نوع مدخل : مدخل دانشنامه
نویسندگان
چکیده
پایتخت: طرابلس (تریپولی)
نوع حکومت: جمهوری سوسیالیستی اسلامی
زبان رسمی: عربی
مساحت: 1759540 کیلومترمربع
جمعیت: 6244174 نفر (2014م)
تعداد دانشجویان: 590862 (2013م)
تولید ناخالص ملی: 72/29 میلیارد دلار (2015م)
ویژگیهای جغرافیایی،جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی
کشور لیبی در شمال افریقا قرار دارد. از شمال با دریای مدیترانه، از شرق با مصر و سودان، از جنوب و جنوبغربی با چاد و نیجر، از غرب با الجزایر و از شمالغرب، با تونس هممرز است. زبانهای رایج در آن نیز عبارتاند از: عربی، ایتالیایی و انگلیسی.
سه ایالت اصلی لیبی عبارتاند از: طرابلس (تریپولی) در غرب، با مساحتی حدود 258000 کیلومترمربع، سیرنائیک در شرق، با مساحت 905000 کیلومترمربع و فزان در جنوب، با مساحت 570000 کیلومترمربع (Fisher, 1987). لیبی در کنار سواحل، دارای آبوهوای مدیترانهای و در داخل کشور دارای آبوهوای گرموخشک است. بیش از 90% این کشور بیابان و یا شبهبیابان است. با جمعیتی حدود 6 میلیون نفر، کشوری تقریباً خالی از سکنه و غیرقابل کاشت است (Central Intelligence Agency, 2014).
در خلال جنگ جهانی دوم، منطقة سیرنائیک و طرابلس به اشغال و زیر نظارت نظامی ارتش انگلیس و منطقۀ فزان به اشغال نیروهای فرانسوی درآمد. در 1951م، پس از بهدست آوردن استقلال، سازمان ملل متحد لیبی را به رسمیت شناخت. کودتای نظامی سپتامبر 1969، به رهبری سرهنگ معمر قزّافی، باعث به قدرت رسیدن گروه افسران جوان ملیگرای ارتش، پایان حکومت سلطنتی و اعلام حکومت جمهوری سوسیالیستی شد و نام کشور به جماهیر عربی سوسیالیستی خلق لیبی و اسامی سه ایالت اصلی، بهترتیب به استان غربی، استان شرقی و استان جنوبی تغییر یافت (Fisher, 1987).
معمر قزّافی، در 1973م، طرح انقلاب فرهنگی را در سراسر کشور اعلام و به این طریق، سومین نظریة بینالمللی خود را ارائه کرد. از زمان آغاز این اصلاح سیاسی، اصول مردمسالاری مستقیم و حکومت مردمی در لیبی تقویت شده و فرایندهای تصمیمگیری در اختیار کنگرههای محلی و کنگرۀ عمومی خلق قرار گرفته است. و همۀ تصمیمات این کنگرهها، بهوسیلة کمیتههای مردمی و تحت نظارت مستقیم آنها به اجرا درمیآید.
تحریمهای سازمان ملل در سال 1992 باعث جدا شدن قزافی ازنظر سیاسی و اقتصادی شد و حملاتی را بهدنبال داشت. قزّافی برای پایان دادن به برنامة لیبی در توسعة سلاحهای کشتار جمعی توافق کرد و گامهای چشمگیری در عادیسازی روابط با کشورهای غربی برداشت. ناآرامیهایی که در چندین کشور خاورمیانه و کشورهای شمال افریقا در اواخر سال 2010 بود، سرانجام در سال 2011 در شهرهای لیبی فوران کرد. پس از ماهها مبارزه و کشمکش و درگیری، بین دولت و نیروهای مخالف، رژیم قزافی در 2011م سرنگون و با یک دولت انتقالی جایگزین شد.
لیبی در 2012م مجلس جدیدی را شکل داد و نخستوزیر جدیدی را انتخاب کرد. کشور در نهایت مجلس جدیدی را در سال 2014 تشکیل داده است.
پراکنش ناحیهای جمعیت، نشان میدهد که بیشترین درصد جمعیت این کشور در گوشه و کنار منطقۀ مدیترانه و بهویژه در اطراف دو شهر اصلی طرابلس و بنغازی ساکن هستند، از زمان استقلال این کشور، ساختار جمعیتی آن تغییر یافته است؛ بهطوریکه افزایش چشمگیری در میزان مهاجرت از نواحی روستایی به نواحی شهری اتفاق افتاده است.
یکی از دو عامل مهم در افزایش میزان مهاجرت روستاییان، خشکسالی در سالهای 1955 تا 1959 و نیز، اکتشاف نفت در اوایل دهة 1960 در این کشور است.
در سال2014، حدود 8/74% از جمعیت این کشور شهرنشین بودهاند که با رشدی حدود 08/3% این جمعیت، در حال افزایش بوده است. درصد جمعیت روستایی نیز برابر 15/35% از جمعیت کل گزارش شده است.
بیشتر جمعیت کشور (97%) عربهای سنیمذهب و بربرها هستند و بقیۀ جمعیت، شامل اقلیتهای ایتالیایی، پاکستانی، مصری، یونانی، ترک و هندی هستند. زبان رسمی لیبی عربی است و از زبانهای انگلیسی و ایتالیایی در امور بازرگانی استفاده میشود. امید به زندگی در لیبی 04/74 سال، بنابر دادههای سال 2014 برآورد شده است که از این میان، امید به زندگی در مردان 36/74 و در زنان 82/77 سال است.
جمعیت شاغل 1738000 نفر است که از این میان 17% در بخش کشاورزی، 23% در بخش صنعت و 59% در بخش خدمات مشغول هستند (Central Intelligence Agency, 2014).
اقتصاد لیبی، تقریباً وابسته به بخش انرژی کشور است که 65% از تولید ناخالص داخلی و 96% از درآمد دولت را فراهم میکند. درآمد حاصل از فروش نفت خام و گاز طبیعی و جمعیت کم، لیبی را تبدیل به برترین کشور در تولید ناخالص ملی در قارة افریقا کرده است، اما رهبران در لیبی بهعلت استفاده نادرست از این منابع، مانع توسعة اقتصادی و سرمایهگذاری در زیرساختهای ملی شدهاند. فروش نفت و گاز طبیعی در لیبی، در انقلاب سال 2011 سقوط کرد و این روند تا سالهای 2012 و 2013 رکود نسبی داشت تا اینکه در 2013م و نیز 2014م بهشدت سقوط کرد و علت آن، اعتراض عمده در بنادر نفت در سراسر کشور بود.
کشاورزی تا پایان دهة 1950 بر اقتصاد لیبی غالب بود و با اکتشاف نفت، در اواخر دهة 1950 درصد جمعیت شاغل در بخش کشاورزی و سهم بخش کشاورزی از تولید ناخالص داخلی، در خلال دورة 1980-1975م کاهش یافت. درحالحاضر، دولت کنونی لیبی، به بخش کشاورزی بسان اولویتی مهم توجه میکند. با ورود نفت به چرخة بازرگانی این کشور در 1983م، لیبی بعد از عربستان سعودی، دومین صادرکنندۀ نفت به جامعۀ اروپا شد. براساس دادههای نمایندگی خبری اُپک، لیبی بین سالهای 1970 تا 1983، 62500 میلیون دلار از بودجۀ خود را به توسعۀ صنعت و کاهش وابستگی کشور، به بخش نفت اختصاص داده است. این امر به افزایش سهم ایـن بخـش از تولید ناخالص داخلی از 37 به 50% و کاهش سهم بخش نفتی از 63 بـه 50% انجامیده است (Fisher, 1987).
براساس آخرین دادههای موجود، در سال 2014، تولید ناخالص داخلی در لیبی، 12/41 میلیارد دلار بوده است (Central Intelligence Agency, 2014)، که در بین سایر کشورهای عربی، رقم بهنسبت بالایی است. صنعت و کشاورزی نیز دو بخش اقتصادی اصلی کشور لیبی هستند.
محصولات عمدة کشاورزی شامل: گندم، جو، زیتون، خرما، سبزیجات، بادامزمینی، مرکبات و سویا است.
درآمدهای دولتی حدود 24/18 میلیارد دلار در 2014م برآورد شده است. بیشترین میزان صادرات به کشور ایتالیا (2/20%) و پس از آن آلمان (1/15%) بوده است.
اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی
آموزش ابزاری ایدئال برای آماده کردن نیروی کار مورد نیاز برای توسعه جامعه است. آموزش باید پاسخگوی نیازهای جامعه باشد و کمک کند تا مسائل موجود حل شود. براساس بیانیه مشروطه 1969م، آموزش حق و وظیفه همة شهروندان لیبی است و تا رسیدن به سطح آمادگی، رایگان و اجباری است و دولت مسئول ساخت مدارس، نهادهای آموزشی، دانشگاهها و بناهای فرهنگی و آموزشی است.
