اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی
بنابر قانون اساسی جمهوری موزامبیک که در نوامبر 1990 تصویب شد، آموزش حق و وظیفة هر شهروند است (مادة 88). بنابراین، بهمنظور فراهم کردن فرصتهای آموزشی برابر برای همة شهروندان، این موضوع باید در سطوح مختلف آموزش در نظر گرفته شود. برایناساس، دولت موزامبیک آموزش را در جایگاه عاملی کلیدی برای ساخت جامعهای آزاد و همراه با مردمسالاری و عدالت اجتماعی و بهصورت ابزاری برای تربیت و پرورش جوانان بهمنظور مشارکت در فرایندهای توسعة کشور، در نظر میگیرد (International Bureau of Education, 2011, p. 1).
برنامة راهبردی آموزش عالی در موزامبیک، مأموریت آموزش عالی را بدینصورت بیان کرده است: «آموزش عالی در موزامبیک، باید دسترسی عادلانه و مشارکت همة شهروندان را تضمین کند؛ همچنین باید به نیازهای جامعة موزامبیک برای مواجهه با چالشهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی پاسخ دهد» (Ministry of Higher Education, Sciences and Technology, 2000, p. 2). برای آموزش عالی موزامبیک هدفهای گوناگونی تعیین شده است. این اهداف از رهگذر برنامة راهبردی که ذینفعانی مانند دولت، جامعه، مؤسسههای عمومی و خصوصی آموزش عالی، و بخش کسبوکار آن را مطرح کردهاند، تعیین شده است. اهداف کلان آموزش عالی موزامبیک بهشرح زیر است:
· گسترش فرصتهای دسترسی به آموزشعالی، مطابق با نیازهای روزافزون بازار و جامعه، بهطوریکه جمعیت روزافزون، بتواند دانش و مهارت سطح بالای مورد نیاز را برای پیشرفتهای سریع اقتصادی و اجتماعی کسب کند؛
· بهبود کیفیت تدریس و پژوهش؛
· پاسخ به تغییرات نیازهای فرهنگی و اجتماعی، که بهعلت تنوع فراوان جمعیت زبانی و قومی، و تغییرات اقتصادی و فنی ناشی از سرعت توسعه در اقتصاد بازار است ایجاد میشود؛
· افزایش برابری اجتماعی، منطقهای و جنسیتی ازطریق ارتقای سطوح مشارکت گروههای فرودست جامعه؛
· اطمینان از پایداری ازطریق ایجاد توازن مناسب بین مؤسسههای آموزش عالی عمومی و خصوصی؛
· حمایت از توسعة رقابت در بلوک اقتصادی منطقه و در سطح جهانی در همکاری با دولت، بخش خصوصی و دیگر ذینفعان (Ministry of Higher Education, Sciences and Technology, 2000, p. 2).
برای دستیابی به اهداف ذکرشده، لازم است تا اصول زیر در آموزش عالی در نظر گرفته شود:
· استقلال نهادی، همراه با پاسخگویی به ذینفعان (دولت، کارفرما، دانشجو، و جامعة محلی، ملی و بینالمللی)؛
· استفادة اثربخش از منابع، حذف تکرارهای غیرضروری امکانات و کاهش تعداد فراگیران مردودی؛
· تنوع و انعطاف در مؤسسهها، دورهها، برنامة آموزشی، و روشهای تدریس، بهمنظور اطمینان از پاسخگویی به نیازهای در حال تغییر اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی؛
· تقسیم عادلانة هزینههای آموزش عالی بین همة شرکا (مؤسسههای آموزش عالی، دولت، دانشجویان، خانواده، و کارفرما)؛
· معیار و سازوکار اثربخش و شفاف درخصوص حمایت مالی از دانشجویان نیازمند، برای اطمینان یافتن از اینکه فراگیران باهوشی که ازنظر مالی در سطح پایین هستند، به آموزش عالی دسترسی دارند؛
· مردمسالاری، وابستگی فکری و آزادی علمی؛
· همکاری و حمایت از دیگر بخشهای نظام آموزش؛
· برابری جنسیتی و منطقهای؛
· تقویت ارتباطات و همکاری با بخشهای مولد و جوامع منطقهای، ملی و بینالمللی (Ministry of Higher Education, Sciences and Technology, 2000, p. 3).
ساختار نظام آموزشی
ساختار نظام آموزشی موزامبیک، شامل آموزشهای رسمی و غیررسمی است. آموزشهای رسمی که پیشدبستانی، ابتدایی، میانی، فنیوحرفهای، آموزش عالی، و تربیت آموزشگر را دربر میگیرد، بهشرح زیر است:
آموزش پیشدبستانی: آموزش پیشدبستانی در مهدکودک و کودکستانها، برای کودکان زیر شش سال ارائه میشود و این نوع آموزش، مکمل فعالیتهای آموزشی است که در خانوادهها داده میشود. تعیین اهداف و وظایف آموزشهای پیشدبستانی، حمایت از این آموزشها و نظارت بر اجرای صحیح آموزشها؛ همچنین تعیین معیارهای بازگشایی، تداوم، و تعطیلی چنین مدارسی برعهده وزارتخانههای آموزش، زنان و امور اجتماعی و سلامت است. حضور در آموزشهای پیشدبستانی بهصورت اختیاری است. در 2005م، فقط حدود 40000 کودک زیر شش سال (کمتر از 1% از کودکان در این گروه سنی) آموزشهای پیشدبستانی را دریافت کردند (Ministry of Higher Education, Sciences and Technology, 2010, p. 5).
آموزش ابتدایی: دوره ابتدایی در موزامبیک، شامل هفت پایه است که به دو دوره تقسیم میشود: دورة نخست آموزش ابتدایی شامل پایة یک تا پنج و دورة دوم آموزش ابتدایی شامل پایههای شش و هفت است. تا قبل از 1993م سن رسمی شروع مدرسه هفت سال بود و از 1993م این سن، شش سال شده است. دانشآموزانی که موفق به گذراندن دورة دوم دوره ابتدایی شوند، میتوانند به دوره دبیرستان راه یابند. اهداف اصلی آموزشهای ابتدایی، شامل آموزشهای پایه در حیطههای ارتباطات، ریاضیات، علوم اجتماعی و علوم طبیعی، فیزیک، فرهنگ و زیباییشناسی است.
در 1983م نظام آموزش جدیدی معرفی شد و برنامة درسی جدیدی پایه به پایه، تا پایة دوازده که در 1995م معرفی شد، ارتقا یافت و از 2004م اجرا شد. مشخصات اصلی طرح پیشنهادشده بهشرح زیر است: 1. معرفی دو زیردوره در دوره نخست آموزش ابتدایی (پایة 1 و 2، و پایة 3 تا 5)؛ 2. اختصاص 20% از زمان آموزش به برنامة درسی محلی؛ 3. معرفی زبان محلی در پایههای اولیة دوره ابتدایی؛ 4. معرفی زبان خارجی (مانند انگلیسی) در دوره دوم آموزش ابتدایی؛ و 5. ارائه آموزشهای اخلاق و شهروندی در دورة نخست آموزش ابتدایی و بهصورت یک موضوع در دورة دوم آموزش ابتدایی (International Bureau of Education, 2011, p. 9).
