دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

نظام آموزش عالی ایسلند

نوع مدخل : مدخل دانشنامه

نویسنده
چکیده
پایتخت: ریکیاویک




نوع حکومت: جمهوری پارلمانی




زبان رسمی: ایسلندی




مساحت: 103000 کیلومترمربع




جمعیت: 325671 (2014م)




تعداد دانشجویان: 19839 نفر (2013م)




تعداد اعضای هیئت‌‌علمی: 2018 نفر (2012م)




تولید ناخالص ملی: 74/16 میلیارد دلار (2015م)




هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 8/7% (2013م)




هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 7/17% (2013م)





 
ویژگی‌های جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی
کشوری جزیره‌ای در اقیانوس اطلس شمالی که در غرب گرینلند و در جنوب قلمرو شمالگان قرار گرفته است. این کشور که بر روی چین‌خوردگی‌های اطلس میانی واقع است، از انباشت جریان‌های آتشفشانی جدید ایجاد شده و پوشیده از تپه‌ها و گسل‌ها است. این کشور دارای کوه‌های آتشفشانی است که هنوز نیز فعال هستند (کوه هلکا)؛ ازاین‌رو کشوری زلزله‌خیز به‌شمار می‌آید. به‌دلیل قرار گرفتن در بخش شمالی کره زمین، از آب‌وهوایی سرد و مرطوب دارد. میانگین دمای هوای آن از ژانویه حدود صفر درجه و از ژوئیه حدود 6/11 درجه است. نزدیک به 79% این سرزمین را یخچال‌های طبیعی، دریاچه‌ها و کوه‌های گدازه‌ای و زمین بایر پوشانده‌اند. نزدیک به 28% زمین‌های آن را چراگاه‌ها پوشانده‌اند که بیشتر در آنها گوسفند و همچنین گاو و اسب پرورش داده می‌شود. فقط 1% زمین‌های این کشور قابل کشت است. نزدیک به 60% جمعیت اندک این سرزمین، در قسمت جنوب‌غربی این کشور جای گرفته‌اند و بیشتر آنها در ریکیاویک زندگی می‌کنند که ساکنان آن نیمی از جمعیت کشور را پوشش می‌دهد.
 
     نرخ رشد جمعیت ایسلند در 2014م، 65/0% و نرخ مرگ‌ومیر 13/7 به هزار نفر برآورد شده است. 5/85% ایسلندی‌ها مسیحی هستند که در سال 2011، 7/93 آنها شهرنشین بوده‌اند. نرخ امید به زندگی از زمان تولد 22/81 سال است که زنان 54/83 سال و مردان 98/78 سال، (2014م) برآورد شده است. نرخ باسوادی افراد بالای 15 سال 99% گزارش شده است. شمار مهاجران به ایسلند در 2013م، 25926 نفر یاد شده است که 1/8% جمعیت این کشور را دربر می‌گیرد.
     تا سده بیستم میلادی بیشتر جمعیت ایسلند روستانشین بودند. فرایند شهرنشینی کند انجام شد. در سال 1850 ساکنان ریکیاویک، بزرگ‌ترین شهر ایسلند، فقط 4/19% جمعیت کشور را تشکیل می‌دادند؛ اما در 2012م نزدیک به 6/93% جمعیت در اجتماعات با بیش از 200 نفر در 60 محله زندگی می‌کردند، که 63% در منطقه بزرگ ریکیاویک جای گرفته بودند. در نخستین سرشماری که در سال 1703 انجام شد، جمعیت این کشور 358/50 نفر بودند و شمار زنان بیش از مردان بود (491/27 زن در برابر 867/22 مرد).
      نظام اقتصادی ایسلند، همانند دیگر کشورهای اسکاندیناوی، آمیخته‌ای از ساختار سرمایه‌ای و بازار آزاد با نظام رفاهی بالا است. گفت‌وگوها برای پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا در 2010م آغاز شد، اما از نیمه سال 2013 این گفت‌وگوها ناتمام باقی گذاشته شد. دلیل این کار، نگرانی کشور ایسلند برای از دست دادن کنترل خود بر روی منابع ماهیگیری و نگرانی از بحران‌های مناطق اروپایی است.
     هم‌هنگام، این کشور می‌کوشد با توسعه بخش صنعت به تولیدات خود تنوع بخشد. این کشور با بهره‌گیری از توان بالقوه انرژی آبی و گرمای زیرزمینی خود به‌سوی گسترش فعالیت‌هایی نظیر کارخانه‌های ذوب آلومینیوم یا صنعت نساجی گام برمی‌دارد. افزون‌برآن، در دهه گذشته تولید نرم‌افزار، فنّاوری زیستی و گردشگری را نیز توسعه داده است. اقتصاد ایسلند کوچک‌ترین، در میان کشورهای عضو سازمان اقتصادی همکاری برای توسعه است و از همه ویژگی‌های دولت رفاه نوین برخوردار است. بیشترین داد‌و‌ستد بازرگانی این کشور بر پایه توافق‌های تجاری با کشورهای اسکاندیناوی و کشورهای آلمان، بریتانیا، ایالات متحده امریکا و هلند است.
     ازنظر تاریخی، می‌توان گفت که استعمار این کشور در سده نهم میلادی با ورود یکی از رؤسای قبیله‌های نروژی آغاز شد که سپس با جریان‌های گسترش‌طلبی وایکینگ‌ها دنبال شد. مردم این کشور که در گذشته ازطریق ماهیگیری و دامپروری روزگار می‌گذراندند به زیر سلطه اقلیت حاکم بر این کشور درآمدند؛ اگرچه گرایش آنها به مسیحیت بدون مقاومت انجام نشد. در سال 1056، ایسلند از قلمرو اسقفی مستقلی برخوردار بود که از آن نروژی‌ها بود، گرچه ازطریق رئیس حکومت مذهبی، حاکون چهارم (1263م) و باتوجه‌به اینکه اقتصاد کشور در دست نروژی‌های بود، در مقابل این کشور سر تسلیم فرود آورد. هنگامی‌‌که نروژ به تسلیم دانمارکی‌ها درآمد (1380م)، ایسلند که تحت تأثیر اصلاحات لوتر بود، وابستگی بیشتری یافت؛ این وابستگی در سده هجدهم میلادی، با فراگیر شدن قحطی و بلایای طبیعی (آتشفشان) شدت گرفت. در سال 1814 که دانمارک نروژ را از دست داد، ایسلند را همچنان زیر سلطه خود داشت. در این زمان بود که نهضت آزادی‌بخش ملی به رهبری سیگورسون شکل گرفت و این نهضت در سده نوزدهم میلادی به اوج رسید. در سال 1843 مجلس ملی در این کشور شکل گرفت. در سال 1854، آزادی تجاری برقرار شد. در سال 1903 به موجب قانون اساسی این کشور از استقلال واقعی برخوردار شد. در سال 1918 ایسلند به پادشاهی مستقل دست یافت. در 17 ژوئن 1944 جمهوری ایسلند به ریاست سوین بیورنسون (1952-1881م) رسمیت خود را اعلام کرد. در سال 1946 ایسلند با پذیرش ساخت فرودگاه کفلاویک ازسوی ایالات متحده ارتباطات نظامی و تجاری خود را با این کشور گسترش داد و بر پایه قرارداد نظامی 1951م با ایالات متحده، نیروهای نظامی این کشور در ایسلند جای گرفتند. هرچند که این پایگاه در 2006م بسته شد.
     بر پایه قانون اساسی، مجلس و ریاست‌جمهوری به‌صورت مشترک قدرت قانون‌گذاری را در دست دارند. رئیس‌جمهور، رئیس حکومت است که برای مدت چهار سال با رأی مستقیم مردم برگزیده می‌شود و محدودیتی برای انتخاب شدن در دوره‌های بعدی وجود ندارد. انتخابات مجلس نیز هر چهار سال یکبار برگزار می‌شود. 63 نماینده مجلس نیز با رأی مستقیم مردم برگزیده می‌شوند. رهبری حزبی و یا رهبر حزب ائتلافی که از بیشینه آرا برخوردار است، نخست‌وزیر کشور خواهد بود.
 
اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی
بر پایه قانون اساسی ایسلند، بنیادی‌ترین اصل نظام آموزشی دسترسی برابر به آموزش، بدون در نظر داشتن جنسیت، شرایط اقتصادی، موقعیت جغرافیایی، مذهب و پیشینه فرهنگی و اجتماعی است. آموزش پایه (دوره ابتدایی و دوره نخست میانی) برای همگان از سن شش تا شانزده‌سالگی اجباری است؛ همچنین دستیابی به آموزش میانی دوره دوم نیز برای همگان فراهم شده است. هر کسی حق قانونی دارد که بدون در نظر گرفتن نتایج دوره اجباری، به این دوره نیز دستیابی داشته باشد.
     آموزش پیش‌دبستانی بر پایه قانون شماره 90 مصوب سال 2000 اداره می‌شود. این دوره آموزشی که تا سن شش‌سالگی ادامه دارد، زیر نظر شهرداری‌ها اداره می‌شود. شهرداری‌ها برنامه زمانی روزانه و سالانه این نهادهای آموزشی را تعیین می‌کنند. این برنامه زمانی، معمولاً یازده ماه در سال ادامه دارد و فقط یک ماه در تابستان تعطیل است.
     برنامه درسی این دوره، بر پایه راهنمای برنامه درسی ملی تدوین می‌شود. این راهنما بر نقش بازی در آموزش، یادگیری و آفرینشگری پافشاری می‌کند. مدارس پیش‌دبستانی خصوصی نیز بر پایه همین قانون اداره می‌شوند و باید برنامه‌های درسی خود را بر پایه این راهنما تدوین کنند. ارزیابی عملکرد در این دوره انجام نمی‌شود، مگر درباره افرادی که در هنجار بودن آنها تردید وجود داشته باشد.
     دوره آموزش پایه براساس قانون مدارس اجباری مصوب سال 2008 اداره می‌شوند. هدف از این دوره آموزشی آن‌گونه که در قانون آمده است «برانگیختن دانش‌آموزان به توسعه عمومی خود و آماده ساختن آنها برای مشارکت پویا در جامعه‌ای مردم‌سالار و پیوسته در حال توسعه است». اصول حاکم بر سازمان و عملکرد این نهادهای آموزشی عبارت‌اند از: مدارا، مهرورزی، میراث فرهنگی- مسیحی ایسلند، برابری، کنش مردم‌سالارانه، مسئولیت‌پذیری، همبستگی، گذشت و احترام به ارزش‌های انسانی. این مدارس باید برنامه‌های خود را بر پایه موقعیت و نیازهای دانش‌آموزان و برانگیختن آنها برای توسعه فردی، بهزیستی و آموزش هر فرد به اجرا درآورند.
     برنامه‌های درسی دوره پایه، بر پایه راهنمای برنامه درسی ملی که ازسوی وزارت آموزش، علوم و فرهنگ انتشار می‌یابد و به‌صورت منظم بازبینی می‌شود، تهیه می‌شود. در این راهنما افزون‌بر سیاست عمومی در آموزش و ساختار آموزشی، کرانه‌های هر مدرسه و کارکنانش در زمینه سازمان، اجرا و ارزیابی مشخص شده است.
     اهداف اصلی آموزشی، موضوعات گوناگون و قلمرو موضوعات آموزشی و چشم‌داشت‌های یادگیری هر موضوع، از دیگر نکاتی است که در راهنمای آموزشی ملی گنجانده می‌شود. هم‌هنگام، هر نهاد آموزشی می‌تواند روش آموزشی خود را در هر موضوعی تعیین کند.
     بر پایه قانون یادشده، موضوعات اصلی که در این دوره می‌توانند تدریس شوند عبارت‌اند از: زبان ایسلندی، ریاضیات، علوم طبیعی، اجتماعی و مطالعات دینی، ورزش، هنر و کاردستی، زبان‌های نو، اقتصاد خانوار، فنّاوری اطلاعات و ارتباطات و مهارت‌های زندگی. برگزیدن موضوعات انتخابی و قلمرو آموزشی در سال‌های هشتم تا دهم با دانش‌آموزان است که یک‌سوم زمان تحصیلی آنها را پوشش می‌دهد.
     همچنین، کارکنان مدرسه باید راهنمای برنامه درسی و نقشه اجرایی خود را تدوین کنند. این نسخه، در واقع، دربرگیرنده اهداف، محتوا و ارزیابی برنامه‌های درسی، روش‌های اجرای آن و همچنین ارزیابی و کنترل کیفیت دوره آموزشی است.
     دانش‌آموزان دوره پایه، پس از پایان هر سال به‌طور خودکار به کلاس بالاتر راه می‌یابند. دانش‌آموزان برجسته می‌توانند به‌صورت جهشی به کلاس‌های بالاتر راه یابند. برای دانش‌آموزان ضعیف نیز برنامه‌های ویژه آموزشی گذاشته می‌شود تا بتوانند همانند دیگر دانش‌آموزان به کلاس‌های بالاتر راه یابند.
     دوره دوم میانی که بر پایه قانون شماره 92 مصوب سال 2008 اداره می‌شود. هدف از این دوره برانگیختن همه دانش‌آموزان برای توسعه تمامیت فردی آنها و مشارکت آنها در جامعه‌ای مردم‌سالار است که از رهگذر آموزش مناسب با نیازهای هر دانش‌آموز دنبال می‌شود. هدف عملی این دوره آموزشی، آماده‌سازی دانش‌آموزان برای کار و یا ادامه تحصیل است. مهارت‌یابی در خواندن و نوشتن به زبان ایسلندی، آفرینش‌گری، اعتمادبه‌نفس و مدارا از دیگر اهدافی است که دانش‌آموزان را برای کاربست روشمند روش‌های کاری مستقل و اندیشه نقاد آماده می‌سازد. همچنین در این دوره کوشش می‌شود به آنها آموخته شود که به ارزش‌های فرهنگی احترام بگذارند و در پی دانش‌اندوزی فزون‌تر باشند.
     قانون یادشده که از اوت 2008 به اجرا گذاشته شده است، دبیرستان‌ها را وامی‌دارد که در یک بازه زمانی سه‌ساله، از زمان به اجرا گذاردن قانون، به تغییرات ساختاری و برنامه‌های آموزشی خود بپردازند. افزایش تمرکززدایی در برنامه‌های درسی، توسعه درس‌ها و نرمش‌پذیری فزاینده در سازمان آموزش و یادگیری ازجمله این تغییرات قانونی به‌شمار می‌آیند. پافشاری بر تقویت آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای و مهارت‌آموزی و کاهش درس‌های عمومی از دیگر سوی‌گیری‌های این قانون است. دبیرستان‌ها وظیفه تدوین توصیفی برنامه‌های درسی خود را دارند که سرانجام برای تأیید به وزارتخانه فرستاده می‌شود. این تغییرات تا 2011م در بیشتر دبیرستان‌ها به انجام رسیده است.
     از سال 2003 با تصویب قانون شورای سیاست علم و تکنولوژی، توسعه علوم، پژوهش‌های آموزشی و فنی در دستور کار نهادهای آموزش عالی قرار گرفت. بر پایه این قانون همة نهادهای آموزشی باید بر فعالیت‌های پژوهشی خود بیفزایند.
     از سال 2006 با تصویب «قانون نهادهای آموزش عالی»، وضعیت نهادهای آموزش عالی به‌صورت قانونی مشخص شده است. این قانون که دارای 10 فصل و 37 ماده است نکات زیر را روشن می‌سازد:
     نقش نهادهای آموزش عالی که در این قانون بسان نهادی مستقل شناخته شده‌اند، از کارویژه‌های آموزشی، پژوهشی، دانش‌پژوهی و آفرینش‌گری در قلمروهای علمی، آموزشی، فنّاوری یا هنری برخوردار هستند. رسالت نهادهای آموزش عالی مشارکت در تولید و انتقال دانش و مهارت به دانشجویان و جامعه است. همچنین نهادهای آموزش عالی بسان مراکز تولید دانش، بخشی از اجتماع بین‌المللی آموزش و دانش برشناخته شده‌اند که از استقلال عمل برخوردارند (فصل 1، ماده 2).
     کنترل کیفیت آموزش و پژوهش، اعتباربخشی به نهادهای آموزش عالی بر پایه ارزیابی بیرونی، ازسوی وزارت آموزش، علوم و فرهنگ انجام می‌شود.
     تعیین ساختار اداری نهادهای آموزش عالی که به شورای دانشگاه و رئیس آن واگذار شده است. هرچند ساختار و مفاهیم اساسی سازمانی، ازجمله مجمع دانشگاهی، عنوان‌های دانشگاهی، کمیته ارزیابی استادان، شرایط عمومی پذیرش دانشجو در این قانون مشخص شده است (فصل 1، ماده 3 و 4).
     منابع مالی نهادهای آموزشی در فصل هشتم این قانون گنجانده شده است. بر پایه ماده 21 فصل هشتم به وزارت آموزش، علوم و فرهنگ اجازه داده شده است که تا برمبنای موافقتنامه‌های سه تا پنج‌ساله منابع مالی نهادهای آموزش عالی را فراهم کند (Ministry of Education, Science and Culture, 2006).
     در سال 2008 قانون «نهادهای آموزش عالی عمومی» به تصویب رسید. این قانون که در سال 2010 بازنگری شد، دارای 10 فصل و 22 ماده است. سرخط مهم‌ترین اصول این قانون را می‌توان چنین چکیده ساخت.
     فصل یکم، گستره، نقش و استقلال نهادهای آموزش عالی بخش عمومی که بر پایه آن دانشگاه‌های بخش عمومی زیر نظر وزارت آموزش، علوم و فرهنگ از استقلال عمل در چهارچوب قوانین مصوب برخوردارند.
     در فصل دوم ساختار سازمانی و اداری درون دانشگاهی، ازجمله سازمان اداری و چگونگی کار آن، شورای دانشگاه و ترکیب اعضای آن و چگونگی انتخاب و انتصاب رئیس دانشگاه مشخص شده است.
     فصل سوم به معرفی مجمع دانشگاه می‌پردازد که اصلی‌ترین نهاد رایزنی در دانشگاه به‌شمار می‌رود.
     فصل چهارم به سازماندهی در سطح دانشکده‌ها و مدارس و مدیریت آنها می‌پردازد.
     فصل پنجم، به عنوان‌های اعضای علمی، کمیته ارزیابی آنها و چگونگی انتصاب آنها می‌پردازد.
     فصل ششم، شرایط ثبت‌نام، حقوق و وظایف دانشجویان را دربر می‌گیرد. تصمیم‌گیری درباره آنها ازسوی شورای دانشگاه انجام می‌شود.
     فصل هفتم، به تدریس، آزمون‌ها و مدارج تحصیلی می‌پردازد که شورای دانشگاه به تصمیم‌گیری در بیشتر موارد آن می‌پردازد.
 
