دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

نظام آموزش عالی لهستان

نوع مدخل : مدخل دانشنامه

نویسنده
چکیده
پایتخت: ورشو




نوع حکومت: جمهوری چندحزبی




زبان رسمی: لهستانی




مساحت: 304255 کیلومترمربع خشکی و 8430 کیلومترمربع دریا




جمعیت: 38346279 نفر(2014م)




تعداد دانشجویان: 1550000 (2013م)




تعداد اعضای هیئت‌‌علمی: 98735 (2013م)




تولید ناخالص ملی: 2/481 میلیارد دلار (2015م)




هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 9/4% (2014م)




هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 6/11% (2014م)






ویژگی‌های جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی

کشور لهستان در اروپای مرکزی و در شرق آلمان قرار گرفته است. این کشور، دارای 16 استان و ورشو پایتخت آن است. لهستان از شمال به دریای بالتیک محدود می‌شود و خط ساحلی آن 440 کیلومتر است. در شرق با بلاروس، لیتوانیا و اکراین و در جنوب با اسلوواکی، در غرب با جمهوری چک و آلمان هم‌مرز است. به‌طورکلی، سراسر سرزمین لهستان جلگه‌ای و هموار و ارتفاع 87% از مساحت این کشور از سطح دریا به 300 متر نمی‌رسد؛ زیرا شمال و مرکز لهستان دنباله جلگه بزرگ اروپای شمالی است. بریدگی‌های ساحلی لهستان، در کناره‌های بالتیک واقع است.
جنوب لهستان را کوه‌های کارپات دربرگرفته‌اند. رودهای اودر و نیسه در غرب لهستان جریان دارند. سه جریان آب‌و‌هوایی در لهستان وجود دارد: تودة آب‌و‌هوایی اقیانوسی از غرب، آب‌و‌هوای سرد و قطبی از اسکاندیناوی و روسیه و آب‌و‌هوای استوایی از جنوب. در زمستان‌ها جریان سرد و قطبی غالب است و در اواخر تابستان و پاییز، آب‌و‌هوای نیمه گرمسیری روزهای دلپذیری را به همراه می‌آورد. بلندترین نقطة‌ لهستان، کوه ریسی با ارتفاع 2499 متر که در جنوب لهستان و هم‌مرز با اسلوواکی در میان کوهستان کارپات قرار دارد. زیبایی لهستان، به‌خاطر جنگل‌های انبوه، رودها و دشت‌های پهناور و کوه‌های بلند است. منابع طبیعی این کشور را زغال، گوگرد، مس، گازهای طبیعی، نقره، نمک، کهربا، و مناطق قابل زرع تشکیل می‌دهد.
لهستان از‌نظر تاریخی، منطقه‌ای با درگیری‌ها و جنگ‌های بسیار و سرزمینی پهناور است که مرز طبیعی هم ندارد و حتی درگیر جنگ جهانی دوم نیز شده است (Central Intelligence Agency, 2013).
تاریخ لهستان به‌مثابة حکومت، به اواسط سده دهم میلادی برمی‌گردد. تا میانه سده شانزدهم میلادی، قبایل لهستانی- لیتوانیایی، در اروپای شرقی و مرکزی حکمرانی می‌کردند. در سده هجدهم میلادی آشوب‌های داخلی این سرزمین را تضعیف کرد. در سال ۱۹۳۹ و پس از جنگ جهانی اول، پیمان محرمانه عدم تجاوز بین هیتلر (آلمان) و استالین (شوروی)، موسوم به پیمان موتولوفروبین تروپ امضا و این دو کشور لهستان را به‌طور مخفیانه، بین خود تقسیم کردند و با هم قرار گذاشتند که شوروی از شرق و آلمان از غرب، لهستان را اشغال کنند. در ژوئن ۱۹۴۱، ارتش هیلتر با نادیده گرفتن پیمان خود با شوروی، به این کشور حمله کرد، در جریان این حمله، کلیة خاک لهستان به اشغال نازی‌ها درآمد. در دوران اشغال لهستان، نازی‌ها تلاش کردند تا فرهنگ لهستانی را ریشه‌کن و فرهنگ نازیستی را جانشین آن کنند. با پیشروی ارتش شوروی به‌سمت ورشو، لهستانی‌های این شهر، علیه اشغالگران نازی شورش کردند که به شورش ورشو مشهور هست. هدف این شورش این بود که اداره ورشو و لهستان، پس از خروج آلمانی‌ها در دست لهستانی‌ها باقی بماند. ارتش شوروی که از این شورش مطلع شده بود، از پیش‌روی به‌سوی ورشو باز ایستاد و ارتش آلمان توانست این قیام را سرکوب کند؛ همچنین در ۱۶ اوت ۱۹۴۵ لهستان مرزهای خود را با شوروی تعیین کرد. قانون اساسی جدید در سال ۱۹۵۲ از لهستان نظام دموکراتیک خلق که به نوعی تأثیرپذیری از شوروی داشت، به وجود آورد. در سال ۱۹۵۵ لهستان، به عضویت پیمان ورشو درآمد و همچنین سیاست خارجی لهستان، کاملاً مطابق و الگوبرداری‌شده از شوروی بود. ورشو، پایتخت لهستان دارای ساختمان‌های نوسازی‌شده، با معماری تاریخی است که بیشتر آنها، در طول جنگ جهانی دوم ویران شدند، اما به زیبایی در تاریخ این کشور حفظ شده‌اند. از زمان روی کار آمدن گورباچف در شوروی در سال 1986 به‌ویژه پس از سفر وی به ورشو در سال 1985 ضدیت حزب کمونیست لهستان با اتحادیه همبستگی رفته‌رفته کم‌رنگ‌تر شد و از مرحلة آزادسازی اعضای برجسته و رهبران این اتحادیه از زندان در سال 1986 و دادن مجوزهای لازم برای فعالیت‌های قانونی آنها، به مشارکت واحد در انتخابات مجلسی آغاز و در نهایت به ریاست‌جمهوری رهبر همبستگی لخ والسا در آخرین روزهای سال 1990 منجر شد.
لهستان در 2004م به عضویت اتحادیة اروپا درآمد. گروه‌های نژادی در لهستان، طبق برآوردها در سال 2011 شامل لهستانی 9/96%، سیلسیایی 1/1%؛ آلمانی 2/0%، اکراینی 1/0% و 7/1% است. 9/96% زبان رسمی لهستانی است. اگرچه کاشوب به‌مثابة زبان آن بخش از اروپا شناخته شده است. 2/87% از مردم لهستان کاتولیک و 3/1% ارتودوکس، 4/0% پروتستان و 4/0% دیگر دارای مذاهب دیگری هستند. 6/14% از جمعیت این کشور، گروه سنی زیر 14 سال‌اند، 9/11% طبق داده‌های سال 2012 گروه سنی 24-15 سال، 8/43% گروه سنی 54-25 سال، 7/14% گروه سنی 64-55 سال و 5/14% بالای 65 سال‌اند. باتوجه‌به داده‌های موجود در 2014م این کشور، کشوری جوان و نرخ رشد جمعیت 77/9 در هر 1000 نفر است و لهستان از این نظر، دویستمین کشور جهان است. امید به زندگی در لهستان 65/76 سال است که این عدد برای مردان 74/72 سال و برای زنان 8/80 سال در سال 2014 گزارش شده است. 7/99% از جمعیت بالای 15 سال در این کشور سواد خواندن و نوشتن دارند (Central Intelligence Agency, 2013).
لهستان سیاست اقتصادی آزادی را از سال 1990 دنبال کرده است و اقتصاد لهستان، تنها اقتصادی بود که از رکود در سال 2009-2008 جلوگیری کرد. اگرچه اقتصاد لهستان در پنج سال گذشته وضعیت خوبی داشته ولی رشد آن در سال 2012 و 2013 به آهستگی صورت گرفته است؛ به‌علت شرایط سخت اقتصادی موجود، تولید ناخالص داخلی در این کشور در سال 2013 برابر با 814 میلیارد دلار و نرخ رشد واقعی 3/1% بوده است. واحد پول این کشور زلوتی و هر دلار برابر با 73/3 زلوتی است.
قوای سه‌گانه در لهستان شامل قوه‌ مجریه، قوه قضائیه و قوه‌ قانون‌گذاری است.
رئیس‌جمهور در رأس کشور قرار دارد و هر پنج سال یک‌بار، ازطریق انتخابات برگزیده می‌شود که انتخابات بعدی در سال 2015 باید در لهستان انجام شود. رئیس دولت، نخست‌وزیر و در کنار او قائم مقام قرار دارد.
محصولات کشاورزی لهستان، شامل سیب‌زمینی، میوه، سبزیجات، غلات، تخم‌مرغ و لبنیات است و 9/12% از نیروی کار این کشور، بر طبق سال 2010 در بخش کشاورزی مشغول هستند. قبل از جنگ جهانی دوم، اقتصاد لهستان به‌صورت بازار آزاد و مبنی‌بر کشاورزی و با ارجحیت تولید و حفاری بود، اما با آغاز قوانین کومنیستی در دهه‌ 40، این کشور، به‌طور عمده بخش صنعت خود را گسترش داد و اقتصاد آن به‌وسیلة خود ایالت و طبق الگوی روسیه اداره می‌شد. صنایع عمده در این کشور شامل صنایع مربوط به ساختمان‌سازی، آهن و فولاد و معادن زغال‌سنگ، فراوری غذا، شیشه‌سازی، نساجی و نوشابه است و 2/30% از نیروی کار در این بخش، فعالیت دارند. نرخ رشد محصولات صنعتی 2/5% بوده است (2013م). 57% از نیروی کار در بخش‌های خدماتی مشغول هستند. شمار کل نیروی کار 22/18 میلیون نفر بوده است (2013م) و نرخ بیکاری 3/10% و از این نظر این کشور در رتبة 109 در جهان قرار دارد. ارزش نشانگر توسعة انسانی در این کشور، از سال 1980 تا 2013 به‌صورت زیر بوده است (نگاره 1):


نگاره 1. ارزش نشانگر توسعه انسانی
(hdr.undp.org)
که این نشان می‌دهد لهستان در میزان نشانگر توسعة انسانی از سال 2000 تا 2013 سالانه 48/0 رشد داشته است.

اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی

پایه‌های اصلی برای نظام آموزشی مدارس و آموزش عالی، به‌وسیلة قانون اساسی جمهوری لهستان ایجاد شده است. مادة مربوط ‌به آموزش آن، اشاره به آزادی پایه و حقوق شهروندان که هرکس حق دسترسی به آموزش را دارد، آموزش اجباری تا هجده‌سالگی است، آموزش در مدارس رایگان است و بنا به صلاحدید مجلس، مؤسسات آموزش عالی نیز برای ایجاد خدمات آموزشی، می‌توانند رایگان باشند. والدین برای انتخاب مدرسة فرزندانشان، حتی مدارس عمومی آزادند. مقامات دولتی، دسترسی آسان برای شهروندان ایجاد می‌کنند؛ بدین‌منظور آنها حمایت‌های مالی لازم را برای تأسیس و حمایت‌های ساختاری برای دانش‌آموزان انجام می‌دهند (International Bureau of Education, 2011).
استقلال مؤسسات آموزشی ازسوی قوانین مجلس فراهم شده است. نظام آموزشی سال 1991 آموزش را به‌مثابة بخشی از رفاه عمومی کل جامعه تعریف می‌کند. آموزشی که به نظام و ارزش‌های مسیحیت مبنی‌بر قوانین اخلاقی جهانی احترام می‌گذارد. آموزشی که حس مسئولیت‌پذیری جوانان، تعلق داشتن به سرزمین و احترام به میراث فرهنگی لهستان را ایجاد می‌کند و هم‌هنگام، پذیرای فرهنگ و ارزش‌های گوناگون در جهان است. هدف مدرسه، ایجاد شرایط لازم برای توسعه و رشد فردی برای پذیرفتن مسئولیت‌های خانواده و وظایف شهروندی مبنی‌بر قوانین مردم‌سالاری و قانونی است (Eurydice et al., 2010).
نظام آموزشی باید افزون‌بر اهداف و مسائل دیگر، زیرساخت‌های حقوقی برای یادگیری هر فرد را ایجاد و نیز از حق کودکان و بزرگسالان برای دستیابی به آموزش دفاع کند. حمایت‌های لازم، باید در مدارس برای پشتیبانی از نقش آموزشی خانواده‌ها، احتمال‌های موجود برای گشایش و ادارة مدارس و مؤسسات، تنظیم محتوا، روش‌ها و نظام آموزش دانش‌آموزان، توانایی‌های روانی- فیزیکی، احتمال ورود کودکان معلول در همة دوره‌های آموزشی، به عمل آید.
هدف کلی راهبردی توسعة آموزش عالی این کشور از سال 2007 تا بهبود کیفیت در سال 2013، ارتقای سطح آموزش جامعه را تضمین می‌کند؛ راهبردی که نظام آموزش عالی لهستان را به تصویر می‌کشد، شرایطی را برای پیشرفت دانشجویان، استفادة کامل از توانایی‌های آنها و دستیابی به اهداف شخصی آنان ایجاد می‌کند. دانش‌آموزان را به شرکت‌کنندگانی فعال و مسئول در جامعه تبدیل و باعث انجام فعالیت‌های اقتصادی- فرهنگی در سطح جامعة محلی می‌شود، فعالیت‌ها را در سطح ملی و جهانی افزایش می‌دهد، با گروه‌های اجتماعی و اقلیتی، در جامعه ارتباط برقرار می‌کند و به گسترش زمینه‌های علوم- فنّاوری و جهانی‌سازی پاسخ‌گو می‌سازد (Eurydice, 2010).
نظام آموزشی کشور، بر پایة قانون آموزشی 7 سپتامبر 1991 اداره می‌شود که آخرین بار در اوت 2011 همانند قوانین و مقررات اصلاح شد. هدف مرحله بعدی اصلاحیه 1995، تمرکززدایی و کنترل هم‌زمان و کاربست آموزش با کیفیت در چهارچوب نظارت بر آموزش است که هیئت دولت تعیین می‌کند؛ همچنین انگارة برنامة درسی اصلی را معرفی می‌کند که شناسایی معیارها برای ارزیابی مدرسه‌محور و بایسته‌های آزمون‌ها را نشان می‌دهد. در قانون خاص 26 ژانویه 1982، وضعیت حرفه‌ای تدریس به‌مثابة منشور آموزشگران، تعریف می‌شود (International Bureau of Education, 2011).
در گذشته، آموزش اجباری 8 برنامة آموزشی مقدماتی هشت‌ساله را پوشش می‌داد. طبق ساختار جدید نظام آموزشی معرفی‌شده در سال 1999، آموزش مقدماتی برنامه شش‌ساله و تحصیلات مازسویه به‌صورت سه‌ساله اجباری است. ساختار جدید جمهوری لهستان، که در دوم آوریل 1997 پذیرفته شد، آموزش اجباری را تا هجده‌سالگی تعمیم داد. ماده‌ 70 قانون بیان می‌کند که هر کس باید حق آموزش داشته و آموزش عمومی باید رایگان باشد و مقامات دولتی باید از دستیابی برابر و جهانی برای همة شهروندان اطمینان حاصل کنند. یک‌سال آموزش پیش‌دبستانی از سال 2005-2004 برای شش‌سالگی اجباری است.
از سپتامبر 2009 همة پنج‌ساله‌ها حق قانونی آموزش پیش‌دبستانی را در مؤسسات ارائه‌دهندة آموزش پیش‌دبستانی دارند تا برای ورود به دبستان در شش تا هفت‌سالگی آمادگی لازم را پیدا کنند (International Bureau of Education, 2011).
در قانون کنونی، مسائل آموزشی عالی با قانون 27 جولای 2005 اداره می‌شود و نیز مصوبه 14 مارس 2003 مدارج دانشگاهی و نیز مدرک‌های دانشگاه‌های هنر را مشخص می‌کند. نخستین گام اصلاحات در 18 مارس 2010 در علوم برداشته شد. هدف از به‌کارگیری این تغییرات نظام‌مند، اطمینان‌یابی از کیفیت آموزش عالی برای دانشجویان لهستانی است؛ برای مثال، آمادگی بهتر در برابر تغییرات سریع اقتصادی، امکان مشارکت گسترده در طرح‌های پژوهشی بین‌المللی برای خبرگان لهستانی و ایجاد چشم‌اندازی برای گسترش مداوم و افزایش پایدار پژوهش‌ها و امکانات تدریس برای مؤسسات آموزش عالی لهستان است.
آموزش عالی در بین حوزه‌های در حال پیشرفت زندگی اجتماعی در لهستان و در 20 سال اخیر، زیر تأثیر تغییرات مؤسسه‌ای و نیز کمّی‌گرایی بوده است.
برپایة قانون مصوب30 آوریل 2014، قوانین پایه در نظام آموزش عالی شامل موارد زیر است:
1. مؤسسات آموزش عالی در همة حیطه‌های فعالیت خودمختارند؛ 2. فعالیت‌های مؤسسات آموزش عالی با آزادی تدریس، آزادی پژوهش و آزادی فعالیت‌های هنری انجام می‌شود؛ 3. مؤسسات آموزش عالی، اعضای به‌هم پیوسته‌ای را در نظام پژوهش و آموزش، برای دستیابی به حقیقت از رهگذر پژوهش و تدریس به دانشجویان تشکیل می‌دهد؛ 4. مؤسسات آموزش عالی با محیط‌های اجتماعی- اقتصادی، مخصوصاً در زمینة پژوهش و توسعه همکاری می‌کنند؛ 5. مدیریت حکومتی و دولت محلی، ممکن است تصمیماتی را فقط در زمینه‌ای که مجلس اجازه می‌دهد، دربارة آموزش عالی بگیرند.
به‌خصوص یک نهاد آموزش عالی حق اجرای پژوهش‌ها و توسعة فعالیت‌ها و تعریف اهدافش را دارد و می‌تواند با واحدها‌ی آموزشی دیگری مانند مراکز خارجی، در زمینة پژوهش و توسعه همکاری داشته باشد و شرایط و روند ثبت‌نام را تعیین کند؛ همچنین پیش‌نویس برنامه‌های مطالعاتی و درسی را بر‌مبنای نتایج یادگیری تعریف‌شده در چهارچوب صلاحیت‌های ملی برای نهادهای آموزش عالی تعریف کند.
آموزش بزرگسالان و سایر سطوح آموزش در مجموع با قوانین مجزایی تنظیم نشده‌اند. مقررات مربوط به آموزش پایه و آموزش عالی نیز به آموزش بزرگسالان و تربیت آنها توجه دارد، اما تنها به برنامه‌ها و نیمسال‌هایی تأکید دارد که در مدارس و نهادهای آموزش عالی برای آنها ارائه می‌شود (Eurydice, 2014).
افزون‌براین، نظام آموزشی ویژه‌ای برای افراد بیکار و گونه‌ای از جویندگان شغل‌های ویژه، براساس قانون 20 آوریل 2004، برای توسعة اشتغال در لهستان در نظر گرفته شده است. نهاد‌های ارائه‌دهندة این دوره‌ها، از بودجة عمومی برخوردار می‌شوند.

ساختار نظام آموزشی

از سال 1989 با فروپاشی رژیم سابق شوروی، نظام آموزشی لهستان، دچار تغییرات ژرف در همة زمینه‌های ساختاری، سازماندهی، مدیریت و برنامه درسی شد. در نتیجه ویژگی‌های زیر در آن ظاهر شده است:
ترکیبی از مدیریت مرکزی و تمرکززدایی، از مدیریت مدارس که در آن مسئولان دولتی مسئول هستند.
نظام آزمون‌های خارجی که در پایان هر دوره آموزشی انجام می‌شود. دانش‌آموزان ابتدایی و میانی به ناگزیر به گذراندن این آزمون‌ها هستند، اما برای دانش‌آموختگان مدارس بالاتر از میانی، این امتحانات اختیاری است. باوجوداین، همة دانش‌آموزان مشتاق ادامة تحصیل در مرحلة سوم، باید آزمون نهایی را که آزمون پایان دوره میانی نامیده می‌شود، بگذرانند.
مفهوم‌سازی‌های ویژه‌ای از وضعیت آموزشگران وجود دارد که در منشور آموزشگران بازتاب یافته و دربرگیرنده شرایط پذیرش، پاداش‌دهی و اخراج آموزشگران از معلمی است.
آموزش عمومی بر آموزش خصوصی پیشی گرفته است. در آموزش پایه، شمار دانش‌آموزانی که در مدارس عمومی شرکت می‌کنند، بر شمار دانش‌آموزانی که در مدارس خصوصی شرکت می‌کنند، پیشی گرفته است؛ همچنین در آموزش عالی نیز بیشتر دانشجویان در دانشگاه‌های عمومی ثبت‌نام می‌کنند.
وزارت آموزش ملی، برنامة درسی اصلی را برای پیش‌دبستانی، آموزش حرفه‌ای و عمومی آماده می‌کند؛ همچنین چهارچوب زمانی برای مدارس عمومی و بایسته‌هایی را که باید برای برنامة درسی مدارس استفاده شود، تعیین می‌کند. برنامة درسی اصلی چهارچوبی را برای نظام اصلاح‌شدة مدرسه که مبنی‌بر قوانین مدرسه است، فراهم می‌کند؛ علاوه‌براین، مدارس به‌طور جداگانه دربارة محتوای برنامة درسی خود، چشم‌انداز و روش‌های به‌کارگیری آنها، تصمیم می‌گیرند. این تصمیم‌ها با مشارکت جمعی آموزشگران و پس از مشورت با خانواده‌ها و در نظر گرفتن نیازهای دانش‌آموزان، شرایط مدرسه و وضعیت محلی، گرفته می‌شود. برنامة درسی اصلی، برای اطمینان‌یابی از وحدت نظام آموزشی با تعیین مبانی پایه تعریف می‌شود که دربرگیرنده مجموعه‌ای از محتواها و هدف‌های خاصی است. این چهارچوب مستند، فضای کافی برای آموزشگران، برای گسترش برنامه‌های جزئی‌تر و فعالیت‌های خودمختارانه ایجاد می‌کند.
نتایج دانش‌آموزان در خواندن و ریاضیات برجسته است و مهارت‌های خود را در این زمینه افزایش داده‌اند (Eurydice, 2014).
نظام آموزشی لهستان، دربرگیرنده نهادهای پیش‌دبستانی، دبستانی، دوره نخست میانی و دوره‌ دوم میانی و نیز مدارسی است که در دوره‌ سوم نیستند. در قانون جدید نهاد‌های آموزش عالی، نظام آموزشی جداگانه‌ای را شکل می‌دهند.
آموزش پیش‌دبستانی: این آموزش برای کودکان 6-3 سال است. شرکت در پیش‌دبستانی در شش‌سالگی تقریباً جهانی است. قبلاً در سال تحصیلی 2014-2013 کودکان در هفت‌سالگی مدرسه را شروع می‌کردند، اما از سال 2015-2014 شروع مدرسه در شش‌سالگی اجباری شد. بعضی از کودکان در کودکستان شرکت می‌کنند و برخی به کلاس‌های پیش‌دبستانی و آمادگی در دبستان می‌روند. در برخی موارد خاص امکان ‌پذیرش کودکان دوونیم‌ساله نیز با تأیید مسئول مدرسه وجود دارد. کودکان زیر 3 سال ممکن است زیر نظارت‌های پرستاری وزارت بهداشت باشند (Eurydice, 2014).

