برخی ویژگیها و روابط اعضای خانواده که در عملکرد کسبوکار خانوادگی اثر میگذارند
پایداری هر کسبوکار خانوادگی کمتر تحت تأثیر عوامل خارجی، مشتریان و رقبا نسبت به روابط داخلی در میان همکاران کلیدی این نوع از کسبوکارها میباشد.
در سالهای اخیر مطالعاتی توسط محققان در باره عوامل موفقیت در کسبوکار خانوادگی انجام شده است. اهم این عوامل در چهار مورد خلاصه شده است که عبارتاند از:
1. آشکارا ارتباط برقرار کردن: دریک کسبوکارمتعلق به خانواده، تصمیمگیری یک فرآیند دموکراتیک است، این نوع ارتباط باعث میشود تصمیمات سادهتر و راحتتر پشتیبانی شود. و تنظیم کردن قوانین و مسئولیتها و برطرف کردن مشکلات مخاطبین اتفاق نمیافتد مگر بهوسیله ارتباط صادقانه بین اعضا خانواده.
2.تعادل بین کار و زندگی: ایجاد تعادل برای کسانی که در کسبوکار خانوادگی هستند بسیار اساسی است. بهدلیل این که مرز کار و خانواده زمانی که شما در حال کارکردن با خانواده خود هستید مشخص نیست. اکثریت صاحبان کسبوکار خانوادگی ایجاد تعادل دراین زمینه را احساس میکنند.
3.اعتماد بهعنوان پایه و اساس هر رابطه کسبوکار: اعتماد به افرادی که در کسبوکار خانوادگی دخیل هستد بیش از سایر عوامل مورد نیاز است. هم چنین اعتماد به مشاوران کسبوکار نیز از ضرورتهای کسبوکار خانوادگی است.
4. پیشبینی و برنامهریزی استراتژیک: بدون دوراندیشی و طرح و برنامه، فاجعه به سرعت میتواند برای یک کسبوکار خانوادگی اتفاق بیافتد. زمانی که یک اتفاق پیشبینی نشده مانند مشکل در بازار. مرگ و یا بیماری یکی از اعضای خانواده و یا حتی طلاق رخ میدهد. عدم برنامهریزی نوعی پذیرش شکست است. میتوان در موقعیتهای غیر قابل پیشبینی به مشاوران کسبوکار مانند حسابداران، وکلا و حتی روانشناسان کسبوکار مراجعه نموده تا برنامهریزی صورت بگیرد البته بایستی همیشه قبل از این که مشکلات سراغ ما بیایند ما سراغ آنها برویم و برای آنها برنامهریزی داشته باشیم تا شاهد موفقیت مستمر کسبوکار خانوادگی باشیم (ورنون، روچی و
هاگسن، 2010).
پنج اصل مهم برای راهاندازی کسبوکار خانوادگی موفق عبارتاند از :
1. اگر بهصورت پیشگیرانه، کسبوکار و خانواده را با هم مدیریت کنید، احتمال موفقیت بیشتر خواهد بود.
2. برای اینکه کسبوکار خانوادگی را با موفقیت مدیریت کنید، باید این واقعیت را بپذیرید که در کسبوکارتان دائماً مسائل خاص کسبوکار خانوادگی رخ میدهد. به این ترتیب که مسائل خانوادگی بر کسبوکار تأثیر میگذارند و مسائل کسبوکار نیز بر هر عضو خانواده بهگونهای متفاوت اثر میگذارند.
3. در مدیریت مسائل کسبوکار خانوادگی، به یک چارچوب تحلیلی یا الگو نیاز دارید که رویکردهای مختلف و متغیر کسبوکار، خانواده، کارکنان و سهامداران غیر عضو خانواده را «در صورت وجود» در نظر بگیرد.
4. برای مدیریت موفق یک کسبوکار، به فرآیندی نیاز دارید که بتوانید بحثها و اختلافات مسائل کسبوکار خانوادگی را مدیریت کنید.
5. فرآیند مدیریت موفق کسبوکار، باید مبتنی بر ارزشهای کلیدی باشد که برای شما و خانوادهتان مهم هستند و به تقویت آنها کمک کند. ارزشهای خانواده یک عامل مهم در غلبه بر حسادتها، هم چشمیها و خواستههای مالی شخصی میباشد. (ادوارد. دی .هس، 1386)
خانواده و کسبوکار، دو مجموعة پویای منحصر به فرد و در حال تغییر هسـتند، هر کدام از آنها سرگذشت، چالشها، قوتها، ضعفها، فرصتها و تهدیدهای خاص خود را دارا هستند. کسبوکار خانوادگی، تأثیر متقابل این دو مجموعة پویاست. بعید است که خانواده و کسبوکار مجموعهای ایستا باشند. آنها همواره در حال تغییر هستند. افزایش سن اعضای خانواده، رفتن به دانشگاه، ازدواج، بچهدار شدن، خرید خانه، پیری، بیماری، طلاق، رقبای جدید، استعفای کارکنان، تغییرات مشتریان و مشکلات در حال افزایش نمونههایی از تغییرات خانواده هستند.
این تغییرات- تغییرات خانواده و تغییرات کسبوکار- همواره وجود دارند و باعث ایجاد مسائل کسبوکار خانوادگی میشوند. این مسائل باید مدیریت شوند تا احتمال موفق ماندن کسبوکار و سازگار ماندن خانواده افزایش یابد. (ادوارد دی .هس،1386)
عوامل مؤثر در درآمدزایی موفق کسبوکار خانوادگی:
کسبوکارهای خانوادگی نقش مهمی را در اقتصاد کشورها ایفا میکند. بخش قابل توجهی از کسبوکارهای موجود بر پایه مدیریت یا مالکیت خانوادگی استوار است، بهطوری که حدود نیمی از تولید ناخالص ملی از طریق این کسبوکارها تأمین میشود. اما تصور و باور اکثر ما از کسبوکار خانوادگی چیست؟ بسیاری از کسبوکارهای خانوادگی، بخش عمدهای از هویت خانوادهها را تشکیل میدهد. رونق و شکوفایی چنین کسبوکارهایی، رشد و ترقی خانواده را در پی خواهد داشت.
