دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

سرمایه اولیه در کسب‌وکار خانگی

Issues associated with the investment in domestic business
نویسنده

سرمایه اولیه مورد نیاز برای راه‌اندازی کسب‌وکار خانگی است.

تأمین اعتبار مورد نیاز برای اجرای طرح‌های توسعه اشتغال در کشور یکی از مباحث جدّی و مهم‌ترین عامل در مشاغل خانگی است که درصورت نبود سازوکار مناسب و تأمین نشدن تسهیلات لازم، اجرای طرح را با مشکل مواجه می‌کند. به‌دست آوردن وجوه مورد نیاز برای راه‌اندازی کسب‌وکارها، همواره به‌عنوان یک چالش برای کارآفرینان مطرح بوده است. فرایند به‌دست آوردن وجوه مورد نیاز ممکن است ماه‌ها به طول انجامد و کارآفرینان را از حرفه مدیریت کسب‌‌وکارها منصرف کند. ازسوی‌دیگر، بدون تأمین مالی کافی، کسب‌وکارهای نوپا هرگز به موفقیت نخواهند رسید.

     کسب‌وکارهای خانگی در ایران از سابقه دیرینی برخوردار است. بسیاری از صنایع دستی که امروزه هم وجود دارند، در منازل و در محل سکونت افراد تولید شده‌اند. در عصر حاضر با توجه به اهمیت و ضرورت کسب‌وکارهای خانگی، انسجام تازه‌ای بین کار و خانه ایجاد شده است و این نوع کسب‌وکار وکارها روزبه‌روز توسعه و گسترش می‌یابند (احمدپور داریانی و عزیزی، 1383، ص. 3).

     باور عمومی این است که تنها هدف کسب‌وکار، به‌دست آوردن سود اقتصادی است، درحالی‌که این امر، واقعیت ندارد. آرویک معتقد است همان‌طورکه انسان تنها با هدف خوردن زندگی نمی‌کند، تنها هدف کسب‌وکار هم، کسب سود نیست. بنابراین، کسب‌وکارها هم دارای اهداف اقتصادی‌اند و هم اهداف اجتماعی را دربردارند (رکابی، 1389).

     کسب‌وکارخانگی یکی از جذاب‌ترین انواع کارآفرینی و کسب‌وکار است. در اینجا منظور ما از کسب‌وکار خانگی فعالیتی است که در محل سکونت شخصی و با کمک امکانات منزل راه‌اندازی می‌شود. اصطلاح کسب‌وکارخانگی برای آن دسته از فعالیت‌های اقتصادی استفاده می‌شود که در قدم نخست از یک اقامتگاه خصوصی انجام می‌شوند یا بر یک بنیاد خانگی متمرکز شده باشند. به‌علاوه محل استقرار، معمولاً محل سکونت مالکین می‌باشد (Musket & Woods, 2005).

     به هر نوع فعالیت اقتصادی در محل سکونت شخصی که با استفاده از امکانات و وسائل منزل راه‌اندازی گردد، کسب‌وکار خانگی می‌گویند (احمد‌پور داریانی، 1385).

     این‌قبیل کارها نقش تولیدی داشته و برای عرضه به بازار و در مرحله بعدی وارد کار کردن مردم نقش واسطه بین تولیدکننده و خریدار را انجام می‌دهند. فعالیت در بخش خانگی، به‌طور فزاینده‌ای در حال به رسمیت شناخته شدن به‌عنوان عاملی مهم برای درک انواع مسائل اقتصاد کلان هستند (Silver & Verbrugge, 2010, P. 297).

     همچنین فعالیت‌هایی که صرفاً در محل سکونت افراد به‌عنوان نوعی فعالیت سرگرم‌کننده برپا می‌شوند و فردی از قبال آن درآمد کسب می‌کند، نیز در زمره این کسب‌وکارها قرار دارند. چنین کسب‌وکارهایی در توسعه اقتصادی‌ کشورها، بهبود شرایط اجتماعی، توسعه داخلی، ارتقاء وضعیت اشتغال و شرایط کاری و افزایش‌ سرزندگی در جامعه نقشی عمده ایفا می‌کنند (گلابی و دیگران، 1389، ص. 16). کار خانگی به‌عنوان جایگزینی برای اشتغال کسانی است که مسئولیت خانوادگی دارند، دچار معلولیت جسمی هستند و یا می‌خواهند، مستقل باشند. پدیده کار خانگی به بخش مدرن نیز سرایت‌ کرده است. مثلاً در آلمان صنایع الکترونیکی و صنایع مربوط به بینایی، بیشترین تعداد کارگران‌ خانگی را در میان صنایع دارند (حاجی‌زاده میمندی، 1371، ص. 32).

