دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

نظام آموزش عالی لبنان

نوع مدخل : مدخل دانشنامه

نویسنده
چکیده
پایتخت: بیروت




نوع حکومت: جمهوری




زبان رسمی: عربی




مساحت: 10452کیلومترمربع




جمعیت: 425500 نفر (2013م)




تعداد دانشجویان: 195000 نفر (2013م)




تعداد اعضای هیئت‌علمی: 20000 نفر (2013م)




تولید ناخالص ملی: 4/54 میلیارد دلار (2015م)




هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 5/2% (2013م)




هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 6/8% (2013م)






ویژگی‌های جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی

لبنان کوچک‌ترین کشور منطقة خاورمیانه پس از بحرین، در غرب آسیا و ساحل شرقی دریای مدیترانه قرار دارد و از شمال به سوریه، از جنوب به فلسطین و از غرب به دریای مدیترانه محدود می‌شود. طول مرزهای لبنان در حدود 570 کیلومترمربع است که 225 کیلومتر آن را مرزهای ساحلی با دریای مدیترانه تشکیل می‌دهد.
در لبنان دو رشته‌کوه موازی به نام لبنان غربی و لبنان شرقی یا جبل عامل، با ارتفاع 3083 متر، از شمال به جنوب آن کشیده شده و جلگة ساحلی آن- که بیشترین جمعیت را در خود جای داده است- حاصلخیزترین ناحیة این سرزمین به‌شمار می‌آید.
اقلیم لبنان مدیترانه‌ای معتدل همراه با بارش‌های زمستانی است. دامنة کوه‌های لبنان، از جنگل پوشیده شده است و رودخانة لیتانی، با 146 کیلومتر طول، بزرگ‌ترین و طولانی‌ترین رود این کشور به‌شمار می‌آید. این رودخانه از درة میان کوه‌های مزبور- که به درة بقاع مشهور است- از شمال‌شرقی به‌سوی جنوب‌غربی جاری است.
اقتصاد لبنان کاملاً خصوصی و مبتنی‌بر سرمایه‌داری و بازار آزاد است. بخش خدمات و بانکداری بیش از 70% تولید ناخالص ملی این کشور را به خود اختصاص می‌دهد.
نرخ رشد اقتصادی این کشور در سال 2013 م، 5/1% بود. درآمد سرانه مردم 15/500 دلار است. نرخ تورم در لبنان در سال 2013، 1/5% بود. ارزش واردات لبنان در سال 2013، 4/19 میلیارد دلار و در مقابل صادرات 8/3 میلیارد دلار اعلام شده که رقم هنگفتی برای اقتصاد این کشور کوچک است.
خاک لبنان بسیار حاصلخیز است و انگور، چغندرقند، زیتون و مرکبات از عمده‌ترین فراورده‌های کشاورزی آن هستند.
مهم‌ترین اقلام صادراتی لبنان، شامل جواهرات، مواد شیمیایی غیرآلی، مواد مصرفی مختلف، میوه، تنباکو، مواد معدنی، ابزارآلات برقی و کاغذ و مهم‌ترین اقلام وارداتی نیز شامل مواد نفتی، ماشین، محصولات بهداشتی، البسه، گوشت، حیوانات زنده و مواد مصرفی می‌شود. شرکای مهم اقتصادی و تجاری لبنان نیز سوریه، امارات متحده عربی، امریکا، فرانسه، سوئیس، آلمان، چین، عربستان سعودی و ترکیه هستند.
بیشتر مؤسسات و دانشگاه‌های بزرگ و همچنین مراکز عمدة تجاری در بیروت، پایتخت لبنان، قرار دارند. بالغ بر 45% از جمعیت لبنان در بیروت سکونت دارند.
براساس برخی آمارها، 4 برابر جمعیت داخلی لبنان (حدود 16 میلیون نفر) به‌‌علت ناآرامی‌های داخلی، به کشورهای دیگر مهاجرت کرده‌اند که این پدیده در نوع خود بی‌نظیر است. 40% از این مهاجران در کشورهای عرب حوزة خلیج فارس، 40% در قارة امریکا و استرالیا و 20% دیگر در اروپا و افریقا هستند.
به استناد برخی پژوهش‌ها، تنها 2000 پزشک از دانش‌آموختگان دانشکده پزشکی دانشگاه امریکایی بیروت از لبنان مهاجرت کرده‌اند که این رقم برابر است با تعداد پزشکان دانش‌آموختة این دانشکده در طول سی سال گذشته (بزی، 2009، ص 165).
بیشترین جمعیت مهاجر لبنان در برزیل زندگی می‌کنند؛ همچنین آرژانتین، کانادا، کلمبیا، فرانسه، انگلستان، مکزیک و ونزوئلا نیز دارای جوامع بزرگ لبنانی هستند. این افراد در زمینه‌های علمی، فرهنگی، تجاری، اقتصادی و سیاسی، در کشورهای مختلف جهان فعالیت دارند، برخی از مناصب مهم به‌ویژه مناصب تجاری این مناطق را برعهده دارند و منبع عمده تزریق پول به داخل کشور قلمداد می‌شوند.
کشور لبنان را فرانسویان، در حدود سال 1920، از کوهستان لبنان و چهار منطقه که پیشتر زیر سلطة دولت عثمانی قرار داشت، تشکیل دادند.
نوع حکومت آن جمهوری چندحزبی است و در 21 نوامبر 1943 از فرانسه مستقل شد و قانون اساسی جدید آن به تصویب رسید.
لبنان در سال 1945 به عضویت سازمان ملل متحد و اتحادیة عرب درآمد. بیشتر مردم آن کشور مسلمان هستند. 39% از مردم آن مسیحی، 30% شیعه، 23% اهل تسنن و 1/7% دروزی هستند. واحد پول آن نیز لیرة لبنانی است.
لبنان امروزه، با داشتن بیش از 90% باسواد، دارای بیشترین آمار باسوادی در بین کشورهای عرب است.
براساس قانون اساسی لبنان، رئیس‌جمهوری این کشور، از میان مسیحیان مارونی، نخست‌وزیر از میان اهل تسنن و رئیس‌مجلس از میان شیعیان انتخاب می‌شوند. مجلس لبنان 128 نماینده دارد که این تعداد میان مسلمانان و مسیحیان به نسبت مساوی تقسیم شده است. این نمایندگان برای یک دورة چهارساله انتخاب می‌شوند.
در لبنان زمینه برای فعالیت همة اقشار جامعه وجود دارد و بالغ بر 50% از زنان شاغل هستند.
لبنان از شش استان بیروت، جبل لبنان، شمال لبنان، بقاع، نبطیه و جنوب لبنان، تشکیل شده‌ است. در پی جنگ‌های داخلی لبنان، نیروهای شبه‌نظامی وابسته به گروه‌های سیاسی و مذهبی در این کشور، رشد کردند و اکنون نیز این گروه‌ها و همچنین تشکل‌های مذهبی مختلف برای حفظ منافع گروه‌های خود مشغول فعالیت‌اند.
آنچه که همواره در قالب برخوردها و درگیری‌های سیاسی و مذهبی خودنمایی می‌کند، در واقع، بیشتر تحت تأثیر عوامل سیاسی، مذهبی و اقتصادی ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی است و از تنوع مذهبی- که تا حدودی مایة افتخار و رونق این کشور بوده- سوءاستفاده‌های گسترده‌ای شده است.
در واقع، استمرار بحران‌های سیاسی، نظامی و امنیتی در لبنان، درگیری‌های طایفه‌ای و سیاسی داخلی، اشغال سرزمین‌های جنوب لبنان به‌دست رژیم صهیونیستی، وجود تعداد زیادی از آوارگان فلسطینی و مشـکلات حاشیه‌ای آنان و فقدان آیندة روشن، ازجمله عمده‌ترین مشکلات این کشور است.
جنگ 33 روزه 2006م نیز- که در پی حملة رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان صورت گرفت- بیش از 6/3 میلیارد دلار خسارت به تأسیسات زیربنایی این کشور نظیر اسکله‌ها، خطوط انتقال نیرو، شبکه‌های آب و فاضلاب، ساختمان‌ها، راه‌های ارتباطی، بنادر و مؤسسات آموزشی وارد ساخت.

