نوع مدخل : مدخل دانشنامه
نویسنده
چکیده
پایتخت: حراره (سالیسبوری در گذشته)
نوع حکومت: جمهوری پارلمانی
زبان رسمی: انگلیسی، شونا و ندیل
مساحت: 390757 کیلومترمربع
جمعیت: 15/14 میلیون نفر (2013م)
تعداد دانشجویان: 94012 نفر (2012م)
تعداد اعضای هیئتعلمی: 5433 نفر (2012م)
تولید ناخالص ملی: 91/13 میلیارد دلار (2015م)
هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 5/7% (2014م)
هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 0/30% (2014م)
ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی
زیمبابوه که در گذشته با نام رودزیای جنوبی شناخته میشد، در جنوب قاره افریقا قرار گرفته است. این کشور که به دریا راه ندارد، از جنوب با کشورهای افریقای جنوبی و بوتسوانا، از شمال با زامبیا و از شرق با موزامبیک همسایه است. این کشور که بر روی بلندهای کریستالی قرار گرفته است از آبوهوای گرم و خشکی برخوردار است (میانگین هوای حراره از ماه ژانویه حدود 21 درجه و از ماه ژوئیه حدود 14 درجه سانتیگراد است). دریاچه کاریبا و رودخانه زامبز، بخش گستردهای از مرزهای این کشور با زامبیا را تشکیل میدهند. این کشور پوشیده از علفزارهای استوایی است که گاه به شکل بوته و گاه به شکل درخت است. منابع طبیعی این کشور را زغالسنگ، کرم، نیکل، جیوه تشکیل میدهند و همچنین از معادن آهن، وانادیم، لیتیم، روی، الماس و فلزات گروه پلاتین و طلا نیز برخوردار است.
زیمبابوه با برخورداری از فصل کوتاه بارانی (بین ماههای نوامبر تا مارس) با مشکلات جنگلزدایی، فرسایش زمین و خشکسالی نیز روبهرو است. دیرینه تاریخی زیمبابوه به حدود 5000 هزار سال پیش میرسد، یعنی در عصر پارینه سنگی و زمانیکه شکارچیان که امروزه به نام قوم خوازان مشهور هستند به این سرزمین آمدند. در عصر آهن، یعنی حدود 2000 سال پیش، بانتو زبانان به این قلمرو مهاجرت کردند که نیاکان قوم شونانیز بهشمار میآیند، که درحالحاضر، چهارپنجم اهالی کشور را تشکیل میدهند.
در سده میانه، تمدن بانتو در منطقه گسترش یافت که آثار آن را امروزه میتوان در ویرانههای «زیمبابوه بزرگ» و دیگر ویرانههای کوچکتر جستوجو کرد. در اواخر سده دهم رفتوآمد بازرگانان مسلمان در سواحل اقیانوس هند موجب توسعه زیمبابوه بزرگ شد. در سده نوزدهم شوناها از ندبلها شکست خوردند و در قسمت شمال زیمبابوه گرد آمدند.
در سال 1888، بازرگانان بریتانیای کبیر برای استخراج منابع زیرزمینی این کشور به این قلمرو سرازیر شدند. استعمار انگلیس در سال 1965 لغو و سرانجام در سال 1980 استقلال این کشور به رسمیت شناخته شد.
از سال 1988-1980، زیمبابوه درگیر جنگ داخلی میان دو جنبش ملیگرای سیاهپوست زانو (شوناها) و زاپو (ماتابله و ندبلها) شد.
در سال 1987 با تغییر قانون اساسی کشور، رابرت موگابه رئیسجمهور این کشور شد. در سال 2000، رابرت موگابه، برمبنای وعدههای پیشین حزبش و با این استدلال که نباید سفیدپوستان که فقط 1% جمعیت زیمبابوه را تشکیل میدادند، 70% از زمینهای حاصلخیز این کشور را در اختیار داشته باشند، به باز پس گرفتن زمینها از سفیدپوستان و بازپخش آنها در میان سیاهپوستان پرداخت. لازم به یادآوری است که تا پیش از انجام این اصلاحات، سفیدپوستان با کاشت گندم، بادامزمینی و تنباکو و با بهرهگیری از فنّاوری نسبتاً پیشرفته، موجب افزایش محصولات کشاورزی این کشور شده بودند و تا جاییکه زیمبابوه بهمنزله انبار گندم افریقا شناخته میشد. حجم تجارت کشاورزی بیش از 50% از تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل میداد. بهعلاوه این کشور فراهمکننده دانههای گیاهی در «برنامه مواد غذایی جهان» بهشمار میرفت. اگرچه بازپسگیری و بازپخش زمینها در زیمبابوه با نیت و استدلال قابل فهمی انجام شد، اما نتیجه چنین برنامهای، با فرایندی که به اجرا درآمد، این بود که این فراهمکننده مواد غذایی در برنامه یادشده به مشتری برنامه تبدیل شد. از دیگر آثار اجرای چنین برنامهای با بحران روبهرو شدن بخش گردشگری کشور بهدلیل ایجاد نگرانی در گردشگران اروپایی از احساسات ضد سفیدپوستی بود. تغییرات ایجادشده موجب شد که نرخ تورم در این کشور از 32% در سال 1998، براساس برآوردهای رسمی به 763% در سال 2007 افزایش یابد. صندوق بینالمللی پول پیشبینی کرده است که نرخ تورم در پایان سال 2008 به 4430% خواهد رسید. اقتصاددانهای بخش خصوصی این نرخ تورم را چهار برابر بیش از ارقام رسمی برآورد میکنند.
تحلیلهای رسمی دولت موگابه، سقوط وضعیت اقتصادی این کشور را و همچنین نرخ رسمی بیکاری 80 درصدی در این کشور را ناشی از «خرابکاری» در نظام اقتصادی و تحریمهای انجامشده ازسوی اتحادیه اروپا و ایالات متحده میپندارند. صادرات مواد معدنی، محصولات کشاورزی و گردشگری بیشترین ارز خارجی را به این کشور وارد میکرد؛ اما دگرگونیهای ایجادشده در زیمبابوه، ازجمله بیرون راندن کشاورزان سفیدپوست، مدیریت نامناسب و فساد اقتصادی این کشور را با مشکلات دشواری روبهرو ساخته است. ازجمله این مشکلات میتوان از تورم مهار گسیخته، کاهش تولیدات کشاورزی، از میان رفتن حیات وحش، کمبود مبادلات خارجی و در نتیجه کاهش ارز خارجی نام برد. در گزارشی که ازسوی گروه ضربت حفظ زیمبابوه در سال 2007 انتشار یافته است، حدود 60% از حیات وحش زیمبابوه از سال 2000 نابود شده است.
از دیدگاه مردمشناختی، 98% از جمعیت زیمبابوه را گروههای قومی سیاهپوست تشکیل میدهند. 80% تا 84% آنها از قوم شونا و 10 تا 15% از ندبلها هستند. بانتوسها سومین قوم سیاهپوست ساکن این کشور را تشکیل میدهند که 2 تا 3% مردم را تشکیل میدهند. سایر اقوام و همچنین سفیدپوستان این کشور 5/1% جمعیت این کشور را تشکیل میدهند. سفیدپوستان بیشتر انگلیسیتبار، افریقاییتبار، پرتغالی و آلمانی هستند. شمار سفیدپوستان این کشور از 293000 نفر در سال 1975 به حدود 50000 نفر در سال 2002 رسیده است. 5% دیگر را نژادهای مختلف آسیایی بهویژه هندیها و چینیها تشکیل میدهند که در بخش اقتصادی نیز بسیار اثرگذارند.
از همپاشی اوضاع اقتصادی و اقدامات سرکوبگرانه سیاسی، موج مهاجرت بهویژه به کشورهای همسایه را افزایش داده است. براساس برآوردها حدود 3400000 نفر از اهالی کشور، یعنی حدود یکچهارم جمعیت زیمبابوه در سال 2007 از کشور خارج شدهاند و حدود 3000000 نفر آنها به افریقای جنوبی رفتهاند.
افزونبر شمار افرادی که کشور را ترک کردهاند، حدود 570000 نفر نیز در درون کشور جابهجا شدهاند و بسیاری از آنها در پایگاههای موقتی زندگی میکنند که از کمکهای بسیار ناچیزی برخوردار هستند.