جدول 1. سیر تحول جمعیت‌شناختی جنسیتی فراگیران پیش‌دبستانی (2012-2009م)





سال


2009


2010


2011


2012




دختر


449302


486431


516506


562349




پسر


469828


507707


542775


598160





(data.uis.unesco.org)

آموزش دبستانی: دانش‌آموزان آموزش دبستانی را در سالی که وارد هفت‌سالگی می‌شوند، شروع می‌کنند؛ بعد از سال 2005-2004 آموزش دبستان شش‌ سال طول می‌کشد که به دو دوره‌ سه‌ساله تقسیم می‌شود. (سال اول تا سوم یا آموزش سال‌های اول دبستان مطابق است با برنامة درسی اصلی سال 2008، معمولاً با یک آموزشگر در کلاس و موضوعات به‌هم پیوسته و سال 6-4 با تدریس موضوع‌محور). از سال 2002 آزمون صلاحیت اجباری برای همة دانش‌آموزانی که پایه 6 را تمام می‌کنند، وجود دارد. دانش‌آموزانی که با موفقیت آموزش مقدماتی را تمام کنند، مدرک پایان تحصیلات مقدماتی به آنها داده می‌شود. با آغاز سال 2013-2012 انتظار بر این است که دانش‌آموزان، تحصیلات مقدماتی را در شش‌سالگی آغاز کنند. برنامة آموزشی جدید شش‌ساله هیچ صلاحیت کاری ایجاد نمی‌کند، در عوض دری را برای آموزش بیشتر می‌گشاید؛ بنابراین آموزش مقدماتی، یادگیرندگان را با مفاهیم پایه به‌منظور ادامة تحصیل مجهز می‌کند. بر طبق برنامة درسی سال 2002 اهداف جزئی آموزش دبستان عبارت‌اند‌ از:
1. افزایش توانایی‌های خودبیانگری، خواندن و نوشتن، توانایی حل مسائل ریاضی، توانایی استفاده از وسایل ساده، و خو گرفتن به زندگی اجتماعی؛
2. ایجاد حساسیت‌های اخلاقی و هنری و ایجاد توانایی‌های آفرینشگر در دانش‌آموزان؛
3. ایجاد توانایی تشخیص جهان واقعی از جهان تخیلی، افراد واقعی از افراد نمادین؛
4. ایجاد آگاهی از خود، جامعه و خانواده فنّاوری و محیط فرهنگی و طبیعی؛
5. تقویت حس هویت ملی، تاریخی و فرهنگی؛
6. اطمینان از مراقبت و رشد کودک در محیط امن و سالم و دوستانه، با تأکید بر ارتباط با خانواده؛
7. در نظرگرفتن نیاز‌های فردی با اطمینان از امکانات برابر.
از سال 2015-2014 مطابق با برنامة درسی جدید، دانش‌آموزانی که در مدارس پایه ثبت‌نام می‌کنند، انتظار می‌رود تا: 1. دانش و حقایق نخستین مربوط با تجارب را به‌دست آورند؛ 2. مهارت‌های لازم را برای استفاده از دانش و اطلاعات و انجام کارها و حل مسائل را به‌دست آورند؛ 3. نگرش مربوط‌به عملکرد مؤثر در جهان گذرا را توسعه دهند.
برنامة درسی اصلی باید به‌وسیلة همة مدارس به‌کار گرفته شود، اما آموزشگران برای انتخاب برنامه از فهرست تهیه‌شده وزارتخانه یا تهیه‌شده به دست گروه آموزشگران آزادند و نیز می‌توانند از کتاب‌های گوناگون یادشده در فهرست مورد تأیید وزارت استفاده کنند. در دوره‌ نخست (پایه 3-1) که دوره‌ اول آموزش مدرسه‌ای طبق برنامة 2008 نامیده می‌شود، روند آموزشی برای انتقال آهسته از پیش‌دبستان، به آموزش مدرسه‌ای تنظیم شده است. آموزش سال‌های اولیه، با هدف توسعة تفکر و احساس و روابط اجتماعی و شرایط بدنی و هنری کودک تنظیم شده است.
دوره‌ دوم که پایه 6-4 را پوشش می‌دهد و روند آموزشی در این دوره، برمبنای این دروس است: زبان لهستانی، تاریخ و تمدن، زبان مدرن خارجی، ریاضیات، علوم تجربی، موسیقی، هنر، فنّاوری، علوم رایانه، تربیت‌بدنی، مذهب و اخلاق. علاوه‌بر موضوعات مجزا، این موضوعات متداخل نیز در نظر گرفته شده است: آموزش بهداشت، آموزش زیست‌بوم، خواندن و رسانه و آموزش‌های مربوط به جامعه (آموزش برای زندگی خانوادگی، میراث فرهنگی، آموزش میهن‌دوستی).
در پایة 3-1 ارزیابی‌ها توصیفی است. ارزیابی پیشرفت تحصیلی و رفتار به‌طور جداگانه انجام می‌شود. در پایة 6-4 مقیاس شش‌گزینه‌ای برای ارزشیابی استفاده می‌شود (6= عالی. 5= خیلی خوب. 4= خوب. 3=رضایت‌بخش. 2= قابل قبول. 1= نامطلوب) در پایة اول تا سوم، اگر نمرات رضایت‌بخش باشد، دانش‌آموزان به‌طور خودکار ارتقا می‌یابند. تکرار پایه در این سطح استثناست و باید با نظارت روان‌شناس و رضایت والدین باشد (International Bureau of Education, 2011).

جدول 2. سیر تحول جمعیت‌شناختی جنسیتی فراگیران دوره ابتدایی (2012-2009م)








2009


2010


2011


2012




دختر


1112180


1084067


1065029


1066377




پسر


1182189


1150870


1126630


1120795





(data.uis.unesco.org)

در سال 2014-2013 در مجموع 13443 مدرسة ابتدایی وجود داشت و تقریباً 15/2 میلیون دانش‌آموز در این سال، مشغول به تحصیل بوده‌اند.

آموزش میانی: تا پیش از سال 1999، در سطح فرا دبستان 2 یا 3 سال مدارس حرفه‌ای مقدماتی پیشنهاد می‌شد. چهار سال مدارس میانی عمومی و چهار تا پنج سال آموزش میانی‌ حرفه‌ای. بعد از انجام اصلاحات آموزشی در لهستان، اینک آموزش فرا دبستان یا مازسویه شامل: 1. سه‌ سال آموزش عمومی است که آموزش لازم را برای دانش‌آموزانی که به‌تازگی دبستان را تمام کرده‌اند فراهم می‌کند. 2. سه‌ سال آموزش عمومی یا تخصصی به‌گونه‌ای که دانش‌آموزان را برای آزمون پایان دوره میانی و آموزش عالی آماده کند. 3. چهار سال مدارس فنی که دانش‌آموزان را برای آزمون پایان دوره میانی آماده می‌کند و
4. دو تا سه سال مدارس حرفه‌ای مقدماتی برای آمادگی در مشاغل و تجارت و دسترسی به دو سال آموزش حرفه‌ای مکمل یا سه ‌سال آموزش فنی. در پایان آموزش میانی، دانش‌آموزان برای علوم ‌انسانی، علوم و زبان خارجی امتحان می‌دهند. این امتحان به‌وسیلة هیئت امتحانات منطقه‌ای برگزار می‌شود. این آزمون جایگزین آزمون ورودی دورة‌ میانی شده است (
International Bureau of Education, 2011).
دانش‌آموزانی که آزمون پایان دوره میانی را با موفقیت می‌گذرانند، می‌توانند به آموزش عالی راه یابند. آزمون پایان دوره میانی شامل دو بخش نوشتاری و شفاهی است که بخش شفاهی به‌وسیلة آموزشگران انجام می‌شود. هدف اصلی آموزش میانی، به نوع مدرسه بستگی دارد. مدارس میانی فنی، دانش‌آموزان را برای توانمندی‌های حرفه‌ای آماده می‌کند.













هدف از آموزش میانی‌ دوره‌ نخست: معرفی جهان دانش به دانش‌آموزان، حمایت از آنها برای توسعة شخصی، کمک به دانش‌آموزان برای تصمیم‌گیری دربارة مسائل آموزشی آینده و شرکت فعال در فعالیت‌های اجتماعی است. اهداف دورة‌ دوم آموزش میانی: آموزش فرمول‌بندی کردن مفاهیم در ذهن دانش‌آموزان برای استفاده‌های بعدی، کمک به دانش‌آموزان در سطحی از اطلاعات است که آنها را برای یافتن شغل یاری دهد، کمک به دانش‌آموزان برای گسترش مهارت‌هایی برای مشاهدة روابط خاص، حمایت از دانش‌آموزان در گسترش تفکر تحلیلی و انتقادی و قادر ساختن آنان به استفاده از اطلاعات عملی و دانش ‌به‌هم پیوسته‌ای است که منجر ‌به درک بهتر این جهان می‌شود. همة مدارس میانی سطح بالا (عمومی، تخصصی و فنی) برنامة درسی تخصصی اجباری تعریف‌شده برای سطوح مقدماتی آموزش وزارت آموزش ملی را دنبال می‌کنند (International Bureau of Education, 2011).

جدول 3. سیر تحول جمعیت‌شناختی جنسیتی فراگیران دوره نخست میانی (2012-2009م)





سال


2009


2010


2011


2012




دختر


671374


642055


611766


586520




پسر


718779


689593


659440


633858





(data.uis.unesco.org)

تعداد ثبت‌نام‌شدگان پسر تقریباً در دوره‌ نخست میانی 10% بیشتر از دختران است که این می‌تواند نشان از عدم توازن جنسیتی از ابتدا در آموزش باشد.
جدول 4. سیر تحول جمعیت‌شناختی جنسیتی فراگیران میانی سطح بالا (2012-2009م)





سال


2009


2010


2011


2012




دختر


767802


738369


711486


679846




پسر


800238


771612


743587


710857





(data.uis.unesco.org)

ارزیابی‌ها در این دوره به دو صورت ارزیابی‌های داخلی و خارجی انجام می‌شود. در ارزیابی‌های داخلی عملکرد و پیشرفت دانش‌آموزان، به‌طور منظم ازسوی آموزشگران، در طول سال تحصیلی ارزیابی می‌شود. ارزیابی‌های داخلی برای هر موضوع به‌طور جداگانه به‌وسیلة دبیر مربوط انجام می‌شود؛ همچنین دانش‌آموزان برای رفتار و انضباط خود، نمره دریافت می‌کنند. باوجوداین شورای آموزشگران، ممکن است تصمیم بگیرند دانش‌آموزی به‌علت رفتار ناشایست، به دوره‌های بعد ارتقا نیابد.

جدول 5. جدول درسی زمانی دوره‌ نخست میانی





موضوع


حداقل ساعات تدریس در دوره سه‌ساله




زبان لهستانی


450




تاریخ


190




علوم اجتماعی


65




زبان مدرن خارجی


450




حساب


385




فیزیک و ستاره‌شناسی


130




شیمی


130




زیست


130




جغرافیا


130




هنرهای زیبا و موسیقی


60




فنّاوری ارتباطات


65




مطالعات ایمنی


30




تربیت‌بدنی


385




فنّاوری


65




دروس با آموزشگر خصوصی


95




کارهای هنری


30




جمع کل


2904





(The Polish Eurydice Unit, 2014, p. 41)