پیشینة آموزش
در زمان استعمار فرانسه بر لبنان، دو وزارتخانه (آموزش و تحصیلات عالی و آموزش فنی‌و‌حرفه‌ای) امور آموزشی این کشور را برعهده داشتند. اما دولت لبنان، در 26 نوامبر 1946، برنامه‌های آموزشی و درسی این کشور را تغییر داد و زبان عربی را در همة دوره‌های تحصیلی این کشور، رسمی و اجباری کرد؛ همچنین به دانش‌آموزان اجازه داد که یکی از زبان‌های خارجی نظیر فرانسه و انگلیسی را به‌صورت زبان دوم خود انتخاب کنند.
حدود 60% از مدارس پیش‌‌دانشگاهی لبنان خصوصی هستند و با استفاده از جدیدترین روش‌های آمـوزشی امریکا و اروپا اداره می‌شوند؛ بعضی از این قبیل مدارس، نظیر مدرسة بین‌المللی «شویفات»، بیش از 120 سال سابقه دارند. البته دولت نیز مدارسی را در برخی از شهرهای این کشور اداره می‌کند، ولی در کل افراد، مؤسسات خصوصی، گروه‌ها، طایفه‌ها و مذاهب مختلف، مدارس را تأسیس و اداره می‌کنند.
لبنان، از دیرباز، مورد توجه مبلغان مسیحی و کشورهای غربی قرار داشته است و آنان، با هدف تربیت افراد نمونه، برای به‌دست گرفتن مسئولیت‌های اصلی در لبنان و کشورهای منطقه، مراکز آموزشی متعددی را بنیان گذاشته‌اند که بدان‌ها اشاره خواهد شد.
تا قبل از آغاز جنگ داخلی لبنان (1975م)، 80% از مردم این کشور باسواد بودند و توان خواندن و نوشتن داشتند و لبنان از این نظر دارای یکی از بالاترین آمارهای باسوادی در میان کشورهای عرب بود. اما این جنگ مشکلات زیادی برای مردم این کشور ایجاد کرد و توان آنها را کاهش داد.
با شروع جنگ داخلی لبنان، برنامه‌های توسعة این کشور متوقف و تأسیسات زیربنایی اقتصادی و اجتماعی آن ویران شد و اهمیت لبنان در نقش مرکز خدمات بانکی خاورمیانه کاهش یافت؛ همچنین ارزش پول لبنان به‌شدت کاهش یافت و مردم مناطق جنگ‌زده به مناطق مختلف داخل و خارج از این کشور مهاجرت کردند.
در پی جنگ داخلی لبنان، آموزش عالی نیز همانند دیگر جنبه‌های زندگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با بحران‌های شدیدی روبه‌رو شد. بحران شانزده‌سالة لبنان رکود چشم‌گیری در فعالیت‌های آموزشی این کشور ایجاد کرد. علل این رکود، جنگ داخلی و مهاجرت‌های اجباری شهروندان به شهرهای دیگر و اثر آن گرانی سرسام‌آور شهریة مدارس و هزینة تحصیلات بوده است.
با پایان جنگ داخلی (1991م)، دولت لبنان شروع به بازسازی نظام اقتصادی، اجتماعی و آموزشی این کشور کرد و با تأمین امکانات برای مردم، آنها را به سوادآموزی ترغیب کرد.
لبنان نمونة بارزی از جامعه‌ای باز و چندملیتی است، تنوع فرهنگی فراوانی دارد و در آن، بیش از 30 گروه قومی زندگی می‌کنند. این امر باعث شده است که در آن، تعداد زیادی روشنفکر و دارای عقاید مختلف، اعم از لبنانی و غیرلبنانی، با فرهنگ‌های متعدد زندگی کنند.
با‌توجه‌به فضای باز سیاسی که از رهگذر رقابت و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز بین طـوایف گوناگون لبنان به وجود آمده بود، این کشور مکان مناسبی برای بروز و خلق ایده‌ها و جریان‌های فکری در زمینه‌های آموزش‌ نخبگان جهان عرب، رسانه‌های همگانی، مطبوعات و مؤسسات انتشاراتی بوده است. ازاین‌رو، این کشور، همواره نقش مهمی در مسائل علمی، فرهنگی و سیاسی جهان عرب داشته است. لبنان در واقع نمونه‌ای از کل کشورهای عربی است.
بیشتر لبنانی‌ها به زبان عربی و فرانسه صحبت می‌کنند؛ ازاین‌رو، لبنان عضو سازمان بین‌المللی کشورهای فرانسوی‌زبان است. بااین‌حال زبان انگلیسی نیز مخصوصاً در میان دانشجویان رایج شده است.

اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی

در سال 1998م آموزش ابتدایی، تا دوازده‌سالگی اجباری شد و آمـوزش رایـگان در مدارس عمومی ارائه شد. اهداف نظام آموزشی لبنان هیچ‌گاه به روشنی اعلام نشده است و همیشه دوگانگی بین اهداف مشخص‌شده، اهداف واقعی و عملکرد مدارس، دانشگاه‌ها و مؤسسات نظام آموزشی لبنان وجود داشته است. آموزش‌ در لبنان، براساس اصل دهم قانون اساسی، آزاد است و فقط سه مورد محدودیت برای آن برشمرده شده است که عبارت‌اند از: 1. اخلال در نظم عمومی؛ 2. منافات با شئون اخلاقی؛ 3. بی‌احترامی به کرامت هریک از ادیان.
همچنین، براساس این قانون، حقوق جوامع گوناگون این کشور برای داشتن و تأسیس مدارس خاص نباید خدشه‌دار شود.
مراکز آموزشی لبنان، همواره دستخوش رویدادهای سیاسی این کشور بوده‌اند، ولی به‌رغم بحران‌ها، درگیری‌ها، تهدیدها، خطرها و جنگ‌های گوناگون و نیز گلوله‌باران تقریباً هرروزه به فعالیت‌های خود ادامه داده‌اند.
در واقع، نظام آموزشی پیشرفته از مهم‌ترین عواملی است که این کشور را از‌نظر آموزشی، فرهنگی، علمی و هنری در مقایسه با دیگر کشورهای عربی در ردة بالاتری قرار داده است.
وزارت آموزش و آموزش عالی لبنان مسئول اصلی امور آموزشی این کشور است.
برخی از اهداف آموزشی لبنان را چنین می‌توان ذکر کرد:
1. ارائه آموزش به کلیه کودکان مستعد یادگیری؛
2. تربیت دانش‌آموزان و دانشجویان دارای توانایی‌های علمی و حرفه‌ای؛
3. تربیت دانشجویان متخصص برای اداره وزارتخانه‌ها، نهادها و بازار کار و فراهم ساختن توسعه کشور؛
4. توسعه ابعاد معنوی، ذهنی و فیزیکی پسران و دختران و فراهم ساختن زمینه‌های خلاقیت و نوآوری و بروز استعدادهای آنها؛
5. یادگیری پیاپی؛
6. حفظ، گسترش و توسعه دانش؛
7. پرورش تفکر انتقادی؛
8. پیشرفت جامعه در زمینه‌های تولید و انتقال دانش همراه با تحولات بین‌المللی؛
9. تعهد به حقوق بشر؛
10. ترویج ارتباطات بین فرهنگی؛
11. استمرار بخشیدن به پژوهش‌های علمی از‌طریق ایجاد مراکز پژوهشی و آزمایشگاه‌ها؛
12. توسعه و ارتقای همکاری‌های علمی، فرهنگی و فنی و ‌تبادل تخصص میان مؤسسات آموزشی و پژوهشی.

