نوع مدخل : مدخل دانشنامه
نویسنده
چکیده
پایتخت: جاکارتا
نوع حکومت: جمهوری چندحزبی
زبان رسمی: باهاسا اندونزیایی
مساحت: 1904433 کیلومترمربع
جمعیت: 240000000 نفر (2010م)
تعداد دانشجویان: 2500000 نفر (2009م)
تعداد اعضای هیئتعلمی: 208000 نفر (2009م)
تولید ناخالص ملی: 6/872 میلیارد دلار (2015م)
هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 6/3% (2015م)
هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 6/20% (2015م)
ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی
اندونزی، ازنظر پهناوری، سیزدهمین کشور جهان است که در نیمکرة شرقی زمین، جنوبشرقی آسیا، در اقیانوس هند و دریاهای وابسته به آن قرار دارد. ازنظر جمعیت چهارمین (اکثراً جوان) و بزرگترین مجمعالجزایر جهان با 18000 جزیرة بزرگ و کوچک از شرق به غرب گسترده شده است (WENR, 2014). بسیاری از این جزایر کمتر از یک مایل مربع (5/2 کیلومترمربع) وسعت دارند و خالی از سکنه هستند. بزرگترین جزایر آن، جاوه با وسعت 7% از سرزمین اندونزی و سوماترا نام دارند. سورابایا، باندونگ، مدان، سمارانگ، و پالمینگ از شهرهای مهم اندونزی بهشمار میروند. در سالهای اخیر، حدود 113 میلیون نفر در جزیرة جاوه ساکن بودهاند. اندونزی در جزیرة گینة نو با پاپوا و در جزیرة برونئو با مالزی مرز مشترک دارد (Briney, 2014؛ جعفری، 1390).
در سدههای نخست میلادی، اندونزی تحت نفوذ هندوها قرار داشت. در سده هفتم میلادی، امپراتوری بزرگی در اندونزی به وجود آمد که وابسته به آیینهای بودایی و هندو بود. از سده سیزدهم میلادی، دین اسلام به همت بازرگانان هندی به اندونزی راه یافت و رفتهرفته در این سرزمین رواج پیدا کرد. در سده شانزدهم میلادی، اندونزی تحت نفوذ پرتغال درآمد. در اوایل سده هفدهم میلادی، هلندیها اندونزی را تصرف و بیش از سه سده آن را استعمار و استثمار کردند. در آغاز جنگ جهانی دوم، اندونزی نمونة یک مستعمرة کاملاً سرمایهداری بود که منافع هلندیها را فراهم میکرد. از اواسط جنگ جهانی دوم، این کشور به اشغال ارتش ژاپن درآمد. در پایان جنگ، تسلیحات ژاپنی به دست ملّیون، متشکل از دو حزب اسلامی و کمونیست، افتاد. در 1945م، سوکارنو، اعلام استقلال کرد و در 1946م، در مقام اولین رئیسجمهور اندونزی قدرت و حکومت را بهدست گرفت. در 1965م، طی یک کودتای نظامی، سوکارنو برکنار و سوهارتو، که از طرف قدرتهای غربی حمایت میشد، به ریاستجمهوری رسید. سپس حزب کمونیست اندونزی غیرقانونی اعلام شد. در 1968م، ایریان غربی طی یک همهپرسی آمادگی خود را برای پیوستن به اندونزی اعلام کرد و از سلطة هلند خارج شد. بالاخره در 1975م، جزیرة تیمور شرقی که در دست پرتغالیها بود، به اشغال نظامی اندونزی درآمد. بدینترتیب، سلطة متمادی هلندیها و پرتغالیها بر آن خطه به پایان رسید (جعفری، 1390).
پایتخت اندونزی شهر جاکارتا (پرجمعیتترین شهر اندونزی)، در جزیرة جاوه قرار دارد. بیشتر مردم اندونزی از نژاد زرد و از تیرههای جاوهای (بیش از 45%)، سوندایی، باهاسا- اندونزیایی و مادورایی هستند. اندونزی بزرگترین کشور مسلماننشین است؛ چنانکه حدود 87% جمعیت آن مسلمان، نزدیک به 10% مسیحی، نزدیک 2% هندو و 1% بوداییاند. زبان ملی این کشور باهاسای اندونزیایی است که ریشه در زبان مالی دارد (WENR, 2014). خط نوشتاری اندونزی لاتین است و زبانهای محلی متعددی، (حدود 250 گویش) در آن رواج دارد. مهمترین صنایع اندونزی عبارتاند از: سیمان، تولیدات نفتی، مواد غذایی، نساجی، استخراج معدن، تولید برق و صنایع سبک. عمدهترین محصولات کشاورزی آن چای، قهوه، موز، نارگیل، برنج، تنباکو، شکر، ادویه، ذرت و روغن است. نوع حکومت اندونزی، جمهوری چندحزبی با دو مجلس قانونگذار است. واحد پول آن روپیة اندونزی است (WENR, 2014؛ جعفری، 1390).
اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی
در اندونزی، نظام آموزش، شامل دوره ابتدایی، میانی و عالی، برحسب اصولی مبتنیبر رشد علمی، اقتصادی و فرهنگی طرحریزی شده است (Embassy of the Republic Indonesia in London, 2009). در این نظام، سعی بر این است که تبعیض در پذیرش متقاضیان تحصیل صورت نگیرد. طبق قانون مصوب در 1997م و 2003م، عمدهترین اهداف نظام آموزشی اندونزی عبارتاند از:
· پرورش افراد توانمند متکی به خود بر پایة ارزشهای ایدئولوژیک اصول جمهوری اندونزی. بدینترتیب هدف آن پرورش افرادی است که: 1. به خداوند باور داشته باشند؛ 2. در حفظ عدالت جامعه تلاش کنند؛ 3. مردمسالاری را رعایت کنند و تصمیمهای نمایندگان مردم را محترم بدارند.
· حمایت از جامعة اندونزی، اعم از دولت و مردم، ازجمله:
1. رشد همهجانبة اجتماعی و ملی 2. حفظ سابقة فرهنگی اندونزیایی، ازجمله زبان باهاسای اندونزیایی و ارتقای دانش، مهارت و فنّاوری متناسب با سده 21 میلادی 3. تعمیم خدمات آموزشی 4. رعایت مساوات در پذیرش متقاضیان، بر پایة مردمسالاری از اهداف دیگر آموزش هستند (Embassy of the Republic Indonesia in London, 2009).
مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی
در 1960م، برنامة هشتسالهای در اندونزی اعلام شد که به دنبال آن، وزارتخانة مستقلی برای آموزشوپرورش به وجود آمد. امروزه، در این کشور، آموزش قبل از دانشگاه و آموزش دانشگاهی عمومی زیر نظر مقامات دولتی اداره میشوند. بسیاری از مدارس و مؤسسات آموزشی، خصوصی هستند و ادارة آنها با بنیانگذاران است. اداره و مدیریت مراکز آموزشی براساس نظام آموزش ملی 2003م تعیین میشود (Manshur, 2009). گرچه در سالهای اخیر سرمایهگذاری در آموزش افزایش یافته، ولی میزان آن هنوز کمتر از 20% از کل هزینة عمومی کشور است. بنا به نوشتة ویکاکسونو و فریاوان، (2011م)، در مدت 7 سال (بین سالهای 2007-2001م)، سهم هزینة آموزش ملی از تولید ناخالص داخلی از 4/2 تریلیون روپیة اندونزی به 8/3 رسیده است؛ این در حالی است که طبق قانون اساسی دولت موظف است دستکم 20% کل هزینة عمومی را به آموزش اختصاص دهد. افزونبراین، برخی از دانشگاهها نزدیک به 20 مؤسسة پژوهشی و مراکز خدماتی را زیر پوشش دارند که باید ازسوی دانشگاه حمایت مالی شوند. جدول 1 هزینه اختصاصیافته به آموزش بین سالهای 2001 و 2007 در اندونزی، در مقایسه با دو کشور همتا را نشان میدهد. در اینجا، اندونزی از کل هزینههای عمومی 9/16% و از سرانة ناخالص داخلی 8/3% به آموزش اختصاص داده و افراد بین صفر تا چهاردهساله آن 3% کل جمعیت است (Wicaksono and Friawan, 2011).
جدول 1. مقایسة هزینه آموزش اندونزی با 2 کشورهمتا
(2007-2001م)
بالا
بالا
پایین
از کل هزینههای عمومی
مالزی
27%
تایلند
27%
اندونزی
9/16%
از سرانة ناخالص داخلی
مالزی
1/8%
تایلند
6/4%
اندونزی
8/3%
جمعیت به سن بین 14-0
تایلند
1/4%
اندونزی
5/3%
مالزی
3%
(Wicaksono and Friawan, 2011)
آموزش قبل از دانشگاه
در اندونزی 9 سال آموزش اجباری (ابتدایی و دورة اول میانی) و 12 سال آموزش پیش از دانشگاه وجود دارد (WENR, 2014). کل این دوره دارای سه مرحله است: مرحلة اول، آموزش ابتدایی که شش سال طول میکشد. مرحلة دوم و سوم، آموزش دورة میانی است که گذراندن هریک به سه سال وقت نیاز دارد. دانشآموزان موفق، در پایان هریک از مراحل مزبور، گواهینامهای دریافت میکنند؛ همچنین کودکان از پنجسالگی وارد دورة پیشدبستانی میشوند. هریک از این دورهها میتواند اسلامی یا عادی باشد (Embassy of the Republic Indonesia in London, 2009) (جدول 2). در سال 2010، حدود 2/83% از کل دانشآموزان ابتدایی در مدارس عمومی مشغول تحصیل بودند. در همان سال، 77% از دانشآموختگان دورة اول میانی وارد دورة دوم میانی شدند (WENR, 2014). نسبت آموزشگران به دانشآموزان در اندونزی معمولاً از یک مرکز آموزشی به مرکز آموزشی دیگر متفاوت است. بااینحال، در 1997م، تعداد آموزشگران دورة ابتدایی نسبت به دانشآموزان این دوره یکبیستودوم و نسبت آموزشگران دورة میانی به دانشآموزان این دوره یکچهاردهم، گزارش شده است (واتسن، 1378).
