روشی است که نوآموز زیرنظر و با هدایت فرد خبره با تمرین و کار کردن یاد میگیرد.
آموزش، تجربهای است مبتنی بر یادگیری، که بهمنظور ایجاد تغییرات نسبتاً ماندگار در فرد صورت میگیرد تا وی بتواند توانایی خود را برای انجام کار بهبود بخشد (شیمون، 1380، ص. 248). بهعبارتدیگر به هرگونه فعالیت یا تدبیر ازپیش طرحریزیشدهای که هدف آن آسان کردن یادگیری در یادگیرندگان است، آموزش نامیده میشود (سیف، 1379، ص. 3).
هدف فعالیتهای آموزشی نیز تغییر در رفتار عملی افراد است که به افزایش مهارت و دانش در نزد فراگیران منجر شود، بهطوریکه کارکنان بتوانند شغل فعلی خود را بهطور مؤثر و کارآمد انجام دهند و مهارتهای افراد توسعه یابد، رفتارشان تغییر کرده و صلاحیتهای آنها افزایش یابد (عباسزادگان و ترکزاده، 1379).
ردیابی تاریخ تعلیم و تربیت گواه آن است که انتقال و همافزایی دانش و مهارتها در جوامع و در طول نسلها ازطریق تعامل چهرهبهچهره «آنکه نمیدانست» با «آنکه میدانست» صورت پدیرفته است. این راه که طبیعیترین راه آموزش است، همان روش استاد – شاگردی است. در طول تاریخ، روش استاد – شاگردی طریقی بود که هرکس و هر آنچه نیاز داشت را با مشاهده، تقلید و تقرب به یک استاد یا فردی داناتر و تواناتر از خود یاد میگرفت و از آنجا بود که فرایند یادگیری، بخشی از زندگی و کار واقعی بود. این طبیعیترین راه یادگیری، مشخصه نظام آموزشی پیش از ایجاد نهاد مدرسه در جوامع بود و همه مراتب یادگیری را شامل میشد، از یادگیری زبان مادری تا یادگیری نحوه اداره یک امپراطوری (کالینز، 1989 به نقل از ندیمی، 1389، ص. 29).
درحالحاضر روشهای یادگیری مهارت بسیار متعدد و متفاوت میباشند و با توجه به هدف، محیط، نوع و سطح مربیان و دانشجویان و فراگیران، میتوان روشهای آموزشی متناسب را پیادهسازی کرد. تعدادی از این روشهای آموزشی عبارتانداز: آموزش ضمن کار، آموزش استاد - شاگردی، آموزش در شرایط مشابه، آموزش قبل از آغاز کار، کارآموزی همراه با آموزش نظری، آموزش مکاتبهای، دورههای خارج از مؤسسه و کارآموزی با ماشینهای آموزشی و روشهای شبیهسازی. همانطورکه مشخص است یکی از عمدهترین روشهای آموزشی، روش استاد- شاگردی است که کاربردها و قابلیتهای فراوانی دارد. شاید بتوان گفت که روش آموزش استاد- شاگردی از اولین روشهای آموزش و یا کارآموزی بوده است (وزیر، 1383، ص. 46).
براساس یک مطالعه انجامشده در کشور امریکا، در حدود 98 درصد از افراد، آموزشهای استاد - شاگردی و کارآموزی در محیطهای کاری را برای فراگیران ضروری دانستهاند (VO, 1997, P. 20).
این روش برگرفته از روش سنتی مکتب خانهای است که با ایجاد نوآوریهایی در آن، در دورههای آموزشی امروزی مورد استفاده قرار میگیرد. این روش آموزشی برای کارهایی مناسب است که یادگیری و دستیابی به تخصصهای آن نیاز به وقت طولانی و نظارت مستقیم استادکار ماهر دارد (حسینی، 1392، ص. 6). انواع کسبوکارها در حوزههایی نظیر صنعت، کشاورزی، هنر، صنایع دستی و یا مشاغل و پیشههایی نظیر ریختهگری، منبتکاری، نقاشی، خیاطی، طلاسازی و... را میتوان از مناسبترین مشاغل برای اجرای روش استاد- شاگردی دانست.
