تولید پوشاک در خانه ازجمله کسبوکارهای خانگی و کوچک بوده که با توجه به سهولت در راهاندازی، ریسک و هزینههای اولیة پایین، قدمت و دیرینگی پوشاک در ایران و ریشهدار بودن آن در فرهنگ و رسوم ایرانیان و هنرمند بودن مردمان ایرانزمین، توجه عدة زیادی بهخصوص بانوان ایرانی را به خود جلب نموده و امروزه یکی از پردرآمدترین و پرطرفدارترین مشاغل خانگی بهشمار میرود.
دنیای کنونی شاهد تغییرهای عمدهای در عرصة کسبوکار و محیطهای کاری میباشد. ازیکسو سازمانها روزبهروز کوچکتر و انعطافپذیرتر شده و ازسویدیگر مرزهای میان خانه و محل کار در حال از بین رفتن است. براساس نظریة توسعة انسانی، نحوه کارکردن در آینده، به شکل «در خدمت دیگران بودن» نخواهد بود. بلکه فعالیتی است که انسان برای خویشتن انجام میدهد، این فعالیت با مدیریت و کنترل خود او و برای رفع نیازهایش میباشد (الولنی، 1388). بههمیندلیل در سالهای اخیر شمار کسانی که بهطور مستقل و برای خود کار میکنند بهویژه صاحبان مشاغل خانگی، رشد فزایندهای یافته است (Cenbr, 1998). اینگونه فعالیتها بهطورمعمول در زمرة کسبوکارهای خرد (تعداد کارکنان <5) طبقهبندی شده و وجه تمایز آن با دیگر کسبوکارها، واقع بودن آن در خانة مالک و ادارهکننده آن میباشد (Holmes, Smith, Cane, 1997). در سالهای اخیر مراجع سیاستگذاری در کشورهای مختلف ازکسبوکارهای خانگی حمایت زیادی کردهاند، چراکه این کسبوکارها از بخشهای حیاتی و ضروری فعالیتهای اقتصادی کشورهای پیشرفته محسوب میشوند. محاسنی که بر کسبوکارهای خرد مترتب است (همچون چابکی و انعطافپذیری) در کنار مزایایی که خانه بهعنوان محل کسبوکار در اختیار افراد قرار میدهد (همچون حذف هزینههای محل فعالیت) انگیزههای مضاعفی را در افراد برای گرایش بهسمت چنین کسبوکارهایی ایجاد کرده است (خنیفر، آزرم و زمانیفر، 1389).
غلامی براساس تحقیقات خود، عوامل تأثیرگذار بر راهاندازی کسبوکارهای خانگی را اینگونه عنوان کردهاند: 1. عوامل فرهنگی و اجتماعی حاکم، ازجمله دستیابی به مال و ثروت، دستیابی به وجهه و اعتبار، مشهور شدن، کسب آبرو، کسب مهارت و علم، کسب سلامت روانی وجسمی، معین بودن روزی و قسمت و غیره (غلامی، 1391)؛ 2. عوامل تأثیرگذار دولتی همچون اعطای اعتبارات و تسهیلات، حمایتهای حقوقی و معنوی دولت، فرهنگسازی و ترویج روحیة کارآفرینی، آموزش، حمایتهای اطلاعاتی دولت، حمایتهای مشاورهای وخدماتی و غیره (غلامی، 1391)؛ 3. عوامل فردی، شخصیتی و رفتاری مثل خلاقیت و نوآوری، ریسکپذیری، انگیزة بالا، اعتمادبهنفس، تلاش و پشتکار، اراده و قاطعیت، دستیابی به استقلال فردی، داشتن رؤیاهای بزرگ و غیره. عوامل فردی، شخصیتی و رفتاری نسبت به عوامل دیگر از اهمیت بالاتری در راهاندازی کسبوکارهای خانگی برخوردار هستند (غلامی، 1391).
