دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

نظام آموزش عالی کانادا

نوع مدخل : مدخل دانشنامه

نویسنده
چکیده
پایتخت: اتاوا




نوع حکومت: پارلمانی




زبان رسمی: انگلیسی و فرانسوی




مساحت: 9970610 کیلومترمربع




جمعیت: 35344962 نفر (2011م)




تعداد دانشجویان: 1996200 نفر (2012م)




تعداد اعضای هیئت‌علمی: 42000 نفر (2013م)




تولید ناخالص ملی: 573/1 تریلیون دلار (2015م)




هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 3/5% (2011م)




هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 2/12% (2011م)






ویژگی‌های جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی

«کانادا» که نیمی از بخش شمالی قارة امریکا را تشکیل می‌دهد، ازنظر گستره، دومین کشور جهان به‌شمار می‌آید. این کشور، به ده استان گسترده تقسیم شده است و طولانی‌ترین مرزهای آبی دنیا را در اختیار دارد. این کشور از سمت جنوب با ایالات متحده، 8891 کیلومترمربع مرز مشترک دارد. از شمال به قطب منتهی شده و در اقیانوس منجمد شمالی نیز با روسیه مرز آبی دارد. هوای سرد و شرایط سخت جوّی در شمال، موجب شده است فقط 12% از سرزمین‌های شمالی این کشور برای سکونت و کشاورزی مناسب باشد؛ به‌همین‌جهت، بیشترین جمعیت سی‌‌وپنج میلیون نفری کانادا در حوالی مرزهای جنوبی آن که از آب‌وهوای ملایم‌تری برخوردار است، زندگی می‌کنند. این کشور، کشور دریاچه‌ها نیز هست و از میان استان‌های آن، دو استان «مانیتوبا» و «انتاریوی» شمالی، بیشترین مساحت آب را به خود اختصاص داده‌‌اند.
در 2011م سازمان آمار کشور کانادا جمعیت کانادا را 35962344 نفر گزارش داده است (www.statcan.gc.ca) که در استان‌های مختلف کشور، زندگی می‌کنند. براساس آمار 2013م، جمعیت دانشجویی کشور، برحسب تعداد ثبت‌نام، 1200699 است که از این تعداد، 1446148 نفر، دانشجوی تمام‌وقت و 530052 نفر، دانشجوی پاره‌وقت هستند.
اقتصاد کانادا بر صنایع سنگین، جنگل و صنایع چوب، استخراج نفت و گاز، معادن، تولید برق و تولیدات کارخانه‌ای متکی است (2013م). میزان بیکاران 7%، و میزان تورم آن 1/1% گزارش شده است.
ازنظر اجتماعی، میزان رضایت مردم کانادا از زندگی 80% گزارش شده است (2009م). مصرف سیگار از 2003م تا 2009م در میان زنان و مردان کاهش یافته بود (2013م).

