دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

نظام آموزش عالی بریتانیا

نوع مدخل : مدخل دانشنامه

نویسنده
چکیده
 




پایتخت: لندن




نوع حکومت: مشروطه سلطنتی




زبان رسمی: انگلیسی




مساحت: 245000 کیلومترمربع




جمعیت: 63489234 (2014م)




تعداد دانشجویان: 2340275 (2012م)




تعداد اعضای هیئت‌‌علمی: 185585 (2012م)




تولید ناخالص ملی: 865/2 تریلیون دلار (2015م)




هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 6/5% (2015م)




هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 8/13% (2015م)





 
ویژگی‌های جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی
«بریتانیا» در غرب اروپا و شمال غرب فرانسه و بین اقیانوس اطلس شمالی و دریای شمال واقع شده و شامل «انگلستان»، «ولز» و «اسکاتلند» و «ایرلند شمالی» است. این کشور ازنظر وسعت هفتاد‌و‌هشتمین کشور جهان و ازنظر جمعیت در رتبه بیست‌ودوم جهان قرار گرفته و بعد از آلمان و فرانسه سومین اقتصاد بزرگ در اروپا، و یکی از بزرگ‌ترین مراکز مالی جهان است. واحد پول این کشور «پوند» یا «لیرة استرلینگ» و هر پوند انگلستان معادل 100 پنس یا پنی این کشور است.
 
     اقتصاد بریتانیا را بیشتر بخش‌های صنعت و خدمات تشکیل می‌دهند و مشاغل کشاورزی کمتر از 2% از نیروی کار این کشور را به خود اختصاص داده‌اند. مهم‌ترین صنایع بریتانیا شامل ماشین‌آلات و ابزارهای ماشین‌سازی، تجهیزات نیروی برق، تجهیزات اتوماسیون، راه‌آهن، کشتی‌سازی، هواپیما، وسایل نقلیه، تجهیزات الکترونیکی و ارتباطات، فلزات، مواد شیمیایی، زغال‌سنگ، مواد نفتی، تولید کاغذ، فراوری مواد غذایی، منسوجات و پوشاک است و مهم‌ترین محصولات کشاورزی بریتانیا عبارت‌اند ‌از غلات، دانه‌های روغنی، سیب‌زمینی، سبزیجات، گاو، گوسفند، طیور و آبزیان.
 
     بریتانیا که از کوه‌های «گرامپیان» در اسکاتلند تا مرداب‌های پست در انگلستان امتداد دارد، ازنظر اقلیمی بسیار گوناگون است. اسکاتلند و ولز کوهستانی‌ترین بخش‌های بریتانیا هستند. سه‌چهارم از اراضی بریتانیا برای کشاورزی استفاده می‌شوند. در این کشور از هر ده نفر، نُه نفر در شهر زندگی می‌کنند و بیش از دوسوم از جمعیت بریتانیا، مالک خانه‌های خود هستند.
     بخش آموزش عالی در بریتانیا که حداقل 59 میلیارد پوند در اقتصاد کشور سهم دارد، حدود 3/2% از تولید ناخالص داخلی کشور را به خود اختصاص داده است. دانشگاه‌ها و آموزشکده‌های بریتانیا نقش مهمی در زندگی اجتماعی، فرهنگی و کسب‌وکار مردم ایفا می‌کنند (Baskerville et al., 2011). تا 2012م، 41% از بزرگسالان (دربرگیرنده 48% از افراد 25 تا 34 سال در بریتانیا) از رهگذر آموزش عالی به تخصص دست یافتند و از هر دو زن، یک زن دارای مدرک دانشگاهی بود (OECD, 2014a). ازنظر میزان درآمد، افرادی که تحصیلات کمتر از میانی داشتند 70% از درآمد کسانی را که دارای تحصیلات بالاتر از میانی بودند کسب می‌کردند. میانگین درآمد زنان بزرگسال در بریتانیا صرف‌نظر از سطح تحصیل، حدود 20% کمتر از مردان است. در تمام سطوح تحصیلی نسبت زنان شاغل در بریتانیا کمتر از مردان است. به‌عنوان مثال، در این کشور، نسبت اشتغال زنان به مردان در سطح تحصیلات کمتراز میانی، 49% به 66%، در سطح تحصیلات بالای میانی، 73% به 84% و در سطح تحصیلات عالی، 79% به 89% است (نگاره 1). در 2014م نرخ اشتغال در بریتانیا 73% بوده است (OECD, 2014b).
     در بریتانیا از 2008م تا 2011م مخارج آموزش به‌عنوان درصدی از مخارج عمومی، حدود 10% افزایش یافته است. در طی این مدت، علی‌رغم کاهش 5/2% تولید ناخالص ملی در بریتانیا، مخارج عمومی مؤسسات آموزشی حدود 17% رشد داشته است. مهم‌تر آنکه، در‌حالی‌که در این کشور از 2008م تا 2009م مقدار تولید ناخالص ملی حدود 5% کاهش و از 2009م تا 2011م حدود 3% افزایش یافته است، مخارج عمومی آموزش در فواصل زمانی یادشده، مرتب افزایش یافته که این افزایش به‌ترتیب 6% و 13% بوده است.
     بریتانیا یکی از کشورهایی است که در فاصله زمانی 2000م تا 2011م، مخارج آموزشی آن، به‌عنوان درصدی از تولید ناخالص ملی، بیش از 1% افزایش داشته و از 9/4% در 2000م به 4/6% در 2011م رسیده است. در همین مدت، سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در تمام سطوح آموزشی، بیش از دو برابر و در آموزش عالی، حدود سه برابر شده است و به‌ازای هر دانشجو هزینه‌ها در سطح آموزش عالی 98% رشد داشته است (OECD, 2014a). در 2012م، امید به زندگی در این کشور 81 سال، اعلام شد که برای مردان 1/79 سال و برای زنان 8/82 سال بوده است. هزینه‌های بهداشتی نیز 3/9% از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است. در همین سال تعداد پزشک، پرستار و تخت‌خواب بیمارستانی به‌ازای هر 1000 نفر به‌ترتیب 8/2، 2/8 و 8/2 بوده است (OECD, 2014c).
     هر‌چند بریتانیا تنها 9/0% از جمعیت جهان را دارد، اما در 2012م 9/15% از مقالات پراستناد در جهان و 6/11% از تمام استنادهای جهان، به این کشور تعلق داشته است (Higher Education Founding Council for England, 2014a). نزدیک به نیمی از مقالات پژوهشی بریتانیا، با همکاری پژوهشگران بین‌المللی تولید شده است.
 
اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی




 


 





اصلی‌ترین هدف وزارت آموزش بریتانیا فراهم نمودن فرصت‌های مناسب آموزشی برای همة شهروندان انگلیسی برای بهره‌مندی از زندگی پربار و مشارکت در جامعه در سده بیست‌ویکم است. سایر اهداف آموزشی وزارت آموزش‌ بریتانیا بدین‌شرح است:
· اطمینان‌یابی از برخورداری همة جوانان رده‌های سنی 6 تا 16 سال از بالاترین سطوح مهارت‌های پایة آموزشی اعم از خواندن و نوشتن؛
· تشویق جوانان به ادامة تحصیل و کسب مهارت‌های مختلف آموزشی و عملی؛
· امکان دسترسی همگانی به فرصت‌های آموزشی و حرفه‌ای از‌طریق اعمال سیاست‌های مبارزه با فقر، محرومیت‌های اجتماعی و کم‌سوادی در تمام نقاط کشور؛
· تلاش برای پرورش استعدادها و مهارت‌های همة دانش‌آموزان اعم از بومی و غیربومی؛
· تقویت و گسترش سیاست‌های مبارزه با ترک تحصیل (www.gov.uk).
 
ساختار نظام آموزشی
در بریتانیا 5 دوره آموزشی وجود دارد: آموزش قبل از دبستان، ابتدایی، میانی، آموزش جبرانی و آموزش عالی. آموزش برای تمام کودکان، در سنین 5 (4 سال در ایرلند شمالی) تا 16 سال اجباری است. آموزش جبرانی، آموزش ساده‌ای است که در آموزشکده‌های آموزش جبرانی و مؤسسات آموزش عالی ارائه می‌شود و اجباری نیست. دوره پنجم، یعنی آموزش عالی، به دانشجویان تمام‌وقت دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها و دیگر مؤسسات آموزش عالی اختصاص دارد.
 
آموزش پیش‌دبستانی
در بریتانیا از سپتامبر 2010، تمام کودکان سنین 3 و 4 سال حق دارند تا 38 هفته در سال و هر هفته به مدت 15 ساعت در کودکستان‌های رایگان حضور یابند. آموزش قبل از دبستان، در محیط‌های متنوعی مانند کودکستان‌های عمومی، شیرخوارگاه‌ها و کلاس‌های آمادگی در مدارس ابتدایی و نیز در مکان‌هایی غیر از بخش عمومی، مانند مدارس مقدماتی داوطلبانه، شیرخوارگاه‌ها یا مهدکودک‌های خصوصی انجام می‌شود. در سال‌های اخیر آموزش قبل از دبستان و مراقبت از کودکان گسترش زیادی داشته است. در 2002م، قانون آموزش دورة تحصیلی ملی را در انگلستان گسترش داد و مرحلة پایه را که برای اولین‌بار در سپتامبر 2000 مطرح شده بود، در برنامة تحصیلی گنجاند که در آن، آموزش کودکان از سن سه‌سالگی تا پایان آمادگی (پنج‌سالگی) را دربر می‌گیرد. در سپتامبر 2008، مرحلة پایه در آموزش قبل از دبستان اجباری گردید.
     در ولز محلی را به‌صورت پاره‌وقت و رایگان به کودکان سه‌ساله اختصاص داده‌اند که تا زمان آغاز آموزش اجباری، در این محل آموزش می‌بینند. این مکان می‌تواند مدرسه‌ای عمومی یا مجموعه‌ای غیرعمومی مانند مدارس داوطلبانه که با بازی به کودکان آموزش می‌دهند، کودکستان‌های خصوصی که آموزش آنان تأیید شده، باشد. مرحلة پایه، دورة تحصیلی جامع‌نگر برای کودکان 3 تا 7 سال است که مبتنی‌بر برآورده‌ساختن تأمین نیازهای فردی کودک در دوره‌های رشد است.
     در اسکاتلند آموزش معمولاً با پیش‌دبستان آغاز می‌شود و تمام کودکان در اسکاتلند مستحق آموزش پیش‌دبستانی، قبل از شروع آموزش ابتدایی هستند. مقامات محلی موظف‌اند تا زمان رفتن به مدرسه، بودجة مکانی امنی را برای کودکان سه‌ساله تأمین نمایند. مراکز معتبر محلی یا بخش خصوصی و داوطلبانه و با حمایت دولت آموزش پیش‌دبستانی را ارائه می‌دهند.




 


 





     در ایرلند شمالی دولت باید اطمینان یابد که هر خانوادة خواهان آموزش، حداقل 1 سال از آموزش پیش‌دبستانی بهره‌مند شده باشد. واحدها و مهدکودک‌های قانونی که بودجة آنها تأمین شده است و یا مجموعه‌های خصوصی و داوطلبانه که در برنامة توسعة آموزش پیش‌دبستانی مشارکت دارند، آموزش پیش‌دبستانی را ارائه می‌دهند. مجموعه‌های خصوصی و داوطلبانه، به‌صورت پاره‌وقت و واحدهای قانونی، به‌صورت تمام‌وقت و پاره‌وقت به این امر مبادرت می‌ورزند.
 
آموزش ابتدایی
آموزش ابتدایی سه گروه سنی را دربر می‌گیرد: نوزادان (زیر 5 سال)، اطفال (5 تا 7 یا 8 سال) و نوجوانان (حدود 11 یا 12 سال). آموزش اجباری در انگلستان، ولز و اسکاتلند از سن پنج‌سالگی شروع می‌شود، یعنی کودکان 5 سال و یک‌ماهه تا 6 سال، دانش‌آموزان پایة اول را تشکیل می‌دهند. دورة‌ تحصیلات اجباری به چهار مرحلة کلیدی تقسیم می‌شود: کودکان 5 تا 7 سال در مرحلة کلیدی اول، کودکان 7 تا 11 سال در مرحلة‌ کلیدی دوم، دانش‌آموزان 11 تا 14 سال در مرحلة‌ کلیدی سوم و دانش‌آموزان 14 تا 16 سال در مرحلة‌ کلیدی چهارم به تحصیل می‌پردازند (جدول 1). در اسکاتلند و ایرلند عموماً تفاوتی بین مدارس نوجوانان و اطفال وجود ندارد. هرچند در ولز، انواع مدارس، مشابه آنچه گفته شد هستند، اما دانش‌آموزان پایة اول با آموزش پیش‌دبستانی (از 3 تا 5 سالگی) و مرحلة کلیدی اول (5 تا 7 سال) باهم یکی شده‌اند تا آموزش کودکان بین سنین 3 تا 7 سال به یک مرحله تبدیل شود. در انگلستان مدارس ابتدایی عموماً کودکان 4 تا 11 سال را آموزش می‌دهند. برخی مدارس ابتدایی نیز ممکن است شیرخوارگاه یا کودکستان هم داشته باشند که برای کودکان با سن کمتر در نظر گرفته شده است. در بیشتر مدارس عمومی، دختران و پسران به‌صورت مختلط در کلاس حضور می‌یابند. در انگلستان، ولز و ایرلند شمالی معمول است که کودکان در سن یازده‌سالگی و در اسکاتلند در سن دوازده‌سالگی به‌طور مستقیم وارد دبیرستان می‌شوند، اما برخی کودکان در انگلستان، از‌طریق مدارس راهنمایی که برای گروه‌های سنی بین 8 و 14 سال مهیا شده‌اند، به دبیرستان راه می‌یابند. دانش‌آ‌موزان در مدارس راهنمایی بسته سنشان در دستة ابتدایی یا میانی قرار می‌گیرند. هدف اصلی آموزش ابتدایی، آموزش ریاضیات و سواد پایه به تمام دانش‌آموزان است. در انگلستان و ایرلند شمالی در پایان مرحلة‌ کلیدی اول و مرحلة‌ کلیدی دوم آزمون برگزار می‌شود و در ولز تمام دانش‌آموزان باید در پایان پایة اول و مرحلة‌ کلیدی دوم آزمون را بگذرانند.
 