     آغاز هر فعالیت اقتصادی در همه بخش‌های اقتصادی، فارغ از بزرگی و کوچکی فعالیت، مستلزم سرمایه‌گذاری است. مبحث سرمایه، گستره وسیعی از ملزومات مورد نیاز برای کار و تولید را دربرمی‌گیرد. نهاده‌هایی همچون زمین، منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی و ثروت انباشته‌شده قبلی، سرمایه فیزیکی هستند و در کنار دو نوع دیگر از انواع سرمایه مطرح می‌شوند، شامل: سرمایه انسانی که نرخ باسوادی، سطح تحصیلات و مهارت نیروی کار از مصادیق آن است و سرمایه اجتماعی به‌عنوان هنجارها یا ارزش‌های مشترک که در روابط اجتماعی، عملاً به نمایش گذارده می‌شود (حسین‌زاده بحرینی و ملک‌الساداتی، 1390، ص. 31).

     از دید علم اقتصاد، یکی از عوامل تولید، منابع مالی بوده و تسهیل دسترسی به منابع مالی یکی از وظایف شبکه اقتصادی است. برای نیل به این مطلوب، بازارهای مالی پا به عرصه نظام اقتصادی جوامع امروزی گذاشتند. اصلی‌ترین و ابتدایی‌ترین وظیفه بازارهای مالی در راستای رفع نیازهای کسب‌وکار است. در واقع کارکرد اصلی این بازارها درجهت تبدیل پس‌انداز به سرمایه‌گذاری و نیز کاهش بخش یا تمامی مخاطره فرایند انتقال منابع مالی، لزوم وجود این بازارها را آشکار ساخته است (عیوض‌لو، 1386، ص. 63). ازآنجایی‌که هر سرمایه‌گذاری نخست نیازمند تأمین مالی از بدو سرمایه‌گذاری تا مرحله تثبیت است، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های کارآفرینان و شروع‌کنندگان کسب‌وکارهای خرد (خوداشتغالی و خانگی) برای راه‌اندازی کسب‌وکارشان، کمبود منابع مالی برای تأمین نیازهای سرمایه‌ای است. درعین‌حال، یکی از مؤلفه‌های اساسی که در بهبود فضای کسب‌وکار تأثیر دارد، ورود بی‌دغدغه بنگاه‌ها به بازارهای مالی و تأمین آسان منابع مورد نیاز است. در تمام اقتصادهای پیشرو این مهم ازطریق بازار سرمایه فراهم می‌شود اما در ایران این وظیفه تا حد بسیاری روی دوش نظام بانکی قرار گرفته است (صیامی، 1392، ص. 49).

     شاید فرایند به‌دست آوردن وجوه مورد نیاز، ماه‌ها به طول انجامد و کارآفرینان را از حرفه خود منصرف کند. ازسوی‌دیگر، بدون تأمین مالی کافی کسب‌وکارهای نوپا هرگز به موفقیت نخواهد رسید. کمبود سرمایه‌گذاری، عاملی مؤثر در شکست بسیاری از کسب‌وکارهاست. بااین‌حال به‌دلیل نرخ بالای مرگ‌ومیر کسب‌وکارهای کوچک جدید، مؤسسات مالی، تمایل چندانی به قرض دادن وجوه یا سرمایه‌گذاری در آنها ندارند. نبود سرمایه کافی، کسب‌وکار نوپا را با رها ساختن بر بنیان مالی ضعیف، مستعد شکست خواهد کرد. کارآفرینی نوعی اشتغال در بخش غیرمزدبگیری است که فرد شاغل با اتکاء به توان شخصی (ابتکار و خلاقیت) خود به کارهای تولیدی و خدماتی و در نتیجه، کسب درآمد می‌پردازد (Rosti & Chlli, 2009, P. 527).