بر‌مبنای ارزیابی‌های خارجی، در پایان دوره‌ دوم میانی، به دانش‌آموزان بر‌مبنای نتایج آزمون‌ها و بدون در نظر گرفتن آزمون پایانی، مدرک دانش‌آموختگی داده می‌شود. در این مدرک، یادآوری می‌شود که مجوزی برای پسا میانی است. در پایان دوره‌ دوم میانی دانش‌آموزان برای آزمون ورودی آموزش عالی آماده می‌شوند.
تغییرات برای هماهنگ‌سازی آزمون‌های خارجی در سال 2012 اجرا شد. امتحان ورودی نیز دربرگیرنده دو بخش نوشتاری و شفاهی بود. بخش نوشتاری را انجمن آزمون‌های مرکزی طراحی کرده بود و دربرگیرنده موارد زیر بود: زبان لهستانی و مدرن، حسابان، زبان اقلیت‌ها- برای دانش‌آموزانی که زبان رسمی‌شان لهستانی نیست. افزون‌براین در بخش نوشتاری، دانش‌آموزان باید موضوعی را از میان موضوعات پیشنهادی انتخاب کنند. بخش شفاهی نیز به‌وسیله آموزشگران طراحی می‌شود.
آموزش در پسا میانی نیز در نوزده‌سالگی با داشتن مدرک دانش‌آموختگی، نه مدرک ورودی دانشگاه‌ها، شروع می‌شود. آموزش پسا میانی در 20 گروه گوناگون مانند:‌ هنر، اقتصاد، مدیریت، مطالعات پزشکی، فنّاوری، کشاورزی، جنگل‌داری و ماهیگیری، حمل‌و‌نقل و ارتباطات و... طبق قانون مدارس پسا میانی در یک دوره‌ای‌ دوساله است.
آموزش عالی: دیرینه آموزش عالی لهستان، به سال 1364 برمی‌گردد که در آن زمان، پادشاه کاسیمیر، آکادمی کراکو را که امروزه دانشگاه آجیلونیا نام دارد، پی نهاد. آکادمی کراکو بعد از بلونیا و پادوا، یکی از قدیم‌ترین دانشگاه‌ها در جهان است و بعد از مدرسة پراگ دومین دانشگاه در اروپای مرکزی است. تا آخر سده هفدهم میلادی، پادشاهی لهستان و لیتوانی سه دانشگاه نوظهوری را که آموزش‌های آکادمیک را هم برای دانشجویان ملی و هم بین‌المللی فراهم می‌کرد، داشت. امروزه نظام آموزش عالی لهستان به‌طور گسترده‌ای گسترش یافته است (وزارت علوم لهستان، 2012).
لهستان چهارمین جایگاه را در اروپا از‌نظر شمار ثبت‌نام‌کنندگان دارد. مؤسسات آموزش عالی در لهستان به دو شکل عمومی و یا خصوصی اداره می‌شوند. دو گونة اصلی از مؤسسات آموزش عالی موجود است: نوع دانشگاهی و مؤسسات غیردانشگاهی. در نوع دانشگاهی، دست‌کم یک بخش برای مدرک آکادمی دکتری وجود دارد. مؤسسات آموزش عالی نیمسال‌های تمام‌وقت، خارج از شهر، بعدازظهر و خارجی برگزار می‌کنند. نیمسال‌های تمام‌وقت به‌مثابة نوعی از مطالعات اصلی تعریف می‌شود.
آموزش عالی و مؤسسات پژوهش‌های آکادمیک، برنامه‌های دو دوره‌ای و طولانی‌مدت را مطابق با نظام بلونیا ارائه می‌دهند. برنامة سه‌ساله که ‌به مدرک کارشناسی و برنامة دوساله که به مدرک کارشناسی ارشد می‌انجامد. مدارس حرفه‌ای عالی، معمولاً سه‌ تا چهار سال طول می‌کشد. طول برنامه‌های بلند‌مدت که برای کارشناسی ‌ارشد است، بین چهار، پنج تا شش ‌سال است (داروسازی و داندانپزشکی پنج ‌سال و پزشکی شش ‌سال). برنامه‌های دکتری نیز معمولاً سه تا 4 سال طول می‌کشد. ‌سازماندهی سال تحصیلی مدارس، در سطوح ابتدایی و میانی برعهدة وزارت آموزش ملی است. وزارت سالانه تقویم مدرسه را منتشر می‌کند و تاریخ شروع و پایان سال تحصیلی، تعطیلات، مدت آزمون‌ها و آزمون‌های ورودی فرا میانی را مشخص می‌کند.

جدول 6. سیر تحول جمعیت‌شناختی ثبت‌نام‌شدگان دانشجوی کارشناسی (2012-2009م)





سال


2009


2010


2011


2012




دختر


17324


15156


13197


10831




پسر


3980


3623


2976


2422





(data.uis.unesco.org)

برخلاف دورة ‌میانی که در آن شمار ثبت‌نام‌شدگان پسر، بیشتر از دختران در لهستان بود، در مرحلة‌ سوم و دورة‌ کارشناسی، شمار ثبت‌نام‌شدگان دختر، تقریباً 44% بیشتر از پسران است.

جدول 7. شمار دانش‌آموختگان کارشناسی به تفکیک جنسیت (2012-2009م)





سال


2009


2010


2011


2012




دختر


5219


4336


3621


3446




پسر


1133


840


622


534





(data.uis.unesco.org)

اگر جدول 6 و 7 را با هم مقایسه کنیم، درمی‌یابیم که شمار دانش‌آموختگان دختر، در سال 2012 تنها 19% از تعداد کل ثبت‌نام‌شدگان در سال 2009 است و نیز تعداد دانش‌آموختگان پسر در دوره کارشناسی تنها 13% از کل ثبت‌نام‌شدگان در سال 2009 را دربرمی‌گیرد.
اگرچه شمار ثبت‌نام‌شدگان دختر در سال 2009، حدود 44% بیشتر از پسران بود، اما این اختلاف، زیاد در میزان دانش‌آموختگی نمایان نشده است که این می‌تواند نشان از نرخ رکود و بازماندگی دانشجویان دختر باشد.
در سال 2014، حدود 15499000 دانشجو در نهادهای آموزش عالی، مشغول تحصیل‌اند که نسبت به سال گذشته 6/7% کاهش داشته است. این هفتمین سال متوالی است که رکود در تعداد دانشجویان گزارش شده است که این به‌علت کاهش جمعیت‌شناختی دانشجویان است؛ زیرا هرساله از جمعیت نوزده ‌تا بیست‌وچهارساله کاهش پیدا کرده است.
9/69% از نهادها‌ی آموزش عالی خصوصی‌اند ولی باوجوداین، نهادهای عمومی 3/74% از دانشجویان را پذیرا هستند. اقتصاد، مدیریت، علوم اجتماعی، آموزش آموزشگران و علوم پایه از پرطرفدارترین رشته‌ها هستند. شمار دانشجویان خارجی نیز


جدول 8 . شمار دانشجویان ورودی نیمسال اول به تفکیک سن در سال 2014-2013








جمع کل


زنان


مطالعات تمام‌وقت


زنان در مطالعات تمام‌وقت




18 سال و کمتر


8946


5531


8424


5199




19


157468


98433


135229


83580




20


87535


41312


58517


26912




21


33467


14272


18403


7502




22


20064


9147


9983


4675




23


12447


5411


5337


2305




24


9553


4423


4305


2135




25


6102


2771


2246


1091




26


3946


1698


912


398




27


3300


1428


657


299




28


2913


1303


529


250




29


2509


1166


372


178




30 به بالا


24151


15714


2579


1428





(Central Statistical Office, 2014)
افزایش یافته و در حدود 360000 نفر هستند که بیشتر آنها از اوکراین و بلاروس هستند (Central Statistical Office, 2014).
باتوجه‌به جدول 8 شمار دانشجویان دختر در دوره کارشناسی ‌ارشد و دکتری در سال 2009، تقریباً 33% بیشتر است. باتوجه‌به جدول 8 و 9 در 4 سال بعد از 1210364 نفر دانشجوی دختر، تنها 34% در سال 2012 دانش‌آموخته شده‌اند و در سال 2012 از 885836 نفر دانشجوی پسر تنها 24% دانش‌آموخته شده‌اند.
این اختلاف 10% کم است و باتوجه‌به 33% در ابتدای ثبت‌نام، می‌تواند نشان از مشارکت ظاهری دختران در دوره‌ کارشناسی ارشد و دکتری باشد.

جدول 9. شمار دانشجویان در دوره‌ کارشناسی ارشد و دکتری به تفکیک جنسیت





سال


2009


2010


2011


2012




دختر


1210364


1237640


1212507


1169488




پسر


885836


856586


814162


784208





(data.uis.unesco.org)

جدول 10. شمار دانش‌آموختگان در دوره‌ کارشناسی ارشد و دکتری به تفکیک جنسیت





سال


2009


2010


2011


2012




دختر


366890


405267


422734


416220




پسر


196662


211039


218013


215167





(data.uis.unesco.org)

سال تحصیلی دربرگیرندة دو نیمسال تحصیلی و 38 هفتة کاری بین سپتامبر و ژوئن است. نظام آموزش عالی لهستان به‌صورت یکپارچه است.
453 مؤسسة آموزش عالی در سال تحصیلی 2013-2012 در لهستان موجود است که 321 نهاد از آنها خصوصی بوده است. از سال 2005 گرایش کمّی به آموزش عالی در لهستان افزایش یافته است.
برخی از روندهای قطب‌بندی در آموزش عالی لهستان در ابعاد زیر دیده می‌شود:
مدارس عمومی در برابر خصوصی: مدارس خصوصی بسیاری وجود دارد، اما ازنظر شمار دانشجو، فعالیت‌های پژوهش و توسعه و تعداد کارکنان کوچک‌تر و کمتر از مدارس عمومی‌اند.
· مطالعات تمام‌وقت در مقابل پاره‌وقت: 970135 دانشجوی تمام‌وقت و 706792 دانشجوی پاره‌وقت (دانشجویانی که آخر هفته یا عصر در کلاس‌ها شرکت می‌کنند ولی حق دریافت مدرک یکسان مانند دانشجویان تمام‌وقت را دارند) مشغول تحصیل‌اند.
· تعداد زیاد دانشجویان در علوم انسانی و علوم اجتماعی و تعداد کم دانشجویان در فنی- مهندسی و علوم پایة (77% مهندسی).
· واحدهای تدریس در مقابل واحدهای پژوهش: فعالیت‌های پژوهشی زیادی در مؤسسات کوچک، انجام می‌شود.
· پژوهشگران قدیمی در برابر پژوهشگران جدید: شمار زیادی پژوهشگران جدید و قدیم وجود دارد، اما به‌علت مهاجرت‌های بین‌المللی و تصمیم به کار در گروه‌های کوچک خصوصی، شکاف فراوانی در شمار پژوهشگران چهل ‌تا پنجاه‌ساله که باید هستة اصلی فعالیت‌های پژوهشی و توسعه باشند، وجود دارد.
دیپلم: علاوه‌بر دانش‌آموختگی، دانش‌آموزان ملزم هستند:
ارزیابی‌های عملکردی را برای همة موضوعات درسی، کاریابی‌های پیوسته و جلسات کاری بگذرانند و آزمون‌هایی را که برای رشته‌های مربوطه در برنامة درسی است، با موفقیت بگذرانند.
در زمان مقرر، طرح دیپلم را ارائه دهند و نمرة قبولی را برای آن طرح به‌دست آورند (Nauka, 2012).

جدول 11. شمار دانشجویان نهاد‌های آموزش عالی برمبنای گروه مطالعاتی (2014-2013م)