روش استاد- شاگردی فرایندی است که فردی، زمانش را برای فرد دیگری اختصاص میدهد تا به جایگاه مناسبی در فعالیت کاری و کسبوکارش دست یابد؛ و بهواسطه اعتماد متقابل، توجه، گوش دادن و برانگیزاندن دانشپذیر، شاگرد مسیر مناسبی برای توسعه خود و کسبوکارش پیدا میکند. براساس تعریف انجمن مربیگری و استاد- شاگردی اروپا، آموزش به روش استاد- شاگردی، کمکی است که فردی به فرد دیگر ارائه میکند تا انتقال مناسبی در دانش، کار یا تفکر صورت گیرد (Barmer, 2006, P. 4).
ذکر این نکته ضروری است که روش استاد- شاگردی نه تنها یک روش آموزشی، بلکه یک رابطه اجتماعی و عاطفی قوی بین دو طرف این رابطه (یعنی استاد و شاگرد) است که گاهی اوقات علاوهبر برقراری یک رابطه عاطفی عمیق، باعث تغییر در سبک زندگی افراد و صاحبان کسبوکارها میشود، چراکه رابطه استاد- شاگردی را میتوان بهمثابه یک سبک زندگی دانست (ندیمی، 1389، صص. 31- 27).
تعاریف متعدد و متفاوتی از رابطه استاد- شاگردی ارائه شده است. اما نکته مشترکی که در تمامی تعاریف ارائه شده دو موضوع را مشخص کرده است که:
1. حداقل دو بخش یا دو فرد در رابطه استاد- شاگردی درگیرند که عبارتانداز:
· یک شاگرد (فردی که نیازمند کمک و مشاوره است)؛
· یک استاد (فردی که کمک و راهنمایی ارائه میکند).
2. فرایندی که طی آن به شاگرد یا شاگردان کمکها و راهنماییهایی میشود تا بتوانند موضوعات و مسائلی که در آنها درگیر میشوند را حل کنند.
روش استاد- شاگردی اغلب با روش مربیگری مورد مقایسه قرار گرفته و گاهی اشتباهاً بهجای یکدیگر بهکار برده میشوند. موضوع صحیح این است که بگوییم یک مربی ممکن است مهارتهای استاد- شاگردی را در روشهای آموزشی خود بهکار برد و یک استاد گاهی اوقات مهارتهای مربیگری را جهت توسعه فعالیتهایش در برابر شاگردان مورد استفاده قرار میدهد (Clutterbuck, 2004). هرچندکه تفاوتهایی بین مربیگری و روش استاد- شاگردی وجود دارد که در جدول 1 نشان داده شده است:
جدول 1. تفاوتهای شناساییشده بین دو رویکرد مربیگری و استاد- شاگردی (منبع: (Clutterbuck, 2004 و Barmer, 2006)
|
آموزش ازطریق مربیگری |
آموزش ازطریق استاد- شاگردی |
|
· با وظایف و تکالیف افراد سروکار دارد. · بر مهارتها و عملکرد افراد تمرکز و تأکید دارد. · در نقش مدیران عملیاتی و یا کارآموز است. · هماهنگ کردن برنامههای عملیاتی و برنامههای کاری با مربی است. · بر ارائه بازخور به شاگردان تأکید دارد. · عموماًً بر نیازهای کوتاهمدت افراد تأکید داشته و آنها را بیان میکند. · ارائه بازخور و بحث درخصوص آنها بهصورت صریح و آشکار انجام میشود. |
· با مواردی که بالاتر و ماورای وظایف و تکالیف افراد است، سروکار دارد. · بر ظرفیتها و قابلیتها و توانمندیهای بالقوه افراد سروکار دارد. · هماهنگ کردن برنامههای عملیاتی و برنامههای کاری با شاگردان است. · بر ارائه بازخور و انعکاس آنها بهوسیله شاگردان تأکید دارد. · عموماً بر روابط بلندمدت و اغلب برای طول دوران زندگی تأکید دارد. · ارائه بازخور و بحث درخصوص آنها بهصورت تلویحی و ضمنی بوده و مبتنی بر موضوعات ادراکی و رفتارهای افراد است. |
ازجمله موارد دیگری که در روش استاد- شاگردی میتواند مورد استفاده قرار گرفته و گاهی با ابهام مواجه شود، رابطه این روش با مدیریت کردن است. در روش استاد- شاگردی سازمانی این موضوع میتواند باعث چالش شده و لذا نقش استاد بایستی بسیار مشخص بوده و رویکرد مدیریت علاوهبر انجام وظایف عادی و روزمره مدیریتی بایستی ایجاد اطمینان به شاگردان جهت رفع نیازهای آنها باشد (Barmer, 2006, P. 4).