     میزان در دسترس بودن سرمایه اولیه برای کارآفرینان و فعالان در بخش کسب‌وکارهای خانگی تحت تأثیر شرایط کلّی حاکم بر فضای کسب‌وکار است و این براساس تحقیقات قبلی صورت‌گرفته، با عواملی چند در رابطه قرار می‌گیرد. مارو (1995) نشان داد که سرمایه‌گذاری خصوصی از فساد، سیستم قضایی و مقررات (محدودیت‌های) اداری تأثیر می‌پذیرد. وی این متغیرها را در شاخص ویژه‌ای جمع کرد و آن را «شاخص کارآمدی دستگاه اداری» نامید. نک کیفر (1996) نشان دادند که سرمایه‌گذاری خصوصی و رشد اقتصادی از آنچه که آن را «کیفیت نهادی» نام نهادند، تأثیر می‌پذیرد. این شاخص، میانگین عوامل: فساد، حاکمیت قانون، چگونگی دیوان‌سالاری، مخاطره بی‌اعتنایی به قراردادها و مخاطره سلب مالکیت به‌و‌سیله دولت است. مؤسسات بین‌المللی برآوردکننده ریسک سرمایه‌گذاری نیز به‌منظور رتبه‌بندی کشورها ازنظر میزان امنیت سرمایه‌گذاری، شاخص‌های مختلفی را مدنظر قرار داده‌اند، ازجمله بنیاد هریتج در گزارش سال 2007 خود با بهره‌گیری از زیرشاخص‌های: سیاست تجاری، حقوق کارگری، بار مالی‌ای که دولت بر شهروندان تحمیل می‌کند، مداخله دولت در اقتصاد، سیاست پولی، کنترل قیمت‌ها، حقوق مالکیت، قوانین و مقررات و بازار سیاه، نسبت به رتبه‌بندی کشورها اقدام می‌کند (رهبر و دیگران، 1386، ص. 114).

     طیف گسترده‌ای از منابع تأمین مالی (با امکان‌پذیری و هزینه‌های گوناگون)، در دسترس کارآفرینان قرار دارد و روش‌های متفاوتی برای طبقه‌بندی آنها پیشنهاد شده است. در یک طبقه‌بندی از این منابع، دیکینز و فریل (2003) منابع مالی شرکت‌های کارآفرینی را به دو دسته درونی و برونی بخش‌بندی کرده‌اند. در گزارشی که توسط شرکت مالی «امکو» ارائه شده است، منابع مالی به سه دسته منابع سهام (حقوق صاحبان سهام)، منابع بدهی ‌(استقراض) و دیگر منابع دسته‌بندی شده بودند.

     البته ازآنجاکه کسب‌وکار خانگی سرمایه‌بری کمتری دارد، کارآفرین روستایی با دشواری کمتری روبه‌رو خواهد شد؛ و می‌تواند بخش قابل‌توجهی از سرمایه مورد نیازش را از منابع مالی خصوصی تأمین نماید. ولیکن درصورت نیاز به سایر منابع حتماً باید راه‌های جذب آنرا تأمین نموده باشد (مجیدیان، 13).

 

تأمین سرمایه اولیه

سرمایه‌ای که کارآفرینان برای راه‌اندازی کسب‌وکارهایشان نیازدارند، کاملاً همراه با ریسک است، چراکه سرمایه‌گذاران در این کسب‌وکارهای نوپا در قبال امکان دستیابی به پاداش‌های چشم‌گیر (سود سرمایه‌ای) باید برای احتمال از دست دادن کل سرمایه تزریق‌شده خود آماده باشند. بنابراین ضرورت دارد که کارآفرین پیش از ورود به کسب‌وکار، منابع مناسب برای تأمین مالی کسب‌وکار خود را شناسایی نماید.

     تأمین مالی با وجوه درونی و بیرونی نیز امکان‌پذیر است. دو شیوه تأمین سرمایه را باید بررسی کرد: تأمین مالی از راه قرض و تأمین مالی از راه سرمایه، تأمین مالی از راه قرض طریقه‌ای است که به روش‌های دست‌یابی به سرمایه، همچون وام، مربوط است و پرداخت آن به‌صورت غیرمستقیم به حجم فروش و سود فعالیت کارآفرینانه بستگی دارد. تأمین مالی از راه سرمایه نیاز به وثیقه ندارد و برای سرمایه‌گذار نوعی موقعیت مالکیت بر کارآفرینانه به ارمغان می‌آورد. سرمایه‌گذار در سود فعالیت کارآفرینانه و نیز هرگونه حق استفاده از دارایی‌های آن به‌طور متناسب مشارکت خواهد داشت (فیض‌بخش، 1389).