موضوعات آموزش در دوره ابتدایی، به سه حیطة وسیع یادگیری شامل: الف) ارتباطات و علوم اجتماعی؛ ب) ریاضیات و علوم طبیعی؛ ج) فعالیتهای فنی و عملی تقسیم میشوند. این دورههای آموزشی ازنظر مهارتها و شایستگیهایی که به دانشآموزان آموزش میدهند، اهداف اختصاصیای دارند که بدینشرح است. اولین دوره، بر مهارتهای خواندن و نوشتن، مفاهیم اصلی بهداشت و ارتباطات با دیگران و محیط پیرامونی تمرکز میکند؛ دورة دوم، علاوهبر ارتقای دانش و مهارتهای کسبشده در دورة پیشین، دانشآموز را برای مطالعات بیشتر، برای زندگی آماده میسازد. انتخاب محتوای ملی بهمنظور ارائه در برنامة درسی محلی (که تا 20% از زمان برنامة درسی را میتواند به خود اختصاص دهد) باید معیارهای زیر را در نظر بگیرد: ارتباط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی برای جوامع، توسعة مهارتهای زندگی، و ارتقای خوداشتغالی.
آموزش دوره ابتدایی، در کلاس درس انجام میشود و در این دوره، تعداد مناسب دانشآموزان در هر کلاس پنجاه نفر است. در 1995م، میانگین دانشآموزان در هر کلاس در دوره اول و دوم آموزش ابتدایی بهترتیب 5/47 و 45 دانشآموز بود. در دوره اول آموزش ابتدایی هر کلاس یک آموزشگر دارد و در دورة دوم آموزش ابتدایی هر کلاس به هفت آموزشگر (هر آموزشگر برای تدریس یک موضوع آموزشی) نیاز دارد. نسبت شاگرد به آموزشگر در دوره اول آموزش ابتدایی برابر 58 به یک و در دورة دوم آموزش ابتدایی برابر 41 به یک است (International Bureau of Education, 2011, p. 9).
ارتقای دانشآموزان از یک پایه به پایة بالاتر در دوره اول آموزش ابتدایی به تصمیم آموزشگر کلاس مرتبط است که این تصمیم براساس حضور دانشآموز در کلاس و نتایج ارزیابیهای انجامشده در طول سال تحصیلی انجام میشود. نمرات ارزیابی دانشآموزان که عملکرد آنها را نشان میدهد، بهطور منظم به خانوادههای ایشان اطلاع داده میشود تا خانوادهها نیز از وضعیت تحصیلی فرزند خود آگاهی پیدا کنند (International Bureau of Education, 2011, p. 10).
در پایان دوره اول آموزش ابتدایی (پایة 5)، از دانشآموزان آزمون ملی گرفته میشود و کسانی که در این آزمون موفق شوند میتوانند به دوره دوم آموزش ابتدایی بروند. در پایان دوره ابتدایی (پایة 7) دانشآموزان بار دیگر در آزمون ملی مرتبط با رشتة تحصیلیشان، شرکت میکنند (International Bureau of Education, 2011, p. 10).
آموزش میانی: دوره میانی، شامل 4 پایه است که به دو دوره تقسیم میشود: اولین دوره پایة هشت تا ده و دومین دوره پایههای یازده و دوازده را شامل میشود.
نظام آموزش در موزامبیک شامل هر دو نوع مدارس عمومی و خصوصی است. بیشتر دانشآموزان در دوره ابتدایی (95%) به مدارس عمومی میروند. درحالیکه در دوره دبیرستان (دوره دوم) مدارس خصوصی نقش مهمتری دارند؛ بهگونهای که در حدود یکسوم دانشآموزان این دوره، به مدارس خصوصی میروند (Ministério de Edução e Cultura, 2010). هدف دوره میانی ارتقای دانش فراگیران در زمینههای ریاضیات، علوم اجتماعی و طبیعی و در قلمروهای آموزش فیزیک، فرهنگ و زیباییشناسی است (International Bureau of Education, 2011, p. 11).
راهیابی به دانشگاه، تنها برای دانشآموختگان دوره دبیرستان امکانپذیر است. اگرچه آموزشهای فنیوحرفهای و همچنین فرصتهای کارآموزی مختلفی نیز برای دانشآموختگان دوره ابتدایی و دبیرستان وجود دارد.
آموزشهای فنیوحرفهای: آموزش فنیوحرفهای به دورههای زیر تقسیم میشود: 1. آموزش فنی مقدماتی؛ 2. آموزش فنی پایه؛ 3. آموزش فنی میانی. حیطههای آموزش برای سطوح مقدماتی و پایة فنیوحرفهای شامل کشاورزی، صنعت و تجارت است.
آموزش عالی: آموزش عالی، در دانشگاههای عمومی و خصوصی، مؤسسههای آموزش عالی و دانشکدهها ارائه میشود. ورود به آموزش عالی، بهصورت رقابتی است و متقاضیان آموزش عالی، باید در آزمون کتبی ورود به دانشگاه قبول شوند (Luis, 2012, p. 7). سال تحصیلی به دو نیمسال تحصیلی تقسیم میشود که هریک حدود 180 روز کاری است.
تربیت آموزشگر:
![]() |
تربیت آموزشگر یکی از مهمترین روشهای خاص آموزش است؛ نهتنها ازنظر تعداد فراگیرانی که وارد این نوع آموزشها میشوند، بلکه ازنظر تأثیراتی که این نوع آموزش بر گسترش و بهبود کیفیت آموزشی میگذارد. این دسته از آموزشها به سه سطح تقسیم میشوند که عبارتاند از: سطح پایه با دورههای سهساله (برای فراگیرانی که پایة EP2، برای آموزشگران EP1 را با موفقیت گذراندهاند)، سطح میانی با دورههای دوساله (برای فراگیرانی که سطح اول میانی و برای آموزشگران EP1 و EP2 را با موفقیت گذراندهاند)، و دورههای آموزش عالی که برای آموزشگران دوره میانی ارائه میشود. نگارة 1 آموزشهای عمومی و فنیوحرفهای را نشان میدهد.
آموزشهای غیررسمی
آموزشهای غیررسمی، شامل فعالیتهای سوادآموزی و بهروزرسانی اطلاعات فرهنگی و علمی است و در خارج از نظام معمول آموزش روی میدهد. هدف اصلی آموزشهای غیررسمی، عبارت است از: ریشهکن کردن بیسوادی، دادن فرصتهای مساوی آموزشی و شغلی به افرادی که سالهای ابتدایی مدرسه را گذراندهاند و افرادی که نتوانستهاند وارد نظام آموزشی رسمی شوند، و تشکیل کلاسهای سوادآموزی و آموزشهای پایه، برای کودکان و بزرگسالان. آموزش بزرگسالان برای دوره ابتدایی افراد بالای پانزده سال و برای دوره دبیرستان، افراد بالای هجده سال را دربر میگیرد. این آموزشها در دو نوبت روزانه و شبانه ارائه میشوند (Bilale, 2007, p. 12).
تعداد مراکز آموزشی و تعداد فراگیران در موزامبیک (بهاستثنای آموزش عالی) در جدول 2 نشان داده شده است.
جدول 2. تعداد مراکز آموزشی و فراگیران در موزامبیک (2009م)
|
مرکز آموزشی |
تعداد مراکز |
تعداد فراگیران |
|
مدارس دوره ابتدایی دورة اول |
10027 |
4299638 |
|
مدارس دوره ابتدایی دورة دوم |
2577 |
772240 |
|
مدارس دوره میانی دورة اول |
312 |
477451 |
|
مدارس دوره میانی دورة دوم |
90 |
85184 |
|
مدارس فنیوحرفهای، دوره مقدماتی |
36 |
5810 |
|
مدارس فنیوحرفهای، دوره پایه |
28 |
23667 |
|
مدارس فنیوحرفهای، دوره میانی |
19 |
7848 |
|
مراکز تربیت آموزشگر |
24 |
10329 |
(Mozambique Ministry of Education, Directorate of Planning and Cooperation, 2011)
نظام آموزش عالی
آموزش عالی در موزامبیک بهوسیلة پرتغالیها و با تأسیس اولین مؤسسه آموزش عالی با نام مطالعات عمومی دانشگاه در 1962م بنیاد نهاده شد. در 1968م این دانشگاه ارتقا یافت و به دانشگاه لورنسو مارکیش تغییر نام داد. ابتدا در این دانشگاه، 9 رشتة تحصیلی به نامهای علوم آموزش، پزشکی، مهندسی راه و ساختمان، مهندسی مکانیک، مهندسی الکتروتکنیک، مهندسی شیمی، کشاورزی، جنگلداری، و دامپزشکی ارائه میشد که بهتدریج رشتههای دیگری نیز به آن اضافه شد؛ بهگونهای که در 1974م در مجموع 17 رشتة تحصیلی در این دانشگاه ارائه میشد.
