دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

سرمایه فکری در کسب‌وکار خانگی

Intellectual capital in home business
نویسنده

تحلیل نقش سرمایة فکری در کسب‌وکار مدنظر است.

سرمایه فکری، زاده عرصه علم و دانش است و دربرگیرنده مجموعه‌ای از دانش، اطلاعات، اموال فکری، تجربه و یادگیری سازمانی است. در اقتصاد‌های مبتنی بر دانش، از سرمایه فکری به‌ویژه در حوزه کسب‌وکار خانگی به‌منظور ایجاد ارزش برای سازمان استفاده می‌شود و در دنیای امروز، موفقیت هر سازمان به توانایی مدیریت این دارایی‌ها بستگی دارد.

     با وقوع انقلاب تکنولوژی و فنّاوری اطلاعات، از حدود سال‌های بعد از 1990، الگوی اقتصاد جهانی تغییر اساسی کرد. در اقتصاد امروز، دانش به‌عنوان مهم‌ترین سرمایه، جایگزین سرمایه فیزیکی پیشین شده است. سرمایه، در مورد مؤسسه‌ها، به هر دارایی‌ای برمی‌گردد که باعث ایجاد جریان‌های نقدی در آینده می‌شود. اما در حوزه کسب‌وکار خانگی باید اذعان داشت سرمایه امری نهفته در دستان شاغلان در منزل است. شروع کسب‌وکار در منزل فرصت‌های مناسب و نامحدودی را برای بهبود و ارتقا مهارت‌ها در اختیار افراد قرار می‌دهد. یادگیری مهارت‌های جدید در زمینه‌های مختلف مانند بازاریابی، مدیریت، بهره‌وری، ارتباطات، تحقیق، مهارت‌های فنی، توسعه محصولات جدید و بسیاری موراد دیگر ازآن‌جمله هستند. توجه به سرمایه‌های فکری می‌تواند تأثیری گیرا را در تولید علم به‌خصوص در شرکت‌های دانش‌بنیان داشته باشد و لذا این سرمایه‌ها جزء مهم‌ترین‌ رکن شرکت‌های تولیدی و تجارتی می‌باشند (موسوی و دیگران، 1391، ص. 84).

     بیشتر دارایی‌های شناخته‌شده ماهیت مشهود و عینی دارند؛ ازاین‌رو، سرمایه مشهود به دارایی‌های فیزیکی و مالی سازمان اشاره دارد. ارزش این دارایی‌ها به‌طور ادواری افشاء می‌شود و به‌آسانی بر روی ترازنامه به‌دست آمده و در ثبت‌های مالی این شرکت‌ها یافت می‌شود. دارایی‌های فیزیکی، می‌تواند به‌معنی زمین، ماشین‌آلات، موجودی کالا و تجهیزاتی ازاین‌قبیل باشد. امروزه اهمیت دارایی‌های نامشهود (مانند: مهارت‌های نیروی کار و سازمان) در تعیین سودهای آینده به‌طور فزاینده‌ای در حال افزایش است. علاوه‌براین، شناسایی کردن این دارایی‌ها دشوار‌تر از دارایی‌های مشهود است و این سختی مربوط به تعیین ارزش آنهاست که از گذشته تا به امروز ادامه داشته است و درست به‌همین‌خاطر است که در بیشتر شرکت‌ها اصلاً گزارشی در این مورد واقع نمی‌شود. همین امر باعث شده است که این دارایی‌ها برای جهان خارج از مؤسسه، نامرئی باقی بمانند و حتی گاهی اوقات برای کارکنان درون سازمان نیز قابل تشخیص نباشند. علی‌رغم اینکه سیستم‌های بیشتری در حال استفاده از سرمایه فکری هستند، اما هنوز هم بسیاری از افراد شاغل در سازمان‌ها و بنگاه‌های اقتصادی اطلاعی از این مفهوم به‌معنای دقیق خود ندارند (زنجیردار و همکاران، 1387، ص. 10). شروع یک کسب‌وکار در منزل بستر فوق‌العاده ای برای ایجاد دارایی‌هایی که به شما تعلق خواهند داشت را می‌دهد. حال این دارایی می‌تواند محصولات تولیدی، خدمات، سرمایه فکری و یا نشان تجاری اختصاصی افراد باشد. کسب‌وکار افراد دارایی ارزشمند بوده و می‌تواند به‌صورت بالقوه برای سال‌ها درآمدزایی خوبی در پی داشته باشد. از درآمد حاصل از آن می‌توان برای ارتقا مهارت‌ها، توسعه فعالیت‌های کاری و یا خرید دارایی‌های دیگر استفاده کنید. تاکنون تحقیق چندان جامعی در مورد بررسی مفهوم سرمایه فکری در حیطه کسب‌وکار خانگی و چگونگی ارزیابی و اندازه‌گیری آن مورد توجه قرار نگرفته است.

