روابط بین کسبوکارهای خانوادگی برای همکاری درجهت تأمین نیازهای اعضای این تشکل است.
شبکهها شکلی از نظام کسبوکار و نوآوری هستند که برای ارتباط مؤثر بین فعالان اقتصادی بهکار میروند، در واقع میتوان شبکهها را نظام بازی از شرکتها و نهادهای مرتبط به هم دانست که دارای علایق مشترکیاند. یکی از ویژگیهای کلیدی کسبوکارهای موفق استفاده از کانالهای چندگانه ارتباطی است. آنها از شبکهها و کانالهای قدرتمندی برای برقراری ارتباطات مؤثر استفاده میکنند (Lambooy, 2004). از آنجاییکه شبکهها فرایند مفیدی برای بالا بردن توانایی کارآفرینان در زمان راهاندازی کسبوکار میباشند، لذا کارآفرینان تقریباً نیمی از وقت خود را صرف ارتباطات و شبکهسازی با کارآفرینان دیگر و بنگاههای مرتبط میکنند (Aldrich and Zimmer, 1986).
مطالعات از پیوندهای خانوادگی بهعنوان نوعی از پیوندهای قوی در شبکههای اجتماعی یاد میکنند و حتی برهمیناساس اهمیت پیوندهای خانوادگی در تشخیص فرصتهای کسبوکار خانوادگی و در جذب منابع مورد تأکید قرار میگیرند (Clark, Alvarez & Barney, 2003). دیوید پیستروی و همکارانش یکی از ابعاد اساسی در شکلگیری ویژگیها و جهتگیریهای کارآفرینانه را در کسبوکارهای خانوادگی نقش شبکههای ارتباط شخصی میدانند (Pistrui, et al. 2006).
شبکهها بافت غنی از کانالهایی که اکثراً غیررسمی هستند را بهوجود آورده و همچنین باعث دسترسی به منابع مکمل (اطلاعات، دانش، پول و دیگر منابع فیزیکی)، کم کردن خطرات و همافزایی میشوند (Oerlemans, Meeus & Boekema, 2001).
ازنظر دوبینی و آلدریچ (1991)، شبکه، به دو دستة شبکههای فردی و بسطیافته تقسیم میشوند که شبکههای فردی متشکل از تمامی افرادی است که کارآفرین با آنها ارتباط مستقیم دارد مانند شرکا، مشتریان، سرمایهگذاران و ...، و شبکههای بسطیافته از ارتباطات گروهی بین شبکههای فردی حاصل میشود. شبکههای بسطیافتة درون شرکتها متشکل از کلیه ارتباطات بین مالکان، مدیران، و کارمندان است و شبکههای بسطیافته بین شرکتها، متشکل از ارتباطات بین اعضای کلیدی هر شرکت با شرکت دیگر.
شبکه کارآفرینان
ادبیات در مورد شبکه کارآفرینان در سالهای 1980- 1990 در بسیاری از مطالعات روانشناسی کارآفرینان ظهور یافت. شبکهها مجموعهای از افراد هستند که با یکدیگر اطلاعات و دانش مفید و اهداف گروهی را برای فهم متقابل به اشتراک میگذارند (Zhao and Aram., 1990).