     فصل هشتم، به تشریح مسائل مالی دانشگاه می‌پردازد. در ماده 24 آن خاطرنشان شده است که بودجه مستقل هر دانشگاه خارج از خزانه‌داری دولت (خارج از شمول) اختصاص می‌یابد. وزارت آموزش، علوم و فرهنگ، منابع مالی مورد نیاز هر دانشگاه را پیشنهاد می‌دهد (Ministry of Education, Science and Culture, 2008a).
     آخرین ره‌آورد سیاستی در نظام آموزش عالی ایسلند، در سندی با نام «سیاست برای دانشگاه‌های عمومی» گنجانده شده است. بر پایه آن، برای پاسداری از فعالیت‌های دانشگاه‌های عمومی، «شبکه همکاری» میان این دسته از دانشگاه‌ها از 2012م ایجاد شده است. به‌این‌ترتیب، دانشجویان دانشگاه‌های ایسلند، آکوریری، دانشگاه کشاورزی ایسلند و کالج دانشگاهی هولار می‌توانند برنامه‌های درسی خود را با گذراندن درس‌های خود در هریک از این دانشگاه‌ها، پشت سر بگذارند. هرچند، دیگر دانشگاه‌های ایسلند نیز بدون در نظر گرفتن شکل قانونی خود، می‌توانند به این شبکه همکاری بپیوندند.
 
ساختار نظام آموزشی
نظام آموزشی ایسلند به چهار دوره تقسیم می‌شود (نگاره 1)
1. پیش‌دبستانی: (لیک اسکولی) که تا سن شش‌سالگی ادامه می‌یابد و از دیدگاه  قانونی نخستین دوره نظام آموزشی به‌شمار می‌رود. مسئولیت این دوره آموزش برعهده شهرداری‌ها است. اگرچه چهارچوب و سیاست‌گذاری این دوره همچنان بردوش وزارت آموزش، علوم و فرهنگ است. خانوارهایی که فرزندان خود را در دوره پیش‌دبستانی ثبت‌نام می‌کنند ناچار به پرداخت شهریه بیشتری هستند. این مبلغ تقریباً 30% از هزینه‌های عملیاتی مدارس پیش‌دبستانی را پوشش می‌دهد. شهریه مدارس پیش‌دبستانی که ازسوی بخش خصوصی اداره می‌شوند به‌طور معمول 10 تا 20% بیش از مدارس عمومی است. این‌گونه مدارس نیز از یارانه دولتی برخوردارند. برنامه‌های آموزشی این دوره بر پایه راهنمای برنامه درسی ملی تدوین می‌شود. عملکرد دانش‌آموزان در این دوره ارزیابی نمی‌شود؛ مگر در موارد ویژه و درباره دانش‌آموزانی که با مشکل روبه‌رو هستند. آموزشگران این دوره از میان دانش‌آموختگانی که دوره سه‌ساله آموزش را در دانشگاه ایسلند یا دانشگاه آکوریری گذرانده باشند، برگزیده می‌شوند.
2. آموزش پایه اجباری: (گرون اسکولی) در ساختار یگانه‌ای سازماندهی شده است و بیشتر در یک مدرسه تدریس می‌شود. قانون مربوط به آموزش اجباری، این آموزش را برای کودکان و نوجوانان رده سنی 16-6 سال ضروری اعلام کرده است. آموزش اجباری، رایگان است و 100% کودکان و نوجوانان این رده سنی را دربر می‌گیرد. برمبنای مقررات، دانش‌آموزان در نزدیک‌ترین مدرسه محل اقامت خود ثبت‌نام می‌شوند و چنانچه در نزدیکی محل اقامت بیش از یک مدرسه وجود داشته باشد، والدین می‌توانند مدرسه مورد نظر خود را برگزینند. دانش‌آموزان دارای ناتوانی‌های جسمی و ذهنی نیز در مدارس معمولی ثبت می‌شوند. حداقل روزهایی که دانش‌آموزان باید در سال به مدرسه بروند 170 روز بوده که از سال 2001 به 180 روز افزایش یافته است. مدارس، پنج روز در هفته مشغول به کار هستند و حداقل ساعت آموزش سالانه بین 720 (کودکان هفت‌ساله)، 840 (ده‌ساله‌ها) و 888 ساعت (12 سال به بالا) در تغییر است. در دوره ابتدایی یک آموزشگر، همه موضوع‌های درسی را آموزش می‌دهد. اما در دوره نخست میانی، هر یک از عنوان‌های درسی ازسوی یک آموزشگر انجام می‌شود.
     آموزشگران در انتخاب روش تدریس خود آزاد هستند. مواد آموزشی که ازسوی مرکز ملی مواد آموزشی تهیه می‌شود به رایگان در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌گیرد.
     ارزیابی از پیشرفت دانش‌آموزان که ازسوی آموزشگران انجام می‌شود و استاندارد خاصی ندارد. هم‌هنگام، امتحان‌های پایانی هماهنگ ملی، همه ساله، در مواد اصلی یعنی زبان ایسلندی و ریاضیات در سال چهارم و هفتم برگزار می‌شود. افزون‌برآن، امتحان‌های همگونی در زبان ایسلندی، ریاضیات، انگلیسی، زبان دانمارکی، علوم طبیعی و اجتماعی در سال آخر برگزار می‌شود که شرکت در آنها اختیاری است و افراد می‌توانند در هیچ‌یک از آنها شرکت نکنند. در پایان این دوره، به دانش‌آموختگان مدرک این دوره با ریز نمرات امتحانات هماهنگ ملی و دیگر کلاس‌هایی که در سال پایانی گذرانده‌اند، داده می‌شود.
     به‌رغم رایگان بودن این دوره آموزشی، نزدیک به 13% از جمعیت دانش‌آموزی این دوره در مدارس خصوصی درس می‌خوانند. بخش گسترده‌ای از هزینه‌های این مدارس با کمک مالی شهرداری‌ها و بخش دیگری از آن با شهریه دریافتی از دانش‌آموزان فراهم می‌شود. برنامه درسی مدارس خصوصی نیز در چهارچوب راهنمای برنامه درسی ملی‌ تدوین می‌شود و ازنظر حقوقی نیز، قوانین و نظارت همسان مدرسه‌های عمومی را دنبال می‌کنند.
     بنابر قوانین جاری، هر مدرسه می‌تواند روشی برای ارزیابی عملکرد درونی خود به‌کار گیرد. در این ارزیابی، مواردی همچون آموزش، امور اداری، ارتباطات درونی و بیرونی ارزیابی می‌شوند. ارزیابی بیرونی همه مدارس این دوره بردوش وزارت آموزش، علوم و فرهنگ است. آموزشگران دوره ابتدایی و نخست میانی به‌عنوان آموزشگران عمومی، دوره‌های علمی و عملی خود را در دو دانشگاه ایسلند و

آکوریری می‌گذرانند. آموزشگران ازسوی شهرداری‌ها به‌صورت تمام‌وقت یا پاره‌وقت استخدام می‌شوند. هر ساله دوره‌های آموزشی ضمن خدمت گوناگونی برای آنها برگزار می‌شود؛ اما شرکت در آنها الزامی نیست.





 


 