     در یک تقسیم‌بندی دیگر، کاردلو ‌(1999) منابع مالی در دسترس کارآفرینان را به دو دسته تقسیم کرده است: منابع غیررسمی و منابع رسمی. در پژوهشی که آقایان اسلامی وبیگدلو در سال1384 انجام دادند، منابع تأمین مالی کارآفرینان را به چهار دسته تقسیم کردند، که عبارت است از:

1. منابع خصوصی تأمین مالی؛

2. تأمین مالی ازطریق بدهی یا استقراض؛

3. تأمین مالی ازطریق سرمایه؛

4. روش داخلی تأمین مالی.

     ازسوی‌دیگر، بدون تأمین مالی کافی کسب‌وکار‌های نوپا هرگز به موفقیت نخواهند رسید. کمبود سرمایه‌گذاری، عاملی مؤثر در شکست بسیاری از کسب‌وکارها است. بااین‌حال به‌دلیل نرخ بالای مرگ‌و‌میر کسب‌وکارهای کوچک جدید، مؤسسات مالی تمایل چندانی به قرض دادن وجوه یا سرمایه‌گذاری در آنها ندارد. نبود سرمایه کافی، کسب‌وکار نوپا را با رها ساختن بر بنیان مالی ضعیف مستعد شکست خواهد بود (ضمیمه نشریه بازار کار، 1391).

 

روش‌های تأمین سرمایه جهت راه‌اندازی یک کسب‌وکار

روش اول. آهسته و پیوسته، یعنی شروع از یک شرکت بسیار کوچک که معمولاً فقط در طراحی مهندسی و انجام کارهای پروژه‌ای فعال است؛

روش دوم. شروع به فعالیت تجاری، کسب درآمد و ایجاد سرمایه برای فعالیت صنعتی و تولیدی در همان رشته تجاری است؛

روش سوم. جذب شریک و سرمایه‌گذار، این روش شاید نزدیک‌ترین روش به الگوهای جهانی باشد یعنی سرمایه‌گذار در کنار مجری قرار بگیرد تا فعالیت صنعتی را پایه‌گذاری کرده و توسعه دهند.

منابع تأمین سرمایه

1. سرمایه نزدیکان، دوستان و اقوام:

مطابق نتایج بررسی‌های دیده‌بان جهانی کار‌آفرینی، اعضای نزدیک خانواده، دوستان و بستگان از بزرگ‌ترین منابع سرمایه‌گذاری‌های غیر‌رسمی برای راه‌اندازی کسب‌وکار هستند. به‌عنوان مثال براساس گزارش «تأمین ‌مالی» سال 2006 GEM، کارآفرینان برای تأمین مالی ایجاد کسب‌وکار، از خویشاوندان نزدیک (9/15درصد) بیش از بقیه آشنایانشان انتظار دارند. به‌همین‌دلیل در 9/48 درصد موارد، سرمایه‌گذاران غیررسمی کار‌آفرینان، خویشاوندان نزدیک‌شان بوده و 4/26 درصد نیز از دوستان یا نزدیکان‌شان می‌باشد (مایکل جی و مارکوآرت،1386).

2. فرشتگان نجات کسب‌وکار:

شبکه فرشتگان کسب‌وکار سازمانی است که هدف آن تسهیل ارتباط کارآفرینان با فرشتگان (کمک‌رسانان) کسب‌وکار می‌باشد. فرشتگان نجات کسب‌وکارکه معمولاً پیش‌قراولان سرمایه‌گذاران نامیده می‌شوند، کسانی هستند که متخصص رشته‌هایی با رشد خیلی بالا هستند و اغلب خودشان را مستقیماً درگیر با کار می‌کنند ( صمد آقایی، 1383).

3. تهیه‌کنندگان و مشتریان:

گاهی اوقات کارآفرینان ازطریق پیش‌فروش محصولات تولیدی خود یا خدمات، منابع مالی راه‌اندازی کسب‌وکار را تهیه می‌نمایند و یا با خرید امانی مواد اولیه مشکل سرمایه جاری فعالیت اقتصادی را برطرف می‌کنند.

4. مؤسسات وام‌دهنده:

مؤسسات وام‌دهنده مؤسساتی غیر از بانک‌ها هستند که حاضرند در قبال پذیرفتن شرائط آسان‌تر به مشتریان خود وام دهند، مثل مؤسسات مالی اعتباری و... در کشورمان.

5. سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر:

اساساً سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر، سرمایه‌ای است که برای تأمین مالی یک شرکت نوپا به‌کار می‌رود. آنچه به‌طورکلی مورد توافق همه صاحب‌نظران کارآفرینی اقتصادی می‌باشد این است که سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر یکی از حلقه‌های اصلی، عوامل‌کلیدی و زیرساخت رشد و پیشرفت خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی در همه جوامع پیشرفته صنعتی و کشورهای درحال‌توسعه شناخته می‌شود. سرمایه‌گذاران مخاطره‌پذیر، شرکت‌های سرمایه‌گذاری هستند که به‌منظور مشارکت، در شرکت‌های تازه‌تأسیس و‌ نوآور، سرمایه‌گذاری می‌کنند. آنها باعث شکل گرفتن و تأسیس شرکت‌های‌ نوآور می‌شوند ( صمد آقایی، 1383).

6. بانک‌های تجاری:

· قرض الحسنه؛

· مضاربه؛

· مشارکت مدنی؛

· مشارکت حقوقی ( خرید سهام)؛

· سرمایه‌گذاری مستقیم؛

· فروش اقساطی؛

· اجاره به‌شرط تملیک؛

· سلف (پیش‌خرید قبل از تولید)؛

· جعاله (ادای مبلغ در ازای کاری معین)؛

· مزارعه ( قرارداد بین صاحب زمین و کشاورز)؛

· مساقات؛

· ضمان (انواع ضمانت‌نامه‌های بانکی).

7. مؤسسات مالی و تخصصی:

برخی از مؤسسات در زمینه فعالیت‌های تخصصی خود حاضر به اعطای وام به کارآفرینان هستند. مثل شرکت سرمایه‌گذاری پتروشیمی که فقط به طرح‌هایی که در زمینه پتروشیمی هستند وام اعطاء می‌نمایند، و یا سازمان گسترش نوسازی صنایع ایران که به‌صورت یک شرکت مادر‌تخصصی در بخش صنایع عمل می‌کند.

8. عرضه سهام:

· فروش سهام یکی از راه‌های تأمین سرمایه است که مالک اصلی شرکت هیچ التزام قانونی جهت بازپرداخت وجه یا بهره به آن ندارد. این امر ازطریق بازارهای اولیه محقق می‌شود. بازار اولیه بازاری است که برای اولین‌بار در آن انتشار و عرضه اوراق بهادار توسط دولت، نهادهای عمومی یا واحدهای تولیدی و تجاری خصوصی، برای تأمین مالی میان‌مدت و بلندمدت، اعم از افزایش سرمایه، تشکیل و تأمین سرمایه و یا استقراض، انجام می‌گیرد (بی‌نام، 1384، ص. 3).

· استفاده از وجوه حاصل از فروش سهام احتیاج به بازپرداخت مثل آنچه در وام گرفتن است ندارد.

9. کمک‌های دولتی:

گاهی اوقات کارآفرین از کمک مالی دولت برای توسعه و عملی کردن ایده نوآورانه خود استفاده می‌کند، مانند:

· تکفا که برنامه کمک‌هایی است که ازسوی‌ دولت به شرکت‌های کوچک در زمینه IT طراحی گردیده است.

· مراکزی که به‌عنوان مرکز رشد، مسئولیت حمایت از کارآفرینان را برعهده دارند.

 

تأمین اعتبار مالی جهت سرمایه‌گذاری برای کسب‌وکار خانگی

تأمین اعتبار مورد نیاز برای اجرای طرح‌های توسعه اشتغال در کشور یکی از مباحث جدی و مهم‌ترین عامل در مشاغل خانگی است که درصورت نبود سازوکار مناسب و تأمین نشدن تسهیلات لازم، اجرای طرح را با مشکل مواجه می‌کند. به‌دست آوردن وجوه مورد نیاز برای راه‌اندازی کسب‌وکارها، همواره به‌عنوان یک چالش برای کارآفرینان مطرح بوده است. فرایند به‌دست آوردن وجوه مورد نیاز ممکن است، ماه‌ها به طول انجامد و کارآفرینان را از حرفه مدیریت کسب‌وکارها منصرف کند. ازسوی دیگر، بدون تأمین مالی کافی، کسب‌وکارهای نوپا هرگز به موفقیت نخواهند رسید.