نظام آموزشی، ریشه در باورهای اسلامی و اتحاد در جهان عرب دارد. توسعه و تغییر نظام آموزش و یادگیری، باید همسو با قوانین انقلاب که اتحاد، سوسیالیسم و آزادی است، باشد؛ بهبیاندیگر، نظام آموزشی باید بازتابدهنده توسعة سریع در جامعه باشد و برای مثال انگارة محدودیت دسترسی زنان به آموزش را نادیده بگیرد (International Bureau of Education, 2007).
مهمترین قوانین مربوط به آموزش در لیبی دربرگیرنده قوانین زیر است:
بیانیه مشروطه قانون آموزش، شماره34 بیانیه استقلال مردم در سال 1977، قانون شماره 12 سال 1977 کنگره تصمیمگیری دربارة مردم 1982م قانون شماره 1 سال 1992، مربوط به آموزش عالی باوجوداینکه این قوانین هنوز هم معتبر هستند، اما تصمیمات و مفادی که از آنها مشتق میشود و مربوط به سازماندهی، ساخت، محتوا و مدیریت آموزش است، مطابق با سیر تحولی جامعه، تغییر داده شده است. کمیتة مشاوره برنامهریزی آموزشی، پیشنویس فلسفة جدید آموزشی را که بعد از تأیید، تبدیل به قوانین و مفاد جدیدی در آموزش میشود، آماده میکند. بهعنوان مثال: روشهای ارزیابی، طول دوره مطالعه در هر سطح، برنامههای آموزشی و برنامههای درسی، سازماندهی برنامههای آموزش ضمن خدمت و... (International Bureau of Education, 2007).
در سال 2012 شکل جدیدی از ساختار نظام آموزشی ایجاد شد. آموزش عالی ازسوی وزارت آموزش عالی و پژوهشهای علمی اداره میشود. درحالحاضر نظام آموزش عالی با قانون شماره 18 که در ژانویه 2010 به تصویب رسید، اداره میشود. این قانون روشن میکند که آموزش عالی شامل مؤسسات عمومی و خصوصی، دانشکدههای فنی و آکادمیها است.
ساختار نظام آموزشی
در لیبی، 9 سال نخست آموزش، اجباری است و بهعنوان آموزش پایه شناخته میشود. آموزش پایه شامل شش سال آموزش ابتدایی و سه سال اول میانی است. موفقیت در پایان نُه سال آموزش پایه به کسب مدرک آموزش مقدماتی میانجامد.
آموزش پیشدبستانی
آموزش پیشدبستانی، اجباری نیست و دو سال طول میکشد. کودکان میتوانند در چهارسالگی در پیشدبستانی ثبتنام کنند (International Bureau of Education, 2007).
این نوع آموزش به کودکان کمک میکند تا دریابند چگونه با محیط پیرامون روبهرو شوند. اگرچه پیشدبستانیها برنامة آموزشی خاصی ندارند، اما باید به اهداف زیر از رهگذر فعالیتهای گوناگون دست یابند:
· ایجاد محیط مناسب برای رشد شخصیت بچهها، با ایجاد محیطی برای پرورش استعدادها و آفرینشگری آنها؛
· هدایت همزمان انرژی و فعالیت بچهها؛
· ایجاد و توسعه عادات و منش مناسب؛
· برانگیختن عشق کودکان برای مطالعه و فهم پدیدههای اجتماعی و طبیعی؛
· توسعه مهارتهای ارتباطی و زبانی؛
· پرورش جنبههای اخلاقی- مذهبی؛
· آماده کردن کودکان برای مدرسه.
طبق دادههای ملی در سال 2003-2002، تعداد 264 پیشدبستانی با 31890 کودک و 3693 آموزشگر که بیشتر زن بودند، در لیبی وجود داشته است (The Libyan National Commission for Education, Culture and Science, 2004)).
آموزش دبستانی
دوره نخست آموزش پایه، در ششسالگی شروع میشود و نُه سال طول میکشد و اجباری است. آموزش ابتدایی، هستة نظام آموزشی است. هر پایه در این سطح، برنامه درسی و برنامه فرهنگی خاص خودش را دارد که دانشآموزان در این دوره، باید بیاموزند و هر موضوع جدول زمانی هفتگی دارد.
دوره سوم ابتدایی شامل پایههای 7 تا 9 است که در جدول 1 طول دوره تحصیلی آموزش مشاهده میشود. مدت زمان هر دورة آموزشی 45 دقیقه است؛ برای مثال در پایه 7 در طول هفته آموزش اسلامی، 3 تا 45 دقیقه تدریس میشود.
در این سطح همة موضوعات اجباری است و دانشآموزان حق انتخابی ندارند و مدارس نیز نمیتوانند برنامه درسی را تغییر دهند. زبان مورد استفاده برای همة موضوعات، زبان عربی است.
در پایه اول تا سوم، دانشآموزان در طول سال تحصیلی بهوسیله آموزشگران خود، ارزیابی میشوند. در پایه 6-4 دانش آموزان دو امتحان و یک آزمون نوشتاری در پایان هر سال تحصیلی میدهند. نتایج آزمونهای پنج سال نخست آموزش ابتدایی بهوسیلة مدیر مدرسه تأیید میشود، درحالیکه، نتایج امتحانات پایه 6 تا 8 را مدیر بخش ارزیابی منطقه تأیید میکند.
جدول 1. جدول زمانی دورهای دروس هفتگی در پایه 7 تا 9
دوره سوم آموزش ابتدایی
موضوع
پایه
9
8
7
3
3
3
آموزش اسلامی
6
6
6
زبان عربی
4
4
4
زبان انگلیسی
6
6
6
ریاضی
-
-
-
علوم
2
2
2
زیست
2
2
2
شیمی
2
2
2
فیزیک
1
1
1
جامعهشناسی جماهیری
2
2
2
تاریخ
2
2
2
جغرافیا
1
1
1
تکنولوژی
2
2
2
هنر
1
1
1
موسیقی
2
2
2
تربیتبدنی
36
36
36
جمع کل
(International Bureau of Education, 2007, p. 9)
جدول 2. تعداد مدارس و کلاسهای درس و آموزشگران و دانشآموزان در دوره ابتدایی و میانی در سال تحصیلی 2008م
تعداد آموزشگران
تعداد دانشآموزان
تعداد کلاسهای درس
تعداد مدارس
دوره آموزشی
119313
939799
40743
3397
ابتدایی
39847
226000
10940
1033
میانی
159160
1165799
51683
4430
جمع کل
(The Libyan National Commission for Education, Culture and Science, 2008, p. 13)
آموزش میانی
آموزش میانی سه یا چهار سال طول میکشد و دانشآموزان پس از پایان دورة ابتدایی، وارد این دوره میشوند. این دوره دربرگیرنده: مدارس عمومی و خاص میانی، مراکز آموزش حرفهای، نهادها و مدارس بخش تخصصی، چهار سال تحصیل در مدارس فنی، سه سال تحصیل در مدارس میانی عمومی و مدارس حرفهای و پنج سال تحصیل در نهادهای تربیت آموزشگر است.
در دوره فرا میانی، نهادهای عالی تربیت آموزشگر، برنامههای چهارسالهای ارائه میدهند. آموزش تخصصی به شش حیطه مطالعاتی تقسیم شده است: علوم پایه، مهندسی و علوم صنعتی، علوم پزشکی، علوم کشاورزی، علوم اجتماعی و حیطههای هنری مانند هنرهای زیبا و رسانه.
این قلمروهای آموزشی مطالعاتی به 56 مسیر متفاوت مطالعاتی تقسیم شدهاند که 24 نوع مدرسه میانی تخصصی را شکل میدهد. پذیرش فقط در علوم پایه و علوم دریایی و علوم رسانه انجام میشود (International Bureau of Education, 2007).
به هنر و آموزش فنیوحرفهای توجه زیادی شده است؛ زیرا خدمات تخصصی را بهبود میبخشد. هدف از آموزش فنی چنین برشمرده شده است:
· تربیت نیروی کار فنی چیرهدست برای استفاده کارآمد از ابزارها؛
· تشویق روحیه فنی و ایجاد محیطی برای کارورزان در تولید؛
· تربیت کارورزان و مربیان مورد نیاز برای آموزشهای فنی؛
· ایجاد فرصتهای شغلی برابر برای همة کارورزان.