هدف از گشایش این دانشگاه، آموزش دادن به افرادی بود که به موزامبیک مهاجرت کرده بودند و بر ضد بومیان موزامبیک تبعیض روا میداشت؛ بهگونهای که تا 1974م دانشجویان موزامبیکی، کمتر از 1% جمعیت دانشجویان دانشگاه را تشکیل میدادند (Brito, 2003, p. 1).
استقلال موزامبیک در 1975م، ماهیت و اهداف دانشگاه لورنسو مارکیش را تغییر داد. در سال 1976م، نام دانشگاه به دانشگاه ادوئاردو موندلانه تغییر یافت و مأموریت آن، چنین تعریف شد: تربیت کارکنان ماهری که بتوانند برای استقلال جمهوری موزامبیک یکپارچه شوند. بر همین اساس، دانشگاه ادوئاردو موندلانه در جایگاه اولین دانشگاه موزامبیکی مطرح است و هماکنون نیز بزرگترین دانشگاه این کشور است (Brito, 2003, p. 1).
در 1985م، دومین دانشگاه عمومی موزامبیک به نام دانشگاه تربیت آموزشگر تأسیس شد. هدف اصلی این دانشگاه، تربیت آموزشگران برای نظام آموزش ملی بود. چند سال بعد، سومین دانشگاه عمومی به نام مؤسسه عالی روابط بینالملل نیز تأسیس شد که مأموریت آن، آموزش افراد در زمینة مطالعات دیپلماسی بود (Mahlaha, 2012, p. 58).
آموزش عالی خصوصی، از 1993م و پس از تصویب سیاست نوین آموزش عالی، بهطور رسمی اجازة فعالیت گرفت و در سه سال اول، پس از تصویب این سیاست، سه مؤسسه خصوصی آموزش عالی تأسیس شد (Teferra and Knight, 2008) و بعد از آن، تعداد مؤسسههای آموزش عالی افزایش یافت. امروزه، آموزش عالی موزامبیک 26 مؤسسة آموزش عالی معتبر (13 مؤسسه آموزش عالی عمومی و 13 مؤسسة آموزش عالی خصوصی) دارد (Mahlaha, 2012, p. 59). جدول 3 (بخش الف) فهرست مؤسسههای آموزش عالی معتبر عمومی و جدول 3 (بخش ب) فهرست مؤسسههای آموزش عالی معتبر خصوصی را نشان میدهد.
دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالی
در موزامبیک تعداد دانشجویان آموزش عالی از 3750 نفر در 1989م به حدود 40000 نفر در 2006م افزایش یافته است. حدود دوسوم از دانشجویانی را که در رشتههای علوم اجتماعی، انسانی و هنر تحصیل میکنند، زنان تشکیل دادهاند. با وجود افزایش تعداد دانشگاهها، جمعیت دانشجویان، نسبت به تعداد کل جمعیت، رقم اندکی است، بهگونهای که از هر
100000 نفر در سن 25-20 سال، تنها چهل نفر (16/0%) در مراکز آموزش عالی مشغول به تحصیل هستند (Chilundo, 2010, p. 104). آمارها حاکی از آن است که درصد دختران دانشجو در مؤسسههای آموزش عالی از 38% در 2011م به 41% در 2013م افزایش پیدا کرده است (APA, 2014).
![]() |
ورود به دانشگاه
در موزامبیک، متقاضیان ورود به دانشگاه، برای پذیرش ورود به دانشگاه، باید در دو آزمون ورودی که مؤسسههای آموزش عالی برگزار میکنند، شرکت کنند. بهاینصورت که در اولین آزمون، متقاضیانی که بالاترین نمره را بهدست آورده باشند، انتخاب میشوند و دومین آزمون، فرصتی است برای متقاضیانی که نتوانستهاند آزمون اول را با موفقیت بگذرانند تا صندلیهای خالی را پر کنند (U.S. Department of State, 2014).
تعداد دانشجویان آموزش عالی موزامبیک، براساس رشتة تحصیلی و جنسیت در جدول 4 نشان داده شده است.
جدول 5، تعداد دانشجویان را براساس رشتة تحصیلی و دورة تحصیل نشان میدهد.
نظام ارزیابی در آموزش عالی
نظام ارزیابی در آموزش عالی موزامبیک مانند نظام ارزیابی در دوره دبیرستان است، اما برخی از مؤسسهها از نظام پنج طبقهای بهشرح زیر استفاده میکنند:
(1) 9-0: مردود؛
(2) 11-10: قبولی با درجة پایین؛
(3) 14-12: قبولی با درجة متوسط؛
(4) 17-15: قبولی با درجة خوب؛
(5) 18-20: قبولی با درجة عالی (U.S. Department of State, 2014, p. 2).
دانشآموختگان آموزش عالی
بیشترین دانشآموختگان موزامبیک، مربوط به دوره تحصیلی کارشناسی هستند. بیشترین دانشجویان دورة کارشناسی ارشد، در رشتههای علوم، مهندسی و فنّاوری تحصیل میکنند. تعداد دانشجویان دورة دکتری در موزامبیک بسیار اندک است و یکی از علل این مسئله تحصیل دانشجویان در کشورهای دیگر است (Mahlaha, 2012, p. 61).
![]() |
کارکنان
تعداد کارکنان آموزش عالی موزامبیک براساس ملیت و پست شغلی، در جدول 6 نشان داده شده است.
جدول 6. تعداد کارکنان آموزش عالی موزامبیک براساس ملیت و پست شغلی
|
تعداد کارکنان |
ملیت |
پست شغلی |
|
2440 |
شهروند ملی |
آموزشگران و پژوهشگران |
|
17 |
شهروند جامعة توسعة جنوب افریقا |
|
|
121 |
ملیتهای دیگر |
|
|
3238 |
شهروند ملی |
مدیریت و کارکنان امور اداری |
|
3 |
شهروند جامعة توسعة جنوب افریقا |
|
|
6 |
ملیتهای دیگر |
(SARUA, 2012, p. 4)
وضعیت استخدامی کارکنان آموزش عالی موزامبیک، در جدول 7 نشان داده شده است.