ساختار نظام آموزشی

مدارس لبنان به سه رده مدارس عمومی، خصوصی و نیمه‌خصوصی تقسیم می‌شوند.
مدارس عمومی، زیر نظر وزارت آموزش‌ و آموزش عالی رایگان هستند و منابع مالی آنها ازطریق مالیات حاصل می‌‌شوند. این وزارتخانه همة کتب مورد نیاز سطوح مختلف تحصیلی را با قیمت اندک و یا رایگان فراهم می‌کند. مدارس نیمه‌خصوصی که بیشتر محلی هستند، مدارسی هستند که مانند مدارس خصوصی عمل می‌کنند، ولی شهریه‌‌هایی به مانند مدارس عمومی دریافت می‌‌کنند. بقیه هزینه‌های آنها را دولت ازطریق یارانه فراهم می‌کند. مدارس خصوصی نیز به‌وسیلة انجمن‌ها و نهادهای علمی‌، سیاسی و مذهبی اداره می‌شوند.

همة مدارس باید برنامه تحصیلی مصوب وزارتخانه مربوط را دنبال کنند. مدارس خصوصی مجازند دروس دیگری را، بسته به نظر وزارتخانه مربوط اضافه کنند. مدارس وابسته به اجتماعات مذهبی نیز با استفاده از این مجوز، آموزش‌های مذهبی را به دانش‌آموزان خود ارائه می‌کنند؛ برای مثال دروس رایانه اگرچه جزء برنامه تحصیلی وزارت نیستند، ولی در بسیاری از مدارس، تدریس می‌شوند. در مدارسی که امکانات رایانه ندارند، دانش‌آموزان علاقه‌مند می‌توانند در مؤسسات خصوصی یا مراکز موجود در همة مناطق لبنان این دروس را بگذرانند.

مدارس عمومی دربرگیرنده ۱۹۲ دبیرستان و 1125 مدرسه ابتدایی است. ۱۶ دبیرستان مختلط هستند. در مدارس ابتدایی 238556 دانش‌آموز ثبت‌نام کرده‌اند و 24463 آموزشگر در آنجا تدریس می‌کنند. در همة مدارس، دانش‌آموزان دروس را از هر آموزشگر متخصص آن درس فرا می‌گیرند و یک آموزشگر برای کل دروس یک کلاس وجود ندارد. تعداد دانش‌آموزان هر کلاس بین ۱۵ نفر در بعضی مدارس خصوصی است. در بعضی از مدارس عمومی نیز که آموزشگر و امکانات کافی ندارند، تعداد دانش‌آموزان تا ۴۰ نفر است.

برنامة تحصیلی در مدارس لبنان
دروس اصلی مدارس دربرگیرنده ریاضی، علوم، تاریخ، تعلیمات اجتماعی، جغرافی، عربی و زبان فرانسه و انگلیسی است. برخی از آموزشگران نیز فیزیک، هنر و استفاده از کتابخانه (که در همة مدارس تدریس نمی‌شود) را آموزش می‌دهند. این موضوعات درسی به‌تدریج زیادتر و سخت‌تر می‌شوند؛ برای مثال دانش‌آموزان کلاس ۱۱ و ۱۸ موضوع گوناگون درسی را فرا می‌گیرند. دولت فهرست انتخابی را در برنامه تحصیل گنجانده که شامل ۱۱ درس در دو رشته می‌شود: رشته علوم تجربی یا علوم انسانی و ۱۲ درس دیگر در چهار رشتة دیگر: علوم زیستی، علوم پایه، علوم اجتماعی و اقتصاد و علوم انسانی و ادبیات.
دانش‌آموزان در سه دورة تحصیلی آموزش می‌بینند:
دورة ابتدایی- شش سال؛
دورة راهنمایی- سه سال؛
دورة دبیرستان- سه سال، دانش‌آموزان پس از موفقیت در امتحانات، مدرک دیپلم در یکی از چهار رشته مربوط دریافت می‌کنند.
همة این سه دوره تحصیلی، به رایگان سپری خواهند شد و برای عموم اجباری هستند. ولی به‌تازگی مسئله اجبار تحصیل جدی گرفته نمی‌شود و برنامه‌هایی برای عوض کردن آن در آینده در نظر گرفته شده است.
بعد از دبیرستان، دانش‌آموختگان می‌توانند به تحصیلات خود در دانشگاه‌ها، کالج‌ها، مؤسسات آموزش عالی یا هنرستان‌های عالی ادامه دهند.

چگونگی پذیرش دانشجویان
چگونگی ورود به دانشگاه‌ها و مؤسسات مختلف آموزش عالی لبنان متفاوت است. برای ورود به برخی از آنها داشتن دیپلم کافی است، ولی برخی دیگر شرایط سخت‌تری دارند و علاوه‌بر داشتن دیپلم، موفقیت در امتحانات ورودی را نیز ضروری می‌دانند.

داوطلبان با داشتن دیپلم می‌توانند در دانشگاه‌ها، مؤسسات آموزش عالی، کالج‌ها، دانشکده‌ها و هنرستان‌های عالی ادامة تحصیل دهند.
در دانشگاه عمومی لبنان، علاوه‌بر داشتن دیپلم، شرکت در امتحانات ورودی زبان عربی و خارجی نیز لازم است.
در دانشگاه‌های لبنان، دوره‌های کاردانی، یک تا دو سال، کارشناسی سه تا پنج سال، کارشناسی ‌ارشد دو تا سه سال و دکترای تخصصی دو تا چهار سال طول می‌کشند. در دوره‌های دکتری- به‌ویژه در رشتة پزشکی- این تحصیلات تا هفت سال هم به‌طول می‌انجامد.
در بین دوره‌های کاردانی- کارشناسی و کارشناسی- کارشناسی ارشد و کارشناسی ارشد- دکتری نیز، در برخی رشته‌ها، دوره‌های مخصوص یک تا دوساله وجود دارد که داوطلبان با گذراندن آنها، می‌توانند گواهی‌نامة مخصوص دریافت و تحصیلات خود را تکمیل کنند و یا از آنها برای ادامة تحصیلات در دوره بعدی استفاده کنند.

دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی

لبنان به‌علت جایگاه راهبردی، مهاجرت زیاد اتباع آن به سراسر دنیا و همین‌طور وجود تنوع فکری و مذهبی دارای باسابقه‌ترین نظام آموزشی، یعنی از نیمه دوم سده نوزدهم میلادی در منطقه خاورمیانه است. در دانشگاه‌های آن به غیر از مردم این کشور، دانشجویان و استادانی از سراسر جهان، مشغول تحصیل و تدریس هستند که از خصوصیات ممتاز این کشور در بین کشورهای منطقه به‌شمار می‌آید.
برای دانشجویانی که از سایر کشورها برای ادامه تحصیل به لبنان می‌آیند، نظام آموزش عالی این کشور بسیار پرکشش است و شمار دانشجویان مهمان خارجی به‌ویژه از کشورهای همسایه در این کشور رو به افزایش است.

تقسیمات اصلی آموزش عالی در لبنان
در لبنان نظام آموزش عالی به دو بخش کلی تقسیم می‌شود که عبارت‌اند ‌از:
· آموزش عالی فنی‌و‌حرفه‌ای؛
· آموزش عالی عمومی.

آموزش عالی فنی‌و‌حرفه‌ای
از دیدگاه تاریخی، بخش آموزش عالی در لبنان در خط مقدم توسعة مهارت‌های ملی و منطقه‌ای بوده است.
دوره‌های کوتاه‌‌مدت آموزش عالی فنی‌وحرفه‌ای ازسوی مدارس و دانشگاه‌های فنی عمومی و خصوصی ارائه می‌شوند.
دانش‌آموختگان این مراکز دریافت یکی از سه مدرک دیپلم فنی،‌ کارشناسی فنی و کارشناسی آموزش فنی را دریافت می‌کنند؛ همچنین از مجموع دانش‌آموختگان دورة حرفه‌ای و شغلی 14 هزار و 500 نفر در بخش عمومی و 11 هزار و 600 نفر نیز در بخش خصوصی استخدام می‌شوند.