 

مفهوم سرمایه فکری

اصطلاح سرمایه فکری برای اولین‌بار در سال 1962 میلادی توسط شخصی به نام فریتز مچلاپ مورد استفاده قرار گفت و پیش از آن از اصطلاح کارگران دانش استفاده می‌شد (Bontis, 1998, P. 3). سرمایه فکری فراهم‌کننده یک پایگاه منابع جدید است که ازطریق آن سازمان که می‌تواند حتی شامل تعدادی افراد شاغل در خانواده شود توانایی رقابت را همواره دارد. در عصر فرا رقابتی سازمان‌ها با محیطی روبه‌رو هستیم که مشخصه آن افزایش پیچیدگی و جهانی شدن و پویایی است، لذا سازمان‌ها برای استمرار و استقرار خود با چالش‌های نوینی مواجه هستند که برون‌رفت از این چالش‌ها مستلزم توجه بیشتر به توسعه و تقویت مهارت‌ها و توانایی‌های درونی است که این کار ازطریق مبانی دانش سازمانی و خصوصاً توجه بیشتر به سرمایه فکری صورت می‌گیرد و سازمان‌ها از آن دو برای رسیدن به عملکرد بهتر در دنیای کسب‌وکار استفاده می‌کنند. ارزش و کارکرد دانش و سرمایه فکری آن‌قدر بالاست که به‌عنوان راهبرد‌های پایدار برای حصول و نگهداری مزیت رقابتی سازمان‌ها تشخیص داده شده‌اند. ارائه تعریفی از مفهوم سرمایه فکری همواره میان پژوهشگران مورد بحث بوده است و تعاریف مختلفی برای تفسیر این مفهوم مورد استفاده قرار گرفته است. مردم تمایل دارند از اصطلاحاتی مانند دارایی‌ها، منابع یا محرک‌های عملکرد به‌جای کلمة سرمایه استفاده کنند. آنان واژة فکری را با کلماتی مانند نامشهود یا غیرمالی جایگزین می‌کنند. بعضی از حرفه‌ها (مانند حسابداری مالی، حسابرسی و...) نیز تعاریف کاملاً متفاوتی مانند دارایی‌های ثابت غیرمالی که موجودیت عینی و فیزیکی ندارند اما توسط بنگاه اقتصادی خانوارها نگهداری و ازطریق حقوق قانونی قابل شناسایی و کنترل هستند ارائه کرده‌اند (Marr, 2008, P. 39).

     بااین‌حال آنچه مدنظر است ارائه یک تعریف دقیق از مفهوم سرمایه فکری می‌باشد که جز ازطریق تفحص در نظریات پژوهشگران قابل تحقق نمی‌باشد.

     استوارت معتقد است سرمایه فکری مجموعه‌ای از دانش، اطلاعات، اموال فکری، تجربه، رقابت و یادگیری سازمانی است که می‌تواند برای ایجاد ثروت به‌کارگرفته شود. در واقع، سرمایه فکری کلیه کارکنان، دانش سازمانی و توانایی‌های آنان را برای ایجاد ارزش افزوده دربرمی‌گیرد و باعث ایجاد منافع رقابتی مستمر می‌شود (مشبکی و قلیچ لی، 1385، ص. 235).

     بنتیس معتقد است سرمایه فکری می‌تواند به‌عنوان مجموعه‌ای از دارایی‌های نامشهود (منابع، توانایی‌ها، رقابت) تعریف شود که از عملکرد سازمانی و ایجاد ارزش به‌دست می‌آیند (Bonties, Ibid., PP. 63-67).

     ادوینسون و مالن سرمایه فکری را اطلاعات و دانش مورد استفاده برای کار کردن به‌منظور ایجاد ارزش تعریف می‌کنند (Vasile, 2008, P. 4).

     بنتیس و‌هالند در مقاله‌ای که در سال 2002 به چاپ رسانیدند سرمایه فکری را این‌طور تعریف می‌نمایند: سرمایه فکری ذخیره‌ای از دانش را که در نقطه خاصی از زمان در یک سازمان وجود دارد نشان می‌دهد (Bontis & Hulland, 2002, P. 17). همان‌گونه‌که مشاهده می‌شود در این تعریف ارتباط بین سرمایه فکری و یادگیری سازمانی مورد توجه قرار گرفته است.

