سرمایهای است که برای راهاندازی کسبوکار مبتنی بر نوآوری که مخاطرة شکست آن بالاست، بهکار گرفته میشود.
کسبوکاری که در منزل و محل سکونت کارآفرین استقرار یافته و در کنار زندگی خانوادگی اداره میشود، کسبوکار خانگی نامیده میشود. این نوع کسبوکار، شرایطی را فراهم میآورد تا افراد بتوانند در محیط خانه با استفاده از امکانات مختصر و وسایل جانبی مورد نیاز، به انجام کسبوکارهای گوناگون در این حوزه بپردازند. مهمترین موضوع در راهاندازی کسبوکارهای خانگی، بحث تأمین مالی میباشد. کسبوکارهای خانگی عمدتاً بهدلیل کوچک و جوان بودن و همچنین بهدلیل عدم داشتن اعتبار لازم، دسترسی مناسبی به بازارهای مالی ندارند و بهناچار بهسوی سایر روشهای تأمین مالی کشیده میشوند. منابع مختلفی برای تأمین مالی کسبوکارهای نوپا وجود دارد که یکی از این منابع، شرکتهای سرمایهگذاری مخاطرهپذیر میباشد. با توجه به نقش مهمی که اینگونه سرمایهگذاریها در توسعه کسبوکارها ایفا میکنند، بهنظر میرسد شناخت و تبیین آن میتواند کمک شایانی به توسعه اقتصادی کشور نماید.
سرمایه خطرپذیر، سرمایهای است که به همراه کمکهای مدیریتی، در اختیار شرکتهای جوان، نوپا و درحالرشد قرار میگیرد. از دیدگاه نهادی، سرمایهگذار خطرپذیر که میتواند یک فرد یا یک نهاد (صندوق یا شرکت) باشد، نوعی واسطه مالی است که با استفاده از تخصص خود، به تأمین مالی و پشتیبانی آن دسته از بنگاهها و شرکتهایی مبادرت میورزد که در حالت عادی، قادر به تأمین تمام یا بخشی از سرمایه مورد نیاز خود ازطریق بازار پول و سرمایه (وام بانکی، وام شرکتی، سهام، اوراق قرضه و...) نیستند. علت این امر نیز چیزی جز نوپا بودن آنها و عدم قطعیت در آینده پروژههای آنان نیست (OECD, 1996, P. 17).
سرمایهگذاری خطرپذیر، همواره در شرکتهای نوپا صورت نمیگیرد. گاهی نیز شرکتهایی که در دیگر مراحل چرخه حیات خود هستند، متقاضی جذب سرمایه خطرپذیر میشوند. انواع سرمایهگذاری خطرپذیر ازنظر هدف سرمایهگذاری و مرحله رشد بنگاه سرمایهپذیر، شامل موارد زیر است (OECD,1996, P. 17):
سرمایهگذاری در هسته. تأمین مالی تحقیق، ارزیابی و توسعه یک ایده یا مفهوم، پیش از آنکه کسبوکار شکل بگیرد.
سرمایهگذاری در تأسیس. تأمین مالی شرکتهایی که بهتازگی تأسیس شدهاند یا در حال تأسیس هستند، که شامل توسعه محصول و بازاریابی اولیه میباشد. این شرکتها هنوز محصول خود را به فروش نرساندهاند.
سرمایهگذاری در مراحل اولیه. در برخی منابع، بهعنوان مجموع دو مرحله پیشین عنوان میشود و در برخی دیگر، بهعنوان مرحلهای پس از آن و شامل ارائه محصول به بازار و یافتن کانالهای توزیع تعریف شده است.
سرمایهگذاری در گسترش و توسعه. به تأمین مالی که برای رشد و توسعه دامنه فعالیتهای یک شرکت است اطلاق میگردد، این موضوع میتواند شامل سرمایهگذاری در سبد محصولات و یا مناطق جغرافیایی جدید باشد.
سرمایهگذاری در بازسازی. تأمین مالی برای شرکتهایی که میخواهند با اعمال تغییراتی دوره افول را پشت سر گذاشته و به سطوح بالا و درخشان بازگردند.