آموزش میانی
آموزش میانی که دولت بریتانیا در یک منطقه ارائه می‌کند، ممکن است ترکیبی از مدارس مختلف باشد که انعکاسی از وضعیت تاریخی آن منطقه و سیاستی است که ازسوی مقامات محلی اتخاذ می‌شود. مدارس فراگیر، تا حدود زیادی دانش‌آموزان را بدون توجه به توانایی یا استعداد آنان می‌پذیرند و تمام کودکانی را که در مجاورت‌شان قرار دارند آموزش می‌دهند، اما در برخی از مناطق، این مدارس در کنار انواع مدارس دیگر مانند مدارس آموزش انگلیسی، به امر آموزش می‌پردازند. در انگلستان آموزشگاه‌هایی که با بودجة دولتی فعالیت می‌کنند، مستقل هستند؛ این آموزشگاه‌ها از آزادی‌های زیادی برخوردارند تا استانداردهای آموزشی را ارتقا دهند و به نوآوری کمک نمایند. این آزادی، شامل آزادی از کنترل مقامات محلی، امکان تنظیم شرایط و پرداخت حقوق به کارکنان ازسوی خودشان، آزادی در ارائة برنامة درسی و توان ایجاد تغییر در طول دوره و روزهای تحصیل است. طرح این آموزشگاه‌ها برای اولین‌بار در ماه مارس 2000 و با هدف جایگزینی با مدارسی که ضعف در کارایی داشتند، مطرح شد. این آموزشگاه‌ها برای ایجاد دگرگونی در کارآیی آموزشی، ازسوی سرمایه‌گذاران بیرونی تأسیس و اداره می‌شوند. طرح آموزشگاه‌ها با تصویب قانونی در 2010م با عنوان قانون آموزشگا‌ه‌ها گسترش یافت؛ این قانون برای تمام مدارس ابتدایی، میانی و خاص این امکان را فراهم کرد تا درخواست خود را برای تبدیل شدن به آموزشگاه ارائه کنند. تمرکز اولیة این طرح، بر مدارسی بود که ادارة استانداردهای آموزشی، آنها را در ردة عقب‌افتاده رتبه‌بندی کرد و نخستین نوع از این آموزشگاه‌های جدید در سپتامبر 2010 گشایش یافت. این آموزشگاه‌ها پشتیبان نداشتند اما از آنها انتظار می‌رفت تا با مدارسی که کارایی پایین داشتند کار کرده، به آنها در ارتقا بخشیدن به استانداردهایشان کمک کنند.
     در ولز مدارس میانی دانش‌آموزان را از سن یازده‌سالگی تا سن قانونی تحصیل و بالاتر می‌پذیرند. در اسکاتلند هرچند در نواحی دورافتاده چندین مدرسه میانی دوساله و چهارساله وجود دارد، اما مدارس میانی آموزش میانی را در شش سال ارائه می‌کنند. در ایرلند شمالی، آموزش بعد از ابتدایی شامل پنج سال آموزش اجباری است.
آموزش جبرانی




 


 





در بریتانیا آموزش جبرانی که نوعی آموزش، پس از آموزش اجباری است، ممکن است برای تمام دوره‌های آموزشی غیرپیشرفته به‌کار رود که آموزش در هر سطح، از آموزش مهارت‌های پایه، تا آموزش حرفه‌ای عالی را دربر می‌گیرد. معمولاً بین آموزش جبرانی و آموزش عالی تفاوت وجود دارد. آموزش عالی، آموزشی است در سطح بالاتر از آموزش میانی که در نهادهایی مانند دانشگاه‌ها انجام می‌شود، اما آموزش جبرانی، نوعی آموزش است برای افراد بالای 16 سال که به دلایلی از دانشگاه بازمانده‌اند. این نوع آموزش، در آموزشکده‌های آموزش جبرانی، شامل آموزشکده‌های عمومی آموزش جبرانی، آموزشکده‌های تخصصی (مانند آموزشکده‌های کشاورزی و باغبانی و آموزشکده‌های تئاتر و رقص)، مؤسسات آموزش بزرگسالان و غیره ارائه می‌شود. آموزش در محل کار، آموزش زندانیان و دیگر انواع مهارت‌آموزی و آموزش غیرمدرسه‌ای- غیردانشگاهی نیز در زمرة آموزش جبرانی قرار می‌گیرند (www.gov.uk).
      
