دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

دسته‌بندی کسب‌وکار خانگی

Typology of home businesses
نویسنده

تقسیم کسب‌وکارهای خانگی در گروه‌های دارای ویژگی‌های همسان است.

     نگاهی گذرا به وضیعت اقتصادی و اجتماعی جهان نشان از رشد فزاینده و قابل‌توجه کسب‌وکارهای خانگی و نقش مهم آن در تولید ناخالص ملی کشورهای پیشرفته صنعتی است. موسکه (2005) معتقد است که کسب‌وکارهای خانگی عمدتاً برای انتساب به آن دسته از عملیات تجاری گفته می‌شود که در قدم نخست در یک اقامتگاه خصوصی انجام می‌شوند یا در یک بنیاد خانگی متمرکز باشند. کسب‌وکارهای خانگی معمولاً در حوزه کسب‌وکارهای بسیار کوچک (کسب‌وکارهای کمتر از پنج کارمند) دسته‌بندی می‌شوند (Loscocco & Smith, 2004). این نوع کسب‌وکارها وابستگی زیادی به ویژگی‌های فردی شخص مالک کسب‌وکار دارند، به‌طوری‌که مالک کسب‌وکار خانگی در هر مورد خاص، نیازها و انگیزش‌های متفاوتی برای هدایت کسب‌وکارش دارد. بااین‌حال بررسی‌ها نشان از تحقیقات و اطلاعات محدود در این حوزه است. حیطه کسب‌وکار خانگی عمدتاً به کسب‌وکارهایی اشاره دارد که در اقامتگاه‌ها یا منازل شخصی انجام می‌گیرند. به‌علاوه این نوع اقامتگاه‌ها به‌طورمعمول محل زندگی و سکونت فرد نیز می‌باشند (Mason, et al., 2011).

     کسب‌وکارهای خانگی از نظر اندازه به کوچک‌ترین نوع کسب‌وکار گرایش دارند (Carter, et al., 2004). این کسب‌وکارها به فعالیت‌های تجاری تک‌نفره یا دونفره شباهت دارند و فروش‌های سطح پایین را شامل می‌شوند (Mason, et al., 2011) و گردش مالی آنها نیز پایین است (Carter, et al., 2006). بیش از 75 درصد صاحبان این کسب‌وکارها بیش از 40 ساعت در هفته کار می‌کنند (Mason, 2008) و افرادی که در این کسب‌وکارها مشغول به‌کار هستند ممکن است در یک هفته کاری به کسب‌وکارهای پاره‌وقت و یا نیمه‌وقت دیگری نیز بپردازند (Carter, et al., 2004).

     صاحبان کسب‌وکارهای خانگی علاقه زیادی به استفاده از سرمایه‌های شخصی مانند کارت‌های اعتباری و پس‌انداز دارند تا اینکه از سرمایه‌های کسب‌وکار مانند قرض، حواله یا خرید با شرایط مدت‌دار استفاده نمایند. شاید علت اصلی این مورد تمایل آنها به توفیق‌طلبی و رشد شخصی باشد. البته داده‌های به دست آمده از تحقیقات نشان می‌دهند که کسب‌وکار‌های خانگی شباهت کمتری نسبت به کسب‌وکار‌های سنتی دارند (Carter, et al., 2006).

     کسب‌وکارهای خانگی عموماً به دو دسته تقسیم می‌شوند: کسب‌وکارها در خانه و کسب‌وکارها از خانه. این دسته‌بندی معمول‌ترین نوع دسته‌بندی برای این نوع از کسب‌وکارها است (Newbery & Bosworth, 1998).

 

جدول 1. دسته‌بندی انواع کسب‌وکار خانگی

(Newbery & Bosworth, 1998)

نوع کسب‌وکار

مردان %

زنان %

کل %

در خانه

25

40

32

از خانه

75

60

68

 