تاریخچة آموزش عالی

امروزه در کانادا تحصیلات دانشگاهی اصلی اساسی برای بهزیستی حال و آیندة مردم (و فرد) و نیز یکی از حقوق شهروندی به‌شمار می‌رود. در این کشور، از نظام آموزش عالی انتظار می‌رود که در هر دوره‌ای از آموزش، به‌لحاظ تدریس،‌ یادگیری، خدمات و پژوهش‌ها، به کیفیت توجه جدی داشته، تأمین‌کنندة قابلیت دسترسی، قابلیت تحرک و انتقال‌پذیری، تناسب و تفاهم، پژوهش و دانش‌پژوهی، و نیز مسئول و پاسخ‌گوی مردم در اختصاص منابع به آموزش عالی باشد؛ به‌گونه‌ای که به بیشترین ارزش آفرینی بینجامد و همسوی با توسعه پایدار باشد (Council of Ministers of Education, 1999).
مجموعة آموزش عالی کانادا، حدود 100 مؤسسه، مدرسة عالی و دانشگاه متشکل از دوره‌های گوناگون تحصیلی را شامل می‌شود (www.univan.ca). برخی از این مؤسسات، دارای وسعت فراوان و دوره‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری هستند و پژوهش‌هایی را در سطح ملی و بین‌المللی عرضه می‌کنند. برخی از دانشگاه‌ها نیز خصوصی و کوچک‌اند و مدارس‌ عالی در رشته‌های مختلف فنی، هنری یا علوم انسانی را شامل می‌شوند و بالاترین مدرک عرضه شده در آنها، در حد کارشناسی ارشد است. برخی دیگر از مؤسسات آموزش عالی نیز مختص آموزش‌های تخصصی در رشته‌هایی نظیر مهندسی، هنر، طراحی یا کشاورزی‌اند.
نخستین دانشگاه کانادا، که در 1663م در کبک بنا شده است، که از قدیمی‌ترین دانشگاه‌های امریکای شمالی به‌شمار می‌رود. نخستین دانشگاه‌های کانادا را افراد مذهبی بنا نهادند و برنامة آنها نیز بر آموزش و تعلیم‌وتربیت تمرکز داشت. سپس این دانشگاه‌ها تبدیل به مؤسسات امروزی علوم انسانی شدند.
در کانادا دانشگاه‌هایی نیز وجود دارند که متخصص آموزش از دور هستند و این کشور در این زمینه، مدعی رهبری جهانی است، به‌طوری‌که دانشگاه «آتاباسکا» در ایالت «آلبرتا» با بیش از چهل سال تجربه (تأسیس 1970م) و بیش از سی هزار دانشجو در 2013م، باسابقه‌ترین دانشگاه در این زمینه به‌شمار می‌آید می‌شود (www.athabaskau.ca).
علاوه‌براین، کانادا در عرصة آموزش نظری همراه با تمرین عملی نیز پیشتاز است. بسیاری از دانشگاه‌های این کشور، نیز برنامه‌هایی برای تبادل دانشجو با دانشگاه‌های خارجی دارند و به دانشجویان فرصت می‌دهند به مدت یک یا دو نیمسال تحصیلی در دانشگاه‌های خارج از کشور تحصیل نموده، از دانشگاه کانادایی مدرک دریافت کنند.
دانشگاه‌های کانادایی، واحدها یا دروس آموزش عالی عمومی و تخصّصی را به زبان‌های انگلیسی و فرانسه یا هر دو زبان، در شهرهای بزرگ و کوچک و به شکل حضوری یا ازطریق آموزش از دور، که امروزه ازطریق بزرگراه‌های الکترونیکی انجام می‌پذیرد، عرضه می‌کنند. در کانادا به غیر از برخی موارد استثنایی، بیشتر دانشگاه‌ها عمومی هستند و هزینه‌های آموزش عالی را دولت و دانشجویان به‌صورت مشترک پرداخت می‌کنند. هریک از دانشگاه‌های کانادا، با اینکه برنامه‌ها و اهداف آیندة خود را به‌صورت مستقل تنظیم می‌کنند، با دانشگاه‌های دیگر نیز مشارکت و همکاری دارند تا بتوانند برنامه‌های همگونی عرضه کنند؛ ازاین‌روی، در این دانشگاه‌ها، برنامه‌های درسی، به‌خصوص در سطح تحصیلات تکمیلی، ازنظر کیفی، همسان است.
قانون اساسی کانادا به همة استان‌ها در زمینه‌های مختلف، ازجمله آموزش، استقلال داده و دولت فدرال بر آموزش و پاسخ‌گویی به نیازهای آموزشی نظارت دارد. همچنین از اولین سال‌های سده بیستم میلادی، یعنی از زمانی‌که چهار استان غربی کانادا (بریتیش کلمبیا، آلبرتا، سسکتچوان و مانیتوبا) دانشگاه‌هایی شبیه به دانشگاه‌های ایالات متحدة امریکا تأسیس کردند، دولت در آموزش عالی فقط نقش نظارتی ایفا کرده است.
آموزش عالی کانادا، به پژوهش توجه جدی داشته و در این زمینه، از حمایت دولت فدرال نیز برخوردار بوده است. در این راستا، در 1916م، شورای پژوهش‌های ملی، با هدف حمایت از پژوهشگران دانشگاه‌ها و دانشجویان تحصیلات تکمیلی برای انجام پژوهش تأسیس شد؛ اما بعد از جنگ جهانی دوم، حمایت و تلاش دولت در توسعة آموزش عالی و توان پژوهشی، ازطریق اختصاص بودجه‌های پژوهشی و کمک‌های مالی به استان‌ها، برای کمک به بودجة اجرایی دانشگاه‌ها، صورت جدی‌تری به خود گرفت.
توجه به پژوهش و حمایت از آن در نظام دانشگاهی کانادا، به این کشور جایگاه ویژه‌ای در تولید دانش جهانی داده است. در پروندة پژوهشی کانادا، کشف انسولین در دهة 1920، تولید پلاستیک‌های تجزیه‌ناپذیر در مقابل آفتاب، توسعه و بهبود محصولات کشاورزی، اختراع اولین لوزالمعدة مصنوعی، تشخیص ژن مولّد کیست، و اختراع دستگاه تنظیم ضربان قلب الکترونیکی، ثبت شده است.
در این کشور، بخش عمدة پژوهش‌های دانشگاهی در حوزة پژوهش‌های بنیادی است، اما پژوهش‌های کاربردی هم در کنار آن انجام می‌گیرد. اطلاعات جمع‌آوری‌شده در شورای پژوهش‌های علوم طبیعی و مهندسی و شورای پژوهش‌های ملّی بر این دلالت دارد که پژوهش‌ها و ابتکارات دانشگاهی، منجر به اشتغال مستقیم هشت تا ده هزار نفر شده و درآمد سالانة شرکت‌هایی که در زمینة پژوهش‌های دانشگاهی تأسیس شده‌اند، بیشتر از یک میلیون دلار در سال است.
پژوهش، بخش لازم و مکمّل آموزش در دانشگاه‌های کاناداست. پژوهش علمی شامل اکتشافات آزمایشگاهی و عرضة دیدگاه‌های تازه درباره رفتار انسان، هنر، تاریخ و جهان، نقش بسیار مؤثری در تدریس و تعلیم در آن کشور دارد. سهم کانادا در تولیدات علمی جهان 4% است و ازنظر تعداد مقالات علمی، در بین 107 کشور، در رتبة هفدهم دنیا قرار دارد. در این کشور، در 1993م، میزان سرمایه‌گذاری مالی برای پژوهش‌های دانشگاهی حدود 270 میلیون دلار بوده، که در 1988م حدود سه برابر شده است؛ اما در مقایسه، میانگین سرمایه‌گذاری پژوهشی در کانادا حدود نصف دیگر کشورهای صنعتی دنیاست. این بودجه در 2013م به حدود یک بیلیون دلار رسیده است (www.univcan.ca).