جمع کل


زنان


تمام‌وقت


پاره‌وقت




آموزش


146371


116954


67403


78963




علوم انسانی و هنر


138540


97747


106220


32320




علوم اجتماعی- اقتصاد


535877


347822


267702


268175




علوم پایه


134998


51873


105568


29430




بهداشت و رفاه


133519


101390


85722


47797




فنّاوری- صنایع


278933


95043


203004


75929




کشاورزی


26095


13836


17424


8671




خدمات


155544


80367


86712


68832





(Central Statistical Office, 2014)
ارزیابی: نظام ارزیابی یادگیری‌های دانشجویان را وزارت آموزش ملی تعیین می‌کند و تنها یک عنصر از مفهوم گستردة ارزیابی پیچیدة عملکرد آموزشگران و دانشجویان است. همة نهادهای آموزش عالی، ملزم هستند تا نیمسال خود را با آزمون‌ها پایان دهند. ممکن است آزمون‌ها یا آزمون‌های مستقلی در قسمت‌های جداگانه یک موضوع برگزار شود. معمولاً آزمون‌های شفاهی و نوشتاری، در پایان هر نیمسال، در طول دورة امتحانات برگزار می‌شود. دانشجویان برای هر موضوع به‌صورت جداگانه ارزیابی می‌شوند. دورة ارزیابی عملکرد یا نیمسال را پوشش می‌دهد یا کل سال تحصیلی را. برای اینکه یک نیمسال یا سال تحصیلی با موفقیت تمام شود، یک دانشجو باید نمرة قبولی را دست‌کم به‌صورت رضایت‌بخش برای همة ارزیابی‌ها و امتحانات، در موضوع پوشش داده شده در برنامة درسی به‌دست آورد. هر مؤسسه‌ آموزش عالی، مقیاس نمره‌گذاری را در قوانین تحصیلی‌اش تعیین می‌کند، اما رایج‌ترین مقیاس‌ها به‌صورت زیر است:
5. خیلی خوب
4. خوب
3. رضایت‌بخش
2. غیررضایت‌بخش
گاهی اوقات نماد + یا اعداد ده‌دهی برای نشان دادن نمرات عددی استفاده می‌شود.
افزون‌بر مقیاس نمره‌گذاری، نهادهای آموزش عالی در نظام اعتبارسنجی اروپایی، که در آن تعدادی عدد خاص، برای اعتبارات برای هر موضوع اختصاص داده شده و به‌صورت مستقل از نمرات داده‌شده به‌وسیلة مؤسسات است. برای اینکه یک سال تحصیلی با موفقیت تمام شود، یک دانشجو باید 60 واحد بگذراند. نظام اعتبارسنجی اروپایی به‌وسیلة تمام دانشگاه‌های آموزش عالی در منطقة اروپا پذیرفته شده است (International Bureau of Education, 2011).
دوره‌های بلند‌مدت به دو شکل تمام‌وقت و پاره‌وقت اجرا می‌شود. دوره‌های تمام‌وقت، به دوره‌هایی گفته می‌شود که نیازمند مشارکت آموزشی کامل آموزشگران و دانشجویان است. در برابر، دوره‌های پاره‌وقت به دوره‌هایی گفته می‌شود که برخلاف دوره‌های تمام‌وقت است و معمولاً در بعدازظهر یا پایان هفته برگزار می‌شوند.
آموزش بزرگسالان: مدارس بزرگسالان برای افرادی است که بالای 18 سال دارند. گاهی اوقات افراد 16 سال به بالا نیز در شرایطی خاص، مانند کار در نهادهای داوطلبانه، در این دوره‌ها پذیرفته می‌شوند. آموزش بزرگسالان در دو زمینة مدرسه‌ای و خارج از مدرسه‌ای و نیز به‌صورت دوره‌های تحصیلات تکمیلی غیررسمی، با نظارت نهادهای پژوهشی و آموزش عالی انجام می‌شود.
در زمینة مدرسه‌ای دربرگیرندة دوره‌های ابتدایی، دوره‌ نخست میانی، دوره دوم میانی، دوره‌ دوم میانی عمومی و پسا میانی است که در مدارس عمومی و خصوصی، این آموزش‌ها انجام می‌شود.
در زمینة مدرسه‌ای و آموزش عالی در نهادهای خصوصی و یا عمومی، این دوره‌ها ارائه می‌شود:
کارشناسی و کارشناسی ارشد، دکتری، دوره‌های دانش‌آموختگی تحصیلات تکمیلی غیررسمی، دوره‌های از دور، دانشگاه باز، سمینارها و کارگاه‌های آموزشی.
در زمینة خارج از مدرسه، مراکز آموزش مداوم عمومی، مراکز آموزش‌های کاربردی و نیز مراکز آموزشی در ضمن خدمت، عرضه‌کنندة این دوره‌ها هستند:
دوره‌های مدرک حرفه‌ای، دوره‌های مهارت‌های شغلی، دوره‌های مهارت‌های عمومی (The Polish Eurydice Unit, 2012).
نهادهای غیرعمومی برای آموزش‌های کاربردی و مداوم به‌وسیلة افراد و مؤسسات اداره می‌شود. در سال 2014-2013 در لهستان 2414000 نفر در آموزش بزرگسالان تحصیل می‌کرده‌اند.
آموزش از دور: قانون سال 2005 آموزش عالی روشن می‌کند که کلاس‌های آموزشی، ممکن است آموزش از دور را استفاده کنند. طبق مصوبه‌های وزارت علوم و آموزش عالی در سال 2008 و 2011، اگر مؤسسه‌ آموزش عالی قصد اجرای آموزش‌های از دور را داشته باشد، باید دامنة بایسته‌های زیر را فراهم کند:
استخدام کارکنان آموزش‌دیدة مرتبط با این فنّاوری‌ها و روش‌های تدریس، نصب نرم‌افزار و تجهیزات مناسب، ایجاد وسایل تدریس الکترونیکی، اطمینان‌یابی از پذیرش ناظرین علمی، حمایت منظم از دانشجویان و کنترل آموزشگرانی که این آموزش‌ها را در کلاس انجام می‌دهند.
آموزشگران: هیچ قانون عمومی ملی، برای روش تدریس وجود ندارد. تدریس می‌تواند به شکل ارائه، کلاسی، سمینار، کارگاه‌های آموزشی، طرح یا فعالیت‌های عملی باشد که این بستگی دارد به نوع برنامه درسی و درس مورد نظر آموزشگران برای انتخاب روش تدریس و محتوای تدریس آزادند.

جدول 12. حقوق سالانة آموزشگران تمام‌وقت در مدارس عمومی در سال 2014-2013 برحسب زلوتی








حداقل حقوق


حداکثر حقوق




پیش‌دبستانی


22805


38054




دبستان


22805


38054




دورة‌ نخست میانی


25687


43390




دورة‌ دوم میانی


29043


49666





)The Polish Eurydice Unit, 2014)

آموزش آموزشگران در آموزش عالی باتوجه‌به زمینه مطالعاتی به‌صورت حرفه‌ای انجام می‌شود. در زمینه مطالعاتی، دانشجویان ممکن است حرفة‌ آموزشگری را انتخاب کنند و گواهی‌نامه آموزشگری را به‌دست آورند و یا فقط گواهی‌نامه آموزشگری را بدون گذراندن دوره‌های حرفه‌ای، از رهگذر برنامه‌های بعد از دانش‌آموختگی، به‌دست آورند. وزارت آموزش ملی، شرایط مورد نظر و کمترین زمانی را که باید در دوره‌ آموزشگری سپری کنند، تعیین می‌کند. برطبق مصوبه‌ صادرشده از وزارت آموزش ملی، دوره‌ آمادگی آموزشگری باید شامل:
510 ساعت در برنامه‌های سه‌ساله برای آمادگی در تدریس دو موضوع درسی، حداقل 480 ساعت در برنامه‌های پنج‌ساله برای آمادگی در تدریس یک موضوع درسی، و حداقل 600 ساعت برای تدریس دو موضوع درسی در یک برنامة پنج‌ساله که شامل 390 ساعت دروس نظری است، باشد. آموزش در حین خدمت اجباری نیست اما بااین‌وجود برای توسعه و پیشرفت حرفه‌ای ضروری است.
مطابق با قوانین مربوط به آموزش عالی 4 نوع آموزشگر وجود دارد: 1. هیئت‌علمی پژوهشی- تدریسی؛ 2. هیئت‌علمی پژوهشی؛ 3. هیئت‌علمی تدریسی؛ و 4. کتابداران دارای شرایط و کارورزیده. به‌جز دستة آخر بقیه دارای شرایط تدریس به دانشجویان هستند. در سال 2014-2013، شمار 98735 آموزشگر علمی در نهادهای آموزش عالی استخدام بوده‌اند که از این میان 95073 نفر به‌صورت تمام‌وقت و 3662 نفر به‌صورت پاره‌وقت مشغول کار بوده‌اند.


الزامات مربوط به سطح مدرک دانشگاهی، برای هیئت آموزشی در قانون آموزش عالی تعیین می‌شود. اساسنامه آموزش عالی، ممکن است تعریف‌های اضافه‌تری نیز داشته باشد. پایین‌ترین جایگاه در رده‌ آموزشگران آموزشی و پژوهشی، جایگاه مربی است که فرد در این جایگاه، دست‌کم مدرک کارشناسی ارشد را دارد. باوجوداین، باتوجه‌به قوانین گذاشته‌شده در اساسنامه آموزش عالی، دانشجویان ممکن است برای به‌دست آوردن این موقعیت در یکی دو سال آخر تحصیل خود آمادگی یابند.
مطابق با آخرین اصلاحات در قانون آموزش عالی، آموزشگران در نهادهای آموزش عالی عمومی، در صورتی استخدام می‌شوند که ساعات کاری آنها بیش از 50% از زمان قانونی باشد که براساس روش رقابت باز انجام می‌شود. موقعیت آموزشگران پژوهشی- آموزشی در نهادهای آموزش عالی به‌صورت‌: مربی، استادیار، استادیار مهمان، دانشیار و استاد است. مدارک تحصیلی متناسب با این عناوین به‌شرح زیر است:
مربی: کارشناسی ارشد؛
استادیار: دکتری؛
مهمان: دکتری و یا عنوان استادی؛
دانشیار: دکتری و یا عنوان استادی؛
استادتمام: عنوان استادی.
آموزشگران در پست‌های ریاست و یا معاونت نهاد آموزشی، ممکن است ارتقا یابند. ارزیابی‌ها از همة آموزشگران به‌طور دوره‌ای انجام می‌شود (The Polish Eurydice Unit, 2014).
مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی
سکانداری آموزش مدرسه‌ای در سازماندهی اراضی دولت لهستان بازتاب می‌یابد. لهستان به 16 استان، 379 منطقه و 2478 کمون تقسیم شده است. رئیس استان نمایندة شورای وزیران در یک منطقة داده شده است. مقامات آموزش پرورش منطقه، مدیر منطقه به‌شمار می‌آیند و مسئول نظارت بر مدارس هستند. مقامات محلی در بخشی از اعمال قدرت عمومی شرکت می‌کنند.
سطح کشوری: مسئولیت مدیریت نظام آموزشی مدارس، بردوش وزارت آموزش عمومی است. وزیر هماهنگ‌کننده و دنبال‌کنندة سیاست‌های ملی آموزش است و در این زمینه، با مقامات منطقه‌ای همکاری می‌کند و دیگر واحدهای سازمانی، مسئول نظام آموزشی مدرسه هستند. در گذشته، مدارس حرفه‌ای به‌وسیلة وزارتخانه‌های دیگری اداره می‌شدند. اما امروزه آنها زیر نظارت وزارت آموزش ملی هستند. مدارس هنر تحت نظارت وزارت فرهنگ در‌حالی‌که مدارس بازآموزی زیرنظارت قوه‌ قضائیه‌اند. وزارت آموزش ملی، برنامة درسی اصلی را برای پیش‌دبستانی و آموزش عمومی و نیز آموزش تخصصی و آموزش عمومی حرفه‌ای را فراهم می‌کند.
افزون‌براین، وزارتخانه فعالیت‌ها را در بخش‌های مختلف آموزش بزرگسالان مخصوصاً قسمت کاریابی و تحصیلات تکمیلی هماهنگ می‌کند. وزارت ملی آموزش، با دیگر وزارتخانه‌ها در زمینة آموزش‌های حرفه‌ای عمومی، آموزش‌های حرفه‌ای بزرگسالان و نیز وزارتخانه‌هایی مانند وزارت کار، علوم و آموزش عالی، اقتصاد، گسترش منطقه‌ای، فرهنگ و بهداشت نیز همکاری می‌کند.
اصلاحات مدیریت ایالت در ژانویه 1999 و اصلاحات نظام آموزشی سپتامبر 1999تغییرات ژرفی را در مدیریت و نظارت این نظام ایجاد کرد. مقامات خودگردان محلی در سطح شهرداری، مسئول ساخت و مدیریت نوع خاصی از مؤسسه‌ آموزشی عمومی هستند. حوزة مسئولیت‌های مدیریتی از حوزة مسئولیت‌های آموزشی جداست.
شهرداری‌ها مسئول تأسیس، اداره و مدیریت پیش‌دبستانی‌ها و دبستان‌ها هستند. مناطق، مسئول تأسیس و مدیریت دوره‌های دبستانی خاص، پسا میانی و میانی، مدارس هنر و نیز مدارس تکمیلی بعد از مدرسه‌اند.
در پایتخت، دولت محلی، مسئول تأسیس و مدیریت مراکز آموزش آموزشگران، مراکز آموزش در حین خدمت، تأسیس کتابخانه‌های آموزشی و نیز مراکز آموزشی مهم است (International Bureau of Education, 2011).
در اجرای کارهای مربوط به شبکة مدارس، سرپرست آموزش و شورای آموزشی مدارس به واحدهای دولت محلی کمک می‌کنند. عملکرد ساخت شبکه به‌طور منظم کنترل و ارزیابی می‌شود تا از کارایی و استفادة مؤثر از منابع، اطمینان حاصل شود.
سطح منطقه‌ای: مقامات منطقه‌ای در لهستان در سطح استانی واقع شده‌اند. دو نهاد که مسئول مسائل آموزشی در این سطح هستند، سرپرستان آموزش و دولت استانی هستند.
سطح محلی: سطح کمون در لهستان، پایین‌ترین سطح مدیریتی است. کمون‌ها مسئول تأسیس و مدیریت کودکستان‌های عمومی، مدارس ابتدایی و دوره‌ نخست مدارس میانی هستند.
در درون مدارس نیز سکان‌داری به این صورت است:
مدیر مدرسه: مدیر مدرسه به‌وسیلة هیئت‌مدیره، با انتخابی آزاد برای دورة پنج‌ساله انتخاب می‌شود. در موارد موجه و با توافق سرپرست آموزش، مدیر مدرسه ممکن است برای دورة کوتاه‌تری منصوب شود. اساسنامه‌ مدرسه، موقعیت مدیر مدرسه را مشخص می‌کند. اما اعضای هیئت‌مدیره پس از مشورت با شورای مدرسه، شورای آموزشگران، اعضای کمون و یا منطقه تعیین می‌شوند.
مسئولیت مدیر مدرسه، دربرگیرندة نظارت بر آموزش، مراقبت از توسعة بدنی و روحی دانش‌آموزان، اجرای قطعنامه‌های شورای مدرسه و شورای آموزشگران، استفادة مناسب از منابع مالی و سازماندهی و اجرای آزمون‌هاست.
شورای آموزشگران: مدرسه‌ای که دست‌کم سه آموزشگر نیاز دارد، باید شورای آموزشگران تأسیس کند. شورای آموزشگران کارهای مربوط به آموزش و مراقبت را انجام می‌دهد. شورای آموزشگران شامل همة آموزشگران و کارکنان مشغول در نهادهای آموزشی دیگر است که آموزش‌های حرفه‌ای- کاربردی را برای دانش‌آموزان در مدارس روزانه و یا شبانه ارائه می‌دهند. شورای آموزشگران ازسوی ریاست مدرسه سرپرستی می‌شود.
قدرت تصمیم‌گیری شورای آموزشگران دربرگیرندة موارد زیر است:
تصویب برنامة عمل مدرسه: اتخاذ قطعنامه دربارة نتایج آزمون‌های دانش‌آموزان و اتخاذ تصمیمات سازمانی برای آموزش ضمن خدمت آموزشگران.
شورای مدرسه: شورای مدرسه، با هدف حل مشکلات مدرسه تأسیس می‌شود. این شورا دربرگیرنده شمار برابری از آموزشگران، والدین و دانش‌آموزان است. شورای مدرسه در سطح ابتدایی شامل دانش‌آموزان نیست و تأسیس آن در دوره نخست میانی اجباری نیست. این شورا باید دست‌کم 6 نفر باشد. مدیر مدرسه نیز می‌تواند در جلسات مشاوره‌ای شورا شرکت کند.
شورای والدین: این شورا دربرگیرندة همة والدین دانش‌آموزان مدرسه است. این شورا می‌تواند اقدامات مربوط به مدرسه را به مدیر، بدنة عوامل اجرایی مدرسه و ناظر آموزشی ارائه دهد. شورای والدین، می‌تواند نظراتی درباره جدول زمانی و طرح مالی ارائه شده ازسوی مدیر، بدهد.
خودسکان‌داری دانش‌آموزی: این نظام در مدرسه به‌وسیلة همة دانش‌آموزان تأسیس شده است. می‌تواند باعث حرکت به شورای مدرسه، شورای آموزشگران، مدیر مدرسه و به‌طورکلی همة افراد پاسخ‌گو برای حقوق اولیة دانش‌آموزان شود (The Polish Eurydice Unit, 2014).

