نوع مدخل : مدخل دانشنامه
چکیده
پایتخت: برلین
نوع حکومت: جمهوری فدرال
زبان رسمی: آلمانی
مساحت: 357022 کیلومترمربع
جمعیت: 5/82 میلیون (2015م)
تعداد دانشجویان: 2698910 نفر (2014م)
تعداد اعضای هیئتعلمی: 45631 نفر (2014م)
تولید ناخالص ملی: 371/3 تریلیون دلار (2015م)
هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 9/4% (2012م)
هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 2/11% (2012م)
ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی
آلمان با نام رسمی جمهوری فدرال آلمان، کشوری است در قاره اروپا و پایتخت آن برلین است. زبان رسمی این کشور آلمانی است. جمهوری فدرال آلمان از شمال با دریای شمال، دانمارک و دریای بالتیک، از شرق با لهستان و جمهوری چک، از جنوب با اتریش و سوئیس و از غرب با فرانسه، بلژیک، لوکزامبورگ و هلند هممرز است. مساحت آلمان برابر با 357022 کیلومترمربع است که 348672 کیلومترمربع آن خشکی و 8350 کیلومترمربع را آب فرا گرفته است. این کشور با داشتن 5/82 میلیون نفر (2015م)، پرجمعیتترین کشور در اتحادیه اروپا و شانزدهمین کشور جهان بهشمار میرود (WPR, 2015). در جمهوری فدرال آلمان، برای هر 226 فرد یک کیلومترمربع میتوان اختصاص داد و از این نظر، این کشور در رتبه پنجاهوهشتم جهانی قرار دارد (WPR, 2015).
آلمان دارای ۱۶ ایالت است که عبارتاند از: بادن- وورتمبرگ، بایرن، برلین، براندنبورگ، برمن، هامبورگ، راینلاند- فالتز، هسن، مکلنبورگ- فورپومرن، ساکسن، نیدرزاکسن، زارلاند، نوردراین- وستفالن، ساکسن- آنهالت، اشلسویگ- هولشتاین، و تورینگن. این ایالتها میتوانند در برخی مسائل مستقل عمل کنند.
در میان کشورهای اتحادیه اروپا، آلمان دارای بیشترین درصد افراد مهاجر در جمعیت خود است. بیشترین مهاجران از کشورهای اروپایی، بهویژه ترکیه، روسیه، لهستان، و ایتالیا آمدهاند. این کشور، پس از امریکا، محبوبترین مقصد برای مهاجران است (WPR, 2015). بیشتر افراد دین مسیحی دارند (کاتولیک: حدود 30% و پروتستان: حدود 9/29%). همچنین، در حدود 6/1% جمعیت ارتودوکس هستند (WPR, 2015).
توزیع سنی جمعیت در آلمان، از دو عامل کاهش تعداد زاد و ولد و افزایش امید به زندگی تأثیر میپذیرد که نتیجه آن، افت سهم جوانان و افزایش سهم جمعیت مسن است. در سال 2011، تنها 15 میلیون نفر در آلمان در گروه سنی زیر 20 سال قرار داشتند که برابر با 2/18% جمعیت بود. این در حالی است که در همان سال، تعداد افراد با سن بیشتر از 60 سال برابر با 6/26% بود (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 19). در آلمان، آموزشهای رسمی به مدت سیزده سال طول میکشد و در پایان تحصیلات، امتحان پیشدانشگاهی برگزار میشود که صلاحیتهای دانشآموز برای پذیرش در دانشگاه را میسنجد. دانشآموزانی که دارای 12 سال آموزش رسمی باشند و شرایط ورود به آموزش عالی را نیز داشته باشند، قادرند دانشگاه علوم کاربردی را برای ادامه تحصیلات خود انتخاب کنند (Kappel et al., 2002, p. 2). آلمان یکی از کشورهایی است که درصد بالایی از افراد بین 64-25 سال حداقل تا سطح آموزشهای پسا میانی تحصیل کردهاند؛ بهگونهای که تعداد افراد تحصیلکرده تا سطح آموزشهای پسا میانی در کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه بهطور متوسط برابر 75% و در کشور آلمان برابر 86% است. تحصیل در دورههای حرفهای نیز در آلمان مرسوم است؛ بهگونهای که تقریباً نیمی از جمعیت دانشآموزان پسا میانی (48%) در برنامههای آموزش حرفهای (با نام نظام دوگانه شناخته میشود) که تحصیل و کار را با هم ترکیب میکند، ثبتنام میکنند (این رقم در کشورهای اتحادیة اروپا بهطور متوسط برابر 46% است) (OECD, 2014a, p. 1).
در بین سالهای 2011-2008 نرخ بیکاری برای کارگران آلمانی، در تمام سطوح تحصیلی، کاهش داشته است؛ بهگونهای که در میان کشورهای عضو اتحادیة اروپا، نرخ بیکاری در میان بزرگسالانی که تا سطح میانی تحصیل کردهاند، بهطور متوسط، در طی سالهای 2008 تا 2011 از 8/8% تا 6/12% افزایش داشته است. این در حالی است که در آلمان، این میزان از 5/16% تا 9/13% کاهش نشان داده است (OECD, 2013, p. 1).
آلمان در دو جنگ جهانی اول و دوم، نقش گستردهای داشت و در پی این دو جنگ، خسارتهای زیادی را متحمل شد. پس از پایان جنگ، با وامهایی که از کشورهای متفق گرفت، کشور بازسازی شد. آلمان پس از جنگ، به دو بخش آلمان شرقی و آلمان غربی تقسیم شد. جمهوری فدرال آلمان براساس اصل 20 قانون اساسی این کشور، دولت فدرال دموکراتیک و سوسیالیست است. در رأس دولت، رئیسجمهور قرار دارد که نقش وی نمادین است و برای دورهای پنجساله از سوی مجمع ایالات آن کشور تعیین میشود. رئیس دولت، صدراعظم و تعیینکنندة سیاست کلی است و در دولت آلمان حرف اول را میزند (ثابتنژاد و همکاران، 1389، ص 12). از 31 دسامبر 2011 برای دستیابی به اهداف مدیریتی، آلمان به 16 ایالت، 22 منطقه مدیریتی، 402 ناحیه، و 11292 بخش تقسیم شد (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 17). جمهوری فدرال آلمان هماکنون از اعضای سازمان ملل متحد، ناتو، سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه، کشورهای گروه هشت، و گروه پنج بوده و از بنیادگذاران اتحادیه اروپا است.
آلمان پس از امریکا و ژاپن، سومین قدرت صنعتی جهان است. بهبود اقتصادی این کشور پس از جنگ جهانی دوم «معجزه اقتصادی آلمان» خوانده شدهاست. اقتصاد آلمان در حد زیادی، متکی بر صادرات است. آلمان همزمان، به واردات خصوصاً در حوزه انرژی (نفتخام و گاز طبیعی) وابسته است. مهمترین صادرات آلمان شامل اتومبیل، قطعات اتومبیل، ماشینآلات، تولیدات شیمیایی و الکتروتکنیکی و مواد غذایی است (ثابتنژاد و همکاران، 1389، ص 15).
اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی
آموزش بهطور روزافزون، نقش اساسی دارد که عبارتاند از: راهنمایی و هدایت افراد در جهان پیچیده، توانمندسازی افراد برای مشارکت و شکلدهی زندگی اجتماعی، و ایجاد پایههایی برای توسعه اقتصادی (International Bureau of Education, 2007, p. 2). مسئولیت نظام آموزشی در جمهوری فدرال آلمان بهوسیلة ساختار دولت فدرال تعیین میشود. علاوهبر اینکه قانون اساسی قدرت قانونگذاری را به دولت فدرال واگذار کرده، ایالت نیز از این حق برخوردار است. در نظام آموزش، این مورد شامل بخش مدارس، آموزش عالی، آموزش بزرگسالان و آموزش پیاپی است (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 23).