شبکه کارآفرینان، واحدی از ساختار اجتماعی است که شامل گرههای اجتماعی کارآفرینان در روابط بلندمدت و متقابل میان آنهاست (Gottieb et al. , 2010; Roolati, 2006/ Hu and Sorensen, 2011; Carolos et al, 2009). شبکه کارآفرینان ساختاری پویاست که بر روی روابط میان کارآفرینان تمرکز دارد (Larson and Starr, 1993). بهعبارتدیگر شبکه به تعداد روابط غیررسمی میان افراد اشاره دارد (De carolis et al, 2009). شبکههای رسمی زمانی مورد نیاز هستند که کارآفرینان به دنبال تأمین منابع مالی هستند و خانواده و دوستان و همکاران منبع اصلی در جابهجایی مواد اولیه، عرضهکنندگان تجهیزات، فضای مورد نیاز، کارمندان و سفارشات هستند (Klyver, 2007). شبکة کارآفرینان و روابط آنها شامل افرادی است که نقشهای مختلفی به عهده دارند، آنها میتوانند افراد خانواده، دوستان، همکار فعلی یا قبلی، رئیس، ارتباطات کسبوکار و ... باشند (Klyver, 2007). شات بر این باور است که شبکه کارآفرینان شامل پنج جز شبکه خصوصی، شبکه کاری، شبکه حرفهای، شبکه بازار و شبکه بینالمللی میباشد. شبکه خصوصی شامل همسر، والدین، سایر اعضای خانواده یا بستگان و دوستان، شبکههای کاری شامل همکاران فعلی، رئیس فعلی، فردی که کسبوکاری را شروع کرده و فردی با تجربه کسبوکار است. شبکه حرفهای شامل پژوهشگر یا مخترع، یک سرمایهگذار، بانک، حقوقدان، حسابدار، خدمات مشاوره عمومی، شبکه بازار شامل شرکت همکار، شرکت رقیب، تأمینکننده و مشتری و نهایتاً شبکه بینالمللی شامل فردی که از کشور دیگری آمده و فردی از خارج کشور میشود (Schøtt, 2010). شبکه همکاری، ساختار هدفمند و پویایی است که توانایی تکرار اجزایش را دارد و اینکه چگونه بهصورت قانونی و عملیاتی با یکدیگر برای هدف و زمینه توسعه شبکه مرتبط هستند (Shuman et al., 2009).
کارآفرینان راهنمایی و کمک از منابع بالقوه متفاوتی دریافت میکنند. از شبکه رسمی مانند بانک، حسابدار، حقوقدان، کسبوکارهای کوچک، دلالان و از شبکه خصوصی شامل خانواده، دوستان، ارتباطات کسبوکار. بههمیندلیل شبکه غیررسمی نقش مهمتری از شبکه رسمی دارد. شبکه کارآفرینان همانند خط تولیدی است که در آن کارآفرین اطلاعات و منابع لازم برای فعالیتهای کارآفرینانه را گرد هم میآورد. این منابع شامل اطلاعات، منابع مالی، مهارتها، مشورت و مشروعیت اجتماعی است (Klyver and Hindle, 2007). همچنین شبکه کارآفرینان بهعنوان روابطی که یک فرد، آگاهانه یا ناخودآگاه، توسعه داده و مورد استفاده قرار میدهد تعریف میشود.
فعالیتهای شبکهای توانایی کارآفرینان را تسهیل میکند (Zhao and Aram, 1995). در واقع فعالیتهای شبکهای توسط کارآفرینان نه تنها عامل مهم در تسهیل فعالیتهای کارآفرینانه است بلکه بر بقای کسبوکارها، فراهم آوردن منابع مهم برای راهاندازی و توسعه پایدار کسبوکارها و دستیابی به ایدههای جدید برای تشخیص فرصتهای کارآفرینی نیز تأثیرگذار است (Hoang and Bostjan, 2003). برای کارآفرین یکی از مزایای فعالیت در شبکه، بهدست آوردن منابع بسیاری ازقبیل اطلاعات و مشاوره (Johannisson et al., 1994)، تکنولوژی جدید و پیچیده، همافزایی و مهمتر از همه ترغیب و دلگرمی است که توانایی نوآوری را افزایش میدهد.
شبکهها و کسبوکار خانوادگی
امروزه کسب وکارهای خانوادگی نقش مهمی را در اقتصاد کشورها ایفا میکنند. بخش قابل توجهی از کسبوکارهای موجود بر پایه مدیریت یا مالکیت خانوادگی استوار است. رونق و شکوفایی چنین کسب وکارهایی، رشد و ترقی خانواده را در پی خواهد داشت. از طرفی برخی از این کسب وکارها زمانی شکوفا خواهند شد که توسط اعضای یک خانواده اداره شود.