جدول 2. سن، و نوع دورة آموزشی در کشور اندونزی
سن
نوع دوره
نوع دوره
6-5 ساله
پیشدبستانی اسلامی
پیشدبستانی عادی
12-7 ساله
دورة ابتدایی اسلامی
دورة ابتدایی عادی
15-13 ساله
دورة اول میانی اسلامی
دورة اول میانی عادی
18-16 ساله
دورة دوم میانی اسلامی
دورة دوم میانی عادی
22-19 ساله
کارشناسی اسلامی
کارشناسی عادی
22 و بالاتر
آموزش تکمیلی اسلامی
آموزش تکمیلی عادی
(Embassy of the Republic Indonesia in London, 2009)
هزینههای آموزشی از مدرسهای به مدرسة دیگر (و از زمانی به زمان دیگر) متفاوت است. بخش گستردهای هزینههای مراکز آموزشی عمومی را دولت فراهم میکند. مدارس خصوصی را بنیانگذاران آنها اداره میکنند. بااینحال، خانوادهها همواره به پرداخت به مدارس وادار میشوند چنانکه بنا به نوشتة ترنر و همکاران (1997م)، گاهی دانشآموزان اندونزی ناگزیر از پرداخت بیش از 1200 روپیه در ماه به مدرسة محل تحصیل خود میشوند؛ ازاینرو بسیاری از والدین حتی از عهدة پرداخت هزینة مدارس عمومی نیز برنمیآیند و فرزندان خود را بهجای مدرسه راهی بازار کار میکنند (Turner et al., 1997).
میزان باسوادی در اندونزی
گزارشهای در دسترس نشان میدهند که در پایان جنگ جهانی دوم، در 1945م، کمتر از 10% از مردم اندونزی سواد خواندن و نوشتن داشتند. در 1947م، آموزش ششسالة ابتدایی برای کودکان (از شش تا هفتسالگی) اجباری اعلام شد. در 1993م، آموزش اجباری به نُه سال افزایش یافت. امروزه، حدود 80% از مردم اندونزی آموزش دورة ابتدایی را به پایان میرسانند.
در سال 2000، میزان بیسوادی بزرگسالان اندونزی 13% بوده است. در آن سال، بیش از 8% از مردان و نزدیک به 18% از زنان اندونزی بیسواد بودند (Taylor and Francis Group, 2000). بنا به نوشتة یونسکو (2011م)، نرخ باسوادی در اندونزی از حدود 97/86% در 1980م به 81/92% در 2011م رسیده است. این رقم در اندونزی (2013م) بیش از 90%، در آمار یونیسف (2013م) برابر 8/98% و در نشانگر شهری یا نشانگرهای شهرداری (2014م)، حدود 99% اعلام شده است. خدمات آموزش جهان در سال 2014 آن را برای افراد 15 سال و بالاتر 92% گزارش کرده است.
نظام آموزش عالی
آموزش عالی اندونزی دیرینه چندانی ندارد (Wicaksono and Friawan, 2011). قدیمیترین مؤسسة آموزش عالی در اندونزی، مؤسسة تکنولوژی باندونگ بوده که در سال 1920 تأسیس شده است (Europa Publication, 2009). در سال 1941، فقط مدارس عالی حقوق، کشاورزی (مانند مدرسة عالی کشاورزی شهر بوگور)، پزشکی و فنّاوری در آنجا بودند. اعلام استقلال اندونزی، در سال 1945، تأثیر تعیینکنندهای بر ایجاد دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی این کشور گذاشت. در 1949م، دانشگاه گاجا مادا در یوگیاکارتا و در 1950م، دانشگاه اندونزی در جاکارتا دایر شدند (واتسن، 1378).
در دهة 1950، تعداد دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی در اندونزی، با تأکید بیشتر بر کمیت در مقابل کیفیت، افزایش چشمگیری یافت. در دهة 1960، هشت دانشگاه در این کشور تأسیس شد و تعداد دانشجویان از 6000 نفر، در 1950م، به 37750 نفر، در 1960م، رسید. در 1961م، با تصویب قانون جدیدی، دولت موظف شد تا در هریک از 22 استان اندونزی آن زمان، دانشگاهی تأسیس کند (واتسن، 1378). در 1975م، آموزش در دورههای تکمیلی آغاز شد و در 1984م، دانشگاه آزاد ایجاد شد. بهتدریج، تعداد مراکزی که به برگزاری این دورهها اختصاص یافته بودند به بیش از 10 مرکز رسید، که همة آنها، بهجز یک مورد، در جاوه قرار داشتند. در 1989م، تعداد 49 مؤسسة آموزش عالی عمومی و 720 مؤسسة خصوصی در اندونزی فعالیت میکردند. در آن زمان، بیش از یک میلیون دانشجو در آنجا آموزش میدیدند که 6000000 نفر از آنها در مؤسسات عمومی بودند. در سال تحصیلی 1995-1994م، نزدیک 51 دانشگاه و مؤسسة آموزش عالی عمومی و حدود 1000 مرکز آموزش عالی خصوصی با نزدیک دو میلیون نفر دانشجو در این کشور وجود داشتند (واتسن، 1378).
در سال 2002، دانشگاههای اسلامی، مسیحی، آکادمیها، پلیتکنیکها و مراکز تربیت آموزشگر در اندونزی دایر بودند. از 2005م، ادارة مسئولیت مراکز آموزش عمومی اندونزی با مدیر کل آموزش عالی و سرپرستی دانشگاههای اسلامی آن با مدیریت آموزش عالی اسلامی بوده است (Europa Publication, 2009).
