فرانسه بزرگترین کشور اروپای غربی است و از وضعیت طبیعی بهنسبت خوبی برخوردار است. این کشور، نسبتاً مسطح و قسمت جنوبی آن کوهستانی است. کوههای آلپ، قسمت جنوبشرقی و پیرنه جنوبغربی این کشور را احاطه کردهاند. بااینهمه، حدود دوسوم آن مسطح است و ارتفاع متوسط آن از 250 متر تجاوز نمیکند. فرانسه در بین عرض جغرافیایی 42 و 52 درجه قرار گرفته و آبوهوای معتدلی دارد. حجم بارش باران در آن 1000-500 میلیمتر است و بزرگترین جنگل آن، که حدود یکچهارم این سرزمین را دربر میگیرد، جنگل لاند است که پوشیده از درختان بلوط و آلش است. در این کشور، رودخانههای بسیار بزرگ وجود ندارد؛ رودخانة لوار هزار کیلومتر طول دارد. درعینحال، شبکة آبیاش بسیار گسترده است و از آن، برای حملونقل و تولید برق استفاده میشود. نسبت جمعیت به وسعت این کشور، حدود 100 نفر در هر کیلومترمربع است و نسبت رشد تولد در آن، حدود 15 در هزار است. درحالیکه میزان فوت 10 در هزار است. در نتیجه میتوان شاهد پیری جمعیت این کشور در سالهای آینده بود. سهم افراد زیر20 سال کمتر از 30% است، درحالیکه افراد بالای 65 سال 15% از جمعیت را تشکیل میدهند. نزدیک دوسوم جمیعت فرانسه، در مناطق شهری و در شهرستانهای با بیش از 2000 نفر زندگی میکنند. جمعیت یکچهارم شهرهای آن به 100000 نفر میرسد و فقط شش شهر با جمعیت بیش از 500000 نفر دارد. ازنظر جمعیتی (و بیش از آن، ازنظر سیاسی و اقتصادی) شبکة شهری، زیر نفوذ پاریس و هشت شهر لیون، مارسی، لیل، نانسی، استراسبورک، بوردو، تولوز، و نانت است. جمعیت فعال این کشور، حدود دوونیم جمعیت کل را تشکیل میدهد که نزدیک به 8% از آن، در بخش کشاورزی، کمتر از 40% در بخش صنعت، و بیش از 50% در بخش تجارت و اداری به فعالیت مشغولاند. فرانسه، بهرغم کم بودن فعالیت مردم آن، در بخش کشاورزی، یکی از بزرگترین قدرتهای کشاورزی در اروپا بهشمار میآید. علت آن، حاصلخیزی و پهناوری زمینهای کشتپذیر است که نزدیک 60% از وسعت این سرزمین را بهخود اختصاص داده است. محصولات کشاورزی بیشتر شامل حبوبات، گندم (30 میلیون تن)، ذرت (11 میلیون تن)، چغندرقند (27 میلیون تن) و سیبزمینی است. فرانسه ازنظر دامداری نیز، با داشتن حدود 20 میلیون رأس دام، در اروپا در ردة نخست قرار دارد. در بخش صنعت، حدود 7 میلیون نفر بهکار مشغولاند که یکچهارم آنها، در بخش ساختمان و خدمات عمومی فعالیت میکنند. از دیگر بخشهای مهم صنعتی این کشور میتوان از انرژی، ذوب فلزات، صنایع چوب (کاغذ، مقوا و وسایل چوبی)، صنایع کشاورزی (کارخانجات قند، کنسروسازی و کارخانجات شیر) و بالأخره صنعت حملونقل نام برد. تجارت خارجی نیز نقش بسیار مهمی در اقتصاد فرانسه ایفا میکند و حدود یکپنجم تولید ناخالص ملی این کشور را تشکیل میدهد. رویهم رفته، اقتصاد فرانسه در دهۀ گذشته، تغییرات زیادی را پشت سر گذاشته است؛ بهگونهای که بخشی از بنگاههای بزرگ اقتصادی آن مانند بانکها و بیمه شرکت هواپیمایی ایرفرانس و مخابرات، به بخش خصوصی واگذار شده است. همهنگام، در برخی بخشها همچون، قدرت، حملونقل عمومی، صنعت و دفاع دولت همچنان حضوری قوی دارد. از سال 1985، نظام پارلمانی حکومت، جای خود را به نظام دوگانه ریاست جمهوری- پارلمانی داد که ثبات بیشتری به این کشور بخشید. سازش و همکاری با آلمان، در دهههای گذشته، این دو کشور را به محور یکپارچهسازی اقتصادی اروپا بدل ساخته است. در آغاز سده بیستویکم میلادی، پنج مجموعه فراسوی دریای فرانسه، یعنی گینه فرانسه، گوادولپ، مارتینیک، مایرت و رئونیون، بهمثابة بخشی از کشور فرانسه شناخته شدند. اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی
نظام آموزش فرانسه، بر اصولی سترگ استوار است که در انقلاب سال 1789، قوانین مصوب سالهای 1881 و 1889 در جمهوری چهارم و پنجم و همچنین قانون اساسی مصوب 4 اکتبر 1985 ریشه دارد، در اسناد رسمی آمده است: سازمان آموزش عمومی، اجباری، رایگان و در همة دورهها غیردینی است و از وظایف حکومت بهشمار میآید. اصول حاکم بر نظام آموزش که در قانون اساسی و دیگر قوانین بر آنها پای فشاری شده را میتوان چنین برشمرد: آزادی در آموزش در فرانسه، خدمات عمومی آموزش با نهادهای خصوصی، که دولت بر آنها نظارت دارد و میتوانند از کمکهای دولتی استفاده کنند، همزیستی دارند. در قانون مصوب سال 1959 آزادی در آموزش بهمثابة بازنمای آزادی بیان توصیف شده است. اما تنها دولت صلاحیت صدور مدرکهای دانشگاهی بهوسیلة نهادی آموزشی را دارد. مدرکهای مدارس خصوصی، تنها در صورتی اعتبار دارند که ازسوی نهادهای عمومی اعتبارسنجی شده باشند. رایگان بودن آموزش اصل رایگان بودن آموزش ابتدایی عمومی، در پایان سدة نوزدهم میلادی (1881م) به اصل قانونی بدل شد. در سال 1933 رایگان بودن آموزش میانی نیز به تصویب قانونی رسید و براساس آن «آموزش در مدارس و نهادهای عمومی» رایگان اعلام شد. کتابهای درسی و همچنین مواد و تجهیزات جمعی تا پایان دورة نخست آموزش (آموزش پایه) رایگان است. در دبیرستانها، بیشتر، پرداخت هزینه کتابهای درسی بردوش خانوارهاست. بیطرفی در آموزش آموزش عمومی ازنظر فلسفی و سیاسی بیطرف است و آموزشگران و فراگیران، لازم است این بیطرفی را رعایت کنند. غیردینی بودن آموزش اصل جدایی آموزش از امور دینی، از بنیانهای نظام آموزش فرانسه از پایان سدۀ نوزدهم میلادی است. براساس قوانین مصوب 28 مارس 1882 و 30 اکتبر 1886، غیردینی بودن کارکنان و برنامههای آموزش عمومی الزامی است. برای احترام به باورهای دانشآموزان و والدین آنها رعایت اصول زیر در نهادهای آموزش الزامی است: ·نبود آموزش دینی در برنامههای آموزشی؛ ·غیردینی بودن کارکنان؛ ·قدغن بودن تبلیغات دینی. وانگهی، برای پاسداری از اصل آزادی دینی، مدارس یک روز در هفته، برای آموزشهای دینی در خارج از مدرسه تعطیل هستند. الزامی بودن آموزش بنابر قانون ژول فری مصوب 28 مارس 1882، آموزش اجباری است. همة کودکان فرانسوی و یا خارجی که در فرانسه زندگی میکنند، ملزم هستند که از ششسالگی آموزش ببینند. نخست، آموزش تا سیزدهسالگی، سپس تا چهاردهسالگی و از سال 1959 تا شانزدهسالگی اجباری است. خانوادهها دو گزینه پیش رو دارند: فرستادن کودکان به نهادهای آموزش عمومی یا خصوصی و یا آموزش کودکان بهوسیلة خانوادهها که دراینصورت، لازم است موضوع از پیش، به نهادهای مسئول اطلاع داده شود. عدالت و مردمسالاری ثبتنام در دانشگاههای فرانسه، برای شهروندان فرانسوی، هیچ پیششرطی ندارد؛ به سخنی دیگر، همة افرادی که دوره میانی را به پایان برسانند و آزمون «دیپلم» را با موفقیت پشت سر بگذارند، میتوانند در هر دانشگاهی که مایل هستند، ثبتنام کنند. علت کاربست چنین فرایندی در پذیرش دانشجو، رعایت عدالت و مردمسالاری در نظام دانشگاهی است؛ چنین وضعیتی بار سنگینی را بردوش دانشگاهها میگذارد و موجب افزایش جمعیت دانشجویی دانشگاههای فرانسه شده است. افزونبرآن، شمار زیادی از دانشجویان در سالهای نخست، وادار به ترک تحصیل میشوند (دستکم 50% دانشجویان در دو سال