دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

نظام آموزش عالی سوئد

نوع مدخل : مدخل دانشنامه

نویسندگان
چکیده
پایتخت: استکهلم




نوع حکومت: مشروطة پارلمانی




زبان رسمی: سوئدی




مساحت: 295450 کیلومترمربع




جمعیت: 9801616 نفر (۲۰۱5م)




تعداد دانشجویان: 360000 نفر (2013م)




تعداد اعضای هیئت‌علمی: 29000 نفر (2013م)




تولید ناخالص ملی: 7/483 میلیارد دلار (2015م)




هزینه دولت از تولید ناخالص ملی: 7/7% (2014م)




هزینه آموزش از کل هزینه دولت: 2/15% (2014م)






ویژگی‌های جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی

کشور سوئد در اروپای شمالی در مجاورت دریای بالتیک و خلیج بوثنیا کاتنکت بین فنلاند و نروژ واقع است. مساحت آن 295450 کیلومترمربع (2015م) است که 39960 کیلومترمربع آن مرز آبی است و دارای 3218 کیلومتر خط ساحلی است. این کشور دارای آب‌و‌هوای معتدل در جنوب، با زمستان‌های سرد ابری و تابستان‌های خنک ناحیة آدریاتیک در شمال است. زمین‌های کشاورزی 5/7%، جنگل 7/68% و سایر موارد 8/23% از وسعت کشور را تشکیل می‌دهند (2011م).
خطر باران اسیدی برای خاک‌ها و دریاچه‌ها و آلودگی دریای شمالی و دریای بالتیک از مسائل زیست‌محیطی جاری آن است. این کشور در بیشتر موافقتنامه‌ها و قراردادهای بین‌المللی محیط‌زیست، عضویت فعال دارد.
ملیت اکثریت مردمان، سوئدی به‌شمار می‌آید و گروه‌های قومی شامل سوئدی‌‌ها با ریشه فنلاندی و اقلیت‌های سامی، خارجی‌های متولدشده از نسل اول مهاجران یوگسلاوی، دانمارکی، نروژی، یونانی و ترک‌تباران هستند. زبان رسمی کشور، سوئدی است و گروه‌های اندکی به زبان سامی یا فنلاندی سخن می‌گویند. ازنظر مذهب 87% پروتستان و 13% شامل پیروان ادیان کاتولیک، ارتدکس، بودایی، اسلام و یهودیت است.
جمعیت این کشور، در سال 2015 برابر با 9801616 با ترکیب سنی زیر ‌است:
14-0 سال (12/17%)، 24-15 سال (97/11%)، 54-25 سال (3/39%)، 64-55 سال (63/11%) و 65 ساله و بالاتر (99/19%).
نرخ رشد جمعیت سوئد 8/0% (2015م‌) است ‌که در رده‌بندی کشورها در جایگاه 140 قرار می‌گیرد و نرخ خالص مهاجرت 42/5 نفر به‌ازای 1000 نفر جمعیت در سال 2015 است. 8/85% از کل جمعیت، شهرنشین هستند و استکهلم با جمعیت معادل 1486000 نفر بزرگ‌ترین حوزة شهری آن است.
نسبت جنسیتی در هنگام تولد 106 مرد در برابر 10 زن است. امید به زندگی در این کشور، برای کل جمعیت 98/81 سال است که در رتبه 12 جهان قرار دارد. در 2013م هزینه‌های بهداشتی 7/9% از GDP را و هزینه‌های آموزشی 8/6% از تولید ناخالص داخلی را دربر می‌گرفت که رتبه بیستم را در کل جهان دارد. کل طول مدت آموزش از ابتدایی تا آموزش عالی شانزده سال (2012م‌) است.
پادشاهی سوئد، مشروطة سلطنتی است که از 21 استان تشکیل شده است. این کشور در ژوئن 1523 استقلال یافت و از 1983م این روز به‌نام روز ملی نامیده می‌شود. نظام حقوق مدنی سوئد، متأثر از قانون روم و حقوق عرفی است و در بیشتر سازمان‌های حقوق بین‌الملل عضویت دارد. سن برخورداری از حق رأی 16 سال است. قوه مجریه متشکل از پادشاه و هیئت دولت است. پادشاه مقام تشریفاتی است و ریاست دولت با نخست‌وزیر است و اعضای کابینه به‌وسیلة او تعیین می‌شوند.
سوئد دارای مجلس با 349 نماینده است که 310 عضو آن به‌طور مستقیم براساس نسبت جمعیتی مناطق مختلف و 39 عضو آن براساس مناطق اصلی به‌طور مستقیم به‌وسیلة نمایندگان عالی مناطق برای دوره چهارساله انتخاب می‌شوند.
قوه قضاییه متشکل از دادگاه‌های عالی (دربردارندة دیوان عالی سوئد و دادگاه عالی اداری) است. این دادگاه‌های عالی 9 عضو دارند که ازسوی نخست‌وزیر برای دوره‌ای پنج‌ساله منصوب می‌شوند و انتخاب مجدد آنان، بلامانع است. قضات سایر دادگاه‌ها براساس شرایط مندرج در قانون براساس حکم ریاست دیوان عالی منصوب می‌شوند و استقلال آنان، تضمین شده است.
سوئد به‌دلیل حضور در محیط مساعد و صلح پایدار در طی سده بیستم میلادی از ثبات اقتصادی، تحت یک نظام ترکیبی از سرمایه‌داری فوق‌العاده و مزایای رفاه اقتصادی گسترده برخوردار بوده است. این کشور از بحران‌های اقتصادی به دور مانده؛ زیرا توجه ویژه خود را به نظام اقتصادی و رفاهی کشور معطوف کرده است.
سنگ آهن، منبع اصلی اقتصاد این کشور است که به‌شدت به تجارت خارجی وابسته است. کشاورزی کمتر از 1% تولید ناخالص داخلی کشور را تشکیل می‌دهد. سوئد، از زمان عضویت در اتحادیه اروپا، از رشد اقتصادی بالا، بازار صادراتی قوی و رشد تولید ناخالص داخلی با میانگین 1/2% در 2014م برخوردار بوده است که میزان آن 2/448 میلیارد دلار بوده است. درآمد سرانة هر فرد در سال 2014، 46 هزار دلار بوده است که رتبه 26 را در جهان دارد. بخش‌‌های مختلف کشاورزی (8/1%)، صنعت (4/33%) و خدمات (8/64%) ترکیب تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل می‌دهند. عمدة محصولات کشاورزی شامل جو، گندم، چغندرقند، گوشت و شیر هستند.
در سال 2014 نرخ رشد تولیدات صنعتی 7/2% است. نیروی کار کشور 5124000 نفر بوده است که در بخش‌های کشاورزی (2%)، صنعت (12%) و خدمات (86%) مشغول به کار بوده‌اند. نرخ بیکاری در سال 2014 9/7% بوده است. در همین سال درآمدهای کشور 4/291 میلیارد دلار و هزینه‌های آن 304 میلیارد دلار بوده که با کسری بودجه معادل 2/2-% از تولید ناخالص داخلی مواجه است (Central Intelligence Agency, 2015, pp.1-9).

