناحیة فدرال دارد. قوة قانونگذار آن کنگرة ملی است که از سنای فدرال با 81 کرسی و مجلس نمایندگان با 513 کرسی تشکیل شده است. برزیل عضو سازمانهای بینالمللی متعددی نظیر یونسکو و سازمان بهداشت جهانی است.برزیل، ازنظر قدرت مالی و اقتصادی، بر همه کشورهای امریکای جنوبی برتری دارد و اقتصاد آن در حال گسترش به بازارهای جهانی است. رئیسجمهور روسیف، که در اول ژانویه 2011، به روی کار آمد، به اصلاح قوانین پیچیدة مالیاتی، بازساماندهی خدمات نظام بازنشستگی و مبارزة جدّی با تورم که داسیلوا پایهگذاری کرده بود اولویت داده است. تولید ناخالص داخلی، در 2009م، 574/1 تریلیون دلار و نرخ رشد واقعی تولید ناخالص داخلی آن 1/5% بوده است. سهم هریک از بخشها در رشد تولید ناخالص داخلی چنین بوده است: خدمات 5/68%، صنعت 4/25% و کشاورزی 1/6%. جمعیت زیر خط فقر برزیل تا 2008م 26% و نرخ تورم تا 2009م 9/4% گزارش شده است. جمعیت نیروی کار 7/101 میلیون نفر است که 14% در صنعت، 20% در کشاورزی و 66% در خدمات اشتغال دارند. این کشور تولیدات صنعتی فراوانی نظیر منسوجات، کفش، مواد شیمیایی، سیمان، الوار، آهن، قلع، فولاد، صنایع دستی، وسایل نقلیة موتوری و دیگر ماشینآلات را به بازار داخلی و خارجی وارد میکند. باتوجهبه سطح وسیع تولیدات صنعتی، نرخ رشد تولیدات صنعتی، در 2009م، تا 5/5-% گزارش شده است. همچنین، سالیانه، 8/438 میلیون کیلووات ساعت، برق تولید میشود که همه در کشور مصرف و حدود 06/42 میلیون کیلووات نیز به آن وارد میشود.برزیل یکی از مقروضترین کشورهای جهان (4/222 میلیون دلار بدهی) است.این کشور بیشتر محصولات وارداتی خود را از کشورهای آرژانتین، آلمان و امریکا دریافت میکند. واحد پول آن رئال است و هر 85/1 رئال برزیل معادل یک دلار است.مهمترین مشکل اجتماعی این کشور مسئلة قاچاق مواد مخدر (بهخصوص کوکائین) است (Central Intelligence Agency, 2009).جمعیت بیسواد بالای 15 سال، تا سال 2004، در حدود 22925776 نفر برآورد شده است که 2/5% از جمعیت این کشور را دربر میگیرد. درصد تولید ناخالص داخلی اختصاصدادهشده به بخش آموزش 8/4% و هزینة جاری آموزش تا 1995م، 30024000000 دلار بوده است: پیشدبستانی 1/5%، دبستان 4/48%، میانی 3/20% و آموزش عالی 26%. نسبت ناخالص نامنویسی در سطح آموزش تا 1996م چنین بود: پیشدبستانی 58%، دبستان 120%، میانی 56% و دانشگاه 15% (Unesco, 2009).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیدر بند 3 قانون وضعشده در اکتبر 1988، که مبتنیبر حقوق مدنی، تشخّص و اعتبار فردی است، آمده است که اهداف اصلی برای ایجاد یک جامعة آزاد با روحیة همکاری و تعاون عبارتاند از: تضمین گسترش و رشد ملی، حذف فقر و محرومیتهای اجتماعی و کاهش اختلافات طبقاتی و اجتماعی. براساس این قانون، آموزش حق همگان است. طبق قانون اصول و چهارچوب آموزش همگانی (1996م)، آموزش ملی، با الهام گرفتن از اصول آزادی و آرمانهای وحدت انسانی، اهداف زیر را دنبال میکند:·درک حقوق و مسئولیتهای خود و همچنین درک مسؤلیتها و حقوق شهروندان، دولت و سایر گروههای اجتماعی؛·احترام به اعتبار و آزادیهای اساسی انسانها، تقویت وحدت و یکپارچگی ملی و انسجام بینالمللی؛·رد هرگونه رفتار غیرمنصفانه و یکطرفة نشئتگرفته از اعتقادات مذهبی، سیاسی و فلسفی و یا پیشداوریهای نژادی، طبقاتی و اجتماعی؛·حفظ، اشاعه و توسعة میراث فرهنگی؛·آماده کردن افراد و جامعه برای دسترسی به منابع علمی و فنّاوری، که امکان استفاده از امکانات موجود را برای رفاه عمومی فراهم میآورد.اهداف آموزش عالی عبارتاند از: توسعة علوم، هنر و ادبیات، آموزش متخصصان در سطوح بالاتر و پژوهش. این اهداف ازطریق آموزش، پژوهش و فعالیتهای گسترده شامل تحصیلات کارشناسی و کارشناسی ارشد و تخصص، مهارتآموزی حرفهای و تحصیلات کارشناسی ارشد و دکتری تحقق مییابد. براساس قانون شماره 394/9 در سال 1996، سال تحصیلی معمولاً در همة دورهها شامل 200 روز کاری، علاوهبر دورههای امتحان است.ساختار نظام آموزشیبررسی آموزش برزیل در دو دهة گذشته نشان میدهد که نظام آموزشی دستخوش تغییرات فراوانی شده است؛ بیسوادی بهمیزان چشمگیری کاهش یافته و ثبتنام در همة سطوح آموزشی رو به افزایش است. بااینحال، با در نظر گرفتن برخی نشانگرهای کمّی و کیفی، وضعیت آموزش در این کشور هنوز رضایتبخش نیست. نابرابریهای اقلیمی، اختلافات جنسی و نژادی در آموزش و وجود یک جمعیت ناموزون در مدرسه نشاندهندة بالا بودن سطح فقر در این کشور است. بدون توجه به افزایش تعداد سالهای آموزش طی دهههای گذشته، دادههای سرشماری رابطة تنگاتنگی را بین نشانگرهای درآمد و وضعیت آموزش در این کشور نشان میدهد. در اجلاس 1990م، درخصوص آموزش برای همه، وزیر آموزش طرح دهسالة آموزش برای همه را عرضه کرد. این طرح بهمنظور کاهش نابرابری در بین طبقات مختلف اجتماعی و اقلیمی عرضه شد. در این طرح، آموزشگران اصلیترین مجریان سیاست آموزشی دولت (با هدف ایجاد برابری آموزشی) بهشمار میآمدند. سه بند از این مصوبه به حرفة آموزش اختصاص داده شده است که اطلاعاتی دربارة شرایط کاری و صلاحیتها به دست میدهد. آموزش پیشدبستانی در این طرح دهساله درحکم یک راهبرد اساسی برای حفظ حقوق کودکان بالای شش سال استفاده میشود (Unesco, 1998). از دیگر قوانین نسبتاً جدید در آموزش برزیل قانون آییننامههای آموزشی شمارة 394/9 (بیستم دسامبر 1996) است که بهموجب آن تمرکززدایی و آزادی بیشتری به مدارس اعطا شد. قانون شمارة 2208 (مصوبة هفدهم آوریل 1997) فرصتهای بیشتری برای آموزش و تحصیل فراهم کرد و الگوهای آموزشی را انعطافپذیرتر ساخت. همچنین طبق قانون شمارة 14، در 1996م، سرمایهگذاری ملی برای رشد آموزش ابتدایی و ارتقای ارزش حرفة معلمی صورت گرفت که در اول ژانویة 1998 اجرا شد. علاوهبر قوانین مطرحشده، برنامهای با نام «برزیل بیدار باش! وقت مدرسه است!» را برای بسیج همگانی در حمایت از دولت و اقدامات خصوصی در تجهیز مدارس، تعمیر لوازم و مشارکت با مدیران مدارس به اجرا درآورد (Unesco, 1998).نظام آموزشی برزیل از مراحل زیر تشکیل شده است:آموزش پیشدبستانیاین مرحله اجباری نیست و در دو نوع مؤسسه عرضه میشود: مراکز مراقبتهای روزانه و مؤسسات مشابه آنها برای کودکان تا سه سال، و مدارس پیشدبستانی برای کودکان 6-4 سال.آموزش ابتداییطول این دوره هشت سال است و برای همة کودکان 14-7 سال اجباری است و در دو دورة چهارساله عرضه میشود. باتوجهبه هنجارهای داخلی هر مدرسه، ثبتنام در این دوره ممکن است در ششسالگی صورت گیرد. این آموزشها را ایالتها، بخشهای فدرال و شهرداریها عرضه میکنند.آموزش میانیطول دورة آموزش میانی عمومی سه سال و آموزش میانی فنیوحرفهای سه تا چهار سال است. آموزش میانی در برزیل اجباری نیست؛ اما بهصورت رایگان عرضه میشود. دانشآموزانی که دورة ابتدایی را به پایان رسانده باشند، میتوانند بدون گذراندن آزمون به این دوره راه یابند. بااینحال، در برخی از موارد، برای ورود به این دوره، یک آزمون گزینش محلی ممکن است برگزار شود. دانشآموزان ممکن است یک دورة سه یا چهارساله را در انواع رشتههای فنیوحرفهای انتخاب کنند که به گواهینامة دستیار فنورز منتهی شود. دارندگان این گواهینامهها میتوانند در آزمون ورودی دانشگاهها شرکت کنند. برنامههای مهارتآموزی نیز در زمینة آموزش مهارتهای حرفهای پایه ایجاد شده است که با اعطای گواهینامه پایان مییابد. ایالتها و بخش فدرال آموزش میانی را برای موضوعاتی که در محدودة آنهاست عرضه میکنند.آموزش عالیآموزش عالی در دانشگاههای فدرال، ایالتی، وابسته به شهرداری، کلیسا، بخش خصوصی، و دیگر مؤسسات، بنیادها، فدراسیونها و تشکیلات مستقل عرضه میشود. دانشگاهها مرکب از دانشکدهها و مدارس عالی است و سازمان داخلی آنها بر گروههایی استوار است که با دانشکدهها، مدارس یا مراکز در ارتباطاند. فدراسیونها انجمنهایی از مؤسسات هستند که دورههای متنوعتری را با کارایی اداری بیشتر عرضه میکنند. مؤسسات آموزش عالی دربرگیرنده دانشکدهها، مدارس، مراکز، مدارس عالی یا مؤسسههاست که بیشتر خصوصی هستند، تعداد محدودی دانشجو دارند و در یک یا دو رشته آموزش میدهند (Schwartzman, 1997).دانشگاهها، علاوهبر عرضة آموزش عالی تخصصی، موظفاند پژوهشهای بنیادی و کاربردی را ارتقا داده و خدماتی را در قالب واحدهای درسی و سایر فعالیتها عرضه کنند. دانشگاههای برزیل آموزشهای خود را در برنامههایی نظیر آموزش آموزشگران، علوم انسانی، هنرهای زیبا، معماری، حقوق، علوم اجتماعی و اقتصادی، علوم طبیعی و نظری، مهندسی، پزشکی و رشتههای دیگر عرضه میکنند (Unesco, 2009).مؤسسات خصوصی آموزش عالی بیشتر رشتههای علوم آموزشی- کاربردی را تدریس میکنند. حال آنکه سایر رشتهها- بهجز علوم کشاورزی- در بیشتر مؤسسات عالی عرضه میشود. در ضمن، بین مؤسسات عمومی و خصوصی تعادل وجود دارد.مهمترین چالشی که دانشگاه با آن روبهرو است گنجاندن آموزش، پژوهش و توسعه و عرضة دروس دورة کارشناسی در چهارچوب برنامة آموزشی دانشگاه است؛ البته مطالعات و بررسیهای دهة 1990 نشان میدهد که برزیل تنها 6/0 از تولید ناخالص ملی خود را صرف پژوهش و توسعه کرده است (Unesco, 1998).تحصیلات آموزش عالی در برزیل مشتمل بر بخشهای دانشگاهی، غیردانشگاهی و غیرسنتی است.الف. تحصیلات بخش دانشگاهی: شامل مراحل و مدارک زیر است:دوره نخست تحصیلات یا دورة کارشناسی یا گواهینامة حرفهایطول مدت تحصیل در این مرحله، بسته به نوع مؤسسه و رشتة تحصیلی، بین سه تا شش سال است (رشتة کشاورزی چهار سال، رشتة معماری و حقوق پنج سال و رشتة پزشکی شش سال). مدرک کارشناسی معمولاً بعد از چهار سال تحصیل به دانشجویان فلسفه، علوم انسانی و علومی که بخواهند دبیر دبیرستان شوند اعطا میشود.دوره دوم تحصیل یا دورة کارشناسی ارشدنخستین دورة تحصیلات تکمیلی است که حداقل یک سال بعد از دورة کارشناسی طول میکشد. مدرک کارشناسی ارشد به دانشجویانی اعطا میشود که تعدادی واحد درسی، امتحانات، و تدوین پایاننامه را پشت سر گذاشته باشند.مرحلة سوم یا دورة دکتریمرحلة سوم، که سه تا چهار سال طول میکشد، به اعطای بالاترین مدرک دانشگاهی، یعنی دکترایِ تخصصی، منتهی میشود.ب. تحصیلات غیردانشگاهی: مؤسسات ویژه، مانند مراکز آموزش فنّاوری فدرال، دورههای آموزشی فنی عالی را عرضه میکنند که معمولاً چهار سال و گاه یک سال بیشتر طول میکشند.ج. تحصیلات غیرسنتی: تحصیلات این بخش از آموزش تحصیلات از دور و آموزش مادامالعمر را دربرمیگیرد:آموزش عالی از دوردورههای آموزشی حرفهای ازسوی شرکتهای خصوصی یا توافق با مؤسسات عمومی عرضه میشود و پذیرش در آنها نیازمند داشتن مدرک پایان دورة میانی است.آموزش عالی مادامالعمردورههای تخصصی را برای دانشجویان غیرمنظم (افراد بزرگسال و غیره) عرضه میکند.پذیرش دانشجوورود به دانشگاهها و دستیابی به آموزش عالی نیازمند داشتن مدرک پایان دورة میانی است. متقاضیان ورود به مؤسسات آموزش عالی باید یک آزمون ورودی را نیز با موفقیت بگذرانند. طبقهبندی و رتبهبندی شرکتکنندگان براساس میانگین نمرههای بهدستآمده در آزمون انجام میشود. آزمون ورودی را مؤسسات عمومی، با سازماندهی وزارت آموزش، در تاریخ مشخصی، برگزار میکنند. مؤسسات خصوصی نیز ممکن است تاریخ ثابتی برای آزمون داشته باشند (www5.usp.br).دانشجویان خارجی، برای ورود به مؤسسات آموزش عالی، باید مدرک دوره میانی داشته باشند که وزارت آموزش و ورزش برزیل آن را به رسمیت شناخته باشد. بهعلاوه، باید در آزمون ورودی که دربرگیرنده زبان پرتغالی، تاریخ برزیل، جغرافیا، ریاضیات، فیزیک، شیمی، زیستشناسی و زبانهای خارجی است، شرکت کنند. دانشجویان آن دسته از کشورهای امریکای لاتین، افریقا و کشورهای آسیایی که با برزیل توافقنامة فرهنگی دارند از آزمون و پرداخت شهریه معاف هستند، اما باید به زبان پرتغالی تسلط داشته باشند.دانشجویان خارجی میتوانند از همة تسهیلاتی که دانشجویان برزیلی از آنها برخوردارند، استفاده کنند. دستیابی به حرفهها و مشاغل براساس پذیرش مدرک دانشگاهی، مجوز قانونی اقامت و تأیید شورای حرفهای امکانپذیر است. دستیابی به تحصیلات بالاتر از کارشناسی مشروط به داشتن مدارک علمی کاردانی و کارشناسی و گذراندن آزمون در هر دوره است (Altabach, 1997).مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیوزارت آموزش و ورزش نهاد اصلی مسئول تدوین سیاستهای آموزش عالی است که اجرا و نظارت بر فعالیتها را نیز برعهده دارد و ارزشیابی، تأیید و رسمیت دادن به مؤسسات آموزش عالی (دربرگیرنده دانشگاهها، فدراسیونهای مدارس، دانشکدههای تلفیقی و دانشکدههای مستقل) را ازطریق شعبة اجرایی خود انجام میدهد و عملکرد آنها همچنین به تصمیمات شورای ملی آموزش دربارة مؤسسات خصوصی و مؤسسات زیر حمایت دولت و شورای ایالتی آموزش دربارة مؤسسات ایالتی و وابسته به شهرداری بستگی دارد (International Bureau of Education, 2011).دبیرخانة آموزش در ایالت مسئول ادارة شبکة مدارس ایالتها و بخش فدرال و نیز نظارت بر بخش خصوصی است. در سطح ایالت، شوراهای آموزش ایالتی استانداردها را تعیین میکنند.وزارت آموزش و ورزش با همکاری شورای ملی آموزش مسئول تهیه و تنظیم پیشنویس طرحهای آموزش ملی، عرضة کمکهای مالی و فنی به ایالتها، ناحیة فدرال و شهرداریها در رشد و توسعة نظامهای آموزشی و اولویت دادن به آموزش اجباری است. همچنین این وزارتخانه شبکة مدارس فدرال ازجمله دانشگاهها، مؤسسات آموزش عالی، مدارس عالی فنیوحرفهای و مراکز آموزش فنّاوری را پشتیبانی میکند؛ همچنین بر شبکة آموزش عالی خصوصی نظارت میکند.در سطح فدرال، وزارت آموزش و ورزش سیاستگذاری را با کمک شورای ملی آموزش انجام میدهد. شورای ملی متشکل از مجلس آموزش پایه و آموزش عالی است که هریک 12 عضو مشاور دارند، که رئیسجمهور آنها را منصوب میکند. سیاستگذاری در ایالتها نیز شبیه به بخش فدرال است. دبیرخانههای آموزش ایالتی و ادارة آموزش در ایالت ایجاد میشوند.سیاستهای آموزش حرفهای مدارس فنی و کشاورزی، مراکز فدرال آموزش فنّاوری، خدمات ملی کارورزی صنعتی و نهادهای بازرگانی، حملونقل و فعالیتهای مناطق روستایی را وزرای کار و آموزش با همکاری یکدیگر تعیین میکنند.وزارت بهداشت نیز، ازطریق مایهکوبی مداوم و افزایش آگاهی افراد دربارة بهداشت و پیشگیری از بیماری در مدارس، در برنامههای آموزشی شرکت و با همکاری وزارت آموزش و ورزش، سیاستهای توسعة منابع انسانی بخش بهداشت را، که در ایالتها اجرا میشود، تعیین میکند.دفاع نیز مدارس ابتدایی و میانیای دارد که نامنویسی در آنها برای همگان آزاد است و برای دانشآموزانی که قصد دارند در سطح پیشرفتهتری یک شغل نظامی را دنبال کنند، آموزشهای مناسبی عرضه میکند. وزارت دفاع تحصیلات عالی را برای شاخههای گوناگون نیروهای ارتشی فراهم میآورد.وزارت ارتباطات نیز با پخش برنامههای آموزشی از رادیو و تلویزیون در دورترین نقاط کشور و افزایش و بهبود مهارتهای حرفهای آموزشگران در فعالیتهای آموزشی شرکت میکند.مؤسسات آموزش عالی عمومی برای ادارة خود به حکومت فدرال، ایالات و یا شهرداریها وابستهاند. در کنار این مؤسسات، مؤسسات خصوصی نیز به آموزش مشغول هستند. دادن اجازة تأسیس مؤسسات خصوصی آموزش عالی برعهدة دولت برزیل است که بهواسطة این امر شوراهای آموزش ایالتی به ایالات و شهرداریها اجازة تأسیس مؤسسات آموزش عالی را میدهند (www5.usp.br).وزارت آموزش و ورزش، با همکاری نمایندگان بخشهای گوناگون، برای تعریف استقلال دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی لایحهای تنظیم کردند و در بیستم دسامبر 1996، بهتصویب رساندند. بهموجب این قانون، دانشگاهها باید از استقلال علمی و آموزشی و نیز آزادی عمل در مدیریت مالی و امور داراییها برخوردار باشند. برایناساس، به مؤسسات اجازه داده میشود تا در تعیین اهداف فرهنگی، هنری، فنّاوری، علمی و آموزشی، تعیین طرحها و برنامههای پژوهشی و سازماندهی دورهها و برنامههای آموزشی مستقل عمل کنند. این استقلال اجرایی شامل ظرفیت تعریف سازماندهی نهایی مؤسسه به سادهترین شیوه و نیز سیاستهای اجرایی کلی و تشریح قوانین و ضوابط مؤسسه، فرایند مورد استفاده در انتصاب رؤسا و تعیین شرایط کاری و کارکنان نیز میشود. استقلال مؤسسه مدیریت مالی و امور داراییها، پیشنهاد و اجرای بودجة مؤسسه و پیروی از محدودیتهای مالی نهاد حمایتکننده از مؤسسه را دربر میگیرد.ارزشیابیها، نهتنها برای سنجش مؤسسات، بلکه برای همة نهادهای نظام آموزش ملی، مهم هستند و تأثیر فراوانی بر تنظیم سیاستها و دستورالعملها دارند. طبق قانون شمارة 95/131/9، وزارت آموزش و ورزش نظام ملی ارزشیابی دورههای آموزشی را تأسیس کرد که با استفاده از شیوهها و معیارهای وسیع، کیفیت و کارایی آموزش، پژوهش و فعالیتهای خدماتی را ارتقا میبخشد و از ارزشیابی دورهای مؤسسات و برنامههای کارشناسی حمایت میکند. آزمونها یکی از رویهها و معیارهای ارزشیابی است که براساس کمینه محتوای مورد نیاز برای هر دوره برگزار میشود. نتایج بهدست آمده از آزمونهای دانشجویی ضابطهای برای ارزشیابی مؤسسه بهشمار میآید. برای دورههای کارشناسی ارشد و دکتری، از بیست سال پیش تاکنون، نظام ارزشیابی نظاممند وجود داشته است. دورههای آموزشی از الف تا ای رتبهبندی میشوند.بنیاد هماهنگی برای تقویت کارکنان آموزش عالی با هدف هماهنگ کردن اقدامات مربوط به بهبود کیفیت کارکنان آموزشی ایجاد شده و نظامی را برای نظارت و ارزشیابی دورههای تحصیلات تکمیلی به اجرا درمیآورد. کمیتههای متخصصان هرساله، براساس اطلاعات بهدستآمده از برگههای استانداردی که مؤسسات برای بنیاد هماهنگی تقویت کارکنان آموزش عالی تهیه میکنند و همچنین براساس اطلاعات بهدستآمده از گزارشهای بازدیدهای دورهای مشاوران، دورههای دکتری و کارشناسی ارشد را ارزیابی میکنند. هدف از چنین اقداماتی تضمین شرایط لازم برای ادغام رویههای ارزیابی مختلف برای بررسی و نظارت بر خطمشیهای آموزشی سطوح مختلف است.ارزیابی عملکرد دانشگاهها شیوهای برای بررسی و ارتقای برنامههای علمی و اجتماعی آنهاست که میتواند کیفیت برنامههای اجراشده را بهبود بخشد. نشانگرهای مورد ارزیابی مؤسسات شامل آموزش، پژوهش، خدمات و مدیریت دانشگاه است.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیمنابع مالی نظام آموزشی ازطریق بخش عمومی (نهادهای اجرایی در سطح فدرال، ایالت و شهرداریها، بهصورت مستقیم و غیرمستقیم)، بخش خصوصی و پرداخت شهریه تأمین میشود.مهمترین منابع مالی عمومی آموزش عبارتاند از:بخش فدرالاین بخش از سه راه در تأمین منابع مالی آموزش مشارکت میکند:الف. منابع حاصل از درآمدهای مالیاتی: براساس مادة 212 قانون فدرال، حداقل 25% از کل درآمد مالیاتی جمعآوریشده در هر سال مالی باید به حفظ و توسعة آموزش اختصاص یابد. ب. منابع مالی حاصل از مالیات اختصاصیافته به آموزش که 5/2% از کل حقوق کارکنان را در کسبوکارهای صنعتی و بازرگانی و 8/0% از ارزش تجاری کالاهای فروختهشده را در صنایع کشاورزی یا تولیدات روستایی شامل میشود. توزیع یکسوم از مبلغ جمعآوریشده برعهدة دولت فدرال است. ج. وجوه حاصل از سایر منابع، بهویژه صندوق فوریتهای اجتماعی.ایالتهااز راههای زیر در تأمین منابع مالی آموزش سهیم میشوند: الف. بودجة حاصل از درآمدهای مالیاتی ایالتی. براساس مادة 212 قانون فدرال، دستکم 25% از کل درآمد مالیاتی باید به حفظ و توسعة آموزش اختصاص یابد.ب. سهم بودجة ایالت از کمکهای فدرال. 25% از کل آن باید صرف آموزش شود.ج. منابع حاصل از سهمیة ایالتها از کمکهای مردمی به آموزش، که معادل دوسوم از کل منابع جمعآوریشده باید صرف آموزش ابتدایی شود. د. دیگر منابع، بهویژه منابع بهدست آمده از سهمیة کمکهای مردمی به آموزش، زیر نظر وزیر آموزش و ورزش به ایالتها اعطا شده است.شهرداریهامنابع مالی اختصاصیافته به آموزش را از راههای زیر بهدست میآورند:الف. منابع بودجة عادی حاصل از درآمد مالیاتی. براساس مادة 212 قانون فدرال، 25% از درآمد شهرداریها باید صرف حفظ و توسعة آموزش شود. در برخی از شهرداریها، بودجة اختصاصیافته بیشتر از حداقل تعیینشده در قانون است. ب. سهم شهرداریها از کمکهای فدرال که 25% از آن باید صرف آموزش شود. ج. دیگر منابع، بهویژه منابع حاصل از سهمیة کمکهای مردمی به آموزش، زیر نظر وزیر آموزش و ورزش و دبیرخانههای آموزش ایالتی به شهرداریها داده شده است.تحلیل منابع مالی که در سطح دولت فراهم شده است، نشان میدهد که سهم بخشهای گوناگون در فراهم ساختن منابع مالی، بهترتیب، ایالتها 50%، شهرداریها 28% و فدرال حدود 21% بوده است. آموزش ابتدایی بیشترین سهم از سرمایهگذاریها را (تقریباً 36%) بهخود اختصاص داده است و بعد از آن، آموزش عالی 25%، آموزش میانی 5% و پیشدبستانی 4% سرمایهگذاریها را تشکیل میدهند. ایالتها بییشترین سرمایهگذاری را در آموزش ابتدایی، شهرداریها در آموزش پیشدبستانی و فدرال در حفظ شبکة آموزش عالی داشتهاند.متوسط سهم بخش خصوصی در بخشهای مختلف چنین است: آموزش ابتدایی 350 رئال، آموزش میانی 750 رئال و آموزش عالی 2500 رئال. کل هزینة بخش خصوصی حدود یکپنجم سرمایهگذاری بخش عمومی برآورد شده است.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالینظام آموزش عالی 851 مؤسسه دارد که از این تعداد 127 مؤسسه (15%) را دانشگاهها (59 دانشگاه خصوصی)، 87 مؤسسه (10%) را فدراسیونهای دانشکدهها و مدارس تلفیقی (شامل 84 مؤسسة خصوصی) و 637 مؤسسه (75%) از آنها را مؤسسههای مجزا (633 مؤسسة خصوصی) تشکیل میدهند. در ضمن، دوسوم از دانشجویان در دستگاههای خصوصی مشغول به تحصیلاند (Schwartzman, 1997).در سال 1977، در سطح کارشناسی 141400شغل آموزشی وجود داشت که استادان با مدارک مختلف آن را پر کردند: دارندگان مدرک دکتری 1/15%، دارندگان مدرک کارشناسی ارشد 7/23%، دارندگان تخصصهای کارشناسی 6/35%، دارندگان مدرک کارشناسی 4/25% و مدرک زیر کارشناسی 19/0% برآورد شده است.استادان آموزش عالی، که در دو سطح بالاتری از کارشناسی ارشد (کارشناسی ارشد علم و هنر) و دکتری آموزش داده میشوند، براساس مدرک و سابقه، رتبههای مختلفی دارند:- دستیار استاد یا کمک استاد که فقط داشتن اولین مدرک آموزش عالی برای وی کافی است؛ - استادان مشاور که باید مدرک کارشناسی ارشد داشته باشند؛- سرانجام، پس از اینکه فرد در یک دورة طولانی شایستگی خود را ثابت و در آزمون رقابتی شرکت کرد، با تدوین رسالهای مستقل، مدرک دکتری به وی اعطا میشود. داشتن مدرک دکتری، شرط لازم برای تدریس در دوره کارشناسی ارشد است. بیشتر استادان آموزش عالی که در دوره کارشناسی ارشد تدریس میکنند مدارج علمی خود را از دانشگاههای برزیل و خارج از آن (بیشتر در ایالات متحده و اروپای غربی) دریافت کردهاند.تعداد ساعات کار استادان براساس قراردادی تعیین میشود که بین استاد و مؤسسة مربوط منعقد میشود. در بخش عمومی، این قراردادها برای استادان پارهوقت بیست ساعت و برای استادان تماموقت چهل ساعت در نظر گرفته شده است. ساعات کار، بسته به سیاستهای مؤسسه، ممکن است شامل تدریس، پژوهش و خدمات باشد.نزدیک به 2/64% از 3 میلیون نفر دانشجویی که دانشآموخته شدهاند در دانشگاهها ثبتنام کردهاند. رقابت شدیدی برای ثبتنام در رشتههایی مثل علوم اجتماعی کاربردی (شامل حقوق، امور اداری و اقتصاد) و نیز رشتههای علوم انسانی (شامل روانشناسی و تربیت آموزشگر) وجود دارد (International Bureau of Education, 2011). تعداد دانشگاهها، دانشجویان، دانشآموختگان و مشغولان به تحصیل در دورههای گوناگون برزیل تا سال 2012 در جدولهای 1 و 2 آورده شده است.جدول 1. تعداد دانشگاهها و دانشآموختگان برزیل تا سال 2012نوع مؤسسهتعداددانشآموختهفدرال1031087508ایالتی116625474وابسته به شهرداری85184836دانشگاههای آزاد9892558445عمومی3041897818غیرانتفاعی11232601821کل24167058084
(Unesco, 2012)
جدول 2. تعداد دانشجویان در برنامههای کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکتری و دورههای تخصصی حرفهای (2012م)کارشناسیکارشناسی ارشد دکتریتخصصی حرفهای4703693136655922235944904
(Unesco, 2012)
برنامهها و اصلاحات پیشرودولت میکوشد که نهتنها با آموزش، مهارتهای کار و اشتغال را توسعه دهد؛ بلکه طرحی برای یک جامعه با شرایط عادلانه و مساوی را ایجاد کند. کارکرد نظام آموزشی این است که افراد باانگیزه و بااستعداد را از همه جای جامعه شناسایی کند و آنها را بر مشاغل و مهارتهای عالی و درآمد خوب سوق و تحرک اجتماعی را افزایش دهد. برزیل تلاش میکند که استانداردهای جهانی را با آموزش در زمینه افزایش توزیع درآمد عادلانه دنبال کند و سیاستهای دولت را برای رسیدن به این اهداف تغییر دهد. برزیل در تلاش است سهم آموزش را در تولید خالص ملی افزایش دهد.با ایجاد دانشگاه باز در برزیل دولت فدرال بزرگ یک شبکه ملی برای آموزش عالی از دور راهاندازی کرده است. برنامه ملی در نظر دارد این دانشگاههای مجازی مسئولیت 330000 آموزشگر را زیر نظارت آموزش و ورزش برعهده گیرد. البته دولت برزیل نسبت به سهم تعیینشده ازسوی سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعهای، میزان بیشتری از درآمد تولید داخلی را به آموزش اختصاص میداد و در اصلاحات آموزشی خود این میزان را برای سالهای دور افزایش میداد.کتابشناسی
Altabach, P.G. (1997). The International Academic Profession: Portraits of Fourteen. Countries. Princeton, NJ: Carnegie Foundation for the Advancement of Teaching.
Central Intelligence Agency. (2009). “Brazil”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/library/ publications/the-world-factbook/
EP-Nuffic. (2015). Education System Brazil: Described and Compared with the Dutch System. Retrieved from: https://www.nuffic.nl/documents/293/education-system-brazil.pdf.
International Bureau of Education. (2011). “Brazil”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
OECD. (2013). “Brazil: Overview of the Education System”. OECD Education GPS. Retrieved from: http://gpseducation.oecd.org/Content/MapOfEducationSystem/BRA/BRA_1997_EN.pdf.
Schwartzman, S. (1997). “Higher Education in Brazil: First Moves”. International Higher Education. Boston: Boston College.
The World Bank. (2002). Higher Education in Brazil: Challenges and Options. Retrieved from: https://openknowledge.worldbank.org/handle/10986/14076
Unesco. (1998). Statistical Yearbook. Paris: Author.
Unesco. (2009). Statistical Yearbook. Paris: Author.
Unesco. (2012). Statistical Yearbook of Brazil. Paris: Author.
https://data.worldbank.org/indicator/NY.GDP.MKTP.CD
http://www5.usp.br/english/education/?lang=en
http://www.Statista.com/statistic/gross domestic product.
محمدعلی نادی خوراسگانی، فاطمه اسلامی
نظام آموزش عالی برونئی
Bruneian Higher Education System
پایتخت: بندر سریبگاواننوع حکومت: سلطنتی اسلامی، از 1984مزبان رسمی: مالاییمساحت: 5765 کیلومترمربعجمعیت: 408786 نفر (2012م)تعداد دانشجویان: 7859 نفر (2010م)تعداد اعضای هیئتعلمی دانشگاه دارالسلام: 375 نفر (2010م)تولید ناخالص ملی: 64/11 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 8/3% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 0/10% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیسلطاننشین برونئی (به مالزیایی بهمعنی سرزمین آشتی) یا نگارا برونئی دارالسلام (به زبان عربی) ازنظر پهناوری صدوشصتوچهارمین کشور جهان است که در نیمکرة شمالی، جنوبشرقی آسیا، کنار دریای جنوبی چین و شمال جزیرة بُرنئو واقع شده است. این کشور در قسمتهای شرق، غرب و جنوب با مالزی مرز مشترک دارد. برونئی تنها کشور پادشاهی است که کاملاً روی جزیرة بُرنئو قرار دارد. بقیه سرزمینهای آن جزیره بین مالزی و اندونزی تقسیم شدهاند. برونئی کشوری به نسبت کمارتفاع است که نواحی بلند آن بیشتر در نیمة شرقیاش واقع شدهاند. بلندترین نقطة برونئی قلّة پاگون پریوک با 1850 متر ارتفاع است. آبوهوای این سرزمین گرم، مرطوب و پرباران است. برونئی حدود 543 کیلومتر (337 مایل) خط مرزی دارد (جعفری، 1390).جمعیت برونئی، در 2012م، بالغبر 408786 نفر بوده است. برونئی دارای چهار استان و 38 شهرستان است. استانها عبارتاند از: موآرا، بلائیت، تیوتونگ، و تمبورونگ. پایتخت این کشور بندر سری بگاوان است. این شهر مهمترین بندر برونئی نیز بهحساب میآید. سایر شهرهای مهم برونئی کوالا بلائیت، سریا و پیکن تیوتونگ هستند. بیش از 60% مردم برونئی مالایایی، افزونبر 15% چینی و بقیه از سایر اقوام بومی هستند. حدود 67% از آنها مسلمان، 13% بودایی و 10% مسیحی هستند. واحد پول این کشور دلار برونئی و پیششماره تلفن آن 673+ است (Department of Statistics, 2011).در سده شانزدهم میلادی، برونئی یکی از بزرگترین مساجد دنیا را بنا کرد. جهانگرد اسپانیایی Alonso Beltrán در سال 1578 آن را به بلندی یک ساختمان پنج طبقه توصیف میکند که در روی آب ساخته شده است. زبان رسمی این کشور مالایایی و سایر زبانهای رایج در آنجا عربی، انگلیسی و چینی است (Europa Publications, 2009). مردم برونئی از شادترین افراد دنیا بهحساب میآیند و از بالاترین میزانهای درآمد سرانه در جهان برخوردار هستند. خدمت سربازی در آنجا اجباری نیست. حکومت برونئی سلطنتی اسلامی است. این کشور در 1984م، با رهایی از سلطة انگلیسها، استقلال یافت. منابع نفتی مهمترین ذخیره و منشأ درآمد برونئی است. برونئی در ناحیة جنوبشرقی آسیا، دومین تولیدکنندة نفت خام (پس از اندونزی) است. صادرات عمدة آن نفت خام و گاز طبیعی است (جعفری، 1390).تاریخچهتاریخ بومشناسی برونئی به سده هشتم بعد از میلاد بازمیگردد. در سال 1521، وقتی ماژلان در شهر برونئی (بندر سری بگاوان امروزی) متوقف شد، تعداد خانوار این خطه را 25000 اعلام کرد. پس از تسلط پرتغال، در 1531م، برونئی یکی از قدرتهای جنوبشرقی آسیا بهحساب میآمد؛ ولی، با توسعة قدرت اسپانیا در فیلیپین، قدرت برونئی رو به ضعف نهاد؛ تا اینکه، در 1578م، مورد تاختوتاز اسپانیا قرار گرفت. در سال 1839، برونئی، با دسیسة انگلیس، به دست مخالفان حکومت افتاد. در سال 1888، سلطان وقت، موافقت کرد که حافظ منافع انگلیس در برونئی باشد. در سال 1906، سلطان این کشور وادار شد تا بهاستثنای رسوم مالایایی و قواعد دین اسلام در همة موارد از قوانین انگلیس تبعیت کند (جعفری، 1390).از سال 1914، با کشف نفت، وضع اقتصادی این کشور رو به بهبود گذاشت. دسترسی به حوزههای بزرگ نفتی، در سال 1929، سبب شد برونئی مورد توجه دولت ژاپن قرار گیرد و با شروع جنگ جهانی دوم، به اشغال ژاپنیها درآید. پس از خاتمة جنگ، برونئی به فکر کسب استقلال افتاد و در 1959م، توانست قانون اساسی جدید تدوین کند. در طول دهههای 1960 و1970، برونئی بهتدریج بهسوی استقلال کامل پیش رفت و بالأخره، در اول ژانویة 1984، به آن دست یافت. پس از استقلال، کلیة وزارتخانهها تحت نظارت حکومت سلطنتی درآمدند. برونئی در 1994م، بهعضویت آسهآن (اتحادیة ملتهای آسیای جنوبشرقی) درآمد و در 1995م، برای توسعة اقتصادی به بانک جهانی پیوست (جعفری، 1390؛ www.bruneidirecthys.net). برونئی با صدور نفت و گاز طبیعی قابل توجه، به ثروتاندوزی پرداخت، و رشد اقتصادی بالا در سالهای بین 1999 و 2008 برونئی را به یک کشور ثروتمند تبدیل کرد. در واقع، رشد و ثروت افسانهای برونئی در اواخر سده بیستم میلادی بر پایة صدور نفت و گاز طبیعی استوار بوده است. امروزه، این کشور دومین نشانگر رشد انسانی را (پس از سنگاپور) در جنوبشرقی آسیا دارد و جزء کشورهای پیشرفته طبقهبندی میشود. برحسب ارزیابی بینالمللی پول، کشور برونئی در 2011م هیچگونه بدهی نداشت و ازنظر تولید ناخالص داخلی، پنجمین کشور ثروتمند در میان 182 کشور بوده است (جعفری، 1390).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالینظام آموزش در برونئی بر پایة رشد اقتصادی، توسعة علمی و حفظ استقلال کشور طرحریزی شده است؛ همچنین، تعدیل وابستگیهای خارجی برونئی از مهمترین اهداف نظام آموزش برونئی بهحساب میآید. برخی از اهداف عمومی و عمدة آموزش این کشور به قرار زیر است:·تأمین رشد همهجانبة کلیة افراد واجد شرایط، بهمنظور ایجاد رشد در کشور؛·تعلیم زبان مالایایی به کلیة اهالی برونئی، بدون اینکه از زبان انگلیسی که برای آموزش تخصصی ضروری است، غفلت شود؛·آموزش اسلام، بهنحویکه یکیک شهروندان برونئی این دین را محترم شمارند و به آن باور داشته باشند؛·تربیت افرادی که به کشور و سلطنت وفادار باشند و از قانون پیروی کنند؛·تربیت نسلی که برای فرهنگ جامعة برونئی که بر پایة اصول اسلامی و سلطنتی استوار است، احترام قائل شوند؛·تربیت افرادی که در حفظ صلح، همیاری و ایجاد اتحاد در میان اهالی کشور کوشا باشند؛ ·تسریع توسعة منابع انسانی توانمند، متعهد و مسئول که استانداردهای زندگی را در برونئی ارتقا بخشند و در راه توسعة کشور تلاش کنند (Rong, 2014; WENR, 2014).مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیدولت برونئی آموزش شهروندان را از مهدکودک تا دانشگاه (اعم از داخل یا خارج از کشور) فراهم میکند؛ بدینمعنی که بیشتر مراکز آموزشی در آنجا عمومی هستند و زیر نظر مقامات دولتی اداره میشوند. وزارت فرهنگ، جوانان و ورزش (وزارت آموزش) بر مراکز آموزشی نظارت میکند. برخی از مدارس و مؤسسات آموزشی خصوصی نیز در برونئی وجود دارند که زیر نظر مؤسسان آنها یا هیئتمدیره فعالیت میکنند. با وجود این، مراکز مزبور نیز ناگزیر از رعایت مقررات دولتی هستند. تعدادی از مدارس نیز تحت حمایت شرکت نفت برونئی هستند. دستورهای اسلام، وفاداری به سلطان و روش کاری انگلیس در برونئی در هم ادغام شدهاند (Rong, 2014; www.bruneidirecthys.net).آموزش قبل از دانشگاهدر سال 1912، نخستین مدرسة مالایا زبان در شهر برونئی (بندر سری بگاوان امروز) افتتاح شد. در سال 1916، یک مدرسة چینی و در 1931م، یک مدرسة انگلیسی زبان بر آن اضافه شدند. طی جنگ جهانی دوم و پس از آن مدارس عمومی و خصوصی به رشد خود ادامه دادند. در مدت اولین طرح پنجسالة رشد اقتصادی که در 1954م آغاز شد، وزارت آموزش تأسیس شد. نظام آموزشی برونئی از نظام انگلیس (با شعار برونئی-کمبریج) نشئت میگیرد. آموزش رسمی در آنجا دارای الگوی 1-6-3-2-2 است که شامل یک سال پیش دبستانی، شش سال ابتدایی، سه سال دورة اول میانی، دو سال دورة دوم میانی و دو سال آموزش پیشدانشگاهی است. آموزش دوسالة آخر ازسوی مراکز فنیوحرفهای، کالجها، مؤسسات و دانشگاهها برگزار میشود (Rong, 2014).کودکان در پنجسالگی وارد دورة پیشدبستانی میشوند و یک سال آموزش میبینند. با این وصف، در مراکز آموزشی غیرعمومی، کودکان از سهسالگی در دورة پیشدبستانی پذیرفته میشوند و دورهای سهساله را طی میکنند تا پس از آن وارد دبستان شوند. سه سال اول آموزش ابتدایی «ابتدایی سطح پایینتر» و سه سال بعدی «سطح بالاتر» نامیده میشود. در پایان سال ششم، دانشآموزان در امتحان نهایی شرکت میکنند. دانشآموزانی که سطح اول آموزش میانی را با نمره «O» به پایان میرسانند به سطح دوم همان دوره راه مییابند و کسانیکه سطح اول آموزش میانی را با نمره «N» به پایان میبرند، دورة سطح دوم آن را نیز در سطح N میگذرانند. از سال 1997، این گروه از دانشآموختگان نیز میتوانند در امتحان ورودی دانشگاه شرکت کنند. دانشآموزانی که سطح اول آموزش میانی را گذراندهاند، اعم از اینکه نمرة آنها O یا N باشد، میتوانند در آموزشهای فنیوحرفهای که در مدارس عالی فنیوحرفهای عرضه میشود شرکت کنند (Rong, 2014).از سال 2004، آموزش دورة دوم میانی بهسوی علوم، هنر و فنون سوق داده میشود. در پایان این دوره، دانشآموزان در آزمون Brunei-Cambridge General Certificate of Education Ordinary Level (GCE ‘O' Level) شرکت میکنند. افرادی که امتحان مزبور را با موفقیت میگذرانند و معدل آنها در سطح O میشود، میتوانند در دورة دوسالة پیشدانشگاهی Pre-University course leading to the Brunei-Cambridge Advance Level Certificate of Education (GCE `A'Level) حضور یابند. کسانی که این دوره را با موفقیت میگذرانند، مجاز هستند در دانشگاه دارالسلام یا هر مرکز آموزش عالی دیگر به تحصیل خود ادامه دهند یا حتی متقاضی بورس تحصیلی در خارج از کشور شوند. افرادی که تحصیل خود را در سطح «O» به پایان میبرند، میتوانند در مراکز فنیوحرفهای که دو یا دوونیم سال طول میکشد، به آموزش ادامه دهند. سپس بهتدریج برای ورود به دورههای دانشگاهی آماده میشوند (www.bruneidirecthys.net; Jahoda, 2011).گرچه آموزش در برونئی، اجباری نیست، ولی به پیروی از عرف جهانی، کودکان از پنجسالگی وارد دورة پیشدبستانی میشوند. خارجیها معمولاً در مدارس خصوصی، بینالمللی یا چینی درس میخوانند. در مدارس زیر نظر شرکت نفت، دانشآموزانی با مذاهب مختلف دیده میشوند. دولت میکوشد تا ضمن پاسداری از زبان مالایی، دانشآموزان ازنظر زبان انگلیسی نیز در مدارس عمومی غنی باشند. گفته میشود امروزه بیش از 206 دبستان و پیشدبستان (126 مورد از آنها عمومی هستند)، 47 دبیرستان و کالج (28 مورد عمومی)، چندین مرکز فنیوحرفهای و مؤسسة آموزش عالی در برونئی فعالیت میکنند. در آنجا حدود 80 مدرسة خصوصی، از پیشدبستان گرفته تا پیشدانشگاهی، بهتربیت کودکان و نوجوانان میپردازند. همچنین حدود 13 دانشگاه و مرکز آموزش عالی عمومی و 6 مؤسسه و کالج خصوصی در سطح آموزش عالی در برونئی به خدمترسانی مشغول هستند (Rong, 2014).نرخ بیسوادینرخ بیسوادی در برونئی، در مقایسه با برخی از کشورهای کوچک، پایین است. در سال 2000، نرخ بیسوادی بزرگسالان در این کشور 4/8% بود؛ بدینمعنی که 3/5% از مردان و 8/11% از زنان این کشور بیسواد بهحساب میآمدند. در سال 2011، سطح باسوادی در کشور برونئی 2/88% اعلام شده است.نظام آموزش عالیگزارشهای موجود حاکی از آن است که مهمترین دانشگاه برونئی «دانشگاه دارالسلام برونئی» است. چنانکه جهان آموزش اروپایی (2010م)، در ابتدا دانشگاه دارالسلام را معرفی و سپس دانشگاه اسلامی سلطان شریفعلی را بر آن اضافه میکند. دانشگاه دارالسلام در 1985م بنا نهاده شد. در سال 1988، مؤسسة علوم تربیتی سلطان حسن به این دانشگاه پیوست. شهرک دانشگاهی فعلی در 1995م افتتاح شده است. این دانشگاه، در 2004م، اولین دانشآموخته دورة دکتری حرفهای خود را در رشته ریاضی وارد بازار کار کرد. در سال 2003، با دانشکده پزشکی سنتجرج واقع در لندن، برای برگزاری دورههای پزشکی در برونئی قرارداد امضا کرد. در سال 2004، دوره کارشناسی ارشد مراقبتهای بهداشتی را برنامهریزی کرد. در سال 2009، دورههای کارشناسی جدیدی در زمینة اقتصاد و بازرگانی، جامعهشناسی، تاریخ و جغرافی و امثالهم را بر برنامههای آموزشی خود افزود. همچنین با همکاری «Royal College of General Practitioners, UK for the accreditation» اعتبارگذاری بینالمللی برای دانشگاه برونئی فراهم آورد. کوششهای دیگر این دانشگاه تشکیل چند مرکز پژوهشی مانند «the Policy Studies Institute» است؛ بااینحال، گاهی برخی از خانوادهها ترجیح میدهند فرزندان خود را برای تحصیل به خارج از کشور بفرستند (Rong, 2014).مدارس عالی وابسته به دانشگاهچند مدرسة عالی وابسته به دانشگاه دورههای کوتاهمدت و پیشدانشگاهی را برای متقاضیان برنامهریزی میکنند. مدرسة عالی مهندسی جفری بالکیاه، مؤسسة فنّاوری برونئی (که در 2008م، بازنگری اساسی در آن صورت گرفت)، مدرسة عالی اسلامی تربیت آموزشگر سری بگاوان، مدرسة عالی فنیوحرفهای سلطان سایفول و مدرسة عالی تئاتر (که از 1988م، به دانشگاه برونئی پیوسته) نمونههایی از این مراکز آموزش عالی بهحساب میآیند (Rong, 2014; Europa Publications, 2009).در برونئی، علاوهبر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی عمومی که قبل از سال 2000، تأسیس شدهاند، تعدادی مرکز آموزش عالی نیز پس از این تاریخ به وجود آمده که نام اختصاری و تاریخ تأسیس مهمترین آنها در جدول 1 بیان شده است. لازم به ذکر است که حروف اختصاری، خلاصة نام مراکز آموزشی مورد بحث به مالایائی است؛ همچنین تعدادی مؤسسة آموزش عالی غیرعمومی نیز با ویژگیهای مشابه در آنجا وجود دارد (مانند مؤسسة کیم یودا که در 2007م تأسیس شده است). در سال 2005، نزدیک 4242 دانشجو در مؤسسات آموزشی برونئی ثبتنام کردهاند؛ بههمینترتیب، در 2010م، تعداد 375 نفر دانشجو در دانشگاه دارالسلام برونئی به تحصیل اشتغال داشتند (Europa Publication, 2009).مراکز آموزش عالی کشور برونئی جزء دانشگاههای مشترکالمنافع هستند. در این مراکز، بسیاری از رشتهها و دورههای دانشگاهی، با همکاری دانشگاههایی مانند Queen's University of Belfast صورت میگیرد (Rong, 2014).جدول 1. نام و اختصار مراکز آموزش عالی برونئی پس از سال 2000نام دانشگاهاختصارتأسیسدانشگاه اسلامی سلطان شریفعلیUNISSA2007مکالج اسلامی تربیت آموزشگر سری بگاوانKUPUSB2007ممرکزآموزش عالی پلیتکنیک برونئیBP2012ممدرسه عالی حرفهای وازانSVW2006ممدرسه عالی بازرگانی دارالسلامSP2005مشرایط پذیرش دانشجو در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی برونئیدانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی برونئی، در دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد، متقاضیان واجد شرایط را آموزش میدهند. برای ورود به دورة کارشناسی، متولدان کشور برونئی باید گواهینامة پایان دورة میانی یا آموزش عمومی با نمرة خوب در دروس دورة مورد تقاضا داشته باشند. متقاضیان سایر کشورها باید مدرکی معادل دیپلم دورة میانی با معدل الف عرضه کنند. تقدم با کسانی است که نمرة قبولی زبان انگلیسی دورة میانی آنها بالاتر است. علاوهبراین، در دانشگاه دارالسلام برونئی، قبل از آخرین اقدام برای انتخاب، مصاحبه انجام میشود. پس از پذیرش، یک پزشک دولتی یا پزشک مورد قبول دانشگاه به معاینة پزشکی میپردازد. متقاضیان باید با زبان باهاسا مالایایی نیز آشنایی داشته باشند. برای تحصیل در رشتة زبان انگلیسی، حداقل نمرة قبولی زبان انگلیسی متقاضی در دیپلم دورة میانی باید در سطح (O) باشد. برای ورود به دورة کارشناسی ارشد، داشتن میانگین قابل قبول و نمرههای بالا در دورة گذرانده شده، بهویژه در دروس مورد تقاضا در دورة کارشناسی ارشد، ملاک عمل است. در این دوره، داشتن کارشناسی با درجة ممتاز از یکی از مراکز آموزش عالی معتبر برونئی ضروری است. متقاضیان سایر کشورها باید مدرکی معادل آن عرضه کنند. در این مرحله، تجربة عملی و اثرهای منتشر شده نیز مورد توجه قرار میگیرند.دورههای تربیت آموزشگردورههای تربیت آموزشگر در مؤسسة آموزشی سلطان حسن (مدرسة عالی اسلامی تربیت آموزشگر) و دانشگاه اسلامی تربیت آموزشگر سری بگاوان با همکاری وزارت فرهنگ، جوانان و ورزش انجام میشود. این مراکز یک برنامة نیمهوقت، در سه نیمسال تحصیلی با بیش از هشت درس و 30 واحد دارند. در این مراکز، آموزشگران مدارس تا دستیاران آموزشی دانشکدهها آموزش میبینند. کسانی میتوانند با سمت آموزشگر پیشدبستانی به تدریس بپردازند که نخست، بومی باشند؛ دوم، مدرک قبولی تربیت آموزشگر داشته باشند؛ سوم، سابقة حداقل پنج سال تدریس در کلاسهای اول و دوم دبستان داشته باشند؛ همچنین باید سن متقاضی کمتر از 45 سال و با زبان لاتین نیز آشنا باشد.زبان تدریس، روش آموزش و وقت لازمزبانهای تدریس در دانشگاه برونئی بهترتیب عبارتاند از: انگلیسی، مالایایی و عربی (گرچه به پاسداری از زبان مالایایی تأکید میشود، ولی آن معمولاً با زبان انگلیسی همراه میشود). آموزش به روش امریکایی، یعنی واحدی و سال تحصیلی بهصورت نیمسالی است. هر نیمسال حدود چهارده هفته طول میکشد. معمولاً سالانه یک نیمسال تابستانی نیز برگزار میشود. در پایان سال، دانشجویان از یک تعطیلی چهار هفتهای برخوردار میشوند (Rong, 2014).کارشناسی در دانشگاه دارالسلام 6-4 سال وقت لازم دارد. آموزش نیمهوقت در مؤسسة فنّاوری برونئی به Higher National Certificate میانجامد و آموزش تماموقت به National Diploma، منتهی میشود (Europa Publications, 2009).آموزش از دورگرچه دانشگاه برونئی دارالسلام با نظام آموزش از دور موافقت کرده است، این روش آموزشی در آنجا رواج چندانی ندارد. دلیل این کار را به کوچک بودن کشور ازنظر جغرافیایی، کم بودن جمعیت و با ثبات بودن وضع اقتصادی نسبت میدهند. اهالی برونئی مشکلی از بابت دسترسی به آموزش حضوری ندارند. برای افرادی هم که از روستاها برای تحصیل وارد شهر میشوند، اسکان رایگان فراهم است؛ بااینحال، دانشگاه بهعلت امکان ایجاد گسترش، انعطافپذیر بودن و کمهزینه بودن آموزش از دور، آن را برای عرضه دورههای کوتاهمدت و یا بازآموزی تأیید میکند (www.bruneidirecthys.net).سیاستهای آموزشازآنجاییکه برونئی یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان بهشمار میآید (ازنظر درآمد سرانه، سومین کشور است)، شهروندان آن از آموزش رایگان در هریک از دورههای آموزشی (ازجمله آموزش دانشگاهی در خارج از کشور) برخوردارند؛ ولی اقلیتها و مهاجران، مانند گروه کثیری از چینیها که در آنجا زندگی میکنند، استحقاق آموزش رایگان را ندارند. گرچه در برونئی آموزش اجباری نیست، به پیروی از هنجارهای جهانی کودکان در پنجسالگی وارد دوره پیشدبستانی میشوند و تا چهارده تا پانزدهسالگی (دورة اول متوسطه) ادامه میدهند. دولت برای کلیة شهروندانی که وارد مدارس عمومی میشوند آموزش رایگان فراهم میکند. مخارج شهریه، کتب درسی، هزینة حملونقل (در صورت لزوم) و محل سکونت برای کودکانی که از روستا برای تحصیل وارد شهر میشوند، مهیّا است. آموزش تحت نظارت وزارت آموزش است. طبق قانون 1984، کلیة مدارس عمومی و خصوصی ازسوی این وزارتخانه اداره میشوند. هدف اصلی آموزش، گسترش دانش با کیفیت در این کشور است (Jahoda, 2011).پس از ایجاد وزارت آموزش در 1954م، انجمن جوانان برونئی در 1969م ضرورت و اهمیت داشتن سیاست ملی را توصیف کرد که منتهی به تأسیس کمسیون آموزش در 1970م شد. برنامة کلیة مدارس بهوسیلة وزارت مربوطه بررسی میشود. بااینوصف، برخلاف تأکید وزارتخانه به استفاده از زبان مالایایی در تدریس، معمولاً دو زبانه (همراه با زبان انگلیسی) عمل میشود. قانون آموزش، آموزشگر مراکز خصوصی را وادار به ثبتنام در آموزشوپرورش میکند (Rong, 2014).شهریة دانشگاهبرای شهروندان برونئی، آموزش، اعم از ابتدایی، متوسطه یا عالی، رایگان است. هزینة دانشگاه برای اتباع خارجی، در دورههای کارشناسی، متناسب با رشتة تحصیلی دانشجو، نوع دانشگاه و نرخ تعیینشده در سال، متفاوت است. شهریه که به دلار برونئی محاسبه میشود، در دورههای تحصیلات تکمیلی بهمیزان قابل توجهی بالاتر است. در رشتههایی (مانند علوم) که نیاز به کار آزمایشگاهی دارد، گاهی مقدار شهریهای که دانشجو باید در سال بپردازد خیلی بیش از سایر رشتهها است.مدت تحصیل، سال تحصیلی و نظام درسیچنانکه بیان شد، در برونئی، حداقل مدت تحصیل برای دورة کارشناسی چهار سال و حداکثر این دوره شش سال است. دورههای کارشناسی ارشد حداقل دو سال و حداکثر سه سال طول میکشد. سال تحصیلی از 210-205 روز در نوسان است و از دو نیمسال حدوداً چهارده هفتهای تشکیل شده است. نیمسال اول از ماه اوت تا دسامبر و نیمسال دوم از اواخر ژانویه تا نیمة دوم ماه می طول میکشد. معمولاً از ماه می تا اواخر ماه اوت نیز نیمسال تابستانی برگزار میشود. در برونئی، نظام درسی، واحدی است و هر دانشجوی دورة کارشناسی برای فراغت از تحصیل باید 124 واحد درسی بگذراند (Rong, 2014).مراکز پژوهشی در برونئیبرونئی تعدادی مرکز پژوهشی دارد که وابسته به دانشگاههای عمومی هستند. مهمترین این مراکز عبارتاند از:1. مرکز پژوهشهای کوالا بلالانگ؛2. مرکز پژوهشی کاربردی در تعلیموتربیت.کتابشناسیجعفری، عباس. (1390). گیتاشناسی نوین کشورها. تهران: مؤسسة جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی.Department of statistics. (2011). Brunei Darrussalam key Indicators 2011. Bandar Seri Begawa: Author.Europa Publications. (2009) . The Europa World of Learning2010. London: Routledge.Jahoda, M. (2011). Education in Brunei. Retrieved from: http://www.brunei.ac.ukRong, M. (2014). Regulatory Frameworks for Distance Education Country Profiles. Retrieved from: http://blog. sciencenet.cn/home.php?mod=attachment&id=19897WENR. (2014). Education in Brunei. Retrieved from: http://WENR.comhttps://brunelstudents.com/http://www.bruneidirecthys.nethttp://www.eranico.com/http://www.icde.org/projects/regulatory_ frameworks_for_distance_education/country_profiles/brunei/education_system
عصمت فاضلی
نظام آموزش عالی بریتانیا
British Higher Education System
پایتخت: لندننوع حکومت: مشروطه سلطنتیزبان رسمی: انگلیسیمساحت: 245000 کیلومترمربعجمعیت: 63489234 (2014م)تعداد دانشجویان: 2340275 (2012م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 185585 (2012م)تولید ناخالص ملی: 865/2 تریلیون دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 6/5% (2015م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 8/13% (2015م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی«بریتانیا» در غرب اروپا و شمال غرب فرانسه و بین اقیانوس اطلس شمالی و دریای شمال واقع شده و شامل «انگلستان»، «ولز» و «اسکاتلند» و «ایرلند شمالی» است. این کشور ازنظر وسعت هفتادوهشتمین کشور جهان و ازنظر جمعیت در رتبه بیستودوم جهان قرار گرفته و بعد از آلمان و فرانسه سومین اقتصاد بزرگ در اروپا، و یکی از بزرگترین مراکز مالی جهان است. واحد پول این کشور «پوند» یا «لیرة استرلینگ» و هر پوند انگلستان معادل 100 پنس یا پنی این کشور است.اقتصاد بریتانیا را بیشتر بخشهای صنعت و خدمات تشکیل میدهند و مشاغل کشاورزی کمتر از 2% از نیروی کار این کشور را به خود اختصاص دادهاند. مهمترین صنایع بریتانیا شامل ماشینآلات و ابزارهای ماشینسازی، تجهیزات نیروی برق، تجهیزات اتوماسیون، راهآهن، کشتیسازی، هواپیما، وسایل نقلیه، تجهیزات الکترونیکی و ارتباطات، فلزات، مواد شیمیایی، زغالسنگ، مواد نفتی، تولید کاغذ، فراوری مواد غذایی، منسوجات و پوشاک است و مهمترین محصولات کشاورزی بریتانیا عبارتاند از غلات، دانههای روغنی، سیبزمینی، سبزیجات، گاو، گوسفند، طیور و آبزیان.بریتانیا که از کوههای «گرامپیان» در اسکاتلند تا مردابهای پست در انگلستان امتداد دارد، ازنظر اقلیمی بسیار گوناگون است. اسکاتلند و ولز کوهستانیترین بخشهای بریتانیا هستند. سهچهارم از اراضی بریتانیا برای کشاورزی استفاده میشوند. در این کشور از هر ده نفر، نُه نفر در شهر زندگی میکنند و بیش از دوسوم از جمعیت بریتانیا، مالک خانههای خود هستند.بخش آموزش عالی در بریتانیا که حداقل 59 میلیارد پوند در اقتصاد کشور سهم دارد، حدود 3/2% از تولید ناخالص داخلی کشور را به خود اختصاص داده است. دانشگاهها و آموزشکدههای بریتانیا نقش مهمی در زندگی اجتماعی، فرهنگی و کسبوکار مردم ایفا میکنند (Baskerville et al., 2011). تا 2012م، 41% از بزرگسالان (دربرگیرنده 48% از افراد 25 تا 34 سال در بریتانیا) از رهگذر آموزش عالی به تخصص دست یافتند و از هر دو زن، یک زن دارای مدرک دانشگاهی بود (OECD, 2014a). ازنظر میزان درآمد، افرادی که تحصیلات کمتر از میانی داشتند 70% از درآمد کسانی را که دارای تحصیلات بالاتر از میانی بودند کسب میکردند. میانگین درآمد زنان بزرگسال در بریتانیا صرفنظر از سطح تحصیل، حدود 20% کمتر از مردان است. در تمام سطوح تحصیلی نسبت زنان شاغل در بریتانیا کمتر از مردان است. بهعنوان مثال، در این کشور، نسبت اشتغال زنان به مردان در سطح تحصیلات کمتراز میانی، 49% به 66%، در سطح تحصیلات بالای میانی، 73% به 84% و در سطح تحصیلات عالی، 79% به 89% است (نگاره 1). در 2014م نرخ اشتغال در بریتانیا 73% بوده است (OECD, 2014b).در بریتانیا از 2008م تا 2011م مخارج آموزش بهعنوان درصدی از مخارج عمومی، حدود 10% افزایش یافته است. در طی این مدت، علیرغم کاهش 5/2% تولید ناخالص ملی در بریتانیا، مخارج عمومی مؤسسات آموزشی حدود 17% رشد داشته است. مهمتر آنکه، درحالیکه در این کشور از 2008م تا 2009م مقدار تولید ناخالص ملی حدود 5% کاهش و از 2009م تا 2011م حدود 3% افزایش یافته است، مخارج عمومی آموزش در فواصل زمانی یادشده، مرتب افزایش یافته که این افزایش بهترتیب 6% و 13% بوده است.بریتانیا یکی از کشورهایی است که در فاصله زمانی 2000م تا 2011م، مخارج آموزشی آن، بهعنوان درصدی از تولید ناخالص ملی، بیش از 1% افزایش داشته و از 9/4% در 2000م به 4/6% در 2011م رسیده است. در همین مدت، سرمایهگذاری بخش خصوصی در تمام سطوح آموزشی، بیش از دو برابر و در آموزش عالی، حدود سه برابر شده است و بهازای هر دانشجو هزینهها در سطح آموزش عالی 98% رشد داشته است (OECD, 2014a). در 2012م، امید به زندگی در این کشور 81 سال، اعلام شد که برای مردان 1/79 سال و برای زنان 8/82 سال بوده است. هزینههای بهداشتی نیز 3/9% از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است. در همین سال تعداد پزشک، پرستار و تختخواب بیمارستانی بهازای هر 1000 نفر بهترتیب 8/2، 2/8 و 8/2 بوده است (OECD, 2014c).هرچند بریتانیا تنها 9/0% از جمعیت جهان را دارد، اما در 2012م 9/15% از مقالات پراستناد در جهان و 6/11% از تمام استنادهای جهان، به این کشور تعلق داشته است (Higher Education Founding Council for England, 2014a). نزدیک به نیمی از مقالات پژوهشی بریتانیا، با همکاری پژوهشگران بینالمللی تولید شده است.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی اصلیترین هدف وزارت آموزش بریتانیا فراهم نمودن فرصتهای مناسب آموزشی برای همة شهروندان انگلیسی برای بهرهمندی از زندگی پربار و مشارکت در جامعه در سده بیستویکم است. سایر اهداف آموزشی وزارت آموزش بریتانیا بدینشرح است:·اطمینانیابی از برخورداری همة جوانان ردههای سنی 6 تا 16 سال از بالاترین سطوح مهارتهای پایة آموزشی اعم از خواندن و نوشتن؛ ·تشویق جوانان به ادامة تحصیل و کسب مهارتهای مختلف آموزشی و عملی؛·امکان دسترسی همگانی به فرصتهای آموزشی و حرفهای ازطریق اعمال سیاستهای مبارزه با فقر، محرومیتهای اجتماعی و کمسوادی در تمام نقاط کشور؛·تلاش برای پرورش استعدادها و مهارتهای همة دانشآموزان اعم از بومی و غیربومی؛·تقویت و گسترش سیاستهای مبارزه با ترک تحصیل (www.gov.uk).ساختار نظام آموزشیدر بریتانیا 5 دوره آموزشی وجود دارد: آموزش قبل از دبستان، ابتدایی، میانی، آموزش جبرانی و آموزش عالی. آموزش برای تمام کودکان، در سنین 5 (4 سال در ایرلند شمالی) تا 16 سال اجباری است. آموزش جبرانی، آموزش سادهای است که در آموزشکدههای آموزش جبرانی و مؤسسات آموزش عالی ارائه میشود و اجباری نیست. دوره پنجم، یعنی آموزش عالی، به دانشجویان تماموقت دانشگاهها و دانشکدهها و دیگر مؤسسات آموزش عالی اختصاص دارد.آموزش پیشدبستانیدر بریتانیا از سپتامبر 2010، تمام کودکان سنین 3 و 4 سال حق دارند تا 38 هفته در سال و هر هفته به مدت 15 ساعت در کودکستانهای رایگان حضور یابند. آموزش قبل از دبستان، در محیطهای متنوعی مانند کودکستانهای عمومی، شیرخوارگاهها و کلاسهای آمادگی در مدارس ابتدایی و نیز در مکانهایی غیر از بخش عمومی، مانند مدارس مقدماتی داوطلبانه، شیرخوارگاهها یا مهدکودکهای خصوصی انجام میشود. در سالهای اخیر آموزش قبل از دبستان و مراقبت از کودکان گسترش زیادی داشته است. در 2002م، قانون آموزش دورة تحصیلی ملی را در انگلستان گسترش داد و مرحلة پایه را که برای اولینبار در سپتامبر 2000 مطرح شده بود، در برنامة تحصیلی گنجاند که در آن، آموزش کودکان از سن سهسالگی تا پایان آمادگی (پنجسالگی) را دربر میگیرد. در سپتامبر 2008، مرحلة پایه در آموزش قبل از دبستان اجباری گردید.در ولز محلی را بهصورت پارهوقت و رایگان به کودکان سهساله اختصاص دادهاند که تا زمان آغاز آموزش اجباری، در این محل آموزش میبینند. این مکان میتواند مدرسهای عمومی یا مجموعهای غیرعمومی مانند مدارس داوطلبانه که با بازی به کودکان آموزش میدهند، کودکستانهای خصوصی که آموزش آنان تأیید شده، باشد. مرحلة پایه، دورة تحصیلی جامعنگر برای کودکان 3 تا 7 سال است که مبتنیبر برآوردهساختن تأمین نیازهای فردی کودک در دورههای رشد است.در اسکاتلند آموزش معمولاً با پیشدبستان آغاز میشود و تمام کودکان در اسکاتلند مستحق آموزش پیشدبستانی، قبل از شروع آموزش ابتدایی هستند. مقامات محلی موظفاند تا زمان رفتن به مدرسه، بودجة مکانی امنی را برای کودکان سهساله تأمین نمایند. مراکز معتبر محلی یا بخش خصوصی و داوطلبانه و با حمایت دولت آموزش پیشدبستانی را ارائه میدهند. در ایرلند شمالی دولت باید اطمینان یابد که هر خانوادة خواهان آموزش، حداقل 1 سال از آموزش پیشدبستانی بهرهمند شده باشد. واحدها و مهدکودکهای قانونی که بودجة آنها تأمین شده است و یا مجموعههای خصوصی و داوطلبانه که در برنامة توسعة آموزش پیشدبستانی مشارکت دارند، آموزش پیشدبستانی را ارائه میدهند. مجموعههای خصوصی و داوطلبانه، بهصورت پارهوقت و واحدهای قانونی، بهصورت تماموقت و پارهوقت به این امر مبادرت میورزند. آموزش ابتداییآموزش ابتدایی سه گروه سنی را دربر میگیرد: نوزادان (زیر 5 سال)، اطفال (5 تا 7 یا 8 سال) و نوجوانان (حدود 11 یا 12 سال). آموزش اجباری در انگلستان، ولز و اسکاتلند از سن پنجسالگی شروع میشود، یعنی کودکان 5 سال و یکماهه تا 6 سال، دانشآموزان پایة اول را تشکیل میدهند. دورة تحصیلات اجباری به چهار مرحلة کلیدی تقسیم میشود: کودکان 5 تا 7 سال در مرحلة کلیدی اول، کودکان 7 تا 11 سال در مرحلة کلیدی دوم، دانشآموزان 11 تا 14 سال در مرحلة کلیدی سوم و دانشآموزان 14 تا 16 سال در مرحلة کلیدی چهارم به تحصیل میپردازند (جدول 1). در اسکاتلند و ایرلند عموماً تفاوتی بین مدارس نوجوانان و اطفال وجود ندارد. هرچند در ولز، انواع مدارس، مشابه آنچه گفته شد هستند، اما دانشآموزان پایة اول با آموزش پیشدبستانی (از 3 تا 5 سالگی) و مرحلة کلیدی اول (5 تا 7 سال) باهم یکی شدهاند تا آموزش کودکان بین سنین 3 تا 7 سال به یک مرحله تبدیل شود. در انگلستان مدارس ابتدایی عموماً کودکان 4 تا 11 سال را آموزش میدهند. برخی مدارس ابتدایی نیز ممکن است شیرخوارگاه یا کودکستان هم داشته باشند که برای کودکان با سن کمتر در نظر گرفته شده است. در بیشتر مدارس عمومی، دختران و پسران بهصورت مختلط در کلاس حضور مییابند. در انگلستان، ولز و ایرلند شمالی معمول است که کودکان در سن یازدهسالگی و در اسکاتلند در سن دوازدهسالگی بهطور مستقیم وارد دبیرستان میشوند، اما برخی کودکان در انگلستان، ازطریق مدارس راهنمایی که برای گروههای سنی بین 8 و 14 سال مهیا شدهاند، به دبیرستان راه مییابند. دانشآموزان در مدارس راهنمایی بسته سنشان در دستة ابتدایی یا میانی قرار میگیرند. هدف اصلی آموزش ابتدایی، آموزش ریاضیات و سواد پایه به تمام دانشآموزان است. در انگلستان و ایرلند شمالی در پایان مرحلة کلیدی اول و مرحلة کلیدی دوم آزمون برگزار میشود و در ولز تمام دانشآموزان باید در پایان پایة اول و مرحلة کلیدی دوم آزمون را بگذرانند.آموزش میانیآموزش میانی که دولت بریتانیا در یک منطقه ارائه میکند، ممکن است ترکیبی از مدارس مختلف باشد که انعکاسی از وضعیت تاریخی آن منطقه و سیاستی است که ازسوی مقامات محلی اتخاذ میشود. مدارس فراگیر، تا حدود زیادی دانشآموزان را بدون توجه به توانایی یا استعداد آنان میپذیرند و تمام کودکانی را که در مجاورتشان قرار دارند آموزش میدهند، اما در برخی از مناطق، این مدارس در کنار انواع مدارس دیگر مانند مدارس آموزش انگلیسی، به امر آموزش میپردازند. در انگلستان آموزشگاههایی که با بودجة دولتی فعالیت میکنند، مستقل هستند؛ این آموزشگاهها از آزادیهای زیادی برخوردارند تا استانداردهای آموزشی را ارتقا دهند و به نوآوری کمک نمایند. این آزادی، شامل آزادی از کنترل مقامات محلی، امکان تنظیم شرایط و پرداخت حقوق به کارکنان ازسوی خودشان، آزادی در ارائة برنامة درسی و توان ایجاد تغییر در طول دوره و روزهای تحصیل است. طرح این آموزشگاهها برای اولینبار در ماه مارس 2000 و با هدف جایگزینی با مدارسی که ضعف در کارایی داشتند، مطرح شد. این آموزشگاهها برای ایجاد دگرگونی در کارآیی آموزشی، ازسوی سرمایهگذاران بیرونی تأسیس و اداره میشوند. طرح آموزشگاهها با تصویب قانونی در 2010م با عنوان قانون آموزشگاهها گسترش یافت؛ این قانون برای تمام مدارس ابتدایی، میانی و خاص این امکان را فراهم کرد تا درخواست خود را برای تبدیل شدن به آموزشگاه ارائه کنند. تمرکز اولیة این طرح، بر مدارسی بود که ادارة استانداردهای آموزشی، آنها را در ردة عقبافتاده رتبهبندی کرد و نخستین نوع از این آموزشگاههای جدید در سپتامبر 2010 گشایش یافت. این آموزشگاهها پشتیبان نداشتند اما از آنها انتظار میرفت تا با مدارسی که کارایی پایین داشتند کار کرده، به آنها در ارتقا بخشیدن به استانداردهایشان کمک کنند.در ولز مدارس میانی دانشآموزان را از سن یازدهسالگی تا سن قانونی تحصیل و بالاتر میپذیرند. در اسکاتلند هرچند در نواحی دورافتاده چندین مدرسه میانی دوساله و چهارساله وجود دارد، اما مدارس میانی آموزش میانی را در شش سال ارائه میکنند. در ایرلند شمالی، آموزش بعد از ابتدایی شامل پنج سال آموزش اجباری است.آموزش جبرانی در بریتانیا آموزش جبرانی که نوعی آموزش، پس از آموزش اجباری است، ممکن است برای تمام دورههای آموزشی غیرپیشرفته بهکار رود که آموزش در هر سطح، از آموزش مهارتهای پایه، تا آموزش حرفهای عالی را دربر میگیرد. معمولاً بین آموزش جبرانی و آموزش عالی تفاوت وجود دارد. آموزش عالی، آموزشی است در سطح بالاتر از آموزش میانی که در نهادهایی مانند دانشگاهها انجام میشود، اما آموزش جبرانی، نوعی آموزش است برای افراد بالای 16 سال که به دلایلی از دانشگاه بازماندهاند. این نوع آموزش، در آموزشکدههای آموزش جبرانی، شامل آموزشکدههای عمومی آموزش جبرانی، آموزشکدههای تخصصی (مانند آموزشکدههای کشاورزی و باغبانی و آموزشکدههای تئاتر و رقص)، مؤسسات آموزش بزرگسالان و غیره ارائه میشود. آموزش در محل کار، آموزش زندانیان و دیگر انواع مهارتآموزی و آموزش غیرمدرسهای- غیردانشگاهی نیز در زمرة آموزش جبرانی قرار میگیرند (www.gov.uk). آموزش عالیآموزش عالی در بریتانیا پیشینة تاریخی طولانی دارد. هرچند تاریخ دقیق آن ثبت نشده است، اما سوابق نشان میدهد تدریس در شهر آکسفورد از 1096م آغاز شده است و «دانشگاه آکسفورد»، قدیمیترین دانشگاه در دنیای انگلیسیزبان بهشمار میرود. در 2009م «دانشگاه کمبریج»، هشتصدمین سال تأسیس خود را جشن گرفت. دانشگاههای «استی آندریوز»، «گلاسکو» و «آبردین» در سده پانزدهم میلادی و دانشگاه «ادینبورو» در 1583م در اسکاتلند تأسیس شدهاند.توسعة اصلی آموزش عالی در بریتانیا در سده نوزدهم میلادی اتفاق افتاد و امتیاز سلطنتی به آموزشکدههای «استی دیویدز»، «لمپیتر» (که بعدها بخشی از دانشگاه ولز شد)، «دانشگاه دورهام»، «کالج کینگز» لندن و «پردیس دانشگاهی» لندن اعطا شد. در همین سده در شهرهای صنعتی مهم بریتانیا، دانشکدههای پزشکی، علوم و مهندسی نیز تأسیس شدند. در پایان جنگ جهانی دوم در بریتانیا نُه دانشگاه و تعدادی پردیس دانشگاهی وجود داشت.در دهههای 1950 و 1960 دولت بریتانیا در پاسخ مستقیم به تقاضاهای افزایش جمعیت و نیازهای روزافزون اقتصاد فنّاورانه، توسعه بخش آموزش عالی را آغاز کرد. آموزشکدههای جدید فنّاوری پیشرفته از 1956م و پس از آن، تأسیس شدند و در 1966م، امتیاز دانشگاه به آنها اعطا شد و بدینترتیب آموزشکدههای «آستون»، «باث»، «بردفورد»، «برونل»، «سیتی» و... همگی دانشگاه شدند. در 1992م، آموزش عالی با تصویب قانون آموزش عالی و جبرانی بار دیگر توسعه یافت و دولت بریتانیا به 35 پلیتکنیک سابق و تعدادی مؤسسه دیگر که در اصل آموزشکدههای آموزش عالی و جبرانی بودند، امتیاز دانشگاه را اعطا کرد. پس از این تاریخ، به تعداد اندکی از مؤسسات آموزش عالی دیگر نیز امتیاز دانشگاه اعطا شد. در مجموع این دانشگاهها بهعنوان دانشگاههای «جدید» یا «پس از 92» شهرت دارند. اگرچه بسیاری از این دانشگاهها بهعنوان مؤسسات حرفهای سابقهای طولانی و درخشان دارند، این توسعة تدریجی به این معنی است که اکنون در بریتانیا سازمانهای مختلفی ارائهدهندة آموزش عالی هستند که در کل بهعنوان مؤسسات آموزش عالی شناخته میشوند. درحالحاضر بسیاری از این مؤسسات در سطح بینالمللی شناختهشده هستند و بهدلیل برتری پژوهشی و کیفیت بالای تدریس در طول سالها، شهرت جهانی کسب کردهاند و حاصل این شهرت، جذب سالیانة بیش از سیصد هزار دانشجوی بینالمللی است.در بریتانیا قانون مجوز اعطای مدرک را به دانشگاهها میدهد و مقامات ملی فقط مؤسساتی را به رسمیت میشناسند که قانون مجلس یا فرمان سلطنتی، مجوز ارائه مدرک به آنها اعطاء کرده باشد. این مؤسسات که بهعنوان «دستگاههای رسمی» شناخته میشوند، تمام دانشگاههای بریتانیا و نیز برخی آموزشکدههای آموزش عالی و تخصصی را دربر میگیرند. همچنین 700 آموزشکده و مؤسسه دیگر نیز در بریتانیا وجود دارند که اگرچه اجازة اعطای مدرک ندارند، اما دورههایی را که منجر به اعطای مدرک میشود، اداره میکنند. اینها مؤسساتی هستند که دورههای مورد تأیید مؤسسات رسمی را برگزار کرده، مدرک رسمی را ازطریق این مؤسسات اعطا میکنند.در بریتانیا مؤسسات آموزش عالی ازنظر اندازه تفاوت قابلملاحظهای باهم دارند. حدود یکپنجم از این مؤسسات، کمتر از 3500 دانشجو دارند، درحالیکه بزرگترین آنها، بیش از 40000 دانشجو دارد. «دانشگاه باز»، مؤسسة آموزش عالی متفاوتی است که در بریتانیا و جهان فرصت یادگیری از دور را برای بیش از 209000 دانشجویی که بیشتر پارهوقت هستند، فراهم میکند. در بریتانیا از 2013-2012م، 161 مؤسسه آموزش عالی وجود داشت که دولت بودجة آنها را تأمین میکرد (Baskerville et al., 2011).ثبتنام در آموزش عالیدر سال تحصیلی 2013-2012 آمار کل ثبتنام در مؤسسات آموزش عالی بریتانیا 2340275 نفر ثبت شده که در مقایسه با سال تحصیلی 2012-2011، 3/6% کاهش داشته است. در فاصلة سالهای 2012-2011 تا 2013-2012 در بریتانیا ثبتنام در تحصیلات تکمیلی 6/5% و در دوره کارشناسی 4/6% همچنین، ثبتنام تماموقت، 3/2% و پارهوقت، 1/15% کاهش داشته است (www.hesa.ac.uk; www.lfhe.ac.uk).تعداد دانشجویان آموزش عالی که در مؤسسات آموزش عالی بریتانیا تحصیل میکردند بهتدریج از سال تحصیلی 2009-2008 تا 2011-2010 افزایش یافته است که این افزایش در سال تحصیلی 2012-2011 اندک بوده و پس از سال تحصیلی 2013-2012 نیز کاهش یافت (www.hesa.ac.uk; www.lfhe.ac.uk).نگاره 3، درصد دانشجویان مؤسسات آموزش عالی بریتانیا را براساس سطح تحصیلی و روش تحصیل نشان میدهد. همانطور که ملاحظه میشود بیش از نیمی از دانشجویان (1/56%) به صورت تماموقت در دوره کارشناسی تحصیل میکنند (www.hesa.ac.uk; www.lfhe.ac.uk).براساس نگاره 4، در سال تحصیلی 2014-2013 تعداد ورودیهای تماموقت در دوره کارشناسی 8% رشد داشته؛ ازاینرو تعداد کل ورودیها به 378000 نفر رسیده که در مقایسه با سال تحصیلی 2013-2012م، 27000 نفر افزایش داشته است (Higher Education Founding Council for England, 2014d). چنانچه نگاره 5 نشان میدهد، بین سالهای تحصیلی 2011-2010 تا 2014-2013 تعداد ثبتنامشدگان پارهوقت در دوره کارشناسی تقریباً نصف شده است. این تعداد در سال تحصیلی 2014-2013، 120000 نفر کمتر از سال تحصیلی 2011-2010 ثبت شده است که حدود 46% کاهش را نشان میدهد (Higher Education Founding Council for England, 2014b).در سال تحصیلی 2013-2012 تعداد ثبتنامشدگان بینالمللی تماموقت در دوره کارشناسی، رشد کندی داشته که در سال تحصیلی 2014-2013 نیز به همین منوال ادامه یافته است. اگرچه در سالهای تحصیلی 2013-2012 و 2014-2013 تعداد ورودیهای بینالمللی (غیر از اتحادیة اروپا) تماموقت در دوره کارشناسی، بیش از 3% افزایش داشته است، اما این افزایش بهطور معنیداری کمتر از رشدی است که قبل از سال تحصیلی 2011-2010 تجربه شده است (Higher Education Founding Council for England, 2014b). تعداد دانشجویان تبعة بریتانیا و کشورهای دیگر اتحادیة اروپا که بهصورت تماموقت، تحصیلات تکمیلی آموزشمحور را در سال 2014-2013 آغاز کردهاند، افزایش داشته است. تعداد این دانشجویان در سال تحصیلی 2014-2013 در مقایسه با سال تحصیلی 2013-2012 حدود 2% (1000 نفر) افزایش داشته است. اگرچه تعداد دانشجویانی که بهصورت پارهوقت در دوره تحصیلات تکمیلی آموزشمحور تحصیل میکنند، کاهش داشته، اما این مقدار، در مقایسه با سالهای قبل کمتر بوده است. تعداد این دانشجویان در سال تحصیلی 2014-2013 در مقایسه با سال تحصیلی 2013-2012، 2% (2000 نفر) کاهش داشته است. تعداد ورودیهای تماموقت دوره کارشناسی ارشد آموزشمحور خارج از بریتانیا (شامل کشورهای دیگر اتحادیة اروپا) از 66% در سال تحصیلی 2006-2005م به 74% در سال تحصیلی 2013-2012 افزایش یافته است.نگاره 6 نشان میدهد که در سال تحصیلی 2013-2012 تعداد دانشجویانی که از خارج از بریتانیا و از کشورهای اتحادیة اروپا بهصورت تماموقت و در دوره کارشناسی به آموزشکدههای آموزش جبرانی و مؤسسات آموزش عالی بریتانیا وارد شده بودند، 4% از جمعیت ورودیهای تماموقت به دوره کارشناسی را تشکیل میدهند. این نسبت از سال تحصیلی 2006-2005 تا 2013-2012 تقریباً ثابت مانده است. در این مدت سهم دانشجویان بینالمللی (خارج از اتحادیة اروپا) رشد داشته و از 8% در سال تحصیلی 2006-2005 به 13% در سال تحصیلی 2013-2012 افزایش یافته است (Higher Education Founding Council for England, 2014b). نگاره 7 نشان میدهد که تعداد ورودیهای تماموقت تحصیلات تکمیلی آموزشمحور، در سال تحصیلی 2014-2013 در مقایسه با سال تحصیلی 2013-2012 حدود 2% افزایش یافته است؛ درحالیکه تعداد ورودیهای تماموقت تحصیلات تکمیلی پژوهشمحور، تا حد زیادی ثابت مانده و تعداد ورودیهای پارهوقت در دوره تحصیلات تکمیلی آموزشمحور، در سال تحصیلی 2014-2013م در مقایسه با سال تحصیلی 2013-2012م حدود 2% کاهش یافته است (در نگاره 8، نمودار بنفش، نشانگر ورودیهای تحصیلات تکمیلی آموزشمحور پارهوقت، نمودار سبز، نشانگر ورودیهای تحصیلات تکمیلی آموزشمحور تماموقت، نمودار آبی، نشانگر ورودیهای تحصیلات تکمیلی پژوهشمحور تماموقت و نمودار قرمز، نشانگر ورودیهای تحصیلات تکمیلی پژوهشمحور پارهوقت است) (Higher Education Founding Council for England, 2014b).دانشجویان بینالمللی سهم زیادی در رشد تحصیلات تکمیلی در بریتانیا داشتهاند. آنان که بیش از یکچهارم تعداد کل دانشجویان تحصیلات تکمیلی را تشکیل میدهند، در برخی از حوزههای تخصصی بیش از نیمی از تعداد دانشجویان را به خود اختصاص دادهاند. نگاره 7 نشان میدهد که تعداد دانشجویان خارجی تماموقت در دوره کارشناسی ارشد آموزشمحور بهطور معنیداری بیش از دانشجویان داخلی است. همزمان با کاهش تعداد متقاضیان تحصیلات تکمیلی از کشورهای هندوستان، پاکستان، ایران و کشورهای دیگر، سهم دانشجویان چینی در دوره کارشناسی ارشد آموزشمحور رشد داشته و در سال تحصیلی 2013-2012، 39% از جمعیت ورودی از کشورهای غیر اتحادیة اروپا را به خود اختصاص داده است. ورودیهای تماموقت دوره کارشناسی ارشد آموزشمحور، 51% از کل جمعیت ورودیهای تحصیلات تکمیلی آموزشمحور را در بریتانیا تشکیل میدهند (Higher Education Founding Council for England, 2014b). نگاره 8 نشان میدهد که تعداد ورودیهای بینالمللی تماموقت (غیر از اتحادیة اروپا) به دورة کارشناسی در مؤسسات آموزش عالی بریتانیا، رشد زیادی داشته (ستون آبی رنگ) و بین سالهای تحصیلی 2008-2007 تا 2011-2010 سالانه حداقل 10% بوده، اما پس از آن، این رشد به 2% در سال رسیده است. در سال تحصیلی 2014-2013 تعداد ورودیهای بینالمللی در مقایسه با سال قبل 3% افزایش یافته است. در کل اکنون 51000 دانشجوی بینالمللی تماموقت در دوره کارشناسی وجود دارد. تعداد ورودیهای کشورهای اتحادیه اروپا تا سال 2012-2011 رشد مداوم داشته (ستون قرمز رنگ) و بین سالهای 2008-2007 تا 2012-2011 بهطور میانگین 4% در سال رشد داشته است. هرچند در سال 2013-2012 تعداد ورودیهای تماموقت اتحادیه اروپا به دوره کارشناسی در مؤسسات آموزش عالی بریتانیا تقریبا به یکچهارم کاهش یافته است (Higher Education Founding Council for England, 2014b).در سال 2013-2012 بیش از نیمی از دانشجویان مؤسسات آموزش عالی بریتانیا (2/56%) زن و 8/43% مرد بودند. این وضعیت در بین دانشجویان پارهوقت قابل توجه بود، بهطوریکه 5/60% زن و 5/39% مرد بودند.مؤسسات آموزش عالی بریتانیا در سال 2013-2012 در مجموع 787900 مدرک به دانشجویان اعطاء کردند که یکسوم از این تعداد در سطح تحصیلات تکمیلی و مابقی در دوره کارشناسی بود. در دسامبر 2012 در مجموع 382515 نفر در مؤسسات آموزش عالی بریتانیا مشغول به کار بودند که از این تعداد، 185585 نفر عضو هیئتعلمی و 196935 نفر عضو غیرهیئتعلمی بودند. در طول پنج سال گذشته تعداد کارکنان و دانشجویان با افتوخیز همراه بوده است. تعداد کارکنان در مقایسه با سال قبل 1/1% افزایش داشته است، اما در حقیقت در مقایسه با سال 2009-2008 تغییر اندکی را نشان میدهد. در همین مدت مشابه، تعداد دانشجویان تا سال تحصیلی 2011-2010 افزایش داشته، اما از سال تحصیلی 2012-2011، 3/6% و در مقایسه با سال تحصیلی 2009-2008، 3/2% کاهش داشته است (نگاره 10) (www.hesa.ac.uk; www.lfhe.ac.uk).مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیدر بریتانیا مؤسسات آموزش عالی سازمانهای پیچیدهای هستند که هریک مشخصة بارزی دارند. مدیریت مؤسسات آموزش عالی، تا حدودی متنوع بوده، نشانگر این واقعیت است که تمام مؤسسات آموزش عالی ازنظر قانونی مجموعهای مستقل هستند. بنابراین این مؤسسات ازنظر قانونی با دیگر دستگاههای دولتی متفاوت هستند؛ چراکه تقریباً تمام مؤسسات (بهاستثنای کمبریج و آکسفورد) هیئتامنا دارند که مسئول نظارت بر تمام فعالیتهای مؤسسات هستند (www.hesa.ac.uk; www.lfhe.ac.uk).مقررات آموزش عالی در بریتانیا شامل سازوکارهای مختلفی است که ورود به بخش آموزش عالی را کنترل و بر رفتار عرضهکنندگان تأثیر میگذارد. این سازوکارها شامل قوانین بیرونی و مقرراتی است که از سوی دولت و مؤسسات عمومی، مشوقهای بازار و انواع سازوکارهای حرفهای حاکمیتی و نهادی وضع میشوند (Gaskell, 2015).هدف عمومی مؤسسات آموزش عالی، تدریس و یادگیری و انجام پژوهش است. همچنین این مؤسسات ازطریق پژوهش و گسترش ارتباط با کسبوکارها و جامعه نقش مهمی در رشد اقتصادی ایفا میکنند. شورای دانشگاه، مسئول تضمین مدیریت کارآمد مؤسسه و برنامهریزی برای توسعة آن در آینده است؛ همچنین این شورا، مسئول نهایی تمام کارهای دانشگاه است و وظیفة تواناسازی دانشگاه برای دستیابی به اهداف اولیه تدریس، یادگیری و پژوهش و گسترش مأموریت خود را برعهده دارد. این مسئولیت، شامل بررسی و تأیید برنامة راهبردی دانشگاه که شامل اهداف کلی و اهداف اختصاصی است و تعیین راهبردهای مالی، فیزیکی و کارکنان برای دستیابی به اهداف دانشگاه را شامل میشود.این شورا باید بهطور منظم بر اثربخشی و عملکرد دانشگاه در مقایسه با راهبردهای برنامهریزیشده و اهداف عملیاتی نظارت نماید. مسئولیتهای مالی این شورا عبارتاند از: اطمینان از قدرت پرداخت بدهی دانشگاه و حراست از داراییهای آن، تصویب راهبرد مالی، تصویب برنامههای عملیاتی سالانه و بودجهها که باید بازتابی از برنامة راهبردی دانشگاه باشد، اطمینان از صرف بودجههای تأمینشده ازسوی شورای مالی مطابق با ضوابط و شرایط مشخصشده در قرارداد مالی این شورا، اطمینان از وجود و درستی نظامهای مدیریت خطر، کنترل و اداره و نظارت ازطریق کمیتة ممیزی و دریافت و تصویب حسابهای سالانه. همچنین شورای دانشگاه، مسئولیت هدایت و نظارت بر مقررات دانشگاه بهمنظور ممیزی درونی و بیرونی و مسئولیت نظارت بر مدیریت راهبردی اراضی و ساختمانهای دانشگاه و منابع انسانی و سیاست اشتغال و نیز ایمنی و بهداشت دانشگاه را برعهده دارد (Committee of University Chairs, 2009).درحالیکه تمام مؤسسات آموزش عالی بریتانیا (بهجز دانشگاه بوکینگام که تنها مؤسسة خصوصی آموزش عالی در بریتانیا است) بخشی از بودجة دولت را بهعنوان درصدی از درآمد کل خود دریافت میکنند، دولت در مدیریت این بودجه نقش مستقیم ندارد و ازطریق شوراهای مالی، حمایت مالی و راهنماییهای کلی را به مؤسسات ارائه میکند.اکنون به دلایل بسیار، سیاست آموزش عالی در هریک از کشورهای زیرمجموعه بریتانیا بهصورت جداگانه ازسوی دولت اسکاتلند، مجمع ولز و فرماندار ایرلند شمالی تدوین میشود و هریک مسئولیت مشخص و متفاوت در بخشهای خاصی از آموزش عالی و سیاستهای دانشجویی برعهده دارند. این دستگاههای عمومی در تعیین دورههایی که برگزار میشود یا هدایت پژوهشهایی که ازسوی هریک از اعضای هیئتعلمی انجام میشود، نقش مستقیم ندارند. خود مؤسسات کارکنان علمی و پشتیبانی را استخدام میکنند، نه دولت. این ساختار اداری، نشاندهندة استقلال دانشگاههای بریتانیا است. هر مؤسسه خود دربارة شرایط یا پیشنیازهای ورود به مؤسسه تصمیم میگیرد و خود در قبال روشهای پذیرش دانشجویان مسئولیت دارد. در بریتانیا یک کارگزاری مرکزی مشترک به نام اداره پذیرش ورود به دانشگاهها و آموزشکدهها بیشتر تقاضانامههای تحصیل تماموقت در دوره کارشناسی را بررسی میکند، اما درخواستهای تحصیلات تکمیلی بهطور مستقیم ازسوی دانشگاه یا آموزشکده مربوط بررسی میشود.اولین دوره دانشگاهی که دوره کارشناسی است، در انگلستان، ولز و ایرلند شمالی سه سال و در اسکاتلند چهار سال به طول میانجامد. کارشناسی ارشد آموزشمحور معمولا یک سال و کارشناسی ارشد پژوهشمحور دو سال و دوره دکتری حداقل سه سال زمان میبرد (Baskerville et al., 2011).منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیدر بریتانیا، هر سال دولت کل بودجة آموزش عالی را مشخص میکند؛ این بودجه از منابع مختلف تأمین میشود:·اعطای شهریهها و پژوهانههای تعمیر و نگهداری و وامهای دانشجویی؛·اعطای پژوهانه به دانشگاهها و آموزشکدهها ازسوی شورای مالی آموزش عالی بریتانیا؛·اعطای پژوهانه به مؤسسات و بورس تحصیلی به دانشجویان ازسوی دستگاههای عمومی دیگر مانند بخش سلامت و شورای پژوهشی بریتانیا.سهم نسبی هر منبع در تأمین درآمد مؤسسات، نشاندهندة تنوع مأموریت آنها و بازارهایی است که خدمت ارائه میکنند (Higher Education Founding Council for England, 2014c).شورای مالی آموزش عالی بریتانیا که در 1992م با قانون آموزش عالی و جبرانی تأسیس شد، مسئول تقسیم بودجة دولت بین مؤسسات آموزش عالی است. همچنین این شورا مسئول کنترل تعداد دانشجویانی است که ممکن است در هر دانشگاه و آموزشکده ثبتنام کنند. پژوهانههای اعطائی این شورا به دانشگاهها و آموزشکدهها، هزینههای آنان را بهطور کامل پوشش نمیدهد و هزینههای پرداختی این شورا تنها سهمی در تدریس، پژوهش، تبادل دانش و فعالیتهای این مؤسسات دارد. نسبت درآمد کل یک مؤسسه از شورا، به دستمزدهایی پرداختی ازسوی مؤسسه، فعالیتهای مؤسسه و پولی که مؤسسه از منابع دیگر کسب میکند، بستگی دارد.شورای مالی آموزش عالی بریتانیا در سال تحصیلی 2015-2014م، بودجة 130 مؤسسة آموزش عالی و 212 آموزشکدة آموزش جبرانی ارائهدهندة دورههای آموزش عالی را تأمین کرد. مؤسسات آموزش عالی دربارة چگونگی مصرف بودجههای دریافتی به شورای مالی و در نهایت مجلس، پاسخگو هستند. این شورا در سال تحصیلی 2014-2013، 5/4 میلیارد پوند و در سال تحصیلی 2015-2014، 9/3 میلیارد پوند را بهمنظور تدریس، پژوهش، تبادل دانش، ابتکارات و امکانات ملی و کمکهزینه سرمایهای بین دانشگاهها و آموزشکدههای بریتانیا توزیع کرد. در جدول 2 میزان بودجه به تفکیک نوع فعالیت و سال تحصیلی نشان داده شده است (Higher Education Founding Council for England, 2014c).جدول 2. میزان بودجة تخصیصیافته ازسوی شورای مالی به تفکیک نوع فعالیت و سال تحصیلی (میلیون پوند)نوع فعالیت2014-20132015-2014تدریس23251582پژوهش15581558تبادل دانش160160سرمایهای300440ابتکارات و امکانات ملی153143کل44963883شورای مالی آموزش عالی بین سالهای تحصیلی 2013-2012 تا 2015-2014 ازطریق پژوهانههای آموزشی و پژوهشی بیش از دویست میلیون پوند بودجه اضافی به تحصیلات تکمیلی اختصاص داد.در سال تحصیلی 2013-2012، کل درآمد مؤسسات آموزش عالی در بریتانیا 1/29 میلیارد پوند بوده است که این مبلغ از منابع مختلف تأمین شده است؛ بدینترتیب که هفت میلیارد پوند (1/24%) ازسوی دستگاههای بودجهگذار تأمین شده است که از این مقدار 2/4 میلیارد پوند آن از تدریس (3/14%)، 9/1 میلیارد پوند آن از پژوهش (7/6%) و 9/0 میلیارد پوند نیز از فعالیتهای دیگر (2/3%) بوده است. 7/11 میلیارد پوند از درآمد مؤسسات ازطریق شهریهها و قراردادهای پژوهشی (40%) بوده است که از این میزان، 4/7 میلیارد پوند آن از شهریههای دانشجویان بومی و اتحادیة اروپا (3/25%)، 5/3 میلیارد پوند آن از شهریههای دانشجویان غیراتحادیة اروپا (1/12%) و 8/0 میلیارد پوند آن، از شهریههای دیگر (6/2%) تأمین شده است. (بین سالهای تحصیلی 2008-2007 و 2011-2010 متوسط شهریه برای دانشجویان پارهوقت حدود 27% افزایش یافته است. علیرغم این افزایش شهریه در 2012م شهریة تحصیل پارهوقت بهطور متوسط کمتر از شهریه تحصیل تماموقت بوده است). همچنین 8/4 میلیارد پوند از درآمد مؤسسات آموزش عالی از قراردادها و پژوهانههای پژوهشی (4/16%)، 3/0 میلیارد پوند آن، از هدایا و درآمد سرمایهگذاری (1%) و 4/5 میلیارد پوند باقیمانده از منابع دیگر (5/18%) تأمین شده است (Higher Education Founding Council for England, 2014c).همانطور که در نگاره 11 ملاحظه میشود، میزان درآمد مؤسسات آموزش عالی در فاصله سالهای تحصیلی 2009-2008 تا 2013-2012 افزایش داشته و از 25 میلیارد پوند به 1/29 میلیارد پوند رسیده است. نکته دیگر دربارة این نگاره، روند کاهشی تأمین بودجة مؤسسات، ازسوی دستگاههای بودجهگذار و روند افزایشی درآمد مؤسسات از شهریهها و قراردادهای پژوهشی است، بهطوریکه مورد اول از 8/34% در سال تحصیلی 2009-2008 به 1/24% در سال تحصیلی 2013-2012 کاهش و مورد دوم از 7/28% در سال تحصیلی 2009-2008 به 40% در سال تحصیلی 2013-2012 افزایش یافته است.در سال تحصیلی 2013-2012 کل هزینههای مؤسسات آموزش عالی بریتانیا 9/27 میلیارد پوند بوده است که از این مبلغ، 5/8 میلیارد پوند (6/30%) مربوط به هزینههای اعضای هیئتعلمی، 9/6 میلیارد پوند (6/24%) مربوط به هزینههای کارکنان دیگر، 6/1 میلیارد پوند (8/5%) مربوط به استهلاک، 4/0 میلیارد پوند متعلق به هزینههای مالی و بهره و 5/10 میلیارد پوند (6/37%) به مخارج عملیاتی دیگر مربوط میشد. در جدول 3، انواع هزینههای مؤسسات آموزش عالی بریتانیا در سالهای تحصیلی 2012-2011 و 2013-2012 نشان داده شده است. همانگونه که دیده میشود، تمام هزینههای مؤسسات آموزش عالی در فاصلة سالهای یادشده افزایش داشته است. بیشترین افزایش در این مدت، به مخارج عملیاتی و کمترین افزایش به هزینههای کارکنان اختصاص داشته است. در مجموع هزینة مؤسسات آموزش عالی در سال تحصیلی 2013-2012 در
جدول 3. نوع هزینة مؤسسات آموزش عالی بریتانیا در سالهای تحصیلی 2012-2011 و 2013-2012 (هزار پوند)نوع هزینه2012-20112013-2012درصد تغییرهزینههای کارکنان14804992154077951/4مخارج عملیاتی دیگر9935272104896556/5استهلاک154288516181039/4هزینههای مالی و تنزیل3815294023785/5هزینه کل26664678279179317/4 مقایسه با سال تحصیلی 2012-2011، 7/4% افزایش داشته است (Higher Education Founding Council for England, 2014c).ارزیابی کیفیت در آموزش عالیبخش آموزش عالی بریتانیا، بخشی بزرگ و متنوع است که شامل مؤسساتی با اندازه، علایق پژوهشی، زیرساختها و اولویتهای مختلف است. این تنوع، نقطة قوت نظام آموزش عالی بریتانیا است که آن را قادر میسازد به نیازهای متنوع گروههای دانشجویی مختلف پاسخ داده، دامنة وسیعی از مأموریتهای سازمانی را پوشش دهد.مؤسسات آموزش عالی بریتانیا برنامة درسی ملی ندارند و بیش از 10000 دورههای گوناگون در این مؤسسات ارائه میشود. در چنین زمینهای، تضمین کیفیت مسئولیتی است که بخش آموزش عالی بهطور جدی آن را پیگیری میکند. بدینمنظور یک نظام ملی، براساس اصل بررسی همتایان، کیفیت و استانداردهای مدارک اعطاشده را تضمین میکند؛ این نظام ملی، استانداردهای علمی (سطح موفقیتی که یک دانشجو برای کسب تخصص باید به آن دست یابد) و نیز کیفیت علمی لازم (فرصتهای خوب یادگیری که دانشگاه برای کسب مدرک، در اختیار دانشجو قرار میدهد) را تعیین میکند.ازآنجاییکه مؤسسات آموزش عالی در بریتانیا مستقل هستند، هریک مسئولیت حفظ کیفیت آموزش و استانداردهای مدارک ارائهشده را برعهده دارند. با اینکه دولت مالک این مؤسسات نیست و آنها را اداره نمیکند، اما تقریباً تمام مؤسسات آموزش عالی، از دولت بودجه دریافت میکنند. شوراهای مالی مختلف، که مسئولیت توزیع این بودجه را در انگلستان، ولز و اسکاتلند و بخش اشتغال و یادگیری در ایرلند شمالی برعهده دارند، ازنظر قانونی ملزم هستند تا اطمینان دهند که آموزش عالیای که منابع مالی آن را فراهم میکنند از کیفیت خوبی برخوردار است. آنها این الزام را بهوسیله نهادی مستقل، یعنی کارگزاری تضمین کیفیت آموزش عالی، که بررسی و گزارش کیفیت دانشگاهها و دانشکدهها را برعهده دارد، انجام میدهند. اگر این کارگزاری کیفیت و یا استانداردهای مدیریت دانشگاهی را تأیید نکند، این نتیجه را به دستگاههای بودجهگذار گزارش میکند. هریک از این دستگاهها نیز سیاست خاص خود را دربارة کیفیت نامطلوب دانشگاهها دارند که در نهایت ممکن است به عدم تخصیص بودجه ختم شود (Baskerville et al., 2011)برنامهها و اصلاحات پیشرودر پنج سال گذشته تغییرات مهمی در فراهم ساختن بودجة آموزش عالی روی داده است؛ یکی از این تغییرات، در شیوه پرداخت هزینههای تحصیل در دوره کارشناسی است. از 2012م دانشجویانی که وارد دانشگاه میشوند باید بیشتر هزینههای تحصیلشان را خودشان با گرفتن وام از دولت تأمین کنند. مقررات مربوط به تعداد دانشجویان نیز تغییر کرده که این موضوع به معنی تقاضامحور شدن نظام آموزش عالی بریتانیا است. تعداد ارائهکنندگان آموزش عالی نیز بهطور مداوم افزایش یافته که به رقابتیتر شدن آموزش عالی منجر شده است. باتوجهبه تغییرات یادشده، اصلاحات زیر در نظام آموزش عالی بریتانیا دنبال میشوند:- اتخاذ رویکرد جدید برای حمایت از علایق و سلایق دانشجویان؛- ایجاد دفتری برای ثبت مؤسسات مورد تأیید و فعال در عرصة آموزش عالی؛- ایجاد شورایی جدید برای آموزش عالی بریتانیا که از شورای مالی آموزش عالی نشأت گرفته و وظیفة آن، ایجاد سازوکارهایی برای تضمین کیفیت، برابری و پایداری در آموزش عالی و انجام هماهنگی در این زمینه است (Higher Education Founding Council for England, 2013).کتابشناسیآقازاده، احمد. (1386). آموزشوپرورش تطبیقی. تهران: سمت. فاضلی، عصمت. (1383). «نظام آموزش عالی انگلستان». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج. 2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.Baskerville, S., MacLeod, F., and Saunders, N. (2011). A Guide to UK Higher Education and Partnerships for Overseas Universities, UK Higher Education International and Europe Unit. Retrieved from: http://www.international.ac. uk/media/528516/Guide%20to%20UK%20HE%20and%20Partnerships%20ENGLISH%20FINAL. Pdf.
Committee of University Chairs. (2009). Guide for Members of Higher Education Governing Bodies in the UK. London: Author.Gaskell, S. (2015). Quality,Eequity, Sustainability: the Future of Higher Education Regulation. Retrieved from: https://www.universitiesuk.ac.uk/policy-and-analysis/ reports/Documents/2015/quality-equity-sustainability.pdf.Higher Education Funding Council for England. (2013). Higher Education in England: Impact of the 2012 Reforms. Retrieved from: http://www.ucml.ac.uk/sites/default/files/ pages/160/Impact-report%281%29.pdf.Higher Education Funding Council for England. (2014a). Annual Report and Accounts 2013-14. Retrieved from: https://assets.publishing.service.gov.uk/government/uploads/system/uploads/attachment_data/file/311717/HEFCE_An_Rep_and_Acc_2014.pdf.Higher Education Funding Council for England. (2014b). Global Demand for English Higher Education: An Analysis of International Student Entry to English Higher Education Courses. Retrieved from: http://www.hefce.ac.uk/media/ hefce/content/HEinEngland/HEFCE2014_08a.pdf.Higher Education Funding Council for England. (2014c). Guide to Funding and Student Number Controls 2013-14 and 2014-15: How HEFCE Allocates its Funds and Controls Student Numbers. Retrieved from: http://www.hefce.ac.uk/media/hefce/content/pubs/2014/201406/Guide%20to%20funding%20and%20SNCs%202013-14%20and%202014-15.pdf.Higher Education Funding Council for England. (2014d). Higher Education in England 2014: Analysis of Latest Shifts and Trends. Retrieved from: http://www.hefce.ac.uk/ media/hefce/content/HEinEngland/2014report/HEinEngland_2014.pdf.
OECD. (2014a). “United Kingdom”. Education at a Glance 2013: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary.org/docserver/eag-2014-76-en. pdf?expires=1536568636&id=id&accname=guest&checksum=A2A55376E149513E6F2BA8820E8D72CC
OECD. (2014b). OECD Employment Outlook 2014: How Does the United Kingdom Compare? Retrieved from: www.oecd.org/employment/outlook
OECD. (2014c). OECD Health Statistics 2014: How Does the United Kingdom Compare? Retrieved from: https://www.oecd.org/els/health-systems/Health-at-a-Glance- EUROPE-2014-Briefing-Note-UNITED-KINGDOM.pdf.
http://geography.about.com/od/unitedkingdommaps/a/united-kingdom-geography-overview.htmhttp://resources.woodlands-junior.kent.sch.uk/customs/ questions/geography.htmlhttp://worldpopulationreview.com/countries/united-kingdom-population/http://www.lfhe.ac.uk/en/audiences/governance-old/about-governance/summary-of-higher-education governance.cfmhttps://www.gov.uk/government/uploads/system/uploads/attachment_data/file/219167/v01-2012ukes. pdfhttps://www.hesa.ac.uk
مسعود رضایی
نظام آموزش عالی بلژیک
Belgian Higher Education System
پایتخت: بروکسلنوع حکومت: مشروطة سلطنتی فدرالزبان رسمی: هلندی، فرانسوی، آلمانیمساحت: 30528 کیلومترمربعجمعیت: 11151966 نفر (2015م)تعداد دانشجویان: 477712 نفر (2012م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 29895 نفر (2012م)تولید ناخالص ملی: 7/458 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 6/6% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 0/12% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیبلژیک از کشورهای سلطنتی اروپای غربی است که در کنار دریای شمال واقع شده است. این کشور از شمال با هلند، از مشرق با کشورهای آلمان و لوکزامبورگ، و از جنوب و شرق، با فرانسه همسایه است. بلژیک کشوری مسطح است که ناهمواریهای یکنواختی دارد. آبوهوای آن، در بیشتر نقاط، اقیانوسی و در برخی مناطق، قارهای است و در برخی نواحی نیز، زمستانهای سرد و برفی دارد.از دیگر ویژگیهای جغرافیایی و سیاسی بلژیک، میتوان گفت، این کشور دارای دولتی فدرال است که به سه ناحیة اصلی: هلندی زبانهای فلاندرز در شمال، فرانسویزبانهای والونیا در جنوب و بروکسل- پایتخت هر دو زبان- جایی که فرانسویها و هلندیها به انجام فعالیتهای رسمی در کنار یکدیگر میپردازند، تقسیم شده است. در کنار این سه گروه اصلی همچنین، اقلیتی از آلمانیزبانها (حدود 70000 نفر) در قسمت شرقی کشور ساکن هستند.جمعیت بلژیک در سال 11151966 برآورد شده است که رشد 07/0 درصدی نسبت به سال قبل (2014م) داشته است. نگاهی ژرفتر به آمار مرگومیر این کشور، نشان میدهد که در 2014م با افزایش شمار مرگومیر، نسبت به زاد و ولد به میزان 5688 نفر، خالص رشد جمعیت منفی بوده است.ساختار گروههای سنی در سال 2015 بر پایه برآوردهای این وبگاه، نشان میدهد که حدود 16% (1773832 نفر) در گروه سنی زیر 15 سال، 66% (7367435 نفر) بین 15 تا 64 سال و 18% (2010699 نفر) در گروه سنی بالای 64 سال قرار دارند؛ بنابراین بهروشنی میتوان دریافت که بلژیک، در زمرة کشورهای میانسال بهشمار میرود. ازسویدیگر نگاهی به هرم توزیع جمعیت برحسب سه گروه سنی.همانگونه که نگاره 1 نشان میدهد، هرم توزیع جمعیتی بلژیک انقباضی است. این گونه هرمهای جمعیتی، بیشتر در کشورهای پیشرفته با نرخ پایین تولد و نرخ بالای مرگومیر دیده میشود. در کشورهایی با این گونه از توزیع گروه سنی، امید به زندگی بالا و ساکنین این کشورها از سطح بالایی از کیفیت آموزشی و بهداشت برخوردارند.فشردگی جمعتی بلژیک در 2015م، 365 نفر در کیلومترمربع است که بافتی فشرده را نشان میدهد.ازنظر زبانشناختی، بخش شمالی آن انگلیسیزبان و بخش جنوبی فرانسویزبان است و در پایتخت، به هر دو زبان و در بخش شرقی، بیشتر به زبان آلمانی صحبت میشود. بلژیک تعداد زیادی کارگر مهاجر دارد که بیشتر آنها ایتالیایی هستند.کشاورزی در اقتصاد این کشور، بهعلت بیحاصل بودن خاک، نقش چندانی ندارد. در عوض، از آن برای تولید کود استفاده میکنند که بازدهی خوبی دارد و فرصتهای شغلی فراوانی نیز ایجاد کرده است.مهمترین محصولات کشاورزی این کشور را چغندرقند، غلات (گندم)، سیبزمینی و پنبه تشکیل میدهد. در مجموع، تولیدات کشاورزی این کشور، برای تغذیة مردم آن کافی نیست.تکیه بر مهارتهای ملی، در تولید از ویژگیهای برجسته این کشور در گذر تاریخ آن است و آن را به کشوری صنعتی بدل کرده که در این زمینه از سدههای میانی شهرت ویژهای داشته است.بلژیک نخستین کشور در قاره اروپاست که انقلاب صنعتی را آزموده است و در سدة نوزدهم میلادی (بهویژه با تولید زغالسنگ) به بزرگترین تولیدکنندة فولاد مبدل میشود. بلژیک معادن زغالسنگ فراوانی دارد، اما ازآنجاکه امروزه نفت منبع اصلی انرژی است، استخراج زغالسنگ بسیار کاهش یافته است. البته نفت، بخشی از ذخایر آن را تشکیل میدهد که ناگزیر آن را صادر کند. در بلژیک، حدود 50% از انرژی لازم ازطریق نیروگاههای هستهای فراهم میشود (Central Intelligence Agency, 2015). کارخانة ذوب آهن این کشور، سالانه مقدار زیادی فولاد تهیه میکند که ناگزیر از وارد کردن مواد اولیة آن است. این مواد، در گذشته، از کنگو (زئیر) وارد میشد که مستعمرة این کشور بهشمار میآمد. سازههای مکانیکی، مانند تجهیزات راهآهن، ماشینآلات و کارخانههای کشتیسازی، ازجمله مهمترین تولیدات صنعتی بلژیک است. از دیگر صنایع این کشور، میتوان از پارچهبافی، پتروشیمی، تولید کود، مواد پلاستیک، الیاف مصنوعی، سیمانسازی، شیشهسازی و صنایع غذایی، بهویژه تولید قند و شکلات، نام برد. وجود شبکههای ارتباطی کافی (راههای آبی، راهآهن و جاده) نیز موجب تسهیل توسعة صنعتی شده است؛ بدینترتیب، بلژیک، بهرغم کم بودن مساحت و محدودیت منابع طبیعی، از ثروتمندترین کشورهای جهان بهشمار میآید.بلژیک، در 57 ق.م، به تصرف سزار درآمد و بهرغم کم بودن شهرهایش، نقش بسیار مهمی در اقتصاد امپراتوری داشت. اشغال ژرمنها، بیشترین اثرهای خود را در بهکارگیری زبان فرانسه در این کشور نشان میدهد.در 1790م، بعد از تجربة دوران کوتاه استقلال، استانهای این کشور، به تصرف فرانسه و سپس هلند درآمد (1830-1794م). بلژیک در 1830م استقلال یافت، اما تا 1839م هلندیها، آن را به رسمیت نشناختند.اگرچه بلژیک، بعد از جنگ جهانی دوم، از رشد اقتصادی چشمگیری برخوردار شد، اما مشکلات فراوانی را پشت سر گذاشت که مهمترین آنها عبارت بودند از: سقوط لئوپارد سوم و به قدرت رسیدن پسر او بودان؛ درگیریهای کلیسا با لیبرالها و سوسیالیستها که به بستن پیمان تحمیلی انجامید؛ مشکل کنگو، در عصر استعمارزدایی؛ و درگیریهای بخش فرانسویزبان با بخش فلاماند که تا سال 1980، که منطقهای شدن آغاز شد، ادامه یافت.هماکنون، این کشور اقتصادی مدرن، باز و خصوصی دارد که توانسته شبکة ارتباطی، بازرگانی و صنعتی خود را در سطح بالایی توسعه دهد. همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، توجه به صنایع ملی از اصلیترین رویکردهای کشور بلرژیک بهشمار میآید و برایناساس، بیشتر ساختارهای موجود در این کشور، بر پایة این رویکرد شکل گرفته است. بهطوریکه بیشتر صنایع در بخشهای پرجمعیت مانند ناحیه فلاندرز متمرکز شده است. اما آنچه اقتصاد پیشرفته این کشور را آسیبپذیر میسازد، وابستگی به مواد اولیه در مقادیر بالا بهعلت منابع طبیعی کم این کشور است؛ بدینترتیب، علیرغم اینکه بلژیک صنایع تولیدی خود را در حجم بالا صادر میکند، وابستگی به مواد اولیه، بازار این کشور را در برابر نوسانات بازارهای جهانی آسیبپذیر کرده است. حدود سهچهارم صادرات بلژیک، به کشورهای اروپایی بهویژه آلمان است (National Bank of Belgium, 2014).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیدر بلژیک، مدیریت آموزش ابتدایی و میانی در میان سه منطقه فدرالی بروکسل، فلاندرز و والونیا تقسیم شده است.پیش از ژانویه 1989، آموزش عمومی در هر سه منطقه به شیوة یکسانی سازماندهی میشد و سیاستهای آموزشی ازجمله سیاستهای ملی بهشمار میآمد. اما پس از آن، همة مسئولیتهای نظام آموزشی به سه منطقه فلمیش، بروکسل و والونیا واگذار شد.براساس ماده 24 قانون اساسی بلژیک، همة افراد میتوانند آزادانه از آموزش بهرهمند شوند. مدارس بهصورت مستقل و بدون دخالت دولت، گشایش و مدیریت میشوند. با وجود این مدارسی که میخواهند ازسوی دولت مورد ارزیابی قرار گیرند و گواهینامه رسمی دریافت کنند و یا از کمکهای مالی دولت بهرهمند شوند، باید براساس قوانین حاکم بر مدارس عمومی، عمل کنند. قانون آموزش آزاد بر دو رکن اساسی استوار است: 1. آموزش آزاد و 2. آزادی در انتخاب نهاد آموزشی. بر این اساس، دانشآموزان میتوانند باتوجهبه فاصله مکانی قابلپذیرش، نهاد آموزشی خود را آزادانه انتخاب کنند. در بخشی دیگر از این قانون، اشاره شده است که در کنار آموزش آزاد، آموزش اجباری برای همگان رایگان است و افراد میتوانند از کمکهزینه اولاد و تخفیف مالیاتی بهرهمند شوند.بهموجب حکم 1997، بخش فرانسویزبان اهداف زیر را در زمینة آموزش دنبال میکند (OECD, 2000):·افزایش اعتمادبهنفس و رشد شخصیت همة دانشآموزان؛·آماده کردن دانشآموزان برای درونی کردن دانش و دستیابی به صلاحیتهایی که آنها را برای آموزش در سراسر زندگی و بهدست آوردن جایگاهی پویا در زندگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توانا میسازد؛·تبدیل همة فراگیران به شهروندانی احترامبرانگیز؛ بهگونهای که بتوانند در توسعة جامعهای مردمسالار، متحد و کثرتگرا مشارکت کنند و پذیرای سایر فرهنگها باشند؛·ایجاد فرصت برابر و آزادی اجتماعی برای همة فراگیران.برای دستیابی به اهداف یادشده، هر مؤسسة آموزشی، باید اقدامات زیر را انجام دهد:·قرار دادن فراگیران در شرایطی که به فراگیری دانش، مهارتها و صلاحیتهای لازم برانگیزانده شوند؛·اولویتدادن به فعالیتهای اکتشافی، تولیدی و آفرینشی؛·آموزش نظریهها و کارهای عملی که باعث به وجود آوردن مفاهیم کاربردی میشود؛·ایجاد توازن میان کارهای فردی و جمعی، و توسعة ظرفیتها برای پذیرش مسئولیتهای لازم بهمنظور دست یافتن به هدفی مشخص؛·ایجاد سازوکارهایی که فراگیران، را به مشارکت در همة فعالیتهای مربوط به برنامههای سازمانیافته ازسوی مؤسسه برانگیزاند؛·وارد کردن هدایت تحصیلی در فراگرد آموزشی، بهویژه از رهگذر آشنا ساختن فراگیران، با مشاغل و اطلاعرسانی به آنها دربارة رشتههای آموزشی؛·استفاده از فنّاوریهای ارتباطی و اطلاعاتی و تلقی آنها بهمثابة ابزار توسعه، و دستیابی به استقلال و شخصیسازی روند فراگیری؛·برانگیختن ذوق فرهنگی و آفرینشگری، و سادهسازی شرکت در کنشهای فرهنگی و ورزشی با همکاری بازیگران آن؛·آموزش احترام به شخصیت و باورهای دیگران و نفی خشونت معنوی و فیزیکی و اجرای مسئولیتهای مدرسه با روشهای مردمسالارانة مبتنیبر شهروندی؛·مشارکت در مسائل محله یا محل زندگی، و وارد شدن در این فعالیتها، بهگونهای هماهنگ، و بهویژه ایجاد شرایط لازم برای مباحثههای مردمسالارانه.تمامی مؤسسههای آموزشی، ناگزیر از اجرای برنامههای آموزشی و طرحهای تربیتی زیر هستند:·اجرای اصول و اهداف کلی یادشده در بالا؛·فراگیری، ژرفا بخشیدن و ایجاد مهارت در زبان فرانسه؛·ایجاد تمایل در فراگیری زبانهای دیگر، بهویژه توانایی ایجاد ارتباط با این زبانها؛·ایجاد آشنایی با اهمیت هنرها و آموزش ازطریق رسانهها؛·کمک به فهم علوم و فنون و درک وابستگی آنها به یکدیگر؛·نشر میراث فرهنگی در همة جنبهها و کشف دیگر فرهنگها، که در مجموع موجب قدرشناسی و مشارکت در بافت روابط اجتماعی میشود؛·به یاد داشتن وقایع تاریخی، که موجب درک گذشته و حال میشود؛·ایجاد ارتباط فردی و جمعی با افکاری که مردمسالاری را پدید میآورند؛·کمک به آشنایی با محیط زندگی، تاریخ و بهویژه آشنایی با عوامل و پیامدهای اتحاد اروپایی؛·کمک به آشنایی با نظام سیاسی بلژیک.بهطورکلی، جهتگیری کلی آموزش در مفهوم بیطرفی آموزش عمومی خلاصه میشود؛ آموزشی که مبتنیبر نیازهای عینی برخاسته از کنشها و درستکاری برآمده از فرهیختگی و در خدمت حقیقت باشد و کنجکاوی فردی را برانگیزاند. هدف از اجرای این طرح: به اجرا درآوردن آموزش توسعهیافته و متوازن، دور سه محور آموزش، دانش و مهارتها که یکدیگر را تعبیر و تکمیل میکنند، در مفهوم اجتماعی و مدنی آن؛ کمک به شکوفاسازی شخصیت؛ و دستیابی به هنر چگونه زیستن.در بازآرایی مدارس عالی، هدف بلندمدت بهبود کیفیت است که کوشش میشود از رهگذر گسترش ارتباط با کشورهای دیگر، بهدست آید. از 114 مؤسسة آموزش عالی، 107 مؤسسه داوطلبانه، تصمیم به تشکیل 30 مجموعة چندرشتهای گرفتهاند. هدف از این کار، تبیین هدفهای مدارس عالی و دستیابی به آنهاست که دربرگیرندة تبیین روشهای تربیتی، اجرای روشهای ارزیابی آموزشی و فراهم کردن تجهیزات آموزشی لازم است که از رهگذر روابط آموزشی شکل میگیرند.اما با گذشت زمان، نگاه بلژیک بهویژه در جامعه فرانسویزبان، به آموزش اندکی دگرگون و شاید بتوان گفت ژرفتر شده است. اگر در سدة بیستم میلادی بلژیک بهرهمندی از فرصت برابر آموزشی برای همگان را هدف آموزشی خود میدانست، هماکنون این هدف بسیار موشکافانهتر تعریف شده است. بهطوریکه مهمترین هدف آموزشی خود را تضمین بهرهمندی همگان از آموزش بیقید و شرط و بدون توجه به طبقة اجتماعی و فرهنگی افراد میشناسد؛ همچنین جذب دانشآموختگان دورههای آموزشی رسمی و مهارتآموزی در بازار کار را از دیگر اهداف آموزشی خود معرفی میکند. در این راستا، برنامههای عملیاتی بلژیک برای دستیابی به اهداف مشخص شده عبارتاند از:·برنامهریزی برای درونیسازی دانش؛·پرورش مهارتها و نگرشهای دانشآموزان؛·در دسترس بودن آموزش، برای همگان بر پایه قانون فرصتهای برابر آموزشی؛·تطبیقپذیر با گروههای گوناگون مختلف درخواستکننده؛·نقشآفرینی در توسعة انسانی (ارتقای فرهنگ و آزادی فردی)؛·آمادهسازی افراد برای ورود به جهان کار؛·نرمشپذیری بر پایة نیاز جامعه و مردم؛به روشنی میتوان دریافت طی سالها، اهداف آموزشی در بلژیک از سطح ملی به سطح بینالمللی تغییر یافته است. اگرچه در سدة بیستم میلادی، نظام حاکم بر آموزش بلژیک به دنبال دسترسی و فرصت برابر آموزشی برای همگان بود، اما با گذشت زمان و ارتباط با جامعة جهانی، اهداف نظام آموزشی با چالشهای جهانی همسو شده است. هماکنون سیاستگذاران آموزشی بلژیک، میکوشند با بالا بردن کیفیت آموزش، راه ورود دانشآموختگان خود را به بازارهای جهانی باز کنند.ساختار نظام آموزشیهمانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، بلژیک دارای حکومتی فدرالی است که سه منطقه مستقل فلاندر، منطقه فرانسوی و آلمانیزبان را در خود جای داده است. اگرچه تصمیمگیری پیرامون مسائلی چون تقسیمبندی دورههای نظام آموزشی (ابتدایی، میانی و آموزش عالی)، طول دوره آموزشی در هریک از سطوح و برنامههای بازنشستگی آموزشگران برعهدة دولت فدرال است، هریک از این مناطق وزارت آموزش مستقل خود را دارد و در تعیین قانونهای حاکم بر نظام آموزشی خود، بهویژه در سطح مدارس ابتدایی و متوسطه استقلال دارند.نظام اجتماعی فلاندرزنظام اجتماعی فلاندرز، مسئولیت آموزش را در منطقه فلاندرز و نهادهای فلاندری در محدوده منطقه بروکسل برعهده دارد. زبان آموزشی و اداره عمومی هلندی است و «وزارت آموزش و مهارتآموزی فلاندری» مسئولیت اداره نظام آموزشی منطقه را برعهده دارد. ساختار نظام آموزشی فلاندری، شامل شش سال دوره ابتدایی اجباری (شش تا دوازدهسالگی)، دوره شش یا هفتساله آموزش میانی (دوازده تا هجدهسالگی) و آموزش عالی را دربر میگیرد. در این میان، آموزش دوره میانی، تماموقت است و سه گام پیاپی دوساله را دربر میگیرد. دانشآموزان بایستی در پایان سال دوم (چهاردهسالگی، پایان گام اول)، از میان چهار گرایش تخصصی زیر، یکی را به دلخواه برگزینند (Unesco, 2010):1. آموزش عمومی: دراین دوره، درسهای نظری ارائه میشود و هدف آن آمادهسازی دانشآموزان برای ورود به دوره آموزش عالی است؛2. آموزش تخصصی (فنی): بر بخش کاربردی دانش نظری تمرکز دارد و هدف آن، آمادهسازی دانشآموزان برای ورود به دوره فنیوحرفهای و یا آموزش عالی است؛3. آموزش هنر: افزون بر آمادهسازی دانشآموزان برای ورود به گرایشهای هنری در دوره آموزش عالی، سپری کردن این دوره، به دانشآموزان اجازه میدهد به گرایشهای غیرهنری در دورههای آموزش عالی و یا دورههای حرفهای غیرهنری ورود یابند؛4. آموزش تماموقت فنیوحرفهای: در این دوره دانشآموزان برای حرفه ویژهای آماده میشوند. این دوره، با ترکیب آموزش عمومی، با یک دوره مهارتآموزی، حرفهای ویژه را به دانشآموزان میآموزد. آموزشهای ارائهشده در این دوره، دانشآموزان با مهارتهای کاربردی و همچنین افرادی را شامل میشود که برای بهرهمندی از آموزش با مشکل روبهرو بودهاند.بدینترتیب، آموزشهای ارائهشده در دو سال اول دورة میانی، برای همة دانشآموزان یکسان است. با پایان دوره میانی در هریک از گرایشهای اشارهشده، به دانشآموزان گواهینامه دورة میانی داده میشود که بر پایه آن، آنان میتوانند وارد دورة آموزش عالی شوند.آموزش عالی در فلاندرز، بر پایة تغییرات ساختاری نظام آموزشی اروپا و در چهارچوب فرایند بلونیا شکل گرفته است.ساختار کارشناسی- کارشناسی ارشد، یکی از نتایج مشهود حاکمیت این فرایند در ساختار آموزش عالی اجتماع فلاندرز است. بهطورکلی، نظام آموزش عالی در این منطقه، از سه دوره تشکیل شده است: نخست دورههای کارشناسی؛ دوم دورههای کارشناسی ارشد و سومین دوره دورههای دکتری تخصصی و حرفهای. هریک از این دورهها، شیوههای آموزشی متفاوتی را در خود، جای دادهاند. در این منطقه آموزش عالی نیز همانند آموزش پایه زیر نظر دولت فلاندرز اداره میشود؛ بهطوریکه تنها دانشگاهها و کالجهای دانشگاهی که ازسوی دولت فلاندرز به ثبت رسیده باشند، میتوانند دورههای دانشگاهی (کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری) رسمی برگزار کنند و به دانشجویان گواهینامة این دورهها را اعطا نمایند. در این میان آموزشهای ارائهشده در دانشگاهها، آکادمیکمحور و این آموزشها در کالجهای دانشگاهی، بیشتر تخصصی و کاربردیمحور است. همهنگام، کالجها میتوانند با همکاری دانشگاهها، آموزشهای آکادمیکمحور نیز ارائه نمایند؛ برای نمونه دانشگاه مسئولیت پژوهش در این دورهها را برعهده میگیرد. بدینترتیب، در پایان دوره، گواهینامه بهصورت مشترک ازسوی دانشگاه و کالجهای دانشگاهی تأیید و به دانشجو اهدا میشود (Flemish Ministry of Education and Training, 2015).نگاهی به ساختار اداری نهادهای آموزش عالی در فلاندرز نشان میدهد که این نهادها، به دو گروه اصلی دستهبندی شدهاند: 1. نهادهای ثبت قانونی شده و 2. نهادهای ثبتشده. تنها این نهادها میتوانند دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد برگزار کنند و گواهینامه رسمی اعطا کنند.1. نهادهای ثبت قانونیشده: این نهادها، نهادهای سنتی آموزش عالی هستند که پیش از اصلاحات آموزشی سال 2003 ازسوی مسئولان آموزش فلاندری شناسایی شدهاند و همه آنها برای خدمات آموزشی و علمی خود، از دولت بودجه دریافت میکنند. دانشگاهها، کالجهای دانشگاهی و مؤسسات تحصیلات تکمیلی، در این دسته جای میگیرند.2. نهادهای ثبتشده: نهادهایی هستند که بهصورت رسمی ازسوی دولت فلاندری به ثبت رسیدهاند. اینگونه نهادها برای رسمیت دادن به فعالیتهای خود، بایستی بتوانند با ارائه مدارک لازم، توان مالی خود را در فراهم کردن هزینههای آموزشی و غیرآموزشی ثابت کرده و برای تضمین امکان ادامه تحصیل دانشجویان، در صورت توقف فعالیت، تفاهمنامهای نیز با یکی از نهادهای آموزشی قانونی تنظیم کرده باشند. در چنین شرایطی، دولت فلاندری اقدام به ثبت نهادهای آموزشی مینماید (Mathou, 2010).با وجود حاکمیت دولت در بخش آموزش، دانشگاهها و کالجهای دانشگاهی، میتوانند آزادانه برنامة درسی خود را تدوین کنند. در این راستا، برنامههای درسی هر دوره، همراستا با اهداف و چشمانداز کل دوره، ازسوی هیئتمدیره دانشگاه و یا کالج تنظیم میشود. نظر به اینکه آموزش عالی فلاندرز بسیار تأثیر پذیرفته از قوانین حاکم بر اتحادیه اروپا و بهویژه بیانیه بلونیاست؛ بنابراین هیئتمدیره نهادهای آموزشی، بایستی در تدوین برنامههای خود دستورالعملهای اتحادیه اروپا را رعایت کنند تا توان اجرای این برنامهها را در نهادهای خود داشته باشند.دورههای کارشناسی·دوره کارشناسی حرفهای: آموزشها در این قلمرو، برای بهبود مهارتهای عملی و با هدف ارتقای سطح دانش عمومی و تخصصی دانشجویان و همچنین کسب شایستگیهای لازم برای انجام حرفهای مورد نظر، ارائه میشود؛ بدینترتیب دوره کاربردمحور و شامل دورههای کارآموزی است. دورههای کارشناسی حرفهای، ازسوی کالجهای دانشگاهی برگزار میشود که دربرگیرنده حداقل 180 واحد درسی است و بهطور میانگین سه سال تحصیلی بهطول میانجامد.·دوره کارشناسی پیشرفته: دوره کارشناسی پیشرفته ازنظر دانشی و مطالعاتی بسیار گستردهتر و هدف آن، ژرفا بخشیدن به دانش و یا شایستگیهای دورههای حرفهای است؛ بنابراین، دانشجو برای ورود به این دوره، بایستی مدرک کارشناسی داشته باشد. این دوره شامل 60 واحد درسی است و بهطور میانگین، یک سال تحصیلی بهطول میانجامد.·دوره کارشناسی آکادمیک: این دوره، بیشتر بر دانش نظری تمرکز دارد و دانشجویان را برای ورود دوره کارشناسی ارشد آماده میکند. این دورهها که ازسوی دانشگاهها و کالجهای دانشگاهی برگزار میشوند، حداقل شامل 180 واحد درسی هستند و بهطور میانگین سه سال تحصیلی بهطول میانجامند.دورههای کارشناسی ارشددورههای کارشناسی ارشد، در فلاندرز به دو شیوه برگزار میشود:·دورههای کارشناسی ارشد: این دوره ترکیبی از آموزش، پژوهش و پایاننامه کارشناسی ارشد است که دستکم 60 واحد درسی را دربر میگیرد. البته برحسب رشته تحصیلی، شمار واحدهای درسی، در برخی رشتهها مانند پزشکی، حقوق، روانشناسی و مهندسی بیشتر است. سال تحصیلی در این دورهها، بهطور میانگین یک سال تحصیلی است. آموزشهای ارائهشده در این دوره، رویکرد دانشگاهی دارند و هدف آنها، ارتقای دانش دانشجویان به سطح دانش پیشرفته و شایستگیهای آنها در شاخه مطالعاتی ویژه است. همانگونه که پیشتر اشاره شد، این دوره شامل پایاننامه کارشناسی ارشد است که در پایان دوره، ازسوی دانشجو تدوین میشود و بهطور کمینه برابر 15 و بیشینه 30 واحد درسی است.·دوره کارشناسی ارشد پیشرفته: هدف اصلی از برگزاری این دوره، گسترش و ژرفا بخشیدن به دانش و شایستگیهای دانشجویان در یک رشته تحصیلی ویژه است. نظر به اینکه دانشجویان تنها با سپری کردن دوره کارشناسی ارشد میتوانند در این دوره وارد شوند، هدف اصلی این دوره، تخصصی کردن نگاه دانشجویان در پایان دوره است. شمار واحدهای درسی این دوره دستکم 60 واحد است که یک سال تحصیلی نیز بهطول میانجامد.دوره دکتریاین دوره، بالاترین دوره آموزش در فلاندرز و هدف آن، پرورش پژوهشگرانی مستقل است که به توسعه دانش در این منطقه کمک کنند. دانشجویان با در دست داشتن گواهینامه کارشناسی ارشد میتوانند برای ورود به دوره دکتری بپردازند. در کنار این شرط لازم، دانشگاهها میتوانند شرایط دیگری نیز برای داوطلبان خود در نظر بگیرند. از آن جمله، میتوان نیاز به ارائه فعالیتهای پژوهشی انجامشده ازسوی داوطلب، متناسب با رشتة مورد تقاضا اشاره کرد. در این میان، متقاضیانی که گواهینامه کارشناسی ارشد ندارند، بایستی صلاحیت علمی آنها برای نگارش رساله دکتری، ازسوی دانشگاه مورد ارزیابی قرار گیرد و یا بتوانند آزمون علمی تعیینشده ازسوی دانشگاه را با موفقیت سپری کنند. پس از پذیرش، دانشجویان در این دوره، بایستی بتوانند توان علمی خود را با ارائه مباحث علمی جدید در یک رشته و یا فراتر از یک رشته، در زمان انجام رسالة دکتری نشان دهند. در منطقه فلاندرز، این دوره تنها ازسوی دانشگاهها برگزار شد و دانشجویان پس از چهار سال با نگارش رساله و دفاع از آن، میتوانند دوره را به پایان برسانند (Ministry of the Flemish Community, Department of Education and Training, 2008). نگاره 2 سطوح گوناگون آموزشی در فلاندرز را بهروشنی به تصویر کشیده است.دوره آموزش حرفهای عالیدر سال 2009، افزونبر دورة میانی و دورة تماموقت آموزش عالی، دوره «آموزش تخصصی عالی» در نظام آموزشی فلاندری ایجاد شد. این دوره که آن را با حروف اختصاری (HBO5) نمایش میدهند، میان دوره میانی و دوره کارشناسی حرفهای قرار دارد و دو شاخه اصلی نیز دارد: 1. آموزش بزرگسالان و 2. آموزش حرفهای عالی در پرستاری. مسیر آموزشی دانشجویان این دوره محدود نیست و دانشآموختگان این دوره، در برخی رشتههای تحصیلی، میتوانند با سپری کردن چند واحد درسی، گواهینامه کارشناسی دریافت کنند.نظام اجتماعی فرانسویزبانهادر نظام اجتماع فرانسویزبانها که دو منطقه بروکسل و والونیا را دربردارد، هیئت دولت، قدرت قانونگذاری و تصمیمگیری در سه حوزة فرهنگ، آموزش، سلامت و رفاه را بهصورت مستقل بردوش دارد. در این منطقه نظام آموزشی، شامل دوره آموزشی کودکستان (دوونیم تا ششسالگی)، دوره آموزشی ابتدایی (شش تا دوازدهسالگی)، دورة آموزشی میانی (دوازده تا هجدهسالگی و بالاتر) و در دورة آموزش عالی (دو پایه) است. در این منطقه، آموزش میانی به دو گونه (1 و 2) تقسیم میشود. براساس برنامة اصلاحات منطقهای و همانند منقطه فلاندر، در گونه نخست، آموزش دورة میانی دارای سه گام متوالی دوساله شامل مشاهده (گام اول)، جهتگیری (گام دوم) و انتخاب (گام سوم) است. همهنگام، در گونه دوم آموزش میانی، آموزش ششساله بوده که بهصورت دو گام سهساله ارائه میشود. آموزشهایی که ازسوی این اجتماعی اداره و هدایت میشوند، هیچ وابستگی فلسفی یا مذهبی ندارند و آموزشهای ارائهشده از شیوههای اخلاقی شناختهشده یا سکولار پیروی میکند. براساس گزارش مرکز سیاستهای آموزشی اروپا در سال 2009، تنها 2% از دانشآموزان، جذب گونة دوم دوره میانی میشوند. دوره میانی در مدارس بلژیک، به آموزش عمومی، فنی، هنری و حرفهای تقسیم میشود که نشاندهنده تمرکز بر مهارتآموزی در نظام آموزشی این منطقه است.در منطقه فرانسویزبان، دانشگاهها، مدارس عالی و کالجهای هنر، مسئولیت آموزشهای عالی را برعهده دارند که به نهادهای عمومی (نهادهایی آموزشی که ازسوی جامعه فرانسوی حاکم و یا دیگر نهادهای عمومی اداره میشوند) و یا نهادهای رایگان (نهادهای آموزشی که ازسوی نهادهای خصوصی خود اظهار و یا غیر خود اظهار اداره میشوند) وابستگی دارند (European Commission, 2015).نخستین رسالت آموزش عالی، دستیابی و انتشار دانش پیشرفته است و بر پیوند آموزش و پژوهش تأکید شده است. دانشگاه به بنیانهای فرهنگی پایبند است و تلاش میکند تا با ایجاد ارتباط میان پژوهشهای بنیادی و کاربردی، آموزش را ارتقا دهد و همچنین پیوندی میان دانشگاه و صنعت برقرار کند؛ همچنین استقلال دانشگاهها برآمده از استقلال دولت حاکمه در اداره نظام آموزشی است. بدینترتیب همة نهادهای آموزش عالی (دانشگاهها، کالجهای هنری و مدارس عالی) در تدوین برنامههای درسی خود، استقلال کامل دارند (Eurydice, 2009).آموزش عالی در این منطقه به دو شیوه نظری و مهارت آموزی (دو پایه) و در قالب دورههای بلندمدت دانشگاهی (چهار یا پنجساله) و کوتاهمدت غیردانشگاهی (سه یا چهارساله) ازسوی دانشگاهها، مدارس عالی و کالجهای هنر ارائه میشود. آموزشهای نظری و بلندمدت در دانشگاهها برگزار میشود و برنامههای آموزشی چون علوم انسانی و اجتماعی (پژوهشهای دینی، فلسفه، تاریخ، زبان و ادبیات، هنر و باستانشناسی، حقوق، جرمشناسی، روانشناسی، علوم تربیتی، اقتصاد، علوم سیاسی و علوم اجتماعی)، علوم (علوم، علوم کاربردی، علوم کشاورزی، مهندسی ژنتیک)، علوم بهداشت (علوم پزشکی، دندانپزشکی، دامپزشکی، بهداشت عمومی، داروسازی، تربیتبدنی و فیزیوتراپی) را در برمیگیرند. همهنگام آموزشهای ارائهشده در مدارس عالی، کوتاهمدت (غیردانشگاهی) و به شیوه مهارتآموزی است و برنامههای درسی همچون علوم کشاورزی، هنرهای کاربردی، اقتصاد، آموزشهای پیراپزشکی، آموزش، علوم اجتماعی، فنّاوری و مترجمی، با هدف تربیت نیروی انسانی ماهر، در آنها ارائه میشود. یکی دیگر از نهادهای آموزش عالی، در بخش فرانسویزبان، کالجهای هنری هستند که با هدف تربیت نیروی متخصص و ماهر در زمینههای هنری به ارائه دورههای کوتاهمدتی چون هنرهای زیبا، هنرهای تجسمی و هنرهای فضایی میپردازند (Eurydice, 2009).دوره کارشناسینخستین دورة آموزشی در ساختار آموزش عالی، اجتماع فرانسویزبان بلژیک، دوره کارشناسی است که شرط ورود به آن، داشتن گواهینامه دورة دوم میانی است. در این میان دانشآموزانی که دوره میانی و سال هفتم فنیوحرفهای را سپری کردهاند، نیز میتوانند با دریافت گواهینامه، از هیئت آزمون اجتماعات فرانسوی بلژیک، وارد دانشگاه شوند. دوره کارشناسی سهساله و شامل180 واحد درسی است. هریک از سه دانشگاه فراگیر این منطقه (دانشگاه لیژ، دانشگاه کاتولیک لوون، دانشگاه رایگان بروکسل) دستکم دارای 5 دانشکده فلسفه و علوم انسانی، حقوق، علوم، پزشکی و علوم کاربردی است. البته در کنار این دانشکدههای اصلی، در دانشگاههای دیگر، بنابر برنامههای آموزشی که دانشگاه برگزار میکند، دانشکدههای دیگری نیز فعالیت داردند.دورة کارشناسی ارشد دومین دوره آموزشی کارشناسی ارشد است که دانشجویان پس از پایان دوره کارشناسی و دریافت گواهینامه، میتوانند به این دوره ورود پیدا کنند. طول این دوره، ثابت نیست و برحسب گونه نهاد آموزشی و رشته تحصیلی، میتواند متفاوت باشد؛ بهطوریکه طول دوره برای مدارس عالی و کالجهای هنر یک تا دو سال (برای هر سال تحصیلی بیشینة 60 واحد درسی پیشبینی شده است) است. اما طول دوره در دانشگاهها که آموزشهایی با ماهیت آکادمیک ارائه میدهند، کمی متفاوتتر است و عامل اصلی در تعیین طول دوره، رشتة تحصیلی است؛ برای نمونه تحصیل در رشتههایی چون کارشناسی ارشد آموزشگری، پژوهشهای علمی و کارشناسی ارشد تخصصی، یک تا دو سال بهطول میانجامد. وانگهی، این دوره در دانشگاهها و رشتههایی چون دامپزشکی سهساله و پزشکی چهارساله است. نگاهی به رشتههای تحصیلی دورة کارشناسی ارشد در سه نهاد اصلی آموزش عالی بخش فرانسوی بلژیک، نشان میدهند که در این دوره نیز مانند دوره کارشناسی، این نهادها همچنان سیاست خود را در ارائه آموزشهای آکادمیک ازسوی دانشگاهها و آموزشهای کاربردی ازسوی کالجهای هنر و مدارس عالی، حفظ کردهاند.بدینترتیب، دانشجویان پس از سپری کردن واحدهای درسی، ازسوی کمیته آزمون مورد ارزیابی قرار میگیرند و میتوانند گواهینامه کارشناسی ارشد دریافت کنند. در این میان، تدوین پایاننامه برای دانشجویان دانشگاهها، اجباری و بخشی از برنامة درسی آنهاست. درحالیکه تدوین پایاننامه، برای دانشجویان کالجهای هنر اختیاری است و در نهایت انجام پایاننامه در برنامة درسی دانشجویان مدارس عالی دیده نشده است. در مدارس عالی، ارزیابی دانشجویان برای دریافت گواهینامه، براساس نمره آزمونهای نهایی انجام میشود. این آزمون ارزیابیهای بهدست آمده از فعالیتهای آموزشی و نمرة دانشجویان از درسهای سال آخر تحصیل را دربر میگیرد.نکته قابل توجه در این دوره، امکان تغییر نهاد آموزشی با ورود به دورة جدید است. برایناساس، دانشجویان میتوانند با انطباق واحدهای درسی گذرانده، از مدارس عالی به دانشگاهها و برعکس وارد شوند. در چنین شرایطی، برای دانشجویان واحدهای پیشنیاز در نظر میگیرند و دانشجو پس از سپری کردن این واحدها، میتواند دوره را بهطور رسمی آغاز کند.دوره دکتریدوره دکتری، سومین دوره آموزشی در سطح عالی است که در این منطقه، به دو شیوه آموزشمحور و پژوهشمحور است. تحصیل در شیوه آموزشمحور با محوریت آموزش و تنها شامل 60 واحد درسی در زمینة پژوهش است. در مقابل، در شیوه آموزشمحور، تدوین پایاننامه و دفاع از آن، منجر به گواهینامه دکتری میشود؛ شرط ورود به این دوره، داشتن گواهینامه کارشناسی ارشد و یا سپری کردن 300 واحد درسی (کارشناسی + کارشناسی ارشد) است.سه دانشگاه اصلی، جامعة فرانسویزبان بلژیک که پیشتر اشاره شد، مسئولیت برگزاری دوره دکتری را برعهده دارند و هر سه دانشگاه، از آییننامة یکسانی برای برگزاری این دوره در قلمروهای گوناگون آموزشی، پیروی میکنند. در این میان، کالجهای تحصیلات تکمیلی، مسئولیت ارائه دورههای دکتری آموزشمحور در یک یا دو رشته تحصیلی ویژه را برعهده دارند و برنامههای مقدماتی این دوره همچون درسهای پیشرفته و درس سمینار را برگزار میکنند که سپری این درسها یک سال تحصیلی (برابر 60 واحد درسی) زمان میبرد (EP-Nuffic, 2010).نظام اجتماعی آلمانیزبانهادر این بخش از بلژیک، همانند دو بخش پیش گفته، مدرسهها مستقلاند و آموزش از سهسالگی آغاز میشود.اصول و قوانین حاکم بر مدرسههای این بخش، در سال 1999 ازسوی مجلس اجتماع آلمانی بلژیک به تصویب رسید و برای یکپارچگی آموزش در همة مدرسهها اجرا میشود.کودکان میتوانند از سه تا ششسالگی از آموزشهای غیراجباری کودکستان بهرهمند شوند. پس از این دوره، آموزشهای اجباری آغاز میشوند که شامل شش سال دوره دبستان و شش سال دوره میانی است؛ همچنین این آموزشها تا شانزدهسالگی تماموقت و از شانزده تا هجدهسالگی پارهوقت است. دورة میانی دراین بخش نیز به سه گونه آموزشهای عمومی، آموزشهای فنی، و آموزشهای حرفهای ارائه میشود.براساس حکم سال 1998 مجلس اجتماع آلمانی، ساختار اصلی دورة میانی دارای سه دوره است. دوره نخست: مشاهده (سال اول و دوم دوره میانی؛ سال هفتم و هشتم تحصیل)، دوره دوم: جهتگیری (سال سوم و چهارم دوره میانی؛ سال نهم و دهم تحصیلی)، دوره سوم: تشخیص (سال پنجم و ششم دوره میانی؛ سال یازدهم و دوازدهم تحصیلی). در دورة نخست میانی (سطح اول) آموزشها برای همة دانشآموزان یکسان است و آنها را برای ورود به دورة دوم میانی آماده میسازد؛ در دوره دوم میانی درسها تخصصیتر و دانشآموزان برای انتخاب گرایش تحصیلی در دوره سوم، آماده میشوند؛ همچنین آموزش در بیشتر مدرسهها به شیوه تماموقت است و تنها در اندکی از مدرسهها و در گرایشهای فنیوحرفهای، آموزش پارهوقت ارائه میشود (EP-Nuffic, 2010).نگاهی به ساختار نظام آموزش عالی در بخش آلمانیزبان بلژیک نشان میدهد که فرصتهای ادامة تحصیل دانشآموزان در دوره آموزش عالی، در این بخش بسیار محدود است؛ بهطوریکه این بخش دارای یک کالج است که سه دوره کوتاهمدت غیردانشگاهی (یک دوره در قلمرو بهداشت و درمان برای آموزش پرستاران و دو دوره در قلمرو علوم آموزشی برای آموزش آموزشگران پیشدبستانی و دبستان) در آن برگزار میشود؛ بنابراین دانشآموزان برای ادامة تحصیل در دیگر گروههای تحصیلی، در دورة کارشناسی، میبایستی در دانشگاهها و یا کالجها بخشهای فرانسوی زبان و فلاندرز ثبتنام و یا به خارج از کشور سفر کنند. همانگونه که پیشتر گفته شد، ساختار بخش آلمانیزبان بلژیک بسیار ضعیف است و نهتنها امکان ادامه تحصیل دانشآموزان در همه گروههای تحصیلی فراهم نیست، بلکه ادامه تحصیل دانشجویان در دوره کارشناسی ارشد و دکتری نیز وجود ندارد. این ضعف ساختار نظام آموزش عالی این بخش، سبب مهاجرت سهم چشمگیری از دانشآموزان به بخشهای دیگر شود. در این میان، براساس گزارش کمیسیون اروپا در سال 2015، حدود 70% تا 80% دانشآموزان، به بخش فرانسویزبان مهاجرت میکنند.در سال 2011، دولت برای جلوگیری از خروج دانشآموزان و گسترش آموزش عالی، راهاندازی دوره «اداره امور مالی و مدیریت» را به تصویب مجلس رساند (Eurydice, 2009).مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیتا سال 1961، یک وزارتخانه آموزش مسئولیت برنامهریزی و سیاستگذاری آموزش ملی را در بلژیک برعهده داشت. اما از سال 1961 تا 1980، این مسئولیت به دو وزارتخانه واگذار شد؛ بدینترتیب، یک وزارتخانه مسئولیت آموزش در بخش فرانسوی و آلمانیزبان و وزارتخانة دیگر، مسئولیت آموزش در بخش هلندیزبان (بخش فلاندرز) را عهدهدار شدند. اثرگذاری سیاست انتقال اداره نهادهای آموزشی به دولتهای محلی (اجتماعهای هلندیزبان، فرانسویزبان و آلمانیزبان)، سبب شد تا وزارتخانههای ملی آموزش (دو وزارتخانه پیشگفته)، بخش محدودی از اختیارات قانونی خود را به وزارتخانههای محلی واگذار کنند. همزمان با بازنگری قانون اساسی بلژیک در 1989م، همة اختیارات قانونی آموزش به دولتهای محلی واگذار و بدینترتیب دولتهای محلی، مسئولیت کل نظام آموزش هر بخش را برعهده گرفتند. اینک تنها سه موضوع مشخص برعهدة حکومت فدرال است: تعیین آغاز و پایان تحصیلات اجباری، حداقل شرایط صدور مدارک و اندازه حقوق (gpseducation.oecd.org).بهجز جمعیت هلندیزبان، که مسئولیت نظام آموزش خود را به یک سازمان برخوردار از حقوق عمومی و مستقل از وزارتخانه داده است، آلمانی و فرانسویزبانها، این مسئولیت را بردوش دولت خود قرار دادهاند.براساس سیاستهای محلی آموزش در بخش فرانسویزبان، وزارت آموزش، مسئولیت نظام آموزشی را برعهده دارد و ساختار اداری آن شامل:- سازمان آموزش؛ ریاست آن برعهده دبیرکل است و مسئولیت سیاستگذاری وزارت را برعهده دارد.- چهار سازمان مستقل داخلی که بدون داشتن شخصیت حقوقی (بدون حقرأی)، مسئولیت اجرای سیاستها را برعهده دارند و ازسوی یک مدیر کل، هدایت میشوند. این چهار نهاد عبارتاند از:·سازمان خدمات آموزشی (آموزش ابتدایی، میانی، آموزشهای پارهوقت هنری، مرکز مشاوره دانشآموزان، بازرسی و راهنمایی).·سازمان آموزش عالی، آموزش بزرگسالان و کمکهزینة پژوهش؛ این سازمان از کارکنان، نهادهای آموزشی، دانشآموزان، شرکتکنندگان دورهها آموزش عالی و آموزش بزرگسالان پشتیبانی میکند.·سازمان روابط آموزشی که مسئولیت روابط خارجی وزارت آموزش را برعهده دارد.·سازمان تضمین کیفیت در آموزشوپرورش؛ این سازمان در 2009م بنیادگذاری شده و مسئولیت تضمین کیفیت دورههایی را برعهده دارد که به گواهینامه منجر (آموزشهای دانشگاهی، آموزشهای فنیوحرفهای، آموزشهای غیررسمی) میشود.یکی دیگر از نهادهای دارای قدرت در نظام آموزشی جمعیت هلندیزبان، شورای آموزش است که در قلمرو سیاستگذاری آموزشی، نقش مشورتی دارد. پیشنویس همة احکام آموزشی، بایستی پیش از صدور، ازسوی این شورا بررسی شود. شورای آموزش، با 100 نفر عضو (51 نفر اصلی و 49 عضو علیالبدل) از همة دورههای آموزشی، نمایندگان مختلفی را در خود جای داده است؛ ازجمله: نمایندگان قدرتهای تصمیمگیرنده؛ فدراسیون انجمن اولیا؛ سندیکای آموزشگران؛ محافل اقتصادی و اجتماعی؛ سازمانهای کارگری، کارمندی و کشاورزی؛ دانشگاهها؛ فدراسیون انجمن دانشجویان؛ و سایر سازمانهایی که در خارج از نظام آموزشی، به آموزش مشغولاند. از وظایف اصلی این شورا، ارتقای سطح آموزش با حفظ استقلال و آزادی سازمانهای اجرایی آن است. هیچ گرایش فلسفی یا مذهبیای نمیتواند اکثریت را در این شورا تشکیل دهد. شورا قدرت اظهارنظر دربارة سیاستها و اصلاحاتی را دارد که به اجرا گذاشته میشود و بهعلت سهم مهمی که در هزینههای جاری دولتی دارد، بهمنظور شفافسازی هرچه بیشتر، موظف است سالانه گزارشی از وضعیت آموزش تهیه کند. از دیگر وظایف اصلی این شورا ایجاد ارتباط میان آموزش، پرورش و کار است.شورای مشارکت، وظیفة بررسی پیشنهادهای رسیده ازسوی سازمانهای مجری، و همچنین اصلاح یا تکمیل آنها را بردوش دارد و سپس آنها را برای تصویب، به مراجع صلاحیتدار ارسال میکند؛ از دیگر وظایف این شورا ارزیابی دورهای عملکرد خود، پیشنهاد مصوّبات و اظهارنظر درباره گزارش سالانة مؤسسههای آموزشی است.مراکز روانپزشکی- اجتماعی، مسائل مربوط به بهداشت و هدایت تحصیلی را، با همکاری مدارس و اولیا، برعهده دارند.حوزههای اجتماعی- فرهنگی، که تعداد آنها به 23 میرسد، آموزش را، از دوره ابتدایی تا دورههای عالی کوتاهمدت، زیر نظر دارند. مسئولیت این حوزهها، به عهدة یک مدرسة عالی است که رؤسای مؤسسههای آموزشی، اعضای آن را تشکیل میدهند و ریاست حوزهها را اعضا انتخاب میکنند.شورای تربیتی آموزش فرانسویزبانها وظیفة تصمیمگیری دربارة طرحهای آموزشی و روشهای تربیتی و ارائة آن به وزارت را برعهده دارد. از دیگر وظایف این شورا ایجاد هماهنگی در فعالیتهای تربیتی مؤسسههای آموزشی، ارائة پیشنهاد به وزارت برای بهبود کارکرد عمومی مؤسسهها و مستندسازی، ارزیابی و ارتقای تجربیات تربیتی است.شورای مشورتی برنامههای تحصیلی آموزش میانی یارانهای، بررسی برنامههای آموزشی و اظهارنظر دربارة آنها را برعهده دارد.شورای عمومی مدارس عالی، دربارة کلیة مسائل مربوط به آموزش عالی اظهارنظر میکند. دولت میتواند شوراهای عالی دیگری را، برحسب نوع و طبقهبندی، جانشین این شورا کند.بررسی و اظهارنظر دربارة طرحهای تربیتی، فرهنگی و اجتماعی هر مدرسة عالی برعهدة شورای مجامع تربیتی است.شورای میاندانشگاهی جمعیت فرانسویزبان ایجاد هماهنگی بین مؤسسههای دانشگاهی را برعهده دارد.آموزش نظامی، بهعلت ویژگیهای خود، در انحصار دولت فدرال و از وظایف وزارت دفاع ملی است. تحصیلات تکمیلی در این زمینه نیز برعهدة مؤسسة عالی دفاع، مدرسة امور نظامی و مدرسة سلطنتی نظام است.در بخش فرانسویزبان بلژیک، مسئولیت سیاستگذاری آموزشی برای پیشدبستانی، دبستان، میانی و آموزش عالی برعهده مجلس بخش فرانسویزبان و دولت آن است؛ همچنین دولت حاکم بر این بخش، مسئولیت دوگانهای نیز دارند که عبارتاند از:- اداره و نظارت بر فعالیت مدرسه که ازجمله میتوان به ایجاد ساختارهای اداری و آموزشی در مدرسهها، برنامههای درسی و روشهای آموزش اشاره کرد؛- اداره و تنظیم آییننامههای مدرسههای عمومی و مستقل دریافتکننده کمک در راستای قانون اساسی.بهطورکلی میتوان گفت وزارت آموزش در این بخش، بیشتر نقش نظارتی دارد و به سیاستگذاریهای کلان آموزشی میپردازند.همسو با وزارت آموزش اجتماع فرانسویزبان بلژیک و در سطح نهادها، شبکههای آموزشی شکلگرفته و فعالیت دارند. این سه شبکه عبارتاند از:- نهادهای آموزش عمومی، این نهادها ازسوی اجتماع فرانسویزبان شکل گرفته و همة هزینههای آن ازسوی دولت محلی فراهم میشود؛- نهادهای آموزش عمومی که ازسوی اجتماع فرانسویزبان کمکهزینه دریافت میکنند. این نهادها ازسوی مقامات استانی و یا شهری مدیریت میشوند؛- نهادهای مستقل فرقهای و غیرفرقهای که ازسوی اجتماع فرانسویزبان کمکهزینه دریافت میکنند و ازسوی افراد حقیقی یا حقوقی اداره میشوند.همة این نهادها زیر نظر وزارت آموزش عالی اجتماع فرانسوی زبان فعالیت میکنند و به این وزارت گزارش میدهند (Varin, 2006).همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، از سال 1989 همزمان با استقلال دولتهای محلی، در ادارة نهادهای آموزشی، بهجز در مواردی همچون تعیین دورة آموزش اجباری، الزامات دریافت گواهینامههای دورههای گوناگون و مقررات بازنشستگی برای کارکنان بخش آموزش، دولت فدرال، هیچ دخالتی در سیاستگذاری نهادهای آموزشی و بهویژه آموزش عالی نداشته است.ساختار حکومت اجتماع آلمانیزبان دربرگیرنده دو وزارتخانه است که وزارت آموزش مسئول آموزش و پژوهشهای دانشگاهی و برنامههای درسی آموزشی است. وزارت آموزش اجتماع آلمانیزبان، کارکرد دوگانهای در قلمرو آموزش دارد:·وزارت آموزش اجتماع آلمانیزبان به نمایندگی دولت ازیکسو مسئولیت اداره مدرسهها و ارتباط آنها به شبکه نظام آموزشی اجتماع آلمانیزبان را برعهده دارد. در چنین جایگاهی، وزیر آموزش ساختار، برنامه درسی، روش آموزش، تأمین زیرساختهای آموزشی و منابع مالی مدرسهها را برعهده دارد. وی همچنین گزارش عملکرد سالانهای از وضعیت آموزش تهیه و به وزارت آموزش دولت فدرال بلژیک ارائه میکند.·ازسویدیگر، وزارت آموزش، مسئول سیاستگذاری و نظارت بر شیوه اجرای سیاستهای آموزشی در مدارس هستند.همهنگام، در سطح نهادهای آموزشی، ادارة مدرسههای در بخشهای گوناگون اجتماع آلمانیزبان به شهرداریها (مدارس عمومی) و مدیران (مدرسههای خصوصی) واگذار شده است.در کنار وزارت آموزش و شهرداریها و مدیران مدرسهها، تشکلهای دیگری در زمینة آموزش در این اجتماع فعالیت دارند که از آن جمله میتوان به شورای تعلیموتربیت، شورای دانشآموزی و دانشجویی و انجمن اولیا اشاره کرد.باتوجهبه محدود بودن نهادهای آموزش عالی در اجتماع آلمانیزبان، ساختارهای مدیریتی در این بخش چندان شکل نگرفته است و سه کالج این بخش، ازسوی اجتماع آلمانیزبان و یا کلیساها شکل میگیرند و اداره میشوند (EP-Nuffic, 2010).دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیدر ادامه سیمای نظام آموزشی بلژیک با استفاده از دادههای موجود به تصویر کشیده شده است.همانگونه که جدول 1 نشان میدهد آموزش میانی به دو شیوة پایه و فنیوحرفهای در هر سه بخش بلژیک، ارائه میشود و از اهمیت ویژهای نیز برخوردارد. نگاهی به دادهها نشان میدهد که در سالهای 2013-2009 سهم دانشآموزان فنیوحرفهای، همواره رو به رشد بوده است؛ بهطوریکه در 2009م، 41% و در 2013م، 46% از دانشآموزان دورة میانی در دورههای فنیوحرفهای پذیرش شده و ادامة تحصیل دادهاند. نگاهی به آمار دختران در دورة میانی نشان میدهد که سهم مشارکت آنان، در آموزشهای پایه بیشتر از آموزشهای فنیوحرفهای بوده است . اگرچه این شکاف چندان ژرف نیست، اما میتوان گفت تمایل دختران برای ادامه تحصیل در آموزشهای پایه، بیشتر از آموزشهای حرفهای است. در دورة میانی پیشرفته نیز شرایط به همینگونه است. سهم دختران در آموزشهای پایه که منجر به ورود به آموزش عالی میشود، از سهم آنان در آموزشهای فنیوحرفهای بیشتر است. مقایسة سهم دختران و پسران در دورههای میانی نشان میدهد که توزان میان حضور دختران در آموزشهای پایه، نسبت به آموزشهای فنیوحرفهای در این سالها حفظ شده است.در جدول 2، سهم دانشآموزان آموزشهای پایه و فنیوحرفهای در دوره میانی پیشرفته نشان داده شده است.با گذر از آموزشهای پایه، به بررسی سیر تحول دادههای نظام آموزش عالی در بلژیک میپردازیم.همانگونه که جدول 3 نشان میدهد رشد جمعیت دانشجویی بلژیک در سالهای مورد اشاره، حدود 23% بوده است. همهنگام با کاهش آهنگ جمعیت دانشجویی در دوره کاردانی، جمعیت دانشجویی در دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد، با ضرب آهنگ ملایم (26%) و دوره دکتری با ضرباهنگ تندی (بیش از 95%) در این سالها افزایش یافته است (نگاره 4). در این میان، نگاهی به سیر وضعیت نهادهای عمومی و خصوصی آموزش عالی، ازنظر جذب دانشجو نشان میدهد که با اختلافی اندک، نهادهای خصوصی در جذب دانشجو موفقتر عملکردهاند و در سالهای مورد بررسی (2012-2005م) اگرچه رشد شمار دانشجویان، چندان چشمگیر نبوده است، اما همواره سهم بیشتری از نهادهای عمومی داشتهاند (جدول 4).جدول 4. سهم دانشجویان در نهادهای آموزشعالی خصوصی در سالهای 2012-2005سالسهم دانشجویان در نهادهای آموزش عالی خصوصی (%)200505/55200637/55200782/55200850/56200904/57201053/56201192/56201232/57
(www.worldbank.org)
برای تبیین بیشتر وضعیت دانشجویان در بلژیک، دادههای آموزشگران آموزش عالی ترسیم شده است. براساس دادههای استخراجشده از بانک اطلاعاتی یونسکو، از سال 2000 تا سال 2013، شمار آموزشگران در آموزش عالی حدود 31% رشد داشته است. حال اگر این آمار را با آمار موجود از شمار دانشجویان (2012-2005م) تطبیق دهیم، نشان میدهد که شمار دانشجویان، در این هفت سال 6/22% و شمار آموزشگران در همین دوره، حدود 12% رشد داشته است. یک نسبت ساده و مقایسة آن با استانداردهای جهانی، حاکی از آن است که نسبت استاد به دانشجو در بلژیک، 1 به 15 است که نشان از کیفیت مناسب در سطح جهانی دارد (جدول 5).جدول 5. نشانگر استاد به دانشجو در آموزش عالی بلژیک، 2013-2000مسالنسبت (%)20006/1520016/1520027/1520038/1420041/1520051/1520061/1520070/1520081/1520095/1520104/1520113/1620126/1620133/16
(Unesco, 2015)
در جدول 6 سیر تحول شمار آموزشگران و نسبت زنان شاغل در این حوزه نسبت به مردان نشان داده شده است که نشان میدهد همگام با افزایش حدود 31 درصدی شمار آموزشگران (2012-2000م)، شمار آموزشگران زن با ضرب آهنگ شدید حدود 65% رشد داشته است.جدول 6 . سیر تحول آموزشگران آموزشعالی به تفکیک جنسیت، 2012-2000مزنکلنسبت زنان به مردان20008507227564/37%20018753230410/38%20029047233218/38%20039958253643/39%200410214256029/39%200510479257747/40%200610785260674/41%200711081262981/42%200811307266195/42%200911774274189/42%201013075289572/45%201112963284436/45%201213265288590/46%201314014298959/46%
(Unesco, 2015)
منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیدرکل، سه منبع تأمین مالی برای جمعیتها در نظر گرفته شده است. اعتبار بودجه، بهویژه در زمینة آموزش، براساس مجموعه هزینههای مربوط به سازمانهای قدیمی، انجام میشود؛ هزینههای پیشبینیشده برای جمعیتها، جدا از منابع مالی هزینههای گذشته و آموزش عالی دانشگاهی برای دانشجویان است. تأمین این دو هزینه برعهدة حکومت فدرال است.منابع مالی جمعیتها، از 1980م بدینسو، برای امور فرهنگی، بهداشتی و کمک به افراد، بهشرح زیر، تأمین میشود (Leibfritz, 2009):·بخشی از مالیاتهای افراد حقیقی ساکن در منطقة زبانی، 80% از این مالیاتها به بخش فرانسویزبان و 20% به بخش دیگر اختصاص دارد.·بخشی از مالیات تولیدات رادیو و تلویزیون نیز به شرح بالا تقسیم میشود. از 1989م، که مسئولیت آموزش به جمعیتهای زبانی انتقال یافت، درصدی از عوارض ارزشهای افزوده، که بهمنزلة هزینههای آموزشی در نظر گرفته میشود، براساس تعداد جمعیت جوانان کمتر از 18 سال و نرخ شناور نشانگرهای متوسط قیمت مواد مصرفی، در اختیار این جمعیتها قرار میگرفت.از سال 2000، منابع مالی از دو منبع محلی تولیدات رادیو و تلویزیون و مالیات افراد حقیقی فراهم میشود و سهم جمعیتها از عوارض ارزشهای افزوده، فقط براساس تعداد جوانان زیر 18 سال در جمعیتها توزیع میشود. وامهای قراردادی نیز میتواند مکمل منابع مالی جمعیتها بهحساب آیند.نگاهی کلی به وضعیت بودجة آموزش در بلژیک نشان میدهد که در 2011م سهم دولت در فراهم ساختن بودجه آموزش از تولید ناخالص داخلی 37/6% بوده است و مقایسة آن با سال 2001 نشان میدهد که این بودجه در 10 سال حدود 9% افزایش یافته است. اما نکته قابل توجه اینکه در تمام این ده سال، بیشترین سهم بهترتیب به آموزش میانی، آموزش ابتدایی و سرانجام آموزش عالی داده شده است. نگاهی به آهنگ رشد بودجة دولت در هریک از این بخشها نیز نشان میدهد که با وجود رشد 9 درصدی سهم دولت در تأمین بودجة آموزش و با وجود رشد 23 درصدی شمار دانشجویان، آموزش عالی هم سهم کمتر و هم رشد کمتری در این بودجه داشته است. شاید بتوان این روند را اینگونه برداشت کرد که تمرکز اصلی نظام آموزشی بلژیک، بر مهارتآموزی در آموزشهای فنیوحرفهای در دوره میانی بوده است؛ بهویژه اینکه براساس گزارش کمسیون آموزش اروپا، برخی بخش آلمانیزبان بلژیک نظام آموزش عالی پیشرفتهای نداشته و در بخش قویترین بخش آن بخش هلندیزبان است.کارکنان آموزشیآموزش پیاپی آموزشگران پیدرپی در حال اصلاح است. ازجملة این اصلاحات، میتوان به نوسازی آموزش پایهای، آموزش میانی، افزایش دورههای تحصیلی اجباری، ارتقای علوم تربیتی فرافرهنگی، انفورماتیک، فنّاوریهای نو و اصلاح محتوای برنامهها اشاره کرد. اما این اصلاحات، بدون اجبار و بیشتر براساس انگیزه و تمایل آموزشگران برای همسوسازی و روزآمدسازی انجام میشود.هماکنون، در سطح آموزشهای پایه، دریافت گواهینامه «کیفیت تدریس» برای آموزشگران اجباری است. براساس قانون حاکم بر نظام آموزش پایه در بلژیک، آموزشگران دورههای پایینتر (پیشدبستانی و دبستان) میتوانند با سپری کردن سه سال آموزش در نهادهای آموزشی تربیت آموزشگر، در مدرسهها فعالیت کنند. اما تدریس در دورة میانی تخصصیتر است و نیاز به آموزشهای بیشتری دارد. بهطوریکه برای آموزشگران دوره دوم میانی، آموزشهای سهسالة غیردانشگاهی کفایت نمیکنند و بایستی دوره چهار یا پنجساله دانشگاهی را سپری کنند. همة آموزشگران مدرسهها، ازنظر اداری زیر نظر مسئول مدرسه محل آموزش خود فعالیت دارند که استخدام آنها نخست به شیوه موقت است که میتواند به قرارداد دایم تبدیل شود (Geyer, 2009).نگاهی به ساختار منابع انسانی در آموزش عالی بلژیک نشان میدهد که ازنظر گونة فعالیت اعضای علمی به دو گروه اعضای علمی آموزشی و پژوهشی تقسیمبندی میشوند. اما برحسب گواهینامه تحصیلی و تجربة کاری نیز میتوان چندین جایگاه سازمانی برای آنها برشمرد که عبارتاند از: اعضای هیئتعلمی مستقل که استادان و آموزشگران کهنهکار (باسابقه) که در استخدام رسمی دانشگاه هستند؛ دستیاران علمی و کارکنان ویژه دانشگاهی که این دو گروه آن دسته از اعضای هیئتعلمی که در استخدام موقت دانشگاه هستند، را در خود جای دادهاند. جالب اینکه تنها تفاوت میان دستیاران علمی و کارکنان ویژه دانشگاهی در فراهمکننده بودجه آنهاست. بودجة لازم برای نگهداشت دستیاران علمی (حقوق/دستمزد) ازسوی دانشگاه فراهم میشود، درحالیکه بودجه کارکنان ویژه دانشگاهی ازسوی نهادهایی به غیر از دانشگاه تأمین اعتبار میشود.جایگاه شغلی دستیار علمی در هر دانشگاه به دانشجویان دکتری آن دانشگاه که در حال انجام رساله دکتری خود هستند، داده میشود و تا زمانیکه دانشآموخته نشود به فرد دیگری داده نمیشود؛ بدینترتیب، دانشگاهها گاه برای صرفهجویی در بودجه، این جایگاهها را برای مدت طولانی خالی نگه میدارند و دانشجوی دکتری جدید، نمیپذیرند (Eurydice, 2009).دانشجویان دکتری میتوانند جذب نهادهای دیگری همچون بنیاد پژوهشهای علوم انسانی و اجتماعی شوند و بهعنوان کارمند ویژه دانشگاهی فعالیت کنند؛ بدینترتیب سازمان مربوط، مسئولیت حقوق و مزایا و مالیات آن دانشجو را برعهده میگیرد.براساس تقسیمبندی نخست، تنها اعضای هیئتعلمی آموزشی میتوانند به آموزش دانشجویان بپردازند. این افراد نخست به مدت سه سال، به شیوة استخدام موقت با دانشگاه همکاری میکنند و پس از ارزیابی دانشگاه از عملکرد عضو علمی، میتوانند به استخدام دائم دانشگاه درآیند؛ اعضای هیئتعلمی پژوهشی موقعیت شغلی پایینتری نسبت به اعضای هیئتعلمی آموزشی، در دانشگاه دارند. دانشگاهها هر ساله بر پایه بودجة پژوهشی اختصاص دادهشده ازسوی دولت محلی خود، اعضای هیئتعلمی پژوهشی را جذب میکنند. باتوجهبه محدودیت منابع، شرایط برای جذب در دانشگاهها برای این افراد، به نسبت کمی دشوارتر است. بهطوریکه نامزدها بایستی پس از دریافت گواهینامه دکتری، دستکم سه سال کامل تجربه پژوهش داشته باشند. بااینحال، اولویت به افرادی داده میشود که تجربة پژوهشی بیشتری داشته باشند (European University Institute, 2008).برای روشن شدن جایگاه هریک از کارکنان آموزشی دانشگاهها در ادامه به وظایف هریک از گروههای پیشگفته اشاره کوتاهی شده است.·دستیاران پژوهشی: 30 تا 40% از فعالیتهای موظف آنها به امور اداری و آموزش اختصاص دارد.·اعضای هیئتعلمی ویژه: 20% از فعالیتهای موظف آنها به امور اداری و آموزش اختصاص دارد.·اعضای هیئتعلمی پژوهشی: فعالیت این افراد، بیشتر ماهیت پژوهشی دارد. با وجود این، افرادی که در این جایگاه قرار میگیرند بایستی برای پذیرش مسئولیت آموزش را داشته باشند.برای توسعة آموزشهای پیاپی، شبکههایی ایجاد شده است که مراکز آموزشی دارد. یکی از این مراکز، در بخش فرانسویزبان مرکز خودآموزی و آموزش پیاپی تیهانژ است که اسناد بسیاری را منتشر میکند و رایگان در اختیار آموزشگران قرار میدهد. این مرکز بخش جداگانهای نیز دارد که در برگزاری نشستهای آموزشی، براساس درخواست آموزشگران، کار میکند.مرکز فنی و تربیتی فرامری مرکز دیگری است که در کنار انتشار اسناد تربیتی و دیگر فعالیتهای علمی، دورة بازآموزی نیز برگزار میکند. مراکز دیگری نیز ویژة آموزش مسائل محیطزیست و دادهپردازی وجود دارد.برنامهها و اصلاحات پیشروبرای همگامی با جامعة جهانی در دورههای زمانی گوناگون، اهداف ویژهای برای آموزش تعریف شده است؛ برای نمونه میتوان به پیمان 2020 که در 2009م به امضا رسیده است اشاره کرد. براساس این پیمان که با رویکرد پیشرفت بلژیک بهسوی اقتصاد رقابتی و چندوجهی با تکیه بر رفاه پایدار تدوین شده، نظام آموزشی میبایست به ارائه آموزشهای کیفی- در سطح بالا- در دورههای مهارتآموزی و دورههای آمادگی بپردازد؛ همچنین ضرورت دارد نهادهای آموزشی ارتباط خود را با حوزههایی چون تجارت، ورزش، فرهنگ و غیر آن تقویت کنند و ارتقا دهند. برای دستیابی به اهداف این پیمان، بخش آموزش بلژیک بر روی ابزارهای شناسایی شایستگی که برای ساخت آیندهای پایدار مورد نیاز است، سرمایهگذاری کرده است. همهنگام، مسئولین جامعه فرانسویزبان بلژیک، به بررسی و آزمون روشهایی ورود فنّاوری سبز به برنامههای درسی مدارس و دانشگاهها پرداختهاند. افزونبراین و در راستای این پیمان، افرادی بیشتری، بایستی بهسوی یادگیری واحدهای درسی با هدف سودآوری اجتماعی هدایت شوند.افزونبراین، وزرای آموزش و آموزش عالی، براساس برنامهای که در 1991م به تصویب رسید، برنامههای زیر را دنبال میکنند: آمادهسازی جوانان برای ورود به جامعه و انجام فعالیت در آن و دست یافتن به توازن و شکوفایی شخصیتی در جهان در حال جهش که در آن دانش، افکار و فنون با آهنگی شتابان توسعه مییابند و ارزشها بیوقفه مورد سؤال قرار میگیرند. در چنین شرایطی، هدف آموزش تربیت شهروندانی مسئولیتپذیر و راهنمایی آنها برای انسانیتر کردن جامعه براساس مدارا، همبستگی و درستکاری است (International Bureau of Education, 2011).با گذشت زمان، اهداف کلی نظام آموزشی بلژیک دچار دگرگونی شده است و بخشهای گوناگون آن از این تغییر و تحولات بیبهره نماندهاند و هریک، باتوجهبه سیاستهای حاکم، تغییراتی را در قوانین و اصول حاکم در آن بخش، تجربه کردهاند. از آن جمله میتوان به «سیاست برابری فرصتهای آموزشی» در 2002م در بخش فلاندرز اشاره کرد. بر پایه این قانون، خانوادهها در انتخاب مدرسه فرزندان خود آزادی دارند. یکی دیگر از سیاستهای تازه این بخش، سیاست «توجه به استعداد» دانشآموزان و دانشجویان است و هدف آن، برقراری ارتباط آموزش و زندگی حرفهای با تجارت است. در بخش فرانسویزبان نیز احکام و قوانین و یا گاهی اهداف این قوانین مورد بازبینی قرار گرفته است؛ برای نمونه پس از فرمان 1997، در سال 1998، برای تضمین فرصتهای برابر آموزشی، نظام «تبعیض مثبت» پایهگذاری شد. از آن زمان تا سال 2013 این نظام، راهنمای عمل دولت و ذینفعان آموزشی در این بخش قرار گرفت که اهدافی چون: 1. افزایش جمعیت در سطوح مختلف آموزشی، 2. بهبود عملکرد، 3. افزایش شمار دانشجویان منظم، 4. توجه به تنوع اجتماعی در هر مدرسه و شاخه آموزشی، 5. یکسانسازی زیربنای مدارس گوناگون، 6. مبارزه با محرومیت در مدارس را مورد توجه قرار داده است (Eurydice, 2009). از دیگر احکامی که ساختار نظام آموزش عالی بلژیک و بهویژه منطقه فرانسویزبان را دگرگون ساخت، «موافقتنامه بلونیا» در سال 2004 بود. بر پایة این موافقتنامه و با هدف همسویی با منطقه آموزش عالی اروپا، برخی مفاهیم آموزش عالی (برای نمونه گونههای گواهینامههای تحصیلی) سادهسازی و یا بازتعریف شدند. همچنین در همین فرایند سه دوره آموزشی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری برای آموزش عالی در نظر گرفته شد که تنها دانشگاهها میتوانستند این سه دوره را برگزار کنند. در این میان همکاری میان دانشگاهها و دیگر نهادهای آموزشی، زیر نظارت قرار گرفت. در ساختار جدید آموزش عالی، برای هر سال تحصیلی (دو نیمسال)، 60 واحد درسی در نظر گرفته شد؛ بدینترتیب، دوره نخست (دوره کارشناسی) شامل 180 واحد درسی است که بر پایه استاندارد تعریفشده، سه سال بهطول میانجامد؛ دوره دوم (دوره کارشناسی ارشد)، یک تا دو سال و سرانجام دورة سوم (دوره دکتری) شامل 60 واحد درسی و تدوین رساله دکتری است که برابر 180 واحد درسی است.در بخش آلمانیزبان شرایط کمی متفاوتتر است. در سال 1998 که براساس قانون اصلاحات آموزشی بلژیک، مسئولیت اداره آموزش به سه بخش اصلی این کشور واگذار شد، نظام آموزشی بخش آلمانیزبان در حال شکلگیری بود و بدینترتیب تکیه بر ساختارهای سنتی موجود برای آنان امکانپذیر نبود. بااینحال، همسو با احکام آموزشی سال 1998 در بخشهای دیگر، ساختار عمومی قانون با نام «فرمان بنیادین» که شباهتهای فراوانی با حکم بخش فرانسویزبان داشت، در این بخش به تصویب رسید (Eurybase, 2006).کتابشناسی
Belgian Embassy in Iran. (2002). General Information on Higher Education in Belgium. Retrieved from: https://iran.diplomatie.belgium.be/en
Belgian Forign Trade office. (2001). Belgium, Economic and Commercial Information, Issues 142-151. Brussels: Author.
Central Intelligence Agency. (2015). “Belgium”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov
Education, Audiovisual and Culture Executive Agency. (2010). Flemish Eurydice Report 2010: Organisation of the Ducation System in the Flemish Community of Belgium 2010. Retrieved from: https://www.vlaanderen.be/nl/ publicaties/detail/flemish-eurydice-report-2010-organisation-of-the-education-system-in-the-flemish-community-of-belgium-2010
EP-Nuffic. (2010). Education System Belgium: Described and Compared With the Dutch System. Retrieved from: https://www.nuffic.nl/en/subjects/education-and-diplomas-belgium/
European Commission . (2015). Second Cycle Programmes - French Community. Retrieved from: https://eacea.ec. europa.eu/national-policies/eurydice/content/second-cycle-programmes-5_en
European University Institute. (2008). Belgium Flanders, Academic Career Structure. Retrieved from: https://www.eui.eu/ProgrammesAndFellowships/AcademicCareersObservatory/AcademicCareersbyCountry/BelgiumFlanders
Eurybase. (2006). Belgium–German Speaking Community (2005/2006). Retrieved from: http://www.eurydice.org
Eurydice. (2009). National Summary Sheets on Educational Systems in Europe and Ongoing Reforms. Brussels: European Commission.
Geyer, F. (2009). The Educational System in Belgium. Retrieved from: http://aei.pitt.edu/14575/1/Includ-ed_FG_ on_Ed_System_in_Belgium.pdf.
International Association of Universities (2002). “Belgium-Education System”. The World Higher Education Systems. Retrieved from: http://www.unesco.org/iau
International Bureau of Education. (2001). “Belgium.” In Massimo Amadio (Eds.), The World of Data on Education (4thed.). Genevea: Unesco.
International Bureau of Education. (2011). “Belgium”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
Larousse. (1989). Grand Dictionnaire Encyclopédique Larousse (vol.2). Paris: Author.
Leibfritz, W. (2009). “Fiscal Federalism in Belgium: Main Challenges and Considerations for Reform”. OECD Economic Deparment Working Pape, (743). Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary.org/docserver/218562648706. pdf?expires=1536393304&id=id&accname=guest&checksum=349C8A08B343D7F51B48DE4CEC3D7949
Mathou, C. (2010). European Inventory on Validation of Non-formal and Informal Learning 2010 Country Report: Belgium (Flanders). Retrieved from: https://cumulus. cedefop.europa.eu/files/vetelib/2011/77449.pdf.
Ministère de l’Education de la recherche et de la Formation, Secrétariat Général. (1996). Le Systéme Educatif en Communauté Française de Belgique. Retrieved from: http://www.ibe.unesco.org/National_Reports/ICE_1996/belgium96.pdf.
Ministère de la Communauté Française, Secrétariat Général, Direction des Relations Internationals. (1998). Mise à jour du Profil Éducatif de la Communauté Française. Bruxelle: Author.
Ministère de la Communauté Française, Secrétariat Général, Direction des Relations Internationales. (1999). L’Education Pour Tous: Bilan à I’An 2000, Contribution Présentée Par la Communauté Française de Belgique. Bruxelle: Author.
Ministry of the Flemish Community, Department of Education and Training. (2008). Education in Flanders: The Flemish Educational Landscape in a Nutshell. Retrieved from: www.scholenbanden.be/files/onderwijsinvlaanderennotendopen.pdf.
National Bank of Belgium. (2014). Report 2014: Preamble Economic and Financial Developments Prudential Regulation and Supervision. Retrieved from: https://www.zonebourse.com/NATIONAL-BANK-OF-BELGIUM-11049263/pdf/521527/National%20Bank%20 of %20Belgium_Rapport-annuel.pdf.
OECD. (2000). OECD Country Note: Early Childhood Education and Care Policy in Flemish Community of Belgium. Retrieved from: http://www.oecd.org/belgium/ 2479277.pdf.
Persoons, M. A. (2015). Education for All 2015 National Review: Belgium-Flemish Community. Retrieved from: http://unesdoc.unesco.org/images/0023/002311/231186e.pdf.
Unesco. (1996). World Guide to Higher Education: A Comparative Survey of Systems, Degrees and Qualifications. Retrieved from: http://unesdoc.unesco. org/images/0001/000181/018131eo.pdf.
Unesco. (1999). Annuaire Statistique. Paris: Author.
Unesco. (2001). Données Mondiales de l’Éducation. Paris: Author.
Varin, C. (2006). “Education in a Federal System: A Case-Study of Belgium”. College Undergraduate Research Electronic Journal. Retrieved from: https://repository. upenn.edu/cgi/viewcontent.cgi?article=1033&context =curej
http://gpseducation.oecd.org/CountryReports?primaryCountry=BEL
https://www.eui.eu/ProgrammesAndFellowships/AcademicCareersObservatory/AcademicCareersbyCountry/BelgiumFlanders
http://www.studyinflanders.be/en/education-
https://www.worldbank.org/en/country/belgium
شادی روحانی
نظام آموزش عالی بلغارستان
Bulgarian Higher Education System
پایتخت: صوفیانوع حکومت: جمهوریزبان رسمی: بلغاریمساحت: 11910 کیلومترمربعجمعیت: 7167998 نفر (2014م)تعداد دانشجویان: 262167 (2014م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 21942 نفر (2014م)تولید ناخالص ملی: 17/47 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 1/4% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 4/11% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیبلغارستان در شبهجزیرة بالکان، در غرب دریای سیاه، قرار دارد. از شمال به رومانی، از شرق به دریای سیاه، از جنوب به ترکیه و یونان و از غرب به مقدونیه و یوگسلاوی محدود است (جعفری، 1382). این کشور نیمهکوهستانی است و فلاتهای آن وسعت فراوانی دارند. جلگهها و نواحی پست حاصلخیز این کشور بیشتر در کنار رود دانوب، کنارهها و جنوبشرقی آن واقع شدهاند. مهمترین رود بلغارستان دانوب و بلندترین قلة آن موسالا (2925 متر) است. آبوهوای آن، در نواحی مرتفع، معتدل و در سایر نقاط، معتدل و مرطوب و رویهمرفته پرباران است. رشد جمعیت این کشور منفی است.فشردگی جمعیت در این کشور 6/79 نفر در هر کیلومترمربع است. 59% از جمعیت آن ساکن شهرها هستند و پرجمعیتترین شهر آن صوفیاست که حدود 9/10% از جمعیت در آن ساکن هستند. از دیگر شهرهای پرجمعیت بلغارستان میتوان به پلوودیف، وارنا، روسه، بورگاس و استارازگورا اشاره کرد.ازلحاظ توزیع سنی جمعیت، 3/22% افراد کمتر از 14 سال، 3/62% افراد 59-15 سال، و 4/15% افراد بالای 60 سال تشکیل میدهند. میزان تولد 1/16 در هزار، میزان مرگومیر 7/10 در هزار و نرخ رشد جمعیت 64/0% است. بیشتر اقوام این کشور سفیدپوست هستند و از تیرههای بلغار 7/85%، ترک 4/9%، کولی 6/3%، یونانی، ارمنی و روس تشکیل شدهاند. دین 70% از مردم بلغارستان ارتدوکس و 9% مسلمان است. زبان رسمی آن بلغاری است که با خط سیریلی نوشته میشود. زبانهای ترکی، یونانی و ارمنی نیز در این کشور رایج است.حکومت بلغارستان، جمهوری پارلمانی با یک مجلس قانونگذاری است. مجلس ملی این کشور 240 عضو دارد که برای مدت چهار سال انتخاب میشوند.از ذخایر معدنی این کشور میتوان به سنگ آهن، سرب، روی، منگنز و نقره اشاره کرد. تولیدات صنعتی آن مواد غذایی، نوشیدنی، دخانیات، مواد شیمیایی و فراوردههای نفتی، ماشینآلات و فلزکاری، متالورژی، لوازم برقی و الکترونیکی است. مهمترین محصولات کشاورزی آن را غلات، ذرت، چاودار و چغندرقند تشکیل میدهند و سرانة زمین قابل کشت برای هر نفر بالغ بر 56/0 هکتار است. مهمترین اقلام صادرات کشور مواد غذایی، نوشیدنی و دخانیات 5/13%، مواد شیمیایی و پلاستیک 3/22%، تجهیزات ماشینسازی و فلزکاری 6/9%، پوشاک و کفش 1/7% است که به کشورهای ایتالیا، آلمان، ترکیه، یونان و روسیه صادر میشود. واحد پول آن لف معادل 100 استوتینکا است.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیبرخورداری از آموزش در بلغارستان حق همة شهروندان است و هدف کلی آن تربیت شهروندانی مسئول در یک جامعة مردمسالار است. آموزش در این کشور دو محور اصلی دارد: الف. پرورش توانایی فکری دانشآموزان؛ ب. تربیت افراد کوشا و اندیشمند برای جامعه از رهگذر القای ارزشها و ایجاد حس وطنپرستی.اهداف آموزش در بلغارستان عبارتاند از: پرورش توانایی فکری دانشآموزان، پرورش فردیت و استقلال، ایجاد تمایل به خودآموزی مداوم، آموزش خودآگاهی تاریخی، فرهنگی و ملی، پرورش شهروندی مسئول، فراهم ساختن آموزش و مهارتآموزی عمومی و شغلی، تشویق آموزش مداوم، تشویق خودآموزی و تمایل به مشارکت در فعالیتهای عمومی تحت شرایط اقتصاد بازار.اصلاح نظام آموزشی با دورة انتقال به جامعة مردمسالار و بازار آزاد اقتصاد مرتبط شده است و این فرایندها در نظام آموزشی در حال تغییر بازتاب یافته است. نتایج مورد انتظار از این نظام در حال تحول عبارتاند از:·ایجاد انگیزة بیشتر در دانشآموزان برای کسب آموزش؛·ایجاد ارتباط قوی بین محتوای کلاس و نیازهای شغلی کشور؛·آموختن و یاد دادن فنّاوریهای اطلاعاتی رایج؛·توسعة بیشتر موقعیتهای آموزشی براساس علایق و تواناییهای دانشآموزان.مسائل عمدة توسعة آموزش در آینده عبارتاند از: ارتقای کیفیت آموزش؛ تأمین آموزش پایه برای همگان؛ آموختن حداقل دانش و مهارتهای مورد نیاز برای درک حرفهای و اجتماعی دانشآموزان؛ توسعة فرصتهای آموزش اختیاری؛ اتخاذ راههای مختلف، متنوع و نرمشپذیر، درهمآمیختن محتوای آموزشی؛ افزایش کیفیت آموزش زبان مادری و زبان خارجی دانشآموزان بسان شرط اصلی پیشرفت حرفهای و اجتماعی؛ استفاده مناسب از رایانه و فنّاوریهای اطلاعاتی در آموزش؛ تهیه و تدارک آموزش مداوم با استفاده از پیشرفتهای فنّاوری رایج.از مهمترین مسائل نظام آموزشی بلغارستان میتوان به موارد زیر اشاره کرد:·اعمال تغییرات روزافزون در برنامههای آموزش عمومی، بسط آموزش زبان خارجی در تحصیلات ابتدایی، تلفیق استفاده از فنّاوریهای ارتباطات و اطلاعات با فرایند آموزش، فراهم ساختن دانش شهروندی و اقتصادی، آموزش ارزشهای مربوط به مردمسالاری؛·تلفیق فنّاوریهای اطلاعات و ارتباطات با آموزش در مدارس بلغارستان؛·اجرای فعالانة برنامههای مختلف تعلیمات مدنی، اقتصاد و مدیریت، در فرایند آموزشی؛·تأمین دستیابی بیشتر به آموزش و توسعة مهارتهای فردی و اجتماعی، مشارکتی و گروهی؛·ثبتنام و مراقبت از کودکان سنین مدرسه در مدارس؛·ارائه تحصیلات حرفهای در دو حوزة علوم و مهارتها؛·ارزشیابی دستاوردها و موفقیتهای دانشآموزان، هنگام گذر از سطوح مختلف تحصیلی (دبیرخانة شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1382).طبق مادة 3 قانون وزارت آموزش و علوم، آموزش در این کشور غیرمذهبی (سکولار) است و آموزش غیردینی دانشگاهی به مکاتب، مذاهب و عقاید سیاسی وابسته نیست. این آموزشها باید از ارزشهای جهانی و سنتهای ملی پیروی کنند.ساختار نظام آموزشیساختار نظام آموزشی بلغارستان شامل مراحل زیر است:آموزش پیشدبستانیکودکان 6-2 سال را پوشش میدهد و در مدارس پیشدبستانی عرضه میشود، که بیش از 95% از آنها عمومی هستند. آموزش پیشدبستانی اجباری نیست، اما بیشتر کودکان در آن شرکت میکنند. هدف آموزش پیشدبستانی فراهم کردن محیطی است که موجب توسعة تواناییهای کودکان و آماده شدن آنها برای آموزش رسمی میشود. آموزش پیشدبستانی رشد فیزیکی، ذهنی، هنری، اخلاقی و عاطفی کودکان را مدّ نظر قرار میدهد.آموزش پایهاز دو مرحله تشکیل شده است: آموزش ابتدایی (کلاس اول تا چهارم)، و آموزش پیش از میانی (کلاس پنجم تا هشتم). سن ورود به آموزش پایه 6 یا 7 سال است. آموزش پایة ابتدایی بدون گذراندن امتحان به پایان میرسد و گواهینامة آن براساس نمرههایی صادر میشود که دانشآموز در درسهای گوناگون برنامة درسی کسب کرده است. دانشآموزان کلاس اول هرگز سال تحصیلی را تکرار نمیکنند، مگر به توصیة کمیسیون پزشکی و درخواست نوشتاری ازطرف والدینشان.آموزش میانی دانشآموزان با گذراندن موفقیتآمیز امتحانهای ورودی و داشتن عملکرد موفق در سال آخر آموزش پایه وارد مدارس میانی میشوند. آموزش میانی یک دورة چهار تا پنجساله است که در سه نوع مدرسه عرضه میشود: مدارس فراگیر (متوسطة عمومی)، مدارس مبتنیبر شرح حال تحصیلی و مدارس حرفهای ( فنی و فنی- حرفهای). هریک از مدارس نیز درسهای اختیاری و اجباری دارند. در پایان دوره و بعد از گذراندن امتحان، یک مدرک یا گواهینامه اعطا میشود که میتواند برای ادامة تحصیل در آموزش عالی مورد استفاده قرار گیرد.آموزش عالینظام جدید آموزش عالی در سال 1995 تشکیل و در بخشهای زیر سازماندهی شد: الف. آموزش پیشدانشگاهی یا مؤسسات نیمهعالی که دورههای سهساله را در مدارس عالی و مؤسسات ارائه میکنند و دانشآموختگان آن دیپلم آموزش عالی دریافت میکنند و متخصص بهحساب میآیند؛ ب. مؤسسات عالی یا دانشگاههایی که دورههای چهارسالة منتهی به مدرک کارشناسی را ارائه میکنند؛ ج. مؤسسات عالی و دانشگاههایی که دورههای پنج یا ششساله را عرضه میکنند که به مدرک کارشناسی ارشد پایان مییابد؛ د. دورههای سهسالة تحصیلات تکمیلی که به اعطای مدرک دکتری میانجامد.در مؤسسات آموزش عالی، مرکزی برای راهنمایی دانشجویان درباره موقعیتهای شغلی، استخدام و جهتگیریهای شغلی آنان وجود دارد که به دانشجویان درباره مسیر شغلی متناسب با رشته تحصیلیشان اطلاعات مورد نیاز را میدهد تا دانشجویان با بازار کار مرتبط با رشته تحصیلیشان آشنا شده و جذب بازار کار شوند. سال تحصیلی در بلغارستان از ماه سپتامبر آغاز میشود و تا ژوئن ادامه دارد. یک سال تحصیلی حدود 32 هفته است که شامل دو نیمسال تحصیلی تابستان و زمستان است. تعطیلات از اول ژوئیه تا پانزده سپتامبر است. زبان آموزش نیز بلغاری است.سطوح و مدارک آموزش عالیتحصیلات آموزش عالی در بلغارستان در دو بخش دانشگاهی و غیردانشگاهی عرضه میشود:الف) تحصیلات غیردانشگاهی: آموزش عالی غیردانشگاهی معمولاً یک دورة سهساله (بعد از پایان آموزش میانی) است که به اعطای گواهینامة متخصص در رشتههای مختلف منتهی میشود. تحصیلات غیردانشگاهی با یک آزمون نهایی در پایان دوره خاتمه مییابند.ب) تحصیلات دانشگاهی: در سه دوره زیر عرضه میشود:·تحصیلات مرحلة اول (دورة کارشناسی): مرحلة اول تحصیل در مؤسسههای آموزش عالی چهار سال طول میکشد و به اعطای مدرک کارشناسی در رشتههای مختلف پایان مییابد. این مدرک براساس قانون آموزش عالی در سال 1995 ایجاد شد. در برخی از رشتهها، دورة کارشناسی وجود ندارد و دانشجویان میتوانند مستقیماً به مرحلة دوم تحصیلات (کارشناسی ارشد) راه یابند. طبق آخرین مصوبة قانون آموزش عالی، مدرک کارشناسی دسترسی به تحصیلات دکتری را در مدت زمان چهار سال فراهم میکند.·تحصیلات مرحلة دوم (دورة کارشناسی ارشد): طول مدت تحصیل در این مرحله پنج سال بعد از پایان یافتن آموزش میانی یا یک سال بعد از دریافت مدرک کارشناسی است. دانشجویان باید یک پایاننامه را تدوین و آزمون سراسری را با موفقیت طی کنند.·تحصیلات مرحلة سوم (دورة دکتری): تحصیل در سومین مرحله حداقل سه سال پس از کسب مدرک کارشناسی ارشد طول میکشد. مدرک دکتری براساس پژوهش فردی و بعد از دفاع از رساله داده میشود. طبق قانون آموزش عالی در سال 1995، این مدرک جایگزین مدرک قبلی (کاندیدای علوم) شد.مراکز و مؤسسات آموزش عالیطبق قانون، اهداف تأسیس مراکز آموزش عالی عبارتاند از: آموزش متخصصان مستعد و بهکارگیری دانش علمی در موقعیتهای اجتماعی مختلف؛ روزآمد کردن دانش و روش متخصصان و توسعة علمی و فرهنگی.آموزش عالی بلغارستان شامل 51 مرکز آموزش عالی و 47 مؤسسة آموزش نیمهعالی است که برنامههایی را در چهار دوره دانشگاهی (متخصص، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری) عرضه میکنند (www.mon.bg/en/).شرایط ثبتنام، باتوجهبه نوع مؤسسات و رشتههای گوناگون، متفاوت است و از آزمونها و مدرک پایان دورة میانی تشکیل شده است. برخورداری از آزادی عمل به مؤسسات دانشگاهی اجازه داده است تا هرساله شرایط ثبتنام مؤسسة خود را تعیین و تصویب کنند. شرط اصلی ورود به مؤسسات آموزش عالی داشتن مدرک میانی و گذراندن آزمون ورودی است. اما برای رشتههایی که متقاضی کمتری دارند، داوطلبان ممکن است براساس ارسال مدارک و نمرات دوران تحصیل ثبتنام شوند.پذیرش دانشجویان خارجی: دانشجویان خارجی باید گواهینامة پایان دورة میانی، معادل گواهینامة میانی بلغارستان، و روادید معتبر داشته باشند و از طرف فرد یا مؤسسة معتبر در کشور مبدأ معرفی و توصیه شده باشند. بهعلاوه، گذراندن یک سال تحصیلات پیشدانشگاهی در زبان بلغاری برای دانشجویان خارجی الزامی است. بعد از یک سال تحصیل در زبان بلغاری، آزمونهایی در مؤسسات دانشجویان خارجی برگزار میشود. سهمیههای مؤسسات برای دانشجویان خارجی براساس شرایط خاص مؤسسات آموزش عالی بلغارستان هرساله تعیین میشوند.اعضای هیئتعلمیاستادان دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، در مقایسه با چند سال گذشته، 7/15% افزایش داشتهاند. درحالیکه در مقایسه با سال 1995 افزایش آنها حدود یکسوم بوده است. تعداد استادان مؤسسات آموزش عالی مهندسی و فنّاوری که به آموزش آموزشگران در این زمینهها میپردازند در سالهای گذشته تغییری نکرده است.برای اعضای هیئتعلمی مراکز آموزش عالی مراتب علمی زیر منظور شده است:·استادیاران و استادان؛·استادیاران، استادیاران ارشد و استادیاران اصلی؛·افرادی که فقط برای آموزش غیرتخصصی زبان، ورزش، هنر و رشتههای دیگر منصوب شدهاند و باید جزء آموزشگران و آموزشگران ارشد باشند.نظام نمرهدهی و امتحانات آموزش عالیمراکز آموزش عالی، برای تعیین شیوة برگزاری امتحانات، قوانینی را تصویب و تنظیم کردهاند. ارزشیابی علمی دانشجویان بهوسیلة برگزاری امتحان کتبی انجام میشود و دانش و مهارتهای دانشجویان براساس نظام عددی نمرهای به قرار زیر ارزشیابی میشود: نمرة 6: عالی؛ نمرة 5: خیلی خوب؛ نمرة 4: خوب؛ نمرة 3: رضایتبخش؛ نمرة 2: ضعیف. نمرة قبولی 3 و نمرة ردی 2 است.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیدر سال 2014 مؤسسه ملی آمار جمهوری بلغارستان به تفکیک مدراس و دانشگاه، تعداد مؤسسات آموزشی را همراه با آمار دانشآموزان و دانشجویان بهشرح زیر در دو جدول جداگانه عرضه کرده است (www.nsi.bg/en).جدول 1. تعداد مؤسسات آموزشی در سال 2014-2013نام مؤسسه آموزشی2013-20122014-2013کودکستان20702051مدارس عمومی و ویژه21122097مدارس هنری2223مدارس ورزشی1924مراکز آموزش حرفهای338371دانشگاهها5353جدول 2. تعداد دانشجویان و دانشآموزان در سال 2014-2012تعداد به تفکیک نوع مؤسسه2013-20122014-2013پیشدبستانی235015240622مدارس ابتدایی221839220934مدارس آموزش حرفهای272487268395مدارس بزگسالان42727300دانشجویان دوره کاردانی1468815072دانشجویان دوره کارشناسی180949176344دانشجویان دوره کارشناسی ارشد8295185823دانشجویان دوره دکتری53716055مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیمدیریت آموزش مدارس در چهار سطح ملی، منطقهای، شهری و مدرسه است. ویژگیهای اصلی مدیریت مؤسسات آموزش عالی کشور بلغارستان دموکراتیک بودن، عدم تمرکز و استقلال زیاد آنان است.یکی از گامهای مؤثر در توسعة آموزش عالی، در سالهای اخیر، تنظیم قوانین مربوط به استقلال و خودگردانی مؤسسات آموزش عالی بوده است. حق مدیریت منابع مالی موجب ایجاد رقابت بین دانشگاهها و بهدنبال آن، ایجاد تنوع در برنامهها و دورههای جدید و جذاب آموزشی شده است. خودگردانی مؤسسات آموزش عالی، نه فقط تنوع نهادی را افزایش داده، بلکه منجر به تنوع عمودی آموزش عالی ازطریق عرضة دورههای بیشتر (متخصص، کارشناس، کارشناسی ارشد و دکتری) شده است. دسترسی روزافزون به آموزش عالی و افزایش ثبتنام از دیگر ابعاد و ویژگیهای ایجاد مردمسالاری در آموزش عالی است.مدیریت نظام آموزش عالی و مؤسسات آموزش عالی برعهده هیئتامنای دانشگاه است. از وظایف هیئتامنای دانشگاه میتوان به مواردی چون: انتخاب رئیس دانشگاه، تعیین اعضای هیئتعلمی دانشگاه، و نظارت بر عملکرد رئیس دانشگاه اشاره کرد. بعد از هیئتامنا، ستاد هیئتعلمی است که وظایفی چون: تعیین خطمشیهای آموزشی و پژوهشی دانشگاه، برنامهریزی توانمندسازی اعضای هیئتعلمی، تعیین سیاستهای منابع انسانی دانشگاهها، تأیید معاون دانشگاه که ازطرف رئیس معرفی میشود، است. اعضای این ستاد 45-25 نفر هستند که حداقل 70% آنها باید استاد یا دانشیار باشد. رئیس دانشگاه هم باید حداقل استاد یا دانشیار بوده و باید عضو هیئتعلمی تماموقت باشد که ازسوی هیئتامنای دانشگاه انتخاب میشود.در سال 1996 ساختار جدیدی برای آموزش عالی تصویب شد که بهموجب آن یک مؤسسة ملی برای ارزشیابی و اعتبارسنجی تشکیلات آموزش عالی، بهمنظور کمک به تدوین و کاربرد ملاکها و هنجارهای ارزشیابی تشکیلات مختلف آموزشی، تشکیل شد. بهخاطر اطمینان از با کیفیت بودن آموزش، در سه سطح ملی، منطقهای، و مدرسه، ارزیابی از کیفیت آموزش وجود دارد. تضمین کیفیت در مؤسسات آموزش عالی تا حدودی دارای استقلال است. برای ارزیابی کیفیت تدریس و عملکرد دانشجویان در هر مؤسسه ارزیابی درونی انجام میشود و نظام ارزیابی درونی هر دانشگاهی هم ازسوی مؤسسه اعتبارسنجی و ارزیابی ملی بررسی میشود. این مؤسسه اعتبارسنجی که وظیفهاش تضمین کیفیت و ارزیابی آموزش عالی است از سال 2008 به عضویت شبکه اروپایی تضمین کیفیت در آموزش عالی درآمده است و فعالیتهایش زیر نظر شبکه تضمین کیفیت است. مرکز ملی ارزیابی تضمین کیفیت کشور بلغارستان در سه سطح: رشته، مؤسسه و برنامه، اعتبارسنجی را انجام میدهد و نتایج ارزیابی کیفیت آموزش در چهار سطح: بسیار خوب، خوب، رضایتبخش و عدم رضایت (بد) ازسوی مرکز ارزشیابی گزارش میشود. اعتبار درجه بسیار خوب و خوب شش سال، و اعتبار درجه رضایتبخش سه سال است (www.mon.bg/en/).هدف کلی آموزش، ایجاد تشکیلات آموزشی خودگردان، غیرمتمرکز و مردمسالار است. برای تحقق این هدف، ایجاد نهاد اداری ساده و تخصص بالا و شایستگی بسیار در میان متخصصان آموزشی ضروری است. ادارة آموزش به سطوح ملی، منطقهای، شهری و مدرسه تقسیم شده و برعهدة وزیر آموزش و علوم (Ministry of Education Science and Technologies Institute for Education and Science, 1996) است. وظایف وزارت و شورای وزرا عبارتاند از: تعیین و اجرای سیاستهای دولت در زمینة آموزش، پیشبینی و طراحی فعالیتهای مربوط به توسعة آموزش در برنامههای بلندمدت و طرحهای عملیاتی، سازماندهی و هماهنگکردن کار واحدهای اداری و تشکیلات آموزشی و نظارت بر فعالیتهای انواع و سطوح مختلف مدارس. وزارت آموزش و علوم اسناد آموزشی را تصویب میکند، بر عرضه نوآوریها نظارت میکند، کتابهای درسی، کتابچههای راهنما و کارکنان آموزشی را تأمین میکند و فعالیتهای بینالمللی را در زمینة آموزش انجام میدهد.علاوهبر وزارت آموزش و علوم، دو نهاد دیگر در ادارة آموزش عالی مشارکت دارند:1. کنفرانس رؤسای دانشگاههای بلغارستان؛2. نهاد ملی ارزشیابی و اعتبارسنجی: یک نهاد تخصصی ملی برای تضمین کیفیت، ارزشیابی، و اعتبارسنجی فعالیتهایی نظیر آموزشی، پژوهشی و هنری مؤسسات آموزش عالی است. دو نوع اعتبارسنجی وجود دارد: اعتبارسنجی برنامهها و اعتبارسنجی مؤسسات. نهاد ملی ارزشیابی و اعتبارسنجی، مطابق قانون آموزش عالی و الزامات دولتی پذیرفتهشده، معیارهای ارزشیابی و اعتبارسنجی را تدوین و اتخاذ کرده است. این نهاد همچنین طرحهای تأسیس و تغییر مدارس عالی و واحدهای اصلی آنها و گشایش تخصصهای جدید را ارزشیابی میکند.وظایف و عملکرد دولت در مدیریت و ادارة آموزش دانشگاهی عبارتاند از: الف. گسترش اجرای سیاست ملی توسعة آموزش دانشگاهی و حمایت از استقلال علمی آموزش دانشگاهی؛ ب. توجه به کیفیت فرایند آموزش و پژوهش ازطریق سازماندهی فعالیتهای مؤسسة ملی ارزیابی.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیمنبع اصلی فراهم ساختن منابع مالی آموزش بودجة دولتی (ازطریق وزارت آموزش و علوم) و بودجة محلی (ازطریق شهرداریها) است. طبق قانون وزارت آموزش و علوم، مراکز آموزش عالی عمومی باید بودجههای مورد نیاز خود را تنظیم، تعیین و گزارش کنند. درآمد بودجة این مراکز از منابع زیر فراهم شود:·کمکهای مالی دولت؛·کمکهای مالی دولتهای محلی.بودجة مراکز خصوصی آموزش عالی نیز ازطریق شهریة دانشجویان تأمین میشود. افزایش تعداد دانشجویانی که ناگزیر به پرداخت شهریه هستند به کاهش مداوم سهم دانشجویان از یارانهها میانجامد است. دانشجویانی که هزینة تحصیل خود را پرداخت میکنند، بهعلت تورم و افزایش هزینة زندگی، با این خطر روبهرو هستند که نتوانند تحصیلات خود را به پایان برسانند. در نتیجه، پرداخت شهریه یک مانع مالی برای دسترسی به آموزش عالی است و تهدیدی جدی برای رشد گرایش به آموزش عالی در بین جوانان بهشمار میآید. در سال 2012 نزدیک به 87% بودجه آموزش عالی ازسوی دولت فراهم شده است و دولت در این سال 4% از تولید ناخالص ملی را برای آموزش هزینه کرده است (www.mon.bg/en/).برنامهها و اصلاحات پیشرودر اکتبر سال 2014 دولت بلغارستان برای یک دوره هشتساله (2020-2014م) راهبرد جدیدی با عنوان علوم و آموزش برای رشد هوشمند در نظر گرفت. اهداف این راهبرد عبارتاند از:·افزایش دسترسی به آموزش عالی؛·افزایش روابط مؤثر و مداوم میان دانشگاهها و بازار کار؛·ایجاد آموزش عالی سازگار با نظامهای آموزش عالی کشورهای اروپایی؛·هدایت پژوهشهای مؤسسات آموزش عالی بهسمت خلاقیت و اقتصاد بازارمحور؛·بهروز کردن نظام مدیریت مؤسسات آموزش عالی؛·توسعه و ایجاد نظامی برای یادگیری مادامالعمر ازطریق یادگیریهای الکترونیکی و مجازی؛·افزایش بودجه مؤسسات آموزش عالی و بهبود کارایی این سرمایهگذاریها.همچنین کشور بلغارستان برای توسعه آموزش عالی اهداف زیر را تا سال 2020 دنبال میکند:·افزایش کیفیت آموزش، تشویق دانشجویان و استادان و پژوهشگران به افزایش کیفیت؛·ایجاد و گسترش نظامی برای یادگیری مادامالعمر با بهکارگیری اشکال مختلف یادگیریهای مجازی و الکترونیکی؛·افزایش سرمایهگذاری در مؤسسات آموزش عالی و بهبود کارایی این سرمایهگذاریها؛·مدرنیزه کردن و تمرکززدایی مدیریت مؤسسات آموزش عالی و پاسخگویی به نیاز بازار متناسب با نیاز جهانی به آموزش عالی (www.mon.bg/en/).کتابشناسیجعفری، عباس. (1382). گیتاشناسی نوین کشورها. تهران: مؤسسة جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی.دبیرخانة شورای عالی انقلاب فرهنگی. (1382). «نظام آموزشی بلغارستان». نظام آموزش کشورهای جهان. بازیابی شده از: http://mahshar.com/world/research/edupol/countries.phpcbulgaria.htm
International Bureau of Education. (2007). “Bulgaria”. World Data on Education (6th edition). Geneva:Unesco.
Ministry of Education, Science and Technologies Institute for Education and Science. (1996). Development of Education in the 1994-1996: National Report of the Republic of Bulgaria. Retrieved from: http://www.ibe.unesco.org/ National_Reports/ICE_1996/bulgaria96.pdf.
Unesco. (1998). Statistical Yearbook. Paris: Author.
Unesco. (1998). Statistical Yearbook. Paris: Author.
https://www.mon.bg/en/http://www.nsi.bg/enhttp://www.unesco.vg/iau/
شادی روحانی، صدرالدین ستاری
نظام آموزش عالی پاکستان
Pakistani Higher Education System
پایتخت: اسلامآبادنوع حکومت: جمهوری پارلمانیزبان رسمی: اردو (ملی)- انگلیسی (دولتی)مساحت: 796095 کیلومترمربعجمعیت: 196174380 نفر (2014م)تعداد دانشجویان: 1319799 نفر (2012م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 70053 نفر (2012م)تولید ناخالص ملی: 8/247 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 7/2% (2015م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 2/13% (2015م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیپاکستان در جنوب قاره آسیا قرار دارد و در میان 36 کشور بزرگ قرار دارد. این کشور، از شمال با چین، از شرق با هند، از غرب با ایران و افغانستان مرز مشترک دارد و از جنوب با اقیانوس هند هممرزی دارد.آبوهوای این کشور نسبتاً خشک و بادهای بارانزای آسیای جنوبشرقی تأثیر اندکی بر این کشور دارند؛ بهاستثنای دامنه هیمالیا، دیگر نقاط آن از بارش کمی برخوردار است. سرزمینهای کمآب و علف و پوشیده از بوتهزارهای صحرایی بخش گستردهای از این کشور را تشکیل میدهند.پاکستان کنونی که بخش گستردهای از دوره هندوراس را پوشش میدهد، دیرینه خود را به «تمدن دوره هندوراس» وامدار است که یکی از کهنترین تمدنهای جهانی است و دیرینه آن دست کم به پنج هزار سال پیش باز میگردد. این تمدن در آمیزش با فرهنگ آریایی موجب شکل گرفتن شهر تاکسیلا شد. تاریخنگاران پاکستانی، ازجمله پروفسور احمد حسن دانی (2009م) بر این باورند که در همین دوران [عصر هخامنشیان] باستانیترین دانشگاه جهان در تاکسیلا بنیان نهاده شد. این کشور تاریخ مشترکی با هندوستان، افغانستان و ایران باستان دارد.در آغاز سده هشتم میلادی، نخستین مسلمانان با کشورگشایی محمدابن قاسم به این بخش از قاره آسیا پا گذاشتند و دولت اسلامی مستقلی در جنوب مرکز پاکستان کنونی بنیاد کردند.اقوام مغول که یکی پس از دیگری در پاکستان حکم میراندند، بناهای تاریخی نیز از خود بهجای گذاشتهاند که ازجمله میتوان به شش محل اشاره کرد. این کشور استقلال خود را از انگلستان از 15 اوت 1947، در نتیجة تجزیة هندوستان به دو بخش گستردة شرق و غرب بهدست آورد.جمعیت این کشور بیشتر در فلات اندوس، بخش زنده کشور، در اطراف رود اندوس تمرکز یافته است و ازنظر جمعیتی هفتمین کشور جهان بهشمار میآید. رشد سالانه جمعیت آن 52/1% است. حدود 2/36% از جمعیت این کشور در شهرها و حدود 64% در روستاها زندگی میکنند. کراچی با حدود سیزده میلیون نفر پرجمعیتترین شهر این کشور را تشکیل میدهد و پس از آن لاهور حدود هفت میلیون نفر جمعیت دارد. نرخ امید به زندگی در این کشور، در 2014م، برای زنان 03/69 سال و برای مردان 16/65 سال بوده است. حدود 3/22% مردم پاکستان زیر خط فقر زندگی میکنند. دین رسمی مردم پاکستان اسلام است و 4/96% از مردم آن مسلمان (90%-85% سنی، 15%-10% شیعه)، و 6/3% مسیحی، هندو یا پیرو سایر ادیان هستند.مردم پاکستان را قومیتهای گوناگون تشکیل میدهند که مهمترین آنها را میتوان بهترتیب قومیتهای پنجابی 68/44%، پشتو42/15%، سندی 1/14%، ساریاکی 38/8%، مهاجر 57/7% و بلوچی 57/3% نام برد. این تنوع قومی موجب رواج زبانهای مختلف نیز در این کشور شده است. زبان اردو، زبان رسمی مردمی و زبان انگلیسی زبان دولتی این کشور بهشمار میرود.واحد پول این کشور روپیة پاکستان است که 100 پیسه است.نخستین قانون اساسی پاکستان در سال 1956 به تصویب رسید. نظام حقوقی این کشور بر پایه حقوق عمومی انگلستان تدوین شده است؛ اما این تدوین بهگونهای انجام شده که بتواند با وضعیت اسلامی بودن حکومت نیز همسویی کند. بنابر قانون اساسی سال 1973، نظام سیاسی این کشور ایالتی پارلمانی توصیف شده است که رئیسجمهوری بسان رئیس حکومت و نخستوزیر بهمنزله رئیس دولت ازسوی مردم برگزیده میشود. دوره ریاستجمهوری پنج سال و رئیسجمهور با رأی هیئتی دربرگیرندة اعضای مجلس سنا، مجلس ملی و اعضای مجلسهای ایالتی برگزیده میشود. رئیسجمهور نمیتواند بیش از دو دوره پیاپی، این سمت را در اختیار داشته باشد. نظام قانونگذاری پاکستان دو مجلسی است که مجلس شورا را تشکیل میدهند که دربرگیرنده مجلس سنا و مجلس ملی است. اعضای مجلس ملی با رأیگیری عمومی افراد بالای هجده سال انتخاب میشوند. دوره نمایندگی مجلس ملی نیز پنج سال تعیین شده است. مجلس سنا، بدنه قانونگذار دائمی است که اعضای آن را چهار ایالت پاکستان بهطور مساوی تشکیل میدهند. این اعضا، ازسوی مجلسهای ایالتی هر ایالت انتخاب میشوند. نمایندگانی نیز از مناطق قبیلهای و اسلامآباد در این مجلس حضور مییابند. دو مجلس سنا و ملی میتوانند به جز در زمینه مسائل مالی، لوایح خود را مطرح و به تصویب برسانند.تولید ناخالص ملی پاکستان 8/247 میلیارد دلار (2015م)، سرانة تولید ناخالص ملی 2900 دلار (2012م)، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی 6/3%، و نرخ تورم 7/7% (2013م) اعلام شده است.نیروی کار در پاکستان، در 2012م، 63777830 میلیون نفر بوده است که از این تعداد 44% در بخش کشاورزی، 7/20% در صنعت و 2/34% در بخش خدمات مشغول بهکار هستند. در سال 2013 میزان بیکار 6/6% بوده است.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیدر پاکستان، دولتها باید آموزش رایگان و اجباری را برای همه کودکان از سن پنج تا شانزدهسالگی بهنحویکه در قانون تعیین شده فراهم کنند. آموزش، حق اساسی بشر است و هر کودک نیز باید از آن بهرهمند شود. بر این اساس دولتها تأکید دارند بر:·ایدئولوژی اسلامی و شخصیتسازی؛·جهانیسازی آموزش ابتدایی و ترویج سوادآموزی؛·آموزش علم؛·افزایش کیفیت آموزش؛·کاهش نابرابری در امکانات آموزشی.در سال 2012-2011، نرخ سواد در پاکستان 58% (70% مرد و 47% زن) بوده است.ساختار نظام آموزشینظام آموزشی پاکستان از سه نظام رسمی، غیررسمی و مدرسه (مذهبی) برخوردار است.آموزش رسمی دربرگیرنده مراحل زیر است:آموزش پیشدبستانیآموزش پیشدبستانی، شش ماه طول میکشد و جزء اصلی آموزش ابتدایی است که موجب پیشرفت همهجانبه کودک میشود. در پاکستان مدارس عمومی، آموزش پیشدبستانی را بهمنزله بخشی از فرایند جامعهپذیری عرضه میکنند. بیش از یکسوم کودکان پاکستانی در کلاسهای پیشدبستانی تحت عنوان «کاچی» حاضر میشوند. براساس سیاست ملی آموزش در سال 2010-1998 کلاس کاچی بهمنزله یک کلاس رسمی در مدارس معرفی شده است. گروه سنی در این مرحله 5-3 سال است. در 2012م تعداد ثبتنامشدگان 8511000 نفر، بوده است.آموزش ابتدایی مرحله ابتدایی پنج سال طول میکشد (افراد سنین 10-5 سال). نرخ ثبتنام در این دوره در 2012م حدود 49/80% بوده است. زبان آموزشی در بسیاری از آموزشگاهها، زبان ملی اردو است. برخی از مدارس (بهویژه بخش خصوصی) به زبان انگلیسی تدریس میکنند. درعینحال، برنامههای درسی این دوره در سراسر کشور یکسان است. آموزش در این دوره بر مهارتهای خواندن و نوشتن، ریاضیات پایه، سنتها و ارزشهای جامعه و همچنین جامعهپذیری پای میفشارد و راهیابی به کلاس بالاتر به نتایج امتحانات مدرسه و جامعهپذیری بستگی دارد. این دوره آموزشی بهموجب قوانین الزامی است.آموزش میانی (راهنمایی)دوره میانی از سال ششم تا هشتم را دربر میگیرد. این دوره سهساله در مدارسی که دارای دوره ابتدایی و متوسطه نیز هستند، تدریس میشود. برنامه درسی در این دوره برای دختران و پسران و همچنین روستاییان و شهرنشینان یکسان است. آموزش در این دوره بر تقویت زبان نخست و دوم، ریاضیات، علوم، توسعه درک از خانواده، اجتماعات، محیطزیست، بهداشت و تغذیه پای میفشارد. ارزیابی نهایی این دوره برمبنای آزمون طراحی شده ازسوی گروه آموزشی استانی و همچنین امتحان نهایی مدارس انجام میشود. در سال 2012 تعداد ثبتنامشدگان 5946000 نفر بوده است.آموزش متوسطه آموزش متوسطه در پاکستان دربرگیرنده دو مرحله «متوسطه» و «متوسطه عالی» است.·آموزش متوسطه: مرحله متوسطه دو سال بهطول میانجامد و افراد رده سنی 15-13 سال را پوشش میدهد. به دانشآموختگان این دوره تحصیلی دهساله مدرک آموزشی متوسطه داده میشود. آزمون برای دریافت این مدرک تحصیلی ازسوی هیئت آموزشی متوسطه در سطح ملی طراحی میشود.زبان آموزشی در این دوره در بسیاری از مدارس، اردو و در برخی مدارس، انگلیسی است. جهتگیری آموزشی دانشآموزان پاکستانی در این دوره انجام میشود. دانشآموزان میتوانند یکی از رشتههای تحصیلی علوم، علوم انسانی یا فنی را به اختیار خود برگزینند. موضوعات آموزشی اجباری این دوره تحصیلی عبارتاند از: زبان اردو، زبان انگلیسی، مطالعات پاکستانی، مطالعات اسلامی و ریاضیات که در هر سه رشته تدریس میشود. سایر دروس الزامی برمبنای رشته تحصیلی مشخص میشود. در سال 2012 تعداد ثبتنامشدگان 2684000 نفر، بوده است.·آموزشمتوسطه عالی: آموزش متوسطه عالی (سال یازده و دوازده) در کالجهای متوسطه یا مدارس آموزش متوسطه عالی تدریس میشود. به دانشآموختگان این دوره تحصیلی مدرک آموزش متوسطه عالی داده میشود. گذراندن این دوره، پیشنیاز ورود به دوره آموزش عالی دانشگاهی است. زبان آموزشی در این دوره، بهویژه دربارة علوم انگلیسی است. دریافت این مدرک آموزشی نیازمند گذراندن آزمونی است که ازسوی هیئت آموزشی متوسطه در پایان سال دوازدهم طراحی و اجرا میشود.دانشآموزان پس از به پایان رساندن دوره میانی میتوانند در دبیرستانها و یا مدارس فنیوحرفهای به آموزشهای خود ادامه دهند. پس از به پایان رساندن دوره آموزش متوسطه، دانشآموزان میتوانند در کالجهای سطح میانی یا مدارس متوسطه عالی برای دوره پیشدانشگاهی و یا در دانشکدههای فنی ثبتنام کنند. آموزش در دانشکدههای فنی یا بازرگانی سه سال است. دانشآموختگان مدارس متوسطه عالی که موفق به دریافت مدرک دبیرستان عالی میشوند میتوانند در دورههای دانشگاهی یا مؤسسات حرفهای همچون کشاورزی، مهندسی و پزشکی ثبتنام کنند. جدول 1 دورههای آموزشی، پایه کلاسی و سن ورود به آنها را نشان میدهد. سهم این نهادها در آموزش و پرورش کشور در حدود 2% است. در 2012م تعداد ثبتنامشدگان 1246000 نفر بوده است.جدول 1، دورههای آموزشی، پایه کلاسی و سن ورود آنها را نشان میدهد.آموزش عالیآموزش عالی که در دانشگاهها و کالجها عرضه میشود، آموزشهای پایة 11 به بالا را دربر میگیرد و در دو سطح عرضه میشود: دانشکدههای میانی (پایههای 11 و 12) که آموزشهایی را در علوم و علوم انسانی عرضه میکنند و دانشکدههای اعطای مدرک (پایههای 13 و 14) که شامل یک دوره چهارساله است.دورههای تحصیلی1. کاردانی: دربرگیرنده دو سال تحصیل بعد از دیپلم دبیرستان یا چهار سال تحصیل بعد از دوره دهساله متوسطه است. این دوره بیشتر در کالجهای وابسته به دانشگاهها گذرانده میشود.2. کارشناسی: دربرگیرنده چهار تا پنج سال تحصیل در دانشگاههای معتبر بعد از دیپلم دبیرستان یا پیشدانشگاهی یاآموزش متوسطه عالی است.3. کارشناسی ارشد: شامل دو سال تحصیل بعد از کاردانی و یک سال تحصیل بعد از دوره کارشناسی بهصورت آموزشی و پژوهشی در رشتههای گوناگون است. 4. دوره پیش از دکتری: شامل دو سال تحصیل بعد از دریافت کارشناسی ارشد است. این دوره، یک دوره پژوهشی است که نیازمند نگارش رساله است.5. دکترای تخصصی: شامل سه سال پژوهش یا تحصیل بعد از مدرک پیش از دکتری و چهار سال تحصیل یا پژوهش بعد از مدرک کارشناسی ارشد است.دکتری ادبیات، علوم و حقوق شامل پنج تا هفت سال تحصیل پس از کارشناسی ارشد است. جدول 2 تعداد دانشجویان ثبتنامشده در دانشگاهها را برحسب جنسیت و دوره تحصیلی نشان میدهد.6. آموزش فنیوحرفهای: فعالیتی سازمانیافته است که دانش و مهارتهای علمی مورد نیاز برای مشاغل گوناگون را در اختیار افراد قرار میدهد. مدت زمان دورههای آموزش فنیوحرفهای بین سه ماه تا سه سال است. مدارک لازم برای ورود به این دورهها نیز همچون خود دورهها متفاوت است. این دورههای آموزشی ازسوی نهادهای آموزشی استانی در حال تغییر است.هنوز در پاکستان آموزشهای رسمی فنیوحرفهای که به دریافت مدرک میانجامد از آموزشهای غیررسمی که به دریافت گواهینامههای غیررسمی میانجامد، از یکدیگر جدا نشدهاند.7. تربیت آموزشگر: دانشآموزانی که آموزش دوره متوسطه را به پایان برسانند و موفق به دریافت مدرک دوره متوسطه شوند میتوانند در کالج آموزش برای آموزشگران پایه به تحصیل خود ادامه دهند. این دوره آموزشی یک سال است و به دانشآموختگان آن، مدرک آموزش دوره ابتدایی داده میشود. دانشآموختگان دوره متوسطه عالی نیز با گذراندن یک دوره یکساله میتوانند مدرک آموزش دریافت کنند. دارندگان این مدرک میتوانند به تدریس در دورههای میانی [راهنمایی] بپردازند. در حال حاضر، این دورهها جای خود را به دوره سهساله دیپلم آموزش داده است. دارندگان مدرک دوره متوسطه میتوانند با گذراندن این دوره سهساله دیپلم آموزشی دریافت کنند. دوره کارشناسی آموزش نیز دوره آموزشی یکسالهای است که دارندگان کارشناسی علومانسانی یا علوم میتوانند با گذراندن آن در کالجهای آموزشی موفق به دریافت آن شوند. دارندگان این مدرک میتوانند به تدریس در دوره متوسطه بپردازند. مسیر دیگری که به دریافت مدرک کارشناسی آموزش میانجامد، گذراندن دوره سهساله علوم آموزشی است. کارشناسی ارشد آموزش نیز برنامه آموزشی یک یا دوسالهای است برای دارندگان مدرک کارشناسی آموزش. به افرادی که دوره یکساله را به پایان برسانند، مدرک کارشناسی ارشد آموزش و به افرادی که دوره دوساله را دنبال کنند مدرک کارشناسی ارشد علوم انسانی آموزش داده میشود.8. آموزش مدرسه: افزونبر نظام آموزشی نوین، نظام آموزش مذهبی نیز وجود دارد که آموزش اسلامی را عرضه میکند. برنامههای درسی مدارس دینی برمبنای آموزههای قرآنی، حدیث، فقه اسلامی، منطق و... تدوین میشوند. بیشتر مدارس دینی پاکستان به عرضه برنامههای درسی «شهادت العالمیه» و قوسیه میپردازند. بالاترین مدرک تحصیلی «شهادت العالمیه» معادل مدرک کارشناسی در مطالعات اسلامی و زبان عربی ارزیابی میشود.9. آموزش غیررسمی: میلیونها نفر در پاکستان به نظام آموزشی رسمی دسترسی ندارند. ازآنجاکه نظام رسمی نمیتواند نیازهای آموزشی مورد نیاز جمعیت در حال رشد را فراهم کند، آموزش غیررسمی برای کسانی که دسترسی به آموزش رسمی ندارند ایجاد شده است. براساس این طرح، آموزش ابتدایی در چهل ماه تدریس میشود. دولت، حقوق آموزشگران و منابع آموزشی مورد نیاز را فراهم میکند.دانشگاه آزاد علامه اقبال به عرضه آموزش ازطریق نظام آموزش از دور میپردازد که دربرگیرنده یک دوره کوتاهمدت چهارماهه برای دستیابی به دورههای رسمی آموزش عالی است که گاه تا سطح دکتری در رشتههای گوناگون ادامه مییابد.در پاکستان 13213 نهاد آموزشی غیررسمی در سال 2012-2011 به کار مشغول بودهاند.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیدستیابی به آموزش در پاکستان بهموجب قانون ازجمله حقوق پایه شهروندی بهشمار میرود. آموزش در این کشور موضوعی ایالتی یا استانی بهشمار میرود؛ اما همزمان، وزارت آموزش در سیاستگذاریها، برنامهریزی، آموزش اسلامی و هماهنگی نقشی اساسی بازی میکند. افزونبرآن، دولت فدرال، نهادهای آموزشی خود را نیز در برخی مناطق کشور حفظ کرده و آنها را اداره میکند. وزارت آموزش فدرال، همچنین امور مربوط به کمکهای خارجی، بورسها و دانشجویان خارجی را نیز بردوش دارد. کمیسیون برنامهریزی پاکستان تدوین برنامههای پنجساله توسعه این کشور در بخشهای مختلف، ازجمله بخش آموزش را در کشور بردوش دارد. هریک از تقسیمات چهارگانه کشوری که همچون یک ایالت [یا استان] شناخته میشوند به ریاست استانداری که ازسوی دولت تعیین میشود، اداره میشوند. در سطح ایالتی [استانی] رئیس وزرا در رأس دولت قرار دارد. ریاست بخش ایالتی آموزش برعهده وزیر ایالتی آموزش است. وزیران ایالتی مسئولیت اجرای برنامههای پنجساله و سیاستهای دولت فدرال را برعهده دارند. خطوط اصلی برنامههای درسی و موضوعات گوناگون را دولت فدرال با رایزنی با دولتهای ایالتی تعیین میکند.ساختار اداری آموزش و کارویژههای آن تقریباً در تمامی ایالتها یکسان است. دانشگاهها ازسوی دولت فدرال ایجاد میشوند، اما بهمثابه بدنه مستقل و زیر نظارت اداری ایالتها کار میکنند. ادارات کل مجزایی برای کالجها و مدارس وجود دارند.شمار این ادارات کل، بستگی به شمار مناطق ایالتی دارد. در برخی از ایالتها، فعالیتهای اداره کل آموزش ازسوی اداره کل آموزش عمومی در سطح ایالتی هماهنگ میشود؛ درحالیکه، در برخی دیگر از ایالتها، ادارات کل مستقیماً پاسخگوی دبیرخانه آموزش ایالتی هستند. هر اداره کل آموزش منطقه، از زیرمجموعه ادارات آموزش ناحیه برخوردار است. ادارات آموزش ناحیه، مسئولیت مدارس آموزشی (از ابتدایی تا متوسطه) در ناحیه را برعهده دارند. هر اداره ناحیه از همکاری چند معاونت آموزش ناحیه برخوردار است. حاکمیت دیوانسالاری اداری بر نظام آموزشی پاکستان همچنان رو به گسترش است؛ بهطوریکه بهتازگی در هر منطقه اداره کل جداگانهای برای مدارس پسرانه و دخترانه ایجاد شده است. هریک از این ادارات کل دارای شماری زیرشاخه هستند که زیر نظر دفاتر زیر مجموعه آموزشی و دفاتر معاونت آموزشی به فعالیت مشغول هستند.مدارس ابتدایی (سال اول تا پنجم) پاکستان ازسوی دفاتر معاونتهای آموزشی اداره میشوند؛ درحالیکه دوره میانه (سال ششم تا هشتم) و دبیرستانها، مستقیماً ازسوی اداره کل آموزش منطقه و معاونتهای آن کنترل میشوند. درعینحال، در برخی ایالتها تفاوتهایی در تقسیمات اداری وجود دارد، اما ساختار کلی آنها تقریباً یکسان است.ساختار مدیریتی یادشده، دربرگیرنده آموزشهای رسمی و حضوری است؛ اما نظام آموزش رسمی و موازی دیگری نیز وجود دارد که زیرمجموعه نظام آموزش از دور بهشمار میرود و همچون دانشگاه آزاد علامه اقبال در سطح فدرال و ایالتی به کار مشغول است. شبکه دانشگاه آزاد علامه اقبال از سی دفتر منطقهای/ زیرمنطقهای، چهلوپنج مرکز نمونه و حدود 425 مرکز مطالعاتی تشکیل شده است.ساختار مدیریت آموزش عالی پاکستاناگرچه در اسناد و مدارک رسمی، دانشگاههای پاکستان مجموعههای مستقلی بهشمار میآیند، اما وضعیت و ساختار مدیریتی حاکم بر آنها بیانگر این واقعیت است که این نهادها، باتوجهبه نظام انتصاب رؤسای دانشگاهها، ازیکسو و وجود نهادهای مدیریتی کلان همانند کمیسیون آموزش عالی، ازسویدیگر، چه در سطح نهادی و چه در عرصه ملی، فعالیتهای آنها ازسوی حکومت کنترل میشود.ساختار مدیریت کلان آموزش عالی پاکستانکمیسیون آموزش عالی: به توصیه گروه ضربت آموزش عالی و بهموجب حکم رئیسجمهور در 11 سپتامبر 2002، کمیسیون آموزش عالی که در اسلامآباد قرار گرفته است، مسئولیت «برابرسازی و تأیید دورههای آموزشی، مدرکها و گواهینامههایی که ازسوی نهادهای آموزش عالی داخلی و خارجی صادر میشود» را بردوش دارد. این کارویژه سبب شده است که این کمیسیون سیاستگذاری و برنامهریزی کلان نظام آموزش عالی در سطح ملی را بردوش داشته باشد.وزارت آموزش: گروه بوستون، که با همکاری گروه ضربت اصلاح نظام آموزش عالی پاکستان مسئولیت بهینهسازی این نظام را برعهده دارد، در گزارشی دربارة وزارت آموزش این کشور، آن را میراث دیوانسالاری باقیمانده از دوران استعمار توصیف میکند که بیشتر نقش کنترلی بازی میکند و مسائل اصلی آموزش را به حاشیه میراند. در گزارش یادشده، نظام کنونی وزارت آموزش را «دشمن هرگونه کوشش» خوانده است. دو رویکرد برای اصلاح وضع کنونی پیشنهاد شده است. رویکرد نخست، بر اصلاح نظام مدیریت این نهاد دیوانسالار پیریزی شده است که آن را «دشوار و نه ناممکن» توصیف کرده است. این رویکرد اصلاحی دربرگیرنده «تغییرات بنیادی ساختاری، کارکنان و کارویژههای آن» است که «پاک کردن حافظه فرایندهای غیررسمی و سازوکارهای تصمیمگیری» را نیز پوشش میدهد. رویکرد دوم، که در صورت با دشواری روبهرو شدن رویکرد نخست توصیه شده است، از میان برداشتن وزارتخانه را راه برون رفت از وضعیت کنونی قلمداد میکند.کمیسیون بورسهای دانشگاهی: هدف از ایجاد این کمیسیون نظارت بر کنترل کیفیت و حفظ استانداردهای آموزشی، آزمونها و پژوهش در آموزش عالی بوده است؛ اما به گزارش گروه بوستون عملکرد این کمیسیون که پنداشته میشد میبایست به تأمین حمایت مالی برای دستیابی به نشانگرهای کیفی باشد، چندان رضایتبخش نبوده است؛ چرا که به باور گروه بوستون کمیسیون یادشده برمبنای «اسطوره یکسانسازی» عمل میکرده است که موجب از میان رفتن تنوّع و تکثّر میشود. افزونبرآن، مداخله آنها در تدوین برنامههای درسی نه تنها موجب تنوع دانشگاهها نمیشود بلکه استقلال آنها را نیز خدشهدار میسازد. دربارة عملکرد درباره اعتبارسنجی دانشگاهها نیز ضمن نقد روشهای ارزیابی کمیسیون یادشده که شباهت به «نظام هتلها و رستورانها» دارد، اساساً انجام چنین وظیفهای ازسوی یک نهاد عمومی، غیر قابل پذیرش توصیف شده است. دربارة واگذاری بورسها و تضمین کیفیت پژوهشهای دانشگاهی نیز، بهدلیل عدم برخورداری از کیفیت و نیروی انسانی مناسب، عملکرد کمیسیون ناکارآمد قلمداد شده است. بهترین گزینه برای ساماندهی به وضعیت کنونی، انحلال کامل کمیسیون بورسهای دانشگاهی و برکناری کارکنان آن و ایجاد نهادی نوین با عنوان کمیسیون آموزش عالی است.نهادهای برگزارکننده آزمون و سنجش: باتوجهبه نهادهای گوناگون برگزارکننده آزمون و سنجش در بخش عمومی، گروه بوستون عملکرد این نهادها را که مبنایی علمی و اساسی ندارند نوعی «به هدر دادن منابع» توصیف میکند. این گروه برای ایجاد نهادی که بتواند به برگزاری آزمون و سنجش دانشآموزان برای ورود به نظام آموزش عالی بپردازند عبارتاند از:·هرگونه نظام آزمون و سنجش لازم است از استقلال برخوردار باشد؛·نظام سنجش لازم است زیر نظارت هیئت مستقلی باشد؛·نظام برگزارکننده آزمون باید منابع خود را تأمین کند؛·درآمدهای سازمانی و کارکنان نهادهای برگزارکننده آزمونها لازم است رقابتپذیر باشند.دیگر مسائل نهادیکتابهای درسی و لوازم آموزشی: باتوجهبه وضعیت نابسامان کتابهای درسی که برخی از آنها در داخل تهیه میشود و همچنین واردات برخی متون از خارج، گروه ضربت آموزش عالی توصیه میکند که هیئتهای تهیهکننده کتابهای درسی جای خود را به نمایندگیهای مستقل جدیدی بدهند که به بازبینی و رتبهبندی کتابهای درسی بپردازند.وضعیت دانشجویان: باتوجهبه وضعیت نابسامان نظم در دانشگاهها که ناشی از وضعیت دهه هشتاد است و هماکنون گروههای دانشجویی مسلح خطرناکی در دانشگاهها وجود دارند، تنها راه ساماندهی و نظم بخشیدن به امور دانشجویی دانشگاهها «اعتماد کردن به مدیریت دانشگاهها و برکناری افسران در دانشگاههاست که دانشجویان را زیرمجموعه نظامی خود تلقی میکنند.» به باور گروه بوستون، پاسخگویی مدیریت دانشگاه به خواستههای علمی و رفاهی دانشجویان، ایجاد خدمات مشاورهای (ازجمله مشاوره آموزشی)، واگذاری توسعه برنامههای درسی به اعضای هیئتعلمی برای افزایش توان پاسخگویی دانشگاهها به نیازهای علمی دانشجویان، جامعه بازار و مشارکت دادن دانشجویان در فرایند اصلاحات، ازجمله راههای ساماندهی و ایجاد نظم در محیطهای دانشگاهی است.ساختار مدیریت نهادهای دانشگاهی پاکستانساختار مدیریتی نهادهای آموزش عالی بخش عمومی درحالحاضر، شدیداً تمرکزگرا است. این ساختار در نگاره 1 به تصویر کشیده شده است.همانگونه که در هرم ساختار مدیریتی دیده میشود، برخلاف این اندیشه که پنداشته میشود دانشگاههای پاکستان، نهادهای علمی مستقلی هستند، نظام انتصابات بهگونهای طراحی شدهاند که مقامات سیاسی، اصلیترین نقش را در مدیریت دانشگاهی بازی میکنند. علاوهبرآن، جایی برای نقشآفرینی اعضای علمی که در نظامهای دانشگاهی، ازجمله در کشورهای توسعهیافته، اصلیترین نقشآفرینان عرصه دانش هستند در نظر گرفته نشده است. چنین وضعیتی موجب شده است که دانشگاههای پاکستان دشواریهای زیر را سطوح نهادی داشته باشند:·ناتوانی در جذب و نگهداری اعضای هیئتعلمی به تعداد لازم؛·ناکافی بودن حمایت مالی دولت از دانشگاهها؛·توزیع غیر اثربخش منابع در میان دانشگاهها؛·کمبود پژوهش و توسعه نیافتگی مالکیت فکری. اساسیترین دلایلی که به بروز دشواریهای یادشده انجامیده است و ریشه در ساختار مدیریتی دانشگاههای عمومی دارد چنین سرفصلبندی شده است:·نبود شفافیت و پاسخگویی؛·نبود ارتباط میان نقش، مسئولیتها و قدرت؛·نبود مدیریت مالی مناسب؛·بیانگیزگی داخلی و خارجی در قلمرو پژوهش.در جدول 3 آخرین وضعیت کمّی نهادی دانشگاههای پاکستان در دو بخش عمومی و خصوصی و موقعیت اقلیمی به تصویر کشیده شده است.جدول 3. نهادهای آموزش عالی پاکستان در بخش عمومی و خصوصی و موقعیت اقلیمی (2012-2011م)منطقه نهادهای عمومینهادهای خصوصیکلپنجاب241842سندی172643سرحدات شمالغربی17926بلوچستان628جامو و کشمیر آزاد224مناطق شمالی1-1اسلامآباد12315پاکستان7960139 (NEMIS-AEPAM, 2013)
منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیدرحالحاضر، برنامهریزی آموزش عالی زیر چتر برنامهریزیهای توسعة اقتصادی است. کمیسیون برنامهریزی ملی اهداف برنامههای آموزشی را تعریف و تبیین میکند و از آن طریق، اولویتهایی را برای تخصیص بودجه در برنامهریزیهای توسعة پنجساله تعیین میکند. اهداف ملی را کمیسیونی مشخص میکند که دولت تعیین کرده است و هر استان سیاستهای خاص خود را در قالب سند ملی آموزش یا گزارش کمیسیون آموزش عرضه میکند.درحالحاضر، درآمدهای استانی، مهمترین منبع سرمایهگذاری برای کل نظام آموزشی، بهاستثنای دانشگاهها هستند؛ بااینحال، دولت مرکزی نیز در تخصیص بودجه، سهم عظیمی را به شکل کمکهای بلاعوض به دولتهای استانی اختصاص میدهد و هزینة جاری آموزش را دولت استانی مربوط پرداخت میکند. بهرغم وجود اسناد مختلف مبنیبر تلاش دولت برای تأمین تسهیلات آموزشی برای مردم به دور از هرگونه تبعیض مالی، نژادی و... پژوهشگران و اسناد دولتی و دادههای آماری بیانگر آن است که آموزش، هیچگاه از اولویت لازم در سیاستهای مالی ملی بهشمار نیامده است؛ درعینحال، اگرچه سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی در دهه گذشته فرایندی نسبتاً فزاینده طی کرده است و از 82/1% در سال تولید ناخالص داخلی در سال 2001-2000 به 10/2% در سال 2009-2008 رسیده است، اما به نظر نمیرسد این افزایش حتی پاسخگوی گسترش فزاینده کمی آموزش در این کشور و دستکم حفظ وضع موجود ازنظر مالی باشد. جدول 4 هزینههای آموزشی در پاکستان را نشان میدهد.در پاکستان بخش خصوصی نیز نقش مهمی در عرضه آموزش، بهویژه در دورههای ابتدایی و متوسطه ایفا میکند؛ بهگونهای که سهم بخش خصوصی که در سالهای 1991-1990 در حدود 10 تا 15% برآورد میشود (Siddiqui, 1993, p. 263).بهموجب آخرین دادههای آماری به حدود 25% افزایش یافته است (NAVTEC, 2006-2007, p.162). ناظران و برخی از برنامهریزان و سیاستگذاران این افزایش بیرویه، نقش بخش خصوصی بهویژه در آموزشهای پایه را برای نظام آموزش عالی این کشور آسیبزا ارزیابی میکنند؛ چراکه دستیابی به آموزش در بخش خصوصی نیازمند تأمین هزینههایی است که از توان مالی بسیاری از خانوارهای پاکستانی بهدلیل فقر گسترده و شکاف زیاد طبقانی در این کشور خارج است. در نتیجه، عرضه آموزش با چنین الگویی میتواند به گسترش فاصله طبقاتی و انحصار بیشتر طبقات پردرآمد این کشور بینجامد که ازجمله پیامدهای منفی گسترش برنامه آموزشی بهشمار میرود. جدول 5 شمار نهادهای آموزشی و ثبتنامشدگان در آنها را نشان میدهد.برنامهها و اصلاحات پیشروکمیسیون آموزش عالی پاکستان، در سند برنامه پنجساله خود (2010-2005)، اهداف راهبردی خود را در چهار هدف اصلی راهبردی و سه هدف میانبر پشتیبانی گنجانده است که در نگاره 2 به تصویر کشیده شده است.ازسویدیگر، وزارت آموزش پاکستان، اگرچه در سند سال 2009 خود «خطوط اصلی» اهداف راهبردی اعلام شده ازسوی کمیسیون آموزش عالی پاکستان را میپذیرد، اما باتوجهبه محتوای «سیاستهای اجرایی» پیشنهادی این وزارت، که در 30 بند گنجانده شده است، همگرایی چندانی در برنامههای اجرایی آنها دیده نمیشود. بهویژه اینکه اهداف راهبردی اعلامشده در چهارچوب برنامهای میانمدت و پنجساله تدوین شده بوده است که بازۀ زمانی آن سرآمده است و حال باید شاهد دستیابی به این اهداف بود. در واقع، شاید بتوان چنین پنداشت که تأیید اهداف راهبردی مربوط به پنج سال پیش در سال 2009 ازسوی وزارت آموزش پاکستان، بهمثابه اهداف پیشروی نظام آموزش عالی، میتواند بیانگر ناکامی در دستیابی به چنین اهدافی در گذشته تلقی شود.وانگهی، وزارت آموزش پاکستان (2009م)، به نکته درخور درنگ تأمین منابع مالی برای دستیابی به چنین اهدافی اشاره میکند، که باتوجهبه تجربیات گذشته این کشور چندان هم دستیافتنی به نظر نمیرسد:دستیابی به اهداف راهبردی و سیاستهای اجرایی پیشنهادی نیازمند منابع مالی متناسب با آن خواهد بود. لازم است که منابع مالی بخش آموزش تا سال 2015 به 7% از تولید ناخالص داخلی برسد (درحالحاضر این منابع حدود 1/2% از تولید ناخالص داخلی است).پیشنهاد چنین منابع مالی بلند پروازانهای، حتی اگر ارادۀ سیاسی برای تأمین و تخصیص آن وجود داشته باشد، با مشکل امکان جذب آن در وضعیت کنونی نظام آموزشی پاکستان روبهرو است. این موضوع میتواند دلیلی بر غیرواقعی بودن اهداف راهبردی مورد تأیید این وزارت باشد؛ بهویژه اینکه، حتی حدود 20 تا 30% بودجه کنونی بخش آموزش جذب نمیشوند.مهمتر آنکه، اگرچه اهداف راهبردی این دو نهاد مشترک اعلام شده است اما سیاستهای اجرایی و برنامههای اجرایی آنها در قلمرو آموزش عالی همگرایی چندانی ندارند برای مثال در زمینه افزایش دسترسی، ازیکسو، دادههای عرضه شده ازسوی این دو نهاد بسیار متفاوت از یکدیگر هستند و ازسوی دیگر باتوجهبه عملکرد گذشته بخش آموزش عالی، دستیابی به اهداف یادشده ناممکن به نظر میرسند.کمیسیون آموزش عالی، درصد دسترسی به آموزش عالی در افراد 23-18 را در سال 2005، 9/2% اعلام کرده است و درصدد آن بوده است که این درصد را در طی یک برنامه پنجساله، به دو برابر افزایش دهد. بنابراین باتوجهبه نرخ رشد حدود 2 درصدی جمعیت در این کشور، درصد بالاتری از دو برابر را دربر میگیرد. این در حالی است که عملکرد بخش آموزش عالی در فاصله زمانی 2008-2005م فقط حدود 5/7% رشد را نشان میدهد (شمار ثبتنام شدگان در نهادهای آموزش عالی پاکستان، در سال 2006-2005، 325993 نفر و در سال 2008-2007، 352303 نفر گزارش شده است.). به نظر نمیرسد چنین نرخ رشدی باتوجهبه نرخ رشد جمعیت، تأثیر چندانی بر نشانگر اعلام شده گذاشته باشد، چه رسد به اینکه به دو برابر افزایش یابد.اما وزارت آموزش پاکستان نرخ دسترسی به آموزش عالی را 7/4% اعلام کرده است و خواهان افزایش آن به 10% تا سال 2015 و 15% تا سال 2020 شده است. البته، همانگونه که یادآوری شد، مشروط بر اینکه سهم منابع مالی بخش آموزش، از 2% کنونی از تولید ناخالص داخلی، در یک بازۀ زمانی پنجساله بیش از سهونیم برابر افزایش یابد.بهاینترتیب، میتوان نتیجه گرفت که حتی اگر واگرایی چندانی میان اهداف و برنامههای دو نهاد یادشده وجود نداشته باشد، دستیابی به چنین اهداف بلند پروازانهای که حجم گستردهای از فعالیتها را دربر میگیرد ناممکن نباشد، دستکم باتوجهبه وضعیت عملکرد موجود، دور از انتظار به نظر میرسد؛ بهویژه اینکه، به نظر میرسد این برنامهها نهتنها برمبنای دادههای واقعی تدوین نشدهاند، بلکه حتی بیتوجه به نیازسنجی و مهمتر از آن امکانسنجی انجام شده است. موضوعی که موجب شده است برنامهها جنبۀ غیرواقعی به خود بگیرند. این موضوع باعث شده است که هر برنامه، تکرار برنامههای قبلی باشد. بهعلاوه شماری از برنامههای نوین ناشی از عملکرد برنامههای پیشین است و برخی برنامههای تازهتر، از محیط جهانی ناشی میشود. بهاینترتیب فرایند برنامهریزی و اجرای آن در اینگونه از کشورها به چرخۀ باطلی بدل میشود که با گذشت زمان پیشرفتی احساس نمیشود. این موضوع زمانی وضعیت جدیتری به خود میگیرد که بازیگران اصلی بخش، نقشی در تدوین برنامهها ندارند و تنها باید مجری برنامههایی باشند که از محیطی دیگر برای آنها دیکته شده است؛ موضوعی که به کاهش انگیزهها در میان آنها میانجامد و از اثربخشی عملکردها میکاهد.سرخط اصلاحاتباتوجهبه گسترۀ مشکلات و راهحلهای متفاوت برای آن، گروه بوستون اصلاحات خود را در سه سرفصل عرضه میدهد. باتوجهبه گسترۀ اصلاحات پیشنهادی به کلیدیترین نکات اشاره میشود.1. اصلاح نهادی1-1. اداره امور دانشگاههای عمومی باید از دست دولت خارج شود.1-2. در درون دانشگاهها، سیاست باید از مدیریت جدا شود.·هیئتامنای دانشگاه سیاستگذاری امور دانشگاه را برعهده خواهد داشت نه مدیریت آن را.·رئیس هیئتامنا ازسوی اعضای آن تعیین میشود.·معاون دانشگاه باید ازسوی هیئتامنا تعیین شود و به آن پاسخگو باشد.1-3. امور اداری دانشگاه به شرح زیر سازماندهی مجدد شود:·همسازی نقشها با مسئولیت متناسب با آن؛·تصمیمگیران از استقلال کامل برخوردار باشند و در برابر عملکرد خود به هیئتامنا پاسخگو باشند.1-4. در اولویت قرار دادن تقویت پژوهش در دانشگاه بهگونهای که متناسب با جامعه و مفید برای آن باشد.1-5. نقش نهادهای عمومی از مدیریت دانشگاهها و مراکز آموزش عالی به حمایت از آنها تبدیل شود.·ایجاد نهادی نوین، مستقل و با مأموریتی شفاف با عنوان «کمیسیون حمایت از آموزش عالی» که بهجای مداخلهگری به بسیج منابع مالی، فنی، انسانی و منابع اجتماعی برای بهبود نهادهای آموزش عالی بپردازد.·وزارت آموزش، لازم است همانگونه که در برنامهاش گنجانده شده است به باز ارزیابی نقش و اولویتهای خود بپردازد؛ بهگونهای که بهجای آنکه مانع اصلاحات باشد، تسهیلکنندۀ آن شود.·کمیسیون بورسهای دانشگاهی: باتوجهبه پیشنهاد تشکیل کمیسیون حمایت از آموزش عالی کمیسیون از میان برداشته شود.·نهادهای برگزارکننده آزمون و سنجش بهگونهای تغییر یابند که نظام آزمون بر روی همه دانشجویان از هر کجای کشور باز باشد.2. اصلاح برنامۀ درسیگرانیگاه این توصیهها بر نظام برنامههای درسی قرار گرفته است و برای آن دو راهبرد عرضه شده است:·سوگیری بهسمت نظام آموزشی مبتنیبر آموزش عمومی؛·ایجاد سازوکاری که به افزایش کیفیت آموزشهای علمی و فنی بیانجامد.برای اجرای این امر، دو راهبرد پیشنهاد شده است که باتوجهبه بافت اجتماعی- فرهنگی پاکستان، بهجای تخصصگرایی پیش از موعد بهسوی نظام جدید آموزش عمومی سوگیری شود. در توضیح این تغییر سوگیری خاطرنشان شده است: بهجای وادار کردن دانشآموزان دبیرستانها برای انتخاب میان رشتههای تحصیلی، هنر، علوم و وادار ساختن دانشآموزان کالج برای انتخاب رشته تخصصی خود، پس از ثبتنام، نظام آموزش عمومی، بر عرضه برنامۀ درسی گستردهای در دبیرستان و کالج مبتنی شود و آموزش تخصصی در کالج را برای دو سال آخر آن قرار دهند.برای آموزش عالی علمی توصیههای زیر عرضه شده است:2-1. راهبردهایی برای توسعه علمی: ·ایجاد ارتباط میان نهادهای پژوهشی و آموزشی و آنها با صنعت.2-2. همکاری محلی، منطقهای و بینالمللی:·ایجاد یک یا چند شبکه از دانشمندان پاکستانی مهاجر و تقویت آنها؛·استفاده دانشگاهها از این شبکه برای روزآمدسازی خود؛·استفاده از این گروهها در کنفرانسها، نظامهای مبادلۀ اطلاعات و تسهیل برنامههای مبادلات.2-3. حقوق و پاداشدهی اعضای علمی باید بهگونهای بهبود یابد که بتوان به جذب بهترین آنها در دانشگاه پرداخت.2-4. منابع فیزیکی و فنی: برای تهیه این منابع توصیهها بهگونهای انجام شده است که ضمن کاهش هزینهها به بهترین امکانات دست یافت:·ایجاد اتحادیه میان نهادها برای تقاضاها؛·خرید تجهیزات دست دوم با قیمت ارزانتر؛·وارد کردن کالاهای مورد نیاز با تعرفههای پایین.3. اصلاحات مالی: اصلاحات مالی در سه محور زیر توصیه شدهاند:3-1. افزایش منابع مالی:1-3-1. منابع عمومی: لازم است فرمولی شفاف و قابل پیشبینی برای منابع عمومی تعریف شود و مشخص شود منابع عمومی بر چه مبنایی میان دانشگاههای بخش عمومی توزیع میشوند.·افزونبرآن برای اجرای طرحهای خاص منابع جداگانهای در نظر گرفته شود؛·برای ایجاد انگیزه منابع مالی برمبنای عملکرد توزیع شوند؛·ایجاد نظام رتبهبندی شفاف و نظاممند؛·حمایت دولتهای ایالتی از دانشگاهها ازطریق مشوقهای ناشی از درآمدهای عوارض، خدمات رفاهی، بورسهای دانشجویی و توسعه زیرساختها و... .2-3-1. منابع دانشگاهی:·ایجاد ساختار خردورزانه شهریه و حق ثبتنام؛·راه اندازی دورههای حرفهای بر کسب درآمد؛·دانشگاهها بتوانند از داراییهای خود برای کسب درآمد بیشتر بهره گیرند.3-3-1. منابع بیرونی: تلاش برای گردآوری منابع بیرونی ازجمله:·سرمایهگذاری برای ایجاد حامی برای پژوهشهای دانشگاهی و ایجاد سازوکارهای لازم برای آن؛·استفاده از منابع بنگاههای بینالمللی برای گسترش بناها و بورسهای تحصیلی؛·ایجاد دفاتر ارتباط دانشآموختگان ازجمله برای گردآوری کمکهای مالی خیرخواهانه.3-2. مدیریت منابع: مسئلهای کلیدی برای ایجاد نظام مدیریت مالی شفاف، پاسخگو و خردورزانه است.1-3-2. شفافیت و آشکاری: دانشگاهها باید بهصورت آشکار روشن سازند چه مقدار از منابع مالی عمومی را و چگونه مصرف میکنند.2-3-2. پاسخگویی: دانشگاهها باید شهریه خود را خردورزانه تعیین کنند. لازم است هزینههای انجامشده برای دانشجویان، بدون توجه به اینکه دانشجو آن را میپردازد یا نه در دسترس عموم باشد.3-3-2. مدیریت مالی: لازم است معاونتی حرفهای با عنوان «معاونت امور مالی و اداری» مدیریت تهیه گزارشهای مالی لازم، منابع ملکی دانشگاه و هرگونه سرمایهگذاری را برعهده بگیرد.3-3. منابع سرمایهگذاری: در این زمینه اولویت در تعریف مأموریت دانشگاه در زمینههای زیر است:1-3-3. دانشجویان: تسهیل در تأمین آموزش کیفی برای تمامی دانشجویان شایسته، تمامی دانشگاهها باید از برنامۀ فراگیر حمایت مالی برخوردار باشند.2-3-3. اعضای علمی: حقوق اعضای علمی باید بهگونهای افزایش یابد که توان جذب ماهرترین افراد را داشته باشد. اما این منابع بیشتر باید برای جذب افرادی باشد که در داخل پاکستان زندگی میکنند؛ چراکه در نظر داشتن یا امیدوار بودن به بازگشت گستردۀ دانشمندان پاکستانی خارج از کشور، برای تدریس در داخل، غیرواقعگرایانه به نظر میرسد.3-3-3. توسعه نهادی: منابع باید برای ایجاد بناها، آزمایشگاهها و دیگر تسهیلات سرمایهگذاری شود. سرمایهگذاری برای سایر کارکنان و چهارچوب اصلی نهادی ضروری است.4. کاربست اصلاحاتکاربست چنین اصلاحاتی که از آن بهمثابه اصلاح اندیشهای دانشگاهها یادشده است نیازمند مدیریت جنبههای سیاسی اجتماعی فرایند اصلاحات است که میتواند با ایجاد دفتر اطلاعات اصلاحات با بخشهای زیر انجام شود:1-4. روابط عمومی/ واحد رسانهها برای بسیج و افزایش آگاهی اجتماعات و مردم بهطورکلی با استفاده از روزنامه، مقاله، گزارش خبری، مصاحبۀ تلویزیونی، وبسایت و غیره.2-4. واحد مشارکت اجتماعات برای بسیج اجتماعات درون دانشگاهی، ازطریق نشستهای رایزین، گفتوگو، تشکیل اجتماعات و نشستهای روزآمد دربارة فرایند پیشرفت اصلاحات.3-4. واحد ارتباطی برای درگیر ساختن رهبران سیاسی بروندانشگاهی، چک و چانه زدن و مبادلات.4-4. واحد پژوهش و توسعه: برای گردآوری دادهها و مستندسازی فرایند پیشرفت اصلاحات.بازکاوی اصلاحات پیشنهادی ازسوی گروه بوستون، که بهدلیل ماهیت گروه یادشده، بیطرفانه به نظر میرسد، بر اصلی اساسی استوار است: استقلال دانشگاهها. این موضوع اگرچه در آسیبشناختیهای دولتی نیز مورد توجه قرار گرفته است، اما فرایندی که برای اصلاحات ازسوی بخش عمومی عرضه میشود، به نظر میرسد، بیشتر بر نیروهای بروندانشگاهی تکیه دارد تا نیروهای درون دانشگاه.کتابشناسیثاقب، ج. ن.(1378). «پاکستان»، ترجمه بابک نصیری. گزیده مقالات دایرةالمعارف آموزش عالی (ج. 2). تهران: مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی.جاودانی، حمید و روحانی، شادی. (1390). بررسی و پایش وضعیت آموزش عالی در منطقه آسیا: موردکاوی پاکستان. تهران: مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی.دبیرخانة شورای عالی انقلاب فرهنگی. (1382). «نظام آموزشی پاکستان». نظام آموزش کشورهای جهان. بازیابی شده از: http://mahshar.com/world/research/edupol/countries.phpcpakistan.htmرشادتجو، حمیده. (1383). «نظام آموزش عالی پاکستان». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج.2). تهران: بنیاد دانشنامهنگاری ایران.فرزیننیا، زیبا. (1380). پاکستان. تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.