جدول 7. وضعیت استخدامی کارکنان آموزش عالی
|
پست شغلی |
وضعیت استخدامی |
تعداد کارکنان زن |
تعداد کارکنان مرد |
|
آموزشگران و پژوهشگران |
دائم |
215 |
718 |
|
قراردادی/ موقت |
84 |
220 |
|
|
مدیریت و کارکنان امور اداری |
دائم |
249 |
346 |
|
قراردادی/ موقت |
96 |
150 |
|
|
پست شغلی |
وضعیت استخدامی |
تعداد کارکنان زن |
تعداد کارکنان مرد |
|
آموزشگران و پژوهشگران |
تماموقت |
229 |
804 |
|
پارهوقت |
70 |
134 |
|
|
مدیریت و کارکنان امور اداری |
تماموقت |
338 |
473 |
|
پارهوقت |
7 |
23 |
(SARUA, 2012, p. 4)
آموزشهای آزاد و از دور
تاریخچة آموزشهای آزاد و از دور در موزامبیک، به زمانیکه موزامبیک مستعمره پرتغال بود، برمیگردد. قبل از استقلال موزامبیک در 1975م، پرتغال دورههای مکاتبهای را برای کسانی که میخواستند از راه دور به تحصیل بپردازند، ارائه داد. پس از استقلال موزامبیک، دولت این کشور تصمیم گرفت که دورههای از دور را متوقف کند؛ چراکه هزینههای سنگینی به دولت تحمیل میکرد (Franque, 2008, p. 1). در دهة 80، دولت موزامبیک نقش آموزشهای آزاد و از دور را در گسترش فرصتهای یادگیری برای مردم کشورش بهخوبی دریافت و بار دیگر آموزش از دور، مورد توجه قرار گرفت و وزارت آموزش و فرهنگ مؤسسهای را تأسیس کرد که از نظام آموزش از دور، برای تربیت آموزشگران استفاده کند. این مؤسسه که یک مؤسسه عمومی بود، مؤسسه توسعه آموزشگران نام گرفت. باتوجهبه محدودیتهای موجود، مؤسسه توسعه آموزشگران اولین دورة آموزش از دور را در اواسط دهة 90 برگزار کرد. این دوره، (3+7) نام داشت و با هدف تربیت حدود 15000 آموزشگر دورة ابتدایی برگزار شد. در 2003م در حدود 8251 دانشجو در این برنامة آموزشی شرکت کردند که از این میان، حدود 4151 نفر، دوره را به پایان رساندند. در 2004م، مؤسسه توسعه آموزشگران برنامة آموزشی جدیدی را که 2+10 نام داشت، در ادامة برنامة آموزشی قبلی (برنامه 3+7) ارائه کرد (Franque, 2008, p. 1).
در آگوست 2000، وزارت آموزش و فرهنگ گروه آموزش از دور را تأسیس کرد که هدف آن، فراهم ساختن پشتیبانیهای راهبردی و فنی برای دیگر معاونتهای وزارت آموزش و فرهنگ و نیز، ارتقا و اجرای خطمشیهای آموزش از دور بود. باتوجهبه اهمیت آموزش از دور، برای گسترش دسترسی به آموزش، برای همة سطوح تحصیلی، وزارت آموزش و فرهنگ، بهصورت آزمایشی آموزش از دور را برای دورة دبیرستان راهاندازی کرد. گروه هدف این آموزشها، در درجة اول جوانان و بزرگسالانی بودند که دورة ابتدایی را به پایان رسانده بودند، اما باتوجهبه مشکلات پیشآمده، یا دوری راه نتوانسته بودند در دورة دبیرستان ادامه تحصیل بدهند (Franque, 2008, p. 1).
پس از انتخابات 2004م، در ساختار وزارت آموزش و فرهنگ، تحول ایجاد شد و در نتیجه، مؤسسة آموزش از دور در اوایل 2005م تأسیس شد و مؤسسة آزاد و یادگیری از دور نام گرفت. هدف اصلی این مؤسسه، ارائة برنامههای آموزشی برای همة سطوح نظام آموزش ملی، بهاستثنای آموزش عالی بود (Franque, 2008, p. 2). امروزه، آموزشهای آزاد و از دور در موزامبیک در مؤسسههای عمومی و خصوصی ارائه میشود.
برنامة راهبردی برای آموزش و فرهنگ 2011-2006م اولویتهای مهم در آموزشهای آزاد و از دور را به موارد زیر اختصاص داده است:
1. آموزش ضمن خدمت آموزشگران؛
2. آموزش میانی؛
3. آموزش فنیوحرفهای؛
4. آموزش عالی؛
5. یادگیری و مهارت و معیشت (Baúle and Nakala, 2008).
خطمشی موزامبیک برای آموزش از دور
در موزامبیک برای توسعة آموزشهای از دور شورای وزیران در اکتبر 2001 خطمشی ملی را تدوین و تصویب کرد. هدف اصلی خطمشی آموزش از دور، عبارت است از: ارتقا، هدایت و پشتیبانی از گسترش آموزش از دور در موزامبیک بهمنظور افزایش دسترسی به فرصتهای یادگیری برای همة سطوح نظام آموزش ملی. این خطمشی بیان میدارد:
· دولت نقش اساسی در تعریف سیاستها و خطمشیها برای توسعه و پیادهسازی آموزش از دور ایفا میکند؛
· آموزش از دور، وضعیتی همگون با آموزشهای متعارف دارد؛
· برنامههای آموزش از دور، باید برای برابری جنسیتی، منطقهای و اجتماعی انجام گیرد و بنابراین، این آموزشها باید در سراسر کشور انجام شود؛
· برنامههای آموزش از دور، در دوره مختلف آموزش، تدوین و پیادهسازی شود؛
· برنامههای آموزش از دور در مؤسسههای مختلف، اجرا شود؛
· از فراگیران برنامههای آموزش از دور، حمایت و پشتیبانی شود (آموزش، نظارت، کتابخانه و دیگر منابع) (Franque, 2008, p. 3).
بر همین اساس، مؤسسة ملی آموزش از دور در اکتبر 2007 با مسئولیت اجرای خطمشی آموزش از دور ایجاد شد.
اینترنت در آموزش عالی موزامبیک
در موزامبیک اینترنت در 1993م بهوسیلة مرکز انفورماتیک دانشگاه ادوئاردو موندلانه معرفی شد. در آن زمان، اصلیترین خدمات، سرویس ایمیل بود؛ اما از 1995م خدمات کامل اینترنت قابل استفاده بود (Idowu et al., 2004, p. 70).
مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی
وزارت آموزش که اکنون با نام وزارت آموزش و فرهنگ شناخته میشود، مسئول برنامهریزی، مدیریت و نظارت بر نظام آموزش ملی است. برنامة آموزش بهصورت ملی تعریف میشود. دولت، ازطریق وزارت آموزش و فرهنگ، مواردی ازقبیل: راهبردها و برنامههای آموزشی، معیارهای استخدام و پرورش و مدیریت کارکنان آموزشی و غیرآموزشی را بیان میکند؛ همچنین، این وزارت، تقویم آموزشی را برای مراکز آموزش عمومی تهیه و تنظیم میکند (International Bureau of Education, 2011, p. 2). اگرچه ادارة نظام آموزش، بسیار متمرکز است، اما انجام برخی از فعالیتها به استانها، مناطق، و مدارس واگذار میشود؛ برای مثال، برنامهریزی نیازهای آموزشی، فرایندی است که از سطح محلی شروع میشود و مناطق منابع آموزشی مانند مکان یادگیری، تجهیزات، کتاب درسی و دیگر تجهیزات، منابع مالی، کارکنان آموزشی و غیرآموزشی و غیره را تعیین میکنند؛ سپس، فرایند برنامهریزی با همکاری وزارت برنامهریزی و مالی انجام میگیرد (International Bureau of Education, 2011, p. 2). آزمونهای ملی بهوسیلة شورای ملی آزمونها، گواهینامه و ارزیابی، مدیریت میشود.
نظام آموزش ملی از چهار سطح تشکیل شده است که عبارتاند از: ادارة آموزش ملی، ادارة آموزش استانی، ادارههای آموزش منطقهای، و مدارس و مؤسسههای آموزشی. تعریف راهبردها و برنامههای ملی آموزش و بودجة ملی، از وظایف هیئت مرکزی وزارت آموزش است. ادارة آموزش استانی، وظیفة توزیع منابع در سطح استانی و ادارة طرحهای سرمایهگذاری شده را برعهده دارد. اداره آموزش استانی، تحت نظارت یازده معاونت آموزش استانی است. این معاونتها خطمشیهای آموزشی را که وزارت آموزش و فرهنگ تعیین کرده است، در حوزة خود پیادهسازی و اجرا میکنند. ادارههای آموزش منطقهای، وظیفة اداره و توزیع وجوهی را که بهوسیلة اداره استان تخصیص داده شده است، برعهده دارد. این ادارات همچنین مسئول نظارت بر مدارس در سطح دوره نخست آموزش ابتدایی هستند. سطوح دیگر آموزش (شامل دوره دوم آموزش ابتدایی، دوره اول آموزش میانی، دوره دوم آموزش میانی) بودجه مستقل دارند؛ این مدارس، افزونبر سرمایههای دولتی، شهریه نیز دریافت میکنند (Bilale, 2007, p. 13).
