دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

نظام آموزش عالی برزیل

نوع مدخل : مدخل دانشنامه

نویسندگان
چکیده
 





پایتخت: برازیلیا




نوع حکومت: جمهوری فدرال




زبان رسمی: پرتغالی




مساحت:  8514877 کیلومترمربع




جمعیت: 201103303 نفر (2010م)




تعداد دانشجویان: 7037391 نفر (2012م)




تعداد اعضای هیئت‌‌علمی: 141482 نفر (1999م)




تولید ناخالص ملی: 8/1 میلیارد دلار (2015م)




هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 9/5% (2014م)




هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 7/15% (2014م)





 
ویژگی‌های جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی
برزیل بزرگ‌ترین کشور امریکای جنوبی است که پس از سه سده سلطة پرتغال، در 1822م، استقلال یافت. این کشور با دنبال کردن رشد صنعتی، کشاورزی و توسعة داخلی به مداخلة نظامی بیگانگان در کشور خود پایان داد. کشف منابع عظیم درآمد و سود ناشی از نیروی کار فراوان باعث شد تا برزیل، در مقام رهبری مقتدر، در منطقة امریکای جنوبی، مطرح شود. شکاف درآمدی در این کشور همچنان به‌مثابة یک مشکل غیرقابل حل باقی‌مانده است. برزیل با کشورهای آرژانتین، بولیوی، کلمبیا،‌گوانا، گویان، پاراگوئه، پرو، سورینام، اروگوئه و ونزوئلا در حدود 14691 کیلومترمربع مرز خاکی دارد. منابع طبیعی و زیرزمینی آن عبارت‌اند از: بوکسیت، طلا، آهن، منگنز، نیکل، فسفات، پلاتین، اورانیوم، ‌قلع و نفت (Central Intelligence Agency, 2009).
     ساختار سنی جمعیت برزیل تا آخر سال 2010 بدین‌ترتیب است: 14-0 سال 7/26%، 64-15 سال 8/66% و 65 سال به بالا 4/6%. میانگین سن جمعیت زنان 7/29 و مردان 1/28 سال است. نرخ رشد جمعیت، در 2010م، 166/1%، نرخ تولد 11/18 و نرخ مرگ‌ومیر 35/6 در هزار بوده است. جمعیت 15 سال به بالا که توانایی خواندن و نوشتن دارند 6/88% از کل جمعیت را تشکیل می‌دهند. 6/73% از مردم برزیل کاتولیک رومی هستند و زبان اصلی مردم آن پرتغالی است، اما، به زبان‌های اسپانیایی، ‌انگلیسی و فرانسه نیز در این کشور سخن گفته می‌شود. برزیل 26 ایالت و 1 ناحیة فدرال دارد. قوة قانون‌گذار آن کنگرة ملی است که از سنای فدرال با 81 کرسی و مجلس نمایندگان با 513 کرسی تشکیل شده است. برزیل عضو سازمان‌های بین‌المللی متعددی نظیر یونسکو و سازمان بهداشت جهانی است.
 
     برزیل، ازنظر قدرت مالی و اقتصادی، بر همه کشورهای امریکای جنوبی برتری دارد و اقتصاد آن در حال گسترش به بازارهای جهانی است. رئیس‌جمهور روسیف، که در اول ژانویه 2011، به روی کار آمد، به اصلاح قوانین پیچیدة مالیاتی، بازساماندهی خدمات نظام بازنشستگی و مبارزة جدّی با تورم که داسیلوا پایه‌گذاری کرده بود اولویت داده است. تولید ناخالص داخلی، در 2009م، 574/1 تریلیون دلار و نرخ رشد واقعی تولید ناخالص داخلی آن 1/5% بوده است. سهم هریک از بخش‌ها در رشد تولید ناخالص داخلی چنین بوده است: خدمات 5/68%، صنعت 4/25% و کشاورزی 1/6%. جمعیت زیر خط فقر برزیل تا 2008م 26% و نرخ تورم تا 2009م 9/4% گزارش شده است. جمعیت نیروی کار 7/101 میلیون نفر است که 14% در صنعت، 20% در کشاورزی و 66% در خدمات اشتغال دارند. این کشور تولیدات صنعتی فراوانی نظیر منسوجات، کفش، مواد شیمیایی، سیمان، الوار، آهن، قلع، فولاد، صنایع دستی، وسایل نقلیة موتوری و دیگر ماشین‌آلات را به بازار داخلی و خارجی وارد می‌کند. باتوجه‌به سطح وسیع تولیدات صنعتی، نرخ رشد تولیدات صنعتی، در 2009م، تا 5/5-% گزارش شده است. همچنین، سالیانه، 8/438 میلیون کیلووات ساعت، برق تولید می‌شود که همه در کشور مصرف و حدود 06/42 میلیون کیلووات نیز به آن وارد می‌شود.
     برزیل یکی از مقروض‌ترین کشورهای جهان (4/222 میلیون دلار بدهی) است.
     این کشور بیشتر محصولات وارداتی خود را از کشورهای آرژانتین، آلمان و امریکا دریافت می‌کند. واحد پول آن رئال است و هر 85/1 رئال برزیل معادل یک دلار است.
     مهم‌ترین مشکل اجتماعی این کشور مسئلة قاچاق مواد مخدر (به‌خصوص کوکائین) است (Central Intelligence Agency, 2009).
     جمعیت بی‌سواد بالای 15 سال، تا سال 2004، در حدود 22925776 نفر برآورد شده است که 2/5% از جمعیت این کشور را دربر می‌گیرد. درصد تولید ناخالص داخلی اختصاص‌داده‌شده به بخش آموزش‌ 8/4% و هزینة‌ جاری آموزش تا 1995م، 30024000000 دلار بوده است: پیش‌دبستانی 1/5%، دبستان 4/48%، میانی 3/20% و آموزش عالی 26%. نسبت ناخالص نام‌نویسی در سطح آموزش تا 1996م چنین بود: پیش‌دبستانی 58%، دبستان 120%، میانی 56% و دانشگاه 15% (Unesco, 2009).
 
اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی
در بند 3 قانون وضع‌شده در اکتبر 1988، که مبتنی‌بر حقوق مدنی، تشخّص و اعتبار فردی است، آمده است که اهداف اصلی برای ایجاد یک جامعة آزاد با روحیة همکاری و تعاون عبارت‌اند از: تضمین گسترش و رشد ملی، حذف فقر و محرومیت‌های اجتماعی و کاهش اختلافات طبقاتی و اجتماعی. براساس این قانون، آموزش حق همگان است. طبق قانون اصول و چهارچوب آموزش همگانی (1996م)، آموزش ملی، با الهام گرفتن از اصول آزادی و آرمان‌های وحدت انسانی، اهداف زیر را دنبال می‌کند:
· درک حقوق و مسئولیت‌های خود و همچنین درک مسؤلیت‌ها و حقوق شهروندان، دولت و سایر گروه‌های اجتماعی؛
· احترام به اعتبار و آزادی‌های اساسی انسان‌ها، ‌تقویت وحدت و یکپارچگی ملی و انسجام بین‌المللی؛
· رد هرگونه رفتار غیرمنصفانه و یک‌طرفة نشئت‌گرفته از اعتقادات مذهبی، سیاسی و فلسفی و یا پیش‌داوری‌های نژادی، طبقاتی و اجتماعی؛
· حفظ، اشاعه و توسعة میراث فرهنگی؛
· آماده کردن افراد و جامعه برای دسترسی به منابع علمی و فنّاوری، که امکان استفاده از امکانات موجود را برای رفاه عمومی فراهم می‌آورد.
     اهداف آموزش عالی عبارت‌اند از: توسعة علوم، هنر و ادبیات، آموزش متخصصان در سطوح بالاتر و پژوهش. این اهداف ازطریق آموزش، پژوهش و فعالیت‌های گسترده شامل تحصیلات کارشناسی و کارشناسی ارشد و تخصص،‌ مهارت‌آموزی حرفه‌ای و تحصیلات کارشناسی ارشد و دکتری تحقق می‌یابد. براساس قانون شماره 394/9 در سال 1996، سال تحصیلی معمولاً در همة دوره‌ها شامل 200 روز کاری، علاوه‌بر دوره‌های امتحان است.
 
ساختار نظام آموزشی
بررسی آموزش برزیل در دو دهة گذشته نشان می‌دهد که نظام آموزشی دستخوش تغییرات فراوانی شده است؛ بی‌سوادی به‌میزان چشمگیری کاهش یافته و ثبت‌نام در همة سطوح آموزشی رو به افزایش است. بااین‌حال، با در نظر گرفتن برخی نشانگرهای کمّی و کیفی، وضعیت آموزش در این کشور هنوز رضایت‌بخش نیست. نابرابری‌های اقلیمی، اختلافات جنسی و نژادی در آموزش و وجود یک جمعیت ناموزون در مدرسه نشان‌دهندة بالا بودن سطح فقر در این کشور است. بدون توجه به افزایش تعداد سال‌های آموزش طی دهه‌های گذشته، داده‌های سرشماری رابطة تنگاتنگی را بین نشانگرهای درآمد و وضعیت آموزش در این کشور نشان می‌دهد. در اجلاس 1990م، درخصوص آموزش برای همه، وزیر آموزش طرح ده‌سالة آموزش برای همه را عرضه کرد. این طرح به‌منظور کاهش نابرابری در بین طبقات مختلف اجتماعی و اقلیمی عرضه شد. در این طرح،‌ آموزشگران اصلی‌ترین مجریان سیاست آموزشی دولت (با هدف ایجاد برابری آموزشی) به‌شمار می‌آمدند. سه بند از این مصوبه به حرفة آموزش اختصاص داده شده است که اطلاعاتی دربارة شرایط کاری و صلاحیت‌ها به دست می‌دهد. آموزش پیش‌دبستانی در این طرح ده‌ساله درحکم یک راهبرد اساسی برای حفظ حقوق کودکان بالای شش سال استفاده می‌شود (Unesco, 1998).