بهطورکلی تعاریف کسبوکار خانوادگی تمایل به تمرکز بر مباحث مالکیت و یا کنترل کسبوکار توسط خانواده را دارند. در واقع بهنظر میرسد که تعاریف موجود سعی بر توجه به کسبوکار بهعنوان محور اصلی و خانواده بهعنوان محور فرعی یک سازمان یا کسبوکار خانوادگی دارند. بهزعم شاو، کریسمن و شارما (1999)، یک کسبوکار خانوادگی متحدتر از شرکتهای دیگر رفتار میکند. علاوهبراین، کسبوکار خانوادگیای که توسط ائتلاف غالبی از یک خانواده یا تعداد کمی از خانوادهها با چشماندازی به آینده مدیریت میشوند، در طول عمر خانواده پایدار میماند (Chua et al., 1999). کارآفرینان در کسبوکارهای کوچک با دو مشکل عمده شامل منابع و سهم بازار محدود روبهرو هستند. تحقیقات منبع محور در کسبوکارها اهمیت شبکهها و سرمایههای اجتماعی را در کسبوکار خانوادگی بیان میکنند (Sharma, P., 2004). بههمیندلیل یکی از ارزانترین راهها برای اعضای خانواده ایجاد شبکهها میباشد، شبکهها تأثیر قابل توجهی بر روی شرکتهای خانوادگی میگذارند (Arregle, et al., 2007). همانطورکه کارآفرینان کوچک، شبکهها را بهعنوان راهی مؤثر برای غلبه بر این مشکلات بهکار میبرند، ارتباط کسبوکارهای خانوادگی با سازمانهای بزرگ موجب تأمین منابع و دانش برای آن سازمانها نیز میشود (Arregle, et al. 2007). همچنین با استفاده از نظریه شبکههای اجتماعی (Brass, 1995)، کلی و همکاران (2000) مفهوم محوریت بنیانگذار در درون یک شرکت خانوادگی و تأثیر آن را در طول تصدی بنیانگذار و بعد از آن توسعه دادهاند. آنها سه بعد از محوریت را پیشنهاد میدهند، میانی (در مرکز جریان اطلاعات)، نزدیکی (ارتباط مستقیم با مدیریت بالایی گروه)، و اتصال (توانایی نفوذ در اعضایی که بیشترین اتصال را دارند) (Sharma, P., 2004).
مهمترین شبکههایی که افراد در شروع کسبوکار با آن در تماس هستند، شبکههای اجتماعی آنهاست. شبکه اجتماعی شامل پیوندهایی به ساختار اجتماعی هستند که ازطریق آنها اطلاعات و منابع مورد نیاز در اختیار کارآفرینان قرار میگیرد. ازآنجاکه منابع حاصل از این پیوندهای اجتماعی، مزایایی برای فرد به همراه دارد و با توجه به اینکه منافع ذکرشده از محیط اجتماعی کسب میشود «اجتماعی» نام نهاده شده است (Schøtt, 2010).
پژوهشهای مبتنیبر رویکرد شبکه نشان میدهد که خاستگاه مفهومی تئوری شبکه اجتماعی ریشه در مکاتب فکری گستردهای اعم از مطالعات سازمانی صورتگرفته در سال 1930 و تحقیقات انسانشناسی و جامعهشناسی در سالهای 1950 دارد. پژوهشگران حوزههای نامبرده ،از تئوری شبکه اجتماعی بهمنظور نشان دادن ماهیت تعاملات میان افراد و تأثیرات آن بر فعالیتها استفاده میکردند. بهنظر میرسد که رویکرد شبکه اجتماعی در نتیجه عدم رضایت از رویکرد ساختاری محض ظهوریافته است و درک عمیقتری از رفتارهای انسانی ارائه کرده است (Lin, 1999).
سرمایه اجتماعی به الگوی کلی تماسهای بین افراد به این معنا که شما به چه کسانی و چگونه دسترسی دارید (Burt, 2005) و به روابط و همچنین کیفیت و کمیّت این روابط در میان افراد، گروهها، سازمانها و اجتماعات تمرکز دارد. بهرغم اختلاف در تعریف و مفهوم سرمایه اجتماعی، موضوع اساسی تئوری سرمایه اجتماعی این است که پیوندهای شبکهای، دسترسی به منابع (بهویژه منابع فکری و اطلاعاتی) را فراهم میکند (Nahapiet and Ghoshal, 1998). واژه «اجتماعی» در عبارت سرمایه اجتماعی تأکید میکند که این منابع دارایی شخصی نیستند و شخص تنها مالک آنها نیست بلکه این منابع در شبکههای روابط مستقرند (Bakker et al., 2006). هر شبکه اجتماعی، برای دستیابی به اهداف خود علاوهبر افراد آگاه، باتجربه و امکانات، عواملی مانند: اعتماد، تعهد، مسئولیتپذیری و ... نیاز دارد. اندازه شبکه، ارتباط مثبت و معناداری با تشخیص فرصت دارد (Sieg, 2000). پیوندها و ارتباط میان اعضای یک شبکه بهعنوان منبعی با ارزش تلقی میشود، بهاینمعنا که سرمایه اجتماعی با خلق هنجارها و اعتماد متقابل باعث کشف فرصتها و در نتیجه تحقق اهداف میشود. تحقیقات اخیر بین سه نوع عمده سرمایه اجتماعی تفاوت قائل شدهاند:
· سرمایه اجتماعی پیونددهنده: که بهوسیله پیوندهای محکم مشخص میشود (چسب اجتماعی). این نوع سرمایه اجتماعی را میتوان در میان اعضای خانواده یا در میان اعضای یک گروه قومی مشاهده کرد.