نخست، با چنین وضعیتی روبهرو هستند)؛ برای مثال، در مدارس پزشکی، تنها 1 نفر از 5 نفر میتواند امتحان سال نخست را پشت سر بگذارد. در دانشگاه سوربون، ازجمله سرشناسترین دانشگاههای فرانسه، در سال نخست 73% و در سالهای دوم و سوم، بهترتیب 47 و 42% وادار به ترک تحصیل میشوند. دانشگاههای فرانسه، چنین بهایی را برای رعایت عدالت و مردمسالاری در نظام آموزش میپردازند. آموزش محیطزیست برای دستیابی به توسعة پایدار ازجمله آخرین اصولی که در نظام آموزش فرانسه وارد شده است، «همگانیسازی آموزش محیطزیست برای دستیابی به توسعه پایدار است». این اصل که در سال 2004 در نهادهای آموزشی اجرا شده است، در نظر دارد آموزش زیستمحیطی را از ترکیبات اصلی برنامههای درسی، از نخستین سالهای آموزش، قرار دهد تا فراگیران از دانش و روشهای لازم، برای قرار دادن خود در محیطزیست برخوردار شوند و بتوانند بهگونهای مسئولانه در این زمینه اقدام کنند. گام دوم این برنامه که برای بازة زمانی 2010-2007م در نظر گرفته شده، اهداف زیر را دنبال میکند: ·وارد ساختن هرچه گستردهتر آموزش در زمینه توسعة پایدار در برنامههای آموزشی؛ ·افزایش اقدامات جهانی (کاهش زبالهها، انرژی، آب و کاغذ) بهطور خودخواسته در نهادهای آموزشی؛ ·تربیت آموزشگران و دیگر کارکنان نظام آموزش برمبنای آموزش زیستمحیطی برای دستیابی به توسعه پایدار؛ ·ایجاد چهارچوبی نهادی با منشور محیطزیست که مسائل زیستمحیطی را از ماه مارس 2005، ازجمله اصول سترگ جمهوری فرانسه تلقی میکند؛ ·ایجاد چهارچوب جهانی نوین برمبنای خواست ملل متحد: «دهۀ آموزش برای توسعه پایدار» که برمبنای راهبرد ویلنیوس جنبه اروپایی به خود گرفته است. ساختار نظام آموزشی ساختار نظام آموزش فرانسه دربرگیرندة سه دوره اصلی است: آموزش دوره نخست پیشدبستانی: این دوره برای کودکان دو تا پنجساله طراحی شده است. این مدارس زیر نظر محلهها هستند و بهوسیلة آنها نگهداری میشوند. در این دورة آموزشی، کودکان مهارتهای بنیادی را فرامیگیرند، زبان خود را بهبود میبخشند، با نوشتار و اعداد آشنا میشوند، جهان را کشف میکنند، درک مطلب، احساس کردن، خیالبافی و آفرینشگری را یاد میگیرند و درمییابند چگونه با بدن خود عمل کنند و نظرهای خود را بیان کنند. این دوره به سه بخش خرد و میانه و بزرگ تقسیم میشود: دو بخش خرد و میانه، دورة نخست یا دوره فراگیری ابتدایی و بخش بزرگ، دوره دوم یا فراگیری پایه را تشکیل میدهند. مدیر مدارس ابتدایی، مسئولیت امور اداری و تربیتی نهاد را بردوش دارد و در برابر مسئولین محله و والدین پاسخگوست. شورای آموزشگران و شورای آموزشگران دورههای آموزشی، در همکنشی با والدین، که برگزیدگان آنها عضو شورای مدرسه هستند، نقش مؤثری در برنامههای آموزشی و تربیتی مدرسه دارند. آموزش پایه: برای کودکان 6 تا 11 سال اجباری است. این 11مدارس مختلط و در بخش عمومی رایگان هستند. این مدارس نیز به محلهها تعلق و وظیفة نگهداری از آنها را بردوش دارند. برنامههای این دورة آموزشی، در سطح ملی تدوین و برای آموزشگران و دانشآموزان اجباری تلقی میشوند. مهارتهای اصلی که در این دوره پنجساله فراگرفته میشوند، عبارتاند از: ·تسلط بر گویش و زبان فرانسه؛ ·آموزش شهروندی؛ ·آشنایی با زبانهای خارجی و منطقهای؛ ·ریاضیات؛ ·آشنایی با جهان؛ ·آشنایی با آموزش هنری (هنرهای دیداری و آموزش موسیقی)؛ ·آموزش جسمانی و ورزشی که در دو سال نخست عرضه میشود. در سه سال بعد موضوعات نوینی نیز افزوده میشوند: ادبیات، تاریخ و جغرافیا، علوم تجربی و فنّاوری. در این مدارس، فراوانی و گوناگونی مهارتهای هر دانشآموز، مورد نظر قرار میگیرد و در کنار خردورزی و اندیشهورزی، با مفهوم مشاهده، تجربه، احساس، آشنا میشوند و توان خیالبافی و آفرینشگری آنها، توسعه مییابد. همانند دورة پیشین، مدیر مدرسه مسئولیت اداری و تربیتی این نهاد آموزشی را بردوش دارد و شورای آموزشگران، شورای آموزشگران دورهها و والدین، که نمایندگان آنها عضو شورای مدرسه هستند، در تصمیمگیریهای آموزشی و تربیتی، نقش چشمگیری دارند. دوره دوم آموزش: کالجها، بخش نخست دورة میانی را تشکیل میدهند، که دوره آموزشی در آنها چهار سال بهطول میانجامد و اجباری است. این نهادهای آموزش عمومی و محلی هستند و ازجمله نهادهایی هستند که از خودگردانی برخوردارند و میتوانند برنامههای نوآورانهای نیز داشته باشند. این دورة آموزشی، بر روی تمامی دانشآموختگان دوره ابتدایی باز است و برعکس دورههای آموزشی در دیگر کشورها از ششم آغاز و به سوم پایان مییابد. (ششم، پنجم، چهارم و سوم). سال نخست کالج، یعنی ششم برای آشنایی دانشآموزان با روشهای کار در کالج و آغاز کارهای فردی طراحی شده است. در این دوره دانشآموزان، نخستین زبان زندة خارجی را برمیگزینند. در دو سال بعد، یعنی پنجم و چهارم، دانش و مهارتهای عملی دانشآموزان، ژرفا مییابد و کوشش میشود آنها بتوانند جهتگیری آموزشی خود را دریابند. در پنجم آموزش فیزیک- شیمی آغاز میشود و دانشآموزان میتوانند آموزش یک زبان باستانی (لاتین یا یونانی) را نیز برگزینند. در چهارم، دانشآموزان زبان زندة خارجی یا منطقهای دوم خود را برمیگزینند. سال پایانی کالج، یعنی سوم، دانشآموزان جهتگیری آموزشی خود را برای آموزشهای عمومی، فنّاوری و حرفهای برمیگزینند. در این سال آنها میتوانند فراگیری زبانهای زنده دنیا را دنبال کنند و یا مسیر حرفهای خود را برگزینند. در پایان این دوره، به دانشآموختگان «گواهینامه ملی این دوره» داده میشود. پس از آن، میتوانند در دبیرستانهای عمومی و فنّاوری یا مدارس حرفهای یا در سال نخست، آمادگی برای دریافت گواهینامه مهارت حرفهای در دبیرستانهای فنیوحرفهای ثبتنام کنند. آموزش در دوره کالج، دربرگیرندۀ زبان فرانسه، ریاضیات، تاریخ و جغرافیا، آموزش مدنی، علوم زندگی و زمین، فنّاوری، هنرهای تجسمی، موسیقی، آموزش جسمانی و ورزش و فیزیک و شیمی است. تاریخ هنرها نیز در طی این دوره، آموزش داده میشود. بنیان مشترک دانش و مهارتها در این دوره دربرگیرندۀ مجموعه دانشها، مهارتها، ارزشها و منشهای لازم برای کامیابی در دوره آموزشی، زندگی شخصی و شهروند آینده است. کالجها، در سازماندهی کلاسها، استفاده از منابع هدیهای، زمانبندی آموزشی، هدایت آموزشی، تدوین مهارتآموزیهای اضافی، همکاری با نهادهای اقتصادی و اجتماعی و فعالیتهای خودخواسته از خودگردانی برخوردارند. مدیریت کالجها بردوش رئیس، هیئترئیسه، شوراهای اصلی آن، ازجمله شورای اداری است. اعضای این شورا که بسته به اندازه آن بین 24 تا 30 نفر است، بهطور مساوی دربرگیرندة نمایندگان کارکنان، والدین، نمایندگان سازمانها و اجتماعات و افراد کارآزموده است. کالجها ازنظر مالی نیز از خودگردانی برخوردار هستند و مقامات علمی، بخشدار، شورای عمومی، بازرسی عمومی امور اداری آموزش ملی و پژوهش و اتاق محاسبات منطقهای بر آنها نظارت دارند. دبیرستان: این دوره در سه سال دوم، نخست و پایانی برگزار میشود و در سالهای اخیر، تغییراتی نیز در آنها داده شده