     سرمایه‌ای که کارآفرینان برای راه‌اندازی کسب‌وکارهایشان نیاز دارند، کاملاً همراه با ریسک است، چراکه سرمایه‌گذاران در این کسب‌وکارهای نوپا در قبال امکان دست‌یابی به پاداش‌های چشم‌گیر (سود سرمایه‌ای) باید برای احتمال از دست دادن کل سرمایه تزریق‌شده خود آماده باشند. بنابراین ضرورت دارد که کارآفرین پیش از ورود به کسب‌وکار، منابع مناسب برای تأمین مالی کسب‌وکار خود را شناسایی نماید.

تأمین سرمایه اولیه برای کسب‌وکارهای خانگی. بدون تأمین مالی کافی، کسب‌وکارهای نوپا هرگز به موفقیت نخواهند رسید. کمبود سرمایه‌گذاری، عاملی مؤثر در شکست بسیاری از کسب‌وکارهاست. هرچند یکی از مزیت‌های کسب‌وکارهای خانگی، عدم نیاز آنها به سرمایه اولیه زیاد می‌باشد، ولی بسته به نوع کسب‌وکار خانگی، حداقلی از سرمایه مورد نیاز خواهد بود. رعایت موارد زیر، افراد را در تأمین سرمایه برای کسب‌وکار خانگی یاری می‌نماید:

1. کار را با کم شروع کنند. از همان اول خواسته نشود که همه امکانات برای شروع کسب‌وکار فراهم باشد. از قدیم گفته‌اند سنگ بزرگ علامت نزدن است. ایده‌ها به قسمت‌های کوچک تقسیم شوند و مرحله‌به‌مرحله به آنها جامه عمل پوشانیده شود. اگر می‌خواهید کوه‌ها را جابه‌جا کنید ابتدا باید تکه‌سنگ‌ها را جابه‌جا کنید.

2. از سایر امکانات خود استفاده کنند و آنها را به پول تبدیل کنند. تمام امکانات و منابع مالی خود را لیست نمایند و بعد دیده خواهد شد که منابع مالی بسیاری برای استفاده در عملی کردن ایده‌ها دارند. از اتومبیل و طلا گرفته تا سیم‌کارت موبایل، بسیاری از کارآفرینان بزرگ فعلی در مرحله‌ای از زندگی خود تمام دارایی‌هایشان را به پول تبدیل کرده‌اند تا توانسته‌اند امروز به اهداف خود دست پیدا کنند. شما برای دستیابی به اهداف خود حاضرید از کدام‌یک از منابع خود چشم بپوشید؟

3. شراکت با دیگران. بسیاری از کسب‌وکارهای امروز برمبنای شراکتی موفق شکل گرفته‌اند. سعی کنند شریکی پیدا کنند که نظرات و عقایدش با عقاید کارآفرین شبیه باشد. در ابتدای کار همه‌چیز روشن باشد. مثلاً در مورد تقیسم سود و شیوه کار، دستورالعمل کاملاً مشخص داشته باشد.

4. فروش سهام. بخشی از سهام کار خود را به دیگران بفروشند. دقت کنید سهام‌دار کردن دیگران با شریک کردن آنها متفاوت است. بسیاری از افراد سرمایه‌های راکدی در بانک‌ها دارند و نمی‌دانند با آنها چه کاری انجام بدهند. سرمایه‌های دیگران را به‌کار بگیرید.

5. گرفتن کمک از مؤسسات خیریه. هدف خود را برای آنها تشریح کنید و آنها را دعوت به سرمایه‌گذاری کنید. به آنها نشان بدهید که می‌توانید برای مددجویان آنها اشتغال ایجاد کنید. از مؤسسات خیریه بخواهید به‌جای‌اینکه به افراد، ماهی بدهند، به آنها ماهی‌گیری بیاموزند.

6. وام گرفتن. دقت داشته باشید در بعضی از موارد، وام گرفتن آخرین راه و بدترین راه تأمین مالی است؛ وقتی فرمول و نحوه وام دادن بسیاری از بانک‌ها را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که که بهره واقعی آنها بسیار بالاتر از آن چیزی است که اعلام می‌کنند و داشتن ایده‌ای که با سود آن بتوان بهره بانک‌ها را پرداخت و بخشی از آن بماند، بسیار مشکل است (گزارش سازمان امور اقتصادی و دارایی خراسان جنوبی، گروه اقتصادی، 1392، صص. 3 و 4).