سکان‌داری آموزش عالی
مدیریت نظام آموزش عالی در سطح کشوری با وزارت علوم و آموزش عالی است. این وزارتخانه مسئول آموزش عالی و پژوهش و نیز سازماندهی سیاست‌های آموزش عالی، با پشتیبانی شورای عمومی علوم و آموزش عالی است. موارد زیر تحت نظارت وزارت علوم و آموزش عالی است:
1. توسعة پژوهش‌ها در لهستان، مطالعات دربارة دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری و کارویژه‌های مؤسسات آموزش عالی در لهستان؛
2. وزارت بر فعالیت‌های نهاد‌های آموزش عالی عمومی و همسویی آنها با قوانین و اساسنامه‌های نهادهای آموزش عالی نظارت دارد و نیز نظارت بر نهادهای آموزش عالی خصوصی بر پایة مجوز گشایش آنها و میزان استفاده از منابع عمومی انجام می‌شود؛
3. وزیر می‌تواند از اعضا و یا بنیادگذاران نهاد‌های آموزش‌عالی خصوصی درخواست اطلاعات و شفافیت بیشتری بکند؛ همچنین می‌تواند به بازرسی از این‌گونه نهادها بپردازد (The Polish Eurydice Unit, 2012, p. 17).

نهاد‌های رایزنی و پشتیبانی ملی
دو سازمان با مجوزهای گوناگون مسئولیت‌ اطمینان‌یابی از کیفیت آموزش عالی را گرفته است: یکی شورای عمومی علوم و آموزش عالی و دیگری کمیته‌ اعتبارسنجی لهستان.
· شورای عمومی علوم و آموزش عالی، داوطلبانه پیشنهادهایی دربارة موضوعات مرتبط با آموزش عالی و علوم می‌دهد که شامل بودجه‌بندی و مقررات هستند؛ شورا همچنین تعاریف حوزة مطالعاتی و نیز توسعة استانداردهای آموزشی را ارائه می‌دهد.
· کمیتة اعتبارسنجی لهستان در سال 2002 بسان نهادی مستقل گشایش یافت. مسئولیت عمدة آن شامل موارد زیر است: ارزیابی کیفیت آموزش در قلمروهای مطالعات علمی، بازنگری ویژگی‌ها و بایستگی‌های گشایش نهادهای آموزش عالی، بازنگری ویژگی‌های مؤسسات آموزش عالی، ازنظر استقلال در تأمین مدارک در رشتة ارائه‌شده.
· مجلس دانشجویی جمهوری لهستان که تمرکزش بر مسائل مربوط به دانشجویان است؛ نمایندگی ملی دانشجویان دکتری که تمرکزش بر مسائل مربوط به دانشجویان دوره‌ دکتری است.
· دو نهاد دیگر با نام‌های کنفرانس رؤسای مدارس دانشگاهی و کنفرانس رؤسای مدارس فنی‌وحرفه‌ای (عالی) نیز نقش رایزنی در زمینه‌های مربوط به آموزش عالی را بردوش دارند.
· مجلس دانشجویی جمهوری لهستان که به مسائل مربوط به دانشجویان می‌پردازد و نیز نمایندگی ملی دانشجویان دکتری که به مسائل مربوط‌ به دانشجویان دوره‌ دکتری می‌پردازد، در این دوره از آموزش عالی قرار دارد (The Polish Eurydice Unit, 2012, p. 18).
لهستان به بهترین نتیجه از‌نظر میزان مشارکت جوانان پانزده تا بیست‌وچهارساله در آموزش از دوره ابتدایی تا دکتری، در اروپا دست یافته است.
بعد از تغییر نظام سیاسی، بعد از 1989م توان نهفته مالی و سازمانی ایجاد شد. در دوره پسا میانی و آموزش عالی توان نهفته آموزش خصوصی ایجاد شده است.
از مه 2006، وزارت علوم و آموزش عالی، بر نظام آموزش عالی نظارت دارد؛ همچنین مؤسسات آموزش عالی زیر نظارت وزارتخانه‌های مختلفی هستند، مانند: وزارت بهداشت، فرهنگ، میراث ملی، دفاع ملی، امور داخلی و اقتصاد.
سطح درون ‌نهادی: نهاد‌های آموزش عالی بر پایة اصول خودسکان‌داری و خودگردانی، اداره می‌شوند. این برخورداری از استقلال، در دو نهاد تصمیم‌گیرنده یعنی سنای دانشگاهی و شورای اعضای علمی بازتاب می‌یابد؛ چرا که هر دو این نهاد انتخابی و اعضای آنها از میان همة نقش‌آفرینان آموزش عالی برگزیده می‌شوند.
قدرت سنا، دربرگیرنده تصویب اساسنامه برای نهادهای آموزش عالی، تصویب برنامة‌ درسی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری و دوره‌های بلندمدت، روند ثبت‌نام در این دوره‌ها، برنامه درسی دوره‌ کارشناسی ارشد بدون مدرک، ارزیابی عملکرد نهادهای آموزش عالی، تصویب گزارش‌های فعالیت سالانه، ارزیابی عملکرد مدیر نهاد آموزش عالی، تصویب برنامة فعالیت و امور مالی این نهادها و تصویب گزارش مالی، است.
قدرت هیئت‌مدیره نیز در اساسنامه‌ خاص آن دانشگاه مشخص شده و دربرگیرنده موارد زیر است:
تعریف خطوط اصلی فعالیت واحدها، تصویب برنامة درسی برای دوره‌ کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری و دوره‌های بلندمدت، پس از مشورت با دانشجویان برتر در این امر و مطابق با دستورالعمل‌های تعیین‌شده ازسوی سنا.
رئیس دانشگاه و دانشکده‌ها نیز با آرای دانشگاهیان برگزیده می‌شوند. چگونگی و انجام این انتخابات، در اساسنامه‌ هر نهاد دانشگاهی گنجانده شده است (International Bureau of Education, 2011).
تمرکززدایی در مدیریت آموزشی، به‌تازگی با افزایش پیاپی استقلال مدارس و مؤسسات آموزش عالی، بهبود یافته است؛ همچنین سیاست برای سنجش پیامدهای یادگیری، همسو با چهارچوب کیفیت اروپایی اجرا شده است. این چهارچوب اروپایی، سبب افزایش استقلال نهادهای آموزشی این کشور می‌شود.

منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی

بودجة مدارس: یارانه‌های آموزشی، اصلی‌ترین عناصر منابع مالی مدارس از بودجة ایالتی فراهم می‌شود، مقدار یارانه‌های عمومی برای بخش‌های عمومی سالانه در قانون بودجه‌بندی اعلام می‌شود و وزیر آموزش ملی، الگوریتمی برای تخصیص بودجه به واحدهای عمومی محلی، طراحی می‌کند. واحد‌های عمومی محلی دربارة تخصیص بودجه و نیز مخارج مدارس تصمیم‌گیری می‌کنند.
واحدهای عمومی محلی همچنین دربارة حقوق آموزشگران و بودجة اختصاص داده‌شده به برنامه‌های آموزشی تصمیم می‌گیرند و نیز قوانینی را برای استفاده از این بودجه تنظیم می‌کنند و آن را به مدیر مدرسه که مسئول استفاده و مدیریت این بودجه است، ارائه می‌دهند. این قانون همچنین به مدارس خصوصی با نشان عمومی اجازه می‌دهد تا از بودجة ایالتی یا از بودجة دولت محلی تأمین مالی شوند. در عمل این بدان معناست که چنین مدارسی ممکن است کمک‌هزینه‌ای که بیشتر از 100% میانگین مخارج جاری برای هر دانش‌آموز در مدرسه‌ای‌ عمومی از همان نوع را دریافت کنند. مدارس خصوصی که عنوان مدرسه‌ عمومی ندارند، نیز حمایت می‌شوند.
بودجة دولت محلی 59 میلیارد زلوتی است که 6/3% از تولید ناخالص ملی است.
مدارس و کودکستان‌ها رایگان‌اند ولی معمولاً بعضی از مدارس برای هر دوره از والدین، شهریه به‌صورت مشارکتی دریافت می‌کنند. والدین همچنین هزینة غذا را می‌پردازند.
بودجة آموزش عالی: نهادهای آموزش عالی عمومی مانند مدارس عمومی، هزینه‌های خود را برای کارهای آموزشی دانشجویان در دوره‌های تمام‌وقت، دانشجویان دکترای تمام‌وقت و پژوهشگران، حفاظت از نهادهای آموزش عالی، سرمایه‌‌گذاری در طرح‌ها و نیز خدمات بهداشتی درمانی دانشجویان از بودجه ایالتی دریافت می‌کنند. تحصیلات تمام‌وقت در نهادهای آموزش عالی عمومی رایگان است. دانشجویان تمام‌وقت، فقط درصورتی‌که نتایج آزمون آنها رضایت‌بخش نباشد یا نیمسالی را دوباره تکرار کنند، شهریه می‌پردازند. شهریة دانشگاهی را فقط دانشجویان پاره‌وقت به‌استثنای دانشجویان بی‌بضاعت و یا دانشجویان ممتاز، پرداخت می‌کنند. قوانین جزئی برای شهریه و استثناها در خود مؤسسات تنظیم می‌شود.
همة دانشجویان باید شهریة مدیریتی پرداخت کنند که شامل هزینه‌های کارت دانشجویی، کتاب و مدرک است و نیز باید شهریه‌ای برای ثبت‌نام پرداخت کنند. بیشترین مقدار ممکن این شهریه، هرساله در وزارتخانه تعیین می‌شود؛ درحالی‌که مقدار اصلی را مؤسسات تعیین می‌کنند. مقدار تعیین‌شده شهریه هر نیمسال پرداخت می‌شود. دانشجویان اروپایی و دانشجویان از کشورهای دیگر مانند شهروندان لهستانی، ادامه تحصیل می‌دهند و شهریة این دانشجویان طبق نظر مؤسسات آموزش عالی تعیین می‌شود.