بنا به نوشتة ویکاکسونو و فریاوان (2011م)، در سالهای اخیر بیش از 5/2 میلیون دانشجو در اندونزی مشغول تحصیل بودهاند. از این تعداد، نزدیک یک میلیون نفر در گزارش رسمی دانشگاههای عمومی و خصوصی و مؤسسههای هنری و موسیقی، جهان آموزش اروپا 2010 درج شده است. مابقی یا در خارج از کشور مشغول به تحصیل هستند، یا آموزش مجازی میبینند و یا در دورههای کوتاهمدت و مؤسسهها ثبتنام کردهاند. این در حالی است که کمتر از 3000 دانشجوی بینالمللی (حدود 1/0% دانشجویان مشغول به تحصیل در آنجا) در اندونزی تحصیل میکنند (Irandoust, 2014).
باتوجهبه تعداد ثبتنامکنندگان و با دقت در محاسبة نسبت دانشجو به استاد که 12 دانشجو در مقابل یک استاد اعلام شده است (Wicaksono and Friawan, 2011)، میتوان گفت در سال 2009، تعداد 208000 آموزشگر در مراکز آموزش عالی به آموزش و پژوهش مشغول بودهاند؛ این در حالی است که جهان آموزش اروپا 2010 در لیست دانشگاهها، استادان و دانشجویان، تعداد آنها را جمعاً حدود 5000 نفر اعلام کرده است. البته همانگونه که دربارة تعداد دانشجویان بیان شد، این تفاوت کمّی قابل درک است، زیرا بسیاری از مراکز آموزشی کوچک گزارشی به این نهاد بینالمللی عرضه نمیکنند. علاوهبراین، آموزشگران دانشگاههای آزاد و آموزش از دور در فهرست یادشده گنجانده نشدهاند؛ بههمینجهت، تعداد دانشجویان و آموزشگران مشخص شده در این کتاب خیلی کمتر از تعدادی است که نویسندگان و پژوهشگران گزارش میکنند.
حدود 23% از مراکز آموزش عالی اندونزی در دهة 1960 ایجاد شدند. این روند و گسترشهای روز افزون بعدی، سبب پایین آمدن کیفیت آموزش در آنجا شد (Nizam, 2006; Welch, 2007). در سال 2005، حدود 2300 مرکز آموزش عالی (که حدود 2200 مورد از آنها خصوصی بود) به بیش از 2 میلیون دانشجو خدمات میدادند. این امر باعث شد تخصص لازم در آموزشگران مورد چشمپوشی قرار گیرد؛ همچنین نسبت دانشجو به استاد، دوازده به یک بود که مانع صرف وقت کافی برای آموزش میشد.
رویارویی با بحران اقتصادی وضع را بدتر کرد. ویکاکسونو و فریاوان (2011م)، مطالعات خود را با این عبارات به پایان میبرند که در چند دهة گذشته، گسترش سریعی در بخشهای آموزش عالی اندونزی ایجاد شده ولی این رشد با برنامهریزی طولانیمدت و بودجهبندی مناسب پیگیری نشده است؛ در نتیجه، دانشگاهها در این مدت از کمبودهای داخلی، آموزشگران تازهکار، بهویژه در امور پژوهشی و عدم وجود هماهنگی با نیازهای جامعه رنج بردهاند. بدون شک این مسائل، کیفیت، کارآمدی و ارتباط آموزش عالی با اندونزی را متأثر ساخته است. دولت در مقابله با این مشکلات سعی کرده است تا ازطریق مدیر کل آموزش عالی نقصهای موجود را برطرف و اصلاح کند. برخی از نکات کلیدی این اصلاحات عبارت از اعطای استقلال به دانشگاهها در اداره امور آموزشی، مسائل مالی، ارتباط با دانشگاههای خصوصی و تنظیم برنامة کاری است. با این وصف، پس از نزدیک به دو دهه، دستاندرکاران آموزش عالی همچنان در جستوجوی بهترین چهارچوب کاربردی هستند تا بتوانند بر چالشهای موجود فائق آیند (Wicaksono and Friawan, 2011).
بنا به نوشتة منوّر منصور (2009م)، مهمترین اهداف آموزش عالی مدیریت خوب و ارتقای کیفیت بود، ولی بحران اقتصادی در 1997م موجب عدم ثبات سیاسی و اقتصادی شد و رسیدن به این اهداف را ناممکن ساخت؛ در نتیجه، مراکز آموزش عالی خصوصی افزایش یافت و در 2001م بیش از نیمی از دانشجویان جذب این مراکز شدند؛ همچنین روند مزبور، سبب کمرنگ شدن حضور دانشجویانی از طبقات پایین و دوردستنشین جامعه در دانشگاه شد؛ چنانکه در 2006م، فقط 67/2% از دانشجویان کشور اندونزی از چنین خانوادههایی بودند، درحالیکه سهم افراد مرفّه جامعه به بیش از 20% رسیده بود (Wicaksono and Friawan, 2011; Unesco, 2006).