مؤسسة تربیت و استخدام، با مسئولیت وزارت کار، بر مراکز تربیت حرفهای ملی و مراکز استخدامی مدیریت میکند. این مراکز، دورههای حرفهای عملی کوتاهمدت (یک تا شش ماه) را برای جوانان جویای کار ارائه میکنند.
وزیر آموزش، دو مشاور دارد و وظیفة مشاوران ارائه اطلاعات و نخستین نسخة پیشنهادهاست. شورای رایزنی، مسئول بازکاوی و ارائة ایده درخصوص سؤالات اساسی فعالیتهای وزارت آموزش و فرهنگ است. کمیتة هماهنگی، از اعضای کمیتة مشورتی و مدیران آموزش استانها تشکیل شده است و وظیفة هماهنگی، برنامهریزی و کنترل فعالیتهای انجامشده بهوسیلة بدنههای آموزش محلی و مرکزی را برعهده دارد (International Bureau of Education, 2011, p. 3).
وزارت آموزش و فرهنگ، با هماهنگی وزارتخانة سلامت و وزارتخانة زنان و امور اجتماعی بر آموزشهای پیشدبستانی و آموزشهای تخصصی نظارت میکند (International Bureau of Education, 2011, p. 3).
در اوایل دهة 1990 و به هنگام اصلاحات اقتصادی و سیاسی، دولت موزامبیک پی برد برای ساماندهی مؤسسههای آموزش عالی، نیاز به تصویب اسناد قانونی است. همچنین بیان شد که افزونبر مؤسسههای آموزش عالی عمومی، مؤسسههای آموزش عالی خصوصی نیز میتواند ایجاد شود. بر همین اساس، وزارت آموزش و فرهنگ، برای اولینبار در 1991م بحث آزمونهای ورودی دانشگاه را بیان کرد. دو سال بعد، دولت موزامبیک سندی را به مجلس ارسال کرد که تصویب اولین قانون آموزش عالی و گشایش انجمن ملی آموزش عالی را به دنبال داشت (Chilundo, 2006, p. 4). موزامبیک از زمان تصویب اولین قانون آموزش عالی در 1993م، پیشرفتهای چشمگیری در بخش آموزش عالی داشته است.
تا 1999م آموزش عالی، بخشی از وزارت آموزش بود؛ بنابراین وزارت آموزش بر مؤسسههای آموزش عالی، ازطریق انجمن ملی آموزش عالی که ریاست آن برعهدة وزیر آموزش بود، نظارت میکرد. در اوایل 2000م، باتوجهبه اهمیت توسعة نیروی انسانی ماهر، وزارتخانه آموزش عالی، علوم و فنّاوری تأسیس شد تا بر کل نظام آموزش عالی موزامبیک نظارت داشته باشد. مسئولیتهای وزارت آموزش عالی عبارتاند از: 1. تشریح خطمشیها و راهبردهایی در زمینة آموزش عالی، علم و فنّاوری؛ 2. نظارت و تنظیم آموزش عالی، علم و فنّاوری؛ 3. ارزیابی، دیدهبانی، تحلیل و برنامهریزی فراتر از حیطة آموزش عالی، علم و فنّاوری؛ 4. ارتقای علم و فنّاوری در کشور (International Bureau of Education, 2011, p. 3). در همین راستا، دو شورای مهم نیز تشکیل شد: 1. شورای آموزش عالی که با همکاری وزارت آموزش عالی، علم و فنّاوری و مؤسسههای آموزش عالی به ارائه سازوکارهای حمایت از اجرای سیاستها در بخش آموزش عالی میپردازد. 2. شورای ملی آموزش عالی، علم و فنّاوری که سازمان مشورتی برای شورای وزیران است و نیز بر یکپارچهسازی فرایندهای برنامهریزی بین بخشهای وزارت آموزش عالی، علم و فنّاوری نظارت میکند؛ این شورا از نمایندگان دولت، مؤسسههای آموزش عالی، انجمنهای کسبوکار و جامعه تشکیل شده است (Chilundo, 2010, p. 105). بهرغم گشایش وزارت آموزش عالی، علوم و فنّاوری، مؤسسههای آموزش عالی پس از تصویب قانون آموزش عالی (قانون 93/1) مستقل شدند. کمیسیون ملی اعتباربخشی و تضمین کیفیت که در 2003م گشایش یافت، مسئول دادن مجوز به مؤسسههای آموزش عالی است.
مقررات قانونی مدیریت آموزش در موزامبیک
بخش آموزش در موزامبیک بهوسیلة مجموعهای مقررات قانونی مدیریت میشود، که عبارتاند از:
· قانون نظام ملی آموزش، شماره 92/6 در 6 مه، که بهمنظور تنظیم مجدد چهارچوب کلی نظام آموزش تصویب شد.
· قانون آموزش عالی، در 1993م.
افزونبر مقررات قانونی، برنامههای پنجساله دولت، برنامة راهبردی آموزش عالی، و برنامة راهبردی آموزش نیز راهبردها و اقدامات بخش آموزش را تعیین کردهاند. برنامههای یادشده، افزایش دسترسی، افزایش کیفیت آموزش، و تقویت ظرفیت نهادی را بهمثابة اصلیترین مسیرهای اقدام، مشخص کردهاند. برخی از احکام و قوانین مربوط به آموزش عبارتاند از:
· حکم 2010/48، 11 نوامبر: تصویب مقررات مربوط به اعطای گواهینامه به مؤسسههای آموزش عالی (تعیین حداقل الزامات منابع مادی و انسانی، منابع مالی، موضوعات مربوط به سلامت و امنیت عمومی) قبل از آنکه به هر مؤسسه آموزش عالی اجازه شروع فعالیت داده شود.
· حکم 2011/27، حکم شورای وزیران: تصویب مقررات در خصوص بازرسی مؤسسههای آموزش عالی.
· حکم 2009/29، 21 مه: تصویب راهبردهای تربیت استادان آموزش عالی. این حکم موضوعاتی مانند برنامهریزی برای تربیت استادان در کل مؤسسههای آموزش عالی، سازوکارهای اطمینان از کیفیت دانشآموختگان، سرمایهگذاری در زمینههای ویژه، و دسترسی به گروههای خاص، مانند زنان را پوشش میدهد.
· حکم 2010/30، 13 آگوست: تصویب مقررات چهارچوب ملی شایستگی در آموزش عالی و اطمینان از اجرای آن (Ministry of Education, 2014).
منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی
از 2000م، تنها بخش کوچکی از بودجة آموزش، به بخش آموزش عالی اختصاص مییافت، برای مثال، در 2001م، 5/6% از درآمد تولید ناخالص ملی، صرف بخش آموزش میشد که تنها 8/0% به آموزش عالی اختصاص یافته بود. از 2004م، بودجة دولتی آموزش عالی، بهطور چشمگیری افزایش یافت؛ بهگونهای که در 2009م، حدود 70-64% از بودجة کل آموزش به بخش آموزش عالی اختصاص پیدا کرد (Pillay, 2009, p. 27).