جهت درک بهتر این موضوع، در جدول 2 به بررسی رابطه مربیگری، استاد- شاگردی و مدیریت پرداختهایم.
جدول 2. تفاوتهای شناساییشده بین مدیریت، مربیگری و استاد- شاگردی (Barmer, 2006, p. 4)
|
مدیریت |
مربیگری |
استاد- شاگردی |
|
· حمایت از افرادی که وظایف و مسئولیتهایشان را انجام میدهند. · تعیین اهداف · روابط کاملاً واضح و مشخص (بهعنوان مثال مدیر اهداف را مشخص کرده و مسائل را حل میکند) · رسیدگی به فرایند انجام کارها با تمرکز و تأکید بر دستیابی به موفقیت و خروجیها |
· به افراد نشان میدهد که چگونه کارها را انجام دهند، آموزش افراد اغلب اوقات براساس تجربهای است که افراد بهواسطه کمک و همکاری با مربی بهدست میآورند. · تمرکز و تأکید بر توسعه مهارتها و عملکردهای افراد |
· برآورده کردن احتیاجات و نیازهای افراد درحالیکه مطمئن نیستند به اهداف دست پیدا خواهند کرد یا خیر (هم بهصورت فردی و هم سازمانی) · نیاز به درک گزینهها و ابزاری که باعث بهبود دستیابی آنها به اهداف شود. · تمرکز و تأکید بر رفتار افراد به جای تأکید بر فرایند انجام کارها |
مزایای روش استاد- شاگردی
در این الگوی آموزشی، همیاری بین استاد و شاگرد برای یادگیری اهمیت زیادی دارد. در این روش روابط استاد و شاگرد از حالت خشک و سنتی خارج میشود و صمیمیت توأم با احترام جایگزین آن میشود. استاد دیگر انتقالدهنده دانش نیست و شاگرد یا شاگردان با راهنمایی استاد، خود مسئولیت یادگیری را برعهده دارند و دانش خود را میسازند. در این الگو یادگیری علم در کنار کسب مهارتهای اجتماعی مطرح میشود و یادگیری با تمام فرایند آن مورد توجه است و شاگردان در کنار یادگیری علم، راههای تولید علم را نیز فرامیگیرند. در شیوههای استاد- شاگردی، شاگرد در گذر زمان از استاد خود نکات غیرکلامی و نوشتاری میآموزد که این نوعی جامعهپذیری بهشمار میآید. درجامعهپذیری رابطه علمی میان دو دانشجو بهوجود میآید که ضمن آن، دانش نهفته در اذهان آن دو به یکدیگر افزوده میشود و دانش نهفته غنیتری ازطریق مشارکت ذهنی بین دانشجویان در آموزش غیررسمی بهوجود میآید (الوانی، 1382، ص. 283).
عامل مهم دیگر در بهکارگیری این روشها بهره بردن از نوعی انرژی به نام سینرژی یا همافزایی است که در کار گروهی حاصل میشود و میتواند بازده یادگیری را بالا ببرد (قورچیان، 1379). از دیگر فواید این الگو میتوان به افزایش عزت نفس شاگردان نسبت به معلم و مطالب آموزشی اشاره کرد.