Central Intelligence Agency. (2014). “Pakistan”. The World Factbook. Retrieved from: http://www.cia.gov
Higher Education Commission. (2015). National Pakistan Qualifications Framework. Retrieved from: http://hec.gov. pk/english/services/universities/pqf/Documents/National%20Qualification%20Framework%20of%20Pakistan.pdf.
International Association of Universities. (2004). “Pakistan-Education System”. The World Higher Education Systems. Retrieved from: http://www.unesco.org/iau
International Bureau of Education. (2001). “Pakistan.” In M. Amadio (Eds.), The World of Data on Education (4thed.). Genevea: Unesco.
International Bureau of Education. (2011). “Pakistan”. World Data On Education (7th edition). Geneva:Unesco.
Mukhtar, E. M. (2011). Marco Trends in Financing of Education in Pakistan. Retrieved from: http://unesco.org. pk/education/documents/publications/Macro_Trends_in_Financing_of_Education.pdf.
NEMIS-AEPAM. (2013). Pakistan Education Statistics (2011-12). Retrieved from: http://unesco.org.pk/education/ documents/2013/pslm/Pakistan_Education_Statistics.pdf.
http://www.hec.gov.pk/english/Pages/Home.aspx
حمید جاودانی، مرضیه نیکوکار
نظام آموزش عالی ترکمنستان
Turkmenistan Higher Education System
پایتخت: عشقآبادنوع حکومت: جمهوریزبان رسمی: ترکمنیمساحت: 488100 کیلومترمربعجمعیت: 5240000 نفرشمار اعضای هیئتعلمی: (آمار رسمی موجود نیست)تولید ناخالص ملی: 36/44 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 0/3% (2012م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 8/20% (2012م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیترکمنستان یکی از ایالات جوان مستقل در اتحاد جماهیر شوروی سابق است که در آسیای مرکزی واقع شده و 2/6 میلیون نفر جمعیت دارد و عشقآباد پایتخت آن است. زبان رسمی این کشور ترکمنی است. در طول مرزهای خشک، ترکمنستان با کشورهای ایران، افغانستان، قزاقستان و ازبکستان هممرز است. همچنین کشورهای روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ایران با ترکمنستان مرز مشترک آبی دارند. بیابان 80% خاک این کشور را میسازد و فقط 5% از زمین ترکمنستان در طبقه اراضی قابل کشت قرار میگیرد. ترکمنستان اقتصادی با ویژگیهای خاص دارد که در سطح وسیعی به صادرات گاز، نفت و پنبه وابسته است. برآورد جدیدی از سطح فقر در این کشور در دسترس نیست؛ اما سرعت رشد اقتصادی در سالهای اخیر و ادامه پرداخت یارانه برای غذا، برق، مسکن، آب و حملونقل توانسته است تا میانگین استاندارد زندگی را بهبود بخشد. ازسویدیگر شواهدی وجود دارد که نشان میدهد در اختیار داشتن این منابع نمیتواند همیشگی باشد. گزارشها حکایت از کمبود مسکن و آب در شرایطی دارد که بهای سوخت در اوایل سال 2008، برای پاسخگویی به افزایش جهانی قیمت انرژی، جهش قابل توجهی داشت.براساس گزارش برنامة توسعه سازمان ملل در سال 2013 کشور ترکمنستان به لحاظ نشانگر توسعه انسانی از بین 187 کشور در رتبه 102 قرار میگیرد که این نشانگر بین سالهای 2012-2010 توانسته 2% افزایش را تجربه کند. همچنین نرح باسوادی در این کشور 8/98% گزارش شده است (OECD, 2012).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیپرداختن به مسائل آموزشی در کشور ترکمنستان کمی دشوار است؛ زیرا آنچه در اسناد بینالمللی مانند اسناد سازمان ملل، یونسکو، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD, 2012) و غیره در حوزه آموزش کشور ترکمنستان بهصورت عام و آموزش عالی آن بهصورت خاص جلب توجه میکند، نبود ارائه آمارهای لازم در این حوزههاست، بهطوریکه حتی در آخرین گزارش سازمان آمار یونسکو در حوزه آموزش عالی کشورهای آسیایی (2014م) همه موارد مربوط به کشور ترکمنستان خالی است و عددی برای آن ارائه نشده است. ازسویدیگر حتی سایت وزارت آموزش کشور ترکمنستان نیز آمارهای لازم در این رابطه را پوشش نمیدهند؛ بنابراین این امر تحلیل فضای آموزش عالی در این کشور را کمی مشکل میکند. (برای این منظور میتوانید به جدول ارائهشده در انتهای مقاله نگاهی بیندازید که در آن خبری از اطلاعات کشور ترکمنستان وجود ندارد. نخستین ستون مربوط به کشور ترکمنستان است)اگرچه باید به این واقعیت نیز توجه کرد که کشور ترکمنستان از سال 1991 استقلال خود را بهدست آورده و ازاینرو هنوز با مشکلات زیادی دست به گریبان است. که فقدان ارائه آمارهای شفاف را میتوان ازجمله این مشکلات دانست.اما با این همه بنا به آنچه در گزارشهای سازمان یونسکو (2014م) آمده است، شاید مهمترین اتفاق آموزشی در کشور ترکمنستان را میتوان به فوریه سال 2007 مربوط دانست که در آن بردیموف بهعنوان دومین رهبر ترکمنستان از زمان استقلال آن، برگزیده شد؛ زیرا او توانست با انجام برخی تغییرات در دولت، نظام رو به رکود آموزشی را پس از دو دهه واپسگرایی بهبود بخشد. در این مسیر، تغییرات سیاسی به همراه سودهای حاصل آمده از افزایش قیمت نفت و گاز توانست شرایط بهتری را برای این کشور رقم بزند. بهطوریکه نرخ تولید ناخالص داخلی بین سالهای 2006-2000 در حدود 500% افزایش داشته است که به لحاظ رتبه ترکمنستان را کشور دوم در آسیا قرار میدهد.در این بین دولت ترکمنستان اصلاحات اساسی را برای آموزش قرار داد که برخی از مهمترین آنها عبارتاند از:·دولت با همکاری یونیسف واحد بررسی فراگیر آموزش را راهاندازی کرد.·دولت توانست برابری آموزشی را در سطح ملی ایجاد کند و سازمان ملل را بهمنزله شریک اجرایی در دستیابی به این هدف اجتماعی دعوت کند.·دولت آموزش اجباری را از نُه سال به ده سال افزایش داد.·برای گسترش اصول آموزش و رهبری پویا، رئیسجمهور راهاندازی مدارس الگو را در پنج منطقه اساسی کشور اعلام کرد.·وزارت آموزش ترکمنستان با همکاری یونیسف توانست سه راهنمای برنامه درسی در درسهای ریاضی، جغرافی و آموزشهای مهارتی- حرفهای را به پایان رساند که رویکردهای جدیدی را در حوزه توسعة محتوا، یاددهی و ارزیابی پیشنهاد میکردند.·اصلاحات اساسی در حوزه آموزش عالی و مدارس فنیوحرفهای اجرا شد که هنوز در جریان است.·دولت با همکاری سازمان یونیسف واحد فراگیری را با رویکردی گسترده در حوزه اصلاحات آموزشی در سال 2008 بنا نهاد. اصول آموزش در قانون اساسیبراساس قوانین آموزشی در ترکمنستان که در سال 1993 به تصویب رسیده، اصول عمده آموزش عبارتاند از:1. دسترسی رایگان به انواع خدمات آموزشی که دولت فراهم میکند؛2. حق برابر برای همه افراد برای بروز استعداد و تواناییهای فردی؛3. اولویت در نظام آموزشی مبتنیبر ارزشهای انسانی؛4. ارتباط فراگیر و صحیح آموزش با تاریخ ملی، فرهنگ و سنتها؛5. آموزشِ غیردینی در مؤسسات آموزشی عمومی؛6. استقلال مؤسسات آموزشی عمومی از بخشهای سیاسی و سایر سازمانهای عمومی و مذهبی؛7. ادغام بین علم و صنعت در آموزش و همکاری با بخشهای آموزشی سایر کشورها؛8. پیوستگی، انعطاف و رعایت تنوع در بخشهای گوناگون آموزشی ملی (European Commission, 2012).مشخصههای اصلی آموزش سطح سوم در کشور ترکمنستانپوشش قانونی آموزش عالی برای اصلاح اساسی در حوزه نظام ملی آموزش و علوم در ترکمنستان قانون آموزش و نیز قانون جایگاه دانشمندان در آگوست 2009 به فرمان ریاستجمهور به اجرا درآمد. این قانون آموزشی، ارتباطات اجتماعی را در فضای اجتماعی تنظیم کرده، اصول و مبنای سیاستهای آموزش عمومی را تعریف کرده و همچنین اهداف، وظایف و عملکردهای نظام آموزشی و مدیریت آن را مشخص میکند. همچنین این قانون مجموعهای از نوآوریها را در حوزه آموزش فراهم میآورد. برای مثال قانون آموزش اجازه تأسیس مؤسسات آموزشی خصوصی و نیز راهاندازی آنها را در کشورهای خارجی که زبان نخست آنها ترکمن نیست را صادر کرده است. براساس این قانون مؤسسات آموزشی میتوانند با ساختارهای عمومی، دولتهای محلی، سازمانهای داخلی و خارجی با هر نوعی از مالکیت و انجمنهای عمومی راهاندازی شده و بهعنوان مؤسسات آموزش عالی با آموزش دانشجویان ترکمن و غیرترکمن فعالیت کنند؛ اما مؤسسات آموزشی که برنامههای آموزشی را برای تربیت نیروهای نظامی و نیروهای مجری قانون به اجرا در میآورند فقط میتوانند با مجوز هیئت دولت ترکمنستان راهاندازی شوند. علاوهبراین، قانون پیشبینی کرده است که آموزش دوره سوم به روش خودآموزی، آموزش از دور، و نیز یادگیری اینترنتی (برخط) در کنار آموزش تماموقت، برای همه قابل استفاده باشد. در واقع نظام آموزش عالی در این کشور تلاش دارد انواع روشها را برای توسعه آموزش عالی در ترکمنستان فراهم آورد.قانون جایگاه دانشمندان حقوق، وظایف و مسئولیتهای پژوهشگران، محدوده ارزیابی کیفیت عملکرد آنان و نیز مسئولیتهای دولت برای تضمین آزادی علمی را تعریف کرده و حمایتهای اجتماعی برای پژوهشگران و ارتقای موقعیت فعالیتهای علمی را فراهم میآورد.هدف طولانی مدت در قوانین آموزشی کشور ترکمنستان برای ارتقای موقعیت آموزش عالی در این کشور برایناساس طرحریزی شده که اهداف زیر محقق شوند: 1. دورههای آموزشی به پنج یا شش سال افزایش یابد؛2. ساعت آموزشی از 1250 ساعت به 850 ساعت کاهش یابد؛3. شرایط برای بررسی دوباره برنامههای درسی و آموزشی فراهم شود؛4. 33 رشته جدید در دانشگاه معرفی شود که از آنها نام برده نشده؛5. بهصورت سالانه تعداد مکانهای مورد نیاز دانشجویان افزایش یابد؛6. شرایط دورههای تحصیلات تکمیلی و برنامههای درسی در ارتباط با شاخههای مختلف علوم توسعه پیدا کند. در ادامه تصویر شماتیکی از نوع مدیریت آموزشی در نظام آموزشی ترکمنستان ارائه شده است.انواع برنامهها و مدارک آموزش عالیمؤسسات آموزش عالی کشور ترکمنستان رشتههای متفاوتی را دربر میگیرند. آموزش عالی در این کشور غالباً ازسوی دانشگاهها، آکادمیهای، دانشکدههای هنرهای زیبا و مؤسسات برای همگان فراهم میشود.آموزش عالی بهصورتهای تماموقت، پارهوقت و دورههای مکاتبهای اجرا میشود. رشتههایی که در انواع دانشگاهها پوشش داده میشوند، غالباً براساس تخصصهایی که استادان مورد نیاز آن در کشور ترکمنستان وجود دارد انتخابشده و یا ازسوی هیئت دولت این کشور ابلاغ میشوند.دورههای دانشگاهی برای رشتههای گوناگون بهاستثنای رشتههای پزشکی و بعضی رشتههای هنر، شامل دورههای پنجساله هستند که گاه تا حدود شش سال هم به طول میانجامند. که در واقع دو سال آخر به طی دوره کارآموزی مربوط میشود. بهاینترتیب که دانشجویان باید دو سال در حرفه مرتبط با رشته خود کارآموزی کنند. آنها نیاز دارند که برای دانشآموختگی توصیهنامهای را ازسوی کارفرمای خود برای دوره دوساله کارآموزی خود دریافت کنند. پس از این دو سال دانشآموختگان مدرکی را با عنوان diploma of higher education که معادل کارشناسی بهدست میآورند.دانشجویان پس از پایان این دوره پنجساله میتوانند دوره سهساله دیگری را در دانشگاه گذرانده و مدرک دکترای آموزشی را بهدست آورند. پس از طی این دوره با انجام یک پژوهش کامل دانشجویان میتوانند مدرک دکترای تخصصی و یا PhD را دریافت کنند. تصویر دورههای تحصیلی و مدت آنها در نگاره 3 آورده شده است.انواع مؤسسات آموزش عالی در کشور ترکمنستان24 مؤسسه آموزش عالی در ترکمنستان وجود دارد که از این تعداد 19 مؤسسه متعلق به همه شهروندان و 5 مؤسسه مختص نیروهای نظامی است. همه این مؤسسات آموزش عالی، عمومی هستند که شامل 17 مؤسسه، 5 دانشگاه، یک آکادمی و یک دانشکده هنر میشوند. شعبه دانشگاه عمومی نفت و گاز گابکین روسیه در عشقآباد به تاریخ اول سپتامبر 2008 گشایش یافت. در سپتامبر 2011، مؤسسه جدیدی به نام مؤسسه مالی ترکمنستان در عشقآباد شروع به کار کرد. در جولای 2012 مؤسسه پلیتکنیک ترکمن بسته شد و بهجای آن دو مؤسسه جدید به نامهای مؤسسه عمومی نفت و گاز ترکمنستان و مؤسسه عمومی عمران و معماری ترکمنستان افتتاح شدند.همچنین یک آکادمی خدمات شهری در این کشور وجود دارد که در سال 2009 آغاز بهکار کرده است. این آکادمی در راستای تربیت نیروهای مدیریتی خبره و نیز کارگزارانی اجتماعی با مهارتهای تفکری مناسب، برای اجرای موفقیتآمیز اصلاحات مورد نظر در ترکمنستان راهاندازی شده است.توزیع مسئولیتها در نظام آموزش عالیمؤسسات آموزشی ازسوی هیئت دولت ترکمنستان اداره میشوند. کابینه برای توسعه و اجرای سیاستهای دولتی در زمینه آموزش پاسخگو است و انطباق دستورات در حال اجرا را با قانون اساسی، قوانین حاکم بر آموزش و معاهدات بینالمللی تضمین میکند. بنابراین در حوزه آموزش مسئولیت مدیریت کردن این نظام و همچنین تأمین بودجه آن برعهده دولت است.افزونبر این نظارت دولتی، مدیریت مستقیم هر مؤسسه آموزش عالی با رئیس آن است که براساس قوانین ترکمنستان منصوب و یا معزول میشود. عنوان رئیس مؤسسه آموزش عالی، سطح قدرت و مسئولیت او و راهاندازی رشتههای مختلف در هر مؤسسه آموزش عالی، همگی مبتنیبر قوانین و مقررات مؤسسات آموزشی که کابینه تصویب کرده است، تعیین میشود.افزونبر موارد یادشده، ساختار دولتی مدیریت در آموزش باید برای موارد زیر در حوزه آموزش عالی نیز پاسخگو باشد:1. توسعه راهبردهایی برای آموزش و استانداردهای آموزش عمومی؛2. هماهنگ کردن فعالیتهای مؤسسات آموزشی؛3. حفظ ارتباطات، مطالعات و بهترین شیوه انتشار تولیدات علمی در سطح بینالمللی؛4. توسعه مستندات لازم برای راهنمایی پیشبرنده سازمانهای آموزشی، روشهای آموزشی و زمینههای کاری علوم برای انواع گوناگون مؤسسات آموزشی؛5. مشارکت در تنظیم بودجه دولتی برای آموزش؛6. توسعه مدلهایی برای تضمین کیفیت، ارائه مجوز و اعتبارنامه؛7. حمایتهای علمی و کاربردی از دانشجویان برای دریافت مدرک نهایی و پایان دورههای دانشگاهی؛8. تعیین نشانگرهای لازم برای پذیرش دانشجو در مؤسسات آموزش عالی؛9. مدیریت مسائل مرتبط با ارائه مدرک درخصوص فعالیتهای انجامشده در دورههای آموزشی و مهارتآموزی تخصصی/ حرفهایی؛10. توسعه فرایندهای تشخیصی برای ارزیابی مدارک دانشجویانی که از کشورهای دیگر دانشآموخته شدهاند؛11. توسعه فرایندهای مربوط به ارائه گواهینامه و برگزاری دورههای مرتبط به آموزش کارکنان این نظام.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیبودجه مؤسسات آموزشی براساس استانداردهای حاکم بر آن مؤسسه و تعداد دانشجویانش تعیین میشود: اما برای مؤسساتی با تعداد دانشجویان کمتر، یا مؤسساتی که در مناطق روستایی قرار دارند، استانداردهای لازم بدون در نظر گرفتن تعداد دانشجو لحاظ میشود.لازم به یادآوری است که استانداردها بودجه عمومی برای مؤسسات آموزش عالی عمومی ازسوی هیئت وزیران تعیین میشود.مؤسسات آموزش عالی غیرعمومی ساختار استاندارد بودجه برای مؤسسات عمومی که ازسوی دولت تعیین شده است را بهعنوان مدل عملکردی خود قرار میدهند. مؤسسات آموزش عالی اجازه دارند تا فعالیتهای اقتصادی و درآمدزای متناسب با قانون کشور را علاوهبر بودجه دولتی طراحی کرده و توسعه دهند و این درآمدهای مازاد سبب کاهش بودجه دولتی این مؤسسات نمیشود. غالباً مؤسسات آموزش عالی با فراهم آوردن منابع کافی مالی از حوزههای متفاوت میتوانند شرایط حمایتی را برای دانشجویان خود که به کمک در زمینههای مختلف احتیاج دارند، فراهم آورند.این مؤسسات آموزش عالی فعالیتهای مالی جدای از بودجه دولتی خود را بهصورت مستقل و با مسئولیت کامل اداره میکنند.آموزش عالی انتفاعی یا مبتنیبر دریافت هزینهبر طبق قانون جدید مصوب سال 2009، آموزش عالی عمومی در ترکمنستان میتواند با شرایط زیر از افراد حقیقی یا حقوقی شهریه دریافت کند:·دانشجویانی که هزینه تحصیل آنها ازسوی بودجه عمومی پوشش داده نشده است؛·دانشجویانی که برای دورههای نیمهوقت یا مکاتبهای پذیرفته شدهاند؛·دانشجویانی که برای دورههای کارشناسی ارشد و تحصیلات تکمیلی پذیرفته شدهاند.ازجمله مواردی که مؤسسات آموزش عالی اجازه دارند تا برای عرضه خدمات آموزشی هزینه دریافت کنند شرایطی است که به آنها اجازه میدهد تا برای ارائه مدرک مناسب، خدمات اجتماعی و آموزشی مبتنیبر دریافت هزینه را بهصورت عمومی، برای شرکتها و ادارات مختلف و سایر نهادها برگزار کند که درآمد حاصل از چنین فعالیتهایی باید برای خود مؤسسه و منتطبق با چارت مورد تأیید هیئت دولت، استفاده شود.خدمات مرتبط با آموزش مبتنیبر دریافت هزینه نمیتواند در محل فعالیتهای اقتصادی آموزش که درآمدزا بوده و در قانون بودجه آموزشی دولت تعیین شده، قرار نمیگیرد. درحالیکه، اگر این مسئله اتفاق افتد و در محل بودجه اقتصاد آموزش تعریف شود، درآمد بهدست آمده از این طریق باید به بودجه دولتی ترکمنستان برگردانده شود.همچنین مؤسسات آموزش عالی غیرعمومی نیز باید برای انجام امور جاری و عرضه خدمات، هزینههای خود را از دانشجویان دریافت کنند؛ زیرا زیر پوشش بودجه دولتی قرار نمیگیرند. اگرچه همانطور که پیش از این نیز بیان شد، نحوه اداره امور مالی این مؤسسات منطبق با ساختاری است که دولت آن را تصویب کرده است.مؤسساتی که فعالیتهای آموزشی خود را در ازای دریافت هزینه انجام میدهند بهعنوان تجارت درنظر گرفته نمیشوند و کلیه درآمد آنها برای جنبههای گوناگون فعالیتهای آموزشی (شامل پرداخت حقوق)، توسعه و اجرای برنامهها مورد استفاده قرار میگیرند. بدیهی است این شکل از تعریف نظام آموزشی در پرداخت مالیات و انواع معافیتهای مالیاتی این مؤسسات تأثیر مستقیم دارد.ازسویدیگر تعهدات بین مؤسسات غیرانتفاعی، دانشجویان و والدین آنها نیز ازطریق قراردادی که در آن، سطح آموزش، دوره زمانی، مبلغ شهریه، ضمانت ازیکسو و مسئولیتهای مؤسسه آموزش عالی در شرایط تعلیق یا ابطال مدرک مورد نظر، قطع شدن از اعتبار دولتی مؤسسه، قطع فعالیتهای مؤسسه و مسائلی از این قبیل ازسویدیگر، تعریف میشود.سهم دانشجویان از حمایتهای مالیدانشجویان در مؤسسات آموزش عالی براساس قانون کشور ترکمنستان، میتوانند از امکاناتی مانند بورسیه، خدمات اقامتی و دیگر حمایتهای اجتماعی بهره ببرند. بر همین اساس دانشجویان هر دانشگاه و مؤسسهای میتوانند از کلیة خدمات دولتی مبتنیبر استانداردهای آموزشی مانند تجهیزات آموزشی و کتابهای درسی بهصورت رایگان استفاده کنند. در کنار اینکه دانشگاهها باتوجهبه درآمدهای مازاد خود انواع حمایتهای مالی را نیز برای دانشجویان تعریف کرده و واجدان شرایط هر مورد را مشخص میکنند (European Commission, 2012).مدرک، تضمین کیفیت و اعتبار مؤسسات و برنامههای آموزشیکنترل رسمی بر روی آموزش ازطریق وزارت آموزش و با بررسی محتواهای برنامهریزیشده و محتواهای اختیاری و ارزیابی کیفیت عملکرد دانشجویان و تطبیق آن با برنامه آموزشی اجراشده انجام میشود (European Commission, 2012).پذیرش در دانشگاهها و سایر مؤسسات آموزش عالیدانشجویان در آزمون ورودی سه مرحلهای شرکت میکنند و بهترتیبِ نمراتی که دریافت میکنند، در یک موقعیت رقابتی در مؤسسات گوناگون پذیرفته میشود. بدیهی است آنکه نمره بهتری بهدست آورده میتواند انتخابهای بهتری از بین دانشگاههای گوناگون داشته باشد. این آزمون ورودی دانش شرکتکنندگان را در سطوح عمومی سنجیده و شامل مصاحبه حضوری در خصوص تاریخ ترکمنستان را نیز است. آزمون به زبان روسی و مصاحبه به زبان ترکمن که در دوره دبیرستان آموزش داده شده، برگزار میشود.دانشجویانی که مدرک کارشناسی خود را دریافت کرده باشند، دارای پنج سال سابقه کاری و تواناییهای فردی و اجرایی خود را به اندازه انجام یک پژوهش دانشگاهی ارتقا داده باشند، این امکان وجود دارد که بهصورت مستقیم در دورههای دکتری پذیرش شوند. همچنین دانشجویان رشتههای علوم پزشکی که دورههای بالینی را به پایان رسانده و دارای سه سال سابقه کاری باشند و یا آن دسته از دانشجویانی که دورههای بالینی را به پایان نرسانده؛ اما دارای پنج سال سابقه کاری در حوزه علوم پزشکی هستند، نیز امکان پذیرش در دورههای دکتری وجود دارد. که بدیهی است همه این موارد در شرایطی رقابتی انجام میشود. به این معنا که سوابق کاری و پژوهشی همه داوطلبان با هم مقایسه شده و برترینها از میان متقاضیان انتخاب میشوند (European Commission, 2012).سال تحصیلی دانشگاههاسال تحصیلی در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی ترکمنستان شامل دو نیمسال است که نیمسال نخست سال از اول سپتامبر هر سال آغاز شده و هجده هفته را شامل میشود. پس از پایان این هجده هفته و برگزاری امتحانات دانشگاهها به مدت دو هفته تعطیل میشوند و سپس نیمسال دوم سال که هفده هفته است آغاز میشود. هر نیمسال یک دوره امتحانی یکماهه دارد (European Commission, 2012).چگونگی برگزاری امتحانات و سنجش تواناییهافرم غالب ارزیابی یا امتحان در شکل تست و امتحانهای تشریحی برگزار میشود. دانشجویان برای ورود به مرحله/نیمسال بعد باید در امتحانات نمره قبولی بهدست آوردند. همچنین در علوم اجتماعی دانشجویان باید امتحان عمومی اجباری را نیز بگذرانند تا بتوانند در دیگر امتحانهای عمومی شرکت کرده و یا اجازة دفاع در دورههای گوناگون را داشته باشند (European Commission, 2012).کارکنان دانشگاهیگروههای اصلی که بهعنوان کارمندان دانشگاهی مشغول به کار هستند، شامل مربی آموزشیار، مربی (آموزشی)، استادیار، رئیس گروه، معاونان رؤسای دانشکده، رؤسای دانشکده، معاونان رؤسای دانشگاه، و رؤسای دانشگاه هستند.بر طبق استاندارهای تعیینشده برای مؤسسات آموزش عالی، افراد علاوهبر داشتن مدارک مورد تأیید و معتبر، باید آموزشهای علوم تربیتی و روش تدریس را دیده باشند تا برای انجام فعالیتهای آموزشی اجازه پیدا کرده و برای چنین سمتهایی انتخاب شوند (European Commission, 2012).فعالیتهای پژوهشیفعالیتهای پژوهشی در مؤسسات آموزش عالی با همکاری آکادمی علوم ترکمنستان انجام میگیرد. این آکادمی مسئولیت آموزش مهارتهای لازم پژوهشی برای دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری را برعهده دارد. تعیین و ارتقای مهارتهای لازم برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی در مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی و همچنین تهیه بودجه پژوهشی برای امتحانهای ورودی از محل بودجه دولتی از وظایف آکادمی علوم ترکمنستان است (European Commission, 2012).همکاری دانشگاه و صنعتهمکاری دانشگاه و صنعت در کشور ترکمنستان با فراهم آوردن فرصتهای شغلی سالیانه برای دانشجویان انجام میشود. ازسویدیگر سرفصل واحدهای درسی دانشگاهی نیز باتوجهبه همکاری لازم با صنایع و سازمانهای وابستهای که فرصتهای شغلی را برای دانشجویان فراهم میآورند، تعریف میشود. همانطور که پیش از این هم بیان شد پس از پایان دوره آموزشی، دانشآموختگان باید دو سال در صنعت یا سازمان مورد تأیید دانشگاه و مرتبط با رشتهای که در آن درس خواندهاند به کار مشغول شوند و پس از طی این دو سال است که آنها میتوانند مدرک دانشآموختگی خود را دریافت کنند (European Commission, 2012).ارتباطات بینالمللیدر کشور ترکمنستان دانشجویانی که در دانشگاههای خارجی معتبر درس خواندهاند جمعیت چشمگیری دارند. همچنین جمعیت زیادی از دانشجویانی با سایر ملیتها در این کشورهای حضور دارند که در دانشگاههای ترکمنستان به تحصیل مشغول هستند. در کنار این تبادل دانشجویان، ارتباط با نهادهای بینالمللی نیز از اهمیت زیادی در آموزش عالی این کشور برخوردار است. برای مثال سازمانهای زیر در دستة نهادهای بینالمللی هستند که طرحهای مشترکی را با مؤسسات پژوهشی و دانشگاههای ترکمنستان انجام داده و میدهند که عبارتاند از:·آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده؛·هیئتمدیره بینالمللی پژوهش و تبادل دانشجویان؛·برنامه توسعه ملل متحد؛·مؤسسه مبادلات دانشگاهی آلمان؛·شرکت فدرال آلمان برای همکاریهای بینالمللی؛·اراسموس موندوس (برنامهایی تحت نظارت اتحادیه اروپا برای تأمین بورسیه تحصیلی دانشجویان و اعضای هیئتعلمی است که شرایط لازم را داشته باشند؛·تمپس (برنامهای زیر نظر اتحادیه اروپا که کمکهای مالی درخصوص آموزش عالی مربوط است)؛·بانک توسعه آسیا؛·آژانس همکاریهای بینالمللی ژاپن.برنامهها و اصلاحات پیشرودر ترکمنستان تحولات ژرف پیشروندهای در حوزههای اجتماعی و اقتصادی دیده میشود که به اصلاحات اساسی در آموزش و علوم منتهی شده است. یکی از اهداف اولیه بسان مبنای توسعه در ترکمنستان، بهبود نظام آموزشی، افزایش کیفیت و منابع انسانی و افرادی است که در این حوزه بهکار گرفته خواهند شد.دولت ترکمنستان توجه ویژهای به توسعه همکاریهای بینالمللی دارد. در سالهای گذشته جوانان ترکمنستان فرصت داشتهاند تا بیاموزند و آموزشهایی حرفهای بگیرند تا آنها را به نشانگرهای استاندارد بینالمللی برساند. دولت توسعه همکاریها با مراکز علمی و آموزشی کشورهای گوناگون و همچنین تبادلات پژوهشی و اطلاعاتی را تقویت کرده و از آنها حمایت میکند.از سال 2008 حمایتهای دولتی از طرحهای علمی که با رقابت بهدست میآید، به دانشمندان ترکمنستان اجازه میدهد که فعالیتهای پژوهشی خود را بر روی معضلات اصلی کشور در حوزه جامعه و اقتصاد متمرکز ساخته و فنّاوریهای نوین و پیشرفته در حوزه صنعت را توسعه دهند. دولت وظیفه خود میداند با طراحی برنامههایی مانند نظام فراگیر آموزش بتواند نظام آموزش ترکمنستان را به سطحی برساند که با استانداردهای بینالمللی تطبیق داشته باشند.نظام آموزش ترکمنستان بهصورت چشمگیری فنّاوری اطلاعات و آموزش از دور را در خود جای داده و شاهد پیشرفتهای شایانی در این حوزه است.افزونبراین فنّاوریهای نوین اطلاعات فضای بسیار مناسب و پیشروندهای را برای علوم و آموزش در آینده ترکمنستان فراهم خواهد آورد. اگرچه نگاههای متفاوت و متنوع در حوزه فنّاوریهای چندرسانهای و روشهای تعاملی، یکی از مهمترین چالشهای سیاستگذاری آموزش در ترکمنستان بهحساب میآید.و آخرین مورد که اگرچه بسیار هم مهم است توانایی استفاده از زبانهای خارجی است که چالش بسیار عمدهای بهشمار میآید و از اولویتهای دیگر سیاستگذاری آموزشی در سطح کلان خوانده میشود (European Commission, 2012).کتابشناسی
European Commission. (2012). Higher Education in Turkmenistan. Retrieved from: eacea.ec.europa.eu/tempus/ participating_countries/turkmenistan_en.php
International Bureau of Education. (2011). “Turkmenistan”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
International Federation of Red Cross And Red Crescent Societies. (2014). Turkmenistan Consolidated Operational Plan 2014. Retrieved from: https://reliefweb.int/sites/ reliefweb.int/files/resources/Turkmenistan%20Consolidated%20Operational%20Plan.pdf.
OECD. (2012). “Turkmenistan”. Education at a Glance 2012: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary.org/docserver/eag-2012-en.pdf?expires= 1535792228&id=id&accname=guest&checksum=20A5D381F60E649EF8B5139724EF73AB
Unesco. (2014).Higher Education in Asia: Expanding Out, Expanding Up - The Rise of Graduate Education and University Research. Retrieved from: http://uis.unesco. org/sites/default/files/documents/higher-education-in-asia-expanding-out-expanding-up-2014-en.pdf.
United Nations Development Programme. (2013). Human Development Report 2013. Retrieved from:http://hdr.undp. org/sites/default/files/reports/14/hdr2013_en_complete.pdf.
https://data.unicef.org/country/tkm/
سمیه فریدونی
نظام آموزش عالی تونس
Tunisian Higher Education System
پایتخت: تونسنوع حکومت: جمهوریزبان رسمی: عربیمساحت: 162155 کیلومترمربعجمعیت: 10589025 نفر (2007م)تعداد دانشجویان: 357472 نفر (2010م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 21210 نفر (2010م)تولید ناخالص ملی: 27/44 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 6/6% (2015م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 8/23% (2015م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیتونس، که شمالیترین کشور افریقا بهشمار میآید، در ساحل جنوبی دریای مدیترانه قرار گرفته و از شرق به لیبی و از غرب به الجزایر محدود است. کرانههای خاوری آن پرجمعیتترین نواحی این سرزمین و سراسر آن از کشتزارهای زیتون، مرکبات و انگور پوشیده شده است. نواحی درونی آن را دنبالة شرقی کوههای اطلس با بلندی حداکثر 1544 متر (کوه شامپی)، دربرگرفته و رمهداران چادرنشین را در خود جای داده است و نواحی جنوبی آن به صحرای بزرگ شرقی منتهی میشود. از منابعی چون فسفات و کانههای آهن بهرهمند است و نخلستانهای پراکندهای در واحههای متعدد آن بهچشم میخورد. جزیرههای جربه (با 510 کیلومترمربع وسعت) و قرقنه جزء خاک این کشور هستند. رودخانة مجرده با 370 کیلومتر طول که از کوههای اطلس سرچشمه میگیرد، در شهر تونس به دریا میریزد و مهمترین رودخانة آن بهشمار میآید.اقلیم تونس، در نواحی شمالی و تا حدی شرقی، مدیترانهای مرطوب و در سایر نواحی، گرموخشک و کمباران است.نژاد مردم این کشور 2/98% عرب، 2/1% بربر، 2/0% فرانسوی، 1/0% ایتالیایی و سایر نژادها 3/0% است. اکثر مردم آن پیرو دین اسلام هستند (5/99% آنها اهل تسن هستند) و مسیحیان 3/0% و سایر ادیان 2/0% از جمعیت تونس را تشکیل میدهند.زبان رسمی تونس عربی است. البته شماری از مردم نیز به زبان فرانسه سخن میگویند. شهرهای مهم آن سفاقس، اریانه، سوس، قیروان، بیزرت، قابس، باردو و قفصه است. محصولات کشاورزیاش گندم، زیتون، گوجهفرنگی، جو، سیبزمینی، هندوانه، انگور و چغندرقند است. تولیدات صنعتیاش سیمان، اسیدفسفریک، آرد، نشاستة گندم، آهک، فولاد خام و شکر را شامل میشود. صادراتش نیز پوشاک، تولیدات فسفات، انرژی و ماشینآلات و لوازم برقی است که بیشتر به کشورهای فرانسه، ایتالیا و آلمان فرستاده میشود.در تونس، توسعة صنعتی گسترش چندانی ندارد. منابع زیرزمینی بسیار گوناگون ولی اندک است. شمار اندکی معادن آهن، سرب و روی منابع کارخانة ذوب فلزات تونس را فراهم میسازد. از دیگر ذخایر آن فسفات است که در کارخانههایی که در تونس هستند، تولید میشود. تولید نفت حدود 5/5 میلیون تن است. صنایع سبک نظیر روغنکشی، مواد غذایی و نساجی در شهرهای مهم ازجمله قیروان، بندرهای بیزرت، سوس، سفاکس و تونس تمرکز یافته است. کسر بودجة ناشی از عدم توازن صادرات و واردات ازطریق صنعت جهانگردی جبران میشود، اما سطح زندگی متوسط مردم، بهویژه در جنوب کشور، بسیار پایین است. دولت بهمنظور کاهش بیکاری شدید در شهرها سعی در جذب سرمایههای خارجی دارد.ازنظر تاریخی، سیر تحولات تونس را میتوان به سه دوره تقسیم کرد:1. تونس باستان: که در اواخر سدة چهارم قبل از میلاد فنیقیها آن را ایجاد کردند. شهرهای اوتیک و کارتاژ محل سکونت آنان بود. افریقای غربی در 647م به تصرف عربها درآمد. شهر قیروان در 670م بنا شد و تحت حکومت خلفای اموی و عباسی بود.2. تونس مستعمره: در 1881م، تحت حمایت فرانسه درآمد. اگرچه به ظاهر حاکمهای محلی در آن حکومت میکردند، اما در واقع مستعمرة فرانسه بود.3. تونس مستقل: تونس، طی جنگ جهانی دوم، به تصرف آلمانها درآمد (1943-1942م). وخامت اوضاع فرانسویان را ناچار کرد خودگردانی داخلی آن را به رسمیت بشناسند (1954م) که در نهایت، همین امر موجب استقلال این کشور شد.حبیب بورقیبه، پس از کسب استقلال، زمام امور را به دست گرفت و حکومت جمهوری اعلام کرد. در 1975م، بورقیبه خود را رئیسجمهور دائمی خواند، اما در 1987م، زمانیکه بنعلی نخستوزیر بود، بورقیبه را بهعلت بیماری، کهولت سن و ناتوانی از حکومت عزل کرد و خود رئیسجمهور شد. در سال 2011، بهدلیل اعتراضهای مردمی ناشی از گرانی، بیکاری و نبود آزادی، بنعلی از کشور گریخت و محمدالغنوسی دولت موقت را تشکیل داد. قرار است بهزودی قانون اساسی و رژیم حکومتی آن تغییر یابد.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالینظام آموزشی تونس بر فلسفهای الهامگرفته از سیاستهای کلی کشور مبتنی است. ویژگیهای این فلسفه عبارتاند از: بزرگمنشی، مدارا، عدالت، مردمسالاری و رعایت حقوق بشر. بدینترتیب، فراگیران، همهنگام با حفظ و تقویت هویت ملی خویش، از دستاوردهای عصر نوین نیز بهره میگیرند. آنان با رویی گشاده به استقبال جهانیان میروند، زبانهای دیگر را فرا میگیرند و در تولید علم مشارکت میکنند.بنابر قانون مصّوب در 1991م، نظام آموزشی تونس برای دستیابی به اهداف خود در چهارچوب هویت ملی و تمدن عربی- اسلامی اهداف زیر را پی گرفته است:·آموزش از ابتدای کودکی، بهمنظور تقویتِ شناخت افراد از هویت ملی، ایجاد حس شهروندی، ایجاد احساس وابستگی به تمدن ملی، مغربی، عربی و اسلامی و پذیرش تجدد و سایر فرهنگها؛·پرورش نسل جوان وفادار به تونس و صادق نسبت به خویشتن؛·آمادهسازی جوانان برای زندگی بدون تبعیض جنسی، اجتماعی، نژادی یا مذهبی؛·آموزش زبان عربی، بهمثابة زبان ملی، بهگونهای که فراگیران بتوانند از آن در آموزش و تولید در زمینههای مختلف دانش، ازجمله علوم انسانی، علوم دقیق و فنّاوری، استفاده کنند؛·آموزش یک زبان خارجی، بهگونهای که فراگیران بتوانند مستقیماً از آثار فکری خارجی استفاده و ضمن پیگیری تحولات علمی در آنها مشارکت کنند و بدینترتیب، موجبات غنای فرهنگ ملی و تعامل با دیگر فرهنگهای بشری را فراهم آورند؛·ایجاد توانایی در فراگیران برای پرورش شخصیت خویش، بهگونهای که به بلوغ انسانی دست یابند و در محیط مدارا و میانهروی رشد کنند؛·مشارکت در رشد شخصیت فراگیران، رشد تواناییهای نهفته آنها، تسهیل در پرورش ذهنی نقاد و ارادهای مؤثر، بهگونهای که به مرور زمان خردورزی و میانهروی در داوری، حس اعتمادبهنفس، روحیة نوآوری و آفرینندگی در کار و ذهن آنها نقش ببندد؛·ایجاد توازن در آموزش نسل جوان در زمینههای مختلف آموزشی، بهگونهای که دستاوردها و تأثیر آنها بر علوم، جامعة بشری، فنون و مهارتهای دستی و همچنین، در زمینههای شناختی، اخلاقی، کمّی و کیفی متعادل باشد؛·ایجاد شرایط مناسب برای فراگیران، بهگونهای که بتوانند بهموازات فعالیتهای آموزشی به فعالیت بدنی و ورزشی نیز بپردازند؛·آمادهسازی جوانان برای رویارویی با آینده ازطریق خودآموزی در دورههای مختلف آموزشی، بهگونهای که هنگام خروج از نظام آموزشی بتوانند به جهشهای سریع و همچنین شناخت عصر نوین دست یابند و در آن مشارکت کنند؛·خو گرفتن فراگیران به کار و تلقیکردن آن بهمثابة یک ارزش اخلاقی که نقش مؤثری در ساختن شخصیت دارد. همچنین، پاسداری از ملت و مشارکت در شکوفاسازی تمدن بشری؛·تأمین نقش آموزشی در حرکت کلی کشور ازطریق آموزش مهارتها، بهگونهای که فراگیران بتوانند وظایف خود را در قبال توسعة یکپارچهای که لازمة این حرکت است ادا کنند؛·توجه به این امر که همة مراحل فعالیتهای آموزشی، از برنامهها گرفته تا روشها، موجب شکلگیری روحیة شهروندی شود تا بدینترتیب، فراگیران به هنگام خروج از مراحل آموزشی به شهروندانی مبدل شوند که در ذهن آنها، حقوق فردی و اجتماعی از نیازهای زندگی بشری جداییناپذیر تلقی شود و این مراحل منجر به ایجاد جامعهای شود که آزادی و مسئولیت در آن پیوندی ناگسستنی داشته باشند.ساختار نظام آموزشیآموزش پایهآموزش پایه که اجباری است نُه سال به درازا میکشد و به دو مرحله تقسیم میشود: شش سال دوره ابتدایی و سه سال دوره آمادگی آموزشی. دانشآموزان دوره ابتدایی در پایان سال ششم در امتحان منطقهای شرکت میکنند. پس از پایان رساندن دوره نُهسالۀ پایه، دانشآموزان در امتحان نهایی ملی آموزش پایه شرکت میکنند که در صورت بهدست آوردن معدل ده از بیست مدرک پایان آموزش پایه را دریافت میکنند. همة درسها در دوره پایه به عربی تدریس میشود. آموزش زبان فرانسه از سال سوم و زبان انگلیسی از سال هشتم آغاز میشود. شش سال نخست آموزش در مدارس ابتدایی و سه سال بعد در کالجها آموزش داده میشوند.موضوعاتی که در دوره پایه آموزش داده میشوند عبارتاند از: عربی، فرانسه، مطالعات اسلامی، مدنی، تاریخ، جغرافیا، ریاضیات، علوم، موسیقی، هنر، آموزش فنی و آموزش جسمانی که 30 ساعت در هفته تدریس میشوند.آموزش میانیدارندگان مدرک دوره آموزش پایه میتوانند در دوره میانی شرکت کنند. آموزش میانی به دو دورۀ دوساله تقسیم میشود: آموزش عمومی و آموزش تخصصی. پس از به پایان رساندن دو سال آموزش عمومی، دانشآموزان میتوانند در یکی از رشتههای پنجگانه تخصصی، زبان و هنر (ادبیات)، ریاضیات، علوم فنی، علوم تجربی، اقتصاد و مدیریت ثبتنام کنند. زبان آموزشی در رشتههای فنی، علمی و ریاضیات، فرانسه و در سایر رشتهها عربی است. در پایان سال چهارم، دانشآموزان در آزمون نهایی ملی شرکت میکنند. دانشآموزانی که دوره میانی را به پایان میرسانند، اما در آزمون نهایی رد میشوند مدرک دوره میانی را دریافت میکنند که در بازار کار و ادامه تحصیل در مدارس خصوصی بهکار میآید. دانشآموزانی که در آزمون نهایی دیپلم پذیرفته میشوند، همگی میتوانند در دانشگاه ثبتنام کنند، اگرچه رشته انتخابی آنها تضمین نمیشود. برمبنای دادههای سال 2008-2007 حدود 55% از دانشآموختگان دوره میانی به دانشگاهها و مراکز آموزش عالی راه مییابند.جدول 1 تصویری کامل از دورههای آموزشی در تونس را ترسیم میکند.آموزش میانی فنیوحرفهایاداره این دورۀ آموزشی اغلب بردوش وزارت کار که بهتازگی بنیان نهاده شده است و در رشتههای خاص مانند کشاورزی و توریسم برعهده وزارت تخصصی آن است. دانشآموزانی که در این دورههای آموزشی دوساله شرکت میکنند در پایان گواهینامه مهارت حرفهای دریافت میکنند. دانشآموختگان این دوره آموزشی چنانچه از معدل دوازده به بالا برخوردار باشند میتوانند در برنامه آموزشی دوسالۀ دیگری ثبتنام کنند و در پایان به آنها مدرک فنورزی حرفهای داده میشود. افرادی که چنین مدرکی را دریافت میکنند میتوانند در دورههای مهارتآموزی حرفهای عالی شرکت کنند.در رشته کشاورزی، افراد میتوانند در مدارس میانی کشاورزی که زیر نظر وزارت کشاورزی است در دورههای سه یا چهارساله شرکت کنند. در پایان به دانشآموختگان این دورهها، گواهینامه پایان مطالعات فنی کشاورزی داده میشود. این دانشآموختگان میتوانند در دورههای آموزش عالی مدارس کشاورزی به تحصیل خود ادامه دهند.آموزش عالیدستیابی به آموزش عالی برای همه دارندگان دیپلم میانی تضمین شده است. فرایند پذیرش بهصورت متمرکز ازسوی «نظام ملی جهتدهی دانشگاهی» کنترل میشود. این نظام بر پایه گزینه متقاضی، معدل، رشته آموزشی در دوره میانی و سهمیه هر وزارت در رشتههای تحصیلی و نهادهای آموزشی به پذیرش دانشجو میپردازد. این نظام بهدلیل تمرکزگرایی بالا و انعطافناپذیری آن که نمایانگر نظام متمرکز آموزش عالی این کشور است و موجب میشود شماری از دانشجویان در رشتههایی که مورد علاقۀ آنها نیست به ادامه تحصیل بپردازند، مورد انتقاد است. افزونبرآن، این نظام از تغییر رشته دانشجویان در طول دوره تحصیل جلوگیری میکند. برای رفع این دشواری اخیراً نظام ساعت- واحد وارد دورههای آموزش عالی شده است که تاحدی به افزایش جابهجایی دانشجویان در سطح دانشکدهها کمک میکند.شرط ورود به سالهای بالاتر در آموزش عالی، برخورداری از معدل ده در دروس گذرانده شده است. و چنانچه دانشجو به چنین امتیازی دست نیابد، وادار به دوباره گذراندن درسهای آن سال است. بسیاری از نهادهای آموزش عالی تنها یکبار در طول دوره آموزشی اجازه بازآموزی به دانشجویان را میدهند. نرخ ریزش دانشجویان، در دورههای آموزش عالی بسیار بالاست. بهگونهای که 45% دانشجویان از به پایان رساندن دوره تحصیلی خود باز میمانند.نخستین دوره آموزش عالی دو سال بهطول میانجامد و به دانشآموختگان این دوره «مدرک مطالعات نخستین دوره دانشگاهی» داده میشود. این دوره، دوره آمادگی بهشمار میرود و دانشجویان معمولاً دوره دوم را نیز پشت سر میگذارند.در دورههای آموزش مهندسی نیز این دوره دوساله آمادگی وجود دارد؛ با این تفاوت که این دورهها در مؤسسههای آمادگی دورههای مهندسی برگزار میشود و پس از به پایان رساندن این دوره، متقاضیان باید در آزمونی رقابتی شرکت کنند. افرادی که این آزمون را با موفقیت پشت سر بگذارند میتوانند دوره دوم تحصیلات خود را در مؤسسه عالی مطالعات فنّاوری دنبال کنند.دانشجویانی که در این آزمون پذیرفته نشوند میتوانند در دورههای علوم در دانشگاهها ثبتنام کنند و یا اینکه دورههای مهارتآموزی را دنبال کنند و مدرک «فنورزی عالی» را از مؤسسه عالی مطالعات فنّاوری دریافت کنند. گذراندن دورههای آموزش فنی دو تا سهساله نیز میتواند به دریافت «گواهینامه فنورزی عالی» و «گواهینامه مطالعات عالی فنّاوری» بینجامد. دارندگان این مدارک در دیگر دورههای آموزش عالی نمیتوانند شرکت کنند. دومین دوره تحصیلات آموزش عالی به دریافت مدرک «ماستر» میانجامد، که برخلاف اینکه نشانگر گذراندن دوره دوم آموزش پس از میانی است، بهمثابه نخستین دوره نظام دانشگاهی تونس بهشمار میآید. در دورههای مهندسی، با گذراندن یک دوره سهساله پس از دوره آمادگی، افراد میتوانند مدرک ملی مهندسی خود را دریافت کنند. دریافت مدرکهای ملی معماری، دامپزشکی و دندانپزشکی، نیازمند گذراندن یک دوره چهارساله و داروسازی یک دوره سهساله و پزشکی یک دوره پنجساله پس از گذراندن دوره دوساله نخستین است.مرحلۀ سوم، پس از گذراندن یک دوره مهارتآموزی تخصصی دستکم، یکساله به دریافت «مدرک مطالعات عالی تخصصی» میانجامد. «مدرک مطالعات ژرف» به دارندگان مدرک کارشناسی ارشدی داده میشود که یک دوره دوساله آموزشی و دفاع از پایاننامه خود را انجام دهند. افرادی که میخواهند در دوره دکتری ادامه تحصیل بدهند، علاوهبر داشتن این گواهینامه، باید یک دوره سهساله پژوهشی و دفاع از رساله خود را به پایان ببرند.وضعیت دستیابی به دورههای گوناگون آموزشی در نظام آموزشی تونس در هرم آموزشی این کشور (نگاره 1) به تصویر کشیده شده است. دوره آموزشی تربیت آموزشگرآموزشگر دوره ابتداییافرادی که مایلند به تدریس در دورۀ ابتدایی بپردازند، ضمن برخورداری از مدرک دیپلم متوسطه لازم است یک دوره دوساله آموزشی را در یکی از شش «مؤسسه عالی تربیت آموزشگر» سپری کنند. در سال نخست، برنامههای عمومی که دربرگیرندۀ همة موضوعهایی است که در دوره ابتدایی آموزش داده میشود، تدریس میشود. محور آموزشهای سال دوم بر روی مسائل تربیتی و مهارتهای عملی متمرکز است.آموزشگر دوره میانیآموزشگران دوره میانی افزونبر دارا بودن مدرک کارشناسی پایه یا مهندسی در موضوعی که در نظر دارند تدریس کنند، لازم است یک دوره آموزشی یکساله را پشت سر بگذارند تا بتوانند «مدرک مهارت استادی آموزش میانی» را بهدست آورند. پس از آن دوره مهارتآموزی عملی را پشت سر میگذارند. تعیین این که دارندگان چنین مدرکی در چه دورهای از آموزش میانی میتوانند تدریس کنند ازطریق آزمونی جداگانه انجام میشود. دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالی برای ترسیم نمایی کلی از وضعیت نظام آموزش عالی تونس، نخست دادههای کلی مربوط به این نظام در پنج سال گذشته در جدول 2 نمایش داده میشوند (این رقم در برخی اسناد 346079 نفر است).دادههای بازتاب یافته در جدول 2، رویهمرفته، بیانگر گسترش بخش آموزش عالی در بازه زمانی یادشده است (بدون در نظر گرفتن بدهیهای دولت). اما نکتۀ درخور درنگ، ثبات و یا کاهش بودجه و هزینههای این بخش است. بهگونهای که سهم هزینههای آموزش عالی نسبت به تولید ناخالص داخلی و بودجه دولت، برخلاف افزایش نهادهای آموزش عالی، شمار اعضای علمی و شمار دانشجویان فرایندی کاهنده را پشت سر گذاشته است؛ فرایند نسبتاً مشابهی که در بسیاری از کشورهای جنوبی دیده میشود که میتواند به بیاعتمادی و بیمسئولیتی دولتها نسبت به بازده اجتماعی و انفرادی آموزش عالی در اینگونه کشورها تفسیر شود.جدول 3 سیر تحول آماری دانشجویان در رشتههای مختلف آموزش عالی را نشان میدهد.تحولات جنسیتی در نظام آموزش عالی تونس نیز بسیار چشمگیر است و سهم دختران نهتنها در میان جمعیت دانشجویی، بلکه حتی در میان دانشآموختگان فرایندی فزاینده را سپری میکند. تحولی که در جوامع غیرمردسالار کشورهای عربی میتواند آغاز تحولاتی ژرف را بشارت دهد (جدول 4).جدول 5 و 6 سیر تحول شمار اعضای هیئتعلمی تماموقت را نشان میدهد.دانشجویان تحصیلات تکمیلی حدود 12% از کل جمعیت دانشجویی تونس را تشکیل میدهند. جدول 7 سیمای روشنتری از تحصیلات تکمیلی را نشان میدهد. مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیمدیریت کلان نظام آموزشی تونس از تمرکز و پراکنش بالایی برخوردار است؛ بدینمعنا که اگرچه وزارت آموزش و وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمی مسئولیت اجرای سیاستها و نظارت بر سه دوره آموزش پایه، میانی و عالی را بردوش دارند، اما برخی دیگر از وزارتخانهها نیز به فراخور حوزه عملیاتی خود نیز در امور آموزش مداخله میکنند.آموزش پیشدبستانی و تربیت کارکنان آن و همچنین امور آموزش تربیتبدنی و ورزش برعهدۀ وزارت جوانان و کودکان است. سوادآموزی و آموزش کارکنان شاغل و عرضه آموزشهای ویژه برعهدۀ وزارت امور اجتماعی است. وزارت آموزش حرفهای و مشاغل مسئولیت دستگاه ملی مهارتآموزی و آموزش حرفهای را برعهده دارد.وزارت کشاورزی مدیریت آموزش حرفهای کشاورزی و آموزش کشاورزی در دورههای میانی و عالی را برعهده دارد. مؤسسۀ پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی کشاورزی را برعهده دارد و آموزش میانی و حرفهای کشاورزی برعهدۀ آژانس همگانی کردن آموزش کشاورزی است.وزارت فرهنگ، مدیریت آموزش ابتدایی را در زمینۀ موسیقی، تئاتر و فعالیتهای فرهنگی برعهده دارد. بهعلاوه، آموزشهای غیررسمی در این زمینهها را نیز مؤسسههای زیرنظر این وزارت انجام میدهد.وزارت بهداشت عمومی مدیریت آموزش کارکنان نیمه ماهر و فنورزهای عالی را برای مشاغل پیراپزشکی عهدهدار است. دبیرخانه دولتی اطلاعات آموزشهای جانبی خبرنگاران رسانههای عمومی را برعهده دارد. سایر وزارتخانهها، ازجمله وزارت دفاع ملی، وزارت کشور و وزارت حملونقل، ملزم به تأمین مهارتهای لازم و آموزشهای مستمر تخصصی در زمینههای مربوط به خود هستند.وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمی بیشترین نقش را در ادارۀ متمرکز نظام آموزش عالی بازی میکند. نقش این وزارت را میتوان در محورهای زیر چکیدهسازی کرد:·تدوین و اجرای سیاستهای آموزش عالی و پژوهشهای علمی؛·نظارت بر فعالیتهای دانشگاهی، نهادهای آموزش عالی و پژوهشی و ساختارهای پژوهش؛·نظارت بر زندگی دانشگاهی دانشجویان و هماهنگسازی دفاتر مربوط دانشگاهی؛هماهنگی و پیگیری همکاریهای بینالمللی در قلمرو آموزش عالی و پژوهشهای علمی.ساختار اداری وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمی از تشکیلاتی دیوانسالار برخوردار است که دربرگیرنده ده ادارۀ کل، دبیرخانه دولت در امور پژوهشهای علمی، کمیته عالی
وزارت، کنفرانس مدیریت، دفتر وزارت با، 10 زیرمجموعه و بازرسی کل است. به موازات آن، وزارت آموزش و مهارتآموزی، مسئولیت تدوین گزینههای ملی در قلمرو آموزش، آموزش رسمی و مهارتآموزی حرفهای، تدوین طرحها و برنامههای مربوط به آن، اجرا و ارزیابی نتایج را برعهده دارد. مأموریتهای وزارت آموزش و مهارتآموزی را میتوان چنین چکیدهسازی کرد:·تضمین حق دسترسی به آموزش و مهارتآموزی همه تونسیها برمبنای قوانین مربوط؛·توسعه نظام آموزشی و مهارتآموزی؛·هدایت دستگاه عمومی آموزش و مهارتآموزی، بنگاههای پیشدبستانی بخش خصوصی، ساختار مهارتآموزی حرفهای دیگر وزارتخانهها و نهادهای آموزشی و مهارتآموزی وابسته به بخش خصوصی و تعاونی؛·تأمین همکنشی میان دورههای آموزشی و رشتههای تحصیلی و مهارتآموزی حرفهای بهگونهای که پاسخگوی آموزش دانشگاهی و بازار کار باشد؛·ارتقای گونههای آموزش و مهارتآموزی مناسب با نیازهای بازار کار؛·تدوین بنیانها، هنجارها و استانداردهای ملی و نظارت و ارزیابی بر اجرای آنها؛·تبیین روشهای ارزیابی و صدور مدارک برمبنای استانداردهای ملی؛·تنوعبخشی به روشهای آموزش و مهارتآموزی با استفاده از آموزشهای حضوری، خودآموز و با استفاده از فنّاوریهای نوین اطلاعات و ارتباطات.آموزش در تونس رایگان است و بنابر قانون، «دولت حق تحصیل را برای همه کسانیکه به سن ورود به تحصیلات رسیدهاند و عرضۀ آن را برای همگی دانشآموزان فراهم میکند [....] و موظف به فراهم ساختن برابری فرصت در آموزش است». دولت همچنین موظف به تأمین شرایط مناسب برای تحصیل افراد معلول و دانشآموزانی است که به اجبار تحصیلاتشان به تعویق افتاده است.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیرویکرد حاکم بر نظام آموزشی که آن را از خدمات عمومی قلمداد میکند، تأمین بخش اصلی هزینههای این بخش را بردوش دولت میگذارد. مشارکت بخش خصوصی و خانوارها در مقایسه با هزینههای واقعی آموزش اندک است و تنها برخی از دورههای آموزشی را دربر میگیرد. آموزش پیشدبستانی و مشارکت در بخش آموزش عالی ازجمله قلمروهایی است که بخش خصوصی در آن مشارکتهایی دارد. در بخش آموزش عالی، اگرچه 31 نهاد آموزش عالی خصوصی شکل گرفته است ولی تنها 1523 دانشجو در این بخش آموزش میبینند که کمتر از 5/0% جمعیت دانشجویی کشور را تشکیل میدهند.دادههای مربوط به منابع مالی بخش آموزش، در منابع گوناگون، تفاوتهای چشمگیری را نشان میدهد. در جدول 8، سیر تحول بودجه آموزش عالی و پژوهشهای علمی به روایت دفتر مطالعات طراحی و برنامهریزی، نشان داده میشود. شاید یکی از دلایل ناهمگونی این دادهها با دادههای جدول 2، ناشی از افزون هزینههای بخش پژوهشهای علمی و فنّاوری به بودجه آموزش عالی باشد. بودجه بخش آموزش و مهارتآموزی در جدول 9 نمایش داده شده است.در مجموع سهم آموزش، آموزش عالی و مهارتآموزی 1/7% از تولید ناخالص داخلی کشور را در سال 2007 تشکیل میداد. نسبت هزینههای عمومی بخش آموزش در سال 2005 بهترتیب عبارتاند از:آموزش ابتدایی35%آموزش میانی43%آموزش عالی22%(مؤسسه آماری یونسکو، 2011).برنامهها و اصلاحات پیشروبر پایه بند یک قانون آموزش: «آموزش اولویت مطلق ملی و تحصیل برای کودکان شش تا شانزدهساله اجباری است. آموزش حقی بنیادی است و بدون توجه به جنسیت، ریشه اجتماعی، رنگ پوست یا مذهب برای تمامی تونسیها حقی تضمینشده بهشمار میآید. «همچنین برمبنای بند 4 قانون» دولت موظف به تأمین آموزش برای همه افراد در سن تحصیل و همچنین ایجاد فرصتهای برابر برای برخورداری از این حق است». برمبنای این وظایف، دولت تونس تلاش دارد تا افزونبر دسترسی همگانی به آموزش در دورههای گوناگون به تضمین کیفیت آموزش نیز بپردازد. محور تحولات در دورههای آموزش پایه را میتوان چنین برشمرد: ·اجباری ساختن آموزش تا سن شانزدهسالگی؛·تضمین کیفیت آموزش، ازطریق کاهش ترک تحصیل، ارتقای تربیت آموزشگران و اصلاح و تقویت برنامههای درسی و ساعات آموزشی؛·وارد کردن فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش؛·توانمند ساختن مناطق؛·ارتقای آموزش خصوصی؛·اصلاح روابط میان آموزش و مهارتآموزی حرفهای.اصلاح ساختار آموزشی برمبنای پافشاری بر آموزشهای فنیوحرفهای، ازجمله تغییراتی است که قرار است در نظام آموزشی کشور انجام شود. نگاره 2 ساختار جدید را به تصویر میکشد. اصلاحات در نظام آموزش عالیاصلاحات در نظام آموزش عالی تونس در چهارچوب قانون شماره 2009-2008 به تاریخ 25 فوریه 2008 انجام میشود. هدف از تصویب این قانون جلب اعتماد دانشجویان و والدین آنها، پاسخگویی به انتظارات اجتماع، نیازهای کارکنان و افزایش اعتبار مدرکهاست. این اصلاحات را بهشرح زیر میتوان چکیدهسازی کرد:·دانشجومحور ساختن نظام آموزش عالی؛·تضمین کیفیت اصلیترین هدف اصلاحات است؛ که در این رابطه به توسعه مأموریت دانشگاهها و نهادهای آموزش عالی پافشاری شده است. تمرکززدایی از آموزش عالی و افزایش استقلال دانشگاهها در یک قرارداد چهارساله مورد تأکید قرار گرفته است.این قانون همچنین خاطرنشان میسازد که آموزش عالی در دانشگاههای عمومی (دولتی) رایگان است و دانشگاهها میتوانند با بخش تولید برای عرضه خدمات قرارداد ببندند. مهمترین عملیات اجرایی در این اصلاحات، تغییر ساختار آموزش عالی است که از آن با نام «اصلاحات کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری» یاد میشود. این اصلاحات ساختاری برمبنای الگوی سهگانه اروپایی بیانیه بلونیا تدوین شده است. وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمی هدف این اصلاحات را چنین برشمرده است:·پذیرش نظاممندی که بهراحتی درک شود و دورههای آموزشی قابل مقایسه باشند؛·استقرار نظام دانشگاهی ساعت- واحد؛·توسعه حرفهایمحور دورههای آموزشی؛·تشویق توانایی جابهجایی استادان و دانشجویان در عرصۀ بینالمللی؛·بینالمللیسازی مطالعات عالی؛·افزایش استقلال نهادی؛·صدور مدرکها برمبنای نشانگرها و استانداردهای شفاف.در ساختار نوین آموزشی، ساختار آموزش دورههای پزشکی، مهندسی، دورههای دوساله فنیوحرفهای و همچنین دورههای تربیت آموزشگر دستنخورده باقی میماند.همچنین پنداشته میشود که ساختار نوین واحدی موجب انعطافپذیری بیشتر فرایند آموزش دانشجویان میشود؛ بهگونهای که آنها میتوانند واحدهای خود را به نهادهای بومی یا بینالمللی انتقال دهند. ساختار جدید آموزش برمبنای مفاهیم زیر بنا نهاده شده است.·یک واحد درسی: 24 ساعت حجم کاری دانشجو؛·یک واحد آموزشی: پنج واحد درسی؛·یک نیمسال: شش واحد درسی؛·کارشناسی: شش نیمسال = 36 واحد درسی= 180 واحد؛·کارشناسی ارشد: چهار نیم ترم = 120 واحد؛·دکتری: شش نیم ترم= 180 واحد. کتابشناسیجاودانی، حمید. (1383). «نظام آموزش عالی تونس». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج. 2). تهران: بنیاد دانشنامۀ بزرگ فارسی.وزاره التعلیم العالی و البحث العلمی. (2008). اهم مؤشرات التعلیم العالی منذ التحول 2008-1987. بازیابی شده از: http://mohesr.gov.iq/ar/author/nawar/
Bureau de Communication Numerique. (2006). Directory of Higher Education Institutions (Higher Education and Research). Tunes: Ministry of Higher Education.
Bureau des Etudes de la Planification et de la Programmation. (2011). L Enseignement Supérieur et la Recherche Scientifique en Chiffres: Anné Universitaire 2009-2010. Tunis: Ministére de l¢ Enseignement supérieur et de la Recherche Scientifique.
Central Intelligence Agency. (2010). “Tunisia”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov
Clark, N. (2006). Education in the Maghreb: Tunisia.
Retrieved from: https://wenr.wes.org/2006/04/wenr-apr-2006-education-in-tunisia
Institut National de la Statistique de Tunisie. (2010). Données Démographiques et Sociales: Statistique de l¢ Enseignement Supérieur. Retrieved from: www.ins.nat. tn/fr/donne-demografiqueso.php?code_theme =080
Ministére de l¢ Enseignement supérieur. (2011). Les priorités du Président Ben Ali dans le Domaine de l¢ Enseignement Supérieur, Donnés de base de l Enseignement Supérieur en Tunisie. Tunis: M.E.S.
Ministry of Education and Training. (2008). The Development of Education: National Report 2004-2008. Retrieved from: http://www.ibe.unesco.org/National_Reports/ICE_2008/tunisia_NR08_efa.pdf.
PÓle de Dakar. (2010). Pyramide Educative de Tunisie. Retrieved from: https://poledakar.iiep.unesco.org/en
OECD. (2008). “Tunisia”. African Economic Outlook 2008. Retrieved from: http://www.oecd.org/dev/africa/ 40578385.pdf.
حمید جاودانی
نظام آموزش عالی چک
Czech Higher Education System
پایتخت: پراگنوع حکومت: جمهوری چندحزبیزبان رسمی: چکمساحت: 78867 کیلومترمربعجمعیت: 10627448 نفر (2014م)تعداد دانشجویان: 433972 نفر (2014م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 150764 نفر (2014م)تولید ناخالص ملی: 5/182 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 0/4% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 5/9% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیکشور چکسلواکی، از اول ژانویه 1993 از فهرست کشورهای جهان حذف شد و بهجای آن دو جمهوری اسلواکی و چک پا به عرصه نهادند. کشور چک در مرکز اروپا واقع شده و از هر سو، در خشکی محصور است. این کشور از غرب و شمالغربی با آلمان، از شمالشرقی با لهستان، از جنوبشرقی با اسلوواکی و از جنوب با اتریش هممرز است. کوههای بوهم، نواحی غربی این سرزمین را دربرگرفته و ارتفاعات موراوی، دشت پراگ در شمال را از دشت موراوی در جنوب جدا میکند. آبوهوای سرزمین چک معتدل، مرطوب و بارانی است. غلات، چغندرقند و سیبزمینی از فراوردههای کشاورزی این کشور هستند. رودخانههای مهم چک که از رود دانوب منشعب میشوند، عبارتاند از: ولتاوا، اورا، لابه (البه)، و موراوا (جعفری، 1382).جمهوری چک در سال 2004 به عضویت اتحادیة اروپا درآمد. از صادرات این کشور، میتوان به سنگ آهن و زغالسنگ اشاره کرد. این کشور در حال گذار از نظام اقتصاد کمونیستی بهسمت بازار آزاد و خصوصیسازیِ صنعت و کشاورزی است، صنعت گردشگری در کشور چک، بسیار پویا و فعال است. نشانگرهای اقتصادی این کشور نشان میدهند که جمهوری چک، از اندک کشورهای اروپایی است که وضعیت اقتصادی خوبی دارد، جمهوری چک دارای تراز تجاری مثبت 6/20 میلیارد دلار است که به معنی آن است که صادرات این کشور، اندازه 20 میلیارد دلار از وارداتش بیشتر است.این کشور با 78867 کیلومترمربع مساحت، صدوشانزدهمین کشور، ازنظر مساحت در دنیا بهشمار میآید. 4/95% از مردم چک به زبان چک، 6/1% به زبان اسلواکی و 3% به سایر زبانها صحبت میکنند. 4/10% از مردم چک کاتولیک، 1/1% پروتستان، 54% سایر ادیان و نامشخص و 5/35% بدون مذهب هستند (سرشماری 2011م). رشد سالانة جمعیت 17/0% است (سرشماری 2014م) و از گروههای نژادیِ چک 3/64%، موراویایی 5%، اسلوواک 4/1%، سایر 8/1% و 5/27% نامشخص (سرشماری 2012م) تشکیل شده است. نیروی کار، بالغ بر 5304000 نفر (سرشماری 2013م) بوده است که 6/2% در بخش کشاورزی، 4/37% در بخش صنعت و 60% در بخش خدمات مشغول به کارند. براساس سرشماری 2013م، نرخ بیکاری در این کشور 1/7% بوده است. میزان باسوادی در کشور چک 99% (99% زنان و 99% مردان) است. سرانة تولید ناخالص داخلی 28400 دلار (2014م) است و هزینههای عمومی آموزش 5/4% از تولید ناخالص داخلی را شامل میشود (Central Intelligence Agency, 2014).رسانههای گروهی، بهویژه مطبوعات در زندگی مردم چک نقش چشمگیری دارند. در این کشور، شمارگان ده نشریة تراز اول، روزانه به بیش از یک میلیون نسخه میرسد. آموزش و علم، در جمهوری چک، از گذشتههای دور، اهمیت و جایگاه ویژهای داشته است. این کشور دارای مراکز و ساختمانهای فرهنگی و ادبی است که دیرینه آنها به سده دهم میلادی میرسد و نوشتههایی به زبان لاتین دارند که بیانکنندة جایگاه علم نزد مردم است. حتی در سدههای میانی نیز افراد عادی چک از سواد و تحصیلات بهرهمند بودهاند. براساس اسناد موجود، مدارس چک، از اوایل سده نوزدهم میلادی وجود داشتهاند. پراگ مقر قدیمترین دانشگاه اروپای مرکزی است؛ این شهر همچنین پایگاه روشنفکران جامعه بوده است. دانشگاههای جمهوری چک، از زمرة قدیمترین دانشگاههای اروپای مرکزی بهشمار میآیند؛ برای نمونه، دانشگاه چارلز پراگ سابقهای بیش از 600 سال دارد. این دانشگاه را چارلز چهارم پادشاه بوهیمیا، در 1348م، تأسیس کرد که الگویی از دانشگاه سوربن فرانسه است. سطح آموزش در جمهوری چک، هماکنون همردیف کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی برای توسعه است. جان آموس کومنیوس (1671-1592م)، روحانی و مربی اهل چک، که طرفدار ایجاد نظام آموزشی جهانی بود، پایهگذار آموزشوپرورش نوین دنیاست و شهرت جهانی دارد (ابراهیمزاده، 1383).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیبراساس قانون آموزش سال 2004، هدفِ اصلی آموزش، ایجاد شرایط یکسان آموزشی برای همة شهروندان جمهوری چک و کشورهای عضو اتحادیة اروپا، بدون تبعیض در هر زمینهای باتوجهبه نیازهای آموزشی افراد؛ احترام متقابل و آموزش بردباری و بزرگواری است. هدف اصلی آموزش ابتدایی و میانی برای شهروندان جمهوری چک و کشورهای عضو اتحادیة اروپا، در مدارس تأسیسشده بهوسیلة دولت، شهرداریها یا مدارس اشتراکی شهرداریها، انتشار علم و دانش در راستای اهداف اصلی نظام آموزش و افزایش قابلیتهای آموزشی براساس نتایج بهدست آمده در زمینة علوم و پژوهش، توسعه و فراهم ساختن پیشرفتهترین امکانات کاربردی سودمند، روزآمدسازیِ روشهای آموزش، ارزشگذاری پیامدهای آموزشی و ایجاد فرصتهای آموزشی لازم برای هر فرد در طول عمرش است (International Bureau of Education, 2011).براساس بخش دوم قانون آموزش، اهداف کلی آموزش عبارتاند از:- توسعة فردی برای کسب شناخت و صلاحیت اجتماعی، اخلاقی و ارزشهای معنوی در زندگی شخصی و اجتماعی، دستیابی به حرفهای مناسب و یادگیری برای طول عمر؛- یادگیری آموزش عمومی و حرفهای؛- درک و عمل به اصول مردمسالاری و قانون دولت، شناخت حقوق اساسی بشر و آزادی، با احترام متقابل و حس همبستگی اجتماعی؛- عمل به اصل برابری زن و مرد در جامعه؛- آگاهی از مسئولیتهای شهروندی و اطلاعات ملی، احترام به نژاد، فرهنگ، زبان و مذهب هر فرد؛- شناخت جهانی ارزشها و سنتهای فرهنگ اروپایی، شناخت و عمل به اصول و قوانین اتحادیة اروپا بهمثابة اصلی برای همزیستی ملی در سطح بینالمللی؛- شناخت محیطزیست و حفاظت از آن براساس اصول پایداری و حفظ امنیت و سلامت آن (International Bureau of Education, 2011).ساختار نظام آموزشیآموزش در جمهوری چک، از آموزش پیشدبستانی آغاز میشود و کودکان 6-3 سال را زیر پوشش قرار میدهد. در نگارة 1، ساختار نظام آموزشی چک ترسیم شده است. نظام آموزشی این کشور شامل مراحل زیر است:آموزش پایه (ابتدایی): این دوره، که شرکت کلیة کودکان در آن اجباری است، نُه سال طول میکشد و به دو مرحلة پنجساله (پایههای 5-1) و چهارساله (پایههای 9-6) تقسیم میشود و طی آن، آموزشهای اولیه برای آمادهسازی دانشآموزان، برای دورههای تخصصی و تکمیلی انجام میگیرد. آموزش ابتدایی مرحلة اول در مدارس عمومی و مرحلة دوم در مدارس مدنی عرضه میشود. در تطبیق شیوة آموزشی جمهوری چک با روشهای رایج، میتوان مدارس عمومی را مدارس ابتدایی و مدارس مدنی را مدارس راهنمایی نامگذاری کرد. آموزش ابتدایی، به اعطای گواهینامة پایان دوره ختم میشود. آموزش میانی: در این دوره، دانشآموزان با مهارتهای مختلف و فنّاوری آشنایی پیدا میکنند و ضمن تکمیل زبان مادری (چک)، که زبان بسیار دشواری است، به یادگیری علوم، ریاضیات، اطلاعات اساسی درخصوص تاریخ ملی و طبیعی و سایر دروس اجتماعی میپردازند. آموزش میانی در سه نوع مدرسه ارائه میشود: مدارس عمومی میانی، مدارس فنّی میانی؛ مدارس حرفهای میانی. مدارس میانی عمومی، دانشآموزان را برای ورود به مؤسسات آموزش عالی و مشاغل آماده میکنند. مدارس فنی میانی، و دورههای سه یا چهارسالة مدارس میانی حرفهای دانشآموزان را برای تصدی انواع حرفهها و ورود به مؤسسات آموزش عالی، آماده میکنند. همة این تحصیلات، به اخذ گواهینامة پایان دورة میانی ختم میشوند. دورة دو و سهساله مدارس حرفهای نیز دانشآموزان را برای فعالیتهای حرفهای آماده میکند.آموزش عالی: آموزش عالی را انواع مؤسسات دانشگاهی و غیردانشگاهی عرضه میکنند. مؤسسات آموزش عالی غیردانشگاهی، بیشتر برنامههای کارشناسی را ارائه میدهند، درحالیکه مؤسسات آموزش عالی دانشگاهی، دورههای کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری را عرضه میکنند. مؤسسات آموزش عالی دورههایی را در علوم انسانی، علوم اجتماعی، علوم طبیعی، مهندسی، پزشکی، داروسازی، الهیات، اقتصاد، دامپزشکی، کشاورزی، تربیت آموزشگر و هنر برگزار میکنند. زبان آموزش، چک، انگلیسی و آلمانی است.برای ورود به همة مؤسسات آموزش عالی، گواهینامة پایان دورة میانی (و گاه انجام مصاحبه در یک آزمون ورودی) لازم است. در مؤسسات آموزش عالی تخصصی در رشتههای هنر، ازجمله معماری، و در دانشکدههای علوم تربیتی و ورزش، بخشی از آزمون ورودی را آزمون استعداد تشکیل میدهد (ابراهیمزاده، 1383).مرحلة اول تحصیلات دانشگاهی (دورة کارشناسی): برنامههای کارشناسی، معمولاً سه تا چهار سال طول میکشد و همة رشتهها را- بهجز پزشکی، دامپزشکی، داروسازی، حقوق و برخی رشتههای دیگر- شامل میشود. این دوره مستقل بهشمار میآید و دانشآموختگان آن هم برای مشاغل خاص، تربیت میشوند و هم برای کسانی که متقاضی ادامة تحصیل در دورة کارشناسی ارشد هستند، مرحلة اول تحصیل در نظر گرفته میشود. این دوره به مدرک کارشناسی منتهی میشود. دانشجویان باید برای دریافت مدرک در آزمون سراسری پایان دوره شرکت کنند که بخشی از آن دفاع از رسالة کارشناسی است.مرحلة دوم تحصیلات دانشگاهی (کارشناسی ارشد): دورة کارشناسی ارشد، بین یک تا سه سال طول میکشد. در رشتههای پزشکی، دامپزشکی، داروسازی و حقوق که تحصیلات کارشناسی ندارند، طول دورة کارشناسی ارشد، چهار تا شش سال است. به دانشآموختگان علوم انسانی، علوم تربیتی و علوم اجتماعی، علوم طبیعی، داروسازی، الهیات، و حقوق مدرک کارشناسی ارشد و کارشناسی ارشد علوم انسانی، به دانشآموختگان رشتههای مهندسی، اقتصاد، کشاورزی و شیمی مدرک مهندسی، و در رشتة معماری، مدرک مهندسی معماری اعطا میشود. تحصیلات این دوره، با گذراندن آزمون سراسری و دفاع از رساله (در بیشتر رشتهها) خاتمه مییابد. دارندگان مدرک کارشناسی ارشد یک رشته، میتوانند با شرکت در آزمونی دشوار در همان رشته و تدوین و دفاع از رساله مدرک دکتری در آن رشته را اخذ کنند.مرحلة سوم تحصیلات دانشگاهی (دورة دکتری): این دوره، بالاترین سطح آموزش عالی است که تحت نظارت و راهنمایی استاد راهنما انجام میشود. هدف برنامة دورة دکتری مطالعة مستقل و پژوهش علمی است. شرط تحصیل در این دوره، داشتن مدرک کارشناسی ارشد است. تحصیلات این دوره سه سال (چهار تا پنج سال بهصورت پارهوقت) طول میکشد و منجر به اعطای مدرک دکتری (یا دکترای الهیات) میشود. این تحصیلات با آزمون سراسری دکتری و دفاع از رساله خاتمه مییابد.آموزش از دور: چهار مرکز آموزش از دور در پراگ، لیبرک، برنو و الوماک تأسیس شده است. برخی از مؤسسات آموزشی غیرعمومی مانند کومنیوس و صندوق دانشگاه باز، برنامههای آموزش از دور عرضه میکنند. مرکز ملی آموزش از دور، در 1995م، درحکم یک واحد از مرکز، برای تحصیلات آموزش از دور تأسیس شد.آموزش عالی مادامالعمر: فعالیتهای مؤسسات آموزش از دور جمهوری چک، در زمینة آموزش بزرگسالان، قدمتی بیش از یک سده دارد. چندین مؤسسه، مرکز یا موسسة یادگیری مادامالعمر ایجاد شدهاند که انواع فعالیتهای آموزشی را برای ارتقای صلاحیتها و تواناییهای شرکتکنندگان عرضه میکنند. شماری مؤسسة آموزش عالی، با همکاری دانشگاههای خارجی آموزشهای بزرگسال را در رشتههای مختلف (بهویژه مدیریت و زبان) عرضه میکنند (ابراهیمزاده، 1383).دانشجویان خارجی، برای ورود به مؤسسات آموزش عالی، باید گواهینامة پایان دورة میانی از کشورهایی داشته باشند که جمهوری چک با آنها، دربارة برابرسازی مدارک توافق کرده است یا مدرک آنها را مقامات آموزشگاهی منطقهای اعتباریابی کرده باشند. اگر دانشجوی خارجی، تسلط کافی به زبان چک نداشته باشد باید دورة یکسالة آموزش زبان را بگذراند. درحالحاضر 39000 دانشجوی خارجی از ملیتهای گوناگون در دانشگاههای چک مشغول به تحصیلاند (International Bureau of Education, 2011).مؤسسات و دانشکدهها پذیرش را براساس ظرفیت خود تعیین میکنند. سیاست پذیرش از مؤسسهای به مؤسسة دیگر متفاوت است. در بیشتر مؤسسات، پذیرش براساس آزمون کتبی و شفاهی و عملکرد فرد در دبیرستان صورت میگیرد. بیشترین متقاضی در رشتههای علوم اجتماعی و انسانی، آموزش، بازرگانی و اقتصاد، پزشکی و حقوق (55% تقاضا و 43% ثبتنام)، و بعد از آن در رشتههای مهندسی مکانیک، الکترونیک و عمران (17% متقاضی و 33% ثبتنام) است. این رشتهها رویهمرفته سهچهارم تقاضاها و ثبتنام را تشکیل میدهند. آخرین زمان تحویل تقاضانامهها، برای ورود به انواع مؤسسات آموزش عالی، 28 فوریه است. وزارت آموزش، جوانان و ورزش مدارک را تأیید میکند، اما ارزیابی تحصیلات و پژوهشها پیشرفتة خارجی را مؤسسات آموزش عالی عمومی انجام میدهند و در برخی موارد خاص، این کار را وزارت آموزش، جوانان و ورزش انجام میدهد (International Bureau of Education, 2011).دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیدر جمهوری چک 26 دانشگاه و مؤسسة آموزش عالی عمومی و 43 مؤسسة آموزش عالی خصوصی وجود دارد. در دانشگاهها، پراکنش اعضای هیئتعلمی، برحسب رتبة علمی، بدینشرح است: 8% استاد، 24% مربی ارشد، 62% دستیار تخصصی، کمتر از 4% دستیار و 2% مربی؛ تقریباً، بهازای هر مربی ارشد، سه مربی و بهازای هر استاد، 7 دستیار تخصصی وجود دارد. شمار اعضای هیئتعلمی در بخش عمومی 143898 نفر و در بخش خصوصی6866 نفر است (www.msmt.cz). میزان مشارکت جوانان در سطح آموزش عالی در ردة سنی بیستوچهار تا بیستونهسالگی (3/24%)، بسیار بیشتر از ردة سنی پنجاهوپنج تا شصتوچهارسالگی (9/12%) است. در جدول 1 تعداد دانشجویان ثبتنامشده در 2014م، براساس سطح تحصیلی در دورههای تحصیلی تماموقت، آموزش از دور و مطالعات ترکیبی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی عمومی کشور چک، آمده است (www.msmt.cz).در بیشتر کشورها، بعد از 2000م، افزایش مشارکت زنان در آموزش عالی مشاهده میشود، در جمهوری چک نسبت افزایش مشارکت زنان در سالهای اخیر 15%-13% بوده است. جدول 2، سیر تحول جمعیتشناختی دانشجویان بر پایة جنسیت و جدول 3، درصد رشد دانشآموختگان آموزش عالی را بر پایة جنسیت در بازة زمانی 2012-2007م، نشان میدهند (www.msmt.cz).مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالینهاد اصلی اداره و فراهم آورنده منابع مالی آموزش عالی، وزارت آموزش، جوانان و ورزش است. وظایف این وزارتخانه در امور آموزش عالی عبارتاند از:- فراهم کردن شرایط توسعة دانشگاهها و آموزش دانشگاهی؛- هماهنگ کردن فعالیتهای دانشگاه برای توزیع منابع مالی بین مدارس و دانشگاهها و نظارت بر استفاده از آنها؛ - ثبتنام دانشجویان دانشگاهها و راهاندازی مؤسسات و مراکز (ابراهیمزاده، 1383).نهادهای اصلی مشارکتکننده در ادارة امور آموزش عالی با وزارت آموزش عبارتاند از:·کمیسیون اعتبارسنجی وزارت آموزش، جوانان و ورزش: این کمیسیون نهادی مشورتی است که دولت آن را تأسیس کرده است. رسالت آن، بررسی کیفیت کلیة اشکال آموزش عالی بهصورت مستقل و کمک به دانشگاهها در ارزشیابی کیفی فعالیتهای مختلف آموزشی و هنری آنهاست. هدف از ارزشیابی دانشگاهها، ایجاد مبنایی برای دادن پیشنهاد برای بهبود وضعیت آنهاست؛ بهعلاوه، کمیسیون اعتبارسنجی ممکن است به وزیر پیشنهاد لغو یا حفظ حق یک دانشگاه یا مدرسة عالی، برای برگزاری امتحانات در رشتة خاص و بهکارگماری یا بازگماری استادان یا مربیان ارشد را بدهد. کمیسیون اعتبارسنجی آموزش عالی، تأثیر فراوانی بر توسعة دانشگاهها و دانشکدهها داشته است.·شورای مؤسسات آموزش عالی: مقام اداری مستقلی است که نمایندة قانونی دانشگاهها در امور وزارت آموزش، جوانان و ورزش بهشمار میآید. این شورا دربرگیرندة نمایندگانی است که دانشگاه و شورای علمی دانشکده تعیین میکنند. کارویژة شورای مؤسسات آموزش عالی، بررسی وضعیت افراد پیشنهادشده برای تشکیلات و ترکیب کمیسیون اعتبارسنجی، بررسی پیشنهادهای وزارت برای توزیع منابع مالی و طرحهای پیشنهادشده و اقدامات تأثیرگذار بر آموزش عالی است.دانشگاهها در تصمیمگیری از استقلال فراوانی برخوردارند و وزارت آموزش، جوانان و ورزش اختیار محدودی برای دخالت در استقلال آنها دارد. شورای مؤسسات آموزش عالی، نقش بسیار مهمی در تنظیم سیاستهای آموزش عالی (ازجمله سیاستهای مالی) وزارت آموزش، جوانان و ورزش ایفا میکند. در درون دانشگاهها نیز وضعیت همسانی وجود دارد. دانشکدهها، نهادهای مستقل قانونی هستند که استقلال بسیاری دارند و نفوذ دانشگاه بر آنها اندک است. اختیار رؤسای دانشگاهها و دانشکدهها را شورای علمی محدود کرده است و قدرت تصمیمگیری آنها، بهشدت زیر تأثیر شورای علمی است که آنها نمیتوانند در آن عضو شوند.·کنفرانس رؤسای دانشگاهها: در 1993م گشایش یافت. کارویژة این کنفرانس، ایجاد تعادل در موقعیت انحصاری شورای مؤسسات آموزش عالی و نقش نهاد نمایندگی جامعة علمی دانشگاهها و دانشکدهها و مقام مشورتی وزارت آموزش، جوانان و ورزش در همة تصمیمهای مربوط به آموزش عالی است (ابراهیمزاده، 1383).دانشگاهها از رهگذر قانون مجلس چک گشایش، ترکیب، تقسیم یا برچیده میشوند. دانشگاهها و دانشکدههای آنها نهادهایی قانونی هستند که سازمان و فعالیتهای آنها طبق قانون و ازطریق نهادهای اداری علمی مستقل آنها، شورای عالی علمی و شوراهای علمی دانشگاهها و دانشکدهها تعیین میشود. اعضای شورای علمی را رؤسای دانشگاهها و دانشکدهها از بین جامعة علمی (استادان، پژوهشگران و سایر متخصصان) با رضایت شورای عالی علمی، منصوب میکنند. نمایندة هر دانشگاه رئیس دانشگاه و نمایندة هر دانشکده رئیس دانشکده است. این افراد، اقدامات را با نام دانشگاه یا دانشکدة خود مدیریت و اجرا میکنند و دربارة فعالیتهای خود در قبال شورای عالی علمی دانشگاه یا دانشکده مسئولاند. رؤسای دانشگاهها دربارة امور دانشگاههای خود، در برابر وزارت آموزش، جوانان و ورزش پاسخگو هستند (ابراهیمزاده، 1383).دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی جمهوری چک، از شهرت و قدمت طولانی برخوردارند. مؤسسات آموزش عالی در چک عمومی و خصوصی هستند. نظام آموزش عالی این کشور، 4 مؤسسة آموزش عالی عمومی ویژه (3 مؤسسة آموزش عالی نظامی و 1 دانشسرای عالی پلیس) دارد. منابع مالی این مؤسسات را وزارت دفاع و وزارت کشور تأمین میکنند. همة مؤسسات آموزش عالی را کمیسیون اعتباربخشی ارزیابی میکند.ازجمله دیگر نهادهایی که زیر نظر وزارت آموزش، جوانان و ورزش قرار دارند، میتوان این سازمانها را برشمرد: مؤسسة پژوهشهای آموزش عمومی و تخصصی، مؤسسة پژوهشهای آموزش حرفهای، مرکز مطالعة آموزش عالی، مؤسسة مشاورة روانشناسی آموزشی و مؤسسة اطلاعات آموزشی. این مؤسسات اطلاعات آموزشی را برای جامعه و وزارت آموزش، جوانان و ورزش جمعآوری و پردازش میکنند (International Bureau of Education, 2011).ارتقای حرفهای استادان، به میزان صلاحیتهای تدریس آنها بستگی دارد. مدارس عالی یا دانشکدهها، براساس مقررات تعیینشده، شرایط پذیرش برای سمت مربی ارشد و نیز رویة انتصاب استادان را تعیین میکنند. این رویهها، پیش از دفاع استاد از کار خود، در شوراهای علمی دانشکدهها و مدارس عالی مطرح میشوند. رئیس دانشگاه، براساس توصیة شورای علمی دانشکده، مربیان را ارتقا میدهد. شورای علمی دانشگاه توصیههای شورای علمی دانشکده را برای ارتقای استادان مورد بازکاوی قرار میدهد. رئیس دانشگاه، براساس توصیة آنها، طرح پیشنهادی ارتقای اعضای علمی را به وزارتخانه ارسال میکند تا وزارتخانه، آن را به رئیسجمهور منتقل سازد. رئیسجمهور فردی را که وزیر معرفی کرده ارتقا میدهد (ابراهیمزاده، 1383).دانشکده یا مدرسة عالی، مستقلاً حق ارتقای مربیان و استادان را دارد. وزارت آموزش، جوانان و ورزش، میتواند با توصیة کمیسیون اعتبارسنجی این حق را لغو کند.شرط لازم برای آنکه یک مربی ارشد یا استاد صلاحیت علمی برای تدریس داشته باشد، داشتن عنوان دکتری است. قانون آموزش عالی (1990م) جایگاه دانشگاهها را با دادن حق اعطای عنوان «دکتری» (در آموزش دانشگاهی) تقویت کرد. شمار مشخصی از دانشآموختگان دورههای دکتری در دانشگاهها باقی میمانند و استاد دانشگاه میشوند. شرط مهم ارتقای حرفهای برای این افراد، بهدست آوردن عنوان «دکتری» است. داوطلبان دورههای دکتری، بهویژه افراد داخلی، در طی دورة تحصیلی خود در فعالیتهای پژوهشی و آموزشی مشارکت میکنند (ابراهیمزاده، 1383).در دانشگاهها، طول مدت فعالیتهای تدریس دقیقاً تعیین نشده است. این زمان برای تدریس، بهصورت سخنرانی، مهارتآموزی و سمینار حدود 15 ساعت در هفته، برای استادیاران، و 4 ساعت در هفته (عموماً بهصورت سخنرانی درسی)، برای استادان، است. بااینحال، ترجیح داده میشود که کارکنان آموزشی بخش معینی از فعالیتهای کاری خود را به مشاوره، پژوهش و مطالعه اختصاص دهند (ابراهیمزاده، 1383).آموزشگران بیش از یکپنجم (پانصد هزار نفر) از کارکنان را در نظام اقتصادی تشکیل میدهند. حدود یکهفتم مردان و نیمی از زنانی که تحصیلات عالی دارند، وارد حرفة آموزشگری میشوند. در دانشگاهها، مسیر ارتقای شغلی استادان هم براساس رتبة علمی (مربی، استادیار، دانشیار و استاد) و هم پاداش مالی، سریعتر میشود. استادان آموزش عالی در گروههای حقوقی 12-9 طبقهبندی میشوند. طبقة هر فرد به مرتبة علمی، میزان مشارکت در تدریس و فعالیتهای آموزشی، سمت مدیریتی و سن بستگی دارد. اما کمبود منابع مالی، بیشتر به طبقهبندی استادان با حقوق کمتر میانجامد (International Association of Universities, 2013).منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی منابع مالی مؤسسات آموزش عالی عمومی، ازطریق بودجة وزارت آموزش، جوانان و ورزش فراهم میشود. بخشی از منابع مالی مؤسسات آموزش عالی خصوصی را نیز دولت فراهم میکند. منابع مالی پژوهش و توسعة دانشگاهها ازطریق وزارت آموزش، جوانان و ورزش و بعضی نهادهای بزرگ فراهم میشود. در 1992م، نظام رسمی تخصیص منابع، برای هزینههای جاری در آموزش عالی معرفی شد. در این سال، اعتبارات اختصاصیافته برای هزینههای جاری بالغ بر 72% از کل بودجه بود و بقیة بودجه برای موارد اضطراری، خوابگاهها و سالن غذاخوری، مدیریت اقتصادی، برنامههای توسعه و ذخیرة بودجه در نظر گرفته شد (ابراهیمزاده، 1383).دانشگاهها از شمار دانشجویان تماموقت (داوطلبان کارشناسی، کارشناسی ارشد و تحصیلات تکمیلی) و دانشجویان پارهوقت (با ضریب 4/0) بهمنزلة نشانگر بازده استفاده میکنند. هنجارها براساس هزینة واقعی آموزش در گروههای خاص رشتههای علمی تعیین میشوند. در سال نخست هنجارهای اعتبار هفتگانهای وجود داشت. این روش، نه فقط روش منصفانهتر و فراگیرتری برای تخصیص بودجه است، بلکه ساختار گردش مالی از وزارتخانه به دانشگاهها را نیز تغییر میدهد (ابراهیمزاده، 1383).در 1993م، بودجة اختصاصیافته به هزینههای جاری دانشگاهها به 92% از کل بودجه افزایش یافت. این رقم، در 1994م، به 90% از کل بودجه، در 1995م، به 95% و در 1996م، به بیش از 95% رسید. از 1994م، الگوی سرمایهگذاری دانشگاه، بهتدریج شکل گرفت و ضوابطی برای حدود و موفقیت ایجاد فعالیت پژوهشی و هنری تعیین شد. حدود 10% از حجم کل بودجة رایج سازمانی دانشگاه به پژوهش اختصاص داده میشود (ابراهیمزاده، 1383). برآورد هزینة سالانه برای هر دانشجو در جمهوری چک 7635 دلار است. در سالهای گذشته، ثبتنامها در سطح آموزش عالی 32% و هزینهها 6% افزایش داشته است. در 2013م بودجة بخش آموزش عالی 1583250264 یورو بوده است. صندوق بینالمللی ویزگراد، در سال 2000 بهوسیلة چهار کشور جمهوری چک، اسلواکی، لهستان و مجارستان گشایش یافت. این صندوق در دوره کارشناسی ارشد و بالاتر، به پژوهشگران برجسته از کشورهای خاصی که واجد شرایط دریافت این کمکهزینه باشند، خدمات میدهند. جدول 4 بودجة آموزش را براساس هزینه و سطح آموزش نشان میدهد (European Commission, 2013).نظام تأمین منابع مالی آموزش، بهنسبت پیچیده است و به نظام مدیریت مؤسسه بستگی دارد. اگرچه بیشتر هزینههای آموزش از بودجة وزارت آموزش، جوانان و ورزش تأمین میشود، تأمین منابع مالی آموزش در جمهوری چک، هنوز بهعلت نقشهای مختلف مقامات اداری محلی و دولتی، ساختار پیچیدة حاکم و ماهیت خدماتی که مدارس و مؤسسات مختلف عرضه میکنند، بسیار متنوع است (OECD, 2014).برنامهها و اصلاحات پیشروبراساس قانون اصلاحات مؤسسات آموزش عالی و دیگر قوانین مربوط به بخش آموزش عالی در 1998م، وظیفة اصلی وزارت آموزش، جوانان و ورزش؛ توسعه، روزآمدسازی و اجرای طرح راهبردی بلندمدت برای فعالیتهای علمی، پژوهشی، بورسیه، اختراعات، هنر و دیگر فعالیتهای ساختاری مؤسسات آموزش عالی است. در راستای تحقق و دستیابی به این اهداف، در 6 فوریه 2010، وزارت آموزش، طرح راهبردی دانشگاهی، علمی، پژوهشی، توسعه، اختراعات، هنر و سایر فعالیتهای مؤسسات آموزش عالی برای 2015-2011م، را امضا کرد. هدف اصلی این طرح، در گام نخست، افزایش شمار دانشجویان، پیشرفت و توسعة بنیادی آموزش عالی و جمعیتشناختی توسعه است که بیانگر کاهش چشمگیر دانشجویان و افزایش نیازهای آموزشی بازار کار در کشور چک است. اولویتهای این طرح عبارتاند از: کیفیت و ارتباطات، گستردگی، بهرهوری و بودجه. ابزار اجرایی مهم طرح راهبردی، برنامههای پژوهش و توسعه است. در راستای رسیدن به اهداف طرح، دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی عمومی و غیرعمومی موظفاند پیشرفت برنامههای کاری خود را بهصورت سالانه و روزآمد گزارش کنند (International Cooperation and Development, 2015).وزارت آموزش، جوانان و ورزش در رأس امور آموزش عالی چک، با همکاری طرح راهبردی اهداف زیر را دنبال میکنند که بهطور خلاصه عبارتاند از:- افزایش شمار دانشجویان براساس نیازهای بازار کار باتوجهبه پیشرفت جمعیتشناختی؛- افزایش نقاط قوت نظام آموزش عالی چک؛- ایجاد تغییرات اساسی کیفی و بالابردن سطح ارتقای علمی مؤسسات آموزش عالی؛- افزایش بودجه در سطح آموزش عالی؛- حمایت از طرحهای شخصی و ملی در سطح آموزش عالی و پژوهش؛- افزایش شمار مؤسسات و برنامههای پژوهشهای آموزش عالی و مؤسسات آموزش عالی مسئول برای استخدام دانشآموختگان؛- بهبود نظام ارزشگذاری کیفی برای دستیابی به استانداردهای بینالمللی؛- ایجاد هماهنگی مؤسسات آموزش عالی با حوزة بازار کار؛- ایجاد تغییر و اصلاح روش تدریس و آموزش در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی؛- اجرای موافقتنامه بولونیا در جمهوری چک برای عضویت مؤسسات آموزش عالی چک در آموزش عالی اروپا و ارتقاء آنها در قلمرو بینالمللی؛این اهداف بهمثابة بخشی از پژوهش مداوم، توسعه و نوآوری اصلاحات در جمهوری چک در دست اجرا هستند (Ministry of Education, Youth and Sports, 2010).کتابشناسیابراهیمزاده، فریمان. (1383). «نظام آموزش عالی در چک». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج.2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.جعفری، عباس. (1382). گیتاشناسی نوین کشورها. تهران: مؤسسة جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی.
Central Intelligence Agency. (2014). “Czech”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/
European Commission. (2013). National Sheets on Education Budgets in Europe 2013. Retrieved from: https://publications. europa.eu/en/publication-detail/-/publication/161f9b47-0c93-46b2-b455-c9a29fc940bb/ language-en
Eurydice. (2014). The Structure of the European Education Systems 2014/15: Schematic Diagrams. Retrieved from: http://eurydice.org.pl/wp-content/uploads/2014/11/education _structures_EN.pdf.
International Association of Universities. (2013). “Czech Republic-Education System.” The World Higher Education Systems. Retrieved from: http://www.unesco.org/iau
International Bureau of Education. (2011). “Czech”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
International Cooperation and Development. (2015). Education in Czech Republic. Retrieved from: http://ec.europa.eu/ europeaid/education-czech-republic_en
Ministry of Education, Youth and Sports. (2010). The Strategic Plan for the Scholarly, Scientific, Research, Development, Innovation, Artistic and Other Creative Activities of Higher Education Institutions for 2011–2015. Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ ressources/czech_republic_he_institutions_strategic_plan_2011-2015.pdf.
OECD. (2014). Education Policy Outlook: Czech Republic. Retrieved from: http://www.oecd.org/czech/EDUCATION %20POLICY%20OUTLOOK%20CZECH%20REPUBLIC_EN.pdf.
http://www.msmt.cz/ministerstvo?lang=1
میترا اوحدیان
نظام آموزش عالی چین
Chinese Higher Education System
پایتخت: پکننوع حکومت: جمهوری خلق چینزبان رسمی: ماندارینمساحت: 9596961 کیلومترمربعجمعیت: 1355692576نفر (2014م)تعداد دانشجویان: 5764069 نفر (2010م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 62768 (2008-2007م)تولید ناخالص ملی: 38/11 تریلیون دلار (2015م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیجمهوری خلق چین واقع در شرق آسیا با جمعیتی حدود 1355692576 نفر (جولای 2014) یکی از پرجمعیتترین کشورهای جهان است. این کشور از شمال با روسیه و مغولستان، از مغرب با قرقیزستان، تاجیکستان، افغانستان و پاکستان، از جنوب با هند، نپال، میانمار، لائوس، ویتنام شمالی و دریای چین جنوبی و از شرق با سیبری، جمهوری کره (کرهشمالی)، کرهجنوبی، دریای زرد و دریای چین شرقی همسایه و هممرز است. مساحت این کشور 9596961 کیلومترمربع است (2014م).چشمانداز طبیعی و متنوع چین شامل استپهای جنگلی و بیابانهای گُبی و تکلئمکان در ناحیه خشک شمالی نزدیک به مغولستان و سیبری روسیه و جنگلهای نیمهحارهای در سرزمینهای مرطوب جنوبی نزدیک ویتنام، لائوس و برمه را دربر میگیرد. مناطق غربی کشور، ناهموار است و رشتهکوههای منفرد هیمالیا، کاراکُرام، پامیر و تیان شان، چین را از جنوب و آسیای مرکزی جدا میکنند. چین، ساحلی بهطول ۱۴۵۰۰ کیلومتر با اقیانوس آرام و با دریاهای جنوبی و شرقی چین و دریای زرد و بوهایی دارد. رودهای یانگتسه و زرد، سومین و ششمین رودخانههای طویل جهان هستند که از دشت تبت سرچشمه میگیرند (www.Infoplease.com).آبوهوای این کشور از تنوع بسیاری برخوردار است که از مناطق گرمسیر و بارانی در جنوب تا بسیار سردسیر شمال را دربر میگیرد. طوفانهای موسمی در امتداد سواحل جنوبی و شرقی، سیلهای مخرب، سونامی، زلزله، رانش زمین و خشکسالی از بلایای طبیعی کشور چین است. چین ازنظر تخریب محیطزیست و آلودگی، بهطور جدی در رنج است. ازنظر هوا در دهههای اخیر شهرهای چین جزء آلودهترین کشورها هستند (2013م). زبان مردم چین ماندارین است. در چین علاوهبر آئین بودا، کنفسیوس، تائو، آئینهای جدید و بیدینی، ادیان الهی مسیحیت، اسلام و یهودیت وجود دارد (www.travelchinaguide.com). واحد پول آن یوان است.منابع طبیعی چین زغالسنگ، آهن، سنگ معدن، نفت، گاز طبیعی، تنگستن، آنتیمونی، منگنز، وانادیوم، مولیدینوم، مانیتیک، آلومینیوم، روی، اورانیوم و سرب است (Central Intelligence Agency, 2014).تمدن چین باستان یکی از کهنترین تمدنهای تاریخ در حوضة حاصلخیز رود زرد که در دشت شمال چین جاری است، ظهور یافته است. نظام سیاسی چین ابتدا سلطنت مطلقة موروثی بود. نخستین دودمان پادشاهی این کشور دودمان شیا، حدود دو هزار سال پ.م بود، اما نخستین حکومتی که چین را متحد کرد دودمان کین در ۲۲۱ پ.م بود. آخرین دودمان پادشاهی این کشور با انقلاب ۱۹۱۱م به رهبری دکتر سون یاتسن از بین رفت. پس از شکست امپراطوری ژاپن در جنگ دوم جهانی، جنگ داخلی میان هواداران چیانگ کایشک و مائو تسه تونگ با پیروزی مائو تسه تونگ و حزب کمونیست پایان یافت. مائو تسه تونگ در اول اکتبر 1949 جمهوری خلق چین را در پکن تأسیس کرد و کومینتانگ ملیگرا، جمهوری چین را در تایپه بنا کرد. از آن به بعد چین به شیوه کمونیستی اداره میشود. در سال 1966 مائو تسه تونگ و متحدانش، انقلاب فرهنگی را آغاز کردند؛ آغاز دوره تهمتها و آشوبهای سیاسی که تا مرگ مائو تسه تونگ در 1976م ادامه یافت.پس از مرگ مائو، با به قدرت رسیدن دنگ شیائوپینگ و با اجرای سیاست درهای باز و مدرنیزه کردن کشاورزی، صنعت، قوای دفاعی، علم و صنعت در ١٩٧٨م تحول عظیمی در چین به وجود آمد و موجب تغییر کلی ساختار اقتصادی آن شد. او با گشودن درهای چین بر روی سرمایهگذاری غرب و با اصلاحات کشاورزی، اقتصاد چین را رونق بخشید.از هنگام اجرای اصلاحات اقتصادی و درهای باز در چین، این کشور رشد اقتصادی پر شتابی یافت و بهدلیل تولید ناخالص داخلی (38/11 تریلیون دلار در 2015م) دومین اقتصاد دنیا است (www.imf.org).چین دومین قدرت تجاری جهان است (white, 2013). بهعلاوه عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل (دارای حق وتو)، سازمان تجارت جهانی، همکاریهای اقتصادی آسیا و اقیانوسیه، گروه BRICS (برزیل، روسیه، هند، چین و افریقای جنوبی) کشورهای درحالتوسعه اقتصادی (کشورهای دارای اقتصاد در حال ظهور)، سازمان همکاری شانگهای و گروه بیست است. چین بهمنزله کشوری دارای سلاح هستهای، بزرگترین ارتش دائمی دنیا و دومین بودجة دفاعی را دارد. با وجود اینکه کنترلهای اقتصادی و اجتماعی به شکل معناداری کاهش یافته است، هنوز آزادی سیاسی بهوضوح محدود است.این کشور ازسوی حزب کمونیست چین و در قالب نظام تکحزبی اداره میشود. این حزب بر ۲۲ استان، 5 منطقة خودمختار، 4 شهر با مدیریت مستقیم (پکن، تیانجین، شانگهای و چونگکینگ) و ۲ منطقة خودمختار هنگکنگ و ماکائو حکومت میکند. پایتخت چین، پکن است. براساس قانون اساسی کشور، حزب کمونیست بر عملکرد هفت ارگان مندرج در قانون اساسی نظارت کامل دارد. قانون اساسی این کشور، از زمان تأسیس جمهوری خلق چین تاکنون پنج بار اصلاح شده و متن نهایی آن در سال 1992 به تصویب رسید. ازجمله مهمترین ارگانهای حکومتی کشور چین، میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: 1. کنگره ملی خلق (مجلس نمایندگان)؛ 2. ریاستجمهوری؛ 3. شورای ایالتی؛ 4. حکومتهای محلی (استانها)؛ 5. دادگاه عالی خلق؛ 6. دادستانی عالی خلق؛ 7. مجمع مشورتی- سیاسی خلق. گفتنی است که در کشور چین تفکیک کامل قوا وجود نداشته و تعدادی از مقامهای دولتی و حزبی عضو مجلس نیز هستند.پیشینه تاریخی آموزشبسیاری از دانشمندان چینی میپندارند که آموزش در چین به سده شانزده پیش از میلاد، به دوره دودمان شیا (1027-1523 پیش از میلاد) میرسد. در این دوره، تحصیل به گروه خاصی از جامعه اختصاص داشت. آموزش آئین کنفسیوس در فاصله 221-770 پیش از میلاد در دورههای اسپرینگ و آتوم (پادشاهان دودمان زو که چین دارای نظام فئودالی بود) و حکومتهای عصر وارینگ متداول بود. برنامه درسی اساساً مبتنیبر آموزش چهار کتاب و پنج کتاب ادبیات کلاسیک (کتاب شعر، تاریخ، آئین و مناسک، ایی چینگ (علوم و معارف) و وقایع عصر اسپرینگ و آتوم) بود. این کتابها شناخت موضوعهای آئین کنفسیوس در جامعه فئودالی چین باستان است.آئین کنفسیوس احتمالاً بیشترین تأثیر را بر آموزش چین در کل تاریخ چین داشته است. بعدها در دورة هان شکلی از نظام آموزش عمومی ایجاد شد. نهتنها خانوادههای طبقههای بالا، بلکه افراد معمولی هم میتوانستند در این مدارس تحصیل کنند. برای مردم معمولی آموختن آئین کنفسیوس مؤثرترین راه برای رسیدن به طبقات بالا بود. با گذشت زمان و با ایجاد حکومت جمهوری در چین، آموزش سنتی بهطور کامل کنار گذاشته شد و الگوهای جدید آموزشی اروپا، امریکا و ژاپن مستقر شد (www.chinaeducenter.com)اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیبرحسب قانون آموزش 1995م، آموزش در جمهوری خلق چین از ساختار سوسیالیستی مدرنیزه شده بهره خواهد برد که با تولید و کار و برآورده کردن نیازهای آموزشدهندگان و جایگزینها با رشد کامل اخلاق، عقل و جسم برای هدف سوسیالیستی ترکیب شده است. دولت آموزش را برای تشویق میهنپرستی، نظام اشتراکی و سوسیالیسم همچنین آرمانها، اخلاق، انضباط، قانون، دفاع ملی و وحدت نژادی در میان دانشآموزان هدایت و رهبری میکند. آموزش براساس میراث گذشتگان و سنن عالی تاریخی و فرهنگی ملت چین تحقق مییابد و از همه دستاوردهای عالی توسعه تمدن انسانی بهره میبرد. ماده قانون 3 تصریح میکند که در توسعه تعهدهای آموزشی سوسیالیستی، دولت از تفکر مارکسیسم - لنینیسم، مائوتسه تونگ و نظریههای ساختار سوسیالیسم با ویژگیهای چینی بهمنزله دستورالعمل و هماهنگ با اصول پایة ساختار حمایت میکند.ماده قانون 24، که در سال 1982 رسماً اعلام شد (و در سالهای 1988، 1993، 1999 و 2004 اصلاح شد) تصریح میکند که دولت، ساختار معنوی تمدن سوسیالیستی را با تشویق آموزش با ایدههای والا، اخلاق، دانش عمومی، انضباط و قانون و با کمک به شکلگیری قوانین و نظارت بر اجرای آن و تعهدات مشترک ازسوی بخشهای گوناگون جمعیت در محیطهای شهری و روستایی استوار میسازد. دولت از فضایلی چون عشق به وطن، ملت، کار، علم و سوسیالیسم حمایت میکند. دولت آموزش را در مسیر میهنپرستی و نظام اشتراکی، اینترناسیونالیسم و کمونیسیم و ماتریالیسم دیالکتیک و تاریخی، مبارزه با سرمایهداری، ارباب و رعیتی و ایدههای منحط هدایت و اداره میکند.عدالت آموزشی پایه عدالت اجتماعی است. قابل دسترس کردن آموزش برای همگان و ایجاد آموزش کیفی، محتوای مهم و شرط اساسی ساختار جامعه سوسیالیستی مناسب و هماهنگ است (International Bureau of Education, 2011).قوانین و مقررات اصلی آموزشدر هجده مارس 1995، سومین نشست هشتمین کنگره ملی خلق چین قانون آموزش جمهوری خلق چین را بررسی و تصویب کرد که در اول سپتامبر 1995 متداول شد. این قانون موقعیت راهبردی آموزش را در توسعه اجتماعی و اقتصادی تضمین و اجرای تصمیم مهم دولت برای توسعه آموزش بهمنزله یک اولویت و اصلاح و توسعه آموزش را تعهد میکند. طبق قانون (ماده 9) حق دارند که آموزش ببینند و از فرصتهای برابر آموزشی بدون توجه به قومیت، نژاد، جنسیت، شغل، شرایط اجتماعی و اعتقادهای مذهبی بهره ببرند. زبان چینی براساس قانون بهمنزله زبان شفاهی و نوشتاری پایه در مدارس و مؤسسات دیگر آموزش استفاده میشود. مدارس یا مؤسسات آموزشی که اساساً دانشآموزان گروههای اقلیت قومی هستند، میتوانند زبان خاص قوم یا زبان بومی پذیرفتهشده ازسوی جمع را در منطقه استفاده کنند. مدارس یا مؤسسات آموزشی دیگر زبان مشترک چینی و کاراکترهای استاندارد نوشتاری را در سراسر کشور رواج میدهند.قانون آموزش حرفهای که از سپتامبر 1996 اجرایی شده است، اصلاح و توسعه نظام آموزش حرفهای را تسریع کرد.قانون حمایت از افراد ناتوان (که در 2008م بازبینی شد)، آموزش افراد ناتوان را تعهد و وظیفه دولت میداند؛ همچنین قانون میگوید حکومتهای خلق در همه سطحها باید رهبری، برنامهریزی و توسعه آموزش افراد ناتوان را تقویت کنند. افزایش تدریجی درآمد مالی و بهبود اقدامهای لازم آموزشی برای افراد ناتوان پیشبینی میشود. مقامهای آموزشی هیئت دولت در سراسر کشور و حکومتهای محلی همگی مسئول آموزش افراد ناتوان در مناطق مربوطه هستند.قانون آموزش عالی جمهوری خلق چین که اولین سند فراگیر قانونی در این زمینه است از اول ژانویه 1999 اجرایی شد. طبق قانون، مدارج علمی دانشگاهی مصوب (28 آگوست 2004) شامل کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری است.قانون نُه سال تحصیل اجباری شامل دوره ابتدایی (شش سال) و دوره نخست میانی (دبیرستان) است. این قانون در 29 ژوئن 2006 به تصویب رسید و همه کودکان و نوجوانانی را که ملیت چینی دارند بدون در نظر گرفتن جنسیت، نژاد، وضعیت خانوادگی و اعتقادات مذهبی دربر میگیرد.قانون دیگری که میتوان از آن نام برد قانون آموزش خصوصی است که از اول سپتامبر 2003 اجرایی شد. طبق این قانون تأسیس مدارس غیرعمومی که آموزش را برای سطوح عالی دانشگاهی، پیشدبستانی، آموزش خودآموز بهمنظور حضور در آزمون و آموزشهای فرهنگی دیگر دارای آزمون را عرضه میکنند تحت نظارت بخشهای اداری آموزش دولت یا بالاتر از سطح ایالت (در محدوده اختیاراتشان که دولت مشخص کرده) قرار داده شده است؛ همچنین تأسیس مدارس غیرعمومی که مهارتهای حرفهای را آموزش و مدرک حرفهای میدهند ازسوی بخشهای اداری کار و امنیت اجتماعی زیر نظارت دولت و حکومت ایالتها (در چهارچوب اختیاراتشان که دولت تعیین کرده) قرار داده است. قانون این امکان را به مؤسسات خارجی برای عرضه برنامههایی با سرمایهگذاری مشترک با مؤسسات آموزش عالی چین میدهد.ساختار کلی آموزش نظام آموزشی چین گستردهترین نظام آموزشی جهان است. در ژوئن 2014، تعداد 939 میلیون دانشآموز در آزمون ورودی ملی آموزش عالی چین شرکت کردند. 4% تولید ناخالص داخلی در چین به آموزش اختصاص دارد. قانون آموزش اجباری نُهساله، در سال 1986 ازسوی دولت تصویب شد. اکنون وزارت آموزش چنین برآورد میکند که 7/99% جمعیت، آموزش نُهساله اجباری را دیده است (www.chinaeducenter.com).آموزش پیشدبستانی جزء مهم و اصلی آموزش در چین است. در نواحی شهری کودکستان میتواند سه، دو و یک سال بهطور تماموقت و نیمهوقت باشد. کودکان 5-3 سال به کودکستان میروند و در آنجا موضوعهای اصلی و زبان بومی را یاد میگیرند، بازی میکنند، میرقصند و آواز میخوانند. در این دوره به کودکان، ارزش حقیقت، مهربانی و زیبایی آموخته میشود. در کشور چین آموزش کودکان جدی گرفته میشود؛ زیرا شخصیت هر فرد طی سالهای اولیه شکل میگیرد (www.chinaeducenter.com).وزارت آموزش برنامة آموزش اجباری نهساله را در سراسر کشور به اجرا در آورده است و پیشرفت معناداری داشته است. «کودکان ششساله بدون توجه به جنسیت، ملیت و نژاد باید به مدرسه رفته و از تحصیل رایگان برخوردار شوند. محلهایی که هنوز شرایط برای پذیرش این محصلان آماده نشده باشد، میتوانند سن ورود به مدرسه را هفت سال کنند که دولت، جامعه و خانوادهها باید این امر را ضمانت میکردند. دولت اهمیت زیادی به عمومی کردن آموزش اجباری در مناطق روستایی، فقیر و کوچک دارد. هماکنون این امر اجرایی شده است. تلاش برای توسعه آموزش و بهروز کردن کیفیت نیروی کار همراه با توسعه اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی و استانداردهای زندگی انجام شده است. نتیجه آن ارتقای توسعة آموزش روستایی و اقتصاد محلی است. طول مدت تحصیل در این دوره شش سال و اجباری است. دوره ابتدایی شامل 38 هفته آموزش و یک هفته اضافی ذخیره و 13 هفته تعطیلات است (www.moe.edu.cn).پس از دوره ابتدایی، دانشآموز وارد دوره نخست میانی (مقدماتی) میشود. تحصیل در دوره ابتدایی و دوره نخست میانی اجباری است. هر سال تحصیلی در این دوره شامل 39 هفته آموزش و یک هفته اضافی ذخیره و 12 هفته تعطیلات است. دو نوع مؤسسه بالاتر از دوره نخست میانی وجود دارد. این مؤسسات دوره دوم میانی و دوره دوم مدرسة حرفهای هستند که هریک از این دورهها سه سال طول میکشد. در دوره دوم مدارس حرفهای درسهایی مانند کشاورزی، صنعت، تجارت، تولیدات دریایی، خانهداری، اُپرا و هنرها را عرضه میکنند. پس از دوره نخست میانی دانشآموزان برای ورود به دوره دوم میانی (پیشرفته)، باید آزمون ورودی ژونگ کائو را بگذراند. در واقع دوره میانی از دو دوره سهساله تشکیل شده است. هر سال تحصیلی در دوره دوم میانی شامل 40 هفته آموزش با یک یا دو هفته ذخیره و 11-10 هفته تعطیلات است. مدت تحصیل در دوره ابتدایی و میانی 5 روز در هفته است. هر سال تحصیلی دارای دو نیمسال است. در دوره آموزش اجباری دانشآموزان در انتهای هر نیمسال امتحان میدهند.در سال 2010 چین دارای تعداد 138209 کودکستان، 280184 مدرسه ابتدایی (با 6135536 عضو آموزشی تماموقت، 17388465 دانشآموز)، دوره میانی (با 5845444 عضو آموزشی تماموقت، 87665 واحد آموزشی) بود (www.chinaeducenter.com).آموزشهای ویژهاین آموزش برای کسانی عرضه میشود که ازنظر ذهنی و جسمی مشکل دارند. آموزش ویژه در دورههای پیشدبستانی و ابتدایی دستکم شش سال، در دوره نخست میانی سه سال و دوره دوم میانی و دوره دوم میانی حرفهای سه سال است. آموزش ویژه را مؤسسات آموزشی ریگولار یعنی ابتدایی و مدارس میانی (دوره اول و دوم) عرضه میکنند.آموزش تکمیلی بزرگسالانآموزش تکمیلی راه دیگری است که شهروندان بتوانند به اهداف تحصیلی خود دست یابند. این آموزش به سه دستة اصلی تقسیم میشود: آموزش پایه، پیشرفته و کوتاهمدت. دورههای تحصیلی مطابق برنامة در نظر گرفتهشده برای هر یک تفاوت میکند.تحصیل ترمی در مدارس گوناگون بزرگسالان شبیه مدارس تماموقت است. دبیرستان بزرگسالان معمولاً مشابه مدارس تماموقت است. مدارس پارهوقت یک نیمسال بیش از مدارس تماموقت و مدارسی این چنین است. مدت زمان تحصیل در دوره کارشناسی برای بزرگسالان چهار یا پنج سال است؛ درحالیکه آموزش در مدارس حرفهای آموزش عالی شکلهای مختلفی دارد، معمولاً ترمی، دو تا چهار سال تحصیلی است.تأسیس دانشگاههای چیندر واقع ایجاد نظام آموزش عالی چین بهطور رسمی، نسبتاً جدید است. نخستین دانشگاه نوین چین در سال 1895، درست بعد از جنگ ژاپن (1895-1894) تأسیس شد که نفوذ بارز چین در آسیا به ژاپن منتقل شد. شکست در جنگ و سرافکندگی ملی، امپراطوری سلسلة کوینگ را بیدار کرد و پیشنهاد شنگ گزانهوایی را برای تربیت و پرورش استعدادها به کمک فنّاوریهای نوین و کلاسیک را پذیرفت و دانشگاه بییانگ ( دانشگاه تیانجین فعلی) در سال 1895 در شهری به همین نام و به دنبال آن دانشگاه کیوشی (دانشگاه ژیجیانگ فعلی) در سال 1897 و دانشگاه جینگشی (دانشگاه بیجینگ فعلی) در سال 1898 ایجاد شدند. در زمان جمهوری خلق چین 277 مؤسسة آموزش عالی در چین بنا شد (Wang, 2010).دولت در 1949م آموزش عالی را با الگو گرفتن از اتحاد جماهیر شوروی سابق دوباره سازماندهی کرد. با تغییرات سیاسی برگرفته از افکار مائو در سراسر کشور، آموزش عالی چین دستخوش فرازونشیبهایی شد. از سال 1958 تا 1963 برنامة Great Leap Forward که فعالیت اقتصادی و اجتماعی حزب کمونیست چین با هدف انتقال سریع جامعة بزرگ چین از اقتصاد مبتنیبر کشاورزی به جامعهای کمونیستی و نوین با اقتصادی مبتنیبر کشاورزی، صنعت و مالکیت اشتراکی بود، اجرا شد. تعداد دانشگاهها و دانشکدههای چین از 229 در 1957م به 1289 عدد در 1960م افزایش یافت. در سال 1963 تعداد دانشگاهها به 407 عدد کاهش یافت. بهدلیل انقلاب فرهنگی (1976-1966) که در 1966م در زمان مائو شروع شد، نسلی از دانشجویان در سالهای بعد اساساً فرصت دستیابی به آموزش عالی را از دست دادند. در سال 1970 دولت بازگشایی تعدادی از دانشگاهها را پذیرفت. باوجوداین، پذیرش دانشجویان اساساً ازطریق توصیهنامههایی از کشاورزان، کارگران و سربازان و در وهلة اول براساس رفتار سیاسی داوطلبان معین میشد (Wang, 2010).آموزش دانشگاهیاز زمان اجرای اصلاحات، اصلاحات و توسعه آموزش عالی دستاوردهای معناداری داشته است. نظام آموزش عالی با شکلهای متنوع که به شکلی اساسی شامل همه شاخههای تحصیلی و علمی، ترکیبی از آموزشهایی که مدرک میدهند و آموزشهای بدون مدرک و تلفیقی از آموزش در دوره مدرسه عالی، کارشناسی، کارشناسی ارشد را عرضه میکند، شکل گرفته است. آموزش عالی با ارتقای سطح فراگیر افراد با استعداد و متخصص، نقش مهمی در ساخت اقتصاد، پیشرفت علم و توسعه اجتماعی برای ساخت مدرنیزاسیون سوسیالیست ایفا کرد (www.chinaeducenter.com).بخش آموزش عالی خوب رشد کرده است. نسبت سن جمعیت دانشجویی به آموزش عالی از 4/1% به 20% افزایش یافته است. در همین مدت کیفیت آموزش با اصلاح برنامه آموزشی مدارس بهبود یافته است (www.chinaeducenter.com). طبق آمار 2010م، تعداد مؤسسات آموزش عالی 2305 مؤسسه اعلام شد که از این تعداد، 1090 دانشگاه، 322 دانشکده مستقل و 1215 مؤسسه عالی غیردانشگاهی و 384 مؤسسه آموزشی برای بزرگسالان است. تعداد دانشجویان ورودی جدید 5764069 نفر و تعداد دانشجویان ثبتنامشده 21446579 نفر (2010م) است. تعداد دانشآموختگان مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی 332641 نفر است که 23227 نفر در دوره دکتری و 309414 نفر در دوره کارشناسی ارشد است (www.chinaeducenter.com).آموزش متخصصان در راستای توسعة کشور در همه بخشها ازسوی آموزش عالی صورت میگیرد. علاوهبرآن آموزش عالی در ساخت اقتصادی، پیشرفت علم و توسعه اجتماعی نقش مهمی ایفا کرده است. دانشجویان خارجی در بیش از 746 مؤسسه آموزش عالی ثبتنام کردهاند. چین در راستای فراهم آوردن آموزش برای دانشجویان خارجی در دانشگاهها و مؤسسات عالی، تاریخی طولانی دارد. پس از مدت اندکی تعداد دانشجویانی که تمایل دارند در چین تحصیل کنند به شکل معناداری افزایش یافته است.انواع گوناگون مؤسسات شامل دانشگاههای عادی، فنی، مؤسسات تخصصی و دانشکدههای تربیت آموزشگر و غیره آموزش عالی را عرضه میکنند.مدرسة عالیمدارس عالی دو گروه هستند: مدارس عالی پنجساله و دوساله که هریک شرایط پذیرش مختلفی دارند. مدارس عالی پنجساله دانشآموختگان دوره دوم میانی را میپذیرند. مدت تحصیل در این مدارس پنج سال است. مدارس عالی دوساله دانشآموختگان دوره دوم میانی حرفهای را میپذیرند. این دوره دو سال طول میکشد (english.moe.gov.tw).آموزش عالی مطابق الگوی امریکایی دارای سه سطح آموزشی است: دوره کارشناسی بهمدت چهار سال در دانشگاهها، مؤسسات تخصصی و آکادمیها عرضه میشود و مدرک کارشناسی میدهند. درصورتیکه دانشجویانی نتوانند در این مدت واحدهای خود را بگذرانند تا دو سال به آنها فرصت داده میشود. مدت تحصیل در رشتههای دندانپزشکی و طب شش تا هفت سال و یک سال کار عملی است.تحصیلات تکمیلیتحصیلات تکمیلی به دو دوره کارشناسی ارشد و دکتری تقسیم میشود. سن دانشجویان در دوره کارشناسی ارشد کمتر از 40 سال و طول تحصیل دو تا سه سال و سن دانشجویان در دوره دکتری کمتر از 45 سال و طول تحصیل معمولاً سه سال است. آموزش عالی نقش مهمی در ساخت اقتصادی، پیشرفت علم و توسعه اجتماعی، تربیت متخصصان و نوین ساختن کشور دارد.دانشجویان عموماً پس از دو یا سه سال تحصیل موفق بعد از دوره کارشناسی و ارائه پایاننامه، موفق به دریافت مدرک کارشناسی ارشد میشوند. مدت تحصیل در دوره کارشناسی ارشد یک تا چهار سال و دکتری دو تا هفت سال است. با این وصف اگر دانشجویانی نتوانند واحدها یا رسالة خود را در زمان معین به پایان برسانند، میتوانند از بخشی از آموزش عملی (کارآموزی) برای ادامة تحصیل استفاده کنند. دانشجویان دوره دکتری میتوانند در مدت حداقل سه سال تحصیل پس از دوره کارشناسی ارشد به دریافت مدرک دکتری دست یابند. دانشجویان باید حداقل توصیهنامة دو استادیار یا استاد که متخصص در رشتة تحصیلی دانشجو هستند را عرضه کنند. پایاننامه نیز باید تحویل داده شود تا توانایی دانشجو را برای به عهده گرفتن و انجام پژوهش بهطور مستقل ثابت کند. دکترای افتخاری ازسوی دانشکده یا دانشگاه به دانشمندان مشهور با تأیید کمیته شورای ایالتی درجه تحصیلی داده میشود.تدریس در دانشگاههای چین بهطور روشن مطابق با طرح و برنامههای آموزشی است. آموزش در دانشگاهها معمولاً شامل کلاس سخنرانی، بحث، انجام تمرین و راهنمایی است. در کنار این آموزش، آموزش به شکلهای دیگر نیز وجود دارد مانند آموزش در جا (آموزشی)، گفتوگو، پژوهشهای اجتماعی که در راستای تقویت آموزش کلاس است که در ترقی و پیشرفت دانشجو، توانایی انجام کارهای عملی و استفاده از دانشی که آموختهاند مؤثر است. در دانشگاهها و گروهها در کتابخانهها و اتاقهای ارجاع به روی دانشجویان باز است و بدینترتیب شرایط مناسب برای دانشجویان، پژوهش و مطالعه فراهم است. تجهیز شدن دانشگاهها و دانشکدهها با امکانات نوین آموزشی انجام طرحهای آموزشی را ممکن میسازد. از دهة 1950 تحصیل دانشجویان از نقاط مختلف جهان در چین تحصیل میکنند. در سال 2007 دانشگاههای چین پذیرای 195503 دانشجوی خارجی از 188 کشور بود.در سال 1985، دولت 10 سپتامبر را بهمنزله روز آموزشگر تعیین کرد که نشاندهندة تلاشهای دولت برای ارتقای وجهة اجتماعی و استانداردهای زندگی آموزشگران است.ضروریترین مسئلة پیشِروی اصلاحکنندگان برنامه آموزشی، مسئلة کمبود آموزشگر با صلاحیت بود که مسئلهای جدی و مهم در توسعة آموزشی است (english.moe.gov.tw).بر این اساس دولت برنامة سراسری شبکة آموزش آموزشگران را برای بهبود کیفیت آموزش آغاز کرد. هدف این برنامه نوین و به روز کردن آموزش آموزشگران ازطریق اطلاعات آموزشی، حمایت از آموزشگران و دادن خدمات برای یادگیری مستمر ازطریق شبکة آموزش آموزشگران، شبکة ماهواره تلویزیون و اینترنت و بهبود کیفیت آموزش ابتدایی و میانی در سطح گسترده، کیفیت بالا و آموزش با کارآیی بالا و مداوم است.استادان آموزش عالی یک اتحادیة پرشور و بسیار مهم در پژوهش علمی، نوآوری و علمی- فنّاوری تأسیس کردهاند. از کل اعضای فرهنگستان 7/40% (280) نفر در بخش آموزش عالی و در 234 نفر فرهنگستان مهندسی چین هستند.بزرگسالان و آموزش برخطدانشجویان دور افتاده و نواحی توسعهنیافته، بزرگترین استفادهکنندگان آموزش برخط هستند، اما دانشگاههای برخط به دانشجویانی که در امتحانات ورودی دانشگاه موفق نشده و کسانی که کار میکنند شانس آموزش مستمر و یادگیری را میدهد.وزارت آموزش با 68 مدرسة معمولی آموزش عالی و رادیو مرکزی و تلویزیون دانشگاهی برای اجرای آموزش از دور موافقت کرد. در پایان 2003م، این مدارس 2027 مرکز آموزش خارج از فضای دانشگاه در اطراف چین ایجاد کرده که در 140 رشتة تخصصی و در شاخه عرضه میشود. تعداد ثبتنامکنندگان 1373 میلیون است. شبکة آموزش و پژوهش چین در 1994م آغاز شد و اکنون گستردهترین شبکة اینترنت چین است و تمام شهرهای مهم چین را پوشش میدهد. ارتباط با سرعت بالا میان این شبکه و شبکة ماهوارة برونمرزی آموزشی چین در سال 2000 مجدداً شروع شد که برای پشتیبانی از آموزش از دور است.مدارس برای آموزش عالی بزرگسالان شامل رادیو، تلویزیون، کارگر، دانشگاههای مکاتبهای و شبانه، دانشکدههای مدیریت و آموزش، مدارس متوسطة بزرگسالان شامل مدارس حرفهای، مدارس آموزش مهارتها، مدارس ابتدایی کارگری و کشاورزی شامل بخش ابتدایی بزرگسالان است. آموزش بزرگسالان برای کمک به اهداف مدرنیزه کردن بهطور روزافزون مهم میشود. آموزش بزرگسالان یا آموزش «غیررسمی»، جایگزین آموزش عالی است که شامل رادیو، تلویزیون، و دانشگاههای مکاتبهای، دانشگاههای اوقات فراغت و نیمهوقت، دانشگاههای factory-run برای کارکنان و کارگران، و دانشگاههای county-run برای کشاورزان است (english.moe.gov.tw).پذیرشثبتنام آزمون ورودی ملی گائوکائو دیگر تنها معیار پذیرش نیست بلکه معیارهای دیگری مانند توصیهنامههای آموزشگر و فعالیتهای فوقِ برنامه نیز مؤثر است.پذیرش در دانشگاه ازطریق نظام مرکزی ثبتنام و در کمیتههای پذیرش در سطح استان زیر نظر وزارت آموزش انجام میشود. پذیرش براساس مدارک علمی، جسمانی و اخلاقی صورت میگیرد. کمکهزینة خاص برای ملیت اقلیت و داوطلبان چینی خارج از کشور داده میشود. امتحانهای سراسری در ده روز اول جولای برگزار میشود. داوطلب میتواند در یکی از دو گروه علوم انسانی یا علوم مهندسی شرکت کند. آنها درخواست خود را به مؤسسات و دپارتمانهایی که دوست دارند وارد آنها شوند میدهند. ثبتنام با نتایج امتحان معلوم میشود. پژوهش دربارة رفتار اجتماعی و خصوصیات اخلاقی قبل از پذیرش دانشجویان انجام میشود. در بعضی دانشکدهها شرایط فیزیکی و جسمی خاص باید وجود داشته باشد (english.moe. gov.tw).درحالحاضر چین آموزش دانشگاهی رایگان را عرضه میکند. دانشجویان شهریه نمیپردازند و از خوابگاههای مجانی استفاده میکنند. کمکهزینه یا یارانه به دانشجویانی داده خواهد شد که خانوادههایشان مشکل مالی دارند. خوابگاه که بخش مهمی از زندگی دانشجویی را تشکیل میدهد ازسوی خود دانشجویان و از میان دانشجویان اتحادیة دانشجویان که زیر نظر فدراسیون دانشجویان چین است اداره میشود. در سالهای اخیر، تعداد دانشجویان با حقوق افزایش یافته است. این روند ممکن است ادامه یابد و سرانجام ممکن است دولت نظام پولی را بهجای آن تصویب کند (english.moe. gov.tw).مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیحکومتها در سطوح مرکزی، استانی، ایالتی، شهری و ناحیه دارای بخشهای آموزشی و ادارات مسئول آموزش هستند. براساس قانون آموزش، شورای ایالتی و حکومتهای محلی مردمی در همه سطوح، آموزش را مطابق اصول مدیریت در سطوح مختلف و با تقسیم مسئولیت، هدایت و اداره میکنند.بخشهای اداری آموزشی زیر نظر شورای ایالتی مسئول آموزش در سراسر کشور هستند و کل برنامهریزی، هماهنگی و مدیریت فعالیتهای آموزشی را بهعهده دارند. بخشهای اداری آموزش زیر نظر حکومتهای مردمی، در سطح ایالت و بالاتر مسئول فعالیتهای آموزشی مناطق خود هستند. بخشهای دیگر اداری حکومتهای مردمی مسئول فعالیتهای آموزشی در چهارچوب اختیارات خود هستند.وزارتخانههای دیگر و کمیسیونهای زیر نظر شورای ایالتی نیز دارای بخشهای مسئول امور آموزشی در چهارچوب حوزه صلاحیت و توانایی خود هستند.وزارت آموزش بالاترین مجموعه آموزشی اداری است. این وزارت مسئولیت اجرا و انجام قوانین و مقررات، اصول و سیاستها، تعریف و تعیین سیاستهای آموزشی ویژه، آمادهسازی و هماهنگی برنامههای توسعه آموزشی، هماهنگ کردن آموزش با کار در همه بخشهای کشور و هدایت اصلاحات در نظام آموزشی را به عهده دارد. مدیریت آموزش پیشدبستانی اساساً در چهارچوب مسئولیت حکومتهای محلی است. آموزش اجباری ازسوی شورای ایالتی هدایت و اصولاً ازسوی حکومتهای مردمی در سطح ایالات مدیریت میشود. اجرای آن برحسب برنامهریزی کلی استانی، حکومتهای مردمی مستقل منطقهای و شهری انجام میشود. آموزش حرفهای زیر هدایت و راهنمایی شورای ایالتی با مسئولیت مقامهای محلی و هماهنگی کلی حکومت و مشارکت جامعه ادامه مییابد. آموزش عالی زیر نظارت شورای ایالتی قرار دارد و ازسوی حکومتهای مردمی استانها، مناطق مستقل و شهرستانها بهطور مستقیم زیر نظر حکومت مرکزی اداره میشود.وزارت آموزش شش مرکز پژوهش در زمینه برنامه آموزشی در سراسر کشور و در چهارچوب دانشگاههای تربیت آموزشگر تأسیس کرده است.آموزش عالی شامل دانشگاهها، مؤسسات پژوهشی، دانشکدههای مستقل (از 2008م)، دانشگاههای حرفهای، مؤسسات نظامی، مدارس و دانشکدههای پزشکی و مدارس آموزش اداری است (International Bureau of Education, 2011).برنامهها و اصلاحات پیشرونظام آموزشی چین بهتبع نظام اقتصادیاش متمرکز بود و آموزش را دولت مرکزی و دولتهای محلی بهترتیب و بهطور مستقیم و تحت نظارت خود عرضه میکردند. مشکلها و نقاط ضعف این نظام این بود که دولت مسئولیتهای زیادی را بهعهده گرفته و مدارس فاقد انعطاف و استقلال برای آموزشی هماهنگ و متناسب با نیازهای جامعه بودند. آموزش غیرمنطقی بود و دارای انسجام لازم نیز نبود. کارآیی بسیار پایین مؤسسات آموزشی، نیاز به اصلاح نظام آموزشی را ضروری میکرد. بعد از مرگ مائو و با به قدرت سیاسی مجدد دنگ شیاوپینگ در سال 1977، با الهام از نظام دانشگاهی روسیه، علوم و فنّاوری بهمنزله یکی از چهار هدف اصلی مدرنیزاسیون (کشاورزی، صنعت، دفاع ملی و علم و فنّاوری) اصلاح شد.یکی از اولین تصمیمهای شیائوپینگ از سرگیری مجدد نظام آزمون برای پذیرش در دانشگاه بود. بهدلیل شورشهای اجتماعی گذشته، با رسمیت بخشیدن به نظام آزمون ورودی دانشگاههای عمومی مجدداً در دهة 1980، آموزش عالی چین در جریان بهبود و تعدیل قرار گرفت. سه دوره آزمون ملی از 1979-1977م برگزار شد. حدود 18 میلیون دانشآموز دانشآموخته دوره میانی از 1977-1966م در آزمون شرکت کردند و 880000 نفر از آنان دانشجوی دانشگاهها شدند. این دانشجویان نقش مهمی در پیشرفت اقتصادی و اجتماعی چین که دنگ آن را پیشبینی کرده بود، ایفا کردند (Wang, 2010).در سال 1993، کمیتة مرکزی حزب کمونیست چین و شورای ایالتی بهطور مشترک برنامهای برای اصلاح آموزش طراحی کردند که تأسیس دانشگاههای خصوصی را مجاز میداند. این برنامه اعلام میدارد که دولت از همه بخشهای جامعه شامل بنگاهها، مؤسسات، سازمانهای عمومی یا گروهها مانند شهروندان که در راهاندازی مؤسسات آموزش عالی در راستای قانون و شرکت در اصلاحات و توسعه آموزش عالی و حمایت از آن اقدام کنند حمایت میکند. با این سیاست چندین دانشگاه ازسوی مراکز غیرعمومی ایجاد میشود که الگو و نماد تغییری مهم در ساختار آموزش عالی بهشمار میآید که بهطور کامل ازسوی دولت مرکزی کنترل میشود. براساس آمار وزارت آموزش در 1990م کمتر از 4% از گروه سنی 22-18 سال بهمنزله دانشجو در مؤسسات آموزش عالی ثبتنام میکنند که این رقم در سال 2005 به 22% میرسد (www.chinacurrents.com).تغییر مهم دیگر آموزش عالی چین در سال 1999 و تغییر قانون آموزش بود. در قانون تصریح شده است که دانشگاهها با مدیریتی دموکراتیک ماهیت قانونی مستقلی دارند.اصلاحات و اهدافبا سیاست انجام اصلاحات و درهای باز در سال 1978 آموزش و تحصیل وارد فضای جدیدی از پیشرفت شد. اصلاحات در آموزش مشتمل بر پنج بخش بود: اصلاحات در نظارت بر آموزش، مدیریت، سرمایهگذاری، جذب نیرو (استخدام)، کاریابی شغلی، مدیریت داخلی مؤسسه که اصلاح مدیریت مهمترین و مشکلترین بخش آن بود. دو جنبه برای اصلاح آموزش عالی کلیدی بود: کاهش کنترل مرکزی، توسعة روند پذیرش دانشگاه. اهداف کلی اصلاح نظام آموزش عالی هموار کردن ارتباط میان حکومت، جامعه و مؤسسات آموزش عالی، ایجاد و تکمیل نظام جدیدی است که در آن دولت مسئول برنامة فراگیر و مدیریت کلان، ترسیم سیاستهای کلی آموزشی، تأمین بودجه و انجام کنترل مرکزی است و مؤسسات آموزش عالی درحالیکه از قانون تبعیت میکنند، از استقلال خود در فراهم آوردن آموزشی مطابق با نیازهای جامعه بهره میگیرند. جنبة درخور توجه دیگر طرح توسعه، تعدیل روند پذیرش دانشگاه است. طرح توسعة ایالتها با روش «one-exam-decides-all» در ارزشیابی کامل دانشجو به کمک امتحانات و عاملهای متعددِ ارزشیابی، متحول خواهد شد (.comwww.chinacurrents).باتوجهبه مدیریت اصلاح نظام، ارتباط میان دانشگاهها، حکومت و جامعه بهتدریج بهوسیله راههای مختلفی نظیر مؤسسات مشترک، تعدیل، همکاری و ادغام هموار شد. نظام آموزشی با دو سطح آموزش درحالی قوام گرفت که دولت مرکزی و محلی مسئولیتهای مختلف برنامهریزی کامل و مدیریت آموزش را برعهده گرفتند. با اصلاح نظام آموزشی همه شهروندان بهطور مساوی از حقوق قانونی خود از آموزش عالی بهرهمند میشوند. بورس تحصیلی به دانشجویانی که دارای شایستگیهای علمی و اخلاقی باشند تعلق گرفته و مقرری دریافت میکنند. علاوهبرآن نظام با دادن کارهای پارهوقت به دانشجویانی که خانوادههایشان مشکلات اقتصادی دارند کمک کرده تا بهدلیل مشکلات اقتصادی مجبور به ترک تحصیل نشوند. دانشجویان پس از دانشآموختگی با هدایت دولت و طبق سیاستهای آن کار انتخاب میکنند (www.chinaeducenter.com).خطوط کلی اصلاح زیربناهای آموزشی به برنامهها و طرحهای خاص ازجمله بهبود کیفی آموزش در دانشگاه، افزایش بودجة آموزش در دولت تا 4% تولید ناخالص داخلی تا سال 2012؛ تکمیل قوانین و مقررات آموزشی و تضمین انجام هر مرحله از اصلاحات براساس قوانین و مقررات اختصاص دارد. برای انجام این رسالتها و اهداف، طرح توسعه، مؤسسات آموزشی را برای طراحی و ترسیم برنامههای اصلاحی و سیاستهای خودشان تشویق میکند.مأموریتهای تعیینشدة طرح توسعه برای آموزش عالی عبارت است از: بهبود همهجانبة آموزش، پیشرفت علم، فنّاوریها و فرهنگ، سرعت بخشیدن به روند مدرنیزه شدن چین و ساختن چین بهمنزله ملتی بزرگ با آموزش عالی قوی. اهداف اصلاحات پیشرفت تدریس و پژوهش علمی، ارتقای همکاری میان دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی و سرعت بخشیدن به کشف و اختراع، افزایش قدرتِ خدمت به جامعه بهوسیلة فراهم کردن زمینة رایزنی و مشاوره و انتقال فنّاوریها و نتایج پژوهشها در تولید، پرورش استعدادهای درخشان، و توسعة برخی از دانشگاههای معروف چین در سطح بینالمللی و تعدادی از دانشگاههای رده بالای چینی در دنیا تا سال 2020. خلاصه اینکه، هدف این برنامه قادر به افزایش سطح رقابتی آموزش عالی چین در سطح بینالمللی است (www.chinaeducenter.com).با پذیرفته شدن چین بهطور رسمی در سازمان تجارت جهانی در 2001م میدان وسیعی را برای تبادلات با تعدادی از کشورهای دیگر فراهم آورد که منجر به فرصتهایی برای یکسانسازی آموزش چین با دنیا شد. برای مثال، وزارت آموزش چین تعدادی از مسئولان و دبیرانِ حزب در دانشگاههای رده بالا را برای بازدید و تحصیل به کشورهای پیشرفته مانند امریکا و انگلستان اعزام کرد. بهمنظور ارتقای علوم میانرشتهای و همکاریهای فرهنگی در اوایل سال 2000 بسیاری از دانشکدههایی که به سبک قدیم شوروی بودند برمبنای دانشگاههای بزرگ امریکا در یکدیگر ادغام شده و بهصورت دانشگاهی فراگیر درآمدهاند.برای تکمیل اصلاحات آموزش چین و ترغیب توسعة اقتصادی در دهة بعد، نخستوزیر ونجیابائو بر یک کمیتة اجرایی ریاست میکرد که برای تنظیم طرح توسعة آموزش در 2008م تشکیل شده بود. این کمیته طرح اصلاح جاری را تهیه کرده است. این طرح بزرگی است که توازن علایق و تأثیرات گروههای گوناگون را منعکس میکند. یکی از مسائل مطرحشده استقلال مؤسسات آموزش عالی است. این طرح از پرورش خلاقیت و تفکر مستقل دانشجویان برای پرورش ابتکار و نوآوری علمی حمایت میکند (Wang, 2010; www.chinacurrents.com).اصلاحات آموزش در چین به مرحلهای جدید و سرنوشتساز رسیده است. نیاز به تربیت نیروی کاری بیش از پیش مطلع و آگاه برای ایجاد اقتصادی که نهتنها به شکلی روزافزون بهسرعت رشد کند بلکه پیشرفته باشد، موتور محرکه این اصلاحات است.خطوط کلی و اصلی آخرین اصلاحات آموزشی چین در طرح جامعی با عنوان «رهنمودهای دولت برای طرح اصلاح و توسعة آموزش میانمدت به بلندمدت بین سالهای 2010 و 2020» که به تعبیر دیگر طرح توسعه نامیده میشود ترسیم شده است. دور دوم بحث و گفتوگوهای ملی دربارة طرح توسعه تمام شد و بیش از 30000 پیشنهاد و توصیه جمعآوری شد که نشاندهندة دخالت و نقش عمومی بر چنین موضوع مهمی است. این طرح عظیم و فراگیر براساس مطالعات، روی الگوهای مختلف آموزشی است. طرح از جانب بالاترین سطوح کشور حمایت شده است.بعد از انقلاب فرهنگی، چین فقط در 2011م، بیش از یک صد بیلیون دلار برای پژوهشهای علمی و توسعه هزینه کرده است. علوم و فنّاوری برای اهداف اقتصادی و سیاسی حیاتی شناخته شده است. دانشمندان چینی در این مدت چهار بار جایزه نوبل فیزیک و یک بار شیمی را از آن خود کردهاند. نظام آموزشی چین با تأکید بر علوم، ریاضی و مهندسی با بیش از ده هزار دانشآموخته مهندسی در دوره دکتری و پانصد هزار دانشآموخته در دوره کارشناسی، بیش از کشورهای دیگر در 2009م توسعه و رشد داشته است. افزونبراین چین ازنظر چاپ مقالات علمی دومین کشور است و در 2010م فقط 121500 مقاله داشته که 5200 مقاله در نشریات بینالمللی چاپ شده است (Xinhua, 2011).در بیست سال گذشته 300000 دانشجو برای تحصیل به بیش از 100 کشور رفته و 210000 دانشجو از کشورهای مختلف به چین آمدهاند و 1800 استاد و متخصص به خارج اعزام شدهاند. اخیراً ازطریق اصلاح اعزام و مدیریت دانشجویان، چین با سیاست حمایت از دانشجویان خارج از کشور و آزادی رفتوآمد، آنها را به بازگشت به کشور و خدمت تشویق میکند (www.chinaeducenter.com).در سالهای اخیر مؤسسات آموزش عالی از دانش، علوم و فنّاوری افراد با استعداد، با تأکید بر پژوهش عملی و توسعه با هدف اقتصاد کشور بهره گرفته است. بهعلاوه مؤسسات آموزش عالی در ساخت پارکهای علم، ایجاد و راهاندازی مؤسساتی با فنّاوری پیشرفته با همکاری گروههای اقتصادی، آموزشی و پژوهشی با یکدیگر موجب ثمرات و تولیدات علمی و پژوهشی واقعی در جامعه شدهاند. دولت چین به همکاریهای بینالمللی و تبادل آموزش عالی اهمیت میدهد (www.chinaeducenter.com).کلید توسعة آیندهآموزش چین برای توسعة کشور در همه ابعاد، بر بهبود چشمانداز فکری و عقلانی کشور و تربیت و پرورش دانشجویان ماهر و ذیصلاح متمرکز شده است.اهداف اصلی توسعة آموزش چین همگانی کردن تحصیل اجباری نُهساله، ریشهکن کردن بیسوادی در میان طبقة جوان و میانسال و توسعة بیشتر آموزش حرفهای و بزرگسالان است. علاوهبرآن سطح دستیابی به آموزش عالی باید به سطح کشورهای نیمهتوسعه یافته برسد (english.moe.gov.tw).ارزیابی دانشگاههاهمگام با رشد دانشگاهها، تقاضا برای کیفیت آموزش نیز بالا میرود. برای اولینبار در آموزش عالی چین، دولت برای ارزیابی کیفیت، معیار و استانداردهایی را برای رتبهبندی دانشگاهها وضع میکند. مهمترین حادثه در تلاش حکومت چین برای بهبود کیفیت آموزش عالی، طرح 211 است که در 1995م برنامهریزی شد. 100 دانشگاه برای دریافت سرمایه ویژه در راستای عملی کردن طرح انتخاب شدند. در سال 1998 وزارت آموزش ابتکار مهم دیگری به نام طرح 985 به خرج داد. هدف اولین مرحله این طرح تقویت و سوق دادن 100 دانشگاه چین در ردیف بهترین دانشگاههای دنیا در سده بیستویکم میلادی بود. این دو طرح و نظام ردهبندی تأثیر معناداری در کیفیت مؤسسات آموزش عالی داشتند. معیارهای ردهبندی عبارتاند از: به رسمیت شناخته شدن دانشگاه ازسوی دولت، میزان پژوهشها، تعداد دانشکدهها، برنامهها، تعداد دانشجویان و شهرت آن دانشگاه است (www.chinacurrents.com; www.chinaeducenter.com). چین در بهار 2007م ارزیابی ملی دانشگاههایش را برای استفاده از نتایج آن در حمایت از سیاست مهم پیشبینیشدة برنامهریزی آتی کرد. ارزیابی اساسی ملی دانشگاهها که در 1994م انجام شد موجب «تودهای شدن» آموزش عالی بلکه بازتأکید بر مؤسسات برگزیده شد. استادان دانشگاه از اصلاحات در بودجة آموزش عالی با نظام یکنواخت، متمرکز و ثابت در پایان سده و تبدیل آن به نظامی متنوع، غیرمتمرکز، باز و پویا، برقرارکنندة رابطه دولتهای محلی با بخشهای غیرعمومی دیگر استقبال کردند. آنها همچنین معتقد هستند که این تمرکززدایی و تجاری کردن منجر به عدم برابری و بیعدالتی در فرصت آموزشی شده است (www.chinacurrents.com).توسعة سریع و همگانی در آموزش عالی نهتنها به منابع تدریس و آموزش صدمه زد، بلکه موجب بالا رفتن نرخ بیکاری در میان دانشآموختگان شد. ایجاد دانشگاههای خصوصی که تحت کنترل دولت نیستند کُند و آیندهشان نامعلوم باقیماند. تغییر ساختار آموزش عالی در میان مؤسسات براساس منطقة جغرافیایی، منابع مالی، واحد اداری و همچنین مقولة عملکرد بهوضوح موجب به وجود آمدن الگوی طبقهبندی اجتماعی رو به افزایش شده است. گرچه اصلاحات کنونی کیفیت فراگیر و کلی آموزشی را بهبود بخشیده است، مسائل جدید و گوناگونی برآمده از عدالت و کارایی را نیز به وجود آورده است.کتابشناسی
International Bureau of Education. (2011). “China”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
Li, Y., Whalley, J., Zhang, J. S., and Zhao, X. (2011). “The Transformation of China’s Higher Education System and its Global Implication”. The World Economy, 34(4), 516-545.
Central Intelligence Agency. (2014). “China”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/
Wang, Guho-hua. (2010). “China's Higher Education Reform”. China Current 2010. Retrieved from: www.currents.com/ spring_2010/cc_want.htm
White, G. (2013). China Trade Now Bigger than US. Retrieved from: https://www.telegraph.co.uk/finance/economics/ 9860518/China-trade-now-bigger-than-US.html
Xinhua. (2011). China Publishes the Second Most Scientific Papers in International Journals in 2010: Report. Retrieved from: www.xinhuanet.com/english2010/sci/index.htm
https://english.moe.gov.tw
http://english.gov.cn/2005-08/27/content_26661.htm
http://www.chinacurrents.com www.middlekingdomlife.comhttp://www.chinaeducenter.com/en/chistory.phphttp://www.imf.org/en/Countries/CHNhttp://www.infoplease.com/country/chinahttp://www.moe.edu.cn/
http://www.travelchinaguide.com/intro/religion
زینب مشتاقی
نظام آموزش عالی روسیه
Russian Higher Education System
پایتخت: مسکونوع حکومت: جمهوریفدراتیوزبان رسمی: روسیمساحت: 1775400 کیلومترمربعجمعیت: 153100میلیون نفر(2012م)تعداد دانشجویان: 3762800 (2012م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 539600 نفر (2012م)تولید ناخالص ملی: 236/1 تریلیون دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 2/4% (2012م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 1/11% (2012م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیروسیه با 17075400کیلومترمربع وسعت یکی از پهناورترین کشورهای جهان بهشمار میآید. بهطوریکه پهناوری آن، دو برابر مساحت کانادا، چین و ایالات متحده امریکا برآورد شده است. این کشور در دو قاره آسیا و اروپا واقع شده است و نزدیک به 5/11% از خشکیهای جهان را به خود اختصاص داده است.ازآنجاکه روسیه پهناورترین کشور جهان بهشمار میآید، بنابراین بهدلیل تنوع جغرافیایی، بسیار مشکل است که بتوان خصوصیات اقلیمی و طبیعی مشخصی را برای این کشور برشمرد.اختلاف ساعت در مرزهای شرقی و غربی این کشور به 10 ساعت میرسد. بهنحویکه مردم غربیترین نقاط روسیه زمانی صبح را آغاز میکنند که مردم مناطق شرقی، شب را آغاز خواهند کرد.روسیه با 7 کشور آسیایی (کرهشمالی، چین، مغولستان، قزاقستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان) و 8 کشور اروپایی ( اوکراین، بلاروس، لتونی، استونی، فنلاند، نروژ، لیتوانی و لهستان) مرز زمینی و همچنین با کشورهای آمریکا (ازطریق ایالت آلاسکا)، سوئد و ژاپن ازطریق آب همسایه است.در سال 2012، روسیه با 153100 میلیون نفر جمعیت، نهمین کشور پرجمیعت دنیا برآورد شده است. نظر به اینکه این کشور در عرضهای بالای جغرافیایی قرار دارد، بههمیندلیل بیشتر مناطق این کشور (بهویژه سرزمین بزرگ سیبری) خالی از سکنه هستند بهطوریکه فشردگی نسبی جمعیت در روسیه 4/8 نفر در هر کیلومترمربع است که از پایینترین نرخهای فشردگی جمعیت در جهان است. همچنین نرخ رشد جمعیت در این کشور منفی است.توزیع جمیعت در این کشور نشان میدهد که اگرچه 65% خاک این کشور در بخش آسیایی قرار دارد اما تنها 28% مردم روسیه در این نواحی و 72% در 35% خاک روسیه که در اروپا واقع شده است، زندگی میکنند. مسکو پایتخت روسیه از بزرگترین شهرهای بخش اروپایی این کشور بهشمار میآید.روسها که درحالحاضر حدود 83% جمعیت روسیه را تشکیل میدهند از گروه اسلاوهای شرقی و از خانواده هند و اروپایی بهشمار میروند. در روسیه بیش از 100 ملیت و قوم زندگی میکنند. زبان روسی زبان رسمی است و به خط سیرسلیک نوشته میشود. بیشتر مردم روسیه پیرو کلیسای ارتدوکس روسیه هستند. دین مسیحیت و در پی آن کلیسای ارتدکس از اوایل سده دهم میلادی در روسیه گسترش یافته است. بهعلاوه پیروان مذاهب کاتولیک و پروتستان در شمار محدودی در این کشور حضور دارند. در نواحی شمال قفقاز و شمال دریای خزر مسلمانان از اکثریت برخوردارند.روسیه تا پیش از سده هجدهم میلادی یک حکومت نه چندان نیرومند در شرق اروپا بود و وسعت آن چندان زیاد نبود تا اینکه در سده هجدهم میلادی، با اصلاحاتی که تزار پترکبیر انجام داد؛ این کشور را به امپراطوی پهناور تبدیل نمود. در اواسط سده بیستم میلادی (در سال 1917) انقلاب کمونیستی که به رهبری لنین صورت پذیرفت، این کشور را تبدیل به اتحاد جماهیر شوروی کرد اما در سال 1991، شوروی پس از جنگ سرد و طولانی با غرب فرو پاشید و فدراسیون روسیه بهجای آن نشست.فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستیکه در آستانه دهه آخر سده گذشته صورت گرفت سبب پیدایش 15 کشور جدید در نقشه سیاسی دنیا شد که بزرگترین آن فدراسیون روسیه میباشد فدراسیون با 89 قدرت محلی و شامل 21 جمهوری، 52 استان خودمختار، 6 کریس و 10 کروگ خودمختار است. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشور روسیه بهعنوان بزرگترین کشور تشکیلدهنده اتحاد جماهیر شوروی، در بیشتر موارد حقوقی و سیاسی جایگزین آن شد. قانون اساسی روسیه در رفراندوم 12 دسامبر 1993 با 58% آرا به تأیید عمومی رسید که بر پایه آن حکومت این کشور جمهوری فدراتیو است. قوه مقننه یا مجلس فدرال از ترکیب شورای فدراسیون با 178 عضو و دومای کشوری با 450 عضو تشکیل میشود. نیمی از اعضای دوما با انتخابات مستقیم در حوزههای انتخابی منطقهای به مجلس راه یافته و نیم دیگر براساس فهرستهای حزبی برگزیده میشوند.مسکو پایتخت روسیه و از بزرگتری شهرهای بخش اروپایی این کشور بهشمار میآید. در این شهر مجلس و دومای کشوری و مجلس سنا و شورای فدراسیون فعالیت میکنند.در می 2000 به دستور ولادیمیر پوتین کشور روسیه به 7 منطقه به شرح ذیل تقسیم شد:·منطقه مرکزی (مرکز- مسکو)·منطقه رودولگا (مرکز- نیژنی نوگورود)·منطقه شمال قفقاز (مرکز- رستوف ـ رن)·منطقه خاور دور (مرکز- خاباروفسک)·منطقه اورال (مرکز- یکاترنیبورگ)·منطقه سیبری (مرکز- نوسیبرسک)·منطقه شمال غرب (مرکز- سنت پترزبورگ)از نقطهنظر بینالمللی روسیه یکی از 5 عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل و دارای حق وتو بوده و در شورای اروپا، تجارت جهانی، سازمان همکاریهای شانگهای و... حضوری پویا دارد.در روسیه 1095 شهر وجود دارد. تغییرات اساسی که در ابعاد سیاسی اقتصادی و اجتماعی پدید آمده است را نمیتوان بدون نقش آموزش در فراهمسازی بازکاوی کرد.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیازجمله مهمترین اهداف و راهبردهای آموزشی روسیه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:·توسعه مردمسالاری آموزشی؛·اتکا به خویشتن؛·هماهنگی و تقویت ارتباطات بینالمللی؛·کاهش تنشهای اجتماعی و توسعه قدرت اقتصادی روسیه در شرایط جدید با طراحی و اجرای سیاستهای نوین آموزشی؛·تضمین حقوق شهروندی برای برخورداری از برنامههای آموزشی با کیفیت بالا؛·برخورداری تمامی شهروندان روسی از حق انتخاب برنامهها و امکانات آموزشی همسو با تمایلات طبیعی، قابلیتها و منافع ملی؛·پاسداری از فضای یکپارچه و منسجم آموزشی؛·اصلاح محتوی آموزشی؛·طراحی نظام آموزشی و هدایت تحصیلی دانشآموزان در زمینه انجام پژوهشهای آموزشی؛·ایجاد تنوع در محتوای برنامههای آموزشی برمبنای امکان انتخاب کتاب، برنامهها و رشتههای تحصیلی؛·اعمال تغییرات سازمانی و بازآرایی ساختار سازمانی و مدیریت آموزشی و واگذاری بیشتر مسئولیتها بردوش شهرداریها.براساس اهداف و راهبردهای تعیینشده، دولت روسیه در سالهای گذشته به اصول و سیاستهای آموزشی زیر تأکید دارد: ·افزایش سطح سواد همگانی؛·تنوع بخشیدن به برنامههای آموزش تکمیلی؛·حفظ یکپارچگی فضای آموزشی کشور؛·تبیین و تدوین مقررات یکسان فدرال آموزشی؛·توسعه استانداردهای آموزش ایالتی؛·ایجاد سازوکار واحد اعتباربخشی و کنترل کیفیت بر خدمات آموزشی؛·نظارت بر رعایت ضمانت حقوق شهروندی در برخورداری از آموزش پایه و ابتدایی.ساختار نظام آموزشیدرحالحاضر نظام آموزشی کشور روسیه بهعنوان یک زنجیر پیوسته از سه دوره تشکیل یافته است که عبارتاند از:آموزش ابتداییاین دوره چهار سال است و کودکان بین 6 تا 10 سال را زیر پوشش قرار میدهند این دوره تحصیلی برای تمامی شهروندان روسی رایگان و اجباری است. آموزش میانیدولت روسیه امکان دستیابی و بهرهمندی رایگان از امکانات آموزش میانی مقدماتی را نیز تضمین میکند. مدت زمان تحصیل در متوسطه مقدماتی پنج سال است و عمدتاً گروههای سنی 15-10 سال را زیر پوشش قرار میدهد. دانشآموختگان آموزش میانی پس از کسب مدرک میتوانند با دو سال تحصیل در دوره متوسطه تکمیلی از نظام آموزشوپرورش روسیه، مدرک متوسطه تکمیلی را دریافت کنند.نظام ارزیابی در مدارس متوسطه بدینترتیب میباشد:·نمره 2: نمره عدم قبولی و نمره عدم رضایت و کفایت در درس مربوطه·نمره 3: نمره رضایتبخش مرز بین قبولی ومردودی·نمره 4: نمره خوب·نمره 5: نمره عالیدر سال 2012 نزدیک به 6200 مرکز آموزش میانی با بیش از 2 میلیون دانشآموز در روسیه مشغول تحصیل میباشند.آموزش عالیآموزش دانشگاهی در مؤسسات آموزش دانشگاهی معتبر عمومی و غیرعمومی ارائه میشود. آموزش در مؤسسات آموزش دانشگاهی عمومی رایگان است. آموزش دانشگاهی زیر نظر کمیته دولتی آموزش دانشگاهی فدراسیون روسیه اداره میشود. این کمیته عهدهدار به رسمیت شناختن و هویت بخشیدن به مؤسسات آموزش دانشگاهی و ایجاد تحول و گسترش و حمایت از استانداردهای آموزش عمومی است.دورههای آموزشیدورههای تحصیلی در نظام آموزش عالی روسیه به چند دوره تقسیم میشود که عبارتاند از: دوره آموزش دانشگاهی ناپیوسته: که تحصیل در این دوره دو سال بهطول میانجامد و بهعنوان دوره دانشگاهی بهشمار نمیآید.دوره کارشناسی: این دوره نخستین مدرک رسمی دانشگاهی در روسیه و چهارساله است.دوره کارشناسی ارشد ناپیوسته: این دوره بهطور متوسط دو سال است. دانشجویان در این دوره ناگزیر از گذراندن شماری از درسهای تخصصی هستند. شمار این درسها 10 الی 12 درس و 40 واحد درسی است. علاوهبر دروس تخصصی، دانشجو ملزم به انجام فعالیت پژوهشی بهعنوان پایاننامه دوره کارشناسی ارشد است.دفاع از پایاننامه کارشناسی ارشد در حضور هیئت ارزیاب وزارت آموزش عالی روسیه بوده و پایاننامه و امتحانات دانشجو به تصویب این هیئت میرسد.دوره دکترای تخصصی: دوره دکترای تخصصی در کشور روسیه عبارت است از شکل اصلی تربیت و آمادهسازی کارکنان علمی و آموزشی در نظام تحصیلات تکمیلی که امکان دستیابی دانشجویان به سطح بالایی از تخصص را فراهم میسازد و بر کیفیت تحصیلات آنان میافزاید. دانشجویانی برای دوره دکتری پذیرفته میشوند که دارای مدرک کارشناسی ارشد باشند و موفقیتهایی در فعالیتهای علمی داشته و از خلاقیت لازم در کادر علمی برخوردار باشند. مدت تحصیل در دوره دکتری سه سال بوده و قبولی در امتحانات دروس تخصصی این دوره ازسوی هیئتی بررسی میشود. این هیئت که ازسوی رئیس مؤسسه آموزش عالی مربوطه تعیین میشوند که دستکم 2 استاد کرسی همان تخصص، یا پسا دکتری در همان تخصص را دربر میگیرد. آزمونها بهصورت نوشتاری و مصاحبه حضوری در حضور اعضای کمیسیون امتحانات برگزار میشود.دوره پسا دکتری: دوره پسا دکتری که در روسیه به آن دکترانتوری گفته میشود امکان ادامه تحصیل دانشآموختگان دوره دکتری که چندین سال در آموزش و پژوهش مشغول بودهاند را فراهم میسازد. طول این دوره، دو سال است و کسانی در این دوره پذیرفته میشوند که دارای مقالات، و کارهای پژوهشی چشمگیری باشند و همچنین نقش آشکاری در پیشرفت علمی و فنّاوری رشته تخصصی خود داشته باشند. افرادی که بتوانند با موفقیت این دوره را سپری و از رساله خود دفاع کنند مدرک پسا دکتری دریافت میکنند. سپس این افراد دو سال به تدریس، پژوهش و تربیت دانشجویان دوره دکتری میپردازند. چنانچه در این دو سال کمیت و کیفیت کارشان ارزنده باشد به پروفسوری (استاد کرسی) میرسند.مؤسسات آموزشی در نظام آموزش عالی در کشور روسیه از 3 عنوان آکادمی، دانشگاه و مؤسسه برای نهادهای آموزش عالی استفاده میشود.مؤسسه: مؤسسههای آموزش عالی به ارائه رشتههای تخصصی ویژه میپردازند که از آن جمله میتوان از مؤسسه هواشناسی، مؤسسه هوا فضا، مؤسسه معدن، مؤسسه صنایع ماهی و... نام برد.دانشگاه: به نهادهای آموزش عالی گفته میشود که دارای رشتهها و تخصصهای گوناگونی هستند. برخی از این دانشگاهها در بیشتر رشتههای دانشگاهی دانشجو میپذیرند و برخی دیگر تنها در رشتههای فنی دانشجو میپذیرند. از آن جمله میتوان از دانشگاه علوم پزشکی، دانشگاه فنی، دانشگاه چاپ و انتشارات، دانشگاه علوم انسانی و... نام برد. برخی از مؤسسههایی که تنوع رشتههای تخصصی آنها به حد نصاب خاصی از دانشجو، رشته و... برسد به دانشگاه تغییر نام داده میشوند و در صورت برخورداری از هیئتعلمی بیشتر (با عنوان آکادمیسین) به آکادمی تغییر نام مییابند.آکادمی: آکادمی به نهادهای آموزش عالی گفته میشود که معمولاً در بخشی از علوم به تربیت دانشجو و پژوهش میپردازند. بیش از 5 عضو هیئتعلمی این آکادمیها باید از رده استادی برخوردار و آکادمیسین باشند. ازجمله مهمترین آکادمیهای روسیه میتوان از آکادمی پزشکی مسکو، آکادمی کشاورزی مسکو، آکادمی صنایع شیمیایی و آکادمی دریا را نام برد. در این آکادمیها مجموعهای از مراکز آموزشی، پژوهشی، کتابخانههای تخصصی و... نیز وجود دارد که گاهی به آن فرهنگستان نیز گفته میشود.برخی از دانشگاهها بهرغم دارا بودن معیارهای آکادمی، همچنان دانشگاه نامیده میشوند که از آن جمله میتوان از دانشگاه عمومی مسکو نام برد.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیکشور روسیه از نظام سه بعدی مدیریت آموزش (سطح فدرال، ناحیهایی و شهری) برخوردار است.مدیریت آموزشی در سطح فدرالاداره نظام آموزش رسمی (پیش از دانشگاه و دانشگاه) در سطح فدرال، بهعهده وزارت آموزش است. تشکیلات وزارت آموزش روسیه دربرگیرنده سیاستمداران (رئیسجمهور) و نمایندگانی از کمیسیونهای فدرال مانند کمیسیون آموزش، علوم، فرهنگ، بهداشت و محیطزیست، دومای ایالتی و کمیته آموزش و علوم است. ریاست این تشکیلات نیز بهعهده آموزش است. سازمان فدرال آموزش عهدهدار وظایف زیر است:·طراحی و اجرای خطمشی فدرال و آییننامههای قانونی آموزشی؛·تدوین مقررات بازآرایی و گشایش نهادهای آموزشی: مجوز گشایش و تأیید اعتبار محلی؛·تهیه و تصویب مقررات استاندارد مراکز آموزشی؛·اعطای گواهینامه به کارکنان آموزشی؛·تعیین دستمزد و هنجارهای فدرال در پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان آموزشی و تعیین کمینه حقوق و دستمزد؛·تعیین سهم سالانه درآمد فدرال برای امور مالی آموزش و تشکیل صندوقهای پولی برای پیشرفت آموزش؛·ارائه اطلاعات و حمایت علمی برای توسعه رشتههای تحصیلی و واحدهای درسی نوین، تهیه متون درسی و سایر تجهیزات کمک درسی و برقراری نظام واحد اطلاعرسانی آموزشی در داخل کشور؛·نظارت بر اجرای قانون و تضمین دستیابی به استانداردهای دولت فدرال.مدیریت آموزشی در سطح ناحیهایی و شهریمدیریت آموزشی در سطح ناحیهای، از مسئولیتهای دولتمردان محلی کشور است. در کشور روسیه، 89 واحد اجرایی دربرگیرنده استانهای خودمختار، کریسها و جمهوریهای خودمختار مانند دو شهر بزرگ مسکو پترزبورگ است. بنابراین مدیریت آموزشی در سطح ناحیهای ازسوی دولتمردان ناحیهایی همچون وزیران (در جمهوریهای) ادارات کل (در مسکو)، انجمنهای آموزشی یا افسران و ادارههای محلی دیگر، اداره میشوند. تفاوت در ساختار و نقش سازمانها در اداره آموزش به نژاد، فرهنگ و ویژگیهای اقتصادی مناطق بستگی دارد.مقامات محلی که عهدهدار آموزش در سطح ناحیهایی هستند، مسئولیتهایی به شرح زیر دارند:- کمک به پیشرفت و تکمیل سیاستهای آموزشی همسو با حساسیت فدرال در حمایت مالی از تحصیلات پایه رایگان؛- تدارک و تکمیل برنامههای آموزشی جمهوری و منطقهایی برای پیشرفتهای آموزشی بر پایة ویژگیهای هریک از مناطق؛- تأسیس سازمانهای آموزشی و تجدید مجوز نهادهای آموزشی؛- تدوین آییننامههای گوناگون در حوزههای ملی و منطقهایی بر پایه استانداردهای آموزشی؛- دریافت مالیاتهای محلی برای حمایت از پیشرفتهای آموزشی؛- حمایت مادی از دانشآموزان و آموزشگران افزونبر تشویقهای دولت فدرال؛- تهیه و تصویب مقررات و هنجارهای محلی.کمیته دولتی آموزش عالی که در سطح فدرال فعالیت میکند، عهدهدار تأمین مالی بیش از 219 مؤسسه آموزش عالی در سطح کشور است. از عمدهترین وظایف این کمیته: - مجوز دادن به مؤسسات نوین آموزشی؛- طرحهای پیشنهادی به دولت برای توسعه هرچه بیشتر نهادهای آموزش عالی است.این کمیته از نمایندگان نهادهای زیر تشکیل میشود:1. مجمع رؤسای دانشگاههای عمومی روسیه؛2. انجمن دانشگاه ملی مسکو؛3. نهادهای آموزشی غیرعمومی؛4. مؤسسات پژوهشی- آموزشی دانشگاهی.برنامهها و اصلاحات پیشروسیاستهای آموزشی کشور روسیه از سال 1917 تاکنون، بیشتر بر افزایش نرخ کلی سواد پافشاری داشتهاند، همین امر سبب شده است تا نظام آموزشی این کشور در دهههای گذشته از گسترش کمّی چشمگیری برخوردار شود.دولت روسیه براساس بند 40 قانون آموزش، موظف است سالانه 10% از درآمد ملی کشور را برای بودجه آموزش کشور اختصاص دهد؛ که بیانگر توجه ویژه مسئولان به نقش و جایگاه آموزش بهعنوان مهمترین نهاد هدایتگر و مصلح اجتماعی (ازطریق انتقال دانش و اطلاعات از نسلی به نسل دیگر) در تحولات اجتماعی این کشور میباشد.مبارزه با بیسوادی در روز 26 دسامبر 1919 نخستین سند تاریخی شوروی مربوط به «نابودسازی بیسوادی در جمهوری سوسیالیستی فدراتیو روسیه» به امضای لنین رسید. بنابراین قانون، همه کسانی که بین 8 تا 50 سال داشته باشند، باید به زبان مادری خویش یا به زبان روسی خواندن و نوشتن را فرا بگیرند. طبق این قانون بیسوادانی که بهکار اشتغال دارند روزانه بهمدت 2 ساعت با دریافت مزد تماموقت باید در کلاسهای سوادآموزی شرکت کنند. ازآنجاییکه برای آموزش تودههای عظیم مردم آموزشگر بهاندازه کافی وجود نداشت، بسیاری از روشنفکران و جوانان بهصورت گروههای فرهنگی سوسیالیستی به نهضت سوادآموزی میپیوستند. ماکسیم گورکی نویسنده برجسته شوروی، عضو کمیسیون «لیکبز» بود و زیر نظر او کتابهای زیادی برای نوسوادان انتشار مییافت؛ و یا ولادیمیر مایاکوفسکی، فرمالیست برجسته روس، که پوسترهای تبلیغاتی نقاشی میکرد و برای پیکار علیه بیسوادی شعر میسرود.در ادامه این تلاش بیپایان برای مبارزه با بیسوادی در دومین کنگره سراسری شوروی تصمیم گرفته شد تا فرا رسیدن سالروز دهمین سال بنیانگذاری دولت شوروی، بیسوادی در میان گروه سنی پانزده تا سیوپنجساله از بین بروند. بدینسان بیش از 8 میلیون نفر باید سواد میآموختند. با توجه به شمار بالای افرادی که میبایست باسواد میشدند، برای تأمین فضای آموزشی تمام اماکن دولتی و عمومی چون کلیساها، باشگاهها، کارخانهها و حتی خانههای شخصی در اختیار مراکز آموزشی قرار گرفت. تا سال 1934 بیش از 90% مردم میتوانستند به زبان بومی خود بخوانند و بنویسند.دوران استالین: همزمان با روی کار آمدن استالین و استقرار نظم مطلق از سال 1930 آموزشگاههای شوروی رویه انضباطی سختی را در پیش گرفتند. چرا که ازنظر وی برنامههای بنیادی و اساسی مانند تربیت نیروی انسانی ماهر نمیتوانست در یک محیط نابسامان و غیرقابل کنترل زیر نظر جوانان غیرمسئول انجام پذیرد. از سال 1932 تقریباً تمام کودکان هشت تا یازدهساله به آموزشگاه راه یافتند. در مدت ده سال یعنی از سال 1939-1928 شمار دانشآموزان شوروی از 1/12 میلیون نفر به 5/31 میلیون نفر رسید. بدینترتیب نیاز به نیروهای آموزشی روزبهروز افزایش یافت. برای پاسخگویی به این نیاز در کنار آموزش عمومی متوسط، رشته «تخنیکوم پداگوژک» یا تربیت آموزشگر را پدید آوردند که به تربیت آموزشگران میپرداخت. با شروع جنگ جهانی دوم این احتمال میرفت که روند آموزشی فعلی متوقف شود و تربیت سرباز و نیروی جنگی در دستور کار قرار گیرد. اما نه تنها چنین نشد، بلکه با وجود صدمات جبرانناپذیری که به پیکره نظام آموزشی شوروی وارد آمد، شمار مراکز آموزشی که در آغاز جنگ 198600 عدد بود در پایان سال 1946 به 199300 افزایش پیدا کرد. البته دوران جنگ، اندکی نظام رایگان آموزش را دستخوش تغییراتی کرد. بدینگونه که برای سه سال آخر متوسطه و تحصیل در دانشگاه شهریهای ویژهای تعیین شد. البته برای کسانی که استعداد فراوانی از خود نشان میدادند و همچنین دانشجویان آکادمی نظامی، تئاتر ملی و موسیقی نظام رایگان همچنان به رسمیت شناخته میشد و ایشان از پرداخت شهریه معاف بودند.دگرگونی آموزش نظام آموزشی فئودالی روسیه تزاری زائیده چنان نظام اجتماعی بود که در آن نجبا و اشراف و صاحبان زمین بر اریکه قدرت تکیه زده بودند و آموزش در اختیار گروههای مرفه و حاکم جامعه قرار داشت که یکی از اهداف آن تربیت فرزندان توانگران برای به دست گرفتن پستهای حکومتی در آینده بود. در آغاز سده بیستم میلادی بیش از 80% جمعیت نُه تا پنجاهساله مردم روسیه بیسواد بودند و در سرزمینهای آسیایی مانند تاجیکستان، قرقیزستان و ترکمنستان درصد باسوادان از 7/0% فراتر نمیرفت. با توجه به چنین وضعی پس از انقلاب 1917م یکی از مهمترین مسائلی که دولت انقلابی با آن روبهرو بود ریشهکن کردن این بیسوادی و گسترش آموزش همگانی بود. بهطوریکه در سال 2012 بیش از 66% جمعیت کشور روسیه در گروه سنی 66-15 سال قرار داشتند، 5/98% از آنها باسواد بودهاند. بررسی سطح سواد در بین زنان و مردان نشان میدهد که درحالحاضر 100% از مردان و 97% از زنان روسیه از سواد برخوردارند.آموزش عالی روسیه نیز، از گذشته چشمگیری برخوردار بوده است، که فصل آغازین آن را دانشمند برجسته لومانوسف با تأسیس آکادمی لاتین- یونانی- اسلاو در مسکو گشود.این دانشمند بزرگ روشهایی را بنیان نهاد که بعدها در دانشگاههای مسکو و سن پطرزبورگ ادامه یافت و بهعنوان یکی از مشهورترین بنیانهای آموزشی جهان از جایگاه باثباتی برخوردار شد. و طی سدههای نوزدهم و بیستم میلادی شماری از مکاتب فکری دنیا در روسیه شکل گرفت. در سال 1865، وزارت وقت آموزش روسیه، تصمیم به پذیرش و جذب دانشجویان خارجی گرفت. اتحاد جماهیر شوروی سابق نیز این روش را دنبال کرد بهطوریکه در دهه 20 (1920-1910م) دانشجویانی از کشورهای مغولستان، ترکیه، ایران و افغانستان برای تحصیل به اتحادجماهیر شوروی آمدند. طی دهه 40 نیز دانشجویانی از اروپا و آسیا و از دهه 50 به بعد از آفریقا و سپس از آمریکای لاتین به شوروی سابق رهسپار شدند.در سال 1960، دانشگاه دوستیهای ملل با هدف جذب دانشجویان خارجی تأسیس شد. در سال 1993 دوره کارشناسی ارشد دربرگیرنده 2609 زمینه تخصصی تصویب شد. درحالحاضر 432 مؤسسه آموزش عالی در این دوره، دانشجو میپذیرند. طی 95 سال گذشته، مؤسسات آموزش عالی روسیه از 30 برنده جوایز ملی و بینالمللی و برندگان جایزه نوبل برخوردار بوده است.نظام آموزش عالی روسیه بهرغم ریشههای ژرف تاریخی، دارای نظامی پویا و نرمشپذیر است و یکی از نظامهای آموزشی معتبر جهانی از تجارب ارزشمند و متخصصین کارآمد مطابق با استانداردهای بینالمللی برخوردار است.امروزه یکی از اولویتهای نظام آموزش عالی روسیه، فعالیت آموزشی و پژوهشی در سطح بینالمللی است. بهطوریکه درحالحاضر، یکی از سازمانهای فعال بینالمللی برای خدمات آموزشی و پژوهشی در سطح جهان شناخته میشود. بررسیها نشان میدهد که بیش از 400 هزار متخصص برجسته، دارای مدرک از نظام آموزش عالی روسیه در 50 کشور جهان به کار مشغولاند.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیشمار مؤسسات آموزش عالی در روسیهدر این کشور بالغ بر 548 مؤسسه آموزش عالی فعالیت دارد که از آن جمله میتوان به 130 دانشگاه شامل 41 دانشگاه فراگیر، 56 دانشگاه فنی- مهندسی، 8 دانشگاه در زمینه علوم کشاورزی، 4 دانشگاه تربیت آموزشگر و 21 دانشگاه در زمینههای علوم انسانی و هنر و... اشاره کرد.در این کشور تا سال 2012، 29 آکادمی در زمینههای گوناگون تحصیلی همچون 15 آکادمی فنی- مهندسی، 4 آکادمی اقتصاد، 5 آکادمی علوم انسانی، 3 آکادمی کشاورزی و دامپزشکی، 1 آکادمی یهودیت و 1 آکادمی پزشکی فعالیت دارند. ضمن آنکه 389 مؤسسه در 49 زمینه تخصصی در بیشتر شهرهای روسیه به کار مشغولاند.در کشور روسیه 180 مؤسسه آموزش عالی غیرعمومی در بیشتر شهرهای بزرگ مشغول فعالیت هستند.توزیع فضایی مؤسسات آموزش عالی در روسیه نشان میدهد که از 548 مؤسسه آموزش عالی عمومی و 18 مؤسسه آموزش عالی غیرعمومی:- بیش از 138 مؤسسه آموزش عالی در مناطق مرکزی و شمالغربی و در محدوده شهرهای مسکو و سنپطرزبورگ قرار دارند. از این شمار 78 مؤسسه آموزش عالی در مسکو و 42 مؤسسه آموزش عالی در شهر سنپطرزبورگ عمومی هستند و 18 مؤسسه آموزش عالی دیگر در این دو شهر غیرعمومی هستند.- رود ولگا که بزرگترین رودخانه کشور است به لحاظ کشاورزی، صنعت و کشتیرانی اهمیت فراوان دارد. ازاینرو شهرهای بسیاری در حاشیه این رودخانه واقع شدهاند در شهرهای حاشیه ولگا، شمار 22 مؤسسه آموزش عالی فعالیت میکنند.یکی دیگر از مناطق پرجمعیت و دارای تمدنهای فراوان در کشور فدراتیو روسیه، منطقه وسیعی به نام چرنوزیوم است که در محدوده شمال قفقاز و رودخانههای حوزه آبریز دریای سیاه قرار گرفته است. چرنوزیوم اصطلاحاً بهمعنای خاک سیاه است. مشخصه اصلی این منطقه وجود خاکهای عمیق و حاصلخیز به رنگ سیاه است که باعث تولیدات فراوان کشاورزی در این مناطق شده است. مؤسسات آموزش عالی در این منطقه 28 بوده و بیشتر در حوزه کشاورزی فعالیت دارند.علاوهبر این شمار 360 مؤسسه آموزش عالی دیگر روسیه در مناطق گوناگون این کشور مستقر هستند.بر پایه دادههای سال 2012 بیش از 1/60% از جمعیت بالای 25 سال در کشور روسیه در آموزش عالی به تحصیل مشغولاند که از این شمار 38% را مردان و 62% بقیه را زنان به خود اختصاص دادهاند.بدینترتیب، در سال تحصیلی 2013-2012 بیش از 3762800 نفر در مؤسسات آموزش عالی روسیه مشغول به تحصیل بودهاند که شمار 852 هزار نفر به تحصل در دوره کارشناسی ارشد مبادرت کردهاند.درحالحاضر علاوهبر بیش از 3 میلیون دانشجوی روسی، بالغ بر یک میلیون دانشجو از 150 کشور جهان به تحصیل در روسیه مبادرت کردهاند.در همین سال تحصیلی نزدیک به 1970883 دانشجو از مؤسسات آموزش عالی در زمینههای تخصصی گوناگون دانشآموخته شدهاند.سهم دانشجویان در نگاه آمار بهشرح زیر آورده شده است.اعضای هیئتعلمی مؤسسات آموزش عالی روسیهبرطبق آمار منتشره بالغ بر 700 هزار نفر در مؤسسات آموزش عالی روسیه مشغول به کار هستند که از این شمار 539600 نفر آموزشگر، 60400 نفر در امور پژوهش و 100 هزار نفر در امور مدیریتی و خدمات اداری مشغول فعالیت هستند. از این شمار آموزشگر، 150 هزار استاد (آکادمیسین و پرفسور) و 77 هزار دانشیار و استادیار با مدرک پسا دکتری و دکتری در امور آموزشی و پژوهشی مشغول فعالیت هستند.جدول 1 وضعیت آموزش عالی را در کشور روسیه در سال 2012 نشان میدهد.جدول 1. آموزش عالی روسیه از دیدگاه آماری در سال 2012شمار دانشگاهها 904شمار دانشجو3762800کادر هیئتعلمی 539600دانشآموخته1970883جمعیت کشور ( میلیون)143نسبت دانشجو به جمیعت %6/2نسبت دانشجو به هیئتعلمی 9/6کتابشناسیآقازاده، احمد. (1389). آموزشوپرورش تطبیقی. تهران: سمت.دبیرخانة شورای عالی انقلاب فرهنگی. (1382). «روسیه». نظام آموزش کشورهای جهان. بازیابی شده از: http://mahshar.com/world/ research/edupol/countries.phpcrussia.htmhttps://eric.ed.gov/https://www.topuniversities.com/qs-world-university-rankings
سیمه بوذری
نظام آموزش عالی زلاندنو (نیوزلند)
New Zealand Higher Education System
پایتخت: ولینگتوننوع حکومت: مردمسالاری پارلمانیزبان رسمی: مائوری، انگلیسی و زبان نشانهای زلاندنومساحت: 267710 کیلومترمربعجمعیت: 4401916 نفر (2014م)تعداد دانشجویان: 512198 نفر (2013م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 12324 نفر (2013م)تولید ناخالص ملی: 6/170 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 3/6% (2015م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 1/18% (2015م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیزلاندنو یا اقیانوسیه، مجموعه جزایری در جنوب اقیانوس آرام و جنوب شرقی استرالیا است که از دو جزیره اصلی و چند جزیره کوچک دور افتاده تشکیل شده است. جزیره جنوبی که بر پایه رشته کوههای بلند آلپ زلاندنو شکل میگیرد، پوشیده از یخچالها است. جزیره شمالی با گسلهای تازه پدید آمده، از کوههای آتشفشانهای زیادی برخوردار است. بهاینترتیب زمینلرزه از رخدادهای شناختهشده آن است، هرچندکه شدت بالایی ندارد. فورانهای آتشفشانی، از دیگر پدیدههای طبیعی این سرزمین است که آخرین بار در سال 2007 اتفاق افتاد.زلاندنو بهطورکلی دارای آبوهوای ملایم و در مناطق گوناگون از تفاوت زیادی برخوردار است. جزیره شمالی آن که از جنگلهای طبیعی پوشیده شده است، بهجز کنارههای جنوبی که دشتهای گسترده آن را پوشش دادهاند؛ بهگونهای که نیمی از این سرزمین را چراگاهها و جنگلها پوشاندهاند. از دیدگاه جمعیتشناختی، بیشتر مردم زلاندنو، نزدیک به 71% از آنها را اروپاییها، بهویژه بریتانیاییها تشکیل میدهند که پس از سال 1945 به این سرزمین کوچ کردند. مائورهایی که 14% جمعیت این کشور را پوشش میدهند، اهالی بومی این سرزمین هستند و بههمیندلیل و همچنین بهدلیل نرخ بالای زایش از اهمیت بیشتری برخوردارند. دیگر گروههای قومی این کشور عبارتاند از: اهالی حوزه اقیانوس آرام، 6/7%، آسیایی، امریکای لاتین و افریقایی 1/1% و بقیه هویت خود را مشخص نکردهاند. نرخ شهرنشینی در این کشور 2/86% است که بیشتر آنها در شهرهای اصلی، یعنی اوکلند، کرست چرچ و ولینگتون میزیند.اگرچه 8/89% مردم این کشور به زبان انگلیسی سخن میگویند اما زبان رسمی آن مائوری است که 5/3% مردم بدان سخن میگویند.مسیحیت (3/14%)، هندو (1/2%)، بودایی (4/1%) مسیحیان مائوری (3/1%) اسلام (1/1%) باورهای دینی مردم این سرزمین را پوشش میدهد. 5/38% مردم این کشور نیز به هیچ باور دینی گرایش ندارند.جمعیت این کشور در سال 2014، 4401916 برآورد شده است که نزدیک به 40% آنها در رده سنی 54-25 سال قرار دارند. امید به زندگی نزدیک به 81 سال برآورد شده است.99% جمعیت این کشور با سواد هستند و نزدیک به 6% از تولید ناخالص این کشور برای آموزش هزینه میشود. نرخ بیکاری رده سنی 24-15 سال در سال 2012، 6/17% گزارش شده است.دیرینه این کشور، آنگونه که نشانههای باستانشناختی نشان میدهد، به سال 1300 بازمیگردد. مائوریها نخستین ساکنان زلاندنو بهشمار میآیند. دریانوردان هلند، ازجمله ابل تاسمن از نخستین اروپاییهایی بودند که به این جزیرهها که سپس زلاندنو نام گرفت، وارد شدند. بریتانیاییها در سده هجدهم میلادی به این جزایر سرازیر شدند. قاچاقچیها، صیادان نهنگ، زندانیان فراری محکوم به کارهای دشوار در استرالیا و سرانجام ترویجدهندگان دینی نیز به آنها پیوستند. اگرچه در 1835م بیانیه استقلال این کشور به امضای رؤسای قبایل ساکن این جزایر رسید اما در سال 1840 با پیماننامه ویتانگی بومیهای مائوری حاکمیت این کشور را به ملکه ایتالیا سپردند. ویلیام هابسون، در 1841م، فرمانداری جزیره را به دست گرفت و بهگونهای نظاممند با یاری شرکتی به رهبری ادوارد ویکفیلد به استعمار جزیره پرداختند. سیاستهای بیرحمانه ویکفیلد، به دامنزدن جنگ با مائوریها در دو بازه زمانی (1862-1796م) و (1847-1843م) انجامید که با کشتار گروهی بومیان مائوری و ضعف اقتصادی بهویژه در جزیره شمالی همراه بود.در سال 1870 آخرین نیروهای پادشاهی انگلستان این کشور را ترک کردند. دستیابی به صلح، در زمان حکومت وگل و پیدا کردن معادن طلا راه را برای شکوفایی این کشور هموار ساخت. پرورش گسترده دام و صادرات گوشت، پشم و فراوردههای شیر از دیگر راههای درآمدزایی این کشور بود. در سال 1877، بر پایه قانون، نظام آموزش این کشور پا گرفت. بر پایه این قانون آموزش رایگان، غیردینی و اجباری اعلام شد. سرانجام، در سال 1945 زلاندنو بسان عضو اصلی مللمتحد پذیرفته شد؛ هرچند که دو سال پس از آن با تصویب قانون وستمینتر، اگرچه زلاندنو بسان دولتی مستقل شناخته شد، اما همچنان میبایست به پادشاه بریتانیا وفادار باقی بماند (Central Intelligence Agency, 2015).نظام حکومتی این کشور مردمسالاری مجلسی است و در قلمرو کشورهای مشترکالمنافع بهشمار میآید. در برخی از اسناد، 26 سپتامبر 1907، زمان استقلال این کشور از پادشاهی انگلستان یاد شده است (Central Intelligence Agency, 2015).قانون اساسی این کشور در سال 1987 به تصویب و در سالهای 1999، 2005 و 2013 بازنگری شده است. هرچند این تنها قانونی نیست که بتوان قانون اساسی این کشور برشمرد (New Zealand Treasury, 2012, p. 5). بنابراین، الیزابت دوم، ملکه انگلستان، همچنان رئیس حکومت بهشمار میآید که موروثی است. فرماندار کل که جانشین ملکه نیز بهشمار میآید ازسوی وی منصوب میشود. جریمیتپاری از سال 2011 این مقام را در دست دارد. رهبر حزب اکثریت با ائتلاف اکثریت که در انتخابات قانونگذاری با رأی مردم انتخاب میشوند، ازسوی فرماندار کل، اغلب بهعنوان نخستوزیر منصوب میشود. قائممقام نخستوزیر نیز ازسوی فرماندار منصوب میشود. از دیدگاه اقتصادی، دولت زلاندنو اصول توسعه پایدار را در سیاستهای خود وارد کرده است. بنابراین تصمیمگیریهای اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی و پیامدهای کوتاه و بلندمدت آن بر پایه این اصول گرفته میشوند. بهرغم سهم اندک این کشور در تولید گازهای گلخانهای، این دولت در گفتوگوهای تغییرات آبوهوایی با کوشش زیاد شرکت دارد.نظام اقتصادی کوچک این کشور بر پایه اصول بازار آزاد و بهگونهای تنظیمشده، اداره میشود. بخش کشاورزی که در این کشور نقش گستردهای دارد، بیشترین کالا برای صادرات را فراهم میکند. عملکرد اقتصادی این کشور با شش پیشران سیاستی دنبال شده است: رشد بهینه نظام مالیاتی، خدمات عمومی بهتر، پشتیبانی از علوم، نوآوری و تجارت، تنظیم بهینه منابع طبیعی، سرمایهگذاری در زیرساختها و بهینهسازی آموزشی و مهارتآموزی (New Zealand Treasury, 2012, p. 9). در این رابطه آموزش بسان کلید رشد اقتصادی و برابری قلمداد شده است (New Zealand Treasury, 2013b).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیمسائل حقوقی و قانونی نظام آموزشی کشور، در قانون آموزشی که در سال 1989 به تصویب رسیده است بازتاب یافته است. این قانون که بنا به نیاز بندهایی از آن هرچند یکبار مورد بازنگری قرار میگیرد، در30 فصل و 735 صفحه تدوین یافته است. آخرین بازنگریها در سال 2010 انجام شده است. از بنیادیترین نکاتی که در این قانون گنجانده شده است میتوان به «حق دستیابی به آموزش ابتدایی و میانی» اشاره کرد که فصل نخست این قانون را تشکیل میدهد. بنابر بند سه بخش یکم، «همه دانشآموزان غیر بینالمللی حق ثبتنام و آموزش رایگان در همه مدارس دولتی و مدار کورا هورا را دارند. در بند 20 فصل سوم خاطرنشان شده است که: «شهروندان و ساکنان شش تا شانزدهساله به مدرسه میروند». دانشآموزان بینالمللی فقط با رضایت گرداندگان نهادهای آموزشی میتوانند در این مدارس ثبتنام کنند؛ اما هنگامیکه در این مدارس ثبتنام شدند از حقوق دانشآموزان بومی برخوردار میشوند.اصول و اهداف عمومی آموزش دوره سوم یا عالی، ازجمله در فصل سیزدهم این قانون گنجانده شده است. اصولی که برای توسعه آموزش عالی در نظر گرفته شدهاند عبارتاند از:·توسعه آموزش عالی همسو با بهکارگیری اثربخشی منابع مالی، یادگیری با کیفیت بالا و بروندادهای پژوهشی، دسترسی برابر و نوآوری؛·مشارکت در توسعه فرهنگی و ذهنی زندگی در نیوزیلند؛·پاسخگویی به نیازهای یادگیران، ذینفعان و ملت برای توسعه دانش و مهارتهای مدرن در گذر زمان؛·مشارکت در توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی ملت؛·تقویت دانشبنیان زلاندنو و افزایش مشارکت توانمندیهای پژوهشی در توسعه اقتصاد ملی، نوآوری، رقابتپذیری بینالمللی و دستیابی به اهداف اجتماعی و زیستمحیطی؛·فراهمسازی گوناگونی آموزشی و پژوهشی بهگونهای که بهصورت نظاممند، به دستیابی به استانداردهای بینالمللی یادگیری و همخوان با نیازهای آموزشی بینجامد (Ministry of Education, 2015a, p. 330).ساختار نظام آموزشینظام آموزشی زلاندنو دارای سه دوره آموزشی است: دوره آموزشی خردسالان (پیشدبستانی) دوره پایه و دوره سوم یا آموزش عالی. آموزش برای همه افراد بین 16-6 سال اجباری است و برای دانشآموزانی که در نهادهای عمومی درس میخوانند، رایگان است. نگاره 1، ساختار نظام آموزشی این کشور به تصویر کشیده شده است.دوره آموزش خردسالها (پیشدبستانی)این دوره به آموزش و نگهداری از خردسالان و کودکان از زمان تولد تا ششسالگی میپردازد؛ یعنی زمانیکه دوره اجباری برای آنها آغاز میشود. این دوره آموزشی ازسوی بخش عمومی فراهم و مدیریت نمیشود. گستره خدمات این دوره گوناگون است و دربرگیرندۀ مهدکودکها، مراکز بازی و خدمات نگهداری از کودکان است. بیشتر کودکان که از خدمات آموزش خردسالها استفاده میکنند زیر پنج سال دارند. نزدیک به 95% کودکان پنجساله به مدرسههای پیشدبستانی میروند.برای کودکانی که دارای ناتوانیهای جسمی یا ذهنی هستند، آموزشهای ویژه در نظر گرفته شده است.نگاره 2، سیر تحول مشارکت کودکان و خردسالان در آموزش پیشدبستانی را بر پایه قومشناسی به تصویر کشیده است. اگرچه نرخ مشارکت، رویهمرفته، فرایند فزایندهای را پشت سر گذاشته، اما همانگونه که دیده میشود، بومیان (مائوریها) و دیگر اقلیتهای قومی هنوز مشارکت کمتری در این دوره آموزشی دارند. برای کاهش این شکاف، از سال 2010 برنامههای گوناگونی برای پشتیبانی از مائوریها،
پاسیفیکا و خانوادههای کمدرآمد به اجرا درآمده است که به افزایش دسترسی این گروهها نیز انجامیده است. بهگونهای که در سال 2013، 96% کودکان این دورههای آموزشی را گروههای هدف یاد شده پوشش میدادند. دوره آموزش پایهدوره آموزش پایه دانشآموزان 16-6 سال را پوشش میدهد؛ گرچه بیشتر دانشآموزان در سن پنجسالگی به این دوره وارد میشوند.دوره ابتدایی از سال نخست تا هشتم را دربر میگیرد. سال هفتم و بیشتر سال هشتم گاه در مدرسههای ابتدایی و گاه در مدارس جداگانهای آموزش داده میشود.آموزش میانی از سال 13-9 را پوشش میدهد. سن این دانشآموزان بین 17-13 سال است. بیشتر دانشآموزان زلاندنو در مدارس عمومی و رایگان درس میخوانند که مدرسه میانی، دبیرستان، کالج یا مدارس ناحیهای نامیده میشوند. این مدارس بهصورت تک جنسیتی و دو جنسیتی نیز وجود دارد. مدارس عمومی غیردینی هستند.در مدارس مائوری و پاسیفیکا، برنامه درسی دانشآموزان بر پایه زبان و فرهنگ این قومها تدوین و تدریس میشود. گاه برنامهها به هر دو زبان انگلیسی و بومی تدریس میشود.اگرچه افراد 16-6 سال باید به تحصیل بپردازند، اما مادر و پدر دانشآموزان پانزدهساله میتوانند کنارهگیری از تحصیل فرزندان خود را، بهدلیل دشواریهای آموزشی، رفتاری و یا چشمپوشی از منافع چنین آموزشهایی، از وزارت آموزش درخواست کنند. از چنین افرادی خواسته میشود در برنامههای مهارتآموزی یا شغلی شرکت کنند. بهدست آوردن نتایج خوب در این دوره آموزشی ارتباط مثبتی با بازار کار و درآمد دارد. به سخنی دیگر، افرادی که با نتایج خوب از این دوره آموزشی دانشآموخته میشوند، آسانتر بهکار گرفته میشوند و از درآمد بالاتری برخوردارند.دانشآموزانی که این دوره آموزشی را با کامیابی (سطح سه یا بالاتر) پشت سر بگذارند، از شرایط ادامه تحصیل در دوره سوم برخوردارند و دانشآموخته کامیاب این دوره بهشمار میآیند. برای نمونه در سال 2013، از 62950 دانشآموخته این دوره، فقط 29702 نفر امتیاز سطح سه یا بالاتر را بهدست آوردند که 47% این دانشآموختگان را پوشش میدهد.در واقع نظام ارزیابی نظام آموزش پایه نیوزلند بر پایه چهارچوب کیفیت ملی سنجش میشود. گواهی تحصیلی دانشآموختگانی که از کیفیت بالاتری برخوردار باشد ازسوی مقامات کیفیت زلاندنو صادر میشود، اما دانشآموختگانی که در این چهارچوب کیفیت ملی قرار نگیرند مدرک تحصیلی خود را از محل آموزش خود دریافت میکنند.گواهی ملی پیشرفت تحصیلی نیز درجههای گوناگونی دارد.افرادی که دارای گواهی ملی پیشرفت تحصیلی درجه دو به پایین باشند، نمیتوانند در دورههای آموزش عالی به تحصیل ادامه دهند. در برابر، افراد دارای گواهی ملی درجه چهار به بالا، میتوانند از بورس تحصیلی نیز برخوردار شوند. برای نمونه از میان 62950 دانشآموز در سال 2013 تنها 30827 نفر آنها توانستهاند گواهی پیشرفت ملی تحصیلی درجه سه به بالا دریافت کنند. جدول 1، شمار دانشآموزانی که استاندارد ورود به دانشگاه را در پنج سال گذشته به دست آوردهاند را نشان میدهد. نکته درخور درنگ در جدول 2، وضعیت پیشرفت تحصیلی برتر در میان دختران است. بهگونهای که نزدیک به 56% دانشآموختگان برخوردار از استاندارد ورود به دانشگاه را دختران پوشش میدهند. ازسوی دیگر، 57% دانشآموختگانی که استاندارد ورود به دانشگاه را ندارند پسران را تشکیل میدهند، که بیانگر آن است که در مجموع دختران از پیشرفت تحصیلی بهتری برخوردارند.نظام آموزش پایه و اجباری زلاندنو بهگونهای ساماندهی شده است که به نیاز همه افراد پاسخگو باشد. افزونبرآن سنت و رسوم مردم بومی را بسیار پاس میدارد. ازاینرو این نظام از پیچیدگی و گوناگونی زیادی برخوردار است. جدول 2 سیمای کلی نظام آموزش پایه را به تصویر کشیده است.دوره سوم آموزشی یا آموزش عالی قانون آموزش سال 1989 که همه دورههای آموزشی زلاندنو را پوشش میدهد، سه گونه نهاد آموزش عالی عمومی در این کشور را به رسمیت میشناسد: دانشگاهها، نهادهای آموزش عالی فنی، نهادهای آموزش عالی بومی یا وانانگا (که به آموزش و مهارتآموزی از رهگذر سنت، رسمها و زبان مائوری میپردازند). افزونبرآن، قانون آموزشی، فرایندی را برای به رسمیت شناختن نهادهای آموزش عالی خصوصی پیشبینی کرده است. چنانچه اینگونه نهادها به تضمین کیفیت بر پایه چهارچوب کیفی ملی، که زیر نظر مقام کیفیت زلاندنو است، بپردازند، میتوانند به فعالیت مشغول و از یارانه دولتی نیز برخوردار شوند. دوره سوم آموزش دربرگیرنده همه آموزشهای بعد از آموزش پایه است. این دوره دربرگیرنده یادگیری و مهارتآموزی دانشآموزان دبیرستانی در نهادهای رایگان، آکادمیهای پیشهها و برنامه همترازی آموزش میانی و دوره سوم نیز میشود. برخی از آموزشهای دوره سوم، «آموزش پیشرفته» نیز نامیده میشود. برای نمونه «آموزش بنیادی» که دربرگیرنده سوادآموزی بزرگسالان و یا آموزش حسابان به افرادی است که از مهارت پایینی برخوردارند، نیز در این دسته از آموزشها قرار میگیرند. آموزش دوره سوم، همچنین دربرگیرنده آموزش فنیوحرفهای و مهارتآموزی، که دربرگیرنده گواهینامههای غیردانشگاهی و گواهینامههای کارآزمودگی و همچنین فراگیرانی که ازسوی نهادهای صنعتی مهارت میآموزند، نیز میشود. واژه آموزش پیشرفته همچنین آموزش بزرگسالان و اجتماعات و آموزش غیررسمی بزرگسالان را نیز پوشش میدهد. بنابراین، آموزش عالی، بیشتر به آموزشهای رسمی در دوره کارشناسی و بالاتر گفته میشود (Tertiary Sector Performance Analysis, 2013, p. 10).آموزش دانشگاهی: همه دانشگاههای زلاندنو، با مالکیت بخش عمومی (دولت)، گستره فراخی از موضوعات را در دورههای کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری آموزش میدهند. برخی از این دانشگاهها دارای پردیسهای گوناگون در شهرهای دیگر نیز هستند. برخی نیز، بیشتر بهگونهای مشارکتی در بیرون از زلاندنو دورههای آموزشی بنا نهادهاند. شماری از برنامهها نیز بهگونه برخط عرضه میشوند. بنابر بند 162 قانون سال 1989 ویژگیهای دانشگاهها چنین برشمرده شده است:·دانشگاهها در گام نخست به آموزش پیشرفته میپردازند. هدف اصلی آنها توسعه همبستگی فکری است؛·آموزش و پژوهش در آنها به یکدیگر وابستهاند و آموزشگران آنها افرادی هستند که در دانش پیشرفته فعال هستند؛·آنها از استانداردهای بینالمللی آموزش و پژوهش برخوردارند؛·آنها گنجینه دانش و کاردانی هستند؛·آنها نقش نقد و وجدان جامعه را بازی میکنند (Universities New Zealand, 2014).در زلاندنو 8 دانشگاه به کار مشغول هستند: دانشگاه اوکلند، دانشگاه فنّاوری اوکلند، دانشگاه لینکلن، دانشگاه مسی، دانشگاه کانتربری، دانشگاه اوتاگو، دانشگاه دیکاتو، دانشگاه ویکتوریای ولینگتون.نهادهای آموزش عالی فنی (پلیتکنیک)23 نهاد آموزش عالی فنی در زلاندنو به کار مشغول هستند. این نهادها بهگونهای سنتی در مهارتآموزی فنیوحرفهای کارآزموده هستند، اما در دهههای گذشته نقش خود را گسترش داده و میکوشند به نیازهای فراگیران و اقتصاد نیز پاسخگو باشند. کالجهای آموزشی به مهارتآموزی در قلمرو آموزشگران دوره آموزشی پیشدبستانی، ابتدایی و متوسطه میپردازند. آنها، به مهارتآموزی گروههای شغلی مانند کارگران اجتماعی نیز میپردازند. همه دورههای آموزشی آنها با کارآموزی دانشجویان در محل کار همراه است.نهادهای آموزش عالی بومی (وانانگا)آموزش به زبان و فرهنگ بومی که از دوره پیشدبستانی آغاز میشود، در دوره سوم نیز ادامه مییابد. مراکز مائوری یادگیری دوره سوم در دهه گذشته بنیاد نهاده شدند. بخشی از آموزش سنت و رسمهای مائوری بخش جداییناپذیری از دورههای آموزشی این نهادها بهشمار میآید. بخش عمومی دارای سه وانانگا است.نهادهای آموزش عالی با مالکیت خصوصیدر کنار نهادهای عمومی آموزشی، نزدیک به 860 نهاد مهارتآموزی خصوصی در زلاندنو به آموزش میپردازند. منابع مالی این نهادها، اگرچه ازسوی بخش خصوصی فراهم میشود، اما دولت نیز در فراهم آوردن بخشی از منابع مالی برای برنامههای آموزشی مورد پذیرش خود به آنها یارانه میپردازد. دانشآموختگان دورههای سوم فنیوحرفهای این نهادها، گواهینامهها و مدارک تحصیلی گوناگونی دریافت میدارند. که بستگی به نوع کارآزمودگی و بازه زمانی دوره آموزشی دارد. این دورهها که میتواند بهصورت پودمانی نیز دنبال شود، بین 6-1 نیمسال بهصورت تماموقت به درازا میکشد.دورههای آموزش کارشناسی بیشتر در نهادهای عمومی برگزار میشود. برنامههای آموزش کارشناسی معمولاً شش نیمسال برای رشتههای هنر، تجارت، علوم، کشاورزی و باغبانی بهطول میانجامد. برنامههای آموزش مهندسی، حقوق، داروسازی، علوم آزمایشگاهی، پزشکی، بیناییسنجی و فیزیوتراپی هشت نیمسال، معماری و دندانپزشکی ده نیمسال و پزشکی دوازده نیمسال به درازا میکشد. هرچند بخش زیادی از دانشجویان زمان طولانیتری را برای دانشآموختگی میگذرانند. برخورداری از امتیاز استاندارد ورود به دانشگاه، ازجمله شرایط ثبتنام در دانشگاه بهشمار میآید.پس از به پایان رساندن یک برنامه شش نیمسال، دانشجویان میتوانند با گذراندن دو نیمسال بیشتر درجه «افتخاری» دوره را بهدست آورند. ادامه بیشتر آن به دریافت درجه «با افتخار» میانجامد.دورههای کارشناسی ارشد در دانشگاهها و تعداد انگشتشماری از نهادهای آموزش عالی، ازجمله پرآوازهترین آنها، یونیتک زلاندنو، برگزار میشود.برنامههای دورههای کارشناسی ارشد، گاه برای افرادی که دارای «درجه افتخار» دوره کارشناسی هستند دو نیمسال است. اما دوره کارشناسی ارشد بهطول معمول چهار نیمسال به درازا میکشد.دریافت مدرک کارشناسی ارشد بهگونه سنتی نیازمند انتشار پایاننامه است. گرچه، در دورههای حرفهای، کارهای بنیادی (کارهای کلاسی) و انجام طرح در محل کار نیز رایج شده است. این طرحها بهگونهای طراحی میشود که نیازهای کارورز حرفهای را برآورده سازد.دوره دکتری که با پژوهش آغاز و با انتشار پایاننامه، که دستکم شش نیمسال و سرانجام چهار سال به درازا میکشد، پایان مییابد. دانشآموختگان این دوره مدرک دکتری دریافت میکنند. این دوره آموزشی نیز در همه دانشگاهها و یونیتک زلاندنو برگزار میشود.دکترای حرفهای بر پایه کار کلاسی، در دو نیمسال، آغاز میشود و با طراحی پژوهشی با بیش از چهار نیمسال و با کاربست مستقیم آن در قلمرو حرفهای پایان میپذیرد. این دورهها در قلمرو مدیریت بازرگانی، رایانه، داروسازی و علوم تندرستی برگزار شده است.درجه پسا دکتری بر پایه کارهای انتشار یافته به افراد داده میشود (OECD, 2004, pp. 48-49).آموزش از دور: پلیتکنیک باز به آموزش از دور در زمینه شغلی فنی و دورههای رسمی کاردانی مکاتبهای همراه با آموزش دورهای رودررو میپردازد. دانشگاه مسی نیز دورههای آموزشی از دور در دوره کاردانی و کارشناسی برگزار میکند. هماکنون، بیشتر نهادهای آموزشی از آموزش الکترونیکی برای پشتیبانی از آموزش رودررو استفاده میکنند.استانداردهای پذیرش در نهادهای آموزش عالیپذیرش از دانشگاه، در گام نخست نیازمند برخورداری از کمینه استانداردهای گواهینامه ملی پیشرفت آموزش است. ورود به برنامههای پرطرفدار، بیشتر بر پایه استانداردهای بالاتر انجام میشود. نهادهای غیردانشگاهی آموزش عالی نرمشپذیرتر هستند و پذیرش در آنها از رهگذر برگ درخواست انجام میشود. بههرحال، هر نهادی که با برگ درخواست دانشجو میپذیرد میتواند معیارهای پذیرش بیشتری را بهکار گیرد.آموزش فنیوحرفهایآموزش فنیوحرفهای از مدرسه آغاز میشود که ازسوی فراهمکنندگان آموزش دوره سوم مدرسهها آموزش داده میشود. آموزش فنیوحرفهای در دوره سوم، ازسوی نهادهای فنّاوری و پلیتکنیکها، سازمانهای مهارتآموزی صنعتی، وانانگها، نهادهای خصوصی مهارتآموزی و محلهای کاری فراهم میشود. برخی از این برنامههای آموزشی نیز در نهادهای مهارتآموزی عمومی و برخی دانشگاهها در دسترس هستند.در دوره متوسطه، دانشآموزان میتوانند فقط به آموزش فنیوحرفهای بپردازند یا چند درس فنیوحرفهای را در برنامه عمومی خود بگنجانند.راه فنیوحرفهای: بر پایه برنامهای با نام «تضمین جوانی» استانداردها و مهارتهای مورد درخواست صنایع در پنج بخش ساخت و فنّاوری، سازه و زیرساخت، صنایع نخستین، خدمات اجتماعی و خدمات صنعتی گردآوری شده است که امکان شغلیابی را به هم پیوند میدهد.فراگیران این دورهها همچنین میتوانند به دورههای پیشرفتهتر دوره آموزشی خود راه یابند. این برنامه با همکاری نمایندگیهای دولتی، بخش مهارتآموزی صنایع، نمایندگان آموزش میانی و دوره سوم و نمایندگان صنایع و کارفرمایان تدوین شده است.هماکنون 22 آکادمی شغلی از رهگذر مدرسهها و دیگر نهادهای آموزش برنامههای فنّاوری را برای دانشآموزان سال یازدهم تا سیزدهم (سن 18-15) با در نظر گرفتن نیازهای شغلی محلی و ملی، فراهم میکنند. این دورههای آموزشی دربرگیرنده قلمروهایی همچون گردشگری، صنایع نخستین، ساختوساز، مهمانداری، مهندسی، رایانه و... است.نهادهای فنّاوری و کاربردیهجده نهاد فنّاوری و کاربردی مهارتهای حرفهای و فنی را در قلمروهای گوناگون از دوره مقدماتی تا پیشرفته آموزش میدهند. این دورهها کوتاه یا بلندمدت دربرگیرنده: زبان انگلیسی، دورههای مورد علاقه اجتماعات، برنامههای بنیادی و... است.این دورهها بر زیستآزمودههای عملی و کاربست آنها در شرایط کاری، مانند کارگاهها، آزمایشگاهها، بیمارستانها و دیگر محلهای کاری پا میفشارند.سازمانهای مهارتآموزی صنعتی: بیست سازمان مهارتآموزی صنعتی با همکاری دولت و صنایع در زمینههای کشاورزی، ساختوساز، خودور و... شکل گرفته است. این سازمانها با حفظ و توسعه چیرهدستی در قلمروهای آموزشی خود کارآموزی در حال اشتغال و کارآموزی بهصورت آزاد را آسانسازی کردهاند.نهادهای مهارتآموزی خصوصی: نهادهای آموزشی خصوصی نیز دورههای ویژه حرفهای برگزار میکنند و به دانشآموختگان خود گواهینامههای درجهبندی شده میدهند که برای کاریابی اثربخش است. زمینههای مهارتآموزی این نهادها سفر و گردشگری، طراحی، رایانه، زبان انگلیسی و... را پوشش میدهد. نزدیک به 600 نهاد خصوصی مهارتآموزی در نیوزلند فعالیت میکنند (Ministry of Education, 2015).دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالینظام آموزشی، بهویژه آموزش پایه که اجباری و حتی آموزش دوره سوم، بهگونهای ساماندهی شدهاند که قشرها و گروههای اجتماعی با زبانها و فرهنگهای گوناگون بتوانند در آن آموزش ببینند. در این میان، مردم بومی این سرزمین یعنی مائوریها و پاسفیکها که فرهنگ و زبان بومی دارند، از دورهها و نهادهای آموزشی ویژهای برخوردار شدهاند. چرا که نظام آموزشی در گذشته نتوانسته بوده است بسیاری از این بومیها را به درستی آموزش دهد. ازاینرو، برنامههای راهبردی با نام «شتاب بخشیدن به کامیابی» برای سالهای 2017-2013 طراحی شده است.در چشمانداز «راهبرد آموزش مائوری» بر نکات زیر پافشاری شده است:·برخورداری دانشآموزان از هویت، زبان و ارزشهای فرهنگی و گنجاندن آن در آموزش و یادگیری بهگونهای که به کامیابی آنها بینجامد؛· آشنا ساختن آنها با توانمندیهای نهفتهشان بهگونهای که برای هدفگذاری و کنشپذیری احساس دلگرمی کنند؛·آموزش و یادگیری مناسب جذاب، پاداشدهنده و مثبت را بیازمایند؛·دانش، مهارت و چیرهدستی برای دستیابی به کامیابی در جامعه مائوری، نیوزلند و جهان گستردهتر را بهدست آوردند (Ministry of Education, 2013c).پاسیفیکها نیز که از دیگر اقلیتهای بومی زلاندنو بهشمار میآیند نیز از برنامه آموزشی ویژهای با نام «برنامه آموزش پاسفیک» برای سالهای 2017-2013 برخوردار شدهاند. هدف از اجرای این برنامه نیز دسترسی صد درصدی فراگیران پاسفیک به آموزش با هویت، زبان و فرهنگ خودشان است. جدول 3 سیر تحول شمار فراگیران دوره آموزشی پایه بر پایه گونهشناسی قومی و جنسیت را به تصویر میکشد.اگرچه فقط نزدیک به 49% دانشآموختگان دوره آموزش پایه از نخستین شرط ورود به دانشگاه برخوردارند، اما باتوجهبه گوناگونی دورههای آموزشی دوره سوم غیردانشگاهی، امکان ادامه تحصیل برای 51% باقیمانده و همچنین دیگر فراگیران نیز فراهم شده است. دولت زلاندنو کوشیده است با گرانیگاه قرار دادن رویکرد آموزش در سراسر زندگی، دسترسی به آموزش دوره سوم را با آسانسازی دسترسی به وام دانشجویی بازنگه دارد. بهاینترتیب راه برای دانشجویان پارهوقت و شاغل هموارتر شده است. بهرغم همه این کوششها، دادهها بیانگر کاهش تقاضا برای آموزش در دوره سوم در یک دهه گذشته است. اما در پی بازنگریهای انجامشده، در سال 2005، در قلمرو کیفیت و تناسب و هزینه فایده آموزشها، سیاست دولت بر آن قرار گرفته است تا افراد بیشتری به دورههای بالاتر آموزشی راه یابند. اجرای چنین سیاستی به کاهش ثبتنام در دورههای پایینتر از سال 2005 انجامیده است. اما در دورههای بالاتر وضعیت نسبتاً ثابت باقیمانده است. نگاره 4، فرایند تحول دسترسی به آموزش در دورههای سوم را نشان میدهد.سن استاندارد مشارکت در آموزش دوره سوم در زلاندنو پانزده به بالا اعلام شده است. نگاره 5 وضعیت دسترسی گروههای قومی به آموزش دوره سوم را به تصویر میکشد. گرچه نرخ دسترسی بهطورکلی فرایند کاهش را نشان میدهد، اما مائوریها بهرغم کاهش 4/4 درصدی، در دهه 2013-2003، همچنان بیشترین سهم دسترسی را دارند و در پی آنها آسیایی با 1/4% کاهش و اروپاییها 9/1% کاهش در ردههای پایینتر قرار میگیرند. افزایش 2/0 درصدی سهم مشارکت پاسفیکها تغییر چندانی در وضعیت دسترسی آنها، در همین بازه زمانی پدید نیاورده است. از دیدگاه جنسیتشناختی، نرخ دسترسی دختران بیش از پسران بوده است؛ بهگونهای که در سال 2013، شمار دختران، 4/1 برابر بیشتر از پسران را نشان میدهد. اگرچه در دهه 2013-2003 نرخ مشارکت بهگونهای یکسان کاهش یافته است.از دیدگاه کیفی و دورههای آموزشی، در سال 2013، دورههای کارشناسی با 9/3%، بیشترین سهم را داراست. دورههای کارشناسی ارشد با 3/0% و دکتری با 1/0% کمترین سهم را دارا هستند. اگرچه، در بازه زمانی یادشده، نرخ دسترسی به این دورهها تقریباً یکسان باقیمانده است. ازسویدیگر، نرخ مشارکت در دورههای غیردانشگاهی همگی فرایند کاهشی را پشت سر گذراندهاند.شمار فراگیران دورههای رسمی آموزشی دوره سوم در دو دهه گذشته در جدول 4 نشان داده شده است. شمار دانشجویان بینالمللی در برابر دانشجویان محلی، در سال 2013، در نهادهای عمومی دانشگاهی، نزدیک به 11% و در نهادهای مهارتآموزی عمومی و خصوصی نزدیک به 12% است. شمار فراگیران دورههای آموزشی دوره سوم در سال 2013، 512198 نفر میرسد. اما شمار دانشجویانی که در 8 نهاد دانشگاهی عمومی این کشور تحصیل میکنند، فقط نزدیک به 26% آنها را پوشش میدهند. شمار دانشجویان پارهوقت و تماموقت دانشگاهی نزدیک به 180000 نفر است. در جدول 5 شمار آن بر پایه دانشجوی تمام وقت درج شده است.جدول 5. شمار دانشجویان و کارکنان تماموقت نهادهای دانشگاهی نیوزلند نام دانشگاهدانشجویان تماموقتکارکنان تماموقتاوکلند330281909فنّاوری اوکلند188372143ویکاتو100941520مسی190742994ویکتوریا172771886کانتربری121081907لینکلن3238610اوتاگو188693838جمع13255319807
(Universities New Zealand, 2014, p. 2)
همانگونه که جدول 6 نمایش میدهد، نرخ رشد اعضای هیئتعلمی تماموقت در سال 2012 نسبت به سال 2000 در دانشگاهها و نهادهای فنّاوری و پلیتکنیکها بهترتیب 4/10% و 2/6% بوده است. درحالیکه نرخ رشد آنها در وانانگاها، نزدیک به 300% است.رویهمرفته نسبت شمار دانشجویان به اعضای هیئتعلمی، همانگونه که جدول 7 نشان میدهد، با فراز و نشیبهایی که پشت سرگذاشته، افزایش یافته است. این درحالی است که هزینههای آموزش عالی در این بازه زمانی همواره فرایندی افزایشی را نشان میدهد.سهم مشارکت زنان در میان اعضای علمی، در مجموع در سال 2013، 47% را نشان میدهد که نسبت به سال 2000، 4% افزایش را نشان میدهد.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیمدیریت نظام آموزش عالی در قلمرو ملی بیشتر به دوش وزارت آموزش، کمیسیون آموزش دوره سوم، نهاد کیفیت زلاندنو است. وزارت آموزش: نهادی عمومی است که توسعه چهارچوبهای سیاستی در آموزش دوره سوم را بردوش دارد. این وزارت به دیگر وزیران در قلمرو توسعه راهبردهای آموزش دوره سوم و دیگر راهبردها و سیاستهای مربوط به آموزش دوره سوم، راهنمایی میدهد. از دیگر کارویژههای این وزارت پایش اندازه دستیابی به راهبردهای آموزش دوره سوم، گردآوری و مدیریت دادههای آموزشی دوره سوم و پایش عملکرد تمامیت نظام آموزش عالی است. بهاینترتیب، این وزارتخانه هیچگونه نقش مداخلهگرایانهای در نظام آموزش عالی یا دوره سوم این کشور ندارد.وزیر یا دبیر آموزش رئیس اجرایی وزارت بهشمار میآید. بر پایه قانون برخی تصمیمگیریهای قانونی درباره نهادهای آموزش دوره سوم به وزیر آموزش واگذار شده است. برای نمونه نهادهای آموزش عالی نمیتوانند وام بگیرند، اوراق قرضه چاپ کنند و یا بدون هماهنگی با وزیر پول خود را افزایش دهند. تعیین معیارهای ارزیابی سطح خطرپذیری نهادهای آموزش عالی و انتشار آنها از دیگر کارویژههای وزارت بهشمار میآیند (Tertiary Education Commission, 2014, p. 10).کمیسیون آموزش دوره سوم: مسئولیت فراهم آوردن منابع مالی آموزشی و مهارتآموزی پساپایهای که ازسوی نهادهای آموزشی دوره سوم عرضه میشود را بردوش دارد. کارویژههای این نهاد بر پایه اسناد قانونی چنین برشمرده شده است:·تدوین و انتشار راهنما درباره محتوا و فرایندهای مربوط به چگونگی به تصویب رساندن منابع مالی برای برنامههای پیشنهادی (نهادهای آموزشی)؛·تدوین و انتشار راهنمای معیارهایی که کمیسیون برای ارزیابی برنامههای پیشنهادی بهکار میگیرد؛·ارزیابی برنامههای پیشنهادی (نهادهای آموزشی دوره سوم) و تصمیمگیری درباره آنها بر پایه معیارهای اعلامشده؛·تعیین منابع مالی نهادهای آموزشی بر پایه سازوکارهای مناسب فراهمسازی منابع مالی؛·اختصاص منابع مالی به نهادهای آموزشی دارای برنامه؛·تدوین چکیده درونمایه برنامهها برای بازرسی عمومی؛·توانمندسازی نهادهای آموزشی؛·فراهمسازی پیشنهاد درباره فعالیتها و عملکردهای نهادهای آموزشی دوره سوم و بخش آموزش دوره سوم؛·توسعه جزئیات چگونگی کاربست سازوکار منابع مالی و کاربست سازوکار آن؛·پیشنهاد به وزیر درباره چگونگی کاربست سیاستها و همچنین راهکارهای اجرایی سیاستهای نوین؛·پایش عملکرد سازمانهایی که از کمیسیون منابع مالی دریافت میکنند، دربرگیرنده سنجش عملکرد در برابر پیامدهای ویژه آن و انجام دیگر کارویژههایی است که وزارت به کمیسیون واگذار میکند؛·انجام هرگونه کارویژهای که به کمیسیون واگذار شود، ازجمله فراهم ساختن منابع سازمانهای دیگر؛·انجام دیگر کارویژههایی که بر پایه قانون مهارتآموزی صنعتی سال 1992، قانون یادگیری و مهارتآموزی نوین سال 2000 و دیگر قوانین به این کمیسیون واگذار میکند (Tertiary Education Commission, 2014, p. 8).سزاوار یادآوری است که کمیسیون پایش عملکرد گزارشهای خود را بر پایه خودارزیابیهای نهادهای آموزش عالی انجام میدهد. نهادهای آموزش عالی نیز عملکرد خود را بر پایه طرحهای توافقشده پیشین به این کمیسیون گزارش میدهند.وزارت بازرگانی، نوآوری و اشتغال: راهبردهای آموزشهای دوره سوم سالهای 2019-2013 ازسوی وزارت آموزش و وزارت بازرگانی، نوآوری و اشتغال توسعه یافته است. این وزارت، با تحلیل بازار کار، پیشبینی کار و مهارتها، مشارکت مائوریها در بازار کار و پشتیبانی پژوهشی از رهگذر گزارشهای ژرفنگرانه، در بخش آموزشهای دوره سوم، نقشآفرینی میکند. روابط کاری نزدیکتر میان این دو وزارت، میتواند سبب شکلگیری وزارت آموزش دوره سوم، مهارتها و اشتغال بهشمار آید.به سخنی روشنتر، کارویژه اصلی این وزارت، آگاهیرسانی به شهروندان و یاری رساندن به دانشجویان و خانوادههای آنها برای افزایش گزینهها در دستیابی به کار در 40 زمینه کلیدی اشتغال است (Tertiary Education Commission, 2015b, p. 10).آموزش زلاندنو: نهادی عمومی است که ازسوی بخش آموزش پی نهاده شده است. بیشتر منابع مالی این نهاد از رهگذر قرارداد با وزارت آموزش در چهارچوب برنامههای ویژه و برنامه مالیات صادرات آموزش فراهم میشود. این نهاد بیشتر در قلمرو تجارت بینالملل آموزش (عالی) کوشش میکند و دو کارویژه اساسی بردوش دارد: بازاریابی برای پذیرش دانشجو و توسعه بازرگانی. به سخنی روشنتر، نقش نخست این نهاد بازاریابی برای پذیرش دانشجوی خارجی است و میکوشد به توسعه تجارت آموزشی، تولیدات، خدمات و فروش آن در بازار جهانی (بهویژه در کشورهای جنوبی، ازجمله چین) بپردازد؛ بهگونهای که این نهاد میکوشد هدف دولت را در دو برابرسازی ارزش تجاری آموزش تا سال 2025 به دو برابر، یعنی حدود 5/2 میلیارد دلار برآورده سازد. جزئیات این برنامه در سندی با نام بیانیه رهبری برای آموزش بینالملل بازتاب یافته است.نهاد کیفیت زلاندنو: این نهاد با هیئتامنا اداره میشود که اعضای آن ازسوی وزیر آموزش برگزیده میشوند. این نهاد از بخش ارزیابی، تضمین کیفیت و خدمات راهبردی برخوردار است. کارویژه اصلی نهاد کیفیت، تأیید کیفیت دوره متوسطه و آموزش و مهارتآموزی پسا متوسطه است. به سخنی روشنتر، این نهاد کارویژه خود را بر پایه ارزیابیهای درونی که ازسوی نهادهای آموزشی مانند پلیتکنیکها و وانانگاها تهیه میشود و همچنین تأیید آنها به انجام میرساند.فرایند تضمین کیفیت دربرگیرنده تأیید و اعتباربخشی دورههای آموزشی، ارزیابی بیرونی و خودارزیابی نهادهای آموزشی است. خاطرنشان میشود که تنها نهادهایی که کیفیت آنها به تأیید برسد از کمک مالی دولتی برخوردار میشوند.یادآوری میشود که مسائل مربوط به کیفیت دانشگاهها به این نهاد ارتباطی ندارد و کمیته برنامههای دانشگاهی که یکی از زیرمجموعههای کمیته دانشگاههای زلاندنوست، بدان میپردازد. ارزیابی بیرونی دانشگاه نیز ازسوی بنگاه کیفیت دانشگاهی نیوزلند انجام میشود.سکانداری نهادهای آموزشی دوره سومسکانداری همه نهادهای آموزش دوره سوم که از استقلال کامل برخوردارند، بردوش شوراهای دانشگاهی/ نهادی خودگردانی است که نقش و کارویژههای آنها در قانون آموزش سال 1989 به روشنی برشمرده شده است.شمار اعضای شوراهای دانشگاهها و وانانگاها بین 20-10 نفر است و دربرگیرنده نمایندگان اعضای علمی، کارکنان و دانشجویان هر نهاد است. بهتازگی شمار اعضای شوراهای نهادهای فنّاوری و پلیتکنیکها، برای مدیریت بهتر این نهادها به 12-8 نفر کاهش یافته است. همچنین انتصاب رئیس و معاون شوراهای این نهادهای مهارتآموزی به وزیر آموزش واگذار شده است (Tertiary Education Commission, 2015b, p. 20).تغییری که نشاندهنده سبک متفاوت سکانداری نهادهای دانشگاهی با این نهادهای مهارتآموزی است که برآمده از اهداف و کارویژههای متفاوت آنها از نهادهای دانشگاهی است. اعضای کمیتههای دانشگاهی برای چهار سال برگزیده میشوند، اما در نهادهای مهارتآموزی دوره سوم این زمان بین 4-2 سال است. همانگونه که پیشتر نیز یادآوری شد، از سال 2010، تغییرات بیشتری در سکانداری نهادهای مهارتآموزی دوره سوم پدید آمده است. مهمترین اهداف این تغییرات چنین شمرده شدهاند: کوچکسازی اندازه شوراهای نهادی آنها، مهارت محور ساختن ویژگی اعضای شورا، افزایش همکاریهای میانبخشی، بهینهسازی عملکرد، بنا نهادن سازوکاری که چشمداشتهای ذینفعها را برآورده سازد، روشنتر ساختن نقش و مسئولیتهای شورا و مدیریت نهادهای مهارتآموزی.تواناییهای قانونی نهادهای آموزش دوره سوم: بر پایه قانون مصوب سال 1989 هر نهاد آموزشی دوره سوم (دانشگاهها، وانانگاها و نهادهای فنّاوری و پلیتکنیک) بسان شرکت سهامی قلمداد میشود و از توانایی مالکیت شخصی حقوقی، دادخواست حقوقی برخوردار است. همچنین میتواند مورد پیگرد حقوقی نیز قرار گیرد. بهاینترتیب از همه اختیارات یک شرکت برخوردار است (بخش 166 قانون آموزش، 1989م). بنابر قانون یادشده، نهادهای آموزش دوره سوم از تواناییهای زیر برخوردار هستند:·حقوق، قدرت و امتیازهای شخص حقیقی؛·توانایی انتشار اوراق قرضه؛·اجازه واگذاری هزینههای شناور اموال خود؛·اجازه انجام هر کار دیگری که این قانون و دیگر قوانین روا دانستهاند (بخش 192 قانون آموزش، سال 1989).افزونبرآن، نهادهای آموزش دوره سوم از توانایی حقوقی برای انجام معاملات و دیگر فعالیتهایی که خارج از چهارچوب فعالیتهای آنهاست درصورتیکه ازسوی شورای نهاد آموزشی مناسب تشخیص داده شود، نیز برخوردارند. فقط برخی از فعالیتهایی که ممکن است به منافع مالکیت بلندمدت ملی (پادشاهی) آسیب وارد آورد، در محدودههای ویژهای است که وزارت آموزش دوره سوم، مهارت و اشتغال تعیین کرده است، نیازمند دریافت رضایت کتبی از دبیرخانه آموزش است (Tertiary Education Commission, 2015b, p. 19).بهاینترتیب، میتوان دریافت که نهادهای آموزش عالی، جدای برخورداری از استقلال علمی، مدیریتی و اداری از قدرت مالی زیادی نیز برخوردارند. بهگونهای که دولت یا بخش عمومی هیچگونه دخالتی در امور دانشگاهی (آکادمیک) آنها ندارد.بهاینترتیب، باتوجهبه نقش بنیانی دانشگاهها در تولید و انتشار دانش، 8 نهاد دانشگاهی برای رایزنی هماهنگی و مدیریت خود از نهادی مشترک با نام «دانشگاهها» برخوردارند. این نهاد دارای 9 کمیته است که در سه گروه دستهبندی شده است:کمیتههای گروه یکم که پشتیبانی از مسئولیتهای قانونی را بردوش دارد، دربرگیرنده کمیته برنامههای علمی دانشگاهی و زیرکمیتهها ورود به دانشگاه و کمیته کمکهزینه دانشگاهی است.کمیتههای گروه دوم که از کارویژههای سیاستهای اصلی پشتیبانی میکند و دربرگیرنده کمیتههای پژوهش، سیاست بینالمللی و کمیته مائریهاست.کمیتههای گروه سوم که دربرگیرنده مدیران عالی دانشگاههاست که از ظرفیتهای ویژهای برخوردارند و دربرگیرنده شورای کتابداران دانشگاه زلاندنو، کمیته فنّاوری اطلاعات و ارتباطات و کمیته منابع انسانی است.در هر صورت، همه نهادهای آموزشی دوره سوم، بر پایه بند 160 و 161 بخش چهاردهم از آزادی و استقلال برخوردارند.هدف از تدوین و تصویب این قانون افزایش استقلال و آزادی در تصمیمگیریهای عملیاتی و مدیریت یاد شده است که همگرا با ماهیت خدمات، استفاده بهینه از منابع ملی، منافع ملی و نیاز به پاسخگویی یاد شده است.در بند 161 قانون 1989 که آزادی علمی دانشگاهی نام نهاده شده است، هدف از تصویب این قانون ازسوی مجلس پاسداری و افزایش استقلال و آزادی علمی نهادهای علمی یادشده و آزادی علمی نیز چنین مفهومسازی شده است.الف) آزادی کارکنان علمی و دانشجویان در چهارچوب قانون برای به پرسش کشاندن و آزمون خود بهدست آمده برای پیشبرد اندیشههای نوین و بیان اندیشههای ناسازوار و ناشناخته؛ب) آزادی کارکنان علمی و دانشجویان در انجام پژوهش؛پ) آزادی نهاد آموزشی و کارکنان آن برای تعیین موضوعات فکری در دانشگاه؛ت) آزادی نهادی و کارکنان علمی آن برای آموزش و ارزیابی دانشجویان بهگونهای که ازنظر آنها به یادگیری به بهترین شکل انجام میشود؛ث) آزادی نهادی و آموزش از رهگذر انتصاب کارکنان آن ازسوی مدیر اجرایی.برای کاربست آزادی و استقلال علمی، نهادآموزی بهگونهای همسو با موارد زیر عمل خواهد کرد:·نیاز برای پاسداری از والاترین استانداردهای اخلاقی ازسوی نهاد (آموزش عالی) بهگونهای که پاسخگوی نیاز به موشکافیهای عمومی در پاسداری از این ارزشها باشد؛·نیاز به پاسخگویی ازسوی نهادهای (آموزش عالی) و استفاده درست از منابع اختصاصیافته به آنها؛· شوراهای نهادهای (آموزش عالی) مدیران اجرایی نهادهای آموزشی، وزیران و دیگر دولتمردان در انجام کارویژههای خود، در همه موارد، بهگونهای عمل خواهند کرد که منظور مجلسی آنچنان که در این بخش آمده است را عملی سازند (Ministry of Education, 2015a, pp. 375-376).منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالینظام تأمین مالی منابع بخش آموزش، از زمان تصویب قانون آموزش (1989م) بر پایه سرانه یادگیران، موضوع و دوره آموزشی نهادهای آموزشی ساماندهی شده بود. بهاینترتیب، بودجه تخصیص داده شده همه هزینههای سرمایهای، موضوعات و دوره آموزشی و همچنین هزینه پژوهشهای مورد نیاز برای پشتیبانی آموزش و یادگیری را پوشش میداد.ازسویدیگر، ازآنجاکه هزینههای آموزش، در زلاندنو، سرمایهگذاری بهشمار میآید و آموزش بهویژه در برنامههای کنونی و پیشرو، از اصلیترین پیشرانهای توسعه و پایداری پنداشته میشود، سهم هزینه آموزش ازسوی بخش عمومی فرایندی فزاینده را پشت سر گذاشته است. بهگونهای که سهم هزینههای آموزش از تولید ناخالص داخلی، که در سالهای پایانی دهه نود کمتر از 5% بوده، در سال 2013 نزدیک به 9/5% و سهم هزینههای آموزشی از همه هزینههای دولت، به 9/17 افزایش یافته است. نگاره 8 فرایند افزایش سرمایهگذاری در بخش آموزش ازسوی بخش عمومی را به تصویر میکشاند.جدول 9 سیر تحول سرمایهگذاری بخش عمومی که همچنین نشانگر افزایش تولید ناخالص داخلی و هزینههای دولت در یک بازه پنجساله است را نشان میدهد. به سخنی دیگر، هزینههای آموزشی نه تنها نسبت به تولید ناخالص داخلی و هزینههای دولت افزایش یافته است، بلکه تولید ناخالص داخلی و هزینههای دولت نیز در این بازه زمانی افزایش داشتهاند که میتواند نشاندهنده افزایش بیشتر سرمایهگذاری در آموزش بهشمار آید. هزینههای بخش آموزش در دورههای گوناگون آموزشی و هزینههای اداری و... در جدول 10 بازتاب یافتهاند. نکته درخور درنگ در این دادهها تغییر اندک در هزینههای اداری و افزایش فزاینده دیگر هزینههاست. بخشی از هزینههای دولت در بخش آموزش، کمک هزینه به فراگیران است که در جدول 11 نمایش داده میشود. به سخنی روشنتر بخشی از هزینههای دولت در بخش آموزشی، دربرگیرنده کمکهای مالی است که فراگیران دریافت میکنند که شمار آنها در سال 2009 افزایش چشمگیری یافته است. منابع مالی آموزش دوره سومکمیسیون آموزش دوره سوم مسئولیت تخصیص منابع مالی همه نهادهای آموزش دوره سوم را بردوش دارد. این منابع بر پایه «برنامههای سرمایهگذاری» که ازسوی نهادهای آموزشی تهیه میشود، تخصیص مییابد. هرچند بخشی از بودجه نیز در چهارچوب قراردادها و موافقتنامههای مالی تخصیص مییابد. بر پایه قانون آموزش سال 1989، وزارت آموزش دوره سوم، مهارتها و اشتغال، سازوکار فراهمسازی منابع مالی را تعیین میکند و کمیسیون بر پایه آن به تخصیص اعتبارات نهادهای آموزش دوره سوم میپردازد. این کمیسیون همچنین دستورالعمل اجرایی بودجه را نیز برای نهادهای آموزشی تهیه میکند.منابع مالی دانشگاههابودجه دولتی آموزش دوره سوم، در 2014م نزدیک به 8/2 میلیارد دلار بوده است. 45/1 میلیارد دلار آن برابر با 53% به 9 دانشگاه اختصاص یافته است. مجموع منابع مالی دانشگاهها همراه با گونهشناسی منابع آنها در جدول 12 دیده میشود.در سال 2013، از 4/1 میلیارد 53% بودجه دولتی، 79% برای آموزش و یادگیری و 19% آن برابر با 2/276 میلیون دلار برای پژوهش هزینه شده است. منابع مالی نهادهای مهارتآموزیعملکرد مالی نهادهای فنّاوری و پلیتکنیک در سال 2013 در برابر سال 2012 فرایندی کاهشی داشته است؛ بهگونهای که بودجه دولتی آن 8/42 میلیون دلار و درآمد از شهریه دانشجویان داخلی آن 9/10 میلیون کاهش یافته است. جدول 13 منابع درآمدی این نهادهای مهارتآموزی را نشان میدهد.همانگونه که میتوان از این نهادهای مهارتآموزی انتظار داشت، 8/587 میلیون دلار (99%) از درآمد آنها برای آموزش و یادگیری و فقط 1% آن برای پژوهش هزینه شده است.منابع مالی نهادهای سنتی آموزش دوره سومعملکرد مالی نهادهای سنتی آموزش دوره سوم یا وانانگاها، تغییرات چشمگیری را نشان نمیدهد. هرچند درآمدهای غیردولتی آن کاهش اندکی داشتهاند. ازطرفی، باتوجهبه اولویت بخش عمومی برای توسعه اینگونه نهادهای آموزشی که بیشتر بر آموزش بومیهای زلاندنو بر پایه سنتها و رسوم آنها پا میفشارد، بیشترین منابع مالی آنها را دولت فراهم میکند.برنامهها و اصلاحات پیشروبرنامههای پیشروی نظام آموزش دوره سوم زلاندنو بر پایه نیازهایی تدوین شدهاند که در اسناد، چنین بازشناسی شدهاند.·اطمینان از کارکرد خوب نظام آموزشی دوره سوم بسان بخشی از گستره پهناورتر نظام اقتصادی زلاندنو؛·اطمینان از اینکه نظام آموزش دوره سوم بتواند با شتاب بیشتر با تغییرات، ازجمله تغییرات فنّاوریها و الگوهای مورد نیاز همسو شود؛·پرداختن به تغییرات مهارتی بهگونهای که مهارتهای به دست آمده از رهگذر آموزش دوره سوم با فرصتهای شغلی در بازار کار پیوند داشته باشد؛·سرانجام اینکه نظام آموزش دوره سوم همچنان از روایی بینالمللی بیشتری برخوردار باشد و چنان عملکردی داشته باشد که با بهترینها در جهان برابری کند.در برنامه راهبردی سالهای 2019-2014، برای دست یافتن به اهداف یادشده راهبردهای زیر در نظر گرفته شده است:·بناسازی روابط بینالمللی که به رقابتپذیری بهینه منجر شود؛·پشتیبانی از بازرگانی و نوآوری از رهگذر توسعه پژوهش و مهارتهای مناسب؛·بهینهسازی پیامدهای آموزش برای همگان؛·پیگیری بهینهسازی کیفی و تناسب آموزش و پژوهش و بهینهسازی (Ministry of Education and Ministry of Business, Innovation and Employment, 2014, p. 6).کتابشناسی
Central Intelligence Agency. (2015). “New Zleand”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/
Dench, O., Education Information and Analysis, Ministry of Education. (2009). Education Statistics of New Zealand: 2009. Retrieved from: https://www.educationcounts govt.nz/__data/assets/pdf_file/0017/80225/2009-Education-Statistics-of-NZ-Booklet.pdf.