آمارهای آموزش عالی

اختصاص بودجه‌های عمومی، شامل بودجه‌های فدرال و بودجه‌های استانی، پس از جنگ جهانی دوم، سبب رشد چشمگیر ثبت‌نام در دانشگاه‌ها، ایجاد دوره‌های تحصیلات تکمیلی، امکانات پژوهشی و عرضة برنامه‌های درسی تازه شد. در این زمینه، میزان ثبت‌نام دانشجویان تمام‌وقت از 1955م تا 1962م، دو برابر شد. این میزان دوباره بین دورة هفت‌ساله 1969-1962م نیز دو برابر شد و 19 دانشگاه جدید در پاسخ به تقاضای جمعیت علاقه‌مند به کسب آموزش عالی، تأسیس شد. ورود زنان به دانشگاه‌ها، یکی از علل تداوم افزایش دانشجویان بوده است. از 1980م تاکنون، میزان شرکت زنان در آموزش عالی تقریباً دو برابر شده است تا جایی‌که امروزه بیش از 50% از دانشجویان تمام‌وقت دانشگاه‌های کانادا را زنان تشکیل می‌دهند.
کانادا، ازنظر میزان جمعیت دانشجویی، در مقام دوم جهان، پس از امریکا، قرار دارد (www.statcan.gc.ca). آمارهای 2010م نشان می‌دهند 2/1 میلیون دانشجو در پردیس‌های دانشگاه‌های کانادا مشغول به تحصیل بوده‌اند. از این تعداد، 755000 دانشجو در سطح کارشناسی، 143000 دانشجو در سطح تحصیلات تکمیلی کارشناسی ارشد و دکتری، به‌طور تمام‌وقت و حدود 275800 دانشجو نیز به‌طور پاره‌وقت ثبت‌نام کرده بودند. تعداد دانشجویان تمام‌وقت طی سی سال گذشته، از 1980م تا 2010م بیش از دو برابر شده است (Association of Universities and Calleges of Canada, 2011). همچنین 56% این دانشجویان را زنان، و 10% آنها را دانشجویان بین‌الملل تشکیل می‌دادند.