آموزش عالی

آموزش عالی در بریتانیا پیشینة تاریخی طولانی دارد. هرچند تاریخ دقیق آن ثبت نشده است، اما سوابق نشان می‌دهد تدریس در شهر آکسفورد از 1096م آغاز شده است و «دانشگاه آکسفورد»، قدیمی‌ترین دانشگاه در دنیای انگلیسی‌زبان به‌شمار می‌رود. در 2009م «دانشگاه کمبریج»، هشتصدمین سال تأسیس خود را جشن گرفت. دانشگاه‌های «اس‌تی آندریوز»، «گلاسکو» و «آبردین» در سده پانزدهم میلادی و دانشگاه «ادینبورو» در 1583م در اسکاتلند تأسیس شده‌اند.
     توسعة اصلی آموزش عالی در بریتانیا در سده نوزدهم میلادی اتفاق افتاد و امتیاز سلطنتی به آموزشکده‌های «اس‌تی دیویدز»، «لمپیتر» (که بعدها بخشی از دانشگاه ولز شد)، «دانشگاه دورهام»، «کالج کینگز» لندن و «پردیس دانشگاهی» لندن اعطا شد. در همین سده در شهرهای صنعتی مهم بریتانیا، دانشکده‌های پزشکی، علوم و مهندسی نیز تأسیس شدند. در پایان جنگ جهانی دوم در بریتانیا نُه دانشگاه و تعدادی پردیس دانشگاهی وجود داشت.
     در دهه‌های 1950 و 1960 دولت بریتانیا در پاسخ مستقیم به تقاضاهای افزایش جمعیت و نیازهای روزافزون اقتصاد فنّاورانه، توسعه بخش آموزش عالی را آغاز کرد. آموزشکده‌های جدید فنّاوری پیشرفته از 1956م و پس از آن، تأسیس شدند و در 1966م، امتیاز دانشگاه به آنها اعطا شد و بدین‌ترتیب آموزشکده‌های «آستون»، «باث»، «بردفورد»، «برونل»، «سیتی» و... همگی دانشگاه شدند.
     در 1992م، آموزش عالی با تصویب قانون آموزش عالی و جبرانی بار دیگر توسعه یافت و دولت بریتانیا به 35 پلی‌تکنیک سابق و تعدادی مؤسسه دیگر که در اصل آموزشکده‌های آموزش عالی و جبرانی بودند، امتیاز دانشگاه را اعطا کرد. پس از این تاریخ، به تعداد اندکی از مؤسسات آموزش عالی دیگر نیز امتیاز دانشگاه اعطا شد. در مجموع این دانشگاه‌ها به‌عنوان دانشگاه‌های «جدید» یا «پس از 92» شهرت دارند. اگرچه بسیاری از این دانشگاه‌ها به‌عنوان مؤسسات حرفه‌ای سابقه‌ای طولانی و درخشان دارند، این توسعة تدریجی به این معنی است که اکنون در بریتانیا سازمان‌های مختلفی ارائه‌دهندة آموزش عالی هستند که در کل به‌عنوان مؤسسات آموزش عالی شناخته می‌شوند. درحال‌حاضر بسیاری از این مؤسسات در سطح بین‌المللی شناخته‌شده هستند و به‌دلیل برتری پژوهشی و کیفیت بالای تدریس در طول سال‌ها، شهرت جهانی کسب کرده‌اند و حاصل این شهرت، جذب سالیانة بیش از سیصد هزار دانشجوی بین‌المللی است.
     در بریتانیا قانون مجوز اعطای مدرک را به دانشگاه‌ها می‌دهد و مقامات ملی فقط مؤسساتی را به رسمیت می‌شناسند که قانون مجلس یا فرمان سلطنتی، مجوز ارائه مدرک به آنها اعطاء کرده باشد. این مؤسسات که به‌عنوان «دستگاه‌های رسمی» شناخته می‌شوند، تمام دانشگاه‌های بریتانیا و نیز برخی آموزشکده‌های آموزش عالی و تخصصی را دربر می‌گیرند. همچنین 700 آموزشکده و مؤسسه دیگر نیز در بریتانیا وجود دارند که اگرچه اجازة‌ اعطای مدرک ندارند، اما دوره‌هایی را که منجر به اعطای مدرک می‌شود، اداره می‌کنند. اینها مؤسساتی هستند که دوره‌های مورد تأیید مؤسسات رسمی را برگزار کرده، مدرک رسمی را از‌طریق این مؤسسات اعطا می‌کنند.
     در بریتانیا مؤسسات آموزش عالی ازنظر اندازه تفاوت قابل‌ملاحظه‌ای باهم دارند. حدود یک‌پنجم از این مؤسسات، کمتر از 3500 دانشجو دارند، در‌حالی‌که بزرگ‌ترین آنها، بیش از 40000 دانشجو دارد. «دانشگاه باز»، مؤسسة آموزش عالی متفاوتی است که در بریتانیا و جهان فرصت یادگیری از دور را برای بیش از 209000 دانشجویی که بیشتر پاره‌وقت هستند، فراهم می‌کند. در بریتانیا از 2013-2012م، 161 مؤسسه آموزش عالی وجود داشت که دولت بودجة آنها را تأمین می‌کرد (Baskerville et al., 2011).
 
ثبت‌نام در آموزش عالی
در سال تحصیلی 2013-2012 آمار کل ثبت‌نام در مؤسسات آموزش عالی بریتانیا 2340275 نفر ثبت شده که در مقایسه با سال تحصیلی 2012-2011، 3/6% کاهش داشته است. در فاصلة سال‌های 2012-2011 تا 2013-2012 در بریتانیا ثبت‌نام در تحصیلات تکمیلی 6/5% و در دوره کارشناسی 4/6% همچنین، ثبت‌نام تمام‌وقت، 3/2% و پاره‌وقت، 1/15% کاهش داشته است (www.hesa.ac.uk; www.lfhe.ac.uk).
     تعداد دانشجویان آموزش عالی که در مؤسسات آموزش عالی بریتانیا تحصیل می‌کردند به‌تدریج از سال تحصیلی 2009-2008 تا 2011-2010 افزایش یافته است که این افزایش در سال تحصیلی 2012-2011 اندک بوده و پس از سال تحصیلی 2013-2012 نیز کاهش یافت (www.hesa.ac.uk; www.lfhe.ac.uk).
     نگاره 3، درصد دانشجویان مؤسسات آموزش عالی بریتانیا را براساس سطح تحصیلی و روش تحصیل نشان می‌دهد. همان‌طور که ملاحظه می‌شود بیش از نیمی از دانشجویان (1/56%) به صورت تمام‌وقت در دوره کارشناسی تحصیل می‌کنند (www.hesa.ac.uk; www.lfhe.ac.uk).
     براساس نگاره 4، در سال تحصیلی 2014-2013 تعداد ورودی‌های تمام‌وقت در دوره کارشناسی 8% رشد داشته؛ از‌این‌رو تعداد کل ورودی‌ها به 378000 نفر رسیده که در مقایسه با سال تحصیلی 2013-2012م، 27000 نفر افزایش داشته است (Higher Education Founding Council for England, 2014d).




 


 





      
     چنانچه نگاره 5 نشان می‌دهد، بین سال‌های تحصیلی 2011-2010 تا 2014-2013 تعداد ثبت‌نام‌شدگان پاره‌وقت در دوره کارشناسی تقریباً نصف شده است. این تعداد در سال تحصیلی 2014-2013، 120000 نفر کمتر از سال تحصیلی 2011-2010 ثبت شده است که حدود 46% کاهش را نشان می‌دهد (
Higher Education Founding Council for England, 2014b).
     در سال تحصیلی 2013-2012 تعداد ثبت‌نام‌شدگان بین‌المللی تمام‌وقت در دوره کارشناسی، رشد کندی داشته که در سال تحصیلی 2014-2013 نیز به همین منوال ادامه یافته است. اگرچه در سال‌های تحصیلی 2013-2012 و 2014-2013 تعداد ورودی‌های بین‌المللی (غیر از اتحادیة اروپا) تمام‌وقت در دوره کارشناسی، بیش از 3% افزایش داشته است، اما این افزایش به‌طور معنی‌داری کمتر از رشدی است که قبل از سال تحصیلی 2011-2010 تجربه شده است (Higher Education Founding Council for England, 2014b).




 


 





     تعداد دانشجویان تبعة بریتانیا و کشورهای دیگر اتحادیة اروپا که به‌صورت تمام‌وقت، تحصیلات تکمیلی آموزش‌محور را در سال 2014-2013 آغاز کرده‌اند، افزایش داشته است. تعداد این دانشجویان در سال تحصیلی 2014-2013 در مقایسه با سال تحصیلی 2013-2012 حدود 2% (1000 نفر) افزایش داشته است. اگرچه تعداد دانشجویانی که به‌صورت پاره‌وقت در دوره تحصیلات تکمیلی آموزش‌محور تحصیل می‌کنند، کاهش داشته، اما این مقدار، در مقایسه با سال‌های قبل کمتر بوده است. تعداد این دانشجویان در سال تحصیلی 2014-2013 در مقایسه با سال تحصیلی 2013-2012، 2% (2000 نفر) کاهش داشته است. تعداد ورودی‌های تمام‌وقت دوره کارشناسی ارشد آموزش‌محور خارج از بریتانیا (شامل کشورهای دیگر اتحادیة اروپا) از 66% در سال تحصیلی 2006-2005م به 74% در سال تحصیلی 2013-2012 افزایش یافته است.
     نگاره 6 نشان می‌دهد که در سال تحصیلی 2013-2012 تعداد دانشجویانی که از خارج از بریتانیا و از کشورهای اتحادیة‌ اروپا به‌صورت تمام‌وقت و در دوره کارشناسی به آموزشکده‌های آموزش جبرانی و مؤسسات آموزش عالی بریتانیا وارد شده بودند، 4% از جمعیت ورودی‌های تمام‌وقت به دوره کارشناسی را تشکیل می‌دهند. این نسبت از سال تحصیلی 2006-2005 تا 2013-2012 تقریباً ثابت مانده است. در این مدت سهم دانشجویان بین‌المللی (خارج از اتحادیة اروپا) رشد داشته و از 8% در سال تحصیلی 2006-2005 به 13% در سال تحصیلی 2013-2012 افزایش یافته است (Higher Education Founding Council for England, 2014b).