نگاره‌ 4. اصلاحات در آموزش‌عالی در سال 2011
)Ministry of Science and Higher Education of Poland, 2011)






















در سال 2012 مخارج عمومی آموزش عالی در لهستان 124768 میلیون زلوتی بود که تنها 65/0 % از تولید ناخالص ملی را به خود اختصاص می‌داد. این نشان‌دهندة سرمایه‌گذاری بیشتر در بخش آموزش عمومی است (The Polish Eurydice Unit, 2012).

حمایت‌های مالی در سال 2015-2014
بورسیه‌های حمایتی: این بورسیه‌ها برای دانشجویانی است که خانواده‌های کم‌درآمدی دارند و یا دانشجویان که معلولیت‌هایی دارند. مقدار این کمک مالی ازسوی مؤسسات آموزش عالی تعیین می‌شود.
بورسیه‌های شایستگی: این بورسیه‌ها برای شاگردان ممتاز است.
مقدار کل ماهیانة بورسیه‌های حمایتی و شایستگی ممکن است بیشتر از 90% حقوق استادیاران نباشد.
وام‌ها: دولت بخشی از وام را برای دانشجویانی که حقوق ماهیانة خانواده آنان، کمتر از 600 زلوتی در ماه است فراهم می‌کند و 100% وام به آنها می‌دهد و برای خانواده‌هایی با درآمد 1000 زلوتی در ماه 70% هزینه می‌پردازد.
یارانه خانوارها: این هزینه به خانواده‌های دانشجویان کم‌درآمد و یا معلول داده می‌شود.
پوشش‌دهی بودجة آموزشی: در برخی از کشورها مانند یونان، فرانسه و لهستان، حتی عناصر بودجة آموزشی که از مقامات بالا می‌آید، نادیده گرفته می‌شود. این عمدتاً به خاطر منابع گوناگون داده است. به‌عنوان مثال: وزارت‌های متفاوتی که در بودجة آموزشی نقش دارند. در کشورهای دیگر مانند بلژیک، داده‌ها برای سطوح آموزشی منطقه‌ای محلی، گم می‌شود چون در زمان گزارش‌دهی هنوز موجود نیست (European Commission, 2014b).

برنامه‌ها و اصلاحات پیش‌رو

آموزش لهستان، همچنین با چالش‌های بزرگی روبه‌رو است که آنها پیامد این واقعیت است که آموزش غیررسمی و آموزش بزرگسالان، چندان بااهمیت شمرده نمی‌شود. یادگیری در زمینة مناسب و مرتبط با مکان کار و به‌صورت بخشی از فعالیت‌های اجتماعی، نسبت به یادگیری سنتی، هنوز با کشش به نظر نرسیده است.
تغییرات و اصلاحاتی که در نظام آموزش عالی لهستان داده شد، در سه سطح بود و در اکتبر 2011 اجرا شد.
در 20 سال اخیر، شمار دانشجویان در لهستان پنج برابر افزایش یافته است که می‌توانست بخشی به‌علت مدارس آموزش عالی عمومی و نیز بخشی برای تأسیس مدارس آموزش عالی خصوصی باشد. باوجوداین، هنوز مشکل رقابت ضعیف در برابر مدارس خارجی وجود دارد که برای مثال 5% کاهش در شمار دانشجویان خارجی در لهستان بازتاب یافته است.
برای رویارویی با این موانع، اصلاحاتی صورت گرفت که می‌تواند به تغییرات اثربخش بینجامد، ازجمله:
1. ایجاد نهادهایی برای تحصیل رایگان؛
2. کمک‌های مالی جدید برای دانشجویان؛
3. وام‌های بیشتر مبنی‌بر نیاز؛
4. بلیت‌های مسافرتی ارزان‌تر.
در زمینة حقوق بیشتر دانشجویان موارد زیر در نظر گرفته شد:
امنیت قانونی برای دانشجویان: اصلاحات قراردادی حقوق شهروندی دانشجویان را بین دانشجو و نهاد آموزشی ایجاد کرد.
استادان برای دانش‌آموزان: یکی از مهم‌ترین اصلاحات آموزش عالی جدید، بهبود موقعیت اعضای هیئت‌علمی در مدارس آموزش عالی بود. کار استادان باید به‌گونه‌ای سازماندهی شود که آنها وقت کافی برای هر دانشجو داشته باشند.
ارزیابی اجباری آموزشگران به‌وسیلة دانشجویان: هرکس نقاط ضعف و قوت استادان و دانشجویان را می‌داند. به‌همین‌علت است که مقررات جدید، تأکید بر ارزیابی استادان به‌وسیلة دانشجویان دارد. کارکنان نیز هر دو سال یکبار ارزیابی می‌شوند، و ایده‌های دانشجویان و دانشجویان دکتری یکی از مهم‌ترین معیارها است.
امکانات جدیدی که برای دانشجویان در اصلاحات تازه در نظر گرفته شده است، دربرگیرنده ایجاد شرایط کاری بعد از تحصیل، مطالعات درباره تغییرات سریع و انتشار کتاب‌های الکترونیکی از دستاوردهای تحصیلی دانشجویان است (Ministry of Science and Higher Education of Poland, 2011).
دانشمندان و قابلیت‌های آنها است که هویت هر نهاد آموزش عالی، کیفیت پژوهش، جاذبه‌های تحصیلی را تعیین می‌کند. به‌منظور رفع مشکلات و موانعی که بر سر راه دانشمندان در لهستان بود، قوانینی برای اطمینان از آسودگی و شرایط کاری آنها وضع شد؛ همچنین دولت در سال 2013 برنامه‌ای برای افزایش حقوق آنها در نظر گرفت. برای حمایت از استعدادهای درخشان موارد زیر در نظر گرفته شده است:
کمک مالی الماس: رویکرد مدرن به علم، نیازمند حمایت از استعدادهای جوان است. این حمایت مسیر شغلی ویژه‌ای برای صد نفر از بااستعدادترین دانشجویان در لهستان است. به‌این‌ترتیب، آنها می‌توانند پژوهش‌های علمی را شروع کنند که بدون نیاز به مدرک کارشناسی ارشد بتوانند به دوره دکتری راه یابند.
کمک‌های مالی برای 30% از بهترین دانشجویان دکتری تا 50% افزایش یافته است. اصلاحات در آموزش عالی لهستان، قصد شناسایی مستعد‌ترین دانشمندان جوان را دارد، تا به آنها در حرفه‌شان کمک کند تا آنها نیروی محرکی برای علوم در لهستان باشند. به‌همین‌علت کمک‌های مالی خاص، برای دانشجویان دکتری 2000 زلوتی برای 30% از بهترین دانشجویان دکتری افزایش یافت. با این حمایت، دانشمندان برگزیده لهستانی می‌تواند روی بیش از یک کار علمی متمرکز شود.
فرصت‌های بیشتری که برای دانشمندان در این اصلاحات به‌وجود آمد، باعث محدود کردن قوم‌پرستی‌ها و استخدام خویشاوندان شد و نیز سیاست جذب کارکنان پویایی را پدید آورد. به‌منظور شتاب بخشیدن به حرفة دانشمندان امکاناتی برای آنها به‌وجود آمد از‌جمله: توانمندسازی بهتر آنها، ایجاد رقابت برای انواع سمت‌ها و جذب نیرو برای سازمان‌ها از‌طریق اینترنت.
امروزه، مهم‌ترین کار علوم در لهستان، رسیدن به سطح درخور پذیرش و استاندارد در مراکز آموزشی در جهان است. مدارس آموزش عالی، باید به دانشجویان، اقتصاد و جهان نزدیک باشند. تغییرات به‌علت اینکه بهترین مراکز از میان مدارس آموزش عالی ایجاد شود، بسیار مهم است. تأمین مالی اضافی با کیفیت بسیار بالا برای مدارس آموزش عالی، باید با سطح دستاورد‌های قابل‌ اندازه‌گیری آنها متناسب باشد. اصلاحات برای این مدارس سازوکارهای فرا توسعه‌ای و با کیفیت بالا را ایجاد کرد (Ministry of Science and Higher Education of Poland, 2011).
بااین‌حال این مسئله بدان بستگی دارد که تا چه اندازه نهادهای آموزشی و کارکنان آنها از این امکانات برای نوسازی استفاده خواهند کرد. فراهم ساختن منابع مالی مناسب از مهم‌ترین پیشران‌ها برای کشوری است که هدفش توسعة سریع و مؤثر است. به‌همین‌علت در چهار سال گذشته (2011-2007م) این مقدار به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. مهم این است که این هزینه به‌گونه‌ای مصرف شود که پاسخ‌گوی نیازهای جوامع محلی باشد که از دستاوردهای اصلاحات سال 2010م بود. هم‌هنگام افزایش پیاپی در هزینه‌های علوم و آموزش عالی در سال‌های 2012 تا 2015 تضمین شده است.
در بودجة وزارت علوم و آموزش عالی، برای علوم در سال 2012 این مقدار به بیش از 3/6 میلیارد زلوتی رسید؛ یعنی 36/18% بیشتر از سال 2011 در مقایسه با سال 2007 به معنای 70% افزایش است. 8% افزایش در بودجة علوم هرساله تا سال 2015 تضمین شده است. یارانه‌ای با ارزش 230 میلیون زلوتی طرح‌ریزی شده است تا در سال 2012 برای مؤسسات پژوهشی اختصاص یابد. برنامه‌ریزی بلندمدت مالی ایالتی با توافق دولت برای سال 2014-2011 افزایش 30% حقوق کارکنان آموزش عالی را به مدت سه سال از ابتدای سال 2013 در نظر گرفته است.



16 میلیارد زلوتی، هزینة تجهیزات آزمایشگاه‌ها و مراکز آکادمیک: با پیوستن به اتحادیه اروپا امکان دسترسی به مقدار زیادی پول برای بهبود زیرساخت‌های لهستان، برای رسیدن به استاندارهای کشورهای پیشرفته، فراهم شد. وزارت علوم و آموزش عالی، مسئول هزینة بودجه ساختاری است. تا سال 2013 در مجموع 16 میلیارد زلوتی برای طرح‌های زیرساختی و پژوهشی اختصاص داده خواهد شد. چنین هزینه‌ای با قوانین آموزشی جدید در لهستان باید به ‌بهبود وضعیت علم در لهستان بینجامد.

مشکل جدی برای علوم در لهستان، از هم گسیختگی مراکز علمی است که به‌علل تاریخی، به وجود آمده است. دانشمندان و آزمایشگاه‌های برجسته در سراسر کشور پراکنده شده است. باوجوداین لهستان در جست‌وجوی مکانی است تا این علوم در یک جا جمع شود. مراکز ملی پژوهشی نیز به وجود آمده است مانند هنرهای آزاد، مطالعات اجتماعی، علوم فنی، مطالعات پزشکی، علوم زیستی، کشاورزی و جنگل‌داری.
قانون جدید آموزش عالی، تغییراتی را با در نظرگرفتن وضعیت مدارس آموزش عالی معرفی می‌کند. یکی از مهم‌ترین آنها، استقرار روش جایگزین برای انتصاب مدیریت است. برای انتصاب مدیر این امکان وجود دارد که این فرد از مراکز و نهادهای خارجی نیز باشد.