آموزش عالی عمومی
در لبنان، بیش از 20 دانشگاه و 22 مؤسسة آموزش عالی وجود دارد که از دیرباز از مراکز مهم تربیت نیروی انسانی متخصص، منبع تولید فکر و اندیشه و پیونددهندة نظر و عمل در این کشور و جهان عرب بوده و به‌‌همین‌علت، مورد +استقبال بیشتر کشورهای خاورمیانه و آسیا قرار گرفته‌اند.
16 مرکز آموزش عالی در بیروت، 7 مرکز در طرابلس، 4 مرکز در صیدا، 3 مرکز در زحله و بقیة این مراکز و یا شعبه‌هایی از آنها در دیگر شهرهای لبنان مستقر هستند.
مهم‌ترین دانشگاه‌های لبنان- که در سطح خاورمیانه مشهورند- عبارت‌اند از: دانشگاه‌های عمومی لبنان، سن‌ژوزف، دانشگاه امریکایی بیروت، دانشگاه لبنانی بیروت، بلمند، دانشگاه عربی بیروت، دانشگاه اسلامی لبنان و روح‌القدس کاسلیک که در زیر به مشهورترین آنها اشاره خواهد شد:
دانشگاه عمومی لبنان: در سال 1951م گشایش یافت، ولی فعالیت رسمی خود را در 1953م آغاز کرد. گشایش و گسترش این دانشگاه، به‌علت نیازها و درخواست‌های دانشجویان، اعضای هیئت‌علمی و مردم لبنان بود.
این دانشگاه تنها دانشگاه عمومی لبنان است که با حمایت مالی دولت، زیر نظر وزارت آموزش و آموزش عالی لبنان اداره می‌شود و هم‌هنگام بزرگ‌ترین و متنوع‌ترین دانشگاه ازنظر تعداد دانشجویان و رشته تحصیلی و ارزان‌ترین دانشگاه ازنظر شهریه در این کشور است. شهریه این دانشگاه برای اتباع لبنانی، تقریباً رایگان است، ولی از شهروندان خارجی برای هر سال تحصیل برحسب رشته، از 400 تا 800 دلار امریکا در سال شهریه دریافت می‌شود. شهریه‌ها تنها 5/6% از بودجه این دانشگاه را تأمین می‌کنند.
برای ورود به رشته‌های این دانشگاه آزمون ورودی برگزار می‌شود و در همة شهرهای بزرگ لبنان، شعبه دارد.
این دانشگاه دارای 18 دانشکده و مدرسة عالی است که در آنها رشته‌های گوناگون نظری و عملی به زبان عربی تدریس می‌شوند. نحوة ورود به هریک از دانشکده‌ها و مدارس عالی متفاوت است؛ زیرا برخی از آنها تنها به داشتن دیپلم بسنده می‌کنند، ولی برخی دیگر، علاوه‌بر درخواست دیپلم، امتحانات ورودی نیز برگزار می‌کنند و شرایط سخت‌تری برای پذیرش دانشجویان دارند.
سایر دانشگاه‌ها و مؤسـسات آموزش عالی لـبنان خصوصی‌انـد، 160 رشته تحصیلی ارائه می‌کنند و از دانشجویان شهریه دریافت می‌کنند.
دانشگاه سنت ژوزف: این دانشگاه- که انجمن مسیحیان آن را در سال 1875 تأسیس کرد- از اولین دانشگاه‌های ایجادشده در لبنان است.
دانشگاه سنت ژوزف با دارا بودن 12 دانشکده، 22 کالج، 4 پردیس و شعب در شهرهای صیدا، طرابلس و زحله بعد از دانشگاه ملی لبنان بزرگ‌ترین دانشگاه لبنان به‌شمار می‌آید. در این دانشگاه، در حدود ده هزار دانشجو با بیش از 1500 استاد مدعو و اعضای هیئت‌علمی، مشغول به تحصیل و تدریس هستند.
این دانشگاه وابسته به دولت فرانسه است و براساس نظام آموزشی قدیم این کشور، پی‌ریزی شده و دروس آن به زبان فرانسه (و برخی نیز به زبان انگلیسی) تدریس می‌شوند.
دانشگاه امریکایی بیروت: در 1862م، با حمایت دولت امریکا، برای آموزش علوم پزشکی، به شکل دانشگاهی خصوصی، به نام دانشگاه «پروتستان‌های سوریه»، در لبنان تأسیس شد و در 1920م، نام آن به دانشگاه امریکایی بیروت تغییر کرد؛ همچنین ادارة آن از شکل مذهبی به‌‌صورت غیرمذهبی درآمد.
دانشگاه امریکایی بیروت، اولین دانشگاه انگلیسی‌زبان بود که در لبنان ایجاد شد.
این دانشگاه تقریباً در همة رشته‌های علوم انسانی، فنی و مهندسی و پزشکی فعالیت دارد و حدود 57 تابعیت گوناگون را در خود جای داده که 85% آنها عرب هستند (نورآقایی و علیزاده، 1387، ص 113).
شهریة این دانشگاه بسیار گران و تقریباً مانند هزینه دانشگاه‌های امریکاست. شهریه این دانشگاه برای هر سال تحصیل برحسب رشته، از 8000 تا 20000 دلار امریکا در سال است.
دانشگاه لبنانی بیروت: این دانشگاه قبلاً به مجموعه دانشگاهی بیروت معروف بود. اکنون به دانشگاه لبنانی- امریکایی بیروت معروف شده است و مرکز اصلی آن در غرب بیروت قرار دارد.
نظام درسی این دانشگاه تابع نظام دانشگاهی امریکا و بر پایة دو نیمسال تحصیلی و واحدی است.
دانشگاه بلمند: در 1988م تأسیس شد. دارای 6 دانشکده و 2 مدرسة عالی است که در آنها رشته‌های مختلف نظری و عملـی به زبان‌های انـگلیسی، فرانسوی و عربی تدریس می‌شوند. این دانشگاه در طرابلس قرار دارد.
دانشگاه عربی بیروت: در 1960م تأسیس شد. دارای 7 دانشکدة ادبیات، حقوق، بازرگانی، علوم، پزشکی، دندان‌پزشکی و داروسازی است و در شهر بیروت قرار دارد.
این دانشگاه خصوصی وابسته به دانشگاه اسکندریة مصر است و زیر نظر آن اداره می‌شود و در بیشتر رشته‌های علوم انسانی، فنی و ریاضی و علوم پزشکی دارای فعالیت است و نقش اساسی در افزایش فرصت‌های برابر آموزشی در دنیای عرب ایفا کرده است. نحوة پذیرش دانشجو در دانشکده‌های آن متفاوت است؛ زیرا برخی از آنها فقط به داشتن دیپلم اکتفا می‌کنند و برخی دیگر، امتحانات ورودی نیز برگزار می‌کنند. شهریة این دانشگاه برای هر سال تحصیل برحسب رشته از 2500 تا 3500 دلار امریکا در سال است.
دانشگاه اسلامی لبنان: در سال‌های اخیر، با گسترش جمعیت شیعیان و نیاز روزافزون آنها به کسب معارف و علوم جدید، دانشگاه اسلامی لبنان، براساس افکار و اندیشه‌های امام موسی صدر و با تلاش شیخ محمدمهدی شمس‌الدین، رئیس مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان، در خالده گشایش یافت که وابسته به این مجلس است. این دانشگاه دارای سه شعبه در سوریه و همچنین شعبه‌هایی در برخی از شهرهای لبنان است. در ضمن، دارای 9 دانشکده است.
این دانشگاه در بیشتر رشته‌های علوم انسانی و فنی و ریاضی فعال است، ولی در حوزه علوم پزشکی، فقط در دوره پرستاری دانشکده دارد که قرار است در آینده دانشکده علوم پزشکی نیز در آن دایر شود. این دانشگاه هر روز در حال توسعه است و هم‌اکنون دارای شعبه‌هایی در صور و الزهرانی است. دانشگاه اسلامی لبنان، با برخی از دانشگاه‌های ایران از‌جمله دانشگاه تهران دارای سند همکاری است.
دانشگاه روح‌القدس کاسلیک: وابسته به روحانیت مسیحی مارونی لبنان است و دروس آن براساس نظام آموزشی سالی- واحدی فرانسه تدریس می‌شوند و مرکز اصلی آن در منطقة کاسلیک قرار دارد.
این نهاد آموزشی در واقع مدرسة علوم دینی مارونی (کاتولیک) بود که در سال 1962، به دانشگاه ارتقا یافت و در زمان حاضر، 13 دانشکده و 7‌ هزار دانشجو دارد.
دانشگاه بین‌المللی لبنان: رئیس این دانشگاه عبدالرحیم مراد (نماینده مجلس در دوره‌های قبل و همچنین وزیر پیشین دفاع) یکی از سرمایه‌داران مشهور لبنان است. این دانشگاه، کار خود را با یک دانشکده در استان بقاع شروع کرد و امروز در شهرهای بزرگ لبنان شعبه و دانشگاه دارد؛ به‌علاوه اینکه در کشورهای عربی نیز شعبه دارد.
دانشگاه مجازی بیروت: این دانشگاه در 1996م تأسیس شد و اکنون بیش از 1200 دانشجو از 30 کشور جهان دارد. همة دانشجویان این دانشگاه غیرلبنانی هستند؛ زیرا قانون آموزش عالی لبنان دریافت مدرک از‌طریق نامه‌نگاری را به رسمیت نشناخته است.
از جمهوری اسلامی ایران، جامعة‌المصطفی و شعبه دانشگاه آزاد اسلامی ایران، در لبنان فعال‌اند. پژوهش‌هایی نیز برای تأسیس شعبه‌ای از دانشگاه تهران در رشته‌های مورد نیاز لبنان مانند پزشکی، مهندسی و کشاورزی در این کشور، صورت گرفته است. در ضمن، حدود 70 دانشجوی ایرانی در لبنان مشغول به تحصیل هستند.
مجوز تأسیس دانشگاه معارف ازسوی حزب‌الله نیز در سال 2012 ازسوی دولت لبنان صادر شده است.