Education New Zealand. (2014). Education New Zealand Statement of Intent 2014-2018. Retrieved from: https://enz.govt.nz/assets/Uploads/Statement-of-Intent-2014-2018.pdf.
Education Review office. (2014). Achievement 2013-2017: Success for Students in 2013. Retrieved from: http://www.ero.govt.nz/assets/Uploads/Achievement-2013-2017-Success-for-students-in-2013.pdf.
Ministry for Tertiary Education, Skills and Employment. (2015). Vote Tertiary Education - Supplementary Estimates 2014/15. Retrieved from: https://treasury.govt.nz/resources /vote-tertiary-education-supplementary-estimates-201415
Ministry of Education. (2009). Managing For Success: Maori Education Strategy 2008-2012. Retrieved from: https://www.education.govt.nz/assets/Documents/Ministry/Strategies-and-policies/Ka-Hikitia/KaHikitia2009 PartOne.pdf.
Ministry of Education. (2013a). Pasifika Education plan 2013-2017. Retrieved from: https://www.education.govt.nz/ assets/Documents/Ministry/Strategies-and-policies/ PasifikaEdPlan2013To2017V2.pdf.
Ministry of Education. (2013b). Public Expenditure of Early Childhood Education (2002-2013). Retrieved from: https:// www.educationcounts.govt.nz/statistics/indicators/data/resource/public-expenditure-on-early-childhood-education-ece
Ministry of Education. (2013c). The Māori Education Strategy: Acceleration Success, 2013-2017/Summary. Retrieved from: https://www.education.govt.nz/assets/Documents/ Ministry/Strategies-and-policies/Ka-Hikitia/KaHikitia Summary.pdf.
Ministry of Education. (2014a). Annual Report 2014. Retrieved from: https://www.education.govt.nz/assets/Documents/ Ministry/Publications/Annual-Reports/MOEAnnualReport 2014-Web.pdf.
Ministry of Education. (2014b). Student Loan Scheme Annual Report 2013/14. Retrieved from: https://www. educationcounts.govt.nz/__data/assets/pdf_file/0018/161064/Student-Loan-Scheme-Annual-Report-2014.pdf.
Ministry of Education. (2015a). Education Act 1989: Reprint as at 1 July 2015. Retrieved from: http://www.legislation. govt.nz/act/public/1989/0080/175.0/DLM175959.html
Ministry of Education. (2015b). Glossary: Terms and Acronyms Used on Education Counts. Wellington: Author.
Ministry of Education. (2015c). New Zealand Education Overview. Retrieved from: https://www.education.govt. nz/assets/Uploads/NZ-Education-System-Overview-publication-web-format.pdf.
Ministry of Education. (2015d). Participation Rates in Tertiary Education. Retrieved from: http://www.educationcounts. gort.nz
Ministry of Education and Ministry of Business, Innovation and Employment. (2014). Tertiary Education Strategy, 2014-2019. Retrieved from: https://www.education.govt. nz/assets/Documents/Further-education/Tertiary-Education-Strategy.pdf.
New Zealand Treasury. (2012). New Zealand Economic and Financial Overview 2012. Retrieved from: https:// treasury.govt.nz/sites/default/files/2010-04/nzefo-12.pdf.
New Zealand Treasury. (2013a). Education Key to Economic Growth and Equity. Retrieved from: https://treasury. govt.nz/information-and-services/interest-areas/education/ education-key-economic-growth-and-equity
New Zealand Treasury. (2013b). Financial Statements of the Government of New Zealand: For the Year Ended 30 June 2013. Retrieved from: https://treasury.govt.nz/sites/ default/files/2013-10/fsgnz-year-jun13.pdf.
OECD. (2004). Survey of Higher Education Systems. Retrieved from: http://www.oecd.org/education/imhe/32503573.PDF.
OECD. (2013a). “New Zleand”. Education at a Glance 2013: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary.org/docserver/eag-2013-63-en.pdf?expires= 1537088631&id=id&accname=guest&checksum=E03FDE2502562FFA78A345119B14AE90
OECD. (2013b). “What is the Impact of the Economic Crisis on Public Education Spending?”. Education Indicators in Focus, (18). Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary. org/docserver/5jzbb2sprz20-en.pdf?expires=1537088549& id=id&accname=guest&checksum=52D039E890EB7871581F9DB42A6F4365
OECD. (2014). “New Zleand”. Education at a Glance 2014: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary.org/docserver/eag-2014-65-en.pdf?expires= 1537088238&id=id&accname=guest&checksum=35DD2E4961B57A33AE290CED46BF68E4
Tertiary Education Commission. (2011). Review of Governance Change: Evaluation of the Implementation and Short-Term Outcomes of the Change. Retrieved from: www.tec.govt. nz/assets/...and.../2011-Review-of-Governance-Change-Evaluation.doc
Tertiary Education commission. (2014). Tertiary Education Performance Report 2012. Retrieved from: http://pr2012. publications.tec.govt.nz/uploads/TEC-Tertiary-Education-Performance-Report-2012.pdf.
Tertiary Education Commission. (2015a). Changes to University and Wananga Governance. Retrieved from: http://www.tec.govt.nz/assets/Publications-and-others/2015 -Changes-to-university-and-wananga-governance-guidance -notes.pdf.
Tertiary Education Commission. (2015b). Governance Guide: for Council Members of Tertiary Education Institutions. Retrieved from: http://www.tec.govt.nz/assets/Forms-templates-and-guides/TEC-Governance-Guide-May-2015. pdf.
Tertiary Education Commission. (2015c). Tertiary Education Performance Report 2013. Retrieved from: http://pr2013. publications.tec.govt.nz/uploads/TEC-Tertiary-Education-Performance-Report-2013.pdf.
Tertiary Sector Performance Analysis and Ministry of Education. (2013). Profile and Trends 2012: New Zealands Tertiary Education Sector. Retrieved from: https://www. educationcounts.govt.nz/__data/assets/pdf_file/0011/142877/2012-Profile-and-Trends.pdf.
Universities New Zealand. (2014). New Zealand Vice-Chancellors' Committee Financial Statement for the Year Ended 30 June 2014. Retrieved from: https://www. universitiesnz.ac.nz/files/NZVCC%20Year%20End%2030%20June%202014%20Signed.pdf.
حمید جاودانی
نظام آموزش عالی زیمبابوه (رودزیا، در گذشته)
Zimbawean Higher Education System
پایتخت: حراره (سالیسبوری در گذشته)نوع حکومت: جمهوری پارلمانیزبان رسمی: انگلیسی، شونا و ندیلمساحت: 390757 کیلومترمربعجمعیت: 15/14 میلیون نفر (2013م)تعداد دانشجویان: 94012 نفر (2012م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 5433 نفر (2012م)تولید ناخالص ملی: 91/13 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 5/7% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 0/30% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیزیمبابوه که در گذشته با نام رودزیای جنوبی شناخته میشد، در جنوب قاره افریقا قرار گرفته است. این کشور که به دریا راه ندارد، از جنوب با کشورهای افریقای جنوبی و بوتسوانا، از شمال با زامبیا و از شرق با موزامبیک همسایه است. این کشور که بر روی بلندهای کریستالی قرار گرفته است از آبوهوای گرم و خشکی برخوردار است (میانگین هوای حراره از ماه ژانویه حدود 21 درجه و از ماه ژوئیه حدود 14 درجه سانتیگراد است). دریاچه کاریبا و رودخانه زامبز، بخش گستردهای از مرزهای این کشور با زامبیا را تشکیل میدهند. این کشور پوشیده از علفزارهای استوایی است که گاه به شکل بوته و گاه به شکل درخت است. منابع طبیعی این کشور را زغالسنگ، کرم، نیکل، جیوه تشکیل میدهند و همچنین از معادن آهن، وانادیم، لیتیم، روی، الماس و فلزات گروه پلاتین و طلا نیز برخوردار است.زیمبابوه با برخورداری از فصل کوتاه بارانی (بین ماههای نوامبر تا مارس) با مشکلات جنگلزدایی، فرسایش زمین و خشکسالی نیز روبهرو است. دیرینه تاریخی زیمبابوه به حدود 5000 هزار سال پیش میرسد، یعنی در عصر پارینه سنگی و زمانیکه شکارچیان که امروزه به نام قوم خوازان مشهور هستند به این سرزمین آمدند. در عصر آهن، یعنی حدود 2000 سال پیش، بانتو زبانان به این قلمرو مهاجرت کردند که نیاکان قوم شونانیز بهشمار میآیند، که درحالحاضر، چهارپنجم اهالی کشور را تشکیل میدهند.در سده میانه، تمدن بانتو در منطقه گسترش یافت که آثار آن را امروزه میتوان در ویرانههای «زیمبابوه بزرگ» و دیگر ویرانههای کوچکتر جستوجو کرد. در اواخر سده دهم رفتوآمد بازرگانان مسلمان در سواحل اقیانوس هند موجب توسعه زیمبابوه بزرگ شد. در سده نوزدهم شوناها از ندبلها شکست خوردند و در قسمت شمال زیمبابوه گرد آمدند.در سال 1888، بازرگانان بریتانیای کبیر برای استخراج منابع زیرزمینی این کشور به این قلمرو سرازیر شدند. استعمار انگلیس در سال 1965 لغو و سرانجام در سال 1980 استقلال این کشور به رسمیت شناخته شد.از سال 1988-1980، زیمبابوه درگیر جنگ داخلی میان دو جنبش ملیگرای سیاهپوست زانو (شوناها) و زاپو (ماتابله و ندبلها) شد.در سال 1987 با تغییر قانون اساسی کشور، رابرت موگابه رئیسجمهور این کشور شد. در سال 2000، رابرت موگابه، برمبنای وعدههای پیشین حزبش و با این استدلال که نباید سفیدپوستان که فقط 1% جمعیت زیمبابوه را تشکیل میدادند، 70% از زمینهای حاصلخیز این کشور را در اختیار داشته باشند، به باز پس گرفتن زمینها از سفیدپوستان و بازپخش آنها در میان سیاهپوستان پرداخت. لازم به یادآوری است که تا پیش از انجام این اصلاحات، سفیدپوستان با کاشت گندم، بادامزمینی و تنباکو و با بهرهگیری از فنّاوری نسبتاً پیشرفته، موجب افزایش محصولات کشاورزی این کشور شده بودند و تا جاییکه زیمبابوه بهمنزله انبار گندم افریقا شناخته میشد. حجم تجارت کشاورزی بیش از 50% از تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل میداد. بهعلاوه این کشور فراهمکننده دانههای گیاهی در «برنامه مواد غذایی جهان» بهشمار میرفت. اگرچه بازپسگیری و بازپخش زمینها در زیمبابوه با نیت و استدلال قابل فهمی انجام شد، اما نتیجه چنین برنامهای، با فرایندی که به اجرا درآمد، این بود که این فراهمکننده مواد غذایی در برنامه یادشده به مشتری برنامه تبدیل شد. از دیگر آثار اجرای چنین برنامهای با بحران روبهرو شدن بخش گردشگری کشور بهدلیل ایجاد نگرانی در گردشگران اروپایی از احساسات ضد سفیدپوستی بود. تغییرات ایجادشده موجب شد که نرخ تورم در این کشور از 32% در سال 1998، براساس برآوردهای رسمی به 763% در سال 2007 افزایش یابد. صندوق بینالمللی پول پیشبینی کرده است که نرخ تورم در پایان سال 2008 به 4430% خواهد رسید. اقتصاددانهای بخش خصوصی این نرخ تورم را چهار برابر بیش از ارقام رسمی برآورد میکنند.تحلیلهای رسمی دولت موگابه، سقوط وضعیت اقتصادی این کشور را و همچنین نرخ رسمی بیکاری 80 درصدی در این کشور را ناشی از «خرابکاری» در نظام اقتصادی و تحریمهای انجامشده ازسوی اتحادیه اروپا و ایالات متحده میپندارند. صادرات مواد معدنی، محصولات کشاورزی و گردشگری بیشترین ارز خارجی را به این کشور وارد میکرد؛ اما دگرگونیهای ایجادشده در زیمبابوه، ازجمله بیرون راندن کشاورزان سفیدپوست، مدیریت نامناسب و فساد اقتصادی این کشور را با مشکلات دشواری روبهرو ساخته است. ازجمله این مشکلات میتوان از تورم مهار گسیخته، کاهش تولیدات کشاورزی، از میان رفتن حیات وحش، کمبود مبادلات خارجی و در نتیجه کاهش ارز خارجی نام برد. در گزارشی که ازسوی گروه ضربت حفظ زیمبابوه در سال 2007 انتشار یافته است، حدود 60% از حیات وحش زیمبابوه از سال 2000 نابود شده است.از دیدگاه مردمشناختی، 98% از جمعیت زیمبابوه را گروههای قومی سیاهپوست تشکیل میدهند. 80% تا 84% آنها از قوم شونا و 10 تا 15% از ندبلها هستند. بانتوسها سومین قوم سیاهپوست ساکن این کشور را تشکیل میدهند که 2 تا 3% مردم را تشکیل میدهند. سایر اقوام و همچنین سفیدپوستان این کشور 5/1% جمعیت این کشور را تشکیل میدهند. سفیدپوستان بیشتر انگلیسیتبار، افریقاییتبار، پرتغالی و آلمانی هستند. شمار سفیدپوستان این کشور از 293000 نفر در سال 1975 به حدود 50000 نفر در سال 2002 رسیده است. 5% دیگر را نژادهای مختلف آسیایی بهویژه هندیها و چینیها تشکیل میدهند که در بخش اقتصادی نیز بسیار اثرگذارند.از همپاشی اوضاع اقتصادی و اقدامات سرکوبگرانه سیاسی، موج مهاجرت بهویژه به کشورهای همسایه را افزایش داده است. براساس برآوردها حدود 3400000 نفر از اهالی کشور، یعنی حدود یکچهارم جمعیت زیمبابوه در سال 2007 از کشور خارج شدهاند و حدود 3000000 نفر آنها به افریقای جنوبی رفتهاند.افزونبر شمار افرادی که کشور را ترک کردهاند، حدود 570000 نفر نیز در درون کشور جابهجا شدهاند و بسیاری از آنها در پایگاههای موقتی زندگی میکنند که از کمکهای بسیار ناچیزی برخوردار هستند.اگرچه زبان رسمی زیمبابوه انگلیسی اعلام میشود، اما تنها 5/2% از جمعیت این کشور و بیشتر سفیدپوستان و رنگینپوستان (نژادهای آمیخته) زبان انگلیسی را زبان مادری خود تلقی میکنند. بقیه جمعیت این کشور به زبان شونا (75%) و ندبل (18%) سخن میگویند. در واقع، زبان انگلیسی بیشتر در شهرها و کمتر در روستاها مورد استفاده قرار میگیرد. درحالحاضر، برنامههای رادیو و تلویزیون به هر سه زبان پخش میشود.گرایشات دینی نیز در این کشور از گوناگونی زیادی برخوردار است. 62% از مردم زیمبابوه مسیحی هستند. اگرچه، همانند بسیاری از کشورهایی که در گذشته مستعمره بودند، مسیحیت با باورهای سنتی در هم آمیخته است. در کنار مسیحیت، کیشهای نیاکان بیشترین طرفداران را دارند. حدود 1% مردم این کشور نیز مسلمان هستند.براساس گزارشهای سازمان بهداشت جهانی سازمان ملل متحد، امید به زندگی در میان مردان 37 سال و در میان زنان 34 سال است که پایینترین سطح امید به زندگی در جهان در سال 2006 اعلام شده است. نکته مهم دیگر در زندگی اهالی زیمبابوه، نرخ بالای بیماری ایدز است. در سال 2006 بیماران این بیماری مرگبار 20% از جمعیت 49-15 سال کشور برآورد شده است. اگرچه گزارش یونسکو بیانگر کاهش شمار بیماران مبتلا به ایدز از 26% در سال 2002 به 21% در سال 2004 است.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیاز سال 1980 که زیمباوه به استقلال دست یافت، آموزش از اولویت بالایی در برنامههای توسعه و همچنین تخصیص بودجه برخوردار شد. هدف اصلی بالا بردن همبستگی ملی و سوسیالیسم است و باید از رهگذر عرضه نیروی انسانی کارآزموده و چیرهدست در توسعه ملی مشارکت داشته باشد. از دیدگاه فرهنگی هدف، بازجان بخشیدن به زبانها و ارزشهای فرهنگی نادیده انگاشته شده در گذشته و توسعه سبک ویژهای از زندگی است که بر پایه بازشناسی و تقویت فرهنگهای گوناگون استوار است.بر پایه قانون اساسی این کشور که آخرین بار در سال 2011-2010 بازنگری شد، حق دسترسی به آموزش چنین بیان شده است:1. هر شهروند و ساکن دائمی زیمباوه حق دارد:الف) به آموزش پایه با منابع دولتی، ازجمله آموزش پایه بزرگسالان دسترسی داشته باشد. ب) به آموزشهای دورههای بالاتر که دولت، از رهگذر قانونگذاری خردورزانه و دیگر اقدامات، ایجاد میکند، دسترسی داشته باشد.2. هرکسی با هزینه شخصی خود حق گشایش و نگهداری نهادهای آموزشی مستقل، با استانداردهای خردورزانه را دارد. این نهادها حق کاربست هیچگونه تبعیضی را که در قانون اساسی پیشبینی شده است ندارند.3. امکان تدوین قانونی برای ثبت چنین نهادهایی و همچنین بستن آن دسته از نهادهایی که استانداردهای پیشبینیشده برای ثبت را ندارند، وجود دارد.4. دولت وظیفه دارد قوانین و دیگر اقدامات لازم در این زمینهها را با درنظر داشتن منابع در دسترس، برای دستیابی به حقوق گنجانده شده در بخش یکم (این قانون) را فراهم کند (Government of Zimbabwe, 2013, p. 37).همچنین، در قانون آموزش این کشور، بازنگری شده در سال 1991، نکات زیر خاطرنشان شده است:·برطرف ساختن هرگونه تبعیضنژادی در آموزش؛·اجباری و رایگان بودن آموزش ابتدایی؛·پشتیبانی دولت از آموزش غیررسمی، بزرگسالان و برنامههای سوادآموزی (International Bureau of Education, 2011, p. 3).اصول مربوط به آموزش دوره سوم (عالی) در قانون برنامهریزی و توسعه نیروی انسانی، مصوب سال 1984 و بازنگری شده در سال 1994 گنجانده شده است. این قانون برای گشایش، نگهداری و عملکرد نهادهای فنی یا حرفهای، دانشگاهها، دانشسراهای آموزشگران و مهارتآموزی حرفهای؛ توسعه منابع انسانی، مهارتآموزی فراگیران و صدور گواهینامه برای کارگران ماهر تدوین شده است. همچنین فراهم ساختن منابع مالی برای توسعه نیروی انسانی در آن پیشبینی شده است. هماکنون، شاید بهدلیل وضعیت نابسامان زیمبابوه، شورای ملی آموزش عالی جای خود را به شورای آموزش عالی زیمبابوه داده است. این شورا که از سال 2006 گشایش یافته، قوانین پیشین شورای ملی را لغو کرده است. در قوانین جاری آموزش کشور، از وظایف و تعهدات دولت بهگونه چشمگیری کاسته شده است. بهگونهای که، آموزش اجباری دوره پایه که بنا به قانون اساسی این کشور حق همه شهروندان به هزینه دولت شناخته شده بود، تنها به آموزش ابتدایی محدود شده است. افزونبرآن، بنا به ماده 5 قانون آموزش، اگرچه آموزش ابتدایی اجباری تلقی شده، اما این وظیفه بردوش خانوارها نهاده شده است: آموزش ابتدایی برای کودکانی که به سن دبستانی رسیدهاند باید اجباری باشد و به این منظور پدر و مادرها وظیفه دارند که از رفتن کودکان خود به دبستان اطمینان یابند.ساختار نظام آموزشیساختار نظام آموزشی زیمبابوه از چهار دوره آموزش پیشدبستانی، پایه، آموزش میانی و آموزش عالی تشکیل شده است که در زیر به ویژگیهای ساختاری این دورههای آموزشی اشاره شده است (نگاره 1). آموزش پیشدبستانیآموزش پیشدبستانی (توسعه ابتدایی در دوران کودکی)، دورهای دوساله است که کودکان بین 5-3 سال در این دوره وارد میشوند. نظارت و اجرای این دورهها برعهده مجامع محلی است. برخی مراکز آموزشی، به کودکان در سال آخر گواهینامه میدهند. بر پایه گزارش کمیسیون آموزش و مهارتآموزی ریاستجمهوری در سال 1999 پیشبینی شده بود که سال آخر پیشدبستانی (پنجسالگی) به دوره ابتدایی افزوده شود. اما بهدلیل دست تنگی مالی، تنها در گستره کمی به اجرا درآمد و این طرح چندان کامیابی نیافت (Ministries of Education, Sport and Culture and Higher and Tertiary Education, 2004, p. 3).آموزش ابتداییپس از دوره پیشدبستانی دوره آموزش ابتدایی آغاز میشود که شش سال بهطول میانجامد. کودکان بهطور رسمی در سن ششسالگی در این دوره ثبتنام میکنند (از G2 تا G7).آموزش ابتدایی، بنابر قانون اساسی، در این کشور رایگان است، ولی مدارس هزینههایی با عنوان «منابع عمرانی» و «هزینههای ورزشی» از خانوادهها دریافت میکنند. برنامهها و مواد درسی این دوره بهصورت کاملاً متمرکز ازسوی «واحد توسعه برنامه درسی، وزارت آموزش، ورزش و فرهنگ» تدوین و برای اجرا به مدارس ابلاغ میشود. درسهایی که در مدارس ابتدایی تدریس میشود دربرگیرنده: ریاضیات، زبان انگلیسی، زبان شونا و ندیل (زبانهای محلی)، مطالب کلی درباره مطالعات اجتماعی، محیطی و علوم و آموزشهای مذهبی (این آموزشها در سطح وسیعی به دین مسیحیت پرداخته است) است. بر پایه گزارش یونسکو در سال 2011 نسبت آموزشگران به دانشآموزان در زیمباوه یک به سی و یا چهل گزارش شده است. بیشتر آموزشگران دوره ابتدایی دارای گواهینامه میانی هستند. اما در نقاط دور افتاده کشور که آموزشگران آموزشدیده گرایشی به خدمت ندارند، از آموزشگرانی که آموزش رسمی ندیدهاند نیز استفاده میشود.در پایان دوره ابتدایی (G7)، دانشآموزان در چهار زمینه (موضوع) مورد آزمون قرار میگیرند. ازآنجاییکه دوره ابتدایی در کشور زیمباوه اجباری است و بر پایه رویکرد «سیاست پیشرفت آزادانه» هدایت و برنامهریزی میشود، عملکرد دانشآموزان در امتحان کلاس ششم (G7) ادامه دانشآموزی را در دوره میانی تحت تأثیر قرار نمیدهد. بااینحال، برخی مدارس دوره میانی بهصورت گزینشی عمل کرده و دانشآموزان را براساس نمرات کلاس ششم انتخاب میکنند.آموزش میانیدوره میانی از کلاس هفتم (F1) و بهطور رسمی از سن سیزدهسالگی آغاز میشود.دوره آموزش میانی شش سال است که دربرگیرندة یک دوره عمومی چهارساله و یک دوره دوسالة تخصصی است. در پایان دوره نخست، به دانشآموزان «گواهینامه عمومی آموزش زیمباوه» داده میشود. دانشآموزان برای دریافت گواهینامه این دوره، بایستی دستکم از پنج درس که ریاضیات، زبان انگلیسی و علوم را نیز دربرمیگیرد، نمره قبولی بهدست آورند.دانشآموزان پس از پذیرش در دوره چهارساله نخست میتوانند دوره تخصصی دوساله را برای ادامه تحصیل خود انتخاب کنند و یا وارد کالجهای تربیت آموزشگر، فنی، کشاورزی، صنعتی و آموزشهای پرستاری شوند.در دوره تخصصی، دستکم، سه درس و یا سرفصل درسی آموزش داده میشود. انتخاب این دروس باتوجهبه اهداف بلندمدت دانشآموزان انجام میشود. بهطوریکه درسهای انتخابی در این دوره، گرایش درسی آنها را در دانشگاه مشخص میکند. دانشآموزانی که موفق به گذراندن این دوره میشوند، «گواهینامه مدارس عالی» از مدرسه عالی کمبریج دریافت میکنند.نگاهی به برنامهدرسی دوره میانی نشان میدهد که برنامههای درسی این دوره با رویکرد اشتغالپذیری و کاهش فاصله میان آموزش و بازار کار همراه بوده است. در سایه رویکرد مدنی در تدوین این برنامههای درسی، کوشش میشود این برنامهها بیشتر پاسخگوی نیازهای اجتماعات محلی و مسائل اقتصادی- اجتماعی کشور باشند.تا کلاس دهم (F4)، ریاضیات، انگلیسی و زبانهای خارجی، علوم شالوده اصلی درسهای این دوره را تشکیل میدهند. افزونبراین، مدارس میانی آزاد هستند تا بهسبب شرایط ویژه محیطی خود هریک از گروههای درسی را نیز انتخاب و عرضه کنند: گروههای زبان (افریقایی و زبانهای پیشرفته)، علوم انسانی (جغرافیا، تاریخ، آموزشهای دینی و اخلاقی، انجیل و مفاهیم توسعهای)، علوم (شیمی، فیزیک، زیستشناسی، علوم رایانه و...)، شاخه فنیوحرفهای (فلزکاری، چوبکاری، تغذیه، هنرهای دستی و تجسمی و...)، شاخه بازرگانی (بازرگانی، قوانین محاسبات، اقتصاد، تجارت ...).در این دوره، خانوادهها میتوانند بهصورت اختیاری فرزندان خود را در مدارس خصوصی (این مدارس بیشتر وابسته به کلیسا هستند)، مدارس عمومی یا مدارس روزانه ثبتنام کنند. آموزش در این دوره رایگان نبوده و خانوادهها بایستی هزینههای تحصیل فرزندان خود را پرداخت کنند.در کشور زیمباوه مدراس خصوصی از کیفیت آموزشی بالاتری برخوردار هستند، اما بهدلیل هزینههای بالای تحصیل در این مدارس، فقط خانوادههایی که دارای توان اقتصادی بالایی هستند میتوانند فرزندان خود را در این مدارس ثبتنام کنند. بهدلیل هزینههای پایینتر آموزشی، بیشتر دانشآموزان مدارس روزانه (عمومی) را برای ادامه تحصیل خود بر میگزینند.همانند مدارس ابتدایی، برنامه درسی دوره میانی نیز بهصورت متمرکز و ازسوی وزارت آموزش، ورزش و فرهنگ تدوین میشود.آموزش عالیآموزش عالی در زیمبابوه به دو صورت عمومی و خصوصی در دانشگاهها، کالجهای دانشگاهی، کالجهای تربیت آموزشگر، کالجهای فنی و دو مدرسه عالی فنی عرضه میشوند. دانشآموزانی که دوره میانی را با معدل «الف» به پایان برسانند، میتوانند در دورههای آموزش عالی، تربیت آموزشگر، کشاورزی، پرستاری و برخی رشتههای فنی ادامه تحصیل بدهند. آن دسته از دانشآموزانی که نمره «الف مثبت» بگیرند، میتوانند در دورههای کارشناسی دانشگاهها ثبتنام کنند. بهاینترتیب، نظام آموزش عالی زیمبابوه را دو پایه میتوان پنداشت: پایه نخست نظام دانشگاهی (آکادمیک) است و پایه دوم، بیشتر بر مهارتآموزی تکیه دارد.مراحل تحصیلی آموزش عالی غیردانشگاهی (فنیوحرفهای)همانگونه که اشاره شد، دانشآموختگان دوره میانی که معدل آنها «الف» باشد میتوانند در رشتههای غیردانشگاهی نظیر: علوم کتابخانه و اطلاعات، تربیت آموزشگر، پرستاری، کشاورزی، مطالعات بازرگانی و غیره ادامه تحصیل بدهند. این دورههای تحصیلی معمولاً بین دو تا سه سال بهطول میانجامد. این آموزشها در مراکزی مانند کالجهای کشاورزی، مدارس پرستاری وابسته به بیمارستانها، مدارس عالی فنی (پلیتکنیک) و کالجهای تربیت آموزشگر عرضه میشوند.آموزشهای دانشگاهیدانشآموزانی که از نمرات برتری برخوردار هستند، میتوانند برای ثبتنام در دانشگاهها درخواست دهند. افرادی که دورههای کارشناسی دانشگاهی را به پایان میرسانند موفق به دریافت مدرک کارشناسی در رشتههای علوم انسانی، علوم، بازرگانی، مهندسی، آموزش، مطالعات اجتماعی، کشاورزی، دامپزشکی و پزشکی میشوند. طول مدت تحصیل برای دوره کارشناسی از سه سال برای علوم انسانی تا پنج سال برای دورههای پزشکی و جراحی متفاوت است.آموزشهای سطح دوم دانشگاهی: کارشناسی ارشد: این مرحله از آموزش به دو روش عرضه میشود: دوره کارشناسی ارشد همراه با کلاس و پایاننامه و دوره فلسفه کارشناسی ارشد که صرفاً پژوهشی است. طول این دورهها از یک تا سه سال بهطول میانجامد.آموزشهای سطح سوم دانشگاهی: دکتری: دوره سوم تحصیلات دانشگاهی نیازمند دستکم سه سال مطالعه تخصصی و پژوهشی و همچنین نگارش رساله دکتری است. در پایان این دوره به افراد دکترای فلسفه در رشته تحصیلیشان داده میشود.آموزش سطح چهارم دانشگاهی: دکترای عالی در رشتههای حقوق، علوم انسانی و علومبعد از تسلیم کارهای انتشار یافته و هشت سال پس از دوره نخست به افراد داده میشود.تربیت آموزشگران1. آموزش آموزشگران پیشدبستانی و دبستانی: دانشآموختگان دوره میانی که بخواهند در دورههای تربیت آموزشگر دبستانی شرکت کنند لازم است که دارای معدل «الف» باشند و همچنین به زبان انگلیسی نیز تسلط داشته باشند. دورههای تربیت آموزشگر نیز سهساله است که ازسوی کالجهای تربیت آموزشگر برگزار میشوند. آموزشها در این دورهها به دو صورت نظری و عملی عرضه میشوند. تحصیل در این دورهها نیازمند گذراندن همه موضوعهایی است که در برنامه درسی دوره ابتدایی تدریس میشوند. افزونبرآن، گذراندن نظریههای آموزش و یک موضوع اصلی نیز الزامی است. بیشتر کالجهای تربیت آموزشگر درحالحاضر وابسته به دانشکده آموزش دانشگاه زیمبابوه هستند. دانشجویانی که این دوره را به پایان میرسانند، لازم است از نمره خوبی در ریاضیات و علوم برخوردار باشند و در پایان موفق به دریافت مدرک کارشناسی در رشته آموزش از دانشگاه زیمبابوه خواهند شد.2. آموزش آموزشگران دبیرستانی: دوره تربیت دبیر در دو سطح انجام میشود. سطح نخست بر روی همه دانشآموختگان دوره میانی برخوردار از نمره «الف» باز است. کلاسهای این دوره سهساله است (برای کسانی که نمره الف دارند دوساله است). مطالعات این دوره دربرگیرندة کلاسهای اجباری در زمینه آموزش است. پس از آن دانشجو در رشتهای که باید به آموزش بپردازد تخصص مییابد. دوره دوم برای دانشجویانی است که موفق به دریافت مدرک کارشناسی میشوند. آنها باید یک دوره یکساله کارشناسی ارشد در رشته آموزش در دانشکده آموزش دانشگاه زیمبابوه را نیز با موفقیت سپری کنند. این دبیران باید رشتههایی را تدریس کنند که در دوره کارشناسی گذراندهاند.3. آموزش آموزشگران آموزش عالی:آموزشگران دورههای آموزش عالی کسانی هستند که به تدریس در دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد در دانشگاهها میپردازند. بیشتر آنها دارای مدرک کارشناسی ارشد و دکتری هستند. بهطور معمول، دانشگاهها دانشجویانی را برمیگزینند که دوره کارشناسی را با نمرات برتر در دانشگاههای خوب سپری کردهاند. این دانشجویان میتوانند پس از به پایان رساندن تحصیلات خود برای تدریس به دانشگاهها بازگردند.مهارتآموزی آموزش عالی در صنعتمهارتآموزی در صنعت در بر گیرنده مهارت و توانمندیهای زیادی است. برخی کالجهای خصوصی به مهارتآموزی افراد در رشتههای بانکداری، مدیریت کارکنان و نیروی انسانی، مکانیک موتورها، بیمه و غیره میپردازند.شرایط عمومی پذیرش در آموزش عالیشرایط عمومی برای پذیرش در آموزشهای عالی غیردانشگاهی عبارتاند از:·برخورداری از مدرک مهارتی؛·حداقل نمره یا امتیاز اعلامشده ازسوی مراکز آموزش عالی.شرایط عمومی پذیرش برای آموزشهای دانشگاهی عبارتاند از:·دارا بودن دیپلم مدرسه عالی کمبریج؛·حداقل نمره یا امتیاز اعلامشده ازسوی دانشگاه.در برخی موارد برخورداری از تجربه در زمینه موضوع آموزشی نیز میتواند شرط ورود برای دانشجویانی بهشمار آید که دارای معدل «الف» نیستند.شرایط پذیرش دانشجویان خارجیدانشجویان خارجی نیز باید دارای مدرک «معادل دیپلم عمومی آموزش» و یا دیپلم مدرسه عالی کمبریج با نمرات یادشده داشته باشند. پذیرش این دانشجویان مستقیماً ازسوی دفتر پذیرش هر دانشگاه انجام میشود. آشنایی به زبان انگلیسی، که زبان آموزشی دانشگاههای این کشور است نیز ازجمله شرایط عمومی پذیرش در دانشگاههای کشور زیمبابوه است.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیدادههای چندان دقیقی درباره نظام آموزش عالی این کشور در دسترس نیست و دادههای گوناگونی در اینباره انتشار یافته است. بر پایه روزآمدترین دادههایی که ازسوی اتحادیه دانشگاههای منطقهای جنوب افریقا گردآوری شده است، وضعیت دستیابی به آموزش عالی در جدولهای زیر ترسیم شده است. همانگونه که در جدول 1 دیده میشود، بخش گستردهای از دانشجویان، از آموزش دور استفاده میکنند. شاید دلیل استفاده از چنین روشی برای بخش گستردهای از دانشجویان، برآمده از مشکلات اقتصادی این کشور باشد.جدول 1. وضعیت دستیابی به آموزش عالی بر پایه گونهشناسی دانشجویان (2011م)گونهشناسی دانشجویانتعداددانشجویان حضوری18755دانشجویان از دور11604دانشجویان تماموقت28878دانشجویان پارهوقت26535دانشجویان کشورهای جنوب افریقا131دیگر دانشجویان خارجی3
(SARUA, 2011, p. 2)
در جدول 2 زمینههای آموزشی دانشجویان بر پایه قلمرو علمی آنها بازتاب یافته است.جدول 2. زمینههای آموزشی دانشجویان بر پایه قلمرو علمی (2011م)قلمرو علمیدخترپسرجمع*شماردرصدشماردرصدکشاورزی598331224671822بازرگانی، مدیریت و حقوق82204793375317597آموزش2457512363494820علوم سلامت888441134562022علوم انسانی و علوم اجتماعی51224749204610799مهندسی و فنّاوری2541394783736567دیگر1662226235754
(SARUA, 2011, p. 2)
* جنسیت 317 دانشجوی دانشگاه زیمبابوه مشخص نبوده است. شمار آنها در کل دانشجویان آورده شده است. اما در شمار دانشجویان بر پایه جنسیت درج نشده است. بنابراین جمع برخی از ستونها، تنها جمع ارقام داده شده بر پایه جنسیت نیست.جدول 3 تصویری از دسترسی به دورههای گوناگون آموزش عالی را نشان میدهد.جدول 3. شمار دانشجویان بر پایه دورههای آموزش عالی و قلمرو علمی (2011م)قلمرو علمیکارشناسیپایینتر از کارشناسی ارشدکارشناسی ارشددکتریدیگر (دورههای کوتاهمدت)کشاورزی145002930بازرگانی، مدیریت و حقوق125854791982470آموزش4350463302130علوم سلامت197533250علوم انسانی و علوم اجتماعی10319505671692مهندسی و فنّاوری4832422337220دیگر58100028
(SARUA, 2011, p. 2)
بهرغم وضعیت نهچندان دلخواه دانشگاهها و اوضاع نابسامان اقتصادی- اجتماعی، تقاضا برای دسترسی به آموزش عالی نسبت به پذیرش افزایش یافته است. بهگونهای که 55% از داوطلبانی که برای دوره کارشناسی از شرایط پذیرش برخوردار هستند، نمیتوانند به دانشگاهها راه یابند.در دوره تحصیلات تکمیلی، فقط 36% از داوطلبان به دورههای مورد نظر خود دست مییابند. جدول 4. تقاضا برای آموزش عالی و شمار پذیرفتهشدگان در سال 2011شمار دانشجویانشمار درخواستهای دریافتشده دوره کارشناسی27465شمار داوطلبان برخوردار از معیارهای پذیرش که پذیرفته نشدهاند15128ثبتنامشدگان سال نخست12552شمار داوطلبان تحصیلات تکمیلی5013شمار پذیرفتهشدگان تحصیلات تکمیلی1801
(SARUA, 2011, p. 2)
وضعیت دانشآموختگان در سال 2011 بر پایه جنسیت و قلمرو علمی آموزشی آنها در جدول 5 بازتاب یافته است. یادآور میشود که در دوره دکتری دادهای ثبت نشده، بنابراین در جدول نشان داده نشده است.جدول 5. شمار دانشآموختگان بر پایه جنسیت و دوره تحصیلی در سال 2011قلمرو علمیجنسیتکارشناسیکمتر از کارشناسی ارشدکارشناسی ارشدکشاورزیزن181316مرد454231بازرگانی، مدیریت و حقوقزن77752236مرد1649171663آموزشزن3812332مرد3882162علوم سلامتزن105024مرد15008علوم انسانی و علوم اجتماعیزن11275561مرد8354594مهندسی و فنّاوریزن399021مرد987048دیگرزن11500مرد17200
(SARUA, 2011, p. 3)
شمار اعضای علمی، پژوهشگران، مدیران و کارکنان نهادهای آموزش عالی در جدولهای 6، 7 و 8 بازتاب یافته است. نکتهای که در این دادهها بیش از همه درخور درنگ است، سطح تحصیلات آموزشگران و پژوهشگران دانشگاهی است که بیشتر آنها را نخست دانشآموختگان دوره کارشناسی ارشد، سپس کارشناسی تشکیل میدهند.جدول 6. شمار کارکنان علمی و اداری نهادهای آموزش عالی بر پایه جنسیت (2011م)دستهبندی شغلی کارکنانوضعیت اشتغالکارکنان زنکارکنان مردآموزشگران و پژوهشگراندائم4652696قراردادی/ موقت166545مدیریت و کارکنان اداریدائم9181168قراردادی/ موقت2395
(SARUA, 2011, p. 6)
جدول 7. وضعیت جنسیتی کارکنان علمی و اداری نهادهای آموزش عالی بر پایه جنسیت (2011م)دستهبندی شغلی کارکنانوضعیت اشتغالکارکنان زنکارکنان مردآموزشگران و پژوهشگرانتماموقت5971458پارهوقت5171258مدیریت و کارکنان اداریتماموقت9171191پارهوقت3183
(SARUA, 2011, p. 6)
آموزش از دورآموزش از دور از سال 1930 ازسوی نهادهای عمومی و خصوصی در زیمبابوه عرضه میشود. باتوجهبه دسترسی محدود به آموزشهای رسمی، نهادهای خصوصی نقش بزرگی در این زمینه ایفا میکردند. بعد از استقلال زیمبابوه (1980م)، دولت، حمایتهای خود را از اینگونه آموزشها افزایش داد و برای پاسخگویی به تقاضای زیاد آموزشی و اجرای هدف «آموزش برای همه تا سال 2000» نهادهای گوناگونی با اندازهها و ظرفیتهای گوناگون ایجاد شد. آموزش تربیت آموزشگر برای دورههای ابتدایی بیشتر با آموزش از دور انجام میشود؛ درحالیکه آموزش دبیران همچنان ازطریق دورههای سنتی انجام میپذیرد. آموزش آموزشگران دوره ابتدایی، بهدلیل کمبود آموزشگران دارای تحصیلات عالی از سال 1981 آغاز شد. از سال 2003، که شمار دانشجویان تربیت آموزشگر به 13477نفر رسید، دیگر کالجی که آموزشهای تربیت آموزشگر را بهصورت سنتی برپا کند، در این کشور وجود ندارد و همه دانشجویان این دورهها با استفاده از روش آموزش از دور، دوره تحصیلی خود را دنبال میکنند. دورههای تربیت آموزشگر از دور در طی یک دوره سهساله انجام میشود. در هشت ماه نخست (دو نیمسال) دانشجویان این دورهها، با برخورداری از کلاسهای چهرهبهچهره برای آموزش از دور آماده میشوند.پس از گذراندن این دو نیمسال در کالج، دانشجویان در سراسر کشور برای بیست ماه پراکنده میشوند. همزمان، هریک از دانشجویان زیر نظر یک استاد، تحصیلات خود را از دور دنبال میکنند. ازسویدیگر، رئیس مدرسه (محل کار آنها) به کارهای دانشجو نظارت دارد و ملاحظات و ارزیابیهای او در ارزیابی پایانی دانشگاه مشارکت داده میشود.روش مورد استفاده برای توزیع مواد درسی، رسانههای چاپی است. دانشجویان با استفاده از کتابها و منابع تکالیف خود را انجام میدهند و آن را با پست یا بهصورت شخصی به استاد راهنمای خود تحویل میدهند. استادان راهنما بهطور منظم به دانشجویان خود در مدارس سرکشی میکنند و همراه ارزیابی از پیشرفت کار، با آنها به بحث و گفتوگو و رایزنی و راهنمایی میپردازند.پس از پایان این دوره، دانشجویان برای بار دوم برای دو نیمسال دیگر به کالجهای خود بازمیگردند و همزمان با شرکت در کلاسهای حضوری، خود را برای امتحانات پایانی آماده میسازند. بهدلیل کاربست سیاستهای تمرکز زدایانه، نقش وزارت آموزش عالی و آموزش سطح سوم تا حد هماهنگسازی و پایش فعالیتها فرو کاسته شده است. بنابراین، کالجها خود وظیفه دارند به تدوین برنامههای درسی بپردازند که سرانجام باید به تأیید دانشگاه زیمبابوه برسد.گفتنی است که، درحالحاضر، آموزشهای فنیوحرفهای ازطریق نظام آموزش باز و از دور عرضه نمیشوند. همزمان، دانشگاه آزاد زیمبابوه درصدد آن است که این آموزشها را نیز از دور انجام دهد.زیمبابوه دارای چهارده نهاد آموزش عالی است و درحالحاضر تنها دانشگاه آزاد زیمبابوه، با استفاده از آموزشهای باز و از دور، به عرضه آموزش عالی میپردازد. اگرچه این کشور در نظر دارد دانشگاه دومی را نیز در این زمینه بنیان نهد. دانشگاه آزاد زیمبابوه در سال 1999 بنیان نهاده شد. این دانشگاه نهادی چند رشتهای است و به عرضه دورههای رسمی و غیررسمی به جوانان و بزرگسالان میپردازد و شمار ثبتنامشدگان در این دانشگاه رشد سریعی داشته است. براساس گزارش آموزش و توسعه در زیمبابوه که در سال 2011 انتشار یافته است، این دانشگاه تنها دانشگاه از دور زیمبابوه است و هر ساله حدود 50% جمعیت دانشجویی کشور را در خود جای میدهد.جدول 9. گونهشناسی و شمار نهادهای آموزش عالی در زیمبابوه (2011م)گونهشناسیشمار نهادهادرصد دانشجویان ثبتنامشدهنهادهای آموزش عالی با منابع عمومی977%نهادهای آموزش عالی معتبر بخش خصوصی523%
(SARUA, 2011, p. 1)
جدول 10. ثبتنامشدگان در دانشگاه آزاد زیمبابوه200720062005200420032002101751094907345118248149مرد707173580317374045687زن 172461830718824105181922813836کل
(Shizha and Kariwo, 2011)
هماکنون، در آموزش از دور به رسانههای چاپی و کلاسهای سنتی بسنده میشود و دانشگاه آزاد زیمبابوه با مشکل جدی تهیهکنندگان منابع درسی روبهرو است. افزونبرآن، تولید و توسعه نوارهای دیداری- شنیداری که ازسوی شرکتهای خصوصی تهیه میشود برای این دانشگاه بسیار گران تمام میشود.گفتنی است که آموزش از دور در دورههای ابتدایی، فقط ازطریق مدرسه مکاتبهای عمومی انجام میشود که در سال 1930 بنیان نهاده شده است. این مدرسه 300 دانشآموز در مناطق دور افتاده دارد که فقط 1/0% از 2606468 دانشآموز زیمبابوهای را تشکیل میدهد.آموزش از دور در دورههای دبیرستانی، دانشآموزان زیادی را دربر میگیرد. بهطوریکه از 839629 دانشآموز دبیرستانی، 40425 نفر (2003م) ازطریق آموزش از دور به تحصیل مشغول هستند که 8/4% از دانشآموزان دوره میانی این کشور را تشکیل میدهند. بیشتر این افراد کسانی هستند که نتوانستهاند نمره قبولی در دوره میانی را بهدست آورند.بهروشنی میتوان دریافت که استفاده از این روش آموزشی فقط برای پر کردن کاستیهای مالی و ناکارآمدی دولت در فراهم آوردن آموزش مناسب است.در جدول 11 نسبت دانشجویان و دانشآموزانی که ازطریق آموزش از دور به تحصیل مشغول هستد به نمایش گذاشته شده است.جدول 11. درصد دانشآموزان و دانشجویان از دور در زیمبابوه (2003م)دوره تحصیلینسبت به درصددانشگاه9/46تربیت آموزشگر دوره ابتدایی100دبیرستان8/4دبستان1/0%(Ministry of Higher and Tertiary Education, 2008)
مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیمسئولیت نظارت و فراهم ساختن منابع مالی بخش آموزش در زیمبابوه بردوش سه وزارتخانه (وزارت آموزش، ورزش و فرهنگ، وزارت آموزش عالی و مرحله سوم آموزش و وزارت علوم و فنّاوری) و شورای آموزش عالی است که آخری در سال 1990 با تصویب مجلس بنیان نهاده شد. نقش دولت در آموزش عالی در زیمبابوه را میتوان «نظارت دولتی» توصیف کرد (Kariwo, 2007). در این الگو دولت بیشتر نقش فراهمکننده منابع مالی آموزش را بازی میکند. افزونبرآن، دولت جهتگیریهای سیاسی را از رهگذر وزارت آموزش عالی تعیین میکند. دانشگاهها در مقایسه با اروپا از استقلال و آزادی علمی خوبی برخوردار هستند. آنها مسئولیت برنامهریزی درسی، انتخاب کارکنان و آموزشگران را بدون دخالت دولت برعهده دارند. دولت بهطور مستقیم و با حضور در شوراهای دانشگاهی که مباحث سیاستهای نهادی مورد بحث قرار میگیرد را کنترل میکند. تنها نقش مستقیمی که دولت در دانشگاهها بازی میکند گمارش مدیران رده بالای دانشگاهها مانند معاونهای دانشگاه است. اگرچه، دولت پیش از گمارش این افراد با شورای دانشگاه نیز رایزنی میکند. این رابطه دولت و دانشگاهها، در مقایسه با سایر نقاط جهان میتواند در واقع بهمثابه رهاشدگی دانشگاهها بهشمار آید. همزمان، اگرچه استقلال نهادی دانشگاهها از سلامت برخوردار است، اما هماهنگی در این بخش با دشواری روبهرو است و موجب واپس رفتن آموزش عالی در این کشور شده است (Kariwo, 2007, p. 49).دانشگاهها برمبنای قانونی که در مجلس این کشور به تصویب رسیده است به فعالیت مشغول هستند، اما در این قانون رابطه دولت و دانشگاه، گنگ به نظر میرسد. در این قانون آمده است: «وزارت آموزش جهتگیریهای سیاسی را تعیین میکند.» این بند برمبنای تفسیر وزیران به اجرا گذاشته میشود. نتیجه اینکه دانشگاهها کنترل دوگانهای را آزمودهاند: کنترل شدید و رهاشدگی.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیدر چند سال گذشته، گرایش برای افزایش منابع مالی آموزش عالی در مقابل آموزش ابتدایی شدت گرفته است (جدول 13). منابع مالی آموزش عالی بهطور کامل توسط بودجه سالانه فراهم میشود. شهریه دانشجویان تنها 3% بودجه عملیاتی را پوشش میدهد. اما با نرخ جدید شهریه که در سال 2001 ازسوی هیئت دولت تصویب شده است، این درصد رو به افزایش است.نکته درخور درنگ اینکه، تخصیص بودجه به دانشگاهها ازسوی خزانه برمبنای فرایند گذشته و بدون محاسبه سرانه دانشجویی انجام میشود و تغییرات در آن فقط برمبنای تغییرات بودجه ملی انجام میشود.بهندرت از مؤسسات خواسته میشود تا بودجه درخواستی خود را توجیه کنند. مؤسسات آموزش عالی نیز بودجه خود را به شیوه گذشته و بدون بازبینی در آن تخصیص میدهند. این روش تخصیص منابع برای اثربخشی و بهبود کیفیت در مدیریت این مؤسسات انگیزهای ایجاد نمیکند (Kariwo 2007, p. 50).جدول 12. درصد هزینههای آموزش به تولید ناخالص ملی به تفکیک دوره تحصیلیعنوانسالآموزش ابتدایی میانیآموزش عالی199621/82/5%199702/82/6%199868/655/1199910/620/1(Kariwo, 2007, p. 50)
جدول 13. درصد هزینههای آموزش به تولید ناخالص ملیسالارزش199093/7199168/6199241/7199308/719945/7199561/6199687/6199787/6199887/619997/420007/420017/420027/420037/420047/420057/420067/420077/420087/420097/4201054/2201154/2
(SARUA, 2011)
مشکلات منابع مالی آموزش عالی در زیمبابوه را میتوان چنین برشمرد:·کاهش منابع مالی و تفاوت آشکار میان منابع مورد درخواست دانشگاهها و منابع اختصاصیافته؛·افزایش منابع بهمراتب پایینتر از نرخ تورمی است که هماکنون کشور با آن روبهرو است؛·تقسیمات مالی برمبنای داده انجام نمیشود، بلکه بیشتر برمبنای رایزنیها و زدوبندها انجام میشود؛·بودجهبندی سالانه انجام میشود و در نتیجه برنامهریزیها بهصورت کوتاهمدت شکل میگیرد؛·نبود داده برای ترسیم سیمای کلی اختصاص منابع به دانشگاهها.وضعیت آموزش عالی در زیمبابوهدو جنبه اصلی از آموزش عالی زیمبابوه در حال بررسی است: دسترسی و کیفیت. این دو جنبه با یکدیگر ارتباط داشته و تحت تأثیر عوامل زیر هستند.تا سال 1989 دانشگاه زیمبابوه تنها دانشگاهی بود که از سال 1957 در حراره به فعالیت میپرداخت. این دانشگاه فقط 2000 دانشجو داشت. در سال 2012 حدود 94012 دانشجو در 8 دانشگاه بخش عمومی (آمار دانشجویان بخش خصوصی در دادههای این سال در دسترس نیست) به تحصیل مشغول هستند. این در حالی است که دانشجویان دانشگاه آزاد زیمبابوه، بیش از نیمی از دانشجویان کشور را تشکیل میدهند که بهطور نیمهوقت ادامه تحصیل میدهند. در واقع میتوان گفت که تقاضای فزاینده برای دسترسی به آموزش عالی، به گسترش بیرویه نظام آموزش عالی این کشور انجامیده است.باتوجهبه کاستیهای کنونی در فراهم ساختن منابع مالی آموزش عالی در بخش عمومی، افزایش شمار دانشجویان با وضعیت کنونی چندان امکانپذیر به نظر نمیرسد.همانگونه که در جدول 14 دیده میشود شمار ثبتنامشدگان در یک دوره نُهساله بیش از هفت برابر شده است. ازنظر صاحبنظران آموزش عالی، این فرایند فزاینده پذیرش دانشجو که بدون در نظر گرفتن نشانگرهای کیفی انجام میشود بیشتر از ملاحظههای سیاسی تأثیر میپذیرد تا عوامل اقتصادی.در این میان سهم دانشگاههای خصوصی بسیار اندک است و در این سالها بهطور میانگین حدود 5/4% دانشجویان کشور را تشکیل میدهد.جدول 14. شمار ثبتنامشدگان در آموزش عالی در بخش عمومی و خصوصی 2012-1995معنوانسالشمار ثبتنامشدگانشمار ثبتنامشدگان در دانشگاههای بخش خصوصیجمع199511784568123521996161669331709919972299192623917199817586148519071199926122170628192200029390153431339200133334141934753201094611**2011932854420*201294012**(SARUA, 2011, p. 1)
کیفیت آموزش عالیپایش کیفیت آموزش عالی در زیمبابوه ازسوی خود دانشگاهها انجام میشود. اما به نظر میرسد، برای تضمین کیفیت نیاز به مرجعی خارج از دانشگاه است تا به ارزیابی بیرونی نیز بپردازد. اگرچه شورای آموزش عالی گاه اقداماتی در این زمینه به عمل میآورد، اما این کار نیازمند استمرار است. در واقع شورای یادشده بیشتر به مدیریت درخواستها برای بنیان نهادن دانشگاههای جدید میپردازد؛ اما به عملکرد بعدی دانشگاهها ازجمله پذیرش دانشجو، کیفیت تدریس و رعایت استانداردهای عمومی چندان توجهی ندارد. این بیتوجهی میتواند موجب افت کیفیت در این نظام شود. اگرچه یکی از دلایل اصلی این بیتوجهی کم بودن منابع مالی است.بر پایه مطالعات، چنین میتوان نتیجه گرفت که آموزش عالی زیمبابوه نیازمند برخورداری از الگوی نوینی در فراهم ساختن منابع مالی است. این کشور نیازمند الگوی نوینی برای مدیریت و تخصیص منابع است تا پاسخگویی را افزایش دهد. در واقع لازم است نقش «نظارتی» دولت مبتنیبر دادهها باشد. بهعلاوه رهاسازی دانشگاهها که دولت لازم است در آن نقش تضمینکننده استانداردها و تأمین منابع مالی را داشته باشد چندان نیست. کاریو (2007م) در این زمینه مینویسد: «دانشگاهها در تولید دانش و نیروی انسانی نقشی حیاتی ایفا میکنند. بنابراین نمیتوان آنها را تماماً به ابتکارات بخش خصوصی و فردی سپرد.برنامهها و اصلاحات پیشرواصلاحات عمده در نظام آموزشی زیمبابوه از سال 1980 آغاز شد. نخستین اصلاحات مربوط به رفع تبعیض نژادی در دسترسی به آموزش عالی، بهویژه درباره سیاهپوستان بود. بر این مبنا، اصل برابری دسترسی همگانی به آموزش به تصویب رسید. اصلاحات بعدی مربوط به یکپارچهسازی نظام آموزشی بود که تا پیش از استقلال از یکدیگر جدا بودند. اصلاحات بعدی دهه نخست، مسائل کمّی و افزایش دسترسی را دربرمیگرفت. در سال 1980، فقط 1 دانشگاه، 2 کالج پلیتکنیک و 5 مرکز تربیت آموزشگر وجود داشت. در طی یک دهه اگرچه شمار دانشگاهها ثابت باقی مانده بود، اما شمار مراکز تربیت آموزشگر به 15، کالجهای فنی به 8 و مراکز مهارتآموزی فنی به 2 واحد افزایش یافته بود. اصلاحات در دهه 90 بیشتر بر تناسب و کیفیت آموزش تمرکز یافته بود. رویکرد نو به محتوای آموزشی، فنّاوریها، آموزش روششناسی و تمرکززدایی در مراکز تربیت آموزشگر ازجمله اصلاحاتی بودند که در این دهه مورد پافشاری قرار میگرفتند. ازجمله اینکه ریاست کمیسیون آموزش و مهارتآموزی اولویتهای خود را بر تربیت آموزشگر، علوم، فنّاوری و مهارتآموزی اعلام کرد. هرچند کامیابی چندانی در این زمینهها دیده نمیشود.در سالهای گذشته، گرایش اصلاحات بهسمت رایانهای کردن و شبکهسازی نهادهای آموزش عالی از رهگذر نظام مدیریت اطلاعات آموزشی کشانده شده است. این کشور همچنین بهسمت رایانه محور ساختن نظام آموزش عالی و افزایش استفاده از آن در سطوح مختلف آموزشی پیش میرود (Sekai Kapungu, 2007, p. 3).دیرینه برنامههای اصلاحات در نظام آموزشی زیمبابوه به 1980م یعنی سال دستیابی به استقلال بازمیگردد. نخستین هدف از انجام اصلاحات، ایجاد دسترسی برابر به آموزش و آموزش عالی و برطرف ساختن تبعیض نژادی، بهویژه درباره سیاهپوستان بود. بر این مبنا، قانون دسترسی برابر و همگانی به آموزش به تصویب رسید.گام بعدی اصلاحات، یکپارچهسازی تمامیت نظام آموزشی بود که تا پیش از استقلال از یکدیگر جدا بودند. هرچند هماکنون نیز اثری از این یکپارچهسازی در ساختار نظام آموزشی دیده نمیشود و هر بخش بهصورت جداگانه و بدون ارتباط با یکدیگر اداره میشوند.پذیرش نقش دولت برای فراهم ساختن منابع مالی آموزش پایه و بخش بیشتری از منابع آموزش عالی و گسترش کمّی دسترسی، ازجمله دیگر برنامههای نظام آموزشی بود. بهدلیل از هم پاشیدگی اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، دولت از فراهم ساختن منابع مورد نیاز بازماند، اگرچه گسترش کمّی همچنان ادامه یافت. بهگونهای که 5 مرکز تربیت آموزشگر، دو کالج فنی (پلیتکنیک) و یک دانشگاه آن، در سال 1980، پس از یک دهه به 14 مرکز تربیت آموزشگر و 11 نهاد آموزش عالی دیگر تبدیل شد. این رشد بیرویه و شتابان که بیشتر درصدد پاسخگوی تقاضای فزاینده به آموزش عالی بود، ازسویدیگر به کاهش سرمایهگذاری و مدیریت ناکارآمد بخش عمومی در آموزش و آموزش عالی، به افت کیفی دانشگاهها و دیگر نهادهای آموزشی انجامید.از سال 1990، دامنه اصلاحات به موضوع تناسب و کیفیت آموزش کشانده شد. رویکردهای نوین به محتوا، فنّاوریها، روشهای آموزش و تمرکززدایی ازجمله در برنامههای اصلاحات گنجانده شد. آنگونه که اسناد و مطالعات نشان میدهد، پیامد این برنامههای اصلاحی، افزایش چند نهاد دیوانسالار دیگر، ازجمله شکلگیری «کمیسیون» آموزشی و مهارتآموزی ریاستجمهوری در سال 1999 بود. این کمیسیون نیز دامنه گستردهای از اصلاحات را پیشنهاد کرد که گرانیگاه آن، بر اصلاحات آموزش آموزشگران، علوم، فنّاوری و مهارتها نهاده شده بود. بهاینترتیب، زمینه برای شکلگیری نهاد دیگری، یعنی مرکز توسعه پژوهشهای علمی و صنعتی پدید آمد.در سالهای گذشته، گرایش برای استفاده از رایانه و شبکهسازی نهادهای آموزش عالی از رهگذر نظامهای مدیریت اطلاعات آموزشی نیز شکل گرفته است.بهدلیل شرایط ناگوار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در نتیجه کمبود منابع و پیگیر نبودن برنامهها دستاورد چندانی به دست نیامده است.زیمبابوه نیز مانند بسیاری از کشورهای درحالتوسعه، با بیکاری ساختاری (آمار دانشجویان بخش خصوصی در این سال در دسترس نیست) روبهرو است که آثار آن را میتوان در بیکاری دانشآموختگان آموزش عالی نیز مشاهده کرد. نرخ بیکاری ساختاری در این کشور بین 63%-57% اعلام شده است (PASS, 2003).وانگهی، پایین بودن نرخ دستمزدهای دانشآموختگان آموزش عالی که بهمعنای پایین بودن نرخ بازده آموزش عالی است، موجب کاهش انگیزه در ادامه تحصیل در داخل کشور و افزایش مهاجرت آنها از این کشور شده است. کاپونگو (2007م) در این زمینه مینویسد: «در دهه 1980 و 1990 والدین فرزندان خود را به ادامه تحصیل تشویق میکردند [...] اما اخیراً بیشتر والدین درصدد جستن راههایی هستند که فرزندان خود را به کشورهای دیگر بفرستند تا هرچه زودتر پس از پایان دوره میانی به کار مشغول شوند [...] افزونبرآن، مهاجرت گسترده مردم، ازجمله، موجب کاهش نیروی انسانی در بخش آموزش شده است. نتیجه این شرایط به همراه پایین بودن سطح بهرهوری و سرمایهگذاری در کشور و رشد پایین، موجب کاهش سرمایهگذاری در سرمایه انسانی شده است که نتیجه آن افت کیفیت نیروی انسانی در کشور و شغلیابی آنها خواهد شد» (Sekai Kapungu, 2007, p. 5).تازهترین، رخدادها در زمینه اصلاحات و برنامههای پیشرو، در مارس 2010 گزارش شده است. شورای کمک به دانشگاهیان مهاجر، سازمان بینالمللی مهاجرت با مشارکت جامعه زیمبابوه بریتانیاییها، دانشگاهیان و تصمیمگیران نظام آموزش عالی و دانشگاهیان زیمبابوه به رایزنی و بررسی مشکلات آموزش عالی کشور با کمک کشورهای بریتانیا و افریقای جنوبی پرداختند. این رایزنیها نخست به بررسی وضع موجود آموزش عالی و سپس راهحلهایی برای آن انجامید. بر پایه مطالعات و رایزنیها سرخط مهمترین کاستیهای نظام آموزش عالی زیمبابوه چنین برشمرده شده است:·نرخ بالای شهریه دانشجویان که در نیمسال نخست سال 2009، 1200-400 دلار زیمبابوه بوده که باید به دلار امریکا پرداخته میشد. حال آنکه میانگین حقوق در سال 2010، در این کشور حدود 100 دلار امریکا در ماه بوده است؛·کمبودهای کارکنان آموزش عالی: در مارس 2010 حقوق آموزشگران دانشگاهی ماهانه به 800 دلار افزایش یافته است درحالیکه میانگین منطقهای آن 2000 دلار بوده است؛·کمبود منابع مالی برای خرید مواد آموزشی، تجهیزات، منابع، فنّاوری روزآمد و برنامههای درسی؛·فرسودگی بیشتر زیرساختها، تسهیلات و تجهیزات؛·فرار فزاینده مغزها از کشور و کمبود منابع انسانی کارآمد؛·پراکنش اعضای علمی؛·کاهش شدید فراهم آوردن بودجه از بخش عمومی از دهه 1990 به بعد؛·کاهش کیفیت سطح آموزش؛·نبود آموزش ضمن خدمت کارکنان دانشگاهی؛·افت ظرفیت انجام پژوهشهای نو.سرخط مهمترین پیشنهادها برای برطرف ساختن کاستیهای یادشده چنین برشمرده شده است:·ایجاد پایگاه داده برخط برای شناسایی افرادی که خواهان پشتیبانی از نظام علمی کشور هستند؛·ایجاد شرایط برای بازگشت گذرای افرادی که کشور را ترک کردهاند؛·ایجاد پایگاه داده برخط برای برشناسی منابع در دسترس و برای استفاده از فرصتهای منطقه؛·استفاده از راهنمایی و مشاوره برخط برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی؛·بازنگری برنامهها برای بازگشت دانشگاهیان به زیمبابوه؛·کمک به بازآموزی کارکنان از رهگذر ارتباطهای ماهوارهای؛·عرضه بورسهای تحصیلات تکمیلی که پوششدهنده هزینههای شهریه، ثبتنام و هزینههای زندگی باشد.دانسته است که کاستیها و راهحلهای عرضهشده، بیشتر برای بازگشت نظام آموزش عالی زیمبابوه به وضعیت نسبتاً عادی است و فاصله زیادی با نظامهای آموزش عالی پیشرفته دارد که با تغییرات رویکردی زیادی همراه بوده است. گفتوگوها و مطالعات انجامشده برای رویارویی با چالشهای یادشده، اصلاحات زیر را پیشنهاد میکند. اصلاحاتی که، با در نظر گرفتن وضعیت کنونی این کشور چندان دستیافتنی به نظر نمیرسد:·ارتقای شغلیابی و کارآفرینی با ایجاد ارتباط میان آموزش در سطح بالا و بازده اجتماعی و خصوصی آموزشی؛·پرورش مهارتهای زندگی از رهگذر برنامههای درسی؛·ایجاد پایبندی در بخش تجاری؛·ایجاد فرصتهای برابر بهویژه جنسیتی؛·مشارکت دادن همه نقشآفرینان آموزش ازجمله: اجتماعات بینالمللی، والدین، سازمانهای غیرعمومی، آموزشگران، برنامهریزان و بخش اداری.کتابشناسی
Association of Universities. (2007). “Zimbabwe-Education System”. World Higher Education DataBase (WHED). Retrieved from: https://whed.net/home.php
Country Paper. (2008). The status of Open Learning and Distance Education in Zimbabwe. Retrieved from: http://www.africaodl.org/conference/cp-Zimbabwe.htm
Government of Zimbabwe. (2013). Constitution of Zimbabwe Amendment (No. 20). Retrieved from: https://zimlii.org/ system/files/legislation/num-act/2013/Amendment%20No. %2020%20of%20The%20Constitution%20of%20Zimbabwe/Constitution%20of%20Zimbabwe%20-%2020th%20 Amendment%2022%20May%202013.pdf.
Gurira, G.T. (2015). Funding Strategies. Retrieved from: https://vdocuments.mx/funding-strategies-presentation-by-mr-g-t-gurira-principal-director-hr.html
International Bureau of Education. (2011). “Zimbabwe”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
James, V., Makuto, D. and Maponga, C.C. (2009). Project: Identifying and Developing Best Practices in the Utilization of Zimbabwe Diaspora Health Professionals to Support the Health Sector in Zimbabwe. Harare: Zimbabwe Jongwe.
Kariwo, M. T. (2007). “widening Access in Higher Education in Zimbabwe”. Higher Education Policy, 20(1), 45-59.
Ministries of Education, Sport and Culture and Higher and Tertiary Education. (2004). National Report of Zibmabwe. Switzerlan: The inte Southern African Regional Universities Association.
Parliament of Zimbabwe. (2002). Midlands State University (Act 4, Chapter 25). Retrieved from: https://www.parlzim. gov.zw/acts-list/midlands-state-university-act-25-21
Reymund, M. (2008). Country Higher Education Profile: Zimbabwe. Retrieved from: http://www.bc.edu/be-org/ avp/soe/cihe/inha/profiles/Zimbabwe.htm
SARUA. (2011). A Profile of Higher Education in SADC: Zimbabwe. Retrieved from: http://www.sarua.org/files/ Country%20Reports%202012/Zambia%20data%20profile%20Eng.pdf.
Sekai kapungu, R. (2007). The Pursuit of Higher Education in Zimbabwe: A Futile Efforts? Retrieved from: http://archive.kubatana.net/docs/chiyou/kapungu_cipe_essay_higher_education_071002.pdf.
Shizha, E., and Kariwo, Michael T. (2011). Education and Development in Zimbabwe. Retrieved from: https://www.sensepublishers.com/media/297-education-and-development-in-zimbabwe.pdf.
The World Bank. (2008). Summary Education profile Zimbabwe. Retrieved from: http: devdata.Worldbank.org.proxy. lib.sfu.Ca/edstats/Summary Education Profile/Country
Unesco. (2008). The EFA 2000 Assessent: Country Report Zimbabwe. Retrieved from: http://www.unesco.org/ education/wef/contry report/Zimbabwe/repport-0-1.html
Varghase, N.V. (2006). Growth and Expansion of Private Higher Education in Africa. Retrieved from: http://unesdoc.unesco.org/images/0015/001502/150255e.pdf.
Zimbabwe National Commission for Unesco. (2001). The Development in Education:The Education System at the End of the 20th Century(1990-2000): National Report of The Republic Of Zimbabwe. Retrieved from: http://www.ibe.unesco.org/International/ICE/natrap/Zimbabwe.pdf.
http://data.un.org/Data.aspx?q=education&d=UNESCO&f=series%3aE_56http://databank.worldbank.org/data/home.aspx
حمید جاودانی
نظام آموزش عالی ژاپن
Japanese Higher Education System
پایتخت: توکیونوع حکومت: مشروطة سلطنتیزبان رسمی: ژاپنیمساحت: 377.915 کیلومترمربعجمعیت: 127103388 نفر (2014م)تعداد دانشجویان: 3760810نفر (2014م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 401509 نفر (2014م)تولید ناخالص ملی: 127/4 تریلیون دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 6/3% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 2/9% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیژاپن از چهار جزیرة اصلی هونشو، هوکایدو، کیوشو، شیکوکو و حدود 3400 جزیرة کوچک تشکیل شده است. این مجمعالجزایر در سواحل دور شمالشرقی قارة آسیا قرار گرفته است که نیمدایرهای بهطول 380 کیلومتر را تشکیل میدهد. آبوهوا در این مناطق، معتدل و رویهمرفته ملایم است.این کشور در آسیای خاوری، بهصورت مجمعالجزایر بین اقیانوس آرام شمالی و دریای ژاپن و شرق شبهجزیرة کره قرار دارد. کل مساحت آن 377915 کیلومترمربع و مرز آبی آن 13430 کیلومترمربع است. آبوهوا از گرم در جنوب تا سرد معتدل در شمال تغییر میکند. منابع طبیعی دربرگیرنده مواد معدنی اندک و انواع ماهیان است.در سالهای اخیر، جمعیت آن، ازلحاظ ترکیب سنی، با کاهش شدید شمار کودکان، و به همان نسبت، افزایش جمعیت بزرگسالان روبهرو بوده است. برآورد میشود که تا 2010م، شمار افراد بالای 65 سال، حدود یکپنجم از کل جمعیت را تشکیل دهد. تمرکز جمعیت در شهرها و کاهش شمار جوانان، سبب بروز مسائل و مشکلات گوناگونی در زمینة آموزش شده است.زمینهای قابل کشت حدود 3/11% از اراضی کل کشور (2011م) است. بلایای طبیعی دربرگیرنده آتشفشانهای غیرفعال و برخی فعال، زمینلرزههای وسیع و گستردة سالانه، سونامی و توفانهای دریایی است. مسائل زیستمحیطی، دربرگیرنده آلودگی هوا ناشی از سوخت کارخانجات به شکل باران اسیدی، اسیدی شدن دریاچهها و منابع آبی و نیز تهدید زندگی آبزیان بهواسطه شکار زیاد است.ژاپن، در سدة اخیر، سیمای خود را از کشوری کشاورزی به کشوری صنعتی تغییر داده است و اینک در مرحلة فراصنعتی گام برمیدارد. سهم هریک از بخشهای اقتصادی در تولید ناخالص ملی این کشور چنین است: صنعت 9/38%، خدمات 5/25%، تجارت 7/32%، کشاورزی، ماهیگیری و جنگلداری حدود 9/2%.ژاپن کشوری تقریباً تکنژادی است که بیشتر جمعیت آن را ژاپنیها تشکیل میدهند. کمتر از 7/0% از کل جمعیت را نیز بومیاناینو، مهاجران کرهای، چینی و سایر گروههای قومی تشکیل دادهاند.ژاپن ازنظر تاریخی، تا حدودی زیر تأثیر فرهنگ شرق آسیا و چین بوده است. اما چون در سده نوزدهم میلادی، در رویارویی، با غرب، فرهنگ منحصربهفرد خود را توسعه داد، غربی شدن حاصل از این رویارویی، باز هم بر غنای فرهنگی ژاپن افزود. مذاهب عمدة ژاپن عبارتاند از: آیین شینتو که جنبة بومی دارد و آیین بودا، که به ژاپن، وارد شده است. در ژاپن مسیحیت نیز در اقلیت قرار دارد. اصولاً مذهب در زندگی خصوصی ژاپنیها نقش مهمی بازی میکند، اما در زندگی عمومی مردم و نیز آموزش کشور دخالتی ندارد. با آنکه آموزش عمومی، جنبة غیرمذهبی دارد، ایجاد مدرسه و دانشگاه خصوصی، به شرط رعایت معیارهای آموزشی دولت، برای گروهها یا افراد مذهبی محدودیتی ندارد.ملیت اقوام ساکن ژاپنی و ترکیب قومی آن ژاپنیها (5/98%)، کرهایها (5/0%)، چینیها (4/0%) و سایر اقوام 6/0% است. زبان رسمی ژاپنی و مذهب شینتو (9/83%)، بودایسم (3/7%)، مسیحیت (2%) و سایر ادیان (8/7%) هستند.حکومت ژاپن مشروطة سلطنتی است. امپراتور فقط نمادی از اقتدار ملت است و طبق قانون اساسی 1947م (که هنوز به قوت خود باقی است)، وی قدرت سیاسی واقعی ندارد.همزمان با احیای اقتصاد ژاپن و بازسازی خرابیهای جنگ، امریکا و تا حدودی اروپا، مقصد اصلی صادرات صنایع ژاپن شد. در این میان، روابط اقتصادی با جنوبشرقی آسیا نیز، بیشتر برای دریافت مواد اولیه برای ساخت مصنوعات صادراتی، بهبود یافت.بیشتر سرمایهگذاریهای مستقیم ژاپن، در بخش صنعت و خدمات در امریکا صورت میگیرد. کل سرمایهگذاریهای ژاپن در امریکا تا پایان مارس 1991، 131 میلیارد دلار بود. اروپا مقصد دوم سرمایهگذاریهای ژاپن است که این امر میتواند خطری برای کشورهای همسایه بهشمار آید، اما تاکنون این کشورها از سیاستهای تجاری ژاپن انتقاد چندانی نکردهاند.جمعیت کشور در 2014م برابر با 127103388 نفر است که ساختار سنی آن چنین است:14-0 سال (2/13%)، 24-15 سال (7/9%)، 54-25 سال (1/38%)، 64-55 سال (8/25%) و 65 سال و بالاتر (8/24%).نرخ رشد جمعیت 13/0-% و جمعیت شهرنشین 3/91% طی سال 2011 بوده است. امید به زندگی از بدو تولد 5/84 سال (2014م) است. هزینههای بهداشتی 3/9% از تولید ناخالص داخلی در 2011م است. در سال 2011 هزینههای آموزش برابر 8/3% از تولید ناخالص داخلی است. 99% از کل جمعیت باسواد و طول دورة تحصیلات عمومی پانزده سال است.نوع حکومت دولت، مجلسی با مشروطه قانونی است که پایتخت آن توکیو و از 37 استان تشکیل شده است. اولین قانون اساسی در 1890م و آخرین اصلاحیه آن 3 مه 1947 بود (2014م).ریاست حکومت با شخص امپراتور و رئیس دولت با نخستوزیر است که با انتخابات مجلسی تعیین میشود. کابینه بهوسیلة نخستوزیر انتخاب میشوند و قوه مقننه، دارای دو مجلس است که مجلس مشاوران (سنا) با 242 عضو با دوره نمایندگی ششساله و مجلس نمایندگان با 480 عضو با دوره نمایندگی حداکثر چهار سال انتخاب میشوند. نخستوزیر حق انحلال مجلس نمایندگان را در هر زمان، با حفظ کابینه دارد.قوه قضائیه دربرگیرنده دادگاه عالی، متشکل از وزیر دادگستری و 14 قاضی عالیرتبه وابسته است. رئیس دادگاه عالی بهوسیلة کابینه تعیین و ازسوی امپراتور گماشته میشود. همه قضات در رفراندمی عمومی، در نخستین انتخابات سراسری مجلس نمایندگان برای هر پست مورد انتخاب دوباره قرار میگیرند که برای مدت ده سال است.در سالهای پس از جنگ جهانی دوم، اتحاد دولت- صنعت با اخلاق کاری قوی همراه با استفاده از فنّاوری سطح بالا، به توسعه ژاپن بهسمت اقتصادی پیشرفته مبتنیبر فنّاوری کمک کرد. یک بخش کشاورزی کوچک که بهطور عمده، مورد حمایت دولت است، ازنظر میزان سطح تولید، جزء بالاترین عملکرد در سطح جهان است. اگرچه ازنظر میزان تولید برنج خودکفاست، ژاپن در حدود 60% از نیاز غذایی خود را برمبنای نیاز کالری وارد میکند. برای سه دهه، رشد اقتصاد واقعی کلی ژاپن، حدود 6% بوده است. این رشد اقتصادی در دهههای 1980 و 1990 بهطور چشمگیری کاهش یافت و به میزان 7/1% رسید. بعد از سال 2000 اقتصاد ژاپن وارد دورة رکود اقتصادی شد که تا سال 2008 ادامه داشت. دولت مخارج خود را برای کمک به اصلاحات اقتصادی، در طی سالهای 2009 و 2010 افزایش داد، اما در 2011م اقتصاد کشور در زمینلرزه 9 ریشتری و سونامی وحشتناک روبهرو شد که بازسازی اقتصادی را با مشکل همراه ساخت. در سال 2013 ژاپن برای افزایش رقابت خارجی و ایجاد فرصتهای صادراتی جدید، برای تجارت ژاپن به مذاکرات همکاری دور اقیانوس آرام پیوسته است. برای کمک به افزایش درآمد دولت و کاهش بدهی عمومی، ژاپن در 2013م تصمیم گرفت بهتدریج مالیات بر مصرف تا سقف 10% تا 2015م افزایش دهد. در سال 2013 تولید ناخالص ملّی ژاپن 4729 میلیارد دلار بوده است. نرخ رشد واقعی 2% در سال 2013 بود و درآمد سرانه 37100 دلار است که سیوششمین کشور در جهان است. ترکیب تولید ناخالص داخلی، برحسب بخش مربوط دربرگیرنده کشاورزی (1/1%)، صنعت (6/25%) و خدمات (2/73%) بوده است. محصولات کشاورزی دربرگیرنده برنج، چغندرقند، سبزیجات، میوهجات، دامپروری، محصولات لبنی، تخممرغ و ماهی است. صنایع دربرگیرنده تولید وسایل نقلیه پیشرفته، تجهیزات الکترونیکی، ماشین ابزار، فولاد و فلزات غیرآهنی، ماهیگیری، کشتیسازی، محصولات شیمیایی، پارچه و غذاهای فرآوریشده را دربر میگیرد. نرخ رشد تولیدات صنعتی (2013م) حدود 1% است و نیروی کار آن 6/65 میلیون نفر است که مقام ششم را در جهان دارد.ترکیب نیروی کار، براساس اشتغال بخش کشاورزی (9/3%)، صنعت (3/26%) و خدمات (8/69%) در 2010م بوده است. نرخ بیکاری 1/4% (2013م) و جمعیت زیر خط فقر 16% (2010م) بود. میزان بودجه سال 2013 ازنظر درآمدها 729/1 هزار میلیارد دلار و هزینههای آن 149/2 هزار میلیارد دلار بوده است که سهم مالیات و سایر درآمدها حدود 6/37% بود. در همان سال نرخ تورم 2/0% است (Central Intelligence Agency, 2015, pp. 1-9).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیژاپنیها، در 1947م، پس از پایان جنگ، در فقر و دشواریهای ناشی از شکست، نظام آموزشی جدیدی را به اجرا گذاشتند. مهمترین تفاوت این نظام آموزشی، با نظام پیش از جنگ، به رسمیت شناختن حق برابر مردم برای دسترسی به امکانات و تسهیلات آموزشی است که در قانون اساسی جدید، با صراحت بیان شده است. هدف از این اقدام، فراهم کردن زمینههای دسترسی دانشآموزان و جوانان به آموزش و از میان برداشتن فاصلة طبقاتی موجود بود؛ بدینترتیب، حقوق و وظایف متقابل دولت و ملت، درباره آموزش کاملاً دگرگون شد و به نظام سلسلهمراتبی پایان داده شد.قانون اساسی آموزش هرگونه ارتباط بین احزاب سیاسی و گروههای مذهبی با آموزش را منع کرده و با در نظر گرفتن تساوی حقوق افراد، در دسترسی به آموزش، هرگونه تبعیض برمبنای نژاد، باور، جنسیت و موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی و یا شرایط خانوادگی را رد کرده است.وزارت آموزش، علوم و فرهنگ ژاپن، در 1987م، انجمن دانشگاهها را پی نهاد. این انجمن، در 1991م، سیاستهایی را برای بازسازی نظام آموزش عالی تصویب کرد که از آن جمله، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:·توجه دقیق به ارتقای محتوای آموزش عالی و رشد شخصیتی دانشجویان؛·ارتقای سطح آموزش عالی، ازطریق گسترش مراکز آموزش عالی. براساس این سیاست، مقرر شد دانشگاههای ژاپن نقش اصلی را در آموزش و تربیت نیروی انسانی متخصص و ماهر ایفا کنند؛ زیرا در آینده شمار دانشجویان افزایش مییابد.·نرمشپذیری نظام آموزش عالی، در برخورد با نیازهای افراد امری ضروری است؛ بهویژه اینکه ساختار صنعتی ژاپن همواره در حال تغییر و تحول است.اهداف نظام آموزش عالی ژاپن عبارتاند از:·تربیت پژوهشگران و مهندسان و دیگر نیروی انسانی مورد نیاز بازار کار؛·انجام پژوهش و توسعه؛·شناسایی افراد مستعد و استعدادهای درخشان جوان که میتوانند نقش اساسی در جامعة ژاپن ایفا کنند.مردم ژاپن برای بهدست آوردن روزآمدترین اطلاعات دربارة فنّاوری، نیازمند ادامة تحصیل هستند. بهمنظور فراهم آوردن امکان تحصیل نیمهوقت، باید ترتیبی داده شود که دانشجویانی که نمیخواهند از برنامههای حضوری تماموقت استفاده کنند، بتوانند در کلاسهای شبانه شرکت کنند.وزارت آموزش، علوم و فرهنگ اصلاحات آموزشی گوناگونی برای برآورده کردن نیاز بزرگسالان، به یادگیری انجام داده است. این اصلاحات عبارتاند از:·ساخت نظامی که افراد بدون مدرک تحصیلی بتوانند در یک یا چند دوره در دانشگاه آموزش ببینند و واحدهای عادی لازم برای این دورهها را بگذرانند؛·ایجاد نظامی که در آن، دانشگاهها بتوانند برای برخی از واحدهای درسی گذراندهشده گواهینامهای را بهمنزلة نتیجة یادگیری دانشجویان به آنها بدهند.·گسترش دورههای دانشگاهی به دورههای روزانه و شبانه برای هماهنگی برنامههای دانشگاهها با افراد شاغلی که وقت محدودی دارند؛·معرفی نظام جدیدی که راهیابی دانشجویان به سال دوم یا بالاتر را در یک دورة دانشگاهی، آسان کند.در 1991م، وزارت آموزش، علوم و فرهنگ اصلاحات فراوانی در نظام دانشگاهی ایجاد کرد و این امکان را فراهم کرد تا کسانی که نمیتوانند از دانشگاهها دانشآموخته شوند، تحت شرایط ویژهای، از مؤسسة ملی مدارک دانشگاهی، مدرک معادل دریافت کنند.اصلاحات نظام آموزشی، بعد از جنگ جهانی دوماقدامات و اصلاحات انجامشده در نظام آموزش ژاپن، در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم را میتوان چنین برشمرد:·تلاش برای فراهم کردن امکانات برابر برای کسب تحصیل از سطوح ابتدایی تا عالی برای همة افراد جامعه و یکسان کردن برنامههای آموزشی دختران و پسران؛·تبدیل نظام آموزش عالی طبقاتی و نخبهگرا به نظام برابر و همگانی، با این هدف که همة داوطلبانی که دیپلم دورههای میانی دارند، بتوانند در آن شرکت کنند؛·تشکیل هیئتی مرکب از نمایندگان منتخب مردم در هر منطقه برای ادارة امور و نظارت بر آموزش. هدف از این اقدام، از بین بردن آثار نامطلوب تمرکز در آموزش بود؛·ایجاد نظام پرداخت هماهنگ حقوق اعضای هیئتعلمی؛·ایجاد شورای استادان در دانشکدهها و برتری دادن تصمیمهای آن، بر نظرهای رؤسای دانشکدهها؛·تغییر ساختار اداری دانشگاهها و ایجاد ساختار جدیدی که در آن، روابط اداری و مدیریتی براساس مردمسالاری پیریزی شده است. برایناساس، مدیریت دانشگاهها بهبود پیدا کرد و استادان بهراحتی میتوانستند نسبت به مدیریت و چگونگی ادارة دانشگاههای مربوط انتقاد کنند. بهعبارتدیگر، در این ساختار، تصمیمهای مربوط به ادارة دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی، براساس فرایند همکنشی و مشارکت پویا و سازندة اعضای هیئتعلمی گرفته میشد.ساختار نظام آموزشینظام آموزشی ژاپن، بر پایة ترکیبی از نظامهای آموزشی انگلستان، فرانسه و امریکا طرحریزی شده و شاید الگوی آموزشی امریکا، بیشترین تأثیر را بر آن داشته است. نظام آموزشی ژاپن، از مراحل آموزشی زیر تشکیل شده است:آموزش پیشدبستانی: کودکان 6-3 سال را دربر میگیرد. آموزش پیشدبستانی اجباری نیست و بیشتر در مؤسسات خصوصی ارائه میشود.آموزش ابتدایی: نخستین مرحلة آموزش اجباری است که همة کودکان 12-6 سال را پوشش میدهد؛ تقریباً همة کودکان (6/98%) در مدارس عمومی ثبتنام میکنند، که دولتهای محلی، این مدارس را حمایت میکنند.آموزش میانی: دورة نخست آموزش میانی، آخرین گام آموزش اجباری است که برای دانشآموزان 15-12 سال ارائه میشود. دانشآموزانی که سال سوم دورة نخست میانی را گذرانده باشند، میتوانند متقاضی ورود به مدارس دورة دوم میانی یا مدارس عالی فنّاوری شوند.دورة دوم میانی، دربرگیرنده دورههای تماموقت، پارهوقت و مکاتبهای است. دورههای تماموقت سه سال طول میکشد. درحالیکه طول دورههای پارهوقت و مکاتبهای سه سال یا بیشتر است. دورههای پارهوقت، بیشتر در عصر ارائه میشوند.دورههای دوم میانی، ازلحاظ محتوای تدریس، به سه دستة دورههای میانی عمومی، تخصصی و ترکیبی تقسیم میشوند.دورههای میانی عمومی، آموزشهای عمومی را با تأکید بر موضوعات علمی عرضه میکنند. درحالیکه دورههای تخصصی، برای ارائة آموزشهای حرفهای، فنی یا سایر آموزشها برای دانشآموزانی که رشتة حرفهای خاصی را بهمنزلة مسیر شغلی آیندة خود انتخاب کردهاند، طراحی شدهاند. این دورهها نیز به چندین دسته تقسیم میشوند: کشاورزی، صنعت، بازرگانی، شیلات، اقتصاد خانواده، پرستاری، علوم و ریاضی و غیره. دورههای ترکیبی نیز آموزش عمومی و تخصصی را بهصورت فراگیر ارائه میدهند.آموزش عالی: مؤسسات آموزش عالی در ژاپن، دربرگیرنده دانشگاهها، مدارس عالی دوساله، و مدارس عالی فنّاوری است؛ بهعلاوه، مدارس مهارتآموزی ویژه و مدارس گوناگون، که دورههای پیشرفته را عرضه میکنند، ممکن است مؤسسة آموزش عالی بهشمار آیند.برای ورود به دانشگاهها و مدارس عالی دوساله، تکمیل آموزش دورة دوم میانی لازم است. اما مدارس عالی فنّاوری، از مؤسسات آموزش عالی بیهمتایی است که برای افرادی که دورة اول میانی را به پایان رساندهاند، آموزش مهندسی و فنّاوری ارائه میکنند.مدرسة عالی فنّاوری، معمولاً دورههایی در رشتههای مهندسی و بازرگانی عرضه میکند. طول مدت تحصیل در آنها پنج سال (پنجونیم سال برای دورههای بازرگانی) است.انواع رشتههای اصلی مانند مهندسی مکانیک، مهندسی برق، کنترل برق، فنّاوری اطلاعات، مهندسی مواد/زیست، مهندسی ساختمان، بازرگانی، و اطلاعات مدیریت در این مدارس تدریس میشود.مدارس مهارتآموزی ویژه، نوع جدیدی از مؤسسات آموزشیاند که در 1976م ایجاد شدند و فعالیتهای آموزشی منظمی را با هدف کمک به رشد تواناییهای مورد نیاز فراگیران در زندگی حرفهای روزانه و نیز کمک به بهبود استانداردهای فرهنگی انجام میدهند. دورههایی که این مدارس ارائه میکنند، به سه دسته تقسیم میشوند: دورههای دوم میانی که دانشآموختگان دورة اول میانی را میپذیرند؛ دورههای پیشرفته که دانشآموختگان دورة دوم میانی را میپذیرند؛ و سایر دورهها.آن دسته از مدارس مهارتآموزی ویژه که دورههای دوم میانی را عرضه میکنند ممکن است مدارس مهارتآموزی ویژة دورة دوم میانی نامیده شوند. درحالیکه به مدارسی که دورههای پیشرفته را ارائه میدهند، مدارس عالی مهارتآموزی ویژه گفته میشود. آموزش بزرگسالان: از 1977م، وزارت آموزش، مسئولیت نظارت بر عملکرد مراکز آموزشی بزرگسالان را عهدهدار شد و شهرداریها را تشویق کرد تا دورههای دانشگاهی بزرگسالان را ایجاد و از آنها حمایت کنند. این دورهها، به شکلهای گوناگون عرضه میشوند که دورههای ویژه در مراکز اجتماعی، کنفرانسهای عمومی دبیرستانها و دانشگاهها، دورههای ویژه در کتابخانهها، موزهها و مؤسسات پژوهشی و دورههایی را دربرگیرنده میشوند که از پخش برنامهها، بهمنزلة وسایل آموزشی استفاده میکنند. دورههای مکاتبهای نیز فرصتی برای یادگیری گونههایی از مهارتهای حرفهای و مهارتهای زندگی روزمره فراهم میآورند.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیسیاستهای ملی آموزش عالی را معمولاً وزیر آموزش، علوم و فرهنگ- که عضو هیئت دولت است- تعیین میکند. وزیر در اجرای مسئولیت خود با شورای دانشگاه مشورت میکند. اعضای شورا را اعضای هیئتعلمی و افراد غیرهیئتعلمی و کمیتههای تخصصی ویژه تشکیل میدهند. سیاستهای ملی آموزش زیر نظر نخستوزیر تعیین میشود. تشکیل شورای ویژة اصلاحات آموزشی در 1987-1984م نیز از آن جمله است.وزیر آموزش، علوم و فرهنگ ازنظر قانونی میتواند برای دانشگاهها و دانشکدههایی که دولتهای محلی و مؤسسات بخش خصوصی تأسیس میکنند، مجوز صادر کند. مجوز گشایش مؤسسات آموزش عالی خصوصی و عمومی زیر نظر وزیر آموزش، علوم و فرهنگ صادر و طبق ضوابط دانشگاهی تنظیم میشود. نظارت بر مؤسسات نیز برعهدة این وزارتخانه است.وزارت آموزش، علوم و فرهنگ از دانشگاههای ملی و دانشکدههای عمومی حمایت مالی کامل میکند و قسمتی از هزینههای جاری دیگر مؤسسات آموزش عالی را فراهم میکند که دربرگیرنده هزینههای تجهیزات و وسایل فعالیتهای پژوهشی دانشکدهها و اعطای بورس تحصیلی به دانشجویان است. در دهة 1980، این وزارت، با پرداخت حدود 30% از هزینههای جاری دانشگاههای خصوصی، بر مراکز یادشده، نظارت میکرد.هریک از دانشگاهها و دانشکدهها در ادارة امور داخلی خود ازجمله انتصاب کارکنان اداری و آموزشی و نیز تعیین شیوههای تدریس و پژوهش، استقلال بسیار زیادی دارند. شیوههای ادارة داخلی مؤسسات آموزش عالی، بسته به ماهیت تشکیلاتی مؤسسات و طرز کار، آنها متفاوت است.دانشگاهها و دانشکدههای عمومی مؤسساتی هستند که ادارة آنها را اعضای هیئتعلمی برعهده دارند. بالاترین نهاد تصمیمگیری در این مراکز، شورای عالی است که نمایندگان بلندپایة دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی و مقامات اجرایی در آن عضویت دارند. منظور از مقامات اجرایی رئیس دانشگاه، نمایندة اعضای هیئتعلمی و رؤسای دانشکدهها و مؤسسات پژوهشی هستند که اعضای هیئتعلمی آنها را از بین اعضای هریک از مؤسسات و دانشکدهها انتخاب میکنند. این افراد همراه با معاون دانشجویی و مدیر کل امور اداری، که وزیر آموزش، علوم و فرهنگ منصوب میکند، شورای اداری و اجرایی را تشکیل میدهند که عملاً مؤسسه را اداره میکند.در دانشگاههایی که چندین مؤسسة پژوهشی و دانشکده دارند، بیشتر تصمیمات داخلی در دانشکدهها و مؤسسات اتخاذ میشود. هرچند شورای عالی و مقامات اجرایی دانشگاه، این مراکز را باتوجهبه سیاست دانشگاه هماهنگ میکنند، هر دانشکده و مؤسسه، کمیتة ویژهای برای تصمیمگیریهای اصلی دربارة موضوعاتی نظیر انتصابها، برنامهریزی درسی و آموزشی، امور دانشجویی و طرحهای پژوهشی دارد.مدیریت دانشگاهها و دانشکدههای خصوصی، برعهدة اعضای هیئتمدیرة بنیادهای آموزشی است که این نوع مراکز آموزش عالی را حمایت و اداره میکنند. اعضای هیئتمدیره برای ادارة امور، باید با اعضای هیئتهایامنای مربوط مشورت کنند. در هیئتهایامنا نمایندگان کارکنان آموزشی و اداری دانشگاهها و مدارس عالی، دانشجویان دورههای تحصیلات تکمیلی و دیگر کسانی که برگزیده مدیرکل هیئتمدیرهاند، عضویت دارند.ادارة امور آموزشی و پژوهشی، به رئیس و دیگر اعضای هیئتعلمی واگذار شده است. این افراد را بیشتر هیئتمدیره انتخاب و منصوب میکند. در بیشتر موارد، اعضای هیئتعلمی، این مقامات علمی اجرایی را از بین خود انتخاب میکنند.دانشکده در دانشگاهها واحدی برای امور آموزشی، اداری و پژوهشی بهشمار میآیند. هر دانشکده به شماری گروه آموزشی تقسیم میشود که هریک از این گروهها، ممکن است تکرشتهای یا چندرشتهای باشند. گروههای آموزشی زیرمجموعههای دانشکدهها هستند، ولی قدرت قانونی ندارند. در دانشگاههای ملی که برنامههای تحصیلات تکمیلی دارند، گروه آموزشی، معمولاً به کرسیهایی تقسیم میشود که در هرکدام یک استاد و عدهای استادیار و مدرس و دانشجوی کارشناسی ارشد یا دکتری عضویت دارند. کرسی بیش از آنکه واحدی آموزشی باشد، واحدی اساسی برای پژوهش است، هرچند که اعضای هیئتعلمی، آن دورههای آموزشی را در گروه نیز عرضه میکنند.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیمسئولیت تأمین منابع مالی آموزش عمومی، بین دولتهای ملی، استانی و شهرداریها تقسیم شده است. هر دولت هزینة فعالیتهای آموزشی خود را از منابع مالی بهدست آمده از مالیات و سایر درآمدها تأمین میکند. هیچیک از مالیاتهای ملی، استانی یا شهری به خدمات دولتی اختصاص نمییابد، اما درآمد حاصل از مالیات به خدمات آموزشی اختصاص داده میشود.هزینههای آموزشی دولت، ممکن است به دو دسته تقسیم شوند: هزینههای مؤسسات آموزشی عمومی (دانشگاهها و سایر مؤسسات) و خدمات آموزشی؛ یارانههای درنظر گرفتهشده برای آموزش که به مؤسسات آموزشی خصوصی شهرداریها و استانها و سایر نهادها اختصاص یافته است.بهعلاوه، دولت ملی، کمکهای مالیاتی محلی برای استانی و شهرداریها فراهم میکند. این کمکها، با هدف تأمین سطح معینی از درآمد و خدمات عمومی در نظر گرفته میشود. منبع این کمکها، طبق قانون، درصد معینی (32%) از کل درآمد ملّی از مالیات بر درآمدها، مالیات تعاونیها و مالیات بر نوشیدنیها و درصد معینی (24%) از مصرف مالیات بر درآمد و درصدی (25%) از درآمد مالیاتی سیگار است. با اینکه این کمکها، به هیچ خدمات معینی اختصاص داده نمیشوند، سطح معینی از هزینههای دولت محلی برای آموزش با تخصیص این کمکها فراهم میشود.هزینههای آموزشی مؤسسات استانی دربرگیرنده هزینة تأسیسات آموزشی و خدمات، حقوق و مزایای آموزشگران ابتدایی، دورة اول میانی و مدارس پارهوقت دورة دوم میانی است. هزینههای آموزشی شهرداریها، دربرگیرنده هزینههای عملیاتی مدارس ابتدایی و دورة اول میانی (بهغیر از حقوق آموزشگران) و هزینة راهاندازی سایر مؤسسات آموزشی شهرداریهاست.برای دورة آموزش اجباری (ابتدایی و دورة اول میانی) شهریهای دریافت نمیشود، اما در دورة دوم میانی و دورههای آموزش عالی فراگیران، باید شهریه پرداخت کنند. شهریة جمعآوریشده با درآمدهای دولتها (ملی، استانی و شهرداری) ترکیب و برای عملیات مؤسسه و نه اهداف آموزشی استفاده میشود. شهریة مؤسسات ملی را وزارت آموزش، علوم و فرهنگ، و شهریههای مدارس شهری و استانی را مقامات محلی تعیین میکنند.برنامههای کمکآموزشی را سازمانهای متعدد ازجمله بنیاد کمکهزینههای آموزشی ژاپن به کمک دولتهای ملی، استانی و شهرداریها و شرکتهای غیرانتفاعی عرضه میکنند.کمکهزینههای بنیاد، بهصورت دو نوع وام اعطا میشوند: وام بدون بهره و وام با بهره. وامهای بدون بهره برای دانشآموزان میانی و بالاتر، دانشجویان دانشگاهها و مدارس عالی و همچنین برای دانشآموختگان مدارس فنی و سایر مدارس آموزشی خاص، در نظر گرفته شده است. وام با بهره برای دانشجویان دانشگاهها و مدارس عالی و دانشآموختگان کارشناسی ارشد و مدارس عالی و تخصصی است. این وامها تا زمانیکه دانشجو در حال تحصیل است، بهره ندارند. اما وامگیرنده، پس از دانشآموختگی، باید در طول یک سال، پرداخت اقساطی بهرة وامها را شروع کند. دانشجویان واجد شرایط وام یا کمکهزینههای دیگر را رئیس مؤسسه از میان متقاضیان انتخاب میکند.بودجة جاری آموزشی: کل بودجة دولت ملی برای سال مالی 1998م بالغ بر 77066902 میلیون ین، و بودجة وزارت آموزش، علوم و فرهنگ، در مجموع، در همان سال مالی، بالغ بر 5079009 ین بوده است که پاسخگوی 5/7% از کل بودجة دولت است.بودجة اعتباری ویژة مؤسسات آموزشی عمومی، 2068408 میلیون ین بوده است. بودجة وزارت آموزش برای خدمات گوناگون عمومی و توسعه و بهبود آموزش، علوم، فرهنگ و ورزش صرف میشود که دربرگیرنده پرداخت حقوق آموزشگران و دیگر کارکنان مؤسسات آموزشی دولت، ساخت بناهای آموزشی، اعطای کمکهای مالی به مؤسسات آموزشی خصوصی و کمک مالی به فراگیران است.طبق سیاست بودجة 1998م وزارت آموزش، علوم و فرهنگ، بیشتر بودجة آموزشی و پژوهشی صرف موارد ذیل میشود:·توسعة آموزش پایه، از رهگذر مدارس پنج روز در هفته و توسعة همهجانبة برنامههای دانشگاه هوایی ازطریق ارتباطات ماهوارهای؛·ارتقای دایمی طرح بهسازی کارکنان آموزشی در مدارس آموزش پایة بخش عمومی؛·در نظر گرفتن اقدامات پیشگیرانه برای چیره شدن بر مشکلات اجتماعی، مانند ترس دانشآموزان، چشمپوشی از حضور در مدرسه و استفاده از مواد مخدر؛·ارتقای سیاست آموزشی برای پرورش روحیة سالم در دانشآموزان، در جامعه و مدرسه؛·بهبود نظام پشتیبانی مؤسسات آموزش خصوصی مانند طرح تأمین مالی دانشگاههای خصوصی و بهبود آموزش عالی، ازطریق اعمال اصلاحات دانشگاهی؛·توسعة بورس و برنامههای پژوهشی و تربیت پژوهشگران جوان؛·توسعة تبادلات بینالمللی و همکاری در زمینة آموزش، علوم، فرهنگ و فعالیتهای ورزشی؛·ارتقای سیاست مربوط به فعالیتهای ورزشی ازجمله بهبود برنامة مرکز ملی علوم و فعالیتهای ورزشی؛·توسعة فعالیتهای آفرینش هنری، و بهبود، حفظ، نمایش و بهرهبرداری از داراییهای فرهنگی.نهادهای فراهمکننده: درصد بالایی از هزینههای آموزشی مدارس را نهادهای عمومی و محلی و والدین دانشآموزان تأمین میکنند. نسبت هزینههای آموزشی عمومی وزارت آموزش، در چهارچوب و محدودة بودجة ملی کاهش یافته و نسبت هزینة پذیرفتهشده در ادارات دولتی محلّی در چهارچوب کلّ هزینههای عمومی، افزایش تدریجی داشته است. این رقم، در دهة 1940، حدود 45% بود، در دهة 1950 تا 50% افزایش یافت؛ همچنین، در اواخر دهة 1970، به 52%، در 1990م، به 9/57% و در 1996م، به 9/58% بالغ شد.آمار نشان میدهد میزان هزینهای که والدین باید به مؤسسات خصوصی بپردازند، در مقایسه با مؤسسات عمومی، 6/2 برابر، درباره کودکستانها، 2/6 برابر، درباره مدارس دورة میانی، و 2/2 برابر درباره دبیرستانهاست. همین تفاوت در دانشگاهها و مدارس عالی هم دیده میشود. والدین دانشجویان دانشگاههای خصوصی، حدود 73% بیشتر از دانشگاههای ملّی هزینه میکنند.مراکز و مؤسسات آموزش عالیآموزش عالی در ژاپن در 552 دانشگاه، 600 مدرسة عالی کوچک و 65 مدرسة عالی فنی عرضه میشود. این مؤسسات ممکن است ملی، ایالتی، وابسته به ادارات یا شهرداریها و یا خصوصی باشند. حدود سه میلیون دانشجو در مؤسسات آموزش عالی، مشغول تحصیلاند. عمدهترین نهادهای آموزش عالی ژاپن عبارتاند از:·دانشگاهها: متشکل از یک یا چند دانشکدهاند و دورههای چهارساله را در رشتههای گوناگون عرضه میکنند. بعضی از دانشگاههای ژاپن، مؤسساتی وابسته به خود دارند که به دانشجویان امکان میدهد مطالعات و پژوهشهای بیشتری انجام دهند و کیفیت آموزش خود را ارتقا بخشند. برخی از سازمانهایی که مسئولیت هماهنگی و برنامهریزی دانشگاهها را برعهده دارند، عبارتاند از: انجمن دانشگاههای ملی ژاپن؛ انجمن دانشگاههای عمومی محلی؛ انجمن دانشگاههای خصوصی ژاپن؛ انجمن دانشگاههای معتبر ژاپن؛ شورای برنامهریزی دانشگاه (هیئت رایزنی در وزارتخانه).بیشتر دانشگاههای ژاپن خصوصیاند و شرکتها و مؤسسات صنعتی و تجاری، آنها را ازنظر امکانات و تجهیزات و همچنین امور مالی کمک میکنند؛ زیرا این مؤسسات نیروی انسانی متخصص مورد نیاز آنها را تربیت میکنند.·مدارس عالی: رشتههای تخصصیرا در زمینههای گوناگونی نظیر صنایع دستی محلی، علوم اجتماعی، علوم انسانی، هنرهای زیبا، بازرگانی، کشاورزی، بهداشت، پیراپزشکی و حرفهآموزی عرضه میکنند. مدارس عالی، در سطحی پایینتر از دانشگاهها قرار دارند و با دورههای دو تا سهسالة خود، مدارک درجة یک نمیدهند، اما این مدارک وسیلهای برای گذر به درجات بالاتر هستند. برای ورود به مدارس عالی، داشتن مدرک پایان تحصیلات میانی الزامی است. واحدهای درسیای که در این مدارس گذرانده میشوند، ممکن است جزئی از واحدهای درسی دانشگاهی بهشمار آیند. دانشجویان مدارس عالی معمولاً میتوانند بهصورت تماموقت، پارهوقت و یا مکاتبهای در این مراکز، به تحصیلات خود ادامه دهند. طول دورههای مکاتبهای معمولاً یک تا دو سال، بیشتر از طول دورههای روزانه است.·مدارس عالی فنی: این مؤسسات در 1962م گشایش یافتند و همچنان رو به گسترشاند. ورود به آنها براساس نتایج آزمون ارزیابی و پیشرفت تحصیلی صورت میگیرد که برای دانشآموختگان دورة اول میانی برگزار میشود. مدارس عالی فنی دانشآموختگان دورة اول میانی را میپذیرند و پس از پنج سال تحصیل، به آنها مدارک کاردانی میدهند. مدارسعالی فنی که به تربیت فنورز مبادرت میکنند، ازنظر کیفی در سطحی پایینتر از دانشگاه قرار دارند. اما دانشآموختگان آنها ممکن است از مدارک خود برای پذیرش در دانشگاه استفاده کنند.آموزشهای این مدارس، بیشتر فنیوحرفهای است و رشتههای ماشینآلات، برق، شیمی صنعتی، پتروشیمی، صنایع دریایی و شهرسازی را دربرگیرنده میشود. مدت تحصیل در رشتههای مهندسی، پنج سال و در صنایع دریایی، پنج سال و نیم است. باید اشاره کرد که شمار این مدارس، در مقایسه با شمار کل دانشآموزان دورة دوم میانی، چندان زیاد نیست. ژاپن در زمینة ارائة آموزش صنعتی به این افراد موفقیت زیادی داشته است؛ زیرا با آموزشهای علمی و عملی که در این مدارس به افراد داده میشود، دانشآموختگان آنها کارآیی بالایی کسب و بخش اعظم نیروی کار مورد نیاز کارخانهها و کارگاهها را فراهم میکنند.·مراکز آموزش ویژة دانشگاهی: یکی از مؤسسات آموزش عالی، که بعد از 1976م بنا نهاده شد، مرکز آموزش ویژه با دورههایی تخصصی است. این مراکز حاصل سیاست متنوعسازی آموزش عالی، برای همسویی با افزایش سریع دانشجویان خواستار آموزش حرفهای سطح بالا در رشتههای گوناگون است و مراقبتهای پزشکی، علم بهداشت، ترجمة شفاهی، آموزش رایانه و غیره را دربر میگیرد.شمار دانشجویان جدید سال به سال در حال افزایش است. اما تأکید بیش از حد دورههای تخصصی آموزشگاههای تربیت متخصص بر آموزش حرفهای، به بهای فدا کردن آموزش عمومی مسئلهای است که تردیدهایی پیش آورده است.·سایر مؤسسات آموزش عالی: دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی ژاپن، دورههای مکاتبهای و شبانه نیز دارند. هدف اصلی از ایجاد این دورهها، فراهم کردن امکان دریافت مدارک دانشگاهی برای جوانان شاغل است. در اصل، دورههای مکاتبهای و شبانه همانند دورة مشابه روزانه در نظر گرفته میشود. گذشته از اینها، دولت ژاپن درصدد تأسیس دانشگاههای رسمی برای عرضة دورههای آزاد هنری مرتبط با برنامههای رادیو و تلویزیون برآمده است.جدول 1. شمار مؤسسات آموزش عالی براساس نوع دانشگاهملّیشهرداریهاخصوصیجمع کلدرصد مدارس خصوصیدانشگاهها86906067825/77%مدارس عالی-193403597/94%دانشکده فنّاوری5133573/5%مدارس حرفهای تخصصی10193260828118/92%جمع کل147305355740097/88%
(NIAD- UE , 2014, p. 8)
مراحل و مدارک تحصیلیدورة کارشناسی: طول این دوره چهار سال و در رشتههای پزشکی، دامپزشکی و دندانپزشکی شش سال است. از 1979م، متقاضیان ورود به دانشگاه ملی و عمومی ملزم شدند پیش از گذراندن آزمونهای ورودی، در آزمونهای سراسری مرحلة اول شرکت کنند. دورة کارشناسی به دو بخشآموزش عمومی و تخصصی تقسیم میشود. علاوهبر مطالعة رشتة تخصصی، آموزش عمومی دربرگیرنده ادبیات و علوم اجتماعی و طبیعی برای هر دانشجو اجباری است. حداقل واحد مورد نیاز برای دانشآموخته شدن در این دوره (بهاستثنای رشتههای پزشکی و دندانپزشکی) 124 واحد است که دربرگیرنده واحدهایی در موضوعات عمومی، زبانهای خارجی و آموزش بهداشت و تربیتبدنی است. در مدارس عالی، حداقل واحد مورد نیاز بیش از 62 واحد برای دورههای دوساله و 62 واحد برای دورههای سهساله است. مدرک تحصیلی اعطایی در پایان مرحلة اول مدرک کارشناسی است. پزشکان و دندانپزشکان پس از به پایان رساندن شش سال تحصیل و موفقیت در آزمون مدرک دریافت میکنند.برای اخذ مدرک کارشناسی در رشتة حقوق، لازم است دانشآموختگان دورة کارشناسی، ابتدا در آزمون مقدماتی سراسری پذیرفته شوند و سپس دو سال دیگر در یک مؤسسة ملی آموزشی و پژوهشی حقوق به تحصیل و پژوهش بپردازند.در 1991م، وزارت آموزش اصلاحاتی انجام داد که طی آن، افرادی که از دانشگاه دانشآموخته نشده بودند، میتوانستند تحت شرایط خاص و مشروط به اینکه ازسوی مؤسسة ملی مشمول دریافت مدرک تحصیلی علمی باشند، مدرک کارشناسی دریافت کنند.دورة کارشناسی ارشد: این دوره تخصصی است و در همة دانشگاهها عرضه نمیشود. طول این دوره، دو سال است و به مدرک کارشناسی ارشد منتهی میشود. این مرحله نیاز به گذراندن شماری واحدهای اضافی، عرضة رسالة پژوهشی و گذراندن آزمون نهایی دارد. برای رشتههای پزشکی مدرک کارشناسی ارشد وجود ندارد، بلکه مدرک دکتری اعطا میشود.دورة دکتری: مرحلة سوم به بالاترین مدرک تحصیلی (دکتری) منجر میشود. تحصیلات این دوره، حداقل سه سال بعد از دورة کارشناسی ارشد (در پزشکی و دندانپزشکی چهار سال) است. داوطلبان این دوره، باید رسالهای تدوین کنند و آزمون نهایی را هم بگذرانند.آموزش دانشگاهی تربیت پژوهشگر به دورههای دکتری مربوط میشود. ولی در مواردی نیز دانشجویان دورههای کارشناسی یا کارشناسی ارشد میتوانند بهصورت مربی عملی یا دستیار تماموقت استادان، چنین دورههایی را بگذرانند.پژوهشهای دانشگاهی را اعضای هیئتعلمی با همکاری دانشجویان دورههای کارشناسی ارشد و دکتری انجام میدهند. در دانشکدهها و مدارس وابسته به دانشگاهها نیز دانشجویان میتوانند تدریس و پژوهش کنند. دانشگاهها مراکز یا مؤسسات پژوهشی و آزمایشگاههایی در بیمارستانها، برای پژوهش تماموقت دانشجویان دایر میکنند.جدول 2. دورههای آموزشی غیردانشگاهیمؤسسهنوع مرتبهدوره استاندارددانشکدة فنّاوریکاردانی5 سالدانشکدة حرفهای تخصصیدیپلم2 تا 3 سالدانشکدة حرفهای تخصصیدیپلم عالی4 سال
(MEXT, 2014b, p. 4)
پذیرش دانشجودر 1998م، شمار داوطلبان آزمون ورودی دانشگاهها و مدارس عالی، تقریباً برابر ظرفیتهای موجود دانشگاهها بوده است. دانشگاهها، هنگام بازگشایی، بیش از 20 هزار داوطلب را ثبتنام کردهاند.آزمون مشترک مرحلة اول، برای ورود به دانشگاههای ملی و عمومی بین سالهای 1979 و 1989 اجرا شد.این آزمون، ارزیابی درباره کافی بودن آموزش دبیرستانی داوطلبان را از رهگذر پرسشهای استدلالی و دربر نگرفتن پرسشهای بسیار دشوار و غیرعادی ممکن ساخته بود. بااینحال، منتقدان این آزمون ادعا میکردند که آزمون در پنج موضوع درسی، همانند درجهبندی دانشگاهها تأثیر بدی داشته است.باتوجهبه این انتقادات مثبت و منفی و پیشنهادهای ارائهشده، شورای ملی اصلاحات آموزشی، در گزارش نخست خود، آزمون جدیدی به نام آزمون مرکز ملی برای پذیرش دانشگاهی را مطرح کرد که در 1990م، برای داوطلبان ورود به دانشگاه برگزار شد. این آزمون به دانشگاهها اجازه داد که متناسب با پیشنیازهای ویژة خود، از میان موضوعات درسی مورد آزمون، سؤالاتی را آزادانه انتخاب کنند. درحالحاضر، همة دانشگاههای ملی و عمومی و شمار فراوانی از دانشگاههای خصوصی، از این آزمون برای گزینش اولیة داوطلبان خود استفاده میکنند.دانشگاهها با ترکیب این آزمون، با سوابق تحصیلی دانشآموزان که به تأیید دبیرستان آنها رسیده است، آزمونهای علمی، مصاحبهها، مقالات کوتاه، و آزمونهای مهارتهای کاربردی، فرایند و روند انتخاب خود را بهبود میبخشند و بهسمت ارزیابی داوطلبان از جنبههای مختلف در حرکتاند. درحالحاضر، به داوطلبان فرصتهای بیشتری داده میشود تا متقاضی ورود به دانشگاههای مختلف شوند.دانشجویان کمدرآمد که آزمون ورودی را گذرانده باشند، میتوانند از انجمن بورس و کمکهزینة تحصیلی ژاپن وام بگیرند. با وجود این، شمار زیادی از دانشجویان، بخشی از شهریه یا هزینة زندگی خود را ازطریق کار نیمهوقت در طول سالهای تحصیل، تأمین میکنند.شاید متداولترین شکل کار پارهوقت، تدریس خصوصی به دانشآموزان دورههای ابتدایی و میانی در خانههایشان یا در مؤسسات آموزشی انتفاعی خصوصی باشد.داوطلبان ورود به دانشگاهها و مدارس عالی، در آزمون ورودی هر یک از مؤسسات آموزش عالی، با یکدیگر به رقابت
میپردازند. داوطلبان ورود به دانشگاههای عمومی و ملی، باید ابتدا در آزمون مقدماتیای که مرکز آزمون ورود به دانشگاههای وابسته به وزارت آموزش، علوم و فرهنگ در سطح کشور برگزار میکند، موفقیت بهدست آورند و سپس در آزمونهای ورودی هریک از دانشگاهها شرکت کنند. هدف آزمون مقدماتی، اطمینان از آشنایی داوطلبان با معیارهای لازم در پنج موضوع تدریسشده در دبیرستان (زبان ژاپنی، ریاضیات، علوم اجتماعی، علوم تجربی و زبان خارجی) است. هریک از دانشگاهها، نتایج این آزمون مقدماتی را به همراه نمرههای آزمون ورودی خود، بررسی میکنند که به طرز خاصی، طراحی شده است. در سالهای اخیر، دانشگاههای خصوصی نیز شرط انتخاب دانشجویان خود را پذیرش در آزمون مقدماتی قرار دادهاند.پذیرش دانشجویان خارجی: دانشجویان خارجی کشورهایی که آموزش مدرسهای آنها ده تا یازده سال است، میتوانند بعد از تکمیل دورههای مقدماتی ورود به دانشگاههای وابسته به وزارت آموزش و به مؤسسات آموزش عالی ژاپن وارد شوند. داوطلبان برای شرکت در آزمون ورودی، باید دستکم 18 سال داشته باشند.دانشجویان خارجی، باید قبل از ورود به ژاپن روادید معتبر گرفته باشند. دورههای آموزش زبان ژاپنی در مدرسة زبان موسسة بینالمللی دانشجویان در دسترس است. در کل، مهمترین ضوابط پذیرش دانشجویان خارجی عبارتاند از:·گرفتن روادید معتبر، قبل از ورود به ژاپن؛·برخورداری مهارت زبانی، برای متقاضیان خارجیای که زبان مادری آنها زبان آموزش نیست؛·دانشجویان خارجی باید دوازده سال آموزش رسمی (یا معادل شناختهشدة آن) برای دورة کارشناسی، شانزده سال برای دورة کارشناسی ارشد و هجده سال تحصیل برای رشتههای پزشکی یا دندانپزشکی را تکمیل کرده باشند؛·موفقیت در آزمونهای تحصیلی، دربرگیرنده آزمون ورودی فراگیر که مرکز ملی آزمونهای ورودی دانشگاهها برگزار میکند؛·داشتن گواهینامة دیپلم میانی با عنوان گواهینامة پایان دورة دوم میانی.اعضای هیئتعلمیرتبهبندی اعضای هیئتعلمی، که قانون آموزش مقرر کرده، دربرگیرنده استاد، استادیار، مربی و دستیار مربی است. صلاحیتهای آنها نیز باتوجهبه معیارهای دانشگاه و مدارس عالی تعیین شده است. داوطلبان ورود به رتبة استادی، باید یکی از شرایط زیر را داشته باشند:·داشتن مدرک دکتری یا مدرک معادل که نشاندهندة موفقیتهای علمی فرد باشد؛·داشتن تجربة کاری در سمت استادیاری؛·داشتن مدارکی دال بر صلاحیت فرد در زمینة تخصص در آموزش و پژوهش.برای کسب رتبة استادیاری شرایط زیر لازم است:·داشتن مدرک کارشناسی ارشد؛·داشتن حداقل سه سال تجربة پیاپی آموزشی؛·داشتن مدارکی که بیانگر توانمندیهای فرد در یکی از زمینههای تخصصی باشد.مربیان نیز باید همان ویژگیهای استادیاران را داشته باشند؛ دستیاران مربی باید مدرک کارشناسی یا معادل آن را داشته باشند. این وظیفه و حق دانشگاهها، دانشکدهها و مدارس عالی است که داوطلبان ویژه را باتوجهبه معیارهای کلی، برگزینند. با اینکه زمان اجرای یک اساسنامه یا تغییرات بعدی در آن را هیئتامنای جدید تعیین میکند، داوطلبان آماده برای احراز پستهای دانشگاهی را باید کمیسیونهای تعیین صلاحیت در دانشگاه انتخاب کنند.اعضای هیئتعلمیای که رتبة استادی دارند، در مؤسسات عالی عمومی و خصوصی انجام وظیفه میکنند. سن بازنشستگی برای اعضای هیئتعلمی در مؤسسات غیرعمومی را خود مؤسسة تعیین میکند. در مؤسسات عمومی، میانگین سن بازنشستگی 63، و در مؤسسات خصوصی، بیشتر از 65 سال است.یکی از ویژگیهای مهم دانشگاههای ژاپن، تأکید بر پژوهشهای کاربردی است. براساس قوانین دانشگاهی، اعضای هیئتعلمی، باید بخشی از ساعات کاری موظف خود را صرف انجام پژوهش یا بررسی فعالیتهای پژوهشی دانشجویان کنند. برای کارکنان آموزشی در مؤسسات خصوصی قانون خاصی وجود ندارد- به غیر از قانون کار که مؤسسات خصوصی بر پایه آن، حقوق کارکنان خود را تعیین میکنند و بر کار آنان نظارت دارند.چهار سطح حقوق برای آموزشگران وجود دارد: حقوق آموزشگران مهدکودکها؛ حقوق آموزشگران مدارس ابتدایی و دورة اول میانی؛ حقوق آموزشگران دورة دوم میانی و مدارس عالی؛ حقوق آموزشگران دانشگاهها و دانشکدههای فنی.میزان حقوق یک آموزشگر، عمدتاً براساس دو عامل تعیین میشود: سطح مهارت آموزشی و طول مدت خدمت. معیارهای حقوق، معمولاً هرساله بازبینی میشوند تا اختلاف بین بخشهای مختلف در یک سطح حقوقی کاهش یابد. آموزشگران ترفیع سالانه یا دوساله میگیرند؛ بهعلاوه، آموزشگرانی که خدمات برجستهای انجام داده باشند، ترفیع خاص برای ارتقا به درجات بالاتر دریافت میکنند.دانشجویانگروهبندی دانشآموختگان، طبق رشتة تخصصی آنها، در 1989م، بهشرح ذیل بوده است: 4/13% در علوم انسانی، 8/9% در علوم اجتماعی و 4/70% در علوم ناب. این اعداد، در 1960م، بهترتیب، 28%، 21% و 3/51% در رشتههای یادشده بوده است. شمار دانشجویان مدارس عالی دوساله 3/46% در علوم انسانی، 12% در علوم اجتماعی و 2/36% در علوم ناب گزارش شده است. در 1985م، 847562 داوطلب ورود به دانشگاه و مدارس عالی وجود داشت که 585496 نفر از آنها پذیرفته شدند. همانگونه که جدول 6 اشاره دارد، درصد شاغلین به تحصیل در آموزش عالی ژاپن طی 2012م، 5/1 برابر میانگین کشورهای سازمان همکاریهای اقتصادی برای توسعه است و نرخ دانشآموختگی طی همان سال در دورههای میانی و دانشگاهی بهترتیب 93% و 45% است که بالاتر از میانگین سازمان همکاریهای اقتصادی برای توسعه بهترتیب 84% و 38% است.هزینه سرانه هر دانشآموز در دورههای آموزش عمومی کمتر از میانگین سازمان همکاریهای اقتصادی برای توسعه است ولی هزینه سرانه دانشجویی میزان 3400 دلار از میانگین کشورهای سازمان همکاریهای اقتصادی برای توسعه (13958 دلار) بیشتر است و درصد هزینه مؤسسات آموزشی و هزینههای عمومی دولت در طی سال 2011 کمتر از میانگین سازمان همکاریهای اقتصادی برای توسعه هستند.سهم هزینههای خصوصی در مؤسسات آموزشی کشور ژاپن طی سال 2011 بسیار بالاتر از میانگین کشورهای سازمان همکاریهای اقتصادی برای توسعه است، بهطوریکه در کل سطوح آموزشی این نرخ 2 برابر میانگین کشورهای سازمان همکارهای اقتصادی برای توسعه است.نسبت دانشآموز به آموزشگر طی سال 2012 در دورههای آموزش عمومی برابر با میانگین کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی برای توسعه است ولی شمار ساعات آموزشی در کل دورههای آموزش عمومی کمتر از میانگین عضو سازمان همکاریهای اقتصادی برای توسعه است.کتابشناسی
Central Intelligence Agency. (2015). “Japan”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/library/ publications/the-world-factbook/
Eid, F.H. (2014). “Research, Higher Education and the Quality of Teaching: Inquiry in a Japanese Academic Context”. Research in Higher Education Journal, 7. Retrieved from: http://www.aabri.com/manuscripts/ 141843.pdf.
International Bureau of Education. (2007). “Japan”. World Data on Education (6th edition). Geneva:Unesco.
MEXT. (2014a). Globalization of Higher Education in Japan: (Made by Office for International Planning Higher Education Bureau). Retrieved from: https://www.eu-japan.eu/sites/eu-japan.eu/files/1_1-Semba.pdf.
MEXT. (2014b). Higher Education in Japan. Retrieved from: http://www.mext.go.jp/en/policy/education/highered/title03/detail03/__icsFiles/afieldfile/2012/06/19/1302653_1.pdf.
NIAD-UE. (2014). Overview Quality Assurance System in Higher Education Japan. Retrieved from: http://www.niad. ac.jp/english/overview_jp_e_ver2.pdf.
OECD. (2014). “Japan”. Education at a Glance 2013: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary.org/ docserver/eag-2014-60-en.pdf?expires=1536743948&id=id &accname=guest&checksum=8BF743EF9FC7C7E8479D72C56ED7C489
OECD. (2015). Education Policy Outlook: Japan. Retrieved from: http://www.oecd.org/education/Japan-country-profile.pdf.
Unesco. (2014). Education Systems in ASEAN+6 Countries: A Comparative Analysis of Selected Educational Issues. Retrieved from: http://unesdoc.unesco.org/images/0022/ 002267/226757E.pdf.
شهرام هاشمنیا، سولماز بایرامی
نظام آموزش عالی سنگاپور
Singaporean Higher Education System
پایتخت: سنگاپورنوع حکومت: جمهوری پارلمانیزبان رسمی: ماندارین، مالایایی، تامیل و انگلیسیمساحت: 697 کیلومترمربعجمعیت: 5567301 نفر (2014م)تعداد دانشجویان: 92140 نفر (1999م)تعداد اعضای هیئت علمی: 6689 نفر (1999م)تولید ناخالص ملی: 294 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 9/2% (2013م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 9/19% (2013م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیجمهوری شهر- کشور سنگاپور دربرگیرنده 63 جزیره در 137 کیلومتری شمال خط استوا در جنوبشرقی آسیا، بین مالزی و اندونزی واقع شده است. جزیره اصلی و مهم آن به زبان مالایی پولو یوجونگ نام دارد. مرکز این کشور سنگاپور است. دو راه ارتباطی بین سنگاپور و جوهر به نام جاده جوهر- سنگاپور در شمال و راه ارتباطی تواس در غرب به نام پل سنگاپور- مالزی وجود دارد. بهجز سنگاپور، بزرگترین جزایر در میان جزایر کوچک، جزایر جورنگ، پولو تکونگ، پولو آبین و سنتوزا قرار دارند. مرتفعترین نقاط طبیعی، تپه بوکیت تیماه است. مالزی و اندونزی همسایگان سنگاپور هستند.برطبق آمار بهدست آمده در 2013م، 2/74% از جمعیت آن چینی، 3/13% مالایی، 2/9% هندی، 3/3% از گروههای نژادی دیگر هستند. 4/13% از جمعیت را افراد 14-0 سال، 8/17% را افراد 24-15 سال، 3/50% را افراد 54-25 سال، 10% را افراد 64-55 سال و 1/8% را افراد 65 سال و بالاتر از آن تشکیل میدهد (2014م). نرخ رشد جمعیت در این کشور 92/1% و سن متوسط 8/33 سال است (Central Intelligence Agency, 2014).9/33% بودایی، 3/14% مسلمان، 3/11% تائویست، 1/7% کاتولیک، 2/5% هندو، 11% از دیگر شاخهها مسیحیت، 0/7% از دیگر ادیان، 4/16% بیدین (2010م). ارتقای استانداردهای زندگی، بهداشت و سلامتی، نرخ مرگومیر نوزادان را به 53/2 در هزار کاهش داده است (2014م). نرخ امید به زندگی برای مردان 86/81 سال و برای زنان 70/87 سال است. 5/92% از کل جمعیت سنگاپور باسواد و 9/95% از سنین 15 سال به بالا (2010م) باسواد هستند. در سال 2013 هزینه آموزش 3% تولید ناخالص داخلی و در 2013م هزینه بهداشت 6/4% تولید ناخالص داخلی بود. در 2013م نرخ بیکاری در این کشور 1/2% بود.مردم سنگاپور به زبانهای ماندارین (رسمی)، مالایایی (رسمی و ملی)، تامیل (رسمی) و انگلیسی (رسمی) صحبت میکنند. مالایایی زبان رسمی ملی و انگلیسی زبان تجارت و مدیریت است. ماندارین 3/36%، انگلیسی 8/29%، مالایایی (رسمی) 9/11%، هوکیان 1/8%، تامیلی 4/4%، کانتونی 1/4%، تئوچیو 2/3%، زبانهای هندی دیگر 2/1%، لهجههای چینی دیگر 1/1%، زبانهای دیگر 9/11% (2010م) (Central Intelligence Agency, 2014).سنگاپور آبوهوایی با رطوبت جنگلهای حارهای دارد. در آنجا فصل مشخصی وجود ندارد. درجه حرارت و فشار آن یکنواخت است. بالاترین رطوبت، بارش زیاد و درجه حرارت بین 35-22 از دیگر ویژگیهای آن است. میانگین رطوبت متوسط 79% در صبح و 73% در بعدازظهر است. گرمترین ماهها، ماههای آوریل و می است. از نوامبر تا ژانویه فصل بادهای موسمی مرطوب است. سنگاپور از جولای تا اکتبر در اثر آتشسوزی بوتهزارهای اندونزی که در همسایگی آن قرار دارد اغلب از دود پوشیده است. آبوهوای آن حارهای، گرم، مرطوب، بارانی، دو فصل متمایز بارندگی موسمی- شمالشرقی (دسامبر تا مارس) و جنوبغربی (ژوئن تا سپتامبر)، فصل اینترمانسون اغلب در بعدازظهر و اوایل غروب بادهای تندری دارد. در طول اینترمانسون هوا قابل پیشبینی نیست. در دو هفته اول سپتامبر اغلب هر روز باران میبارد و یکباره باران قطع میشود و جهت باد تغییر میکند و هوا گرموخشک میشود (Central Intelligence Agency, 2014).سنگاپور در 1954-1819م درحکم مستعمره تجاری انگیس بنا نهاده شده و تحت سلطة بریتانیا بود. بهعلاوه یکی از پایگاههای دریایی انگلیس در آسیای شرقی بود و بههمیندلیل بزرگترین حوضچه تعمیرات و باراندازی آن زمان بهشمار میرفت. در 1954م به یک کشور خودگردان تبدیل شد و در 1963م به فدراسیون مالزی پیوست اما دو سال بعد یعنی در 1965م، به استقلال کامل سیاسی رسید. باز شدن کانال سوئز در 1869م موجب رشد تجارت میان اروپا و آسیا شد و کمک کرد تا سنگاپور یکی از پیشرفتهترین اقتصادهای آزاد، موفق، رقابتپذیر و عاری از فساد، با قیمتهای ثابت و خلاق جهان را داشته باشد. لنگرگاه آن، که یکی از شلوغترین لنگرگاههای دنیا است، مرکز مهم و بزرگ ارتباطات تجاری و بینالمللی است. سنگاپور که یکی از مرفهترین کشورهای جهان است، بالاترین تولید ناخالص داخلی را در جهان دارد. اقتصاد آن وابستگی شدیدی به صادرات (بهویژه صادرات تولیدات صنعتی و وسایل الکترونیکی، اطلاعات تولیدات فنّاوری، مصارف دارویی و رشد بخش خدمات مالی) دارد و متکی بر بخش خدمات و صنعت است. رکود جهانی و سقوط قیمتهای بخش فنّاوری، در سالهای 2002-2001، ضربة سختی به اقتصاد این کشور وارد کرد. اما سنگاپور به سرمایهگذاری بزرگ در تولید فنّاوری دارویی و پزشکی تمایل دارد و تلاش میکند خود را بهمنزله قطب مالی و فنّاوری بالای آسیای جنوبشرقی درآورد. در سال 2013 تولید ناخالص داخلی آن 339 بیلیون دلار و رشد آن 1/4% بود. در سال 2013 نرخ رشد تولید صنعتی آن 5/3% و نیروی کار آن 3428000 نفر بود. 1/0% مردم به کشاورزی، 6/19% به صنعت و 3/80% در بخش خدمات مشغول به کار هستند (2011م) (Central Intelligence Agency, 2014).صنعت خدمات الکترونیکی، شیمیایی، تجهیزات حفاری نفت، تصفیه نفت، فراوری و تولید لاستیک، فراوری مواد غذایی و نوشیدنیها، تعمیر کشتی، ساخت سکوی ساحلی، علوم زیستی و شهر بزرگ بندری تجارت بینالملی صادرات، صنعت توریسم و جهانگردی بخش مهمی از اقتصاد این کشور را تشکیل میدهد.در سال 2013 بودجه کشور 4567 بیلیون دلار بود. مردم این کشور از استاندارد نسبتاً بالای زندگی برخوردار هستند، بهگونهای که 2/87% از جمعیت، خانههای شخصی و 1436 در هزار تلفن و موبایل دارند (2011م).حکومت سنگاپور، جمهوری با نظام حکومتی مجلسی است. رئیسجمهور ریاست دولت را برعهده دارد و مرجع حکومت هیئت دولت است که رئیس آن نخستوزیر است. نخستوزیر و دیگر اعضای هیئت دولت را رئیسجمهور از بین اعضای مجلس منصوب میکند.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالینظام آموزشی سنگاپور با داشتن مدارس خوب با مدیران و مدرسان توانمند و تسهیلات در دنیا جزء بهترینها شناخته شده است. کشور قصد دارد نسل بعد سنگاپوریها را برای آینده بسازد. آیندهای با فرصت بینظیر خصوصاً در آسیا، اما بههمراه آن تغییراتی پیش میآید که درحالحاضر نمیتوان پیشبینی کرد. این وظیفه و تکلیف مدارس و مؤسسات آموزش عالی است که به جوانان کشور شانس رشد مهارتها، شخصیت و ارزشها را بدهند تا آنها را قادر سازند که به عملکرد خوب ادامه دهند و پیشرفت را برای سنگاپور در آینده به ارمغان آورند. هدف وزارت آموزش سنگاپور کمک به دانشآموزان در کشف استعدادها، پرورش بهترین استعدادها و از قوه به فعل درآوردن کامل آن استعدادها و رشد و افزایش علاقه و شوق آموختن و یادگیری در طول زندگی است. از 369 مدرسه، 185 ابتدایی، 154 میانی، 140 کالج مرحله اول (مؤسسه متمرکز) و 16 مدرسه در سطوح مختلف است.آموزشوپرورش سنگاپور در سالهای اخیر نظام آموزشیِ انعطافپذیرتر و متنوعی را بنا نهاده است تا برای دانشآموزان با علایق گوناگون و شیوههای مختلف یادگیری، زمینة انتخاب بیشتری را فراهم کند. برای حفظ رشد همهجانبه دانشآموزان در داخل و خارج از کلاس نیز آموزشی فراگیرتر به آنان داده میشود (Ministry of Education, Singapore, 2014b).جدول 1. پیامدهای دورههای آموزشی در سنگاپوردر پایان دوره ابتدایی دانشآموزان باید:در پایان دوره میانی دانشآموزان باید:در پایان دوره آموزش عالی دانشجویان باید:قادر به تشخیص حق از باطل، درست از غلط داشتن شرافت اخلاقیداشتن شجاعت اخلاقی و ایستادگی برای حقشناخت تواناییهای خود و حوزههای آن برای پیشرفتاعتماد به تواناییهای خود و قادر به سازگاری و تغییر خودانعطافپذیر بودن در برابر ناملایماتقادر به همکاری، مشارکت و حمایت از دیگرانقادر به انجام کار گروهی و همدلی کردن با دیگرانقادر به همکاری میان فرهنگی و به لحاظ اجتماعی مسئول بودنکنجکاوی فعال نسبت به اشیاخلاق بودن و داشتن ذهن کنجکاو و جستجوگر مبدع و مبتکر بودناستقلال رأی داشتن و مقصود خود را با صداقت بیان کردنقادر به درک و ارج نهادن به دیدگاههای گوناگون و بیان احساسات به شکل تأثیرگذار قادر به تفکر نقادانه و مستدل بیان کردندل به کار دادن، به کار توجه کردنپذیرفتن مسئولیت برای خودآموزیمصمم بودن در پی برتری و تفوقداشتن عادات معمولی و سالم، و شناخت داشتن به هنرهالذت بردن از فعالیتهای جسمانی و شناخت داشتن به هنرهابهدنبالِ داشتن سبک زندگی سالم و درک هنرشناختیشناخت سنگاپورو عشق به آنایمان داشتن به سنگاپور و شناخت مسائل آن افتخار به سنگاپوری بودن و درک سنگاپور در ارتباط با دنیا
(Ministry of Education, Singapore, 2014)
هدف از این رویکردها در آموزش، پرورش جوانان با مهارتهای گوناگونی است که در آینده به آن نیاز دارند. علاوهبراین، هدف آموزش کمک به هر دانشآموز در یافتن استعدادهایش و رشد آنها و دانشآموخته شدن از مدرسه با اعتماد به تواناییهایش است. آموزش میخواهد آنان را تشویق به دنبال کردن علایقشان کند، و شماری از این استعدادها را در رشتههای علمی، ورزش و هنر ارتقا بخشد. وزارت آموزش میخواهد جوانانی را پرورش دهد که سؤال کنند، به راههای نو بیندیشند، مسائل و مشکلات جدید را حل کنند و فرصتهای جدیدی برای آینده خلق کنند.دولت میخواهد به جوانان در ایجاد ارزشهای منطقی کمک کند تا آنها با داشتن شخصیت محکم، قوی و انعطافپذیر با مشکلات غیرقابل اجتناب زندگی روبهرو شوند و مأیوس نشوند و با علاقه سخت کار کنند و رویاهایشان را جامه عمل بپوشانند. دولت تأمینکنندة اصلی آموزش در دورههای مختلف تحصیلی اعم از ابتدایی، میانی و دانشگاهی است. بخش خصوصی در زمینه آموزش غیررسمی، نقش تکمیلی در برگزاری کلاسهایی در زمینه آموزش بازرگانی/ اداری، رایانه، زبان، هنرهای زیبا ایفا میکند.ساختار نظام آموزشیآموزش پیشدبستانی، کودکان 6-4 سال را پوشش میدهد. این دوره سه سال طول میکشد و شامل سه دورة مهد کودک، کودکستان یک و کودکستان دو است. کودکان هفتهای پنج روز و چهار ساعت را از هشت صبح تا دوازده یا 5-1 بعد از ظهر در کودکستان میگذرانند.سالهای نخست زندگی برای رشد کلنگری کودکان تعیینکننده و سرنوشتساز است. آموزش پیشدبستانی با کیفیت بالا به کودکان فرصت ایجاد اعتمادبهنفس، آموزش مهارتهای اجتماعی و رشد میل به یادگیری را فراهم میکند. این مؤلفهها بنیاد و پایه محکمی برای یادگیری آینده کودکان میسازند.آموزش ابتدایی و میانیدورة ششسالة ابتدایی کودکان 12-6 سال را پوشش میدهد. آموزش ابتدایی از دو مرحلة آموزش پایه و گرایش (جهتگیری) تشکیل شده است. آموزش پایه چهار سال و جهتگیری دو سال است. اهداف کلی آموزش ابتدایی، دادن درک خوبی از زبانها (زبان انگلیسی، زبان مادری)، علوم انسانی، هنرها، ریاضیات و علوم است. آموزش ابتدایی اجباری است. دانشآموزان شهریه پرداخت نمیکنند اما شهریه استاندارد متفرقه (50/6 دلار) و شهریه متفرقه ردیف دوم (50/6 دلار) را باید در هر ماه پرداخت کنند. هدف آموزش دوره ابتدایی ساختن فرد با اعتمادبهنفس، خودآموز، همکار فعال و شهروند علاقهمند، مسئولیتشناس و وطندوست است.علاوهبراین موضوعات درسی دیگر مانند موسیقی، هنر و صنایع دستی، آموزش اخلاق و آداب شهروندی، آموزش بهداشت، مطالعات اجتماعی و تربیتبدنی نیز در برنامة درسی دورة ابتدایی گنجانده شده است. برای شناخت ارزشهای اخلاقی و هویت ملی، اخلاق تدریس میشود. پس از امتحان ورودی برای ثبتنام، دانشآموزان براساس تواناییهایشان سطحبندی میشوند تا بتوان متناسب با توانایی و استعداد آنها مجموعهای از موضوعات درسی پایه و رایج را به آنها آموزش داد. بهعلاوه این کار موجب اطمینان از ورود متوازن به سطوح مختلف آموزشی میشوند؛ همچنین دانشآموزان تشویق میشوند در یکی از فعالیتهای مشترک در برنامه درسی شرکت کنند. در پایان دورة ابتدایی، دانشآموزان در یک آزمون سراسری شرکت میکنند که هدف آن ارزیابی آمادگی آنها برای ورود به دبیرستان و تعیین رشتة هماهنگ با استعدادها و علایق آنها است. براساس نتایج این آزمون، دانشآموزان وارد دورههای مختلف آموزش میانی میشوند (Ministry of Education, Singapore, 2014f).وزارت آموزش بهمنظور دربرگرفتن طیف متنوعتری از پیشرفتها و استعدادهای دانشآموزان، انعطافپذیری بیشتری را در پذیرش دانشآموزان در مدارس مورد تأیید قرار داده است. 80 مدرسة دوره میانی که قبلاً ازطریق نتیجة امتحان پایانی دوره ابتدایی دانشآموز میپذیرفتند، از سال تحصیلی 2011، با برگزاری امتحان ورودی دانشآموز میپذیرند. دانشآموزانی که امتحان پایانی دوره ابتدایی را گذراندهاند مخیرند و اگر بخواهند میتوانند در این امتحان شرکت کنند یا نکنند. اگر در امتحان شرکت کنند باید قبل از آغاز امتحان مزبور از روند کار اطلاع داشته باشند.دوره میانی چهار تا پنج سال طول میکشد. سن ورود به این دوره سیزدهسالگی است. دانشآموزانی که وارد این دوره میشوند متناسب با علاقه و استعدادشان یکی از دو دورة میانی فشرده و عادی را انتخاب میکنند. دوره میانی عادی دارای میانی عادی آکادمیک و میانی عادی فنی است. دانشآموزان مشغول به تحصیل در میانی عادی آکادمیک و عادی فنی پس از چهار سال تحصیل گواهینامه آزمون دوره معمولی آموزش کمبریج- سنگاپور میگیرند. دانشآموزان مشغول به تحصیل در میانی عادی نظری پس از پنج سال تحصیل در این دوره و دانشآموزان مشغول به تحصیل در دورة فشرده پس از پنج سال گواهینامه آزمون دوره عادی آموزش کمبریج- سنگاپور میگیرند.برنامههای آموزشی مراحل مختلف براساس تواناییهای آموزشی و علایق دانشآموزان برنامهریزی شده است. شهریه مدرسه پس از کمک مالی (سوبسید) 5 دلار، شهریه متفرقه استاندارد 10 دلار و شهریه متفرقه ردیف دوم 10 دلار است. شهریه مدرسه خودگردان 18-3 دلار در هر ماه است. مدارس مستقل اشل جداگانهای برای شهریه دارند. از 2010م مقدار شهریه مدرسه برای دانشآموزان محلی 300-200 دلار در ماه است.همه دانشآموزان حداقل در یکی از فعالیتهای مشترک در برنامه درسی دانشآموزان شرکت میکنند، انجام فعالیتهای مشترک در برنامه درسی برای پذیرش در مدارس عالی دوساله، مؤسسة متمرکز، پلیتکنیکها و مؤسسه آموزش فنی در نظر گرفته شده است.دورههای ویژه فرصت مطالعة زبان انگلیسی و زبان مادری را در سطوح عالی برای دانشآموزان فراهم میکنند. در پایان چهار سال تحصیل، دانشآموزان در آزمونهای دوره عادی آموزش کمبریج- سنگاپور شرکت میکنند.آموزش خصوصی در سنگاپوراز 21 دسامبر 2009 مؤسسات خصوصی آموزشی در حوزة دستههایی قرار گرفتند که ملزم به ثبت ازسوی شورای آموزش خصوصی ذیل آموزش خصوصی جدید هستند. دولت تأمینکنندة اصلی آموزش ابتدایی، میانی و سطوح دانشگاهی است. در آموزش غیررسمی، بخش خصوصی نقش مکمل کلاسهای آموزش مستمر/تکمیلی را در علوم تجاری/کسبوکار، رایانه، زبانها، هنرهای زیبا، تدریس و غیره ایفا میکند. مقررات جاری، مدارس خصوصیای را نیاز دارد که دورههای آموزشی تعیینشده ازسوی وزارت آموزش را عرضه کنند.آموزش خاصدانشآموزان ناتوان و معلولی که به سن مدرسه رسیدهاند در مدارسی با آموزش خاص آموزش میبینند. بیست مدرسه در 2010م با آموزش خاص ازسوی 13 سازمان داوطلب تأمین اجتماعی که از وزارت آموزش و شورای ملی خدمات اجتماعی سرمایه دریافت کردهاند اداره میشوند. این مدارس برنامههای گوناگون را طبق توانایی و نیازِ آموزشی دانشآموزانشان عرضه میکنند.هدف این آموزش رشد استعدادهای بالقوه دانشآموزان و کمک به آنها برای اینکه مستقل باشند، روی پای خود بایستند و عضو فعال جامعه باشند. برای همه دانشآموزان یک برنامه آموزشی فردی ترسیم شده است.در کنار آموزش در کلاس، برای این دانشآموزان روانشناس گفتار درمان، کار درمان، فیزیوتراپ و مددکار اجتماعی وجود دارد.رسالت مدارس آموزش خاص، تأمین بهترین آموزش ممکن با امکانات خاص برای توانمند ساختن آنها برای داشتن بهترین عملکرد و به راحتی وارد جامعه شدن آنها است.آموزش پسا میانیآموزش پسا میانی ازسوی سه نوع مؤسسه عرضه میشود: دانشگاهها، پلیتکنیکها و مؤسسة آموزش فنی دانشآموزان 19-17 سال را میپذیرد و این دوره یک تا سه سال طول میکشد. دانشآموزان میتوانند در مدارس عالی دوساله و مؤسسات متمرکز، پلیتکنیکها و مؤسسة آموزش فنی تحصیل کنند.دانشآموزانی میتوانند در مدارس عالی دوساله و مؤسسات متمرکز تحصیل کنندکه هم به لحاظ علمی امکان داشته باشند و هم دارای گواهینامه آزمون دوره عادی آموزش کمبریج- سنگاپور باشند.آموزش پیشدانشگاهی، دانشآموزان را برای آزمون گواهینامه عمومی دوره پیشرفته آموزش کمبریج- سنگاپور در پایان دو سال تحصیل در مدرسة عالی یا سه سال تحصیل در مؤسسة متمرکز آماده میکند.در این دوره به دانشآموزان در سه سطح آموزش داده میشود: Higher 1 (H1)، Higher 2 (H2) وHigher 3 (H3) . H2 که معادل گواهینامه عمومی دوره پیشرفته آموزش کمبریج- سنگاپور است.شهریه مدرسه پس از کمک مالی (یارانه) 6 دلار، شهریه متفرقه استاندارد 50/13 دلار و شهریه متفرقه ردیف دوم 50/13 دلار است. شهریه مدرسه خودگردان 18-3 دلار در هرماه است. مدارس عالی دوسالة مستقل اشل جداگانهای برای شهریه دارند. از سال 2010 مقدار شهریه مدرسه برای دانشآموزان محلی 400-300 دلار در ماه است.وزارت آموزش به دانشآموزان نیازمند سنگاپوری در مدارس عمومی یا نیمه عمومی کمک مالی میکند. وزارت آموزش همچنین به دانشآموزان خانوادههای کمدرآمد و با درآمد متوسط در مدارس مستقل بهاستثنای مدرسة ورزش سنگاپور، مدرسة نورثلایت، مدرسة هنرها و Assumption Pathway School در پرداخت شهریه کمک مالی میکند.آموزش عالیبخش آموزش عالی فراهم ساختن آموزش دانشگاهی و فنی در سنگاپور و ثبت نام در دانشکدههای خصوصی را به عهده دارد. این بخش بر نُه بخش قانونی- پنج پلیتکنیک، مؤسسه آموزش فنی، مرکز علوم سنگاپور، مؤسسه مطالعات آسیای جنوبشرقی، شورای آموزش خصوصی- نظارت دارد. این بخش همچنین بر رشد و توسعه 4 دانشگاه خودگردان (دانشگاه ملی سنگاپور، دانشگاه فنّاوری نانیانگ، دانشگاه مدیریت سنگاپور و دانشگاه فنّاوری و طراحی سنگاپور) نظارت دارد. همچنین نظارت بر توسعه راهبردی دانشگاه، مؤسسه فنّاوری سنگاپور، کالج هنرهای لازال و آکادمی هنرهای زیبای نانیانگ به عهده آن است.مؤسسة آموزش فنیدانشآموزانی که داری مدارک گواهینامه آزمون دوره عادی آموزش کمبریج- سنگاپور یا گواهینامه آزمون دوره معمولی آموزش کمبریج- سنگاپور هستند، میتوانند در این مؤسسه تحصیل کنند. سن ورود به این مؤسسه هفده تا بیستسالگی است. طول مدت تحصیل در این مؤسسه متناسب با تماموقت یا پارهوقت بودن دانشجو فرق میکند. دانشجویانی که مؤسسه آموزش فنی را انتخاب میکنند گواهینامه مهارتهای مؤسسه آموزش فنی، گواهینامه ملی مؤسسه آموزش فنی یا گواهینامه عالی ملی مؤسسه آموزش فنی در مهندسی صنعت، هوافضا، اتوماسیون، برق، دریا و تولید میگیرند. این مؤسسات از یک تا دو سال آموزش فنی یا حرفهای میدهند. دانشآموزانی که خوب تحصیل کنند میتوانند در پلیتکنیکها ادامه تحصیل دهند. داوطلبان با صلاحیت و واجد شرایط نیز میتوانند تا دانشگاه پیشرفت کنند. هدف مؤسسه، تربیت نیروی کار با دانش حرفهای و مهارتهای فنی مورد نیاز بخشهای صنعت است. این مؤسسه قادر به غنی ساختن تجربة آموزشی و افزایش دانش فنی و حرفهای دانشجویان است. سه پردیس مؤسسه آموزش فنی از شرق تا غرب با بیش از 90 دوره NITEC تماموقت و عالی و 25000 دانشجو (2014م) (Ministry of Education, Singapore, 2014b).همه دانشآموزان حداقل در یکی از فعالیتهای مشترک در برنامه درسی شرکت میکنند، انجام فعالیتهای مشترک در برنامه درسی در پذیرش در دانشگاه منظور شده است. از سال 2008 وزارت آموزش به همه دانشآموزانی که تحصیلشان را در دوره میانی و پیشدانشگاهی به پایان میرسانند، گواهینامة فراگیر، بهنام School Graduation Certificate میدهد. این گواهینامه نشاندهندة موفقیتهای علمی و غیرعلمی و ویژگیهای فردی است.مؤسسة فنی سنگاپور در سال 2009 همکاری با دانشگاههای مشهور دنیا را برای عرضة برنامههای مراتب تحصیلی آنها بهمنزله راهی مضاعف برای دانشجویان پلیتکنیک برای بهدست آوردن آموزش دانشگاهی عمومی- یارانهای در سنگاپور آغاز کرده است. شرکای فعلی مؤسسه فنی سنگاپور، مؤسسة کولیناری امریکا، مؤسسة فنّاوری دیجیپن، دانشگاه نیوکاسل، دانشگاه فنی مونیخ و دانشگاه نوادا، لاسوگاس هستند.پلیتکنیکهاپنج پلیتکنیک با بیش از 35 دوره مختلف آموزشی و 70000 دانشجو نیز وجود دارد: پلیتکنیک سنگاپور، پلیتکنیک نگیآن، پلیتکنیک تِماسک، پلیتکنیک نانیانگ و پلیتکنیک جمهوری (Ministry of Education, Singapore, 2014c).هدف پلیتکنیکها با آموزشهای جهتدار تربیت نیروی کار با دانش فنیوحرفهای و دانشجویانی ماهر برای مشارکت در توسعة فنی و اقتصادی سنگاپور است. پلیتکنیکها طیف وسیعی از دروس را با تمرکز روی علایق دانشجویان و توسعة رشتههای گوناگون تحصیلی عرضه میکنند. برنامههای آموزشی با مشورت و رایزنی نزدیک با صنعت و نیازها و مقتضیات بازار طراحی میشوند. این امر تضمین میکند که دانشجویان در جریان تحولات فنّاوریها و پیشرفتهای صنعت انتخابی خود قرار میگیرند و نیرویِ کارِ ماهر با دانش فنیوحرفهای وارد عرصة کار میشود.از سال 2006 پلیتکنیکها این امکان را دارند که تا 5% پذیرفتهشدگان خود را براساس استعداد و قابلیتهای خاص بپذیرند. سن ورود به پلیتکنیکها هفده تا بیستسالگی است. مدت تحصیل متناسب با تماموقت یا پارهوقت بودن دانشجو فرق میکند.تحصیل در پلیتکنیکها بهطور معمول سه سال طول میکشد. دانشآموختگان دارای رتبة خوب میتوانند وارد دانشگاه شوند (Ministry of Education, Singapore, 2014c).جدول 3. دانشآموختگان تماموقت آموزش پسا میانی و عالی برحسب جنسیتمراکز آموزش عالیجنسیت20092010201120122013مؤسسة آموزش فنیکل1099911334111661153011888دختر43114488432644254580پلیتکنیکهاکل2022421445229182399924157دختر959010462111061176411860مؤسسة ملی آموزشکل21792416241522552178دختر14921622162615381447دانشگاههاکل1194712451133251345615634دختر61446214718569978069لازالکل566578499511406دختر351371333316282نافاکل559518583564674دختر389365409390458
(Ministry of Education, Singapore, 2014d)
جدول 4. شمار دانشجویان دانشگاهها، پلیتکنیکها، لازال، نافا و مؤسسه فنی آموزش برحسب جنسیتمراکز آموزش عالیجنسیت20092010201120122013مؤسسة آموزش فنیکل 2484624789252792537026288دختر88448856915890859428پلیتکنیکهاکل7456676989784437900379970دختر3560037028376783775038119مؤسسة ملی آموزشکل28042816257924451838دختر18961886175916241216دانشگاههاکل5357955178563495798959748دخترلازالکل17711754162313531253دختر114311371011854769نافاکل21442269221722252037دختر14601532151015311419
(Ministry of Education, Singapore, 2014c)
جدول 5. پذیرفتهشدگان، ثبتنامشدگان و دانشآموختگان دانشگاهها برحسب رشته (سال 2013)رشتههاپذیرفتهشدگانثبت نامدانشآموختگانکلدخترکلدخترکلدخترکل1726189395974830335156348069حسابداری1185679404222741087688معماری و ساختمان40422218831123401258بازرگانی و امور اداری1780977618834061590897دندانپزشکی54312071244827آموزش3142461282975565402علوم مهندسی4738148416162488443931263هنرهای زیبا و کاربردی5702761715875336164علوم بهداشت54240414091025391296علوم انسانی و اجتماعی3186213210642709525841766فنّاوری اطلاعات99134638241305792250حقوق4032081491736368179ارتباطات جمعی186135702529162100پزشکی3541891469744258124علوم طبیعی، فیزیک و ریاضی223714307853471321271257خدمات317178879527532398
(Ministry of Education, Singapore, 2014c)
جدول 6. پذیرفتهشدگان، ثبتنامشدگان و دانشآموختگان پلیتکنیکها برحسب رشته (سال 2013)رشتههاپذیرفتهشدگانثبت نامدانشآموختگانکلدخترکلدخترکلدخترکل268791294279970381192415711860هنرهای کاربردی20971214593533891746963معماری و ساختمان79644722961310630353بازرگانی و امور اداری62673861181171108754003365آموزش323288880805262250علوم مهندسی7655169123474520570161618علوم بهداشت241018427162541324541853علوم انسانی و اجتماعی75642522901278627369فنّاوری اطلاعات3756143111622452035231509تحصیلات حقوقی1407640521813278علوم ارتباطات و اطلاعات66147318501328638463علم و فنّاوریهای مرتبط1602992476529801469922خدمات4162021174586260117
(Ministry of Education, Singapore, 2014c)
اهداف بخش آموزش عالیهدایت و حمایت از توسعه و تأمین کیفیت آموزش پس از دوره میانی که اهداف ملی اقتصادی و اجتماعی را برآورده میکند.تسهیل توسعه و رشد آموزش غیررسمی در مرکز علوم سنگاپور و مؤسسة مطالعات آسیای جنوبشرقی است که تأمینکنندة کیفیت خدمات برای کسانی است که آموزش خصوصی را عرضه میکنند.بخش آموزش عالی از هفت بخش تشکیل شده است: بخش سیاستگذاریها، برنامهریزی، پژوهش آکادمیک، مدارس خصوصی، مالی، تضمین کیفیت آموزش عالی، منابع انسانی.بخش سیاستگذاریها: اجرای طرحهای پیشنهادی سیاستگذاری در دانشگاهها، پلیتکنیکها، آموزش فنی و آموزش عالی هنر، ارزیابی توصیههای خطمشی و سیاستگذاریها و نظارت بر فعالیتهای دانشگاهها، پلیتکنیکها و مؤسسة آموزش فنی، ایجاد و حفظ ارتباط نزدیک و مؤثر با دفتر نمایندگیهای خارجی دیگر و بخشهای داخلی در دانشگاه، موضوعات آموزشی فنی و عالی هنر، قبول مطالعات/ طرحهای خاص در دانشگاه، پلیتکنیک، آموزش فنی و عالی هنرها.بخش برنامهریزی: نظارت بر روند برنامهریزی ملی نیروی انسانی برای آموزش پسا میانی، اجرا و راهنمایی پژوهش و تنظیم راهبردهای بخش آموزش پسا میانی، جمعآوری و تحلیل دادهها و اطلاعات برای بخش آموزش پسا میانی برای تنظیم خطمشی، تدوین و تنظیم سیاستها برای ادارة بخش آموزش خصوصی.بخش پژوهش آکادمیک: اداره و سرپرستی نهاد پژوهش نظری وزارت آموزش و نهاد پژوهش آموزشی، تنظیم سیاستها و بهکار بردن موضوعات مربوط در پژوهش نظری، تسهیل ایجاد و عملی کردن مراکز پژوهش نمونه.اداره و سرپرستی نهاد پژوهش نظری وزارت آموزش سطح دو و ارزیابی طرحهای پژوهشی، اداره و سرپرستی نهاد پژوهش آکادمیک وزارت آموزش سطح یک و ردیف بورس پژوهشی برای کارآموزی دانشجویان برای پژوهش در دوره تحصیلات تکمیلی.بخش مدارس خصوصی: اجرای قانون آموزشی و قوانین و مقررات آموزشی، تنظیم و اجرای سیاستها و قوانین آموزش خصوصی، ثبت دانشکدههای خصوصی، بازنگری قانون بخش آموزش خصوصی.بخش مالی: تنظیم، بازنگری و اجرای سیاستهای اصلی و چهارچوب مؤسسات آموزش عالی برای بهبود مهارتها، مرکز علوم سنگاپور و مؤسسة مطالعات جنوبشرقی آسیا که ازسوی وزارت آموزش بنیان گذاشته شدهاند. ارزیابی رشد بودجهها و طرحهای مؤسسات آموزش عالی برای بهبود مهارتها، مرکز علوم سنگاپور و مؤسسة مطالعات آسیای جنوبشرقی که ازسوی وزارت آموزش بنیان گذاشته شدهاند. کنترل رشد هزینه و مخارج مؤسسات آموزش عالی برای بهبود مهارتها، مرکز علوم سنگاپور و مؤسسة مطالعات آسیای جنوبشرقی که ازسوی وزارت آموزش بنیان گذاشته شدهاند. ارزیابی بودجة سالانة برنامهریزی برای نیازهای بودجهای، اجرای طرح کمکهزینه، بازنگری سیاستهای کمکهزینه، پیگیری تعهدات کمکهزینة تحصیلی، رسیدگی به درخواستهای مربوط به واگذاری/ تعویق/ نقض تعهدات کمکهزینة تحصیلی، سیاست نظارت بر طرح کمک مالی و بورس تحصیلی. بخش تضمین کیفیت آموزش عالی: نظارت بر تضمین کیفیت در مؤسسات آموزشی پسا میانی که ازسوی وزارت آموزش تأمین مالی میشوند. پژوهش دربارة تضمین کیفیت آموزش عالی در کشورهای دیگر، ادارة PS21 بخش آموزش عالی و مدیریت پورتال.بخش منابع انسانی: بررسی سیاستهای منابع انسانی و مواد قانونگذاری مربوط به هیئتهای قانونی تحت نظارت بخش آموزش عالی، تسهیل انتصاب و تمدید اعضای هیئتهای قانونی، ادارة کارکنان و آموزش بخش آموزش عالی.تأمین منابع مالی آموزش عالی، سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی، در 2013م، 3% بوده است.سهم آموزش از هزینههای دولت، در سالهای 2010-2009 تا 2014-2013، در جدول 9 نشان داده شده است. جدول 9. هزینههای دولتهزینه مراکز آموزش عالی2010-20092011-20102012-20112013-20122014-2013مؤسسة آموزش فنی262509328067346106351658384489پلیتکنیکها9448101124873118098111960351302942مؤسسة ملی آموزش112474123625119266113312104466دانشگاهها20148072305921297381225369712920598کالج دوساله/ مؤسسه متمرکز311770348039336063365825406284
(Ministry of Education, Singapore, 2014)
جدول 10. هزینة دولت برای آموزش در دورههای مختلف آموزشی برحسب دلار سنگاپور2014-20132013-20122012-20112011-20102010-2009مراکز آموزشی22102031946159182098818391901573321ابتدایی25476542314237218116722204301924142میانی406284365825336063348039311770کالج دوساله / مؤسسه متمرکز119412106219961278494395937آموزش خاص
(Ministry of Education, Singapore, 2014)
تحصیلات دانشگاهی: تحصیلات در این بخش در سه سطح زیر عرضه میشوند:·دورة کارشناسی: ورود به این دوره براساس نتایج آزمون گواهینامه عمومی دورة پیشرفته آموزش کمبریج- سنگاپور صورت میگیرد. طول دوره، باتوجهبه رشتة تحصیلی، معمولاً بین سه تا پنج سال است. دورة کارشناسی در رشتههای دندانپزشکی، حقوق، مهندسی، مدیریت ساختمان و مسکن چهار سال و در معماری (علاوهبر یک سال کار عملی) و پزشکی پنج سال طول میکشد.·دورة کارشناسی ارشد: طول دورة آن دو یا سه سال بعد از مدرک کارشناسی است. داوطلبان باید مدرک ممتاز داشته و یک رساله را تدوین کرده باشند. حداقل مدرک مورد نیاز برای ورود به دورة کارشناسی ارشد گذراندن واحدهای درسی و تدوین پایاننامه، مدرک کارشناسی یا معادل آن است. بااینحال، شرایط پذیرش، در رشتههای مختلف، متفاوت است.·دورة دکتری: طول این دوره دستکم، دو سال بعد از گرفتن مدرک کارشناسی ارشد است. داوطلبان دورة دکتری ملزم به تقدیم رساله هستند. دکترای بازرگانی نیازمند گذراندن واحدهای درسی و رسالة پژوهشی است. مدرک دکترای ادبیات، حقوق و علوم براساس آثار منتشرشده داده میشود.دانشگاههای مستقلچهار دانشگاه با بنیان عمومی: دانشگاه ملی سنگاپور، دانشگاه فنّاوری نانیانگ، دانشگاه مدیریت سنگاپور و جدیدترین، دانشگاه فنّاوری و طراحی سنگاپور. شمار ثبتنامکنندگان در دانشگاهها 50000 نفر است (2014م). دانشگاه ملی سنگاپور و دانشگاه فنّاوری نانیانگ در 2010م جزء 1% دانشگاه پژوهشی برتر دنیا اعلام شده است. دانشگاه مدیریت سنگاپور بهدلیل دانشآموختگان کیفی سطح بالا که از اعتمادبهنفس، مهارت و سخنوری برخوردار هستند، شهرت دارد. دانشگاه ملی سنگاپور و دانشگاه فنّاوری نانیانگ تعدادی برنامة نوآورانه شامل توسعة آموزش دوره کارشناسی، عرضة هستة برنامة آموزشی، همکاری با دانشگاههای خارجی و ایجاد مراکز میانرشتهای عرضه کرده است. دانشگاه مدیریت سنگاپور برنامة آموزشی مبتنیبر تجارت را با الگوگیری از دانشکدة وارتونِ دانشگاه پنسیلوانیا عرضه میکند.دانشگاه ملی سنگاپور: این دانشگاه که در 1905م بهعنوان یک کالج کوچک پزشکی بنیان گذاشته شد، و در سال 1980 از ادغام دو دانشگاه عمومی سنگاپور (1962م) و دانشگاه نانیانگ(1956م) به وجود آمد و امروز بزرگترین و معتبرترین دانشگاه کشور است. رتبة این دانشگاه در 2009م در Times Higher Education Supplement-Quacqarelli Symonds (THES-QS) سیامین در جهان و در 2010م سومین در آسیا است.دانشگاه ملی سنگاپور با داشتن 3 پردیس، دانشگاهی نوآور، پژوهشمحور است که بیش از 36000 دانشجو از صد کشور جهان در برنامههای آموزشی فراگیر آن شامل رشتههای علوم انسانی، علوم، مهندسی و پزشکی ثبتنام کردهاند. دانشگاه همچنین در بیش از بیست پژوهشهای پایه در سطح دانشگاه و پژوهشهای وابستة مؤسسات موفق است. شمار دانشجویان ثبتنامشده در سال تحصیلی 2014-2013 در دوره کارشناسی 27391 نفر است که از این شمار 26156 نفر تماموقت و مابقی پارهوقت هستند. در سال 2014-2013 در دوره تحصیلات تکمیلی 10061 نفر ثبتنام کردهاند که از این شمار 4135 نفر در دوره دکتری، 5372 نفر در دوره کارشناسی ارشد و 297 نفر دیپلم هستند (www.nus.edu.sg).دانشگاه دارای 16 دانشکده، 8 کالج برونمرزی، 2 مرکز توسعه آموزش، ارتباط زبانی انگلیسی و یک مؤسسه نظامهای علم است.دانشگاه فنّاوری نانیانگ جزو 50 دانشگاه برتر دنیا و هشتمین در آسیا و دومین دانشگاه نخبگان جوان است. دانشگاه فنّاوری نانیانگ، ریشه در مؤسسة فنّاوری نانیانگ دارد و ازطریق ادغام آن سازمان با مؤسسة ملی آموزش، در سال 1991، به دانشگاه فراگیری تبدیل شد که گزیدهای از دورههای اعطای مدرک را در رشتههای حسابداری، بازرگانی، مطالعات ارتباطات، مهندسی رایانه، مهندسی الکترونیک و برق، مهندسی مکانیک و تولید، مهندسی سازه و ساختمان، هنر، علوم، تعلیموتربیت، و تربیت بدنی عرضه میکند.دانشگاه فنّاوری نانیانگ بزرگترین دانشگاه مهندسی جهان، در مهندسی فنّاوری اطلاعات رتبه هشتم را در جهان دارد. با 366 میلیون دلار سنگاپور بودجه در رشتههای مهندسی، علوم، تجارت، علوم انسانی، هنرها، علوم اجتماعی و مطالعات بینالمللی آموزشی و پزشکی قوی است.دانشگاه فنّاوری نانیانگ، علاوهبر برنامههای کارشناسی، دورههای کارشناسی ارشد و دکتری را نیز در برخی از دانشکدهها برگزار میکند. این دانشگاه یک مرکز نوآوری برای تشویق کارفرمایان سنگاپوری برای بهکارگیری استعدادهای کارکنان و دانشجویان خود ایجاد کرده است.درحالحاضر، حدود 20 شرکت واحدهایی برای طرحهای پژوهش و توسعه راهاندازی کردهاند. این دانشگاه با تعدادی از مؤسسات برونمرزی مانند مؤسسه فنّاوری ماساچوست و کالج سلطنتی لندن همکاری دارد و درجه تحصیلی دوگانه، برنامه مشترک، فرصتهای پژوهشی و تبادل دانشجو دارند. در زمینه آموزش و پژوهش دوره دکتری این دانشگاه دارای تبادلات مشترک بینالمللی با سایر دانشگاههای تراز اول جهان دارد، برای نمونه میتوان به دوره مشترک دکتری و فوق دکتری این دانشگاه با مؤسسه فنّاوری ماساچوست اشاره کرد. مدرسه طب لی کونگ شیان در 2013م با 54 دانشجوی پزشکی با همکاری کالج سلطنتی لندن تأسیس شد. پنج مرکز خودگردان مرکز میراث چین، بررسی زمین سنگاپور، مؤسسه ملی آموزش، مدرسه مطالعات بینالمللی اس. راجاراتمن و مرکز مهندسی علوم حیات زیستی سنگاپور هستند (www.nus.edu.sg).حوزههای اصلی پژوهش در دانشگاه فنّاوری نانیانگ عبارتاند از: میکروالکترونیک، روباتشناسی، ارتباطات ماهوارهای و تلفن همراه، و علوم زیستشناسی. مؤسسة ملی آموزش، که بخشی از این دانشگاه است، علاوهبر عرضة آموزشهای حرفهای برای آموزشگران، برنامههایی را در زمینة تحصیل علوم، آموزش فیزیک، علوم انسانی و هنرهای زیبا عرضه میکند و برای دانشجویان سطح پیشرفته، برنامههای چهارسالهای برگزار میکند که به اعطای مدرک کارشناسی هنر، کارشناسی علوم انسانی و کارشناسی علوم با دیپلم آموزش و کارشناسی هنر با دیپلم آموزش (تربیتبدنی) منتهی میشود. بهعلاوه، برنامههای دوسالهای نیز برای دانشجویان سطح پیشرفته (A) و دارندگان دیپلم پلیتکنیک عرضه میشود که به اعطای مدرک دیپلم آموزش یا دیپلم تربیتبدنی منجر میشود.این دانشگاه 4000 کادر علمی و پژوهشی و 23484 دانشجو که از این شمار 22777 نفر دانشجوی تماموقت و 707 نفر پارهوقت است. بیش از 179800 دانشآموخته در 127 کشور جهان دارد (2013م) (www.nus.edu.sg).مدرسه تجارت نانیانگ یکی از صد مدرسه مطرح دنیا در سنگاپور منحصربهفرد و در آسیا یکی از سه مدرسه مهم در این زمینه است. این دانشگاه 6 کالج با 16 هزار دانشجو و 2 هزار کادر علمی، 5 مؤسسه خودگردان و 13 مؤسسه و مرکز دارد. کالج مهندسی آن بهدلیل پژوهشهای خود در میان دانشگاههای جهان مشهور است (2013م) (www.nus.edu.sg).مؤسسة ملی آموزش برای دانشآموختگان دانشگاهها نیز یک برنامة یکسالة دیپلم تحصیلات تکمیلی در زمینة آموزش برای تربیت آموزشگران ابتدایی یا میانی عرضه میکند. دانشآموختگان این دوره برای تدریس در مدارس ابتدایی یا میانی تربیت میشوند. آنها میتوانند در برنامة دوسالة دیپلم تحصیلات تکمیلی آموزش (تربیتبدنی) شرکت کنند و در آموزش تربیتبدنی متخصص شوند.مؤسسات تازه تأسیسشده با بنیان عمومی: دانشگاه فنّاوری و طراحی سنگاپور جدیدترین ضمیمه به دورنمای دانشگاه است که ازسوی نخستوزیر لی هسین لونگ در پیام روز ملی سال 2008 اعلام شده است.دانشگاه فنّاوری و طراحی سنگاپور که با همکاری مؤسسة فنی ماساچوست و دانشگاه ژیجیانگ بنا نهاده شده است، پیشگامان و نوآوران جامعه را به لحاظ فنی تربیت میکند.مؤسسة فنّاوری سنگاپور که در 2009م با همکاری پلیتکنیکها و دانشگاههای مشهور خارجی مؤسسة فنی ماساچوست در امریکا و ژیجیانگ در چین بهمنزله همکاران کلیدی و اصلی تأسیس شد و اولین گروه دانشجویان را در 2012م پذیرفت و آموزش دانشگاهی را با تمرکز روی صنعت عرضه میکند.دانشگاهها همکاری نزدیکی با دانشگاههای تراز اول سراسر دنیا دارند برای اینکه بتواند فرصتهای بیشتری برای دانشجویان و دانشکده در زمینة آموزش و پژوهش فراهم کنند و به آنها تجربیات متنوع آموزشی بدهند و اوج برتری را نشان دهند.دانشگاههای فراگیر خصوصی: با اتخاذ رویکردی انعطافپذیر آموزش دانشگاهی را به کارآموزان حرفهای و جوان عرضه میکنند تا کارآموزان بتوانند میان حرفه، خانواده و تحصیلاتشان توازن و تعادلی برقرار کنند.دانشگاههای خصوصی/ مؤسسات تخصصی: دانشکدة بازرگانی دانشگاه شیکاگو بوث، مؤسسة فنّاوری دیجیپن، مؤسسة آلمانی علوم و فنّاوری- دانشگاه فنی مونیخ آسیا که از دانشگاه فنی مونیخ کمک مالی دریافت میکند، مرکز مدیریت اس. پی. جین، دانشکدة هنرهای زیبای تیش.آکادمی هنرهای زیبای نانیانگ و کالج هنرهای لازال: دارای دو مدرسه تخصصی هنر، بیش از 50 دوره تخصصی و درجه تحصیلی و بیش از چهار هزار دانشجو است.برنامة دانشگاه آزاد (باز): علاوهبر موارد بالا، وزارت آموزش مؤسسة مدیریت سنگاپور را (بهعلت تجربه داشتن در سازماندهی برنامههای آموزش حرفهای پارهوقت برای بزرگسالان شاغل) برای راهاندازی برنامههای دانشگاه آزاد برگزیده است. این برنامه با همکاری دانشگاه آزاد انگلستان راهاندازی شده است.نظامهای یادگیری باز برای برآورده کردن نیازهای فردی و برداشتن موانع زمان و مکان برای شرکت در کلاسهای حضوری طراحی شدهاند و از نظام آموزشی چندرسانهای استفاده میکنند. واحدهای تحصیلی خودآموز، نوارهای دیداری و شنیداری، کلاسهای مرور مطالب و آزمون پایان سال، برخی از مؤلفههای اصلی این نوع آموزش هستند.تقریباً همة منابع مالی این دانشگاهها را دولت تأمین میکند. کلیة برنامههای آموزش عالی (دانشگاهی و غیردانشگاهی) مؤسسات عمومی و غیرعمومی را بخش آموزش عالی وزارت آموزش باید تصویب کند (Ministry of Education, Singapore, 2014b).برنامهها و اصلاحات پیشرودانش و مهارتها باید ازسوی ارزشها پیریزی شده باشند. ارزشها شخصیت و خصوصیات فرد را تعیین میکنند. ارزشها باورها، رفتار و اعمال فرد و بنابراین شکل هسته چهارچوب توانمندیهای سده بیستم میلادی را تشکیل میدهند.حلقه میانی توانمندیهای اجتماعی و احساسی- مهارتهای لازم برای کودکان را برای شناخت و مدیریت احساسات آنها، رشد توجه و نگرانی برای دیگران، گرفتن تصمیمهای مسئولانه، ایجاد روابط مثبت بلکه کنترل مؤثر موقعیتهای چالشبرانگیز را نشان میدهد.حلقه بیرونی چهارچوب پدیدار شدن توانمندیهای لازم سده بیستویکم میلادی برای جهانیشدن دنیایی که در آن زندگی میکنیم نشان میدهد:سواد شهروندی، آگاهی همهجانبه و مهارتهای میان فرهنگی، تفکر نقادانه و خلاق، مهارتهای ارتباط، همکاری و مهارتهای اطلاعات.این قابلیتها جوانان سنگاپور را قادر به استفاده و بهره بردن از فرصتهای غنی و سرشار از قرن دیجیتالی خواهد ساخت؛ درحالیکه ضربان قلب سنگاپور قوی را حفظ میکنند.رشد و توسعه قابلیتهای سده بیستم میلادی دانشآموزان سنگاپور را کمک خواهد کرد تا نتایج مطلوب آموزش را تجسم بخشند.فردی که در نظام آموزشی سنگاپور تحصیل کرده احساس خوبی از خودآگاهی، درک کامل اخلاقی و دانش و مهارتهای لازم برای درگیر شدن با چالشهای آینده را دارد. او مسئول خانواده، جامعه و ملت خود است. او زیبایی دنیای پیرامون خود را قدر میداند، فکر و جسم سالم و شور زندگی دارد.فرد با اعتمادبهنفس که درک قوی از درست و نادرست دارد سازگار و نرمشپذیر است، خود را میشناسد، در قضاوت بصیر و نکتهسنج است، مستقل و نقادانه میاندیشد و به شکل مؤثر ارتباط برقرار میکند:یادگیرنده خود- هدایتگری که سؤال میکند، میاندیشد، پشتکار دارد و مسئولیت آموزش خود را بر دوش میگیرد. همکار کوشایی که به انجام کار گروهی بهطور مؤثر میپردازد، نوآور است و ابتکار عمل دارد، خطرپذیر است و برای برتری تلاش میکند.شهروند علاقهمندی که ریشه در سنگاپور دارد، احساس قوی مسئولیت شهروندی در برابر سنگاپور و دنیا دارد و نقش کوشایی در بهتر شدن زندگیهای دیگران پیرامون خود دارد (Ministry of Education, Singapore, 2014).کتابشناسی Central Intelligence Agency. (2010). “Singapore”. The World Factbook. Retrieved from: www.cia.gov/library/ bublication /the world-Faetbook/geos/fr.htm
Central Intelligence Agency. (2014). “Singapore”. The World Factbook. Retrieved from: www.cia.gov/library/ bublication /the world-Faetbook/geos/fr.htm
International Association of Universities. (2005). Singapore Education System. Retrieved from: https://iau-aiu.net/
International Bureau of Education. (2007). “Singapore”. World Data on Education (4th edition). Geneva:Unesco.
Ministry of Education, Singapore. (2008). Education in Singapore. Retrieved from: https://siteresources.worldbank .org/EDUCATION/Resources/278200-1121703274255/ 1439264-1242337549970/Education_System_in_ Singapore.pdf.
Ministry of Education, Singapore. (2014a). Education System. Retrieved from: https://www.moe.gov.sg/education/ education-system
Ministry of Education, Singapore. (2014b). General Information Concerning the Education System in Singapore. Retrieved from: https://www.moe.gov.sg/ education
Ministry of Education, Singapore. (2014c). Higher Education Division. Retrieved from: http://www.moe.edu.sg./about/ org-structure/hed/
Ministry of Education, Singapore. (2014d). Post-Secondary. Retrieved from: https://www.moe.gov.sg/education/post-secondary
Ministry of Education, Singapore. (2014e). Pre-University. Retrieved from: https://www.moe.gov.sg/education/pre-university
Ministry of Education, Singapore. (2014f). Primary. Retrieved from: https://beta.moe.gov.sg/primary/
Ministry of Education, Singapore. (2014g). Secondary. Retrieved from: https://beta.moe.gov.sg/secondary/
Singapore Department of Statistics. (2014). Singapore in Figures, 2014. Retrieved from: http://www.singstat.gov.sg/ docs/default-source/default-document-library/publications /publications_and_papers/reference/ sif2014.pdf.
http://www.nus.edu.sg/
http://www.singstat.gov/pubn/ssn/ssnmar 2011.pdf.
https://www.singstat.gov.sg/find-data/search-by-theme?theme=population&type=publications
زینب مشتاقی
نظام آموزش عالی سنگال
Senegalese Higher Education System
پایتخت: داکارنوع حکومت: جمهوری چندحزبیزبان رسمی: فرانسویمساحت: 196712 کیلومترمربعجمعیت: 12171265 نفر (2009م)تعداد دانشجویان: 91359 نفر (2009م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 1600نفر (2009م)تولید ناخالص ملی: 99/13 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 1/7% (2015م) هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 8/23% (2015م) ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیسنگال، از کشورهای افریقای غربی، در جلگهای رسوبی در کنار اقیانوس اطلس واقع شده که از رسوبات شط سنگال ایجاد شده است. آبوهوای این کشور حارهّای است. قسمت شمالی پوشیده از استپ و مرطوبتر است. این آبوهوا موجب ایجاد جنگل در این بخش شده است.مردم سنگال از حدود بیست قبیله مختلف تشکیل شدهاند که مهمترین آنها اولوفها هستند (43%) که در درة سنگال، در مجاورت ساحل، سکنی دارند. پولارها و سررسها از دیگر قبایل اصلی این کشور بهشمار میآیند که بهترتیب 24% و 15% جمعیت کشور را تشکیل میدهند. کشاورزی بخش اساسی اقتصاد این کشور را تشکیل میدهد. بادامزمینی، ذرت و برنج از محصولات عمدة آن است. درعینحال، بهعلت عقبماندگی در نحوة کشاورزی، محصولات این کشور بسیار کم است. ماهیگیری نیز منبع درآمد خوبی برای آن بهشمار میآید.علاوهبر بهرهبرداری از معادن فسفات، فعالیتهای صنعتی نظیر روغنکشی، کنسروسازی و کارخانههای پارچهبافی بیشتر در منطقة دماغة سبز، در حوالی داکار، پایتخت این کشور، انجام میشود تا بهجهت نزدیکی به دریا، از مزایای تجارت خارجی نیز بهرهمند شود. سنگال، همانند سایر کشورهای فرانسویزبان افریقایی، همچنان از پشتیبانی اقتصادی فرانسه بهرهمند و بههمینعلت فرانک سیفا پول رایج این کشور است.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیبهموجب قانون مصّوب شانزدهم فوریة 1991م اصول و اهداف آموزش سنگال بهشرح زیر تعیین شده است:·مهیا ساختن شرایط توسعة همهجانبه ازطریق آموزش مردان و زنانی که قادر هستند بهنحو مؤثر در ساختن کشور مشارکت و همچنین در حل مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سنگال در مسیر توسعه فعالیت کنند.·ارتقای وضعیت ارزشهایی نظیر آزادی، مردمسالاری، کثرتگرایی، مفاهیم اخلاقی و مدنی، رعایت حقوق بشر و قوانین و مقررات زندگی اجتماعی.·بالا بردن سطح فرهنگ مردم ازطریق ایجاد زمینههای دستیابی به دانش لازم برای ورود متوازن به عرصة جامعه و مشارکت فعال در زندگی و ایجاد زمینههای تفکر بهگونهای که قوة تشخیص و مشارکت در پیشرفتهای علمی در آنان تقویت شود.آموزش ملی باید ظرفیت تغییر محیط و جامعه را در افراد ایجاد و آنها را در توسعة نیروی بالقوة خویش یاری کند. مسئولیت تضمین آموزش، ازطریق ایجاد نظام آموزش، برعهدة حکومت است. این نظام غیردینی (لائیک)، مردمسالار، سنگالی و افریقایی است. آموزش ملی مستمر و درخدمت مردم سنگال است.بنابر سوگیریهای نهمین برنامة توسعة اقتصادی و اجتماعی سنگال، آموزش پایهای از اولویت بیشتری برخوردار است. با وجود این، از آموزش فنیوحرفهای نیز برای پاسخگویی به تقاضای بازار کار حمایت خاص خواهد شد. این برنامه اهداف زیر را دنبال میکند:·آموزش مردمسالاری در مرحلة پیشدبستانی ازطریق گسترش شبکة مدارس پیشدبستانی در مناطق نیمهشهری و روستایی؛·گسترش زمینة دستیابی به آموزش پایه برای رسیدن به استانداردهای جهانی؛·بهبود کیفیت آموزش میانی و همچنین ظرفیت مدیریت مؤسسهها، ازطریق ایجاد تجهیزات علمی و وسایل آموزشی مناسب؛·بهبود بازدهی ساختار آموزش فنیوحرفهای ازطریق توسعة یادگیری و ایجاد رشتههای نوین، با مشارکت بخش خصوصی؛·تطبیق آموزش عالی با نیازهای بازار کار ازطریق تقویت پژوهشهای علمی و فنی؛·افزایش درصد سوادآموزی با استفاده از آموزشهای غیررسمی و تقویت زبانهای ملی.در سندی که با عنوان «شرایط اقتصادی و اجتماعی سنگال» در 2009م انتشار یافته است، آموزش نهتنها حقی برای همه کودکان، بلکه همچنین شرطی بنیادی برای رشد اقتصادی از رهگذر تأمین منابع انسانی کارآمد برای پاسخگویی به نیازهای توسعه توصیف شده است. ازاینرو تصمیمگیران با آگاهی از اینکه دستیابی به رفاه فردی و توسعه اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی جز ازطریق توسعه آموزش امکانپذیر نیست، اولویت و اراده خود را بر توسعه آن و همچنین برطرف ساختن نابرابریهایی در این زمینه قرار دادهاند. تا جایی که حدود 40% از بودجه عملیاتی دولت را در سالهای گذشته به بخش آموزش اختصاص دادهاند.ساختار نظام آموزشیقانون اساسی سنگال، دولت را مسئول سیاستهای تبیین شده نظام آموزشی و اجرای آنها قلمداد میکند که دارای دو بخش رسمی و غیررسمی است.·آموزش رسمی: دربرگیرندۀ دورهها و گونههای گوناگون آموزشی است: آموزش پیشدبستانی، آموزش پایه، آموزش میانی و متوسطه، آموزش فنیوحرفهای و آموزش عالی. آموزشهای رسمی ازسوی بخش عمومی و خصوصی عرضه میشوند. گرچه شمار تأمینکنندگان آموزشهای بخش خصوصی از 1990م همچنان رو به افزایش است، اما همچنان حدود 75% آموزشها ازسوی بخش عمومی عرضه میشود. ازجمله اینکه بخش عمومی تلاش دارد تا نابرابریهای موجود در دسترسی به آموزش در دورههای گوناگون را کاهش دهد و همچنین برای ایجاد فرصتهای برابر بر آموزشهای ویژه نیز پافشاری دارد.·آموزش پیشدبستانی: که برای کودکان 6-3 سال در نظر گرفته میشود، ازجمله اولویتهای آموزشی در سنگال و برمبنای رویکردی به اجرا درمیآید که آموزش، بهداشت و تغذیه را در هم میآمیزد.·آموزش پایه: کودکان 12-7 سال را پوشش میدهد. اهداف این دوره آموزشی عبارتاند از: خواندن، نوشتن، حساب کردن، شناخت محیط و آشنایی با ابزار و مهارتهای ضروری برای بهزیستن و همچنین آمادهسازی آنها برای دورههای آموزشی بالاتر. آموزش زبان عربی نیز اختیاری است. در پایان این دوره به دانشآموختگان گواهینامه پایان آموزش پایه داده میشود.·آموزش میانی: چهار سال است و در کالجهای آموزش میانی عرضه میشود. بهدلیل پایین بودن نرخ خروجیهای این دوره آموزشی، قرار است اصلاحاتی در برنامههای درسی انجام شود.·آموزش متوسطه عمومی: سه سال است. در این دوره دو سری از دروس تدریس میشوند. سری ادبیات که برمبنای زبان خارجی با دو گزینه عرضه میشود. سری علمی نیز با دو گزینه علوم اقتصادی و تجربی و یا ریاضی عرضه میشود. به دانشآموختگان این دوره دیپلم متوسطه داده میشود.·آموزش فنی و مهارتآموزی حرفهای: این دوره آموزشی در دبیرستانهای فنی و مدارس مهارتآموزی حرفهای عرضه میشود.·آموزش عالی: در دانشگاهها و دیگر نهادهای آموزش عالی عرضه میشود. درحالحاضر 5 دانشگاه و 3 نهاد آموزش عالی، به عرضه آموزش عالی در سنگال میپردازند. دانشگاه شیخ آنتادیوپ مهمترین نهاد آموزش عالی کشور بهشمار میرود که از 1959م به فعالیت مشغول است. این دانشگاه بهدلیل برخورداری از شماری دانشکده و مدرسه عالی بیشترین جمعیت دانشجویی و اعضای علمی کشور را به خود جذب کرده است. نخستین شرط دستیابی به آموزش عالی دارا بودن دیپلم متوسطه است. افزونبرآن ثبتنام در برخی از نهادهای آموزش عالی نیازمند با موفقیت گذراندن آزمونهای ورودی آنها است. فعالیت نهادهای آموزش عالی خصوصی نیز از دهه 1990، قانونی اعلام شد و شمار این نهادها با گسترش همراه بوده است. تا سال 2004، 48 نهاد آموزش عالی خصوصی ایجاد شده بود. اما بهرغم افزایش این نهادها، تنها موفق به جذب سیزده هزار دانشجو شدهاند که میتواند از ناکامیابی بخش خصوصی در این قلمرو حکایت کند، اگرچه برخی کارشناسان آن را موفقیتآمیز توصیف میکنند. جدول 1 سیمای ساختار آموزش سنگال را به تصویر میکشد.·آموزش غیررسمی: اینگونه از دورههای آموزشی افراد بالای 15 سال را پوشش میدهد. این دورهها که دربرگیرنده آموزش زبان ملی و سوادآموزی است با کمک شماری از سازمانهای غیرعمومی و نهادهای توسعه داخلی و خارجی برگزار میشود.·مدارس پایهای اجتماعات: این دوره آموزش کودکان نُه تا چهاردهسالهای را پوشش میدهد که به آموزش دسترسی نداشته و یا خیلی زود آن را رها کردهاند. دوره آموزشی این مدارس چهار سال است و آموزشهای پایهای به آنها آموزش داده میشود.·مدارس نوع سوم: از دیگر نهادهای غیررسمی آموزشی بهشمار میآید که به آنها مدارس خیابانی نیز گفته میشود. این مدارس ازسوی نهادهای غیررسمی ایجاد میشود و آموزش در آنها از هنجارها و استانداردهای خاصی پیروی نمیکند.·آموزش زبان عربی: زبان عربی بهصورت گسترده در بخش غیررسمی استفاده و آموزش داده میشود. افزونبرآن زبان عربی، بهدلیل گرایشهای دینی در برخی نهادهای پیشدبستانی، ابتدایی و میانی و همچنین در دبیرستانها و نهادهای آموزش عالی بهصورت اختیاری آموزش داده میشود. مدارس قرآنی و مراکز سوادآموزی نیز از زبان عربی استفاده میکنند.·ساختارهای آموزشی کیفی جوانان و بزرگسالان: برای پاسخگویی به نیازهای آموزشی و مهارتی جوانان ایجاد شده است. هدف از ایجاد این نهادهای آموزشی آشناسازی فراگیران با دانش و مهارتهای زندگی است. ازجمله مأموریتهای اصلی این نهادهای آموزشی مشارکت در فرایند فقرزدایی و نابرابریهای آموزشی است. نرخ دستیابی به دورههای آموزشی، بهویژه دورههای بالاتر آموزشی در سنگال بسیار پایین است. نگاره 1 این وضعیت را به تصویر میکشد.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیدادههای آماری اندکی درباره نظام آموزش عالی این کشور در دسترس است و دادههای موجود نیز به شمار دانشجویان محدود میشود. همزمان، در مجموع میتوان فرایند افزایش دانشجویان را در سالهای گذشته پایش کرد. برای مثال شمار دانشجویان در بازه زمانی 2008-2006م با نرخ رشد 9/20 همراه بوده است. نرخ افزایش جدول 2 آخرین دادههای آماری قابل دسترس در این قلمرو را نشان میدهد که نشانگر نرخ رشد بالاتر بخش خصوصی است.جدول 2. سیر تحول جمعیت دانشجویی برمبنای بخش آموزشی (2006-2008م)سال تحصیلیبخش آموزش200620072008شمار دانشجویان بخش عمومی534345756968041شمار دانشجویان بخش خصوصی91052070523318جمع625397827491359(Agence Nationale de la Statistique et de la Demographie, 2009)سهم دختران در دستیابی به آموزش عالی، بهویژه در بخش عمومی آهنگ رشد پایینی دارد؛ اما در بخش خصوصی، ضرباهنگ رشد دسترسی دختران بیشتر بوده است. جدول 3 وضعیت دسترسی به آموزش برمبنای جنسیت را نمایش میدهد.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالینظام آموزشی سنگال که در گذشته از مداخلات یک وزارتخانه برخوردار بود هماکنون ازسوی دو وزارت آموزش پیشدبستانی، پایه، متوسطه و زبانهای ملی و وزارت آموزش عالی، دانشگاهها، مراکز دانشگاهی منطقهای و پژوهش علمی اداره میشود. بهموجب حکمی که در 2009م صادر شده است، وزارت آموزش پیشدبستانی، پایه، متوسطه و زبانهای محلی مسئولیت تهیه و اجرای سیاستهای تبیین شده ازسوی رئیسجمهور را در زمینه آموزش و مهارتآموزی کودکان و نوجوانان برعهده دارد. دیگر کارویژههای وزارت یادشده چنین برشمرده شده است:·فعالیت در قلمرو نظام آموزشی افریقایی و مدیریت آموزش عمومی ابتدایی، میانی و متوسطه عمومی؛·تهیه و اجرای سیاست درباره آموزش ابتدایی خصوصی، میانی و متوسطه عمومی؛·نظارت بر توسعه سیاست آموزشی درباره کودکان خردسال؛·نظارت بر توسعه مدارس غیررسمی (درسی) و پیوند آن با نظام آموزشی؛·اقدامات مناسب برای تشویق خواندن و نوشتن.باتوجهبه اینکه وزارت آموزش عالی، دانشگاهها، مراکز دانشگاهی منطقهای و پژوهش علمی بهتازگی گشایش یافته است. اسنادی که بیانگر مسئولیتها، وظایف و عملکرد آن باشد در دسترس نیست. همزمان بهموجب طرحی که با نام «حکمرانی و منابع مالی آموزش عالی سنگال» در ماه مارس 2011 ازسوی دولت انتشار یافته است و مسئولیت پیادهسازی آن بردوش وزارت آموزش عالی گذارده شده است، در بخشی از این طرح با عنوان «حکمرانی و مدیریت»، به کاستی موجود اشاره شده است که عبارتاند از:·کنترل اندک وزارت آموزش عالی بر نهادهای آموزش عالی و ضعف در ایجاد هماهنگی؛·مدیریت ضعف مالی و ضعف پاسخگویی نظامها.هدف از اجرای این طرح که میتواند به اهداف و وظایف وزارت آموزش عالی جهت دهد اصلاح سیاستهای زیر است:·بهبود ظرفیت دولت در تنوعبخشی و بهبود سازوکارهای مالی نهادهای آموزش عالی بهمثابه ابزاری برای ایجاد انگیزه و ارتقا فرهنگ کیفیت در نهادهای آموزش عالی؛·بهبود کارایی و اثربخشی در استفاده از سرمایهگذاری دولت و بودجه جاری؛·تقویت مدیریت و اثربخشی بخش آموزش عالی با تنظیم نقشها، مأموریتها و مسئولیتهای نهادهای حکمرانی گوناگون برمبنای اهداف راهبردی نوین.مطالعه محتوای سند، اگرچه اهداف پیشروانهای را ترسیم میکند، بیانگر افزایش تمرکزگرایی و مداخلههای دولت در نهادهای آموزش عالی و کاهش نقشآفرینی نهادهای دروندانشگاهی ازجمله شورای رؤسای دانشگاهها است که میتواند در واقع به کاهش اثربخشی و کارایی آنها بیانجامد.بههرحال، ساختار تشکیلاتی وزارت آموزش عالی دربرگیرندۀ چهار دفتر و مرکز ملی اسناد علمی و فنی در حوزه وزیر و شش مدیریت است.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیسنگال در فرایند مبارزه برای فقرزدایی، چهارچوب هزینههای بخش عمومی خود را بهگونهای استوار ساخته است که بتواند از این منابع برای کاهش فقر بهره گیرد. این گزینه بودجهبندی براینمبنا توجیه میشود که تأمین هزینههای عمومی (آموزش، بهداشت و زیرساختهای اجتماعی) اصلیترین ابزار برای پیادهسازی سیاست باز توزیع و کاهش نابرابریها بهشمار میرود. همهنگام باید در نظر داشت که سرمایهگذاری در آموزش، زمانی به فقرزدایی یا کاهش آن میانجامد که فرصتهای برابری برای دسترسی بدان وجود داشته باشد. ازاینرو سنگال نخستین کشور افریقایی است که حدود 32% از بودجه جاری دولت و یا حدود 2/5% از تولید ناخالص داخلی خود را به بخش آموزش اختصاص میدهد. جدول 4، سیر تحول منابع عمومی بخش آموزش در دو دهۀ گذشته را به تصویر میکشد. این تحولات اگرچه با افتوخیز زیادی همراه بوده است، اما در حال کنونی درصد بالایی از تولید ناخالص داخلی و بودجه جاری را دربر میگیرد که همسو با سیاست فقرزدایی با رویکردی خردورزانه است.برمبنای اسناد انتشار یافته، اختصاص منابع مالی به آموزش عالی ارتباط چندانی با عملکرد نهادهای آموزش عالی ندارد و بیشتر برمبنای گفتوگو و چانهزنی انجام میشود؛ که میتواند توجیهی برای افتوخیزهای آن در سیر تحولات بودجهای بهشمار آید. هزینههای دولت در آموزش عالی بیشتر یارانههای دانشجویی را پوشش میدهد که در واقع هزینههای آموزش و اجرایی دانشگاههای عمومی را دربر میگیرد. بهگونهای که در 2008-2005م بورسها و خدمات دانشجویی 62% از بودجه جاری عمومی این بخش را تشکیل میداد. در سالهای اخیر هزینههای آموزش عالی همواره بیش از منابع اختصاص یافته بوده است، که با افزایش بودجه این بخش تلاش شده است از کسری بودجه کاسته شود. در طی سالهای 2008-2005م دانشگاهها نیز با دریافت حق ثبتنام، تلاش کردهاند به درآمدهای آموزش عالی بیافزایند.چگونگی اختصاص منابع در دورههای گوناگون آموزش در جدول 5 نمایش داده شده است.جدول 5. منابع مالی بخش آموزش در دورههای آموزشی (2008م)هزینه کلی عمومی برای آموزشبه تولید ناخالص داخلی1/5به هزینههای کلی دولت0/19نسبت به هزینههای عمومی برمبنای دورههای آموزشی (2009م)پیشدبستانی0ابتدایی45متوسطه 27عالی27(Institut de Statistique de l¢ Unesco, 2010)بودجه 27 درصدی آموزش عالی نسبت به هزینههای عمومی نشانگر سوگیری سیاستهای آموزشی به سود این بخش است. اما بهرغم آن، گزارشهای رسمی از نیاز به متوازنسازی منابع مالی آموزش عالی حکایت میکنند. چرا که دسترسی دانشجویان به منابع عمومی آموزش با نابرابری همراه است که میتواند به افزایش نابرابریها در جامعه بیانجامد.برنامهها و اصلاحات پیشروبهرغم اختصاص منابع مالی چشمگیر به بخش آموزش و تدوین اسناد توسعهای گوناگون، بهنظر میرسد نظام آموزشی سنگال همچنان با دشواریهای زیادی چه ازنظر دسترسی و چه ازنظر کیفیت مواجه است. این دشواریها که همچنان پابرجا به نظر میرسند موجب شکلگیری تلاشهایی از 1998م شده است. آسیبشناسیهای انجام شده در 1998م بیانگر مجموعهای از مشکلات در ارتباط با دسترسی و کیفیت آموزش، ساختار نظام آموزشی، تجهیزات و پایدار نگهداشتن زیرساختها بود. برایناساس «برنامه توسعه آموزش و مهارتآموزی» با تکیه بر سه محور در سال 2003 بهمنزله برنامه دهساله تدوین شد:·گسترش دسترسی به آموزش و مهارتآموزی؛·بهبود کیفیت و اثربخشی نظام آموزشی در همه دورهها؛·زمینهسازی برای هماهنگسازی اثربخش سیاستها، طرحها و برنامههای آموزشی و خردورزسازی تأمین و استفاده از منابع.براساس این برنامه، آموزش ابتدایی اولویت نخست دولت اعلام شد. اصول راهنمایی که به تدوین برنامه انجامید را میتوان چنین چکیده ساخت: ·آزادسازی و تنوعبخشی به عرضۀ آموزش؛·آموزش با کیفیت و همگانی (برابری و عدالت)؛·تلاش همگانی برای عملکرد بهینه (کیفیت)؛·مدیریت شفاف و اثربخش (پاسخگویی)؛·مشارکت اثربخش و هماهنگ؛·تقویت تمرکززدایی و منطقهایسازی توسعه آموزش.راهبردی که برمبنای اصول راهنما تدوین شد نکات اساسی زیر را دربر میگرفت:·مدیریت بهینه منابع مالی و فیزیکی؛·استفاده خردورزانه از آموزشگران؛·بهبود برنامههای آموزشی؛·توسعه آموزش علوم و فنون؛·استفاده از فنّاوریهای نوین؛·بهبود مدیریت نظام آموزشی.در چهارچوب همین برنامه، بر دو محور در زمینه آموزش عالی نیز پافشاری شد؛ دسترسی و کیفیت.مطالعاتی که بهصورت رسمی و غیررسمی بهتازگی انجام شده است، اگرچه نشانگر رشد کمّی نظام آموزشی است، اما مسئله برابری فرصتها و عدالت در دسترسی و کیفیت آموزشی را همچنان از دشواریهای نظام آموزشی قلمداد میکند که نادیده انگاشتن آنها موجب کاهش اثربخشی و کارایی آن شده است.از سال 2001 نیز دولت سنگال اصلاحاتی را در بخش آموزش عالی و در چهارچوب برنامۀ دهساله آموزش و مهارتآموزی آغاز کرده است. هدف اصلی این برنامه اصلاحی که با تشکیل کمیسیون «نقشه دانشگاهی» آغاز شد تمرکززدایی و تنوعبخشی به نهادهای آموزش عالی و تهیه نقشه دانشگاهی برمبنای آمایش سرزمین بود.بهموجب یکی از اسنادی که با عنوان «آموزش عالی در سنگال: توسعههای اخیر و گرایشها» بهتازگی انتشار یافته است، چنین ارزیابی شده است که اگرچه دستیابی به نشانگرهای آموزش عالی در سطح کشورهای توسعهیافته امکانپذیر نیست، اما برای دستیابی به هنجار مورد پذیرش 2% از جامعه، لازم است که دست کم شمار دانشجویان که هماکنون 950 هزار نفر است به 200 هزار نفر برسد. براینمبنا، اساسیترین چالشهای پیش روی نظام آموزش عالی چنین برشمرده شده است:·افزایش دسترسی به آموزش عالی بدون آسیب رسیدن به کیفیت آن؛·افزایش کارایی و اثربخشی آموزش عالی با وارد ساختن الگوی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری؛·افزایش منابع مالی بخش آموزش ازطریق در نظر گرفتن منابع نوین و مشارکت کسانیکه از آن بهره میبرند؛·بهبود مدیریت، پیگیری ارزیابی اصلاحات و برنامههای راهبردی و تدوین چشمانداز بلندمدت و شفاف نظام آموزشی.کتابشناسیجاودانی، حمید. (1383). «نظام آموزش عالی سنگال». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج 2.) .تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.Agence National de la Statistique et de la Démographie. (2009). Situation Economique et Sociale du Sénégal En 2008. Retrieved from: https://datahub. io/dataset/situation-conomique-et-sociale-du-s-n-gal-2008Agence National de la Statistique et de la Démographie. (2010). Situation Economique et Sociale du Sénégal En 2009. Retrieved from: http://www.ansd.sn/ressources/ses/ chapitres/17-Comptes-nationaux_2009.pdf.Banque Mondiale. (2011). Sénégal: Faits et Chiffres. Retrieved from: http://web.worldbank.orgExcelAfrica. (2006). Organisation de l¢ Enseignement Supérieur au Sénégal. Retrieved from: http://fr. excellafrica.comFall, B. (2007). ICT in Education in Senegal. Retrieved from: https://www.infodev.org/infodev-files/resource/Infodev Documents_425.pdf.Foko, B., Ndem, F. and Reuge, N. (2007). l¢ Efficacité Externe de l¢ Education au Sénégal: Une Analyse Economique. Retrieved from: http://unesdoc.unesco.org/images/0021/ 002169/216965f.pdf.Institut de Statistique de l¢ UNESCO. (2010). Education en Sénégal. Paris: Unesco.Journal Officiel de la Republique du Sénégal. (2009). DECRET n° 2009-537 du 5 Juin 2009 Relatif Aux Attributions du Ministre de l’Enseignement Préscolaire, de l’Elémentaire et du Moyen Secondaire. Retrieved from: https://www.ilo.org/dyn/natlex/docs/SERIAL/85263/95397/F660077614/Mane, D. (2009). Le Système Sénégalais à l’Épreuve de la Qualité. Dakar: Le Soleil.Ministère de l'Enseignement supérieur. (2010). Axes Stratégiaues. Dakar: Author.Ministère de l¢ Education. (2003). Programme de Développement de l¢ Education et de la Formation. Dakar: Author.Niang, B. B. (2005). Les Dépenses Publiques d¢ Education Sont-Elles Pro Pauvres? Analyse et Application au Cas du Sénégal. Retrieved from: http://www.saga.cornell.edu/ saga/educconf/niang.pdf.PÔle de Dakar. (2010). Pyramide Educative de Sénégal. Retrieved from: https://poledakar.iiep.unesco.org/enSene, A. (2009). Enseignement Supérieur au Sénégal: la Qualité en Danger. Retrieved from: Senegal.com/pires/ enseignement-supérieurSock, O. (2004). “Politique d¢ Enseignement Supérieur et de Recherche Scientifique au Sénégal: Situation Actuelle et Perspective”. Paper presented at Fifth Annual Global Development Conference, Understanding Reform, New Delhi, January 28.Tamba, M. (2004). “l¢ Enseignement Supérieur Privé au Sénégal”. Le Développement Durable: leçons et Perspectives. Retrieved from: http://www.francophonie-durable.org/documents/colloque-ouaga-a2-tamba.pdf.Unesco. (2011). Annuaire Statistique pour l¢ Afrique 2010. Paris: Author.World Bank. (2011). Senegal Tertiary Education Governance and Financing for Results. Retrieved from: http://documents.worldbank.org/curated/en/293551509474905361/pdf/Disclosable-Version-of-the-ISR-Senegal-Tertiary-Education-Governance-and-Financing-For-Results- P123673-Sequence-No-12.pdf.http://www.finances.gouv.sn/نظام آموزش عالی سنگاپور
Singaporean Higher Education System
پایتخت: سنگاپورنوع حکومت: جمهوری پارلمانیزبان رسمی: ماندارین، مالایایی، تامیل و انگلیسیمساحت: 697 کیلومترمربعجمعیت: 5567301 نفر (2014م)تعداد دانشجویان: 92140 نفر (1999م)تعداد اعضای هیئت علمی: 6689 نفر (1999م)تولید ناخالص ملی: 294 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 9/2% (2013م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 9/19% (2013م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیجمهوری شهر- کشور سنگاپور دربرگیرنده 63 جزیره در 137 کیلومتری شمال خط استوا در جنوبشرقی آسیا، بین مالزی و اندونزی واقع شده است. جزیره اصلی و مهم آن به زبان مالایی پولو یوجونگ نام دارد. مرکز این کشور سنگاپور است. دو راه ارتباطی بین سنگاپور و جوهر به نام جاده جوهر- سنگاپور در شمال و راه ارتباطی تواس در غرب به نام پل سنگاپور- مالزی وجود دارد. بهجز سنگاپور، بزرگترین جزایر در میان جزایر کوچک، جزایر جورنگ، پولو تکونگ، پولو آبین و سنتوزا قرار دارند. مرتفعترین نقاط طبیعی، تپه بوکیت تیماه است. مالزی و اندونزی همسایگان سنگاپور هستند.برطبق آمار بهدست آمده در 2013م، 2/74% از جمعیت آن چینی، 3/13% مالایی، 2/9% هندی، 3/3% از گروههای نژادی دیگر هستند. 4/13% از جمعیت را افراد 14-0 سال، 8/17% را افراد 24-15 سال، 3/50% را افراد 54-25 سال، 10% را افراد 64-55 سال و 1/8% را افراد 65 سال و بالاتر از آن تشکیل میدهد (2014م). نرخ رشد جمعیت در این کشور 92/1% و سن متوسط 8/33 سال است (Central Intelligence Agency, 2014).9/33% بودایی، 3/14% مسلمان، 3/11% تائویست، 1/7% کاتولیک، 2/5% هندو، 11% از دیگر شاخهها مسیحیت، 0/7% از دیگر ادیان، 4/16% بیدین (2010م). ارتقای استانداردهای زندگی، بهداشت و سلامتی، نرخ مرگومیر نوزادان را به 53/2 در هزار کاهش داده است (2014م). نرخ امید به زندگی برای مردان 86/81 سال و برای زنان 70/87 سال است. 5/92% از کل جمعیت سنگاپور باسواد و 9/95% از سنین 15 سال به بالا (2010م) باسواد هستند. در سال 2013 هزینه آموزش 3% تولید ناخالص داخلی و در 2013م هزینه بهداشت 6/4% تولید ناخالص داخلی بود. در 2013م نرخ بیکاری در این کشور 1/2% بود.مردم سنگاپور به زبانهای ماندارین (رسمی)، مالایایی (رسمی و ملی)، تامیل (رسمی) و انگلیسی (رسمی) صحبت میکنند. مالایایی زبان رسمی ملی و انگلیسی زبان تجارت و مدیریت است. ماندارین 3/36%، انگلیسی 8/29%، مالایایی (رسمی) 9/11%، هوکیان 1/8%، تامیلی 4/4%، کانتونی 1/4%، تئوچیو 2/3%، زبانهای هندی دیگر 2/1%، لهجههای چینی دیگر 1/1%، زبانهای دیگر 9/11% (2010م) (Central Intelligence Agency, 2014).سنگاپور آبوهوایی با رطوبت جنگلهای حارهای دارد. در آنجا فصل مشخصی وجود ندارد. درجه حرارت و فشار آن یکنواخت است. بالاترین رطوبت، بارش زیاد و درجه حرارت بین 35-22 از دیگر ویژگیهای آن است. میانگین رطوبت متوسط 79% در صبح و 73% در بعدازظهر است. گرمترین ماهها، ماههای آوریل و می است. از نوامبر تا ژانویه فصل بادهای موسمی مرطوب است. سنگاپور از جولای تا اکتبر در اثر آتشسوزی بوتهزارهای اندونزی که در همسایگی آن قرار دارد اغلب از دود پوشیده است. آبوهوای آن حارهای، گرم، مرطوب، بارانی، دو فصل متمایز بارندگی موسمی- شمالشرقی (دسامبر تا مارس) و جنوبغربی (ژوئن تا سپتامبر)، فصل اینترمانسون اغلب در بعدازظهر و اوایل غروب بادهای تندری دارد. در طول اینترمانسون هوا قابل پیشبینی نیست. در دو هفته اول سپتامبر اغلب هر روز باران میبارد و یکباره باران قطع میشود و جهت باد تغییر میکند و هوا گرموخشک میشود (Central Intelligence Agency, 2014).سنگاپور در 1954-1819م درحکم مستعمره تجاری انگیس بنا نهاده شده و تحت سلطة بریتانیا بود. بهعلاوه یکی از پایگاههای دریایی انگلیس در آسیای شرقی بود و بههمیندلیل بزرگترین حوضچه تعمیرات و باراندازی آن زمان بهشمار میرفت. در 1954م به یک کشور خودگردان تبدیل شد و در 1963م به فدراسیون مالزی پیوست اما دو سال بعد یعنی در 1965م، به استقلال کامل سیاسی رسید. باز شدن کانال سوئز در 1869م موجب رشد تجارت میان اروپا و آسیا شد و کمک کرد تا سنگاپور یکی از پیشرفتهترین اقتصادهای آزاد، موفق، رقابتپذیر و عاری از فساد، با قیمتهای ثابت و خلاق جهان را داشته باشد. لنگرگاه آن، که یکی از شلوغترین لنگرگاههای دنیا است، مرکز مهم و بزرگ ارتباطات تجاری و بینالمللی است. سنگاپور که یکی از مرفهترین کشورهای جهان است، بالاترین تولید ناخالص داخلی را در جهان دارد. اقتصاد آن وابستگی شدیدی به صادرات (بهویژه صادرات تولیدات صنعتی و وسایل الکترونیکی، اطلاعات تولیدات فنّاوری، مصارف دارویی و رشد بخش خدمات مالی) دارد و متکی بر بخش خدمات و صنعت است. رکود جهانی و سقوط قیمتهای بخش فنّاوری، در سالهای 2002-2001، ضربة سختی به اقتصاد این کشور وارد کرد. اما سنگاپور به سرمایهگذاری بزرگ در تولید فنّاوری دارویی و پزشکی تمایل دارد و تلاش میکند خود را بهمنزله قطب مالی و فنّاوری بالای آسیای جنوبشرقی درآورد. در سال 2013 تولید ناخالص داخلی آن 339 بیلیون دلار و رشد آن 1/4% بود. در سال 2013 نرخ رشد تولید صنعتی آن 5/3% و نیروی کار آن 3428000 نفر بود. 1/0% مردم به کشاورزی، 6/19% به صنعت و 3/80% در بخش خدمات مشغول به کار هستند (2011م) (Central Intelligence Agency, 2014).صنعت خدمات الکترونیکی، شیمیایی، تجهیزات حفاری نفت، تصفیه نفت، فراوری و تولید لاستیک، فراوری مواد غذایی و نوشیدنیها، تعمیر کشتی، ساخت سکوی ساحلی، علوم زیستی و شهر بزرگ بندری تجارت بینالملی صادرات، صنعت توریسم و جهانگردی بخش مهمی از اقتصاد این کشور را تشکیل میدهد.در سال 2013 بودجه کشور 4567 بیلیون دلار بود. مردم این کشور از استاندارد نسبتاً بالای زندگی برخوردار هستند، بهگونهای که 2/87% از جمعیت، خانههای شخصی و 1436 در هزار تلفن و موبایل دارند (2011م).حکومت سنگاپور، جمهوری با نظام حکومتی مجلسی است. رئیسجمهور ریاست دولت را برعهده دارد و مرجع حکومت هیئت دولت است که رئیس آن نخستوزیر است. نخستوزیر و دیگر اعضای هیئت دولت را رئیسجمهور از بین اعضای مجلس منصوب میکند.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالینظام آموزشی سنگاپور با داشتن مدارس خوب با مدیران و مدرسان توانمند و تسهیلات در دنیا جزء بهترینها شناخته شده است. کشور قصد دارد نسل بعد سنگاپوریها را برای آینده بسازد. آیندهای با فرصت بینظیر خصوصاً در آسیا، اما بههمراه آن تغییراتی پیش میآید که درحالحاضر نمیتوان پیشبینی کرد. این وظیفه و تکلیف مدارس و مؤسسات آموزش عالی است که به جوانان کشور شانس رشد مهارتها، شخصیت و ارزشها را بدهند تا آنها را قادر سازند که به عملکرد خوب ادامه دهند و پیشرفت را برای سنگاپور در آینده به ارمغان آورند. هدف وزارت آموزش سنگاپور کمک به دانشآموزان در کشف استعدادها، پرورش بهترین استعدادها و از قوه به فعل درآوردن کامل آن استعدادها و رشد و افزایش علاقه و شوق آموختن و یادگیری در طول زندگی است. از 369 مدرسه، 185 ابتدایی، 154 میانی، 140 کالج مرحله اول (مؤسسه متمرکز) و 16 مدرسه در سطوح مختلف است.آموزشوپرورش سنگاپور در سالهای اخیر نظام آموزشیِ انعطافپذیرتر و متنوعی را بنا نهاده است تا برای دانشآموزان با علایق گوناگون و شیوههای مختلف یادگیری، زمینة انتخاب بیشتری را فراهم کند. برای حفظ رشد همهجانبه دانشآموزان در داخل و خارج از کلاس نیز آموزشی فراگیرتر به آنان داده میشود (Ministry of Education, Singapore, 2014b).جدول 1. پیامدهای دورههای آموزشی در سنگاپوردر پایان دوره ابتدایی دانشآموزان باید:در پایان دوره میانی دانشآموزان باید:در پایان دوره آموزش عالی دانشجویان باید:قادر به تشخیص حق از باطل، درست از غلط داشتن شرافت اخلاقیداشتن شجاعت اخلاقی و ایستادگی برای حقشناخت تواناییهای خود و حوزههای آن برای پیشرفتاعتماد به تواناییهای خود و قادر به سازگاری و تغییر خودانعطافپذیر بودن در برابر ناملایماتقادر به همکاری، مشارکت و حمایت از دیگرانقادر به انجام کار گروهی و همدلی کردن با دیگرانقادر به همکاری میان فرهنگی و به لحاظ اجتماعی مسئول بودنکنجکاوی فعال نسبت به اشیاخلاق بودن و داشتن ذهن کنجکاو و جستجوگر مبدع و مبتکر بودناستقلال رأی داشتن و مقصود خود را با صداقت بیان کردنقادر به درک و ارج نهادن به دیدگاههای گوناگون و بیان احساسات به شکل تأثیرگذار قادر به تفکر نقادانه و مستدل بیان کردندل به کار دادن، به کار توجه کردنپذیرفتن مسئولیت برای خودآموزیمصمم بودن در پی برتری و تفوقداشتن عادات معمولی و سالم، و شناخت داشتن به هنرهالذت بردن از فعالیتهای جسمانی و شناخت داشتن به هنرهابهدنبالِ داشتن سبک زندگی سالم و درک هنرشناختیشناخت سنگاپورو عشق به آنایمان داشتن به سنگاپور و شناخت مسائل آن افتخار به سنگاپوری بودن و درک سنگاپور در ارتباط با دنیا
(Ministry of Education, Singapore, 2014)
هدف از این رویکردها در آموزش، پرورش جوانان با مهارتهای گوناگونی است که در آینده به آن نیاز دارند. علاوهبراین، هدف آموزش کمک به هر دانشآموز در یافتن استعدادهایش و رشد آنها و دانشآموخته شدن از مدرسه با اعتماد به تواناییهایش است. آموزش میخواهد آنان را تشویق به دنبال کردن علایقشان کند، و شماری از این استعدادها را در رشتههای علمی، ورزش و هنر ارتقا بخشد. وزارت آموزش میخواهد جوانانی را پرورش دهد که سؤال کنند، به راههای نو بیندیشند، مسائل و مشکلات جدید را حل کنند و فرصتهای جدیدی برای آینده خلق کنند.دولت میخواهد به جوانان در ایجاد ارزشهای منطقی کمک کند تا آنها با داشتن شخصیت محکم، قوی و انعطافپذیر با مشکلات غیرقابل اجتناب زندگی روبهرو شوند و مأیوس نشوند و با علاقه سخت کار کنند و رویاهایشان را جامه عمل بپوشانند. دولت تأمینکنندة اصلی آموزش در دورههای مختلف تحصیلی اعم از ابتدایی، میانی و دانشگاهی است. بخش خصوصی در زمینه آموزش غیررسمی، نقش تکمیلی در برگزاری کلاسهایی در زمینه آموزش بازرگانی/ اداری، رایانه، زبان، هنرهای زیبا ایفا میکند.ساختار نظام آموزشیآموزش پیشدبستانی، کودکان 6-4 سال را پوشش میدهد. این دوره سه سال طول میکشد و شامل سه دورة مهد کودک، کودکستان یک و کودکستان دو است. کودکان هفتهای پنج روز و چهار ساعت را از هشت صبح تا دوازده یا 5-1 بعد از ظهر در کودکستان میگذرانند.سالهای نخست زندگی برای رشد کلنگری کودکان تعیینکننده و سرنوشتساز است. آموزش پیشدبستانی با کیفیت بالا به کودکان فرصت ایجاد اعتمادبهنفس، آموزش مهارتهای اجتماعی و رشد میل به یادگیری را فراهم میکند. این مؤلفهها بنیاد و پایه محکمی برای یادگیری آینده کودکان میسازند.آموزش ابتدایی و میانیدورة ششسالة ابتدایی کودکان 12-6 سال را پوشش میدهد. آموزش ابتدایی از دو مرحلة آموزش پایه و گرایش (جهتگیری) تشکیل شده است. آموزش پایه چهار سال و جهتگیری دو سال است. اهداف کلی آموزش ابتدایی، دادن درک خوبی از زبانها (زبان انگلیسی، زبان مادری)، علوم انسانی، هنرها، ریاضیات و علوم است. آموزش ابتدایی اجباری است. دانشآموزان شهریه پرداخت نمیکنند اما شهریه استاندارد متفرقه (50/6 دلار) و شهریه متفرقه ردیف دوم (50/6 دلار) را باید در هر ماه پرداخت کنند. هدف آموزش دوره ابتدایی ساختن فرد با اعتمادبهنفس، خودآموز، همکار فعال و شهروند علاقهمند، مسئولیتشناس و وطندوست است.علاوهبراین موضوعات درسی دیگر مانند موسیقی، هنر و صنایع دستی، آموزش اخلاق و آداب شهروندی، آموزش بهداشت، مطالعات اجتماعی و تربیتبدنی نیز در برنامة درسی دورة ابتدایی گنجانده شده است. برای شناخت ارزشهای اخلاقی و هویت ملی، اخلاق تدریس میشود. پس از امتحان ورودی برای ثبتنام، دانشآموزان براساس تواناییهایشان سطحبندی میشوند تا بتوان متناسب با توانایی و استعداد آنها مجموعهای از موضوعات درسی پایه و رایج را به آنها آموزش داد. بهعلاوه این کار موجب اطمینان از ورود متوازن به سطوح مختلف آموزشی میشوند؛ همچنین دانشآموزان تشویق میشوند در یکی از فعالیتهای مشترک در برنامه درسی شرکت کنند. در پایان دورة ابتدایی، دانشآموزان در یک آزمون سراسری شرکت میکنند که هدف آن ارزیابی آمادگی آنها برای ورود به دبیرستان و تعیین رشتة هماهنگ با استعدادها و علایق آنها است. براساس نتایج این آزمون، دانشآموزان وارد دورههای مختلف آموزش میانی میشوند (Ministry of Education, Singapore, 2014f).وزارت آموزش بهمنظور دربرگرفتن طیف متنوعتری از پیشرفتها و استعدادهای دانشآموزان، انعطافپذیری بیشتری را در پذیرش دانشآموزان در مدارس مورد تأیید قرار داده است. 80 مدرسة دوره میانی که قبلاً ازطریق نتیجة امتحان پایانی دوره ابتدایی دانشآموز میپذیرفتند، از سال تحصیلی 2011، با برگزاری امتحان ورودی دانشآموز میپذیرند. دانشآموزانی که امتحان پایانی دوره ابتدایی را گذراندهاند مخیرند و اگر بخواهند میتوانند در این امتحان شرکت کنند یا نکنند. اگر در امتحان شرکت کنند باید قبل از آغاز امتحان مزبور از روند کار اطلاع داشته باشند.دوره میانی چهار تا پنج سال طول میکشد. سن ورود به این دوره سیزدهسالگی است. دانشآموزانی که وارد این دوره میشوند متناسب با علاقه و استعدادشان یکی از دو دورة میانی فشرده و عادی را انتخاب میکنند. دوره میانی عادی دارای میانی عادی آکادمیک و میانی عادی فنی است. دانشآموزان مشغول به تحصیل در میانی عادی آکادمیک و عادی فنی پس از چهار سال تحصیل گواهینامه آزمون دوره معمولی آموزش کمبریج- سنگاپور میگیرند. دانشآموزان مشغول به تحصیل در میانی عادی نظری پس از پنج سال تحصیل در این دوره و دانشآموزان مشغول به تحصیل در دورة فشرده پس از پنج سال گواهینامه آزمون دوره عادی آموزش کمبریج- سنگاپور میگیرند.برنامههای آموزشی مراحل مختلف براساس تواناییهای آموزشی و علایق دانشآموزان برنامهریزی شده است. شهریه مدرسه پس از کمک مالی (سوبسید) 5 دلار، شهریه متفرقه استاندارد 10 دلار و شهریه متفرقه ردیف دوم 10 دلار است. شهریه مدرسه خودگردان 18-3 دلار در هر ماه است. مدارس مستقل اشل جداگانهای برای شهریه دارند. از 2010م مقدار شهریه مدرسه برای دانشآموزان محلی 300-200 دلار در ماه است.همه دانشآموزان حداقل در یکی از فعالیتهای مشترک در برنامه درسی دانشآموزان شرکت میکنند، انجام فعالیتهای مشترک در برنامه درسی برای پذیرش در مدارس عالی دوساله، مؤسسة متمرکز، پلیتکنیکها و مؤسسه آموزش فنی در نظر گرفته شده است.دورههای ویژه فرصت مطالعة زبان انگلیسی و زبان مادری را در سطوح عالی برای دانشآموزان فراهم میکنند. در پایان چهار سال تحصیل، دانشآموزان در آزمونهای دوره عادی آموزش کمبریج- سنگاپور شرکت میکنند.آموزش خصوصی در سنگاپوراز 21 دسامبر 2009 مؤسسات خصوصی آموزشی در حوزة دستههایی قرار گرفتند که ملزم به ثبت ازسوی شورای آموزش خصوصی ذیل آموزش خصوصی جدید هستند. دولت تأمینکنندة اصلی آموزش ابتدایی، میانی و سطوح دانشگاهی است. در آموزش غیررسمی، بخش خصوصی نقش مکمل کلاسهای آموزش مستمر/تکمیلی را در علوم تجاری/کسبوکار، رایانه، زبانها، هنرهای زیبا، تدریس و غیره ایفا میکند. مقررات جاری، مدارس خصوصیای را نیاز دارد که دورههای آموزشی تعیینشده ازسوی وزارت آموزش را عرضه کنند.آموزش خاصدانشآموزان ناتوان و معلولی که به سن مدرسه رسیدهاند در مدارسی با آموزش خاص آموزش میبینند. بیست مدرسه در 2010م با آموزش خاص ازسوی 13 سازمان داوطلب تأمین اجتماعی که از وزارت آموزش و شورای ملی خدمات اجتماعی سرمایه دریافت کردهاند اداره میشوند. این مدارس برنامههای گوناگون را طبق توانایی و نیازِ آموزشی دانشآموزانشان عرضه میکنند.هدف این آموزش رشد استعدادهای بالقوه دانشآموزان و کمک به آنها برای اینکه مستقل باشند، روی پای خود بایستند و عضو فعال جامعه باشند. برای همه دانشآموزان یک برنامه آموزشی فردی ترسیم شده است.در کنار آموزش در کلاس، برای این دانشآموزان روانشناس گفتار درمان، کار درمان، فیزیوتراپ و مددکار اجتماعی وجود دارد.رسالت مدارس آموزش خاص، تأمین بهترین آموزش ممکن با امکانات خاص برای توانمند ساختن آنها برای داشتن بهترین عملکرد و به راحتی وارد جامعه شدن آنها است.آموزش پسا میانیآموزش پسا میانی ازسوی سه نوع مؤسسه عرضه میشود: دانشگاهها، پلیتکنیکها و مؤسسة آموزش فنی دانشآموزان 19-17 سال را میپذیرد و این دوره یک تا سه سال طول میکشد. دانشآموزان میتوانند در مدارس عالی دوساله و مؤسسات متمرکز، پلیتکنیکها و مؤسسة آموزش فنی تحصیل کنند.دانشآموزانی میتوانند در مدارس عالی دوساله و مؤسسات متمرکز تحصیل کنندکه هم به لحاظ علمی امکان داشته باشند و هم دارای گواهینامه آزمون دوره عادی آموزش کمبریج- سنگاپور باشند.آموزش پیشدانشگاهی، دانشآموزان را برای آزمون گواهینامه عمومی دوره پیشرفته آموزش کمبریج- سنگاپور در پایان دو سال تحصیل در مدرسة عالی یا سه سال تحصیل در مؤسسة متمرکز آماده میکند.در این دوره به دانشآموزان در سه سطح آموزش داده میشود: Higher 1 (H1)، Higher 2 (H2) وHigher 3 (H3) . H2 که معادل گواهینامه عمومی دوره پیشرفته آموزش کمبریج- سنگاپور است.شهریه مدرسه پس از کمک مالی (یارانه) 6 دلار، شهریه متفرقه استاندارد 50/13 دلار و شهریه متفرقه ردیف دوم 50/13 دلار است. شهریه مدرسه خودگردان 18-3 دلار در هرماه است. مدارس عالی دوسالة مستقل اشل جداگانهای برای شهریه دارند. از سال 2010 مقدار شهریه مدرسه برای دانشآموزان محلی 400-300 دلار در ماه است.وزارت آموزش به دانشآموزان نیازمند سنگاپوری در مدارس عمومی یا نیمه عمومی کمک مالی میکند. وزارت آموزش همچنین به دانشآموزان خانوادههای کمدرآمد و با درآمد متوسط در مدارس مستقل بهاستثنای مدرسة ورزش سنگاپور، مدرسة نورثلایت، مدرسة هنرها و Assumption Pathway School در پرداخت شهریه کمک مالی میکند.آموزش عالیبخش آموزش عالی فراهم ساختن آموزش دانشگاهی و فنی در سنگاپور و ثبت نام در دانشکدههای خصوصی را به عهده دارد. این بخش بر نُه بخش قانونی- پنج پلیتکنیک، مؤسسه آموزش فنی، مرکز علوم سنگاپور، مؤسسه مطالعات آسیای جنوبشرقی، شورای آموزش خصوصی- نظارت دارد. این بخش همچنین بر رشد و توسعه 4 دانشگاه خودگردان (دانشگاه ملی سنگاپور، دانشگاه فنّاوری نانیانگ، دانشگاه مدیریت سنگاپور و دانشگاه فنّاوری و طراحی سنگاپور) نظارت دارد. همچنین نظارت بر توسعه راهبردی دانشگاه، مؤسسه فنّاوری سنگاپور، کالج هنرهای لازال و آکادمی هنرهای زیبای نانیانگ به عهده آن است.مؤسسة آموزش فنیدانشآموزانی که داری مدارک گواهینامه آزمون دوره عادی آموزش کمبریج- سنگاپور یا گواهینامه آزمون دوره معمولی آموزش کمبریج- سنگاپور هستند، میتوانند در این مؤسسه تحصیل کنند. سن ورود به این مؤسسه هفده تا بیستسالگی است. طول مدت تحصیل در این مؤسسه متناسب با تماموقت یا پارهوقت بودن دانشجو فرق میکند. دانشجویانی که مؤسسه آموزش فنی را انتخاب میکنند گواهینامه مهارتهای مؤسسه آموزش فنی، گواهینامه ملی مؤسسه آموزش فنی یا گواهینامه عالی ملی مؤسسه آموزش فنی در مهندسی صنعت، هوافضا، اتوماسیون، برق، دریا و تولید میگیرند. این مؤسسات از یک تا دو سال آموزش فنی یا حرفهای میدهند. دانشآموزانی که خوب تحصیل کنند میتوانند در پلیتکنیکها ادامه تحصیل دهند. داوطلبان با صلاحیت و واجد شرایط نیز میتوانند تا دانشگاه پیشرفت کنند. هدف مؤسسه، تربیت نیروی کار با دانش حرفهای و مهارتهای فنی مورد نیاز بخشهای صنعت است. این مؤسسه قادر به غنی ساختن تجربة آموزشی و افزایش دانش فنی و حرفهای دانشجویان است. سه پردیس مؤسسه آموزش فنی از شرق تا غرب با بیش از 90 دوره NITEC تماموقت و عالی و 25000 دانشجو (2014م) (Ministry of Education, Singapore, 2014b).همه دانشآموزان حداقل در یکی از فعالیتهای مشترک در برنامه درسی شرکت میکنند، انجام فعالیتهای مشترک در برنامه درسی در پذیرش در دانشگاه منظور شده است. از سال 2008 وزارت آموزش به همه دانشآموزانی که تحصیلشان را در دوره میانی و پیشدانشگاهی به پایان میرسانند، گواهینامة فراگیر، بهنام School Graduation Certificate میدهد. این گواهینامه نشاندهندة موفقیتهای علمی و غیرعلمی و ویژگیهای فردی است.مؤسسة فنی سنگاپور در سال 2009 همکاری با دانشگاههای مشهور دنیا را برای عرضة برنامههای مراتب تحصیلی آنها بهمنزله راهی مضاعف برای دانشجویان پلیتکنیک برای بهدست آوردن آموزش دانشگاهی عمومی- یارانهای در سنگاپور آغاز کرده است. شرکای فعلی مؤسسه فنی سنگاپور، مؤسسة کولیناری امریکا، مؤسسة فنّاوری دیجیپن، دانشگاه نیوکاسل، دانشگاه فنی مونیخ و دانشگاه نوادا، لاسوگاس هستند.پلیتکنیکهاپنج پلیتکنیک با بیش از 35 دوره مختلف آموزشی و 70000 دانشجو نیز وجود دارد: پلیتکنیک سنگاپور، پلیتکنیک نگیآن، پلیتکنیک تِماسک، پلیتکنیک نانیانگ و پلیتکنیک جمهوری (Ministry of Education, Singapore, 2014c).هدف پلیتکنیکها با آموزشهای جهتدار تربیت نیروی کار با دانش فنیوحرفهای و دانشجویانی ماهر برای مشارکت در توسعة فنی و اقتصادی سنگاپور است. پلیتکنیکها طیف وسیعی از دروس را با تمرکز روی علایق دانشجویان و توسعة رشتههای گوناگون تحصیلی عرضه میکنند. برنامههای آموزشی با مشورت و رایزنی نزدیک با صنعت و نیازها و مقتضیات بازار طراحی میشوند. این امر تضمین میکند که دانشجویان در جریان تحولات فنّاوریها و پیشرفتهای صنعت انتخابی خود قرار میگیرند و نیرویِ کارِ ماهر با دانش فنیوحرفهای وارد عرصة کار میشود.از سال 2006 پلیتکنیکها این امکان را دارند که تا 5% پذیرفتهشدگان خود را براساس استعداد و قابلیتهای خاص بپذیرند. سن ورود به پلیتکنیکها هفده تا بیستسالگی است. مدت تحصیل متناسب با تماموقت یا پارهوقت بودن دانشجو فرق میکند.تحصیل در پلیتکنیکها بهطور معمول سه سال طول میکشد. دانشآموختگان دارای رتبة خوب میتوانند وارد دانشگاه شوند (Ministry of Education, Singapore, 2014c).جدول 3. دانشآموختگان تماموقت آموزش پسا میانی و عالی برحسب جنسیتمراکز آموزش عالیجنسیت20092010201120122013مؤسسة آموزش فنیکل1099911334111661153011888دختر43114488432644254580پلیتکنیکهاکل2022421445229182399924157دختر959010462111061176411860مؤسسة ملی آموزشکل21792416241522552178دختر14921622162615381447دانشگاههاکل1194712451133251345615634دختر61446214718569978069لازالکل566578499511406دختر351371333316282نافاکل559518583564674دختر389365409390458
(Ministry of Education, Singapore, 2014d)
جدول 4. شمار دانشجویان دانشگاهها، پلیتکنیکها، لازال، نافا و مؤسسه فنی آموزش برحسب جنسیتمراکز آموزش عالیجنسیت20092010201120122013مؤسسة آموزش فنیکل 2484624789252792537026288دختر88448856915890859428پلیتکنیکهاکل7456676989784437900379970دختر3560037028376783775038119مؤسسة ملی آموزشکل28042816257924451838دختر18961886175916241216دانشگاههاکل5357955178563495798959748دخترلازالکل17711754162313531253دختر114311371011854769نافاکل21442269221722252037دختر14601532151015311419
(Ministry of Education, Singapore, 2014c)
جدول 5. پذیرفتهشدگان، ثبتنامشدگان و دانشآموختگان دانشگاهها برحسب رشته (سال 2013)رشتههاپذیرفتهشدگانثبت نامدانشآموختگانکلدخترکلدخترکلدخترکل1726189395974830335156348069حسابداری1185679404222741087688معماری و ساختمان40422218831123401258بازرگانی و امور اداری1780977618834061590897دندانپزشکی54312071244827آموزش3142461282975565402علوم مهندسی4738148416162488443931263هنرهای زیبا و کاربردی5702761715875336164علوم بهداشت54240414091025391296علوم انسانی و اجتماعی3186213210642709525841766فنّاوری اطلاعات99134638241305792250حقوق4032081491736368179ارتباطات جمعی186135702529162100پزشکی3541891469744258124علوم طبیعی، فیزیک و ریاضی223714307853471321271257خدمات317178879527532398
(Ministry of Education, Singapore, 2014c)
جدول 6. پذیرفتهشدگان، ثبتنامشدگان و دانشآموختگان پلیتکنیکها برحسب رشته (سال 2013)رشتههاپذیرفتهشدگانثبت نامدانشآموختگانکلدخترکلدخترکلدخترکل268791294279970381192415711860هنرهای کاربردی20971214593533891746963معماری و ساختمان79644722961310630353بازرگانی و امور اداری62673861181171108754003365آموزش323288880805262250علوم مهندسی7655169123474520570161618علوم بهداشت241018427162541324541853علوم انسانی و اجتماعی75642522901278627369فنّاوری اطلاعات3756143111622452035231509تحصیلات حقوقی1407640521813278علوم ارتباطات و اطلاعات66147318501328638463علم و فنّاوریهای مرتبط1602992476529801469922خدمات4162021174586260117
(Ministry of Education, Singapore, 2014c)
اهداف بخش آموزش عالیهدایت و حمایت از توسعه و تأمین کیفیت آموزش پس از دوره میانی که اهداف ملی اقتصادی و اجتماعی را برآورده میکند.تسهیل توسعه و رشد آموزش غیررسمی در مرکز علوم سنگاپور و مؤسسة مطالعات آسیای جنوبشرقی است که تأمینکنندة کیفیت خدمات برای کسانی است که آموزش خصوصی را عرضه میکنند.بخش آموزش عالی از هفت بخش تشکیل شده است: بخش سیاستگذاریها، برنامهریزی، پژوهش آکادمیک، مدارس خصوصی، مالی، تضمین کیفیت آموزش عالی، منابع انسانی.بخش سیاستگذاریها: اجرای طرحهای پیشنهادی سیاستگذاری در دانشگاهها، پلیتکنیکها، آموزش فنی و آموزش عالی هنر، ارزیابی توصیههای خطمشی و سیاستگذاریها و نظارت بر فعالیتهای دانشگاهها، پلیتکنیکها و مؤسسة آموزش فنی، ایجاد و حفظ ارتباط نزدیک و مؤثر با دفتر نمایندگیهای خارجی دیگر و بخشهای داخلی در دانشگاه، موضوعات آموزشی فنی و عالی هنر، قبول مطالعات/ طرحهای خاص در دانشگاه، پلیتکنیک، آموزش فنی و عالی هنرها.بخش برنامهریزی: نظارت بر روند برنامهریزی ملی نیروی انسانی برای آموزش پسا میانی، اجرا و راهنمایی پژوهش و تنظیم راهبردهای بخش آموزش پسا میانی، جمعآوری و تحلیل دادهها و اطلاعات برای بخش آموزش پسا میانی برای تنظیم خطمشی، تدوین و تنظیم سیاستها برای ادارة بخش آموزش خصوصی.بخش پژوهش آکادمیک: اداره و سرپرستی نهاد پژوهش نظری وزارت آموزش و نهاد پژوهش آموزشی، تنظیم سیاستها و بهکار بردن موضوعات مربوط در پژوهش نظری، تسهیل ایجاد و عملی کردن مراکز پژوهش نمونه.اداره و سرپرستی نهاد پژوهش نظری وزارت آموزش سطح دو و ارزیابی طرحهای پژوهشی، اداره و سرپرستی نهاد پژوهش آکادمیک وزارت آموزش سطح یک و ردیف بورس پژوهشی برای کارآموزی دانشجویان برای پژوهش در دوره تحصیلات تکمیلی.بخش مدارس خصوصی: اجرای قانون آموزشی و قوانین و مقررات آموزشی، تنظیم و اجرای سیاستها و قوانین آموزش خصوصی، ثبت دانشکدههای خصوصی، بازنگری قانون بخش آموزش خصوصی.بخش مالی: تنظیم، بازنگری و اجرای سیاستهای اصلی و چهارچوب مؤسسات آموزش عالی برای بهبود مهارتها، مرکز علوم سنگاپور و مؤسسة مطالعات جنوبشرقی آسیا که ازسوی وزارت آموزش بنیان گذاشته شدهاند. ارزیابی رشد بودجهها و طرحهای مؤسسات آموزش عالی برای بهبود مهارتها، مرکز علوم سنگاپور و مؤسسة مطالعات آسیای جنوبشرقی که ازسوی وزارت آموزش بنیان گذاشته شدهاند. کنترل رشد هزینه و مخارج مؤسسات آموزش عالی برای بهبود مهارتها، مرکز علوم سنگاپور و مؤسسة مطالعات آسیای جنوبشرقی که ازسوی وزارت آموزش بنیان گذاشته شدهاند. ارزیابی بودجة سالانة برنامهریزی برای نیازهای بودجهای، اجرای طرح کمکهزینه، بازنگری سیاستهای کمکهزینه، پیگیری تعهدات کمکهزینة تحصیلی، رسیدگی به درخواستهای مربوط به واگذاری/ تعویق/ نقض تعهدات کمکهزینة تحصیلی، سیاست نظارت بر طرح کمک مالی و بورس تحصیلی. بخش تضمین کیفیت آموزش عالی: نظارت بر تضمین کیفیت در مؤسسات آموزشی پسا میانی که ازسوی وزارت آموزش تأمین مالی میشوند. پژوهش دربارة تضمین کیفیت آموزش عالی در کشورهای دیگر، ادارة PS21 بخش آموزش عالی و مدیریت پورتال.بخش منابع انسانی: بررسی سیاستهای منابع انسانی و مواد قانونگذاری مربوط به هیئتهای قانونی تحت نظارت بخش آموزش عالی، تسهیل انتصاب و تمدید اعضای هیئتهای قانونی، ادارة کارکنان و آموزش بخش آموزش عالی.تأمین منابع مالی آموزش عالی، سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی، در 2013م، 3% بوده است.سهم آموزش از هزینههای دولت، در سالهای 2010-2009 تا 2014-2013، در جدول 9 نشان داده شده است. جدول 9. هزینههای دولتهزینه مراکز آموزش عالی2010-20092011-20102012-20112013-20122014-2013مؤسسة آموزش فنی262509328067346106351658384489پلیتکنیکها9448101124873118098111960351302942مؤسسة ملی آموزش112474123625119266113312104466دانشگاهها20148072305921297381225369712920598کالج دوساله/ مؤسسه متمرکز311770348039336063365825406284
(Ministry of Education, Singapore, 2014)
جدول 10. هزینة دولت برای آموزش در دورههای مختلف آموزشی برحسب دلار سنگاپور2014-20132013-20122012-20112011-20102010-2009مراکز آموزشی22102031946159182098818391901573321ابتدایی25476542314237218116722204301924142میانی406284365825336063348039311770کالج دوساله / مؤسسه متمرکز119412106219961278494395937آموزش خاص
(Ministry of Education, Singapore, 2014)
تحصیلات دانشگاهی: تحصیلات در این بخش در سه سطح زیر عرضه میشوند:·دورة کارشناسی: ورود به این دوره براساس نتایج آزمون گواهینامه عمومی دورة پیشرفته آموزش کمبریج- سنگاپور صورت میگیرد. طول دوره، باتوجهبه رشتة تحصیلی، معمولاً بین سه تا پنج سال است. دورة کارشناسی در رشتههای دندانپزشکی، حقوق، مهندسی، مدیریت ساختمان و مسکن چهار سال و در معماری (علاوهبر یک سال کار عملی) و پزشکی پنج سال طول میکشد.·دورة کارشناسی ارشد: طول دورة آن دو یا سه سال بعد از مدرک کارشناسی است. داوطلبان باید مدرک ممتاز داشته و یک رساله را تدوین کرده باشند. حداقل مدرک مورد نیاز برای ورود به دورة کارشناسی ارشد گذراندن واحدهای درسی و تدوین پایاننامه، مدرک کارشناسی یا معادل آن است. بااینحال، شرایط پذیرش، در رشتههای مختلف، متفاوت است.·دورة دکتری: طول این دوره دستکم، دو سال بعد از گرفتن مدرک کارشناسی ارشد است. داوطلبان دورة دکتری ملزم به تقدیم رساله هستند. دکترای بازرگانی نیازمند گذراندن واحدهای درسی و رسالة پژوهشی است. مدرک دکترای ادبیات، حقوق و علوم براساس آثار منتشرشده داده میشود.دانشگاههای مستقلچهار دانشگاه با بنیان عمومی: دانشگاه ملی سنگاپور، دانشگاه فنّاوری نانیانگ، دانشگاه مدیریت سنگاپور و جدیدترین، دانشگاه فنّاوری و طراحی سنگاپور. شمار ثبتنامکنندگان در دانشگاهها 50000 نفر است (2014م). دانشگاه ملی سنگاپور و دانشگاه فنّاوری نانیانگ در 2010م جزء 1% دانشگاه پژوهشی برتر دنیا اعلام شده است. دانشگاه مدیریت سنگاپور بهدلیل دانشآموختگان کیفی سطح بالا که از اعتمادبهنفس، مهارت و سخنوری برخوردار هستند، شهرت دارد. دانشگاه ملی سنگاپور و دانشگاه فنّاوری نانیانگ تعدادی برنامة نوآورانه شامل توسعة آموزش دوره کارشناسی، عرضة هستة برنامة آموزشی، همکاری با دانشگاههای خارجی و ایجاد مراکز میانرشتهای عرضه کرده است. دانشگاه مدیریت سنگاپور برنامة آموزشی مبتنیبر تجارت را با الگوگیری از دانشکدة وارتونِ دانشگاه پنسیلوانیا عرضه میکند.دانشگاه ملی سنگاپور: این دانشگاه که در 1905م بهعنوان یک کالج کوچک پزشکی بنیان گذاشته شد، و در سال 1980 از ادغام دو دانشگاه عمومی سنگاپور (1962م) و دانشگاه نانیانگ(1956م) به وجود آمد و امروز بزرگترین و معتبرترین دانشگاه کشور است. رتبة این دانشگاه در 2009م در Times Higher Education Supplement-Quacqarelli Symonds (THES-QS) سیامین در جهان و در 2010م سومین در آسیا است.دانشگاه ملی سنگاپور با داشتن 3 پردیس، دانشگاهی نوآور، پژوهشمحور است که بیش از 36000 دانشجو از صد کشور جهان در برنامههای آموزشی فراگیر آن شامل رشتههای علوم انسانی، علوم، مهندسی و پزشکی ثبتنام کردهاند. دانشگاه همچنین در بیش از بیست پژوهشهای پایه در سطح دانشگاه و پژوهشهای وابستة مؤسسات موفق است. شمار دانشجویان ثبتنامشده در سال تحصیلی 2014-2013 در دوره کارشناسی 27391 نفر است که از این شمار 26156 نفر تماموقت و مابقی پارهوقت هستند. در سال 2014-2013 در دوره تحصیلات تکمیلی 10061 نفر ثبتنام کردهاند که از این شمار 4135 نفر در دوره دکتری، 5372 نفر در دوره کارشناسی ارشد و 297 نفر دیپلم هستند (www.nus.edu.sg).دانشگاه دارای 16 دانشکده، 8 کالج برونمرزی، 2 مرکز توسعه آموزش، ارتباط زبانی انگلیسی و یک مؤسسه نظامهای علم است.دانشگاه فنّاوری نانیانگ جزو 50 دانشگاه برتر دنیا و هشتمین در آسیا و دومین دانشگاه نخبگان جوان است. دانشگاه فنّاوری نانیانگ، ریشه در مؤسسة فنّاوری نانیانگ دارد و ازطریق ادغام آن سازمان با مؤسسة ملی آموزش، در سال 1991، به دانشگاه فراگیری تبدیل شد که گزیدهای از دورههای اعطای مدرک را در رشتههای حسابداری، بازرگانی، مطالعات ارتباطات، مهندسی رایانه، مهندسی الکترونیک و برق، مهندسی مکانیک و تولید، مهندسی سازه و ساختمان، هنر، علوم، تعلیموتربیت، و تربیت بدنی عرضه میکند.دانشگاه فنّاوری نانیانگ بزرگترین دانشگاه مهندسی جهان، در مهندسی فنّاوری اطلاعات رتبه هشتم را در جهان دارد. با 366 میلیون دلار سنگاپور بودجه در رشتههای مهندسی، علوم، تجارت، علوم انسانی، هنرها، علوم اجتماعی و مطالعات بینالمللی آموزشی و پزشکی قوی است.دانشگاه فنّاوری نانیانگ، علاوهبر برنامههای کارشناسی، دورههای کارشناسی ارشد و دکتری را نیز در برخی از دانشکدهها برگزار میکند. این دانشگاه یک مرکز نوآوری برای تشویق کارفرمایان سنگاپوری برای بهکارگیری استعدادهای کارکنان و دانشجویان خود ایجاد کرده است.درحالحاضر، حدود 20 شرکت واحدهایی برای طرحهای پژوهش و توسعه راهاندازی کردهاند. این دانشگاه با تعدادی از مؤسسات برونمرزی مانند مؤسسه فنّاوری ماساچوست و کالج سلطنتی لندن همکاری دارد و درجه تحصیلی دوگانه، برنامه مشترک، فرصتهای پژوهشی و تبادل دانشجو دارند. در زمینه آموزش و پژوهش دوره دکتری این دانشگاه دارای تبادلات مشترک بینالمللی با سایر دانشگاههای تراز اول جهان دارد، برای نمونه میتوان به دوره مشترک دکتری و فوق دکتری این دانشگاه با مؤسسه فنّاوری ماساچوست اشاره کرد. مدرسه طب لی کونگ شیان در 2013م با 54 دانشجوی پزشکی با همکاری کالج سلطنتی لندن تأسیس شد. پنج مرکز خودگردان مرکز میراث چین، بررسی زمین سنگاپور، مؤسسه ملی آموزش، مدرسه مطالعات بینالمللی اس. راجاراتمن و مرکز مهندسی علوم حیات زیستی سنگاپور هستند (www.nus.edu.sg).حوزههای اصلی پژوهش در دانشگاه فنّاوری نانیانگ عبارتاند از: میکروالکترونیک، روباتشناسی، ارتباطات ماهوارهای و تلفن همراه، و علوم زیستشناسی. مؤسسة ملی آموزش، که بخشی از این دانشگاه است، علاوهبر عرضة آموزشهای حرفهای برای آموزشگران، برنامههایی را در زمینة تحصیل علوم، آموزش فیزیک، علوم انسانی و هنرهای زیبا عرضه میکند و برای دانشجویان سطح پیشرفته، برنامههای چهارسالهای برگزار میکند که به اعطای مدرک کارشناسی هنر، کارشناسی علوم انسانی و کارشناسی علوم با دیپلم آموزش و کارشناسی هنر با دیپلم آموزش (تربیتبدنی) منتهی میشود. بهعلاوه، برنامههای دوسالهای نیز برای دانشجویان سطح پیشرفته (A) و دارندگان دیپلم پلیتکنیک عرضه میشود که به اعطای مدرک دیپلم آموزش یا دیپلم تربیتبدنی منجر میشود.این دانشگاه 4000 کادر علمی و پژوهشی و 23484 دانشجو که از این شمار 22777 نفر دانشجوی تماموقت و 707 نفر پارهوقت است. بیش از 179800 دانشآموخته در 127 کشور جهان دارد (2013م) (www.nus.edu.sg).مدرسه تجارت نانیانگ یکی از صد مدرسه مطرح دنیا در سنگاپور منحصربهفرد و در آسیا یکی از سه مدرسه مهم در این زمینه است. این دانشگاه 6 کالج با 16 هزار دانشجو و 2 هزار کادر علمی، 5 مؤسسه خودگردان و 13 مؤسسه و مرکز دارد. کالج مهندسی آن بهدلیل پژوهشهای خود در میان دانشگاههای جهان مشهور است (2013م) (www.nus.edu.sg).مؤسسة ملی آموزش برای دانشآموختگان دانشگاهها نیز یک برنامة یکسالة دیپلم تحصیلات تکمیلی در زمینة آموزش برای تربیت آموزشگران ابتدایی یا میانی عرضه میکند. دانشآموختگان این دوره برای تدریس در مدارس ابتدایی یا میانی تربیت میشوند. آنها میتوانند در برنامة دوسالة دیپلم تحصیلات تکمیلی آموزش (تربیتبدنی) شرکت کنند و در آموزش تربیتبدنی متخصص شوند.مؤسسات تازه تأسیسشده با بنیان عمومی: دانشگاه فنّاوری و طراحی سنگاپور جدیدترین ضمیمه به دورنمای دانشگاه است که ازسوی نخستوزیر لی هسین لونگ در پیام روز ملی سال 2008 اعلام شده است.دانشگاه فنّاوری و طراحی سنگاپور که با همکاری مؤسسة فنی ماساچوست و دانشگاه ژیجیانگ بنا نهاده شده است، پیشگامان و نوآوران جامعه را به لحاظ فنی تربیت میکند.مؤسسة فنّاوری سنگاپور که در 2009م با همکاری پلیتکنیکها و دانشگاههای مشهور خارجی مؤسسة فنی ماساچوست در امریکا و ژیجیانگ در چین بهمنزله همکاران کلیدی و اصلی تأسیس شد و اولین گروه دانشجویان را در 2012م پذیرفت و آموزش دانشگاهی را با تمرکز روی صنعت عرضه میکند.دانشگاهها همکاری نزدیکی با دانشگاههای تراز اول سراسر دنیا دارند برای اینکه بتواند فرصتهای بیشتری برای دانشجویان و دانشکده در زمینة آموزش و پژوهش فراهم کنند و به آنها تجربیات متنوع آموزشی بدهند و اوج برتری را نشان دهند.دانشگاههای فراگیر خصوصی: با اتخاذ رویکردی انعطافپذیر آموزش دانشگاهی را به کارآموزان حرفهای و جوان عرضه میکنند تا کارآموزان بتوانند میان حرفه، خانواده و تحصیلاتشان توازن و تعادلی برقرار کنند.دانشگاههای خصوصی/ مؤسسات تخصصی: دانشکدة بازرگانی دانشگاه شیکاگو بوث، مؤسسة فنّاوری دیجیپن، مؤسسة آلمانی علوم و فنّاوری- دانشگاه فنی مونیخ آسیا که از دانشگاه فنی مونیخ کمک مالی دریافت میکند، مرکز مدیریت اس. پی. جین، دانشکدة هنرهای زیبای تیش.آکادمی هنرهای زیبای نانیانگ و کالج هنرهای لازال: دارای دو مدرسه تخصصی هنر، بیش از 50 دوره تخصصی و درجه تحصیلی و بیش از چهار هزار دانشجو است.برنامة دانشگاه آزاد (باز): علاوهبر موارد بالا، وزارت آموزش مؤسسة مدیریت سنگاپور را (بهعلت تجربه داشتن در سازماندهی برنامههای آموزش حرفهای پارهوقت برای بزرگسالان شاغل) برای راهاندازی برنامههای دانشگاه آزاد برگزیده است. این برنامه با همکاری دانشگاه آزاد انگلستان راهاندازی شده است.نظامهای یادگیری باز برای برآورده کردن نیازهای فردی و برداشتن موانع زمان و مکان برای شرکت در کلاسهای حضوری طراحی شدهاند و از نظام آموزشی چندرسانهای استفاده میکنند. واحدهای تحصیلی خودآموز، نوارهای دیداری و شنیداری، کلاسهای مرور مطالب و آزمون پایان سال، برخی از مؤلفههای اصلی این نوع آموزش هستند.تقریباً همة منابع مالی این دانشگاهها را دولت تأمین میکند. کلیة برنامههای آموزش عالی (دانشگاهی و غیردانشگاهی) مؤسسات عمومی و غیرعمومی را بخش آموزش عالی وزارت آموزش باید تصویب کند (Ministry of Education, Singapore, 2014b).برنامهها و اصلاحات پیشرودانش و مهارتها باید ازسوی ارزشها پیریزی شده باشند. ارزشها شخصیت و خصوصیات فرد را تعیین میکنند. ارزشها باورها، رفتار و اعمال فرد و بنابراین شکل هسته چهارچوب توانمندیهای سده بیستم میلادی را تشکیل میدهند.حلقه میانی توانمندیهای اجتماعی و احساسی- مهارتهای لازم برای کودکان را برای شناخت و مدیریت احساسات آنها، رشد توجه و نگرانی برای دیگران، گرفتن تصمیمهای مسئولانه، ایجاد روابط مثبت بلکه کنترل مؤثر موقعیتهای چالشبرانگیز را نشان میدهد.حلقه بیرونی چهارچوب پدیدار شدن توانمندیهای لازم سده بیستویکم میلادی برای جهانیشدن دنیایی که در آن زندگی میکنیم نشان میدهد:سواد شهروندی، آگاهی همهجانبه و مهارتهای میان فرهنگی، تفکر نقادانه و خلاق، مهارتهای ارتباط، همکاری و مهارتهای اطلاعات.این قابلیتها جوانان سنگاپور را قادر به استفاده و بهره بردن از فرصتهای غنی و سرشار از قرن دیجیتالی خواهد ساخت؛ درحالیکه ضربان قلب سنگاپور قوی را حفظ میکنند.رشد و توسعه قابلیتهای سده بیستم میلادی دانشآموزان سنگاپور را کمک خواهد کرد تا نتایج مطلوب آموزش را تجسم بخشند.فردی که در نظام آموزشی سنگاپور تحصیل کرده احساس خوبی از خودآگاهی، درک کامل اخلاقی و دانش و مهارتهای لازم برای درگیر شدن با چالشهای آینده را دارد. او مسئول خانواده، جامعه و ملت خود است. او زیبایی دنیای پیرامون خود را قدر میداند، فکر و جسم سالم و شور زندگی دارد.فرد با اعتمادبهنفس که درک قوی از درست و نادرست دارد سازگار و نرمشپذیر است، خود را میشناسد، در قضاوت بصیر و نکتهسنج است، مستقل و نقادانه میاندیشد و به شکل مؤثر ارتباط برقرار میکند:یادگیرنده خود- هدایتگری که سؤال میکند، میاندیشد، پشتکار دارد و مسئولیت آموزش خود را بر دوش میگیرد. همکار کوشایی که به انجام کار گروهی بهطور مؤثر میپردازد، نوآور است و ابتکار عمل دارد، خطرپذیر است و برای برتری تلاش میکند.شهروند علاقهمندی که ریشه در سنگاپور دارد، احساس قوی مسئولیت شهروندی در برابر سنگاپور و دنیا دارد و نقش کوشایی در بهتر شدن زندگیهای دیگران پیرامون خود دارد (Ministry of Education, Singapore, 2014).کتابشناسی Central Intelligence Agency. (2010). “Singapore”. The World Factbook. Retrieved from: www.cia.gov/library/ bublication /the world-Faetbook/geos/fr.htm
Central Intelligence Agency. (2014). “Singapore”. The World Factbook. Retrieved from: www.cia.gov/library/ bublication /the world-Faetbook/geos/fr.htm
International Association of Universities. (2005). Singapore Education System. Retrieved from: https://iau-aiu.net/
International Bureau of Education. (2007). “Singapore”. World Data on Education (4th edition). Geneva:Unesco.