 


 





     از دیگر قوانین نسبتاً جدید در آموزش برزیل قانون آیین‌نامه‌های آموزشی شمارة 394/9 (بیستم دسامبر 1996) است که به‌موجب آن تمرکززدایی و آزادی بیشتری به مدارس اعطا شد. قانون شمارة 2208 (مصوبة هفدهم آوریل 1997) فرصت‌های بیشتری برای آموزش و تحصیل فراهم کرد و الگوهای آموزشی را انعطاف‌پذیرتر ساخت. همچنین طبق قانون شمارة 14، در 1996م، سرمایه‌گذاری ملی برای رشد آموزش ابتدایی و ارتقای ارزش حرفة معلمی صورت گرفت که در اول ژانویة 1998 اجرا شد. علاوه‌بر قوانین مطرح‌شده، برنامه‌ای با نام «برزیل بیدار باش! وقت مدرسه است!» را برای بسیج همگانی در حمایت از دولت و اقدامات خصوصی در تجهیز مدارس، تعمیر لوازم و مشارکت با مدیران مدارس به اجرا درآورد (Unesco, 1998).
 
     نظام آموزشی برزیل از مراحل زیر تشکیل شده است:
 
آموزش پیش‌دبستانی
این مرحله اجباری نیست و در دو نوع مؤسسه عرضه می‌شود: مراکز مراقبت‌های روزانه و مؤسسات مشابه آنها برای کودکان تا سه سال، و مدارس پیش‌دبستانی برای کودکان 6-4 سال.
 
آموزش ابتدایی
طول این دوره هشت سال است و برای همة کودکان 14-7 سال اجباری است و در دو دورة چهارساله عرضه می‌شود. باتوجه‌به هنجارهای داخلی هر مدرسه، ثبت‌نام در این دوره ممکن است در شش‌سالگی صورت گیرد. این آموزش‌ها را ایالت‌ها، بخش‌های فدرال و شهرداری‌ها عرضه می‌کنند.
 
آموزش میانی
طول دورة آموزش میانی عمومی سه سال و آموزش میانی فنی‌و‌حرفه‌ای سه تا چهار سال است. آموزش میانی در برزیل اجباری نیست؛ اما به‌صورت رایگان عرضه می‌شود. دانش‌آموزانی که دورة ابتدایی را به پایان رسانده باشند، می‌توانند بدون گذراندن آزمون به این دوره راه یابند. بااین‌حال، در برخی از موارد، برای ورود به این دوره، یک آزمون گزینش محلی ممکن است برگزار شود. دانش‌آموزان ممکن است یک دورة سه یا چهارساله را در انواع رشته‌های فنی‌و‌حرفه‌ای انتخاب کنند که به گواهی‌نامة دستیار فن‌ورز منتهی شود. دارندگان این گواهی‌نامه‌ها می‌توانند در آزمون ورودی دانشگاه‌ها شرکت کنند. برنامه‌های مهارت‌آموزی نیز در زمینة آموزش مهارت‌های حرفه‌ای پایه ایجاد شده است که با اعطای گواهی‌نامه پایان می‌یابد. ایالت‌ها و بخش فدرال آموزش میانی را برای موضوعاتی که در محدودة آنهاست عرضه می‌کنند.
 