     برخی دیگر از پژوهشگران معتقدند سرمایه فکری دارایی‌ای است که توانایی سازمان را برای ایجاد ثروت اندازه‌گیری می‌کند. این دارایی ماهیت عینی و فیزیکی ندارد و یک دارایی نامشهود است که ازطریق به‌کارگیری دارایی‌های مرتبط با منابع انسانی، عملکرد سازمانی و روابط خارج از بنگاه اقتصادی به‌دست آمده است. همه این ویژگی‌ها باعث ایجاد ارزش برای بنگاه اقتصادی می‌شوند و قابلیت خریدوفروش ندارند (Rose & Barron, 2008, P. 114).

     به‌نظر می‌رسد از بین تعاریف ارائه‌شده تعریف اخیر از سایر تعاریف بسیار رساتر و بهتر باشد زیرا در تعریف اخیر به سه عنصر مهم سازنده سرمایه فکری (در گفتار بعد خواهیم خواند) مورد اشاره قرار گرفته است و سرمایه فکری را چیزی جز آن عناصر ندانسته است.

     نکته‌ای که ذکر آن در اینجا ضروری به‌نظر می‌رسد عدم اختلاط دو مفهوم سرمایه فکری و دارایی‌های مشهود می‌باشد. با وجود شباهت این دو در توانایی بالقوه برای ایجاد جریان‌های نقدی آینده، این دو با هم تفاوت‌هایی دارند. ویژگی‌هایی که سرمایه فکری را از این دسته دارایی‌ها متمایز می‌نماید عبارت‌انداز: ویژگی اول، سرمایه فکری دارایی‌هایی غیررقابتی هستند. برخلاف دارایی‌های فیزیکی یا مشهود که فقط می‌توانند برای انجام یک کار به‌خصوص در یک زمان خاص مورد استفاده قرار بگیرند سرمایه فکری را می‌توان به‌طور هم‌زمان برای چند امر خاص به‌کار گرفت. برای مثال، سیستم پشتیبانی از مشتری می‌تواند امکان حمایت از هزاران مشتری را در یک زمان خاص فراهم کند. این توانایی یکی از مهم‌ترین معیارهایی است که موجبات برتری سرمایه فکری را نسبت به دارایی‌هایی مشهود فراهم می‌آورد؛

ویژگی دوم، سرمایه انسانی (در حوزه کسب‌وکار خانگی سرمایه انسانی که شامل افراد خانوارها می‌شود از مهم‌ترین جریان‌های تولید تلقی می‌گردند) و سرمایه رابطه‌ای (که از عناصر سرمایه فکری هستند) قابلیت تملک شخصی را ندارند بلکه باید بین کارکنان و مشتریان و تأمین‌کنندگان مشترک باشند درحالی‌که این مهم در مورد دارایی‌های مشهود صدق نمی‌نماید.

 

عناصر سرمایه فکری

امروزه میان پژوهشگران اجماعی وجود دارد که سرمایه فکری از سه عنصر مهم تشکیل گردیده است. به‌عبارتی‌دیگر همگی بر روی این موضوع اتفاق‌نظر دارند که سرمایه فکری از سه عنصر سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه ای تشکیل شده است. این سه عنصر به‌شرح ذیل می‌باشد:

1. سرمایه انسانی. سرمایه انسانی موجودی دانش افراد موجود در یک سازمان یا یک خانوار می‌باشد. برخی از نویسندگان معتقدند کارکنان، سرمایه فکری را ازطریق شایستگی، نگرش و چالاکی فکری خود ایجاد می‌کنند (Rose & others, 2005, P. 29). مهم‌ترین‌ عناصر تشکیل‌دهنده سرمایه انسانی بنگاه اقتصادی مجموعة مهارت‌های نیروی کار، عمق و وسعت تجربة آنان است. در حوزه کسب‌وکار خانگی باید اذعان داشت که فعالان این حوزه همواره ازطریق تداوم در تولید تجربه‌های لازم را به‌دست می‌آورند و به‌علت در کنار خانواده بودن، آرامش فکری را غالب بر این تجربه‌ها می‌سازند. منابع انسانی به‌خصوص در حوزه تولید اموال فکری می‌تواند به‌منزله روح و فکر منابع سرمایه فکری باشد. این سرمایه در شب با ترک سازمان ازسوی کارکنان از شرکت خارج می‌شود اما سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه‌ای حتی با ترک سازمان یا کارگاه در شب هم بدون تغییر باقی می‌ماند (البته لازم به ذکر است که در مشاغل خانگی ما با گارگاه‌های خانوادگی روبه‌رو هستیم که اصولاً در محل زندگی افراد استقرار یافته‌اند و چیزی به نام ترک سازمان در این موارد مطرح نمی‌گردد. بااین‌حال می توان گفت زمان دست از کار کشیدن اعضای خانوار را می‌توان نوعی ترک کارگاه تلقی نمود). سرمایه انسانی خود مفهومی مرکب است و می‌تواند شامل موارد ذیل باشد:

الف. مهارت‌ها و شایستگی‌های نیروی کار و اعضای خانوار؛

ب. دانش نیروی کار در زمینه‌هایی که برای موفقیت بنگاه اقتصادی یا خانوار مهم و ضروری هستند؛ و

ج. استعدادها، اخلاق و رفتار ایشان.