مدارک و مدارج دانشگاهی

در کانادا، دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی، عرضه‌کنندة مدرک تحصیلی هستند. مدارس ‌عالی نیز واحد‌های کاربردی فنی‌وحرفه‌ای را ارائه می‌کنند. امروزه تفاوت میان تحصیل در دانشگاه و مدارس‌ عالی بسیار کمتر از ده سال قبل شده است و در نتیجه، انتقال از مدارس‌ عالی به دانشگاه آسان‌تر شده و حتی تعدادی از دانشگاه‌ها، برنامه‌های مشترکی با مدارس‌ عالی دارند و به دانشجویان خود امکان می‌دهند مطالعات علمی را با فرصت‌های یادگیری کاربردی متداول در مدارس‌ عالی ترکیب کنند؛ برای مثال، در ایالت بریتیش کلمبیا، دانشجویان می‌توانند تحصیلات خود را از یک مدرسة عالی شروع کنند سپس برای کسب مدرک دانشگاهی، واحدهای قبول‌شده را به دانشگاه انتقال دهند (Purcell, 1996).
برنامه‌هایی که برای دریافت مدرک کارشناسی ارائه می‌شود عموماً به سه یا چهار سال تحصیل تمام‌وقت (بسته به قوانین هر ایالت) نیاز دارند. در ایالت‌هایی که مدرک کارشناسی را پس از طی دورة سه‌ساله می‌دهند، معمولاً یک‌سال مطالعة بیشتر برای دریافت درجة کارشناسی ممتاز، لازم است تا بتوان وارد دوره‌های تحصیلات تکمیلی شد. در برخی ایالت‌ها، به‌جای یک‌سال تحصیل بیشتر و کسب درجة کارشناسی ممتاز، می‌توان کار پژوهشی انجام داد. در کل کسب درجة کارشناسی ممتاز، پیش‌نیاز ورود به تحصیلات تکمیلی است، اما هر مؤسسه‌ای پیش‌نیاز‌های ورود به دوره‌های تحصیلات تکمیلی‌اش را خود مشخص می‌کند. در سطح کارشناسی، ‌دانشجویان موضوعی کلّی را برای مطالعه انتخاب می‌کنند و برای دانش‌آموخته شدن نباید معدل آنها از میزان مشخصی کمتر باشد. در برخی دانشگاه‌ها، انتخاب تعدادی واحد درسی برای دانشجویان سال اول اجباری است.
در مجموع، برای کسب مدرک کارشناسی دانشگاهی، چهار سال تحصیل تمام‌وقت، پس از پایان دبیرستان، لازم است. تکمیل دورة کارشناسی در رشتة حقوق ‌مستلزم سه سال تحصیل تمام‌وقت است.
دورة کارشناسی ارشد مستلزم حداقل دو سال تحصیل تمام‌وقت است و شامل گذراندن تعداد مشخصی واحد درسی، نوشتن رساله، انجام کار عملی یا کار پژوهشی می‌شود. دورة دکتری نیز عموماً ‌مستلزم حداقل سه تا چهار سال تحصیل تمام‌وقت است، که حداقل یک سال آن باید در پردیس دانشگاه صرف شود. با اینکه لازمة پذیرفته شدن در دورة دکتری داشتن مدرک کارشناسی ارشد است، اما در برخی از دانشگاه‌ها، امکان گرفتن پذیرش مستقیم از دورة کارشناسی به دکتری نیز وجود دارد.