اصول و اهداف کلی آموزش و آموزش عالی
در کشور سوئد، آموزش از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. تخصیص منابع مالی فراوان برای تحصیلات کل اقشار جامعه و تمرکز ویژه بر پژوهش و آموزش عالی، گواهی بر این مطلب است. ارائة مهارت‌های لازم به هر فرد برای ورود به بازار کار و مفید بودن در حوزه‌های اجتماعی، از اهداف دولت در حوزه آموزش است.
هدف نظام آموزش در سوئد، فراهم کردن مهارت‌ها و اطلاعات مورد نیاز دانش‌آموزان برای شناساندن ارزش‌های فردی و انسانی است. شناساندن ارزش‌های اجتماعی و انسانی، بدون هرگونه تعصب نیز از دیگر اهداف آموزش عمومی است. نظام آموزش در دورة میانی تکمیلی یا عالی، مهارت‌های لازم را برای مشاغل ارائه می‌کند. مدارس باید نیاز دانش‌آموزان و شرایط آنها را در آموزش، لحاظ کنند. ازآنجاکه اصل بنیادی در ساختار آموزشی کشور سوئد، بر فراهم آوردن امکانات آموزشی برای کلیه شهروندان سوئدی، بدون توجه به پیشینه قومی و اجتماعی و تابعیت فردی آنان است، ازاین‌رو کلیة مدارس ابتدایی و مقدماتی و تکمیلی میانی که از قوانین آموزشی پایه پیروی می‌کنند به‌صورت فراگیر طراحی شده‌اند تا نسل جوان را زیر پوشش قرار دهند (International Bureau of Education, 2011, p. 9). سوئد دارای نرخ 99% جمعیت باسواد است.

اهداف آموزش عالی

ازجمله مهم‌ترین اهداف دانشگاه‌ها و دانشکده‌های ایالتی کشور سوئد، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
· ارائه دوره‌های تخصصی نظری و عملی؛
· اجرای فعالیت‌های پژوهشی برای توسعه نظام آموزش عالی کشور: در مؤسسات آموزش عالی کشور سوئد رابطه نزدیکی میان فعالیت‌های پژوهشی و آموزش علمی برقرار است. ازجمله دیگر اهداف عالی مؤسسات و مراکز آموزش عالی کشور سوئد می‌توان به مشارکت فعال دانشجویان برای توسعه هرچه بیشتر آموزش عالی اشاره کرد. علاوه‌براین، مراکز آموزش عالی برای ترویج سیاست برقراری حقوق مساوی برای کلیه دانشجویان سوئدی بدون توجه به جنسیت، نژاد قومی و ناتوانی جسمی و ذهنی آنان فعالیت می‌نمایند. ازجمله مهم‌ترین اهداف دوره آموزش کارشناسی در کشور سوئد می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1. پرورش توانایی ارزیابی تحصیلی دانشجویان؛
2. تبادل دانش با افراد برخوردار از مهارت‌های تخصصی؛
3. ایجاد توازن بین نیاز بازار کار و تحصیلات (European Commission, 2014).

ساختار نظام آموزشی

آموزش ابتدایی اجباری در سال 1842 در سوئد ارائه شد و چند دهه بعد از آن، آموزش دورۀ میانی عالی (دبیرستان) پدید آمد. همة کودکان باید به مدت یک‌سال در کلاس‌های پیش‌دبستانی شرکت کنند. مطابق مقرارت آموزشی کشور، کلیه کودکان و نوجوانان باید به‌طور یکسان و بدون توجه به جنسیت، محل سکونت و شرایط اقتصادی و اجتماعی از نظام آموزشی یکسان برخوردار شوند. دورۀ ابتدایی اجباری و دورۀ میانی اختیاری است که از وظایف شهرداری‌ها در کشور سوئد است و شهرداری‌ها و دولت هزینه آموزش تا دانشگاه را به‌طور مشارکتی تقبل می‌کنند.
مدارس خصوصی نیز وجود دارند که بودجه معینی از دولت برای فعالیت‌های خود دریافت می‌کنند‌.
دورۀ اجباری مدارس نُه سال است که بچه‌ها بین سن 16-7 سال آن را می‌گذرانند‌. آموزش اجباری، به سه مرحله تقسیم می‌شود که هر دوره سه سال طول می‌کشد‌.
1. دوره ابتدایی؛
2. دوره میانی؛
3. دوره پایانی.
همة دانش‌آموزان در دوره ابتدایی و میانی، موضوعات درسی یکسانی را می‌‌گذرانند. آموزش زبان انگلیسی از سال سوم اجباری است. در دورة سوم یا نهایی دروس اختیاری به شکل محدود به دانش‌آموزان ارائه می‌شود.
95% دانش‌آموزان پس از گذراندن دورة اجباری به دورۀ میانی عالی (دبیرستان) وارد می‌شوند که شامل دوره‌های گوناگون و تخصصی است. هدف از کلاس‌های متنوع این دوره نزدیک‌تر کردن دانش‌آموزان با زندگی شغلی و محیط کار است.
آموزش در سوئد، ازنظر ساختاری به‌صورت دوره‌های آموزشی یکسان، از ابتدایی تا میانی و آموزش بزرگسالان برای کلیه شهروندان سوئدی فراهم است.
دانش‌آموزان بعد از پایان دوره سه‌ساله میانی عالی صلاحیت لازم برای ورود به آموزش عالی را کسب می‌کنند. آنها می‌توانند تحصیلات عالی خود را ازطریق مؤسسات فنی عالی و یا مراکز آموزش عالی ادامه دهند. در دوره دوساله، دانشجویان می‌توانند مدرک کاردانی فنی دریافت کنند و با گذراندن دوره حرفه‌ای تا پنج سال، می‌توانند مدرک حرفه‌ای عالی دریافت کنند و پس از آن مستقیم وارد دوره دکتری شوند.
ازطرف‌دیگر، دانشجو می‌تواند وارد دوره‌های آموزش عالی شود: دورة نخست، دوره کارشناسی است که تا سه سال طول می‌کشد؛ دورة دوم، دوره کارشناسی ارشد است که تا دو سال به طول می‌انجامد؛ و دوره سوم آموزش عالی، دوره دکتری است که تا پنج سال ادامه دارد (EP-Nuffic, 2014, p. 2).

پیش‌دبستانی













در اول ژانویه 1998، نوع جدیدی از آموزش پیش‌دبستانی به ساختار نظام آموزشی کشور اضافه شد. دوره یادشده جانشین فعالیت‌های ویژه آموزشی مختص کودکان رده سنی 6 سال شد که در چهارچوب آموزش پیش‌دبستانی به آنان ارائه می‌شد. هدف از اعمال چنین اصلاحاتی، مراقبت از کودکان سوئدی بود. مطابق این اصلاحات، شهرداری‌های کشور ملزم به احداث مراکز آموزش پیش‌دبستانی برای کلیه کودکان رده سنی 6 سال هستند و این در حالی است که حضور در کلاس‌ها، اختیاری است. ازجمله مهم‌ترین اهداف مراکز آموزش پیش‌دبستانی و مراکز ویژة خاص کودکان سوئدی می‌توان به رشد ذهنی کودکان ازطریق تشویق و تهییج آنان به مشارکت در فعالیت‌های آموزشی گروهی و ایجاد شرایط مناسب‌ برای رشد سطح یادگیری کودکان اشاره کرد.