در مجموع مزیتهای آموزش بهطریق استاد- شاگردی را میتوان از سه جنبه مورد بررسی قرار داد. جنبه اول مرتبط با فعالیت کسبوکارهای کوچک و متوسط است؛ دسته دوم برای استاد و نهایتاً مزایایی که شاگردان از این رابطه بهرهمند میشوند. مزیتهای رابطه استاد- شاگردی برای کسبوکارهای کوچک و متوسط متعدد و بسیار زیاد است. از مهمترین مزیتهای این روش آموزش کمهزینه بودن آن در برابر سایر روشها و برقرای روابط شخصی بین استاد و شاگرد است. همچنین این روش مزیتهای دیگری نیز دارد که ازجمله آنها میتوان موارد زیر را برشمرد:
1. استفاده از تجارب، تواناییها و دانش جهت حمایت و کمک سایرین؛
2.تقویت استعدادها و توانمندیهای افراد؛
3. کمک به سایرین جهت پیدا کردن راهحل مسائلی که با آنها سروکار دارند؛
4. برقراری روابط شخصی مبتنی بر اعتماد (در این روش استاد بهعنوان یک دوست از شما حمایت کرده و با ایجاد چالش به نوع و سطح تفکر شما کمک میکند)؛
5. توسعه ذهنی و حرفهای و برقراری راههای باز، منعطف و شخصی جهت یادگیری هرچه بیشتر (همچنین اهداف با کمک یکدیگر تعیین میشوند).
روش استاد- شاگردی برقرای رابطه بین استاد و شاگرد است. اغلب اوقات تجربیات استاد به شاگرد منتقل شده و باعث افزایش توانمندی و قابلیتهای شاگرد میشود. نکتهای که در این رابطه وجود دارد این است که رابطه استاد - شاگردی یک رابطه غیررسمی است و استاد، راهنماییها، حمایتها، کمکها و بازخورهایی را برای شاگرد ایجاد میکند. در واقع میتوان گفت که رابطه استاد- شاگردی با ایجاد همدلی بین دو طرف بهوجود میآید و تجارب استاد به شاگرد منتقل میشود. در این بین یک رابطه دوستی درعینحال حرفهای و تخصصی ایجاد شده و با به اشتراک گذاشتن دیدگاهها و تجربیات، این رابطه تقویت میشود (Clutterbuck, 2000).
در ادامه، مزایای رابطه استاد- شاگردی برای دو طرف اصلی این رابطه، یعنی استاد و شاگرد معرفی میشود. مزایای رابطه استاد- شاگردی برای شاگرد عبارت است از:
1. نشان دادن و تحکیم ارزشهای سازمان برای افراد؛
2. کمکهای معقول، هدفمند و حمایتی درحالیکه رویکردها و جهتهای جدیدی را کشف کرده و و این راههای جدید مورد استفاده قرار میگیرد و باعث تغییرات رفتاری در افراد میشود؛
3. بهبود فرصتهایی برای افراد و کارمندان تا بتوانند مسیر شغلی خود را گسترش دهند؛
4. افزایش اطمینان و بهبود تواناییها درخصوص پذیرش ریسک و تصمیمگیری؛
5. دسترسی به افراد با درک فرهنگ سازمانی و فردی و روشهایی که کارها صورت میگیرد.
همچنین این رابطه مزیتهایی نیز برای استاد دارد که عبارتانداز:
1. افزایش رضایت از شغل، احساس ارزش و مقام؛
2. نقش فعال در عملکرد و اجرای خطمشیهای سازمان؛
3. هوشیاری بیشتر و افزایش تجربه در مدیریت تغییر؛
4. فرصت کمک و راهنمایی دیگران در مسیر شغلیشان؛
5. توان بالقوه توسعه و بازسازی دانش، مهارتها و کیفیت رهبری؛
6. ایجاد و توسعه فعالیتهای جدید و افزایش قدرت پیشبینی مسیر شغلی (Barmer, 2006, P. 5).
اهمیت رابطه استاد - شاگردی در توسعه کسبوکارهای نوپا
آموزش و فراگیری تجربیات، یکی از ضرورتهای توسعه کسبوکارهای نوپاست و با توجه به مزایایی که از این روش آموزشی برای کسبوکارهای خانگی مطرح شد، اهمیت آموزش در ارتقاء سطوح دانش و مهارتهای فنی و همچنین در بهبود و اصلاح تولید کالا و خدمات و نیز بهرهمندی مصرفکنندگان از سطح رفاه عمومی، بسیار بالاتر است و این امر تا حدی است که پرداختن به امر آموزش را از اساسیترین و مهمترین موضوعات کسبوکارهای کوچک و متوسط محسوب میدارد.ازسویدیگر در کسبوکارها، فرایند تولید، توزیع و خدمات، انسان محور اصلی بوده و توجه به مقوله رشد و توسعه نیروی انسانی از اهمیت زیادی برخوردار است. نقش و اهمیت نیروی انسانی در کسبوکارها بهاندازهای زیاد است که موفقیت در امر راهبردهای کلان در کسبوکارها تنها ازطریق مدیریت مطلوب نیروی انسانی امکان پذیر است. زیرا نیروی انسانی منبعی کلیدی در کسبوکارها محسوب میشوند و با فراهم نمودن زیرساختها و منابع لازم، مقدمات رشد و توسعه نیروی انسانی مهیا میگردد.