سایر دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی
علاوه‌‌بر اینها، دانشگاه‌های امام اوزاعی، دانشکدة مطالعات اسلامی وابسته به دارالفتوی و دانشکدة مطالعات اسلامی وابسته به دانشگاه جنان- که مراکز آموزشی وابسته به اهل سنت هستند- نیز در لبنان وجود دارند که به آموزش و پژوهش‌های اسلامی می‌پردازند.
دانشگاه امام اوزاعی، در حوزه علوم اسلامی فعال است، وقف علوم اسلامی است و مدیریت آن در اختیار اهل تسنن در لبنان می‌‌باشد و در بسیاری از کشورهای عربی شعبه‌هایی دارد. این دانشگاه در رشته معارف اسلامی در دوره‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری فعالیت دارد و شهریه آن، برای هر سال تحصیل 1200 تا 2000 دلار امریکاست.
در این کشور، یک دانشگاه ارمنی‌زبان (دانشگاه هایگازیان) نیز وجود دارد که در 1995م تأسیس شده است.
برخی دیگر از دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی لبنان عبارت‌اند از: دانشگاه نوتردام (وابسته به پاتریارکی مارونی)، دانشگاه آزاد عرب، دانشگاه آنتونین، دانشگاه المنار، انستیتو کفاعت، انستیتو مدیریت و بازرگانی بین‌المللی، انستیتو فنّاوری ماتن، مرکز دانشگاهی فنّاوری و انستیتو عالی بازرگانی.
عمده‌ترین ویژگی‌های دانشگاه‌های لبنان را چنین می‌توان برشمرد:
1. دارا بودن بیش از 140 سال سابقة ارائة آموزش عالی به دانشجویان لبنانی و غیرلبنانی؛
2. اعتبار بالا و بین‌المللی برخی از مؤسسات آموزش عالی؛
3. وجود دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی متنوع؛
4. آزاد بودن دانشگاه‌ها که باعث تضمین کیفیت و استاندارد آموزشی آنها می‌شود؛
5. وجود بیش از 2500 دانشجو از سایر کشورهای عرب و کشورهای خارجی در دانشگاه‌های لبنان، برای داشتن آموزش عالی با کیفیت استاندارد؛
6. آزادی دانشجویان در بیان نظرها، انجام پژوهش‌ها، بحث‌های سیاسی، مذاهب و فعالیت‌های هنری؛
7. پرورش روحیة دوستی، درک مقابل و فرهنگ‌های مختلف میان دانشجویان؛
8. گسترش افق‌های دید و تجربة فرهنگ‌های غنی، از‌طریق تشویق دانشجویان به سفر و تحصیل در خارج از کشور به‌وسیلة بسیاری از دانشگاه‌ها.
دانشگاه‌های یادشده همچنین دارای برخی از مشکلات هستند که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند ‌از:
1. نبود نظارت دولتی بر دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی؛
2. مداخلات آشکار دولت در دانشگاه عمومی لبنان که باعث دور شدن این دانشگاه، از انجام فعالیت‌های مستقل آموزشی می‌شود.
3. نبود نظارت دولتی بر سایر دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی؛
4. آثار منفی جنگ‌ها و درگیری‌های مختلف بر روی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی لبنان.

مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی
در لبنان، نظام واحد آموزش عالی وجود ندارد و تنها براساس مصوبه دولتی سال 1996 ضوابط و شرایطی برای گشایش مراکز آموزش عالی تعیین شده است. تنوع فرهنگی و وابستگی‌های طایفه‌ای و مذهبی، مانع شکل‌گیری نظام ملی آموزش در این کشور شده است. سه رویکرد کاملاً متفاوت فرانسوی‌زبان، انگلیسی‌زبان و عربی در حوزه آموزش عالی، نتیجة این تنوع فرهنگی است که در کنار تعدد روش‌ها و نظام‌های آموزشی امکان نظارت بر عملکرد آنها را سخت‌تر کرده است (صدرهاشمی‌، 1392، ص 258).
آموزش عالی در لبنان، در پی فعالیت‌های بخش خصوصی، رشد و گسترش یافته است.
در 1961م، قانونی به تصویب رسید که مؤسسات آموزش عالی را به دانشگاه‌ها، کالج‌ها و مؤسسات طبقه‌بندی و فعالیت آنها را مشخص کرد. در 1967م، قانون دیگری هیئت مشاوران عالی را به‌منظور عرضة رهنمودهایی در زمینة استانداردهای آموزشی و همچنین تضمین همکاری میان مؤسسات گوناگون آموزش عالی تأسیس کرد.
در دسامبر 1967، در پی تظاهرات دانشجویان و استعفای اعضای هیئت‌علمی، دولت قانون مهمی را برای دانشگاه عمومی لبنان به تصویب رساند.
دولت لبنان، در سال‌های 1968 و 1971، دوباره برنامه‌های آموزشی مدارس این کشور را تغییر داد و هدف هر دوره تحصیلی را اعلام و مواد امتحانی را نیز مشخص کرد.
وزارت آموزش و آموزش عالی، مسئول قانونی کل آموزش در لبنان است. بااین‌حال، حق قانونی مدیریت دانشگاه عمومی لبنان، به وزیر این وزارتخانه واگذار شده است. ریاست آن همراه با شورای دانشگاه مسئول مدیریت و برنامه‌ریزی آن هستند.
هریک از دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی خصوصی لبنان، زیر نظر هیئت‌امنا یا هیئت‌مدیره‌ای اداره می‌شوند که تصمیم‌گیری نهایی در زمینة امور مالی، نحوة پذیرش دانشجویان، صدور مدارک تحصیلی و نظایر اینها- به‌جز رشتة حقوق- برعهدة آنهاست. کلیة دانشکده‌های حقوق، برطبق قانون، شاخه‌ای از دانشگاه لبنان‌اند. کارهای علمی را معمولاً اعضای هیئت‌علمی در واحدهای آموزشی و کمیته‌های علمی، انجام و سازمان می‌دهند.
در لبنان، افزون‌بر دولت، مؤسسات و نهادهای خصوصی و حقوقی، احزاب و گروه‌های سیاسی و مذهبی نیز دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی ایجاد کرده‌اند و مشغول فعالیت‌های آموزشی و تربیت نیروهای متخصص‌اند. در این مراکز آموزشی، عده‌ای از دانشجویان لبنانی و غیرلبنانی و بیشتر از کشورهای عربی، به‌صورت بورس و یا آزاد، مشغول تحصیل هستند.