 


 





     نگاره 7 نشان می‌دهد که تعداد ورودی‌های تمام‌وقت تحصیلات تکمیلی آموزش‌محور، در سال تحصیلی 2014-2013 در مقایسه با سال تحصیلی 2013-2012 حدود 2% افزایش یافته است؛ درحالی‌که تعداد ورودی‌های تمام‌وقت تحصیلات تکمیلی پژوهش‌محور، تا حد زیادی ثابت مانده و تعداد ورودی‌های پاره‌وقت در دوره تحصیلات تکمیلی آموزش‌محور، در سال تحصیلی 2014-2013م در مقایسه با سال تحصیلی 2013-2012م حدود 2% کاهش یافته است (در نگاره 8، نمودار بنفش، نشانگر ورودی‌های تحصیلات تکمیلی آموزش‌محور پاره‌وقت، نمودار سبز، نشانگر ورودی‌های تحصیلات تکمیلی آموزش‌محور تمام‌وقت، نمودار آبی، نشانگر ورودی‌های تحصیلات تکمیلی پژوهش‌محور تمام‌وقت و نمودار قرمز، نشانگر ورودی‌های تحصیلات تکمیلی پژوهش‌محور پاره‌وقت است) (Higher Education Founding Council for England, 2014b). 
 
     دانشجویان بین‌المللی سهم زیادی در رشد تحصیلات تکمیلی در بریتانیا داشته‌اند. آنان که بیش از یک‌چهارم تعداد کل دانشجویان تحصیلات تکمیلی را تشکیل می‌دهند، در برخی از حوزه‌های تخصصی بیش از نیمی از تعداد دانشجویان را به خود اختصاص داده‌اند. نگاره 7 نشان می‌دهد که تعداد دانشجویان خارجی تمام‌وقت در دوره کارشناسی ارشد آموزش‌محور به‌طور معنی‌داری بیش از دانشجویان داخلی است. همزمان با کاهش تعداد متقاضیان تحصیلات تکمیلی از کشورهای هندوستان، پاکستان، ایران و کشورهای دیگر، سهم دانشجویان چینی در دوره کارشناسی ارشد آموزش‌محور رشد داشته و در سال تحصیلی 2013-2012، 39% از جمعیت ورودی از کشورهای غیر اتحادیة اروپا را به خود اختصاص داده است. ورودی‌های تمام‌وقت دوره کارشناسی ارشد آموزش‌محور، 51% از کل جمعیت ورودی‌های تحصیلات تکمیلی آموزش‌محور را در بریتانیا تشکیل می‌دهند (Higher Education Founding Council for England, 2014b).




 


 





     نگاره 8 نشان می‌دهد که تعداد ورودی‌های بین‌المللی تمام‌وقت (غیر از اتحادیة اروپا) به دورة کارشناسی در مؤسسات آموزش عالی بریتانیا، رشد زیادی داشته (ستون آبی رنگ) و بین سال‌های تحصیلی 2008-2007 تا 2011-2010 سالانه حداقل 10% بوده، اما پس از آن، این رشد به 2% در سال رسیده است. در سال تحصیلی 2014-2013 تعداد ورودی‌های بین‌المللی در مقایسه با سال قبل 3% افزایش یافته است. در کل اکنون 51000 دانشجوی بین‌المللی تمام‌وقت در دوره کارشناسی وجود دارد. تعداد ورودی‌های کشورهای اتحادیه اروپا تا سال 2012-2011 رشد مداوم داشته (ستون قرمز رنگ) و بین سال‌های 2008-2007 تا 2012-2011 به‌طور میانگین 4% در سال رشد داشته است. هر‌چند در سال 2013-2012 تعداد ورودی‌های تمام‌وقت اتحادیه اروپا به دوره کارشناسی در مؤسسات آموزش عالی بریتانیا تقریبا به یک‌چهارم کاهش یافته است (Higher Education Founding Council for England, 2014b).
     در سال 2013-2012 بیش از نیمی از دانشجویان مؤسسات آموزش عالی بریتانیا (2/56%) زن و 8/43% مرد بودند. این وضعیت در بین دانشجویان پاره‌وقت قابل توجه بود، به‌طوری‌که 5/60% زن و 5/39% مرد بودند.  مؤسسات آموزش عالی بریتانیا در سال 2013-2012 در مجموع 787900 مدرک به دانشجویان اعطاء کردند که یک‌سوم از این تعداد در سطح تحصیلات تکمیلی و مابقی در دوره کارشناسی بود.




 


 





     در دسامبر 2012 در مجموع 382515 نفر در مؤسسات آموزش عالی بریتانیا مشغول به کار بودند که از این تعداد، 185585 نفر عضو هیئت‌‌علمی و 196935 نفر عضو غیرهیئت‌‌علمی بودند. در طول پنج سال گذشته تعداد کارکنان و دانشجویان با افت‌وخیز همراه بوده است. تعداد کارکنان در مقایسه با سال قبل 1/1% افزایش داشته است، اما در حقیقت در مقایسه با سال 2009-2008 تغییر اندکی را نشان می‌دهد. در همین مدت مشابه، تعداد دانشجویان تا سال تحصیلی 2011-2010 افزایش داشته، اما از سال تحصیلی 2012-2011، 3/6% و در مقایسه با سال تحصیلی 2009-2008، 3/2% کاهش داشته است (نگاره 10) (www.hesa.ac.uk; www.lfhe.ac.uk).
 
مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی
در بریتانیا مؤسسات آموزش عالی سازمان‌های پیچیده‌ای هستند که هریک مشخصة‌ بارزی دارند. مدیریت مؤسسات آموزش عالی، تا حدودی متنوع بوده، نشانگر این واقعیت است که تمام مؤسسات آموزش عالی ازنظر قانونی مجموعه‌ای مستقل هستند. بنابراین این مؤسسات ازنظر قانونی با دیگر دستگاه‌های دولتی متفاوت هستند؛ چراکه تقریباً تمام مؤسسات (به‌استثنای کمبریج و آکسفورد) هیئت‌امنا دارند که مسئول نظارت بر تمام فعالیت‌های مؤسسات هستند (www.hesa.ac.uk; www.lfhe.ac.uk).
 