میانگین ساعات کلاسی، در دوره میانی بین 27 ساعت تا 31 ساعت در هفته است. ارزیابیها در دوره میانی مانند دوره ابتدایی است. اما مدرکی به دانشآموزانی که در دو سال پیاپی، در امتحانات پذیرفته نمیشوند، داده نمیشود. به دانشآموزان موفق در امتحانات، مدرک دوره میانی و به دانشآموزان در مراکز فنی، دیپلم آموزش میانی داده میشود.
بنابر دادههای موجود در سایت یونسکو شمار دانشآموزان در دوره میانی در 2013م، 646367 نفر بوده است.
آموزش عالی
آموزش عالی در لیبی زیر تأثیر عوامل گوناگون اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است. چهار سال بعد از بهدست آوردن استقلال این کشور در 1951م، نیاز فزایندهای به رهبران تربیتشده و متخصص برای اداره امور حکومتی و مؤسسات اجتماعی احساس شد. این نیاز به توسعه و گشایش شماری از نهادهای آموزش عالی، برای پرورش و تربیت رهبران ماهر انجامید. پیش از سال تحصیلی 1956-1955 و پنج سال بعد از بهدست آوردن استقلال، هنوز کشور لیبی هیچگونه نظام علمی یا مؤسسه آموزش عالی نداشت.
دانشگاه لیبی که در واقع هستة مرکزی نظام آموزش عالی کنونی این کشور است، در سال 1955 گشایش یافت. این دانشگاه، دربرگیرنده یک دانشکدۀ هنر و علوم تربیتی بود و هدف اصلی آن تربیت آموزشگران، کارکنان و مدیران رسمی نهادهای عمومی.
گشایش این دانشکده موفقیت بزرگی بهشمار میآمد و باعث شد دولت به گشایش دانشکدههای جدید در 1957م اقدام کند. دانشکدة اقتصاد و بازرگانی در بنغازی و دانشکدة علوم در شهر طرابلس شروع به فعالیت کردند. این امر، نقطۀ شروع گشایش دانشگاه چندپردیسی لیبی تلقی شد. نظام آموزش عالی، به توسعۀ خود با سرعت ادامه داد؛ بهگونهایکه 11 دانشگاه دربرگیرنده دانشگاه باز و شمار زیادی از مؤسسات فنی کاردانی در سطح کشور گشایش یافتند. در سال 1973، دانشـگاه لیبی به دو دانشـگاه مستقل تقسیم شد: دانشگاه طرابلس و دانشگاه بنغازی، که بعدها اولی به دانشگاه الـفاتح و دومی به گاریونیس تغییر نام یافتند (El-Hawat, 2003).
هدف از آموزش در دوره سوم موارد زیر است:
· ادامة تحصیل برمبنای آموزشهای پیشین؛
· ایجاد ظرفیتهای انسانی برای همة بخشهای جامعه؛
· اتصال آموزش به نیازهای بخشهای گوناگون جامعه؛
· توسعه نظام آموزش میانی فنی؛
· معرفی آموزش پیشرفته و فنون تعلیم و تربیت؛
· آغاز به کار آموزش الکترونیکی؛
· نوسازی و تنوع الگوهای آموزشی، بهویژه برای آموزش عالی و آموزش میانی، برای پاسخگویی به گروههای گوناگون جامعه؛
· توسعة آموزش رایگان و حمایت از آن برای همة بخشهای جامعه؛
· استقلال بین دورههای گوناگون آموزشی؛
· تبادل تجارب بینالمللی و آموزشی برای نوسازیهای بیشتر و بهبود انگاره آموزش در لیبی؛
· توانمندسازی استادان و ارتقای تجربههای علمی و حرفهای آنها تا توانایی انجام وظیفه در رشتههای گوناگون و استفاده از شیوههای جدید آموزشی را داشته باشند (The Libyan National Commission for Education, Culture and Science, 2008, p. 24).
سه نوع نهاد در سطح آموزش عالی در لیبی وجود دارد:
1. دانشگاهها: دانشگاهها سه نوع مدرک ارائه میدهند: مدرک کارشناسی که لازم به چهار سال مطالعه در بیشتر رشتهها، بعد از بهدست آوردن مدرک میانی است (دانشگاه الاجاز هوالجامعه). مدرک کارشناسی در دندانپزشکی، داروسازی، دامپزشکی، مهندسی و معماری نیاز به 5 سال آموزش دارد؛ درحالیکه مدرک کارشناسی در طب و جراحی ششساله است. دانشگاهها و آکادمیهای ملی لیبی، همچنین دورههای کارشناسی ارشد را نیز ارائه میدهند که دو تا سه سال طول میکشد. مدرک دکتری در رشتههایی خاص و نیز در دانشگاههایی خاص، پس از گذراندن سه تا چهار سال، بهدست میآید. طبق قوانین، برنامههای دوره دکتری و کارشناسی ارشد، باید به تصویب وزارت آموزش عالی و پژوهشهای آموزشی برسد و نیز این نهادها شرایط پذیرش برای این دورهها را تعیین میکنند.
نزدیک به 341841 دانشجو در دانشگاههای لیبی در سال تحصیلی 2011-2010 پذیرفته شدند که از آن میان 59% زن بودند و 90% از آنها در دانشگاههای عمومی پذیرفته شدند (Education, Audiovsual and Culture Executive Agency, 2012).
2. مراکز فنی تربیت آموزشگر: در نوامبر 2009 حدود 10 مرکز آموزش فنیوحرفهای و 6 مؤسسه عالی، تبدیل به مراکز تربیت آموزشگر فنی شدند. این دوره به مدرک کارشناسی فنی نیاز داشت که پس از پایان دورة میانی در مدت چهار سال تحصیل بهدست میآمد.
3. مؤسسات عالی فنیوحرفهای: در سال 2012، 81 نهاد عالی فنیوحرفهای در لیبی وجود دارد. این نهادها، برنامههای حرفهای را در تخصصهای گوناگون بهمدت سه سال عرضه میکنند. دانشآموختگان این نهادها، دیپلم عالی فنی دریافت میکنند.
نظام آموزش عالی در لیبی از چهار بخش مؤسسات آموزشی و پژوهشی فرا میانی تشکیل شده است. این مؤسسات، شامل دانشگاههای عمومی و تخصصی است که خود دو دستهاند: 1. دانشگاههای با برنامههای پژوهشی و کارشناسی. شامل دانشگاههای بنغازی، الفاتح، سبها، ناصر و هفتم آوریل که همگی ترکیبی از رشتههای تحصیلی متنوع، شامل علوم انسانی، علوم اجتماعی، حقوق و غیره ارائه میدهند؛ 2. دانشگاههای تخصصی، با برنامههای پژوهش و کارشناسی. شامل دانشگاه پزشکی عرب (طرابلس)، دانشگاه علوم کشاورزی عمر مختار، دانشگاه علوم پزشکی الفاتح بزرگ، دانشگاه فنّاوری ستارۀ روشن، و دانشگاه علوم مهندسی اتری الخضرا؛ 3. دانشگاه آزاد لیبی است که در طرابلس قرار دارد؛ 4. مؤسسات عالی فنیوحرفهای که شامل پلیتکنیکها و مؤسسات عالی تربیت آموزشگر، مؤسسات عالی مربیان، مؤسسات عالی فنی، علوم کشاورزی و صنعتی است. این مؤسسات در مناطق گوناگون کشور، پراکنده شدهاند و دربرگیرنده بر رشتههای الکترونیک، مکانیک، محصولات دامی، برق، علوم مدیریت و مالی، خدمات اجتماعی، فنّاوری صنعتی، علوم پایه، تربیت آموزشگر، فنّاوری پزشکی (سه شاخه)، علوم کشاورزی، تربیتبدنی و مؤسسۀ عالی فنّاوری است. از 1980م، بهدنبال اجرای سیاست دولت مبنیبر ایجاد ساختار جدید برای آموزش عالی، مؤسسات یادشده در بخش آموزش عالی قرار گرفتند (Clark, 2004).
درحالیکه سه دستة اول از مؤسسات فوق، دربرگیرندة دورههای چهارسالۀ دانشگاهی (کارشناسی) و در مواردی، تحصیلات تکمیلی هستند، چهارمین گروه از مؤسسات، ترکیبی از مؤسسات با دورههای کوتاه یا دورههای تحصیلی دو یا سهساله (کاردانی) هستند.
در حوزۀ پژوهشی، مؤسسات علمی جدید، با عنوان مراکز پژوهشی علمی در دو گروه سازماندهی شدهاند:
· مراکز پژوهشی وابسته به دانشگاههای دارای تحصیلات تکمیلی؛
· مراکز پژوهشی خارج از دانشگاه و وابسته به نهادها یا سازمانهای گوناگون عمومی (El- Hawat, 1988).
بین سالهای 2000 تا 2010م، شمار دانشجویان در آموزش عالی از 256000 نفر به 330000 نفر افزایش یافته است (Taghavi, 2013). سن ورود به آموزش عالی هجدهسالگی است.