اگرچه زبان رسمی زیمبابوه انگلیسی اعلام میشود، اما تنها 5/2% از جمعیت این کشور و بیشتر سفیدپوستان و رنگینپوستان (نژادهای آمیخته) زبان انگلیسی را زبان مادری خود تلقی میکنند. بقیه جمعیت این کشور به زبان شونا (75%) و ندبل (18%) سخن میگویند. در واقع، زبان انگلیسی بیشتر در شهرها و کمتر در روستاها مورد استفاده قرار میگیرد. درحالحاضر، برنامههای رادیو و تلویزیون به هر سه زبان پخش میشود.
گرایشات دینی نیز در این کشور از گوناگونی زیادی برخوردار است. 62% از مردم زیمبابوه مسیحی هستند. اگرچه، همانند بسیاری از کشورهایی که در گذشته مستعمره بودند، مسیحیت با باورهای سنتی در هم آمیخته است. در کنار مسیحیت، کیشهای نیاکان بیشترین طرفداران را دارند. حدود 1% مردم این کشور نیز مسلمان هستند.
براساس گزارشهای سازمان بهداشت جهانی سازمان ملل متحد، امید به زندگی در میان مردان 37 سال و در میان زنان 34 سال است که پایینترین سطح امید به زندگی در جهان در سال 2006 اعلام شده است. نکته مهم دیگر در زندگی اهالی زیمبابوه، نرخ بالای بیماری ایدز است. در سال 2006 بیماران این بیماری مرگبار 20% از جمعیت 49-15 سال کشور برآورد شده است. اگرچه گزارش یونسکو بیانگر کاهش شمار بیماران مبتلا به ایدز از 26% در سال 2002 به 21% در سال 2004 است.
اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی
از سال 1980 که زیمباوه به استقلال دست یافت، آموزش از اولویت بالایی در برنامههای توسعه و همچنین تخصیص بودجه برخوردار شد. هدف اصلی بالا بردن همبستگی ملی و سوسیالیسم است و باید از رهگذر عرضه نیروی انسانی کارآزموده و چیرهدست در توسعه ملی مشارکت داشته باشد. از دیدگاه فرهنگی هدف، بازجان بخشیدن به زبانها و ارزشهای فرهنگی نادیده انگاشته شده در گذشته و توسعه سبک ویژهای از زندگی است که بر پایه بازشناسی و تقویت فرهنگهای گوناگون استوار است.
بر پایه قانون اساسی این کشور که آخرین بار در سال 2011-2010 بازنگری شد، حق دسترسی به آموزش چنین بیان شده است:
1. هر شهروند و ساکن دائمی زیمباوه حق دارد:
الف) به آموزش پایه با منابع دولتی، ازجمله آموزش پایه بزرگسالان دسترسی داشته باشد.
ب) به آموزشهای دورههای بالاتر که دولت، از رهگذر قانونگذاری خردورزانه و دیگر اقدامات، ایجاد میکند، دسترسی داشته باشد.
2. هرکسی با هزینه شخصی خود حق گشایش و نگهداری نهادهای آموزشی مستقل، با استانداردهای خردورزانه را دارد. این نهادها حق کاربست هیچگونه تبعیضی را که در قانون اساسی پیشبینی شده است ندارند.
3. امکان تدوین قانونی برای ثبت چنین نهادهایی و همچنین بستن آن دسته از نهادهایی که استانداردهای پیشبینیشده برای ثبت را ندارند، وجود دارد.
4. دولت وظیفه دارد قوانین و دیگر اقدامات لازم در این زمینهها را با درنظر داشتن منابع در دسترس، برای دستیابی به حقوق گنجانده شده در بخش یکم (این قانون) را فراهم کند (Government of Zimbabwe, 2013, p. 37).
همچنین، در قانون آموزش این کشور، بازنگری شده در سال 1991، نکات زیر خاطرنشان شده است:
· برطرف ساختن هرگونه تبعیضنژادی در آموزش؛
· اجباری و رایگان بودن آموزش ابتدایی؛
· پشتیبانی دولت از آموزش غیررسمی، بزرگسالان و
برنامههای سوادآموزی (International Bureau of Education, 2011, p. 3).
اصول مربوط به آموزش دوره سوم (عالی) در قانون برنامهریزی و توسعه نیروی انسانی، مصوب سال 1984 و بازنگری شده در سال 1994 گنجانده شده است. این قانون برای گشایش، نگهداری و عملکرد نهادهای فنی یا حرفهای، دانشگاهها، دانشسراهای آموزشگران و مهارتآموزی حرفهای؛ توسعه منابع انسانی، مهارتآموزی فراگیران و صدور گواهینامه برای کارگران ماهر تدوین شده است. همچنین فراهم ساختن منابع مالی برای توسعه نیروی انسانی در آن پیشبینی شده است.
هماکنون، شاید بهدلیل وضعیت نابسامان زیمبابوه، شورای ملی آموزش عالی جای خود را به شورای آموزش عالی زیمبابوه داده است. این شورا که از سال 2006 گشایش یافته، قوانین پیشین شورای ملی را لغو کرده است. در قوانین جاری آموزش کشور، از وظایف و تعهدات دولت بهگونه چشمگیری کاسته شده است. بهگونهای که، آموزش اجباری دوره پایه که بنا به قانون اساسی این کشور حق همه شهروندان به هزینه دولت شناخته شده بود، تنها به آموزش ابتدایی محدود شده است. افزونبرآن، بنا به ماده 5 قانون آموزش، اگرچه آموزش ابتدایی اجباری تلقی شده، اما این وظیفه بردوش خانوارها نهاده شده است: آموزش ابتدایی برای کودکانی که به سن دبستانی رسیدهاند باید اجباری باشد و به این منظور پدر و مادرها وظیفه دارند که از رفتن کودکان خود به دبستان اطمینان یابند.
ساختار نظام آموزشی
ساختار نظام آموزشی زیمبابوه از چهار دوره آموزش پیشدبستانی، پایه، آموزش میانی و آموزش عالی تشکیل شده است که در زیر به ویژگیهای ساختاری این دورههای آموزشی اشاره شده است (نگاره 1).
آموزش پیشدبستانی
آموزش پیشدبستانی (توسعه ابتدایی در دوران کودکی)، دورهای دوساله است که کودکان بین 5-3 سال در این دوره وارد میشوند. نظارت و اجرای این دورهها برعهده مجامع محلی است. برخی مراکز آموزشی، به کودکان در سال آخر گواهینامه میدهند. بر پایه گزارش کمیسیون آموزش و مهارتآموزی ریاستجمهوری در سال 1999 پیشبینی شده بود که سال آخر پیشدبستانی (پنجسالگی) به دوره ابتدایی افزوده شود. اما بهدلیل دست تنگی مالی، تنها در گستره کمی به اجرا درآمد و این طرح چندان کامیابی نیافت (Ministries of Education, Sport and Culture and Higher and Tertiary Education, 2004, p. 3).
آموزش ابتدایی
پس از دوره پیشدبستانی دوره آموزش ابتدایی آغاز میشود که شش سال بهطول میانجامد. کودکان بهطور رسمی در سن ششسالگی در این دوره ثبتنام میکنند (از G2 تا G7).
آموزش ابتدایی، بنابر قانون اساسی، در این کشور رایگان است، ولی مدارس هزینههایی با عنوان «منابع عمرانی» و «هزینههای ورزشی» از خانوادهها دریافت میکنند. برنامهها و مواد درسی این دوره بهصورت کاملاً متمرکز ازسوی «واحد توسعه برنامه درسی، وزارت آموزش، ورزش و فرهنگ» تدوین و برای اجرا به مدارس ابلاغ میشود. درسهایی که در مدارس ابتدایی تدریس میشود دربرگیرنده: ریاضیات، زبان انگلیسی، زبان شونا و ندیل (زبانهای محلی)، مطالب کلی درباره مطالعات اجتماعی، محیطی و علوم و آموزشهای مذهبی (این آموزشها در سطح وسیعی به دین مسیحیت پرداخته است) است. بر پایه گزارش یونسکو در سال 2011 نسبت آموزشگران به دانشآموزان در زیمباوه یک به سی و یا چهل گزارش شده است. بیشتر آموزشگران دوره ابتدایی دارای گواهینامه میانی هستند. اما در نقاط دور افتاده کشور که آموزشگران آموزشدیده گرایشی به خدمت ندارند، از آموزشگرانی که آموزش رسمی ندیدهاند نیز استفاده میشود.