     مقررات آموزش عالی در بریتانیا شامل سازوکارهای مختلفی است که ورود به بخش آموزش عالی را کنترل و بر رفتار عرضه‌کنندگان تأثیر می‌گذارد. این سازوکارها شامل قوانین بیرونی و مقرراتی است که از سوی دولت و مؤسسات عمومی، مشوق‌های بازار و انواع سازوکارهای حرفه‌ای حاکمیتی و نهادی وضع می‌شوند (Gaskell, 2015).
     هدف عمومی مؤسسات آموزش عالی، تدریس و یادگیری و انجام پژوهش است. همچنین این مؤسسات از‌طریق پژوهش و گسترش ارتباط با کسب‌وکارها و جامعه نقش مهمی در رشد اقتصادی ایفا می‌کنند. شورای دانشگاه، مسئول تضمین مدیریت کارآمد مؤسسه و برنامه‌ریزی برای توسعة آن در آینده است؛ همچنین این شورا، مسئول نهایی تمام کارهای دانشگاه است و وظیفة تواناسازی دانشگاه برای دستیابی به اهداف اولیه تدریس، یادگیری و پژوهش و گسترش مأموریت خود را برعهده دارد. این مسئولیت، شامل بررسی و تأیید برنامة راهبردی دانشگاه که شامل اهداف کلی و اهداف اختصاصی است و تعیین راهبردهای مالی، فیزیکی و کارکنان برای دستیابی به اهداف دانشگاه را شامل می‌شود.
     این شورا باید به‌طور منظم بر اثربخشی و عملکرد دانشگاه در مقایسه با راهبردهای برنامه‌ریزی‌شده و اهداف عملیاتی نظارت نماید. مسئولیت‌های مالی این شورا عبارت‌اند از: اطمینان از قدرت پرداخت بدهی دانشگاه و حراست از دارایی‌های آن، تصویب راهبرد مالی، تصویب برنامه‌های عملیاتی سالانه و بودجه‌ها که باید بازتابی از برنامة راهبردی دانشگاه باشد، اطمینان از صرف بودجه‌های تأمین‌شده ازسوی شورای مالی مطابق با ضوابط و شرایط مشخص‌شده در قرارداد مالی این شورا، اطمینان از وجود و درستی نظام‌های مدیریت خطر، کنترل و اداره و نظارت از‌طریق کمیتة ممیزی و دریافت و تصویب حساب‌های سالانه. همچنین شورای دانشگاه، مسئولیت هدایت و نظارت بر مقررات دانشگاه به‌منظور ممیزی درونی و بیرونی و مسئولیت نظارت بر مدیریت راهبردی اراضی و ساختمان‌های دانشگاه و منابع انسانی و سیاست اشتغال و نیز ایمنی و بهداشت دانشگاه را برعهده دارد (Committee of University Chairs, 2009).
     در‌حالی‌که تمام مؤسسات آموزش عالی بریتانیا (به‌جز دانشگاه بوکینگام که تنها مؤسسة خصوصی آموزش عالی در بریتانیا است) بخشی از بودجة دولت را به‌عنوان درصدی از درآمد کل خود دریافت می‌کنند، دولت در مدیریت این بودجه نقش مستقیم ندارد و از‌طریق شوراهای مالی، حمایت مالی و راهنمایی‌های کلی را به مؤسسات ارائه می‌کند.
     اکنون به دلایل بسیار، سیاست آموزش عالی در هریک از کشورهای زیرمجموعه بریتانیا به‌صورت جداگانه ازسوی دولت اسکاتلند، مجمع ولز و فرماندار ایرلند شمالی تدوین می‌شود و هریک مسئولیت مشخص و متفاوت در بخش‌های خاصی از آموزش عالی و سیاست‌های دانشجویی برعهده دارند. این دستگاه‌های عمومی در تعیین دوره‌هایی که برگزار می‌شود یا هدایت پژوهش‌هایی که ازسوی هریک از اعضای هیئت‌‌علمی انجام می‌شود، نقش مستقیم ندارند. خود مؤسسات کارکنان علمی و پشتیبانی را استخدام می‌کنند، نه دولت. این ساختار اداری، نشان‌دهندة استقلال دانشگاه‌های بریتانیا است. هر مؤسسه خود دربارة شرایط یا پیش‌نیازهای ورود به مؤسسه تصمیم می‌گیرد و خود در قبال روش‌های پذیرش دانشجویان مسئولیت دارد. در بریتانیا یک کارگزاری مرکزی مشترک به نام اداره پذیرش ورود به دانشگاه‌ها و آموزشکده‌ها بیشتر تقاضانامه‌های تحصیل تمام‌وقت در دوره کارشناسی را بررسی می‌کند، اما درخواست‌های تحصیلات تکمیلی به‌طور مستقیم ازسوی دانشگاه یا آموزشکده مربوط بررسی می‌شود.
     اولین دوره دانشگاهی که دوره کارشناسی است، در انگلستان، ولز و ایرلند شمالی سه سال و در اسکاتلند چهار سال به طول می‌انجامد. کارشناسی ارشد آموزش‌محور معمولا یک سال و کارشناسی ارشد پژوهش‌محور دو سال و دوره دکتری حداقل سه سال زمان می‌برد (Baskerville et al., 2011).
 
منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی
در بریتانیا، هر سال دولت کل بودجة آموزش عالی را مشخص می‌کند؛ این بودجه از منابع مختلف تأمین می‌شود:
· اعطای شهریه‌ها و پژوهانه‌های تعمیر و نگهداری و وام‌های دانشجویی؛
· اعطای پژوهانه به دانشگاه‌ها و آموزشکده‌ها ازسوی شورای مالی آموزش عالی بریتانیا؛
· اعطای پژوهانه به مؤسسات و بورس تحصیلی به دانشجویان ازسوی دستگاه‌های عمومی دیگر مانند بخش سلامت و شورای پژوهشی بریتانیا.
     سهم نسبی هر منبع در تأمین درآمد مؤسسات، نشان‌دهندة تنوع مأموریت آنها و بازارهایی است که خدمت ارائه می‌کنند (Higher Education Founding Council for England, 2014c).
     شورای مالی آموزش عالی بریتانیا که در 1992م با قانون آموزش عالی و جبرانی تأسیس شد، مسئول تقسیم بودجة دولت بین مؤسسات آموزش عالی است. همچنین این شورا مسئول کنترل تعداد دانشجویانی است که ممکن است در هر دانشگاه و آموزشکده ثبت‌نام کنند. پژوهانه‌های اعطائی این شورا به دانشگاه‌ها و آموزشکده‌ها، هزینه‌های آنان را به‌طور کامل پوشش نمی‌دهد و هزینه‌های پرداختی این شورا تنها سهمی در تدریس، پژوهش، تبادل دانش و فعالیت‌های این مؤسسات دارد. نسبت درآمد کل یک مؤسسه از شورا، به دستمزدهایی پرداختی ازسوی مؤسسه، فعالیت‌های مؤسسه و پولی که مؤسسه از منابع دیگر کسب می‌کند، بستگی دارد.
     شورای مالی آموزش عالی بریتانیا در سال تحصیلی 2015-2014م، بودجة 130 مؤسسة آموزش عالی و 212 آموزشکدة آموزش جبرانی ارائه‌دهندة دوره‌های آموزش عالی را تأمین کرد. مؤسسات آموزش عالی دربارة چگونگی مصرف بودجه‌های دریافتی به شورای مالی و در نهایت مجلس، پاسخگو هستند. این شورا در سال تحصیلی 2014-2013، 5/4 میلیارد پوند و در سال تحصیلی 2015-2014، 9/3 میلیارد پوند را به‌منظور تدریس، پژوهش، تبادل دانش، ابتکارات و امکانات ملی و کمک‌هزینه سرمایه‌ای بین دانشگاه‌ها و آموزشکده‌های بریتانیا توزیع کرد. در جدول 2 میزان بودجه به تفکیک نوع فعالیت و سال تحصیلی نشان داده شده است (Higher Education Founding Council for England, 2014c).
 