قانون اساسی، تنها مقررات محدود مربوط به آموزش، فرهنگ، و علوم- ازجمله مواردی مانند آزادی هنر، پژوهش و تدریس، آزادی اعتقاد و عقیده، آزادی انتخاب حرفه و محل کار، تساوی حقوق و قانون والدین- را بیان کرده است. نظام مدرسه تحت نظارت ایالت است (International Bureau of Education, 2007, p. 1). مسئولیت دولت فدرال در بخش آموزش، شامل حیطههای زیر است: تنظیم مقررات مربوط به آموزشهای پایه و حرفهای، کمکهای مالی برای دانشآموزان و دانشجویان، ارتقای پژوهشهای علمی و دانشگاهی، چهارچوب مقررات برای اصول کلی آموزش عالی، ارتقای پژوهشها و توسعه فنّاوری غیردانشگاهی، مقررات مربوط به خدمات رفاه جوانان، مقررات مربوط به پذیرش برای آموزش و پیشنیازهای آموزشی برای حرفه پزشکی، و ارتقای سنجههای مربوط به استخدام، پژوهشهای شغلی و نیروی کار (International Bureau of Education, 2007, p. 1).
در قانون آموزش عالی آلمان، اصول آموزش عالی بهصورت زیر بیان شده است:
- مشارکت در توسعه علوم و هنر ازطریق پژوهش، تدریس، مطالعه، و آموزشهای پیاپی؛
- ارتقای نیروهای مستعد در علوم و هنر؛
- تشویق آموزش پیاپی کارکنان آموزش عالی؛
- بهبود وضعیت اجتماعی دانشجویان؛
- اطمینان نسبت به استفاده دانشجویان معلول از امکانات و تسهیلات مؤسسات آموزش عالی- در صورت امکان بدون نیاز به کمک دیگران؛
- ارتقای همکاریهای بینالمللی در بخش آموزش عالی و انتقال دانشجو و استاد بین آلمان و مؤسسات آموزش عالی خارجی؛
- ارتقای همکاری مؤسسات آموزش عالی با یکدیگر؛
- ارتقای نشر دانش و فنّاوری؛
- اطلاعرسانی به عموم درخصوص نحوه انجام کارکردهای آموزش عالی (HRG, 2005, p. 3).
اهداف کلی آموزش عالی در جمهوری فدرال آلمان به صورت زیر است:
دانشگاه
تدریس و یادگیری بهمنظور آمادهسازی دانشجویان، برای اشتغال در حرفه مشخص؛ ارائه دانش، مهارت و روشهای مورد نیاز هر درس برای توانمندسازی دانشجویان در انجام مسئولانه کار علمی یا هنری.
دانشگاه هنر و موسیقی
این دانشگاهها، دانشجویان را برای حرفه هنری و تدریس موسیقی و هنر تربیت میکنند. تدریس و مطالعه با دیگر کارکردهای دانشگاههای هنر و موسیقی- ازجمله ارتقای هنر ازطریق توسعه اشکال هنری و ابزارهای تجلی و حرفههای آزاد هنری- ارتباط دارند.
دانشکده علوم کاربردی
ویژگیهای دورههای تحصیلی در دانشکدههای علوم کاربردی، بهطور مشخص بر کاربردهای عملی و ارتباطات نزدیک، با الزامات جهان حرفهای تأکید دارد. استادان و محتوای درسی در این دانشکدهها، با پژوهشهای کاربردی و طرحهای توسعهای ارتباط دارد (Studentnews, 2015).
همزمان با تغییرات در آلمان و نیازهای فزاینده به نیروی کار مهارتی، این توافق حاصل شد که باید در نظام آموزش آلمان تغییر ایجاد شود. بهمنظور توسعة بیشتر، ازطریق آموزش، دولت فدرال و ایالتها، در اکتبر سال 2008 مجموعه اهدافی را که به همة بخشهای آموزش- از آموزش دوران کودکی تا آموزش حرفهای پیاپی- اشاره داشت، مورد توافق قرار داد. این موارد عبارتاند از:
- آموزش باید بیشترین اولویت را در آلمان داشته باشد؛
- هر کودکی باید بهترین امکانات برای شروع آموزش را داشته باشد؛
- هریک از افراد، باید در کسب صلاحیتهای آموزشی و حرفهای توانا باشند؛
- هریک از افراد، باید فرصت کسب موفقیت ازطریق آموزش را داشته باشند؛
- بیشتر جوانان باید دورهای را که به کسب مدرک منتهی میشود بگذرانند؛
- بیشتر افراد باید برای حرفه علمی و فنی اشتیاق داشته باشند؛
- بیشتر افراد باید از مزایای آموزشهای پیاپی سود ببرند (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 273).
بر این اساس، هدف دولت فدرال و ایالتها، تا سال 2015 کاهش تعداد جوانانی که بدون بهدست آوردن توانمندیها از ادامه تحصیل منصرف میشوند از 8% به 4% و کاهش تعداد بزرگسالان بدون توانمندیهای حرفهای از 17% به 5/8% بوده است. همچنین، آنها بر افزایش 40 درصدی نرخ دانشجویان جدید تأکید کردند. علاوهبراین، دولت فدرال و ایالتها بر افزایش تخصیص دولت به بخش آموزش و پژوهش تا 10% تولید ناخالص ملی تا سال 2015 توافق کردهاند. در سال 2011، دولت 5/9% از تولید ناخالص ملی را صرف آموزش و پژوهش کرده است (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 273).
ساختار نظام آموزشی
ساختار نظام آموزشی آلمان شامل آموزش دوران کودکی، ابتدایی، میانی، آموزش عالی، و آموزش پیاپی بهشرح زیر است:
آموزش و مراقبتهای دوران کودکی
آموزش دوران کودکی را نهادهایی عرضه میکنند که از کودکان چند ماه تا 6 سال که سن شروع مدرسه کودکان است، مراقبت میکنند. کودکان در سن مدرسه که هنوز آمادگی کافی برای رفتن به مدرسه را پیدا نکردهاند، گزینة دیگری با عنوان پیشدبستانی و کلاسهای پیش از مدرسه دارند. رفتن به این مراکز آموزشی اختیاری است، هرچند که بیشتر ایالتها، این مراکز را اجباری کردهاند (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 25).
آموزش ابتدایی
هدف آموزش ابتدایی، فراهم کردن پایههای یادگیری برای سطوح آتی آموزش و یادگیری مادامالعمر است (Eurydice, 2010, p. 80). در جمهوری فدرال آلمان، ورود به مدارس ابتدایی دبستان برای همه کودکانی که به ششسالگی میرسند، اجباری است. آموزش ابتدایی دارای 4 پایه تحصیلی است؛ بهجز در براندنبورگ و برلین، که در این دو ایالت آموزش ابتدایی 6 پایه تحصیلی را شامل میشود (Kaulisch and Huisman , 2007, p. 7).
نقش آموزشهای ابتدایی، هدایت دانشآموزان از اَشکال یادگیری بازیمحور در سطح پیشدبستانی به اَشکال یادگیری نظاممند در مدرسه است. از کارکردهای مدارس ابتدایی، میتوان به پرورش کودکان با زمینه و توانایی متفاوت یادگیری برای توسعه بنیانهای تفکر، یادگیری و عمل، و فراهم کردن تجارب همکنشی با دیگر افراد اشاره کرد (Eurydice, 2010, p. 81).
آموزش میانی
آموزشهای میانی، به دو گروه تقسیم میشود: سطح میانی پایه که آموزش پایههای 5 تا 10 (و یا 7 تا 10) برای دانشآموزان در گروه سنی 10 تا 16 سال را شامل میشود؛ و سطح پسا میانی که دروس آموزشی باتوجهبه پیشنیازهای عرضهشده در سطح میانی، پایه را به دانشآموزان بین 16 تا 19 سال ارائه میدهد (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 113). دانشآموزان در هر دو گروه سنی ذکرشده لازم است به مدرسه بروند؛ به این صورت که دانشآموزان گروه اول (سطح میانی پایه) بهصورت تماموقت و دانشآموزان گروه دوم (سطح پسا میانی) بهصورت تماموقت یا پارهوقت میتوانند در مدرسه تحصیل کنند (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 7).