در پایان دوره ابتدایی (G7)، دانشآموزان در چهار زمینه (موضوع) مورد آزمون قرار میگیرند. ازآنجاییکه دوره ابتدایی در کشور زیمباوه اجباری است و بر پایه رویکرد «سیاست پیشرفت آزادانه» هدایت و برنامهریزی میشود، عملکرد دانشآموزان در امتحان کلاس ششم (G7) ادامه دانشآموزی را در دوره میانی تحت تأثیر قرار نمیدهد. بااینحال، برخی مدارس دوره میانی بهصورت گزینشی عمل کرده و دانشآموزان را براساس نمرات کلاس ششم انتخاب میکنند.
آموزش میانی
دوره میانی از کلاس هفتم (F1) و بهطور رسمی از سن سیزدهسالگی آغاز میشود.
دوره آموزش میانی شش سال است که دربرگیرندة یک دوره عمومی چهارساله و یک دوره دوسالة تخصصی است. در پایان دوره نخست، به دانشآموزان «گواهینامه عمومی آموزش زیمباوه» داده میشود. دانشآموزان برای دریافت گواهینامه این دوره، بایستی دستکم از پنج درس که ریاضیات، زبان انگلیسی و علوم را نیز دربرمیگیرد، نمره قبولی بهدست آورند.
دانشآموزان پس از پذیرش در دوره چهارساله نخست میتوانند دوره تخصصی دوساله را برای ادامه تحصیل خود انتخاب کنند و یا وارد کالجهای تربیت آموزشگر، فنی، کشاورزی، صنعتی و آموزشهای پرستاری شوند.
در دوره تخصصی، دستکم، سه درس و یا سرفصل درسی آموزش داده میشود. انتخاب این دروس باتوجهبه اهداف بلندمدت دانشآموزان انجام میشود. بهطوریکه درسهای انتخابی در این دوره، گرایش درسی آنها را در دانشگاه مشخص میکند. دانشآموزانی که موفق به گذراندن این دوره میشوند، «گواهینامه مدارس عالی» از مدرسه عالی کمبریج دریافت میکنند.
نگاهی به برنامهدرسی دوره میانی نشان میدهد که برنامههای درسی این دوره با رویکرد اشتغالپذیری و کاهش فاصله میان آموزش و بازار کار همراه بوده است. در سایه رویکرد مدنی در تدوین این برنامههای درسی، کوشش میشود این برنامهها بیشتر پاسخگوی نیازهای اجتماعات محلی و مسائل اقتصادی- اجتماعی کشور باشند.
تا کلاس دهم (F4)، ریاضیات، انگلیسی و زبانهای خارجی، علوم شالوده اصلی درسهای این دوره را تشکیل میدهند. افزونبراین، مدارس میانی آزاد هستند تا بهسبب شرایط ویژه محیطی خود هریک از گروههای درسی را نیز انتخاب و عرضه کنند: گروههای زبان (افریقایی و زبانهای پیشرفته)، علوم انسانی (جغرافیا، تاریخ، آموزشهای دینی و اخلاقی، انجیل و مفاهیم توسعهای)، علوم (شیمی، فیزیک، زیستشناسی، علوم رایانه و...)، شاخه فنیوحرفهای (فلزکاری، چوبکاری، تغذیه، هنرهای دستی و تجسمی و...)، شاخه بازرگانی (بازرگانی، قوانین محاسبات، اقتصاد، تجارت ...).
در این دوره، خانوادهها میتوانند بهصورت اختیاری فرزندان خود را در مدارس خصوصی (این مدارس بیشتر وابسته به کلیسا هستند)، مدارس عمومی یا مدارس روزانه ثبتنام کنند. آموزش در این دوره رایگان نبوده و خانوادهها بایستی هزینههای تحصیل فرزندان خود را پرداخت کنند.
در کشور زیمباوه مدراس خصوصی از کیفیت آموزشی بالاتری برخوردار هستند، اما بهدلیل هزینههای بالای تحصیل در این مدارس، فقط خانوادههایی که دارای توان اقتصادی بالایی هستند میتوانند فرزندان خود را در این مدارس ثبتنام کنند. بهدلیل هزینههای پایینتر آموزشی، بیشتر دانشآموزان مدارس روزانه (عمومی) را برای ادامه تحصیل خود بر میگزینند.
همانند مدارس ابتدایی، برنامه درسی دوره میانی نیز بهصورت متمرکز و ازسوی وزارت آموزش، ورزش و فرهنگ تدوین میشود.
آموزش عالی
آموزش عالی در زیمبابوه به دو صورت عمومی و خصوصی در دانشگاهها، کالجهای دانشگاهی، کالجهای تربیت آموزشگر، کالجهای فنی و دو مدرسه عالی فنی عرضه میشوند. دانشآموزانی که دوره میانی را با معدل «الف» به پایان برسانند، میتوانند در دورههای آموزش عالی، تربیت آموزشگر، کشاورزی، پرستاری و برخی رشتههای فنی ادامه تحصیل بدهند. آن دسته از دانشآموزانی که نمره «الف مثبت» بگیرند، میتوانند در دورههای کارشناسی دانشگاهها ثبتنام کنند. بهاینترتیب، نظام آموزش عالی زیمبابوه را دو پایه میتوان پنداشت: پایه نخست نظام دانشگاهی (آکادمیک) است و پایه دوم، بیشتر بر مهارتآموزی تکیه دارد.
مراحل تحصیلی آموزش عالی غیردانشگاهی (فنیوحرفهای)
همانگونه که اشاره شد، دانشآموختگان دوره میانی که معدل آنها «الف» باشد میتوانند در رشتههای غیردانشگاهی نظیر: علوم کتابخانه و اطلاعات، تربیت آموزشگر، پرستاری، کشاورزی، مطالعات بازرگانی و غیره ادامه تحصیل بدهند. این دورههای تحصیلی معمولاً بین دو تا سه سال بهطول میانجامد. این آموزشها در مراکزی مانند کالجهای کشاورزی، مدارس پرستاری وابسته به بیمارستانها، مدارس عالی فنی (پلیتکنیک) و کالجهای تربیت آموزشگر عرضه میشوند.
آموزشهای دانشگاهی
دانشآموزانی که از نمرات برتری برخوردار هستند، میتوانند برای ثبتنام در دانشگاهها درخواست دهند. افرادی که دورههای کارشناسی دانشگاهی را به پایان میرسانند موفق به دریافت مدرک کارشناسی در رشتههای علوم انسانی، علوم، بازرگانی، مهندسی، آموزش، مطالعات اجتماعی، کشاورزی، دامپزشکی و پزشکی میشوند. طول مدت تحصیل برای دوره کارشناسی از سه سال برای علوم انسانی تا پنج سال برای دورههای پزشکی و جراحی متفاوت است.
آموزشهای سطح دوم دانشگاهی: کارشناسی ارشد: این مرحله از آموزش به دو روش عرضه میشود: دوره کارشناسی ارشد همراه با کلاس و پایاننامه و دوره فلسفه کارشناسی ارشد که صرفاً پژوهشی است. طول این دورهها از یک تا سه سال بهطول میانجامد.
آموزشهای سطح سوم دانشگاهی: دکتری: دوره سوم تحصیلات دانشگاهی نیازمند دستکم سه سال مطالعه تخصصی و پژوهشی و همچنین نگارش رساله دکتری است. در پایان این دوره به افراد دکترای فلسفه در رشته تحصیلیشان داده میشود.
آموزش سطح چهارم دانشگاهی: دکترای عالی در رشتههای حقوق، علوم انسانی و علوم بعد از تسلیم کارهای انتشار یافته و هشت سال پس از دوره نخست به افراد داده میشود.