3. دوره دوم میانی:
(فرام هالد اسکولی)، اگرچه الزامی نیست، اما همه کسانی‌که آموزش اجباری را پشت سرگذاشته‌اند حق ورود به این دوره آموزشی را دارند. این دوره آموزشی افراد در رده سنی 20-16 سال را دربر می‌گیرد. این دوره آموزشی نیز رایگان است و دانش‌آموزان فقط حق ثبت‌نام دارند و هزینه کتاب‌های آموزشی خود را پرداخت می‌کنند.
     دانش‌آموزان دوره‌های فنی‌وحرفه‌ای هزینه بخشی از لوازمی را که مصرف می‌کنند نیز می‌پردازند. این دوره در یک بازه زمانی چهارساله پس از گذراندن امتحان پایانی، پایان می‌پذیرد. طول مدت آموزش‌های فنی حرفه‌ای از یک تا ده نیمسال در تغییر است. اما بیشتر آنها چهارساله هستند. برمبنای اصول راهنمای برنامه درسی ملی، اهداف موضوعات درسی و رشته تحصیلی تعریف می‌شوند. در این دوره آموزشی چهار رشته تحصیلی وجود دارد: علمی (آکادمیک)، فنی‌وحرفه‌ای، هنرهای ظریف و رشته عمومی کوتاه. هر رشته دربرگیرنده برخی موضوعات اصلی و برخی موضوعات انتخابی است. همه رشته‌ها به آزمون پایانی می‌انجامند که دربرگیرنده زبان ایسلندی، زبان خارجی، مطالعات اجتماعی، علوم، ریاضی، مهارت‌های زندگی است. بیشتر مدارس نظام واحدی را به اجرا می‌گذارند. شرکت در آزمون پایانی از شرایط ورود به آموزش عالی به‌شمار می‌رود. برخی موضوع‌ها، برمبنای ارزیابی مستمر و تکالیف عملی ارزیابی می‌شوند. در رشته فنی‌وحرفه‌ای نیز ارزیابی به‌صورت مستمر و امتحانات پایان هر نیمسال انجام می‌شود. برای دریافت مدارک حرفه‌ای، امتحانات استادگری برگزار می‌شود. شماری از رشته‌های فنی‌وحرفه‌ای به دانش‌آموختگان خود گواهی قانونی یکی از مشاغل را نیز می‌دهند. بر پایه قانون آموزش دوره دوم میانی، هر نهاد آموزشی به ارزیابی عملکرد آموزشی خود می‌پردازد. روش‌های خود ارزیابی هر پنج سال یکبار ارزیابی بیرونی می‌شوند.
4. آموزش عالی: دیرینه آموزش عالی در ایسلند به بنیان نهادن دانشگاه ایسلند در حوالی 1911م باز می‌گردد. اگرچه دانشگاه ایسلند همچنان اصلی‌ترین نهاد آموزش عالی این کشور به‌شمار می‌آید، اما طی سه دهه گذشته نهادهای آموزش عالی دیگری با تمرکز بیشتر بر روی تخصص‌ها در این کشور ایجاد شده که تنوع بیشتری به آموزش عالی این کشور بخشیده است. با اجرای قانون مربوط به نهادهای آموزش عالی، چهارچوب کلی فعالیت‌های این نهادها مشخص شد. در این سند قانونی واژه «آموزش عالی» دربرگیرنده هر دو نوع دانشگاه‌های سنتی [دانشگاه پژوهشی] و دیگر نهادهایی است که بیشتر به مهارت‌آموزی می‌پردازند، اما، قانون‌های جداگانه‌ای، پایبندی‌های پژوهشی، ساختار داخلی و مدیریت دانشگاه‌های خصوصی را روشن می‌کند. درهرحال، نهادهای عمومی و خصوصی آموزش عالی هر کدام بودجه دولتی ویژه خود را دریافت می‌کنند.
     اصلی‌ترین مقررات برای ثبت‌نام در نهادهای آموزش عالی، گذراندن رضایت‌بخش آموزش میانی و پشت سرگذاشتن آزمون پایانی، در پایان دوره دوم میانی یا دوره‌های همسان آن است. تصمیم‌گیری در این زمینه و تعیین دیگر معیارهای پذیرش بردوش نهادهای آموزش عالی است. دستیابی به آموزش عالی عمومی رایگان است و دانشجویان دانشگا‌ه‌های بخش عمومی شهریه نمی‌پردازند. آنها فقط حق ثبت‌نام به نهاد آموزشی خود پرداخت می‌کنند. اما دانشجویان بخش خصوصی شهریه نیز پرداخت می‌کنند. دانشجویان می‌توانند از صندوق وام دانشجویی وام دریافت کنند که مبلغ آن به درآمد دانشجو و همسر وی بستگی دارد. بازپرداخت این وام‌ها در سال پس از پایان و یا ترک تحصیل آغاز می‌شود. همه نهادهای آموزش عالی ایسلند که ازسوی وزارت آموزش، علوم و فرهنگ اعتباربخشی می‌شوند باید چهارچوب ملی کیفیت را که بر پایه چهارچوب کیفیت اروپایی و همسو با توافقنامه بلونیاست، دنبال کنند. این چهارچوب ساختار تحصیلی، دوره‌های تحصیلی و دانش و مهارتی را که در پایان هر دوره دانشجو باید از آن برخوردار باشد مشخص می‌کند. نهادهای آموزش عالی نیز پیامدهای یادگیری هر برنامه تحصیلی را مشخص می‌کنند. دوره‌های تحصیلی آموزش عالی، معمولاً دربرگیرنده سه دوره زیر است:
· کارشناسی، سه تا چهار سال به درازا می‌کشد (بین 240-180 واحد درسی) ( هر واحد درسی 30-25 ساعت کار دانشجویی است).
· کارشناسی ارشد، یک تا دو سال به درازا می‌کشد (بین 120-60 واحد درسی).
· دکتری که دست‌کم سه سال به درازا می‌کشد.
هم‌اکنون 8 نهاد آموزش عالی در ایسلند به کار مشغول هستند که بیشتر آنها عمومی هستند. بخش خصوصی نیز در اداره 3 نهاد آموزش عالی با دولت مشارکت دارد.
· دانشگاه ایسلند، دانشگاه پژوهشی که به‌تازگی به‌صورت بین‌المللی نوسازی شده است و نزدیک به 15000 دانشجو دارد. این دانشگاه دارای 40 مؤسسه پژوهشی، 5 مدرسه دانشگاهی و 25 دانشکده است که در 1911م گشایش یافته است.
· دانشگاه ریکیاریک، دانشگاهی خصوصی در 1998م گشایش یافته و با داشتن بیش از 3000 دانشجو، دومین دانشگاه بزرگ ایسلند است. این دانشگاه دارای 19 نهاد پژوهشی و 5 مدرسه عالی است.
· دانشگاه آکوریری در 1987م در ایسلند شمالی بنا شده است. این دانشگاه که ازنظر برتری دانشگاهی و ارتباط با صنعت پرآوازه است، دارای 3 دانشکده و نزدیک به 1500 دانشجو است. به‌دلیل عضویت در برنامه نوروپلاس و اراسموس و همکاری با دانشگاه‌های شمال به شمال در مناطق قطبی، برخی از برنامه‌های خود را به زبان انگلیسی عرضه می‌کند.
· دانشگاه بیفروست، دانشگاهی خصوصی که در 1918م گشایش یافته است. این دانشگاه که برای آموزش مدیران بازرگانی و اجتماعی بنیان نهاده شده است در سال 1988 اعتبار رسمی یافت. تا سال 2006 با نام مدرسه بازرگانی بیفروست کار می‌کرد و در 2006م با افزودن 2 دانشکده حقوق (2002م) و علوم اجتماعی (2005م) به دانشگاه تغییر نام یافت.
· فرهنگستان (آکادمی) هنر ایسلند که خصوصی است و دارای چهار گروه آموزشی، طراحی، معماری، هنرهای دیداری، تئاتر و موسیقی است.
· مدرسه علوم انرژی‌های نو شدنی با همکاری با دانشگاه آکوریری و ایسلند و شماری از دانشگاه‌های فنی در جهان به آموزش دوره کارشناسی ارشد در این قلمرو می‌پردازد. به دانش‌آموختگان این مدرسه مدرک کارشناسی ارشد علوم داده می‌شود.
· دانشگاه کشاورزی ایسلند که در 2005م بنیان نهاده شده است، به آموزش و پژوهش در قلمرو کشاورزی می‌پردازد. شرایط طبیعی ویژه ایسلند همچون، آتشفشان، ویژگی‌های خاص کشاورزی در این منطقه قطبی و سرد، وجود گونه‌های زیستی بی‌همتا که در این دانشکده بدان پرداخته می‌شود، آن را به نهادی یگانه در برخی از زمینه‌ها بدل ساخته است که از اهمیت بین‌المللی برخوردار است. گرانیگاه مطالعاتی این دانشگاه بر استفاده از منابع ژنتیک بی‌همتا در حیوانات و گیاهان کشت‌پذیر در ایسلند نهاده شده است.
· کالج دانشگاهی هولار، نهادی در حال توسعه است و در دوره کارشناسی و تحصیلات تکمیلی دانشجو می‌پذیرد. این نهاد دانشگاهی هم‌اکنون در زمینه‌های بسیار تخصصی همچون کشت آبی، زیست‌شناسی آبزیان، علوم مربوط به اسب و همچنین گردشگری به آموزش و پژوهش مشغول است و در نظر دارد قلمرو علمی- حرفه‌ای خود را در بخش اقتصادی و فرهنگی مربوط نیز گسترش دهد.
آموزش پسا میانی که دوره سوم به‌شمار نمی‌آید: این دوره آموزشی فنی‌وحرفه‌ای بیشتر در مدارس میانی برگزار می‌شود. این دسته از آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای، یک تا دو سال (بسته به برنامه آموزشی) به درازا می‌کشد. شرط ورود به این دوره گذراندن دوره دوم میانی است. این برنامه‌ها برای آماده‌سازی برای ورود به گام نخست دوره سوم و ورود مستقیم به بازار کار طراحی شده است. بیشتر این برنامه‌های این دوره، در دهه گذشته، در قلمرو سلامت، فنّاوری الکترونیکی، رایانه/ فنّاوری رسانه‌ای، حمل‌ونقل و گردشگری برگزار شده است (OECD, 2013).
 
کمک‌های ویژه به دانشجویان
در نهادهای آموزش عالی ایسلند با راه‌اندازی مراکز مشاوره در زمینه‌های زیر به دانشجویان کمک می‌شود:
· عرضه مشاوره در زمینه (انتخاب برنامه و سازماندهی مطالعات)؛
· عرضه مشاوره برای حل مشکلات شخصی؛
· پذیرش دانشجویان ناتوان جسمی و ذهنی و یاری رساندن به آنها؛
· عرضه مشاوره روان‌شناختی به دانشجویان متقاضی.
     ارزیابی دانشجویان برمبنای آزمون‌های شفاهی، کتبی و تکالیف فردی انجام می‌شود. درهرحال، مدرک دانشگاهی به دانشجویانی داده می‌شود که پایان‌نامه یا طرح پژوهشی خود را به پایان رسانده باشند.
     به‌منظور کنترل کیفیت آموزش‌های دانشگاهی، دانشگاه‌ها به ایجاد نظام رسمی ارزیابی کیفیت داخلی پرداخته‌اند. ارزیابی بیرونی دانشگاه‌ها و نهادهای آموزش عالی برعهده وزارت آموزش، علوم و فرهنگ است. همچنین اعتبارسنجی دوره‌های نوین آموزشی را وزارتخانه انجام می‌دهد.
     بنا به قانون دانشگاه‌ها، مصوب سال 1997، آموزشگران دانشگاهی لازم است، دست‌کم، دارای مدرک کارشناسی ارشد باشند و یا دانشگاه و تجربه معادل آن را داشته باشند. به‌کارگیری آموزشگران دانشگاهی به‌گونه‌‌های زیر انجام می‌شود:
استخدام دائم، استخدام نامعین و استخدام موقت.
     افزون‌برآن، برخی از آموزشگران به‌صورت قراردادی با دانشگاه‌ها کار می‌کنند.
 