از طرفی برخی از این کسبوکارها زمانی شکوفا خواهند شد که توسط اعضای یک خانواده اداره شود. آنچه باعث حفظ و رونق کسبوکار خانوادگی میشود، آموختن این مطلب است که چگونه با کسانی که به آنها علاقه و ارتباط عاطفی داریم، فعالیت شغلی سالمی داشته باشیم. شاید این کار ساده بهنظر برسد، چه چیز بهتر از اینکه شما با کسانی کار کنید که آنها را بهخوبی میشناسید و به آنها علاقه قلبی دارید، اما در واقع این کار چندان هم ساده نیست.
چهار عامل موفق برای درآمدزایی کسبوکار خانوادگی به قرار زیر میباشد:
1. درک و پذیرش ارتباطات درونی بین نقشهای خانوادگی و نقشهای شغلی: آنچه بهراستی کسبوکار خانوادگی را منحصر به فرد میکند وجود این ارتباطات درونی بین نقشهای شغلی و خانوادگی است، یعنی رابطهای که بهطور معمول و در کسبوکارهای غیرخانوادگی یافت نمیشود. درک این ارتباطات درونی را میتوان شاه کلید سالمسازی کسبوکار خانوادگی دانست. «نقش» بخشی از فرآیند کسبوکار خانوادگی است که انجام آن برعهده فرد خاصی قرار میگیرد. در کسبوکارهای خانوادگی با سه نقش اصلی مواجه هستیم؛ نقش خانوادگی (پدر، مادر، پسر، برادرزاده، دایی یا خویشاوند سببی)، نقش مالکیت (شریک و سهامدار) و نقش شغلی (مدیر، کارمند یا کارگر).
این امکان وجود دارد که نقشها با گذشت زمان تغییر یابند و افراد از نقشهای متضادی برخوردار شوند که این مورد باعث بروز اختلالاتی در روند کار میشود. برای مثال، «پدر» در یک کسبوکار خانوادگی ممکن است مالک، رئیس، پدر و همسر باشد. فرزندان نیز ممکن است از نقشهای متعدد و متضادی برخوردار باشند؛ دختر، کارگر، دختر رئیس و مالک بالقوه کسبوکار. وقتی رئیس در محل کار دستوری صادر کند، گاهی برای کارگران آسان نیست که به وی بهعنوان رئیس نگاه کنند نه یک «پدر بهانهگیر». و از طرفی برای رئیس دشوار خواهد بود که بهراحتی کارگر را بهعنوان کارگر مدنظر قرار دهد نه بهعنوان فرزندی چموش که از خواستههای والدین سرپیچی میکند.
روش سادهای که با استفاده از آن میتوان این رفتارهای متقابل را مجسم کرد، بهکارگیری رویکرد سیستمی است. نگرش سیستمی درک روشنی از تأثیر متقابل سه سیستم فرعی خانواده، مالکیت و کسبوکار را بر یکدیگر و برمحیط، ارائه میدهد. توجه به این نکات بسیار مهم است که تغییرات در هر جزء از سیستم، کل سیستم را تحت تأثیر قرار میدهد و همچنین افراد حاضر در هر سیستم از اهداف و انتظارات متفاوتی برخوردار هستند.
برای مثال، زمانی که افراد در نقش «عضوی از خانواده» به کسبوکار مینگرند، کسبوکار را بهعنوان بخش مهمی از هویت خانوادگی، میراث آینده و منبع تأمین نیازهای مالی برای رفع احتیاجات معمول زندگی در نظر دارند. از سوی دیگر، اگر ایشان حرفهشان را دلیل پیوند خود با کسبوکار دانسته و در نقش «عضوی شاغل» به کسبوکار بنگرند، تمایل خواهند داشت تا کسبوکار را وسیلهای برای توسعه شغلی و موفقیتهای اقتصادی مد نظر قرار دهند. و سرانجام، سهامداران یعنی افراد در نقش «مالک»، عمدتاً به کسبوکار بهعنوان ابزاری برای سرمایهگذاری و کسب منفعتی رضایت بخش توجه نشان میدهند. هر چند پی بردن به عملکرد نقشهای متضاد در کسبوکار خانوادگی، به تنهایی قادر به رفع تضادها نیست اما میتواند ما را در درک و فهم چگونگی رخ دادن آنها یاری رساند. درک چنین موضوعی، ما را قادر میسازد تا به این تضادها توجه کافی کرده و آنها را به نفع خانواده و کسبوکار حل و فصل کنیم.
2. پرداختن به کسبوکار خانوادگی بهعنوان یک کسبوکار جدی و رسمی: باید باور داشت که کسبوکار خانوادگی یک فعالیت جدی و رسمی است نه تفنن و سرگرمی. این بدین معنا نیست که شما نمیتوانید یا نباید ارتباطی عاطفی با کسبوکار و فعالیتهای مربوط به آن برقرار کنید، بلکه موضوع اصلی این است که برای تأمین هزینهها و حفظ فعالیت، به کسبوکاری سودآور و موفقیتآمیز نیاز است. آنچه واضح است، شما برای کسب درآمد به تأسیس یک کسبوکار میپردازید نه برای سرگرمی، اما اگر چنین نیست، اطمینان داشته باشید که کسبوکارتان هرگز بیش از یک سال دوام نخواهد آورد.
از دیگر نکاتی که برای ثمربخشی و سلامت هرچه بیشتر کسبوکار باید به یاد داشت، بهرهمندی و استخدام کارمندان غیرخویشاوند و خارج از خانواده است. ایشان جزء حیاتی اکثر کسبوکارهای خانوادگی هستند. بسیار مهم است که ایشان را بهصورت شایسته در تصمیمات دخالت دهید. درباره فرصتهایی که ایشان در کسبوکار شما ایجاد میکنند، صادق باشید، از آنها به نحوی شایسته قدردانی کنید و به ایشان پاداشی که انجامش برایتان میسر نیست، وعده ندهید. فرصتهای یادگیری و کارآموزی را برای تمامی کارمندان و سهامداران فراهم کنید تا بتوانید توان علمی و عملی منابع انسانی سازمان را در حداکثر کارایی حفظ کنید.