آموزش نیروی انسانی در این بخش پیششرط افزایش بهرهوری، پاسخ سریع و مناسب به نیازهای کاری، کیفیت خوب انجام کار و نهایتاً جلب رضایت تقاضاکنندگان و یا رضایت مشتری است و رضایت مشتری ازطریق بهبود قابلیت و مهارت کارکنان امکانپذیر است. آموزش علاوهبراینکه قابلیت و مهارت کلیه شاغلین در کسبوکارها را افزایش میدهد، باعث میشود تا متولیان امر از اهداف و راهبردهای خود آگاهی یابند. میتوان گفت یکی از مهمترین روشهای آموزش در بخش کسبوکارهای کوچک و متوسط خانگی، آموزش به روش استاد- شاگردی میباشد.
توجه به اصلاح و بازسازی نظام آموزشی استاد- شاگردی و انتقال تجربیات در کنار ترویج روشهای نوین آموزشی، از بهترین روشهای انتقال تجربیات میباشد که با هدف تربیت نیروی کار ماهر، ارتقاء سطح کیفی محصولات وخدمات و استفاده از فنّاوریهای جدید در تولید، توزیع، بازاریابی و فروش تولیدات وخدمات صنفی صورت میگیرد. اما مشکلی که درجهت توسعه رابطه استاد- شاگردی در کسبوکارهای کوچک و متوسط و خصوصاً برای کسبوکارهای خانگی وجود دارد، مقاومت کسبوکارها و بیتوجهی و تسلیمپذیری سیاستگذاران و مجریان به حفظ روشهای غیرمنعطف آموزشی است که باعث شده نظام منسجم و هدفمندی برای توسعه روشهای آموزشی استاد - شاگردی محقق نگردد.
آموزش استاد – شاگردی معمولاً به دو حالت عمده رسمی و غیررسمی انجام میشود که در ادامه، هریک از این دو حالت بررسی میشود. همچنین در این بخش، رابطه استاد- شاگردی الکترونیکی بهعنوان رویکردی جدید در آموزش استاد- شاگردی نیز مورد بررسی قرار گرفته و مزایا و معایب استاد- شاگردی الکترونیکی نیز بررسی میشود.
آموزش استاد- شاگردی در حالت غیررسمی آن معمولاً در حالتی رخ میدهد که افراد با تجربیات کمتر توسط باتجربهها مورد راهنمایی و تعلیم قرار میگیرند و اغلب اوقات راهنماییهای استاد باعث کمک به شاگرد میشود. رابطه استاد- شاگردی میتواند بهصورت خودبهخودی و خودانگیخته باشد یا ازطریق یک پروژه یا توسط مدیر شروع شود و سپس از روشهای غیررسمی و غیرمستقیم هدایت شود. عموماً رابطه استاد- شاگردی رابطه بلندمدتی است که در این رابطه توافقی بر روی اهداف، انتظارات و... نمیشود. آموزش استاد- شاگردی در حالت رسمی در مقابل رابطه غیررسمی توسط سازمان برقرار میشود و استاد و شاگرد توسط سازمان با یکدیگر تعامل برقرار میکنند. در این حالت، بستر سازمان معمولاً اهداف کسبوکار را با یکدیگر مرتبط میسازد. آموزش و حمایتهای مربوطه توسط سازمان فراهم میشوند، اهداف و انتظارات مورد توافق قرار گرفته و معمولاً چارچوب زمانی مشخصی دارند و همچنین بر روی نتایج نیز توافق صورت میگیرد. جدول 3 مهمترین تفاوتهای بین روش استاد- شاگردی رسمی و غیررسمی را نشان میدهد (Barmer, 2006, P. 11; Management Mentors, 2012).