     در این راستا یکی از پژوهشگران معتقد است دارایی انسانی یک بنگاه اقتصادی (یا یک خانوار در موارد کسب‌وکار خانگی) شامل مهارت‌ها، تخصص‌ها، توانایی حل مسئله و سبک‌های رهبری است (Brooking, 1996, P. 72). اگر در یک بنگاه اقتصادی سطح گردش کارکنان بالا باشد، این موضوع ممکن است به این معنی باشد که سازمان این جزء مهم سرمایه فکری خود را از دست داده است زیرا گردش بیش از مقدار لازم باعث تضعیف نیروی انسانی برای بهره‌وری هرچه بهتر می‌شود.

2. سرمایه رابطه‌ای. سرمایه رابطه‌ای شامل همه روابطی است که بین بنگاه اقتصادی با هر فرد یا بنگاه اقتصادی دیگری وجود دارد. این روابط شامل مشتریان، واسطه‌ها، کارکنان، تأمین‌کنندگان مواد اولیه، مقامات قانونی، اعتباردهندگان و سرمایه‌گذاران است. روابط مزبور به دوگروه کلی تقسیم می‌شوند: گروه اول روابطی هستند که ازطریق قرارداد با مشتریان و تأمین‌کنندگان مواد اولیه یا شرکای اصلی، رسمیت می‌یابند. گروه دوم بیشتر شامل روابط غیررسمی هستند. سرمایه رابطه‌ای به‌عنوان یک پل و سازمان‌دهنده عملیات سرمایه فکری تلقی و عامل تعیین‌کننده در تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازار است. این سرمایه شامل استحکام و وفاداری مناسبات و روابط با مشتری است. رضایت مشتری، سلامت مالی و حساسیت قیمت ممکن است، به‌عنوان شاخص‌های این نوع سرمایه به‌کار روند. تفکیک سرمایه رابطه‌ای از سرمایه انسانی و ساختاری گویای اهمیت آن در ارزش بنگاه اقتصادی است. علائم تجاری، شهرت و آوازه شرکت یا کالاها و خدمات آن، که منعکس‌کنندة روابط بین شرکت‌ها و مشتریان (بالقوه یا بالفعل) آنها هستند، نیز در این گروه از دارایی‌ها قرار می‌گیرند.

3. سرمایه ساختاری. سرمایه ساختاری شامل ذخایر غیرانسانی دانش ازجمله پایگاه‌های داده، نمودارهای سازمانی، دستورالعمل‌های اجرای فرایندها، راهبرد‌ها، برنامه‌های اجرایی و به‌طورکلی هر آنچه که ارزشش برای سازمان بالاتر از ارزش مادی‌اش باشد، است (Rose & others, Ibid., P. 33). در مورد کسب‌وکار خانگی باید اذعان داشت که سرمایه ساختاری دامنه گسترده‌ای از عناصر ضروری را نظیر تجربه‌های افراد، همکاری دسته‌جمعی، کمک ریش‌سفیدان و ... را پوشش می‌دهد. مهم‌ترین‌ سرمایه‌های ساختاری معمولاً شامل موارد ذیل می‌شود:

1. فرایندهای مهم اجرایی بنگاه اقتصادی؛

2. چگونگی ساختاربندی این بنگاه‌ها؛

3. سیاست‌ها، جریان‌های اطلاعاتی و عناصر پایگاه‌های داده؛

4. رهبری و سبک مدیریت بنگاه و یا کارگاه؛

5. فرهنگ سازمان؛ و

6. طرح‌های پاداش کارکنان و اعضای خانوار.

     سرمایه ساختاری می‌تواند می‌تواند به گروه‌های فرعی فرهنگ، عملیات و عادات کاری و اموال فکری تقسیم شود.

     با در نظر گرفتن سه عنصر ذکر‌شده می‌تواند گفت که مهم‌ترین‌ جزء اصلی و اساسی سرمایه فکری سرمایه انسانی است و دو عنصر دیگر تابعی از سرمایه انسانی هستند. به‌عباتی‌دیگر بدون سرمایه انسانی رشد و توسعه آنها محدود می‌باشد.

جدول صفحه بعد عناصر سرمایه فکری و اجزای سازنده هرکدام را به تفکیک مشخص می‌نماید.