جدول 3. نهادهای آموزش عالی لیبی
نام دانشگاه
سال تأسیس
محل
آکادمی تحصیلات تکمیلی عمومی لیبی
1998
طرابلس
علوم اسلامی اسمریه
1994
میسوراتا
الجبلالغربی
1991
غریان
بینالمللی پژشکی لیبی
2007
بنغازی
مصراته
1984
میسوراتا
عمر المختار
1960
البیدا
سبها
1983
سبها
سرت
1991
سرت
بنغازی
1955
بنغازی
تریپولی
1957
تریپولی
الفاتح
1957
تریپولی
گاریونس
1955
بن قاضی
7 اپریل
1988
الزایه
نصیر
2001
طرهونا
مرگب
1988
خمس
تهادی
1988
سیرت
(www.4icu.org)
نظام ارزیابی
آزمونها رایجترین ابزار برای ارزیابی دانشجویان در آموزش عالی است. گونههای دیگری از ارزیابی مانند تکمیل طرح کلاسی، برگه امتحانی و یا کارهای گروهی، متناسب با ماهیت درس و دورة آموزش برگزار میشود؛ معمولاً دو نوع امتحان و یک امتحان پایانی در کنار کارهای کلاسی برای ارزیابی دانشجویان است.
دو نوع نظام نیمسالی در لیبی وجود دارد:
نظام همسان ارزیابی: که در آن در یک زمان مشخص، همة دانشجویان واحدهای از پیش تعیینشده مشخصی را برمیگزینند و در این مورد، ارزیابیها برای همه، در یک سال تحصیلی یکسان است.
انتخاب اختیاری: که در آن به دانشجو اجازه داده میشود تا مطابق با پیشرفت و علاقهاش، واحدهای پیشنهادی در هر نیمسال و پیشنیازها را برگزیند (Education, Audiovisual and Culture Executive Agency, 2012).
آموزش الکترونیکی
مانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه، استفاده از فنّاوری ارتباطات و اطلاعات و بهکارگیری آموزش الکترونیکی در لیبی، هنوز گامهای نخستین را برمیدارد. درحالیکه برخی از دانشگاههای لیبی، مانند دانشگاه تحصیلات تکمیلی، گاریونس و الفاتح، زیرساختهای فنّاوری اطلاعات مانند رایانه، دسترسی به اینترنت و شبکه محلی را دارند، اما هنوز هم از الگوهای سنتی آموزش استفاده میکنند. دانشگاه باز در لیبی، این امکان را برای دانشجویان فراهم کرده است تا در منزل درس بخوانند و تنها برای امتحانات پایانی به دانشگاه بیایند. در سال 2005 سیاستی برای فنّاوری ارتباطات و اطلاعات در آموزش وضع شد. این سیاست بهوسیلة اداره آموزش و اداره آموزش حرفهای و گروهها و نهادهای دیگری مانند اداره مخابرات کشور و شرکت فنّاوری و ارتباط از دور در لیبی وضع شد. یکی از اهداف اصلی استفاده از آی.سی.تی توسعه منابع انسانی و سرمایهگذاری در آن، برای دستیابی به اهداف راهبرد ملی سیاست فنّاوری ارتباطات و اطلاعات است. در سال 2008، لیبی یک نظام الکترونیکی برای امتحانات آموزش میانی فنی راهاندازی کرد. آموزش عالی لیبی، هنوز با چالشهایی برای استفاده از فنّاوری اطلاعات و ارتباطات یادگیری الکترونیکی، روبهرو است. این چالشها مربوطاند به: پیشینه فرهنگی زبانی دانشآموزان و آموزشگران، آگاهی و نگرش آنها نسبت به یادگیری الکترونیکی، زیرساختهای فنّاوری توسعهنیافته و هزینههای بالای آموزشی- فنّاوری، نبود متخصصان محلی برای بهبود محتوای برنامه درسی الکترونیکی و نبود سازوکار مدیریت آموزشی مناسب برای پشتیبانی از فنّاوریهای نوین (Rhema and Miliszewska, 2010).
آموزش عالی غیرسنتی (مجازی)
آموزش عالی از دور: این نوع آموزش را دانشگاه آزاد لیبی، که در سال1987 گشایش یافته است، ارائه میدهد. مرکز اصلی این دانشگاه، در شهر طرابلس است و 16 شعبة آن در گوشه و کنار کشور، مانند بنغازی، سبها، اجدابیا، دیرنا و غیره گشایش یافته است. برنامههای درسی آموزشی این نوع آموزش عالی بیشتر در بستههای یادگیری دیداری، شنیداری و نوشتاری عرضه میشوند (International Association of University, 2005; Clak, 2004).
آموزش عالی غیردانشگاهی: فنیوحرفهای
آموزش عالی فنیوحرفهای که مؤسسات عالی فنیوحرفهای ارائه میدهند، دربرگیرنده دورههای سه تا پنجساله در رشتههای برق، مهندسی مکانیک، مدیریت مالی، تحصیلات رایانه، فنّاوری صنعتی، کار اجتماعی و فنّاوری پزشکی است. این دورهها، بعد از سه سال، به مدرک دیپلم فنی عالی (کاردانی) و بعد از چهار تا پنج سال، به مدرک کارشناسی منتهی میشود (International Association of University, 2005).
توسعة کمّی گسترده در آموزش عالی لیبی
نظام آموزش عالی لیبی از 1955م، با توسعة کمّی گستردهای در تعداد دانشجویان روبهرو شده است. در 1990م، کل جمعیت گروه سنی برای با آموزش عالی (24-18 سال) حدود 275000 نفر و شمار دانشجویان 84000 نفر گزارش شده است که 5/29% از جمعیت یادشده را پوشش میدهد. این درحالی است که براساس آخرین آمار موجود در سال 2005، جمعیت گروه سنی یادشده 676514 نفر و شمار کل دانشجویان 375028 نفر گـزارش شده که حـدود 55% از جمعیت مورد نظر را پوشش میدهد (Unesco, 2008). براساس آخرین دادههای در دسترس، نسبت دانشجویان رشتههای علوم پایه، فنی- مهندسی و صنعتی به کل دانشجویان، در سال 2005، 31% اعلام شده است (United National Development Programme, 2008).
جدول 4. شمار دانشجویان ثبتنامشده در دورة کارشناسی و کارشناسی ارشد
سال
زنان
کل
نسبت زنان به کل
1999
101333
204332
49%
2000
95284
188363
50%
2001
115569
223645
51%
2002
135853
258927
52%
2003
141811
270377
52%
(data.uis.unesco.org)
تدریس، یادگیری و ارزیابی
در امر یادگیری و امتحانات، مسئولیت مستقیم، در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، بردوش نمایندگان گروههای علمی گوناگون است. نتایج امتحانات دانشکدهها و اخذ دروس جدید، موضوعی است که مورد تصویب کمیتۀ مردمی دانشکده (شورای دانشکده) و کمیتة خلق دانشگاه (شورای دانشگاه) قرار میگیرد.
انجمنهای حرفهای- تخصصی معمولاً نظرها و دیدگاههای حرفهای و تخصصی خود را دربارة محتوای برنامههای درسی ارائه میکنند.
الگوی حاکم بر دورههای کارشناسی در دانشگاههای لیبی بر سه جنبه تأکید دارد: 1. بایستههای دانشگاه؛ 2. بایستههای دانشکده؛ و 3. بایستههای گروههای علمی و تخصصی.
الگوی برنامهریزی درسی که در بیشتر مؤسسات اتخاذ شده است، بر ژرفابخشی به محتوای دروس و برنامهها پا میفشارد. این پافشاری، بهویژه در شاخههای علوم اجتماعی و انسانی انجام میشود. در سال 2013 نرخ باسوادی در لیبی 60/82% گزارش شده است و این کشور در بین 52 کشور افریقایی در این موضوع، رتبه دهم را به خود اختصاص داده است.
آموزشگران
تربیت آموزشگران مدارس ابتدایی، طی دورهای چهارساله، در مؤسسات عالی تربیت آموزشگر (بعد از گذراندن دوره میانی) صورت میگیرد.
آموزشگران مدارس میانی، با گذراندن دورهای چهارساله، در مؤسسات عالی تربیت آموزشگر و بهدنبال آن گذراندن هشت ماه دورة تخصصی، به این موقعیت دست مییابند. در سال 2002 و 2003، 188552 نفر آموزشگر در سطح مقدماتی بودند که از آن میان 77% زن بودند و 42268 نفر آموزشگر در دوره میانی قرار داشتند. آموزشگرانی که در سه سال نخست سطح مقدماتی تمام موضوعات بهجز دروس عملی را تدریس میکنند، در هر هفته 20 ساعت تدریس کلاسی دارند (International Bureau of Education, 2007).