Ministry of Education, Singapore. (2008). Education in Singapore. Retrieved from: https://siteresources.worldbank .org/EDUCATION/Resources/278200-1121703274255/ 1439264-1242337549970/Education_System_in_ Singapore.pdf.
Ministry of Education, Singapore. (2014a). Education System. Retrieved from: https://www.moe.gov.sg/education/ education-system
Ministry of Education, Singapore. (2014b). General Information Concerning the Education System in Singapore. Retrieved from: https://www.moe.gov.sg/ education
Ministry of Education, Singapore. (2014c). Higher Education Division. Retrieved from: http://www.moe.edu.sg./about/ org-structure/hed/
Ministry of Education, Singapore. (2014d). Post-Secondary. Retrieved from: https://www.moe.gov.sg/education/post-secondary
Ministry of Education, Singapore. (2014e). Pre-University. Retrieved from: https://www.moe.gov.sg/education/pre-university
Ministry of Education, Singapore. (2014f). Primary. Retrieved from: https://beta.moe.gov.sg/primary/
Ministry of Education, Singapore. (2014g). Secondary. Retrieved from: https://beta.moe.gov.sg/secondary/
Singapore Department of Statistics. (2014). Singapore in Figures, 2014. Retrieved from: http://www.singstat.gov.sg/ docs/default-source/default-document-library/publications /publications_and_papers/reference/ sif2014.pdf.
http://www.nus.edu.sg/
http://www.singstat.gov/pubn/ssn/ssnmar 2011.pdf.
https://www.singstat.gov.sg/find-data/search-by-theme?theme=population&type=publicationsزینب مشتاقینظام آموزش عالی سنگال
Senegalese Higher Education System
پایتخت: داکارنوع حکومت: جمهوری چندحزبیزبان رسمی: فرانسویمساحت: 196712 کیلومترمربعجمعیت: 12171265 نفر (2009م)تعداد دانشجویان: 91359 نفر (2009م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 1600نفر (2009م)تولید ناخالص ملی: 99/13 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 1/7% (2015م) هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 8/23% (2015م) ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیسنگال، از کشورهای افریقای غربی، در جلگهای رسوبی در کنار اقیانوس اطلس واقع شده که از رسوبات شط سنگال ایجاد شده است. آبوهوای این کشور حارهّای است. قسمت شمالی پوشیده از استپ و مرطوبتر است. این آبوهوا موجب ایجاد جنگل در این بخش شده است.مردم سنگال از حدود بیست قبیله مختلف تشکیل شدهاند که مهمترین آنها اولوفها هستند (43%) که در درة سنگال، در مجاورت ساحل، سکنی دارند. پولارها و سررسها از دیگر قبایل اصلی این کشور بهشمار میآیند که بهترتیب 24% و 15% جمعیت کشور را تشکیل میدهند. کشاورزی بخش اساسی اقتصاد این کشور را تشکیل میدهد. بادامزمینی، ذرت و برنج از محصولات عمدة آن است. درعینحال، بهعلت عقبماندگی در نحوة کشاورزی، محصولات این کشور بسیار کم است. ماهیگیری نیز منبع درآمد خوبی برای آن بهشمار میآید.علاوهبر بهرهبرداری از معادن فسفات، فعالیتهای صنعتی نظیر روغنکشی، کنسروسازی و کارخانههای پارچهبافی بیشتر در منطقة دماغة سبز، در حوالی داکار، پایتخت این کشور، انجام میشود تا بهجهت نزدیکی به دریا، از مزایای تجارت خارجی نیز بهرهمند شود. سنگال، همانند سایر کشورهای فرانسویزبان افریقایی، همچنان از پشتیبانی اقتصادی فرانسه بهرهمند و بههمینعلت فرانک سیفا پول رایج این کشور است.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیبهموجب قانون مصّوب شانزدهم فوریة 1991م اصول و اهداف آموزش سنگال بهشرح زیر تعیین شده است:·مهیا ساختن شرایط توسعة همهجانبه ازطریق آموزش مردان و زنانی که قادر هستند بهنحو مؤثر در ساختن کشور مشارکت و همچنین در حل مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سنگال در مسیر توسعه فعالیت کنند.·ارتقای وضعیت ارزشهایی نظیر آزادی، مردمسالاری، کثرتگرایی، مفاهیم اخلاقی و مدنی، رعایت حقوق بشر و قوانین و مقررات زندگی اجتماعی.·بالا بردن سطح فرهنگ مردم ازطریق ایجاد زمینههای دستیابی به دانش لازم برای ورود متوازن به عرصة جامعه و مشارکت فعال در زندگی و ایجاد زمینههای تفکر بهگونهای که قوة تشخیص و مشارکت در پیشرفتهای علمی در آنان تقویت شود.آموزش ملی باید ظرفیت تغییر محیط و جامعه را در افراد ایجاد و آنها را در توسعة نیروی بالقوة خویش یاری کند. مسئولیت تضمین آموزش، ازطریق ایجاد نظام آموزش، برعهدة حکومت است. این نظام غیردینی (لائیک)، مردمسالار، سنگالی و افریقایی است. آموزش ملی مستمر و درخدمت مردم سنگال است.بنابر سوگیریهای نهمین برنامة توسعة اقتصادی و اجتماعی سنگال، آموزش پایهای از اولویت بیشتری برخوردار است. با وجود این، از آموزش فنیوحرفهای نیز برای پاسخگویی به تقاضای بازار کار حمایت خاص خواهد شد. این برنامه اهداف زیر را دنبال میکند:·آموزش مردمسالاری در مرحلة پیشدبستانی ازطریق گسترش شبکة مدارس پیشدبستانی در مناطق نیمهشهری و روستایی؛·گسترش زمینة دستیابی به آموزش پایه برای رسیدن به استانداردهای جهانی؛·بهبود کیفیت آموزش میانی و همچنین ظرفیت مدیریت مؤسسهها، ازطریق ایجاد تجهیزات علمی و وسایل آموزشی مناسب؛·بهبود بازدهی ساختار آموزش فنیوحرفهای ازطریق توسعة یادگیری و ایجاد رشتههای نوین، با مشارکت بخش خصوصی؛·تطبیق آموزش عالی با نیازهای بازار کار ازطریق تقویت پژوهشهای علمی و فنی؛·افزایش درصد سوادآموزی با استفاده از آموزشهای غیررسمی و تقویت زبانهای ملی.در سندی که با عنوان «شرایط اقتصادی و اجتماعی سنگال» در 2009م انتشار یافته است، آموزش نهتنها حقی برای همه کودکان، بلکه همچنین شرطی بنیادی برای رشد اقتصادی از رهگذر تأمین منابع انسانی کارآمد برای پاسخگویی به نیازهای توسعه توصیف شده است. ازاینرو تصمیمگیران با آگاهی از اینکه دستیابی به رفاه فردی و توسعه اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی جز ازطریق توسعه آموزش امکانپذیر نیست، اولویت و اراده خود را بر توسعه آن و همچنین برطرف ساختن نابرابریهایی در این زمینه قرار دادهاند. تا جایی که حدود 40% از بودجه عملیاتی دولت را در سالهای گذشته به بخش آموزش اختصاص دادهاند.ساختار نظام آموزشیقانون اساسی سنگال، دولت را مسئول سیاستهای تبیین شده نظام آموزشی و اجرای آنها قلمداد میکند که دارای دو بخش رسمی و غیررسمی است.·آموزش رسمی: دربرگیرندۀ دورهها و گونههای گوناگون آموزشی است: آموزش پیشدبستانی، آموزش پایه، آموزش میانی و متوسطه، آموزش فنیوحرفهای و آموزش عالی. آموزشهای رسمی ازسوی بخش عمومی و خصوصی عرضه میشوند. گرچه شمار تأمینکنندگان آموزشهای بخش خصوصی از 1990م همچنان رو به افزایش است، اما همچنان حدود 75% آموزشها ازسوی بخش عمومی عرضه میشود. ازجمله اینکه بخش عمومی تلاش دارد تا نابرابریهای موجود در دسترسی به آموزش در دورههای گوناگون را کاهش دهد و همچنین برای ایجاد فرصتهای برابر بر آموزشهای ویژه نیز پافشاری دارد.·آموزش پیشدبستانی: که برای کودکان 6-3 سال در نظر گرفته میشود، ازجمله اولویتهای آموزشی در سنگال و برمبنای رویکردی به اجرا درمیآید که آموزش، بهداشت و تغذیه را در هم میآمیزد.·آموزش پایه: کودکان 12-7 سال را پوشش میدهد. اهداف این دوره آموزشی عبارتاند از: خواندن، نوشتن، حساب کردن، شناخت محیط و آشنایی با ابزار و مهارتهای ضروری برای بهزیستن و همچنین آمادهسازی آنها برای دورههای آموزشی بالاتر. آموزش زبان عربی نیز اختیاری است. در پایان این دوره به دانشآموختگان گواهینامه پایان آموزش پایه داده میشود.·آموزش میانی: چهار سال است و در کالجهای آموزش میانی عرضه میشود. بهدلیل پایین بودن نرخ خروجیهای این دوره آموزشی، قرار است اصلاحاتی در برنامههای درسی انجام شود.·آموزش متوسطه عمومی: سه سال است. در این دوره دو سری از دروس تدریس میشوند. سری ادبیات که برمبنای زبان خارجی با دو گزینه عرضه میشود. سری علمی نیز با دو گزینه علوم اقتصادی و تجربی و یا ریاضی عرضه میشود. به دانشآموختگان این دوره دیپلم متوسطه داده میشود.·آموزش فنی و مهارتآموزی حرفهای: این دوره آموزشی در دبیرستانهای فنی و مدارس مهارتآموزی حرفهای عرضه میشود.·آموزش عالی: در دانشگاهها و دیگر نهادهای آموزش عالی عرضه میشود. درحالحاضر 5 دانشگاه و 3 نهاد آموزش عالی، به عرضه آموزش عالی در سنگال میپردازند. دانشگاه شیخ آنتادیوپ مهمترین نهاد آموزش عالی کشور بهشمار میرود که از 1959م به فعالیت مشغول است. این دانشگاه بهدلیل برخورداری از شماری دانشکده و مدرسه عالی بیشترین جمعیت دانشجویی و اعضای علمی کشور را به خود جذب کرده است. نخستین شرط دستیابی به آموزش عالی دارا بودن دیپلم متوسطه است. افزونبرآن ثبتنام در برخی از نهادهای آموزش عالی نیازمند با موفقیت گذراندن آزمونهای ورودی آنها است. فعالیت نهادهای آموزش عالی خصوصی نیز از دهه 1990، قانونی اعلام شد و شمار این نهادها با گسترش همراه بوده است. تا سال 2004، 48 نهاد آموزش عالی خصوصی ایجاد شده بود. اما بهرغم افزایش این نهادها، تنها موفق به جذب سیزده هزار دانشجو شدهاند که میتواند از ناکامیابی بخش خصوصی در این قلمرو حکایت کند، اگرچه برخی کارشناسان آن را موفقیتآمیز توصیف میکنند. جدول 1 سیمای ساختار آموزش سنگال را به تصویر میکشد.·آموزش غیررسمی: اینگونه از دورههای آموزشی افراد بالای 15 سال را پوشش میدهد. این دورهها که دربرگیرنده آموزش زبان ملی و سوادآموزی است با کمک شماری از سازمانهای غیرعمومی و نهادهای توسعه داخلی و خارجی برگزار میشود.·مدارس پایهای اجتماعات: این دوره آموزش کودکان نُه تا چهاردهسالهای را پوشش میدهد که به آموزش دسترسی نداشته و یا خیلی زود آن را رها کردهاند. دوره آموزشی این مدارس چهار سال است و آموزشهای پایهای به آنها آموزش داده میشود.·مدارس نوع سوم: از دیگر نهادهای غیررسمی آموزشی بهشمار میآید که به آنها مدارس خیابانی نیز گفته میشود. این مدارس ازسوی نهادهای غیررسمی ایجاد میشود و آموزش در آنها از هنجارها و استانداردهای خاصی پیروی نمیکند.· آموزش زبان عربی: زبان عربی بهصورت گسترده در بخش غیررسمی استفاده و آموزش داده میشود. افزونبرآن زبان عربی، بهدلیل گرایشهای دینی در برخی نهادهای پیشدبستانی، ابتدایی و میانی و همچنین در دبیرستانها و نهادهای آموزش عالی بهصورت اختیاری آموزش داده میشود. مدارس قرآنی و مراکز سوادآموزی نیز از زبان عربی استفاده میکنند.·ساختارهای آموزشی کیفی جوانان و بزرگسالان: برای پاسخگویی به نیازهای آموزشی و مهارتی جوانان ایجاد شده است. هدف از ایجاد این نهادهای آموزشی آشناسازی فراگیران با دانش و مهارتهای زندگی است. ازجمله مأموریتهای اصلی این نهادهای آموزشی مشارکت در فرایند فقرزدایی و نابرابریهای آموزشی است. نرخ دستیابی به دورههای آموزشی، بهویژه دورههای بالاتر آموزشی در سنگال بسیار پایین است. نگاره 1 این وضعیت را به تصویر میکشد.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیدادههای آماری اندکی درباره نظام آموزش عالی این کشور در دسترس است و دادههای موجود نیز به شمار دانشجویان محدود میشود. همزمان، در مجموع میتوان فرایند افزایش دانشجویان را در سالهای گذشته پایش کرد. برای مثال شمار دانشجویان در بازه زمانی 2008-2006م با نرخ رشد 9/20 همراه بوده است. نرخ افزایش جدول 2 آخرین دادههای آماری قابل دسترس در این قلمرو را نشان میدهد که نشانگر نرخ رشد بالاتر بخش خصوصی است.جدول 2. سیر تحول جمعیت دانشجویی برمبنای بخش آموزشی (2006-2008م)سال تحصیلیبخش آموزش200620072008شمار دانشجویان بخش عمومی534345756968041شمار دانشجویان بخش خصوصی91052070523318جمع625397827491359
(Agence Nationale de la Statistique et de la Demographie, 2009)
سهم دختران در دستیابی به آموزش عالی، بهویژه در بخش عمومی آهنگ رشد پایینی دارد؛ اما در بخش خصوصی، ضرباهنگ رشد دسترسی دختران بیشتر بوده است. جدول 3 وضعیت دسترسی به آموزش برمبنای جنسیت را نمایش میدهد.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالینظام آموزشی سنگال که در گذشته از مداخلات یک وزارتخانه برخوردار بود هماکنون ازسوی دو وزارت آموزش پیشدبستانی، پایه، متوسطه و زبانهای ملی و وزارت آموزش عالی، دانشگاهها، مراکز دانشگاهی منطقهای و پژوهش علمی اداره میشود. بهموجب حکمی که در 2009م صادر شده است، وزارت آموزش پیشدبستانی، پایه، متوسطه و زبانهای محلی مسئولیت تهیه و اجرای سیاستهای تبیین شده ازسوی رئیسجمهور را در زمینه آموزش و مهارتآموزی کودکان و نوجوانان برعهده دارد. دیگر کارویژههای وزارت یادشده چنین برشمرده شده است:·فعالیت در قلمرو نظام آموزشی افریقایی و مدیریت آموزش عمومی ابتدایی، میانی و متوسطه عمومی؛·تهیه و اجرای سیاست درباره آموزش ابتدایی خصوصی، میانی و متوسطه عمومی؛·نظارت بر توسعه سیاست آموزشی درباره کودکان خردسال؛·نظارت بر توسعه مدارس غیررسمی (درسی) و پیوند آن با نظام آموزشی؛·اقدامات مناسب برای تشویق خواندن و نوشتن.باتوجهبه اینکه وزارت آموزش عالی، دانشگاهها، مراکز دانشگاهی منطقهای و پژوهش علمی بهتازگی گشایش یافته است. اسنادی که بیانگر مسئولیتها، وظایف و عملکرد آن باشد در دسترس نیست. همزمان بهموجب طرحی که با نام «حکمرانی و منابع مالی آموزش عالی سنگال» در ماه مارس 2011 ازسوی دولت انتشار یافته است و مسئولیت پیادهسازی آن بردوش وزارت آموزش عالی گذارده شده است، در بخشی از این طرح با عنوان «حکمرانی و مدیریت»، به کاستی موجود اشاره شده است که عبارتاند از:·کنترل اندک وزارت آموزش عالی بر نهادهای آموزش عالی و ضعف در ایجاد هماهنگی؛·مدیریت ضعف مالی و ضعف پاسخگویی نظامها.هدف از اجرای این طرح که میتواند به اهداف و وظایف وزارت آموزش عالی جهت دهد اصلاح سیاستهای زیر است:· بهبود ظرفیت دولت در تنوعبخشی و بهبود سازوکارهای مالی نهادهای آموزش عالی بهمثابه ابزاری برای ایجاد انگیزه و ارتقا فرهنگ کیفیت در نهادهای آموزش عالی؛·بهبود کارایی و اثربخشی در استفاده از سرمایهگذاری دولت و بودجه جاری؛·تقویت مدیریت و اثربخشی بخش آموزش عالی با تنظیم نقشها، مأموریتها و مسئولیتهای نهادهای حکمرانی گوناگون برمبنای اهداف راهبردی نوین.مطالعه محتوای سند، اگرچه اهداف پیشروانهای را ترسیم میکند، بیانگر افزایش تمرکزگرایی و مداخلههای دولت در نهادهای آموزش عالی و کاهش نقشآفرینی نهادهای دروندانشگاهی ازجمله شورای رؤسای دانشگاهها است که میتواند در واقع به کاهش اثربخشی و کارایی آنها بیانجامد.بههرحال، ساختار تشکیلاتی وزارت آموزش عالی دربرگیرندۀ چهار دفتر و مرکز ملی اسناد علمی و فنی در حوزه وزیر و شش مدیریت است.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی سنگال در فرایند مبارزه برای فقرزدایی، چهارچوب هزینههای بخش عمومی خود را بهگونهای استوار ساخته است که بتواند از این منابع برای کاهش فقر بهره گیرد. این گزینه بودجهبندی براینمبنا توجیه میشود که تأمین هزینههای عمومی (آموزش، بهداشت و زیرساختهای اجتماعی) اصلیترین ابزار برای پیادهسازی سیاست باز توزیع و کاهش نابرابریها بهشمار میرود. همهنگام باید در نظر داشت که سرمایهگذاری در آموزش، زمانی به فقرزدایی یا کاهش آن میانجامد که فرصتهای برابری برای دسترسی بدان وجود داشته باشد. ازاینرو سنگال نخستین کشور افریقایی است که حدود 32% از بودجه جاری دولت و یا حدود 2/5% از تولید ناخالص داخلی خود را به بخش آموزش اختصاص میدهد. جدول 4، سیر تحول منابع عمومی بخش آموزش در دو دهۀ گذشته را به تصویر میکشد. این تحولات اگرچه با افتوخیز زیادی همراه بوده است، اما در حال کنونی درصد بالایی از تولید ناخالص داخلی و بودجه جاری را دربر میگیرد که همسو با سیاست فقرزدایی با رویکردی خردورزانه است.برمبنای اسناد انتشار یافته، اختصاص منابع مالی به آموزش عالی ارتباط چندانی با عملکرد نهادهای آموزش عالی ندارد و بیشتر برمبنای گفتوگو و چانهزنی انجام میشود؛ که میتواند توجیهی برای افتوخیزهای آن در سیر تحولات بودجهای بهشمار آید. هزینههای دولت در آموزش عالی بیشتر یارانههای دانشجویی را پوشش میدهد که در واقع هزینههای آموزش و اجرایی دانشگاههای عمومی را دربر میگیرد. بهگونهای که در 2008-2005م بورسها و خدمات دانشجویی 62% از بودجه جاری عمومی این بخش را تشکیل میداد. در سالهای اخیر هزینههای آموزش عالی همواره بیش از منابع اختصاص یافته بوده است، که با افزایش بودجه این بخش تلاش شده است از کسری بودجه کاسته شود. در طی سالهای 2008-2005م دانشگاهها نیز با دریافت حق ثبتنام، تلاش کردهاند به درآمدهای آموزش عالی بیافزایند.چگونگی اختصاص منابع در دورههای گوناگون آموزش در جدول 5 نمایش داده شده است.جدول 5. منابع مالی بخش آموزش در دورههای آموزشی (2008م)هزینه کلی عمومی برای آموزشبه تولید ناخالص داخلی1/5به هزینههای کلی دولت0/19نسبت به هزینههای عمومی برمبنای دورههای آموزشی (2009م)پیشدبستانی0ابتدایی45متوسطه 27عالی27
(Institut de Statistique de l¢ Unesco, 2010)
بودجه 27 درصدی آموزش عالی نسبت به هزینههای عمومی نشانگر سوگیری سیاستهای آموزشی به سود این بخش است. اما بهرغم آن، گزارشهای رسمی از نیاز به متوازنسازی منابع مالی آموزش عالی حکایت میکنند. چرا که دسترسی دانشجویان به منابع عمومی آموزش با نابرابری همراه است که میتواند به افزایش نابرابریها در جامعه بیانجامد.برنامهها و اصلاحات پیشروبهرغم اختصاص منابع مالی چشمگیر به بخش آموزش و تدوین اسناد توسعهای گوناگون، بهنظر میرسد نظام آموزشی سنگال همچنان با دشواریهای زیادی چه ازنظر دسترسی و چه ازنظر کیفیت مواجه است. این دشواریها که همچنان پابرجا به نظر میرسند موجب شکلگیری تلاشهایی از 1998م شده است. آسیبشناسیهای انجام شده در 1998م بیانگر مجموعهای از مشکلات در ارتباط با دسترسی و کیفیت آموزش، ساختار نظام آموزشی، تجهیزات و پایدار نگهداشتن زیرساختها بود. برایناساس «برنامه توسعه آموزش و مهارتآموزی» با تکیه بر سه محور در سال 2003 بهمنزله برنامه دهساله تدوین شد:·گسترش دسترسی به آموزش و مهارتآموزی؛·بهبود کیفیت و اثربخشی نظام آموزشی در همه دورهها؛·زمینهسازی برای هماهنگسازی اثربخش سیاستها، طرحها و برنامههای آموزشی و خردورزسازی تأمین و استفاده از منابع.براساس این برنامه، آموزش ابتدایی اولویت نخست دولت اعلام شد. اصول راهنمایی که به تدوین برنامه انجامید را میتوان چنین چکیده ساخت: ·آزادسازی و تنوعبخشی به عرضۀ آموزش؛·آموزش با کیفیت و همگانی (برابری و عدالت)؛·تلاش همگانی برای عملکرد بهینه (کیفیت)؛·مدیریت شفاف و اثربخش (پاسخگویی)؛·مشارکت اثربخش و هماهنگ؛·تقویت تمرکززدایی و منطقهایسازی توسعه آموزش.راهبردی که برمبنای اصول راهنما تدوین شد نکات اساسی زیر را دربر میگرفت:·مدیریت بهینه منابع مالی و فیزیکی؛·استفاده خردورزانه از آموزشگران؛·بهبود برنامههای آموزشی؛·توسعه آموزش علوم و فنون؛·استفاده از فنّاوریهای نوین؛·بهبود مدیریت نظام آموزشی.در چهارچوب همین برنامه، بر دو محور در زمینه آموزش عالی نیز پافشاری شد؛ دسترسی و کیفیت.مطالعاتی که بهصورت رسمی و غیررسمی بهتازگی انجام شده است، اگرچه نشانگر رشد کمّی نظام آموزشی است، اما مسئله برابری فرصتها و عدالت در دسترسی و کیفیت آموزشی را همچنان از دشواریهای نظام آموزشی قلمداد میکند که نادیده انگاشتن آنها موجب کاهش اثربخشی و کارایی آن شده است.از سال 2001 نیز دولت سنگال اصلاحاتی را در بخش آموزش عالی و در چهارچوب برنامۀ دهساله آموزش و مهارتآموزی آغاز کرده است. هدف اصلی این برنامه اصلاحی که با تشکیل کمیسیون «نقشه دانشگاهی» آغاز شد تمرکززدایی و تنوعبخشی به نهادهای آموزش عالی و تهیه نقشه دانشگاهی برمبنای آمایش سرزمین بود.بهموجب یکی از اسنادی که با عنوان «آموزش عالی در سنگال: توسعههای اخیر و گرایشها» بهتازگی انتشار یافته است، چنین ارزیابی شده است که اگرچه دستیابی به نشانگرهای آموزش عالی در سطح کشورهای توسعهیافته امکانپذیر نیست، اما برای دستیابی به هنجار مورد پذیرش 2% از جامعه، لازم است که دست کم شمار دانشجویان که هماکنون 950 هزار نفر است به 200 هزار نفر برسد. براینمبنا، اساسیترین چالشهای پیش روی نظام آموزش عالی چنین برشمرده شده است:·افزایش دسترسی به آموزش عالی بدون آسیب رسیدن به کیفیت آن؛·افزایش کارایی و اثربخشی آموزش عالی با وارد ساختن الگوی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری؛·افزایش منابع مالی بخش آموزش ازطریق در نظر گرفتن منابع نوین و مشارکت کسانیکه از آن بهره میبرند؛·بهبود مدیریت، پیگیری ارزیابی اصلاحات و برنامههای راهبردی و تدوین چشمانداز بلندمدت و شفاف نظام آموزشی.کتابشناسیجاودانی، حمید. (1383). «نظام آموزش عالی سنگال». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج 2.) .تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.
Agence National de la Statistique et de la Démographie. (2009). Situation Economique et Sociale du Sénégal En 2008. Retrieved from: https://datahub. io/dataset/situation-conomique-et-sociale-du-s-n-gal-2008
Agence National de la Statistique et de la Démographie. (2010). Situation Economique et Sociale du Sénégal En 2009. Retrieved from: http://www.ansd.sn/ressources/ses/ chapitres/17-Comptes-nationaux_2009.pdf.
Banque Mondiale. (2011). Sénégal: Faits et Chiffres. Retrieved from: http://web.worldbank.org
ExcelAfrica. (2006). Organisation de l¢ Enseignement Supérieur au Sénégal. Retrieved from: http://fr. excellafrica.com
Fall, B. (2007). ICT in Education in Senegal. Retrieved from: https://www.infodev.org/infodev-files/resource/Infodev Documents_425.pdf.
Foko, B., Ndem, F. and Reuge, N. (2007). l¢ Efficacité Externe de l¢ Education au Sénégal: Une Analyse Economique. Retrieved from: http://unesdoc.unesco.org/images/0021/ 002169/216965f.pdf.
Institut de Statistique de l¢ UNESCO. (2010). Education en Sénégal. Paris: Unesco.
Journal Officiel de la Republique du Sénégal. (2009). DECRET n° 2009-537 du 5 Juin 2009 Relatif Aux Attributions du Ministre de l’Enseignement Préscolaire, de l’Elémentaire et du Moyen Secondaire. Retrieved from: https://www.ilo.org/dyn/natlex/docs/SERIAL/85263/95397/F660077614/
Mane, D. (2009). Le Système Sénégalais à l’Épreuve de la Qualité. Dakar: Le Soleil.
Ministère de l'Enseignement supérieur. (2010). Axes Stratégiaues. Dakar: Author.
Ministère de l¢ Education. (2003). Programme de Développement de l¢ Education et de la Formation. Dakar: Author.
Niang, B. B. (2005). Les Dépenses Publiques d¢ Education Sont-Elles Pro Pauvres? Analyse et Application au Cas du Sénégal. Retrieved from: http://www.saga.cornell.edu/ saga/educconf/niang.pdf.
PÔle de Dakar. (2010). Pyramide Educative de Sénégal. Retrieved from: https://poledakar.iiep.unesco.org/en
Sene, A. (2009). Enseignement Supérieur au Sénégal: la Qualité en Danger. Retrieved from: Senegal.com/pires/ enseignement-supérieur
Sock, O. (2004). “Politique d¢ Enseignement Supérieur et de Recherche Scientifique au Sénégal: Situation Actuelle et Perspective”. Paper presented at Fifth Annual Global Development Conference, Understanding Reform, New Delhi, January 28.
Tamba, M. (2004). “l¢ Enseignement Supérieur Privé au Sénégal”. Le Développement Durable: leçons et Perspectives. Retrieved from: http://www.francophonie-durable.org/documents/colloque-ouaga-a2-tamba.pdf.
Unesco. (2011). Annuaire Statistique pour l¢ Afrique 2010. Paris: Author.
World Bank. (2011). Senegal Tertiary Education Governance and Financing for Results. Retrieved from: http://documents.worldbank.org/curated/en/293551509474905361/pdf/Disclosable-Version-of-the-ISR-Senegal-Tertiary-Education-Governance-and-Financing-For-Results- P123673-Sequence-No-12.pdf.
http://www.finances.gouv.sn/
حمید جاودانی
نظام آموزش عالی سوئد
Swedish Higher Education System
پایتخت: استکهلمنوع حکومت: مشروطة پارلمانیزبان رسمی: سوئدیمساحت: 295450 کیلومترمربعجمعیت: 9801616 نفر (۲۰۱5م)تعداد دانشجویان: 360000 نفر (2013م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 29000 نفر (2013م)تولید ناخالص ملی: 7/483 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 7/7% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 2/15% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیکشور سوئد در اروپای شمالی در مجاورت دریای بالتیک و خلیج بوثنیا کاتنکت بین فنلاند و نروژ واقع است. مساحت آن 295450 کیلومترمربع (2015م) است که 39960 کیلومترمربع آن مرز آبی است و دارای 3218 کیلومتر خط ساحلی است. این کشور دارای آبوهوای معتدل در جنوب، با زمستانهای سرد ابری و تابستانهای خنک ناحیة آدریاتیک در شمال است. زمینهای کشاورزی 5/7%، جنگل 7/68% و سایر موارد 8/23% از وسعت کشور را تشکیل میدهند (2011م).خطر باران اسیدی برای خاکها و دریاچهها و آلودگی دریای شمالی و دریای بالتیک از مسائل زیستمحیطی جاری آن است. این کشور در بیشتر موافقتنامهها و قراردادهای بینالمللی محیطزیست، عضویت فعال دارد.ملیت اکثریت مردمان، سوئدی بهشمار میآید و گروههای قومی شامل سوئدیها با ریشه فنلاندی و اقلیتهای سامی، خارجیهای متولدشده از نسل اول مهاجران یوگسلاوی، دانمارکی، نروژی، یونانی و ترکتباران هستند. زبان رسمی کشور، سوئدی است و گروههای اندکی به زبان سامی یا فنلاندی سخن میگویند. ازنظر مذهب 87% پروتستان و 13% شامل پیروان ادیان کاتولیک، ارتدکس، بودایی، اسلام و یهودیت است.جمعیت این کشور، در سال 2015 برابر با 9801616 با ترکیب سنی زیر است:14-0 سال (12/17%)، 24-15 سال (97/11%)، 54-25 سال (3/39%)، 64-55 سال (63/11%) و 65 ساله و بالاتر (99/19%).نرخ رشد جمعیت سوئد 8/0% (2015م) است که در ردهبندی کشورها در جایگاه 140 قرار میگیرد و نرخ خالص مهاجرت 42/5 نفر بهازای 1000 نفر جمعیت در سال 2015 است. 8/85% از کل جمعیت، شهرنشین هستند و استکهلم با جمعیت معادل 1486000 نفر بزرگترین حوزة شهری آن است.نسبت جنسیتی در هنگام تولد 106 مرد در برابر 10 زن است. امید به زندگی در این کشور، برای کل جمعیت 98/81 سال است که در رتبه 12 جهان قرار دارد. در 2013م هزینههای بهداشتی 7/9% از GDP را و هزینههای آموزشی 8/6% از تولید ناخالص داخلی را دربر میگرفت که رتبه بیستم را در کل جهان دارد. کل طول مدت آموزش از ابتدایی تا آموزش عالی شانزده سال (2012م) است.پادشاهی سوئد، مشروطة سلطنتی است که از 21 استان تشکیل شده است. این کشور در ژوئن 1523 استقلال یافت و از 1983م این روز بهنام روز ملی نامیده میشود. نظام حقوق مدنی سوئد، متأثر از قانون روم و حقوق عرفی است و در بیشتر سازمانهای حقوق بینالملل عضویت دارد. سن برخورداری از حق رأی 16 سال است. قوه مجریه متشکل از پادشاه و هیئت دولت است. پادشاه مقام تشریفاتی است و ریاست دولت با نخستوزیر است و اعضای کابینه بهوسیلة او تعیین میشوند.سوئد دارای مجلس با 349 نماینده است که 310 عضو آن بهطور مستقیم براساس نسبت جمعیتی مناطق مختلف و 39 عضو آن براساس مناطق اصلی بهطور مستقیم بهوسیلة نمایندگان عالی مناطق برای دوره چهارساله انتخاب میشوند.قوه قضاییه متشکل از دادگاههای عالی (دربردارندة دیوان عالی سوئد و دادگاه عالی اداری) است. این دادگاههای عالی 9 عضو دارند که ازسوی نخستوزیر برای دورهای پنجساله منصوب میشوند و انتخاب مجدد آنان، بلامانع است. قضات سایر دادگاهها براساس شرایط مندرج در قانون براساس حکم ریاست دیوان عالی منصوب میشوند و استقلال آنان، تضمین شده است.سوئد بهدلیل حضور در محیط مساعد و صلح پایدار در طی سده بیستم میلادی از ثبات اقتصادی، تحت یک نظام ترکیبی از سرمایهداری فوقالعاده و مزایای رفاه اقتصادی گسترده برخوردار بوده است. این کشور از بحرانهای اقتصادی به دور مانده؛ زیرا توجه ویژه خود را به نظام اقتصادی و رفاهی کشور معطوف کرده است.سنگ آهن، منبع اصلی اقتصاد این کشور است که بهشدت به تجارت خارجی وابسته است. کشاورزی کمتر از 1% تولید ناخالص داخلی کشور را تشکیل میدهد. سوئد، از زمان عضویت در اتحادیه اروپا، از رشد اقتصادی بالا، بازار صادراتی قوی و رشد تولید ناخالص داخلی با میانگین 1/2% در 2014م برخوردار بوده است که میزان آن 2/448 میلیارد دلار بوده است. درآمد سرانة هر فرد در سال 2014، 46 هزار دلار بوده است که رتبه 26 را در جهان دارد. بخشهای مختلف کشاورزی (8/1%)، صنعت (4/33%) و خدمات (8/64%) ترکیب تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل میدهند. عمدة محصولات کشاورزی شامل جو، گندم، چغندرقند، گوشت و شیر هستند.در سال 2014 نرخ رشد تولیدات صنعتی 7/2% است. نیروی کار کشور 5124000 نفر بوده است که در بخشهای کشاورزی (2%)، صنعت (12%) و خدمات (86%) مشغول به کار بودهاند. نرخ بیکاری در سال 2014 9/7% بوده است. در همین سال درآمدهای کشور 4/291 میلیارد دلار و هزینههای آن 304 میلیارد دلار بوده که با کسری بودجه معادل 2/2-% از تولید ناخالص داخلی مواجه است (Central Intelligence Agency, 2015, pp.1-9).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیدر کشور سوئد، آموزش از جایگاه ویژهای برخوردار است. تخصیص منابع مالی فراوان برای تحصیلات کل اقشار جامعه و تمرکز ویژه بر پژوهش و آموزش عالی، گواهی بر این مطلب است. ارائة مهارتهای لازم به هر فرد برای ورود به بازار کار و مفید بودن در حوزههای اجتماعی، از اهداف دولت در حوزه آموزش است.هدف نظام آموزش در سوئد، فراهم کردن مهارتها و اطلاعات مورد نیاز دانشآموزان برای شناساندن ارزشهای فردی و انسانی است. شناساندن ارزشهای اجتماعی و انسانی، بدون هرگونه تعصب نیز از دیگر اهداف آموزش عمومی است. نظام آموزش در دورة میانی تکمیلی یا عالی، مهارتهای لازم را برای مشاغل ارائه میکند. مدارس باید نیاز دانشآموزان و شرایط آنها را در آموزش، لحاظ کنند. ازآنجاکه اصل بنیادی در ساختار آموزشی کشور سوئد، بر فراهم آوردن امکانات آموزشی برای کلیه شهروندان سوئدی، بدون توجه به پیشینه قومی و اجتماعی و تابعیت فردی آنان است، ازاینرو کلیة مدارس ابتدایی و مقدماتی و تکمیلی میانی که از قوانین آموزشی پایه پیروی میکنند بهصورت فراگیر طراحی شدهاند تا نسل جوان را زیر پوشش قرار دهند (International Bureau of Education, 2011, p. 9). سوئد دارای نرخ 99% جمعیت باسواد است.اهداف آموزش عالیازجمله مهمترین اهداف دانشگاهها و دانشکدههای ایالتی کشور سوئد، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:·ارائه دورههای تخصصی نظری و عملی؛·اجرای فعالیتهای پژوهشی برای توسعه نظام آموزش عالی کشور: در مؤسسات آموزش عالی کشور سوئد رابطه نزدیکی میان فعالیتهای پژوهشی و آموزش علمی برقرار است. ازجمله دیگر اهداف عالی مؤسسات و مراکز آموزش عالی کشور سوئد میتوان به مشارکت فعال دانشجویان برای توسعه هرچه بیشتر آموزش عالی اشاره کرد. علاوهبراین، مراکز آموزش عالی برای ترویج سیاست برقراری حقوق مساوی برای کلیه دانشجویان سوئدی بدون توجه به جنسیت، نژاد قومی و ناتوانی جسمی و ذهنی آنان فعالیت مینمایند. ازجمله مهمترین اهداف دوره آموزش کارشناسی در کشور سوئد میتوان به موارد زیر اشاره کرد:1. پرورش توانایی ارزیابی تحصیلی دانشجویان؛2. تبادل دانش با افراد برخوردار از مهارتهای تخصصی؛3. ایجاد توازن بین نیاز بازار کار و تحصیلات (European Commission, 2014).ساختار نظام آموزشیآموزش ابتدایی اجباری در سال 1842 در سوئد ارائه شد و چند دهه بعد از آن، آموزش دورۀ میانی عالی (دبیرستان) پدید آمد. همة کودکان باید به مدت یکسال در کلاسهای پیشدبستانی شرکت کنند. مطابق مقرارت آموزشی کشور، کلیه کودکان و نوجوانان باید بهطور یکسان و بدون توجه به جنسیت، محل سکونت و شرایط اقتصادی و اجتماعی از نظام آموزشی یکسان برخوردار شوند. دورۀ ابتدایی اجباری و دورۀ میانی اختیاری است که از وظایف شهرداریها در کشور سوئد است و شهرداریها و دولت هزینه آموزش تا دانشگاه را بهطور مشارکتی تقبل میکنند.مدارس خصوصی نیز وجود دارند که بودجه معینی از دولت برای فعالیتهای خود دریافت میکنند.دورۀ اجباری مدارس نُه سال است که بچهها بین سن 16-7 سال آن را میگذرانند. آموزش اجباری، به سه مرحله تقسیم میشود که هر دوره سه سال طول میکشد.1. دوره ابتدایی؛2. دوره میانی؛3. دوره پایانی.همة دانشآموزان در دوره ابتدایی و میانی، موضوعات درسی یکسانی را میگذرانند. آموزش زبان انگلیسی از سال سوم اجباری است. در دورة سوم یا نهایی دروس اختیاری به شکل محدود به دانشآموزان ارائه میشود.95% دانشآموزان پس از گذراندن دورة اجباری به دورۀ میانی عالی (دبیرستان) وارد میشوند که شامل دورههای گوناگون و تخصصی است. هدف از کلاسهای متنوع این دوره نزدیکتر کردن دانشآموزان با زندگی شغلی و محیط کار است.آموزش در سوئد، ازنظر ساختاری بهصورت دورههای آموزشی یکسان، از ابتدایی تا میانی و آموزش بزرگسالان برای کلیه شهروندان سوئدی فراهم است.دانشآموزان بعد از پایان دوره سهساله میانی عالی صلاحیت لازم برای ورود به آموزش عالی را کسب میکنند. آنها میتوانند تحصیلات عالی خود را ازطریق مؤسسات فنی عالی و یا مراکز آموزش عالی ادامه دهند. در دوره دوساله، دانشجویان میتوانند مدرک کاردانی فنی دریافت کنند و با گذراندن دوره حرفهای تا پنج سال، میتوانند مدرک حرفهای عالی دریافت کنند و پس از آن مستقیم وارد دوره دکتری شوند.ازطرفدیگر، دانشجو میتواند وارد دورههای آموزش عالی شود: دورة نخست، دوره کارشناسی است که تا سه سال طول میکشد؛ دورة دوم، دوره کارشناسی ارشد است که تا دو سال به طول میانجامد؛ و دوره سوم آموزش عالی، دوره دکتری است که تا پنج سال ادامه دارد (EP-Nuffic, 2014, p. 2).پیشدبستانی در اول ژانویه 1998، نوع جدیدی از آموزش پیشدبستانی به ساختار نظام آموزشی کشور اضافه شد. دوره یادشده جانشین فعالیتهای ویژه آموزشی مختص کودکان رده سنی 6 سال شد که در چهارچوب آموزش پیشدبستانی به آنان ارائه میشد. هدف از اعمال چنین اصلاحاتی، مراقبت از کودکان سوئدی بود. مطابق این اصلاحات، شهرداریهای کشور ملزم به احداث مراکز آموزش پیشدبستانی برای کلیه کودکان رده سنی 6 سال هستند و این در حالی است که حضور در کلاسها، اختیاری است. ازجمله مهمترین اهداف مراکز آموزش پیشدبستانی و مراکز ویژة خاص کودکان سوئدی میتوان به رشد ذهنی کودکان ازطریق تشویق و تهییج آنان به مشارکت در فعالیتهای آموزشی گروهی و ایجاد شرایط مناسب برای رشد سطح یادگیری کودکان اشاره کرد.دوره عمومی اجبارینظام آموزش سوئد، پیشینهای سنتی دارد که بهصورت متمرکز بهوسیلة دولت کنترل میشد و برای سلیقهها و انتخابهای فردی، امکان مداخلة کمی وجود داشت، اما این روند، طی دو دهه گذشته، با سرعت بسیار زیاد متحول شد.در دهه 1970 مخالفت با این نظام آموزش بسیار زیاد شد. مخالفان میپنداشتند که دورههای آموزشی و انتخاب محتوای آموزشی در مدارس، باید از آزادی عمل بیشتری برخوردار باشد.این بحث در دهههای بعد درباره انتقال قدرت کنترل از دولت به کنترل غیرمتمرکز بیشتر و بیشتر شد. نکتة مورد بحث دیگر نوع ارزیابی آموزش بود که ابزار و معیارهای ارزیابی آن دارای نقص بود.در اواخر دهه 1980 باور به تمرکزگرایی بسیار ضعیف شد و سوئد بهسوی آموزش غیرمتمرکز و آزادی عمل و انتخاب بیشتر در حوزة آموزش پیش رفت که هدف اصلی آن، دادن اختیار و آزادی بیشتر به مدارس محلی برای انتخاب مواد و محتوای آموزشی و نیز ساختار آموزشی باتوجهبه ملاحظات محلی بود.مطابق قوانین آموزشی کشور سوئد، گذراندن دوره آموزشی نُهساله برای کلیة کودکان ردههای سنی 7 تا 16 سال اجباری است. قوانین یادشده همچنین به بهرهمندی کودکان و نوجوانان سوئدی از نظام مدارس ملی تأکید دارد.کودکان در صورت توافق والدین، از حق آموزش در ششسالگی برخوردار میشوند. طبق آخرین آمار بهدست آمده در سال 1998 بالغ بر 7% از دانشآموزان دوره آموزش ابتدایی کشور سوئد، در ردة سنی 6 سال قرار داشتهاند. علاوهبراین، در شرایط خاص ازقبیل گواهی پزشکی، سفر و غیره میتوان دوره آموزش کودکان سوئد را تا ردة سنی 8 سال به تعویق انداخت.از سال 1824 دورههای آموزش پایة ابتدایی بهطور رسمی در سوئد برگزار شدهاند. ازجمله مهمترین اهداف آموزشی دوره آموزش ابتدایی، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:1. پرورش ارزشها و معیارهای رایج اخلاقی در میان کودکان؛2. تلاش برای رشد ذهنی و یادگیری هرچه بیشتر کودکان؛3. تأثیرگذاری مثبت در کودکان برای بهبود رفتار اجتماعی؛4. برقراری هماهنگی میان مراکز آموزش پیشدبستانی و مدارس ابتدایی؛5. تلاش برای رشد فکری کودکان در زمینه روشنبینی و احترام به حقوق دیگران؛6. فراهم کردن فرصتهای مناسب برای کشف مطالب ازطریق پرداختن به بازی، گفتوگو، آواز، موسیقی، نمایش، هنر، کارهای دستی و ورزش.دوره آموزش میانی تکمیلیاین دوره، در راستای بهبود نظام آموزش میانی و با هدف تطبیق نیازهای بازار کار و تحصیلات عالیه با اهداف و نیازمندیهای جوانان طراحی شده است. طبق قوانین آموزشی، کلیه مناطق موظف به فراهم آوردن شرایط ورود به مراکز آموزش میانی تکمیلی برای کلیه دانشآموختگان دوره آموزش پایه شدهاند و این شرایط برای کلیة دانشآموزان زیر رده سنی 20 سال و آن دسته از افرادی که در 6 ماه اول بیستمین سال زندگی خود قرار دارند، فراهم است. کلیه مراکز میانی سوئد مختلط و رایگان هستند، اما مراکز مستقل نیز فعالیت دارند. مراکز آموزشی میانی تکمیلی، عموماً در شهرها واقع شدهاند و دانشآموزان مناطق مختلف در این مدارس حضور مییابند. بیشتر مدارس میانی بزرگ، برنامههای تحصیلی گوناگونی را عرضه میکنند. برنامههای ویژهای ازقبیل تربیتبدنی نیز به کلیه دانشآموزان سراسر کشور ارائه میشود. هر سال تحصیلی در دورة اجباری و میانی عالی بهمدت 40 هفته است که در دو نیمسال پاییز و بهار برگزار میشود (Ep-Nuffic, 2014, p. 5).مدیریت نظام آموزش پایهتدوین سیاستهای کلی آموزش و تصمیمگیری دربارۀ فعالیتها و مسائل مالی مدارس بهعهده دولت و مجلس است. سازماندهی و جهتدهی به نظام مدارس به سه بخش تقسیم میشود:1. وزارت آموزش؛2. هیئت ملی آموزش؛3. کمیتههای آموزشی ایالتی.تصمیمهای قانونی و امور مالی مدارس بهوسیله مجلس اتخاذ میشود. گزارش ارزیابی مدارس و تعداد دانشآموزان در هر مدرسه، تعیینکننده میزان بودجه تخصیصی به هر مدرسه است. وزارت آموزش، مسئول قوانین داخلی مدارس ازقبیل زمانبندی ساعات کار مدارس و محتوای مطالب درسی و نیز تأیید اعتبار مدارک آموزشی است. برنامهریزی کلی و اجرای آن زیر نظر هیئت ملی آموزش است. کمیتة آموزشی ایالتی، وظیفه نظارت پیاپی و ارزیابی مدارس را بر طبق گزارشهای محلی و منطقهای برعهده دارد. کمیتههای آموزشی ایالتی وظیفه ارزیابی کیفی آموزش مدارس و مدیریت پرسنل آموزشی و آموزشگران را نیز برعهده دارد (Khan, 2012, p.2).ارزشیابی تحصیلیمسئولیت ارزشیابی تحصیلی مراکز آموزش ابتدایی، برعهده مؤسسه ملی آموزش است. مؤسسة یادشده به جمعآوری و پردازش اطلاعات و ارائه گزارشهای سالیانه از عملکرد مراکز آموزش ابتدایی، مبادرت میکند. در ارزشیابیهای یادشده، علاوهبر بررسی وضعیت موجود مراکز و مدارس ابتدایی، فعالیتهای سالیانه مدارس نیز مدنظر قرار میگیرد. علاوهبراین سه نظام اطلاعاتی اساسی، برای ارزشیابی برنامههای آموزشی دوره آموزش ابتدایی، اعم از برنامة مستمر ملی، برنامه توصیف وضعیت مدارس و برنامه آزمونهای کشوری گذارده میشود.امتحان و نمرهدر هفت سال نخست از دوره نُهساله اجباری هیچ نمرهای به دانشآموزان داده نمیشود و نمردهدهی در سالهای 8 و 9 به دانشآموزان داده میشود. اما در سه سال دورة میانی عالی، هر نیمسال به دانشآموزان نمره داده میشود و مدارس والدین را ازطریق جلسات مذاکره، از پیشرفت و مشکلات آموزشی فرزندان خود آگاه میکنند. نمرهها از 1 تا 5 هستند که 1 پایینترین و 5 بالاترین نمره بهشمار میآید. معیارهای خاصی برای تعیین نمرات در دوره آموزش تکمیلی میانی وجود دارد که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:·قبولی با امتیاز عالی؛·قبولی با امتیاز متوسط؛·قبولی؛·مردودی (EP-Nuffic, 2014, p.11).دوره آموزش عالی فنیوحرفهایدورههای آموزش عالی فنیوحرفهای که بین یک تا سه سال است، گزینهای برای تحصیلات طولانی در دانشگاهها و مدارس عالی هستند. دانشجویان در این دورههای تحصیلی، ازطریق کارآموزی تماس بسیار زیادی با شرکتها داشته و این امر پیدا کردن کار بعد از پایان تحصیلات را آسانتر میکند.دوره آموزشی فنیوحرفهای، مکمل یک دوره آموزشی است که میتوان بهجای دبیرستان، در آن تحصیل کرد. دورههای آموزشی در رشتههای گوناگون، مانند هنر، مُد، طراحی، هواپیما، هنرهای دستی و محافظت از پوست و تندرستی میباشند. افراد برای تحصیل در دوره آموزش عالی فنیوحرفهای یا دوره آموزش عالی فنیوحرفهای تخصصی باید دارای مدرک دوره نخست دبیرستان باشند، بهعبارتدیگر آنان باید همه شرایط تحصیلی لازم برای ورود به دانشگاهها و مدارس عالی را دارا باشند.آموزش عالیدانشگاه اوپسالا قدیمیترین دانشگاه سوئد و کشورهای اسکاندیناوی در سال 1477 گشایش یافت. گفتنی است دانشگاه یادشده در آن زمان، دارای دانشکدههای فلسفه، حقوق و الهیات بود و تنها دانشجویانی میتوانستند به ادامه تحصیل در آن بپردازند که در دیگر دانشگاههای اروپایی از چنین امکانی برخوردار نبودند. در سده هفدهم میلادی، دانشگاه لاند شروع به فعالیت کرد و آموزش عالی برخی از رشتههای علوم طبیعی را نیز دربر گرفت. در دهه 80 دانشگاهها زیاد کنترل میشدند. تخصص و علاقه به پژوهش، موجب شد تا مهارتهای علمی بهمثابه یکی از مهمترین معیارهای انتصاب استادان تعیین شود. در اواخر سده نوزدهم میلادی، تعدادی از مؤسسات آموزش عالی تخصصی نیز آغاز به فعالیت کردند که سپس به دانشکده تغییر وضعیت دادند. دانشگاههای «آزاد» نیز طی سال 1891 در گوتنبرگ و طی سال 1878 در استکهلم، آغاز به فعالیت کردند. دانشگاههای یادشده، بر علوم طبیعی تمرکز داشتند و برای برآورده ساختن نیازمندیهای ساختار آموزشی، هماهنگ با جامعه و محیط اطراف فعالیت میکردند. در سال 1889 دانشکدهها نیز به دانشگاهها تغییر وضعیت دادند. توسعة اساسی آموزش عالی در دهة 1960 اتفاق افتاد؛ یعنی هنگامیکه دانشکدهها در بیشتر نقاط دایر شدند. رشتههای آموزشی با برنامههای درسی ویژه تعیین و در سال 1969 تصویب شدند. در سال 1977 آموزش عالی، دچار تحولات اساسی شد. تقریباً کلیه دورههای آموزش عالی، در قالب نظام واحدی ادغام و بهواسطة قوانین یکسان اداره میشدند. ویژگی بارز اصلاحات، تأکید عمده بر آموزش عالی بهعنوان گامی در زندگی کاری و برآورده کردن نیازهای منطبق با آن بود. برنامههای آموزشی برای نیل به هدف یادشده، بیشتر در قالب نظامی واحد ادغام شدند. در همین زمان، مجلس ملی سوئد (ریکسدگ) آموزش رایگان را کنار گذاشت. گفتنی است که ریکسدگ هرساله درخصوص ابعاد و اصول کلی آموزش رایگان، تصمیمگیری میکرد. پذیرش دانشجو، بیشتر بهصورت متمرکز انجام میگرفت، این در حالی است که پذیرش رایگان، عمدتاً بهوسیلة دانشکدهها صورت میگرفت. افزونبراین، آژانس دولتی عهدهدار مسئولیت پذیرش و تعهد برنامههای آموزشی بود. آژانس یادشده، همچنین عهدهدار مسئولیت تعیین برنامههای آموزش عمومی برای تعیین خطوط کلّی آموزش ملی بود. دانشجویان این نظام را برنمیتافتند؛ زیرا باعث محدودیت در انتخاب رشتههای تحصیلی میشد. ازاینروی، در اوایل دهة 90 اصلاحاتی صورت گرفت که به تنظیم قوانین جدید آموزش عالی در سال 1993 انجامید. نتیجه بر این شد که مجلس و دولت سوئد به تصمیمگیری دربارة سیاستهای آموزشی بپردازند و تنها به تصمیمگیری درخصوص نحوه و شرایط مدارک دادن و دامنه و اهداف آن پرداختند. آژانس ملی کنار گذاشته شد و در نتیجه، دانشجویان از آزادی عمل بیشتری برخوردار شدند و حضور در مراکز آموزش عالی بهطور چشمگیری افزایش یافت (دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1382).برای نظام یادشده، برنامهریزی و قوانین ملی معتبری طراحی شده و اهداف و طول دورهها و مسائل مالی بهوسیلة مجلس ملی سوئد تعیین شد. تا سال 1989 دولت سوئد به طراحی برنامههای آموزشی مبادرت میکرد، درحالیکه پس از تغییر حکومت، در پاییز سال 1991 اصلاحات کلی، با هدف برداشتن قوانین یادشده از نظام آموزش عالی و دادن اختیارات بیشتر به مؤسسات یادشده صورت گرفت. این اصلاحات در سال 1992 بهوسیلة مجلس تصویب و قوانین جدید آموزش عالی در اول جولای 1993 ارائه شد. سازماندهی تحصیلی و تعیین تعداد واحدهای پیشنهادی آموزشی بهطور محلی صورت میگیرد. باتوجهبه قوانین تحصیلات تکمیلی مصوب سال 1993، هدف مؤسسات آموزش عالی، عرضة آموزشهای تکمیلی، انجام پژوهشها و نیز توسعه فرهنگ و هنر سوئدی است. تأکید اصلی بر کیفیت و استفادة بهینه از منابع آموزشی در دسترس است. در اصلاحات سال 93 یک جامعة دانشمحور بهوجود آمد که کیفیت، آزادی، استقلال علمی و تعالی علمی ارزش بنیادی دانشگاهها بودند. در این طرح دولت و مجلس، اهداف و چهارچوب را طراحی میکنند و دانشگاههای محلی، وظیفه تحقق این اهداف و چهارچوب را برعهده دارند. اصلاحات بیانیه بولونیا در سال 2004 آماده و در سال 2005 پیشنهاد شد و در سال 2006 به تصویب رسید. این طرح به دنبال یکپارچهسازی چهارچوب اعطای صلاحیت آموزش عالی در اروپا بود. سوئد اگرچه دیر به این اصلاحات (2007م) پیوست، اما سریع خود را با آن وفق داد. در سال 2007 همة واحدهای آموزش عالی سوئد، دوباره طراحی شدند و کل برنامهها تغییر یافت. هدف این طرح در کل، تسهیل کاریابی و بالا بردن توان حرفهای دانشجویان در ظرفیتهای فردی آنها باتوجهبه حفظ تنوع بومی و فرهنگی در اروپا بود. در سال 2010 اصلاحات آزادی کیفیت انجام شد. بر طبق آن، مؤسسات میتوانستند استقلال و آزادی بیشتری داشته باشند. در سال 2013 دولت از این نیز فراتر رفت و آزادی عمل بیشتری به مؤسسات آموزش عالی داد و حتی آنها را به مراکز خصوصی با شرایط خاص تبدیل کرد (Ahola et al., 2014, pp. 77-78).مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیهمة مسئولیتهای آموزش عالی در کشور سوئد، برعهده مجلس و دولت است. آنها تمام قوانین در حوزۀ آموزش عالی را تدوین و اهداف آموزشی را تعیین میکنند. مسائل مربوط به مدارس، مؤسسات آموزش عالی، پژوهشها و مسائل مالی دانشآموزان و دانشجویان، برعهده وزارت آموزش و پژوهش است. بخشهای عمومی مؤسسات آموزش عالی، بهجز دانشگاه علوم کشاورزی سوئد وابسته به وزارت آموزش و پژوهش هستند. دانشگاه علوم کشاورزی، وابسته به وزارت امور روستایی است.آموزش عالی سوئد، دو بخش دولتی و خصوصی دارد: بخش دولتی مؤسسات آموزش عالی، مؤسسات مستقلی هستند که بهطور مستقیم به دولت گزارش میدهند. اهداف این مؤسسات، تهیه و ارائه آموزشهای علمی و هنری است. این مؤسسات، با محیط پیرامون خود تعامل میکنند که این محیط، اطلاعات مناسبی دربارۀ نوع عملکرد آنها در اختیار این مؤسسات قرار میدهد.آموزش عالی در سوئد، براساس قوانین مصوب در مجلس و لایحههای آموزش عالی اداره میشود که در دولت تصویب میشوند و مصوبههای مجلس، قوانین پایه دربارۀ دورهها و برنامههای آموزشی ارائهشده در مؤسسات آموزش عالی را تعیین میکنند.لوایح و قوانین مصوب در دولت، نیز شامل قوانینی ازقبیل تعیین شرایط لازم برای ورود به دانشگاهها، انتخاب دورهها و برنامههای آموزشی و انتخاب اساتید و دانشجویان دکتری میباشد (Universitetskanslersämbetet, 2013, p. 16).نظارت بر مؤسسات آموزش عالی در سوئد برعهده انجمن آموزش عالی سوئد است که بر طبق قوانین مصوب مجلس صورت میگیرد.اعطا و تأیید مدارک تحصیلیمدارک دانشگاهی و مدارس عالی، شامل مؤسسات خصوصی و یا دولتی بهوسیلة دولت تأیید میشود.اعطای مدارک دانشگاهی، در دانشگاههای سوئد و اینکه کدام دانشگاه یا دانشکده میتواند تا چه سطحی از مدارک (دیپلم، کارشناسی، کارشناسی ارشد یکساله و یا کارشناسی ارشد دوساله و مدارک بالاتر) را ارائه کند، به موافقت دولت و مقامات آموزش عالی سوئد بستگی دارد (Universitetskanslersämbetet, 2013, p. 18).همة دورههای آموزشی، برای دادن مدارک در سه دوره طبقهبندی میشوند. هر دانشجو با پایان هر دوره میتواند وارد دوره بعدی آموزش عالی شود. هر سال آموزشی، معادل 40 هفتة کامل درسی و 60 واحد آموزش عالی است که تعداد امتیازهای مورد نیاز هر دوره برای اعطای مدرک موردنظر باتوجهبه مقدار آموزش مورد نیاز آن دوره، برای رسیدن به اهداف آن دوره، تعیین میشود.صلاحیت اعطای مدارک در دورهها به سه بخش تقسیم میشود: 1. صلاحیت مهارتهای عمومی؛2. صلاحیت هنرهای زیبا و کاربردی؛3. صلاحیت حرفهای (Universitetskanslersämbetet, 2013, p. 18).دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیبر طبق دادههای جدول 3، درصد نرخ ثبتنامشوندگان در مؤسسات آموزش پیشدبستانی سوئد، از 90% به بالاست که در همة موارد، از میانگین کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعهای (81%) بسیار بالاتر است. این وضعیت درخصوص مهدکودکها، تفاوت بسیار آشکاری دارد؛ بهطوریکه در بین 36 کشور عضو سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعهای، رتبه کشور سوئد 7 است.درصد دانشآموختگان دوره میانی تکمیلی در کشور سوئد بین گروه سنی بیستوپنج تا شصتوچهار سالهها 87% است که از میانگین کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعهای (74%) بیشتر است و رتبه هشتم را دارد. درصد جمعیت ثبتنامکنندگان در دورههای آموزش عالی 34% از کل واجدین شرایط (گروه سنی بیستوپنج تا شصتوچهار سالهها) است که 3% بیشتر از میانگین سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعهای است.درصد نرخ ورود به آموزش عالی در بخش دورههای فنیوحرفهای سوئد 12% است که از میانگین کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعهای (17%) کمتر است ولی درصد نرخ ورود به دورههای دانشگاهی در سوئد 76% است که 14% بالاتر از میانگین کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعهای است. سهم کلی هزینههای تحصیلات عمومی و خصوصی، از تولید ناخالص داخلی 7/6% است که برابر با میانگین کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعهای است.نگاره 2 روند درصد دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاههای سوئد را در بین سالهای تحصیلی 1988- 1987 تا 2013-2012 نشان میدهد. در گروههای سنی تا 21 سال در سالهای اولیه، تا یک دهه روند رو به افزایش بوده است؛
بهطوریکه از 41% به بالای 54% افزایش داشته است. از ابتدای سال 2000 تا 2005 روند ثابت داشته و از سال 2006 به بعد، این روند در این گروه سنی رو به تزاید داشته و به بالای 61% رسیده است. در گروههای سنی 29-22 سال و نیز 30 سال و بالاتر، این روند از 30% و 20% بهترتیب در سالهای اولیه رو به کاهش بود و تا ابتدای سال 2000 ثابت مانده و از سال 2004 به بعد این روند بهطور چشمگیری کاهش یافته است (Universitetskanslersämbetet, 2014, p. 24).نگاره 3 نشاندهندة تعداد دانشجویان خارجی مشغول به تحصیل در دانشگاههای سوئد بین سالهای تحصیلی 2003- 2002 تا 2013-2012 است. در سالهای ابتدایی 15% دانشجویان شاغل در نظام آموزش عالی را دانشجویان خارجی تشکیل میدادند که در طی یک دوره دهساله روند رو به تزاید داشته بهطوریکه بالاترین درصد (41%) در سال 2011-2010 بوده است و این روند نشاندهنده حرکت نظام آموزش عالی سوئد برای بینالمللیشدن و تنوع در پذیرش گروههای قومی مختلف است. این روند در سال بعد کاهش یافته است.نگاره 4 روند ثبتنام دانشجویان سوئدی و خارجی در دورههای کارشناسی و ارشد نظام آموزش عالی را بین سالهای 2013-1977 نشان میدهد. تعداد کل دانشجویان دانشگاههای سوئد، از 150000 نفر در سال 1977 به 360000 نفر در سال 2013 نفر رسیده که از رشد 140% برخوردار بوده است. نرخ ورود زنان به مراکز آموزش عالی از سال 1977 تا 1995 بهطور قابل توجهی بالاتر از مردان است که این روند در سالهای بعد نیز تفاوت آشکاری را نشان میدهد. از سال 1995 روند ورود دانشجویان خارجی، به دانشگاههای سوئد آغاز شده که با نرخ ثابتی تا سال 2010 ادامه یافته و از آن به بعد، روند کاهشی داشته است. بیشترین دانشجویان خارجی در سال 2010 برابر با 9% دانشجویان دانشگاههای سوئد بوده است.نگاره 5 روند تعداد دانشآموختگان و مدارک صادره برای آنان را نشان میدهد. در طی یک دوره هشتساله تعداد دانشآموختگان از 50000 نفر در سال 2005-2004 به بیش از 60000 نفر افزایش داشته است و بنابراین از رشد 20 درصدی برخوردار است. رشد مدارک صادرشده نیز در طی سالهای مزبور، روند صعودی و چشمگیری داشته است؛ بهطوریکه از 52000 مدرک در سال 2005-2004 به تعداد 74000 مدرک در سال 2013-2012 رسیده است (نرخ رشد 42% بود).نگاره 6 روند تغییرات دانشجویان دوره دکتری دانشگاههای سوئد را نشان میدهد. در بین سالهای 2013-2003 روند تغییرات چشمگیر و بررسی خاص است. طی سالهای 2003 تا 2006 تعداد دانشجویان دکتری از 4000 نفر به 3000 نفر کاهش یافته است (نرخ کاهش 33%). از 2005 تا 2007 تعداد دانشجویان در حد 3000 نفر ثابت میماند. از سال 2012-2007 روند افزایشیابنده بوده است؛ بهطوریکه تعداد دانشجویان به رقم 4000 نفر رسید. از آن به بعد روند کاهشیابندهای بروز کرده است. در همة سالهای مورد بررسی، روند جذب مردان در دورههای دکتری بالاتر از زنان بود که منطبق با روند کلی مورد بحث بوده است.نگاره 7 نشاندهنده روند تغییرات شاغلان در بخش آموزش عالی سوئد (اعضای هیئتعلمی، کارکنان و پژوهشگران) طی سالهای 1985 تا 2013 است. تعداد این افراد از 31000 نفر در سال 1980 به 60000 نفر در سال 2013 رسیده که از نرخ رشد 49% برخوردار بوده است. کل شاغلان در بخش آموزش عالی، بهجز دانشجویان دوره دکتری، در طی دوره مورد نظر رشد 61 درصدی داشته است و روند آن طی 5 سال اول کاهش یافته و سپس تا 2003م روند صعودی و تا 2006م روند نزولی و سپس تا 2013م رو به صعود بوده است.در همین دوره، تعداد اعضای هیئتعلمی آموزشی و پژوهشی از 12000 نفر در سال 1985 به 29000 نفر در سال 2013 رسیده که از رشد 4/2 برابر برخوردار بوده است. تعداد کارکنان شاغل در بخش آموزش عالی، بهجز اعضای هیئتعلمی آموزشی و پژوهشی، در طی این دوره بیستوهشتساله تقریباً در حدود 20000 نفر ثابت مانده است که در دوره دوازدهساله اول روند نزولی داشته و سپس در حد 20000 نفر بدون تغییر مانده است.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیدر سال 1991 اصلاحاتی در بخش آموزش و آموزش عالی سوئد صورت گرفت که بهطور چشمگیری نظام آموزش را ازلحاظ اقتصادی و از جنبه آموزشی تغییر داد. در اوایل دهه 1990 امور مالی و اداری مدارس از دولت به شهرداریها منتقل شد و در تخصیص بودجه در هر بخش آموزشی، به شهرداریها آزادی کامل داده شد؛ همچنین مدارس بیشتر خودکفا شدند و میتوانستند موضوعات آموزشی را خود انتخاب کنند و فراهم ساختن منابع مالی آموزش، از رهگذر پرداخت مالیات امکانپذیر میشد (Wikstrom, 2006, p. 116).ازنظر قانونی، هیچ پولی بابت هزینه تحصیل در مدارس، نباید گرفته شود و وسایل آموزشی ازقبیل کتب درسی نیز در مدارس اجباری بهصورت رایگان ارائه میشوند. همچنین تغذیه و حملونقل در مدارس، اجباری و رایگان است. در دوره میانی نیز کتابها برای دانشآموزان رایگان هستند (Khan, 2012, p. 2).تا سال 2010 کلیة هزینههای آموزشی دانشجویان سوئدی و غیرسوئدی بهوسیلة دولت سوئد پرداخت میشد و آموزش کاملاً رایگان بود، اما در سال 2010 طبق مصوبه مجلس، هزینة آموزش، برای شهروندان سوئدی و اروپایی و سوئیس رایگان بود، اما هزینه پذیرش و تحصیلات دانشجویان کشورهای جهان سوم در دوره اول و دوم آموزش عالی برعهده خود آنان بود، اما در دوره سوم آموزش عالی، آموزش برای کلیه دانشجویان رایگان بود (Universitetskanslersämbetet, 2013, p. 20).سوئد یکی از کشورهایی است که آموزش عالی در آن، از جایگاه ویژهای برخوردار است. گواه این مطلب همین بس که 6/1% از کل تولید ناخالص داخلی این کشور، به آموزش عالی اختصاص داده شده است که از این مقدار حدود 70% به بخش عمومی و 30% به بخش خصوصی مربوط میشود. این مقدار، سوئد را ازلحاظ تخصیص منابع به آموزش عالی در جمع کشورهای برتر (رتبه هفتم) قرار میدهد. اتحادیة اروپا در چشمانداز سال 2020 انتظار دارد که 3% تولید ناخالص داخلی، به پژوهش تخصیص داده شود. سوئد با اختصاص 4% از تولید ناخالص داخلی خود به این منظور، برای آموزش عالی و پژوهش در جامعه و کشور سوئد اهمیت و ارزش ویژهای قائل شده است. 36 مرکز آموزش عالی و حدود 10 مؤسسه غیرعمومی در سوئد فعالیت میکنند (Universitetskanslersämbetet, 2013, p. 10).تصمیم درباره تأمین مالی مؤسسات آموزش عالی ازسوی مجلس انجام میگیرد. هرساله دولت سقف میزان منابع مالی برای مؤسسات آموزش عالی را تعیین میکند، ولی تخصیص میزان آن برای هر مؤسسه زیر نظر مجلس انجام میشود. این میزان، براساس عملکرد و تعداد دانشجوی پذیرفتهشده در هر مؤسسه، متغیر است (Universitetskanslersämbetet, 2013, p. 16).از سال 2013 به بعد، ارتقای کیفیت آموزشی در دوره اول و دوم آموزش عالی به ارزیابی عملکرد آموزشی هر مؤسسه آموزش عالی بستگی دارد که بهوسیلة شورای ملی آموزش عالی انجام میشود.برنامهها و اصلاحات پیشروچشمانداز توسعة آموزش عالیچشمانداز 2020 اتحادیه اروپا پنج حوزه کلی را دربر میگیرد: اشتغال، پژوهش، اقلیم، آموزش و فقر. در حوزه آموزش اهداف زیادی مطرح میشود که یکی از آنها داشتن دستکم دو سال آموزش عالی برای 40% اروپاییهای بین 30 تا 34 سال تا سال 2020 است. هدف سوئد، داشتن 40 تا 45% افراد 34-30 سال با حداقل دو سال آموزش عالی تا سال 2020 میباشد.یکی دیگر از اهداف این است که حداقل 20% این تعداد تحصیلات عالیه در خارج از کشور داشته باشند.دولت سوئد، در راستای اهداف ایجاد شغل، افزایش درآمد و کاهش فاصله طبقاتی و همچنین افزایش رفاه اجتماعی همه ساله تغییراتی در برنامههای خود بهخصوص آموزش ایجاد میکند. کاهش مالیات قشر کم درآمد، افزایش اشتغال، تشویق و حمایت از کارآفرینی و بستههای حمایتی در آموزش ابتدایی، میانی و عالی همگی از محورهای این تغییرات هستند.تمرکز بر روی آموزشگرانبررسی بینالمللی آموزش نشان میدهد که:·آموزشگران جایگاه بسیار پایین خود را درک میکنند؛ تنها 5% فکر میکنند که حرفة تدریس در علوم مجاز است (در مقایسه با میانگین 19% از اتحادیه اروپا). این ممکن است مانع استخدام و بقای آنان در مجموعه شود، حتی اگر آموزشگران در سوئد (بیشتر از 90%) از کار در مدرسه خود لذت ببرند. جذب آموزشگران مجرب، برای به چالش کشیدن مدرسه کاری دشوار است. تنها 64% از آموزشگران (در مقایسه با میانگین 71% از اتحادیه اروپا) احساس میکنند که آنها میتوانند دانشآموزان علاقهمند به کار مدرسه را ترغیب کنند.·نسبت بالا دارای بازخورد در مدرسه رایج (32%) هستند و تنها سهم کوچکی از آموزشگران در برنامه تحصیل رسمی، در طی نخستین استخدام رسمی خود (11% کمترین سهم در اتحادیه اروپا) دارند؛ ازطرفدیگر، به قول رئیسان مدرسه، ارزشیابی وسیع است: تنها 4% از آموزشگران (در مقایسه با میانگین 16% از اتحادیه اروپا) هرگز بهطور رسمی ارزشیابی نمیشوند.·نسبت آموزشگرانی که در مدارسی کار میکنند که رؤسای آنها کمبود کارکنان (32%) را گزارش میکنند و برخی فعالیتهای پیشرفت حرفهای را در 12 ماه گذشته (83%) برعهده میگیرند، نزدیک به میانگین اتحادیه اروپا است. این همچنین دربارة سهم آموزشگرانی که از فنّاوری اطلاعات و مخابرات برای طرحهای دانشآموزی و کار کلاسی (34%) استفاده میکنند، صادق است (OECD, 2013).بهبود موقعیت و جذب حرفة آموزش، از سال 2011 اولویتی دولتی بوده است. به لطف اصلاح پیشرفت شغلی 2013م، یکششم آموزشگران از حقوق افزوده و دورههای پیشرفت شغلی، برای به اصطلاح «آموزشگران الگو» و «رئیسان مافوق» بهره میگیرند؛ دولت همچنین از آموزش خدماتی آموزشگر در یادگیری مشترک پشتیبانی میکند. بر پایه موفقیت «ارتقای ریاضیات»، بهعلت سرمایهگذاری فزاینده SEK 500 میلیون از بودجه بهار 2014م، حدود 40000 آموزشگر میتوانند در آموزش «ارتقای خواندن» در 2018-2015 شرکت کنند. در پاییز 2014، نخستین «مدارس آموزشی» برای آموزش آموزشگران شروع بهکار کرد.اشتغالپذیری زیاد تحصیل مبنی بر کار، کارآموزی و یادگیری بزرگسالانمشارکت دانشآموزان راهنمایی در آموزش حرفهای کاهش مییابد، اما نزدیک به میانگین اتحادیه اروپا (4/49% در مقایسه با 4/50% در 2012م) باقی میماند. نرخ استخدام برای دانشآموختگان دوره راهنمایی (2/80% در 2013م) بالای میانگین است و از سال 2010 بیشتر افزایش یافته است. گرچه جمعیت جوانان (پانزده تا بیستوچهارساله) بدون تحصیل، استخدام یا مهارت، یکی از پایینترین نرخها در اتحادیه اروپا (5/7% در 2013م) است، اما نرخ بیکاری جوانان بالا باقی مانده است (4/23% در سال 2013م).مشارکت بزرگسالان (بیستوپنج تا شصتوچهارساله) در یادگیری مادامالعمر، معمولاً بالا بوده است و یکی از بالاترین نرخها در اتحادیه اروپا باقی مانده است (1/28% در مقایسه با 5/10% در سال 2013م). گرچه نرخ بالای مشارکت، تفاوتهای جنسی بزرگی را سرپوش میگذارد: درحالیکه نرخ مشارکت برای زنان 1/35% است، این نرخ برای مردان فقط 3/21% است؛ بهعلاوه، مشارکت افراد، با سطح تحصیلی پایین که از تحصیل بیشتر بهره میگیرند، عقب مانده است (7/19% در سال 2013م).مطالعه مهارتهای بزرگسالان نشان میدهد که بزرگسالان (در سن 65-16) در سوئد، عملکردی بالای میانگین در هر سه حوزه دارد: سواد، توانایی شمردن و حل مشکل در محیطهای پر از فنّاوری. در واقع، سوئد بیشترین سهم را در امتیازدهی بزرگسالان در حل مشکل در محیطهای پر از فنّاوری در اتحادیه اروپا دارد. سهم بزرگسالان با مهارت پایین (امتیازدهی در سطح یک یا پایین) حدود 13% در سواد و 15% در قابلیت شمردن است که بسیار پایینتر از میانگین اتحادیه اروپا (بهترتیب، 19% و 24%) است. امتیاز جوانان (در سن 24-16) بهطرز چشمگیری بالای میانگین اتحادیه اروپا در سواد و قابلیت شمردن است. بهعلاوه، مهارت آنها در سواد و حل مشکل، بیشتر از مهارت کل جمعیت است، اما در قابلیت شمردن، اندکی کمتر است. شکاف مشخص مهارتها میان شاغل بودن و بیکار بودن برای سواد و قابلیت شمردن وجود دارد. این شکاف، در مهارت سواد میان متولدان سوئد و متولدان خارج نیز بیشتر از میانگین اتحادیه اروپا است.قانون آموزشی 2010م درصدد است که با معرفی یادگیری مبنیبر کار، ازجمله کارآموزی در تحصیل و پرورش حرفهای در سطح راهنمایی و بالاتر، تحصیل را بیشتر به بازار کار مرتبط سازد. بااینهمه، از سال 2011، کارآموزی دستخوش رسیدگی کمتر، نرخهای بالای ترک تحصیل و نبود علاقه از جانب دانشآموزان و کارمندان شده است. «اصلاح کارآموزی جدید» ازجمله گزارش بودجه در سال 2014، هزینههای اضافی در محل کار را برای کارآموزان جبران میکند، و مشوقهای مالی را به شرکتها عرضه میکند تا برای شاگردی بهکار بگیرند، و مزایایی برای شهرداریها و سازمانهای بخش کارمندان ارائه میکند تا به پیشرفت یادگیری و کارآموزی مبنیبر کار، در برنامههای حرفهای کمک کنند؛ بهعلاوه، یک قانون جدید استخدام در 1 جولای 2014 وارد کار شده است، که حقوق را به کارآموزان مدرسه ارائه میکند. اصلاحیه 2014م گامی مهم در تثبیت نظام کارآموزی در سوئد را نشان میدهد، به این شرط که اقدامات بهطور مناسب انجام شوند و از جانب شرکای اجتماعی، کاملاً پشتیبانی شوند.سوئد یک برنامه اجرای ضمانت جوانان را در دسامبر 2013 ارائه کرد. بنابراین، مهمترین چالش در ارائه تضمین جوانان، پیشرفت راهبردهای برتر برای جوانانی است که از تحصیل و بازار کار به دور هستند. از دیدگاه آموزش، ایجاد مشارکت معتبر میان شهرداریها، آموزشدهندگان و فعالان بازار کار، اقدام موفقیتآمیزی خواهد بود. مقدمات ارائه و ارزیابی، کماکان برای طرح کلی و تکتک اقدامات تدارک دیده میشود.یادگیری بزرگسالان در سوئد، مسئول نیازهای یادگیرندهها است. این همچنین با ساختارها و ابزار مالی کافی، برای اجرای سیاستهای مدنظر مشخص میشود. بزرگسالان بدون تحصیل اجباری کامل، حق دارند تا ازطریق آموزشدهندگان بزرگسال، از نو وارد آموزش شوند. تحصیل بزرگسالان در سطح راهنمایی، بالاتر متناظر با سطوح برای شاگردان در مدرسه سطح راهنمایی بالاتر است، و قصد دارد تا به بزرگسالان در بازار کار و/یا مطالعات بیشتر، مهارت بخشد. بهعلاوه، دورههای سه ماهة محرک مطالعه، که با مدارس عالی مردمی سازمان مییابد، جوانان بیکاری را هدف قرار میدهد که مدرسه را بدون تحصیل اجباری کامل یا سطح راهنمایی بالاتر ترک کردهاند. یک برنامه مشابه که به کار رفته است، مهاجران را مدنظر میگیرد. در مارس 2014، دولت قصد خود مبنیبر استعلام احتمال ارائه مدارس عالی مردمی، مانند آموزش و شناختدهندگان را اعلام کرد.کتابشناسیدبیرخانة شورای عالی انقلاب فرهنگی. (1382). «نظام آموزشی سوئد». نظام آموزش کشورهای جهان. بازیابی شده از: http://mahshar.com/world/research/edupol/countries.phpcswedens3-2.htm
Ahola, S., Hedmo, T., Thomsen, J. P., and Vabø, A. (2014). Organisational Features of Higher Education; Denmark, Finland, Norway and Sweden. Retrieved from: https://www.soc.ku.dk/ansatte/VIP/?pure=files%2F131533590%2FNIFUworkingpaper2014_14.pdf.
Åstrand, B .(2006). Aspects of Recent Reforms of Teacher Education in Sweden. in P. Zgaga (ed), Modernization of Study Programmes in Teachers’ Education in an International Context. Retrieved from: http://umu.diva-portal.org/smash/get/diva2:150395/FULLTEXT02.pdf.
Central Intelligence Agency. (2015). “Sweden”. The World Factbook. Retrieved from: http://www.cia.gov
EP-Nuffic. (2014). Country Module Sweden. Retrieved from: https://www.nuffic.nl/en/subjects/education-and-diplomas-sweden/
European Commission. (2014). Education and Training Monitor 2014. Retrieved from: http://ec.europa.eu/assets/ eac/education/library/publications/monitor14_en.pdf.
Holzer, S. (2007). “The Expansion of Higher Education in Sweden and Issue of Equality of opportunity”. CAFO Working Papers, (5).
International Bureau of Education. (2011). “Sweden”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
Khan, M. (2012). Education System in Sweden. Retrieved from: http://bpnetwork.ca/whitepaper_files/Sweden-Education. pdf.
OECD. (2012). “Sweden”. Education at a Glance 2012: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary. org/docserver/eag-2012-54-en.pdf?expires=1538214920& id=id&accname=guest&checksum=6DDCCBCD7564DB48BDECC8C851ACCDBD
OECD. (2013). “Sweden”. Education at a Glance 2012: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary.org/ docserver/eag-2013-73-en.pdf?expires=1538222858&id= id&accname=guest&checksum=714AFB9E9171714ADD7D2493A65C9E7E
Sally, B. and Leena, H. (2001). Managing Multilingualism in a European Nation-State Challenges for Sweden. Clevedon: Multilingual Matters.
Swedish Council for Higher Education. (2013). The Swedish Higher Education System. Retrieved from: https://www.uhr. se/globalassets/_uhr.se/bedomning/diploma-supplement/ the_swed_high_system.pdf.
Universitetskanslersämbetet. (2013). Higher Education in Sweden: 2013 Status Report. Retrieved from: http://english.uka.se/download/18.5d85793915901d205f911834/1487932593308/status-report-statistics-higher-education-sweden-2013.pdf.
Universitetskanslersämbetet. (2014). Higher Education in Sweden: 2014 Status Report. Retrieved from: http://english.uka.se/download/18.57b1ff5a15a444399ff73256/1487932592462/higher-education-in-Sweden-2014-status-report.pdf.
Wikström, C. (2006). “Education and Assessment in Sweden”. Assessment in Education Principles Policy and Practice, 13(1), 113-128.
Woodhall, M. (2007). Funding Higher Education: The Contribution of Economic Thinking to Debate and Policy Development. Retrieved from: https://siteresources. worldbank.org/EDUCATION/Resources/278200-1099079877269/547664-1099079956815/Funding_ HigherEd_wps8.pdf.
http://country-facts.findthedata.com/q/178/2395/ What-is-the-literacy-rate-in-Sweden-a-country-in-the-continent-of-Europehttp://www.hotcoursesabroad.com/india/find-your-course/how-to-shortlist-universities/top-10-universities-in-sweden-2013/
http://www.scb.se/en_/Finding-statistics/Statistics-by-subject-area/Population/Population-composition/Population-statistics /Aktuell-Pong/25795/Yearly-statistics--The-whole-country/ 26040/
شهرام هاشمنیا، مرتضی آذرخشی
نظام آموزش عالی سوئیس
Swiss Higher Education System
پایتخت: برننوع حکومت: دولت فدرالزبان رسمی: آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی و رومانشمساحت: 41285 کیلومترمربعجمعیت: 7623438 نفر (2010م)تعداد دانشجویان: 250073 نفر (2010م)تعداد اعضای هیئت علمی: 41475 نفر (2009م)تولید ناخالص ملی: 677 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 1/5% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 5/15% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیکشور سوئیس، یکی از کوچکترین کشورهای اروپای غربی است که از شمال به آلمان، از شرق به اتریش و لیختناشتاین، از جنوب به ایتالیا و از غرب به فرانسه محدود است. این کشور از هر دو سو به خشکی منتهی میشود. کوهستانهای آن، با کوههای بلندی احاطه شده است که ارتفاع برخی از آنها به 4000 متر میرسد. آبوهوای قارهای و تابستانهای گرم و زمستانهای سرد دارد. رودخانههای چندی در این کشور جریان دارند که عمدهترین آنها راین، آر و رون است. جنگلهای سوئیس، وسعت و تراکم فراوانی دارند. اما بهعلت بارش بارانهای اسیدی حاصل از نشت گازهای سمی کارخانههای همسایه، با خطر روبهرو هستند (جعفری 1382). این کشور چهارراه بینالمللی واقعی است و بهرغم شرایط طبیعی نامساعد (کمبود زمین قابل کشت و معادن بسیار کم)، توانسته است به قدرت بزرگ اقتصادی و مالی تبدیل شود.یکی از ویژگیهای این کشور، تراکم جمعیتی بالای آن است که معادل 2/179 نفر در هر کیلومترمربع است. مردم سوئیس به چهار زبان صحبت میکنند: 7/63% به آلمانی، 4/20% به فرانسه، 5/6% به ایتالیایی، 5/0% به رومانش و 9% دیگر زبانها. هر منطقه دارای زبان رسمی (اداری، حقوقی) خود است که زبان آموزشی آن منطقه نیز بهشمار میآید. مذهب 2/46% از مردم این کشور کاتولیک، 40% پروتستان، 2/2% مسلمان، 1% ارتدوکس مسیحی، 3% یهودی است و 3/10% پیرو ادیان دیگرند. آنها بیشتر ساکن میتلند، یعنی قسمت پست کشور و درههای کوهستانی آن، هستند. 7/20% از جمعیت این کشور را خارجیان تشکیل میدهند (2006م). در این کشور، نرخ شهرنشینی، برخلاف سایر کشورهای اروپایی، بسیار کم است. شهرهای مهم آن عبارتاند از: برن (پایتخت)، ژنو، بال، لوزان و زوریخ که پایتخت اقتصادی کشور بهشمار میآید.پرورش دام و بهرهبرداری از جنگل، ازجمله مشاغل مهم در مناطق کوهستانی سوئیس است. کمتر از 5% از مردم این کشور به کشاورزی اشتغال دارند و عمدهترین محصولات کشاورزی آن، چغندرقند، گندم، سیبزمینی، سیب، جو و گندم است. فراوردههای بهدست آمده از شیر نیز از تولیدات اصلی این سرزمین در زمینة مواد غذایی است.سوئیس منابع زیرزمینی بسیار کمی دارد و بههمینعلت، بیشتر مواد خام مورد نیاز خود را از سایر کشورها وارد و در عوض، کالاهای ساختهشده در کشور را صادر میکند. توسعة صنعتی در سوئیس، اساساً به شرایط تاریخی آن مربوط میشود. صنایع نساجی، غذایی، ساعتسازی، داروسازی و کارهای چوبی ازجمله مهمترین صنایع آن بهشمار میآیند.افزونبرآن، صنعت جهانگردی، درآمد چشمگیری برای این کشور ایجاد کرده است؛ علاوهبراین، سوئیس نقش مالی بزرگی بهعهده دارد؛ زیرا نظام بانکی این کشور سرمایههای خارجی فراوانی را به خود جلب میکند. این موضوع باعث شده که سطح زندگی مردم بالاترین سطح را، همانند سوئد، در اروپا داشته باشد.کنفدراسیون سوئیس در 1291م تأسیس و در 1848م تبدیل به حکومت فدرالی شد. قانون اساسی این کشور در 1874م ساختار کاملاً جدیدی بهخود گرفت و مردمسالاری مستقیم را ازطریق برگزاری همهپرسی برای مسائل مهم کشوری در نظر گرفت.سوئیس از 26 ایالت تشکیل شده است که هر کدام، یک حکومت را تشکیل میدهند و ساختار سیاسی و اداری شبیه به کنفدراسیون یعنی قوة قانونگذاری، اجرایی و قضایی دارند و از استقلال مالی نیز برخوردارند. اما ساختار حکومتی هریک از ایالتها متفاوت با دیگری است. هر ایالت به چندین بخش یا کمون تقسیم میشود. در مجموع، 2715 کمون در این کشور وجود دارد که هریک از استقلال نسبی برخوردارند. این استقلال و مردمسالاری در نظام آموزشی آنها نیز بازتاب یافته است.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالینظام آموزشی کنفدراسیون سوئیس، از پیچیدگی و یگانگی ویژهای برخوردار است؛ چرا که بهرغم آنکه، دولت بهموجب قانون تأمین آموزش از دورة پیشدبستانی تا آموزش عالی را بردوش دارد، اما هر ایالت (کانتون)، اختیارات ویژهای دارد؛ بهگونهای که ساختار آموزشی در کانتونها از تنوع بسیاری برخوردار است. همهنگام، باتوجهبه اینکه پرداختن به مسائل آموزشی و فرهنگی، ازجمله کارویژههای کانتونها بهشمار میآید، برای ایجاد و هماهنگی بیشتر میان آنها، «کنفرانس مدیران آموزش عمومی کانتونهای سوئیس» با گردهمایی 26 رایزن دولتی مسئول آموزش، به هماهنگسازی مسائل آموزشی در گسترۀ ملی میپردازد. در چنین ساختاری تعیین اصول و اهداف و حتی ساختارها در سطوح گوناگون انجام میگیرد. بهموجب آخرین گزارش انتشاریافته در سال 2010 که برای نخستینبار، اهداف کلی نظام آموزشی برمبنای توافق میان کانتونی دربارة موزونسازی آموزش اجباری (هارموس) تدوین شده است. اهداف نظام آموزشی در گسترۀ ملی چنین توصیف شدهاند:·بهدست آوردن دانش و مهارت؛·توسعه هویت فرهنگی؛·فراگیری رفتاری مسئولانه در برابر دیگران و محیطزیست.افزونبراین اصول کلی، در موافقتنامه یادشده پذیرفته شده که به موزونسازی ساختارها و اهداف آموزشی در گسترۀ ملی پرداخته شود. هدف از این موزونسازی، افزایش توان جابهجایی فراگیران است. این موافقتنامه از ماه اوت 2009 به مورد اجرا گذاشته شده است؛ اما برای اجرایی ساختن آن در همة کانتونها 6 سال فرصت در نظر گرفته شده و قرار است تا آغاز سال تحصیلی 2016-2015 همة کانتونها، تغییرات پیشنهادی را بهکار بندند که دربرگیرندۀ بازه زمانی یکسان دورههای آموزشی و اهداف بنیانی گذر از دوره آموزشی به دورة بالاتر است. درخور یادآوری است که تغییرات پیشنهادی، با آرای 86 درصدی مردم سوئیس، بهمثابه مادۀ نوینی در ماه مه 2006 در قانون اساسی این کشور (ماده 64 بند 4) گنجانده شده است.توافق موزونسازی نظام آموزشی دربرگیرنده نکات زیر است:1. موزونسازی ساختارها1-1. اجباری شدن دوره دوسالۀ پیشدبستانی برای کودکان ردۀ سنی 4 سال؛1-2. دوره آموزش اجباری یازده سال خواهد بود: دو سال پیشدبستانی، شش سال دبستان و سه سال دوره نخست میانی (3+ 6+ 2). همهنگام، برای منطقه تسن دوره نخست میانی چهار سال پذیرفته شده است.2. موزونسازی اهداف2-1. موزونسازی قلمرو آموزش پایه که برای نخستینبار، در گسترۀ ملی تعیینشده عبارتاند از: زبانها (زبان آموزشی، دومین زبان ملی و یک زبان خارجی دیگر)، ریاضیات، علوم طبیعی، علوم انسانی و اجتماعی، موسیقی، هنر و فعالیتهای آفرینشگر، تحرک و بهداشت.2-2. بر پایه موافقتنامه هارموس، نخستین زبان خارجی از سال سوم ابتدایی و دومین زبان خارجی از سال پنجم ابتدایی آموزش داده میشود که دربرگیرندۀ زبان ملی و زبان انگلیسی است. سطح آشنایی با این سه زبان، در پایان دوره آموزشی یکسان باید باشد.2-3. طرحهای آموزشی، لوازم آموزشی و ابزار ارزیابی برمبنای استانداردهای ملی، هماهنگتر خواهند شد.2-4. استانداردهای آموزشی، این استانداردها برای آموزش اجباری، که ازسوی کنفرانس مدیران آموزش عمومی تعیین میشوند، در گام نخست چهار قلمرو زبان آموزشی، زبانهای خارجی، ریاضیات و علوم طبیعی را برای پایان سال دوم، ششم و نهم و یا با در نظر گرفتن دوره آموزشی پیشدبستانی، برای سال چهارم، هشتم و یازدهم در نظر گرفته شده است. این استانداردها از سال 2010 به اجرا گذاشته میشوند. تصویب و پایش این استانداردها بهوسیلة کنفرانس یادشده انجام میشود.3. پایش آموزشبا همکاری کنفدراسیون و کانتونها برای گردآوری اطلاعات کامل، درباره مجموعة نظام آموزشی سوئیس انجام میشود. هر چهار سال یکبار گزارشی در این مورد تهیه میشود که از آن برای بنیان تصمیمگیریها درباره نظام آموزشی استفاده میشود که تاکنون دو گزارش در سالهای 2006 و 2010 تهیه شده است.برای سنجش دستیابی به استانداردها، ارزیابیهای دورهای، در چهارچوب پایش نظام آموزشی بهوسیلة کنفرانس مدیران آموزش عمومی انجام میشود. این ارزیابیها، بر روی جامعۀ نمونه انجام میشود و مبنای داوری عملکرد فردی آموزشگران و فراگیران بهشمار نمیآید. جزئیات دقیق مربوط به سطح دانش و مهارتهایی که دانشآموزان لازم است در دورههای آموزشی و در هر کلاس فرابگیرند در اسناد جداگانهای درج شده است و ارزیابیها برمبنای آنها انجام میشوند. دانش و مهارتهای بنیانی که در سال 2011 به تصویب کنفرانس مدیران آموزش عمومی رسیده، برای اجرای مستقیم آموزشی نیست، بلکه بیشتر برای استفاده تدوینکنندگان برنامههای درسی و دیگر دستگاههای آموزشی و نهادهای ارزیابی است. نگاره 1 چگونگی کاربست اهداف ملی آموزش را به تصویر کشانده است.ساختار نظام آموزشیآموزش در سوئیس، از پیشدبستانی گرفته تا آموزش عالی، بردوش دولت است که 26 کانتون را دربر میگیرد. همهنگام زبان آموزش در مدارس میتواند آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی یا رومانش باشد؛ به سخن دیگر، کانتونها از درجة خودگردانی بالایی در نظامهای نهادهای آموزشی برخوردارند؛ بهگونهای که هر کانتون، میتواند ساختار نظام آموزشی، برنامه درسی و روزهای تعطیل خود را برگزیند.در واقع سازماندهی فدرالی و تمرکززدایانه در نظام آموزشی، پاسخی مناسب به دگرپذیری فرهنگی کشوری چندزبانه و سنتهای آموزشی منطقهای آن است. اگرچه بهتازگی کوششهایی نیز برای موزونترسازی قلمرو آموزش پایه، در حال انجام است؛ تا یکپارچگی بیشتری در برخی امور آموزشی، ازجمله: سن ورود به مدرسه و طول مدت تحصیل و غیر آن به وجود آید. بهرغم چنین گسترۀ وسیعی از اختیارات در سطح کانتونها در مجموع میتوان نظام آموزش سوئیس را به سه دوره ابتدایی، میانی و عالی و یا دوره پیشدبستانی، آموزش اجباری و آموزش غیراجباری تقسیم کرد.آموزش پیشدبستانی، بهمثابه دورة آمادهسازی برای ورود به دورة ابتدایی، تلقی میشود. ثبتنام در این دوره، اگرچه اختیاری است، اما حدود 95% دانشآموزان سوئیس، این دوره و آموزش اجباری را در مدارس عمومی میگذرانند. تنها 5% از دانشآموزان، در مدارس خصوصی ثبتنام میکنند.آموزش دوره میانی نیز به دو دورۀ اجباری و غیراجباری تقسیم میشود، که دوره نخست آن در دوره اجباری قرار دارد. آموزش اجباری، بنیان نظام آموزشی سوئیس را تشکیل میدهد که معمولاً نُه سال به درازا میکشد که دربرگیرندۀ شش سال آموزش ابتدایی و سه سال دورة نخست میانی است؛ دوره سوم میانی سه تا چهار سال به داراز میکشد و دارندگان گواهینامه این دوره آموزشی، میتوانند به دورههای آموزش عالی راه یابند. دارندگان دیپلم میانی یا گواهینامه رشدیافتگی میتوانند به دانشگاههای علمی سنتی راه یابند. درصورتیکه این افراد بخواهند در نهادهای آموزش عالی علوم کاربردی ثبتنام کنند، نیازمند گذراندن دوره یکسالة آمادگی هستند. دانشآموزان، در دوره دوم میانی میتوانند در دورههای فنیوحرفهای نیز شرکت کنند که در این صورت، گواهینامة رشدیافتگی حرفهای دریافت خواهند کرد. دریافت این گواهینامه راه آنها را برای ورود به بازار کار و یا ادامه تحصیل در نهادهای آموزش عالی علوم کاربردی یا تربیت آموزشگر بازخواهد کرد.آموزش عالی در سوئیس، از نظام دو پایه برخوردار است و دربرگیرنده مطالعات علمی در دانشگاههای علمی سنتی و آموزشهای فنیوحرفهای در مؤسسههای فنّاوری یا مدارس عالی تخصصی است.ایجاد دانشگاههای علوم کاربردی که در چهارچوب توسعة نظام آموزش عالی سوئیس انجام گرفته است، در نظر دارد این نهاد نوین را هم سطح دانشگاههای سنتی قرار دهد.دانشگاههای ایالتی کانتونی، که شمار آنها در سوئیس به 10 دانشگاه میرسد و پردیرینهترین آنها در بازل قرار داد که در سال 1460 بنیاد نهاده شده است. دانشگاه ایتالیایی زبان سوئیس و لوسرن نیز از نوپاترین نهادهای آموزش عالی این کشور بهشمار میآیند.مؤسسههای فنّاوری فدرالی، شمار آنها به 2 مؤسسه میرسد و کارویژۀ آنها، تربیت مهندسان، معماران و دانشمندان حرفهای است.دانشگاههای علوم کاربردی، از سال 1997 آغاز بهکار کردهاند و هماکنون شمار آنها به 7 دانشگاه میرسد. مأموریت این دانشگاهها، دربرگیرندة آموزش پژوهش کاربردی و توسعهای، عرضة خدمات به طرفهای دیگر و همکاری با دیگر نهادهای آموزشی و پژوهشی در سوئیس و خارج از آن است. دورههای آموزشی این دانشگاهها فنی- مهندسی است، ازجمله: فنّاوری اطلاعات، معماری، شیمی، علوم زندگی، تجارت، مدیریت و خدمات، طراحی، ورزش، روانشناسی کاربردی، زبانشناسی کاربردی، موسیقی و تئاتر، کارهای اجتماعی و غیر آن است.دانشگاههای تربیت آموزشگران، این نهادهای آموزشی دیرینۀ چندانی در سوئیس ندارند و بیشتر آنها، بخشی از دانشگاه عمومی کانتونی یا دانشگاه علوم کاربردی بهشمار میآیند. شمار آنها هماکنون به 16 میرسد.نگاره 2 سیمای کلی نظام آموزشی سوئیسی را به تصویر میکشاند.بهعلت پیچیدگی نظامی ناشی از تقسیم مسئولیتهای آموزش عالی، میان مقامهای فدرالی و کانتونی، کنفرانس دانشگاهی سوئیس که نهادی با همکاری مشترک در سطح فدرالی و کانتونی است، تصمیم گرفته اصلاحات پیشنهادی بیانیه بلونیا را در نظام آموزش عالی این کشور پیاده کند. براساس این اصلاحات که از سال 2009 آغاز و تا سال 2006 بهطور کامل به اجرا درآمد، 70% برنامههای آموزشی ساختار کارشناسی/ کارشناسی ارشد را به اجرا درآوردند، همهنگام، دورههای بلندمدت، هنوز در رشتههای دامپزشکی، پزشکی و دندانپزشکی نیز وجود دارند که دستکم شش تا هفت سال، بهطول میانجامد.بههرحال، دورۀ نخست آموزش عالی، یا دورۀ کارشناسی، دربرگیرندة سه سال آموزش تماموقت است که در دورههای عمومی، به دریافت مدرک کارشناسی میانجامد. در دورههای تربیت آموزشگر نیز این دورهها بهترتیب سه سال برای آموزشگران ابتدایی و چهار سال برای آموزشگران میانی است. دوره دوم، یا کارشناسی ارشد، همچنان در بسیاری از رشتهها آمیختهای از دوره نخست و دوم است. کلاسهای دوره کارشناسی ارشد که بهتازگی وارد نظام دانشگاهی شده است، یک تا دو سال به درازا میکشد.تعیین طول مدت و محتوای دورة سوم دانشگاهی یا دکتری بهوسیلة هر دانشگاه بهصورت مستقل تعیین میشود. کلاسهای این دوره، معمولاً سه یا چهار سال و گاه ممکن است بیشتر طول بکشد. پذیرش در این دورهها، برمبنای رشته تحصیلی کارشناسی ارشد انجام میشود. ازآنجاکه ساختار یگانهای برای این دوره وجود ندارد، مباحثاتی برای همسانسازی این دوره آموزشی نیز آغاز شده است.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیدادههای آماری مربوط به نظام آموزش عالی سوئیس، برمبنای نهادهای گوناگون موجود در این کشور گردآوری میشود. مدارس عالی دانشگاهی، دربرگیرندۀ 10 دانشگاه کانتونی: بال، برن، فریبورگ، ژنو، لوزان، لوسرن، نوشاتل، سنت گال، زوریخ و اسویسرا ایتالیانا، 2 مدرسه پلیتکنیک فدرالی لوزان و سوئیس، مؤسسة آموزش از دور دانشگاهی سوئیس (بریگ) و مؤسسه دانشگاهی کورت بوش (سیون) است. سیر تحول آماری دانشجویان مدارس عالی دانشگاهی در جدول 1 بازتاب یافته است. مدارس عالی تخصصی دربرگیرنده مدارس فنیوحرفهای و همچنین مدارس تربیت آموزشگران است. سیر تحول آماری دانشجویان این مدارس تخصصی در جدول 2 بازتاب یافته است.سیمای کلی جمعیت فراگیران نظام آموزشی سوئیس از پیشدبستانی تا دانشگاهی، در سال تحصیلی 2010-2009 در جدول 3 نمایش داده شده است. سه نکته در این دادهها درخور درنگ بیشتری است: نخست ترکیب نسبتاً متعادل جمعیت دانشجویی ازنظر جنسیت است که با ترکیب جنسیتی دورههای پیشین نیز هماهنگی دارد و دختران، حدود نیمی از جمعیت دانشجویی را تشکیل میدهند؛ دوم جمعیت فراگیران خارجی در دورههای گوناگون آموزشی است که بیش از یکپنجم جمعیت فراگیران این کشور را پوشش میدهد. و نکته پایانی، سهم اندک بخش خصوصی در نظام آموزشی سوئیس است. اگرچه سهم 3/8 درصدی بخش خصوصی در آموزش عالی، نسبت به دیگر دورههای آموزشی فزونی دارد، اما باید در نظر داشت که بیشتر این مشارکت، مربوط به دورههای مهارتآموزی است و نه آموزشی و دانشگاهی.جدول 4، نشاندهندة جمعیت دانشجویی برمبنای دورههای آموزش عالی است. موزون بودن ترکیب جنسیتی دانشجویان در دورههای گوناگون آموزشی، میتواند بیانکنندة توسعه متعادل آموزش عالی در این کشور تلقی شود. سهم دانشجویان خارجی در دورههای دکتری که حدود نیمی از جمعیت دانشجویی این دوره را پوشش میدهد، نیز بسیار چشمگیر است.شمار و ترکیب جنسیتی دانشجویان دورههای آموزشگری در جدول 5 نمایش داده شدهاند. سهم غالب دختران در این دورهها، نشاندهندة بافت جمعیتی آموزشگران در سوئیس است که بیش از سهچهارم آنها را تشکیل میدهند. این ترکیب جمعیتی، در بسیاری از کشورهای پیشرفته دیده میشود. سیر تحول جمعیت دانشجویی برمبنای گروههای اصلی آموزشی، در مدارس عالی دانشگاهی و تخصصی بهطور جداگانه در جدولهای 6 و 7 به تصویر کشیده شده است. سهم دختران بهترتیب در گروههای علوم انسانی، پزشکی، داروسازی و حقوق، بر پسران چیرگی دارد. اما در گروههای علوم فنی، اقتصاد، علوم دقیق و طبیعی، پسران بهترتیب، سهم بیشتری از دختران دارند. دانشجویان خارجی نیز وضعیت مشابهی بسان پسران دارند؛ بهگونهای که در علوم فنی و پس از آن در گروههای علوم دقیق و طبیعی و علوم اقتصادی بیشترین حضور را دارند. همهنگام توازن جنسیتی در تمامیت دورههای دانشگاهی بهچشم میخورد. اگرچه در فرایند زمانی سهم دختران در همة گروههای آموزشی فرایندی فزاینده را پشت سرگذاشته است.سیر تحول جمعیت دانشجویی در مدارس عالی تخصصی که دربرگیرندۀ گروههای آموزشی فنیوحرفهای بسان معماری، سازه و برنامهریزی، فنی و فنّاوری اطلاعات، شیمی، کشاورزی، اقتصاد و خدمات، طراحی، ورزش، زبانشناسی کاربردی، کارهای اجتماعی، روانشناسی کاربردی بهداشت و تربیت آموزشگران است، در جدول 7 نمایش داده شده است.بافت جمعیت دانشجویان خارجی که 2/27% دانشجویان مدارس عالی دانشگاهی و 8/32% جمعیت مدارس عالی تخصصی را تشکیل میدهند، در جدول 8 نمایش داده شده است. در مجموع، حدود 80% دانشجویان خارجی این کشور را اروپاییان و ازجمله ترکها تشکیل میدهند و دانشجویان آسیایی، امریکایی، افریقایی و اقیانوسیه و استرالیا بهترتیب ردههای بعدی را دربر میگیرند.
وضعیت کلی نیروی انسانی نهادهای آموزشی، در دورههای گوناگون در جدول 9 نمایش داده شده است. یادآوری میشود که دادههای شفافی درباره وضعیت آموزشگران دورههای عالی و بهویژه نشانگر دقیقی درباره نسبت استاد به دانشجو، در دسترس نیست.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی ازجمله ویژگیهای نظام آموزشی سوئیس، برخورداری از ساختاری کاملاً غیرمتمرکز است. اختیارات مربوط به آموزش میان کنفدراسیون، کانتونها و محلههای (کمونها) تقسیم شده است؛ اما بیشتر تصمیمهای مربوط به آموزش ابتدایی و میانی در سطح کانتونها انجام میشود؛ همچنین تأمین بیشتر منابع مالی مدارس در دوره اجباری بردوش کانتونهاست؛ بنابراین، در این کشور نهادی با نام وزارت آموزش ملی وجود ندارد. در عوض، در هر کانتون، نهادی با عنوان «وزارت آموزش» یا «دفتر آموزش» مسائل آموزشی را که به کنفدراسیون مربوط نمیشود، اداره میکند. چنین وضعیتی ناشی از در نظر گرفتن و احترام گذاشتن به تفاوتهای فرهنگی و زبانی مناطق گوناگون این کشور است.به سخنی دیگر، نظام آموزشی سوئیس بازنمای ساختار سیاسی این کشور است و براساس اصل «واگذاری تصمیمگیری به نهادهای کوچکتر»، کانتونها بیشترین نقش را در این زمینه ایفا میکنند. بهتازگی، گرایشهایی از تمرکزگرایی بیشتر در نظام آموزشی، به چشم میخورد. اگرچه، چنین کاری نیازمند تغییراتی در قانون اساسی بوده است که تغییر آن نیز نخست نیازمند بهدست آوردن موافقت مجلس و سپس به رأی مردم گذاشتن بوده است که باید دوسوم آرای مردم و کانتونها را به دست میآورد. در 21 مه 2006، پس از دو بار با شکست روبهرو شدن این تغییرات، در سالهای 1882 و 1973، مادهای به قانون اساسی افزوده شد که کانتونها را وادار میسازد با دخالت کنفدراسیون نظام آموزشی، خود را موزون سازند. بهاینترتیب، اصل «همکاری فدرالی» در نظام آموزشی جانشینی تصمیمگیری در نهادهای کوچک شده است.بهاینترتیب نظام مدیریت پراکنده آموزش به پایان رسید و نظام نوین میبایستی برای آموزش عالی تا سال 2010 و برای دوره آموزش اجباری تا سال 2013 به اجرا درآید. برمبنای قانون جدید، اگرچه، همچنان بار اصلی آموزش بردوش مقامات کانتونهاست، اما از کنفدراسیون و کانتونها، خواسته شده است تا با همکاری یکدیگر، برخی از عوامل اساسی آموزش را در عرصه ملی حلوفصل کنند. ازجمله: سن ورود به مدرسه، طول دورة آموزشی، اهداف هر دوره آموزشی، شرایط گذر از یک دوره آموزشی، به دورة بالاتر و بهرسمیت شناختن گواهینامههایآموزشی. بهموجب ماده 63 الف قانون اساسی، که بهتازگی به تصویب رسیده است، کنفدراسیون و کانتونها، همچنین میبایست با یکدیگر همة امور مدارس عالی را راهبری کنند. این ماده قانونی از سال 2012 به اجرا گذاشته خواهد شد. افزونبرآن، از این پس کنفدراسیون میتواند اصولی را برای آموزش پیوسته تعیین و از آن پشتیبانی کند. مهمترین نهادهایی که بهموجب قانون به ایجاد هماهنگی در عرصه ملی میپردازند عبارتاند از:کنفرانس مدیران آموزش عمومی سوئیس: اعضای این نهاد که کارویژه آنها در قلمرو کانتونها بسان وزرای آموزش در کشورهای همسایه است و در سوئیس از آنها با نام مدیر آموزش عمومی یاد میشود، عضو دولت کانتون خود بهشمار میآیند و بهطور معمول، امور ورزشی و فرهنگی را نیز بردوش دارند. مجموعه 26 نفری آنها، اعضای کنفرانس را تشکیل میدهند که به تصمیمگیری درباره مسائل آموزشی و فرهنگی در عرصه ملی میپردازند. اصلیترین وظیفههای این کنفرانس عبارتاند از:·تعیین پارامترهای اساسی نظام آموزشی (ساختارها، اهداف و گواهینامهها)؛·تضمین توان جابهجایی فراگیران در میان کانتونها و به رسمیت شناختن گواهینامهها در قلمرو ملی؛·مشارکت در تحول نظام آموزشی سوئیس؛·کنفرانس مدیران کارهای خود را به شکل موافقتنامه میان کانتونی، توصیه و بیانیه عرضه میکند.دبیرخانه دولتی آموزش و پژوهشاین دبیرخانه مسئولیت تهیه و اجرای سیاستهای آموزش عمومی، علوم، پژوهشها، آموزش دانشگاهی و مسائل هوا فضا را برعهده دارد و همچنین فعالیتهای اداری فدرالی را با همکاری کانتونها هماهنگ میکند.کارویژههای آن در قلمرو آموزش عبارتاند از:·مدیریت کمکهای مالی فدرال به دانشگاهها؛·نظارت بر اعتبارسنجی گواهینامههای آموزشی کانتونها یا خارجی و برگزاری آزمونهای نهایی؛·کمک مالی به کانتونها در زمینه بورسیههای تحصیلی؛·بورسدهی به دانشجویان و هنرمندان خارجی برای تحصیل در سوئیس؛·مدیریت و تأمین منابع مالی مشارکت سوئیس در برنامههای آموزشی مربوط به جوانان در سطح اروپا و بینالمللی.در قلمرو پژوهش کارویژههای آن به شرح زیر است:·تأمین منابع مالی صندوق ملی پژوهشهای علمی و فرهنگستانهای علمی سوئیس؛·حمایت از 20 مؤسسه پژوهشی فرادانشگاهی؛·مدیریت و تأمین منابع مالی مشارکت سوئیس در سازمانهای بینالمللی پژوهشی و دیگر همکاریهای پژوهشی بینالمللی؛·توسعة روابط دو و چندجانبه پژوهشی؛·هماهنگسازی فعالیتهای پژوهشی ادارات فدرالی با همکاری دفتر فدرالی آموزش حرفهای و فنّاوری.در قلمرو فضایی نیز کارویژهها عبارتاند از:·هماهنگسازی و ارتقای سیاستهای فضایی سوئیس در قلمرو ملی و بینالمللی؛·نمایندگی سوئیس در سازمانهای فضایی بینالمللی؛·هماهنگسازی فعالیتها در سطح کانتونها و مدیریت نهادهای ملی تشویقکننده.کنفرانس دانشگاهی سوئیس، از دیگر نهادهایی هستند که در قلمرو ملی و مناطق، در سیاستگذاری نهادهای آموزشی، مشارکت دارد. این کنفرانس در سال 2001 بهطور قانونی ایجاد و جانشین کنفرانس دانشگاهی پیشین شد. تصمیمهای این نهاد، در سطح ملی و مناطق الزامی است و دربرگیرنده موارد زیر است:·تعیین راهبردها درباره بازة زمانی دورههای تحصیلی و بازشناسی دستاوردها و مهارتهای مربوط به همة طرفهای مربوط؛·تعیین سهمهای مربوط به طرحها؛·ارزیابی دورهای فعالیتهای قطبهای پژوهشی ملی برای توزیع فعالیتها در میان دانشگاهها در عرصۀ ملی؛·به رسمیت شناختن نهادها یا رشتههای تحصیلی؛·تعیین راهبردها درباره ارزیابی آموزش و پژوهش؛·تعیین راهبردهای ارزشیابی دستاوردهای دانش پژوهشها.افزونبرآن، پیشنهادهای مربوط به همکاری و برنامهریزیهای چندساله و توزیع وظایف متوازن در میان نهادهای دانشگاهی نیز برعهده این کنفرانس است. مدیران آموزش عمومی دانشگاهی کانتونها، دو مدیر آموزش عمومی غیردانشگاهی کانتونها، دبیرکل دولتی آموزش و پژوهش، رئیس کنفرانس رؤسای دانشگاههای سوئیس، مسئول امور مدارس عالی دانشگاهی در دبیرخانه دولتی آموزش و پژوهش و مدیر دفتر فدرالی مهارتآموزی حرفهای و فنّاوری، اعضای این کنفرانس هستند.ساختار سازمانی این کنفرانس دربرگیرندۀ دبیرخانه عمومی، کمیسیونهای زیرمجموعه آن، کنفرانس رؤسای خدمات و امور دانشگاهی، دفتر ساختوساز دانشگاهی، کمیته راهبری فرصتهای برابر و کنسرسیوم کتابخانههای دانشگاهی و حسابداری تحلیلی است.کنفرانس دانشگاهی سوئیس، همکاری تنگاتنگی نیز با کنفرانس رؤسای دانشگاههای سوئیسی دارد که به امور علمی دانشگاهها میپردازد.کنفرانس رؤسای دانشگاههای سوئیس: با برگزاری نشستهای دورهای، به بررسی مسائلی میپردازد که نیازمند تفاهم دوسویه یا موضعگیری مشترک در قلمرو مدارس عالی است. این کنفرانس نیز در ژانویه 2001 بازسازماندهی شد و از آن پس، با هماهنگی با کنفرانس دانشگاهی سوئیس برنامهریزی راهبردی برای مدارس عالی را پذیرا شد. در واقع، این کنفرانس مجموعه دانشگاههای سوئیس را در برابر مقامات سیاسی، محافل اقتصادی، نهادهای اجتماعی و فرهنگی و همچنین جامعه، نمایندگی میکند و بر رد و بدل ساختن اطلاعات، هماهنگسازی فرایندها و توزیع مناسب وظایف میان دانشگاهها و مدارس عالی، نظارت دارد. همکاریهای بینالمللی علمی از دیگر قلمروهای فعالیت این نهاد بهشمار میرود که ازجمله میتوان به مسئولیت کاربست «بیانیه بلونیا» در مدارس عالی دانشگاهی سوئیس اشاره کرد.رؤسای 10 دانشگاه کانتونی و 2 مدرسه عالی حرفهای، اعضای این کنفرانس هستند که در چهارچوب یک دفتر (با یک رئیس و دو معاون) و با تشکیل کمیسیونهایی دربرگیرندۀ کارشناسان با تخصصهای گوناگون، وظایف خود را در زمینههای زیر انجام میدهد:·برنامهها، راهبردها و همکاری؛·پذیرش دانشجو و معادلسازی مدرکها؛·تضمین کیفیت، ارزیابی و اعتبارسنجی؛·همکاریهای بینالمللی و جابهجایی استادان و دانشجویان.جلسات این کنفرانس، معمولاً هر دو ماه یکبار برگزار میشود و تصمیمها برمبنای رأی اکثریت به تصویب میرسد.کنفرانس رؤسای دانشگاههای سوئیس، برای هریک از فعالیتهای خود هیئتهایی را برای فعالیتی ویژه طراحی میکند. درحالحاضر، 3 هیئت فعال هستند:·هیئت بلونیا؛·هیئت پژوهش؛·هیئت کیفیت.از دیگر نهادهایی که این کنفرانس برای انجام وظایف خود استفاده میکند، میتوان به کمیسیونهای دائمی، مانند کمیسیون برنامهریزی و هماهنگی و کمیسیون پذیرش و معادلسازی؛ شبکهها، کنفرانس دبیران کل مدارس عالی سوئیس و گروههای کاری موقت اشاره کرد.کنفرانس رؤسای مدارس عالی تخصصی: نهادی برای ایجاد هماهنگیهای لازم، میان مدارس عالی تخصصی در سطح فدرال بهشمار میآید که مأموریتهای زیر را بردوش دارد:·نمایندگی مدارس عالی تخصصی در نهادهای سیاسی، تصمیمگیری و بینالمللی؛·تدوین اسناد مرجع مربوط به مدارس عالی تخصصی؛·مشاوره و موضعگیری درباره مسائل مربوط به فعالیتها و توسعه و دفاع از اهداف و منافع آنها؛·انتشار دادهها و تحلیلها درباره مدارس تخصصی؛·ایجاد همکاری و هماهنگی میان مدارس عالی تخصصی.رؤسای هفت مدرسه عالی به رسمیت شناختهشدة بخش عمومی و مدرسه عالی کالدوس از اعضای کنونی آن هستند و رؤسای دیگر مدارس عالی تخصصی نیز که ازسوی کنفدراسیون به رسمیت شناخته شوند، میتوانند به آن بپیوندند.نهادهای هفتگانه زیرمجموعة این کنفرانس عبارتاند از: مجمع عمومی، کمیته، دبیرخانه عمومی، کمیسیونهای تخصصی و دفتر کنترل. کنفرانس رؤسای مدارس عالی تربیتی سوئیس: نهادی است بسان کنفرانس رؤسای مدارس عالی تخصصی و دانشگاهی که نمایندگی این نهادهای آموزشی را در نهادهای گوناگون تصمیمگیری و بینالمللی، بردوش دارد. افزونبرآن، ایجاد هماهنگی و همکاری میان این نهادها و نهادهای دیگر آموزش عالی، ازجمله وظایف اصلی آن بهشمار میرود.سازمان اعتبارسنجی و تضمین کیفیت مدارس عالی سوئیس: که از اکتبر 2001 فعالیتهای خود را آغاز کرده است، تأمین و بالا بردن کیفیت آموزش و پژوهش را در مدارس عالی سوئیس، بردوش دارد. مهمترین وظایف این سازمان عبارتاند از:·تدوین رهنمودها و استانداردهای کیفیت برای اعتبارسنجی نهادهای آموزش عالی؛·اعتبارسنجی نهادهای آموزش عالی برمبنای رهنمودهای مصوب کنفرانس دانشگاهی سوئیس؛·همکاریهای بینالمللی در قلمرو اعتبارسنجی و تضمین کیفیت؛·ایفای نقش رایزنی در ارزیابیهای درونی نهادهای آموزش عالی.هدف از اجرای رسمی اعتبارسنجی، بهمثابة فرایندی شفاف برمبنای استانداردهایی که به روشنی تعریف شدهاند، بررسی این نکته است که نهادها یا برنامههای آموزشی از کمیته انتظارات کیفی برخوردار باشند. برخلاف کشورهای اروپایی، نظام اعتبارسنجی در سوئیس اختیاری است و در سه مرحله انجام میشود: خودارزیابی نهاد آموزشی، ارزیابی بیرونی بهوسیلة گروهی از کارشناسان مستقل، و تصمیمگیری پایانی در کنفرانس دانشگاهی سوئیس برمبنای پیشنهاد سازمان اعتبارسنجی و تضمین کیفیت مدارس عالی سوئیس. اعتبارسنجی تمامعیار برای هفت سال از روایی برخوردار است. نهادهای آموزشی نیز میتوانند اعتراضات خود را درباره تصمیمهای کنفرانس دانشگاهی سوئیس در نزد داوری مستقل پیگیری کنند.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیبیشترین منابع مالی نظام آموزشی، ازسوی بخش عمومی تأمین میشود؛ در این میان کانتونها بیشترین نقش را بردوش دارند.ازسویدیگر، سهم بخش آموزش از هزینههای عمومی که دربرگیرندۀ بهداشت، دفاع، محیطزیست و فرهنگ است، در طی دو دهة گذشته، از اولویتهای نخست دولت سوئیس بهشمار میرود که نشاندهندۀ سوگیری سیاستی این کشور و اهمیت آموزش در آن بهشمار میآید. جدول 10 نسبت هزینههای کنفدراسیون، کانتونها و کمونها را در بخشهای گوناگون بخش عمومی نشان میدهد.سیر تحول مقایسهای هزینههای عمومی و هزینههای آموزش عمومی در نگاره 3 به تصویر کشیده شده است که
نشاندهنده سیر همواره فزاینده هزینههای بخش آموزش در دوازده سال گذشته است. به گونهای که هزینههای بخش آموزش در سال 2007 به بیش از 27 میلیارد فرانک سوئیس رسیده بود که نزدیک به یکپنجم هزینههای بخش عمومی را تشکیل میداد.نظر به اینکه قلمرو آموزش، پژوهش و نوآوری اهمیتی راهبردی برای توسعه اجتماعی و شکوفایی اقتصادی سوئیس دارد، شورای فدرال در نظر دارد جایگاه مهمتری به آن، در منابع مالی فدرال بدهد. این شورا از سال 2006 پیشنهاد رشد متوسط 6 درصدی از سال 2008 را برای بخش آموزش، پیشنهاد کرده است.جدول 11 و نگاره 4، سیر تحول هزینههای بخش آموزش نسبت به تولید ناخالص داخلی را به تصویر میکشاند. سرانه هزینه فراگیران نظام آموزشی از پیشدبستانی تا دانشگاهی در سال 2007، در نگاره 5 و جدول 12 به تصویر کشیده شده است. این دادهها نشاندهندۀ اهمیتی است که به توسعه سرمایه انسانی در سوئیس داده میشود.جدول 13، آخرین دادههای انتشاریافته درباره هزینههای آموزش عمومی برمبنای دورههای آموزشی، سطوح اداری، تأمینکنندة منابع و گونهشناسی هزینهها را در سال 2008 به تصویر میکشد. دادهها بیانکنندة آن است که دورة آموزش اجباری با جذب بیش از 45% از منابع در رده نخست و آموزش عالی، با جذب بیش از 23% در ردۀ دوم قرار دارند. سهم مدارس عالی دانشگاهی و تخصصی از هزینههای نظام آموزشی کشور، در جدول 14 نمایش داده میشود.جدول 14. سیر تحول هزینههای نهادهای دانشگاهی 2009-2005م (به میلیون فرانک سوئیس)سال تحصیلیگونهشناسی نهاد آموزش عالی20052006200720082009مدارس عالی دانشگاهی670/5956/5278/6627/6مدارس عالی تخصصی514/1118/2387/2634/2(Office Fédéral de la Statistique, 2011)
برنامهها و اصلاحات پیشروکندوکاو در دادههای نظام آموزشی بیانکنندة اولویت دادن به بخش آموزش در مجموعه خدمات عمومی است. اما به نظر میرسد باتوجهبه رشد سالانه 6 درصدی منابع آموزشی که از سال 2008 به مرحله اجرا درآمده است، دولت سوئیس، نقش بیشتری برای سرمایهگذاری در نظام آموزشی در نظر گرفته است که میتوان آن را از راهبردهای اساسی نظام آموزشی بهشمار آورد.اگرچه، نهادهای گوناگون موجود در نظام مدیریت نظام آموزشی، برمبنای قلمرو اختیارات خود برنامههای راهبردی متفاوتی را دنبال میکنند، اما اصول و محورهای مشترکی در این برنامهها دیده میشوند. بالا بردن کیفیت آموزش، افزایش شفافیت در نظام آموزشی، آسانسازی توان جابهجایی آموزشگران و فراگیران ازجمله اصول مشترکی هستند که در همة برنامههای کوتاه و بلندمدت، مورد توجه قرار میگیرند.محورهای توسعة نظام آموزشی در بازه زمانی 2014-2008م را میتوان چنین چکیدهسازی کرد:·موزون و هماهنگسازی دورة آموزشی اجباری، با در نظر داشتن ویژگیهای بومی موجود کنونی؛·مفهومسازی، تعیین و نظارت بر استانداردهای آموزشی؛·اجرا و دنبال کردن راهبردهای توسعة آموزش زبانهای خارجی در چهارچوب ملی و اروپایی؛·جهتبخشیدن به نظام آموزشی برمبنای آموزههای توسعة پایدار و وارد ساختن آنها در نهادهای آموزشی و تربیت آموزشگران؛·وارد ساختن سازوبرگ مشترک در قلمرو تربیت تخصصی: واژگان، استانداردهای کیفی یکسان، فرایند ارزیابی استانداردشده؛·بهبود فرایند گذر از آموزش دورة اجباری به دوره دوم میانی؛·کاربست راهبری مشترک مدارس عالی با همکاری کنفدراسیون؛·راهاندازی نظام پایش نظام آموزشی در سطح کنفدراسیون و کانتونها؛·توسعه مهارتهای آموزشگران؛·تبیین هنجارهای کمیتة دریافت بورس تحصیلی.ازجمله راهبردهای نظام آموزشی سوئیس که ناشی از تحولات پدیدآمده در نظامهای آموزشی اروپایی است، کاربست بیانیه بلونیاست. ازجمله اصول راهبردی این بیانیه، افزایش توان جابهجایی فراگیران و آموزشگران بهویژه در دورههای آموزش عالی است؛ بنابراین، بهمنظور آسانسازی این جابهجاییها، لازم است اصلاحاتی در دورههای آموزشی انجام شود که معادلیابی آنها را امکانپذیر سازد. هماهنگسازی و موزونسازی دورههای آموزشی که در برنامههای پیشین، کنونی و آینده برای نیل به این هدف طراحی شدهاند.کتابشناسیجاودانی، حمید. (1383). «نظام آموزش عالی سوئیس». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج. 2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.جعفری، عباس. (1382). گیتاشناسی نوین کشورها. تهران: مؤسسة جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی.
Babel, J., Bende, G., Lang, L., Segura, J. and Weiss, A. (2010). Panorama des Hautes Ecoles 2010. Retrieved from: https://www.bfs.admin.ch/bfsstatic/dam/assets/347388/master
Conférence des Recteurs de Hautes Ecoles Spécialisées Suisse. (2006). Strategie de la KFH 2007-2012. Berne: KFh.
Conférence Suisse des Directeurs Cantonaux de l¢ Instruction Publique. (2004). Recommandation Relative à la Formation Continue des Enseignates et Ensignants. Retrieved from: https://edudoc.ch/record/25703 /files/ Empf_WBLehrp_f.pdf.
Conférence Suisse des Directeurs Cantonaux de l¢ Instruction Publique. (2005). Statut de la Conférence Suisse des Recteurs des Hautes Ecoles Pédugogiques. Berne: Author.
Conférence Suisse des Directeurs Cantonaux de l¢ Instruction Publique. (2010a). Harmos-Harmonization de la Scolarité Obligatoire, du 17 Juin 2010. Berne: Author.
Conférence Suisse des Directeurs Cantonaux de l¢ Instruction Publique. (2010b). Structure Scolaires Cantonales en Suisse et Dans la Principauté du Liechtenstein, Année Scolaire 2010-2011. Retrieved from: https:// edudoc. ch/record/60587/files/Schulsystem_alle.pdf.
Conférence Suisse des Directeurs Cantonaux de l¢ Instruction Publique. (2010c). Status de la Conférence des Recteurs des Hautes Ecoles Spécialisées Suisses. Berne: KFh.
Conférence Suisse des Directeurs Cantonaux de l¢ Instruction Publique. (2011a). Education ch, No. 2, juin 2011. Berne: SGCDIP.
Conférence Suisse des Directeurs Cantonaux de l¢ Instruction Publique. (2011b). Monitorage de l`Education en Suisse: Un Projet Commun de la Confédération et des Cartons. Retrieved from: https://www.edudoc.ch/static/web/BiMo / bimo_kurzinfo_f.pdf.
Conférence Suisse des Directeurs Cantonaux de l¢ Instruction Publique. (2011c). Programme de Travail 2008-2014,Version Actualisée 2011, Adoptée par l¢ Assemblée Pléniére le, 16 Juin 2011. Berne: Author.
Conférence Suisse des Directeurs Cantonaux de l'Instruction Publique. (2011d). Rapport Annuel 2010. Retrieved from: https://edudoc.ch/record/95579/files/JB2010_f.pdf.
ConférenceUniversitaire Suisse. (2010). Info, (2/10). Berne: Author.
ConférenceUniversitaire Suisse. (2011a). Info, (1/11). Retrieved from: https://www.shk.ch/wp-content/uploads/ 2017/02/CUS-INFO_11-1_fr.pdf.
Conférence Universitaire Suisse. (2011b). Rapport Annuel 2010. Retrieved from: https://www.shk.ch/wp-content/ uploads/2017/02/2010_Rapport-annuel_fr.pdf.
Denzler, S. and Hof, S. (2010). La Formation Continue en Suisse: Défis à Relever à Partir des Données Actuelles, Centre Suisse de Coordination pour la Recherche en Education. Retrieved from: https://www. arbeitgeber. ch/files/ 2018/07/defis_a_relever_a_partir_ des_donnees_ actuelles__35.pdf.
Institut de Recherche et de Documentation Pédagogique. (2010). Structures de l'Enseignement. Suisse Romande et Tessin, Belgique, France et Québec: Année Scolaire 2010-2011. Neuchâtel: IRDP.
Kunz, B. (2011). Étudiants des Hautes Ecoles Universitaires 2010/11. Retrieved from: https://www.bfs.admin.ch/ bfsstatic / dam/assets/ 347879/master
Luzia A.,. Cattaneo, Maria A., Denzler, S., Diem, A., Grossenbacher, S., Hof, S., Kull, M., Vögeli-Mantovani, U., Wolter, and Stefan C. (2010). l¢ Education en Suisse: Rapport 2010. Retrieved from: http://www.skbf-csre.ch/ fileadmin/files/pdfs/bildungsberichte/2010/bildungsbericht_10_fr.pdf.
Office Fédéral de la Statistique (2010a). Atlas Statistiques. Neuchâtel: Author.
Office Fédéral de la Statistique. (2010b). Statistique Suisse de l¢ Education: Depensespubliques d¢ Education 2007. Neuchàtel: Author.
Office Fédéral de la Statistique. (2011). Statistique des Diplôme 2010: Formation Professionnelle Supérieur Ecoles SupérieurS ES. Retrieved from: http://www. flugzeugtechnikerschule.ch/Portals/0/BFS_aktuell_Diplomstatistik_HF_2010-d-f.pdf.
Reto, W. and Cappelli, S. (2011). Étudiants des Hautes Ecoles Spécialisées 2010/11. Retrieved from: https://www.bfs. admin.ch/ bfsstatic/dam/assets/347877/master
State Secretariat for Education and Research. (2006). Higher Education in Switzerland. Retrieved from: https://www. swissuniversities.ch/fileadmin/swissuniversities/Dokumente/Kammern/Kammer_FH/Publikationen/higher_education-e. pdf.
swisse Learning. (2006). Swisse Education System: Diversified but Coherent. Retrieved from: https://issuu.com/swiss-learning/docs/swisslearning1
Vellacott, Maja C., Denzler, S., Silvia Grossenbacher, S., Kull, M., Meyer, P., Vögeli-Mantovani, U., Wolter, Stefan C. and Zulliger, S. (2006). L¢ Education en Suisse Rapport 2006. Retrieved from: http://www.skbf-csre.ch/fileadmin/ files/pdf/bildungsmonitoring/Bildungsbericht.f2006.pdf.
Yiu, L. and Saner, R. (2009). “Assessment and Accreditation of Non-Formal Management Education and Development Programmes”. The SAGE Handbook of Management Learning, Education and Development. Retrieved from: http://dx.doi.org/10.4135/9780857021038.n28
http://aaq.ch/en/accreditation/
حمید جاودانی
نظام آموزش عالی سودان جنوبی
South Sudanese Higher Education System
پایتخت: جوبانوع حکومت: جمهوری زبان رسمی: انگلیسیمساحت: 1861484 کیلومترمربعجمعیت: 12529862 نفر (برآورد سال 2015)تعداد دانشجویان: 1035051 نفر(2013)تعداد اعضای هیئتعلمی: 12463 (2012م)تولید ناخالص ملی: 88/12 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 5/1% (2015م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 3/3% (2015م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیسودان جنوبی که در شرق افریقا واقع شده، ازلحاظ مساحت چهلودومین کشور پهناور دنیاست. این کشور از غرب با جمهوری افریقای مرکزی، از شرق با اتیوپی، از شمال با سودان و از جنوب با اوگاندا، جمهوری دموکراتیک کنگو و کنیا هممرز است. رود نیل سفید از بلندیهای شمال افریقای مرکزی بهسوی سودان سرازیر میشود. سودان 10 ایالت ازجمله ایکواتوریای مرکزی، ایکواتوریای شرقی، ایکواتوریای غربی، جونقلی، بحرالغزال شمالی، بحرالغزل غربی، وحدت، واراپ، لیکس و نیل شمالی دارد. اگرچه زبان انگلیسی، زبان رسمی این کشور است، عربی هم، در جوبا و دیگر ایالتها رایج است اما براساس برآوردها، بین 400-134 زبان دیگر (بدون در نظر گرفتن گویشها) نیز در آن رایج است که ازجمله میتوان به زبانهای منطقهای دینکا، نوئر، باری، زانده و شیلوکا اشاره کرد. زبان انگلیسی نیز بسان زبان دوم بیشتر در شمال مورد استفاده قرار میگیرد (United Nations Development Programme, 2015).پرجمعیتترین شهرهای این کشور را میتوان: اوم دورمان، خارطوم، کاسالا، کوستی، واد مادانی، جوبا، مالاکال، راباک، سینار، واو برشمرد.سودان جنوبی پوشیده از دشتهای گستردهای است که برخوردار از مناطق پُرتپه و پوشش گیاهی استوایی است. رود نیل از ویژگیهای اصلی و طبیعی این کشور است. چرا که با جریان داشتن از میان برخی مراکز، ازجمله جوبا، سبب آسانسازی تجارت، اداره حکومت و شهرسازی در برخی مناطق روستایی شده است. سودان جنوبی یکی از بزرگترین تالابهای جهان را داراست بهگونهای که توده شناوری از علف و نی در مسیر رود نیل، یک پوشش باتلاقی به مساحت متوسط 30000 هزار کیلومترمربع را پوشانده است. آبوهوای این منطقه بسیار گرم، استوایی، با رطوبت بالا و همراه با بارشهای فصلی است. فصلهای بارانی از یک منطقه به منطقه دیگر متفاوت است. اما بهطورکل، بین ماههای آوریل و نوامبر رخ میدهد. ماههای ژانویه و فوریه نیز با گرما و خشکسالی، بدون باران سپری میشود. بیشترین بارش در مناطق بلند جنوب این کشور انجام میشود و رفتهرفته تا دشتهای شمال کاهش مییابد.آنچه درحالحاضر سودان نام دارد در دوران باستان و 2600 سال پیش از میلاد، زیر حکومت مصر و پادشاهی حبشه بود. تمدن مصری و حبشهای به نام کش 350 سال بعد از میلاد مسیح شکوفا شد. در سدة ششم میلادی، مسیحیت را برگزیدند؛ اما هجوم اعراب مسلمانی که مصر را فتح کرده بودند، سرانجام، باعث کنترل این نواحی به دست آنها شد و اسلام جایگزین مسیحیت شد. در طول 1500 میلادی مردمانی که «فانجی» نام داشتند، بیشتر سودان را فتح کردند و چندین قوم افریقایی سیاهپوست دربرگیرنده قبایل دینکا، شیلوک، نوئر و آزانده در جنوب، سکنی گزیدند. در دهه 1870، مصر منطقه جنوب سودان را به قلمرو حکومت خود افزود. بار دیگر، در سال 1874 سودان ازسوی مصریان فتح شد. سپس بریتانیا در 1882م مصر را اشغال کرد. در سال 1885 انقلابیون مهدیستِ اسلامی، این سرزمین را به تصرف خود درآوردند. در سال 1898 بریتانیا بر سودان چیره شد که حکمرانی کشور در همراهی با مصر را برعهده داشت، به این دلیل بین سالهای 1898 و 1955 با نام سودان انگلیس- مصر شناخته میشد. اما در سال 1898 نیروی هوایی بریتانیا توانست آنها را سرنگون کند.در نتیجۀ این سرنگونی، یک سال بعد سودان انگلیس- مصر، در جنوبیترینِ هشت استان این سرزمین شکل گرفت. این سرزمین تا دههها بهصورت جداگانه باقیماند. تا اینکه مبلغان مسیحی که در آنجا سکنی گزیدند بهمنظور ترویج دین خود، در تسهیل گسترش زبان انگلیسی نیز نقش ایفا کردند. هنگامیکه سودان در 1956م استقلال خود را بهدست آورد، با مشارکت کامل جنوبیها در امور سیاسی همزمان شد. هنگامیکه دولت خارطوم از وعدههای خود سرباز زد، شورش آغاز شد که این جنگ به دو دوره طولانیمدت از سال 1955 تا 1972 و 1983 تا 2005 انجامید. 5/2میلیون نفر- بیشتر غیرنظامی- بهدلیل گرسنگی و خشکسالی در این دوران جان باختند. در پی گفتوگوهای صلح، سرانجام در ژانویه 2005 «توافقنامه جامع صلح» به امضاء رسید. بر پایة این توافقنامه، جنوب بهوسیله همهپرسی، برای شش سال از خودمختاری برخوردار شد. نتیجه این همهپرسی، که در ژانویه 2011 برگزار شد با رأی 98% به سود جداسازی و استقلال انجامید و با همهپرسی- که در ژانویه 2011 انجام شد- بخش جنوبی سودان از این کشور جدا شد و در روز نهم ماه جولای همان سال، به نام جمهوری سودان جنوبی اعلام استقلال کرد.پراکنش ناحیهای جمعیت نشان میدهد که بیشترین درصد جمعیت این کشور در کرانههای منطقۀ مدیترانهای و بهویژه در اطراف دو شهر اصلی طرابلس و بنقاضی ساکن هستند، از زمان استقلال این کشور، ساختار جمعیتی آن تغییر یافته است؛ بهطوریکه افزایش چشمگیری در میزان مهاجرت از نواحی روستایی به نواحی شهری رخ داده است.در سال 2015 جمعیت این کشور 12529862 نفر برآورد شده است که تنها 300000 نفر آنها در پایتخت این کشور، که «جوبا» نام دارد، زندگی میکنند. 50% جمعیت افراد این کشور مسیحیاند. 80% از مردم این کشور در بسیاری از سازوکارهای خود بهجای قانونهای رسمی، از آدابورسوم کهن خود استفاده میکنند. به گزارش یونسکو 82% از جمعیت، در مناطق روستایی زندگی میکنند (2012م) و فقط 18% جمعیت این کشور شهرنشین هستند. نرخ رشد سالانه جمعیت در این کشور 12/4% است و امید به زندگی در این کشور 54 سال گزارش شده است (International Federation of Red Cross and Red Crescent Societies, 2014, p. 2).تنها 27% جمعیت این کشور توانایی خواندن و نوشتن دارند که از این تعداد 16% را زنان تشکیل میدهند. 42% کارکنان دولت این کشور تحصیلات بالاتر از دورۀ ابتدایی ندارند. 6/50% از جمعیت این کشور زیر خط فقر هستند. بنابر گزارش یونسکو در 2015م، فقط 25% مردم سودان جنوبی امکان دسترسی به خدمات بهداشتی را دارند (www.worldbank.org).مهمترین ویژگی این کشور، در جغرافیای طبیعی آن نهفته است که میتوان از آن بهعنوان پشتیبان کشاورزی و یکی از بزرگترین سرزمینهای حیات وحشی در جهان نام برد. از منابع طبیعی این کشور میتوان به زمینهای بزرگ کشاورزی حاصلخیز که تولیدکننده گونههای گوناگون گیاهان، سورگوم، گندم، صمغ عربی، نیشکر، انبه، پاپایا، موز، تخم آفتابگردان، پنبه، دانه، بادامزمینی، سیبزمینی شیرین، کنجد، ذرت، برنج، ارزن، لوبیا چشمبلبلی و لوبیا، همچنین طلا، الماس، نفت، پهنبرگان، سنگ آهک، سنگ آهن، مس، سنگ کروم، روی، تنگستن، میکا و نقره اشاره کرد. پرورش گاو، گوسفند هم در این کشور رواج دارد. کشاورزی برای گذران زندگی و چوپانی، منابع اصلی زندگی برای 78% از خانوادهها بهشمار میآید. اقتصاد غیرنفتی تا حد زیادی بر کشاورزی و پرورش دام و پرندگان استوار است. اقتصاد کشور، در گام نخست بر پایۀ تولید و صادرات نفت، که 98% از کل درآمد دولت را پوشش میدهد، اداره میشود. سودان 75/3 میلیون بشکه ذخایر نفت خام دارد. این کشور روزانه 220000 بشکه نفت خام تولید میکند که این مقدار 98% درآمد بودجة دولت این کشور را پوشش میدهد. درآمد سرانه آن 2300 دلار است. از ژانویة 2011 که دولت در پی اختلافات دوجانبه با سودان، تصمیم به تعطیل کردن تولید نفت گرفت، تاکنون شرایط اقتصادی سودان جنوبی رو به بدتر شدن گذاشته است. کاهش تولید نفت ملی و کاهش قیمت جهانی نفت را در بازار جهانی به اقتصاد ناتوان این کشور آسیب فراوانی وارد کرده است. پیشبینی درآمد نفتی نیز نشان میدهد درآمدهای نفتی دولت تا پنج سال آینده حدود 50% کاهش خواهد یافت مگر اینکه منابع جدیدی کشف شود. بااینحال سودان جنوبی همچنین دارای ثروت نفتی قابل توجهی است که اگر بهطور مؤثر بهرهبرداری شود میتواند پیشبرد توسعه استفاده شود، و پایهای برای پیشرفت در سالهای آینده را فراهم کند. موانع اصلی (اقتصادی، اجتماعی، آموزشی، ...) بزرگترین چالش کنونی این کشور بیسوادی، فقر و نابرابری است بهگونهای که 90% از جمعیت آن کمتراز یک دلار در روز درآمد دارند. 83% از جمعیت در جوامع روستایی زندگی میکنند، نیمی از جمعیت دسترسی به آب آشامیدنی سالم ندارند و بیش از 80% از جمعیت امکان دسترسی به هیچ مرکز بهداشتی را ندارند (Central Intelligence Agency, 2015).درباره مسیرهای ارتباطی این کشور میتوان به 85 فرودگاه اشاره کرد که فقط 3 فروردگاه آن آسفالت شدهاند. طول ریلهای راهآهن این کشور 248 کیلومتر و جادههای آن 7000 کیلومتر است.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیاصول و اهداف کلی آموزش دسترسی برابر، کیفیت و آموزش با صرفه برای همه، با هدف دانش و مهارتآموزی بر پایة نیازهای همه شهروندان برای توانمند ساختن آنها در بهرهوری و مسئولیتپذیریشان نسبت به کشور است. اصلیترین هدف آموزشی دسترسی برابر به آموزش و اطمینان از اینکه تا سال 2015، همه کودکان بهطور یکسان، بتوانند دوره کامل آموزش پایه را به پایان برسانند.اصول و اهداف عمومی آموزش عبارتاند از:·ریشهکن کردن بیسوادی، بهبود اشتغال جوانان و بزرگسالان و ترویج یادگیری در سراسر زندگی برای همه شهروندان؛·دسترسی عادلانه به فرصتهای یادگیری برای همه شهروندان، برای جبران نابرابری گذشته در قوانین آموزش؛·دستیابی به برابری و پیشبرد برابری جنسیتی و پیشرفت وضعیت زنان؛·توسعه تمامیت فردی یادگیرندگان؛·ترویج وحدت و درهمتنیدگی ملی؛·بالا بردن کیفیت آموزش، تشویق فرهنگ نوآوری و بهبود مستمر و اثربخشی مدارس و مؤسسات آموزشی و دانشگاهها؛·توسعه و ترویج یک روش عمومی علمی در آموزش کشور (Ministry of Higher Education, Science and Technology, 2015).آموزش عالی این کشور که در 21 ژوئن 2010 در پیروی از مواد 55، 56 و 103 قانون اساسی موقت سودان جنوبی گشایش یافت. اصول و اهداف عمومی آموزش دوره سوم یا عالی، که برای توسعه آموزش عالی این کشور در نظر گرفته شدهاند عبارتاند از:·دسترسی عادلانه به آموزش عالی در سودان جنوبی؛·بهبود و توسعه زیرساختهای نهادهای آموزش عالی کنونی؛·توسعه نظام مدیریت مؤثر و کارآمد و عرضه خدمات در نهادهای آموزش عالی کنونی؛·فراهم ساختن بودجه برای مدیریت نهادهای آموزش عالی کنونی؛·تشویق بخش خصوصی و سرمایهگذاران خیرخواه؛·پیریزی چهارچوب قانونی و خطمشی برای نهادهای آموزش عالی؛·اطمینان از اینکه مؤسسات آموزش عالی به تقاضاهای ملی، منطقهای و بازار جهانی پاسخ میدهند (Ministry of Higher Education, Science and Technology, 2015, p. 5).ساختار نظام آموزشیدر جمهوری سودان جنوبی بیشتر بزرگسالان و کودکان از فرصت حضور در مدرسه باتوجهبه دهها سال جنگ داخلی محروم بودند. در آن زمان توسعه خدمات عمومی موجود نبود و دسترسی به زیرساختهای کمّی که وجود داشت، دشوار بود. همچنین بیشتر سرمایهگذاریها برای آموزش در این کشور، از زمان امضای توافقنامه جامع صلح بر روی آموزش دوره پایه (ابتدایی) است، و اغلب از گسترش و توسعه آموزش و فرصتها در دوره سوم آموزش یا آموزش عالی غفلت شده است (Kalista, 2015, p. 35).برای دستیابی به اهداف آموزش، وزارت آموزش کشور جمهوری سودان جنوبی، یک نظام موازی از نظامهای آموزش رسمی و جایگزین را پایهگذاری کرد. نردبان آموزش رسمی این کشور که از سال 1990 بنا نهاده شد، یک نظام 4-4-8 است که هشت سال آموزش ابتدایی است که برای کودکان شش تا چهاردهساله رایگان و اجباری است. چهار سال آموزش میانی که در این دوره موضوعات علمی نظیر شیمی، فیزیک، زیست و... آموزش داده میشود، سن دانشآموزان این دوره بین 18-14 سال است. و در نهایت چهار سال آموزش عالی که دانشجویان دانشگاههای این کشور با گرفتن گواهی یا مدرک دیپلم یا کارشناسی دانشآموخته میشوند. مؤسسات و دانشگاههای تربیت آموزشگر این کشور از رهگذر آموزش ضمن خدمت یا پیش از خدمت خود، به آموزش آموزشگران میپردازند.از پیش از سال 1980، 800 مدرسة ابتدایی در سودان باقی مانده بود که بسیاری از آنها در جریان دومین جنگ داخلی سودان از بین رفت و امروزه کلاسهای درس در فضای آزاد برگزار میشود. دسترسی به آموزش ابتدایی از 7/0 میلیون نفر در سال 2005 به 3/1 میلیون نفر در سال 2013 افزایش چشمگیری داشته است. زبان اصلی برای آموزش در همه دورهها، انگلیسی است. این در حالی است که این کشور با کمبود شدید آموزشگران زبان انگلیسی و آموزشگران انگلیسی زبان در زمینههای علمی و فنی روبهرو است.بعد از این سطح، در ادامه جریان آموزش، علاقهمندان میتوانند تحصیلات خود را هم در دانشگاه و هم در مؤسسات فنی ادامه دهند. البته سودان در زمینة تعداد دانشگاه و بهخصوص مؤسسات فنی دچار کمبود است. مثل دیگر کشورهای جنوب صحرای افریقا بیشتر تلاشها برای کسب مدارک دانشگاهی است و افراد کمتر در پی کسب مهارتهای مورد نیاز زندگی در مؤسسات فنیوحرفهای هستند.نگاره 1، ساختار نظام آموزشی جمهوری سودان جنوبی از آغاز تا دانشآموختگی را به تصویر کشیده است.دوره پیشدبستانی: این دوره به آموزش و نگهداری از خردسالان و کودکان از 5-3 سال میپردازد. این دوره اجباری نیست و دو سال طول میکشد. بچهها میتوانند در سهسالگی ثبتنام کنند (Internation Bureau of Education, 2007).این دوره آموزشی ازسوی بخش عمومی فراهم و مدیریت میشود. گستره خدمات این دوره گوناگون است و دربرگیرندۀ مهدکودکها، مراکز بازی و خدمات نگهداری از کودکان است. آمار یونسکو در سال 2013، شمار جمعیت خردسال در پایه پیشدبستانی 1084668 نفر و نسبت دانشآموز/ آموزشگر، 01/36 نشان میدهد.جدول 1. شمار مدارس پیشدبستانی عمومی و خصوصی (2013-2011م)سالعمومیخصوصیمجموعدرصد عمومیدرصد خصوصی20111752724471/39%9/60%20122233485711/39%9/60%20132673586520/41%0/59%(Ministry of Education Science and Technology,2014b. p.12)دوره آموزش پایه: دوره آموزش پایه دانشآموزان 13-6 سال را پوشش میدهد. دوره ابتدایی از سال چهارم تا یازدهم را دربر میگیرد. آموزش ابتدایی، هسته نظام آموزشی است. هر پایه در این سطح، برنامه درسی و برنامه فرهنگی ویژه خودش را دارد. در این دوره همه موضوعات اجباری است و دانشآموزان حق انتخاب ندارند و مدارس نیز نمیتوانند برنامه درسی را تغییر دهند. شمار دانشآموزان این پایه آموزشی بنا به گزارش یونسکو در سال 2013، 1925299 نفر بوده است. از سال 2011، درصد آموزشگران آموزشدیده از 7/43% به 8/39% کاهش یافته است. بااینحال، پیشرفتی چشمگیر در شمار آموزشگران دیده شده است. در مقایسه با سال 2013، نسبت دانشآموز به آموزشگر نیز در سالهای گذشته بهبود یافته و از 4/52% در سال 2011، به 3/47% در سال 2013 بهبود یافته است.جدول 2. شمار نهادهای آموزش پایه 2013-2011مسالعمومیخصوصیمجموعدرصد عمومیدرصد خصوصی2011262881934472/76%8/23%2012267396636395/73%5/26%2013278598137660/74%0/26%(Ministry of Education Science and Technology, 2014b, p. 18)آموزش میانی: از سال 15-12 را پوشش میدهد. سن این دانشآموزان بین 17-14 سال است. بیشتر دانشآموزان سودان جنوبی در مدارس عمومی و رایگان درس میخوانند که مدرسه میانی، دبیرستان، کالج یا مدارس فنیوحرفهای نامیده میشوند. این مدارس بهصورت تک جنسیتی و دو جنسیتی نیز وجود دارد. بخشی از نهادهای این دوره آموزشی را مدرسههای فنیوحرفهای تشکیل میدهند. بنا به آمار یونسکو، شمار دانشآموزان دوره میانی این کشور در سال 2013، 1672441 نفر است. زبان اصلی برای آموزش در همه دورهها، زبان انگلیسی است. این درحالی است که این کشور با کمبود شدید آموزشگران آشنا به زبان انگلیسی در زمینههای علمی و فنی روبهرو است.جدول 3. شمار دبیرستانهای عمومی و خصوصی 2013-2011مسالعمومیخصوصیمجموعدرصد عمومیدرصد خصوصی2011126701963/64%7/35%2012146962423/60%7/39%2013148882367/62%3/37%(Ministry of Education Science and Technology, 2014b, p. 22)براساس دادههای نظام مدیریت اطلاعات آموزش، از 2723 آموزشگران دوره میانی در سال 2011، 2/5% دارای تحصیلات ابتدایی، 4/36% دارای گواهی دوره میانی بودند و فقط 5/58% دارای مدرک دانشگاهی بودند. اما در سال 2013، افزایش چشمگیری در شمار آموزشگران دوره میانی به 3042 نفر دیده میشود. بااینحال، 8/9% از این آموزشگران دارای تحصیلات ابتدایی، 1/33% دارای مدرک دوره میانی و 1/57% دارای مدرک دانشگاهی و یا بالاتر هستند، که نشان دادن کاهش اندک در مدارک دانشگاهی نیروی آموزش (آموزشگران) است (Ministry of Education Science and Technology, 2014a, p. 23).همچنین سرانه کمک مالی دولت برای مدارس ابتدایی و میانی، دو دلار برای هر دانشآموز، در هر دو دوره ابتدایی و میانی تعیین شده است.دوره سوم آموزشی یا آموزش عالی:سن ورود به آموزش عالی در جمهوری سودان جنوبی از هجدهسالگی تا بیستوچهارسالگی است. بعد از استقلال سودان جنوبی در نهم جولای 2011، وزارت آموزش عالی و علم و فنّاوری، مسئولیت آموزش عالی این کشور را بردوش گرفت. این وزارتخانه به دستور ریاست جمهوری بنا شد. بنابر گزارش یونسکو در سال 2013 شمار دانشجویان این کشور 1035398 نفر بوده است. بنابه تعریف وزارتخانه سودان جنوبی «آموزش عالی، آموزشی است که بعد از دوره دوم آموزش عرضه میشود» و دربرگیرنده دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد است. این کشور 5 دانشگاه دارد و 3 دانشگاه دیگر هم در دست ساخت هستند. 8 دانشگاه عمومی در سودان جنوبی وجود دارد. 35 مؤسسه آموزش عالی خصوصی در این کشور فعالیت میکنند. دولت در پی ایجاد قوانینی برای نظارت بر این مؤسسات است (Ministry of Higher Education, Science and Technology, 2015, p. 1).شمار دانشجویان ثبتنامشده دانشگاه جوبا برای سال 2010-2009، در هر دو جنس در کل 8062 نفر در دوره کارشناسی بوده است که از این شمار 5993 دانشجوی پسر و 2069 دانشجوی دختر بوده است، در دوره دکتری که با نامه گواهی کارشناسی یاد شده است. شمار دانشجویان 4561 نفر است که از این شمار، 3888 نفر دانشجوی پسر و تعداد 673 نفر دانشجوی دختر بودهاند. جدول 4، شمار دانشجویان بر پایه جنسیت رشته آموزشی نمایش داده شده است.جدول 5 و 6 وضعیت نیروی انسانی دانشگاه را بر پایه رده علمی و رشته آموزشی به نمایش گذاشته شده است. آنچه در این جدول سزاوار درنگ است نابرابری جنسیتی در شمار و درصد اعضای علمی است بهگونهای که هرچه رده علمی افزایش مییابد شمار و درصد زنان کاهش مییابد. جدول 6. ترکیب جنسیتی اعضای علمی 2012-2011ممردزنتخصص50/95%49/4%استاد69/86%30/13%استادیار68/68%31/31%دانشیار91/59%08/40%مربی
(Ministry of Higher Education, Science and Technology, 2015)
مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی وزارت آموزش عالی تحقیقات و فنّاوری سودان جنوبی دارای دو بخش است: بخش اجرایی و بخش راهبردی. جناح اجرایی زیر نظر وزیر است، که ازسوی قائممقام وزیر و معاون وزیر و یک رایزن پشتیبانی میشود. این بخش ازسوی شش زیر مجموعه پشتیبانی میشود. بخش راهبردی نیز زیر نظر وزیر یادشده، که ازسوی کمیته تخصصیشده و دبیرخانه عمومی پشتیبانی میشود. نقش اصلی این بخش توسعه سیاستهاست درحالیکه نقش اصلی بخش اجرایی، انجام عملیات آغازین برای راهاندازی نهادهای آموزشی است (Ministry of Higher Education, Science and Technology, 2015).سکانداری و دانشگاهی: قوانینومقررات آموزش عالی با نام قانون 1990 شناخته میشود. این قانون، قانون سال 1975 شده است. اما در قانون سال 1990 که هنوز پابرجاست، سیاستگذاری برای آموزش به وزارت آموزش عالی، تحقیقات و پژوهشهای علمی واگذار شده است.پس از استقلال سودان جنوبی، تصمیم بر این است که دامنه اختیارات وزارت آموزش عالی، تحقیقات و پژوهشهای علمی در سیاستگذاری افزایش یابد. بر پایه این تصمیم، نهادهای آموزش عالی نیز برای برخورداری از مدیریت اثربخش و کارآمد، از اختیارات گستردهتری برخوردار خواهند بود (Unesco, 2014, p. 4).منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیفراهم ساختن بودجه آموزشی چالش اصلی سودان جنوبی بهشمار میآید. هرچند قانون آموزش روشن میکند که 10% از تولید ناخالص داخلی باید به آموزش اختصاص داده شود، این در حالی است که در سالهای 2014،2013 فقط 9/6% از تولید ناخالص داخلی در بخش آموزش هزینه شده است و در سال 2014-2015 این رقم به 4/5% کاهش یافته است. یکی دیگر از چالشهای عمدهای که در این کشور وجود دارد ناکافی بودن تولید و گردآوری دادههاست. برای رسیدن به اهداف آموزش پس از سال 2015، سودان جنوبی شروع به ایجاد اصلاحات در سطح ملی برای بهبود ارائه و جمعآوری دادهها کرده است، به این منظور برای دانشجویان خود نظام نظارتی حضور و غیاب را وضع کرده است تا مشاهده جامعتری از وضعیت آموزش را داشته باشد. بودجهای که دولت در سال 2011 بنابر آخرین آمار یونسکو برای بخش آموزش عالی درنظر گرفته است معادل 20% از کل بودجه سالانه کشور است (Unesco, 2014, p. 5).برنامهها و اصلاحات پیشرو آموزش عالی در سودان جنوبی در شرایط دشواری بهسر میبرد بهگونهایکه آموزش عالی در این کشور با سه چالش بنیادی روبهروست: نخست به این دلیل که نظام آموزش عالی دانشجویانی را پرورش داده است که توانایی و مهارتهای اولیه و زبانی بیبهره هستند. نسبت استاد به دانشجو بسیار پایین است و سرانجام اینکه به پژوهش در آموزش عالی توجه نمیشود بنابراین نظام آموزش عالی کنونی، برونداد و پیامدهای مورد چشمداشت، فاصله زیادی دارد. وزارت آموزش عالی، علوم و تحقیقات برای رویارویی با این چالشها در نظر دارد برنامههای زیر را به کار بندد:·ساماندهی رشد بیرویه کمّی نهادهای آموزش عالی: شمار نهادهای آموزش عالی عمومی و خصوصی از رشد بیرویهای برخوردار بودهاند. نهادهای آموزش عالی عمومی از 3 مؤسسه به 8 مؤسسه و نهادهای آموزش عالی خصوصی از هیچ به 35 مؤسسه رسیده است. برای هدفمندسازی این رشد، وزارتخانه در نظر دارد که با گشایش انجمن ملی آموزش عالی، بسان چتری که همه این مؤسسات را دربر میگیرد، این مؤسسات را سامان بدهد و این نهادها را بر پایه نیازهای ملی خود توسعه دهد و از توسعه این نهادها تنها با اهداف سیاسی جلوگیری کند. این نهاد مسئول نظارت، ارزیابی و توسعه چهارچوبهای سیاستی در این زمینه را بردوش خواهد داشت.·گردآوری دادههای آموزش عالی: نرخ ثبتنام در دانشگاهها از 10800 نفر در سال 2005، به 20000 نفر در سال 2011 افزایش یافته است. این شمار دربرگیرنده دانشجویانی که خارج از کشور تحصیل میکنند نیز میشود. بنا به گزارش وزارتخانه آموزش عالی، علوم و تحقیقات، نهادی که دادههای آماری دانشجویان داخل و خارج از کشور را بهگونهای نظاممند و با رویکردی علمی گردآوری کند، وجود ندارد. بنابراین، این وزارتخانه درصدد پی نهادن نهادی به نام «نظام اطلاعاتی آموزش عالی» است تا به پایش دادههای روزآمد در این زمینه بپردازد. دادههای در دسترس کنونی حکایت از آن دارد که ثبتنامها بیشتر در رشتههای علوم انسانی تا رشتههای فنی انجام شده است. این در حالی است که این کشور، هماکنون، نیازمند کارشناسانی در زمینههای فنی و فنّاوری است. گفته میشود که نهادهای آموزش عالی بخش خصوصی، که هماکنون فعالیت گستردهتری نسبت به گذشته دارند، حتی از پاسخگویی به بخش اندکی از این نیازها ناتوانند.از دیگر اهداف وزارتخانه افزایش سهم 50 درصدی دختران در آموزش عالی تا سال 2016 است. دستیابی به این هدف نیازمند فراهم ساختن منابع مالی از رهگذر وامهای داخلی و خارجی است.·برنامههای آموزشی و درسی: بر پایه ارزیابیهای وزارت آموزش عالی، بسیاری از برنامههای دانشگاهها کپیبرداری از برنامه دانشگاههای دیگر دنیاست. این در حالی است که این برنامهها پاسخگوی نیازهای جامعه و بازار کار این کشور نیستند. همچنین این وزارت در نظر دارد برنامههای عربیسازی و اسلامیسازی را که از پیش از استقلال در این کشور پابرجا مانده است را بازنگری کند، و آنها را با نیازهای کشور و بازارهای جهانی هماهنگ سازد.·توسعه آموزش عالی در جامعه: این وزارتخانه در نظر دارد تا برنامههایی را در نهادهایی برای جذب مردم بهسوی آموزش و آموزشهای دورة سوم- اما نه دانشگاهی- فراهم کند. از این رهگذر، میخواهد زیرساختها و منابع انسانی را که در جریان 21 سال جنگ داخلی از بین رفته است، بازسازی کند. قرار بر این است که گرانیگاه این برنامهها بر ایجاد مهارتهای فنی، اقتصادی و علمی افراد قرار داده شود. هدف از بهکار بردن چنین رویکردی، اشتغالپذیری این افراد و مهارتهایشان پس از دانشآموختگی و در نتیجه پاسخگویی به نیازهای ملی و بینالمللی است.·ساماندهی بروندادهای علمی: بیشتر پژوهشهایی که هماکنون در سودان جنوبی انجام میشود، پژوهشهایی برای بهدست آوردن مدارک دانشگاهی است. افزایش تقاضا برای آموزش عالی، دانشگاهها را تنها به مراکز آموزشی تبدیل کرده است. کمبود منابع مالی و مهارتهای فنی، انجام پژوهشهای توسعهگرا را به یکی از چالشهای نهادهای آموزش عالی تبدیل کرده است.دولت سودان جنوبی در پی افزایش سهم پژوهشها به 5% از تولید ناخالص داخلی است. دولت خواستار تمرکز این پژوهشها بر پژوهشهای کاربردی است، بهخصوص آن دسته از پژوهشهایی که مستقیماً به بهبود سطح زندگی مردم بیانجامد.·بازآرایی هرم اعضای علمی: با وجود افزایش شمار اعضای هیئتعلمی در سالهای گذشته، نسبت شمار استاد به دانشجو، بهویژه در نهادهای آموزشی فنی، همچنان پایین است. آنچنانکه وزارت آموزش عالی علوم و تحقیقات این کشور ادعا میکند، دلیل بهوجود آمدن این کمبود، رابطهسالاری مقامات پیشین و تمرکز فرصتها و امکانات آموزشی در شمال این کشور برای آموزش عدهای از برگزیدگان سیاسی بوده است. برای از بین بردن این عدم تعادل، وزارتخانه قصد دارد که فرصتهایی برای تربیت آموزشگران و استادان و بهبود شرایط زندگی این افراد فراهم کند تا بدینترتیب این نیاز را در بلندمدت برطرف کند. برای برطرف ساختن این مشکل در زمان حال، این وزارتخانه در نظر دارد از کمکهای خارجی نیز استفاده کند.·ساماندهی فضای کالبدی: یکی دیگر از برنامههای این وزارتخانه افزایش سرمایهگذاری در بخش فضاهای کالبدی آموزشی است. برای این ساماندهی قرار است بودجه ساختوساز از 3 میلیون دلار در سال 2011 به 9 میلیون دلار در سال 2016 افزایش یابد. یادآوری میشود که بر پایه برآوردها، ساختمانها و فضای کالبدی محیطهای آموزشی کلاسها، فضای اداری، سالنهای کنفرانس، کتابخانه، آزمایشگاهها و... در سودان جنوبی دارای وضعیت ناگواری است. این شرایط با افزایش تقاضا برای آموزش عالی بدتر هم شده است. برای از میان برداشتن این کمبودها و بهبود وضعیت، دولت سودان درنظر دارد تا با گرفتن وام داخلی و خارجی، منابع مالی این بخش را فراهم کند و از این رهگذر، زیرساختها را بازسازی کند و مؤسسات آموزش عالی را با استانداردهای سده بیستویکم بنا نهد.·منابع علمی و آموزشی: سودان جنوبی، در زمینه منابع علمی و آموزشی، با کمبودهای جدی روبهروست. نسبت تعداد کتاب به دانشجویان 1 به 35 است. افزونبرآن دانشجویان به فنّاوری اطلاعات و ارتباطات دسترسی چندانی ندارند. دولت سودان برای برطرف ساختن این مشکلات درصدد نوسازی این منابع است.·فراهم ساختن مالی آموزش عالی: فراهمکننده اصلی منابع مالی مؤسسات آموزش عالی عمومی در سودان جنوبی، دولت است. هرچند، منابع مالی نهادهای آموزش عالی خصوصی ازسوی بخش خصوصی فراهم میشود. در دوران دولت موقت، این نقش میان دولت سودان جنوبی و دولت اتحاد ملی تقسیم شده بود. دولت سودان جنوبی، وظیفه پرداخت شهریه، غذای دانشجویان، فراهم ساختن محل اقامت برای کسانیکه به دانشگاه بازگشتهاند، آوارگان داخلی و کمک به افرادی که قصد ادامه تحصیل در خارج از کشور داشتند را بردوش داشت. حال دولت قصد دارد دانشگاهها را بهسوی فراهم ساختن منابع مالی خودشان بکشاند و منابع مالی دیگر مانند هدایا و سرمایهگذاری بخش خصوصی را نیز به منابع مالی دانشگاه اضافه کند. هرچند با عملکرد ناکارآمد نهادهای آموزش عالی بخش خصوصی، که بهگونهای قارچگونه رشد یافتهاند، مشخص نیست این سیاستها بر چه پایهای تدوین شدهاند!وزارت آموزش عالی چالشهای پیشروی این وزارتخانه، را چنین برشمرده است: تنظیم برنامههای کاربردی و مفید، پژوهش و انتشارات، هیئتعلمی و زیرساختها، امکانات آموزشی، تأمین مالی و قوانین، نبود دادههای پایه و درگیریهایی که در دسامبر 2013 آغاز شده است (Unesco, 2014, p. 2).افزونبر چالشهای سهگانه یادشده، نظام آموزش عالی سودان دارای کاستیها و دشواریهای زیادی است که برخی از مهمترین آنها عبارتاند از:·نابرابریهای بسیاری در عرضه آموزش بین شهرها و استانهای این کشور وجود دارد.·در این کشور تعداد مؤسسات فنی و مدارس ابتدایی و میانی انگشت شمارند. دانشگاههای جنوبی که در طول جنگ داخلی به خارطوم نقل مکان کرده بودند، با روند کندی درحال بازگشت به سودان جنوبی هستند (Brown, 2006, p. 20).·نرخ بالای بیسوادی بیش از 70% از کل جمعیت، 27% بزرگسالان، 40% دختران و 60% از پسران قادر به خواندن و نوشتن نیستند.·نرخ پایین ثبتنام در آموزش ابتدایی: نرخ خالص ثبتنام در آموزش ابتدایی 5/41% است.·چالشهای بزرگی که دختران برای درس خواندن با آن روبهرو هستند. به گزارش یونیسف کمتر از 1% از دختران آموزش ابتدایی را به پایان میرسانند.·نرخ بالای زنان بیسواد: سودان جنوبی بیشترین زنان بیسواد در دنیا را دارد.·شمار زیاد جوانانی که تحصیلات کافی ندارند.·کمبود و در مواردی نبود بودجه مناسب و کافی.·نبود استادان و آموزشگران در سطح سوم آموزش.ازجمله استانداردهایی که برای آموزش در سودان در نظر گرفته شده است:·در زمینه دسترسی و محیط یادگیری: دسترسی برابر، حمایت و بهزیستی، امکانات و خدمات؛·در زمینه یادهی و یادگیری: برنامه درسی، تربیت و پیشرفت حرفهای و پشتیبانی؛·در زمینه آموزشدهندگان و دیگر کارکنان آموزشی: انتخاب و استخدام، شرایط کار، پشتیبانی و نظارت بر آنها؛·در زمینه سیاستهای آموزشی: فرمولبندی سیاستها و قوانین و برنامهریزی و اجرا؛هفت هدف راهبردی که دولت سودان جنوبی برای بهبود کیفیت نظام آموزشی خود در سالهای 2017-2012 در نظر دارد و در اسناد بسان برنامههای پیشروی این کشور تلقی شدهاند عبارتاند از:·افزایش دسترسی و برابری در ترویج آموزش در دورههای گوناگون؛·گسترش سوادآموزی در بزرگسالان؛·توسعه ظرفیتهای سازمانی و انسانی؛·افزایش بودجه آموزش از تولید ناخالص داخلی؛·افزایش مشارکت همه بازیگران نظام آموزشی؛·نظارت و ارزیابی برنامههای راهبردی (Unesco, 2014, p. 2).کتابشناسی
Ajawin, L. A. (2011). Tertiary Education in South Sudan. Retrieved from: http://southsudannewsagency.org/index. php/2011/11/15/tertiary-education-in-south-sudan/
Brown, T. (2006). “South Sudan Education Emergency”. Forced Migration Review Supplement - Education and Conflict: Research, Policy and Practice. Retrieved from: http://s3.amazonaws.com/inee-assets/resources/Luswata_ fmr-education-conflict-full.pdf.
Central Intellegence Agency. (2015). “Sudan”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/library/ publications/the-world-factbook/Department for International Development. (2014). Operational Plan 2011-2016 South Sudan. Retrieved from: https://reliefweb.int/sites/reliefweb.int/files/resources/dfid-south-sudan-operational-plan-2014.pdf.
Education Cluster South Sudan (2012). Minimum Standards for Education in Emergencies. http://s3.amazonaws.com/inee-assets/resources/MS_Contexualization_South_Sudan_2012.pdf.
International Burea of Education. (2007). “Sudan”. World Data on Education (6th edition). Geneva:Unesco.
International Federation of Red Cross and Red Crescent Societies. (2014). South Sudan: Development Operational Plan 2014. Retrieved from: https://reliefweb.int/sites/ reliefweb.int/files/resources/MAASS001_14DOP.pdf.
Kalista, J. (2015). Unesco Country Programming Document for South Sudan 2014-2016. Retrieved from: http://unesdoc. unesco.org/images/0022/002268/226870E.pdf.
Ministry of Education, Science and Technology. (2014a). Education for All 2015 National Review Report: South Sudan. Retrieved from: http://unesdoc.unesco.org/images/ 0023/002316/231645e.pdf.
Ministry of Education, Science and Technology. (2014b). Education Management Information Systems Unit: Juba, South Sudan. Sudan: Author.
Ministry of General Education and Instruction. (2012). General Education Strategic Plan, 2012-2017: Promoting Learning for All. Juba, Republic of South Sudan. Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/south_sudan_general_education_plan_2012_2017.pdf.
Ministry of Higher Education, Science and Technology. (2015). Post 2015 Education Agenda Report-South Sudan, Juba.
Unesco. (2011). Building a Better Future:Education for an Independent: Education for All Global Monitoring Report. Retrieved from: http://www.unesco.org/new/fileadmin/ MULTIMEDIA/HQ/ED/pdf/gmr2011-policy-paper-south-sudan.pdf.
Unesco. (2014). Education Agenda REPORT, National Consultation in Preparation for the Sub-Saharan Africa Regional Conference on the Post-2015 Education Agenda. Retrieved from: http://www.unesco.org/new/fileadmin/ MULTIMEDIA/FIELD/Dakar/pdf/Nationalpost2015consultationreportKenya.pdf.
United Nations Development Programme. (2015). United Nations Development Programme in South Sudan: Annual Report 2015. Retrieved from: http://www.ss.undp.org/ content/dam/southsudan/library/Reports/AnnualReports/UNDP%20South%20Sudan%202015%20Annual%20Report%20(1).pdf.
https://data.worldbank.org/country/south-sudan
http://girlseducationsouthsudan.org/south-sudan-education-statistics/
http://planipolis.iiep.unesco.org/upload/South%20Sudan/South_Sudan_Ministry_of_Higher_Education_Policy_Framework_Official_Version.pdf.
http://sudantribune.com/spip.php?mot92
http://www.countryfacts.com/sudan/
http://www.moest-ss.com/ge/
http://www.ss.undp.org/content/south_sudan/en/home/countryinfo.htmlhttp://www.uis.unesco.orghttp://www.worldbank.org/en/country/southsudanhttp://worldpopulationreview.com/countries/south-sudan-population/cities/
حمید جاودانی، مینا پورمحمدی، سنا بهمن
نظام آموزش عالی سودان شمالی
North Sudanese Higher Education System
پایتخت: خارطومنوع حکومت: جمهوری فدرالزبان رسمی: عربی و انگلیسیمساحت: 1861484 کیلومترمربعجمعیت: 36108853 (2015م)تعداد دانشجویان: 424728 (2012م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 13797 (2013م)تولید ناخالص ملی: 4300 دلار(2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 22/2% (2009م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیسودان شمالی کشوری است که در شمالشرقی قاره افریقا واقع شده است که همسایگان آن، دریای سرخ در شمالشرقی، لیبی، مصر در شمال، چاد، اریتریا، اتیوپی، سودان جنوبی و جمهوری مرکزی افریقا هستند.بیابانهای پهناور و بسیار خشک شمال این کشور را دربرگرفته، دارای آبوهوای گرم و خشک و فصول بارانی متناسب با نواحی است؛ همچنین رود نیل و شاخههای آن، سودان را دربرگرفته است. رود نیل بیشترین بستر و درازای خود را در سرزمین سودان میپیماید و پس از آن، بهسوی مصر روانه میشود. دو رود نیل آبی و نیل سفید در ادامه مسیر خود در شهر خارطوم به همدیگر میپیوندند و ادامة راه خود را در یک بستر میپیمایند.رودخانه نیل، محل تلاقی فرهنگهای گوناگون قبایل افریقایی است و نیل نهتنها قبایل نزدیک به خود، بلکه از کشورهای دوردست خود نیز، قبایل گوناگونی را دور خود جمع کرده است.منابع طبیعی این کشور نفت، ذخایر کوچک سنگ آهن، مس، سنگ کروم، روی، تنگستن، میکا، نقره و طلاست.70% از گروههای نژادی این کشور، عربهای سودانی هستند. گروههای مذهبی مسلمان و اقلیتی از مسیحی در سودان زندگی میکنند. 5/20% از جمعیت این کشور، گروه سنی 24-15 سال هستند. در سال 2015، 8/33% از جمعیت این کشور شهرنشین و 129/5 میلیون نفر در شهر خارطوم که پایتخت آن است، زندگی میکنند. امید به زندگی در میان مردم 68/63 سال و 9/75% از جمعیت سودان سواد خواندن و نوشتن دارند (Central Intelligence Agency, 2014).سودان نامی است که اعراب بدین سرزمین دادهاند و بیشتر بهصورت بلادالسودان بهکار رفته است و بهمعنای سرزمین سیاهان است. سودان در گذشته، سرزمینی وسیع از کشور سودان کنونی را دربر میگرفته است و از ساحل غربی افریقا تا کوههای حبشه را پوشش میداده است. در روزگار استعمار فرانسه، در افریقا کشوری به نام سودانی در غرب افریقا وجود داشت که دربرگیرنده بخشی از صحرا در شمال و بخش فوقانی درههای سنگال و نیجریه در جنوب بابا یعنی باماکوبود. سودان از سال 1889 تا بهدست آوردن استقلال، مشترکاً زیر سلطه مصر و انگلیس بود. در این دوره نام این کشور سودان مصر و انگلیس بود. پس از استقلال، جمهوری سودان نام گرفت و سپس جمهوری دموکراتیک سودان نامیده شد که هماکنون، نام رسمی آن کشور است. نام بینالمللی این کشور سودان است.سودان کشوری بسیار فقیر است که تضادهای اجتماعی بسیاری را آزموده است و در جولای 2011، بهعلت جداشدن از سودان جنوبی، سهچهارم از تولید نفت خود را از دست داد. بهعلت ضربة اقتصادی جدایی سودان از سودان جنوبی، سودان برای ثبات اقتصادی و جبران ارز خارجی از دست رفته بسیار تلاش میکند. 5/46% از مردم، بنا به دادههای سال 2009، زیر خط فقرند، بیش از 80% از نیروی کار در بخش کشاورزی مشغولاند. نرخ بیکاری در سال 2014، 6/13% بوده است. ارزش نشانگر توسعة انسانی در 2013م، 473/0 بوده است و این کشور جزو کشورهای با توسعه انسانی پایین است که مقدار نشانگر توسعه انسانی در آن هرساله به میزان 59/1% تغییر میکند.سودان در دو جنگ داخلی طولانی در پایان سده بیستم میلادی درگیر شد. این آشوبها، در اقتصاد منطقة شمالی، سیاستها و تسلط اجتماعی بخش عظیمی از قشر غیرمسلمان و غیرعرب در سودان جنوبی، ریشه داشت. نخستین جنگ داخلی در سال 1972 پایان یافت. اما جنگی دیگر در سال 1983 دوباره آغاز شد. مذاکرات صلح با امضای چند توافقنامه در سال 2004-2002 بهدست آمد. توافقنامه نهایی صلح شمالی- جنوبی که در سال 2005 امضا شد، به شورشیان در جنوب، استقلال بهمدت 6 سال آتی داده شد که پیش از آن، ازطریق همهپرسی درباره استقلال سودان جنوبی اجرا شده بود.سودان و سودان جنوبی، هنوز بهطور کامل به پیادهسازی موافقتنامههای اقتصادی و امنیتی امضا شده در 2005م که مربوط به عادیسازی روابط بین دو کشور است نرسیدهاند. وضع نهایی منطقه ابیه نیز نیاز به تصمیمگیری دارد. از زمان استقلال سودان جنوبی، درگیریها بین دولت و جنبش مردمی آزادی شمال در کردفان جنوبی و منطقه نیل آبی که در آن 2/1 میلیون نفر آواره و مجروح شدهاند، آغاز شده است. نیروهای پاسدار صلح، برای جلوگیری از حملات مسلحانه در این مناطق، بهطور فزایندهای تلاش میکنند. سودان همچنین با هجوم مهاجران از کشورهای همسایه روبهرو است. در سال 2011 سودان جنوبی از سودان جدا شد و رسماً استقلال یافت (Central Intelligence Agency, 2014).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیآموزش در سودان دربرگیرنده اهداف کلی زیر است:- تعادل در شخصیت، ازنظر نیازهای فیزیکی، روحی و فکری؛- انجام وظایف فردی در جامعه؛- توانمندسازی یادگیرندگان برای انجام وظایف؛- توسعه روحیه میهنپرستی و پشتیبانی از میراث فرهنگی سودان و آثار مربوط به جهان عرب و جهان اسلام؛هدف از آموزش عمومی همانطورکه در قانون سال 1992 درباره آموزش بیان شد، بهشرح زیر است:- القای ایدهها و عقاید مذهبی در جوانان برای ایجاد شخصیت مسئولیتپذیر؛- توسعه تواناییهای تفکر ازطریق آزمایش و تجربه و تقویت قوای بدنی ازطریق درس تربیتبدنی؛- تشویق جوانان برای داشتن عزتنفس و غرور ملی و ایجاد حس میهنپرستی و وفاداری به میهن؛- ایجاد روحیه اتکا به خود برای فعالسازی انرژیهای مادی و معنوی؛- برانگیختن آفرینشگری و ایجاد تواناییها و مهارتهای فردی، از رهگذر آموزشهای فنی برای رسیدن به اهداف توسعه.ماده شماره 25 سال 2004 درباره کودکان تصریح میکند که آموزش کودکان باید بهمنظور ایجاد روحیه مذهبی، اخلاق نیکو، حس میهنپرستی و پرورش قوای بدنی و ایجاد روحیه علمی باشد؛ همچنین کودک را از مزایای خوب بودن، صلح، همکاری و ازخودگذشتگی آگاه کند (International Bureau of Education, 2011).قوانینی در سودان مربوط به آموزش است؛ ازجمله:- مواد برگرفته از قانون سال 1992 که درباره امتحانات و سیاستهای آموزشی و مدیریت عمومی است؛- قانون عمومی سازماندهی و برنامهریزی آموزشی در سال 2001؛- قانون سال 1990 آموزش عالی که اهداف و اصول کلی آموزش عالی را بیان میدارد و انواع گوناگون نهادهای آموزش عالی و اهداف آنها را مشخص میکند؛- قانون 1974م دربارة سلامت مدرسه که سیاستهای کلی برای خدمات بهداشتی را بیان میدارد؛- قانون کودک سال 2004؛- ماده 27 قانون کودک در سال 2004 یادآور میشود که آموزش رایگان، در آموزش پایه باید حق مسلم هر کودک باشد که این ازسوی هر ایالت فراهم شود؛- ماده 28 قانون جدید کودک در 2010م، خاطر نشان میکند که هر کودک باید حق آموزش عمومی را داشته باشد و دولت آن را برای کودکان فراهم کند و نیز دولت باید برای ایجاد آموزش رایگان، برای کودکان بیسرپرست بکوشد (International Bureau of Education, 2011).ساختار نظام آموزشیآموزش رسمی در سودان، ازسوی دستگاه اداری بریتانیا بعد از اشغال دوباره کشور در سال 1898 آغاز شد. پیش از این، آموزشهای مدارس دینی و قرآنی، محدود به شمار اندکی که به تحصیلات بالاتر مشغول بودند که بتوان آنها را در دوره آموزشهای نو (مدرن) یا آموزش عالی ردهبندی کرد، افرادی بودند که در مصر در دانشگاه الازهر ثبتنام کرده بودند.گوردن مموریال کالج که در سال 1902 بهعنوان مدرسه ابتدایی آغاز به کار کرد، بعد از سه دهه، یعنی در سال 1939 به دبیرستان تبدیل شد؛ سپس در سال 1945، با همکاری دانشگاه لندن، آموزشهای دانشگاهی در رشتههای هنر، علوم، حقوق، کشاورزی و مهندسی در این کالج برقرار شد. این کالج بعدها به دانشگاه خارطوم تبدیل شد. در واقع میتوان گفت نظام آموزش عمومی و خصوصی سودان که میراث دولت در دوران بعد از استقلال بود، بیشتر برای آموزش کارکنان غیرنظامی و حرفهای مورد نیاز دستگاه اداری استعمارگران طراحی شده بود تا آموزش اهالی سودان (El-Hassan, 2011).مرکز ملی برنامهریزی و پژوهشهای آموزشی در سودان، محتوای مواد آموزشی را با کمک استادان و کارشناسان نهادهای آموزشی تغییر و یا تطبیق میدهد. این مرکز برنامه درسی را مطابق با سیاستهای ملی توسعه میدهد و نیز پژوهشگران و استادان را برای انجام پژوهش و ایجاد رابطه با مراکز پژوهشی تربیت میکند. با کمک یونیسف برنامهای آموزشی برای یادگیری مهارتهای زندگی در سال 2008 ایجاد شد که در آن، مهارتهای زندگی در رابطه با ایجاد عزتنفس، رویارویی با آشوب و آشنایی با بیماری ایدز و نیز دیگر مسائل جنسی گنجانده شده است.پراکندگی امکانات و کارکنان همة کشور را دربر نمیگیرد و مدارس بیشتر در خارطوم و برخی دیگر از مناطق شهری گشایش یافتهاند؛ این در حالی است که بیشتر جمعیت این کشور، روستایی هستند و جنوب این کشور با کمبود آموزشگر و ساختمان آموزشی روبهروست.ساختار نظام آموزشی در کشور سودان شمالی بهطورکلی دارای مراحل: پیشدبستانی، دبستان یا آموزش ابتدایی، آموزش میانی و آموزش عالی است.آموزش پیشدبستانی کودکان در چهارسالگی به پیشدبستانی یا پیشدبستانیهای سنتی مذهبی میروند. این نوع آموزش اجباری نیست و دو سال به درازا میکشد. آموزش پیشدبستانی بازیهایی متناسب با سن کودکان ارائه میدهد که هدف آن، توسعة روحیه خردورزی جمعی است. در پیشدبستانیهای مذهبی نیز قرآن آموزش داده میشود. آموزش پیشدبستانی بهطور گستردهای غیرمتمرکز و هر استان بر پایه اهداف خودش، برنامههای ویژهای را دنبال میکند.برنامة درسی در این دوره، معمولاً دربرگیرنده مواردی است که سبب بالندگی کودک در این سن میشود. کودکان معمولاً در دوره پیشدبستانی هفتهای 18 تا 20 ساعت آموزش میبینند و عملکرد کودک بهطور پیوسته از رهگذر مشاهده و نظارت ارزشیابی میشود. در سال 2009 تعداد پیشدبستانیها در سودان، 13657 بود (International Bureau of Education, 2011).جدول 1. شمار کودکان ثبتنامشده در دوره پیشدبستانیسال2009201020112012تعداد725613659038749981816074
(data.uis.unesco.org)
آموزش دبستانیدر سال 1990، طی تغییرات آموزش میانی، ساختار این مرحله از نظام 3+3+6 یعنی ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان به نظام 3+8 یعنی هشت سال آموزش پایه و سه سال آموزش میانی تبدیل شد که هشت سال پایه آموزش اجباری است. کودکان در ششسالگی در دوره ابتدایی پذیرش میشوند. بیش از 50% از مدارس بهصورت مختلطاند. در پایان سال هشتم، دانشآموزان امتحانات نهایی میدهند و در صورت کامیابی مدرک آموزش ابتدایی دریافت میکنند.برنامة درسی دوره ابتدایی روی بهبود زبان، ریاضی، هنر و صنایع دستی و توسعة مهارتهای فکری و اجتماعی، متمرکز است.سیاست آموزشی این است که دانشآموزان باید تا پایه چهارم بهطور خودکار بالا بیایند.پیمایش پایه در 2007م نشان داد که دولت بزرگترین فراهمکننده آموزش عالی است؛ درحالیکه در شهر خارطوم سهم بخش خصوصی بیشترین مقدار یعنی 28% از کل ایالات است (International Bureau of Education, 2011).جدول 2. شمار ثبتنامشدگان در دوره پایهسال2009201020112012تعداد3970740402429639811299674142
(data.uis.unesco.org)
آموزش میانیآموزش میانی عمومی سه سال طول میکشد و سرانجام به دانشآموختگان مدرک پایان آموزش میانی داده میشود. برنامه درسی در دو سال نخست آموزش میانی، یکسان است، اما در سال آخر دانشآموزان میتوانند بین رشته هنر و علوم یکی را برگزینند. مدارس عمومی مختلط نیستند. مدارس میانی فنی نیز سه سال به درازا میکشد و در چهار رشتة کشاورزی، صنعت، تجارت و اقتصاد خانه (برای دختران) دانشآموز میپذیرند. مراکز فنیوحرفهای ارائهدهندة دو سال آموزش در انواع رشتهها هستند؛ بنابراین دانشآموزان در پایان دوره میانی، یا روند آکادمیک را در سال آخر ادامه میدهند و یا وارد مدارس فنی میشوند (International Bureau of Education, 2011).آموزش میانی، دانشآموزان را برای ورود به بازار کار آماده میکند. در این سطح، به دانشآموزان حق انتخاب بهگونهای داده میشود تا بتوانند تواناییهای خود را از این طریق کشف کنند. دانشآموزان باید بین 3 تا 5 موضوع اختیاری زیر را انتخاب کنند: ریاضیات پیشرفته، زیست، فیزیک، شیمی، زبان عربی اختیاری، جغرافی، تاریخ، ادبیات انگلیسی، مطالعات محیطی، مطالعات اسلامی، زبان فرانسوی و هنر.جدول 3. شمار ثبتنامشدگان در دوره میانیسال2009201020112012تعداد کل1636033168735615308201723688دختران750185772977721960811886
(data.uis.unesco.org)
برنامة درسی در دوره میانی، با هدف یکپارچگی دانش و مرتبط ساختن آن با میراث فرهنگی سودان و همچنین یکپارچهسازی شخصیت دانشآموزان با افزایش آموزشهای عملی است (International Bureau of Education, 2011).آموزش فنیوحرفهایاین دوره آموزشی که میتواند برابر دوره میانی ارزیابی شود، نیز در چهارده تا هفدهسالگی و در مدت سه سال عرضه میشود. مدرک تحصیلی این دوره نیز مدرک تحصیلات میانی سودان است. در دو سال نخست دوره میانی، دانشآموزان برنامه درسی مشترکی را پشت سر میگذرانند. در سال پایانی آنها میتوانند در علوم انسانی و یا رشتة علوم ادامه تحصیل بدهند.مراحل آموزش پسا میانی در سودان را میتوان به دو مرحله تقسیم کرد:الف. آموزش پسا میانی غیردانشگاهی (فنیوحرفهای):اینگونه از آموزشها که بهوسیلة مراکز تخصصی آموزش عالی ارائه میشوند، سه سال به درازا میکشد. رشتههایی که در این دورهها آموزش داده میشوند، عبارتاند از: مهندسی (شهرسازی، مکانیک و برق)، علوم رایانه، مدیریت و مطالعات توسعه. یادآور میشود که برخی از دانشگاهها نیز به برگزاری دورههای دو تا سهساله در رشتههای گوناگون در دانشکدههای توسعة انسانی میپردازند. مدارکی که به دانشآموختگان این دورهها داده میشوند، عبارتاند از: مدرک فنورزی، مدرک میانی.ب. آموزشهای دانشگاهی: نخستین دوره دانشگاهی، دوره کارشناسی است. برنامههای دورة عمومی کارشناسی، اغلب چهار سال به درازا میکشد و بیشتر مربوط به رشتههای علوم انسانی، مطالعات اجتماعی، آموزش و تربیت آموزشگر است. به دانشآموختگان این دوره مدرک کارشناسی داده میشود. برای گرفتن مدرک کارشناسی عالی، لازم است که دارندگان مدرک کارشناسی، یک سال دیگر نیز به تحصیل خود ادامه دهند.دومین دوره دانشگاهی که دورهای یکساله است، فقط در برخی رشتهها وجود دارد و به دانشآموختگان آن مدرک تحصیلات تکمیلی داده میشود.سومین مرحله دانشگاهی، دکتراست. این دوره نیز اغلب سه سال بهطول میانجامد و دارندگان مدرک کارشناسی ارشد، میتوانند در این دورهها شرکت کنند.آموزش عالی در سودان در نهادهای آموزش عالی ارائه میشود. پذیرش در این نهادها، برمبنای نتایج امتحانات در مدارس است. نهادهای آموزش عالی مدرک دیپلم و مدارک دیگر در رشتههای گوناگون ارائه میدهند. دانشکدههای فنی و برخی از دانشگاهها، دیپلمهای فنی ارائه میدهند و طول دوره در این دانشگاهها چهار تا شش نیمسال است. دوره کارشناسی معمولاً چهار سال و دوره کارشناسی ارشد دو تا سه سال طول میکشد. دوره کارشناسی ارشد، به دو روش آموزشی و پژوهشی برگزار میشود. در روش آموزشی پذیرفتهشدگان پس از یک تا دو سال شرکت در کلاسها و نگارش رساله، موفق به دریافت مدرک کارشناسی ارشد میشوند. در روش پژوهشی نیز پذیرفتهشدگان با انجام پژوهش و دنبال کردن مطالعات خود در دوره دو تا سهساله و نگارش پایاننامه موفق به دریافت مدرک یادشده میشوند. دوره دکتری معمولاً سه سال بعد از دوره کارشناسی ارشد به درازا میکشد، در این دوره، دانشجویان باید پژوهشهای مستقلی را برگزینند که برونداد آن، پایاننامة دکتری خواهد بود. دوره پسا دکتری، تنها در دانشگاه خارطوم و در رشتههای علوم انسانی، حقوق و علوم، عرضه میشود. هر سال تحصیلی دربرگیرنده دو نیمسال است (International Bureau of Education, 2011).برمبنای دادههای موجود در وبگاه وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمی، چشمانداز آموزش عالی سودان تا سال 2011 دربرگیرنده اهداف زیر بوده است: رفع نیازهای جامعه، توسعة تمامیت فردی از رهگذر افزایش مهارتهای پژوهشی و ایجاد خلاقیت درافراد، همکنشی با جامعه و ارتقای ارزشهای روحی و انسانی جامعه برای توسعه ملی.از مأموریتهای آموزش عالی نیز میتوان به موارد زیر اشاره کرد:- ایجاد آموزش عالی مطابق با استانداردهای کیفیت و شایستگی؛- ارائه آموزش عالی به همگان برمبنای توانمندیها و شایستگیها؛- آمادهسازی کادر آموزشی فنی و علمی در رشتههای گوناگون؛- توسعه و ترویج علم و دانش ازطریق پژوهشهای علمی و ارتقای فنّاوریهای محلی؛- حفظ ارزشهای جامعه.بیشتر نهادهای آموزش عالی سودان، در سدة بیستم میلادی، پی نهاده شدهاند؛ بهگونهای که از 38 نهاد آموزش عالی کنونی، تنها 4 نهاد در سده بیستویکم میلادی گشایش یافتهاند.آنگونه که دادههای جدول 5 نشان میدهد، نرخ ثبتنام ناخالص زنان در بازة زمانی 201-2010م نسبت به مردان پیشی گرفته است. افزونبرآن، بهرغم افزایش دسترسی، ضریب پوشش دسترسی کمتر از 20% متقاضیان است.جدول 4. گونهشناسی نهادهای آموزش عالیردیفنام نهاد آموزش عالینوع نهادسال تأسیس1دانشگاه ام درمان اسلامیعمومی19012دانشگاه خارطومعمومی19023دانشگاه علوم و تکنولوژی سودانعمومی19324دانشگاه النیلینعمومی19555دانشگاه دخترانه احفادخصوصی19666دانشگاه الجزیرهعمومی19757دانشگاه سنارخصوصی19778دانشگاه بینالمللی افریقاسازمان بینالمللی19779دانشگاه امدرمان الاهلیهخصوصی198610دانشگاه کسلاعمومی199011دانشگاه الفاشرعمومی199012دانشگاه قرآن کریم و علوم اسلامیعمومی199013دانشگاه کردفانعمومی199014دانشگاه القضارفعمومی199015دانشگاه دره نیلعمومی199016دانشگاه قرآن کریم و علوم اسلامیعمومی199017دانشگاه المستقبل سودانخصوصی199118دانشگاه دنقلاعمومی199119دانشگاه ود مدنی اهلیهخصوصی199220دانشگاه الزعیم الازهریعمومی199321دانشگاه امام المهدیعمومی199422دانشگاه زالنجیعمومی199423دانشگاه شندیعمومی199424دانشگاه غرب کردفانعمومی199425دانشگاه دریای سرخعمومی199426دانشگاه علوم و تکنولوژیخصوصی199527دانشگاه نیل الازرقعمومی199528دانشگاه الدلنجعمومی199529دانشگاه کراریعمومی199630دانشگاه علوم پزشکی و تکنولوژیخصوصی199631دانشگاه علوم و فنّاوری بیانخصوصی199732دانشگاه بخت الرضاعمومی199733دانشگاه ملی الرباطخصوصی200034دانشگاه آزاد سودانعمومی200235دانشکده ملی مطالعات تکنیکی و پزشکیخصوصی200536دانشگاه نیالا عمومی200537مؤسسه دولتی سلامتعمومی200938دانشکده سودانی کاناداییخصوصی-
(www.classbase.com)
جدول 5. نرخ ناخالص ثبتنام در آموزش عالیسال2010201120122013زنان44/1620/1506/1610/18کل18/1584/1414/155/17
(data.uis.unesco.org)
دادهای درباره نرخ ناخالص دانشآموختگی در سالهای گوناگون در وبگاه یونسکو موجود نبود؛ جز اینکه در سال 2012 نرخ ناخالص دانشآموختگی در دوره کارشناسی 24/10% برای هر دو جنس بوده است. این در حالی است که نرخ ناخالص ثبتنام در سال 2008 یعنی 4 سال پیش، 58/14% بوده است.دادههای آماری در جدول 6 حکایت از این دارد که شمار دانشجویان دختر، از شمار دانشجویان پسر فزونی گرفته است؛ بهگونهای که 5/54% از دانشجویان این کشور را دختران پوشش میدهند. نکته درخور درنگ این است که شمار دختران در پردیرینهترین نهاد آموزشی این کشور نزدیک 65% است. حتی در علوم قرآنی نیز دختران شمار فزایندهتری را نشان میدهند. تنها در دانشگاه علوم و فنّاوری سودان، شمار آنها به پسران نزدیک میشود.آموزش از دور در سوداندانشگاه آزاد سودان در سال 2002 ایجاد شد. این دانشگاه جزو نخستین دانشگاهها در زمینه بهکارگیری آموزش باز و از دور است. رشتههای آموزش زبان انگلیسی، مدیریت و علوم رایانه ازجمله رشتههایی هستند که در این دانشگاه، با استفاده از آموزش از دور ارائه میشوند.در این دانشگاه از کتب چاپی، اتاقهای کنفرانس مجهز به سیدی و تلویزیون و رادیو و ویدئو کنفرانس، استفاده میشود و در برنامههای آینده خود را بهبود قابلیتهای ویدئو کنفرانسها برای دستیابی به کتابخانههای مجازی اعلام کرده است (Elnour, 2008).افزونبرآن، شماری از دانشگاههای کشور نیز در رشتههای علوم انسانی، بازرگانی و علوم اجتماعی به عرضة آموزش عالی از دور میپردازند.جدول 6. شمار ثبتنامشدگان در نهادهای آموزشی عمومی و خصوصی در دوره کارشناسی 2012-2011مدانشگاهپسردخترجمع کلخارطوم90941699126085امدرمان الاسلامیه227832567548458علوم و فنّاوری سودان138831325127134الجزیرة56941252718221بحری264521804825قرآن کریم و علوم اسلامی7048907416122النیلین252592210647365الزعیم الازهری253356158148سنار302647817807الامام المهدی262222744896بخت الرضا255241196671النیل الازرق199914833482کسلا226740746341دریای سرخ323142297460القضارف273453938127وادی النیل4821762412445دنقلا253827165254شندی190437065610کردفان6178807114249الدلنج295322425195غرب کردفان265930225681السلام16538382491الفاشر393548718806نیالا354436157159زالنجی256723984965البطانه5118821393کرری46212634884السودان المفتوحه168681966336531افریقیا العالمیه493237738705الرباط الوطنی6531811914650الاحفاد للبنات079807980امدرمان الاهلیه557329298502السودان العالمیه170218193521العلوم والتقانه6422465911081علوم پزشکی84617012547المستقبل10284971525المغتربین333239572القرآن الکریم تاصیل العلوم367461669840جمع کل193163231565424728
(www.mohe.gov.sd)
در سودان بهمثابة یکی از کشورهای افریقایی، زیرساختهای ضعیف فنّاوری ارتباطات، یکی از چالشها در آموزش از دور است. افزونبراین نهادها و آموزشگران مناسب، برای برگزاری این دورهها وجود ندارد.آموزش آموزشگرانآموزش آموزشگران پیشدبستانی، ابتدایی/ پایهای تا پیش از سال 1996 در مراکز مقدماتی آموزش آموزشگران انجام میشد که زیر نظر وزارت آموزش و آموزش میانی بود. از سال 1996، این مراکز نیز زیر نظر دانشگاهها اداره میشوند. زمان تحصیل در این دوره آموزشی چهار سال است و به دانشآموختگان آن، مدرک کارشناسی آموزش داده میشود.در سال 2003، دانشگاه آزاد سودان، دوره کارشناسی آموزش را برای آموزشگرانی که در خدمت بودند و این مدرک را نداشتند، ارائه داد؛ این دورهها برای دانشآموختگان رشتههای دیگر یک سال بود و در آخر دیپلم، به آنها آموزش داده میشد (International Bureau of Education, 2011).آموزشگران دورة میانی در دانشکدههای آموزش دانشگاهها دوره میبینند. این دوره اغلب چهار سال بهطول میانجامد و به دانشآموختگان آن نیز مدرک آموزشی داده میشود.برنامه آموزش آموزشگران، دربرگیرندة درسهای دانشگاهی و آموزشهای حرفهای در زمینه روانشناسی آموزش و توسعه، روشهای تدریس و طرح درس و آموزشهای کاربردی و همچنین موضوعات جدیدی دربارة جمعیت، بهداشت و آموزش محیطی است (International Bureau of Education, 2011).جدول 7. شمار آموزشگران در دوره پیشدبستانیسال2009201020112012زنان207382634928984-کل229902928932218-درصد زنان به کل2/9096/8996/89-
(data.uis.unesco.org)
ساعت کاری موظف دبیران، در سطح آموزش مقدماتی 24 ساعت در هفته و 22 ساعت در هفته برای دبیران دوره میانی است. سرپرست آموزشگران، شورای آموزش و بازرسان محلی، بر کار آموزشگران نظارت میکنند. بازرس محلی میتواند یکی از آموزشگران بازنشستهای باشد که اکنون در شورای محلی کار میکند. در استانها انتظار میرود تا آموزشگران 2 تا 4 بار در سال ازسوی بازرسان ارزیابی شوند.جدول 8. شمار آموزشگران در دوره ابتداییسال2008200920102012زنان---57776کل---89866درصد زنان به کل---4/64
(data.uis.unesco.org)
جدول 9. شمار آموزشگران در آموزش عالیسال201120122013زنان-41084138کل-1319913797درصد زنان به کل-12/3199/29
(data.uis.unesco.org)
دادههای جدول 10 جدای از وجود نابرابری جنسیتی در میان آموزشگران زن و مرد، که بیشینگی مردان را نمایش میدهد، میتواند یکی از علل کیفیت پایین آموزش عالی را در سودان آشکار سازد: کمبود آموزشگران با کیفیت و وجود 45% مربی در میان آنها، درحالیکه استاد و دانشیار تنها 19% از سهم کل آموزشگران را نشان میدهد.جدول 10. شمار اعضای هیئتعلمی در دانشگاههای عمومی و خصوصی برحسب مرتبه علمی و جنسیت در سال 2012-2011استاددانشیاراستادیارمربیمرد743142730623344زن3521913962237کل778164644585581
(www.mohe.gov.sd)
فرایند اجرای دگرگونیها در نظام آموزش عالی سودانبه روایت برخی اسناد، نظام آموزش عالی در سودان دستخوش تغییراتی بوده است که این تغییرات بر اثر رویکردها و عملکردهای زیر پدید آمده است:کنفرانس آموزش عالی: نخست بهمنظور مشروعیتبخشی به سیاستهای آموزشی جبهه ملی اسلامی، کنفرانسی بر پا شد که علاوهبر حضور نیافتن مدیران دانشگاهی و یا اخراج آنها از صحن کنفرانس، توصیههای آن ازسوی افراد غیرحرفهای تدوین شد که به باور صاحبنظران سودانی، بدون در نظر گرفتن کارویژههای دانشگاهی و آثار ناشی از آن بود.تغییرات اساسنامه دانشگاهها و انتصاب رؤسای دانشگاهی: با لغو اساسنامههای پیشین نظام دانشگاهی، اساسنامههای جدید، قدرت بیسابقهای به رژیم بخشید و نقش دانشگاهیان را تا حد ممکن فروکاست؛ بهگونهای که سیاستمداران بیش از دانشگاهیان، عرصة کنترل زندگی دانشگاهی را در دست گرفتند؛ بهعلاوه شورای آموزشی جای خود را به جبهه ملی اسلامی داد و همة دانشگاهیانی که با نظرهای این جبهه مخالف بودند، از دانشگاهها بیرون رانده شدند.افزایش شمار پذیرفتهشدگان: برمبنای یکی از توصیههای کنفرانس، بهسرعت بر شمار پذیرفتهشدگان افزوده شد. این افزایش که بهصورت ناهماهنگ انجام میگرفت، موجب افزایش کاستیهای موجود در نظام دانشگاهی سودان شد که ازجمله میتوان به امکانات آموزشی، کتابخانه و آزمایشگاه اشاره کرد. کمترین آثار این گسترش کمّی، افزایش شمار بیکاران دانشآموخته دانشگاهی بود که بهعلت برخوردار نبودن از کیفیت مناسب، نهتنها در بازار کار داخلی سودان، بلکه حتی در کشورهای همسایه نیز جذب نمیشوند.گسترش سریع نهادهای آموزش عالی: ایجاد دانشگاه و مراکز آموزش عالی، بدون در نظر گرفتن منابع و نیروی انسانی لازم رو به گسترش نهاد. در نهایت در هر استانی نهادی به نام دانشگاه پی نهاده شد و در برخی نقاط، حتی نهادهای دینی بهشکل نمایشی به دانشگاه تغییر نام یافتند. برخی از این دانشگاهها فقط بر روی کاغذ پدید آمدند و برخی دیگر ساختمانهایی بودند که حتی مناسب یک دبیرستان کوچک هم نبودند.عربیسازی آموزش عالی: برمبنای دستور کنفرانس آموزشی، زبان آموزشی دانشگاهها به زبان عربی تغییر یافت. این تغییر، ازنظر صاحبنظران مستقل آموزش عالی سودان در تقابل با اهداف سیاسی، اجتماعی و آموزشی کشور بود. این موضوع بهویژه باتوجهبه تنوع قومی، فرهنگی و زبان مردم سودان، میتوانست آثار نامناسبی به همراه داشته باشد. بهویژه اینکه، کاربست این دستور، به خودیخود، موجب کنار نهادن بخشی از کسانی بود که به زبان غیر از عربی سخن میگفتند؛ بهعلاوه تحمیل زبان عربی، موجب افزایش سلطة عربی و بنیادگرایی در دانشگاهها میشد که موجب برانگیختن اعتراض بهویژه اهالی جنوب کشور شد؛ اگرچه حتی اهالی مسلمان و عربزبان شمال کشور نیز بدان اعتراض داشتند. علاوهبرآن، نبود منابع مرجع و اعضای علمی با تخصصهای مورد نیاز، موجب گسترش نامتوازن رشتههای دانشگاهی شد که در نهایت به منزوی ساختن نظام آموزش عالی سودان و عدم دستیابی به فنّاوریهای نوین شد.تغییرات در شرایط ثبتنام: ورود زبان عربی بهمثابة شرط لازم ورود به دانشگاه موجب شد مطالعات اسلامی به همة گروهها سایهگستر شود. و در نتیجه اعضای هیئتعلمی که به زبان عربی سخن نمیگفتند، اما در رشته تخصصی خود صاحبنظر بودند، نیز به انزوا کشیده شدند؛ بهعلاوه فراگیری آموزشهای نظامی برای مردان نیز اجباری اعلام شد و بهاینترتیب ثبتنام در پایگاههای دفاعی مردمی و دانشگاهها انجام میشد.استقلال دانشگاه و آزادی آکادمیک: با به دست گرفتن مدیریت دانشگاهها، ازسوی بنیادگرایان این دو مفهوم اساسی در دانشگاههای سودان به چالش گرفته شد و در پی آن اتحادیه برگزیده کارکنان دانشگاهی نیز جای خود را به اتحادیه منصوبشدگان داد.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیپذیرش نظام فدرال در سال 1994، نظام آموزش عمومی غیرمتمرکز سهگانهای را در سودان پدید آورده است که دربرگیرندة نظام محلی، وزارت آموزش استانی و وزارت آموزش فدرال بود. وظایف مربوط به آموزش میانی و پیشدبستانی برعهده دو نهاد اول بود. این در حالی بود که وزارت فدرال مسئولیت برنامهریزی، سیاستگذاریهای آموزشی، پژوهشهای آموزشی توسعه و بهبود برنامة درسی، نظارت بر کیفیت آموزش و یادگیری، نظارت بر نهادهای غیرانتفاعی، هماهنگی آموزشگران و مدیران با نهادهای آموزش عالی، نظارت بر امتحانات و مدارک آموزش مقدماتی و هماهنگسازی وزارتهای آموزشی استانی را برعهده داشت (International Bureau of Education, 2011).براساس حکم شماره 12 ریاست جمهوری (2012م)، انجام هماهنگیها برای آموزش استادان و مدیران آموزشی (در سطح آموزش عالی) و وزارتخانههای دولتی، برعهده وزارتخانه فدرال آموزش عمومی است، اما مسئولیت اصلی و عمومی آموزش عالی در سودان، وزارتخانه فدرال آموزش عالی و پژوهشهای علمی است که در سال 1995 از وزارتخانه فدرال آموزش جدا شد.در اوایل سال 2000، ساختار مدیریت وزارت فدرال دربرگیرنده 6 اداره کلی بود: برنامهریزی آموزشی، آموزش، امتحانات و ارزیابی، ارزیابی آموزشگران، فعالیتهای دانشجویی و دانشآموزی و هماهنگی و مدیریت منابع مالی (International Bureau of Education, 2011).قانون آموزش که در سال 1992 تصویب شد، به پدید آمدن شورای ملی، بسان بدنة مشورتی، برای وزارتخانه انجامید. شورای ملی آموزش عمومی، برنامههای دولت فدرال را تأیید میکند و سپس آنها را برای اجرا به نهادهای محلی، ملی و فدرال به شورای وزارتخانهها میسپارد. در وزارتخانه فدرال 9 معاونت وجود دارد، این 9 معاونت از این قرار هستند: برنامهریزی آموزشی، آموزش فنی، روابط خارجی آموزشی، خدمات و امور اداری، مرکز اطلاعات، روابط عمومی و رسانه، کیفیت آموزش افراد، امتحانات و فعالیتهای یادگیرندگان (elibrary.worldbank.org/doi).افزونبراین، چندین سازمان زیر نظارت مستقیم وزارت فدرال هستند؛ مانند مرکز ملی برنامه درسی و پژوهشهای آموزشی، سازمان انتشارات تربیت، شورای ملی سوادآموزی و آموزش بزرگسالان، و مرکز ملی زبان. مرکز ملی برنامه درسی و پژوهشهای آموزشی وظایف زیر را انجام میدهد:- توسعه برنامة درسی ملی برای سطوح پایه و میانی باتوجهبه سیاستهای ملی؛- آموزش کادر آموزشی و انجام پژوهشهای آموزشی در این رابطه؛- بهبود پژوهشهای آموزشی در دانشگاهها و مراکز ملی و حمایت از آنها؛- برقراری ارتباط بین نهادهای آموزشی و مراکز پژوهشی؛- همکاری با دانشگاهها و مراکز پژوهشی برای انتشار نتایج پژوهشها (Arora, 2003).در زمینة آموزش، وزارت رفاه و امنیت اجتماعی، وزارت داخلی و وزارت بهداشت نیز نقش مهمی ایفا میکنند. شورای ملی آموزش فنیوحرفهای نیز که در سال 2005 تأسیس شد، مسئول آموزشهای فنیوحرفهای تحت نظارت یک مرکز اعتبارسنجی است (elibrary.worldbank.org/doi).آموزش عالی جز وظایف دولت مرکزی و زیرنظارت وزارت فدرال آموزش عالی و پژوهشهای آموزشی است که همچنین بر آموزشهای ضمن خدمت آموزشگران پیشدبستانی نظارت دارد. آموزش ضمن خدمت آموزشگران دورة ابتدایی و میانی بردوش استانهاست. شورای ملی آموزش عالی، مسئول اجرای سیاستهای دولت در این زمینه است. این شورا عضوهایی دارد: وزیر وزارت آموزش عالی و پژوهشهای آموزشی در جایگاه رئیس شورا، سرپرست شورای دانشگاههای عمومی، معاون مدیر دانشگاههای عمومی، رئیس هیئتامنا و معاونان دانشگاههای خصوصی، 3 دانشگاه خصوصی، 6 معاون از وزارتخانههای مربوط، 5 عضو علاقهمند به آموزش عالی و پژوهشهای آموزشی و معاون وزارت علوم و پژوهشهای آموزشی بسان گزارشگر (www.mohe.gov.sd).کمیته ارزیابی و اعتبارسنجی در وزارت آموزش عالی، مسئول تضمین کیفیت و اعتبارسنجی آموزش عالی است.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیدر سال 1995-1994 بودجة مصوب 26 دانشگاه حدود 9 میلیون دلار امریکا بود. در طی دوره 1990-1989 تا 1995-1994 بودجة توسعهای مصوب بین 6 تا 5/18% از بودجه پیشنهادی را تشکیل میداد. بودجة کتابخانهها در طی سالهای 1992-1998، تنها دربرگیرنده حقوق و دستمزد کارکنان آن بود؛ بهعلاوه اشتراک مجلات از سال 1987 رو به کاهش نهاد.بر طبق آخرین آمارها (2012م)، 77/10% از هزینههای دولت، در بخش آموزش صرف میشود.بودجهبندی آموزشی در سودان، برای حمایت مالی دانشآموزان و دانشجویان، اختیاری است. از رویکردهای گوناگونی میتوان در این امر استفاده کرد. دولت، نهادهای خصوصی و یا خود فرد، ازطریق کارهای دانشجویی میتوانند تأمینکنندگان مالی باشند. بودجهای که برای پشتیبانی از دانشجویان به نهادهای آموزشی عمومی یا خصوصی داده میشود، میتواند بهصورت بلندمدت و یا کوتاهمدت باشد. این بودجه به همة دورههای آموزشی اختصاص داده میشود (www.sudaneducation.info).کمکهای مالی تحصیلی دربرگیرندة پشتیبانی مالی، بورسیه تحصیلی، وامهای آموزشی، کمکهای مالی و شغلهای پارهوقت است؛ برای نمونه دانشآموزان و دانشجویان، میتوانند از وامهای آموزشی برای پرداخت هزینه کتابهای درسی، پرداخت شهریه و هزینههای زندگی استفاده کنندبنابر دادههای موجود در وبگاه یونسکو در سال 2009، 22/2% از تولید ناخالص داخلی در بخش آموزش به مصرف رسیده است.بنابر گزارش سالانه یونیسف دربارة سودان، در سال 2013، 555 میلیون دلار از بودجة دولتی، به بخش آموزش و بهداشت اختصاص یافته است.برنامهها و اصلاحات پیشروآموزش عالی در سودان بازتابدهنده مراحل گوناگون تغییرات اقتصادی و اجتماعی این کشور است. نهادهای آموزشی گوناگون، گرایش داشتند تا به نهادهای خدماترسانی تبدیل شوند تا اینکه طرفداران تغییرات فنّاوری باشند. دولتهای پیاپی آموزش عالی را بسان بار مالی و هزینه اضافی میپنداشتند؛ هرچند، چنین رویکردی با مخالفتهای زیادی همراه بود. عدم برنامهریزی مناسب و گرایش به ایجاد دورههای کمهزینه، به مشکلات اقتصادی افزود و بیماری مدرکگرایی را دامن زد.افزونبراین، وجود تعداد زیادی دانشآموخته، بدون فرصتهای شغلی مناسب، به افزایش کارکنان دولتی میانجامد که مدرک تحصیلیشان هیچ ارتباطی با شغلشان ندارد. سرخوردگی، نارضایتی و حقوق بالا برای نیروی کار تحصیل کرده، فشار را بر منابع موجود افزایش داده است و سبب رکود در بهرهوری شده است. نبود برنامهریزی مناسب همراه با حکمرانی تمامیتخواه و تن دادن به اجرای طرحهای پر زرق و برق، سبب پدید آمدن تغییرات تحملناپذیر و فشارهای اجتماعی روی دولتی که بسیار ضعیف بود شده و به ناموزونی شدید میان نیازهای کشور و دانش دانشآموختگان انجامیده است (El-Hassan, 2011).این کاستی در اقتصاد، با افزایش دانشآموختگان با مدارک نامرتبط بدتر شده است. تغییرات درازمدت که میتوانست با افزایش مهارتهای نیروی کار به وجود آید، بهعلت کاربست سیاستهای کوتاهمدت و شتابزده بیشتر نادیده گرفته میشود. بهبود آموزشهای پیشدانشگاهی و بهروزآمدسازی دانش آموزشگران، ازجمله سیاستهایی است که نادیده انگاشته شده است. ریشة این ناکاآمدیها را باید در اندیشههای بنیادگرایی جست که به الگوی حکمرانی در این کشور حاکم است.سودان ازنظر دسترسی اندک به آموزش ابتدایی، دومین کشور بعد از افغانستان است. بنابر گزارش سالانه یونیسف، در مطالعهای که در سال 2013 بر روی کودکان خارج از مدرسه انجام شد، بیش از 5/2 میلیون کودک در سن مدرسه، در سودان، خارج از مدرسه برآورد شدهاند.افزونبراین، فقر گسترده و دسترسی اندک به مدارس و نیز افزایش درگیریهای قبیلهای و جنگهای مسلحانه بین نیروهای محلی و نیروهای دولتی در سال 2013، فضای امنیتی را در چندین ایالت بدتر کرده است و به آواره شدن 55000 دانشآموز کلاس اولی انجامیده است. اجرای فعالیتهای آموزشی بهعلت افزایش بهای مصالح ساختمانی، در اجرا، با تأخیر روبهرو شده است. 9% از مدارس بدون تجهیزاتاند و در زیر درختان تشکیل میشوند.سیاستهای دولتی بهسوی آموزش رایگان و اجباری در سطوح مقدماتی برای همگان است. این تعهد در قانون اساسی موقت و نیز راهبرد بیستوپنجساله از سال 2031-2007 آورده شده است؛ افزونبراین، برنامه ملی آموزش همگانی در سال 2003 با جزئیات دقیق فعالیتها، برنامهها و بودجه برآورد شده است. باوجوداین، تلاش زیادی برای رسیدن به پیشرفت چشمگیر درباره نشانگرهای آموزش مقدماتی، تا سال 2015، لازم است. همچنین طرح پنجسالهای (2011-2007م) که بخشی از راهبرد ملی بیستوپنجساله است، وجود دارد. هر دو برنامه نقشهای برای توسعه بیشتر آموزش برای پیشرفت تا سال 2015 ارائه میدهند. ایجاد اداره آموزش دختران، همانطورکه در سیاستهای آموزشی دختران در سال 2000 آمده بود، هم در سطح محلّی و هم فدرال، نشاندهنده یکی از سیاستهای مهم برای کاهش شکاف جنسیتی است. روندهای آموزش ملی بهصورت یکی از پیشرانهای توسعه و پیشرفت انسانی در سودان، عمل میکند. ترکیب نرخ ناخالص ثبتنام در کلیه سطوح و سوادآموزی بزرگسالان در سودان، باعث شده است که نشانگرهای آموزشی، دو برابر نسبت به نشانگرهای توسعه انسانی رشد کند (Ministry of Welfare and Social Security National Polulation Council, 2013).در طول جنگ جهانی، دانشگاهها از سودان جنوبی به سودان شمالی انتقال یافتند. این در حالی است که برخی از دانشگاهها، در تلاش برای بازگشت به جنوب هستند.دانشگاههای سودان، سالها به دنبال فنّاوری اطلاعات و ارتباطات برای بهکارگیری آنها در دانشگاهها و نهادهای آموزشی بودهاند.اگرچه اهداف آموزش عالی، جز اهداف هزاره توسعه نیست، اما آموزش عالی با کیفیت بالا و مناسب برای اهداف مربوط به رشد و ریشهکنی فقر لازم است. گسترش آموزش عالی با منابع مالی و آموزش باکیفیت همسویی ندارد و این اوضاع آموزش عالی را بدتر کرده است. چالش اصلی که آموزش عالی با آن روبهرو است، بهبود کیفیت آموزش است. شورای ملی آموزش عالی در وزارت آموزش عالی و پژوهشهایی که مسئول سیاستگذاری و تنظیم نظام آموزش عالی است، کمیسیونی را برای تضمین کیفیت راهاندازی کرده است. این کمیسیون، کیفیت آموزش و استانداردهای تعیینشده را ارزیابی میکند. چالش دیگری که آموزش عالی با آن روبهرو است، عدم وجود خطمشی دقیقی است که اهمیت دانش فنی و مهارت آموزش را پررنگ کند و آن را برای دانشجویان بهصورت گزینهای اختیاری قرار دهد؛ همچنین ازآنجاکه نهادهای آموزش عالی کمتر ازسوی دولت پشتیبانی مالی میشوند و بیشتر به شهریههای دانشجویان برای فراهم ساختن منابع مالی خود اتکا دارند، این میتواند چالشی برای آموزش عالی باشد که خانوادههای فقیر بهعلت ناتوانی مالی، از دسترسی به آموزش محروم شوند (International Monetary Fund, 2013).باوجوداین، رشد آهسته سواد، چالشهای بالقوهای را در کیفیت آموزش ایجاد کرده است. ثبتنام در دوره ابتدایی از نشانگرهای مهم پیشرفت است، اما سرعت آن نسبت به ثبتنام در دورههای آموزش عالی پایینتر است. با وجود شکاف جنسیتی همیشگی در آموزش ابتدایی، در 5 سال اخیر دولت، برای کاهش این گسست کوشیده است.نمایندگیهای ملل متحد و همکاران آنها به چشمگیری به مناطق آسیبپذیر و جنگزده، خدمات آموزشی ارائه میدهند (International Monetary Fund, 2013).کتابشناسی
Abdel Gadir, A. and Wani, P.(2004). Opportunities and Challenges in the Post-Peace Era in Sudan. Sudan: UNDP.