یکی از ویژگیهای نظام آموزشی آلمان، این است که آموزشهای میانی پایه، در انواع مدارس مختلف ارائه میشوند که اصلیترین آنها با نامهای مدرسه بعد از دبستان، مدرسه متوسطه، مدرسه جامع و دبیرستان شناخته میشوند. این نظام آموزش، نظام متمایز نام دارد. یکی از مشخصات منحصربهفرد نظام آموزش آلمان تصمیمگیری و انتخاب از میان انواع مدارس میانی ذکرشده است که این تصمیمگیری بعد از پایان پایه چهارم و یا زمانی است که دانشآموزان به دهسالگی رسیدهاند (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 7). تصمیمگیری و انتخاب یکی از انواع مدارس، سبب ایجاد تفاوت بزرگ بر عملکرد تحصیلی و موفقیتهای آتی دانشآموزان میشود (Prenzel et al., 2004).
آموزش میانی پایه
آموزشهای میانی پایه، در ادامه آموزشهای ابتدایی عرضه میشود. این آموزشها، بهصورت پایه و اساسی برای آموزش پسا میانی هستند و تکمیل آموزشهای پسا میانی نیز برای ورود به آموزش عالی و یا آموزش پیاپی ضروری است. این آموزشها بهشرح زیر هستند:
مدرسه بعد از دبستان: به دانشآموزان آموزشهای عمومی پایه عرضه میکنند و معمولاً پایههای پنجم تا نهم را شامل میشوند. مطالب آموزشی عرضهشده در این مدارس، اساساً شبیه مطالبی است که در انواع مدارس دیگر تدریس میشود، با این تفاوت که سرعت آموزش این مدارس، کمتر از سرعت آموزش در مدارس دیگر است و محتوای آموزشی نیز پایهایتر است (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 8).
مدرسه متوسطه: این مدارس آموزشهای عمومی تکمیلی و گستردهتری را عرضه میکنند و پایههای تحصیلی پنجم تا دهم را پوشش میدهند. در بسیاری از ایالتها، این مدارس به دو دسته سطح پایین و سطح پیشرفته (هریک 3 سال تحصیلی) تقسیم میشوند. در برلین، بایرن، براندنبورگ، و هامبورگ، مدارس استاندارد متوسطه دارای 4 سال تحصیلی هستند. علاوهبراین، دانشآموزان میتوانند بعد از سال ششم یا هفتم تحصیلی، از مدرسه بعد از دبستان به این مدارس منتقل شوند (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 8).
دبیرستان: این مدارس آموزشهای لیبرال را عرضه میکنند. دبیرستان معمولاً پایههای 5 تا 13 (در ایالاتی که طول تحصیل در مدرسه ابتدایی شش سال بهطول بینجامد، پایههای 7 تا 13) را شامل میشود. علاوهبر استاندارهای معمول دبیرستان، انواع مخصوصی از این مدارس وجود دارد که دانشآموزان مدارس بعد از دبستان میتوانند برای ادامه تحصیل از پایه 7 به این مدارس وارد شوند. پس از تکمیل پایه 10 دبیرستان، دانشآموزانی که حداقل نمره قبولی را کسب کرده باشند، به سطح پسا میانی وارد میشوند که دبیرستان پیشرفته نام دارد (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 8).
مدرسه جامع: در این مدارس چندین دوره آموزش در موضوعات مشخص و برای پایههای معین به دانشآموزان عرضه میشود (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 8).
آموزش پسا میانی
زمانیکه دانشآموزان دوره آموزش میانی پایه را تکمیل کردند، وارد دوره آموزش پسا میانی میشوند. دانشآموزان باتوجهبه شایستگیها و صلاحیتهای کسبشده در پایان آموزش میانی پایه، میتوانند در یکی از انواع مدارس پسا میانی ادامه تحصیل دهند. این مدارس بهشرح زیر هستند:
دبیرستان پیشرفته: این مدارس سطح بالاتر دبیرستان است و پایههای 11 تا 13 (در بعضی ایالات، پایههای 10 تا 12 و یا 11 تا 12) را شامل میشود و معمولاً به مرحله آموزش مقدماتی یکساله و مرحله آموزش صلاحیتها که دو سال طول میشود، تقسیم میشود. در پایان این مدارس آزمون نهایی برگزار میشود و به کسانی که موفق به قبولی در این آزمون شوند، گواهینامه صلاحیت ورود به آموزش عالی عمومی داده میشود (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 10).
دبیرستانهای حرفهای تماموقت: این مدارس شامل بروفاچ اسکول، فاچوبراسکول، بروفلیچ ژیمناسیوم، و فاچ اسکول است. بروفاچ اسکول، مدارس تماموقت هستند که دانشآموزان، خود را برای اشتغال و همچنین، گسترش آموزشهای عمومی آماده میکنند. فاچوبراسکول به دانشآموزان دانش و مهارتهای تئوری و عملی عمومی و تخصصی ارائه میکند. فاچوبراسکولهایی برای فنّاوری، کسبوکار و مدیریت، علوم تغذیه، کشاورزی، علوم اجتماعی، طراحی، و غیره وجود دارد. بروفلیچ ژیمناسیوم سطح بالاتر دبیرستان با سوگیری بهسمت علوم فنّاوری است. فاچ اسکول، آموزشهای پیاپی عرضه میکند و هدف این مدارس، توانمندسازی کارگران مهارتی ازطریق تجارب شغلی برای انجام مسئولیتهای محوله در سطح مدیریت متوسطه است (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 10).
آموزشهای حرفهای پارهوقت، نظام دوگانه: این نظام به نظام دوگانه معروف است زیرا آموزشها در دو مکان شامل محل کار و در دبیرستانهای حرفهای به دانشآموزان عرضه میشوند. هدف از آموزش در نظام دوگانه، فراهم کردن آموزشهای پایه و مهارتی و ارائه دانش و مهارت مورد نیاز ازطریق دورههای سازمانیافته است (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 11).
آموزش عالی
ریشه دانشگاههای آلمان، به موضوع توسعه دانشگاههای اروپایی در قرون وسطا برمیگردد. قدیمترین دانشگاه آلمان، دانشگاه هیدلبرگ است که در اواخر سده چهاردهم میلادی تأسیس شد (NIAD-UE, 2014, p. 2). در جمهوری فدرال آلمان، سال تحصیلی به دو دوره 6 ماه به نام نیمسال تحصیلی، تقسیم میشود. نیمسال زمستانی، در ماه اکتبر و نیمسال تابستانی در ماه آوریل شروع میشود (DAAD, 2006, p. 14).
انواع مؤسسات آموزش عالی
مؤسسات آموزش عالی در جمهوری فدرال آلمان به انواع (الف) دانشگاه، (ب) دانشکدههای علوم کاربردی، و (ج) دانشگاههای هنر و موسیقی، بهشرح زیر تقسیم میشوند:
الف) دانشگاه: شامل مؤسسات تخصصی گوناگون که حوزههای مختلف رشتههای تحصیلی عرضه میکنند. بهصورت سنتی، در آلمان دانشگاهها، بیشتر بر انجام پژوهشهای بنیانی تأکید دارند.
ب) دانشکدههای علوم کاربردی: دانشکدههای علوم کاربری بهوسیلة ایالتهای فدرال در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970، بهمثابة نوع جدیدی از مؤسسات در نظام آموزش عالی آلمان، در پاسخ به بهبود پیشرفتهای علمی و فنی تأسیس شدند. هدف این دانشکدهها پر کردن خلأ بین دانشگاه و محیط کار، ازطریق آموزشهای دانشگاهی دقیق و ژرف بود که جنبههای عملی زندگی حرفهای را دربر میگرفت (DAAD, 2006, p. 20). دانشکدههای علوم کاربردی، تعداد محدودی رشته تحصیلی دارند. برخی از رشتههای تحصیلی، عبارتاند از: علوم مهندسی، قانون و علم اقتصاد، طراحی، ریاضیات، علوم اجتماعی، علوم رایانه و فنّاوری اطلاعات، و پرستاری. علاوهبر آموزش، این مراکز به پژوهشهای کاربردی و توسعه نیز میپردازند (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 14).
ج) دانشگاههای هنر و موسیقی: این دانشگاهها، دروسی در زمینه هنر، اجرای هنر و موسیقی در زمینههایی مانند کارگردانی، تولید، تئاتر، فیلم، و دیگر رسانهها، و در حیطههای مختلف طراحی، معماری، رسانه و ارتباطات عرضه میکنند (Anonymous, 2015, p. 1).