تربیت آموزشگران
1. آموزش آموزشگران پیشدبستانی و دبستانی: دانشآموختگان دوره میانی که بخواهند در دورههای تربیت آموزشگر دبستانی شرکت کنند لازم است که دارای معدل «الف» باشند و همچنین به زبان انگلیسی نیز تسلط داشته باشند. دورههای تربیت آموزشگر نیز سهساله است که ازسوی کالجهای تربیت آموزشگر برگزار میشوند. آموزشها در این دورهها به دو صورت نظری و عملی عرضه میشوند. تحصیل در این دورهها نیازمند گذراندن همه موضوعهایی است که در برنامه درسی دوره ابتدایی تدریس میشوند. افزونبرآن، گذراندن نظریههای آموزش و یک موضوع اصلی نیز الزامی است. بیشتر کالجهای تربیت آموزشگر درحالحاضر وابسته به دانشکده آموزش دانشگاه زیمبابوه هستند. دانشجویانی که این دوره را به پایان میرسانند، لازم است از نمره خوبی در ریاضیات و علوم برخوردار باشند و در پایان موفق به دریافت مدرک کارشناسی در رشته آموزش از دانشگاه زیمبابوه خواهند شد.
2. آموزش آموزشگران دبیرستانی: دوره تربیت دبیر در دو سطح انجام میشود. سطح نخست بر روی همه دانشآموختگان دوره میانی برخوردار از نمره «الف» باز است. کلاسهای این دوره سهساله است (برای کسانی که نمره الف دارند دوساله است). مطالعات این دوره دربرگیرندة کلاسهای اجباری در زمینه آموزش است. پس از آن دانشجو در رشتهای که باید به آموزش بپردازد تخصص مییابد. دوره دوم برای دانشجویانی است که موفق به دریافت مدرک کارشناسی میشوند. آنها باید یک دوره یکساله کارشناسی ارشد در رشته آموزش در دانشکده آموزش دانشگاه زیمبابوه را نیز با موفقیت سپری کنند. این دبیران باید رشتههایی را تدریس کنند که در دوره کارشناسی گذراندهاند.
3. آموزش آموزشگران آموزش عالی: آموزشگران دورههای آموزش عالی کسانی هستند که به تدریس در دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد در دانشگاهها میپردازند. بیشتر آنها دارای مدرک کارشناسی ارشد و دکتری هستند. بهطور معمول، دانشگاهها دانشجویانی را برمیگزینند که دوره کارشناسی را با نمرات برتر در دانشگاههای خوب سپری کردهاند. این دانشجویان میتوانند پس از به پایان رساندن تحصیلات خود برای تدریس به دانشگاهها بازگردند.
مهارتآموزی آموزش عالی در صنعت
مهارتآموزی در صنعت در بر گیرنده مهارت و توانمندیهای زیادی است. برخی کالجهای خصوصی به مهارتآموزی افراد در رشتههای بانکداری، مدیریت کارکنان و نیروی انسانی، مکانیک موتورها، بیمه و غیره میپردازند.
شرایط عمومی پذیرش در آموزش عالی
شرایط عمومی برای پذیرش در آموزشهای عالی غیردانشگاهی عبارتاند از:
· برخورداری از مدرک مهارتی؛
· حداقل نمره یا امتیاز اعلامشده ازسوی مراکز آموزش عالی.
شرایط عمومی پذیرش برای آموزشهای دانشگاهی عبارتاند از:
· دارا بودن دیپلم مدرسه عالی کمبریج؛
· حداقل نمره یا امتیاز اعلامشده ازسوی دانشگاه.
در برخی موارد برخورداری از تجربه در زمینه موضوع آموزشی نیز میتواند شرط ورود برای دانشجویانی بهشمار آید که دارای معدل «الف» نیستند.
شرایط پذیرش دانشجویان خارجی
دانشجویان خارجی نیز باید دارای مدرک «معادل دیپلم عمومی آموزش» و یا دیپلم مدرسه عالی کمبریج با نمرات یادشده داشته باشند. پذیرش این دانشجویان مستقیماً ازسوی دفتر پذیرش هر دانشگاه انجام میشود. آشنایی به زبان انگلیسی، که زبان آموزشی دانشگاههای این کشور است نیز ازجمله شرایط عمومی پذیرش در دانشگاههای کشور زیمبابوه است.
دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالی
دادههای چندان دقیقی درباره نظام آموزش عالی این کشور در دسترس نیست و دادههای گوناگونی در اینباره انتشار یافته است. بر پایه روزآمدترین دادههایی که ازسوی اتحادیه دانشگاههای منطقهای جنوب افریقا گردآوری شده است، وضعیت دستیابی به آموزش عالی در جدولهای زیر ترسیم شده است. همانگونه که در جدول 1 دیده میشود، بخش گستردهای از دانشجویان، از آموزش دور استفاده میکنند. شاید دلیل استفاده از چنین روشی برای بخش گستردهای از دانشجویان، برآمده از مشکلات اقتصادی این کشور باشد.
جدول 1. وضعیت دستیابی به آموزش عالی بر پایه گونهشناسی دانشجویان (2011م)
گونهشناسی دانشجویان
تعداد
دانشجویان حضوری
18755
دانشجویان از دور
11604
دانشجویان تماموقت
28878
دانشجویان پارهوقت
26535
دانشجویان کشورهای جنوب افریقا
131
دیگر دانشجویان خارجی
3
(SARUA, 2011, p. 2)
در جدول 2 زمینههای آموزشی دانشجویان بر پایه قلمرو علمی آنها بازتاب یافته است.
جدول 2. زمینههای آموزشی دانشجویان بر پایه قلمرو علمی (2011م)
قلمرو علمی
دختر
پسر
جمع*
شمار
درصد
شمار
درصد
کشاورزی
598
33
1224
67
1822
بازرگانی، مدیریت و حقوق
8220
47
9337
53
17597
آموزش
2457
51
2363
49
4820
علوم سلامت
888
44
1134
56
2022
علوم انسانی و علوم اجتماعی
5122
47
4920
46
10799
مهندسی و فنّاوری
2541
39
4783
73
6567
دیگر
166
22
262
35
754
(SARUA, 2011, p. 2)
* جنسیت 317 دانشجوی دانشگاه زیمبابوه مشخص نبوده است. شمار آنها در کل دانشجویان آورده شده است. اما در شمار دانشجویان بر پایه جنسیت درج نشده است. بنابراین جمع برخی از ستونها، تنها جمع ارقام داده شده بر پایه جنسیت نیست.
جدول 3 تصویری از دسترسی به دورههای گوناگون آموزش عالی را نشان میدهد.
جدول 3. شمار دانشجویان بر پایه دورههای آموزش عالی و
قلمرو علمی (2011م)
قلمرو علمی
کارشناسی
پایینتر از کارشناسی ارشد
کارشناسی ارشد
دکتری
دیگر (دورههای کوتاهمدت)
کشاورزی
1450
0
29
3
0
بازرگانی، مدیریت و حقوق
12585
479
1982
47
0
آموزش
4350
46
330
213
0
علوم سلامت
1975
3
32
5
0
علوم انسانی و علوم اجتماعی
10319
50
567
16
92
مهندسی و فنّاوری
4832
422
337
22
0
دیگر
581
0
0
0
28
(SARUA, 2011, p. 2)
بهرغم وضعیت نهچندان دلخواه دانشگاهها و اوضاع نابسامان اقتصادی- اجتماعی، تقاضا برای دسترسی به آموزش عالی نسبت به پذیرش افزایش یافته است. بهگونهای که 55% از داوطلبانی که برای دوره کارشناسی از شرایط پذیرش برخوردار هستند، نمیتوانند به دانشگاهها راه یابند.
در دوره تحصیلات تکمیلی، فقط 36% از داوطلبان به دورههای مورد نظر خود دست مییابند.
جدول 4. تقاضا برای آموزش عالی و شمار پذیرفتهشدگان
در سال 2011
شمار دانشجویان
شمار درخواستهای دریافتشده دوره کارشناسی
27465
شمار داوطلبان برخوردار از معیارهای پذیرش که پذیرفته نشدهاند
15128
ثبتنامشدگان سال نخست
12552
شمار داوطلبان تحصیلات تکمیلی
5013
شمار پذیرفتهشدگان تحصیلات تکمیلی
1801
(SARUA, 2011, p. 2)
وضعیت دانشآموختگان در سال 2011 بر پایه جنسیت و قلمرو علمی آموزشی آنها در جدول 5 بازتاب یافته است. یادآور میشود که در دوره دکتری دادهای ثبت نشده، بنابراین در جدول نشان داده نشده است.