 

موانع سرمایه‌گذاری در کسب‌وکار در ایران

اولاً، احساس ناامنی و نگرانی سرمایه‌گذاران و اصحاب کسب‌وکار در ایران درباره:

· پیش‌بینی‌ناپذیری تغییرات در قوانین و سیاست‌ها؛

· متعهد و پایبند نبودن دولت به سیاست‌های اعلام‌شده؛

· به بازی گرفته نشدن سرمایه‌گذاران و اصحاب کسب‌وکار در پروسه وضع قوانین و سیاست‌های جدید؛

· لغو دفعی و بدون مقدمه قوانین و مقررات جاری توسط دولت؛

· بروز تغییرات اساسی در قوانین و سیاست‌ها پس از هر انتخابات )درصورت تغییردولت(؛

· سلیقه‌ای و غیرقابل پیش‌بینی بودن احکام صادره توسط دادگاه‌ها؛

· ترس از دشمنی و رقابت دولت با بخش خصوصی؛

· گسترش فساد به لایه‌های بالایی هرم بوروکراسی؛

· عدم شفافیت و وضوح قوانین.

     درمجموع، می‌توان چنین نتیجه گرفت که رفتارهای اختصاصی نهاد دولت به‌معنای عام آن در ایران نسبت به میانگین سایر کشورها، برای فعالان عرصه کار و تولید نه تنها آرامش‌بخش و امنیت‌زا نیست، بلکه امنیت‌زُدا بوده و منشأ نگرانی است (حسین‌زاده بحرینی و ملک‌الساداتی، 1390، ص. 45).

     به‌نظر می‌رسد که به‌منظور افزایش سرمایه‌گذاری‌ها و بالا بردن بازدهی آنها در بازار، دولت ایران به‌عنوان بالاترین نهاد اجرایی، اموری را در سطوح مختلف، ترتیب دهد. اولین سطح مربوط است به امور سطح کلان که ازجمله آن ایجاد اطمینان در امنیت سیاسی و افزایش سرمایه اجتماعی برای جلب سرمایه‌های خارجی و کلان داخلی است. سامان‌دهی قوانین کسب‌وکار خانگی، به‌منظور افزایش امکان بهره‌گیری از سرمایه‌ها و مشارکت بانک‌ها و الزام بانک‌های عامل به انجام معاملات سرمایه‌گذاری در کسب‌کاهای خانگی از دیگر ضرورت‌ها هستند. در سطح پایین‌تر، توجه به کسب‌وکارهای خانگی در مناطق روستایی و مرزی یا مناطقی با تراکم جمعیت کم، اهمیت پیدا می‌کند. قطع ارتباط بین نتایج انتخابات، در بخش‌های گوناگون، با اعمال قوانین موجود در فضای کسب‌وکار کشور، انجام تبلیغات مؤثر برای کاهش وابستگی افراد به مشاغل استخدامی و در عوض آن پرداختن به ایجاد کسب‌وکار مستقل، توسعه شبکه‌های فنّاوری اطلاعات و زیرساخت‌های مورد نیاز آن در تمامی مناطق کشور و حمایت از گسترش کسب‌وکارهای کوچک و بنگاه‌های زودبازده که کسب‌وکارهای خانگی را هم دربرمی‌گیرد، از دیگر اقدامات مورد نیاز در این سطح می‌باشند.