دوره عمومی اجباری
نظام آموزش سوئد، پیشینه‌ای سنتی دارد که به‌صورت متمرکز به‌وسیلة دولت کنترل می‌شد و برای سلیقه‌ها و انتخاب‌های فردی، امکان مداخلة کمی وجود داشت، اما این روند، طی دو دهه گذشته، با سرعت بسیار زیاد متحول شد‌.
در دهه 1970 مخالفت با این نظام آموزش بسیار زیاد شد‌. مخالفان می‌پنداشتند که دوره‌های آموزشی و انتخاب محتوای آموزشی در مدارس، باید از آزادی عمل بیشتری برخوردار باشد.
این بحث در دهه‌های بعد درباره انتقال قدرت کنترل از دولت به کنترل غیرمتمرکز بیشتر و بیشتر شد‌. نکتة مورد بحث دیگر نوع ارزیابی آموزش بود که ابزار و معیارهای ارزیابی آن دارای نقص بود‌.
در اواخر دهه 1980 باور به تمرکزگرایی بسیار ضعیف شد و سوئد به‌سوی آموزش غیرمتمرکز و آزادی عمل و انتخاب بیشتر در حوزة آموزش پیش رفت‌ که هدف اصلی آن، دادن اختیار و آزادی بیشتر به مدارس محلی برای انتخاب مواد و محتوای آموزشی و نیز ساختار آموزشی باتوجه‌به ملاحظات محلی بود.
مطابق قوانین آموزشی کشور سوئد، گذراندن دوره آموزشی نُه‌ساله برای کلیة کودکان رده‌های سنی 7 تا 16 سال اجباری است. قوانین یادشده همچنین به بهره‌مندی کودکان و نوجوانان سوئدی از نظام مدارس ملی تأکید دارد.
کودکان در صورت توافق والدین، از حق آموزش در شش‌سالگی برخوردار می‌شوند. طبق آخرین آمار به‌دست آمده در سال 1998 بالغ بر 7% از دانش‌آموزان دوره آموزش ابتدایی کشور سوئد، در ردة سنی 6 سال قرار داشته‌اند. علاوه‌براین، در شرایط خاص ازقبیل گواهی پزشکی، سفر و غیره می‌توان دوره آموزش کودکان سوئد را تا ردة سنی 8 سال به تعویق انداخت. از سال 1824 دوره‌های آموزش پایة ابتدایی به‌طور رسمی در سوئد برگزار شده‌اند. ازجمله مهم‌ترین اهداف آموزشی دوره آموزش ابتدایی، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1. پرورش ارزش‌ها و معیارهای رایج اخلاقی در میان کودکان؛
2. تلاش برای رشد ذهنی و یادگیری هرچه بیشتر کودکان؛
3. تأثیرگذاری مثبت در کودکان برای بهبود رفتار اجتماعی؛
4. برقراری هماهنگی میان مراکز آموزش پیش‌دبستانی و مدارس ابتدایی؛
5. تلاش برای رشد فکری کودکان در زمینه روشن‌بینی و احترام به حقوق دیگران؛
6. فراهم کردن فرصت‌های مناسب برای کشف مطالب ازطریق پرداختن به بازی، گفت‌وگو، آواز، موسیقی، نمایش، هنر، کارهای دستی و ورزش.

دوره آموزش میانی تکمیلی
این دوره، در راستای بهبود نظام آموزش میانی و با هدف تطبیق نیازهای بازار کار و تحصیلات عالیه با اهداف و نیازمندی‌های جوانان طراحی شده است. طبق قوانین آموزشی، کلیه مناطق موظف به فراهم آوردن شرایط ورود به مراکز آموزش میانی تکمیلی برای کلیه دانش‌آموختگان دوره آموزش پایه شده‌اند و این شرایط برای کلیة دانش‌آموزان زیر رده سنی 20 سال و آن دسته از افرادی که در 6 ماه اول بیستمین سال زندگی خود قرار دارند، فراهم است. کلیه مراکز میانی سوئد مختلط و رایگان هستند، اما مراکز مستقل نیز فعالیت دارند. مراکز آموزشی میانی تکمیلی، عموماً در شهرها واقع شده‌اند و دانش‌آموزان مناطق مختلف در این مدارس حضور می‌یابند. بیشتر مدارس میانی بزرگ، برنامه‌های تحصیلی گوناگونی را عرضه می‌کنند. برنامه‌های ویژه‌ای ازقبیل تربیت‌بدنی نیز به کلیه دانش‌آموزان سراسر کشور ارائه می‌شود. هر سال تحصیلی در دورة اجباری و میانی عالی به‌مدت 40 هفته است که در دو نیمسال پاییز و بهار برگزار می‌شود (Ep-Nuffic, 2014, p. 5).

مدیریت نظام آموزش پایه
تدوین سیاست‌های کلی آموزش و تصمیم‌گیری دربارۀ فعالیت‌ها و مسائل مالی مدارس به‌عهده دولت و مجلس است. سازماندهی و جهت‌دهی به نظام مدارس به سه بخش تقسیم می‌شود‌:
1. وزارت آموزش؛
2. هیئت ملی آموزش؛
3. کمیته‌های آموزشی ایالتی.
تصمیم‌های قانونی و امور مالی مدارس به‌وسیله مجلس اتخاذ می‌شود‌. گزارش ارزیابی مدارس و تعداد دانش‌آموزان در هر مدرسه، تعیین‌کننده میزان بودجه تخصیصی به هر مدرسه است. وزارت آموزش، مسئول قوانین داخلی مدارس ازقبیل زمان‌بندی ساعات کار مدارس و محتوای مطالب درسی و نیز تأیید اعتبار مدارک آموزشی است. برنامه‌ریزی کلی و اجرای آن زیر نظر هیئت ملی آموزش است‌. کمیتة آموزشی ایالتی، وظیفه نظارت پیاپی و ارزیابی مدارس را بر طبق گزارش‌های محلی و منطقه‌ای برعهده دارد. کمیته‌های آموزشی ایالتی وظیفه ارزیابی کیفی آموزش مدارس و مدیریت پرسنل آموزشی و آموزشگران را نیز برعهده دارد (Khan, 2012, p.2).

ارزشیابی تحصیلی
مسئولیت ارزشیابی تحصیلی مراکز آموزش ابتدایی، برعهده مؤسسه ملی آموزش است. مؤسسة یادشده به جمع‌آوری و پردازش اطلاعات و ارائه گزارش‌های سالیانه از عملکرد مراکز آموزش ابتدایی، مبادرت می‌کند. در ارزشیابی‌های یادشده، علاوه‌بر بررسی وضعیت موجود مراکز و مدارس ابتدایی، فعالیت‌های سالیانه مدارس نیز مدنظر قرار می‌گیرد. علاوه‌براین سه نظام اطلاعاتی اساسی، برای ارزشیابی برنامه‌های آموزشی دوره آموزش ابتدایی، اعم از برنامة مستمر ملی، برنامه توصیف وضعیت مدارس و برنامه آزمون‌های کشوری گذارده می‌شود.

امتحان و نمره
در هفت سال نخست از دوره نُه‌ساله اجباری هیچ نمره‌ای به دانش‌آموزان داده نمی‌شود و نمرده‌دهی در سال‌های 8 و 9 به دانش‌آموزان داده می‌شود‌. اما در سه سال دورة میانی عالی، هر نیمسال به دانش‌آموزان نمره داده می‌شود و مدارس والدین را ازطریق جلسات مذاکره، از پیشرفت و مشکلات آموزشی فرزندان خود آگاه می‌کنند. نمره‌ها از 1 تا 5 هستند که 1 پایین‌ترین و 5 بالاترین نمره به‌شمار می‌آید. معیارهای خاصی برای تعیین نمرات در دوره آموزش تکمیلی میانی وجود دارد که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
· قبولی با امتیاز عالی؛
· قبولی با امتیاز متوسط؛
· قبولی؛
· مردودی (EP-Nuffic, 2014, p.11).