آموزش بزرگسالان و یادگیری در سراسر زندگی
آموزش بزرگسالان در ایسلند در دهه گذشته با به هم آمیختن با مفهوم یادگیری در سراسر زندگی و پیوند تنگاتنگ با جهان کار از اهمیت فزاینده‌ای برخوردار شده و تغییرات ژرفی نیز یافته است. به سخنی دیگر، دولت ایسلند با توسعه سیاست‌ ملی خود در زمینه یادگیری در سراسر زندگی، همسو با سیاست‌های آموزشی اروپا، در 2010م قانون آموزش بزرگسالان را به تصویب رساند که در آن عرضه‌کنندگان آموزش بزرگسالان و آموزش پیاپی و همچنین حمایت مالی دولت از آنها به رسمیت شناخته شده است. بر پایه این قانون، گسترة عملیاتی نهادهای آموزش و خدمات مهارت‌آموزی، دربرگیرنده اتحادیه کارکنان خدمات مدنی است که همه گستره باز کار را پوشش می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که در سال 2010، 70200 نفر افراد رده سنی 74-16، زیر پوشش آموزش پیاپی و مهارت‌آموزی حرفه‌ای قرار داشتند که 4/31% از این جمعیت سنی را دربر می‌گرفت. در آخرین مفهوم‌سازی از آموزش حرفه‌ای و مهارت‌آموزی که ازسوی وزارت آموزش، علوم و فرهنگ انتشار یافته است، این دسته از آموزش‌ها و مهارت‌آموزی‌ها با هدف دانش‌اندوزی، چیره‌دستی، کارورزی و مهارت مورد نیاز صنایع و به‌طورکلی بازار کار بنا نهاده شده‌اند. بخشی از آن، آموزش‌های غیررسمی در مراکز آموزشی بزرگسالان، مدارس عصرانه و محیط‌های کاری را دربر می‌گیرد. بخش دیگر آن، آموزش‌های رسمی در دبیرستان‌ها، آموزش پسادبیرستانی و حتی آموزش دوره سوم را پوشش می‌دهد (OECD, 2013, pp. 31-45).
     نهادهایی که به آموزش در دوره دوم می‌پردازند عبارت‌اند از: مدارس فراگیر، دبیرستان‌ها، مدارس ویژه فنی‌وحرفه‌ای/ صنعتی و مدارس موسیقی.
     دولت همه هزینه‌های نهادهای آموزشی عمومی که در این زمینه به کار مشغول هستند را فراهم می‌سازد. افزون‌برآن 50% هزینه‌های عملیاتی نهادهای خصوصی وابسته به دولت و کمتر از 50% هزینه‌های عملیاتی نهادهای خصوصی مستقل، که فقط 6% از این دسته نهادهای آموزشی را تشکیل می‌دهند را نیز بر پایه سرانه فراگیران آنها پرداخت می‌کند.
 
مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی
از دیدگاه قانون نهادهای آموزش عالی، مصوب سال 2006، نهادهای آموزش عالی عمومی، نهادهای مستقل ملی به‌شمار می‌آیند که زیر نظر وزارت آموزش، علوم و فرهنگ به کار مشغول هستند. درهرحال، چهارچوب‌ کاری نهادهای آموزش عالی عمومی و خصوصی را قانون یادشده تعیین می‌کند و این نهادها نیاز به اعتباربخشی ازسوی وزارت دارند.
     اعتباربخشی به نهادهای آموزش عالی بر پایه معیارهای پذیرفته‌شده بین‌المللی انجام می‌شود و دربرگیرنده نکات کلی زیر است:
· نقش و اهداف مؤسسه‌های آموزش عالی؛
· امور سازمانی و اداری؛
· سازماندهی آموزش‌وپرورش؛
· بایسته‌های کیفی کارکنان؛
· بایسته‌های پذیرش حقوق و وظایف دانشجوی؛
· شرایط کاری آموزشگران و دانشجویان و همچنین ساختارهای حمایتی از آنها، ازجمله پشتیبانی از دانشجویان دارای ناتوانی؛
· نظام درونی مدیریت کیفیت؛
· تشریح دوره‌های آموزشی بر پایه پیامدهای یادگیری؛
· امور مالی.
     اعتباربخشی بر پایه دوره‌های آموزشی در حال اجرا انجام می‌شود. چنانچه دانشگاهی بخواهد قلمرو علمی تازه‌ای را به فعالیت‌های خود بیفزاید، کمیته‌ای سه نفر از افراد مستقل که ازسوی وزارت تعیین می‌شود که به بررسی آن خواهند پرداخت (OECD, 2013, pp. 132-133).
     به‌سخنی روشن‌تر، مدیریت در نظام آموزش عالی بر پایه مسئولیت‌هایی که در نگاره 1 به تصویر کشیده شده است، به اجرا درمی‌آید.
     به‌این‌ترتیب، وزارت آموزش، علوم و فرهنگ مسئول پیاده‌سازی قوانین مربوط به همه دوره‌های آموزشی، تدوین مقررات و طراحی اصلاحات آموزشی است (Ministry of Education, Science and Culture, 2008, p. 2).
     از دیدگاه ساختاری، بنابر آخرین اصلاحات انجام شده و بر پایه قانون 115 مصوب سال 2011 درباره دولت ایسلند، ساختار کلی وزارت آموزش، علوم و فرهنگ، را می‌توان چنین به تصویر کشید:
مدیریت درونی دانشگاه‌ها، بسان نهادی مستقل بردوش شورای دانشگاه و رئیس آن نهاده شده است. به‌این‌ترتیب، سیاست‌های عمومی آموزش، پژوهش و ساختار سازمانی دانشگاه ازسوی این شورا تعیین می‌شود. برای انجام این کارویژه‌ها، شورا به پایش عمومی همه فعالیت‌های دانشگاه و نهادهای زیرمجموعه آن می‌پردازد و مسئولیت عملکرد دانشگاه بر پایه قوانین و مقررات را بردوش دارد.
     سرخط مهم‌ترین وظایف شورای دانشگاه را بر پایه قانون سال 2008 می‌توان چنین برشمرد:
· تصمیم‌گیری درباره مسائل دانشگاه و نهادهای وابسته به آن؛
· مسئولیت کاربست موافقتنامه‌های دانشگاه با شرکت‌ها و دیگر نهادها؛
·



 


 





مدیریت منابع مالی و همه اموال دانشگاه؛
· تعیین رویه‌ها و معیارهای به‌کارگیری کارکنان دانشگاه؛
· امکان واگذاری قدرت تصمیم‌گیری‌های مربوط به رئیس دانشگاه و دیگر مسائل اجرایی به دیگر افراد اجرایی و کارکنان اداری.
     اعضای شورای دانشگاه که برای مدت دو سال انتخاب می‌شوند، عبارت‌اند از:
1. رئیس دانشگاه (رئیس شورا)؛
2. دو نماینده از دانشگاه به انتخاب مجمع عمومی دانشگاه؛
3. نماینده دانشجویان به انتخاب اتحادیه عمومی دانشجویان؛
4. نماینده وزیر آموزش، علوم و فرهنگ؛
5. دو نماینده به انتخاب شورای جدید دانشگاه.
     یادآوری می‌شود در دانشگاه‌هایی که بیش از پنج هزار دانشجو دارند، شمار اعضای شورای دانشگاه، به جز رئیس، از 6 نفر به 10 نفر افزایش می‌یابد.
     رئیس دانشگاه، از دیگر پایه‌های مدیریت دانشگاهی است که به پیشنهاد شورای دانشگاه ازسوی وزیر منصوب می‌شود. چگونگی برگزیدن رئیس دانشگاه، از رهگذر برگزاری انتخابات یا اعلام عمومی ازسوی شورای دانشگاه انجام می‌شود. به‌این‌ترتیب، رئیس دانشگاه که ریاست شورای دانشگاه را نیز بردوش دارد، نماینده اصلی دانشگاه در امور اداری و مالی، درونی و بیرونی دانشگاه به‌شمار می‌آید.
مجمع دانشگاه، اصلی‌ترین نهاد رایزنی در زمینه توسعه و پیشرفت و تعیین راهبردهای دانشگاه به‌شمار می‌آید. شورای دانشگاه می‌تواند همه مسائل درباره فعالیت‌های دانشگاه ازجمله مسائل حرفه‌ای و سیاست‌گذاری‌های دانشگاه را در این مجمع به رایزنی بگذارد. اما تصمیم‌های شورای دانشگاه، رئیس دانشگاه، رئیس‌های دانشکده‌ها یا مدیران نهادهای دانشگاهی را نمی‌تواند بازنگری کند.
     اعضای این مجمع دربرگیرنده، رئیس دانشگاه، رئیس‌های دانشکده‌ها، آموزشگران و متخصصان نمایندگان نهادهای علمی و مدارس وابسته به دانشگاه است. افزون‌برآن، 2 نماینده از انجمن آموزشگران دانشگاه و 2 نماینده از کارکنان اداری دانشگاه و در برابر هر 5 نماینده از دانشگاه، یک نماینده از دانشجویان برای دو سال برای شرکت در مجمع برگزیده می‌شوند. ریاست این مجمع با رئیس دانشگاه است و دست‌کم باید سالی یک‌بار برگزار شود.
 