تأمین مالی برای کمک به ایجاد شرایط عرضه عمومی. زمانیکه یک شرکت میخواهد وارد بورس شود یا فروخته شود، منابعی نسبتاً هنگفت را صرف باقی ماندن در سطوح عالی و حفظ نرخ رشد میکند (OECD,1996, P. 18).
معیارهای انتخاب طرحها توسط صندوق سرمایهگذاری مخاطرهپذیر
صندوق سرمایهگذاری خطرپذیر در طرحهایی سرمایهگذاری مینمایند که:
· ایده اولیه تولید محصول، قابلیت فروش در بازار را کسب نموده و فرصت فروش مناسبی را در بازار داشته باشد.
· دارای رشد بالقوه یا پتانسیل رشدی بالاتر از متوسط صنعت باشند.
· دارای تکنولوژی یا ایده جدید باشند.
·
![]() |
بازدهی و بازگشت سرمایه بالا ( در دوره ای بین 3 الی 7 سال سرمایه برگشت داده شود و بازده بالای 35 درصد داشته باشد).
· طرح (شرکت) دارای موقعیت فکری و دارایی معنوی بالایی داشته باشد.
· دارای طرح کسبوکار قوی باشد (دارای برنامه مدون توسعه، همراه با تخمین نیازهای مالی، انسانی و... داشته باشد و از وضعیت بازار هدف و رقبا و شیوه مقابله با آنان نیز بهطور کامل آگاه باشد).
· انسجام، یکپارچگی، فعال و پیگیر بودن، دارا بودن تمام تخصصها و نصحیتپذیر بودن نیز از مهمترین ویژگی مدیریت شرکتهای نوپا (سرمایهپذیر) جهت سرمایهگذاری صندوقها میباشد (اسدی کرم، 1385، ص. 6).
فرایند سرمایهگذاری خطرپذیر

فرایند سرمایهگذاری خطرپذیر از اقدامات زنجیرهای تشکیل شده که از ورود طرحهای متقاضی سرمایه به صندوق سرمایهگذاری خطرپذیر آغاز و با خروج از سرمایهگذاری اتمام مییابد (1. حصول توافق اولیه و ایجاد معامله؛
2. ارزیابی؛ 3. تجزیهوتحلیل جامع؛ 4. سازماندهی معامله؛ 5. فعالیتهای پس از سرمایهگذاری؛ 6. خروج) (OECD,1996, P. 112). در شکل 1 این فرایند از دیدگاه OECD ارائه شده است.
بهزعم تایجی و برونو (1984) فرایند تصمیمگیری سرمایهگذاریهای خطرپذیر در دور دوم و دورهای بعدی سرمایهگذاری برای طرحهای موجود در سبدهای آنان محدودهای است که تحقیقی در آن صورت نگرفته است. در این مرحله نقش سرمایهگذار به همکار مبدل میشود. میزان درگیری سرمایهگذار بسته به نوع سرمایهگذاری متفاوت است. ولی بسیاری از سرمایهگذاران مخاطرهپذیر تمایلی به کنترل دقیق و روزانه امور ندارند. معمولاً اگر بحران یا مسأله خاص مدیریتی یا مالی بروز کند، سرمایهگذار خطرپذیر دخالت میکند که این دخالت میتواند حتی با تغییر کادر مدیریتی پایان یابد. درنهایت سرمایهگذاران به جهت نقد کردن سرمایهشان پس از 5 تا 10 سال شرکت را بهسمت ادغام، تملک و یا عرضه عمومی سهام هدایت میکنند. آنها به ارائه مدلی مفهومی جهت تبیین فرایند سرمایهگذاریها خطرپذیر پرداختند و ارائه شاخصهای مورد استفاده در مرحله ارزیابی و غربال طرحها را تحلیل کردند. آنها به بسط مدلی 5 مرحلهای و توصیفی برای تبیین فرایند سرمایهگذاریها خطرپذیر و ارائه بینشهایی به کارآفرینان درخصوص اینکه چگونه وجوه خود را اداره کنند، معرفی چهار وجه از طرحهای کسبوکار برای تخمین سود انتظاری طرح نیز ازجمله نتایج تحقیق آنها بود.