دوره آموزش عالی فنی‌و‌حرفه‌ای
دوره‌های آموزش عالی فنی‌و‌حرفه‌ای که بین یک تا سه سال است، گزینه‌ای برای تحصیلات طولانی در دانشگاه‌ها و مدارس عالی هستند. دانشجویان در این دوره‌های تحصیلی، ازطریق کارآموزی تماس بسیار زیادی با شرکت‌ها داشته و این امر پیدا کردن کار بعد از پایان تحصیلات را آسان‌تر می‌کند.
دوره آموزشی فنی‌وحرفه‌ای، مکمل یک دوره آموزشی است که می‌توان به‌جای دبیرستان، در آن تحصیل کرد. دوره‌های آموزشی در رشته‌های گوناگون، مانند هنر، مُد، طراحی، هواپیما، هنرهای دستی و محافظت از پوست و تندرستی می‌باشند.













افراد برای تحصیل در دوره آموزش عالی فنی‌و‌حرفه‌ای یا دوره آموزش عالی فنی‌و‌حرفه‌ای تخصصی باید دارای مدرک دوره نخست دبیرستان باشند، به‌عبارت‌دیگر آنان باید همه شرایط تحصیلی لازم برای ورود به دانشگاه‌ها و مدارس عالی را دارا باشند.
آموزش عالی
دانشگاه اوپسالا قدیمی‌ترین دانشگاه سوئد و کشورهای اسکاندیناوی در سال 1477 گشایش یافت. گفتنی است دانشگاه یادشده در آن زمان، دارای دانشکده‌های فلسفه، حقوق و الهیات بود و تنها دانشجویانی می‌توانستند به ادامه تحصیل در آن بپردازند که در دیگر دانشگاه‌های اروپایی از چنین امکانی برخوردار نبودند. در سده هفدهم میلادی، دانشگاه لاند شروع به فعالیت کرد و آموزش عالی برخی از رشته‌های علوم طبیعی را نیز دربر گرفت. در دهه 80 دانشگاه‌ها زیاد کنترل می‌شدند. تخصص و علاقه به پژوهش، موجب شد تا مهارت‌های علمی به‌مثابه یکی از مهم‌ترین معیارهای انتصاب استادان تعیین شود. در اواخر سده نوزدهم میلادی، تعدادی از مؤسسات آموزش عالی تخصصی نیز آغاز به فعالیت کردند که سپس به دانشکده تغییر وضعیت دادند. دانشگاه‌های «آزاد» نیز طی سال 1891 در گوتنبرگ و طی سال 1878 در استکهلم، آغاز به فعالیت کردند. دانشگاه‌های یادشده، بر علوم طبیعی تمرکز داشتند و برای برآورده ساختن نیازمندی‌های ساختار آموزشی، هماهنگ با جامعه و محیط اطراف فعالیت می‌کردند. در سال 1889 دانشکده‌ها نیز به دانشگاه‌ها تغییر وضعیت دادند. توسعة اساسی آموزش عالی در دهة 1960 اتفاق افتاد؛ یعنی هنگامی‌که دانشکده‌ها در بیشتر نقاط دایر شدند. رشته‌های آموزشی با برنامه‌های درسی ویژه تعیین و در سال 1969 تصویب شدند. در سال 1977 آموزش عالی، دچار تحولات اساسی شد. تقریباً کلیه دوره‌های آموزش عالی، در قالب نظام واحدی ادغام و به‌واسطة قوانین یکسان اداره می‌شدند. ویژگی بارز اصلاحات، تأکید عمده بر آموزش عالی به‌عنوان گامی در زندگی کاری و برآورده کردن نیازهای منطبق با آن بود. برنامه‌های آموزشی برای نیل به هدف یادشده، بیشتر در قالب نظامی واحد ادغام شدند. در همین زمان، مجلس ملی سوئد (ریکسدگ) آموزش رایگان را کنار گذاشت. گفتنی است که ریکسدگ هرساله درخصوص ابعاد و اصول کلی آموزش رایگان، تصمیم‌گیری می‌کرد. پذیرش دانشجو، بیشتر به‌صورت متمرکز انجام می‌گرفت، این در حالی است که پذیرش رایگان، عمدتاً به‌وسیلة دانشکده‌ها صورت می‌گرفت. افزون‌براین، آژانس دولتی عهده‌دار مسئولیت پذیرش و تعهد برنامه‌های آموزشی بود. آژانس یادشده، همچنین عهده‌دار مسئولیت تعیین برنامه‌های آموزش عمومی برای تعیین خطوط کلّی آموزش ملی بود. دانشجویان این نظام را برنمی‌تافتند؛ زیرا باعث محدودیت در انتخاب رشته‌های تحصیلی می‌شد. ازاین‌روی، در اوایل دهة 90 اصلاحاتی صورت گرفت که به تنظیم قوانین جدید آموزش عالی در سال 1993 انجامید. نتیجه بر این شد که مجلس و دولت سوئد به تصمیم‌گیری دربارة سیاست‌های آموزشی بپردازند و تنها به تصمیم‌گیری درخصوص نحوه و شرایط مدارک دادن و دامنه و اهداف آن‌ پرداختند. آژانس ملی کنار گذاشته شد و در نتیجه، دانشجویان از آزادی عمل بیشتری برخوردار شدند و حضور در مراکز آموزش عالی به‌طور چشمگیری افزایش یافت (دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1382).
برای نظام یادشده، برنامه‌ریزی و قوانین ملی معتبری طراحی شده و اهداف و طول دوره‌ها و مسائل مالی به‌وسیلة مجلس ملی سوئد تعیین شد. تا سال 1989 دولت سوئد به طراحی برنامه‌های آموزشی مبادرت می‌کرد، درحالی‌که پس از تغییر حکومت، در پاییز سال 1991 اصلاحات کلی، با هدف برداشتن قوانین یادشده از نظام آموزش عالی و دادن اختیارات بیشتر به مؤسسات یادشده صورت گرفت. این اصلاحات در سال 1992 به‌وسیلة مجلس تصویب و قوانین جدید آموزش عالی در اول جولای 1993 ارائه شد. سازماندهی تحصیلی و تعیین تعداد واحدهای پیشنهادی آموزشی به‌طور محلی صورت می‌گیرد. باتوجه‌به قوانین تحصیلات تکمیلی مصوب سال 1993، هدف مؤسسات آموزش عالی، عرضة آموزش‌های تکمیلی، انجام پژوهش‌ها و نیز توسعه فرهنگ و هنر سوئدی است. تأکید اصلی بر کیفیت و استفادة بهینه از منابع آموزشی در دسترس است. در اصلاحات سال 93 یک جامعة دانش‌محور به‌وجود آمد که کیفیت، آزادی، استقلال علمی و تعالی علمی ارزش بنیادی دانشگاه‌ها بودند. در این طرح دولت و مجلس، اهداف و چهارچوب را طراحی می‌کنند و دانشگاه‌های محلی، وظیفه تحقق این اهداف و چهارچوب را برعهده دارند. اصلاحات بیانیه بولونیا در سال 2004 آماده و در سال 2005 پیشنهاد شد و در سال 2006 به تصویب رسید. این طرح به دنبال یکپارچه‌سازی چهارچوب اعطای صلاحیت آموزش عالی در اروپا بود. سوئد اگرچه دیر به این اصلاحات (2007م) پیوست، اما سریع خود را با آن وفق داد. در سال 2007 همة واحدهای آموزش عالی سوئد، دوباره طراحی شدند و کل برنامه‌ها تغییر یافت. هدف این طرح در کل، تسهیل کاریابی و بالا بردن توان حرفه‌ای دانشجویان در ظرفیت‌های فردی آنها باتوجه‌به حفظ تنوع بومی و فرهنگی در اروپا بود. در سال 2010 اصلاحات آزادی کیفیت انجام شد. بر طبق آن، مؤسسات می‌توانستند استقلال و آزادی بیشتری داشته باشند. در سال 2013 دولت از این نیز فراتر رفت و آزادی عمل بیشتری به مؤسسات آموزش عالی داد و حتی آنها را به مراکز خصوصی با شرایط خاص تبدیل کرد (Ahola et al., 2014, pp. 77-78).