دورههای تحصیلی در آلمان
کارشناسی: دوره تحصیلی کارشناسی، معمولاً اولین دوره تحصیلی در آموزش عالی است که به کسب شایستگیهای لازم برای حرفه کاری میانجامد. برای کسب مدرک کارشناسی، دانشجویان باید باتوجهبه رشته تحصیلی، بین 240-180 واحد درسی را بگذرانند که در حدود سه تا چهار سال، بهطول میانجامد (DAAD, 2006, p. 16). مدرک تحصیلی کارشناسی در یکی از گروههای کارشناسی هنر، کارشناسی علوم، کارشناسی مهندسی، کارشناسی حقوق، کارشناسی هنرهای زیبا، یا کارشناسی موسیقی ارائه میشود (Sternberg, 2007, p. 3).
کارشناسی ارشد: دوره کارشناسی ارشد، دومین دوره آموزش عالی است. این دوره بیشتر سوگیری عملی و جهتگیری پژوهشی دارد. دانشجویان برای به پایان رساندن دوره خود و اخذ مدرک تحصیلی، باید پایاننامه بدهند. اعتبار دروس دوره ارشد مطابق با بنیاد اعتباربخشی برنامههای درسی آلمان صورت میگیرد. مدرک تحصیلی ارشد در یکی از گروههای ارشد هنر، ارشد علوم، ارشد مهندسی، ارشد حقوق، ارشد هنرهای زیبا، یا ارشد موسیقی داده میشود (Sternberg, 2007, p. 4).
برنامههای یکپارچه: برنامههای یکپارچه، بهصورت تکرشتهای و یا ترکیبی از دو یا چند رشته تحصیلی است. اولین گام برنامههای تکرشتهای، به مدت یکونیم تا دو سال بهطول میانجامد و بر بنیادهای رشتة تحصیلی تمرکز دارد. برای دریافت مدرک تحصیلی، دانشجو باید پایاننامهای را در طی حدود 6 ماه تدوین کند و نیز آزمون نهایی که بهصورت کتبی و شفاهی برگزار میشود، را با موفقیت بگذراند. برنامههای یکپارچه به سه نوع شامل مدرک دیپلم، ارشد هنر و آزمون دولتی تقسیم میشود.
- تحصیل یکپارچه در دانشگاهها، حدود چهار تا پنج سال (برای اخذ مدرک دیپلم و مدرک ارشد هنر) یا حدود سه تا ششونیم سال طول میکشد. مدرک دیپلم به رشتههای تحصیلی مهندسی، علوم طبیعی، اقتصاد، و کسبوکار اعطا میشود. در علوم انسانی، مدرک اعطاشده ارشد هنر است. به رشتههایی که در زمینه حقوق، پزشکی، داروسازی و تدریس است، پس از آزمون دولتی مدرک ارائه میشود. سه نوع مدرک ذکرشده ازنظر تحصیلی، معادل و دارای ارزش یکسان هستند و برای پذیرش در دوره دکتری بهکار میروند.
- تحصیل یکپارچه در دانشکدههای علوم کاربردی به مدت چهار سال بهطول میانجامد و به مدرک دیپلم منتهی میشود و دانشآموختگان شایسته، میتوانند برای پذیرش دکتری اقدام کنند.
- تحصیل یکپارچه در دانشگاههای هنر و موسیقی، باتوجهبه زمینه و اهداف فردی متنوعتر است. علاوهبر اعطای مدرک دیپلم و ارشد، برنامههای تحصیلات یکپارچه، گواهینامههایی برای حیطههای تخصصی و حرفهای نیز اعطا میکنند (Sternberg, 2007, p. 4).
دکتری: درجه دکتری عالیترین مرتبه تحصیلات دانشگاهی میباشد و بهعنوان مدرک و محکی است که نشان میدهد دریافتکنندة این مدرک قادر به انجام پژوهشهای علمی بهصورت مستقل است (DAAD, 2006, p. 17). دانشگاهها، مؤسسات آموزش عالی تخصصی، و برخی از دانشگاههای هنر و موسیقی، ازجمله مؤسساتی هستند که دوره دکتری برای متقاضیان برگزار میکنند. پیشنیاز رسمی برای پذیرش در دوره دکتری، شامل مدرک ارشد یا مدرک معادل است که از کشورهای دیگر اخذ شده باشد. برای کسب مدرک دکتری، دانشجویان لازم است تا رساله پژوهشی را به انجام برسانند (Sternberg, 2007, p. 5). باتوجهبه رشته تحصیلی، طول دوره دکتری بین دو تا پنج سال است و پس از کسب درجه دکتری، گیرنده مدرک با عنوان «دکتر» نامیده میشود (DAAD, 2006, p. 17).
جدول 1 تعداد مراکز آموزشی در آلمان را نشان میدهد.
جدول 1. تغییرات در تعداد مراکز آموزشی بین سالهای
1999-1998 و 2013-2012
مراکز خصوصی
1999-1998
2013-2012
مؤسسات آموزش عالی
81
203
مدارس فنیوحرفهای
1619
2151
مدارس عمومی
2206
3500
مهدکودک
28116
35254
مراکز عمومی
1999-1998
2013-2012
مؤسسات آموزش عالی
382
372
مدارس فنیوحرفهای
6958
6700
مدارس عمومی
40121
30868
مهدکودک
20087
17230
(Authoring Group Educational Reporting, 2014)
پذیرش در آموزش عالی
افرادی که دارای شرایط عمومی ورود به آموزش عالی بعد از 12 یا 13 سال تحصیل در مدرسه باشند، میتوانند در آموزش عالی پذیرش بگیرند. افراد دارای مدرک تحصیلی تخصصی اجازه پذیرش در رشتههای تحصیلی خاصی را دارند. ورود به دانشکدههای علوم کاربردی نیز با دارا بودن مدرک تحصیلی، که بعد از 12 سال تحصیل در دبیرستانهای حرفهای کسب میشود، مقدور است. پذیرش و تحصیل در دانشگاههای هنر و موسیقی نیز بر استعداد و شایستگی متقاضیان مبتنی است (Anonymous, 2015, p. 4).
نظام نمرهدهی در آموزش عالی
نظام نمرهدهی در آلمان معمولاً از 5 سطح تشکیل شده است که عبارتاند از:
(1) Sehr Gut = خیلی خوب
(2) Gut = خوب
(3) Befriedigend = رضایتبخش
(4) Ausreichend = قابل قبول
(5) Nicht ausreichend = مردود
حداقل رتبه برای قبولی سطح 4 است (Anonymous, 2015, p. 4). علاوهبراین، مؤسسات ممکن است از نظام نمرهدهی ECTS استفاده کنند که شامل: سطح A (حدود 10%)، سطح B (حدود 25%)، سطح C (حدود 30%)، سطح D (حدود 25%)، و سطح E (حدود 10%) است (Sternberg, 2007, p. 5).
آموزش پیاپی
آموزشهای پیاپی، بر پایه دانش، مهارت، و تجربه موجود فرد استوار است. اَشکال جدید یادگیری، برای مثال بخشی از یادگیری غیررسمی، در آموزشهای پیاپی اهمیت چشمگیری دارد. باتوجهبه تقاضای گسترده برای آموزش پیاپی، ساختار تمایزیافتهای برای این نوع آموزشها توسعه داده شده است. آموزشهای پیاپی بهوسیلة مؤسسات مختلف مانند مؤسسات خصوصی، اتحادیههای بازرگانی، اتاقهای صنعت و تجارت، احزاب سیاسی، شرکتها و مقامات دولتی، مراکز آموزش خانوادگی، دانشگاهها، مؤسسات آموزش عالی، و مؤسسات یادگیری از دور عرضه میشوند. شرکتهای رادیو و تلویزیون نیز برنامههای آموزش پیاپی ارائه میکنند (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 28). مؤسسات ارائهدهنده آموزش پیاپی، دروس و دورههای آموزشی متنوعی را شامل آموزشهای عمومی، حرفهای، و سیاسی ارائه میدهند. هدف اصلی یادگیری عبارت از پاسخگویی به نیازهایی که برخاسته از تقاضای دولت، جامعه، و صنعت است. از دیگر اهداف آموزش پیاپی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- افزایش تمایل افراد به یادگیری مادامالعمر؛
- کسب صلاحیتهای مورد نیاز برای یادگیری مادامالعمر؛
- استفاده از امکانات و توانمندیها برای یادگیری در شغل و در زندگی فردی (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 173).