تولید پوشاک در خانه
کسبوکارهای خانگی فرصت مناسبی برای اجرای یک ایدة کارآفرینانه، با خطر و هزینههای بسیار پایین را فراهم میکنند. بهطوری که آن را مرکز رشدی برای کسبوکارهای کوچک و متوسط و تبدیل شدن آنها به کسبوکارهای بزرگ میدانند .(Finmark, 2006) همچنین برای جوانان، کسبوکارهای خانگی نقطه شروع مناسبی برای راهاندازی کسبوکار شخصی است، زیرا راهاندازی آن در مقایسه با دیگر انواع کسبوکار ساده و آسان است (احمدپور داریانی، 1385). ازسویدیگر اغلب صاحبان کسبوکارهای خانگی، تمایلهای کارآفرینانه دارند. بهطوریکه در تحقیقی تنها کمتر از یکسوم این افراد به این سؤال که «اگر به شما یک کار دائمی با حقوق ثابت پیشنهاد شود میپذیرید؟» جواب مثبت دادند (Finmark, 2006). اکثریت آنها تمایل بسیار زیادی به رشد و توسعه دارند. بهطوریکه متوسط رشد سالانه کسبوکارهای خانگی 16 درصد بوده درحالیکه متوسط رشد کسبوکارهای کوچک 11 درصد است (Walker, Webster, 2004; Finmark, 2006). کسبوکارهای خانگی نقش اساسی در آشنایی کودکان و جوانان با فرهنگ کار کردن از همان سالهای ابتدایی زندگی داشته و فاکتور مهمی در افزایش درآمد خانوار، رفاه عمومی و ارتقای فرهنگ کار در سطح جامعه بهشمار میروند (انتظاریان و طهماسبی، 1389). آنها با ایجاد نوآوری در تولید و عرضة کالا و خدمات ازطریق تکنولوژی فنّاوری اطلاعات و تجارت الکترونیک و غیره، موجب تنوع و دگرگونی زیادی در اجتماع و اقتصاد هر کشور میشوند (احمدپور داریانی، 1385). امروزه با پیشرفتهای زیادی که در زمینه علوم رایانه و دیگر وسایل ارتباطی بهوجود آمده، محیط خانه میتواند محل مناسب و کاراتری برای کسبوکار بهحساب آید (انتظاریان و طهماسبی، 1389). علاوهبرآن اکثر صاحبان مشاغل خانگی معتقدند که کار کردن در خانه باعث اختصاص دادن زمان بیشتری به خانه و خانواده شده و از این لحاظ میتوان سطح کیفیت زندگی خانوادگی را افزایش داد (انتظاریان و طهماسبی، 1389). کسبوکارهای خانگی میتوانند نقش بسیار مهمی در کاهش معضل بیکاری در جامعه ایفا کند. چراکه مشاغل خانگی ازجمله تولید پوشاک در خانه، سهم بسزایی را در اشتغال زایی بانوان ایرانی، بهخصوص آن دسته از بانوان که تمایل به خوداشتغالی دارند، ایفا میکنند (انتظاریان و طهماسبی، 1389). تحقیقات اخیر نشان میدهد که امروزه در بیشتر کشورها زنان خانهدار فعال بوده و گروهی از آنان علاوهبر پرداختن به وظیفه اصلی خود (تربیت انسانی)، به راهاندازی کسبوکارهای کوچک در خانه نیز پرداختهاند (ندری ابیانه، 1385). این امر موجب تقویت حس اعتمادبهنفس، استقلال، افزایش خلاقیت، کارآیی، افزایش تبادل اطلاعات و تعامل اجتماعی، افزایش قدرت تصمیمگیری و برخورد مناسب با رویدادهای و حوادث زندگی شده و اثرات مطلوبی بر روابط خانوادگی برجای گذاشته است. ازطرفی حضور زنان در عرصه اجتماعی باعث کاهش بحرانهای هویت فردی و اجتماعی، افسرگی و انزواگرایی، بیزاری از نظام کنترل اجتماعی، بیاعتمادی و بدبینی به قوانین حاکم بر جامعه شده است (ندری ابیانه، 1385).
اگرچه پوشاک، پوششی برای محافظت از اندامهای بدن بوده و در واقع پاسخی به یک نیاز زیستی است، اما در بطن آن، همواره به نوعی هویت اعتقادی، قومی و اجتماعی افراد نیز نهفته شده است. چراکه انسانها برحسب نوع اقلیم، آدابورسوم، باورها و فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی، لباسهایی گوناگونی به تن میکنند (یاوری، حسین و حکاکباشی، سارا، 1391). تهیه و دوخت لباس در طول تاریخ و در بین اقوام و ملل مختلف، اهمیت ویژهای داشته است. سرزمین پهناور ایران، مسکن و ماوای اقوام مختلف است و یکی از وجوه تمایز این اقوام از یکدیگر نوع لباس ایشان میباشد. بررسی نوع پوشاک مردم هر قومی، مؤلفههای گوناگونی را به ذهن متبادر میکند. ازجمله این مؤلفهها میتوان به وضعیت جغرافیایی هر منطقه اشاره کرد که تأثیر آن را در جنس و نیز در ظاهر لباسها میتوان دید .علاوهبرآن پوشاک هر منطقه، بازتاب پایگاه اجتماعی و وضعیت اقتصادی مردم آن منطقه میباشد. از دیگر مؤلفههای مؤثر در نوع پوشاک میتوان دین، باورها، عقاید و آدابورسوم هر قوم را نام برد (غیبی، 1385). پوشاک و نوع لباس مردم یک جامعه یکی از زندهترین نمونههای حیات فرهنگی آن جامعه و بخشی از تاریخ تمدن انسان است. ایرانیان اگرچه در گذر زمان سعی کردهاند تا شیوه لباس پوشیدن خود را متناسب با شرایط متغیر زمانه خود هماهنگ سازند، ولی همیشه با دستاوردها و نوآوریهای خود در زمینه لباس و پوشاک نیز، مانند بسیاری از دانشها، حرفهها، هنرها و صنایع، پیشتاز و پیشرو جهانیان بودهاند (رنجدوست، 1391). تاریخ لباس بخشی از تاریخ تمدن است که در آن تحولات شکل و فرم لباس از قدیمیترین ایام تا زمان حاضر مورد بررسی و مطالعه و تحقیق قرار میگیرد و علل بهوجود آمدن و یا از بین رفتن فرم و شکل (مد) در پوشاک را که در دورانهای مختلف تاریخ متداول بوده است، روشن میکند. چراکه این تحولات با تحولات دیگر تاریخی و اجتماعی و معیشت مردم ارتباط مستقیم داشته است (چیتساز، 1391).