فرید و هیسریچ (1994) در مقالهای تحتعنوان «بهسوی یک مدل تصمیمگیری سرمایهگذاری مخاطرهپذیر» مطرح میکنند که فرایند تصمیمگیری در سرمایهگذاری مخاطرهپذیر به جهت کاهش ریسک انتخاب نامطلوب طراحی شده است و سرمایهگذاری خطرپذیر با کاهش هزینههای دستیابی به اطلاعات و عقد قرارداد، سرمایه بنگاههایی که برای دستیابی کارآمد به بازار سرمایه عمومی مشکل دارند را فراهم میکند. آنها طی انجام پژوهش خود، فرایندی ششمرحلهای طرح کردهاند. این فرایند در شکل 2 به تصویر کشیده شده است. استخراج 15 معیار انتخاب سرمایهگذاری برای سرمایهگذاریها خطرپذیر و ارائه فرایند 6 مرحلهای تصمیمگیری در شرکتهای مخاطرهپذیر ازجمله نتایج مرتبط تحقیق فرید و هیسریچ بوده است.
در جدیدترین تحقیق کلونوفسکی (2007) به تبیین فرایند سرمایهگذاری مخاطرهپذیر در بازارهای در حال پیشرفت اروپای مرکزی و شرقی پرداخته و با بررسی 38 شرکت مخاطرهپذیر در کشورهای مجارستان، لهستان، جمهوری چک، اسلواکی، رومانی و روسیه، فرایندی 9 مرحلهای را استخراج کرد که در شکل 3 قابل ملاحظه است. بهنظر وی کامل کردن یک معامله در شرکت مخاطرهپذیر، مستلزم پیشرفت طرح در یک فرایند چندگانه است که برای کشورهای فوق اصلاً امر سادهای نیست.
شیوه برخورد شرکت مخاطرهپذیر با یک طرح
سؤالاتی که در برخورد شرکت مخاطرهپذیر با یک طرح سرمایهگذاری مطرح میگردد، ممکن است هرکدام از موارد زیر را شامل شود:
1. چه درصدی از سهم شرکت را کسب نماید؟
2. چه ساختاری برای سرمایه شرکت پیشنهاد داده شود؟
3. به هر دسته از صاحبان سهام چه حق یا حقوقی داده شود؟
4. براساس چه نوع مدل یا روشی به تأمین مالی شرکت اقدام شود؟
5. براساس قرارداد در قبال تأمین مالی و هدایت شرکت، چه مسئولیتها و محدودیتهایی را توافق نمایند؟
6. قوانین و آییننامههای نحوه برخورد و عمل طرفین چگونه میباشند؟ (ضمانتها، رفع اختلافها و.. )
7. آیا نحوه فعالیت شرکت معافیت مالیاتی را شامل میشود؟
8. آیا هیچگونه امتیاز، لیسانس و یا الزاماتی قبل از آنکه شرکت مخاطرهپذیر بخواهد کار خود را شروع نماید نیاز میباشد؟
![]() |
9. آیا شرکت (طرح) برای شرکت مخاطرهپذیر حق خروج از شرکت را در نظر میگیرد؟
10. آیا هیچگونه محدودیت یا الزامی هنگام خروج از شرکت در نظر گرفته میشود؟ (Lingelbach, 2001, P. 8)
سرمایهگذاری مخاطرهپذیر در کسبوکار خانگی
بهطورکلی، تحقیقاتی که بهصورت مستقیم به بررسی سرمایهگذاری مخاطرهپذیر در کسبوکارهای خانگی پرداخته باشند، وجود ندارد ولی با استدلالهایی میتوان به این نتیجه رسید که نوع سرمایهگذاری و نحوة آن چگونه میباشد، بهعنوان مثال، طبقهبندی که توسط اسدی کرم (1385) انجام گرفته نشان میدهد که بخشی از سرمایهگذاریهای مخاطرهپذیر در صنایع خاص صورت میگیرد. سرمایهگذاری بر روی صنعت خاص میتواند بر روی محصولاتی باشد که در کسبوکارهای خانگی تولید میشود. همچنین برایناساس که عصر حاضر، دوران سیال بودن سرمایه در سراسر ابعاد اقتصاد کشورهاست، سرمایهگذاریهای مخاطرهپذیر در هر جایی که نیاز به آن باشد و منافعی برای سرمایهگذار و سرمایهپذیر داشته باشد، وجود دارد. این بدانمعنی میباشد که در هریک از مراحل چرخه عمر کسبوکار سرمایهگذاری مخاطرهپذیر در کسبوکار خانگی به فراخور نیاز میتواند استفاده شود. چرخه عمر هر کسبوکار را میتوان براساس زمان بلوغ به مراحل مختلف تقسیمبندی کرد (Europen Venture Capital Association EVCA yearbook, 2006, P.10).