است. دبیرستانهای عمومی ازجمله نهادهای عمومی آموزشی هستند که ساخت و نگهداری آنها، بردوش اجتماعات محلی (اداری) است و برمبنای قوانین «تمرکززدایی دبیرستانهای مناطق» گشایش مییابند و یا اداره میشوند. دبیرستانها در فرانسه بر دو گونهاند: دبیرستانهای آموزش عمومی و فنّاوری و فنیوحرفهای. در دبیرستانهای آموزش عمومی و فنّاوری، سال نخست (دوم)، بسیار تعیینکننده است و در کنار آموزشهای عمومی که 80% ساعتهای آموزشی را پوشش میدهد، درحالحاضر، دانشآموزان دو آموزش اکتشافی را نیز دنبال میکنند: یکی در قلمرو اقتصاد، برای آگاهی از رشتههای نوین و کار شخصی و دومی برای آشنایی با پیشههای موجود؛ همچنین برخی از کلاسهای سال نخست، دانشآموزان را برای دریافت گواهینامه فنورزی یا دیپلم فنّاوریهای ویژه (هتلداری و فنون موسیقی و رقص) آماده میسازند. در سال دوم دبیرستان (نخست) آموزشهای مشترک بیشترین مواد آموزشی را دربر میگیرند، اما در سال پایانی آموزشها در قلمرو ادبیات، علوم، اقتصاد، فنّاوری صنعتی یا آزمایشگاه و غیر آن، تخصصیتر میشوند. برمبنای اصلاحاتی که از شروع سال تحصیلی 2011 و 2012 در دبیرستانهای عمومی و فنّاوری به کار بسته میشود، سه راه پیش روی دانشآموزان قرار دارد: ·راه عمومی، برای ادامه تحصیلات سه قلمرو اقتصادی و اجتماعی، ادبیات و علوم را پوشش خواهد داد. این راه عمومی دانشآموختگان دوره دبیرستان را بهسوی نهادهای آموزش عالی هدایت میکند. ·راه فنّاوری برای آموزش عالی فنّاوری دو سال و بیشتر است که از سال 2013 هشت قلمرو را پوشش میدهد: علوم و فنّاوری آزمایشگاهی، علوم فنّاوری صنعتی و توسعه پایدار (جانشین علوم و فنّاوری صنعتی در گذشته)، علوم و فنّاوریهای طراحی، هنرهای کاربردی، علوم فنّاوریهای مدیریت، علوم و فنّاوریهای بهداشت و جامعه، فنون موسیقی و رقص و علوم و فنّاوریهای کشاورزی و موجودات زنده. ·همراهی کردن با دانشآموزان در دبیرستان راه سومی است برای درنظر گرفتن نیازهای دانشآموزان بهصورت فردی و نوسازی کارآموزیهای آنها و آمادهسازی آنها برای گذر به جامعه. در دبیرستانهای فنیوحرفهای آموزش فنّاوریهای حرفهای 40% تا 60% زمان آموزش را پوشش میدهد. این آموزشها بهصورت کلاسی، کارگاهی، آزمایشگاهی برگزار میشوند. درسهای عمومی نیز مانند زبان فرانسه، ریاضیات، تاریخ- جغرافی علوم و زبان انگلیسی نیز جایگاه مهمی در این دورة آموزشی دارند. دانشآموختگان دبیرستانهای فنیوحرفهای میتوانند با گرفتن دیپلم فنیوحرفهای به تحصیلات عالی راه یابند و یا اینکه به زندگی فعال وارد شوند. به دانشآموختگان این دوره دیپلم فنیوحرفهای داده میشود.
گواهینامة مهارت حرفهای پس از دو سال تحصیل دبیرستانی صادر میشود و راه را برای ورود به پیشههای خاص همچون کارگر یا کارمند ماهر باز میکند. گواهینامه تحصیلات فنیوحرفهای این دورة سهساله برای پیشههای بهداشتی، اجتماعی، رانندگی و خدمات حملونقل جادهای، رستورانداری، هتلداری و بیناییسنجی طراحی شده است. در این برنامة آموزشی، تغییرات نوینی، در سال 2009 انجام شده است. دبیرستانهای پیشهوری و دبیرستانهای فنّاوری برای مهارتآموزی در بخشهای گوناگون طراحی شدهاند و آموزش در آنها و میتواند تا سه سال پس از دیپلم نیز ادامه یابد. آموزش در این دبیرستانها دربرگیرندۀ آموزش عمومی، آموزش همهنگام با انجام کار، آموزش پیاپی و اعتباربخشی به دستاوردهای تجربی است. مدارک تحصیلی در این دورة آموزشی عبارتاند از: گواهینامه مهارت حرفهای، دیپلم فنیوحرفهای، دیپلم فنّاوری و در دورههای بالاتر گواهینامه فنی- تخصصی و کارشناسی فنیوحرفهای. این دبیرستانها ارتباط تنگاتنگی با جهان پیشهوری و طرفهای محلی دارند. سیمای ساختار نظام آموزش فرانسه در نگاره 1 به تصویر کشیده شده است. آموزش عالی آموزش عالی یا دوره سوم در دبیرستانها (بخشهای فنورزی عالی)، دورههای آمادگی برای مدراس عالی، مدارس عالی (بزرگ)، مدارس و مؤسسههای تخصصی و در دانشگاهها عرضه میشود. از آغاز سال تحصیلی 2005 دانشگاهها آموزشهای خود را در سه دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری عرضه میکنند. آموزش عالی در نهادهای یادشده، به سه گونة کوتاه، بلندمدت و آموزش ناپیوسته عرضه میشود. آموزش عالی کوتاهمدت: آموزشهای دوساله در بخشهای بازرگانی، صنعت و خدمات را دربر میگیرد. این دورههای آموزشی که با کارورزی در بنگاهها همراه است، راهی است برای ورود مستقیم به بازار کار. پذیرش در این دورهها، با آزمونهای اغلب عملی دشواری همراه است. دانشآموختگان این دوره آموزشی، برمبنای نوع تحصیلات، و گواهینامه مطالعات فنورزی دانشگاهی یا گواهینامه فنورزی عالی دریافت میکنند. آموزش عالی بلندمدت: آموزش عالی بلندمدت در مدارس تخصصی و دانشگاهها عرضه میشود. دانشگاهها در فرانسه نهادهای عمومی بهشمار میروند و دارندگان دیپلم میانی داخلی یا خارجی میتوانند در آنها ثبتنام کنند. دانشگاههای فرانسه سالانه حدود 4/1 میلیون (2010-2009م) دانشجو پذیرش میکنند. براساس اصلاحات پیشنهادی سازمان آموزش اروپا تلاش میشود که آموزشهای عالی بلندمدت در سه دوره پیاپی زیر عرضه شوند: ·کارشناسی، در طول 6 نیمسال و تحصیل در دو رشته عمومی و تخصصی امکانپذیر است. ·کارشناسی ارشد، در طول 4 نیمسال و تحصیل در دو رشته پژوهشی و تخصصی امکانپذیر است. ·ورود به دوره دکتری، نیازمند دریافت کارشناسی ارشد پژوهشی است. دریافت کارشناسی ارشد تخصصی راه را برای ورود مستقیم به بازار کار باز میکند. ·دکتری، در طول 6 نیمسال برگزار میشود و به انجام کارهای پژوهشی اختصاص دارد. دریافت مدرک دکتری نیازمند دفاع از پایاننامه است. مدارس عالی: نهادهای برگزیدة عمومی یا خصوصی هستند و دانشجویان را برای کارهای حرفهای تخصصی مانند علوم مهندسی، معماری، بازرگانی، مدیریت، ترجمه، ترجمه همزمان یا روزنامهنگاری آماده میکنند. مدارس عالی بزرگ از ویژگیهای نظام آموزش عالی فرانسه بهشمار میآیند. مدارس عالی بزرگ، نسبت به دانشگاهها، دانشجوی بسیار کمتری پذیرش میکنند و شرایط ورودی ویژه خود را دارند. این مدارس مهندسان و مدیران عالی و همچنین متخصصان هنری، ادبی و علوم انسانی را آموزش میدهند. دورة آموزشی در این مدارس پنج سال است که سال نخست آن، دورة آمادگی است و ممکن است در درون یا بیرون از مدارس، برگزار شود. دانشآموختگان این نهادهای آموزشی، مدرک کارشناسی ارشد دریافت میکنند. آموزش عالی ناپیوسته: این دورههای آموزشی در بازة زمانی ناپیوسته، ازسوی مدارس عالی یا دانشگاهها برگزار میشوند. علت ناپیوستگی این دورهها آمیختن مهارتآموزی در بنگاهها در میان دوره تحصیلی است. دورههای ناپیوسته دربرگیرندة دورههای دو، سه و پنجساله است و دانشآموختگان برمبنای طول دوره تحصیل، مدرک فنورزی عالی، مدرک مهندسی یا کارشناسی ارشد دریافت میکنند. آموزش در سراسر زندگی