Abdelrahman, I. (2014). The Sudanese Research and EducationNetwork (SudREN): Challenges and Opportunities. Retrieved from: https://tnc15.terena.org/getfile/2155
African Development Bank Group. (2010). SUDAN: Country Brief – 2010/2011. Retrieved from: https://www.afdb.org/ fileadmin/uploads/afdb/Documents/Project-and-Operations /SUDAN%20-%20Country%20Brief%202010-2011.pdf.
Al Mubarak, K.(2015). The Politics of Sudanese Higher Education. Retrieved from: https://www.sudan-embassy. co.uk/wp-content/uploads/2017/09/The-Politics-of-Sudanese-Higher-Education.pdf.
Arora, R. (2003). Happiness and the Jobless Rcovery. Retrieved from: http://www.gallup.com/po11/8644/ happiness-jobless-recovery.aspx
Central Intelligence Agency. (2014). “Sudan”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/library/ publications/the-world-factbook/
El-Hassan, Z. (2011). Instability of Higher Education in The Sudan: The Effect of AlBashir's Higher Education Policies. Retrieved from: http://www.sudanupdate.org/REPORTS/ education/hi-ed.htm
Elnour, H. M. (2008). Distance Learning in Sudan–The Potential and Challenges. Retrieved from: https://docplayer.net/14568717-Distance-learning-in-sudan-the-potential-and-challenges.html
Gasim, G. (2010). “Reflecting on Sudan’s Higher Education Revolution under Al-Bashir’s Regime”. Comparative and International Higher Education, 2, 50-53.
Hamid, S. A. (2013). The Ramification of Economic Sanctions on Health Service System: A Comparative Study of Sudan Health Service System Beforeand After Economic Sanctions. Retrieved from: https://oda-hioa. archive. knowledgearc.net/bitstream/handle/10642/ 1802/Hamid_ Suzan.pdf?sequence=2&isAllowed=y
Hayward, F. M. (2006). Quality Assurance and Accreditation of Higher Education in Africa. Retrieved from: http://siteresources.worldbank.org/EDUCATION/Resources/278200-1121703274255/1439264-1137083592502/QA_ accreditation_HE_Africa.pdf.
International Burea of Education. (2011). “Sudan”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
International Monetary Fund. (2013). Sudan: Interim Poverty Reduction Strategy Paper. Retrieved from: https://www.imf.org/external/pubs/ft/scr/2013/cr13318.pdf.
Library of Congress Contry studies. (2008). Sudan: Education Reform. Retrieved from: http://Lcweb2.loc.gov/cgibin/ query/r?f/cstdy:@Field (DOCID+sd0069)
Ministry of Higher Education and ScientificResearch. (2005). The Promotion and Development of Technical Education in SUDAN. Retrieved from: https://unevoc.unesco.org/ up/TVET_Sudan.pdf.
Ministry of Welfare and Social Security National Population Council. (2013). Sudan National Voluntary Report. Retrieved from: http://www.un.org/en/ecosoc/newfunct/ pdf14/sudan_nr.pdf.
Mohamed Nour, S. (2011). Education, Training and Skill Development Policies in Sudan:Macro-Micro Overview. Retrieved from: https://www.researchgate.net/publication/ 254405872_Education_Training_and_Skill_Development_Policies_in_Sudan_Macro-Micro_Overview
Mohamed Nour, S. (2013). Technological Change and Skill Development in Sudan. Berlin: Springer.
Nour. S. (2011). “Assessment of the Impact of Oil: Opportunities and Challenges for Economic Development in Sudan”. The Journal of African Review of Economics and Finance, 2(2), 122–148.
Unicef. (2013). Annual Report- Sudan. Retrieved from: https://www.unicef.org/about/annualreport/files/Sudan_COAR_2013.pdf.
http://community.telecentre.org
http://data.uis.unesco.org/
http://davidmorse.com/hopeforariang/education/http://elibrary.worldbank.org/doi
http://www.classbase.com/Countries/Sudan/Universities
http://www.mohe.gov.sd/
http://www.sudaneducation.info
http://www.university directory.eu/Sudan/Sudan.html
http://www.worldeducation.info/Education-Funding
حمید جاودانی، عطیه سیدرضا، سنا بهمن
نظام آموزش عالی عربستان سعودی
Saudi Arabian Higher Education System
پایتخت: ریاضنوع حکومت: سلطنتی مطلقة اسلامیزبان رسمی: عربیمساحت: 2149690 کیلومترمربعجمعیت: 27345986 نفر (2014م)تعداد دانشجویان: 1165091 نفر (2013م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 66255 نفر (2013م)تولید ناخالص ملی: 5/655 میلیارد دلار (2015م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیعربستان سعودی در نیمکرة شمالی، در جنوبغربی آسیا، در منطقة خاورمیانه، در میان خلیج فارس و دریای سرخ، در شبهجزیرة عربستان و همسایگی کشورهای کویت، عراق و اردن در شمال، یمن در جنوب، امارات متحدة عربی و قطر در شمالشرقی، و عمان در شرق واقع شده و ازنظر پهناوری سیزدهمین کشور بزرگ جهان است.این کشور شبهجزیره عربستان را دربرگرفته است و برروی سرزمینی پوشیده از فلاتها و بیابانهای وسیع قرار دارد. کوههای آن بیشتر در نواحی غربی کشور و به موازات دریای سرخ کشیده شدهاند. رودهای کشور عربستان فصلی و اتفاقی هستند. آبوهوای آن در نواحی ساحلی، گرمومرطوب و در سایر نواحی، گرموخشک و کمباران است.این کشور در سال 1932 از انگلستان جدا شد و روز ملی آن برابر با دوم نوامبر است و دولت جدید نیز در همان سال ازسوی عبدالعزیز بن عبدالرحمان آلسعود (ابن سعود) تأسیس شد.حکومت کشور عربستان سلطنتی مطلقه اسلامی است. در عربستان قانون اساسی مدون و رسمی وجود نداشته و قوانین و مقررات مدون سال 1926 و همچنین مصوبات سال 1953 و اصلاحات بعدی، روی هم پایههای اصلی قانون اساسی کشور را تشکیل میدهند. در این کشور مجلس قانونگذاری وجود ندارد و هیئت وزیران انتصابی که بیشتر از میان شاهزادگان انتخاب میشوند نوعی نهاد قانونگذاری را تشکیل میدهند.کشور عربستان از قسمتهایی تشکیل شده که هر قسمت زیرنظر یک امیر اداره میشود و این «امیرها» تنها در برابر پادشاه پاسخگویند. پادشاه، رئیس رسمی کشور است که مسئولیت خود را به کمک شورای وزیران انجام میدهد. تا پیش از سال 1992 همه قوانین ازسوی پادشاه و شورای وزیران تصویب میشد، این در حالی است که در مارس 1992، پادشاه طرحی بهنام «شیوه رهبری» بهمنزله نخستین قانون نوشتاری عربستان تقدیم کرد. با وجود این، «قرآن» همچنان مهمترین مرجع تصمیمگیری ملی است.عبداللهبنعبدالعزیز پادشاه 91 ساله عربستان در 31 دسامبر 2014 درگذشت. در پی آن، سلمانبنعبدالعزیز برادر عبدالله، شاه جدید عربستان شد و مقرنبنعبدالعزیز که جانشین ولیعهد بود، ولیعهد جدید عربستان نام گرفت.زبان رسمی این کشور عربی است. زبان دوم مردم عربستان انگلیسی است که گاه در برخی از دستگاههای دولتی، مراکز تجاری و دانشگاهها از آن استفاده میشود. افزونبراین دو زبان اردو و پشتو نیز در میان مهاجران رایج است. دین رسمی مردم عربستان اسلام است (90%-85% سنی، 10%-15% شیعه). گروههای قومی در این کشور شامل 90% عرب و 10% افریقایی- آسیایی است.عربستان ازنظر جمعیتی چهلوهفتمین کشور جهان است. رشد سالانه جمعیت آن 49/1% (2014م) است. حدود 3/82% از جمعیت این کشور در شهرها زندگی میکنند. ریاض بزرگترین شهر و پایتخت کشور است که 7/5 میلیون نفر (2014م) جمعیت دارد.مهمترین بنادر آن شامل بندر جده در ساحل دریای سرخ و بندر ظهران در ساحل خلیج فارس است.ازجمله مهمترین صنایع کشور میتوان از پالایش نفت، صنایع الکترونیکی، فلزکاری، سیمان، آهن و پولاد و کود شیمیایی نام برد. خرما، گندم، جو، قهوه و سبزیجات مهمترین محصولات کشاورزی کشور هستند. ازجمله مهمترین معادن عربستان میتوان به منابع نفتی(دومین کشور تولیدکننده جهان)، گاز طبیعی، طلا، نقره، آهن، مس، نمک، منگنز، سولفور، سرب و سنگ گچ اشاره کرد.واحد پول کشور عربستان ریال سعودی است که هر 75/3 واحد آن برابر 1 دلار امریکاست.تولید ناخالص ملی عربستان 757 میلیار دلار (2013م)، سرانه تولید ناخالص داخلی 31300 دلار (2013م)، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی 6/3% و نرخ تورم 7/3% اعلام شده است.نیروی کار در عربستان، در سال 2013، 412/8 میلیون نفر بوده که در حدود 80% از آنها غیربومیاند. میزان بیکاری 8/11% (2013م) بوده است (Central Intelligence Agency, 2014).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیسیاستهای دولت در این زمینه براساس اعتقاد محکم ایدئولوژیک که آموزش را برای عموم واجب میداند، بنا شده است.در سند مربوط به خطمشی آموزشی که در سال 1969 ازسوی شورای وزیران به تصویب رسیده است، مراحل آموزش، اهداف هرکدام از مراحل، طول مدت هریک، تقسیمبندیها و نوع مطالب آنها نیز در آن مشخص شده است.ازجمله سیاستهای آموزشی عربستان میتوان به موارد زیر اشاره کرد:1. توزیع عادلانه امکانات و حق انتخاب تحصیلی؛2. همسویی تحصیلات با مذهب و استواری آن بر اصول مذهبی؛3. تخصیص منابع مالی گسترده برای اجرای برنامههای تحصیلی؛4. معرفی آموزش همگانی بسان یکی از جنبههای مهم زندگی خانوادگی و اجتماعی؛5. برقراری رابطه نزدیک میان خانه و مدرسه برای قوام جامعه و رسیدن به اهداف و سیاستهای تحصیلی عربستان؛6. اطمینان از کارایی دانشآموزان با برخورداری از آموزش مذهبی و پوشش دادن به نیازهای اقتصادی و اجتماعی کشور و نابودی بیسوادی.ساختار نظام آموزشینظام آموزشوپرورش عربستان سعودی از دوره یک تا دوساله پیشدبستانی، دوره ششساله ابتدایی، دوره نخست سهساله میانی (راهنمایی) و دوره دوم سهساله میانی تشکیل شده است.آموزش پیشدبستانیآموزش پیشدبستانی برای کودکان 5-3 سال فراهم شده و در زمرة آموزش اجباری و نظام آموزش رسمی بهشمار نمیآید.مهمترین اهداف این سطح عبارتاند از:·پرورش ابعاد جسمی، ذهنی و اخلاقی کودکان؛·آشناسازی کودکان با جو مدرسه و آماده کردن آنها برای زندگی تحصیلی؛·آموزش مبانی ساده مربوط به محیط زندگی آنان؛·تشویق کودکان به تفکر سازنده؛·حمایت از کودکان در مقابل خطرات و مشکلات (International Bureau of Education, 2011).در سال 2012، تعداد ثبتنامشدگان 241831 نفر بوده است.آموزش ابتداییاین مرحله شش سال طول میکشد (طی سنین 12-6 سال). همچنین کودکانی که سن آنها سه ماه کمتر از شش سال است نیز میتوانند وارد کلاس اول شوند خصوصاً اگر آموزشهای
اولیه را دیده باشند. همه مدارس در این مرحله روزانه هستند. برنامههای آموزشی شامل زبان عربی، آموزش هنر، جغرافیا، تاریخ، اقتصاد خانواده (برای دختران)، ریاضیات، تربیتبدنی (برای پسران) آموزش اسلامی و علوم است. به دانشآموزانی که دوره ششساله ابتدایی را با موفقیت سپری کنند مدرک آموزش ابتدایی داده میشود که وی را مجاز به ادامه تحصیل در دوره نخست میانی میکند (دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1382).جدول 1 تعداد دانشآموزان ثبتنامشده در دوره ابتدایی در هر پایه را در سال 2013 نشان میدهد.جدول 1. تعداد دانشآموزان ثبتنامشده در دوره ابتدایی برحسب پایه (2013م)پایهپسردخترکلاول329684314147643831دوم311452292901604353سوم307778279388587166چهارم316198299186615384پنجم299628277177576805ششم286700269249555949کل185144017320483583488
(Saudi Arabian Central Department of Statistics and Information, 2013)
دوره نخست میانی این مرحله سه سال بهطول میانجامد (طی سنین 15-12سال). دانشآموزانی که در مرحله ابتدایی موفق شدهاند، معمولاً در دوازدهسالگی به مدت سه سال وارد مرحله میانی میشوند. این مرحله شرایط بیشتری را برای پرورش ظرفیتهای دانشآموزان برای ورود به مرحله بعدی فراهم میکند. کسانیکه بهدلیل سن یا موقعیت اجتماعی یا دلایل کاری نمیتوانند به مدارس میانی بروند امکان گذراندن کلاسهای شبانه را دارند. امتحانات نیز میتواند به روش غیرعادی معمول (در خانه) برگزار شود. برنامههای آموزشی شامل زبان عربی، آموزش هنر، زبان انگلیسی، جغرافیا، تاریخ، اقتصاد خانواده (برای دختران)، ریاضیات، تربیتبدنی (برای پسران)، تعلیمات دینی و علوم است. دانشآموزان در پایان این دوره مدرک آموزش میانی را دریافت میکنند (دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1382).جدول 2 تعداد دانشآموزان ثبتنامشده در دوره میانی در هر پایه را در سال 2013 نشان میدهد.جدول 2. تعداد دانشآموزان ثبتنامشده در دوره میانی برحسب پایه (2013م)پایهپسردخترکلاول274076269789543865دوم280810261141541951سوم270366248349518715کل8252527792791604531
(Saudi Arabian Central Department of Statistics and Information, 2013)
دوره دوم میانیآموزش میانی عمومی: این دوره سه سال بهطول میانجامد (طی سنین 18-15 سال). دانشآموزان پانزده سال که دوره میانی را با موفقیت به پایان رساندهاند وارد این مرحله میشوند و تحصیلات تخصصیتر و فرهنگ کلیتر و همچنین آمادگی برای ورود به دانشگاهها را فراهم میکند. همه دانشآموزان در سال اول یک برنامه درسی مشترک را مطالعه میکنند و در دو سال پایانی به دو شاخه علمی و ادبی تقسیم میشوند. دانشآموزانی که 60% نمرات دروس سال اول را بهدست آورند میتوانند یکی از دو شاخه را انتخاب کنند و افرادی که زیر 60% این نمرات را کسب کنند ملزم به تحصیل در شاخه ادبی میشوند. کسانی که بهدلیل سن یا موقعیت اجتماعی یا دلایل کاری نمیتوانند به مدارس میانی روزانه راه یابند، امکان گذراندن کلاسهای شبانه را دارند. امتحانات نیز میتواند به روش غیرعادی (در خانه) برگزار شود. برنامههای آموزشی شامل زبان عربی، زیستشناسی، زبان انگلیسی، جغرافیا، تاریخ، اقتصاد خانواده (برای دختران)، ریاضیات، تربیتبدنی (برای پسران) و تعلیمات دینی است. دانشآموزانی که با موفقیت این دوره را به پایان برسانند مدرک آموزش میانی عمومی دریافت میکنند (دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1382).دوره میانی علوم دینی: این مرحله سه سال بهطول میانجامد (طی سنین 18-15 سال). برنامه درسی شامل زبان و ادبیات عرب، زبان انگلیسی، فرهنگ عامه، جغرافیا، تاریخ و تعلیمات دینی است. دانشآموزانی که با موفقیت این دوره را به پایان برسانند مدرک آموزش میانی علوم مذهبی دریافت میکنند.لازم به ذکر است که دانشآموختگان این دوره منحصراً در رشتههای علوم انسانی و اجتماعی دانشگاهها پذیرش میشوند (WENR, 2001).آموزش میانی فنی: در سطح تحصیلات میانی فنی سه نوع آموزش فنیوحرفهای، بازرگانی و کشاورزی وجود دارد. برای پذیرش در دانشگاههای فنی داشتن مدرک میانی عمومی الزامی است. آموزش فنیوحرفهای زیر نظر سازمان ملی آموزش حرفهای عربستان است. این مرحله سه سال بهطول میانجامد (طی سنین 18-15 سال) (WENR, 2001).برنامههای درسی عبارتاند از:فنیوحرفهای: نقشهکشی معماری، اتومکانیک، برق، تعمیرات ماشینآلات، مکانیک فلزات، رادیو و تلویزیون. علاوهبراین موضوعات صنعتی، دانشآموزان دوره یادشده ملزم به فراگیری زبان عربی، شیمی، زبان انگلیسی، ریاضیات، ورزش، فیزیک و تعلیمات دینی هستند.بازرگانی: زبان عربی، حسابداری، مکاتبات تجاری، اقتصاد، زبان انگلیسی، ریاضیات مالی، ریاضیات عمومی، جغرافیا، مدیریت و تعلیمات دینی.کشاورزی: اقتصاد کشاورزی، دامداری، زیستشناسی کاربردی، شیمی کاربردی، فیزیک کاربردی، زبان عربی، زبان انگلیسی، مدیریت مزرعه، باغبانی، تعلیمات دینی، بازاریابی و تعلیمات دینی.دانشآموزانی که با موفقیت این دوره را به پایان برسانند براساس نوع دوره، دیپلم آموزش میانی حرفهای، دیپلم آموزش میانی بازرگانی، دیپلم آموزش میانی کشاورزی دریافت میکنند (WENR, 2001).جدول 3 تعداد دانشآموزان ثبتنامشده در دوره میانی در هر پایه را در سال 2013 نشان میدهد.جدول 3. تعداد دانشآموزان ثبتنامشده در دوره میانی برحسب پایه (2013م)پایهپسردخترکلاول281396244926526322دوم265518232481497999سوم251808218582470390کل7987226959891494711
(Saudi Arabian Central Department of Statistics and Information, 2013)
آموزش میانی بهداشت: مراکز بهداشتی در دوره میانی زیر نظر وزارت بهداشت عربستان هستند. برنامههای آموزشی شامل فنّاوری آزمایشگاه، دستیار داروخانه و ناظر بهداشت است.دانشآموزانی که با موفقیت این دوره را به پایان برسانند دیپلم میانی سازمان بهداشت دریافت میکنند.آموزش عالیزبان اصلی در دوره آموزش عالی، عربی است. بااینحال برخی از مؤسسات خصوصی از زبان انگلیسی استفاده میکنند. همچنین زبان انگلیسی، زبان آموزشی در بسیاری از رشتههای پزشکی است.سال تحصیلی در دو نیمسال (از سپتامبر تا ژوئن) برگزار میشود همراه با یک نیمسال تابستانی که اختیاری است. در بخش فنیوحرفهای، سال تحصیلی در سه نیمسال برگزار میشود.نظام دانشگاهی عربستان از ایالات متحده امریکا الگوبرداری شده که دربرگیرنده دو سال دوره کاردانی، چهار سال دوره کارشناسی و دو سال کارشناسی ارشد است (Clark, 2014).دورههای آموزش عالیکارشناسی: بهجز در رشتههای داروسازی و پزشکی که علاوهبر دوره عمومی آموزش چهارساله به آموزش بالینی احتیاج دارند و مهندسی و پزشکی که به دوره آموزش پنجساله، معمولاً چهار سال طول میکشد (WENR, 2001).کارشناسی ارشد: در بیشتر دانشگاههای عربستان دوره کارشناسی ارشد به مدت دو سال پس از گذراندن دوره کارشناسی است. تحصیل در رشتههای اقتصاد، بازرگانی، حقوق، حسابداری، مهندسی، هنر و علوم انسانی، علوم دریایی، زمینشناسی، هواشناسی، محیطزیست و علوم کشاورزی در دوره کارشناسی ارشد دو سال و تحصیل در رشتههای قانون اسلامی، زبان عربی و علوم اجتماعی سه سال است. در این دوره ارائه پایاننامه الزامی است (WENR, 2001).دکتری: دوره پس از دوره کارشناسی ارشد در قالب برنامههای سهساله به علاقهمندان عرضه میشود. داوطلبان باید پایاننامه (براساس پژوهشهای مستقل) عرضه کنند. فقط در رشتههای قانون اسلامی، مطالعات عربی و اسلامی، علوم اجتماعی، تبلیغات اسلامی، ارتباطات و شرقشناسی دوره دکتری برگزار میشود (WENR, 2001).گونهشناسی نهادهای آموزش عالیدانشگاهها:دانشگاههای عمومی نسبت به دانشگاههای خصوصیبزرگتر هستند و از تعداد زیادی دانشکده و اعضای هیئتعلمی تشکیل شدهاند. بعضی از آنها تکجنسی هستند. بیشتر فعالیتهای پژوهشی در دانشگاههای عمومی انجام میشود. دانشگاههای عمومی زیر نظر فرمان سلطنتی اداره میشوند.دانشگاههای خصوصی در دوره کارشناسی، در رشتههای خاص متمرکز شدهاند. این دانشگاهها زیر نظر وزارت آموزش عالی اداره میشوند (Clark, 2014).براساس گزارش سازمان مرکزی آمار و اطلاعات عربستان سعودی در سال 2013 دارای 25 دانشگاه عمومی و 9 دانشگاه خصوصی بوده است که 1165091 دانشجو در آنها ثبتنام کردهاند که از این میان 1064880 نفر در دوره کارشناسی مشغول به تحصیل هستند. دانشگاه ملک عبدالعزیر (177234)، ملک فیصل (134942) و امام محمدبنسعود (9733) بهترتیب بیشترین ثبتنامکننده را دارند. ثبتنامکنندگان جدید در دوره کارشناسی از 82075 نفر در سال 2000-1999م (31524 پسر، 50551 دختر) به 339836 در سال 2014-2013م (176332 پسر، 163504 دختر) و در دوره کارشناسی ارشد از 1640 نفر در سال 2000-1999م به 10844 در سال 2014-2013م افزایش یافته است (Saudi Arabian Central Department of Statistics and Information, 2013).مدرسه عالی دوساله (آموزشگاه کاردانی): مدارس عالی دوساله بهطورکلی ورودی کمتری نسبت به دانشگاهها دارند و برنامههای تحصیلی دو الی سهسالهای را در رشتههای مختلف عرضه میکنند. آنها بیشتر به دانشگاههای عمومی وابستهاند و مسیری را برای ادامه تحصیل در دوره کارشناسی ایجاد میکنند (Clark, 2014).نهادهای آموزش عالی زنان: وزارت آموزش عالی برطبق اهداف توسعه عربستان، از زنان در آموزش عالی حمایت و آنها را در دنیای کار سهیم میکند. ازاینرو نقش حیاتی در اقتصاد، فرهنگ و توسعه اجتماعی عربستان دارد. دولت عربستان اقداماتی را برای افزایش فرصتهای آموزش عالی برای زنان انجام داده ازجمله تأسیس دانشگاه شاهزاده نورا بنت عبدالرحمان که بزرگترین دانشگاه زنان در جهان است. امروزه بیش از 300 دانشکده و مؤسسه آموزش عالی برای زنان در سراسر کشور عربستان وجود دارد. همه این 300 مؤسسه زیر نظر وزارت آموزش عالی هستند.پس از پایان دورههای آموزشی این مراکز مدرک مهارت معادل مدرک کارشناسی را در رشتههای علوم انسانی، اجتماعی و آموزش عرضه میکنند (Clark, 2014).نهادها و دانشکدههای فنیوحرفهای: آموزش در نهادهای آموزش فنیوحرفهای بر نیازهای بازار کار تمرکز دارند. آنها فقط پسران را میپذیرند. در سال 2013م، 70 مؤسسه فنیوحرفهای در سراسر کشور وجود داشته است.دانشکدههای فنیوحرفهای مدرک کارشناسی را به داوطلبان عرضه میکنند. آنها تنها پسران را میپذیرند.نهادهای عالی فنی دختران نیز دیپلمهایی در رشتههای گوناگون عرضه میکنند (Clark, 2014).نهادهای آموزش عالی خصوصی: بیشتر نهادهای آموزشی فنیوحرفهای در عربستان خصوصیاند. تمایل به ورود به این بخش نسبت به مؤسسات و دانشکدههای عمومی کمتر است. دانشکدههای خصوصی به چهار نوع طبقهبندی میشوند:·نهادهای آموزش عالی که دیپلم و گواهینامه عرضه میکنند؛·مراکز آموزشی که دورههای آموزشی کوتاهمدت عرضه میکنند؛·نهادهای آموزشی که برنامههای آموزشی کوتاه و میانمدت را عرضه میکنند؛·نهادهای فنی که برنامههای فنی دوره میانی را عرضه میکنند (Clark, 2014).جدول 4 تعداد دانشجویان در مؤسسات آموزش عالی را در بازه زمانی 2013-2000م نشان میدهد و اینکه تعداد دانشجویان در نهادهای آموزش عالی عربستان از سال 2000 سه برابر شده است.جدول 4. تعداد دانشجویان در مؤسسات آموزش عالی (2013-2000م)سالپسردخترکل200017809922599540409420052535513502166037672009343337414433757770201042984247372590356720114297965134799432752012527080589150111623020135659075991841165091
(Ministry of Higher Education, 2013, p. 32)
جدول 5 و 6 تعداد مؤسسات و دانشکدههای فنی را (2013-2009م) نشان میدهد.جدول 5. تعداد نهادهای آموزشی فنی عمومی و خصوصی (2013-2009م)سالنهادهای عمومینهادهای خصوصیکل2010-2009638689312011-20106396310262012-20117096710372013-2012679361003
(Saudi Arabian Central Department of Statistics and Information, 2013)
جدول 6. تعداد دانشکدههای فنی پسرانه و دخترانه (2013-2009م)سالدانشکدههای فنی برای پسراندانشکدههای فنی برای دخترانکل2010-20093514492011-20103514492012-20113514492013-2012361753
(Saudi Arabian Central Department of Statistics and Information, 2013)
جدول 7 تعداد اعضای هیئتعلمی را در نهادهای آموزش عالی در بازه زمانی 2013-2000 م نشان میدهد.جدول 7. تعداد اعضای هیئتعلمی در نهادهای آموزش عالی (2013-2000م)سالمردزنکل20001248364421892520051781387532656620092748814101415892010314391808949528201128526198324835820122912819660487882013346013165466255
(Ministry of Higher Education, 2013, p. 35)
جدول 7 نشان میدهد که تعداد اعضای هیئتعلمی از سال 2013-2000م، 250% افزایش یافته که این امر نشاندهنده توسعه دانشگاهها و کالجها در عربستان سعودی است.آموزش استثناییآموزش استثنایی بهصورت موازی با آموزش پایه جریان دارد. این نوع آموزش برای افرادی با معلولیتهای ذهنی، شنوایی و بینایی است. آموزش استثنایی برای دختران و پسران برعهده وزارت آموزش است. آموزش حرفهای و توانبخشی برای معلولان برعهده سازمان کل آموزش فنیوحرفهای است.مطالب تحصیلی، برنامه آموزشی و تعداد سالهای تحصیلی باتوجهبه نوع معلولیت افراد متفاوت است. معلولین ذهنی و ناشنوایان میتوانند در آموزش ابتدایی (ششساله) و آموزش میانی (سهساله) بعد از دو سال آمادگی با هدف آمادهسازی کودکان برای ورود به مؤسسات آموزشی خاص شرکت کنند. این کودکان آموزشهایی درباره فرهنگ عمومی و همچنین مسائل اسلامی را در چهارچوب تواناییهای خود دریافت میکنند و در مرحله میانی بیشتر بر آموزشهای حرفهای تأکید میشود.آموزش نابینایان از دوره ابتدایی آغاز میشود و سپس به دوره نخست میانی (راهنمایی) و دوره دوم میانی میرسد. همان دورهها و تعداد سالهای تحصیلی و مدارک مساوی در این نوع آموزش نیز وجود دارد.سند سیاست آموزشی کشور، بر برخورداری معلولان از فرصتهای آموزشی و پیشرفت براساس تواناییهایشان در چهارچوب قوانین اسلام تأکید دارد. در اجرای این سیاست، دولت امکانات و تجهیزات برای تأسیس مؤسسات و مجهز کردن آنها به آخرین ابزار پیشرفته آموزشی و کتابخانههای خاص را فراهم کرده است.هدف از عرضه این نوع آموزش عبارتاند از:1. کمک به معلولین در تجربهاندوزی، دانشاندوزی و مهارتهای مناسب؛2. عرضه دانش و فرهنگ لازم براساس شرایط هریک از گروهها؛3. شناسایی و پرورش استعدادها و تواناییهای معلولان و تأمین مهارتهای پایه برای زندگی روزمره آنان؛4. تأمین مهارتهای حرفهای خاص معلولان مطابق با تواناییهای آنان؛5. تأمین خدمات بهداشتی، روانشناختی و اجتماعی ویژه معلولان در تعامل با سایر افراد؛6. رفع موانعی که معلولان را از مشارکت در فعالیتهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی باز میدارد (دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1382).آموزش خصوصیآموزش خصوصی در عربستان یکی از عناصر حمایتی از آموزش عمومی در همه دورهها بهشمار میآید. این نوع آموزش نقش مهمی در آمادهسازی و آموزش نیروی انسانی فنی دارد. دولت آموزش خصوصی را زیر نظر مقامات اجرایی و فنی مربوطه در همه دورهها تقویت میکند و برای این منظور قانون خاصی نیز تهیه کرده است.فقط به شهروندان عربستان مجوز تأسیس مدارس خصوصی داده میشود. اداره کل آموزش خصوصی در وزارت آموزش بر مداس خصوصی دختران و پسران نظارت دارد. علاوهبراین دولت مدارس خصوصی با کتاب درسی رایگان و کمکهای مالی سالانه ایجاد میکند و برای هر مدرسه خصوصی نیز مدیر واجد شرایط منصوب میکند.جدول 8 تعداد دانشآموزان ثبتنامشده در بخش خصوصی را در سال 2013 نشان میدهد.جدول 8. تعداد دانشآموزان ثبتنامشده در بخش خصوصی (2013م)پایهپسردخترکلابتدایی233305134169367474دوره نخست میانی8704442125129169دوره دوم میانی18620891084277292
(Saudi Arabian Central Department of Statistics and Information, 2013)
آموزش بزرگسالانبخش مهمی از برنامههای آموزشی عربستان را دربر میگیرد که این امر نشاندهنده تلاش دولت برای مبارزه با بیسوادی است. این نظام آموزشی شرایط آموزش برای همه افراد در هر زمان و در هر سنی را فراهم میکند. برایناساس مراکز ذیل ایجاد شده است:·مراکز سوادآموزی که بدون محدودیت سنی دانشآموز میپذیرند. طول مدت تحصیل در این مراکز سه سال است. اولین سال تحصیلی آموزش بزرگسالان معادل کلاس دوم، دومین سال تحصیلی معادل کلاس چهارم و سومین سال تحصیلی معادل کلاس ششم در آموزش ابتدایی است. مؤسسات آموزشی یک دوره برنامههای سوادآموزی تابستانی را برای مبارزه با بیسوادی در مناطق دورافتاده اجرا میکنند.·کلاسهای روزانه برای زنان و کلاسهای شبانه برای مردان امکان گذراندن امتحان نهایی برای مرحله نخست میانی یا مرحله دوم میانی را درست مانند دانشآموزان رسمی برای بزرگسالان فراهم میکنند.تلاشهای نهضت سوادآموزی در عربستان طی سالهای اخیر در این زمینه مهم موفقیتآمیز بوده است (دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1382).تربیت آموزشگردانشگاهها در کشور نقش مهمی در آمادهسازی و تربیت آموزشگران برای آموزش در دورههای نخست میانی (راهنمایی) و دوم میانی دارند. هدف از گشایش دانشکدههای تربیت آموزشگر عبارتاند از:1. آمادهسازی آموزشگران برای تدریس در مدارس دوره نخست میانی و دوره دوم میانی؛2. ارتقاء استانداردهای آموزشی و حرفهای در زمینه آموزش آموزشگران، مدیران با عرضه دورههای آموزشی گوناگون با همکاری وزارت آموزش.آموزشگران دوره ابتدایی در یکی از دانشکدههای تربیت آموزشگر آموزش میبینند. آموزشگران دوره ابتدایی ملزم به برخورداری از مدرک توجیهی، پس از گذراندن دوره آموزش چهارساله کارشناسی از دانشکدههای تربیت آموزشگر هستند (دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1382).آموزشگران دوره میانی در دانشکده تربیت آموزشگر دانشگاه ملک عبدالعزیز، دانشگاه شاه سعود و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه امام محمدبنسعود آموزش میبینند. این برنامهها طی مدت چهار سال به دانشآموختگان عرضه میشود.آموزشگران دانشگاهی نیز در مراکز دانشگاهی ملک عبدالعزیر آموزش میبینند (WENR, 2001).مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیدولت عربستان به باور برخی از اندیشهپردازان بسیار تمرکزگرا و دخالتگر در امور شهروندان این کشور است. درنتیجه نظام آموزش و آموزش عالی این کشور نیز از تمرکزگرایی و دخالتگری بیبهره نیست. بهگونهای که الیاس و پیکار به نقل از خالید آن را چنین توصیف میکنند: آموزش در عربستان زیر نظر وزارت آموزش، وزارت آموزش عالی و مؤسسه ملی فنیوحرفهای است. بااینحال، دستگاههای دولتی دیگری نیز وجود دارند که برای کارمندان و فرزندانشان برنامههای آموزشی فراهم میکنند مانند وزارت دفاع و هوانوردی، ریاست گارد ملی و وزارت کشور (کلاسها را خود برگزار میکنند ولی از ضوابط وزارت آموزش پیروی میکنند). کمیته عالی سیاست آموزشی که در سال 1963 تأسیس شده، بالاترین مقام ناظر بر آموزش در عربستان است.وزارت آموزش مسئولیت عرضه انواع آموزش (فقط برای مردان) را دارد که عبارتاند از: آموزش پایه (ابتدایی، دوره نخست میانی و دوره دوم میانی)، تربیت آموزشگر، آموزش استثنایی و آموزش بزرگسالان و سوادآموزی.وزارت آموزش عالی در سال 1975 برای نظارت بر اجرای سیاستهای عربستان سعودی در زمینه آموزش عالی، که پیشتر زیر نظر وزارت آموزش بود، ایجاد شد. وزارت آموزش عالی بر دانشگاههایی که بین سالهای 1975-1957م گشایش یافتهاند نظارت میکند: دانشگاه ملک سعود، دانشگاه ملک عبدالعزیز، دانشگاه امام محمدبنسعود، دانشگاه ملک فهد، دانشگاه ملک فیصل و دانشگاه اسلامی. وزیر آموزش عالی مسئول اجرای سیاستهای دولت برای آموزش دانشگاهی است.مؤسسه ملی آموزش فنیوحرفهای در سال 1980 در پی به آمیختن ادغام مؤسسات و مراکز آموزشی وابسته به وزارت کار و امور اجتماعی به وجود آمد. اهداف این سازمان بر توسعه آموزش فنیوحرفهای و اجرای برنامههایی برای تکامل نیروی کار ملی در چهارچوب سیاستهای طرحشده متمرکز است. همچنین این مؤسسه مسئولیت همه جنبههای آموزش فنیوحرفهای را در عربستان برعهده دارد ازجمله صدور مجوز و اعتبارگذاری مؤسسات خصوصی.وزارت آموزش نیز مدارس میانی فنی و تعدادی از سازمانهای عمومی را اداره میکند.هدف کمیسیون ملی عربستان برای دوران کودکی، تدوین سیاست کلی درباره فعالیتها و نیازهای مربوط به کودکان در عربستان و هماهنگ ساختن تلاشهای سازمانهای مختلف مرتبط به امور کودکان است. موارد زیر ازجمله وظایفی است که از کمیسیون انتظار میرود:1. سازماندهی روابط میان سازمانهای دولتی، انجمنهای ملی و مؤسسات علاقهمند به دوران کودکی در عربستان بهمنظور دستیابی به اتحاد و جلوگیری از تقلید؛2. تدوین راهبرد ملی درباره دوران کودکی برای پرورش مدیران شایسته و ترویج جنبههای مختلف رفاه کودکان؛3. پیشنهاد برنامههای مرتبط به کودکان و طرحهایی برای اجرا ازسوی سازمانهای عمومی و خصوصی؛4. ایجاد پایگاههای اطلاعاتی درباره همه امور مربوط به کودکان در عربستان، روزآمدسازی اطلاعات آن و تبادل اطلاعات با سازمانهای مربوطه؛5. نظارت بر اجرای پیشنهادات و مصوبات شورای عالی و برنامهریزی و پیگیری کمیته؛6. نظارت بر فعالیتهای بخشهای داخلی و بینالمللی و نهادهای مربوط به دوران کودکی و تشویق به انجام پژوهشها، مطالعات و همه اشکال فرهنگی کودکان.ریاست کل آموزش دختران که در سال 1960 گشایش یافت، مسؤلیت تعیین برنامههای درسی و دورههای تحصیلی برای آموزش دختران همسو با اصول اسلامی را برعهده دارد (International Bureau of Education, 2011 ).منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیهزینه کل در بخش آموزش در حدود 210 میلیارد ریال (56 میلیارد دلار) است که 25% از بودجه سالانه ملی را در سال 2014 پوشش میداد و افزایش بیش از 3% نسبت به سال 2013 را نشان میدهد.بودجه آموزش، طرحهای جدید برای ساخت 465 مدرسه در حدود سه میلیارد ریال (8/0 میلیار دلار) بهعلاوه 1544 مدرسه در دست ساخت و بیش از 494 مدرسه تکمیلشده در سال 2013 را دربر میگیرد. همچنین برای افزایش تعداد کلاسهای درس و توانبخشی در 1500 ساختمان مدرسه موجود، بودجهای اختصاص داده شده است.برای آموزش عالی، بودجه جدید شامل تخصیص بودجه برای تکمیل نوسازی دانشکدههای دختران در چندین دانشگاه، گشایش 8 دانشکده جدید و تکمیل ساخت محوطههایی برای دانشگاههای جدید ازقبیل مسکن اعضای هیئتعلمی و امکانات دیگر وجود دارد. باتوجهبه برنامه کمکهزینه تحصیلی، تعداد کل دانشجویان مشغول به تحصیل در خارج از کشور بیش از 185000 نفر (همچنین افراد تحت تکفل آنها نیز ازسوی دولت حمایت میشوند) رسیده که هزینهها در آن بیش از 22 میلیارد ریال (9/5 میلیار دلار) است.بهعلاوه بودجه جدید شامل چندین طرح جدید، مانند ساخت دانشکدههای فنیوحرفهای و مؤسسات پرهزینه در حدود 2/5 میلیون ریال (39/1 میلیون دلار) و تخصیص بودجه اضافی برای طرحهای موجود بالغ بر 500 میلیون ریال (3/133 میلیون دلار) است (Ministry of Finance, 2013).جدول 9 و 10 افزایش بودجه وزارت و دانشگاهها را نشان میدهد که بهروشنی بیانگر تغییرات کمّی و کیفی در آموزش عالی است.جدول 9. بودجه وزارت در بین سالهای 1998 و 2013مسال ملیمیلیون ریال سعودی19986601200931697201039872201146986201259933201377224
(Ministry of Higher Education, 2013, p. 110)
جدول 10. بودجه دانشگاهها بین سالهای 1998 و 2012دانشگاههابودجه 1998 (میلیون ریال سعودی)بودجه 2013 (میلیون ریال سعودی)وزارت آموزش عالی360/023626دانشگاه ملک سعود062/29424دانشگاه ملک عبدالعزیز250/15710دانشگاه نفت و مواد معدنی ملک فهد412/01346دانشگاه اسلامی امام محمد بن سعود074/13816دانشگاه اسلامی231/01005دانشگاه ملک فیصل554/02204دانشگاه امالقراء658/02691کل241/649882
(Ministry of Higher Education, 2013, p. 111)
برنامهها و اصلاحات پیشرواز سال 2009، تغییرات در نظامهای دانشگاهی عربستان سعودی دیده میشود. برای نمونه، دانشگاه علوم شاه عبدالله، بهتازگی درهای خود را بر روی مباحث اجتماعی و سیاسی گشوده است. تغییرات در برنامههای درسی دانشگاه با رویکرد نولیبرال ازجمله این تغییرات یاد شده است که هدف اصلی آن توسعه آموزش عمومی در عربستان است.سرخط اصلاحات آموزشی که در برنامههای این کشور بازتاب یافتهاند را میتوان چنین برشمرد:1. بازنگری مطالب دروس آمورشی با نیازهای دانشآموزان در زمینه تشویق خلاقیت و گسترش مهارتهای حل مسئله؛2. برقراری هماهنگی میان جریان تغییر مطالب درسی و بازنگری تربیت آموزشگر؛3. تأکید بر بهبود عملکرد آموزشگران و تعهد حرفهای آنان ازطریق آموزش مداوم بهمنظور رشد صلاحیت و عملکردشان؛4. بازنگری آزمونهای مدارس و روشهای آن؛5. معرفی علوم رایانه در دوره دوم میانی و عمومی کردن آن در دوره نخست میانی و ابتدایی؛6. بهروز کردن کتابهای درسی و جذابتر کردن آنها با طرحهای گرافیکی و رنگها؛7. کوششی برای کاهش تفاوت منطقهای در تعداد و کیفیت مؤسسات آموزشی در عین اجرای مداوم استانداردهای آموزشی در مدارس؛8. انجام مطالعات مورد نیاز برای تمرکززدایی اداری و فراهم کردن خدمات آموزشی؛9. تشویق نظام آموزشی غیرعمومی برای فراهم کردن خدمات آموزشی بیشتر در چهارچوب ظرفیتهای آن و هماهنگ با محدودیتهای نظام آموزش عمومی؛10. هدایت دانشآموزان بهسمت تحصیلات فنیوحرفهای؛11. کاهش مخارج مؤسسات آموزش عالی و نرخ افت تحصیلی دانشآموزان؛12. برانگیختن رقابت میان مؤسسات آموزش عالی و جذب بهتر دانشآموزان از سراسر کشور؛13. ارزیابی دانشگاهها و کالجها از دانشآموختگان خود و ایجاد اعتماد و افزایش شناخت نسبت به آنان برای ایجاد جایگاه مناسب در بازار کار خصوصی و ملی؛14. بهروز کردن برنامههای آموزشی مطابق با استانداردهای ملی و بینالمللی؛15. انجام تغییرات اساسی در حوزه آموزش عربستان سعودی همسو با توسعة اقتصاد بینالملل و نیازهای اجتماعی و اقتصاد ملی؛16. نیاز به همکاری بخش خصوصی و اجرای سیاستهای بومیسازی نیروی کار (دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1382).کتابشناسیدبیرخانة شورای عالی انقلاب فرهنگی. (1382). «نظام آموزشی عربستان سعودی». نظام آموزش کشورهای جهان. بازیابی شده از: http://mahshar.com/world/research/edupol/countries.phpcsaudis6.htm
Central Intelligence Agency. (2014). “Saudi Arabia.” The World Factbook. Retrieved from: http://www. cia.gov
Clark, N. (2012). Obtaining Authentic Secondary Credentials from Saudi Arabia. Retrieved from: https://wenr.wes.org/ 2012/01/wenr-january-2012-obtaining-authentic-secondary-credentials-from-saudi-arabia
Clark, N. (2014). Higher Education in Saudi Arabia. Retrieved from: https://wenr.wes.org/2014/11/ higher-education-in-saudi-arabia
Hendrickson, P. B. (2013). Saudi Arabia: Elementary and Secondary Education. Retrieved from: http:// transcriptresearch.com/wp-content/uploads/2013/10/ poster_saudi.pdf.
International Bureau of Education. (2011). “Saudi Arabia.” World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
Ministry of Finance. (2013). Recent Economic Developments and Highlights of Fiscal Years 1434/1435. Retrieved from: http://www.mof.gov.sa/english/DownloadsCenter/Pages/ Budget.aspx
Ministry of Higher Education. (2013). The Current Status of Higher Education in the Kingdom of Saudi Arabia. Retrieved from: http://www.mohe.gov.sa/ar/Ministry/ Deputy-Ministry-for-Planning-and-Information-affairs/The-General-Administration -of-Planning/Documents/777.pdf.
Saudi Arabian Central Department of Statistics and Information. (2013). Statistical Yearbook 2013. Retrieved from: https://www.stats.gov.sa/en/826WENR. (2001). Education in Saudi Arabia. Retrieved from: https://wenr.wes.org/2001/11/wenr-nov-dec-2001-education- in-saudi-arabia
مرضیه نیکوکار
نظام آموزش عالی فرانسه
French Higher Education System
پایتخت: پاریسنوع حکومت: جمهوری چندحزبیزبان رسمی: فرانسویمساحت: 643801 کیلومترمربع (با سرزمینهای فراسوی دریا)جمعیت: 65312249 نفر (2011م)تعداد دانشجویان: 2316000 نفر (2010م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 93009 نفر (2011م)تولید ناخالص ملی: 423/2 تریلیون دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 5/5 (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 7/9 (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیفرانسه بزرگترین کشور اروپای غربی است و از وضعیت طبیعی بهنسبت خوبی برخوردار است. این کشور، نسبتاً مسطح و قسمت جنوبی آن کوهستانی است. کوههای آلپ، قسمت جنوبشرقی و پیرنه جنوبغربی این کشور را احاطه کردهاند. بااینهمه، حدود دوسوم آن مسطح است و ارتفاع متوسط آن از 250 متر تجاوز نمیکند.فرانسه در بین عرض جغرافیایی 42 و 52 درجه قرار گرفته و آبوهوای معتدلی دارد. حجم بارش باران در آن 1000-500 میلیمتر است و بزرگترین جنگل آن، که حدود یکچهارم این سرزمین را دربر میگیرد، جنگل لاند است که پوشیده از درختان بلوط و آلش است. در این کشور، رودخانههای بسیار بزرگ وجود ندارد؛ رودخانة لوار هزار کیلومتر طول دارد. درعینحال، شبکة آبیاش بسیار گسترده است و از آن، برای حملونقل و تولید برق استفاده میشود.نسبت جمعیت به وسعت این کشور، حدود 100 نفر در هر کیلومترمربع است و نسبت رشد تولد در آن، حدود 15 در هزار است. درحالیکه میزان فوت 10 در هزار است. در نتیجه میتوان شاهد پیری جمعیت این کشور در سالهای آینده بود. سهم افراد زیر20 سال کمتر از 30% است، درحالیکه افراد بالای 65 سال 15% از جمعیت را تشکیل میدهند.نزدیک دوسوم جمیعت فرانسه، در مناطق شهری و در شهرستانهای با بیش از 2000 نفر زندگی میکنند. جمعیت یکچهارم شهرهای آن به 100000 نفر میرسد و فقط شش شهر با جمعیت بیش از 500000 نفر دارد. ازنظر جمعیتی (و بیش از آن، ازنظر سیاسی و اقتصادی) شبکة شهری، زیر نفوذ پاریس و هشت شهر لیون، مارسی، لیل، نانسی، استراسبورک، بوردو، تولوز، و نانت است.جمعیت فعال این کشور، حدود دوونیم جمعیت کل را تشکیل میدهد که نزدیک به 8% از آن، در بخش کشاورزی، کمتر از 40% در بخش صنعت، و بیش از 50% در بخش تجارت و اداری به فعالیت مشغولاند.فرانسه، بهرغم کم بودن فعالیت مردم آن، در بخش کشاورزی، یکی از بزرگترین قدرتهای کشاورزی در اروپا بهشمار میآید. علت آن، حاصلخیزی و پهناوری زمینهای کشتپذیر است که نزدیک 60% از وسعت این سرزمین را بهخود اختصاص داده است. محصولات کشاورزی بیشتر شامل حبوبات، گندم (30 میلیون تن)، ذرت (11 میلیون تن)، چغندرقند (27 میلیون تن) و سیبزمینی است.فرانسه ازنظر دامداری نیز، با داشتن حدود 20 میلیون رأس دام، در اروپا در ردة نخست قرار دارد.در بخش صنعت، حدود 7 میلیون نفر بهکار مشغولاند که یکچهارم آنها، در بخش ساختمان و خدمات عمومی فعالیت میکنند. از دیگر بخشهای مهم صنعتی این کشور میتوان از انرژی، ذوب فلزات، صنایع چوب (کاغذ، مقوا و وسایل چوبی)، صنایع کشاورزی (کارخانجات قند، کنسروسازی و کارخانجات شیر) و بالأخره صنعت حملونقل نام برد.تجارت خارجی نیز نقش بسیار مهمی در اقتصاد فرانسه ایفا میکند و حدود یکپنجم تولید ناخالص ملی این کشور را تشکیل میدهد.رویهم رفته، اقتصاد فرانسه در دهۀ گذشته، تغییرات زیادی را پشت سر گذاشته است؛ بهگونهای که بخشی از بنگاههای بزرگ اقتصادی آن مانند بانکها و بیمه شرکت هواپیمایی ایرفرانس و مخابرات، به بخش خصوصی واگذار شده است. همهنگام، در برخی بخشها همچون، قدرت، حملونقل عمومی، صنعت و دفاع دولت همچنان حضوری قوی دارد. از سال 1985، نظام پارلمانی حکومت، جای خود را به نظام دوگانه ریاست جمهوری- پارلمانی داد که ثبات بیشتری به این کشور بخشید. سازش و همکاری با آلمان، در دهههای گذشته، این دو کشور را به محور یکپارچهسازی اقتصادی اروپا بدل ساخته است. در آغاز سده بیستویکم میلادی، پنج مجموعه فراسوی دریای فرانسه، یعنی گینه فرانسه، گوادولپ، مارتینیک، مایرت و رئونیون، بهمثابة بخشی از کشور فرانسه شناخته شدند.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالینظام آموزش فرانسه، بر اصولی سترگ استوار است که در انقلاب سال 1789، قوانین مصوب سالهای 1881 و 1889 در جمهوری چهارم و پنجم و همچنین قانون اساسی مصوب 4 اکتبر 1985 ریشه دارد، در اسناد رسمی آمده است: سازمان آموزش عمومی، اجباری، رایگان و در همة دورهها غیردینی است و از وظایف حکومت بهشمار میآید. اصول حاکم بر نظام آموزش که در قانون اساسی و دیگر قوانین بر آنها پای فشاری شده را میتوان چنین برشمرد:آزادی در آموزشدر فرانسه، خدمات عمومی آموزش با نهادهای خصوصی، که دولت بر آنها نظارت دارد و میتوانند از کمکهای دولتی استفاده کنند، همزیستی دارند. در قانون مصوب سال 1959 آزادی در آموزش بهمثابة بازنمای آزادی بیان توصیف شده است. اما تنها دولت صلاحیت صدور مدرکهای دانشگاهی بهوسیلة نهادی آموزشی را دارد. مدرکهای مدارس خصوصی، تنها در صورتی اعتبار دارند که ازسوی نهادهای عمومی اعتبارسنجی شده باشند.رایگان بودن آموزشاصل رایگان بودن آموزش ابتدایی عمومی، در پایان سدة نوزدهم میلادی (1881م) به اصل قانونی بدل شد. در سال 1933 رایگان بودن آموزش میانی نیز به تصویب قانونی رسید و براساس آن «آموزش در مدارس و نهادهای عمومی» رایگان اعلام شد.کتابهای درسی و همچنین مواد و تجهیزات جمعی تا پایان دورة نخست آموزش (آموزش پایه) رایگان است. در دبیرستانها، بیشتر، پرداخت هزینه کتابهای درسی بردوش خانوارهاست.بیطرفی در آموزشآموزش عمومی ازنظر فلسفی و سیاسی بیطرف است و آموزشگران و فراگیران، لازم است این بیطرفی را رعایت کنند.غیردینی بودن آموزشاصل جدایی آموزش از امور دینی، از بنیانهای نظام آموزش فرانسه از پایان سدۀ نوزدهم میلادی است. براساس قوانین مصوب 28 مارس 1882 و 30 اکتبر 1886، غیردینی بودن کارکنان و برنامههای آموزش عمومی الزامی است.برای احترام به باورهای دانشآموزان و والدین آنها رعایت اصول زیر در نهادهای آموزش الزامی است:·نبود آموزش دینی در برنامههای آموزشی؛·غیردینی بودن کارکنان؛·قدغن بودن تبلیغات دینی.وانگهی، برای پاسداری از اصل آزادی دینی، مدارس یک روز در هفته، برای آموزشهای دینی در خارج از مدرسه تعطیل هستند.الزامی بودن آموزشبنابر قانون ژول فری مصوب 28 مارس 1882، آموزش اجباری است. همة کودکان فرانسوی و یا خارجی که در فرانسه زندگی میکنند، ملزم هستند که از ششسالگی آموزش ببینند.نخست، آموزش تا سیزدهسالگی، سپس تا چهاردهسالگی و از سال 1959 تا شانزدهسالگی اجباری است. خانوادهها دو گزینه پیش رو دارند: فرستادن کودکان به نهادهای آموزش عمومی یا خصوصی و یا آموزش کودکان بهوسیلة خانوادهها که دراینصورت، لازم است موضوع از پیش، به نهادهای مسئول اطلاع داده شود.عدالت و مردمسالاریثبتنام در دانشگاههای فرانسه، برای شهروندان فرانسوی، هیچ پیششرطی ندارد؛ به سخنی دیگر، همة افرادی که دوره میانی را به پایان برسانند و آزمون «دیپلم» را با موفقیت پشت سر بگذارند، میتوانند در هر دانشگاهی که مایل هستند، ثبتنام کنند. علت کاربست چنین فرایندی در پذیرش دانشجو، رعایت عدالت و مردمسالاری در نظام دانشگاهی است؛ چنین وضعیتی بار سنگینی را بردوش دانشگاهها میگذارد و موجب افزایش جمعیت دانشجویی دانشگاههای فرانسه شده است. افزونبرآن، شمار زیادی از دانشجویان در سالهای نخست، وادار به ترک تحصیل میشوند (دستکم 50% دانشجویان در دو سال نخست، با چنین وضعیتی روبهرو هستند)؛ برای مثال، در مدارس پزشکی، تنها 1 نفر از 5 نفر میتواند امتحان سال نخست را پشت سر بگذارد. در دانشگاه سوربون، ازجمله سرشناسترین دانشگاههای فرانسه، در سال نخست 73% و در سالهای دوم و سوم، بهترتیب 47 و 42% وادار به ترک تحصیل میشوند. دانشگاههای فرانسه، چنین بهایی را برای رعایت عدالت و مردمسالاری در نظام آموزش میپردازند.آموزش محیطزیست برای دستیابی به توسعة پایدارازجمله آخرین اصولی که در نظام آموزش فرانسه وارد شده است، «همگانیسازی آموزش محیطزیست برای دستیابی به توسعه پایدار است». این اصل که در سال 2004 در نهادهای آموزشی اجرا شده است، در نظر دارد آموزش زیستمحیطی را از ترکیبات اصلی برنامههای درسی، از نخستین سالهای آموزش، قرار دهد تا فراگیران از دانش و روشهای لازم، برای قرار دادن خود در محیطزیست برخوردار شوند و بتوانند بهگونهای مسئولانه در این زمینه اقدام کنند.گام دوم این برنامه که برای بازة زمانی 2010-2007م در نظر گرفته شده، اهداف زیر را دنبال میکند:·وارد ساختن هرچه گستردهتر آموزش در زمینه توسعة پایدار در برنامههای آموزشی؛·افزایش اقدامات جهانی (کاهش زبالهها، انرژی، آب و کاغذ) بهطور خودخواسته در نهادهای آموزشی؛·تربیت آموزشگران و دیگر کارکنان نظام آموزش برمبنای آموزش زیستمحیطی برای دستیابی به توسعه پایدار؛·ایجاد چهارچوبی نهادی با منشور محیطزیست که مسائل زیستمحیطی را از ماه مارس 2005، ازجمله اصول سترگ جمهوری فرانسه تلقی میکند؛·ایجاد چهارچوب جهانی نوین برمبنای خواست ملل متحد: «دهۀ آموزش برای توسعه پایدار» که برمبنای راهبرد ویلنیوس جنبه اروپایی به خود گرفته است.ساختار نظام آموزشیساختار نظام آموزش فرانسه دربرگیرندة سه دوره اصلی است:آموزش دوره نخست پیشدبستانی: این دوره برای کودکان دو تا پنجساله طراحی شده است. این مدارس زیر نظر محلهها هستند و بهوسیلة آنها نگهداری میشوند. در این دورة آموزشی، کودکان مهارتهای بنیادی را فرامیگیرند، زبان خود را بهبود میبخشند، با نوشتار و اعداد آشنا میشوند، جهان را کشف میکنند، درک مطلب، احساس کردن، خیالبافی و آفرینشگری را یاد میگیرند و درمییابند چگونه با بدن خود عمل کنند و نظرهای خود را بیان کنند.این دوره به سه بخش خرد و میانه و بزرگ تقسیم میشود: دو بخش خرد و میانه، دورة نخست یا دوره فراگیری ابتدایی و بخش بزرگ، دوره دوم یا فراگیری پایه را تشکیل میدهند. مدیر مدارس ابتدایی، مسئولیت امور اداری و تربیتی نهاد را بردوش دارد و در برابر مسئولین محله و والدین پاسخگوست. شورای آموزشگران و شورای آموزشگران دورههای آموزشی، در همکنشی با والدین، که برگزیدگان آنها عضو شورای مدرسه هستند، نقش مؤثری در برنامههای آموزشی و تربیتی مدرسه دارند.آموزش پایه: برای کودکان 6 تا 11 سال اجباری است. این 11مدارس مختلط و در بخش عمومی رایگان هستند. این مدارس نیز به محلهها تعلق و وظیفة نگهداری از آنها را بردوش دارند. برنامههای این دورة آموزشی، در سطح ملی تدوین و برای آموزشگران و دانشآموزان اجباری تلقی میشوند. مهارتهای اصلی که در این دوره پنجساله فراگرفته میشوند، عبارتاند از:·تسلط بر گویش و زبان فرانسه؛·آموزش شهروندی؛·آشنایی با زبانهای خارجی و منطقهای؛·ریاضیات؛·آشنایی با جهان؛·آشنایی با آموزش هنری (هنرهای دیداری و آموزش موسیقی)؛·آموزش جسمانی و ورزشی که در دو سال نخست عرضه میشود.در سه سال بعد موضوعات نوینی نیز افزوده میشوند: ادبیات، تاریخ و جغرافیا، علوم تجربی و فنّاوری.در این مدارس، فراوانی و گوناگونی مهارتهای هر دانشآموز، مورد نظر قرار میگیرد و در کنار خردورزی و اندیشهورزی، با مفهوم مشاهده، تجربه، احساس، آشنا میشوند و توان خیالبافی و آفرینشگری آنها، توسعه مییابد.همانند دورة پیشین، مدیر مدرسه مسئولیت اداری و تربیتی این نهاد آموزشی را بردوش دارد و شورای آموزشگران، شورای آموزشگران دورهها و والدین، که نمایندگان آنها عضو شورای مدرسه هستند، در تصمیمگیریهای آموزشی و تربیتی، نقش چشمگیری دارند.دوره دوم آموزش: کالجها، بخش نخست دورة میانی را تشکیل میدهند، که دوره آموزشی در آنها چهار سال بهطول میانجامد و اجباری است. این نهادهای آموزش عمومی و محلی هستند و ازجمله نهادهایی هستند که از خودگردانی برخوردارند و میتوانند برنامههای نوآورانهای نیز داشته باشند.این دورة آموزشی، بر روی تمامی دانشآموختگان دوره ابتدایی باز است و برعکس دورههای آموزشی در دیگر کشورها از ششم آغاز و به سوم پایان مییابد. (ششم، پنجم، چهارم و سوم). سال نخست کالج، یعنی ششم برای آشنایی دانشآموزان با روشهای کار در کالج و آغاز کارهای فردی طراحی شده است. در این دوره دانشآموزان، نخستین زبان زندة خارجی را برمیگزینند.در دو سال بعد، یعنی پنجم و چهارم، دانش و مهارتهای عملی دانشآموزان، ژرفا مییابد و کوشش میشود آنها بتوانند جهتگیری آموزشی خود را دریابند. در پنجم آموزش فیزیک- شیمی آغاز میشود و دانشآموزان میتوانند آموزش یک زبان باستانی (لاتین یا یونانی) را نیز برگزینند. در چهارم، دانشآموزان زبان زندة خارجی یا منطقهای دوم خود را برمیگزینند.سال پایانی کالج، یعنی سوم، دانشآموزان جهتگیری آموزشی خود را برای آموزشهای عمومی، فنّاوری و حرفهای برمیگزینند. در این سال آنها میتوانند فراگیری زبانهای زنده دنیا را دنبال کنند و یا مسیر حرفهای خود را برگزینند. در پایان این دوره، به دانشآموختگان «گواهینامه ملی این دوره» داده میشود. پس از آن، میتوانند در دبیرستانهای عمومی و فنّاوری یا مدارس حرفهای یا در سال نخست، آمادگی برای دریافت گواهینامه مهارت حرفهای در دبیرستانهای فنیوحرفهای ثبتنام کنند.آموزش در دوره کالج، دربرگیرندۀ زبان فرانسه، ریاضیات، تاریخ و جغرافیا، آموزش مدنی، علوم زندگی و زمین، فنّاوری، هنرهای تجسمی، موسیقی، آموزش جسمانی و ورزش و فیزیک و شیمی است. تاریخ هنرها نیز در طی این دوره، آموزش داده میشود. بنیان مشترک دانش و مهارتها در این دوره دربرگیرندۀ مجموعه دانشها، مهارتها، ارزشها و منشهای لازم برای کامیابی در دوره آموزشی، زندگی شخصی و شهروند آینده است.کالجها، در سازماندهی کلاسها، استفاده از منابع هدیهای، زمانبندی آموزشی، هدایت آموزشی، تدوین مهارتآموزیهای اضافی، همکاری با نهادهای اقتصادی و اجتماعی و فعالیتهای خودخواسته از خودگردانی برخوردارند.مدیریت کالجها بردوش رئیس، هیئترئیسه، شوراهای اصلی آن، ازجمله شورای اداری است. اعضای این شورا که بسته به اندازه آن بین 24 تا 30 نفر است، بهطور مساوی دربرگیرندة نمایندگان کارکنان، والدین، نمایندگان سازمانها و اجتماعات و افراد کارآزموده است.کالجها ازنظر مالی نیز از خودگردانی برخوردار هستند و مقامات علمی، بخشدار، شورای عمومی، بازرسی عمومی امور اداری آموزش ملی و پژوهش و اتاق محاسبات منطقهای بر آنها نظارت دارند.دبیرستان: این دوره در سه سال دوم، نخست و پایانی برگزار میشود و در سالهای اخیر، تغییراتی نیز در آنها داده شده است. دبیرستانهای عمومی ازجمله نهادهای عمومی آموزشی هستند که ساخت و نگهداری آنها، بردوش اجتماعات محلی (اداری) است و برمبنای قوانین «تمرکززدایی دبیرستانهای مناطق» گشایش مییابند و یا اداره میشوند.دبیرستانها در فرانسه بر دو گونهاند: دبیرستانهای آموزش عمومی و فنّاوری و فنیوحرفهای.در دبیرستانهای آموزش عمومی و فنّاوری، سال نخست (دوم)، بسیار تعیینکننده است و در کنار آموزشهای عمومی که 80% ساعتهای آموزشی را پوشش میدهد، درحالحاضر، دانشآموزان دو آموزش اکتشافی را نیز دنبال میکنند: یکی در قلمرو اقتصاد، برای آگاهی از رشتههای نوین و کار شخصی و دومی برای آشنایی با پیشههای موجود؛ همچنین برخی از کلاسهای سال نخست، دانشآموزان را برای دریافت گواهینامه فنورزی یا دیپلم فنّاوریهای ویژه (هتلداری و فنون موسیقی و رقص) آماده میسازند.در سال دوم دبیرستان (نخست) آموزشهای مشترک بیشترین مواد آموزشی را دربر میگیرند، اما در سال پایانی آموزشها در قلمرو ادبیات، علوم، اقتصاد، فنّاوری صنعتی یا آزمایشگاه و غیر آن، تخصصیتر میشوند.برمبنای اصلاحاتی که از شروع سال تحصیلی 2011 و 2012 در دبیرستانهای عمومی و فنّاوری به کار بسته میشود، سه راه پیش روی دانشآموزان قرار دارد:·راه عمومی، برای ادامه تحصیلات سه قلمرو اقتصادی و اجتماعی، ادبیات و علوم را پوشش خواهد داد. این راه عمومی دانشآموختگان دوره دبیرستان را بهسوی نهادهای آموزش عالی هدایت میکند.·راه فنّاوری برای آموزش عالی فنّاوری دو سال و بیشتر است که از سال 2013 هشت قلمرو را پوشش میدهد: علوم و فنّاوری آزمایشگاهی، علوم فنّاوری صنعتی و توسعه پایدار (جانشین علوم و فنّاوری صنعتی در گذشته)، علوم و فنّاوریهای طراحی، هنرهای کاربردی، علوم فنّاوریهای مدیریت، علوم و فنّاوریهای بهداشت و جامعه، فنون موسیقی و رقص و علوم و فنّاوریهای کشاورزی و موجودات زنده.·همراهی کردن با دانشآموزان در دبیرستان راه سومی است برای درنظر گرفتن نیازهای دانشآموزان بهصورت فردی و نوسازی کارآموزیهای آنها و آمادهسازی آنها برای گذر به جامعه.در دبیرستانهای فنیوحرفهای آموزش فنّاوریهای حرفهای 40% تا 60% زمان آموزش را پوشش میدهد. این آموزشها بهصورت کلاسی، کارگاهی، آزمایشگاهی برگزار میشوند. درسهای عمومی نیز مانند زبان فرانسه، ریاضیات، تاریخ- جغرافی علوم و زبان انگلیسی نیز جایگاه مهمی در این دورة آموزشی دارند. دانشآموختگان دبیرستانهای فنیوحرفهای میتوانند با گرفتن دیپلم فنیوحرفهای به تحصیلات عالی راه یابند و یا اینکه به زندگی فعال وارد شوند. به دانشآموختگان این دوره دیپلم فنیوحرفهای داده میشود. گواهینامة مهارت حرفهای پس از دو سال تحصیل دبیرستانی صادر میشود و راه را برای ورود به پیشههای خاص همچون کارگر یا کارمند ماهر باز میکند.گواهینامه تحصیلات فنیوحرفهای این دورة سهساله برای پیشههای بهداشتی، اجتماعی، رانندگی و خدمات حملونقل جادهای، رستورانداری، هتلداری و بیناییسنجی طراحی شده است. در این برنامة آموزشی، تغییرات نوینی، در سال 2009 انجام شده است.دبیرستانهای پیشهوری و دبیرستانهای فنّاوری برای مهارتآموزی در بخشهای گوناگون طراحی شدهاند و آموزش در آنها و میتواند تا سه سال پس از دیپلم نیز ادامه یابد. آموزش در این دبیرستانها دربرگیرندۀ آموزش عمومی، آموزش همهنگام با انجام کار، آموزش پیاپی و اعتباربخشی به دستاوردهای تجربی است. مدارک تحصیلی در این دورة آموزشی عبارتاند از: گواهینامه مهارت حرفهای، دیپلم فنیوحرفهای، دیپلم فنّاوری و در دورههای بالاتر گواهینامه فنی- تخصصی و کارشناسی فنیوحرفهای.این دبیرستانها ارتباط تنگاتنگی با جهان پیشهوری و طرفهای محلی دارند.سیمای ساختار نظام آموزش فرانسه در نگاره 1 به تصویر کشیده شده است.آموزش عالیآموزش عالی یا دوره سوم در دبیرستانها (بخشهای فنورزی عالی)، دورههای آمادگی برای مدراس عالی، مدارس عالی (بزرگ)، مدارس و مؤسسههای تخصصی و در دانشگاهها عرضه میشود. از آغاز سال تحصیلی 2005 دانشگاهها آموزشهای خود را در سه دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری عرضه میکنند.آموزش عالی در نهادهای یادشده، به سه گونة کوتاه، بلندمدت و آموزش ناپیوسته عرضه میشود.آموزش عالی کوتاهمدت: آموزشهای دوساله در بخشهای بازرگانی، صنعت و خدمات را دربر میگیرد. این دورههای آموزشی که با کارورزی در بنگاهها همراه است، راهی است برای ورود مستقیم به بازار کار. پذیرش در این دورهها، با آزمونهای اغلب عملی دشواری همراه است. دانشآموختگان این دوره آموزشی، برمبنای نوع تحصیلات، و گواهینامه مطالعات فنورزی دانشگاهی یا گواهینامه فنورزی عالی دریافت میکنند.آموزش عالی بلندمدت: آموزش عالی بلندمدت در مدارس تخصصی و دانشگاهها عرضه میشود.دانشگاهها در فرانسه نهادهای عمومی بهشمار میروند و دارندگان دیپلم میانی داخلی یا خارجی میتوانند در آنها ثبتنام کنند. دانشگاههای فرانسه سالانه حدود 4/1 میلیون (2010-2009م) دانشجو پذیرش میکنند.براساس اصلاحات پیشنهادی سازمان آموزش اروپا تلاش میشود که آموزشهای عالی بلندمدت در سه دوره پیاپی زیر عرضه شوند:·کارشناسی، در طول 6 نیمسال و تحصیل در دو رشته عمومی و تخصصی امکانپذیر است.·کارشناسی ارشد، در طول 4 نیمسال و تحصیل در دو رشته پژوهشی و تخصصی امکانپذیر است.·ورود به دوره دکتری، نیازمند دریافت کارشناسی ارشد پژوهشی است. دریافت کارشناسی ارشد تخصصی راه را برای ورود مستقیم به بازار کار باز میکند.·دکتری، در طول 6 نیمسال برگزار میشود و به انجام کارهای پژوهشی اختصاص دارد. دریافت مدرک دکتری نیازمند دفاع از پایاننامه است.مدارس عالی: نهادهای برگزیدة عمومی یا خصوصی هستند و دانشجویان را برای کارهای حرفهای تخصصی مانند علوم مهندسی، معماری، بازرگانی، مدیریت، ترجمه، ترجمه همزمان یا روزنامهنگاری آماده میکنند.مدارس عالی بزرگ از ویژگیهای نظام آموزش عالی فرانسه بهشمار میآیند. مدارس عالی بزرگ، نسبت به دانشگاهها، دانشجوی بسیار کمتری پذیرش میکنند و شرایط ورودی ویژه خود را دارند. این مدارس مهندسان و مدیران عالی و همچنین متخصصان هنری، ادبی و علوم انسانی را آموزش میدهند.دورة آموزشی در این مدارس پنج سال است که سال نخست آن، دورة آمادگی است و ممکن است در درون یا بیرون از مدارس، برگزار شود. دانشآموختگان این نهادهای آموزشی، مدرک کارشناسی ارشد دریافت میکنند.آموزش عالی ناپیوسته: این دورههای آموزشی در بازة زمانی ناپیوسته، ازسوی مدارس عالی یا دانشگاهها برگزار میشوند. علت ناپیوستگی این دورهها آمیختن مهارتآموزی در بنگاهها در میان دوره تحصیلی است. دورههای ناپیوسته دربرگیرندة دورههای دو، سه و پنجساله است و دانشآموختگان برمبنای طول دوره تحصیل، مدرک فنورزی عالی، مدرک مهندسی یا کارشناسی ارشد دریافت میکنند.آموزش در سراسر زندگی آموزش پیاپی، ازجمله تعهدات کارفرمایان است و لازم است آنها در تأمین مالی آموزش پیاپی حقوقبگیران خود، برای روزآمدسازی دانش و مهارتهای آنها، مشارکت کنند. همچنین افرادی که کار خود را از دست دادهاند، میتوانند از این آموزشها استفاده کنند. منابع مالی این افراد را صندوقهای بیمه بیکاری و دولت تأمین میکند. دو بخش در وزارت اقتصاد، صنایع و مشاغل مسائل مربوط به اینگونه از آموزشها را سازماندهی میکنند. افزونبرآن، وزارت آموزش ملی، شوراهای مناطق، بنگاهها، ذینفعان و سازمانهای آموزش عمومی نیز در سازماندهی و تأمین منابع اینگونه آموزشها مشارکت دارند. هزینه اینگونه آموزشها در سال 2009، 11/27 میلیارد یورو یعنی حدود 5/1% از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میداد.آموزش بزرگسالان (گرتا)این دورههای آموزشی برای حقوقبگیران بنگاهها، جویندگان کار و همة افرادی که بهطور شخصی میخواهند آموزش ببینند، برگزار میشود. گسترۀ آموزش و خدمات بزرگسالان بسیار گسترده است. محتوا و طول دورة آموزش به برنامهها، مهارتها و شرایط حرفهای هر فرد وابسته است و میتواند دربرگیرندۀ قراردادها یا دورههای حرفهآموزی، مأموریتهای تحصیلی، برنامههای آموزش بنگاهها، برنامههای آموزشی شوراهای منطقهای و... باشد. هر گرتا، مجموعهای از نهادهای آموزش عمومی را تشکیل میدهد که مهارتهای خود را به متقاضیان آن آموزش میدهد.کالجها، دبیرستانها، دبیرستانهای حرفهای ازجمله نهادهایی هستند که میتوانند به این نهاد آموزشی بپیوندند.آموزش کودکان و نوجوانان فرانسوی در خارج از فرانسهدورههای آموزشی رسمی، برای کودکان و نوجوانان فرانسوی خارج از کشور برمبنای نظام آموزش فرانسه در برخی از کشورها برگزار میشود. این دورهها به زبان فرانسه تدریس میشوند و دانشآموزان خارجی نیز میتوانند در آنها شرکت کنند.مدارس فرانسوی خارج از کشور، یا ازسوی بنگاه آموزش فرانسه در خارج و یا ازسوی بخش خصوصی اداره میشوند.آموزش بخش خصوصی در فرانسهبخش خصوصی برمبنای آزادی آموزش و دیگر قوانین زیرمجموعة آن، میتواند به ایجاد مدارس خصوصی در فرانسه بپردازد. ازآنجاکه دولت بهصورت انحصاری بخش آموزش را زیر نظر دارد، دورهها و مدارکی که بخش خصوصی عرضه میکند، نمیتوانند متفاوت با دورههای اعلام شده باشد. در سال تحصیلی 2011-2010، 2033000 نفر دانشآموز برابر 9/16% جمعیت دانشآموزی کشور در بخش خصوصی آموزش میبینند. نهادهای خصوصی آموزشی میتوانند برمبنای قوانین از منابع مالی عمومی نیز کمک بگیرند.آموزش کارگران جوان یا نو مهارتآموزان کارگران جوان حقوقبگیر، میتوانند در مراکز آموزشی نوآموزان به مهارتآموزی بپردازند. این مراکز ازسوی اتاق اصناف، اتاق بازرگانی، صنایع و... با همکاری بخش نهادهای عمومی (دبیرستانها، دانشگاهها و...) تشکیل میشوند. عوارض آموزشی، مشارکت نهادهای مدیریتکنندۀ آنها و یارانههای دولت یا مناطق، منابع مالی اینگونه مراکز را تأمین میکند.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیسیر تحول جمعیت فراگیران در نظام آموزش فرانسه، در سه دهة گذشته، در جدول 1 به تصویر کشیده است. نرخ رشد پایین جمعیت در این کشور، موجب شده است که جمعیت دانشآموزان دورة نخست آموزش در سال 2010 نسبت به سه دهة گذشته، کاهش یابد و در دوره دوم یا میانی افزایش ناچیزی داشته باشد. تنها در بخش آموزش عالی، بهعلت افزایش تقاضا و گسترش آن، رشد چشمگیری دیده میشود که باتوجهبه نرخ رشد اندک در دورههای پیشین، میتواند بیانگر افزایش دسترسی به آموزش عالی در طی سه دهه گذشته باشد.دادههای آماری نشان از افزایش بیسابقۀ شمار دانشجویان (با 7/3% افزایش) در نهادهای آموزش عالی فرانسه دارد. رشتههای پزشکی از بیشترین درصد رشد برخوردار بودهاند: پزشکی 9/22%، دندانپزشکی و داروسازی 11%.تنها در سال تحصیلی 2010-2009، 1450 هزار در دانشگاههای عمومی فرانسه ثبتنام کردهاند، 857000 نفر از آنها در دوره کارشناسی (118000 نفر در مؤسسههای فنی دانشگاهی)، 529000 نفر در دوره کارشناسی ارشد (59000 نفر در مؤسسههای فنی) و 65000 نفر در دوره دکتری ثبتنام کردهاند.فرانسه پس از انگلستان، بیشترین دانشجوی خارجی را پذیرش میکند. همانگونه که دادههای جدول 3 نشان میدهد دانشجویان خارجی 5/15% جمعیت دانشجویی این کشور را تشکیل میدهند. در دوره دکتری، دانشجویان خارجی 41% جمعیت دانشجویی فرانسه را پوشش میدهند (Ministére de l' Enseignement Supérieur et de la Recherch et de l' Innovation, 2010c, pp. 1-2).دانشجویان افریقایی و مغرب، بیشترین شمار دانشجویان خارجی فرانسه را تشکیل میدهند؛ پس از آنها بهترتیب دانشجویان آسیا و اقیانوسیه و اروپایی در ردۀ دوم و سوم قرار دارند. کمترین شمار دانشجویان خارجی را امریکاییان تشکیل میدهند.ازنظر جمعیتی، سهم دختران در آموزش عالی در مجموع بیش از پسران است. در دورههای آموزش کارشناسی و کارشناسی ارشد، همچنان جمعیت دختران دانشجو بیش از پسران است. اما در دوره دکتری سهم پسران حدود 3% بیشتر است. جدول 4 وضعیت دسترسی دختران به آموزش عالی را در دورههای گوناگون آموزشی نشان میدهد. دختران دانشجوی فرانسوی، بیشتر جذب رشتههای ادبیات و علومانسانی (حدود 70%) و سپس حقوق و علوم سیاسی (64%) میشوند. برعکس در رشتههای علوم، نسبت آنها به 38% کاهش مییابد. رشتههای پزشکی نیز، بیشترین شمار دانشجوی دختر را به خود کشیده است. رویهم رفته 75% آنها را دختران تشکیل میدهند (جدول 4).جدول 4. پراکندگی جمعیت دانشجویی در دانشگاهها برمبنای ملیت (2010-2009م)ملیتکارشناسیکارشناسی ارشددکتریشمار کلفرانسوی8/640/323/31171813خارجی4/432/444/12214252اروپایی4/478/408/1148003افریقایی (بدون مغرب)7/371/512/1152941آسیا و اقیانوسیه5/473/432/948003امریکا7/427/406/16481225/398/447/1517038
(Ministère de l' Enseignement Supérieur et de la Recherch et de l' Innovation, 2011c, p. 33)
دانشجویان بخش فنورزی عالی، دانشجویان دورههای کوتاهمدت حرفهای هستند که شمار آنها به 222000 نفر (2010-2009م) میرسد (بهجز بخش کشاورزی). دانشآموختگان این دورهها، که معمولاً دو سال به درازا میکشد، مدرک فنورزی عالی دریافت میکنند. شمار این دانشجویان، نسبت به سال گذشته 5/2% افزایش نشان میدهد (Ministère de l' Enseignement Supérieur et de la Recherch et de l' Innovation, 2010b, p. 1).در سال تحصیلی 2010-2009 در مجموع 93000 آموزشگر در نهادهای عمومی آموزش عالی فرانسه مشغول بهکار بودهاند. آموزشگران دانشگاهی در فرانسه به سه گروه بزرگ آموزشگر- پژوهشگر (2/60%)، دربرگیرندۀ استادان دانشگاهها (4/35%)، دانشیاران (5/64%) و استادیاران (1/0%) است. کارکنان آموزشی غیردائمی 8/25% آنها را تشکیل میدهند. 9/78% آموزشگران در دانشگاهها، 8/10% آنها در مؤسسههای فنی دانشگاهی، 6/1% در مؤسسهها و مدارس وابسته، 4/3% در نهادهای دانشگاهی تربیت آموزشگران و 3/5% در دیگر نهادهای علمی مشغول بهکار هستند (Ministère de l' Enseignement Supérieur et de la Recherch et de l' Innovation, 2010a, p. 1). جدول 7 نمایی کلی از آموزشگران فرانسه را به تصویر میکشد. جدول 8 سیر تحول کمّی آموزشگران دانشگاهی فرانسه را به تصویر میکشاند، که در بازۀ زمانی دهسالة 2010-1999م در مجموع با 8/13% رشد، همراه بوده است. بیشترین نرخ رشد مربوط به قلمرو علوم قضایی، سیاسی، اقتصاد و مدیریت و سپس ادبیات و علوم انسانی است. بخش بهداشت با 5/1% از کمترین نرخ رشد برخوردار بوده است.جدول 9 تصویری جنسیتشناختی از وضعیت آموزشگران نظام دانشگاهی فرانسه را ترسیم میکند که در مجموع زنان 5/41% از دانشیاران و 9/19% استادان را تشکیل میدهند. منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیمنابع مالی بخش آموزش که بیشترین بار آن، بردوش بخش عمومی است، در سه سال گذشته و امسال (2010-2008م) اولویت نخست بودجه دولت را تشکیل داده است. علت اولویت بخشیدن به بخش آموزش، پایبندی دولت برای دستیابی به اقتصاد دانش بهمثابة پایهای برای رشد و توسعة اجتماعی پایدار است. اولویت بخشیدن به بخش آموزش در عمل، به افزایش بودجه آن، بهویژه در چهار سال گذشته، انجامیده است، اگرچه بودجة این بخش، از سال 1980 نیز با رشد متوسط 8/1 درصدی (به نرخ ثابت) همراه بوده است؛ بهگونهایکه بودجه بخش آموزش در سال 2009 به 1/132 میلیارد یورو رسید و بدین معناست که سرانۀ دانشآموزی یا دانشجویی آن 7990 یورو و سرانۀ ملی آن 2050 یورو برآورد میشود. این مبلغ 9/6% تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد. بودجة آموزشی دورۀ ابتدایی، حدود 30% هزینههای داخلی آموزش، برابر با 2/38 میلیارد یورو در سال 2009 را تشکیل میدهد. از سال 1980 هزینة متوسط سرانه دانشآموزی دورۀ ابتدایی، به قیمت ثابت، 7/76% افزایش یافته و به 5690 یورو رسیده است. بودجة آموزشی دوره میانی 42% هزینه داخلی آموزش را دربر میگیرد که نسبت به سال 1980 متوسط سرانه دانشآموزی آن 6/46% به قیمت ثابت، رشد داشته و سرانه دانشآموزی آن به 9830 یورو در سال 2009 رسیده است.هزینة بخش آموزش عالی در سال 2009، 3/26 میلیارد یورو بوده است. این هزینه، نسبت به سال 1980، به قیمت ثابت 5/2 برابر شده است. هزینه متوسط سرانة دانشجویی در سال 2009، 11260 یورو بوده است که نسبت به سال 1980، 41%، به قیمت ثابت، افزایش نشان میدهد.در سال 2009، 6/9 میلیارد یورو هزینة آموزش پیاپی شده که دربرگیرندۀ آموزشهای فرادرسی و همچنین مهارتآموزی کارکنان بزرگسال است.همچنین، حدود یکچهارم دانشآموزان کالجها و دبیرستانها از کمک مستقیم دولت برخوردار میشوند، که بهعنوان بورس به آنان پرداخت میشود. این کمکها و جوایز و منابع صندوقهای اجتماعی به 7/588 میلیون یورو در سال 2009 میرسد.هزینههای بخش آموزش که بیشتر بهوسیلة بخش عمومی فراهم میشود، در نگاره 3، همچنین چگونگی هزینه کردن آن در نگاره 4 بازتاب یافته است.بودجة بخش آموزش عالی در سال 2010 همچنان نسبت به سال 2009 فرایندی فزاینده را پشت سرگذاشته و با 8/1 میلیارد افزایش (3/75%) به 29172 میلیارد یورو رسیده است. این بودجه سه محور اصلی را در اولویت خود قرار داده است: افزایش جذابیت مشاغل آموزشی (5/263 میلیون +) حمایت از اصلاحات پژوهشی (804 میلیون +) همراهی با اصلاحات دانشگاهها و افزایش موفقیت دانشجویان (995 میلیون+).جدول 10 سیر تحول هزینههای آموزش عالی در سه دهۀ گذشته را نمایش میدهد.بنابر آخرین دادههای انتشاریافته، درباره بودجة سال 2011، مبلغ 7/4 میلیارد یورو به بودجه سالانه افزوده خواهد شد که 1/1 میلیارد آن، برای برنامه «سرمایهگذاری برای آینده» درنظر گرفته شده است. بهاینترتیب، رئیسجمهور به وعدۀ انتخاباتی خود، مبنیبر افزایش 9 میلیارد یورویی بودجه آموزش عالی و پژوهش در بازة زمانی 2012-2007م عمل خواهد کرد. درخور یادآوری است که مبلغ افزایشیافته به بودجة این بخش، افزونبر افزایش سالانه آن است.دانسته است که میانگین هزینه سرانه دانشجویی براساس رشته آموزشی متفاوت است. این میانگین بین 10220 یورو برای دانشجویان دانشگاههای عمومی تا 14850 یورو نوسان دارد. اگرچه بودجه بخش آموزش عالی در سه دهه گذشته به 5/2 برابر افزایش یافته است، اما میانگین هزینه سرانه آنها تنها 1/41% افزایش را نشان میدهد.هزینه 18 سال آموزش برای دستیابی به مدرک دورة کارشناسی (بدون رد شدن) در سال 2009، 141900 یورو و هزینه آموزش هفده ساله که به دریافت مدرک عالی کارورزی فنی بینجامد 138700 یورو برآورد شده است.دانشجویان فرانسوی افزونبر رایگان بودن دورههای آموزشی، از کمکهای گوناگونی نیز بهره میبرند. در جدول 11 ماهیت کمکهای مالی دانشجویی بازتاب یافته است.نگاره 3. گونهشناسی تأمین منابع بخش آموزش (2009م)
(Ministère de l’Education National, 2010a)
نگاره 4. گونهشناسی هزینهکرد منابع بخش آموزش
(Ministère de l’Education National, 2010a)
مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیساختار مدیریت نظام آموزشی فرانسه، بهعلت فرابخشی بودن فعالیتهای آموزشی و پژوهشی، از ویژگیهایی برخوردار است که امکان همکنشی میان نهادهای گوناگون را که هر کدام بهگونهای در آن مشارکت دارند، فراهم میکند.در واقع، دو وزارت آموزش ملی، جوانان و زندگی اجتماعی و وزارت آموزش عالی و پژوهش، مهمترین نقش اساسی در سیاستگذاری، برنامهریزی و تأمین منابع این بخش را بردوش دارند. در کنار این دو، دیگر وزارتخانهها نیز بنابر کارویژة خود در تأمین منابع و اجرای برخی از برنامههای آموزشی و پژوهشی مشارکتهایی دارند؛ که ازجمله میتوان به مأموریت میان وزارتی «پژوهشی و آموزش عالی» اشاره کرد که برای اجرای آن، پنج وزارتخانة دیگر یعنی وزارت محیطزیست، انرژی، دریا و توسعه پایدار (که مسئولیت فنّاوریهای سبز را بردوش دارد)، وزارت اقتصاد، صنعت و کار، وزارت دفاع، وزارت فرهنگ و ارتباطات و وزارت مواد غذایی، کشاورزی و ماهیگیری با وزارت آموزش عالی و پژوهش، همکاری خواهند کرد.افزونبرآن، ساختار دو وزارت اصلی بخش آموزش بهگونهای طراحی شدهاند که امکان همکنشی میان آنها را فراهم میکند؛ برای مثال، در وزارت آموزش ملی بخشی از خدمات مدیریتها و دفاتر با همکاری دو وزارت انجام میشود و برعکس.وزارت آموزش ملی، جوانان و زندگی اجتماعی که از آن با نام وزارت آموزش ملی یاد میشود، افزونبر برخورداری از دفتر ریاست (کابینه)، تنها از ادارة کل آموزش مدرسهای و بازرسی کل آموزش ملی، برخوردار است که بهطور مستقل، به مسائل آموزش میپردازد. دیگر دفاتر و مدیریتهای این وزارتخانه، زیر نظر هر دو وزارت بخش آموزشی فعالیتهای خود را دنبال میکنند که عبارتاند از: دبیرخانه عمومی، اداره کل منابع انسانی، مدیریت کارکنان، مدیریت امور مالی، مدیریت امور حقوقی، مدیریت ارزیابی و آیندهنگری عملکرد، مدیریت روابط اروپایی، بینالمللی و همکاریها، هیئت ارتباطات، خدمات اداری و نوسازی و خدمات فنّاوریها و نظامهای اطلاعاتی.در کنار این مدیریتها و دفاتر، میتوان دفاتر بازرسی عمومی اداری آموزش ملی و پژوهشی، رابط میان آموزش ملی و آموزش عالی، کارکنان عالی دفاع و امنیت، کارکنان عالی واژهپردازی و نوواژگان را نیز نام برد.وزارت آموزش ملی، افزونبر ساختار رسمی خود، نهادهایی را نیز برای رایزنی در کنار خود دارد که عبارتاند از:·شورای بالاسری آموزش؛·شورای عالی آموزش؛·شورای ملی زندگی دبیرستانیها؛·رصدخانه ملی یادگیری (زبان و خواندن)؛·کمیسیون تخصصی واژهپردازی و نوواژگان آموزش و آموزش عالی؛·رصدخانه ملی امنیت نهادهای آموزشی و آموزش عالی.همانگونه که از عنوان دو نهاد آخر برمیآید، این دو، ازجمله نهادهای رایزنی مشترک میان دو وزارتخانه بخش آموزش بهشمار میآیند.مأموریت وزارت آموزش ملی، جوانان و زندگی اجتماعی چنین توصیف شده است: آمادهسازی و اجرای سیاستهای دولت، برای دسترسی همگانی به دانش و توسعة آموزش در دورههای پیشدبستانی، پایه و میانی برای جوانان و توسعه زندگی اجتماعی آنها. این وزارت، با همکاری دیگر وزارتخانههای ذینفع، بر توسعة آموزش هنری و فرهنگی کودکان و جوانان در همة طول دورۀ آموزشی آنها نظارت میکند؛ همچنین در تبیین و اجرای سیاست دولت در زمینۀ برابری فرصتها و مبارزه علیه تبعیضها مشارکت دارد.وزارت آموزش عالی و پژوهش تحولات نوین پدید آمده در نظام آموزش عالی و پژوهش فرانسه بهویژه، استقلال فزاینده دانشگاهها، تغییراتی در اهداف و کارویژههای این وزارت به وجود آورده است؛ بنابراین بازاندیشی درباره ارتباط با نهادهای آموزش عالی و پژوهشی، بهمثابة نهادهای راهبردی، نوآور و شفاف ازجمله نکاتی است که گرانیگاه تحولات این وزارت بود که با برخی تغییرات ساختاری نیز همراه بوده است.آخرین نمایه ساختاری وزارت آموزش عالی و پژوهش، شباهت چندانی به نمایة دیوانسالارانه پیشین آن ندارد و در طراحی نیز از نوآوری بهره گرفته است. ازجمله نوآوریها میتوان به ایجاد دو دفتر برای تدوین راهبردهای ملی در قلمرو پژوهشی و نوآوری و آموزش عالی اشاره کرد.نمایه ساختاری که بهتازگی انتشار یافته است، دربرگیرندة دفتر وزیر و در کنار آن، دفتر نمایندگی میان وزارتی برای جهتگیری ادارة کل آموزش عالی و پیوستار شغلی و ادارة کل پژوهش و نوآوری است. زیرمجموعههای اداره کل آموزش عالی و پیوستار شغلی دربرگیرنده اداره راهبرد آموزش عالی و پیوستار شغلی، معاونت عملکرد و منابع آموزش عالی و معاونت برابری فرصتها و زندگی دانشجویی است. قطب قراردادها و تأمین منابع نهادهای آموزشی و پژوهشی، از دیگر زیرمجموعههای این اداره کل است که دربرگیرندۀ معاونت تحلیل عملکرد و گفتوگو برای بستن قرارداد، معاونت تخصیص کالا و امور ساختمانی، و اداره همراهی نهادهاست.اداره کل پژوهش از سه اداره زیرمجموعه برخوردار است: ادارة راهبرد پژوهشی و نوآوری، ادارة عملکرد، تأمین منابع مالی و قراردادها با نهادهای پژوهشی و اداره بنگاهها، انتقال فنّاوری و عملیات منطقهای.در کنار این ساختار اصلی، ساختار اداری وجود دارد که شباهت زیادی به ساختار اداری وزارت آموزش ملی دارد و دربرگیرندۀ ادارة کل منابع انسانی، مدیریت امور مالی، مدیریت امور قضایی، مدیریت ارزشیابی و آیندهنگری عملکرد، مدیریت روابط اروپایی، بینالمللی و همکاری، هیئت ارتباطات، اداره امور اداری و نوسازی و اداره فنّاوریها و نظامهای اطلاعاتی است.بخش بازرسیها دربرگیرندۀ بازرسی اداری عمومی آموزش عالی و پژوهش، بازرسی عمومی کتابخانهها، رابط آموزش ملی و آموزش عالی، کارکنان عالی دفاع و امنیت و نمایندگی کاربران اینترنت است. ازجمله نهادهای نوپای وزارت آموزش عالی، نهادی با نام «مأموریت برابری و مبارزه با تبعیض در آموزش عالی و پژوهش» است. این نهاد که باتوجهبه نقش اساسی نظام آموزشی در مبارزه با نابرابریهای موجود در بالاترین سطوح آموزش، تشکیل شده است بهویژه زنان، افراد با ناتوانیهای جسمی و فرانسویان با دیگر فرهنگها را مورد توجه ویژه قرار میدهد؛ بنابراین هدف از ایجاد آن، افزایش برابری فرصتها در نظام آموزشی است که بر پایة اصول زیر پیریزی شده است:·آموزش کیفی و متنوع مجموعه ملت؛·آموزش نخبگان که بازنمای تمامیت تنوع اجتماعی و بدون هیچگونه تبعیض اجتماعی است.در گذشتهای نه چندان دور، از نهادهای آموزشی و پژوهشی، بهمثابة زیرمجموعه سازمانی وزارتخانهها یاد میشد. اما در ساختار نوین که این نهادها از استقلال برخوردار شدهاند، نامی از آنها در ساختار وزارتخانههای مسئول بخش آموزش آورده نشده است.درخور یادآوری است که نهادهای پژوهشی در فرانسه مستقل از دانشگاهها فعالیت میکنند و برخی از این نهادها عبارتاند از:·مرکز ملی پژوهشهای علمی؛·مرکز مطالعات و پژوهشهای کیفیت؛·مرکز ارتباط آموزش و رسانههای اطلاعاتی؛·مرکز بینالمللی مطالعات تعلیموتربیت؛·مرکز ملی آموزش از دور؛·شهر علوم و صنعت؛·مرکز ملی پژوهشی تعلیموتربیت؛·مرکز ملی اطلاعات آموزش و مشاغل.شوراهای رایزنی نظام آموزشیدر کنار دو وزارت موجود در بخش آموزش، شوراهایی وجود دارند که نقش رایزنی را در بحثی آموزشی و میان دو وزارت بازی میکنند:شورای بالاسری آموزش که به نشر و تدوین پیشنهادهای تربیتی، برنامهها، سازمان و نتایج نظام آموزش و تربیت آموزشگران میپردازد. نقش این شورا تعریف محتوای بدنۀ مشترک دانش و مهارتهایی است که دانشآموزان باید تا شانزده سالگی فراگیرند.این شورا که اعضای آن را نمایندگان بازیگران و ذینفعان نظام آموزشی تشکیل میدهند، گزارش سالانهای را از نتایج نظام آموزشی و تجربیات زمینهای بهدستآمده تدوین و برای رئیسجمهور ارسال میکند. این گزارش بهصورت عمومی نیز انتشار مییابد.شورای عالی آموزش، این شورای رایزنی، با ریاست وزیر آموزش ملی اداره میشود و دارای 97 عضو از نمایندگان، کارکنان، کاربران و طرفهای دولتی فعال در امر آموزش است. این شورا نظرهای خود را در موارد زیر انتشار میدهد:·اهداف و کارویژههای خدمات عمومی آموزش؛·مقررات مربوط به برنامهها، آزمونها، صدور گواهینامههای تحصیلی؛·مسائل مورد علاقه نهادهای خصوصی آموزش و کارکنان نهادهای قراردادی؛·همة مسائل ملی مربوط به آموزش در دورههای گوناگون.شورای ملی زندگی دبیرستانی: این شورا درباره مسائل مربوط به کارهای آموزشی، زندگی مادی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی در دبیرستانها و نهادهای منطقهای به وزارت آموزش ملی، رایزنی میکند.این شورا دارای 33 عضو است که ازسوی نمایندگان شوراهای علمی دبیرستانی برگزیده میشوند. ریاست این شورا، با وزیر آموزش ملی یا نماینده اوست.رصدخانه ملی یادگیری (زبان و خواندن): این رصدخانه با گردآوری و بهرهبرداری از دادههای علمی در یادگیری زبان، در طول مدت تحصیل و تحلیل عملکرد یادگیری در دانشآموزان، مشارکت میکند و برای بهبود آموزش پایه و پیاپی آموزشگران توصیههایی پیشنهاد میکند.رصدخانه ملی امنیت و دسترسی به نهادهای آموزشی: این رصدخانه وضعیت ساختمانها و تجهیزات را مورد مطالعه قرار میدهد، شرایط امنیت، بهداشت، وضعیت دسترسی به آنها و امنیت آنها را در وضعیت خطر مورد ارزیابی قرار میدهد. برمبنای این مطالعات اقدامات عملی پیشنهادی خود را هرساله به وزارت آموزش ملی، آموزش عالی و کشاورزی عرضه میکند؛ همچنین نتایج کارهای خود را در اختیار اجتماعات محلی، اداری، رؤسای دانشگاهها و نهادهای آموزش عالی و صاحبان نهادهای خصوصی آموزشی قرار میدهد. این نهاد میتواند اطلاعاتی را که ضروری ارزیابی میکند، بهصورت عمومی انتشار دهد.شورای ملی اتحادیههای آموزشی مکمل آموزش عمومی: به ایجاد هماهنگی و توافق میان وزارت آموزش ملی و طرفهای آن میپردازد. این شورا بر کیفیت عملکرد طرفهای وزارت آموزش ملی نظارت دارد و نظرهای خود را درباره تقاضاها، موافقتنامهها و یا پس گرفتن آنها در اتحادیههای ملی اعلام میکند.این شورا 23 عضو دارد و به ریاست وزیر آموزش ملی یا نماینده او تشکیل میشود.کمیسیون تخصصی نوپردازی و واژهپردازی آموزش عالی: مأموریت این کمیسیون، تکمیل واژگان فرانسوی، گردآوری، تحلیل و پیشنهاد واژگان و عبارتهای مورد نیاز، بهویژه معادلسازی واژگان و عبارتهای خارجی نوین، نظارت بر موزونسازی واژگان و نشر واژگان نوین، در میان کاربران است. این واژگان، عبارتها و مفهومسازی نوین در روزنامه رسمی جمهوری فرانسه انتشار مییابد.این کمیسیون همچنین میتواند درباره همة مسائل مربوط به استفاده از زبان فرانسه مورد رایزنی قرار گیرد.برنامهها و اصلاحات پیشروسمت و سوی برنامهها و اصلاحات در نظامهای آموزشی کشورهای عضو اتحادیه اروپا را میتوان در برنامهها و اولویتهای این اتحادیه جستوجو کرد؛ اگرچه هریک از اعضا نیز برمبنای وضع موجود، از اولویتهای ویژهای برای رسیدن به اهداف تعیینشده برخوردارند.بهرغم برخورداری فرانسه از دیرینۀ پربار در قلمرو آموزش عالی، که به سدۀ میانه باز میگردد، نظام آموزشی این کشور، بهویژه از سدۀ نوزدهم میلادی و از زمان به قدرت رسیدن ناپلئون، از تمرکز بالایی برخوردار بوده است. اما با افزایش استقلال دانشگاهها، دسترسی گستردة دانشجویان به تحصیلات دانشگاهی و توسعة مبادلات دانشگاهی در اروپا، نظام آموزش عالی این کشور، در دهۀ گذشته با تحولات چشمگیری همراه بوده است؛ بهگونهای که در پی بیانیههای سوربون (25 می 1998) و بلونیا (19 ژوئن 1999) و نشستهای سالامانکا (30 نوامبر 2000) و پراگ (18 می 2001)، 32 کشور اروپایی برای موزونسازی نظامهای آموزشی خود بر سر ایجاد چهارچوبی مشترک به توافق رسیدند که اهداف زیر را دنبال میکنند:·ساده و روانسازی توان جابهجایی دانشجویان، استادان و پژوهشگران در اروپا؛·پر کشش و درخور فهم ساختن سپهر دانشگاهی اروپایی برای همة مردم جهان؛·بالا بردن انعطافپذیری و نیازمحور ساختن مسیر مهارتآموزی و پذیرش نظام واحدی نیمسالی برای سادهسازی انتقال واحدهای گذراندهشده، تغییر مسیر آموزشی و یا از نوگیری دوره آموزشی ترکشده.این چهارچوب که میبایست تا سال 2010 در اروپا همگانی میشد، پیشنهاد تبدیل نظام آموزش عالی را به سه دوره داده بود (نظام اروپایی انتقال واحد). این اصلاحات که در فرانسه با عنوان «اصلاح ال. ام.دی» شناخته میشود، چنین برنامهریزی شده است:دوره نخست: کارشناسی (180 واحد- دیپلم + 3 سال)؛دوره دوم: کارشناسی ارشد (120 واحد- دیپلم + 5 سال)؛دوره سوم: دکتری (دیپلم + 8).همانگونه که اشاره شد، هدف از انجام چنین اصلاحاتی، سادهسازی و افزایش توان جابهجایی دانشجویان در گسترۀ اروپای متحد است، تا دانشجویان این کشورها که از نظامهای آموزشی گوناگون برخوردارند، بتوانند در دیگر کشورهای اروپایی به تحصیل خود، ادامه دهند.برنامههای گوناگون دیگری نیز در اروپا در حال انجام است که ازجمله میتوان به «برنامۀ عملیاتی 2013-2007م شرق پیرنه» اشاره کرد که برای اجرای آن، یک میلیارد یورو ازسوی اتحادیه اروپا درنظر گرفته شده است.اهداف راهبردی و اولویتهای برنامههای عملیاتی آن چنین شمرده شدهاند:·تقویت توان پژوهشی قطبها، رقابتپذیرسازی رشتههای برتر مناطق و نوسازی ساختار آموزش عالی آن؛·توسعه رقابتپذیری بنگاهها با اجرای سیاستهای حمایتی هدفمند از طرحها، نوآوریها و حرفهایسازی کنشگران؛·پویاسازی توسعة منطقه واقع در زنجیره کوههای پیرنه ازطریق کاربست سیاستهای میان منطقهای و پایدار؛·پاسداری و ارزش نهادن به سرمایه زیستمحیطی کشورهای پیرنة شرقی؛·بهبود دسترسی، پرکشش ساختن و افزایش دسترسی سرزمینهای منطقهای؛·حمایت از طرحهای شهری برای افزایش همبستگی اجتماعی و چندگانه؛·و ارائه کمکهای فنی در این زمینهها.افزونبر برنامههای منطقهای، فرانسه برنامههای گستردهای برای توسعه نظام آموزشی خود دارد. به همین منظور، بخش آموزش عالی، در چهار سال گذشته نخستین اولویت ملی کشور شناخته شده و بودجۀ فزایندهای برای اصلاحات و توسعة آن، درنظر گرفته شده است.سیاستهای آموزشی که به تدوین برنامه و اصلاحات میانجامد چنین برشمرده شدهاند:·ایجاد شبکههای کمکهای ویژه به دانشآموزانی که مشکل دارند؛ این کمکها افزونبر کمکهای فردی است که از سال 2008 به مرحلۀ اجرا درآمده است؛·پایگاه اطلاعاتی دانشآموزان دورة نخست که از سال 2005 مورد استفاده قرار گرفته و تا سال 2009 همگانی شده است؛·کاربست «صبح کلاس، بعدازظهر ورزش» در کالجها و دبیرستانها از آغاز سال تحصیلی 2010؛·مبارزه با انسانهراسی، برای برطرف ساختن هرگونه تبعیض در چهارچوب سیاست کلی برابری فرصتها. هدف از اجرای این سیاست، در نهادهای آموزشی، جلوگیری از هرگونه آسیب وارد آوردن به تمامیت فیزیکی و شرافت افراد است. جلوگیری از خشونتهای نژادپرستانه، خشونتهای جنسی و انسانهراسی؛·تقویت فراگیری زبان انگلیسی برای گفتوگو. دانشآموزان دبیرستانی در تعطیلات، میتوانند از شرکت در کلاسهای رایگان بهرهمند شوند؛·افزایش گزینة والدین در انتخاب نهاد آموزشی برای فرزندانشان، برای افزایش فرصتهای برابر دسترسی و تنوعبخشی اجتماعی به نهادهای آموزشی؛·تدوین بدنۀ مشترک دانش و مهارتها، که دربرگیرنده دانشها و مهارتهایی است که همة دانشآموزان باید در دوره پایه اجباری فرا بگیرند؛·جلوگیری و مبارزه با خشونت در محیطهای آموزشی؛·مهارت یافتن در خواندن در مدرسه.ازجمله نکات اساسی اصلاحات در نظام آموزشی همگانیسازی آموزش محیطزیست، برای دستیابی به توسعة پایدار است. این آموزشها از سال 2004 در برنامههای درسی دوره پایه و میانی گنجانده شده است؛ گام دوم این برنامه که برای بازه زمانی 2010-2007م در نظر گرفته شده بود، همة نهادهای آموزشی و آموزش عالی را برمبنای محورهای سهگانة زیر پوشش میدهد:·ایجاد درهمتنیدگی هرچه بیشتر آموزش و توسعه پایدار در برنامههای آموزشی؛·آموزش آموزشگران و دیگر کارکنانی که در اینگونه آموزشها مشارکت دارند؛·نهادینهسازی منشور محیطزیست بهمثابة اصول سترگ جمهوری فرانسه همسو با خواست ملل متحد که دهۀ کنونی را «دهه آموزش برای توسعه پایدار» اعلام کرده است.دولت فرانسه با اعلام بودجۀ سال 2011، همچنان بخش آموزش عالی و پژوهشی را در بازۀ زمانی 2013-2011م نخستین اولویت خود برای اجرای اصلاحات ملی اعلام کرده و راهبردهای میانمدت آن را چنین برشمرده است:·دانشگاههای مستقل و پرکشش؛·قطبهای علمی مورد توجه جهان؛·بهینهسازی پیشرفت دانشجویان از کارشناسی تا دکتری؛·برخورداری از پژوهشهای عمومی برتر و هماهنگتر؛·حمایت پیاپی از پژوهش و توسعة بخش خصوصی.برای دستیابی به چنین راهبردهایی، سه برنامه اساسی دنبال میشود:1. تقویت کشش مشاغل آموزش عالی و پژوهشی که با افزایش حقوق آموزشگران و همة کارکنان این بخش همراه است.2. دنبال کردن اصلاحات دانشگاهی و افزایش موفقیت دانشجویان؛ برای اجرای این برنامه نیز 706 میلیون یورو، به بودجة بخشی افزوده شده است تا زندگی دانشجویی بهینهسازی شود، دانشگاهها نیز بتوانند مسیر استقلال خود را آسانتر طی کنند و توان خود را در زمینة آموزش و پژوهش، بهبود بخشند.3. دنبال کردن افزایش منابع پژوهش که با افزایش حقوق پژوهشگران و فراهم ساختن منابع و تجهیزات مورد نیاز آنها همراه است.آخرین برنامة طراحیشده در سال 2011، «برنامه سرمایهگذاری برای آینده» است که از 35 میلیارد یورو بودجه برای اجرای آن، 22 میلیارد آن برای آموزش عالی و پژوهش درنظر گرفته شده و در مجموع، از آن بهمثابة برنامهای برای دستیابی به جامعه دانش و توسعه پایدار یاد شده است.کتابشناسیجاودانی، حمید. (1383). «نظام آموزش عالی فرانسه». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج 2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.
Abriac Dominique. (2010). The State of Education Costs, Activities and Results: 29 Indicators on the French Education System. Paris: Ministére de l' Education Nationale.
Central Intelligence Agency. (2011). “France”. The word Factbook. Retrieved from: www.cia.gov/library/ bublication/the world-Faetbook/geos/fr.htm
Defresne, F. (2010). L' Education Nationale en Chiffres. Retrieved from: http://media.education.gouv.fr/file/2010/ 79/1/L_education_nationale_en_chiffres_157791.pdf.
European Commission. (2007). France: Programme Opérationnel 2007-2013: Midi Pyrénées. Retrieved from: http://europa.eu/rapid/press-release_MEMO-07-535_fr.htm
Eurydice. (2011). Structure of the Natinal Education System.Retrieved from: https://eacea.ec.europa.eu/national_policies /eurydice/content/fance_en
Gaudemar, Jean-Paul. (2004). “Instruction Pedagogiques: Généralisation d’une Education à l’Environnement Pour un Développement Durable (EEDD)”. Bulletin Officiel de l’Education Nationale, (28). Retrieved from: http://www. education.gouv.fr/bo/BoAnnexes/2004/28/28.pdf.
Gouvernement Francais. (2011) Recherche et Enseignement Supérieur. Retrieved from: https://www.performance-publique.budget.gouv.fr/sites/performance_publique/files/farandole/ressources/2011/pap/pdf/PAP2011_BG_Recherche_enseignement_superieur.pdf.
Institut de statistique de l' UNESCO. (2008). Education en France. Retrieved from: http://uis.unesco.org/fr
Ministére de l' Education National. (2010a). “Budgets, Coûts et Financements”. Repères et Références Statistiques sur les Enseignements, la Formation et la Recherche –2010. Retrieved from: http://cache.media.education.gouv.fr/file/ 2010/16/9/RERS_2010_152169.pdf.
Ministére de l' Education National. (2010b). “Le Système Éducatif”. Repères et Références Statistiques sur les Enseignements, la Formation et la Recherche –2010. Retrieved from: http://cache.media.education.gouv.fr/file/ 2010/16/9/RERS_2010_152169.pdf.
Ministère de l'Enseignement Supérieur, de la Recherche et de l'Innovation. (2010a). Enseignants de l'Enseignement Supérieur 2009-2010. Retrieved from: http://media. enseignementsup-recherche.gouv.fr/file/statistiques/84/6/Note _d_info_Pers_Ensup_2009-2010_NI1106_176846.pdf.
Ministère de l'Enseignement Supérieur, de la Recherche et de l'Innovation. (2010b). Les Étudiants en Sections de Techniciens Supérieurs Année 2009-2010. Retrieved from: http://cache.media.enseignementsup-recherche.gouv.fr/file/ 2010/48/6/NIMESR1004_141486.pdf.
Ministère de l'Enseignement Supérieur, de la Recherche et de l'Innovation. (2010c). Les Étudiants Inscrits dans les Universités Publiques Françaises en 2009-2010. Retrieved from: http://cache.media.enseignementsup-recherche.gouv. fr/file/2010/83/7/NIMESR1009_158837.pdf.
Ministère de l'Enseignement Supérieur, de la Recherche et de l'Innovation. (2010d). Projection des Effectifis dans l' Enseignement Supérieur pour les Rentrées de 2010 a` 2019. Retrieved from: http://cache.media. enseignementsup -recherche.gouv.fr/file/2010/82/8/NIMESR1007_158828. pdf.
Ministère de l'Enseignement Supérieur, de la Recherche et de l'Innovation. (2011a). Atlas Régional: les Effectifs d'Étudiants en 2009-2010. Retrieved from: http://cache. media.enseignementsup-recherche.gouv.fr/ file/Atlas_2009 -2010/43/2/atlas0910_web_france_170432.pdf.
Ministère de l'Enseignement Supérieur, de la Recherche et de l'Innovation. (2011b). Enseignement Supérieur et Recherche Présentation Dubudget 2011-2013. Retrieved from: http://media.enseignementsup-recherche.gouv.fr/file /Budget_2011/54/2/Presentation_budget_2011-document-integral_155542.pdf.
Ministère de l'Enseignement Supérieur, de la Recherche et de l'Innovation. (2011c). L' Etat de l' Enseignement Supérieur et de la Recherche en France. Retrieved from: http://cache. media.enseignementsup-recherche.gouv.fr/file/Publications /07/2/EESR10_WEB_167072.pdf.
Robien, G. (2007). “Education au Développement Durable: Second phase de Généralisation de l'Education au Dévélppement Durable”. Bulletin Officiel de l’Éducation Nationale, (14). Retrieved from: http://www.education. gouv.fr/bo/2007/14/MENE0700821C.htm
Vasconcellos, M. (2004). Le Systéme Educatif (4rd ed.). Paris: Edition La Decouverte.
www.education.gouv.fr/pid25/les-Politiques educative.htm
حمید جاودانی
نظام آموزش عالی فنلاند
Finnish Higher Education System
پایتخت: هلسینکینوع حکومت: جمهوری زبان رسمی: فنلاندی، سوئدی، سامیمساحت: 338145 کیلومترمربع (پنجمین کشور پهناور اروپا)جمعیت: 5434624 (2012م)تعداد دانشجویان: 53296 (2011م)تولید ناخالص ملی: 7/230 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 2/7% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 3/12% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیفنلاند کشوری است در شمال اروپا که در عرض 60 تا 70 درجه شمالی و طول 22 تا 32 درجه شرقی قرار گرفته است. قرار داشتن یکسوم از خاک فنلاند در بالاترین عرض جغرافیایی، این کشور را پس از ایسلند به شمالیترین کشور جهان مبدل ساخته است.این کشور از شمال با نروژ، از شرق با روسیه و از غرب با سوئد همسایه است. خلیج بوتنی در جنوب، دریای بالتیک در جنوب غرب و خلیج فنلاند در جنوب این کشور واقع شده است.فنلاند کشور دریاچه و جنگل است. بهطوریکه 10% از خاک آن را دریاچه و 73% را جنگل پوشانده است. رشته کوههای آن اغلب در نیمه شمالی واقع شده است.این کشور20000 جزیره با وسعتی بیش از 100000 کیلومترمربع دارد.در شمالیترین نقطه فنلاند تابستانها خورشید برای 73 روز غروب نمیکند و همه 24 ساعت هوا روشن است. در زمستانها هم خورشید 51 روز طلوع نمیکند. تابستان فنلاند بسیار درخشنده، گرم و کوتاه و زمستانها بسیار تاریک، سرد و طولانی است. بهعلت بدی آبوهوا در شمال این کشور، بیشتر جمعیت آن در جنوب و مرکز فنلاند زندگی میکنند.پیشینیان مردم کنونی فنلاند یعنی فینها در اواخر سده اول و در اوایل سده دوم مهاجرت خود را از ساحل جنوبی خلیج فنلاند بهسوی فنلاند آغاز کردند. در سده دوازدهم میلادی فنلاندیها برای حفظ خود در برابر دشمنان بهویژه روسها، از سوئد کمک میخواستند و بدینگونه فنلاند به تصرف سوئد درآمد.سوئد در سال 1809، فنلاند را به الکساندر اول تزار روسیه واگذار کرد و در سال 1901 مردم فنلاند دارای مجلس قانونگذاری و حق رأی شدند.با روی کار آمدن بلشویکها در روسیه در سال 1917، همان مجلس، استقلال فنلاند را اعلام کرد. در سال 1920 شوروی نیز استقلال فنلاند را به رسمیت شناخت.پس از جنگ جهانی دوم، بهویژه با آغاز نیمه دوم سده بیستم میلادی، فنلاند ثبات سیاسی- اقتصادی خود را بهدست آورد و امروزه یکی از کشورهای پیشرفته جهان است.براساس دادههای در دسترس، در سال 2012، جمعیت کشور فنلاند 5434624 نفر بوده که هشتادوهشتمین کشور جهان ازنظر جمعیت بهشمار میآید. فشردگی جمعیت در این کشور پایین و 1/14 نفر در کیلومترمربع میباشد. بیشتر جمعیت این کشور در نواحی جنوبی آن بهویژه در پایتخت (هلسینکی) زندگی میکنند. 59% شهروندان آن در شهرها میزیند. نزدیک بر یک میلیون نفر در شهرهای پرجمعیت آن ازجمله شهرهای تامپره، تورکو، اسپوو، وانتا، لاتی، اولو، ییوسکیهلوو پوری زندگی میکنند.ازنظر توزیع سنی 7/23% جمعیت را افراد کمتر از 14 سال، 6/61% را افراد 59-15 سال و 7/14% بقیه را بالاتر از 60 سال تشکیل دادهاند. در طی دهههای گذشته نسبت جمعیت زیر 15 سال در حال کاهش و نسبت جمعیت بزرگسالان بازنشسته در حال افزایش است.متوسط عمر در این کشور برای مردان 74 سال و برای زنان 81 سال برآورد شده است.فینها و سوئدیها مهمترین گروههای نژادی زرد و سفید در این کشور هستند. از دیگر ملیتها که سهم اندکی از جمعیت این کشور را تشکیل میدهد میتوان از رومانیایی کلیمی، تاتار و رومیها نام برد.7/97% از جمعیت فنلاند دارای آیین لوتری و 3/1% آیین ارتدکس روسی دارند. زبان رسمی این کشور فنلاندی (5/93%) و سوئدی (5/6%) است که با خط لاتین نوشته میشوند، سومین زبان ملی فنلاند زبان سامی است. تقریباً بیش از 7000 سامی در شمالیترین قسمت فنلاند زندگی میکنند. در سال 2013 تعداد نیروی کار کشور 5/3 میلیون نفر برآورد شده است که سهم زنان نزدیک به نیمی از جمعیت کل شاغل کشور را دربر میگیرد. 21% از نیروی کار کشور فنلاند در حوزه مشاغل صنعتی و ساختمانی، 6% در حوزه کشاورزی و جنگلداری و تجارت و 73% در بخش خدمات مشغول به کار هستند.فنلاند از کشورهای توسعهیافته صنعتی و دارای اقتصاد آزاد است. همهنگام، برخی از صنایع خیلی بزرگ آن دولتی است. استفاده از نظام آمیخته اقتصادی این کشور را به یکی از دولتهای سوسیال دموکراسی شمال اروپا بدل ساخته است.اگرچه طبقات پردرآمد و کمدرآمد و بهعبارتدیگر دارا و نادار وجود دارد، اما فقر در فنلاند ریشهکن شده است. بدین معنی که فقر مطلق در این کشور وجود ندارد و نظام تأمین اجتماعی، مالیاتدهندگان را در موقع بیکاری زیر پوشش بیمه قرار میدهد و تا یافتن شغل آنان را حمایت میکند.درآمد سرانه در فنلاند بیش از 20000 دلار است. این رقم گویای سطح زندگی مادی و بالای فنلاندیهاست. بااینحال بهعلت گرانی کالا و خدمات در فنلاند خانوادههای طبقات متوسط و کارمند باید دو حقوقه باشند (یعنی زن و مرد هر دو حقوقبگیر باشند).این کشور باتوجهبه اینکه بهعنوان یکی از کشورهای عضو منطقه یور است، و بهصورت رسمی در رکود اقتصادی به سر میبرد، اما ازنظر اقتصادی، شرایط مناسبتری نسبت به دیگر کشورهای منطقه یورو دارد و ازنظر رونق اقتصادی بعد از نروژ، سوئد و آلمان در رتبه چهارم (2015م) قرار میگیرد.استاندارد و ارزش زندگی از مهمترین فاکتورهای زندگی در کشور فنلاند است. فنلاند با جمعیت اندک خود که بیشتر سالخورده هستند، کشوری پیر بهشمار میآید. میانگین امید به زندگی در این کشور 76 سال است. با وجود این، نظام بیمه درمانی نیز بهدلیل ازدیاد سن و توسعه و پیشرفت امور بهداشتی، درمانی و پزشکی در این خصوص کمک زیادی کرده است. بهطوریکه درمان با کمک بیمه تأمین اجتماعی و معافیت مالیاتی، برای شهروندان فنلاندی رایگان است.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیدر جامعه فنلاندی، خواندن همیشه مهم تلقی میشده است و مطالب خواندنی بهراحتی در دسترس همگان قرار دارد. کتابهای آموزشی مدارس نیز رایگان است. افزونبراین، مجموعهای از کتابخانههای محلی و کتابخانههای سیار، به رایگان در خدمت شهروندان مناطق گوناگون کشور بهویژه مناطق روستایی قرار دارد. در جامعه فنلاند، بیسوادی مسئله جدی بهشمار نمیآید، درعوض به سوادآموزی کارکردی توجه میشود. به سخن دیگر، از باسوادی تنها بهعنوان توانایی پایه در خواندن یاد نمیشود، بلکه بهمنزله چگونگی بهرهگیری بزرگسالان از اطلاعات نوشتاری برای انجام کار یاد میشود. در مطالعهای مقایسهای بینالمللی درباره نرخ باسوادی دانشآموزان اروپایی، دانشآموزان فنلاندی در صدر قرار گرفتند.ازجمله مهمترین اهداف آموزشی کشور فنلاند که بهویژه پس از دهه90 به اجرا درآمده است، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:1. فراهمسازی امکانات آموزشی برابر برای تمامی شهروندان بومی و غیربومی؛2. توجه ویژه به پژوهشهای آموزشی و اجرای طرح توسعة آموزش و پژوهشهای دانشگاهی؛3. توسعه دورههای آموزش چندگانه؛4. توسعه روند آموزش بزرگسالان؛5. گسترش هماهنگی میان دولت، آموزش، علوم و فرهنگ؛6. ایجاد چهارچوبهای ویژه حمایتی بهویژه از اقلیتهای قومی؛7. تثبیت حقوق آموزشی و رفاهی کودکان؛8. انعقاد قراردادهای بینالمللی در زمینة حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آموزشگران مراکز گوناگون آموزشی؛9. بستن قراردادهای بینالمللی آموزشی؛10. برطرفسازی الگوهای تبعیض نژادی در حوزه آموزش؛11. ارزیابی عملکرد مراکز آموزش استثنایی؛12. برنامهریزی برای جلوگیری از افت تحصیلی؛13. اعطای مزایای اجتماعی به دانشآموزان ردههای گوناگون سنی که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد: ارائه دورههای رایگان آموزش پایه، آموزش میانی عمومی و مقدماتی فنیوحرفهای به دانشآموزان؛14. آموزش پیشدبستانی رایگان؛با وجود این گفتنی است که در مهدهای کودک شهریههای گوناگونی بر پایه تعداد کودکان مهدهای کودک، میزان درآمد خانواده و تعداد کودکان خانواده دریافت میشود.15. ارائه کتب درسی و ابزار آموزشی رایگان به دانشآموزان دوره آموزش پایه؛16. تغذیه رایگان به دانشآموزان مراکز آموزش پایه، مدارس میانی و مراکز آموزش مقدماتی فنیوحرفهای؛17. فراهمسازی امکانات رفتوآمد، تغذیه و اقامت رایگان برای دانشآموزان مستقر در مناطق دورافتاده که به تحصیل در مراکز آموزش پایه میپردازند؛18. فراهم ساختن آموزش عالی رایگان.گفتنی است که دانشجویان دوره کارشناسی تنها موظف به پرداخت شهریه عضویت اندکی به انجمن دانشجویان هستند. در برابر، از تغذیه ارزان قیمت، خدمات بهداشتی و دیگر مزایای اجتماعی رایگان برخوردار میشوند. پرداخت شهریه برای دانشجویان بالاتر از دوره کارشناسی، اختیاری بوده و از دانشگاهی به دانشگاه دیگر متفاوت است. کمکهزینه تحصیلی منظم دانشجویان ازجمله وام تحصیلی، وام مسکن و وام دانشجویی با تضمین دولت به آنان پرداخت میشود.ساختار آموزشیساختار آموزشی فنلاند از ساختار زیر برخوردار است:آموزش پیشدبستانیآموزش پیشدبستانی با حمایت شهرداریها به کودکان ردههای سنی 6-1 سال در مراکز آموزشی با عنوان «پایواکتی» ارائه میشود. در این مراکز کودکان به گروههای سنی 1 تا 2 سال و 3 تا 6 سال تقسیم میشوند. از کودکان زیر 1 سال که مادران آنها شاغل باشند نیز تا مدت 1 سال با ضمانت کارکرد شغلی والدین در خانه نگهداری میشود. پرستاری از کودکان دارای مادران شاغل، درصورت تقاضا تا سن سهسالگی الزامی است. از کودکان در مراکز مراقبتی پایواکتی بهصورت نیمه روز یا تمام روز با تغذیه گرم، با استفاده از پرستاران کودک نگهداری میشوند. شهریه مراکز یادشده، از رایگان تا 3000 دلار در ماه باتوجهبه شغل والدین متفاوت است. خانوادههای برخوردار از فرزند دوم و... نیز درصورت ثبتنام دو یا تعداد بیشتر از کودکان خود در مراکز فوق، از تخفیف دولتی بهرهمند میشوند. آموزشگران این مراکز باید دورة آموزشی سهساله در حوزه آموزش کودکان و روانشناسی کودک را گذرانده باشند. مراکز پزشکی با نام نولا نیز از کودکان خردسال در مراکز آموزش پیشدبستانی و ارائه خدمات بهداشتی قبل و پس از زمان تولد، نگهداری میکنند. گفتنی است که بیشتر این مراکز در نزدیکی و گاهی در خود مراکز پایواکتی جای میگیرند. حضور کودکان در مراکز پایواکتی اجباری نیست، اما باتوجهبه درآمد سرانه شهروندان فنلاندی و کیفیت بالای خدماتی، شهریه پایین این مراکز و شاغل بودن آنها، بسیاری از خانوادههای فنلاندی، کودکان خود را به این مراکز میسپارند.آموزش پایهتمامی شهروندان فنلاندی موظف به گذراندن دوره آموزش پایه دهساله هستند که از هفتمین سالروز تولد آنان آغاز میشود. این الزام در سن هفدهسالگی (پایان برنامه آموزش پایه) به پایان میرسد. اگرچه بیشتر شهروندان این کشور فنلاندی هستند، اما در شهرها و مناطق سوئدیزبان، هر کس میتواند بین مدارس عمومی سوئدی یا فنلاندیزبان، یکی را برگزیند. برنامة آموزشی مدارس یادشده یکسان بوده و فقط زبان گفتوگو فرق میکند. علاوهبر دستور زبان مادری (فنلاندی یا سوئدی)، نخستین زبان خارجی در سال سوم (رده سنی 9 سال) تا پایان آموزش و زبان اجباری دوم در سال هفتم به دانشآموزان یاد داده میشود. زبان سوم آموزشی نیز بیشتر در سال هشتم یاد داده میشود. بیش از 90% دانشآموزان مدارس پایه فنلاند زبان انگلیسی را بهعنوان نخستین زبان خارجی و زبان آلمانی را، بهعنوان دومین زبان آموزشی برمیگزینند. از دیگر زبانهای خارجی که از میان دانشآموزان فنلاندی برگزیده میشود، میتوان به زبانهای فرانسه و روسی اشاره کرد. از سال 1990، در شهرهای بزرگ کشور مانند هلسینکی، تامپر مدرسههای انگلیسیزبان گشایش یافتند. این مدرسهها از برنامههای آموزشی فنلاندی پیروی میکنند و به دانشآموختگان این دورهها دیپلم بینالمللی داده میشود. در تمامی مدارس فراگیر، به دانشآموزان گواهینامة پایان دوره پایه با درجهبندی از نمرة 10 (بالاترین نمره) تا نمره 4 (پایینترین نمره) میدهند. از نمرات 10-9 درخور ستایش، 8-7 خوب، نمره 6 رضایتبخش، نمره 5 قبول و نمره 4 مردود یاد میشود.پس از پایان دورة نخست میانی دانشآموزان گواهینامه پایان این دوره را با نام Paastotodistus دریافت میکنند. نظام ارزیابی در این دوره نیز همانند دورة پایه است. پس از پایان یافتن دوره نخست میانی، دانشآموزان توانمند (تقریباً 50% یک گروه سنی) به دوره دوم میانی راه مییابند.گفتنی است که ورود به دوره دوم میانی بر پایه ارزیابی عملکرد دوره نخست میانی انجام میشود. دانشآموختگان دوره نخست میانی میتوانند در مدارس حرفهای، مدارس فنی و مدارس بازرگانی و تجاری ادامه تحصیل بدهند.سال تحصیلی از اواسط ماه آگوست آغاز شده و تا پایان ماه می بهطول میانجامد. سال تحصیلی آموزش بر 190 روز (90 روز در پاییز و100 روز در بهار) و پنج روز در هر هفته و هر روز بین 4 تا 7 ساعت است. ازجمله اصلیترین تعطیلات آموزشی مراکز آموزش پایه میتوان به تعطیلات دو هفتهای کریسمس، تعطیلات یک هفتهای عید پاک و تعطیلات یک هفتهای ماههای فوریه- مارچ بسان تعطیلات زمستانی یا «تعطیلات اسکی» اشاره کرد.آموزش میانیراحتترین راه ورود به دانشگاه با گذراندن دوره دوم میانی است. دوره دوم میانی، دانشآموزان ردههای سنی 19-16 دربر میگیرد. در پایان دوره یادشده آزمونی برای ارزیابی تواناییهای دانشآموزان برگزار میشود که مردودی کامل بهندرت در آن دیده میشود. اما ازآنجاییکه رقابت میان تعداد زیادی از متقاضیان برای ورود به دانشگاه با ظرفیت نسبتاً اندک، بسیار زیاد است، ازاینرو، دانشآموزان برای بهدست آوردن امتیازات بالا با فشار بسیاری برای ورود به دانشگاه روبهرو هستند. دانشآموزان این دوره همچنین باید، افزونبر کلاسهای اصلی دورة مشکل آموزشی با تکالیف منظم و بایسته را نیز پشت سر بگذارند.در گذشته، برنامههای آموزشی دوره دوم میانی به دو قسمت «زبان» و «ریاضیات» با برنامههای آموزشی بسیار متفاوت، تقسیم میشد. اما درحالحاضر، برنامههای آموزشی برای کلیه دانشآموزان یکسان است. چراکه تمامی دانشآموزان، دورههای زبان و ریاضیات یکسانی را میگذرانند و امکان برگزیدن ریاضیات مقدماتی و پیشرفته برای تمامی دانشآموزان وجود دارد. دانشآموزانی که تنها ریاضیات مقدماتی را برمیگزینند، ناگزیر از گذراندن زبان خارجی سوم نیز هستند. این در حالی است که دانشآموزانی که ریاضیات پیشرفته را انتخاب میکنند، موظف به گذراندن سومین و یا حتی چهارمین زبان خارجی هستند.برنامه درسی دوره دوم میانی معمولاً بهصورت واحدی با طول مدت متفاوت (میانگین 34-32 ساعت در هفته) به دانشآموزان ارائه میشود. از مهمترین درسهای آموزشی دوره دوم میانی میتوان به دستور زبان مادری، آموزش سه یا چهار زبان خارجی، ریاضیات مقدماتی و پیشرفته، شیمی، زیستشناسی، جغرافیا، روانشناسی، تاریخ، علوم اجتماعی، تغذیه و بهداشت، تربیتبدنی، موسیقی، هنر و علوم فنی اشاره کرد.ریاضیات دربرگیرنده جبر، هندسه، مثلثات، حسابان، معادلات دیفرانسیل و آمار است. تفاوت بین ریاضیات پیشرفته و مقدماتی اساساً در ترکیب و ژرفای مسائل آن است.مقرراتی که در دهه 1990 دربارة مدارس میانی بهکار گرفته میشد، در سال 1991 بازنگری شدند. ازجمله چنین مقرراتی میتوان به سرپرستی انحصاری مدارس تکمیلی میانی ازسوی نهادهای عمومی تا پیش از دهه 90 و واگذاری آن به شهرداریها، نمایندگان شهرداری و یا افراد و گروههای خصوصی مورد تأیید هیئت دولت اشاره کرد. افزونبراین، تا پیش از دهه 1990، مدارس تکمیلی میانی با محدودیتهایی در پذیرش دانشآموز روبهرو بودند، اما این اصل طی سال 1993 برچیده شد و درحالحاضر (از سال 2012)، مبنای پذیرشی دانشآموزان، بر نرخ دانشآموزان متقاضی استوار است. 481 نهاد آموزش دوره دوم میانی در کشور فنلاند فعالیت میکنند که 18 مدرسه آن شبانه است. هدف اصلی مدارس دوره دوم میانی شبانه، فراهمسازی فرصت برای آن دسته از افرادی است که ضمن فعالیت در بازار کار، تصمیم به تحصیل در این دوره را دارند. هر مدرسه دوره دوم میانی، بهطور متوسط، دارای 224 دانشآموز (30 دانشآموز در کلاس) است.آموزش عالیدر فنلاند آموزش خط پایان ندارد و دانشآموزان و دانشجویان همیشه تحصیلات خود را تا بالاترین دورههای تحصیلی ادامه میدهند. همچنین بههنگام تحصیل میتوانند رشته خود را نیز تغییر دهند، شیوه انتخاب آموزشهای پایه بهگونهای است که کمترین تداخلهای غیرضروری را با هم داشته باشند.تمامی دانشگاههای کشور فنلاند، عمومی بوده و از خودمختاری درخور توجهی در سازماندهی تدریس، پژوهش و دیگر امور داخلی برخوردار میباشند. تشکیل نهادهای رایزنی در سطح دانشگاهی برعهده خود دانشگاههاست. هیئتهای تصمیمگیرنده بنابر مقررات و مصوبات دولتی برگزیده میشوند. گفتنی است که هر دانشگاه از قوانین جداگانه خاص خود برخوردار است.نرمشپذیری و وجود امنیت آموزشی اولیه در فنلاند ضمن به ارمغان آوردن عدالت و برابری در دستیابی به آموزش، نظام آموزش عالی این کشور را به یکی از بهترین نظامهای آموزش عالی در جهان تبدیل کرده است.در فنلاند، آموزش عالی در «دانشگاهها» و «مدارس پلیتکنیک» ارائه میشود که هر بخش ویژگیهای خود را دارد. دانشگاهها بر روی پژوهشهای علمی و آموزش تأکید دارند و مدارس پلیتکنیک که از آنها بسان نهادهای علوم کاربردی نیز یاد میشود، بیشتر به مطالعات کاربردی مهارتآموزی میپردازند.در فنلاند، برای بزرگسالان در تمامی دورهها، خدمات آموزشی ارائه و فرصتهای تحصیلی فراهم میشود.نهادهای علوم کاربردی در این کشور باتوجهبه زندگی شغلی گرایش پیدا کرده و رشتههای تحصیلی و آموزشها متناسب با نیازهای شغلی ارائه میشوند.دوره نخست (کارشناسی) در دانشگاه علوم کاربردی سهونیم الی چهارونیم سال بهطول میانجامد که میتوان این دورهها را به زبانهای فنلاندی و انگلیسی پشت سر گذاشت.دانشگاههای علوم کاربردی همچنین دوره دوم (کارشناسی ارشد) را که برای بهبود مهارت و صلاحیت شغلی طراحی شدهاند و هدف آنها پاسخگویی به نیازهای زندگی حرفهای است، برگزار میکنند. مدرک کارشناسی ارشد در دانشگاههای علوم کاربردی برابر با مدرک کارشناسی ارشد در دیگر دانشگاههای این کشور است. دانشگاههای علوم کاربردی در فنلاند باتوجهبه همکاریهای پژوهشی و توسعه، با صنایع و مشاغل تماس مستقیم دارند.دوره کارشناسیپایینترین دوره دانشگاهی نیازمند گذراندن دستکم 120 واحد درسی است که سه سال بهطول میانجامد. این درجه شامل واحدهای پایه و مبانی در رشتههای اصلی و ارائه پایاننامه است.دوره کارشناسی ارشداین درجه دانشگاهی نیازمند گذراندن دستکم 40 واحد پس از گذراندن دوره کارشناسی است. در این دوره دانشجویان پس از پشت سر گذراندن کلاسهای پیشرفته این دوره، پایاننامه خود را به انجام میرسانند.دوره دکتریدانشجویان پس از گذراندن دورههای کارشناسی ارشد دانشگاهها و نهادهای مهارتآموزی میتوانند به دورههای دکتری وارد شوند. در بیشتر رشتهها، پیش از دکتری، میتوان دوره پیش دکتری را به پایان رساند که معمولاً در حدود دو سال تحصیل تماموقت پس از کارشناسی ارشد بهطول میانجامد. تحصیلات در دوره دکتری چهار سال تماموقت بهطول میانجامد و دربرگیرنده مطالعات نظری و ارائه رساله دکتری است که باید در نشستی عمومی از آن دفاع کند. در رشتههای پزشکی و دندانپزشکی سه درجه تخصصی تکمیلی وجود دارد. دورههای آن سه تا هشت سال بهطول میانجامد.پذیرش تحصیلیآن دسته از دانشجویانی که در آزمون نهایی فنلاند پذیرفته شده باشد، شایسته ورود به مراکز آموزش عالی هستند. از سال 1991، دانشآموختگان مدارس فنیوحرفهای نیز از امکان حضور در مراکز آموزش عالی برخوردار شدند. دانشگاهها خود شرایط ورودی را تعیین میکنند. معیارهای پذیرش و مهلت ثبتنام بسته به نوع مؤسسه، رشته تحصیلی و حتی شاخههای تحصیلی متفاوت است. بهطورکلی میتوان گفت که پذیرش دانشجو در کشور فنلاند مبتنیبر موفقیت در آزمون ورودی، برخورداری از گواهینامه دیپلم میانی است. حضور در آزمونهای ورودی برای متقاضیان کلیه رشتهها اجباری است.تعداد دانشجویان پذیرفتهشده هر دانشگاه ازسوی خود مؤسسات و برمبنای چهارچوبهای مصوب دولت تعیین میشود. در سال 2014، شمار ثبتنامشدگان فنلاند به 339 هزار رسیده است.مراکز آموزش عالی در فنلانددر فنلاند 20 دانشگاه (10 دانشگاه چندرشتهای، 3 دانشگاه فنّاوری، 3 دانشگاه اقتصاد و مدیریت و 4 دانشگاه عالی هنر) فعالیت دارد. تمامی دانشگاههای کشور فنلاند عمومی هستند.دانشگاه هلسینکی بهترین دانشگاهی است که با 28000 دانشجوی خود از یکچهارم دانشجویان دانشگاهی کشور فنلاند ثبتنام میکند. در سال 1990، دانشگاه هلسینکی سیصدوپنجاهمین سال تحصیلی خود را جشن گرفت. بدینترتیب امروزه این دانشگاه دیرینهای 375 ساله دارد. ازجمله دیگر دانشکدههای دانشگاه هلسینکی میتوان به مدارس اقتصاد و بازرگانی، مدرسة سوئدی اقتصاد و بازرگانی، دانشکده هنرهای صنعتی، دانشکده دامپزشکی، دانشکده تئاتر و دانشگاه Sibelius نام برد. بااینحال میتوان یادآور شد که کیفیت بالای تحصیلات عالی به منطقة هلسینکی محدود نمیشود. شهرهای تامپر و تورکو هر دو شهرهای دانشگاهی نامآوری بهشمار میآیند. پیشرفت سریع و مؤثر آموزش عالی در کشور فنلاند، در نتیجه مشارکت 3 دانشگاه در تورکو و 2 دانشگاه در تامپر، دانشگاه اولو و لاپلند در شمال، دانشگاه ژیواکیلا و دانشگاه کیواوپیو در مرکز فنلاند، دانشگاه ژونسو و دانشگاه فنّاوری لاپلنراتا در شرق و دانشگاه واسو در سواحل غربی است.آموزش دانشگاهی بیشتر به زبان فنلاندی است، اگرچه دانشگاه «آبو» مدرسة اقتصاد سوئدیزبان است.تمامی دانشجویان فنلاندی باید آزمونهای ارزیابی در هر دو زبان فنلاندی و سوئدی یا دستکم یک زبان دیگر را با موفقیت بگذرانند. در تلاش برای همساز کردن رشد تعداد دانشجویان ورودی در قالب برنامههای مبادلاتی دو طرفه، آموزش به زبان انگلیسی بهتدریج روبه افزایش است. کلیه رشتههای علمی در تمام دانشگاهها قابل دسترسی نیستند. مؤسسات جدیدتر خصوصاً مؤسسات علوم براساس اولویت مناطق احداث میشوند.پژوهشکشور فنلاند از تعداد 7 شهرک پژوهشی بهشرح زیر برخوردار است:1. شهرک پژوهشی هرمیا: این شهرک پژوهشی در زمینی به مساحت 5/3 هکتار در کنار شهر تامپر بنا شده است. درحالحاضر 80 شرکت و مؤسسه پژوهشی با 800 نفر در یک مجموعه 55 ساختمانی با مساحت 33 هزار مترمربع به فعالیتهای پژوهشی به کار مشغول است. بیش از نیمی از کارکنان این شهرک دانشآموختههای دانشگاهها هستند. دانشگاه فنّاوری شهر تامپر مهمترین تأمینکننده نیروی انسانی مورد نیاز این شهرک است. زمینههای پژوهشی این شهرک عبارت است از: طراحی و برنامهنویسی رایانهای، فنّاوری اطلاعات و الکترونیک، مکاترونیک، اتوماسیون، مخابرات، فنّاوری پلیمر و صنایع دارویی است.2. شهرک پژوهشی کارلتک: این شهرک پژوهشی در شهر آپینتانتا قرار دارد. شروع فعالیت این شهرک در سال 1986 بود و امروز 35 شرکت هر کدام با 220 نفر در مجموعهای به مساحت 10000 مترمربع به فعالیتهایپژوهشی اشتغال دارند. مهمترین زمینههای پژوهشی این شهرک، رباتیک، مخابرات و فنّاوری زیستی است. این شهرک ارتباط نزدیکی با مراکز پژوهشی روسیه دارد.3. شهرک پژوهشی تکنیا: این شهرک که در شهر کووپیو قرار دارد در سال 1987 فعالیت خود را آغاز کرد. درحالحاضر 40 شرکت که در زمینه فنّاوری اطلاعات فعالیت دارند در این شهرک حضور دارند. درحالحاضر بیش از 100 شرکت بین 500 تا 700 نفر در مجموعهای حدود 250000 مترمربع در ساختمانهای این شهرک فعالیت دارند.4. شهرک پژوهشی تورکو: این شهرک در شهری به این نام قرار دارد. در این شهر دو دانشگاه و یک مؤسسه فنّاوری و چندین مؤسسه آموزشی دیگر وجود دارد. در این مراکز آموزش عالی 2000 پژوهشگر و آموزشگر و 17000 دانشجو بهکار اشتغال دارند. در شهرک پژوهشی تورکو 1100 نفر کارمند و 1300 نفر دانشجو در قالب 107 شرکت و در مجموعهای با 108000 مترمربع فعالیت دارند. زمینه فعالیتهای پژوهشی این شرکتها عبارتاند از: فنّاوریهای اطلاعات، میکروالکترونیک، فنّاوری زیستی و مواد.5. شهرک پژوهشی ژیواسکلا: این شهرک در سال 1987 در شهری به همین نام پی نهاده شده است. هدف از ایجاد آن فراهم ساختن پشتیبانی و ارائه مشورتهای لازم برای شرکتهای جدید است که در زمینه فنّاوریهای اطلاعات، طراحی به کمک رایانه، کنترل تولید، اتوماسیون و نظایرآن مشغولاند. همچنین بعضی از دانشکدههای دانشگاه شهر مانند دانشکده رایانه، ریاضیات کاربردی، فیزیک، شیمی و اقتصاد در این شهرک هستند. درحالحاضر حدود 2000 نفر در این شهرک به کار اشتغال دارند که از این تعداد 900 نفر آنها از تحصیلات دانشگاهی برخوردارند.6. شهرک پژوهشی اوتانیهی: این شهرک در محدوده هلسینکی و نزدیک دانشگاه این شهر قرار دارد.گروه اینوپلی مسئولیت اداره شهرک و تعیین راهبردهای آن را بهعهده دارد. هدف اصلی این شهرک سرعت بخشیدن به فرایند تجاریسازی نتایج پژوهشها، کمک به رشد و توسعه شرکتهایی که در زمینه فنّاوریهای نو فعالیت دارند و برقراری ارتباط بین دانشگاهها و نهادهای پژوهشی و تجاری شهر است. برای کمک به شرکتهایی که تازهکار هستند، عملیاتی با نام «انکوباتور» اجرا میشود. این شرکتها نخست در محلی به همین نام پذیرفته میشوند. زیربنای این محل 3200 مترمربع است و گنجایش پذیرش 50 تا 60 شرکت جدید را دارد. تسهیلات این محل با اجاره پایین در اختیار این شرکتها قرار میگیرد. شرکتهایی که در این شهرک هستند معمولاً شرکتهای کوچکی با حداکثر 10 نفر پژوهشگر هستند.7. شهرک پژوهشی اولو: شهرک پژوهشی اولو نخستین شهرک پژوهشی فنلاند است که در سال 1982 پی نهاده شده است. این شهرک پژوهشی که به دره سیلیکن فنلاند آوازه یافته است، دربرگیرنده دو بخش پژوهشهای صنعتی و پژوهشهای پزشکی است. بخش پژوهشهای صنعتی که دربرگیرنده دانشگاه اولو و بعضی از آزمایشگاههای مرکز پژوهشی فنلاند است، دارای 140000 مترمربع زیربنا است و 100 شرکت، 10000 نفر در آن به فعالیتهای پژوهشی اشتغال دارند. بخش پزشکی دارای 160000 مترمربع زیربنا است و 20 شرکت در آن فعالیت دارند. زمینههای پژوهشهای این شرکتها عبارت است از: الکترونیک، مخابرات، فنّاوری اطلاعات، فنّاوری زیستی.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیمدیریت نظام آموزشی تا دهه 1980 زیر کنترل و هدایت دقیق دولت قرار داشت. از آن پس، با اعمال سیاست تمرکززدایی در حوزه مدیریت آموزشی، قوانین آموزشی اصلاح شد و قدرت تصمیمگیری شهرداریها و مؤسسات آموزشی افزایش یافت. اصلاح قوانین آموزشی در اواخر نیمة دهه 1990، به انتقال مسئولیت بیشتر به سطوح بومی همسو با نیازهای دانشآموزان و دانشجویان مناطق مختلف کشور انجامید.در این دوران، روند هدایتی و نظارتی مدیریت آموزشی شهرداریها ازطریق یارانة دولتی کاهش یافت. مسئولیت تعیین محتوای آموزشی و انتخاب مواد درسی نیز به نهادهای بومی آموزشی واگذار شد. در فرایند تمرکززدایی، بهویژه با از میان برداشتن بازرسی جداگانه، ارزیابی و سنجش نقش مهمی در هدایت آموزشی ایفا میکند. مطابق این قانون، مسئولیت ارزیابی آموزشی به متصدیان آموزشی و مسئولان محلی واگذار شده است.سطوح مدیریتیبالاترین رده سیاستگذاری در آموزش فنلاند وزارت آموزش این کشور است. دومین رده مدیریت شوراهای منطقهای قرار دارند که حوزة اختیارات آنها در سطح استانها است و سطح سوم مدیریت هیئتهای مدرسهای است که هر شهر حداقل دارای یک هیئت مدرسه است. بالاخره در آخرین سطح هیئتمدیره مدارس قرار دارد که از آموزشگران، کارکنان آموزش، والدین و دانشآموزان تشکیل شده است. هیئتمدیرههای مدارس با هماهنگی هیئت مدرسه که در سطح هر شهر فعالیت دارد، اداره امور مدارس را بردوش دارند.نهادهای مرکزی: چهارچوب قانونی و اصول کلی سیاستهای آموزشی ازسوی مجلس تصویب میشود. دولت، وزارت آموزش و شورای ملی آموزش مسئول اجرای این سیاستها در سطح سرپرستی مرکزی هستند.وزارت آموزش، لوایح آموزشی را آماده میکند و تصمیمات بایسته را برای تقدیم به هیئت دولت تدوین میکند. حوزه کاری وزارت آموزش، پژوهشی و آموزش در مدارس فراگیر، میانی تکمیلی، مدارس فنیوحرفهای و مدارس عالی و دانشگاههاست. این وزارت همچنین عهدهدار مسئولیت برگزاری برنامههای فرهنگی، دینی و ورزشی برای جوانان فنلاندی است. وزارت آموزش دو وزیر، وزیر آموزش که مسئول آموزش و علوم و وزیر فرهنگ که مسئول فرهنگ، کلیسا و جوانان و امور ورزشی است، دارد. افزونبراین، وزارت آموزش دارای یک بخش سیاستگذاری علمی و آموزشی، یک بخش فرهنگی و عملیات ستادی و سرپرستی است. ازجمله دیگر نهادهای اصلی حوزه آموزش کشور فنلاند که خارج از حوزه وزارت آموزش قرار میگیرند میتوان به موارد زیر اشاره نمود:1. شورای ملی آموزش؛2. وزارت آموزش؛3. شورای مشاوره تحصیلی؛4. وزارت بهداشت و اموراجتماعی که عهدهدار تشکیل و رسیدگی بر عملکرد مراکز آموزش پیشدبستانی و مراقبتی کودکان است؛5. وزارت دفاع که به برگزاری دورههای آموزش علوم و فنون نظامی و آموزش پلیس میپردازد؛6. وزارت کشور عهدهدار مسئولیت تشکیل کلاسهای آموزشی در زمینه آتشنشانی، و سوانح و حوادث طبیعی است؛7. نهادهای محلی آموزش.بنابر قوانین تازه، مناطق که از چند شهر تشکیل میشوند، عهدهدار مسئولیت سرپرستی سطوح مختلف محلی و منطقهای آموزش هستند، ازاینرو، دخالت استانی در این زمینه کاهش مییابد. در بخش آموزش فنلاند، هیچ واحد سرپرستی مرکزی دیگری وجود ندارد. مسئولیت هدایت ملی نظام آموزشی برای گشایش مدارس و مؤسسات آموزش عالی و مقیاسبندی آموزشی (سهمیهبندی امکانات آموزشی برای بخشها و مناطق مختلف) نیز در اختیار دولت و وزرات آموزش است.1. شورای ملی آموزش: شورای ملی آموزش نیز نهاد کارشناسی است که مسئول توسعه اهداف، محتوا و روشهای آموزشی در مدارس فراگیر، میانی تکمیلی، آموزش فنیوحرفهای و آموزش بزرگسالان است. این اداره راهبردهای ملی برای طراحی برنامههای درسی را ترسیم و تصویب میکند و همچنین عهدهدار مسئولیت ارزیابی عملکرد مراکز آموزشی فنلاند است.شورای یادشده، همچنین، وزارت آموزش را در تدوین لوایح سیاست آموزشی یاری میکند.شورای ملی آموزش با هیئتمدیرهای اداره میشود که اعضای آن را کارشناسان آموزشی، نمایندگانی از شرکای اجتماعی، مقامات شهری و آموزشگران تشکیل میدهند. شورای ملی آموزش نیز خود از یک بخش آموزش همگانی، یک بخش آموزش فنیوحرفهای، یک بخش آموزش بزرگسالان، یک بخش آموزش سوئدیزبانان، یک گروه برنامهریزی و عملیات خدماتی و سرپرستی برخوردار است.2. مدیریت منطقهای و محلی: کشور فنلاند به 12 استان و سرپرستی منطقهای تقسیم میشود. هر استان از یک استانداری به ریاست استاندار و یک نهاد سرپرستی دولتی برای مدیریت مدارس کشور برخوردار است.طی چند سال اخیر، وظایف استانداریها کاهش یافته است، چرا که مسئولیت پذیرش دانشجویان استانی به نهادهای محلی آموزشی استانها واگذار شده است، تعیین ظرفیت دانشجویان فنیوحرفهای مراکز آموزشی استانی به مدارس عالی استانی واگذار شده است، برخی از یارانههای دولتی فوقالعاده به استانها اختصاص یافته و دخالت استانی در سرپرستی آموزشی رو به افزایش نهاده است، چرا که هدف، ایجاد نظام سرپرستی دو لایهای متشکل از سرپرستی مرکزی دولت و مقامات محلی است. ازسویدیگر مطابق قوانین مصوب سال 1994، توسعه منطقهای از روند قانونگذاری سراسری در مجلس به سطح شهرها منتقل شده است. تقسیم مسئولیت میان استانها و شوراهای منطقهای فعلاً در حال گذار بوده و موضوع اصلی درگیریهای احزاب سیاسی کشور است. در کشور فنلاند عمده مسئولیت سرپرستی محلی ازسوی شهرداریهای اعمال میشود که خودمختارند و از حق دریافت مالیات نیز برخوردارند. در فنلاند حدود 440 شهرداری وجود دارد. قدرت تصمیمگیری در شهرداری برعهده شورای برگزیده شهر است. این شورا که هیئت اجرایی شهری است چندین هیئت رایزنی دارد. هر شهرداری دستکم از یک هیئتمدیره آموزشی برخوردار است که ازسوی شورای شهر گماشته میشود. بیشتر مدارس میانی و فراگیر نیز ازسوی شهرداریها اداره میشوند. افزونبراین، دامنه مسئولیت هر شهرداری تا اداره مراکز بزرگسالان، مدارس شبانه و مؤسسات فنیوحرفهای گسترش مییابد. اداره مدارس عمومی و خصوصی در حوزه اختیارات مقامات شهری نیست و مستقیماً زیرنظر سرپرستی مرکزی اداره میشوند. در فنلاند، شهرداریها موظف به فراهمسازی آموزش پایه برای تمامی کودکان ساکن در محدوده خود هستند. افزونبراین، مدارس میانی تکمیلی، مدارس فنیوحرفهای و مدارس عالی میتوانند ازسوی شهرداریها، مقامات بین شهری یا سازمانها و بنیادهای خصوصی مورد تأیید دولت اداره شوند. در فنلاند تنها 24 مدرسه فراگیر خصوصی وجود دارد که بیشتر آنها ازسوی سازمانهای بینالمللی آموزشی اداره میشوند. از میان این مدارس، تنها 1 مدرسه ازسوی نهاد مذهبی اداره میشود. نزدیک به 54% کل مؤسسات فنیوحرفهای نیز بهوسیله شهرداریها اداره میشوند، که 34% آن عمومی و 12% خصوصی هستند. هر مدرسهای از هیئتمدیرهای از آموزشگران، کارکنان آموزشی و غیرآموزشی، دانشآموزان و والدین برخوردار است. ازجمله مهمترین وظایف هیئتمدیرههای فوق میتوان به توسعه کارایی مدارس و ارتقای همکاریهای درون و میان مدرسهای، و میان والدین و جوامع محلی اشاره کرد. در هر مدرسه، یک اتحادیه دانشآموزی نیز وجود دارد که افزونبر دیگر اقدامات، نمایندگان دانشآموزی در هیئتمدیره برمیگزیند. مقامات شهری نیز چگونگی توزیع مسئولیتها میان سرپرستی شهری و هیئتمدیره مدارس را تعیین میکنند. شهرداریها میتوانند در سرپرستی مدارس نیز همکاری داشته و دو یا چند مدرسه نیز از هیئتمدیره مشترکی برخوردار باشند. مدارس فنیوحرفهای و مؤسسات عالی فنیوحرفهای نیز معمولاً از هیئتمدیرههای همانندی برخوردار هستند، با این تفاوت که والدین در ساختار آن حضور ندارند که مستقلتر و قدرتمندتر هستند. مؤسسات فنیوحرفهای افزونبر برخورداری از هیئتمدیره، از یک یا چند هیئت مشورتی نیز برخوردارند که در راستای بهبود آموزش و برقراری همکاری میان مدارس و زندگی شغلی فعالیت میکنند. هیئتهای یادشده از نمایندگان مدارس، آموزشگران، شرکای اجتماعی و دیگر کارشناسان تشکیل میشود.3. هیئتهای رایزنی: وزارت آموزش از هماندیشی سه گروه مشورتی بهشرح زیر بهره میبرد:1- شورای آموزش عالی که عهدهدار مسئولیت تدوین و بررسی مفاد اصول ناظر بر برنامهریزی و توسعه آموزش عالی است.2- مجمع رایزنی آموزش بزرگسالان که مسائل مربوط به توسعه آموزش پایه را بررسی میکند.3- مجمع مشورتی برنامهریزی آموزشی که به توسعه کمی آموزشهای تکمیلی پرداخته و نیازهای آموزشی را پیشبینی میکند.4. نهادهای تدوینکننده برنامههای آموزشی: برنامههای درسی مدارس پایه، میانی و مؤسسات فنیوحرفهای بهصورت محلی تنظیم میشوند. هر مدرسه باید دارای یک برنامه درسی مصوب مسئولین مدرسه و یا مصوب سازمان معرفیشده ازسوی آنان باشد که معمولاً شهرداریها یا هیئتمدیره مدارس هستند. برنامههای درسی بر پایه راهبردهای ملی طراحی برنامه درسی تدوین میشوند که ازسوی شورای ملی آموزش طراحی میشوند. طراحی برنامههای درسی دانشگاهها و پلیتکنیکها تنها بر پایه قوانین معینی تدوین میشوند.در فنلاند مواد آموزشی از پیش بررسی یا تعریف نمیشوند، بلکه انتخاب آن معمولاً برعهده خود آموزشگران است. آموزشگران و مؤسسات مسئول ارزیابی عملکرد دانشآموزان و صدور کارنامه تحصیلی برای آنان هستند. آزمون نهایی دوره دوم میانی، ازسوی کمیته آزمون سراسری برگزار و ارزیابی میشود.در دانشگاهها نیز نهادهای مرکزی مدیریت نظام دانشگاهی را برعهده دارند که عبارتاند از:1. دایره سرپرستی و هماهنگی دانشگاهی؛2. سازمان سیاستگذاری علوم و آموزش، وزارت آموزش؛هیئترئیسه نهاد آموزشی عهدهدار مسئولیت نظارت، برنامهریزی و گسترش کلی آموزش و پژوهشهای دانشگاهی است.3. شورای ارزیابی آموزش عالی فنلاند؛هیئترئیسه شورای یادشده متشکل از مجموعهای از کارشناسان مستقل و یا اساتید دانشگاههای پلیتکنیک است که با همکاری وزارت آموزش فنلاند به ارزیابی عملکرد مراکز آموزش عالی کشور میپردازد.4. شورای رؤسای دانشگاههای فنلاند؛هیئترئیسه این شورا عهدهدار مسئولیت برقراری همکاری میان مؤسسات آموزش عالی، ارائه پیشنهادها و بیانیههای دانشگاهی است؛5. مجمع رؤسای پلیتکنیک فنلاند؛6. مرکز آموزش عالی بینالملل.ساختار کادر دانشگاهیساختار کادر دانشکدههای دانشگاههای فنلاند بهگونه چشمگیری با دانشگاههای امریکا تفاوت دارد. در رأس هر کدام از دانشکدههای دائمی یک یا چند استاد قرار دارند که در دانشکده و دانشگاه نفوذ زیادی دارند. در ردههای پایینتر شمار زیادی استادیار فعالیت دارند که باتوجهبه رشته تخصصی خود اثرگذار هستند. اساتید دانشگاهی رسماً ازسوی رئیسجمهور فنلاند، پس از تأیید در سطح دانشگاه و استادیاران پس از تأیید ازسوی رؤسای دانشگاه بهکار گماشته میشوند.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیدر مراکز آموزش عالی فنلاند، هیچگونه شهریهای از دانشجویان دریافت نمیشود و دانشجویان تنها باید حق بیمة سلامتی و اتحادیة دانشجویی را بپردازند. دانشجویان نهتنها شهریه نمیپردازند، بلکه از یارانههای عمومی ازجمله وام تحصیلی و کمکهزینههای خرید ابزار آموزشی نیز برخوردارند.آکادمی علوم فنلاند، تأمینکننده اصلی منابع مالی پژوهش است. پژوهشگران پس از کسب موافقت رئیس بخش تقاضای خود را مستقیماً به این آکادمی میفرستند و در مواردی که پژوهش هزینه بالایی داشته باشد باید به تصویب شورای دانشگاه برسد. فشار دولت برای انجام پژوهش درباره مسائل اجتماعی موجب کاهش تخصیص اعتبار مالی برای پژوهشهای پایهای شده است. ازاینرو دانشگاهها برای گرفتن بودجه پژوهشی به دیگر وزارتخانهها (بهجز وزارت آموزش) و یا بخشهای خصوصی مراجعه میکنند.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیبر پایه دادههای سال 2014، بیش از 85% از جمعیت بالای 23-19 سال در کشور فنلاند در آموزش عالی مشغول به تحصیل بودند. که 38% را مردان و 62% را زنان تشکیل میدهند.بدینترتیب، در سال تحصیلی 2015-2014 بیش از 339325 نفر در 20 مؤسسه آموزش عالی فنلاند مشغول به تحصیل بودهاند. بیش از 5% از کل دانشجویان این کشور را دانشجویان بینالمللی تشکیل میدهند که در بین کشورهای عضو توسعه و همکاری اقتصادی، فنلاند رتبه 15 را به خود اختصاص داده است.نسبت دانشجو به استاد در این کشور 14نفر است. نگاهی به دانشآموختگان این کشور نیز روشن میکند که 40% از شهروندان فنلاندی دانشآموختگان دانشگاهی هستند. 58% از کل دانشآموختگان فنلاند را زنان به خود اختصاص دادهاند.سازمان همکاری اقتصادی برای توسعه در گزارش فراگیر خود با عنوان آموزش در یک نگاه در 2014م به بررسی نشانگرهای آموزش در کشورهای عضو و برخی از کشورها تا پایان سال 2014 پرداخته است.از مجموع دهها نشانگر آموزشی، سازمان همکاری اقتصادی برای توسعه در گزارش خود 6 نشانگر مهم را تعیین و براساس آن کشورها را رتبهبندی کرده است که جایگاه فنلاند در بین 34 کشور عضو به شرح جدول 1 است. جدول 1. نشانگرهای آموزش عالی فنلاند در مقایسه با کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی برای توسعهنشانگرنسبترتبهتعداد و نسبت دانشآموختگان دانشگاهی به کل جمعیت40%10نسبت دانشجو به هیئتعلمی14 نفر7میانگین سالانه تحصیل در دانشگاه4/2 سال7هزینه سالانه تحصیل برای هر دانشجو002/18دلار6نسبت دانشجویان بینالمللی و خارجی به کل دانشجویان5%15نرخ بیکاری در دانشآموختگان دانشگاه بین سنین 25 تا 64 سال9/3%20جدول 2. نرخ خالص دانشآموختگان برمبنای منطقه محل اقامت برمبنای درصد در سال 2012مناطق شهریمناطق روستاییدوره دوم میانی9849دوره آموزش عالی9364جدول 3. نرخ دانشآموختگان زن برمبنای مدرک تحصیلی و درصد در سالهای 2014-200520052007200820102014مدرک کارشناسی8284827473مدرک دکتری5455565657مدرک کارشناسی ارشد5432373940سایر موارد5563575262جمع5455555658کتابشناسی
Official Statistics of Finland. (2014). Students and Qualifications of Educational Institutions. Retrieved from: http://www.stat.fi/til/opiskt/2012/opiskt_2012_2014-01-29_tau_003_en
http://datatopics.worldbakn.org/education/
https://ec.europa.eu
www.finland.org.my/en
سیما بوذری
نظام آموزش عالی فیلیپین
Philippine Higher Education System
پایتخت: مانیلنوع حکومت: جمهوری چندحزبیزبان رسمی: فیلیپینو (براساس زبان تاگالوگ) و انگلیسیمساحت: 300000 کیلومترمربعجمعیت: 107668231 (2014م)تعداد دانشجویان: 3563396 (2014م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 130118 (2013م)تولید ناخالص ملی: 3/299 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 4/3% (2013م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 3/20% (2013م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیمجمعالجزایر فیلیپین در جنوب شرقی آسیا و غرب اقیانوس کبیر (آرام)، در پهنهای به درازای بیشتر از 1600 کیلومترمربع در میان دریاهای «فیلیپین»، «سلب» (سلبس)، «سولو» و «دریای چین جنوبی» واقع شده است. جزایر فیلیپین دارای منشأ آتشفشانی هستند و مجموعهای را به نام «حلقة آتش اقیانوس آرام» تشکیل میدهند و اقلیم فیلیپین گرم و مرطوب و پرباران است. جزایر آن عمدتاً کوهستانی هستند و در جلگههای پهناور ساحلی آنها نیشکر، کنف، نارگیل، تنباکو، ذرت و برنج کاشته میشود. این کشور، عمدهترین تولیدکنندة کانیهای آهنی در جنوب شرقی آسیا بهشمار میآید. علاوهبر کانیهای آهنی، کرم، مس، کبالت، نقره و طلا نیز از دیگر ذخایر زیرزمینی آن هستند (جعفری، 1382).این کشور که از 7107 جزیره تشکیل شده است، با مساحت 300000 کیلومترمربع (آبی و خشکی)، ازنظر مساحت هفتادوسومین کشور در جهان بهشمار میآید. حدود 94% از جمعیت این کشور، در یازده جزیرة «لوزون» (104688 کیلومترمربع)، «میندانائو» (94630 کیلومترمربع)، «سامار» (13080 کیلومترمربع)، «نگروس» (12710 کیلومترمربع)، «پالاوان»، «پانای»، «میندورو»، «لیته»، «سبو»، «بوهول» و «ماسباته» زندگی میکنند. نرخ رشد جمعیت آن در 2014م، 81/1% بوده است. جمعیت فیلیپین، آمیزهای از گروههای نژادی «تاگالوگ» 1/28%، «سوآنو» 1/13%، «لوکانو» 9%، «بیسایا» و «بینیسایا» 6/7%، «هیلیگاینون لونگو» 5/7%، «بیکول» 6%، «وارای» 4/3% و سایر 3/25% است (سرشماری 2000م). 9/82% مردم فیلیپین کاتولیک، 5% مسلمان، 8/2% اوانجلیکا، 3/2% لگلسیانی کریستو، 5/4% پروتستان و 8/1% پیرو سایر مذاهب هستند (سرشماری 2000م). براساس سرشماری 2013م، نیروی کار در این کشور بیشتر از 33/41 میلیون نفر بوده است که در این میان، 32% در بخش کشاورزی، 15% در بخش صنعت و 53% در بخش خدمات مشغول به کار بودهاند. براساس سرشماری 2011م، میزان بیکاری بین جوانان پانزده تا بیستوچهارساله فیلیپینی 3/16% بوده است. در این کشور میزان رشد تولید صنعتی 9% و میزان باسوادی 4/95% ( 95% مردان و 8/95% زنان) اعلام شده است.نظام آموزش فیلیپین بهشدت تحت تأثیر تاریخ استعماری این کشور، از دوران استعمار اسپانیاییها تا استعمار امریکاییها و ژاپنیها قرار داشته است. در اوایل 1898م، فیلیپین بعد از جنگ امریکا با اسپانیا به امریکا واگذار شد. زمانیکه فیلیپین مستعمرة امریکا بود، زبان انگلیسی بهعنوان زبان آموزش در این کشور تدریس میشد. در این کشور، ابتدا تعدادی کالج و دانشگاه برای تربیت آموزشگر بنیان نهاده شد و در 1908م امتیاز احداث دانشگاه فیلیپین بهعنوان نخستین دانشگاه عمومی این کشور صادر شد. پس از آن، چندین دانشگاه غیرعمومی نیز احداث شد. در 1946م، بعد از تصرف ژاپن در جنگ جهانی دوم فیلیپین به استقلال رسید. در 1986م، با انقلاب مردمی، حکومت بیستویکسالة «فردیناند مارکوس» به پایان رسید و در 1992م، آخرین گروه از نظامیان امریکایی، این کشور را ترک کردند (Central Intelligence Agency, 2014).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیکشور فیلیپین در بخش آموزش، 2105 طرح ملی (تصویبشده در 2006م) را در دست اجرا دارد که هدف اصلی همة این طرحها، ایجاد آموزش همگانی و فراهم نمودن امکان دستیابی یکسان همة افراد جامعه به خدمات آموزشی در تمام زمینههاست.براساس مادة 14 قانون اساسی فیلیپین در 1987م، هدف آموزشوپرورش در مدارس این کشور، آموزش حس میهنپرستی و ملیگرایی، پرورش دوستی و انسانیت، احترام به حقوق بشر، قدردانی از قهرمانان ملی و تاریخی تأثیرگذار در پیشرفت کشور، یادگیری وظایف شهروندی، تحکیم اصول اخلاقی و معنوی، توسعة اخلاق شخصیتی، پرورش ذهن و اندیشه، توسعة علوم و فنّاوری و ارتقای بهرهوریهای حرفهای است. بدینترتیب اصول و اهداف کلی نظام آموزش در فیلیپین بهطور خلاصه عبارتاند از:·ایجاد آموزش همگانی در سطح گسترده و کمک به همة افراد جامعه برای کسب تواناییهای لازم بهعنوان یک انسان و رشد و پیشرفت فردی و گروهی؛·یاری رساندن به افراد در انجام وظایف اصلی در جامعه و کسب آموزشهای اساسی برای رشد و بالندگی آنها بهعنوان شهروندی ماهر؛·تربیت نیروی انسانی ماهر مورد نیاز برای توسعة ملی؛·تربیت متخصصان چیرهدست که بتوانند رهبری جامعه را برعهده بگیرند؛·ارتقای سطح پژوهش در کشور و بهکارگیری دانش جدید برای رشد کیفی زندگی انسانی؛·پاسخ مؤثر به نیازها و شرایط در حال تغییر، ازطریق نظام برنامهریزی و ارزشیابی آموزشی (International Bureau of Education, 2011).ساختار نظام آموزشیدر فیلیپین آموزش به دو شیوة رسمی و غیررسمی ارائه میشود. نظام رسمی آموزش در این کشور ازنظر مدت زمانِ تحصیل، کوتاهترین نظام آموزشی در دنیا است. در این کشور میزان انتقال از دبیرستان به آموزش عالی بالاست؛ تقریباً تمام دانشآموزانی که دورة دبیرستان را به پایان میرسانند، در سطح آموزش عالی ادامه تحصیل میدهند. ساختار نظام آموزش در فیلیپین شامل آموزش پیشدبستانی (کودکان 6-3 سال)، آموزش ابتدایی (کودکان 11-6 سال)، آموزش میانی (دبیرستان مقدماتی و دبیرستان پیشرفته) و آموزش عالی است.آموزش پیشدبستانی: شامل کودکستان و مهدکودک است و کودکان 6-3 سال را تحت پوشش قرار میدهد. این سطح از آموزش، اجباری نیست.آموزش ابتدایی: کودکان 11-6 سال را دربر میگیرد و اجباری است. آموزش ابتدایی، جز در تعداد اندکی از مدارس که بیشتر خصوصیاند و مدت زمان تحصیل در آنها هفت سال است، شش سال تحصیلی طول میکشد. این دوره آموزشی در دو سطح سازماندهی شده است: سطح مقدماتی که پایههای 4-1 را پوشش میدهد و سطح میانی که پایههای 6-5 (یا 7) را دربر میگیرد. دانشآموزان، بعد از پایان دورة ششسالة ابتدایی، گواهینامة دانشآموختگی دریافت میکنند.آموزش میانی: ادامة آموزشهای پایة ارائهشده در سطح اول است. این سطح به آموزش عمومی و آموزش مهارتهای شغلی پایه (آموزش فنیوحرفهای) اختصاص دارد. دورة آموزش میانی، به دو بخش دبیرستان مقدماتی (پایة تحصیلی 10-7 به مدت چهار سال) و دبیرستان پیشرفته (پایة تحصیلی 11 و 12 بهمدت دو سال) تقسیم شده است و به دانشآموزان پس از پایان این دورة تحصیلی، مدرک دیپلم داده میشود (International Bureau of Education, 2011).آموزش عالی: مؤسسات آموزش عالی عمومی فیلیپین از 111 دانشگاه و کالج عمومی با 271 دانشکدة وابسته، 50 دانشگاه بومی و 9 مدرسة عالی عمومی دیگر که معمولاً مدارس فنیوحرفهای هستند، تشکیل شده است. همچنین در نظام آموزش عالی این کشور 5 مؤسسه آموزش عالی ویژه وجود دارد که بیشتر به آموزش علوم نظامی و دفاعی میپردازند. افراد، برای ادامة تحصیل در دورههای آموزش عالی، افزونبر داشتن مدرک دیپلم دبیرستان، باید در آزمون ملی ورود به دانشگاه پذیرفته شده، ازلحاظ اخلاقی نیز مورد تأیید قرار گیرند. در برخی از دانشگاهها و کالجها صرفاً نتایج آزمون ورودی خود دانشگاهها ملاک ورود دانشجویان قرار میگیرد.اولین دورة آموزشی در دانشگاهها، دورة کارشناسی است که حداقل چهار سال بهطول میانجامد و طی دو سال نخست این دوره، دانشجویان 63 واحد از دروس عمومی و در دو سال پایانی نیز دروس مرتبط با رشتة خود را میگذرانند. برخی از دانشگاهها نیز دورههای تحصیلی پنجساله را در رشتههایی نظیر داروسازی و کشاورزی برگزار میکنند که مستلزم گذراندن 200 واحد درسی است. رشتههای مهندسی، مهندسی ساختمان و موسیقی با گذراندن 266 واحد، دورة تحصیلی پنجساله را طی میکنند. برخی از مؤسسات آموزش عالی دورههای دوساله برگزار کرده، در پایان به دانشآموختگان، مدرک معادل کاردانی اعطا میکنند. رشتة مامایی از پرطرفدارترین رشتههایی است که دورة آن دو سال زمان میبرد. دورههای کارشناسی در رشتههایی نظیر دندانپزشکی و دامپزشکی، معمولاً شش سال بهطول میانجامد که شامل دو سال تحصیل مقدماتی مرتبط و چهار سال تحصیل اختصاصی است.دورة دوم، یعنی دوره کارشناسی ارشد، دو سال تحصیل تماموقت و ارائة پایاننامه را شامل میشود. لازمة ورود به این دوره، داشتن مدرک کارشناسی مرتبط است. در رشتة پزشکی، دانشجویان باید دو سال آموزشهای مقدماتی علوم پزشکی را بیاموزند و پس از آن نیز دو سال دورههای بالینی را پشت سر بگذارند. برای داشتن دکتری تخصصی، گذراندن دورة هفتساله الزامی است. کارشناسان حقوق نیز باید دورة تحصیلی چهارساله را بگذرانند و برای دریافت مدرک دکتری حقوق موظفاند دو تا چهار کلاس کارآموزی را گذرانده و رسالة دکتری ارائه دهند. دورة سوم، دوره دکتری است. دانشجویان در این دوره پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد باید دو تا سه سال تحصیل تماموقت را پشت سر بگذارند. علاوهبر اینها، دورههای کارشناسی ارشد حقوق و دورة سهسالة دکتری حقوق مدنی که فقط دانشگاه «سانتو توماس» مدرک آن را اعطا میکند، و دکتری علوم قضاییکه مدرک آن فقط در کالج «سان بدا»، مدرسة عالی حقوق ارائه میشود نیز ازجمله مدارک دانشگاهی هستند که در رشتة حقوق اعطا میشوند.در مرحلة بعد، مدارس فنیوحرفهای قرار دارند که رشتههای متنوعی ازجمله کشاورزی، شیلات، مشاغل فنی، هتلداری و رستورانداری، صنایعدستی، مطالعات تجاری، طراحی، طراحی داخلی و منشیگری را ارائه میکنند. برای ورود به این دورههای آموزشی، ارائه مدرک دیپلم دورة میانی الزامی است.89% از مؤسسات آموزش عالی این کشور، خصوصی هستند و 2/75% از کل ثبتنامها در مؤسسات آموزش عالی خصوصی صورت میگیرد. مؤسسات آموزش عالی خصوصیِ وابسته به کلیسا و مستقل از آن، برای آموزش از دانشجویان شهریه دریافت میکنند. مؤسسات آموزش عالی وابسته به کلیسا، مؤسساتی غیرانتفاعی هستند که براساس قوانین مذهبی اداره میشوند؛ درحالیکه مؤسسات آموزش عالی مستقل از کلیسا را شرکتهای خصوصیای اداره میکنند که به هیچ سازمان مذهبی وابسته نیستند. بیشتر این مؤسسات، از قوانین و مقررات کمیسیون آموزش عالی پیروی میکنند. اما در صورت دریافت سطح سوم اعتبارسنجی، تا حدودی به استقلال داخلی دست مییابند. مؤسسات خصوصی و عمومی، هر دو، زیر نظر کمیسیون آموزش عالی فعالیت میکنند (WENR, 2012).دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالی تعداد دانشجویان آموزش عالی در تمام رشتههای تحصیلی از 2937847 نفر در 2011م، به 3033967 نفر معادل 27/3% در 2012م افزایش داشته است. افزایش ثبتنام در رشتههای اصلی مانند کشاورزی، جنگلداری، شیلات، دامپزشکی، پزشکی، معماری، مهندسی و تکنولوژی، ریاضیات، فنّاوری اطلاعات، علوم طبیعی و علوم دریایی، تنها 06/1% بوده است و از 1728397 نفر در 2011م به 1746723 نفر در 2012م، افزایش یافته است. باتوجهبه اینکه در این کشور تعداد مؤسسات آموزش عالی تا 2012م، 2299 مؤسسه آموزشی بوده است، میتوان گفت نسبت میان تعداد مؤسسات به دانشجویان، یک به 1320 بوده است (جدول 1).تعداد دانشجویان در مؤسسات آموزش عالی خصوصی از 1723996 در 2011م، به 1751922 نفر معادل 45/0% در 2012م افزایش داشته است. ازسویدیگر ثبتنام در دانشگاهها و کالجهای عمومی از 1040859 نفر در 2011م به 1125173 نفر در 2012م معادل 10/8% افزایش داشته است؛ بدینترتیب 09/37% از کل ثبتنامها در دانشگاهها و کالجهای عمومی صورت پذیرفته است. در سطح منطقهای، از میان مناطق هفدهگانة آموزش عالی در فیلیپین، منطقة مرکزی ملی، با 729950 دانشجو، یعنی 06/24% از کل ثبتنامها، بیشترین آمار دانشجویان را به خود اختصاص داده است؛ در مرتبة بعد منطقة «کالابارزون» با 324181 (68/10%) دانشجو و منطقة مرکزی «ویزایاز» با 247242 (15/8%) دانشجو قرار دارند. در 2012م بیشترین تعداد دانشجویان، 840192 نفر معادل 69/27% در رشتة مدیریت کسبوکار و رشتههای وابسته به آن مشغول به تحصیلاند. براساس آمار بانک جهانی، نسبت رشد ثبتنام دانشجویان دختر در 2009م، 3/31% و دانشجویان پسر 3/25% بوده است. جدول 2، تعداد دانشجویان و دانشآموختگان در مؤسسات آموزش عالی عمومی و خصوصی را با تفکیک جنسیت در پنج رشتة تحصیلی که بیشترین آمار ثبتنام دانشجویان را به خود اختصاص دادهاند، نشان میدهد.جدول 3، نسبت رشد خالص ثبتنام در سطح آموزش عالی و میزان اشتغال به تحصیل را براساس سال تحصیلی نشان میدهد.جدول 3. نسبت رشد خالص ثبتنام در سطح آموزش عالی/ نرخ اشتغال به تحصیل* براساس سال تحصیلیسال تحصیلینرخ اشتغال به تحصیل/ رشد خالص ثبتنام 2008-200711/24 %2009-200819/23 %2010-200904/24 %2011-201095/24 %2012-201117/25 %
(Commission on Higher Education, 2014)
* درصد دانشجویان قبل از کارشناسی و دورة کارشناسی در محدودة سنی 16-21 سالدرحالحاضر، 7766 دانشجوی خارجی از ملیتهای گوناگون در دانشگاههای فیلیپین مشغول به تحصیل هستند.تعداد اعضای هیئتعلمی در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی فیلیپین، 130118 نفر است که از این تعداد 45222 نفر (75/34%) در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی عمومی و 84896 نفر (25/65%) در بخش خصوصی مشغول به کار هستند. ازنظر سطح آموزشی، 59714 نفر (89/45%) مدرک کارشناسی، 53925 نفر (44/41%) مدرک کارشناسی ارشد و 16479 نفر (66/12%) مدرک دکتری دارند (جدول 4). بیشترین تعداد اعضای هیئتعلمی در سه منطقه متمرکز شدهاند: منطقة مرکزی ملی با 28807 نفر، منطقة «کالابارزون» 15216 و منطقة مرکزی «ویزایار» با 10604 نفر. این ارقام، نشاندهندة بالا بودن تعداد دانشجویان در این مناطق است (Commission on Higher Education, 2014).مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیدر 2001م وزارت آموزش، فرهنگ و ورزش به وزارت آموزش تغییر یافت. وزارت آموزش اصلیترین نهاد عمومی است که مسئولیت آموزش و توسعة نیروی انسانی را برعهده دارد و رسالت آن، اجرای نظامی همهجانبه، کارآمد و یکپارچه در آموزش رسمی و غیررسمی، نظارت بر همة نهادهای آموزشی و توسعه و ارتقای فرهنگ و ورزش است. این نهاد، مسئول سازماندهی، برنامهریزی، اجرا و هماهنگسازی سیاستها، استانداردها، مقررات، برنامهها و طرحها در حوزههای آموزش رسمی و غیررسمی در همة دورههای تحصیلی است. همچنین، بر تمام مؤسسات آموزشی عمومی و خصوصی نظارت کرده، زمینههای لازم را برای برقراری و ابقای نظام آموزشی کامل، کارآمد، یکپارچه و مرتبط با اهداف توسعة ملی، فراهم میسازد.ساختار فعلی وزارت آموزش از دو بخش تشکیل شده است: ادارة مرکزی که مدیریت کلان آموزش را در سطح ملی برعهده دارد و ادارة سطوح منطقهای که مسئولیت امور منطقهای و هماهنگی با مدیریت محلی را برعهده دارد. در زیرمجموعة دبیر کل وزارت آموزش چهار دبیر: دبیر برنامهها و طرحها، دبیر عملیات منطقهای، دبیر امور مالی و مدیریت و دبیر امور حقوقی فعالیت میکنند. علاوهبر دبیران یادشده، چهار دبیر کمکی نیز در حوزههای متعدد ازقبیل کمکدبیر برنامهها و طرحها، کمکدبیر برنامهریزی و توسعه، کمکدبیر بودجه و امور مالی و کمکدبیر امور حقوقی، انجام وظیفه میکند. در حوزة مرکزی، خدمات متعددی در پنج حوزه، ازقبیل خدمات مدیریتی، امور مالی، توسعة منابع انسانی، برنامهریزی و فنی انجام میشود. همچنین دفاتر متعددی در تدوین سیاستها، استانداردها و طرحهای مرتبط با برنامههای درسی و توسعة کارکنان، حوزة مرکزی را یاری میکنند. درحالحاضر دفتر جدیدی با عنوان دفتر تربیتبدنی و ورزش مدرسهای در کنار دفاتر یادشده، تأسیس و راهاندازی شده است.دفتر آموزش ابتدایی، مسئولیت فراهمآوری و امکان دسترسی به آموزش ابتدایی مناسب برای همگان، ارائة خدمات اجتماعی به افراد فقیر و هدایت منابع و تلاشهای دولتی در مناطق محروم و گروههای خاص را برعهده دارد.دفتر آموزش میانی، مسئول فراهمآوری امکان دسترسی به آموزش میانی مناسب، بهبود دسترسی به آموزش ازطریق تأسیس مدارس در شهرهای محروم از مدارس میانی و بررسی ساختار کلی آموزش میانی (مانند برنامة درسی، تسهیلات و آموزش ضمن خدمت آموزشگران) است.دفتر آموزش عالی، فراهم نمودن امکان دسترسی به آموزش عالی و رشد برای خودشکوفایی و پاسخ به نیازمندیهای نیروی انسانی در سطوح بالا و در زمینة توسعة ملی و رقابتهای بینالمللی را برعهده دارد.دفتر آموزش غیررسمی، مسئولیت بهبود وضعیت فقرا را ازطریق اجرای برنامههای سوادآموزی و آموزش مداوم عهدهدار است که هدف آن، عرضة خدمات اساسی به بخشهای محروم جامعه، برای بهبود رفاه آنها و توسعة منابع انسانی است. افزایش ظرفیتهای مولد منابع انسانی کشور برای حضور در رقابتهای بینالمللی، نیز برعهدة دفتر آموزش فنیوحرفهای است.وظیفة اصلی دفتر تربیتبدنی و ورزشهای مدرسهای، ارتقای جسمی، توسعة ورزشهای مدرسهای، احیا و حفظ میراث فرهنگی و گسترش ارزشهاست. هدف تربیتبدنی، اشاعة ارزشهای مطلوب نظیر انضباط فردی، صداقت، کار گروهی، جوانمردی، پیشرفت و آمادهسازی جوانان فیلیپینی برای پاسخگویی به تقاضاها، نیازمندیها، چالشها و فرصتهایی است که کشور در آینده با آنها مواجه میشود.برای تحقق اهداف آموزش شش مرکز، پشتیبانیهای فنی و مدیریتی را برای وزارت فراهم میسازند. این مراکز عبارتاند از: مرکز ارزیابی و پژوهش آموزش ملی، مرکز تغذیه و بهداشت، آکادمی مربیان ملی، مرکز اجرای طرحهای توسعة ملی، مرکز تنظیم آموزش ملی علوم و مرکز مواد آموزشی. در نظام آموزشی این کشور شوراهای متعددی بهمنظور مشاورهدهی به وزارت، شکل گرفتهاند؛ ازجمله میتوان به شورای مواد آموزشی، نیروی کار اجرای طرحهای توسعة آموزش و کمیسیون آموزش عالی فیلیپین اشاره کرد (International Bureau of Education, 2011).در 1994م، براساس قانون 7722، کمیسیون آموزش عالی فیلیپین، تأسیس شد؛ وظیفة اصلی این شورا، راهاندازی و ادارة تمام مؤسسات آموزش عالی (خصوصی و عمومی)، تنظیم سیاستهای آنها، برنامهریزی و تدوین طرحهای آنها است. کمیسیون آموزش عالی، مستقل از وزارت آموزش عمل میکند و فقط در اهداف اجرایی خود به دفتر ریاستجمهوری فیلیپین وابسته است. مؤسسات آموزش عالی عمومی، خصوصی و برنامههای اعطای مدرک در همة مؤسسات آموزشی بعد از دبیرستان تحت پوشش این شوراست. وظایف اصلی کمیسیون آموزش عالی عبارتاند از:- تدوین برنامهها، سیاستها، اولویتها و طرحهای آموزشی و پژوهشی؛- گزینش و اجرای حداقل استانداردها برای طرحها و مؤسسات؛- پیشنهاد تخصیص منابع به مؤسسات و طرحها؛- ارائة عملکرد نظام آموزش عالی.تا 1991م، نظام آموزش فیلیپین بیشتر متمرکز عمل میکرد. اما از 1991م، طبق قانون 7160، اصل تمرکززدایی بهمنزلة یک ضرورت مورد توجه قرار گرفت. از تلاشهایی که در این زمینه صورت گرفته است میتوان به موارد زیر اشاره کرد:مقرراتزدایی در آموزش خصوصی: این اقدام که با هدف آزاد کردن مقررات در آموزش خصوصی انجام شده است، منجر به رفع موانع راهاندازی مؤسسات خصوصی جدید شد. بدینترتیب، تعداد کل مؤسسات آموزش عالی خصوصی از 636، در 1992م، به 1643، در 2012م، رسید.اصل کمک غیرمستقیم به آموزش خصوصی: موجب کمک به دانشجویان کمدرآمد در مؤسسات خصوصی شده است.مقرراتزدایی گامبهگام: بهموجب این اقدام، به مؤسسات خصوصیای که ازلحاظ اعتبارسنجی متمرکز بودند، اجازه داده شد تا مدارک خود را بدون تأیید مراکز عمومی صادر کنند.تأسیس و توسعة مراکز برتر و مراکز رشد: هدف از این اقدام، کمک به مؤسسات آموزش عالی تحت پوشش و هدایت آنها برای نوآوریهای علمی، تدوین برنامهها و روششناسی و فعالیتهای کیفی است.تأسیس مراکز پژوهش منطقهای: موجب غیرمتمرکز شدن مدیریت پژوهش از بخش پژوهشی کمیسیون آموزش عالی و افزایش ظرفیتهای پژوهشی مؤسسات آموزش عالی شد.دسترسی بیشتر به فرصتهای آموزشی: موجب توسعه و تجدید ساختار نظام بورسیه، توسعه و اجرای طرحهای وام دانشجویی و طرح شهریه شد.ایجاد نظام اطلاعات مدیریت آموزش عالی: که با هدف گردآوری و پردازش دادهها برای اخذ تصمیمات اثربخش در کمیسیون آموزش عالی انجام شده است، استفاده از فنّاوری اینترنت برای پاسخ به چالشها را نیز مد نظر قرار داده است (Republic of the Philippine, Department of Education, 2011).منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیبخش عمدهای از منابع مالی دانشگاهها و کالجهای عمومی فیلیپین بهوسیلة دولت تأمین میشود. بسیاری از مشکلات مالی آموزش عالی در فیلیپین با کمبود سرمایهگذاری و کمبود بودجه مرتبط است. برای مثال بودجة کل کمیسیون آموزش عالی فیلیپین در 2011م، 688/1 بیلیون پزو بوده است که در مقایسه با 2010م، (568/1 بیلیون پزو) تنها 6% افزایش داشته است. در 2012م، بودجة پیشنهادی کمیسیون آموزش عالی فیلیپین براساس برنامة هزینههای ملی 207/2 بیلیون پزو بوده است، اما با کسر پانصد میلیون پزو، بودجة اختصاصی دانشگاهها و کالجهای عمومی، تنها 37/959 میلیون پزو برای سایر مخارج و هزینههای اجرایی اختصاص داده شد؛ از این مقدار نیز 590 میلیون پزو برای پژوهش و کمکهزینهها و فرصتهای مطالعاتی و 4/141 میلیون پزو برای هزینههای اجرایی اختصاص یافته بود (Commission on Higher Education, 2014).دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی خصوصی، منابع مالی خود را ازطریق دریافت شهریه تأمین میکنند. بسیاری از فیلیپینیها معتقدند اولین اولویت برای پیشرفت اجتماعی و اقتصادی، آموزش است، بههمیندلیل افراد متوسط جامعه، برای تحصیل فرزندان خود در سطح آموزش عالی، هزینههای زیادی میپردازند. هزینة تحصیل در دانشگاههای خصوصی بسیار بالاتر از هزینة تحصیل در دانشگاههای عمومی است. میزان شهریة دانشگاههای خصوصی تقریباً نیمی از درآمد خانوادههای فیلیپینی را به خود اختصاص میدهد. جدول 5 میزان شهریهها را در چند دانشگاه عمومی و خصوصی نشان میدهد.جدول 5. میزان شهریة دانشگاههای منتخب در فیلیپین، 2009مدانشگاهمقدار در سال (پزو)فیلیپین (عمومی)36000سانتوتوماس (خصوصی)45000دولاسال (خصوصی)110447مانیل90613
(The International Comparative Higher Educational Finance Project, 2009)
رشد ظاهری بودجة آموزش از رشد حقوق کارکنان ناشی میشود که حدود 70% از کل هزینههای آموزشی را دربر میگیرد. میزان مخارج در فیلیپین بسیار پایینتر از سایر کشورهای آسیایی است. براساس آمار بانک جهانی، هزینههای آموزش در بخش عمومی در 2009م، 2/13% از هزینهها و 7/2% از تولید ناخالص داخلی را شامل میشده است (The International Comparative Higher Educational Finance Project, 2009).در سالهای اخیر، بالاترین اولویت بودجهای در بودجة ملی دولت به آموزش اختصاص داشته است. تنظیم بودجه در وزارت آموزش موجب افزایش منابع مالی برای آموزش ابتدایی شده است. بهعلاوه، دوسوم بودجة عمومی ریاستجمهوری به تأسیس مدارس جدید در مناطق فاقد مدارس ابتدایی اختصاص یافته است. در 2008م سهم آموزش از بودجة ملی به 16% افزایش یافته است. در 2001م میانگین حقوق سالیانه آموزشگران از 11 هزار دلار برای آموزشگران جدید تا 14 هزار دلار برای آموزشگران با سابقه خدمت بالا بود که احتمالاً بالاترین میزان حقوق در بین گروههای تخصصی گوناگون در دولت بهشمار میرفت. در طرح فراگیر آموزش پایه (2005-1996م)، بودجة پنجاه میلیارد پزویی برای نوسازی بخش آموزش پایه، اختصاص یافت.قانون به دولت اختیار داده است تا در تأمین منابع مالی برنامههای آموزشی، مشارکت داشته باشد. همچنین از نهاد آموزش درخواست شده است تا ازطریق کمک مالی و تشویقهایی که برای مدارس، آموزشگران و دانشآموزان، در نظر میگیرد، اقداماتی برای گسترش دسترسی به آموزش انجام دهد. منابع مالی مدارس ابتدایی عمومی، مدارس میانی ملی، مدارس فنیوحرفهای و سایر مدارس خصوصی، و مؤسسات آموزش عالی رسمی و غیررسمی بیشتر از بودجة ملی تأمین میشود.مدارس خصوصی سراسر کشور مطابق با قوانین اخیر، بودجة خود را از بودجههای عمرانی، شهریهها و کمکها، وامها، هدایا و منابع درآمدی دیگر، تأمین میکنند. گاهی دولتهای ملی، محلی، استانی، شهری و شهرداری نیز ازطریق وامها، هدایا و بورسیه به برنامههای مدارس کمک میکنند تا نقش تکمیلی برای مدارس خصوصی و عمومی در نظام آموزشی ایفا کنند.بودجه تعدادی از برنامهها نیز ازطریق کمکهای بینالمللی تأمین شدهاند؛ برای مثال، بودجة طرح آموزش میانی و ابتدایی (1994-1990م) ازطریق وام بانک جهانی و همکاری مالی یک شرکت اقتصادی ژاپنی تأمین شده است. طرح آموزش فنیوحرفهای فیلیپین- استرالیا با هدف بهبود زیربخشهای متبوع، ازطریق کمکهای دوجانبة استرالیا تأمین بودجه شد. دولت آلمان و دولت فیلیپین منابع مالی طرح بهبود تدریس علوم را مشترکاً تأمین کردند و طرح تجهیزات علوم (1992-1989م) با کمکهای مالی دولت آلمان اجرا شده است (Republic of the Philippine, Department of Education, 2011).برنامهها و اصلاحات پیشروبهمنظور افزایش کارایی و پاسخگویی به روندها و چالشهای هزارة سوم، تقویت و کارآمد کردن مدیریت داخلی مؤسسات آموزشی الزامی است. این امر میتواند ازطریق تمرکززدایی در تصمیمگیری، تجدیدنظر در سیاستهای کارکنان و کارگزینی، توسعة مدارس خلاق و نوآور، سیاستهای آزادسازی برای تضمین رقابت، خودگردانی و پاسخگویی و هدایت فرایندها برای ارائة خدمات و دروندادها انجام شود. در پاسخ به ناهماهنگی مداوم موجود در عرضه و تقاضای نیروی انسانی و بهمنظور مسئلة تقویت قابلیت استخدام دانشآموختگان، انتشار اطلاعات دربارة دورههای مناسب و مورد تقاضا براساس نیازهای محلی و منطقهای افزایش یافته است. این دورهها بهصورت منطقی عرضه میشوند تا از دوقطبی شدن رقابتهای نامطلوب بین مدارس عالی خصوصی و دانشگاهها و دانشکدههای عمومی جلوگیری شود. این امر با بررسی و ارزیابی مداوم برنامههای آموزشی ازطریق شورای توسعة منطقهای انجام میشود. این مؤسسات برای سازگاری با نیازهای حوزة خدمتشان برنامههای درسی خود را اصلاح کرده، همچنین، حوزههای تخصصی خود را ازطریق ایجاد ظرفیتهای پژوهشی در زمینههای کشاورزی، فنّاوری، محیط و توسعة منابع طبیعی، تقویت کردهاند.کمیسیون آموزش عالی فیلیپین که در رأس نظام آموزش عالی قرار دارد برای تحقق برنامههای پیش رو در آموزش عالی اهداف زیر را دنبال میکند:- ارتقای سطح آموزشی مؤسسات آموزش عالی، برنامهها و روشهای آنها، برای دستیابی به هدف اصلی طرح توسعة فیلیپین، 2016-2011م؛- بهروزرسانی سطح کیفی مؤسسات آموزش عالی، برنامهها و روشهای آنها برای دستیابی به استانداردهای بینالمللی؛- توسعة راههای دسترسی به سطوح بالاتر در سطح آموزش عالی برای افراد مشتاق به ادامه تحصیل؛- ایجاد مدیریت کارآمد و مؤثر در نظام آموزش عالی که از صلاحیت لازم در راستای تعهد شورای آموزش عالی و رسیدن به تعالی اخلاقی نیز برخوردار باشد؛- تحکیم شورای آموزش عالی و دیگر سهامداران (Commission on Higher Education, 2014).کتابشناسیجعفری، عباس. (1382). گیتاشناسی نوین کشورها. تهران: مؤسسة جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی.داودی، رسول. (1383). «نظام آموزش عالی فیلیپین». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج.2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.
Central Intelligence Agency. (2014).“Philippines”. The Word Factbook. Retrieved from: www.cia.govCommission on Higher Education. (2014). Commission on Higher Education Strategi Plan for 2011-2016. Retrieved from: https://ched.gov.ph/wp-content/uploads/2017/08/ CHED-Strategic-Plan-2011-2016.pdf.
International Burea of Education. (2011). “Philippines”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco
Republic of the Philippine, Department of Education. (2011). Historical Perspective of the Philippine Educational System. Retrieved from: http://www.deped.gov.ph/about-deped/history/
The International Comparative Higher Educational Finance Project. (2009). Higher Education Finance and Cost-Sharing in the Philippines. Retrieved from: http://gseweb.gse.buffalo.edu/org/inthigheredfinance/files/Country_Profiles/Asia/Philippines.pdf.WENR. (2012). Education in the Philippines. Retrieved from: http://wenr.wes.org
میترا اوحدیان
نظام آموزش عالی کامبوج
Cambodian Higher Education System
پایتخت: پنومپننوع حکومت: مشروطة سلطنتیزبان رسمی: خمریمساحت: 181035 کیلومترمربعجمعیت: 14701717 نفر (2011م)تعداد دانشجویان: 191407 نفر (2011م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 714186 نفر (2011م)تولید ناخالص ملی: 71/17 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 9/1% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 1/9% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیپادشاهی کامبوج، در منطقة هندوچین و در کنار خلیج سیام واقع شده است. مرکز این کشور، جلگهای آبرفتی است که بخشی از آن را دریاچة تونلهساپ اشغال کرده است. اطراف این کشور را بلندیهای کمارتفاعی فراگرفته که پوشیده از جنگل هستند. آبوهوای آن، موسمی و در ارتفاعات، بسیار مرطوب است. کامبوج در شمال با تایلند، در شرق و جنوبشرقی، بهترتیب با کشورهای لائوس و ویتنام و در جنوبغربی و غرب به خلیج تایلند (سیام) محدود است.اکثر جمعیت، نسبتاً متراکم این کشور را خِمِرها تشکیل میدهند که اغلب در جلگة مرکزی کامبوج سکنا گزیدهاند. بافت این کشور، اساساً روستایی، و شهر مهم آن پنومپن است. آبوهوای مرطوب و زمین آبرفتیاش، برای کشت برنج بسیار مناسب است که غذای اصلی مردم این کشور را تشکیل میدهد. اما اخیراً اقداماتی به عمل آمده است تا این محصول برای اهداف تجاری نیز کشت شود. در حاشیة رودهای بزرگ، محصولات مختلفی نظیر درختان میوه، ذرت و فلفل کشت میشود. در زمینهای حاصلخیز قسمت شرقی، درختان هوهآ (Hévéàنوعی درخت که از آن کائوچو میگیرند) کشت میشود که علاوهبر برنج، از صادرات اصلی این کشور بهشمار میآید. از دیگر فعالیتهای عمده، ماهیگیری است که بیشتر در دریای تونلهساپ انجام میشود. صنایع کامبوج، از توسعة اندکی برخوردارند، که علت عمدة آن، وضعیت بیثبات و جنگهای پیدرپی است.کامبوج، از 1863م، تحت حمایت فرانسه بود. اما در اوایل حکومت نوردم سیهانوک، یعنی در 1945م، به اشغال ژاپنیها درآمد. و بالاخره، در 1954م، استقلال آن به رسمیت شناخته شد. در 1968م، سیهانوک مجدداً قدرت را بهدست گرفت، اما دو سال بعد، بر اثر کودتا به پکن گریخت و کشور به میدان جنگ تبدیل شد، اما بهرغم حمایت ایالات متحده از گروههای لون نول، خمرهای سرخ، در 1975م، کنترل کشور را بهدست گرفتند. در 1976م، بعد از استعفای سیهانوک، کیو سامفان حکومت را در دست گرفت. استقرار نظام بنیادگرای او و به دنبال آن، بروز قحطی، صدمات بسیاری به کشور وارد کرد. در 1976م، مخالفان با حمایت ویتنام نظام خمرهای سرخ را سرنگون کردند. از آن پس، خمرهای سرخ با حمایت چین، سعی در سرکوبی گروههای مخالف خود داشتند.از نتایج مستقیم این جنگ و درگیریها، تعداد زیادی زنان بیسرپرست، کودکان یتیم و افراد معلول است که بر اثر انفجار مین، سلامت خود را از دست دادهاند. کامبوج بیشترین تعداد معلول جسمانی را در جهان دارد؛ بین 150-100 هزار نفر از معلولیتهای شدید در رنجاند که 25% از آنها را کودکانِ سنین دبستان تشکیل میدهند. براساس آمار صلیب سرخ جهانی، در 1993م، فقط در شهر پنومپن، 7191 معلول وجود داشت که 24% از آنها نقص عضو، 17% نابینا، 17% مبتلا به فلج اطفال و13% معلول ذهنی بودند. تعداد زیاد زنان بیسرپرست و کودکان یتیم، موجب شده است که کودکان به کار در مزارع بپردازند یا به شهرها مهاجرت کنند. باتوجهبه گسترة زیاد این مشکلات، این گروههای اجتماعی، در فراگرد توسعه حضور ندارند یا حضور بسیار کمی دارند.در سال 1991 براساس قرارداد صلح پاریس، آتشبس اعلام و قرار شد که انتخابات مردمسالار برگزار شود، که خمرهای سرخ، آن را بهطور کامل اجرا نکردند. در سال 1993 انتخابات زیر نظر سازمان ملل برگزار شد و دولتی ائتلافی بر سر کار آمد. درگیریهای جناحی در سال 1997 به نخستین دولت ائتلافی پایان داد، اما در دور دوم انتخابات ملی در سال 1998 دولت ائتلافی دیگری بر سر کار آمد و ثبات سیاسی به کشور بازگشت. انتخابات سال 2003 نسبتاً آرام برگزار شد، اما یکسال طول کشید تا احزاب بر سر دولت ائتلافی به توافق رسیدند. در اکتبر 2004 نوردم سیهانوک، از پادشاهی کناره گرفت و پسرش نوردم سیهامونی به جانشینی او برگزیده شد. انتخابات سال 2007 با خشونتهای پیش از انتخابات همراه بود. اما انتخابات ملی در سال 2008 نسبتاً آرام برگزار شد.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیدر قانون اساسی کامبوج، ایجاد فرصتهای برابر و آموزش رایگان، برای دورههای ابتدایی و میانی برای همه پیشبینی شده است و بهموجب آن، آموزش برای یک دورة نهساله (پایه) اجباری است؛ بهعلاوه، نظام آموزشی در کل کشور یکسان است.فراتر از این اهداف کلی، هدف از آموزش در کامبوج، رشد متوازن کودکان برای پرورش شهروندانی درستکار، برخوردار از شناخت و روحیة همبستگی است. این اهداف راه را برای ایجاد آشتی و وحدت ملی، عدالت و رعایت حقوق بشر، داشتن روحیة مسئولانه و مردمسالارانه و حفظ شعار «ملت، دین، شاه» باز خواهد کرد.قانون آموزش در اکتبر 2007 در مجلس ملی و سپس مجلس سنا تصویب شد. هدف از تصویب این قانون، تعیین سنجهها و معیارهایی برای ایجاد نظام آموزش یکپارچه و تأمین اصل آزادی تحصیلات است. هدف کاربردی این قانون، توسعة منابع انسانی ازطریق ایجاد آموزش در سراسر زندگی و به دست آوردن دانش، مهارتها، ظرفیتها، شرافت و اخلاق و شخصیت نیکو بهمنظور سوق دادن یادگیران به دانستن، عشق ورزیدن، پاسداری از هویت ملی، فرهنگی و زبانی است.در قانون مصوب سال 2007، آموزش چنین مفهومسازی شده است: در این قانون، آموزش به مفهوم فرایند توسعة آموزشی یا مهارتآموزی جسمانی، ذهنی و توسعۀ روحی ازطریق همة فعالیتهایی است که موجب میشود فراگیر مجموعهای از دانش، مهارتها، ظرفیتها و ارزشها را بهدست آورد و به فردی کارآمد برای خود، خانواده، اجتماع، ملت و جهان بدل شود.افراد، گروههای دینی، خانوادهها، اجتماعات، سازمانهای ملی، بینالمللی و مردمنهاد و نهادهای عمومی و خصوصی، حق مشارکت کامل و تأمین منابع در هریک از گونههای سرمایة انسانی برای حمایت و توسعه بخش آموزش را دارند.مدیران نهادهای آموزشی حق دارند منابع قانونی را از هر منبعی برای توسعۀ نهادهای آموزشی فراهم کنند. فراهم ساختن این منابع باید به شکل خودخواسته و بدون شرط باشد.ساختار نظام آموزشیبنابر بند 15 قانون آموزش، حکومت مسئولیت فراهم ساختن نظام یکپارچه و فراگیر آموزش را بردوش دارد. این نظام آموزشی، دربرگیرندۀ آموزش رسمی و غیررسمی است. نظام آموزشی کامبوج دربرگیرندۀ آموزش عمومی و خصوصی است. تدوین مقررات نظام آموزش، بردوش وزارت آموزش است.آموزش پیشدبستانیدولت از آموزش کودکان خردسال حمایت خواهد کرد. آموزش پیشدبستانی، دوره آموزشی پیش از ابتدایی قلمداد شده است و وزارتخانه مسئول آموزش و دیگر وزارتخانهها و نهادها، مسئول تبیین مفاهیم نگهداری از کودکان و آموزش پیشدبستانی هستند.آموزش عمومیآموزش عمومی، آموزشی است که موجب میشود فراگیران دانش خود را درباره اخلاق و ویژگیهای خوب توسعه دهند و از این رهگذر ظرفیتهای فردی، اندیشهای و جسمانی خود را با استفاده از دانش و مهارتهای بنیادی توسعه دهند.آموزش عمومی دربرگیرندۀ:·آموزش ابتدایی، یا دوره نخست آموزش دربرگیرندة کلاس اول تا ششم از برنامۀ آموزش رسمی یا دورههای معادل آن است.·آموزش میانی، یا دورة دوم آموزش دربرگیرندۀ کلاس هفتم تا دوازدهم است. آموزش میانی در دو پایه ارائه میشود: پایة نخست و آموزش میانی دوره نخست را دربر میگیرد که دو سال است؛ پایه دوم، دوره دوم آموزش میانی را دربر میگیرد که سه سال به درازا میکشد.حقوق و بایستههای آموزشیهر شهروندی از حق دستیابی به آموزش کیفی دستکم برای نُه سال در مدارس عمومی رایگان، برخوردار است. وزارت مسئول امور آموزشی، باید بهصورت مرحلهای سیاستها و برنامههای راهبردی تدوین کند تا همة شهروندان بتوانند به آموزش کیفی آنگونه که قانون برشمرده است، دسترسی پیدا کنند.دولت به آزادی باورهای دینی پایبند است. وزارت آموزش، دین بودایی را بهمثابه دین دولت تلقی خواهد کرد. فراگیران و دیگر افرادی که در امور آموزشی مشارکت دارند، نباید، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم، وادار به مشارکت در فعالیتهای دینی و/ یا اعمال دینی بهمثابة بخشی از آموزش یا خدمات آموزشی شوند. مطالعات دینی در برنامههای آموزشی، تنها برای آموزشهای عمومی مجاز شناخته میشوند.حقوق و بایستههای فراگیران در امور آموزش·حق آزادی بیان و نگرشهای علمی؛·حق آزادی در تحصیل؛·حق دستیابی به آموزش کیفی؛·حق گردهمایی یادگیران بهصورت گروهی برای اهداف آموزشی؛·حق بررسی و بیان نظر درباره آموزشها؛·حق مشارکت فعال و کامل برای توسعه استانداردهای آموزشی در سطح نهادی و ملی بهصورت مستقیم یا از راه نمایندگی؛·حق برخورداری از احترام و توجه به حقوق بشر، بهویژه حق برخورداری از شرافت و رهایی از هرگونه شکنجه یا هرگونه آزار جسمانی و ذهنی.آنچه که یک فراگیر باید رعایت کند عبارت است از:·رعایت مقررات نهادهای آموزشی و ارزشهای برابری جنسیتی با بهرهگیری از حقوق شخصی با رعایت مسئولیت و احترام به حقوق دیگران؛·کوشش برای یادگیری بهمنظور توسعه دانش، مهارتها، ظرفیتها و ذهن و شرافت خود.حقوق و بایستههای پدر و مادرها و سرپرستان·حق برگزیدن برنامه و نهاد آموزشی برای فرزندان خود؛·حق دریافت اطلاعات و پیشینة تحصیلی فرزندان خود از نهادهای آموزشی؛·حق مشارکت فعال و کامل برای توسعه استانداردهای آموزشی در نهاد آموزشی و سطح ملی، بهگونه مستقیم یا از راه نمایندگی؛آنچه که پدر و مادرها و یا سرپرستان کودکان نابالغ باید رعایت کنند، عبارتاند از:·ثبتنام کودکان ششساله یا هفتادماهه در پایة نخست برنامة آموزش عمومی در مدارسی که مدارک آموزشی صادر میکنند؛·کوشش برای پشتیبانی از آموزش فراگیران خود، بهویژه در زمینه آموزش پایه؛·نگهداری ارتباط میان خانواده، مدرسه و اجتماع برای مشارکت در آموزش حرفهای و انجام اصلاحات در محیط آموزشی.حقوق و بایستههای کارکنان آموزشیاین حقوق عبارتاند از:·حق دستیابی به ارزشهای کار راهۀ شغلی و برخورداری از احترام والای اجتماعی؛·حق توسعه کارراهۀ شغلی؛·حق ایجاد یا مشارکت در انجمنهای کارکنان آموزشی یا دیگر انجمنها در چهارچوب قانون کنونی؛·حق برگزاری نشستهای عمومی آموزشی؛·حق شرکت در امور سیاسی در چهارچوب قانون کنونی؛·حق مشارکت کامل و فعال در توسعه استانداردهای آموزشی در سطح محلی و ملی بهگونۀ مستقیم یا از راه نمایندگی؛·حق دسترسی برابر به دیگر خدمات آموزشی و دیگر حقوق برمبنای قانون کنونی.آنچه که کارکنان آموزشی باید رعایت کنند، عبارتاند از:·رعایت قوانین حرفهای و اخلاق؛·انجام سایر وظایفی که قوانین کنونی برعهدۀ او میگذارند؛·پذیرش و توسعه کار با پشتکار و مسئولیتپذیری؛حقوق و بایستههای کارکنان آموزش بخش خصوصی در قانون کار گنجانده شده است.حقوق افراد دارای ناتوانیافراد دارای ناتوانیهای جسمی و ذهنی، افزونبر برخورداری از حقوق یادگیران از حقوق جداگانۀ زیر نیز برخوردارند:·فراگیران دارای ناتوانی از هر جنسیتی، در صورت وجود تسهیلات لازم، حق تحصیل با افراد سالم را دارند؛·فراگیران دارای ناتوانی با نیازهای ویژه، حق دریافت آموزشهای اضافی در نظام عادی آموزشی را دارند؛·فراگیرانی که توانایی یادگیری با یادگیران سالم را ندارند، حق برخورداری از آموزش ویژه در کلاسهای ویژه جداگانه را دارند.دیگر حقوق افراد و ذینفعان عبارتاند از:·حق درخواست، اعتراض، شکایت و حل مسائل نسبت به نقض حقوق خود را دارند؛·همة فراگیران و کارکنان آموزش، از حق معاینه بهداشتی برخوردارند؛·حق برخورداری از تبلیغ اطلاعات آموزشی؛·حق برخورداری از اطلاعات آموزشی.در دورۀ آموزش میانی، فراگیران باید ازطریق توسعه دانش، مهارت، مهارتآموزی حرفهای و آموزش اخلاق بتوانند شخصیت و ویژگیهای خود را کامل کنند؛ بهگونهای که بتوانند در فرایند توسعه اجتماعی و اقتصادی مشارکت کنند و همچنین بتوانند در دورههای آموزش عالی یا مهارتآموزیهای فنیوحرفهای و یا در زندگی اجتماعی شرکت کنند.آموزش پایه، نُه سال نخست آموزش در آموزش رسمی یا آموزشهای برابر با آن را دربر میگیرد.آموزش عالیآموزش عالی، یا دوره سوم آموزش، پس از دوره میانی و در نهادهای آموزش عالی عرضه میشود.آموزههای دورة عالی، باید بتوانند شخصیت و ویژگیهای فراگیر را کامل کنند و به توسعۀ علمی، فنی فرهنگی و پژوهشهای اجتماعی برای دستیابی به ظرفیت دانش، مهارت، اخلاق و اندیشههای نوآورانه بینجامد و روحیة توسعه را در کشور گسترش دهند. چهارچوب و بایستههای مدارک و گواهینامهها بهوسیلة وزارت آموزش تعیین خواهد شد. نهادهای آموزش عالی به دو دسته تقسیم میشوند: دانشگاه و مؤسسه.معیارهای دستهبندی نهادهای آموزش عالی و ضوابط پذیرش برای نهادهای آموزش عالی ازسوی وزارت آموزش تعیین میشوند.وزارت مسئول امور آموزش، جزئیات چهارچوب برنامه درسی برای همة دورههای آموزشی نظام آموزشی کامبوج را تعیین میکند.دیرینه آموزش عالی در کامبوج، به سدة سیزدهم میلادی بازمیگردد که زیر نظر راهبان بودایی اداره میشد (Ayres, 2000; Tully, 2005; Leng, 2010). با ورود فرانسه به کامبوج، نظام آموزشی این کشور نیز همانند سایر نهادهای این کشور، از فرانسویان تأثیر پذیرفت و آموزشهای فرادینی وارد نظام آموزشی کامبوج شد.در واقع، در نیم سدة گذشته، کامبوج چهارگونه ساختار سازمانی آموزش عالی را تجربه کرده است. پس از به استقلال رسیدن کامبوج در سال 1953، نظام آموزشی این کشور، بهصورت گستردهای از نظام آموزشی فرانسه الهام میگرفت و زبان فرانسه، زبان رایج در آموزشها بهشمار میآمد. زمانیکه رژیم خمرهای سرخ به قدرت رسیدند، همة نهادهای آموزش عالی بسته شدند و بسیاری از کارکنان آموزشی اخراج شدند. در دهۀ1980 زبان ویتنامی و روسی، نخستین زبان آموزشی بودند.از اوایل دهۀ نود، نظام آموزش عالی به شکل کنونی توسعه یافت و زبان خمری، زبان اصلی آموزش قرار گرفت و زبان انگلیسی به رایجترین زبان خارجی بدل شد. همهنگام همکاری فرانسویان در برخی رشتهها، بسان پزشکی، حقوق و اقتصاد و فنّاوری تا حدودی ادامه یافت.در دهۀ پیشین، تحولات نوینی در زیر نظام آموزش عالی پدید آمد که عبارت بودند از:1. اجازة رسمی برای شکل گرفتن آموزش عالی خصوصی. این تصمیم بهعلت کمبود منابع بخش عمومی برای گسترش زیر نظام آموزش عالی گرفته شد.2. پذیرش دانشجو با دریافت شهریه، در نهادهای آموزشی بخش عمومی که تا این زمان بهصورت رایگان تحصیل میکردند. بهموجب بخشنامة نخستوزیری قرار بود که این دانشجویان، تنها یکسوم دانشجویان بخش عمومی را تشکیل بدهند؛ درحالیکه هماکنون بین 70 تا 80% دانشجویان بخش عمومی را تشکیل میدهند.3. شکلگیری نهاد اعتبارسنجی ملی نهادهای آموزش عالی در سال 2003 برای بهبود بخشیدن به کیفیت آموزش عالی.4. تدوین قانون جدید آموزش در سال 2007 که برمبنای آن زیر نظام آموزش دو پایه شد و نهادهای آموزش عالی، به دو گروه دانشگاه و مؤسسه دستهبندی شدند. بهموجب قانون یادشده، دانشگاه نهاد عمومی آموزش عالی است که میتواند به صدور مدرک در همة دورههای آموزش عالی (کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری) بپردازد. و لازم است که در پنج قلمرو علمی که سه قلمرو آن اجباری است فعالیت کند: علوم انسانی (هنر، ادبیات و زبانها)، علوم (ریاضیات و علوم طبیعی) و علوم اجتماعی.مؤسسه آموزش عالی، نهاد آموزش عالی حرفهای بهشمار میآید و دربرگیرندة نهادهایی است که آموزش حرفهای را از سطوح عالی (بسان مؤسسه فنّاوری کامبوج) تا دورههای تخصصی مانند زبان انگلیسی و یا علوم رایانه عرضه میکنند. بسیاری از دانشجویان این مؤسسهها، افرادی هستند که آزمون نهایی دوره میانی را نگذراندهاند.بههرحال، بهموجب گزارشهای رسمی انتشاریافته خصوصیسازی لجام گسیخته موجب افزایش نابرابری در دستیابی به آموزش عالی شده است که میتواند به نابرابریهای اقتصادی- اجتماعی در آینده بینجامد.فیروم لنگ (2010م) در پایاننامة خود این وضعیت را چنین بیان میکند: آنچه که شرایط را پیچیده میسازد، خصوصیسازیبهشکل کنونی و گسترش آموزش عالی، بدون سازوکار سامانیافته است. رشد نرخ بالای بیکاری، بهویژه در میان دانشآموختگان آموزش عالی بخش خصوصی، موضوع کیفیت و پایداری نظام آموزش عالی را با دشواری فزایندهای روبهرو میکند.در سال 1997، دانشگاه نورتون نخستین دانشگاه خصوصی در کامبوج گشایش یافت تا آموزش با هزینههای درخور تأمینی را عرضه کند. از آن پس، بخش خصوصی، بهصورت قارچگونهای رشد کرد. در طی سال 2003-2002، 16 مؤسسه آموزش عالی خصوصی گشایش یافتند. هماکنون 63 نهاد آموزش عالی، در کامبوج به فعالیت مشغولاند؛ از این میان 45 نهاد خصوصی و 18 نهاد عمومی هستند (Leng, 2010, pp. 27-28).ازنظر پژوهشگران، رشد آموزش عالی بخش خصوصی به دو علت انجام شده است: نخست ناکافی بودن حقوق آموزشگران دانشگاههای بخش عمومی که آنها را بهسوی نهادهای آموزش عالی بخش خصوصی میدارند و دوم درگیریهای عقیدتی میان اعضای هیئتعلمی در دانشگاههای بخش عمومی که در دانشگاههای خصوصی یافت نمیشود.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیجدول 1 سیمایی کلی از وضعیت دستیابی به دورههای گوناگون آموزشی را در پنج سال گذشته، به تصویر میکشد.باتوجهبه بازة زمانی گردآوری دادههای جدول 1 (2005م)، دادهها، برآوردی از شمار دانشآموزان و دانشجویان است. ازاینرو این دادهها با دادههای انتشاریافته در سال 2010، در برنامه راهبردی 2013-2009م، ناهمگنی زیادی را نشان میدهد که میتواند نشاندهندۀ وضعیت نه چندان بسامان مدیریت بخش آموزش تلقی شود.اگرچه دادههای جدول 2، از سال 2011 به بعد میتواند پیشبینی وضع آینده بهشمار آید، اما دادههای مربوط به سالهای پیش نیز بهعلت ناهمگنیهای فراوان در اسناد گوناگون نیز چندان دقیق به نظر نمیرسند.وانگهی، اگرچه دانشجویان بخش خصوصی بر شمار دانشجویان بخش عمومی فزونی دارند، همهنگام باید در نظر داشت که بهموجب پژوهشها حدود 70% تا 80% آنها، هزینههای تحصیلی خود را پرداخت میکنند و صرفاً ازنظر نوع مدیریت نهاد آموزش، دانشجوی بخش عمومی تلقی میشوند.دادههای دقیقی درباره شمار آموزشگران نیز در دسترس نیست. بهجای آن، دادهها تنها بیانکننده نیازهایی هستند که در برنامههای راهبردی بازتاب یافتهاند و روایی آنها که در جدول 3 بازتاب یافتهاند، همچنان میتواند مورد تردید باشد.درباره دیگر دادههای جمعیتشناختی، فراگیران و آموزشگران دورههای گوناگون آموزشی، دادههای نسبتاً اندکی وجود دارد که باتوجهبه ناهمگونیهای آنها، روایی آنها نیز میتواند مورد تردید باشند. جدول 4 برخی از آخرین دادههای رسمی انتشاریافته در این زمینه را به تصویر میکشد. همانگونه که دادههای جدول 4 نشان میدهد نرخ خالص دستیابی دختران، اگرچه در سال 2010 نسبت به 2006م بهبود یافته است، اما هرچه از سطح ابتدایی به دوره دوم میانی نزدیک میشویم، افت بیشتری مشاهده میشود. درباره دسترسی به آموزش عالی نیز همچنان دختران حدود یکسوم جمعیت دانشجویی را تشکیل میدهند و در فاصله زمانی 5 سال، تنها 2% به شمار آنها افزوده شده است. داده مربوط به قشربندی اجتماعی فراگیران دورههای آموزشی که در جدول 5 نمایش داده شده است. نکته درخور درنگ در این دادهها، دسترسی بسیار اندک طبقات فرودست به دورههای آموزشی بالاتر است. باتوجهبه خصوصیسازی گسترده آموزش عالی و لزوم پرداخت هزینههای تحصیل ازسوی دانشجویان میتوان انتظار داشت که دسترسی این طبقات کاهش نیز بیابد و یا حتی ناممکن شود. وضعیتی که میتواند به ناموزونتر شدن نظام آموزش عالی کامبوج بینجامد و از چالشهای اساسی پیش روی نظام آموزشی این کشور بهشمار میآید. جدول 5. فراوانی امید به دستیابی فراگیران پنجک نخست فرودستترین طبقات اجتماعی به دورههای آموزشی (2010-2009)دورهآموزشیدوره ابتداییدوره نخست میانیدوره دوم میانیدرصد2/779/163/7 مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیمدیریت نظام آموزشی کامبوج، در ارتباط تنگاتنگی با ایدئولوژیهای حاکم بر این سرزمین بوده است. چنانچه میتوان مدیریت نظام آموزشی را پس از دستیابی به استقلال، چنین چکیدهسازی کرد.در دوره حاکمیت رژیم سیهانوک (1970-1953م)، نظام آموزشی برمبنای ایدئولوژی «سوسیالیسم بودایی» اداره میشد که دربرگیرنده آموزههایی از بودایی و برابرطلبی مارکسیسم و همچنین وفاداری به پادشاه بود. در این دوره، نظام آموزشی گسترش چشمگیری یافت و حدود 20% از هزینههای ملی صرف آموزش میشد. در این دوره 8 دانشگاه گشایش یافتند. بهعلت بافت جمعیتشناختی مردم کامبوج که اغلب کشاورز و
بیسواد بودند، دانشگاهها به استخدام نیروهای خارجی میپرداختند که به افزایش درگیریهای ایدئولوژیک میانجامید.با قدرت رسیدن لون نول (1975-1970م) که طرفدار امریکاییان بهشمار میآمد، آموزش همچنان عنصر اصلی توسعه بهشمار میرفت. اما بهدلیل اختلافات عقیدتی با رژیم به قدرترسیده غربگرا، جنگهای داخلی آغاز شد و امکانات آموزشی نابود و آموزشگران خارجی نیز کشور را ترک کردند. نتیجة آن، افت کیفیت آموزش و بیتناسبی آن بود.دورۀ چهارسالۀ خمرهای سرخ (1979-1975م) فاجعهای برای نظام آموزشی بهشمار میرفت. در این دوره تمامی زیرساختهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور ویران شد و نظام آموزشی بیشترین آسیب را دید؛ چرا که نظام آموزشی پیشین بیکفایت تلقی میشد. خمرهای سرخ مدارس را ویران کردند، مواد آموزشی را سوزاندند و تقریباً تمامی افراد تحصیلکرده را کشتند (Chandler, 2008). آنها تلاش کردند همة اندیشهها و ارزشهای گذشته را نابود کنند و برمبنای اندیشههای پلرپوت، یعنی «سوسیالیسم بدون الگو» نظام آموزشی نوینی را جانشین آن سازند.با اشغال کامبوج ازسوی ویتنام (1989-1979م) و سقوط خمرهای سرخ، و با کمک ویتنام و کشورهای بلوک شرق، نظام آموزشی و آموزش عالی، با سوگیری نوینی بازسازی شد که دو هدف را دنبال میکرد: «مهارتآموزی خوب فنی و سیاسی» و «پافشاری زیاد بر آموزههای مارکسیستی و انقلابی» مانند: نظریههای مارکسیسم- لنینیسم، تاریخ انقلابهای جهانی، زندگی انقلابی و... در نهایت با خروج نیروهای ویتنام از سرزمین کامبوج و آزادسازی اقتصادی در دهۀ 1990 کمکهای کشورهای غربی به نظام آموزشی و آموزش عالی، فزونی گرفت که حاصل آن وضعیت کنونی نظام آموزشی است.مدیریت کنونی نظام آموزشی بهرغم تأثیرپذیری از برخی سیاستهایی که تناسب چندانی نیز با زیستبوم اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کامبوج نیز ندارد، از تمرکزگرایی بالایی برخوردار است. تا پیش از تصویب قانون آموزش در پایان سال 2007، نهادهای آموزش عالی، برمبنای مصوبات شورای وزیران اداره میشد و ازنظر حقوقی چهار وزارت بر آنها نظارت میکردند که هریک از آنها شماری از نهادهای آموزش عالی را کنترل میکردند. این وزارتخانهها عبارت بودند از: وزارت آموزش، جوانان و ورزش، وزارت کشاورزی، وزارت بهداشت و وزارت فرهنگ که هریک به فراخور عرصه کنش خود شماری از نهادهای آموزش عالی را زیر نظر داشتند.ازنظر مدیریت داخلی، همة نهادهای آموزش عالی زیر نظر یک مدیر با یک تا دو قائممقام اداره میشدند. وزارت مربوط، ادارۀ مسائل روزمرة نهادهای آموزش عالی را به این مدیران واگذار میکرد. رده بعدی مدیریت، در سطح گروهها انجام میشود که دارای چهار دفتر، امور اداری، امور مالی، پژوهش و امور ثبتی هستند که دربرگیرنده امور دانشجویی نیز میشود. این ساختار اداری تفاوتهایی نیز در برخی از نهادهای آموزش عالی دارد. همهنگام برخی از نهادهای آموزش عالی که برمبنای همکاریهای دو یا چند جانبه گشایش یافتهاند که از ویژگیهای مدیریتی متفاوتی بهرهمند هستند.برای مثال، تصمیمگیریها در مؤسسه فنّاوری کامبوج برمبنای همکاریهای چندجانبه است که بهوسیلة شورای اداری، انجام میشود و دربرگیرندۀ نمایندگانی از دولت کامبوج، کشورهای کمکدهنده، کارکنان و بخش خصوصی است. شورای اداری رئیس شورا را برمیگزیند که مدیریت امور روزمره این مؤسسه را برعهده دارد. در سطح گروههای ششگانۀ این مؤسسه نیز شورای گروه تشکیل میشود که شورای مطالعات و زندگی دانشجویی نام دارد و در مدیریت این نهاد، مشارکت دارد. اعضای گروهها نیز ازطریق شورای گروه در مدیریت مشارکت مییابند.اما، بهموجب قانون مصوب سال 2007، تغییراتی در مدیریت نظام آموزش عالی ایجاد شده است که برمبنای آنها «شورای عالی ملی آموزش» در رأس هرم این نظام قرار میگیرد.قانون یادآور شده است که این شورا گشایش مییابد و کارویژههای آن عبارت خواهند بود از:·برجسته ساختن پیشنهادها و راهبردهای بلندمدتی که مربوط به توسعه اجتماعی- اقتصادی دولتی پادشاهی کامبوج است؛·ارزیابی بهنگام از عملکرد مربوط به بخش آموزش، مهارتآموزی فنیوحرفهای دولت پادشاهی کامبوج؛·گردآوری منابع برای مصارف آموزش.ترکیب، سازماندهی و عملکرد شوراشورای عالی آموزش بهوسیلة نخستوزیر رهبری خواهد شد. اعضای این شورا، از میان دولتمردانی که از تجربههای آموزشی، سیاسی، اقتصادی، علمی، فنی و فرهنگی برخوردارند، منصوب میشوند.سازماندهی و عملکرد این شورا، در حکم دیگری مشخص خواهد شد. وزارت مسئول امور آموزش و اعتبارسنجی نهادهای کامبوج، دبیرخانه شورای عالی ملی است.در فصل سوم قانون یادشده با عنوان «امور اداری و مدیریت آموزش» زنجیره فرماندهی اداری و مدیریت آموزشی چنین توصیف شده است:زنجیرة فرماندهی اداری و مدیریت آموزشی، از چهار سطح ملی یا سطح مرکزی، استانی یا شهری، منطقهای یا سطح خان و سطح نهادی تشکیل میشود. دورهها و گونههای آموزش نیز در بند 8 قانون آموزش چنین توصیف شده است:سه دورة آموزشی وجود دارد: ابتدایی، میانی و آموزش عالی.دو گونه آموزش وجود دارد: دانش عمومی و فنی و دانش حرفهای. اگرچه «قانون آموزش» در سال 2007 به تصویب رسیده است، ولی اسنادی که نشاندهندۀ تغییرات در نظام آموزش کامبوج باشد، در دسترس نبود. بهویژه اینکه آخرین اسناد مربوط به برنامههای نظام آموزشی، ازسوی وزارت آموزش، جوانان و ورزش انتشار یافته است که در آنها نشانی از شورای عالی ملی آموزش نیست. در مجموع، چنین ارزیابی میشود که ساختار و محتوای قانون تغییر چندانی در مدیریت نظام آموزشی و آموزش عالی ایجاد نمیکند و در صورت اجرا نیز تنها لایهای به دیوانسالاری موجود میافزاید.ساختار سازمانی وزارت آموزش، جوانان نیز ساختاری دیوانسالار و افزونبر دفتر وزیر و دفتر رایزنان دربرگیرندة چهار اداره کل، بازرسی عمومی، دبیرخانة عمومی آموزش همگانی، واحد کنترل امور مالی و دفتر استانی آموزش، جوانان و ورزش است. در ساختار سازمانی وزارت، دو اداره کل با عنوان اداره کل آموزش با هفت دفتر و اداره کل آموزش عالی با سه دفتر بخش آموزش عالی، بخش تربیت آموزشگران و بخش پژوهش علمی، نظام آموزش و آموزش عالی را کنترل میکنند. منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیبرمبنای اسناد انتشاریافته، منابع مالی برنامه راهبردی که براساس بودجه مصوب سال 2008 و بودجة برنامه راهبردی 2011-2009م مورد بازنگری قرار گرفته است، در جدول 6 نمایش داده میشوند.جدول 7 برنامه مالی بازنگریشده طرح راهبردی بخش آموزش را در دورههای گوناگون آموزشی و دیگر هزینههای مربوط به آن را نمایش میدهد.هدف سیاست بلندمدت در تأمین منابع مالی این است که دانشجویانی که توان مالی برای پرداخت هزینههای رسمی و غیررسمی و یا مشارکت در آن را ندارند، از دسترسی به آموزش بازداشته شوند (Ministry of Education, Youth and Sport, 2010a, p. 83) و قرار است سازوکار نوینی تدوین شود که توان پرداخت هزینهها ازسوی دولت، خانوادهها و دیگر
مشارکتکنندگان در آن دیده شود. به نظر میرسد باتوجهبه پیچیدگیهای چنین سیاستهایی، فرصتهای برابر در دسترسی به آموزش و بهویژه آموزش عالی، با چالشهای گستردهای روبهرو خواهند بود. برمبنای چنین سیاستهایی، بودجه پیشبینیشده در برنامة روزآمد شدۀ راهبردهای ملی توسعه در جدول 8 ترسیم شده است.جدول 9 بودجه مورد نیاز برای اجراییسازی برنامه روزآمدشدة راهبردی بخش آموزش (2013-2010م) را نشان میدهد که در مجموع فرایندی فزاینده را دنبال خواهند کرد.جدول 10 نشانگرهای بخش آموزش را برمبنای دورههای آموزشی نشان میدهد. افزونبرآن، سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی و همچنین سهم آن از هزینههای کلی دولت، در این جدول نشان داده میشود که نشاندهندة پایین بودن آن، در مقایسه با میانگین بینالمللی و منطقهای است. درحالیکه در برنامهها از بخش آموزش بهمثابة اولویت در برنامههای ملی یاد میشود.جدول 10. نشانگرهای منابع آموزش عالی (2008م)نسبت فراگیر به آموزشگر49هزینههای کلی عمومی برای آموزشبه نسبت تولید ناخالص داخلی6/1 (2007م)به نسبت هزینههای دولت4/12 (2007م)نسبت هزینههای عمومی برمبنای دورههای آموزشیپیشدبستانی1ابتدایی73میانی21عالی5
(Institut de Statistique de l'Unesco, 2010)
جدول 11 که برمبنای عملکرد سال 2008-2007 تدوین شده است، هزینههای آموزش عالی در بخش خصوصی و عمومی را نشان میدهد. نکته درخور درنگ در این جدول، تفاوت هزینه سرانه دانشجویی در بخش عمومی و خصوصی است. بهموجب دادهها، هزینة سرانة دانشجویی در بخش عمومی 162 دلار امریکا قلمداد شده است. این درحالیاستکه دولت برای دانشجویان بخش خصوصی خود 298 دلار امریکا هزینه میکند که چندان خردورزانه بهشمار نمیآید.جدول 11. هزینههای کلی آموزش عالی برمبنای منابع مالی بخش عمومی و خصوصی (2008-2007م)شمار دانشجویان5031174971125282منابع عمومی برای آموزش عالی150382دلار امریکا150382دلار امریکا09/0%منابع خصوصی برای آموزش عالی14992678دلار امریکا27364415دلار امریکا42357093 دلار امریکا49/0%جمع کل منابع23143060دلار امریکا27364415دلار امریکا50507475 دلار امریکا58/0%سرانه هزینه دانشجویی بخش عمومی162 دلار امریکا162 دلار امریکاسرانه هزینه دانشجویی بخش خصوصی298 دلار امریکا365 دلار امریکا663 دلار امریکاسرانه هزینه کلی دانشجویی460 دلار امریکا365 دلار امریکا403 دلار امریکا
(Orivel, 2009)
برنامهها و اصلاحات پیشرواز سال 2005 اسناد برنامهای گوناگونی برای توسعه بخش آموزش (آموزش ابتدایی، میانی و عالی) تهیه شده است. ازجمله مهمترین اسناد برنامهای، میتوان به «برنامه پشتیبانی بخش آموزش» و «برنامة راهبردی آموزش» اشاره کرد. برنامهای پنجساله برای بازده زمانی 2010-2006م در نظر گرفته شده است. نگاره 1، چکیده این برنامه راهبردی را به تصویر میکشد.آنچه را برنامه راهبردی (نگاره 1) ترسیم میکند بر سه محور اساسی تکیه دارد:·دسترسی برابر؛·افزایش کیفیت و اثربخشی آموزش؛·توسعه نهادی با پافشاری بر تمرکززدایی.اما به نظر میرسد، در قلمرو کنش این محورهای راهبردی، بهویژه در قلمرو آموزش عالی، چندان مورد توجه قرار نمیگیرد؛ چرا که خصوصیسازی لگام گسیخته و افزایش هزینههای آموزش عالی، که در عمل، بیشتر بردوش دانشجویان و خانوادههای آنها بار میشود، نهتنها به عدالت در دستیابی نمیانجامد، بلکه میتواند حتی به دور از دسترس باقیماندن آموزش عالی برای طبقات فرودست، بینجامد. افزونبرآن تجاریسازی آموزش عالی، خود یکی از آفتهای کیفیت، اثربخشی و بهویژه تناسب در این بخش بهشمار میرود. یافتههای
پژوهشهای انجامشده درخصوص آموزش عالی کامبوج نیز بر آن تأکید میکند. و بالاخره در قلمرو توسعه نهادی، چه در اسناد و قوانین به تصویب رسیده و چه در اجرا، نهتنها اثری از تمرکززدایی نیست که تمرکزگرایی بیشتری را نیز نشان میدهد. در واقع، میتوان چنین نتیجه گرفت میان قلمرو نظری، برنامهها و کنشهای انجامشده همگرایی چندانی وجود ندارد.بههرحال، برنامة راهبردی آموزش، بار دیگر در سپتامبر 2010 مورد بازنگری و روزآمدسازی قرار گرفت که نتیجة آن، انتشار سند نوین دیگری با نام برنامة راهبردی آموزش 2013-2009م است. در واقع در برنامه پنجسالة نوین، سیاستهای راهبردی برنامه پیشین، همچنان بهجای خود باقی ماندهاند که میتواند نشان از ناکارکردی در پنج سال گذشته باشد. توضیحات وزارت آموزش جوانان و ورزش درباره برنامه راهبردی نوین نشان از آن دارد که حکایت همچنان به قوت خود باقی است.در این مرحله وزارت میخواهد بیشترین اولویت را برای دسترسی عادلانه به آموزش با کیفیت بالا، بهویژه در دوره آموزش پایه در نظر بگیرد تا برنامه آموزش همگانی تا سال 2015 اجرایی شود. برنامه راهبردی 2013-2009م همچنین بر گسترش آموزش کودکان خردسال (پیشدبستانی) آموزش غیررسمی، مهارتآموزی فنیوحرفهای و افزایش فرصت برای دسترسی به آموزش میانی و عالی پای میفشارد. (Ministry of Education, Youth and Sport, 2010a).در واقع بهروشنی میتوان دید که برنامه پنجساله پیش نه در ادامه که تکرار برنامة پیشین است. در قلمرو آموزش عالی، راهبرد و سیاست اصلاحات دولت نیز سه محور اساسی زیر را پوشش میدهد:·افزایش دسترسی همراه با رعایت عدالت در فرصت ثبتنام برای دستیابی به اهداف سیاست فقرزدایی دولت کامبوج؛·تضمین کیفیت و بهبودبخشی به سطح نهادی و نظام آموزشی؛·تقویت مدیریت نهادی و توسعه آن.بهمنظور پاسخگویی به نیاز رشد سریع آموزش عالی، بخش آموزش در وزارت آموزش، جوانان و ورزش نقش خود را از عامل کنترل و مداخلهگری به تأمین خدمات حرفهای در پایش نظام آموزش عالی تحلیل نظام و تدوین سیاستها تغییر داده است. برمبنای این تغییر، سوگیری در مدیریت، نقشهای اساسی این بخش عبارتاند از:·توسعه راهبردها و سیاستها برای بخش آموزش عالی؛·اختیار دادن به نهادهای آموزش عالی برای انجام عملیاتشان؛·بهبود بخشیدن به کیفیت و اثربخشی آموزش عالی در گسترۀ ملی.سازوکارهای در نظر گرفتهشده برای تضمین کیفیت دربرگیرندۀ ایجاد شورای اعتبارسنجی کامبوج است که از سال 2003 گشایش یافته و در حال ایجاد سازوکاری قانونی برای اداره و اعتبارسنجی آموزش عالی در همة نهادهای آن است. هدف اصلی این شورا ارتقا و تضمین کیفیت، همسو با استانداردهای بینالمللی است. برای افزایش اثربخشی نیز به تعیین ساختار سازمانی، نقشها، کارویژهها و وظایف مربوط به ادارۀ فرایند اعتبارسنجی میپردازد.کتابشناسی
AFP. (2008). Cambodia’s Higher Education Dreams Confront Reality. Cambodia: Phnom Penh.
Ayres, D. (2000). “Tradition, Modernity, and the Development of Education in Cambodia”. Comparative Education Review, 44(4), 440-463.
Chandler, D. (2008). A History of Cambodia (4th ed.). Boulder, Colo.: Westview.
Forsberg, G. and Ratcliffe, M. (2003). Education Sectorwide Approach: Cambodia Education Case Study. Manila: Asian Development Bank.
Institut de Statistique de l'Unesco. (2010). Education en Cambodge. Paris: Unesco.
Kingdom of Cambodia.. (2007). Education Law. Retrieved from: http://www.moeys.gov.kh/en/laws-and-legislations/ law
Leng, P. (2010). Students' Perceptions Toward Private Sector Higher Education in Cambodia. Retrieved from: https://etd.ohiolink.edu/pg_10?0::NO:10:P10_ETD_SUBID:61452
Leth, P. (2007). Report of the Admission Advisor to the Departement of Higher Education for the 2007 Public Scholarship Allocation Process. Phnom Penh: Ministry of Education, Youth and Sport.
MCNamara, Vin. (2007). “Trends in Higher Education and Enrollments”. Attachment for Higher Education Vision 2020. Retrieved from: http://documents.worldbank.org
Ministry of Education, Youth and Sport. (2004). Policy and Strategies on Information and Communication Technology in Education in Cambodia. Retrieved from: http://www. moeys.gov.kh/Includes/Contents/Education/NationalPoliciesEducation/PolicyandStrategiesonICTinEducation.pdf.
Ministry of Education, Youth and Sport. (2005a). Education Sector Support Program 2006-2010. Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/cambodia_education_sector_support_programme_2006-2010.pdf.
Ministry of Education, Youth and Sport. (2005b). Education Strategic Plan 2006-2010. Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/cambodia_education_strategic_plan_2006-2010.pdf.
Ministry of Education, Youth and Sport. (2007a). Four Stage Higher Education Strategy Plan to 2020. Phnom Penh: Author.
Ministry of Education, Youth and Sport. (2007b). Higher Education Vision 2020. Phnom Penh: Author.
Ministry of Education, Youth and Sport. (2008). Cambodia Education Sector Support Project (CESSP): Vision, Strategy and Human Resource Development Plan for Moeys Higher Education (Consultant's Report). Phnom Penh: Author.
Ministry of Education, Youth and Sport. (2009a). Mid-Term Review Report of the Education Strategic Plan and Education Sector Support Program 2006-2010 Implementation. Retrieved from: https://docs.iiep.unesco. org/E027767.pdf.
Ministry of Education, Youth and Sport. (2009b). National Education Congress Summary Report on the Education, Youth and Sport Performance for the Academic Year 2007-08 and the Academic Year 2008-2009 Goals. Retrieved from: https://docs.iiep.unesco.org/E027768.pdf.
Ministry of Education, Youth and Sport. (2010a). Education Sector Strategic Plan 2009-2013. http://planipolis.iiep. unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/cambodia_education_strategic_plan_2009-2013.pdf.
Ministry of Education, Youth and Sport. (2010b). Statistics of Enrollment Bachelor Degree Student at the Early Year 2006-2007/2007-2009. Phnom Penh: Author.
National Institute of Statistics, Ministry of Planning. (2011). General Population Census of Combodia 2008. Retrieved from: https://nada-nis.gov.kh/index.php/catalog/1
Nin, M. B. (2008). Accreditation Council of Combodia Budget Plan. Retrieved from: http://documents.worldbank.org
Orivel, F. (2009). Financing of Higher Education in Cambodia. Phnom Penh: Department of Higher Education, Ministry of Education, Youth and Sport.
Sloper, D. (2004). Technical Assisstance Contributed (for Higher Education). Retrieved from: documents. worldbank.org/
Tully, J. (2005). A Short History of Cambodiafrom Empire to Survival. Crows Nest, N.S.W.: Allen and Unwin.
World Bank. (2010). Higher Education Quality and Capacity Improvement Project. Retrieved from: http://documents. worldbank.org/curated/en/734251468020946567/pdf/493110PAD0P1061ficial0Use0Only01091.pdf.