جدول 5. شمار دانشآموختگان بر پایه جنسیت و دوره تحصیلی
در سال 2011
قلمرو علمی
جنسیت
کارشناسی
کمتر از کارشناسی ارشد
کارشناسی ارشد
کشاورزی
زن
181
3
16
مرد
454
2
31
بازرگانی، مدیریت و حقوق
زن
777
52
236
مرد
1649
171
663
آموزش
زن
381
23
32
مرد
388
21
62
علوم سلامت
زن
105
0
24
مرد
150
0
8
علوم انسانی و علوم اجتماعی
زن
1127
55
61
مرد
835
45
94
مهندسی و فنّاوری
زن
399
0
21
مرد
987
0
48
دیگر
زن
115
0
0
مرد
172
0
0
(SARUA, 2011, p. 3)
شمار اعضای علمی، پژوهشگران، مدیران و کارکنان نهادهای آموزش عالی در جدولهای 6، 7 و 8 بازتاب یافته است. نکتهای که در این دادهها بیش از همه درخور درنگ است، سطح تحصیلات آموزشگران و پژوهشگران دانشگاهی است که بیشتر آنها را نخست دانشآموختگان دوره کارشناسی ارشد، سپس کارشناسی تشکیل میدهند.
جدول 6. شمار کارکنان علمی و اداری نهادهای آموزش عالی بر پایه جنسیت (2011م)
دستهبندی شغلی کارکنان
وضعیت اشتغال
کارکنان زن
کارکنان مرد
آموزشگران و پژوهشگران
دائم
465
2696
قراردادی/ موقت
166
545
مدیریت و کارکنان اداری
دائم
918
1168
قراردادی/ موقت
23
95
(SARUA, 2011, p. 6)
جدول 7. وضعیت جنسیتی کارکنان علمی و اداری نهادهای آموزش عالی بر پایه جنسیت (2011م)
دستهبندی شغلی کارکنان
وضعیت اشتغال
کارکنان زن
کارکنان مرد
آموزشگران و پژوهشگران
تماموقت
597
1458
پارهوقت
517
1258
مدیریت و کارکنان اداری
تماموقت
917
1191
پارهوقت
31
83
(SARUA, 2011, p. 6)
آموزش از دور
آموزش از دور از سال 1930 ازسوی نهادهای عمومی و خصوصی در زیمبابوه عرضه میشود. باتوجهبه دسترسی محدود به آموزشهای رسمی، نهادهای خصوصی نقش بزرگی در این زمینه ایفا میکردند. بعد از استقلال زیمبابوه (1980م)، دولت، حمایتهای خود را از اینگونه آموزشها افزایش داد و برای پاسخگویی به تقاضای زیاد آموزشی و اجرای هدف «آموزش برای همه تا سال 2000» نهادهای گوناگونی با اندازهها و ظرفیتهای گوناگون ایجاد شد. آموزش تربیت آموزشگر برای دورههای ابتدایی بیشتر با آموزش از دور انجام میشود؛ درحالیکه آموزش دبیران همچنان ازطریق دورههای سنتی انجام میپذیرد. آموزش آموزشگران دوره ابتدایی، بهدلیل کمبود آموزشگران دارای تحصیلات عالی از سال 1981 آغاز شد. از سال 2003، که شمار دانشجویان تربیت آموزشگر به 13477نفر رسید، دیگر کالجی که آموزشهای تربیت آموزشگر را بهصورت سنتی برپا کند، در این کشور وجود ندارد و همه دانشجویان این دورهها با استفاده از روش آموزش از دور، دوره تحصیلی خود را دنبال میکنند. دورههای تربیت آموزشگر از دور در طی یک دوره سهساله انجام میشود. در هشت ماه نخست (دو نیمسال) دانشجویان این دورهها، با برخورداری از کلاسهای چهرهبهچهره برای آموزش از دور آماده میشوند.
پس از گذراندن این دو نیمسال در کالج، دانشجویان در سراسر کشور برای بیست ماه پراکنده میشوند. همزمان، هریک از دانشجویان زیر نظر یک استاد، تحصیلات خود را از دور دنبال میکنند. ازسویدیگر، رئیس مدرسه (محل کار آنها) به کارهای دانشجو نظارت دارد و ملاحظات و ارزیابیهای او در ارزیابی پایانی دانشگاه مشارکت داده میشود.
روش مورد استفاده برای توزیع مواد درسی، رسانههای چاپی است. دانشجویان با استفاده از کتابها و منابع تکالیف خود را انجام میدهند و آن را با پست یا بهصورت شخصی به استاد راهنمای خود تحویل میدهند. استادان راهنما بهطور منظم به دانشجویان خود در مدارس سرکشی میکنند و همراه ارزیابی از پیشرفت کار، با آنها به بحث و گفتوگو و رایزنی و راهنمایی میپردازند.
پس از پایان این دوره، دانشجویان برای بار دوم برای دو نیمسال دیگر به کالجهای خود بازمیگردند و همزمان با شرکت در کلاسهای حضوری، خود را برای امتحانات پایانی آماده میسازند. بهدلیل کاربست سیاستهای تمرکز زدایانه، نقش وزارت آموزش عالی و آموزش سطح سوم تا حد هماهنگسازی و پایش فعالیتها فرو کاسته شده است. بنابراین، کالجها خود وظیفه دارند به تدوین برنامههای درسی بپردازند که سرانجام باید به تأیید دانشگاه زیمبابوه برسد.
گفتنی است که، درحالحاضر، آموزشهای فنیوحرفهای ازطریق نظام آموزش باز و از دور عرضه نمیشوند. همزمان، دانشگاه آزاد زیمبابوه درصدد آن است که این آموزشها را نیز از دور انجام دهد.
زیمبابوه دارای چهارده نهاد آموزش عالی است و درحالحاضر تنها دانشگاه آزاد زیمبابوه، با استفاده از آموزشهای باز و از دور، به عرضه آموزش عالی میپردازد. اگرچه این کشور در نظر دارد دانشگاه دومی را نیز در این زمینه بنیان نهد. دانشگاه آزاد زیمبابوه در سال 1999 بنیان نهاده شد. این دانشگاه نهادی چند رشتهای است و به عرضه دورههای رسمی و غیررسمی به جوانان و بزرگسالان میپردازد و شمار ثبتنامشدگان در این دانشگاه رشد سریعی داشته است. براساس گزارش آموزش و توسعه در زیمبابوه که در سال 2011 انتشار یافته است، این دانشگاه تنها دانشگاه از دور زیمبابوه است و هر ساله حدود 50% جمعیت دانشجویی کشور را در خود جای میدهد.
جدول 9. گونهشناسی و شمار نهادهای آموزش عالی در زیمبابوه (2011م)
گونهشناسی
شمار نهادها
درصد دانشجویان ثبتنامشده
نهادهای آموزش عالی با منابع عمومی
9
77%
نهادهای آموزش عالی معتبر بخش خصوصی
5
23%
(SARUA, 2011, p. 1)
جدول 10. ثبتنامشدگان در دانشگاه آزاد زیمبابوه
2007
2006
2005
2004
2003
2002
10175
10949
0
7345
11824
8149
مرد
7071
7358
0
3173
7404
5687
زن
17246
18307
18824
10518
19228
13836
کل
(Shizha and Kariwo, 2011)
هماکنون، در آموزش از دور به رسانههای چاپی و کلاسهای سنتی بسنده میشود و دانشگاه آزاد زیمبابوه با مشکل جدی تهیهکنندگان منابع درسی روبهرو است. افزونبرآن، تولید و توسعه نوارهای دیداری- شنیداری که ازسوی شرکتهای خصوصی تهیه میشود برای این دانشگاه بسیار گران تمام میشود.
گفتنی است که آموزش از دور در دورههای ابتدایی، فقط ازطریق مدرسه مکاتبهای عمومی انجام میشود که در سال 1930 بنیان نهاده شده است. این مدرسه 300 دانشآموز در مناطق دور افتاده دارد که فقط 1/0% از 2606468 دانشآموز زیمبابوهای را تشکیل میدهد.
آموزش از دور در دورههای دبیرستانی، دانشآموزان زیادی را دربر میگیرد. بهطوریکه از 839629 دانشآموز دبیرستانی، 40425 نفر (2003م) ازطریق آموزش از دور به تحصیل مشغول هستند که 8/4% از دانشآموزان دوره میانی این کشور را تشکیل میدهند. بیشتر این افراد کسانی هستند که نتوانستهاند نمره قبولی در دوره میانی را بهدست آورند.