 

ارزیابی سرمایه فکری

تبیین اهمیت مدیریت دانش و تأثیر آن در عملکرد سازمان‌ها و کارگاه‌های خانوادگی تا حد زیادی منوط به قدرت توجیه و تبیین نقش آن در زایش قدرت رقابتی و کسب سهم بیشتری از سازمان می‌باشد. یکی از منطقی‌ترین‌ رویکرد‌ها در این زمینه تأثیر سرمایه فکری بر عملکرد سازمان‌ها ازطریق ارزیابی و اندازه‌گیری سرمایه فکری در سیستم اندازه‌گیری عملکرد کلی سازمان و خانوار است که می‌تواند در آن سطح یا در سطح فرایند‌های فردی و پروژه‌ای انجام گیرد. این بدان‌معنی است که باید با بازنمودن یک ردیف برای سرمایه فکری در میان سایر ردیف‌های اندازه‌گیری عملکرد، یک عدد و مقدار مشخصی را برای سهم سرمایه فکری در نظر گرفت اگرچه در عمل انجام این امر سخت دشوار است.

     در این گفتار پیش از توضیح روش‌های اندازه‌گیری سرمایه فکری از اهداف و مزایای ارزیابی سرمایه فکری سخن گفته و پس از این دو، روش‌های اندازه‌گیری سرمایه فکری را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

 

بند اول: اهداف اندازه‌گیری سرمایه فکری

اندازه‌گیری سرمایه فکری می‌تواند مبتنی بر انگیزه‌ها و اهداف مختلف باشد اما بااین‌حال به‌نظر می رسد که در این میان وجود پنج هدف در توجیه اندازه‌گیری سرمایه فکری مکتفی باشند. این پنج هدف عبارت‌انداز:

1. کمک به شرکت‌ها و اعضای خانوارها برای فرموله کردن راهبرد‌هایشان؛

2. کمک به ارزیابی نحوه اجرای راهبرد‌ها؛

3. کمک به گسترش و تنوع تصمیم‌گیری‌های شرکت‌ها و خانوارها؛

4. ارزیابی‌های غیرمالی سرمایه فکری می‌تواند به طرح‌های بازپرداخت و پاداش مدیران مرتبط باشد؛

5. به‌منظور ایجاد رابطه با سهام‌داران خارج از شرکت که سرمایه فکری را در اختیار دارند.

     سه هدف اول ناظر بر تصمیم‌گیری‌های داخلی می‌باشد و هدف از آنها حداکثر نمودن عملکرد عملیاتی شرکت‌ها و خانوارها برای ایجاد درآمد ازطریق حداقل هزینه و بهبود مستمر در روابط با مشتریان و سهم بازار می باشد. هدف چهارم ناظر بر ایجاد انگیزه‌های اجرایی می‌باشد و هدف پنجم مربوط به ایجاد انگیزه برای سهام‌داران خارج از سازمان می‌باشد که البته مورد اخیر علی‌القاعده در مورد کسب‌وکارهای خانگی چندان نمی‌تواند مطرح گردد زیرا شرکای اصلی در این دسته مشاغل خود اعضای خانوار هستند و کسی از برون شریک ایشان تلقی نمی‌گردد.

 

بند دوم: مزایای اندازه‌گیری سرمایه فکری

از دیدگاه منطقی، کاری حکیمانه تلقی می‌گردد که منافع آن بر مزایای آن بچربد وگرنه آنچه انجام شده است عبث خواهد بود. بحث مهم اندازه‌گیری سرمایه فکری از این مقوله جدا نمی‌باشد و اندازه‌گیری این دسته سرمایه دارای منافع و مزایای بسیار مهمی می‌باشد که در ذیل مهم‌ترین‌ آنها را ذکر می‌کنیم:

اول: ممکن شدن شناسایی و نقشه‌برداری از دارایی‌های نامشهود در درون یک سازمان یا خانوار؛

دوم: نظارت مستمر بر ارزش دارایی‌ها و پیدا کردن راه‌هایی برای افزایش ارزش آنها؛

سوم: افزایش یافتن نوآوری در درون یک سازمان یا میان اعضای شاغل یک خانواده؛

چهارم: درک شبکه‌های اجتماعی سازمان و شناسایی عاملان تغییر؛

پنجم: اولویت‌بندی مباحث دانشی حیاتی و سرنوشت‌ساز.

     موارد ذکرشده از مهم‌ترین‌ مزایای اندازه‌گیری سرمایه‌های فکری هستند و اندازه‌گیری سرمایه فکری سازمان‌ها را توجیه می‌نمایند. بااین‌حال باید اظهارداشت موارد ذکرشده به‌هیچ‌وجه انحصاری نمی‌باشند و ذکر پنج مورد اشاره‌شده من‌باب تغلیب بوده است.