ایرانیان از بیش از ده هزار سال پیش دارای تمدن بودهاند. ازاینرو ریشه بسیاری از دستاوردهای بشر را در این تمدن میتوان یافت (چیتساز، 1391). برای مثال، نخستین ابزار ریسندگی و بافندگی در غاری، نزدیک بهشهر، یافت شده است که به 7 هزار سال پیش از میلاد مسیح بازمیگردد. بهعلاوه، در قدیمیترین بخشهای شهر باستانی شوش، که در خوزستان قرار دارد، سوزنهای سوراخدار پیدا شده است. در ناحیه سه گابی کردستان از درون تابوتهای سفالین محتوی اجساد کودکان، شواهد باستانشناختی درباره منسوجات مربوط به هزاره پنجم پیش از میلاد بهدست آمده است (غیبی، 1385). همچنین در تپه سیلک، آینهای پیدا شده است که رشتههایی از کتان روی آن دیده میشود. افزونبرآن در شوش دو سرنیزه پیدا شده است که از نقوش پارچههایی پوشیده شده بودند که متعلق به 3000 تا 3500 سال پیش از میلاد هستند. قدیمیترین مجسمه انسانی که در فلات ایران پیدا شد مجسمه کوچکی است از استخوان، که بهجای دسته چاقو بهکار میرفته است و متعلق به 4200 سال قبل از میلاد است. این مجسمه در حفاریهای کاشان یافت شده و لباس آن منحصر به لنگی است که به کمر خود بسته و معلوم میدارد که انسان از 4200 سال قبل از میلاد، دیگر از پوست حیوانات بهطور طبیعی استفاده نمیکرده، بلکه از پشم پارچههایی بافته و آنها را لنگوار و بدون تصرف و برش، بسیار ساده به دور خود میپیچیده است. شهر سوخته زابل شهری پنج هزار ساله در دل کویر، ازلحاظ موقعیت خاص اقلیمی، سیاسی و فرهنگی مرکز ارتباطات تمدنهای بزرگ ماوراءالنهر، بینالنهرین و هند و چین بهشمار میرفته است. شهر سوخته تنها جایی است در ایران، که حدود هشتصد نوع پارچه از ظریف و خشن و کتانیشکل در آن یافت شده است و این بهموجب شرایط اقلیمی آن بوده که توانسته پارچهها را خیلی خوب نگه دارد (غیبی، 1385).
این دستاوردها و نوآوریهای دیگری که در دورانهای بعدی رخ داده، صنعت پارچه و پوشاک ایران را پیشتاز و سرآمد جهانیان کرده است. اشاره به این نکات میتواند جالب توجه باشد که ایرانیان نخستین مردمانی بودند که کت آستیندار و شلوار میپوشیدند، زنان ایرانی پوشیده با چادر یا پوششهای دیگری که بخشهایی از موها را میپوشاند و تنه را دربرمیگرفت، درجامعه ظاهر میشدند (یاوری و حکاکباشی، 1391). ریشه عنصرهای اصلی گلدوزی امروزی نیز به ایران بازمیگردد که از راه کشورهای ساحل دریای مدیترانه به ایتالیا و اسپانیا رفته و بعدها در سرزمینهای دیگر مورد توجه قرار گرفته است. علاوهبرآن بافتن پارچه از ایران آغاز شده و تا دورة صفوی از مهمترین فراوردههای صادراتی ایرانیان بهشمار میرفته است. ابریشم ایرانی در دورة ساسانیان به چنان کیفیت و ظرافتی رسیده بود که چینیها نیز از ایران پارچة ابریشمی وارد میکردند. ایرانیان نخستین مردمانی هستند که از لباس ورزشی درچوگان استفاده میکردند. در دورة اشکانیان و ساسانیان مردان جنگی، خود و اسبانشان را زرهپوش میکردند. پوشیدن چکمههای چرمی از زمان هخامنشیان در ایران مرسوم بوده است. همچنین ایرانیان از دیرباز کلاههای گوناگونی بر سر مینهادند و کلاه پاپها و حتی تاج برخی از پادشاهان قدیم اروپا، برگرفته از کلاه و تاج پادشاهان ایران بوده است ( یاوری و حکاکباشی، 1391).