آموزش عالی
آموزش عالی در دانشگاه‌های فدرال، ایالتی، وابسته به شهرداری، کلیسا، بخش خصوصی، و دیگر مؤسسات، بنیادها، فدراسیون‌ها و تشکیلات مستقل عرضه می‌شود. دانشگاه‌ها مرکب از دانشکده‌ها و مدارس عالی است و سازمان داخلی آنها بر گروه‌هایی استوار است که با دانشکده‌ها، مدارس یا مراکز در ارتباط‌اند. فدراسیون‌ها انجمن‌هایی از مؤسسات هستند که دوره‌های متنوع‌تری را با کارایی اداری بیشتر عرضه می‌کنند. مؤسسات آموزش عالی دربرگیرنده دانشکده‌ها، مدارس، مراکز، مدارس عالی یا مؤسسه‌هاست که بیشتر خصوصی هستند، تعداد محدودی دانشجو دارند و در یک یا دو رشته آموزش می‌دهند (Schwartzman, 1997).
     دانشگاه‌ها، علاوه‌بر عرضة آموزش عالی تخصصی، موظف‌اند پژوهش‌های بنیادی و کاربردی را ارتقا داده و خدماتی را در قالب واحدهای درسی و سایر فعالیت‌ها عرضه کنند. دانشگاه‌های برزیل آموزش‌های خود را در برنامه‌هایی نظیر آموزش آموزشگران، علوم انسانی، هنرهای زیبا، معماری، حقوق، علوم اجتماعی و اقتصادی، علوم طبیعی و نظری، مهندسی، پزشکی و رشته‌های دیگر عرضه می‌کنند (Unesco, 2009).
     مؤسسات خصوصی آموزش عالی بیشتر رشته‌های علوم آموزشی- کاربردی را تدریس می‌کنند. حال آنکه سایر رشته‌ها- به‌جز علوم کشاورزی- در بیشتر مؤسسات عالی عرضه می‌شود. در ضمن، بین مؤسسات عمومی و خصوصی تعادل وجود دارد.
     مهم‌ترین چالشی که دانشگاه با آن روبه‌رو است گنجاندن آموزش، پژوهش و توسعه و عرضة دروس دورة کارشناسی در چهارچوب برنامة آموزشی دانشگاه است؛ البته مطالعات و بررسی‌های دهة 1990 نشان می‌دهد که برزیل تنها 6/0 از تولید ناخالص ملی خود را صرف پژوهش و توسعه کرده است (Unesco, 1998).
     تحصیلات آموزش عالی در برزیل مشتمل بر بخش‌های دانشگاهی، غیردانشگاهی و غیرسنتی است.
الف. تحصیلات بخش دانشگاهی: شامل مراحل و مدارک زیر است:
دوره نخست تحصیلات یا دورة کارشناسی یا گواهی‌نامة حرفه‌ای
طول مدت تحصیل در این مرحله، بسته به نوع مؤسسه و رشتة تحصیلی، بین سه تا شش سال است (رشتة کشاورزی چهار سال، رشتة معماری و حقوق پنج سال و رشتة پزشکی شش سال). مدرک کارشناسی معمولاً بعد از چهار سال تحصیل به دانشجویان فلسفه، علوم انسانی و علومی که بخواهند دبیر دبیرستان شوند اعطا می‌شود.
 
دوره دوم تحصیل یا دورة کارشناسی ارشد
نخستین دورة تحصیلات تکمیلی است که حداقل یک سال بعد از دورة کارشناسی طول می‌کشد. مدرک کارشناسی ارشد به دانشجویانی اعطا می‌شود که تعدادی واحد درسی، امتحانات، و تدوین پایان‌نامه را پشت سر گذاشته باشند.
 
مرحلة سوم یا دورة‌ دکتری
مرحلة سوم، که سه تا چهار سال طول می‌کشد، به اعطای بالاترین مدرک دانشگاهی، یعنی دکترایِ تخصصی، منتهی می‌شود.
 
ب. تحصیلات غیردانشگاهی: مؤسسات ویژه، مانند مراکز آموزش فنّاوری فدرال، دوره‌های آموزشی فنی عالی را عرضه می‌کنند که معمولاً‌ چهار سال و گاه یک سال بیشتر طول می‌کشند.
 
ج. تحصیلات غیرسنتی: تحصیلات این بخش از آموزش تحصیلات از دور و آموزش مادام‌العمر را دربرمی‌گیرد:
 
آموزش عالی از دور
دوره‌های آموزشی حرفه‌ای ازسوی شرکت‌های خصوصی یا توافق با مؤسسات عمومی عرضه می‌شود و پذیرش در آنها نیازمند داشتن مدرک پایان دورة میانی است.
 
آموزش عالی مادام‌العمر
دوره‌های تخصصی را برای دانشجویان غیرمنظم (افراد بزرگسال و غیره) عرضه می‌کند.
 
پذیرش دانشجو
ورود به دانشگاه‌ها و دستیابی به آموزش عالی نیازمند داشتن مدرک پایان دورة میانی است. متقاضیان ورود به مؤسسات آموزش عالی باید یک آزمون ورودی را نیز با موفقیت بگذرانند. طبقه‌بندی و رتبه‌بندی شرکت‌کنندگان براساس میانگین نمره‌های به‌دست‌آمده در آزمون انجام می‌شود. آزمون ورودی را مؤسسات عمومی، با سازماندهی وزارت آموزش، در تاریخ مشخصی، برگزار می‌کنند. مؤسسات خصوصی نیز ممکن است تاریخ ثابتی برای آزمون داشته باشند (www5.usp.br).
     دانشجویان خارجی، برای ورود به مؤسسات آموزش عالی، باید مدرک دوره میانی داشته باشند که وزارت آموزش و ورزش برزیل آن را به رسمیت شناخته باشد. به‌علاوه، باید در آزمون ورودی که دربرگیرنده زبان پرتغالی، تاریخ برزیل، جغرافیا، ریاضیات، فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی و زبان‌های خارجی است، شرکت کنند. دانشجویان آن دسته از کشورهای امریکای لاتین، ‌افریقا و کشورهای آسیایی که با برزیل توافقنامة فرهنگی دارند از آزمون و پرداخت شهریه معاف هستند، اما باید به زبان پرتغالی تسلط داشته باشند.
     دانشجویان خارجی می‌توانند از همة تسهیلاتی که دانشجویان برزیلی از آنها برخوردارند، استفاده کنند. دستیابی به حرفه‌ها و مشاغل براساس پذیرش مدرک دانشگاهی، مجوز قانونی اقامت و تأیید شورای حرفه‌ای امکان‌پذیر است. دستیابی به تحصیلات بالاتر از کارشناسی مشروط به داشتن مدارک علمی کاردانی و کارشناسی و گذراندن آزمون در هر دوره است (Altabach, 1997).
 
مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی
وزارت آموزش و ورزش نهاد اصلی مسئول تدوین سیاست‌های آموزش عالی است که اجرا و نظارت بر فعالیت‌ها را نیز برعهده دارد و ارزشیابی، تأیید و رسمیت دادن به مؤسسات آموزش عالی (دربرگیرنده دانشگاه‌ها، فدراسیون‌های مدارس، دانشکده‌های تلفیقی و دانشکده‌های مستقل) را ازطریق شعبة اجرایی خود انجام می‌دهد و عملکرد آنها همچنین به تصمیمات شورای ملی آموزش دربارة مؤسسات خصوصی و مؤسسات زیر حمایت دولت و شورای ایالتی آموزش دربارة مؤسسات ایالتی و وابسته به شهرداری بستگی دارد (International Bureau of Education, 2011).
     دبیرخانة ‌آموزش در ایالت مسئول ادارة شبکة مدارس ایالت‌ها و بخش فدرال و نیز نظارت بر بخش خصوصی است. در سطح ایالت، شوراهای آموزش ایالتی استانداردها را تعیین می‌کنند.
     وزارت آموزش و ورزش با همکاری شورای ملی آموزش مسئول تهیه و تنظیم پیش‌نویس طرح‌های آموزش ملی، عرضة کمک‌های مالی و فنی به ایالت‌ها، ناحیة فدرال و شهرداری‌ها در رشد و توسعة نظام‌های آموزشی و اولویت دادن به آموزش اجباری است. همچنین این وزارتخانه شبکة مدارس فدرال ازجمله دانشگاه‌ها، مؤسسات آموزش عالی، مدارس عالی فنی‌وحرفه‌ای و مراکز آموزش فنّاوری را پشتیبانی می‌کند؛ همچنین بر شبکة آموزش عالی خصوصی نظارت می‌کند.
     در سطح فدرال، وزارت آموزش و ورزش سیاست‌گذاری را با کمک شورای ملی آموزش انجام می‌دهد. شورای ملی متشکل از مجلس آموزش پایه و آموزش عالی است که هریک 12 عضو مشاور دارند، که رئیس‌جمهور آنها را منصوب می‌کند. سیاست‌گذاری در ایالت‌ها نیز شبیه به بخش فدرال است. دبیرخانه‌های آموزش ایالتی و ادارة آموزش در ایالت ایجاد می‌شوند.
     سیاست‌های آموزش حرفه‌ای مدارس فنی و کشاورزی، مراکز فدرال آموزش فنّاوری، خدمات ملی کارورزی صنعتی و نهادهای بازرگانی، حمل‌ونقل و فعالیت‌های مناطق روستایی را وزرای کار و آموزش با همکاری یکدیگر تعیین می‌کنند.
     وزارت بهداشت نیز، ازطریق مایه‌کوبی مداوم و افزایش آگاهی افراد دربارة بهداشت و پیشگیری از بیماری در مدارس، در برنامه‌های آموزشی شرکت و با همکاری وزارت آموزش و ورزش، سیاست‌های توسعة منابع انسانی بخش بهداشت را، که در ایالت‌ها اجرا می‌شود، تعیین می‌کند.
     دفاع نیز مدارس ابتدایی و میانی‌ای دارد که نام‌نویسی در آنها برای همگان آزاد است و برای دانش‌آموزانی که قصد دارند در سطح پیشرفته‌تری یک شغل نظامی را دنبال کنند، آموزش‌های مناسبی عرضه می‌کند. وزارت دفاع تحصیلات عالی را برای شاخه‌های گوناگون نیروهای ارتشی فراهم می‌آورد.
     وزارت ارتباطات نیز با پخش برنامه‌های آموزشی از رادیو و تلویزیون در دورترین نقاط کشور و افزایش و بهبود مهارت‌های حرفه‌ای آموزشگران در فعالیت‌های آموزشی شرکت می‌کند.
     مؤسسات آموزش عالی عمومی برای ادارة خود به حکومت فدرال، ایالات و یا شهرداری‌ها وابسته‌اند. در کنار این مؤسسات، مؤسسات خصوصی نیز به آموزش مشغول هستند. دادن اجازة تأسیس مؤسسات خصوصی آموزش عالی برعهدة دولت برزیل است که به‌واسطة این امر شوراهای آموزش ایالتی به ایالات و شهرداری‌ها اجازة تأسیس مؤسسات آموزش عالی را می‌دهند (www5.usp.br).
     وزارت آموزش و ورزش، با همکاری نمایندگان بخش‌های گوناگون، برای تعریف استقلال دانشگاه‌ها و مؤسسات ‌آموزش عالی لایحه‌ای تنظیم کردند و در بیستم دسامبر 1996، به‌تصویب رساندند. به‌موجب این قانون، دانشگاه‌ها باید از استقلال علمی و آموزشی و نیز آزادی عمل در مدیریت مالی و امور دارایی‌ها برخوردار باشند. براین‌اساس، به مؤسسات اجازه داده می‌شود تا در تعیین اهداف فرهنگی، هنری، فنّاوری، علمی و آموزشی، تعیین طرح‌ها و برنامه‌های پژوهشی و سازماندهی دوره‌ها و برنامه‌های آموزشی مستقل عمل کنند. این استقلال اجرایی شامل ظرفیت تعریف سازماندهی نهایی مؤسسه به ساده‌ترین شیوه و نیز سیاست‌های اجرایی کلی و تشریح قوانین و ضوابط مؤسسه، فرایند مورد استفاده در انتصاب رؤسا و تعیین شرایط کاری و کارکنان نیز می‌شود. استقلال مؤسسه مدیریت مالی و امور دارایی‌ها، پیشنهاد و اجرای بودجة مؤسسه و پیروی از محدودیت‌های مالی نهاد حمایت‌کننده از مؤسسه را دربر می‌گیرد.
     ارزشیابی‌ها، نه‌تنها برای سنجش مؤسسات، بلکه برای همة نهادهای نظام آموزش ملی، مهم هستند و تأثیر فراوانی بر تنظیم سیاست‌ها و دستورالعمل‌ها دارند. طبق قانون شمارة 95/131/9، وزارت آموزش و ورزش نظام ملی ارزشیابی دوره‌های آموزشی را تأسیس کرد که با استفاده از شیوه‌ها و معیارهای وسیع، کیفیت و کارایی آموزش، پژوهش و فعالیت‌های خدماتی را ارتقا می‌بخشد و از ارزشیابی دوره‌ای مؤسسات و برنامه‌های کارشناسی حمایت می‌کند. آزمون‌ها یکی از رویه‌ها و معیارهای ارزشیابی است که براساس کمینه محتوای مورد نیاز برای هر دوره برگزار می‌شود. نتایج به‌دست آمده از آزمون‌های دانشجویی ضابطه‌ای برای ارزشیابی مؤسسه به‌شمار می‌آید. برای دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری، از بیست سال پیش تاکنون، نظام ارزشیابی نظام‌مند وجود داشته است. دوره‌های آموزشی از الف تا ای رتبه‌بندی می‌شوند.
     بنیاد هماهنگی برای تقویت کارکنان آموزش عالی با هدف هماهنگ کردن اقدامات مربوط به بهبود کیفیت کارکنان آموزشی ایجاد شده و نظامی را برای نظارت و ارزشیابی دوره‌های تحصیلات تکمیلی به اجرا درمی‌آورد. کمیته‌های متخصصان هرساله، براساس اطلاعات به‌دست‌آمده از برگه‌های استانداردی که مؤسسات برای بنیاد هماهنگی تقویت کارکنان آموزش عالی تهیه می‌کنند و همچنین براساس اطلاعات به‌دست‌آمده از گزارش‌های بازدیدهای دوره‌ای مشاوران، دوره‌های دکتری و کارشناسی ارشد را ارزیابی می‌کنند. هدف از چنین اقداماتی تضمین شرایط لازم برای ادغام رویه‌های ارزیابی مختلف برای بررسی و نظارت بر خط‌مشی‌های آموزشی سطوح مختلف است.
     ارزیابی عملکرد دانشگاه‌ها شیوه‌‌ای برای بررسی و ارتقای برنامه‌های علمی و اجتماعی آنهاست که می‌تواند کیفیت برنامه‌های اجراشده را بهبود بخشد. نشانگرهای مورد ارزیابی مؤسسات شامل آموزش، پژوهش، خدمات و مدیریت دانشگاه است.
 
منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی
منابع مالی نظام آموزشی ازطریق بخش عمومی (نهادهای اجرایی در سطح فدرال، ایالت و شهرداری‌ها، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم)، بخش خصوصی و پرداخت شهریه تأمین می‌شود.
     مهم‌ترین منابع مالی عمومی آموزش عبارت‌اند از:
 
بخش فدرال
این بخش از سه راه در تأمین منابع مالی آموزش مشارکت می‌کند:
الف. منابع حاصل از درآمدهای مالیاتی: براساس مادة 212 قانون فدرال، حداقل 25% از کل درآمد مالیاتی جمع‌آوری‌شده در هر سال مالی باید به حفظ و توسعة آموزش اختصاص یابد.
ب. منابع مالی حاصل از مالیات اختصاص‌یافته به آموزش که 5/2% از کل حقوق کارکنان را در کسب‌وکارهای صنعتی و بازرگانی و 8/0% از ارزش تجاری کالاهای فروخته‌شده را در صنایع کشاورزی یا تولیدات روستایی شامل می‌شود. توزیع یک‌سوم از مبلغ جمع‌آوری‌شده برعهدة دولت فدرال است.
ج. وجوه حاصل از سایر منابع، به‌ویژه صندوق فوریت‌های اجتماعی.
 