آموزش پیاپی، ازجمله تعهدات کارفرمایان است و لازم است آنها در تأمین مالی آموزش پیاپی حقوقبگیران خود، برای روزآمدسازی دانش و مهارتهای آنها، مشارکت کنند. همچنین افرادی که کار خود را از دست دادهاند، میتوانند از این آموزشها استفاده کنند. منابع مالی این افراد را صندوقهای بیمه بیکاری و دولت تأمین میکند. دو بخش در وزارت اقتصاد، صنایع و مشاغل مسائل مربوط به اینگونه از آموزشها را سازماندهی میکنند. افزونبرآن، وزارت آموزش ملی، شوراهای مناطق، بنگاهها، ذینفعان و سازمانهای آموزش عمومی نیز در سازماندهی و تأمین منابع اینگونه آموزشها مشارکت دارند. هزینه اینگونه آموزشها در سال 2009، 11/27 میلیارد یورو یعنی حدود 5/1% از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میداد. آموزش بزرگسالان (گرتا) این دورههای آموزشی برای حقوقبگیران بنگاهها، جویندگان کار و همة افرادی که بهطور شخصی میخواهند آموزش ببینند، برگزار میشود. گسترۀ آموزش و خدمات بزرگسالان بسیار گسترده است. محتوا و طول دورة آموزش به برنامهها، مهارتها و شرایط حرفهای هر فرد وابسته است و میتواند دربرگیرندۀ قراردادها یا دورههای حرفهآموزی، مأموریتهای تحصیلی، برنامههای آموزش بنگاهها، برنامههای آموزشی شوراهای منطقهای و... باشد. هر گرتا، مجموعهای از نهادهای آموزش عمومی را تشکیل میدهد که مهارتهای خود را به متقاضیان آن آموزش میدهد. کالجها، دبیرستانها، دبیرستانهای حرفهای ازجمله نهادهایی هستند که میتوانند به این نهاد آموزشی بپیوندند. آموزش کودکان و نوجوانان فرانسوی در خارج از فرانسه دورههای آموزشی رسمی، برای کودکان و نوجوانان فرانسوی خارج از کشور برمبنای نظام آموزش فرانسه در برخی از کشورها برگزار میشود. این دورهها به زبان فرانسه تدریس میشوند و دانشآموزان خارجی نیز میتوانند در آنها شرکت کنند. مدارس فرانسوی خارج از کشور، یا ازسوی بنگاه آموزش فرانسه در خارج و یا ازسوی بخش خصوصی اداره میشوند. آموزش بخش خصوصی در فرانسه بخش خصوصی برمبنای آزادی آموزش و دیگر قوانین زیرمجموعة آن، میتواند به ایجاد مدارس خصوصی در فرانسه بپردازد. ازآنجاکه دولت بهصورت انحصاری بخش آموزش را زیر نظر دارد، دورهها و مدارکی که بخش خصوصی عرضه میکند، نمیتوانند متفاوت با دورههای اعلام شده باشد. در سال تحصیلی 2011-2010، 2033000 نفر دانشآموز برابر 9/16% جمعیت دانشآموزی کشور در بخش خصوصی آموزش میبینند. نهادهای خصوصی آموزشی میتوانند برمبنای قوانین از منابع مالی عمومی نیز کمک بگیرند. آموزش کارگران جوان یا نو مهارتآموزان
کارگران جوان حقوقبگیر، میتوانند در مراکز آموزشی نوآموزان به مهارتآموزی بپردازند. این مراکز ازسوی اتاق اصناف، اتاق بازرگانی، صنایع و... با همکاری بخش نهادهای عمومی (دبیرستانها، دانشگاهها و...) تشکیل میشوند. عوارض آموزشی، مشارکت نهادهای مدیریتکنندۀ آنها و یارانههای دولت یا مناطق، منابع مالی اینگونه مراکز را تأمین میکند. دادههای آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالی
سیر تحول جمعیت فراگیران در نظام آموزش فرانسه، در سه دهة گذشته، در جدول 1 به تصویر کشیده است. نرخ رشد پایین جمعیت در این کشور، موجب شده است که جمعیت دانشآموزان دورة نخست آموزش در سال 2010 نسبت به سه دهة گذشته، کاهش یابد و در دوره دوم یا میانی افزایش ناچیزی داشته باشد. تنها در بخش آموزش عالی، بهعلت افزایش تقاضا و گسترش آن، رشد چشمگیری دیده میشود که باتوجهبه نرخ رشد اندک در دورههای پیشین، میتواند بیانگر افزایش دسترسی به آموزش عالی در طی سه دهه گذشته باشد. دادههای آماری نشان از افزایش بیسابقۀ شمار دانشجویان (با 7/3% افزایش) در نهادهای آموزش عالی فرانسه دارد. رشتههای پزشکی از بیشترین درصد رشد برخوردار بودهاند: پزشکی 9/22%، دندانپزشکی و داروسازی 11%. تنها در سال تحصیلی 2010-2009، 1450 هزار در دانشگاههای عمومی فرانسه ثبتنام کردهاند، 857000 نفر از آنها در دوره کارشناسی (118000 نفر در مؤسسههای فنی دانشگاهی)، 529000 نفر در دوره کارشناسی ارشد (59000 نفر در مؤسسههای فنی) و 65000 نفر در دوره دکتری ثبتنام کردهاند. فرانسه پس از انگلستان، بیشترین دانشجوی خارجی را پذیرش میکند. همانگونه که دادههای جدول 3 نشان میدهد دانشجویان خارجی 5/15% جمعیت دانشجویی این کشور را تشکیل میدهند. در دوره دکتری، دانشجویان خارجی 41% جمعیت دانشجویی فرانسه را پوشش میدهند (Ministére de l' Enseignement Supérieur et de la Recherch et de l' Innovation, 2010c, pp. 1-2).
دانشجویان افریقایی و مغرب، بیشترین شمار دانشجویان خارجی فرانسه را تشکیل میدهند؛ پس از آنها بهترتیب دانشجویان آسیا و اقیانوسیه و اروپایی در ردۀ دوم و سوم قرار دارند. کمترین شمار دانشجویان خارجی را امریکاییان تشکیل میدهند. ازنظر جمعیتی، سهم دختران در آموزش عالی در مجموع بیش از پسران است. در دورههای آموزش کارشناسی و کارشناسی ارشد، همچنان جمعیت دختران دانشجو بیش از پسران است. اما در دوره دکتری سهم پسران حدود 3% بیشتر است. جدول 4 وضعیت دسترسی دختران به آموزش عالی را در دورههای گوناگون آموزشی نشان میدهد. دختران دانشجوی فرانسوی، بیشتر جذب رشتههای ادبیات و علومانسانی (حدود 70%) و سپس حقوق و علوم سیاسی (64%) میشوند. برعکس در رشتههای علوم، نسبت آنها به 38% کاهش مییابد. رشتههای پزشکی نیز، بیشترین شمار دانشجوی دختر را به خود کشیده است. رویهم رفته 75% آنها را دختران تشکیل میدهند (جدول 4). جدول 4. پراکندگی جمعیت دانشجویی در دانشگاهها برمبنای ملیت (2010-2009م)
ملیت
کارشناسی
کارشناسی ارشد
دکتری
شمار کل
فرانسوی
8/64
0/32
3/3
1171813
خارجی
4/43
2/44
4/12
214252
اروپایی
4/47
8/40
8/11
48003
افریقایی (بدون مغرب)
7/37
1/51
2/11
52941
آسیا و اقیانوسیه
5/47
3/43
2/9
48003
امریکا
7/42
7/40
6/16
48122
5/39
8/44
7/15
17038
(Ministère de l' Enseignement Supérieur et de la Recherch et de l' Innovation, 2011c, p. 33)
دانشجویان بخش فنورزی عالی، دانشجویان دورههای کوتاهمدت حرفهای هستند که شمار آنها به 222000 نفر (2010-2009م) میرسد (بهجز بخش کشاورزی). دانشآموختگان این دورهها، که معمولاً دو سال به درازا میکشد، مدرک فنورزی عالی دریافت میکنند. شمار این دانشجویان، نسبت به سال گذشته 5/2% افزایش نشان میدهد (Ministère de l' Enseignement Supérieur et de la Recherch et de l' Innovation, 2010b, p. 1). در سال تحصیلی 2010-2009 در مجموع 93000 آموزشگر در نهادهای عمومی آموزش عالی فرانسه مشغول بهکار بودهاند. آموزشگران دانشگاهی در فرانسه به سه گروه بزرگ آموزشگر- پژوهشگر (2/60%)، دربرگیرندۀ استادان دانشگاهها (4/35%)، دانشیاران (5/64%) و استادیاران (1/0%) است. کارکنان آموزشی غیردائمی 8/25% آنها را تشکیل میدهند. 9/78% آموزشگران در دانشگاهها، 8/10% آنها در مؤسسههای فنی دانشگاهی، 6/1% در مؤسسهها و مدارس وابسته، 4/3% در نهادهای دانشگاهی تربیت آموزشگران و 3/5% در دیگر نهادهای علمی مشغول بهکار هستند (Ministère de l' Enseignement Supérieur et de la Recherch et de l' Innovation, 2010a, p. 1). جدول 7 نمایی کلی از آموزشگران فرانسه را به تصویر میکشد.