تولید پوشاک در سراسر جهان بهطرق مختلف، از تولیدات محلی و روستایی گرفته تا تولیدات انبوه پوشاک و ارسال آنها به اقصینقاط دنیا صورت میپذیرد. تولید پوشاک در خانه نیز، یکی از انواع تولید پوشاک در دنیا بوده که مزایای زیادی را برای تولیدکننده به همراه دارد (غیبی، 1385). از مزایای تولید پوشاک در خانه به مواردی ازجمله 1. کاهش مصرف انرژی و کاهش دشواریهای ترافیک شهری (بهعلت کاهش رفتوآمدهای بین محل کار و و منزل نیز عدم نیاز به مکانی مجزا برای محل کار)؛ 2. وجود ریسک کمتر در کار و نیاز به سرمایه گذاری کمتری و کاهش هزینههای جاری کار؛ 3. امکان انجام کارهای تیمی بدون نیاز به حضور فیزیکی در مکانی خاص و با استفاده از شبکه اینترنت؛ 4. افزایش خلاقیت در کار بهعلت عدم وجود محدودیتها و مقررات خاص اداری و تجاری، که بهشدت از کارایی نیروی خلاقه افراد میکاهند؛ 5. عدم مشکل در تهیه فضای کار (چراکه در سالهای اخیر هزینه خرید و اجاره اماکن تجاری و اداری بهشدت رشد داشته است)؛ 6. توسعة فرهنگ کار در خانواده و ایجاد امکان مشارکت اعضای خانواده برای انجام یک فعالیت اقتصادی مشترک، و برقراری روحیه مودت و همکاری در خانه؛ 7. انعطافپذیری کار، چراکه فرد با هزینه بسیار اندکی میتواند درجهت تغییر و بهبود کار گام بردارد؛ 8. داشتن آزادی و استقلال عمل بیشتر در کار، ایجاد تعادل و موازنه بیشتر بین کار و زندگی، امکان کار کردن پارهوقت و راحتتر، متناسب بودن با ویژگیهای جسمی افراد معلول و کمتوان، احتمال موفقیت بیشتر، تناسب با اقشار مختلف؛ 9. امکان موکول کردن زمان انجام کار به ساعتهای متفاوت شبانهروز (حتی نیمهشب) و برخورداری از ساعات آرامتر و بیتنشتر؛ 10. استفاده از لایحه معافیت مالیاتی مشاغل خانگی و عدم پرداخت عوارض شهرداری، میتوان اشاره کرد (احمدپور داریانی، 1385).
تولید پوشاک در خانه نیز همانند کسبوکارهای خانگی دیگر راهورسم درست خود را نیاز دارد، که بدون در نظر گرفتن آنها، انجام کار با سختیهای زیادی روبهرو میشود (Thompson, 2010). ازاینجمله میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
1. توجه به داشتن استعداد و تواناییهای فردی در زمینه تولید پوشاک؛ 2. آشنایی کامل با صنعت پوشاک، گفتوگو با صاحبان کسبوکارهای مشابه و کسب ایدههای نو در زمینه امکانات و وضعیت صنعت پوشاک؛ 3. برآورد سرمایه و استطاعت مالی جهت تهیة مواد، مایحتاج اولیه و تولید پوشاک؛ 4. کنترل و اخذ کلیة مجوزهای مورد نیاز جهت راهاندازی تولید پوشاک در خانه (Annette M , Aaedt , Kroon, 1999)؛ 5. آماده نمودن طرح کسبوکار قبل از آغاز به کار (این طرح شامل کلیه برنامهریزیهای منابع انسانی، عملیاتی، بازاریابی و مالی میشود)؛ 6. مشخص نمودن بازار هدف (مشتریان)، تأمینکنندگان و توزیعکنندگان مناسب، جهت پوشاک تولیدشده در خانه؛ 7. شناسایی رقبای موجود در این حوزه و راههای ایجاد مزیت رقابتی؛ 8. شناسایی راههای ممکن جهت بازاریابی محصولات تولیدشده؛ 9. مشخص نمودن نوع پوشاک تولیدی، مواد اولیه و شیوة تولید محصولات؛ 10. جلب مشارکت دیگر اعضای خانواده و یاری گرفتن از آنها در مراحلی از کار که مربوط به توانایی آن عضو خانواده است؛ 11. طراحی خاص و متفاوت محصول، ازلحاظ ویژگیهای ظاهری پوشاک، طراحی رنگ، بستهبندی، ارائه