ایالت‌ها
از راه‌های زیر در تأمین منابع مالی آموزش سهیم می‌شوند:
الف. بودجة حاصل از درآمدهای مالیاتی ایالتی. براساس مادة 212 قانون فدرال، دست‌کم 25% از کل درآمد مالیاتی باید به حفظ و توسعة آموزش اختصاص یابد.
ب. سهم بودجة ایالت از کمک‌های فدرال. 25% از کل آن باید صرف آموزش شود.
ج. منابع حاصل از سهمیة ایالت‌ها از کمک‌های مردمی به آموزش، که معادل دوسوم از کل منابع جمع‌آوری‌شده باید صرف آموزش ابتدایی شود.
د. دیگر منابع، به‌ویژه منابع به‌دست آمده از سهمیة کمک‌های مردمی به آموزش، زیر نظر وزیر آموزش و ورزش به ایالت‌ها اعطا شده است.
 
شهرداری‌ها
منابع مالی اختصاص‌یافته به آموزش را از راه‌های زیر به‌دست می‌آورند:
الف. منابع بودجة عادی حاصل از درآمد مالیاتی. براساس مادة 212 قانون فدرال، 25% از درآمد شهرداری‌ها باید صرف حفظ و توسعة آموزش شود. در برخی از شهرداری‌ها، بودجة اختصاص‌یافته بیشتر از حداقل تعیین‌شده در قانون است.
ب. سهم شهرداری‌ها از کمک‌های فدرال که 25% از آن باید صرف آموزش شود.
ج. دیگر منابع، به‌ویژه منابع حاصل از سهمیة کمک‌های مردمی به آموزش، زیر نظر وزیر آموزش و ورزش و دبیرخانه‌های آموزش ایالتی به شهرداری‌ها داده شده است.
 
     تحلیل منابع مالی که در سطح دولت فراهم شده است، نشان می‌دهد که سهم بخش‌های گوناگون در فراهم ساختن منابع مالی، به‌ترتیب، ایالت‌ها 50%، شهرداری‌ها 28% و فدرال حدود 21% بوده است. آموزش ابتدایی بیشترین سهم از سرمایه‌گذاری‌ها را (تقریباً ‌36%) به‌خود اختصاص داده است و بعد از آن، آموزش عالی 25%، آموزش میانی 5% و پیش‌دبستانی 4% سرمایه‌گذاری‌ها را تشکیل می‌دهند. ایالت‌ها بییشترین سرمایه‌گذاری را در آموزش ابتدایی، شهرداری‌ها در آموزش پیش‌دبستانی و فدرال در حفظ شبکة آموزش عالی داشته‌اند.
     متوسط سهم بخش خصوصی در بخش‌های مختلف چنین است: آموزش ابتدایی 350 رئال، آموزش میانی 750 رئال و آموزش عالی 2500 رئال. کل هزینة بخش خصوصی حدود یک‌پنجم سرمایه‌گذاری بخش عمومی برآورد شده است.
داده‌های آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالی
نظام آموزش عالی 851 مؤسسه دارد که از این تعداد 127 مؤسسه (15%) را دانشگاه‌ها (59 دانشگاه خصوصی)، 87 مؤسسه (10%) را فدراسیون‌های دانشکده‌ها و مدارس تلفیقی (شامل 84 مؤسسة خصوصی) و 637 مؤسسه (75%) از آنها را مؤسسه‌های مجزا (633 مؤسسة خصوصی) تشکیل می‌دهند. در ضمن، دوسوم از دانشجویان در دستگاه‌های خصوصی مشغول به تحصیل‌اند (Schwartzman, 1997).
     در سال 1977، در سطح کارشناسی 141400  شغل آموزشی وجود داشت که استادان با مدارک مختلف آن را پر کردند: دارندگان مدرک دکتری 1/15%، دارندگان مدرک کارشناسی ارشد 7/23%، دارندگان تخصص‌های کارشناسی 6/35%، دارندگان مدرک کارشناسی 4/25% و مدرک زیر کارشناسی 19/0% برآورد شده است.
     استادان آموزش عالی، که در دو سطح بالاتری از کارشناسی ارشد (کارشناسی ارشد علم و هنر) و دکتری آموزش داده می‌شوند، براساس مدرک و سابقه، رتبه‌های مختلفی دارند:
- دستیار استاد یا کمک استاد که فقط داشتن اولین مدرک آموزش عالی برای وی کافی است؛
- استادان مشاور که باید مدرک کارشناسی ارشد داشته باشند؛
- سرانجام، پس از اینکه فرد در یک دورة طولانی شایستگی خود را ثابت و در آزمون رقابتی شرکت کرد، با تدوین رساله‌ای مستقل، مدرک دکتری به وی اعطا می‌شود. داشتن مدرک دکتری، شرط لازم برای تدریس در دوره کارشناسی ارشد است. بیشتر استادان آموزش عالی که در دوره کارشناسی ارشد تدریس می‌کنند مدارج علمی خود را از دانشگاه‌های برزیل و خارج از آن (بیشتر در ایالات متحده و اروپای غربی) دریافت کرده‌اند.
     تعداد ساعات کار استادان براساس قراردادی تعیین می‌شود که بین استاد و مؤسسة مربوط منعقد می‌شود. در بخش عمومی، این قراردادها برای استادان پاره‌وقت بیست ساعت و برای استادان تمام‌وقت چهل ساعت در نظر گرفته شده است. ساعات کار، بسته به سیاست‌های مؤسسه، ممکن است شامل تدریس، پژوهش و خدمات باشد.
     نزدیک به 2/64% از 3 میلیون نفر دانشجویی که دانش‌آموخته شده‌اند در دانشگاه‌ها ثبت‌نام کرده‌اند. رقابت شدیدی برای ثبت‌نام در رشته‌هایی مثل علوم اجتماعی کاربردی (شامل حقوق، امور اداری و اقتصاد) و نیز رشته‌های علوم انسانی (شامل روان‌شناسی و تربیت آموزشگر) وجود دارد (International Bureau of Education, 2011).
     تعداد دانشگاه‌ها، دانشجویان، دانش‌آموختگان و مشغولان به تحصیل در دوره‌های گوناگون برزیل تا سال 2012 در جدول‌های 1 و 2 آورده شده است.
 