جدول 8 سیر تحول کمّی آموزشگران دانشگاهی فرانسه را به تصویر میکشاند، که در بازۀ زمانی دهسالة 2010-1999م در مجموع با 8/13% رشد، همراه بوده است. بیشترین نرخ رشد مربوط به قلمرو علوم قضایی، سیاسی، اقتصاد و مدیریت و سپس ادبیات و علوم انسانی است. بخش بهداشت با 5/1% از کمترین نرخ رشد برخوردار بوده است. جدول 9 تصویری جنسیتشناختی از وضعیت آموزشگران نظام دانشگاهی فرانسه را ترسیم میکند که در مجموع زنان 5/41% از دانشیاران و 9/19% استادان را تشکیل میدهند.
منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی
منابع مالی بخش آموزش که بیشترین بار آن، بردوش بخش عمومی است، در سه سال گذشته و امسال (2010-2008م) اولویت نخست بودجه دولت را تشکیل داده است. علت اولویت بخشیدن به بخش آموزش، پایبندی دولت برای دستیابی به اقتصاد دانش بهمثابة پایهای برای رشد و توسعة اجتماعی پایدار است. اولویت بخشیدن به بخش آموزش در عمل، به افزایش بودجه آن، بهویژه در چهار سال گذشته، انجامیده است، اگرچه بودجة این بخش، از سال 1980 نیز با رشد متوسط 8/1 درصدی (به نرخ ثابت) همراه بوده است؛ بهگونهایکه بودجه بخش آموزش در سال 2009 به 1/132 میلیارد یورو رسید و بدین معناست که سرانۀ دانشآموزی یا دانشجویی آن 7990 یورو و سرانۀ ملی آن 2050 یورو برآورد میشود. این مبلغ 9/6% تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد.
بودجة آموزشی دورۀ ابتدایی، حدود 30% هزینههای داخلی آموزش، برابر با 2/38 میلیارد یورو در سال 2009 را تشکیل میدهد. از سال 1980 هزینة متوسط سرانه دانشآموزی دورۀ ابتدایی، به قیمت ثابت، 7/76% افزایش یافته و به 5690 یورو رسیده است. بودجة آموزشی دوره میانی 42% هزینه داخلی آموزش را دربر میگیرد که نسبت به سال 1980 متوسط سرانه دانشآموزی آن 6/46% به قیمت ثابت، رشد داشته و سرانه دانشآموزی آن به 9830 یورو در سال 2009 رسیده است. هزینة بخش آموزش عالی در سال 2009، 3/26 میلیارد یورو بوده است. این هزینه، نسبت به سال 1980، به قیمت ثابت 5/2 برابر شده است. هزینه متوسط سرانة دانشجویی در سال 2009، 11260 یورو بوده است که نسبت به سال 1980، 41%، به قیمت ثابت، افزایش نشان میدهد. در سال 2009، 6/9 میلیارد یورو هزینة آموزش پیاپی شده که دربرگیرندۀ آموزشهای فرادرسی و همچنین مهارتآموزی کارکنان بزرگسال است. همچنین، حدود یکچهارم دانشآموزان کالجها و دبیرستانها از کمک مستقیم دولت برخوردار میشوند، که بهعنوان بورس به آنان پرداخت میشود. این کمکها و جوایز و منابع صندوقهای اجتماعی به 7/588 میلیون یورو در سال 2009 میرسد. هزینههای بخش آموزش که بیشتر بهوسیلة بخش عمومی فراهم میشود، در نگاره 3، همچنین چگونگی هزینه کردن آن در نگاره 4 بازتاب یافته است. بودجة بخش آموزش عالی در سال 2010 همچنان نسبت به سال 2009 فرایندی فزاینده را پشت سرگذاشته و با 8/1 میلیارد افزایش (3/75%) به 29172 میلیارد یورو رسیده است. این بودجه سه محور اصلی را در اولویت خود قرار داده است: افزایش جذابیت مشاغل آموزشی (5/263 میلیون +) حمایت از اصلاحات پژوهشی (804 میلیون +) همراهی با اصلاحات دانشگاهها و افزایش موفقیت دانشجویان (995 میلیون+). جدول 10 سیر تحول هزینههای آموزش عالی در سه دهۀ گذشته را نمایش میدهد. بنابر آخرین دادههای انتشاریافته، درباره بودجة سال 2011، مبلغ 7/4 میلیارد یورو به بودجه سالانه افزوده خواهد شد که 1/1 میلیارد آن، برای برنامه «سرمایهگذاری برای آینده» درنظر گرفته شده است. بهاینترتیب، رئیسجمهور به وعدۀ انتخاباتی خود، مبنیبر افزایش 9 میلیارد یورویی بودجه آموزش عالی و پژوهش در بازة زمانی 2012-2007م عمل خواهد کرد. درخور یادآوری است که مبلغ افزایشیافته به بودجة این بخش، افزونبر افزایش سالانه آن است. دانسته است که میانگین هزینه سرانه دانشجویی براساس رشته آموزشی متفاوت است. این میانگین بین 10220 یورو برای دانشجویان دانشگاههای عمومی تا 14850 یورو نوسان دارد. اگرچه بودجه بخش آموزش عالی در سه دهه گذشته به 5/2 برابر افزایش یافته است، اما میانگین هزینه سرانه آنها تنها 1/41% افزایش را نشان میدهد. هزینه 18 سال آموزش برای دستیابی به مدرک دورة کارشناسی (بدون رد شدن) در سال 2009، 141900 یورو و هزینه آموزش هفده ساله که به دریافت مدرک عالی کارورزی فنی بینجامد 138700 یورو برآورد شده است. دانشجویان فرانسوی افزونبر رایگان بودن دورههای آموزشی، از کمکهای گوناگونی نیز بهره میبرند. در جدول 11 ماهیت کمکهای مالی دانشجویی بازتاب یافته است.