دارندگان مدرک کارشناسی ارشد، میتوانند در سمت مربی آموزشیار استخدام شوند. همهنگام، آنها بعد از سه سال تدریس در دانشگاه، میتوانند به مرتبة مربی ارتقا یابند. ارتقای مرتبة آنها به استادیاری نیازمند داشتن چهار سال سابقة تدریس و عرضة سه رسالۀ ارزیابیشده در کمیتة علمی متشکل از سه نفر کارکنان آموزشی است.
دارندگان مدرک دکتری، در مرتبة مربی استخدام میشوند و میتوانند در صورت داشتن چهار سال سابقة تدریس به مرتبة استادیاری ارتقا یابند؛ آنها همچنین پس از چهار سال (بعد از مرتبة استادیاری) تدریس و ارائۀ رسالۀ علمی منتشرشده- که کمیتۀ علمی دربرگیرنده سه نفر کادر آموزشی ارزیابی میکند- میتوانند به مرتبة دانشیاری ارتقا یابند. رسیدن به مرتبة استادی برای دانشیاران دارای پنج سال سابقة تدریس و سه رسالة منتشر و ارزیابیشده در کمیتۀ علمی یادشده، امکانپذیر است.
اعضای هیئتعلمی
کمترین شرط استخدام داوطلب عضویت در هیئتعلمی، داشتن مدرک کارشناسی ارشد و بومی لیبی بودن است. ساختار مراتب علمی، در مؤسسات آموزش عالی لیبی از پایین به بالا بهترتیب زیر است: مربی آموزشیار، مربی، استادیار، دانشیار و استاد.
در شرایط عادی، ارتقا از مرتبة علمی به مرتبة علمی دیگر، نیازمند گذراندن حداقل چهار سال در مرتبة پیشین، بهعلاوة انتشار مقالات علمی در مجلات شناختهشدۀ معتبر در رشتة تحصیلی مربوط است.
درحالیکه کلیۀ داوطلبان بومی واجد شرایط به استخدام رسمی درمیآیند، استادان خارجی بهطور قراردادی و پیمانی در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی بهکار گماشته میشوند و هر دو سال یکبار، قرارداد آنها قابل تمدید است. همة اعضای هیئتعلمی در لیبی از موقعیت و اعتبار قانونی یکسانی برخوردارند و کارمند دولت بهشمار میآیند. آنها از خدمات عمومی شهری، مانند مسکن و خدمات تأمین اجتماعی برخوردارند. استخدام، ارتقا و اخراج اعضای هیئتعلمی در حیطة مسئولیت خود مؤسسات آموزش عالی قرار دارد و هیچ نهاد مرکزی، در این خصوص مسئولیتی برعهده ندارد.
اعضای هیئتعلمی در همة کمیتههای کاری دانشگاهها و مؤسسات مشارکت دارند و با انتخاب نمایندگان خود، نقشی فعال در کلیة تصمیمات سازمانی ایفا میکنند.
حجم کاری استادان و ساعات تدریس آنها، براساس واحدهای پایه و در درون گروههای علمی داخل مؤسسات تعیین میشود؛ سپس، به تأیید کمیتههای مردمی دانشگاه میرسد. توازن بین ساعات تدریس، پژوهش و فعالیتهای اجرایی و مدیریتی نیز ازجملۀ مواردی است که براساس رویهای همگون و مبتنیبر قوانین و مقررات تعریفشده تعیین میشود.
مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی
در سال 2000، کمیتة عمومی مردم برای آموزش و آموزشهای حرفهای، منحل شد و همة مسئولیتهای آن، به شهرداریها محول شد؛ بنابراین وظایف شهرداریها شامل:
- توضیح و ارائه سیاستهای آموزشی، پژوهشی، حرفهای، در چهارچوب تصمیمات کنگرة عمومی؛
- اجرای برنامههای سیاستهای عمومی، توسعه و ارتقا دانش کاربردی و فنی، اجرای پژوهشها در زمینة آموزش و یادگیری، تأکید بر نقش زنان در آموزش، یادگیری در زمینه اسلامی و حفظ میراث عرب، به شهرداریها سپرده شده است.
در سطح محلی- منطقهای، نمایندگان کنگرة عمومی مقدماتی، در سیاستگذاریها دربارة آموزش شرکت میکنند. این نهادها، همچنین، این سیاستها را بهکار میگیرند و تصمیمات بهوسیلة دبیرخانه آموزش و پژوهشهای علمی در سطح محلی گرفته میشود. عضو آموزش در کنگره عمومی مقدماتی، گونهها و دورههای گوناگون آموزشی را در هیئت آن کنگره مدیریتی، مدیریت و نظارت میکند. وزارتخانههای دیگری مانند: وزارت بهداشت، وزارت دارایی نیز در آموزش نقش دارند.
این وزارتخانهها مسئول برپایی و ایجاد برنامههای مربوط به حوزه خود هستند (International Bureau of Education, 2007).
مدیریت آموزش عالی
مدیریت در سطح ملی
دانشگاهها در جمهوری لیبی، مؤسساتی مستقل هستند که ادارۀ بیشتر آنها با کمیتههای مردمی (شوراهای دانشگاه) و بر پایۀ تصمیمات کنگرههای محلی، دربرگیرنده ذینفعان داخلی چون استادان، دانشجویان، مدیران، و کارکنان غیرعلمی دانشگاه است. نهاد مسئول کمیتۀ مرکزی مردمی دانشگاهها (وزارت آموزش عالی) انواع کنشهای نظارتی و هماهنگی را بهویژه در سه حوزة اصلی اعمال میکند که عبارتاند از: 1. اجرای تصمیمات گرفتهشده در کنگرۀ عمومی؛ 2. مدیریت مالی و تخصیص منابع به مؤسسات؛ 3. هماهنگی درخصوص پذیرش دانشجو در دانشگاهها، کالجها و انواع رشتههای تحصیلی. برنامهریزی آموزش عالی در جمهوری لیبی در نهادهای عالی دولت مرکزی، صورت نمیپذیرد و در مقابل رویههای لازم برای جلب مشارکت هرچه وسیعتر کنگرههای محلی خلق، اعضای هیئتعلمی، والدین و کلیة مؤسسات آموزشی در تنظیم برنامههای آموزش عالی و اجرای آنها اتخاذ میشود (Najm, 1989, p.16).
مانند هر مؤسسۀ اجتماعی دیگری در لیبی، اهداف و مقاصد مؤسسات آموزش عالی، ازطریق کنگرههای محلی تنظیم و در کمیتههای مردمی اجرا میشود. کنگرههای محلی (شوراهای مردمی) هم نشاندهندة مشارکت وسیع عموم هستند و هم سازوکارهای اصلی برای سنجش و ارزیابی میزان پاسخگویی آموزش عالی به اهداف و مقاصد بیانشدۀ اولیه، بهوسیلة آنها انجام میشود.
بخش گستردة مؤسسات آموزش عالی در لیبی از منابع مالی عمومی تغذیه میشوند و آموزش عالی در این کشور رایگان است. هزینة سرانۀ هر دانشجو در سال بین نُه تا سیزده هزار دینار لیبی است که دولت آن را فراهم میکند (education.stateuniversity.com).
سکانداری دانشگاهی
الگوهای ادارة سازمان در دانشگاههای لیبی، کاملاً با الگوهای سنتی متفاوت است. دانشگاهها و کالجهای لیبی را کمیتههای مردمی و زیر نظر مستقیم کنگرههای محلی اداره میکنند. رئیس و اعضای کمیتة مردمی را انجمنهای مردمی مؤسسات متشکل از استادان، دانشجویان، کارکنان غیرعلمی و کارگران انتخاب میکنند. همة رؤسای دانشکدهها و گروههای علمی را نیز ذینفعان مؤسسه یا دانشگاه انتخاب میکنند. قدرت تصمیمگیری بین همة ذینفعان، ازطریق افرادی توزیع شده است که نمایندگی آنها را در همة کمیتهها برعهده دارند. رئیس دانشگاه و دانشکدهها، بهترتیب مسئول مدیریت دانشگاه و اعضای هیئتعلمی و تصمیمگیری در دانشگاه هستند. در سطح دانشگاهی، کمیتههایی، مانند نمایندگان رؤسا، رؤسای دانشکدهها و یک نمایندة اتحادیه هیئتعلمی دانشگاهی وجود دارد. در سطح هیئتعلمی، این کمیتهها دربرگیرنده رئیس بخشها، نماینده دانشجویان و نماینده واحد هیئتعلمی است. دانشگاهها اعضای هیئتعلمی را منصوب میکنند و آنها را ارتقا میدهند. هر دانشگاه عمومی بهوسیلة رئیس دانشگاه و معاونان او اداره میشود. دانشگاهها را کمیتههای معینشده ازطرف رئیس دانشگاهها و معاونان آنها اداره میکنند. این کمیتهها مسئول اجرای سیاستهای کلی ارائهشده برای آموزش عالی ازسوی وزارت آموزش و پژوهشهای آموزشیاند. رئیس کالجهای فنی و دانشکده، با حکم وزارت آموزش عالی و پژوهشهای آموزشی منصوب میشود. دانشگاههای خصوصی بهوسیلة ریاست هر دانشگاه اداره میشوند و این شخص، ملزم است تا هیئت دانشگاهی را ایجاد کند که در آن یک نفر ازسوی وزارت آموزش عالی و پژوهشهای دانشگاهی عضو است (Education, Audiovisual and Culture Executive Agency, 2012).