جدول 3. تفاوتهای شناساییشده بین دو رویکرد استاد- شاگردی رسمی و غیررسمی (منبع: Barmer, 2006, P. 11).
|
استاد- شاگردی غیررسمی |
استاد- شاگردی رسمی |
|
· بر روی اهداف توافق نشده است. · خروجیها نامشخص و نامعین است. · روابط خودبهخود و خودانگیخته بین استاد و شاگرد یا کسانی که خودشان انتخاب کردهاند. · محدوده زمانی برای رابطه استاد - شاگردی توافق نشده است. · آموزش و حمایتهای مشخص و ازقبل تعیینشده وجود ندارد. |
· بر روی اهداف توافق شده است. · خروجیها، معین و قابل اندازهگیری میباشد. · رابطه استاد و شاگردی از قبل تعیین شده است. · محدوده زمانی وجود دارد. · آموزش و حمایت توسط سازمان برای هر دو طرف استاد و شاگرد مشخص و از قبل تعیین شده است. |
حال سؤالی که پیش میآید این است که از کدامیک از روشهای آموزش استاد- شاگردی رسمی یا غیررسمی بایستی استفاده کرد؟ مزایا و معایب متعددی در استفاده از هرکدام از روشهای رسمی و غیررسمی وجود دارد.
همانطورکه جدول 3 نشان میدهد، در روش غیررسمی ساختاری بهطور رسمی وجود ندارد و این امر ممکن است فرایند آموزش را طولانیتر کند اما باعث برقراری یک رابطه قوی بلندمدت میشود و اعتماد بین طرفین افزایش پیدا میکند. چارچوب زمانی باز و نبود محدودیت زمانی بهمعنای فشار کمتر به دو طرف این رابطه است. استفادهکنندگان از این روش میتوانند به تجربیات زیاد و برقراری یک رابطه عالی دست یابند، جاییکه قوانین عرضه و تقاضا در یک برنامه رسمی ممکن است منجر به برقراری یک رابطه با کیفیت کمتر شده و انتقال تجربیات کمتری را نیز داشته باشد.
مزایای استفاده از روشهای رسمی نیز همانطورکه در جدول قبل آمده است، در مواردی قابل بررسی است. اگر انتقال تجربیات بین استاد و شاگرد واضح و مشخص باشد، این رابطه با موفقیت همراه خواهد بود. ازآنجاکه در این رابطه زمان محدود میشود (برنامهها معمولاً بین 9 تا 12 ماه طول میکشد) و استاد و شاگرد نیاز به برقراری روابط منظم و قاعدهمند هستند. همچنین ازآنجاکه ممکن است ایجاد اعتماد بین استاد و شاگرد، زمانبر باشد بایستی مراقبتهایی بین استاد و شاگردی که با یکدیگر هماهنگ شدهاند، صورت گیرد. نکته دیگر اینکه ممکن است ناهماهنگی و عدم تطابق بین استاد و شاگردی که توسط سازمان با یکدیگر ارتباط برقرار کردهاند، بهوجود آید.
رابطه استاد- شاگردی الکترونیکی
رابطه استاد- شاگردی الکترونیکی استفاه از فنّاوری اطلاعات و ارتباطات (اغلب بهصورت پست الکترونیکی) جهت برقراری رابطه بین استاد و شاگرد است. رابطه استاد- شاگردی الکترونیکی همچنین شامل روشهای مبتنی بر اینترنت و ارتباط از راه دور و تلفن نیز میشود. رابطه استاد- شاگردی الکترونیکی از سمت اروپا به امریکا بسیار مهم است، چراکه تعدادی از شرکتها با استفاده از گفتوگوی الکترونیکی و آگهیهای اینترنتی بین استاد و شاگرد ارتباط برقرار میکنند و از تجربیات آنها استفاده میکنند. اغلب توصیه میشود که یک برنامه استاد- شاگردی الکترونیکی بایستی بهصورت تماس رو در رو باشد و اینگونه دو طرف این رابطه تهییج میشوند که با یکدیگر به توافق و سازگاری دست یابند و موانع ارتباطی شکسته شود. مزایا و محدودیتهای رابطه استاد- شاگردی الکترونیکی در جدول 4 ارائه شده است (Barmer, 2006, P. 11).