نگاره 3. گونهشناسی تأمین منابع بخش آموزش (2009م)
(Ministère de l’Education National, 2010a)
نگاره 4. گونهشناسی هزینهکرد منابع بخش آموزش
(Ministère de l’Education National, 2010a)
مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی ساختار مدیریت نظام آموزشی فرانسه، بهعلت فرابخشی بودن فعالیتهای آموزشی و پژوهشی، از ویژگیهایی برخوردار است که امکان همکنشی میان نهادهای گوناگون را که هر کدام بهگونهای در آن مشارکت دارند، فراهم میکند. در واقع، دو وزارت آموزش ملی، جوانان و زندگی اجتماعی و وزارت آموزش عالی و پژوهش، مهمترین نقش اساسی در سیاستگذاری، برنامهریزی و تأمین منابع این بخش را بردوش دارند. در کنار این دو، دیگر وزارتخانهها نیز بنابر کارویژة خود در تأمین منابع و اجرای برخی از برنامههای آموزشی و پژوهشی مشارکتهایی دارند؛ که ازجمله میتوان به مأموریت میان وزارتی «پژوهشی و آموزش عالی» اشاره کرد که برای اجرای آن، پنج وزارتخانة دیگر یعنی وزارت محیطزیست، انرژی، دریا و توسعه پایدار (که مسئولیت فنّاوریهای سبز را بردوش دارد)، وزارت اقتصاد، صنعت و کار، وزارت دفاع، وزارت فرهنگ و ارتباطات و وزارت مواد غذایی، کشاورزی و ماهیگیری با وزارت آموزش عالی و پژوهش، همکاری خواهند کرد. افزونبرآن، ساختار دو وزارت اصلی بخش آموزش بهگونهای طراحی شدهاند که امکان همکنشی میان آنها را فراهم میکند؛ برای مثال، در وزارت آموزش ملی بخشی از خدمات مدیریتها و دفاتر با همکاری دو وزارت انجام میشود و برعکس. وزارت آموزش ملی، جوانان و زندگی اجتماعی که از آن با نام وزارت آموزش ملی یاد میشود، افزونبر برخورداری از دفتر ریاست (کابینه)، تنها از ادارة کل آموزش مدرسهای و بازرسی کل آموزش ملی، برخوردار است که بهطور مستقل، به مسائل آموزش میپردازد. دیگر دفاتر و مدیریتهای این وزارتخانه، زیر نظر هر دو وزارت بخش آموزشی فعالیتهای خود را دنبال میکنند که عبارتاند از: دبیرخانه عمومی، اداره کل منابع انسانی، مدیریت کارکنان، مدیریت امور مالی، مدیریت امور حقوقی، مدیریت ارزیابی و آیندهنگری عملکرد، مدیریت روابط اروپایی، بینالمللی و همکاریها، هیئت ارتباطات، خدمات اداری و نوسازی و خدمات فنّاوریها و نظامهای اطلاعاتی. در کنار این مدیریتها و دفاتر، میتوان دفاتر بازرسی عمومی اداری آموزش ملی و پژوهشی، رابط میان آموزش ملی و آموزش عالی، کارکنان عالی دفاع و امنیت، کارکنان عالی واژهپردازی و نوواژگان را نیز نام برد. وزارت آموزش ملی، افزونبر ساختار رسمی خود، نهادهایی را نیز برای رایزنی در کنار خود دارد که عبارتاند از: ·شورای بالاسری آموزش؛ ·شورای عالی آموزش؛ ·شورای ملی زندگی دبیرستانیها؛ ·رصدخانه ملی یادگیری (زبان و خواندن)؛ ·کمیسیون تخصصی واژهپردازی و نوواژگان آموزش و آموزش عالی؛ ·رصدخانه ملی امنیت نهادهای آموزشی و آموزش عالی. همانگونه که از عنوان دو نهاد آخر برمیآید، این دو، ازجمله نهادهای رایزنی مشترک میان دو وزارتخانه بخش آموزش بهشمار میآیند. مأموریت وزارت آموزش ملی، جوانان و زندگی اجتماعی چنین توصیف شده است: آمادهسازی و اجرای سیاستهای دولت، برای دسترسی همگانی به دانش و توسعة آموزش در دورههای پیشدبستانی، پایه و میانی برای جوانان و توسعه زندگی اجتماعی آنها. این وزارت، با همکاری دیگر وزارتخانههای ذینفع، بر توسعة آموزش هنری و فرهنگی کودکان و جوانان در همة طول دورۀ آموزشی آنها نظارت میکند؛ همچنین در تبیین و اجرای سیاست دولت در زمینۀ برابری فرصتها و مبارزه علیه تبعیضها مشارکت دارد. وزارت آموزش عالی و پژوهش تحولات نوین پدید آمده در نظام آموزش عالی و پژوهش فرانسه بهویژه، استقلال فزاینده دانشگاهها، تغییراتی در اهداف و کارویژههای این وزارت به وجود آورده است؛ بنابراین بازاندیشی درباره ارتباط با نهادهای آموزش عالی و پژوهشی، بهمثابة نهادهای راهبردی، نوآور و شفاف ازجمله نکاتی است که گرانیگاه تحولات این وزارت بود که با برخی تغییرات ساختاری نیز همراه بوده است. آخرین نمایه ساختاری وزارت آموزش عالی و پژوهش، شباهت چندانی به نمایة دیوانسالارانه پیشین آن ندارد و در طراحی نیز از نوآوری بهره گرفته است. ازجمله نوآوریها میتوان به ایجاد دو دفتر برای تدوین راهبردهای ملی در قلمرو پژوهشی و نوآوری و آموزش عالی اشاره کرد. نمایه ساختاری که بهتازگی انتشار یافته است، دربرگیرندة دفتر وزیر و در کنار آن، دفتر نمایندگی میان وزارتی برای جهتگیری ادارة کل آموزش عالی و پیوستار شغلی و ادارة کل پژوهش و نوآوری است. زیرمجموعههای اداره کل آموزش عالی و پیوستار شغلی دربرگیرنده اداره راهبرد آموزش عالی و پیوستار شغلی، معاونت عملکرد و منابع آموزش عالی و معاونت برابری فرصتها و زندگی دانشجویی است. قطب قراردادها و تأمین منابع نهادهای آموزشی و پژوهشی، از دیگر زیرمجموعههای این اداره کل است که دربرگیرندۀ معاونت تحلیل عملکرد و گفتوگو برای بستن قرارداد، معاونت تخصیص کالا و امور ساختمانی، و اداره همراهی نهادهاست. اداره کل پژوهش از سه اداره زیرمجموعه برخوردار است: ادارة راهبرد پژوهشی و نوآوری، ادارة عملکرد، تأمین منابع مالی و قراردادها با نهادهای پژوهشی و اداره بنگاهها، انتقال فنّاوری و عملیات منطقهای. در کنار این ساختار اصلی، ساختار اداری وجود دارد که شباهت زیادی به ساختار اداری وزارت آموزش ملی دارد و دربرگیرندۀ ادارة کل منابع انسانی، مدیریت امور مالی، مدیریت امور قضایی، مدیریت ارزشیابی و آیندهنگری عملکرد، مدیریت روابط اروپایی، بینالمللی و همکاری، هیئت ارتباطات، اداره امور اداری و نوسازی و اداره فنّاوریها و نظامهای اطلاعاتی است. بخش بازرسیها دربرگیرندۀ بازرسی اداری عمومی آموزش عالی و پژوهش، بازرسی عمومی کتابخانهها، رابط آموزش ملی و آموزش عالی، کارکنان عالی دفاع و امنیت و نمایندگی کاربران اینترنت است. ازجمله نهادهای نوپای وزارت آموزش عالی، نهادی با نام «مأموریت برابری و مبارزه با تبعیض در آموزش عالی و پژوهش» است. این نهاد که باتوجهبه نقش اساسی نظام آموزشی در مبارزه با نابرابریهای موجود در بالاترین سطوح آموزش، تشکیل شده است بهویژه زنان، افراد با ناتوانیهای جسمی و فرانسویان با دیگر فرهنگها را مورد توجه ویژه قرار میدهد؛ بنابراین هدف از ایجاد آن، افزایش برابری فرصتها در نظام آموزشی است که بر پایة اصول زیر پیریزی شده است: ·آموزش کیفی و متنوع مجموعه ملت؛ ·آموزش نخبگان که بازنمای تمامیت تنوع اجتماعی و بدون هیچگونه تبعیض اجتماعی است. در گذشتهای نه چندان دور، از نهادهای آموزشی و پژوهشی، بهمثابة زیرمجموعه سازمانی وزارتخانهها یاد میشد. اما در ساختار نوین که این نهادها از استقلال برخوردار شدهاند، نامی از آنها در ساختار وزارتخانههای مسئول بخش آموزش آورده نشده است. درخور یادآوری است که نهادهای پژوهشی در فرانسه مستقل از دانشگاهها فعالیت میکنند و برخی از این نهادها عبارتاند از: ·مرکز ملی پژوهشهای علمی؛ ·مرکز مطالعات و پژوهشهای کیفیت؛ ·مرکز ارتباط آموزش و رسانههای اطلاعاتی؛ ·مرکز بینالمللی مطالعات تعلیموتربیت؛ ·مرکز ملی آموزش از دور؛ ·شهر علوم و صنعت؛ ·مرکز ملی پژوهشی تعلیموتربیت؛ ·مرکز ملی اطلاعات آموزش و مشاغل. شوراهای رایزنی نظام آموزشی در کنار دو وزارت موجود در بخش آموزش، شوراهایی وجود دارند که نقش رایزنی را در بحثی آموزشی و میان دو وزارت بازی میکنند: شورای بالاسری آموزش که به نشر و تدوین پیشنهادهای تربیتی، برنامهها، سازمان و نتایج نظام آموزش و تربیت آموزشگران میپردازد. نقش این شورا تعریف محتوای بدنۀ مشترک دانش و مهارتهایی است که دانشآموزان باید تا شانزده سالگی فراگیرند. این شورا که اعضای آن را نمایندگان بازیگران و ذینفعان نظام آموزشی تشکیل میدهند، گزارش سالانهای را از نتایج نظام آموزشی و تجربیات زمینهای بهدستآمده تدوین و برای رئیسجمهور ارسال میکند. این گزارش بهصورت عمومی نیز انتشار مییابد. شورای عالی آموزش، این