بهعنوان یک راهکار عالی برای ارتقای افق دید افراد شاغل در کسبوکار خانوادگی، میتوان امکانی فراهم آورد تا ایشان در دورههای آموزشی و کارآموزی مفید شرکت کنند. این جلسات حرفهای فرصتهای کارآموزی و آموزشی وسیعی را فراهم میآورد، برنامهای که اغلب در سازمانهای بازرگانی و صنعتی مورد استقبال واقع میشود. لازم است شما همسر خود را نیز به درک و فهم بهتر کسبوکار ترغیب کنید. نیاز است که امکان شرکت در کارگاههای آموزشی و جلسات حرفهای برای وی نیز فراهم شود. همسر شما حتی اگر در کسبوکار حضور فعالی نداشته باشد، باز هم نقشی حیاتی در کسبوکار خانوادگیتان ایفا میکند. در صورتی که وی به درک بهتری از کسبوکار دست یابد، میتواند بهعنوان همراهی دلسوز و شایسته برای شما در مسیر موفقیت شغلی و خانوادگی ایفای نقش کند. و چه بسا در آیندهای نه چندان دور، همسر شما قادر خواهد بود بهواسطه اشتغال یا سرمایهگذاری و مالکیت در کسبوکار، بهطور فعال در کسبوکار مشارکت کند.
برای تمامی افراد وابسته به کسبوکار خانوادگی، شرح شغل واضحی تهیه کنید. هرگز مپندارید که فرزندتان قادر است ذهن شما را بخواند و پی به انتظارات شما ببرد، حتی اگر شما زمان زیادی را صرف کار مشترک کرده باشید. لازم است شما و افراد شاغل در کسبوکار در جلساتی درباره وظایف شغلی، انتظاراتتان و اهدافتان بحث کرده و برای پیگیری بهتر آنها را مکتوب کنید. بهطور مداوم درباره این موضوعات بحث و گفتوگو کنید و در مواقع لازم، انتظارات و اهداف خود را تعدیل و اصلاح کنید.
3. برنامهریزی برای آینده کسبوکار خانوادگی: بسیار واضح و قابل درک است که در بطن یک مدل سیستمی کسبوکار خانوادگی، خانواده و کسبوکار را نمیتوان از هم مجزا کرد. بنابراین زمانی که برای هر یک از آنها برنامهریزی کنید، ناگزیر برای دیگری نیز برنامهریزی کردهاید، بدون توجه به اینکه قصد چنین کاری را داشتهاید یا نه. بهمنظور دستیابی به شیوههای مفید برنامهریزی، از دو مهارت زیر استفاده کنید؛1- اهداف و مقاصد عملکرد کسبوکارتان را مشخص کرده و توسعه دهید. 2- مهارت گفتوگوی مؤثر را برقرار کرده و پرورش دهید. توجه داشته باشید که گفتوگوی مؤثر شامل حرفهای قابل بیان و حرفهای غیرقابل بیان است. اولین گام در برنامهریزی توجه و دقت به چشمانداز و مأموریت عنوان شده در بیانیهتان است. دانستن این موضوع که قصد دارید در آینده در چه جایگاهی قرار گیرید، مستلزم تعیین اهداف و مقاصد قابل اندازهگیری و تهیه برنامهای عملی است. این کار برای تمام اعضای خانواده مفید خواهد بود. میتوانید جلسات خانوادگی خود را روی این موارد متمرکز کنید. اگر شما یک خانواده پرجمعیت دارید، اعضای خانواده را به گروههای کوچک تقسیم کرده و هر گروه را به بررسی و فعالیت بخش خاصی از برنامه تشویق کرده و نتایج حاصله از هر گروه را برای دستیابی به برنامهای کامل، با هم تلفیق کنید.
4. بهره مندی از نصایح و مشاورههای حرفهای: آنچنان که تصور میکنید، شما در دنیا یکه و تنها نیستید؛ امروزه منابع و مراجع بسیاری با موضوع کسبوکار وجود دارد. برگ برنده، شناخت مرجع شایسته و مراجعه به آن است. از مطالعه غافل نشوید، چرا که ابتداییترین مراجع برای افزایش آگاهی و به روزماندن، کتابها و نشریات است. از دیگر منابع بالقوه اطلاعات و مشاوره میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1. دوستان و آشنایان، اقوام، اعضای خانواده و همکاران شغلی
2. مراجع خدماتی حرفهای همچون حسابداران، بانکداران، وکلا، مشاورین مالی، نمایندگیهای بیمه و مشاورین کسبوکار
3. آژانسهای توسعه، اساتید دانشگاهها، اعضای سازمانهای دولتی مختلف و اتحادیههای صنفی این موارد تنها بخشی از منابع متنوع و گسترده اطلاعاتی است که میتواند شما را در رشد و موفقیت کسبوکار یاری کند. همچنین برای انتخاب مشاوری مناسب موارد زیر را مد نظر قرار دهید:
الف) به مشاورین مختلف مراجعه کنید.
ب) قبل از استخدام مشاور، با وی مصاحبه کنید.
ج) از مشاورین درخواست کنید تا فهرستی از منابع اطلاعاتی مناسب را در اختیار شما قرار دهند.
د) مطمئن شوید که مشاور مورد نظر از مهارتهای فنی لازم برخوردار است.
ه) از دستمزدها و حق مشاورهها اطلاع کسب کنید.
برای اینکه یک کسبوکار خانوادگی رشد نماید و برای نسلهای بعدی نیز بقا داشته باشد بایستی یک برنامهریزی دقیق و اصولی برای کسبوکار از سوی مالکان و مدیران کسبوکار انجام گیرد. علاوهبر این بهدلیل اهمیت روزافزون این نوع کسبوکار هم برای جوامع و برای اقتصاد ملتها حمایتهایی نیز بایست از سوی دولتها در این راستا انجام شود.ترکیب چندین عامل برای توضیح و تشریح موفقیت، رشد و بقای کسبوکارهای خانوادگی لازم است از آن جمله میتوان به مواردی مانند فرهنگ خانواده، شخصیت و خصوصیات هرکدام از اعضای خانواده، عوامل محیطی و اجتماعی، نوع کسبوکار، خصوصیات کارآفرین (بنیانگذار) کسبوکار و بسیاری موارد دیگر اشاره نمود.