در مراحل اولیه بنیادی، مقدار بسیار اندکی از سرمایه برای یک سرمایهگذاری یا شخص کارآفرین فراهم میشود و بدینترتیب وی قادر خواهد بود تا یک مفهوم را بهبود دهد و واجد شرایط ورود به مرحله بعدی و جذب منابع بیشتر شود. موفقیت در این مرحله میتواند شامل توسعه محصول، تحقیقات بازار، ایجاد گروه مدیریت و توسعه یک برنامه کسبوکار باشد (Metrick, 2007, P. 15). این مرحله نیاز به سرمایه اندک دارد و اغلب دوستان و آشنایان (که فرشتگان کسبوکار نامیده میشوند) آن را ازنظر مالی تأمین میکنند (Tore, 2008, P. 13).
![]() |
زمانیکه فنّاوری اصلی و الگوی کسبوکار توسعه پیدا کرد، شرکت وارد مرحله نوپا میشود و کالا در محله قبل از جا انداختن در بازار است و سازمانی با مدیریت حرفهای تشکیل میشود (Tore, 2008, P. 14). در مرحله نوپا منابع لازم برای کسبوکارهایی فراهم میشود که مراحل توسعه را تکمیل کنند و میتواند شامل تلاشهای اولیه برای بازاریابی محصول باشد. کسبوکارهای خانگی در فرایند سازماندهی قرار دارند و ممکن است پیش از این به مدت یک سال و یا کمتر در کسبوکار فعالیت داشته باشند، اما محصول خود را بهصورت تجاری به فروش نرسانده باشند. معمولاً چنین شرکتهایی مطالعات بازار را انجام دادهاند و آماده هدایت کسبوکار خود میشوند (metrick, 2007, P. 15). در این مرحله، سرمایهگذاران مخاطرهپذیر و حرفهای به شرکت اضافه میشوند و بهطور فعال در امور مربوط به کسبوکار مشارکت میکنند. هاردینگ اعتقاد دارد که مشکلات تأمین مالی در این مرحله نسبت به مراحل دیگر احتمالاً زیاد خواهد بود (Harding, 2006, P. 291). اواکی این مشکل سرمایه را در مرحله گذار از ایده به بازار محصول، شکاف سرمایه عنوان میکند که با سرمایهگذاری مخاطرهپذیر میتواند پر شود (Oakey, 2003, P. 85). مرحله سوم از چرخه عمر کسبوکار، مرحله گسترش است. در این مرحله محصول به بازار معرفی و درخصوص مقیاس تولید تصمیمگیری میشود. این مرحله بهشدت نیازمند سرمایه بیشتر است ولی با محک فنّاوری و پذیرش آن و شکلگیری سازمانی برای تولید، فروش و مدیریت امور مالی و راهبردی، مخاطرهپذیری کاهش مییابد (Tore, 2008, P. 14). زمانیکه شرکت وارد مرحله یکپارچگی میشود، منحنی رشد روبهافول میگذارد و کسبوکار باثباتتر و جریانات نقدی مثبتتر میشود. مهمترین مسأله در این مرحله، نگهداری موقعیت بازار و کاراتر کردن عملیات کسبوکار است. در این مرحله، خطرپذیری تا سطح جدیدی کاهش مییابد و سرمایهگذاران مایلاند که ازطریق فروش سهام در عرضه عمومی اولیه یا یک ادغام از سرمایهگذاری خود خارج شوند و درنهایت شرکت وارد مرحله بلوغ میشود (Tore, 2008, P. 14).