پذیرش دانشجو

معیارهای پذیرش به برنامه‌های دانشگاه‌ها و دانشکده‌های متفاوت هر دانشگاه بستگی دارد. پیش‌‌نیاز عادی ورود به برنامه‌های کارشناسی هنر و علوم، تکمیل موفقیت‌آمیز برنامه‌های علمی دورة دبیرستان است. در ایالت کبک، داوطلبان ورود به دانشگاه، پس از پایان کلاس یازدهم، باید دو سال تحصیلات پیش‌دانشگاهی را بگذرانند. برای ورود به رشته‌های تخصّصی، نظیر مهندسی، امور تجاری، آموزش و روزنامه‌نگاری، کسب نمرات بالای علمی از شرایط لازم است.
دانشجویان خارجی، اگر زبان آنها انگلیسی یا فرانسه نباشد، علاوه‌بر معیارهای عمومی پذیرش، باید به زبان آموزش دانشگاهی (انگلیسی یا فرانسه) نیز مسلط باشند؛ برای مثال، دانشجویانی که در دانشگاه‌های انگلیسی‌زبان قصد تحصیل دارند، باید حداقل نمرة تعیین‌شده ازسوی دانشگاه را در آزمون تافل یا دیگر آزمون‌های مورد تأیید کسب کنند. چنین شرایطی در دانشگاه‌های فرانسوی‌زبان کانادا نیز وجود دارد. ازآنجاکه مراحل اخذ پذیرش حدود شش الی دوازده ماه به‌طول می‌انجامد، دانشجویان خارجی علاقه‌مند به تحصیل در دانشگاه‌های کانادا، باید با دانشگاه کانادایی‌ای که مایل به تحصیل در آن هستند از حدود یک‌سال قبل در تماس باشند. معیارهای پذیرش و نحوة ارزیابی صلاحیت دانشجویان هر دانشگاه ازطریق هیئت داوران خاص همان دانشگاه تعیین می‌شود. هیچ سیاست ملّی‌ای درباره ارزیابی مدارک تحصیلی خارجی وجود ندارد. برای ورود به دانشگاه در سطح کارشناسی نیز هیچ نوع آزمون ورودی سراسری‌ای به عمل نمی‌آید. البته در برخی از دانشگاه‌ها برای ورود به برخی از دوره‌ها، گذراندن آزمون‌های خاص، نظیر GRE (Graduate Record Examination)، آزمون ورودی دورة کارشناسی ارشد، نیاز است. سال تحصیلی دانشگاه‌ها از ماه سپتامبر آغاز شده تا ماه مه ادامه دارد و به شکل نظام دو نیمسال است. برخی از دانشگاه‌ها نیز در سه نیمسال اداره می‌شوند و در همة طول سال واحدهای درسی ارائه می‌کنند (Bond and Lemasson, 2000).