در نظام آموزش عالی عمومی، تسهیم هزینه وجود دارد و دانشجویان آموزش عالی، حداقل شهریه را پرداخت میکنند که حدود صد دلار در هر سال است. در این نظام، دولت ازطریق دو سازوکار در مسائل مالی آموزش عالی دخیل میشود:
· اول، اختصاص بودجه به:
1. وزارت آموزش و فرهنگ برای سیاستگذاری در مواردی مانند تضمین کیفیت؛
2. مؤسسههای آموزش عالی و کارکنان مؤسسههای خصوصی و عمومی بهعنوان تشویقی برای برنامههای بهبود کیفیت؛
3. دانشجویان، ازطریق کمکهزینة تحصیلی. ازاینرو، دانشجویان مناطق روستایی، میتوانند با استفاده از کمکهزینة تحصیلی در مؤسسههای معتبر تحصیل کنند.
· دوم، پرداخت مستقیم بودجه به مؤسسههای آموزش عالی عمومی ازطریق:
1. تخصیص بودجه به مؤسسهها؛
2. دریافت کمکهزینة پژوهشی، از شرکا و اختصاص به بخش آموزش عالی؛
3. اختصاص بودجههای اعتباری برای پرکردن شکافها در بودجههای دولتی، برای مثال از بانک جهانی (Bailey et al., 2010, p. 22).
بیشتر بودجههای دولتی که برای آموزش عالی سرمایهگذاری میشود، صرف مواردی ازقبیل ایجاد زیرساختهای فیزیکی، ارتقای ظرفیت انسانی بالأخص کارکنان دانشگاهی، ایجاد زیرساختهای فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالی میشود (Pillay, 2009, p. 27).
مؤسسههای آموزش عالی خصوصی موزامبیک، بهطور مستقیم، هیچ بودجهای از دولت دریافت نمیکنند. هرچند در 2002م، طرح کمکهزینة تحصیلی برای دانشجویان فقیر و روستایی که دارای شایستگی کیفی باشند، مطرح شد؛ افزونبراین، در این طرح کارکنان مؤسسههای خصوصی نیز میتوانند گرنت پژوهشی درخواست کنند (Bailey et al., 2010, p. 23).
برنامهها و اصلاحات پیشرو
در زمان استقلال موزامبیک از پرتغال، میزان بالای بیسوادی، کمبود آموزشگران شایسته، و بیعدالتی جنسیتی در آموزش، از مشخصات نظام آموزشی موزامبیک بود. ازاینرو، یکی از مهمترین اولویتهای موزامبیک بعد از استقلال، گسترش آموزش برای همه بود و این موضوع در برنامههای توسعهای کشور نیز بهطور جدی در نظر گرفته شد. چنین توجهی به موضوع آموزش، سبب دستیابی به نتایج مهمی شده است؛ ازجمله اینکه، بیسوادی از 90% در اوایل دهة 1970 به 48% در 2008م کاهش یافت. میزان ثبتنام برای دورة ابتدایی در 2008م برابر با 3/81% بوده است و سهم دختران در دورة ابتدایی از 33%، در زمان شروع استقلال موزامبیک به 2/47% در 2009م افزایش یافت (AfriMAP and the Open Society Initiative for Southern Africa, 2012, p. 1).
نظام آموزشی موزامبیک را میتوان به سه دوره تقسیم کرد که بهشرح زیر است:
1. دورة بازسازی (اواسط دهة 1980-1975): اولین دورة بعد از استقلال موزامبیک است و مشخصات آن، شامل طرح بازسازی ملی و ارائة طرح منسجم برای آموزش بزرگسالان بهمنظور حمایت از سوادآموزی و آموزشهای بزرگسالان، در موزامبیک است.
2. دورة بیثباتی (اواسط دهة 1995-1980): از مشخصات این دوره، بیثباتی در فعالیتهای آموزشی و سوادآموزی بزرگسالان بهعلت جنگ داخلی بود. در این دوره، مهاجرت افراد به مناطق همسایه و شهری، ویرانی زیرساختهای دانشگاهی، کاهش تدریجی تلاشهای سوادآموزی و برنامههای سوادآموزی بزرگسالان در مناطق روستایی و ازهم پاشیدن ادارة آموزش بزرگسالان مشاهده شد. رکود نظام آموزشی در طول دهة 1980 و 1990 بهعلت عواملی مانند ویرانیهای زیرساختی، تجزیه اجتماعی و بحرانهای اقتصادی بوده است. جنگ سبب کاهش تعداد دانشآموزان به کمتر از 2/1 میلیون نفر شد.
3. دورة احیا (1995م تاکنون): این دوره، بر احیای مجدد فعالیتهای سوادآموزی بزرگسالان و آموزشهای مرتبط با توسعة اجتماعی و اقتصادی- با تمرکز بر بهکارگیری آموزش برای حذف فقر، افزایش وحدت ملی و ارزشهای اخلاقی- تأکید دارد (Rambe and Mawere, 2011, p. 47). در 1995م، اولین سیاست آموزش ملی و راهبردهای اجرایی تصویب شد. هدف این سند، توسعة اقتصادی از رهگذر افزایش میزان سواد در کشور موزامبیک بود.
برنامة راهبری بخش آموزش 2003-1999م در 1998م شروع شد و اصلیترین تمرکز آن بر روی موارد زیر بود:
· بهبود آموزش برای همه، بالأخص برای زنان؛
· بهبود کیفیت آموزش؛
· تقویت زیرساختهای مالی و مدیریت مؤسسهها، برای ارائة مؤثرتر آموزش.
در پایان دورة برنامة راهبردی 2003-1999م، شکافها و پیشرفتهای انجامشده در بخش آموزش عالی، شناسایی شد و قانون جدید آموزش عالی در 2003م ارائه شد. قانون LEI No. 05/2003 وزارت آموزش عالی، علم و فنّاوری دستیابی به اهداف زیر را تعیین کرده است:
· افزایش پژوهش در زمینة فرهنگی و فنی؛
· ایجاد مجموعة کارکنان فنی و پژوهشی ماهر ازطریق آموزش و کارآموزی؛
· افزایش تولید سرمایة انسانی به آموزش دانشآموختگان با کیفیت بالا.
دومین برنامة راهبردی بخش آموزش، سالهای 2005م تا 2009م را شامل میشود. این برنامه، علاوهبراینکه بسیاری از اقدامات برنامة اول راهبردی را دربر میگرفت؛ بر توسعة آموزشهای فنیوحرفهای و آموزش عالی نیز تمرکز داشت. این سند، بر افزایش دسترسی به آموزش عالی ازطریق آموزشهای فنیوحرفهای و عالی و تولید سرمایة انسانی چیرهدست برای بهبود وضع اقتصادی پافشاری داشت (Mahlaha, 2012, p. 59).
برنامه راهبردی توسعة آموزش عالی موزامبیک
بهمنظور دستیابی آموزش عالی موزامبیک به اهداف کلان در سالهای 2010-2000م، اهداف اختصاصی و برخی از مهمترین اقدامات راهبردی بهشرح زیر بیان شده است:
1. تقاضای اجتماعی: دسترسی و تساوی
هدف 1-1. گسترش فیزیکی و جغرافیایی آموزش عالی.
اقدامات راهبردی:
· بهینهسازی استفاده از فضاهای در دسترس بهمنظور افزایش تعداد دانشجویان در مؤسسههای آموزش عالی عمومی و خصوصی؛
· ایجاد مؤسسههای آموزش عالی عمومی جدید در استانهایی که وجود ندارند و یا گسترش شعبههای مؤسسههای آموزش عالی موجود؛
· تشویق به ایجاد مؤسسههای آموزش عالی خصوصی جدید، مطابق با قانون؛
· تقویت مؤسسههای آموزش عالی موجود؛
· توسعه یادگیری از دور؛
· تقویت آموزشهای تربیت آموزشگر.
هدف 1-2. اجرای سیاست برابری در دسترسی به آموزش عالی.