· سرمایه اجتماعی متصلکننده: که بهوسیله پیوندهای ضعیفتر اما پایدارتر مشخص میشوند (روغن اجتماعی). این نوع سرمایه اجتماعی در میان انجمنهای تجاری، دوستان از گروههای قومی مختلف، دوستان دوستان و غیره وجود دارد.
· سرمایه اجتماعی رابط: که بهوسیله ارتباط بین افرادی که در سطوح مختلف اجتماعی و قدرتاند، مانند ارتباط بین نخبگان سیاسی و عامه مردم یا ارتباط بین افراد که متعلق به طبقات مختلف اجتماع هستند، مشخص میشود. این بعد از سرمایه اجتماعی بهوسیله وولکاک (2001) پیشنهاد شده است (Aldridge, Halpern & Fitzpatric, 2002).
سرمایه اجتماعی به مجموع منابع بالقوه و بالفعلی گفته میشود که از شبکهها بیرون میآیند (1998Nahapiet, J., & Ghoshal,). میزان سرمایه اجتماعی که یک فرد از آن برخوردار است، بسته به شبکه ارتباطات وی میتواند بهطور مؤثری تغییر یابد. خانواده مکانی است که ازطریق آن سرمایه اجتماعی به مرور زمان از یک نسل به نسل بعدی منتقل میشود (Edwards, Franklin & Holland, 2003).
کارآفرینی فرایندی است که در شبکه متغیری از روابط اجتماعی واقع شده است. این روابط اجتماعی میتوانند رابطه کارآفرین را با منابع و فرصتها، محدود یا تسهیل کنند. بنابراین شبکهها نه تنها محرک فعالیت کارآفرینانه هستند بلکه میتوانند بر عملکرد اقتصادی و چگونگی نتایج کارآفرینی هم تأثیرگذار باشند (زالی و همکاران، 1390). منظور از شبکه اجتماعی تمامی افرادی است که کارآفرین با آنها رابطه مستقیم (و گاهی غیرمستقیم) دارد، مانند اعضای خانواده، شرکا، تأمینکنندگان، مشتریان، سرمایهگذاران، بانکداران و دیگر اعتباردهندگان و توزیعکنندگان (زالی و همکاران، 1390). پیستروی (2006) پسانداز خانواده را منبع اصلی آنها در ایجاد یک کسبوکار خصوصی میداند. وی در تحقیق خود روی کارآفرینان چینی نشان میدهد که شبکههای خانوادگی در صدر تأمین منابع سرمایهای در هنگام راهاندازی کسبوکار خانوادگی است. همچنین دوستان نزدیک، شرکا، و همکاران مورد اعتماد نیز در تأمین منابع مالی کارآفرینان چینی به آنها کمک میکنند. بههمینترتیب کارآفرینان بهشدت تأمین سرمایه ازسوی شبکههای خانوادگی را به مؤسسههای عمومی ترجیح میدهند (Pistrui, et al. 2006). در بسیاری از تحقیقات پیشین نقش شبکه در عملکرد کسبوکارها بررسی شده است؛ بهعنوانمثال در رابطه با بقای کسبوکار، جنسن و گریو در سال 2000 با بررسی نمونهای متشکل از 100 کارآفرین در کشور نروژ دریافتند که تعداد روابط کارآفرین، دسترسی وی به منابع مالی و اطلاعاتی و بهدنبال آن موفقیت کسبوکارهای نوظهور را افزایش میدهد (زالی و همکاران، 1390). یوزی (1996) براساس شرکتهای صنعت پوشاک نیویورک بیان کرد که استفاده از روابط جایگیریشده احتمال شکست شرکت را کاهش میدهد ولی این تأثیر دارای حد خاصی است. البته شواهد دیگری نشان میدهد که شبکههای اجتماعی سایر شاخصهای عملکردی را نیز