نمونهای از ساختار سازمانی دانشگاه در لیبی در نگارة 2 نشان داده شده است.
واحد پایه و بنیادی و هستة مرکزی در دانشگاههای لیبی گروهها یا بخشهای علمی هستند. این گروهها زیر نظر کمیتة مردمی کالج (دانشکده) مسئولیت امور علمی مؤسسه (نظیر برنامهریزی درسی، آموزش و تدریس، برگزاری آزمونها و استخدام اعضای هیئتعلمی) را برعهده دارند.
تأمین مالی آموزش از اواخر دهة 1980 تاکنون، افزایش شتابان شمار دانشجویان و تقاضا برای ورود به آموزش عالی باعث شده است محدودیتهای مالی و نیز فشارهای اقتصادی بیرونی، بر آموزش عالی این کشور تأثیر بگذارد. برایناساس، سیاستگذاران، برای کاهش فشارهای مالی وارد، به مدیریت عمومی محلی و بخش خصوصی، اجازۀ گشایش کالجهای دانشگاهی و مؤسسات آموزش عالی را دادهاند. مدیریت عمومی محلی، منابع مورد نیاز ادارة مؤسسات یادشده را از محل منابع جامعۀ محلی فراهم میکند و درخصوص بخش خصوصی، دولت تعهدی نسبت به تأمین مالی و یا اعطای کمکهای مالی ندارد؛ بنابراین آموزش عالی به جز در بخش خصوصی بهوسیلة دولت تأمین مالی میشود. کلیة هزینهها و مخارج مؤسسات آموزش عالی بخش خصوصی را اشخاص یا گروههای سرمایهگذار فراهم میکنند. در دورة زمانی دوساله 2000-1998 م، مدیریتهای محلی، بیش از پنج دانشگاه خصوصی گشایش یافتند. تا پیش از آن، دانشگاه آزاد تنها مؤسسهای بود که در بخش عمومی، قسمتی از مخارج خود را از شهریة پرداختی دانشجویان فراهم میکرد.
درحالحاضر، این سیاست جدید زیر عنوان همکاری و تعاون آموزشی، شناخته شده است.
وزارت آموزش عالی و پژوهشهای آموزشی، بودجه سالانه برای هر دانشگاه را طبق پیشنهادهایی از جانب آنها، اختصاص میدهد. این وزارت همچنین، بودجه سالانه برای کالجهای فنی را مطابق با چهارچوبهای بنیاد ملی فنیوحرفهای، و باتوجهبه بودجه درخواستی ازسوی این نهادها، اختصاص میدهد. بودجه در نظر گرفتهشده مطابق با معیارهای تعیینشده بهوسیلة وزارت آموزش عالی و پژوهشهای آموزشی مانند جمعیت مؤسسات، زیرساختهای موجود، امکانات و ساختوسازهای مورد نیاز، تخصیص مییابد.
در سال 2002 از 18 میلیارد پوند، تولید ناخالص داخلی، تنها 4% از آن به آموزش اختصاص داشت (Taghavi, 2013).
هزینههای دانشجویان، بسیار اندک است و آنها تنها هزینههای مربوط به ثبتنام را در ابتدای هر سال آموزشی و یا هر نیمسال پرداخت میکنند.
منابع محدود مالی دیگر، ازطریق کمکهای مالی، سرمایهگذاری و دادن خدمات به مردم، تولید میشود.
در برابر، نهادهای آموزش عالی خصوصی، منابع مالی را خودشان از رهگذر شهریه دانشجویان و ارائه خدمات به عموم فراهم میکنند (Education, Audiovisual and Culture Executive Agency, 2012).
پژوهشهای فراوانی درخصوص امکانات و قابلیتهای موجود در توسعة همکاری بین بخشهای عمومی و خصوصی در تأمین مالی آموزش عالی طی سالهای 2000-1997 انجام شده است که دستاورد آن صدور مجوز پنج دانشگاه خصوصی بود.
اما این نوآوری، در اتخاذ سیاستهای باز، به بروز بحث و مناظره درخصوص نقش دولت و وظایف قانونی آن (در حوزة آموزش عالی) و نیز دغدغة کیفیت در بخش آموزش عالی خصوصی انجامیده است (El-Hawat, 2003; Clark, 2004).
برنامهها و اصلاحات پیشرو
چالشهای پیشروی آموزش عالی در لیبی
آموزش عالی در سال 2007 با چالش هایی روبهرو است که دربرگیرنده:
- افزایش تقاضا برای دستیابی به آموزش عالی؛
- افزایش کیفیت دانشآموختگان آموزش عالی و توانایی آنها برای ایجاد حرفه؛
- اعتبارسنجی و اطمینانیابی از کیفیت نهادهای آموزشی و برنامههای آنها؛
- تأمین مالی و اداره نهادهای آموزش عالی؛
- افزایش استفاده از فنّاوری اطلاعات در نهادهای آموزش عالی؛
- تقویت پژوهشهای علمی در نهادهای آموزش عالی (Education, Audiovisual and Culture Executive Agency, 2012).
لیبی آموزش عالی را عامل مهمی در نوسازی و پیشرفت کشور میداند. تقاضای فزایندهای برای دسترسی به آموزش عالی وجود دارد، بااینوجود، دانشگاههای لیبی با مشکلات فراوانی ازنظر اقتصادی، اجتماعی، امنیتی، سیاسی و بافت بینالمللی شدن روبهرو هستند.
در سال 2013، بیش از 14000 دانشجوی لیبی در بیش از 30 کشور خارجی تحصیل میکردند. انگلستان، مشهورترین مقصد برای بورسیههاست و 2761 نفر از لیبی در دانشگاههای انگلستان تحصیل میکنند.
سرمایهگذاریهای ضعیف در دوران قزّافی و نیز حوادث اخیر در لیبی، در نظام آموزشی و مدیریت و زیرساختهای ضعیف آن، بازتاب یافته است. لیبی، ارتباط خود را با کشورهای دیگر از دست داده و این مانع پیشرفت و نوآوری در این کشور شده است. برنامه درسی تاریخ مصرف گذشته، دیگر با روح اجتماعی، آموزشی حاکم در لیبی همسو نیست و روشهای آموزشی دانشآموزمحور نیست و به یادگیری نمیانجامد. این مسائل جدی در ظرفیت، امنیت و دیوانسالاری در کشورهای جنگزده رایج است و وقت آنها برای پیشرفت در آموزش عالی، بیشتر صرف بازسازی آن میشود (Law John, 2014).