داده‌های آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالی

اعضای هیئت‌علمی
تعداد اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌های لبنان، بنابر آمار سال تحصیلی 2013م، بیش از 20000 نفر است.
تعداد اعضای هیئت‌علمی و کارکنان غیرهیئت‌علمی ‌و همچنین توزیع آنها در دانشگاه‌های عمومی و غیرعمومی، برای سه سال تحصیلی در جدول 1 ذکر شده است. به‌طور متوسط تعداد آنها سالانه 10% افزایش می‌یابد. نسبت تعداد کل دانش‌آموزان به استادان نیز به‌طور متوسط 10 به یک است.
به‌کارگیری اعضای هیئت‌علمی قراردادی پاره‌‌وقت در دورة پیش از جنگ، به‌خصوص در دانشگاه عمومی لبنان، در حد طبیعی بود. برای جلوگیری از مهاجرت، امروزه بیشتر اعضای هیئت‌علمی را از بین افراد بومی استخدام می‌کنند و اعضای هیئت‌علمی غیرلبنانی همواره در کمترین میزان خود هستند.

رتبه‌های مربی، استادیار، دانشیار، استاد و معادل‌های آنها و همچنین برنامة سنتی ترفیع- که براساس آموزش و پژوهش قرار دارد- در لبنان مرسوم است. به‌کارگیری اعضای جدید، اعطای رتبه‌ها و شرایط تصدی پست‌های مدیریتی هر مؤسسه، بنابر آیین‌نامه‌های هریک، با مؤسسات دیگر متفاوت است.













با اینکه دانشگاه‌های لبنان به پژوهش‌های اعضای هیئت‌علمی در ترفیع و ارتقای آنها ترتیب اثر می‌دهند، اما پژوهش در این کشور، هنوز جایگاه اصلی خود را نیافته است؛ زیرا هنوز قانون مشخصی برای اعتباربخشی نشریات علمی وجود ندارد و کلیة نشریات اجازه دارند که خود را جزء نشریات علمی معرفی کنند، بی‌آنکه نظارت قانونی بر آنها صورت پذیرد.
برخی از اعضای هیئت‌علمی، حتی براساس مقالاتی که در روزنامه‌ها منتشر می‌سازند، حکم ارتقای رتبه می‌گیرند و این امر نشان‌دهندة نبود معیار سنجش علمی دقیق است.
در دانشگاه عمومی لبنان، همة اعضای تمام‌وقت، در نهایت، نیاز به حکمی دارند که رئیس‌جمهوری صادر می‌کند. رئیس دانشگاه عمومی لبنان میزان ساعات تدریس و دیگر فعالیت‌های اعضای هیئت‌علمی را براساس بخشنامه‌ها تعیین می‌کند. درحالی‌که این موارد در مؤسسات عالی دیگر- که همگی خصوصی هستند- انعطاف‌پذیرند.

دانشجویان
در سال 2013، بیش از 195000 دانشجو در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی لبنان، مشغول تحصیل بودند که حدود نیمی از این دانشجویان در دانشگاه عمومی لبنان و نیمی دیگر در 41 دانشگاه و مؤسسة آموزش عالی این کشور مشغول به تحصیل بودند.
به‌جز بیشتر دانشجویان دانشگاه عمومی لبنان و بعضی از دانشجویان دانشگاه عربی بیروت، بیشتر دانشجویان دیگر، از طبقات پولدار هستند. فقط دانشجویان دانشگاه عمومی لبنان اتحادیة به رسمیت شناخته‌شده‌ای دارند و حق عضویت در شوراهای مختلف (ازجمله شورای عالی کل دانشگاه) را دارند.
نرخ ثبت‌نام دانشجویان در دانشگاه‌های لبنان 3/46% است.
آمارها نشانگر گرایش دانشجویان به تحصیل در دانشگاه‌های خصوصی است. میزان پذیرش دانشجویان در دانشگاه عمومی لبنان تقریباً ثابت است. نرخ افزایش دانشجویان حدود 4% است. 52% از دانشجویان دختر هستند.
برنامه‌های درسی و امتحانات دورة کارشناسی و دوره‌های دیگر را اعضای هیئت‌ها و واحدهای آموزش دانشگاه‌های مربوط برنامه‌ریزی، تعیین، اصلاح و برگزار می‌کنند. دانشگاه‌های خصوصی و بعضی از دانشکده‌های دانشگاه عمومی لبنان از نظام واحدی استفاده می‌کنند. دانشجویان، در طی دوره کارشناسی و بالاتر، بیشتر در بین دوره، وسط سال، پایان دوره و یا آخر سال ارزیابی می‌شوند. در این ارزیابی‌ها از نظام سنتی نمره‌دهی استفاده می‌شود.
به‌طورکلی شمار دانشجویان مشغول به تحصیل در رشته‌های مختلف به‌شرح زیر است:
علوم اجتماعی، بازرگانی و حقوق (39%)، علوم انسانی و هنر (21%)، علوم پایه (16%)، مهندسی، (11%)، بهداشت و رفاه (8%)، تعلیم‌و‌تربیت (2%)، خدمات عمومی (2%)، کشاورزی (1%).
توزیع دانشجویان در دانشگاه‌های لبنان در سال 2012 در جدول 2 آمده است.

جدول 2. تعداد دانشجویان دانشگاه‌های لبنان در سال 2012





ردیف


دانشگاه


تعداد


درصد




1


دانشگاه عمومی لبنان


73698


3/38




2


دانشگاه بین‌المللی لبنان


16721


7/8




3


دانشگاه عربی بیروت


11392


9/5




4


دانشگاه سنت جوزف


9362


9/4




5


دانشگاه امریکایی بیروت


7826


1/4




6


دانشگاه روح‌القدس کاسلیک


7745


4




7


دانشگاه هنرها، علوم و فنّاوری لبنان


7023


6/3




8


دانشگاه نوتردام


6827


5/3




9


دانشگاه امریکای لبنان


6320


3/3




10


دانشگاه امریکایی علم و فنّاوری


5015


6/2




11


دانشگاه بلمند


4723


5/2




12


دانشگاه امریکایی فرهنگ و آموزش


4425


3/2




13


سایر


31445


3/16




14


جمع


192522


100






منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی

سرمایه‌گذاری در آموزش عالی این کشور، بیشتر به سه بخش سرمایه‌گذاری عمومی، خانواده‌ها و بخش خصوصی تقسیم می‌شود.
هزینه‌های آموزش‌ 1/13% تولید ناخالص داخلی است. 9% از کل هزینه‌های دولت به آموزش و 5/1% آن به آموزش عالی اختصاص دارد.
سرمایه‌گذاری دولتی در بخش آموزش عالی لبنان، از 6/0% تولید ناخالص ملی تجاوز نمی‌کند که این رقم، پایین‌تر از کشورهای عضو همکاری توسعه اقتصادی و کشورهای دارای درآمد متوسط پایین‌تر یعنی حدود نصف آنها است؛ زیرا این کشورها 1% از درآمد ناخالص ملی خود را صرف آموزش عالی می‌کنند.
در لبنان تفاوت معنی‌‌داری میان بازده آموزش خصوصی و عمومی وجود دارد. براین‌اساس میانگین نرخ بازده برای آموزش عالی عمومی تقریباً 7% و برای آموزش عالی خصوصی حدود 5/3% برآورد می‌شود.
در لبنان خانواده‌های معمولی، حدود 10 در صد از درآمدهای خود را به آموزش و بیش از 5/3% مخارج خود را به آموزش عالی اختصاص می‌دهند.
دریافت شهریه، مهم‌ترین منبع درآمد دانشگاه‌های خصوصی لبنان است. این دانشگاه‌ها همچنین می‌توانند منابع مالی خود را ازطریق درآمدهای به‌دست آمده از اموال غیرمنقول و منقول، درآمدهای ناشی از طرح‌های تولیدی و سرمایه‌گذاری خود ازطریق فعالیت‌های مشاوره‌ای و سرمایه‌گذاری، کمک‌های مالی و کمک‌های خیریه تأمین کنند. معافیت پرداخت شهریه نیز بر‌مبنای تعداد دانشجو و ملاحظات دیگر است. برخی معافیت‌های پرداخت شهریه به دانشجویانی که داخل دانشگاه، به انجام یک حرفه ‌مشغول هستند، تعلق می‌گیرد. همچنین به اولیا شاغل در بخش خصوصی و بخش عمومی کمک‌هزینه‌های مالی تعلق می‌گیرد.
از زمان تشکیل دولت لبنان، نظام آموزشی این کشور، براساس فعالیت‌های بخش خصوصی، رشد کرده است.
همة دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی لبنان، به‌جز دانشگاه عمومی لبنان، از دانشجویان- اعم از لبنانی و یا غیرلبنانی- شهریه دریافت می‌کنند و شرایط آنها برای پذیرش دانشجویان لبنانی و غیرلبنانی تقریباً یکسان است.