همچنین یکی از مهمترین عوامل موفقیت در جهت رشد و بقای کسبوکار خانوادگی وجود یک برنامه جانشینی دقیق و سازمان یافته میباشد. هرچقدر که میزان سازگاری میان رهبر/ جانشین بر سر توالی و جانشینی و دیگر مسائل مربوط به کسبوکار بیشتر باشد و تعارض و اختلافات میان آنها کمتر باشد احتمال بیشتری وجود دارد که کسبوکار برای نسلهای بعد نیز باقی بماند. ضمن آنکه نمیتوان از مواردی مانند نوآوری در کسبوکار، تشویق و ترغیب خانواده برای حضور در حرفه، آموزشهای لازم در مورد حرفه به نسلهای بعد، استفاده از روندها و برنامههای صحیح مدیریتی، داشتن چشمانداز و افقهای بلندمدت و... نیز در این رابطه چشمپوشی نمود.
طبق تحقیقات انجام شده موانع زیادی نیز از جمله عوامل سیاسی، قانونی،فرهنگی، اقتصادی و ایدئولوژیک نیز وجود دارند که از رشد و بقای عوامل موفقیت این نوع کسبوکارها جلوگیری میکنند. مهمترین اینها عبارتاند از:
· برخی از چارچوبهای قانونی موجود در هر کشور که از ادامه سرمایهگذاری در این نوع از کسبوکارها توسط نسل کنونی و یا نسلهای بعدی و انتقال روان مالکیت و داراییها جلوگیری میکند. مانند قوانین وراثتی و قوانین مالیاتی برخی کشورهای در حال توسعه.
· ارزیابی و ارزشگذاری غلط و غیر اصولی داراییهای خانوادگی، مانند برخی از سیستمهای حسابداری که فاقد روشی صحیح برای ارزشگذاری واقعی داراییهای ناملموس خانوادهها هستند.
· بیثباتی سیاسی و هزینههای سیاسی و اقتصادی بالا برای شکلگیری مشاغل و شرکتهای جدید (احمد پور و سمیع زاده،1386).
عوامل موفقیت کسبوکارخانوادگی در هلند:
براساس گزارش ملی که توسط فلورن و همکاران در سال 2010 به وزارت اقتصاد هلند درباره عوامل موفقیت کسبوکار خانوادگی داده شد. عوامل موفقیت کسبوکارخانوادگی عبارتاند از:
- وجود هیئت مدیره و جلسات سهامداران: با توجه به اداره امور شرکتها، وجود هیئت مدیره و جلسات سهامداران ضروری بهنظر میرسد اما در کسبوکارهای خانوادگی، کمتر به هیئت مدیره، و برگزاری جلسات سهامداران بهطور منظم اهمیت میدهند. نتایج اولیه از مطالعه نشان میدهد که این عوامل هیچ تأثیری بر عملکرد مالی شرکتهای خانوادگی ندارد.
- شیوههای حاکمیت خانواده، مانند قوانین خانواده، شورای خانوادگی، ومکانیزمهای ارتباط رسمی (یعنی وب سایت یا خبرنامه) نیز بر عملکرد شرکت مورد بررسی قرار گرفت. هرچه کسبوکار خانوادگی بزرگتر باشد تأثیر این موارد ذکر شده اثر بیشتری بر موفقیت میگذارد. بهرهگیری ازشیوههای حاکمیت خانواده با توجه به تعداد مالکان بسیار متفاوت است. بهعنوان مثال 66 درصد از کسبوکارهای خانوادگی که دارای 11 تا 50 مالک میباشند دارای یک شورای خانوادگی هستند و همچنین دارای معیارهای انتخاب برای اعضای خانواده برای ایجاد شورای خانوادگی میباشند و این موضوع برای شرکتهایی با کمتر از 10مالک و یا بیشتر از 100 مالک احتمال کمتری دارد. هرچند اداره کردن خانوادگی، عملکردهای مالی شرکت منطقی به نظر نمیرسد ولی از لحاظ اهداف کارآفرینی هم چون رشد کسبوکار و رشد ثروت خانواده بسیار مثبت است. و این کسبوکارها با محصولات و خدمات خلاقانهتری همراه خواهند شد.
- توجه به رفتارهای مالکیت خانواده و صاحبان غیر ازخانواده سه رفتار مشخص در صاحبان کسبوکار با مالکیت خانواده و غیر خانوادگی به چشم میخورد.
· مالکان بهعنوان منابع (برای مثال تشویق اعضا در مورد کسبوکار و نگه داشتن سرمایه خود بهصورت طولانی مدت در شرکت)
· تلاشهای کارآفرینی (کمک به گسترش شبکه کسبوکار وکمک به یافتن ایجاد فرصتهای جدید برای شرکت)
· مدیریت فعال (بهعنوان مثال: نظارت بر کار مدیریت).
هر چند از این سه رفتار تنها دو مورد اول از رفتارهای مدیریتی بر عملکرد مالی شرکت تأثیر میگذارند.
- مالکیت: مالکیت کسبوکار با خانواده و یا غیرخانواده باشد در چشمانداز کسبوکار و کیفیت روابط میان مالکان تأثیری ندارد. (بهعنوان مثال توافق در مورد اهداف کلیدی کسبوکار، تعهد به مدیریت سرمایه بهعنوان یک گروه و نه بهعنوان افراد خاص، سبب افزایش عملکرد مالی کسبوکار خانوادگی میشود.
هرچند مالکیت کسبوکار با خانواده باشد در مقایسه با مالکیت کسبوکارهای غیرخانوادگی کیفیت بهتری از روابط بین کاری را در خود نشان میدهند. (بهعنوان مثال این روابط عبارتاند از: اعتماد، صداقت، رابطه همکارانه و کار گروهی) (فلورن و همکاران، 2010).