چشم‌انداز لهستان در سال 2020 و توسعه پایدار
ده سال آینده برای توسعة اقتصادی لهستان، بسیار مهم خواهد بود. سدهای موجود بر سر راه توسعه پایدار باید برچیده شوند؛ برای مثال، تفاوت‌های بین مناطق باید کاهش یابد. هم‌هنگام باید دهه‌ای برای توسعه فزاینده در آموزش و جهش‌های دیجیتالی و نوآوری باشد. در نتیجه در سال 2020 لهستان با استفاده از توان نهفته اجتماعی و اقتصادی خود خواهد توانست شرایط زندگی محلی را توسعه دهد.
مرحله استفادة ساده از ذخایر باید پایان یابد و اقتصاد باید به‌طور فزاینده‌ای به‌سمت الگوی اقتصاد بر پایة نوآوری و توسعة پایدار حرکت کند. پس از یک دوره توسعه آرام ناشی از بحران‌های جهانی، طرح توسعة پایدار آغاز می‌شود. تأکید بر ساخت‌و‌ساز کارآمد دولت با اصلاحات هم‌زمان در امور مالی، امنیت اجتماعی، بهداشت، آموزش، علوم، فرهنگ، اقتصاد، عدالت و مردم‌سالاری است. این فرایندها پاسخ‌گو به محیط خارجی است که اروپا و جهان، در آن به مسیر یکپارچه‌سازی برمی‌گردند (Central Statistical Office, 2011).
اقتصاد لهستان به اقتصاد مبنی‌بر دانش با حفظ تولید و صنعت پایه به‌عنوان منبع تولید و رشد و بهبود رقابت، تبدیل خواهد شد. دسترسی به دانش می‌تواند ضربة قوی برای فعال‌سازی حرفه‌ها باشد. پویایی رشد اقتصادی در لهستان، بالاتر از کشورهای همسایه خواهد بود. فرض بر این است که در سال 2020، لهستان به 79-74% از متوسط سرانه تولید ناخالص ملی اتحادیه اروپا برسد.
حمل‌و‌نقل پایدار و توسعة پایدار در استفاده از محیط‌زیست و استفاده از انرژی‌های پاک لازم است. انسجام اجتماعی و اقتصادی و ارضی باید افزایش یابد. سطح توسعة اقتصادی و بهره‌وری از اقتصاد و سطح کیفیت زندگی در لهستان باید بهبود یابد. در اجرای چشم‌انداز لهستان تا سال 2020، حوزه‌های اساسی زیر از توسعه نقش حیاتی بازی می‌کنند:
تحولات سازمانی، تقویت دولت کارآمد، بالابردن کیفیت نهادهای عمومی، فعال کردن نقش سرمایه اجتماعی.
نوسازی دولت تا سال 2020 باید با احترام به حقوق شهروندان انجام شود. دستیابی به اهداف جز از رهگذر حکمرانی خوب کشور، هماهنگ با استاندارد‌های نوین، مدیریت از‌طریق اهداف تعریف‌شده با روش منطقی و واقع‌بینانه، به‌کارگیری افراد گوناگون، یکپارچه‌سازی سیاست‌های گوناگون عمومی و در نظر گرفتن نیازها و شرایط خاص هر منطقه مبنی‌بر اصل دولت باز امکان‌پذیر نخواهد بود. چشم‌انداز لهستان در جایگاه دولتی کارآمد، شامل راه‌حل نظام‌‌ها برای نهادها است. این نیز با ایجاد مزیت‌های رقابتی امکان‌پذیر است.
در ساخت اقتصاد مبنی‌بر دانش چالش عمده‌ای وجود دارد. نهادهای علمی- پژوهشی باید به موفقیت تجاری عظیمی نسبت به قبل دست یابند. وظیفة دولت ایجاد محیط نظارتی مناسب برای همکاری بین دانشگاه، کسب‌و‌کار و مؤسسات مالی است. شرکای کلیدی دولت در این زمینه انجمن‌های کسب‌و‌کار خواهند بود. جامعة علمی برای پاسخ‌گویی به نیازهای پژوهشی صنعت، تشویق خواهد شد. باوجوداین شمار مطالعاتی که با بودجة عمومی تأمین مالی می‌شوند، چشمگیر است. در تخصیص بودجة پژوهشی، پژوهش مبنی‌بر همکاری بین نهادهای علمی و بازیگران اقتصادی ترجیح داده می‌شود (Central Statistical Office, 2011).
مهم‌ترین معیار، برای انتخاب هر طرح، میزان حمایت از نوآوری و امکان به‌کارگیری عملی نتایج خواهد بود. برنامه‌ریزی مؤثر و اجرای روندهای تولید نوآورانه نیازمند نیروی انسانی آموزش ‌دیده است. تلاش برای ارتقا آموزش عالی، با توسعة سرمایة انسانی در پژوهش و توسعه امکان‌پذیر است. بهبود کیفیت آموزش عالی در نخستین مراحل تدریس ضروری است. ریاضیات و مهارت‌های علوم، نوآوری و توانایی برای جست‌وجوی راه‌حل‌های مستقل، در همة مراحل آموزش توسعه خواهد یافت. برنامه‌ریزی و روش تدریس، با وضع دانش موجود و روند فنّاوری همسو خواهد شد.
تلاش‌هایی برای اطمینان‌یابی از وضعیت دانش‌آموختگان و توانمندی‌ها و شایستگی‌های آنها در بازار کار صورت خواهد گرفت. آموزش به‌طور پرکشش‌تری، برای جوانان ارائه خواهد شد. شمار دانشجویان در علوم و ریاضی و مهندسی، در دانشگاه‌های عمومی افزایش خواهد یافت و این با افزایش شمار زنان در مطالعات علوم همراه خواهد بود. دانشجویان به مهارت‌های تجاری کردن نتایج پژوهش‌ها و مدیریت حقوق معنوی مجهز خواهند شد. مهارت‌های لازم برای طرح‌های پژوهشی و همکاری‌های میان‌رشته‌ای در آنها ایجاد می‌شود.
رابطة بین دانشگاه و تجارت افزایش می‌یابد از‌جمله از‌طریق کارآموزی، پژوهش‌ها و برنامه‌های آموزشی مشترک برای توسعه. فرصت‌های آموزشی برای کارشناسی ارشد و افزایش مهارت‌های این دوره ایجاد می‌شود. متخصصان، استادان و کارکنان خارجی استخدام می‌شوند و سازوکاری برای ارتقای بودجة دانشگاه‌ها برای رقابت با برترین دانشگاه‌های دنیا معرفی می‌شود.
توسعة پایدار در قانون اساسی جمهوری لهستان و در اعمال قانونی: در لهستان مفهوم توسعة پایدار به‌صورت یک اصل، براساس ماده‌ 5 قانون جمهوری لهستان مورخ 2 آوریل 1997، به رسمیت شناخته شد. در این قانون آمده است که جمهوری لهستان، باید برای استقلال و تمامیت ارضی سرزمین خود تلاش کند و نیز از آزادی و حقوق شهروندان و امنیت آنها و حفاظت از میراث ملی و محیط‌زیست طبیعی به‌منظور توسعة پایدار تلاش کند.
افزون‌براین، اشاره به مسائل توسعة پایدار در ماده‌ 74 مربوط به امنیت زیست‌محیطی و حاکمیت عدالت و حمایت از محیط‌زیست گنجانده شده است، که بدین‌شرح است:
1. مقامات دولتی باید سیاست‌های تضمین امنیت زیست‌محیطی در حال و آینده را دنبال کنند.
2. حفاظت از محیط‌زیست وظیفة مقامات دولتی است.
3. هرکس حق اطلاع از محیط‌زیست و حفاظت از آن را دارد.
4. مقامات دولتی باید از فعالیت‌های مردم برای نگهداری از محیط‌زیست حمایت کنند (Central Statistical Office, 2011).

کتاب‌شناسی
دبیرخانة شورای عالی انقلاب فرهنگی. (1382). «نظام آموزشی لهستان». نظام آموزش کشورهای جهان. بازیابی شده از: http://www.mahshar.com/world/research/edupol/countries.phpcpolands5-5.

Central Intelligence Agency. (2013). “Poland”. The Word Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/library/ publications/the-world-factbook/geos/pl.html

Central Statistical Office. (2011). Sustainable Development Indicators for Poland. Retrieved from: https://stat.gov.pl/ cps/rde/xbcr/gus/as_Sustainable_Development_Indicators_for_Poland.pdf.
Central Statistical Office. (2013). Higher Education Institutions and their Finances in 2013. Retrieved from: https://stat. gov. pl/files/gfx/portalinformacyjny/en/defaultaktualnosci/3306/2/7/1/higher_education_institutions_and_their_finances_in_2013.pdf.
Central statistical office. (2014). Education in 2013/2014 School Year. Retrieved from: https:// stat.gov.pl/files/gfx/ portalinformacyjny/en/defaultaktualnosci/3306/1/6/1/education.pdf.
Dmochowska, H. (2014a). Demographic Yearbook of Poland 2014. Retrieved from: https://stat.gov.pl/en/topics/ statistical-yearbooks/statistical-yearbooks/ demographic-yearbook-of-poland-2014,3,8.html
Dmochowska, H. (2014b). Statistical Yearbook of Agriculture 2014. Retrieved from: https://stat.gov.pl/files/gfx/ portalinformacyjny/en/defaultaktualnosci/3328/6/9/1/statistical_yearbook_of_agriculture_2014.pdf.

Dmochowska, H. (2014c). Statistical Yearbook of the Regions–Poland 2014. Retrieved from: https://stat.gov.pl/en/ topics/statistical-yearbooks/statistical-yearbooks/statistical-yearbook-of-the-regions-poland-2014,4,9.html

Education, Audiovisual and Culture Executive Agency. (2012). Key Data on Education in Europe 2012. Brussels: Author.

European Commission. (2014a). National Student Fee and Support Systems in European Higher Education, 2014/15. Retrieved from: https://uniko.ac.at/modules/download. php?key=7240_DE_O&cs=4E6B
European commission. (2014b). The Structure of the European. Education Systems. 2014/15: Schematic Diagrams. Retrieved from: https://eurydice.org.pl/wp-content/ uploads/2014/11/education_structures_EN.pdf.

Eurydice. (2010). National System Overviews on Education Systems in Europe and Ongoing Reforms: Poland. Retrieved from: http://biblioteka-krk.ibe.edu.pl/opac_ css/doc_ num.php?explnum_id=169
Eurydice, CEDEFOP and ETF. (2010). Structures of Education and Training Systems in Europe: Poland. Brussels: European commission.
Eurydice. (2015). “Lifelong Learning Strategy”. National Education Systems. Retrieved from: https://eacea.ec. europa. eu/national-policies/eurydice/content/lifelong-learning-strategy-56_en
Eurydice. (2015). Poland Overview”. National Education Systems. Retrieved from: https://eacea.ec.europa.eu/ national-policies/eurydice/content/poland_en
International Bureau of Education. (2011). “Poland”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
Latoszek, E., Kotowska, Irena E., Nowak, Alojzy Z., and Stepniak, A. (2012). European Integration Process in the New Regional and Global Settings. Warsaw: University of Warsaw Press.
Ministry of Science and Higher Education. (2011). Reform of Science in Poland. Retrieved from: http://www. inovasyon. org/pdf/Poland.Reform.of.Science.in.Poland.pdf.
Ministry of Science and Higher Education of Poland. (2011). Higher Education Reform. Warsaw: Author.
Noorani, S., Pejnovic, S. and Desurmont, A. (2013). National Sheets on Education Budgets in Europe 2013. Retrieved from: http://www.indire.it/lucabas/lkmw_file/eurydice/ National_Budgets.pdf.
Nowożyńska, A.(2013) Foundation for the Development of the Education System. Warsaw.
The Polish Eurydice Unit. (2012). The System of Education in Poland. Retrieved from: http://docplayer.net/395778-
The-system-of-education-in-poland-polish-eurydice-unit-foundation- for-the-development-of-the-education-system. Html
The Polish Eurydice Unit. (2014). The System of Education in Poland. Retrieved from: http://www.fss.org.pl/sites/fss. org.pl/files/the-system_2014_www_0.pdf.
http://data.uis.unesco.org/
http://ec.europa.eu
http://ec.europa.eu/programmes/creative-europe/ opportunities/ culture-support
http://hdr.undp.org/en/content/table-5-gender-related-development-index-gdi
https://photius.com/rankings
http://www.eng.nauka.gov.pl/en/higher-education/
https://www.universiteitleiden.nl/en/education