دانشجویان متعهد به خدمت در آموزش، کمک‌هزینة تحصیلی دریافت می‌کنند. درحالی‌که در دیگر مؤسسات آموزش عالی لبنان، از دانشجویان شهریه دریافت می‌شود. کمک‌های مالی، از رهگذر منابع خصوصی صورت می‌گیرد که خارجی یا ملی یا ترکیبی از این دو هستند. قانون‌گذاری، اداره و برنامه‌ریزی این دانشگاه‌ها را تشکیلات خصوصی برعهده دارند و تقریباً هیچ نوع نظارت دولتی بر آنها اعمال نمی‌شود.
انجمن لبنان بریتانیا با ایجاد صندوق کمک‌هزینة تحصیلی در سال 1985 به شماری از دانشجویان لبنانی دوره‌های تحصیلات تکمیلی بورس و کمک‌هزینه تحصیلی اعطا می‌کند.
بورس‌های تحصیلی انجمن لبنان بریتانیا درحال‌حاضر، در مشارکت با بنیاد ادوارد سعید و با کمک مالی اتاق‌های عربی انگلستان، از صندوق فرهنگی بازرگانی ارائه می‌شوند.

برنامه‌ها و اصلاحات پیش‌رو

بحران‌های سیاسی، تبعیض‌های قومی، مذهبی و اجتماعی نظام آموزشی در لبنان را زیر تأثیر قرار داده است.
این نظام آموزشی که با سرعت بسیار پایینی، در حال تحول است، با مشکلات خاصی روبه‌رو است که گاه می‌تواند ‌به نتایج منفی در دانش‌آموزان و جامعه لبنان بینجامد. این نظام آموزشی، به اندازة کافی آماده‌سازی دانش‌آموزان لبنانی را برای رویارویی با چالش‌های گوناگون فکری، روانی و اجتماعی در کشوری که با فرهنگ‌های گوناگون خارجی روبه‌رو است، آماده نمی‌سازد.
مدارس عمومی که با مشکلاتی مانند کمبود بودجه و امکانات روبه‌رو هستند و تلاش می‌کنند محیط آموزشی مناسبی برای دانش‌آموزان فراهم کنند. در محله‌های فقیرنشین، ترک تحصیل، آمار بسیار بالایی دارد. اما بنیادی غیرعمومی با نام آموزش در لبنان می‌خواهد این مناسبات را متحول کند و بدین خاطر کمک‌هایی برای پیشرفت علم در مناطق غیرشهری و مردمی‌ می‌کند. این بنیاد در تلاش است تا با ارائه کمک به آموزش رایگان از ترک تحصیل دانش‌آموزان به‌علت اختلاف طبقاتی جلوگیری کند. دولت نیز تلاش می‌کند برای کودکان فقیر، فرصت استفاده از آموزش با کیفیت بالا را فراهم آورد.
تأکید بر زبان‌های خارجی (عربی، انگلیسی و فرانسوی) شکاف بزرگی بین فقیر و غنی و همچنین بین افرادی که فرهنگ حامی شرق یا غرب هستند، ایجاد کرده است.
کلاس درس نیز بیشتر آموزشگر‌گرا باقی مانده است، باتوجه‌به بودجه کم اختصاص داده‌شده به دانش‌آموزان، آنها برای یادگیری، نیازهای بیشتری دارند. با‌این‌حال، امید است که اجرای نظام جدید که روش‌های آموزش به‌سمت سبک همکاری بیشتر در یادگیری در کلاس، حل مسائل و فعالیت‌های یادگیری ساختار یافته است، به آرامی تغییر کند.
آزمون‌های رسمی عمومی دشوار است و باعث می‌شود اضطراب زیادی به دانش‌آموزان و خانواده‌های آنان وارد شود. این آزمون‌ها به‌شدت بر حفظ کردن به‌جای درک مفاهیم تکیه دارند و می‌توانند به میزان بالایی باعث شکست و یا ترک تحصیل نوجوانان شوند. این امر، باعث شده است که بسیاری از آموزشگران مدارس وقت زیادی صرف توضیح و آموزش محتوای امتحانات قبلی به دانش‌آموزان کنند و این باعث اتلاف وقت زیادی شده است.
مدارس عمومی شلوغ است؛ در آنها نسبت آموزشگر به دانش‌آموز زیاد، و ورود به مدارس خصوصی برای بسیاری از دانش‌آموزان، عملاً غیرممکن شده است‌. نبود لوازم، تجهیزات و تسهیلات کافی برای دانش‌آموزان همراه با شهریه در مدارس خصوصی در طول سال مشکل‌ساز شده است؛ بنابراین دستاورد نهایی این است که دانش‌آموزان ثروتمند امکان بیشتری برای عبور از امتحانات رسمی و ادامه دادن به تحصیلات خود، نسبت به دانش‌آموزان فقیر داشته باشد.
اجرا، بسط، ارتقا و گسترش نظام آموزشی جدید و پوشش همة مدارس عمومی و بخش خصوصی، در برخی مناطق به‌ویژه مناطق دور افتاده، روستایی و فقیرنشین با مشکلانی روبه‌رو است و دولت باید تلاش کند با استفاده از امکانات آموزشی چندرسانه‌ای، فنّاوری‌های جدید و آموزش از دور، این کاستی‌ها را جبران کند؛ علاوه‌براین، لبنان نیاز به ساخت امکانات کافی و تجهیزات با فنّاوری بالا و به‌روز‌تری برای اهداف آموزشی خود دارد.
افزون‌برآن، برنامه‌های درسی مدارس لبنان بیشتر نظری است و کمتر به نیازهای دانش‌آموزان می‌پردازد. از همه مهم‌تر، ارزیابی از کار دانش‌آموزان، باید در پایان هر سطح و ارزیابی‌های داخلی در طول هر سال باید به‌طور متناسب صورت بگیرد تا کاهش فشار عصبی در دانش‌آموزان، آموزشگران و والدین دانش‌آموزان به حداقل برسد.
وزارت آموزش و آموزش عالی لبنان درصدد است که روش آموزشی این کشور را تغییر دهد و آموزش مهارت‌های جدید را به برنامه درسی این کشور بیفزاید. یکی از مواردی که متخصصان حوزه آموزش این کشور بر آن تأکید دارند، ارائه خدمات آموزشی به آموزشگران علاوه‌بر دانش‌آموزان است. این متخصصان بر این باورند که کتاب‌های درسی کنونی آنچه را که آموزشگر باید به دانش‌آموز آموزش دهد، در اختیار وی قرار نمی‌دهد، ارائه مطالب به دانش‌آموز نیز نارساست و این کاستی‌ها باید در سری جدید تغییرات نظام آموزشی جدید لحاظ شود.
تخصیص بودجة لازم برای اجرای برنامه‌های آموزشی جدید، همچون احداث کتابخانه‌ها و آزمایشگاه‌های مبتنی‌بر استانداردهای جهانی، از دیگر تغییراتی است که در سری دوم تغییرات نظام آموزشی در نظر خواهد شد.
برخی از دانشگاه‌های لبنان یا شعب آنها، از فضا، امکانات دانشگاهی وکتابخانه‌های مناسب بی‌بهره‌اند.
در لبنان سفر به سایر کشورها برای ادامه تحصیلات و انجام فعالیت‌های تجاری در میان مردم مرسوم است و آموزش عالی این کشور نیز متأثر از ارتباط باز تاریخی آن با دنیای خارج است. در این کشور همکاری‌های بین‌دانشگاهی با مؤسسات آموزش عالی جهان زیاد است و کمتر دانشگاهی را می‌توان یافت که موافقتنامه‌های همکاری با یک یا چند دانشگاه و مؤسسه آموزشی در منطقه و سایر کشورها منعقد نکرده باشد. وزارت آموزش و آموزش عالی لبنان باتوجه‌به گسترش همکاری‌های منطقه‌ای و جهانی و نیز موافقتنامه‌های تجاری تلاش می‌کند تا دانشگاه‌های این کشور را براساس روند جهانی‌شدن به سطح قابل مقایسه و پذیرشی در بعد جهانی برساند؛ همچنین قراردادهای همکاری طولانی‌مدت با جهان خارج به‌ویژه برخی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا منعقد کرده است. این قراردادها راه را برای گسترش مبادلات علمی و فرهنگی و بین‌المللی کردن آموزش عالی لبنان باز کرده است.
ارتقای کیفت آموزشی، به رسمیت شناختن دوسویه مدارک تحصیلی و برنامة درسی، از‌جمله موارد این قراردادهاست. برخی از دانشگاه‌های لبنان نیز شعبه‌هایی در کشورهای عرب حوزه خلیج فارس باز کرده‌اند.
اما این همکاری‌ها، در میان دانشگاه‌های داخلی ضعیف است و این امر، اثر منفی بر روی فعالیت‌های پژوهشی آنها گذاشته است. کم‌شمار بودن مرکز پژوهشی و در نتیجه پایین بودن سطح فعالیت‌های پژوهشی، تأثیر منفی بر روی سطح آکادمیک اعضای هیئت‌علمی و نیز کیفیت آموزشی این کشور گذاشته است. به‌طوری‌که شورای ملی پژوهش‌های علمی لبنان- که نهادی عمومی و عهده‌دار پشتیبانی از پژوهش‌های علمی است- در سال 2005 فقط 34 طرح پژوهشی را در زمینه‌های گوناگون علمی تصویب کرد که تنها هفت مورد از آنها به علوم انسانی اختصاص داشت.
ازاین‌رو وزارت آموزش‌ و آموزش عالی در تلاش برای گسترش این مبادلات علمی برای گسترش و ارتقای فعالیت‌های پژوهشی است.
وزارت آموزش‌ و آموزش عالی لبنان همچنین درصدد اجرای برنامه‌هایی برای ارتقای کیفیت تدریس در دانشگاه‌ها و ایجاد سازمانی ملی برای ارزیابی و تضمین کیفیت آنهاست؛ زیرا مراکز آموزش عالی خصوصی، اواخر دهة 1990 بدون داشتن فضا و امکانات آموزشی مناسب، گسترش چشمگیری یافتند، ولی این گسترش باعث کم‌توجهی به کیفیت شد.
از‌جمله وظایف سازمان ملی برای ارزیابی و تضمین کیفیت دانشگاه‌ها، تدوین معیارهای استاندارد آموزش عالی، ترویج و اشاعه اقدامات مناسب برای تضمین کیفیت با تعیین دامنه و جهت‌گیری کلی از طرح تضمین کیفیت و فرایندهای به‌کارگرفته شده نظیر اعطای مجوز رسمی، اعتبارسنجی، انتشار اطلاعات درخصوص برنامه‌ها و وضعیت علمی دانشگاه‌ها، استقلال دانشگاه‌ها، ساختار سازمانی مناسب، مسئولیت‌پذیری، نظارت بر عملکرد و ارزیابی مراکز آموزش عالی خواهد بود. البته وزارت آموزش‌ و آموزش عالی لبنان، در این باره باید با ذی‌نفعان آموزش عالی نظیر مدیران دانشگاه‌ها، استادان، دانشجویان، آموزشگران، پژوهشگران و کارفرمایان صنایع، همکاری کند تا با یکدیگر درخصوص استقرار این سازمان ملی، به توافق برسند.
همسو با تلاش‌ها، اقداماتی برای آگاهی دانشگاه‌ها از مدل‌ها و تضمین کیفیت بالای آموزش عالی اروپا صورت گرفته است. ازجملة این اقدامات می‌توان به طراحی و توسعة راهنمایی در زمینه تضمین کیفیت آموزش عالی، آموزش دانشگاهیان در این زمینه، تشویق و کمک به مؤسسات آموزش عالی برای ایجاد مراکز کیفیت و بهره‌مندی از مزایای این برنامه‌ها بسان پایه‌ای برای بهبود سازمان‌هایشان است، که انتظار می‌رود نقش اساسی در تأثیر‌گذاری بر آموزش عالی در لبنان و افزایش کیفیت آنها داشته باشد.