هزینة تحصیل

شهریة دانشگاه را دانشجو و دولت به‌صورت مشترک پرداخت می‌کنند که البته سهم شهریة دانشجویی در سال‌های اخیر افزایش پیدا کرده است. درحال‌حاضر، متوسط شهریة دانشجویی، حدود 25% از هزینة تمام‌شده برای دانشگاه است، در‌حالی‌که در 1980م شهریة دانشجویی حدود 13% از هزینة تمام‌شده بود. البته تفاوت‌هایی در سطح استان و مؤسسات آموزش عالی نیز وجود دارد. اکنون متوسط شهریة سالانه در دانشگاه‌های کانادا حدود 2500 دلار کاناداست. در بیشتر دانشگاه‌ها، دانشجویان خارجی باید شهریه‌ای بالاتر از شهروندان کانادایی بپردازند.
هزینة کتاب و بقیة مخارج زندگی در استان‌ها و دانشگاه‌های مختلف نیز متفاوت است. هزینة کتاب در برخی رشته‌های دانشگاهی، به هزار دلار در سال می‌رسد. بیشتر دانشگاه‌ها، خوابگاه و غذا را با قیمت به‌نسبت مناسب در اختیار دانشجویان قرار می‌دهند، اما بسیاری از دانشجویان ترجیح می‌دهند خارج از خوابگاه زندگی کنند. دولت فدرال و ایالتی وام‌های دانشجویی را براساس نیاز مالی به دانشجویان پرداخت می‌کند. اغلب دانشگاه‌ها نیز به دانشجویان زبده، بورس دانشجویی می‌دهند. در دوره‌های تحصیلات تکمیلی، کمک‌های مالی متنوعی به شکل بورس و دستیاری استاد یا دستیاری پژوهش پرداخت می‌شود.
شهریة دانشگاه، فقط حدود 35%‌-25% از مخارج زندگی را طی دوران دانشگاهی تأمین می‌کند و مخارج کتاب و لوازم تحصیل، فعالیت‌های دانشجویی، مسکن و غذا، پوشاک و رفت‌وآمد، بیمه و تفریحات، به حدود بیش از دو برابر شهریة دانشگاه می‌رسد (Paul and Elder, 2002; www.univcan.ca).