     فانگ و همکاران (2001) اعتقاد دارند کسب‌وکارهایی را می‌توان خانگی نامید که صرف‌نظر از اندازه و نوع آنها محل کار اصلی‌شان در خانه باشد. اما نقطة تمایز و ابهام در تفاوتی است که میان کارکنان خانگی و کارآفرینان خانگی وجود دارد. بدین‌ترتیب که مشخص نیست بین فعالیت‌های افرادی که در استخدام و قرارداد یک شرکت یا مؤسسة مستقل بیرونی بوده اما دفتر کار و محل انجام وظایف آنها در خانه است با فعالیت‌های افرادی که در استخدام هیچ سازمانی نبوده و به‌طور مستقل برای ایجاد ارزش افزوده به کارهای تولیدی، خدماتی و فروش می‌پردازند، چه تفاوتی وجود دارد. در برخی تعاریف ارائه‌شده این دو مفهوم درهم آمیخته و کسب‌وکار خانگی نامیده شده‌اند. درحالی‌که کار خانگی مفهوم وسیعی است که صاحبان و اداره‌کنندگان کسب‌وکارهای خانگی را نیز شامل می‌شود (Rosnafisah, et al., 2009). روبرتز و کریسمن (1997) تعاریف متعدد از کسب‌وکارهای خانگی را به سه دسته تقسیم می‌کنند:

1. تعاریف فراگیر: در این‌گونه تعاریف هیچ تمایزی میان کارکنان خانگی و کارآفرینان خانگی وجود ندارد. به‌عنوان مثال هیچ تفاوتی میان کارمند بانکی که وظایف‌اش را با شبکة اینترنت و در خانه انجام می‌دهد با فردی که به‌طور مستقیم کسب‌وکاری اینترنتی را در خانه راه‌اندازی کرده وجود ندارد و هر دو کسب‌وکار خانگی نامیده می‌شوند.

2. تعاریف پالوده: هر نوع فعالیتی که در آن فرد به‌صورت تمام‌وقت یا پاره‌وقت یک کسب‌وکار مستقل را در خانه اداره می‌کند.

3. تعاریف خاص: تنها کسب‌وکارهایی را شامل می‌شود که فرد به‌صورت تمام‌وقت و در خانه آن را اداره می‌کند.

     آنها همچنین کارکنان خانگی را از نظر شکل ساختاری کسب‌وکار و نیّت‌مندی در کار در 5 نوع دسته‌بندی می‌کنند:

1. کارآفرین مستقل رشدگرا: این افراد یک کسب‌وکار خانگی مستقل را راه‌اندازی کرده و امیدوارند در آینده بتوانند آن را گسترش داده و تبدیل به یک کسب‌وکار واقعی کنند.

2. کارآفرین مستقل زندگی‌گرا: این افراد یک کسب‌وکار خانگی مستقل را راه‌اندازی کرده، اما تمایلی به توسعة آن نداشته و بیشتر به دنبال تعادل میان کار و زندگی هستند.

3. مقاطعه‌کار مستقل: افرادی که در خانه، به‌صورت سفارشی و با دریافت کارانه برای افراد یا مؤسسه‌های بیرونی کار می‌کنند.

4. عامل فروش خانگی: افرادی که نمایندگی فروش، نصب و پشتیبانی یک شرکت را در خانه برعهده دارند.

5. کارمندان خانگی: افرادی که به‌طورکامل در استخدام یک مؤسسة بیرونی بوده، اما وظایف‌شان را در خانه و یا از محل خانه انجام می‌دهند (خنیفر و همکاران، 1389).