ضمانت و قیمت استثنایی؛ 12. انتخاب نمودن نام مناسب (شهرت تجاری) برای کسبوکار (Thompson, 2010) (یک نام مناسب: بامعنا، ساده، دارای آهنگ خوب و دلنشین، دارای تلفظی روان، هماهنگ با فرهنگ و معیارهای ارزشی در جامعه میباشد)؛ 13. چاپ کارت ویزیت، نوشتافزار و بروشور با یک ظاهر آراسته و حرفهای در کسبوکارهایی که از خانه اداره میشوند اهمیت فوق العادهای دارد؛ 14. برنامهریزی و انجام بازاریابی درست برای محصولات یا خدمات خود؛ 15. طراحی بخشی از منزل بهعنوان محیط کاری جدا و مناسب، با ملزومات مورد نیاز جهت اجرای فرایند تولید پوشاک؛ 16. تهیه اسباب و تجهیزات مورد نیاز جهت تولید پوشاک مورد نظر؛ 17. تقویت روابط عمومی، جهت بهرهمندی از شیوههای ترفیع رایگان؛ 18. کسب مهارتهای مدیریتی، دفترداری و حسابرسی روزانه؛ 19. عضویت در انجمنهای بازرگانی، اتحادیهها و انجمنهای صنفی؛ 20. و درنهایت واهمه نداشتن از کسبوکار خانگی (تولید پوشاک در خانه) و افتخار به آن (Annette M, Aaedt , Kroon, 1999).
فرایند تولید پوشاک در خانه
شکل 1 نمایانگر فرایند تولید عمومی پوشاک (چه تکدوزی و چه سریدوزی) در خانه میباشد. با توجه به نوع تولید، نوع نیاز و شرایط کارگاه تولیدکنندگان خانگی، برخی از این مراحل میتوانند حذف و یا اضافه شوند (Textile School, 2013).
1. طراحی لباس. قبل از شروع به ساخت هرگونه پوشاک، ابتدا نیاز به طراحی کامل ظاهر لباس میباشد. این طراحی به تولیدکننده کمک میکند تا در مراحل بعدی فرایند تولید، مشکلات احتمالی و کاستیها را بهتر مشاهده و رفع نماید (Textile Class, 2012).
2. تهیه پارچه. بسیاری از تولیدکنندگان پوشاک، پارچة مورد نیاز خود را بعد از مرحله طراحی لباس، از تأمینکنندگان پارچه تهیه میکنند. ولی برخی دیگر مانند Henry Lee، یکی از تولیدکنندگان حرفهای در این زمینه، در ابتدا پارچههای دلخواه خود را تهیه و با توجه به آنها اقدام به طراحی میکنند (Textile School, 2013).
3. تهیه الگوی طراحی. هر قسمت از لباس، از روی یک الگوی خاص طراحی و برش میخورد. این الگو با توجه به سایزهای استاندارد زنان و مردان ساخته شده، در طی مراحل تولید دنبال، و باعث صرفهجویی در وقت و افزایش میزان دقت تولید میشود (Textile Class, 2012).
4. نمونه اولیه ساخت. قبل از شروع مراحل تولید انبوه، تهیه یک نمونه کاملشده از لباس مورد نظر، قدمی بسیار هوشمندانه میباشد، چراکه بعد از ساخت این نمونه، مدیر تولید میتواند بهخوبی تشخیص دهد که آیا لباس تولیدشده با تصور ذهنی وی همخوان میباشد یا خیر؟، کاستیهای آن را برطرف، و با توجه به سایز و کیفیت دقیق این نمونه میتواند اقدام به تولید انبوه نماید. علاوهبرآن از نمونه اولیه بهمنظور نمایش محصول به مشتریان (بازار هدف) و گرفتن پیشسفارش نیز استفاده میشود (Textile Class, 2012).
![]() |
5. تهیه الگوی تولید. پس از ساخته شدن نمونه اولیه (ساخت)، صحیحترین کار آن است که (به تعداد افراد مشغول به کار در فرایند تولید)، از روی نمونه ساخت اولیه، الگوهای تولید تهیه و آنها را در مقابل هریک از تولیدکنندگان آویزان نمایند. این الگو به تولیدکنندگان کمک میکنند تا محصول را با کیفیت بالاتر تولید نمایند. در تولید پوشاک در خانه، بهطورمعمول یک یا دو الگوی تولید تهیه میشود.