عوامل کلیدی موفقیت کسبوکار خانوادگی در کره:
وانگ، مک رینولذز و وانگ در سال 1992 در یک مقایسه تطبیقی نقش قومیت وخویشاوندی را در کسبوکارهای خانوادگی موفق مهاجران کرهای و چینی در منطقه خلیج سان فرانسیسکو بررسی کردند. آنها یافتند که یکی از دلایل موفقیت کسبوکار خانوادگی چینی این است که از رابطه خویشاوندی بسیار قوی برخوردار هستند و بیشتر ترجیح میدهند تا اعضای خانواده و بستگان را در این شرکتها استخدام نمایند و یک محیط تجاری بسیار هماهنگ ایجاد کنند. هم چنین مالکیت شرکتهای خانوادگی را درهسته خانواده حفظ کنند. (وانگ و مک رینولذز، 1992)
مین و جارت 1984 و لایت و باناسیچ 1988 عوامل کلیدی موفقیت کسبوکارهای خانوادگی مهاجران کرهای را نیز بررسی کردند. نتایج آنها نشان داد که عواملی چون سخت کوشی، صرفهجویی، و تلاشهای دسته جمعی اعضای خانواده عوامل کلیدی موفقیت کسبوکار خانوادگی در کره است. این شرکتها از حمایت شرکتهای بزرگ آمریکایی و یا از همبستگی قومی کرهایها برخوردار نبودند. (مین جارت، 1984، لایت و باناسیچ، 1988)
در تحقیق دیگری که توسط نام وهربرت، در سال 1999 انجام شد، نتایج بررسی عوامل موفقیت در کسبوکار خانوادگی مانند: مشتری مداری، دارا بودن چشمانداز، اهداف، تعیین مأموریت، تأمین منابع مالی، استفاده از اعضای خانواده بهعنوان کارگر بدون حقوق، و رفتار و حقوق برابر برای زنان در ایجاد درآمد خالص نشان داد که بین درآمد خالص و عواملی چون دارا بودن چشمانداز، اهداف، تعیین مأموریت و استفاده از اعضای خانواده بهعنوان کارگر بدون حقوق رابطه وجود دارد. هم چنین یک رابطه قوی بین صداقت، سعی و کوشش، تلاش و سخت کوشی و موفقیت وجود دارد.
مین و جارت (1984) هم اظهار داشتند که سخت کوشی بزرگترین عنصر برای موفقیت در کسبوکار خانوادگی است. در واقع میتوان یک زندگی خوب در ایالات متحده داشت اگرمایل به سخت کوشی بود.(لایت و باناسیچ، 1988)
باتوجه به نتایج بهدست آمده، «تنها راهی که صاحبان کسبوکارهای خانوادگی میتوانند پول بیشتری کسب کنند این است که فروشگاه را ساعتهای طولانی بازنگه دارند، خود سخت کار کنند، و از کارکنان حقوق بگیر استفاده نکنند. (نام وهربرت، 1999)
مقایسه عوامل موفقیت در کسبوکار خانوادگی و غیر خانوادگی
عوامل موفقیت بر پیشرفت و عملکرد یک کسبوکار اعم از خانوادگی و غیر خانوادگی در یک مطالعه ملی توسط فلورن و همکاران در هلند در سال 2010 بررسی شد.
تمرکز اولیه این مطالعه بر روی تأثیرات مالکیت و مدیریت بر روی عملکرد یک کسبوکار (مانند عملکرد مالی، نوآوری و مسئولیتپذیری اجتماعی) است.
این بخش به چهارقسمت تقسیم شده است: گرایشهای مسئولیت پذیرانه، رفتارهای مسئولیت پذیرانه صاحبان کسبوکار، مدیریت قراردادی (پیمانکاری)، شیوههای حکومت و مدیریت خانواده.
- گرایشهای صاحبان کسبوکار: تحقیقات گذشته نشان میدهد گرایش مالکان میتواند عامل مهمی بر رشد مالی کسبوکارها باشد. همانطور که در فرآیند کار گرایش و رفتارهای کارمندان و مدیران، موفقیت کسبوکار را تنظیم میکنند، گرایشها و رفتارهای صاحبان کسبوکار نیز برای بهبود و کارکرد شرکت حیاتی هستند. کیفیت روابط مالکان و چشمانداز مشترک دو عامل مهم در بررسی گرایش صاحبان کسبوکار در نظر گرفته شده است.
تحقیقات نشان میدهد که کیفیت روابط صاحبان کسبوکار شامل: اعتماد صاحبان کسبوکار به یکدیگر، صداقت صاحبان کسبوکار به یکدیگر، داشتن رابطه همکاری مناسب،کارکردن بهصورت یک تیم، بهصورت مثبتی بر پیشرفت مالی و گسترش کسبوکار خانوادگی تأثیر میگذارد. عامل چشمانداز مشترک نیز تأثیر بسزایی بر رشد مالی کسبوکار دارد.
- رفتارهای مسئولیت پذیرانه صاحبان کسبوکار: تحقیقات نشان میدهد که رفتارهای صاحبان کسبوکار میتواند سبب رشد نقدینگی و پیشرفت و رشد یا ورشکستگی یک شرکت گردد.
این ایده که مالکان میتوانند نقش بهسزایی بر عملکرد شرکتهای خانوادگی داشته باشند یک نظر کاملاً جدید است که در تحقیقات مربوط به کسبوکار خانوادگی بررسی شده است. در اقتصاد و قانون شرکتها، مسئولیت اصلی صاحبان کسبوکار تنها تأمین سرمایه شرکت عنوان شده است اما در بسیاری از شرکتهایی حتی زمانی که یک هیأت مدیره و یا یک گروه مدیریتی انتخاب شدهاند، مالکان به ندرت تمام کنترل شرکت را برعهده هیأت مدیره میگذارند و اغلب بهصورت فعالانهای در کارها شرکت دارند تا از موفقیت شرکتشان اطمینان حاصل کنند این فعال بودن هم بهصورت رسمی- هم غیررسمی وجود دارند.