شورای رایزنی، با ریاست وزیر آموزش ملی اداره میشود و دارای 97 عضو از نمایندگان، کارکنان، کاربران و طرفهای دولتی فعال در امر آموزش است. این شورا نظرهای خود را در موارد زیر انتشار میدهد: ·اهداف و کارویژههای خدمات عمومی آموزش؛ ·مقررات مربوط به برنامهها، آزمونها، صدور گواهینامههای تحصیلی؛ ·مسائل مورد علاقه نهادهای خصوصی آموزش و کارکنان نهادهای قراردادی؛ ·همة مسائل ملی مربوط به آموزش در دورههای گوناگون. شورای ملی زندگی دبیرستانی: این شورا درباره مسائل مربوط به کارهای آموزشی، زندگی مادی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی در دبیرستانها و نهادهای منطقهای به وزارت آموزش ملی، رایزنی میکند. این شورا دارای 33 عضو است که ازسوی نمایندگان شوراهای علمی دبیرستانی برگزیده میشوند. ریاست این شورا، با وزیر آموزش ملی یا نماینده اوست. رصدخانه ملی یادگیری (زبان و خواندن): این رصدخانه با گردآوری و بهرهبرداری از دادههای علمی در یادگیری زبان، در طول مدت تحصیل و تحلیل عملکرد یادگیری در دانشآموزان، مشارکت میکند و برای بهبود آموزش پایه و پیاپی آموزشگران توصیههایی پیشنهاد میکند. رصدخانه ملی امنیت و دسترسی به نهادهای آموزشی: این رصدخانه وضعیت ساختمانها و تجهیزات را مورد مطالعه قرار میدهد، شرایط امنیت، بهداشت، وضعیت دسترسی به آنها و امنیت آنها را در وضعیت خطر مورد ارزیابی قرار میدهد. برمبنای این مطالعات اقدامات عملی پیشنهادی خود را هرساله به وزارت آموزش ملی، آموزش عالی و کشاورزی عرضه میکند؛ همچنین نتایج کارهای خود را در اختیار اجتماعات محلی، اداری، رؤسای دانشگاهها و نهادهای آموزش عالی و صاحبان نهادهای خصوصی آموزشی قرار میدهد. این نهاد میتواند اطلاعاتی را که ضروری ارزیابی میکند، بهصورت عمومی انتشار دهد. شورای ملی اتحادیههای آموزشی مکمل آموزش عمومی: به ایجاد هماهنگی و توافق میان وزارت آموزش ملی و طرفهای آن میپردازد. این شورا بر کیفیت عملکرد طرفهای وزارت آموزش ملی نظارت دارد و نظرهای خود را درباره تقاضاها، موافقتنامهها و یا پس گرفتن آنها در اتحادیههای ملی اعلام میکند. این شورا 23 عضو دارد و به ریاست وزیر آموزش ملی یا نماینده او تشکیل میشود. کمیسیون تخصصی نوپردازی و واژهپردازی آموزش عالی: مأموریت این کمیسیون، تکمیل واژگان فرانسوی، گردآوری، تحلیل و پیشنهاد واژگان و عبارتهای مورد نیاز، بهویژه معادلسازی واژگان و عبارتهای خارجی نوین، نظارت بر موزونسازی واژگان و نشر واژگان نوین، در میان کاربران است. این واژگان، عبارتها و مفهومسازی نوین در روزنامه رسمی جمهوری فرانسه انتشار مییابد. این کمیسیون همچنین میتواند درباره همة مسائل مربوط به استفاده از زبان فرانسه مورد رایزنی قرار گیرد. برنامهها و اصلاحات پیشرو
سمت و سوی برنامهها و اصلاحات در نظامهای آموزشی کشورهای عضو اتحادیه اروپا را میتوان در برنامهها و اولویتهای این اتحادیه جستوجو کرد؛ اگرچه هریک از اعضا نیز برمبنای وضع موجود، از اولویتهای ویژهای برای رسیدن به اهداف تعیینشده برخوردارند. بهرغم برخورداری فرانسه از دیرینۀ پربار در قلمرو آموزش عالی، که به سدۀ میانه باز میگردد، نظام آموزشی این کشور، بهویژه از سدۀ نوزدهم میلادی و از زمان به قدرت رسیدن ناپلئون، از تمرکز بالایی برخوردار بوده است. اما با افزایش استقلال دانشگاهها، دسترسی گستردة دانشجویان به تحصیلات دانشگاهی و توسعة مبادلات دانشگاهی در اروپا، نظام آموزش عالی این کشور، در دهۀ گذشته با تحولات چشمگیری همراه بوده است؛ بهگونهای که در پی بیانیههای سوربون (25 می 1998) و بلونیا (19 ژوئن 1999) و نشستهای سالامانکا (30 نوامبر 2000) و پراگ (18 می 2001)، 32 کشور اروپایی برای موزونسازی نظامهای آموزشی خود بر سر ایجاد چهارچوبی مشترک به توافق رسیدند که اهداف زیر را دنبال میکنند: ·ساده و روانسازی توان جابهجایی دانشجویان، استادان و پژوهشگران در اروپا؛ ·پر کشش و درخور فهم ساختن سپهر دانشگاهی اروپایی برای همة مردم جهان؛ ·بالا بردن انعطافپذیری و نیازمحور ساختن مسیر مهارتآموزی و پذیرش نظام واحدی نیمسالی برای سادهسازی انتقال واحدهای گذراندهشده، تغییر مسیر آموزشی و یا از نوگیری دوره آموزشی ترکشده. این چهارچوب که میبایست تا سال 2010 در اروپا همگانی میشد، پیشنهاد تبدیل نظام آموزش عالی را به سه دوره داده بود (نظام اروپایی انتقال واحد). این اصلاحات که در فرانسه با عنوان «اصلاح ال. ام.دی» شناخته میشود، چنین برنامهریزی شده است: دوره نخست: کارشناسی (180 واحد- دیپلم + 3 سال)؛ دوره دوم: کارشناسی ارشد (120 واحد- دیپلم + 5 سال)؛ دوره سوم: دکتری (دیپلم + 8). همانگونه که اشاره شد، هدف از انجام چنین اصلاحاتی، سادهسازی و افزایش توان جابهجایی دانشجویان در گسترۀ اروپای متحد است، تا دانشجویان این کشورها که از نظامهای آموزشی گوناگون برخوردارند، بتوانند در دیگر کشورهای اروپایی به تحصیل خود، ادامه دهند. برنامههای گوناگون دیگری نیز در اروپا در حال انجام است که ازجمله میتوان به «برنامۀ عملیاتی 2013-2007م شرق پیرنه» اشاره کرد که برای اجرای آن، یک میلیارد یورو ازسوی اتحادیه اروپا درنظر گرفته شده است. اهداف راهبردی و اولویتهای برنامههای عملیاتی آن چنین شمرده شدهاند: ·تقویت توان پژوهشی قطبها، رقابتپذیرسازی رشتههای برتر مناطق و نوسازی ساختار آموزش عالی آن؛ ·توسعه رقابتپذیری بنگاهها با اجرای سیاستهای حمایتی هدفمند از طرحها، نوآوریها و حرفهایسازی کنشگران؛ ·پویاسازی توسعة منطقه واقع در زنجیره کوههای پیرنه ازطریق کاربست سیاستهای میان منطقهای و پایدار؛ ·پاسداری و ارزش نهادن به سرمایه زیستمحیطی کشورهای پیرنة شرقی؛ ·بهبود دسترسی، پرکشش ساختن و افزایش دسترسی سرزمینهای منطقهای؛ ·حمایت از طرحهای شهری برای افزایش همبستگی اجتماعی و چندگانه؛ ·و ارائه کمکهای فنی در این زمینهها. افزونبر برنامههای منطقهای، فرانسه برنامههای گستردهای برای توسعه نظام آموزشی خود دارد. به همین منظور، بخش آموزش عالی، در چهار سال گذشته نخستین اولویت ملی کشور شناخته شده و بودجۀ فزایندهای برای اصلاحات و توسعة آن، درنظر گرفته شده است. سیاستهای آموزشی که به تدوین برنامه و اصلاحات میانجامد چنین برشمرده شدهاند: ·ایجاد شبکههای کمکهای ویژه به دانشآموزانی که مشکل دارند؛ این کمکها افزونبر کمکهای فردی است که از سال 2008 به مرحلۀ اجرا درآمده است؛ ·پایگاه اطلاعاتی دانشآموزان دورة نخست که از سال 2005 مورد استفاده قرار گرفته و تا سال 2009 همگانی شده است؛ ·کاربست «صبح کلاس، بعدازظهر ورزش» در کالجها و دبیرستانها از آغاز سال تحصیلی 2010؛ ·مبارزه با انسانهراسی، برای برطرف ساختن هرگونه تبعیض در چهارچوب سیاست کلی برابری فرصتها. هدف از اجرای این سیاست، در نهادهای آموزشی، جلوگیری از هرگونه آسیب وارد آوردن به تمامیت فیزیکی و شرافت افراد است. جلوگیری از خشونتهای نژادپرستانه، خشونتهای جنسی و انسانهراسی؛ ·تقویت فراگیری زبان انگلیسی برای گفتوگو. دانشآموزان دبیرستانی در تعطیلات، میتوانند از شرکت در کلاسهای رایگان بهرهمند شوند؛ ·افزایش گزینة والدین در انتخاب نهاد آموزشی برای فرزندانشان، برای افزایش فرصتهای برابر دسترسی و تنوعبخشی اجتماعی به نهادهای آموزشی؛ ·تدوین بدنۀ مشترک دانش و مهارتها، که دربرگیرنده دانشها و مهارتهایی است که همة دانشآموزان باید در دوره پایه اجباری فرا بگیرند؛ ·جلوگیری و مبارزه با خشونت در محیطهای آموزشی؛ ·مهارت یافتن در خواندن در مدرسه. ازجمله نکات اساسی اصلاحات در نظام آموزشی همگانیسازی آموزش محیطزیست، برای دستیابی به توسعة پایدار است. این آموزشها از سال 2004 در برنامههای درسی دوره پایه و میانی گنجانده شده است؛ گام دوم این برنامه که برای بازه زمانی 2010-2007م در نظر گرفته شده بود، همة نهادهای آموزشی و آموزش عالی را برمبنای محورهای سهگانة زیر پوشش میدهد: ·ایجاد درهمتنیدگی هرچه بیشتر آموزش