حمید جاودانی
نظام آموزش عالی کامرون
Cameroonian Higher Education System
پایتخت: یائوندهنوع حکومت: جمهوری چندحزبیزبان رسمی: فرانسوی و انگلیسیمساحت: 457442 کیلومترمربعجمعیت: 19294149 نفر (2010م)تعداد دانشجویان: 150932 نفر (2008م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 2748 نفر (2008م)تولید ناخالص ملی: 52/28 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 0/3% (2013م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 8/13% (2013م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیجمهوری «کامرون» از کشورهای افریقایی است که در انتهای خلیج گینه واقع شده است. این کشور از شمال، با نیجریه و چاد، از شرق با افریقای مرکزی، از جنوب با کنگو، گابن و گینة استوایی و از غرب با نیجریه همسایه است. مردم کامرون از قبایل مختلف تشکیل شدهاند و بافت جمعیتی آن، بهجز در بخشهای حاشیهای، از تراکم چندانی برخوردار نیست. آبوهوای استوایی کامرون موجب پدید آمدن جنگلهای انبوه در آن شده است. کشاورزی 80% از فعالیتهای مردم را تشکیل میدهد که در مناطق آبوهوایی مختلف این میزان متفاوت است؛ در بخش گرمسیر، مردم به بهرهبرداری از جنگل و چوبهای قیمتی، کشت کاکائو، قهوه، موز و نخلهای روغنی مشغولاند. در حاشیة رودخانهها، مانیوک، ارزن و سورگو (از حبوبات حارهای) کشت میشود. در قسمت علفزارهای حارهای مردم به پرورش دام مشغولاند و در شمال، کشت صنعتی پنبه و بادام زمینی رواج دارد. تنها تولید صنعتی این کشور، بهغیراز مواد غذایی، آلومینیوم است. منابع زیرزمینی کامرون عبارتاند از نفت، که سالانه ده میلیون تن تولید میشود و گاز، که هنوز از آن بهرهبرداری نشده است. مبادلات اقتصادی آن ازطریق بندر دوآلا، که مرکز اقتصادی کشور است، انجام میشود.کامرون، در سدة شانزدهم میلادی، مجموعهای از امیرنشینها بود که در آن به شکار بردگان میپرداختند. اروپاییها، از سدة پانزدهم میلادی، به افریقا، و از 1860م، به کامرون راه یافتند. نخست آلمانیها آن را زیر حمایت خود قرار دادند. اما در فاصلة 1916-1914م، میان فرانسویان و انگلیسیها تقسیم شد و در 1919م، کاملاً در اختیار انگلیسیها قرار گرفت. در 1940م، کامرون متحد فرانسة آزاد شد و تحت حمایت این کشور قرار گرفت. در 1959م، بر اثر شدت گرفتن جنبشهای ملی، این کشور خودگردانی داخلی خویش را بهدست آورد و سرانجام در 1960م به استقلال کامل دست یافت.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیدر کامرون سازماندهی و مدیریت آموزش در کلیة سطوح از وظایف اصلی دولت بهشمار میرود. بهموجب قانون اساسی این کشور، دولت وظیفه دارد تسهیلات لازم را برای آموزش همة کودکان فراهم کند. آموزش پایه در این کشور، غیرمذهبی و اجباری است و هیچگونه تبعیض جنسی، عقیدتی و قبیلهای در آن اعمال نمیشود.در این کشور، آموزش بهمثابة اصل تضمینکنندة کیفیت تعلیموتربیت قلمداد میشود. این دیدگاه جایگاه خاصی برای آموزش ترسیم میکند؛ چراکه بنابر آن، آموزش موجب ایجاد منزلت و بهبود تصویر ذهنی انسان و حتی شرایط کار او میشود.از دیگر هدفهای کلی آموزش، در کامرون، تأکید بر هویت ملی است، که ازطریق برنامهریزی آموزشی و توسعة آموزش فنیوحرفهای، موجبات ساختن ملتی سرفراز و ثروتمند را فراهم میکند.ساختار نظام آموزشینظام آموزش کامرون، عمومی است؛ بااینحال، شمار اندکی از نهادهای آموزشی آن، ازسوی بخش خصوصی اداره میشوند. نظام آموزش رسمی از دو زیرنظام فرانسویزبان و انگلیسیزبان تشکیل شده است. زیرنظام فرانسویزبان برمبنای الگوی فرانسوی، بنیاد نهاده شده و در بخش شرقی رایج است، اما الگوی انگلیسی که در بخش غربی رایج است، برمبنای الگوی انگلیسی طراحی شده است. این دوگانگی نظام آموزشی به پیچیدگی آن افزوده است. زیرنظام آموزش عالی از الگوی مشترکی برخوردار است؛ ازاینروی، هریک از دو الگوی آموزشی یادشده از پنج دورة آموزش پیشدبستانی، ابتدایی، راهنمایی (پس از ابتدایی)، میانی و عمومی تشکیل شده است.آموزش پیشدبستانی، نخستین دورة آموزشی غیراجباری است که معمولاً دو سال است. آموزش ابتدایی، که اجباری توصیف شده است، در زیرنظام فرانسوی شش سال و در زیرنظام انگلیسی هفت سال به درازا میکشد. دورة آموزش میانی عمومی در هر دو زیرنظام هفت سال است. دورة آموزش فنی نیز به ترتیب چهار و سه سال است. جدول 1، سیمای روشنتری را از ساختار آموزشی کامرون به تصویر میکشد و نشان میدهد که دوگانگی زیرنظام آموزشی به پیچیدگی فزایندۀ نظام آموزشی انجامیده است که معادلسازی آن را با دشواری روبهرو میسازد.آموزش عالیسیمای آموزش عالی برمبنای متنی که ازسوی رئیس دولت در 1993 ابلاغ شده، شکل گرفته و دربرگیرندۀ 6 دانشگاه بخش عمومی است. این دانشگاهها به موجب حکم یادشده، نهادهایی عمومی، علمی و فرهنگی بهشمار میآیند و از شخصیت حقوقی و استقلال مالی، اداری و علمی برخوردارند. دانشگاههای بخش عمومی از اصول راهنمای زیر پیروی میکنند:·برابری در دسترسی برای تمام کامرونیها؛·استقلال گسترده در قلمرو علمی، مالی و اداری؛·مشارکت آموزشگران، دانشجویان و دیگر کارکنان در تصمیمگیریهای مربوط به آنها؛·باز بر روی زیستبوم ملی، منطقهای و همکاری بینالمللی؛·استفادة خردورزانه و بهینه از زیرساختها و لوازم موجود و پویاسازی همکاری میان دانشگاهی و بینالمللی.آموزشهای فنیوحرفهای، بخش دیگری از آموزش بعد از میانی را تشکیل میدهند که مدیریت آن برعهدة وزارت آموزش عالی نیست. نهادهای عمومی آموزش بعد از میانی همچون مدارس حرفهای ملی، منطقهای یا زیرمنطقهای چنین آموزشهایی را عرضه میکنند. این مراکز آموزشی، بهمنظور پاسخگویی به نیازهای ویژة وزارتخانههای فنی یا اجرای قراردادهای بینالمللی راهاندازی شدهاند. در واقع، آموزش عالی رسمی در دو قلمرو عرضه میشود:الف) آموزش عالی عمومی و دانشگاهی: در این قلمرو آموزش عالی نظری و بلندمدت در دانشکدهها عرضه میشود. این دورههای آموزشی بین چهار تا پنج سال به درازا میکشد. ب) آموزش عالی حرفهای و کاربردی: که دورههای آموزشی کوتاهمدت (دو تا سه سال) و یا بلندمدت اما عملی را دربرگرفته، معمولاً بر روی یک حرفه تمرکز مییابد. چنین آموزشهایی در مدارس عالی عرضه میشوند و انتخاب دانشجویان برمبنای دیپلم تخصصی آنها صورت میگیرد.برخی از مدارس عالی، ازجمله «مدرسة عالی یائونده»، به برگزاری کلاسهای آمادگی میپردازند. هدف از برگزاری این کلاسها، تقویت توان علمی جوانان و افزایش فرصت آنها در دستیابی به موفقیت در آموزش عالی است. لازمة راهیابی به این دورههای آموزشی، موفقیت در آزمون است. بهغیر از چند دانشکده که به عرضة برنامههای آموزشی حرفهای میپردازند و همچنین مدارس عالی که ثبتنام در آنها منوط به گذراندن آزمون است، پذیرش در دانشگاهها برمبنای محتوای پروندة تحصیلی افراد انجام میشود. این فرایند برمبنای اصل آزادی و برابری فرصت در دسترسی به آموزش انجام میشود که دولت باتوجهبه ظرفیت پذیرش دانشگاهها، این حق را برای تمامی کامرونیها به رسمیت شناخته است.فرایند پذیرش در دو مرحله انجام میشود: در مرحله نخست، در ماههای اوت و سپتامبر متقاضیان به تشکیل پرونده در نهاد آموزشی مورد نظر خود میپردازند. در مرحلۀ بعدی، پذیرفتهشدگان با پرداخت مبلغ 50000 فرانک سیفا ثبتنام خود را نهایی کرده، کارت دانشجویی دریافت میکنند.دورة نخست آموزش عالی در دو بخش عمومی و حرفهای عرضه میشود و به دانشآموختگان آن بهترتیب مدرک مطالعات عمومی دانشگاهی و مدرک مطالعات حرفهای دانشگاهی داده میشود.دورة دوم آموزش، یک تا دو سال به درازا میکشد و به دانشآموختگان آن بهترتیب مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد داده میشود. افرادی که مدرک مطالعات عمومی دانشگاهی و یا مطالعات حرفهای دانشگاهی را دریافت کردهاند، میتوانند در دورۀ دوم آموزش عالی ثبتنام کنند.دوره سوم آموزش عالی، سه تا پنج سال پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد طول میکشد. تنها کسانی میتوانند در این دوره، ثبتنام کنند که دارای مدرک کارشناسی ارشد یا معادل آن و مورد تأیید کمیسیونی باشند که دانشجویان این دوره را برمیگزینند.دانشجویان میتوانند این دوره را در دو مسیر طی کنند:·مسیر علمی (آکادمیک) که پس از دریافت مدرک مطالعات ژرف به دریافت دکتری یا فلسفه دکتری میانجامد.·مسیر حرفهای که با «مطالعات عالی تخصصی» آغاز و با دریافت «مدرک مطالعات حرفهای ژرف» پایان مییابد. باتوجهبه اینکه کامرون دارای دو زبان رسمی است، آموزش نیز در دورههای عالی به زبان فرانسه و یا انگلیسی عرضه میشود؛ بنابراین دانشجویان باید به یکی از این دو زبان آشنایی کامل داشته باشند. در جدول 2، دورههای گوناگون آموزش عالی نمایش داده شده است.آموزش عالی از دورقانون مصوب 2001، آموزش از دور را به رسمیت شناخته و از آن بهمثابة الگویی جایگزین برای توسعة آموزش عالی حمایت میکند. درحالحاضر در کامرون سه نهاد آموزش از دور را عرضه میکنند:·مرکز آموزش از دور «دشانگ» که با همکاری «دانشگاه گلف» کانادا به آموزش در زمینة مهندسی و بهویژه مهندسی کشاورزی میپردازد.·مدرسة عالی علوم و فنون اطلاعاتی و ارتباطی که از 2003م در حوزههای مدیریت اطلاعات و اسناد، آموزش ارائه میدهد.·برنامة شبکة علمی «سیسکو» که از 2001م در برخی از نهادهای آموزش عالی به عرضة آموزش از دور مشغول است. این شبکه، با گشودن پردیس دیجیتالی در یائونده آموزشهای دائمی و برخی برنامههای دانشگاهی را ارائه میکند.وضعیت کلی دستیابی به دورههای گوناگون آموزشی در نگاره 1 به تصویر کشیده شده است.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیدر سال 2008، 7/86% از جمعیت دانشجویی در دانشگاههای بخش عمومی ثبت کردهاند. در جدول 3، نمایی کلی از وضعیت دسترسی به آموزش عالی در فاصلة سالهای 2008-2005 به تصویر کشیده شده است.در بررسی سیمای آماری وضعیت دستیابی به آموزش عالی نکات زیر درخور توجه است:·شمار اندک دانشآموختگان دورة میانی نسبت به جمعیت سنی 24-19 سال، که در واقع نشاندهندۀ جمعیت بالقوهای است که میتوانند به آموزش عالی راه یابند. این نسبت در 2008م حدود 4% این جمعیت را تشکیل میدهد.·جمعیت دانشجویی فقط حدود 10% از جمعیت سنی 24-19 سال را پوشش میدهد.· دانشجویان بخش عمومی، حدود 87% از جمعیت دانشجویی را تشکیل میدهند که این امر میتواند ناشی از ناموفق بودن بخش خصوصی در قلمرو آموزش عالی تلقی شود.·جمعیت دانشجویی ازنظر ترکیب جنسیتی بهسوی افزایش سهم دختران گام برمیدارد که در واقع میتوان آن را گونهای همسویی با جهتگیری نظامهای آموزش عالی در سپهر جهانی قلمداد کرد.جدول 4، وضعیت آموزشگران تماموقت در عرصة آموزش عالی را نمایش میدهد. این دادهها نشانگر نسبت نامناسب استاد به دانشجو است که میتواند حاصل گسترش کمّی نامتوازن در بخش آموزش عالی باشد.جدول 4. سیر تحول آموزشگران تماموقت بخش آموزش عالی (2008-2005م)سالرتبة علمی2005200620072008استاد تمام119115151169دانشیار232244275298استادیار1132107411271223مربی (دستیار آموزشی)742786560893دیگر--66156جمع2225222621792748نسبت دانشجو به استاد در بخش عمومی45546155 اگرچه نسبت دانشجو به استاد با میانگینهای جهانی فاصلة زیادی دارد و این امر، ازجمله کاستیهای کیفی نظام آموزش عالی تلقی میشود. اما فزونی کیفی اعضای هیئتعلمی نسبت به مربی میتواند ازجمله نکات مثبت قلمداد شود.خدمات دانشجوییدانشگاههای عمومی، خوابگاههای واقع در شهرکهای دانشگاهی را در اختیار دانشجویان قرار میدهند. همچنین برای این دانشجویان امکان اقامت در شهرکهای کوچک که ازسوی بخش خصوصی ایجاد شدهاند، نیز وجود دارد.افزونبر خوابگاههای دانشگاهی، در هر دانشگاه رستورانهای دانشگاهی از دانشجویان پذیرایی میکنند.بهطورکلی، دانشگاههای بخش عمومی هیچگونه بورس تحصیلی برای دانشجویان در نظر نمیگیرند؛ اما دولت برمبنای نتایج علمی و شرایط اجتماعی دانشجویان به آنها کمک مالی میکند. این کمکها موارد زیر را پوشش میدهد:·کمک به دانشجویان برتر دورههای دوم به بالا؛·کمک به دختران مشغول به تحصیل در رشتههای علوم؛·کمک به دانشجویان دکتری برای انجام سفرهای علمی، به پایان رساندن پایاننامه و فعالیتهای پژوهشی؛·کمک به دانشجویان معلول و دانشجویانی که از طبقات پایین اجتماعی هستند.دریافت این کمکها نیاز به ثبتنام ندارد و رئیس دانشگاه افراد دارای شرایط لازم را به وزارت آموزش عالی معرفی میکند.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیمدیریت نظام آموزشی، گسترده، متمرکز و از پراکنش بالایی برخوردار است؛ بهگونهایکه آموزشهای رسمی زیر نظر سه وزارتخانه مدیریت میشوند:1. وزارت آموزش پایه که مسئولیت تدوین، اجرا و ارزیابی سیاستهای دولت در قلمرو آموزش پایه را برعهده دارد. چکیدة کارویژههای این وزارت، عبارتاند از:·سازماندهی و نظارت بر عملکرد آموزش پیشدبستانی و ابتدایی؛·تدوین و پیگیری اجرای نقشة آموزشی این دورههای آموزشی؛·تدوین هنجارهای مدیریتی و ارزیابی نهادهای آموزشی؛·تدوین و تعیین برنامههای آموزشی و نظارت بر اجرای آنها؛·تدوین و انتشار هنجارها، مقررات و فرایندهای ارزیابی فراگیران؛·مدیریت مهارتآموزی پیوستة آموزشگران و کارکنان بخش؛·مطالعه و پژوهش در زمینة آموزش پایه؛·پیگیری مسائل مدارس قرآنی؛·سازماندهی فعالیتهای مبارزه با بیسوادی در میان کودکان؛·ارتباط با نهادهای بینالمللی آموزش (یونسکو).2. وزارت آموزش میانی که تدوین، اجرا و ارزیابی سیاستهای دولت در قلمرو آموزش میانی عمومی و فنی را برعهده دارد. کارویژههای این وزارت را میتوان چنین برشمرد:·سازماندهی و پیشبرد آموزش میانی عمومی و فنی؛·تدوین برنامههای مطالعاتی و پژوهشی درباره روشهای آموزش میانی عمومی و فنی و نظارت بر اجرای آنها؛·تدوین و پیگیری اجرای نقشة آموزشی در دورة میانی؛·نظارت بر مدیریت اداری و تربیتی ساختارهای آموزش عمومی و خصوصی؛·طراحی و برنامهریزی آموزشی و سیاستهای مربوط به کتابهای درسی دوره میانی؛·مدیریت و آموزش پیاپی کارکنان آموزشی؛·ارتباط با یونسکو.3. وزارت آموزش عالی که بهموجب قانون مصوب دولت در 2004م، مسئولیت تدوین، اجرا و ارزیابی سیاستهای دولت در زمینة آموزش عالی و همچنین سازماندهی و نظارت بر عملکرد آموزش عالی را برعهده دارد. کارهای ویژه این وزارت عبارتاند از:·مطالعه و پیشنهاد راهکارهای مبتنیبر همسویی نظام آموزش عالی با واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی ملی، و بهویژه مسائلی که همسو با نیازهای اقتصاد ملی هستند؛·تضمین ارتباط پیاپی با بخشهای گوناگون زندگی ملی (نهادهای عمومی و فراعمومی و بخش خصوصی) بهمنظور حرفهایسازی آموزش عالی؛·پیگیری و نظارت بر فعالیتهای دانشگاهها، مراکز و نهادهای دانشگاهی بخش عمومی و خصوصی.ساختار سازمانی وزارت آموزش عالی دیوانسالار و اداری، بهغیر از حوزة وزارت و یازده دفتر زیرمجموعه آن، از پنج ادارة کل و هفده زیرمجموعه تشکیل شده است که بیشتر آنها، صرفاً کارویژة اداری دارند، نه مطالعاتی.بهمنظور بررسی مجموعه مسائل مربوط به هماهنگی و موزونسازی فعالیتهای نهادهای دانشگاهی، «کمیسیون هماهنگی دانشگاهها» نیز تشکیل شده است؛ این کمیسیون که اعضای آن را افزونبر رؤسای نهادهای دانشگاهی، مقامات رسمی نیز تشکیل میدهند، زیر نظر وزیر آموزش عالی فعالیت میکند و مسئولیتهای زیر را برعهده دارد:·بازگوکنندة توصیههای شورای آموزش عالی و پژوهشهای علمی و فنی به اقدامات عملی؛·موزونسازی فعالیتهای آموزشی، علمی، فنی و فرهنگی در نهادهای دانشگاهی؛·هماهنگسازی معیارهای جذب، ترفیع و ارتقای آموزشگران دانشگاهی؛·هماهنگسازی معیارهای پذیرش دانشجو باتوجهبه شرایط ویژة هر نهاد دانشگاهی.کنفرانس رؤسای نهادهای دانشگاهی، از دیگر نهادهای ایجاد هماهنگی در عرصة نهادهای دانشگاهی است که سالانه رؤسای دانشگاهها را گرد هم میآورد. مأموریت این کنفرانس چنین برشمرده شده است:·بررسی و حل مسائل عینی مربوط به ادارة دانشگاه؛·برگزاری گردهماییهایی بهمنظور هماهنگی دانشگاهی؛·بررسی مسائلی که ازسوی وزیر آموزش عالی پیشنهاد میشود.در واقع، بهنظر میرسد، این کمیسیون که رئیس آن از میان رؤسای نهادهای دانشگاهی برای دورة دوساله انتخاب میشود، صرفاً به طرح و حل مسائل روزمرة اداری میپردازد و نقشی در برنامهریزیها و سیاستگذاریهای نظام آموزش عالی ندارد.کنفرانس مشابه دیگری نیز برای رؤسای نهادهای آموزش عالی، با عنوان کنفرانس رؤسای نهادهای آموزش عالی ایجاد شده است؛ این کنفرانس که هر سه سال یکبار برگزار میشود زیر نظر وزیر آموزش عالی اداره میگردد. مأموریت این کنفرانس، بررسی مسائل مربوط به توسعة نهادهای آموزش عالی و همکاری میان آنهاست.علیرغم ساختار دیوانسالار اداری حاکم بر نظام آموزش عالی، چنین ادعا میشود که کلیدواژة مدیریت و تأمین منابع مالی این نظام، «مشارکت» است. بنابراین پردیسهای دانشگاهی برای مدیریت اداری و علمی از ساختارهای گوناگونی برخوردارند (شورای اداری، شورای دانشگاه، کمیسیونها و کمیتههای فنی).منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیباتوجهبه ساختار اقتصادی و حکومتی کامرون و همچنین فقر گسترده مردم (حدود 58% از آنها با درآمد کمتر از دو دلار در روز زندگی میکنند (2001م))، بخش گستردهای از منابع بخش آموزش و آموزش عالی ازسوی دولت تأمین میشود؛ بهگونهای که بهموجب آخرین دادههای موجود، 45/61% از هزینههای دانشگاهها و 02/84% از هزینههای این بخش ازسوی دولت تأمین میشود. با وجود چنین وضعیتی، دانشجویان نیز نقش زیادی در تأمین منابع مالی دانشگاهها دارند. به موجب دادههای 2008م، حدود یکچهارم یا 75/24% از بودجه دانشگاهها را دانشجویان تأمین میکنند. روشن است که چنین وضعیتی با سیاست دسترسی برابر به آموزش و بهویژه آموزش عالی همگرایی ندارد؛ چراکه درصد بالایی از شهروندان کامرونی امکان تأمین هزینههای دانشگاهی را ندارند و بهاینترتیب از دسترسی به آموزش عالی بازمیمانند. این مسئله، یکی از چالشهای بنیادین کشورهای فقیر در این بخش از جهان بهشمار میرود.جدول 5 سیمای کلی منابع بخش آموزش را به تصویر میکشد.جدول 5. منابع بخش آموزش (2009-2007م)نسبت فراگیر به آموزشگر46نسبت هزینههای بخش آموزش به تولید ناخالص داخلی9/2نسبت هزینههای بخش آموزش به هزینههای کلی دولت6/16سهم زیر بخشهای آموزش برمبنای دورة آموزشیابتدایی34میانی58عالی8
(Institut de Statistique de l¢ Unesco, 2010)
منابع بخش آموزش عالی با جزئیات بیشتر در جدول 6 نمایش داده شده است.جدول 6. سیر تحول منابع مالی و بودجه بخش آموزش عالی در سالهای 2008-2005 (به میلیون فرانک سیفا)سالعنوان منابع مالی2005200620072008هزینههای بخش آموزش عالی عمومی785/45517106853177201هزینههای عملکردی آموزش عالی عمومی285/41474105166556499هزینهها (منابع مالی) عمومی آموزش عالی952/37417454758164864درصد هزینههای عمومی آموزش عالی نسبت به تولید ناخالص داخلی43/044/050/0درصد هزینههای عمومی آموزش عالی به تمامی هزینههای آموزش عالی عمومی838129/8402/84بودجة وزارت آموزش عالی210/25251443499036474بودجة عملکردی610/20203442109020904بودجة سرمایهگذاری600/448001390015570سهم دانشجویان36/700476/80679223701/11049بودجة دانشگاههای عمومی751/25325503631144627بودجة عملکردی675/20270663057535595بودجة سرمایهگذاری076/5548457369132درصد هزینههای سرمایهگذاری به منابع مالی عمومی8/93/86/248/26
(Ministère de l¢ Enseignement Supérieur du Cameroun, 2009)
برنامهها و اصلاحات پیشروکامرون ازجمله کشورهای جامعه اقتصادی و مالی افریقای میانه است که بهدلیل پایین بودن تولید ناخالص داخلی و بحران اقتصادی دهة 80 نظام آموزشی آن دشواریهای زیادی را پشت سر گذاشته است؛ بحرانی که موجب شد این کشور در شمار کشورهای کمدرآمد قلمداد شود. ازجمله پیامدهای این بحران، کاهش شدید حقوق آموزشگران بود که در کمّیت و کیفیت آموزش تأثیری بسزا داشت. این عقبماندگی تاریخی و مدیریت غیراثربخش آن، موجب شده است که از هر ده نفر دانشآموز دورة ابتدایی فقط شش نفر این دوره را به پایان برسانند. چنین وضعیتی هرم نظام آموزشی کشور را با چالشهای جدی روبهرو ساخته است. در سند تحلیلی بخش آموزش، چالشهای سهگانۀ نظام آموزشی چنین توصیف شده است: ·افزایش کمّی دستیابی به آموزش در دورههای گوناگون که مهمترین آن، رسیدن به میزان دستیابی 100% و به پایان رساندن این دوره، تا 2015م است. علیرغم موفقیت اندک دانشآموزان در دورههای تحصیلی، بهویژه دورة میانی، حدود 15% دانشآموختگان دورة دوم میانی به آموزش عالی دسترسی دارند.·بهبود کیفیت آموزش، دومین چالش نظام آموزشی کامرون بهشمار میرود که نیازمند سرمایههای مالی و انسانی فزاینده در این نظام است. همچنین، افزایش دسترسی به آموزش ابتدایی و میانی، افزایش تقاضا برای دسترسی به آموزش عالی را بههمراه خواهد داشت و چنانچه این افزایش تقاضا، صرفاً با گسترش کمّی همراه شود، کیفیت در نظام آموزش عالی با چالشهای دشوارتری همراه خواهد بود.·بهبود عدالت در دسترسی به آموزش، ازجمله مسائلی است که درحالحاضر نیز نظام آموزشی و بهویژه نظام آموزش عالی با آنها روبهروست. چنانچه بدون توجه به شکافهای موجود منطقهای، اجتماعی- اقتصادی و جنسیتی، نظام آموزشی کشور گسترش یابد، این شکافها ژرفتر خواهد شد.در برابر چنین چالشهایی که نظام آموزشی این کشور را به هماوردطلبی میکشاند، بهنظر نمیرسد راهبردها و برنامههای تدوینشده بتواند پاسخگوی آنها باشد. بهویژه اینکه این برنامهها بیشتر نظری هستند تا عملیاتی.برنامة راهبردی آموزش عالی کامرون تا سال 2020 که برمبنای دو محور تولید دانش و تولید سرمایه انسانی، بنیان نهاده شده است دارای هفت پایه اساسی است:·توسعة آموزش حرفهای به کارآفرین؛·بازآرایی و تنوعبخشی به نقشة آموزش عالی؛·سازمان دادن به پژوهش و نوآوری دانشگاهی؛·مدیریت دیجیتالی در آموزش عالی؛·ارتقا و حرفهایسازی دانشآموختگان و همکنشی با محیطهای اجتماعی- حرفهای؛·تقویت ظرفیتهای هدایت و مدیریت نظام ملی آموزش عالی؛·ارتقای سیاستهای نوین کمک به دانشجویان.برنامة عملیاتی تدوینشده برمبنای برنامة راهبردی نیز هفت محور اساسی زیر را پوشش میدهد:·برنامة عملیاتی حکمرانی نوین دانشگاهی؛·حمایت از بازآرایی آموزش عالی فنیوحرفهای؛·طرح ایجاد منطقة آزاد دانشگاهی در کامرون؛·طرح ایجاد دانشگاه مجازی و تقویت آموزش باز و از راه دور؛·حمایت از وارد ساختن فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالی؛·حمایت از نوآوریهای پر بازده در آموزش عالی؛·برنامة حمایت از سیاست کمک به دانشجویان.این برنامهها که مشخص نیست با چه رویکرد و جهتگیری به اجرا درخواهد آمد ازنظر برخی از کارشناسان «پر پیچوخم و حتی خطرناک» توصیف شده است.از دیگر برنامههای عملیاتی که قرار بوده است از سال تحصیلی 2008-2007 به مرحلة اجرا گذارده شود، همسانسازی دورههای آموزش عالی در کلیه نهادهای آموزش عالی است. این همسانسازی که «نظام کارشناسی- کارشناسی ارشد- دکتری» نام گرفته است اهداف زیر را دنبال میکند:·نوسازی نظام دانشگاهی؛·راهاندازی برنامة درسی انعطافپذیر بهگونهای که دانشجو را به چرخۀ تولید وارد کند؛·تقویت حرفهایسازی آموزشهای دانشگاهی؛·توسعة آموزش پیاپی و همگراسازی اهداف ویژة آموزش و کار؛·اصلاح برنامة درسی بر بنیان یادگیری برای شناخت، یادگیری برای اجرا و یادگیری برای باهم زیستن و باهم بودن؛·افزایش توان جابهجایی دانشجویان و استادان.بهنظر نمیرسد برنامة اصلاحات، که بیشتر جنبه شکلی و باز سازماندهی ساختار آموزش عالی را هدف قرار میدهد، سرانجام به دستیابی به اهداف یادشده بینجامد. در واقع بر پایه این نظام، آموزشهای دانشگاهی در تمامی نهادهای آموزش عالی، به سه دوره تقسیم میشود و بیشتر بر بازة زمانی دورة تحصیلات پافشاری میکند تا محتوا و کیفیت آن.براینمبنا ساختار نظام آموزشی فرایند به تصویر کشیدهشده در نگاره 2 را دنبال خواهد کرد. کتابشناسیجاودانی، حمید. (1383). «نظام آموزش عالی کامرون». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج. 2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.
Arredondo, J., Iyer, N., Garnier, M., Mawila, K., Naik, P., and Schneider, R. (2003). Assessment of Graduate Management Educution in Cameroon. Michigan: William Davidson Institute.
Central Intelligence Agency. (2010). “Cameroon”. The word Factbook. Retrieved from: www.cia.gov
EP-Nuffic. (2009). Country Module: Repubic of Comeroon. Retrieved from: http://www.nuffic.nl/international-organizations/docs/diploma-recognition /country-modules/ country-module-republic-of-cameroon.pdf.
Fonkeng, George E. and Ntemb, Augustin N. (2009). “Higher Education and Economic Development in Africa: The Case of Cameroon”. Educational Research and Review, 4(5), 231-246.
Institut de statistique de l¢ Unesco. (2010). Education au Cameroun, Afrique Subsaharienne. Paris: Unesco.
Josué, T. T. (2007). ICT in Education in Cameroon. Retrieved from: http://www.infodev.org/infodev-files/resource/Infodev Documents_390.pdf.
Ministère de l'Enseignement Supérieur du Cameroun. (2008). le Programme d¢ Appui a¢ la Composante Technologique et Professionnelle de l¢ Enseignement Supérieur. Yaoundé: Author.
Ministère de l'Enseignement Supérieur du Cameroun. (2009). Annuaire Statistique 2008 de l’Enseignement Supérieur. Yaoundé: Author.
Ministère de l'Enseignement Supérieur du Cameroun. (2010a). Egalité d¢ Accès, Les Conditions d¢ Accès et les cycle de Formation. Retrieved from: www.minesup.gov.com
Ministère de l'Enseignement Supérieur du Cameroun. (2010b). Généralités sur l¢ Enseignement Supérieur, Camerounais. Retrieved from: www.minesup.gov.com
Ministère de l'Enseignement Supérieur du Cameroun. (2010c). Le Guide des Etudes Supérieur au Cameroun. Retrieved from: www.minesup.gov.com
Ministère de l'Enseignement Supérieur du Cameroun. (2010d). Le Système Universitaire Camerounais. Retrieved from: www.minesup.gov.com
Ministère de l'Enseignement Supérieur du Cameroun. (2011a). Coordination Universitaire. Retrieved from: www.minesup. gov.com
Ministère de l'Enseignement Supérieur du Cameroun. (2011b). Organisation du Ministère de l¢ Enseignement Supérieur (DECRET N. 2005/142/du29 Avril 2005). Retrieved from: http://www.cm-minsante-drh.com/site/images/ stories/arreteconcoursfeltp.pdf.
PÓle de Dakar. (2010). Pyramid Educatif de Cameroun. Retrieved from: https://poledakar.iiep. unesco.org/en
World Bank. (2003). Rapport d’État du Système Éducatif National Camerounais: Éléments de Diagnostic Pour la Politique Éducative Dans le Contexte de l’EPT et du DSRP (French). Retrieved from: http://documents.worldbank.org/ curated/en/527681468016451470/pdf/590810ESW0CM0P1oon120031fr01PUBLIC1.pdf.
Yengonong, J. (2003). Enseignement supérieur au Cameroun – un Systeme en Crise, La Reforme: un Impratif. Yaoundé: Bulletin Version 3.7.0.
http://fr.excelafrica.com/
حمید جاودانی
نظام آموزش عالی کانادا
Canadian Higher Education System
پایتخت: اتاوانوع حکومت: پارلمانیزبان رسمی: انگلیسی و فرانسویمساحت: 9970610 کیلومترمربعجمعیت: 35344962نفر (2011م)تعداد دانشجویان: 1996200 نفر (2012م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 42000 نفر (2013م)تولید ناخالص ملی: 573/1 تریلیون دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 3/5% (2011م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 2/12% (2011م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی«کانادا» که نیمی از بخش شمالی قارة امریکا را تشکیل میدهد، ازنظر گستره، دومین کشور جهان بهشمار میآید. این کشور، به ده استان گسترده تقسیم شده است و طولانیترین مرزهای آبی دنیا را در اختیار دارد. این کشور از سمت جنوب با ایالات متحده، 8891 کیلومترمربع مرز مشترک دارد. از شمال به قطب منتهی شده و در اقیانوس منجمد شمالی نیز با روسیه مرز آبی دارد. هوای سرد و شرایط سخت جوّی در شمال، موجب شده است فقط 12% از سرزمینهای شمالی این کشور برای سکونت و کشاورزی مناسب باشد؛ بههمینجهت، بیشترین جمعیت سیوپنج میلیون نفری کانادا در حوالی مرزهای جنوبی آن که از آبوهوای ملایمتری برخوردار است، زندگی میکنند. این کشور، کشور دریاچهها نیز هست و از میان استانهای آن، دو استان «مانیتوبا» و «انتاریوی» شمالی، بیشترین مساحت آب را به خود اختصاص دادهاند.در 2011م سازمان آمار کشور کانادا جمعیت کانادا را 35962344 نفر گزارش داده است (www.statcan.gc.ca) که در استانهای مختلف کشور، زندگی میکنند. براساس آمار 2013م، جمعیت دانشجویی کشور، برحسب تعداد ثبتنام، 1200699 است که از این تعداد، 1446148 نفر، دانشجوی تماموقت و 530052 نفر، دانشجوی پارهوقت هستند.اقتصاد کانادا بر صنایع سنگین، جنگل و صنایع چوب، استخراج نفت و گاز، معادن، تولید برق و تولیدات کارخانهای متکی است (2013م). میزان بیکاران 7%، و میزان تورم آن 1/1% گزارش شده است.ازنظر اجتماعی، میزان رضایت مردم کانادا از زندگی 80% گزارش شده است (2009م). مصرف سیگار از 2003م تا 2009م در میان زنان و مردان کاهش یافته بود (2013م).تاریخچة آموزش عالیامروزه در کانادا تحصیلات دانشگاهی اصلی اساسی برای بهزیستی حال و آیندة مردم (و فرد) و نیز یکی از حقوق شهروندی بهشمار میرود. در این کشور، از نظام آموزش عالی انتظار میرود که در هر دورهای از آموزش، بهلحاظ تدریس، یادگیری، خدمات و پژوهشها، به کیفیت توجه جدی داشته، تأمینکنندة قابلیت دسترسی، قابلیت تحرک و انتقالپذیری، تناسب و تفاهم، پژوهش و دانشپژوهی، و نیز مسئول و پاسخگوی مردم در اختصاص منابع به آموزش عالی باشد؛ بهگونهای که به بیشترین ارزش آفرینی بینجامد و همسوی با توسعه پایدار باشد (Council of Ministers of Education, 1999).مجموعة آموزش عالی کانادا، حدود 100 مؤسسه، مدرسة عالی و دانشگاه متشکل از دورههای گوناگون تحصیلی را شامل میشود (www.univan.ca). برخی از این مؤسسات، دارای وسعت فراوان و دورههای کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری هستند و پژوهشهایی را در سطح ملی و بینالمللی عرضه میکنند. برخی از دانشگاهها نیز خصوصی و کوچکاند و مدارس عالی در رشتههای مختلف فنی، هنری یا علوم انسانی را شامل میشوند و بالاترین مدرک عرضه شده در آنها، در حد کارشناسی ارشد است. برخی دیگر از مؤسسات آموزش عالی نیز مختص آموزشهای تخصصی در رشتههایی نظیر مهندسی، هنر، طراحی یا کشاورزیاند.نخستین دانشگاه کانادا، که در 1663م در کبک بنا شده است، که از قدیمیترین دانشگاههای امریکای شمالی بهشمار میرود. نخستین دانشگاههای کانادا را افراد مذهبی بنا نهادند و برنامة آنها نیز بر آموزش و تعلیموتربیت تمرکز داشت. سپس این دانشگاهها تبدیل به مؤسسات امروزی علوم انسانی شدند.در کانادا دانشگاههایی نیز وجود دارند که متخصص آموزش از دور هستند و این کشور در این زمینه، مدعی رهبری جهانی است، بهطوریکه دانشگاه «آتاباسکا» در ایالت «آلبرتا» با بیش از چهل سال تجربه (تأسیس 1970م) و بیش از سی هزار دانشجو در 2013م، باسابقهترین دانشگاه در این زمینه بهشمار میآید میشود (www.athabaskau.ca).علاوهبراین، کانادا در عرصة آموزش نظری همراه با تمرین عملی نیز پیشتاز است. بسیاری از دانشگاههای این کشور، نیز برنامههایی برای تبادل دانشجو با دانشگاههای خارجی دارند و به دانشجویان فرصت میدهند به مدت یک یا دو نیمسال تحصیلی در دانشگاههای خارج از کشور تحصیل نموده، از دانشگاه کانادایی مدرک دریافت کنند.دانشگاههای کانادایی، واحدها یا دروس آموزش عالی عمومی و تخصّصی را به زبانهای انگلیسی و فرانسه یا هر دو زبان، در شهرهای بزرگ و کوچک و به شکل حضوری یا ازطریق آموزش از دور، که امروزه ازطریق بزرگراههای الکترونیکی انجام میپذیرد، عرضه میکنند. در کانادا به غیر از برخی موارد استثنایی، بیشتر دانشگاهها عمومی هستند و هزینههای آموزش عالی را دولت و دانشجویان بهصورت مشترک پرداخت میکنند. هریک از دانشگاههای کانادا، با اینکه برنامهها و اهداف آیندة خود را بهصورت مستقل تنظیم میکنند، با دانشگاههای دیگر نیز مشارکت و همکاری دارند تا بتوانند برنامههای همگونی عرضه کنند؛ ازاینروی، در این دانشگاهها، برنامههای درسی، بهخصوص در سطح تحصیلات تکمیلی، ازنظر کیفی، همسان است.قانون اساسی کانادا به همة استانها در زمینههای مختلف، ازجمله آموزش، استقلال داده و دولت فدرال بر آموزش و پاسخگویی به نیازهای آموزشی نظارت دارد. همچنین از اولین سالهای سده بیستم میلادی، یعنی از زمانیکه چهار استان غربی کانادا (بریتیش کلمبیا، آلبرتا، سسکتچوان و مانیتوبا) دانشگاههایی شبیه به دانشگاههای ایالات متحدة امریکا تأسیس کردند، دولت در آموزش عالی فقط نقش نظارتی ایفا کرده است.آموزش عالی کانادا، به پژوهش توجه جدی داشته و در این زمینه، از حمایت دولت فدرال نیز برخوردار بوده است. در این راستا، در 1916م، شورای پژوهشهای ملی، با هدف حمایت از پژوهشگران دانشگاهها و دانشجویان تحصیلات تکمیلی برای انجام پژوهش تأسیس شد؛ اما بعد از جنگ جهانی دوم، حمایت و تلاش دولت در توسعة آموزش عالی و توان پژوهشی، ازطریق اختصاص بودجههای پژوهشی و کمکهای مالی به استانها، برای کمک به بودجة اجرایی دانشگاهها، صورت جدیتری به خود گرفت.توجه به پژوهش و حمایت از آن در نظام دانشگاهی کانادا، به این کشور جایگاه ویژهای در تولید دانش جهانی داده است. در پروندة پژوهشی کانادا، کشف انسولین در دهة 1920، تولید پلاستیکهای تجزیهناپذیر در مقابل آفتاب، توسعه و بهبود محصولات کشاورزی، اختراع اولین لوزالمعدة مصنوعی، تشخیص ژن مولّد کیست، و اختراع دستگاه تنظیم ضربان قلب الکترونیکی، ثبت شده است.در این کشور، بخش عمدة پژوهشهای دانشگاهی در حوزة پژوهشهای بنیادی است، اما پژوهشهای کاربردی هم در کنار آن انجام میگیرد. اطلاعات جمعآوریشده در شورای پژوهشهای علوم طبیعی و مهندسی و شورای پژوهشهای ملّی بر این دلالت دارد که پژوهشها و ابتکارات دانشگاهی، منجر به اشتغال مستقیم هشت تا ده هزار نفر شده و درآمد سالانة شرکتهایی که در زمینة پژوهشهای دانشگاهی تأسیس شدهاند، بیشتر از یک میلیون دلار در سال است.پژوهش، بخش لازم و مکمّل آموزش در دانشگاههای کاناداست. پژوهش علمی شامل اکتشافات آزمایشگاهی و عرضة دیدگاههای تازه درباره رفتار انسان، هنر، تاریخ و جهان، نقش بسیار مؤثری در تدریس و تعلیم در آن کشور دارد. سهم کانادا در تولیدات علمی جهان 4% است و ازنظر تعداد مقالات علمی، در بین 107 کشور، در رتبة هفدهم دنیا قرار دارد. در این کشور، در 1993م، میزان سرمایهگذاری مالی برای پژوهشهای دانشگاهی حدود 270 میلیون دلار بوده، که در 1988م حدود سه برابر شده است؛ اما در مقایسه، میانگین سرمایهگذاری پژوهشی در کانادا حدود نصف دیگر کشورهای صنعتی دنیاست. این بودجه در 2013م به حدود یک بیلیون دلار رسیده است (www.univcan.ca).آمارهای آموزش عالیاختصاص بودجههای عمومی، شامل بودجههای فدرال و بودجههای استانی، پس از جنگ جهانی دوم، سبب رشد چشمگیر ثبتنام در دانشگاهها، ایجاد دورههای تحصیلات تکمیلی، امکانات پژوهشی و عرضة برنامههای درسی تازه شد. در این زمینه، میزان ثبتنام دانشجویان تماموقت از 1955م تا 1962م، دو برابر شد. این میزان دوباره بین دورة هفتساله 1969-1962م نیز دو برابر شد و 19 دانشگاه جدید در پاسخ به تقاضای جمعیت علاقهمند به کسب آموزش عالی، تأسیس شد. ورود زنان به دانشگاهها، یکی از علل تداوم افزایش دانشجویان بوده است. از 1980م تاکنون، میزان شرکت زنان در آموزش عالی تقریباً دو برابر شده است تا جاییکه امروزه بیش از 50% از دانشجویان تماموقت دانشگاههای کانادا را زنان تشکیل میدهند.کانادا، ازنظر میزان جمعیت دانشجویی، در مقام دوم جهان، پس از امریکا، قرار دارد (www.statcan.gc.ca). آمارهای 2010م نشان میدهند 2/1 میلیون دانشجو در پردیسهای دانشگاههای کانادا مشغول به تحصیل بودهاند. از این تعداد، 755000 دانشجو در سطح کارشناسی، 143000 دانشجو در سطح تحصیلات تکمیلی کارشناسی ارشد و دکتری، بهطور تماموقت و حدود 275800 دانشجو نیز بهطور پارهوقت ثبتنام کرده بودند. تعداد دانشجویان تماموقت طی سی سال گذشته، از 1980م تا 2010م بیش از دو برابر شده است (Association of Universities and Calleges of Canada, 2011). همچنین 56% این دانشجویان را زنان، و 10% آنها را دانشجویان بینالملل تشکیل میدادند.مدارک و مدارج دانشگاهیدر کانادا، دانشگاهها و مؤسسات آموزشی، عرضهکنندة مدرک تحصیلی هستند. مدارس عالی نیز واحدهای کاربردی فنیوحرفهای را ارائه میکنند. امروزه تفاوت میان تحصیل در دانشگاه و مدارس عالی بسیار کمتر از ده سال قبل شده است و در نتیجه، انتقال از مدارس عالی به دانشگاه آسانتر شده و حتی تعدادی از دانشگاهها، برنامههای مشترکی با مدارس عالی دارند و به دانشجویان خود امکان میدهند مطالعات علمی را با فرصتهای یادگیری کاربردی متداول در مدارس عالی ترکیب کنند؛ برای مثال، در ایالت بریتیش کلمبیا، دانشجویان میتوانند تحصیلات خود را از یک مدرسة عالی شروع کنند سپس برای کسب مدرک دانشگاهی، واحدهای قبولشده را به دانشگاه انتقال دهند (Purcell, 1996).برنامههایی که برای دریافت مدرک کارشناسی ارائه میشود عموماً به سه یا چهار سال تحصیل تماموقت (بسته به قوانین هر ایالت) نیاز دارند. در ایالتهایی که مدرک کارشناسی را پس از طی دورة سهساله میدهند، معمولاً یکسال مطالعة بیشتر برای دریافت درجة کارشناسی ممتاز، لازم است تا بتوان وارد دورههای تحصیلات تکمیلی شد. در برخی ایالتها، بهجای یکسال تحصیل بیشتر و کسب درجة کارشناسی ممتاز، میتوان کار پژوهشی انجام داد. در کل کسب درجة کارشناسی ممتاز، پیشنیاز ورود به تحصیلات تکمیلی است، اما هر مؤسسهای پیشنیازهای ورود به دورههای تحصیلات تکمیلیاش را خود مشخص میکند. در سطح کارشناسی، دانشجویان موضوعی کلّی را برای مطالعه انتخاب میکنند و برای دانشآموخته شدن نباید معدل آنها از میزان مشخصی کمتر باشد. در برخی دانشگاهها، انتخاب تعدادی واحد درسی برای دانشجویان سال اول اجباری است.در مجموع، برای کسب مدرک کارشناسی دانشگاهی، چهار سال تحصیل تماموقت، پس از پایان دبیرستان، لازم است. تکمیل دورة کارشناسی در رشتة حقوق مستلزم سه سال تحصیل تماموقت است.دورة کارشناسی ارشد مستلزم حداقل دو سال تحصیل تماموقت است و شامل گذراندن تعداد مشخصی واحد درسی، نوشتن رساله، انجام کار عملی یا کار پژوهشی میشود. دورة دکتری نیز عموماً مستلزم حداقل سه تا چهار سال تحصیل تماموقت است، که حداقل یک سال آن باید در پردیس دانشگاه صرف شود. با اینکه لازمة پذیرفته شدن در دورة دکتری داشتن مدرک کارشناسی ارشد است، اما در برخی از دانشگاهها، امکان گرفتن پذیرش مستقیم از دورة کارشناسی به دکتری نیز وجود دارد.پذیرش دانشجومعیارهای پذیرش به برنامههای دانشگاهها و دانشکدههای متفاوت هر دانشگاه بستگی دارد. پیشنیاز عادی ورود به برنامههای کارشناسی هنر و علوم، تکمیل موفقیتآمیز برنامههای علمی دورة دبیرستان است. در ایالت کبک، داوطلبان ورود به دانشگاه، پس از پایان کلاس یازدهم، باید دو سال تحصیلات پیشدانشگاهی را بگذرانند. برای ورود به رشتههای تخصّصی، نظیر مهندسی، امور تجاری، آموزش و روزنامهنگاری، کسب نمرات بالای علمی از شرایط لازم است.دانشجویان خارجی، اگر زبان آنها انگلیسی یا فرانسه نباشد، علاوهبر معیارهای عمومی پذیرش، باید به زبان آموزش دانشگاهی (انگلیسی یا فرانسه) نیز مسلط باشند؛ برای مثال، دانشجویانی که در دانشگاههای انگلیسیزبان قصد تحصیل دارند، باید حداقل نمرة تعیینشده ازسوی دانشگاه را در آزمون تافل یا دیگر آزمونهای مورد تأیید کسب کنند. چنین شرایطی در دانشگاههای فرانسویزبان کانادا نیز وجود دارد. ازآنجاکه مراحل اخذ پذیرش حدود شش الی دوازده ماه بهطول میانجامد، دانشجویان خارجی علاقهمند به تحصیل در دانشگاههای کانادا، باید با دانشگاه کاناداییای که مایل به تحصیل در آن هستند از حدود یکسال قبل در تماس باشند. معیارهای پذیرش و نحوة ارزیابی صلاحیت دانشجویان هر دانشگاه ازطریق هیئت داوران خاص همان دانشگاه تعیین میشود. هیچ سیاست ملّیای درباره ارزیابی مدارک تحصیلی خارجی وجود ندارد. برای ورود به دانشگاه در سطح کارشناسی نیز هیچ نوع آزمون ورودی سراسریای به عمل نمیآید. البته در برخی از دانشگاهها برای ورود به برخی از دورهها، گذراندن آزمونهای خاص، نظیر GRE (Graduate Record Examination)، آزمون ورودی دورة کارشناسی ارشد، نیاز است. سال تحصیلی دانشگاهها از ماه سپتامبر آغاز شده تا ماه مه ادامه دارد و به شکل نظام دو نیمسال است. برخی از دانشگاهها نیز در سه نیمسال اداره میشوند و در همة طول سال واحدهای درسی ارائه میکنند (Bond and Lemasson, 2000).هزینة تحصیلشهریة دانشگاه را دانشجو و دولت بهصورت مشترک پرداخت میکنند که البته سهم شهریة دانشجویی در سالهای اخیر افزایش پیدا کرده است. درحالحاضر، متوسط شهریة دانشجویی، حدود 25% از هزینة تمامشده برای دانشگاه است، درحالیکه در 1980م شهریة دانشجویی حدود 13% از هزینة تمامشده بود. البته تفاوتهایی در سطح استان و مؤسسات آموزش عالی نیز وجود دارد. اکنون متوسط شهریة سالانه در دانشگاههای کانادا حدود 2500 دلار کاناداست. در بیشتر دانشگاهها، دانشجویان خارجی باید شهریهای بالاتر از شهروندان کانادایی بپردازند.هزینة کتاب و بقیة مخارج زندگی در استانها و دانشگاههای مختلف نیز متفاوت است. هزینة کتاب در برخی رشتههای دانشگاهی، به هزار دلار در سال میرسد. بیشتر دانشگاهها، خوابگاه و غذا را با قیمت بهنسبت مناسب در اختیار دانشجویان قرار میدهند، اما بسیاری از دانشجویان ترجیح میدهند خارج از خوابگاه زندگی کنند. دولت فدرال و ایالتی وامهای دانشجویی را براساس نیاز مالی به دانشجویان پرداخت میکند. اغلب دانشگاهها نیز به دانشجویان زبده، بورس دانشجویی میدهند. در دورههای تحصیلات تکمیلی، کمکهای مالی متنوعی به شکل بورس و دستیاری استاد یا دستیاری پژوهش پرداخت میشود.شهریة دانشگاه، فقط حدود 35%-25% از مخارج زندگی را طی دوران دانشگاهی تأمین میکند و مخارج کتاب و لوازم تحصیل، فعالیتهای دانشجویی، مسکن و غذا، پوشاک و رفتوآمد، بیمه و تفریحات، به حدود بیش از دو برابر شهریة دانشگاه میرسد (Paul and Elder, 2002; www.univcan.ca).آموزش عالی کانادا و جهانیشدندر بیانیة اخیر (1995م) انجمن دانشگاهها و مدارس عالی کانادا، درباره جهانیشدن دانشگاههای کانادا، جهانیشدن دانشگاه، بهعنوان ضرورتی حیاتی برای آیندة کانادا و افزایش کیفیت آموزش عالی کانادا در آینده، معرفی شده است.تعداد دانشگاههای کاناداییای که به جهانیشدن متعهد میشوند در حال افزایش است. هر دانشگاه، باتوجهبه تاریخچه و ویژگیهای خود، بر بعد خاصی از جهانیشدن تأکید دارد؛ اما همة این دانشگاهها، به دنبال اهدافی نظیر ارتقای نیروهای انسانی ازطریق آموزش افراد باصلاحیت و دارای مهارتهای اساسی در زمینههایی که سبب ارتقای کانادا در رقابتهای بینالمللی میشود، هستند (Bond and Lemasson, 2000). در این زمینه، از حضور دانشجویان و استادان سایر نقاط دنیا در آموزش عالی کانادا استقبال میشود. در سالهای اخیر، بیش از سی هزار دانشجوی خارجی در سطح تحصیلات کارشناسی و تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد و دکتری) در دانشگاههای کانادا ثبتنام کردهاند. آموزش عالی کانادا نیز فعالانه در حال توسعة برنامههای آموزش عالی در جهتی است که طبیعت جهانی دانش را منعکس کند؛ برای مثال، براساس برنامههای همکاریهای بین کشوری دورههای تحصیلی تازهای در حال توسعه است که به دانشجویان امکان میدهد یک دورة کاری و تحصیلی را در خارج از کشور تجربه کنند.فنّاوریهای آموزش از دور نیز در راستای دستیابی به اهداف جهانیشدن، رو به توسعهاند. علاوهبراین، برنامة تبادل دانشجو و استاد، در تولید دانش جدید و عرضة راهحلهای تازه برای مشکلات مشترک اهمیت ویژهای یافته است. از 1996م، دانشگاههای کانادا حدود 1800 موافقتنامه در زمینة تبادلات علمی- پژوهشی بینالمللی منعقد کردهاند که شامل تبادل دانشجو در بیش از 100 دانشکده در دنیا و نیز تبادل استاد و انجام پژوهشهای مشترک در بسیاری از شاخهها، بهویژه مهندسی، است. در تداوم جهانیشدن، دانشگاههای کانادایی توجه خاصی به مؤسسات علمی کشورهای درحالتوسعه دارند. تا 1995م، بیش از دو هزار طرح توسعه، از کشاورزی تا علوم دریایی، با همکاری این مؤسسات و با مشارکت استادان، پژوهشگران، دانشجویان و مجریان طرفین انجام شده است (www.idrc.ca). تعداد دانشجویان بینالمللی نیز در فاصله پانزده سال از 1995م تا 2010م، و در مقایسه با پانزده سال از 1980م تا 1995م بیش از سه برابر شده است و تعداد دانشجویان بینالمللی از 25500 در 1995م به 90000 دانشجو در 2010م رسیده است.سه مؤسسة عمدة پژوهشی در کانادا عبارتاند از: شورای پژوهشهای پزشکی، شورای پژوهش علوم طبیعی و مهندسی و شورای پژوهش علوم اجتماعی و انسانی. این شوراها، مسئول تشویق و اشاعة نهادهای پژوهشی، برقراری ارتباط بین فعالیتهای پژوهشی دانشگاه با مسائل و مشکلات اجتماعی و اقتصادی کانادا، ارتقای کیفی کارکنان پژوهشی و نیز مسئول انتقال نتایج پژوهشهای دانشگاهی به بخشهای خصوصیاند (Association of Universities and Colleges of Canada, 2011).دانشگاهها در زندگی جامعة کانادایی نقش حیاتی دارند؛ ایجاد مهدهای کودک و درمانگاههای پزشکی، مشاوره دادن به شرکتهای کوچک خصوصی، تأسیس نگارخانهها و موزهها و تولید برنامههای تلویزیونی و نمایشی ازجملة این کارهاست. همچنین در مقابل ایستگاههای رادیویی تجاری و عمومی، یک ایستگاه رادیویی دانشگاهی وجود دارد که سراسر کشور را پوشش میدهد.دانشگاههای کانادا در بسیاری از جهات قابل مقایسه با دانشگاههای امریکا هستند: آنها ازلحاظ ساختار دانشکدهها، هیئتعلمی و هیئتامنا اشتراکاتی با هم دارند. تفاوت عمدة بین نظام آموزش عالی این دو کشور، در این است که بیشتر دانشگاههای کانادایی عمومیاند، درحالیکه بسیاری از دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی امریکا خصوصیاند و میانگین شهریة دانشگاه در کانادا، کمتر از میانگین شهریه در امریکاست. ازلحاظ کیفیت آموزشی و منابع مالی، دانشگاههای کانادا، در مقایسه با دانشگاههای امریکا، از مشابهت و یکدستی بیشتری برخوردارند.دانشگاههای امریکا و کانادا مشکلات مشترکی نیز دارند؛ یکی از این مشکلات، فراوانی دانشجویانی است که پس از ورود به آموزش عالی هرگز دانشآموخته نمیشوند؛ این مشکل در سطح تحصیلات تکمیلی نیز صادق است. دانشجویان، واحدهای درسی خود را میگذرانند، ولی بهسبب فعالیتهای شغلی، فرصت نوشتن رساله را پیدا نمیکنند. دانشگاهها بهمنظور حل این مشکل، قوانین و مقررات جدی برای زمانبندی پایان دورههای مختلف، وضع کردهاند؛ برای مثال، از 1998م، دانشجویان دورة دکتری باید آزمون فراگیر را تا پایان سال دوم با موفقیت بگذرانند در غیر این صورت مشروط میشوند و اگر طی مدت زمان تعیینشده موفق به گذراندن آن نشوند، باید از ادامة تحصیل انصراف دهند (www.carleton.ca).جدولهای زیر به تغییرات قابلتوجه جمعیت دانشجویی ازنظر تماموقت یا پارهوقت بودن، سن دانشجویی برای تحصیل در دورههای کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، و نسبت سنی و نسبت جنسی طی سی سال اخیر، از 1980م تا 2010م اشاره دارد. این جدولها برحسب آمارهای ارائهشده ازسوی انجمن دانشگاهها و دانشکدههای کانادا در 2011م تهیه شدهاند.جدول 1. روند ثبتنام دانشجویان تماموقت و پارهوقت در سی سال اخیر (2011م)2010200019901980تماموقت750000530000490000330000پارهوقت240000210000280000205000جدول 2. روند ثبتنام دانشجویان کارشناسی تماموقت برحسب سن در سی سال اخیر (2011م)2010200019901980زیر 22 سال48000031000027000020000024-22 سال1900001500001400009000035-25 سال9000060000520004000035 سال به بالا1400013000120002000جدول 3. روند ثبتنام دانشجویان کارشناسی پارهوقت برحسب سن در سی سال اخیر (2011م)2010200019901980زیر 22 سال4100030000260001800024-22 سال5100042000410003200035-25 سال80000690001000009300035 سال به بالا640007000011000069000جدول 4. روند ثبتنام دانشجویان تحصیلات تکمیلی تماموقت و پارهوقت در سی سال اخیر (2011م)2010200019901980تماموقت کارشناسی ارشد82000490003600022000پارهوقت کارشناسی ارشد31000290002800021000تماموقت دکتری46000220001900010000پارهوقت دکتری3000370045003000جدول 5. نسبت دانشجویان تحصیلات تکمیلی تماموقت و پارهوقت بالاتر از سی سال در سی سال اخیر (2011م)2010200019901980تماموقت کارشناسی ارشد30%33%35%26%پارهوقت کارشناسی ارشد70%70%69%59%تماموقت دکتری57%60%58%46%پارهوقت دکتری88%90%88%80%جدول 6. روند رشد دانشجویان تماموقت زن در دورههای مختلف دانشگاهی در سی سال اخیر (2011م)2010200019901980کارشناسی55%57%55%46%کارشناسی ارشد55%54%45%39%دکتری47%45%36%32%کتابشناسی
Association of Universities and Colleges of Canada. (2002). Internationalization at Canadian Universities. Retrieved from: https://www.univcan.ca
Association of Universities and Colleges of Canada. (2011). Trends in Higher Education: Enrolment (V.1). Retrieved from: https://www.univcan.ca/wp-content/uploads/2015/ 11/trends-vol1-enrolment-june-2011.pdf.
Bond, L. and Lemasson, J.P. (2000). A New World of Knowledge: Canadian Universities and Globalization. Ottawa: International Development Reserch Center.
Council of Ministers of Education, Canada .(1999). Report on Public Expectations of Postsecondary Education in Canada. Toronto. Author.
Paul, K. (1998). The Complete Guide to Canadian Universities. North Vancouver, BC: Self-Counsel.
Paul, R. W. and Elder, L. (2002). Critical Thinking: Tools for Taking Charge of Your Professional and Personal Life. Retrieved from: http://citeseerx.ist.psu.edu/viewdoc/ download?doi=10.1.1.453.7401&rep=rep1&type=pdf.
Purcell, C. (1996). Canadian Professional Schools Factsheets 1996-98. Toronto, ON: ECW.
Seldenthuis, D. (2002). Directory of Canadian Universities. Ottawa: Association of Universities and Colleges in Canada.
https://carleton.ca/academics/departments/
https://www.athabascau.ca/
https://www.idrc.ca/
https://www.statcan.gc.ca/eng/start
فاطمه باقریان
نظام آموزش عالی کروواسی
Croation Higher Education System
پایتخت: زاگربنوع حکومت: جمهوری چندحزبیزبان رسمی: کروواتیمساحت: 56610 کیلومترمربعجمعیت: 4435054 نفر (2009م)تعداد دانشجویان: 185479 نفر (2011م)تعداد اعضای هیئت علمی: 16319 نفر (2011م)تولید ناخالص ملی: 93/48 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 6/4% (2013م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 5/9% (2013م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیجمهوری کروواسی در منطقهای بین اروپای مرکزی و جنوبشرقی اروپا، جای گرفته است. مرزهای این کشور در شمال رودخانههای دراوا و دانوب، و دریای آدریاتیک در جنوب واقع شدهاند. وسعت این سرزمین 56538 کیلومترمربع، وسعت آبهای آن 33450 کیلومترمربع و در مجموع، 89998 کیلومترمربع است.در 1991م، جمهوری کروواسی بهمنزلة کشوری مستقل و با حاکمیت اعلام شد. از 1992م، استقلال این کشور، در سطح بینالمللی به رسمیت شناخته شد و به عضویت رسمی سازمان ملل متحد درآمد. بهموجب قانون اساسی (مصوب 22 دسامبر 1990)، جمهوری کروواسی بهمثابة دولتی متحد و مردمسالار شناخته شد. همة قوا در این کشور، متعلق به مردمی هستند که در قانون، اعضای جامعهای آزاد و شهروندانی برابر، قلمداد شدهاند. ریاست این کشور برعهدة رئیسجمهور است. قوة مقننة آن سابور نام دارد و قوة مجریه زیر نظر دولت اداره میشود.پایتخت جمهوری کروواسی زاگرب نام دارد که جمعیت آن حدود یک میلیون نفر است. کروواسی توانسته است پس از استقلال از یوگسلاوی، به ایجاد اقتصاد مبتنیبر بازار دست یابد. درهای آن بر روی همة کشورها باز است و درحالحاضر، به بازار جهانی، که اساس آن مالکیت خصوصی و آزادی بنگاههاست، پیوسته است. مهمترین زمینههای فعالیت اقتصادی در این کشور عبارتاند از: صنایع دستی (40%) جهانگردی و تولید غذا (13%)، کشاورزی و ماهیگیری (12%) حملونقل (9%).درحالحاضر، اقتصاد این کشور یکی از توسعهیافتهترین اقتصادها در اروپای جنوبشرقی بهشمار میرود و از ویژگیهایی مانند ثبات و رشد تولید ناخالص داخلی، نرخ تورم پایین، نرخ مبادلۀ ارزی ثابت و کاهش نرخ بیکاری برخوردار است. کروواسی در ماه ژوئن سال 2004، به نامزدی پذیرش در اتحادیه اروپا برگزیده شد. فرایند گفتوگوها برای پیوستن به این اتحادیه، از سال 2005 آغاز شد و از آن پس، تحولات زیادی در قلمرو اقتصاد و همچنین سیاستهای علم و فنّاوری این کشور به وجود آمده است.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیاصول و اهداف کلی نظام آموزش کروواسی، در طی چند سال گذشته، تحولات زیادی را پشت سرگذاشته است. این تحولات که از رخدادها و پدیدههای نوینی بسان توسعة جامعه دانش، فرایند جهانیشدن و رقابتپذیری در عرصۀ جهانی ناشی شده است، سیاستگذاران و برنامهریزان نظام آموزشی این کشور را بر آن داشته است تا برمبنای نیازهای نوین پدیدآمده در افراد و جامعه، در قلمروهای گوناگون فرهنگی، توسعة فنّاوری، اقتصاد، درهم تنیدگی اجتماعی، موقعیت و نقش افراد بهمثابة شهروند و توسعه فردی به بازنگری در نظام آموزشی خود بپردازند. برایناساس، سندی با نام «چهارچوب برنامه آموزش ملی» در ژوئیه سال 2010 تدوین شده است که در آن ارزشها، اهداف، اصول، محتوا و اهداف عمومی آموزش، چگونگی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی، ارزیابی و خودارزیابی، از دوره پیشدبستانی تا میانی گنجانده شده است.سیاستهای آموزشی جمهوری کروواسی که ناشی از تحولات اخیر در عرصۀ جهانی و فرایند پیوستن به اتحادیه اروپاست و بر نیازهای همچون دانش نوین، مهارتها، توانمندیها، ارزشها و پندارههایی بسان مهارتهای نوین فردی که بر نوآوری، آفرینشگری، حل مسئله، تفکر نقاد، کارآفرینی، سواد اطلاعاتی و مهارتهای اجتماعی پای میفشارد، چنین برشمرده شدهاند:·توان ایجاد ارتباط با زبان مادری؛·توان ایجاد ارتباط با زبانهای خارجی؛·مهارتهای ریاضی و مهارتهای پایه در علم و فنّاوری؛·مهارتهای دیجیتالی؛·یادگیریِ یادگیری؛·مهارتهای اجتماعی و مدنی؛·نواندیشی و کارآفرینی؛·برخورداری از آگاهی فرهنگی و توانایی بیان اندیشه.اهداف آموزشارزشهای چهارگانه فرهنگی- اجتماعی که بر توسعة جامعه دانش، همبستگی اجتماعی، هویت ملی و جهانی و مسئولیتپذیری پای میفشارد، موجب شکلگیری اهداف آموزشی زیر شده است:·فراهم ساختن آموزش روشمند که به توسعه فکری، جسمانی، زیباشناختی، اجتماعی، اخلاقی و روحی همگرا با مهارتها و پندارهای فراگیران میانجامد؛·افزایش آگاهی فراگیران برای حفظ هویت ملی و همچنین پاسداری از میراث مادی، معنوی، تاریخی و فرهنگی جمهوری کروواسی؛·افزایش و توسعة آگاهی به زبان کرووات، بهمثابة عامل اساسی هویت کروواسی، و گسترش زبان استاندارد کروواتی در همة قلمروها و دورههای گوناگون نظام آموزشی؛·آموزش فراگیران برمبنای ارزشهای عمومی فرهنگی و مدنی، دربرگیرندۀ ارزشهای حقوق بشر و کودکان، پرورش توانمندی کودکان، برای زیست در جهان چند فرهنگی، احترام به تفاوتها و مشارکتی کوشا و پایبندانه در توسعه مردمسالارانة جامعه؛·اطمینان از اینکه فراگیران از مهارتهای اساسی (آموزش عمومی) و حرفهای برخوردار میشوند، و آنها را توانمند میسازند تا در زمینة اجتماعی و فرهنگی تغییرات، برمبنای بایستههای اقتصاد بازار، فنّاوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی و دانش علمی به زندگی و کار بپردازند؛·برانگیختن و توسعۀ استقلال، خودباوری، مسئولیتپذیری و آفرینشگری در فراگیران؛·آموزش فراگیران برای یادگیری در سراسر زندگی.اصولی را که به شکل دادن چهارچوب برنامة آموزش ملی انجامیده است، چنین برشمردهاند:·آموزش کیفی برای همگان؛·فرصتهای برابر آموزشی برای همگان؛·آموزش عمومی کیفی اجباری؛·جابهجایی افقی و عمودی در نظام آموزشی؛·زیر پوشش قراردادن همة فراگیران در نظام آموزشی؛·پی نهادن بنیان علمی و تغییر، پیشبرد تمامیت نظام آموزشی همگام با دانش نوین علمی؛·مردمسالاری، کثرتگرایی و تصمیمگیری مردمسالارانه؛·استقلال نهادهای آموزشی (مدارس)؛·کثرتگرایی در تعلیموتربیت و مدارس؛·برخورداری از ابعاد اروپایی آموزش؛·آموزش میانفرهنگی برای کاهش نابرابریها و پیشداوریها نسبت به اعضای فرهنگهای دیگر.در چهارچوب برنامهریزی آموزش ملی که دستیابی به هدفهای یادشده و توسعه آموزش فراگیر- محور را نشانه رفته است، اصول زیر به کار بسته خواهند شد:·همسوسازی گونههای آموزشی و تدریس، روشها و منابع کاری با نیازهای فردی فراگیران و توانمندیهای آنها برای بهدست آوردن اطمینان از عملکرد آموزشی هر فراگیر؛·برنامهریزی و آمادهسازی مدارس برمبنای توانمندیهای فراگیران، با فراهمسازی گونههایی از محتوای آموزشی، و الگوی سازمانی همگرای با آن؛·پذیرش تفاوت الگوی یادگیری در افراد و تفاوتهای توسعهای میان دختران و پسران و میان همة فراگیران بهطورکلی؛·کاربست گونهها و روشهای مناسب یاددهی- یادگیری که به یادگیری مستقل و پویا و کاربست سرخطهای اصول آموزش بینجامد؛·استفاده از منابع دانش و ابزار آموزشی مناسب که به برانگیختن مشارکتپذیری، مشاهده، پژوهش مستقل، تجربهاندوزی، اکتشاف، بازیادگیری، کنجکاوی و یاد گرفتن یادگیری بینجامد؛·ایجاد محیط آموزشی خوشایند که به برانگیختن انگیزه و علاقه به یادگیری در فراگیران و احساس و احترام به یکدیگر بینجامد؛·بازشناسی و رفتار مناسب با کودکان/ فراگیران هوشمند و با کودکان/ فراگیرانی که از مشکلات یادگیری و رفتاری برخوردارند؛·یاری رساندن به کودکان/ فراگیران دارای مشکل و افزایش آگاهی دیگر کودکان و فراگیران درباره نیازهای آنها و یاری رساندن و همکاری با آنها.ساختار نظام آموزشیساختار نوین نظام آموزشی کروواسی، دربرگیرندۀ سه دوره آموزش پیشدبستانی، آموزش عمومی ابتدایی اجباری و آموزش عمومی میانی اجباری است.آموزش پیشدبستانیآموزش پیشدبستانی برای همة کودکان در این ردۀ سنین اجباری نیست. این آموزش به سه دوره (نگاره 1) تقسیم میشود و کودکان ششماهه تا ششونیمساله میتوانند در دورههای آن شرکت کنند.گرانیگاه فعالیتهای آموزشی دورة پیشدبستانی پرورش درک مطلب و رشد آوایی و توسعه تمامیت شخصیت کودک: جسمانی، هیجانی، اجتماعی، فکری، اخلاقی و روحی متناسب با سطوح توسعهای کودکان است.آموزش عمومی در مدارس ابتدایی و میانیآموزش عمومی در همة دورههای آموزشی از پیشدبستانی تا میانی فراگرفته میشود. ازآنجاکه هشت سال آموزش رسمی برای بهدست آوردن توانمندیهای اساسی بسنده نمیکند، آموزش عمومی در همة دورههای تحصیلی، مورد توجه قرار میگیرد. آموزش عمومی، برمبنای سطح توسعهیافتگی توانمندیها و مهارتهای هر دانشآموز، برمبنای ارزیابی آموزشگران از هر فراگیر انجام میشود.دورههای آموزش عمومی و اجباریبرمبنای چهارچوب برنامه آموزش ملی، بهدست آوردن توانمندیها و مهارتهای عمومی، در چهار دوره طراحی شده است (نگاره 2).دورة ابتداییدر این دوره، فراگیران توانمندیهای اساسی را در دورهای چهارساله فرا میگیرند. برنامههای درسی متمایزی، در عرصة ملی و یا سطوح مدرسهای آموزش داده میشوند. این برنامة استاندارد، برای همۀ فراگیران در نظر گرفته شده است و ارزیابی برمبنای نمره انجام و در کارنامه فراگیران ثبت میشود. این برنامة درسی با همکاری کارکنان مدارس، والدین دانشآموزان و اجتماعات محلی تدوین میشود. برنامة درسی دربرگیرندۀ موضوعات، پودمانها و برنامههای آموزشی، آموزشهای اضافی، طرحهای مدرسهای، طرحهای کلاسی، سفر و برنامههای فرادرسی اختیاری نیز است. اگرچه برنامههای یادشده اختیاری است، اما ارزیابیهای انجامشده از آن، ممکن است در کارنامۀ جداگانهای ثبت شود و دراینصورت، آغاز هر سال تحصیلی انتشار مییابد.برنامههای فرادرسی و فرامدرسهای، بخشی از برنامه درسی را تشکیل میدهند و در ارزیابی از مهارتهای آموختهشده ازسوی فراگیران بهکار برده میشوند.آموزش حرفهایبرنامة درسی آموزش حرفهای، دربرگیرندۀ تمامیت آموزش عمومی و اجزای تشکیلدهندة آموزش حرفهای اجباری است؛ همچون دوره ابتدایی، آموزش حرفهای دربرگیرنده برنامههای فرادرسی و فرامدرسهای نیز است. دورة میانی آموزش حرفهای با ارائه پایاننامه، که بخشی از بار کاری دانشآموزان است، پایان میپذیرد.دانشآموختگان این دورة آموزشی، میتوانند با پشت سرگذاشتن آزمون مرحلۀ رشدیافتگی که در عرصة ملی برگزار میشود، به دورههای آموزش عالی راه یابند. در طول دوره آموزش حرفهای، دانشآموزان برای شرکت در آزمون مرحلۀ رشدیافتگی نیز آموزش میبینند.دورة میانی آموزش عمومیاین مدارس به آموزشهای عمومی میپردازند و مواد اصلی درسی برای همة دانشآموزان، یکسان است. همهنگام مواد درسی متفاوت، موجب میشود که آنها در موضوع خاصی تخصص یابند (عمومی، زبان، ریاضی، ورزش و...)، این دوره آموزشی چهارساله است و ساختار برنامة درسی برمبنای موضوع مانند ریاضیات، شیمی، فیزیک، تاریخ، و زبان کروات شکل میگیرد. دورة میانی آموزش عمومی، با پشت سر گذاشتن آزمون دولتی رشدیافتگی پایان مییابد و دانشآموزان در طول دورة آموزشی خود، برای شرکت در این آزمون ملی نیز آموزش داده میشوند.موضوعات اختیاری و غیراجباریبرای موزونسازی استانداردهای آموزشی، لازم است که حجم کاری دانشآموزان، یکسان باشد. افزونبر آموزشهایی که برای همگان اجباری است. موضوعات اختیاری و غیراجباری نیز در برنامه درسی گنجانده میشوند. تفاوت موضوعات اختیاری با غیراجباری در آن است که دانشآموزان، در طول دورة تحصیلی لازم است شماری از موضوعات اختیاری را از مجموعه این موضوعات بهصورت یکسان برگزینند. در واقع این موضوعات، اگرچه برمبنای علاقه دانشآموزان برگزیده میشوند، اما جزئی از برنامه درسی استاندارد اجباری تلقی میشوند.موضوعات غیراجباری، میتوانند دربرگیرنده موضوعاتی باشند که سوگیری حرفهای افراد در آینده را جهت میدهند؛ مانند: فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، آموزش مدنی، فرهنگ سخنرانی و گوش دادن، فرهنگ رسانهای، فرهنگ و سنتهای کروواسی، معماری، میراث فرهنگی و بومی، تئاتر، بازداری از اعتیاد، خانهداری، صنایع دستی، زبانهای خارجی و بسیاری دیگر از موضوعات باتوجهبه نیازهای دانشآموزان، ارزشهای آموزش عمومی، اهداف و توانمندیهای اساسی توسعهای. مدارس میتوانند به انتخاب خود موضوعات، پودمانها، طرحها و فعالیتهای گوناگونی را برگزینند.ساختار موضوعی برنامة درسی ملی که دربرگیرندۀ موضوعات اجباری، اختیاری و غیراجباری است در گام بعدی تدوین چهارچوب ملی آموزش قرار دارد که پس از آماده شدن طرح آموزشی، این ساختار موضوعی تعیین خواهد شد.گونهشناسی نهادهای آموزش میانیمدارس دوره میانی دربرگیرندۀ موارد زیر است:·مدارس دستور و زبان؛·مدارس فنی؛·مدارس هنری؛·مدارس صنعتی و حرفهای.در نقاطی که اقلیتهای ملی زندگی میکنند، آموزش در دوره ابتدایی و میانی، به خط و زبان بومی آنها تدریس میشود.آموزش عالیآموزش عالی یا دوره سوم آموزش، در کروواسی دو پایه است و به دو صورت حرفهای و دانشگاهی عرضه میشود:دوره نخست آموزش عالی بهطور معمول، دستکم، شش نیمسال است و دانشجویان باید 180 واحد درسی را بگذرانند. در برخی رشتهها و برخی نهادهای آموزشی، مانند رشتة اقتصاد در دانشکده اقتصاد دانشگاه زاگرب، این دوره دستکم 8 نیمسال است و دانشجویان باید 240 واحد درسی را بگذرانند. به دانشآموختگان این دوره، مدرک کارشناسی داده میشود. این دوره آموزشی، میتواند دربرگیرندۀ موارد زیر باشد:آموزش دانشگاهی: که دانشجویان را برای کار در علوم و آموزش عالی، تجارت، بخش عمومی و جامعه بهطورکلی آماده میسازد. این دورة آموزشی، ازسوی «دانشگاهها» عرضه میشود.آموزش حرفهای:که دانشآموختگان خود را با سطحی از دانش و مهارت لازم، برای ورود مستقیم به بازار کار آماده میکند. اینگونه از آموزشها در مدارس عالی حرفهای یا پلیتکنیکها عرضه میشوند. این نهادهای آموزشی، همچنین میتوانند برای افرادی که آموزش حرفهای یا دوره نخست دانشگاهی را گذراندهاند، دورههای ویژه تخصصی- حرفهای برگزار کنند، که میتوان آن را با کارشناسی ارشد حرفهای برابر دانست. نگاره 3 سیمای کاملی از دورههای آموزش عالی را به تصویر میکشد.ایجاد نظام دو پایه (دانشگاهی- حرفهای) توان جابهجایی و انتقال از نوع رشته یا نهاد آموزشی را نیز فراهم ساخته است. شرایط این جابهجایی و انتقال ازسوی نهادهای آموزش عالی، تعیین میشوند. برخی از مدارس عالی حرفهای و پلیتکنیکها تنها به برگزاری دوره کارشناسی بسنده میکنند.دانشآموختگان دبیرستانها و مدارس آموزش حرفهای میتوانند در دورههای آموزش عالی نیز ثبتنام کنند.سهمیه پذیرش دانشجو در دانشگاهها برمبنای پیشنهاد و دانشکدهها ازسوی هیئتامنا (سنای دانشگاه) و سهمیه پذیرش نهادهای آموزش عالی و حرفهای، ازسوی شورای این نهادها تعیین میشود. شرایط پذیرش دانشجو نیز بهوسیلة خود دانشگاهها و نهادهای آموزش عالی تعیین میشوند که معمولاً دربرگیرنده بررسی نمرات دوره دبیرستان و شرکت در آزمون ورودی آنهاست. آزمون ورودی 60% و نمرات دوره دبیرستان 40% امتیاز ورود به دانشگاه را تشکیل میدهند.از سال 2009، با شکلگیری «آزمون ملی رشدیافتگی» برای دانشآموزان سال پایانی دوره میانی، جانشین آزمون ورودی نهادهای آموزشی شده است. در این آزمون، سه موضوع زبان کرووات، ریاضی و زبان خارجی اجباری است و سایر موارد بنا به درخواست ویژه نهادهای آموزش عالی انجام میشود.از زمانیکه کروواسی بهمثابة عضو کامل اتحادیه اروپا بهشمار آید، شهروندان عضو اتحادیه از حق برابر برای ثبتنام در نهادهای آموزش عالی برخوردار خواهند شد. تنها ادامة تحصیل در دورههای پلیسی و نظامی، میتواند برمبنای امنیت ملی برای شهروندان خارجی محدود شود.شرایط ورود به دوره کارشناسی ارشد، معمولاً گذراندن رشتههای مربوط در دوره کارشناسی است که ازسوی نهادهای آموزش عالی پذیرنده تعیین میشوند. ثبتنام در این دورهها، میتواند برمبنای آزمون ورودی انجام شود. ثبتنام در دوره دکتری نیز نیازمند موفقیت در دوره کارشناسی ارشد مربوط به رشته تحصیلی است. دانشگاهها میتوانند شرایط ویژهای برای ثبتنام در این دوره اعلام کنند.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیآخرین دادههای آماری سال 2010، شمار نهادهای آموزش عالی را 132 نهاد نشان میدهد که دربرگیرندۀ 15 پلیتکنیک، 29 مدرسه آموزش عالی حرفهای، 82 دانشکده و 6 آکادمی هنر است. کروواسی دارای 7 دانشگاه است که پنج دانشگاه آن، برمبنای دانشکده و دو دانشگاه آن، برمبنای گروه آموزشی سازماندهی شدهاند. در واقع همة دانشگاهها به بخش عمومی وابستهاند و تنها 21 مدرسه آموزش عالی حرفهای و 2 پلیتکنیک در اختیار بخش خصوصی است.بهمنظور ایجاد توازن در توسعة آموزش عالی و جلوگیری از رشد قارچگونۀ نهادهای آموزش عالی، شورای ملی آموزش عالی، سندی را با نام «طراحی شبکه نهادهای آموزش عالی در جمهوری کروواسی» انتشار داده است. این سند شرایط و معیارهای گشایش نهادهای آموزش عالی نوین را تعیین میکند.سیر تحول جمعیت دانشجویی، در پنج سال گذشته، (2010-2005م) در جدول 1 بازتاب یافته است. شمار دانشجویان دختر، بسان بسیاری از کشورهای جهان، بر شمار پسران پیشی گرفته است. در سال تحصیلی 2010-2009، 56% دانشجویان این کشور را دختران تشکیل میدهند. تنها در پلیتکنیکها و مدارس آموزش عالی حرفهای، شمار پسران، بهترتیب 4% و 5% بیش از دختران است. در عوض شمار دختران در دانشگاهها 9% و در آکادمیهای هنر 12% بیش از پسران است. نکتۀ درخور درنگ دیگر در این دادهها، افزایش شتابان دانشجویان سال نخست است که در سال 2010 نسبت به سال 2005، حدود 126% رشد را نشان میدهد. جدول 2، شمار دانشجویان را برمبنای گونهشناسی نهادهای آموزش عالی نشان میدهد. نکتة درخور درنگ در جدول 2، شمار فزاینده دانشجویان ثبتنامشده در نظام دانشگاهی است که حدود 77% جمعیت دانشجویی را تشکیل میدهد.پراکندگی جمعیت دانشجویی برمبنای قلمرو آموزشی در جدول 3 نمایش داده شده است. نسبت دانشجویان ثبتنامشده در علوم اجتماعی درخور درنگ است.جمعیت دانشجویی در علوم اجتماعی بیش از 50% دانشجویان کشور را پوشش میدهد، که حدود 55% آنها، در علوم اقتصادی تحصیل میکنند. حقوق، آموزش فنّاوری اطلاعات و ارتباطات و خدمات اجتماعی، ازجمله رشتههایی هستند که پس از اقتصاد، بیشترین دانشجو را در علوم اجتماعی به خود کشاندهاند (بهترتیب، 6/9%، 4%، 9/3% و 4/1%).جدول 3. پراکندگی جمعیت دانشجویی در قلمروهای گوناگون علمی (2010-2009م)قلمرو علمیشمار دانشجویاندرصد به کل جمعیت دانشجوییزیست پزشکی و بهداشت124157/6علوم زیست فنی90249/4علوم اجتماعی952823/51علوم انسانی144328/7علوم طبیعی66025/3علوم فنی- مهندسی4337123هنر32577/1میان رشتهای10966/0جمع185479100دانشجویان دورههای کارشناسی ارشد و دکتری، درصد اندکی از جمعیت دانشجویی را تشکیل میدهند. دانشجویان دوره کارشناسی ارشد و کارشناسی ارشد علوم تنها در سال 2009 نیمدرصد دانشجویان را تشکیل میدهند. سهم دانشجویان دختر 58% است. این جمعیت در بازة زمانی پنجساله 2009-2005م نهتنها رشدی نداشته که اندکی نیز کاهش یافته است (جدول 4).شمار دانشجویان دورههای تکمیلی تخصصی در جدول 5 بازتاب یافته است. به نظر میرسد بهدلیل ساختار نظام آموزشی، شمار این دانشجویان در بازۀ زمانی پنجساله 2009-2004م فرایندی کاهنده را پشت سر گذاشته است، اگرچه در دورههای کارشناسی ارشد نیز رشدی دیده نمیشود. جمعیت دانشجویان علوم اجتماعی، همچنان حدود نیمدرصد این دانشجویان را تشکیل میدهد. جمعیت دانشجویان دوره دکتری، در بازة زمانی چهارساله 2009-2005م افزایش چشمگیری داشته است و جمعیت دختران نسبت به پسران در همین دوره زمانی نیز افزایش نشان میدهد. دانشجویان دکترای علوم اجتماعی و انسانی، در سال 2009، بهترتیب بیشترین شمار این دانشجویان (20% و 21%) را تشکیل میدهند. جدول 6، مسیر تحول جمعیت دانشجویی دوره دکتری را برمبنای قلمرو علمی آنها به تصویر میکشاند.جدول 7، سیر تحول جمعیت دانشآموختگان در دوره کارشناسی در بازة زمانی چهارساله 2009-2006م را به تصویر میکشاند. دادههای آماری نشانگر پیشی گرفتن دختران در جمعیت دانشآموختگان کروواسی است. همانگونه که انتظار میرود، جمعیت دانشآموختگان در بازه زمانی یادشده، فرایند منظم رشد را پشت سر نهادهاند. وضعیت آماری اعضای علمی نهادهای آموزش عالی در سال 2011-2009 در جدولهای 8 و 9 نمایش داده شده است. تفاوت جنسیتی در این جمعیت به نفع مردان گرایش دارد، اگرچه این تفاوت چندان هم فاصلهدار نیست. آموزشگران پارهوقت کمتر از 28% آنها را تشکیل میدهند. آخرین وضعیت دادههای مربوط به اعضای علمی در سال 2011-2010 در جدول 9 نمایش داده شده است که نسبت به سال گذشته، رشد نسبتاً چشمگیری دارد. افزونبرآن، شمار اعضای هیئتعلمی استاد تمام و پس از آن استادیار، بیشترین جمعیت اعضای علمی را تشکیل میدهند.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالینظام آموزشی در کروواسی، بخشی از نظام علمی کشور بهشمار میآید. ازاینرو اصول بنیادین و راهنمای علوم و سیاستهای آموزش عالی، ازسوی مجلس این کشور به شکل قانون تدوین و تصویب میشوند. مجلس همچنین «کمیتة آموزش، علم و فرهنگ» را برای پایش کاربست سیاستها زیر نظر وزارت علوم، آموزش و ورزش تعیین میکند. وزارت علوم، آموزش و ورزش، اصلیترین بدنۀ اداری این قلمرو بهشمار میآید و برنامهریزی، تأمین منابع مالی و پایش تمامیت نظام آموزش را برعهده دارد.کارویژههای وزارت یادشده عبارتاند از:· انجام کل امور اداری مربوط به فعالیتهای توسعه علوم، موزونسازی تأمین منابع برنامههای همیشگی پژوهشی و تأمین منابع مالی طرحهای ویژة ملی؛·برنامهریزی، موزونسازی و توسعه فعالیتهای فنّاوری اطلاعات برای ایجاد نظام یکپارچه اطلاعات؛·برنامهریزی و موزونسازی توسعه فنّاوریها در کروواسی؛·انجام امور اداری مربوط به توسعة نظام آموزش از پیشدبستانی تا آموزش عالی؛·انجام امور اداری توسعة نظام ورزشی و بهبود سلامت جوانان و بزرگسالان؛·انجام امور اداری توسعة فرهنگ فنی جوانان و بزرگسالان؛·انجام امور اداری مربوط به پایش، مستندسازی و همکاریهای بینالمللی در قلمرو علوم، پژوهش، آموزش عالی، ورزش و فنّاوری.درخور یادآوری است که این وزارت، لوایح قانونی مربوط به علوم، پژوهش، فنّاوری، آموزش و ورزش را تهیه و در اختیار مجلس میگذارد؛ همچنین مدیریت منابع بودجه این قلمروها، بردوش وزارت علوم، آموزش و ورزش است. تدوین و اجرای سیاستهای دولت در زمینههای یادشده نیز ازسوی این وزارت انجام میشود؛ شرح وظایف وزارتخانهها و دیگر نهادهای اداری دولتی، ازجمله وزارت علوم، آموزش و ورزش در قانون تعیین شده است.ساختار اصلی وزارت علوم، آموزش و ورزش، دربرگیرندۀ چهار دبیرخانه زیر است:·دبیرخانه دولتی برای آموزش پایه؛·دبیرخانه دولتی برای آموزش میانی؛·دبیرخانه دولتی برای آموزش عالی؛·دبیرخانه دولتی برای علوم و فنّاوری.وزیر که در رأس این نهاد قرار دارد، 13 دستیار در زمینههای گوناگون دارد و دفتر وزیر و دبیرخانه عمومی کارهای وی را سامان میدهند. وزارتخانه 11 مدیریت دارد: امور مالی، امور حقوقی و اداری، جامعة اطلاعاتی، همکاریهای علمی بینالمللی، آموزش عالی، علوم، آموزش میانی، پیشدبستانی و آموزش پایه، ورزش، برنامههای مشترک، بازرسی و کنترل داخلی و گروه مستقل حسابرسی داخلی.کارکنان وزارت 340 نفر هستند و بودجة سالانۀ آن 128 میلیون یورو (2008م) بوده است. سایر نهادهایی که در امور مربوط به سیاستهای علوم، فنّاوری مشارکت دارند عبارتاند از:شورای ملی علوم: بالاترین و راهبردیترین بدنۀ رایزنی در نظام پژوهشهای علمی، ازجمله پژوهشهای دانشگاهی بهشمار میرود. این شورا که مستقل از وزارت علوم، آموزش و ورزش فعالیت میکند، اولویتهای راهبردی پژوهشی را تعیین میکند. افزونبرآن پایش و ارزیابی کیفیت نهادهای علمی و ارزیابی طرحها و برنامههای علمی بردوش این شوراست. از دیگر کارویژههای مهم این شورا، پیشنهاد سالانة منابع بودجهای علوم و آموزش عالی کروواسی است که با همکاری شورای عالی آموزش عالی انجام میشود.این شورا دارای 12 عضو و یک رئیس است که ازسوی دولت به مجلس کروواسی پیشنهاد میدهد و مجلس آنها را منصوب میکند. اعضای شورا عبارتاند از: 4 نفر از دانشمندان نهادهای عمومی علمی، 16 استاد دانشگاه و 3 نفر بیرون از نظام علمی، یعنی شرکتهای خصوصی، بخش صنعت و غیر آن. اعضای این شورا برای چهار سال برگزیده میشوند.این شورا هیچ کارمند دائمی ندارد و وظایف اداری آنها، بردوش وزارت علوم و بنگاه علوم و آموزش عالی است. بودجة سالانه این شورا 81 میلیون (2008م) یوروست که برای امور اجرایی هزینه میشود.شورای ملی آموزش عالی: توسعة آموزش عالی کشور را برعهده دارد و در تعیین پیشنهاد بودجه علوم و آموزش عالی به دولت، با شورای ملی علوم همکاری میکند.بنگاه علوم و آموزش عالی: در سال 2004 بهمثابه نهادی واسطه میان سیاستهای دولتی و اجتماعات علمی شکل گرفت. مأموریت اصلی این نهاد، بهبود کیفیت آموزش عالی و نظام علمی کشور است. در واقع این بنگاه حرفهای و اداری، از فرایند ارزیابی علمی سازمانها و نهادهای آموزش عالی حمایت و برنامههای نوین علمی را تأیید میکند؛ بهگونهای که نظام علمی و آموزش عالی، بهسمت یکپارچگی با نظامهای بینالمللی و انجمن اروپایی تضمین کیفیت آموزش عالی گام بردارد. این بنگاه دارای 8 دفتر، 49 کارمند و بودجه آن 9/2 میلیون یورو (2009م) بوده است.بنیاد ملی علوم،آموزش عالی و توسعة فنی: در سال 2001 بهوسیلة مجلس کروواسی گشایش یافت، اصلیترین فعالیتهایی که این بنیاد، از آنها حمایت میکند، عبارتانداز: اصلاح آموزش عالی، جذب نخبگان و افزایش توان جابهجایی آنها، کارآموزی، تابستانی دانشجویان دکتری، طرحهای بینالمللی، ایجاد مشارکت میان علوم و صنعت، تعیین جوایز برای دانشمندان جوان، تقویت زبان علمی ملی و آمادهسازی اجتماعی فرهنگی برای گذر از جامعه صنعتی بهسوی جامعه دانش. این بنیاد دارای 5 عضو و 4/1 میلیون دلار بودجه (2008م) سالانه است.ساختار کلی نظام علمی و آموزش عالی کروواسی، برمبنای عملکرد و سطوح اجرایی آن در نگاره 4 به تصویر کشیده شده است.گشایش نهادهای آموزش عالی در چهارچوب «سند قانونی فعالیتهای علمی و آموزش عالی» و مقررات مربوط به سنجش و معیارهای نهادهای آموزش عالی امکانپذیر است.دانشگاهها، پلیتکنیکها و مدارس حرفهای آموزش عالی، بهمثابة نهادی مستقل ایجاد میشوند. ایجاد دانشگاههای بخش عمومی بهوسیلة دولت و برمبنای قوانین مصوب انجام میشود، درحالیکه پلیتکنیکهای عمومی و مدارس عالی حرفهای میتوانند برمبنای حکم دولت گشایش یابند. گشایش نهادهای آموزش عالی خصوصی، برمبنای تصمیم بنیادگذاران آن و در چهارچوب مقررات امکانپذیر است. مقامات محلی نیز میتوانند در مناطق زیر نظر خود مدارس حرفهای آموزش عالی ایجاد کنند.دانشگاههای تأسیسشده برمبنای قانون، میتوانند از دانشکدهها، آکادمیهای هنر و گروههای علمی برخوردار باشند. بههرحال، آغاز فعالیت هر نهاد آموزش عالی، نیازمند ثبت و گذراندن مراحل قانونی ازطریق وزارت علوم، آموزش و ورزش است که نیازمند فراهم آوردن اسنادی است که نشان دهد این نهاد از منابع انسانی، علمی، فیزیکی و تجهیزات لازم برخوردار است. شورای ملی آموزش، پس از اعتبارسنجی در فرایندی سهماهه نظر خود را درباره درخواستها اعلام میکند.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیبیشترین بخش از منابع مالی وزارت علوم، آموزش، یعنی حدود 90% آن، برای بخش آموزش (عالی، میانی و ابتدایی) صرف میشود. 10% آن را هزینههای فعالیتهای پژوهشی، تشکیل میدهند و 1% نیز برای فعالیتهای فنّاوری، در نظر گرفته میشود. بیشترین بودجة پژوهشی وزارت علوم، آموزش و ورزش، برای تأمین منابع مالی نهادهای آموزش عالی و نهادهای پژوهشی عمومی اختصاص مییابد که دربرگیرنده حقوق پژوهشگران نیز است.حدود 17% این بودجه، برای برنامة طرحهای پژوهشی و 30% آن در چهارچوب برنامة پژوهشگران جوان هزینه میشود. بقیة این منابع مالی زیر نظر وزارت برای فعالیتهای پشتیبانی پژوهشی، بسان تأمین تجهیزات علمی، انتشارات علمی و حمایت از همایشهای علمی و اتحادیهها هزینه میشود.چرخۀ تأمین منابع مالی وزارت علوم، آموزش و ورزش برمبنای طرحهای سالانۀ بودجه انجام میشود. وزارت بودجه، درخواست خود را برای گنجاندن در بودجة دولت، به دولت میدهد. منابع مالی طرحهای علمی و تجهیزات علمی مورد نیاز از بودجه دولت تأمین و با دو بار اعلام عمومی در سال، تأمین میشوند. منابع مالی کودکستانها، مدارس پایه، دبیرستانها و آموزش بزرگسالان، برمبنای مصوبات قانونی بهوسیلة دولت کروواسی، واحدهای خودگردان محلی و منطقهای، اجتماعات دینی یا دیگر افراد حقیقی و حقوقی، تأمین میشوند.دادههای آماری منسجم و دقیقی درباره منابع مالی بخش علوم و آموزش عالی در دسترس نیست. و تنها برخی دادههای آماری پراکنده و کلان را میتوان از منابع گوناگون گردآوری کرد. بودجة فعالیتهای علمی وزارت در سال 2008 حدود 65/1 میلیارد یورو اعلام شده است.آخرین دادههای آماری مالی انتشاریافته، مربوط به ترکیب درآمدهای نهادهای آموزش عالی، در بازۀ زمانی پنجساله (2007-2003م) در جدول 10 نشان داده شده است.سهم هزینههای پژوهشی و توسعه، نسبت به تولید ناخالص داخلی در جدول 11 بازتاب یافته است.جدول 10. ترکیب درآمدی نهادهای آموزش عالی در سالهای 2007-2003 (به میلیون کونا)*سال تحصیلیمنابع درآمد20032004200520062007درآمد از بودجه15541786192222422300درآمد اختصاصی660753775870996جمع درآمدها22142539269731113296نسبت درآمدها به جمع درآمدها (درصد)درآمد از بودجه7070717270درآمد اختصاصی3030292830جمع درآمدها100100100100100نسبت درآمدها به تولید ناخالص داخلیدرآمد از بودجه78/083/083/089/086/0درآمد اختصاصی33/035/033/035/037/0جمع درآمدها12/118/117/124/124/1درآمد ناخالص داخلی (به میلیون)198422214983231349250590266627*
(Bajo, 2009, p. 8)
* هر یورو برابر 1/7 کونا واحد پول کروواسی است.جدول 11. سرانه تولید ناخالص داخلی و سهم پژوهش و توسعه از آن در بخش عمومی و خصوصی (2008م)تولید سرانه ناخالص داخلی10800 یورو(به درصد)سهم هزینههای پژوهشی و توسعه از تولید خالص داخلی9/0سهم بخش عمومی از هزینههای پژوهشی و توسعه6/55سهم بخش خصوصی از هزینههای پژوهشی و توسعه3/44
(Ministry of Science, Education and Sports, 2009)
یادآوری میشود که بخشی از بودجههای نهادهای آموزش عالی، بهموجب قوانین، باید برای هزینههای رفاهی دانشجویان هزینه شود؛ به بیانی دیگر، بخشی از بودجهای که دولت کروواسی در اختیار نهادهای آموزش عالی قرار میدهد، باید صرف حفظ استانداردهای زندگی و کار آنان شود، که دربرگیرنده معیارهایی برای خوابگاههای دانشجویی، غذا، فعالیتهای فرهنگی و جوایز و بورسیههای دانشجویی است.برنامهها و اصلاحات پیشروبرنامه اصلاحات در نظام آموزش، از اوایل دهة 1990 آغاز شده است، اما در سالهای گذشته که این کشور فرایند پیوستن به اتحادیه اروپا را پشت میگذاشت، این اصلاحات، شتاب بیشتری به خود گرفته است. اولویتهای این اصلاحات، ازسوی وزارت علوم، آموزش و ورزش چنین اعلام شده است:1. ایجاد مدارس یادگیرنده با تغییر در محتوا و روش آموزش؛2. بهبود بخشیدن به مدیریت و رهبری، با ایجاد تمهیدات نظاممند برای توسعه حرفهای و پایش فرایندها و بروندادهای نظام آموزشی؛3. تقویت پایش و ارزیابی با افزایش پاسخگویی بیرونی؛ بهگونهای که نهادهای آموزشی و مقامات محلی و بومی، نسبت به نتایج عملکرد خود پاسخگو باشند؛4. حمایت از توسعة منطقهای و نوآوریها که با تأمین منابع مالی طرحهای توسعهای منطقهای، همراه خواهد بود. در واقع تمرکززدایی بیشتر، در نظام آموزشی، هدف اصلی این اولویت بهشمار میآید.ازجمله برنامههایی که برای دستیابی به اولویتهای نظام آموزشی طراحی شدهاند، میتوان به برنامۀ اتحادیه اروپا «آموزش و مهارتآموزی در اروپا: نظام گوناگون با اهداف مشترک برای 2010» اشاره کرد که بر توسعه سیاستهای آموزشی و طرحهای توسعهای بخش آموزشی، پای میفشارند. این برنامه مجموعهای از نشانگرها را دربر میگیرد که در پایش موفقیت اصلاحات آموزشی، مفید خواهند بود. بسیاری از این نشانگرها در کل 25 کشور عضو کنونی اتحادیه اروپا مورد استفاده قرار میگیرند تا عملکرد نظام آموزشی آنها با یکدیگر مقایسهپذیر شود.«برنامه پشتیبانی از بخش آموزش»، از دیگر برنامههای اصلاحی نظام آموزشی است که اصلاحات در دورة ابتدایی و میانی را نشانه گرفته است. این برنامه، با همکاری بانک جهانی و وزارت علوم کروواسی، اجرا میشود. اهداف اصلی این برنامه عبارتاند از: تأمین منابع مالی، ظرفیتسازی و توسعة حرفهای کارکنان بخش آموزشی، مدیران و آموزشگران مدارس. توسعه و توزیع برنامههای درسی نوین برای دورههای ابتدایی و میانی. گشایش و تجهیز «مرکز ملی آزمون مدارس» و تأمین منابع ابتکارات توسعهای منطقهای.پیوستن به برنامة «جوانان و یادگیری در سراسر زندگی» در اتحادیه اروپا از سال 2011 از دیگر برنامههای اصلی نظام آموزشی است. این برنامه، دربرگیرنده طرح اراسموس است که به تأمین منابع مالی برای افزایش توان جابهجایی دانشجویان اروپایی میپردازد. طرح لئوناردو داوینچی که برای افزایش توان جابهجایی فراگیران آموزشهای حرفهای، طرح کمنیوس که برای افزایش مبادله دانشآموزان و طرح گروندویک، برای آموزش بزرگسالان در نظر گرفته شده است. آموزش عالی کروواسی، در میانه و فرایند اصلاحات گستردهای است. ازجمله میتوان به فرایند بولونیا اشاره کرد که موجب شکلگیری سه دورة آموزشی (کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری)، نظام دو پایه (دانشگاه و پژوهشهای حرفهای) و نظام تضمین کیفیت در نهادهای آموزش عالی شده است.برنامة راهبردی سال 2014-2010 که ازسوی «بنگاه علوم و آموزش عالی» تدوین شده، ازجمله برنامههای میانمدتی است که برای اصلاحات در نظام آموزش عالی طراحی شده است. این برنامه با مأموریت اصلی این بنگاه که «حمایت پیاپی از بهبود کیفیت در علوم و آموزش عالی است» همسویی دارد و، دو هدف کلی را دنبال میکند.1. تضمین و توسعة کیفیت آموزش عالی و علوم؛2. به رسمیت شناساندن کیفیت آموزش عالی در عرصه ملی و بینالمللی.برنامههای اجرایی این برنامه پنجساله را میتوان چنین برشمرد:·اطمینان خاطر از اینکه همة نهادهای علمی و آموزشی، از کمینه معیارهای کیفیت برخوردار باشند؛·افزایش کیفیت نهادها و سازمانهای علمی و آموزش عالی؛+·پشتیبانی از کوششهای راهبردی و بدنۀ کارشناسی در علوم و آموزش عالی؛·تأمین پشتیبانی از فنّاوری اطلاعات در قلمرو آموزش عالی و علوم؛·تأمین حمایت کارشناسی و مهارتآموزی برای بهبود کیفیت آموزش عالی و علوم؛·بهبود بخشیدن به فرصتهای برابر در دسترسی به آموزش عالی؛·تشویق برای افزایش جابهجایی اعضای علمی و حرفهای؛·بهبود کیفیت فرهنگ درونی؛·عضویت کامل در نهادهای به رسمیت شناخته شدۀ بینالمللی؛·تقویت نقش «بنگاه علوم و آموزش عالی» در سطح ملی، منطقهای و بینالمللی؛·حفظ اعتماد ملی به «بنگاه علوم و آموزش عالی».کتابشناسیجاودانی، حمید. (1383). «نظام آموزش عالی کروواسی». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج. 2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.
Agency for Science and Higher Education. (2008). Short Overview of Higher Education in the Republic of Croatia. Zagreb: Author.
Agency for Science and Higher Education. (2010). Strategy 2010-2014. Retrieved from: https://www.azvo.hr/images/ stories/publikacije/Strategija_ENG-9.pdf.
Agency for Science and Higher Education. (2011). 2010 Annual Report and 2011 Operational Plan. Zagreb: Author.
Bajo, A. (2009).The Funding of Tertiary Education Institutions in Croatia: the Costs of Courses and Tuition Fees. Retrieved from: https://www.researchgate.net/publication/ 265439377_THE_FUNDING_OF_TERTIARY_EDUCATION_INSTITUTIONS_IN_CROATIA_THE_COSTS_OF_COURSES_AND_TUITION_FEES
Croatian Bureau of Statistics. (2010). 2010 Statistical Yearbook of the Republic of Croatia. Retrieved from: https://www.dzs.hr/Hrv_Eng/ljetopis/2010/SLJH2010.pdf.
Croatian Bureau of Statistics. (2011). Teaching Staff at Institutions of Higher Education 2010/2011 Academic Year. Retrieved from: https://www.dzs.hr/Hrv_Eng/ publication/2011/08-01-01_01_2011.htmTEACHING STAFF AT INSTITUTIONS OF HIGHER EDUCATION 2010/2011ACADEMIC YEAR
Ferara, K. (2008). “Internationalization Development of Tertiary Education System in the Republic of Croatia”. Applied Studies in Agribusiness and Commerce (APSTRACT), 2(1-2), 95-97.
Krstelj, V. (1999). Higher Education in the Republic of Croatia. Zagreb: Center of Technology Transfer.
Lnčić, R. B., Rogić, A. B., Šigir, M. D., Dželaja, M., Hitrec, S., Kovačević, S.,…Tatalović, M. (2011). Croatian Qualification Framework: Introduction to Qualificution. Retrieved from: http://www.herdata.org/public/CROHR-Qualifications-Framework.pdf.
Ministry of the Family, Veterans Affairs and Intergenerational Solidarity. (2004). On the Establishment of the Agency for Science and Higher Education. Zagreb: Author.
Ministry of Science, Education and Sports. (2005a). Education Sector Development Plan 2005-2010. Retrieved from: https://mzo.hr/sites/default/files/migrated/education-sector-development-plan-2005-2010.pdf.
Ministry of Science, Education and Sports. (2005b). Towards the European Higher Education Area Bologna Process: National Reports 2004-2005. Retrieved from: http://www.aic.lv/bolona/Bologna/Reports/countrep_05/National_Reports-Croatia_050114.pdf.
Ministry of Science, Education and Sports. (2009). The Action Plan for Mobility of Researchers 2009-2010. Zagreb: Author.
Ministry of Science, Education and Sports. (2010a). The Action Plan for Removing Obstacles and EnhancingInternational Learning Mobility for the Period 2010-2012. Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ ressources/croatia_action_plan_international_learning_mobility_2010-2012.pdf.
Ministry of Science, Education and Sports. (2010b). National Curriculum Framework: for PreSchool Education and General Compulsory and Secondary Education. Retrieved from: http://www.ibe.unesco.org/curricula/croatia/ci_fw_ 2010_eng.pdf.
Polšek, D. (2004). “Higher Education in Croatia and Requirements of the European Union”. In K. Ott (Ed.), Croatian Accession to the European Union (pp.273-300). Retrieved from: http://darhiv.ffzg.unizg.hr/id/eprint/ 5127/1/polsek-institutional_challenges.pdf.
حمید جاودانی
نظام آموزش عالی کره جنوبی
South Korea Higher Education System
پایتخت: سئولنوع حکومت: جمهوری چندحزبیزبان رسمی: کرهایمساحت: 98484 کیلومترمربعجمعیت: 49039986 میلیون نفر (2014)شمار دانشجویان: 3327525 (2013م)شمار اعضای هیئتعلمی: 60000 نفر (2014م)تولید ناخالص ملی: 393/1 تریلیون دلار (2015م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیکره جنوبی، در بخش جنوبی شبهجزیرة کره در شرق آسیا قرار دارد. دریای زرد در غرب این کشور، دریای ژاپن در شرق، دریای چین شرقی در جنوب و کشور کره شمالی در شمال آن قرار دارد.از جمعیت 49039986 میلیون نفری کره جنوبی، 1/14% 0-14سال، 5/13% 15-24 سال، 3/47% 54-25 سال، 4/12% 64-55 سال و 3/12% دیگر 65 سال به بالا سن دارند.کره جنوبی، یکی از کشورهایی است که پایینترین نرخ افزایش جمعیت را در جهان دارد؛ زیرا نرخ رشد جمعیت آن 16/0% است.امروزه کره یکی از بالاترین درصد میزان جمعیت باسواد در دنیا (در حدود 9/97% کل جمعیت) را دارد و شهرهای مهم آن عبارتاند از: پوسان، تائگو، اینچون، گوانگجو، تائجون، اولسان و سوون.کره جنوبی کشوری نیمهکوهستانی است که ارتفاعات آن، بیشتر در نواحی مرکزی و شمال شرقی قرار دارد. آبوهوای آن گرم، مرطوب و پرباران، و متوسط ریزش باران در سال 960 میلیمتر است.مهمترین رودهای آن، سومجین، کوم، هان، پوکهان و اکتونگ هستند و عمدهترین محصولات کشاورزی آن برنج، کلم، پیاز، سیر، گندم و دانههای روغنی هستند.بخش عمدهای از خوراک مردم، از راه ماهیگیری تأمین میشود؛ همچنین دامداری در این کشور، وضعیت خوبی دارد و نگهداری خوک، گاو، گوساله و ماکیان خانگی رواج فراوانی دارد.منابع معدنی کره جنوبی عبارتاند از: زغالسنگ، تنگستن، سرب، مس، آهن، روی، قلع طلا و نقره.کره جنوبی در روز 15 اوت 1948 مستقل شد.رئیسجمهور، با رأی مستقیم مردم برای مدت پنج سال انتخاب میشود و در رأس هرم قدرت قرار دارد. انتخابات ریاستجمهوری هر پنج سال یکبار، برگزار میشود و رئیسجمهور نمیتواند در انتخابات دور بعدی نامزد شود. عمدهترین و حساسترین تصمیمات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور، بهوسیلة شخص رئیسجمهور و مشاوران وی در نهاد ریاستجمهوری گرفته میشود. نخستوزیر با پیشنهاد رئیسجمهور و تصویب مجلس ملی کره انتخاب میشود. نخستوزیر و هیئتوزرا در جلساتی که به ریاست رئیسجمهور تشکیل میشود، دربارة امور مختلف کشور تصمیمگیری میکنند. در نبود رئیسجمهور، نخستوزیر ریاست کابینه را برعهده دارد.هجدهمین انتخابات ریاستجمهوری کره جنوبی در دسامبر 2012 برگزار شد که خانم پارک گونهی برای ریاستجمهوری این کشور انتخاب شد و اولین رئیسجمهور زن کره جنوبی و کشورهای حوزه شرق آسیا است و از 25 فوریه 2013 رسماً سمت ریاستجمهوری را در دست گرفت.کابینة دولت، متشکل از 18 وزیر است. علاوهبر کابینه، رئیسجمهور از خدمات 3 مشاور عالی، 9 مشاور ریاستجمهوری و 40 دستیار در امور مختلف کشور، بهرهمند میشود.کره جنوبی ساختار تکمجلسی دارد که «مجلس نمایندگان» نامیده میشود. این مجلس دارای 300 کرسی است که 246 تن از نمایندگان با رأی مستقیم مردم، از حوزههای انتخابیه سراسر کشور، برای مدت چهار سال، انتخاب میشوند و 54 نماینده دیگر انتصابی هستند و به نسبت، بین احزابی تقسیم میشوند که در انتخابات پنج کرسی یا بیشتر بهدست آوردهاند.حکومت این کشور جمهوری است، 9 ایالت و دو شهر ویژه دارد که زیر نظر فرماندار انتصابی دولت مرکزی اداره میشوند؛ زبان رسمی مردم آن کرهای و خط آنها هانگول است.طبق قانون اساسی کره جنوبی، آزادی دین، حق قانونی کلیه شهروندان بهشمار میآید و مهمترین ادیان رایج آن عبارتاند از: مسیحیت (28%)، بودائیسم (22%)، آیین کنفوسیوس (2%) و بی دین (5/46%).رشد اقتصادی کره جنوبی، طی سالهای 2014-2005م، بهطور متوسط، سالانه 64/3% و یکی از سریعترین اقتصادهای در حال رشد در سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه بوده است.این کشور دوازدهمین کشور پیشرفته جهان است و تولید ناخالص داخلی این کشور، در 2015م، 393/1 تریلیون دلار بوده است.کره جنوبی، دومین رشد سریع اقتصادی دنیا را در چهار دهه اخیر، داشته است و در مجامع بینالمللی صفت «ببر آسیا» را برای این کشور به ارمغان آورده است.عمدهترین صادرات کره جنوبی عبارتاند از: آهن، کشتی، خودرو، وسایل نقلیه موتوری، کالاهای الکترونیکی، صنایع شیمیایی و مشتقات نفتی، که بیشتر به کشورهای چین (22%)، امریکا (12/5%) و ژاپن (7/1%) صادر میشوند. واحد پولی آن وون نام دارد.کره جنوبی علاوهبر عضویت در سازمان ملل متحد، در سازمانهای بینالمللی زیر نیز عضویت دارد:اسکاپ، فائو، بانک جهانی، یونسکو، آنکتاد، اتحادیه آ.سه.آن، آژانس بینالمللی انرژی اتمی، صندوق بینالمللی پول، سازمان بینالمللی کار، سازمان جهانی تجارت.پیشینة آموزشبرنامههای دولت کره جنوبی، برای گسترش کمّی و کیفی نظام آموزش عالی، در چند دهة گذشته، پیشرفتهای گستردهای برای این کشور در پی داشته است. البته نقش خانوادههای کرهای را در این باره نباید نادیده گرفت؛ زیرا اهمیت فراوانی به آموزش میدهند و در این راه، سرمایهگذاریهای زیادی میکنند.افزونبراینها، علاقه به رشد و توسعه و رقابت با کشورهای همسایه، ازقبیل ژاپن، چین و کره شمالی، آنان را به تلاشهای گستردهای برای ارتقای سطح علمی و فرهنگی این کشور، سوق داده است.دولت کره جنوبی، در سال 1987 اصلاحاتی در نظام آموزش عالی این کشور انجام داد. براساس این اصلاحات، به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، اختیارات بیشتری داده شد که براساس آنها، توانستند باتوجهبه موقعیت خود، از گسترش دانشکدهها و امتیازات آموزشی بیشتری برخوردار شوند (Weidman and Park, 2000).کره جنوبی، در 31 ماه مه 1995، پیشنهادهایی را برای اصلاح و رقابتی کردن نظام آموزشی عرضه کرد. هدف این اصلاحات تربیت انسانهایی متناسب با نظام سرمایهداری با تواناییهای گوناگون مورد نیاز جامعه بود. این پیشنهادها عبارتاند از:1. ایجاد تنوع، گسترش و تخصصی کردن نظام آموزش عالی؛ 2. دادن اختیارات بیشتر به مؤسسات برای تصمیمگیری و مدیریت مدارس وابسته؛ 3. فراهم ساختن حمایتهای لازم از پژوهشها؛ 4. بالا بردن کیفیت پژوهشها به سطح جهانی؛ 5. محکم کردن ارتباط بین ارزیابی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی با حمایتهای مالی (Weidman and Park, 2000).در سال 2008، وزارت آموزش، علم و فنّاوری کره جنوبی سیاستهای جدیدی را برای پر کردن شکاف میان دانشآموزان شهری و روستایی و مناطق محروم اتخاذ کرد. ازجملة این سیاستها، افزایش کمک برای هزینههای پشتیبانی مدارس متوسط و محروم، پرداخت یارانه برای هزینههای رایانه و اینترنت برای همه دانشآموزان محروم، دادن وعدههای غذایی به دانشآموزان کمدرآمد و روستایی، استقرار سرویسهای ایاب و ذهاب در مناطق روستایی، بهمنظور کاهش رفتوآمد طولانی، و آسانتر کردن راه برای کودکان عازم مدرسه، کمکهای مالی به روستاییان کمدرآمد و دانشآموزان آسیبپذیر، گسترش خدمات دیجیتالی به مدارس و آسانتر کردن دسترسی دانشآموزان به کتابهای درسی بود.در سال 2011 عمدة سیاستها و برنامههای وزارت آموزش، علم و فنّاوری کره جنوبی، تقویت و حمایت از استقلال مدارس، گسترش استخدام مدیران با هدف در اختیار داشتن رهبران صالح بیشتر، افزایش فرصتهای یادگیری خلاق، و تشویق آموزشگران به انجام توسعه حرفهای بود؛ بهطوریکه بتوانند در جایگاه مشاوران حرفهای برای دانشآموزان عمل کنند.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالینظام آموزشی کره جنوبی، باتوجهبه اصول قانون اساسی و قانون آموزشی که در 1949م به تصویب رسید، پایهگذاری شده است.اصل کلی حاکم بر آموزش کره، کار و تلاش مردم، برای بهتر زیستن همة افراد بشر است. برایناساس، آموزش باید اتکا به نفس و دموکراسی را تقویت کند و هماهنگی میانفردی را در همة افراد جامعه ارتقا بخشد.براساس بند 21 قانون اساسی کره جنوبی، والدین موظفاند که کودکان خود را برای کسب آموزش ابتدایی و مجانی به مدارس بفرستند.بند 93 قانون آموزش بیان میدارد که هدف آموزش ابتدایی، آموزش اصول اساسی لازم برای زندگی مدنی پربار است. بهمنظور نیل به این هدف، دورههای اصلی برای آموزش ابتدایی به نُه موضوع عمده بهشرح زیر تقسیم میشوند: آموزش اخلاقی، زبان کرهای، مطالعات اجتماعی، ریاضیات، علوم طبیعی، آموزش فیزیک، موسیقی، هنرهای زیبا و هنرهای عملی.بر طبق این قانون، همة مردم، حقوق آموزشی یکسان دارند و باتوجهبه تواناییهای خود و بدون توجه به عقیده، جنسیت و موقعیت اجتماعی و اقتصادی، میتوانند از آنها استفاده کنند، استقلال آموزش به رسمیت شناخته شده و مسائل سیاسی نباید در آن دخالت کند.براساس قانون آموزشی 1949م و اصول اساسی آموزش، هدف تعلیموتربیت، تحت اندیشة «سعادت جهانیشدن»، تکامل شخصیت فرد، توانا کردن او در ادارة زندگی و مسئولیتپذیر کردن وی در مقام شهروند برای سهیم شدن در رشد و خوشبختی ملت است.به موازات ساختن جامعه مردمسالاری، تعلیموتربیت نیز براساس اصول مردمسالاری، استقلال و برابری فرصتهای آموزشی برای همه مردم پیشرفت کرده است. جهتگیری رهبران سیاسی کره جنوبی بهسمت توسعه ملی، براساس توجه به نظام آموزشی است.اهداف دولت کره جنوبی، برای نظام آموزش عالی بهطور گستردهای وابسته و مرتبط با توسعه اقتصادی و شامل موارد زیر است:1. افزایش رقابتپذیری دانشگاههای کره؛2. بهبود نرخ اشتغال دانشآموختگان؛3. افزایش انتقال دانش بین صنایع و دانشگاهها؛4. ساخت 15 دانشگاه پژوهشی در سطح و طبقة جهانی؛5. بالا بردن کیفیت دانشگاهها (مدنی، 1390، ص 182).همانطورکه مشاهده میشود، هدف شمارة 5 تنها هدفی است که اقتصادی نیست، هرچند که کیفیت آموزش عالی در زمان گسترش سریع آن، رو به کاهش گذاشت، ولی در دو دهة اخیر، تلاشهایی برای ارتقای سطح کیفیت دانشگاهها انجام شده است.میتوان گفت هدفهای کلی آموزش کره جنوبی رسیدن به وحدت ملی، استقلال سیاسی، گسترش فرهنگ ملی، ایجاد همبستگی بین شهروندان، ایجاد فرصتهای برابر آموزشی برای همه، شکوفایی استعدادها و ارادههای افراد و تأمین استقلال آموزشی است.ساختار نظام آموزشینظام آموزشی کره جنوبی، شامل دو دوره نظام آموزشی پیشدانشگاهی و دانشگاهی است. آموزش پیشدبستانی در کودکستانها عرضه میشود و در نظام آموزش رسمی، گنجانده نمیشود. آموزش کودکستانی با هدف ایجاد عادتهایی برای زندگی سالم و پیشرفت جسمانی، کمک به بهبود روابط اجتماعی، کمک به رشد هماهنگ کودکان، از جنبة جسمانی، مهارتهای زبانی و خلاقیت کودکان، بیان ایدهها و دیدگاهها با استفاده از زبان مناسب و پرورش احساس عشق نسبت به خانواده، دوستان و اطرافیان ایجاد شده است (International Bureau of Education, 2011).نظام پیشدانشگاهی در کره جنوبی، متشکل از مدارس ابتدایی، راهنمایی و میانی است.مدارس ابتدایی، شش سال آموزش اجباری ابتدایی (کلاس اول تا ششم) را به کودکان بین شش تا یازده سال عرضه میکنند. برخی دروس سطح ابتدایی عبارتاند از: اخلاق، زبان کرهای، ریاضیات، علوم، مطالعات اجتماعی، موسیقی و هنر.مدارس ابتدایی، علاوهبر ارائه آموزش عمومی به دانشآموزان، آنها را به حل مسئله تواناییهای عمومی، قدردانی از سنت و فرهنگ، عشق به همسایهها و کشور و عادات عمومی زندگی ترغیب میکنند.نظام آموزشی کره جنوبی، از فنّاوریهای اطلاعاتی و ارتباطی ( فاوا) برای پیشبرد برنامههای درسی استفاده زیادی میکند و از سال 2001 آموزش استفاده از فاوا را برای دوره ابتدایی ضروری دانسته است.اهداف فاوا در برنامههای درسی مدارس کره جنوبی عبارتاند از: کمک به دانشآموزان برای دستیابی به مهارتهای اساسی (مهارت حل مسئله، خلاقیت، تولید اندیشه و...) برای همگامی با تغییرات محیطی جامعه داناییمحور.مدارس راهنمایی سه سال آموزش (کلاس هفتم تا نهم) را به کودکان 12 تا 14 سال عرضه میکند. دورههای راهنمایی، متشکل از 11 موضوع درسی اساسی یا اجباری مانند ریاضیات، انگلیسی، زبان کرهای، مطالعات اجتماعی و علوم، آموزش اخلاق، موسیقی، هنرهای زیبا و هنرهای کاربردی، موضوعات انتخابی یا اختیاری نظیر اقتصاد خانه و فنّاوری، زبانهای خارجی، رایانه، فنّاوری اطلاعات و آموزش محیطزیست و فعالیتهای دورههای اضافی هستند.از سال 2002 آموزش دورة راهنمایی تحصیلی در کره اجباری شده است. ادامة تحصیل از مرحله پیش از دبیرستان (دوره راهنمایی) به مرحله دبیرستان و هنرستان نیز همانند مرحله ابتدایی است و 5/99% از دانشآموختگان در مرحله بعد، ثبتنام میکنند.دبیرستان نیز سه سال آموزش (کلاس دهم تا دوازدهم) را به دانشآموزان بین پانزده تا هفدهساله عرضه میکند و به آنها مدرک دیپلم میدهد. آموزش دبیرستان، با هدف فراهم آوردن آموزش پیشرفتة عمومی و اختصاصی براساس آموزش راهنمایی، ایجاد شده است. آموزشهای دبیرستانی اجباری نیستند و دانشآموزان هزینههای مربوط را پرداخت میکنند.در سال 2013 شمار دانشآموزان مدارس کره 7260996 نفر بود که در 11312 مدرسه مشغول تحصیل بودند که از این شمار 1694 مدرسه خصوصی بودند (جداول 1 و 2).دانشآموختگان دبیرستانها، میتوانند برای دریافت آموزش عالی داوطلب کالجها و دانشگاههای دو تا چهارساله دانشگاهها شوند.کره جنوبی نظام ارزیابی به نام «ارزیابی ملی پیشرفت آموزشی» دارد. هر سال، آزمونهای موفقیت تحصیلی، در دو موضوع به همة دانشآموزان در هریک از کلاسهای شش، نُه و ده داده میشود. دانشآموزان بهطور مرتب، ازسوی آموزشگران خود در همة سطوح ارزیابی میشوند و اطلاعات دقیقی درباره عملکرد تحصیلی، در پروندة آنها وجود دارد. این پرونده بهطور فزایندهای بهصورت عملکرد دانشآموز، برای ورود در دانشگاهها مورد استفاده قرار میگیرد تا آنها با آزمون پراضطرابی (همانند سابق) برای ورود به دانشگاهها مواجه نشوند.شورای مرکزی آموزش دانشگاههای کره نیز مسئول ارزیابی نهادی و اعتباربخشی برنامههای آموزشی همة کالجها و دانشگاههای این کشور است.کتابهای درسی برنامههای درسی مدارس کره جنوبی، هر پنج تا ده سال مورد بررسی، بازنگری و اصلاح قرار میگیرند؛ هرچند که مدارس، برای اضافه کردن محتوا و استانداردهای لازم برای رسیدگی به نیازهای مدارس خود بر محتوای تعیینشده ازسوی وزارتخانه مربوط استقلال دارند. کتابهای درسی بهوسیله مؤسسات تخصصی که زیر نظر وزارت علم و فنّاوری کار میکنند، چاپ میشوند. نویسندگان کتابها، معمولاً ترکیبی از آموزشگران، متخصصان آموزش و متخصصان موضوعی هستند.برنامههای آموزشی آموزشگرانبرنامههای درسی در دورههای علوم تربیتی و تربیت آموزشگر عبارتاند از:1. دروس عمومی و دروس تربیتی- 30% از کل دوره به دروس عمومی (علوم انسانی، علوم طبیعی، علوم اجتماعی و تربیتبدنی) و بقیه به دروس تربیتی اختصاص یافته است.2. دروس تربیتی عبارتاند از: تئوریهای تربیتی و دروس مربوط به مواد برنامه درسی و روشهای تدریس.حقوق و مزایای آموزشگرانکره جنوبی جزء کشورهایی است که بیشترین حقوق را به آموزشگران خود میدهد (شاه محمدی، 1391، ص 13). حقوق آموزشگران براساس مدرک و دوره تحصیلی افزایش مییابد. علاوهبراین، مقامات نظام آموزشی در 6 مارس 1971 صندوق مشترک آموزشگران کرهای را با اهداف اطمینان از ثبات مالی، رفاه و اطمینان از کیفیت زندگی آموزشگران این کشور ایجاد کردند.از تاریخ 30 آوریل 1998م تاکنون شمار اعضای صندوق مشترک آموزشگران کرهای از70000 در زمان گشایش به حدود 500000 تن افزایش یافته است.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیدانشگاههای کره جنوبی به سه دسته تقسیمبندی میشوند:1. دانشگاههای ملی که بهوسیلة دولت تأسیس و اداره میشوند؛2. دانشگاههای عمومی که ازسوی مقامات و یا دولت محلی، تأسیس و اداره میشوند؛3. دانشگاههای خصوصی که اشخاص و یا شرکتهای خصوصی آنها را تأسیس و اداره میکنند.دانشگاههای کره جنوبی، بیشتر با صنعت در ارتباط هستند و با داشتن آزمایشگاههای مجهز، زمینه پژوهش را در میان دانشجویان مجرب فراهم میسازند. آموزش در دورههای عالی بیشتر طرحمحور است و از این راه نیازهای زندگی دانشجویان خارجی و داخلی کشور کره را فراهم میکند.در سال 2013 شمار 149 کالج و مؤسسه آموزش عالی و 222 دانشگاه در کره جنوبی وجود داشت که از این شمار، بهترتیب 140و 180 واحد آنها خصوصی بودهاند (جدول 1). در این کالجها و دانشگاهها بهترتیب 772509 و 2555016 یعنی مجموعاً 3327525 دانشجو مشغول تحصیل بودهاند (جدول 2).در جداول 1 و 2، شمار مدارس، کالجها و دانشگاههای کره جنوبی طی سال 2013 ذکر شده است:درصد ورود زنان به دانشگاهها 49% و نرخ ثبتنام در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی از 4/11% در سال1980 به 72% در سال 2014 رسید.بیش از 90% دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کره جنوبی، خصوصی هستند. بسیاری از مؤسسات خصوصی آموزش عالی در کره جنوبی همتراز دانشگاههای عمومی هستند.براساس رتبهبندی مؤسسة اعتبارسنجی «کیو. اس» در سال تحصیلی 2013-2012، 9 دانشگاه کره جنوبی در جمع 50 دانشگاه برتر جهان قرار داشتند.24 دانشگاه این کشور، مورد تأیید وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فنّاوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هستند.در شهر سئول 38 دانشگاه و مرکز آموزش عالی وجود دارد که همگی از مراکز بسیار معتبر دانشگاهی در این کشور و حتی جهان هستند.آموزش عالیاعضای هیئتعلمیبیشتر آموزشگران آموزش عالی کره جنوبی، در مراکز دانشآموختگان دانشگاههای محلی و خارجی آموزش میبینند. مدرک کارشناسی ارشد، حداقل مدرک مورد نیاز برای هر آموزشگر آموزش عالی است، امّا مدرک دکتری بهعنوان حداقل مدرک برای عضویت در هیئتعلمی دانشگاه یا دانشکده در نظرگرفته میشود.درحالحاضر 60000 عضو هیئتعلمی در دانشگاههای کره جنوبی، مشغول تدریس و پژوهش هستند.رؤسای دانشگاههای ملی و عمومی، بنا به توصیه وزارت آموزش، علم و فنّاوری بهوسیلة رئیسجمهور و رؤسای دانشگاههای خصوصی، ازسوی هیئتامنا و تصویب وزارتخانه مربوط منصوب میشوند.آزمونهای ورودیداوطلبان برای ورود به دانشگاههای کره جنوبی، باید دارای دیپلم میانی باشند و موفق به گذراندن آزمونهای ورودی این مراکز شوند. از سال 1988 به بعد پذیرش دانشجویان براساس آزمون سراسری که شامل پنج موضوع درسی است، صورت میگیرد. در سال 1993 مقرر شد که برای پذیرش دانشجویان، نمرههای درسی دورة دبیرستان نیز با نمرههای آزمون سراسری جمع شود؛ بهعبارتدیگر، آزمون سراسری یا «امتحان شایستگی علمی» 70% و نمرات دبیرستانی 30% نمرات داوطلبان برای ورود به دانشگاهها را تشکیل میدهد.در بحث پذیرش دانشجو در دانشگاهها نیز وزارت آموزش، علم و فنّاوری کره جنوبی با هدف گسترش حوزه اختیارات و استقلال دانشگاهها، تنها پیشنیازهای حداقلی را تعیین کرده و به ادارة ثبتنام هر دانشگاه اجازه داده است تا با آزادی عمل و استقلال کامل، همة شیوههای پذیرش استاندارد دانشجو، اعم از آزمون سراسری، آزمون ارائه مقاله، بررسی صلاحیت علمی و تحصیلی و معرفینامهها را بهکار گیرند که از این طریق، حوزة اختیارات دانشگاه برای پذیرش دانشجو افزایش مییابد.دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالیمراکز آموزش عالی کره جنوبی، به دو دستة عمومی و خصوصی تقسیم میشوند و کلیه آنها تحت پوشش وزارت آموزش، علم و فنّاوری هستند. این وزارتخانه، کلیة مقررات آموزشی شامل پذیرش دانشجو، رشتهها و درسهای مربوط و قوانین اعطای مدرک را زیر نظر دارد.هدف اصلی دانشگاههای کره جنوبی، آموزش افراد، انجام پژوهشهای ژرف دانشگاهی، دادن فرضیههای علمی و راهکارهای مهم برای توسعه کشور و جامعه و بهبود مدیریت و رهبری است.دانشگاههای کره جنوبی، دورههای کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری ارائه میکنند و طول مدت دورههای آموزشی در این دانشگاهها دو الی شش سال است. در این کشور 8 نوع مرکز آموزش عالی بهشرح زیر وجود دارد:1. مدارس عالی دوساله: مدارس عالی دوسالانه، با هدف ارائه برخی رشتههای خاص نظیر علوم انسانی، علوم اجتماعی، علوم طبیعی، مهندسی، هنرهای نمایشی، آموزش جسمانی و سلامت راهاندازی شدهاند و کمترین دورههای آموزشی در آنها، دو الی سه سال است. دانشجویان مدارس عالی دوسالانه، برای دانشآموختگی نیازمند پشت سر گذاشتن 80 واحد و دانشجویان مدارس عالی سهساله نیز نیازمند گذراندن 120 واحد درسی هستند و مدرک دیپلم این مؤسسات به دانشجویانی داده میشود که موفق به کامل کردن دورههای تحصیلی و پشت سر گذاشتن واحدهای تعیینشده ازسوی این مدارس بشوند. افرادی که از مدارس عالی دانشآموخته شوند، در دانشگاهها، دانشگاههای صنعتی و دانشگاههای آزاد و غیرحضوری پذیرفته میشوند.2. مدارس عالی چهارساله: دورههای آموزشی چهارسالهای را عرضه میکنند که با دریافت مدرک کارشناسی پایان مییابد. شمار این مدارس عالی، بیش از56 واحد است که آموزشهایی را در زمینههای علوم تربیتی، علوم مهندسی، پزشکی، داروسازی، پرورش ماهی و علوم دریایی عرضه میکنند.3. دانشگاهها و مؤسسات تربیت آموزشگر: در کره جنوبی، 62 دانشگاه، کالج و مرکز تربیت آموزشگر وجود دارد که حدود نیمی از آنها، عمومی و نیمی دیگر خصوصی هستند. این مراکز دو نوع هستند:الف. دانشگاههای تربت آموزشگر برای تربیت آموزشگران مدارس ابتدایی؛ب. کالجهای تربیت آموزشگر برای تربیت آموزشگران دبیرستانی.هر دو مرکز برنامههای چهارساله عرضه میکنند. آموزشگران پیشدبستانی و ابتدایی، در دانشگاههای تربیت آموزشگر و گروه آموزش ابتدایی در دانشگاه ملی آموزشی کره و دانشگاه زنان تربیت میشوند. این مراکز دورههای دو یا چهارساله را برای اعطای مدارک کاردانی و کارشناسی ارائه میکنند. آموزشگران پیشدبستانی، باید دورة دوساله را در رشته آموزش پیشدبستانی بگذرانند.آموزشگران دوره راهنمایی باید دورة چهارساله کالجهای تربیت آموزشگر یا دانشگاهها را در رشته علوم تربیتی بگذرانند.دبیران دبیرستانها نیز باید دورة چهارساله کالج یا دانشگاه در رشتة علوم تربیتی و یا دورة چهارسالة دانشگاهها را در یکی از مواد درسی دورة دبیرستان بهعنوان یک رشته تحصیلی همراه با دروس تربیتی که در دانشگاهها ارائه میشوند، با موفقیت بگذرانند.آموزش دبیران دبیرستان، عمدتاً در دانشکدههای تربیت آموزشگر دانشگاهها، دانشگاه ملی آموزش کره، دانشگاههای عمومی و گاهی نیز در هر کالج یا دانشگاه معتبر عرضه میشود. علاوهبراین، آموزشگران مراکز میانی، ملزم به حضور در دورههای آموزشی مراکز آموزش دانشآموختگان هستند.مدرک آموزشگران بر پایهای غیر از امتحان بهوسیلة رؤسای دانشگاههای مربوط به همة افرادی که دورههای لازم را گذراندهاند، اعطا میشود. انتخاب و بهکارگیری آموزشگران مدارس عمومی، در امتحانات تعیینشده ازسوی دفترهای آموزش استانی و شهری انجام میشود. آزمون استخدامی برای مدارس عمومی، مرکب از یک تست اولیه از فن آموزش (30%)، حوزة تخصص اصلی (70%) و نیز آزمون دومی میباشد که دربرگیرنده از یک آزمون سنجشی و مصاحبه است.4. آموزشکدههای فنیوحرفهای: در کره جنوبی، بیش از 235 آموزشکدة فنیوحرفهای وجود دارد که از این شمار، 110 واحد عمومی و بقیه خصوصیاند. آموزشکدههای فنیوحرفهای، بر درسهای کاربردی و عملی تأکید دارند. دانشجویان این مؤسسات 23% از کل عالی دانشجویان نظام آموزش این کشور را تشکیل میدهند. مدت تحصیل در این آموزشکدهها دو سال است و به دانشآموختگان مدارک کاردانی عرضه میشود؛ بهاستثنای مؤسسات ملوانی و ماهیگیری که دورة دریانوردی ششساله دارند.پذیرش دانشجو در این آموزشکدهها، بسیار انعطافپذیر و بهنسبت آسان است و کسانی که دوره دبیرستان یا هنرستانهای فنیوحرفهای را به پایان رساندهاند و مدرک تحصیلی دیپلم و یا معادل آن را دارند، میتوانند وارد این آموزشکدهها شوند. ورود به این آموزشکدهها، بر پایة وضعیت تحصیلی و نمرههای کسبشده در دوره دبیرستان است و هر آموزشکده بهگونه اختصاصی، معیار سنجش و گزینش خود را تعیین میکند. بهطور میانگین، سالانه بیش از 80% دانشآموختگان دورة کاردانی جذب بازار کار میشوند و این نشاندهندة اهمیت رشتههای علمی- کاربردی در کشور کره است (انگجی و خادمی، 1383، ص 232).5. دانشکدههای تخصصی: این دانشکدهها، بیشتر در دورههای کارشناسی ارشد و برخی نیز در دوره دکتری فعالیت دارند، ولی هیچیک دوره کارشناسی ندارند.6. دانشگاه مجازی: در کشور کره جنوبی، دانشگاه آزاد (باز) امکان تحصیل را برای داوطلبان دورههای گوناگون، فراهم میآورد. سهم کره جنوبی در بهرهگیری از امکانات الکترونیکی در آموزش و وسایل ارتباط جمعی، برای اطلاعرسانی، بسیار گسترده است و بسیاری از برنامههای آموزش عالی، از راه شبکههای رایانهای و اینترنت انجام میشود. هماکنون کره در ردیف 10 کشور مهم جهان، بهشمار میآید که سطح رقابت و کاربرد فنّاوری در آن بسیار بالاست و هزینههای چشمگیری صرف آی.تی میشود (انگجی و خادمی، 1383، ص 232).7. دانشگاه مکاتبهای: این دانشگاه، فعالیت خود را از سال 1972 در جایگاه شاخهای از دانشگاه ملی سئول، با 12000 دانشجو آغاز کرد. در 1982م از دانشگاه ملی سئول جدا شد و فعالیت خود را در قالب دانشگاهی مستقل، ادامه داد. در همین سال، برنامة پنجسالهای را بهمنظور اعطای مدرک کارشناسی به داوطلبان عرضه کرد.اکنون دانشگاه مکاتبهای کره جنوبی مؤسسهای مستقل است و دورههای دوسالة کاردانی، چهارساله کارشناسی و کارشناسی ارشد را عرضه میکند و 12 شعبه در شهرهای مختلف کره جنوبی ازجمله سئول و بیش از 200000 دانشجو دارد.8 . دانشکدههای کارشناسی ارشد (تحصیلات تکمیلی): دانشکدههای تحصیلات تکمیلی با هدف تعقیب جدیتر اهداف آموزش عالی و افزایش قابلیت انجام پژوهشهای علمی و پرورش استعدادهای خلاق تأسیس شدهاند.مدارک تحصیلیکاردانی: مدت دورة کاردانی، دو سال است. برخی مدارس عالی نیز پس از پذیرش دارندگان مدرک کاردانی، بعد از موفقیت در آزمون تکمیلی، به آنها مدرک کارشناسی میدهند.کارشناسی: دورههای کارشناسی چهار سال و شمار واحدهای لازم برای دریافت مدرک کارشناسی 140 تا 150 واحد درسی است. در رشته معماری پنج سال و در رشتههای پزشکی و دندانپزشکی، تحصیلات شش سال بهطول میانجامد و دانشجویان باید 180 واحد گذرانده باشند.کارشناسی ارشد: دارندگان مدرک کارشناسی، در صورت داشتن دستکم معدل سه یا B، میتوانند در آزمونهای دورة کارشناسی ارشد شرکت کنند. پذیرفتهشدگان این دورهها، پس از دو تا سه سال تحصیل و گذراندن حداقل 24 واحد درسی در رشته مربوط، میتوانند مدرک کارشناسی ارشد دریافت دارند. دانشجویان همچنین ملزم به گذراندن پایاننامه هستند. این پایاننامه باید دستکم مورد پذیرش سه ارزیاب قرار گیرد.دکتری: بالاترین درجه تحصیلات عالی است که پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد و سه تا چهار سال تحصیل، اعطا میشود. زبان تدریس در بیشتر دانشگاههای کره جنوبی، در دوره دکتری انگلیسی است. هر سال تحصیلی در دوره دکتری به دو نیمسال تقسیم میشود.دوره دکتری شامل 36 واحد درسی است. دانشجویان این دوره و پس از پشت سر گذاشتن واحدهای تعیینشده و آزمونهای زبان خارجی و فراگیر، میبایست رساله دکترای خود را ارائه دهند که این رساله برای اینکه مورد قبول واقع شود، باید به تأیید پنج استاد برسد.پسا دکتری: این دوره برای ادامه تحصیلات و پژوهشهای علمی پس از تکمیل دوره دکتری است. درحالحاضر بسیاری از دانشگاههای کره جنوبی، از بسیاری از پژوهشگران دوره پسا دکتری برای انجام پژوهشهای علمی دعوت میکنند.زبان تحصیلیزبان رایج در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کره جنوبی، زبان کرهای است، اما برخی از درسها به زبانهای انگلیسی، چینی، فرانسه و آلمانی نیز تدریس میشوند.دانشجویان خارجیدولت کره جنوبی، برای ارتقای کیفیت نظام آموزش عالی و گسترش فرهنگ این کشور، به دانشجویان خارجی بورسهایی اعطا میکند. بورسهای تحصیلی، شامل دو بخش میشوند:·بورسیههایی که دولت کره جنوبی به دانشجویان خارجی اعطا میکند.·بورسیههایی که دانشگاهها خود به دانشجویان خارجی میدهند.براساس این سیاست، دانشجویان کشورهایی که روابط سیاسی با کره جنوبی دارند، ارجحیت بیشتری برای دریافت بورس دارند.کره در جذب دانشجوی خارجی دو روش دارد: اول اینکه برای استادهای کرهای که بتوانند دانشجوی خارجی جذب کنند، امتیازاتی میدهد. جذب دانشجوی خارجی، یکی از نشانگرهای افزایش گرانتهای پژوهشی استادان است.بُعد دومیکه خیلی روی آن تمرکز دارند، اعطای بورسیههای تحصیلی به کشورهای درحالتوسعه است. به دانشجویان کشورهای درحالتوسعه، یک سال زبان کرهای یاد میدهند؛ بعد اگر در امتحانات موفق شوند آنها را بورسیه دوره دکتری میکنند و ضمن پرداخت کلیه هزینههای آنها، حقوقی هم به آنان پرداخت میکنند.درهمینحال، شمار دانشجویان خارجی مشغول به تحصیل، در کره جنوبی از 12314 دانشجو در 2003م به 85923 در سال 2013 از 171 کشور جهان افزایش یافت.دولت کره جنوبی قصد دارد تا سال 2020 شمار دانشجویان خارجی را به حداقل 250 هزار نفر برساند که باتوجهبه موقعیت این کشور، رقم خیرهکنندهای خواهد بود.درحالیکه قبلاً شمار دانشجویان کرهای که در خارج تحصیل میکردند، زیاد بود، امّا شمار آنها نیز در سالهای اخیر کاهش یافته است. در سال 2010، 251887 دانشجوی کرهای برای تحصیل به خارج از کشور رفتند و این شمار در 2013م به 227126 دانشجو کاهش یافت.دانشگاههای کره جنوبیدر زیر فهرست برخی از دانشگاههای کره جنوبی دارای رتبه بینالمللی ذکر میشود.دانشگاه ملی سئول: دانشگاه ملی سئول در اواخر سده نوزدهم میلادی در سئول تأسیس شد و امروز بالاترین رتبهبندی دانشگاهی را در کره جنوبی دارد. این دانشگاه، علاوهبر نام و آوازة جهانی، در ردهبندی سال 2015- 2014م مؤسسه «کیو. اس» در رتبه 31 جهان و رتبه چهارم آسیا قرار گرفت.این دانشگاه دارای 16 کالج و 6 مؤسسة حرفهای با حدود 30000 دانشجوست و با 273 دانشگاه در 56 کشور جهان همکاری میکند.شمار دانشجویان کرهای آن، در اول آوریل 2012، 27978 تن و شمار دانشجویان بینالمللیاش 2608 تن بود که از این میان 683 نفر بورسیه بودند.این دانشگاه سالانه 600-500 دانشجوی بینالمللی از بیش از 80 کشور جهان را پذیرش میکند.بسیاری از اعضای هیئتعلمی این دانشگاه، سابقة تدریس در دانشگاههای معتبر جهان را دارند.شمار مقالات علمی منتشر شده آن در مجلات بینالمللی و تأییدشده در نمایه استنادی علمی در 2008م، 3792 بود که رتبه 20 را در جهان داشت و این رقم همچنان رو به افزایش است.ظرفیت پژوهشی این دانشگاه، براساس شمار مقالات و استنادات علمی، نشان میدهد که قابل مقایسه با 30-10 دانشگاه برتر ایالات متحده امریکاست.این دانشگاه یک کتابخانه اصلی و 7 کتابخانه تابعه دارد. کتابخانة دانشگاه ملی سئول، بزرگترین کتابخانه دانشگاهی کره، با داشتن بیش از 5/4 میلیون جلد کتاب است.38% از مدیران عامل 100 شرکت برتر کرهای و 88% از قضات دادگاههای عالی کره از دانشآموختگان این دانشگاه هستند.نزدیک به 60% از وزرای دولت و در حدود نیمی از اعضای مجلس این کشور نیز از دانشآموختگان این دانشگاه در 2007م بودند.بان کی مون، دبیر کل کنونی سازمان ملل متحد، کیم یونگ سام، هفتمین رئیسجمهور کره جنوبی (1998-1993م) و جونگ ووک لی، مدیر کل سابق سازمان جهانی بهداشت ازجمله دانشآموختگان این دانشگاه هستند.دانشگاه یونسی: دانشگاه یونسی که در 1885م بهوسیلة مبلّغان مسیحی در سئول گشایش یافت، یکی از قدیمترین دانشگاهها و یکی از مؤسسات علمی خصوصی معتبر این کشور است. یونسی دومین دانشگاه بزرگ کره جنوبی است که در رتبهبندی سال 2014-2013 مؤسسه کیو. اس در رده 114 آسیا و 190 جهان قرار گرفت و درحالحاضر، بیش از 28700 دانشجو در آن مشغول تحصیل هستند.کیم وو چونگ، مدیر عامل و مؤسس شرکت دوو و چوی آیا سوک، مدیر سامسونگ ازجمله دانشآموختگان این دانشگاه هستند.دانشگاه کره: دانشگاه کره در 1905م بهوسیلة لی یونگ ایک خزانهدار سلطنتی وقت در شهر سوسانگ تأسیس شد و بعدها در 1943م، به شهر آنام منتقل شد. این دانشگاه، نخستین مؤسسه آموزش عالی به سبک جدید در کره جنوبی است.دانشگاه کره، در جایگاه دانشگاهی فراگیر دارای 16 دانشکده مربوط به دورههای کارشناسی و 20 دانشکده مربوط به دورههای کارشناسی ارشد است.دورههای کارشناسی دانشگاه کره، در شمار منتخبترین این دورههاست و دانشآموختگان آن، گروه قدرتمندی در کره جنوبی، بهشمار میآیند. دانشگاه کره، به جهت دانشکده حقوق خود، بسیار مشهور است و این دانشکده یکی از معتبرترین دورههای کارشناسی را در رشته حقوق، عرضه میکند.افزونبراین، دانشکده بازرگانی دانشگاه کره تنها مرکز و اولین دانشکدة کسبوکار در کره جنوبی است.پذیرش دانشجویان در این دانشگاه، بهشدت رقابتی است و بر پایه آمادگی متقاضیان و نمرههای آنها در «آزمون توانایی آموزشی»، صورت میگیرد. دانشگاه کره، درحالحاضر، دارای بیش از 25100 دانشجو و 1600 عضو هیئتعلمی است که بیش از 95% آنها دارای مدرک دکتری یا معادل آن، در رشته خود هستند.این دانشگاه در 2008م رتبه دوازدهم را در میان 350 مؤسسه آموزش عالی در جهان، به خود اختصاص داد.در سال 2010، ازسوی مؤسسه رتبهبندی کیو. اس، رتبه 191 را در جهان بهدست آورد و در 2013م نیز رتبه 145 جهان را کسب کرد.نام این دانشگاه، زمانی در کانون اخبار بینالمللی قرار گرفت که جزء ۲۰۰ دانشگاه برتر جهان معرفی شد. یکی از عوامل اصلی قرار گرفتن دانشگاه کره، در فهرست 200 دانشگاه برتر جهان، اجرای «طرح جهانی دانشگاه کره»، است که بر آمادهسازی دانشجویان، برای ورود به رقابتهای علمی- جهانی (المپیادها)، ایجاد زیر ساختهای علمی و پژوهشی، سرمایهگذاری و پژوهش بر روی ارتقای سطح مدیریتی (براساس استانداردهای بینالمللی) تمرکز دارد.ازجمله اهداف طرح یادشده، گنجاندن نام دانشگاه در فهرست یکصد دانشگاه برتر جهان است.دانشگاه کره، همچنین دارای مراکز آموزشی مانند «مؤسسه زبانهای خارجی» و «مرکز آموزش و یادگیری» است. این دانشگاه، دارای مراکز پژوهشی نظیر «مؤسسة ارتباطات بینالملل» و «مرکز اطلاعات فنّاوری ایمنی» است. «مرکز پژوهشهای شرق آسیا» و «مرکز پژوهشهای فرهنگی کره»، از دیگر مؤسسات پژوهشی این دانشگاه هستند.مدیران این دانشگاه، از سال 2003، تاکنون با سرمایهگذاری در بخش تبلیغات و بازاریابی جهانی، اقداماتی را برای نزدیکتر کردن ساختار این دانشگاه به دانشگاههای بینالمللی آغاز کردهاند؛ ازجمله این اقدامات، طرح استانداردسازی زبان انگلیسی، ارائه واحدهای دانشگاهها به زبان انگلیسی و طرحهای نوآورانه منطبق با سیاستهای «جهانیشدن» است.انجمن دانشآموختگان دانشگاه کره دارای 280000 دانشآموخته است.دانشگاه علوم و فنّاوری پوهانگ (دانشگاه پستِچ): این دانشگاه در سال 1986 بسان نخستین دانشگاه پژوهشی در شهر پوهانگ واقع در سواحل شرق کره جنوبی گشایش یافت. پستِچ دانشگاه خصوصی و نوپا با 29 سال دیرینه است. بااینحال پستِچ با کمک همهجانبة پوسکو (مخفف شرکت تولیدکنندة آهن و فولاد پوهانگ، چهارمین شرکت بزرگ تولیدکنندة فولاد جهان) و تلاشهای دانشجویان، کارکنان، پژوهشگران و اعضای هیئتعلمی، توانسته در مدت زمان اندکی، بهمثابة دانشگاه پیشرو کرهای، آسیایی و جهانی، در زمینههای علم و فنّاوری مطرح شود و با وجود قدمت اندک، نام خود را به فهرست دانشگاههای برتر جهان اضافه کند.این دانشگاه در سال 2013 دارای 268 عضو هیئتعلمی، 1410 دانشجو دوره کارشناسی و 1853 دانشجوی کارشناسی ارشد بود.این دانشگاه دارای 11 بخش و 22 دوره تحصیلات تکمیلی است. نسبت شمار دانشجویان به استادان، این دانشگاه 6 به 1 است که همین، موجب همکاری بیشتر دانشجویان با استادان برجستة این دانشگاه را فراهم میسازد. پستِچ اولین دانشگاه کره جنوبی بود که از سال 2010 بهطور رسمی، در سطوح کارشناسی و کارشناسی ارشد تدریس را به دو زبان کرهای و انگلیسی آغاز کرد.این دانشگاه براساس رتبهبندی مؤسسه کیو. اس. در سال 2013 رتبه نهم در آسیا و 107 را در جهان کسب کرد.این دانشگاه شعار صداقت، خلاقیت و آرمان را سرلوحه برنامههای خود قرار داده است و تصمیم دارد تا سال2020 به فهرست 20 دانشگاه برتر جهان راه پیدا کند.مؤسسه علم و صنعت پیشرفته کره: در جایگاه اولین دانشگاه در زمینه علوم، پژوهشهای مهندسی و فنّاوری در سال 1971 در منطقه Daedeko Innopolis شهر دایجون بهوسیلة دولت کره جنوبی بهعنوان اولین مؤسسه پژوهشی ملی در زمینه علوم و مهندسی تأسیس شد و براساس رتبهبندی کیو. اس. در سال 2013-2014م در رتبه دوم آسیا و شصتم جهان قرار گرفت.در سال 2011 نیز رتبه 27 را در مهندسی و فنّاوری اطلاعات جهان بهدست آورده بود.بسیاری از استادان این دانشگاه، از دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی امریکا دانشآموخته شدهاند و بیشتر کارکنان آن نیز مهندسان بااستعداد علوم و فنّاوری کرهای هستند که در امریکا تحصیل کردهاند. جمعیت دانشجویی آن نیز بیش از 10200 نفر است.مؤسسه علم و صنعت پیشرفته کره، از همان آغاز، روی تئوری و پژوهشهای کاربردی تأکید داشت و بهسمت تبدیل شدن به بهترین مرکز طرحهای پژوهش و توسعه، در کره پیش میرود. این دانشگاه، در انجام 540 پژوهش دانشگاهی، با صنایع و دانشکدههای جهان همکاری کرده است. دانشگاه به دانشجویان خارجی، کمکهزینة تحصیلی اعطا میکند و در بسیاری از برنامههای بینالمللی، با دانشگاههای برجستة اروپایی و آسیایی شرکت میکند.بیشتر رشتههای این دانشگاه در زمینههای علوم، فنّاوری، مهندسی و ریاضیات هستند.این مؤسسه دارای نشانهای فنّاوری از شهرستان دایجون، پنجمین شهر بزرگ کره جنوبی است و در میان مدعیان کسب عنوان «دره سیلیکون آسیا» قرار دارد.این مؤسسه شهرت قوی در پژوهش، کسبوکار، خدمات عمومی و دانشگاهی دارد و 20% از کل دانشآموختگان دکترای مهندسی و 10% از کل استادان مهندسی کره جنوبی از این دانشگاه دانشآموخته شدهاند. در مارس سال 2013، 672 دانشجوی بینالمللی از 75 کشور مختلف، در این دانشگاه مشغول تحصیل بودند که 35% آنان در دوره کارشناسی اشتغال داشتند. بسیاری از دورههای این دانشگاه، به زبان انگلیسی تدریس میشوند. برخی دروس کارشناسی این دانشگاه عبارتاند از: علوم زیستی، مهندسی مکانیک، مهندسی هوا و فضا، مهندسی عمران، محیطزیست، شیمی و بیومولکولی مهندسی، مهندسی مواد، مهندسی هستهای و کوانتوم، مهندسی برق، رایانه، طراحی صنعتی، مهندسی صنایع و سیستم.دانشگاه سان کیونک وان سئول: این دانشگاه خصوصی در سال 1398 بهوسیلة سلسله جوسون در قلب سئول در جایگاه بالاترین مؤسسة آموزشی ملی وقت، تأسیس شد و دو دانشکده علوم انسانی و علوم اجتماعی دارد و یکی از بهترین دانشکدههای پزشکی در کره جنوبی است.این دانشگاه در رتبهبندی سال 2014-2013 کیو. اس. رتبه 162 دانشگاههای آسیا و رتبه 225 دانشگاههای جهان را دارد.دانشگاه کیونگ هی: این دانشگاه در سال 1949 در جایگاه کالجی دوساله تأسیس شد و در سال 1960، به دانشگاه کیونگ هی با نظام آموزش فراگیر، تغییر نام داد. دانشگاه کیونگ هی سه پردیس سئول، پردیس جهانی در یونگین و پردیس Gwangneung در Jinjeop- از EuP دارد. در سال 2013، کیونگ هی دارای یک شبکه بزرگ جهانی همکاری با 434 دانشگاه در 69 کشور در سراسر جهان بود. هر سال، حدود 500 دانشجو در کیونگ هی انتخاب و برای مطالعه به خارج از کشور اعزام میشوند.دانشگاه ملی هنر کره: دانشگاه ملی هنر کره در سال 1993 بهوسیلة وزارت فرهنگ، ورزش و گردشگری کره بهعنوان تنها دانشگاه ملی هنر کشور و نهادی پیشرو در تربیت هنرمندان در سئول گشایش یافت. این دانشگاه دارای 6 دانشکده موسیقی، فیلمنامه نویسی، تلویزیون و بخشهای چندرسانهای، حرکات موزون، هنرهای تجسمی و هنرهای سنتی کرهای است.دانشگاه هانکوک: دانشگاه هانکوک در سال 1954 با شعار «حقیقت، صلح، خلاقیت» بهمنظور پاسخگویی به نیازهای کشوری رو به پیشرفت صنعتی و ارتباطهای گستردهتر با جهان خارج، گشایش یافت.این دانشگاه که در ابتدای تأسیس، با ظرفیت آموزشی محدود یعنی پذیرش 150 دانشجو برای تحصیل در پنج رشته زبان خارجی انگلیسی، فرانسوی، چینی، آلمانی، و روسی و در فضای دانشگاهی محدودی کار خود را آغاز کرد، امروزه دارای دو شعبه بزرگ در ناحیه ایمون دنگ در سئول و یونگین در حوالی سئول است. هر دو دانشگاه روی هم دارای 13000 دانشجو و 11 دانشکده هستند و با 38 دانشگاه عمده در اطراف جهان، ارتباط فرهنگی و مبادله استاد و دانشجو دارند.دانشگاه ایمون دنگ: دارای 6 دانشکده زیر است: دانشکده مطالعات غربی، دانشکده مطالعات شرقی، دانشکدة علوم سیاسی، دانشکدة حقوق، دانشکدة اقتصاد و بازرگانی و دانشکده تعلیموتربیت. دانشگاه یونگین دارای 5 دانشکده زیر است: دانشکده علوم انسانی، دانشکده مطالعات امریکایی و اروپایی، دانشکده مطالعات آسیایی و افریقایی، دانشکده علوم اجتماعی و دانشکده علوم طبیعی. همانطورکه از نام دانشگاه نیز برمیآید، تکیه اصلی برنامههای آن بر زبانهای خارجی و مطالعه دربارة فرهنگهای دیگر است. در دانشگاهی که با آموزش پنج زبان کار خود را شروع کرده بود، امروزه در مجموع 24 زبان خارجی آموخته میشود. 16 مؤسسه پژوهشی که در کنار دانشکدههای مختلف وجود دارند، در واقع بهمنزله بخشهای مکمل آموزش زبانها و مطالعات خارجی عمل میکنند. تشکیل دورههای کارشناسی ارشد و دکتری از سال 1961 آغاز شد و هماکنون در دانشگاه هانکوک 35 دوره کارشناسی ارشد و 32 دوره دکتری وجود دارد.زبان فارسی و مطالعات ایرانی، یکی از بخشهای نهگانة دانشکدة مطالعات شرقی است که در فضای دانشگاهی ایمون دنگ قرار دارد. بخشهای دیگر این دانشگاه، اختصاص به مطالعه و آموزش زبانهای چینی، ژاپنی، مالایایی، اندونزیایی، هندی، ترکی، عربی، ویتنامی و تایلندی دارد. بخش مطالعات ایرانی که از سال 1976 تأسیس شده است، هرساله 30 نفر دانشجو میپذیرد.برنامههای درسیمؤسسات آموزش عالی کره جنوبی، تا حدود زیادی در تنظیم برنامههای آموزشی خود استقلال دارند. اما بههرحال شرط قانونی آن است که برنامههای آموزشی، باید آموزش کلی شامل مطالعه زبان کرهای، مقدماتی در فلسفه، تاریخ و فرهنگ و نظریه عمومی علوم و حداقل دو زبان خارجی را در برنامه خود بگنجانند.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیوزارت آموزش، علم و فنّاوری، مسئولیت نظام آموزشی کره جنوبی را برعهده دارد. این وزارتخانه دو بخش دارد که یکی به نظام آموزشی و دیگری به علم و فنّاوری اختصاص دارد و هریک بهصورت جداگانه، تحت ریاست یکی از معاونان وزیر اداره میشوند. هر بخش به چندین دفتر یا اداره تقسیم شده و این دفاتر نیز بهنوبه خود به چندین بخش تقسیم میشوند که به تفکیک عبارتاند از:بخش آموزش: دفتر سیاستگذاری منابع انسانی (شامل 12 بخش که به حوزههایی مانند منابع انسانی، علم و فنّاوری، تأمین نیروی انسانی، و درخواست آمار و غیره اختصاص یافتهاند)، دفتر آموزشهای شغلی و مادامالعمر، دفتر سیاستگذاری مدارس و دفتر پشتیبانی از رفاه آموزشی.بخش علم و فنّاوری: دفتر سیاستگذاری علم و فنّاوری (شامل 12 بخش که بین دفتر برنامهریزی سیاست علم و فنّاوری، دفتر هماهنگی سیاست علم و فنّاوری، و دفتر حمایت از علم روز تقسیم شدهاند)، دفتر سیاستگذاری پژوهشهای دانشگاهی (متشکل از 12 بخش تحتنظر دفتر پژوهشهای پایه، دفتر حمایت از پژوهشهای دانشگاهی و دفتر پشتیبانی از دانشگاهها و مراکز پژوهشی)، دفتر همکاریهای بینالمللی و دفتر انرژی اتمی (مرکز همکاریهای فنّاوری و نوآوری ریاستجمهوری، 1391، صص 31-30).وزارت آموزش، علم و فنّاوری، صاحباختیار اصلی مسئول دولتی صدور دستورهای قانونی برای آموزش است.این وزارتخانه، مسئولیت تدوین و اجرای خطمشی، برنامهریزی و ارزیابی سیاستهای نظام آموزشی این کشور را برعهده دارد و مستقیماً بر سیاستها و برنامههای دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، تنظیم پایهگذاری مراکز، انتشار و تصویب متون درسی، اجرای خطمشیهایی درباره آموزش، نیازهای آکادمیک، هدایت و هماهنگی نمایندگیها برای برنامهریزی، حمایت و بازرسی آژانسهای آموزشی محلی و دانشگاههای ملی و غیره نظارت میکند؛ بهعبارتدیگر، این وزارتخانه بر پذیرش دانشجو، بررسی صلاحیت کارکنان نظام آموزشی، دورههای آموزشی، کیفیت تدریس، خواستها و نیازهای تحصیلی، مدارک تحصیلی، دروس مربوط، معیارهای آموزشی، ایجاد رشتههای تحصیلی، امور اداری و مالی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی نظارت میکند.دولت نیز راهنماییهایی درباره موضوعات خطمشیهای اصلی و حمایت مالی، فراهم میآورد.کلیه مؤسسات آموزش عالی (عمومی یا خصوصی) باید طبق قوانین آموزشی و با حکم وزیر آموزش، علم و فنّاوری تأسیس شوند و زیر سرپرستی وزارتخانه متبوع باشند.مدارس ابتدایی و میانی بهوسیلة دولتهای محلی اداره میشوند، امّا بودجه آنها، بهطور یکسان، از وزارتخانه تعیین و ابلاغ میشود. با وجود اداره مدارس بهوسیلة حکومتهای محلی، ضوابط و مقررات در هر ایالت تفاوت چندانی با دیگر ایالتها ندارد.وزارت آموزش، علم و فنّاوری برای نظارت بر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، دفتر دانشجویی و آموزش دانشگاه را ایجاد کرده است.شورای مرکزی آموزش دانشگاههای کره، مرکب از رؤسای دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، در توسعه و گسترش آموزش عالی، نقش مؤثری دارد. وزارت آموزش، علم و فنّاوری، معمولاً در تصمیمگیریهای مهم با این شورا مشورت و در صورت امکان، آنها را اجرا میکند.این شورا مسئول بررسی چگونگی ادارة دانشکدهها و دانشگاهها، به اشتراکگذاری اطلاعات، خطمشیهای کمکهای مالی به دانشکدهها و دانشگاهها، توسعة دانشگاهها، دورههای دانشگاهی و برنامههای درسی، روشهای ارزیابی، توصیه به دولت درباره موضوعات مربوط به آموزش دانشگاهها، اعتباربخشی، پاسخگویی، تقویت همکاریها میان دانشگاهها، ارزیابی دانشگاهها بهمنظور تضمین کیفیت آموزش و حفظ استانداردهای جهانی آموزشی، اجرای طرحهای بهعهده گرفتهشده ازسوی دولت و کمک به رقابتهای بینالمللی است.درخصوص سایر موضوعات، تصمیمات دانشکدهها با تصمیمات شورای آموزشی دانشگاهی کره هماهنگ میشود.وزارت آموزش، علم و فنّاوری کره جنوبی، معمولاً در امور مهم زیر تصمیمات شورای مرکزی دانشگاهها را به اجرا میگذارد: سیاست آموزش عالی، سرپرستی، اداره، ارتقای کیفی آموزش دانشجویان، کارکنان و اعضای هیئتعلمی، تشکیلات گروهی، شمار اعضای هیئتعلمی و شهریه دانشجویان (پارک، 1378).ریاست دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی عمومی با موافقت هیئتمدیره دانشگاه مربوط و وزیر انتخاب میشود.دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی خصوصی، آزادی عمل بیشتری دارند و هیئتهایامنای آنها، رؤسای دانشگاههای مربوط را انتخاب و به وزارت آموزش، علم و فنّاوری معرفی میکنند و وزیر مربوطه، حکم آنها را صادر میکند.در واقع سازمان اداره آموزش در نظام آموزشی کره، از سه سطح برخوردار است: وزارت آموزش، علم و فنّاوری در سطح ملی، ادارات آموزش در سطح استانها و ادارات منطقهای آموزش، در سطح مناطق شهری.در پاسخ به افزایش نگرانیها درباره نیازهای گوناگون برنامههای آموزش محلی و مهارتهای تخصصی مورد نیاز آنها، دفاتر آموزش محلی که جدا از ادارة عمومی هستند، در هفت شهر بزرگ و نیز در شهرستانها و نواحی اداری همگون، گشایش یافتهاند.این دفاتر، تصمیماتی درباره آموزش هنر و علوم نواحی مربوط به خود میگیرند. هر دفتر محلی، متشکل از اعضای مورد منتخب بهوسیلة شورای انتخابکنندگان است که بهنوبة خود، ازسوی شوراهای مدارس و سازمانهای آموزشگران انتخاب میشوند.همة تصمیمات درباره موضوعات آموزشی مربوط به ناحیة محلی مربوط بهوسیله اعضای بوردی انجام میشوند که دیدگاههای حرفهای و عمومی را مدنظر داشته باشد. یک سرپرست معرف سازمان اجرایی، بورد آموزش محلی است که مسئول ادارة آموزش هنر و علوم میباشد. سرپرست حق تقاضای تشکیل جلسة بورد آموزشی و ارسال لوایح به مجالس محلی را دارد.پس از آن، برای پاسداری از استقلال مدارس، شورای مدرسه در همة مدارس ابتدایی و میانی تشکیل شده است. هر شورا بین 7 تا 15 نفر عضو دارد که 45% آن را والدین، 35% آن را کارکنان مدرسه و 20% دیگر را معتمدین محل تشکیل میدهند.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیبودجه دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کره جنوبی از منابع زیر فراهم میشوند:1. دولت مرکزی یا ایالات مربوط بیشتر بودجه مدارس، دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی ملی، عمومی و ایالتی را فراهم میکنند.2. وزارتخانهها، ادارات و سازمانهای مرکزی یا منطقهای نیز کمکهای مالی در اختیار دانشگاهها میگذارند.شمار اندکی از دانشگاهها بهوسیلة سایر وزارتخانهها اداره میشوند. وزارتخانههای کار، علوم و فنّاوری نیز در فراهم ساختن کمک مالی به دانشگاهها نقش دارند. کمکهای مالی بلاعوض مجامع مدرسهای، واگذاری طرحهای پژوهشی و اعطای بورسیههای تحصیلی به دانشجویان، ازجملة این کمکهاست. انجمنهای دانشآموختگان دانشگاهها نیز بهنوبة خود، کمکهایی به این مؤسسات آموزش عالی میکنند.3. درآمدهای متفرقه، درآمدهای اختصاصی، یارانههای دولتی، کمکهای پژوهشی (عمدتاً شامل دانشگاههای عمومی)، کمکهای صنایع، فعالیتهای کسبوکار، اوراق قرضه، سهام شرکتها، ایجاد شرکتها و صنایع، درآمدهای حاصل از نوآوریها و اختراعهای ثبتشده، کمکها و هدایای کشورهای خارجی و موقوفات نیز از دیگر منابع درآمدهای دانشگاههاست.4. منابع مالی آموزش خصوصی- منبع عمدة تأمین اعتبار برای آموزش خصوصی شهریههای ورودی و هزینههای آموزشی است. دولت قانونی تصویب کرده است که مدارس خصوصی را از مالیات خرید و فروش ملک معاف میکند و یارانههایی برای پوشش دادن به برخی کمبودهای حقوق و هزینههای عملکردی آنها فراهم میکند.اعتباراتی برای کمک به مدارس در توسعه و نوسازی تجهیزات اعطاء میشوند. اختصاص منابع دولتی، برای آموزش خصوصی به شکل تأمین هزینههای پژوهش، فعالیتهای دانشآموزی، بورسها و سرمایهگذاری معمولاً هر سال افزایش مییابد.تخفیفهای مالیاتی، همراه با کمکها برای بخش خصوصی فعال در زمینه آموزش عالی در نظر گرفته شده است و این جدا از امکاناتی است که در اختیار دانشجویان قرار میگیرد.سهم نظام آموزشی از درآمد ناخالص داخلی 1/7% است که 2/4% آن عمومی و 9/2% آن خصوصی است. هزینههای تحقیق و توسعه نیز 4/3% است.امروزه بودجه وزارت آموزش، علم و فنّاوری حدود 23% از کل بودجه دولت را تشکیل میدهد.هزینههای دانشگاهها در کره جنوبی نسبتاً گران است، امّا دولت و دانشگاهها در حال ارائه شمار بیشتری بورس و سایر مشوقها برای جذب دانشجویان خارج از کشور هستند.هزینههای دانشگاههای عمومی و خصوصی، برحسب زمینههای مطالعاتی و رشتههای تحصیلی متفاوت است. دورههای آموزش پزشکی معمولاً گرانترین و طولانیترین دوره برای کسب مدرک تحصیلی و دورههای علوم انسانی، کمترین هزینه را دارند.میزان تقریبی هزینه تحصیلی در دورههای مختلف به این صورت است؛ البته ممکن است در برخی دانشگاهها هزینهها کمی با میزان اعلامشده متفاوت باشد. دانشگاه رایگان برای دانشجویان خارجی وجود ندارد.دانشگاههای عمومی: کارشناسی در رشتههای مختلف از 2000 تا 4400 دلار، کارشناسی ارشد و دکتری از 2500 تا 5100 دلار.دانشگاههای خصوصی: کارشناسی رشتههای مختلف از 3000 تا 5000 دلار، کارشناسی ارشد و دکتری از 3800 تا 6000 دلار.میانگین هزینه ماهانه زندگی برای دانشجویانی که از خوابگاه استفاده میکنند، حدود 500 تا 700 دلار و کسانی که بهطور شخصی محلی برای اقامت اجاره میکنند، باتوجهبه شهر محل تحصیل حدود 800 تا 1200 دلار است.برخی دانشگاهها بهوسیلة شرکتهایی ایجاد شدهاند که منابع مالی زیادی دارند؛ نظیر دانشگاههایی که شرکت «کیا» ایجاد کرده و حمایت دائمی این شرکت را دارد؛ دانشگاه پوهانگ نیز بهوسیلة کارخانة آهن و فولاد پوهانگ تأسیس شده است. همچنین سامسونگ دو نوع بورس مختلف به دانشجویان ارائه میدهد: «کمکهزینة تحصیلی سامسونگ» که پیشتر با نام «کمکهزینه تحصیلی بنیاد لیکان هی سامسونگ» شناخته میشد و نخستینبار در سال 2002 ارائه شد. این بورس تحصیلی حمایت مالی و تشویق آن دسته از دانشآموزان بااستعداد کرهای را به دنبال دارد که به دنبال تحصیلات عالی در خارج از کشور هستند؛ ازسویدیگر، این شرکت برنامه کمکهزینة تحصیلی دیگری نیز عرضه میکند که فرصتهای همسانی برای دانشجویان بااستعداد بینالمللی، برای گرفتن کارشناسی ارشد در رشته مهندسی یا ام.بی.ای ایجاد میکند.شرکت بزرگ الجی نیز همواره در امر آموزش مشارکت فعال دارد. این شرکت با احداث مدارس، دانشگاه و تجهیز بسیاری از کارگاهها و تالارهای اجتماعات، در این امر ملی همیاری میکند. کارگاه فضا و فضانوردی، ازجمله وظایف شرکت یونگ است؛ این شرکت، تجهیز این کارگاه را در هنرستانها عهدهدار است و سالانه مبلغ 75 هزار دلار، بابت پژوهش و فعالیتهای پژوهشی هزینه میکند؛ همچنین رصدخانه بزرگی در کره وجود دارد که یکی از شرکتهای معروف کرهای، از آن حمایت و پشتیبانی میکند. شماری از کارگاههای دانشکدههای فنی بهوسیلة شرکتهای بزرگی مانند سامسونگ و غیر آن تجهیز و راهاندازی شدهاند (عبدالفتاح، 1387، ص 12).چالشهامسائل اساسی آموزش عالی کره جنوبی، کیفیت آموزش و میزان استقلال دانشگاههاست. کیفیت آموزش عالی، بهشدت دستخوش آشوبهای سیاسی پیاپی شده و شاهد اخراج شمار زیادی از استادان به علل سیاسی است؛ بهگونهای که کالجها و دانشگاههای کره، از سال 1968 تاکنون به میدانهای نبرد برای مردمسالاری، حقوق بشر و آزادیهای آکادمیک تبدیل شدهاند (کیم، 1388، ص 309).چالش دیگر نوآوری و خلاقیت است که میتواند علتی برای خوشبینی در وضعیت آینده کره جنوبی باشد.چیزی که کره در این زمینه نیازمند آن است، تغییر در نظام تفکر و فرهنگی است که از این رهگذر، بتواند مزایای کامل نهفته در نظام آموزش خود را آشکار کند و از آن بهرهمند شود.برنامهها و اصلاحات پیشرونظام آموزش عالی کره جنوبی، بهویژه از دهه 1970 به بعد، نقش مهمی در رشد و توسعة اقتصادی و اجتماعی این کشور داشته است.بیهوده نیست که کشور کره جنوبی، در ردة دوازدهم کشورهای ثروتمند جهان و بعد از ژاپن و چین، در رتبة سوم بزرگترین اقتصاد قاره آسیا قرار گرفته است. کرهای که در اواسط سده گذشته، جزو یکی از مهمترین کشورهای آسیا بود، با منابع طبیعی اندک، و تراکم بالای جمعیت، آموزش را یگانه راه رهایی خویش تلقی میکرد و با بهرهگیری از نیروی انسانی، بهمثابة مهمترین عامل بهرهوری و داشتن نگاه راهبردی و عمیق به آموزش، بهطور چشمگیری پیشرفت کرده است. مردم کره بهدرستی، به این مطلب پی بردهاند که آموزش بهترین راه تحقق آرزوها و عامل کسب پیشرفت اجتماعی است. بههمینعلت، میزان ثبتنام دانشآموزان در مرحله ابتدایی تقریباً 100% است و این بدین معنی است که همه واجدین شرایط، برای ورود به دبستان ثبتنام میکنند (عبدالفتاح، 1387، ص 12).دولت کره جنوبی بهخوبی میداند که آموزش عالی برای تربیت نیروی انسانی مورد نیاز صنایع و بخشهای مختلف اقتصاد و برآورده ساختن نیازهای اقتصادی، اهمیت زیادی دارد؛ زیرا کیفیت منابع انسانی بهمثابة عامل اساسی در رشد و توسعه اقتصادی انکارناپذیر است؛ ازسویدیگر، عملکرد نظام آموزش عالی، باتوجهبه هزینههای آموزشی ازنظر بهرهوری پایینتر از حد انتظار است. ازاینرو پیشنهادی ارائه کرده است.عنصر اصلی این پیشنهاد بر ترکیب «آموزش و اشتغال» تأکید دارد. در اجرای اصلاحات آموزشی فوق، وزارت آموزش، علم و فنّاوری، مسئولیت را بین استانها به 120 کارویژه تقسیم کرده است که بیشتر آنها، پیشتر به اجرا درآمدهاند. ازجمله پیشنهادهای اصلی این اصلاحات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:·ایجاد تنوع و تخصصی کردن دانشگاهها؛·پی نهادن جامعة مدرسهای مستقل؛·تشکیل دورههای آموزش جدید برای ارتقای آفرینشگری؛·طراحی نظام جدید پذیرش دانشجو؛·معرفی نظام آموزش حرفهای جدید؛·راهاندازی شبکة اطلاعات آموزشی؛·برگزاری دورههای آموزش اجتماعی بهصورت آموزش دراز مدت؛·بهبود کیفیت آموزش عالی؛·بهبود بهرهوری از سرمایهگذاری در آموزش عالی؛·توسعه منابع انسانی بهمنظور پاسخگویی به نیازهای جامعه؛·توسعه پشتیبانی از دانشگاههای کره جنوبی برای تبدیل شدن به دانشگاههای بینالمللی؛·کاهش شهریه مراکز آموزش خصوصی و کاهش بار مالی خانوادهها.اگر اصلاحات یادشده، بهطور موفقیتآمیز اجرا شوند، انتظار میرود که تغییرات بنیادین در ساختار و عملکرد نظام آموزش کره جنوبی پدید خواهد آمد.در نظام آموزشی جدید دانشجویان و والدین آزاد خواهند بود که برنامههای آموزشی را که به بهترین وجه، متناسب علائق و شایستگیهای آنهاست، انتخاب کنند. آموزشگران در جایگاه عامل اصلاحات آموزش، در این مسئولیتهای نوآورانه در سطح پایهای شرکت خواهند کرد و دولت همچنان به ارزیابی نهادهای آموزشی، فراهم آوردن حمایت لازم برای آنها براساس نتایج ارزیابیها و تأسیس نظام انتشار اطلاعات آموزشی ادامه خواهد داد؛ آنها همچنین بر اطمینان از برابری دسترسی عموم به آموزش با کیفیت در همة سطوح جامعه، متمرکز خواهند شد.وزیر آموزش، علم و فنّاوری کره جنوبی میپندارد که: «پذیرش دانشگاهها باید تغییر کند. همة انرژی خانوادهها و مدارس صرف ارتقای نمرات آزمونها میشود نه پرورش خلاقیت دانشآموزان و این یکی از بزرگترین چالشهای کره است.»ازسویدیگر، تقاضای شدید برای ورود به دانشگاه، میل رقابت برای بهدست آوردن بهترین فرصتهای آموزشی را در همگان ایجاد کرده است. این امر، موجب رونق آموزش خصوصی شده است، که در سال 2009 در حدود 19 میلیارد دلار برآورد شده است. ولی این نظام آموزشی، بهعلت رکورد شمار خودکشیها و شکاف عمیقی که میان دارا و نادار ایجاد کرده، بهشدت مورد انتقاد است.دانشآموزانی که توانایی پرداخت هزینة کلاس خصوصی را دارند، در کره جنوبی میمانند و برای دنبال کردن آموزش بالاتر هر اقدامی انجام میدهند. دیگر دانشآموزانی هم که نمیتوانند وارد دانشگاههای کره شوند- اگر توانایی مالی داشته باشند- برای ادامه تحصیل، به خارج از کشور میروند. این مسائل موجب شد تا مسئولان کره جنوبی تلاش کنند این نظام را به نظام نرمشپذیرتری تبدیل کنند.دانشگاه ملی کره در میان نخستین دانشگاههایی بود که شروع به تغییر نظام پذیرش خود کرد. در این دانشگاه، پس از چند دهه، با حمایت مشاورانی از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی و دانشگاه کرنل، مسئولین پذیرش دانشجویان آن طرحی را ارائه کردند که در آن نه تنها نمرات و امتیازات متقاضیان، بلکه شایستگیهای گوناگون آنان نیز مورد ارزیابی قرار میگیرد.این طرح دارای سه بخش اصلی برای انتخاب دانشآموزان است:بخش نخست- که مهمترین بخش نیز است- این امکان را فراهم میکند که دانشآموزان باتوجهبه تواناییهای خود و نیاز دانشگاه، نسبت به کسب امتیاز بالا در هر زمینهای اقدام کنند. در این بخش، دانشآموزان علاوهبر شرکت در امتحانات ورودی دانشگاه، براساس نمرات، توصیهنامهها، مقالهها و استعدادها و علایق کشفشدهشان ارزیابی میشوند.بخش دوم، دانشآموزانی را که در دبیرستانهای مناطق گوناگون کره جنوبی دارای نمرات بالایی هستند، شناسایی و جمعآوری میکند.و بخش سوم، معدل دانشآموز و نمره آزمون ورودی وی را در نظر میگیرد.رئیس دانشگاه علوم و فنّاوری کره نیز بهتازگی روند پذیرش دانشگاه خود را گسترش داده است. آزمون ورودی نسبت به یک دهة گذشته، اختیاری شد و دانشآموزان براساس مصاحبه، نمره و توصیهنامه ارزیابی میشوند. ریاست این دانشگاه میپندارد که با این روش، بیشتر دانشآموزان از دبیرستانهای ممتاز میآیند؛ دبیرستانهایی که روی پژوهش تمرکز میکنند.این طرحها در بیشتر دانشگاههای کره به شیوههای گوناگون، در حال اجرا شدن است. برخی از دانشگاهها همچنان آزمون ورودی داخلی یا آزمونهای استاندارد زبان مانند تافل را برگزار میکنند. ولی بااینحال، بیشتر مسئولان بر این باورند که در جستوجوی دانشآموزانی هستند که مستقل بیندیشند و به آموزشگر خصوصی تکیه نداشته باشند.دانشگاهها از دبیرستانها میخواهند که دانشآموزان اندیشمند و چندبعدی تربیت کنند. دولت، بودجه مدارس را برای افزایش فعالیتهای فوق برنامه بالا برده است. بیشتر مدارس عمومی، کلاسهای اضافی مانند زبان کرهای، زبان انگلیسی و ریاضی را به برنامههای خود افزودهاند؛ بدون اینکه به دروس هنر و ورزش لطمهای وارد شود. بدینوسیله مدارس عمومی میتوانند با مدارسی که تنها دانشآموزان را برای آزمونهای ورودی دانشگاهها آماده میکنند، رقابت نمایند.کره جنوبی با مشکلات جمعیتی مواجه است؛ جمعیت این کشور بهویژه بهرهورترین گروه، یعنی افراد بین ۲۵ تا ۴۹ سال در سال 2010 برای نخستینبار، طی دهههای گذشته رو به کاهش گذاشت.اگر این روند ادامه یابد، آنگاه از سال ۲۰۳۰ به بعد، جمعیت کره جنوبی روندی نزولی به خود میگیرد و در سال ۲۰۵۰ به سطحی پایینتر از سطح فعلی میرسد. در صورت تحقق چنین برآوردی، فشار مالی بسیاری، به بخش خدمات درمانی کره جنوبی خواهد آمد.کاهش جمعیت مشکلاتی برای دانشگاههای عمومی و خصوصی این کشور به بار میآورد؛ زیرا ثبتنام در این مراکز آموزش عالی حدود 40% کاهش خواهد داشت که میتواند به خالی ماندن صندلیهای دانشگاهها بینجامد. برآورد میشود که تا سال 2040م حدود 100 دانشگاه، ناگریز از بستن درهای خود خواهند بود.دولت برای رویارویی با کاهش شمار کودکان مدارس ابتدایی، سهمیه پذیرش دانشگاههای تربیت آموزشگر را کاهش داده و همچنین ادغام مراکز تربیت آموزشگر با دانشگاهها را از سال 2004 آغاز کرده است، که ادغام دانشگاه تربیت آموزشگر ژجو با دانشگاه ملی ژجو ازجملة این اقدامات است.ایجاد بیش از اندازه مؤسسات خصوصی، نگرانی از کیفیت برنامههای تحصیلی را افزایش داده است و این پرسش را برانگیخته که آیا دانشگاهها میتوانند کار اقتصادی برای رشد شرکتهای مبتنیبر فنّاوری تولید را به انجام برسانند؟گسترش دسترسی به آموزش عالی و نگرانی درباره کیفیت تدریس دانشگاهها و دانشآموختگان دانشگاهها بهطورکلی، عاملی است که به مهاجرت دانشجویان کرهای به دانشگاههای خارج از کشور، انجامیده است.دولت کره جنوبی قصد دارد نقش بیشتری به دانشگاههای محلی بهمثابة مراکز نوآوریهای منطقه، بدهد و دراینراستا در تلاش برای برقرای روابط دانشگاههای مربوط با دولتهای محلی، شرکتهای خصوصی، بازار و مؤسسات پژوهشی آن منطقه است؛ همچنین درصدد اجرای طرحهایی در مناطق مربوط بهمنظور نوآوری برای اشتغال دانشآموختگان دانشگاههاست. همکاری نزدیک با شرکتهای بخش خصوصی و بازار، ازجملة این راهکارهاست.دولت کره جنوبی همچنین علاوهبر شرکتهای بزرگ، تلاشهایی را برای تقویت شرکتهای کوچک و متوسط پیشرفته انجام داده و حتی با بستن قراردادهایی با چند کشور اروپایی ازجمله دانمارک و دانشگاه کپنهاک در سال 2014 درصدد بهرهبرداری و انتقال فنّاوری و نوآوری از دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی به شرکتهای کوچک و متوسط نوآورانه، برای تولید محصولات جدید است.یکی از تغییرات مهم در زمینه آموزش در این عصر، الگو از آموزشگرمحور به آموزش یادگیرندهمحور است. دولت کره جنوبی، همراه با این تغییر الگو، باید درک درستی از نحوه استفاده از یادگیری الکترونیکی میان دانشآموزان بنماید. نکته دیگر این است که خودمختاری محلی در آموزش باید مورد توجه قرار گیرد. با پرهیز از تمرکزگرایی نظام آموزش خودمختاری محلی، موجب افزایش تخصص و مسئولیتپذیری مدارس محلی در شهرستانها خواهد شد؛ بهعلاوه، خودمختاری محلی امری ضروری برای مردمسالار کردن نظام آموزشی است و بنابراین میبایستی در کلیه سطوح جغرافیایی گسترش یابد (کیم، 1388، صص 317-316).باید استقلال نهادهای آموزش خصوصی تضمین شود و از حمایتهای مالی بیشتری از جانب بخش عمومی برخوردار باشند، تاکنون، دولت کمک چندانی به آنها نکرده است، حال آنکه در امور آنها، مداخلههای زیادی میکند. این سیاست مداخله بیشینه همراه با حمایت کمینه میبایستی وارونه شود و به حمایت بیشینه همراه با مداخله کمینه تبدیل شود. با در نظر گرفتن اهمیت آموزش در آینده کشور، مؤسسین نهادهای آموزش خصوصی، کمکهای زیادی به جامعه کردهاند، و جامعه تعهد اخلاقی دارد که از این نهادها حمایت مالی کند (کیم، 1388، ص 317).تضمین استقلال دانشگاهها باید دربرگیرنده مدیریت نرمشپذیر، ایجاد فرهنگ کارگشایی، تقویت برنامه برای پرداخت حقوقهای متفاوت به کارکنان آموزشی و همچنین حمایت از دانشگاهها در شبکه نت برای بهبود عملکرد پژوهشی آنها باشد (مدنی، 1390، ص 180).کتابشناسیامام جمعه کاشان، طیبه و ملایینژاد، اعظم. (1386). «بررسی تطبیقی تلفیق فاوا در برنامه درسی چند کشور جهان و ارایه الگویی برای ایران». فصلنامه نوآوریهای آموزشی، 19(6)، 31-72.انگجی، جواد و خادمی، مصطفی. (1383). «بررسی و مقایسه تطبیقی گزینش دانشجو در کره جنوبی و ایران». اطلاعات سیاسی- اقتصادی، (203 و 204)، 230-235.باقری، محمد. (1376). کره جنوبی. تهران: وزارت امور خارجه.شاهمحمدی، نیره. (1391). «آموزش معلمان در کره جنوبی». رشد آموزش میانی، 17(7)، 11-13.عبدالفتاح، یوسف. (1387). «آشنایی با نظام آموزشی کره جنوبی: مدرسههایی که همیشه بازند»، ترجمه عبدالنبی قیّم، روزنامه اعتماد، ص. 12. بازیابی شده از: http://www.magiran.com/npview. asp?ID=1594998کیم، دای جونگ. (1388). مشارکت مردم در توسعه اقتصادی: چالشها و چشماندازهای کره جنوبی، ترجمه رحمانقلی قلیزاده. تهران: کتابدار.طلایی، محسن. (1379). کره جنوبی: سازههای توسعه و بحران. تهران: وزارت امور خارجه.مدنی، داریوش. (1390). بررسی تطبیقی سیر تحولات نظام آموزشعالی در کشورهای کره جنوبی، آلمان و ایران (پایان نامه منتشر نشده کارشناسی ارشد). دانشگاه علامه طباطبایی، تهران.مرکز همکاریهای فنّاوری و نوآوری ریاستجمهوری. (1391). ظرفیتها و توانمندیهای علم و فناوری کره جنوبی. بازیابی شده از: http://citc.ir/uploads/SK9329-01.pdf
Bray, M. (2009). Confronting the Shadow Education System. What Government Policies for What Private Tutoring? Paris: International Institute for Educational Planning.
Chan, W. M., and Chi, S. W. (2008). Foreign Language Learning in a Multicultural Setting—With a Special Focus on the Korean Language Programme at the National University of Singapore. Singapore: Centre for Language Studie.
Clark. N. (2013). Education in South Korea. Retrieved from: https://wenr.wes.org/2013/06/wenr-june-2013-an-overview -of-education-in-south-korea
Heo, J.S. (2007). Christian Social Welfare Overview Korea . South Korea: Christian Council ofSocial Welfare.
Hye–Jung, L. (2009). Higher Education in Korea. seoul: Center for Teaching and Learning Seoul National University.
International Bureau of Education. (2011). “South Korea”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
Kim, E., Kim, J. and Han, Y. (2009). Secondary Education and Teacher Quality in the Republic of Korea. Retrieved from: http://unesdoc.unesco.org/images/0018/001864/186494e.pdf.
Kim, J. (2007). Child Care Support Programs for Double Income Families in Korea, in Generational Change and Social Policy Challenges Australia and South Korea. Australia: Sydney University.
Kim, M. J. (2010). “Visibility of Korean Science Journals: an Analysis Between Citation Measures Among International Composition of Editorial Board and Foreign Authorship”. Scientometrics, 84(2), 505-522.
Korean Educational Development Institute. (2006). OECD Thematic Review of Tertiary Education: Country Background Report for Korea. Retrieved from: https://www.oecd.org/education/skills-beyond-school/ 38092541.pdf.
Korean Educational Development Institute. (2010). Brief Statistics on Korean Education. Seoul: Author.
Lee, J. and Lee, Y. (2009). A Study on the Current Status of Non-enrolled Children in Kindergartens and Childcare Facilities. Seoul: Korea Institute of Child Care and Education.
Lee, Y. (2010). “Views on Education and Achievement: Finland’s Story of Success and South Korea’s Story of Decline”. KEDI Journal of Educational Policy, 7(2), 379-401.
McNeill, D. (2011). “After Decades of Building Colleges, South Korea Faces a Lack of Students”. The Chronicle of Higher Education. Retrieved from: http://chronicle.com/ article/article-content/129896/. Accessed 1 July 2012
Ministry of Education, Science and Technology and Korean Educational Development Institute. (2010). Secrets of an Educational Powerhouse. Seoul. Author.
Ministry of Education, Science and Technology. (2011). Analysis of the Results of the 2010 Survey on Private Education Costs. Seol: Author.
Rhee, B. S. (2007). “Incorporation of National Universities in Korea: Dynamic Forces, Key Features, and Challenges”. Asia Pacific Journal of Education, 27(3), 341-357.
Seth, M.J. (2002). Education Fever: Society, Politics, and the Pursuit of Schooling in South Korea. Honolulu: University of Hawai'i.
Sool, C.K. (2009). “The Main Issues in the Commercialization of a University Holding Technologies - in the View of the University Technology Holding Company”. Paper Presented at the Intellectual Property Rights Conference, Seul.
Weidman, J.C. and Park, N. (2000). Higher Education in Korea: Tradition and Adaptation. New York: Falmer.
احمد حیدری عبدی
نظام آموزش عالی کلمبیا
Colombian Higher Education System
پایتخت: بوگوتانوع حکومت: جمهوری چندحزبیزبان رسمی: اسپانیاییمساحت: 1138910 کیلومترمربعجمعیت: 46245297 نفر (2014م)تعداد دانشجویان: 921762 نفر (2013م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 115738 نفر (2013م)تولید ناخالص ملی: 2/274 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 5/4% (2015م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 1/15% (2015م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی«کلمبیا» در شمالغربی امریکای جنوبی واقع است و ازنظر وسعت، پنجمین کشور این منطقه بهشمار میرود. این کشور از شمال به «دریای کارائیب»، از شرق به «ونزوئلا» و «برزیل»، از جنوب به «پرو» و «اکوادور» و از غرب به «اقیانوس آرام» (کبیر) و کشور «پاناما» محدود است و دروازة این قاره بهشمار میآید.رشته کوههای آند که از شمال به جنوب امتداد یافته و بخش اعظم این کشور را فرا گرفته است، همیشه پوشیده از برف است. بزرگترین قلة این کشور، «کریستوبال کولون» نیز، با ارتفاع 5800 متر، در شمال قرار دارد. مهمترین رودخانههای این کشور نیز «ماگدالنا»، «کائوکا»، «پرتومایو»، «متا»، «اورینوکو»، «گواویاره»، «کاکوئتا» و «آپاپوریس» هستند. نواحی شمالی کلمبیا، بهدلیل وجود دلتای باتلاقی رود «ماگدالنا»، به دشت ساحلی همواری تبدیل شده و جلگههای ساحلی اقیانوس آرام و دشتهای پوشیده از جنگلها و علفزارهای استوایی در شرق، اقلیم آن را گرم و مرطوب و پر باران کرده است.بیشتر مرزهای خشکی این کشور با همسایگانش مشخص شده است، اما اختلاف بر سر مرزهای آبی و محیطهای دریایی و زیردریایی (ازجمله مرزهای آبی این کشور با ونزوئلا)، همچنان پابرجاست. بیشتر مردم کلمبیا در کوهستانهای آند که دارای آبوهوای معتدل است زندگی میکنند. اگرچه جمعیت این کشور از ترکیب اقوام و نژادهای گوناگون تشکیل شده است اما سه گونة نژادی عمدة آن، سفیدپوستان، سیاهان و سرخپوستان هستند. خصوصیات و سنتهای مختلف فرهنگی این نژادها، در بعضی مناطق، موجب ایجاد تنوع تیپها با ویژگیهای خاص شده است. «چیبچا»ها نخستین کسانی بودند که در کلمبیا زندگی میکردند و در نواحی شمالی و پاناما ساکن بودند و از راه کشاورزی و استخراج معدن امرار معاش میکردند. بیشتر جمعیت (52%) کلمبیا را نسلهای دورگة سرخ و سفید، سیاه و سفید و سرخ و سیاه تشکیل میدهند و مابقی سرخپوست، سفیدپوست و سیاهپوست هستند. 90% از مردم این کشور کاتولیک مذهب و 10% دیگر، پیرو ادیان دیگر و بیدین هستند. زبان رسمی و غالب در این کشور، اسپانیایی است اما در کنار آن، زبانها و گویشهای محلی و زبان انگلیسی نیز در آنجا رایج است. 3/25% جمعیت این کشور زیر 14 سال، 18% بین 15 تا 24 سال، 6/41% بین 25 تا 54 سال، 3/8% بین 55 تا 64 سال و 5/6% از 65 سال به بالا هستند. سن متوسط 9/28 سال است. 6/93% جمعیت کشور، سواد خواندن و نوشتن دارند (Central Intelligence Agency, 2014). میزان بیکاری در این کشور 9/21%، جمعیت زیر فقر 7/32% (2012م) میزان باروری 07/2% (2014م) است. در 2011م، 1/6% از تولید ناخالص داخلی برای بهداشت هزینه شده است. در 2013م تولید ناخالص داخلی این کشور، 5/526 بیلیون دلار بوده است (Central Intelligence Agency, 2014).کلمبیا دارای منابع زیرزمینی بسیار غنی نفت، گاز طبیعی، زغالسنگ، طلا، پلاتین، نقره، مس و زمرد است. محصولات کشاورزی آن، قهوه، موز، برنج، تنباکو، نیشکر، دانههای کاکائو، سبزیجات و گلهای شاخه بریده است. که از این میان، موز و قهوه مهمترین اقلام صادراتی این کشور بهشمار میرود. این کشور با حوادث طبیعی فوران آتشفشانها، زمینلرزه و خشکسالیهای دورهای روبهرو است اما مهمترین تهدید برای محیطزیست و حیات وحش این کشور، بهخصوص پرندگانش، از بین رفتن جنگلهاست. (Central Intelligence Agency, 2014).کلمبیا بیش از سیصد سال تحت سیطرة استعمار اسپانیا بود و این امر باعث نابودی و آواره شدن تعداد زیادی از چیبچاها شد. اسپانیاییها از 1536 تا 1539م کلمبیا را تصرف کردند. «گونزالو خیمنث دِلسادا»، فاتح اسپانیایی تعداد زیادی از بومیان را کشت و در 1718م شهر «سانتافه د. بوگوتا» را- که بعدها پایتخت نایبالسلطنه «ینوگرانادا» شد- بنا نهاد و کشت قهوه، موز، پنبه و توتون را جایگزین کشاورزی سنتی بومیان (یعنی کاشتن سیبزمینی، ذرت و گیاهان دارویی) کرد و بردگان افریقایی را بهجای بومیان متمرد در کشتزارها بهکار گماشت.جنگهای استقلالطلبانة کلمبیا در 1781م شروع شد که بهشدت سرکوب شد. سلطة ناپلئون بر اسپانیا فرصت مناسبی برای استقلالطلبان به وجود آورد. اعلامیة استقلال این کشور در 1810م منتشر شد و در 1813م، «کامیلوتورس» رهبری انقلاب را بهدست گرفت، ولی با واکنش شدید اسپانیاییها مواجه شد و بههمراه صدها انقلابی دیگر کشته شد. در 1819م، «سیمون بولیوار» از ونزوئلا جنگ را علیه استعمارگران آغاز کرد و بعد از آزادی کلمبیا، جمهوری کلمبیای بزرگ (شامل ونزوئلا، اکوادور و پاناما) را تأسیس کرد. در 1829م، ونزوئلا و در 1830م، اکوادور از کلمبیا جدا شد و در 1836م، سرزمین باقیمانده با عنوان «جمهوری فدرال کلمبیا» اعلام موجودیت کرد. در 1903م، پاناما نیز- با حمایت امریکا- از کلمبیا جدا شد و به استقلال رسید.در سالهای اخیر کلمبیا با سیاستهای اقتصادی و حمایت جسورانه بهطور مستمر از توافقنامههای تجارت آزاد حمایت کرده است. این کشور توافقات تجارت آزاد را با بیش از دوازده کشور امضا کرده و پذیرفته است و این توافقات در می 2012 به اجرا درآمده است. در یک دهه عملکرد قوی اقتصادی، تولید واقعی ناخالص داخلی در سه سال گذشته بهطور پیدرپی بیش از 4% در سال رشد کرده است. سه ادارة مهم ارزیابی مالیاتی بهتدریج قرض دولت کلمبیا را به سرمایهگذاری ارتقا دادهاند؛ بااینوجود کلمبیا بهشدت به صادرات نفت و معدن وابسته است و همین مسئله این کشور را آسیبپذیر ساخته است. کلمبیا چهارمین صادرکنندة بزرگ زغالسنگ در دنیا و چهارمین تولیدکنندة بزرگ نفت در امریکای لاتین است. تداوم رونق اقتصادی، مستلزم بهبود و اصلاحات مهم زیربنایی در کلمبیا است چرا که در این کشور توسعة اقتصادی با زیربنای نامناسب، ناکافی و شرایط امنیتی نامطمئن مواجه است. سیاست خارجی اداره SANTOS بر روی حمایت از روابط خارجی و افزایش و تقویت سرمایهگذاری در داخل تمرکز کرده است. کلمبیا عضو اصلی و مهم «اتحاد پاسیفیک»- یک گروه منطقهای متشکل از شیلی، کلمبیا، مکزیکو و پرو برای حمایت و تشویق تجارت منطقهای و یکسانسازی اقتصادی- است و در 2013م کلمبیا همکاری با سازمان همکاری اقتصادی و توسعه را نیز آغاز نموده است. در 2013م سطح سرمایهگذاری مستقیم خارجی در سال بهویژه در بخشهای نفت و گاز به رکورد 8/16 بیلیون دلار رسیده است که بیش از 7% رشد را نسبت به سال 2012 نشان میدهد (Fosigrid.org; Central Intelligence Agency, 2014).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیدر کلمبیا، آموزش بسان فرایند پیوسته آموزش فردی، فرهنگی و اجتماعی که مبتنیبر شناخت کامل انسان، ارزشمندی، حقوق و وظایف او است، تعریف میشود. در قانون اساسی کلمبیا توضیحاتی مهم و اساسی درباره ویژگی خدمات آموزشی داده شده است. طبق قانون، آموزش، یک حقِ فردی و ازجملة خدمات عمومی و دولتی بهشمار میآید که کارکرد اجتماعی دارد و با نظارت دولت بر خدمات آموزشی، که با هدفِ تأمین کیفیت و تحقق بخشیدن به رشد اخلاقی، ذهنی و جسمی دانشآموزان است، مطابقت دارد. طبق قانون، باید خدمات مناسب تأمین شود و حداقل شرایط برای دستیابی به آموزش و استمرار آن در نظام آموزشی فراهم گردد (www.mineducacion.gov.com).قانون اساسی کلمبیا، آزادی آموزش را نیز تضمین میکند. بهگونهای که در این کشور، هر دولتی طرح توسعة اجتماعی و اقتصادی خود را ترسیم کرده است. طرح جاری- ترسیم شده در 1990-1987م- برنامههایی برای حمایت از آموزش عالی دارد که این موارد را دربر میگیرد: الف) تحکیم وضع نظام دانشگاهی؛ ب) ارتقا و افزایش کیفیت تحصیلاتِ پس از دورة میانی؛ ج) برقراری مجدد زیربنای مالی آن. اولویتهای حکومت روی سه برنامه متمرکز شده است: 1. از بین بردن فقر؛ 2. توانبخشی ملی؛ و 3. یکپارچه کردن توسعة روستایی. از تغییراتی که طی سالهای اخیر در نظام آموزش عالی این کشور صورت گرفته است، میتوان به تأثیرات فرهنگهای گوناگون بر آن، پی برد.آموزش اجباری در کلمبیا، آموزش پایه، پنج سال ابتدایی و چهار سال آموزش پایه میانی را شامل میشود. طبق قانون، آموزش عمومی نباید با رویکردهای کلیسای کاتولیک در تضاد باشد. در مذهب کاتولیک دروس اجباری هستند و کلیسا کنترل مدارس عمومی را عهدهدار است. مدارس خصوصی در برنامهریزیهای خود مستقل هستند. دولت علاوهبر آنکه از آموزش میانی و دانشگاهی حمایت میکند، تعدادی مدرسة ابتدایی نیز در سراسر کشور تأسیس کرده است. طبق قانون کلمبیا، دولت باید در نهایت 10% از بودجة خود را در بخش آموزش هزینه کند. ادارة آموزش عمومی، برعهدة وزارت آموزش، سازمانها و فرمانداریها، و مسئولیت آموزش میانی، فنیوحرفهای و دانشگاهی، با وزارت آموزش است. دولت مرکزی نیز پرداخت حقوق استادان و آموزشگران را برعهده دارد. 23% جوانان کلمبیا (هجده تا بیستوچهارساله) تحصیلات خود را پس از دوره میانی ادامه میدهند. دولت برای بهبود دسترسی جوانان به آموزش عالی سیاستهای اصلاحی به نام «انقلاب آموزشی» تدوین نموده است و 4% تولید ناخالص داخلی را به آموزش اختصاص داده است (www.mineducacion.gov.com).ساختار نظام آموزشی نظام آموزشی کلمبیا متشکل از: الف) پیشدبستانی؛ ب) آموزش پایه (آموزش دوره نخست پایه پنج سال و آموزش میانی پایه چهار سال)، آموزش میانی و آموزش عالی (دو دوره تحصیلی که منجر به مدرک دیپلم میشود) است که به دو صورت آموزش رسمی و غیررسمی ارائه میشود. آموزش رسمی در سه سطح برنامهریزی شده است: الف) آموزش پیشدبستانی، اجباری و از چهارسالگی تا ششسالگی است.ب) آموزش پایه که نُه سال بهطول میانجامد، دارای دو مرحله است: آموزش پایه ابتدایی در پنج سال و آموزش پایة میانی در چهار سال که از کلاس ششم تا نهم را شامل میشود. بعد از پایان موفقیتآمیز دورة ابتدایی، به دانشآموزان گواهی پایان دوره، اهدا میشود که برای ورود به آموزش پایه میانی الزامی است. زمان ورود به آموزش پایه میانی یازدهسالگی است (www.mineducacion.gov.com). دو سال اول این دوره، صرف آموزش دروس دوران ابتدایی و دو سال بعد صرف دروس حرفهای شده، یک زبان خارجی نیز در این دوره به دروس گذشته اضافه میشود. هدف از آموزشهای حرفهای، فراهم آوردن امکان فراگیری دروسی مانند کشاورزی، تجارت، صنعت و علوم اجتماعی برای دانشآموزان است.نظام آموزش کلمبیا به دو بخش خصوصی و عمومی تقسیم میشود؛ مدارس عمومی که از منابع دولتی استفاده میکنند با تقاضای بالای دانشآموزان روبهرو است. ازاینروی، این مداس به شیفت صبح و بعدازظهر تقسیم میشوند. در مدارس ابتدایی و میانی، امکان برخورداری دانشآموزان از منابع دولتی فراهم شده است. باتوجهبه اینکه آموزش ابتدایی، همگانی و اجباری است دولت، آموزش عمومی را برای کودکان پنج تا پانزده سال ارائه میدهد اما خانواده باید هزینه ثبتنام، کتاب، احتیاجات ضروری مدارس و نقل و انتقال را بپردازد که این مبالغ بهخصوص برای روستاییان فقیر، سنگین است. طبق آمار ملی اداری 75% از کودکان پنج تا پانزده سال به مدرسه میروند و برنامة غذایی در مدارس بیشتر شهرها اجرا میشود. دسترسی کودکان به آموزش در مدارس خصوصی بسیار گران تمام میشود. برخی مدارس خصوصی که گرانتر هستند برنامة روزانه آنها طولانیتر است و فعالیتهای آموزشی فوق برنامه در مدرسه و خانه انجام میدهند.بهطورکلی سطح آموزش در مدارس عمومی نسبت به مدارس خصوصی پایینتر است (Education International, 2010). نگاره 3 نشاندهندة تفاوت مدارس خصوصی و عمومی است.ج) آموزش عمومی از دو دوره تشکیل شده است: آکادمیک و حرفهای.هدف از این دورة آموزشی، تربیت کارگرانی است با مهارتهای فنی که این مهارتها موجب ارتقای سطح زندگی آنها میشود. آموزش میانی بهمدت دو سال، کلاس دهم و یازدهم را دربر میگیرد و به ارائه مدرک دیپلم منتهی میشود. سن ورود به آموزش میانی، پانزده یا شانزدهسالگی است. 50% از مؤسسات و مراکز آموزشی این دوره، خصوصی هستند که سعی میکنند برنامههای نظری خود را هرچه بیشتر تخصصی کنند تا دانشآموزان بتوانند به آموزش عالی راه یابند. دانشآموختگان این دوره، مدرک دیپلم دریافت میکنند (www.mineducacion.gov.com). آمار نشاندهندة تغییرات منابع انسانی در بخشهای آموزشی و اجرایی آموزش است. جدول 1. کل مدرسین و مدیران دوره میانیسالآموزگاران و مدیران2006304563200730498120083085242009310648201031093220113099472012316714
(www.mineducacion.gov.com)
جدول 2. مؤسسات آموزشی پایه و میانیسالمؤسسات200256164200333840200430403200526286200625681200724587200824785200924480201023414201123365201222937
(www.mineducacion.gov.com)
نظام نمرهدهی در سطح دبیرستان نمرة کامل دو نوع است: نوع اول از 0 تا 5 و نوع دوم از 1 تا 10.در نوع اول 5-60/4 عالی (A+)، 59/4-4 (A-)، 99/3-70/3 (B+)، 69/3-50/3 خوب (B)، 49/3-3 قابل قبول، متوسط (C) و 99/2-0 ناکارآمد (F) و در نوع دوم 10 عالی (A+)، 99/9-9 ممتاز (A)، 99/8-8 خوب (B)، 99/7-6 قابل قبول، متوسط (C) و 99/5-0 ناکارآمد (F) بهشمار میآید.تاریخچه آموزش عالی در کلمبیاآموزش عالی کلمبیا پیشینهای طولانی دارد و به سده شانزدهم و هفدهم میلادی باز میگردد، زمانیکه اولین دانشگاهها، یعنی «دانشگاه سانتو توماس داکینو» (تأسیس 1580م) و «دانشگاه پونتیفیسیا خاوریانا» (خصوصی، تأسیس 1623م) تأسیس شدند. این دانشگاه یکی از 114 دانشگاه جامعة مسیحیت در سراسر جهان است و 18 دانشکده و 61 دپارتمان دارد. الگوی این دانشگاهها، ازنظر ساختار و روش آموزشی، دانشگاههای «سالامانکا» و «آلکالا»ی اسپانیا بود؛ بعدها این سنت به کمک مؤسسات خصوصی، ازجمله کلیسای کاتولیک، تقویت شد. امروزه نظام آموزش عالی کلمبیا، تعدادی دانشگاه ملی، منطقهای، دینی و غیردینی و مؤسسات عمومی و خصوصی را شامل میشود که بهمعنی رسمی دانشگاه تلقی نمیشوند.اولین دانشگاههای کلمبیا ریشة مذهبی داشتند و با روحیة ضد اصلاحات اداره میشدند. علاوهبراین، دومینیکنها، ژزوئیتها و فرانسیسکنها در آموزش خود از روش «توماس آکویناس قدیس»، «سوآرز» و «دون اسکاتوس» پیروی میکردند. هدف برنامة آموزشی آنها، تفکر و تعمق و نتیجهگیری در اعتقادات و اصول جزمی و دوری جستن از دنیای واقعی بود. عجیب آنکه همین کلیسای کاتولیک بود که از تحول در ایدئولوژی آموزشی در آموزش عالی کلمبیا حمایت کرد. در سده هجدهم میلادی، در سفر پژوهشی گیاهشناسی روش استدلال استقرایی باعث ارائة مهمترین طرح علمی- پژوهشی دوران استعماری شد که تا استقلال این کشور ادامه یافت. از 1889م با تغییر نگاه حکومت به آموزش و با توافقات سیاسی در این زمینه، روابط کلیسا و حکومت بهبود یافت. علیرغم اینکه در مقاطعی این ارتباط از هم گسیخته شد، اما کلیسا همچنان به ادارة دانشگاههای خود، که جزو معتبرترین دانشگاههای بخش آموزش عالی کلمبیا بودند، ادامه داد. در 2008م، کلمبیا دارای 81 مؤسسه عالی عمومی و 199 مؤسسة خصوصی بود.آموزش عالی کلمبیا، با ساختار کنونی، طبق ماده قانون شمارة 8 سال 1980 به وجود آمد و سه سال بعد، قانون نظام آموزشی آزاد و آموزش از دور نیز به نظام آموزشی سنتی اضافه شد. تمام مؤسسات آزاد و از دور بخش خصوصی و عمومی را مقامات سازمانها و مؤسسات غیرانتفاعی اداره میکنند. تعداد این مؤسسات، در 1986م، به 226 مؤسسه رسیده بود که از این تعداد، 70 مؤسسه، عمومی و 156 مؤسسه، خصوصی بودند. قانون اساسی کلمبیا همچنان حق نظارت بر همة مؤسسات آموزش عالی را متعلق به دولت میداند. اهداف آموزش عالی در کلمبیا به این شرح است:الف) توسعه و گسترش آموزش عالی برای دستیابی بیشتر جوانان به آموزش؛ب) اجرای برنامههای طراحیشده برای روستاییان، حاشیهنشینان و بومیان؛ج) هماهنگی میان سازمانهای پژوهشی و دیگر بخشهای جامعة کلمبیا؛د) آموزش مربیان و آموزشگران؛ه) تمرکززدایی و توسعة مناطقی که مؤسسات در آن قرار دارند.دانشگاههای کلمبیا خودگرداناند و هریک از آنها از تعدادی دانشکده تشکیل شدهاند که هر دانشکده نیز به چندین گروه آموزشی مختلف تقسیم میشود، هرچند ممکن است بعضی از گروهها از چند دانشکدة مختلف خدمات دریافت کنند. دورههای شبانه که معمولاً شرایط دورههای روزانه را دارا هستند در این کشور بسیار رشد کردهاند.انجمن دانشگاههای کلمبیا، مرجع همة دانشگاههای عمومی و خصوصیِ قانونی است و وظیفة حفظ استقلال دانشگاه، حمایت از استانداردهای دانشگاهی و نظارت بر محتوا و مضمون آموزش را برعهده دارد. وزارت آموزش نیز عهدهدار این وظایف است: تهیة قانون آموزش عالی برای تصویب در شورای ملی رؤسای دانشگاهها، اجرای استانداردهای کاربردی در دروس دانشگاهی، تهیة طرحهایی برای توسعة آموزش و بهمنظور توزیع یارانههای دولت که به دانشگاهها اختصاص داده شده است، اجرای برنامههای بخش غیردانشگاهی آموزش عالی، به رسمیت شناختن مؤسسات غیردانشگاهی که با آموزش آموزشگران و دیگر اشکال آموزش عالی در ارتباطاند. در واقع، وزارت آموزش، معیارها و ضوابط آموزشگاههای عمومی و خصوصی را در تمام سطوح تعیین میکند. مؤسسه کلمبیایی فرگشت آموزشی وظیفة اصلاح و متحول کردن نظام آموزشی را برعهده دارد.در کلمبیا، آموزش عالی که زیر نظر وزارت ملی آموزش است در دانشگاهها و دانشکدههای فنی و حرفهای اعم از عمومی و خصوصی عرضه میشود. آموزش از دور نیز در مراکز آموزشی منطقهای ارائه میگردد.در این کشور، آموزش عالی در دو سطح کارشناسی و تحصیلات تکمیلی ارائه میگردد. تحصیلات در دوره کارشناسی سه سطح آموزشی دارد:·سطح فنیوحرفهای (برنامههای تکنیسینهای حرفهای)؛·سطح فنی (مربوط به برنامههای فنّاوری)؛·سطح حرفهای (مربوط به کالجهای حرفهای).تحصیلات تکمیلی نیز از سه سطح تشکیل شده است:·تخصصی (برنامههای تخصصی فنّاوری و حرفهای)؛·کارشناسی ارشد؛·دکتری (www.mineducacion.gov.com).مؤسسات آموزش عالیمؤسسات آموزش عالی، طبق استانداردهای قانونی و بهطور رسمی بهعنوان تأمینکنندگان و ارائهدهندگان آموزش عالی عمومی در کلمبیا هستند.طبقهبندی مؤسسات آموزش عالیمؤسسات آموزش عالی دو نوع هستند: عمومی، خصوصی.این مؤسسات، طبق وضعیت قانونیشان به دو دستة «آ» و «ب» آکادمیک طبقهبندی میشوند.مؤسسات دستة «آ»: ماهیت آکادمیک ویژگی اصلی اینگونه مؤسسات است که موجب تمایز یک مؤسسة آموزش عالی از دیگر مؤسسات میشود. این ویژگی که با رقابت همراه است این امکان را برای مؤسسه فراهم میسازد تا به شکل علمی و آکادمیک، برنامههای آموزش عالی را ارائه و توسعه دهد.مؤسسات گروه «ب»: بر پایه قانون که ویژگیهای کلیدی قانونی و اجرایی تأسیس مؤسسات آموزش عالی را تعیین میکند، هر فرد بهطور قانونی میتواند مؤسسهای را تأسیس کند. مؤسسات آموزش عالی میتوانند مبنای خصوصی یا عمومی داشته باشند. مؤسسات آموزش عالی با مبنای خصوصی باید بهعنوان مراکزی قانونی با خدمات عمومی و غیرانتفاعی بهعنوان بنیادها و مؤسساتی آموزشی و با انسجام اقتصادی سازماندهی شوند. مؤسسات آموزش عالی براساس ماهیت علمیشان اینگونه طبقهبندی شدهاند: مؤسسات فنیوحرفهای، مؤسسات فنّاوری، مؤسسات دانشگاهی و مدارس فنّاوری. طبق قانون شمارة 749 سال 2002 و شروط ماده قانون 2216 سال 2003، مؤسسات فنیوحرفهای و فنّاوری میتوانند برنامههای آکادمیک دورههای مقدماتی را ارائه و توسعه دهند (www.mineducacion.gov.com).مؤسسات فنیوحرفهای، در سطح کارشناسی، برنامههای فنیوحرفهای و در سطح تحصیلات تکمیلی، برنامههای فنیوحرفهای تخصصی، ارائه میدهند.مؤسسات فنّاوری، در سطح کارشناسی، به برنامههای فنیوحرفهای و فنّاوری و در سطح تحصیلات تکمیلی، به برنامههای حرفهای، فنی تخصصی و فنّاوری تخصصی میپردازند.مؤسسات دانشگاهی یا مدارس فنی، در سطح کارشناسی، برنامههای حرفهای و فنّاوری و حرفهای و فنی و در سطح تحصیلات تکمیلی، برنامههای حرفهای و فنّاوری، فنّاوری تخصصی و حرفهای تخصصی ارائه میدهند.بهطور عمده براساس ماده قانون 749 سال 2002 و 2218 سال 2003، مؤسسات فنیوحرفهای و مؤسسات فنّاوری میتوانند برنامههای آکادمیک دورههای پیشدانشگاهی را در سطح حرفهای ارائه و توسعه دهند.آموزشهای فنی نیز در مؤسسات فنیوحرفهای ارائه میشود که تحصیل در این دورهها پنج تا شش نیمسال طول میکشد و مدرک دیپلم فنیوحرفهای به دانشآموختگان داده میشود.در این کشور 32 دانشگاه عمومی، 52 دانشگاه خصوصی، 31 مؤسسه دانشگاهی عمومی و 104 مؤسسة دانشگاهی خصوصی، 8 مؤسسة فنّاوری عمومی و 41 مؤسسة فنّاوری خصوصی، 7 مؤسسة فنیوحرفهای عمومی و 7 مؤسسة فنیوحرفهای خصوصی وجود دارد (2011م) (OECD et al., 2012).برای کسانی که آموزش میانی را به پایان رسانده و تمایل به ادامه تحصیل دارند، داشتن مدرک دیپلم (که نشانگر گذراندن کلاسهای دهم و یازدهم است) و گذراندن آزمون دولتی که آزمونی رسمی و اجباری است و ازسوی مؤسسة کلمبیایی فرگشت آموزش برگزار میشود، یا معادل این آزمون در کشورهای دیگر، به اضافه ملزومات درخواستی هریک از مؤسسات آموزشی، الزامی است. در مواردی خاص علاوهبر آزمون دولتی، دانشگاه مورد نظر نیز آزمون دیگری را برگزار میکند.متقاضیان خارجی ورود به دانشگاههای کلمبیا باید علاوهبر داشتن گواهی قبولی در دوره میانی که معادل دیپلم است، در امتحانات مربوط به پذیرش دانشجویان خارجی نیز شرکت کنند. همچنین، آنها باید روادید، کارت سلامت و ضمانت مالی لازم را دارا بوده، تا حد کافی با زبان اسپانیایی آشنایی داشته باشند.رشتههای موجود در دانشگاههای کلمبیا عبارتاند از: کشاورزی و دامپروری و رشتههای وابسته، علوم اجتماعی و انسانی، هنرهای زیبا، اقتصاد، مدیریت، حسابداری و رشتههای وابسته، علوم تربیتی، مهندسی و معماری، علوم بهداشتی، ریاضیات و علوم طبیعی (www.mineducacion.gov.com, 2014).اولین مرحلة تحصیلات دانشگاهی، دوره کارشناسی است که این دوره چهار تا پنج سال طول میکشد و هدف از برگزاری آن این استکه دانشجو در رشتة خود به سطح علمی بالایی دست یابد. تحصیلات دانشگاهی در دوره کارشناسی شامل سه سطح حرفهای، کالج فنّاوری و فنیوحرفهای است. در بسیاری از رشتهها، در دوره کارشناسی تهیة پایاننامه اجباری است و از دروس عملی امتحان به عمل میآید.در کلمبیا برای ورود به تحصیلات تکمیلی لازم است فرد دورة تحصیلی قبل از این دوره را به پایان رسانده و ضمن در دست داشتن مدرک مربوط به آن دوره، آزمون ورودی دورة بالاتر را بگذراند. بعد از دو سال تحصیل و گذراندن دروس علمی و کاربردی و دفاع از پایاننامه مدرک کارشناسی ارشد به دانشآموختگان داده میشود.ورود به دورة دکتری، مستلزم داشتن مدرک کارشناسی ارشد همان رشته است. دانشجویان برای دریافت مدرک دکتری باید از رسالة خود دفاع کنند و این مدرک به معنای کسب مهارت کامل در رشتة مربوطه است.نظام ارزشیابی آموزشی دانشجوبراساس ماده قانون شمارة 1290 (2009م)، حکومت ملی به مؤسسات آموزشی قدرت تعیین نظام ارزشیابی آموزشی دانشجو را میدهد و این وظیفهای است که مطالعه، شرح و گزارش، تجزیهوتحلیل، مذاکرات و قراردادهای میان کل مدارس را لازم میداند (www.mineducacion.gov.com).منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیمبنای سرمایهگذاری برای دانشگاه عمومی قانون شمارة 30 (1992م) است که بهواسطة آن، خدمات دولتی آموزش عالی در کشور سازماندهی شده است. «بودجههای دانشگاههای ملی، بخش و شهری شامل کمکهایی از بودجة ملی برای راهاندازی و سرمایهگذاری، ازطریق کمکهای مقامات محلی و امکانات مالی و ضروریات، از عایدیهای هر مؤسسه خواهد بود. دانشگاههای عمومی یا رسمی هرساله سهمی از بودجههای ملی و مقامات محلی را دریافت میکنند که همیشه بهمعنای افزایش پزوس ثابت براساس درآمدها و هزینههای جاری دولت در سال است». طبق قانون فوق، سهم دانشگاههای عمومی بسته به بودجة اختصاص داده شده در سال و براساس رشد تورم سالانه تعیین میشود. وزارت آموزش همراه با نظام دانشگاه عمومی، سالانه توزیع این منابع را براساس عملکردها تهیه و پیشنهاد میکند. بههمیندلیل دولت در سالهای اخیر تلاشهای زیادی کرده است تا سیستمی برای نشان دادن تحول عملکرد دانشگاههای عمومی طراحی و ایجاد کند بهطوریکه دانشگاهها بتوانند بهعنوان نشانهای از کارایی دولت، پاسخگوی ملت باشند و طبق قانون، براساس کارایی و عملکردشان منابع مالی به آنها تخصیص داده شود. علاوهبراین، باید متذکر شد که مادة 78 قانون شمارة 30، علاوهبر اصلاح مادة 86 تأکید کرده است که: «از ششمین سال وضع این قانون، دولت این سهمها را برای دانشگاههای عمومی یا رسمی تا 30% افزایش تولید ناخالص داخلی، افزایش خواهد داد. این افزایش، هماهنگ با اهداف نظام دانشگاههای عمومی یا رسمی و برای بهبود و اصلاح شرایط اعضای مؤسسات است» (www.mineducacion.gov.com).مادة 69 قانون اساسی کلمبیا استقلال دانشگاه را تضمین میکند. این مفهوم، متضمن تخصیص قانون عمومی است که آزادی عمل دانشگاه بهشمار میرود. آزادی عمل در مادة 30 (1992م) تعریف شده است و حق دانشگاهها را برای تأسیس، توسعه و استفاده از منابعشان در انجام رسالت اجتماعی و نقش آموزشی آنها، به رسمیت میشناسد. در این قانون، دانشگاههای کلمبیا منابع مالی خود را از آموزش (شهریه و خدمات دیگر)، پژوهش و توسعه تأمین میکنند.راهبردهای مالی، داشتن منابع مالی برای تأمین و پرداخت وام دانشآموختگان دوره میانی و حفظ دانشجویان در آموزش عالی را میطلبد. دو راهبرد اساسی و مهم این طرح، دادن وام آموزشی ازسوی ICETEX در شکلهای مختلف و تأمین کمک مالی برای حفظ دانشجویان در نظام است. ICETEX در (2002م) هزینة 9% و در (2010م)، هزینة 19% دانشجویان را پرداخت کرده و در مجموع از سالهای 2003 تا 2010، از 300015 دانشجو با مبلغی معادل 6/2 بیلیون پزوس حمایت کرده است. بهطورکلی، وامهای آموزشی موجب حفظ نظام شده است. دانشجویی که وام دریافت میکند احتمال دارد که در مدت کوتاهتری دانشآموخته شود و نتایج بهتری هم کسب کند (www.mineducacion.gov.com).شهریه در کلمبیا هزینة تحصیل در آموزش عالی گران است و برای افراد کمدرآمد ورود به دانشگاه بدون کمکهزینة تحصیلی و بورس ممکن نیست. شهریة دانشگاههای عمومی براساس درآمد دانشجو و والدینش تعیین میشود که بین 1000 و بیش از 2000000 پزوس متغیر است که این شهریه در دانشگاههای خصوصی ممکن است از دو تا یازده میلیون پزوس در هر ترم باشد؛ البته بیشتر دانشگاهها امکان پرداخت اقساطی شهریه را برای دانشجو فراهم کردهاند (www.scholaro.com).مراکز تربیت آموزشگرباتوجه به اینکه دبیران دبیرستانها برای تدریس باید دارای مدرک کارشناسی باشند در دانشکدههای تربیت آموزشگر مؤسسات آموزش عالی آموزش میبینند. دبیران تربیتبدنی و رشتههای فنی نیز در دانشگاههای علوم تربیتی و آموزشکدههای فنی آموزش داده میشوند. در این کشور، یک دانشکده کاربردی نیز وجود دارد که برای مدارس کشاورزی روستایی، آموزشگر تربیت میکند. استادان و مدرسان دانشگاهها و مراکز آموزش عالی باید حداقل دارای درجة کارشناسی ارشد و دکتری باشند تا برای تدریس در این مراکز پذیرفته شوند؛ این افراد، بعد از اخذ درجة کارشناسی در دانشگاهها، در مدارج بالاتر تحصیل میکنند تا بتوانند مدرس دانشگاه شوند.تحصیلات غیررسمیبرخی از مؤسسات آموزش عالی و نیز مراکز منطقهای، آموزش از دور ارائه میکنند. البته آموزش عالی به شکل متمرکز و عادی قابلیت بیشتری برای ارائه دروس کاربردیتر به دانشجویان و به تخصص رساندن آنها دارد. با حمایت برخی شرکتها از آموزش از دور، کارکنان آنها دروس و مهارتهای لازم را طی ساعات کار و یا خارج از آن، فرا میگیرند.برخی از دروس این دورهها را شرکتها یا مدارس فنی ارائه میکنند که خود تحت نظارت مقامات محلی قرار دارند. طول مدت این آموزشها در مؤسسات مختلف باتوجهبه دروس اختصاصی متفاوت است. مؤسسة خدمات ملی آموزش نیز دروس تخصصی فنورزان و کارمندان را که با شرکتها و صنعت رابطهای ندارد، ارائه میکند. به دانشآموختگان این مراکز مدرک دیپلم اعطا میشود.نظام ارزیابینظام نمرهدهی مرسوم در مؤسسات آموزش عالی کلمبیا دو نوع است: نوع اول از صفر تا پنج است که پنج عالی (A+)، 99/4-50/4 ممتاز (A)، 49/4-50/3 خوب (B)، 49/3-3 قابل قبول، متوسط (C) و 99/2-0 ناکارآمد (F) بهشمار میآید. نوع دوم از صفر تا ده است؛ بدینترتیب که ده عالی (A+)، 99/9-50/8 ممتاز (A)، 49/8-50/7 خوب (B)، 49/7-6 قابل قبول، متوسط (C) و 99/5-0 ناکارآمد (F) بهشمار میرود (2012م) (www.scholaro.com).نظام نمرهدهی در آزمون ورودی دانشگاه ICFES (مؤسسة کلمبیایی فرگشت آموزشی)، از صفر تا صد است؛ بدینترتیب که 100-71 عملکرد بالا (A)، 99/70-46 متوسط به بالا (B)، 99/45-31 متوسط (C) و 99/3-0 ناکارآمد را نشان میدهد.دانشگاه ملی «بوگوتا»- که در 1572م تأسیس شده- یکی از قدیمیترین دانشگاههای نیمکرة غربی است. دیگر دانشگاههای مهم کلمبیا عبارتاند از: دانشگاه «خاوریانا» (تأسیس در 1622م) که ازسوی یسوعیان اداره میشد؛ دانشگاه «لُسآندس» که مؤسسهای خصوصی براساس الگوهای امریکایی است و دانشگاه «لیبر» که دانشگاهی خصوصی با گرایشات لیبرالی است. در 2012 تعداد دانشآموختگان دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کلمبیا 128665 نفر بود.برنامهها و اصلاحات پیشرووزارت آموزش در راستای توسعة سیاست تقویت پژوهش با بخش اداری علوم، فنّاوری و نوآوری، دولت ملی، بخش دانشگاهی و تولید بهمنظور منابع جدید مالی برای بودجه عمومی ملت، بخش خصوصی، همکاری بینالمللی و ملی و هدایای خارجی در راستای برنامههای بنیادی، طرحها و فعالیتهای علوم، فنّاوری و ابداع و خطر سرمایهگذاریهای بزرگ یا ابزارهای مالی دیگر برای حمایت از برنامهها، طرحها و فعالیتهای علوم، فنّاوری و ابداع همکاری نزدیک دارد (www.mineducacion.gov.com).سرانجام، وزارت آموزش، طرحهای توسعة آموزش عالی را در موارد زیر رهبری و هدایت میکند: مشخص کردن طرحها بهمنظور حمایت مستمر، حمایت و ارتقای آموزش فنی و فنّاوری، تمرکززدایی ازطریق مراکز منطقهای آموزش عالی، گسترش آموزش مجازی، حمایت از جمعیتهای گوناگون و کنترل آنها، سازماندهی و افزایش تقاضا، ازطریق راهبرد موفق «درخواست شغل»، تقویت مرکز رصد نیروی کار آموزش عالی، ایجاد و تحکیم کمیتههای گروههای دانشگاهی، تشکل بزرگ انسانی خارجی، تقویت توانایی پژوهش، حمایت از مدرنیزه شدن مدیریت علمی، اداری و مالی و the Credit with MEN-Compensated Rate FINDETER . سیاست برنامهریزی شده برای بهبود کیفیت آموزش، همه دانشجویان را بدون در نظر گرفتن موقعیت خانوادگی، اقتصادی و فرهنگی دربر میگیرد. آنها فرصت کسب علم، رشد و ارتقای مهارتها و ارزشها و اصول زندگی، مولد بودن و حفظ آموزش و یادگیری را در طول زندگی دارند. توسعة این سیاست در تمام سطوح آموزش (پیشدبستانی، ابتدایی، میانی و بالاتر) اعلام شده است (انقلاب آموزشی، 2010). کیفیت، بر چهار راهبرد کلیدی استوار است: بنای نظامِ تضمین کیفیت در تمام سطوح، اجرای برنامههایی برای رشد مهارتهای حرفهای مدرسان و رؤسا و ارتقا و حمایت از پژوهش. این راهبردها با هدف تقویت مؤسسات آموزشی انجام میشود، برای اینکه فضایی باشند که هرکسی در آن بتواند بیاموزد، مهارتهایش را افزایش دهد و بتواند با دیگران در صلح و آرامش زندگی کند (www.mineducacion.gov.com).بهمنظور تحکیم نظام تضمین کیفیت در آموزش عالی، هدف اصلی مؤسسات آموزش عالی پاسخگو بودن به جامعه است. نظام تضمین کیفیت در آموزش عالی شامل سه مؤلفه است: اطلاعات، ارزشیابی و تشویق و حمایت. اطلاعات ازطریق چهار نظام اطلاعاتی تأمین میشود که از تدوین فرایندهای ارزشیابی، طرحهای اصلاح و بهبود، توسعة برنامهها و سیاست توسعه حمایت میکند: نظام ملی آموزش عالی دادههای مطمئن و معتبر مؤسسات آموزش عالی کلمبیا و برنامههای ارائهشده ازسوی آنها را فراهم میکند. مرکز رصد نیروی کار آموزش عالی بهطور مداوم دانشآموختگان دانشگاهها را در کلمبیا زیر نظر داشته، آنها را رصد میکند؛ این مرکز دادههای گوناگون را برای تفسیر و توضیح رابطة میان دنیای آموزش عالی و محل کار جمعآوری میکند. این مرکز بدینمنظور طراحی شده است که ارتباط سیاست آموزشی و کیفیت بهبود برنامهها و تصمیمات دانشجویان را نسبت به آموزش پیشرفته، به نحو مناسبتری هدایت و راهنمایی کند. نظام اطلاعاتی تضمین کیفیت که دربردارندة اطلاعاتی برای فرایند ثبتنام است، در برنامههای آکادمیک، مناسب و کارآمد است. نظام تجزیهوتحلیل و پیشگیری از ترک تحصیل در مؤسسات آموزش عالی، امکان ردیابی هر دانشجو را برای محاسبه خطر و پیشگیری از ترک تحصیل فراهم میکند.طرح تقویت نظام تضمین کیفیت در آموزش عالی، با تمرکز بر ارزشیابی مؤسسات و برنامههای آموزش عالی صورت میگیرد. این ارزشیابی، با همکاری اشخاص علمی و مشاوران و حمایت دفاتر نمایندگی، نظام ارزشیابی مؤسسات و برنامهها در زمان ایجادشان برای بهدست آوردن یا بهروز کردن ثبت مناسب، بهطور دورهای و به درخواست مؤسسات، زمانی که خواهان تأیید کیفیت بالا هستند، انجام میشود. بعدها که ابزار خود- ارزیابی، خود- تنظیمی و اصلاح مستمر برنامهها و مؤسسات، استقلال دانشگاهها را تقویت کرد، جامعه مراقبت میکند که برنامههای آکادمیک و مؤسسات آموزش عالی تأییدشده، شرایط کیفیت بالا را تأمین و اهدافی را که اعلام کرده بودند، اجرا کنند.با افزایش منابع دولتی و خصوصی و گسترش راهبردهای مالی برای عرضه و تقاضا در آموزش عالی، افزایش دستیابی به آموزش عالی و حفظ دانشجویان، تقویت نیروی انسانی، بهبود شالودة فیزیکی و فنّاوری و پژوهشها را در مؤسسات آموزش عالی میطلبد (www.mineducacion.gov.com).طرح تقویت نظام تضمین کیفیت در آموزش عالی ازطریق فعالیتهایی صورت میگیرد که بر ارزشیابی مؤسسات و برنامههای آموزشی آنها متمرکز شده که ازجملة آنها است: اعطای صلاحیت، مانند دادن حق ثبت آموزش اجباری، مجوز کیفیت بالای برنامهها و مؤسسات با به رسمیت شناختن بهترینها در تأمین کیفیت و شناسایی صلاحیتهای کسبشده در خارج و همچنین فعالیتهای در نظر گرفتهشده برای تغییر ساختار و اجرای طرح مشارکت آموزش عالی در آموزش بینالمللی.در راستای سیاست بینالمللی کردن آموزش عالی، فعالیتی راهبردی در نظر گرفته شده است و آن هماهنگ کردن آموزش عالی کشور با استانداردهای بینالمللی است.کتابشناسیجعفری، عباس. (1382). گیتاشناسی نوین کشورها. تهران: مؤسسة جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی.