دورههای تخصصی در سطح درجة دکتری برگزار میشود. با این وصف، هنوز در بسیاری از دانشگاهها، فقط برای دورة کارشناسی یا کارشناسی ارشد برنامهریزی میشود. قسمت اعظم آموزش دانشگاهی اندونزی در جاوه متمرکز است. روش آموزش عالی براساس قانون نظام آموزش ملی در 2003م انجام میشود. بنا به گزارش خدمات آموزش جهان (2014م) و برحسب قانون مزبور، انواع مراکز آموزش عالی باید در قالب صورتهای زیر باشند.
انواع مراکز آموزش عالی
بنا به نوشتة خدمات آموزش جهان (2014م)، انواع مراکز آموزش عالی اندونزی شامل موارد زیر هستند.
· دانشگاهها: این نهادهای علمی، آموزش و پژوهش را در برنامه دارند. در 2013م، حدود 25% از جوانان در سن دانشگاهی در این مراکز آموزش عالی ثبتنام کرده بودند.
بزرگترین دانشگاههای اندونزی بهترتیب، دانشگاه اندونزی در جارکارتا و دانشگاه گاجا مادا در یوگیاکارتا هستند. تعدادی دانشگاه کوچک نیز خارج از محیط مرکزی قرار دارند. دانشگاه سالاوسی حسنالدین نمونهای از آنها است. دانشگاه اندونزی از با سابقهترین دانشگاههای کشور بوده و در رتبهبندی 2006م، بالاترین مقام را در آنجا بهدست آورده است (Top Universities, 2013). بنا به برخی نوشتهها (www.brantrack.com)، این دانشگاه عمومی در شمار مهمترین دانشگاههای آسیا است که در 2007م مقام 395 و در 2008م رتبه 287 و در 2009م مقام 201 را در رتبهبندی جهانی کسب کرد. در سال تحصیلی 2009-2008، بیش از 38000 دانشجو داشته است که حدود 40% از آنها در دورههای تکمیلی آموزش میدیدند. در سالهای اخیر، دانشگاه اندونزی با بیش از 3 میلیون مترمربع فضا دارای 4814 نفر آموزشگر و کارمند بوده است (www.brantrack.com). بنا به نوشتة خدمات جهان آموزش (2014م)، در رتبهبندی اخیر آسیایی و جهانی مراکز آموزشی- پژوهشی، برخی از دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی اندونزی مورد توجه قرار گرفتهاند. جدول 3 چگونگی مقام برخی از مهمترین آنها در این رتبهبندی را نشان میدهد.
جدول 3. رتبة آسیایی، و جهانی مهمترین مراکز آموزش عالی اندونزی
نام دانشگاه
رتبة آسیایی
رتبة جهانی
دانشگاه اندونزی
شصتوچهارم
سیصدونُهم
مؤسسة تکنولوژی باندونگ
یکصدوبیستونُهم
چهارصدوهفتادم
دانشگاه گاجامادا
یکصدوسیوسوم
پانصدوپنجاهم
دانشگاه ایرلانگا
یکصدوچهلوپنجم
هفتصدویکم
(WENR, 2014)
· مؤسسههای تربیت آموزشگر: در 2009م، تعداد 54 مرکز تربیت آموزشگر در اندونزی وجود داشت. هریک از آنها بهمنزلة دانشگاهی بود که به دروس تخصصی تربیتمدرس میپرداخت. این مراکز آموزشگرانی را برای سطوح مختلف، (ابتدایی تا دورههای دانشگاهی) تربیت میکنند.
· مراکز آموزش عالی اسلامی: این مراکز به تعداد دانشگاهها هستند، با این تفاوت که مسئولیت ادارة آنها با وزیر امور دینی است.
· آموزشکدهها و مدارس پیشرفته: این مراکز، آموزش در سطح آکادمیک و تخصص دانشگاهی در یک رشته را عرضه میکنند. در 2009م، نزدیک به 1306 آموزشکده در اندونزی مشغول فعالیت بودند.
· آکادمیها با یک دانشکده: این مراکز به آموزش علمی یک رشتة خاص مثل مهندسی یا هنر، میپردازند. در سال 2009، حدود 1034 آکادمی در کشور اندونزی وجود داشت.
· مراکز پلی تکنیک: این مراکز که معمولاً در جوار دانشگاهها قرار دارند، مربوط به مهارتهای عملی بوده و تکنسین تربیت میکنند. در 2009م، نزدیک به 162 مرکز پلیتکنیک در اندونزی خدمت میکردند.
· آموزشکدههای عمومی: این آموزشکدهها یک برنامة دوساله عرضه میکنند که قابل انتقال به دورههای دانشگاهی است (یک مدل آمریکایی). این برنامه جدید است و با هدف تربیت سریع کارگران ماهر برای بازار کار تدوین شده است. دولت درصدد است در چهار سال آینده، 500 آموزشکده مشابه در سراسر اندونزی ایجاد کند.