     ملاحظه می‌شود که در این نوع‌شناسی هرچه ساختار کار خانگی به‌سمت استقلال و نیّت‌مندی بیشتر پیش می‌رود، ماهیت کارآفرینانة آن بیشتر شده و به مفهوم کسب‌وکار خانگی نزدیک‌تر می‌شود. همچنین سالازار (2001) در نوع‌شناسی دیگری از کارکنان خانگی آنها را براساس چگونگی استخدام و نوع مدیریت و کنترلی که بر کار دارند در چهار دسته جای می‌دهد که کسب‌وکارهای خانگی را در میان یکی از این چهار نوع جای می‌دهد (Salazar, 2001). دستة اول کارمندان خانگی‌اند این افراد نه‌تنها در استخدام و حقوق‌بگیر یک سازمان بیرونی هستند بلکه تحت کنترل و نظارت آن نیز قرار داشته و استقلال زیادی در چگونگی انجام وظایف خود ندارد. تنها تفاوت آنها با کارمندان معمولی در خانه به‌عنوان محل کارشان است. دسته دوم متخصصان و مدیران حرفه‌ای هستند که وظایف و مسئولیت‌هایشان را از خانه انجام می‌دهند. این افراد اگرچه مزدبگیر یک سازمان بیرونی هستند اما مدیریت و کنترل بر بسیاری از جوانب کاریشان را خود برعهده دارند. برخی راهبران سایت‌های اینترنتی را می‌توان در این دسته جای داد. دستة سوم مقاطعه‌کاران خانگی هستند. این افراد بخشی از زنجیرة تولید و خدمت‌های یک سازمان بیرونی بوده و تحت سفارش و به خواست آن فعالیت کرده و کارانه دریافت می‌کنند. برای مثال افرادی که سرهم‌بندی محصولات یک شرکت تولیدکنندة اسباب‌بازی را در خانه انجام می‌دهند و یا افرادی که نصب و تعمیرات محصول‌های یک شرکت تولیدکنندة لوازم خانگی را برعهده می‌گیرند را می‌توان در این دسته جای داد. و در نهایت دستة چهارم که صاحبان کسب‌وکارهای خانگی نامیده می‌شوند، این افراد خود به‌طور مستقل یک فعالیت اقتصادی را راه‌اندازی کرده و دربارة تولید، ارائة خدمت‌ها و فروش محصول‌هایشان خود تصمیم‌گیری می‌کنند. چنین فعالیت‌هایی را بنگاه‌های اقتصادی خانگی (Walker, 2003)، شرکت‌های خانگی (Tibble, 2005)، یا کسب‌وکارهای خانگی (Thompson, 2009) می‌نامند و به صاحبان و بنیان‌گذاران آن کارآفرینان خانگی (Walker et al., 2008) می‌گویند.

     با توضیح‌های ارائه شده دربارة چهار نوع کارکنان خانگی؛ کارآفرینی ویژگی منحصربه‌فردی است که صاحبان کسب‌وکارهای خانگی را از سه دستة اول متمایز می‌کند. اگرچه سه دستة اول نقش قابل‌توجهی در کاهش هزینه‌های یک سازمان به‌دلیل انتقال بخشی از فعالیت‌ها به خانه‌ها داشته؛ اما نمی‌توان مدعی بود که اثرگذاری قابل‌توجهی در رشد اشتغال و کارآفرینی در یک جامعه دارند، چرا که صرفاً یک جابه‌جایی مکانی انجام شده و شغل جدیدی ایجاد نمی‌شود. درحالی‌که دستة اخیر با شناسایی و بهره‌گیری از فرصت‌های کارآفرینانه نقش قابل‌توجهی در توسعة اشتغال ایفا می‌کنند (یدالهی فارسی و همکارن، 1389).

     بنابراین می‌توان کسب‌وکارهای خانگی را این‌گونه تعریف کرد: هر نوع فعالیتی که در آن فرد یا افرادی در محل زندگی خود بدون اینکه در استخدام یا مدیریت دیگری باشند به‌طور مستقل و برای ایجاد ارزش افزوده، به تولید و ارائة خدمت‌ها و فروش می‌پردازند.

     در این تعریف به تبعیت از فینمارک (2006) سه نوع کسب‌وکار خانگی وجود دارد:

· کسب‌وکارهای خانگی تولید؛

· کسب‌وکارهای خانگی خدماتی؛

· کسب‌وکارهای خانگی خرده فروشی.

     در ایران با اینکه بستر مناسبی برای گسترش کسب‌وکارهای خانگی وجود دارد، اما تاکنون این بخش از فعالیت اقتصادی به‌صورت جدی و نظام‌مند پیگیری نشده است. افرادی که در حوزة کسب‌وکارهای خانگی از گذشته مشغول به فعالیت بوده‌اند را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

1. افرادی که به فعالیت در بخش صنایع دستی مشغول می‌باشند.

2. گروهی که به‌صورت غیرقانونی و به‌اصطلاح زیرپله‌ای مشغول به فعالیت در این بخش هستند.

3. افرادی که خدماتی را در منازل ارائه می‌کنند خدماتی همچون خیاطی، آرایشگری، آشپزی و... و قریب به اتفاق نیز از بانوان هستند (نجاحی و قاسم‌پور، 1389).