مدیریت نظام آموزشی با تکیه بر آموزش عالی
همة مسئولیت‌های آموزش عالی در کشور سوئد، برعهده مجلس و دولت است. آنها تمام قوانین در حوزۀ آموزش عالی را تدوین و اهداف آموزشی را تعیین می‌کنند.













مسائل مربوط به مدارس‌، مؤسسات آموزش عالی، پژوهش‌ها و مسائل مالی دانش‌آموزان و دانشجویان، برعهده وزارت آموزش و پژوهش است. بخش‌های عمومی مؤسسات آموزش عالی، به‌جز دانشگاه علوم کشاورزی سوئد وابسته به وزارت آموزش و پژوهش هستند. دانشگاه علوم کشاورزی، وابسته به وزارت امور روستایی است‌.
آموزش عالی سوئد، دو بخش دولتی و خصوصی دارد: بخش دولتی مؤسسات آموزش عالی، مؤسسات مستقلی هستند که به‌طور مستقیم به دولت گزارش می‌دهند‌. اهداف این مؤسسات، تهیه و ارائه آموزش‌های علمی و هنری است‌. این مؤسسات، با محیط پیرامون خود تعامل می‌کنند که این محیط، اطلاعات مناسبی دربارۀ نوع عملکرد آنها در اختیار این مؤسسات قرار می‌دهد‌.
آموزش عالی در سوئد، براساس قوانین مصوب در مجلس و لایحه‌های آموزش عالی اداره می‌شود که در دولت تصویب می‌شوند و مصوبه‌های مجلس، قوانین پایه دربارۀ دوره‌ها و برنامه‌های آموزشی ارائه‌شده در مؤسسات آموزش عالی را تعیین می‌کنند‌.
لوایح و قوانین مصوب در دولت، نیز شامل قوانینی ازقبیل تعیین شرایط لازم برای ورود به دانشگاه‌ها‌، انتخاب دوره‌ها و برنامه‌های آموزشی و انتخاب اساتید و دانشجویان دکتری می‌باشد‌ (Universitetskanslersämbetet, 2013, p. 16).
نظارت بر مؤسسات آموزش عالی در سوئد برعهده انجمن آموزش عالی سوئد است که بر طبق قوانین مصوب مجلس صورت می‌گیرد.

اعطا و تأیید مدارک تحصیلی

مدارک دانشگاهی و مدارس عالی، شامل مؤسسات خصوصی و یا دولتی به‌وسیلة دولت تأیید می‌شود‌.
اعطای مدارک دانشگاهی، در دانشگاه‌های سوئد و اینکه کدام دانشگاه یا دانشکده می‌تواند تا چه سطحی از
مدارک (دیپلم‌، کارشناسی، کارشناسی ارشد یک‌ساله و یا کارشناسی ارشد دوساله و مدارک بالاتر) را ارائه کند،
به موافقت دولت و مقامات آموزش عالی سوئد بستگی دارد (
Universitetskanslersämbetet, 2013, p. 18).
همة دوره‌های آموزشی، برای دادن مدارک در سه دوره طبقه‌بندی می‌شوند‌. هر دانشجو با پایان هر دوره می‌تواند وارد دوره بعدی آموزش عالی شود. هر سال آموزشی، معادل 40 هفتة کامل درسی و 60 واحد آموزش عالی است که تعداد امتیازهای مورد نیاز هر دوره برای اعطای مدرک موردنظر باتوجه‌به مقدار آموزش مورد نیاز آن دوره، برای رسیدن به اهداف آن دوره، تعیین می‌شود‌.
صلاحیت اعطای مدارک در دوره‌ها به سه بخش تقسیم می‌شود:
1. صلاحیت مهارت‌های عمومی؛
2. صلاحیت هنرهای زیبا و کاربردی؛
3. صلاحیت حرفه‌ای (Universitetskanslersämbetet, 2013, p. 18).

داده‌های آماری روزآمد مربوط به نظام آموزش عالی

بر طبق داده‌های جدول 3، درصد نرخ ثبت‌نام‌شوندگان در مؤسسات آموزش پیش‌دبستانی سوئد، از 90% به بالاست که در همة موارد، از میانگین کشورهای عضو سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه‌ای (81%) بسیار بالاتر است. این وضعیت درخصوص مهدکودک‌ها، تفاوت بسیار آشکاری دارد؛ به‌طوری‌که در بین 36 کشور عضو سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه‌ای، رتبه کشور سوئد 7 است.
درصد دانش‌آموختگان دوره میانی تکمیلی در کشور سوئد بین گروه سنی بیست‌وپنج تا شصت‌وچهار ساله‌ها 87% است که از میانگین کشورهای عضو سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه‌ای (74%) بیشتر است و رتبه هشتم را دارد. درصد جمعیت ثبت‌نام‌کنندگان در دوره‌های آموزش عالی 34% از کل واجدین شرایط (گروه سنی بیست‌وپنج تا شصت‌وچهار ساله‌ها) است که 3% بیشتر از میانگین سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه‌ای است.
درصد نرخ ورود به آموزش عالی در بخش دوره‌های فنی‌وحرفه‌ای سوئد 12% است که از میانگین کشورهای عضو سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه‌ای (17%) کمتر است ولی درصد نرخ ورود به دوره‌های دانشگاهی در سوئد 76% است که 14% بالاتر از میانگین کشورهای عضو سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه‌ای است. سهم کلی هزینه‌های تحصیلات عمومی و خصوصی، از تولید ناخالص داخلی 7/6% است که برابر با میانگین کشورهای عضو سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه‌ای است.
نگاره 2 روند درصد دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه‌های سوئد را در بین سال‌های تحصیلی 1988- 1987 تا 2013-2012 نشان می‌دهد. در گروه‌های سنی تا 21 سال در سال‌های اولیه، تا یک دهه روند رو به افزایش بوده است؛















به‌طوری‌که از 41% به بالای 54% افزایش داشته است. از ابتدای سال 2000 تا 2005 روند ثابت داشته و از سال 2006 به بعد، این روند در این گروه سنی رو به تزاید داشته و به بالای 61% رسیده است. در گروه‌های سنی 29-22 سال و نیز 30 سال و بالاتر، این روند از 30% و 20% به‌ترتیب در سال‌های اولیه رو به کاهش بود و تا ابتدای سال 2000 ثابت مانده و از سال 2004 به بعد این روند به‌طور چشمگیری کاهش یافته است (Universitetskanslersämbetet, 2014, p. 24).
نگاره 3 نشان‌دهندة تعداد دانشجویان خارجی مشغول به تحصیل در دانشگاه‌های سوئد بین سال‌های تحصیلی 2003- 2002 تا 2013-2012 است. در سال‌های ابتدایی 15% دانشجویان شاغل در نظام آموزش عالی را دانشجویان خارجی تشکیل می‌دادند که در طی یک دوره ده‌ساله روند رو به تزاید داشته به‌طوری‌که بالاترین درصد (41%) در سال 2011-2010 بوده است و این روند نشان‌دهنده حرکت نظام آموزش عالی سوئد برای بین‌المللی‌شدن و تنوع در پذیرش گروه‌های قومی مختلف است. این روند در سال بعد کاهش یافته است.