پذیرش در دانشگاههای عمومی
در اندونزی، ورود به دانشگاههای عمومی رقابتی است؛ زیرا تعداد صندلی خالی، خیلی کمتر از تعداد متقاضیان تحصیل است (Manshur, 2009). چنانکه برای مثال، در 2010م، حدود 447000 نفر در آزمون ورودی شرکت کردند، درحالیکه فقط 80000 صندلی وجود داشت (WENR, 2014). داوطلبها باید در آزمون ورودی سراسری شرکت کنند، نمرات خوبی در دورة میانی داشته باشند و از آموزشهای کمکی در مراکز آموزش خصوصی نیز استفاده کرده باشند. باوجوداینکه تعداد مراکز آموزش عالی خصوصی خیلی بیشتر از عمومی است، ولی معمولاً کسانی وارد آنجا میشوند که شرایط دانشگاه عمومی را نمیتوانند فراهم آورند. دانشگاه گاجا مادا، یکی از اولین دانشگاههای عمومی است که از سال 2003 امتحان ورودی خاص خود را دارد و مانند دانشگاههای خصوصی عمل میکند. چنانکه برای مثال، یکی از شرایط ورود به آن، داشتن 100 میلیون روپیه در حساب بانکی برای ورود به رشتة پزشکی است. این رقم برای رشتههای علوم حدود 8 میلیون روپیه است (Manshur, 2009).
سال تحصیلی
در دهة 1980، بهمنظور ارتقای اعتبار علمی دانشگاهها، نظام آموزشی پنجساله با الگوی هلندی به نظام چهارسالة واحدی با الگوی امریکایی تبدیل شد (Taylor and Francis Group, 2000؛ واتسن، 1387). امروزه دانشگاهها، مؤسسات و مراکز آموزش عالی اندونزی از نظام نیمسال یا ترمی- واحدی پیروی میکنند. بیشتر آنها، در هر سال، دو نیمسال تحصیلی دارند. در بیشتر این مراکز آموزشی، شروع سال تحصیلی از ماه سپتامبر است. در برخی از دانشگاهها (مانند دانشگاه اندونزی در جاکارتا)، آغاز سال تحصیلی در ماه اوت است و شروع نیمسال در بعضی دیگر از آنها (دانشگاه جامبی در شهر جامبی) در ماه ژوئیه است. بهاینترتیب، پایان سال تحصیلی نیز در آنها قدری با یکدیگر تفاوت دارد؛ چنانکه سال تحصیلی در دانشگاه حسنالدین در شهر پاندانگ از ماه سپتامبر تا فوریه است؛ همچنین، در دانشگاه آندالاس، سال تحصیلی در ماه ژانویه آغاز میشود و در نوامبر پایان مییابد (Europa Publication, 2009; Taylor and Francis Group, 2000).
شرایط پذیرش دانشجو
شرایط پذیرش دانشجو در دانشگاههای برتر اندونزی در دورة کارشناسی، معمولاً دارا بودن مدرک دیپلم دورة میانی، داشتن نمرههای سطح بالا در دروس رشتة مورد درخواست و موفقیت در آزمون ورودی است. متقاضیان خارجی نیز باید واجد شرایط مشابهی باشند. با وجود این، در برخی از دانشگاههای متوسط، داشتن دیپلم دبیرستان یا مدرک معادل کفایت میکند (Taylor and Francis Group, 2000).
گروههای آموزشی
در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی اندونزی، گروههای آموزشی مختلفی از گروه علوم اسلامی تا گروه رایانه و فنّاوری، فعالیت میکنند؛ بااینحال، بهعلت شرایط جغرافیایی و نوع زندگی، در فهرست دورههای عرضهشده در بیشتر این مراکز آموزش عالی، رشتههای کشاورزی، دامپزشکی، علوم دامداری، جنگلداری، پرورش ماهی، فنّاوری کشاورزی و علوم دریایی عمومیت بیشتری دارند. برای نمونه، در دانشگاه بوگور در شهر بوگور، بهجز یک دانشکدة علوم ریاضی و اجتماعی، سایر دانشکدهها گروههای آموزشی مذکور را دارند. دانشگاه بوگور عمومی است و تعداد زیادی مؤسسة پژوهشی و مراکز خدماتی وابسته دارد که آنها نیز در زمینههای مشابه فعالیت میکنند. در بعضی از دانشگاهها مثل دانشگاه ایرلانگا، مرکز بیماریهای استوایی نیز وجود دارد.
تسهیلات دانشجویی
نمونة بارز تسهیلات دانشجویی در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی اندونزی عرضه خدمات بهداشتی و خوابگاه به دانشجویان است. بااینوصف، در برخی از دانشگاهها مانند دانشگاه ایرتانگا، تنها برای دختران خوابگاه در نظر گرفته میشود. بعضی از دانشگاهها نیز این امکانات را در هر نیمسال تحصیلی فقط برای تعداد مشخصی، مثلاً یکهزار نفر، تأمین میکنند (واتسن، 1378).
طول دورههای آموزشی
طول مدت دورههای آموزشی در بعضی از دانشگاههای اندونزی متفاوت از سایر دانشگاهها است. علاوهبراین، بعضی از رشتههای علمی و فنّاوری بهمدت بیشتری نیاز دارند؛ همچنین، برای شروع و خاتمة آموزش، محاسبات واحدی- ترمی انجام میشود؛ بدینترتیب که در دانشگاههای مزبور، معمولاً سه تا چهار سال برای کارشناسی (8 نیمسال و با 160-144 واحد درس)، دو سال برای کارشناسی ارشد (حداقل 4 نیمسال و با 50-36 واحد درس) و سه سال برای دکتری حرفهای (حداقل 4 نیمسال و با 60-40 واحد درس) برنامهریزی میشود. رشتههای تخصصی (مثل پزشکی، دندانپزشکی، دامپزشکی و مهندسی) یک تا سه سال بیش از دورة کارشناسی وقت لازم دارند. آموزش عالی فنیوحرفهای حدود یک سال طول میکشد (WENR, 2014).
منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی
بودجة آموزش در اندونزی، نسبت به شروع اجرای برنامههای پنجسالة توسعه، افزایش یافته است؛ چنانکه در برنامة توسعة پنجسالة اول (1973-1969م) حدود 147 میلیارد روپیه به آموزش اختصاص یافت. این بودجه، در برنامة ششم توسعه (1999-1994م)، به 6/4 تریلیون روپیه رسید. با اینوصف سهم آموزش اعم از دورههای عالی یا میانی، چنانکه بیان شد، تفاوت چندانی را نشان نمیدهد (Wicaksono and Friawan, 2011). درهرصورت، دانشگاههای عمومی از کمک مالی دولت و درآمد خصوصی بهرهمند میشوند. بااینحال، بودجة پژوهشی بسیار پایین گزارش شده است؛ چنانکه برای مثال، در 1994م، تنها 2% از بودجة آموزش به پژوهش اختصاص یافت (واتسن، 1378).
اگرچه بسیاری از دانشگاههای اندونزی عمومی هستند و بخش بیشتر هزینههای سالیانة آنها و مراکز وابسته را دولت فراهم میکند، ولی دانشجویان این دانشگاهها ناگزیر از برخی پرداختها هستند. میزان شهریه از دانشگاهی به دانشگاه دیگر قدری تفاوت میکند که در آغاز هریک از دو یا سه نیمسال تحصیلی، باید مبالغ تعیینشده پرداخته شوند (واتسن، 1378).
گرچه دولت از 80 تا 90% بودجة دانشگاههای عمومی را فراهم میکند، دانشگاهها در برنامهریزی داخلی استقلال دارند. حقوق استادان پایین است، بنابراین آنان شغل دیگری نیز در خارج از دانشگاه دارند. شهریة مراکز آموزش خصوصی بالا است که زمان ثبتنام مشخص میشود. دانشگاههای اسلامی از کمکهای سازمانهای اسلامی هم استفاده میکنند. دولت سالانه تعداد معدودی بورس برای حضور در دانشگاههای خصوصی در نظر میگیرد.
برحسب گزارش Jakarta Globe (2013م)، وزیر آموزش و فرهنگ، شهریة یک نیمسال آموزش در دانشکدة پزشکی دانشگاه اندونزی جمعاً به 15 میلیون روپیه میرسد. هزینه برای دورههای مهندسی 9 میلیون روپیه درنظر گرفته شده است. این در حالی است که آموزش در دانشکدة معدن و نفت مؤسسة فنّاوری باندونگ، 13 میلیون روپیه هزینه دربر دارد. معاون دانشگاه عمومی جاکارتا اشاره کرده است که از سال 2012 این افزایش را اعمال میکند (Jakarta Globe, 2013). گزارشی که از وبسایت دانشگاههای اندونزی جمعآوری شده مطالب و ارقامی را در این زمینه نشان میدهد که خلاصهای از آن در جدول 4 نشان داده شده است؛ گرچه احتمال میرود جزئیات آن نیاز به بررسی بیشتری داشته باشد.
جدول 4. هزینههای سالانه در دانشگاههای اندونزی (2010-2009)
هزینهها
عمومی
سطح بالا
خصوصی
سطح بالا
شهریه
4570000 روپیه
1160 دلار امریکا
40000000 روپیه
10168 دلار
سایر لوازم آموزشی
900000 روپیه
228 دلار
900000 روپیه
228 دلار
جمع هزینههای تحصیل
5470000 روپیه
1388 دلار
40900000 روپیه
10396
هزینههای زندگی
22400000 روپیه
5694 دلار
23400000 روپیه
5948 دلار
(ed.buffalo.edu)
مشکلات نظام آموزش عالی در اندونزی
مسائل مهم آموزش عالی اندونزی عبارتاند از: تلاش برای بهبود نظام مدیریت، ارتقای کیفیت آموزش و فراهم ساختن منابع انسانی توانمند. برخلاف بهبود نسبی وضع اقتصادی و جمعیت جوان این کشور در آموزش متقاضیان بیشمار دچار چالش شده است (WENR, 2014). افزایش کمیتها، ضعف مدیریت و عدم کفایت درآمد آموزشگران، کیفیت آموزش را متأثر ساختهاند؛ بههمینجهت گفته میشود نظام آموزش عالی اندونزی، ازنظر کیفی، هنوز به سطح دلخواه نرسیده است (Manshur, 2009).
در اینجا، نرخ تبدیل را 3934 روپیه در برابر یک دلار امریکا در نظر گرفتهاند. اصطلاح «سطح بالا» حاکی از آن است که هم دانشگاه موقعیت مناسبی دارد و هم دانشجوهای آن مستقل زندگی میکنند (تحت سرپرستی والدین نیستند).