 

صنایع دستی

یکی از بسترهای مناسب کسب‌وکارهای خانگی در ایران که به‌صورت سنتی، پتانسیل فرصت شغلی زیادی را داشته حوزه صنایع دستی است. حوزه فعالیت صنایع دستی یکی از بسترهای مناسب ایجاد اشتغال مولد در برخی از کشورهاست. براساس نظر کارشناسان ایران به همراه چین و هند سه قطب برتر صنایع دستی جهان هستند (خبرنامه سازمان صنایع دستی ایران، 1390). صنایع دستی در ایران به‌واسطة مزیت‌های نسبی که داراست پتانسیل ایجاد اشتغال و سرمایه‌گذاری مولد را در گذشته داشته است. این مزایا عبارتند از:

· امکان فعالیت در فضاهای محدود در مجاورت و یا در همان محل زندگی فرد، به‌صورت کار در خانه و هماهنگ با دیگر فعالیت‌های فرد است. برای مثال زن خانه علاوه‌بر رسیدگی به فرزندان، تهیه غذا برای خانواده و سرکشی به دام و طیور، ساعاتی از روز را نیز به بافت قالی یا دیگر صنایع دستی می‌پرداخته است.

· ابزار و تکنولوژی نسبتاً ساده و ابتدایی که بیشتر توسط دیگر اعضای خانواده یا خود فرد تهیه می‌شده و غالباً نیز توسط خود آنها تعمیر و ترمیم می‌گشته است.

· روش تولید به معنای امروزی بیش از آنکه تکنولوژی‌محور باشد اشتغال‌محور بوده است به‌گونه‌ای که در آن فرایند تولید مبتنی‌بر فرد بوده و هر بخش از فرایند تولید براساس حضور و دخالت مستقیم (دست، خلاقیت، هنر و...) فرد به ثمر می‌رسیده است.

· سرمایه‌بر نبودن فعالیت‌ها. در این بخش، نیاز به سرمایه اولیه چندان زیاد نبوده و سرمایه در گردش بیشتر از سفارش‌دهنده تأمین می‌شده است.

· بازار فروش مناسب داشته که به دو بخش تقسیم می‌شده است: بازار داخلی که شامل توریست‌ها و مصرف‌کنندگان محلی بوده و بازار خارجی که توسط بازاریابان و با استفاده از مکانیسم‌های بازار سنتی که غالباً بدون رقیب بوده صادرات انجام می‌گرفته است (میرزایی، 1393).

     اما امروزه این بخش به دلایل متعدد، پتانسیل سنتی خود را از دست داده است. تقاضا برای محصولات صنایع دستی به دلایل متعدد همگام با رشد جمعیت افزایش نیافته و از صحنه رقابت در بازار جهانی نیز فاصله زیادی گرفته است. این عدم اقبال محصولات صنایع دستی از یک‌سو در چرخه رقابت ناشی از توسعه اقتصادی و رشد محصولات موازی صنایع مدرن و ازسوی‌دیگر کاهش کیفیت و عدم رعایت اصول تولید مطابق با سلیقه مصرف‌کنندگان و عدم ارتقای سطح مهارت افراد شاغل برای بالا بردن کیفیت محصولات این بخش بوده است. این موضوع به‌شدت بر بسترهای ایجاد اشتغال پایدار در این حوزه تأثیر نامطلوبی گذاشته است (احمدی و همکاران، 1388).

 

فعالیت‌های زیرپله‌ای

یکی دیگر از گستره‌های موجود کسب‌وکارهای خانگی در ایران نوعی از فعالیت‌های اقتصادی است که غالباً انگیزه‌های غیرقانونی دارند، مثل تولید اجناس تقلبی، یا فعالیت‌هایی که انگیزه‌هایی مثل گریز از مالیات، عوارض، نظارت‌های بهداشتی و دلایلی از این قبیل دارند. این‌گونه از فعالیت‌ها بیش از آنکه برای اقتصاد جامعه مفید باشد، به پیکر ناتوان تولید ضربه زده و به بسیاری از تولید‌کنندگان، خسارات جبران‌ناپذیری وارد می‌کند که گاهی باعث تعطیلی و ورشکستگی این بنگاه‌های اقتصادی می‌شود. افرادی که این نوع از فعالیت‌ها را مدیریت و هماهنگ می‌کنند غالباً از نیروی کار طبقات محروم جامعه و فضای زندگی آنها به‌صورت کارمزدی استفاده می‌نمایند (نجاحی و قاسم‌پور، 1389).