نگاره 4 روند ثبت‌نام دانشجویان سوئدی و خارجی در دوره‌های کارشناسی و ارشد نظام آموزش عالی را بین سال‌های 2013-1977 نشان می‌دهد. تعداد کل دانشجویان دانشگاه‌های سوئد، از 150000 نفر در سال 1977 به 360000 نفر در سال 2013 نفر رسیده که از رشد 140% برخوردار بوده است. نرخ ورود زنان به مراکز آموزش عالی از سال 1977 تا 1995 به‌طور قابل توجهی بالاتر از مردان است که این روند در سال‌های بعد نیز تفاوت آشکاری را نشان می‌دهد. از سال 1995 روند ورود دانشجویان خارجی، به دانشگاه‌های سوئد آغاز شده که با نرخ ثابتی تا سال 2010 ادامه یافته و از آن به بعد، روند کاهشی داشته است. بیشترین دانشجویان خارجی در سال 2010 برابر با 9% دانشجویان دانشگاه‌های سوئد بوده است.
نگاره 5 روند تعداد دانش‌آموختگان و مدارک صادره برای آنان را نشان می‌دهد. در طی یک دوره هشت‌ساله تعداد دانش‌آموختگان از 50000 نفر در سال 2005-2004 به بیش از 60000 نفر افزایش داشته است و بنابراین از رشد 20 درصدی برخوردار است. رشد مدارک صادر‌شده نیز در طی سال‌های مزبور، روند صعودی و چشمگیری داشته است؛ به‌طوری‌که از 52000 مدرک در سال 2005-2004 به تعداد 74000 مدرک در سال 2013-2012 رسیده است (نرخ رشد 42% بود).





نگاره 6 روند تغییرات دانشجویان دوره دکتری دانشگاه‌های سوئد را نشان می‌دهد. در بین سال‌های 2013-2003 روند تغییرات چشمگیر و بررسی خاص است. طی سال‌های 2003 تا 2006 تعداد دانشجویان دکتری از 4000 نفر به 3000 نفر کاهش یافته است (نرخ کاهش 33%). از 2005 تا 2007 تعداد دانشجویان در حد 3000 نفر ثابت می‌ماند. از سال 2012-2007 روند افزایش‌یابنده بوده است؛ به‌طوری‌که تعداد دانشجویان به رقم 4000 نفر رسید. از آن به بعد روند کاهش‌یابنده‌ای بروز کرده است. در همة سال‌های مورد بررسی، روند جذب مردان در دوره‌های دکتری بالاتر از زنان بود که منطبق با روند کلی مورد بحث بوده است.



نگاره 7 نشان‌دهنده روند تغییرات شاغلان در بخش آموزش عالی سوئد (اعضای هیئت‌علمی، کارکنان و پژوهشگران) طی سال‌های 1985 تا 2013 است. تعداد این افراد از 31000 نفر در سال 1980 به 60000 نفر در سال 2013 رسیده که از نرخ رشد 49% برخوردار بوده است. کل شاغلان در بخش آموزش عالی، به‌جز دانشجویان دوره دکتری، در طی دوره مورد نظر رشد 61 درصدی داشته است و روند آن طی 5 سال اول کاهش یافته و سپس تا 2003م روند صعودی و تا 2006م روند نزولی و سپس تا 2013م رو به صعود بوده است.

در همین دوره، تعداد اعضای هیئت‌علمی آموزشی و پژوهشی از 12000 نفر در سال 1985 به 29000 نفر در سال 2013 رسیده که از رشد 4/2 برابر برخوردار بوده است. تعداد کارکنان شاغل در بخش آموزش عالی، به‌جز اعضای هیئت‌علمی آموزشی و پژوهشی، در طی این دوره بیست‌وهشت‌ساله تقریباً در حدود 20000 نفر ثابت مانده است که در دوره دوازده‌ساله اول روند نزولی داشته و سپس در حد 20000 نفر بدون تغییر مانده است.



منابع مالی بخش آموزش و آموزش عالی

در سال 1991 اصلاحاتی در بخش آموزش و آموزش عالی سوئد صورت گرفت که به‌طور چشمگیری نظام آموزش را ازلحاظ اقتصادی و از جنبه آموزشی تغییر داد‌. در اوایل دهه 1990 امور مالی و اداری مدارس از دولت به شهرداری‌ها منتقل شد و در تخصیص بودجه در هر بخش آموزشی، به شهرداری‌ها آزادی کامل داده شد؛ همچنین مدارس بیشتر خودکفا شدند و می‌توانستند موضوعات آموزشی را خود انتخاب کنند و فراهم ساختن منابع مالی آموزش، از رهگذر پرداخت مالیات امکان‌پذیر می‌شد (Wikstrom, 2006, p. 116).
ازنظر قانونی، هیچ پولی بابت هزینه تحصیل در مدارس، نباید گرفته شود و وسایل آموزشی ازقبیل کتب درسی نیز در مدارس اجباری به‌صورت رایگان ارائه می‌شوند‌. همچنین تغذیه و حمل‌و‌نقل در مدارس، اجباری و رایگان است. در دوره میانی نیز کتاب‌ها برای دانش‌آموزان رایگان هستند (Khan, 2012, p. 2).
تا سال 2010 کلیة هزینه‌های آموزشی دانشجویان سوئدی و غیرسوئدی به‌وسیلة دولت سوئد پرداخت می‌شد و آموزش کاملاً رایگان بود، اما در سال 2010 طبق مصوبه مجلس، هزینة آموزش، برای شهروندان سوئدی و اروپایی و سوئیس رایگان بود، اما هزینه پذیرش و تحصیلات دانشجویان کشورهای جهان سوم در دوره اول و دوم آموزش عالی برعهده خود آنان بود، اما در دوره سوم آموزش عالی‌، آموزش برای کلیه دانشجویان رایگان بود (Universitetskanslersämbetet, 2013, p. 20).
سوئد یکی از کشورهایی است که آموزش عالی در آن، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است‌. گواه این مطلب همین بس که 6/1% از کل تولید ناخالص داخلی این کشور، به آموزش عالی اختصاص داده شده است که از این مقدار حدود 70% به بخش عمومی و 30% به بخش خصوصی مربوط می‌شود‌. این مقدار، سوئد را ازلحاظ تخصیص منابع به آموزش عالی در جمع کشورهای برتر (رتبه هفتم) قرار می‌دهد‌. اتحادیة اروپا در چشم‌انداز سال 2020 انتظار دارد که 3% تولید ناخالص داخلی، به پژوهش تخصیص داده شود‌. سوئد با اختصاص 4% از تولید ناخالص داخلی خود به این منظور، برای آموزش عالی و پژوهش در جامعه و کشور سوئد اهمیت و ارزش ویژه‌ای قائل شده است. 36 مرکز آموزش عالی و حدود 10 مؤسسه غیرعمومی در سوئد فعالیت می‌کنند (Universitetskanslersämbetet, 2013, p. 10).
تصمیم درباره تأمین مالی مؤسسات آموزش عالی ازسوی مجلس انجام می‌گیرد‌. هرساله دولت سقف میزان منابع مالی برای مؤسسات آموزش عالی را تعیین می‌کند، ولی تخصیص میزان آن برای هر مؤسسه زیر نظر مجلس انجام می‌شود‌.
این میزان، براساس عملکرد و تعداد دانشجوی پذیرفته‌شده در هر مؤسسه، متغیر است (
Universitetskanslersämbetet, 2013, p. 16).
از سال 2013 به بعد، ارتقای کیفیت آموزشی در دوره اول و دوم آموزش عالی به ارزیابی عملکرد آموزشی هر مؤسسه آموزش عالی بستگی دارد که به‌وسیلة شورای ملی آموزش عالی انجام می‌شود.