Central Intelligence Agency. (2014). “Colombia”. The Word Factbook. Retrieved from: www.cia.gov/library/bublication /the world-Faetbook/geos/fr.htm
Education International. (2010). Annual Report 2010. Retrieved from: https://www.ei-ie.org/en/detail_page/4432/annual-reports
International Association of Universities. (2011a). “Colombia- Education System”. World Higher Education Database. Retrieved from: http://www.uneswco.org/iau
International Bureau of Education. (2011b). “Bulgaria”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
OECD, International Bank for Reconstruction and Development and The World Bank. (2012). Reviews of National Policies for Education: Tertiary Education in Colombia 2012. Retrieved from: http://www.oecd.org/ education/skills-beyond-school/Reviews%20of%20National %20Policies%20for%20Education%20Tertiary%20Education%20in%20Colombia%202012.pdf.
https://fosigrid.org/cambodia
https://wenr.wes.org/
http://worldpopulationreview.com/countries/colombia-population/
http://www.ei-ie.org/barometer/en/index.php
http://www.mineducacion.gov.com
http://www.oecd.org
https://www.scholaro.com/ed/Countries/Colombia/Education-System
https://www.whed.net/home.php
زینب مشتاقی، فرهاد دیناری
نظام آموزش عالی کویت
Kuwait Higher Education System
پایتخت: کویتنوع حکومت: سلطنتی مشروطهزبان رسمی: عربیمساحت: 82017 کیلومترمربعجمعیت: 3479 میلیون نفرتعداد دانشجویان: 38630 نفر (2010م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 1239 نفر (2010م)تولید ناخالص ملی: 2/123 میلیارد دلار (2015م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیکویت با مساحتی حدود 17820 کیلومترمربع، از کشورهای حاشیه خلیج فارس است. در شمال شبهجزیرة عربستان و شمالغربی خلیج فارس بین ۸ و ۳۰ درجة عرض جغرافیایی و ۴۶ و ۴۸ درجة طول شرقی قرار دارد و از شمال به عراق، از جنوب به عربستان سعودی و از شرق به خلیج فارس محدود است. کویت سرزمینی است هموار و بیابانی که سطح آن، پوشیده از ماسه است و عوارض طبیعی چون کوهها و رودها در آن وجود ندارد. ازآنجاکه فعالیتهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره پیرامون شهر (کویت) میچرخد، ازنظر مساحت و جمعیت، میتوان مفهوم دولت- شهر را بر کویت اطلاق کرد. این کشور در کرانههای خلیج فارس، جزایر چندی دارد که مهمترین و بزرگترین آنها عبارت است از: بوبیان، فیلکه، وریه، مسکان، عوهه، امّالنمل، قاروره، امالمرادم و کبر. کویت به لحاظ وضعیت جغرافیایی، همواره مرکز مهمی برای کشتیرانی و فعالیتهای دریایی بوده است. زبان نخست و رسمی مردم کویت، عربی است و پس از آن انگلیسی، فارسی و بلوچی در ردههای بعدی قرار دارند. نوع حکومت آن، از انواع پادشاهی مشروطه و امیری است. اسلام دین رسمی این کشور است و کویت خود را جزئی از امت اسلامی و عربی میداند. جمعیت کویت، براساس سرشماری سال 2014 با رشد 88/1%، به رقم 479/3 میلیون نفر رسید. از این تعداد 2/1 میلیون نفر کویتی، 1/1 میلیون نفر از سایر کشورهای عربی، 4/1 میلیون نفر آسیاییتبار و نزدیک به 79 هزار افریقاییتبار ساکن این کشور هستند (www.worldbank.org). اکثریت جمعیت کویت را مسلمانان تشکیل میدهند که از این میان نزدیک به 60% تا 70% سنّی و 30% تا 40% شیعه هستند؛ کویت همچنین دارای جمعیت مسیحی بومی، بودایی، هندو و سیک است (U.S. Department of State, 2015). براساس آمار اعلامی برنامة عمران ملل متحد درباره کویت، بیش از 3/98% از جمعیت این کشور در شهرها زندگی میکنند و 94% از جمعیت این کشور باسواد هستند (kw.undp.org).تقریباً ۴۲ کیلومترمربع از زمینهای این کشور بهصورت نخلستان یا کشتزار در دست بهرهبرداری است و باقیماندة آن به لحاظ نبود آب، غیرقابل کشت باقیمانده است. کشتزارها و زمینهای قابل کشت کویت پراکندهاند و سه ناحیه الجهراء، العبدلی و الوفره مهمترین و وسیعترین واحدهای کشاورزی کویت هستند که بهمثابة مراکز کشاورزی کویت شهرت یافتهاند؛ در این نواحی گندم، جو، چند نوع حبوبات و برخی از انواع سبزی و صیفیجات کشت میشود. علیرغم محدودیتهای کشاورزی در کویت چند قلم از فراوردههای کشاورزی و دامی میتوانند پاسخگوی نیازمندیهای بازار کویت باشند.کویت نیز مانند سایر کشورهای حوزة خلیج فارس اقتصاد نفت پایه را برای خود تعریف کرده است. براساس آمارهای اعلامشده در سال 2013 میزان ذخایر نفت ثبتشدة این کشور، 104 میلیارد بشکه است که 4/7% از ذخایر جهانی نفت خام را به خود اختصاص داده و سیزدهمین کشور صادرکننده نفت خام در جهان است. درآمد حاصل از صادرات نفت، بخش اعظم تولید ناخالص داخلی و همچنین 94% از درآمد دولت را به خود اختصاص داده است. پول رایج کویت، دینار است که با تکیه بر قدرت سرمایه و روندهای اقتصادی این کشور در سال 2012 با ارزشترین پول ملی در جهان لقب گرفت. گفتنی است، بورس اوراق بهادار کویت دومین تالار بورس معتبر در میان کشورهای عربی است. کویت یکی از پیشگامان در میان کشورهای عربی در تنوع بخشیدن به اقتصاد خویش است، البته این تلاش با بحران سیاسی سالهای اخیر میان دولت و مجلس بر سر اجرای اصلاحات اقتصادی، دچار وقفه شده است. در سالهای پس از جنگ خلیج فارس، کویت توجه بسیاری را بهسمت ایجاد کارآفرینی و سرمایهگذاری خارجی و داخلی برای ایجاد اقتصادی مبتنیبر کسبوکار، مبذول داشته است. شواهد حاکی از اطمینان بازار سرمایه به این حرکت اقتصادی بوده است. در سال 2014 سرانة قدرت خرید مردم کویت 71020 هزار دلار و سرانة تولید ناخالص ملی 43103 دلار بود که با اتکا به این آمارهای اقتصادی، بهترتیب در جایگاه پنجم و بیستوسوم جهان قرار دارد (Etheridge, 2014). اقتصاد مردم کویت از دیرباز با دریا همراه بوده؛ صید و تجارت مروارید با تاریخ این کشور گره خورده است و امروز نیز کشتیرانی و تجارت دریایی بخش جداییناپذیر از فرهنگ تجاری مردم آن را تشکیل میدهد. اصلاحات اقتصادی و جذب سرمایهگذارهای خارجی، چشم به این بخش از اقتصاد کویت دارد.ازنظر اجتماعی و جایگاه علم و آموزش در این کشور، کویتیها، اصولاً اهمیت چندانی برای تحصیل فرزندانشان قائل نیستند؛ البته در طبقات مختلف متفاوت است، که از این لحاظ به سه دسته تقسیم میشوند:دسته اول؛ خانوادههایی هستند که ازنظر تحصیلات در سطح بالایی قرار دارند و بیشتر دانشآموختگان خارج از کشورند هستند و به لحاظ فرهنگی، در سطح بالایی قرار دارند. این افراد به تحصیلات فرزندانشان اهمیت میدهند و دختران و پسران در این خانوادهها، به یک نسبت از امکانات تحصیلی برخوردارند.دسته دوم؛ گروهی هستند که اصالت آنان از عربستان و ایران است، در میان این طبقه هم تحصیلات اهمیت دارد، اما نه اندازه دسته نخست، تحصیل فرزندان دختر در این خانوادهها اهمیت چندانی ندارد و معمولاً میزان ترک تحصیل دختران و ازدواج آنها در این طبقة اجتماعی بالاست.دسته سوم؛ «بدونها» هستند. این گروه از مردم کویت، به تحصیل اهمیتی نمیدهند و بیشتر دختر بچههایی که به مدرسه نمیروند و در سنین پایین ازدواج میکنند، از میان این طبقه هستند و فرزندان این گروه، معمولاً به چوپانی روی میآورند. در کویت مانند سایر کشورها دانشآموختگان دانشگاهها، وضعیت چندان مناسبی ازنظر شغلی ندارند. برطبق آمار دولت تا سال 2000م از میان حدود 200000 دانشآموخته از دانشگاه در این کشور، فقط برای حدود 10000 نفر از آنان شغل موجود است و 190000 نفر بقیه لاجرم بیکار میمانند.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیبرای درک کاملتر نظام آموزشی کویت توجه به تاریخچه شکل گرفتن آن ضروری است تا از رهگذر چگونگی این شکلگیری بتوان اهداف و اصول آموزشی آن را بهتر درک کرد.تاریخچه: سابقة نظام آموزشی جدید کویت، به آغاز سده بیستم میلادی بازمیگردد، پیش از آن، مدارس کوچک قرآنی دایر بود که بودجة آنها بهوسیلة متمولین کویتی پرداخت میشد. این مدارس، مسئولیت آموزش جوانان را برعهده داشتند. در سال 1911 اولین نهاد آموزشی مدرن به نام «آل مبارکیه» به دست بازرگانان کویتی، با هدف آموزش کارمندان در تجارت، حسابداری و خدمات اداری تأسیس شد. در سال 1921 نیز مدرسه «آلاحمدیه» که علاوهبر آموزشهای رایج، دورة آموزش زبان انگلیسی را نیز به سرفصل دروسش اضافه کرده بود، شروع به فعالیت کرد، این مدرسه پس از چندی مدرسه دیگری ویژه مدارس دختران تأسیس کرد که دروسی نظیر زبان و ادبیات عربی، مدیریت اقتصاد خانواده و مطالعات اسلامی را تدریس میکرد. از این تاریخ به بعد، حوزه آموزش محلی برای قدرتنمایی بازرگانان در مقابل دولت ایجاد شده بود. پیش از دهة 30، دولت برای تأمین هزینههای خود از بازرگانان مالیات دریافت میکرد و ارتباط نزدیکی میان این دو حوزة قدرت سیاسی و اقتصادی، برقرار بود؛ بعد از ورود درآمدهای نفتی و بینیازی دولت به مالیاتها، بازرگانان احساس کردند شالوده قدرت تاریخی آنها در خطر است؛ ازاینرو برای ایجاد انسجام و ایستادگی در مقابل دولت، در دو حوزه سرمایهگذاری کردند، که یکی از آنها حوزه آموزش بود. بازرگانان با عنایت به نبود نظام آموزشی در کویت، که تا آن روز، بر پایة مدارس کوچک تدریس قرآن پیش میرفت، سعی شد در اصلاح حوزه آموزش، بر روی جمعیت جوان جامعه تمرکز شود. آنان برای جذب جوانان مشتاق آموزش، شرایط موجود را اصلاح و «شورای آموزشی» را در سال 1936 بنیان نهادند (Cester, 1999). در واقع، گام نخست برای تحصیلات عالی در این سال برداشته شد. این شورا با استخدام آموزشگر و تنظیم برنامة آموزشی، براساس روشهای جدید، کار خود را آغاز کرد. در مقابل دولت نیز با تکیه بر درآمدهای نفتی، تمرکز خود را در این حوزه بالا برد و تا سال 1945 نزدیک به 17 مدرسه تأسیس شد؛ بهطوریکه پس از پایان جنگ جهانی دوم، پولهای نفتی برای سرمایهگذاری در دو بخش آموزش و خدمات اجتماعی در نظر گرفته شد. تا سال 1960 بیش از 45 هزار دانشآموز، در کویت مشغول به تحصیل بودند که 18 هزار نفر دانشآموز دختر در میان آنها بود (www.Kuwaitculture.com). پس از تدوین قانون آموزش اجباری برای کودکان 6 تا 14 سال، در سال 1965 این کشور به دنبال تدوین راهبرد آموزش با تمرکز بر کیفیت و ارتقای سطح آموزش عالی بود. این تلاشها در راستای برنامههای متفاوتی است که سازمانهای بینالمللی دنبال میکنند. ازاینرو کویت در پی آن است تا ساختار آموزشی خود را تا سال 2025 همسو با نیازهای داخلی و در راستای اهداف و نیازهای جهانیشدن تنظیم کند (Ministry of Education, 2008, p. 19). کنفرانس ملی توسعه آموزش در کویت در فوریه 2008، بهمنظور بحث درباره این راهبرد ملی برگزار شد. سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، نیز در حال کار برای بهبود محیط کسبوکار در کویت و همچنین ارائه آموزش برای زنان، بهمنظور ترویج کارآفرینی در کشور مشغول فعالیت است.اصول و اهداف: پس از تدوین قانون آموزش اجباری در سال 1965، تحصیل بهمثابة یکی از حقوق اساسی شهروندان کویتی بهشمار میآید. براساس قانون اساسی کشور کویت و برابر با مواد مندرج در ماده 13 این قانون: آموزش، رکن اساسی پیشرفت جامعه است که دولت آن را مورد تضمین و زیر حمایت خود قرار میدهد؛ همچنین ماده 14: دولت، علوم و ادبیات و هنر را زیر نظر دارد و پژوهشهای علمی را تشویق میکند. افزونبراین دو ماده؛ ماده 40: آموزش، حقی است برای کویتیها که دولت طبق قانون و در حدود نظم و آداب عمومی، آن را تضمین میدارد و آموزش در دوره ابتدایی اجباری و رایگان است و قانون طرح لازم را برای مبارزه با بیسوادی وضع میکند و دولت بهویژه برای پرورش جسم، خوی و عقل جوانان اهمیت قائل است (واحد پژوهشی مؤسسه فرهنگی نگاه بینه، 1387، صص 6 و 11).براساس آنچه در وبگاه رسمی دیوانی امیر کویت نگاشته شده، شهروندان کویتی میبایست در نظام آموزشی این کشور بهگونهای آموزش ببینند که هم در جامعه و هم در زندگی خصوصی خود، شهروندی نمونه برای این کشور باشند. راهبرد آموزشی کویت، بهگونهای تدوین شده است که تکیه اصلی خود را بر نقش مؤسسات آموزشی در ارتقای سطح و کیفیت آموزش افراد بگذارد؛ افرادی که قرار است بدنه فعال، ماهر و کارآمد کویت را تشکیل دهند و چرخهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی این کشور را به حرکت درآورند؛ در واقع آموزش ابزاری برای نیل به این اهداف است (www.da.gov.kw). شهروندان کویتی میبایست بهگونهای آموزش ببینند که در شرایط کنونی (1965م) که این کشور ازلحاظ قدرت پول ملی در ردة اول جهان قرار دارد و تولید ناخالص ملی آن، بسیاری از سرمایهگذاران و تجار بینالمللی را بهسوی آن جلب میکند، تعادلی مناسب میان هویت فرهنگی و پذیرش و تطبیق با تغییرات پیشرو باشد (kuwaitembassy.ca).برایناساس، اهداف بلندمدت آموزشی کویت عبارت است از، گسترش و توسعه نظام مدارس با هدف تربیت شهروندان کویتی، برای زندگی فعال و مفید در جامعه، امکان ارتقای سطح علمی در حوزة آموزش عالی و توجه به نیازهای جامعه و تربیت جوانان در راستای اهداف مذکور.اهداف و راهبردهای آموزشی در بین سالهای 2025-2005 اینگونه بیان شده است: تربیت جوانان با عنایت به نیازها و فرهنگ موجود در جامعه، توجه به باورهای اجتماعی و به حداقل رساندن تضاد فرهنگی، آماده ساختن فضایی برای تغییر روندهای اجتماعی و ایجاد همکنشی و گفتوگو میان دو حوزه، تأکید بر حقوق اساسی افراد، ویژگیهای یک جامعه مدرن، توجه به محیطزیست و منابع طبیعی در روند آموزشی (International Bureau of Education, 2011). در راهبرد آموزشی کویت، توجه به اصول و اهدافی که یونسکو بهمثابة بازوی آموزشی ملل متحد ارائه داده، مشهود است. یونسکو اصول و اهدافی را برای دورههای مختلف آموزشی و تحصیلی بیان کرده که در راهبرد آموزشی کشور کویت چنین لحاظ شده است:1. اصول و اهداف عمده آموزش در دوره ابتدایی·تقویت ذهن و روح کودکان؛·کمک به رشد احساس «خودباوری» در کودکان برای حفظ اصول دین اسلام؛·آموزش مهارتهای اساسی مانند، خواندن، نوشتن و ریاضیات؛·توسعة مهارتهای اجتماعی و شناسایی ملیت خویش.2. اصول و اهداف عمده آموزش در دوره میانی·کمک به دانشآموزان برای کسب اطلاعات و درک ملیت و نژاد عربی خویش؛·آموزش مهارتهای اجتماعی، علوم پایه، ریاضیات و زبان؛·تشویق دانشآموزان به کشف و توسعه تواناییهای حرفهای خویش؛·درک و گسترش شناسایی وظایف شهروندی؛·تربیت شاگردان برای ورود به دانشگاه یا آموزش عالی در سطح کاربردی.3. اصول و اهداف عمده آموزش در دانشگاه·آموزش و رشد تواناییهای دانشجویان؛·تقویت روحیة پژوهش علمی دانشجویان در کلیه شاخههای علمی و هنری؛·تشویق دانشجویان برای ورود به حوزههای جدید اقتصادی و پیشرفت در این حوزه؛·ایجاد انگیزه و آموزش به دانشجویان برای ارتقای سطح مشارکتهای اجتماعی و فرهنگی؛·تقویت روحیه عربی- اسلامی در دانشجویان؛·آمادهسازی آنها برای زندگی بهتر.4. اصول و اهداف عمدة آموزش عالی علمی- کاربردی·توسعه توانمندیهای دانشجویان، متناسب با نیاز بازار کار؛·تأکید ویژه بر بخشهای فنیوحرفهای و مهارتآموزی؛·تهیه چهارچوبی برای آموزش ضمن خدمت برای کارکنان متخصص در بخشهای عمومی و غیرعمومی؛·پرورش و رشد مهارتهای فنی و علمی (International Bureau of Education, 2011).ساختار نظام آموزشیساختار نظام آموزشی کویت، بهگونهای ترسیم شده است که دانشآموزان میبایست پنج سال را در دورة ابتدایی، چهار سال در دورة راهنمایی و سه سال را در دوره دبیرستان سپری کنند تا امکان ورود به دوره عالی و دانشگاهی را بهدست آورند. براساس قانون، پنج سال دورة ابتدایی و چهار سال دورة راهنمایی جزء تحصیلات اجباری بهشمار میآیند. سازمان یونسکو طبقهبندی بینالمللی استاندارد آموزش را ارائه کرده که براساس آن آموزشهای پیشدبستانی برای گروه سنی 4 تا 5 سال نیز شامل این بخش میشوند (International Bureau of Education, 2011). گفتنی است مدارس در کویت، به دو صورت عمومی و خصوصی هستند که هر دو زیر نظر وزارت آموزش این کشور اداره میشوند و ارائه خدمات میکنند. آموزش و آموزش عالی در کویت نیز دارای دو وزارتخانه جداگانه است ولی ادارة هر دو وزارتخانه با یک وزیر است.گفتنی است در ابتدا بخش آموزش پیشدبستانی، برای گروه سنی یادشده، در کویت مورد حمایت چندانی قرار نمیگرفت، اما باتوجهبه ارتباطات پیوسته با سازمانها و نهادهای بینالمللی و همچنین مشاهدة نظام آموزشی کشورهای دیگر، بهوسیلة شهروندان کویتی در سفرهای خارجی، این گروه سنی نیز وارد حوزه آموزش اجباری ازسوی خانوادهها شده است، اما قانون اساسی کویت، تحصیلات اجباری را برای گروه سنی 6 تا 14 سال تعیین کرده است. بهرغم رایگان بودن دورههای پیشدبستانی در کویت، این دوره آموزشی چندان مورد پذیرش عمومی کویتیها قرار ندارد.آموزش ابتداییدوره آموزش ابتدایی در کویت چهار سال بود که از سال 2005 به این سو، دانشآموزان میبایست پنج سال تحصیلی را سپری کنند. این دوره براساس قانون اساسی کویت جزء تحصیلات اجباری بهشمار میآید. آموزش در این دوره به زبان عربی است. بهرغم اینکه آموزش در این دوره کاملا رایگان است؛ دولت کویت همچنین لباس، لوازم التحریر، غذا، وسایل ایاب و ذهاب دانشآموزان را فراهم میکند (www.scholaro.com).آموزش راهنماییدورة آموزش راهنمایی، چهار سال بهطول میانجامد و مانند دورة ابتدایی، براساس مفاد قانون جزء تحصیلات اجباری شهروندان کویتی بهشمار میآید. دانشآموزانی که این دو دورة تحصیلی را با موفقیت سپری کنند، گواهی پایان دوره را دریافت میکنند و امکان ورود به دورة بالاتر یعنی دبیرستان برایشان فراهم میشود.آموزش میانیدانشآموزانی که موفق به دریافت گواهی پایان دورة راهنمایی شدهاند، در دوره آموزشی چهارسالهای ثبتنام میکنند که در این دوره، آنها آمادگی ورود به دوره آموزش عالی را مییابند. این دوره داوطلبانه و رایگان است. دانشآموزان پس از سپری کردن دوره فوق، میبایست در آزمون نهایی شرکت کنند و پس از قبولی در این آزمون، گواهی دیپلم دریافت میکنند.آموزش فنیوحرفهایاین دوره، امکان مهارتآموزی را برای همة شهروندان کویتی در کل ردههای سنی فراهم آورده است. این برنامه ازسوی دولت، مورد حمایت جدی است و هدف از آن مهارتآموزی نه برای ورود صرف به بازار کار، بلکه ایجاد خلاقیت و شکوفایی استعداد افراد در نظر گرفته شده است. براساس طرح جدیدی که در سال 2005 ارائه شد، دورههای تکنیکی و مهارتی یک تا دو ساله برای دانشآموختگان دورة راهنمایی برگزار میشود، که این دانشآموزان در صورت تمایل، میتوانند آموزشهای مهارتی فوق را دریافت و با گواهی مهارت وارد بازار کار شوند.جدول 1. وضعیت نظام آموزش فنیوحرفهای کویت برحسب مؤلفههای چهارگانه در 2012-2011تعداد مدرسهتعداد کلاس درستعداد دانشآموزانتعداد آموزشگرآموزشهای مذهبی91212708699آموزشهای ویژه2924116941285کل3836244021984(Central Statistical Bureau, 2013b, p. 16)
در کنار نظام آموزش عمومی، بخش خصوصی نیز فعالیت دارد که میزان فعالیت و گستره آن را میتوان در جدول 2 مشاهده کرد:جدول 2. وضعیت نظام آموزشی کویت در بخش خصوصی براساس مؤلفههای چهارگانه در 2012-2011متعداد مدرسهتعداد کلاس درستعداد دانشآموزانتعداد آموزشگرکودکستان1051225374331888ابتدایی1323026942605204راهنمایی1331912577433065میانی1051219348322872کل475738222426813029(Central Statistical Bureau, 2013b, p. 16)
آموزش عالیکویت ازنظر نشانگر توسعه منابع انسانی، براساس گزارش سال 2013 برنامه توسعه ملل متحد با رقم 812/0 یکی از بالاترین نشانگرهای توسعة انسانی در خاورمیانه را دارد (www.kw.undp.org). این کشور با تکیه بر درآمد ملی و سرانة تولید ناخالص ملی خود، توانسته جمعیت بومی اندک خود را از هر لحاظ تأمین و رضایت اجتماعی را به سطح ایدهآل برساند. آموزش عالی یکی از نقاط مورد توجه و تمرکز دولت کویت در سالهای اخیر بوده است. مسئولان آموزشی این کشور، در تلاش برای افزایش سطح کیفی و کاربردی آموزشهای ارائهشده، برنامهریزیهای جدی را دنبال میکنند.دانشگاههای گوناگونی در کویت وجود دارند، که از آن جمله میتوان به دانشگاه کویت (جامعه الکویت)، دانشگاه امریکایی کویت، دانشگاه علوم و فنّاوری خلیج [فارس]، دانشگاه امریکایی خاورمیانه، کالج استرالیایی در کویت، مدرسة بازرگانی کویت و ماستریخت، کالج باکس هیل و دانشگاه آزاد عربی اشاره کرد (www.scholar.com).دانشگاه امریکایی کویت از سال ۲۰۰۴ در کویت گشایش یافت. این دانشگاه هم اکنون 1162 دانشجو دارد و دروس دانشگاهی در این دانشگاه به زبان انگلیسی تدریس میشود. دانشگاه کویت، دستاورد برنامه دولت در سال 1960 برای پی نهادن نظام آموزش عالی در این کشور است. براساس این طرح، اقدامات ویژهای برای امکانسنجی ایجاد رشتههای مورد نیاز، نیازمندیهای کشور صورت گرفت که نتیجة این مساعی، در سال 1996 با افتتاح دانشگاه کویت به بار نشست. دانشکدههای دانشگاه کویت عبارتاند از: دانشکدة حقوق و شریعت اسلامی، دانشکدة بازرگانی، اقتصادی و علوم سیاسی، دانشکدة بازرگانی، اقتصادی و علوم سیاسی، دانشکدة علوم، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشکدة بهیاری و فنی و نفت و دانشکدة پزشکی و پیراپزشکی و غیر آن است.در کنار دانشگاههای فوق، مؤسسات عالی دیگری مانند کالج آموزشهای عمومی، مؤسسة عالی تئاتر و مؤسسة عالی موسیقی، مشغول به فعالیت هستند. گفتنی است این دانشگاهها، خدمات رایگان در اختیار شهروندان بومی کویت قرار میدهند؛ همچنین وازرت آموزش عالی کویت برای دانشجویانی که قصد ادامه تحصیل در خارج از کویت را دارند، کمکهزینههای تحصیلی با پوشش 50% تا 100% در نظر گرفته است (www.kuwaitculture.com).طول دوره تحصیلی، در دوره کارشناسی براساس مصوبات آموزش عالی این کشور 8 نیمسال آموزشی یا 4 سال تحصیلی و دورههای پزشکی 7 سال تحصیلی خواهد بود. دوره کارشناسی ارشد 3 نیمسال تحصیلی و برای گرفتن مدرک دکتری دانشجویان میبایست سه سال تحصیلی را سپری کنند. گفتنی است، آموزشگران دانشگاه بیشتر از کشورهای مصر، اردن، عراق و سوریه هستند و استادان کویتی و غربی در اقلیت قرار دارند.لازم به ذکر است، دسترسی به آمارهای دقیق درباره کویت بهعلت نبود آمارهای دولتی و رسمی روزآمد، تنها با اتکا به آمارهای پراکنده سازمانها و نهادهای بینالمللی و همچنین آمارهای دولتی که برای سالهای گذشته است، میسر شد.برایناساس، گزارش سال 2014 Bertelsmann Stiftung's Transformation Index نشان میدهد در سال 2014 نشانگر امید به زندگی میان مردم کویت 3/74 سال بوده است. در سال 2013 درآمد سرانة ملی کویت براساس روش اطلس، 55470 دلار و نرخ بیکاری در این کشور، صفر است؛ همچنین براساس این گزارش، نظام آموزشی کویت، در دوره ابتدایی ازلحاظ کیفی در مقایسه با 144 کشور جهان در جایگاه 89 و نظام آموزش عالی این کشور نیز در میان 144 کشور جهان، در جایگاه 104 قرار دارد. در سال 2007 روی آوردن به آموزش در مدارس 106% افزایش یافت که این، بالاترین رقم در میان کشورهای منطقه بهشمار میرود؛ نشانگر توسعة انسانی در کویت 2/61% است (Bertelsmann Stiftung, 2014). در ادامه دادههای آماری گزارش سال 2013، اداره آمار کویت درباره نظام آموزشی این کشور مورد توجه قرار خواهد گرفت.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیدر سال 1960 دولت کویت، با ارائه طرحی که بررسی شرایط ایجاد آموزش عالی در این کشور را هدف خود قرار داده بود، بنیان ایجاد دانشگاه کویت را نهاد؛ از زمان ارائه طرح تا گشایش دانشگاه، بیش از سه دهه سپری شد و در طول این مدت، نحوة اداره و ارزیابی آن مورد توجه قرار گرفت. در طرحی که به دولت تقدیم شد و امروز نیز اجرا میشود، آموزش عالی مستقل از نظام آموزشی موجود که اداره مدارس را برعهده داشت، آغاز به کار کرد. آموزش عالی تحت نظارت و مدیریت وزارتخانهای مجزا اداره و همچنین کمیسیون ملی آموزش، علوم و فرهنگ کویت، دبیرخانه انجمن آموزشهای خاص، روابط عمومی و گروه اطلاعرسانی آموزش نیز زیر نظارت دفتر این وزارتخانه قرار گرفت (International Bureau of Education, 2011).منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیبراساس قانون مصوب سال 1965 آموزش اتباع کویتی کاملاً رایگان است و دولت وظیفه فراهم ساختن کل هزینهها را برعهده دارد. لازم به یادآوری است در دوره ابتدایی، علاوهبر هزینه تحصیل، هزینههای جانبی نظیر لوزامالتحریر، غذا و لباس مدرسه دانشآموزان را نیز فراهم میکند. باتوجهبه پایین بودن نرخ بیکاری در کویت، دولت با ارائه امکانات و ترسیم دورنمای شغلی مناسب شهروندان خود را برای بهدست آوردن این امتیازها ترغیب و تشویق میکند (Bertelsmann Stiftung, 2014).براساس ماده 29 قانون مصوب سال 1966 دولت موظف است، اهداف و روند آموزشی دانشگاه کویت را مورد بررسی قرار دهد و اطمینان یابد که روند آموزشی در راستای اصول مدیریتی او قرار دارد، دراینصورت کل بودجه این دانشگاه، ازسوی دولت فراهم خواهد شد، اما بهطور مشخص، روند تخصیص بودجه در قانون تعیین نشده است. در همین راستا بند 5 ماده 29 تصریح میدارد که فراهم ساختن بودجة آموزش عالی، از وظایف دولت است (International Bureau of Education, 2011).با بررسی منابع و اطلاعاتی که وبگاه دیوانی امیر کویت و مجلس این کشور منتشر کرده، نمیتوان به روشنی اعلام کرد بودجه آموزشی کویت از چه منابعی و با چه درصدی فراهم میشود. اما آنچه مسلم است، با عنایت به سرانة قدرت خرید مردم کویت که در سال گذشته 71020 هزار دلار و سرانه تولید ناخالص ملی 43103 دلار بوده، و دولت کویت با تکیه بر قدرت اقتصادی سعی در ارتقای حمایتهای اجتماعی و فرهنگی از شهروندانش دارد که ارائه خدمات رایگان آموزشی نیز یکی از این حمایتها است (www.da.gov.kw).برنامهها و اصلاحات پیشرودر گزارش سال 2014BTI درباره کویت آمده است که این کشور، در نظر دارد نظام آموزشی خود را ارتقا بخشد و از جایگاه 104 از میان 144 کشور در سالهای آتی به رتبه زیر 80 دست یابد. برایناساس، دولت کویت طرحی را با عنوان «برنامه ملی بررسی نظام آموزشی» با هدف پژوهش درباره برنامههای درسی، نظام آموزشی، بررسی نقاط قوت و ضعف این نظام آغاز کرده است. در این طرح عوامل جدید، که برای ارتقای کیفیت آموزشی شهروندان کویتی است بیان شده است. در این طرح، ساعات آموزشی، دروس، نحوة تدریس، ایجاد استاندارد آموزش ملی و تعیین عوامل جدید برای سنجش کیفیت دانشآموزان و آموزشگران، مورد توجه قرار خواهد گرفت تا براساس دادههای این طرح، استانداردهای جدیدی تعریف شود. دولت کویت میپندارد نتایج «طرح ملی بررسی نظام آموزشی» میتواند گرانیگاهی برای گامهای بعدی در بخش آموزش کشور باشد (Bertelsmann Stiftung, 2014).در گزارش سال 2013 بخش فرهنگی وزارت خارجة کویت آمده است باتوجهبه آمارهای اعلامشده ازسوی بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، درباره آینده پیشروی کویت، این کشور در کنار هزینه کرد برای افزایش سطح رفاه و رضایت شهروندان خود، در نظر دارد با تمرکز بر برنامههای مهارتآموزی و افزایش کیفیت آموزشی، شهروندان خود را نسبت به کارآفرینی و توسعة بخش خصوصی کشور علاقهمند سازد. ازاینرو، همسو با توسعه اقتصادی بخش خصوصی را مورد حمایت بیشتر قرار دهد، تا از این رهگذر، تنوعبخشی به درآمدها میسر و رشد اقتصادی و انسانی مهیا شود (www.kuwaitculture.com).از دیگر برنامههای پیشرو در این کشور، دایر کردن شعبهای از دانشگاههای خوب دنیا در این کشور است، افزونبر دانشگاه امریکایی کویت در نظر است، شعبهای از دانشگاه شیراز نیز در این کشور گشایش یابد. موضوع ایجاد شعبه این دانشگاه در کویت، در مذاکرات تازه هیئتهای عالی رتبة جمهوری اسلامی ایران و کویت به تصویب رئیسجمهوری و امیر کویت رسیده است و در دست پیگیری است (www.irna.ir).کتابشناسیدبیرخانة شورای عالی انقلاب فرهنگی. (1382). «نظام آموزشی کویت». نظام آموزش کشورهای جهان. بازیابی شده از: http://www.mahshar.com/world/research/edupol/countries.phpckuwait.htmواحد پژوهشی مؤسسه فرهنگی نگاه بینه. (1387). قانون اساسی کویت. تهران: نگاه بینه.
Bertelsmann Stiftung. (2014). Kuwait Country Report. Retrieved from: https://www.bti-project.org/fileadmin/files /BTI/Downloads/Reports/2014/pdf/BTI_2014_Kuwait.pdf.
Central Statistical Bureau. (2013a). Annual Statistical Abstract 2013. Retrieved from: https://www.csb.gov.kw/Pages/ Statistics_en?ID=18&ParentCatID=%202
Central Statistical Bureau. (2013b). Statistical Review 2013. Retrieved from: https://www.e.gov.kw/sites/kgoenglish/ Forms/StatisticalReview-2013.pdf.
Cester, B. (1999). Kuwait: Abeacon of Humanity. Retrieved from: http://www.rovinginsight.org/library/?content= International-insight-article-027&kuwait-beacon-of-humanity
Etheridge, J. (2014). “What's Behind the Growth of Kuwait's Informal Economy”. Kuwait Times. Retrieved from: http://news.kuwaittimes.net/whats-behind-growth-kuwaits-informal-economy/
International Bureau of Education. (2011). “Kuwait”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
Ministry of Education. (2008). The National Report Development of Education in the State of Kuwait 2004-2008. Retrieved from: http://www.ibe.unesco.org/National _Reports/ICE_2008/kuwait_NR08.pdf.
U.S. Department of State. (2015). “Kuwait”. 2014 Report on International Religious Freedom. Retrieved from: https://www.state.gov/documents/organization/238676.pdf.
http://kuwaitembassy.ca/
http://www.csb.gov.kw/Default_en
http://www.da.gov.kw/ara/picsandevents/riseofkuwait.php
https://www.irna.ir
http://www.kuwaitculture.com/kuwait-cultural-office
http://www.kw.undp.org/
https://www.scholaro.com/ed/Countries/Kuwait/Education-System
http://www.unesco.org/new/en/education/themes/leading-the-international-agenda/education-for-all/resources/statistics/
http://www.worldbank.org
http://www.yjc.ir/fa/news
سیدجواد صالحی
نظام آموزش عالی گرجستان
Georgian Higher Education System
پایتخت: تفلیسنوع حکومت: جمهوری دموکراتیکزبان رسمی: گرجیمساحت: 69700 کیلومترمربعجمعیت: 5019538 (2015م)تعداد دانشجویان: 149819 (2015م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 6136 (2015م)تولید ناخالص ملی: 75/13 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 8/3% (2016م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 7/12% (2016م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی«گرجستان» در میانه قفقاز جنوبی (ماورای قفقاز) و مرکز منطقه قفقاز واقع شده است. گرجستان در منطقه اوراسیا قرار دارد که مرز میان اروپا و آسیا است. از شمال با فدراسیون روسیه، از شرق با جمهوری آذربایجان، از جنوب با ارمنستان، و از جنوبغربی با ترکیه هممرز است و در غرب هم با دریای سیاه همسایه است. پایتخت آن شهر «تفلیس» و زبان رسمی آن «گرجی» است.مساحت آن 69700 کیلومترمربع و پول رایج آن «لاری» (هر 77/1 لاری معادل یک دلار) است.جمعیت این کشور، 5019538 نفر است که 8/83% آنان از نژاد گرجی هستند و به زبان گرجی صحبت میکنند. این زبان خط ویژة خود را دارد، امّا استفاده از زبان روسی در سنین بزرگسال و زبان انگلیسی در سنین نوجوانان وجوانان رایج است. سایر نژادهای ساکن در گرجستان، آذری، روسی، آبخازی، و اوستیایی هستند. آذریها 5/6%، ارامنه 7/5% و سایر اقوام 4% از جمعیت این کشور را تشکیل میدهند. دین و مذهب رسمی گرجستان، مسیحیت ارتدوکس است و 75% مردم، پیرو این دین هستند. مسلمان (شیعه و سنی) 10%، مسیحی ارمنی 8% و سایر ادیان و مذاهب 7% پیرو دارند. 99% مردم این کشور باسواد هستند. نسبت بانوان به آقایان 52 % است.نظام سیاسی این کشور، جمهوری دموکراتیک و روز ملی آن، 26 ماه مه است. احزاب و گروههای مهم و تأثیرگذارآن عبارتاند از: رویای گرجی، جنبش ملی، حزب کارگر، جنبش مسیحی و حزب دموکرات. کشورهای طرف رابطه سیاسی آن، بهترتیب اولویت عبارتاند از: ایالات متحدة امریکا، کشورهای عضو اتحادیة اروپا (بهویژه آلمان و فرانسه)،کشورهای هممرز (ترکیه، آذربایجان و ارمنستان) و همسایگان نزدیک شامل اوکراین و جمهوری اسلامی ایران.در جمهوری گرجستان، رئیسجمهور، رئیس حکومت است و باید از شهروندان گرجستان و حداقل 35 سال سن داشته باشد و مدت اقامتش در گرجستان تا زمان انتخابات کمتر از 15 سال نباشد. رئیسجمهور حداکثر دو نوبت میتواند انتخاب شود و طول دورة ریاستجمهوری پنج سال است. وی فرمانده کل قوا نیز هست.بهتازگی با تغییرات ایجادشده در قانون اساسی، بخش زیادی از اختیارات رئیسجمهور به نخستوزیر واگذار شده است. نخستوزیر قدرت اجرایی و مسئولیت برخی از وزراتخانهها را برعهده دارد. مجلس قانونگذاری این کشور، 235 کرسی دارد که نمایندگانش براساس انتخابات عمومی و رأی مردم برای دورهای چهارساله انتخاب میشوند.بعد از فروپاشی شوروی، گرجستان دوران پر تنشی را گذراند و مشکلات اجتماعی و اقتصادی دامنگیر مردم شد. اوایل 2004م در تحولی که «انقلاب رز» نامیده میشود شرایط سیاسی این کشور تغییر یافت و حزب «حرکت ملی» به قدرت رسید. این تحول بدون خونریزی و اعمال خشونت صورت گرفت. از آن زمان گرجستان حرکت بهسوی مردمسالاری را آغاز کرده و آرامش و امنیت در کشور حاکم شده است.در جریان جنگ 2008م (1383 ه.ش.) بین گرجستان و روسیه دو منطقة اوستیای جنوبی و آبخازیای جنوبی با پشتیبانی روسیه از گرجستان جدا شده و اعلام استقلال کرده و در اختیار روسها قرار گرفتهاند، امّا گرجستان همچنان در نقشههای خود نام این دو منطقة جدا شده را بهعنوان بخش اصلی خاک خود درج میکند.گرجستان که در پی جنگ 2008م روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود را با روسیه قطع کرد، میکوشد روابط اقتصادی محکمی با خارج از مرزهای شوروی سابق برقرار کند.گرجستان دربرگیرنده دو جمهوری خودمختار آبخازیا (در شمالغرب) و جمهوری خودمختار آجارا (در جنوبغرب) و نُه استان است که به ۶8 شهرستان، 13 شهر و 37 شهر کوچک تقسیم میشوند. شهرهای مهم آن، «باتومی»، «روستاوی» و «مارنئولی» هستند.دوسوم مساحت گرجستان کوهستانی است و بلندترین قله این کشور، ۵۰۶۹ متر ارتفاع دارد و بر فراز کوه «شخارا» قرار دارد. منابع طبیعی جمهوری شامل زغالسنگ، نفت، منگنز، فلزات غیرآهنی و معادن غیرفلزی است. در بخش زراعت کشور گرجستان، غلات، نباتات صنعتی، سیبزمینی، سبزیجات و نباتات علوفهای کشت میشود و2/47% از مجموع نیروی کار این کشور در بخش کشاورزی مشغول به فعالیت هستند.صنعت، شاخه اصلی اقتصاد گرجستان بهشمار میآید و نقش زیادی در تولید مجموعه اقتصادی این کشور دارد. صنایع گرجستان که با اقتصاد دیگر جمهوریهای شوروی ارتباط نزدیکی داشت، به لحاظ تأمین مواد خام، انرژی و لوازم یدکی نیز به روسیه و دیگر جمهوریهای این کشور وابستگی زیادی داشت؛ ازاینرو، پس از استقلال، خسارات زیادی را متحمل شد، بهگونهای که تا ۱۹۹۴م، تقریباً یکسوم کارخانجات گرجستان از فعالیتهای تولیدیشان بازماندند.در بین محصولات صنعتی گرجستان، علاوهبر صنایع غذایی که ۴۰%، صنایع سبک 8/20%، ماشینسازی و صنایع فلزی 8/13% از حجم تولید صنعتی را به خود اختصاص میدهند، مؤسسات صنعتی تولید مصنوعات چوبی نیز در این کشور فعالیت دارند. همچنین تولید ظروف شیشهای و بلوری و مصنوعات سرامیکی از دیگر رشتههای فعالیت صنعتی گرجستان بهشمار میروند.گرجستان دارای معادن متعددی است که مهمترین آنها عبارتاند از: زغالسنگ، منگنز، خاک نسوز، فلزات آهنی باریت، عقیق، مرمر، سنگ آهن، آرسنیک، مولیبدان، تنگستن و جیوه.بزرگترین معدن منگنز جهان در گرجستان قرار دارد. وسعت این معدن که در نزدیکی شهر «چیاتورا» نزدیک «بندر پوتی» واقع شده، ۱۴۰ کیلومترمربع است و ذخایر منگنز آن ۲۵۰ میلیون تن برآورد شده است.ازنظر منابع نفت و گاز، در حدود ۱۵ میدان نفتی کشفشده در گرجستان وجود دارد که سه شرکت عمدة نفتی فعال در گرجستان شامل شرکت نفتی «نینوتسمیندا» در منطقه «نینوتسمیندا»، شرکت نفتی «لاریس» در منطقه «سامگرلو»، و شرکت نفتی دولتی گرجستان به نام شرکت نفت «گرجستان».معادن زغالسنگ متعددی در گرجستان وجود دارد که معدن «تقوارچلی» با ۲۵۰ میلیون تن ذخیرة زغالسنگ و «تقیبولی» با ۸۰ میلیون تن ذخیره، از مهمترین آنها بهشمار میروند. میزان تولید ناخالص ملی آن در سال 2015، 75/13 میلیارد دلار بوده است.صادرات گرجستان بیشتر به کشورهای روسیه، ترکیه، آذربایجان، ترکمنستان، بلغارستان، ارمنستان و اوکراین و واردات این کشور نیز بیشتر از کشورهای روسیه، ترکیه، آذربایجان، اوکراین، آلمان، امریکا و ترکمنستان است.آمارها نشان میدهد اقتصاد گرجستان از فوریه 2013 تا فوریه 2014، 1/7% رشد داشته است. سال پیش این عدد 2/2% رشد را نشان میداد. از 2006م تا 2013م، متوسط رشد اقتصادی گرجستان 2/4% بوده است.مهمترین بخشهای اقتصادی گرجستان بهترتیب اهمیت، عبارتاند از: کشاورزی، معدن و کارخانجات.پیشینة آموزشدر 2004م، 5/85% از کل دانشآموزان دبستان و دبیرستان، در مدارس گرجیزبان، 5/5% در مدارس روسی، 4/5% در مدارس آذریزبان و 5/3% در مدارس ارمنیزبان تحصیل میکردند (دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، 1388؛ صفری، 1389).از 2010م، طرحی به نام «تدریس و آموزش با گرجستان» با موفقیت اجرا میشود؛ در قالب این طرح، آموزشگرانی از امریکا، کانادا، انگلیس و استرالیا در کنار آموزشگران گرجی، در همة مناطق گرجستان زبان انگلیسی را تدریس میکنند. طی دو سال اخیر بیش از 2500 آموزشگر انگلیسیزبان در این طرح شرکت کردهاند. در نتیجة این اصلاحات، سطح زبان انگلیسی در مدارس بالا رفته و این امر، بر نتایج امتحانات نهایی مدارس و همچنین کنکور سراسری نیز تأثیر بهسزایی داشته است. از 2010م دانشآموزان گرجستان موفق به کسب جوایز از همة المپیادهای بینالمللی شدهاند. آنها در ریاضی و فنّاوری اطلاعات نیز به موفقیتهای خاصی دستیافتهاند و با تقدیرنامه و جوایز نقدی مورد تشویق قرار گرفتهاند.از 2011م، مسابقة بینالمللی دانشآموزان مخترع، با نام «لئوناردو داوینچی» برگزار میشود.از 2011م، طرح آموزش ملی جدیدی راهاندازی شد که در تدوین آن، آموزشگران شرکت داشتهاند. این طرح آموزشی، ازسوی کارشناسان بینالمللی و یونسکو نیز به رسمیت شناخته شده است. براساس طرح آموزش ملی، ورزش جایگزین درس تربیتبدنی شده و لیگهای ورزشی در مدارس مختلف راهاندازی شده است. براساس این طرح، درسهای جدید ازجمله فرهنگ جهانی و دفاع غیرنظامی نیز در مدارس تدریس میشوند.از 2012م، طرحی به نام «زبان گرجی برای موفقیت آینده» راهاندازی شد که منظور از آن، تقویت آموزش زبان گرجی در مناطق «کومو کارتلی» و «جاواختی» است. حدود 500 آموزشگر داوطلب گرجی، زبان و ادبیات گرجی را با کتب درسی جدید و تدوینشده براساس استانداردهای معاصر، در مدارس غیرگرجی تدریس میکنند. آموزشگران داوطلب در خانوادههای محلی اقامت داشته، حتی به ساکنان محلی نیز در آموزش زبان گرجی یاری میرسانند. بعد از آغاز این طرح، تعداد نمایندگان اقلیتهای ملی مایل به ادامه تحصیل در آموزشگاههای عالی و مؤسسات حرفهای گرجستان 230 برابر افزایش یافته است. همچنین «خانههای زبان گرجی» بهمنظور آموزش زبان گرجی تأسیس شده است.افزونبراین از 2012م، به همت وزارت آموزش و علوم و سازمان پژوهشهای هستهای اروپا اردوهای بینالمللی تابستانی راهاندازی شده، دانشآموزان با راهنمایی دانشمندان فعال در آن سازمان، دانش خود را در علومتجربی و فنّاوری اطلاعات افزایش میدهند. در اروپا گرجستان برای دانشآموزان گرجی بالاترین تعداد رایانه دارد (یک رایانه برای هفت دانشآموز) و همه مدارس عمومی و خصوصی در این کشور به شبکه اینترنت دسترسی دارند. همچنین آزمایشگاههای فیزیک، شیمی و بیولوژی در مدارس همة شهرها و شهرستانها راهاندازی شده است.در 2012م «اتاقهای آینده» مجهز به فنّاوریها و دستگاههای مدرن در 100 مدرسه افتتاح شد. مطابق پژوهشهای 2012م که ازسوی سازمان GALLUP صورت گرفته است، 69% مردم گرجستان از اصلاحات انجامشده در نظام آموزشی حمایت کرده و نسبت به وزارت آموزش و علوم این کشور، اعتماد خود را ابراز داشتهاند.اتحادیة بینالمللی ناظران امریکا، فعالیت ناظران مدارس گرجستان را عالی ارزیابی کرده است. بنابراین ارزیابی، دربارة عضویت گرجستان در این اتحادیه بینالمللی، تصمیم گرفته شد.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیدر گرجستان، نظام آموزش عالی بهسوی اقتصاد بازار و مردمگرایی بیشتر میرود و هدف اصلی این نظام، آموزش متخصصان و کارشناسان بسیار ماهر و نیز آموزش و بازآموزی کارکنان است. یکی از مهمترین وظایف دولت گرجستان بعد از استقلال، اصلاح نظام آموزشی و تدوین چهارچوب قانونی جدید برای آموزش بوده است و هیئت وزیران برای رسیدن به این هدف، در 1995م، برنامة دولتی اصلاح آموزش را که شامل اصلاح عمومی خطمشی آموزش عمومی و نظام آموزشی در گرجستان بود، تصویب کرد. این سند، بهمنزلة پایة اساسی قانون آموزشی مصوب 1997م و نیز بهمنظور آمادهسازی طرح اجرای اصلاح آموزش بهکار میرود.سرخط برنامة دولت، دربرگیرنده اطلاعات و حمایت دولتی از اصلاحات، تبصرههای روششناسی برای اصلاحات، تعریف تبصرههای هنجاری برای تأمین منابع مالی، راههای گرفتن مجوز، اعتبارسنجی مؤسسات آموزشی و غیره است.هدف اصلی اصلاحات، تجدیدنظر در محتوای آموزش در تمام سطوح و بسط استانداردهای آموزشی است. قانون آموزش مصوب 1997م، برای همة شهروندان گرجستانی بدون توجه به نژاد، قومیت، جنسیت، مذهب، جایگاه اجتماعی و شرایط اقتصادی حق برخورداری از آموزش قائل شده است؛ براساس این قانون، اصول اساسی خطمشی آموزش عمومی عبارتاند از:·نظام آموزشی یکپارچه در سراسر کشور؛ ·مدیریت غیرمتمرکز مؤسسات آموزشی و انتقال آن به دولتهای محلی واقع در استانها؛·ماهیت انسانگرایانه، علمی و مردمسالارانة آموزش و پرورش، درک و قدردانی از ارزشهای ملی و انسانی؛·استقلال مؤسسات آموزشی از سازمانهای مذهبی و سیاسی (Ministry of Education and Science of Georgia, 2008).در نوامبر 1997، بعد از دو سال بررسی، هیئتمدیرة وزارت آموزش و علوم، برنامة مطالعاتی جدید و استانداردهای آموزشی را در چهارده موضوع تصویب کرد. یکی از مهمترین وظایف وزارت آموزش و علوم، آماده کردن کتابهای درسی براساس طرح مطالعاتی جدید بود. در این رابطه، علاوهبر دستورالعملهایی برای تشکیل گروه متخصصان و سازوکارهای جدید برای آزمون و چاپ کتابهای درسی، قانونی مرتبط با کمیتة رقابت کتابهای درسی جدید نیز تهیه شد. این فعالیت با حمایت مالی 5-4 میلیون دلاری «بنیاد سوروس» برای سه سال بعد، انجام شد.اصلاحات آموزشی در دست اقدام بر اهداف زیر متمرکز است:·بررسی طرحهای مطالعاتی در تمام سطوح آموزشی؛ ·ترویج گذر بهسمت برنامة آموزشی ابتدایی (ششساله) و میانی؛·تشویق روشهای تدریس تعاملیتر؛·تمرکززدایی از مدیریت آموزشی و بهبود نظام اطلاعاتی بخش آموزش؛·بهبود ظرفیت مؤسسات آموزشی برای انجام فعالیتهای مستقل که به آنها آزادی و خودمختاری بیشتری میدهد (مدانلو، 1383، ص 1102).در ژوئن 1997، مجلس گرجستان قانون آموزش را تصویب کرد؛ این قانون، ضمن تعیین اصول اساسی خطمشی آموزشی دولت، تأسیس مؤسسات آموزشی خصوصی را امکانپذیر نموده و منابع مالی آموزش را از منابع خصوصی و دولتی فراهم کرده است.وزارت آموزش و علوم در رابطه با قانون 1997م، دستورالعملی صادر کرده است که مقررات مربوط به ادارات آموزشی منطقهای، استانداردهای ملی برای انواع مؤسسات آموزشی، مقررات مربوط به دبیرستانها، مقررات مربوط به مؤسسات آموزش حرفهای میانی و ابتدایی، مقررات و معیارهای دریافت مجوز مؤسسات پیشدبستانی، مقررات مربوط به شورای اعتبارسنجی مؤسسات آموزش عالی را دربر میگیرد.براساس قانون مصوب 1997م، آموزش ابتدایی در گرجستان اجباری و طول دورة آن شش سال است و کودکان در سن ششسالگی برای آموزش ابتدایی پذیرفته میشوند. آموزش میانی پایه (دورة سهساله) رایگان است. طبق قانون، آموزش میانی عمومی برای دانشآموزان سهمیهای رایگان است. سهمیة این دانشآموزان را دولت براساس منابع مالی موجود تعیین کرده است (Ministryof Education and Science of Georgia, 2008).گرجستان از اعضای «توافق بولونیا» و عضو «کنوانسیون لیسبون» است. سازمانهای بینالمللی، گرجستان را جزو پنج کشور اولی دانستهاند که مردم آن بهسهولت به نظام آموزشی دسترسی دارند. گرجستان بهسبب اصلاحات موفقیتآمیز در نظام آموزشی، برای دومینبار بهعنوان معاونت ریاست شورای مرکزی دفتر بینالمللی آموزش یونسکو انتخاب شده است. ریاست این دفتر درحالحاضر بهعهده کشور «نروژ» است.ساختار نظام آموزشیدر گرجستان تمامی مدارس و دانشگاهها زیر نظر وزارت آموزش و علوم قرار دارند. مدت آموزش در مدارس آن، در مجموع دوازده سال است؛ از اول تا ششم، دورة ابتدایی، از هفتم تا نهم، دورة پایه و از دهم تا دوازدهم، دورة تحصیلات میانی است و از 2011م هر دانشآموزی که وارد مدرسه میشود، از رئیسجمهور یک دستگاه رایانه (نوت بوک) همراه با برنامهها و بازیهای آموزشی هدیه میگیرد.براساس اصلاحات صورت گرفته از 2011م، تدریس زبان انگلیسی از سال اول، در مدارس گرجستان اجباری شده است. زبان انگلیسی در این مدارس براساس کتاب «ماک میلان» تدریس میشود.دانشآموزان دورة میانی پس از سه سال تحصیل، دیپلم دبیرستان را دریافت میکنند.همة دانشآموزان سال آخر برای دریافت دیپلم باید امتحانات نهایی را در هشت مادة درسی ازجمله زبان و ادبیات گرجی، زبان خارجی، ریاضی، شیمی، فیزیک، بیولوژی، تاریخ و جغرافیا، با موفقیت بگذرانند.امتحانات نهایی مدرسه بهوسیله رایانه برگزار میشود.دانشآموزان میتوانند بهجای دورة میانی، در رشتههای فنیوحرفهای نیز تحصیل کنند. همچنین دانشآموختگان دبیرستانهای دورة میانی مجاز به ادامه تحصیل در مؤسسات آموزش عالی هستند.در گرجستان برای تحصیلات عمومی افزونبر شبکة وسیع مدارس روزانه، مدارس شبانه و مکاتبهای نیز وجود دارد که علاقهمندان میتوانند علاوهبر اشتغال به کار به دریافت مدرک دورة میانی نیز نائل آیند. مؤسسات تولیدی برای افرادی که درس میخوانند شرایط لازم را برای ادامه تحصیل فراهم میسازند.نظام آموزشی گرجستان، به سه دستة عمومی، فنیوحرفهای و عالی تقسیم شده است. کشورهای اروپایی و ایالات متحده امریکا دیپلمهای آموزش میانی و کالج فنیوحرفهای و مدارک مراکز آموزش عالی گرجستان را به رسمیت شناختهاند.مدارس ویژه در گرجستان مدارسی به زبانهای روسی، ارمنی، آذری و آبخازی وجود دارد. «تفلیس» دارای سه مدرسة ویژة ارامنه است. همچنین پنج مدرسة ارمنی- روسی و ارمنی- گرجی وجود دارد که همة آنها علاوهبر برنامة آموزشی رایج در مدارس، به آموزش زبان و ادبیات ارمنی نیز میپردازند، اما شکایت عمومی در این است که در این برنامه، درس «تاریخ ارمنی» گنجانده نشده است. باوجودآنکه دولت ارمنستان هزاران کتاب درسی را از ارمنستان به مدارس ارمنی گرجستان میفرستد، امّا این مدارس هنوز با کمبود کتاب و امکانات مواجه بوده، نیاز به بازسازی و اصلاح فوری دارند. سالانه حدود پنجاه نفر با ملیت ارمنی وارد دانشگاههای گرجستان میشوند.در تفلیس مجتمعی فارسیزبان به نام «مجتمع فردوسی تفلیس» برای فارسیزبانان وجود دارد؛ این مجتمع که دارای مدارس ابتدایی، راهنمایی و میانی است با کادری کاملاً ایرانی زیر نظر وزارت آموزش کشور جمهوری اسلامی ایران در گرجستان فعالیت میکند.دانشآموزانی که با زبان انگلیسی آشنایی دارند، میتوانند در مدارس امریکایی و بینالمللی که در شهرهای مختلف گرجستان بهوفور یافت میشوند، درس بخوانند.آموزشگرانآموزشگران کودکستانها و مدراس ابتدایی، در دانشکدة خاصی از دانشگاهها و مؤسسات تربیت آموزشگر آموزش میبینند و مدت زمان تحصیل آنها چهار سال است. آموزشگران دبیرستانها نیز در دانشگاهها یا مؤسسات تربیت آموزشگر آموزش میبینند و مدت زمان تحصیل آنها پنج سال است. آنها 24 تا 30 ساعت در هفته، در مدارس تدریس میکنند.دولت، توسعة حرفهای آموزشگری را کنترل میکند. هر آموزشگر فرصت دارد دورههای رایگان دانشافزایی را در «خانههای آموزشگر» مستقر در «تفلیس» و «کوتاییسی» بگذراند.همچنین دولت بهمنظور ارتقای سطح دانش زبان انگلیسی آموزشگران آنها را به دورة فشردة زبان انگلیسی اعزام میکند. آموزشگران فیزیک نیز در مرکز علمی بینالمللی (سازمان پژوهشهای هستهای اروپایی) که معروفیت جهانی دارد، دورههای دانشافزایی را میگذارنند.آزمونهای ورودی دانشگاههادر کشور گرجستان نحوة ورود دانشجویان به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، سراسری نیست و مطابق نظام گذشته است؛ بدینصورت که دانشجویان پس از انتخاب رشتة مورد نظر باید دو تا پنج امتحان شفاهی و کتبی را با موفقیت بگذرانند. براساس نوع رشتة انتخابی تعداد آزمونهای ورودی متغیر است. در این نوع از گزینش چنانچه داوطلبی در یکی از آزمونها ناموفق باشد، ناچار خواهد بود سال تحصیلی بعد برای شرکت در امتحانات ورودی دانشگاهها اعلام آمادگی کند.داوطلبان ورود به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، سه امتحان در زبان گرجی، زبان خارجی، استعدادهای عمومی، و یک امتحان مطابق معیارهای دانشگاه انتخابشده را میگذرانند. بانک جهانی، امتحانات ملی را یکی از اصلاحات موفقیتآمیز در گرجستان شناخته است. داوطلبان ارمنیزبان و آذریزبان تبعة گرجستان برای پذیرفتهشدن در رشتههای مورد علاقه، در مؤسسات آموزش عالی، فقط امتحان استعدادهای عمومی (به زبان آذری و یا به زبان ارمنی) را میگذرانند. آنها بهمدت یک سال زبان گرجی را بهصورت فشرده، آموزش میبینند و از سال تحصیلی بعد، بدون امتحان، آموزش زبان گرجی را در دانشکدة مورد علاقه ادامه میدهند.مؤسسات آموزش عالی عمومی، در کنار دانشجویانی که تحت پوشش برنامههای آموزشی عمومی هستند، دانشجویانی را که شهریه میپردازند، نیز میپذیرند؛ آنها دانشجویانی هستند که آزمون ورودی را دستکم با درجة رضایتبخشی گذرانده، ولی در بخشهای عمومی رتبهای بهدست نیاوردهاند. بعضی از این بخشها بهطور مستقل امتحان ورودی برگزار میکنند. درخواستها برای ورود به دانشگاههای مهندسی که از دانشگاههای اولویتدار بهشمار میآیند بهترتیب 102% و علومتجربی46% افزایش یافته است. دولت پذیرفتهشدگان در امتحانات و رشتههای تحصیلی اولویتدار را با کمکهزینههای صد، هفتاد، پنجاه و سی درصدی حمایت مالی میکند. از میان دانشآموزان 52% وارد دانشگاهها، 26% وارد کالجهای فنی، 10% وارد مؤسسات خصوصی و 12% وارد مؤسسات آموزش عالی عمومی میشوند.دورههای تحصیلیدر کشور گرجستان آموزش عالی که زیر نظارت وزارت آموزش و علوم است ازسوی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی عمومی و غیرعمومی ارائه میشود. در این کشور سه سطح آموزش عالی وجود دارد:1. کارشناسی که شامل چهار سال تحصیل در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی و گذراندن 240 واحد درسی است. دانشجویان ممتاز مدرک افتخاری نیز دریافت میکنند.2. کارشناسی ارشد که دو یا سه سال تحصیل پس از دورة کارشناسی، گذراندن 120 واحد درسی، گذراندن امتحانات نهایی و دفاع از پایاننامه را شامل میشود. دانشجویان ممتاز مدرک افتخاری نیز دریافت میکنند. دانشجویانی که در این مرحله موفق به دریافت درجة ممتاز شوند، میتوانند تحصیل خود را در دورة دیگری که حداقل سه سال طول میکشد، ادامه دهند و با دفاع از رسالة خود، مدرک دکترای تخصصی دریافت کنند. وزارت آموزش و علوم دانشجویان ممتاز دوره کارشناسی ارشد را برای، اقامت در دانشگاههای عالی معتبر جهانی، تأمین مالی میکند.3. دکتری که شامل حداقل سه سال تحصیل با داشتن مدرک کارشناسی ارشد است. دانشجویان در این دوره، ضمن گذراندن 180 واحد درسی، با روشهای مختلف پژوهش و آموزش آشنا میشوند و پس از گذراندن امتحان در برخی از دروس رشتة انتخابی، تهیة رساله دکتری و دفاع از آن، مدرک دریافت میکنند.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالینظام آموزشی گرجستان، بر پایههای نظام آموزشی سوسیالیستی بنا شده است و تا 1991م بیشتر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی آن عمومی بودند، لکن از این سال و بعد از فروپاشی نظام کمونیستی و بهویژه در سالهای اخیر، تغییر و تحولات اساسی و زیادی در نظام آموزشی گرجستان اتفاق افتاد، ازجمله اینکه دولت بهدلیل تمایلات غربی خود، حمایتهای مادی و معنویاش را از رشتههای شرقشناسی برداشت؛ ازاینرو بسیاری از رشتههای شرقی در دانشگاهها و همچنین مؤسسات و انستیتوهای پژوهشی رو به ضعف گذاشتند. علاوهبرآن، دولت مجوز تأسیس دانشگاههای خصوصی را نیز صادر کرد.گرجستان درحالحاضر دارای 20 دانشگاه عمومی و 70 مؤسسة آموزش عالی خصوصی است. تعداد دانشجویان مورد نیاز در دانشگاههای عمومی را که تحصیل در آنها رایگان است، دولت مشخص میکند.بیشتر مؤسسات آموزش عالی خصوصی، دورههای آموزشی و برنامههای درسی خود را به سبک غربی (ایالات متحده امریکا و اروپای غربی) ارائه میکنند. 64% از مؤسسات آموزش عالی، در «تفلیس» پایتخت این کشور گشایش یافتهاند.در جدول 1 تعداد دانشگاههای عمومی و خصوصی گرجستان ذکر شده است.جدول 1. تعداد دانشگاهها وکالجهای عمومی و خصوصی گرجستان در 2014دانشگاهتعداددانشگاههای عمومی (خصوصی)کالجها و مؤسسات آموزش عالی عمومی (خصوصی)جمع دانشگاهها و کالجهای عمومی (خصوصی)تعداد19( 40)1(12)20( 52)جمع591372
(erasmusplus.org.ge/en/he-in-georgia)
اعضای هیئتعلمیاعضای هیئتعلمی در دانشگاههای عمومی، رسمی و در استخدام وزارت آموزش و علوم هستند، امّا آموزشگران دیگری نیز از مراکز پژوهشی و مطالعاتی برای آموزش و تدریس بهصورت حقالتدریس دعوت میشوند.در 2012م، چهل استاد مدعو از دانشگاههای معتبر جهانی برای تدریس در دانشگاه عمومی جاواخیشویلی، دانشگاه عمومی فنی، دانشگاه عمومی پزشکی و دانشگاه عمومی ایلیا، وارد گرجستان شدند. تعداد اعضای هیئتعلمی دانشگاههای گرجستان در 2014م نسبت به سال قبل(2013م) حدود 26% افزایش یافته است که در این میان سهم دانشگاههای خصوصی 32% و دانشگاههای عمومی 20% بود. افزونبراین، تعداد کل دانشجویان، در دانشگاههای خصوصی 18% و دانشگاههای عمومی 11% افزایش یافته است.اعضای هیئتعلمی در دانشگاههای خصوصی شرایط کاری مطلوبتری دارند، حقوق آنان بالاتر است و کلاسهایشان هم نسبت به دانشگاههای عمومی با حضور دانشجویان کمتری تشکیل میشود.تعداد اعضای هیئتعلمی دانشگاههای گرجستان در مجموع 6136 تن است و نسبت دانشجو به استاد 24 به یک است. زنان حدود 50% از اعضای هیئتعلمی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی را تشکیل میدهند.دانشجویانحدود 62% از دانشجویان گرجستان در پنج دانشگاه بزرگ (دانشگاه عمومی تفلیس، دانشگاه فنی گرجستان، دانشگاه عمومی ایلیا، دانشگاه پزشکی تفلیس و دانشگاه کشاورزی گرجستان) تحصیل میکنند. در جدول 2 تعداد دانشجویان دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی گرجستان ذکر شده است.انواع دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالیدو نوع دانشگاه و مؤسسه آموزش عالی در گرجستان وجود دارد:1. کالجها و مؤسسات آموزش عالی که آموزشهای فنیوحرفهای ارائه میکنند و مدارک کاردانی و کارشناسی اعطا میکنند.2. دانشگاهها که دارای دورههای کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری هستند.در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی گرجستان رشتههای تخصصی و فوقتخصصی ازجمله «زبان کارتولین» (مربوط به گرجستان)، زبان قفقازی و نیز علوم سنتی تدریس میشود. مؤسسات فنی تخصصی نیز رشتههایی مثل متالوژی، حملونقل، راهآهن، صنایع غذایی، شیمی، تولید کرم ابریشم، چایکاری و باغداری را عرضه میکنند. زبان دانشگاهی «انجازیان»، «آذربایجانی»، «ارمنی»، «گرجی»، «روسی»، «انگلیسی» و «آلمانی» است.در مراکز آموزش عالی استفاده از فنّاوریهای جدید بهویژه اینترنت، بسیار رایج است و از این فنّاوریها برای آموزش، فعالیتهای پژوهشی و نوشتن پایاننامهها استفاده میشود.دانشگاههای عمومی ساختمانهای قدیمی و گاه ترسناکی دارند و نظام اداری آنها دیوانسالار است؛ اما دانشگاههای خصوصی این مشکلات را ندارند، اغلب جدید هستند و قدمت تأسیس آنها به دانشگاههای عمومی نمیرسد.آموزش زبان انگلیسی در گرجستان با شتاب بسیار زیادی نسبت به چند سال پیش، در مدارس، کالجها و دانشگاههای این کشور در حال گسترش است؛ چرا که پس از جنگ چهار روزه گرجستان با روسیه در 2008م و جدا شدن 20% از خاک این کشور ازسوی روسیه، دولت و مردم گرجستان علاقهمندی خودشان را بهتدریج از دست دادند و در مدارس، در کنار زبان گرجی، زبان دوم خودشان را از روسی به انگلیسی تغییر دادند.زبان انگلیسی در دانشگاهها نیز بهسرعت گسترش یافته و دانشگاههای عمومی و آزاد گرجستان اقدام به راهاندازی دورههای زبان انگلیسی کردهاند. البته شهریة سالانة دورة زبان انگلیسی در دانشگاههای گرجستان گرانتر از دورة زبان روسی یا گرجی است، اما راهاندازی آن در بیشتر رشتهها باعث افزایش دانشجویان خارجی در این کشور شده است.مهمترین دانشگاهها و مراکز آموزش عالی گرجستان، عبارتاند از:دانشگاه ایالتی تفلیس: نخستین گام را برای ایجاد دانشگاه در گرجستان، گروهی از دانشمندان و دانشجویان تحصیلکردة «دانشگاه سن پترزبورگ» و در زمان برقراری اتحاد بین جمهوریهای شوروی سابق برداشتهاند. این گروه را پروفسور «ایوانه جاواخیشویلی» مورخ و دانشمند برجستة گرجستان رهبری میکرد.این دانشگاه در هشتم فوریه ۱۹۱7 تأسیس شد و در آن زمان اولین و تنها دانشگاه، در کل منطقه قفقاز بود.این دانشگاه بهصورت حضوری در دورههای تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری دانشجو میپذیرد. تعداد دانشجویان آن 35 هزار و تعداد اساتید آن (رسمی و مدعو) ۱۷۱۸ تن میباشند که بهترتیب در 65 رشته تحصیلی مشغول تحصیل و تدریس هستند.دانشگاه ایالتی ایلیا: در ۲۰۰۶م از ادغام دو دانشگاه تربیت آموزشگر و زبانهاى خارجی تأسیس شد و اکنون زبانهاى فرانسه، ایتالیایی، آذرى، ترکى، عبرى و فارسى در آن تدریس میشوند، اما در این دانشگاه، زبان مورد استفاده در تدریس، گرجی است.این دانشگاه عمومی، بهصورت حضوری و تماموقت، غیرحضوری و مکاتبهای در دورههای تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری دانشجو میپذیرد. تعداد دانشجویان در هر دوره هشت هزار تن و تعداد اعضای هیئتعلمی آن 310 نفر است. این دانشگاه سه نشریة علمی نیز دارد.دانشگاه ایالتی پزشکی تفلیس: دانشکدة پزشکی از ۱۹۱۸م در دانشگاه عمومی تفلیس دایر شد. در سال ۱۹۳۰ انستیتوی پزشکی تفلیس با سه دانشکده تأسیس شد و در سالهای ۱۹۳۱، ۱۹۳۶، ۱۹۹۳ و ۱۹۹۶ دانشکدههای مختلفی به آن اضافه شدند. در سال ۱۹۹۲ نام این مؤسسه از انستیتوی دولتی پزشکی به دانشگاه ایالتی پزشکی تفلیس تغییر یافت. درحالحاضر، پنج دانشکده ازجمله دانشکدة پزشکی، دانشکدة دندانپزشکی، دانشکدة داروسازی، دانشکدة بهداشت و دانشکدة فیزیک و توانبخشی در این دانشگاه فعالیت میکنند. این دانشگاه عمومی، بهصورت حضوری و تماموقت، غیرحضوری و مکاتبهای، در دورههای تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری دانشجو میپذیرد و تعداد اعضای هیئتعلمی آن، 721 نفر است. این دانشگاه، امروزه با بیش از شش هزار دانشجوی بومی و خارجی جزو مهمترین دانشگاه پزشکی گرجستان و منطقة قفقاز بهشمار میآید. بیش از نیمی از این تعداد را دانشجویان خارجی (که بیشتر هندی، بنگالی و در کل آسیایی هستند) تشکیل میدهند.دانشگاه فنی گرجستان: این دانشگاه بهعنوان دانشکدة فنی دانشگاه عمومی تفلیس در شانزدهم ژانویة ۱۹۲۲ تأسیس شد و در ۱۹۲۸م با دانشکدة مهندسی انستیتوی فنی تفلیس، تأسیسشده در ۱۹۱۷م، ادغام شد. این دانشگاه از ۱۹۳۶م با نام «انستیتوی صنعتی گرجستان»، از ۱۹۴۸م با نام «انستیتوی فنی گرجستان» و از ششم ژانویة ۱۹۹۰ با نام «دانشگاه فنی گرجستان» فعالیت کرده است.این دانشگاه که دانشگاهی عمومی است و بهصورت حضوری و تماموقت و غیرحضوری، در دورههای تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری دانشجو میپذیرد، در مجموع دوازده هزار دانشجو و ۱۵۰۰ عضو هیئتعلمی دارد. زبانهای مورد استفاده در تدریس در دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد، گرجی است، ولی در دورة دکتری گرجی و انگلیسی است. این دانشگاه دوازده مجلة علمی و پژوهشی و 2242357 جلد کتاب و بیشتر از 60 آزمایشگاه دارد.دانشگاه قفقاز: این دانشگاه، دانشگاهی نوپا و خصوصی است که با دانشگاه ایالتی «جورجیا» در شهر «آتلانتای» امریکا و با برخى از دانشگاههاى مهم اروپا، قرارداد همکارى دارد. تدریس در این دانشگاه، به زبان انگلیسى است و مدرک آن از دانشگاههاى محل قرارداد یعنی امریکا و اروپا صادر میشود.دانشگاه بینالمللی دریای سیاه: این دانشگاه که مجوز افتتاح آن، ازسوی وزارت آموزش و علوم گرجستان در ۱۹۹۵م صادر شد ازسوی رئیسجمهور گرجستان و نخستوزیر ترکیه باتوجهبه دستور شورای وزیران، افتتاح شد.هدف این دانشگاه، آموزش گرجیها و دانشجویان خارجی، در زمینههای علمی، فنیوحرفهای است، و بهرهبرداری از این تحصیلات، در راستای پژوهشهای محض و کاربردی، برای کمک به اقتصاد و ضرورتهای اجتماعی گرجستان و دیگر کشورهای در حال توسعه است. از زمان آغاز به کار این دانشگاه، زبان آموزش، انگلیسی بوده است.دانشگاه آزاد تفلیس: این دانشگاه در ۲۰۰۷م از ادغام یک دانشگاه با انستیتو آسیا و افریقاى آکادمى علوم گرجستان، بهوجود آمده و شامل دانشکدة مدیریت، انستیتو افریقا و آسیا و دانشکده حقوق است. دانشگاه آزاد تفلیس علاوهبر دورههای کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، دورههای آموزشی کوتاهمدت نیز برگزار میکند.دانشگاه گرجستان: دانشگاه گرجستان در 2004م در تفلیس تأسیس شده است. این دانشگاه بهعنوان بزرگترین دانشگاه خصوصی گرجستان، درزمانحاضر با بیش از سههزار دانشجو و دویست عضو هیئتعلمی، در رشتههای بازرگانی، علوم اقتصادی، مدیریت، علوم اجتماعی، علوم پزشکی و بهداشت اجتماعی، حقوق، علوم انسانی، فنّاوری اطلاعات، مهندسی و ریاضیات و در سه دورة کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری دانشجو میپذیرد.دانشگاه آکاکى تسترلى (دانشگاه عمومی کوتاییسى): این دانشگاه که در شهر قدیمى «کوتاییسى» قرار دارد دانشگاهى بزرگ با بنایى عظیم و بخشهایى متفاوت است. از 1992م تاکنون یکی از اتاقهای آن به زبان فارسى و ایرانشناسى اختصاص دارد. در پى خواهرخواندگى دو شهر «کوتاییسى» و «رشت»، اختصاص اتاقى در دانشگاه گیلان به گرجستان، ترجمة فارسی دکتر «یوسفپور» استاد دانشگاه گیلان از «پلنگینهپوش»، اثر «شوتا روستاولی» که کتاب مهم و حماسی گرجستان در سده دوازدهم میلادی بهشمار میآید و اهدای جایزه به وی ازطرف دولت گرجستان، این دانشگاه با دانشگاه گیلان قرارداد همکارى امضا کرده است و سالیانه کنفرانسهایى در دو شهر رشت و کوتاییسى برگزار میشود.اتاق ایران در این دانشگاه، دو استاد رسمى و یک مدرس افتخارى و دوازده دانشجو دارد (همدانی، 1388، ص 195).آکادمی علوم گرجستان: به شکل سازمانیافتهای از اتحاد دانشمندان گرجی در فوریه 1941 تأسیس شد و ازنظر ساختار اداری، هیئترئیسهای شامل ریاست آکادمی، سه معاون، یک دبیر آکادمی، نُه دبیر دایرههای علمی، چهار عضو شعبة زبان و ادبیات و چهار مشاور هیئترئیسه دارد.این آکادمی از شش انستیتوی علمی- پژوهشی به نامهای شعبة ریاضیات و فیزیک، شعبة علوم زمین، شعبة مکانیک عملی و ماشینسازی، شعبة علوم کشاورزی، شعبة علوم اجتماعی و شعبة زبان و ادبیات تشکیل شده است (دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، 1388؛ صفری، 1389).دانشجویان خارجیبهتازگی تعداد داوطلبان خارجی تحصیل در دانشگاههای گرجستان 300% افزایش یافته است. در سپتامبر 2012 دانشگاه فنی بینالمللی در «باتومی» افتتاح شد که درزمانحاضر زیرساختهای آن برای تبدیل شدن به شعبه دانشگاه امریکایی معتبر، در حال ایجاد است.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالینظام آموزشی گرجستان، زیر نظر وزارت آموزش و علوم اداره میشود که وظایف اصلی آن، مطابق قوانین آموزشی و مقررات مربوط به این وزارتخانه که رئیسجمهور آن را تصویب کرده، تعیین شده است.مجلس گرجستان، خطمشیها، سیاستها، نحوه مدیریت دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی و خطوط راهنمای آموزش عالی را معین کرده، اقدامات مناسبی را برای اجرای آنها انجام میدهد.دولت گرجستان علاوهبر آنکه مقدار کمکهزینة تحصیلی را تعیین کرده، برنامههای اجتماعی و برنامهریزان را برای اجرای اهداف آموزش عالی هدایت میکند. همچنین میتواند طرحهایی برای آموزش عالی ارائه بدهد. نخستوزیر نیز میتواند در زمینة آزمونها و رفع موانع کیفی تحصیلات اقداماتی انجام دهد.وزارت آموزش و علوم گرجستان دارای ده اداره، ازجمله ادارة آموزش عالی حرفهای است. این وزارتخانه، تدوین استانداردهای آموزشی مؤسسات آموزش عالی و نیز مقررات و اصول پذیرش دانشجویان، انتصاب کارکنان آموزشی و اعطای مدارک و دیپلمها را نیز برعهده دارد.براساس قانون مصوب 1997م، وظایف عمدة وزارت آموزش و علوم عبارتاند از:·اجرای خطمشی یکسان در بخش آموزش؛·تعریف طرحهای مطالعاتی و استانداردهای آموزشی ملی و نظارت برکارکرد آنها؛·تصویب معیارها، قوانین و شرایط صدور گواهینامه در مؤسسات آموزشی؛ ·تصویب معیارها و قوانین برای دادن گواهینامه به دانشآموزان و کارکنان آموزشی؛·تصویب مدارج دانشگاهی و تنظیم پذیرش آنها؛·به رسمیت شناختن مدارک و گواهینامههای اخذشده در خارج از کشور.افزونبراین، وزارت آموزش و علوم، ایجاد پایگاه فنی و سازماندهی مواد لازم را برعهده دارد. همچنین خدمات اطلاعاتی و روششناسی- علمی را فراهم کرده کتابهای درسی و سایر منابع کمک آموزشی را تصویب و منتشر میکند.گرجستان از ده منطقه و هفتاد ناحیه تشکیل شده است. ادارة آموزش منطقه و ادارات آموزشی در سطح ناحیه، مسئول اجرا و مدیریت کودکستانها و مدارس هستند. اداره و هماهنگی همة فعالیتهای مربوط به مؤسسات آموزش عالی عمومی، ازجمله مسئولیتهای وزارت آموزش و علوم بهشمار میرود.در گرجستان دو جمهوری مستقل نیز وجود دارد که هرکدام وزارت آموزش و علوم جداگانهای دارند. این وزارتخانهها، تشکیلات دولتی اصلی نظام آموزشی در درون مناطق تحت اختیار این جمهوریها هستند. آنها در تدوین و اجرای خطمشیهای آموزشی یکپارچة دولتی نیز مشارکت کرده برنامههای آموزشی را تعریف و تصریح و اجرای آنها را در درون قلمرو تحت اختیار خود، کنترل میکنند (Government of Georgia, 2011).مدارس عمومی در گرجستان ازسوی هیئتامنا که ترکیبی است از والدین، آموزشگران و دانشآموزان اداره میشوند. هیئتامنا علاوهبر تدوین بودجه و آییننامة داخلی مدرسه، مدیر مدرسه را منصوب یا برکنار میکند. نامزدهای دارای مجوز، ازسوی وزیر آموزش و علوم گرجستان به این هیئت معرفی میشوند (Government of Georgia, 2011).از 1991م، تعدادی مؤسسة آموزش عالی خصوصی تأسیس شده که بهینهسازی شبکة این مؤسسات در حال انجام است. قانون آموزشی مصوب 1997م تعیین میکند که تمام تشکیلات آموزشی باید براساس استانداردها و مقررات جدید، دوباره مجوز قانونی بگیرند و فقط مؤسسات آموزشی مجاز، حق صدور مدرک و گواهینامه را دارند. این مؤسسات به شرط داشتن گواهی اعتبار میتوانند مدرکی اعطا کنند که دولت آن را به رسمیت بشناسد. بهتازگی هیچ مؤسسة خصوصی ازنظر دولت معتبر شناخته نشده است. در سالهای اخیر تعداد دانشجویان مدارس میانی حرفهای و مؤسسات آموزش عالی کاهش یافته، زیرا تشکیلات بخشهای خصوصی در مؤسسات آموزشی عمومی، پایگاه فنی- مادی مناسبی ندارند (مدانلو، 1383، ص 1105).از 1992م به بعد مؤسسات آموزش عالی در تصمیمگیری درباره سیاستهای مالی سازمانی و علمی خود مستقل شدهاند. بدینترتیب که اعضای هیئتعلمی، شورای علمی را از میان خود و ازطریق رأیگیری انتخاب میکنند و شورای علمی نیز رئیس دانشگاه را انتخاب میکند. همچنین این شورا درباره واحدهای ساختاری، کارکنان، محتوای دورهها، معضلات تحصیلی، پژوهشها، مذاکره با دانشگاههای خارجی برای عقد قراردادهای علمی و دیگر مسائل سازمانی تصمیمات مستقلی اتخاذ میکند. علاوهبراین، شوراهای اداری، آموزشی یا علمی (در سطح آموزش عالی)، ادارة قسمتهای مختلف این مراکز را برعهده دارند. معمولاً در هر مؤسسة آموزشی یک هیئت، مسئول جمعآوری اعانات و توزیع منطقی وجوه نقد است.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیدر گرجستان منابع مالی نظام آموزشی ازطریق بودجة دولتی، بودجههای محلی و شهریهها فراهم میشوند.براساس قانون اساسی گرجستان، تحصیلات در مدارس تا کلاس نهم اجباری و رایگان است و از سال دهم تا دوازدهم هم دولت بخشی از هزینهها را فراهم میکند (The International Institute for Education Policy, Planning and Managment, 2013, p. 7) حدود 11% از کل بودجة کشور به وزارت آموزش و علوم اختصاص داده میشود که این مقدار اعتبار برای برآوردن نیازهای موجود کافی نیست (European Commission, 2012, p. 5).در گرجستان، دولت برای هر دانشآموز سرانة مالی تعیین میکند که مختص او بوده، بهطور رایگان در اختیارش قرار میگیرد و دانشآموز خود تصمیم میگیرد که در مدرسة عمومی یا خصوصی درس بخواند. درحالحاضر مطابق قانون بودجه، 30% از دانشآموزان، برای ادامه تحصیلات خود درصدهای مختلفی را بهطور رایگان دریافت میکنند.11% مدارس گرجستان خصوصی هستند که حدود 10% از دانشآموزان در آنها تحصیل میکنند. در دانشگاههای عمومی، دانشجویان از امکانات تحصیل رایگان برخوردار هستند (www.mes.gov.ge).گرجستان ازلحاظ هزینههای آموزش عالی یکی از ارزانترین کشورها بهشمار میآید و هزینه تحصیل در دانشگاههای این کشور، در مقایسه با دیگر کشورها مانند ترکیه، مالزی و هند کمتر است. بهطور متوسط میزان شهریه در دانشگاهها بین 2500 الی 4000 دلار در یکسال است.دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی عمومی، 90% از کل هزینههای خود را ازطریق دولت و یا بودجههای محلی دریافت میکنند. بقیه نیز ازطریق یارانههای دولتی، سرانة مالی دانشجویان و پرداختهای غیرمستقیم ازطریق کمکهای مالی دولتی به دانشآموزانی که در این مؤسسات ثبتنام میکنند، فراهم میشود. دانشجویان مهندسی و علوم طبیعی بیشترین (70% تا 100%) و دانشجویان رشتههای حقوق و بازرگانی کمترین کمکهزینهها (30%) را دریافت میکنند. در چنین رشتههایی کمکهزینهها فقط به افراد دارای نمرات بالا داده میشود.اعطای کوپنها، اختصاص وجوه نقدی به نمرههای بالا، کسب درآمد از راه قانون کسبوکار صنایع، سهام شرکتها و هزینههای پژوهشی از دیگر منابع درآمدی دانشگاههای این کشور است (The World Bank, 2011).در دانشگاههای عمومی علاوهبر آنکه دریافت شهریه، مرسوم است، برای دانشجویان خانوادههای بیبضاعت کمکهزینة اضافی نیز پرداخت میشود. (European Commission, 2012, p. 5).با آنکه بیشتر مؤسسات آموزش عالی خصوصی گرجستان بودجة خود را ازطریق شهریة دانشجویان فراهم میکنند، بهطور غیرمستقیم از دولت کمکهایی دریافت میکنند (The International Institute for Education Policy, Planning and Managment, 2013, p. 7).مؤسسات آموزش عالی علاوهبر کمکهای مالی دولتی، حق دریافت منابع مالی ازطریق کمکهای مالی خصوصی، کمکهای پژوهشی عمومی، تأمین مالی برنامة اختصاص داده شده ازسوی وزارتخانهها را در زمینة مورد نظر دارند (The International Institute for Education Policy, Planning and Managment, 2013, p. 5; Researching Virtual Initiatives in Education, 2014).گرجستان از 2006م تاکنون با همکاری چند بانک تجاری به دانشآموزان و دانشجویان، وامهای مختلف با شرایط و میزان بهرة متفاوت پرداخت میکند.از 2012 م هر تبعة گرجستان که مایل به گذراندن آموزشهای فنیوحرفهای جدید در کالجهای فنیحرفهای عمومی و خصوصی است، از دولت کمکهزینهای به مبلغ هزار لاری دریافت میکند. دریافت این کمکهزینهها ازطریق مرکز اطلاعرسانی کالجهای فنیوحرفهای وزارت آموزش و علوم صورت میگیرد (www.mes.gov.ge).دو کالج فنیوحرفهای (در کاچرتی، در کابولتی) خوابگاههای رایگان در اختیار دانشجویان مناطق کوهستانی قرار میدهند.در سال تحصیلی 2015-2014، دولت گرجستان 126 میلیون لاری، کمک مالی برای دانشگاههای عمومی اختصاص داد. کارتهای تخفیف دانشجویی، معروف به «زندگی سادهتر شما»، نیز از دیگر برنامههای مالی اجرا شده است. این کارتها ازسوی رئیسجمهور گرجستان به تمام دانشجویانی که ازسوی مراکز آموزش عالی معرفی میشوند، اعطا میشود. دانشجویان ازطریق این کارتها میتوانند از تخفیف خدمات عمومی نظیر راهآهن، مترو، اتوبوس، مراکز بهداشتی- درمانی، مراکز تفریحی، سینماها، سالنهای تئاتر، موزهها، فروشگاههای کتاب، رستورانها و مراکز تجاری برخوردار شوند (www.mes.gov.ge).سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی 8/1% است و حدود 5. % از تولید ناخالص داخلی (5/21 میلیون دلار)، به فعالیتهای پژوهشی در دانشگاههای گرجستان اختصاص مییابد که نشانگر نامناسب بودن بودجة پژوهش در این کشور است (The International Institute for Education Policy, Planning and Managment, 2013, p. 10).کشورهای قفقاز و آسیای میانه ازجمله گرجستان، بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق (1991م) با بحرانهای فراوانی دست به گریبان شدند. ازجمله اینکه کاهش تولید ناخالص داخلی و پایین آمدن کارایی اقتصاد، نظامهای آموزشی این کشورها را در فرایند گذر، با مشکلات متعددی مواجه کرد. سطح فرهنگی و آموزشی آنها در معرض خطر جدی قرار گرفت و نظام آموزشی آنها از دورههای ابتدایی تا عالی با بحران روبهرو شد که دلیل عمدة آنها را میتوان در کمتوجهی به حقوق آموزشگران و استادان مدارس و دانشگاهها و مجبور بودن دانشآموزان و دانشجویان به کار برای تأمین هزینههای زندگیشان جستجو کرد.برنامهها و اصلاحات پیشروهرچند بیشتر دانشگاههای گرجستان با دانشگاههای بینالمللی و انجمنهای معتبر علمی در جهان همکاری نزدیک و مستمری دارند و این موضوع، نقطه قوت و نکته مثبت آنهاست، ولی درعینحال دانشگاههای این کشور سطح علمی و جایگاه جهانی مهمی ندارند. در نظامهای بینالمللی رتبهبندی دانشگاههای جهان نام یا اثری از دانشگاههای گرجستان به چشم نمیخورد، یا اینکه رتبههای بسیار پایینی برای آنها تعریف شده است. گرجستان بهویژه در سالهای پیش از «انقلاب رز» با پدیده فرار مغزها مواجه بوده است و بسیاری از دانشمندان و افراد نخبه این کشور به روسیه یا کشورهای دیگر مهاجرت کردهاند (The International Institute for Education Policy, Planning and Managment, 2013, p. 15).هرچند گرجستان از زمان استقلال از شوروی سابق، اصلاحاتی در نظام آموزشی انجام داده است، امّا همچنان با مشکلات مختلف در ارتباط با آموزش پیشدبستانی، ادغام اقلیتهای قومی و بیکاری روبهرو است. برای آموزش کودکان گرجی کودکستان به تعداد کافی وجود ندارد و برخی از والدین، مرکز پیشدبستانی را نه محلی برای آموزش، بلکه جایی میدانند که کودکانشان را نگه میدارد تا آنها بتوانند کار کنند. باتوجهبه فقدان مهدکودک، حدود ۷۰% کودکان به آموزش پیشدبستانی دسترسی ندارند. یونیسف در همکاری با نهادهای غیرعمومی همانند سیویتا، در شهرداریها مراکز جایگزینی برای ارائة این آموزشها به کودکان ایجاد کردهاند، اما نور کم، فقدان منابع مالی و زمستان سرد، وضعیت را بدتر کرده است (The International Institute for Education Policy, Planning and Managment, 2013, p. 17).مقامات دولتی بهمنظور بهبود وضعیت جوانان درصدد برآمدهاند آموزشهای فنیوحرفهای این کشور را طبق استانداردهای اروپایی و با یاری اتحادیة اروپا تدوین کنند؛ بهطوریکه هر کالج فنیوحرفهای را مجهز به وسایل لازم برای پاسخگویی به درخواستهای جدید چنین آموزشهایی کردند (Ministry of Education and Science of Georgia, 2008; www.mes.gov.ge).همچنین به ابتکار وزارت آموزش و علوم، طرح جدید «دورههای بازآموزی» اجرا میشود که در قالب آن، در بیست شهر گرجستان دورههای بازآموزی برای بیست هزار نفر برگزار میشود. شرکتکنندگان در این طرح، دورههای آموزش زبان انگلیسی و رایانه و همچنین دورة تخصص حرفهای را میگذرانند. اما در این کشور، آمار اشتغال بعد از کسب آموزشهای فنیوحرفهای 64% است. امکانات ناکافی کتابخانهها و زیرساختها، کم بودن فعالیتهای پژوهشی در دانشگاهها، توسعه نیافتن فرهنگ پژوهش، نبود تجربههای عملی در میان استادان و دانشجویان در زمینة کسبوکار، نبود برنامة توسعة راهبردی و عقبماندگی آموزش، پژوهش و نوآوری گرجستان از کشورهای پیشرفته، از دیگر مشکلات این کشور است (The International Institute for Education Policy, Planning and Managment, 2013, p. 17).گرجستان پس از استقلال از شوروی سابق با تصویب قانون اساسی در 1995م تلاش کرد از نظام برنامهریزی متمرکز، بهسمت اقتصاد بازار آزاد گذر کند. برای دستیافتن به این مهم، به وضع قوانینی برای مردمی کردن نظام سیاسی، نظیر استقرار نظام چندحزبی، انتخابات آزاد، تکثرگرایی، احترام به حقوق و آزادیهای مردم و انتقال به اقتصاد مبتنیبر بازار، نظیر واگذاری طرحها به بخش خصوصی، ایجاد بازارهای سرمایهگذاری، انجام اصلاحات مالی، آزادسازی بهای کالاها، قانونی کردن بهای اجناس و نیز جذب هرچه بیشتر سرمایههای خارجی پرداخت و بسیاری از زیرساختهای اقتصادی را به شرکتهای خصوصی واگذار کرد (The International Institute for Education Policy, Planning and Managment, 2013).هدف بلندمدت دولت گرجستان، آمادگی برای پیوستن به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) و اتحادیه اروپا است و به نظر میرسد تحولات اخیر اوکراین فضای مناسبتر و بهتری را برای این کشور برای پیوستن به این اتحادیه مهیا کرده است. چیزی که درحالحاضر در گرجستان به چشم میخورد، تلاش حداکثری تمام سطوح دولت، مجلس، مقامات مذهبی و مردم برای پیوستن به اتحادیه اروپاست و در این مسیر، با فراهم ساختن ساختارها و زمینههای لازم برای توسعة پایدار مدنی و اقتصادی گرجستان تلاش میکنند تا چشمانداز مثبتی را فراروی گرجیان متصور سازند (Bertelsmann Stiftung, 2014).اصلاح و تکمیل نظام آموزشی کشور از مهمترین اولویت دولت گرجستان است. اصلاحات همهگیر نظام آموزشی کشور، برای افزایش کیفیت آموزشهای متوسط، عالی و حرفهای و کمک به ایجاد جامعة مبتنیبر دانش، انجام میشود. در این راستا، ایجاد فضای مناسب برای توسعة علمی و مشارکت فعال بخش خصوصی در نظام آموزشی از ضروریات کشور بهشمار میآید. نظام آموزشی گرجستان باید برای شهروندان این کشور فرصتهای شغلی و امکان استفاده از دانش را مهیا کند. یکی از بخشهای اصلاحات انجامشده در نظام آموزشی اجرای برنامههای آموزش زبانهای خارجی بهویژه زبان انگلیسی و آموزش رایانه در مدارس متوسطه است (www.mes.gov.ge).گرجستان که مایل است هرچه بیشتر خود را از روسیه دور و به اروپا نزدیک کند، درصدد استخدام ده هزار آموزشگر انگلیسی خارجی، برای آموزش نسلهای جدید برای صحبت کردن به زبان انگلیسی است. از ابتدای اجرای این طرح تاکنون صدها آموزشگر از امریکا، کانادا، استرالیا، انگلیس و ایرلند وارد گرجستان شدهاند.دولت گرجستان برای تضمین موفقیت این طرح، و بهمنظور جذب این آموزشگران مشوقهای زیادی نظیر مسکن و بیمه بهداشتی رایگان به همراه حقوق ماهانهای بیش از حقوق آموزشگران گرجی در نظر گرفته است. و میان این افراد تفاوتی ازلحاظ سنی و مرد و زن بودن قائل نشده و تنها مدرک قابل قبول را مدرک آموزشی آنها اعلام کرده است (www.mes.gov.ge).اجرای این برنامة آموزشی با انتقادهای زیادی مواجه شده است. بعضی معتقدند اجرای آن، هزینههای زیادی بر دولت تحمیل میکند و بهتر بود این هزینه برای آموزش آموزشگران محلی صرف شود. برخی از ناظران بر این عقیدهاند که اجرای این برنامه، 3200000 دلار برای دولت هزینه دارد، درحالیکه هزینة آموزش آموزشگران گرجی زبانهای خارجی، تنها یکسوم این رقم است. عدة دیگری از ناظران هم میگویند هدف اصلی این برنامه، جدایی کامل گرجستان از گذشته خود بهعنوان بخشی از اتحاد جماهیر شوروی سابق است و دولت گرجستان مایل است در آینده عضو اتحادیة اروپا و ناتو شود (www.mes.gov.ge).یکی دیگر از اولویتهای اصلاحات نظام آموزشی کشور، توسعة آموزشهای فنیوحرفهای بهمنظور توسعه اقتصادی است. چرا که توسعة اقتصادی، امکانات تازهتری برای دانشجویان فراهم میکند تا شغلهای جدیدی پیدا کنند (Ministry of Foreign Affairs of Georgia, 2014).توسعة آموزش عالی نیز برای پیشرفت کشور اهمیت ویژهای دارد، زیرا دانشگاههای گرجستان ازلحاظ سطح علمی در سطح متوسط قرار میگیرند، ولی ازسویدیگر، مزیت آنها نزدیکی و ارتباط بسیار قوی با دانشگاهها و مؤسسات علمی دنیا است (The International Institute for Education Policy, Planning and Managment, 2013, p. 19).افزایش کیفیت آموزش عالی در گرجستان، یکی از پیششرطهای توسعة ظرفیتهای علمی و توسعه اقتصادی کشور است؛ این در حالی است که ضمناً گسترش همکاریهای بینالمللی در بخشهای پژوهشی، علمی و فنّاوری نیز ضروری به نظر میرسد. ازاینرو، دولت درصدد است که از روشهای آموزشی مدرنتری استفاده کند. در همین راستا برخی از دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، دورههای آموزشی ویژهای با همکاری دانشگاههای خارجی برگزار میکنند، تا ضمن برطرف کردن عقبماندگیها، به شبکة دانشگاههای اروپایی بپیوندند؛ ازاینرو، ضروری است که دولت خدمات مناسبی برای دانشجویان و نهادهای پژوهشی فراهم کند که قابل مقایسه با استانداردهای جهانی باشد، امّا کمبود بودجه و منابع انسانی مانعی بر سر راه پیشرفت دانشگاهها بهشمار میرود. دولت برای اصلاح آموزش عالی و همچنین برای تطبیق دروس دانشگاهی با نیازهای بازار کار تلاش میکند. رشتههای درسی، علوم و رویکردهای زیادی وجود دارند که هنوز در دانشگاههای گرجستان تدریس نمیشوند. در کنار همة ضعفها، بالا بودن سطح سواد، توزیع کمک مالی شفاف و رقابت میان دانشگاهها برای ارائة دورههای آموزشی براساس استانداردهای غربی ازجمله نقاط قوت آموزش این کشور است (www.mes.gov.ge).درحالیکه گرجستان برای توسعهاش به داشتن روابط نزدیک و پیوستن به اتحادیه اروپا امیدوار است، این اتحادیه نیز در حال کمک به دولت، برای برقراری ارتباط بهتر میان آموزش با نیازهای بازار کار است. آنها برای توسعه آموزشهای فنیوحرفهای ۲۷ میلیون یورو به دولت گرجستان کمک کردهاند.درحالحاضر، در این کشور در کنار دانشگاههای گرجی، دانشگاههای خارجی ازجمله دانشگاههای امریکایی نیز شروع به فعالیت کردهاند. دانشگاههای پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و موسیقی از دانشگاههای پرطرفدار گرجستان هستند که دانشجویان خارجی زیادی را در خود جای دادهاند (The International Institute for Education Policy, Planning and Managment, 2013).دولت گرجستان برای بهبود نظام آموزش عالی خود، درصدد است اقداماتی نظیر فراهم ساختن امکان دسترسی بیشتر مردم به آموزش عالی، حمایت از زمینههای راهبردی پژوهش و توسعه برای اطمینان از برآورده ساختن خواستههای بازار کار ازسوی آموزش عالی، اعطای کمکهزینههای تحصیلی برای دانشآموزان و دانشجویان براساس نیازهایشان، اعطای کمکهای مالی پژوهشی به دانشگاهها و تدوین برنامههایی برای جذب بودجه از سازمانهای کمککننده، برای بهبود وضعیت مؤسسات آموزش عالی در کشور انجام دهد (www.mes.gov.ge).کتابشناسیدفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی. (1388). گرجستان. تهران: وزارت امور خارجه.صفری، حمید. (1389). گرجستان. تهران: امیر کبیر، کتابهای جیبی.مدانلو، یاسمن. (1383). «نظام آموزش عالی گرجستان». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج.2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.همدانی، آزیتا. (1388). «وضعیت زبان و ادبیات فارسى و ایران شناسى در گرجستان». دو فصلنامه ایراس، 4(5)، 191-199.
Akhalaia, N. (2015). Higher Education in Georgia: Room for Growth. Retrieved from: http://old.georgiatoday.ge/ article_details.php?id=13096
Bertelsmann Stiftung. (2014). BTI 2014: Georgia Country Report. Gütersloh: Bertelsmann Stiftung.
Education, Science and Culture in Georgia. (2009). Statistical Publication. Tbilisi: Ministry of Economic Development of Georgia, Department of Statistics.
European Commission. (2012). Higher Education in Georgia. Tbilisi: Author.
Government of Georgia. (2011). Constraints Analysis: Georgia. Retrieved from: https://assets.mcc.gov/content/ uploads/2017/05/GeorgiaII_CA_withCover.pdf.
Ministry of Education and Science of Georgia. (2008). Development and State of the Adult Learning and Education (ALE) in Georia. Retrieved from: http://uil.unesco.org/fileadmin/multimedia/uil/confintea/ pdf/National_Reports/Europe%20-%20North%20America/ Georgia.pdf.
Ministry of Foreign Affairs of Georgia. (2014). National Security Concept of Georgia. Retrieved from: http://www.mfa.gov.ge/MainNav/ForeignPolicy/NationalSecurityConcept.aspx?lang=en-US
Researching Virtual Initiatives in Education. (2014). Georgia. Retrieved from: http://www.virtualschoolsandcolleges.eu/ index.php/Georgia
The Atlantic Council of the United States. (2011). Georgia in the West: A Policy Road Map to Georgia’s Euro-Atlantic Future. Retrieved from: http://www.atlanticcouncil.org/ images/files/publication_pdfs/403/101311_ACUS_GeorgiaWest.PDF.
The International Institute for Education Policy, Planning and Management. (2013). Strategic Development of Higher Education and Science in Georgia: Policy Analysis of Higher Education according to Five Strategic Directions. Retrieved from: http://css.ge/files/Papers/5%29_HE_and_ Employment_-Tamar_Bregvadze_ENG.pdf.
The World Bank. (2011). Georgia: An Agenda for Sustaining Growth. Washington, DC: Author.
http://erasmusplus.org.ge/en/he-in-georgia
http://www.mes.gov.ge
احمد حیدری عبدی
نظام آموزش عالی لبنان
Lebanese Higher Education System
پایتخت: بیروتنوع حکومت: جمهوری زبان رسمی: عربیمساحت: 10452کیلومترمربعجمعیت: 425500 نفر (2013م)تعداد دانشجویان: 195000 نفر (2013م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 20000 نفر (2013م)تولید ناخالص ملی: 4/54 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 5/2% (2013م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 6/8% (2013م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیلبنان کوچکترین کشور منطقة خاورمیانه پس از بحرین، در غرب آسیا و ساحل شرقی دریای مدیترانه قرار دارد و از شمال به سوریه، از جنوب به فلسطین و از غرب به دریای مدیترانه محدود میشود. طول مرزهای لبنان در حدود 570 کیلومترمربع است که 225 کیلومتر آن را مرزهای ساحلی با دریای مدیترانه تشکیل میدهد.در لبنان دو رشتهکوه موازی به نام لبنان غربی و لبنان شرقی یا جبل عامل، با ارتفاع 3083 متر، از شمال به جنوب آن کشیده شده و جلگة ساحلی آن- که بیشترین جمعیت را در خود جای داده است- حاصلخیزترین ناحیة این سرزمین بهشمار میآید.اقلیم لبنان مدیترانهای معتدل همراه با بارشهای زمستانی است. دامنة کوههای لبنان، از جنگل پوشیده شده است و رودخانة لیتانی، با 146 کیلومتر طول، بزرگترین و طولانیترین رود این کشور بهشمار میآید. این رودخانه از درة میان کوههای مزبور- که به درة بقاع مشهور است- از شمالشرقی بهسوی جنوبغربی جاری است.اقتصاد لبنان کاملاً خصوصی و مبتنیبر سرمایهداری و بازار آزاد است. بخش خدمات و بانکداری بیش از 70% تولید ناخالص ملی این کشور را به خود اختصاص میدهد.نرخ رشد اقتصادی این کشور در سال2013 م، 5/1% بود. درآمد سرانه مردم 15/500 دلار است. نرخ تورم در لبنان در سال 2013، 1/5% بود. ارزش واردات لبنان در سال 2013، 4/19 میلیارد دلار و در مقابل صادرات 8/3 میلیارد دلار اعلام شده که رقم هنگفتی برای اقتصاد این کشور کوچک است.خاک لبنان بسیار حاصلخیز است و انگور، چغندرقند، زیتون و مرکبات از عمدهترین فراوردههای کشاورزی آن هستند.مهمترین اقلام صادراتی لبنان، شامل جواهرات، مواد شیمیایی غیرآلی، مواد مصرفی مختلف، میوه، تنباکو، مواد معدنی، ابزارآلات برقی و کاغذ و مهمترین اقلام وارداتی نیز شامل مواد نفتی، ماشین، محصولات بهداشتی، البسه، گوشت، حیوانات زنده و مواد مصرفی میشود. شرکای مهم اقتصادی و تجاری لبنان نیز سوریه، امارات متحده عربی، امریکا، فرانسه، سوئیس، آلمان، چین، عربستان سعودی و ترکیه هستند.بیشتر مؤسسات و دانشگاههای بزرگ و همچنین مراکز عمدة تجاری در بیروت، پایتخت لبنان، قرار دارند. بالغ بر 45% از جمعیت لبنان در بیروت سکونت دارند.براساس برخی آمارها، 4 برابر جمعیت داخلی لبنان (حدود 16 میلیون نفر) بهعلت ناآرامیهای داخلی، به کشورهای دیگر مهاجرت کردهاند که این پدیده در نوع خود بینظیر است. 40% از این مهاجران در کشورهای عرب حوزة خلیج فارس، 40% در قارة امریکا و استرالیا و 20% دیگر در اروپا و افریقا هستند. به استناد برخی پژوهشها، تنها 2000 پزشک از دانشآموختگان دانشکده پزشکی دانشگاه امریکایی بیروت از لبنان مهاجرت کردهاند که این رقم برابر است با تعداد پزشکان دانشآموختة این دانشکده در طول سی سال گذشته (بزی، 2009، ص 165).بیشترین جمعیت مهاجر لبنان در برزیل زندگی میکنند؛ همچنین آرژانتین، کانادا، کلمبیا، فرانسه، انگلستان، مکزیک و ونزوئلا نیز دارای جوامع بزرگ لبنانی هستند. این افراد در زمینههای علمی، فرهنگی، تجاری، اقتصادی و سیاسی، در کشورهای مختلف جهان فعالیت دارند، برخی از مناصب مهم بهویژه مناصب تجاری این مناطق را برعهده دارند و منبع عمده تزریق پول به داخل کشور قلمداد میشوند.کشور لبنان را فرانسویان، در حدود سال 1920، از کوهستان لبنان و چهار منطقه که پیشتر زیر سلطة دولت عثمانی قرار داشت، تشکیل دادند.نوع حکومت آن جمهوری چندحزبی است و در 21 نوامبر 1943 از فرانسه مستقل شد و قانون اساسی جدید آن به تصویب رسید.لبنان در سال 1945 به عضویت سازمان ملل متحد و اتحادیة عرب درآمد. بیشتر مردم آن کشور مسلمان هستند. 39% از مردم آن مسیحی، 30% شیعه، 23% اهل تسنن و 1/7% دروزی هستند. واحد پول آن نیز لیرة لبنانی است.لبنان امروزه، با داشتن بیش از 90% باسواد، دارای بیشترین آمار باسوادی در بین کشورهای عرب است.براساس قانون اساسی لبنان، رئیسجمهوری این کشور، از میان مسیحیان مارونی، نخستوزیر از میان اهل تسنن و رئیسمجلس از میان شیعیان انتخاب میشوند. مجلس لبنان 128 نماینده دارد که این تعداد میان مسلمانان و مسیحیان به نسبت مساوی تقسیم شده است. این نمایندگان برای یک دورة چهارساله انتخاب میشوند.در لبنان زمینه برای فعالیت همة اقشار جامعه وجود دارد و بالغ بر 50% از زنان شاغل هستند.لبنان از شش استان بیروت، جبل لبنان، شمال لبنان، بقاع، نبطیه و جنوب لبنان، تشکیل شده است. در پی جنگهای داخلی لبنان، نیروهای شبهنظامی وابسته به گروههای سیاسی و مذهبی در این کشور، رشد کردند و اکنون نیز این گروهها و همچنین تشکلهای مذهبی مختلف برای حفظ منافع گروههای خود مشغول فعالیتاند.آنچه که همواره در قالب برخوردها و درگیریهای سیاسی و مذهبی خودنمایی میکند، در واقع، بیشتر تحت تأثیر عوامل سیاسی، مذهبی و اقتصادی ملی، منطقهای و بینالمللی است و از تنوع مذهبی- که تا حدودی مایة افتخار و رونق این کشور بوده- سوءاستفادههای گستردهای شده است.در واقع، استمرار بحرانهای سیاسی، نظامی و امنیتی در لبنان، درگیریهای طایفهای و سیاسی داخلی، اشغال سرزمینهای جنوب لبنان بهدست رژیم صهیونیستی، وجود تعداد زیادی از آوارگان فلسطینی و مشـکلات حاشیهای آنان و فقدان آیندة روشن، ازجمله عمدهترین مشکلات این کشور است.جنگ 33 روزه 2006م نیز- که در پی حملة رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان صورت گرفت- بیش از 6/3 میلیارد دلار خسارت به تأسیسات زیربنایی این کشور نظیر اسکلهها، خطوط انتقال نیرو، شبکههای آب و فاضلاب، ساختمانها، راههای ارتباطی، بنادر و مؤسسات آموزشی وارد ساخت.پیشینة آموزشدر زمان استعمار فرانسه بر لبنان، دو وزارتخانه (آموزش و تحصیلات عالی و آموزش فنیوحرفهای) امور آموزشی این کشور را برعهده داشتند. اما دولت لبنان، در 26 نوامبر 1946، برنامههای آموزشی و درسی این کشور را تغییر داد و زبان عربی را در همة دورههای تحصیلی این کشور، رسمی و اجباری کرد؛ همچنین به دانشآموزان اجازه داد که یکی از زبانهای خارجی نظیر فرانسه و انگلیسی را بهصورت زبان دوم خود انتخاب کنند.حدود 60% از مدارس پیشدانشگاهی لبنان خصوصی هستند و با استفاده از جدیدترین روشهای آمـوزشی امریکا و اروپا اداره میشوند؛ بعضی از این قبیل مدارس، نظیر مدرسة بینالمللی «شویفات»، بیش از 120 سال سابقه دارند. البته دولت نیز مدارسی را در برخی از شهرهای این کشور اداره میکند، ولی در کل افراد، مؤسسات خصوصی، گروهها، طایفهها و مذاهب مختلف، مدارس را تأسیس و اداره میکنند.لبنان، از دیرباز، مورد توجه مبلغان مسیحی و کشورهای غربی قرار داشته است و آنان، با هدف تربیت افراد نمونه، برای بهدست گرفتن مسئولیتهای اصلی در لبنان و کشورهای منطقه، مراکز آموزشی متعددی را بنیان گذاشتهاند که بدانها اشاره خواهد شد.تا قبل از آغاز جنگ داخلی لبنان (1975م)، 80% از مردم این کشور باسواد بودند و توان خواندن و نوشتن داشتند و لبنان از این نظر دارای یکی از بالاترین آمارهای باسوادی در میان کشورهای عرب بود. اما این جنگ مشکلات زیادی برای مردم این کشور ایجاد کرد و توان آنها را کاهش داد.با شروع جنگ داخلی لبنان، برنامههای توسعة این کشور متوقف و تأسیسات زیربنایی اقتصادی و اجتماعی آن ویران شد و اهمیت لبنان در نقش مرکز خدمات بانکی خاورمیانه کاهش یافت؛ همچنین ارزش پول لبنان بهشدت کاهش یافت و مردم مناطق جنگزده به مناطق مختلف داخل و خارج از این کشور مهاجرت کردند.در پی جنگ داخلی لبنان، آموزش عالی نیز همانند دیگر جنبههای زندگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با بحرانهای شدیدی روبهرو شد. بحران شانزدهسالة لبنان رکود چشمگیری در فعالیتهای آموزشی این کشور ایجاد کرد. علل این رکود، جنگ داخلی و مهاجرتهای اجباری شهروندان به شهرهای دیگر و اثر آن گرانی سرسامآور شهریة مدارس و هزینة تحصیلات بوده است.با پایان جنگ داخلی (1991م)، دولت لبنان شروع به بازسازی نظام اقتصادی، اجتماعی و آموزشی این کشور کرد و با تأمین امکانات برای مردم، آنها را به سوادآموزی ترغیب کرد.لبنان نمونة بارزی از جامعهای باز و چندملیتی است، تنوع فرهنگی فراوانی دارد و در آن، بیش از 30 گروه قومی زندگی میکنند. این امر باعث شده است که در آن، تعداد زیادی روشنفکر و دارای عقاید مختلف، اعم از لبنانی و غیرلبنانی، با فرهنگهای متعدد زندگی کنند.باتوجهبه فضای باز سیاسی که از رهگذر رقابت و همزیستی مسالمتآمیز بین طـوایف گوناگون لبنان به وجود آمده بود، این کشور مکان مناسبی برای بروز و خلق ایدهها و جریانهای فکری در زمینههای آموزش نخبگان جهان عرب، رسانههای همگانی، مطبوعات و مؤسسات انتشاراتی بوده است. ازاینرو، این کشور، همواره نقش مهمی در مسائل علمی، فرهنگی و سیاسی جهان عرب داشته است. لبنان در واقع نمونهای از کل کشورهای عربی است.بیشتر لبنانیها به زبان عربی و فرانسه صحبت میکنند؛ ازاینرو، لبنان عضو سازمان بینالمللی کشورهای فرانسویزبان است. بااینحال زبان انگلیسی نیز مخصوصاً در میان دانشجویان رایج شده است.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیدر سال 1998م آموزش ابتدایی، تا دوازدهسالگی اجباری شد و آمـوزش رایـگان در مدارس عمومی ارائه شد. اهداف نظام آموزشی لبنان هیچگاه به روشنی اعلام نشده است و همیشه دوگانگی بین اهداف مشخصشده، اهداف واقعی و عملکرد مدارس، دانشگاهها و مؤسسات نظام آموزشی لبنان وجود داشته است. آموزش در لبنان، براساس اصل دهم قانون اساسی، آزاد است و فقط سه مورد محدودیت برای آن برشمرده شده است که عبارتاند از: 1. اخلال در نظم عمومی؛ 2. منافات با شئون اخلاقی؛ 3. بیاحترامی به کرامت هریک از ادیان.همچنین، براساس این قانون، حقوق جوامع گوناگون این کشور برای داشتن و تأسیس مدارس خاص نباید خدشهدار شود.مراکز آموزشی لبنان، همواره دستخوش رویدادهای سیاسی این کشور بودهاند، ولی بهرغم بحرانها، درگیریها، تهدیدها، خطرها و جنگهای گوناگون و نیز گلولهباران تقریباً هرروزه به فعالیتهای خود ادامه دادهاند.در واقع، نظام آموزشی پیشرفته از مهمترین عواملی است که این کشور را ازنظر آموزشی، فرهنگی، علمی و هنری در مقایسه با دیگر کشورهای عربی در ردة بالاتری قرار داده است.وزارت آموزش و آموزش عالی لبنان مسئول اصلی امور آموزشی این کشور است.برخی از اهداف آموزشی لبنان را چنین میتوان ذکر کرد:1. ارائه آموزش به کلیه کودکان مستعد یادگیری؛2. تربیت دانشآموزان و دانشجویان دارای تواناییهای علمی و حرفهای؛3. تربیت دانشجویان متخصص برای اداره وزارتخانهها، نهادها و بازار کار و فراهم ساختن توسعه کشور؛4. توسعه ابعاد معنوی، ذهنی و فیزیکی پسران و دختران و فراهم ساختن زمینههای خلاقیت و نوآوری و بروز استعدادهای آنها؛5. یادگیری پیاپی؛6. حفظ، گسترش و توسعه دانش؛7. پرورش تفکر انتقادی؛8. پیشرفت جامعه در زمینههای تولید و انتقال دانش همراه با تحولات بینالمللی؛9. تعهد به حقوق بشر؛10. ترویج ارتباطات بین فرهنگی؛11. استمرار بخشیدن به پژوهشهای علمی ازطریق ایجاد مراکز پژوهشی و آزمایشگاهها؛12. توسعه و ارتقای همکاریهای علمی، فرهنگی و فنی و تبادل تخصص میان مؤسسات آموزشی و پژوهشی.ساختار نظام آموزشیمدارس لبنان به سه رده مدارس عمومی، خصوصی و نیمهخصوصی تقسیم میشوند.مدارس عمومی، زیر نظر وزارت آموزش و آموزش عالی رایگان هستند و منابع مالی آنها ازطریق مالیات حاصل میشوند. این وزارتخانه همة کتب مورد نیاز سطوح مختلف تحصیلی را با قیمت اندک و یا رایگان فراهم میکند. مدارس نیمهخصوصی که بیشتر محلی هستند، مدارسی هستند که مانند مدارس خصوصی عمل میکنند، ولی شهریههایی به مانند مدارس عمومی دریافت میکنند. بقیه هزینههای آنها را دولت ازطریق یارانه فراهم میکند. مدارس خصوصی نیز بهوسیلة انجمنها و نهادهای علمی، سیاسی و مذهبی اداره میشوند.همة مدارس باید برنامه تحصیلی مصوب وزارتخانه مربوط را دنبال کنند. مدارس خصوصی مجازند دروس دیگری را، بسته به نظر وزارتخانه مربوط اضافه کنند. مدارس وابسته به اجتماعات مذهبی نیز با استفاده از این مجوز، آموزشهای مذهبی را به دانشآموزان خود ارائه میکنند؛ برای مثال دروس رایانه اگرچه جزء برنامه تحصیلی وزارت نیستند، ولی در بسیاری از مدارس، تدریس میشوند. در مدارسی که امکانات رایانه ندارند، دانشآموزان علاقهمند میتوانند در مؤسسات خصوصی یا مراکز موجود در همة مناطق لبنان این دروس را بگذرانند.مدارس عمومی دربرگیرنده ۱۹۲ دبیرستان و 1125 مدرسه ابتدایی است. ۱۶ دبیرستان مختلط هستند. در مدارس ابتدایی 238556 دانشآموز ثبتنام کردهاند و 24463 آموزشگر در آنجا تدریس میکنند. در همة مدارس، دانشآموزان دروس را از هر آموزشگر متخصص آن درس فرا میگیرند و یک آموزشگر برای کل دروس یک کلاس وجود ندارد. تعداد دانشآموزان هر کلاس بین ۱۵ نفر در بعضی مدارس خصوصی است. در بعضی از مدارس عمومی نیز که آموزشگر و امکانات کافی ندارند، تعداد دانشآموزان تا ۴۰ نفر است.برنامة تحصیلی در مدارس لبنان دروس اصلی مدارس دربرگیرنده ریاضی، علوم، تاریخ، تعلیمات اجتماعی، جغرافی، عربی و زبان فرانسه و انگلیسی است. برخی از آموزشگران نیز فیزیک، هنر و استفاده از کتابخانه (که در همة مدارس تدریس نمیشود) را آموزش میدهند. این موضوعات درسی بهتدریج زیادتر و سختتر میشوند؛ برای مثال دانشآموزان کلاس ۱۱ و ۱۸ موضوع گوناگون درسی را فرا میگیرند. دولت فهرست انتخابی را در برنامه تحصیل گنجانده که شامل ۱۱ درس در دو رشته میشود: رشته علوم تجربی یا علوم انسانی و ۱۲ درس دیگر در چهار رشتة دیگر: علوم زیستی، علوم پایه، علوم اجتماعی و اقتصاد و علوم انسانی و ادبیات. دانشآموزان در سه دورة تحصیلی آموزش میبینند:دورة ابتدایی- شش سال؛دورة راهنمایی- سه سال؛دورة دبیرستان- سه سال، دانشآموزان پس از موفقیت در امتحانات، مدرک دیپلم در یکی از چهار رشته مربوط دریافت میکنند.همة این سه دوره تحصیلی، به رایگان سپری خواهند شد و برای عموم اجباری هستند. ولی بهتازگی مسئله اجبار تحصیل جدی گرفته نمیشود و برنامههایی برای عوض کردن آن در آینده در نظر گرفته شده است.بعد از دبیرستان، دانشآموختگان میتوانند به تحصیلات خود در دانشگاهها، کالجها، مؤسسات آموزش عالی یا هنرستانهای عالی ادامه دهند. چگونگی پذیرش دانشجویانچگونگی ورود به دانشگاهها و مؤسسات مختلف آموزش عالی لبنان متفاوت است. برای ورود به برخی از آنها داشتن دیپلم کافی است، ولی برخی دیگر شرایط سختتری دارند و علاوهبر داشتن دیپلم، موفقیت در امتحانات ورودی را نیز ضروری میدانند.داوطلبان با داشتن دیپلم میتوانند در دانشگاهها، مؤسسات آموزش عالی، کالجها، دانشکدهها و هنرستانهای عالی ادامة تحصیل دهند.در دانشگاه عمومی لبنان، علاوهبر داشتن دیپلم، شرکت در امتحانات ورودی زبان عربی و خارجی نیز لازم است.در دانشگاههای لبنان، دورههای کاردانی، یک تا دو سال، کارشناسی سه تا پنج سال، کارشناسی ارشد دو تا سه سال و دکترای تخصصی دو تا چهار سال طول میکشند. در دورههای دکتری- بهویژه در رشتة پزشکی- این تحصیلات تا هفت سال هم بهطول میانجامد.در بین دورههای کاردانی- کارشناسی و کارشناسی- کارشناسی ارشد و کارشناسی ارشد- دکتری نیز، در برخی رشتهها، دورههای مخصوص یک تا دوساله وجود دارد که داوطلبان با گذراندن آنها، میتوانند گواهینامة مخصوص دریافت و تحصیلات خود را تکمیل کنند و یا از آنها برای ادامة تحصیلات در دوره بعدی استفاده کنند.دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالیلبنان بهعلت جایگاه راهبردی، مهاجرت زیاد اتباع آن به سراسر دنیا و همینطور وجود تنوع فکری و مذهبی دارای باسابقهترین نظام آموزشی، یعنی از نیمه دوم سده نوزدهم میلادی در منطقه خاورمیانه است. در دانشگاههای آن به غیر از مردم این کشور، دانشجویان و استادانی از سراسر جهان، مشغول تحصیل و تدریس هستند که از خصوصیات ممتاز این کشور در بین کشورهای منطقه بهشمار میآید.برای دانشجویانی که از سایر کشورها برای ادامه تحصیل به لبنان میآیند، نظام آموزش عالی این کشور بسیار پرکشش است و شمار دانشجویان مهمان خارجی بهویژه از کشورهای همسایه در این کشور رو به افزایش است.تقسیمات اصلی آموزش عالی در لبناندر لبنان نظام آموزش عالی به دو بخش کلی تقسیم میشود که عبارتاند از:·آموزش عالی فنیوحرفهای؛·آموزش عالی عمومی.آموزش عالی فنیوحرفهایاز دیدگاه تاریخی، بخش آموزش عالی در لبنان در خط مقدم توسعة مهارتهای ملی و منطقهای بوده است.دورههای کوتاهمدت آموزش عالی فنیوحرفهای ازسوی مدارس و دانشگاههای فنی عمومی و خصوصی ارائه میشوند.دانشآموختگان این مراکز دریافت یکی از سه مدرک دیپلم فنی، کارشناسی فنی و کارشناسی آموزش فنی را دریافت میکنند؛ همچنین از مجموع دانشآموختگان دورة حرفهای و شغلی 14 هزار و 500 نفر در بخش عمومی و 11 هزار و 600 نفر نیز در بخش خصوصی استخدام میشوند.آموزش عالی عمومیدر لبنان، بیش از 20 دانشگاه و 22 مؤسسة آموزش عالی وجود دارد که از دیرباز از مراکز مهم تربیت نیروی انسانی متخصص، منبع تولید فکر و اندیشه و پیونددهندة نظر و عمل در این کشور و جهان عرب بوده و بههمینعلت، مورد +استقبال بیشتر کشورهای خاورمیانه و آسیا قرار گرفتهاند.16 مرکز آموزش عالی در بیروت، 7 مرکز در طرابلس، 4 مرکز در صیدا، 3 مرکز در زحله و بقیة این مراکز و یا شعبههایی از آنها در دیگر شهرهای لبنان مستقر هستند.مهمترین دانشگاههای لبنان- که در سطح خاورمیانه مشهورند- عبارتاند از: دانشگاههای عمومی لبنان، سنژوزف، دانشگاه امریکایی بیروت، دانشگاه لبنانی بیروت، بلمند، دانشگاه عربی بیروت، دانشگاه اسلامی لبنان و روحالقدس کاسلیک که در زیر به مشهورترین آنها اشاره خواهد شد:دانشگاه عمومی لبنان: در سال 1951م گشایش یافت، ولی فعالیت رسمی خود را در 1953م آغاز کرد. گشایش و گسترش این دانشگاه، بهعلت نیازها و درخواستهای دانشجویان، اعضای هیئتعلمی و مردم لبنان بود.این دانشگاه تنها دانشگاه عمومی لبنان است که با حمایت مالی دولت، زیر نظر وزارت آموزش و آموزش عالی لبنان اداره میشود و همهنگام بزرگترین و متنوعترین دانشگاه ازنظر تعداد دانشجویان و رشته تحصیلی و ارزانترین دانشگاه ازنظر شهریه در این کشور است. شهریه این دانشگاه برای اتباع لبنانی، تقریباً رایگان است، ولی از شهروندان خارجی برای هر سال تحصیل برحسب رشته، از 400 تا 800 دلار امریکا در سال شهریه دریافت میشود. شهریهها تنها 5/6% از بودجه این دانشگاه را تأمین میکنند.برای ورود به رشتههای این دانشگاه آزمون ورودی برگزار میشود و در همة شهرهای بزرگ لبنان، شعبه دارد.این دانشگاه دارای 18 دانشکده و مدرسة عالی است که در آنها رشتههای گوناگون نظری و عملی به زبان عربی تدریس میشوند. نحوة ورود به هریک از دانشکدهها و مدارس عالی متفاوت است؛ زیرا برخی از آنها تنها به داشتن دیپلم بسنده میکنند، ولی برخی دیگر، علاوهبر درخواست دیپلم، امتحانات ورودی نیز برگزار میکنند و شرایط سختتری برای پذیرش دانشجویان دارند.سایر دانشگاهها و مؤسـسات آموزش عالی لـبنان خصوصیانـد، 160 رشته تحصیلی ارائه میکنند و از دانشجویان شهریه دریافت میکنند.دانشگاه سنت ژوزف: این دانشگاه- که انجمن مسیحیان آن را در سال 1875 تأسیس کرد- از اولین دانشگاههای ایجادشده در لبنان است.دانشگاه سنت ژوزف با دارا بودن 12 دانشکده، 22 کالج، 4 پردیس و شعب در شهرهای صیدا، طرابلس و زحله بعد از دانشگاه ملی لبنان بزرگترین دانشگاه لبنان بهشمار میآید. در این دانشگاه، در حدود ده هزار دانشجو با بیش از 1500 استاد مدعو و اعضای هیئتعلمی، مشغول به تحصیل و تدریس هستند.این دانشگاه وابسته به دولت فرانسه است و براساس نظام آموزشی قدیم این کشور، پیریزی شده و دروس آن به زبان فرانسه (و برخی نیز به زبان انگلیسی) تدریس میشوند.دانشگاه امریکایی بیروت: در 1862م، با حمایت دولت امریکا، برای آموزش علوم پزشکی، به شکل دانشگاهی خصوصی، به نام دانشگاه «پروتستانهای سوریه»، در لبنان تأسیس شد و در 1920م، نام آن به دانشگاه امریکایی بیروت تغییر کرد؛ همچنین ادارة آن از شکل مذهبی بهصورت غیرمذهبی درآمد.دانشگاه امریکایی بیروت، اولین دانشگاه انگلیسیزبان بود که در لبنان ایجاد شد.این دانشگاه تقریباً در همة رشتههای علوم انسانی، فنی و مهندسی و پزشکی فعالیت دارد و حدود 57 تابعیت گوناگون را در خود جای داده که 85% آنها عرب هستند (نورآقایی و علیزاده، 1387، ص 113).شهریة این دانشگاه بسیار گران و تقریباً مانند هزینه دانشگاههای امریکاست. شهریه این دانشگاه برای هر سال تحصیل برحسب رشته، از 8000 تا 20000 دلار امریکا در سال است.دانشگاه لبنانی بیروت: این دانشگاه قبلاً به مجموعه دانشگاهی بیروت معروف بود. اکنون به دانشگاه لبنانی- امریکایی بیروت معروف شده است و مرکز اصلی آن در غرب بیروت قرار دارد.نظام درسی این دانشگاه تابع نظام دانشگاهی امریکا و بر پایة دو نیمسال تحصیلی و واحدی است.دانشگاه بلمند: در 1988م تأسیس شد. دارای 6 دانشکده و 2 مدرسة عالی است که در آنها رشتههای مختلف نظری و عملـی به زبانهای انـگلیسی، فرانسوی و عربی تدریس میشوند. این دانشگاه در طرابلس قرار دارد.دانشگاه عربی بیروت: در 1960م تأسیس شد. دارای 7 دانشکدة ادبیات، حقوق، بازرگانی، علوم، پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی است و در شهر بیروت قرار دارد.این دانشگاه خصوصی وابسته به دانشگاه اسکندریة مصر است و زیر نظر آن اداره میشود و در بیشتر رشتههای علوم انسانی، فنی و ریاضی و علوم پزشکی دارای فعالیت است و نقش اساسی در افزایش فرصتهای برابر آموزشی در دنیای عرب ایفا کرده است. نحوة پذیرش دانشجو در دانشکدههای آن متفاوت است؛ زیرا برخی از آنها فقط به داشتن دیپلم اکتفا میکنند و برخی دیگر، امتحانات ورودی نیز برگزار میکنند. شهریة این دانشگاه برای هر سال تحصیل برحسب رشته از 2500 تا 3500 دلار امریکا در سال است.دانشگاه اسلامی لبنان: در سالهای اخیر، با گسترش جمعیت شیعیان و نیاز روزافزون آنها به کسب معارف و علوم جدید، دانشگاه اسلامی لبنان، براساس افکار و اندیشههای امام موسی صدر و با تلاش شیخ محمدمهدی شمسالدین، رئیس مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان، در خالده گشایش یافت که وابسته به این مجلس است. این دانشگاه دارای سه شعبه در سوریه و همچنین شعبههایی در برخی از شهرهای لبنان است. در ضمن، دارای 9 دانشکده است.این دانشگاه در بیشتر رشتههای علوم انسانی و فنی و ریاضی فعال است، ولی در حوزه علوم پزشکی، فقط در دوره پرستاری دانشکده دارد که قرار است در آینده دانشکده علوم پزشکی نیز در آن دایر شود. این دانشگاه هر روز در حال توسعه است و هماکنون دارای شعبههایی در صور و الزهرانی است. دانشگاه اسلامی لبنان، با برخی از دانشگاههای ایران ازجمله دانشگاه تهران دارای سند همکاری است.دانشگاه روحالقدس کاسلیک: وابسته به روحانیت مسیحی مارونی لبنان است و دروس آن براساس نظام آموزشی سالی- واحدی فرانسه تدریس میشوند و مرکز اصلی آن در منطقة کاسلیک قرار دارد.این نهاد آموزشی در واقع مدرسة علوم دینی مارونی (کاتولیک) بود که در سال 1962، به دانشگاه ارتقا یافت و در زمان حاضر، 13 دانشکده و 7 هزار دانشجو دارد.دانشگاه بینالمللی لبنان: رئیس این دانشگاه عبدالرحیم مراد (نماینده مجلس در دورههای قبل و همچنین وزیر پیشین دفاع) یکی از سرمایهداران مشهور لبنان است. این دانشگاه، کار خود را با یک دانشکده در استان بقاع شروع کرد و امروز در شهرهای بزرگ لبنان شعبه و دانشگاه دارد؛ بهعلاوه اینکه در کشورهای عربی نیز شعبه دارد.دانشگاه مجازی بیروت: این دانشگاه در 1996م تأسیس شد و اکنون بیش از 1200 دانشجو از 30 کشور جهان دارد. همة دانشجویان این دانشگاه غیرلبنانی هستند؛ زیرا قانون آموزش عالی لبنان دریافت مدرک ازطریق نامهنگاری را به رسمیت نشناخته است.از جمهوری اسلامی ایران، جامعةالمصطفی و شعبه دانشگاه آزاد اسلامی ایران، در لبنان فعالاند. پژوهشهایی نیز برای تأسیس شعبهای از دانشگاه تهران در رشتههای مورد نیاز لبنان مانند پزشکی، مهندسی و کشاورزی در این کشور، صورت گرفته است. در ضمن، حدود 70 دانشجوی ایرانی در لبنان مشغول به تحصیل هستند.مجوز تأسیس دانشگاه معارف ازسوی حزبالله نیز در سال 2012 ازسوی دولت لبنان صادر شده است.سایر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالیعلاوهبر اینها، دانشگاههای امام اوزاعی، دانشکدة مطالعات اسلامی وابسته به دارالفتوی و دانشکدة مطالعات اسلامی وابسته به دانشگاه جنان- که مراکز آموزشی وابسته به اهل سنت هستند- نیز در لبنان وجود دارند که به آموزش و پژوهشهای اسلامی میپردازند.دانشگاه امام اوزاعی، در حوزه علوم اسلامی فعال است، وقف علوم اسلامی است و مدیریت آن در اختیار اهل تسنن در لبنان میباشد و در بسیاری از کشورهای عربی شعبههایی دارد. این دانشگاه در رشته معارف اسلامی در دورههای کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری فعالیت دارد و شهریه آن، برای هر سال تحصیل 1200 تا 2000 دلار امریکاست.در این کشور، یک دانشگاه ارمنیزبان (دانشگاه هایگازیان) نیز وجود دارد که در 1995م تأسیس شده است.برخی دیگر از دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی لبنان عبارتاند از: دانشگاه نوتردام (وابسته به پاتریارکی مارونی)، دانشگاه آزاد عرب، دانشگاه آنتونین، دانشگاه المنار، انستیتو کفاعت، انستیتو مدیریت و بازرگانی بینالمللی، انستیتو فنّاوری ماتن، مرکز دانشگاهی فنّاوری و انستیتو عالی بازرگانی.عمدهترین ویژگیهای دانشگاههای لبنان را چنین میتوان برشمرد:1. دارا بودن بیش از 140 سال سابقة ارائة آموزش عالی به دانشجویان لبنانی و غیرلبنانی؛2. اعتبار بالا و بینالمللی برخی از مؤسسات آموزش عالی؛3. وجود دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی متنوع؛4. آزاد بودن دانشگاهها که باعث تضمین کیفیت و استاندارد آموزشی آنها میشود؛5. وجود بیش از 2500 دانشجو از سایر کشورهای عرب و کشورهای خارجی در دانشگاههای لبنان، برای داشتن آموزش عالی با کیفیت استاندارد؛6. آزادی دانشجویان در بیان نظرها، انجام پژوهشها، بحثهای سیاسی، مذاهب و فعالیتهای هنری؛7. پرورش روحیة دوستی، درک مقابل و فرهنگهای مختلف میان دانشجویان؛8. گسترش افقهای دید و تجربة فرهنگهای غنی، ازطریق تشویق دانشجویان به سفر و تحصیل در خارج از کشور بهوسیلة بسیاری از دانشگاهها.دانشگاههای یادشده همچنین دارای برخی از مشکلات هستند که مهمترین آنها عبارتاند از:1. نبود نظارت دولتی بر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی؛2. مداخلات آشکار دولت در دانشگاه عمومی لبنان که باعث دور شدن این دانشگاه، از انجام فعالیتهای مستقل آموزشی میشود.3. نبود نظارت دولتی بر سایر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی؛4. آثار منفی جنگها و درگیریهای مختلف بر روی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی لبنان.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیدر لبنان، نظام واحد آموزش عالی وجود ندارد و تنها براساس مصوبه دولتی سال 1996 ضوابط و شرایطی برای گشایش مراکز آموزش عالی تعیین شده است. تنوع فرهنگی و وابستگیهای طایفهای و مذهبی، مانع شکلگیری نظام ملی آموزش در این کشور شده است. سه رویکرد کاملاً متفاوت فرانسویزبان، انگلیسیزبان و عربی در حوزه آموزش عالی، نتیجة این تنوع فرهنگی است که در کنار تعدد روشها و نظامهای آموزشی امکان نظارت بر عملکرد آنها را سختتر کرده است (صدرهاشمی، 1392، ص 258).آموزش عالی در لبنان، در پی فعالیتهای بخش خصوصی، رشد و گسترش یافته است.در 1961م، قانونی به تصویب رسید که مؤسسات آموزش عالی را به دانشگاهها، کالجها و مؤسسات طبقهبندی و فعالیت آنها را مشخص کرد. در 1967م، قانون دیگری هیئت مشاوران عالی را بهمنظور عرضة رهنمودهایی در زمینة استانداردهای آموزشی و همچنین تضمین همکاری میان مؤسسات گوناگون آموزش عالی تأسیس کرد.در دسامبر 1967، در پی تظاهرات دانشجویان و استعفای اعضای هیئتعلمی، دولت قانون مهمی را برای دانشگاه عمومی لبنان به تصویب رساند.دولت لبنان، در سالهای 1968 و 1971، دوباره برنامههای آموزشی مدارس این کشور را تغییر داد و هدف هر دوره تحصیلی را اعلام و مواد امتحانی را نیز مشخص کرد.وزارت آموزش و آموزش عالی، مسئول قانونی کل آموزش در لبنان است. بااینحال، حق قانونی مدیریت دانشگاه عمومی لبنان، به وزیر این وزارتخانه واگذار شده است. ریاست آن همراه با شورای دانشگاه مسئول مدیریت و برنامهریزی آن هستند.هریک از دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی خصوصی لبنان، زیر نظر هیئتامنا یا هیئتمدیرهای اداره میشوند که تصمیمگیری نهایی در زمینة امور مالی، نحوة پذیرش دانشجویان، صدور مدارک تحصیلی و نظایر اینها- بهجز رشتة حقوق- برعهدة آنهاست. کلیة دانشکدههای حقوق، برطبق قانون، شاخهای از دانشگاه لبناناند. کارهای علمی را معمولاً اعضای هیئتعلمی در واحدهای آموزشی و کمیتههای علمی، انجام و سازمان میدهند.در لبنان، افزونبر دولت، مؤسسات و نهادهای خصوصی و حقوقی، احزاب و گروههای سیاسی و مذهبی نیز دانشگاهها و مؤسسات آموزشی ایجاد کردهاند و مشغول فعالیتهای آموزشی و تربیت نیروهای متخصصاند. در این مراکز آموزشی، عدهای از دانشجویان لبنانی و غیرلبنانی و بیشتر از کشورهای عربی، بهصورت بورس و یا آزاد، مشغول تحصیل هستند.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیاعضای هیئتعلمیتعداد اعضای هیئتعلمی دانشگاههای لبنان، بنابر آمار سال تحصیلی 2013م، بیش از 20000 نفر است.تعداد اعضای هیئتعلمی و کارکنان غیرهیئتعلمی و همچنین توزیع آنها در دانشگاههای عمومی و غیرعمومی، برای سه سال تحصیلی در جدول 1 ذکر شده است. بهطور متوسط تعداد آنها سالانه 10% افزایش مییابد. نسبت تعداد کل دانشآموزان به استادان نیز بهطور متوسط 10 به یک است. بهکارگیری اعضای هیئتعلمی قراردادی پارهوقت در دورة پیش از جنگ، بهخصوص در دانشگاه عمومی لبنان، در حد طبیعی بود. برای جلوگیری از مهاجرت، امروزه بیشتر اعضای هیئتعلمی را از بین افراد بومی استخدام میکنند و اعضای هیئتعلمی غیرلبنانی همواره در کمترین میزان خود هستند.رتبههای مربی، استادیار، دانشیار، استاد و معادلهای آنها و همچنین برنامة سنتی ترفیع- که براساس آموزش و پژوهش قرار دارد- در لبنان مرسوم است. بهکارگیری اعضای جدید، اعطای رتبهها و شرایط تصدی پستهای مدیریتی هر مؤسسه، بنابر آییننامههای هریک، با مؤسسات دیگر متفاوت است. با اینکه دانشگاههای لبنان به پژوهشهای اعضای هیئتعلمی در ترفیع و ارتقای آنها ترتیب اثر میدهند، اما پژوهش در این کشور، هنوز جایگاه اصلی خود را نیافته است؛ زیرا هنوز قانون مشخصی برای اعتباربخشی نشریات علمی وجود ندارد و کلیة نشریات اجازه دارند که خود را جزء نشریات علمی معرفی کنند، بیآنکه نظارت قانونی بر آنها صورت پذیرد.برخی از اعضای هیئتعلمی، حتی براساس مقالاتی که در روزنامهها منتشر میسازند، حکم ارتقای رتبه میگیرند و این امر نشاندهندة نبود معیار سنجش علمی دقیق است.در دانشگاه عمومی لبنان، همة اعضای تماموقت، در نهایت، نیاز به حکمی دارند که رئیسجمهوری صادر میکند. رئیس دانشگاه عمومی لبنان میزان ساعات تدریس و دیگر فعالیتهای اعضای هیئتعلمی را براساس بخشنامهها تعیین میکند. درحالیکه این موارد در مؤسسات عالی دیگر- که همگی خصوصی هستند- انعطافپذیرند.دانشجویاندر سال 2013، بیش از 195000 دانشجو در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی لبنان، مشغول تحصیل بودند که حدود نیمی از این دانشجویان در دانشگاه عمومی لبنان و نیمی دیگر در 41 دانشگاه و مؤسسة آموزش عالی این کشور مشغول به تحصیل بودند.بهجز بیشتر دانشجویان دانشگاه عمومی لبنان و بعضی از دانشجویان دانشگاه عربی بیروت، بیشتر دانشجویان دیگر، از طبقات پولدار هستند. فقط دانشجویان دانشگاه عمومی لبنان اتحادیة به رسمیت شناختهشدهای دارند و حق عضویت در شوراهای مختلف (ازجمله شورای عالی کل دانشگاه) را دارند.نرخ ثبتنام دانشجویان در دانشگاههای لبنان 3/46% است.آمارها نشانگر گرایش دانشجویان به تحصیل در دانشگاههای خصوصی است. میزان پذیرش دانشجویان در دانشگاه عمومی لبنان تقریباً ثابت است. نرخ افزایش دانشجویان حدود 4% است. 52% از دانشجویان دختر هستند.برنامههای درسی و امتحانات دورة کارشناسی و دورههای دیگر را اعضای هیئتها و واحدهای آموزش دانشگاههای مربوط برنامهریزی، تعیین، اصلاح و برگزار میکنند. دانشگاههای خصوصی و بعضی از دانشکدههای دانشگاه عمومی لبنان از نظام واحدی استفاده میکنند. دانشجویان، در طی دوره کارشناسی و بالاتر، بیشتر در بین دوره، وسط سال، پایان دوره و یا آخر سال ارزیابی میشوند. در این ارزیابیها از نظام سنتی نمرهدهی استفاده میشود.بهطورکلی شمار دانشجویان مشغول به تحصیل در رشتههای مختلف بهشرح زیر است:علوم اجتماعی، بازرگانی و حقوق (39%)، علوم انسانی و هنر (21%)، علوم پایه (16%)، مهندسی، (11%)، بهداشت و رفاه (8%)، تعلیموتربیت (2%)، خدمات عمومی (2%)، کشاورزی (1%).توزیع دانشجویان در دانشگاههای لبنان در سال 2012 در جدول 2 آمده است.جدول 2. تعداد دانشجویان دانشگاههای لبنان در سال 2012ردیفدانشگاه تعداددرصد1دانشگاه عمومی لبنان736983/382دانشگاه بینالمللی لبنان167217/83دانشگاه عربی بیروت113929/54دانشگاه سنت جوزف93629/45دانشگاه امریکایی بیروت78261/46دانشگاه روحالقدس کاسلیک774547دانشگاه هنرها، علوم و فنّاوری لبنان70236/38دانشگاه نوتردام68275/39دانشگاه امریکای لبنان63203/310دانشگاه امریکایی علم و فنّاوری50156/211دانشگاه بلمند47235/212دانشگاه امریکایی فرهنگ و آموزش44253/213سایر314453/1614جمع192522100منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیسرمایهگذاری در آموزش عالی این کشور، بیشتر به سه بخش سرمایهگذاری عمومی، خانوادهها و بخش خصوصی تقسیم میشود.هزینههای آموزش 1/13% تولید ناخالص داخلی است. 9% از کل هزینههای دولت به آموزش و 5/1% آن به آموزش عالی اختصاص دارد.سرمایهگذاری دولتی در بخش آموزش عالی لبنان، از 6/0% تولید ناخالص ملی تجاوز نمیکند که این رقم، پایینتر از کشورهای عضو همکاری توسعه اقتصادی و کشورهای دارای درآمد متوسط پایینتر یعنی حدود نصف آنها است؛ زیرا این کشورها 1% از درآمد ناخالص ملی خود را صرف آموزش عالی میکنند.در لبنان تفاوت معنیداری میان بازده آموزش خصوصی و عمومی وجود دارد. برایناساس میانگین نرخ بازده برای آموزش عالی عمومی تقریباً 7% و برای آموزش عالی خصوصی حدود 5/3% برآورد میشود.در لبنان خانوادههای معمولی، حدود 10 در صد از درآمدهای خود را به آموزش و بیش از 5/3% مخارج خود را به آموزش عالی اختصاص میدهند.دریافت شهریه، مهمترین منبع درآمد دانشگاههای خصوصی لبنان است. این دانشگاهها همچنین میتوانند منابع مالی خود را ازطریق درآمدهای بهدست آمده از اموال غیرمنقول و منقول، درآمدهای ناشی از طرحهای تولیدی و سرمایهگذاری خود ازطریق فعالیتهای مشاورهای و سرمایهگذاری، کمکهای مالی و کمکهای خیریه تأمین کنند. معافیت پرداخت شهریه نیز برمبنای تعداد دانشجو و ملاحظات دیگر است. برخی معافیتهای پرداخت شهریه به دانشجویانی که داخل دانشگاه، به انجام یک حرفه مشغول هستند، تعلق میگیرد. همچنین به اولیا شاغل در بخش خصوصی و بخش عمومی کمکهزینههای مالی تعلق میگیرد.از زمان تشکیل دولت لبنان، نظام آموزشی این کشور، براساس فعالیتهای بخش خصوصی، رشد کرده است.همة دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی لبنان، بهجز دانشگاه عمومی لبنان، از دانشجویان- اعم از لبنانی و یا غیرلبنانی- شهریه دریافت میکنند و شرایط آنها برای پذیرش دانشجویان لبنانی و غیرلبنانی تقریباً یکسان است. دانشجویان متعهد به خدمت در آموزش، کمکهزینة تحصیلی دریافت میکنند. درحالیکه در دیگر مؤسسات آموزش عالی لبنان، از دانشجویان شهریه دریافت میشود. کمکهای مالی، از رهگذر منابع خصوصی صورت میگیرد که خارجی یا ملی یا ترکیبی از این دو هستند. قانونگذاری، اداره و برنامهریزی این دانشگاهها را تشکیلات خصوصی برعهده دارند و تقریباً هیچ نوع نظارت دولتی بر آنها اعمال نمیشود.انجمن لبنان بریتانیا با ایجاد صندوق کمکهزینة تحصیلی در سال 1985 به شماری از دانشجویان لبنانی دورههای تحصیلات تکمیلی بورس و کمکهزینه تحصیلی اعطا میکند. بورسهای تحصیلی انجمن لبنان بریتانیا درحالحاضر، در مشارکت با بنیاد ادوارد سعید و با کمک مالی اتاقهای عربی انگلستان، از صندوق فرهنگی بازرگانی ارائه میشوند.برنامهها و اصلاحات پیشروبحرانهای سیاسی، تبعیضهای قومی، مذهبی و اجتماعی نظام آموزشی در لبنان را زیر تأثیر قرار داده است.این نظام آموزشی که با سرعت بسیار پایینی، در حال تحول است، با مشکلات خاصی روبهرو است که گاه میتواند به نتایج منفی در دانشآموزان و جامعه لبنان بینجامد. این نظام آموزشی، به اندازة کافی آمادهسازی دانشآموزان لبنانی را برای رویارویی با چالشهای گوناگون فکری، روانی و اجتماعی در کشوری که با فرهنگهای گوناگون خارجی روبهرو است، آماده نمیسازد.مدارس عمومی که با مشکلاتی مانند کمبود بودجه و امکانات روبهرو هستند و تلاش میکنند محیط آموزشی مناسبی برای دانشآموزان فراهم کنند. در محلههای فقیرنشین، ترک تحصیل، آمار بسیار بالایی دارد. اما بنیادی غیرعمومی با نام آموزش در لبنان میخواهد این مناسبات را متحول کند و بدین خاطر کمکهایی برای پیشرفت علم در مناطق غیرشهری و مردمی میکند. این بنیاد در تلاش است تا با ارائه کمک به آموزش رایگان از ترک تحصیل دانشآموزان بهعلت اختلاف طبقاتی جلوگیری کند. دولت نیز تلاش میکند برای کودکان فقیر، فرصت استفاده از آموزش با کیفیت بالا را فراهم آورد.تأکید بر زبانهای خارجی (عربی، انگلیسی و فرانسوی) شکاف بزرگی بین فقیر و غنی و همچنین بین افرادی که فرهنگ حامی شرق یا غرب هستند، ایجاد کرده است.کلاس درس نیز بیشتر آموزشگرگرا باقی مانده است، باتوجهبه بودجه کم اختصاص دادهشده به دانشآموزان، آنها برای یادگیری، نیازهای بیشتری دارند. بااینحال، امید است که اجرای نظام جدید که روشهای آموزش بهسمت سبکهمکاری بیشتر در یادگیری در کلاس، حل مسائل و فعالیتهای یادگیری ساختار یافته است، به آرامی تغییر کند.آزمونهای رسمی عمومی دشوار است و باعث میشود اضطراب زیادی به دانشآموزان و خانوادههای آنان وارد شود. این آزمونها بهشدت بر حفظ کردن بهجای درک مفاهیم تکیه دارند و میتوانند به میزان بالایی باعث شکست و یا ترک تحصیل نوجوانان شوند. این امر، باعث شده است که بسیاری از آموزشگران مدارس وقت زیادی صرف توضیح و آموزش محتوای امتحانات قبلی به دانشآموزان کنند و این باعث اتلاف وقت زیادی شده است. مدارس عمومی شلوغ است؛ در آنها نسبت آموزشگر به دانشآموز زیاد، و ورود به مدارس خصوصی برای بسیاری از دانشآموزان، عملاً غیرممکن شده است. نبود لوازم، تجهیزات و تسهیلات کافی برای دانشآموزان همراه با شهریه در مدارس خصوصی در طول سال مشکلساز شده است؛ بنابراین دستاورد نهایی این است که دانشآموزان ثروتمند امکان بیشتری برای عبور از امتحانات رسمی و ادامه دادن به تحصیلات خود، نسبت به دانشآموزان فقیر داشته باشد.اجرا، بسط، ارتقا و گسترش نظام آموزشی جدید و پوشش همة مدارس عمومی و بخش خصوصی، در برخی مناطق بهویژه مناطق دور افتاده، روستایی و فقیرنشین با مشکلانی روبهرو است و دولت باید تلاش کند با استفاده از امکانات آموزشی چندرسانهای، فنّاوریهای جدید و آموزش از دور، این کاستیها را جبران کند؛ علاوهبراین، لبنان نیاز به ساخت امکانات کافی و تجهیزات با فنّاوری بالا و بهروزتری برای اهداف آموزشی خود دارد. افزونبرآن، برنامههای درسی مدارس لبنان بیشتر نظری است و کمتر به نیازهای دانشآموزان میپردازد. از همه مهمتر، ارزیابی از کار دانشآموزان، باید در پایان هر سطح و ارزیابیهای داخلی در طول هر سال باید بهطور متناسب صورت بگیرد تا کاهش فشار عصبی در دانشآموزان، آموزشگران و والدین دانشآموزان به حداقل برسد. وزارت آموزش و آموزش عالی لبنان درصدد است که روش آموزشی این کشور را تغییر دهد و آموزش مهارتهای جدید را به برنامه درسی این کشور بیفزاید. یکی از مواردی که متخصصان حوزه آموزش این کشور بر آن تأکید دارند، ارائه خدمات آموزشی به آموزشگران علاوهبر دانشآموزان است. این متخصصان بر این باورند که کتابهای درسی کنونی آنچه را که آموزشگر باید به دانشآموز آموزش دهد، در اختیار وی قرار نمیدهد، ارائه مطالب به دانشآموز نیز نارساست و این کاستیها باید در سری جدید تغییرات نظام آموزشی جدید لحاظ شود. تخصیص بودجة لازم برای اجرای برنامههای آموزشی جدید، همچون احداث کتابخانهها و آزمایشگاههای مبتنیبر استانداردهای جهانی، از دیگر تغییراتی است که در سری دوم تغییرات نظام آموزشی در نظر خواهد شد.برخی از دانشگاههای لبنان یا شعب آنها، از فضا، امکانات دانشگاهی وکتابخانههای مناسب بیبهرهاند.در لبنان سفر به سایر کشورها برای ادامه تحصیلات و انجام فعالیتهای تجاری در میان مردم مرسوم است و آموزش عالی این کشور نیز متأثر از ارتباط باز تاریخی آن با دنیای خارج است. در این کشور همکاریهای بیندانشگاهی با مؤسسات آموزش عالی جهان زیاد است و کمتر دانشگاهی را میتوان یافت که موافقتنامههای همکاری با یک یا چند دانشگاه و مؤسسه آموزشی در منطقه و سایر کشورها منعقد نکرده باشد. وزارت آموزش و آموزش عالی لبنان باتوجهبه گسترش همکاریهای منطقهای و جهانی و نیز موافقتنامههای تجاری تلاش میکند تا دانشگاههای این کشور را براساس روند جهانیشدن به سطح قابل مقایسه و پذیرشی در بعد جهانی برساند؛ همچنین قراردادهای همکاری طولانیمدت با جهان خارج بهویژه برخی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا منعقد کرده است. این قراردادها راه را برای گسترش مبادلات علمی و فرهنگی و بینالمللی کردن آموزش عالی لبنان باز کرده است.ارتقای کیفت آموزشی، به رسمیت شناختن دوسویه مدارک تحصیلی و برنامة درسی، ازجمله موارد این قراردادهاست. برخی از دانشگاههای لبنان نیز شعبههایی در کشورهای عرب حوزه خلیج فارس باز کردهاند.اما این همکاریها، در میان دانشگاههای داخلی ضعیف است و این امر، اثر منفی بر روی فعالیتهای پژوهشی آنها گذاشته است. کمشمار بودن مرکز پژوهشی و در نتیجه پایین بودن سطح فعالیتهای پژوهشی، تأثیر منفی بر روی سطح آکادمیک اعضای هیئتعلمی و نیز کیفیت آموزشی این کشور گذاشته است. بهطوریکه شورای ملی پژوهشهای علمی لبنان- که نهادی عمومی و عهدهدار پشتیبانی از پژوهشهای علمی است- در سال 2005 فقط 34 طرح پژوهشی را در زمینههای گوناگون علمی تصویب کرد که تنها هفت مورد از آنها به علوم انسانی اختصاص داشت.ازاینرو وزارت آموزش و آموزش عالی در تلاش برای گسترش این مبادلات علمی برای گسترش و ارتقای فعالیتهای پژوهشی است.وزارت آموزش و آموزش عالی لبنان همچنین درصدد اجرای برنامههایی برای ارتقای کیفیت تدریس در دانشگاهها و ایجاد سازمانی ملی برای ارزیابی و تضمین کیفیت آنهاست؛ زیرا مراکز آموزش عالی خصوصی، اواخر دهة 1990 بدون داشتن فضا و امکانات آموزشی مناسب، گسترش چشمگیری یافتند، ولی این گسترش باعث کمتوجهی به کیفیت شد.ازجمله وظایف سازمان ملی برای ارزیابی و تضمین کیفیت دانشگاهها، تدوین معیارهای استاندارد آموزش عالی، ترویج و اشاعه اقدامات مناسب برای تضمین کیفیت با تعیین دامنه و جهتگیری کلی از طرح تضمین کیفیت و فرایندهای بهکارگرفته شده نظیر اعطای مجوز رسمی، اعتبارسنجی، انتشار اطلاعات درخصوص برنامهها و وضعیت علمی دانشگاهها، استقلال دانشگاهها، ساختار سازمانی مناسب، مسئولیتپذیری، نظارت بر عملکرد و ارزیابی مراکز آموزش عالی خواهد بود. البته وزارت آموزش و آموزش عالی لبنان، در این باره باید با ذینفعان آموزش عالی نظیر مدیران دانشگاهها، استادان، دانشجویان، آموزشگران، پژوهشگران و کارفرمایان صنایع، همکاری کند تا با یکدیگر درخصوص استقرار این سازمان ملی، به توافق برسند.همسو با تلاشها، اقداماتی برای آگاهی دانشگاهها از مدلها و تضمین کیفیت بالای آموزش عالی اروپا صورت گرفته است. ازجملة این اقدامات میتوان به طراحی و توسعة راهنمایی در زمینه تضمین کیفیت آموزش عالی، آموزش دانشگاهیان در این زمینه، تشویق و کمک به مؤسسات آموزش عالی برای ایجاد مراکز کیفیت و بهرهمندی از مزایای این برنامهها بسان پایهای برای بهبود سازمانهایشان است، که انتظار میرود نقش اساسی در تأثیرگذاری بر آموزش عالی در لبنان و افزایش کیفیت آنها داشته باشد.کتابشناسیاسلامیراد، علیرضا. (1387). جامعۀ چند فرهنگی لبنان و تأثیر آن بر برقراری دموکراسی (پایاننامه منتشر نشده کارشناسی ارشد). دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، دانشکده علوم سیاسی، تهران.بزی، عالی. (2009). الکفاءاتالعلمیة اللبنانیة، الاعداد للهجرة: اشکالیةالدولة والمواعظ و التنمیة فی لبنان. بیروت: دارالفارابی.خبرگزاری جمهوری اسلامی. (1385). دانشگاههای لبنان: پیونددهندگان نظر و عمل. بازیابی شده از: http://www.irna.ir/سیداوی، ا. ا. (1378).« لبنان»، ترجمة محمدحسن مصطفوی. گزیده مقالات دایرةالمعارف آموزش عالی (ج.2). تهران: مؤسسة پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی.صدرهاشمی، محمد. (1392). جامعه و فرهنگ لبنان. تهران: انتشارات بینالمللی الهدی.نادری سمیرمی، احمد. (1376). لبنان. تهران: وزارت امور خارجه.نورآقایی، آرش و علیزاده، ماندانا. (1387). لبنان.تهران: امیرکبیر، کتابهای جیبی. وزارة التربیة والتعلیم العالی. (2005). مشروع الخطة الوطنیة للتعلیم للجمیع (2005-2015). بیروت: الکاتب.وزارة التربیة والتعلیم العالی. (2006). الاستراتیجیة الوطنیةللتربیة والتعلیم فی لبنان. بازیابی شده از: www.laes.org/upload//editor.../ Vision%20Document%20Arabic.doc
Ammar, W. (2003). Health System and Reform in Lebanon. Beirut, Lebanon: World Health Organization, Eastern Mediterranean Regional Office.
Central Administration for Statistics. (2007). Statistical Yearbook 2007. Retrieved from: http://www.cas.gov.lb/ index.php/statistical-yearbook#2007
Center for Research and Development. (2009). Higher Education Enrollment Statistics. Beirut: Author.
Haugbolle, S. (2010). War and Memory in Lebanon. Cambridge: Cambridge University Press.
Issa Nauffal, D. (2005). Higher Education in Lebanon: Management Cultures and Their Impact on Performance (Ph.D. thesis). Retrieved from: http://etheses.bham.ac.uk/ 93/1/IssaNauffal05PhD.pdf.
Khochen, M. and Radford, J. “Attitudes of Teachers and Headteachers Towards Iinclusion in Lebanon”. International Journal of Inclusive Education, 16(2), 139-153.
Lebanese American University. (2003). Constitution of the Lebanese American University. Beirut: Author.
Nahas, C. (2009). Financing and Political Economy of Higher Education in Lebanon. Retrieved from: http://www. charbelnahas.org/textes/Economie_et_politiques_economiques/HigherEducationFinancing-Lebanon.pdf.
Tabbarah, R. (2000). The Education Sector in Lebanon 2000: With Special Emphasis on the Public System. Beirut: Middle East Research and Studies.
Traboulsi, F. (2007). A History of Modern Lebanon. London: Pluto Press.
http://www.higher-edu.gov.lb
احمد حیدری عبدی
نظام آموزش عالی لوکزامبورگ
Luxembourg Higher Education System
پایتخت: لوکزامبورگنوع حکومت: مشروطة سلطنتیزبان رسمی: فرانسوی، آلمانی، لوکزامبورگیمساحت: 2586 کیلومترمربعجمعیت: 537039 نفر (2013م)تعداد دانشجویان: 6157 نفر (2013م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 233 نفرتولید ناخالص ملی: 93/57 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 0/4% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 6/90% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیلوکزامبورگ ازجمله کشورهای اروپای غربی است که از شمال و شمالغربی با آلمان، از جنوب با فرانسه و از شرق با بلژیک هممرز است. بافت جمعیتی این کشور بسیار متراکم است و بیشتر ساکنان آن را افراد کهنسال تشکیل میدهند. بههمینعلت میزان مرگومیر در این کشور از تعداد نوزادان بیشتر است.دوپنجم جمعیت این کشور را بیگانگان، بهویژه افراد ایتالیاییتبار، تشکیل میدهند. جمعیت شهرنشین آن بیشتر در بخش جنوبشرقی و در حوالی شهر لوکزامبورگ سکونت گزیدهاند.کشاورزی در این کشور، رونق چندانی ندارد، چون شرایط طبیعی برای این کار چندان مناسب نیست. کشاورزی بسیار مکانیزه است و تولیدات عمدة آن گندم، جو، سیبزمینی و بهویژه انگور است. فعالیت اصلی مردم پرورش دام و تولید گوشت و شیر است.درآمد اصلی لوکزامبورگ، از راه صنایع سنگین بهدست میآید. کارخانجات ذوب فلزات آن، از واردات کک و سنگ آهن اداره میشوند؛ زیرا از منابع محلی هنوز بهرهبرداری نشده است. بهسبب مشکلات این صنعت، بهتازگی توجه به صنایع مکانیک و شیمی جلب شده است؛ بهعلاوه، صنایع سنتی نظیر صنایع غذایی، سرامیکسازی و عرقگیری نیز رواج دارد.اهمیت اقتصادی لوکزامبورگ، چندان با پهناوری اندک آن همگرایی ندارد. بخش گستردهای از تولیدات این کشور، به خارج صادر میشود. شبکة ارتباطی آن بسیار پیشرفته است. بهویژه که علاوهبر جاده و راهآهن، از راههای آبی نیز به بهترین شکل استفاده میشود.پیشینة تاریخی این کشور، به سدة دهم میلادی میرسد. کنت سیژفروی، در 963م، این منطقة راهبردی را به تصرف درآورد و آن را لوکزامبورگ نام نهاد.امپراتوری لوکزامبورگ در 1437م از هم پاشید. در 1443م، این کشور به دست دوکِ بورگنی افتاد و تا سدة نوزدهم میلادی زیر حاکمیت هلندیها بود.از 1814- 1795م، این کشور بخشی از فرانسه بهشمار میآمد و در 1867م، استقلال خود را بهدست آورد. طی جنگ جهانی اول، به تصرف آلمانیها درآمد. بعد از جنگ جهانی دوم- درحالیکه جزئی از حکومت رایش سوم بهشمار میآمد- دوشة بزرگ بیطرفی خود را به کنار گذاشت و به عضویت سازمان ملل و دیگر سازمانهای اروپایی و بینالمللی درآمد.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیبنابر قانون اساسی لوکزامبورگ، آموزش پایه در این کشور اجباری و رایگان است. آموزش رایگان و اجباری، دربرگیرندة همة شهروندان از 15-4 سال و شامل دو سال آموزش پیشدبستانی و نُه سال پس از آن است.باتوجهبه نبود ساختار دانشگاهی در لوکزامبورگ، همة شهروندان آن میتوانند دورههای عالی آموزشی را در داخل یا دانشگاههای خارج از کشور به انتخاب خود دنبال کنند. البته قانون استثنائاتی برای برخی مشاغل و حرفهها در نظر گرفته است.طی سالهای 1998-1990، اصلاحاتی در دورههای گوناگون آموزشی اجرا شد تا برنامههای تحصیلی و آموزش حرفهای، همخوانی بیشتری با بازار کار داشته باشند. در دورههای آموزش میانی عمومی، اصلاحات بهگونهای انجام گرفت که برنامهها بتوانند با چالشهای فراگیرة دانش روبهرو شوند. طرح جدیدی نیز، از 1986م، برای دورههای ابتدایی در دست مطالعه است. فنّاوری اطلاعات و ارتباطات نیز بهتدریج در برنامههای آموزشی همة سطوح وارد خواهد شد.بهرغم اصلاحات ساختاری انجامشده، نظام آموزش این کشور، با چالشهای دشواری روبهروست؛ ازجمله موفقیت تحصیلی، بهویژه در دورة میانی و فنی، همچنان با مشکل روبهروست؛ بنابراین، از پایان سالهای دهة 1990، تلاشهایی با اهداف زیر در حال انجام بوده است:1. اصلاح پیاپی پایههای آموزشی گوناگون با اولویت گذر از دورة ابتدایی به میانی؛2. بازاندیشی در چگونگی ارزیابی مهارتها؛3. بهبود آموزشهای ابتدایی و پیاپی آموزشگران با تمرکز هرچه بیشتر بر تحلیل روشهای اجرایی آموزش؛4. مشارکت مؤسسههای آموزشی در طرحهای توسعة سازمانی و آموزشی.از دیگر مشکلات پیشروی نظام آموزشی این کشور، شمار بالای دانشآموزان خارجی و سهزبانه بودن نظام آموزشی آن است. این مشکل با انتشار نتایج گزارش «برنامه ارزیابی دانشجویان بینالمللی» در سال 2000 بیشتر نمایان شد؛ چراکه در این گزارش لوکزامبورگ در میان 32 کشور اروپایی در رتبه 30 قرار گرفته بود. مجلس لوکزامبورگ تصمیم گرفته است براساس پیشنهاد سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، درباره جداسازی مدارس به دو زبان فرانسه و آلمانی عمل نکند و به روش سنتی خود ادامه دهد؛ بنابراین برای بهبود موقعیت خود در میان کشورهای اروپایی، راهبردهای جدید را در پیش گرفته است. توجه ویژه به دانشآموزان مهاجر، در سطح پیشدبستانی از سال 1990 در برنامههای آموزشی مدارس، قرار گرفت. اختصاص زمانی کوتاه، اما جدا از برنامه کلاسی برای آموزش به این دانشآموزان، به زبان لوکزامبورگی. در راستای همکاری با مجلس خبرگان اروپا در سال 2006، برنامه عملیاتی در سال 2007 برای انطباق زبانها در کلیه دورههای آموزشی تصویب شد. برپایه این برنامه عملیاتی، 66 اقدام برای بهبود مهارت زبان دانشآموزان در نظر گرفته شده است که میتواند سطح دانش زبان دانشآموزان را تا سطح عالی بهبود بخشد.در سال 2004، وزارت آموزش لوکزامبورگ رویکردی ژرف در اصلاحات آموزشی این کشور، پدید آورد. براساس آن، رویکرد آموزشی مدارس لوکزامبورگ، از دانشمحور به مهارتمحور تغییر کرد. در سال 2006 مهارتها و شایستگیهای اصلی که دانشآموزان بایستی در جریان این آموزشها بهدست آورند، مشخص شد و در سال 2007 مورد آزمون قرار گرفت. براساس نتایج بهدست آمده از این تغییر رویکرد، دانشآموزان بیشتری به آموزش عالی وارد شدند.افزونبرآن، آموزشهای پیشدبستانی برای کودکان سهساله بهصورت اختیاری، توسعه یافتند تا امکان آموزش بهتر زبان لوکزامبورگی را برای کودکان مهاجر، فراهم آورند؛ همچنین وزارت آموزش، برای برطرف کردن مشکل ارتباط متقابل دانشآموزان با آموزشگران، افرادی را بهعنوان مترجم در مدارس استخدام کرد تا فرایند آموزش را آسانتر کند. پس از آن، قانون پذیرش و یکپارچهسازی کلاسهای درس، در سال 2003، برای دورههای پیشدبستانی و میانی فنی توانست در بهبود کیفیت آموزش مؤثر واقع شود.بدینترتیب، نظام آموزش ملی لوکزامبورگ، با پافشاری بر اصولی چون بهبود یکپارچگی، اثربخشی و برابری را در سیاستگذاریهای آموزشی خود گنجاند.در سالهای گذشته، این کشور براساس اهداف توسعه هزاره سوم، کارهای آموزشی خود را براساس اهداف زیر راهبری کرده است:·دستیابی به آموزش ابتدایی جهانی؛·بهبود برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان از رهگذر آموزش.ساختار نظام آموزشیآموزش در لوکزامبورگ، سه دوره آموزش پایه، آموزش میانی و آموزش عالی را دربر میگیرد. آموزش از چهار تا شانزدهسالگی اجباری است و اداره و فراهم ساختن هزینههای آموزشی مدارس، بردوش دولت است. زبان آموزشی در مدارس به دوره آموزش بستگی دارد و آموزش بهصورت چندزبانه انجام میشود. بهگونهای که، در سطح پیشدبستانی و دو سال نخست ابتدایی زبان لوکزامبورگی برای زبان گفتوگو استفاده میشود. در سالهای نخست دورة ابتدایی، زبان آموزشی آلمانی است و از آغاز دوره میانی به بعد، از زبان فرانسه بهمثابة زبان آموزش استفاده میشود. در کنار مسئله سهزبانه بودن، حدود 40% جمعیت این کشور را مهاجران تشکیل میدهند؛ بدینترتیب سهم بالای جمعیت دانشآموزان مهاجر و سهزبانه بودن این کشور به چالشی برای نظام آموزش بدل شده است. بهگونهای که در گزارش مرکز سیاستگذاری آموزشی اروپا، در سال 2009 آمده است: از میان دانشآموزان خارجی دوره پیشدبستانی و دبستان که 40% جمعیت دانشآموزن را تشکیل میدهند، تنها 15% جذب آموزش عمومی دوره میانی میشوند. بیشتر این دانشآموزان، وارد دبیرستانهای فنی میشوند.آموزش پایه: دوره پیشدبستانی و ابتدایی را دربر میگیرد. این دورة آموزشی، در لوکزامبورگ اجباری بوده و از چهارسالگی در چهار دوره تحصیلی زیر شروع میشود:دورة نخست: کودکان سه تا پنجسال؛دورة دوم: شش تا هفتسالگی؛دورة سوم: هشت تا نُهسالگی؛دوره چهارم: ده تا یازدهسالگی.درسهای پایهای که در این دوره، به دانشآموزان آموزش داده میشود، عبارتاند از: سه زبان رسمی (لوکزامبورگی، فرانسه و آلمانی)، ریاضیات، علوم، تاریخ، جغرافیا، آموزشهای دینی، آموزههای اخلاقی، کاردستی، موسیقی و ورزش.روش تقسیم دورة ابتدایی به چهار دوره، نخستینبار در قانون 21 ژوئن 2009 معرفی شد. در دوره پیشدبستانی کودکان چهار و پنجساله در یک کلاس، آموزش میبینند. دورة دبستان که شش سال بهطول میانجامد، دارای سه دوره است. دوره پایینتر، دورة متوسط و دوره بالا. براساس گزارش مرکز سیاستگذاری اروپا، این سه دوره، تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند و بیشتر سبب آشنایی دانشآموزان با محیطهای آموزشی و شناسایی نیازهای آموزشی آنهاست. این دورهها بیشتر به دانشآموزان مهاجر کمک میکند تا خود را با محیط جدید سازگار سازند.آموزش میانی: این دوره آموزشی، بین شش تا هفت سال بهطول میانجامد. این دوره به دنبال پاسخگویی نیازها و علاقهمندیهای هریک از دانشآموزان است و دربرگیرنده نظامهای زیر است:نظام آموزش میانی عمومی: این نظام، با آموزش دانشآموزان در زمینة دانشهای پایه، همچون علوم انسانی، ادبیات، ریاضیات و علوم طبیعی مشابه دوره آمادهسازی برای ورود به آموزش عالی، عمل میکند. از دیگر ویژگیهای این نظام، داشتن دو جریان آموزشی سنتی و نوین است که برجستهترین تفاوت آنها، داشتن ساختار زبانشناختی متفاوت است. بهطوریکه علاوهبر آموزش سه زبان رسمی، زبان لاتین در برنامه آموزشی سنتی و انگلیسی در برنامه درسی نوین آموزش داده میشود. برنامههای درسی در کمیته موقت و زیر نظر وزارت آموزش برپایه گرایش آموزشی تقسیمبندی میشود. برنامة درسی در سالهای چهارم و پنجم، تا حدودی همسان با برنامة درسی سه سال اول این دوره، است. در این دوره، دانشآموزان این اختیار را دارند که از میان دو گرایش ادبیات و علوم یکی را برگزینند. تنها تفاوت این دو گرایش در میزان ساعتهای آموزش ریاضی در هفته است.دوره میانی فنی: این نظام، بر آموزشهای فنی پافشاری دارد و تنها در برخی موارد، میتواند به ورود دانشآموزان به آموزش عالی بینجامد. جدا از آموزشهای فنی که به این دانشآموزان داده میشود، دانشآموزان بایستی بهصورت اجباری، بهمدت سه سال، درسهای پایه دربرگیرنده: ریاضیات، زبان، علوم، فنّاوری، هنر، موسیقی، آموزشهای دینی، آموزههای اخلاقی و ورزش را بگذرانند.ساختار نظام سنتی با نظام فنی متفاوت است. این نظام، به چهار گرایش (فنی، مهارتآموزی فنی، حرفهای و مقدماتی) تفکیک میشود.همانطورکه پیشتر نیز اشاره شد، مدارسی که با هدف آمادهسازی دانشآموزان، برای ورود به آموزش عالی فعالیت میکنند، دبیرستانهای سنتی نامیده میشوند. دبیرستانهای سنتی لوکزامبورگ دبیرستان آتنه که در سال 1603 تأسیس شد و ازجمله قدیمترین مراکز آموزشی لوکزامبورگ است که همچنان به فعالیت خود ادامه داده است.در دوره میانی، مدارسی که آموزشهای فنی به دانشآموزان ارائه میدهند، دبیرستانهای فنی نامیده میشوند.برخی دبیرستانها نیز هر دو نوع آموزش فنی و کلاسیک را به دانشآموزان ارائه میدهند که دبیرستان فراگیرنامیده میشوند. شروع به کار این دبیرستانها، به دهه 1970 باز میگردد. این مدارس جریان آموزشی مشخصی ندارند و خیلی زود بهعلت مشکلات زبانشناختی از فعالیت باز میمانند.آموزش عالی: «دانشگاه لوکزامبورگ» نخستین و تنها دانشگاه لوکزامبورگ است که در سال 2003 پایهریزی شد. این دانشگاه چندزبانه و پژوهشی است و در سطح بینالمللی فعالیت دارد. دانشگاه لوکزامبورگ، سه مرکز آموزشی اصلی و قدیمی لوکزامبورگ همچون «مرکز دانشگاهی لوکزامبورگ»، «مؤسسة فنّاوری عالی»، «مؤسسة مطالعات عالی و پژوهش در آموزش» و «مؤسسة مطالعات آموزشی و اجتماعی» را دربر میگیرد و دارای سه دانشکده علوم، فنّاوری و ارتباطات، دانشکدة حقوق، اقتصاد و حسابداری و دانشکده زبان و ادبیات، علوم انسانی و آموزش و هنر است.همانگونه که پیشتر اشاره شد، دانشگاه لوکزامبورگ دانشگاهی بینالمللی است و تلاش دارد با همکنشی با دانشگاههای دنیا، اعتبار بینالمللی خود را حفظ کند. براساس دادههای ارائهشده ازسوی دانشگاه، در سال 2013، بیش از 60 تفاهمنامه برای تبادل دانشجو با دانشگاههای اروپا، آسیا و شمال امریکا و 214 موافقتنامه برای انجام برنامههای گوناگون آموزشی و پژوهشی، با دانشگاههای سراسر دنیا بسته شده است؛ همچنین، دانشجویان کارشناسی همة رشتههای این دانشگاه، میبایست دستکم یک نیمسال در دانشگاههای خارج از کشور، تحصیل کنند.دانشگاه تازه گشایشیافته لوکزامبورگ دارای ساختار اداری مستقلی نیست و همچنان از دورههای ساختیافته بهوسیلة مؤسساتی که پیشتر به آنها اشاره شد، بهره میگیرد. براساس برنامهریزیهای آموزشی، دانشگاه لوکزامبورگ، هماکنون در 11 رشته تحصیلی در دوره کارشناسی، 32 رشته تحصیلی در دوره کارشناسی ارشد و 5 رشته تحصیلی در دورة دکتری، دورههای مهارتهای فنی و دورههای آموزش در سراسر زندگی دانشجو میپذیرد. همه آموزشهای ارائهشده با نظام آموزشی بلونیا همسویی دارد. مدت زمان گذراندن دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد پنج سال و دوره دکتری سه سال است که کلاسها از مهرماه آغاز و تا تیرماه ادامه دارد.درحالحاضر آموزش عالی، دربرگیرنده دورههای زیر است:دورههای دانشگاهی: 2-1 سال آموزش دانشگاهی در رشتههای زبان، علوم انسانی، اقتصاد، حقوق و علوم. برنامة آموزش عالی در سال اول و دوم دانشگاه را عرضه میکنند و با برنامههای دانشگاهی کشورهای همسایه همخوانی دارند؛ بنابراین، دانشآموختگان این دورهها میتوانند برای ادامة تحصیل به آن کشورها نیز بروند.دورة آموزش عالی چهارساله: این دوره ازسوی مؤسسه فنّاوری عالی، برای تربیت مهندسین عرضه میشود.دورههای آموزش عالی سهساله: ویژه مهارتآموزی آموزشگران پیشدبستانی و دبستان، ازسوی مؤسسة مطالعات عالی و پژوهش در آموزش و مؤسسة مطالعات آموزشی و اجتماعی برگزار میشود.دوره کوتاهمدت مدیریت آموزش عالی: این دورهها دوسالهاند.کاردانی فنورز عالی: طول این دوره دو سال و دربرگیرنده شرکت در کلاس و انجام کارهای علمی است. این دوره در برخی مدارس فنی میانی و سازمانهای آموزشی نیز برگزار میشود. درحالحاضر، رشتههایی مانند حسابداری و مدیریت بنگاهها، امور اداری، بازاریابی و تجارت جهانی و نقاشی متحرک، در این دورهها آموزش داده میشود. در پایان این دورهها، برای فراگیران، مدرک کاردانی با ذکر تخصص صادر میشود. این دورهها، به دو شکل تماموقت سهساله و یا بهصورت آموزش ضمنخدمت دستکم نیمهوقت (ششساله) عرضه میشود. این مرکز، با همکاری مرکز دانشگاهی لوکزامبورگ، آموزش کارکنان آموزش ابتدایی و پیشدبستانی را نیز برعهده دارد. افزونبرآن، مرکز دانشگاهی لوکزامبورگ، با همکاری گروه حقوق و علوم اقتصادی، دورة کوتاهمدت دوسالهای در رشتة مدیریت نیز ایجاد کرده است. در پایان این دوره، به دانشآموختگان، مدرک کاردانی مدیریت با گرایشهای تجارت و بانکداری، مدیریت و نظارت بر بنگاهها و مدیریت دادهپردازی داده میشود.مؤسسة عالی فنّاوری لوکزامبورگ: از 1979م، مسئولیت برگزاری دورههای فنی در زمینة تولید، پژوهشهای کاربردی و خدمات را برعهده دارد. این دورهها بهصورت سنتی سهسالهاند و در پایان آنها به دانشآموختگان مدرک مهندسی فنی داده میشود. اما، از 1996م، برنامة آموزشی چهارسالة جدیدی، که برابر تحصیلات دانشگاهی است، تدارک دیده شد و دانشآموختگان این دورهها، مدرک مهندسی صنعتی دریافت میکنند. لازم است یادآوری شود که درحالحاضر، هیچ روش ارزشیابی خاصی در زمینة آموزش عالی در این کشور به کار بسته نمیشود.شورای روانشناسی و هدایت تحصیلی: این شورا، که در 1987م تأسیس شد، وظیفة تربیتی فراگیران و آموزشگران را بردوش دارد. افزونبرآن، این شورا هدایت تحصیلی دانشآموزان را به دورههای عالی و زندگی حرفهای نیز بردوش دارد؛ ازسویدیگر، این شورا، در صورت نیاز، بهگونهای کلی، به پدرها و مادرها، دانشآموختگان، مؤسسهها و مسئولان آموزش توصیههای مشورتی میدهد. باید اشاره کرد که همگی مؤسسههای آموزش میانی و دانشگاهی خدمات روانشناختی و راهنمایی تحصیلی دارند.عملیات محلی برای جوانان: از خدمات آموزش حرفهای وزارت ملی آموزش است. هدف از این عملیات، آسانسازی انتقال دانشآموزان به زندگی فعال است.متقاضیان همة رشتهها، بایستی مدرک دوره میانی عمومی، یا مدرک آزمون نهایی دوره میانی فنی و یا هر مدرکی که شایستگی آنها را برای ورود به آموزش عالی تأیید میکند، داشته باشند. در این میان، تنها ورود به دوره مهارتآموزی آموزشگران پیشدبستانی و دبستان، کمی دشوارتر از دیگر دورههاست. در ابتدا دانش داوطلبان در زمینة زبانهای رسمی کشور، آزمون میشود. پس از آن، متقاضیان برپایه نتایج آزمون زبان و نمرات و دوره میانی و آزمون پایانی دورة میانی، پذیرفته میشوند. در پایان آموزشهای دانشگاهی، دانشجویان برپایه رشته تحصیلی میتوانند وارد شغل ویژهای (آموزش دوره ابتدایی) شوند و یا میتوانند آموزشهای خود را در دورههای بالاتر در مؤسسات آموزشی بینالمللی همتراز ادامه دهند.دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالی دادههای آماری نظام آموزشی لوکزامبورگ، شامل آمار دورههای دبستان، میانی و آموزش عالی بر پایه آمارهای منتشرشده ازسوی بانک جهانی و یونسکو جمعآوری و در جدولهای زیر عرضه شده است. سیر تحول آماری دانشآموزان ثبتنامشده در دوره پیشدبستانی، دبستان و میانی در جدول 1 بازتاب یافته است. چند نکته درباره این دادهها درخور درنگ بیشتری است: نخست افزایش جمعیت فراگیران در مدارس خصوصی در دورههای بالاتر، بهطوریکه در سال 2011 در دوره پیشدبستانی حدود 9% از فراگیر در مدارس خصوصی تحصیل میکنند، درحالیکه این نسبت در همان سال، برای دورههای دبستان و میانی به حدود 90% میرسد؛ سپس روند رو به رشد جمعیت دانشآموزان در سالهای مورد اشاره.جدول 2. سیر تحول آماری جمعیت دانشجویی مدارس عالی در هر 100000 نفر جمعیتسال تحصیلیجمعیت199019952000200520062007200820092010دختران و پسران71/34460/46751/57478/62893/59555/61389/63421/83124/1088
(data.uis.unesco.org)
سیمای کلی جمعیت فراگیران نظام آموزش عالی لوکزامبورگ و جمعیت فراگیرانی که برای ادامه تحصیل از کشور خارج شدهاند، در جدولهای 2 و نگاره 1 نمایش داده شده است. نگاهی به سیر تحول جمعیت دانشجویان در سالهای 1990 تا 2010 نشان میدهد که افزایش دانشجویان تا سال 2009 با شیبی ملایم همراه بوده است. اما در سال 2009 این جمعیت بهطور چشمگیری با افزایش روبهرو شده است، که نشان از آن دارد که لوکزامبورگ، تا حدودی توانسته است همسو با اهداف آموزشی خود، حرکت کند؛ ازسویدیگر جدول 3 نمایی از توزیع جمعیت دانشجویی برپایه گروههای تحصیلی را نشان میدهد. همانگونه که جدول 3 نشان میدهد، تقاضا و حضور دانشجویان در گروه تحصیلی علوم اجتماعی، تجارت و حقوق در این سه سال، همواره بیشتر از دیگر گروههای آموزشی بوده است (این تحلیل بدون در نظر گرفتن جمعیت دانشجویی در دیگر گروهها ارائه شده است). این در حالی است که تقاضا برای ورود به گروههای تحصیلی آموزشی و مهندسی در این سالها، با کاهش روبهرو بوده است. در دیگر گروههای تحصیلی که در جدول به آنها اشاره شده است، جمعیت با درصد ملایمی رشد داشته است که این افزایش میتواند بهعلت افزایش جمعیت دانشجویی در این سالها نیز باشد. جدول 3. نسبت دانشجویان گروههای تحصیلی به کل دانشجویان در سالهای 2006، 2011 و 2012سالگروههای تحصیلی200620112012گروه آموزش7/228/165/16گروه هنر و علوم انسانی2/81/122/11گروه علوم اجتماعی، تجارت و حقوق2/453/473/46گروه علوم، ریاضی و رایانه4/82/1111گروه مهندسی، تولید و ساخت151/82/7گروه سلامت و رفاه4/05/43/7سایر گروهها8/807/748/72 مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی باتوجهبه تعداد اندک دانشآموزان در سن آموزش اجباری، نظام آموزشی لوکزامبورگ، از ساختاری کاملاً متمرکز برخوردار است، اما در برخی مدارس، نشانههایی از استقلال دیده میشود. بهطوریکه میتوان سه سطح از استقلال را برای مدارس لوکزامبورگ تعریف کرد: استقلال کامل (اختیار در تخصیص بودجه به منابع اجرایی در حال فعالیت در مدارس میانی لوکزامبورگی)، استقلال محدود (اختیار بهصورت محدود و در زمینههای: استخدام برای جانشینسازی آموزگار غایب در مدارس ابتدایی، دادن اضافهکار، برنامهریزی برای مهارتآموزی حین کار، کتابهای درسی در مدارس میانی، روشها، محتوای برنامههای آموزشی در مدارس میانی، قوانین مدرسه، تعدیل و تعویق مقررات، مقررات گروهبندی دانشآموزان، مقررات انتخاب دانشآموزان برای ثبتنام و در آخر، عدم استقلال (زمانبندی برنامههای آموزشی، کتابهای درسی در دوره ابتدایی، محتوای برنامة درسی در دوره ابتدایی، ارزیابی پیوستة دانشآموزان، تصمیمگیری در زمینه رد یا قبول دانشآموزان در یک دورة آموزشی، تخصیص بودجه کل مدرسه، تخصیص بودجه به منابع اجرایی در حال فعالیت در مدارس ابتدایی، مالیکت بر مواد آموزشی و همچنین ابزار قابل حمل و غیرقابل حمل، استخدام آموزشگران در سمتهای بلاتصدی، جایگزینی آموزشگران غایب در مدارس میانی، قوانین استخدامی آموزشگران، استفاده از منابع خصوصی برای تأمین کالا و خدمات اجرایی، استفاده از منابع خصوصی برای استخدام کارمندان غیرآموزش. براساس ملاحظات یادشده، میتوان دریافت که مدارس دوره ابتدایی و پیشدبستانی در موارد بسیار کمی استقلال دارند و در بیشتر موارد مهم، همچون سیاستگذاری برای مدرسه محدودیت دارند. در دورههای بالاتر آموزشی، مانند دورة میانی شرایط بهتر نیست و مدارس تنها در موارد خاص میتوانند تصمیمگیری کنند. بهطورکلی اختیارات آنها در سطح تصمیمهای اجرایی خلاصه میشود و در سطح کلان، قادر به تصمیمگیری نیستند.در کل، مسئولیت اصلی مدارس بردوش وزارت آموزش است. در این میان، مسئولیت آموزش ابتدایی بهصورت مشترک، برعهده وزارت آموزش و شهرداری کمونهاست. این وابستگی و کنترل مدارس، بهویژه در دورة ابتدایی، تا جایی پیش رفته است که برنامهها و کتابهای درسی، بهوسیلة کمیتهای تنظیم و پس از تصویب وزارت آموزش و مهارتآموزی حرفهای، برای اجرا به مدارس ابلاغ میشود؛ بدینترتیب و براساس برنامهدرسی ابلاغی، میتوانند شیوه آموزش خود را انتخاب کنند؛ بهطوریکه با برنامه درسی رسمی سازگاری داشته باشد و تأمین کارآیی و انتصاب آموزشگران، از وظایف آنهاست. دولت مرکزی دوسوم حقوق آموزشگران را فراهم میکند.در سطح ملی، نظارت بر آموزش برعهدة کمیسیون آموزش است، که صرفاً وابسته به مقامات محلی است. برنامههای تحصیلی و جدول زمانی آموزش، با پیشنهاد گروههای کاری، ازسوی وزارت یادشده تدوین میشود. آموزش آموزشگران (دیپلم بهعلاوة سه سال تحصیلات عالی) اغلب در سطح ملی- و بخشی از آن نیز ازطریق مؤسسههای تربیت آموزشگر محلی- انجام میشود. کسانی میتوانند به حرفة آموزشگری بپردازند که مدرک آموزشگری داشته باشند و در آزمونی که وزارت آموزش برگزار میکند، موفق شوند.آموزش میانی عمومی و فنی زیرنظر مستقیم وزارت آموزش برگزار میشود، و مدیریت بودجة آن نیز با این وزارت است. باتوجهبه اینکه در آموزش میانی بازرسی وجود ندارد، مسئولیت بازرسی و ارزیابی آموزشگران بردوش مدیران این مؤسسههای آموزشی است. جدول زمانبندی و برنامههای آموزشی، به پیشنهاد کمیسیون ملی برنامهریزی، متشکل از آموزشگران مؤسسههای مختلف آموزشی و گروههای کاری مختلف، و ازسوی وزارت آموزش تعیین و اعلام میشود. در کنار هر مؤسسة آموزشی، شورایی مشورتی به نام شورای آموزش وجود دارد.در این شورا، نمایندگانی از گروههای آموزشی و والدین همکاری میکنند. برنامة آموزشی دورة میانی بردوش حکومت مرکزی است و دارندگان مدرک دیپلم میانی، پس از چهار تا پنج سال ادامة تحصیل، در سطوح عالی، موفق به گرفتن آن میشوند.لوکزامبورگ تا 1996م از داشتن مجموعة قانونگذاری در آموزش عالی محروم بود و مؤسسههای آموزش عالی، هریک کارکنان قانونگذاری مخصوص خود داشتند. بهموجب قانون مصوب 1996م، اصلاحاتی در آموزش عالی ایجاد شد که اهداف زیر را دنبال میکرد:1. ایجاد آموزش پایه و پیاپی؛2. انجام پژوهشهای علمی و فنّاوری و همچنین ارزیابی نتایج آن؛3. نشر فرهنگ و اطلاعات علمی و فنّاوری؛4. ایجاد و گسترش همکاریِ میانمنطقهای، اروپایی و بینالمللی.وزارت آموزش ملی و آموزش حرفهای، مسئولیت تدوین لوایح قانونی در آموزش را برعهده دارد. ولی این لوایح، قبل از ارسال، برای رأیگیری و قانونگذاری، برای نظرخواهی، به مراجع دیگری ارسال میشود؛ بهعلاوه، وزارت یادشده برنامهریزی، مدیریت بودجة اختصاصیافته ازسوی دولت، و نظارت بر مدیریت مؤسسههای آموزشی را نیز بردوش دارد. مؤسسههای آموزش خصوصیای که از یارانههای دولتی استفاده میکنند، نیز ازطرف دولت موظف به رعایت همان مقررات دولتی هستند و زیرنظر وزارت آموزش ملی و آموزش حرفهای، فعالیت میکنند. فراگیران مؤسسههای آموزش خصوصی، چنانچه بخواهند مدرک رسمی آموزشی دریافت کنند، باید در آزمونی شرکت کنند که ازسوی دولت برگزار میشود.شورای عالی آموزش، بسان سازمانی عمومی- رایزنی در زمینة آموزش در تمامی دورهها انجام وظیفه میکند. اعضای این شورا، نمایندگان وزیر و نمایندگان تمامی بخشهایی هستند که در زمینة آموزش فعالیت دارند.علاوهبر ملاحظات کلی یادشده، قانون، مقررات مشترکی را برای مرکز دانشگاهی لوکزامبورگ و مؤسسة عالی فنّاوری در نظر گرفته است. از آن پس، این دو دارای کارکنان حقوقی شدهاند؛ بهعلاوه، آنها از استقلال مالی، اداری، آموزشی و علمی برخوردارند. مؤسسههای آموزش عالی، براساس حقوق خصوصی اداره میشوند.دفتر خدمات هماهنگی پژوهشی و نوآوری آموزش و فنّاوری در وزارت ملی آموزش، برنامههای اجرایی سالانه را، براساس اولویتهای اعلامشده ازسوی وزیر، تدوین میکند. این دفتر، علاوهبر همراهی و پیگیری طرحهای مختلف، در زمینة آموزش پیاپی آموزشگران نیز فعالیت میکند. از دیگر وظایف این دفتر ارزیابی نظام آموزش است.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیدر 1995م، بودجة آموزش ملی لوکزامبورگ، به حدود 17 میلیارد فرانک لوکزامبورگ رسید که نسبت به 1989م، حدود 50% رشد داشت. در این کشور، بودجة اختصاصیافته به آموزش، رتبة سوم را در بودجة جاری دولت به خود اختصاص داده است.در جدول 4 هزینههای آموزشی برحسب دلار، در کشور لوکزامبورگ، در سالهای 2011-1990 آورده شده است. این جدول که براساس گزارش سازمان ملل متحد استخراج شده، نشان میدهد از سال 1990 تا سال 2007 سیر این نشانگر بالا رفته و در سال 2008 با شیب نزولی برابر 24% کاهش داشته است. بعد از سال 2009 تا سال 2011 افزایش این هزینهها به حدود سال 2007 بازگشته است.جدول 4. هزینههای آموزشی کشور لوکزامبورگ در سالهای 2011-1990 (برحسب دلار)سالهزینههای آموزشی (به دلار)199042177530019914599992001992513292000199351679990019945533984001995708385300199671337450019976635419001998662919300199969016580020006403183002001632887100200266024720020037969700002004105023100020051140390000200611415100002007145645800020081525372000200911647730002010126630500020111507797000(سالنامه آماری سازمان ملل متحد،2012)همانطورکه جدول 5 نشان میدهد سهم هزینههای آموزشی از بودجه عمومی و از تولید ناخالص داخلی لوکزامبورگ، با گذشت زمان کاسته شده است. براساس گزارش اتحادیه اروپا در چند سال گذشته، این کشور عملکرد مناسبی در زمینه آموزش نداشته است که نتایج این گزارش، با کاهش هزینههای اختصاصدادهشده به آموزش (در همة سطوح) همخوانی دارد.کارکنان آموزشیکارکنان آموزشی، پس از دورههای ابتدایی، علاوهبر داشتن تحصیلات دانشگاهیِ لازم، باید دورههای کارآموزی سهسالهای را نیز بگذرانند؛ بهعلاوه، آموزش پیاپی و روزآمد کردن مهارتهای آموزشگران نیز از الزامات قانونیای است که دربارة همة آموزشگران اعمال میشود. اهدافی که برای آموزش پیاپی در نظر گرفتهشده عبارتاند از:1. پاسخگویی به خواست آموزشگران در روزآمد کردن مهارتهای علمی و تربیتی؛2. تسهیل مشارکت آموزشگران در پژوهشهای تربیتی و آموزشی در رشتههای گوناگون؛3. روزآمد کردن دانش آموزشگران فعّال در زمینههای نوآوری و اصلاحات آموزش؛4. کمک به آموزشگران برای استفاده از روشهای نوین آموزشی و وسایل آموزشی جدید.شرکت در دورههای آموزش پیاپی، اختیاری است. از 1992م، همة آموزشگران حق شرکت در دورههای آموزش پیاپی را حداقل به میزان 40 ساعت در سال دارند. این دورة چهل ساعته در پروندة کاری آنها معادل 20 واحد درسی دوساعته بهشمار میآید چنانچه شرایط کاری آموزشگران بهگونهای باشد که فرصت شرکت در این دورههای آموزشی را نداشته باشند، مبلغی بهمنزلة غرامت به آنها پرداخت میشود. به کسانی که 90 ساعت آموزش پیاپی را پشت سر بگذارند، مدرکی داده میشود که در ارتقای شغلی آنان تأثیر دارد. کتابشناسیجاودانی، حمید. (1383). «آموزش عالی لوکزامبورگ». دایرةالمعاف آموزش عالی (ج. 2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.
Alexander, S. and Bloomberg, R. (2013). Erawatch Country Reports 2011: Luxembourg. Retrieved from: https://rio.jrc. ec.europa.eu/en/file/7664/download?token=qP8VXXok
Bureau international d'éducation. (2001). Données Mondiales de l'Éducation. Geneva: Unesco.
Eurostat. (2014). The Ev in the World: A Statistical Poytrait. Luxembourg: Publications office of the European Union.
Eurydice. (2004). National Summary Sheets on Educational Systems in Europe and Ongoing Reforms: Luxembourg. Brussels: European Commission.
Eurydice. (2008).National Summary Sheets on Education Systems in Europe and Ongoing Reforms. Retrieved from: https://www .mzv.cz/file/334987/
Geyer, F. (2009). The Educational System in Luxembourg, CEPS Special Report. Retrieved from: http://aei.pitt.edu/ 14574/1/Includ%2Ded_FG_on_Ed_System_in_Luxembourg. pdf.
Larousse. (1989). Grand Dictionnaire Encyclopédique (V.2). Paris: Librairie Larousse.
Le Gouvernement du Grand-Duché de Luxembourg. (2011).Luxembourg 2020:National Reform Program for the Grand Duchy of Luxembourg. Retrieved from: https://odc. gouvernement.lu/dam-assets/publications/rapport-etude-analyse/programme-national-de-reforme/2011-pnr-luxembourg- 2020/2011-pnr-luxembourg-fr.pdf.
Ministère de l’Éducation Nationale et de la Formation Professionnelle. (1994). Rapport National sur le Développement de l´Éducation. http://www.ibe. unesco. org/fileadmin/user_upload/archive/National_Reports/ICE_1994/benin94.pdf.
Ministère de l’Éducation Nationale et de la Formation professionnelle. (1996). Développement de L´Éducation, Rapport National du Luxembourg. Genève: Unesco.
OECD. (2012). Education at a Glance 2012: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary.org/docserver/eag- 2012-en.pdf?expires=1539172148&id=id&accname= guest &checksum=553ECA26179FFE325847C29B2D5B7F13
Shewbridge, C., Ehren, M., Santiago, P. and Tamassia, C. (2012). OECD Reviews of Evaluation and Assessment in Education: Luxembourg 2012. Retrieved from: http:// www.oecd.org/education/school/OECD%20Reviews%20of%20Evaluation%20and%20Assessment%20in%20Education%20-%20Luxembourg.pdf.
The world Bank. (2014). Education Statistics. Retrieved from: https:// datapics. Worldbank.ogr/education/country /luxembourg
Unesco. (1999).Annuaire Statistique. Paris: Author.
United Nations. (2014). Statistical Yearbook. New York: Author.
http://appsso.eurostat.ec.europa.eu/nui/setupDownloads.do
http:// data.uis.unesco.org/Index.aspx?data Setcode=edulit_ds
http://mavoieproeurope.onisep.fr/en/initial-vocational-education-and-training-in-europe/luxembourg/_
http://www.indexmundi.com/facts/luxembourg/education-expenditure
https://www.quandl.com/
شادی روحانی، حمید جاودانی
نظام آموزش عالی لهستان
Polish Higher Education System
پایتخت: ورشو نوع حکومت: جمهوری چندحزبیزبان رسمی: لهستانیمساحت: 304255 کیلومترمربع خشکی و 8430 کیلومترمربع دریاجمعیت: 38346279نفر(2014م)تعداد دانشجویان: 1550000 (2013م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 98735 (2013م)تولید ناخالص ملی: 2/481 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 9/4% (2014م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 6/11% (2014م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیکشور لهستان در اروپای مرکزی و در شرق آلمان قرار گرفته است. این کشور، دارای 16 استان و ورشو پایتخت آن است. لهستان از شمال به دریای بالتیک محدود میشود و خط ساحلی آن 440 کیلومتر است. در شرق با بلاروس، لیتوانیا و اکراین و در جنوب با اسلوواکی، در غرب با جمهوری چک و آلمان هممرز است. بهطورکلی، سراسر سرزمین لهستان جلگهای و هموار و ارتفاع 87% از مساحت اینکشور از سطح دریا به 300 متر نمیرسد؛ زیرا شمال و مرکز لهستان دنباله جلگه بزرگاروپای شمالی است. بریدگیهای ساحلی لهستان، در کنارههای بالتیک واقع است.جنوب لهستان را کوههای کارپات دربرگرفتهاند. رودهای اودر و نیسه در غرب لهستان جریان دارند. سه جریان آبوهوایی در لهستان وجود دارد: تودة آبوهوایی اقیانوسی از غرب، آبوهوای سرد و قطبی از اسکاندیناوی و روسیه و آبوهوای استوایی از جنوب. در زمستانها جریان سرد و قطبی غالب است و در اواخر تابستان و پاییز، آبوهوای نیمه گرمسیری روزهای دلپذیری را به همراه میآورد. بلندترین نقطة لهستان، کوه ریسی با ارتفاع 2499 متر که در جنوب لهستان و هممرز با اسلوواکی در میان کوهستان کارپات قرار دارد. زیبایی لهستان، بهخاطر جنگلهای انبوه، رودها و دشتهای پهناور و کوههای بلند است. منابع طبیعی این کشور را زغال، گوگرد، مس، گازهای طبیعی، نقره، نمک، کهربا، و مناطق قابل زرع تشکیل میدهد.لهستان ازنظر تاریخی، منطقهای با درگیریها و جنگهای بسیار و سرزمینی پهناور است که مرز طبیعی هم ندارد و حتی درگیر جنگ جهانی دوم نیز شده است (Central Intelligence Agency, 2013).تاریخ لهستان بهمثابة حکومت، به اواسط سده دهم میلادی برمیگردد. تا میانه سده شانزدهم میلادی، قبایل لهستانی- لیتوانیایی، در اروپای شرقی و مرکزی حکمرانی میکردند. در سده هجدهم میلادی آشوبهای داخلی این سرزمین را تضعیف کرد. در سال ۱۹۳۹ و پس از جنگ جهانی اول، پیمان محرمانه عدم تجاوز بین هیتلر (آلمان) و استالین (شوروی)، موسوم به پیمان موتولوفروبین تروپ امضا و این دو کشور لهستان را بهطور مخفیانه، بین خود تقسیم کردند و با هم قرار گذاشتند که شوروی از شرق و آلمان از غرب، لهستان را اشغال کنند. در ژوئن ۱۹۴۱، ارتش هیلتر با نادیده گرفتن پیمان خود با شوروی، به این کشور حمله کرد، در جریان این حمله، کلیة خاک لهستان به اشغال نازیها درآمد. در دوران اشغال لهستان، نازیها تلاش کردند تا فرهنگ لهستانی را ریشهکن و فرهنگ نازیستی را جانشین آن کنند. با پیشروی ارتش شوروی بهسمت ورشو، لهستانیهای این شهر، علیه اشغالگران نازی شورش کردند که به شورش ورشو مشهور هست. هدف این شورش این بود که اداره ورشو و لهستان، پس از خروج آلمانیها در دست لهستانیها باقی بماند. ارتش شوروی که از این شورش مطلع شده بود، از پیشروی بهسوی ورشو باز ایستاد و ارتش آلمان توانست این قیام را سرکوب کند؛ همچنین در ۱۶ اوت ۱۹۴۵ لهستان مرزهای خود را با شوروی تعیین کرد. قانون اساسی جدید در سال ۱۹۵۲ از لهستان نظام دموکراتیک خلق که به نوعی تأثیرپذیری از شوروی داشت، به وجود آورد. در سال ۱۹۵۵ لهستان، به عضویت پیمان ورشو درآمد و همچنین سیاست خارجی لهستان، کاملاً مطابق و الگوبرداریشده از شوروی بود. ورشو، پایتخت لهستان دارای ساختمانهای نوسازیشده، با معماری تاریخی است که بیشتر آنها، در طول جنگ جهانی دوم ویران شدند، اما به زیبایی در تاریخ این کشور حفظ شدهاند. از زمان روی کار آمدن گورباچف در شوروی در سال 1986 بهویژه پس از سفر وی به ورشو در سال 1985 ضدیت حزب کمونیست لهستان با اتحادیه همبستگی رفتهرفته کمرنگتر شد و از مرحلة آزادسازی اعضای برجسته و رهبران این اتحادیه از زندان در سال 1986 و دادن مجوزهای لازم برای فعالیتهای قانونی آنها، به مشارکت واحد در انتخابات مجلسی آغاز و در نهایت به ریاستجمهوری رهبر همبستگی لخ والسا در آخرین روزهای سال 1990 منجر شد.لهستان در 2004م به عضویت اتحادیة اروپا درآمد. گروههای نژادی در لهستان، طبق برآوردها در سال 2011 شامل لهستانی 9/96%، سیلسیایی 1/1%؛ آلمانی 2/0%، اکراینی 1/0% و 7/1% است. 9/96% زبان رسمی لهستانی است. اگرچه کاشوب بهمثابة زبان آن بخش از اروپا شناخته شده است. 2/87% از مردم لهستان کاتولیک و 3/1% ارتودوکس، 4/0% پروتستان و 4/0% دیگر دارای مذاهب دیگری هستند. 6/14% از جمعیت این کشور، گروه سنی زیر 14 سالاند، 9/11% طبق دادههای سال 2012 گروه سنی 24-15 سال، 8/43% گروه سنی 54-25 سال، 7/14% گروه سنی 64-55 سال و 5/14% بالای 65 سالاند. باتوجهبه دادههای موجود در 2014م این کشور، کشوری جوان و نرخ رشد جمعیت 77/9 در هر 1000 نفر است و لهستان از این نظر، دویستمین کشور جهان است. امید به زندگی در لهستان 65/76 سال است که این عدد برای مردان 74/72 سال و برای زنان 8/80 سال در سال 2014 گزارش شده است. 7/99% از جمعیت بالای 15 سال در این کشور سواد خواندن و نوشتن دارند (Central Intelligence Agency, 2013).لهستان سیاست اقتصادی آزادی را از سال 1990 دنبال کرده است و اقتصاد لهستان، تنها اقتصادی بود که از رکود در سال 2009-2008 جلوگیری کرد. اگرچه اقتصاد لهستان در پنج سال گذشته وضعیت خوبی داشته ولی رشد آن در سال 2012 و 2013 به آهستگی صورت گرفته است؛ بهعلت شرایط سخت اقتصادی موجود، تولید ناخالص داخلی در این کشور در سال 2013 برابر با 814 میلیارد دلار و نرخ رشد واقعی 3/1% بوده است. واحد پول این کشور زلوتی و هر دلار برابر با 73/3 زلوتی است.قوای سهگانه در لهستان شامل قوه مجریه، قوه قضائیه و قوه قانونگذاری است.رئیسجمهور در رأس کشور قرار دارد و هر پنج سال یکبار، ازطریق انتخابات برگزیده میشود که انتخابات بعدی در سال 2015 باید در لهستان انجام شود. رئیس دولت، نخستوزیر و در کنار او قائم مقام قرار دارد.محصولات کشاورزی لهستان، شامل سیبزمینی، میوه، سبزیجات، غلات، تخممرغ و لبنیات است و 9/12% از نیروی کار این کشور، بر طبق سال 2010 در بخش کشاورزی مشغول هستند. قبل از جنگ جهانی دوم، اقتصاد لهستان بهصورت بازار آزاد و مبنیبر کشاورزی و با ارجحیت تولید و حفاری بود، اما با آغاز قوانین کومنیستی در دهه 40، این کشور، بهطور عمده بخش صنعت خود را گسترش داد و اقتصاد آن بهوسیلة خود ایالت و طبق الگوی روسیه اداره میشد. صنایع عمده در این کشور شامل صنایع مربوط به ساختمانسازی، آهن و فولاد و معادن زغالسنگ، فراوری غذا، شیشهسازی، نساجی و نوشابه است و 2/30% از نیروی کار در این بخش، فعالیت دارند. نرخ رشد محصولات صنعتی 2/5% بوده است (2013م). 57% از نیروی کار در بخشهای خدماتی مشغول هستند. شمار کل نیروی کار 22/18 میلیون نفر بوده است (2013م) و نرخ بیکاری 3/10% و از این نظر این کشور در رتبة 109 در جهان قرار دارد. ارزش نشانگر توسعة انسانی در این کشور، از سال 1980 تا 2013 بهصورت زیر بوده است (نگاره 1): نگاره 1. ارزش نشانگر توسعه انسانی
(hdr.undp.org)
که این نشان میدهد لهستان در میزان نشانگر توسعة انسانی از سال 2000 تا 2013 سالانه 48/0 رشد داشته است.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیپایههای اصلی برای نظام آموزشی مدارس و آموزش عالی، بهوسیلة قانون اساسی جمهوری لهستان ایجاد شده است. مادة مربوط به آموزش آن، اشاره به آزادی پایه و حقوق شهروندان که هرکس حق دسترسی به آموزش را دارد، آموزش اجباری تا هجدهسالگی است، آموزش در مدارس رایگان است و بنا به صلاحدید مجلس، مؤسسات آموزش عالی نیز برای ایجاد خدمات آموزشی، میتوانند رایگان باشند. والدین برای انتخاب مدرسة فرزندانشان، حتی مدارس عمومی آزادند. مقامات دولتی، دسترسی آسان برای شهروندان ایجاد میکنند؛ بدینمنظور آنها حمایتهای مالی لازم را برای تأسیس و حمایتهای ساختاری برای دانشآموزان انجام میدهند (International Bureau of Education, 2011).استقلال مؤسسات آموزشی ازسوی قوانین مجلس فراهم شده است. نظام آموزشی سال 1991 آموزش را بهمثابة بخشی از رفاه عمومی کل جامعه تعریف میکند. آموزشی که به نظام و ارزشهای مسیحیت مبنیبر قوانین اخلاقی جهانی احترام میگذارد. آموزشی که حس مسئولیتپذیری جوانان، تعلق داشتن به سرزمین و احترام به میراث فرهنگی لهستان را ایجاد میکند و همهنگام، پذیرای فرهنگ و ارزشهای گوناگون در جهان است. هدف مدرسه، ایجاد شرایط لازم برای توسعه و رشد فردی برای پذیرفتن مسئولیتهای خانواده و وظایف شهروندی مبنیبر قوانین مردمسالاری و قانونی است (Eurydice et al., 2010).نظام آموزشی باید افزونبر اهداف و مسائل دیگر، زیرساختهای حقوقی برای یادگیری هر فرد را ایجاد و نیز از حق کودکان و بزرگسالان برای دستیابی به آموزش دفاع کند. حمایتهای لازم، باید در مدارس برای پشتیبانی از نقش آموزشی خانوادهها، احتمالهای موجود برای گشایش و ادارة مدارس و مؤسسات، تنظیم محتوا، روشها و نظام آموزش دانشآموزان، تواناییهای روانی- فیزیکی، احتمال ورود کودکان معلول در همة دورههای آموزشی، به عمل آید.هدف کلی راهبردی توسعة آموزش عالی این کشور از سال 2007 تا بهبود کیفیت در سال 2013، ارتقای سطح آموزش جامعه را تضمین میکند؛ راهبردی که نظام آموزش عالی لهستان را به تصویر میکشد، شرایطی را برای پیشرفت دانشجویان، استفادة کامل از تواناییهای آنها و دستیابی به اهداف شخصی آنان ایجاد میکند. دانشآموزان را به شرکتکنندگانی فعال و مسئول در جامعه تبدیل و باعث انجام فعالیتهای اقتصادی- فرهنگی در سطح جامعة محلی میشود، فعالیتها را در سطح ملی و جهانی افزایش میدهد، با گروههای اجتماعی و اقلیتی، در جامعه ارتباط برقرار میکند و به گسترش زمینههای علوم- فنّاوری و جهانیسازی پاسخگو میسازد (Eurydice, 2010).نظام آموزشی کشور، بر پایة قانون آموزشی 7 سپتامبر 1991 اداره میشود که آخرین بار در اوت 2011 همانند قوانین و مقررات اصلاح شد. هدف مرحله بعدی اصلاحیه 1995، تمرکززدایی و کنترل همزمان و کاربست آموزش با کیفیت در چهارچوب نظارت بر آموزش است که هیئت دولت تعیین میکند؛ همچنین انگارة برنامة درسی اصلی را معرفی میکند که شناسایی معیارها برای ارزیابی مدرسهمحور و بایستههای آزمونها را نشان میدهد. در قانون خاص 26 ژانویه 1982، وضعیت حرفهای تدریس بهمثابة منشور آموزشگران، تعریف میشود (International Bureau of Education, 2011).در گذشته، آموزش اجباری 8 برنامة آموزشی مقدماتی هشتساله را پوشش میداد. طبق ساختار جدید نظام آموزشی معرفیشده در سال 1999، آموزش مقدماتی برنامه ششساله و تحصیلات مازسویه بهصورت سهساله اجباری است. ساختار جدید جمهوری لهستان، که در دوم آوریل 1997 پذیرفته شد، آموزش اجباری را تا هجدهسالگی تعمیم داد. ماده 70 قانون بیان میکند که هر کس باید حق آموزش داشته و آموزش عمومی باید رایگان باشد و مقامات دولتی باید از دستیابی برابر و جهانی برای همة شهروندان اطمینان حاصل کنند. یکسال آموزش پیشدبستانی از سال 2005-2004 برای ششسالگی اجباری است.از سپتامبر 2009 همة پنجسالهها حق قانونی آموزش پیشدبستانی را در مؤسسات ارائهدهندة آموزش پیشدبستانی دارند تا برای ورود به دبستان در شش تا هفتسالگی آمادگی لازم را پیدا کنند (International Bureau of Education, 2011).در قانون کنونی، مسائل آموزشی عالی با قانون 27 جولای 2005 اداره میشود و نیز مصوبه 14 مارس 2003 مدارج دانشگاهی و نیز مدرکهای دانشگاههای هنر را مشخص میکند. نخستین گام اصلاحات در 18 مارس 2010 در علوم برداشته شد. هدف از بهکارگیری این تغییرات نظاممند، اطمینانیابی از کیفیت آموزش عالی برای دانشجویان لهستانی است؛ برای مثال، آمادگی بهتر در برابر تغییرات سریع اقتصادی، امکان مشارکت گسترده در طرحهای پژوهشی بینالمللی برای خبرگان لهستانی و ایجاد چشماندازی برای گسترش مداوم و افزایش پایدار پژوهشها و امکانات تدریس برای مؤسسات آموزش عالی لهستان است.آموزش عالی در بین حوزههای در حال پیشرفت زندگی اجتماعی در لهستان و در 20 سال اخیر، زیر تأثیر تغییرات مؤسسهای و نیز کمّیگرایی بوده است.برپایة قانون مصوب30 آوریل 2014، قوانین پایه در نظام آموزش عالی شامل موارد زیر است:1. مؤسسات آموزش عالی در همة حیطههای فعالیت خودمختارند؛ 2. فعالیتهای مؤسسات آموزش عالی با آزادی تدریس، آزادی پژوهش و آزادی فعالیتهای هنری انجام میشود؛ 3. مؤسسات آموزش عالی، اعضای بههم پیوستهای را در نظام پژوهش و آموزش، برای دستیابی به حقیقت از رهگذر پژوهش و تدریس به دانشجویان تشکیل میدهد؛ 4. مؤسسات آموزش عالی با محیطهای اجتماعی- اقتصادی، مخصوصاً در زمینة پژوهش و توسعه همکاری میکنند؛ 5. مدیریت حکومتی و دولت محلی، ممکن است تصمیماتی را فقط در زمینهای که مجلس اجازه میدهد، دربارة آموزش عالی بگیرند.بهخصوص یک نهاد آموزش عالی حق اجرای پژوهشها و توسعة فعالیتها و تعریف اهدافش را دارد و میتواند با واحدهای آموزشی دیگری مانند مراکز خارجی، در زمینة پژوهش و توسعه همکاری داشته باشد و شرایط و روند ثبتنام را تعیین کند؛ همچنین پیشنویس برنامههای مطالعاتی و درسی را برمبنای نتایج یادگیری تعریفشده در چهارچوب صلاحیتهای ملی برای نهادهای آموزش عالی تعریف کند.آموزش بزرگسالان و سایر سطوح آموزش در مجموع با قوانین مجزایی تنظیم نشدهاند. مقررات مربوط به آموزش پایه و آموزش عالی نیز به آموزش بزرگسالان و تربیت آنها توجه دارد، اما تنها به برنامهها و نیمسالهایی تأکید دارد که در مدارس و نهادهای آموزش عالی برای آنها ارائه میشود (Eurydice, 2014).افزونبراین، نظام آموزشی ویژهای برای افراد بیکار و گونهای از جویندگان شغلهای ویژه، براساس قانون 20 آوریل 2004، برای توسعة اشتغال در لهستان در نظر گرفته شده است. نهادهای ارائهدهندة این دورهها، از بودجة عمومی برخوردار میشوند.ساختار نظام آموزشیاز سال 1989 با فروپاشی رژیم سابق شوروی، نظام آموزشی لهستان، دچار تغییرات ژرف در همة زمینههای ساختاری، سازماندهی، مدیریت و برنامه درسی شد. در نتیجه ویژگیهای زیر در آن ظاهر شده است:ترکیبی از مدیریت مرکزی و تمرکززدایی، از مدیریت مدارس که در آن مسئولان دولتی مسئول هستند.نظام آزمونهای خارجی که در پایان هر دوره آموزشی انجام میشود. دانشآموزان ابتدایی و میانی به ناگزیر به گذراندن این آزمونها هستند، اما برای دانشآموختگان مدارس بالاتر از میانی، این امتحانات اختیاری است. باوجوداین، همة دانشآموزان مشتاق ادامة تحصیل در مرحلة سوم، باید آزمون نهایی را که آزمون پایان دوره میانی نامیده میشود، بگذرانند.مفهومسازیهای ویژهای از وضعیت آموزشگران وجود دارد که در منشور آموزشگران بازتاب یافته و دربرگیرنده شرایط پذیرش، پاداشدهی و اخراج آموزشگران از معلمی است.آموزش عمومی بر آموزش خصوصی پیشی گرفته است. در آموزش پایه، شمار دانشآموزانی که در مدارس عمومی شرکت میکنند، بر شمار دانشآموزانی که در مدارس خصوصی شرکت میکنند، پیشی گرفته است؛ همچنین در آموزش عالی نیز بیشتر دانشجویان در دانشگاههای عمومی ثبتنام میکنند.وزارت آموزش ملی، برنامة درسی اصلی را برای پیشدبستانی، آموزش حرفهای و عمومی آماده میکند؛ همچنین چهارچوب زمانی برای مدارس عمومی و بایستههایی را که باید برای برنامة درسی مدارس استفاده شود، تعیین میکند. برنامة درسی اصلی چهارچوبی را برای نظام اصلاحشدة مدرسه که مبنیبر قوانین مدرسه است، فراهم میکند؛ علاوهبراین، مدارس بهطور جداگانه دربارة محتوای برنامة درسی خود، چشمانداز و روشهای بهکارگیری آنها، تصمیم میگیرند. این تصمیمها با مشارکت جمعی آموزشگران و پس از مشورت با خانوادهها و در نظر گرفتن نیازهای دانشآموزان، شرایط مدرسه و وضعیت محلی، گرفته میشود. برنامة درسی اصلی، برای اطمینانیابی از وحدت نظام آموزشی با تعیین مبانی پایه تعریف میشود که دربرگیرنده مجموعهای از محتواها و هدفهای خاصی است. این چهارچوب مستند، فضای کافی برای آموزشگران، برای گسترش برنامههای جزئیتر و فعالیتهای خودمختارانه ایجاد میکند.نتایج دانشآموزان در خواندن و ریاضیات برجسته است و مهارتهای خود را در این زمینه افزایش دادهاند (Eurydice, 2014).نظام آموزشی لهستان، دربرگیرنده نهادهای پیشدبستانی، دبستانی، دوره نخست میانی و دوره دوم میانی و نیز مدارسی است که در دوره سوم نیستند. در قانون جدید نهادهای آموزش عالی، نظام آموزشی جداگانهای را شکل میدهند.آموزش پیشدبستانی: این آموزش برای کودکان 6-3 سال است. شرکت در پیشدبستانی در ششسالگی تقریباً جهانی است. قبلاً در سال تحصیلی 2014-2013 کودکان در هفتسالگی مدرسه را شروع میکردند، اما از سال 2015-2014 شروع مدرسه در ششسالگی اجباری شد. بعضی از کودکان در کودکستان شرکت میکنند و برخی به کلاسهای پیشدبستانی و آمادگی در دبستان میروند. در برخی موارد خاص امکان پذیرش کودکان دوونیمساله نیز با تأیید مسئول مدرسه وجود دارد. کودکان زیر 3 سال ممکن است زیر نظارتهای پرستاری وزارت بهداشت باشند (Eurydice, 2014).جدول 1. سیر تحول جمعیتشناختی جنسیتی فراگیران پیشدبستانی (2012-2009م)سال 2009201020112012دختر449302486431516506562349پسر469828507707542775598160
(data.uis.unesco.org)
آموزش دبستانی: دانشآموزان آموزش دبستانی را در سالی که وارد هفتسالگی میشوند، شروع میکنند؛ بعد از سال 2005-2004 آموزش دبستان شش سال طول میکشد که به دو دوره سهساله تقسیم میشود. (سال اول تا سوم یا آموزش سالهای اول دبستان مطابق است با برنامة درسی اصلی سال 2008، معمولاً با یک آموزشگر در کلاس و موضوعات بههم پیوسته و سال 6-4 با تدریس موضوعمحور). از سال 2002 آزمون صلاحیت اجباری برای همة دانشآموزانی که پایه 6 را تمام میکنند، وجود دارد. دانشآموزانی که با موفقیت آموزش مقدماتی را تمام کنند، مدرک پایان تحصیلات مقدماتی به آنها داده میشود. با آغاز سال 2013-2012 انتظار بر این است که دانشآموزان، تحصیلات مقدماتی را در ششسالگی آغاز کنند. برنامة آموزشی جدید ششساله هیچ صلاحیت کاری ایجاد نمیکند، در عوض دری را برای آموزش بیشتر میگشاید؛ بنابراین آموزش مقدماتی، یادگیرندگان را با مفاهیم پایه بهمنظور ادامة تحصیل مجهز میکند. بر طبق برنامة درسی سال 2002 اهداف جزئی آموزش دبستان عبارتاند از:1. افزایش تواناییهای خودبیانگری، خواندن و نوشتن، توانایی حل مسائل ریاضی، توانایی استفاده از وسایل ساده، و خو گرفتن به زندگی اجتماعی؛2. ایجاد حساسیتهای اخلاقی و هنری و ایجاد تواناییهای آفرینشگر در دانشآموزان؛3. ایجاد توانایی تشخیص جهان واقعی از جهان تخیلی، افراد واقعی از افراد نمادین؛4. ایجاد آگاهی از خود، جامعه و خانواده فنّاوری و محیط فرهنگی و طبیعی؛5. تقویت حس هویت ملی، تاریخی و فرهنگی؛6. اطمینان از مراقبت و رشد کودک در محیط امن و سالم و دوستانه، با تأکید بر ارتباط با خانواده؛7. در نظرگرفتن نیازهای فردی با اطمینان از امکانات برابر.از سال 2015-2014 مطابق با برنامة درسی جدید، دانشآموزانی که در مدارس پایه ثبتنام میکنند، انتظار میرود تا: 1. دانش و حقایق نخستین مربوط با تجارب را بهدست آورند؛ 2. مهارتهای لازم را برای استفاده از دانش و اطلاعات و انجام کارها و حل مسائل را بهدست آورند؛ 3. نگرش مربوطبه عملکرد مؤثر در جهان گذرا را توسعه دهند.برنامة درسی اصلی باید بهوسیلة همة مدارس بهکار گرفته شود، اما آموزشگران برای انتخاب برنامه از فهرست تهیهشده وزارتخانه یا تهیهشده به دست گروه آموزشگران آزادند و نیز میتوانند از کتابهای گوناگون یادشده در فهرست مورد تأیید وزارت استفاده کنند. در دوره نخست (پایه 3-1) که دوره اول آموزش مدرسهای طبق برنامة 2008 نامیده میشود، روند آموزشی برای انتقال آهسته از پیشدبستان، به آموزش مدرسهای تنظیم شده است. آموزش سالهای اولیه، با هدف توسعة تفکر و احساس و روابط اجتماعی و شرایط بدنی و هنری کودک تنظیم شده است.دوره دوم که پایه 6-4 را پوشش میدهد و روند آموزشی در این دوره، برمبنای این دروس است: زبان لهستانی، تاریخ و تمدن، زبان مدرن خارجی، ریاضیات، علوم تجربی، موسیقی، هنر، فنّاوری، علوم رایانه، تربیتبدنی، مذهب و اخلاق. علاوهبر موضوعات مجزا، این موضوعات متداخل نیز در نظر گرفته شده است: آموزش بهداشت، آموزش زیستبوم، خواندن و رسانه و آموزشهای مربوط به جامعه (آموزش برای زندگی خانوادگی، میراث فرهنگی، آموزش میهندوستی).در پایة 3-1 ارزیابیها توصیفی است. ارزیابی پیشرفت تحصیلی و رفتار بهطور جداگانه انجام میشود. در پایة 6-4 مقیاس ششگزینهای برای ارزشیابی استفاده میشود (6= عالی. 5= خیلی خوب. 4= خوب. 3=رضایتبخش. 2= قابل قبول. 1= نامطلوب) در پایة اول تا سوم، اگر نمرات رضایتبخش باشد، دانشآموزان بهطور خودکار ارتقا مییابند. تکرار پایه در این سطح استثناست و باید با نظارت روانشناس و رضایت والدین باشد (International Bureau of Education, 2011).جدول 2. سیر تحول جمعیتشناختی جنسیتی فراگیران دوره ابتدایی (2012-2009م)2009201020112012دختر1112180108406710650291066377پسر1182189115087011266301120795
(data.uis.unesco.org)
در سال 2014-2013 در مجموع 13443 مدرسة ابتدایی وجود داشت و تقریباً 15/2 میلیون دانشآموز در این سال، مشغول به تحصیل بودهاند.آموزش میانی: تا پیش از سال 1999، در سطح فرا دبستان 2 یا 3 سال مدارس حرفهای مقدماتی پیشنهاد میشد. چهار سال مدارس میانی عمومی و چهار تا پنج سال آموزش میانی حرفهای. بعد از انجام اصلاحات آموزشی در لهستان، اینک آموزش فرا دبستان یا مازسویه شامل: 1. سه سال آموزش عمومی است که آموزش لازم را برای دانشآموزانی که بهتازگی دبستان را تمام کردهاند فراهم میکند. 2. سه سال آموزش عمومی یا تخصصی بهگونهای که دانشآموزان را برای آزمون پایان دوره میانی و آموزش عالی آماده کند. 3. چهار سال مدارس فنی که دانشآموزان را برای آزمون پایان دوره میانی آماده میکند و 4. دو تا سه سال مدارس حرفهای مقدماتی برای آمادگی در مشاغل و تجارت و دسترسی به دو سال آموزش حرفهای مکمل یا سه سال آموزش فنی. در پایان آموزش میانی، دانشآموزان برای علوم انسانی، علوم و زبان خارجی امتحان میدهند. این امتحان بهوسیلة هیئت امتحانات منطقهای برگزار میشود. این آزمون جایگزین آزمون ورودی دورة میانی شده است (International Bureau of Education, 2011).دانشآموزانی که آزمون پایان دوره میانی را با موفقیت میگذرانند، میتوانند به آموزش عالی راه یابند. آزمون پایان دوره میانی شامل دو بخش نوشتاری و شفاهی است که بخش شفاهی بهوسیلة آموزشگران انجام میشود. هدف اصلی آموزش میانی، به نوع مدرسه بستگی دارد. مدارس میانی فنی، دانشآموزان را برای توانمندیهای حرفهای آماده میکند. هدف از آموزش میانی دوره نخست: معرفی جهان دانش به دانشآموزان، حمایت از آنها برای توسعة شخصی، کمک به دانشآموزان برای تصمیمگیری دربارة مسائل آموزشی آینده و شرکت فعال در فعالیتهای اجتماعی است. اهداف دورة دوم آموزش میانی: آموزش فرمولبندی کردن مفاهیم در ذهن دانشآموزان برای استفادههای بعدی، کمک به دانشآموزان در سطحی از اطلاعات است که آنها را برای یافتن شغل یاری دهد، کمک به دانشآموزان برای گسترش مهارتهایی برای مشاهدة روابط خاص، حمایت از دانشآموزان در گسترش تفکر تحلیلی و انتقادی و قادر ساختن آنان به استفاده از اطلاعات عملی و دانش بههم پیوستهای است که منجر به درک بهتر این جهان میشود. همة مدارس میانی سطح بالا (عمومی، تخصصی و فنی) برنامة درسی تخصصی اجباری تعریفشده برای سطوح مقدماتی آموزش وزارت آموزش ملی را دنبال میکنند (International Bureau of Education, 2011).جدول 3. سیر تحول جمعیتشناختی جنسیتی فراگیران دوره نخست میانی (2012-2009م)سال2009201020112012دختر671374642055611766586520پسر718779689593659440633858
(data.uis.unesco.org)
تعداد ثبتنامشدگان پسر تقریباً در دوره نخست میانی 10% بیشتر از دختران است که این میتواند نشان از عدم توازن جنسیتی از ابتدا در آموزش باشد.جدول 4. سیر تحول جمعیتشناختی جنسیتی فراگیران میانی سطح بالا (2012-2009م)سال2009201020112012دختر767802738369711486679846پسر800238771612743587710857
(data.uis.unesco.org)
ارزیابیها در این دوره به دو صورت ارزیابیهای داخلی و خارجی انجام میشود. در ارزیابیهای داخلی عملکرد و پیشرفت دانشآموزان، بهطور منظم ازسوی آموزشگران، در طول سال تحصیلی ارزیابی میشود. ارزیابیهای داخلی برای هر موضوع بهطور جداگانه بهوسیلة دبیر مربوط انجام میشود؛ همچنین دانشآموزان برای رفتار و انضباط خود، نمره دریافت میکنند. باوجوداین شورای آموزشگران، ممکن است تصمیم بگیرند دانشآموزی بهعلت رفتار ناشایست، به دورههای بعد ارتقا نیابد.جدول 5. جدول درسی زمانی دوره نخست میانیموضوعحداقل ساعات تدریس در دوره سهسالهزبان لهستانی450تاریخ190علوم اجتماعی65زبان مدرن خارجی450حساب385فیزیک و ستارهشناسی130شیمی130زیست130جغرافیا130هنرهای زیبا و موسیقی60فنّاوری ارتباطات65مطالعات ایمنی30تربیتبدنی385فنّاوری65دروس با آموزشگر خصوصی95کارهای هنری30جمع کل2904
(The Polish Eurydice Unit, 2014, p. 41)
برمبنای ارزیابیهای خارجی، در پایان دوره دوم میانی، به دانشآموزان برمبنای نتایج آزمونها و بدون در نظر گرفتن آزمون پایانی، مدرک دانشآموختگی داده میشود. در این مدرک، یادآوری میشود که مجوزی برای پسا میانی است. در پایان دوره دوم میانی دانشآموزان برای آزمون ورودی آموزش عالی آماده میشوند.تغییرات برای هماهنگسازی آزمونهای خارجی در سال 2012 اجرا شد. امتحان ورودی نیز دربرگیرنده دو بخش نوشتاری و شفاهی بود. بخش نوشتاری را انجمن آزمونهای مرکزی طراحی کرده بود و دربرگیرنده موارد زیر بود: زبان لهستانی و مدرن، حسابان، زبان اقلیتها- برای دانشآموزانی که زبان رسمیشان لهستانی نیست. افزونبراین در بخش نوشتاری، دانشآموزان باید موضوعی را از میان موضوعات پیشنهادی انتخاب کنند. بخش شفاهی نیز بهوسیله آموزشگران طراحی میشود.آموزش در پسا میانی نیز در نوزدهسالگی با داشتن مدرک دانشآموختگی، نه مدرک ورودی دانشگاهها، شروع میشود. آموزش پسا میانی در 20 گروه گوناگون مانند: هنر، اقتصاد، مدیریت، مطالعات پزشکی، فنّاوری، کشاورزی، جنگلداری و ماهیگیری، حملونقل و ارتباطات و... طبق قانون مدارس پسا میانی در یک دورهای دوساله است.آموزش عالی: دیرینه آموزش عالی لهستان، به سال 1364 برمیگردد که در آن زمان، پادشاه کاسیمیر، آکادمی کراکو را که امروزه دانشگاه آجیلونیا نام دارد، پی نهاد. آکادمی کراکو بعد از بلونیا و پادوا، یکی از قدیمترین دانشگاهها در جهان است و بعد از مدرسة پراگ دومین دانشگاه در اروپای مرکزی است. تا آخر سده هفدهم میلادی، پادشاهی لهستان و لیتوانی سه دانشگاه نوظهوری را که آموزشهای آکادمیک را هم برای دانشجویان ملی و هم بینالمللی فراهم میکرد، داشت. امروزه نظام آموزش عالی لهستان بهطور گستردهای گسترش یافته است (وزارت علوم لهستان، 2012).لهستان چهارمین جایگاه را در اروپا ازنظر شمار ثبتنامکنندگان دارد. مؤسسات آموزش عالی در لهستان به دو شکل عمومی و یا خصوصی اداره میشوند. دو گونة اصلی از مؤسسات آموزش عالی موجود است: نوع دانشگاهی و مؤسسات غیردانشگاهی. در نوع دانشگاهی، دستکم یک بخش برای مدرک آکادمی دکتری وجود دارد. مؤسسات آموزش عالی نیمسالهای تماموقت، خارج از شهر، بعدازظهر و خارجی برگزار میکنند. نیمسالهای تماموقت بهمثابة نوعی از مطالعات اصلی تعریف میشود.آموزش عالی و مؤسسات پژوهشهای آکادمیک، برنامههای دو دورهای و طولانیمدت را مطابق با نظام بلونیا ارائه میدهند. برنامة سهساله که به مدرک کارشناسی و برنامة دوساله که به مدرک کارشناسی ارشد میانجامد. مدارس حرفهای عالی، معمولاً سه تا چهار سال طول میکشد. طول برنامههای بلندمدت که برای کارشناسی ارشد است، بین چهار، پنج تا شش سال است (داروسازی و داندانپزشکی پنج سال و پزشکی شش سال). برنامههای دکتری نیز معمولاً سه تا 4 سال طول میکشد. سازماندهی سال تحصیلی مدارس، در سطوح ابتدایی و میانی برعهدة وزارت آموزش ملی است. وزارت سالانه تقویم مدرسه را منتشر میکند و تاریخ شروع و پایان سال تحصیلی، تعطیلات، مدت آزمونها و آزمونهای ورودی فرا میانی را مشخص میکند.جدول 6. سیر تحول جمعیتشناختی ثبتنامشدگان دانشجوی کارشناسی (2012-2009م)سال2009201020112012دختر17324151561319710831پسر3980362329762422
(data.uis.unesco.org)
برخلاف دورة میانی که در آن شمار ثبتنامشدگان پسر، بیشتر از دختران در لهستان بود، در مرحلة سوم و دورة کارشناسی، شمار ثبتنامشدگان دختر، تقریباً 44% بیشتر از پسران است.جدول 7. شمار دانشآموختگان کارشناسی به تفکیک جنسیت (2012-2009م)سال2009201020112012دختر5219433636213446پسر1133840622534
(data.uis.unesco.org)
اگر جدول 6 و 7 را با هم مقایسه کنیم، درمییابیم که شمار دانشآموختگان دختر، در سال 2012 تنها 19% از تعداد کل ثبتنامشدگان در سال 2009 است و نیز تعداد دانشآموختگان پسر در دوره کارشناسی تنها 13% از کل ثبتنامشدگان در سال 2009 را دربرمیگیرد.اگرچه شمار ثبتنامشدگان دختر در سال 2009، حدود 44% بیشتر از پسران بود، اما این اختلاف، زیاد در میزان دانشآموختگی نمایان نشده است که این میتواند نشان از نرخ رکود و بازماندگی دانشجویان دختر باشد.در سال 2014، حدود 15499000 دانشجو در نهادهای آموزش عالی، مشغول تحصیلاند که نسبت به سال گذشته 6/7% کاهش داشته است. این هفتمین سال متوالی است که رکود در تعداد دانشجویان گزارش شده است که این بهعلت کاهش جمعیتشناختی دانشجویان است؛ زیرا هرساله از جمعیت نوزده تا بیستوچهارساله کاهش پیدا کرده است.9/69% از نهادهای آموزش عالی خصوصیاند ولی باوجوداین، نهادهای عمومی 3/74% از دانشجویان را پذیرا هستند. اقتصاد، مدیریت، علوم اجتماعی، آموزش آموزشگران و علوم پایه از پرطرفدارترین رشتهها هستند. شمار دانشجویان خارجی نیز
جدول 8 . شمار دانشجویان ورودی نیمسال اول به تفکیک سن در سال 2014-2013جمع کلزنانمطالعات تماموقتزنان در مطالعات تماموقت18 سال و کمتر8946553184245199191574689843313522983580208753541312585172691221334671427218403750222200649147998346752312447541153372305249553442343052135256102277122461091263946169891239827330014286572992829131303529250292509116637217830 به بالا241511571425791428
(Central Statistical Office, 2014)
افزایش یافته و در حدود 360000 نفر هستند که بیشتر آنها از اوکراین و بلاروس هستند (Central Statistical Office, 2014).باتوجهبه جدول 8 شمار دانشجویان دختر در دوره کارشناسی ارشد و دکتری در سال 2009، تقریباً 33% بیشتر است. باتوجهبه جدول 8 و 9 در 4 سال بعد از 1210364 نفر دانشجوی دختر، تنها 34% در سال 2012 دانشآموخته شدهاند و در سال 2012 از 885836 نفر دانشجوی پسر تنها 24% دانشآموخته شدهاند.این اختلاف 10% کم است و باتوجهبه 33% در ابتدای ثبتنام، میتواند نشان از مشارکت ظاهری دختران در دوره کارشناسی ارشد و دکتری باشد.جدول 9. شمار دانشجویان در دوره کارشناسی ارشد و دکتری به تفکیک جنسیتسال2009201020112012دختر1210364123764012125071169488پسر885836856586814162784208
(data.uis.unesco.org)
جدول 10. شمار دانشآموختگان در دوره کارشناسی ارشد و دکتری به تفکیک جنسیتسال2009201020112012دختر366890405267422734416220پسر196662211039218013215167
(data.uis.unesco.org)
سال تحصیلی دربرگیرندة دو نیمسال تحصیلی و 38 هفتة کاری بین سپتامبر و ژوئن است. نظام آموزش عالی لهستان بهصورت یکپارچه است.453 مؤسسة آموزش عالی در سال تحصیلی 2013-2012 در لهستان موجود است که 321 نهاد از آنها خصوصی بوده است. از سال 2005 گرایش کمّی به آموزش عالی در لهستان افزایش یافته است. برخی از روندهای قطببندی در آموزش عالی لهستان در ابعاد زیر دیده میشود:مدارس عمومی در برابر خصوصی: مدارس خصوصی بسیاری وجود دارد، اما ازنظر شمار دانشجو، فعالیتهای پژوهش و توسعه و تعداد کارکنان کوچکتر و کمتر از مدارس عمومیاند.·مطالعات تماموقت در مقابل پارهوقت: 970135 دانشجوی تماموقت و 706792 دانشجوی پارهوقت (دانشجویانی که آخر هفته یا عصر در کلاسها شرکت میکنند ولی حق دریافت مدرک یکسان مانند دانشجویان تماموقت را دارند) مشغول تحصیلاند.·تعداد زیاد دانشجویان در علوم انسانی و علوم اجتماعیو تعداد کم دانشجویان در فنی- مهندسی و علومپایة (77% مهندسی). ·واحدهای تدریس در مقابل واحدهای پژوهش: فعالیتهای پژوهشی زیادی در مؤسسات کوچک، انجام میشود.·پژوهشگران قدیمی در برابر پژوهشگران جدید: شمار زیادی پژوهشگران جدید و قدیم وجود دارد، اما بهعلت مهاجرتهای بینالمللی و تصمیم به کار در گروههای کوچک خصوصی، شکاف فراوانی در شمار پژوهشگران چهل تا پنجاهساله که باید هستة اصلی فعالیتهای پژوهشی و توسعه باشند، وجود دارد.دیپلم: علاوهبر دانشآموختگی، دانشآموزان ملزم هستند:ارزیابیهای عملکردی را برای همة موضوعات درسی، کاریابیهای پیوسته و جلسات کاری بگذرانند و آزمونهایی را که برای رشتههای مربوطه در برنامة درسی است، با موفقیت بگذرانند.در زمان مقرر، طرح دیپلم را ارائه دهند و نمرة قبولی را برای آن طرح بهدست آورند (Nauka, 2012).جدول 11. شمار دانشجویان نهادهای آموزش عالی برمبنای گروه مطالعاتی (2014-2013م)جمع کلزنانتماموقتپارهوقتآموزش1463711169546740378963علوم انسانی و هنر1385409774710622032320علوم اجتماعی- اقتصاد535877347822267702268175علوم پایه1349985187310556829430بهداشت و رفاه1335191013908572247797فنّاوری- صنایع2789339504320300475929کشاورزی2609513836174248671خدمات155544803678671268832
(Central Statistical Office, 2014)
ارزیابی: نظام ارزیابی یادگیریهای دانشجویان را وزارت آموزش ملی تعیین میکند و تنها یک عنصر از مفهوم گستردة ارزیابی پیچیدة عملکرد آموزشگران و دانشجویان است. همة نهادهای آموزش عالی، ملزم هستند تا نیمسال خود را با آزمونها پایان دهند. ممکن است آزمونها یا آزمونهای مستقلی در قسمتهای جداگانه یک موضوع برگزار شود. معمولاً آزمونهای شفاهی و نوشتاری، در پایان هر نیمسال، در طول دورة امتحانات برگزار میشود. دانشجویان برای هر موضوع بهصورت جداگانه ارزیابی میشوند. دورة ارزیابی عملکرد یا نیمسال را پوشش میدهد یا کل سال تحصیلی را. برای اینکه یک نیمسال یا سال تحصیلی با موفقیت تمام شود، یک دانشجو باید نمرة قبولی را دستکم بهصورت رضایتبخش برای همة ارزیابیها و امتحانات، در موضوع پوشش داده شده در برنامة درسی بهدست آورد. هر مؤسسه آموزش عالی، مقیاس نمرهگذاری را در قوانین تحصیلیاش تعیین میکند، اما رایجترین مقیاسها بهصورت زیر است:5. خیلی خوب4. خوب3. رضایتبخش2. غیررضایتبخشگاهی اوقات نماد + یا اعداد دهدهی برای نشان دادن نمرات عددی استفاده میشود.افزونبر مقیاس نمرهگذاری، نهادهای آموزش عالی در نظام اعتبارسنجی اروپایی، که در آن تعدادی عدد خاص، برای اعتبارات برای هر موضوع اختصاص داده شده و بهصورت مستقل از نمرات دادهشده بهوسیلة مؤسسات است. برای اینکه یک سال تحصیلی با موفقیت تمام شود، یک دانشجو باید 60 واحد بگذراند. نظام اعتبارسنجی اروپایی بهوسیلة تمام دانشگاههای آموزش عالی در منطقة اروپا پذیرفته شده است (International Bureau of Education, 2011).دورههای بلندمدت به دو شکل تماموقت و پارهوقت اجرا میشود. دورههای تماموقت، به دورههایی گفته میشود که نیازمند مشارکت آموزشی کامل آموزشگران و دانشجویان است. در برابر، دورههای پارهوقت به دورههایی گفته میشود که برخلاف دورههای تماموقت است و معمولاً در بعدازظهر یا پایان هفته برگزار میشوند.آموزش بزرگسالان: مدارس بزرگسالان برای افرادی است که بالای 18 سال دارند. گاهی اوقات افراد 16 سال به بالا نیز در شرایطی خاص، مانند کار در نهادهای داوطلبانه، در این دورهها پذیرفته میشوند. آموزش بزرگسالان در دو زمینة مدرسهای و خارج از مدرسهای و نیز بهصورت دورههای تحصیلات تکمیلی غیررسمی، با نظارت نهادهای پژوهشی و آموزش عالی انجام میشود.در زمینة مدرسهای دربرگیرندة دورههای ابتدایی، دوره نخست میانی، دوره دوم میانی، دوره دوم میانی عمومی و پسا میانی است که در مدارس عمومی و خصوصی، این آموزشها انجام میشود.در زمینة مدرسهای و آموزش عالی در نهادهای خصوصی و یا عمومی، این دورهها ارائه میشود:کارشناسی و کارشناسی ارشد، دکتری، دورههای دانشآموختگی تحصیلات تکمیلی غیررسمی، دورههای از دور، دانشگاه باز، سمینارها و کارگاههای آموزشی.در زمینة خارج از مدرسه، مراکز آموزش مداوم عمومی، مراکز آموزشهای کاربردی و نیز مراکز آموزشی در ضمن خدمت، عرضهکنندة این دورهها هستند:دورههای مدرک حرفهای، دورههای مهارتهای شغلی، دورههای مهارتهای عمومی (The Polish Eurydice Unit, 2012).نهادهای غیرعمومی برای آموزشهای کاربردی و مداوم بهوسیلة افراد و مؤسسات اداره میشود. در سال 2014-2013 در لهستان 2414000 نفر در آموزش بزرگسالان تحصیل میکردهاند.آموزش از دور: قانون سال 2005 آموزش عالی روشن میکند که کلاسهای آموزشی، ممکن است آموزش از دور را استفاده کنند. طبق مصوبههای وزارت علوم و آموزش عالی در سال 2008 و 2011، اگر مؤسسه آموزش عالی قصد اجرای آموزشهای از دور را داشته باشد، باید دامنة بایستههای زیر را فراهم کند:استخدام کارکنان آموزشدیدة مرتبط با این فنّاوریها و روشهای تدریس، نصب نرمافزار و تجهیزات مناسب، ایجاد وسایل تدریس الکترونیکی، اطمینانیابی از پذیرش ناظرین علمی، حمایت منظم از دانشجویان و کنترل آموزشگرانی که این آموزشها را در کلاس انجام میدهند.آموزشگران: هیچ قانون عمومی ملی، برای روش تدریس وجود ندارد. تدریس میتواند به شکل ارائه، کلاسی، سمینار، کارگاههای آموزشی، طرح یا فعالیتهای عملی باشد که این بستگی دارد به نوع برنامه درسی و درس مورد نظر آموزشگران برای انتخاب روش تدریس و محتوای تدریس آزادند.جدول 12. حقوق سالانة آموزشگران تماموقت در مدارس عمومی در سال 2014-2013 برحسب زلوتیحداقل حقوقحداکثر حقوقپیشدبستانی2280538054دبستان2280538054دورة نخست میانی2568743390دورة دوم میانی2904349666)The Polish Eurydice Unit, 2014)
آموزش آموزشگران در آموزش عالی باتوجهبه زمینه مطالعاتی بهصورت حرفهای انجام میشود. در زمینه مطالعاتی، دانشجویان ممکن است حرفة آموزشگری را انتخاب کنند و گواهینامه آموزشگری را بهدست آورند و یا فقط گواهینامه آموزشگری را بدون گذراندن دورههای حرفهای، از رهگذر برنامههای بعد از دانشآموختگی، بهدست آورند. وزارت آموزش ملی، شرایط مورد نظر و کمترین زمانی را که باید در دوره آموزشگری سپری کنند، تعیین میکند. برطبق مصوبه صادرشده از وزارت آموزش ملی، دوره آمادگی آموزشگری باید شامل:510 ساعت در برنامههای سهساله برای آمادگی در تدریس دو موضوع درسی، حداقل 480 ساعت در برنامههای پنجساله برای آمادگی در تدریس یک موضوع درسی، و حداقل 600 ساعت برای تدریس دو موضوع درسی در یک برنامة پنجساله که شامل 390 ساعت دروس نظری است، باشد. آموزش در حین خدمت اجباری نیست اما بااینوجود برای توسعه و پیشرفت حرفهای ضروری است.مطابق با قوانین مربوط به آموزش عالی 4 نوع آموزشگر وجود دارد: 1. هیئتعلمی پژوهشی- تدریسی؛ 2. هیئتعلمی پژوهشی؛ 3. هیئتعلمی تدریسی؛ و 4. کتابداران دارای شرایط و کارورزیده. بهجز دستة آخر بقیه دارای شرایط تدریس به دانشجویان هستند. در سال 2014-2013، شمار 98735 آموزشگر علمی در نهادهای آموزش عالی استخدام بودهاند که از این میان 95073 نفر بهصورت تماموقت و 3662 نفر بهصورت پارهوقت مشغول کار بودهاند.الزامات مربوط به سطح مدرک دانشگاهی، برای هیئت آموزشی در قانون آموزش عالی تعیین میشود. اساسنامه آموزش عالی، ممکن است تعریفهای اضافهتری نیز داشته باشد. پایینترین جایگاه در رده آموزشگران آموزشی و پژوهشی، جایگاه مربی است که فرد در این جایگاه، دستکم مدرک کارشناسی ارشد را دارد. باوجوداین، باتوجهبه قوانین گذاشتهشده در اساسنامه آموزش عالی، دانشجویان ممکن است برای بهدست آوردن این موقعیت در یکی دو سال آخر تحصیل خود آمادگی یابند.مطابق با آخرین اصلاحات در قانون آموزش عالی، آموزشگران در نهادهای آموزش عالی عمومی، در صورتی استخدام میشوند که ساعات کاری آنها بیش از 50% از زمان قانونی باشد که براساس روش رقابت باز انجام میشود. موقعیت آموزشگران پژوهشی- آموزشی در نهادهای آموزش عالی بهصورت: مربی، استادیار، استادیار مهمان، دانشیار و استاد است. مدارک تحصیلی متناسب با این عناوین بهشرح زیر است:مربی: کارشناسی ارشد؛استادیار: دکتری؛مهمان: دکتری و یا عنوان استادی؛دانشیار: دکتری و یا عنوان استادی؛استادتمام: عنوان استادی.آموزشگران در پستهای ریاست و یا معاونت نهاد آموزشی، ممکن است ارتقا یابند. ارزیابیها از همة آموزشگران بهطور دورهای انجام میشود (The Polish Eurydice Unit, 2014).مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیسکانداری آموزش مدرسهای در سازماندهی اراضی دولت لهستان بازتاب مییابد. لهستان به 16 استان، 379 منطقه و 2478 کمون تقسیم شده است. رئیس استان نمایندة شورای وزیران در یک منطقة داده شده است. مقامات آموزش پرورش منطقه، مدیر منطقه بهشمار میآیند و مسئول نظارت بر مدارس هستند. مقامات محلی در بخشی از اعمال قدرت عمومی شرکت میکنند.سطح کشوری: مسئولیت مدیریت نظام آموزشی مدارس، بردوش وزارت آموزش عمومی است. وزیر هماهنگکننده و دنبالکنندة سیاستهای ملی آموزش است و در این زمینه، با مقامات منطقهای همکاری میکند و دیگر واحدهای سازمانی، مسئول نظام آموزشی مدرسه هستند. در گذشته، مدارس حرفهای بهوسیلة وزارتخانههای دیگری اداره میشدند. اما امروزه آنها زیر نظارت وزارت آموزش ملی هستند. مدارس هنر تحت نظارت وزارت فرهنگ درحالیکه مدارس بازآموزی زیرنظارت قوه قضائیهاند. وزارت آموزش ملی، برنامة درسی اصلی را برای پیشدبستانی و آموزش عمومی و نیز آموزش تخصصی و آموزش عمومی حرفهای را فراهم میکند.افزونبراین، وزارتخانه فعالیتها را در بخشهای مختلف آموزش بزرگسالان مخصوصاً قسمت کاریابی و تحصیلات تکمیلی هماهنگ میکند. وزارت ملی آموزش، با دیگر وزارتخانهها در زمینة آموزشهای حرفهای عمومی، آموزشهای حرفهای بزرگسالان و نیز وزارتخانههایی مانند وزارت کار، علوم و آموزش عالی، اقتصاد، گسترش منطقهای، فرهنگ و بهداشت نیز همکاری میکند.اصلاحات مدیریت ایالت در ژانویه 1999 و اصلاحات نظام آموزشی سپتامبر 1999تغییرات ژرفی را در مدیریت و نظارت این نظام ایجاد کرد. مقامات خودگردان محلی در سطح شهرداری، مسئول ساخت و مدیریت نوع خاصی از مؤسسه آموزشی عمومی هستند. حوزة مسئولیتهای مدیریتی از حوزة مسئولیتهای آموزشی جداست.شهرداریها مسئول تأسیس، اداره و مدیریت پیشدبستانیها و دبستانها هستند. مناطق، مسئول تأسیس و مدیریت دورههای دبستانی خاص، پسا میانی و میانی، مدارس هنر و نیز مدارس تکمیلی بعد از مدرسهاند.در پایتخت، دولت محلی، مسئول تأسیس و مدیریت مراکز آموزش آموزشگران، مراکز آموزش در حین خدمت، تأسیس کتابخانههای آموزشی و نیز مراکز آموزشی مهم است (International Bureau of Education, 2011).در اجرای کارهای مربوط به شبکة مدارس، سرپرست آموزش و شورای آموزشی مدارس به واحدهای دولت محلی کمک میکنند. عملکرد ساخت شبکه بهطور منظم کنترل و ارزیابی میشود تا از کارایی و استفادة مؤثر از منابع، اطمینان حاصل شود.سطح منطقهای: مقامات منطقهای در لهستان در سطح استانی واقع شدهاند. دو نهاد که مسئول مسائل آموزشی در این سطح هستند، سرپرستان آموزش و دولت استانی هستند.سطح محلی: سطح کمون در لهستان، پایینترین سطح مدیریتی است. کمونها مسئول تأسیس و مدیریت کودکستانهای عمومی، مدارس ابتدایی و دوره نخست مدارس میانی هستند.در درون مدارس نیز سکانداری به این صورت است:مدیر مدرسه: مدیر مدرسه بهوسیلة هیئتمدیره، با انتخابی آزاد برای دورة پنجساله انتخاب میشود. در موارد موجه و با توافق سرپرست آموزش، مدیر مدرسه ممکن است برای دورة کوتاهتری منصوب شود. اساسنامه مدرسه، موقعیت مدیر مدرسه را مشخص میکند. اما اعضای هیئتمدیره پس از مشورت با شورای مدرسه، شورای آموزشگران، اعضای کمون و یا منطقه تعیین میشوند.مسئولیت مدیر مدرسه، دربرگیرندة نظارت بر آموزش، مراقبت از توسعة بدنی و روحی دانشآموزان، اجرای قطعنامههای شورای مدرسه و شورای آموزشگران، استفادة مناسب از منابع مالی و سازماندهی و اجرای آزمونهاست.شورای آموزشگران: مدرسهای که دستکم سه آموزشگر نیاز دارد، باید شورای آموزشگران تأسیس کند. شورای آموزشگران کارهای مربوط به آموزش و مراقبت را انجام میدهد. شورای آموزشگران شامل همة آموزشگران و کارکنان مشغول در نهادهای آموزشی دیگر است که آموزشهای حرفهای- کاربردی را برای دانشآموزان در مدارس روزانه و یا شبانه ارائه میدهند. شورای آموزشگران ازسوی ریاست مدرسه سرپرستی میشود.قدرت تصمیمگیری شورای آموزشگران دربرگیرندة موارد زیر است:تصویب برنامة عمل مدرسه: اتخاذ قطعنامه دربارة نتایج آزمونهای دانشآموزان و اتخاذ تصمیمات سازمانی برای آموزش ضمن خدمت آموزشگران.شورای مدرسه: شورای مدرسه، با هدف حل مشکلات مدرسه تأسیس میشود. این شورا دربرگیرنده شمار برابری از آموزشگران، والدین و دانشآموزان است. شورای مدرسه در سطح ابتدایی شامل دانشآموزان نیست و تأسیس آن در دوره نخست میانی اجباری نیست. این شورا باید دستکم 6 نفر باشد. مدیر مدرسه نیز میتواند در جلسات مشاورهای شورا شرکت کند.شورای والدین: این شورا دربرگیرندة همة والدین دانشآموزان مدرسه است. این شورا میتواند اقدامات مربوط به مدرسه را به مدیر، بدنة عوامل اجرایی مدرسه و ناظر آموزشی ارائه دهد. شورای والدین، میتواند نظراتی درباره جدول زمانی و طرح مالی ارائه شده ازسوی مدیر، بدهد.خودسکانداری دانشآموزی: این نظام در مدرسه بهوسیلة همة دانشآموزان تأسیس شده است. میتواند باعث حرکت به شورای مدرسه، شورای آموزشگران، مدیر مدرسه و بهطورکلی همة افراد پاسخگو برای حقوق اولیة دانشآموزان شود (The Polish Eurydice Unit, 2014).سکانداری آموزش عالیمدیریت نظام آموزش عالی در سطح کشوری با وزارت علوم و آموزش عالی است. این وزارتخانه مسئول آموزش عالی و پژوهش و نیز سازماندهی سیاستهای آموزش عالی، با پشتیبانی شورای عمومی علوم و آموزش عالی است. موارد زیر تحت نظارت وزارت علوم و آموزش عالی است:1. توسعة پژوهشها در لهستان، مطالعات دربارة دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری و کارویژههای مؤسسات آموزش عالی در لهستان؛2. وزارت بر فعالیتهای نهادهای آموزش عالی عمومی و همسویی آنها با قوانین و اساسنامههای نهادهای آموزش عالی نظارت دارد و نیز نظارت بر نهادهای آموزش عالی خصوصی بر پایة مجوز گشایش آنها و میزان استفاده از منابع عمومی انجام میشود؛3. وزیر میتواند از اعضا و یا بنیادگذاران نهادهای آموزشعالی خصوصی درخواست اطلاعات و شفافیت بیشتری بکند؛ همچنین میتواند به بازرسی از اینگونه نهادها بپردازد (The Polish Eurydice Unit, 2012, p. 17).نهادهای رایزنی و پشتیبانی ملیدو سازمان با مجوزهای گوناگون مسئولیت اطمینانیابی از کیفیت آموزش عالی را گرفته است: یکی شورای عمومی علوم و آموزش عالی و دیگری کمیته اعتبارسنجی لهستان.·شورای عمومی علوم و آموزش عالی، داوطلبانه پیشنهادهایی دربارة موضوعات مرتبط با آموزش عالی و علوم میدهد که شامل بودجهبندی و مقررات هستند؛ شورا همچنین تعاریف حوزة مطالعاتی و نیز توسعة استانداردهای آموزشی را ارائه میدهد.·کمیتة اعتبارسنجی لهستان در سال 2002 بسان نهادی مستقل گشایش یافت. مسئولیت عمدة آن شامل موارد زیر است: ارزیابی کیفیت آموزش در قلمروهای مطالعات علمی، بازنگری ویژگیها و بایستگیهای گشایش نهادهای آموزش عالی، بازنگری ویژگیهای مؤسسات آموزش عالی، ازنظر استقلال در تأمین مدارک در رشتة ارائهشده.·مجلس دانشجویی جمهوری لهستان که تمرکزش بر مسائل مربوط به دانشجویان است؛ نمایندگی ملی دانشجویان دکتری که تمرکزش بر مسائل مربوط به دانشجویان دوره دکتری است.·دو نهاد دیگر با نامهای کنفرانس رؤسای مدارس دانشگاهی و کنفرانس رؤسای مدارس فنیوحرفهای (عالی) نیز نقش رایزنی در زمینههای مربوط به آموزش عالی را بردوش دارند.·مجلس دانشجویی جمهوری لهستان که به مسائل مربوط به دانشجویان میپردازد و نیز نمایندگی ملی دانشجویان دکتری که به مسائل مربوط به دانشجویان دوره دکتری میپردازد، در این دوره از آموزش عالی قرار دارد (The Polish Eurydice Unit, 2012, p. 18).لهستان به بهترین نتیجه ازنظر میزان مشارکت جوانان پانزده تا بیستوچهارساله در آموزش از دوره ابتدایی تا دکتری، در اروپا دست یافته است.بعد از تغییر نظام سیاسی، بعد از 1989م توان نهفته مالی و سازمانی ایجاد شد. در دوره پسا میانی و آموزش عالی توان نهفته آموزش خصوصی ایجاد شده است.از مه 2006، وزارت علوم و آموزش عالی، بر نظام آموزش عالی نظارت دارد؛ همچنین مؤسسات آموزش عالی زیر نظارت وزارتخانههای مختلفی هستند، مانند: وزارت بهداشت، فرهنگ، میراث ملی، دفاع ملی، امور داخلی و اقتصاد.سطح درون نهادی: نهادهای آموزش عالی بر پایة اصول خودسکانداری و خودگردانی، اداره میشوند. این برخورداری از استقلال، در دو نهاد تصمیمگیرنده یعنی سنای دانشگاهی و شورای اعضای علمی بازتاب مییابد؛ چرا که هر دو این نهاد انتخابی و اعضای آنها از میان همة نقشآفرینان آموزش عالی برگزیده میشوند.قدرت سنا، دربرگیرنده تصویب اساسنامه برای نهادهای آموزش عالی، تصویب برنامة درسی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری و دورههای بلندمدت، روند ثبتنام در این دورهها، برنامه درسی دوره کارشناسی ارشد بدون مدرک، ارزیابی عملکرد نهادهای آموزش عالی، تصویب گزارشهای فعالیت سالانه، ارزیابی عملکرد مدیر نهاد آموزش عالی، تصویب برنامة فعالیت و امور مالی این نهادها و تصویب گزارش مالی، است.قدرت هیئتمدیره نیز در اساسنامه خاص آن دانشگاه مشخص شده و دربرگیرنده موارد زیر است:تعریف خطوط اصلی فعالیت واحدها، تصویب برنامة درسی برای دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری و دورههای بلندمدت، پس از مشورت با دانشجویان برتر در این امر و مطابق با دستورالعملهای تعیینشده ازسوی سنا.رئیس دانشگاه و دانشکدهها نیز با آرای دانشگاهیان برگزیده میشوند. چگونگی و انجام این انتخابات، در اساسنامه هر نهاد دانشگاهی گنجانده شده است (International Bureau of Education, 2011).تمرکززدایی در مدیریت آموزشی، بهتازگی با افزایش پیاپی استقلال مدارس و مؤسسات آموزش عالی، بهبود یافته است؛ همچنین سیاست برای سنجش پیامدهای یادگیری، همسو با چهارچوب کیفیت اروپایی اجرا شده است. این چهارچوب اروپایی، سبب افزایش استقلال نهادهای آموزشی این کشور میشود.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیبودجة مدارس: یارانههای آموزشی، اصلیترین عناصر منابع مالی مدارس از بودجة ایالتی فراهم میشود، مقدار یارانههای عمومی برای بخشهای عمومی سالانه در قانون بودجهبندی اعلام میشود و وزیر آموزش ملی، الگوریتمی برای تخصیص بودجه به واحدهای عمومی محلی، طراحی میکند. واحدهای عمومی محلی دربارة تخصیص بودجه و نیز مخارج مدارس تصمیمگیری میکنند.واحدهای عمومی محلی همچنین دربارة حقوق آموزشگران و بودجة اختصاص دادهشده به برنامههای آموزشی تصمیم میگیرند و نیز قوانینی را برای استفاده از این بودجه تنظیم میکنند و آن را به مدیر مدرسه که مسئول استفاده و مدیریت این بودجه است، ارائه میدهند. این قانون همچنین به مدارس خصوصی با نشان عمومی اجازه میدهد تا از بودجة ایالتی یا از بودجة دولت محلی تأمین مالی شوند. در عمل این بدان معناست که چنین مدارسی ممکن است کمکهزینهای که بیشتر از 100% میانگین مخارج جاری برای هر دانشآموز در مدرسهای عمومی از همان نوع را دریافت کنند. مدارس خصوصی که عنوان مدرسه عمومی ندارند، نیز حمایت میشوند.بودجة دولت محلی 59 میلیارد زلوتی است که 6/3% از تولید ناخالص ملی است.مدارس و کودکستانها رایگاناند ولی معمولاً بعضی از مدارس برای هر دوره از والدین، شهریه بهصورت مشارکتی دریافت میکنند. والدین همچنین هزینة غذا را میپردازند.بودجة آموزش عالی: نهادهای آموزش عالی عمومی مانند مدارس عمومی، هزینههای خود را برای کارهای آموزشی دانشجویان در دورههای تماموقت، دانشجویان دکترای تماموقت و پژوهشگران، حفاظت از نهادهای آموزش عالی، سرمایهگذاری در طرحها و نیز خدمات بهداشتی درمانی دانشجویان از بودجه ایالتی دریافت میکنند. تحصیلات تماموقت در نهادهای آموزش عالی عمومی رایگان است. دانشجویان تماموقت، فقط درصورتیکه نتایج آزمون آنها رضایتبخش نباشد یا نیمسالی را دوباره تکرار کنند، شهریه میپردازند. شهریة دانشگاهی را فقط دانشجویان پارهوقت بهاستثنای دانشجویان بیبضاعت و یا دانشجویان ممتاز، پرداخت میکنند. قوانین جزئی برای شهریه و استثناها در خود مؤسسات تنظیم میشود.همة دانشجویان باید شهریة مدیریتی پرداخت کنند که شامل هزینههای کارت دانشجویی، کتاب و مدرک است و نیز باید شهریهای برای ثبتنام پرداخت کنند. بیشترین مقدار ممکن این شهریه، هرساله در وزارتخانه تعیین میشود؛ درحالیکه مقدار اصلی را مؤسسات تعیین میکنند. مقدار تعیینشده شهریه هر نیمسال پرداخت میشود. دانشجویان اروپایی و دانشجویان از کشورهای دیگر مانند شهروندان لهستانی، ادامه تحصیل میدهند و شهریة این دانشجویان طبق نظر مؤسسات آموزش عالی تعیین میشود.نگاره 4. اصلاحات در آموزشعالی در سال 2011)Ministry of Science and Higher Education of Poland, 2011)
در سال 2012 مخارج عمومی آموزش عالی در لهستان 124768 میلیون زلوتی بود که تنها 65/0 % از تولید ناخالص ملی را به خود اختصاص میداد. این نشاندهندة سرمایهگذاری بیشتر در بخش آموزش عمومی است (The Polish Eurydice Unit, 2012).حمایتهای مالی در سال 2015-2014بورسیههای حمایتی: این بورسیهها برای دانشجویانی است که خانوادههای کمدرآمدی دارند و یا دانشجویان که معلولیتهایی دارند. مقدار این کمک مالی ازسوی مؤسسات آموزش عالی تعیین میشود.بورسیههای شایستگی:این بورسیهها برای شاگردان ممتاز است.مقدار کل ماهیانة بورسیههای حمایتی و شایستگی ممکن است بیشتر از 90% حقوق استادیاران نباشد.وامها: دولت بخشی از وام را برای دانشجویانی که حقوق ماهیانة خانواده آنان، کمتر از 600 زلوتی در ماه است فراهم میکند و 100% وام به آنها میدهد و برای خانوادههایی با درآمد 1000 زلوتی در ماه 70% هزینه میپردازد.یارانه خانوارها: این هزینه به خانوادههای دانشجویان کمدرآمد و یا معلول داده میشود.پوششدهی بودجة آموزشی: در برخی از کشورها مانند یونان، فرانسه و لهستان، حتی عناصر بودجة آموزشی که از مقامات بالا میآید، نادیده گرفته میشود. این عمدتاً به خاطر منابع گوناگون داده است. بهعنوان مثال: وزارتهای متفاوتی که در بودجة آموزشی نقش دارند. در کشورهای دیگر مانند بلژیک، دادهها برای سطوح آموزشی منطقهای محلی، گم میشود چون در زمان گزارشدهی هنوز موجود نیست (European Commission, 2014b).برنامهها و اصلاحات پیشروآموزش لهستان، همچنین با چالشهای بزرگی روبهرو است که آنها پیامد این واقعیت است که آموزش غیررسمی و آموزش بزرگسالان، چندان بااهمیت شمرده نمیشود. یادگیری در زمینة مناسب و مرتبط با مکان کار و بهصورت بخشی از فعالیتهای اجتماعی، نسبت به یادگیری سنتی، هنوز با کشش به نظر نرسیده است.تغییرات و اصلاحاتی که در نظام آموزش عالی لهستان داده شد، در سه سطح بود و در اکتبر 2011 اجرا شد.در 20 سال اخیر، شمار دانشجویان در لهستان پنج برابر افزایش یافته است که میتوانست بخشی بهعلت مدارس آموزش عالی عمومی و نیز بخشی برای تأسیس مدارس آموزش عالی خصوصی باشد. باوجوداین، هنوز مشکل رقابت ضعیف در برابر مدارس خارجی وجود دارد که برای مثال 5% کاهش در شمار دانشجویان خارجی در لهستان بازتاب یافته است.برای رویارویی با این موانع، اصلاحاتی صورت گرفت که میتواند به تغییرات اثربخش بینجامد، ازجمله:1. ایجاد نهادهایی برای تحصیل رایگان؛2. کمکهای مالی جدید برای دانشجویان؛3. وامهای بیشتر مبنیبر نیاز؛4. بلیتهای مسافرتی ارزانتر.در زمینة حقوق بیشتر دانشجویان موارد زیر در نظر گرفته شد:امنیت قانونی برای دانشجویان: اصلاحات قراردادی حقوق شهروندی دانشجویان را بین دانشجو و نهاد آموزشی ایجاد کرد.استادان برای دانشآموزان: یکی از مهمترین اصلاحات آموزش عالی جدید، بهبود موقعیت اعضای هیئتعلمی در مدارس آموزش عالی بود. کار استادان باید بهگونهای سازماندهی شود که آنها وقت کافی برای هر دانشجو داشته باشند.ارزیابی اجباری آموزشگران بهوسیلة دانشجویان: هرکس نقاط ضعف و قوت استادان و دانشجویان را میداند. بههمینعلت است که مقررات جدید، تأکید بر ارزیابی استادان بهوسیلة دانشجویان دارد. کارکنان نیز هر دو سال یکبار ارزیابی میشوند، و ایدههای دانشجویان و دانشجویان دکتری یکی از مهمترین معیارها است.امکانات جدیدی که برای دانشجویان در اصلاحات تازه در نظر گرفته شده است، دربرگیرنده ایجاد شرایط کاری بعد از تحصیل، مطالعات درباره تغییرات سریع و انتشار کتابهای الکترونیکی از دستاوردهای تحصیلی دانشجویان است (Ministry of Science and Higher Education of Poland, 2011).دانشمندان و قابلیتهای آنها است که هویت هر نهاد آموزش عالی، کیفیت پژوهش، جاذبههای تحصیلی را تعیین میکند. بهمنظور رفع مشکلات و موانعی که بر سر راه دانشمندان در لهستان بود، قوانینی برای اطمینان از آسودگی و شرایط کاری آنها وضع شد؛ همچنین دولت در سال 2013 برنامهای برای افزایش حقوق آنها در نظر گرفت. برای حمایت از استعدادهای درخشان موارد زیر در نظر گرفته شده است:کمک مالی الماس: رویکرد مدرن به علم، نیازمند حمایت از استعدادهای جوان است. این حمایت مسیر شغلی ویژهای برای صد نفر از بااستعدادترین دانشجویان در لهستان است. بهاینترتیب، آنها میتوانند پژوهشهای علمی را شروع کنند که بدون نیاز به مدرک کارشناسی ارشد بتوانند به دوره دکتری راه یابند.کمکهای مالی برای 30% از بهترین دانشجویان دکتری تا 50% افزایش یافته است. اصلاحات در آموزش عالی لهستان، قصد شناسایی مستعدترین دانشمندان جوان را دارد، تا به آنها در حرفهشان کمک کند تا آنها نیروی محرکی برای علوم در لهستان باشند. بههمینعلت کمکهای مالی خاص، برای دانشجویان دکتری 2000 زلوتی برای 30% از بهترین دانشجویان دکتری افزایش یافت. با این حمایت، دانشمندان برگزیده لهستانی میتواند روی بیش از یک کار علمی متمرکز شود.فرصتهای بیشتری که برای دانشمندان در این اصلاحات بهوجود آمد، باعث محدود کردن قومپرستیها و استخدام خویشاوندان شد و نیز سیاست جذب کارکنان پویایی را پدید آورد. بهمنظور شتاب بخشیدن به حرفة دانشمندان امکاناتی برای آنها بهوجود آمد ازجمله: توانمندسازی بهتر آنها، ایجاد رقابت برای انواع سمتها و جذب نیرو برای سازمانها ازطریق اینترنت.امروزه، مهمترین کار علوم در لهستان، رسیدن به سطح درخور پذیرش و استاندارد در مراکز آموزشی در جهان است. مدارس آموزش عالی، باید به دانشجویان، اقتصاد و جهان نزدیک باشند. تغییرات بهعلت اینکه بهترین مراکز از میان مدارس آموزش عالی ایجاد شود، بسیار مهم است. تأمین مالی اضافی با کیفیت بسیار بالا برای مدارس آموزش عالی، باید با سطح دستاوردهای قابل اندازهگیری آنها متناسب باشد. اصلاحات برای این مدارس سازوکارهای فرا توسعهای و با کیفیت بالا را ایجاد کرد (Ministry of Science and Higher Education of Poland, 2011).بااینحال این مسئله بدان بستگی دارد که تا چه اندازه نهادهای آموزشی و کارکنان آنها از این امکانات برای نوسازی استفاده خواهند کرد. فراهم ساختن منابع مالی مناسب از مهمترین پیشرانها برای کشوری است که هدفش توسعة سریع و مؤثر است. بههمینعلت در چهار سال گذشته (2011-2007م) این مقدار بهطور چشمگیری افزایش یافته است. مهم این است که این هزینه بهگونهای مصرف شود که پاسخگوی نیازهای جوامع محلی باشد که از دستاوردهای اصلاحات سال 2010م بود. همهنگام افزایش پیاپی در هزینههای علوم و آموزش عالی در سالهای 2012 تا 2015 تضمین شده است.در بودجة وزارت علوم و آموزش عالی، برای علوم در سال 2012 این مقدار به بیش از 3/6 میلیارد زلوتی رسید؛ یعنی 36/18% بیشتر از سال 2011 در مقایسه با سال 2007 به معنای 70% افزایش است. 8% افزایش در بودجة علوم هرساله تا سال 2015 تضمین شده است. یارانهای با ارزش 230 میلیون زلوتی طرحریزی شده است تا در سال 2012 برای مؤسسات پژوهشی اختصاص یابد. برنامهریزی بلندمدت مالی ایالتی با توافق دولت برای سال 2014-2011 افزایش 30% حقوق کارکنان آموزش عالی را به مدت سه سال از ابتدای سال 2013 در نظر گرفته است.16 میلیارد زلوتی، هزینة تجهیزات آزمایشگاهها و مراکز آکادمیک: با پیوستن به اتحادیه اروپا امکان دسترسی به مقدار زیادی پول برای بهبود زیرساختهای لهستان، برای رسیدن به استاندارهای کشورهای پیشرفته، فراهم شد. وزارت علوم و آموزش عالی، مسئول هزینة بودجه ساختاری است. تا سال 2013 در مجموع 16 میلیارد زلوتی برای طرحهای زیرساختی و پژوهشی اختصاص داده خواهد شد. چنین هزینهای با قوانین آموزشی جدید در لهستان باید به بهبود وضعیت علم در لهستان بینجامد.مشکل جدی برای علوم در لهستان، از هم گسیختگی مراکز علمی است که بهعلل تاریخی، به وجود آمده است. دانشمندان و آزمایشگاههای برجسته در سراسر کشور پراکنده شده است. باوجوداین لهستان در جستوجوی مکانی است تا این علوم در یک جا جمع شود. مراکز ملی پژوهشی نیز به وجود آمده است مانند هنرهای آزاد، مطالعات اجتماعی، علوم فنی، مطالعات پزشکی، علوم زیستی، کشاورزی و جنگلداری.قانون جدید آموزش عالی، تغییراتی را با در نظرگرفتن وضعیت مدارس آموزش عالی معرفی میکند. یکی از مهمترین آنها، استقرار روش جایگزین برای انتصاب مدیریت است. برای انتصاب مدیر این امکان وجود دارد که این فرد از مراکز و نهادهای خارجی نیز باشد. چشمانداز لهستان در سال 2020 و توسعه پایدارده سال آینده برای توسعة اقتصادی لهستان، بسیار مهم خواهد بود. سدهای موجود بر سر راه توسعه پایدار باید برچیده شوند؛ برای مثال، تفاوتهای بین مناطق باید کاهش یابد. همهنگام باید دههای برای توسعه فزاینده در آموزش و جهشهای دیجیتالی و نوآوری باشد. در نتیجه در سال 2020 لهستان با استفاده از توان نهفته اجتماعی و اقتصادی خود خواهد توانست شرایط زندگی محلی را توسعه دهد.مرحله استفادة ساده از ذخایر باید پایان یابد و اقتصاد باید بهطور فزایندهای بهسمت الگوی اقتصاد بر پایة نوآوری و توسعة پایدار حرکت کند. پس از یک دوره توسعه آرام ناشی از بحرانهای جهانی، طرح توسعة پایدار آغاز میشود. تأکید بر ساختوساز کارآمد دولت با اصلاحات همزمان در امور مالی، امنیت اجتماعی، بهداشت، آموزش، علوم، فرهنگ، اقتصاد، عدالت و مردمسالاری است. این فرایندها پاسخگو به محیط خارجی است که اروپا و جهان، در آن به مسیر یکپارچهسازی برمیگردند (Central Statistical Office, 2011).اقتصاد لهستان به اقتصاد مبنیبر دانش با حفظ تولید و صنعت پایه بهعنوان منبع تولید و رشد و بهبود رقابت، تبدیل خواهد شد. دسترسی به دانش میتواند ضربة قوی برای فعالسازی حرفهها باشد. پویایی رشد اقتصادی در لهستان، بالاتر از کشورهای همسایه خواهد بود. فرض بر این است که در سال 2020، لهستان به 79-74% از متوسط سرانه تولید ناخالص ملی اتحادیه اروپا برسد.حملونقل پایدار و توسعة پایدار در استفاده از محیطزیست و استفاده از انرژیهای پاک لازم است. انسجام اجتماعی و اقتصادی و ارضی باید افزایش یابد. سطح توسعة اقتصادی و بهرهوری از اقتصاد و سطح کیفیت زندگی در لهستان باید بهبود یابد. در اجرای چشمانداز لهستان تا سال 2020، حوزههای اساسی زیر از توسعه نقش حیاتی بازی میکنند:تحولات سازمانی، تقویت دولت کارآمد، بالابردن کیفیت نهادهای عمومی، فعال کردن نقش سرمایه اجتماعی.نوسازی دولت تا سال 2020 باید با احترام به حقوق شهروندان انجام شود. دستیابی به اهداف جز از رهگذر حکمرانی خوب کشور، هماهنگ با استانداردهای نوین، مدیریت ازطریق اهداف تعریفشده با روش منطقی و واقعبینانه، بهکارگیری افراد گوناگون، یکپارچهسازی سیاستهای گوناگون عمومی و در نظر گرفتن نیازها و شرایط خاص هر منطقه مبنیبر اصل دولت باز امکانپذیر نخواهد بود. چشمانداز لهستان در جایگاه دولتی کارآمد، شامل راهحل نظامها برای نهادها است. این نیز با ایجاد مزیتهای رقابتی امکانپذیر است. در ساخت اقتصاد مبنیبر دانش چالش عمدهای وجود دارد. نهادهای علمی- پژوهشی باید به موفقیت تجاری عظیمی نسبت به قبل دست یابند. وظیفة دولت ایجاد محیط نظارتی مناسب برای همکاری بین دانشگاه، کسبوکار و مؤسسات مالی است. شرکای کلیدی دولت در این زمینه انجمنهای کسبوکار خواهند بود. جامعة علمی برای پاسخگویی به نیازهای پژوهشی صنعت، تشویق خواهد شد. باوجوداین شمار مطالعاتی که با بودجة عمومی تأمین مالی میشوند، چشمگیر است. در تخصیص بودجة پژوهشی، پژوهش مبنیبر همکاری بین نهادهای علمی و بازیگران اقتصادی ترجیح داده میشود (Central Statistical Office, 2011).مهمترین معیار، برای انتخاب هر طرح، میزان حمایت از نوآوری و امکان بهکارگیری عملی نتایج خواهد بود. برنامهریزی مؤثر و اجرای روندهای تولید نوآورانه نیازمند نیروی انسانی آموزش دیده است. تلاش برای ارتقا آموزش عالی، با توسعة سرمایة انسانی در پژوهش و توسعه امکانپذیر است. بهبود کیفیت آموزش عالی در نخستین مراحل تدریس ضروری است. ریاضیات و مهارتهای علوم، نوآوری و توانایی برای جستوجوی راهحلهای مستقل، در همة مراحل آموزش توسعه خواهد یافت. برنامهریزی و روش تدریس، با وضع دانش موجود و روند فنّاوری همسو خواهد شد.تلاشهایی برای اطمینانیابی از وضعیت دانشآموختگان و توانمندیها و شایستگیهای آنها در بازار کار صورت خواهد گرفت. آموزش بهطور پرکششتری، برای جوانان ارائه خواهد شد. شمار دانشجویان در علوم و ریاضی و مهندسی، در دانشگاههای عمومی افزایش خواهد یافت و این با افزایش شمار زنان در مطالعات علوم همراه خواهد بود. دانشجویان به مهارتهای تجاری کردن نتایج پژوهشها و مدیریت حقوق معنوی مجهز خواهند شد. مهارتهای لازم برای طرحهای پژوهشی و همکاریهای میانرشتهای در آنها ایجاد میشود.رابطة بین دانشگاه و تجارت افزایش مییابد ازجمله ازطریق کارآموزی، پژوهشها و برنامههای آموزشی مشترک برای توسعه. فرصتهای آموزشی برای کارشناسی ارشد و افزایش مهارتهای این دوره ایجاد میشود. متخصصان، استادان و کارکنان خارجی استخدام میشوند و سازوکاری برای ارتقای بودجة دانشگاهها برای رقابت با برترین دانشگاههای دنیا معرفی میشود. توسعة پایدار در قانون اساسی جمهوری لهستان و در اعمال قانونی: در لهستان مفهوم توسعة پایدار بهصورت یک اصل، براساس ماده 5 قانون جمهوری لهستان مورخ 2 آوریل 1997، به رسمیت شناخته شد. در این قانون آمده است که جمهوری لهستان، باید برای استقلال و تمامیت ارضی سرزمین خود تلاش کند و نیز از آزادی و حقوق شهروندان و امنیت آنها و حفاظت از میراث ملی و محیطزیست طبیعی بهمنظور توسعة پایدار تلاش کند.افزونبراین، اشاره به مسائل توسعة پایدار در ماده 74 مربوط به امنیت زیستمحیطی و حاکمیت عدالت و حمایت از محیطزیست گنجانده شده است، که بدینشرح است:1. مقامات دولتی باید سیاستهای تضمین امنیت زیستمحیطی در حال و آینده را دنبال کنند.2. حفاظت از محیطزیست وظیفة مقامات دولتی است.3. هرکس حق اطلاع از محیطزیست و حفاظت از آن را دارد.4. مقامات دولتی باید از فعالیتهای مردم برای نگهداری از محیطزیست حمایت کنند (Central Statistical Office, 2011).کتابشناسیدبیرخانة شورای عالی انقلاب فرهنگی. (1382). «نظام آموزشی لهستان». نظام آموزش کشورهای جهان. بازیابی شده از: http://www.mahshar.com/world/research/edupol/countries.phpcpolands5-5.