6. گسترش و علامتگذاری پارچه. در این مرحله پارچهها بر روی میز کار پهن شده، نشانگرها و الگوهای تهیهشده ازقبل بر روی آنها قرار میگیرند و مکانهای مورد نیاز علامتگذاری میشوند (Textile Class, 2012).
7. برش. پارچههای علامتگذاریشده، در این مرحله با قیچیهای دستی و یا برقی برش میخورند.
8. دوخت و مونتاژ. در مرحله دوخت، قسمتهای برشخورده، بهمنظور تهیة لباس کامل کنار یکدیگر قرار گرفته و دوخته میشوند.
9. بازرسی نهایی. بهمنظور حفظ کیفیت تولید، در این مرحله پوشاک تولیدشده، مجدداً بازرسی شده تا اشکالات احتمالی در آن و نواقص موجود شناسایی و رفع گردند.
10. اطوکاری. پوشاک آماده نهایی، اطوکاری شده و به قسمت بستهبندی فرستاده میشوند.
11. بستهبندی و ارسال. درنهایت لباسها با توجه به سفارش مشتریان، نوع ارسال، سایز، رنگ و غیره بستهبندی، برچسبگذاری شده و ارسال میگردند (Textile Class, 2012; Textile School, 2013).
ضرورت استفاده از برند تجاری در تولید پوشاک در خانه
یکی از نواقص صنعت پوشاک کشور در سالهای گذشته، نپرداختن به بحث برند یا نام تجاری بهاندازه کافی بوده است. برند، نام تجاری یا برند یک نام، واژه، سمبل، طرح یا ترکیبی از آنهاست، که هدف آن شناساندن محصولات و یا خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان به مشتریان است (علمخواه، 1389). شرکتها برای یکهتازی در بازار رقابتی دنیای امروز، ناچار به ارتقاء کیفیت محصولات و خدمات خود میباشند. لذا استفاده از شهرت تجاری در این مسیر یکی از ضروریات کسبوکار است (شجاع، 1389). مدیریت و توسعه برند تجاری، که در واقع دارایی اصلی یک شرکت و یا کسبوکار بهحساب میآید، برای آنها منافع بیشماری ازجمله افزایش ارزش محصول یا خدمت نهایی، بالا رفتن میزان فروش، ورود به بازارهای جدید، افزایش سهام شرکت، جذب سرمایهگذاران و استخدام بهتر کارکنان و بهطور خلاصه، فروش و درآمد بیشتر را به همراه دارد، چراکه علامت تجاری، نشانی است که قادراست کالاهای تولیدی یا خدمات ارائهشده توسط یک بنگاه را از کالاها یا خدمات سایر بنگاهها متمایز نموده و زمینهساز تکرار خرید مشتریان شود (علمخواه، 1389). علاوهبرآن، علامت تجاری خوب و برند، ابزار بازاریابی و اساس ایجاد وجهه و شهرت کسبوکار است. امروزه کسبوکارهای کوچک و خانگی نیز همانند شرکتهای بزرگ نیاز دارند که پیش از شروع فعالیت گسترده برای ساخت برند مورد نظر خود اقدام نمایند. تولید پوشاک در خانه نیز از این امر مستثنی نبوده و همانند تمامی کسبوکارهای کوچک دیگر، برای موفقیت نیاز به ایجاد شهرت تجاری دارد (باغبان و موسوی، 1382).