جدول 1. تعداد دانشگاه‌ها و دانش‌آموختگان برزیل تا سال 2012





نوع مؤسسه


تعداد


دانش‌آموخته




فدرال


103


1087508




ایالتی


116


625474




وابسته به شهرداری


85


184836




دانشگاه‌های آزاد


989


2558445




عمومی


304


1897818




غیرانتفاعی


1123


2601821




کل


2416


7058084





(Unesco, 2012)
 
جدول 2. تعداد دانشجویان در برنامه‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکتری و دوره‌های تخصصی حرفه‌ای (2012م)





کارشناسی


کارشناسی ارشد


دکتری


تخصصی حرفه‌ای




4703693


1366559


22235


944904





(Unesco, 2012)
 
برنامه‌ها و اصلاحات پیش‌رو
دولت می‌کوشد که نه‌تنها با آموزش، مهارت‌های کار و اشتغال را توسعه دهد؛ بلکه طرحی برای یک جامعه با شرایط عادلانه و مساوی را ایجاد کند. کارکرد نظام آموزشی این است که افراد باانگیزه و بااستعداد را از همه جای جامعه شناسایی کند و آنها را بر مشاغل و مهارت‌های عالی و درآمد خوب سوق و تحرک اجتماعی را افزایش دهد. برزیل تلاش می‌کند که استانداردهای جهانی را با آموزش در زمینه افزایش توزیع درآمد عادلانه دنبال کند و سیاست‌های دولت را برای رسیدن به این اهداف تغییر دهد. برزیل در تلاش است سهم آموزش را در تولید خالص ملی افزایش دهد.
     با ایجاد دانشگاه باز در برزیل دولت فدرال بزرگ یک شبکه ملی برای آموزش عالی از دور راه‌اندازی کرده است. برنامه ملی در نظر دارد این دانشگاه‌های مجازی مسئولیت 330000 آموزشگر را زیر نظارت آموزش و ورزش برعهده گیرد. البته دولت برزیل نسبت به سهم تعیین‌شده ازسوی سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه‌ای، میزان بیشتری از درآمد تولید داخلی را به آموزش اختصاص می‌داد و در اصلاحات آموزشی خود این میزان را برای سال‌های دور افزایش می‌داد.
 
کتاب‌شناسی
Altabach, P.G. (1997). The International Academic Profession: Portraits of Fourteen. Countries. Princeton, NJ: Carnegie Foundation for the Advancement of Teaching.
Central Intelligence Agency. (2009). “Brazil”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/library/ publications/the-world-factbook/
EP-Nuffic. (2015). Education System Brazil: Described and Compared with the Dutch System. Retrieved from: https://www.nuffic.nl/documents/293/education-system-brazil.pdf.
International Bureau of Education. (2011). “Brazil”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
OECD. (2013). “Brazil: Overview of the Education System”. OECD Education GPS. Retrieved from: http://gpseducation.oecd.org/Content/MapOfEducationSystem/BRA/BRA_1997_EN.pdf.
Schwartzman, S. (1997). “Higher Education in Brazil: First Moves”. International Higher Education. Boston: Boston College.
The World Bank. (2002). Higher Education in Brazil: Challenges and Options. Retrieved from: https://openknowledge.worldbank.org/handle/10986/14076
Unesco. (1998). Statistical Yearbook. Paris: Author.
Unesco. (2009). Statistical Yearbook. Paris: Author.
Unesco. (2012). Statistical Yearbook of Brazil. Paris: Author.
https://data.worldbank.org/indicator/NY.GDP.MKTP.CD
http://www5.usp.br/english/education/?lang=en
http://www.Statista.com/statistic/gross domestic product.