یکی از عمدهترین دلایل دستکم گرفته شدن آموزش عالی اندونزی، درآمد اندک آموزشگران آن است؛ چنانکه در سال 1995 از آموزشگران دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی عمومی این کشور صرفاً 7% دکتر، 23% کارشناس ارشد، و مابقی یعنی 70% کارشناس بودهاند. در همان سال، از تعداد 98732 نفر عضو تماموقت مراکز آموزش عالی خصوصی، 2% مدرک دکتری، 12% کارشناسی ارشد و 86% مدرک کارشناسی داشتهاند. در دانشگاه آزاد، از 788 نفر عضو هیئتعلمی فقط 25 نفر مدرک دکترای تخصصی داشتند. افزونبراین، در این مراکز آموزشی، بهعلت مشکل آشنایی با زبان خارجی، کمتر از منابع بینالمللی استفاده میشود؛ همچنین، آموزشگران و مجریان فضای کافی و راحت در اختیار ندارند. حقوق کارکنان دانشگاههای عمومی نیز کافی گزارش نشده است. همچنین ترک تحصیل در این دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی رایج است؛ چنانکه در 1995م، حدود 16% از دانشجویان دانشگاههای عمومی و نزدیک به 6/10% از دانشجویان مراکز آموزشی خصوصی دانشگاه را ترک کردند (Taylor and Francis Group, 2000).
عامل دیگر رتبهبندی پایین دانشگاههای اندونزی، تمرکز دانشگاههای عمومی در شهرهای بزرگ و محرومیت نقاط دورافتاده از این مزایا است؛ چنانکه در برخی از نقاط کشور حتی یک دانشگاه عمومی وجود ندارد. جایی که دارای 18000 جزیرة بزرگ و کوچک است و حدود 700 زبان محلی گوناگون در آن رواج دارد، این تمرکزگرایی اشکال عمدهای بهشمار میآید.
یکی دیگر از این عوامل، نبود توان عرضة آموزش به متقاضیان بیشمار است. بنابراین بسیاری از افراد همواره در جستوجوی راهی برای تحصیل در خارج هستند، درحالیکه دانشجویان بینالمللی اندونزی تبار در جهان کمتر از 1% (حدود 7/0%) هستند (WENR, 2014).
کتابشناسی
جعفری، عباس. (1390). گیتاشناسی نوین کشورها. تهران: مؤسسة جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی.
واتسن، سی. دبلیو. (1378). «اندونزی»، ترجمة عبدالحسین نفیسی. گزیدة مقالات دایرةالمعارف آموزش عالی (ج. 2). تهران: مؤسسة پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی.
Briney, A. (2014). Geography of Indonesia: Learn About the World's Largest Archipelago Nation. Retrieved from: https://www.thoughtco.com/geography-of-indonesia-1435052
Embassy of the Republic Indonesia in London (2009). Education System in Indonesia. Retrieved from: http://www.indonesianembassy.org.uk/education_system.html
Europa Publications. (2009) . The Europa World of Learning 2010. London: Routledge.
Facts about Indonesia. (2013). What is the Literacy Rate in Indonesia, a Country in the Continent of Asia? Retrieved from: http://www.country-facts. findthebest.com/Indonesia
Index Mundi. (2014). Indonesia_Literacy Rate. Retrieved from: https://www.indexmundi.com/ facts/indonesia/literacy-rate
Irandoust, S. (2014, January 11). “High Time for Internationalization of Indonesian Higher Learning”. The Jakarta Post. Retrieved from: http://www.thejakartapost. com/news/2014/01/11/high-time-internationalization-indonesian-higher-learning.html
Jakarta Globe. (2013). Indonesia Sets Tuition Fees for State Universities. Retrieved from: http://jakartaglobe.id/news/ government-sets-tuition-fees-for-state-universities/
Manshur, F. M. (2009). Higher Education in Indonesia. Paper Presented at the International Forum for Education 2020, East-West Center, Honolulu, Hawaii.
Nizam. (2006). “The Need for Higher Education Reform”. Higher Education in South-East Asia. Bangkok: Unesco Asia and Pacific Regional Bureau for Education.
Taylor and Francis Group. (2000). The World of Learning 2001. London: Europa Publications Limited.
Top universities. (2013). Universitas of Indonesia. Retrieved from: https://www.topuniversities.com/universities/ universitas- indonesia
Turner, P., Delahunty, B., Greenway, P., Lyon, J., Taylor, C., and Willet, D. (1997). Indonesia. Howthorn, Victoria, Australia: Lonely Planet.
Unesco. (2006). Higher Education in South-East Asia. Bangkok: UNESCO Asia and Pacific Regional Bureau for Education.
Unicef. (2013). At a Glance: Indonesia— Statistics. Retrieved from: http://www.unicef.org/infobycountry/indonesia_ statistics. html
Welch, A. R. (2007). “Blurred vision?: Public and Private Higher Education in Indonesia”. Higher Education, 54(5), 665-687.
WENR. (2014). Education in Indonesiai. Retrieved from: https://wenr.wes.org/2014/04/education-in-indonesia
Wicaksono, T. U. and Friawan, D. (2011). “Recent Developments in Higher Education in Indonesia: Issues and challenges”. In A S. Armstrong and B. Chapman (Eds.), Financing Higher Education and Economic Development in East Asia (pp. 159-188). Canberra: ANU Press.
http://ed.buffalo.edu/
http://uis.unesco.org/country/ID
http:// www.brantrack.com