تولید پوشاک در خانه نیاز به سرمایه کلانی ندارد، ولی لازمه درآمدزایی از همان سرمایه اندک نیز، برخورداری از مهارتهای مدیریت مالی، مدیریت زمان، سازماندهی، مدیریت فردی و مهمتر از همه مهارت یا ذهنیت بازاریابی است. بهعبارتی اگر حتی فرد فرایند تولیدی را بهدرستی انجام دهد ولی مشتریان از وجود محصول او بیاطلاع باشند، او فرصت را از دست داده است (Edwards, Economy, 2010). در واقع فرایند بازاریابی، عملکردی جامع و مجموعهای از فرایندها جهت ایجاد، برقراری رابطه و خلق ارزش برای مشتریان، مدیریت روابط و ایجاد وفاداری در آنها بهمنظور ایجاد ارزش و سودآوری برای کسبوکار است. لازمه موفقیت در تولیدکنندگان پوشاک در خانه و ادامه حیات آنان نیز، وابسته به میزان اثربخشی فعالیتهای بازاریابی آنها میباشد. بسیاری از محققین ضعف بازاریابی را عامل شکست این کسبوکارها میدانند (Hills, Hultman, 2010). اما تحقیقات مختلف حاکی از آن است که با اینکه بازاریابی هسته اصلی کسبوکار هر فرد را تشکلیل میدهد (Gilmore, Carson, Odwyer, 2009)، کسبوکارهای خانگی ازجمله تولید پوشاک در خانه، در فرایند بازاریابی محصولات یا خدمات خود از اصول مرسوم در بازاریابی استفاده چندانی نمیبرند (Martin, 2009). در جایی که مالکین کسبوکارهای خانگی عمده تلاشهای بازاریابی خود را بر پاسخگویی به نیازهای مشتریان و برقراری روابط بلندمدت با آنها و ارائه محصولات یا خدمات باکیفیت متمرکز میکنند، اکثر آنها بازاریابی را معادل با فروش و استفاده از تاکتیکهای ترفیعی میدانند (Stokes, 2000) و آن را با به شیوههای ساده، عملگرایانه و شهودی انجام میدهند (Gilmore, Carson, Odwyer, 2009). یکی از مهمترین اصول موفقیت در بازاریابی کسبوکار تولید پوشاک در خانه، بخشبندی بازار در گروههای مجزا، براساس نیازهای آنها میباشد. سپس تولیدکننده با تحقیقات بازار به شناسایی و تأمین نیازهای هر گروه میپردازد. ازاینرو با توانایی بیشتری نسبت به سایر رقبا میتواند نیازهای مشتریان هدف خود را برآورده نمایند (Stokes, 2000). با توجه به اینکه ماهیت رقابت در کسبوکار، در دنیای امروز در حال تحول بوده و مشتریان از مجراهای متفاوتی ازجمله اینترنت یا بازارهای جهانی بهراحتی به کالاها و خدمات جدید دسترسی مییابند، لذا صاحبان کسبوکارهای کوچک ازجمله تولیدکنندگان پوشاک در خانه علاوهبر رقبای محلی، نیاز به رقابت با سایر شرکتهای موجود در سراسر دنیا دارند. ازسویدیگر توجه به پیشرفت سریع تکنولوژی، در بهروز نگه داشتن محصولات و منسوخ نشدن آنها بسیار مهم میباشد (Edward, Economy, 2010). همچنین شناخت کامل از رقبا و برنامههای بازاریابی آنها برای حیات کسبوکار بسیار حائز اهمیت بوده و لازمة آن بازبینی مستمر محصولات و خدمات رقبا، متدهای بازاریابی آنها، راهبرد قیمتگذاری، کانالهای توزیع، داراییهای نظیر برند، تکنولوژی مورد کاربرد آنها، روشهای افزایش وفاداری در مشتریان و غیره میباشد.
ازجمله مهمترین فعالیتهای بازاریابی که مالکان/ مدیران بنگاههای کوچک انجام میدهند، تمرکز بر شیوههای ترفیع نوین و کارآفرینانه بهمثابه یکی از عناصر آمیختهبازاریابی کارآفرینانه است، که نقش بسیار مهمی را در پیشبرد فروش و ارتقا آگاهی نسبت به بنگاههای کوچک ایفا میکند. در این راستا صنعت پوشاک (تولید پوشاک در خانه) نیز از این مقوله مستثنی نمیباشد.
ترفیع به مجموعه فعالیتهایی اطلاق میشود که بنگاهها انجام میدهند تا بتوانند در مورد ارزش و مطلوبیت محصول اطلاعات خوبی به خریداران بدهند، بهطوریکه از بین محصولات موجود در صنعت، محصولات ارائهشده آنها را بخرند (Kotler, Keller, 2005). کسبوکارها میتوانند از شیوههای مرسوم ترفیع استفاده کرده و یا اینکه از شیوههای مرسوم به شکلی جدید و نوآورانه بهره گیرند و محصولات گمنام و ناشناخته را بهسرعت در مسیر شهرت و آوازه تجاری قرار دهند (Dye, 2000). در کشور ما تاکنون مطالعات محدودی در این زمینه، بهخصوص در صنعت پوشاک صورت پذیرفته است. سرمایه گذاری بر روی تحقیق در بازار برای شناسایی و گردآوری سلیقه مصرفکنندگان و طراحی لباس با استفاده از رنگهای متنوع و شاد، موجب میشود تا طرفداران پوشاک ایرانی در بازار، به مرور افزایش پیدا کنند. وضعیت موجود واحدهای دارای پروانه صنعتی در کشورمان نشان میدهد که اکنون نزدیک به 8 هزار واحد صنعتی و تولیدی در صنایع نساجی و پوشاک کشور وجود دارد که تعداد 1816 واحد (22درصد) در زمینه تولید انواع پوشاک فعالیت دارند (آذر ملکی، 1387). لذا مدیران باید با شناخت بازارها و نیازهای موجود و طراحی آمیخته ترفیع، محصولات باکیفیت به بازار عرضه کنند. برخی از کسبوکارهای حوزه پوشاک، تنها راه ترفیع را استفاده از روشهای گران و هزینهبر مانند آگهی تجاری میدانند، درحالیکه میتوانند از شیوههای ترفیع کمهزینهتر و مناسبتری که مانع از صرف هزینههای اضافی و غیراثربخش در صنعت میشوند، استفاده نمایند (آذر ملکی،1387).