 


 






جدول 1. سیر تحول شمار فراگیران پیش‌دبستانی با گونه‌شناسی جنسیتی 2013-2000م





سال


پسر


دختر


درصد دختر


جمع کل




2000


7512


7062


48%


14574




2001


7937


7641


49%


15578




2002


8272


8010


49%


16282




2003


8484


8201


49%


16685




2004


8551


8204


49%


16755




2005


8608


8256


49%


16864




2006


8750


8413


49%


17163




2007


8928


8571


49%


17499




2008


9370


8908


49%


18278




2009


9642


9074


48%


18716




2010


9783


9178


48%


18961




2011


9886


9273


48%


19159




2012


10097


9518


49%


19615




2013


10154


9559


48%


19713





(Statistics Iceland, 2013)
 
داده‌های آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالی
شمار کمتر فراگیران دختر از بافت جمعیتی در این کشور سرچشمه می‌گیرد و به مفهوم دسترسی کم دختران به این دوره آموزشی نیست. بازتاب این نکته را می‌توان در جدول 2 (فراگیران دوره پایه) نیز دید که شمار دختران کمی کمتر از پسران است.
 
جدول 2. تحول جمعیت‌شناختی فراگیران دوره آموزش پایه در سال‌های 2013-2000





سال


پسر


دختر


کل


درصد دختران دانش‌آموز به کل




2000


89668


84908


174576


49%




2001


91168


85316


176484


48%




2002


92372


86408


178780


48%




2003


92372


86864


179236


48%




2004


91744


86300


178044


48%




2005


91292


86052


177344


49%




2006


89648


85852


175500


49%




2007


89428


85936


175364


49%




2008


88664


85380


174044


49%




2009


87552


84164


171716


49%




2010


86748


83408


170156


49%




2011


86344


83116


169460


49%




2012


86140


83140


169280


49%




2013


87096


83840


170936


49%





(Statistics Iceland, 2013)
 
     اگرچه شمار دختران در دوره‌های پیش‌دبستانی و پایه کمتر از پسران است، اما در دوره‌های پیشرفته‌تر، ازجمله دوره دوم میانی شمار دختران اندکی بیشتر یا به برابری می‌رسد؛ داده‌هایی که نشان‌دهنده دسترسی برابر جنسیتی در نظام آموزشی ایسلند است.
 
جدول 3. تحول جمعیت‌شناختی فراگیران دوره دوم میانی
2012-2000م






سال


پسر


دختر


کل


درصد دختران به فراگیران




2000


9910


10422


20332


51%




2001


10052


10811


20863


52%




2002


10274


11089


21363


52%




2003


10601


11289


21890


52%




2004


10997


11606


22603


51%




2005


11173


12172


23345


52%




2006


11440


13023


24463


53%




2007


11965


13125


25090


52%




2008


12189


13401


25590


52%




2009


12758


13606


26364


52%




2010


12411


12757


25168


51%




2011


12968


13185


26153


50%




2012


12726


12734


25460


50%





(Statistics Iceland, 2013)
 
جدول 4. گونه‌شناسی دسترسی به آموزش عالی از نگاه روش آموزشی 2011-2001م





سال


سهم آموزش روزانه


سهم آموزش شبانه


سهم آموزش از دور




2001


88%


1%


11%




2002


83%


3%


14%




2003


84%


3%


13%




2004


80%


3%


17%




2005


84%


1%


15%




2006


85%


1%


14%




2007


84%


0%


16%




2008


81%


1%


19%




2009


77%


2%


21%




2010


85%


2%


13%




2011


84%


1%


15%





(Statistics Iceland, 2013)
 
     سهم اندک دانشجویان غیر روزانه، می‌تواند نشانگر اولویت‌های آموزش عالی این کشور در دوره‌های روزانه باشد. همچنین یادآوری می‌شود که دانشجویان دوره‌های شبانه و از دور، دربرگیرنده افرادی هستند که به هر دلیل توان ادامه تحصیل در دوره‌های روزانه را ندارند. به سخنی دیگر، این دوره‌ها جایگزینی برای دوره‌های روزانه به‌شمار نمی‌آیند.
     شمار دانشجویان در دهه گذشته، در مجموع همواره رو به افزایش بوده است. به‌گونه‌ای که شمار آنها در ده‌ سال گذشته نزدیک به دو برابر شده است که باتوجه‌به نرخ رشد پایین جمعیت در این کشور، افزایش دسترسی به آموزش عالی در این کشور را نشان می‌دهد.
 




 


 





           
     در میان دوره‌های آموزشی، فقط شمار دانشجویان دوره کاردانی نه‌تنها رشدی نداشته بلکه شمار آنها در سال 2013 در برابر سال 2000، نزدیک به 60% کاهش را نشان می‌دهد. در برابر، شمار دانشجویان، در همین بازه زمانی، در دوره دکتری نزدیک به 10 برابر، کارشناسی ارشد نزدیک به 9 برابر و کارشناسی به 5/1 برابر رسیده است. نسبت دانشجویان به‌ترتیب در دوره دکتری به جمعیت دانشجویی 5/2%، دوره کارشناسی ارشد 23%، دوره کارشناسی 73% و دوره کاردانی 2/1% را نشان می‌دهد.

 
     از دیدگاه جنسیتی، سهم دختران در تمامیت نظام‌ آموزش عالی، در 2013م، 5/62% است. این سهم در دوره کاردانی 56%، در دوره کارشناسی 5/60%، در دوره کارشناسی ارشد 4/68% و در دوره دکتری 61% را نشان می‌دهد. این در حالی است که جمعیت فراگیران دختر در دوره‌های پیش‌دبستانی و پایه کمتر از پسران است.
     به‌رغم آنکه گشایش مدارس خصوصی در ایسلند آزاد است و این‌گونه مدارس از یارانه‌های دولتی نیز برخور هستند؛ اما شمار اندکی، فقط 5/2% از دانش‌آموزان در این‌گونه مدارس آموزش می‌بینند. چنین وضعیتی می‌تواند روشنگر سیاست‌های آموزشی در برابر خصوصی‌سازی در این کشور باشد.
منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی
سرمایه‌گذاری در آموزش از اولویت‌های کشورهای اروپایی و ازجمله راهبردهای کلان این کشورها تا سال 2020 به‌شمار می‌رود. این راهبرد کلان ازجمله، سبب شده است که بیشتر کشورهای این منطقه بودجه سال 2013 خود را در برابر سال 2012، دست‌کم، 1% به قیمت جاری افزایش دهند (European Commission, 2014a, p. 31).
     همچنین چهارده کشور اروپایی بودجه آموزشی خود را در همین بازه زمانی بیش از 1%به قیمت ثابت افزایش داده‌اند. ازجمله بخش آلمانی زبان بلژیک، نزدیک به 27%، ترکیه 19% و ایسلند 6/8% از تولید ناخالص داخلی خود را به آموزش داده‌اند دلیل افزایش بودجه آموزشی در ایسلند، افزایش هزینه‌های آموزشی و شمار فراگیران یاد شده است (European Commission, 2013, pp. 5-6).




 


 





     شهرداری‌ها در ایسلند مسئولیت ساخت‌و‌ساز و عملیات دوره‌های پیش‌دبستانی و آموزش پایه را بردوش دارند. اما بودجه برنامه‌های دوره دوم میانی، آموزش عالی (یا دوره سوم) و آموزش بزرگسالان ازسوی دولت فراهم و در بودجه سالانه‌ای که هر سال ازسوی مجلس به تصویب می‌رسد، گنجانده می‌شود. بودجه این نهادهای آموزشی بر پایه مدل‌های ریاضی محاسبه می‌شود که سرانه فراگیران یکی از عناصر تشکیل‌دهنده آن است. هر نهاد آموزشی مسئولیت مدیریت بودجه خود را که دربرگیرندۀ حقوق کارکنان، هزینه‌های عملیاتی و هزینه‌های ثابت است بردوش دارد. به‌این‌ترتیب، همه نهادهای آموزشی که منابع مالی آنها ازسوی دولت فراهم می‌شود از خودگردانی مالی برخوردار هستند؛ اما باید در برابر دفتر ممیزی ملی دربارۀ مدیریت مالی خود پاسخ‌گو باشد.




 


 





     داده‌های آماری بیانگر آن است که 91% از بودجه بخش آموزش را دولت و بخش خصوصی فقط 9/0% از این هزینه‌ها را فراهم می‌کند؛ به‌گونه‌ای که از بودجه 2/128 میلیارد کرونی (نزدیک به 8/1 میلیارد یورو) بخش آموزش، 7/116 میلیارد کرون آن را دولت و فقط 5/11 میلیارد آن را بخش خصوصی فراهم کرده است.