جدول 4. مزایا و معایب شناساییشده در روش استاد- شاگردی الکترونیکی (منبع: Barmer, 2006, P. 12)
|
مزایای رابطه استاد- شاگردی الکترونیکی |
معایب رابطه استاد- شاگردی الکترونیکی |
|
1. میتواند مشکلات مربوط به زمانبندی را حذف کند و زمان/ مکان مناسبی را جهت دستابی به هماهنگی مناسب در رابطه استاد- شاگردی بهخوبی در مکانهای مختلف جغرافیایی ایجاد کند. 2. استاد و شاگرد نیاز به این ندارند که درخصوص یک زمان مشخص جهت برقراری رابطه با یکدیگر توافق کنند و ازطریق پست الکترونیکی در هر زمانی میتوانند پیغام بگیرند یا بفرستند. 3. مشارکتکنندگان در این طرح زمان طولانیتری برای تفکر درخصوص موضوع داشته و میتوانند سؤالاتشان را اصلاح کنند. همچنین زمان بیشتری جهت ملاحضات مختلف و مستندسازی موارد مختلف دارند. 4. تعداد بیشتری از اساتید میتوانند هماهنگی بهتر و بیشتری با شاگرد داشته باشند. 5. با تعداد بیشتری از اساتید توان بالقوهای جهت دستیابی به سوابق و تجربیات مختلف و متفاوت بهدست میآید. 6. هرکدام از روابط استاد- شاگردی الکترونیکی و رابطه استاد- شاگردی رو در رو میتواند جایگاه خاص خودش را چه بهصورت جداگانه و چه بهصورت ترکیب رابطه الکترونیکی و سنتی داشته باشد. 7. ارتباطاتی که موفق هستند، میتوانند شاگرد را در دستیابی به اهداف و نتایج مورد نظر کمک نمایند. 8. ارتباطات میتوانند حفاظت شده، غربال شده و از هرگونه استفاده ناصحیح در این رابطه جلوگیری بهعمل آورد. |
1. بهدلیل اینکه رابطه گفتوشنود وجود ندارد، نوشتن کلمات ممکن است تفاسیر و تعابیر مختلفی را برای فرد دیگر ایجاد کند. 2. شاگردان ممکن است جهت سازگاری و تطبیق و اعتماد به استاد مشکل داشته باشند، چراکه آنها هرگز استاد خود را ملاقات نکرده یا رابطه رو در رو با وی نداشتهاند. 3. ارائه و بیان ایدهها در این نوع رابطه بسیار سخت است، چراکه شما هیچ مکالمهای با دیگران ندارید. 4.. استاد و شاگرد ممکن است در دستیابی به پست الکترونیک یا رایانه مشکل داشته باشند. 5. ممکن است استاد یا شاگرد بهاندازه کافی مطمئن و رازدار نباشند.
|
در آموزش استاد- شاگردی، مفاهیم و موضوعات ازطریق تعامل چهرهبهچهره انتقال مییابد و فرایند یادگیری به بخشی از زندگی و کار واقعی دانشپذیر تبدیل میشود. با توجه به کاربردهای فراوان این روش در آموزش کارکنان و همچنین سابقه طولانی استفاده از این روش آموزشی، میتوان گفت اثربخشی این روش آموزشی به اثبات رسیده است، بهنحویکه به واسطه اعتماد متقابل، توجه، گوش دادن و برانگیزاندن دانشپذیر، شاگرد مسیر مناسبی برای توسعه خود و کسبوکارش پیدا میکند و علاوهبر انتقال مفاهیم و نکات فنی، به برقراری یک رابطه اجتماعی و عاطفی قوی بین دو طرف این رابطه میانجامد. با توجه به مزایای برشمردهشده از این روش و اهمیت توسعه انسانی و توانمندسازی سرمایههای انسانی در کسبوکارهای خانگی، استفاده از این روش بهعنوان یک روش مناسب، اقتصادی و متناسب با شرایط کسبوکارهای خانگی، میتواند به حصول نتایج مناسب و دستیابی کسبوکارهای خانگی به راهبردهای تدوینشده منجر شود.