برمبنای گزارشی که ازسوی مرکز اطمینانیابی از کیفیت و اعتبارسنجی نهادهای آموزشی در لیبی صادر شده است، درحالحاضر چالشهای زیر برای نهادهای آموزش عالی در لیبی وجود دارد:
- نبود مواد درسی کارآمد؛ بهگونهای که برنامههای درسی موجود بهمدت طولانی دوام نمیآورند؛
- نبود برنامه راهبردی کارآمد برای اهداف کوتاهمدت؛
- مشکل انتخاب کارآمد رهبران آموزشی که بتوانند به اهداف نظام آموزشی در آینده دست یابند؛
- چهارمین مشکل این است که نمیتوان چشمانداز و مأموریتی برای دانشکدهها و دانشگاهها در لیبی تعریف کرد؛
- مشکل توسعه در برنامههای آموزش هیئتعلمی که نقش مهمی در کیفیت آموزش عالی دارند؛
- مشکل در فهم واژه کیفیت؛
- مشکل در تصمیمگیریها در دانشگاهها باتوجهبه وظیفه مهم اعضای هیئت علمی؛
- نبود آموزشهای کافی برای اعضای هیئتعلمی و کارکنانی که نقش اساسی در تولید و فعالسازی روند آموزشی ایفا میکنند؛
- مشکل در شفافسازی ساختار دانشگاهها و سیاستها و مدیریت نهادهای آموزش عالی؛
- مشکل کاهش قدرت رهبران در سطوح نهادهای آموزش عالی که تأثیر بر کیفیت آموزش دارند؛ زیرا ساخت نهادهای یادگیری عالی، همواره در حال تغییر است و پیشرفت در آن سخت است؛
- مشکل توسعه و بهبود برنامههای آموزشی در نهادهای آموزش عالی، بهعلت مشکلات این روند. وجود این مشکلات بهعلت ابعاد کمّی-کیفی آموزش و نیز نوع پراکندگی جغرافیایی نهادهای آموزشی در سطح کشور است؛
- نبود رابطه بین نهادهای آموزشی و بازارکار در لیبی؛
- عدم شناسایی صحیح حوزههای مطالعاتی؛
- تأمین و تجهیز نکردن کتابخانهها و آزمایشگاهها؛
- توسعه ندادن روشهای یادگیری، آموزش و مطالعه، که این تأثیر چشمگیری بر کیفیت روند آموزشی و امکان استفاده از روش مهارتهای خودآموزی مانند تفکر تحلیلی، مهارت حل مسئله، خلاقیت، اختراع و مهارتهای پژوهش دارد؛
- پایین بودن دستمزد اعضای هیئتعلمی و ایجاد بازار آموزشگر خصوصی بهوسیلة نخبگان. برنامههای درسی، پس از 40 سال مداخلات سیاسی منسوخ شدهاند و هیچ استانداردی برای ارتقای هیئتعلمی وضع نشده است؛
- زیرساختهای ضعیف فنّاوری اطلاعات در لیبی، باعث شده این کشور هنوز در استفاده از اینترنت و رایانه عقبماندگی داشته باشد و این امر بهکارگیری آموزش از دور را دشوار کرده است؛
- وجود چالشهایی در فرهنگ دانشجویی. دانشجویان پاسخگو نیستند و نظامهای تنبیهی برای آنها و مشوقهای کمی برایشان وجود دارد. اگر دانشجویی در آزمونی موفق نشود، استاد در این امر گناهکار شناخته میشود. حقالزحمة زندگی دولتی و امکانات تقریباً نامحدود برای جبران این شکست، این مشکل را حادتر کرده است (The Holdings Center for International Dialogue, 2014).
موانع اصلی (اقتصادی، اجتماعی، آموزشی و غیره) در حوزه آموزش فراگیر
مانع اقتصادی، فرهنگی و سیاسی که مربوط به آموزش باشد، وجود ندارد؛ زیرا آموزش برای همة افراد در لیبی است. آموزش حق افراد است و جزء حقوق مدنی آنها بهشمار میآید. مهمترین موانعی که درباره آموزش فراگیر وجود دارد، دربرگیرنده موارد زیر است:
- توسعه ارتباط با محیط اجتماعی پیرامون مدارس؛
- ضعف بههم پیوستگی و هماهنگی بین برنامه آموزشی، برنامه اقتصادی، بهخصوص در ارتباط با برنامه درسی و دورههای مطالعاتی و بازار کار؛
- افزایش تقاضا برای آموزش و تخصیص بودجة اندکی به آن؛
- وابستگی کامل به بودجة عمومی که شامل انباشتههای مالی فراوانی در سطح دولت است و عدم حضور و فعالیت بخش خصوصی در توسعه آموزش؛
- نبود تنوع و گوناگونی در بین نهادهای آموزشی عمومی و خصوصی، همة نهادهای آموزشی از یک نوع کتاب درسی استفاده میکنند و روشهای تدریس یکسان است؛
- روبهرو بودن کشور، با چالشهای امنیتی که نتیجة آن در اولویت قرار ندادن و دیرکرد در اصلاحات است. افزونبراین، ناامنی، آموزشگران را بهطور مستقیم زیر تأثیر قرار میدهد و آنها خشونت زیادی را بهعلت وجود نظام ضعیف و ناسالم ازسوی دانشآموزان متحمل میشوند.
- مشکلات مربوط به فضای فیزیکی که در برخی از دانشگاهها، مانند دانشگاه تریپولی وجود دارد، و نبود کشش در فضای پردیسهای دانشگاهی برای دانشجویان.
بهمنظور حل مشکلات بالا، راهحلهای زیر پیشنهاد میشود:
- کمک گرفتن از جوامع بینالمللی برای ارزیابیهای اقتصادی، با هدف تعیین نیازهای آموزشی راهبردی. نهادهای بینالمللی باتجربه با ایجاد بینشهای راهگشا در این زمینه، میتوانند به لیبی کمک کنند؛
- توسعة دانشکدههای جدید در بخشهای توسعهنیافته مانند: تجارت، هتلداری، روزنامهنگاری، که میتوانند کارآفرینی محلی و کنشهای مدنی را تقویت کنند؛
- آغاز تبلیغات گسترده رسانهای برای نشان دادن اهمیت آموزش فنی؛
- ایجاد دفاتر مشاوره شغلی در مدارس: این واحدها در رویکرد حرفهای فراگیر، مشاوره میدهند. افزونبراین این، واحدها مراکز میزبان شغل هستند که دانشآموزان را به شرکتهای داخلی معرفی میکنند؛
- ساخت پارکهای علم و فنّاوری که بهمثابه قطب خلاقیت عمل میکنند. با تشویق و تقویت این سایتها، لیبی میتواند در امر پژوهش و توسعه پیشرفت کند و این به کارآفرینی داخلی نیز کمک میکند؛
- پرورش کارآفرینان عمومی و خصوصی که آموزش عالی را به تجارتهای داخلی، ازطریق کارآفرینی و کسبوکارهای آموزشی ارتباط میدهند.
اصلاحات در بلندمدت (2015-2008م)
اتحادیه جماهیر لیبی، مسئول پاسخگویی به سازمان بینالمللی آموزش برای آمادهسازی گزارش ملی درباره توسعة آموزش است. این گزارش در کنفرانس بینالمللی آموزش در جلسه چهلوهشتم، 28-25 نوامبر 2008، در ژنو ارائه شد، اتحادیه جماهیر لیبی، این توافق را به یونسکو ارائه کرد تا درباره مسائلی که جوامع بینالمللی باید با آنها روبهرو شوند، انتخاب کند. اصلاحات زیر دربارة آموزش و حوزههای فرهنگی-اقتصادی در دوره هفتساله هستند و برنامههای اجرایی مناسب با هریک از آنها در جدول 5 ذکر شده است.
چشمانداز لیبی
پس از انتخابات مجلس لیبی در 2012م و شکلگیری دولت جدید، نمایندگان چشماندازی را برای آینده آموزش عالی انتخاب کردند. هدف از آن، پی نهادن دانشگاهی در سطح جهانی و در تراز دانشگاههای رده اول جهان است که به اقتصاد لیبی تنوع بخشد و این کشور را به قطب پیشرفت تحصیلی با استفاده از منابع گازی و دستیابی به منابع نفتی تبدیل کند. این اصلاح در آموزش عالی یعنی استفاده از منابع نفتی فراوان، تصویر روشنی از تلاش بلندمدت برای ایجاد تغییر نشان داده است. نظام آموزش عالی بهبودیافته، به رشد شغلی کمک میکند، اتکا به تخصصهای خارجی در بخش فنی را کاهش میدهد و امکان اینکه لیبی تبدیل به قطب آموزشی شود، افزایش میدهد.
بهعلت توجه اندکی که به برنامه بلندمدت از سال 1969 شده است، لیبی تجربه اندکی در بهبود برنامهریزی داشته است. طرحهای برنامهریزیشدة قبلی با نتایج مختلط توسعه داده شده و رشد کشور را متوقف کرده بود. پس از چهار دهه استبداد، لیبی راههای بهتر و چشماندازی را برای به جلو راندن و برطرف کردن نیازهای فعلی و آینده جستوجو میکند. در نگاره 3، چشمانداز لیبی تا سال 2020، پایهها و مبناهای آن قابل مشاهده است.
تا سال 2020، لیبی میتواند تبدیل به کشوری مردمسالار، مرفه و پایدار شود که در آن، شهروندان از استانداردهای بالای زندگی لذت میبرند. چشمانداز تا سال 2020 برمبنای 4 حوزه اصلی پیشرفت است: صلح، امنیت و حاکمیت قانون، توسعة انسانی، توسعه اقتصادی، حکومت و اصلاحات بخش عمومی.
صلح، امنیت و حاکمیت قانون، پیشنیازهای توسعه پایدار هستند. لیبی، ساخت اقتصادی متنوعی را ایجاد خواهد کرد که رفاه را برای مردم لیبی از رهگذر توسعه بخش خصوصی، ایجاد مشاغل، ثبات اقتصادی، بهبود زیرساختهای اقتصادی و مدیریت مسئولانهتر منابع، ایجاد خواهد کرد. مردم لیبی توانمند خواهند شد و مهارتهایشان توسعه خواهد یافت و به توان کامل خود، ازطریق دسترسی به آموزش با کیفیت در همة سطوح و ارائه خدمات اجتماعی و بهداشتی با کیفیت و توسعه شهری پایدار، دست خواهند یافت.