 

مشاغل مرتبط با خدمات و تولیدات خانگی

نوع دیگر فعالیت‌هایی که به‌صورت سنتی با محوریت خانه در ایران انجام می‌شود، ارائه خدمات مختلف مانند خیاطی، آرایشگری، تزریقات، آموزش قرآن و مواردی از این دست است که امروزه فعالیت‌هایی با شکل جدیدتر از قبیل آموزش‌های جدید همچون زبان، یا آموزش‌های خاص درسی و آموزش‌هایی نظیر گل‌سازی و غیره نیز به آن اضافه شده است. همچنین به فعالیت‌هایی که به تولید محصولاتی همچون شیرینی، ترشی، تهیه گل‌های مصنوعی و مواردی از این قبیل می‌پرداخته‌اند می‌توان اشاره کرد که بخشی از وقت زنان خانه‌دار صرف آن می‌شده است. درهرحال، این‌گونه فعالیت‌ها بستر مناسبی در گذشته و حال برای کمک به اقتصاد خانواده بوده‌اند. ولی تنها معدودی از این فعالیت‌ها به‌صورت منظم، ساختارمند و همیشگی توسط این افراد دنبال می‌شده که بعضاً با تغییر وضعیت خانواده، این فعالیت‌ها تعطیل شده است. امروزه نیز غالباً این فعالیت‌ها با توجه به قوانین و مقررات خاصی قابل اجرا می‌باشند (نجاحی و قاسم‌پور، 1389).

     در تشخیص اینکه اصولاً چگونه می‌توان یک فعالیت را کسب‌وکار یا سرگرمی تلقی کرد نیز باید دقت زیادی اعمال شود. برای انجام یک دسته‌بندی موفق پرسش‌های زیادی می‌تواند انجام گیرد، شامل:

· فعالیت اصولا اهداف تجاری را در بر دارد یا خیر؟

· این فعالیت بیش از یک هدف و تمایل صرف است؟

· در فعالیت مورد نظر اهداف و چشم‌انداز سودآوری وجود دارد؟

· تکرار و تداوم در کار دیده می‌شود؟

· آیا فعالیت، طراحی، سازماندهی و مدیریت می‌شود؟

· و....

     پاسخ این پرسش‌ها می‌تواند این نکته را روشن کند که آیا فعالیت را به‌طورکلی می‌توان کسب‌وکار تلقی کرد، تا در مرحله بعد نوع کسب‌وکار مشخص شود (Walker, et al., 2008).

     یداللهی و همکاران (1389) در پژوهش خود، به‌طورکلی کسب‌وکارهای خانگی در ایران را در دو دسته تقسیم‌بندی نمودند. شامل کسب‌وکارهای خانگی تکنولوژی‌محور و سنتی. در نمونه مورد بررسی 25 درصد کسب‌وکارها به شیوه تکنولوژی‌محور و 75 درصد سنتی بودند. همچنین این دو نوع کسب‌وکار از لحاظ سن و سطح تحصیلات مالکان و نوع فعالیت با هم تفاوت دارند که در جدول 3. تفاوت میان این دو نوع کسب‌وکار آمده است.

 

جدول 3. کسب‌وکارهای خانگی تکنولوژی‌محور در مقابل سنتی(محقق)

کسب‌وکارهای خانگی تکنولوژی‌محور

کسب‌وکارهای خانگی سنتی

·  25 درصد از کسب‌وکارها در این زمینه قرار دارند

·  اکثراً توسط مردان اداره می‌شدند

·  مالکان آنها اکثراً تحصیلات دانشگاهی دارند

·  زمینه فعالیتی آنها اکثراً به‌صورت الکترونیکی و با استقاده از اینترنت است

·  بیش از 80 درصد از مالکان آنها بین 20-40سال سن دارند

·  اکثراً توسط فارغ‌التحصیلان دانشگاهی راه‌اندازی می‌شوند

·  مالکان آنها اکثراً به‌صورت شغل دوم در نظر داشتند و به‌صورت پاره‌وقت کار می‌کردند.

·  75 درصد از کسب‌وکارهای در این زمینه قرار دارند

·  اکثراً توسط زنان اداره می‌شدند

·  مالکان آنها اکثراً تحصیلات دیپلم و زیردیپلم دارند

·  زمینه فعالیتی آنها اکثراً به‌صورت صنایع دستی و تولیدی کوچک است

·  بیش از 70 درصد مالکان آنها بالای 40 سال سن دارند

·  اکثراً توسط زنان سرپرست خانوار راه‌اندازی می‌شوند.