برنامه‌ها و اصلاحات پیش‌رو

چشم‌انداز توسعة آموزش عالی

چشم‌انداز 2020 اتحادیه اروپا پنج حوزه کلی را دربر می‌گیرد: اشتغال، پژوهش، اقلیم، آموزش و فقر. در حوزه آموزش اهداف زیادی مطرح می‌شود که یکی از آنها داشتن دست‌کم دو سال آموزش عالی برای 40% اروپایی‌های بین 30 تا 34 سال تا سال 2020 است. هدف سوئد، داشتن 40 تا 45% افراد 34-30 سال با حداقل دو سال آموزش عالی تا سال 2020 می‌باشد.

یکی دیگر از اهداف این است که حداقل 20% این تعداد تحصیلات عالیه در خارج از کشور داشته باشند.
دولت سوئد، در راستای اهداف ایجاد شغل، افزایش درآمد و کاهش فاصله طبقاتی و همچنین افزایش رفاه اجتماعی همه ساله تغییراتی در برنامه‌های خود به‌خصوص آموزش ایجاد می‌کند. کاهش مالیات قشر کم درآمد، افزایش اشتغال، تشویق و حمایت از کارآفرینی و بسته‌های حمایتی در آموزش ابتدایی، میانی و عالی همگی از محورهای این تغییرات هستند.

تمرکز بر روی آموزشگران
بررسی بین‌المللی آموزش نشان می‌دهد که:

· آموزشگران جایگاه بسیار پایین خود را درک می‌کنند؛ تنها
5% فکر می‌کنند که حرفة تدریس در علوم مجاز است (در مقایسه با میانگین 19% از اتحادیه اروپا). این ممکن است مانع استخدام و بقای آنان در مجموعه شود، حتی اگر آموزشگران در سوئد (بیشتر از 90%) از کار در مدرسه خود لذت ببرند. جذب آموزشگران مجرب، برای به چالش کشیدن مدرسه کاری دشوار است. تنها 64% از آموزشگران (در مقایسه با میانگین 71% از اتحادیه اروپا) احساس می‌کنند که
آنها می‌توانند دانش‌آموزان علاقه‌مند به کار مدرسه را ترغیب کنند.

· نسبت بالا دارای بازخورد در مدرسه رایج (32%) هستند و تنها سهم کوچکی از آموزشگران در برنامه تحصیل رسمی، در طی نخستین استخدام رسمی خود (11% کمترین سهم در اتحادیه اروپا) دارند؛ ازطرف‌دیگر، به قول رئیسان مدرسه، ارزشیابی وسیع است: تنها 4% از آموزشگران (در مقایسه با میانگین 16% از اتحادیه اروپا) هرگز به‌طور رسمی ارزشیابی نمی‌شوند.
· نسبت آموزشگرانی که در مدارسی کار می‌کنند که رؤسای آنها کمبود کارکنان (32%) را گزارش می‌کنند و برخی فعالیت‌های پیشرفت حرفه‌ای را در 12 ماه گذشته (83%) برعهده می‌گیرند، نزدیک به میانگین اتحادیه اروپا است. این همچنین دربارة سهم آموزشگرانی که از فنّاوری اطلاعات و مخابرات برای طرح‌های دانش‌آموزی و کار کلاسی (34%) استفاده می‌کنند، صادق است (OECD, 2013).
بهبود موقعیت و جذب حرفة آموزش، از سال 2011 اولویتی دولتی بوده است. به لطف اصلاح پیشرفت شغلی 2013م، یک‌ششم آموزشگران از حقوق افزوده و دوره‌های پیشرفت شغلی، برای به اصطلاح «آموزشگران الگو» و «رئیسان مافوق» بهره می‌گیرند؛ دولت همچنین از آموزش خدماتی آموزشگر در یادگیری مشترک پشتیبانی می‌کند. بر پایه موفقیت «ارتقای ریاضیات»، به‌علت سرمایه‌گذاری فزاینده SEK 500 میلیون از بودجه بهار 2014م، حدود 40000 آموزشگر می‌توانند در آموزش «ارتقای خواندن» در 2018-2015 شرکت کنند. در پاییز 2014، نخستین «مدارس آموزشی» برای آموزش آموزشگران شروع به‌کار کرد.

اشتغال‌پذیری زیاد
تحصیل مبنی بر کار، کارآموزی و یادگیری بزرگسالان

مشارکت دانش‌آموزان راهنمایی در آموزش حرفه‌ای کاهش می‌یابد، اما نزدیک به میانگین اتحادیه اروپا (4/49% در مقایسه با 4/50% در 2012م) باقی می‌ماند. نرخ استخدام برای دانش‌آموختگان دوره راهنمایی (2/80% در 2013م) بالای میانگین است و از سال 2010 بیشتر افزایش یافته است. گرچه جمعیت جوانان (پانزده تا بیست‌وچهارساله) بدون تحصیل، استخدام یا مهارت، یکی از پایین‌ترین نرخ‌ها در اتحادیه اروپا (5/7% در 2013م) است، اما نرخ بیکاری جوانان بالا باقی مانده است (4/23% در سال 2013م).
مشارکت بزرگسالان (بیست‌وپنج تا شصت‌وچهارساله)
در یادگیری مادام‌العمر، معمولاً بالا بوده است و یکی از بالاترین نرخ‌ها در اتحادیه اروپا باقی مانده است (1/28% در مقایسه با 5/10% در سال 2013م). گرچه نرخ بالای مشارکت، تفاوت‌های جنسی بزرگی را سرپوش می‌گذارد: درحالی‌که نرخ مشارکت برای زنان 1/35% است، این نرخ برای مردان فقط 3/21% است؛ به‌علاوه، مشارکت افراد، با سطح تحصیلی پایین که از تحصیل بیشتر بهره می‌گیرند، عقب مانده است (7/19% در سال 2013م).

مطالعه مهارت‌های بزرگسالان نشان می‌دهد که بزرگسالان (در سن 65-16) در سوئد، عملکردی بالای میانگین در هر سه حوزه دارد: سواد، توانایی شمردن و حل مشکل در محیط‌های پر از فنّاوری. در واقع، سوئد بیشترین سهم را در امتیازدهی بزرگسالان در حل مشکل در محیط‌های پر از فنّاوری در اتحادیه اروپا دارد. سهم بزرگسالان با مهارت پایین (امتیازدهی در سطح یک یا پایین) حدود 13% در سواد و 15% در قابلیت شمردن است که بسیار پایین‌تر از میانگین اتحادیه اروپا (به‌ترتیب، 19% و 24%) است. امتیاز جوانان (در سن 24-16) به‌طرز چشمگیری بالای میانگین اتحادیه اروپا در سواد و قابلیت شمردن است. به‌علاوه، مهارت آنها در سواد و
حل مشکل، بیشتر از مهارت کل جمعیت است، اما در
قابلیت شمردن، اندکی کمتر است. شکاف مشخص مهارت‌ها میان شاغل بودن و بیکار بودن برای سواد و قابلیت
شمردن وجود دارد. این شکاف، در مهارت سواد میان
متولدان سوئد و متولدان خارج نیز بیشتر از میانگین اتحادیه اروپا است.