Central Intelligence Agency. (2013). “Poland”. The Word Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/library/ publications/the-world-factbook/geos/pl.html
Central Statistical Office. (2011). Sustainable Development Indicators for Poland. Retrieved from: https://stat.gov.pl/ cps/rde/xbcr/gus/as_Sustainable_Development_Indicators_for_Poland.pdf.
Central Statistical Office. (2013). Higher Education Institutions and their Finances in 2013.Retrieved from: https://stat. gov. pl/files/gfx/portalinformacyjny/en/defaultaktualnosci/3306/2/7/1/higher_education_institutions_and_their_finances_in_2013.pdf.
Central statistical office. (2014). Education in 2013/2014 School Year. Retrieved from: https:// stat.gov.pl/files/gfx/ portalinformacyjny/en/defaultaktualnosci/3306/1/6/1/education.pdf.
Dmochowska, H. (2014a). Demographic Yearbook of Poland 2014. Retrieved from: https://stat.gov.pl/en/topics/ statistical-yearbooks/statistical-yearbooks/ demographic-yearbook-of-poland-2014,3,8.html
Dmochowska, H. (2014b). Statistical Yearbook of Agriculture 2014. Retrieved from: https://stat.gov.pl/files/gfx/ portalinformacyjny/en/defaultaktualnosci/3328/6/9/1/statistical_yearbook_of_agriculture_2014.pdf.
Dmochowska, H. (2014c). Statistical Yearbook of the Regions–Poland 2014. Retrieved from: https://stat.gov.pl/en/ topics/statistical-yearbooks/statistical-yearbooks/statistical-yearbook-of-the-regions-poland-2014,4,9.html
Education, Audiovisual and Culture Executive Agency. (2012). Key Data on Education in Europe 2012. Brussels: Author.
European Commission. (2014a). National Student Fee and Support Systems in European Higher Education, 2014/15. Retrieved from: https://uniko.ac.at/modules/download. php?key=7240_DE_O&cs=4E6B
European commission. (2014b). The Structure of the European. Education Systems. 2014/15: Schematic Diagrams. Retrieved from: https://eurydice.org.pl/wp-content/ uploads/2014/11/education_structures_EN.pdf.
Eurydice. (2010). National System Overviews on Education Systems in Europe and Ongoing Reforms: Poland.Retrieved from: http://biblioteka-krk.ibe.edu.pl/opac_ css/doc_ num.php?explnum_id=169
Eurydice, CEDEFOP and ETF. (2010). Structures of Education and Training Systems in Europe: Poland. Brussels: European commission.
Eurydice. (2015). “Lifelong Learning Strategy”. National Education Systems. Retrieved from: https://eacea.ec. europa. eu/national-policies/eurydice/content/lifelong-learning-strategy-56_en
Eurydice. (2015). “Poland Overview”. National Education Systems. Retrieved from: https://eacea.ec.europa.eu/ national-policies/eurydice/content/poland_en
International Bureau of Education. (2011). “Poland”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
Latoszek, E., Kotowska, Irena E., Nowak, Alojzy Z., and Stepniak, A. (2012). European Integration Process in the New Regional and Global Settings. Warsaw: University of Warsaw Press.
Ministry of Science and Higher Education. (2011). Reform of Science in Poland. Retrieved from: http://www. inovasyon. org/pdf/Poland.Reform.of.Science.in.Poland.pdf.
Ministry of Science and Higher Education of Poland. (2011). Higher Education Reform. Warsaw: Author.
Noorani, S., Pejnovic, S. and Desurmont, A. (2013). National Sheets on Education Budgets in Europe 2013. Retrieved from: http://www.indire.it/lucabas/lkmw_file/eurydice/ National_Budgets.pdf.
Nowożyńska, A.(2013) Foundation for the Development of the Education System. Warsaw.
The Polish Eurydice Unit. (2012). The System of Education in Poland. Retrieved from: http://docplayer.net/395778- The-system-of-education-in-poland-polish-eurydice-unit-foundation- for-the-development-of-the-education-system. Html
The Polish Eurydice Unit. (2014). The System of Education in Poland. Retrieved from: http://www.fss.org.pl/sites/fss. org.pl/files/the-system_2014_www_0.pdf.
http://data.uis.unesco.org/
http://ec.europa.euhttp://ec.europa.eu/programmes/creative-europe/ opportunities/ culture-support
http://hdr.undp.org/en/content/table-5-gender-related-development-index-gdi
https://photius.com/rankingshttp://www.eng.nauka.gov.pl/en/higher-education/https://www.universiteitleiden.nl/en/education
عطیه سیدرضا
نظام آموزش عالی لیبریا
Liberian Higher Education System
پایتخت: مونروویانوع حکومت: جمهوریزبان رسمی: انگلیسیمساحت: 111369 کیلومترمربعجمعیت: 3989703 نفر( سرشماری 2013م)تعداد دانشجویان: 65000 نفر(2014م)تولید ناخالص ملی: 015/2 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 8/2% (2012م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 1/8% (2012م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیجمهوری لیبریا یکی از قدیمترین جمهوریهای قاره افریقاست و در غرب افریقا، در حاشیه شمالی خلیج گینه قرار گرفته است و از شمال با گینه، از شرق با ساحل عاج، از شمال غرب با سیرالئون و در جنوب با اقیانوس اطلس شمالی هممرز است. این کشور، با مساحت 111369 کیلومترمربع، صدوچهارمین کشور ازنظر پهناوری در جهان بهشمار میرود. لیبریا در 1847م استقلال خود را از انجمن امریکایی مهاجرنشین بهدست آورد (جعفری، 1382).لیبریا 15 ایالت دارد. نرخ رشد جمعیت آن 56/2% در 2013م بوده است. این جمعیت، آمیزهای از گروههای نژادی مختلف کپله 3/20%، باسا 4/13%، گربو 10%، کرو 6%، گیو 8%، مانو 9/7%، لورما 1/5%، کیسی 8/4%، گولا4/4%، و سایر 1/20% است. 6/85% از مردم لیبریا مسیحی، 2/12% مسلمان و بقیه پیرو عقاید سنتی و قبیلهای هستند (سرشماری 2008م). بیش از 70% از نیروی کار، در بخش کشاورزی، 8% در صنعت و 22% در بخش خدمات کار میکنند (سرشماری 2002م). نرخ بیکاری 58% در 2003م و نیروی کار در 2007م بالغ بر 372/1 میلیون نفر بوده است (Central Intelligence Agency, 2014).اقتصاد این کشور، بهعلت جنگهای داخلی بین سالهای 2003-1989 نابسامان است و از کشورهای فقیر دنیا بهشمار میآید. منابع طبیعی لیبریا سنگ آهن، کائوچو، الوار، الماس، طلا و قلع است. محصولات کشاورزی نیز شامل قهوه، کاکائو، نیشکر، برنج، روغن نخل و مرکبات است (Mccall, 2005).اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیبراساس مادة 6 قانون اساسی جمهوری لیبریا، اجرا شده در 6 ژانویه 1986، دولت موظف به ایجاد فرصتهای آموزشی مناسب برای همة شهروندان، همچنین از میان برداشتن بیسوادی است. براساس قانون آموزش اجباری و رایگان آموزشوپرورش، 2002م، آموزش ابتدایی و میانی برای کودکان 6 تا 16 سال اجباری است. هدف مهم دولت، ایجاد آموزش بیشتر در زمینه اجتماعی و اقتصادی در هر ایالت است. یکی از اصول اصلی اصلاحات راهبردی در آموزش، موفقیت کمّی و کیفی در نظام آموزشی است (International Bureau of Education, 2011).درحالحاضر، هدف اصلی دولت، با تأسیس کمیسیون ملی آموزش عالی در سال2000 به دستور الن جانسون سیرلیف، رئیسجمهور لیبریا، ایجاد اصلاحات در آموزش، ارتقای سطح کمّی و کیفی نظام آموزش عالی، با ترویج صلح، وحدت و مصالحه ملی در زمینههای اجتماعی، اقتصاد، سیاست و توسعة فرهنگی است. در ادامة اصول اصلی توسعة اقتصادی و اجتماعی، دولت در نظر دارد از آموزش بهمثابة وسیلهای برای ترویج صلح، وحدت و مصالحه ملی و بهعبارتدیگر، اطمینان از توسعة اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در سطح ملی بهره گیرد. بههمینمنظور، دولت اهداف آموزشی بلندمدت را به تصویب رسانده است که عبارتاند از:·توسعة همهجانبة فردی که در نتیجه آن، همة افراد به شهروندانی وظیفهشناس و مفید برای مشارکت مداوم برای توسعة کشور، تبدیل خواهند شد؛·ارائة آموزش جهانی اولیه، ازطریق راههای رسمی و غیررسمی برای بهبود سطح استاندارد زندگی و مبارزه با مشکلات جدی سوادآموزی، سلامت و بهداشت عمومی (ویروس اچ.آی.وی و ایدز، میزان جمعیت، خانواده)، تولید مواد غذایی و حفاظت؛·پویاسازی، حفظ و نگهداری و ترویج میراث فرهنگی و تقویت سیاستهای ملی وحدت و یکپارچهسازی؛·حصول اطمینان از تمرکززدایی توزیع خدمات و امکانات آموزشی، مانند توزیع عادلانة فرصتهای آموزشی در همة ایالتها؛·و فراهم ساختن راههای دسترسی، و افزایش کیفیت برنامههای آموزشی در همة سطوح آموزشی و خدمات برای همة شهروندان (International Bureau of Education, 2011).ساختار نظام آموزشی ساختار نظام آموزش در لیبریا شامل: کودکستان، پیشدبستانی (پایة تحصیلی 3-1)، دوره ابتدایی (پایة تحصیلی 6-4)، دورة میانی شامل دبیرستان مقدماتی (پایة تحصیلی 9-7)، و دبیرستان پیشرفته (پایة تحصیلی 12-10) و آموزش عالی (پایة تحصیلی 19-13) میشود. آموزش پیشدبستانی کودکان 2 تا 6 سال را دربر میگیرد و سه سال طول میکشد. پیشدبستانی یا بهعبارتیدیگر، بخش آموزش و مراقبتهای اولیه دوران کودکی، بعد از بحران داخلی بهتدریج بهبود یافته است.آموزش ابتدایی در لیبریا کودکان 6 تا 11 سال را دربر میگیرد و ششسال طول میکشد. بخش آموزش ابتدایی، بعد از پایان جنگهای داخلی، کاملاً بازسازی شده است. برگزاری آزمون دانشآموختگی در پایان پایة تحصیلی ششم در 1970م منسوخ شده بود، اما طرحهایی برای احیای آن در دست اجراست.آموزش دورة میانی 6 سال است و به دو دورة سهساله تقسیم میشود: دبیرستان مقدماتی (پایة تحصیلی 9-7) و آموزش دبیرستان پیشرفته (پایة تحصیلی 12-10). در پایان پایة تحصیلی 9، دانشآموزان باید در آزمونی که شورای آزمونهای غرب افریقا برگزار میکند، شرکت کنند. دانشآموزان واجد شرایط پس از موفقیت در این آزمون، وارد دورة دبیرستان پیشرفته میشوند. مدرک آزمون شورای آزمونهای غرب افریقا بالاترین مدرک در سطح آموزش میانی است. داشتن این مدرک برای پذیرش در مؤسسات آموزشی لازم است.آموزش عالی در دانشکدههای بازرگانی و مؤسسات عمومی، دانشکدههای علوم تربیتی، دانشگاهها، مؤسسات فنیوحرفهای و پلیتکنیکها ارائه میشود. در سطح دانشگاه، گذراندن دورههای نُهماهه تا یکساله، منجر به دریافت گواهینامه میشود؛ درحالیکه با گذراندن دورههای آموزشی کامل دو یا سهساله، مدرک دیپلم داده میشود. در نظام آموزشی لیبریا، عنوان «درجة اول» معمولاً به مفهوم کارشناسی است. برنامههای دورة کارشناسی، معمولاً چهارساله است (حقوق سه سال، مهندسی و زمینشناسی پنج سال). عنوان «درجة دوم» معمولاً به مفهوم کارشناسی ارشد است که به دریافت مدرک کارشناسی ارشد علوم میانجامد. بهطورکلی دو نوع کارشناسی ارشد وجود دارد: مدارک حرفهای و مدارک پژوهشی بنا به رشته تحصیلی، مدارک حرفهای ممکن است نامهای متفاوتی داشته باشند. مدارک پژوهشی همه تحت نام کارشناسی ارشد علوم، ارائه میشوند. مدارک حرفهای معمولاً دورة یکساله دارند، اما مدارک پژوهشی دوساله هستند. دانشجویان، سال اول را بیشتر با کلاسها و سال دوم را با پژوهش میگذرانند. در پزشکی، مدرک دکترای تخصصی، بعد از گذراندن هفت سال تحصیل داده میشود. یکسال تحصیلی در دانشگاهها شامل 180 روز آموزش در دو نیمسال است. سال تحصیلی دانشگاهی دو نیمسال دارد (سپتامبر- دسامبر؛ فوریه- مه / ژوئن)، هر نیمسال شانزده هفته را شامل میشود (Internation Bureau of Education, 2011).دانشگاه لیبریا، تنها مؤسسهای است که دورههای تحصیلات تکمیلی برگزار میکند. در این دانشگاه دورههای دوساله، در برنامهریزی منطقهای و علوم سیاسی که به مدرک کارشناسی ارشد میانجامند و نیز دکترایِ طب که قدیمترین دورة دانشگاهی در لیبریاست، دایر هستند. کالج پزشکی دانشگاه لیبریا در 1968م با نام کالج پزشکی مونروویا تورنیو تأسیس شد، که سرمایهگذاری مشترک بین دولت لیبریا، واتیکان و دولت ایتالیاست که وابسته به دانشکدة پزشکی و جراحی دانشگاه تورین ایتالیا بود. در سال 1970، دولت لیبریا همة مسئولیتهای هدایت این کالج را به عهده گرفت و آن را با نام کالج پزشکی اِی.ام. دوگلیوتی با دانشگاه لیبریا ادغام کرد. برای پذیرش در کالج پزشکی ای.ام. دوگلیوتی لازم است داوطلبان با موفقیت دورة کوتاهمدت سهسالة آمادگی برای ورود به رشتة پزشکی را در یک مدرسة عالی به رسمیت شناختهشده یا دانشگاه بگذرانند و یا مدرک کارشناسی در علوم یا رشتههای وابسته داشته باشند. مدت زمان تحصیل در رشتة پزشکی پنج سال و دکترای تخصصی هفت سال است. در لیبریا، دو نوع مؤسسة آموزش عالی، عمومی و خصوصی وجود دارد. مؤسسات عمومی را دولت تأسیس و 70% از بودجة سالانة آنها را فراهم میکند. درحالیکه مؤسسات خصوصی، بهوسیلة اشخاص یا نهادی غیرعمومی سازماندهی شدهاند. بخشی از درآمد این مؤسسات را نیز دولت با پرداخت یارانه یا با بورس کردن دانشجویان فراهم میکند. اما آنها عمدتاً به شهریة دانشجویان، کمک مالی و هدایا وابستهاند (Unesco, 1996).از میان دو دانشگاه عمومی لیبریا، دانشگاه لیبریا که در سال 1862 گشایش یافته است، بزرگترین و قدیمترین مؤسسه عمومی آموزش عالی است. 95% هزینة آن از بودجة سالیانة دولت، حدود 3% از شهریة دانشجویان و 2% باقیمانده از سایر منابع، مانند کمکهای مالی، هدایا، اجاره و محصولات کشاورزی، تأمین میشود. دانشگاه فنی عمومی ویلیام و.س. تابمن- که در 1978م در ایالت هارچرِ مریلند تأسیس شد- تنها بخش کوچکی از هزینههای خود را ازطریق شهریة دانشجویان و محصولات کشاورزی، تأمین میکند و تقریباً 98% هزینههای آن از بودجة دولت فراهم میشود؛ همچنین دولت دو مرکز تربیت آموزشگر دایر کرده است. مراکز تربیت آموزشگر زورزور و کاکاتا برنامههای دوساله برای دورة ابتدایی و دبیر برای دورة دبیرستان برگزار میکنند. آنها 98% از هزینههای خود را از دولت و 2% را از شهریة دانشجویان دریافت میکنند. درحالحاضر، قدیمترین مؤسسة خصوصی کالج دانشگاه کاتینگتون در سوآکوکو در ایالت بونگ است که در 1889م تأسیس شده است. این کالج، بخش عمدة بودجة خود را از دولت دریافت میکند. مؤسسات خصوصی آموزش عالی، به هدایای کلیساها یا هیئتهای مذهبی خارجی و یا شهریة دانشجویی وابستهاند (Unesco, 1996).دیگر مؤسسات و دانشگاههای خصوصی آموزش عالی در لیبریا کالج دانشگاه سن کلمنت، کالج دانشگاه افریکن بیبل، دانشگاه متدیست کلیسای اسقفی افریقا، دانشگاه متدیست کلیسای اسقفی زیون افریقا، پلی تکنیک استلا ماریا، دانشگاه متدیست متحد، و دانشگاه منتظران مسیح غرب افریقا هستند. گراند باسا، ترینیتی بیبل، و لوفا کانتی از کالجهای محلی لیبریا بهشمار میروند (allAfrica, 2019).دانشگاه لیبریا در رأس هرم طبقهبندیشدة آموزش عالی در لیبریا قرار دارد. این دانشگاه، تنها مؤسسهای است که مدرک دکتری (در پزشکی) و دورههای کارشناسی ارشد (در برنامهریزی منطقهای و علوم سیاسی) ارائه میکند؛ بهعلاوه، در 26 رشته مدارک کارشناسی میدهد: انگلیسی، فرانسه، جغرافیا، تاریخ، روابط عمومی، علوم سیاسی، جامعهشناسی، آموزش عمومی، آموزش ابتدایی، کشاورزی، جنگلبانی، علوم و صنایع، چوب و فنّاوری، حسابداری، اقتصاد، مدیریت، مدیریت دولتی، زیستشناسی، شیمی، ریاضیات، فیزیک، مهندسی عمران، مهندسی برق، مهندسی معدن، زمینشناسی، حقوق و توسعة خانه و جامعه؛ همچنین این دانشگاه دورة دوسالة کاردانی کتابداری و دورة یکسالة گواهینامة روابط عمومی ارائه میکند.کالج دانشگاه خصوصی سن کلمنت، که در سال 2010 گشایش یافته است آمادگی خود را برای برگزاری دورههای مهندسی صنعت نفت، مهندسی معدن و فنّاوری استخراج در 2014م اعلام کرده است. دانشگاه لیبریا و کالج دانشگاه سن کلمنت دورههای آنلاین برگزار میکنند (Morris, 2014).در رتبة بعد مؤسساتی قرار دارند که درجة کارشناسی اعطا میکنند. از بین آنها، کالج دانشگاه کاتینگتون در 15 رشته مدرک تحصیلی میدهد که 11 رشته از آنها را دانشگاه لیبریا نیز ارائه میکند. دانشگاه عمومی ویلیام و.س.تابمن در ابتدا مدرک کاردانی در رشتههای کشاورزی، مهندسی عمران، مهندسی برق، الکترونیک و مهندسی مکانیک ارائه میکرد، از سال 1990 این دانشگاه، مدرک کارشناسی در رشتههای نامبرده ارائه میکند؛ سپس، ازنظر دورة برنامه، مؤسساتی هستند که دورههای آموزشی دو تا سهسالة بعد از دبیرستان برگزار میکنند. مؤسسة ملی فنون پزشکی تابمن که در 1945م تأسیس شد دورههای آموزشی سهساله پرستاری حرفهای، دستیار پزشکی و فنورز علوم آزمایشگاهی برگزار میکند. این مؤسسه دورههای دوسالة مامایی و پرستاری حرفهای نیز برگزار میکند. سه دانشسرای مقدماتی نیز وجود دارند که دورههای دوسالة کاردانی فنی در رشتههای تجارت و منشیگری ارائه میکنند.اما مؤسسات پژوهشی آموزش عالی در این کشور وجود ندارند. گرچه کارهای پژوهشی در دانشکدههای دانشگاه لیبریا و کالج دانشگاه کاتینگتون، درصورتیکه زمان و منابع اجازه دهد، انجام میشود. برای پذیرش در دورههای آموزشی سهساله در لیبریا، داشتن مدرک دیپلم دبیرستان و موفقیت در امتحانات ملی ورودی لیبریا ضروری است. این امتحانات را شورای آزمونهای غرب افریقا برگزار میکند و هر مؤسسه براساس استانداردها و معیارهای خود، دانشجو میپذیرد (Unesco, 1996).دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیدرباره لیبریا، دادههای آماری قابل اعتماد در بخش آموزش، تنها پس از سال 2007 موجود است؛ بنابراین دستیابی به دادههای آماری دقیق در بعضی موارد، دشوار است. براساس آمار جمعیتشناسی و بررسی سلامت، یکسوم جمعیت هیچ آموزشی ندیدهاند، 32% تنها در سطح تحصیلات ابتدایی، 32% در سطح آموزش میانی و تنها 1/4% در سطح آموزش عالی تحصیل کردهاند (سرشماری 2007م). نرخ سواد در لیبریا 8/60% (8/64% مردان و 8/56% زنان) است. بعد از پایان جنگ داخلی در لیبریا، ثبتنام در سطح آموزش عالی رشد چشمگیری داشته است؛ برای مثال ثبتنام در دانشگاه لیبریا از 4000 دانشجو در سال 1995 به 15000 دانشجو در سال 2007 افزایش یافت و تعداد مؤسسات آموزش عالی از 3 مؤسسه به 26 مؤسسه افزایش داشته است. برای توسعه بخش آموزش عالی، دولت برنامههای بلندمدت و میانمدت در دست اجرا دارد. ازجمله طرحهای در دست اجرا برای بخش آموزش لیبریا، «برنامه بخش آموزش» است. پشتیبانهای این طرح به بررسی راهکارهای عملی برای توسعة آموزش در بازة زمانی 2020-2010م میپردازند (Ministry of Education, 2010).جدول 1 برآوردهای طرح پیشنهادی بلندمدت قابل اجرا برای بخش آموزش عالی را تا سال 2019 نشان میدهد. مجموعة هزینههای جاری، بهصورت سالانه باتوجهبه دادههای آماری صندوق بینالمللی پول، برای تولید ناخالص داخلی و درآمد داخلی کشور ارائه شدهاند. بهطور متوسط کودکان لیبریایی 10سال آموزش میبینند (11 سال برای پسران و 8 سال برای دختران). نسبت دانشآموز به آموزشگر 13 به 1 است (Ministry of Education, 2010).در جدولهای 2 و 3 نرخ خالص ثبتنام و نرخ رشد ثبتنام در دورههای مختلف تحصیلی نشان داده شدهاند. براساس معیارهای ابتکار مسیر سریع (آموزش برای همه)، در سطح آموزش ابتدایی، هزینة عمومی آموزش، بهمثابة سهمی از تولید ناخالص داخلی، 6/3- 8/2% است، براساس برآوردهای «برنامة بخش آموزش»، تولید ناخالص داخلی در 2015م، با افزایش 9/4% برنامهریزی شده است. در دوره نخست میانی (پایة تحصیلی 7)، نرخ دسترسی به آموزش در 2010م، 52% بوده است و پیشبینی میشود در صورت ساخت بیشتر
مدارس و آموزش آموزشگران در سال 2015 به 72% افزایش یابد؛ همچنین پیشبینی میشود نرخ ثبتنام دختران در این دوره تحصیلی از 82% در سال 2010 به 89% در سال 2015 برسد. باتوجهبه ساخت بیشتر مدارس و آموزش آموزشگران، پیشبینی میشود در دوره دوم میانی نیز نرخ دسترسی از 32% در 2010م به 49% در سال 2015 برسد (The Global Partnership for Education, 2010).جدول 4. نرخ رشد و ثبتنام خالص در دورههای تحصیلی (2008-2007م)دوره تحصیلینرخ رشد ثبتنامنرخ خالص ثبتنامپیشدبستانی103%38%ابتدایی94%35%ابتدایی+ برنامة یادگیری شتاب108%دبیرستان مقدماتی43%5%دبیرستان پیشرفته24%5%میانی33%5%
(Ministry of Education, 2010)
جدول 4 نرخ رشد و ثبتنام خالص در دورههای تحصیلی و نیز کاهش ثبتنام در سطح دبیرستان پیشرفته را نشان میدهد. این کاهش و تفاوت ثبتنام بین دو دوره تحصیلی نخست و دوم میانی چشمگیر است. این واقعیت که نرخ خالص ثبتنام 5% است، درحالیکه نرخ رشد ثبتنام 24% میباشد، نشاندهنده آن است که بسیاری از دانشآموزان دوره دوم میانی دبیرستان پیشرفته (حدود 76% )، بالاتر از سن رسمی 15 تا 17 سال هستند. انتظار میرود با دستیابی به استانداردهای جهانی آموزش، ثبتنام در این سطح افزایش یابد (Ministry of Education, 2010).مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیسرآغاز آموزش عالی در لیبریا، به گشایش کالج لیبریا در 1862م باز میگردد که مؤسسهای غیرعمومی و امریکایی، آن را بسان هدیهای برای آموزش عالی در لیبریا پی نهاد. این امر 15 سال بعد از اعلام استقلال کشور از انجمن امریکایی مهاجرنشین و 40 سال بعد از تشکیل لیبریا در 1822م انجام شد. در 1879م، دولت لیبریا همة مسئولیتهای ادارة کالج لیبریا را به عهده گرفت و این امر، با تشکیل و جانشینسازی آن، با دانشگاه لیبریا ادامه یافته است. در سالهای بعد، گروههای مذهبی هفتگانه و دولت یک مؤسسة آموزش عالی دیگر را پی نهادند (Boston College, 2007).برنامههای بخش آموزش لیبریا در دهة 1980 تا زمان جنگهای داخلی (2003-1989م) ادامه یافت. این بحران، منجر به نابودی همة زیرساختهای آموزشی شد. آموزش عالی لیبریا در دهة 2010-1990، دورهای انتقالی را پشت سر گذاشته است. در سالهای اخیر، دولت به بازسازی و احیای این بخش از آموزش پرداخته است. بعد از پایان بحران داخلی در سال 2003، دولت اقدام به بازگشایی دانشگاهها، کالجها و دیگر مؤسسات آموزش عالی کرده است (The Liberian Participants, 2010).در لیبریا هیچ نهادی وجود ندارد که فعالیتهای آموزش عالی را در سطوح ملی، هماهنگ کند. از جنبة حقوقی، وزارت آموزش در قبال آموزش، از سطح پیشدبستانی تا آخر تحصیلات میانی مسئول است و بهوسیلة وزیر آموزش و با همکاری سه معاون اداره میشود. براساس قانون آموزش (2002م)، وزارت آموزش، ساختار مدیریتی غیرمتمرکزی دارد و 15 دفتر آموزش ایالتی در هر ایالت دارد؛ بنابراین، هر مؤسسة آموزش عالی، بهجز دو مرکز تربیت آموزشگر روستایی که در وزارتخانه برای تربیت آموزشگر پی نهاده شده است، معیارها و ضوابط خود را تعیین میکند. مراجع قانونی مدارک ارائهشده از طرف این مؤسسات را تأیید میکنند. هر مؤسسه، هیئتامنا یا هیئتمدیرة جداگانهای دارد که معمولاً هم وزیر آموزش عضو غیررسمی همة آنهاست.بیشتر مدارس لیبریا را کلیساها یا هیئتهای مسیحی اداره میکنند که مشتملبر کلیساهای کاتولیک، متدیست و اسقفی هستند. بقیه را دولت تحت نظارت نظام تحصیلی تعاونی مونروویا اداره میکند. بیشتر مدارس در ناحیة مونروویا تأسیس شدهاند. علت این امر نبودن جادههای مناسب در این کشور است. هیئتهای مذهبی مسیحی، مدارس خود را در سایر نقاط کشور نیز دایر کردهاند تا تودههای دانشجو، آسانتر به آموزش دسترسی داشته باشند. بیشتر دانشجویان، تنها توانایی مالی تحصیل در مدارس و دانشگاههای عمومی را دارند؛ زیرا شهریهها در بخش خصوصی بالاست. بیشتر مدارس ازنظر امکانات و شمار آموزشگران خوب فقیرند. برخلاف مدارس عمومی، مدارس خصوصی یا مدارس هیئتهای مذهبی آموزش بهتری به دانشآموزان میدهند. از بحران داخلی به بعد، افزایش کمی در تعداد کالجهای دوساله و دانشگاهها در کشور وجود داشته است. دانشگاههای عمومی، شعبههایی در نقاط دیگر کشور بازگشایی کرده است تا پاسخگوی دانشجویان مشتاق تحصیل در دانشگاه باشند (Boston College, 2007).مشکل جدی که آموزش عالی با آن روبهرو است، کاهش فرصتهای شغلی برای دانشآموختگان مؤسسات آموزش عالی است که نتیجة آن، فروکاهش فعالیتهای اقتصادی در سطح ملی است. ضعف اقتصادی بهعلت جنگهای داخلی، همچنین باعث ایجاد مشکلات اساسی، همراه با کاهش منابع تدریس و قابلیتهای اعضای هیئتعلمی مشتاق، امکانات نامناسب حملونقل برای دانشجویان و استادان، نداشتن آب و برق و سایر امکانات اولیه، فقر نظامهای ارتباطی و عدم حمایت از پژوهش میشود. براساس آمار سازمان جهانی کار در سال 2014، بهطور متوسط بیش از 50% از دانشآموختگان مشغول به کار، دچار فقرند.اکنون 8 دانشگاه خصوصی گشوده شدهاند. 5 کالج خصوصی نیز دایر است که کلیسای کاتولیک و کلیسای اسقفی آنها را اداره میکنند. درحالحاضر، موضوع سازندگی و پیشرفت، در برنامة آموزشی دانشگاه لیبریا و نیز دیگر مؤسسة آموزش عالی، کالج دانشگاه کاتینگتون، مورد توجه قرار گرفته است و باتوجهبه موضوع تخصصی شدن، برنامة آموزشی سطوح مختلف با پژوهش عملی، هماهنگ شده است. این امر بیانگر حرکت بهسمت توسعه است و پژوهشها در ارتباط با محیط و تجربة لیبریاییها انجام میشوند.جدای از دو مؤسسة عمومی، یعنی دانشگاه لیبریا و دانشگاه فنی ویلیام و.س. تابمن، آموزش عالی در لیبریا را مؤسسات مسیحی فراهم آوردهاند. قدیمترین و بزرگترین آنها، کالج دانشگاه کاتینگتون، در سال 1889، بهوسیلة کلیسای اسقفی امریکا گشایش یافت. درحالحاضر دانشگاه کاتینگتون زیر نظر مستقیم اسقفنشین لیبریا قرار دارد و اسقف، رئیس هیئتمدیرة این دانشگاه است. همة مؤسسات مذهبی نیز در کنترل هیئتامنای مستقلاند. ریاست هر مؤسسه، برعهدة یکی از اعضای اجرایی هیئتامناست. وزیر آموزش، اغلب عضو هیئتمدیرة مؤسسات خصوصی آموزش عالی است، اگرچه اساسنامهها به آنان اجازه میدهد که مستقل از وزارت آموزش عمل کنند. معمولاً وزیر با شرکت در جلسههای هیئتمدیره، به تهیة خطمشیها کمک میکند.به آموزش عالی، شاید بهعلت جنگهای داخلی و بیبرنامگی، بهمنزلة بخشی مهم، در طرحهای ملی دولت توجه نشده است. هرچند که دانشگاه لیبریا، در جایگاه مؤسسهای عمومی، در برنامة دوم توسعة اقتصادی- اجتماعی ازنظر گسترش فیزیکی، کارکنان آموزشی و نیازهای سالانه سازماندهی شده و در بودجة دولتی توجه لازم به آن شده است. اولویت ملی در کشاورزی باتوجهبه برنامة «انقلاب سبز» دولت به همة دانشجویان کالج کشاورزی و جنگلداری دانشگاه لیبریا امکان داد از بورس آموزش رایگان استفاده کنند.همگی مؤسسات آموزش عالی، اساساً ساختار مدیریتی مشابه دارند. در اساسنامههای آنها، هیئتامنا و هیئترئیسه بهمثابة نهادهای سیاستگذار منظور شده است. بهاستثنای دو مؤسسة عمومی (دانشگاه لیبریا و دانشگاه فنی ویلیام و.س. تابمن)، رئیس مؤسسه، در حکم مقام اصلی اجرایی، از طرف هیئتمدیره انتخاب میشود. درباره مؤسسات عمومی، هیئتمدیره رئیس مؤسسه را پیشنهاد میکند و رئیسجمهور لیبریا وی را منصوب میکند. رؤسای دانشگاه لیبریا، کالج دانشگاه کاتینگتون، دانشگاه فنی ویلیام و. س. تابمن، کالج علمیة سنتپل و کالج مسیحیان متدیست افریقا از همکاری دو مدیر ارشد مسئول امور علمی و اجرایی برخوردارند. این مدیران نیز معمولاً به همان روش تعیین رئیس مؤسسه انتخاب میشوند (Unesco, 1996).دانشگاه لیبریا تنها مؤسسة آموزش عالی با شورای اجرایی است. این شورا از رؤسای دانشکدهها، هماهنگکنندهها و سرپرستان برنامههای علمی، مدیران واحدهای اداری، سه عضو هیئتعلمی و دو نفر از نمایندگان دانشجویی تشکیل شده است. این شورا در کنار هیئتامنا، مسئول سیاستگذاری امور اداری و مالی است. واحد اصلی سازمان آموزشی بخش یا گروه تدریس است که مسئولیت رئیس آن سازماندهی گروه آموزشی و سایر امور، تهیة برنامههای درسی، پیشنهاد فرصتهای مطالعاتی برای اعضای گروه و نظارت بر فعالیتهای کارکنان و مسائل رفاهی آنهاست. گزینش اعضای هیئتعلمی در همة مؤسسات دانشگاهی، مانند هم است. درخواست و سابقة کار و تدریس متقاضی برای مدیر گروه یا بخش و یا رئیس دانشکده ارسال میشود. این مدارک، پس از بررسی در گروه آموزشی دانشکده، برای هیئتمدیره ارسال میشوند. در دانشگاه لیبریا رئیس دانشکده مدارک را به کمیتة هماهنگی علمی دانشکده میفرستد و مرتبة متقاضی در هیئتعلمی تعیین میشود؛ سپس مدارک برای انتصاب متقاضی ازطریق رئیس دانشکده به هیئتمدیره فرستاده میشود (Unesco, 1996).ساختار رتبههای علمی در دانشگاه لیبریا بهاینصورت است:الف) استاد: که باید دکترای پزشکی، دکترای حقوق، دکترای علوم قضایی، کارشناسی ارشد هنر و ادبیات، کارشناسی ارشد علوم، کارشناسی حقوق یا معادل آنها را داشته باشد. برای دارندگان مدرک دکتری، ده سال سابقة تدریس در سطح دانشگاه و تعدادی آثار منتشرشده و برای سایرین، پانزده سال سابقة تدریس دانشگاهی و تعداد آثار منتشرشده لازم است تا به درجة استادی برسند.ب) دانشیار: باید دکترای پزشکی، دکترای علوم قضایی، کارشناسی ارشد حقوق، کارشناسی ارشد هنر و ادبیات، کارشناسی ارشد علوم، کارشناسی حقوق یا معادل آنها و تألیفاتی چاپشده داشته باشد. برای دارندگان مدرک دکتری، پنج سال پیشینة تدریس در دانشگاه، ضروری است و دارندگان سایر مدارک باید ده سال سابقة تدریس داشته باشند.ج) استادیار: برای این رتبه دکترای پزشکی و کارشناسی ارشد حقوق یا معادل آنها ضرورت دارد. سایران باید مدرک کارشناسی ارشد هنر و ادبیات، کارشناسی ارشد علوم و کارشناسی ارشد حقوق و پنج سال سابقة تدریس و تعدادی آثار منتشرشده داشته باشند.د) مربی: برای بهدست آوردن این رتبه، مدارک کارشناسی ارشد هنر و ادبیات، کارشناسی ارشد علوم، کارشناسی ارشد حقوق یا معادل آنها لازم است.ﻫ) دستیار پژوهشی: هر فرد دانشگاهی که صرفاً به پژوهش میپردازد.و) دستیار آموزشی: دارندگان مدرک کارشناسی یا معادل آن.دانشگاه لیبریا تنها مؤسسهای است که گروه علمی سازماندهیشده دارد. گروه علمی دانشگاه لیبریا در سال 1972 گشایش یافت. از هدفهای این گروه ایجاد همکنشی اجتماعی بین اعضا و تلاش برای دستیابی به استانداردهای علمی است و ازنظر ایجاد هماهنگی رتبهها و میزان حقوق و نظام ارتقای اعضای هیئتعلمی راهگشا بوده است. دانشگاه لیبریا 331 عضو هیئتعلمی (304 مرد و 27 زن) دارد (www.universityliberia.org).توزیع دانشجویان در سه رشتة علوم پایه، علوم انسانی و علوم اجتماعی نشانهندة برتری و اولویت علوم اجتماعی، بهویژه رشتههای تجارت و اقتصاد، در مقایسه با علوم طبیعی و علوم انسانی است. این موضوع، بهویژه در دانشگاه لیبریا، که رشتههای تخصصی علمی ازجمله مهندسی، پزشکی و کشاورزی ارائه میکند، چشمگیر است. در کالج دانشگاه کاتینگتون، بیشتر دانشجویان دختر، جذب رشتة پرستاری میشوند.ازسویدیگر، در سطح مؤسساتی که دورههای آموزشی چهارساله دارند، افزایش شمار دانشآموختگان عمدتاً از دانشگاه لیبریا و کالج دانشگاه کاتینگتون بوده است. مقایسة جنسیت، پدیدهای عمومی است. نسبت دانشجویان دختر به پسر، از مؤسسهای به مؤسسهای دیگر متفاوت است. بنابر دادههای آماری، در میان دانشجویان ثبتنامشده در دانشگاه لیبریا 77%، در کالج دانشگاه کاتینگتون 70%، در حوزة علمیة باپتیست لیبریا و کالج انجمنهای مسیحی لیبریا 85%، و در حوزة علمیة سنتپل 100% پسر هستند. در مؤسسات آموزشی دارای دورههای دو و سهساله نیز 94% از دانشجویان ثبتنامی دانشگاه فنی تابمن پسر هستند؛ همچنین در مؤسسة ملی پزشکی تابمن 42%، در مؤسسة فنی آرتور بارکلی 54%، در کالج جونیور از غرب افریقا 50% و در کالج مسیحیان متدیست 63% پسر هستند. بیشتر مؤسسات دانشگاهی به دانشجویان خود اجازة سازماندهی گروههای رهبری دانشجویی را میدهند. این گروهها شامل نمایندگان دانشجویان منتخب رشتههای مختلف (یا دانشکدههای در سطح دانشگاه لیبریا) یا احزاب سیاسی دانشجوییاند. گروههای دانشجویی، معمولاً نقش واسطة بین دانشجویان و مرکز مدیریت را به عهده دارند؛ نظرهای دانشجویان را برای بررسی، تأیید یا اجرا و به مدیریت منتقل و معرفی میکنند؛ همچنین ازنظر هماهنگی و رهبری فعالیتهای دانشجویی، با مدیریت همکاری دارند (Boston College, 2007).منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیطبق قانون آموزش، دولت موظف به تأمین مالی آموزش عمومی است. گذشته از قوانین، در هر ایالت 2000 هکتار زمین دولتی وجود دارد که دستکم 25% از حق امتیاز آن، باید صرف پشتیبانی از مدارس عمومی شود. پی نهادن صندوق آموزش و سلامت برای فراهم ساختن منابع مالی مؤسسات آموزشی و امکانات بهداشتی، همچنین دریافت مالیات سالیانه از شهروندان لیبریایی و مهاجران خارجی بالای 21 سال، برای این کار پیشبینی شده است (International Bureau of Education, 2011).برآورد هزینههای کل بخش آموزش در بازة زمانی 2010- 2015، براساس آمار بانک جهانی، همراه با جزئیات در جدول 5 آورده شده است (The Global Partnership for Education, 2010).ازنظر منابع مالی، دولت، همانند دهههای پیش از جنگ، بودجة آموزش عالی را تأمین نمیکند. دولت یارانههایی به مؤسسات خصوصی و وابسته به کلیسا میدهد که دورههای آموزش پس از دبیرستان دارند؛ همچنین به دانشجویان این مؤسسات برای تهیة کتابهای درسی کمک مالی میشود. کمک دانشجویان و والدین به مؤسسات آموزش عالی حدود 10% از بودجة آنها را- حتی در سالهای پس از جنگ- تشکیل داده است (allAfrica, 2014).منابع مالی خارجی توسعة آموزش در لیبریا، ازسوی اتحادیه اروپا، آژانس ایالات متحده برای توسعة بینالمللی، بانک جهانی، یونیسف، یونسکو، برنامة جهانی غذا، شبکة بنیاد سوروس، و نیز بسیاری از سازمانهای غیرعمومی بینالمللی فراهم میشود. بنابر دادههای آماری، کمکهای مالی این مؤسسات در سالهای 2013- 2010، میانگین 35 میلیون دلار در سال (کمتر از 10% از هزینة عمومی) بوده است. بهعلت نبود مدیریت مالی کارآمد، بیشتر کمکهای مالی ارائهشده، صرف هزینههایی غیر از آموزش میشوند. به بخش آموزش عالی، در طرحهای سرمایهگذاری لیبریا اهمیت چندانی داده نشده است. طرح «برنامة بخش آموزش» برای آموزش عالی لیبریا، بررسی منابع مالی مناسب و راهکارهایی برای توسعه و افزایش تعداد مؤسسات خصوصی آموزش عالی است (The Global Partnership for Education, 2010).در جدول 6 بودجة پیشبینیشده و هزینههای آموزش عالی در «برنامة بخش آموزش» نشان داده شده است. دادههای ارائهشده بهویژه از سال 2015 به بعد، سالانه روزآمد شدهاند. بررسی آمارها نشان میدهد شکاف بودجه، در برنامةکوتاهمدت در بخش آموزش عالی و پژوهش لیبریا در بازة زمانی 2012-2010م، 83/2- میلیون دلار بوده است (جدول 7)؛ همچنین پیشبینیهای شکاف بودجه در برنامههای میانمدتِ برنامة بخش آموزش برای بازة زمانی 2015-2010م، در آموزش عالی و پژوهش در جدول 8 آمده است (Ministry of Education, 2010).
جدول 9، برآورد هزینههای نظام آموزش کشور در دورههای گوناگون آموزشی، برای سالهای 2015-2010م را نشان میدهد. افزایش هزینهها، بستگی به میزان ثبتنام دارد. باتوجهبه نیاز زیاد به بازسازی زیرساختها و گسترش مدارس و مؤسسات آموزشی عمومی، متوسط هزینة توسعه در لیبریا 60 میلیون دلار در سال برای برنامههای کوتاهمدت و 65 میلیون دلار برای برنامههای بلندمدت است و لازم است بین هزینههای جاری و میزان سرمایهگذاری متناسب با اهداف برنامه، تعادل برقرار شود (The Global Partnership for Education, 2010).درآمد داخلی بسان بخشی از تولید ناخالص داخلی 30% هزینههای کل آموزش را پوشش میدهد. لیبریا از کشورهای فقیر بسیار بدهکار بهشمار میآید، بههمینعلت ممکن است کمکهای مالی صندوق بینالمللی پول به لیبریا زیر تأثیر نوسانات اقتصاد جهانی قرار گیرد. میانگین ضریب پوشش تحصیلی آموزش در لیبریا 16% است که در مقایسه با دیگر کشورهای افریقایی در سطح قابل قبولی است (Ministry of Education, 2010).طرح میانمدت برای «چهارچوبهای کلان» زیربنایی مانند تولید ناخالص داخلی، درآمد دولت لیبریا و کمکهای مالی، که منابع اصلی آموزش هستند، جدیدترین طرح صندوق بینالمللی پول با همکاری دیگر سرمایهگذاران در دسامبر 2009 به تصویب رسیده است. جدول 10 عوامل اصلی این چهارچوبها را برای سالهای 2014-2010 نشان میدهد. در سالهای 2014-2010، تولید ناخالص داخلی 2/10% در سال و درآمد داخلی باتوجهبه تولید ناخالص داخلی، حدود 30% رشد داشته است (The Global Partnership for Education, 2010).با فرض کارآمد بودن دولت لیبریا در انجام طرحهای عملی، دومین عامل اصلی در پیشفرضهای کلان، برای هزینههای جاری دولت که به آموزش اختصاص داده میشود، افزایش 19% کمکهای مالی در سال 2015 است. براساس اولویتبندیهای «برنامة بخش آموزش» در لیبریا، سهم بزرگی از هزینة توسعه به آموزش ابتدایی اختصاص داده شده است. حدود 60% از منابع توسعة آموزش، برای تجهیز زیرساختها و حدود 30% برای کتابهای درسی، مطالب آموزشی و موارد همسان هزینه میشود و 10% باقیمانده به آموزش آموزشگران، افزایش ظرفیت و ایجاد هماهنگی اختصاص داده شده است. جدول 11 هزینه و منابع مالی «برنامه بخش آموزش» برای سالهای 2012-2010 را به همراه پیشبینیهای شکاف تأمین مالی (اختلاف بین پول در دسترس و پول مورد نیاز)، نشان میدهد. شکاف فراهم ساختن منابع مالی برای آموزش در لیبریا، 24 میلیون دلار و به عبارتی 24% از کل هزینة پیشبینی شده است. در صورت پر شدن شکاف فراهم ساختن منابع، کمکهای مالی 57% از کل هزینههای برنامه را پوشش میدهد، در غیر اینصورت بهطور میانگین، این کمکها 35% از کل هزینههای برنامه را پوشش میدهند (The Global Partnership for Education, 2010).در جدول 12 روند تولید منابع داخلی اختصاصداده شده به آموزش برای سالهای 2020-2010م نمایش داده شده است. سزاوار یادآوری است پیشبینیهای طرح از سال 2015 به بعد، براساس آمار موجود صندوق بینالمللی پول و پیشبینیهای جدید ارائه شدهاند (Ministry of Education, 2010). افزایش شهریه دانشجویان میتواند از وسایل افزایش منابع مالی آموزش عالی در لیبریا باشد. اما این نظریه محدودیتهایی در پی دارد. در مرحلة اول، این امر به درآمد خانوارها بستگی دارد که برای بیشتر لیبریاییها پرداخت شهریة بیشتر امکانپذیر نیست. هر افزایش اساسی در شهریة دانشجویان، باعث کاهش نخبهگرایی در آموزش عالی میشود؛ چراکه موجب میشود تنها خانوادههای ثروتمند بتوانند فرزندان خود را به اینگونه مؤسسات بفرستند. بنابراین، بهنظر میرسد که مؤسسات آموزش عالی، بایستی ازنظر درآمدها و هزینهها به ارزیابی عملکرد خویش بپردازند. بههرحال، در آینده هزینة آموزش عالی، بیش از پیش برعهدة دانشجویان خواهد بود. برنامهها و اصلاحات پیشروآموزش عالی در لیبریا، با چالشهای فراوانی ازجمله نداشتن آموزشگران کارآزموده، برنامههای آموزشی تاریخ مصرف گذشته، نابرابری اجتماعی و اقتصادی، نداشتن منابع انسانی کارآمد، نداشتن بودجة کافی، نبود تجهیزات فنّاوری، ضعف نظامهای نظارتی و پایین بودن کیفیت منابع آموزشی، روبهرو است.یکی از اهداف و برنامههای اصلی دولت، بهویژه در بخش آموزش عالی تمرکززدایی است. کمیسیون ملی آموزش و وزارت آموزش، با همراهی انجمن مشورتی ایالتها، راهکارهایی را تدوین کردهاند که عبارتاند از:·ساخت یک دانشگاه یا کالج بهازای هر 4 ایالت باتوجهبه شرایط و مزایای نسبی ایالتها؛·معتبر و قابل ارزشیابی بودن دانشگاهها و کالجها؛·داشتن پایة تحصیلی 12 و مدرک شورای آزمونهای غرب افریقا، برای ورود به دانشگاه یا کالج؛·هماهنگی برنامههای دانشگاهها و کالجها با نیازهای بازار کار؛·برگزاری برنامههای تشویقی آموزش فنیوحرفهای و برگزاری کارورزی در مؤسسات خصوصی و عمومی بهوسیلة دانشگاهها و کالجها؛·نظارت بیشتر دانشگاهها و کالجها در بهکارگماری کارکنان آموزشی متخصص؛·ایجاد برنامة نظارتی کارآمد بهوسیلة دانشگاهها و کالجها، باتوجهبه نیازِ مبرم به استادان مجرب؛·نظارت بیشتر کمیسیون ملی آموزش بر کیفیت و محتوای برنامههای دانشگاهها و کالجها؛·و تشویق بیشتر زنان برای ورود به دانشگاه.این اهداف برای دستیابی به محورهای توسعة نظام آموزشی، که در ادامه آمده است، تدوین شدهاند. محورهای توسعة نظام آموزشی در بازة زمانی 2010-2015م در طرح «برنامة بخش آموزش» لیبریا را میتوان چنین چکیدهسازی کرد:·ارتقاء سازوکارهای نظارتی برای آموزش عالی؛·بهبود راههای منابع مالی برای بخش آموزش عالی؛·ارتقاء سطح علمی اعضای هیئتعلمی و استادان دانشگاهها؛·کاهش نابرابریها در دسترسی به آموزش عالی؛·و اطمینانیابی از هماهنگی میان برنامههای پیشنهادی و پژوهشهای انجامشده در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، همسو با نیازهای جامعه.از دیگر اهداف دولت، تدوین قانونی پویاتر برای نظارت بر برنامههای آموزش عالی و اطمینانیابی از ارتقای کیفیت برنامهها و اعتبار گواهینامهها و مدارک ارائهشده از طرف مؤسسات آموزش عالی است که باعث مشارکت بیشتر دانشآموختگان در امر توسعه میشود. برای دستیابی به این هدفِ مهم لازم است ظرفیت پژوهشی دانشگاهها افزایش یابد.ازجمله دیگر راهبردهای دولت لیبریا، برای نظام آموزش عالی، بالا بردن ظرفیت و توانایی کمیسیون ملی آموزش عالی برای انجام بهتر مسؤلیتها، افزایش فرصتهای مطالعاتی و افزایش کیفیت و رتبهبندی قابلیتهای پژوهش، دادن بورس تحصیلی به دانشجویان و حمایت از دانشآموختگان، افزایش بودجة آموزش عالی، بهروز رسانی و اصلاح سیاستهای آموزش عالی، آموزش ضمن خدمت کارکنان بخش آموزش و ایجاد همکنشی با دانشگاههای خارجی و نهادهای ملی است (Ministry of Education, 2010).رشد مؤسسات آموزش عالی در لیبریا و آمار ثبتنامها در سالهای گذشته، بیانکنندة فراوانی تقاضا برای دورههای تخصصی آموزش عالی است، اگرچه مشکلات چالشبرانگیزی وجود دارد که رو در روی آموزش عالی قرار دارد و باعث تضعیف کارایی آن میشود. فقر دانشجویان سطوح پایینتر، باعث هرز رفت زمان و امکانات مالی اندک و توان اعضای هیئتعلمی و کاهش شمار دانشجویان توانمند در مؤسسات آموزش عالی شده است.موضوع مهم دیگر در این ارزشیابی، هزینة سنگین وابستگی به کارکنان آموزشی مهاجر است. بنابراین، مؤسسات آموزش عالی باید به توسعة راههایی بپردازند که به جذب و نگهداری اعضای نخبه و کارآمد هیئتعلمی بومی میانجامد که ازجمله حقوق بازنشستگی و بیمه، جزو این راههاست. آموزش عالی در لیبریا با مشکل غیرمالیِ نبود هماهنگی و همکاری مؤسسات نیز روبهرو است.کتابشناسیجعفری، عباس. (1382). گیتاشناسی نوین کشورها. تهران: مؤسسة جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی.
allAfrica. (2014). Liberia: Dead Regulator - Liberia's Higher Education System in Quagmire? Retrieved from: https://allafrica.com/stories/201402280514.html
Boston College. (2007). Country Higher Education Profiles: Liberia. Retrieved from: http://www.bc.edu
Central Intelligence Agency. (2014).“Liberia”. The Word Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/library/ publications/the-world-factbook/geos/pl.html
International Bureau of Education. (2011). “Liberia Arab Jamahiriya”. World Data on Education (7th ed). Jeneva: Unesco.
McColl, R. W. (2005). Encyclopedia of World Geography(3VOL). New York: Facts on File.
Ministry of Education. (2010). The Education Sector Plan of Liberia: A Commitment to Making a Difference. Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ ressources/liberia_sector_plan.pdf.
Morris, K. (2014). Internal Rivalry at NCHE. Retrieved from: https://www.liberianobserver.com/
The Global Partnership for Education. (2010). Republic of Liberia: Appraisal of the Education Sector Plan (2010-2020). Retrieved from: https://www. globalpartnership. org/content/liberia-appraisal-report
The Liberian Participants. (2010). Report on the State of Science and Technology Activities in Liberia, 1950-2010. Retrieved from: http://www.unesco.org/new/ fileadmin/ MULTIMEDIA/HQ/SC/pdf/sc_workshop_bamako-may 2010_Report_Liberia.pdf.
Unesco. (1996). World Guide to Higher Education: A Comparative Survey of System, Degrees and Qualifications (3rd ed). Retrieved from: http://unesdoc.unesco.org/ images/0010/001027/102735eb.pdf.
http://www.universityliberia.org/
میترا اوحدیان
نظام آموزش عالی لیبی
Libyan Higher Education System
پایتخت: طرابلس (تریپولی)نوع حکومت: جمهوری سوسیالیستی اسلامیزبان رسمی: عربیمساحت: 1759540 کیلومترمربعجمعیت: 6244174 نفر (2014م)تعداد دانشجویان: 590862 (2013م)تولید ناخالص ملی: 72/29 میلیارد دلار (2015م)ویژگیهای جغرافیایی،جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیکشور لیبی در شمال افریقا قرار دارد. از شمال با دریای مدیترانه، از شرق با مصر و سودان، از جنوب و جنوبغربی با چاد و نیجر، از غرب با الجزایر و از شمالغرب، با تونس هممرز است. زبانهای رایج در آن نیز عبارتاند از: عربی، ایتالیایی و انگلیسی.سه ایالت اصلی لیبی عبارتاند از: طرابلس (تریپولی) در غرب، با مساحتی حدود 258000 کیلومترمربع، سیرنائیک در شرق، با مساحت 905000 کیلومترمربع و فزان در جنوب، با مساحت 570000 کیلومترمربع (Fisher, 1987). لیبی در کنار سواحل، دارای آبوهوای مدیترانهای و در داخل کشور دارای آبوهوای گرموخشک است. بیش از 90% این کشور بیابان و یا شبهبیابان است. با جمعیتی حدود 6 میلیون نفر، کشوری تقریباً خالی از سکنه و غیرقابل کاشت است (Central Intelligence Agency, 2014).در خلال جنگ جهانی دوم، منطقة سیرنائیک و طرابلس به اشغال و زیر نظارت نظامی ارتش انگلیس و منطقۀ فزان به اشغال نیروهای فرانسوی درآمد. در 1951م، پس از بهدست آوردن استقلال، سازمان ملل متحد لیبی را به رسمیت شناخت. کودتای نظامی سپتامبر 1969، به رهبری سرهنگ معمر قزّافی، باعث به قدرت رسیدن گروه افسران جوان ملیگرای ارتش، پایان حکومت سلطنتی و اعلام حکومت جمهوری سوسیالیستی شد و نام کشور به جماهیر عربی سوسیالیستی خلق لیبی و اسامی سه ایالت اصلی، بهترتیب به استان غربی، استان شرقی و استان جنوبی تغییر یافت (Fisher, 1987).معمر قزّافی، در 1973م، طرح انقلاب فرهنگی را در سراسر کشور اعلام و به این طریق، سومین نظریة بینالمللی خود را ارائه کرد. از زمان آغاز این اصلاح سیاسی، اصول مردمسالاری مستقیم و حکومت مردمی در لیبی تقویت شده و فرایندهای تصمیمگیری در اختیار کنگرههای محلی و کنگرۀ عمومی خلق قرار گرفته است. و همۀ تصمیمات این کنگرهها، بهوسیلة کمیتههای مردمی و تحت نظارت مستقیم آنها به اجرا درمیآید.تحریمهای سازمان ملل در سال 1992 باعث جدا شدن قزافی ازنظر سیاسی و اقتصادی شد و حملاتی را بهدنبال داشت. قزّافی برای پایان دادن به برنامة لیبی در توسعة سلاحهای کشتار جمعی توافق کرد و گامهای چشمگیری در عادیسازی روابط با کشورهای غربی برداشت. ناآرامیهایی که در چندین کشور خاورمیانه و کشورهای شمال افریقا در اواخر سال 2010 بود، سرانجام در سال 2011 در شهرهای لیبی فوران کرد. پس از ماهها مبارزه و کشمکش و درگیری، بین دولت و نیروهای مخالف، رژیم قزافی در 2011م سرنگون و با یک دولت انتقالی جایگزین شد.لیبی در 2012م مجلس جدیدی را شکل داد و نخستوزیر جدیدی را انتخاب کرد. کشور در نهایت مجلس جدیدی را در سال 2014 تشکیل داده است.پراکنش ناحیهای جمعیت، نشان میدهد که بیشترین درصد جمعیت این کشور در گوشه و کنار منطقۀ مدیترانه و بهویژه در اطراف دو شهر اصلی طرابلس و بنغازی ساکن هستند، از زمان استقلال این کشور، ساختار جمعیتی آن تغییر یافته است؛ بهطوریکه افزایش چشمگیری در میزان مهاجرت از نواحی روستایی به نواحی شهری اتفاق افتاده است.یکی از دو عامل مهم در افزایش میزان مهاجرت روستاییان، خشکسالی در سالهای 1955 تا 1959 و نیز، اکتشاف نفت در اوایل دهة 1960 در این کشور است.در سال2014، حدود 8/74% از جمعیت این کشور شهرنشین بودهاند که با رشدی حدود 08/3% این جمعیت، در حال افزایش بوده است. درصد جمعیت روستایی نیز برابر 15/35% از جمعیت کل گزارش شده است.بیشتر جمعیت کشور (97%) عربهای سنیمذهب و بربرها هستند و بقیۀ جمعیت، شامل اقلیتهای ایتالیایی، پاکستانی، مصری، یونانی، ترک و هندی هستند. زبان رسمی لیبی عربی است و از زبانهای انگلیسی و ایتالیایی در امور بازرگانی استفاده میشود. امید به زندگی در لیبی 04/74 سال، بنابر دادههای سال 2014 برآورد شده است که از این میان، امید به زندگی در مردان 36/74 و در زنان 82/77 سال است.جمعیت شاغل 1738000 نفر است که از این میان 17% در بخش کشاورزی، 23% در بخش صنعت و 59% در بخش خدمات مشغول هستند (Central Intelligence Agency, 2014).اقتصاد لیبی، تقریباً وابسته به بخش انرژی کشور است که 65% از تولید ناخالص داخلی و 96% از درآمد دولت را فراهم میکند. درآمد حاصل از فروش نفت خام و گاز طبیعی و جمعیت کم، لیبی را تبدیل به برترین کشور در تولید ناخالص ملی در قارة افریقا کرده است، اما رهبران در لیبی بهعلت استفاده نادرست از این منابع، مانع توسعة اقتصادی و سرمایهگذاری در زیرساختهای ملی شدهاند. فروش نفت و گاز طبیعی در لیبی، در انقلاب سال 2011 سقوط کرد و این روند تا سالهای 2012 و 2013 رکود نسبی داشت تا اینکه در 2013م و نیز 2014م بهشدت سقوط کرد و علت آن، اعتراض عمده در بنادر نفت در سراسر کشور بود.کشاورزی تا پایان دهة 1950 بر اقتصاد لیبی غالب بود و با اکتشاف نفت، در اواخر دهة 1950 درصد جمعیت شاغل در بخش کشاورزی و سهم بخش کشاورزی از تولید ناخالص داخلی، در خلال دورة 1980-1975م کاهش یافت. درحالحاضر، دولت کنونی لیبی، به بخش کشاورزی بسان اولویتی مهم توجه میکند. با ورود نفت به چرخة بازرگانی این کشور در 1983م، لیبی بعد از عربستان سعودی، دومین صادرکنندۀ نفت به جامعۀ اروپا شد. براساس دادههای نمایندگی خبری اُپک، لیبی بین سالهای 1970 تا 1983، 62500 میلیون دلار از بودجۀ خود را به توسعۀ صنعت و کاهش وابستگی کشور، به بخش نفت اختصاص داده است. این امر به افزایش سهم ایـن بخـش از تولید ناخالص داخلی از 37 به 50% و کاهش سهم بخش نفتی از 63 بـه 50% انجامیده است (Fisher, 1987).براساس آخرین دادههای موجود، در سال 2014، تولید ناخالص داخلی در لیبی، 12/41 میلیارد دلار بوده است (Central Intelligence Agency, 2014)، که در بین سایر کشورهای عربی، رقم بهنسبت بالایی است. صنعت و کشاورزی نیز دو بخش اقتصادی اصلی کشور لیبی هستند.محصولات عمدة کشاورزی شامل: گندم، جو، زیتون، خرما، سبزیجات، بادامزمینی، مرکبات و سویا است.درآمدهای دولتی حدود 24/18 میلیارد دلار در 2014م برآورد شده است. بیشترین میزان صادرات به کشور ایتالیا (2/20%) و پس از آن آلمان (1/15%) بوده است.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیآموزش ابزاری ایدئال برای آماده کردن نیروی کار مورد نیاز برای توسعه جامعه است. آموزش باید پاسخگوی نیازهای جامعه باشد و کمک کند تا مسائل موجود حل شود. براساس بیانیه مشروطه 1969م، آموزش حق و وظیفه همة شهروندان لیبی است و تا رسیدن به سطح آمادگی، رایگان و اجباری است و دولت مسئول ساخت مدارس، نهادهای آموزشی، دانشگاهها و بناهای فرهنگی و آموزشی است.نظام آموزشی، ریشه در باورهای اسلامی و اتحاد در جهان عرب دارد. توسعه و تغییر نظام آموزش و یادگیری، باید همسو با قوانین انقلاب که اتحاد، سوسیالیسم و آزادی است، باشد؛ بهبیاندیگر، نظام آموزشی باید بازتابدهنده توسعة سریع در جامعه باشد و برای مثال انگارة محدودیت دسترسی زنان به آموزش را نادیده بگیرد (International Bureau of Education, 2007).مهمترین قوانین مربوط به آموزش در لیبی دربرگیرنده قوانین زیر است:بیانیه مشروطه قانون آموزش، شماره34 بیانیه استقلال مردم در سال 1977، قانون شماره 12 سال 1977 کنگره تصمیمگیری دربارة مردم 1982م قانون شماره 1 سال 1992، مربوط به آموزش عالی باوجوداینکه این قوانین هنوز هم معتبر هستند، اما تصمیمات و مفادی که از آنها مشتق میشود و مربوط به سازماندهی، ساخت، محتوا و مدیریت آموزش است، مطابق با سیر تحولی جامعه، تغییر داده شده است. کمیتة مشاوره برنامهریزی آموزشی، پیشنویس فلسفة جدید آموزشی را که بعد از تأیید، تبدیل به قوانین و مفاد جدیدی در آموزش میشود، آماده میکند. بهعنوان مثال: روشهای ارزیابی، طول دوره مطالعه در هر سطح، برنامههای آموزشی و برنامههای درسی، سازماندهی برنامههای آموزش ضمن خدمت و... (International Bureau of Education, 2007).در سال 2012 شکل جدیدی از ساختار نظام آموزشی ایجاد شد. آموزش عالی ازسوی وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمی اداره میشود. درحالحاضر نظام آموزش عالی با قانون شماره 18 که در ژانویه 2010 به تصویب رسید، اداره میشود. این قانون روشن میکند که آموزش عالی شامل مؤسسات عمومی و خصوصی، دانشکدههای فنی و آکادمیها است.ساختار نظام آموزشیدر لیبی، 9 سال نخست آموزش، اجباری است و بهعنوان آموزش پایه شناخته میشود. آموزش پایه شامل شش سال آموزش ابتدایی و سه سال اول میانی است. موفقیت در پایان نُه سال آموزش پایه به کسب مدرک آموزش مقدماتی میانجامد.آموزش پیشدبستانیآموزش پیشدبستانی، اجباری نیست و دو سال طول میکشد. کودکان میتوانند در چهارسالگی در پیشدبستانی ثبتنام کنند (International Bureau of Education, 2007).این نوع آموزش به کودکان کمک میکند تا دریابند چگونه با محیط پیرامون روبهرو شوند. اگرچه پیشدبستانیها برنامة آموزشی خاصی ندارند، اما باید به اهداف زیر از رهگذر فعالیتهای گوناگون دست یابند:·ایجاد محیط مناسب برای رشد شخصیت بچهها، با ایجاد محیطی برای پرورش استعدادها و آفرینشگری آنها؛·هدایت همزمان انرژی و فعالیت بچهها؛·ایجاد و توسعه عادات و منش مناسب؛·برانگیختن عشق کودکان برای مطالعه و فهم پدیدههای اجتماعی و طبیعی؛·توسعه مهارتهای ارتباطی و زبانی؛·پرورش جنبههای اخلاقی- مذهبی؛·آماده کردن کودکان برای مدرسه.طبق دادههای ملی در سال 2003-2002، تعداد 264 پیشدبستانی با 31890 کودک و 3693 آموزشگر که بیشتر زن بودند، در لیبی وجود داشته است (The Libyan National Commission for Education, Culture and Science, 2004)).آموزش دبستانیدوره نخست آموزش پایه، در ششسالگی شروع میشود و نُه سال طول میکشد و اجباری است. آموزش ابتدایی، هستة نظام آموزشی است. هر پایه در این سطح، برنامه درسی و برنامه فرهنگی خاص خودش را دارد که دانشآموزان در این دوره، باید بیاموزند و هر موضوع جدول زمانی هفتگی دارد.دوره سوم ابتدایی شامل پایههای 7 تا 9 است که در جدول 1 طول دوره تحصیلی آموزش مشاهده میشود. مدت زمان هر دورة آموزشی 45 دقیقه است؛ برای مثال در پایه 7 در طول هفته آموزش اسلامی، 3 تا 45 دقیقه تدریس میشود.در این سطح همة موضوعات اجباری است و دانشآموزان حق انتخابی ندارند و مدارس نیز نمیتوانند برنامه درسی را تغییر دهند. زبان مورد استفاده برای همة موضوعات، زبان عربی است.در پایه اول تا سوم، دانشآموزان در طول سال تحصیلی بهوسیله آموزشگران خود، ارزیابی میشوند. در پایه 6-4 دانش آموزان دو امتحان و یک آزمون نوشتاری در پایان هر سال تحصیلی میدهند. نتایج آزمونهای پنج سال نخست آموزش ابتدایی بهوسیلة مدیر مدرسه تأیید میشود، درحالیکه، نتایج امتحانات پایه 6 تا 8 را مدیر بخش ارزیابی منطقه تأیید میکند.جدول 1. جدول زمانی دورهای دروس هفتگی در پایه 7 تا 9دوره سوم آموزش ابتداییموضوعپایه98733 3آموزش اسلامی666زبان عربی444زبان انگلیسی666ریاضی---علوم222زیست222شیمی222فیزیک111جامعهشناسی جماهیری222تاریخ222جغرافیا111تکنولوژی222هنر111موسیقی222تربیتبدنی363636جمع کل
(International Bureau of Education, 2007, p. 9)
جدول 2. تعداد مدارس و کلاسهای درس و آموزشگران و دانشآموزان در دوره ابتدایی و میانی در سال تحصیلی 2008متعداد آموزشگرانتعداد دانشآموزانتعداد کلاسهای درستعداد مدارسدوره آموزشی119313939799407433397ابتدایی39847226000109401033میانی1591601165799516834430جمع کل
(The Libyan National Commission for Education, Culture and Science, 2008, p. 13)
آموزش میانیآموزش میانی سه یا چهار سال طول میکشد و دانشآموزان پس از پایان دورة ابتدایی، وارد این دوره میشوند. این دوره دربرگیرنده: مدارس عمومی و خاص میانی، مراکز آموزش حرفهای، نهادها و مدارس بخش تخصصی، چهار سال تحصیل در مدارس فنی، سه سال تحصیل در مدارس میانی عمومی و مدارس حرفهای و پنج سال تحصیل در نهادهای تربیت آموزشگر است.در دوره فرا میانی، نهادهای عالی تربیت آموزشگر، برنامههای چهارسالهای ارائه میدهند. آموزش تخصصی به شش حیطه مطالعاتی تقسیم شده است: علوم پایه، مهندسی و علوم صنعتی، علوم پزشکی، علوم کشاورزی، علوم اجتماعی و حیطههای هنری مانند هنرهای زیبا و رسانه.این قلمروهای آموزشی مطالعاتی به 56 مسیر متفاوت مطالعاتی تقسیم شدهاند که 24 نوع مدرسه میانی تخصصی را شکل میدهد. پذیرش فقط در علوم پایه و علوم دریایی و علوم رسانه انجام میشود (International Bureau of Education, 2007).به هنر و آموزش فنیوحرفهای توجه زیادی شده است؛ زیرا خدمات تخصصی را بهبود میبخشد. هدف از آموزش فنی چنین برشمرده شده است:·تربیت نیروی کار فنی چیرهدست برای استفاده کارآمد از ابزارها؛·تشویق روحیه فنی و ایجاد محیطی برای کارورزان در تولید؛·تربیت کارورزان و مربیان مورد نیاز برای آموزشهای فنی؛·ایجاد فرصتهای شغلی برابر برای همة کارورزان.میانگین ساعات کلاسی، در دوره میانی بین 27 ساعت تا 31 ساعت در هفته است. ارزیابیها در دوره میانی مانند دوره ابتدایی است. اما مدرکی به دانشآموزانی که در دو سال پیاپی، در امتحانات پذیرفته نمیشوند، داده نمیشود. به دانشآموزان موفق در امتحانات، مدرک دوره میانی و به دانشآموزان در مراکز فنی، دیپلم آموزش میانی داده میشود. بنابر دادههای موجود در سایت یونسکو شمار دانشآموزان در دوره میانی در 2013م، 646367 نفر بوده است.آموزش عالیآموزش عالی در لیبی زیر تأثیر عوامل گوناگون اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است. چهار سال بعد از بهدست آوردن استقلال این کشور در 1951م، نیاز فزایندهای به رهبران تربیتشده و متخصص برای اداره امور حکومتی و مؤسسات اجتماعی احساس شد. این نیاز به توسعه و گشایش شماری از نهادهای آموزش عالی، برای پرورش و تربیت رهبران ماهر انجامید. پیش از سال تحصیلی 1956-1955 و پنج سال بعد از بهدست آوردن استقلال، هنوز کشور لیبی هیچگونه نظام علمی یا مؤسسه آموزش عالی نداشت.دانشگاه لیبی که در واقع هستة مرکزی نظام آموزش عالی کنونی این کشور است، در سال 1955 گشایش یافت. این دانشگاه، دربرگیرنده یک دانشکدۀ هنر و علوم تربیتی بود و هدف اصلی آن تربیت آموزشگران، کارکنان و مدیران رسمی نهادهای عمومی. گشایش این دانشکده موفقیت بزرگی بهشمار میآمد و باعث شد دولت به گشایش دانشکدههای جدید در 1957م اقدام کند. دانشکدة اقتصاد و بازرگانی در بنغازی و دانشکدة علوم در شهر طرابلس شروع به فعالیت کردند. این امر، نقطۀ شروع گشایش دانشگاه چندپردیسی لیبی تلقی شد. نظام آموزش عالی، به توسعۀ خود با سرعت ادامه داد؛ بهگونهایکه 11 دانشگاه دربرگیرنده دانشگاه باز و شمار زیادی از مؤسسات فنی کاردانی در سطح کشور گشایش یافتند. در سال 1973، دانشـگاه لیبی به دو دانشـگاه مستقل تقسیم شد: دانشگاه طرابلس و دانشگاه بنغازی، که بعدها اولی به دانشگاه الـفاتح و دومی به گاریونیس تغییر نام یافتند (El-Hawat, 2003).هدف از آموزش در دوره سوم موارد زیر است:·ادامة تحصیل برمبنای آموزشهای پیشین؛·ایجاد ظرفیتهای انسانی برای همة بخشهای جامعه؛·اتصال آموزش به نیازهای بخشهای گوناگون جامعه؛·توسعه نظام آموزش میانی فنی؛·معرفی آموزش پیشرفته و فنون تعلیم و تربیت؛·آغاز به کار آموزش الکترونیکی؛·نوسازی و تنوع الگوهای آموزشی، بهویژه برای آموزش عالی و آموزش میانی، برای پاسخگویی به گروههای گوناگون جامعه؛·توسعة آموزش رایگان و حمایت از آن برای همة بخشهای جامعه؛·استقلال بین دورههای گوناگون آموزشی؛·تبادل تجارب بینالمللی و آموزشی برای نوسازیهای بیشتر و بهبود انگاره آموزش در لیبی؛·توانمندسازی استادان و ارتقای تجربههای علمی و حرفهای آنها تا توانایی انجام وظیفه در رشتههای گوناگون و استفاده از شیوههای جدید آموزشی را داشته باشند (The Libyan National Commission for Education, Culture and Science, 2008, p. 24).سه نوع نهاد در سطح آموزش عالی در لیبی وجود دارد:1. دانشگاهها: دانشگاهها سه نوع مدرک ارائه میدهند: مدرک کارشناسی که لازم به چهار سال مطالعه در بیشتر رشتهها، بعد از بهدست آوردن مدرک میانی است (دانشگاه الاجاز هوالجامعه). مدرک کارشناسی در دندانپزشکی، داروسازی، دامپزشکی، مهندسی و معماری نیاز به 5 سال آموزش دارد؛ درحالیکه مدرک کارشناسی در طب و جراحی ششساله است. دانشگاهها و آکادمیهای ملی لیبی، همچنین دورههای کارشناسی ارشد را نیز ارائه میدهند که دو تا سه سال طول میکشد. مدرک دکتری در رشتههایی خاص و نیز در دانشگاههایی خاص، پس از گذراندن سه تا چهار سال، بهدست میآید. طبق قوانین، برنامههای دوره دکتری و کارشناسی ارشد، باید به تصویب وزارت آموزش عالی و پژوهشهای آموزشی برسد و نیز این نهادها شرایط پذیرش برای این دورهها را تعیین میکنند.نزدیک به 341841 دانشجو در دانشگاههای لیبی در سال تحصیلی 2011-2010 پذیرفته شدند که از آن میان 59% زن بودند و 90% از آنها در دانشگاههای عمومی پذیرفته شدند (Education, Audiovsual and Culture Executive Agency, 2012).2. مراکز فنی تربیت آموزشگر: در نوامبر 2009 حدود 10 مرکز آموزش فنیوحرفهای و 6 مؤسسه عالی، تبدیل به مراکز تربیت آموزشگر فنی شدند. این دوره به مدرک کارشناسی فنی نیاز داشت که پس از پایان دورة میانی در مدت چهار سال تحصیل بهدست میآمد.3. مؤسسات عالی فنیوحرفهای: در سال 2012، 81 نهاد عالی فنیوحرفهای در لیبی وجود دارد. این نهادها، برنامههای حرفهای را در تخصصهای گوناگون بهمدت سه سال عرضه میکنند. دانشآموختگان این نهادها، دیپلم عالی فنی دریافت میکنند.نظام آموزش عالی در لیبی از چهار بخش مؤسسات آموزشی و پژوهشی فرا میانی تشکیل شده است. این مؤسسات، شامل دانشگاههای عمومی و تخصصی است که خود دو دستهاند: 1. دانشگاههای با برنامههای پژوهشی و کارشناسی. شامل دانشگاههای بنغازی، الفاتح، سبها، ناصر و هفتم آوریل که همگی ترکیبی از رشتههای تحصیلی متنوع، شامل علوم انسانی، علوم اجتماعی، حقوق و غیره ارائه میدهند؛ 2. دانشگاههای تخصصی، با برنامههای پژوهش و کارشناسی. شامل دانشگاه پزشکی عرب (طرابلس)، دانشگاه علوم کشاورزی عمر مختار، دانشگاه علوم پزشکی الفاتح بزرگ، دانشگاه فنّاوری ستارۀ روشن، و دانشگاه علوم مهندسی اتری الخضرا؛ 3. دانشگاه آزاد لیبی است که در طرابلس قرار دارد؛ 4. مؤسسات عالی فنیوحرفهای که شامل پلیتکنیکها و مؤسسات عالی تربیت آموزشگر، مؤسسات عالی مربیان، مؤسسات عالی فنی، علوم کشاورزی و صنعتی است. این مؤسسات در مناطق گوناگون کشور، پراکنده شدهاند و دربرگیرنده بر رشتههای الکترونیک، مکانیک، محصولات دامی، برق، علوم مدیریت و مالی، خدمات اجتماعی، فنّاوری صنعتی، علوم پایه، تربیت آموزشگر، فنّاوری پزشکی (سه شاخه)، علوم کشاورزی، تربیتبدنی و مؤسسۀ عالی فنّاوری است. از 1980م، بهدنبال اجرای سیاست دولت مبنیبر ایجاد ساختار جدید برای آموزش عالی، مؤسسات یادشده در بخش آموزش عالی قرار گرفتند (Clark, 2004).درحالیکه سه دستة اول از مؤسسات فوق، دربرگیرندة دورههای چهارسالۀ دانشگاهی (کارشناسی) و در مواردی، تحصیلات تکمیلی هستند، چهارمین گروه از مؤسسات، ترکیبی از مؤسسات با دورههای کوتاه یا دورههای تحصیلی دو یا سهساله (کاردانی) هستند.در حوزۀ پژوهشی، مؤسسات علمی جدید، با عنوان مراکز پژوهشی علمی در دو گروه سازماندهی شدهاند:·مراکز پژوهشی وابسته به دانشگاههای دارای تحصیلات تکمیلی؛·مراکز پژوهشی خارج از دانشگاه و وابسته به نهادها یا سازمانهای گوناگون عمومی (El- Hawat, 1988).بین سالهای 2000 تا 2010م، شمار دانشجویان در آموزش عالی از 256000 نفر به 330000 نفر افزایش یافته است (Taghavi, 2013). سن ورود به آموزش عالی هجدهسالگی است.جدول 3. نهادهای آموزش عالی لیبینام دانشگاهسال تأسیسمحلآکادمی تحصیلات تکمیلی عمومی لیبی1998طرابلسعلوم اسلامی اسمریه1994میسوراتاالجبلالغربی1991غریانبینالمللی پژشکی لیبی2007بنغازیمصراته1984میسوراتاعمر المختار1960البیداسبها1983سبهاسرت1991سرتبنغازی1955بنغازیتریپولی1957تریپولیالفاتح1957تریپولیگاریونس1955بن قاضی7 اپریل1988الزایهنصیر2001طرهونامرگب1988خمستهادی1988سیرت
(www.4icu.org)
نظام ارزیابیآزمونها رایجترین ابزار برای ارزیابی دانشجویان در آموزش عالی است. گونههای دیگری از ارزیابی مانند تکمیل طرح کلاسی، برگه امتحانی و یا کارهای گروهی، متناسب با ماهیت درس و دورة آموزش برگزار میشود؛ معمولاً دو نوع امتحان و یک امتحان پایانی در کنار کارهای کلاسی برای ارزیابی دانشجویان است.دو نوع نظام نیمسالی در لیبی وجود دارد:نظام همسان ارزیابی: که در آن در یک زمان مشخص، همة دانشجویان واحدهای از پیش تعیینشده مشخصی را برمیگزینند و در این مورد، ارزیابیها برای همه، در یک سال تحصیلی یکسان است.انتخاب اختیاری: که در آن به دانشجو اجازه داده میشود تا مطابق با پیشرفت و علاقهاش، واحدهای پیشنهادی در هر نیمسال و پیشنیازها را برگزیند (Education, Audiovisual and Culture Executive Agency, 2012).آموزش الکترونیکیمانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه، استفاده از فنّاوری ارتباطات و اطلاعات و بهکارگیری آموزش الکترونیکی در لیبی، هنوز گامهای نخستین را برمیدارد. درحالیکه برخی از دانشگاههای لیبی، مانند دانشگاه تحصیلات تکمیلی، گاریونس و الفاتح، زیرساختهای فنّاوری اطلاعات مانند رایانه، دسترسی به اینترنت و شبکه محلی را دارند، اما هنوز هم از الگوهای سنتی آموزش استفاده میکنند. دانشگاه باز در لیبی، این امکان را برای دانشجویان فراهم کرده است تا در منزل درس بخوانند و تنها برای امتحانات پایانی به دانشگاه بیایند. در سال 2005 سیاستی برای فنّاوری ارتباطات و اطلاعات در آموزش وضع شد. این سیاست بهوسیلة اداره آموزش و اداره آموزش حرفهای و گروهها و نهادهای دیگری مانند اداره مخابرات کشور و شرکت فنّاوری و ارتباط از دور در لیبی وضع شد. یکی از اهداف اصلی استفاده از آی.سی.تی توسعه منابع انسانی و سرمایهگذاری در آن، برای دستیابی به اهداف راهبرد ملی سیاست فنّاوری ارتباطات و اطلاعات است. در سال 2008، لیبی یک نظام الکترونیکی برای امتحانات آموزش میانی فنی راهاندازی کرد. آموزش عالی لیبی، هنوز با چالشهایی برای استفاده از فنّاوری اطلاعات و ارتباطات یادگیری الکترونیکی، روبهرو است. این چالشها مربوطاند به: پیشینه فرهنگی زبانی دانشآموزان و آموزشگران، آگاهی و نگرش آنها نسبت به یادگیری الکترونیکی، زیرساختهای فنّاوری توسعهنیافته و هزینههای بالای آموزشی- فنّاوری، نبود متخصصان محلی برای بهبود محتوای برنامه درسی الکترونیکی و نبود سازوکار مدیریت آموزشی مناسب برای پشتیبانی از فنّاوریهای نوین (Rhema and Miliszewska, 2010).آموزش عالی غیرسنتی (مجازی)آموزش عالی از دور:این نوع آموزش را دانشگاه آزاد لیبی، که در سال1987 گشایش یافته است، ارائه میدهد. مرکز اصلی این دانشگاه، در شهر طرابلس است و 16 شعبة آن در گوشه و کنار کشور، مانند بنغازی، سبها، اجدابیا، دیرنا و غیره گشایش یافته است. برنامههای درسی آموزشی این نوع آموزش عالی بیشتر در بستههای یادگیری دیداری، شنیداری و نوشتاری عرضه میشوند (International Association of University, 2005; Clak, 2004).آموزش عالی غیردانشگاهی: فنیوحرفهایآموزش عالی فنیوحرفهای که مؤسسات عالی فنیوحرفهای ارائه میدهند، دربرگیرنده دورههای سه تا پنجساله در رشتههای برق، مهندسی مکانیک، مدیریت مالی، تحصیلات رایانه، فنّاوری صنعتی، کار اجتماعی و فنّاوری پزشکی است. این دورهها، بعد از سه سال، به مدرک دیپلم فنی عالی (کاردانی) و بعد از چهار تا پنج سال، به مدرک کارشناسی منتهی میشود (International Association of University, 2005).توسعة کمّی گسترده در آموزش عالی لیبینظام آموزش عالی لیبی از 1955م، با توسعة کمّی گستردهای در تعداد دانشجویان روبهرو شده است. در 1990م، کل جمعیت گروه سنی برای با آموزش عالی (24-18 سال) حدود 275000 نفر و شمار دانشجویان 84000 نفر گزارش شده است که 5/29% از جمعیت یادشده را پوشش میدهد. این درحالی است که براساس آخرین آمار موجود در سال 2005، جمعیت گروه سنی یادشده 676514 نفر و شمار کل دانشجویان 375028 نفر گـزارش شده که حـدود 55% از جمعیت مورد نظر را پوشش میدهد (Unesco, 2008). براساس آخرین دادههای در دسترس، نسبت دانشجویان رشتههای علوم پایه، فنی- مهندسی و صنعتی به کل دانشجویان، در سال 2005، 31% اعلام شده است (United National Development Programme, 2008).جدول 4. شمار دانشجویان ثبتنامشده در دورة کارشناسی و کارشناسی ارشدسالزنانکلنسبت زنان به کل199910133320433249%20009528418836350%200111556922364551%200213585325892752%200314181127037752%
(data.uis.unesco.org)
تدریس، یادگیری و ارزیابیدر امر یادگیری و امتحانات، مسئولیت مستقیم، در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، بردوش نمایندگان گروههای علمی گوناگون است. نتایج امتحانات دانشکدهها و اخذ دروس جدید، موضوعی است که مورد تصویب کمیتۀ مردمی دانشکده (شورای دانشکده) و کمیتة خلق دانشگاه (شورای دانشگاه) قرار میگیرد.انجمنهای حرفهای- تخصصی معمولاً نظرها و دیدگاههای حرفهای و تخصصی خود را دربارة محتوای برنامههای درسی ارائه میکنند.الگوی حاکم بر دورههای کارشناسی در دانشگاههای لیبی بر سه جنبه تأکید دارد: 1. بایستههای دانشگاه؛ 2. بایستههای دانشکده؛ و 3. بایستههای گروههای علمی و تخصصی.الگوی برنامهریزی درسی که در بیشتر مؤسسات اتخاذ شده است، بر ژرفابخشی به محتوای دروس و برنامهها پا میفشارد. این پافشاری، بهویژه در شاخههای علوم اجتماعی و انسانی انجام میشود. در سال 2013 نرخ باسوادی در لیبی 60/82% گزارش شده است و این کشور در بین 52 کشور افریقایی در این موضوع، رتبه دهم را به خود اختصاص داده است.آموزشگرانتربیت آموزشگران مدارس ابتدایی، طی دورهای چهارساله، در مؤسسات عالی تربیت آموزشگر (بعد از گذراندن دوره میانی) صورت میگیرد.آموزشگران مدارس میانی، با گذراندن دورهای چهارساله، در مؤسسات عالی تربیت آموزشگر و بهدنبال آن گذراندن هشت ماه دورة تخصصی، به این موقعیت دست مییابند. در سال 2002 و 2003، 188552 نفر آموزشگر در سطح مقدماتی بودند که از آن میان 77% زن بودند و 42268 نفر آموزشگر در دوره میانی قرار داشتند. آموزشگرانی که در سه سال نخست سطح مقدماتی تمام موضوعات بهجز دروس عملی را تدریس میکنند، در هر هفته 20 ساعت تدریس کلاسی دارند (International Bureau of Education, 2007).دارندگان مدرک کارشناسی ارشد، میتوانند در سمت مربی آموزشیار استخدام شوند. همهنگام، آنها بعد از سه سال تدریس در دانشگاه، میتوانند به مرتبة مربی ارتقا یابند. ارتقای مرتبة آنها به استادیاری نیازمند داشتن چهار سال سابقة تدریس و عرضة سه رسالۀ ارزیابیشده در کمیتة علمی متشکل از سه نفر کارکنان آموزشی است.دارندگان مدرک دکتری، در مرتبة مربی استخدام میشوند و میتوانند در صورت داشتن چهار سال سابقة تدریس به مرتبة استادیاری ارتقا یابند؛ آنها همچنین پس از چهار سال (بعد از مرتبة استادیاری) تدریس و ارائۀ رسالۀ علمی منتشرشده- که کمیتۀ علمی دربرگیرنده سه نفر کادر آموزشی ارزیابی میکند- میتوانند به مرتبة دانشیاری ارتقا یابند. رسیدن به مرتبة استادی برای دانشیاران دارای پنج سال سابقة تدریس و سه رسالة منتشر و ارزیابیشده در کمیتۀ علمی یادشده، امکانپذیر است.اعضای هیئتعلمیکمترین شرط استخدام داوطلب عضویت در هیئتعلمی، داشتن مدرک کارشناسی ارشد و بومی لیبی بودن است. ساختار مراتب علمی، در مؤسسات آموزش عالی لیبی از پایین به بالا بهترتیب زیر است: مربی آموزشیار، مربی، استادیار، دانشیار و استاد.در شرایط عادی، ارتقا از مرتبة علمی به مرتبة علمی دیگر، نیازمند گذراندن حداقل چهار سال در مرتبة پیشین، بهعلاوة انتشار مقالات علمی در مجلات شناختهشدۀ معتبر در رشتة تحصیلی مربوط است.درحالیکه کلیۀ داوطلبان بومی واجد شرایط به استخدام رسمی درمیآیند، استادان خارجی بهطور قراردادی و پیمانی در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی بهکار گماشته میشوند و هر دو سال یکبار، قرارداد آنها قابل تمدید است. همة اعضای هیئتعلمی در لیبی از موقعیت و اعتبار قانونی یکسانی برخوردارند و کارمند دولت بهشمار میآیند. آنها از خدمات عمومی شهری، مانند مسکن و خدمات تأمین اجتماعی برخوردارند. استخدام، ارتقا و اخراج اعضای هیئتعلمی در حیطة مسئولیت خود مؤسسات آموزش عالی قرار دارد و هیچ نهاد مرکزی، در این خصوص مسئولیتی برعهده ندارد.اعضای هیئتعلمی در همة کمیتههای کاری دانشگاهها و مؤسسات مشارکت دارند و با انتخاب نمایندگان خود، نقشی فعال در کلیة تصمیمات سازمانی ایفا میکنند.حجم کاری استادان و ساعات تدریس آنها، براساس واحدهای پایه و در درون گروههای علمی داخل مؤسسات تعیین میشود؛ سپس، به تأیید کمیتههای مردمی دانشگاه میرسد. توازن بین ساعات تدریس، پژوهش و فعالیتهای اجرایی و مدیریتی نیز ازجملۀ مواردی است که براساس رویهای همگون و مبتنیبر قوانین و مقررات تعریفشده تعیین میشود.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیدر سال 2000، کمیتة عمومی مردم برای آموزش و آموزشهای حرفهای، منحل شد و همة مسئولیتهای آن، به شهرداریها محول شد؛ بنابراین وظایف شهرداریها شامل:- توضیح و ارائه سیاستهای آموزشی، پژوهشی، حرفهای، در چهارچوب تصمیمات کنگرة عمومی؛- اجرای برنامههای سیاستهای عمومی، توسعه و ارتقا دانش کاربردی و فنی، اجرای پژوهشها در زمینة آموزش و یادگیری، تأکید بر نقش زنان در آموزش، یادگیری در زمینه اسلامی و حفظ میراث عرب، به شهرداریها سپرده شده است.در سطح محلی- منطقهای، نمایندگان کنگرة عمومی مقدماتی، در سیاستگذاریها دربارة آموزش شرکت میکنند. این نهادها، همچنین، این سیاستها را بهکار میگیرند و تصمیمات بهوسیلة دبیرخانه آموزش و پژوهشهای علمی در سطح محلی گرفته میشود. عضو آموزش در کنگره عمومی مقدماتی، گونهها و دورههای گوناگون آموزشی را در هیئت آن کنگره مدیریتی، مدیریت و نظارت میکند. وزارتخانههای دیگری مانند: وزارت بهداشت، وزارت دارایی نیز در آموزش نقش دارند.این وزارتخانهها مسئول برپایی و ایجاد برنامههای مربوط به حوزه خود هستند (International Bureau of Education, 2007).مدیریت آموزش عالیمدیریت در سطح ملیدانشگاهها در جمهوری لیبی، مؤسساتی مستقل هستند که ادارۀ بیشتر آنها با کمیتههای مردمی (شوراهای دانشگاه) و بر پایۀ تصمیمات کنگرههای محلی، دربرگیرنده ذینفعان داخلی چون استادان، دانشجویان، مدیران، و کارکنان غیرعلمی دانشگاه است. نهاد مسئول کمیتۀ مرکزی مردمی دانشگاهها (وزارت آموزش عالی) انواع کنشهای نظارتی و هماهنگی را بهویژه در سه حوزة اصلی اعمال میکند که عبارتاند از: 1. اجرای تصمیمات گرفتهشده در کنگرۀ عمومی؛ 2. مدیریت مالی و تخصیص منابع به مؤسسات؛ 3. هماهنگی درخصوص پذیرش دانشجو در دانشگاهها، کالجها و انواع رشتههای تحصیلی. برنامهریزی آموزش عالی در جمهوری لیبی در نهادهای عالی دولت مرکزی، صورت نمیپذیرد و در مقابل رویههای لازم برای جلب مشارکت هرچه وسیعتر کنگرههای محلی خلق، اعضای هیئتعلمی، والدین و کلیة مؤسسات آموزشی در تنظیم برنامههای آموزش عالی و اجرای آنها اتخاذ میشود (Najm, 1989, p.16).مانند هر مؤسسۀ اجتماعی دیگری در لیبی، اهداف و مقاصد مؤسسات آموزش عالی، ازطریق کنگرههای محلی تنظیم و در کمیتههای مردمی اجرا میشود. کنگرههای محلی (شوراهای مردمی) هم نشاندهندة مشارکت وسیع عموم هستند و هم سازوکارهای اصلی برای سنجش و ارزیابی میزان پاسخگویی آموزش عالی به اهداف و مقاصد بیانشدۀ اولیه، بهوسیلة آنها انجام میشود.بخش گستردة مؤسسات آموزش عالی در لیبی از منابع مالی عمومی تغذیه میشوند و آموزش عالی در این کشور رایگان است. هزینة سرانۀ هر دانشجو در سال بین نُه تا سیزده هزار دینار لیبی است که دولت آن را فراهم میکند (education.stateuniversity.com).سکانداری دانشگاهیالگوهای ادارة سازمان در دانشگاههای لیبی، کاملاً با الگوهای سنتی متفاوت است. دانشگاهها و کالجهای لیبی را کمیتههای مردمی و زیر نظر مستقیم کنگرههای محلی اداره میکنند. رئیس و اعضای کمیتة مردمی را انجمنهای مردمی مؤسسات متشکل از استادان، دانشجویان، کارکنان غیرعلمی و کارگران انتخاب میکنند. همة رؤسای دانشکدهها و گروههای علمی را نیز ذینفعان مؤسسه یا دانشگاه انتخاب میکنند. قدرت تصمیمگیری بین همة ذینفعان، ازطریق افرادی توزیع شده است که نمایندگی آنها را در همة کمیتهها برعهده دارند. رئیس دانشگاه و دانشکدهها، بهترتیب مسئول مدیریت دانشگاه و اعضای هیئتعلمی و تصمیمگیری در دانشگاه هستند. در سطح دانشگاهی، کمیتههایی، مانند نمایندگان رؤسا، رؤسای دانشکدهها و یک نمایندة اتحادیه هیئتعلمی دانشگاهی وجود دارد. در سطح هیئتعلمی، این کمیتهها دربرگیرنده رئیس بخشها، نماینده دانشجویان و نماینده واحد هیئتعلمی است. دانشگاهها اعضای هیئتعلمی را منصوب میکنند و آنها را ارتقا میدهند. هر دانشگاه عمومی بهوسیلة رئیس دانشگاه و معاونان او اداره میشود. دانشگاهها را کمیتههای معینشده ازطرف رئیس دانشگاهها و معاونان آنها اداره میکنند. این کمیتهها مسئول اجرای سیاستهای کلی ارائهشده برای آموزش عالی ازسوی وزارت آموزش و پژوهشهای آموزشیاند. رئیس کالجهای فنی و دانشکده، با حکم وزارت آموزش عالی و پژوهشهای آموزشی منصوب میشود. دانشگاههای خصوصی بهوسیلة ریاست هر دانشگاه اداره میشوند و این شخص، ملزم است تا هیئت دانشگاهی را ایجاد کند که در آن یک نفر ازسوی وزارت آموزش عالی و پژوهشهای دانشگاهی عضو است (Education, Audiovisual and Culture Executive Agency, 2012).نمونهای از ساختار سازمانی دانشگاه در لیبی در نگارة 2 نشان داده شده است.واحد پایه و بنیادی و هستة مرکزی در دانشگاههای لیبی گروهها یا بخشهای علمی هستند. این گروهها زیر نظر کمیتة مردمی کالج (دانشکده) مسئولیت امور علمی مؤسسه (نظیر برنامهریزی درسی، آموزش و تدریس، برگزاری آزمونها و استخدام اعضای هیئتعلمی) را برعهده دارند.تأمین مالی آموزش از اواخر دهة 1980 تاکنون، افزایش شتابان شمار دانشجویان و تقاضا برای ورود به آموزش عالی باعث شده است محدودیتهای مالی و نیز فشارهای اقتصادی بیرونی، بر آموزش عالی این کشور تأثیر بگذارد. برایناساس، سیاستگذاران، برای کاهش فشارهای مالی وارد، به مدیریت عمومی محلی و بخش خصوصی، اجازۀ گشایش کالجهای دانشگاهی و مؤسسات آموزش عالی را دادهاند. مدیریت عمومی محلی، منابع مورد نیاز ادارة مؤسسات یادشده را از محل منابع جامعۀ محلی فراهم میکند و درخصوص بخش خصوصی، دولت تعهدی نسبت به تأمین مالی و یا اعطای کمکهای مالی ندارد؛ بنابراین آموزش عالی به جز در بخش خصوصی بهوسیلة دولت تأمین مالی میشود. کلیة هزینهها و مخارج مؤسسات آموزش عالی بخش خصوصی را اشخاص یا گروههای سرمایهگذار فراهم میکنند. در دورة زمانی دوساله 2000-1998 م، مدیریتهای محلی، بیش از پنج دانشگاه خصوصی گشایش یافتند. تا پیش از آن، دانشگاه آزاد تنها مؤسسهای بود که در بخش عمومی، قسمتی از مخارج خود را از شهریة پرداختی دانشجویان فراهم میکرد. درحالحاضر، این سیاست جدید زیر عنوان همکاری و تعاون آموزشی، شناخته شده است.وزارت آموزش عالی و پژوهشهای آموزشی، بودجه سالانه برای هر دانشگاه را طبق پیشنهادهایی از جانب آنها، اختصاص میدهد. این وزارت همچنین، بودجه سالانه برای کالجهای فنی را مطابق با چهارچوبهای بنیاد ملی فنیوحرفهای، و باتوجهبه بودجه درخواستی ازسوی این نهادها، اختصاص میدهد. بودجه در نظر گرفتهشده مطابق با معیارهای تعیینشده بهوسیلة وزارت آموزش عالی و پژوهشهای آموزشی مانند جمعیت مؤسسات، زیرساختهای موجود، امکانات و ساختوسازهای مورد نیاز، تخصیص مییابد.در سال 2002 از 18 میلیارد پوند، تولید ناخالص داخلی، تنها 4% از آن به آموزش اختصاص داشت (Taghavi, 2013).هزینههای دانشجویان، بسیار اندک است و آنها تنها هزینههای مربوط به ثبتنام را در ابتدای هر سال آموزشی و یا هر نیمسال پرداخت میکنند.منابع محدود مالی دیگر، ازطریق کمکهای مالی، سرمایهگذاری و دادن خدمات به مردم، تولید میشود.در برابر، نهادهای آموزش عالی خصوصی، منابع مالی را خودشان از رهگذر شهریه دانشجویان و ارائه خدمات به عموم فراهم میکنند (Education, Audiovisual and Culture Executive Agency, 2012).پژوهشهای فراوانی درخصوص امکانات و قابلیتهای موجود در توسعة همکاری بین بخشهای عمومی و خصوصی در تأمین مالی آموزش عالی طی سالهای 2000-1997 انجام شده است که دستاورد آن صدور مجوز پنج دانشگاه خصوصی بود.اما این نوآوری، در اتخاذ سیاستهای باز، به بروز بحث و مناظره درخصوص نقش دولت و وظایف قانونی آن (در حوزة آموزش عالی) و نیز دغدغة کیفیت در بخش آموزش عالی خصوصی انجامیده است (El-Hawat, 2003; Clark, 2004).برنامهها و اصلاحات پیشروچالشهای پیشروی آموزش عالی در لیبیآموزش عالی در سال 2007 با چالش هایی روبهرو است که دربرگیرنده:- افزایش تقاضا برای دستیابی به آموزش عالی؛- افزایش کیفیت دانشآموختگان آموزش عالی و توانایی آنها برای ایجاد حرفه؛- اعتبارسنجی و اطمینانیابی از کیفیت نهادهای آموزشی و برنامههای آنها؛- تأمین مالی و اداره نهادهای آموزش عالی؛- افزایش استفاده از فنّاوری اطلاعات در نهادهای آموزش عالی؛- تقویت پژوهشهای علمی در نهادهای آموزش عالی (Education, Audiovisual and Culture Executive Agency, 2012).لیبی آموزش عالی را عامل مهمی در نوسازی و پیشرفت کشور میداند. تقاضای فزایندهای برای دسترسی به آموزش عالی وجود دارد، بااینوجود، دانشگاههای لیبی با مشکلات فراوانی ازنظر اقتصادی، اجتماعی، امنیتی، سیاسی و بافت بینالمللی شدن روبهرو هستند.در سال 2013، بیش از 14000 دانشجوی لیبی در بیش از 30 کشور خارجی تحصیل میکردند. انگلستان، مشهورترین مقصد برای بورسیههاست و 2761 نفر از لیبی در دانشگاههای انگلستان تحصیل میکنند.سرمایهگذاریهای ضعیف در دوران قزّافی و نیز حوادث اخیر در لیبی، در نظام آموزشی و مدیریت و زیرساختهای ضعیف آن، بازتاب یافته است. لیبی، ارتباط خود را با کشورهای دیگر از دست داده و این مانع پیشرفت و نوآوری در این کشور شده است. برنامه درسی تاریخ مصرف گذشته، دیگر با روح اجتماعی، آموزشی حاکم در لیبی همسو نیست و روشهای آموزشی دانشآموزمحور نیست و به یادگیری نمیانجامد. این مسائل جدی در ظرفیت، امنیت و دیوانسالاری در کشورهای جنگزده رایج است و وقت آنها برای پیشرفت در آموزش عالی، بیشتر صرف بازسازی آن میشود (Law John, 2014).برمبنای گزارشی که ازسوی مرکز اطمینانیابی از کیفیت و اعتبارسنجی نهادهای آموزشی در لیبی صادر شده است، درحالحاضر چالشهای زیر برای نهادهای آموزش عالی در لیبی وجود دارد:- نبود مواد درسی کارآمد؛ بهگونهای که برنامههای درسی موجود بهمدت طولانی دوام نمیآورند؛- نبود برنامه راهبردی کارآمد برای اهداف کوتاهمدت؛- مشکل انتخاب کارآمد رهبران آموزشی که بتوانند به اهداف نظام آموزشی در آینده دست یابند؛- چهارمین مشکل این است که نمیتوان چشمانداز و مأموریتی برای دانشکدهها و دانشگاهها در لیبی تعریف کرد؛- مشکل توسعه در برنامههای آموزش هیئتعلمی که نقش مهمی در کیفیت آموزش عالی دارند؛- مشکل در فهم واژه کیفیت؛- مشکل در تصمیمگیریها در دانشگاهها باتوجهبه وظیفه مهم اعضای هیئت علمی؛- نبود آموزشهای کافی برای اعضای هیئتعلمی و کارکنانی که نقش اساسی در تولید و فعالسازی روند آموزشی ایفا میکنند؛- مشکل در شفافسازی ساختار دانشگاهها و سیاستها و مدیریت نهادهای آموزش عالی؛- مشکل کاهش قدرت رهبران در سطوح نهادهای آموزش عالی که تأثیر بر کیفیت آموزش دارند؛ زیرا ساخت نهادهای یادگیری عالی، همواره در حال تغییر است و پیشرفت در آن سخت است؛- مشکل توسعه و بهبود برنامههای آموزشی در نهادهای آموزش عالی، بهعلت مشکلات این روند. وجود این مشکلات بهعلت ابعاد کمّی-کیفی آموزش و نیز نوع پراکندگی جغرافیایی نهادهای آموزشی در سطح کشور است؛- نبود رابطه بین نهادهای آموزشی و بازارکار در لیبی؛- عدم شناسایی صحیح حوزههای مطالعاتی؛- تأمین و تجهیز نکردن کتابخانهها و آزمایشگاهها؛- توسعه ندادن روشهای یادگیری، آموزش و مطالعه، که این تأثیر چشمگیری بر کیفیت روند آموزشی و امکان استفاده از روش مهارتهای خودآموزی مانند تفکر تحلیلی، مهارت حل مسئله، خلاقیت، اختراع و مهارتهای پژوهش دارد؛- پایین بودن دستمزد اعضای هیئتعلمی و ایجاد بازار آموزشگر خصوصی بهوسیلة نخبگان. برنامههای درسی، پس از 40 سال مداخلات سیاسی منسوخ شدهاند و هیچ استانداردی برای ارتقای هیئتعلمی وضع نشده است؛- زیرساختهای ضعیف فنّاوری اطلاعات در لیبی، باعث شده این کشور هنوز در استفاده از اینترنت و رایانه عقبماندگی داشته باشد و این امر بهکارگیری آموزش از دور را دشوار کرده است؛- وجود چالشهایی در فرهنگ دانشجویی. دانشجویان پاسخگو نیستند و نظامهای تنبیهی برای آنها و مشوقهای کمی برایشان وجود دارد. اگر دانشجویی در آزمونی موفق نشود، استاد در این امر گناهکار شناخته میشود. حقالزحمة زندگی دولتی و امکانات تقریباً نامحدود برای جبران این شکست، این مشکل را حادتر کرده است (The Holdings Center for International Dialogue, 2014).موانع اصلی (اقتصادی، اجتماعی، آموزشی و غیره) در حوزه آموزش فراگیرمانع اقتصادی، فرهنگی و سیاسی که مربوط به آموزش باشد، وجود ندارد؛ زیرا آموزش برای همة افراد در لیبی است. آموزش حق افراد است و جزء حقوق مدنی آنها بهشمار میآید. مهمترین موانعی که درباره آموزش فراگیر وجود دارد، دربرگیرنده موارد زیر است:- توسعه ارتباط با محیط اجتماعی پیرامون مدارس؛- ضعف بههم پیوستگی و هماهنگی بین برنامه آموزشی، برنامه اقتصادی، بهخصوص در ارتباط با برنامه درسی و دورههای مطالعاتی و بازار کار؛- افزایش تقاضا برای آموزش و تخصیص بودجة اندکی به آن؛- وابستگی کامل به بودجة عمومی که شامل انباشتههای مالی فراوانی در سطح دولت است و عدم حضور و فعالیت بخش خصوصی در توسعه آموزش؛- نبود تنوع و گوناگونی در بین نهادهای آموزشی عمومی و خصوصی، همة نهادهای آموزشی از یک نوع کتاب درسی استفاده میکنند و روشهای تدریس یکسان است؛- روبهرو بودن کشور، با چالشهای امنیتی که نتیجة آن در اولویت قرار ندادن و دیرکرد در اصلاحات است. افزونبراین، ناامنی، آموزشگران را بهطور مستقیم زیر تأثیر قرار میدهد و آنها خشونت زیادی را بهعلت وجود نظام ضعیف و ناسالم ازسوی دانشآموزان متحمل میشوند.- مشکلات مربوط به فضای فیزیکی که در برخی از دانشگاهها، مانند دانشگاه تریپولی وجود دارد، و نبود کشش در فضای پردیسهای دانشگاهی برای دانشجویان.بهمنظور حل مشکلات بالا، راهحلهای زیر پیشنهاد میشود:- کمک گرفتن از جوامع بینالمللی برای ارزیابیهای اقتصادی، با هدف تعیین نیازهای آموزشی راهبردی. نهادهای بینالمللی باتجربه با ایجاد بینشهای راهگشا در این زمینه، میتوانند به لیبی کمک کنند؛- توسعة دانشکدههای جدید در بخشهای توسعهنیافته مانند: تجارت، هتلداری، روزنامهنگاری، که میتوانند کارآفرینی محلی و کنشهای مدنی را تقویت کنند؛- آغاز تبلیغات گسترده رسانهای برای نشان دادن اهمیت آموزش فنی؛- ایجاد دفاتر مشاوره شغلی در مدارس: این واحدها در رویکرد حرفهای فراگیر، مشاوره میدهند. افزونبراین این، واحدها مراکز میزبان شغل هستند که دانشآموزان را به شرکتهای داخلی معرفی میکنند؛- ساخت پارکهای علم و فنّاوری که بهمثابه قطب خلاقیت عمل میکنند. با تشویق و تقویت این سایتها، لیبی میتواند در امر پژوهش و توسعه پیشرفت کند و این به کارآفرینی داخلی نیز کمک میکند؛- پرورش کارآفرینان عمومی و خصوصی که آموزش عالی را به تجارتهای داخلی، ازطریق کارآفرینی و کسبوکارهای آموزشی ارتباط میدهند.اصلاحات در بلندمدت (2015-2008م)اتحادیه جماهیر لیبی، مسئول پاسخگویی به سازمان بینالمللی آموزش برای آمادهسازی گزارش ملی درباره توسعة آموزش است. این گزارش در کنفرانس بینالمللی آموزش در جلسه چهلوهشتم، 28-25 نوامبر 2008، در ژنو ارائه شد، اتحادیه جماهیر لیبی، این توافق را به یونسکو ارائه کرد تا درباره مسائلی که جوامع بینالمللی باید با آنها روبهرو شوند، انتخاب کند. اصلاحات زیر دربارة آموزش و حوزههای فرهنگی-اقتصادی در دوره هفتساله هستند و برنامههای اجرایی مناسب با هریک از آنها در جدول 5 ذکر شده است.چشمانداز لیبی پس از انتخابات مجلس لیبی در 2012م و شکلگیری دولت جدید، نمایندگان چشماندازی را برای آینده آموزش عالی انتخاب کردند. هدف از آن، پی نهادن دانشگاهی در سطح جهانی و در تراز دانشگاههای رده اول جهان است که به اقتصاد لیبی تنوع بخشد و این کشور را به قطب پیشرفت تحصیلی با استفاده از منابع گازی و دستیابی به منابع نفتی تبدیل کند. این اصلاح در آموزش عالی یعنی استفاده از منابع نفتی فراوان، تصویر روشنی از تلاش بلندمدت برای ایجاد تغییر نشان داده است. نظام آموزش عالی بهبودیافته، به رشد شغلی کمک میکند، اتکا به تخصصهای خارجی در بخش فنی را کاهش میدهد و امکان اینکه لیبی تبدیل به قطب آموزشی شود، افزایش میدهد.بهعلت توجه اندکی که به برنامه بلندمدت از سال 1969 شده است، لیبی تجربه اندکی در بهبود برنامهریزی داشته است. طرحهای برنامهریزیشدة قبلی با نتایج مختلط توسعه داده شده و رشد کشور را متوقف کرده بود. پس از چهار دهه استبداد، لیبی راههای بهتر و چشماندازی را برای به جلو راندن و برطرف کردن نیازهای فعلی و آینده جستوجو میکند. در نگاره 3، چشمانداز لیبی تا سال 2020، پایهها و مبناهای آن قابل مشاهده است.تا سال 2020، لیبی میتواند تبدیل به کشوری مردمسالار، مرفه و پایدار شود که در آن، شهروندان از استانداردهای بالای زندگی لذت میبرند. چشمانداز تا سال 2020 برمبنای 4 حوزه اصلی پیشرفت است: صلح، امنیت و حاکمیت قانون، توسعة انسانی، توسعه اقتصادی، حکومت و اصلاحات بخش عمومی.صلح، امنیت و حاکمیت قانون، پیشنیازهای توسعه پایدار هستند. لیبی، ساخت اقتصادی متنوعی را ایجاد خواهد کرد که رفاه را برای مردم لیبی از رهگذر توسعه بخش خصوصی، ایجاد مشاغل، ثبات اقتصادی، بهبود زیرساختهای اقتصادی و مدیریت مسئولانهتر منابع، ایجاد خواهد کرد. مردم لیبی توانمند خواهند شد و مهارتهایشان توسعه خواهد یافت و به توان کامل خود، ازطریق دسترسی به آموزش با کیفیت در همة سطوح و ارائه خدمات اجتماعی و بهداشتی با کیفیت و توسعه شهری پایدار، دست خواهند یافت.لیبی دولتی مردمسالار، پاسخگو و شفاف، در دو حوزه ملی و شهری ایجاد خواهد کرد. چشمانداز لیبی برای توسعه انسانی، حول ساخت قابلیتهای انسانی و از بین بردن موانعی که دستیابی به ظرفیتهای کامل را ایجاد میکند، میچرخد. کیفیت آموزش باید بهبود بخشیده شود و به علوم و فنّاوری بهمثابة زمینهای برای رشد اقتصادی توجه شود. توانمندسازی مردم لیبی و تقویت جوامع در سراسر کشور، تضمین میکند که شهرداریهای لیبی، بر نیازهای مردم متمرکزاند و خدمات دسترسپذیر، مسکن و حملونقل، ساخت اقتصاد محلی پررونق را ایجاد میکنند.آموزش و نظام آموزشی در لیبی، نقش مهمی ایفا میکند. آموزش و یادگیری مادامالعمر، هردو از حقوق انسانی و پیشنیاز برای تحول پیشبینیشده در چشمانداز لیبی تا سال 2020 است. تبدیل آموزش در لیبی، برای شتاب بخشیدن به تغییرات اقتصادی- اجتماعی برای چشمانداز لیبی تا سال 2020 مؤثر خواهد بود که این نیازمند سازوکارهای دولتی مؤثر، برای هماهنگی با نهادها، سیاستهای اقتصادی همسو با آموزش و اطمینان از کیفیت برنامههای نهادهای آموزشی است. در این زمینه، طرحهایی برای تحول آموزش جوانان در نظر گرفته شده است:1. باز ارزیابی مدیریت نظام آموزشی؛2. توسعه برنامههای آموزشی؛ بهطوریکه پاسخگوی نیازهای فعلی و آینده باشند و ارائهدهندة زمینهای از ارزشهای اخلاقی، فرهنگی و خلاقیت و نوآوری باشد؛3. سازوکار تضمین کیفیت قوی را ایجاد کند تا اطمینان حاصل شود مؤسسات پاسخگو و مستقل هستند؛4. باز ارزیابی روندهای پرداخت و زمینههای مطالعاتی برای دانشجویانی که بورسهای تحصیلی دریافت میکنند؛5. فعالسازی مجوزها و مدارک لازم، برای آموزشگران تا آموزشگر خارجی بهشمار آیند و مدارک و مجوزهای آنها در کشورهای دیگر نیز اعتبار داشته باشد؛6. ایجاد نظامی برای بودجهبندی پژوهشهای علمی در زمینههای اجتماعی- اقتصادی (Libya Institute for Advanced Studies, 2014).کتابشناسی
AFDB, OECD, UNDP and UNECA. (2012). African Economic Outlook 2012. Retrieved from: http://www.undp.org/ content/dam/rba/docs/Reports/African%20Economic%20 Outlook%202012%20En.pdf.
Arab Medical Univerity Bulletin for the Year 1986-1985. University Press.
Argia, Hassan A. A. and Ismail, A. (2013). “The Influence of Transformational Leadership on the Level of TQM Implementation in Higher Education Sector”. Higher Education Studies, 3(1), 136-146.
British Council. (2013). Development Partnerships in Higher Education (DelPHE). Retrieved from: https:// www.britishcouncil.org/partner/track-record/development-partnerships-higher-education
Bubtana, A.R. and Sarakbi, M. (1992). “Libya”. In Burton R. Clark and Guy R. Neave (eds), The Encyclopaedia of Higher Education(V.1, pp. 428-437). New York: Pergamon.
Central Intelligence Agency. (2014). “Libya”. The world Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/library/ publications/the-world-factbook/geos/pl.html
Clark, N. (2004). Education in Libya. Retrieved from: https://wenr.wes.org/2004/07/wenr-julyaugust-2004-education -in-libya
Education, Audiovisual and Culture Executive Agency. (2011). “Higher Education in Libya”. Overview of the Higher Education Systems in the Tempus Partner Countries. Retrieved from: https://publications.europa.eu/en/ publication-detail/-/publication/7c3b6f15-39da-4dbb-bc3c-316701a8385f/language-en
Education, Audiovisual and Culture Executive Agency. (2012). “Higher Education in Libya”. Overview of the Higher Education Systems in the Tempus Partner Countries. Retrieved from: http://europski-fondovi. eu/ sites/ default/ files/dokumenti/Tempus%20IV%20-%20Overview%20-%20Southern%20 Mediterranean_0.pdf.
El-Hawat, A. (1988). The New Education Structure and University Education in the Jamahiriya. Unpublished Paper.
El-Hawat, A. (2003). “Libya”. In Damtew Teferra and Philip G. Altbach (Eds), African Higher Education: An International Reference Handbook (PP. 391-402). Bloomington: Indiana University.
Fisher, W.B. (1987). “Libya (The Great Socialist People's Libyan Arab Jamahiriya): Physical and Social Geography”. In The Middle East and North Africa (34rd ed). London: Europe.
International Association of Universities. (2005). “Libyan Arab Jamahiriya- Education System”. World Higher Education Database. Retrieved from: https://whed.net/home.php
International Bureau of Education. (1966). International Yearbook of Education (vol. 28). Retrieved from: http:// unesdoc.unesco.org/images/0013/001329/132953eo.pdf.
International Bureau of Education. (2007). “Libyan Arab Jamahiriya”. World Data on Education (6th ed). Jeneva: Unesco.
Libya Institute for Advanced Studies. (2014). Libya Vision 2020: A Plan for Transformative Change by 2020. Retrieved from: http://www. nationalplanningcycles. org / sites/default/files/planning_cycle_repository/libyan_arab_jamahiriya/libya-vision-2020_english.pdf.
Najm, M. (1989). The Role of University Planning in the Popular Society. Unpublished Paper.
Pargeter, A. (2010). Libya. Retrieved from: https:// freedomhouse.org/sites/default/files/inline_images/Libya. pdf.
Rhema, A. and Miliszewska, I. (2010). “Towards E-Learning in Higher Education in Libya”. Informing Science and Information Technology, 7, 423-437.
Suwaed, Hameda H. KH. M. (2011). Teachers' cognition and Classroom Teaching Practice: an Investigation of Teaching English Writing at the University Level in Libya. Retrieved from: http://theses.gla.ac.uk/2963/1/ 2011suwaedphd.pdf.
Taghavi, M. (2013). A Critical Analysis of Higher Education Sector in Libya; Selected Works. Retrieved from: https://works.bepress.com/mr_farzanegan/23/download/
The General People’s Committee for Education and Vocational Training. (1999). Education For All 2000 Assessment: Country Report of the Great Socia list People’s Libyan Arab Jamahiriya . (Under the Co-ordination of A.M. Tagiuri ). Tripoli: Author.
The Holding Center for International Dialogue. (2014). Dialogue Snapshot, Expanding Opportunities for Libyan Higher Education. Retrieved from: https://www. hollingscenter.org/wp-content/uploads/2014/06/HED-Libya-Dialogue-Snapshot.pdf.
The Libyan National Commission for Education, Culture and Science. (2004). The Development of Education in the Great Socialist People’s Libyan Arab Jamahiriya. A National Report. Geneva: Unesco.
The Libyan National Commission for Education, Culture and Science. (2008). The Development of Education in the Great Socialist People’s Libyan Arab Jamahiriya. A National Report. Retrieved from: http://www.ibe. unesco.org/National_Reports/ICE_2008/libya_NR08.pdf.
Unesco. (2008). Statistical Yearbook. Paris: Author.
United Nations Country Team in Libya. (2013). Strategic Framework 2013-2014. Retrieved from: http://www. ly.undp.org/content/libya/en/home/library/operations/unct-strategic-framework.html
United Nations Development Programme. (2008). UNDP Annual Report 2008: Capacity Development: Empowering People and Institutions. Retrieved from: http://www.ly. undp.org/content/dam/undp/library/corporate/UNDP-in-action/2008/English/UNDP-in-action-2008-en.pdf.
https://blogs.lt.vt.edu/aimen/
http://data.uis.unesco.org/
http://education.stateuniversity.com/pages/860/Libya-HIGHER-EDUCATION.html
http://www.4icu.org/reviews/3172.htmhttp://www.britishcouncil.org/education/ihehttps://www.scholaro.com/pro/Countries/Libya/Grading-Systemhttps://www.wes.org/ca/events/
نسرین نورشاهی، عطیه سیدرضا
نظام آموزش عالی ماداگاسکار
Madagascar Higher Education System
پایتخت: آنتاناناریوونوع حکومت: جمهوری چندحزبیزبان رسمی: مالاگاسی و فرانسویمساحت: 587041 کیلومترمربعجمعیت: 19700000 نفر (2010م)تعداد دانشجویان: 44318 نفر (2009م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 1058 نفر (2010م)تولید ناخالص ملی: 514/9 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 1/2% (2013م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 0/14% (2013م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی«ماداگاسکار» چهارمین جزیرة بزرگ جهان است که در اقیانوس هند واقع شده و «تنگة موزامبیک» آن را از قارة افریقا جدا ساخته. این کشور که در منطقة حارهای واقع شده، آبوهوای گرمی دارد که در ارتفاعات از شدت گرمای آن کاسته میشود. بخش شرقی این جزیره، که بهسبب وزش بادهای مرطوب، از بارش فراوانی برخوردار است جنگلهای انبوهی دارد. بخش غربی آن، بهعلت وزش بادهای خشک، باران کمتری دارد و جنگلهای آن چندان انبوه نیست.جمعیت این کشور را گروههای مختلف مالگاش تشکیل میدهند که تراکم آنها اندک است. در این کشور، شهرنشینی توسعة کمی دارد و بخش شهرنشین در بلندیهای اطراف «آنتاناناریوو» متمرکز شده است. مردم بیشتر از راه کشاورزی روزگار میگذرانند. یکی از محصولات کشاورزی آنها «برنج» است، که در مناطق پرباران آن کشت میشود و غذای اصلی مردم را تشکیل میدهد. از دیگر محصولات کشاورزی آن، «مانیوک» (نوعی ریشة گیاهی که مصرف غذایی دارد) و ذرت است. پرورش دام و ماهیگیری سنتی نیز از دیگر فعالیتهای اصلی مردم این کشور است. برخی از فرآوردههای کشاورزی ماداگاسکار همچون قهوه، نیشکر، وانیل و میخک، جنبة تجاری دارند و صادرات اصلی این کشور را تشکیل میدهند.ماداگاسکار، زیستگاه طبیعی بسیاری از گونههای جانداران است که برآورد میشود نزدیک به دویست هزار گونة موجود زنده و زیرمجموعههای آنها در این جزیره زندگی میکنند که صدوپنجاه هزار آن، در نوع خود بیمانند هستند.منابع اصلی زیرزمینی این کشور عبارتاند از: میکا، کرومیت، گرافیت و همچنین سنگهای قیمتی و اورانیوم. توسعة اصلی در ماداگاسکار، بهسبب کافی نبودن وسایل ارتباطی، بسیار ضعیف است. در نتیجه، برای گذران زندگی به واردات کالاهای مصرفی و تجهیزات نیاز دارند.مالگاشها آمیختهای از نژاد سیاهان افریقا و مردم اندونزیاند. در سدة دوازدهم میلادی، عربها در بخش غربی آن استقرار یافتند. در 1500م، پرتغالیها به این جزیره آمدند و پس از آنها توجه هلندیها و انگلیسیها به آن جلب شد. از 1642م، فرانسویان تأسیسات خود را در این جزیره بنا نهادند و تا 1674م، در آنجا باقی ماندند. پس از آنکه اروپاییها ماداگاسکار را رها کردند، این جزیره به جایگاه دزدان دریایی و مکانی برای نگهداری بردهها تبدیل شد. در زمان سلطنت ایمرینا، حکومت واحدی در این کشور شکل گرفت.در پی توافق انگلستان و فرانسه مبنیبر آزادی عمل انگلیسیها در مصر، ماداگاسکار از 1885م تحت حمایت فرانسویها قرار گرفت و از 1895م، بهطورکامل مستعمرة فرانسویان شناخته شد. در 1946م، پس از جنگ جهانی دوم، و در پی اعلام این کشور، بهمنزلة بخشی از سرزمین ماورای دریای فرانسه، شورشهای ملیگرایانه در آن آغاز و در نهایت، در 1960م، به استقلال ماداگاسکار منجر شد.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی در قانون ماداگاسکار، اصول و اهداف آموزش بهشرح زیر آمده است:·ایجاد پیوند میان آموزش پیشدبستانی و ابتدایی؛·مشارکت فزایندة اقوام محلی در ادارة امور آموزش؛·اولویت دادن به آموزش فنیوحرفهای؛·مشارکت نقشآفرینان در همة سطوح.در قانون علاوهبر هدفهای یادشده، بر حق دسترسی همگان به آموزش تأکید شده و هدف از آموزش، شکوفایی جسمی، روانی، اخلاقی، هنری و شخصیتی افراد با بهرهمندی از آزادی کامل، معرفی شده است.باتوجهبه مشکلات فراوان ماداگاسکار، ازجمله تورم فزاینده و مشکلات مالی و طبیعی، نیمی از جمعیت آن، در زیر خط فقر قرار دارند. محیطزیست این کشور نیز بهسبب فرسایش، آتشسوزی در جنگلها و خشکیدن آنها و طوفان و گردباد، در وضعیت نامناسبی قرار گرفته است. این عوامل منفی، تأثیر ژرفی بر نظام آموزشی این کشور، گذاشته است؛ بهگونهای که از آغاز دهۀ 80 سطح و کیفیت آموزش، فرایندی کاهنده را پشت سر گذاشته و از میزان دسترسی به آموزش و به پایان رساندن دورههای آموزشی کاسته شده است. چنین وضعیتی به تدوین «برنامۀ عمل ماداگاسکار» انجامیده که دربرگیرندۀ اهداف اصلی و راهبردهای توسعة کشور است. در واقع این برنامة عمل، در چهارچوب اهداف هزاره برای توسعه، تدوین شده که دستیابی تمامی کودکان به آموزش، ازجمله محورهای هشتگانه آن بهشمار میرود. برای دستیابی به این هدف راهبردهای ویژهای تدوین شده است که افزون بر ایجاد زیرساختها، و در نظر گرفتن کمک مالی و لوازم برای دانشآموزان و خانوادههای آنها و مهارتافزایی آموزشگران، کاربست روشی نوین در آموزش با عنوان «رویکرد مهارتی» را در نظر داشته، که از 2005م به مرحلۀ اجرا گذاشته شده است. هدف از اجرای این روش، بهبود بخشیدن به آموزش، بهویژه آموزش پایه است. براساس مطالعات انجامشده، اگرچه ایجاد و نوسازی زیرساختها، کاهش هزینههای تحصیل و تخصیص برخی کمکها به دانشآموزان، موجب افزایش شمار آنها و کاهش ترک تحصیل شده است، اما بهنظر میرسد، سن بالای آموزشگران، محدودیت زیرساختها و ... سد راه بهبود کیفیت بودهاند. ازنظر برخی کارشناسها، ریشة این ناکارآمدی، در نظر گرفتن نظرات بازیگران اصلی نظام آموزشی و عدم مشارکت کارشناسان در تدوین این برنامهها قلمداد شده است.ساختار نظام آموزشیساختار نظام آموزشی این کشور، این دورهها را دربر میگیرد: دورة ابتدایی، دورة نخست میانی، میانی فنی و دورة دوم میانی و دورة سوم آموزشی، که دربرگیرندة آموزشهای دانشگاهی و غیردانشگاهی و همچنین آموزش عالی فنی و مهارتهای حرفهای است.بهموجب دادههای وزارت آموزش عالی و پژوهش علمی 30 نهاد آموزش عالی در این کشور بهشرح جدول 1 فعالیت میکنند.جدول 1. گونهشناسی و شمار نهادهای آموزش عالی (2011م)دانشگاه بخش عمومی6کالجهای ویژه و پلیتکنیکهای بخش عمومی2دانشگاهها و کالجهای اعتبارسنجیشده بخش عمومی21مرکز ملی برای رسانههای آموزشی1جمع30)Ministére de l'Education Nationale et de la Recherche Scientifique, 2004)
از وضعیت کنونی ساختار نظام آموزشی، اطلاعات دقیقی در دست نیست و بهموجب اسناد انتشاریافته، برنامههای اصلاحی گوناگونی برای توسعة نظام آموزشی تدوین شده است؛ ازجمله در سندی که ازسوی وزارت ملی آموزش در 2009م انتشار یافته است، قرار است نظام آموزشی تا 2015م برمبنای سیمای ترسیمشده در نگاره 1، یکپارچهسازی شود که برمبنای آن، برای دورۀ ابتدایی شش سال، دورة نخست میانی سه سال و دورة دوم میانی نیز سه سال پیشبینی شده است. نظام آموزش عالی نیز که قرار است برمبنای بیانیة بلونیا بازسازی شود، برای دورة کارشناسی سه سال، کارشناسی ارشد دو سال و دکتری سه سال در نظر گرفته است.برمبنای طرح توسعة راهبردی که تمامی دورههای آموزشی را دربر میگیرد، قرار است برنامههای زیر به اجرا درآیند.آموزش پیشدبستان: که درحالحاضر کمتر از 10% کودکان چهار تا پنجساله را پوشش میدهد قرار است تا 2015م با اولویت بخش خصوصی و مشارکت جانبی دولت به 30% افزایش یابد.آموزش پایه یا ابتدایی: که بهموجب قوانین رایج اجباری است، لازم است بهگونهای برنامهریزی شود که تا 2015م میزان دانشآموختگان به 100% برسد. آموزش میانی دورة نخست: از چالشهای اصلی نظام آموزشی بهشمار میرود. چرا که در پی افزایش دستیابی به دورة آموزش ابتدایی شمار دانشآموزان این دوره نیز افزایش مییابد. بهگونهایکه لازم است تا 2015م ظرفیت پذیرش این دورة آموزشی به سه برابر افزایش یابد؛ افزایشی که نیازمند توسعة درخور توجه زیرساختها، نیروی انسانی و منابع مالی است. دولت برای افزایش ظرفیت پذیرش در این دوره، در نظر دارد کمکهای مالی خود را به بخش خصوصی افزایش دهد تا از بار مالی بخش عمومی بکاهد.آموزش میانی دورة دوم: برمبنای برآوردهای انجامشده شمار دانشآموزان دبیرستانی نیز تا 2015م نزدیک به 50% افزایش خواهد یافت که برمبنای برنامههای تدوینشده قرار است 55% آنها در نهادهای خصوصی آموزش ببینند. افزایش شمار دانشآموزان این دورة آموزشی، با افزایش آموزشگران آن همراه نخواهد بود، اما پیشبینی شده است مدیریت کارکنان این بخش ازجمله ساعت کاری آموزشگران از 12 ساعت در هفته به 18 ساعت افزایش یابد. افزونبرآن، افزایش کلاسهای درس و استفاده از فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در دستور کار اصلاحات این بخش قرار دارد.آموزش فنیوحرفهای: برنامة اصلاحی در نظر دارد همزمان با افزایش شمار دانشآموزان این دورة آموزشی، هزینههای مهارتآموزی آن را با ذینفعان تقسیم کند. این برنامهای است که سازوکار اجرایی آن در برنامه، نامشخص باقیمانده است.باتوجهبه شرایط موجود نظام آموزشی، ساماندهی این نظام به ارادة جدی سیاسی و سرمایهگذاری فزاینده نیازمند است و باتوجهبه سطح درآمد مردم، خصوصیسازی که به مفهوم افزایش سهم خانوارها در تأمین منابع آموزشی است، سیاست کارآمدی به نظر نمیرسد، بااینحال وضعیت دسترسی به دورههای آموزشی در وضع موجود در هرم آموزشی (نگاره 2) به تصویر کشیده شده است. آموزش عالی: مأموریت آموزش عالی در اسناد ملی چنین بازتاب یافته است: «تجهیز اهالی ماداگاسکار به دانش بنیادی و مهارتهایی که در عرصه ملی شرایط زندگی مناسب و در عرصۀ جهانی فرصت رقابت را برای آنها فراهم سازد» و بهاینترتیب بتوانند مشارکت اثربخشی در توسعة اقتصادی، فنی، اجتماعی کشور داشته باشند. فعالیتهای آموزش عالی برمبنای خطوط راهنمایی همچون حکمرانی خوب، تناسب، کیفیت، عدالت و همکاری، ساماندهی خواهند شد. نظام آموزش عالی ماداگاسکار نیز همچون بسیاری از کشورهای افریقایی بهمنظور افزایش توان جابهجایی دانشجویان، درصدد اجرای نظام کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری است که در 2008م در چهارچوب بیانیة بلونیا و ازسوی وزارت آموزش عالی و پژوهش علمی تدوین شده است. مقررات مربوط به چگونگی دستیابی به آموزش عالی و دیگر مقررات مربوط به آن، در احکام جداگانهای ازسوی وزارت آموزش عالی و پژوهش علمی تدوین شده و براساس حکمی در 2004م صادر و در 2008م تغییر یافته است. دستیابی به دورة کارشناسی، فقط نیازمند برخورداری از دیپلم میانی و یا مدارک معادل آن است.دورة فنورزی (کاردانی)، بهمثابة مهارتآموزی حرفهای قلمداد میشود. به افرادی که این دورة آموزشی را به پایان میرسانند «مدرک فنورز عالی» داده میشود. دارندگان این مدرک میتوانند تحصیلات خود را تا گرفتن «مدرک ملی مهندسی» ادامه دهند. برنامة درسی این دورة آموزشی، در چهار نیمسال تدوین شده است که شامل 120 واحد میشود. افرادی که تمایل به دریافت مدرک مهندسی ملی دارند، لازم است 180 واحد دیگر را طی شش نیمسال با موفقیت سپری کنند.دورة کارشناسی که برمبنای نظام کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری بازآرایی شده است، در شش نیمسال برنامهریزی شده است که در هر نیمسال 30 واحد عرضه میشود. و برای هر یک واحد، 7 تا 10 ساعت کار حضوری و دستکم 13 تا 20 ساعت کار فردی، مفهومسازی شده است. شرط قبولی در یک نیمسال بهدست آوردن معدل ده از بیست است.تمامی افراد دارای مدرک کارشناسی ملی یا مدارک معادل آن میتوانند به دورة کارشناسی ارشد که دربرگیرندة آموزش نظری، روششناختی، عملی و در صورت نیاز کارآموزی است دسترسی داشته باشند. دو نیمسال نخست این دوره میتواند بهصورت مشترک برگزار شود. دستاوردهای علمی، مهارتهایی که لازم است دانشجو بهدست آورد و شمار واحدهای گذرانده باید ازسوی ساختارهای صلاحیتدار تأیید شود تا دانشجو بتواند به نیمسال سوم راه یابد. شرط قبولی در هر نیمسال، برخورداری از معدل ده از بیست است. طول این دوره آموزشی چهار نیمسال در نظر گرفته شده است که بهموجب ضوابط جاری، دانشجو میتواند تنها دو نیمسال نخست را تکرار کند. دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیدادههای آماری دقیقی که دربرگیرندة ویژگیهای جمعیتشناختی و دورههای گوناگون آموزشی در نظام آموزش عالی ماداگاسکار باشد، در دسترس نیست. بهموجب آخرین دادههای انتشاریافته ازسوی دفتر خدمات آماری وزارت آموزش عالی و پژوهش علمی، فقط شمار کلی دانشجویان در یک دهه اعلام شده که در جدولهای 2 و 3 ارائه شده است.از دیگر دادههای آماری انتشاریافتة درخور درنگ که میتواند بازتابدهندۀ وضعیت نظام آموزشی ماداگاسکار باشد، سیر تحول کمّی شمار دانشجویان بورسیه است که پوششدهندة بیشتر جمعیت دانشجویی است که در جدول 4 و 5 نشان داده میشود.جدول 5، وضعیت برخورداری از بورس تحصیلی را نشان میدهد. از 2003م دانشجویانی از بورسیه کامل برخوردار شدند که نیمسال تحصیلی را با موفقیت گذرانده بودند و بورس دانشجویانی که موفق به گذراندن آن نبودند به یکدوم کاهش مییافت.علیرغم اینکه در دهۀ 2009-1999 شمار دانشجویان به بیش از دو برابر افزایش یافته، شمار اعضای هیئتعلمی دانشگاهها تغییر چشمگیری نداشته و تنها 150 نفر به تعداد آنها افزوده شده است. به سخنی دیگر، نظام آموزش عالی ماداگاسکار فقط ازنظر کمّی گسترش یافته است؛ بهگونهای که نسبت استاد به دانشجو از یک به 5/23 در 1999 به 42 در 2009م افزایش یافته است. این در حالی است که دانشجویان ثبتنامشده حدود 10% از جمعیت لازمالتحصیل را تشکیل میدهند.دادههای مربوط به کارکنان اداری و فنی دانشگاهها که در جدول 8 بازتاب یافتهاند، اگر چه نسبت به سال 1999 کاهش اندکی را نشان میدهد، اما در مقایسه با شمار اعضای هیئت علمی، چیرگی کمّی آنها چشمگیر است که از حاکمیت دیوانسالاری اداری در نظام دانشگاهی حکایت دارد. مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیبهموجب نمایة سازمانی دولت کنونی که از 2009م قدرت را در دست دارد، دو وزارتخانة آموزش و وزارت آموزش عالی و پژوهش و دبیرخانة دولتی مهارتآموزی فنیوحرفهای، مسئولیت سیاستگذاری و برنامهریزی و احتمالاً تأمین منابع مالی نظام آموزش کشور را برعهده دارند. شاید بهدلیل تحولات سیاسی پیاپی و دامنهدار، سند نوینی در ارتباط با مرزبندی اهداف و کارویژههای نهادهای یادشده در دسترس نبوده است اما در سندهای پیشین، ازجمله سندی با عنوان «برنامة عمل دولت برای بهبود بخش آموزش و مهارتآموزی (2006-2003م)»، برنامهها بهگونهای تدوین شدهاند که تمامیت نظام آموزشی را پوشش میدهند. در سند همانند دیگر، وزارت آموزش ملی، مسئول مدیریت و پاسخگویی به آموزش و پژوهش در عرصة ملی شناخته شده است. بههرحال بهموجب آخرین اسنادی که دسترسی به آنها امکانپذیر بود، وزارت آموزش عالی و پژوهش علمی مسئولیت سیاستگذاری و تدوین برنامههای راهبردی در عرصة ملی را برعهده دارد. ساختار تشکیلاتی این وزارت، افزون بر دفتر وزیر و دبیرخانة عمومی، دو ادارة کل، یکی در قلمرو آموزش و دیگری در قلمرو پژوهش و هشت اداره را دربرمیگیرد. براساس این نمایه، نهادهای آموزش عالی زیر نظر ادارة کل آموزش عالی و نهادهای پژوهشی زیر نظر ادارة کل پژوهش و مشارکت اداره میشوند. ازجمله نهادهایی که بهمثابة نهادهای وابسته به وزارت از آنها یاد شده است، میتوان از سه کنفرانس رؤسای دانشگاهها یا رؤسای نهادهای آموزش عالی، کنفرانس مدیران مراکز پژوهشی و شورای ملی دانشگاهی و پژوهش علمی نام برد. سه کنفرانس یادشده در سیاستگذاریها و برنامهریزیها بیشتر نقش رایزنی دارند؛ بهعنوان مثال، کنفرانس رؤسای دانشگاهها یا رؤسای نهادهای آموزش عالی، نهادی است که دربارة سیاستهای مربوط به آموزش عالی و پژوهش در قلمرو موزونسازی و هماهنگی در سطح ملی و بینالمللی به رایزنی میپردازد.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیعلیرغم تلاش دولت برای مشارکت دادن بخش خصوصی در تأمین منابع مالی آموزش و آموزش عالی، بخش عمومی، بیشترین سهم را در تأمین منابع برعهده دارد و دادهای در زمینة سهم بخش خصوصی در دسترس نیست. این در حالی است که در سیاستهای نوین دولت بر این نکته پافشاری شده است که افراد و نهادهای بهرهمند از بروندادهای نظام آموزشی باید در تأمین منابع آن نیز مشارکت داشته باشند. جدول 9، نمایی کلی از وضعیت هزینهها در بخشهای گوناگون نظام آموزشی را ترسیم میکند.جدول 10، سیمای روشنتری را از وضعیت هزینههای بخش آموزش بهویژه در ارتباط با هزینههای جاری عمومی نمایش میدهد.جدول 11، آخرین وضعیت نشانگرهای منابع انسانی و مالی بخش آموزش را به تصویر میکشد.جدول 10. نشانگرهای منابع ملی در ارتباط با بخش آموزشنشانگرهاسال20012003200420052006نرخ رشد سالانة تولید ناخالص داخلی6%6%6%نرخ تورم4/9%1/10%4/10%7/10%11%درصد هزینة جاری آموزش به منابع داخلی3/22%4/22%5/22%5/22%6/22%درصد هزینههای دورة ابتدایی6/55%51%50%48%هزینههای جاری عمومی برای آموزش (به میلیون دلار امریکا)96120128140153بسته مالی دورة ابتدایی (به میلیون دلار امریکا)59646770بسته مالی برای دیگر دورههای آموزشی (به میلیون دلار امریکا)37647383)Ministry of National Education, 2009(جدول 11. نشانگر مالی منابع بخش آموزش (2008م)نسبت دانشآموز به آموزشگر (دورة ابتدایی)47هزینة عمومی آموزش به تولید ناخالص داخلیهزینة عمومی آموزش به تولید ناخالص داخلی9/2هزینة عمومی آموزش به هزینههای دولت4/13سهم دورههای آموزشی از هزینههای عمومیپیشدبستانی0ابتدایی52میانی26عالی15ناشناخته6
(Institut de Statstique de l'Unesco, 2011)
برنامهها و اصلاحات پیشروباوجود فرازونشیبهای سیاسی و سطح نسبتاً پایین درآمد در این کشور، برنامههای گوناگونی برای سامان بخشیدن به نظام آموزشی تدوین شده است. «برنامة عمل دولت برای بهبودبخشی آموزش و مهارتآموزی» که برای بازة زمانی 2006-2003م تدوین شده بود، در واقع برنامهای بود که در چهارچوب راهبرد کاهش فقر بهمرحلة اجرا درمیآمد. این برنامه، شش قلمرو اساسی در بخش آموزش را پوشش میداد:·بهبود کیفیت و اثربخشی آموزش؛·ایجاد فرصتهای برابر برای دسترسی به آموزش پایه؛·بهبود مدیریت، امور اداری و منابع مالی نظام آموزشی؛·ایجاد اصلاحات در آموزش میانی؛·تقویت و تناسب بخشیدن به آموزش فنیوحرفهای؛·انجام اصلاحات در آموزش عالی برای بهبود اثربخشی درونی، تنوعبخشی منابع مالی و افزایش فرصتهای برابر برای دسترسی به آن.اگرچه هدف برنامة عمل و اصلاحات پیشبینیشده، قلمروهای گوناگون نظام آموزشی بود و گزارش عملکردها، موفقیت در این زمینهها را نشان میدهد، اما بهنظر میرسد که تغییرات بیشتر گسترۀ کمّی داشته و چالشهای کیفی همچنان پیش روی نظام آموزشی است. بهگونهایکه آخرین مطالعات رسمی انجامشده در ارزیابی برنامههای راهبردی، بیانگر مدیریت ضعیف و تمرکز شدید در سطح تصمیمگیری و توزیع منابع ازیکسو و غیرواقعی بودن استقلال نهادی نهادهای آموزشی ازسویدیگر است (Ministry of National Education, 2009). برمبنای این آسیبشناسی کلی، اهداف راهبردی را در آموزش میانی عمومی، مهارتآموزی حرفهای و آموزش عالی چنین برشمردهاند:هدف 1: تغییر مدیریت نهادی:·ایجاد شورای حکمرانی (مدیریت) برای آموزش عالی؛·تغییر ساختار حکمرانی و ایجاد استقلال نهادی؛·ایجاد چهارچوب کیفی آموزشی.هدف 2: اصلاح سازوکارهای تأمین و تخصیص منابع مالی به نهادهای آموزش عالی.·تغییر سازوکارهای تأمین و تخصیص منابع مالی نهادهای آموزش عالی؛·ظرفیتسازی در نهادهای آموزش عالی برای آموزش پیاپی؛·ایجاد و نوسازی نظام بورسیه و وام دانشجویی؛·ایجاد صندوق برای توسعة مدارس.هدف 3: ظرفیتسازی نهادی و افزایش اثربخشی:·ظرفیتسازی در وزارت آموزش عالی؛·ظرفیتسازی در میان رهبران نهادهای آموزش عالی؛·ظرفیتسازی در فنّاوری اطلاعات و ارتباطات؛·ایجاد بنگاه مهارتآموزی ماداگاسکار.هدف 4: بهبود دسترسی و رعایت عدالت در آموزش عالی:·ایجاد «مدارس فراگیر»؛·بنیانگذاری مدارس آزاد؛·ایجاد سازوکار نوین در نظام بورسیه؛·تغییر فرایند گذر از آموزش میانی به آموزش عالی (که درحالحاضر برمبنای آزمون دیپلم انجام میشود).هدف 5: توسعة برنامة یادگیری در سراسر زندگی: ·ایجاد چهارچوب کیفی؛·ظرفیتسازی در نهادهای آموزش عالی برای یادگیری در سراسر زندگی؛·ایجاد شبکة الکترونیکی کتابخانههای مجازی.جدول 12، برآورد هزینههای اجرای برنامة راهبردی برای پنج سال پیش رو را ترسیم میکند. جدول 12. برآورد هزینههای اجرای برنامة پنجساله برمبنای برنامه راهبردی (2015-2010م)دستیابی/ عدالتدلار امریکابرنامه بورسیه6000000مدارس آزاد8800000مدارس فراگیر8000000دانشگاه آزاد5000000وامهای دانشجویی200000کیفیت28000000دبیرستانهای مرجع9000000دبیرستانهای حرفهای12000000نهادهای آموزش عالی فنیوحرفهای کوتاهمدت12000000قطبهای برتر40000000صندوقهای رقابتی21600000تربیت آموزشگران8000000سایر9800000حکمرانی (مدیریت)112400000چهارچوب مرجع4400000ظرفیتسازی ذینفعان و وزارت6500000مطالعات و پژوهشها100000011900000جمع152300000
(Ministry of National Education, 2009)
کتابشناسیجاودانی، حمید. (1383). «نظام آموزش عالی ماداگاسکار». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج. 2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.
Gadinger, B. (2012). Madagascar. Retrieved from: https://www.sarua.org/files/Country%20Reports%202012/Madagascar%20country%20profile%20Eng.pdf.
Institut de Statistique de l'Unesco. (2011). ISu Statistique en Bref: Madagascar. Paris: Unesco
Ministère de l'Education Nationale et de la Recherche Scientifique. (2003). Draft Plan d'Actions Pour le Systeme Educative Malgache-Madagascar-Plan d'Action du Gouvernement, Amélioration du Secteur de l'Education et de la formation, Période de 2003 à 2006. Antananarivo: Magasy Government Printing Office.
Ministère de l'Education Nationale et de la Recherche Scientifique. (2004a). Mise En Œuvre du Plan Strategique sur la Priode de 2004 à 2006. Retrieved from http://www.ibe.unesco.org/National_Reports/ICE_2004/madagascar.pdf.
Ministère de l'Education Nationale et de la Recherche Scientifique. (2004b). Plan Strategique de Reforme et de Developpement du Secteur Educatif. Retrieved from: http://www.ibe.unesco.org/National_Reports/ICE_2004/madagascar.pdf.
Ministère de l'Enseignement Supérieur et de la Recherche Scientifique. (2010a). Annuaire Statistifique, Evolution du Personnel Enseignant/ Universités. Antananarivo: Author.
Ministère de l'Enseignement Supérieur et de la Recherche Scientifique. (2010b). Arrêté N°04.149/-2010-MESupRes, Grades, Titres et Diplômes Nationaux Dans le Système LMD. Antananarivo: Author.
Ministère de l'Enseignement Supérieur et de la Recherche Scientifique. (2010c). Arrêté N°04.152-MESupRes, Organisation des Etudes Universitaire Conduisant au Diplôme et Grade de Licence. Antananarivo: Author.
Ministère de l'Enseignement Supérieur et de la Recherche Scientifique. (2010d). Arrêté N° 11049/2010- MESupRes, Organisation des Etudes Universitaires Conduisant au Diplôme et Grade de Master. Retrieved from: http://lmd.mesupres.gov.mg/IMG/pdf/2master.pdf.
Ministry of National Education. (2009). Higher Education Reform Strategy in Madagascar. Paper Presented at the General Management of Higher Education and Research, Ouagadougou, Madagascar.
Raminoharimalala, L. M. (2010). Nouvelle Approche de l’Enseignement de Base à Madagascar: Performance et Perspectives. Retrieved from: http://www.taloha.info/ document.php?id=826
http://www.worldbank.org/en/country/madagascar
حمید جاودانی
نظام آموزش عالی الجزایر
Algerian Higher Education System
پایتخت: الجزیرهنوع حکومت: جمهوری چندحزبیزبان رسمی: عربیمساحت: 2381741کیلومترمربعجمعیت: 36300000 نفر (2011م)تعداد دانشجویان: 950000 نفر (2007م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 27500نفر (2007م)تولید ناخالص ملی: 1/175 میلیارد دلار (2015م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیالجزایر در شمال افریقا و در کنار دریای مدیترانه، بین شرق مراکش و غرب تونس قرار دارد و از دو آبوهوای متضاد مدیترانهای و کویری برخوردار است، زیرا شمال آن در منطقة مدیترانهای و جنوب آن در کنار صحرا واقع شده است. الجزایر از شمال به دریای مدیترانه، از جنوب به مالی و نیجر، از شرق به لیبی و تونس، و از غرب به موریتانی و مراکش محدود است و بیشتر جمعیت آن در قسمت شمالی متمرکز هستند. جمعیت اروپاییان در این کشور، با استقلال الجزایر و خروج گستردة آنها، به حدود 50000 نفر رسید. جمعیت مسلمان این کشور از دو تبار عرب و بربر هستند که عربها بیشتر این جمعیت را تشکیل میدهند. میزان رشد جمعیت در الجزایر بسیار بالا است و این موضوع موجب مهاجرت نیروهای فعال به خارج از کشور، بهویژه فرانسه، شده است. اگرچه محدودیتهایی به وجود آمده تا از شدت مهاجرت به شهرها کاسته شود، اما کمبود منابع در روستاها موجب مهاجرت روستاییان و افزایش بیرویة جمعیت در شهرها شده است. در بخش صحرایی، بهجز در واحهها و مراکز نفتی، بقیة بخشها خالی از سکنه هستند.اقتصاد الجزایر همچنان متأثر از دوران استعمار است. کشاورزی، نیمی از جمعیت شمال کشور را به خود جذب کرده است. بیشتر مردم روستایی هنوز به روشهای سنتی به کشت حبوبات و درختان میوه مشغول هستند که البته بازده کمی دارد. نفت و گاز از دیگر منابع اصلی هستند و مخازن آنها بیشتر در بخش صحرا است. صنایع سبک، مانند نساجی و صنایع غذایی، در مراکز شهری بهصورت پراکنده مشغول فعالیت هستند. صنایع سنگین بهعلت سرمایهبری زیاد، بهویژه در زمینة نفت، نتوانستهاند مشکل بیکاری را حل کنند.الجزایر، در سده شانزدهم میلادی، در عصر رومیها و در دورة عربها قسمتهای مغرب مرکزی و بخشی از افریقا را دربرمیگرفت؛ ازاینرو تاریخ الجزایر از تاریخ تونس و مراکش جداییناپذیر است.سیطرة استعمار فرانسه بر الجزایر از 1830م، آغاز شد و بهتدریج سایر قسمتها نیز به اشغال درآمد. آنها، در ابتدا، فقط بخشی از الجزایر را اشغال کردند؛ اما از حدود 1947م، مبارزات آزادیبخش آغاز و در 1954م، ارتش آزادیبخش ملی تشکیل شد. سرانجام، مردم پس از فراز و نشیبهای فراوان توانستند در 1962م، به استقلال دست یابند و جمهوری الجزایر را تشکیل دهند. با به قدرت رسیدن جبهة آزادیبخش ملی به رهبری بنبلا، اجرای برنامههای سوسیالیستی و ملیسازی منابع و بنگاهها آغاز شد. در 1965م، بومدین حکومت بنبلا را سرنگون کرد. او، پس از به قدرت رسیدن، برنامة ملیسازی نفت و سیاست خارجی ضد امپریالیستی را دنبال کرد.در 1976م، قانون اساسی دیگری به تصویب رسید. دو سال بعد، با مرگ بومدین، سرهنگ شاذلی به مقام ریاستجمهوری انتخاب شد. از 1982م، همکاری با فرانسه دوباره تقویت شد. در همان سال، در پی برگزاری همهپرسی، منشوری ملی به تصویب رسید که براساس آن اسلامخواهی تقویت شد.دولت الجزایر از 1988م، نظام چندحزبی را در این کشور برمبنای خواست مردم برقرار کرد. این تحول موجب شد که جبهه اسلامی رهایی، در دور نخست انتخابات، از دیگر حزبها پیشی بگیرد. این موضوع نگرانیهایی را دربارة قدرتگیری تندروهای اسلامگرا به وجود آورد که با دخالت ارتش روبهرو شد و شورشهایی را به وجود آورد که طی سالهای 1992-1998 به کشته شدن بیش از 100000 نفر انجامید. در 1999م، بوت فلیکا برنده انتخابات اعلام شد که با تقلب زیادی همراه بود. او همچنین برنده انتخابات در دور دوم و سوم در 2009م شد. در سال 2008، قانون اساسی بازنگری و محدودیت دورههای ریاست جمهوری از آن حذف شد. این در حالی بود که دولت الجزایر همچنان با مسائل دیرپایی مانند بیکاری گسترده، کمبود مسکن، کمبود برق و آب، ناکارآمدی، فساد دولتی و تداوم فعالیتهای اسلامگرایان بنیادگرا روبهرو است، که ازجمله موجب تقویت القاعده با نام «القاعده در سرزمین اسلامی مغرب» شده است.اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالیدر قانون اساسی الجزایر که در 1996م تغییر یافت، آموزش، عامل اساسی و پایة هرگونه تغییر اجتماعی و اقتصادی شمرده شد. برخی از اهداف کلی آموزش در قانون یادشده عبارتاند از:·شناخت صحیح فرهنگ ملی مردم الجزایر؛·توسعة ارزشهای معنوی، سنتی و گزینههای اساسی مردم؛·آموزش ملی ازطریق همگانی کردن آموزش و مبارزه با نادانی؛·توجه به اصول، عربیسازی و مردمسالاری در برنامههای علمی و فنی؛·تضمین حق دسترسی به آموزش رایگان در همة سطوح و مؤسسهها و اجباری بودن آن برای همة کودکان 16-6 سال.نظام آموزشی در چهارچوب ارزشهای عربی- اسلامی و مبتنیبر اصول سوسیالیستی وظیفة رشد دادن شخصیت کودکان و شهروندان و آمادهسازی آنها برای زندگی فعال، دستیابی به شناخت کلی علمی و فنّاوری، پاسخگویی به خواستههای مترقی و عدالتخواهانة مردم و ایجاد شناخت برای عشق به وطن را بردوش دارد.اهداف نظام آموزشی چنین تعریف شده است: ·القای اصول عدالتخواهی و برابری میان شهروندان؛·آماده شدن برای مبارزه علیه هرگونه تبعیض؛·ایجاد تفاهم و همکاری میان مردم برای دستیابی به صلح جهانی؛·توسعة آموزش همسو با حقوق بشر و آزادیهای اساسی.ساختار نظام آموزشیدر جدول 1، ساختار نظام آموزشی الجزایر برمبنای دادههای سالهای 2007 و 2008 به تصویر کشیده شده است.وضعیت دستیابی به دورههای آموزشی در نگاره 1 ترسیم شده است.الجزایر دارای 27 دانشگاه، 13 مرکز دانشگاهی، 6 مدرسه ملی، 6 مؤسسه ملی، 4 مؤسسه تربیت آموزشگر و 2 شعبه دانشگاهی است. دانشگاهها و مراکز دانشگاهی معمولاً زیر نظر مستقیم وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمی هستند، درحالیکه مدارس تخصصی و مؤسسهها معمولاً زیرمجموعه دیگر وزارتخانههای با تخصص نزدیک به آنها هستند که با مشارکت وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمی اداره میشوند. دانشجویان دانشگاهها و مراکز آموزش عالی برمبنای معدل دیپلم به دانشگاهها راه مییابند. بهطور معمول دورههای آموزشی در برنامههای دانشگاهی، بلندمدتتر از نهادهای غیردانشگاهی هستند. آموزش عالی غیردانشگاهی ازسوی نهادهای ملی آموزش عالی حرفهای عرضه میشوند که همچون نهادهای دانشگاهی بهشدت متمرکز اداره میشوند و وزارت متولی آن، شرایط پذیرش، طول دوره آموزش و حتی برنامههای آموزشی و سایر موارد را تعیین میکند، که میتواند از دلایل اصلی عقبماندگی نظام آموزشی این کشور به شمار آید.افزونبر نهادهای آموزش عالی یادشده، دانشگاه آموزش پیاپی، از سال 1990، امکان تحصیل در دورههای عالی را برای افرادی که دارای مدرک دیپلم متوسطه نیستند نیز فراهم آورده است. این افراد با قبولی در آزمونی ویژه میتوانند در این دانشگاه ثبتنام کنند؛ همچنین، برای عرضه دسترسی آزاد افراد دارای دیپلم متوسطه، این نهاد در 18 موضوع، برنامهای سهساله عرضه میکند و به دانشآموختگان، «مدرک مطالعات دانشگاهی کاربردی» میدهد. کلاسهای این نهاد ازسوی شبکهای با 51 مرکز و همچنین ازطریق مکاتبهای و یا اینترنت برگزار میشود. دانشجویان این دانشگاه باید شهریه بپردازند.تربیت آموزشگردانشآموختگان دوره متوسطه که آزمون دیپلم متوسطه را با موفقیت پشت سر گذاشتهاند، میتوانند با داشتن دیگر شرایط لازم در مدارس عادی عالی برای دورههای تربیت آموزشگر شرکت کنند. آنها با گذراندن یک دوره سهساله آموزشی میتوانند «دیپلم مهارت آموزشی پایه» و با گذراندن یک دوره پنجساله «دیپلم استادی آموزش متوسطه» را دریافت کنند. همچون دورههای آموزشی برای دوره ابتدایی، سال پایانی تحصیلات آموزشگران دوره متوسطه معمولاً برای دورههای عملی و روششناختی در نظر گرفته میشود. دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیدر جدول 2 وضعیت دسترسی به آموزش در دورههای گوناگون آموزشی، به روایت دادههای قابل دسترسی، به تصویر کشیده شده است. نکته درخور درنگ در این تصویرسازی آماری که در بسیاری از کشورهای جهان سوم به چشم میخورد، نبود دادههای روزآمد و دقیق است. همانگونه که دیده میشود، دادههای قابل دسترسی مربوط به 5 سال پیش است و در برخی موارد، ازجمله در دورههای آموزش عالی، دادههای مربوط به جنسیت، رشته، دوره تحصیلی و... در دسترس نیست.آنچه در دادههای بازتابیافته در جدول 2 قابل توجه است و در بسیاری از نظامهای آموزشی دیگر کشورها نیز دیده میشود، فرایند فزاینده شمار دختران در نظامهای آموزشی است. نکته دیگر این سیمای آماری شکاف کمّی بسیار در دورههای گوناگون آموزشی است که میتواند در آیندهای نهچندان دور به چالش دسترسی بهویژه در قلمرو آموزش عالی بدل شود؛ چراکه از یکسو، نرخ خالص ثبتنام در دورههای آموزش ابتدایی و متوسطه بهگونهای فراگیرتر گسترش مییابد و ازسویدیگر، نرخ انتقال از دورههای پایینتر به دورههای بالاتر همچنان روندی فزاینده را نشان میدهند.وضعیت آموزشگران نظام آموزش الجزایر در جدول 3 بازتاب یافته است.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالینظام آموزش الجزایر، نظامی متمرکز، دیوانسالار و غیرساختاری و نسبتاً پیچیده است؛ بهگونهای که هماکنون افزونبر سه وزارتخانة، آموزش ملی؛ آموزش عالی و پژوهشهای علمی؛ و مهارتآموزی و آموزش حرفهای، برخی دیگر از وزارتخانهها نیز در مسائل مربوط به نظام آموزش عالی کشور دخالت دارند.نظام آموزش الجزایر که از اوان شکلگیری متأثر از نظام آموزش فرانسه بود، تحولات پرفراز و نشیبی را پشت سرگذاشته است. در دهۀ 1960، زبان عربی، زبان رسمی آموزش تا سطح میانی بود، اما در زمینههای فنی و نهادهای آموزش عالی، زبان فرانسه همچنان مورد استفاده قرار میگرفت. بهرغم تصویب قانونی در 1991م، که زبان عربی را در همه بخشهای آموزش، زبان رسمی میشناخت، استفاده از زبان عربی بیشتر در دانشکدههای غیرفنی بهکار گرفته میشد. در پی اصلاحات آموزشی 1971م، آموزش پایه، نُه سال تعیین شد. در سال 1976، این دوره به ده سال افزایش یافت و همچنین آموزش در همه سطوح رایگان اعلام شد و بهطور کامل به انحصار دولت درآمد؛ درنتیجه بخش خصوصی نقش اندکی در نظام آموزش الجزایر داشت. در دهۀ 1990، نقش بخش خصوصی، گسترش بیشتری یافت. در سال 2004، بهموجب مصوبۀ دولت، ایجاد نهادهای خصوصی آموزشی بهگونهای آشکار و قانونمند به رسمیت شناخته شد. اگرچه، نظام آموزشی در عمل در دست اقتدار دولتی باقی ماند؛ درنهایت در پاسخ به نیاز کاهش نقش حکومت در بخش آموزش، مانند بسیاری از کشورهای جنوب، در پاسخگویی به تقاضای فزاینده برای آموزش، ناتوان باقی مانده است.وزارت آموزش ملیآنگونه که در اسناد بازتاب یافته است، اصلیترین وظیفه این نهاد اجرای سیاستهای ملی آموزش، نظارت بر اجرا، پیگیری و تحولات آنها در دورههای آموزش پایه، متوسطه و مهارتآموزی حرفهای است. این وزارت، ساختاری کاملاً دیوانسالار دارد که از 10 اداره کل، تشکیل میشود. به موازات آن سه نهاد دیگر نیز در این بخش از نظام آموزشی دخالت دارند:شورای عالی آموزش زیر نظر رئیسجمهور است و وظیفة آن مشارکت در تدوین، ارزیابی، و جهتدهی سیاستهای آموزشی براساس نیازهای توسعه و پیشرفت است.شورای ملی برنامههااعضای این شورا مهارتهای آموزشی و علمی دارند و برای به اجرا درآوردن سیاستهای آموزشی در سطح روششناختی رایزنی میکنند.بازرسی کلمسئولیت بازرسی، نظارت و ارزیابی بخشهای غیرمتمرکز و مؤسسههای آموزشی و مهارتآموزی را برعهده دارد.بخش آموزش عالی زیر نظر دو وزارت و با مشارکت برخی دیگر از وزارتخانهها فعالیت میکند:وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمیاین وزارت با 8 اداره کل بیشترین نقش را در مداخلهگری در آموزش عالی ایفا میکند. مهمترین مداخلههای این وزارت را میتوان چنین برشمرد:·تعریف و سازماندهی چرخۀ آموزش عالی و نظارت بر اجرا و روزآمدسازی آن؛·تعیین رشتهها، محتوای برنامهها، الگوهای کنترل دانش، شرایط دسترسی و ماهیت و شرایط صدور مدرکها؛·تعیین اساسنامه نهادهای آموزش عالی و شرایط گشایش آنها؛·تعیین وضعیت آموزشگران و کارکنان اداری و فنی دانشگاهها، ازجمله استخدام و ارتقای آنها؛·تعیین نظام آموزشی و همچنین حقوق و وظایف دانشجویان.افزونبر وزارت یادشده، دیگر وزارتخانهها نیز برمبنای تخصصهای خود در فعالیتهای بخش آموزش عالی مداخله دارند؛ بهگونهای که میتوان گفت مدیریت کلان آموزش عالی در انحصار دولت است که میتواند یکی از دلایل عقبماندگی نظام آموزش عالی این کشور به شمار آید.وزارت مهارتآموزی و آموزش حرفهایاین وزارت کارگزار دولت الجزایر در قلمرو آموزش عالی است که با ساختاری شدیداً دیوانسالارانه، با نُه اداره کل و دهها زیرمجموعه اداری دیگر، اهداف دو گانه زیر را دنبال میکند:·تأمین آموزش برای نیروی کار ماهر؛·آموزش، بازآموزی و توانمندسازی کارگران ازطریق آموزش پیاپی.شبکهای از مؤسسههای مهارتآموزی و آموزش حرفهای در سراسر کشور زیر نظر این وزارتخانه به فعالیت در قلمرو آموزش عالی حرفهای مشغول هستند. دورههای آموزشی در این نهادها دربرگیرندۀ آموزشهای عمومی (مانند زبان عربی، فرانسه، انگلیسی، ریاضیات، فیزیک، تاریخ و... است) و آموزشهای حرفهای در کلاس، آزمایشگاه و بنگاهها است. شمار اندک دانشجویان این مؤسسات آموزشی بیانگر نبود تقاضا برای چنین الگوی آموزشی است که میتواند ناشی از کیفیت پایین آن باشد؛ هرچند که دانشآموختگان به دریافت مدرک آموزش عالی نیز دست مییابند.منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیبهرغم وجود سه نهاد رسمی فعال در قلمرو آموزش، در کنار نهادهای آموزشی، دادههای منسجم و دقیقی در زمینه عملکرد آنها در دسترس نیست. دادههای موجود که بیشتر ازسوی نهادهای بینالمللی مانند یونسکو انتشار یافته، بیانگر کاهش منابع مالی بخش آموزش در طی دو دهه گذشته بوده است که باتوجهبه گسترش کمّی نهادهای آموزشی به مفهوم کاهش شدید بودجه بخش آموزش در سالهای اخیر است.جدول 4. هزینههای بخش آموزش نسبت به تولید ناخالص ملی و هزینههای دولتسالهزینهها19902008هزینه بخش عمومی آموزش نسبت به تولید ناخالص داخلی7/43/4سهم هزینههای بخش آموزش از هزینههای دولت7/293/20
(Institut de Statistique de l' Unesco, 2010)
برنامهها و اصلاحات پیشروسابقه اصلاحات نوین دولتی در نظام آموزشی الجزایر به دهۀ پیش بازمیگردد. در سال 2000، «کمیسیون ملی اصلاحات در نظام آموزشی» زیر نظر رئیسجمهور وقت تشکیل شد. این کمیسیون طرحی کلی را در سال 2001، تدوین و تصویب کرد؛ اما تاکنون اثرات و نتایج حاصل از عملکرد آن بهطور رسمی انتشار نیافته است. چنین وضعیتی، موجب افزایش نارضایتی مردم از نظام آموزشی کشور شده است. ناکارکردیهای انباشتشده نظام آموزش عالی و افزایش فشار تقاضای اجتماعی برای دسترسی به آموزش عالی نیازمند تغییرات ژرف در آن است.وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمی، در واکنش به چنین شرایطی، برنامه اصلاحی ده سالهای را برای سالهای 2013-2004 به تصویب شورای وزیران رسانده است. این برنامه «اصلاح کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در الجزایر» نام گرفته است. برنامه یادشده ناکارکردیهای کنونی نظام آموزش عالی را چنین برشمرده است: ·رشد کمّی فزاینده در چهارچوبی نامناسب و تنگ؛·افزایش افت تحصیلی و ترک تحصیل و بازده پایین آموزشی؛·پویایی اندک برنامههای آموزشی؛·ارتباط گسستگی با زیستبوم اجتماعی و اقتصادی؛·مدیریت شدیداً متمرکز زندگی دانشگاهی.برمبنای چنین آسیبهایی، اهداف اصلاحی زیر در نظر گرفته شده است:·تأمین آموزش با کیفیت، همراه با پاسخگویی به تقاضای بر حق دسترسی به آموزش عالی؛·ایجاد توازن با زیستبوم اجتماعی و اقتصادی با توسعه همکنشی ممکن میان دانشگاه و محیط پیرامون آن؛·توسعه سازوکارهای انطباقپذیری با تحولات جهان کار؛·تقویت رسالت فرهنگی دانشگاه از راه ترویج ارزشهای فراگیر فرهنگ دانشگاهی بهویژه مدارا و دگرپذیری؛·باز بودن نسبت به تحولات جهانی؛·تقویت و تنوعبخشی به همکاریهای بینالمللی؛·پایهگذاری حکمرانی خوب مبتنیبر مشارکت و تفاهم.هماکنون حدود 6 سال از تدوین برنامه اصلاحی سپری شده است، اما کمتر نشانهای از دسترسی به اهداف یادشده در نظام آموزش عالی الجزایر دیده میشود.کتابشناسیجاودانی، حمید. (1383). «نظام آموزش عالی الجزایر». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج 2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.
Djekoun, A. (2004). “La Reforme LMD en Algerie: Etat des Lieux et Perspectives”. Colloque International LMD. Retrieved from: https://slideplayer.fr/slide/1169276/
Central Intelligence Agency. (2011). “Algeria”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/library/ publications/the-world-factbook/geos/ar.html
Clark, N. (2006). Education in Maghreb: Algeria. Retrieved from: https://wenr.wes.org/2006/04/wenr-apr-2006-education-in-algeria
Hamdy, A. (2007). “ICT in Education in Algeria”. Survey of ICT and Education in Africa: Algeria Country Report. Retrieved from: https://openknowledge.worldbank.org/ bitstream/handle/10986/10683/464130BRI0Box31ia010ICTed0Survey111.pdf?sequence=1&isAllowed=y
Institut de Statistique de l¢ Unesco. (2010). Recueil de Données Mondiales sur l'Education 2010. Retrieved from: http://unesdoc.unesco.org/images/0019/001903/190350f.pdf.
Kateb, K. (2003). “The Expansion of Access to Education and Demography of Algeria”. Gender and Education for All: The Leap to Equality. Retrieved from: http://unesdoc. unesco.org/images/0014/001467/146791e.pdf.
Pâle de Dakar. (2010). Algeria. Retrieved from: http://www.poledakar.org
Rouadjia, A. (2008). L’État de l’Enseignement Supérieur en Algérie. Retrieved from: http://www.algerie-monde.com/ actualite/article4216.html
http://www.ons.dz/-Publications-disponibles-sur-le-.html
حمید جاودانی
نظام آموزش عالی مالزی
Malaysian Higher Education System
پایتخت: کوالالامپورنوع حکومت: پادشاهی فدرالزبان رسمی: مالایاییمساحت: 758/329 کیلومترمربعجمعیت: 28 میلیون نفرتعداد دانشجویان: 134/134/1 (2010م)تعداد اعضای هیئتعلمی: 964/67 (2010م)تولید ناخالص ملی: 5/313 میلیارد دلار (2015م)هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 0/5% (2015م)هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 8/19% (2015م)ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعیکشور مالزی با وسعت 329/758 کیلومترمربع، شصتوپنجمین کشور جهان بهشمار میآید. این کشور در نیمکرة شمالی، در جنوبشرقی قارة آسیا و در کنار دریای چین جنوبی قرار دارد. از دیگر همسایههای آن اندونزی و تایلند هستند. جمعیت مالزی بیش از 28 میلیون نفر است. این کشور جامعهای چندفرهنگی است. نژاد مردم این کشور حدود 60% مالایایی، 30% چینی و 10% هندی است. ازنظر دینی 53% از مردم مسلمان، 17% بودایی، 7% هندو، 6% مسیحی و بقیه پیرو سایر ادیاناند. زبان رسمی مالزی، مالایایی و خط رایج این کشور عربی و انگلیسی است.مالزی در 1957م از کشور انگلستان جدا شد و در همان سال، به عضویت سازمان ملل درآمد. از مهمترین صنایع این کشور فلزکاری، لاستیک، چوب، کود شیمیایی، نرمافزار و لوازم الکترونیک است. مالزی 25% قلع جهان را تولید میکند. از دیگر صادرات آن، نفت و روغن نخل است. واحد پول آن رینگیت است که هر 20/3 رینگیت تقریباً معادل یک دلار (2010م) امریکا بود.با شروع جنگ جهانی دوم، قوای ژاپن در 1941م مالزی را تصرف کردند. ولی در 1945م، ژاپنیها تسلیم پارتیزانهای کمونیست (متشکل از چینیهای مالایایی) شدند. به دنبال آن، قوای انگلیس با سربازان هندی مجدداً این شبهجزیره را اشغال کردند. بالأخره در 1957م، مالزی مستقل شد و به عضویت جامعه کشورهای مشترکالمنافع و سازمان ملل درآمد (فاضلی، 1383، ص 1115).مالزی جامعهای چندنژادی، چندفرهنگی و چندزبانی است. مالایاییهایی که بزرگترین مجموعه را تشکیل میدهند، همگی مسلمان هستند؛ مالایاییها ازلحاظ سیاسی نقش غالب را ایفا میکنند و گروهی را تشکیل میدهند که بومی پوترا نامیده میشوند. زبان بومی آنها مالایایی «باهاسا مالایو» است.در گذشته، زبان مالایایی، عمدتاً به خط «جاوهای» نوشته میشد که نوعی الگوی خطی براساس زبان عربی است. با گذشت زمان، ترکیب لاتین، بر الگوی جاوی بهعنوان «الگوی غالب نگارشی» چیره شد. این بیشتر در اثر نفوذ نظام آموزشی استعماری بود که به فراگیران، نگارش لاتین را بهجای عربی آموزش داده است.پیشینه و اهداف آموزش عالینظام آموزش عالی مالزی در پنج دهة گذشته، فرازونشیبهای زیادی را تجربه کرده است. آموزش عالی این کشور، تا قبل از استقلال آن در سال 1957 گسترش و جایگاه چندانی نداشته است و به چند دانشکده منحصر میشد. علت آن محدود بودن شهرنشینی، بافت روستایی، بیسوادی و فقدان صنعت و نظام اداری مدرن در این دوره است. اما پس از استقلال از بریتانیا و تصویب قانون آموزش در نخستین سال استقلال و سپس در 1961م بهتدریج گشایش دانشگاههای زیادی، از رهگذر توسعة دانشکدههای مستقل و ایجاد فرصتهای برابر گشایش یافتند.اهداف آموزش عالی مالزی، در هر دورة زمانی از سیر تحول آن متفاوت است. در این بخش به مهمترین ویژگیهای دانشگاههای عمومی از سال 1957 به بعد میپردازیم.الف) عصر قبل از استقلال (قبل از 1957)مرحله 1. تأسیس مؤسسههای آموزشعالیقبل از سال 1957 و مستقل شدن از زیر سلطة بریتانیا، در فراهمسازی آموزش رسمی در مالزی، یکپارچگی وجود نداشت. شرایط آموزش عالی را سیاستهای بریتانیا تعیین میکرد و هدف اصلی آنها، به وجود آوردن کارکنانی برای خدمات شهری مالایا بود. سپس چند مؤسسه آموزش عالی گشایش یافتند، همچون دانشکده آموزشی سلطان ادریس (در سال 1922)؛ دانشکدة پزشکی کینگ ادوارد ویل (در سال 1905 در ایالت سنگاپور)؛ دانشکده رافلز (در سال 1928 در ایالت سنگاپور) دانشکدة فنی (در سال 1946)؛ دانشکده کشاورزی نیز در سال 1946 در پی توسعه مدرسه کشاورزی (در سال 1921) شکل گرفت. دانشکدة پزشکی لینگ ادوارد ویل و دانشکده رافلز در سال 1949 با هم یکی شدند و دانشگاه مالایا را در سنگاپور به وجود آوردند.مرحله 2. پایهگذاری سیاست آموزش ملیقانون آموزشی در سال 1952م تصویب شد. در پی آن، هیئت ویژهای راهاندازی شد تا سیاستی را طراحی کند که زبان مالایا را به زبان ملی تبدیل کند و همهنگام، زبانها، فرهنگها و نژادهای دیگر مالایا را که در منطقه ساکن بودند، نیز حفظ کند. پیشنهاد این هیئت، بخشی از گزارش هیئت آموزش در سال 1956 بود که به گزارش رازاک آوازه یافته بود. این پیشنهادها مبنای قانون آموزشی سال 1957م شد که سیاست آموزش این کشور را پایهگذاری کرد.ب) 1969-1957م (عصر بعد از استقلال- آموزش افراد)قانون آموزشی 1957مزمانیکه مالزی به استقلال رسید، دولت نوپا، شروع به پایهگذاری نظام آموزش ملی کرد. در نتیجه، قانون آموزش در سال 1957م تصویب شد که شکل اصلاحشدة قانون آموزشی 1952م بود. این قانون نتیجه بحث و بررسی در هیئت ویژه بود و پیشنهادهایشان بهصورت بخشی از گزارش رازاک درآمد که مبنای شکلگیری این قانون را تشکیل میداد.بعد از استقلال در سال 1957م، دولت نوپا به بررسی راههایی پرداخت تا بتواند فرصتهای آموزشی بیشتری را برای کشور فراهم کند. برای از بین بردن بیسوادی، مدارسی در مناطق روستایی گشایش یافتند و با این کار، دستیابی همة نژادها به آموزش افزایش یافت. قانون آموزشی 1961مگزارش رازاک را هیئت بازنگری در سال 1960 بررسی کرد. نتیجه این بررسی، گزارش رحمان طبیب بود. این گزارش، کامل بودن سیاست آموزشی را تأیید میکرد که گزارش رازاک آن را تصویب کرده بود. پیشنهادهای این دو گزارش، تبدیل به عناصر اصلی قانون آموزشی سال 1961م شد. نخستین دانشگاه مالزی در سال 1949، دانشگاه مالایا در سنگاپور، در نتیجة درهم آمیختن دو دانشکده پزشکی کنگ ادوارد ویل و دانشکده رافالز گشایش یافت.در سال 1959، دو بخش جداگانة این دانشگاه، برای پاسخگویی به رشد شتابان تقاضا، گشایش یافتند که یکی از آنها در سنگاپور و دیگری در کوالالامپور قرار داشت. در سال 1960، دولتمردان این دو منطقه، تمایل خود را برای تبدیل آنها به دانشگاهی ملی نشان دادند. این قانون در سال 1961 تصوب شد و بهاینترتیب، نخستین دانشگاه مالزی، یعنی دانشگاه مالایا در ژانویه 1952 گشایش یافت.ج) 1979-1970م (عصر بازسازی آموزش)این دوره، آغاز سیاست اقتصادی جدید بود (1990-1970م)، سیاست اجتماعی- اقتصادی جدید برای دستیابی به پیشرفت و وحدت ملی اجرا شد. این سیاست به دو نکته مهم توجه داشت: فقرزدایی و بازسازی جامعه مالزی. نظام آموزشی از رهگذر بازنگری و تغییر برنامههایش برای ایجاد هماهنگی نژادی در جامعه و همچنین از بین بردن نابرابریهای اقتصادی، به این سیاست پاسخ داد. در طول این دوره، سیاستی که در آموزش عالی به کار بسته شد برای بازسازی جامعه مالزی و از بین بردن رابطه میان نژاد و عملکرد اقتصادی بود. سیاست اقتصادی جدید برنامههای مداخلهای سنگینی را برای برابرسازی اقتصادی در میان این نژادها، همچون نظم مبتنیبر سهمیهبندی (برمبنای نژاد) برای ورود به دانشگاهها، اجرا کرد. د) 1989-1980م (عصر اصلاح آموزش- ملی کردن آموزش عالی)در طول این عصر، دولت برای افزایش کاربرد زبان مالزیایی باهاسا، در جایگاه زبان بینالمللی برنامهای را آغاز کرد. این تصمیم ازطریق تدریس واحدهای درسی به زبان مالزیایی باهاسا در سال 1983 گرفته شد. تقریباً در همین زمان بود که دانشگاه مالایا، همکاری خود را با دانشگاه اوهایو ایالات متحده امریکا برای برگزاری دوره ام.بی.ای با دانشگاه خارج از کشور آغاز کرد. پس از این، سعی بر این بود تا با استفاده از راهکارهای ملی، مجموعههای حرفهای بینالمللی را با اعتباربخشی و اقدامات دیگر بشناسند. در نتیجه، دانشگاههای محلی دیگر هم شروع به همکاری با دانشگاههای خارج از کشور کردند تا با برگزاری دورههای آموزشی جدید، همکاری علمی با دیگران را گسترش دهند؛ بنابراین، پیشرفت عمده در طول این عصر همکاری مؤسسات آموزش عالی بومی با دانشگاههای خارج از کشور و استفاده از زبان مالزیایی باهاسا بود.دانشگاههای عمومی هم دورههای تحصیلات تکمیلی را بررسی کردند و بر پژوهش و پیشرفت تأکید کردند. برای رواج پژوهش در دانشگاهها، دولت بودجههای پژوهشی همچون (اولویت در نوآوری و پژوهش) را ازطریق وزارت علوم و فنّاوری به انجام این کار اختصاص داد. در دهه هشتم سده نوزدهم میلادی، بعضی از پیشنهادهای هیئت بازنگری به اجرا درآمد تا ملیگرایی در زمینة آموزش توسعه و فرصتهای آموزشی افزایش یابد و نابرابریهای میان مناطق شهری و روستایی کم شود. در سال 1980 زبان مالزیایی باهاسا به زبان آموزشی برای همة واحدهای درسی در دانشگاهها تبدیل شد. در شانزدهم فوریه 1984، دانشگاه آتارای مالزی، برای رشد منطقه شمالغرب مالزی گشایش یافت. تمرکز ویژه آن بر روی آموزش مدیریت بود.در سال 1987، قدیمترین دانشکدة تربیت آموزشگر کشور، تبدیل به یک مؤسسه شد که آن را مؤسسه پرگو روان سلطان ادریس نامیدند. با این وضعیت جدید، این مؤسسه، واحدهای درسی نوینی را طراحی کرد؛ ازجمله برنامه هماهنگی با دانشگاه پرتاینین مالزی که بهتازگی آن را به نام دانشگاه پوترا مالزی میشناسند. در سال 1997، این مؤسسه به دانشگاه تبدیل شد و دانشگاه پندیدکان سلطان ادریس نام گرفت.بنابراین میتوان نتیجه گرفت که در طول دوران بیستساله 1970م تا 1989م، مالزی عصر ملیگرایی در عرصه آموزش عالی را تجربه کرد، که در آن، فرصتهای آموزشی بسیاری در زمینه آموزش عالی به وجود آمد.ه) 1999-1990م (عصر اصلاح آموزش عالی)برنامههای آموزشی سال 2020 از اوایل سال 1991 آغاز شد تا مالزی را در سطح جهانی وارد عصر اطلاعات و تا سال 2020 آن را تبدیل به کشوری پیشرفته کند. برای دستیابی به این هدف، این کشور باید نظام آموزشی با کیفیت جهانی بنا مینهاد که نیروی کار در سطح جهانی، پرورش دهد. در پاسخ به تمایل شدید این کشور، نظام آموزشی، کانون توجه خود را تغییر داد. اصلاحات و تغییرات سیاسی صورت گرفت و نهادهایی در نظام آموزشی ایجاد شد. در دهه 1990 تغییری در سیاست آموزشی به وجود آمد که تمایل شدید این کشور را برای دستیابی به وضعیتی پیشرفته تا سال 2020 بیشتر میکرد. این تغییر در سیاست آموزشی، با تغییر بزرگی در دانشگاهها همراه بود. دانشگاهها برنامهریزی خود را دوباره تغییر دادند تا راهکارهای آموزشی آنها بهتر شود، دربارة کیفیت آموزش فکر کنند، کیفیت را جزء مکمل اهداف آموزشی قرار دهند و به دنبال تأیید از طرف سازمانهای بینالمللی باشند.ثبتنام دانشجویان در دانشگاههای عمومی اندکاندک افزایش یافت و در سال تحصیلی 1991-1990، به میزان 338/88 دانشجو جذب این دانشگاهها شدند. این رقم در سال تحصیلی 1996-1995 به 863/127 دانشجو رسید. مالزی در سال 1996 شاهد خصوصیسازی دانشگاههای عمومی و تصویب قوانین بسیاری در زمینة اصلاحات اساسی در نظام آموزش عالی، بهویژه آموزش عالی خصوصی بود. این قانونها عبارتاند از:1. قانون آموزشی 1996م (قانون 550) (برای جایگزینی قانون آموزشی 1961م)؛2. قانون مؤسسات آموزش عالی خصوصی (1996م)؛3. قانون شورای ملی درباره آموزش عالی (1996م): این قانون به شورای ملی امکان میدهد سیاستهایی را تعیین و پیشرفت آموزش عالی را هماهنگ کنند.4. قانون آزمون اعتباربخشی ملی 1996م (قانون 556): این قانون برای تضمین کیفیت آموزش عالی عمومی و خصوصی تصویب شد.5. قانون مؤسسه سرمایهگذاری تونکو عبدالرحمان 1966م (قانون 389): این قانون اجازه راهاندازی مؤسسه سرمایهگذاری تونکو عبدالرحمان را برای اداره سرمایهگذاری در آموزش عالی تصویب کرد.6. قانون (اصلاحیه) دانشگاهها و دانشکدههای وابسته به دانشگاه 1996م (قانون 30): این قانون تصویب شد تا مدیریت دانشگاههای عمومی را خصوصیسازی کند و از این رهگذر استقلال مالی و اجرایی بیشتری به دانشگاههای عمومی بدهد تا بتوانند برای مدیریت دانشگاهی برنامهریزی کنند. 7. قانون هیئت سرمایهگذاری آموزش عالی ملی 1997م (اصلاحشده در سال 2002): هدف این قانون این است تا به دانشجویان وام و به حسابهای پسانداز آنها، سود بیشتری بدهد.و) 2010-2000م (عصر جهانیشدن و نوآوری)این دوره با کاربست طرح پیشرفت آموزش در سالهای 2010-2001 آغاز میشود. این طرح مکمل طرح وضعیت شکلبندی و طرح هشتم توسعة مالزی است؛ و در تبدیل رؤیای برنامههای آموزشی 2020 به واقعیت سهیم است.در مارس 2004، وزارت آموزش به دو قسمت وزارت آموزش و وزارت آموزش عالی جداگانه تقسیم شد. وظیفه وزارت آموزش عالی، پیشرفت و شکوفایی بخش آموزش عالی کشور است. از این تاریخ، دانشگاههای عمومی را زیر نظر بخش آموزش عالی قرار دادند. در طول این دوره، تلاشهای بسیاری برای بهبود جایگاه جهانی دانشگاههای مالزی انجام شد؛ تا بتوانند تا سال 2010 از 000/100 دانشجوی بینالمللی ثبتنام کنند و با دانشگاههای نامدار جهان، دربارة مسائل دانشگاهی و پژوهشی همکاری کنند. طرحهای دیگر، دربرگیرنده تأسیس مراکز ارتقای آموزش در خارج از کشور، افتتاح شعبههای دانشگاه مالزی در کشورهای دیگر و همچنین ترویج آموزش عالی مالزی در بسیاری از نقاط جهان با اجرای برنامههای تبلیغاتی بود.در این دوره، تأمین هزینههای پژوهش برای افزایش بازده پژوهش و توسعه بهبود یافت. این طرحها تجارتی کردن حداقل 5% تلاشهای پژوهش و توسعه را هدف قرارداد؛ همچنین پنج مرکز شناختهشده پژوهش و توسعه با هدف ایجاد دانشگاههای پژوهشی که ازنظر بینالمللی تأیید شده باشند، تأسیس شد. مالزی، در این دوره، با افزایش کمّی شمار نامنویسی برای تحصیلات تکمیلی در همة دانشگاهها روبهرو بود. در سالهای 1991-1990 نامنویسی دانشجویان تحصیلات تکمیلی 1685 نفر بود و در سال 2001-2000 این شمار به 47730 نفر افزایش یافت که میتواند بیانگر کمّیگرایی در نظام آموزش عالی این کشور باشد.در سال 2007 طرح راهبردی آموزش عالی؛ یعنی پایهریزی برای پس از سال 2020 و طرح ملی عملکرد آموزش عالی 2010-2007 م راهاندازی شد. این طرح راهبردی هفت حرکت را طراحی میکند که پایههای گسترش کمّی آموزش عالی ملی تا سال 2020 را نشان میدهند (Challenger, 2008). اهداف آموزش عالیمهمترین اهداف آموزش عالی کنونی این کشور بهشرح زیر هستند:1. افزایش استقلال دانشگاهی:در سالهای گذشته مقرر شده که برای ارتقای سطح کیفی و بهبود جایگاه بینالمللی، اختیارات بیشتری به دانشگاهها داده شود.داتوک نجیب تون رزاق، معاون نخستوزیر مالزی، در آغاز سال 2009 اعلام کرد که به دانشگاههای این کشور خودمختاری بیشتری داده خواهد شد تا برای افزایش سطح کیفی خود و همچنین کسب رتبة بهتر در سطح بینالمللی اقدام کنند و از این استقلال تدریجی، بهصورت صحیح و کارآمد بهرهبرداری کنند.هماکنون دولت مالزی در پی آن است که در ابعاد گوناگون، بهویژه در زمینههای پژوهش و توسعه و حیطههای آموزشی استقلال عمل بیشتری را به دانشگاهها بدهد. این اختیارات، پس از تصویب شورای عملکرد دانشگاههای مالزی اجرایی خواهد شد. 2. ارتقای کیفیت:دولت مالزی هیچ برنامهای برای راهاندازی دانشگاه دیگری بهجز دانشگاههای کنونی و همة مؤسسات خصوصی آموزش عالی ندارد؛ چرا که شمار کمّی آنها رشد بیرویة زیادی داشتهاند.هماکنون اولویت فعلی دولت مالزی، بالا بردن و توسعه جایگاه فعلی دانشگاهها ازنظر امکانات و سرمایههای فکری است.براساس استانداردهای وزارت آموزش عالی مالزی، 70% از آموزشگران دانشگاهها، میبایست مدرک دکتری داشته باشند، اما تاکنون همه دانشگاهها نتوانستهاند به این استاندارد دست یابند که میتواند نشان از گسترش بیرویه آموزش عالی در این کشور باشد.دولت در واکنش به انتشار رتبهبندی تایمز و جایگاه دانشگاههای مالزی در آن اعلام کرد که اگرچه درباره این رتبهبندی استثناء هم وجود دارد، اما باید نتایج آن را بهمثابة معیاری بینالمللی پذیرفت و برای بهبود هرچه بیشتر رتبة دانشگاهها در آن تلاش کرد.براساس آخرین نتایج منتشر در رتبهبندی تایمز، پنج دانشگاه مالزی در بین 500 دانشگاه ممتاز جهان قرار گرفتند که از این میان چهار دانشگاه، نسبت به نتایج قبلی با ارتقای جایگاه و یک دانشگاه با افت رتبه مواجه شدند.همة دانشگاههای مالزی ملزم به این هستند که شرایط و معیارهای خود را تطبیق دهند و برای دستیابی به وضعیت مطلوب و حضور در فهرست مذکور، برنامهریزی کنند.3. نوسازی تربیت آموزشگر: وقتی در سال 1991 حکومت مالزی، خطوط اصلی رشد ملی خود را برای سده بیستویکم میلادی اعلام کرد، بهروشنی نشان داد که رشد مهارت نیروی انسانی، با رشد نهادهای اجتماعی درهم تنیده خواهد شد و مالزی را به کشوری پیشرفته در سال 2020 تبدیل خواهد کرد. این کار فقط با تربیت آموزشگران کارآمد امکانپذیر میشود. زیرا فلسفة آموزش در مالزی، به رشد تواناییهای فردی گرایش دارد و باید با تربیت افرادی باشعور، باروحیه، متعادل و با تکیه بر اعتقادات راسخ مذهبی و امیدوار به خدا انجام گیرد. این کوششها، در راه پرورش آموزشگرانی است که دارای دانش، صلاحیت و کارایی و نیز دارای اخلاق استاندارد و مسئولیتپذیری و ظرفیت بهدست آوردن سطح بالای مطلوبیت باشند.برای تربیت آموزشگران کارآمد، دو نوع آموزش در نظر گرفته میشود: آموزش قبل از خدمت و آموزش در حین خدمت. نوسازی نظام تربیت آموزشگر، با آموزش دروس اصلی، دروس عملی (مدرسهای) و دروس خودغنیسازی دنبال میشود (فرهمندیان، 1379، ص3).4. تغییر ساختار پذیرش دانشجو: «ماهاتیر محمد» نخستوزیر وقت مالزی در سال 2002 اعلام کرد با اصلاحات صورتگرفته، از این پس راهیابی دانشجویان به دانشگاهها بر پایه شایستگی خواهد بود. تاکنون بر پایه سهمیهای که دولت مالزی تعیین کرده بود، هویت قومی و نژادی، در پذیرش دانشجو به دانشگاههای عمومی کشور تأثیر فراوان داشت. بر پایه این سهمیه، هر سال 55% از کسانی که به دانشگاههای عمومی راه مییابند، میبایست مالایایی باشند. مالایاییها ساکنان اصلی کشور مالزی هستند که حدود 60% از جمعیت 28 میلیون نفری این کشور را تشکیل میدهند.در مالزی، متقاضیان تحصیلات دانشگاهی با معیار کارکرد تحصیلی در طول سالهای دبیرستان، مورد ارزیابی قرار میگیرند و بهترتیب معدل کل دبیرستان، میتوانند وارد دانشگاه شوند. در این میان، تعیین سهمیه 55 درصدی برای مالایاییها سبب شده است که شمار فراوانی از آنان، حتی با معدل پایین نزدیک به مردودی نیز بتوانند به دانشگاه مورد علاقه خود راه یابند؛ درصورتیکه چینیتباران با معدل بالا نزدیک شاگرد ممتاز، پشت درهای دانشگاه میمانند. این سهمیه در نظر بسیاری از غیرمالایاییها، تبعیضی ناعادلانه بهشمار میرود. ماهاتیر محمد نخستوزیر پیشین که خود مالایایی است، اما از ناموفق بودن کوشش بیستساله خود برای «بیدار کردن» نسل مالایاییها نومید و افسرده است میپندارد از این پس، شرایط ورود به دانشگاهها داشتن صلاحیت علمی بالا خواهد بود و بهگونهای تنظیم خواهد شد، که افراد تنها بهجهت نژاد خود وارد دانشگاه نشوند.این امر موجب نگرانی شدید مالایاییها شده و آنان را به مقاومت در برابر ساختار شایستهسالاری واداشته است. به این علت، دولت مالزی پذیرفته است که ساختار سهمیهبندی، بهجای خودش باقی بماند، هرچند بهکارگیری ساختار شایستهسالاری در گزینش دانشجو، سبب تقویت انگیزه، در مالایاییها میشود تا کوشش بیشتری به خرج دهند و بیشتر درس بخوانند. مسئولین دولت مالزی میپندارند که اعمال ساختار شایستهسالاری، بهمعنی برداشتن سهمیهبندی مالایاییها نیست، بلکه به این معنی است که دانشجویان مالایایی، برای استفاده از سهمیه خود، باید تلاش بیشتری بکنند. ازاینرو دولت مالزی بهتازگی (2009م) مقرر کرده است که دانشجویان هنگام ورود به دانشگاهها، با دولت پیمان حقوقی امضا کنند و در آن، متعهد شوند که خوب درس بخوانند. بهاینترتیب اگر دانشجویی در دانشاندوزی موفق نشود، از دانشگاه اخراج خواهد شد و دولت از وی غرامت خواهد گرفت. چگونگی اجرای ساختار شایستهسالاری (بهجای سهمیهبندی نژادی) برای پذیرش در دانشگاههای مالزی، هنوز بهدرستی روشن نیست و دولت این کشور، کمیتهای برای تدوین سرفصلهای این سیاست تشکیل داده است. این کمیته پس از بررسیها، اصلاحات لازم را در قوانین موجود به دولت پیشنهاد خواهد کرد. پیشنهادهای نخستین، پیرامون دو محور قرار دارند که یکی ارتقای تدریجی شرایط ورودی مالایاییها به دانشگاهها و دیگری ایجاد استانداردهای تازهای از شرایط لازم، برای ورود همه دانشجویان به دانشگاههاست.ساختار نظام آموزشیآموزش پایه: در مالزی، آموزش پیشدبستانی جزء نظام آموزش رسمی کشور بهحساب نمیآید. این دوره از آموزش را برخی از مؤسسات عمومی، مراکز خصوصی، و سازمانهای داوطلب، برای کودکان چهار تا شش ساله تدارک میبینند. تمامی این مراکز، زیر نظر وزارت آموزش فعالیت میکنند. کودکان از چهار تا پنجسالگی وارد دورة آمادگی یا پیشدبستانی میشوند. آموزش ابتدایی از ششسالگی شروع و ششتا هفت سال ادامه مییابد. در این دوره، خواندن، نوشتن، ریاضیات، و علوم پایه، اهمیت فراوانی دارد. دانشآموزان سالهای سوم و ششم در آزمون نهایی شرکت میکنند. آموزش در این دوره، تقریباً رایگان است.در مالزی، تحصیلات دورة میانی در دو دوره عرضه میشود: در سه سال نخست دبیرستان، دروس علوم پایه، علوم انسانی، هنر، و آموزشهای صنعتی تدریس میشود. در پایان این دوره، آزمونهای دورة نخست میانی انجام میگیرد. این دوره برای دانشآموزان خارجی، چهار سال است؛ دورة دوم میانی دو سال طول میکشد که طی آن دانشآموزان، پس از گذراندن آزمونهای مربوط، به دورههای علمی، حرفهای و فنی، و مؤسسات دینی (مطالعات اسلامی) معرفی میشوند.پس از پایان دورة میانی، دانشآموزان برای گرفتن گواهینامة پایان دوره، در آزمونی شرکت میکنند که شورای آزمونهای مالزی برگزار میکند.دانشآموزان باید برای ورود به دانشگاه، دوره یکسالة پیشدانشگاهی را نیز با موفقیت بگذرانند و در پایان سال، گواهینامة تحصیلات پیشدانشگاهی را دریافت کنند. این مدرک مانند مدرک سطح عالی در نظام آموزشی بریتانیاست. دانشآموزان برای به پایان رساندن دوره دبیرستان یا ورود به دانشگاه، باید در تمامی این آزمونها و آزمونهای ورودی دانشگاهها موفقیت به دست آورند.آموزش دانشگاهی: برای ورود به دانشگاههای مالزی، موفقیت در آزمونهای پیشدانشگاهی با معدل خوب، الزامی است. برای متقاضیان خارج از کشور، برای ورود به دانشگاههای مالزی داشتن معدل قبولی با نمره عالی (مانند نظام آموزشی انگلستان) مورد نیاز است.زبان آموزش در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی مالزی، برحسب سیاست دانشگاه، رشتههای تحصیلی ارائهشده و شمار دانشجویان خارجی تعیین میشود.سال تحصیلی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی مالزی، از نظام نیمسالی که دو نیمسال دارد، پیروی میکند. شروع سال تحصیلی در این کشور، در ماه ژوئن است. هر نیمسال چهارده تا پانزده هفته طول میکشد. در برخی از این دانشگاهها، دورههای کوتاهمدت دوماهه (تابستانی) نیز به دانشجویان عرضه میشود. ثبتنام در دوره تابستانی برای دانشجویان اختیاری است (فاضلی، 1383، ص 1116).دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالیالف) وضعیت و روندهای آموزشی و دانشجوییدر جدول 1 شمار دانشجویان این کشور از سال 2001 تا 2010 در دوازده مؤلفه مختلف گنجانده شده است. دادههای جدول 1 نشان میدهد:- آموزش عالی مالزی ازنظر پذیرش دانشجو در سالهای 2005-2001 رشد آرام و تدریجی، اما در سالهای 2007-2006 این رشد حالت جهشی به خود گرفته است؛ بهگونهای که در سال 2007 با 58% رشد نسبت به سال قبل از آن روبهرو بوده است. البته این روند رشد کمّیگرایانه در سالهای بعد یعنی سالهای 2010-2007 با رشد ملایم و تدریجی همراه بوده است.- ازنظر شمار دانشجویان ثبتنامشده، روند رشد تدریجی تا سال 2006 و رشد جهشی در سالهای 2007 و 2008 و 2010 قابل مشاهده است؛ بهگونهای که در سال 2010 شمار دانشجویان ثبتنامشده به 1134134 نفر یعنی فراتر از یک میلیون نفر رسیده است که میتواند رشد بیرویه کمّی آن را نشان دهد.- برابر آخرین آمار منتشرشده شمار دانشجو در هر یکصد هزار نفر جمعیت 3289 نفر است.- شمار دانشآموختگان دانشگاههای مالزی، از 137 هزار نفر در سال 2001 به بیش از 239 هزار نفر در سال 2010 رسیده است و رشد نزدیک 60 درصدی را پشت سر گذاشته است.- نرخ ناخالص ثبتنام در آموزش عالی، از سال 2000 تا 2004 از 26% به 31% افزایش داشته، اما از سال 2004 به بعد، این روند کاهش یافته است. نکته درخور توجه این است که سهم زنان از نرخ ناخالص ثبتنام در همه سالهای مورد بررسی، از مردان بیشتر است.همانگونه که براساس دادههای جدول 1 نسبت زنان دانشجو به کل دانشجویان نیز در سالهای 2000 تا 2010 بین 51 تا 57% در نوسان بوده است، درصد دانشآموختگان زن نیز سهم برتر آنان را در آموزش عالی تأیید میکند. - بررسی دورههای آموزشی ارائهشده در آموزش عالی مالزی نشان میدهد سهم گروه علوم انسانی و هنر، بیش از مجموع کل دورههای آموزشی در سایر گروهها (علوم پایه و فنی و مهندسی و فنیوحرفهای) است.در سالهای 2005 و 2006 رشد کمّی دورههای علوم پایه و فنی و مهندسی وضعیت خوبی را نشان میدهد.- شمار دانشجویان دانشگاههای خصوصی نیز رشد خوبی را تجربه کرده است؛ بهگونهای که شمار آنان از 294600 نفر در سال 2002 به 541629 نفر در سال 2010 افزایش یافته است؛ بههمینترتیب شمار دانشگاههای خصوصی مالزی نیز از 11 دانشگاه در سال 2002 به 20 دانشگاه در سال 2010 افزایش یافته است.تعداد دانشجویان خارجی در مالزی نیز از سال 2008-2007 تنها در عرض یک سال، یکونیم برابر شده است. بهاینترتیب، به هدف برنامۀ 2010م مالزی مبنیبر دارا بودن یکصد هزار دانشجوی خارجی، دست یافته است. بیش از 10% این دانشجویان، از کشورهای خاورمیانه جذب شدهاند. این جهش براساس برنامهای جدی و مدوّن به دست آمده است.ب) وضعیت کارکنان آموزشیجدول 2 دادههای آماری روند رو به رشد کارکنان آموزشی دانشگاههای مالزی را بازنمایی میکند.دادههای جدول 2 نشان میدهند که:- برابر آمار یونسکو، کارکنان آموزشی دانشگاهها در سال 2000، 29915 نفر بوده است که با روند رشد تدریجی به 67964 نفر در سال 2010 رسیده است. اما آمارهای تفصیلی نشان میدهند که جذب کارکنان آموزشی با درجة دکتری، در مقایسه با جهش کمّی دانشجویان نامطلوب بوده و به افت کیفیت، دامن زده است. - نسبت کل استاد به دانشجو در سال 2008، یک به نوزده برآورد شده است. با این توضیح که همة کارکنان آموزشی یادشده صلاحیت آموزشگری ندارند. بخش عمدهای از آنها نیز در دورههای فنیوحرفهای و کالجهای سطح پایین مشغول به کار هستند. آموزشگر با مدرک کارشناسی، در نظام آموزش عالی مالزی بسیارند.- بهرغم اینکه دانشجویان دختر در مالزی 55% از جمعیت دانشجویی را پوشش میدهد، اما نسبت کارکنان آموزشی زن به کل کارکنان آموزشی در سال 2006، 8/48% بوده است. این شکاف در سالهای 2006-2000 در همین حدود باقی مانده است. اما در فاصله سالهای 2010-2006 این نشانگر رشد داشته است.- جمع کارکنان آموزشی با مدرک دکتری تخصصی در دانشگاههای عمومی و خصوصی 11648 نفر است که رقم پایینی است و اصلیترین چالش آیندة آموزش عالی مالزی را شکل میدهد؛ زیرا با درنظر نگرفتن مربیان، با مدرک کارشناسی ارشد و با احتساب حدود یک میلیونوصدهزار دانشجو، نسبت استاد به دانشجو یک به نود خواهد بود که با استاندارد یک به هجده فاصله زیادی دارد. - اما درعینحال، رشد شمار کارکنان آموزشی از سال 2001 (30346 نفر) تا سال 2010 (67964 نفر) درخور درنگ و حدود 2/2 برابر است.- شمار کارکنان آموزشی دانشگاههای خصوصی که مطابق دادههای جدول 2 در سال 2000، 14393 نفر بوده است، در سال 2010 به 29023 نفر افزایش یافته و حدود 100% رشد را تجربه کرده است.ج) وضعیت پژوهش و فنّاوریجدول 3 وضعیت و روندهای پژوهش و فنّاوری را در این کشور نشان میدهد.مطابق دادههای جدول 3: - شمار کارکنان پژوهش و توسعه از سال 2006-1998 به دو برابر افزایش یافته و به 24588 نفر رسیده است.- شمار پژوهشگران در یک میلیون نفر جمعیت، در فاصله سال 2006-1998 به 6/2 برابر رسیده است.- سهم پژوهش از تولید ناخالص داخلی، در مالزی660/0% است. وضعیت مالزی در این نشانگر از هندوستان، پاکستان و با ایران برابر است.- سهم صادرات دارای فنّاوری پیشرفته از کالاهای صادرشده حدود 45% است و از این نظر موقعیت مالزی، بسیار برجسته است. این سهم برای ایران 4% است.- شمار اختراعات بینالمللی مالزی در سال 2007، 390 مورد بوده است. وضعیت مالزی از این نظر از ترکیه، ایران و پاکستان بهتر است. چنانچه این مورد را به نسبت جمعیت لحاظ کنیم، وضعیت این کشور از هندوستان نیز بالاتر است. ازنظر پروندههای درخواست ثبت اختراع بینالمللی نیز مالزی از وضعیت خوبی برخوردار است.- مالزی در سال 2008 شمار 2805 مقاله بینالمللی در نمایه ISI داشته است. از این نظر وضعیت مالزی از عربستان بالاتر و از ایران، مصر، ترکیه و پاکستان عقبتر است. در سال 2010 با جهشی بسیار خوب، این شمار به 5404 مقاله رسیده و در عرض دو سال، نزدیک به دو برابر شده است.مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالیساختار کلی و تشکیلات وزارت آموزش عالی مالزی در نگاره 1 ملاحظه میشود. در این ساختار، یک ادارة کل به مدیریت آموزش عالی این کشور اختصاص یافته است.مدیر کل آموزش عالی، دارای دو معاون است: معاون بخش آموزش عالی خصوصی و معاون بخش آموزش عالی عمومی. همچنین این اداره، دارای بخشهای روابط صنعتی، توسعه و امور دانشجویی، تبلیغات تحصیلی و خدمات مدیریت و همچنین یک مرکز اطلاعات است.بخش مدیریت آموزش عالی عمومیبخش مدیریت آموزش عالی عمومی، یکی از دو بخش زیر نظارت اداره آموزش ملی، وزارت آموزش عالی است. این بخش، تنها با امور دانشگاه عمومی سروکار دارد و برای تهیه و تنظیم طرحهای راهبردی و همچنین نقشههای مرتبط، برای پیشرفت و موفقیت دانشگاههای عمومی به وجود آمده است.هدف این بخش، نظارت بر پیشرفت و موفقیت همة مؤسسات عمومی آموزش عالی در مالزی است.ادارة آموزش عالی عمومی ادارهای مستقل است که با مدیرکل و یک نفر معاون مدیریت میشود.بخش مدیریت آموزش عالی عمومی وزارت آموزش عالی مالزی، از سه بخش اصلی برای ایفای نقش و انجام وظایف تشکیل شده است. این سه بخش به قرار زیر است:·دایرة کنترل آموزش عالی عمومی؛·مدیریت جذب دانشجویان آموزش عالی عمومی؛·مدیریت توسعة دانشگاهی آموزش عالی عمومی.بخش مدیریت آموزش عالی خصوصیاین بخش که با داشتن اختیارات بر آموزش عالی خصوصی، در مالزی طراحی شده است، بهعنوان بخش مدیریت آموزش عالی خصوصی شناخته میشود و معاون مدیرکل، آن را اداره میکند. بخش مدیریت آموزش عالی خصوصی را قبلاً ادارة آموزش خصوصی مینامیدند که در یکم اکتبر 1995 گشایش یافت. علت تغییر نام این اداره به بخش مدیریت آموزش عالی خصوصی، تمرکز بیشتر بر تأمین آموزش با کیفیت عالی بهوسیلة مؤسسههای آموزش عالی خصوصی است. این بخش تلاش میکند تا تضمین کند که بخش آموزش عالی خصوصی در مالزی قابل رقابت است و میتواند نیازهای نیروی انسانی کشور را برآورده کند. این بخش مسئول طرحریزی و تعیین راهکار برای تحصیلات تکمیلی خصوصی است تا بتواند دعوت به رقابت جهانی ازجمله داشتن نظام اطلاعات و دادههای جدید و کارآمد را پاسخگو باشد. بخش مدیریت آموزش عالی خصوصی، برای تأسیس مؤسسههای آموزش عالی خصوصی و برنامههای درسی به آنها تأییدیه میدهد؛ این بخش که براساس قانون مؤسسههای آموزش عالی خصوصی 1996م (قانون 555) دارای قدرت شد،
اجرا و نظارت بر فعالیتهای مؤسسات آموزش عالی خصوصی را رهبری میکند و حوزه مسئولیتش به قرار زیر است:·قانونی کردن، باز ارزیابی، بررسی و ایجاد سیاستهای مرتبط با آموزش عالی خصوصی؛·پردازش کلّ کاربردهای مرتبط با مؤسسههای آموزش عالی خصوصی زیر نظارت قانون مرتبط با آنها؛·تعیین معیارهایی برای آموزش عالی خصوصی و تضمین اینکه مطابق این معیارها رفتار شود؛·نظارت و اجرای قوانین مرتبط با مدیریت مؤسسههای آموزش عالی تحت نظارت قانونی آموزش عالی خصوصی؛·ادارة محاسبه دستمزدهای مربوط به مؤسسات آموزش عالی خصوصی و اداره حساب سپردة آموزش خصوصی؛·راهنمایی، مشاوره و گفتوگو دربارة آموزش عالی خصوصی با مشتری؛·ادارة جمعآوری دادهها و اطلاعات مرتبط با آموزش عالی خصوصی؛·پاسخگویی امور مربوط به آموزش عالی در مالزی؛·طراحی سیاستها و مسیرهای پیشرفت آموزش عالی خصوصی (دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی، 1384).ازنظر چگونگی ادارة دانشگاهها مسئولان آموزش عالی، تلاش میکنند خودمختاری و استقلال مورد نیاز دانشگاهها را در نظر داشته باشند و اختیارات مدیریتی را به آنها بازگردانند.ازنظر برخورداری از استقلال دانشگاهی، دانشگاههای مالزی را میتوان به سه گونه تقسیم کرد:1. دانشگاهها، کالجها و پلیتکنیکهای عمومی: وابسته به دولتاند، اما ازنظر علمی اندکی استقلال عمل دارند؛2. دانشگاهها و کالجهای خصوصی: ازنظر اداری و مالی و علمی استقلال دارند. اما نظارتهایی ازطریق اداره کل مربوط در وزارت علوم بهویژه ازنظر تضمین کیفیت و استانداردهای آموزشی صورت میپذیرد؛3. شعبة دانشگاههای خارجی: این شعبات زیر نظر دانشگاه اصلی و مادر کار میکنند و از استقلال علمی خوبی برخوردارند. ازآنجاکه هزینه این دانشگاهها ازطریق درآمدهای به دست آمده از پذیرش دانشجویان فراهم میشود، ازنظر اداری و مالی استقلال دارند.استانداردهای استقلال دانشگاهی ازنظر وزارت آموزش عالی عبارتاند از:1. استقلال علمیمدیریت دانشگاه، مسئولیت نهایی همة فعالیتهای علمی را دارد. بااینحال، مدیریت هر دانشکده یا مؤسسه نیز باید استقلال مشخصی در مسائل علمی داشته باشد.2. استانداردهای اولیه مؤسسه باید استقلال مناسبی برای طراحی برنامه آموزشی و تخصیص منابع لازم برای اطمینان از دستیابی به اهداف برنامه داشته باشد. در ضمن، استقلال باید دورههای آموزشی دانشکدهها و دانشگاهها و مؤسسات دیگر (که باید با مذاکره و مشاوره و همکاری برای بهینهسازی منابع و اطمینان از کیفیت باشد) را نیز پوشش دهد.3. توسعة کیفیتمشارکت همة کارکنان علمی، باید با تمرکز بر توسعه و اجرای برنامه مشخص و واقعبینانه، پژوهشها، مسئولیت اجتماعی، رشد فردی و نظارت و سرپرستی علمی دانشجویان باشد.دانشگاههای عمومی مالزی، پشتیبانی خوبی از بابت مالیات دارند، اما باید پاسخگوی دولت باشند (Ministry of Higher Education, 2010). منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالیبرابر گزارشهای بخش آماری یونسکو از سال 2011-1999 سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی در هزینههای دولت مالزی، همیشه بالاتر از 5% و در سال 2002 از مرز 5/7% هم گذشته است. درصد هزینة آموزش از کل هزینههای دولت نیز در سال 2002 به مرز 26% رسید که رقم بالایی بوده است. از این سال به بعد، این سهم کاهش یافت و در سال 2008 به حدود 14% کاهش یافته است؛ سپس در چند سال گذشته، هزینة آموزش در سبد دولت رو به افزایش گذاشته است. جدول 4 این ارقام را نشان میدهد.جدول 4. درصد مخارج آموزش از کل مخارج دولتسالدرصد200290/25200401/21200675/16200904/14201041/18201189/20(data.uis.unesco.org)
در این میان، البته سهم آموزش عالی از کل مخارج آموزشی دولت هم باتوجهبه میانگین کشورهای آسیایی، سهم مطلوبی است و ثبات نسبی نیز در دوره 2011-2000م داشته است. روشن است که این ثبات با رشد بیرویه شمار دانشجویان چندان همسویی ندارد.سرانجام، این نکته را باید اضافه کرد علت نسبت هزینة سرانه دانشجویی دولت، به درآمد سرانة افراد، در سالهای اخیر با کاهش روبهرو بوده است. این سهم در سال 2000، 7/81% بود، اما در سال 2010 به 47% کاهش یافته است. در سال 2011 مجدداً این رقم افزایش یافت و به 9/60% رسید. این افتوخیزها، ممکن است بهعلت تغییر دولتها یا تغییر سیاستها و الویتهای دولتهای گوناگون باشد (data.uis.unesco.org).جدول 5. سهم مخارج آموزش عالی از کل مخارج آموزشی دولتسالدرصد200006/32200230/33200445/33200613/36200994/35201045/34201197/36(data.uis.unesco.org)
برنامهها و اصلاحات پیشرومالزی برای توسعة آموزش عالی خود دو برنامه تدوین کرده است. برنامة افق 2010م که به برخی از اهداف کمّی آن دست یافته است و برنامه 2020م که ابعاد آن را در زیر توضیح میدهیم. این برنامه، در هفت محور کلی تدوینشده که در هر محور، اهداف معین و راهبردهای مشخصی برای دستیابی به آن تدوین و ارائه شده است. در ادامه برای هر محور، برنامة اقدامی پیشبینی شده است (Ministry of Higher Education, 2007).محورهای این برنامه راهبردی عبارتاند از:1. گسترش دسترسی به آموزش عالی؛2. ارتقای کیفیت تدریس و یادگیری؛3. افزایش پژوهش و نوآوری؛4. تقویت مؤسسات آموزش عالی؛5. تقویت و توسعة بینالمللی شدن؛6. آموزش فرهنگ یادگیری در سراسر زندگی؛7. تقویت عملکرد وزارت آموزش عالی.در پایان این برنامة راهبردی آمده است:نظام آموزش عالی در مالزی و بسیاری از کشورهای دیگر، دستخوش تغییرات سریعی هستند. این تغییرات، بهویژه زمانی رخ میدهند که این نظام آموزشی، باید تقاضاهای جهانی برای دستیابی گستردهتر به آموزش دوره سوم، بهبود کیفیت آموزش و یادگیری و تنوع در ارائۀ خدمات را برآورده کند. این نظام همچنین باید تغییراتی را در سازوکارهای بودجه و سرمایهگذاری در آموزش عالی ایجاد کند. پیشرفت فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، جابهجایی دانشجویان را افزایش داده و انتشار گستردهتر اطلاعات را برای مردم آسان کرده است تا آنها بتوانند مقایسۀ جامعی از کارآمدی دورههای آموزشی خاص و کیفیت مؤسسات آموزش عالی مختلف انجام دهند. نظام ارائۀ آموزش و یادگیری از شکل متداول (آموزش تماموقت) بهگونههای گوناگونی، مانند آموزش از دور، یادگیری پارهوقت، یادگیری الکترونیکی، نظام پذیرش همگانی و غیره گسترش یافته است.موفقیت این برنامۀ راهبردی آموزش عالی، بهشدت وابسته به نظام عملکرد و نظارت مؤثر است. نظارت در مراحل گوناگون، انجام میشود و اصلاحات در همة مراحل اجرا صورت میگیرد: اول اینکه، این طرح باید برمبنای پایهای محکم، برای دستیابی به اهداف مورد نظر باشد. ازطریق برنامههای اجرایی که هدف آنها رسیدن به برتری در آموزش عالی است، اصلاحات صورت میگیرد و باعث قدرتبخشی به نظام آموزش عالی میشود. اجرای موفقیتآمیز این برنامهها، منجر به پایداری آموزش عالی تا بعد از سال 2020 میشود.این برنامۀ راهبردی به مشکلات حال و آینده توجه میکند تا بتوان نظام آموزش عالی را به نظامی کاملاً متفاوت تبدیل کرد. یک نظام آموزشی میتواند سرمایههای انسانی را ازطریق نخبگانی پرورش دهد که قادر به بهکارگیری دانش بهصورت کنشگرایانه، خلاقانه و مبتکرانه باشند. همزمان آنها خواهند توانست که از مهارتهای فنی و مدیریتی استفاده کنند تا در محیط جهانی پویا، بهطور موفقیتآمیزی عمل کنند. پیشرفت سرمایۀ انسانی، بهطورکلی، در رفاه جامعه، ملت و جهان سهیم است. تأسیس دانشگاههای ایپکس سهم عمدهای در پیشرفت دانش جهانی خواهد داشت. بهطور خلاصه، این برنامۀ راهبردی، موجب رقابت بیشتر در میان مؤسسات آموزش عالی میشود و میتواند مالزی را به کانون بینالمللی با آموزش عالی برتر تبدیل کند (Ministry of Higher Education, 2007, p. 158). سایر برنامههای در دست اقدام در این کشور عبارتانداز:الف) تضمین کیفیت در آموزش عالی: در یکم نوامبر 2007، نهاد جدید آژانس کیفیت مالزی با اجرای قانون آژانس کیفیت مالزی سال 2007 گشایش یافت.تأسیس یک نهاد جدید که هیئت اعتباربخشی ملی و دایرة تضمین کیفیت وزارت آموزش عالی را درهم میآمیزد در بیستویکم دسامبر 2005 تأئید شد. این نهاد، مسئول تضمین کیفیت آموزش عالی، برای هر دو بخش عمومی و خصوصی است. نقش اصلی ایجاد چهارچوب کیفیت مالزی برای تضمین کیفیت آموزش عالی و همچنین بهمثابة مرجعی برای ارزیابی مدارک ملی خواهد بود. آژانس، مسئول نظارت و سرکشی بر اعمال تضمین کیفیت و اعتباربخشی به آموزش عالی ملی است.بنگاه تضمین کیفیت مالزی وظایف زیر را بردوش دارد:1. تضمین کیفیت آموزش عالی ازطریق برنامههای اعتبارگذاری، صلاحیتها، نهادها (برنامه رویکرد ممیزی سازمانی، موضوعی، نظارت، هیئتعلمی، سازمانی)؛2. تدوین استانداردها و بازبینی آنها؛3. تکمیل کردن چهارچوبها؛4. بنیاد گذاردن مراکز ارتباط؛5. ثبت صلاحیتها (مرکز مدارک ملی)؛6. ارزیابی تعادل.دستورالعملهای بنگاه تضمین کیفیت مالزی بهمثابة بدنه تضمین کیفیت بهشرح ذیل است:1. اجرای «چهارچوب تعیین صلاحیتهای مالزی» بهمثابة مرجع مرکزی برای تعیین صلاحیت در کشور مالزی؛2. توسعة استانداردها و اعتبارات و همة ابزارهای وابسته بهصورت مراجع ملی برای اعطای جوایز با همکاری سهامداران؛3. اطمینان از کیفیت برنامهها و مؤسسات آموزش عالی؛4. اعتباربخشی دورههایی که برای قراردادن معیارها و استانداردها انجام میشوند؛5. تسهیل شناسایی و ارتباط صلاحیتها؛6. حمایت از مرکز ثبت صلاحیتهای مالزی؛7. اجرای «چهارچوب تعیین صلاحیتهای مالزی» بهمثابة مرجع مرکزی برای تعیین صلاحیت در کشور مالزی؛8. توسعة استانداردها و اعتبارات و همة ابزارهای وابسته بهمثابة مراجع ملی برای اعطای جوایز با همکاری سهامداران؛9. اطمینان از کیفیت برنامهها و مؤسسات آموزش عالی؛10. اعتباربخشی دورههایی که برای قرار دادن معیارها و استانداردها انجام میشوند؛11. تسهیل شناسایی و ارتباط صلاحیتها؛12. حمایت از مرکز ثبت صلاحیتهای مالزی (Challenger, 2008, p. 86).ب) تجاریسازی علوم: تجاریسازی دستاوردهای علوم در مالزی، ازطریق اقدامات حمایتی وزارت علوم، فنّاوری و نوآوری؛ همچنین فعالیت شرکتهای کوچک و متوسط نوآور صورت میگیرد.وزارت علوم، فنّاوری و نوآوری، مسئول پژوهش، ارتباط از دور و فنّاوری اطلاعات است.این وزرارتخانه در سال 1973 بهوسیلة دولت فدرال بهعنوان وزارت «فنّاوری و پژوهش» گشایش یافت و در سال 1976 به وزارت علوم، فنّاوری و محیطزیست تبدیل شد. به دنبال بازساماندهی کابینه در سال 2004، این وزارتخانه یکبار دیگر، تغییر یافت و بهصورت فعلی درآمد.هدف از ایجاد این وزارتخانه، افزایش رقابت در عرصههای علوم و فنّاوری، ازطریق تولید دانش و توسعۀ پایدار است. این وزارتخانه، مسئول کنترل و نظارت بر سازمانهایی است که عهدهدار ارائۀ خدمات فنی به دولت و مردم هستند.یکی از نقاط آسیبپذیر آموزش عالی مالزی، تضمین کیفیت است که دلایل آن متعددند: نخست اینکه این کشور هنوز نتوانسته است به اصلاح هرم هیئتعلمی مطابق استانداردهای کیفی اقدام کند؛ دلیل دیگر اینکه افزایش کمّی در شمار دانشجویان و مراکز دانشگاهی، ابعاد این آسیبپذیری را وسعت بخشیده و به چالشی اصلی تبدیل کرده است؛ سومین دلیل ورود مالاییها ازطریق سهمیه 55 درصدی است که در قیاس با چینیتبارها از توان علمی اندکی برخوردارند؛ دلیل چهارم عقبماندگی دانشگاهها در رتبهبندیهای بینالمللی است.یکی از نقاط قوت آموزش عالی مالزی حرکت براساس برنامه مدون است. برنامه راهبردی آموزش عالی مالزی یک بسته کامل وهمهجانبه است که حتی از مقوله تقویت عملکرد ستاد آموزش عالی، ارتقای پژوهش و نوآوری، توسعه بینالمللی شدن، ارتقای کیفیت تدریس و یادگیری، تقویت مؤسسات آموزش عالی و... غفلت نکرده است. این نکته قوت این امید را ایجاد کرده است که آموزش عالی مالزی بتواند در دههای که خود نام آن را جهانیشدن و نوآوری نهاده است بر چالشها و کمبودهای موجود فائق آید.کتابشناسیدبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی. (1384). نظامهای آموزشی کشورهای جهان (ج. 3). تهران: نویسنده.سازمان مدیریت صنعتی. (1382). گزارش طرح پژوهشی شرکتهای کوچک و متوسط (SME) جهان، بخش مالزی.سلوار اتنام، و. (1378). «مالزی»، ترجمة عبدالحسین نفیسی. گزیدة مقالات دایرةالمعارف آموزش عالی (ج. 2). تهران: مؤسسة پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی.عبدخدا، محمد هیوا؛ نوروزی، علیرضا و راوند، سامان. (1390). «تحلیل موضوعی پروانههای ثبت اختراع مخترعان ایرانی در پایگاههای بینالمللی ثبت اختراع در فاصله سالهای 2011-1976». پیاورد سلامت، 5 (5)، 42-51.فاضلی، عصمت. (1383). «نظام آموزش عالی مالزی». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج 2.) .تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.فرهمندیان، محمد. (1379). «نگاهی به نوسازی تربیتمعلم در مالزی». رشد معلم، (151)، 24-25.معاونت پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری. (1388). گزارش طرح تحول نظام علم و فنّاوری، گزارش مونوگراف. بازیابی شده از:https://drt.msrt.ir
Challenger. (2008). Education Guide Malaysia (11th ed). Petaling Jaya: Challenger.
Minisrety of Higher Education. (2007). Strategic Plan Beyond 2020. Retrieved from: www. Mosti.gov.my
Ministry of Higher Education. (2008). Malaysia Higher Education Statistics 2007. Malaysia: Author.Ministry of Higher Education. (2010). Overview of Quality Assurance in Higher Education. Retrieved from: httpt//apps.mohe.gov.my/gad/standardsPerangkaan Pengajian Tinggi Malaysia. (2008). Kementerian Pengajian Tinggi Malaysia. Retrieved from: http:// www. mohe.gov.my/muat-turun/awam/statistik/ 2008 /91-perangkaan-pengajian-tinggi-malaysia-2008Perangkaan Pengajian Tinggi Malaysia. (2010). Kementerian Pengajian Tinggi Malaysia. Retrieved from: http:// www.mohe.gov.my/muat-turun/awam/statistik/ 2010/ 85-perangkaan-pengajian-tinggi-malaysia-2010http://data.uis.unesco.org
http://ricest.ac.ir
http://www.mosti.gov.my
http://www.statistics.uis.unesco.orghttp://www.studymalaysia.com
http://www.treasury.gov.myhttp://www.wipo.org
http://www.Worldbank.org