فعالیتهای دولت در زمینه آموزش پیاپی، محدود به وضع قوانین و مقررات سازمانی و منابع مالی است. قوانین و مقررات وضعشده در قانون دولت فدرال و ایالت درج شده است. هدف از مقررات دولتی، ایجاد شرایط مناسب برای بهینهسازی و گسترش فعالیتها از آموزش پیاپی بهسوی یادگیری مادامالعمر است. مسئولیت مشترک دولت فدرال و ایالت شامل انجام پژوهش و طرحهای آزمایشی در همه بخشهای آموزش پیاپی است؛ همچنین، آنها مسئولیت آمارگیری و ارائه گزارشدهی درخصوص آموزشهای پیاپی در مناطق مربوط به مسئولیت خود را برعهده دارند (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 173). علاوهبراین، ازجمله وظایف مخصوص ایالت میتوان به تنظیم و ارتقای موارد زیر اشاره کرد:
- آموزشهای عمومی پیاپی؛
- آموزش پیاپی که به اخذ مدارک دانشآموختگی منجر میشود؛
- آموزش دانشگاهی پیاپی در مؤسسات آموزش عالی؛
- آموزش فرهنگی پیاپی؛
- برخی عناصر آموزش سیاسی پیاپی؛
- برخی عناصر آموزش حرفهای پیاپی (Eurydice, 2010, p. 180).
مسئولیتهای مخصوص دولت فدرال عبارت است از:
- آموزش حرفهای پیاپی در خارج از مدارس؛
- تنظیم و ارائه آموزشهای حرفهای بیشتر؛
- مقررات پایه برای حفاظت از افرادی که در دورههای یادگیری از دور شرکت کردهاند؛
- برخی از آموزشهای سیاسی حرفهای؛
- همکاریهای بینالمللی در آموزش پیاپی (در اتحادیه اروپا) (Eurydice, 2010, p. 180).
نگاره 1 ساختار نظام آموزش آلمان را نشان میدهد.
آموزشهای آزاد و از دور
در جمهوری فدرال آلمان، آموزش و یادگیری از دور روشی برای کسب صلاحیتهای آموزشی در بخش عمومی و حرفهای است و با استفاده از نظام پستی یا برخط ارائه میشود. در آلمان، دانشگاههای آزاد و برنامههای پژوهشی مجازی وجود دارد که همة دروس دوره بهصورت برخط ارائه میشوند. برخی از دانشگاهها مانند دانشگاه لوبک و یا آکادمی یادگیری از دور در دانشگاه فورتوانگن تعدادی برنامه آموزشی مجازی و آزاد به متقاضیان ارائه میدهند. علاوهبراین، تعدادی دوره آموزش حرفهای بهصورت آزاد و برخط برای افراد و یا شرکتهای متقاضی وجود دارد (FMER, 2015).
دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالی
تعداد دانشجویان شاغل به تحصیل در مؤسسات آموزش عالی آلمان، در سال تحصیلی 2015-2014 برابر با 2698910 نفر است. تعداد دانشجویان شاغل به تحصیل در مؤسسات آموزش عالی، به تفکیک رشتة تحصیلی زبان و هنر؛ تربیتبدنی؛ منطق، اقتصاد، علوم اجتماعی؛ ریاضیات، علوم طبیعی؛ پزشکی؛ دامپزشکی؛ کشاورزی، جنگلداری، تغذیه؛ مهندسی؛ هنر؛ و رشتههای دیگر- در سالهای تحصیلی 2013-2012 تا 2015-2014 - در جدول 2 نشان داده شده است.
جدول 2. تعداد دانشجویان شاغل به تحصیل در مؤسسات آموزش عالی براساس رشته تحصیلی
رشته تحصیلی
نیمسال زمستان
2013-2012
2014-2013
2015-2014
زبان و هنر
476958
491327
499561
تربیتبدنی
27367
28063
28098
منطق، اقتصاد، علوم اجتماعی
759610
797243
822745
ریاضیات، علوم طبیعی
449758
472840
490433
پزشکی
139422
147764
157166
دامپزشکی
8230
8161
8154
کشاورزی، جنگلداری، تغذیه
47766
50329
52900
مهندسی
499419
528420
545408
هنر
88329
89956
91388
رشتههای دیگر
2550
2778
3057
(DESTATIS, 2015)
تعداد کارکنان دانشگاهی تماموقت در سال 2014 برابر 236126 نفر است که از این تعداد، 45631 نفر استاد، 3451 نفر مدرس و دستیار، 177411 نفر کارکنان هنرهای خلاق و علمی، و 9633 نفر آموزشیاران دروس خاص هستند (DESTATIS, 2015).
مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی
مطابق قانون اساسی، مسئولیتهای مشخص در بخش آموزش بر عهده دولت فدرال است. برایناساس، دولت فدرال، مسئولیت تنظیم و تصویب قوانین مربوط به موارد آموزشی، علمی، و پژوهشی ذیل را دارد:
- آموزشهای حرفهای؛
- پذیرش مؤسسات آموزش عالی؛
- کمکهای مالی برای دانشآموزان و دانشجویان؛
- ارتقای پژوهشهای علمی و دانشگاهی و توسعه فنّاوری؛
- آسایش و رفاه جوانان؛
- مقررات مربوط به شغلهای قانونی؛
- مقررات مربوط به شغلهای پزشکی؛
- معیارهای ارتقای شغلی و همچنین، پژوهشهای شغلی و بازار کار (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 23).
علاوهبراین، قانون اساسی انواع مشارکتهای بین دولت فدرال و ایالت که وظایف مشترک نام دارد را در موارد ذیل بیان کرده است:
- طرحها و تسهیلات پژوهشی خارج از مؤسسات آموزش عالی؛
- طرحها و پژوهشهای علمی در مؤسسات آموزش عالی؛
- ایجاد تسهیلات در مؤسسات آموزش عالی (Lohmar and Eckhardt, 2014)
در هر دولت ایالتی، وزارت آموزش، علوم، پژوهش، و فنّاوری- که در 1969م تأسیس شد- عهدهدار انجام مسئولیتهای مربوط به حوزه ایالت است (International Bureau of Education, 2007, p. 8). وزارت آموزش در ایالتها، عالیترین مقام مسئول برای امور آموزشی، علمی و فرهنگی هستند. برخی از وظایف این وزارتخانه عبارتاند از: توسعه راهبردها در زمینه آموزش، علوم و هنر، اتخاذ قوانین و مقررات اداری، همکاری با عالیترین قدرت در سطح ملی و ایالت، و نظارت بر فعالیتهای مؤسسات و مراکز آموزشی (Kaulisch and Huisman , 2007, p. 46). وزارت آموزش بهوسیلة وزیر (در برلین، برمن، و هامبورگ: ازسوی سناتور) رهبری میشود (International Bureau of Education, 2007, p. 8).
نظارت بر نظام آموزش (شامل آموزش عمومی و فنیوحرفهای) از مسئولیتهای وزارتخانه آموزش، امور فرهنگی و علوم است. اداره مدارس، در بسیاری از موارد، بهصورت نظام سه سطحی است؛ بهاینصورت که وزارتخانه آموزش، امور فرهنگی و علوم در بالاترین سطح، مقامات منطقهای مدارس در سطح میانی، و مقامات محلی مدارس در پایینترین سطح این نظام قرار دارند. در برخی از ایالتها نیز مدیریت مدارس بهصورت نظام دو سطحی است. دبیرستانها، مجتمعهای آموزشی، مدارس حرفهای و معمولاً مدارس متوسطه، مستقیماً به مقامات منطقهای سطح دو و یا مقامات نظارتی بالاترین سطح (وزارت آموزش) پاسخگو هستند، درحالیکه بیشتر مدارس ابتدایی، مدارس بعد از دبستان، مدارس استثنایی، و در برخی ایالتها، مدارس متوسطه به مقامات سطح پایین باید پاسخگو باشند (International Bureau of Education, 2007, p. 9).