·  مالکان آن را تنها منبع درآمد می‌دانستند و به‌صورت تمام‌وقت کار می‌کردند.

 

مدل‌های مختلف کسب‌وکار خانگی

مدل‌های کسب‌وکار خانگی براساس ماهیت فعالیت

1- کسب‌وکار سنتی یا خشتی- گلی

کسب‌وکارهای سنتی یا خشتی- گلی کسب‌وکارهایی هستند که به‌صورت کاملاً مستقل از هر سازمان یا شرکتی و تنها با اتکا بر توانایی‌ها و مهارت‌های فرد و معمولاً در محیط خانه انجام می‌شوند. در این حالت شخص ممکن است قسمتی از خانه شخصی خود و یا ساختمان مستقلی را مورد استفاده قرار دهد. علاوه‌براین می‌توان مکانی را با هدف فروش کالاها و خدمات، خریداری یا اجاره نمود. مثال‌هایی از این نوع کسب‌وکار عبارتند از: مربی خصوصی، آرایشگاه، تیمار حیوانات خانگی، صنایع دستی و تعمیرات کامپیوتر. سرمایه‌ای که برای شروع چنین کسب‌وکاری مورد نیاز است، معمولاً زیاد نیست ولی در اکثر موارد ممکن است مدت زمان زیادی طول بکشد تا کسب‌وکار به سوددهی برسد (ناطقی و همکاران، 1389).

 

2- کسب‌وکار فرانشیزی

مدل کسب‌وکار فرانشیزی شباهت زیادی به کسب‌وکارهای سنتی یا خشتی- گلی دارد، با این تفاوت که در این حالت فعالیت، تحت برندها یا در اماکن شناخته شده انجام می‌شود. فرانشیز اجازه یا امتیازی است که یک بنگاه کسب‌وکار به افراد می‌دهد تا تحت نام تجاری آن بنگاه، فعالیت نمایند. در این میان شخص امتیازگیرنده باید در بیشتر فعالیت‌های شغلی خود از هزینه‌های اولیه و مستمر برخورداری از حق امتیاز را به امتیاز‌دهنده پرداخت نماید و در مقابل، از نام تجاری و پشتیبانی‌های مداوم امتیاز‌دهنده و حق استفاده از سیستم اداره کسب‌وکار و فروش محصولات و یا خدمات ایشان، بهره‌مند می‌شود (احمدپور داریانی و ملکی، 1390).

 

3- کسب‌وکار مبتنی‌بر اینترنت و فنّاوری اطلاعات

در این حالت محل فعالیت، یک وب‌سایت و یا یک وبلاگ بوده و محصولات یا خدمات از طریق ابزارهای آن‌لاین فروخته می‌شوند. وب‌سایت‌ها و قالب‌های مختلفی وجود دارند که می‌توان آنها را یک‌جا و کامل خریداری کرده یا به عضویت آنها درآمد، مانند ارسال نامه‌های الکترونیکی معرفی محصولات. علاوه‌براینها می‌توان از خدمات کامل میزبانی ابزارهایی استفاده کرد که به مدیریت مشتریان و روابط با مشتریان کمک شایان‌توجهی می‌کند؛ مانند ابزارهای سبد خرید اینترنتی برای محصولات موجود، پردازش‌های مربوط به کارت‌های اعتباری و بازاریابی از طریق پست الکترونیک. یکی از مزایای اصلی این مدل کسب‌وکار این است که فرد با بهره‌گیری از اینترنت می‌تواند مشتریانی از سراسر جهان داشته باشد؛ و یا به بیان بهتر، همة دنیا بازار این مدل کسب‌وکار است. این نوع کسب‌وکار خانگی رایج در کشورهای اروپایی و آمریکا است (Wynarczky & Graham, 2013).