 

بند سوم: روش‌های اندازه‌گیری سرمایه فکری

امروزه برای اندازه‌گیری سرمایه فکری روش‌های مختلفی وجود دارد و متخصصین حسب نوع شرکت و میزان سرمایه از روش‌های مختلفی استفاده می‌نمایند. بااین‌حال این روش‌ها را می‌توان در قالب چهار گروه اصلی مورد مطالعه قرار داد:

الف. روش‌های مستقیم اندازه‌گیری سرمایه فکری. این روش عبارت است از برآورد ارزش پولی دارایی‌های نامشهود یا همان سرمایه فکری ازطریق شناسایی عناصر مختلف تشکیل‌دهنده آنها. براساس این روش یک بار ارزش عناصر به‌صورت تک‌تک محاسبه می‌گردد و سپس مجموع ارزش طبقات مختلف آنها بیان‌گر ارزش دارایی‌های مربوطه خواهد بود. این روش دارای یک‌سری ویژگی‌های اساسی به‌شرح ذیل می‌باشند:

1. چون براساس ارزش‌های تاریخی هستند پیشنهاد‌های بالقوه‌ای برای ایجاد تصویر جامع‌تری از سلامت مالی مؤسسات و سازمان‌های خانوادگی ارائه می‌دهند.

2. این روش‌ها جزئیات دقیق‌تر و کامل‌تری در اختیار تحلیل‌گران قرار می‌دهد و به‌آسانی در هر سطحی از سازمان قابل کاربری‌اند.

3. این روش‌ها نیازی به ‌اندازه‌گیری شرایط مالی ندارند.

4. در این روش‌ها منابع سرمایه‌ای از پایین به بالا اندازه‌گیری می‌شوند و نسبت به روش‌های نرخ بازده دارایی‌ها و روش‌های بازار سرمایه‌گذاری سریع‌تر و دقیق‌تر منابع را اندازه‌گیری می‌کنند.

     بااین‌حال این روش‌ها بی‌عیب هم نیستند. عیب اصلی این روش‌ها این است که به‌آسانی نمی‌توان نتایج حاصل از آنها را به نتایج مالی ارتباط داد.

ب. روش‌های بازار سرمایه‌گذاری (روش‌های تشکیل بازار سرمایه). در این روش سرمایه فکری سازمان به این طریق اندازه‌گیری می‌شود: محاسبه کردن اختلاف بین ارزش بازار شرکت (برمبنای قیمت بازار سهام) و حقوق صاحبان سهام تعدیل‌شده از بابت تورم یا بهای جایگزینی، به‌عنوان ارزش سرمایه فکری یا دارایی‌های نامشهود در نظر گرفته می‌شود. این روش اگرچه روشی پسندیده می‌باشد اما دارای نقاط قوت و ضعفی به‌شرح ذیل است:

1. این روش‌ها روی ارقام مالی تأکید دارند که با وجود کامل نبودن، قابلیت حسابرسی دارند؛

2. این روش‌ها تلاش می‌کنند که یک ارزشیابی واقعی از سازمان یا خانوار ارائه دهند؛

3. مزیت اصلی آنها این است که می‌توانند برای مقایسه ساده بین شرکت‌های فعال در یک صنعت مشابه مورد استفاده قرار گیرند، ولی جزئیات بسیار اندکی در اختیار تحلیل‌گران مالی قرار خواهند داد.

ج. روش‌های بازده دارایی‌ها. در این روش میانگین سود‌های پیش از مالیات چند سال شرکت یا خانوار و تقسیم آن بر میانگین دارایی‌های مشهود ایشان در آن سال‌ها محاسبه می‌گردد. نتیجه این محاسبه را نرخ بازگشت دارایی‌ها می‌نامند که بعداً با میانگین صنعت مقایسه می‌گردد. تفاضل این دو رقم در میانگین دارایی‌های مشهود ضرب می‌گردد تا میانگین درآمد‌های سالانه حاصل از درآمد‌های نامشهود به‌دست آید. سپس این میانگین درآمد به‌دست‌آمده بر میانگین وزنی هزینه سرمایه یا نرخ بهره تقسیم می‌شود تا ازاین‌طریق برآوردی از ارزش سرمایه فکری یا دارایی‌های نامشهود به‌دست آید. این روش دارای سه ویژگی مهم ذیل است:

1. روش‌های نرخ بازده دارایی به نرخ‌های بهره بسیار حساس هستند؛

2. در این روش از مقایسه مستقیم ارزش‌ها با ارزش‌های بازار استفاده نمی‌شود بلکه تنها از بعضی عوامل که تحلیل‌گران بازار در ارزیابی خود از آنها استفاده می‌کنند بهره گرفته می‌شود؛

3. این روش‌ها همانند روش‌های بازار سرمایه‌گذاری روی ارقام مالی تأکید می‌کنند.