و توسعه پایدار در برنامههای آموزشی؛ ·آموزش آموزشگران و دیگر کارکنانی که در اینگونه آموزشها مشارکت دارند؛ ·نهادینهسازی منشور محیطزیست بهمثابة اصول سترگ جمهوری فرانسه همسو با خواست ملل متحد که دهۀ کنونی را «دهه آموزش برای توسعه پایدار» اعلام کرده است. دولت فرانسه با اعلام بودجۀ سال 2011، همچنان بخش آموزش عالی و پژوهشی را در بازۀ زمانی 2013-2011م نخستین اولویت خود برای اجرای اصلاحات ملی اعلام کرده و راهبردهای میانمدت آن را چنین برشمرده است: ·دانشگاههای مستقل و پرکشش؛ ·قطبهای علمی مورد توجه جهان؛ ·بهینهسازی پیشرفت دانشجویان از کارشناسی تا دکتری؛ ·برخورداری از پژوهشهای عمومی برتر و هماهنگتر؛ ·حمایت پیاپی از پژوهش و توسعة بخش خصوصی. برای دستیابی به چنین راهبردهایی، سه برنامه اساسی دنبال میشود: 1. تقویت کشش مشاغل آموزش عالی و پژوهشی که با افزایش حقوق آموزشگران و همة کارکنان این بخش همراه است. 2. دنبال کردن اصلاحات دانشگاهی و افزایش موفقیت دانشجویان؛ برای اجرای این برنامه نیز 706 میلیون یورو، به بودجة بخشی افزوده شده است تا زندگی دانشجویی بهینهسازی شود، دانشگاهها نیز بتوانند مسیر استقلال خود را آسانتر طی کنند و توان خود را در زمینة آموزش و پژوهش، بهبود بخشند. 3. دنبال کردن افزایش منابع پژوهش که با افزایش حقوق پژوهشگران و فراهم ساختن منابع و تجهیزات مورد نیاز آنها همراه است. آخرین برنامة طراحیشده در سال 2011، «برنامه سرمایهگذاری برای آینده» است که از 35 میلیارد یورو بودجه برای اجرای آن، 22 میلیارد آن برای آموزش عالی و پژوهش درنظر گرفته شده و در مجموع، از آن بهمثابة برنامهای برای دستیابی به جامعه دانش و توسعه پایدار یاد شده است. کتابشناسی جاودانی، حمید. (1383). «نظام آموزش عالی فرانسه». دایرةالمعارف آموزش عالی (ج 2). تهران: بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی.
Abriac Dominique. (2010). The State of Education Costs, Activities and Results: 29 Indicators on the French Education System. Paris: Ministére de l' Education Nationale.
Central Intelligence Agency. (2011). “France”. The word Factbook. Retrieved from: www.cia.gov/library/ bublication/the world-Faetbook/geos/fr.htm
Defresne, F. (2010). L' Education Nationale en Chiffres. Retrieved from: http://media.education.gouv.fr/file/2010/ 79/1/L_education_nationale_en_chiffres_157791.pdf.
European Commission. (2007). France: Programme Opérationnel 2007-2013: Midi Pyrénées. Retrieved from: http://europa.eu/rapid/press-release_MEMO-07-535_fr.htm
Eurydice. (2011). Structure of the Natinal Education System.Retrieved from: https://eacea.ec.europa.eu/national_policies /eurydice/content/fance_en
Gaudemar, Jean-Paul. (2004). “Instruction Pedagogiques: Généralisation d’une Education à l’Environnement Pour un Développement Durable (EEDD)”. Bulletin Officiel de l’Education Nationale, (28). Retrieved from: http://www. education.gouv.fr/bo/BoAnnexes/2004/28/28.pdf.
Gouvernement Francais. (2011) Recherche et Enseignement Supérieur. Retrieved from: https://www.performance-publique.budget.gouv.fr/sites/performance_publique/files/farandole/ressources/2011/pap/pdf/PAP2011_BG_Recherche_enseignement_superieur.pdf.
Institut de statistique de l' UNESCO. (2008). Education en France. Retrieved from: http://uis.unesco.org/fr
Ministére de l' Education National. (2010a). “Budgets, Coûts et Financements”. Repères et Références Statistiques sur les Enseignements, la Formation et la Recherche –2010. Retrieved from: http://cache.media.education.gouv.fr/file/ 2010/16/9/RERS_2010_152169.pdf.
Ministére de l' Education National. (2010b). “Le Système Éducatif”. Repères et Références Statistiques sur les Enseignements, la Formation et la Recherche –2010. Retrieved from: http://cache.media.education.gouv.fr/file/ 2010/16/9/RERS_2010_152169.pdf.
Ministère de l'Enseignement Supérieur, de la Recherche et de l'Innovation. (2010a). Enseignants de l'Enseignement Supérieur 2009-2010. Retrieved from: http://media. enseignementsup-recherche.gouv.fr/file/statistiques/84/6/Note _d_info_Pers_Ensup_2009-2010_NI1106_176846.pdf.
Ministère de l'Enseignement Supérieur, de la Recherche et de l'Innovation. (2010b). Les Étudiants en Sections de Techniciens Supérieurs Année 2009-2010. Retrieved from: http://cache.media.enseignementsup-recherche.gouv.fr/file/ 2010/48/6/NIMESR1004_141486.pdf.
Ministère de l'Enseignement Supérieur, de la Recherche et de l'Innovation. (2010c). Les Étudiants Inscrits dans les Universités Publiques Françaises en 2009-2010. Retrieved from: http://cache.media.enseignementsup-recherche.gouv. fr/file/2010/83/7/NIMESR1009_158837.pdf.
Ministère de l'Enseignement Supérieur, de la Recherche et de l'Innovation. (2010d). Projection des Effectifis dans l' Enseignement Supérieur pour les Rentrées de 2010 a` 2019. Retrieved from: http://cache.media. enseignementsup -recherche.gouv.fr/file/2010/82/8/NIMESR1007_158828. pdf.
Ministère de l'Enseignement Supérieur, de la Recherche et de l'Innovation. (2011a). Atlas Régional: les Effectifs d'Étudiants en 2009-2010. Retrieved from: http://cache. media.enseignementsup-recherche.gouv.fr/ file/Atlas_2009 -2010/43/2/atlas0910_web_france_170432.pdf.
Ministère de l'Enseignement Supérieur, de la Recherche et de l'Innovation. (2011b). Enseignement Supérieur et Recherche Présentation Dubudget 2011-2013. Retrieved from: http://media.enseignementsup-recherche.gouv.fr/file /Budget_2011/54/2/Presentation_budget_2011-document-integral_155542.pdf.
Ministère de l'Enseignement Supérieur, de la Recherche et de l'Innovation. (2011c). L' Etat de l' Enseignement Supérieur et de la Recherche en France. Retrieved from: http://cache. media.enseignementsup-recherche.gouv.fr/file/Publications /07/2/EESR10_WEB_167072.pdf.
Robien, G. (2007). “Education au Développement Durable: Second phase de Généralisation de l'Education au Dévélppement Durable”. Bulletin Officiel de l’Éducation Nationale, (14). Retrieved from: http://www.education. gouv.fr/bo/2007/14/MENE0700821C.htm
Vasconcellos, M. (2004). Le Systéme Educatif (4rd ed.). Paris: Edition La Decouverte.
www.education.gouv.fr/pid25/les-Politiques educative.htm
جاودانی,حمید . (1404). نظام آموزش عالی فرانسه. (e11301). دانشنامه جامع علوم انسانی, دانشنامه جامع علوم انسانی(دایرةالمعارف آموزش عالی- جلد 1), e11301
MLA
جاودانی,حمید . "نظام آموزش عالی فرانسه" .e11301 , دانشنامه جامع علوم انسانی, دانشنامه جامع علوم انسانی, دایرةالمعارف آموزش عالی- جلد 1, 1404, e11301.
HARVARD
جاودانی حمید. (1404). 'نظام آموزش عالی فرانسه', دانشنامه جامع علوم انسانی, دانشنامه جامع علوم انسانی(دایرةالمعارف آموزش عالی- جلد 1), e11301.
CHICAGO
حمید جاودانی, "نظام آموزش عالی فرانسه," دانشنامه جامع علوم انسانی, دانشنامه جامع علوم انسانی دایرةالمعارف آموزش عالی- جلد 1 (1404): e11301,
VANCOUVER
جاودانی حمید. نظام آموزش عالی فرانسه. دایره المعارف, 1404; دانشنامه جامع علوم انسانی(دایرةالمعارف آموزش عالی- جلد 1): e11301.