مؤسسات آموزش عالی، وضعیتی مشابه شرکتهای حقوقی دولتی دارند و بنابراین، این مؤسسات مراکز عمومی تحت نظارت ایالت هستند. مؤسسات آموزش عالی از حق خودمدیریتی، در چهارچوب قانون برخوردار هستند. اصول کلی برای سازماندهی و مدیریت مؤسسات آموزش عالی، کارکنان و اعضای هیئتعلمی- شامل مشارکت همه اعضای این مؤسسات، در خودمدیریتی- در چهارچوب قانون آموزش عالی تصریح شده است. براساس این اصول، سازماندهی و مدیریت مؤسسات آموزش عالی، به تفصیل در مقررات ایالت برای مؤسسات آموزش عالی در هر حوزه ایالت بیان شده است. در مباحث مدیریتی، ارتباطات و همکاری بین وزارت مسئول و مؤسسات آموزش عالی وجود دارد. در مدیریت واحد این عملکرد شامل موضوعات آموزشی و موضوعات دولتی مانند کارکنان، مدیریت اقتصادی، مالی و بودجه است؛ علاوهبراین، نظارت قانونی و تا حدی، نظارت آموزشی، قدرت استقرار و سازماندهی و نفوذ بر موضوعات مربوط به کارکنان و موضوعات مالی، از مسئولیتهای وزارت و یا دولت است (International Bureau of Education, 2007, p. 10).
در سال 2006، نظام فدرال اصلاحات گستردهای را در نظام آموزش به وجود آورد که سبب انتقال مسئولیت از دولت فدرال به ایالت، مخصوصاً در بخش آموزش عالی، بود. در درجه نخست، اصلاحات بر کیفیت و چگونگی تخصیص منابع تأثیرگذار است، بهاینصورت که بودجه مطابق با توافق، بر اهداف و پارامترهای عملکرد محور تخصیص مییابد. در توافق مشترک بر روی اهداف، دولت و مؤسسات آموزش عالی خدماتی را که باید فراهم شود، تعیین میکنند. این توافقنامهها بهعنوان راهنمای عملکردی در مؤسسات، مورد استفاده قرار میگیرد. براساس اصلاحات صورتگرفته، مؤسسات آموزش عالی، از حق مضاعفی در فرایند انتخاب دانشجو بهرهمند میشوند. علاوهبراین، ایالت اختیار دارد تا از دانشجویان، هزینة ثبتنام دریافت کند. برایناساس، نخستینبار در نیمسال زمستانی 2007- 2006م شهریه ثبتنام نزدیک به 500 یورو از دانشجویان گرفته شد. به موازات این مورد، نظام پرداخت وام توسعه یافت که امکان بازپرداخت وام پس از دانشآموختگی و کسب درآمد کافی وجود دارد (International Bureau of Education, 2007, p. 11).
براساس قانون توسعة مؤسسات آموزش عالی (1969م)، کمیته برنامهریزی برای پی نهادن نهادهای آموزش عالی، بهمنظور هماهنگ کردن بین دولت فدرال و ایالت در وظایف مشترک «ایجاد و گسترش مؤسسات آموزش عالی، شامل کلینیکهای دانشگاهی» ایجاد شده است. این کمیته مسئول برنامهریزیهای میانمدت برای گسترش بخش آموزش عالی است. وزیر آموزش، علوم، پژوهش، و فنّاوری دولت فدرال، وزیر امور مالی دولت فدرال، و یک وزیر یا سناتور از هر ایالت، از اعضای این کمیته هستند (International Bureau of Education, 2007, p. 13).
براساس توافقنامه بین دولت فدرال و ایالت، شورای علوم در 1957م تأسیس شد و وظیفه تنظیم پیشنهادهایی برای توسعه محتوایی و ساختاری آموزش عالی، علوم و پژوهش را بر عهده دارد. این شورا از دانشمندان و نمایندگان دولت فدرال و ایالت، تشکیل شده است (Kaulisch and Huisman, 2007, p. 47).
براساس تقسیم مسئولیتها بین دولت فدرال و ایالت برای آموزشهای حرفهای در مدارس و مهارتآموزی در شرکت، کمیته هماهنگی مقررات آموزشی و چهارچوب برنامة درسی تحت توافقنامه 1972 ایجاد شد. وظایف این کمیته، شفافسازی موضوعات اساسی در زمینه مهارتآموزی در شرکت و آموزشهای حرفهای در مدارس، در شغلهایی که نیازمند آموزشهای رسمی در چهارچوب مقررات آموزشی هستند، میباشد (International Bureau of Education, 2007, p. 13).
منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی
در سال 2009 سرمایهگذاری آلمان در همه سطوح آموزشی حدود 3/5% تولید ناخالص داخلی بوده است. این رقم، از متوسط کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه که حدود 2/6% بود، کمتر است. بیشتر پرداختها به مؤسسات آموزشی منابع دولتی بوده است (9/85% در سال 2010، که این میزان نزدیک به متوسط کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه است که برابر 6/83% است). سهم پرداختهای خصوصی، برابر 1/14% در سال 2010 (کمتر از متوسط کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه که برابر 4/16% است) بوده است (OECD, 2014b, p. 16).
در جمهوری فدرال آلمان، مدارس ابتدایی و میانی عمومی بهصورت رایگان هستند. مسئولیت تأمین منابع مالی، برای مدارس عمومی بین ایالت (برای استخدام و پاداشدهی) و قدرتهای محلی (نوعاً برای کارکنان غیرآموزشی و هزینة مواد آموزشی) تقسیم میشود. در سال 2009، ایالت حدود 2/72% هزینههای آموزش ابتدایی، میانی، و بالاتر بهجز آموزش عالی را برعهده داشت. قدرتهای محلی، حدود 5/17% و سطح فدرال حدود 3/10% هزینهها را برعهده داشتند. هزینههای آموزش خارج از مدرسه در نظام دوگانه بهطور غالب ازسوی شرکتها تأمین میشود، درحالیکه مدارس حرفهای ازطریق ایالت تأمین بودجه میشود. مدارس خصوصی، حمایت مالی خود را از ایالت و باتوجهبه مجموع تخصیصها دریافت میدارد. درعینحال نیز این مدارس کمکهایی ازطرف قدرتهای دولتی دریافت میکنند (OECD, 2014b, p. 16).
بخش بزرگی از منابع مالی در آموزش عالی آلمان، از منابع دولتی تأمین میشود. ازآنجاکه مؤسسات آموزش عالی در آلمان، مؤسسات عمومی ایالتی هستند، در نتیجه، هزینههای تدریس و پژوهش (شامل هزینههای مربوط به حقوق، مواد آموزشی و اجرا) اساساً ازطریق بودجة ایالت فراهم میشود. در گذشته، هزینههای مربوط به سرمایهگذاریهای وسیعتر مانند ساختمان و تجهیزات علمی بزرگمقیاس بهوسیلة دولت فدرال و ایالت با نسبت 50% فراهم میشد. اخیراً، اصلاحات فدرالیسم با هدف تقسیم ظرفیتها بین دولت فدرال و ایالت در مجلس مورد پذیرش قرار گرفته است که در نتیجة آن، ایالت هیچ مبلغی برای هزینههای بزرگمقیاس از دولت فدرال دریافت نمیکند (OECD, 2006, p. 1). سرمایهگذاریهای دیگر بهوسیلة سازمانهایی مانند بنیاد پژوهشهای آلمان که برای ارتقای پژوهش، از اهمیت زیادی برخوردار است، تأمین میشود. علاوهبراین، مؤسسات آموزش عالی، بودجههایی از شرکتها برای انجام امور پژوهشی و توسعهای دریافت میکنند (OECD, 2014b, p. 16). در سالهای اخیر، بهتدریج ایده مدیریت نوین دولتی در آموزش عالی آلمان، مورد پذیرش واقع شده است. مدیریت نوین دولتی بر مدلی از مدیریت تمرکز دارد که خودمختاری را در سطح غیرمتمرکز تشویق میکند، اما درعینحال بر اهداف مرکزی که ازطریق ابزارهای رقابتی قابل دستیابی هستند توجه دارد (OECD, 2006, p. 1).