د. روش کارت امتیازی. آخرین روش‌اندازه‌گیری سرمایه فکری روش کارت امتیازی می‌باشد. این روش زمانی به‌کار برده می‌شود که اجزای مختلف سرمایه فکری معین بوده و بتوان آنها را براساس کارت امتیازی و یا گراف منعکس کرد. این روش دارای یک مزیت مهم می‌باشد و آن اینکه به‌آسانی در هر سطحی از سازمان کاربرد دارند و در مقایسه با محاسبه‌های مالی تصویری جامع‌تری از ارزش سازمان ارائه می‌دهد، زیرا این روش‌ها یک رویداد یا گزارش را دقیق‌تر اندازه‌گیری می‌کنند.

 
  Text Box:


     همان‌گونه‌که گفته شده روش‌های اندازه‌گیری سرمایه فکری متعدد اند و چهار روش ذکرشده از اصلی‌ترین‌ و نوین‌ترین‌ روش‌های احتساب سرمایه فکری می‌باشند. بااین‌حال علاوه‌بر چهار روش ذکرشده باید به سه روش دیگر اشاره نمود که اگرچه انحصاری نیستند اما ذکر آنها به‌دلیل شیاع کاربردشان خالی از قوت نیست. این سه روش عبارت‌انداز: روش ارزش بازار به دفتر روش مدل کارگزار فنّاوری و روش ارزیابی سرمایه فکری هدایت‌کننده اسکاندیا.

روش اول: روش اندازه‌گیری سرمایه فکری ارزش بازار به دفتر. ارزش بازار به دفتر یکی از روش‌های عمومی شناخته‌شده است که به جهت ارزیابی و اندازه‌گیری سرمایه فکری یک سازمان مورد استفاده قرار می‌گیرد. این ارزش ازطریق اختلاف بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکت محاسبه می‌شود. این روش‌ها علی‌رغم سادگی دارای برخی مشکلات در اندازه‌گیری و نیز تفسیر نتایج می‌باشد. ارزش دفتری بستگی به استاندارد ملی و بین‌المللی دارد که براساس حساب‌ها تهیه شده‌اند و ممکن است در عمل ارزش دفتری را دستخوش تغییر نماید. ازطرفی ارزش سهام در بازار همواره درحال‌تغییر است که نتایج حاصله را صرفاً برای مدتی کوتاه معتبر می‌سازد.

روش دوم: روش اندازه‌گیری سرمایه فکری مدل کارگزار فنّاوری. این روش توسط بروکینگ ایجاد و توسعه داده شده است (94Brooking, Ibid., P.). در این روش دانش سازمانی یا اعضای خانوار را در قالب یک کل به چهار طبقه دارایی‌های انسان‌محور، دارایی‌های زیرساختی، دارایی‌های فکری و دارایی‌های بازار تقسیم‌بندی می‌کنند و ارزش سرمایه فکری سازمان را طی یک فرایند ارزیابی مشخص می‌کنند. هر بخش از مدل به‌وسیله پرسش‌نامه‌های ممیزی مخصوص درباره متغیرهای مرتبط یا طبقه دارایی بررسی می‌شود. بخش اول پرسشنامه مشتمل بر بیست سؤال می‌باشد که بر نیاز به تقویت سرمایه فکری تأکید می‌کند و در ادامه پرسشنامه شامل 178 سؤال می‌شود که مرتبط با چهار طبقه نام‌برده از سرمایه فکری می‌باشد. در مقایسه با سایر چارچوب‌ها این مدل بخش دوم را یعنی بخش ناظر بر سرمایه ساختاری را به سرمایه زیرساختی و سرمایه فکری تفکیک می‌کند. قابل ‌توجه است که شباهت‌های زیادی بین سؤالات ممیزی سرمایه فکری کارگزار فنّاوری و اندازه سرمایه فکری هدایت‌کننده اسکاندیا وجود دارد ( اسکاندیا یکی دیگر از روش‌های اندازه‌گیری سرمایه فکری می‌باشد).