احمدپورداریانی، محمود، کارآفرینی درکسب‌وکارهای خانگی، انتشارات قلم محراب، تهران، 1385.
احمدپور، محمود و همکاران (1378)، پروژه ‏بررسی تجارب موفق، سیاست‌ها و برنامه‏ها و اقدامات ده کشورجهان در زمینه توسعه و ترویج‏ کارآفرینی، 1378.
ازوجی، علاءالدین. برنامه‌های توسعه اعتبارات خرد: ابرازی برای کاهش فقر و ایجاد فرصت‌های شغلی، هفته‌نامه خبری، تحلیلی برنامه، ارگان معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور، شماره 401، بهمن1389.
اسلامی بیدگلی، غلام‌رضا و مهدی بیگدلو، «بررسی معیارهای مؤثر در ارزیابی کسب‌وکارهای مخاطره‌آمیز کارآفرینانه»، دانش مدیریت، شماره 68، 1384.
بی‌نام. «کاستی‌های بازار سرمایه اوراق بهادار ایران»، تازه‌های اقتصاد، شماره 109، 1384.
جمیلی کهنه‌شهری، فاطمه. «آسیب‌شناسی نظری و روشی مطالعات تقسیم کار خانگی: به سوی یک رویکرد روش‌شناختی»، فصلنامه علمی پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا، سال یازدهم، شماره 37 و 38، 1380.
حاجی‌زاده میمندی، مسعود. «کارگران خانگی در جهان»، ماهنامه اجتماعی، اقتصادی کار و جامعه، شماره 1، آذر 1371.
حسین‌زاده بحرینی، محمدحسین و ملک‌الساداتی، سعید. «موانع نهادی سرمایه‌گذاری و کسب‌وکار در ایران»، پژوهش‌نامه بازرگانی، شماره 59، 1390.
رابرت دی. هیسریچ و مایکل پی. پیترز، کارآفرینی، جلد اول، ترجمه دکتر سید علیرضا فیض‌بخش، حمید رضا تقی یاری، مؤسسه انتشارات علمی دانشگاه صنعتی شریف، تهران، 1389.
رکابی، حمید. کسب‌وکار: تعریف، اهداف و انواع، راهکار مدیریت، 1389.
رهبر، فرهاد و مظفری خامنه، فرشید و محمدی، شاپور. «موانع سرمایه‌گذاری و تأثیر آن بر رشد اقتصادی در ایران»، تحقیقات اقتصادی، شماره 81، 1386.
زولتان جی اکس،‌‌‌‌‌‌ بوکارلسون، روی توریک، ن‍ق‍ش‌ ص‍ن‍ای‍ع‌ ک‍وچ‍ک‌ در اق‍ت‍ص‍اد م‍درن‌، مترجم: مجیدی، جهانگیر، ناشر: رسا، ویرایش اول، چاپ دوم،١٣٨٣.
صیامی، بهروز. «اندیشه احیای سرمایه»، کلید سرمایه، دوره دوم، شماره 4، 1392.
ضمیمه نشریه بازار‌کار، آشنایی با گام‌های مورد نیاز برای راه‌اندازی کسب‌وکار خانگی، سه شنبه 31 مرداد، شماره 107، 1391.
گزارش سازمان امور اقتصادی و دارایی خراسان جنوبی-گروه اقتصادی، 1392.
گلابی امیر و دیگران، «بررسی اهمیت نقش شخص کارآفرین در بازاریابی کسب‌وکارهای خانگی‌محور»، کار و جامعه، شماره 127، دی 1389.
صمد آقایی، جلیل، «صنعت سرمایه‌گذاری مخاطره پذیر حلقه مفقوده و زیر ساخت نظام ملی نوآوری»، اولین همایش ملی صنعت سرمایه‌گذاری مخاطره‌پذیر، تهران، 28 و 29 مرداد، 1383.
مایکل جی و مارکوآرت، کسب‌وکار خانوادگی موفق. ترجمه میثاق تصوری، رضا زعفریان مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1386.
مجیدیان، داوود، ارزیابی طرح‌های صنعتی، سازمان مدیریت صنعتی، تهران، 1390.
Blanchflower, David G. Self-employment in OECD countries Labour Economics, Volume 7, Issue 5, September 2000.
Giulietti. Corrado; Ning, Guangjie & Zimmermann. Klaus F. Self- employment of rural-to-urban migrants in China, International Journal of Manpower, Vol. 33 No. 1, 2012.
.Michaelides. Marios, Benus. Jacob, Areself-employment training programs effective? Evidence from Project GATE, Labour Economics, Volume 19, Issue 5, October 2012.
Musket Glenn, Mike Woods, Home-Based Business: An Economic Development Alternative, Oklahoma Cooperative Extension Fact Sheets, from http://osufacts. okstate. EduFactors influencing farmer participation in irrigation management. Journal of Tropical Agriculture, 42(1-2) 2005.
Rosti. Luisa & Chelli. Francesco, Self-employment among Italianfemale graduates, Education ‏Training, Vol. 51 No. 7, 2009.
Silver. Steven D., Verbrugge. Randal, Home production and endogenous economic growth, Journal of Economic Behavior & Organization, Vol. 75, 2010.
http://www. karafarini. Ir 1391.
www. tabnak.ir/fa/news.