لیبی دولتی مردمسالار، پاسخگو و شفاف، در دو حوزه ملی و شهری ایجاد خواهد کرد. چشمانداز لیبی برای توسعه انسانی، حول ساخت قابلیتهای انسانی و از بین بردن موانعی که دستیابی به ظرفیتهای کامل را ایجاد میکند، میچرخد. کیفیت آموزش باید بهبود بخشیده شود و به علوم و فنّاوری بهمثابة زمینهای برای رشد اقتصادی توجه شود. توانمندسازی مردم لیبی و تقویت جوامع در سراسر کشور، تضمین میکند که شهرداریهای لیبی، بر نیازهای مردم متمرکزاند و خدمات دسترسپذیر، مسکن و حملونقل، ساخت اقتصاد محلی پررونق را ایجاد میکنند.
آموزش و نظام آموزشی در لیبی، نقش مهمی ایفا میکند. آموزش و یادگیری مادامالعمر، هردو از حقوق انسانی و پیشنیاز برای تحول پیشبینیشده در چشمانداز لیبی تا سال 2020 است. تبدیل آموزش در لیبی، برای شتاب بخشیدن به تغییرات اقتصادی- اجتماعی برای چشمانداز لیبی تا سال 2020 مؤثر خواهد بود که این نیازمند سازوکارهای دولتی مؤثر، برای هماهنگی با نهادها، سیاستهای اقتصادی همسو با آموزش و اطمینان از کیفیت برنامههای نهادهای آموزشی است. در این زمینه، طرحهایی برای تحول آموزش جوانان در نظر گرفته شده است:
1. باز ارزیابی مدیریت نظام آموزشی؛
2. توسعه برنامههای آموزشی؛ بهطوریکه پاسخگوی نیازهای فعلی و آینده باشند و ارائهدهندة زمینهای از ارزشهای اخلاقی، فرهنگی و خلاقیت و نوآوری باشد؛
3. سازوکار تضمین کیفیت قوی را ایجاد کند تا اطمینان حاصل شود مؤسسات پاسخگو و مستقل هستند؛
4. باز ارزیابی روندهای پرداخت و زمینههای مطالعاتی برای دانشجویانی که بورسهای تحصیلی دریافت میکنند؛
5. فعالسازی مجوزها و مدارک لازم، برای آموزشگران تا آموزشگر خارجی بهشمار آیند و مدارک و مجوزهای آنها در کشورهای دیگر نیز اعتبار داشته باشد؛
6. ایجاد نظامی برای بودجهبندی پژوهشهای علمی در زمینههای اجتماعی- اقتصادی (Libya Institute for Advanced Studies, 2014).
کتابشناسی
AFDB, OECD, UNDP and UNECA. (2012). African Economic Outlook 2012. Retrieved from: http://www.undp.org/ content/dam/rba/docs/Reports/African%20Economic%20
Outlook%202012%20En.pdf.
Arab Medical Univerity Bulletin for the Year 1986-1985. University Press.
Argia, Hassan A. A. and Ismail, A. (2013). “The Influence of Transformational Leadership on the Level of TQM Implementation in Higher Education Sector”. Higher Education Studies, 3(1), 136-146.
British Council. (2013). Development Partnerships in Higher Education (DelPHE). Retrieved from: https:// www.britishcouncil.org/partner/track-record/development-partnerships-higher-education
Bubtana, A.R. and Sarakbi, M. (1992). “Libya”. In Burton R. Clark and Guy R. Neave (eds), The Encyclopaedia of Higher Education (V.1, pp. 428-437). New York: Pergamon.
Central Intelligence Agency. (2014). “Libya”. The world Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/library/ publications/the-world-factbook/geos/pl.html
Clark, N. (2004). Education in Libya. Retrieved from: https://wenr.wes.org/2004/07/wenr-julyaugust-2004-education -in-libya
Education, Audiovisual and Culture Executive Agency. (2011). “Higher Education in Libya”. Overview of the Higher Education Systems in the Tempus Partner Countries. Retrieved from: https://publications.europa.eu/en/ publication-detail/-/publication/7c3b6f15-39da-4dbb-bc3c-316701a8385f/language-en
Education, Audiovisual and Culture Executive Agency. (2012). “Higher Education in Libya”. Overview of the Higher Education Systems in the Tempus Partner Countries. Retrieved from: http://europski-fondovi. eu/ sites/ default/ files/dokumenti/Tempus%20IV%20-%20Overview%20-%20Southern%20 Mediterranean_0.pdf.
El-Hawat, A. (1988). The New Education Structure and University Education in the Jamahiriya. Unpublished Paper.
El-Hawat, A. (2003). “Libya”. In Damtew Teferra and Philip G. Altbach (Eds), African Higher Education: An International Reference Handbook (PP. 391-402). Bloomington: Indiana University.
Fisher, W.B. (1987). “Libya (The Great Socialist People's Libyan Arab Jamahiriya): Physical and Social Geography”. In The Middle East and North Africa (34rd ed). London: Europe.
International Association of Universities. (2005). “Libyan Arab Jamahiriya- Education System”. World Higher Education Database. Retrieved from: https://whed.net/home.php
International Bureau of Education. (1966). International Yearbook of Education (vol. 28). Retrieved from: http:// unesdoc.unesco.org/images/0013/001329/132953eo.pdf.
International Bureau of Education. (2007). “Libyan Arab Jamahiriya”. World Data on Education (6th ed). Jeneva: Unesco.
Libya Institute for Advanced Studies. (2014). Libya Vision 2020: A Plan for Transformative Change by 2020. Retrieved from: http://www. nationalplanningcycles. org / sites/default/files/planning_cycle_repository/libyan_arab_jamahiriya/libya-vision-2020_english.pdf.
Najm, M. (1989). The Role of University Planning in the Popular Society. Unpublished Paper.
Pargeter, A. (2010). Libya. Retrieved from: https:// freedomhouse.org/sites/default/files/inline_images/Libya. pdf.
Rhema, A. and Miliszewska, I. (2010). “Towards E-Learning in Higher Education in Libya”. Informing Science and Information Technology, 7, 423-437.
Suwaed, Hameda H. KH. M. (2011). Teachers' cognition and Classroom Teaching Practice: an Investigation of Teaching English Writing at the University Level in
Libya. Retrieved from: http://theses.gla.ac.uk/2963/1/ 2011suwaedphd.pdf.
Taghavi, M. (2013). A Critical Analysis of Higher Education
Sector in Libya; Selected Works. Retrieved from: https://works.bepress.com/mr_farzanegan/23/download/
The General People’s Committee for Education and Vocational Training. (1999). Education For All 2000 Assessment: Country Report of the Great Socia list People’s Libyan Arab Jamahiriya . (Under the Co-ordination of A.M. Tagiuri ). Tripoli: Author.
The Holding Center for International Dialogue. (2014). Dialogue Snapshot, Expanding Opportunities for Libyan Higher Education. Retrieved from: https://www. hollingscenter.org/wp-content/uploads/2014/06/HED-Libya-Dialogue-Snapshot.pdf.
The Libyan National Commission for Education, Culture and Science. (2004). The Development of Education in the Great Socialist People’s Libyan Arab Jamahiriya. A National Report. Geneva: Unesco.
The Libyan National Commission for Education, Culture and Science. (2008). The Development of Education in the Great Socialist People’s Libyan Arab Jamahiriya. A National Report. Retrieved from: http://www.ibe. unesco.org/National_Reports/ICE_2008/libya_NR08.pdf.
Unesco. (2008). Statistical Yearbook. Paris: Author.
United Nations Country Team in Libya. (2013). Strategic Framework 2013-2014. Retrieved from: http://www.
ly.undp.org/content/libya/en/home/library/operations/unct-strategic-framework.html
United Nations Development Programme. (2008). UNDP Annual Report 2008: Capacity Development: Empowering People and Institutions. Retrieved from: http://www.ly. undp.org/content/dam/undp/library/corporate/UNDP-in-action/2008/English/UNDP-in-action-2008-en.pdf.
https://blogs.lt.vt.edu/aimen/
http://data.uis.unesco.org/
http://education.stateuniversity.com/pages/860/Libya-HIGHER-EDUCATION.html
http://www.4icu.org/reviews/3172.htm
http://www.britishcouncil.org/education/ihe
https://www.scholaro.com/pro/Countries/Libya/Grading-System
https://www.wes.org/ca/events/