این فعالیتها جزیی از رفتارهایی را شامل میشود که تحت عنوان مالکیت مسئولیت پذیرانه از آن ذکر میشود.
تفاوت در گرایشها و رفتارهای صاحبان کسبوکار میتواند بسیار حائز اهمیت باشد. این رفتارها و گرایشها در توجه خاص به پروژههای جاری کسبوکار است که در کسبوکارهای خانوادگی اهمیت بیشتری دارد.
سه نوع رفتار صاحبان کسبوکار (مالکان بهعنوان منابع، تلاشهای کارآفرینانه و مدیریت فعال) عبارتاند از:
1) مالکان بهعنوان منابع: صاحبان کسبوکار با شور و شعف خاصی درباره کسبوکارشان با افرادی خارج از حوزه فعالیتشان صحبت میکنند آنها اگر نیاز باشد در کسبوکارشان سرمایهگذاری بلندمدت انجام میدهند و همیشه آماده حمایت از کسبوکارشان هستند.
2) تلاشهای کارآفرینانه: صاحبان کسبوکار از طریق شبکهسازی یعنی ارتباط با خارج از محیط کسبوکارشان بهمنظور یافتن و ایجاد فرصتهای جدید به رشد کسبوکارشان کمک میکنند.
3) مدیریت فعال: صاحبان کسبوکار نقش مربی و مدیر را در کسبوکار خود ایفاء میکنند. در نهایت آنها تلاش بیش از حد انتظار انجام میدهند تا کسبوکارشان موفق شود.
نتایج نشان داد در سه نوع رفتار صاحبان کسبوکار تفاوتی بین کسبوکار خانوادگی غیر خانوادگی وجود ندارد از این سه رفتار تنها مالکان بهعنوان منابع، عامل مهمی در موفقیت عملکرد مالی شرکت محسوب میشوند.
- مدیریت قراردادی: مدیریت قراردادی میتواند یکی از عوامل موفقیت برای پیشرفت کسبوکار باشد و رابطه بین مدیریت و مالک را تنظیم کند. در کسبوکارهایی که مالک از مدیر جداست و شرکت دارای هیأت مدیره است این موضوع اهمیت خاصی دارد. در شرکتهای غیر خانوادگی وجود هیأت مدیره و جلسات با سهامداران برای موفقیت کسبوکار ضروری است اما در کسبوکارهای خانوادگی وجود هیأت مدیره برای موفقیت ضروری نیست و اگر هم وجود داشته باشد اکثر اعضای هیأت مدیره از اعضای خانواده تشکیل شدهاند و زمان منظمی برای برگزاری جلسات دارا نیستند.
- شیوههای اداره خانواده: شیوههای مدیریت خانواده اغلب بهعنوان یک مکانیزم مؤثر برای مدیریت گروههای مالک خانوادگی مورد استفاده قرار میگیرد. این شیوهها سعی میکنند تا یک گروه همگرا ایجاد کنند آن چنان که دارای یک چشمانداز مشترک و یا یکسان از تجارت خانوادگی باشند.
این آموزهها بهشکلی طراحی میشوند تا نسل بعدی مالکان خانوادگی بهخصوص گروههای مالکیتی بزرگ را آماده کسبوکار کنند. علیالخصوص در نسل بعدی شرکت، زمانی که دو یا چند گروه(شاخه) از خانواده، مدیریت را به عهده بگیرند. همچنین در زمانهایی که اهداف بین آن دسته از اعضای خانواده که فعال هستند و آن دسته از اعضای خانواده که فعالیت خاصی ندارند متفاوت باشد. این چنین آموزههایی معمولاً برای نزدیک کردن چشمانداز و هماهنگی بیشتر اعضای خانواده بهخصوص برای آن دسته از اعضای خانواده که در کسبوکار روزانه مشغولاند، بهکار میرود. 6 مورد از شیوههایی که در موفقیت مدیریت صاحبان کسبوکار خانوادگی نقش داشته است عبارتاند از:
1) گردهماییهای خانوادگی یا مشارکت اجتماعی برای اعضای خانواده
2) تدوین برنامهای جهت ارتباط اعضای خانواده در کسبوکار
3) ایجاد وب سایت خانوادگی و یا newsletter و یا مکانیزمهای دیگر ارتباطی بین اعضای خانواده در کسبوکار
4) تعیین معیارهای پاسخگویی و مسئولیتپذیری اعضای خانواده در ارتباط با کسبوکار
5) انجمنها و شوراهای خانوادگی و یا هرگونه ساختار رسمی دیگر خانوادگی (شورای خانوادگی)
6) تدوین یک نظامنامه خانوادگی
تعداد بسیار کمی از مالکان کسبوکار خانوادگی از این آموزهها استفاده میکنند بهنظر میرسد که آموزههای ذکر شده بیشتر در شرکتهای بزرگ اجرا میشود (شرکتهای با بیش از 100کارمند) آموزههای مدیریت خانوادگی تأثیر مثبت بر نوگرایی شرکت وهم چنین پیشرفت بلندمدت و ثابت کسبوکار و داراییهای خانواده دارد. (فلورن و همکاران،2010)
عوامل مهم و کلیدی در موفقیت یک کسبوکار خانوادگی را چنین خلاصه کرد. اعضای خانواده در آمریکا همه ساله شروع و اقدام به بخش مهمی از یک کسبوکار جدید میکنند، که اعضای خانواده شامل برادران، همسر، مادر و پدر یا هر عضو دیگری از یک مجموعه خویشاوندی برای شروع یک کسبوکار جدید گرد هم میآیند. هر چقدر اتحاد خانوادگی برای شروع و اداره یک کسبوکار با همسر، پدر و مادر، خواهر یا برادر، بچهها یا دیگر اعضای خانواده بیشتر باشد بهطور بهتری میتوانند در برابر مشکلات معمولی که در شروع کسبوکار با آن مواجه هستند رقابت کنند و بر آن پیروز شوند. آمارها نشان میدهد که از بین هر سه کسبوکار خانوادگی فقط یک کسبوکار میتواند حفظ شود و به نسل بعد از خود هم منتقل شود. بهخصوص در شروع کسبوکار که تهدیدهایی بهصورت جدی و حاد وجود دارد. چنانچه در بعضی مواقع اعضای خانواده برای اقدام به شروع یک کسبوکار بدون داشتن یک ایده واضح و یک هدف مشخص از نقششان شروع و اقدام به یک کسبوکار میکنند. لذا اگر در شروع یک کسبوکار اعضای خانواده با تهدیدهای جدی روبرو باشند بهتر است قبل از بهوجود آمدن هر مشکلی از آن خارج شوند و اگر غرامتی ایجاد شد لازم است آن را جبران کنند.