آموزش عالی کانادا و جهانی‌‌شدن

در بیانیة اخیر (1995م) انجمن دانشگاه‌ها و مدارس ‌عالی کانادا، درباره جهانی‌شدن دانشگاه‌های کانادا، جهانی‌شدن دانشگاه، به‌عنوان ضرورتی حیاتی برای آیندة کانادا و افزایش کیفیت آموزش عالی کانادا در آینده، معرفی شده است.
تعداد دانشگاه‌های کانادایی‌ای که به جهانی‌شدن متعهد می‌شوند در حال افزایش است. هر دانشگاه، باتوجه‌به تاریخچه و ویژگی‌های خود، بر بعد خاصی از جهانی‌شدن تأکید دارد؛ اما همة این دانشگاه‌ها، به دنبال اهدافی نظیر ارتقای نیروهای انسانی ازطریق آموزش افراد با‌صلاحیت و دارای مهارت‌های اساسی در زمینه‌هایی که سبب ارتقای کانادا در رقابت‌های بین‌المللی می‌شود، هستند (Bond and Lemasson, 2000). در این زمینه، از حضور دانشجویان و استادان سایر نقاط دنیا در آموزش عالی کانادا استقبال می‌شود. در سال‌های اخیر، بیش از سی هزار دانشجوی خارجی در سطح تحصیلات کارشناسی و تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد و دکتری) در دانشگاه‌های کانادا ثبت‌نام کرده‌اند. آموزش عالی کانادا نیز فعالانه در حال توسعة برنامه‌های آموزش عالی در جهتی است که طبیعت جهانی دانش را منعکس کند؛ برای مثال، براساس برنامه‌های همکاری‌های بین کشوری دوره‌های تحصیلی تازه‌ای در حال توسعه است که به دانشجویان امکان می‌دهد یک دورة کاری و تحصیلی را در خارج از کشور تجربه کنند.
فنّاوری‌های آموزش از دور نیز در راستای دستیابی به اهداف جهانی‌شدن، رو به توسعه‌اند. علاوه‌براین، برنامة تبادل دانشجو و استاد، در تولید دانش جدید و عرضة راه‌حل‌های تازه برای مشکلات مشترک اهمیت ویژه‌ای یافته است. از 1996م، دانشگاه‌های کانادا حدود 1800 موافقتنامه در زمینة تبادلات علمی‌- ‌پژوهشی بین‌المللی منعقد کرده‌اند که شامل تبادل دانشجو در بیش از 100 دانشکده در دنیا و نیز تبادل استاد و انجام پژوهش‌های مشترک در بسیاری از شاخه‌ها، به‌ویژه مهندسی، است. در تداوم جهانی‌شدن، دانشگاه‌های کانادایی توجه خاصی به مؤسسات علمی کشورهای درحال‌توسعه دارند. تا 1995م، بیش از دو هزار طرح توسعه، از کشاورزی تا علوم دریایی، با همکاری این مؤسسات و با مشارکت استادان، پژوهشگران، دانشجویان و مجریان طرفین انجام شده است (www.idrc.ca). تعداد دانشجویان بین‌المللی نیز در فاصله پانزده سال از 1995م تا 2010م، و در مقایسه با پانزده سال از 1980م تا 1995م بیش از سه برابر شده است و تعداد دانشجویان بین‌المللی از 25500 در 1995م به 90000 دانشجو در 2010م رسیده است.
سه مؤسسة عمدة پژوهشی در کانادا عبارت‌اند از: شورای پژوهش‌های پزشکی، شورای پژوهش علوم طبیعی و مهندسی و شورای پژوهش علوم اجتماعی و انسانی. این شوراها، مسئول تشویق و اشاعة نهادهای پژوهشی، برقراری ارتباط بین فعالیت‌های پژوهشی دانشگاه با مسائل و مشکلات اجتماعی و اقتصادی کانادا، ارتقای کیفی کارکنان پژوهشی و نیز مسئول انتقال نتایج پژوهش‌های دانشگاهی به بخش‌های خصوصی‌اند (Association of Universities and Colleges of Canada, 2011).
دانشگاه‌ها در زندگی جامعة کانادایی نقش حیاتی دارند؛ ایجاد مهدهای کودک و درمانگاه‌های پزشکی، مشاوره دادن به شرکت‌های کوچک خصوصی، تأسیس نگارخانه‌ها و موزه‌ها و تولید برنامه‌های تلویزیونی و نمایشی ازجملة این کارهاست. همچنین در مقابل ایستگاه‌های رادیویی تجاری و عمومی، یک ایستگاه رادیویی دانشگاهی وجود دارد که سراسر کشور را پوشش می‌دهد.
دانشگاه‌های کانادا در بسیاری از جهات قابل مقایسه با دانشگاه‌های امریکا هستند: آنها ازلحاظ ساختار دانشکده‌ها، هیئت‌‌علمی و هیئت‌‌امنا اشتراکاتی با هم دارند. تفاوت عمدة بین نظام آموزش عالی این دو کشور، در این است که بیشتر دانشگاه‌های کانادایی عمومی‌اند، در‌حالی‌که بسیاری از دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی امریکا خصوصی‌اند و میانگین شهریة دانشگاه در کانادا، کمتر از میانگین شهریه در امریکاست. ازلحاظ کیفیت آموزشی و منابع مالی، دانشگاه‌های کانادا، در مقایسه با دانشگاه‌های امریکا، از مشابهت و یکدستی بیشتری برخوردارند.
دانشگاه‌های امریکا و کانادا مشکلات مشترکی نیز دارند؛ یکی از این مشکلات، فراوانی دانشجویانی است که پس از ورود به آموزش عالی هرگز دانش‌آموخته نمی‌شوند؛ این مشکل در سطح تحصیلات تکمیلی نیز صادق است. دانشجویان، واحدهای درسی خود را می‌گذرانند، ولی به‌سبب فعالیت‌های شغلی، فرصت نوشتن رساله را پیدا نمی‌کنند. دانشگاه‌ها به‌منظور حل این مشکل، قوانین و مقررات جدی برای زمان‌بندی پایان دوره‌های مختلف، وضع کرده‌اند؛ برای مثال، از 1998م، دانشجویان دورة دکتری باید آزمون فراگیر را تا پایان سال دوم با موفقیت بگذرانند در غیر این صورت مشروط می‌شوند و اگر طی مدت زمان تعیین‌شده موفق به گذراندن آن نشوند، باید از ادامة تحصیل انصراف دهند (www.carleton.ca).
جدول‌های زیر به تغییرات قابل‌توجه جمعیت دانشجویی ازنظر تمام‌وقت یا پاره‌وقت بودن، سن دانشجویی برای تحصیل در دوره‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، و نسبت سنی و نسبت جنسی طی سی سال اخیر، از 1980م تا 2010م اشاره دارد. این جدول‌ها برحسب آمارهای ارائه‌شده ازسوی انجمن دانشگاه‌ها و دانشکده‌های کانادا در 2011م تهیه شده‌اند.