جدول 2. میزان بودجة تخصیص‌یافته ازسوی شورای مالی به تفکیک نوع فعالیت و سال تحصیلی (میلیون پوند)





نوع فعالیت


2014-2013


2015-2014




تدریس


2325


1582




پژوهش


1558


1558




تبادل دانش


160


160




سرمایه‌ای


300


440




ابتکارات و امکانات ملی


153


143




کل


4496


3883





 
     شورای مالی آموزش عالی بین سال‌های تحصیلی 2013-2012 تا 2015-2014 از‌طریق پژوهانه‌های آموزشی و پژوهشی بیش از دویست میلیون پوند بودجه اضافی به تحصیلات تکمیلی اختصاص داد.
     در سال تحصیلی 2013-2012، کل درآمد مؤسسات آموزش عالی در بریتانیا 1/29 میلیارد پوند بوده است که این مبلغ از منابع مختلف تأمین شده است؛ بدین‌ترتیب که هفت میلیارد پوند (1/24%) ازسوی دستگاه‌های بودجه‌گذار تأمین شده است که از این مقدار 2/4 میلیارد پوند آن از تدریس (3/14%)، 9/1 میلیارد پوند آن از پژوهش (7/6%) و 9/0 میلیارد پوند نیز از فعالیت‌های دیگر (2/3%) بوده است. 7/11 میلیارد پوند از درآمد مؤسسات ازطریق شهریه‌ها و قراردادهای پژوهشی (40%) بوده است که از این میزان، 4/7 میلیارد پوند آن از شهریه‌های دانشجویان بومی و اتحادیة اروپا (3/25%)، 5/3 میلیارد پوند آن از شهریه‌های دانشجویان غیراتحادیة اروپا (1/12%) و 8/0 میلیارد پوند آن، از شهریه‌های دیگر (6/2%) تأمین شده است. (بین سال‌های تحصیلی 2008-2007 و 2011-2010 متوسط شهریه برای دانشجویان پاره‌وقت حدود 27% افزایش یافته است. علی‌رغم این افزایش شهریه در 2012م شهریة تحصیل پاره‌وقت به‌طور متوسط کمتر از شهریه‌ تحصیل تمام‌وقت بوده است). همچنین 8/4 میلیارد پوند از درآمد مؤسسات آموزش عالی از قراردادها و پژوهانه‌های پژوهشی (4/16%)، 3/0 میلیارد پوند آن، از هدایا و درآمد سرمایه‌گذاری (1%) و 4/5 میلیارد پوند باقی‌مانده از منابع دیگر (5/18%) تأمین شده است (Higher Education Founding Council for England, 2014c).
     همان‌طور که در نگاره 11 ملاحظه می‌شود، میزان درآمد مؤسسات آموزش عالی در فاصله سال‌های تحصیلی 2009-2008 تا 2013-2012 افزایش داشته و از 25 میلیارد پوند به 1/29 میلیارد پوند رسیده است. نکته دیگر دربارة این نگاره، روند کاهشی تأمین بودجة مؤسسات، ازسوی دستگاه‌های بودجه‌گذار و روند افزایشی درآمد مؤسسات از شهریه‌ها و قراردادهای پژوهشی است، به‌طوری‌که مورد اول از 8/34% در سال تحصیلی 2009-2008 به 1/24% در سال تحصیلی 2013-2012 کاهش و مورد دوم از 7/28% در سال تحصیلی 2009-2008 به 40% در سال تحصیلی 2013-2012 افزایش یافته است.
     در سال تحصیلی 2013-2012 کل هزینه‌های مؤسسات آموزش عالی بریتانیا 9/27 میلیارد پوند بوده است که از این مبلغ، 5/8 میلیارد پوند (6/30%) مربوط به هزینه‌های اعضای هیئت‌‌علمی، 9/6 میلیارد پوند (6/24%) مربوط به هزینه‌های کارکنان دیگر، 6/1 میلیارد پوند (8/5%) مربوط به استهلاک، 4/0 میلیارد پوند متعلق به هزینه‌های مالی و بهره و 5/10 میلیارد پوند (6/37%) به مخارج عملیاتی دیگر مربوط می‌شد. در جدول 3، انواع هزینه‌های مؤسسات آموزش عالی بریتانیا در سال‌های تحصیلی 2012-2011 و 2013-2012 نشان داده شده است. همان‌گونه که دیده می‌شود، تمام هزینه‌های مؤسسات آموزش عالی در فاصلة سال‌های یادشده افزایش داشته است. بیشترین افزایش در این مدت، به مخارج عملیاتی و کمترین افزایش به هزینه‌های کارکنان اختصاص داشته است. در مجموع هزینة مؤسسات آموزش عالی در سال تحصیلی 2013-2012 در


جدول 3. نوع هزینة مؤسسات آموزش عالی بریتانیا در سال‌های تحصیلی 2012-2011 و 2013-2012 (هزار پوند)





نوع هزینه


2012-2011


2013-2012


درصد تغییر




هزینه‌های کارکنان


14804992


15407795


1/4




مخارج عملیاتی دیگر


9935272


10489655


6/5




استهلاک


1542885


1618103


9/4




هزینه‌های مالی و تنزیل


381529


402378


5/5




هزینه کل


26664678


27917931


7/4





 




 


 





مقایسه با سال تحصیلی 2012-2011، 7/4% افزایش داشته است (Higher Education Founding Council for England, 2014c).
 