دوازده اقدام ضروری برای راهاندازی رشد و توسعه یک کسبوکار خانوادگی عبارتاند از:
1- مشخص کردن برخی از حد و مرزها: تداخل پیدا کردن روابط خانوادگی با کسبوکار خیلی آسان میباشد و اعضای خانواده بهراحتی میتوانند گرفتار این تداخلات در محل کسبوکار خود بهصورت 24 ساعت شبانه روز یا 7 روز هفته شوند، ولی این امر باعث نابهنجار شدن کسبوکار و باعث پس روی در کسبوکار میشود، پس باید حد و مرز و وظایف هر یک از کارکنان بهطور دقیق مشخص باشد.
2- بنا نهادن روشهای مشخص و منظم از ارتباطات: مشکلات و تفاوتهای ناشی از عقاید اجتنابپذیر نیستند، و ممکن است شما آنها را پیش از این دیده باشید. رسیدگی هفتگی جلسات برای سنجیدن و ارزیابی کردن پیشرفتها، تفاوتها و حل کردن مشاجرهها ضروری است و میتواند در حل این مشکلات مفید باشند.
3- تقسیم کردن نقشها و مسئولیتها: با آنکه هر یک از اعضای خانواده میتوانند واجد شرایط برای کسب شغل، حقوق و یا سایر موارد یکسانی، در یک کسبوکار باشند. اما نقشها و مسئولیتها باید تقسیم شوند چرا که مناقشات فامیلی و تصمیمگیریهایی فردی، میتواند کسبوکار را به شکست کشانده و باعث نابودی آن شود.
4- تلقی کردن کسبوکار خانوادگی همانند یک کسب وکار: یکی از مهمترین دام و تلههای رایج برای یک کسبوکار خانوادگی در معرض قرار گرفتن کسبوکار در برابر تنشها و فشارهای روانی خانوادگی است. روابط موجود در کسبوکار ممکن است که همیشه با روابط خانوادگی هماهنگی و سازگاری نداشته باشد. پس باید کسبوکار خانوادگی را نیز همانند دیگر کسبوکارها بدانند.
5- در نظر گرفتن مزیتهای مالکیت خانواده: مالکان کسبوکارهای خانوادگی منابع منحصر به فردی را دارا میباشند.که یکی از آنها دسترسی داشتن به سرمایههای انسانی در شکل اعضای خانواده است که میتواند عاملی برای سودآوری بیشترو جلوگیری از شکست و هزینههای هنگفت برای اداره کردن کسبوکار باشد.
6- با اعضای خانواده و غیر خانواده منصفانه رفتار کردن: در حالیکه برخی از مشاوران، اعضای خانواده را از کسبوکارخانوادگی بر حذر میکنند و معتقدند که سودآوری قابل توجهی ایجاد نمیشود، اما مشاهدات نشان میدهد که تعداد بیشماری از کسبوکارکوچک خانوادگی بدون سخت کوشی و هم افزایی ناشی از همکاری اعضای خانواده نمیتوانند به موفقیت برسند. اعضای خانواده دارای صلاحیت میتوانند بهعنوان یک دارایی عالی و سرمایه خوب برای کسبوکار محسوب شوند، ولیکن باید از تیعیض در میزان پرداخت دستمزد، پاداش، زمانبندی کار، تعریف و انتقاد، توسعه و پیشرفت بین خانواده و غیر عضو خانواده پرهیز کرد و هرگز برای اعضای خانواده نسبت به سایر کارمندان غیر از عضو مزایایی بیشتری قائل نشوید.
7- مشخص کردن دقیق فعالیتهای هر یک از اعضای خانواده در کسبوکار: برای اعضای خانواده آسان است که بدون داشتن هیچ برنامه مشخصی کسبوکاری را شروع کنند، ولی این امر باعث از دست رفتن رابطه خویشاوندی میشود. برای جلوگیری از این مسئله، لازم است که همه چیز بهصورت مکتوب باشد، بهعنوان مثال مزد و حقوق، تقسیم مالکیت یا سایر موارد دیگر باید بهطور کامل مشخص و تعیین گردد.
8- بهخاطر دلسوزی از واگذاری شغل به اعضای خانواده اجتناب کنید: بهکارگیری اعضای خانواده در کسبوکار باید بر مبنای دانش و مهارتهای اعضای خانواده باشد و تخصیص وظایف برای اعضای خانواده همانند بچهها، عمو، عمّه، و... باید براساس میزان تواناییهای آنها برای ورود به کسبوکار باشد.
9- واضح بودن خط مدیریت: اعضای خانواده که اغلب مالکیت کسبوکار را در زمان حال یا آینده دارا میباشند تمایل زیادی به سرزنش و توبیخ کردن کارکنانی دارند که گزارش کاری به آنها ارائه نمیدهند و این امر منجر به خشم و نفرت کارکنان از مدیران کسبوکار میشود.
10- مشاوره گرفتن، خارج از رابطه خویشاوندی: در بعضی از مواقع فرآیندهای تصمیمگیری خانوادگی مانع رشد و پیشرفت کسبوکار خانوادگی میشود. ایدههای تازه و فکرهای خلاق میتوانند در بین بافت پیچیده و غامض از روابط خانوادگی از بین روند. راهنمایی و مشاوره گرفتن از مشاورانی که مربوط و وابسته به هیچ کدام از اعضای خانواده نیستند میتوانند یک راهکار خوب و مناسب برای ارائه یک کسبوکار عالی و شایسته شوند.