بهبود میبخشد؛ برای مثال آلدیچ، روزن و ووداوارد همبستگی مثبتی بین سوددهی کسبوکار و بههمپیوستگی شبکههای اجتماعی کارآفرینان یافتهاند (زالی و همکاران، 1390). نتایج مشابهی در مورد ارتباط شبکههای اجتماعی کارآفرینان و رشد کسبوکار جدید وجود دارد؛ بهطورمثال هنسن (1991)، به نقل از زالی و همکاران (1390)، شبکههای اجتماعی 44 کارآفرین را بررسی کرد. این کارآفرینان در 5 سال گذشته کسبوکاری را با حداقل یک کارمند راهاندازی کرده بودند و حداقل یک سال از عمر کسبوکار آنها میگذشت. او دریافت که اندازه شبکه اطلاعاتی مؤسس قبل از راهاندازی کسبوکار و تراکم و فراوانی ارتباطاتش و اندازه اشتغال کسبوکار در آینده دارای رابطه مثبت است (زالی و همکاران، 1390). همچنین هنسن (1995) به این نتیجه رسید که رشد حقوق و دستمزد در سال بعد از استخدام اولین کارمند، با تعداد افراد موجود در شبکه کارآفرین و درجه تعاملات بین افراد آن همبستگی مثبت دارد (Hansen, 1995).
کسبوکار خانوادگی نیز کسبوکاری است که خانواده شکل میگیرد، بتابراین تحت تأثیر مستقیم شبکههای اجتماعی کارآفرینان است. از طرفی با توجه به موارد مطرحشده در مورد شبکهها و ارتباط عمیق آنها در کسبوکارها میتوان نتیجه گرفت این شبکهها تأثیر بسزایی در کسبوکارهای خانوادگی نیز خواهد گذاشت.
اهرم مدیریت شبکهها برای نوآوری باز در کسبوکارها
در فرایند نوآوری باز استفاده گسترده از ارتباطات میانسازمانی برای جذب ایدههای خارجی از منابع مختلف و همچنین ارائه ایدههای داخلی به خارج سازمان، از اهمیت ویژهای برخوردار است. جذب و ارائه ایدهها نیازمند برقراری ارتباطی عمیق با شرکای بیرونی (مانند مؤسسات تحقیقاتی) است (Perkmann and Walsh, 2007).لازم به ذکر است در کسبوکارهای خانوادگی، تأمینکنندگان و بهخصوص مصرفکنندگان هم که در شکل نوین نوآوری باز یعنی «مشارکت جمعیت مصرفکننده» ایفای نقش میکنند، از اهمیت بسزایی برخوردار میباشند. این ارتباطات میتواند با هدف «کشف» یا «بهرهگیری» صورت پذیرد. در کشف، کسبوکارها در پی جریان دانش و نوآوری از محیط خارج به داخل بوده و در بهرهگیری، در پی استفاده از نوآوریهای خود در بیرون مرزهای کسبوکار است. این امر بدین معنی است که کسبوکارهایی که نوآوری باز را بهکار میگیرند، باید از توانایی مدیریت شبکههای مختلف برخوردار باشند. شبکههایی که هرکدام هدف خاصی را دنبال میکنند. این توانایی بهعنوان یک عامل کلیدی برای حرکت و تغییر کسبوکارهای خانوادگی نیز در راستای نوآوری باز شناخته میشود، که با استفاده از شبکههای مختلف در کسبوکارهای مرتبط میتواند نگرش خود را نسبت به تحقیق و جستوجو تغییر دهد. بههمینسبب حتی کسبوکارهایی هم نوآوری را بهعنوان یکی از ابعاد اصلی خود در نظر گرفتهاند، باید شبکههای مرتبط به خود را گسترش داده و عمق رابطه با اعضای این شبکهها را افزایش دهند (Perkmann and Walsh, 2007).