     برای یک فرد تازه کار در این نوع کسب‌وکار ممکن است درک و یادگیری آن چیزهایی که مورد نیاز بوده و انجام کارها به شکلی صحیح، اندکی سخت و دشوار باشد. پس از اینکه فروشگاه آن‌لاین راه‌اندازی شد، شخص باید یاد بگیرد که چگونه مخاطبان هدف و مورد نظر خود را بیابد، چگونه بدون اشتباه تبلیغات کند، چگونه برای مشتریان هدف خود بازاریابی کند و چگونه مخاطبان کسب‌وکارش را به خریداران محصولاتش تبدیل کند. یکی از انواع متداول کسب‌وکارهای اینترنتی، بازاریابی مشارکتی است. در این حالت شخص اقدام به تبلیغ محصولات و خدمات سازمانی خاص در وب‌سایت یا وبلاگ خود می‌کند. هر فروشی که به‌واسطه این تبلیغ اینترنتی و از طریق آن وب‌سایت یا وبلاگ انجام شود، درصدی از مبلغ فروش به‌عنوان کمیسیون به شخص تعلق می‌گیرد. در این نوع کسب‌وکار خانگی معمولاً حاشیه سود نسبتاً کم است و به‌همین‌دلیل باید صدها و یا هزاران واحد محصول فروخته شود تا درآمد قابل قبولی حاصل شود (Wynarczky & Graham, 2013).

 

4- کسب‌وکار مبتنی‌بر بازاریابی شبکه‌ای

در این حالت، شخص مقادیری از محصولات را خریداری کرده و یاد می‌گیرد که چگونه برای این محصولات بازاریابی کند. گستره این نوع فعالیت‌های بازاریابی معمولاً محلی است، اما پتانسیل گسترش جغرافیایی را دارا می‌باشد. برای مثال فرد می‌تواند از روش‌های سنتی تبلیغات مانند تراکت و تبلیغات روزنامه‌ای و یا ملاقات‌های شخصی، مهمانی‌های خانگی، نمایشگاه‌ها و... برای فروش محصولات استفاده کند. در این نوع کسب‌وکار خانگی علاوه‌بر فروش محصولات، اقداماتی برای جذب افراد به‌عنوان توزیع‌کننده یا بازاریاب و ایجاد یک شبکه فروش نیز انجام می‌شود. یعنی افرادی موظف به فروش محصولات می‌شوند و در ازای این فروش نیز مبلغی از کسب‌وکار دریافت می‌کنند. خود فروشندگان هم به‌نوبه خود می‌توانند افرادی را به‌عنوان بازاریاب و فروشنده برای خودشان به‌کار گیرند و به این صورت یک شبکه فروش شکل می‌گیرد. در ازای هر واحد کالایی که در شبکه به فروش می‌رسد، هم افراد بالاسر فروشنده به میزان مشخصی از سود فروش سهم دریافت می‌کنند. این مدل کسب‌وکار خانگی اغلب مناسب افرادی است که دارای شخصیتی برون‌گرا و اجتماعی بوده و تمایل دارند که درآمدهای اضافه‌ای را نیز در با استفاده از دوستان، همکاران و خانواده به دست آورند. این نوع کسب‌وکار خانگی این امکان را فراهم می‌کند تا دو جریان درآمدی برای فرد ایجاد شود: یکی درآمد حاصل از فروش محصولات و دیگری درصدی از حق‌العمل (کمیسیون) حاصل از فروش محصولات توسط تیم توزیع‌کنندگانی که به‌وسیلة فرد وارد کسب‌وکار شده‌اند (Wynarczky & Graham, 2013).

 

مدل‌های کسب‌وکارهای خانگی براساس بازار هدف

1- ارائه خدمات به مشتریان سازمانی مختلف

فرصت‌های موجود در این مدل می‌تواند شامل کسب‌وکارهای خانگی‌ای چون ثبت و نگهداری داده‌های مربوط به مدیریت مالی، واسطه‌گری اطلاعات و نگارش متون تخصصی، خدمات مربوط به منشی‌گری و دستیاری در مسائل اداری شود.

 

2- ارائه خدمات به مصرف‌کنندگان و سازمان‌های خصوصی

برخی از خدماتی که تحت این نوع کسب‌وکارهای خانگی می‌توان به آنها اشاره نمود عبارتند از: نظافت و نگهداری ادارات، شست‌وشوی صنعتی شیشه‌ها، دفترداری سازمان‌ها، خدمات امنیتی و نظارتی و...

     ارائه خدمات به افراد و خانواده‌ها می‌تواند یک روش پرمنفعت برای بسیاری از افرادی باشد که قصد راه‌اندازی یک کسب‌وکار خانگی را دارند. برخی از خدماتی که می‌توان در این حوزه به افراد و خانواده‌ها ارائه کرد عبارتند از: انجام تعمیرات جزئی منازل، نگهداری از اعضای سالمند خانواده، تدریس مستمر در منزل مانند دروس ریاضیات، زبان خارجه و یا کار با نرم‌افزارهای کامپیوتری، نگهداری از حیوانات خانگی و سایر خدماتی که امکان ارائه به این شکل را دارند (ناطقی و همکاران، 1389).