11- ایجاد یک برنامه جانشینی: موفقیت یک کسبوکار خانوادگی بدون داشتن یک برنامه جانشینی رسمی یک انتظار بیهوده است. برنامه جانشینی باید همه جزئیات را مانند: چگونگی و زمان انتقال کسبوکار به نسل جوانتر و همچنین کنارهگیری اعضای خانواده از کسبوکار را مشخص کند. این امر نیازمند به مشاوره گرفتن، از مشاوران حرفهای و تدوین یک برنامهریزی مالی است.
12- نیاز به داشتن اولین تجربه خارجی: اگر فرزندان شما وارد کسبوکار شوند، مطمئن باشید به علت دارا بودن چشمانداز روشنی از کسبوکار و حیطه کاری که در مجاورت روابط خانوادگی کسب کردهاند از تجربیات ارزشمندی برخوردارند.
اداره کردن یک کسبوکار بدون همافزایی از روابط خویشاوندی، مشکل میباشد. اما کسبوکارهای خانوادگی سودها و مزیتهای عالی بر سایر کسبوکارها دارند، چرا که اساساً دارای یک پشتوانه قوی میباشند و شامل یک نیروی عظیمی حمایتکننده در کسبوکار هستند. اما برای توسعه و رشد کسبوکار نیازمند به متخصصان کسبوکارها در خارج از چرخه خانوادگی است و به این ترتیب میتوان یک هماهنگی در کسبوکار ایجاد کرد. (احمد پور و سمیعزاده، 1386)
باتوجه به نتایج بهدست آمده از تحقیق بر روی کسبوکارهای خانوادگی و غیر خانوادگی برای موفقیت صاحبان کسبوکار این موارد پشنهاد میگردد:
· کسبوکارهای خانوادگی در اقتصاد هلند نقش برجستهای بیشتر از گذشته دارند.
· از لحاظ درآمدزایی و منابع مالی کسبوکارهای خانوادگی درست مانند کسبوکار غیر خانوادگی عمل میکند. هرچند از لحاظ مسئولیت پذیری اجتماعی کسبوکارهای خانوادگی دارای اعتبار بیشتری میباشند. بهطور مشخص این نوع کسبوکارها نقش پررنگتری در حمایت از مؤسسههای خیریه و فعالیتهای خیرخواهانه در سطح منطقهای و ملی و بینالمللی دارا میباشند.
· در کسبوکارها خانوادگی از هیأت مدیره کمتر استفاده میشود و عدم وجود هیأت مدیره رسمی تأثیر چندانی برعملکرد حرفهای و پیشرفت مالی شرکتهای خانوادگی ندارد.
· نقش صاحبان کسبوکار در موفقیت بهعنوان منعی برای ارتباطات، اطلاعات سرمایهگذاری مشتریان، ایدهها و ایجاد فرصتهای کارآفرینانه نسبت به نقش آنان بهعنوان نظارت کننده از اهمیت بیشتری برخوردار است. کیفیت روابط بین صاحبان کسبوکار مانند (اعتماد، همگرایی و کار گروهی) و دارا بودن یک چشمانداز مشترک از آینده شرکت از عوامل موفقیت کلیدی برای کسبوکارهای خانوادگی و غیر خانوادگی محسوب میشوند. این عوامل برای شرکتهایی با چندین مالک دارای اهمیت بیشتری است. (فلورن و همکاران، 2010)
توصیههایی برای مدیریت موفق در کسبوکار خانوادگی
1. تغییر در ذهنیتتان- یعنی فهمیدن و پذیرفتن این واقعیت که مشکلات کسبوکار خانوادگی، عادی هستند و اتفاق خواهند افتاد و با رشد کسبوکار وتوسعة خانواده و افزایش سن، تغییر خواهند کرد.
2. تغییر در دیدگاهتان- روشهایی که شما براساس آن دربـارة مسـائـل کسبوکار خـانوادگی فـکر میکنید و پذیرش آنکه شما باید دیدگاههای متفاوت افراد مختلف را در نظر بگیرید.
3. تغییر در فرآیندهایتان- ساختارها و قوانینی که شما برای مدیریت پیشگیرانه کسبوکار خانوادگی بهکار میگیرید.
4. تغییر در ارزشهای خانواده- ارزشهایی که بهدنبال آن هستید تا به خانواده خود آموزش دهید و تا بر چشم هم چشمیهای فردی و حسادتها و منافع مالی شخصی غلبه کنند. (ادوارد دی. هس، 1386)
با توجه به مطالب ارائه شده میتوان گفت که:
- نمیتوانید مسائل کسبوکار خانوادگی را با روشی یکسان، همانطوری که اکثر کارآفرینان برخورد میکنند، مدیریت کنید.
- فرآیند دریافت نظر اعضای خانواده، روش برقراری ارتباط با اعضای خانواده و شیوة بحث کردن در مورد موضوعی خاص و حصول به یک توافق جمعی به اندازة خود مسألة پیش آمده برای خانواده و راه حل آن، با اهمیت است.
- مسائل کسبوکار خانوادگی پیچیده هستند و زمان میبرد تا اعضای خانواده با آن کنار بیایند و آن را درک کنند.
- مدیریت پیشگیرانه مسائل کسبوکار خانوادگی بهتر از مدیریت انفعالی است.
- ارزشهایی نظیر احترام، درستی، عدالت، محبت و خدمتگزاری به یکدیگر پایه و اساس رسیدن به نتایجی است که در دراز مدت به نفع کسبوکار و خانواده است.
- توجه کردن محترمانه به نظرات اعضای خانواده مهمتر از یک پاسخ سریع یا یک راه حل سریع است. در اغلب موارد مسائل خانوادگی عمیقتری وجود دارند که نیاز به بررسی دارند و باید در نظر گرفته شوند. حال با توجه به شرایط اقتصادی حاکم بر کشور باید امیدوار باشیم بتوانیم با رشد و توسعه کارآفرینی بهویژه کسبوکارهای خانوادگی راهبردی اثربخش برای رویارویی با بسیاری از چالشها و مشکلات کسبوکار مانند ارائه کالا و خدمات با کیفیت بالا و قمیت پایینتر ارائه دهیم (ادوارد دی. هس، 1386).