 


 





     درخور یادآوری است که هزینه‌های آموزشی در کشور ایسلند از تولید ناخالص داخلی در دو دهه گذشته همواره رو به افزایش بوده است. در نگاره 5 سیر تحول بودجه آموزشی در بازه زمانی یاد شده به تصویر کشیده شده است. از دیگر نکات درنگ‌برانگیز در فراهم ساختن هزینه‌های آموزش، سهم اندک خانوارها است که به‌رغم مشارکت بخش خصوصی در آموزش، کمتر از 1% تولید ناخالص داخلی است و در دو دهه پیشین تغییر اندکی نیز داشته است. سزاوار یادآوری است که میانگین سهم هزینه آموزش از تولید ناخالص داخلی کشورهای عضو سازمان همکاری‌های اقتصادی برای توسعه، در سال 2008، 9/5% بوده است. ایسلند با 9/7% از بالاترین و جمهوری اسلوواک با 4% از کمترین سهم برخوردار بوده‌اند. ایالات متحده امریکا 2/7% از درآمد سرانه خود را در قلمرو آموزش هزینه می‌کند. سهم هریک از دوره‌های آموزشی از هزینه‌های آموزش در جدول 7 نشان داده شده است. هزینه‌ها در دوره پیش‌دبستانی و آموزش عالی در بازه زمانی 2010-1998م فرایند فزاینده‌ای را پشت سر گذاشته‌اند و در برابر هزینه‌های دوره پایه و دوره دوم میانی کاهش یافته‌اند. این تغییرات که می‌تواند ناشی از تغییرات بافت جمعیت‌شناختی کشور باشد، همچنین می‌تواند نشانگر اهمیتی باشد که ملت و دولت ایسلند برای دوره‌های پیش‌دبستانی و آموزش عالی در نظر دارند.
     بیشترین سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در آموزش، در 2010م، در دوره پیش‌دبستانی (2/31%) و سپس دوره دوم میانی (75/19%) انجام شده است. دوره آموزش پایه (2/5%) و آموزش عالی (57/14%) کمترین سرمایه‌گذاری بخش خصوصی را داشته‌اند که یکی از دلایل آن می‌تواند سرمایه‌گذاری بیشتر بخش عمومی در این دوره‌ها باشد.
     هزینه سرانه آموزشی برای فراگیران در هریک از دوره‌های آموزشی در سال‌های 2010-1998 در جدول 8 به نمایش گذاشته شده است. همان‌گونه که در ردیف نخست دیده می‌شود، میانگین هزینه سرانه فراگیران از 1651 کرون ایسلند در سال 1998 به 304/1 کرون در سال 2010، یا نزدیک به 9/11% افزایش یافته است. دوره پیش‌دبستانی با 35% بیشترین افزایش را داشته است که می‌تواند سوگیری در اولویت‌های آموزشی و اهمیت این دوره در نظام آموزشی ایسلند را نشان دهد.
     هزینه سرانه آموزشی فراگیران دوره دوم میانی به‌رغم افزایش شمار آنها تا 8/25%، نزدیک به 9/7% به ارزش واقعی کاهش یافته است. در دوره‌های دانشگاهی نیز با افزایش 7/126% شمار دانشجویان، هزینه سرانه آنها 25% کاهش یافته است.
     بر پایه آخرین داده‌های در دسترس، بودجه دوره‌های آموزشی بر پایه گونه‌شناسی هزینه‌ها در جدول 9 نمایش داده شده است.




 


 










 


 





     بودجه نهادهای آموزشی دوره دوم میانی بر پایه موافقتنامه مالی میان نهاد آموزشی و وزارت آموزش، علوم و فرهنگ، هربار، برای بازه زمانی سه تا پنج سال اختصاص می‌یابد. در این موافقتنامه، فعالیت‌هایی که باید برمبنای بودجه انجام شود، ازجمله برنامه درسی، برنامه آموزشی، ساختار آموزش، کنترل کیفیت و ارزیابی گنجانده می‌شود. این موافقتنامه بنا به تشخیص هریک از دو طرف هر سال می‌تواند بازنگری شود. نهادهای آموزش عالی عمومی و خصوصی نیز بر پایه موافقتنامه‌های خود با وزارت آموزش، علوم و فرهنگ بودجه خود را دریافت می‌کنند. بودجه نهادهای آموزش عالی بر پایه هزینه سرانه دانشجویان تمام‌وقت بسته می‌شود؛ هرچند هزینه سرانه دانشجویی نیز در رشته‌های گوناگون متفاوت است. افزون‌بر بسته بودجه مبتنی‌بر سرانه دانشجویی، دیگر منابع مالی نهادهای آموزش عالی بر پایه قراردادهای عملکردی میان وزارت و نهاد آموزشی تعیین می‌شود و دربرگیرنده منابع مالی پژوهشی و توسعه نهادهای آموزشی است. بر پایه قانون نهادهای آموزش عالی، این نهادها از خودگردانی داخلی، مالی و مدیریتی برخوردار هستند. ارتباط رسمی نهادهای عمومی آموزش عالی با وزارت آموزش، علوم‌وفرهنگ در چهارچوب موافقتنامه عملکرد آنها و قرارداد خدمات با نهادهای آموزش عالی خصوصی تعیین می‌شود.
     به‌هر‌حال، نهادهای آموزش عالی خصوصی نیز بیش از 50% از منابع مالی اصلی خود را از دولت مرکزی دریافت می‌کنند. افزون‌برآن، آنها می‌توانند از دانشجویان شهریه دریافت کنند، درحالی‌که نهادهای آموزش عالی عمومی حق دریافت شهریه از دانشجویان را ندارند. بودجه پژوهشی نهادهای آموزش عالی خصوصی نیز در چهارچوب موافقتنامه‌های سه‌ساله بسته می‌شود که بستگی به فعالیت‌های پژوهشی آنها دارد. به‌طور‌کلی همه نهادهای آموزش عالی، به‌صورت غیرسودجویانه (غیرانتفاعی) عمل می‌کنند.
     برخورداری نهادهای آموزش عالی از خودگردانی به گروه‌های آموزشی گوناگون اجازه می‌دهد که شرکت‌ها را برای همکاری بسان رایزن یا شریک پژوهشی دعوت به همکاری کنند.
     تصمیم‌گیری درباره حقوق پایه آموزشگران در دوره‌های آموزش پیش از دانشگاه با مشورت میان اتحادیه دولتمردان محلی و اتحادیه آموزشگران انجام می‌شود. تعیین حقوق آموزشگران بر پایه ترکیبی از سطح آموزشی، تجربه کاری و سن آنها انجام می‌شود. آموزشگران بالای 55 سال سن نیز از کاهش ساعت‌های موظف کاری برخوردار می‌شوند. آموزشگران برای انجام کارهای اضافی از اضافه کار ماهانه یا پاداش ویژه برخوردار می‌شوند.
     حقوق آموزشگران نهادهای خصوصی آموزشی نیز با روش نهادهای عمومی انجام می‌شود. حقوق مدیران نهادهای آموزشی نیز همانند آموزشگران تعیین می‌شود. جدول 10 و 11 به‌ترتیب حقوق پایه آموزشگران و مدیران نهادهای آموزشی را تا 31 مارس 2014 را نمایش می‌دهد. یادآوری می‌شود که تعیین حقوق آموزشگران دوره‌های عالی ازسوی نهادهای آموزش عالی تعیین می‌شود و باتوجه‌به خودگردانی مالی آنها ارقام ثابتی ندارد.
     از دهه‌ها پیش، دولت، صندوق وام دانشجویی را با هدف فراهم آوردن دسترسی برابر همه فراگیران از رده‌های گوناگون اجتماعی- اقتصادی به آموزش را پی نهاده است. برهمین‌پایه، دانشجویان نهادهای آموزش عالی بخش عمومی که بیش از 80% دانشجویان این کشور را پوشش می‌دهد، از پرداخت شهریه در امان هستند.
     اما دانشجویان این نهادهای آموزشی سالانه مبلغ 000/75 کرون برابر 485 یورو برای ثبت‌نام در دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد پرداخت می‌کنند.




 


 






     دولت شهریه نهادهای آموزش عالی خصوصی را بر پایه هزینه‌های ثبت‌نام و آموزش هر نهاد تعیین کرده است. این شهریه نزدیک به 400 هزار تا یک میلیون کرون (نزدیک به 2600 تا 6500 یورو) است. دانشجویان بین‌المللی نیز پیرو همین مقررات هستند.

     دانشجویان تمام‌وقت می‌توانند برای پوشش هزینه‌های تحصیلی (شهریه، کتاب و لوازم، هزینه سفر و...) و هزینه‌های زندگی خود از وام دانشجویی استفاده کنند. مبلغ این وام به اندازه و درآمد خانواده و شرایط دانشجو بستگی دارد. مبلغ پایه که برای این وام در 2015-2014م در نظر گرفته شده، ماهانه 867/144 کرون (نزدیک به 950 یورو) است. نزدیک به 50% از دانشجویان از این وام استفاده می‌کنند.
     بازپرداخت وام دانشجویی دو سال پس از دانش‌آموختگی آنها آغاز می‌شود. بهره این وام‌ها سالانه 1% است و به‌هرحال به بیش از 3% نخواهد رسید. بازپرداخت این وام‌ها به دو روش انجام می‌شود: پرداخت ثابت 681 یورو در سال و 75/3% از درآمد وام‌گیرنده (European Commission, 2014a, p. 42).
     اگرچه در اصل، کمک‌هزینه تحصیلی (بورس تحصیلی) در نظام آموزش عالی ایسلند وجود ندارد، اما دانشگاه‌ها و صندوق پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی، برای این دسته از دانشجویان بورس‌های شایسته محوری را فراهم می‌کنند که نیازمند پیشنهاد طرح پژوهشی با مشارکت اعضای علمی است. روشن است که چنین پرداخت‌هایی نیاز به بازپرداخت ازسوی دانشجو ندارد.
 