بهروشنی میتوان دریافت که استفاده از این روش آموزشی فقط برای پر کردن کاستیهای مالی و ناکارآمدی دولت در فراهم آوردن آموزش مناسب است.
در جدول 11 نسبت دانشجویان و دانشآموزانی که ازطریق آموزش از دور به تحصیل مشغول هستد به نمایش گذاشته شده است.
جدول 11. درصد دانشآموزان و دانشجویان از دور در زیمبابوه (2003م)
دوره تحصیلی
نسبت به درصد
دانشگاه
9/46
تربیت آموزشگر دوره ابتدایی
100
دبیرستان
8/4
دبستان
1/0%
(Ministry of Higher and Tertiary Education, 2008)
مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی
مسئولیت نظارت و فراهم ساختن منابع مالی بخش آموزش در زیمبابوه بردوش سه وزارتخانه (وزارت آموزش، ورزش و فرهنگ، وزارت آموزش عالی و مرحله سوم آموزش و وزارت علوم و فنّاوری) و شورای آموزش عالی است که آخری در سال 1990 با تصویب مجلس بنیان نهاده شد. نقش دولت در آموزش عالی در زیمبابوه را میتوان «نظارت دولتی» توصیف کرد (Kariwo, 2007). در این الگو دولت بیشتر نقش فراهمکننده منابع مالی آموزش را بازی میکند. افزونبرآن، دولت جهتگیریهای سیاسی را از رهگذر وزارت آموزش عالی تعیین میکند. دانشگاهها در مقایسه با اروپا از استقلال و آزادی علمی خوبی برخوردار هستند. آنها مسئولیت برنامهریزی درسی، انتخاب کارکنان و آموزشگران را بدون دخالت دولت برعهده دارند. دولت بهطور مستقیم و با حضور در شوراهای دانشگاهی که مباحث سیاستهای نهادی مورد بحث قرار میگیرد را کنترل میکند. تنها نقش مستقیمی که دولت در دانشگاهها بازی میکند گمارش مدیران رده بالای دانشگاهها مانند معاونهای دانشگاه است. اگرچه، دولت پیش از گمارش این افراد با شورای دانشگاه نیز رایزنی میکند. این رابطه دولت و دانشگاهها، در مقایسه با سایر نقاط جهان میتواند در واقع بهمثابه رهاشدگی دانشگاهها بهشمار آید. همزمان، اگرچه استقلال نهادی دانشگاهها از سلامت برخوردار است، اما هماهنگی در این بخش با دشواری روبهرو است و موجب واپس رفتن آموزش عالی در این کشور شده است (Kariwo, 2007, p. 49).
دانشگاهها برمبنای قانونی که در مجلس این کشور به تصویب رسیده است به فعالیت مشغول هستند، اما در این قانون رابطه دولت و دانشگاه، گنگ به نظر میرسد. در این قانون آمده است: «وزارت آموزش جهتگیریهای سیاسی را تعیین میکند.» این بند برمبنای تفسیر وزیران به اجرا گذاشته میشود. نتیجه اینکه دانشگاهها کنترل دوگانهای را آزمودهاند: کنترل شدید و رهاشدگی.
منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی
در چند سال گذشته، گرایش برای افزایش منابع مالی آموزش عالی در مقابل آموزش ابتدایی شدت گرفته است (جدول 13). منابع مالی آموزش عالی بهطور کامل توسط بودجه سالانه فراهم میشود. شهریه دانشجویان تنها 3% بودجه عملیاتی را پوشش میدهد. اما با نرخ جدید شهریه که در سال 2001 ازسوی هیئت دولت تصویب شده است، این درصد رو به افزایش است.
نکته درخور درنگ اینکه، تخصیص بودجه به دانشگاهها ازسوی خزانه برمبنای فرایند گذشته و بدون محاسبه سرانه دانشجویی انجام میشود و تغییرات در آن فقط برمبنای تغییرات بودجه ملی انجام میشود.
بهندرت از مؤسسات خواسته میشود تا بودجه درخواستی خود را توجیه کنند. مؤسسات آموزش عالی نیز بودجه خود را به شیوه گذشته و بدون بازبینی در آن تخصیص میدهند. این روش تخصیص منابع برای اثربخشی و بهبود کیفیت در مدیریت این مؤسسات انگیزهای ایجاد نمیکند (Kariwo 2007, p. 50).
جدول 12. درصد هزینههای آموزش به تولید ناخالص ملی به تفکیک دوره تحصیلی
عنوان
سال
آموزش ابتدایی میانی
آموزش عالی
1996
21/8
2/5%
1997
02/8
2/6%
1998
68/6
55/1
1999
10/6
20/1
(Kariwo, 2007, p. 50)
جدول 13. درصد هزینههای آموزش به تولید ناخالص ملی
سال
ارزش
1990
93/7
1991
68/6
1992
41/7
1993
08/7
1994
5/7
1995
61/6
1996
87/6
1997
87/6
1998
87/6
1999
7/4
2000
7/4
2001
7/4
2002
7/4
2003
7/4
2004
7/4
2005
7/4
2006
7/4
2007
7/4
2008
7/4
2009
7/4
2010
54/2
2011
54/2
(SARUA, 2011)
مشکلات منابع مالی آموزش عالی در زیمبابوه را میتوان چنین برشمرد:
· کاهش منابع مالی و تفاوت آشکار میان منابع مورد درخواست دانشگاهها و منابع اختصاصیافته؛
· افزایش منابع بهمراتب پایینتر از نرخ تورمی است که هماکنون کشور با آن روبهرو است؛
· تقسیمات مالی برمبنای داده انجام نمیشود، بلکه بیشتر برمبنای رایزنیها و زدوبندها انجام میشود؛
· بودجهبندی سالانه انجام میشود و در نتیجه برنامهریزیها بهصورت کوتاهمدت شکل میگیرد؛
· نبود داده برای ترسیم سیمای کلی اختصاص منابع به دانشگاهها.
وضعیت آموزش عالی در زیمبابوه
دو جنبه اصلی از آموزش عالی زیمبابوه در حال بررسی است: دسترسی و کیفیت. این دو جنبه با یکدیگر ارتباط داشته و تحت تأثیر عوامل زیر هستند.
تا سال 1989 دانشگاه زیمبابوه تنها دانشگاهی بود که از سال 1957 در حراره به فعالیت میپرداخت. این دانشگاه فقط 2000 دانشجو داشت. در سال 2012 حدود 94012 دانشجو در 8 دانشگاه بخش عمومی (آمار دانشجویان بخش خصوصی در دادههای این سال در دسترس نیست) به تحصیل مشغول هستند. این در حالی است که دانشجویان دانشگاه آزاد زیمبابوه، بیش از نیمی از دانشجویان کشور را تشکیل میدهند که بهطور نیمهوقت ادامه تحصیل میدهند. در واقع میتوان گفت که تقاضای فزاینده برای دسترسی به آموزش عالی، به گسترش بیرویه نظام آموزش عالی این کشور انجامیده است.
باتوجهبه کاستیهای کنونی در فراهم ساختن منابع مالی آموزش عالی در بخش عمومی، افزایش شمار دانشجویان با وضعیت کنونی چندان امکانپذیر به نظر نمیرسد.
همانگونه که در جدول 14 دیده میشود شمار ثبتنامشدگان در یک دوره نُهساله بیش از هفت برابر شده است. ازنظر صاحبنظران آموزش عالی، این فرایند فزاینده پذیرش دانشجو که بدون در نظر گرفتن نشانگرهای کیفی انجام میشود بیشتر از ملاحظههای سیاسی تأثیر میپذیرد تا عوامل اقتصادی.
در این میان سهم دانشگاههای خصوصی بسیار اندک است و در این سالها بهطور میانگین حدود 5/4% دانشجویان کشور را تشکیل میدهد.