· اقدامات راهبردی:
· تقویت ارتباط با دیگر سطوح آموزشی؛
· یکپارچه کردن معیارهای پذیرش، هم ازنظر دانش و هم صلاحیتها، برای متقاضیان آموزش عالی؛
· بررسی و تعیین معیارهایی برای معافیت از شرکت در آزمون ورودی دانشگاه؛
· تعیین شرایط پذیرش برای بزرگسالان با تجارب حرفهای، افراد معلول و افراد دارای شرایط خاص؛
هدف 1-3. تعیین خطمشی بهمنظور ارائة کمکهای مالی به دانشجویان.
اقدامات راهبردی:
· بررسی امکانپذیری پرداخت وامهای تحصیلی به دانشجویان؛
· تخصیص بخشی از بودجة دولت برای پرداخت کمکهزینة تحصیلی به متقاضیان آموزش عالی؛
· تعریف و پذیرش معیارهای شفاف و منصفانه برای اختصاص بودجه به آموزش عالی.
2. تقاضای بازارکار و تقاضای ملی: نرمشپذیری و پاسخگویی
هدف 2-1. ارائة آموزشهای کافی به کارکنان آموزش عالی.
اقدامات راهبردی:
· تربیت دانشآموختگان شایسته در زمینههای مختلف، مطابق با نیازهای حال و آیندة بازارکار؛
· ارتقای آموزشها در زمینههایی که متخصصان اندکی دارد؛
· ایجاد ارتباطات نزدیک بین مؤسسههای آموزش عالی، بخشهای تولیدی و جامعة محلی؛
· توسعة دورههای بهروز و مداوم مبتنیبر نیازهای بازار کار؛
· توسعة پارکهای علم و فنّاوری و مراکز رشد کسبوکار؛
· ایجاد کمیتههای مشاورهای غیررسمی برای ارائة مشاوره در خصوص دورههای مورد نیاز تحصیلی؛
· استقرار سازوکارهایی برای کسب اطلاعات از عملکرد دانشآموختگان، بهمنظور بهبود مداوم برنامة درسی.
هدف 2-2. تربیت مدیران و کارکنان فنی سطح بالا.
اقدامات راهبردی:
· توسعة برنامههای آموزشی در دانشگاهها و مؤسسههای تخصصی برای تربیت کارکنان سطح بالا؛
· همکاری با بخش خصوصی و تعریف برنامههایی برای پاسخگویی به نیازهای بازار کار.
هدف 2-3. دادن اطلاعات لازم به دانشجویان برای انتخاب صحیح.
اقدامات راهبردی:
· ارائة اطلاعات شغلی، مشاورههای کسبوکار و خدمات کاریابی؛
· بهبود آموزشهای دادهشده به دانشجویان.
3. استفاده از منابع موجود بهطور اثربخشتر، متنوع کردن منابع مالی مؤسسهها
هدف 3-1. بهبود بهکارگیری کارکنان و آموزشگران در آموزش عالی.
اقدامات راهبردی:
· تعریف نظام ارزشیابی عملکرد کارکنان در مؤسسههای آموزش عالی عمومی؛
· تعیین نظام حقوق برمبنای عملکرد؛
· بهینهسازی نسبت استاد به دانشجو، کارکنان به دانشجو، و کارکنان به استاد؛
· ایجاد بانک اطلاعاتی درباره همة منابع انسانی، منابع و تجهیزات موجود در مؤسسههای آموزش عالی؛
· طرح تبادل کارکنان، بین آموزش عالی و بخش خصوصی.
هدف 3-2. افزایش اثربخشی مدیریت آموزش عالی.
اقدامات راهبردی:
· ایجاد پایگاه داده در هریک از مؤسسههای آموزش عالی؛
· ایجاد نظام مدیریت اطلاعات هوشمند؛
· تربیت مدیران آموزش عالی در سطوح مختلف.
هدف 3-3. جستوجوی منابع مالی جدید برای آموزش عالی.
اقدامات راهبردی:
· توسعة فعالیتهای درآمدزا برای آموزش عالی؛
· ایجاد سازوکارهایی برای بخش مولد، برای تسهیم هزینة آموزش عالی؛
· امکانسنجی ایجاد نظام دائمی برای مستندسازی شهریههای تحصیل.
4. گوناگونی مؤسسههای و فرصتهای آموزش
هدف 4-1. توسعة نظام متنوع آموزش عالی خصوصی و عمومی.
اقدامات راهبردی:
· توسعة مؤسسههای جدید عمومی و خصوصی در چهارچوب کلی آموزش عالی؛
· یکپارچه کردن مؤسسههای آموزش عالی موجود، با در نظر گرفتن تجارب و منابع.
هدف 4-2. تشویق به نوآوری و تنوع فرصتهای آموزش در آموزش عالی.
اقدامات راهبردی:
· ایجاد تنوع در طول زمانی دورههای آموزشی، ازطریق معرفی دورههایی با مدرک دیپلم، کارشناسی، و کارشناسی ارشد؛
· افزایش نرمشپذیرش در برنامههای آموزش عالی، برای تسهیل انتخاب دانشجویان و همسویی آموزش با فرصتهای شغلی.
5. تضمین کیفیت
هدف 5-1. بهبود شرایط تدریس و یادگیری.
اقدامات راهبردی:
· بهبود شرایط مالی و امکانات برای کارکنان آموزشی و غیرآموزشی؛
· ارتقای استانداردهای حرفهای برای تدریس و پژوهشهای دانشگاهی؛
· توسعة برنامة درسی بهمنظور تشویق دانشجویان برای صرف زمان در مطالعات مستقل؛
· ارائة مفاهیم جهانی اخلاق حرفهای.
هدف 5-2. توسعه و اجرای معیارهای ارزیابی کیفیت در دو سطح ملی و سازمانی.
اقدامات راهبردی:
· تعریف معیارها و استانداردهای کیفیت برای به رسمیت شناختن مؤسسههای آموزش عالی عمومی و خصوصی؛
· ارائة سازوکارهای ارزیابی درونی و بیرونی؛
· درگیر کردن ذینفعان در فرایند تضمین کیفیت.
هدف 5-3. ارتقای فعالیتهای پژوهشی.
اقدامات راهبردی:
· ایجاد مشوقهایی برای انجام پژوهش؛
· تعریف چهارچوب برای شغل پژوهش و سطح حقوق متناسب با این شغل؛
· افزایش انتشار نتایج پژوهشهای انجامشده؛
· تشویق کارکنان، برمبنای کیفیت فعالیتهای پژوهشی؛
· توسعة ارتباطات بین پژوهش و تدریس، بهویژه در سطح کارشناسی ارشد.
6. بازتعریف نقش دولت
هدف 6-1. ارتقا و توسعة آموزش عالی در موزامبیک.
اقدامات راهبردی:
· ارتقای عدالت اجتماعی و تساوی در دسترسی به آموزش عالی؛
· توسعة سازوکارهای شفاف و اثربخش برای تخصیص هزینه به آموزش عالی؛
· ایجاد خودمختاری مالی در مؤسسههای آموزش عالی و تعیین سازوکارهای کنترلی و نظارتی برای هزینه کردن منابع مالی؛
هدف 6-2. اطمینان از در نظر گرفتن اولویتهای مالی برای توسعة آموزش عالی.
اقدامات راهبردی:
· ایجاد شورای آموزش عالی، علم و فنّاوری برای ارائه مشاوره به وزیر، کمک در تدوین خطمشیهای آموزش عالی، علم و فنّاوری، و نظارت بر اجرای خطمشیهای تدوین یافته.
هدف 6-3. توسعة سازوکارهای قانونی برای اطمینان از اجرای اثربخش خطمشیهای ملی.