قانون آموزشی 2010م درصدد است که با معرفی یادگیری مبنی‌بر کار، ازجمله کارآموزی در تحصیل و پرورش حرفه‌ای در سطح راهنمایی و بالاتر، تحصیل را بیشتر به بازار کار مرتبط سازد. بااین‌همه، از سال 2011، کارآموزی دستخوش رسیدگی کمتر، نرخ‌های بالای ترک تحصیل و نبود علاقه از جانب دانش‌آموزان و کارمندان شده است. «اصلاح کارآموزی جدید» ازجمله گزارش بودجه در سال 2014، هزینه‌های اضافی در محل کار را برای کارآموزان جبران می‌کند، و مشوق‌های مالی را به شرکت‌ها عرضه می‌کند تا برای شاگردی به‌کار بگیرند، و مزایایی برای شهرداری‌ها و سازمان‌های بخش کارمندان ارائه می‌کند تا به پیشرفت یادگیری و کارآموزی مبنی‌بر کار، در برنامه‌های حرفه‌ای کمک کنند؛ به‌علاوه، یک قانون جدید استخدام در 1 جولای 2014 وارد کار شده است، که حقوق را به کارآموزان مدرسه ارائه می‌کند. اصلاحیه 2014م گامی مهم در تثبیت نظام کارآموزی در سوئد را نشان می‌دهد، به این شرط که اقدامات به‌طور مناسب انجام شوند و از جانب شرکای اجتماعی، کاملاً پشتیبانی شوند.
سوئد یک برنامه اجرای ضمانت جوانان را در دسامبر 2013 ارائه کرد. بنابراین، مهم‌ترین چالش در ارائه تضمین جوانان، پیشرفت راهبردهای برتر برای جوانانی است که از تحصیل و بازار کار به دور هستند. از دیدگاه آموزش، ایجاد مشارکت معتبر میان شهرداری‌ها، آموزش‌دهندگان و فعالان بازار کار، اقدام موفقیت‌آمیزی خواهد بود. مقدمات ارائه و ارزیابی، کماکان برای طرح کلی و تک‌تک اقدامات تدارک دیده می‌شود.
یادگیری بزرگسالان در سوئد، مسئول نیازهای یادگیرنده‌ها است. این همچنین با ساختارها و ابزار مالی کافی، برای اجرای سیاست‌های مدنظر مشخص می‌شود. بزرگسالان بدون تحصیل اجباری کامل، حق دارند تا ازطریق آموزش‌دهندگان بزرگسال، از نو وارد آموزش شوند. تحصیل بزرگسالان در سطح راهنمایی، بالاتر متناظر با سطوح برای شاگردان در مدرسه سطح راهنمایی بالاتر است، و قصد دارد تا به بزرگسالان در بازار کار و/یا مطالعات بیشتر، مهارت بخشد. به‌علاوه، دوره‌های سه ماهة محرک مطالعه، که با مدارس عالی مردمی سازمان می‌یابد، جوانان بیکاری را هدف قرار می‌دهد که مدرسه را بدون تحصیل اجباری کامل یا سطح راهنمایی بالاتر ترک کرده‌اند. یک برنامه مشابه که به کار رفته است، مهاجران را مدنظر می‌گیرد. در مارس 2014، دولت قصد خود مبنی‌بر استعلام احتمال ارائه مدارس عالی مردمی، مانند آموزش و شناخت‌دهندگان را اعلام کرد.

کتاب‌شناسی
دبیرخانة شورای عالی انقلاب فرهنگی. (1382). «نظام آموزشی سوئد». نظام آموزش کشورهای جهان. بازیابی شده از: http://mahshar.com/world/research/edupol/countries.phpcswedens3-2.htm

Ahola, S., Hedmo, T., Thomsen, J. P., and Vabø, A. (2014). Organisational Features of Higher Education; Denmark, Finland, Norway and Sweden. Retrieved from: https://www.soc.ku.dk/ansatte/VIP/?pure=files%2F131533590%2FNIFUworkingpaper2014_14.pdf.
Åstrand, B .(2006). Aspects of Recent Reforms of Teacher Education in Sweden. in P. Zgaga (ed), Modernization of Study Programmes in Teachers’ Education in an International Context. Retrieved from: http://umu.diva-portal.org/smash/get/diva2:150395/FULLTEXT02.pdf.

Central Intelligence Agency. (2015). “Sweden”. The World Factbook. Retrieved from: http://www.cia.gov
EP-Nuffic. (2014). Country Module Sweden. Retrieved from: https://www.nuffic.nl/en/subjects/education-and-diplomas-sweden/
European Commission. (2014). Education and Training Monitor 2014. Retrieved from: http://ec.europa.eu/assets/ eac/education/library/publications/monitor14_en.pdf.
Holzer, S. (2007). “The Expansion of Higher Education in Sweden and Issue of Equality of opportunity”. CAFO Working Papers, (5).
International Bureau of Education. (2011). “Sweden”. World Data on Education (7th edition). Geneva:Unesco.
Khan, M. (2012). Education System in Sweden. Retrieved from: http://bpnetwork.ca/whitepaper_files/Sweden-Education. pdf.
OECD. (2012). “Sweden”. Education at a Glance 2012: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary. org/docserver/eag-2012-54-en.pdf?expires=1538214920& id=id&accname=guest&checksum=6DDCCBCD7564DB48BDECC8C851ACCDBD
OECD. (2013). “Sweden”. Education at a Glance 2012: OECD Indicators. Retrieved from: https://www.oecd-ilibrary.org/ docserver/eag-2013-73-en.pdf?expires=1538222858&id= id&accname=guest&checksum=714AFB9E9171714ADD7D2493A65C9E7E
Sally, B. and Leena, H. (2001). Managing Multilingualism in a European Nation-State Challenges for Sweden. Clevedon: Multilingual Matters.
Swedish Council for Higher Education. (2013). The Swedish Higher Education System. Retrieved from: https://www.uhr. se/globalassets/_uhr.se/bedomning/diploma-supplement/ the_swed_high_system.pdf.
Universitetskanslersämbetet. (2013). Higher Education in Sweden: 2013 Status Report. Retrieved from: http://english.uka.se/download/18.5d85793915901d205f911834/1487932593308/status-report-statistics-higher-education-sweden-2013.pdf.
Universitetskanslersämbetet. (2014). Higher Education in Sweden: 2014 Status Report. Retrieved from: http://english.uka.se/download/18.57b1ff5a15a444399ff73256/1487932592462/higher-education-in-Sweden-2014-status-report.pdf.
Wikström, C. (2006). “Education and Assessment in Sweden”. Assessment in Education Principles Policy and Practice, 13(1), 113-128.
Woodhall, M. (2007). Funding Higher Education: The Contribution of Economic Thinking to Debate and Policy Development. Retrieved from: https://siteresources. worldbank.org/EDUCATION/Resources/278200-1099079877269/547664-1099079956815/Funding_ HigherEd_wps8.pdf.
http://country-facts.findthedata.com/q/178/2395/ What-is-the-literacy-rate-in-Sweden-a-country-in-the-continent-of-Europe
http://www.hotcoursesabroad.com/india/find-your-course/how-to-shortlist-universities/top-10-universities-in-sweden-2013/
http://www.scb.se/en_/Finding-statistics/Statistics-by-subject-area/Population/Population-composition/Population-statistics /Aktuell-Pong/25795/Yearly-statistics--The-whole-country/ 26040/