جدول 14. شمار ثبتنامشدگان در آموزش عالی در بخش عمومی و خصوصی 2012-1995م
عنوان
سال
شمار ثبتنامشدگان
شمار ثبتنامشدگان در دانشگاههای بخش خصوصی
جمع
1995
11784
568
12352
1996
16166
933
17099
1997
22991
926
23917
1998
17586
1485
19071
1999
26122
1706
28192
2000
29390
1534
31339
2001
33334
1419
34753
2010
94611
*
*
2011
93285
4420
*
2012
94012
*
*
(SARUA, 2011, p. 1)
کیفیت آموزش عالی
پایش کیفیت آموزش عالی در زیمبابوه ازسوی خود دانشگاهها انجام میشود. اما به نظر میرسد، برای تضمین کیفیت نیاز به مرجعی خارج از دانشگاه است تا به ارزیابی بیرونی نیز بپردازد. اگرچه شورای آموزش عالی گاه اقداماتی در این زمینه به عمل میآورد، اما این کار نیازمند استمرار است. در واقع شورای یادشده بیشتر به مدیریت درخواستها برای بنیان نهادن دانشگاههای جدید میپردازد؛ اما به عملکرد بعدی دانشگاهها ازجمله پذیرش دانشجو، کیفیت تدریس و رعایت استانداردهای عمومی چندان توجهی ندارد. این بیتوجهی میتواند موجب افت کیفیت در این نظام شود. اگرچه یکی از دلایل اصلی این بیتوجهی کم بودن منابع مالی است.
بر پایه مطالعات، چنین میتوان نتیجه گرفت که آموزش عالی زیمبابوه نیازمند برخورداری از الگوی نوینی در فراهم ساختن منابع مالی است. این کشور نیازمند الگوی نوینی برای مدیریت و تخصیص منابع است تا پاسخگویی را افزایش دهد. در واقع لازم است نقش «نظارتی» دولت مبتنیبر دادهها باشد. بهعلاوه رهاسازی دانشگاهها که دولت لازم است در آن نقش تضمینکننده استانداردها و تأمین منابع مالی را داشته باشد چندان نیست. کاریو (2007م) در این زمینه مینویسد: «دانشگاهها در تولید دانش و نیروی انسانی نقشی حیاتی ایفا میکنند. بنابراین نمیتوان آنها را تماماً به ابتکارات بخش خصوصی و فردی سپرد.
برنامهها و اصلاحات پیشرو
اصلاحات عمده در نظام آموزشی زیمبابوه از سال 1980 آغاز شد. نخستین اصلاحات مربوط به رفع تبعیض نژادی در دسترسی به آموزش عالی، بهویژه درباره سیاهپوستان بود. بر این مبنا، اصل برابری دسترسی همگانی به آموزش به تصویب رسید. اصلاحات بعدی مربوط به یکپارچهسازی نظام آموزشی بود که تا پیش از استقلال از یکدیگر جدا بودند. اصلاحات بعدی دهه نخست، مسائل کمّی و افزایش دسترسی را دربرمیگرفت. در سال 1980، فقط 1 دانشگاه، 2 کالج پلیتکنیک و 5 مرکز تربیت آموزشگر وجود داشت. در طی یک دهه اگرچه شمار دانشگاهها ثابت باقی مانده بود، اما شمار مراکز تربیت آموزشگر به 15، کالجهای فنی به 8 و مراکز مهارتآموزی فنی به 2 واحد افزایش یافته بود. اصلاحات در دهه 90 بیشتر بر تناسب و کیفیت آموزش تمرکز یافته بود. رویکرد نو به محتوای آموزشی، فنّاوریها، آموزش روششناسی و تمرکززدایی در مراکز تربیت آموزشگر ازجمله اصلاحاتی بودند که در این دهه مورد پافشاری قرار میگرفتند. ازجمله اینکه ریاست کمیسیون آموزش و مهارتآموزی اولویتهای خود را بر تربیت آموزشگر، علوم، فنّاوری و مهارتآموزی اعلام کرد. هرچند کامیابی چندانی در این زمینهها دیده نمیشود.
در سالهای گذشته، گرایش اصلاحات بهسمت رایانهای کردن و شبکهسازی نهادهای آموزش عالی از رهگذر نظام مدیریت اطلاعات آموزشی کشانده شده است. این کشور همچنین بهسمت رایانه محور ساختن نظام آموزش عالی و افزایش استفاده از آن در سطوح مختلف آموزشی پیش میرود (Sekai Kapungu, 2007, p. 3).
دیرینه برنامههای اصلاحات در نظام آموزشی زیمبابوه به 1980م یعنی سال دستیابی به استقلال بازمیگردد. نخستین هدف از انجام اصلاحات، ایجاد دسترسی برابر به آموزش و آموزش عالی و برطرف ساختن تبعیض نژادی، بهویژه درباره سیاهپوستان بود. بر این مبنا، قانون دسترسی برابر و همگانی به آموزش به تصویب رسید.
گام بعدی اصلاحات، یکپارچهسازی تمامیت نظام آموزشی بود که تا پیش از استقلال از یکدیگر جدا بودند. هرچند هماکنون نیز اثری از این یکپارچهسازی در ساختار نظام آموزشی دیده نمیشود و هر بخش بهصورت جداگانه و بدون ارتباط با یکدیگر اداره میشوند.
پذیرش نقش دولت برای فراهم ساختن منابع مالی آموزش پایه و بخش بیشتری از منابع آموزش عالی و گسترش کمّی دسترسی، ازجمله دیگر برنامههای نظام آموزشی بود. بهدلیل از هم پاشیدگی اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، دولت از فراهم ساختن منابع مورد نیاز بازماند، اگرچه گسترش کمّی همچنان ادامه یافت. بهگونهای که 5 مرکز تربیت آموزشگر، دو کالج فنی (پلیتکنیک) و یک دانشگاه آن، در سال 1980، پس از یک دهه به 14 مرکز تربیت آموزشگر و 11 نهاد آموزش عالی دیگر تبدیل شد. این رشد بیرویه و شتابان که بیشتر درصدد پاسخگوی تقاضای فزاینده به آموزش عالی بود، ازسویدیگر به کاهش سرمایهگذاری و مدیریت ناکارآمد بخش عمومی در آموزش و آموزش عالی، به افت کیفی دانشگاهها و دیگر نهادهای آموزشی انجامید.
از سال 1990، دامنه اصلاحات به موضوع تناسب و کیفیت آموزش کشانده شد. رویکردهای نوین به محتوا، فنّاوریها، روشهای آموزش و تمرکززدایی ازجمله در برنامههای اصلاحات گنجانده شد. آنگونه که اسناد و مطالعات نشان میدهد، پیامد این برنامههای اصلاحی، افزایش چند نهاد دیوانسالار دیگر، ازجمله شکلگیری «کمیسیون» آموزشی و مهارتآموزی ریاستجمهوری در سال 1999 بود. این کمیسیون نیز دامنه گستردهای از اصلاحات را پیشنهاد کرد که گرانیگاه آن، بر اصلاحات آموزش آموزشگران، علوم، فنّاوری و مهارتها نهاده شده بود. بهاینترتیب، زمینه برای شکلگیری نهاد دیگری، یعنی مرکز توسعه پژوهشهای علمی و صنعتی پدید آمد.
در سالهای گذشته، گرایش برای استفاده از رایانه و شبکهسازی نهادهای آموزش عالی از رهگذر نظامهای مدیریت اطلاعات آموزشی نیز شکل گرفته است.
بهدلیل شرایط ناگوار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در نتیجه کمبود منابع و پیگیر نبودن برنامهها دستاورد چندانی به دست نیامده است.
زیمبابوه نیز مانند بسیاری از کشورهای درحالتوسعه، با بیکاری ساختاری (آمار دانشجویان بخش خصوصی در این سال در دسترس نیست) روبهرو است که آثار آن را میتوان در بیکاری دانشآموختگان آموزش عالی نیز مشاهده کرد. نرخ بیکاری ساختاری در این کشور بین 63%-57% اعلام شده است (PASS, 2003).