جدول 1. روند ثبت‌نام دانشجویان تمام‌وقت و پاره‌وقت
در سی سال اخیر (2011م)









2010


2000


1990


1980




تمام‌وقت


750000


530000


490000


330000




پاره‌وقت


240000


210000


280000


205000






جدول 2. روند ثبت‌نام دانشجویان کارشناسی تمام‌وقت برحسب سن در سی سال اخیر (2011م)








2010


2000


1990


1980




زیر 22 سال


480000


310000


270000


200000




24-22 سال


190000


150000


140000


90000




35-25 سال


90000


60000


52000


40000




35 سال به بالا


14000


13000


12000


2000







جدول 3. روند ثبت‌نام دانشجویان کارشناسی پاره‌وقت برحسب سن در سی سال اخیر (2011م)








2010


2000


1990


1980




زیر 22 سال


41000


30000


26000


18000




24-22 سال


51000


42000


41000


32000




35-25 سال


80000


69000


100000


93000




35 سال به‌ بالا


64000


70000


110000


69000







جدول 4. روند ثبت‌نام دانشجویان تحصیلات تکمیلی تمام‌وقت و پاره‌وقت در سی سال اخیر (2011م)








2010


2000


1990


1980




تمام‌وقت کارشناسی ارشد


82000


49000


36000


22000




پاره‌وقت کارشناسی ارشد


31000


29000


28000


21000




تمام‌وقت دکتری


46000


22000


19000


10000




پاره‌وقت دکتری


3000


3700


4500


3000







جدول 5. نسبت دانشجویان تحصیلات تکمیلی تمام‌وقت و پاره‌وقت بالاتر از سی سال در سی سال اخیر (2011م)








2010


2000


1990


1980




تمام‌وقت کارشناسی ارشد


30%


33%


35%


26%




پاره‌وقت کارشناسی ارشد


70%


70%


69%


59%




تمام‌وقت دکتری


57%


60%


58%


46%




پاره‌وقت دکتری


88%


90%


88%


80%






جدول 6. روند رشد دانشجویان تمام‌وقت زن در دوره‌های مختلف دانشگاهی در سی سال اخیر (2011م)








2010


2000


1990


1980




کارشناسی


55%


57%


55%


46%




کارشناسی ارشد


55%


54%


45%


39%




دکتری


47%


45%


36%


32%






کتاب‌شناسی
Association of Universities and Colleges of Canada. (2002). Internationalization at Canadian Universities. Retrieved from: https://www.univcan.ca
Association of Universities and Colleges of Canada. (2011). Trends in Higher Education: Enrolment (V.1). Retrieved from: https://www.univcan.ca/wp-content/uploads/2015/ 11/trends-vol1-enrolment-june-2011.pdf.
Bond, L. and Lemasson, J.P. (2000). A New World of Knowledge: Canadian Universities and Globalization. Ottawa: International Development Reserch Center.
Council of Ministers of Education, Canada .(1999). Report on Public Expectations of Postsecondary Education in Canada. Toronto. Author.
Paul, K. (1998). The Complete Guide to Canadian Universities. North Vancouver, BC: Self-Counsel.
Paul, R. W. and Elder, L. (2002). Critical Thinking: Tools for Taking Charge of Your Professional and Personal Life. Retrieved from: http://citeseerx.ist.psu.edu/viewdoc/ download?doi=10.1.1.453.7401&rep=rep1&type=pdf.
Purcell, C. (1996). Canadian Professional Schools Factsheets 1996-98. Toronto, ON: ECW.
Seldenthuis, D. (2002). Directory of Canadian Universities. Ottawa: Association of Universities and Colleges in Canada.
https://carleton.ca/academics/departments/
https://www.athabascau.ca/
https://www.idrc.ca/
https://www.statcan.gc.ca/eng/start