روش سوم: روش ارزیابی سرمایه فکری هدایت‌کننده اسکاندیا. اسکاندیا پژوهشگری بود که به‌طور وسیعی ابزار‌ها و روش‌های مختلف ارزیابی سرمایه فکری را تجربه نمود و سرانجام ابزار اندازه‌گیری خاص خود را تحت‌ عنوان روش هدایت‌کننده اسکاندیا به همراه مدل ایجاد ارزش مربوطه توسعه داد. هدایت‌کننده ابزاری جهت ارزیابی دارایی‌های نرم یک سازمان می‌باشد که همچون یک سیستم گزارش‌دهی مدیریت به مدیران در به تصویر کشیدن و توسعه شاخص‌هایی که دارایی‌های غیرملموس را بازگو می‌کنند کمک نموده و آنان را درجهت آینده راهنمایی می‌کند. هر واحد سازمانی نیاز دارد تا شاخص‌هایی از سرمایه فکری را که برای توسعه آتی سازمان حیاتی است، ایجاد نماید. یکی از پژوهشگران به نام اودینسون به‌عنوان معمار مباحث ابتکاری فوق در شرکت اسکاندیا یک مدل جامع و پویای گزارش‌دهی سرمایه فکری را که هدایت‌کننده نام داشت، با پنج حوزه مالی، مشتری، فرایندها، بازسازی و توسعه و نهایتاً انسان توسعه داد. براساس این مدل فاکتور‌های پنهان انسانی و ساختاری وقتی با هم ترکیب شوند سرمایه فکری را تشکیل می‌دهند ( نمامیان؛ قلی‌زاده؛ باقری، 1390، ص. 14).

     آنچه در پایان این گفتار لازم به ذکر است توجه به این نکته است که هیچ‌کدام از روش‌های ذکرشده نمی‌تواند به تنهایی نیاز یک بنگاه اقتصادی یا خانوار را در ارزیابی سرمایه فکری تأمین نماید و در مقام عمل می‌باید از روش‌های مختلفی استفاده جست. این روش‌ها می‌توانند یک مقدار پولی را منعکس نموده و یا اینکه اجزای سرمایه فکری را بخش‌به‌بخش ارزیابی نمایند.

الف. سرمایه فکری خود در واقع یک نوع دارایی است که قادر است توان بنگاه اقتصادی یا اعضای خانوار را در کسب‌وکار، برای ایجاد ثروت تقویت کند. سرمایه فکری شامل سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه‌ای است.

ب. امروزه تعداد زیادی از بنگاه‌های اقتصادی و کارگاه‌های خانوادگی در سرتاسر جهان دریافته‌اند که ارزیابی و اندازه‌گیری سرمایه فکری می‌تواند برای آنها مزیت‌های رقابتی فراهم آورد و باعث آن شود که بر سایر رقبا پیشی گیرند.

ج. مدیریت صحیح دارایی‌های فکری، بنگاه اقتصادی و خانوارها را قادر می‌سازد از یک طرف حاکمیت داخلی مؤثری بر نظام حاکم بر بنگاه و خانواده داشته باشد و از طرف دیگر، دارای روابط خارجی موفقی با مشتریان و تأمین‌کنندگان و سایرین باشد.

زنجیردار، مجید؛ کهن، علی؛ سلطان زاده، علی اکبر (1387)، «مدیریت اندازه‌گیری و گزارشی ازسرمایه فکری»، ماهنامه اتاق بازرگانی، دوره 5، شماره 4.
مشبکی، اصغر؛ قلیچ لی، بهروز (1385)، «تبیین نقش سرمایه فکری و سرمایه اجتماعی: مطالعه دو شرکت خودروسازی»، فصلنامه مدرس علوم انسانی، دوره 11، شماره 3.
نمامیان، فرشید؛ قلی‌زاده، حسن؛ باقری، فاطمه (1390)، «سرمایه فکری و اندازه‌گیری آن»، مقاله ارائه شده در دومین کنفرانس مدیریت اجرایی، مورخ 1و2 تیر ماه 1391.
موسوی، سیدعباس و دیگران (1391)، «تأثیر سرمایه فکری بر عملکرد شرکت‌های دانش‌بنیان»، فصلنامه مطالعات مدیریت، سال بیست‌ودوم، شماره هفتاد، صص. 77 - 101.
Brooking, A., (1996), Intellectual Capital, Core Assets for the Third Millenium Enterprise, International Thomson Business Press, London .
 Bontis, N., (1998), Intellectual Capital: an Exploratory Study that Develops Measures and Models, Journal of Managing Decision ,Vol. 36, No. 2.
Bontis, N., Hulland, J, (2002), Managing an Bounties, Organizational System By Aligning Stocks And Flows, Journal Of Management Studies, Vol. 41, No.3.
Marr, B., (2008), Impacting Future Value: How to Manage your Intellectual Capital, Published by The Society of Management Accountants of Canada, the American Institute of Certified Public Accountants and The Chartered Institute of Management Accountants .
Rose and Barron, (2005), The Effect of Disclosing Intellectual Capital on the Internal and External Financial Statements ‘Users, Journal of Managing Decision, Vol. 31, No. 5.
Roos, J. & Roos, G. & Dragonetti, N.C. & Evinsson, L., (2005), Intellectual Capital: Navigating the New Business Landscape, Macmillan Press, London.
Vasile, B., (2008), Factors of the Earning Functions and Their Influence on the Intellectual Capital of an Organization, Journal of Applied Quantitative Methods, Vol.3 ,No.4.