وانگهی، پایین بودن نرخ دستمزدهای دانشآموختگان آموزش عالی که بهمعنای پایین بودن نرخ بازده آموزش عالی است، موجب کاهش انگیزه در ادامه تحصیل در داخل کشور و افزایش مهاجرت آنها از این کشور شده است. کاپونگو (2007م) در این زمینه مینویسد: «در دهه 1980 و 1990 والدین فرزندان خود را به ادامه تحصیل تشویق میکردند [...] اما اخیراً بیشتر والدین درصدد جستن راههایی هستند که فرزندان خود را به کشورهای دیگر بفرستند تا هرچه زودتر پس از پایان دوره میانی به کار مشغول شوند [...] افزونبرآن، مهاجرت گسترده مردم، ازجمله، موجب کاهش نیروی انسانی در بخش آموزش شده است. نتیجه این شرایط به همراه پایین بودن سطح بهرهوری و سرمایهگذاری در کشور و رشد پایین، موجب کاهش سرمایهگذاری در سرمایه انسانی شده است که نتیجه آن افت کیفیت نیروی انسانی در کشور و شغلیابی آنها خواهد شد» (Sekai Kapungu, 2007, p. 5).
تازهترین، رخدادها در زمینه اصلاحات و برنامههای پیشرو، در مارس 2010 گزارش شده است. شورای کمک به دانشگاهیان مهاجر، سازمان بینالمللی مهاجرت با مشارکت جامعه زیمبابوه بریتانیاییها، دانشگاهیان و تصمیمگیران نظام آموزش عالی و دانشگاهیان زیمبابوه به رایزنی و بررسی مشکلات آموزش عالی کشور با کمک کشورهای بریتانیا و افریقای جنوبی پرداختند. این رایزنیها نخست به بررسی وضع موجود آموزش عالی و سپس راهحلهایی برای آن انجامید. بر پایه مطالعات و رایزنیها سرخط مهمترین کاستیهای نظام آموزش عالی زیمبابوه چنین برشمرده شده است:
· نرخ بالای شهریه دانشجویان که در نیمسال نخست سال 2009، 1200-400 دلار زیمبابوه بوده که باید به دلار امریکا پرداخته میشد. حال آنکه میانگین حقوق در سال 2010، در این کشور حدود 100 دلار امریکا در ماه بوده است؛
· کمبودهای کارکنان آموزش عالی: در مارس 2010 حقوق آموزشگران دانشگاهی ماهانه به 800 دلار افزایش یافته است درحالیکه میانگین منطقهای آن 2000 دلار بوده است؛
· کمبود منابع مالی برای خرید مواد آموزشی، تجهیزات، منابع، فنّاوری روزآمد و برنامههای درسی؛
· فرسودگی بیشتر زیرساختها، تسهیلات و تجهیزات؛
· فرار فزاینده مغزها از کشور و کمبود منابع انسانی کارآمد؛
· پراکنش اعضای علمی؛
· کاهش شدید فراهم آوردن بودجه از بخش عمومی از دهه 1990 به بعد؛
· کاهش کیفیت سطح آموزش؛
· نبود آموزش ضمن خدمت کارکنان دانشگاهی؛
· افت ظرفیت انجام پژوهشهای نو.
سرخط مهمترین پیشنهادها برای برطرف ساختن کاستیهای یادشده چنین برشمرده شده است:
· ایجاد پایگاه داده برخط برای شناسایی افرادی که خواهان پشتیبانی از نظام علمی کشور هستند؛
· ایجاد شرایط برای بازگشت گذرای افرادی که کشور را ترک کردهاند؛
· ایجاد پایگاه داده برخط برای برشناسی منابع در دسترس و برای استفاده از فرصتهای منطقه؛
· استفاده از راهنمایی و مشاوره برخط برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی؛
· بازنگری برنامهها برای بازگشت دانشگاهیان به زیمبابوه؛
· کمک به بازآموزی کارکنان از رهگذر ارتباطهای ماهوارهای؛
· عرضه بورسهای تحصیلات تکمیلی که پوششدهنده هزینههای شهریه، ثبتنام و هزینههای زندگی باشد.
دانسته است که کاستیها و راهحلهای عرضهشده، بیشتر برای بازگشت نظام آموزش عالی زیمبابوه به وضعیت نسبتاً عادی است و فاصله زیادی با نظامهای آموزش عالی پیشرفته دارد که با تغییرات رویکردی زیادی همراه بوده است.
گفتوگوها و مطالعات انجامشده برای رویارویی با چالشهای یادشده، اصلاحات زیر را پیشنهاد میکند. اصلاحاتی که، با در نظر گرفتن وضعیت کنونی این کشور چندان دستیافتنی به نظر نمیرسد:
· ارتقای شغلیابی و کارآفرینی با ایجاد ارتباط میان آموزش در سطح بالا و بازده اجتماعی و خصوصی آموزشی؛
· پرورش مهارتهای زندگی از رهگذر برنامههای درسی؛
· ایجاد پایبندی در بخش تجاری؛
· ایجاد فرصتهای برابر بهویژه جنسیتی؛
· مشارکت دادن همه نقشآفرینان آموزش ازجمله: اجتماعات بینالمللی، والدین، سازمانهای غیرعمومی، آموزشگران، برنامهریزان و بخش اداری.
کتابشناسی
Association of Universities. (2007). “Zimbabwe-Education System”. World Higher Education DataBase (WHED). Retrieved from: https://whed.net/home.php
Country Paper. (2008). The status of Open Learning and Distance Education in Zimbabwe. Retrieved from: http://www.africaodl.org/conference/cp-Zimbabwe.htm
Government of Zimbabwe. (2013). Constitution of Zimbabwe Amendment (No. 20). Retrieved from: https://zimlii.org/ system/files/legislation/num-act/2013/Amendment%20No. %2020%20of%20The%20Constitution%20of%20Zimbabwe/Constitution%20of%20Zimbabwe%20-%2020th%20 Amendment%2022%20May%202013.pdf.
Gurira, G.T. (2015). Funding Strategies. Retrieved from: https://vdocuments.mx/funding-strategies-presentation-by-mr-g-t-gurira-principal-director-hr.html
International Bureau of Education. (2011). “Zimbabwe”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
James, V., Makuto, D. and Maponga, C.C. (2009). Project: Identifying and Developing Best Practices in the Utilization of Zimbabwe Diaspora Health Professionals to Support the Health Sector in Zimbabwe. Harare: Zimbabwe Jongwe.
Kariwo, M. T. (2007). “widening Access in Higher Education in Zimbabwe”. Higher Education Policy, 20(1), 45-59.
Ministries of Education, Sport and Culture and Higher and Tertiary Education. (2004). National Report of Zibmabwe. Switzerlan: The inte Southern African Regional Universities Association.
Parliament of Zimbabwe. (2002). Midlands State University (Act 4, Chapter 25). Retrieved from: https://www.parlzim. gov.zw/acts-list/midlands-state-university-act-25-21
Reymund, M. (2008). Country Higher Education Profile: Zimbabwe. Retrieved from: http://www.bc.edu/be-org/ avp/soe/cihe/inha/profiles/Zimbabwe.htm
SARUA. (2011). A Profile of Higher Education in SADC: Zimbabwe. Retrieved from: http://www.sarua.org/files/ Country%20Reports%202012/Zambia%20data%20profile%20Eng.pdf.
Sekai kapungu, R. (2007). The Pursuit of Higher Education in Zimbabwe: A Futile Efforts? Retrieved from: http://archive.kubatana.net/docs/chiyou/kapungu_cipe_essay_higher_education_071002.pdf.
Shizha, E., and Kariwo, Michael T. (2011). Education and Development in Zimbabwe. Retrieved from: https://www.sensepublishers.com/media/297-education-and-development-in-zimbabwe.pdf.
The World Bank. (2008). Summary Education profile Zimbabwe. Retrieved from: http: devdata.Worldbank.org.proxy. lib.sfu.Ca/edstats/Summary Education Profile/Country
Unesco. (2008). The EFA 2000 Assessent: Country Report Zimbabwe. Retrieved from: http://www.unesco.org/ education/wef/contry report/Zimbabwe/repport-0-1.html
Varghase, N.V. (2006). Growth and Expansion of Private Higher Education in Africa. Retrieved from: http://unesdoc.unesco.org/images/0015/001502/150255e.pdf.
Zimbabwe National Commission for Unesco. (2001). The Development in Education:The Education System at the End of the 20th Century(1990-2000): National Report of The Republic Of Zimbabwe. Retrieved from: http://www.ibe.unesco.org/International/ICE/natrap/Zimbabwe.pdf.
http://data.un.org/Data.aspx?q=education&d=UNESCO&f=series%3aE_56
http://databank.worldbank.org/data/home.aspx