ارزیابی کیفیت در آموزش عالی
بخش آموزش عالی بریتانیا، بخشی بزرگ و متنوع است که شامل مؤسساتی با اندازه، علایق پژوهشی، زیرساخت‌ها و اولویت‌های مختلف است. این تنوع، نقطة‌ قوت نظام آموزش عالی بریتانیا است که آن را قادر می‌سازد به نیازهای متنوع گروه‌های دانشجویی مختلف پاسخ داده، دامنة وسیعی از مأموریت‌های سازمانی را پوشش دهد.
     مؤسسات آموزش عالی بریتانیا برنامة درسی ملی ندارند و بیش از 10000 دوره‌های گوناگون در این مؤسسات ارائه می‌شود. در چنین زمینه‌ای، تضمین کیفیت مسئولیتی است که بخش آموزش عالی به‌طور جدی آن را پیگیری می‌کند. بدین‌منظور یک نظام ملی، بر‌اساس اصل بررسی همتایان، کیفیت و استانداردهای مدارک اعطا‌شده را تضمین می‌کند؛ این نظام ملی، استانداردهای علمی (سطح موفقیتی که یک دانشجو برای کسب تخصص باید به آن دست یابد) و نیز کیفیت علمی لازم (فرصت‌های خوب یادگیری که دانشگاه برای کسب مدرک، در اختیار دانشجو قرار می‌دهد) را تعیین می‌کند.
     از‌آنجایی‌که مؤسسات آموزش عالی در بریتانیا مستقل هستند، هریک مسئولیت حفظ کیفیت آموزش و استانداردهای مدارک ارائه‌شده را برعهده دارند. با اینکه دولت مالک این مؤسسات نیست و آنها را اداره نمی‌کند، اما تقریباً تمام مؤسسات آموزش عالی، از دولت بودجه دریافت می‌کنند. شوراهای مالی مختلف، که مسئولیت توزیع این بودجه را در انگلستان، ولز و اسکاتلند و بخش اشتغال و یادگیری در ایرلند شمالی برعهده دارند، ازنظر قانونی ملزم هستند تا اطمینان دهند که آموزش عالی‌ای که منابع مالی آن را فراهم می‌کنند از کیفیت خوبی برخوردار است. آنها این الزام را به‌وسیله نهادی مستقل، یعنی کارگزاری تضمین کیفیت آموزش عالی، که بررسی و گزارش کیفیت دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها را برعهده دارد، انجام می‌دهند. اگر این کارگزاری کیفیت و یا استانداردهای مدیریت دانشگاهی را تأیید نکند، این نتیجه را به دستگاه‌های بودجه‌گذار گزارش می‌کند. هریک از این دستگاه‌ها نیز سیاست خاص خود را دربارة کیفیت نامطلوب دانشگاه‌ها دارند که در نهایت ممکن است به‌ عدم تخصیص بودجه ختم شود (Baskerville et al., 2011)
 
برنامه‌ها و اصلاحات پیش‌رو
در پنج سال گذشته تغییرات مهمی در فراهم ساختن بودجة آموزش عالی روی داده است؛ یکی از این تغییرات، در شیوه پرداخت هزینه‌های تحصیل در دوره کارشناسی است. از 2012م دانشجویانی که وارد دانشگاه می‌شوند باید بیشتر هزینه‌های تحصیلشان را خودشان با گرفتن وام از دولت تأمین کنند. مقررات مربوط به تعداد دانشجویان نیز تغییر کرده که این موضوع به معنی تقاضامحور شدن نظام آموزش عالی بریتانیا است. تعداد ارائه‌کنندگان آموزش عالی نیز به‌طور مداوم افزایش یافته که به رقابتی‌تر شدن آموزش عالی منجر شده است. باتوجه‌به تغییرات یادشده، اصلاحات زیر در نظام آموزش عالی بریتانیا دنبال می‌شوند:
- اتخاذ رویکرد جدید برای حمایت از علایق و سلایق دانشجویان؛
- ایجاد دفتری برای ثبت مؤسسات مورد تأیید و فعال در عرصة آموزش عالی؛
- ایجاد شورایی جدید برای آموزش عالی بریتانیا که از شورای مالی آموزش عالی نشأت گرفته و وظیفة آن، ایجاد سازوکارهایی برای تضمین کیفیت، برابری و پایداری در آموزش عالی و انجام هماهنگی در این زمینه است (Higher Education Founding Council for England, 2013).
 
کتاب‌شناسی
آقازاده، احمد. (1386). آموزش‌وپرورش تطبیقی. تهران: سمت.
فاضلی، عصمت. (1383). «نظام آموزش عالی انگلستان». دایرة‌المعارف آموزش عالی (ج. 2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.
 
Baskerville, S., MacLeod, F., and Saunders, N. (2011). A Guide to UK Higher Education and Partnerships for Overseas Universities, UK Higher Education International and Europe Unit. Retrieved from: http://www.international.ac. uk/media/528516/Guide%20to%20UK%20HE%20and%20Partnerships%20ENGLISH%20FINAL. Pdf.
Committee of University Chairs. (2009). Guide for Members of Higher Education Governing Bodies in the UK. London: Author.
Gaskell, S. (2015). Quality,Eequity, Sustainability: the Future of Higher Education Regulation. Retrieved from: https://www.universitiesuk.ac.uk/policy-and-analysis/
reports/Documents/2015/quality-equity-sustainability.pdf.

 
Higher Education Funding Council for England. (2013). Higher Education in England: Impact of the 2012 Reforms. Retrieved from: http://www.ucml.ac.uk/sites/default/files/ pages/160/Impact-report%281%29.pdf.
Higher Education Funding Council for England. (2014a). Annual Report and Accounts 2013-14. Retrieved from: https://assets.publishing.service.gov.uk/government/uploads/system/uploads/attachment_data/file/311717/HEFCE_An_Rep_and_Acc_2014.pdf.
Higher Education Funding Council for England. (2014b). Global Demand for English Higher Education: An Analysis of International Student Entry to English Higher Education Courses. Retrieved from: http://www.hefce.ac.uk/media/ hefce/content/HEinEngland/HEFCE2014_08a.pdf.
 
Higher Education Funding Council for England. (2014c). Guide to Funding and Student Number Controls 2013-14 and 2014-15: How HEFCE Allocates its Funds and Controls Student Numbers. Retrieved from: http://www.hefce.ac.uk/media/hefce/content/pubs/2014/201406/Guide%20to%20funding%20and%20SNCs%202013-14%20and%202014-15.pdf.
 
Higher Education Funding Council for England. (2014d). Higher Education in England 2014: Analysis of Latest Shifts and Trends. Retrieved from: http://www.hefce.ac.uk/ media/hefce/content/HEinEngland/2014report/HEinEngland_2014.pdf.
OECD. (2014a). “United Kingdom”. Education at a Glance 2013: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary.org/docserver/eag-2014-76-en. pdf?expires=1536568636&id=id&accname=guest&checksum=A2A55376E149513E6F2BA8820E8D72CC
OECD. (2014b). OECD Employment Outlook 2014: How Does the United Kingdom Compare? Retrieved from: www.oecd.org/employment/outlook
OECD. (2014c). OECD Health Statistics 2014: How Does the United Kingdom Compare? Retrieved from: https://www.oecd.org/els/health-systems/Health-at-a-Glance- EUROPE-2014-Briefing-Note-UNITED-KINGDOM.pdf.
http://geography.about.com/od/unitedkingdommaps/a/united-kingdom-geography-overview.htm
http://resources.woodlands-junior.kent.sch.uk/customs/ questions/geography.html
http://worldpopulationreview.com/countries/united-kingdom-population/
http://www.lfhe.ac.uk/en/audiences/governance-old/about-governance/summary-of-higher-education governance.cfm
https://www.gov.uk/government/uploads/system/uploads/attachment_data/file/219167/v01-2012ukes. pdf
https://www.hesa.ac.uk