کتاب‌شناسی
اسلامی‌راد، علیرضا. (1387). جامعۀ چند فرهنگی لبنان و تأثیر آن بر برقراری دموکراسی (پایان‌نامه منتشر نشده کارشناسی ارشد). دانشگاه آزاد اسلامی‌، واحد تهران مرکزی، دانشکده علوم سیاسی، تهران.
بزی، عالی. (2009). الکفاءات العلمیة اللبنانیة، الاعداد للهجرة: اشکالیة الدولة والمواعظ و التنمیة فی لبنان. بیروت: دارالفارابی.
خبرگزاری جمهوری اسلامی. (1385). دانشگاه‌های لبنان: پیوند‌دهندگان نظر و عمل. بازیابی شده از: http://www.irna.ir/
سیداوی، ا. ا. (1378).« لبنان»، ترجمة محمدحسن مصطفوی. گزیده مقالات دایرةالمعارف آموزش ‌عالی (ج.2). تهران: مؤسسة پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش ‌عالی.
صدرهاشمی، محمد. (1392). جامعه و فرهنگ لبنان. تهران: انتشارات بین‌المللی الهدی.
نادری سمیرمی، احمد. (1376). لبنان. تهران: وزارت‌ ام‍ور خ‍ارج‍ه‌.
نورآقایی، آرش و علیزاده، ماندانا. (1387). لبنان.تهران: امیرکبیر، کتاب‌های جیبی.
وزارة التربیة والتعلیم العالی. (2005). مشروع الخطة الوطنیة للتعلیم للجمیع (2005-2015). بیروت: الکاتب.
وزارة التربیة والتعلیم العالی. (2006). الاستراتیجیة الوطنیة للتربیة والتعلیم فی لبنان. بازیابی شده از: www.laes.org/upload//editor.../ Vision%20Document%20Arabic.doc

Ammar, W. (2003). Health System and Reform in Lebanon. Beirut, Lebanon: World Health Organization, Eastern Mediterranean Regional Office.
Central Administration for Statistics. (2007). Statistical Yearbook 2007. Retrieved from: http://www.cas.gov.lb/ index.php/statistical-yearbook#2007
Center for Research and Development. (2009). Higher Education Enrollment Statistics. Beirut: Author.
Haugbolle, S. (2010). War and Memory in Lebanon. Cambridge: Cambridge University Press.
Issa Nauffal, D. (2005). Higher Education in Lebanon: Management Cultures and Their Impact on Performance (Ph.D. thesis). Retrieved from: http://etheses.bham.ac.uk/ 93/1/IssaNauffal05PhD.pdf.
Khochen, M. and Radford, J. “Attitudes of Teachers and Headteachers Towards Iinclusion in Lebanon”. International Journal of Inclusive Education, 16(2), 139-153.
Lebanese American University. (2003). Constitution of the Lebanese American University. Beirut: Author.
Nahas, C. (2009). Financing and Political Economy of Higher Education in Lebanon. Retrieved from: http://www. charbelnahas.org/textes/Economie_et_politiques_economiques/HigherEducationFinancing-Lebanon.pdf.
Tabbarah, R. (2000). The Education Sector in Lebanon 2000: With Special Emphasis on the Public System. Beirut: Middle East Research and Studies.
Traboulsi, F. (2007). A History of Modern Lebanon. London: Pluto Press.
http://www.higher-edu.gov.lb