شیوههایی جهت ترفیع محصولات کسبوکار تولید پوشاک در خانه:
1. تبلیغات. برندهای پوشاک با توجه به محدودیتشان در بودجه، میتوانند بهدنبال رسانههای تبلیغاتی کارآمد و متناسب با بودجه تبلیغاتی خود باشند. ازاینرو بهرهگیری از رسانههای چاپی مانند روزنامه و مجلات عمومی و تخصصی و استفاده از کاتالوگ و بروشورهای تبلیغاتی بسیار مفید میباشد. علاوهبرآن تمامی برندهای پوشاک بایستی شعاری مختص به خود داشته باشند و ازاینطریق در اذهان مشتریان جای گیرند (آذر ملکی، 1387).
2. روابط عمومی. امروزه تمرکز بر واحد خدمات پس از فروش و تضمین کیفیت، بر رضایتمندی مشتری تأثیر بسیار زیادی دارد. این واحد بهصورت مداوم با مشتریان در تماس است و مشخصات ایشان را در بانک اطلاعاتی نگه میدارد و برای قدردانی از مشتریان در مناسبتهای مختلف کارت و پیام تبریک ارسال میکند (آذر ملکی، 1387).
3. پیشبرد فروش: همانطورکه عنوان شد، برندسازی در کسبوکارهای کوچک و متوسط پوشاک از اهمیت زیادی برخوردار است. ارائه مشوقهای پس از خرید ازقبیل خوکار، تقویم، دفترچه یادداشت و غیره همراه با نام برند و ارائة کارتهای طلایی خرید و تخفیف به مشتریان خوب، قیمتگذاری مناسب (قیمت کمتر از رقبا) و همچنین تخفیف به نمایندگان فروش، راه نفوذ به بازار هدف را هموار میسازد (آذر ملکی، 1387).
4. فروش شخصی. طریقة صحبت کردن به شکلی مناسب و برقراری ارتباطی دوستانه با مشتریان و ارائة مشخصات دقیق کالا به ایشان، توسط فروشندگان حرفهای، خوشبرخورد، آموزشدیده و باتجربه، و واکنش صحیح به خواستهها و رفتارهای مشتریان از شیوههای پرکاربرد ترفیع در صنعت پوشاک بهشمار رفته و در ایجاد وفاداری در مشتریان نیز بسیار مؤثر میباشد (آذر ملکی، 1387).
5. بازاریابی مستقیم و بازاریابی الکترونیکی. طراحی و ایجاد سایت اینترنتی و قرار دادن اطلاعات مفید درباره خود، کالاها و خدمات خود و برقراری ارتباط مستقیم ازطریق ارسال پیامک که بسیار کمهزینه و آسان است، از دیگر راههای مفید در ترفیع محصولات میباشد (آذر ملکی، 1387).
6. ارتباطات کلامی. بسیاری از مشتریان پوشاک، بهواسطه توصیة افراد دیگر اقدام به خرید میکنند. ارجاع مشتریان بالقوه به مشتریان راضی جهت کسب اطلاع و اعتماد به محصول بسیار حائز اهمیت است. مشتریان وفادار بهترین نمایندگان معرفی محصول به دیگران هستند و جلب رضایتمندی آنها در موفقیت کسبوکار بسیار مهم میباشد (آذر ملکی، 1387).
7. بازاریابی ویروسی. در کسبوکار پوشاک، از این شیوه به شکل محدودی استفاده میشود. بااینحال عضویت در شبکههای مختلف اجتماعی و شناسایی و دعوت از افراد مشهور و شیکپوش برای استفاده از محصولات میتواند کمک خوبی برای شهرت برند باشد (آذر ملکی،1387).
8. ابتکار و ایجاد مزیت رقابتی. عرضة پوشاک خاص، با کیفیت، بهروز، در طرحها و رنگهای متنوع و متمایز، همراه با قیمت استثنایی و انتخاب مکانی مناسب جهت فروش محصولات در جلب و نگهداری مشتریان میتواند بسیار تأثیرگذار باشد (آذر ملکی، 1387).