برنامهها و اصلاحات پیشرو
انجمن آموزش، در سال 2001 توصیههایی برای اصلاح آموزش ارائه کرد که برطبق آن، کیفیت و پایداری آموزش در آلمان را تضمین میکرد. این توصیهها بر موضوعات کلی که بر دولت فدرال و ایالت اثر میگذاشت، متمرکز بود (International Bureau of Education, 2007, p. 2). توصیههای انجمن آموزش بر دوازده حیطه متمرکز بود که مهمترین حیطهها شامل پیشرفت کودکان در سنین خردسالی، حمایت و پشتیبانی از افراد، بهکارگیری اصول یادگیری مادامالعمر برای همه افراد، مسئولیتپذیر کردن کودکان، و اصلاح آموزشهای پیش از خدمت و حین خدمت آموزشگران بود (Forum Bildung, 2001). توافقنامه مابین دولت فدرال و ایالت، باتوجهبه برنامه سرمایهگذاری «آینده آموزش و مدارس تماموقت» اولین گام مهم در راستای اصلاحات مهم آموزشی، بهشمار میرود. براساس این برنامه، دولت در حدود چهار بیلیون یورو را برای گسترش مدارس در همه مناطق آلمان هزینه میکند و اولین پرداخت برابر 300 میلیون یورو در سال 2003 بود. براساس پژوهشی که بهوسیلة برنامه ارزیابی دانشجویان بینالمللی انجام شد، آلمان در جایگاه «قهرمان جهانی در گزینش» بهشمار آمد، اما پشتیبانی کافی از کودکان خود را فراهم نمیکند و ازاینرو، موفقیت در آموزش، به میزان زیادی وابسته به زمینة اجتماعی افراد دارد. این نقطهای است که اصلاحات باید از آنجا شروع شود (International Bureau of Education, 2007, p. 2).
«اروپای 2020» راهبرد ده سالة اتحادیه اروپا برای افزایش رشد و پیشرفت هوشمندانه و پایدار و دارای پنج هدف کلی شامل: افزایش استخدام و بهکارگیری نیروی کار؛ بهبود شرایط نوآوری، پژوهش، و توسعه؛ دستیابی به اهداف مربوط به حفاظت انرژی و محیطزیست؛ بهبود دستیابی به آموزش و ارتقای بهرهمندی اجتماعی- مخصوصاً ازطریق کاهش فقر است (NRP, 2011, p. 1). اهداف کلی در بخش آموزش که لازم است تا سال 2020 حاصل شوند، عبارتاند از: 1. کاهش سهم ترککنندگان زودهنگام آموزش به کمتر از 10% (سهم این افراد در سال 2012 در اتحادیه اروپا برابر 8/12% بود)؛ و 2. افزایش سهم تعداد افراد در گروه سنی 34-30 سال که آموزشهای عالی و یا آموزشهای معادل را به پایان رساندهاند، به حداقل 40% (این رقم در سال 2012 در اتحادیه اروپا برابر با 8/35% بود) (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 274). آلمان بهمثابة یکی از ایالات عضو اتحادیه اروپا، این دو هدف کلی را به اهداف مشخص ملی ترجمه و اهداف زیر را تعیین کرد:
- کاهش تعداد دانشآموزانی که آموزشهای مدرسهای را ترک میکنند؛ برای مثال، کاهش تعداد افراد بین 18 تا 24 سال که مدرسه را بدون تحصیل در سطح آموزش پسا میانی ترک کردهاند، در جایگاه شاگرد و کارآموز فعالیت نکردهاند، و در آموزشهای غیررسمی شرکت نکردهاند؛ به میزان کمتر از 10%.
- افزایش سهم افراد بین 34-30 سال با درجة آموزش عالی یا درجه معادل به میزان 42% (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 274).
راهبردهای بلندمدت در بخش آموزش عبارتاند از: 1. اصالت بخشیدن به یادگیری مادامالعمر؛ 2. بهبود کیفیت و کارایی آموزش؛ 3. افزایش تساوی و پیوستگی اجتماعی؛ و 4. افزایش خلاقیت و نوآوری، شامل کارآفرینی، در همه سطوح آموزش و یادگیری (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 278).
اصالتبخشی به یادگیری مادامالعمر
در جمهوری فدرال آلمان، بر افزایش ارتباطات و همکاریها بین بخشهای آموزشی، گسترش مشاورههای آموزشی، اثربخش کردن همکنشیها ازطریق آموزش، تشخیص و شناسایی صلاحیتهای کسبشده در خارج از کشور، و به رسمیت شناختن صلاحیتهای کسبشده بهصورت غیررسمی، تمرکز میشود. آموزش پیاپی، باید برای افراد در هر گروه سنی جذاب باقی بماند و افراد را برای حمایت و توسعة دانش و مهارت و همچنین، فعالیت کامل در جامعه قادر سازد (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 278). در چهارچوب یادگیری مادمالعمر، موارد زیر مورد اندازهگیری و سنجش قرار میگیرد:
- بهبود فرصتهای آموزشی برای کودکان زیر 6 سال؛
- بهبود موقعیتهای آموزشی؛
- کمک به افراد محروم برای شرکت در بازار کار؛
- تسهیل گذر از مدرسه به آموزش عالی و دسترسی به آموزش عالی بدون داشتن دیپلم متوسطه برای متقاضیان دارای صلاحیت حرفهای؛
- منعطفتر کردن مسیرهای یادگیری؛
- افزایش علاقه به ریاضیات و علوم طبیعی؛
- بهبود فرصتهای یادگیری برای زنان؛
- بهبود فرصتها برای افراد مهاجر؛
- توجه به علایق افراد معلول برای مشارکت در یادگیری مادامالعمر؛
- بهبود ساختاری فعالیتهای آموزشی در همه مراحل زندگی در سطح منطقه (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 279).
بهبود کیفیت و کارایی آموزش
مهارتهای پایه
در دسامبر 2011 دولت فدرال و ایالت، راهبردی ملی برای سوادآموزی و آموزشهای پایه برای بزرگسالان در آلمان عرضه کردند. این راهبرد بهمنظور بهبود مهارتهای خواندن و نوشتن افرادی بود که از سطح کافی این مهارتها، برای مشارکت کامل در جامعه برخوردار نبودند. برای اجرایی کردن این راهبرد، ایالت وظایف زیر را برعهده دارد:
- تشکیل نمایندگیهای هماهنگ، برای سوادآموزی و آموزشهای پایه؛
- مشارکت فعال با دولت فدرال و دیگر شرکا برای مبارزه با بیسوادی؛
- فعالیت در زمینه سرمایهگذاریهای فردی افراد برای موضوع سواد و آموزشهای پایه؛
- گزارش سالیانه در زمینه وضعیت اجرایی فعالیتها (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 282).
توسعه حرفهای آموزشگران
در همه ایالتها، برای اصلاح تربیت آموزشگر در همه انواع مدارس، تلاشهایی صورت گرفته است. این تلاشها بر موارد زیر تأکید دارند:
- جهتگیری عملیاتی گستردهتر در طول دوران تربیت آموزشگر؛
- تقویت ارتباطات بین مراحل تئوری و عملی تربیت آموزشگر؛
- برگزاری آزمون همزمان با عرضة آموزشها (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 285).
نوسازی آموزش عالی و افزایش سطح دسترسی به آموزش عالی
دولت فدرال و ایالت برای گسترش آموزش عالی، با همکاری یکدیگر تلاشهای چشمگیری انجام دادهاند؛ برای مثال، در چهارچوب معاهده آموزش عالی 2020م، دولت فدرال و ایالت در جهت خلق فرصتهای یادگیری برای 624000 داوطلب جدید در دوره 2011م تا 2015م تلاش کردهاند. در چهارچوب معاهده کیفیت تدریس، دولت فدرال حدود 2 بیلیون یورو تا پایان سال 2020 برای مواردی ازجمله ارتقای کارکنان، تربیت استاد و توسعه کیفیت تدریس در مؤسسات آموزش عالی اختصاص داده است. ایالت نیز دربارة سرمایهگذاری در این زمینه تضمین کرده است (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 286).