احمدی، نهال. باغبان، ایران. فاتحی‌زاده، مریم‌الساداات. (1388). کسب‌وکارهای خانگی: راهی بسوی خوداشتغالی زنان و کارآفرینی در خانه، همایش نقش زن در توسعه علوم، فرهنگ و تمدن اسلامی.
خنیفر، حسین، احمدی آزرم، هادی، زمانی فر، محسن (1389). کارآفرینی خانگی: انگیزه‌ها و نقش عوامل جمعیت شناختی بر آن، فصلنامه توسعه کارآفرینی، سال سوم، شماره نهم. ص 181-203.
سازمان صنایع دستی. (1390). خبرنامه سازمان صنایع دستی، شماره 6.
صابر، فیروزه. (1381). امکان سنجی و بررسی مشاغل از راه دور برای زنان فارغ التحصیل دانشگاهی در استان تهران، سازمان همیاری اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها.
ناطقی، علی‌اکبر، قاسمی، حسام‌الدین، عباسی، مهدی و کاظمی تربقان، مریم. (1389). معرفی برخی مدل‌های کسب‌وکار خانگی، مجموعه مقالات برتر اولین همایش ملی توسعه مشاغل خانگی، 32-56.
نجاحی، اکبر، قاسم‌پور، ابوالحسن. (1389). مروری بر مدل‌های رایج کسب‌وکار خانگی و ارائه مدل مناسب برای ایران، مجموعه مقالات برتر اولین همایش ملی توسعه مشاغل خانگی، 85-108.
یداللهی فارسی، جهانگیر. رضوی، سیدمصطفی. زالی، محمدرضا. (1389). خلاصه مدیریتی: ارزیابی فعالیت‌های کارآفرینانه در ایران براساس مدل GEM"، تهران، مؤسسه کار و امور اجتماعی، چاپ اول.
Carter, J. (2002), "Home-based Business Survey: Report on Research to Assess the Business Support and Other Needs of the Home based Economy", Horsham District Council, Horsham.
Carter, S., Mason, C. & Tagg, S. (2004), "Lifting the Barriers to Growth in UK Small Businesses", FSB Biennial Membership Survey, University of Stirling, Stirling.
Finmark, T. (2006). Home-based entrepreneurs: Working in home. A guide book for women and homemakers, Corpcom Services Sdn, Bhd Publication: Singapore.
Holmes S, Smith, S., & Cane, G. (2007), Gender issues in home based business operation and training: an Australian overview; Women in Management Review, 12 (2), 68-73.  Jain, A., & Courvisanos, J. (2013). Home based business in suburban peripheral regions and government policy: A case study of Casey, Melbourne, Australia. Australasian Journal of Regional Studies, (19)2, 295-318.
Newbery, R & Bosworth, G. (2010), Home-based business sectors in the rural economy. Society and Business Review, 5 (2), 183-197.
Rosnafisah S., Slavia, M., S., & Mohd, S., A. (2009). The e-business potential for home-based businesses in Malaysia: a Qualitative study, International Journal of Cyber Society and Education. 2 (1), 21-36
Salazar, C. (2001). Building boundaries and negotiating work at home. Communications of Acm, 3 (1), 162-169.
Tipple, G. (2005). The place of home-based enterprises in the informal sector: evidence from Cochabamba, New Delhi, Surabaya and Pretoria, 42 (4), 611-632.
Thompson, P. (2009). Women and home-based entrepreneurship: evidence from the United Kingdom, International Small Business Journal, 27 (2), 227-239.
Walker, E., & Webster, B. (2004). Gender issues in home-based business. Women in Management Review, 19 (8), 204-212.
Walker, E. (2003). Home-based business: Setting straight the urban myths. Small Enterprise Research, 11 (2), 35-48.
Walker, E., Wang, C., & Redmond, J. (2008).women and work-life balance: is home-based business ownership the solution? Equal opportunities International, 27 (3), 258-275.
Wynarczyk, P. & Graham, J. (2013). The impact of connectivity technology on home-based business venturing: The case of women in the North East of England. Local economy, 28 (5), 451-470.