برنامه‌ها و اصلاحات پیش‌رو
آخرین اصلاحات در نظام آموزشی ایسلند را می‌توان در اواخر سده بیستم میلادی پی گرفت. پیشنهاد تشکیل کمیته تدوین سیاست‌های آموزشی در 1992م شکل گرفت. هدف از پی نهادن این کمیته بازنگری در قوانین آموزشی از دوره‌های ابتدایی تا دوره دوم میانی بود. در نخستین پیش‌نویس این کمیته در 1994م خاطرنشان شده که هدف نهادهای آموزشی، آماده‌سازی جوانان برای مشارکت در جامعه‌ای مردم‌سالار است که نیازمند همکاری همراه با برخورداری از فنّاوری اطلاعات، تخصص‌گرایی و نرمش‌پذیری است.
     مهم‌ترین سر خط پیشنهادهای این کمیته را می‌توان چنین چکیده ساخت:
· تمرکززدایی در آموزش و پشتیبانی از خودگرانی نهادهای آموزشی؛
· تمرکز در تدوین اهداف آموزشی و ارزیابی هماهنگ از پیشرفت فراگیران در برخی از دوره‌ها؛
· خود ارزیابی نهادهای آموزشی، مدیریت کیفیت و افزایش آگاهی‌رسانی عمومی از پیشرفت در آموزش؛
· استفاده بهینه از زمان با کاستن از زمان برنامه‌ها در دوره دوم آموزش میانی؛
· قرار دادن مشاوره آموزشی و شغلی بسان برنامه منظم آموزش اجباری.
     در قلمرو آموزش فنی‌وحرفه‌ای نیز کمیته فنی‌وحرفه‌ای در 2006م پی نهاده شد. در چهارچوب قانون جدید در سال‌های 2008-2006 و در پی پیشنهادهای مطالعاتی، شرایط برای تمرکززدایی و استقلال بیشتر نهادهای آموزشی دوره دوم میانی و برای توسعه راهنمای برنامه‌های درسی و برنامه‌های آنها فراهم آمد. هرچند که برنامه‌های درسی نیازمند اعتباربخشی ازسوی وزارت آموزش هستند. درس‌های زبان ایسلندی، ریاضی و زبان انگلیسی نیز از موضوعات اصلی آموزشی قرار گرفتند. ایسلند از نخستین کشورهایی بود که برنامه کاری آموزشی و مهارت‌آموزی اتحادیه اروپا، ازجمله بیانیه بلونیا و کپنهاگ را در برنامه‌های آموزشی سال 2010 خود گنجاند که دربرگیرنده اصلاحات در ساختار نهادهای آموزشی و مهارت‌آموزی، ارزیابی و همچنین اولویت بخشیدن به سیاست‌های یادگیری در سراسر زندگی بود. گرانیگاه کوشش‌هایی که در این زمینه انجام شد در قلمرو مسائل زیر بود:
· روزآمدسازی آموزشگران و مهارت‌آموزان؛
· گنجاندن مهارت‌های پایه‌ای، آموزش زبان انگلیسی و کارآفرینی؛
· افزایش مشارکت در ریاضیات، علوم و فنّاوری؛
· استفاده بهینه از منابع؛
· تحرک‌پذیری و همکاری اروپایی؛
· فضای باز آموزشی، مشارکت بیشتر شهروندان و درهم‌تنیدگی اجتماعی؛
· افزایش کشش برای آموزش و پیوند قوی‌تر میان آموزش، اشتغال و جامعه.
برنامه برای سال 2020 و پایداری
اگرچه این برنامه در همگرایی با دیگر کشورهای اروپایی و دربرگیرنده همه بخش‌ها است؛ اما گرانیگاه سیاست‌های آن بر سه گفتمان اصلی یعنی دانش، پایداری و آسایش (رفاه) نهاده شده که پیش‌ران‌های اصلی آن یادگیری و آموزش قلمداد شده است.
     این برنامه که با مشارکت گسترده هزاران شهروند ایسلندی، اتحادیه‌های منطقه‌ای، دست‌اندرکاران محلی، اتحادیه‌های بازرگانی و گروه‌های ذی‌نفع اقتصادی تدوین شده، دربرگیرنده 30 کنش و کارویژه است که برای دستیابی به اهداف باید به کار بسته شوند. سر خط مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:
· کاهش شمار شهروندان بیست تا شصت‌وشش ساله‌ای که به آموزش میانی راه نیافته‌اند از 30% به 10%؛
· برای پشتیبانی از برنامه فعالیت‌های اقتصادی، کاربست سیاست‌های پیش‌روانه آموزشی با پافشاری بر کیفیت و سرمایه‌گذاری در منابع انسانی، پژوهش و توسعه عناصر کلیدی آن؛
· پشتیبانی از شاخه‌های بازرگانی و سرمایه‌گذاری در آموزش، علوم و نوآوری؛
· پافشاری بر فرصت‌های تحصیلی پیشرفته و مهارت‌آموزی شغلی برای شهروندانی که به‌صورت گذرا از بازار کار کنار گذاشته شده‌اند؛
· پشتیبانی از بخش‌های کلان ازجمله پژوهش و توسعه، آموزش و آموزش پیاپی؛
· توجه به بازار کار و برنامه‌های آموزشی بر پایه نیازهای هر دو جنسیت در هر قلمرو.
     به‌طورکلی آموزش بسان عامل کلیدی تلقی شده و برای ایجاد پیوستار با دیگر سیاستگذاری‌ها، از اهمیت بالایی برخوردار است؛
     دیگر عناصر کلیدی در این سند چنین گزارش شده است:
· اقتصاد سبز؛
· صنایع آفرینش‌گر؛
· توافق کلی برای گردشگری؛
· همکاری شاخه‌ای برای ماهیگیری و صنایع غذایی.
     سیاست آموزش در سراسر زندگی بر پایه قانون مصوب سال 2010 که چهارچوب این‌گونه آموزش را کامل می‌کند به اجرا درآمده است. در این چهارچوب بر آموزش فنی‌وحرفه‌ای و یادگیری بزرگسالان پافشاری شده است.
     برنامه آموزش راهی در حال ساخت از سال 2011 آغاز شده است. هدف از کاربست آن که بر پایه سیاست‌های دولت تا 2020م تدوین شده، فرصت‌سازی برای بازگشت به تحصیل کارجویان است تا بتوانند بر پایه گزینه خود به ادامه تحصیل بپردازند.
     آخرین قوانینی که در زمینه آموزش در 2012م به تصویب مجلس رسیده است، ایجاد صندوقی برای یادگیری در محل کار است. این صندوق به شرکت‌ها و نهادها برای یادگیری و مهارت‌آموزی کمک مالی می‌دهد. نقش این صندوق بهینه‌سازی وضعیت یادگیری فنی‌وحرفه‌ای در محل کار، از رهگذر آسان‌سازی آن برای به پایان رساندن تحصیلات با فراهم ساختن بخشی از هزینه‌های آموزشی شرکت‌ها و نهادها است. اعضای این صندوق از میان، اتحادیه آموزشگران، سازمان‌های دانشجویی و وزارت امور مالی برگزیده شده‌اند.
 
کتاب‌شناسی
Central Intelligence Agency. (2015). “Icelan”. The World Factbook. Retrieved from: https://www.cia.gov/library/ publication/the-world-Factbook/geos/ic.html
Commission Européenne. (2013). Chiffres Clés de l'Europe. Retrieved from: https://ec.europa.eu/eurostat/documents/ 3930297/5969654/KS-EI-13-001-FR.PDF/f10eec2b-7028-48c8-aabc-657bed85d553
European Commission. (2013). National Sheets on Education Budgets in Europ 2013. Luxembourg: Publications Office of the European Union.
European Commission. (2014a). National Student Fee and Support Systems in European Higher Education, 2014/15. Retrieved from: https://publications.europa.eu/en/ publication-detail/-/publication/5fe536a2-c4c8-47cd-b625-ca3c14a5dda2/language-en
European Commission. (2014b). Teachers' and School Heads' Salaries And Allowance in Europe, 2013/14. Retrieved from: http://eacea.ec.europa.eu/education/eurydice/ documents/facts_and_figures/salaries.pdf.
Ministry of Education, Science and Culture. (2005). Ministry of Education, Science and Culture in Iceland No. 8. Reykjavic: Author.
Ministry of Education, Science and Culture. (2006). Higher Education Institutions Act (No. 63). Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/iceland-he_institutions_act_63_2006.pdf.
Ministry of Education, Science and Culture. (2008a). Act on Public Higher Education Institution: Draft Translation (No. 85). Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/ planipolis/files/ressources/iceland_public_he_institutions_ act_85-2008.pdf.
Ministry of Education, Science and Culture. (2008b). Act on the Education and Recruitment of Teachers and Head Teachers in Pre-School, Compulsory School and Upper Secondary School (No. 12-87). Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/iceland_teacher_education_recruitment_act.pdf.
Ministry of Education, Science and Culture. (2008c). Compulsory School Act (No. 91). Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/iceland_compulsory_school_act_2008.pdf.
Ministry of Education, Science and Culture. (2008d). The Upper Secondary School Act (No. 92). Retrieved from: http://planipolis.iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/iceland_upper_secondary_school_act_2008.pdf.
Ministry of Education, Science and Culture. (2010a). Policy on Public Universities. Retrieved from: http://planipolis.iiep. unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/iceland_policy-on-public_universities_2010.pdf.
 
 
 
Ministry of Education, Science and Culture. (2010b). The Adult Education Act (No. 27). Retrieved from: http://planipolis. iiep.unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/iceland-adult_education_act_2010.pdf.
 
OECD. (2012). “Iceland: Overview of the Education System”. OECD Education GPS. Retrieved from: http://gpseducation. oecd.org/Content/MapOfEducationSystem/ISL/ISL_2011_EN.pdf.
OECD. (2013). OECD Reviews of Vocational Education and Training: a Skills Beyond School Commentray on Iceland. Retrieved from: http://www.oecd.org/education/skills-beyond-school/ASkillsBeyondSchoolCommentary OnIceland.pdf.
Statistics Iceland. (2013). “Population Development 2012”. Statistical Series, 98(10). Retrieved from: http://www.statice.is/lisalib/getfile.aspx?ItemID=14991
 
The Central Bank of Iceland. (2010). Economy of Iceland. Retrieved from: https://www.cb.is/library/SkraarsafnEN/ Economy-of-Iceland/2012/EOI_2012.pdf.