اقدامات راهبردی:
· تعریف هنجارها برای استقرار مؤسسههای آموزش عالی و دورههای آموزشی؛
· تعریف نظام اعتباردهی به آموزش عالی؛
· تعریف و توسعة خطمشی ملی برای فعالیتهای پژوهشی (Ministry of Higher Education, Science and Technology, 2000, pp. 9-19).
چالشهای آموزش و آموزش عالی
بهرغم همه کامیابیها و تلاش موزامبیک برای دستیابی به هدف ارائه آموزشهای ابتدایی به همة کودکان تا سال 2015، اما هنوز آموزش در موزامبیک با چالشهایی روبروست؛ مانند تخصیص نیافتن مناسب منابع، مطابق با افزایش هزینهها، انگیزة پایین آموزشگران، به پایان نرساندن دوره ابتدایی ازسوی بسیاری از دانشآموزان بهویژه دختران، تجهیزات ضعیف مدارس، و نسبت زیاد دانشآموز به آموزشگر (AfriMAP and the Open Society Initiative for Southern Africa, 2012, p. 1).
برخی از مهمترین اقدامات وزارت آموزش عالی، علم و فنّاوری موزامبیک در پاسخ به چالشهای مطرحشده، در جدول 8 آمده است.
جدول 8. برخی از مهمترین چالشهای آموزش عالی موزامبیک
|
چالش |
اقدامات وزارت |
|
گسترش |
گشایش مؤسسههای جدید آموزش عالی |
|
کیفیت |
ایجاد نظام ارزیابی و تضمین کیفیت |
|
بهبود نظام مالی |
ارائة پیشنهادهایی برای اصلاح نظام مالی |
|
نقل و انتقالات بیشتر دانشجویان |
ارائة پیشنهاد تجمیع انتقال اعتبارات |
|
برابری |
ایجاد مؤسسة بورس |
(SARUA, 2009, p. 4)
کتابشناسی
سفارت جمهوری اسلامی ایران در افریقای جنوبی. (1391). جمهوری موزامبیک. بازیابی شده از: http://www.embassysa.ir /index. php?option=com_content&view=article&id=24&Itemid= 171&lang=fa
AfriMAP and the Open Society Initiative for Southern Africa. (2012). Mozambique: Effective Delivery of Public Services in the Education Sector. Retrieved from: https://reliefweb. int/sites/reliefweb.int/files/resources/AfriMAP%20Moz%20Edn%20Main%20Web.pdf.
APA. (2014). Mozambique: More Women in Higher Education. Retrieved from: http://en.starafrica.com/education/ mozambique-more-women-in-higher-education.html
Bailey, T., Cloete, N., and Pillay, P. (2010). “Case Study: Mozambique and Eduardo Mondlane University”. Universities and Economic Development in Africa. Retrieved from: https://www.chet.org.za/files/uploads/ reports/Case%20Study%20-%20Mozambique%20and%20 Eduardo%20Mondlane%20University.pdf.
Baúle, Z. and Nakala, L. (2008). “Country Presentation: Mozambique”. Regional Meeting of Focal Points in Africa and the Mediterranean. Retrieved from: http://oasis.col. org/bitstream/handle/11599/2861/2008_COL_Report-Regional-Focal-Points-Meeting-Africa-and-Mediterranean. pdf?sequence=1&isAllowed=y
Bilale, F. J. C. (2007). Educational Performance in Mozambique: an Economic Perspective. Retrieved from: http://resep.sun.ac.za/wp-content/uploads/2017/10/bilale_ educational_2007.pdf.
Brito, L. (2003). The Mozambican Experience: Initiating and Sustaining Tertiary Education Reform. Retrieved from: http://siteresources.worldbank.org/INTAFRREGTOPTEIA/Resources/lidia_brito.pdf.
Chilundo, A. (2006). Capacity Building in Higher Education in Mozambique and the Role Played by Co-Operating Foreign Agencies: The Case of the World Bank. http://unesdoc.unesco.org/images/0014/001478/147819e.pdf.
Chilundo, A. (2010). “Mozambique”. In Pundy Pillay (ed.), Higher Education Financing in East and Southern Africa (p. 103-122). Retrieved from: http://www.africanminds.co. za/wp-content/uploads/2012/06/13407160372101493429. pdf.
Fernando Zacarias, Maria de Fátima. (2008). Education Statistics: The Case of Mozambique. Retrieved from: https://unstats.un.org/unsd/demographic/meetings/egm/New York_8-12Sep.2008/EGM%20Papers/Mozambique%20-%20Education.pdf.
Franque, A. D. (2008). Open and Distance Learning in Mozambique. Country Report to Advocacy Workshop on Distance Education and Open Learning. Mauritius.
Goertz, H. (2014). Mozambique: Background Study. Retrieved from: https://innovate.cired.vt.edu/wp-content/uploads/ 2015/08/InnovATE-Country-Study-Mozambique-Final-Revisions-9-291.pdf.
Idowu, A. P., Idowu, A. O., and Adagunodo, E. (2004). “A Comparative Study Of Information and Communication Technologies at Higher Educational Institutions in Africa: Case Studies from Nigeria and Mozambique”. Journal of Information Technology Impact, 4(2), 67-74.
International Bureau of Education. (2011). “Mozambique”. World Data on Education (7th ed). Jeneva: Unesco.
Lobo, M. F. (2010). Impact of the Financial Crisis on Education Sector Spending and Government Policy Responses: Case note (Mozambique). Retrieved from: http://unesdoc.unesco.org/images/0019/001913/191300e.pdf.
Luis, R. (2012). Youth and Adult Learning and Education in Mozambique. Johannesburg: Open Society Initiative for Southern Africa and DVV International.
Mahlaha, N. (2012). “Mozambique”. In: Piyushi Kotecha, Merridy Wilson-Strydom and Samuel N Fongwa (eds.). A Profile of Higher Education in Southern Africa: National Perspectives. (Vol. 2, pp. 57-62). Johnnesburg: Author.
Ministério da Educação e Cultura. (2010). Os Resultados do Sector Através dos Principais Indicadores. Mozambique: Author.
Ministry of Education. (2014). “Mozambique” Questionnaire on Norms and Standards for Quality of Education by the Special Rapporteur on the Right to Education. Retieved from: https://www.ohchr.org/Documents/Issues/Education /QuestionnaireEducation/Mozambique.pdf.
Ministry of Higher Education, Science and Technology. (2000). Strategic Plan of Higher Education in Mozambique 2000-2010. Retrieved from: http://planipolis.iiep. unesco.org/sites/planipolis/files/ressources/mozambique_he_strategic_plan_2000_2010.pdf.
Mozambique Ministry of Education, Directorate of Planning and Cooperation. (2011). Education Statistics (1998-2009). Retrieved from: www.mec.gov.mz/dep.php?p=111.
Pillay, P. (2009). Challenges and Lessons from East and Southern Africa. In Jane Knight (ed.), Financing Access and Equity in Higher Education (pp. 19-40). Rotterdam: Sense Publishers.
Rambe, P. and Mawere, M. (2011). “Gibbons Straddles the Mozambican Public Education System: Critical Literacy Challenges and Moral Dilemmas in Mozambican New Curriculum”. International Journal for Educational
Integrity, 1(7), 43–56.
SARUA. (2012). Mozambique Data profile 2012. Retrieved from: https://www.sarua.org/files/Country%20Reports% 202012/Mozambique%20data%20profile%20Eng.pdf.
Teferra, D., and Knight, J. (2008). Higher Education in Africa: The International Dimension. Accra, Ghana: Association
of African Universities.
U.S. Department of State. (2014). The Education System of Mozambique. Retrieved from: http://photos.state.gov/ libraries/mozambique/164103/nguluvep/Edusys.pdf.
World Population Review. (2014). Mozambique Population 2014. Retrieved from: http://worldpopulationreview. com/countries/mozambique-population/