در سالهای گذشته، بحثهای گستردهای در زمینة تضمین کیفیت در آموزش عالی، مطرح شده است. ارزیابی آموزش عالی که هم به موضوعات پژوهشی و هم تدریس میپردازد، یکی از عناصر مهم تضمین کیفیت است. اولین فعالیتها برای ارزیابی آموزش عالی در اواسط دهه 1990 و با هدف شفافسازی، تقویت مسئولیت مؤسسه، حمایت و پشتیبانی از مؤسسات آموزش عالی، و افزایش رقابت بین مؤسسات آموزش عالی آلمان آغاز شد. شیوههای ارزیابی، اساساً سه عنصر را دربردارد که عبارتاند از: خودارزیابی، ارزیابی خارجی ازسوی همتایان، و پیگیری و این شیوهها در چرخة 8-5 سال تکرار میشوند. خودارزیابی بر موارد زیر تأکید دارد:
- ساختار و سازماندهی گروه آموزشی؛
- اهداف تدریس و یادگیری؛
- برنامههای آموزشی؛
- منابع و کارکنان آموزشی؛
- دانشجویان؛
- تدریس و یادگیری؛
- نظرها و دیدگاههای دانشجویان و کارکنان به تدریس و یادگیری؛
- وضعیت اشتغال دانشآموختگان (Kaulisch and Huisman , 2007, p. 50).
افزایش تساوی و پیوستگی اجتماعی
هدف این راهبرد، کاهش معنیدار تعداد دانشآموزانی است که حداقل صلاحیتهای مورد نیاز را در پایان هر دوره آموزش کسب نکردهاند. یکی از مواردی که در این راهبرد به آن توجه میشود، کودکان و جوانان مهاجر است. راهبردهای افزایش تساوی و پیوستگی اجتماعی عبارتاند از:
- حمایت فردی در تدریس متناسب با استانداردهای آموزشی؛
- تسهیل و حمایت برای دورههای یادگیری طولانیتر؛
- برنامهریزی درسی منظم؛
- حمایت وسیعتر از دانشآموزان دارای سابقه مهاجرت؛
- کمک به دانشآموزان دارای نیازهای آموزشی خاص برای کسب گواهینامه مدرسه پس از دبستان؛
- تقویت مشارکتهای آموزشی؛
- توسعه تربیت آموزشگر؛
- ارزیابی نتایج (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 288).
پیش از این، در ایالت رویکردهای متنوعی برای ارتقای دانشآموزان با عملکرد ضعیف استفاده میشد. این رویکردها را میتوان در پنج حیطه راهبرد بهصورت زیر طبقهبندی کرد:
- بهبود حمایت و پشتیبانی از افراد؛
- احیا و بازسازی یادگیری: توسعه و بهبود روشهای تدریس، اشکال جدید کسب مهارت و صلاحیتها؛
- تسهیل کسب صلاحیتها؛
- ایجاد ارتباط بین شرکا، شبکهسازی و همکاری؛
- تقویت تضمین کیفیت و توسعه کیفیت.
رویکردهای یادشده در سالهای آتی نیز باید ادامه یابد و همزمان نیز باید راهبردهای بیانشده نیز مدنظر قرار گیرند (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 289).
افزایش خلاقیت و نوآوری، شامل کارآفرینی، در همه سطوح آموزش و یادگیری
در این راهبرد برنامههای زیر برای حمایت از جوانان در زمینه شغلی، در نظر گرفته شده است:
- همکاری با شرکتها برای مدارس مدرسه علاقهمند؛
- کمک به جوانان برای کسب بینش در زمینه شغلی؛
- حمایت از برنامههای حمایتی و نظارتی که به جوانان در انتقال از مدرسه بهسمت مهارتآموزی کمک میکنند؛
- حمایت از آموزشهای پیاپی آموزشگران (Lohmar and Eckhardt, 2014, p. 294).
کتابشناسی
ثابتنژاد، حمیدرضا؛ حاتمزاده، علیرضا؛ فلاح وحدتی جو؛ مجید و محمد هاشمی، زهرا. (1389). بررسی تطبیقی آموزشهای فنیوحرفهای در کشورهای آلمان و ایران. تهران: سازمان آموزش فنیوحرفهای کشور.
Anonymous. (2015). German Higher Education System. Retrieved from: http://www.hrk.de/uploads/media/ german_higher_education_system.pdf.
Authoring Group Educational Reporting. (2014). Education in Germany 2014: An Indicator-Based Report Including an Analysis of the Situation of People with Special Educational Needs and Disabilities. Germany: Federal Ministry of Education and Research.
DAAD. (2006). Studying in Germany: A Guide for International Students. Germany: Federal Foreign Office.
DESTATIS. (2015). Institutions of Higher Education. Retrieved from: https://www.destatis.de/EN/FactsFigures/ Society State/Education Research Culture/Institutions Higher Education.html
Eurydice. (2010). Organization of the Education System in Germany 2009/10. Brussels: Author.
FMER. (2015). Lifelong Learning. Retrieved from: http://www.bmbf.de/ en/lebenslangeslernen.php, accessed
Forum bildung. (2001). Bildung und Qualifikationsziele von Morgen (Materialien bd.5). Bonn: Author.
HRG. (2005). Framework Act for Higher Education. Retrieved from: www.bmbf.de
International Bureau of Education. (2007). “Albania”. World Data on Education (6th edition). Geneva: Unesco.
Kappel, H., Lehmann, B. and Loeper, J. (2002). “Distance Education at Conventional Universitiesin Germany”. International Review of Research in Open and Distance Learning, 2(2), 1-21.
Kaulisch, M. and Huisman, J. (2007). Higher Education in Germany: Country Report. Netherlands: Universiteit Twente.
Lohmar, B. and Eckhardt, T. (2014). The Education System in the Federal Republic of Germany 2012/2013. A Description of the Responsibilities, Structures and Developments in Education Policy for the Exchange of
Information in Europe. Bonn: Secretariat of the Standing Conference of the Ministers of Education and Cultural Affairs (KMK).
NIAD-UE. (2014). Overview, Quality Assurance System in Higher Education, Germany. Retrieved from: http://www.niad.ac.jp
NRP. (2011). Germany National Reform Program. Retrieved from: http://ec.europa.eu/europe2020/pdf/nrp/nrp_germany _en.pdf.
OECD. (2006). Funding Systems and Their Effects on Higher Education Systems: Country Study–Germany. Retrieved from: https://www.oecd.org/germany/38308008.pdf.
OECD. (2013). “Germany”. Education at a Glance 2013: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary.org/docserver/eag-2013-49-en.pdf?expires= 1535278872&id=id&accname=guest&checksum=AAC4C2D3214C7EB4DD108079C8D979DB
OECD. (2014a). “Germany”. Education at a Glance 2014: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary.org/docserver/eag-2014-53-en.pdf?expires= 1535278675&id=id&accname=guest&checksum=285AAE12EDA9DF31ACF0CD9865EE28B2
OECD. (2014b). Education Policy Outlook: Germany. Retrieved from: http://www.oecd.org/education/ EDUCATION%20POLICY%20OUTLOOK%20GERMANY_EN.pdf.
Prenzel, M., Baumert, J., Blum, W., Lehmann, R., Leutner, D., Neubrand, M., Pekrun, R., Rost, J. and Schiefele, U. (2004). PISA 2003: Der Zweite Vergleich der Länder in Deutschland– Was wissen und können Jugendliche? (S. 323-365). Münster: Waxmann.
Sternberg, H. (2007). Geomatics Bachelor and Master Education at the Hafencity University, Hamburg. Hamburg: HafenCity University.
Studentnews. (2015). Tertiary Education, Germany - General Objectives. Retrieved from: http://tertiary-education. studentnews.eu
WPR. (2015). Germany Population 2015. Retrieved from: http://worldpopulationreview.com
https://www.hausrissen.org/
نویسندگان:
مهتاب پورآتشی